ghaemiyeh.com
سرشناسه : رجبي، عباس، ۱۳۴۷ -
عنوان و نام پديدآور : راههاي تقويت فرهنگ حجاب/ تحقيق عباس رجبي.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري : ۱۸۸ ص.
شابك : :978-964-540-404-6
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
يادداشت : كتابنامه: ص. [۱۸۵]- ۱۸۸؛ همچنين به صورت زيرنويس.
موضوع : حجاب
موضوع : حجاب -- جنبههاي مذهبي -- اسلام
موضوع : حجاب -- تاثير
موضوع : حجاب -- جنبههاي اجتماعي
شناسه افزوده : نشر مشعر
رده بندي كنگره : BP۲۳۰/۱۷/ر۳ر۲ ۱۳۹۱
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۶۳۶
شماره كتابشناسي ملي : ۲۸۸۹۲۰۷
حجاب و پوشش اسلامى، از احكام و موضوعهايى است كه در منابع اسلامى جايگاهى ويژه دارد. اين دستور قرآنى، نه تنها حافظ اخلاق و عفاف زنان جامعه است، بلكه مردان را نيز از آلودگىها حفظ مىكند. همچنين به زنان امنيت اجتماعى مىبخشد و آنان را از نگاههاى هوسبازان حفظ مىكند. بنابراين حفظ حريم عفاف براى زنان، هم حق است و هم تكليف؛ حق است، زيرا حق دارند با پوشش كامل، خود را از نگاهها و هوسها محفوظ دارند و تكليف است، بهاين دليل كه سلامت جامعه، در گرو حفظ عفت و پاكدامنى آنهاست. بنابراين وظيفه دارند در سالم نگهداشتن فضاى جامعه اسلامى بكوشند.
از فضاهايى كه حضور زنان در آن، با پوشش كامل و حجاب اسلامى نشانه شخصيت والاى زنان ايرانى و پيروان مكتب اهلبيت است، صحنه حج، عمره و سفرهاى زيارتى است. از آنجا كه اين سفرها با اهدافى پاك و الهى صورت مىگيرد، بايد زن مسلمان ايرانى با پوششى پسنديده و متناسب، در اين سفر حاضر شود.
براى نهادينه شدن فرهنگ حجاب در اين سفرهاى معنوى و رعايت اين حكم قرآنى از سوى همه زائران، اعم از مرد و زن، اثرى با عنوان «راههاى تقويت فرهنگ حجاب» در قالب داستانهاى آموزنده به قلم حجت الاسلام و المسلمين «عباس رجبى» تدوين شده است. نويسنده در اين اثر كوشيده است وظيفه زائران را نسبت به حجاب تعيين كند.
اميدواريم زائران گرامى با مطالعه اين اثر هم وظيفه خود را بشناسند و هم براى نهادينه كردن فرهنگ حجاب كوشا باشند.
انه ولى التوفيق
پژوهشكده حج و زيارت
گروه اخلاق و اسرار
سفرهاى زيارتى، فرصت بسيار خوبى است كه انسان مىتواند از آنها براى تقرب به خداوند و در نتيجه برآورده شدن حاجات و مستجاب شدن دعاهايش بهره برد. البته بهره كامل بردن از اين سفرهاى نورانى كه چه بسا فقط يك بار در عمر نصيب انسان شود، مشروط بر اين است كه زائر، آداب زيارت را رعايت كند.
آداب زيارت بر دو نوع است: نخست آداب ظاهرى، مانند غسلكردن، لباس تميز پوشيدن، ذكر گفتن و اذن دخول طلبيدن، آهسته قدم برداشتن، با حالت خضوع و خشوع وارد حرم شدن، صاحب حرم را زنده و ناظر اعمال خود دانستن، توجه به مقامات معنوى صاحب حرم و با چنين احساسى زيارتنامه خواندن و عرض سلام و ادب كردن و كارهايى مانند آن كه رعايت آنها بسيار سفارش شده است.
دوم، آداب باطنى زيارت است. آداب باطنى زيارت، هماهنگ كردن باطن خود با شرع مقدس اسلام است؛ به عبارت ديگر، كسى كه واجبات الهى را رعايت كند و خود را از آلوده شدن به گناهان باز دارد و اگر
گناهى كرده است، با توبه كردن، روح و جان خويش را پاك گرداند، مىتواند اميدوار باشد كه بهره كامل را از زيارت خود مىبرد.
بنابراين، كسى كه به قصد زيارت، به مكه و مدينه و عتبات عاليات و ديگر زيارتگاهها مشرف مىشود، براى بهره بردن از سفر، بايد در درجه اول، اعمال و رفتار خود را اصلاح كند كه در غير اين صورت، از لطف و عنايت الهى بىبهره مىماند. كه شرط قبولى عمل، اخلاص و تقواست: إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ؛ «خدا فقط اعمال پرهيزكارن را مىپذيرد» . (مائده:٢٧)
از مهمترين مصداقهاى تقوا در سفرهاى زيارتى و شرط قبولى اعمال و مورد توجه خدا و صاحب زيارت قرار گرفتن، رعايت حريم ميان زن و مرد و به عبارت ديگر، رعايت حجاب و پوشش اسلامى از سوى زنان است.
در حقيقت، مهمترين و برجستهترين رفتار دينى و اجتماعى يك زن مسلمان، بهويژه زنى كه با هدفى مذهبى و به عنوان زائر به سوى مشاهد مشرفه مانند مكه و مدينه و قبور مطهر ائمه (عليهم السلام) در عتبات عاليات سفر مىكند، پوشش و حجاب اوست. امروزه نزد مردم پوشش و حجاب زنان و رفتار عفيفانه آنها در برابر نامحرم، ملاك مسلمان بودن و متدين بودن آنها به شمار مىرود؛ زيرا حجاب از يك سو، نشانه عفت و حيا و پاكى زن، و از ديگر سو، نشانه غيرت و مردانگى و ديندارى خانواده اوست. ازاينرو در اين نوشتار تلاش شده است توجه زائران محترم به مسئله
حجاب، معطوف شود.
دليل ديگرى كه به اهميت طرح اين موضوع، به عنوان موضوعى پژوهشى مىافزايد، اين است كه چون ماهيت سفر زيارتى، دينى، و از آموزههاى دينى است، بايد در اين سفر بيش از موقعيتهاى ديگر به حجاب توجه داشت. همچنين، از آنجا كه بيشتر اين سفرها در خارج از كشور است و زائران ايرانى، نمايندگان جمهورى اسلامى و مكتب تشيع بهشمار مىروند، اگر حجاب و پوشش اسلامى را رعايت نكنند، آبروى مكتب اسلام و نظام جمهورى اسلامى خدشهدار خواهد شد.
امام صادق (عليه السلام) خطاب به پيروانشان مىفرمايد:
«كُونُوا لَنا زَيْناً وَلاتكُونُوا عَلَيْنا شَيْناً»(1)«مايه زينت و زيبايى ما باشيد، نه مايه ننگ و عار ما» . حضرت در اين سخن سفارش مىكنند كه پيروانشان كارى نكنند كه آبروى آنها نزد پيروان ديگر مذاهب برود. ازاينرو كوشيدهايم موضوع حجاب را از جنبههاى گوناگون، بهويژه در سفرهاى خارجى و داخلى، بررسى كنيم. سعى شده است مطالب كتاب نيز به شيوه داستانى، نقل روايت و بيان خاطرات تلخ و شيرين باشد تا مطالعه آن خستهكننده نباشد.
در جامعه امروز ما، برداشتهاى گوناگونى درباره حجاب وجود دارد كه برخى از آنها با اسلام سازگار نيست. از ميان آنها مىتوان به دو
1) وسائل الشيعه، محمد بن الحسن الحر العاملي، ج١٢، ص٧.
برداشت و باور افراطى و تفريطى درباره حجاب اشاره كرد.
در ديدگاه افراطى، به حجاب، جايگاهى فراتر از حد خود داده شده است و تمام فضايل معنوى زن در حجاب او خلاصه مىشود؛ چنانكه اگر خانمى به پوشش ظاهرى خود اهميت دهد، به تمام فضيلتهاى زن مسلمان رسيده، ولى اگر حجابش كامل نباشد، هيچ فضيلتى به دست نياورده است.
اين برداشت افراطگونه، دو نتيجه نادرست در پى دارد: نخست اينكه زنان مسلمان را از كسب فضايل ديگر غافل مىكند؛ زيرا دچار نوعى خودبزرگبينى كاذب مىشوند و عجب و غرور آنها را از رسيدن به ديگر كمالات باز مىدارد؛ دوم اينكه براى ديگر زنان كه به حجاب اهميت چندانى نمىدهند، هيچ ارزش و احترامى قائل نمىشوند. بلكه آنها را افرادى لاابالى، بىفرهنگ و دور از معنويت و دين مىدانند. توضيح اين مطلب كه اين دو نتيجه، چه پيامدهاى مخربى درپىدارد، در اين نوشتار نمىگنجد.
با توجه به آنچه گفته شد، حجاب همه فضيلتهاى يك زن مسلمان نيست و بسيارى از زنان، ويژگىهاى شخصيتى و اخلاقى پسنديدهاى، مانند خوشخلقى، سخاوتمندى، ايثارگرى، انساندوستى، حيا و دهها صفت نيكو و انسانى دارند، ولى به دليل نداشتن اطلاعات كافى يا عادت كردن به نوعى پوشش، حجاب كاملى ندارند.
آنگاه كه خداوند در قرآن، درباره ويژگىهاى زنان مسلمان سخن مىگويد، بر اخلاق نيك تأكيد بسيارى مىكند. در سوره احزاب آيه ٣۵،
براى زنان، صفات و ويژگىهايى مانند مردان بيان شده كه به ترتيب، عبارتاند از: تسليم بودن در برابر حق، ايمان قلبى به خداوند، اهل عبادت بودن، راستگويى، صبور بودن، خداترسى و خشوع، مسكيننوازى، روزهدارى، دورى از شهوات حرام و بسيار به ياد خدا بودن. آنگاه آمده است: «خداوند براى چنين افرادى، آمرزش و پاداشى بزرگ ذخيره كرده است» . (احزاب:٣۵)
بنابراين، زنان باحجاب بايد در كنار پوشش مقدس حجاب، اين ويژگىها را نيز در خود به وجود آورند، تا افزون بر اينكه مسلمانى كامل مىشوند، الگويى براى ديگر زنان باشند.
بر ايناساس، هر بانوى مسلمان و با حجاب، بايد با زنان بدحجاب، رفتارى مؤدبانه داشته باشد كه ناشى از ايمان كامل اوست.
زن مسلمان بايد با عملش ديگر زنان را به حجاب تشويق كند، نه اينكه با بداخلاقى و ترشرويى و رفتار متكبرانه، سبب فرارى شدن آنها از دين و حجاب شود. در اصل بايد ميان ميزان حجاب زن با ديگر اعمال او، هماهنگى باشد؛ يعنى بهگونهاى نباشد كه در ظاهر و پوشش، باحجاب باشد، ولى در عمل و رفتار، معنويتى در رفتار او ديده نشود. چادر هر زن مسلمان، بهويژه زائر ايرانى، پرچم اسلام و نماد حكومت اهل بيت است. اگر هنگام نماز ديده شود كه اين بانوى چادرى و باحجاب، به جاى رفتن به مسجد و زيارتگاهها، در بازارها و مغازهها پرسه مىزند، آيا سبب تنفر ديگر مسلمانان از مكتب اهل بيت نمىشود؟ يا زنى با پوشش چادر، حق تقدم را رعايت نكند و عدالت را
زير پا بگذارد، يا به هنگام برخورد با ديگران، اخلاق اسلامى و ادب را رعايت نكند، آيا مردم را به حجاب و چادر بدبين نمىكند؟ پس بانوان افزون بر رعايت حجاب، بايد حرمت حجاب خود را نيز حفظ كنند و تصوير خوبى از يك زن مسلمان و با اخلاق در اذهان اطرافيان برجا بگذارند.
براساس برداشت دوم كه ديدگاهى تفريطى و سطحى درباره حجاب است، مهم نيست كه زن چه مقدار پوشش داشته باشد. در اين ديدگاه، پوشش و حجاب امرى شخصى است و هركس هر مقدار كه دوست دارد، خود را مىپوشاند. اين برداشت از حجاب كه مدتى است ميان جامعه نفوذ كرده، گاهى ميان بانوان خوب و تحصيل كرده نيز ديده مىشود. ازاينرو در جامعه اسلامى ايران، پديده بدحجابى پديدهاى منحصر به فرد است كه در فرهنگهاى ديگر ديده نمىشود؛ زيرا در ديگر كشورهاى اسلامى، زنان يا با حجاب كامل ظاهر مىشوند يا بهطور كلى حجاب را برمىدارند.
اين ديدگاه بيشتر به حجاب باطنى معتقد است، نه حجاب ظاهرى و به پوشش ظاهرى خود اهميت چندانى نمىدهد و اصل در مسلمان بودن زن را همان ويژگىهايى مىداند كه به نقل از سوره احزاب بيان شد.(1)اين گروه از بانوان كه گاه در مراكز مذهبى و مشاهد مشرفه نيز ديده مىشوند، اگرچه با چنين تفكرى، از پوشش كاملى برخوردار
1) ر. ك: احزاب: ٣۵.
نيستند، در باطن خود دين را دوست دارند و از عبادت و زيارتشان لذت مىبرند. شگفتانگيزتر آن است كه اين انديشه، در برخى از زنان محجبه نيز به صورت نامحسوسى نفوذ كرده است. ازاينرو گاهى زنان پوشيده و چادرى نيز صورت خود را هر چند اندك، ولى جذاب آرايش مىكنند.
انسان با اندك تأملى در مسائل و احكام دينى، به روشنى درمىيابد كه اين ديدگاه نيز اشتباه است. بزرگان دين و علماى اسلام هيچكدام اين انديشه را كه «اصل در طهارت قلب است و پوشش ظاهر لزومى ندارد» ، تأييد نكردهاند. ما بايد احكام دين خود را عالمانه و از روى دليل محكم به دست آوريم. دليل اينكه بسيارى از امتهاى گذشته گمراه شدند، همين ديدگاه سطحى و بدون منطق به دين بوده است.
درباره حجاب و پوشش ظاهرى نيز لازم است مردم بينشى درست داشته باشند. آنان بايد بدانند كه حجاب، دستور مسلّم اسلام براى همه بانوان است، نه امرى شخصى. بنابراين هيچ زنى نمىتواند غير از گردى صورت و دستها تا مچ، جايى از بدن خود را در معرض ديد نامحرم قرار دهد. البته اين دو قسمت كه استثنا شده، در صورتى مجوز آشكار شدن دارد كه آرايشى نداشته باشد. همچنين اگرچه زنان مىتوانند فضايل بىشمارى داشته باشند، ولى برجستهترين ويژگى يك زن، عفت و حياى اوست؛ عفت و حيايى كه هم در باطن او وجود داشته باشد و هم در ظاهر او نمود پيدا كند. گفتنى است، حجاب كامل حجابى
است كه هم از درون موجب روشنى قلب زن مىشود و هم از جنبه بيرونى و ظاهرى، درس حيا و بندگى و سركوب كردن هواى نفس و تسليم بودن در برابر فرمان الهى را به همگان مىدهد. در حقيقت، وقتى يك بانوى مسلمان، تمام ايمان، معنويت، وقار، شخصيت، حيا و عفت خود را با حفظ پوشش و حجاب ظاهرىاش به نمايش مىگذارد، تأثير بسيار شگرفى بر ديگر افراد مىگذارد و درس بزرگى از اخلاق و انسانيت و ايمان به آنها مىدهد. ازاينرو مستكبران و هواپرستان و بيگانگان، باحجاب مبارزه مىكنند و با زنان محجبه رفتارى نامحترمانه دارند.
خداوند در قرآن كريم، در آيه ٣٢ و ٣٣ سوره احزاب (كه درباره زنان پيامبر نازل شد، و آنها مخاطب آيه هستند) به زنان، اين پيام را مىدهد كه در كنار نماز، عبادت، كمك به محرومان و فقرا و تسليم بودن در برابر خدا و پيامبر، مراقب رفتارهاى زنانه خود باشند و در حجاب ظاهر خود، چنان دقت كنند كه حتى به صورت ناخودآگاه، نيز توجه نامحرم را به خود جلب نكنند. پس ضرورى است زنان، هنگام صحبت كردن با نامحرمان و روبهرو شدن با آنها، از هر رفتار كه سبب جلب توجه ايشان به زيبايىهاى جسمانى شود، به شدت بپرهيزند.
بىشك، اصل در حجاب، رعايت حجاب درونى و باطنى است. ولى به دليل پيامدهاى منفى بدحجابى زنان بر مردان نامحرم و جامعه، لازم است زنان، ظاهر خود را نيز با باطن پاك و معنوى خود هماهنگ كنند، تا موجب گمراهى و به گناه افتادن كسى نشوند.
امروزه، برخى پوشش ظاهرى را از عفت درونى و باطنى جدا مىدانند و معتقدند انسان يا بايد عفت و حجاب ظاهرى را رعايت كند يا حجاب و عفت و باطنى را. آنگاه نتيجه مىگيرند چون عفت درونى مهمتر از پوشش ظاهرى است و اصل آن است كه درون انسان پاك باشد، ديگر لزومى به رعايت حجاب ظاهرى نيست. با توجه به آنچه گفته شد، مطرح كردن اين سؤال كه پوشش ظاهرى مهمتر است يا عفت درونى، اشتباه است و كسانى كه اينگونه بحثها را مطرح مىكنند يا از اصل موضوع بىاطلاع هستند يا به عمد، قصد جدايى اين دو را از هم دارند.
حقيقت اين است كه نه پوشش و حجاب ظاهرى مىتواند جايگزين عفت درونى شود و نه عفت درونى مىتواند جايگزين پوشش و حجاب ظاهرى شود، بلكه هر يك جايگاه خود را دارد و هر دو بايد رعايت شود. عفت، فضيلتى اخلاقى است كه مىتواند در تمام رفتارهاى انسان مانند پوشش، منش و گويش ظاهر گردد. زنى كه پوشش مناسبى ندارد، چگونه مىتواند درون عفيف خود را نشان دهد؟ البته آراسته بودن ظاهر اشكالى ندارد؛ آنچه اشكال دارد و حرام است، داشتن ظاهرى تحريككننده است. بنابراين پوشش ظاهرى شرط لازم است، ولى شرط كافى نيست و جاى عفت درونى را نمىگيرد؛ همانگونه كه عفت باطنى و درونى شرط لازم است و شرط كافى نيست و جاى حجاب و پوشش ظاهرى را نمىگيرد.
همچنين، بانوان بزرگوار و فرهيخته ما بايد به ياد داشته باشند كه
مردان، بهطور طبيعى و غريزى، به محركهاى ديدارى بسيار حساساند و به سرعت، تحت تأثير جلوهگرىهاى زنان قرار مىگيرند. ازاينرو براى داشتن جامعهاى سالم و مردانى باوقار و مورد اعتماد و نيز در امان ماندن از مزاحمت افراد فرصتطلب و بيماردل و داشتن جامعهاى مذهبى و اماكن زيارتى آرام و سرشار از معنويت، بايد به پوشش ظاهرى خود توجه كنيم و از رفتارهاى تحريكآميز و پوشيدن لباسهاى جذاب و تحريككننده بپرهيزيم. همچنين بكوشيم حريمميان زن و مرد را حفظ كنيم؛ هر چند موجب محدود شدن روابط و به زحمت افتادن ما شود. در حقيقت، زنى كه پوشش تحريككننده دارد، به ديگران اجازه داده است با ديدى ناپاك و شهوانى به او بنگرند؛ هرچند خود از اين موضوع غافل باشد.
بنابراين، جمع بين اين دو، يعنى حجاب ظاهرى و عفت باطنى، بدان معناست كه يك بانوى مسلمان پيرو قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) ، وقتى به مجامع عمومى وارد مىشود، نه تنها بايد به رعايت پوشش مناسب خود حساس باشد، بلكه بايد با رفتار عفيفانه، جذاب و اخلاقى خود، الگوى ديگر زنان باشد. ازاينرو از بانوان باحجاب انتظار مىرود در برخورد با ديگر زنان، بهگونهاى رفتار كنند كه آنها شيفته حجاب و پوشش عفيفانهشان شوند، نه اينكه با بداخلاقى و برخورد نامناسب (هرچند به بهانه امر به معروف و نهى از منكر) سبب فرارى شدن آنها از حجاب و بلكه از دين شوند. بايد توجه داشت كه تمام احكام دين از جمله حجاب، چنان جذاباند كه هر انسانى را به سوى خود جذب مىكنند. بنابراين يك
مسلمان اگر مردم را از رفتارهاى دينى خود متنفر مىبيند، بايد بداند اشكالى در رفتار اوست، نه در احكام اسلام؛ به قول شاعر:
اسلام به ذات خود ندارد عيبي
هر عيب كه هست در مسلماني ماست
بر اين اساس، بايد بهگونهاى لباس بپوشيم و رفتار و برخورد كنيم كه شيفته منش و مرام اسلامى ما شوند يا حداقل به اسلام بدبين نشوند.
در تمام اديان الهى به وجوب حجاب بانوان تأكيد شده است. رعايت حجاب در برابر نامحرم، گرچه هميشه و در همه جا بر زنان لازم است، ولى در برخى مكانها مانند اماكن مذهبى-زيارتى ضرورت بيشترى دارد؛ زيرا اين اماكن مقدساند و بايد حرمت آن بيش از مكانهاى ديگر حفظ شود تا زائران بتوانند آزادانه عبادت، و با خدا خلوت كنند.
برخى اعمال مستحب و عبادى در حج و عمره به اين دليل كه ممكن است حجاب زن را خدشهدار و توجه نامحرمان را به او جلب كند، بر زنان حرام شده است. امام صادق (عليه السلام) ، در اينباره مىفرمايد:
لَيْسَ عَلَى النّساءِ جَهرٌ بِالتَّلبيةِ وَلَا اسْتِلامُ الحَجَرِ وَلا دُخُولُ الْبَيْتِ وَلا سَعىٌ بَيْنَ الصَّفا والمَرْوَةِ يَعني الهَرْوَلَة.(1)
بر زنان جايز نيست صداى خود را به گفتن لبيك بلند و
1) الكافي، كليني، ج۴، ص۴٠.
حجرالأسود را استلام(1)كنند و داخل خانه كعبه شوند و در سعى بين صفا و مروه هروله (دويدن) كنند.
بىترديد، اگر زنان بخواهند حجرالأسود را لمس كنند يا وارد خانه كعبه شوند، با ازدحام شديد مردان روبهرو مىشوند كه در اين صورت، نه تنها اين دو عمل براى آنها ثوابى ندارد، بلكه حجابشان نيز خدشهدار مىشود. همچنين اگر بخواهند دو عمل مستحب اول را انجام دهند، يعنى هروله كنند يا با صداى بلند لبيك بگويند، ممكن است توجه مردان نامحرم را به خود جلب كنند، از اين روايت مىتوان نتيجه گرفت كه برخى اعمال عبادى را بايد براى حفظ حجاب، كنار گذاشت.
امام صادق (عليه السلام) در حديثى ديگر به اين مطلب اشاره كردهو فرموده است:
لَيْسَ عَلَى النّساءِ اِستِلامٌ وَ لا يُزاحِمْنَ الرِّجال.(2)
بر زنان لازم نيست استلام [حجرالأسود] كنند [و از اين راه] مزاحم مردان شوند.
بنابراين زنان بايد هر عملى را كه سبب شكسته شدن حريم آنان مىشود، ترك كنند؛ هرچند عبادت باشد؛ زيرا حفظ حجاب براى زن مهمتر است.
ازاينرو، انجام مستحباتى مانند رفتن به مسجد و تشييع جنازه نيز اگر
باحجاب منافات پيدا كند و زنان را در ديد نامحرم قرار دهد، از عهده آنان برداشته مىشود. پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) در اينباره مىفرمايد: «
خَيْرُ مَساجِدِ النِّساءِ قَعْرُ بُيوتِهِنَّ»(1)«بهترين مسجد [و محل عبادت] براى زنان، كنج خانههايشان است» .
از امام صادق (عليه السلام) نيز نقل شده است:
لَيْسَ يَنْبَغي لِلْمَرْأةِ الشّابَّةِ اَنْ تَخْرُجَ اِلَى الْجِنازَةِ تُصَلّى عَلَيْها، اِلّا اَنْ تكُونَ امْرَأَةً قَدْ دَخَلَتْ فِى السِّنِّ.(2)
بر زن جوان سزاوار نيست به تشييع جنازه رود و بر آن نماز گزارد، مگر آنكه زنى مسن و پير باشد.
از جمله مواردى كه بايد به آن اشاره كرد، پوشش سفيدى است كه ميان بانوان زائر ايرانى در مكه و مدينه مرسوم شده است. اگر اين نوع پوشش، سبب جلب توجه نامحرم شود، بايد از آن دورى كرد؛ هرچند پوشيدن لباس سفيد در حالت عادى براى انسان مستحب است.
از نشانههاى توجه اسلام به حجاب اين است كه زينت كردن و استفاده از زيورآلات در حال احرام، بر زنان ممنوع است. زن نبايد در حال احرام از هيچ وسيلهاى براى زيباتر شدن خود استفاده كند، بلكه بايد با يك لباس ساده مُحرم شود. حتى دوختن نوارهاى گلدار پارچهاى
(گيپور) در اطراف چادر يا مقنعه و نيز استفاده از كلاه يا هرچيزى كه نوع و شكل آن، به زن جذابيت بخشد، خلاف احتياط است.(1)البته اين بدان معنا نيست كه رعايت حجاب فقط در حال احرام واجب باشد، بلكه بانوان بايد در هر حال به حجاب خود اهميت دهند. ولى از آنجا كه حفظ حرمت اين اماكن مقدس به رعايت موازين شرعى بستگى دارد، داشتن حجاب كامل از اهميت بيشترى برخوردار خواهد بود.
بنابراين، اينگونه اعمال زمانى براى زن استحباب دارد كه به حجاب او خدشهوارد نكند؛ براى مثال، اگر اطراف حجرالاسود خلوت باشد و بانويى باحجاب كامل بتواند به راحتى و بدون آنكه با نامحرم برخورد كند، آن را لمس كند، اين استحباب از او ساقط نمىشود.
نكته ديگر اينكه، رعايت حجاب در مسجدالحرام از ديگر مكانها سختتر است؛ زيرا زن و مرد از يكديگر جدا نيستند و طواف كه مهمترين عمل عبادى است، بهگونهاى است كه زنان و مردان در كنار هم حركت مىكنند و نماز و عبادت را نيز در كنار هم انجام مىدهند؛ در اين وضعيت تنها معنويت است كه كمك مىكند انسان از وسوسههاى شيطان دور بماند ازاينرو حاجيان بايد معنويت خود را چنان تقويت كنند كه خود را از ورود به حريمهاى ممنوعه حفظ كنند.
در روايتى مىخوانيم:
عَنْ مُعاوية بنْ عَمّارٍ قال: قُلْتُ لاَبي عَبْدِالله (عليه السلام) : اَقُومُ اُصَلّي بِمَكَّة
1) ر. ك: آخر فصل اول همين كتاب، بخش احكام.
وَالْمَرْأَةُ بَيْنَ يَدَيَّ جالِسَةٌ اَو مارَّةٌ فقال: لا بَأْسَ، اِنَّما سُمِّيَتْ بَكَّهَ لاَنّها تَبُكُّ فيها الرِّجالُ وَالنّساءُ.(1)
معاوية بن عمار گويد: «به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم، من در مكه و در مسجدالحرام به نماز مىايستم، درحالىكه زنى جلوى من نشسته يا در حال عبور كردن است» . [آيا نماز در چنين حالتى صحيح است؟] امام فرمود: «اشكالى ندارد. همانا مكه را بكّه ناميدند؛ زيرا در اين شهر مردان و زنان از خوف الهى گريه مىكنند» .
منظور امام اين است كه زائران مكه و مسجدالحرام و ديگر اماكن زيارتى، اگر حال و هواى معنوى خود را افزايش دهند، بهتر مىتوانند خود را در برابر نامحرم حفظ كنند؛ به عبارت ديگر، مقابله با وسوسههاى شيطان در اينگونه موقعيتها فقط به حفظ حجاب نيست، بلكه بايد زائر همواره در حال توبه و انابه و توسل و اشك ريختن باشد تا از آلودهشدن به گناه محفوظ بماند. هر مرد و زنى كه مجبور است در جمع نامحرمان باشد، بايد بيشتر به معنويت توجه كند تا گرفتار وسوسههاى شيطان و نفس اماره نشود.
بنابراين، بانوان زائر بايد بدانند رعايت حجاب در مكان مقدسى چون مسجدالحرام، اهميتى ويژه دارد؛ زيرا مسجدالحرام را از آن رو مسجدالحرام گويند كه احترام بسيارى دارد و مسلمانان بايد حرمت آن را بيش از ديگر
1) كافي، ج۴، ص۵٢۶.
مكانها نگه دارند. خداوند در قرآن مىفرمايد: وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً ؛ «هركس داخل مسجدالحرام شود [از هر نظر] در امان است» . (آلعمران: ٩٧)
اگر در مسجدالحرام به زن و مرد اجازه داده شده است به صورت اختلاط به عبادت و طواف و نماز و ديگر مناسك عمره و حج بپردازند، به اين دليل است كه عظمت اين مكان موجب مىشود زن و مرد از حريم عفاف خارج نشوند. همچنين اگر به زنان دستور داده شده است در حال احرام، گردى صورت خود را باز نگه دارند، به اين دليل است كه آزمونى براى ايمان مردان باشد و روشن شود آيا آنها به حدى از رشد و كمال رسيدهاند كه در اين شرايط، عفت خود را حفظ كنند يا خير؟ !
زنى دوركعبه طواف مىكرد و مردى نيز پشت سر آن زن مىرفت. لحظهاى آن زن بازوى خود را از چادر بيرون آورد تا كعبه را لمس كند. ناگهان آن مرد دستش را دراز كرد و روى بازوى زن گذاشت. خداوند دست آن مرد را به بازوى زن چسباند. مردم ديدند و ازدحام كردند، چنانكه راه عبور بسته شد. كسى را نزد امير مكه فرستادند و امير مكه فقها و علما را حاضر كرد و آنها فتوا دادند كه بايد دست مرد را ببرند؛ زيرا آن مرد مرتكب گناه شده است. امير مكه كه از فتواى علماى مكه قانع نشده بود، گفت: «آيا در اينجا از خانواده پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) كسى هست؟» گفتند: «بله، حسين بن على (عليه السلام) اينجاست» .
امير مكه كسى را نزد امام حسين (عليه السلام) فرستاد. امام حسين (عليه السلام) تشريف
آوردند. به آن حضرت عرض كردند: «اى فرزند رسول خدا! حكم خدا درباره اينها چيست؟»
امام حسين (عليه السلام) رو به كعبه ايستادند و دستهايشان را بلند كردند.
آنگاه مدتى مكث فرمودند و دعا كردند. سپس به طرف زن و مرد رفتند و دست آن مرد را از بازوى آن زن جدا كردند. امير مكه عرض كرد: «اى حسين! آيا اين مرد را براى كارى كه از او سر زده است، مجازات نكنيم؟» حضرت فرمود: «نه» .
گويند آن مرد همان شتربانى است كه در كربلا دست امام حسين (عليه السلام) را قطع كرد و اينگونه لطف آن حضرت را پاسخ داد.(1)
حج و عمره، آزمايشى از جانب خداوند براى بندگان است تا ميزان صبر و تحمل و بندگى آنها روشن شود. كسى كه ادعاى ايمان مىكند، بايد با انجام دادن فريضه حج و عمره و صرف كردن مال خود در اين راه و تحمل دورى از خانواده و به جان خريدن رنج سفر و صدها سختى و مشكل ديگر كه در اين راه برايش پيش مىآيد، مراتب بندگى و تسليم خود را در برابر فرمان الهى، بهطور عملى، نشان دهد.
اين مطلب در مورد حجاب نيز صدق مىكند؛ بانويى كه در شدت گرما و ازدحام جمعيت، لحظهاى از حجاب خود غافل نمىشود و با تمام
1) شجره طوبي، حا، عين، ص۴٢٢.
سختىهايى كه در اين راه وجود دارد، حجاب خود را حفظ مىكند، در حقيقت، بهطور عملى تسليم بودن در برابر فرمان الهى را اثبات مىكند. بر اين اساس، مىتوان به روشنى گفت: بانويى مىتواند حجاب خود را بهطور كامل حفظ كند كه به درجه بالايى از تحول و رشد رسيده باشد. بنابراين ميزان تحول و رشد معنوى هر زن در ميزان رعايت حجاب وى اثرگذار است و حجاب، نمادى از سفركردن از خود به سوى خداست.
هر زيارتى كه با نيت خالص همراه و براى رضاى خدا باشد، قبول است. ولى درجات قبولى زيارت، در همه افراد يكسان نيست. ميزان قبولى زيارت به ميزان اثرى است كه در فرد مىگذارد. انسان هرچه در ظاهر و باطن خود، دين، معنويت و اخلاق را حفظ كند و خود را در رفتار و عمل، به صاحب زيارت نزديك كند، زيارتش از درجه قبولى بيشترى برخوردار است.
با توجه به مضمون برخى روايات، اگر كسى بخواهد بداند زيارتش قبول شده است يا نه، بايد ببيند پس از بازگشت از سفر، گناهان گذشتهاش را انجام مىدهد يا نه. اگر آن گناه را ترك كرد، بداند زيارتش مورد قبول خداوند قرار گرفته است. ولى اگر همچنان آن گناه را مرتكب شد، نشانه قبول نشدن زيارت اوست(1)در ديگر عبادتها نيز همينگونه
1) حج و عمره در قرآن و حديث، محمد محمدي ريشهري، ص٢٩٠.
است؛ براى مثال، خداوند در قرآن كريم درباره نماز مىفرمايد: إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ؛ «نماز، انسان را از ارتكاب گناه باز مىدارد» . (عنكبوت:۴۵)
بنابراين، اگر زائر از زيارت بازگردد، درحالىكه انگيزه او به عبادت و ديگر اعمال خير بيشتر شده و به ارتكاب گناه بىانگيزه و بىعلاقه شده باشد، يا بانويى نسبت به رفتارش با نامحرم، بيشتر از گذشته دقت داشته باشد، لطف الهى شامل حالش شده و بهره خوبى از زيارت برده است.(1)
بنابراين، در حقيقت، مهمترين نتيجهاى كه از زيارت نصيب انسان مىشود، افزايش ايمان و تقواست كه نتيجه آن، به وجود آمدن علاقه به عبادت و تنفر از گناه است. خداوند درباره مؤمنان كامل و رشد يافته مىفرمايد:
وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ (حجرات: ٧)
و خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهاىتان زينت بخشيده و [از طرف ديگر] كفر و فسق و گناه را نزد شما منفور كرده است؛ [بهگونهاى كه از آن متنفر باشيد] كسانى كه اين صفات را دارند، هدايت يافتگان هستند.
در پايان اين فصل، چند استفتا از مراجع معظم تقليد را درباره حجاب بهطور كلى و حجاب در حج و عمره بيان مىكنيم:
1) عرفان حج، جوادي آملي، ص١٠۵، با اندكي تغيير.
آيا حجاب از ضروريات اسلام است؟ منكر آن و كسانى كه به اين دستور الهى، بهويژه در جامعه اسلامى عمل نمىكنند، چه حكمى دارند؟
امام خمينى (رحمه الله) : «اصل حكم حجاب، از ضروريات است و منكر آن، حكم منكر ضرورى را دارد و منكر ضرورى، محكوم به كفر است؛ مگر اينكه معلوم باشد كه منكر خدا يا رسول نيست» . (1)
حد پوشش براى مردان و زنان چقدر است؟ آيا تجاوز از كمتر از اين مقدار حرام است؟
امام خمينى (رحمه الله) : «بر مرد ستر (پوشاندن) عورتين واجب است و ستر باقى بدن واجب نيست؛ اگر چه بر زن حرام است بدن مرد نامحرم را نظر كند و بر زن واجب است تمام بدن خود را از نظر نامحرم بپوشاند. ولى پوشاندن وجه و كفين (صورت و دستها تا مچ) لازم نيست، مگر آنكه مفسدهاى بر آن مترتب باشد» .(2)
آيا حجاب از ضروريات دين است؟ حكم كسانى كه به آن بىاعتنايى مىكنند، چيست؟
مقام معظم رهبرى : «اصل حجاب، ضرورى دين محسوب مىشود. ولى بعضى فروع آن ممكن است ضرورى نباشد و بىاعتنايى به
اصل حجاب و عدم رعايت آن، معصيت و گناه است» .
حضرت آيت الله تبريزى: « اصل حجاب، براى زنان از ضروريات دين است و حكم كسانى كه به آن بىاعتنايى نمايند، حكم بىاعتنايى به ساير تكاليف دينى است» .
حضرت آيت الله صافى: اصل وجوب حجاب، فىالجمله از ضروريات اسلام است و منكر آن مرتد است. ولى بىاعتنايى به آن با عدم انكار وجوب آن، باعث فسق است» .
حضرت آيت الله سيستانى: « اصل حجاب از مسلّمات شريعت است و در قرآن آمده است. ولى كسانى كه توجه به وضوح آن ندارند، انكار آنها مستلزم انكار نبوت نيست و بىاعتنايى عملى گناه است» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: «آرى، حجاب از ضروريات دين است، ولى انكار آن براى كسانى كه از ضرورى بودن آن آگاهى ندارند، موجب ارتداد نمىشود» .
حضرت آيت الله بهجت: «بىاعتنايى به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است» .(1)
پوشيدن جوراب نازك و بدننما براى خانمها در بيرون از منزل و انظار نامحرمان چه صورتى دارد و بيرون گذاشتن موهاى سر از چادر و مقنعه توسط خانمها در ديد نامحرمان چگونه است؟
حضرت آيت الله خامنهاى: « پوشانيدن بدن از نامحرمان بر زن
1) مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج١، ص٣٠.
واجب است و چنين جورابهايى براى حجاب شرعى واجب، كفايت نمىكند و پوشاندن تمام موى سر در برابر نامحرمان واجب است» .
آرايش زنان در خيابانها و بيرون گذاشتن مقدارى از موها و پوشيدن جوراب بدننما و لباسهاى محرك چه صورتى دارد؟
حضرت آيت الله خامنهاى: «بر زن واجب است تمام بدن و موى و زينت خود را از نامحرم بپوشاند» .
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى: «حرام است» .
حضرت آيت الله بهجت: «حرام است» .
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى: «حرام است» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: «بدون شك جايز نيست» .
حضرت آيت الله تبريزى: «جايز نيست» .
حضرت آيت الله سيستانى: «جايز نيست» .(1)
عدهاى همراه با تبليغات فرهنگى دشمن، در روزنامهها و سخنرانىهايشان مىگويند: «چادر مشكى براى بانوان مكروه است و بايد پوشش جديد، مانند مانتو و كت و دامن با رنگهاى متنوع، جايگزين چادر مشكى شود» . آيا چنين حرف و اقدامى صحيح است؟ خواهشمند است نظر شريفتان را مرقوم بفرماييد.
حضرت آيتالله خامنهاى: «اين صحبت، صحيح نيست، و بهترين حجاب، پوشش چادر است و چادر سياه هم بىاشكال است و كراهت ندارد» .
1) مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج١، صص ٣١ - ٣۴.
حضرت آيت الله تبريزى: «زن بايد بدن خود را در غير وجه و كفين از نامحرم بپوشاند و نيز بايد زينت خود را بپوشاند و لباسى كه زينت حساب مىشود، آن را هم بپوشاند و با چادر، بهتر مىتواند بدن و زينت را بپوشاند و چادر سياه، مثل عباى سياه كراهت ندارد» .
حضرت آيت الله بهجت: «اين اقدام باطل است» .
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى: «نظريه مذكور صحيح نيست و مفاسد بسيار دارد. متأسفانه در اين زمان، عدهاى اصرار بر آشكار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف كه حفاظ شخصيت و ارزش و متانت اوست، دارند و معالاسف مىخواهند اين امر را اسلامى جلوه دهند؛ درحالى كه برخلاف اسلام است» .
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى: «چادر مشكى، بهترين نوع حجاب است و پوشيدن لباسهايى كه جلب توجه كند، حرام است» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: «با توجه به اينكه در حال حاضر رنگ مشكى براى حفظ پوشش زنان بهتر است، كراهت آن ثابت نيست» .(1)
امروز يك حركت خزندهاى عليه چادر كه يك حجاب ملى و سنتى است، آغاز شده است. خواهشمنديم نظر مبارك را در اين مورد مرقوم فرماييد.
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى: «سزاوار است خانمها از چادر استفاده كنند؛ چون چادر در كشور اسلامى ايران، از مظاهر و شعاير
1) مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج١، صص ٣۵ و ٣۶.
اسلام است و با حفظ اين شعار، سعى كنند بانوان محترم، حركت مورد سؤال را خنثا كنند» .
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى: «چادر، بهترين پوشش براى خانمهاست؛ چون تمامى مفاتن بدن را مىپوشاند. خانمهاى مسلمان بايد آداب و سنن اسلامى را در لباس پوشيدن مراعات كنند و از تجددگرايى مضر پرهيز كنند» .
حضرت آيت الله بهجت: «چادر، حجاب پسنديده است» .
حضرت آيت الله سيستانى: «چادر، حجاب بهتر است و سزاوار نيست زنهاى مؤمن بدون چادر خارج شوند» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: «حجاب، يكى از قوانين مسلّم اسلام است و اساس آن پوشاندن بدن و موها غير از صورت و دستها تا مچ است؛ ولى بىشك، چادر، حجاب برتر است» .
حضرت آيت الله تبريزى: «پوشيدن بدن بر زن، واجب و بهترين نوع پوشش واجب، همان چادر مشكى است كه زنهاى مؤمنه خود را با آن مىپوشانند»(1)
١. برخورد زن همراه با چهر خندان و متبسم با مردان نامحرم، هنگام خريد از مغازهها و ساير برخوردها، چه صورتى دارد؟
٢. خنديدن زنان و دختران با صداى بلند در خيابان يا انجام برخى حركات ديگر كه موجب جلب توجه نامحرمان مىشود، چگونه است؟
1) مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج١، صص ٣٧ و ٣٨.
حضرت آيت الله خامنهاى: «١. صحبت كردن و خنديدن با نامحرم، اگرموجب مفسده باشد، جايز نيست؛ ٢. از هر كارى كه موجب جلب توجه نامحرم مىشود، بايد پرهيز نمود» .
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى: «١ و٢. بهطور كلى، دختران و زنان بايد در مقابل مردان نامحرم به نحوى لباس بپوشند و راه بروند و صحبت كنند كه موجب توجه و نگاه سوء و تهييج مردان نشوند و اگر كردند، گناه بزرگى است» .
حضرت آيت الله بهجت: «١. هر كارى كه معرضيت ريبه يا فتنه در آن است، جايز نيست. ٢. جايز نيست» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: «١. اشكال دارد و هنگام ضرورت نبايد از مكالمات عادى تجاوز كنند. ٢. بهتر است زنان و دختران مسلمان از اينگونه كارها بپرهيزند و اگر منشأ فسادى شود، جايز نيست» .
حضرت آيت الله تبريزى: «١. اگر از روى التفات كارى كه موجب جلبنظر اجانب شود، انجام دهند، اشكال دارد. ٢. زن عفيف اين كار را نمىكند، بلكه اگر معرض تهييج شهوت براى يكى از طرفين باشد، حرام است» .
حضرت آيت الله صافى: «١. مخالف نص قرآن است؛ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ . ٢. جايز نيست» .(1)
1) مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج٢، ص٧٩.
برخى در مورد مسائل زنان، اظهار نظرهاى نامناسبى را ابراز مىكنند؛ مانند بحث دوچرخهسوارى يا ورزش بانوان يا در مورد حجاب اظهار مىدارند كه به نظر ما كُت و دامن، براى حجاب كفايت مىكند. نظر حضرتعالى در اين زمينه چيست؟
حضرت آيت الله خامنهاى: «اظهار نظر در مسائل دينى و احكام شرعى بركسانى كه صاحبنظر نيستند، جايز نيست و بر مؤمنين واجب است در تمام احكام دينى به مراجع بزرگوار تقليد و اسلامشناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمايند» .
حضرت آيت الله تبريزى: « ترويج امورى كه مبدأ نشر فساد در جامعه يا بىعفتى زنان و دختران شود، جايز نيست و پوشيدن لباسى كه تمام حجم بدن آنان را نشان دهد كه لباس زينت حساب بشود، كفايت نمىكند» .
حضرت آيت الله صافى: « امور مذكوره، معرضيت براى مفسده دارد. بانوان بايد جدّاً از آن بپرهيزند» .
حضرت آيت الله بهجت: « هر چه باعث فتنه و فساد باشد، اشكال دارد» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: « هرچه موجب اشاعه مفاسد اخلاقى گردد، حرام است»(1)
برخى از مادران، فرزندان دختر خود را كه به بلوغ شرعى
1) مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج١، صص ١۴۵ و ١۴۶.
نرسيدهاند، با سر و پاى برهنه در خيابانها و مجالس در حضور نامحرمان مىآورند. لطفاً وظيفه والدين را در قبال فرزندان خود بيان بفرماييد و اين بىاعتنايى چه صورتى دارد؟
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى: « بر پدر و مادر است كه فرزندان خود را با آداب و رسوم اسلامى و وظايف شرعى آشنا كنند و چنانچه موارد مذكور موجب تهييج و مفسده شود، اگر چه بچه مميز نباشد، بايد آنان را بپوشانند و حفظ كنند تا جامعه آلوده و بىبند و بار نشود» .
حضرت آيت الله سيستانى: «بر غير بالغ، پوشيدن واجب نيست. ولى پدر و مادر لازم است فرزندان خود را به رعايت آداب و شئون اسلامى وادار نمايند و در ترتبيت صحيح شرعى آن بكوشند» .
حضرت آيت الله بهجت: « تمرين اطفال بر وظايف شرعيه، به عهده والدين است» .
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى: «كار صحيحى نيست و والدين موظفاند دختر را از كودكى به رعايت حجاب و گريز از نامحرم عادت دهند و اگر در اين امر مسامحه كنند و دختر را نسبت به نامحرم بىتفاوت نمايند، شريك در معاصى دختر هستند. در حديث وارد شده است كه در مجلسى كه حضرت رضا (عليه السلام) تشريف داشتند و عدهاى نيز حضور داشتند، دختر بچهاى وارد شد. حضار مجلس يكى يكى دختر را مورد نوازش قرار دادند، تا رسيد به حضرت رضا (عليه السلام) . آن حضرت از سن دختر سؤال كردند؛ گفته شد: پنج سال دارد. حضرت دختر را از خود دور كرد و رفتارى كه ديگران كرده بودند، ننمودند و اعمال آن بزرگوار
بايد براى زن مسلمان سرمشق باشد» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: «بر پدر و مادر لازم است فرزندان خود را به مسائل اسلامى از طفوليت آشنا كنند» .
حضرت آيت الله تبريزى: « پوشش بر دختران نابالغ واجب نيست، لكن وظيفه والدين است كه دخترانشان را به پوشش اسلامى عادت دهند و فرزندانشان را با احكام اسلامى تربيت نمايند»(1)
در صورتى كه زن مىداند مرد نامحرم، به قصد لذت به صورت و دستهاى معمولى زينت نشده او نگاه مىكند، در اين فرض، پوشاندن صورت و دستها لازم است؟
حضرت آيت الله خامنهاى: « در فرض مذكور، بايد حتى وجه و كفين خود را هم بپوشاند» .
حضرت آيت الله تبريزى: «بله، در اين صورت، بنابر احتياط، پوشاندن لازم است» .
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى: « دست و صورت، بنابر احتياط واجب بايد پوشيده شود» .
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى: «بله، پوشاندن آن لازم است» .
حضرت آيت الله بهجت: « پوشاندن دست و صورت مطلقاً بنابر احتياط لازم است»(2)
با توجه به اينكه پوشيدن زيورآلات در حال احرام حرام است، لطفا بفرماييد:
١. آيا استفاده از گيرهها، دكمههاى تزيينى، گلدوزى، سنگدوزى و گيپور دوزى در لباس احرام، در حكم زيورآلات است؟
٢. در صورتى كه در حكم زيور باشد، آيا حرمت، مختص به لباس احرام است يا شامل لباسهاى غير احرامى مىشود كه در حال احرام پوشيده مىشود؟
٣. در صورتى كه موارد مذكور زير چادر يا لباسهاى ديگر پنهان باشد، چه حكمى دارد؟
حضرت آيت الله بهجت: «١. اگر قبل از احرام هم عادتاً مىپوشيده و قاصد زينت نيست، اگر منصرف باشد از اين نحوه زيورآلات، بعيد نيست جايز باشد. ٢. زن لباس احرام خاص ندارد. ٢. اگر به نحوى نباشد كه اهل تزيين بهكار مىبرند، اشكال ندارد» .
حضرت آيت الله خامنهاى : «١. تشخيص آن به عهده خود مكلف با مراجعه به عرف است. ٢. اگر زينت باشد، اختصاص به لباس احرام ندارد. ٣. در فرض عدم اظهار، حرمت ندارد» .
حضرت آيت الله سيستانى : «به احتياط واجب، از هر چه كه عرفاً زينت حساب شود، بايد پرهيز شود» .
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى: «١. بله، استفاده از اينگونه لباسها در حال احرام جايز نيست. ٢. شامل هر دو مىشود. ٣. فرقى نمىكند» .
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى: «صرفنظر از زيور آلات، اين موارد زينت محسوب مىشود و زينت كردن هم بر زنان در حال احرام جايز نيست و فرقى بين لباس احرام و لباس زير و غيره وجود ندارد؛ هر چند اگر انجام گيرد، كفاره ندارد و حج يا عمره باطل نمىشود» .
حضرت آيت الله مكارم شيرازى: «١. احتياط آن است كه از آن پرهيز شود. ٢. در حال احرام از تمام اينها پرهيز شود. ٣. هرگاه پنهان باشد، مانعى ندارد» .(1)
1) مناسك حج محشي، صص ٢٣٢ و ٢٣٣.
در اين بخش به بررسى اجمالى اهميت حجاب در قرآن و سيره امامان معصوم (عليهم السلام) مىپردازيم. همچنين اهتمام بسيار آموزههاى دينى، اعم از توصيهها، اوامر و نواهى دينى و سيره و روش عملى اولياى دين به اين موضوع را بررسى مىكنيم تا خوانندگان محترم، بهويژه زائران بيتاللهالحرام و مشاهد مشرفه به ميزان و درجه اهميت آن پى ببرند و اين مهم را به كسانى كه به آن توجه كافى ندارند، يادآورى كنند.
در آيات بسيارى از قرآن، مسئله حجاب مطرح و احكام آن بهطور مفصل بيان شده است؛ از جمله اين آيات، آيه ٣١ سوره نور است. خداوند در اين آيه خطاب به زنان مىفرمايد:
و به زنان باايمان بگو چشمهاى خود را از نگاههاى هوسآلود فرو گيرند و عفت خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز آن مقدار
كه نمايان است، آشكار نكنند و [اطراف] روسرىها و مقنعههاى خود را بر سينه خود افكنند [تا گردن و سينه با آن پوشيده شود] و زينت خود را آشكار نسازند، مگر براى شوهرشان يا پدرشان يا پدرشوهرشان يا پسرانشان يا پسران شوهرشان يا برادرانشان يا پسران برادرشان يا پسران خواهرانشان يا زنان همكيششان يا بردگانشان يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند و هنگام راه رفتن، پاهاى خود را بر زمين نزنند تا زينت پنهانىشان دانسته نشود [و صداى خلخالى كه بر پايشان دارند، به گوش نرسد] و اى مؤمنان! همگى به سوى خدا باز گرديد، تا رستگار شويد.
در كتاب «كافى» به نقل از امام باقر (عليه السلام) آمده است: روزى جوانى از انصار، در يكى از كوچههاى مدينه مىگذشت كه با زن جوانى روبهرو شد كه مقنعه خود را پشت گوشها قرار داده و گردن، گوشها و قرص صورت او بهطور كامل آشكار بود. جوان چشم به زن جوان دوخت و چون از مقابل يكديگر گذشتند، به دنبالش حركت كرد، درحالىكه از همه چيز غافل شده بود و به زن خيره خيره نگاه مىكرد تا اينكه به كوچهاى وارد شد و از فرط غفلت، صورتش به استخوان يا شيشهاى كه در ديوار بود، برخورد كرد و خون جارى شد. وقتى آن زن از جلوى چشمش دور شد و ديگر او را نديد، مرد دريافت كه خون بسيارى بر سر و سينهاش
ريخته است. با خود گفت به خدا سوگند، نزد پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) مىروم و ماجرا را براى ايشان تعريف مىكنم. وقتى نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله) رفت و چشم حضرت به او افتاد، پرسيد چه شده است؟ جوان ماجراى زن بدحجاب را براى ايشان نقل كرد. در اين هنگام جبرئيل، فرشته وحى، بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نازل شد و آيات ٣٠ و ٣١ سوره نور را نازل كرد كه هم مردان را از نگاه به نامحرم بازداشت و هم به زنان دستور داد، زيبايىهاى خود را بپوشانند.(1)
در سوره احزاب آيه ۵٩، خداوند به پيامبرش چنين دستور مىدهد:
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و به همسران مؤمنان بگو روسرىهاى بلند (چادرهاى) خود را بر خويش فرو افكنند. اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، بهتر است [و اگر تاكنون، خطا و كوتاهى از آنان سر زده، توبه كنند كه] خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.
در «تفسير على بن ابراهيم قمى» آمده است: زنان مسلمان، مانند مردان، در پنج وقت نماز به مسجد مىرفتند و نمازهاىشان را با پيامبر
1) كافي، ج۵، ص۵٢١.
به جماعت مىخواندند. هنگامى كه آنها براى خواندن نماز صبح يا مغرب و عشا از خانه بيرون مىرفتند، جوانهاى لاابالى و هرزه كه در حال پرسه زدن در كوچهها بودند، در مسير مسجد مىنشستند و براى زنان مزاحمت ايجاد مىكردند. زنان از اين ناامنى، به رسول خدا (صلى الله عليه و آله) شكايت كردند. در اين هنگام آيه ۵٩ سوره احزاب نازل شد. در اين آيه بر پوشش كامل زنان (استفاده از چادر بلند) به عنوان حفاظ در برابر آزار و اذيت افراد فرصت طلب، سفارش و تأكيد شده است.(1)
با توجه به اين آيه شريفه، حجاب و پوشش مانع آن مىشود كه مردان، بهويژه افراد بيماردل و اسير خواستههاى نفسانى، براى زنان باحجاب و پوشيده، مزاحمتى ايجاد كنند و امنيت آنها را به خطر بيندازند. در حقيقت، حجاب چون حصارى محكم است كه زن را از هرگونه آسيبى حفظ مىكند.
«ام سلمه» ، همسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مىگويد: وقتى آيه حجاب (نور:٣١) نازل شد، من و «ميمونه» ، همسر ديگر پيامبر، نزد ايشان بوديم. در اين هنگام «ابن ام مكتوم» كه نابينا بود اجازه خواست به منزل پيامبر وارد شود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به ما فرمود: «در حجاب شويد و خود را از او پنهان كنيد» . گفتيم: «او نابيناست و ما را نمىبيند» . ايشان [از اين سخن ما ناراحت شدند و] فرمودند: «آيا شما هم نابينا هستيد و او را
1) تفسير القمي، علي بن ابراهيم قمي، ج۴، ص١٩۶.
نمىبينيد؟» (1)از اينروايت مىتوان دريافت، حجاب كامل آن است كه زنان، افزون بر آنكه خود را از چشم نامحرم مىپوشانند، بايد چشم خود را نيز از نگريستن به نامحرم حفظ كنند. در حقيقت، زنان نبايد هيچگونه ارتباطى با نامحرم داشته باشند؛ حتى اگر در نگاه كردن باشد، مگر آنكه ضرورتى پيش آيد يا امكان گرفتار شدن در دام شيطان وجود نداشته باشد.
در آيه ٢٢ تا ٢٨ سوره قصص، داستان ملاقات حضرت موسى و دختران شعيب و اتفاقاتى كه ميان آنها مىافتد، نقل شده است. در اين داستان آمده است: وقتى موسى از تصميم فرعونيان كه براى قتل او نقشه كشيده بودند، آگاه شد، به طرف شهر مدين فرار كرد. پس از هشت شبانهروز پيادهروى و نداشتن آذوقه و خستگى شديد، به نزديكى شهر مدين و كنار چاه آبى رسيد كه چوپانان مشغول كشيدن آب از چاه براى سيراب كردن گوسفندانشان بودند. در گوشه ديگرى از آن بيابان، نگاه موسى به دو دختر افتاد. آنها نيز گوسفندانى داشتند كه براى آب دادن آورده بودند. ولى از نزديك شدن گوسفندان خود به حوضچه آب نزديك چاه جلوگيرى مىكردند.
حضرت موسى كه هميشه در كمك به نيازمندان پيش قدم بود، جلو رفت و از آنها پرسيد: «شما چرا گوسفندانتان را آب نمىدهيد؟» آنها
1) وسائل الشيعه، ج٢٠، ص٢٢٢.
گفتند: «ما توانايى آب كشيدن از چاه را نداريم و نمىتوانيم با اين مردان بر سر نوبت در بيفتيم. هرگاه براى آب دادن به اينجا مىآييم، منتظر مىمانيم تا مردان كارشان تمام شود و گوسفندانشان را از اينجا ببرند و پس از آن، ما از باقىمانده آب حوضچه، گوسفندان خود را آب مىدهيم. از ديگرسو چون پدرى سالخورده و ناتوان داريم، بايد [براى امرار معاش]، ما دختران، خود به چوپانى بپردازيم» .
اين سخن براى موسى كه مردى غيور و بلندهمت بود، بسيار گران آمد و در دل، عمل آن مردان خودخواه و وظيفهنشناس را زشت شمرد. سپس جلو آمد و دلو سنگين آب را از چاه بيرون كشيد و به آن دو دختر گفت: «گوسفندانتان را نزديك بياوريد!» آنگاه گوسفندان را سيراب و به همراه دختران روانه خانه كرد و خود در پناه سايه ديوارى نشست و لب به راز و نياز با خداوند گشود و از درگاه او تقاضاى گشايش و رفع مشكلات كرد.
دعاى حضرت موسى (عليه السلام) به سرعت مستجاب شد. وقتى آن روز دختران زودتر از روزهاى ديگر به خانه برگشتند، پدر علت زود بازگشتن آنها را پرسيد. دختران گفتند: «بر سر چاه مردى صالح ديديم كه دلش به حال ما سوخت و برايمان آب كشيد» . پدر به يكى از دخترانش گفت: «برو آن مرد را نزد من بياور» .
يكى از آن دو دختر، با حالت شرم و حيا و متانت كه شايسته زنان عفيف و پاك است، نزد حضرت موسى (عليه السلام) بازگشت و گفت: «پدرم تو را مىخواند تا پاداش آب كشيدنت براى گوسفندان ما را بدهد» . موسى
دعوتش را پذيرفت و به دختر گفت: «راه را به من نشان بده و خودت از پشت سرم بيا؛ زيرا ما دودمان يعقوب، به پشت سر زنان نگاه نمىكنيم» .
وقتى موسى (عليه السلام) نزد شعيب آمد و ماجراى خود را براى او گفت، شعيب او را دلدارى داد و گفت: «ديگر به خودت ترس راه نده! اينجا از سلطه فرعون خارج است و تو از شر آنها نجات يافتهاى» . آنگاه دختر شعيب گفت: «پدرجان! اين جوان را به همكارى دعوت كن؛ زيرا او مردى نيرومند و امين است» . شعيب اين پيشنهاد را پذيرفت و به موسى گفت: «من مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به عقد تو در آورم، به شرط اينكه تو هشت سال براى من كار كنى و اگر اين مدت را به ده سال رساندى، اختيار با خود توست» . موسى كه خود را در آن سرزمين تنها و غريب مىديد، پيشنهاد شعيب را پذيرفت و به دامادى شعيب مفتخر شد و شبانى گوسفندان او را نيز بهمدت ده سال به عهده گرفت.(1)
از اين داستان زيبا نكتههاى فراوانى مىآموزيم، ولى آنچه به بحث ما، يعنى حجاب مربوط مىشود، اين است كه خداوند از يكسو، برخورد سراسر حجب و حياى دختر شعيب با نامحرم را مىستايد و از ديگرسو، رفتار زيبا و همراه با وقار حضرت موسى (عليه السلام) با دخترى نامحرم در بيابانى خلوت را به عنوان الگوى رفتارى شايسته بيان مىكند. همچنين از اين آيه در مىيابيم اگر رابطه با نامحرم، با رعايت موازين شرعى و انسانى و
1) كمال الدين، شيخ صدوق، ص١۵٠.
حجب و حيا و سنگينى و وقار همراه باشد، شرع مقدس آن را تأييد خواهد كرد.
در «تفسير راهنما»(1)و «تفسير نور»(2)در ذيل آيات مربوط به اين داستان، نكتههاى مهمى درباره كاركردن زنان در محيط خارج از منزل نقل شده كه برخى از آنها عبارت است از:
١. زنان بايد در محيطى سالم و به دور از آسيب كار كنند.
٢. رفت و آمد زنان در بيرون از خانه بايد براساس حيا و عفت باشد.
٣. در دعوت [براى مهمانى]، مرد از مرد و زن از زن دعوت كند.
۴. از حيا و ضعف زنان، سوء استفاده نكنيم كه اگر قانون و حمايتى در كار نباشد، بسيارى از مردان، حقوق زنان را ناديده مىگيرند.
۵. حريم ميان زن و مرد يك ارزش است كه دختران شعيب به آن توجه داشتند.
۶. دختران پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چوپانى مىكردند، ولى هرگز به ذلت و گدايى تن ندادند.
٧. حمايت از زنان يك ارزش انسانى است.
٨. گفتوگوى مرد با زن در صورت لزوم و با هدف خيرخواهانه و انگيزه كمكرسانى به او، جايز است.
٩. پاسخ زنان به پرسشهاى بىغرض مردان جايز است.
١٠.
بكوشيم در حرف زدن با نامحرم، خلاصه (و كوتاه) سخن بگوييم.
١١. كار زن در خارج از خانه اشكالى ندارد؛ به شرط آنكه زن در محيط كار با مرد تنها نباشد؛ با مردان اختلاطى نداشته باشد؛ مردى كه توان كار داشته باشد، در خانواده او نباشد.
١٢. زنان پاكدامن مىكوشند كمتر از خانه خارج شوند.
١٣. در بينش الهى، حيا از برجستهترين كمالات براى زن بهشمار مىرود.
١۴. زنان مىتوانند مردان نامحرم صالح و با ايمان را ستايش كنند.
١۵. دختر و پسر مىتوانند هنگام خواستگارى، در برابر يكديگر قرار بگيرند.
در سوره مريم، آيات ١۶ تا ٣٣ و در سوره آلعمران، آيه ۴۶، داستان حضرت مريم (عليها السلام) آمده است. حضرت مريم (عليها السلام) دختر عمران و از نسل حضرت داوود (عليه السلام) است. مادرش زنى پاك و پارسا بود. روزى مادر مريم از خداوند خواست به او فرزندى عطا كند تا او را به خدمت بيتالمقدس بگمارد. درخواست او به اجابت رسيد و خداوند، مريم را به او عطا كرد. مادر پس از آنكه مريم را از شير گرفت، او را به بيتالمقدس برد و از خدا خواست مريم و فرزندانش را از شر شيطان
حفظ كند. اين دعا به اجابت رسيد. وقتى مريم را به بيتالمقدس
آوردند، بين متصديان آنجا، در تربيت مريم اختلاف افتاد و همه خواهان تربيت او شدند و براى رفع دعوا قرعه زدند. قرعه به نام زكريا افتاد و وى سرپرستى مريم را به عهده گرفت.
پس از آنكه مريم (عليها السلام) كمى بزرگتر شد، زكريا براى او در گوشهاى از بيتالمقدس حجرهاى ساخت تا مريم به دور از چشم مردم و با خيالى آسوده به عبادت خداوند بپردازد. مريم (عليها السلام) با عبادت بسيار مورد توجه فرشتگان قرار گرفت و به مقام عصمت رسيد و خداوند او را بر تمامى زنان زمانش، برترى بخشيد.
روزى اتفاق عجيبى براى مريم٣ افتاد. آن روز مردم پس از انجام عبادت از مسجد بيرون رفتند و زكريا (عليه السلام) درهاى مسجد را قفل كرد و مريم را تنها گذاشت تا او بتواند به راحتى و بدون حجاب، داخل مسجد رفت و آمد كند. ناگهان مريم از دور چشمش به مردى جوان و زيبارو افتاد كه به طرف او مىآمد. مريم از ديدن او به وحشت افتاد و به سرعت خود را پوشاند و با فريادى خطاب به مرد جوان گفت: «به خداى رحمان پناه مىبرم از [شر] تو، اگر اهل تقوا هستى» ؛ يعنى اگر به خدا اعتقاد دارى، بدان كه من از خداى هستى كمك مىخواهم تا به تو اجازه ندهد به من نزديك شوى و حريم مرا زير پا بگذارى.
آن جوان زيبارو كه كسى جز جبرئيل امين، فرستاده خدا نبود، با اظهار رضايت از اين همه حيا و پاكدامنى مريم، لبخندى زد و خطاب
به او گفت: «غمگين و نگران نباش كه من فرستاده پروردگارت هستم تا
به تو تولد پيامبر بزرگ الهى، حضرت عيساى مسيح (عليها السلام) را بشارت بدهم»(1)
اين بخش از داستان مريم، درس بزرگى براى زنان است كه چگونه با نامحرم روبهرو شوند و اگر نامحرمى به خود اجازه داد در حريم خصوصى آنان وارد شود، با تمام قدرت جلوى او را بگيرند و به او بفهمانند چگونه بايد با خانمى محترم و باحجاب رفتار كند. همين رفتار قاطعانه حضرت مريم (عليها السلام) ، درس بزرگى براى زنان عفيف و پاكدامن ما در طول تاريخ بوده است؛ چنانكه آنان هرگاه احساس مىكردند، افرادى قصد سوء استفاده از آنان را دارند، به شدت با آنها مقابله مىكردند.
حجاب به معناى پوشش، اگرچه در اصل براى زنان تشريع شده و خطاب مستقيم آيات حجاب به زنان است، ولى براى مردان نيز در حفظ حجاب زنان وظايفى را واجب دانست. اين حقيقت را افزون بر اينكه از چند روايت گذشته كه برخى وظايف مردان در برابر زنان نامحرم را بيان مىكند و نيز از ديگر سخنان اهلبيت (عليهم السلام) مىتوان دريافت، در آيات مربوط به حجاب نيز به روشنى مىتوان ديد. در سوره مباركه نور، پيش از آنكه خداوند به زنان دستور حجاب بدهد، مردان را به حفظ كردن
چشم و خوددارى از نگاه به زنان امر مىكند.(2)
بنابراين رعايت حجاب فقط وظيفه زنان نيست؛ بهويژه اگر حجاب را رفتارى عفيفانه ميان زن و مرد معنا كنيم، از ديدگاه اسلام تفاوتى در رعايت آن براى زن و مرد وجود ندارد.
نكته مهمى كه بايد به آن توجه داشت، اين است كه حجاب زنان بسيار به حجاب مردان بستگى دارد. ازاينرو اگر بخواهيم زنان مسلمان به حجاب خود توجه كامل داشته باشند، بايد فضاى حاكم بر جامعه مسلمانان فضاى سالم باشد؛ زيرا به تجربه ثابت شده حفظ حريم حجاب و عفاف، فقط بر عهده زنان نيست و نمىتوان اين وظيفه مهم را فقط به آنان سپرد. بلكه مردان نيز بايد با رفتارهاى مناسب خود، در برپايى اين فضا شركت فعال داشته باشند. مردى كه در برخورد با زنان نامحرم، چشم خود را مىبندد و رفتارى سنگين و باوقار دارد، نه تنها به وظيفه شخصى خود كه آلوده نشدن به گناه است، عمل كرده، بلكه براى تقويت حجاب و عفاف زنان جامعه قدمى برداشته است. در مقابل، كسانى كه در برخورد با زنان، بهويژه زنانى كه به حجاب خود اهميت نمىدهند، بهگونهاى رفتار مىكنند كه آنان را به بدحجابى تشويق مىكنند، به يقين، زمينه دور شدن آنها از حجاب را فراهم كردهاند. بنابراين گسترش فرهنگ حجاب، مانند مشاركت در حمل بارى سنگين است كه يك طرف آن را زنان بلند كنند و طرف ديگر را مردان بر دوش خود
بگذارند.
در اينجا براى روشنتر شدن نقش مردان در ايجاد عفاف و پاكى در جامعه، چند سخن نورانى از امامان معصوم (عليهم السلام) نقل مىكنيم:
امام على (عليه السلام) مىفرمايد:
اِنّما المَرْأَةُ لُعْبَةٌ فَمَنِ اتَّخَذَها فَلْيُغَطِّها.(1)
به راستى كه زن، شادىبخش زندگى است. هر كس او را به همسرى گرفت، بايد بپوشاندش.
در اين حديث، امام على (عليه السلام) مردان را مأمور حفاظت از حجاب زنان قرار داده است.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نيز مىفرمايد:
مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْيَومِ الآخِرِ فَلا يَبِتْ فى مَوضِعٍ يَسمَعُ نَفَسَ امْرَأَةٍ لَيْسَتْ لَهُ بمَحْرَمٍ.(2)
هركس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، شب را در جايى به صبح نمىرساند كه صداى تنفس زن نامحرم به گوشش برسد.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در سخنى ديگر به مردان مىفرمايد:
اِيّاكُم وَ مُحادَثَةَ النِّساءِ فَاِنَّهُ لا يَخْلُو رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ لَيْسَ لَها مَحْرَمٌ اِلّا هَمَّ بِها.(3)
از گفتوگو و خنديدن با زنان بپرهيزيد كه هرگاه مردى بيگانه با
زنى خلوت كند، قصد [سوء استفاده از] او را مىكند.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در سخن ديگرى به امير مؤمنان على (عليه السلام) فرمود:
يا عليُّ مَنْ اَطاعَ امْرَأَتَهُ اَكَبَّهُ اللهُ عَلى وَجْهِهِ فِى النّارِ. فقال علي (عليه السلام) :
وَماتِلْكَ الطّاعَةُ؟ قال: يَأذَنُ له فِى الذّهابِ اِلى الحمّاماتِ وَ الْعُرُساتِ والنّائِحاتِ وَلُبْسِ ثيابِ الرِّقاق.(1)
اى على! هر مردى از زنش اطاعت كند، خداوند او را به صورت، به دوزخ مىاندازد. امام على (عليه السلام) عرض كرد: «در چه چيزى از زنش اطاعت كند؟» فرمود: «به او اجازه دهد به جاهاى نامناسب [كه سبب كم رنگ شدن حجاب او مىشود،] مانند حمامهاى بيرون از خانه و مجالس عروسى و سوگوارى برود يا اجازه دهد [در حضور نامحرمان] لباسهاى نازك و بدننما بپوشد» .
با توجه به احاديث بيان شده، عفاف و حجاب زن به عفاف و حجاب مرد بستگى دارد و اين مرد است كه با رفتارش مىتواند زنان را به حجاب يا بىحجابى و بىعفتى تشويق كند.
زنان باحجاب، مشمول دعاى پيامبرند؛ چنانكه امام على (عليه السلام) مىفرمايد: روزى من و رسول خدا (صلى الله عليه و آله) با جمعى از اصحاب ايشان داخل بقيع نشسته بوديم. در اين هنگام زنى كه بر مركبى سوار بود، از جلوى ما
گذشت. ناگهان پاى مركب در گودالى فرو رفت و آن زن، از روى مركب بر زمين افتاد. در آن زمان مردان و زنان اغلب، لباس بلندى مىپوشيدند. ولى از شلوار استفاده نمىكردند. پيامبر براى اينكه نگاهش به پاى زن
1) بحارالانوار، ج١٠٠، ص٢۴٩.
نيفتد، رويش را به سوى ديگر برگرداند. اصحاب گفتند: «اى رسول خدا! آن زن شلوار دارد [و پاهايش پوشيده است]» . حضرت چنان از پوشش زن خوشحال شد كه سه مرتبه او را دعا كرد و فرمود: «خدايا! زنانى را كه شلوار به تن مىكنند، بيامرز!» سپس افزود: «اى مردم! شلوار بپوشيد كه بهتر شما را مىپوشاند و زنانتان را نيز وقتى از خانه خارج مىشوند، با پوشش شلوار از ديد نامحرم حفظ كنيد»(1)
«عايشه» مىگويد: روزى خواهرم «اسماء» كه دختر جوانى شده بود، درحالىكه لباسهاى نازكى بر تن داشت، نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) آمد. پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) تا او را ديد، از ناراحتى رويش را برگرداند. سپس فرمود: «اى اسماء! وقتى دخترى به سن بلوغ مىرسد، [بايد در برابر نامحرم چنان خود را بپوشاند كه] جز صورت و دستهايش تا مچ، جايى از بدنش ديده نشود» (2)
اين حديث زيبا پيامى روشن براى همه زنان بهويژه بانوان زائرى دارد
كه نماينده ايران اسلامى و اهل بيت (عليهم السلام) هستند. پيام اين حديث آن است كه اگر زنان زائر بخواهند لباسى براى خود انتخاب كنند كه در سرزمين گرمى مانند مكه و مدينه گرم نباشد، بايد به اين مطلب توجه كنند كه پارچه آن نازك نباشد و بدن آنها نمايان نشود.
آيا سزاوار است زائرى كه پس از عمرى چشمانتظارى، خدا به او منت گذاشته و وى را به زيارت خانهاش دعوت كرده است، وقتى به اين مكانها مىرود، بهگونهاى لباس بپوشد كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) يا امامان معصوم (عليهم السلام) از او روى بگردانند؛ همانگونه كه پيامبر از اسماء، خواهر عايشه به دليل پوشيدن لباسهاى نازك و بدننمايش روى برگرداند؟ !
با توجه به سخن ديگرى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) ، زنان همانگونه كه بايد خود را از نامحرم بپوشانند و اجازه ندهند نامحرم آنها را ببيند، خود نيز نبايد به نامحرم بنگرند.(1)همچنين نقل شده است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) زنان را از نگريستن به مردان نامحرم نهى كردهاست.(2)
ام رعله، زنى سخنور و خوش صحبت بود. روزى خدمت رسولخدا (صلى الله عليه و آله) رسيد و عرض كرد: «يا رسول الله! ما زنان چه كارى انجام دهيم كه به خدا نزديك شويم؟» حضرت فرمود: «هر روز و هر شب، خدا را به ياد داشته باشيد و از نامحرم دورى كنيد و صدايتان را از حد
معمول بلندتر نبريد!»
ام رعله به پيامبر (صلى الله عليه و آله) عرض كرد: «اى رسول خدا! من آرايشگر زنان هستم و آنها را براى شوهرانشان آرايش مىكنم» . پيامبر فرمود: «بر هر زنى لازم است خود را براى شوهرش بيارايد و زينت كند. چنين كارى
را ادامه بده كه بر اثر آراستگى زن شوهردار، مردان به همسران خود دل خوش مىكنند و فساد و خرابى در جامعه رواج پيدا نمىكند»(1)
اميرمؤمنان على (عليه السلام) فرمود: من و فاطمه (عليها السلام) محضر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) رسيديم، درحالىكه حضرت به شدت مىگريست. گفتم: «پدر و مادرم فداى شما، اى رسول خدا! چه چيزى شما را گريانده است؟» پيامبر فرمود: «اى على! در شبى كه به سفر آسمانى معراج رفتم، زنانى از امت خود را ديدم كه در عذاب سختى بودند. پس براى شدت عذابى كه [زنان امتم] در آن گرفتار بودند، گريستم. آنجا زنى را ديدم كه با موهايش در دوزخ آويزان شده بود، درحالىكه مغز سرش مىجوشيد. . . و زنى را ديدم كه گوشت خود را با قيچىهايى از آتش قطعهقطعه مىكرد. . .» .
فاطمه (عليها السلام) گفت: «اى حبيب من و اى نور چشمم! به من بگو عمل و رفتار آن زنها چه بوده كه خداوند اين عذاب را بر آنها قرار داده است؟»
پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «اى دخترم! آن زنى كه با موهايش آويزان شده بود، زنى بود كه موى سرش را از مردان نامحرم نمىپوشاند. . . و آن زنى كه گوشت خود را با قيچىها پاره پاره مىكرد، زنى بود كه خود را در معرض مردان نامحرم قرار داده بود» . (2)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به «حولاء» ، همسر «عطاره» فرمود: «اى حولاء! زينت و زيبايى خود را براى غير شوهرت آشكار نكن. براى زن جايز نيست مچ و پايش را براى مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنين عملى شود [و بهطور كامل بدنش را نپوشاند]، خداوند سبحان هميشه او را لعنت مىكند؛ به خشم و غضب خداوند بزرگ گرفتار مىشود؛ فرشتگان الهى او را لعنت مىكنند و به عذاب دردناكى در روز قيامت دچار مىشود» .
آنگاه حضرت افزود: «اى حولاء! هر زنى كه به خداوند سبحان و روز قيامت ايمان دارد، زينتش را براى غير شوهرش آشكار نمىكند و همچنين موى سر و بدن خود را نمايان نمىسازد و هر زنى كه اين كارها را براى غير شوهرش انجام دهد، دين خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت به خود خشمگين كرده است» .(1)اين احاديث، هشدارى است براى زنان مسلمانى كه حجابشان كامل نيست و به عمد يا از روى بىتوجهى
قسمتى از موى سر خود را نمىپوشانند و از اينكه با بدحجابى در معرض نگاه نامحرم قرار بگيرند، ابايى ندارند.
روايتهاى فراوانى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درباره حساسيت مردان نسبت به حجاب همسران و محارمشان وجود دارد. پيامبر خدا در اين روايتها
1) مستدرك الوسائل، ج١۴، صص٢۴٢ و ٢۴۴.
اين بىتوجهى را نهى كرده و زشت شمرده است. امام رضا (عليه السلام) در اينباره فرمود: «رسول خدا (صلى الله عليه و آله) هفت نفر را لعنت كرد كه يكى از آنها مردى است كه به پوشش و حياى همسرش بىتوجه است»(1)
در برخى روايات نيز، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به مردانى كه اجازه مىدهند همسرانشان، درحالىكه خود را معطر كردهاند، از منزل خارج شوند، هشدار داده و فرموده است: «با هر قدمى كه اين زن بر مىدارد، براى همسرش خانهاى در دوزخ بنا مىشود» .(2)از اين سخنان مىتوان به ميزان مسئوليت مردان در حفظ حجاب زنانشان پىبرد. در حقيقت، آيات حجاب فقط خطاب به زنان نيست، بلكه مردان نيز وظيفه دارند همسران و ديگر محارم خود را به رعايت اين فريضه الهى آگاه كنند و قاطعانه از بىتوجهى آنها جلوگيرى كنند.
«ابن عباس» مىگويد: پس از نزول آيه ۵٣ احزاب كه به مردان دستور مىداد با زنان پيامبر (صلى الله عليه و آله) از پشت پرده صحبت كنيد، على (عليه السلام) براى ديدار رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به منزل ام سلمه رفت و در زد. پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) كوبنده در را شناخت، ولى ام سلمه او را نشناخت. پيامبر (صلى الله عليه و آله) به همسرش فرمود:
«برو و در را براى او باز كن» . ام سلمه پرسيد: «مگر چه كسى پشت در است كه من بايد در را براى او باز كنم؟ ! مگر ديروز آيه نازل نشد كه با زنان پيامبر از پشت پرده صحبت كنيد؟ ! آيا من بايد با محاسن و زيبايىهايم جلوى او ظاهر شوم؟ !» رسول خدا (صلى الله عليه و آله) از اين سخن ام سلمه ناراحت شد و فرمود: «هركس دستور پيامبر را اطاعت كند، دستور خدا را اطاعت كرده است. بلند شو و در را بازكن. همانا پشت در، مردى است كه نه نادان است و نه سبك مغز و نه عجول؛ خدا و پيامبر را دوست دارد و خدا و پيامبر نيز او را دوست دارند. هرگز وارد خانه نمىشود، مگر آنكه زن خانه چنان از او دور شود كه صداى پايش شنيده نشود» . ام سلمه به طرف در رفت، درحالىكه نمىدانست چه كسى پشت در است و سخنان پيامبر (صلى الله عليه و آله) را درباره كوبند در تكرار مىكرد. وقتى در را گشود، امام على (عليه السلام) آنقدر جلوى در ايستاد تا امسلمه از كنار در دور و وارد اتاقش شد. سپس امام وارد شد و به رسولخدا (صلى الله عليه و آله) سلام كرد.
آنگاه امسلمه او را شناخت.(1)
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: «رسول خدا (صلى الله عليه و آله) عادت داشت به زنان سلام كند و آنان نيز پاسخ سلام او را مىدادند. اميرمؤمنان على (عليه السلام) نيز مانند پيامبر (صلى الله عليه و آله) به زنان سلام مىكرد. ولى دوست نداشت به زنان جوان سلام
1) تفسير البرهان، سيدهاشم بحراني، ج۶، ص٢٩٩.
كند و مىفرمود: «مىترسم از صداى جواب سلام آنان خوشم بيايد و در اين صورت، زيانى كه بر من وارد مىشود، بيش از ثوابى باشد كه از سلام كردن به آنان مىطلبم»(1)
گفتنى است، حضرت اين سخن را زمانى فرمود كه خود جوان بود، ولى رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در حالى به زنان سلام مىكرد كه از سن ميانسالى گذشته بود.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) نيز درباره برقرارى رابطه عاطفى با نامحرم مىفرمايد:
«لا تُبْدوا النِّساءَ بِالسَّلامِ وَلا تَدْعوهُنَّ اِلى الطَّعامِ»(2)«به زنان سلام نكنيد و آنان را به غذا خوردن با خود دعوت نكنيد» .
«يحيى مازِنى» از اصحاب اميرمؤمنان على (عليه السلام) مىگويد: من در مدينه
مدتها همسايه اميرمؤمنان على (عليه السلام) بودم. اما به خدا سوگند! هرگز شكل و شمايل دخترش زينب (عليها السلام) را نديدم و صداى او را نشنيدم. آن بزرگوار چنان عفيف و با حيا بود كه هرگاه مىخواست از خانه خارج شود و به زيارت مرقد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) برود، شبانه مىرفت و اين در حالى بود كه امام حسن (عليه السلام) سمت راست و امام حسين (عليه السلام) سمت چپ و اميرمؤمنان (عليه السلام) جلوى ايشان حركت مىكردند. زمانى كه نزديك مرقد شريف رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مىرسيدند، اميرمؤمنان على (عليه السلام) جلو مىرفت و چراغى را كه بر
فراز قبر پيامبر (صلى الله عليه و آله) روشن بود، خاموش مىكرد. يكبار امام حسن (عليه السلام) پرسيد: «پدرجان! چرا اين چراغ را خاموش مىكنيد؟» حضرت فرمود: «مىترسم چشم نامحرمى به خواهرت زينب بيفتد»(1)
آرى، اين شعاع كوچكى از خورشيد عفت و حياى دختر على (عليه السلام) است. زنان ما بايد افتخار كنند كه آموزگار بزرگى چون زينب كبرا (عليها السلام) دارند؛ آموزگارى كه درس پاكى و عفافى كه او و خانوادهاش به انسانها مىدهند، بىمانند است.
حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) الگوى كامل همه انسانها در تمام كمالات انسانى است و حتى ائمه اطهار (عليهم السلام) نيز خود را دست پرورده اين مادر گرانقدر و عالىمقام مىدانند. آن حضرت در توجه به حجاب و عفاف،
بهترين الگو براى زنان مسلمان است. ايشان با سخنان و رفتار خود، اهميت حجاب را براى زن به روشنى تبيين كرده است كه در ادامه به چند نمونه اشاره مىشود.
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: «روزى پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در خانه دخترش فاطمه زهرا (عليها السلام) بود كه مردى نابينا اجازه ورود خواست. حضرت فاطمه (عليها السلام) به سرعت از جا برخاست تا به مكانى ديگر رود و در حضور
1) فاطمة الزهرا٣، رحماني همداني، ص۶۴٢.
مرد نابينا نباشد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) از روى تعجب (و شايد براى آزمايش دخترش) فرمود: چرا خود را از اين مرد پنهان مىكنى، درحالىكه او نابيناست و تو را نمىبيند؟ حضرت فاطمه (عليها السلام) عرض كرد: اگر چه او مرا نمىبيند، ولى من او را مىبينم. همچنين او مىتواند بوى مرا استشمام كند. [پس به اين دو دليل، ماندن من در اتاق جايز نيست]. رسولخدا (صلى الله عليه و آله) كه از اين پاسخ زيبا، بسيار خوشحال شده بود، فرمود: گواهى مىدهم كه تو پاره تن من هستى»(1)
«عبدالله بن حسن» از پدران معصوم خود (عليهم السلام) نقل مىكند، وقتى عدهاى از مهاجرين و انصار تصميم گرفتند برخلاف سفارشهاى رسول خدا (صلى الله عليه و آله) ، خلافت را از اميرالمؤمنين على (عليه السلام) سلب كنند، به دنبال آن،
تصميم ديگرى اجرا شد و آن گرفتن فدك از فاطمه (عليها السلام) بود. اين در حالى بود كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به امر خداوند اين سرزمين حاصلخيز را به ايشان بخشيده بود. وقتى اين خبر به حضرت فاطمه (عليها السلام) رسيد، نخست كوشيد غاصبان فدك را از كار اشتباهشان آگاه سازد، ولى پس از اينكه آنان حاضر نشدند فدك را به آن بزرگوار بازگردانند، حضرت تصميم گرفت، به مسجد برود و در حضور مردم سخنرانى و از غاصبان فدك انتقاد كند.
آن بزرگوار پيش از حركت، مقنعه بر سر كرد و بندهاى آن را محكم بست. سپس چادرى بلند روى آن پوشيد، چنانكه تمام بدن مطهرش را
1) ميرزا حسين نوري طبرسي، مستدرك الوسائل، ج١۴، ص١٨٩.
فرا گرفت. آنگاه از منزل بيرون آمد، درحالىكه اطراف ايشان را جماعتى از زنان بنىهاشم و دوستداران آن حضرت گرفته بودند. آن حضرت درحالىكه هنگام راه رفتن، چادر و لباسهايش بر اثر بلند بودن، زير پايش مىرفت، بهسوى مسجد پيامبر (صلى الله عليه و آله) روانه شد.(1)
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: «هنگامى كه زمان وفات حضرت فاطمه (عليها السلام) رسيد، به «اسماء بنت عميس» كه از ايشان پرستارى مىكرد، فرمود: اى اسماء! من دوست ندارم هنگام تشييع جنازهام، حجم بدنم را نامحرم ببيند. آيا مىتوانى كارى كنى كه چنين اتفاقى نيفتد؟ (گفتنى است كه در آن زمان، تشييع جنازه با تابوتهايى مانند تابوتهاى امروزى كه داراى
ديواره است، صورت نمىگرفت و جنازه را بر روى يك تخته صاف حمل مىكردند.) اسماء فكرى كرد و گفت: من زمانى كه در حبشه بودم، مىديدم مردم براى بردن جنازه، از تابوتهايى استفاده مىكردند كه ديواره داشت و حجم بدن را مىپوشاند. آنگاه ماكت آن را درست كرد و به آن حضرت نشان داد. حضرت زهرا (عليها السلام) درحالىكه از اين موضوع بسيار خوشحال شد، فرمود: «براى من چنين تابوتى درست كن و با آن بدن مرا بپوشان. خداوند تو را [به عوض اين كار] از آتش دوزخ نگهدارد»(2)
انسان بايد همواره انجام دادن كار خير را غنيمت شمارد و تصور كند كه شايد نتواند دوباره به انجام آن كار موفق شود. حتى در عبادتى مانند نماز كه حداقل روزى پنج بار مىخوانيم، به ما سفارش شده است، هر يك از نمازهاى يوميه خود را به نيت نماز مودّع بخوانيم؛ يعنى با اين خيال نماز بخوانيم كه گويى اين آخرين نماز ماست و پس از آن ديگر زنده نيستيم كه دوباره توفيق پيدا كنيم و نماز بخوانيم. پس نماز وداع مىخوانيم! بديهى است با اين تصور، انسان مىكوشد تا بهترين نماز را به پا دارد.
زمانى كه به زيارت مشرف مىشويم بهويژه زيارت سرزمين وحى نيز
همينگونه است. وقتى كسى توفيق زيارت مدينه و مكه يا عتبات مقدسه را پيدا مىكند، معلوم نيست دوباره اين سفر نورانى نصيبش شود. بنابراين بايد تمام بهره خود را از اين سفرها بگيريم.
زائرى كه وارد مدينه مىشود و به زيارت رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و فرزندان پاك او مشرف مىشود، پشت ديوار بقيع، با تضرع و التماس، دست به دامان دختر پيامبر مىشود و از اين بانوى عالىمقام و با كرامت، تقاضاى لطف و كرم دارد و مىداند اگر اين بزرگوار گوشه چشمى به انسان نظر كند، از تمام دنيا ارزشمندتر است. پس چرا در اين فرصت استثنايى، بهترينها را نخواهد؟ گفتنى است بهترين حاجتى كه مىتوان با توسل به فاطمه (عليها السلام) به دست آورد، اين است كه آن بزرگوار، الگوى ما در همه امور زندگى باشد و از آن حضرت پيروى كنيم؛ يعنى بهگونهاى زندگى
كنيم كه حضرت فاطمه (عليها السلام) آن را تأييد كند و آنگاه كه از مدينه خارج مىشويم، آن حضرت از ما خشنود باشد كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: «هركه فاطمه از او خشنود باشد، خداوند از او خشنود خواهد بود» (1)
بانويى كه به مدينه مىآيد، اگر توجه داشته باشد كه به چه مكانى قدم گذاشته، در مدينه احساس غربت نمىكند، بلكه احساس مىكند به خانه خودش بازگشته است، نشانه اين نزديكى با مدينه، آن است كه زن در اين مكان، به ياد امور دنيايى نيست و چنان با آرامش زيارت مىكند كه هيچ كارى در دنيا جز زيارت ندارد. چنين بانوى زائرى، خود را چون
دختر كوچكى مىبيند كه آمده است تا سر به دامان مادر بگذارد و حرفهايش را به او بگويد. بنابراين اين لحظه، بهترين زمان است كه با اين مادر عزيزتر از جانش پيمان ببندد كه در تمام امور زندگى، بهويژه در پوشش و حجاب و نوع رفتارش با نامحرم، بهگونهاى باشد كه حضرت زهرا (عليها السلام) از او خشنود باشد. حضرت فاطمهاى كه دوست ندارد حجم بدن مطهرش حتى پس از مرگ نيز ديده شود، چگونه از خانمى كه لباسهاى تنگ مىپوشد و بدون چادر در كوچه و خيابان ظاهر مىشود، خشنود مىشود؟ !
آيا به دست آوردن مادرى چون فاطمه (عليها السلام) كه تمام انبياء و اولياء، افتخار مىكنند كه به مقام ايشان متوسل شوند و پس از پدر و شوهرش، هيچ شخصى چه در دنيا و چه در آخرت، به مقامش نمىرسد، ارزش
1) فرائد السمطين، حمويني، ج٢، ص۶٧.
اين را ندارد كه با رعايت پوشش و حجاب كامل، او را از خود راضى نگه داريم و فرداى قيامت در زمره دوستانش قرار گيريم؟ آيا پوشيدن چادر براى خانمى كه تا كنون به آن عادت نكرده، آنقدر مشكل است كه نعمت بزرگ انتساب به بانوى دو عالم، حضرت زهرا (عليها السلام) را از دست بدهد؟
پس شايسته است زن مسلمان كه زائر بيت الاحزان و سرگشته كوى فاطمه (عليها السلام) شده است، حال كه توفيق زيارت مقام ملكوتى اين مادر آسمانى را پيدا كرده، با خداى خود و در حضور اين بانو، پيمان ببندد، پس از اين، ديگر لباس نورانى حجاب و چادر مقدسى كه هديه بىبديل
فاطمه به زنان عالم است، از تن بيرون نكند.
اميرمؤمنان على (عليه السلام) مىفرمايد: «من و عدهاى از اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نزد ايشان بوديم كه آن حضرت پرسيد: «بهترين ويژگىزنان چيست؟» هيچ يك از ما نتوانستيم پاسخ دهيم تا اينكه جلسه به پايان رسيد و از يكديگر جدا شديم. من به سوى فاطمه رفتم و او را از آنچه پيامبر (صلى الله عليه و آله) از ما پرسيده بود، آگاه كردم و گفتم: كسى از ما نتوانست به آن پاسخ دهد. فاطمه (عليها السلام) فرمود: «ولى من پاسخ آن را مىدانم. بهترين ويژگى زنان اين است كه به مردها نگاه نكنند و مردها نيز آنان را نبينند» .
نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) رفتم و عرض كردم: اى رسول خدا! شما پرسيدى چه چيز براى زنان بهتر است. من اكنون پاسخ آن را مىگويم و همان
پاسخى را كه فاطمه (عليها السلام) داده بود، بازگو كردم. آن حضرت فرمود: «تو وقتى نزد من بودى پاسخ اين پرسش را نمىدانستى. چه كسى اين پاسخ را به تو آموخت؟» عرض كردم: فاطمه. پيامبر (صلى الله عليه و آله) شگفتزده شد و فرمود: «به راستى كه فاطمه پاره تن من است» .(1)
در حقيقت، اين روايت حد عفاف زن را مشخص مىكند. حد عفاف زن آن است كه بهگونهاى در جامعه ظاهر شود كه نه خود به نامحرمى نگاه شيطانى كند و نه اجازه دهد كه نامحرمى به او نگاه كند، بلكه
طورى خود را بپوشاند كه نامحرمان حرمت او را نگه دارند.
از امام صادق (عليه السلام) نيز درباره حجاب و داشتن رفتار صحيح با نامحرم، سخنان زيبايى نقل شده است. در روايتى آمده است:
عَنِ الحَلَبى عَنْ أبي عَبدِالله (عليه السلام) قالَ: لا يَصْلُحُ لِلْمَرْأَةِ المُسْلِمَةِ اَنْ تَلْبِسَ مِنَ الخُمُرِ وَالدُّرُوعِ ما لا يُوارى شيئاً.(2)
حلبى از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است كه ايشان فرمود: براى زن مسلمان جايز نيست روسرى و ديگر لباسهايش بهگونهاى باشد كه جايى از بدنش را نپوشاند.
بنابراين روايت، نمىتوان گفت كسانى كه مقنعه و چادر مىپوشند حجاب را رعايت كردهاند؛ زيرا ممكن است لباس آنها نازك باشد و
بدنشان از زير آن مشخص باشد. بانوان عمرهگزار و حجگزار ما بايد بيشتر به اين نكته مهم توجه كنند؛ زيرا گاه برخى از بانوان براى فرار از گرما، از مانتوها و لباسهاى نازك و سفيد استفاده مىكنند، غافل از اينكه اين لباسها نهتنها در حفظ حجاب آنها بىتأثير است، بلكه احرام آنها را نيز دچار اشكال مىكند؛ زيرا فقها و مراجع گرانقدر اين لباس را براى احرام كافى نمىدانند.
نكته ديگر تأثير پوشيدن اين لباس بر افكار ديگر ملتهاست. وقتى
زن شيعه ايرانى بر اثر بىتوجهى، از اينگونه لباسها استفاده مىكند، آثارى سوء بر ديگر ملتها مىگذارد؛ ملتهايى كه بيشتر آنها اهل سنت هستند. اين سبب مىشود كه آنها شيعيان و زنانشان را به بىمبالاتى و نادانى نسبت به شرع اسلام محكوم كنند كه اين تحقير و تمسخر، مكتب تشيع و اهل بيت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) را نيز در بر خواهد گرفت.
«ابوبصير» كه مردى نابينا و از اصحاب امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) است، مىگويد: وقتى در كوفه زندگى مىكردم، زنى از من خواست به او قرائت قرآن بياموزم و من پذيرفتم. او روزها نزد من مىآمد و از من قرآن مىآموخت. روزى در ميان درس، با او كمى شوخى و مزاح كردم، ولى هرگز گمان نمىكردم، شوخى با نامحرم كار بدى باشد تا اينكه پس از مدتى، به مدينه سفر كردم و به محضر ابىجعفر امام باقر (عليه السلام) رسيدم. آن حضرت در همان آغاز ديدار به من فرمود:
«مَنِ ارْتَكَبَ الذَّنْبَ فِى الخَلاَءِ
لَمْ يَعْبَأِ اللهُ بِهِ» ؛ «هركس در خلوت مرتكب گناه شود، خدا به او نظر رحمت نمىكند» . سپس مانند كسى كه در آن جلسه قرائت قرآن حاضر بوده است، مرا سرزنش كرد و فرمود: «به آن زن چه گفتى؟ !» من از خجالت صورتم را پوشاندم و توبه كردم. سپس ابوجعفر (عليه السلام) فرمود: «ديگر چنين كارى را تكرار نكن» .(1)
اين داستان به ما مىآموزد، ارتباط ميان زن و مرد نامحرم حد و حدودى دارد و بايد در اينگونه رابطهها ادب و نزاكت و مسائل شرعى رعايت شود و اگر زن و مرد حتى اندكى از اين محدوده خارج شوند و احساس خودمانى بر اين ارتباط حاكم شود، مورد رضايت ائمه (عليهم السلام) نيست؛ زيرا همين رفتارها و ارتباطها حجاب و عفاف زن را به تدريج، كم رنگ مىكند.
به دو روايت در همين باره اشاره مىكنيم. امام على (عليه السلام) در بخشى از يك حديث طولانى، مىفرمايد:
مَنْ مازَحَ الجَوارى وَ الْغِلْمانَ فَلا بُدَّ لَهُ مِنَ الزّنا و لا بُدَّ لِلزّاني منَ النّار.(2)
هركس با دختران و پسران جوان، شوخىهاى زننده كند، به ناچار به زنا مبتلا و بىشك، به آتش دوزخ گرفتار خواهد شد.
همانطور كه گفتيم، اينگونه ارتباطهاى نامناسب، حريم حيا را در
ميان زن و مرد از بين مىبرد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نيز در اينباره فرمود:
مَنْ فاكَهَ امْرَأَةً لا يَمْلِكُها حَبَسَهُ اللهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَها فِى الدُّنْيا اَلْفَ عامٍ.(1)
هركس با زنى غير از همسر خود شوخى و سبكى كند، خداوند [روز قيامت] او را در برابر هر كلمهاى كه با آن زن در دنيا سخن
گفته است، هزار سال زندان مىكند.
يكى از اصحاب امام صادق (عليه السلام) به نام «محمدبن ابىعمير» ، دو خواهر به نامهاى «سعيده» و «منّه» داشت. آنها روزى از محضر امام صادق (عليه السلام) اجازه خواستند تا خدمتش برسند و از ايشان پرسشهايى درباره حجاب و حدود رابطه با نامحرم بپرسند. وقتى به محضر امام رسيدند، يكى از آنها پرسيد: آيا زن مسلمان مىتواند از برادر مسلمانش [در هنگام بيمارى و مانند آن] عيادت كند؟ حضرت فرمود: «اشكالى ندارد» . او پرسش ديگرى مطرح كرد و سپس پرسيد: خواهرم كه همراه من است به عيادت برادران مسلمانش مىرود، [نظرتان چيست؟] حضرت [به او رو كرد و] فرمود: «وقتى به زيارت برادر مسلمانت مىروى، لباس رنگارنگ و جذاب نپوش!»(2)
از سخن امام صادق (عليه السلام) در اين روايت در مىيابيم، اسلام با رابطه
سالم زن و مرد مشكلى ندارد، ولى هشدار مىدهد كه بايد از هرگونه رفتار يا سخن يا پوششى كه به ناسالم شدن اين روابط مىانجامد، خوددارى شود.
چه تفاوتى ميان حجاب پيرزنان و حجاب زنان جوان وجود دارد؟
آيا در نوع حجاب، با هم متفاوتند؟ با توجه به آيات قرآن و برخى روايتها، زنان جوان بايد حجابشان بيشتر از پيرزنان باشد؛ زيرا توجه و نظر مردان بيشتر به سوى زنان جوان است تا زنان مسن و سالخورده. خداوند در سوره نور آيه ۶٠، اين مطلب را چنين بيان مىكند:
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و زنان از كار افتاده [و پير] كه اميد به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نيست كه لباسهاى [رويى] خود را بر زمين بگذارند، به شرط اينكه در برابر مردان، خودآرايى نكنند و [البته] اگر خود را بپوشانند، براى آنان بهتر است و خداوند شنوا و داناست.
حال بايد پرسيد منظور از لباس رويى چيست.
امام صادق (عليه السلام) در پاسخ به سؤال شخصى كه پرسيد: منظور خداوند از اينكه پيرزنان مىتوانند لباس رويى خود را كنار بگذارند، چيست، فرمود:
«تَضَعُ الجَلْبابَ وَحْدَهُ»(1)«پيرزنان فقط مىتوانند چادر را كنار بگذارند» .
از اين سخن در مىيابيم كه لازم است زنان جوان از حجاب برتر؛ يعنى چادر استفاده كنند و حجاب با مانتو را براى پيرزنان بگذارند.
متأسفانه امروزه در جامعه اسلامى برخى زنان جوان، حجاب مخصوص پيرزنان؛ يعنى مانتو را براى خود برگزيدهاند و در مقابل، پيرزنان از حجاب جوانان استفاده مىكنند.
امام صادق (عليه السلام) در سخنى ديگر نيز به بيان تفاوت حجاب زنان جوان و پير پرداخته و رعايت حجاب را براى زنان جوان لازمتر دانسته است. آن حضرت دراينباره مىفرمايد:
لَيْسَ يَنْبَغي لِلْمَرْأَةِ الشّابَّةِ اَنْ تَخْرُجَ اِلَى الْجِنازَةِ تُصَلّى عَلَيْها اِلّا اَنْ تَكُونَ امْرَأَةً قَدْ دَخَلَتْ فِى السِّنِّ. (2)
بر زن جوان سزاوار نيست به تشييع جنازه رود و بر آن نماز بگذارد، مگر آنكه زنى مسن و پير باشد.
منظور از اين سخن اين است كه زنان جوان بايد كمتر از خانه خارج شوند و حتى بهتر است در امور مستحبى مثل تشييع جنازه حاضر نشوند.
امام صادق (عليه السلام) در سخن ديگرى درباره حجاب كنيزان مىفرمايد: كنيزان نه تنها لازم نيست چادر سر كنند، بلكه اگر از مقنعه نيز استفاده نكنند [و به جاى آن يك روسرى ساده بپوشند]، كافى است. (3)
از اين سخن روشن مىشود كه پوشيدن چادر و مقنعه امتيازى است كه دين اسلام، زنان جوان و با شخصيت را به آن مفتخر كرده است. همچنين به زنانى كه حجابشان را كامل رعايت نمىكنند، مىفهماند كه
اين نوع حجاب، مخصوص كنيزان است؛ زيرا كنيزان نوعى كالا هستند كه براى خدمتگزارى به ديگران خريد و فروش مىشوند و بايد در معرض ديد قرار گيرند. اگر بانوان بزرگوار به اين حقايق توجه كنند، هرگز خود را از حجاب كامل محروم نمىكنند.
اين روايتها به زنان بزرگوار و با وقار ما كه خود را به زينت عفاف و حجاب آراستهاند، اين پيام را مىدهد كه در برخورد با افراد بدحجاب، هرگز احساس حقارت نكنند، بلكه به خود افتخار كنند كه حجابشان كامل است و از خدا سپاسگزارى كنند كه مانند آنها نيستند و به ارزش حقيقى زن كه شخصيت و انسانيت اوست، پىبردهاند. همچنين خود را در حد يك كالا تنزل نداده و مانند كنيزى در معرض خريد و فروش قرار ندادهاند.
با توجه به آنچه گفته شد، اگر زنى دانسته يا ندانسته خود را بيارايد و در معرض نگاههاى هوسآلود مردانى قرار دهد كه هدفى جز ارضاى غرايز حيوانى خود ندارند، آيا خود را مانند كنيزان، پست و بىمقدار نكرده است؟ با طرح اين پرسش، بار ديگر به اين نكته مهم پىمىبريم كه دين اسلام، با واجب كردن حجاب، عزت و شرافت بزرگى به زنان داده است و اجازه نداده هيچكس به حريم خصوصى آنها تجاوز كند و كوچكترين اهانتى به شخصيت با ارزش آنها داشته باشد.
شايد زنان بزرگوار بهويژه كسانى كه حجابشان كامل نيست، به اين
نكته مهم توجه نداشته باشند كه بدحجابى، به شخصيت و ارزش انسانى آنها ضربههاى جبرانناپذيرى مىزند و ارزش آنها را كاهش مىدهد. ازاينرو بيان اين نكتهها فقط براى آگاه كردن ذهن بانوان است و
هيچگونه بىحرمتى به آنها نيست.
امام رضا (عليه السلام) ، هم در سخنان و هم در رفتار خود، مسلمانان را به اهميت حجاب متوجه كردهاند. نقل است: در يك مهمانى، امام رضا (عليه السلام) و جمعى از مردم حضور داشتند. يكى از مهمانان به همراه دختر بچه كوچكش وارد شد. هريك از حاضران، آن دختر بچهرا در آغوش گرفتند و بوسيدند و به او اظهار محبت كردند. وقتى نوبت به امام رضا (عليه السلام) رسيد، حضرت پيش از آنكه مانند ديگران او را ببوسد، پرسيد: او چند سال دارد. گفته شد: پنج سال. حضرت فرمود: «وقتى دختر به پنج سال مىرسد، نبايد مردان او را ببوسند» . سپس دختر را نوازش كرد و از بوسيدن او خوددارى كرد.(1)
از اين داستان در مىيابيم كه بايد حدود محرم و نامحرم حتى در برخورد با دختر پنج ساله نيز رعايت شود.
از موضوعاتى كه افراد مختلف، چه موافقان حجاب و چه مخالفان آن
1) تهذيب، ج٧، ص۴۶١.
مطرح مىكنند، اين است كه به چه دليل زنان بايد خود را بپوشانند؟ يا اگر زنان، آزاد و بدون پوشش در سطح جامعه حضور يابند، چه مشكلى ايجاد مىشود؟ امام رضا (عليه السلام) در پاسخ به اين پرسش مىفرمايد:
حَرُمَ النَّظَرُ الى شُعُورِ النِّساءِ المَحْجُوباتِ بِالْاَزوْاجِ وغَيْرِهِنَّ مِنَ النِّساء لِما فيهِ مِنْ تَهْييج الرِّجالِ وَما يَدْعُو التَهْييجُ اِلَى الْفَسادِ وَالدُّخولِ فيما لا يَحِلُّ وَلا يَجْمُلُ وَكذلِك ما اَشْبَهَ الشُّعُورَ.(1)
نگريستن به موى سر زنان؛ چه شوهردار و چه بىشوهر، ازاينرو حرام است كه سبب برانگيخته شدن غريزه شهوت مردان مىشود و اين برانگيختگى، آنان را به فساد و كارهاى حرام و نازيبا وا مىدارد، چنانكه نگريستن به قسمتهاى ديگر بدن زن نيز همين حكم را دارد.
بنابراين، اگر بخواهيم جامعهاى سالم و امن داشته باشيم، از انحرافهاى اخلاقى جلوگيرى كنيم، آبروى افراد در امان بماند، كسى مزاحم نواميس مردم نشود و خانوادهها از هم نپاشند، بايد زنان، اين زحمت را به جان بخرند و تمام بدن خود را بپوشانند، همانگونه كه مردان نيز بايد جلوى چشم خود را بگيرند و از نگريستن به نامحرم پرهيز كنند.
چند سال پيش در يكى از روزنامهها، نوشته شده بود: مردى در رفت و آمدهاى فاميلى، شيفته زيبايى خواهر زنش شده و گاهگاهى ارتباط
1) بحارالانوار، ج١٠١، ص٣۴.
كلامى و دوستانه با او برقرار مىكرد و آن زن نيز از اين ارتباط استقبال مىكرد. اين رابطه مدتى طول كشيد تا اينكه برخى اطرافيان، از آن باخبر شدند. شوهر آن زن از مرد كه باجناقش بود، شكايت كرد و او را به
زندان انداخت. با پخش اين خبر در ميان فاميل، همسايه و آشنا، زن به شدت تحت فشار روحى قرار گرفت. چند روز به مراسم دادگاه و محاكمه آن مرد باقى مانده بود كه ناگهان خبر رسيد آن زن از شدت ناراحتى خودكشى كرده است. اين خبر به گوش مرد نيز رسيد و او را بسيار متأثر كرد، بهگونهاى كه او نيز در زندان دست به خودكشى زد. به اين ترتيب، به دليل رعايت نكردن حدود شرعى در روابط و جلوگيرى نكردن از نگاه به نامحرم، دو نفر كشته شدند، دو خانواده متلاشى و دو فاميل عزادار شد.(1)
1) كيهان، ش ٩٠١۴.
از اسرار زيارت آن است كه زائر، خود را چون قطرهاى ببيند كه مىخواهد به دريا بپيوندد و در آن محو گردد. اين پيوند كه پيوندى معنوى است، نه مادى، بايد همواره مورد توجه زائر باشد. ازاينرو هر چه انسان خود را از پيرايهها، تعلقها، زنجيرهاى گناه و خلق و خوى استكبارى برهاند، اين پيوستن و محو شدن، آسانتر و كاملتر است.
«علامه طباطبايى (رحمه الله)» چه زيبا سروده است:
من خس بيسر و پايم كه به موج افتادم
او كه ميرفت مرا هم به دل دريا برد
منبهسرچشمه خورشيد نه خود بردم راه
ذرهاي بودم و مهر تو مرا بالا برد(1)
در اهميت زيارت همين بس كه در ادعيه ماه مبارك رمضان و شب
1) مهر تابان، سيد محمدحسين حسيني تهراني، ص۵۶.
قدر، سفارش شده است يكى از خواستههاى ما از خداوند، توفيق رفتن به حج و عمره و زيارت مشاهد شريفه باشد.(1)
به راستى، دليل اين همه تأكيد چيست و چرا بايد آرزوى هر مؤمن، رفتن به اين زيارتگاهها باشد؟ در پاسخ به اين پرسش مىتوان گفت: كمترين فايدهاى كه از اين سفرهاى نورانى نصيب مؤمن مىشود، تحول و اثر پذيرى عميق روحى و معنوى در نفس آدمى است.
بهترين تعبيرى كه مىتوان براى اينگونه توفيقات، در روايتها يافت، اين حديث شريف نبوى است كه مىفرمايد:
اِنَّ لِرَّبِكُمْ فى ايّام دَهْرِكُم نَفَحاتٍ اَلا فَتَعَرَّضوا لَها.(2)
همانا از سوى پروردگارتان، در طول عمر شما، گاهى نسيم رحمت الهى به سوى شما مىوزد. آگاه باشيد كه خود را در معرض اين وزش و نسيم رحمت قرار دهيد و از آن روىگردان نشويد.
در يكى از سفرهاى زيارتى كه به مدينه منوره مشرف شده بودم، يكى از استادان دانشگاه شيراز را كه در سفرهاى پيش با او آشنا شده بودم، به همراه دو نفر از دوستانش، در صحن مسجدالنبى ديدم. پس از سلام و احوالپرسى، يكى از همراهان ايشان از من درخواست زيبايى كرد. وى گفت: دعا كنيد من در اين سفر تغيير كنم و انسان بهترى شوم! من گفتم: من كه باشم كه براى شما دعا كنم. شما را راهنمايى مىكنم كه به محضر
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) شرفياب شويد و اين حاجترا از ايشان بخواهيد. تا من اين جمله را به وى گفتم، چنان از اين سخن دچار تحول روحى شد كه به گريه افتاد و شانههايش از شدت گريه، شروع به لرزيدن كرد و كم بود از شدت گريه بر زمين افتد.
آرى، اين سفرهاى كوتاه، ولى عميق زيارتى مىتواند بهترين فرصت براى ايجاد تغيير و تحول اساسى در فكر و رفتار زائران باشد؛ به شرطى كه مسئولان فرهنگى حج و زيارت، زمينه اين تحول را براى آنان فراهم كنند.
يكى از دگرگونىهاى عميق در سفرهاى زيارتى، تغيير و تحول در پوشش بانوانى است كه توفيق اينگونه سفرها را پيدا مىكنند، ولى در نوع پوشش و حجاب خود، دچار عادتهاى غير دينى شدهاند و از الگوى مناسبى براى لباس و پوشش خود در مقابل نامحرم، برخوردار نيستند. بسيارى از اين بانوان وقتى خود را در جمع زائران و علاقهمندان به معنويت مىبينند، خود را چون قطرهاى احساس مىكنند كه به دريا رسيده و از هويت محدود و كوچك خود خارج شده و در يك هويت جمعى و بسيار بزرگ قرار گرفتهاند. اين افراد در چنين شرايط، دست به انتخاب مىزنند و با اينكه پيش از اين، حجاب خود را جدى نمىگرفتند، ولى در اين تحول عظيم، هر شرطى را مىپذيرند تا از قافله مؤمنان و خداجويان عقب نمانند. اين تغيير به ظاهر ساده در مدت كوتاه سفر، چنان در فكر، ذهن و رفتار آنان اثر گذار است كه همانجا با خدا عهد مىبندند كه براى هميشه حجاب چادر را از خود دور نسازند.
در روانشناسى زن، به اثبات رسيده است كه زنان بهطور طبيعى و ذاتى، به خودآرايى و به نمايش گذاشتن زيبايىهاى خود تمايل دارند و از اين كار لذت مىبرند. خانم «لمبروزو» ، روانشناس معروف ايتاليايى در اينباره مىگويد:
يكى از اميال عميق و آرزوهاى اساسى زن آن است كه به چشم ديگران مطلوب و زيبا باشد و با زيبارويى، زيبايى اندام، موزون بودن حركات، خوش آهنگى صدا، طرز سخن گفتن و شيوه خرام خود، مورد توجه قرار گيرد و احساسات مردان را تحريك و روحشان را مجذوب خود كند.(1)
او در كلامى ديگر مىگويد: «در زن، علاقه به دلبر بودن و دل باختن، مورد پسند بودن و مايه خرسند شدن، بسيار شديد است» .(2)
همچنين درباره تأثير غريزه خودآرايى و تبرج در زندگى زنان نوشته است: «ميل به جذب ديگران، بزرگترين و مهمترين محرك زندگانى زن به شمار مىرود» . (3)
در قرآن كريم نيز از اين تمايل طبيعى و غريزى زن سخن به ميان آمده است.
در سوره احزاب، خداوند خطاب به زنان مىفرمايد:
وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى (احزاب:٣٣)
[در برابر نامحرم] ظاهر نشويد و خودنمايى نكنيد؛ مانند خودنمايى [زنان] دوران جاهليت نخستين.
در آيهاى ديگر نيز مىخوانيم: غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ ؛ «زنان [در برابر نامحرم] با زينتها و آرايشهايشان خودنمايى نكنند» . (نور:۶٠)
از اينكه خداوند در اين آيات، صفت تبرج را فقط به زنان اختصاص داده و به مردان چنين صفتى را نسبت نداده است، درمىيابيم كه اين ويژگى از ويژگىهاى زنان است و در طبيعت آنها نهاده شده است. ازاينرو پوشش و حجاب به شكل خاص آن، فقط بر زنان واجب شده است. «شهيد مطهرى» ، در مقام يك اسلامشناس دقيق در اينباره مىگويد:
اما علت اينكه در اسلام، دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته است، اين است كه ميل به خودنمايى و خودآرايى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها، مرد شكار است و زن شكارچى، همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچى. ميل زن به خودآرايى، از اين نوع حس شكارچىگرى او ناشى مىشود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهاى بدننما و آريشهاى تحريككننده به كار برند. ازاينرو انحراف تبرّج و برهنگى، از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقدر گرديده است.(1)
1) مجموعه آثار، ج١٩، ص۴٣۶.
همانگونه كه گفتيم، ميل به خودنمايى، در طبيعت زن وجود دارد و همين ميل ممكن است او را به سوى كشف حجاب سوق دهد. پس آنچه توجه به آن بسيار اهميت دارد و دختران و زنان محترم بايد بدانند، اين است كه تمايل به جلوهگرى را در خود آزاد نگذارند و اجازه ندهند كه اين احساس بر زندگى آنها حاكم شود، بلكه براى كنترل آن تلاش كنند.
بهترين راه كنترل اين ميل طبيعى اين است كه در آن افراط و تفريط نكنند، بلكه ميانهرو باشند؛ يعنى همان چيزى كه در اسلام به آن حجاب گويند. حال اين پرسش پيش مىآيد كه اگر ميل به خودآرايى، ميلى طبيعى است، پس نمىتوان از آن غفلت كرد و بايد به طريقى آن را ارضا كرد؟ در پاسخ به اين پرسش مىتوان گفت: در آيات مربوط به حجاب نيز به اين موضوع توجه شده است. با توجه به آيه ٣١ سوره نور، حجاب مانند سكهاى دو روست؛ يك روى آن اين است كه زنان از خودآرايى و زينت كردن در برابر نامحرم و جلب توجه او بهطور جدى پرهيز كنند و روى ديگرش اين است كه زنان مىتوانند براى همسر خود زينتها و زيورهايشان را آشكار كنند تا نياز روانى آنها به خودآرايى تأمين گردد.
آنگاه كه زن با وجود داشتن ميل به خودآرايى و نشان دادن خود به ديگران، خود را در پوشش حجاب مىپيچد و با وجود گرما و سختىهاى بسيارى كه حجاب، بهويژه چادر دارد، آن را تحمل مىكند، نشان دهنده آن است كه به درجه بالاى ايثار و تقوا و ايمان رسيده است. در حقيقت، چنين زنى براى به دست آوردن رضاى الهى، حاضر شده از
خودگذشتگى كند و راحتىهاى خويش را ناديده بگيرد تا از اين راه، حيا و عفاف خود را حفظ كرده باشد.
آراستگى زن به پوشش و حجاب، پيامدهاى تربيتى فراوانى براى او به همراه دارد كه در تكامل و رشد معنوى او نقش بسيار سازندهاى دارد. آگاهى زن از پيامدها و فوايد حجاب سبب مىشود كه ميل به رعايت حجاب در درون او شكل گيرد و اين آگاهى، به رفتار او معنا و ارزش بخشد و دوام حجاب را تضمين كند؛ زيرا انسان تا به پيامدهاى مثبت كارى پىنبرد، به انجام آن راغب نخواهد شد.
در مقابل، زنانى كه به حجاب بىتوجهى مىكنند و در برابر نامحرمان، با پوشش مناسب ظاهر نمىشوند، نه تنها خود را از پيامدهاى مثبت آن محروم مىسازند، بلكه مشكلات فراوانى براى خود و خانوادههايشان فراهم مىكنند. اين مشكلات مىتواند موجب متوقف شدن رشد شخصيت زنان و خاموش شدن نور ايمان و ايجاد پليدى در باطن و روح و جان آنان شود يا روابط عاطفى ميان همسران را تحت تأثير قرار دهد و موجب به وجود آمدن بدبينى بين آنها و ضربه زدن به موقعيت اجتماعى زنان گردد.
در اين فصل، نخست، به ديدگاه روانشناسى درباره حجاب و پيامدهاى آن و سپس به چند نمونه عينى از پيامدهاى مثبت رعايت حجاب و پوشش مناسب زن و نيز آثار منفى بدحجابى و پوشش نامناسب اشاره مىشود.
يكى از نظريههايى كه در اين زمينه بيان شده، پژوهشى است كه يكى از روانشناسان كشورمان انجام داده است. اين پژوهشگر با كمك گرفتن از نظريههاى روانشناسان بزرگ و معروف، ميان نتايج حجاب و عوامل بلوغ روانى در زن مقايسهاى انجام داده و به نتايج جالبى رسيده است.(1)
او با توجه به نظريههاى روانشناسانى چون «فرويد» ، «اريك فروم» ، «پياژه» ، «كولبرگ» و «اريكسون» مراحل و دورههاى تكامل روانى انسان را به پنج دوره تقسيم مىكند. اين مراحل كه از تولد و كودكى شروع مىشود، به مرحله بلوغ مىرسد و تا پايان دوره نوجوانى ادامه مىيابد. سه مرحله اول كه به دوران كودكى مربوط مىشود، چون از موضوع حجاب خارج است، مطرح نمىشود. ولى مرحله چهارم و پنجم از مراحل رشد و تكامل شخصيت را به اختصار توضيح مىدهيم.
مرحله چهارم از تكامل روانى كه مرحله «تحرك» (2)نام دارد، بهترين مرحله در بازشناسى اثر حجاب است. در سه مرحله قبل، بين پسر و دختر تمايز چندانى وجود ندارد، ولى با شروع اين مرحله، جدايى دو جنس در حالتهاى روانى و بروز شخصيت آغاز مىشود. در اين مرحله، تفاوت پسران با دختران، در شيوه رفتارى اجتماعى يا برخورد با
اشياى بيرونى و محيط پيرامون خويش است.
پسران اغلب، حالت تهاجمى، ستيزهجويى و نيز تمايل آشكار براى تسلط بر ديگران را از خود نشان مىدهند. در نتيجه، به افرادى خودرأى و داراى خودِ آمرانه و تقليدكننده از بزرگسالان تبديل مىشوند. در مقابل، در دختران، حالت جذب و انقياد و قدرت جلب توجه آشكار مىشود. در نتيجه، علاقه به پوشيدن لباسهاى زيبا، آرايش كردن، با عشوه سخن گفتن، با ناز قدم برداشتن و بروز حالتهاى مادرانه، در آنان به وجود مىآيد.(1)
مرحله پنجم، مرحله تكامل بلوغ و تعيين هويت انسانى است. در اين مرحله، ويژگىهاى بلوغ و هويت انسانى پسران و دختران، ظاهر مىشود. مردان صفتهايى مانند آرامش، پذيرش و صبر را به ويژگىهاى پيشين خود اضافه مىكنند و به جاى تسلط بر همه چيز و از جمله همه زنان، ميل به تسلط بر زندگى و خانواده خود را دارند.
زنان نيز با رسيدن به بلوغ روانى، به جاى تمايل به جذب همه مردان و صرف تمام وقت و نيروى حياتى خود در اين راه، فقط به يك مرد (نامزد يا شوهر) توجه دارند و ديگر توانايىهاى جسمى و روحى خود را صرف سازندگى مىكنند.(2)
نويسنده درباره اينكه ممكن است در روند مرحله چهارم، اختلال
ايجاد شود و اين اختلال موجب به وجود آمدن انحراف در تكامل شخصيت فرد شود، مىنويسد:
مرحله چهارم اگر به دور از افراط و تفريط و بهطور طبيعى پيش برود، مشكلى ايجاد نمىشود. ولى اگر اين شرط رعايت نشود و پسران و دختران رفتارهاى خود را كنترل نكنند، يعنى پسران بيش از حد، حالت تهاجمى و ستيزهجويى داشته باشند و دختران هم بيش از حد، جلوهگرى و خودنمايى كنند و به ظهوردادن زيبايىهاى خود بپردازند، ممكن است دو نوع اختلال به وجود آيد. نخست، عوض شدن نقش پسر و دختر كه خطر همجنسگرايى از همينجا به وجود مىآيد و دوم تثبيت در اين مرحله و نرسيدن به مرحله پنجم؛ يعنى تكامل و بلوغ و در نتيجه، متوقف شدن رشد شخصيت است كه باعث مىشود پسران هميشه تشنه قدرت و خواهان تسلط بر ديگران بوده و دختران به موجوداتى كاملاً گيرنده تبديل شده و هميشه اسير توجه ديگران باشند. چنين دخترانى همواره مجبورند پذيرش خود را به خويشتن و ديگران اثبات كنند. ازاينرو چنين زنانى از سازندگى و بهويژه استقلال شخصيت باز مىمانند.(1)
امروزه در بيشتر جوامع انسانى، اين توقف شخصيت به شكلهاى گوناگون، تشويق و تبليغ مىشود. به نمايش گذاشتن عكسها و
1) بررسي مسأله پوشيدگي از ديدگاه روانشناسي، ص٢۵.
فيلمهايى كه بىبند و بارى را رواج مىدهد و نيز حضور زنان بدحجاب با آرايشهاى غليظ در سينما و اينترنت و پخش سريالهايى كه روابط صميمى ميان زن و مرد نامحرم را رواج مىدهد و الگو قرار دادن آنها يا نمايش فيلمهايى كه خشونت را نشان مىدهد و الگو قرار دادن شخصيتهايى كه در اين فيلمها به سرعت آدم مىكشند و بر تصاحب زنان بسيار و نداشتن همسر و ويرانگرى مىبالند، از بدترين نمونههايى است كه دختران و پسران را از رشد و رسيدن به مرحله بلوغ روانى باز مىدارد.(1)
نويسنده در ادامه، به بيان برخى پيامدهاى فردى و اجتماعى فرهنگ ابتذال كه نتيجه آن تثبيت و توقف در مرحله چهارم رشد و نرسيدن به كمال بلوغ است، مىپردازد و مىنويسد:
زنان و مردانى كه از چنين فرهنگى تأثير مىپذيرند، هميشه از زوال قدرت جذب و نفوذ در ديگران، نگران و ناراضىاند. به شدت از روزگار پيرى مىهراسند و عطش رنجآور آنها براى پيروزى، خاموش شدنى نيست. چنين زنان و مردانى، بهطور طبيعى طعم محبت واقعى را نچشيدهاند و مجالى براى مهرورزى، عشق و قبول مسئوليت ندارند. شايد به همين دليل است كه اكنون بيش از ۶٣ درصد خانوادههاى آمريكايى، تك والدى هستند؛ زيرا لازمه زندگى مشترك، گذشت، قبول مسئوليت، مهرورزى و محبت
1) بررسي مسأله پوشيدگي از ديدگاه روانشناسي، ص٣۵.
انسانى است و چنين ويژگىهايى با الگوها و نمونههاى عرضه شده در آن جامعه كه هنرى جز نفوذ بر ديگران و جلب توجه آنها ندارند، در تعارض است. زندگى خانوادگى، نه مكانى است براى تصاحب همه زنان و نه مجالى براى جلب توجه همه مردان.(1)
آنگاه نويسنده به توضيح ويژگىهاى شخصيتى زنان رشديافته مىپردازد و مىنويسد:
در مقابل، زنانى كه به مرحله تكامل و بلوغ روانى رسيدهاند، زنانى سازنده، دانشمند، ايثارگر و خدمتگزارند و در تمام جوامع، از اين سبكسرىها به دور بوده، در زندگى و سلوك اجتماعى، به مراتب از ديگر زنان، سادهتر زيسته و شخصيت بالغ آنها اسير جلب كردن ديگران نيست. آنها لباسهاى جلف نمىپوشند، كمتر از ديگران در انظار آرايش مىكنند و عموماً در زندگى خانوادگى موفقاند.(2)
با توجه به آنچه گفته شد، فاصله گرفتن جامعه از فرهنگ حجاب و رعايت نكردن حريم ميان زن و مرد، عامل بسيارى از مشكلات روانى و اجتماعى براى افراد، بهويژه زنان است. نويسنده در اينباره مىنويسد:
هرچه زنان و دختران در استفاده از وسايل آرايش و زيبايى، بيشتر افراط كنند، عطش آنها در خودنمايى و جلب توجه ديگران بيشتر مىشود و وابستگى و بىارادگىشان شديدتر مىگردد.
روشن است كه اين روند، به خودى خود، نفاق، كرنش، قبول
اسارت، سبك سرى، ازخودبيگانگى، احساس دلتنگى و بالأخره در روزگار ميانسالى و پيرى، اندوه و رنج پايانپذيرى را به ارمغان خواهد آورد و با سپيد شدن هر تار مو و آشكار شدن هر خطى بر چهره، گويى ذخيره حياتى اينگونه زنان پايان مىپذيرد؛ زيرا از تنها وسيله دلگرمى و اميد براى زندگى، چيزى باقى نمانده است. (1)
اين نويسنده سپس به تأثير رعايت حجاب در رشد و تكامل شخصيت زن پرداخته و نوشته است:
در برابر اين توصيهها، اديان توحيدى نيز شيوهاى توصيه كردهاند. يكى از مؤثرترين روشها براى رشد شخصيت زن و آزادى از قيد وابستگى به جلب توجه و خودنمايى، پوشيدگى و مستورى است. پوشيدگى براى دختران از زمره نيازهاى اساسى براى رشد و بلوغ روانى در اين مرحله است كه بايد در دوران نوجوانى تأمين شود.
دختران با مستور نگه داشتن خويش از نامحرم، در حقيقت، اختصاصى بودن جلب توجه ديگران را مىآموزند تا در آينده نيز از اين گيرندگى و جذابيت در محدوده خانواده، بهطور سازنده، استفاده كنند و اين نهاد مقدس را تحكيم بخشند. اين تمرين (حجاب) در حقيقت، تعديلى است در برابر خواست طبيعى، كه اقتضاى آن، جذب و گيرندگى بود. پوشيدگى دختران، مانند رفتن به مدرسه در يك صبح سرد و زمستانى است كه طبيعتاً با قبول رنج
1) بررسي مسأله پوشيدگي از ديدگاه روانشناسي، ص ۴٩.
و تحمل فشار همراه است. اما هرز نرفتن نيروهاى تعالىبخش و سازنده نوجوانان دختر و بعدها زنان، ضرورى است؛ چنانكه آيات حجاب نيز به آن اشاره كرده است.(1)
نويسنده در پايان، زنان و دختران را از ارزشهاى حقيقى خود آگاه مىكند و مىنويسد:
مواهب خداوند به زنان، تنها زيبايى ظاهرى نيست كه با پايان يافتن آن، زن به پايان نقش خود در حيات اجتماعى نزديك شود. ارزش زنان به كسب كمالات و فضيلتهاى اخلاقى و انسانى و جلب رضاى خداوند متعال است، نه اصرار بيهوده بر جلب توجه ديگران كه متأسفانه، بزرگترين بازنده اصلى اين بازى، زنان خواهند بود.(2)
در پژوهشى ميدانى كه روى ۴١۵ نفر از دانشآموزان دبيرستانهاى دو شهر تهران و قم صورت گرفت، رابطه ميان نگرش به حجاب و ميزان اضطراب دانشآموزان محاسبه شد. در اين محاسبه، از روش همبستگى ميان ميانگين نمرات نگرش به حجاب و نمرات اضطراب استفاده شد. نتايج به دست آمده نشان داد رابطه بين اين دو متغير، منفى و معنادار است. عدد به دست آمده در اين محاسبه «۶٢» است. اين عدد نشان مىدهد هر اندازه نگرش به حجاب در افراد مثبتتر باشد، اضطراب آنها
كمتر است و بهعكس، هر چه اضطراب افراد بالاتر باشد، نگرش مثبت به حجاب در آنها كمتر خواهد بود؛ به عبارت ديگر، دخترانى كه نگرشى مثبت به حجاب دارند و در نتيجه، از حجاب كاملترى برخوردارند، در مقايسه با كسانى كه به حجاب اهميت كمترى مىدهند، از اضطراب كمترى برخوردارند و ميزان سلامت روانى آنها بالاتر خواهد بود.(1)
در ادامه به چند نمونه از پيامدهاى مثبت حجاب و نيز مشكلاتى كه از بدحجابى و نداشتن پوشش مناسب، دامنگير زنان شده است، اشاره مىشود.
در يكى از شهرهاى امريكا، زنى مسلمان شده بود. وقتى خبرنگاران براى تهيه گزارش به او مراجعه كردند، داستان مسلمان شدنش را چنين نقل كرد: من در يك خانواده مسيحى زندگى مىكردم و هيچگاه اسمى از اسلام نشنيده بودم. هنگامى كه كودك بودم، از هوش سرشار و استعداد بسيارى برخوردار بودم كه همه را به تعجب مىانداختم.
وقتى بزرگتر شدم، به خاطر درك و فهم بالايى كه داشتم، از انجام كارهاى زشت و ناروا خوددارى مىكردم و با اينكه در كشورم اسمى از حجاب نبود و زنان، حجاب و پوشش مناسبى نداشتند، من از همان زمان
1) حجاب و نقش آن در سلامت روان، عباس رجبي، ص١٩٠.
كودكى دوست نداشتم مردان نامحرم بدنم را ببينند. ازاينرو لباسهايم طورى بود كه تمام بدنم را مىپوشاند و در واقع من زنى عفيف و باحجاب بودم.
چند سال گذشت و من در مقابل فرهنگ بىبند و بارى جامعه مقاومت مىكردم. تا اينكه شبى در عالم رؤيا شخصى را با لباس روحانى ديدم كه به من فرمود: «من از سمت شرق مىآيم» . آنگاه كتاب مقدسى را به من نشان داد و گفت: «راه نجات و سعادت تو در اين كتاب است» . از خواب بيدار شدم و سه سال دنبال آن كتاب گشتم. ولى كتابى با آن نشانى كه در خواب ديده بودم، نيافتم.
روزى يك مسلمان هندى را ديدم و خوابى را كه ديده بودم، برايش نقل كردم. او دست در جيبش كرد و كتابى در آورد و به من نشان داد. ديدم دقيقاً همان كتابى است كه در خواب ديده بودم. پرسيدم: «اين چه كتابى است؟» گفت: «قرآن است و آن را به من هديه كرد» . با خوشحالى كتاب را گرفتم و آن را باز كردم تا بخوانم، ولى چون به زبان عربى بود، چيزى نفهميدم. تا اينكه پس از مدتى، ترجمه انگليسى آن را به دست آوردم. وقتى آن را مطالعه كردم، ديدم تمام مطالب آن مطابق عقل و فطرت است. پس ايمان آوردم و مسلمان شدم. اينجا بود كه فهميدم خداوند مرا به بركت حجاب، با اسلام آشنا كرد.(1)
اين داستان ما را به ياد سخنى از اميرمؤمنان على (عليه السلام) مىاندازد كه
1) نقش زنان صالحه در اصلاح جامعه، سيد نعمت الله حسيني، ص١٢٢.
فرمود:
«اَلْعِفَّةُ رَأْسُ كُلِّ خَيْرٍ»(1)«عفت و پاكدامنى، منشأ هر خير و خوبى است» . در حقيقت، اين زن با رعايت حجاب و پوشيدگى و عفت ورزيدن، توفيق مسلمان شدن و اهل نجات شدن را پيدا كرد و از بزرگترين نعمت الهى بهرهمند شد.
پيش از انقلاب و در زمان رژيم پهلوى كه فرهنگ غرب بر ايران حاكم بود، يكى از خوانندگان زن تركيه براى اجراى برنامه به ايران دعوت شد و هنگام ورود به ايران، مورد استقبال جمع كثيرى از جوانان قرار گرفت. در يك هفتهاى كه اين خواننده مهمان ايران بود، روزى به همراه رانندهاش به گردش در شهر تهران رفت. ناگهان يك خانم چادرى را ديد كه در پيادهرو در حال حركت بود. او كه از نوع پوشش اين خانم متعجب شده بود، از راننده خواست اتومبيل را نگه دارد تا ملاقاتى با او داشته باشد و از انگيزهاش درباره پوشيدن چادر بپرسد. اين خانم باحجاب ايرانى در پاسخ به اين پرسش گفت: «چادر را به اين دليل پوشيده است كه حجابش را حفظ كند و او را از نامحرم دور نگه دارد» .
خواننده تركيهاى از او درخواست مىكند براى لحظهاى چادرش را به وى بدهد تا آن را امتحان كند. آن زن نمىپذيرد و مىگويد: «نمىتوانم
1) غررالحكم و دررالكلم، عبدالواحد الآمدي، ج١، ص۴٠.
چادرم را به تو بدهم؛ چون در ديد نامحرم قرار دارم» . وقتى زن با اصرار او روبهرو مىشود، به ناچار به كنج ديوارى مىرود و چادرش را برمىدارد و به او مىدهد.
خواننده تركيهاى چادر را به سر مىكند، درحالىكه قصدش از اين كار، نوعى سرگرمى و كنجكاوى بوده است. ولى پس از پوشيدن چادر، ناگهان احساس عجيبى پيدا مىكند؛ احساسى بسيار عالى و زيبا. در اين هنگام به همراهان خود رو مىكند و با هيجان خاصى مىگويد: «در تمام عمرم چنين احساس جالبى نداشتهام؛ زيرا با چادر احساس آرامش مىكنم. احساس مىكنم متعلق به خودم هستم نه ديگران» .
عكس اين خانم را با همين چادر در تمام مجلههاى زن زمان طاغوت منتشر كردند. (1)
آرى، حجاب، بهويژه اگر كامل و با پوشش چادر باشد، اين پيام روشن را به افراد جامعه مىدهد كه زن، مالك بدن، احساسات و شخصيت خويش است. حجاب، زن را توانمند مىكند و به او اجازه مىدهد در اين دنياى پرزرق و برق مادى، از آن خودش باشد و هيچكس به خود اجازه ندهد به حريم خصوصى او قدم بگذارد و او را تصاحب كند. حجاب، سند آزادى زن از قيد و بند بردگى و آزادى از اسارت شهوتپرستان است. زن، فقط باحجاب احساس مىكند شخصيت حقيقى و انسانى خود را يافته و به استقلال رسيده است.
1) پرسمان حجاب، حسين مهديزاده، ص١١٣.
«دكتر حاج حسين توكلى» ، از شاگردان «شيخ رجبعلى خياط» نقل مىكند: در زمان رژيم طاغوت كه بىحجابى خصوصاً در شهر تهران، به صورت علنى همهجا را فرا گرفته بود، روزى از مطب دندانسازى خود حركت كردم تا جايى بروم. سوار يك اتوبوس شدم كه تقريباً خالى بود. حوالى ميدان فردوسى، اتوبوس نگهداشت و جمعيتى از آقايان به همراه يك زن بىحجاب سوار ماشين شدند. ناگهان اتفاق عجيبى افتاد و آن اين بود كه ديدم تمام جمعيتى كه سوار ماشين هستند، حتى راننده، زن هستند و همه يك شكل و يك لباس! حتى كسى كه كنار من نشسته، زن است. از خجالت خودم را جمع كردم و فكر كردم اتوبوس، مخصوص كارمندان زن است و من اشتباهى سوارشدم.
كمى جلوتر، اتوبوس نگه داشت و خانمى پياده شد. وقتى آن زن پياده شد، ناگهان همه سرنشينان اتوبوس قيافه مردانه پيدا كردند و به همان شكلى كه اول بودند، تبديل شدند. همانجا تصميم گرفتم نزد شيخ رجبعلى بروم و اتفاق امروز را برايش تعريف كنم و توضيح بخواهم. وقتى به منزل شيخ رسيدم، قبل از اينكه حرفى بزنم، شيخ فرمود: «ديدى همه مردها زن شده بودند؟ ! چون مردها به آن زن توجه داشتند، به شكل زن در آمدند» .
بعد ادامه داد: «وقت مردن هركس به هرچه توجه دارد، همان جلوى چشمش مجسم مىشود. ولى اگر محبت اميرالمؤمنين در قلبش باشد، باعث نجات او مىشود» . اين داستان، انسان را به ياد اين سخن گهربار
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مىاندازد كه فرمود:
«اِنَّ المَرْء مَعَ مَنْ اَحَبَّه»(1)، «انسان با كسى كه دوستش دارد، محشور مىشود» .(2)
امنيت، از پيامدهاى فردى و اجتماعى حجاب است. زن، با پوشش كامل، هم احساس آرامش و امنيت مىكند و هم از سوء استفاده افراد فرصت طلب و اذيت و آزار آنها در امان مىماند. زنى كه براى خود حريم قرار مىدهد و با پوشش و رفتارش، از ورود نامحرمان به حريمش جلوگيرى مىكند، هم خود را از آسيبها و خطرها محفوظ مىدارد و هم جامعه را از تبديل شدن به جولانگاه شيطان و شيطانصفتان و به وجود آمدن زمينه انحراف جوانان، حفظ خواهد كرد.
در آيه ۵٩ سوره احزاب، وقتى خداوند به زنان دستور مىدهد براى پوشش بدنشان در برابر نامحرم، از جلباب، يعنى چادر استفاده كنند، اين كار، يعنى استفاده از حجاب كامل، سبب مىشود همه افراد بفهمند كه اين زن، فردى پاك و باوقار است و به كسى اجازه نمىدهد مزاحم او شود يا امنيتش را به خطر اندازد. افزون بر اينكه وقتى زن با پوششى تحريككننده در بين نامحرمان ظاهر شود، احتمال اينكه مورد مزاحمت و اذيت و آزار آنها قرار گيرد، بسيار است. وضعيت زنان در برخى كشورهاى غربى كه داعيه آزادى زن دارند، گوياى اين حقيقت است.
در يك گزارش خبرى از وضعيت امنيت زنان آمريكايى، آمده است: در امريكا، در زمستان كه مردم مجبورند به دليل سردى هوا خود را بپوشانند و از لباس بيشترى استفاده كنند، تجاوز به عنف كمتر مىشود. ولى در تابستان، تجاوز به عنف نسبت به زنان و حتى پيرزنان افزايش پيدا مىكند و حتى راهبهها هم مصون نمىمانند.(1)
روزنامه «گاردين» درباره وضعيت زنان انگليسى و ناامنى كه در اين كشور غربى براى زنان به وجود آمده است، مىنويسد: سالانه پانصد هزار مورد خشونت و ضرب و جرح بر ضد زنان اعمال مىشود. مراكز حمايت از حقوق زنان در انگليس مىگويند: از هر چهار زن انگليسى، يك زن در طول عمر خود هدف خشونت شديد مردان قرار مىگيرد و دچار آسيب جدى مىشود. خشونت بر ضد زنان، مربوط به سن، طبقه اجتماعى يا گروه قومى و نژادى خاصى نيست. گفته مىشود كه هزينه رسيدگى به دعاوى خشونت بر ضد زنان و خدمات اجتماعى و مراقبتهاى بهداشتى از زنان آسيب ديده، سالانه به سه ميليارد و دويست ميليون دلار مىرسد. ولى هزينههاى روحى و روانى اين موارد غير قابل محاسبه است. براساس همين گزارش، روزانه هزار زن انگليسى در تماس تلفنى با مركز فوريتهاى پليس، از موارد خشونت و ضرب و جرح عليه خود شكايت مىكنند.(2)
يكى از نويسندگان معاصر درباره وضعيت امنيت زنان جوامع غربى مىنويسد:
نداشتن حجاب و پوشش توأم با آرايشهاى هوسانگيز زنان در غرب، آنچنان بر مردان تأثير مخرب گذاشته است كه بيشتر نسل جوان حاضر را به بيمارىهاى جنون جنسى مبتلا ساخته است. در كشورهاى غربى، رسانهها هر روز اخبار وحشتناك حملههاى وحشيانه اين افراد به زنان را منتشر مىكنند. آمارها حاكى از آن است كه زنان اين كشورها به خاطر توصيههاى راديو و تلويزيون، براى حفظ جان خود از وسايل دفاعى از قبيل اسپرىهاى بىهوشكننده و سلاحهاى سرد استفاده مىكنند. اين در حالى است كه معمولاً در حملات وحشيانه مردان به آنها، اين سلاحها عليه خودشان به كار گرفته مىشود. حتى مجازاتهاى شديد براى جنايتكاران حملات جنسى، باعث شده تا جانيان، قربانى خود را كه تنها شاهد جنايت است، به قتل برسانند. (1)
خانمى نقل مىكند كه من هرگاه در قرائت قرآن به آيات حجاب مىرسم، دگرگون مىشوم و از اينكه در ايام جوانىام، نسبت به رعايت حجاب دقت كافى نداشتم و همين موضوع، سبب دردسرهاى زيادى براى من شد، بسيار افسوس مىخورم. او داستان زندگىاش را
1) حجاب و نقش آن در سلامت روان، ص١٠٧
چنين بيان مىكند:
من با اينكه زن باحجابى بودم، ولى هميشه دوست داشتم، صورتم را كمى آرايش كنم و با اينكه سعى مىكردم آن را بپوشانم، ولى چشمم كه با آرايش كردن، زيبايى خاصى پيدا مىكرد را نمىتوانستم بپوشانم. ما و برادرشوهرم رفت و آمد زيادى با هم داشتيم. اگر مجبور مىشدم سر سفرهاى كه ايشان هم حضور داشت، بنشينم، طورى مىنشستم كه صورتم پيدا نباشد. اما گاهگاهى نگاه سنگين برادرشوهرم را حس مىكردم. من دوست داشتم هنگام صرف غذا، سفره خانمها از آقايان جدا باشد، ولى جارىام مىگفت سفره يكى باشد، راحتتر است، مگر ما غريبهايم! همسر من هم مىپذيرفت كه دور هم باشيم و من هم قبول مىكردم و سعى مىكردم سر سفره، بچهها را بين خودم و نامحرم بنشانم تا كمتر ديده شوم. گاهى برادر شوهرم حرفهايى را به كنايه يا شوخى مىگفت، اما گمان نمىكردم جدى باشد و چيزى در دل داشته باشد تا اينكه روزى در خانه آنها مهمان بوديم و هوا هم بسيار سرد شده بود. بچه كوچكم خوابش برد و جارىام رفت تا از طبقه بالا لحاف بياورد. همسرم نيز بچهديگرم را به دستشويى برده بود و من در اتاق تنها بودم و قصد داشتم نماز بخوانم كه ناگهان برادرشوهرم وارد اتاق شد و در را بست. او جلو آمد و با حالت خاصى از من تقاضاى نابجايى كرد. من كه از وحشت، تمام بدنم مىلرزيد، به گريه افتادم و التماس كردم كه دست از سرم بردارد و حتى تهديد به جيغ زدن كردم. اما او گفت كه دست بردار نيست. بعد ادامه داد كه سالهاست چهره آرايش كرده تو مرا آسوده
نمىگذارد و در اين مدت، دائماً تصوير صورت زيبايت در ذهن من ايجاد وسوسه مىكند. اگر تقاضاى مرا قبول نكنى، به تو تهمت مىزنم و نزد همه فاميل مىروم و مىگويم كه تو به من نظر داشتى و از من تقاضاى ناشايست نمودهاى! من گريه مىكردم، ولى فايدهاى نداشت. سرانجام مجبور شدم به او ناسزا بگويم و نفرين كنم تا بالأخره او مرا رها كرد و رفت. همان وقت فهميدم كه در اين سالها چه اشتباه بزرگى مرتكب شدهام. اما اين فهميدن ديگر به حالم سود نداشت و كار از كار گذشته بود؛ زيرا او به تهديدش عمل كرد و با دروغهايش كارى كرد كه ما دو خانواده با هم قطع رابطه كرديم و با اين تهمت و دروغ، آبروى من پيش فاميل رفت. درحالىكه من بىگناه بودم. همسرم نيز ديگر مرا قبول نداشت و حتى مدتى افرادى را مأمور مىكرد كه مرا تحت نظر بگيرند و خودش هم نسبت به من بىتوجه شده بود.
در اين مدت كه دنيا براى من يك جهنم واقعى شده بود، كارى جز گريه كردن نداشتم. با اينكه همه اطرافيان مرا به خوبى مىشناختند، ولى ديگر از آن محبتها و احترامها خبرى نبود. نگاه همه بر من سنگين بود. ديگر دوست نداشتم آرايش كنم و اين هوس در من از بين رفت. آرزوى مرگ مىكردم و با خود مىگفتم: خدايا به درستى كلامت پىبردم. حالا فهميدم كه چرا نبايد زيبايىهايم را به نامحرم نشان دهم و نيز فهميدم كه در بين نامحرمان فرقى بين آشنا و غريبه نيست. من از اين غافل بودم كه هر مرد نامحرمى، هر كسى هم كه باشد، غريزه دارد و ممكن است نتواند جلوى غريزهاش را بگيرد. خدايا! از رفتارهاى گذشتهام و غفلتها و
بىتوجهىهايم، خصوصاً بىتوجهى به حجاب توبه مىكنم.(1)
سالها گذشت و من بهاى سنگينى به خاطر بىتوجهىام به رعايت حجاب متحمل شدم تا اينكه برادر شوهرم به بيمارى سختى مبتلا شد. اين حادثه سبب تنبه او شد و تصميم گرفت اشتباه گذشتهاش را جبران كند. ازاينرو هر كس به عيادتش مىرفت، به او مىگفت: «به فلانى بگوييد مرا حلال كند. من به او تهمت زدم و او زن بىگناهى است» . بالأخره روزى شوهرم با يك جعبه شيرينى به منزل آمد و از من معذرتخواهى كرد و گفت: «امروز فهميدم كه تو زن پاك و مؤمنى بودهاى و من بىجهت، تهمتهاى برادرم را درباره تو پذيرفته بودم» . او به من گفت كه در اين مدت بسيار به تو بدبين شده بودم و حتى گاهى فكر مىكردم كه بچههايم مال من نيست. من تازه فهميدم كه بر اثر بىتوجهىام، چه فاجعه بزرگى براى خودم ايجاد كرده بودم. ولى از اينكه ماجرا به خير گذشت، خوشحال بودم. آن شب وقتى خوابيدم، احساس كردم پس از مدتها اضطراب و بىخوابى، الان مىتوانم خواب راحتى داشته باشم.
پس از چند روز جارىام به منزل ما آمد و حلاليت طلبيد. من به او گفتم: «شوهرت به من تهمت بزرگى زد، اما آبروى او را نبردم و نگفتم كه او چه تقاضايى از من كرده بود؛ زيرا مسبب همه اين كارها را خودم مىدانستم. در دلم او را دعا كردم كه مرا از خواب غفلت بيدار كرد و
1) جالب اينجاست كه خداوند در آيه حجاب، يعني در آخر آيه ٣١ سوره نور، به همه افراد فرمان توبه ميدهد. شايد اين قسمت داستان، به اين مطلب مهم اشاره داشته باشد.
نگذاشت اين بار سنگين گناه را به قيامت ببرم» .
به لطف خدا او هم از بيمارى نجات پيدا كرد و تصميم گرفت جلوى چشمش را بگيرد و ديگر نگاه شيطانى به نامحرمى نداشته باشد. من نيز ديگر آن زن قبلى نبودم و حجابم شديدتر از قبل شد. خداوند دوباره صفا و صميميت را به اين دو خانواده برگرداند و درهاى رحمتش را به روى ما باز كرد.
گفتنى است همواره اينگونه اشتباهها و غفلتها ختم به خير نمىشود و چه بسا گاه به قتل و خونريزى يا طلاق و جدايى و در به در شدن بچهها مىانجامد. بر ايناساس، همواره در برابر آموزههاى الهى سر تسليم فرود آريم تا دچار اينگونه مشكلات نشويم.(1)
در پايان اين داستان يادآورى اين حديث از امام رضا (عليه السلام) درباره دورى كردن از نامحرم و پيامدهاى زيانبار غفلت از اينواجب الهى ضرورى است؛ حضرت فرموده است:
حَرُمَ النَّظَرُ إلى شعور النِّساءِ المَحْجُوباتِ بِالاَزْواجِ وَ غَيْرِهِنَّ مِنَ النِّساء لِما فيه مِنْ تَهْييجِ الرِّجالِ وَما يَدْعُو التَّهْييجُ اِلَى الفَسادِ وَالدُّخُولِ فيما لا يَحِلُّ وَلا يَجْمُلُ وَكَذلِكَ ما أشْبَهَ الشُّعُورَ.(2)
نگاه كردن به موى سر زنان، چه شوهردار و چه غير شوهردار حرام است؛ زيرا سبب برانگيخته شدن غريزه شهوت مردان مىشود و اين برانگيختگى، آنان را به فساد و انجام دادن كارهاى حرام و نازيبا
مىكشاند، چنانكه نگاه كردن به قسمتهاى ديگر بدن زن نيز همين حكم را دارد.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نيز در سخنى كوتاه، ناامنى حاصل از رعايت نكردن حريم زن و مرد نامحرم را چنين بيان مىكند:
ايّاكمُ وَمُحادَثةَ النِّساء فَاِنَّهُ لايَخْلُو رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ لَيْس لَها مَحْرَمٌ اِلّا هَمَّ بِها.(1)
از گفتوگو با زنان بپرهيزيد؛ زيرا هرگاه مردى بيگانه با زنى نامحرم خلوت كند، قصد او كند.
اين حديث، پيامى روشن براى زنان دارد كه اگر مىخواهند مورد سوء قصد مردان قرار نگيرند، هرگز با آنان راحت نباشند. بلكه هميشه جانب احتياط را رعايت كنند؛ زيرا وقتى مردان تحريك مىشوند، كمتر مىتوانند خود را كنترل كنند.
در طول تاريخ، زنان پاكدامن و با ايمان بسيارى براى حفظ حجاب و عفت خود، همه مشكلات را به جان خريده از جان و مال خود گذشته، ولى از حيا و عفاف دست بر نداشتهاند. اين زنان كه در حقيقت، اسطورههاى مجاهدت و جهادند، بهترين الگوى حجاب براى زنان و عالىترين نمونه تقوا و پاكدامنى براى مردان به شمار مىروند. در حقيقت، وقتى زن با حفظ حيا و عفت خود به درجه بالاى انسانيت،
1) نهج الفصاحه، ص٢٠٢.
ايمان و شايستگى مىرسد، در فرهنگ قرآن، براى همه مردان و زنان الگو مىشود؛ براى نمونه، قرآن حضرت آسيه را كه براى حفظ ايمان و عقيدهاش، از تمام خوشىهاى مادى و ناز و نعمت كاخ فرعونى گذشت و تن به شكنجههاى طاقتفرساى فرعونيان سپرد و نيز حضرت مريم را به خاطر عفت و پاكدامنى و ايمان و صداقتش، الگوى تمام مردان و زنان آزاده و مؤمن معرفى مىكند.
وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ (تحريم:١١ و١٢)
و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام كه گفت: پروردگارا! خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش و همچنين به مريم، دختران عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت و ما روح خود را در آن دميديم. او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود.
در «تاريخ طبرى» ، داستان فداكارى زنى باحيا و عفيف نقل شده است كه براى حفظ حجابش، جانش را قربانى مىكند، ولى در معرض نگاه
نامحرم قرار نمىگيرد. در دوره پادشاهان هخامنشى، زنان به حجاب خود سخت پايبند بودند. يكى از اين زنان فداكار، بانويى به نام «وشتا» همسر «خشايار» ، پادشاه ايران بود. او كه زنى بسيار زيبا و با شكوه بود، به حجاب خود اهميت ويژهاى مىداد. روزى خشايار شاه مجلس با شكوهى ترتيب داد و تصميم گرفت همسر زيباى خود را بىپرده و بدون حجاب كامل در آن مجلس حاضر كند تا مردم او را ببينند و به زيبايى او پىببرند و پادشاه را تحسين كنند و داشتن چنين زن زيبايى را از كمالات شاه بدانند.
وقتى پادشاه از همسرش خواست بدون حجاب و پوشش، به مجلس بيايد يا حداقل برقع از صورت خود بردارد، آن زن عفيف و باحيا نپذيرفت با پوشش نامناسب در جمع حاضر شود. پادشاه او را به مرگ تهديد كرد، ولى اين زن قهرمان تن به خوارى بدحجابى نداد و سرانجام به فرمان شاه كشته شد تا اين درس بزرگ را به زنان و مردان غيرتمند بدهد كه حفظ حجاب، از حفظ جان نيز مهمتر است.(1)
روزى حاكم بصره در باغ خود قدم مىزد. ناگهان چشمش به زن باغبان افتاد. آن زن بىنهايت زيبا و عفيف بود. حاكم كه شيفته زيبايى زن شده بود، باغبان را در پى كارى فرستاد تا از زن دور شد. آنگاه به زن باغبان گفت: «برو و همه درها را ببند» . زن رفت و باز آمد. پادشاه
1) زن به ظن تاريخ، بنفشه حجازي، ص٩١ با كمي دخل و تصرف .
پرسيد: «همه درها را بستى؟» زن گفت: «همه درها را بستم؛ فقط يك در را نمىتوان بست» . حاكم گفت: «آن كدام در است؟» زن گفت: «آن درى است كه ميان تو و پروردگار توست كه هرگز بسته نمىشود» .
حاكم چون اين سخن شنيد، از خواستهاش پشيمان شد و استغفار و توبه كرد.(1)
در منابع اسلامى آمده است، در جنگ ميان مسلمانان و پادشاه ساسانى، مسلمانان پيروز شدند و اموال و اسيران زيادى در اختيار مسلمانان قرار گرفت. سه تن از دختران يزدگرد سوم نيز در ميان اسرا بودند. اين دختران را با ثروت فراوانى كه داشتند، براى عمر، خليفه دوم آوردند. آنها با پوشش و نقاب، صورت خود را پوشانده بودند. از آنجا كه مىخواستند آنان را براى فروش در معرض ديد مردم قرار دهند، خليفه دستور داد پوشش از چهره برگيرند تا مسلمانان آنها را ببينند و خريداران، پول بيشترى به پاى آنها بريزند. ولى دوشيزدگان ايرانى از برهنه كردن صورت خوددارى كردند و به سينه نماينده عمر زدند و وى را از خود دور ساختند. خليفه خشمناك شد و خواست با تازيانه شاهزادگان ايرانى را بيازارد، درحالىكه آنان به شدت مىگريستند. در آن هنگام امام على (عليه السلام) نزديك آمد و به عمر فرمود: «در رفتارت مدارا كن! از
1) نقش زنان صالحه در اصلاح جامعه، ص١١۶.
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) شنيدم كه مىفرمود: بزرگ و شريف هر قومى را كه خوار و فقير شده، گرامى بداريد» . آتش خشم عمر، پس از شنيدن سخن امام على (عليه السلام) فرو نشست. سپس امام افزود: «با دختران پادشاهان نبايد مانند دختران بازارى (كنيز) رفتار كرد» . آنگاه آنان را آزاد گذاشت تا با هر كس كه مىخواهند، ازدواج كنند.(1)
عصر حكومت ديكتاتورى رضاخان بود. در عيد نوروز سال ١٣٠۶ شمسى (برابر با ٢٧ ماه رمضان ١٣۴۶ه. ق) زائران بسيارى از اطراف و اكناف، براى زيارت مرقد منور حضرت معصومه (عليها السلام) به قم آمده بودند. ناگهان اين خبر در شهر پيچيد كه چند نفر از زنان خانواده رضاخان (همسر و دو دخترش به نامهاى شمس و اشرف) بدون حجاب وارد قم شدهاند و مىخواهند با همان وضع، وارد حرم شوند.
اين گستاخى و بىاحترامى خانواد شاه، موجب خشم مردم شد و يك روحانى به نام «سيد ناظم واعظ» ، مردم را به امر به معروف و نهى از منكر فرا خواند و احساسات دينى و پاك مردم را تقويت كرد.
در اين ميان، خبر به يكى از علماى مجاهد و مدرسان بزرگ حوزه علميه به نام «آيت الله شيخ محمدتقى بافقى» رسيد. ايشان نخست براى
1) السيرة الحلبيه، علي بن برهان الدين الحلبي.
خانواده رضاخان پيام داد: «اگر مسلمان هستيد، نبايد با اين وضع، در اين مكان مقدس حضور يابيد و اگر مسلمان نيستيد، باز هم حق نداريد [زيرا كافر نبايد وارد حرم شود]» .
خانواده رضاخان، به پيام آيت الله بافقى توجهى نكردند و آن عالِم ربانى، خود، به حرم حضرت معصومه (عليها السلام) آمد و به خانواده رضاخان اخطار داد. همين برخورد، نزديك بود موجب قيام و شورش مردم ضد حكومت شاه شود.
شهربانى، به رضاخان اطلاع داد: «خانواده شما (همسر و دو دختر شما) به دستور روحانيان در اتاقى زندانى شدهاند و به آنان اخطار شده كه حق ندارند بدون حجاب وارد حرم شوند» . ازاينرو رضاخان با يك واحد نظامى به قم آمد و با چكمه وارد صحن مطهر شد و آيت الله بافقى را مورد ضرب و شتم قرار داد درحالىكه او با فرياد مىگفت: «يا امام زمان، به فرياد برس!» سپس به دستور رضاخان، آيت الله بافقى را مدتى زندانى و پس از آن به شهر رى تبعيد كردند. وى تا آخر عمر، زير نظر اداره آگاهى در تبعيد و همواره در حال عبادت بود تا از دنيا رفت.
گفتنى است آيت الله شيخ محمد تقى بافقى (رحمه الله) ، در عصر مرجعيت «آيتالله العظمى شيخ عبدالكريم حائرى (رحمه الله)» ، از مدرّسان معروف حوزه علميه بود و در سال ١٣٢٢شمسى در تبعيدگاه خود (شهر رَى) از دنيا رفت. قبر شريفش در مسجد بالاسر و در كنار مرقد منور حضرت معصومه (عليها السلام) است.
آرى، مسئله حجاب، چنان با اهميت بود كه علماى اسلام براى حفظ آن قيام مىكردند و به تبعيد و زندان مىرفتند.(1)
در سالهاى اخير، شاهد بروز پديدهاى عجيب در برخى كشورهاى غربى مدعى آزادى و حقوق بشر بوديم كه برخلاف تمام قوانين بينالمللى و حقوقى عمل كردند و بسيارى از دولتهاى منطقه نيز از آنها حمايت كردند. اين پديده و اتفاق عجيب، مخالفت اين كشورها و دولتها با پوشش حجاب زنان و دختران پاكدامنى است كه حاضر نبودند زيبايىهاى خود را در معرض ديد چشمان ناپاك و هوسآلود دنياپرستان قرار دهند.
در اين كشورهاى به اصطلاح متمدن و منادى آزادى و حقوق بشر، هر روز اخبارى درباره وضع قانون ممنوعيت حجاب يا گرفتن ماليات مضاعف از زنان محجبه يا تعيين جريمه نقدى براى كسانى كه براى حفظ حجاب خود از روبند استفاده مىكنند، يا ممانعت از ورود دختران محجبه به دانشگاهها، يا ممنوعيت اعطاى گواهينامه رانندگى به زنان باحجاب و دهها مورد مانند آن به گوش مىرسد. اين اخبار، قلب هر انسان آزادهاى را از اين همه بىعدالتى و ناديده گرفتن حقوق انسانى به درد مىآورد و عمق ضديت دولتهاى غربى باحجاب و مظاهر دينى
1) پوشش زن در اسلام، محمد محمدي اشتهاردي، ص٨۶.
بهويژه حياى زنان را بيش از پيش آشكار مىكند. اين در حالى است كه گرايش به حجاب و ايستادگى در برابر فرهنگ غربى، روز به روز در ميان دختران و زنان اين كشورها زيادتر مىشود. خانم «وندى سليت» ، فارغ التحصيل رشته فلسفه، در كتاب «دختران به عفاف روى مىآورند» ، مىنويسد:
نسل جديد دختران امروز امريكا مىخواهند، چيزى نباشند كه والدينشان بودهاند و در تلاشند كه با خويشتندارى، زندگى عاقلانه و عفيفانهاى در پيش گيرند و رابطه خصوصى را تا شروع زندگى دائمى به تعويق بيندازند. آنها مىخواهند سبك زندگى و نوع پوشش خود را تغيير دهند.(1)
ماجراى شهادت مظلومانه مروه شربينى، از يكسو اوج دشمنى و مخالفت غرب باحجاب و آزادى عفاف و پوشش زن و از ديگرسو مقاومت و ايستادگى زن مسلمان در برابر اين فرهنگ ضد انسانى و ضد دينى را نشان مىدهد؛ چنانكه زن مسلمان حاضر مىشود براى دفاع از حجاب و عفاف خود، جان عزيزش را فدا كند.
اين ماجرا چنان عجيب بود كه «مروه الشربينى» را به نمادى براى معترضان به «اسلامستيزى غرب» تبديل كرد. شربينى در سال ١٩٩۵ از كالج انگليسى دختران فارغالتحصيل شد و از سال ١٩٩٢ تا ١٩٩٩ عضو
1) سايت مؤسسه فرهنگي هنري خراسان.
تيم ملى هندبال مصر بود. شوهرش نيز در مؤسسه «ماكس پلانك» شهر «درسدن» در رشته مهندسى ژنتيك مشغول تحصيل بود و براى انجام تز دكتراى خود همراه مروه به آلمان آمده بود.
ماجراى عجيب قتل مروه از اين قرار است كه وى به دادگاهى مراجعه و مردى آلمانى به نام «آلكس دبليو» را متهم كرد كه در پارك زمانى كه با پسرش بازى مىكرده، به او توهين كرده و به دليل حجابش، او را تروريست و فاحشه اسلامى خطاب كرده است. دادگاه شكايت شربينى را پذيرفت و آلكس را به پرداخت ٧۵٠ يورو محكوم كرد. آلكس دبليو اين حكم را نپذيرفت و تقاضاى تجديد نظر كرد. هنگام برگزارى جلسه دادگاه تجديد نظر در يك دادگاه درجه ٢ در شهر درسدن، مرد آلمانى جلوى چشمان قاضى و ديگر حاضران به شربينى حمله كرد و با ضربات چاقو وى را كه سه ماهه باردار بود، از پا در آورد. در اين هنگام، شوهر مروه براى نجات همسرش به طرف او شتافت كه پليس آلمان به او تيراندازى كرد. پس از آن، شوهر مروه با وضعيتى بحرانى در بيمارستان بسترى شد و فرزند خردسال سه ساله آنها نيز كه شاهد اين ماجراى خونبار بود، براى معالجه، زير نظر روانشناس قرار گرفت. (1)
زنان محجبه هلندى ماليات حجاب مىپردازند. به تازگى طرح «ممنوعيت حجاب زنان مسلمان هلند در اماكن عمومى» به تصويب
1) سايت مؤسسه فرهنگي هنري خراسان.
پارلمان هلند رسيده است. در نروژ نيز دختران محجبه، اجازه ورود به مدارس دولتى را ندارند. ممنوعيت حجاب فقط به هلند و فرانسه و نروژ محدود نمىشود، بلكه اين ممنوعيت در ديگر كشورهاى اروپا نيز وجود دارد.
در آلمان، هفت استان از شانزده استان اين كشور، حجاب را براى آموزگاران مسلمان در مدارس دولتى، ممنوع كردهاند. مجلس نمايندگان بلژيك، مجلس هلند، دولت سوئيس و دولت ايتاليا نيز قانون ممنوعيت استفاده از پوشش اسلامى و روبند را تصويب كردهاند. به موجب اين قانون، از اين پس زنان مسلمان در اماكن عمومى و ادارههاى دولتى، حق استفاده از روبند يا ردايى كه بدن آنها را بهطور كامل بپوشاند، ندارند. گفته شده است چندى پيش، زنى مسلمان در شمال ايتاليا كه در يكى از خيابانهاى «نووارا» با پوشش روبند به سمت مسجد مىرفت، ۶۵٠ دلار جريمه شد.
گفتنى است در كشور سوئيس، چنين قانونى براى گردشگران منطقه حوزه خليجفارس كه در هتلهاى اين كشور اقامت مىكنند و در فروشگاههاى لوكس سوئيس، پولهاى كلان خرج مىكنند، اعمال نمىشود! البته مسلمانان اروپا كه بزرگترين اقليت اين قاره هستند، در كشورهايى مانند هلند و فرانسه تظاهرات و اعتراضهاى بسيارى به اين محدوديتها كردهاند. (1)
1) سايت مؤسسه فرهنگي هنري خراسان.
«سمر» دانشآموزى سيزده ساله در مدرسه «رستون» ، در ايالت ورجينياى امريكا بود. وى همواره شلوارهاى تنگ و پيراهنهاى كوتاه مىپوشيد و با موهايى آراسته به مدرسه مىآمد. ولى با آغاز سال جديد درسى، همكلاسىهاى سمر، او را باحجاب كامل و ظاهرى اسلامى ديدند.
«سمر» كه دانشآموز سوم راهنمايى بود، در مصاحبهاى با روزنامه «واشنگتن پست» ، در شماره روز جمعه ١٣/١١/٢٠٠٩ گفت: «با اينكه مىدانستم با مشكلات بسيار زيادى روبهرو خواهم شد و بسيارى از دوستان و همكلاسىهايم را از دست خواهم داد، اما تصميم گرفتم كه حجاب بر سر كنم» .
وى در ادامه اين گفتوگو افزود: «پس از برسر كردن حجاب، اولين لحظهاى كه دوستانم را ديدم، يكى از سختترين لحظات زندگى برايم بود؛ زيرا به نظر آنان خيلى عجيب و غريب مىآمدم و آنان اصلاً دوست نداشتند با من حرف بزنند يا به من نزديك شوند. همه آنان با تنفر و خشم به صورت من نگاه مىكردند؛ گويا چهرهاى بسيار زشت و كريه دارم! بعضىها هم طورى از كنارم رد مىشدند كه گويا اصلاً مرا نديدهاند و به من هيچ توجهى نمىكردند.
اولين كسى كه مرا با آغوش گرم مورد استقبال قرار داد، دوست مسلمانم «ايمان كرورتو» بود. او يك مسلمان است، اما حجاب بر سر نمىكند. از من پرسيد: آيا مىخواهى در طول سال حجاب بر سر كنى؟ !
پاسخ دادم: بله. پاسخم او را به فكر فرو برد و احساس كردم برايش خيلى جالب بود»(1)
مهمترين ويژگى زن جوانى كه به اسلام گرايش پيدا مىكند، تغيير پوشش اوست. همين امر سبب به وجود آمدن اتفاقهاى تلخ و شيرين براى او مىشود؛ يكى از اين زنان درباره مسلمان شدنش مىگويد:
در مورد انتخابم و مسلمان بودنم، خيلى با پدر و مادر و ديگر اعضاى خانواده كلنجار رفتم. مشكل آفرينترين موضوع، حجاب و پوشش اسلامى من بود. تصور مىكنم حجابم هميشه دينم را به يادشان مىآورد و مايه شرمندگى و خجالت براى ايشان بود. فكر مىكنم اگر مسلمان بودم، اما حجاب نداشتم، خيلى راحتتر با مسئله برخورد مىكردند. آرزوى من اين است كه آنها نيز اسلام را بشناسند و خودشان به آن علاقهمند شوند؛ نه به خاطر اينكه من مسلمانم.(2)
خانم ديگرى در اينباره مىگويد:
وقتى براى مدتى كوتاه، فرايض مذهبى اسلام را انجام دادم، فهميدم كه خيلى هم سخت نيست. پوشيدن حجاب مهمترينچيزى بود كه هم خودم و هم اطرافيانم مجبور بودند به آن عادت كنند. در يك شهر خيلى كوچك زندگى مىكردم و افراد زيادى دائم از من سؤال
مىكردند. اما در شهر محل دانشگاه ما كه شهرى بزرگتر بود، بيشتر مردم حجاب را مىشناختند و زنان زيادى را با پوشش حجاب اسلامى در سرتاسر شهر مىديدند. زمستان بود كه شروع به پوشيدن حجاب كردم. از همين رو، تا فرارسيدن تابستان خيلى مشكل نداشتم. در طول زمستان روسرى به سر داشتم و در جمع مردم نيز حاضر مىشدم. استوار و ثابت قدم ماندم. اسلام را نمىشود با چيزى ديگر قاطى كرد يا بگويى وقتى در آمريكايى، مثل آمريكايىها باش! به چيزى كه به آن اعتقاد دارى و مىپندارى درست است، بايد عمل كنى؛ حتى اگر تمامى مردم، اعم از مسلمان يا غير مسلمان، جور ديگرى عمل كنند.(1)
خانم ديگرى نيز مىگويد:
انجام فرايض مذهبى برايم آسان بود. در پذيرش و انجام عباداتى چون نماز، روزه و همچنين كنار گذاردن مشروبات الكلى، نه تنها مشكلى نداشتم، بلكه از منافع آن نيز بهرهمند شدم. مشكلترين نبرد من، پوشاندن سرم با روسرى بود. هر چند هيچكس نمىتواند بفهمد، من پوشش اسلامى را به دليل وقار آن پذيرفتم.(2)
حجاب، يك پوشش ساده يا يك مد لباس نيست كه زن آن را برمىگزيند، بلكه نشانهاى از يك تحول و تغيير اساسى در فكر و روح
زن است. حجاب، يك انتخاب بزرگ است كه زن براى خود برمىگزيند و ارزش حجاب به اين است كه نشان دهنده اين انتخاب بزرگ است. شايد اهميت اين موضوع در يك جامعه اسلامى مانند ايران احساس نشود؛ زيرا پوشش حجاب براى ما عادت شده، ولى در جوامعى كه بيشتر زنان حجاب ندارند، مانند كشورهاى غربى و حتى برخى كشورهاى اسلامى، حجاب نشانه يك تفكر است؛ تفكرى الهى.
بنابراين، زنى كه در جوامعى مثل جوامع غربى براى خود پوشش حجاب را برمىگزيند، به همه نشان مىدهد كه مسلمانى متعهد است و براى حفظ مسلمانى خود، همه مشكلات را مىپذيرد و حاضر است هر بهايى را بپردازد. به خاطر دارم در سالهاى آغاز انقلاب كه بىحجابى در حال ريشهكن شدن بود، فردى كه از تحليل درست مسائل سياسى ناتوان بود، با ناراحتى مىگفت: «آيا ما انقلاب كرديم و اين همه خسارت جانى و مالى متحمل شديم تا فقط زنان كشورمان يك روسرى به سر كنند؟» او فكر مىكرد حجاب، تغييرى ساده در پوشش است. در پاسخ به اينگونه تحليلهاى سطحى بايد گفت كه اگر حجاب، پوششى ساده است، چرا امروزه دولتهاى غربى، قوانين منع حجاب وضع مىكنند و در برخورد با زنان مسلمان و محجبه اينگونه سختگيرى مىكنند؟ چرا زنان مسلمان و باحجاب، براى حفظ حجاب خود حاضرند همه سختىها را تحمل كنند؟ پس همانگونه كه گفتيم، حجاب يك تفكر است و احياى حجاب، احياى تفكر دينى است؛ احياى اسلام ناب محمدى است. حجاب همان اسلامى است كه بر اندام استكبار و مخالفان اسلامى لرزه مىافكند. به
همين دليل، دشمنان اسلام، باحجاب به شدت مخالفت مىكنند و به آزار و اذيت زنان باحجاب مىپردازند.
خانمى آمريكايى كه به تازگى مسلمان و باحجاب شده است، درباره حجابش مىگويد:
به عنوان يك زن مسلمان، موانع زيادى بر سر راه من وجود دارد كه ناشى از مسلمانان يا اسلام نيست، بلكه از جانب جامعهاى است كه در آن زندگى مىكنيم. آدم گاهى احساس مىكند كه در امريكا مثل يك ماهى است كه خلاف جهت آب دارد شنا مىكند. دائماً بايد درباره حجابت به اين و آن توضيح بدهى. از مشاغل مختلفى به خاطر حجابم طرد شده و به عبارت ديگر به صورتى آشكار مورد تبعيض واقع شدهام. با وجود اين، صميمانه شكرگزار حجابم. اين نوعى آزادگى در عرصهاى است كه زنان بىبند و بار غربى هرگز قادر به فهم آن نيستند. من زمانى احساس عزت و احترام مىكنم كه اسلام را در هر جا كه به ديگران عرضه مىكنم، به شكلى قوى ارائه كنم تا به عنوان يك مسلمان شناخته شوم. (1)
زن ديگرى درباره علت انتخاب پوشش اسلامى در جامعه امريكا مىگويد:
تصور من از زن بودن تغيير كرده است. ديگر آزادى را در شلوارهاى تنگ و دامن كوتاه نمىبينم، بلكه آن را در حجاب و
1) دختران راهي ديگر، ص١١٩.
وقار مىيابم. ديگر قائل به تساوى زن و مرد نيستم، بلكه بر اين باورم كه براى هر كدام نقشهايى وجود دارد كه مناسب آنهاست. در عين حال، همه ما از مرد و زن، داراى نيازها و استعدادهاى منحصر به فردى هستيم كه فرصت پرورش آنها را داريم.(1)
بانويى ديگر درباره تأثير خوبى كه پوشش و حجابش بر ديگران مىگذارد، مىگويد:
من از فرق سر تا انگشتان پايم را مىپوشانم. دستكش، جوراب و بالأخره يك مجموعه حجاب كامل. يك روسرى هم زير چادرم مىپوشم و يك پوشيه هم مىزنم. با اين كار هميشه انتظار داشتم كه مشكلات زيادى برايم پيش آيد و هنوز باورم نمىشود كه چه قدر انجام اين كار آسان بوده است. من حتى سه سال و نيم در امريكا نيز پوشيه مىزدم، بدون آنكه كوچكترين مشكلى را از اين بابت داشته باشم. از آنجا كه خيلى از مردم نسبت به پوشيه من كنجكاو مىشدند، همين امر سبب مىشد تا چيزهاى زيادى درباره اسلام بپرسند و ياد بگيرند. البته كمى گرمم مىشد، اما وقتى درجه حرارت به بالاى صد درجه فارنهايت (حدود پنجاه درج سانتيگراد) مىرسد، هر چيزى كه به تن كنى، گرمت مىشود. من اين لباس را به هر چيز ديگرى ترجيح مىدهم. افرادى كه دليل استفاده از پوشيه و نوع لباس مرا درك مىكنند، از كار من پشتيبانى مىكنند و به ديد احترام به من مىنگرند. چه در اينجا و چه در امريكا به خاطر حجابم، با من رفتار
1) دختران راهي ديگر، ص ١١٩.
خاصى مىكنند. بانوان سالخورده مسلمان مىخواهند هر كارى از دستشان بر مىآيد، برايم انجام دهند. بهترين جاها را در هواپيما به من مىدهند، در هر صفى كه وارد شوم، ديگران مرا به جلوى صف هدايت مىكنند. گاهى تجار و فروشندگان مغازهها در اين كشور هدايا يا خدماتى مجانى به من عرضه مىكنند.(1)
از سخن اين خانم باحجاب روشن مىشود كه با وجود مخالفت و ضديت دولتها با حجاب، مردم كشورهاى غربى، نگاهى محترمانه به زنان محجبه دارند و اين نشان دهنده بهبود موقعيت اجتماعى زنان مسلمان در جوامع غربى است.
بانوى ديگرى كه به تازگى مسلمان شده است و رفتار عفيفانه زن مسلمان را معرف شخصيت وى مىداند، درباره التزامش به حجاب در جامعه امريكا مىگويد:
يكى از مهمترين تغييراتى كه كردهام، اين بوده كه مراقب نحوه حرف زدنم با مردها باشم. لازم است كه بسيار سنجيده عمل كنم و درباره مسائل شخصى حرفى نزنم. ديگر نمىتوانم مثل سابق با دوستان مرد خود، سلام و خوش و بش كنم و حتى براى يك گفتوگوى بىمورد توقف كنم. وقتى بيرون اداره منتظر شوهرم هستم، همكاران شوهرم و دوستان او گاه حتى براى يك احوالپرسى ساده از پنجره ماشينشان هم توقف نمىكنند.(2)
زنى كه تمام زندگىاش را مديون حجاب و تحول فكرى حاصل از آن مىداند نيز چنين مىگويد:
اتصال تمام زندگىام به خداوند، معنادارترين چيزى است كه اسلام به من داده است. به نظمى كه اسلام به زندگى مىبخشد و تمامى واجبات آن، علاقه و نياز دارم. اكنون حجاب را عاشقانه دوست دارم و خداوند را شكرگزارم كه مرا از مسيرى كه در آن قرار داشتم، رهايى بخشيد؛ همان راهى كه هنوز بسيارى از دوستانم درگير آنند.(1)
از اصولىترين عقايد دين اسلام و ديگر اديان آسمانى اين است كه انسانها هر عمل خير يا شرى را انجام دهند، نتيجه و اثر اخروى آن را خواهند ديد(2)اگر عمل آنها خوب باشد، اثر اخروى و معنوى آن نيز مثبت خواهد بود و اگر بد باشد، جز عذاب و دور شدن از رحمت الهى، نتيجهديگرى براى آنها نخواهد داشت. البته گاه انسان پيامدهاى باطنى برخى اعمال خود را در دنيا مىبيند تا بيشتر هدايت شود. حجاب و ريشه باطنى آن، يعنى عفاف نيز از اين قاعده مستثنا نيست؛ به ويژه كه در دين اسلام به رعايت آن تأكيد فراوانى شده است. در اين بخش به چند نمونه از پاداشهاى معنوى حجاب و عفاف و نيز پيامدهاى سوء
بدحجابى و رعايت نكردن عفاف اشاره مىكنيم تا از يكسو مايه تشويق و افتخار زنانى باشد كه با تحمل تمام سختىها و اذيتها، به حجاب خود پايبندند و اجازه نمىدهند هيچ چيز حيا و عفاف آنها را خدشهدار كند و از ديگرسو هشدارى براى آن دسته از زنان مسلمانى باشد كه به اين فريضه مسلّم اسلامى، بىتوجه هستند و حجاب كامل ندارند.
بىشك، زنى كه براى رضاى خدا سختىها را به جان مىخرد و در هر شرايطى حجابش را حفظ مىكند، اجر و پاداش بزرگى نزد پروردگار دارد. اين وعده الهى است كه در مقابل اعمال شايسته بندگانش، اجر و ثوابى بهتر به آنها عطا مىكند.(1)زن مسلمان نيز با ايثار و از خودگذشتگى و در اطاعت از آموزههاى دين، حجاب و پوشش كامل را برگزيده است. ازاينرو خداوند در اين دنيا نيز به او نظر عنايت خواهد داشت.
در جامعه امروز تبليغات بدحجابى با انواع مظاهرش جلوهنمايى مىكند و تيرهاى زهرآگين شياطين، حجاب را نشانه رفته است و تمسخرها و انگهاى عقبماندگى و نگاههاى حقارتآميز، از هر سو زنان محجبه را احاطه كردهاست. با اين شرايط، زن مسلمان، لحظهاى چادر و مقنعه را از خود دور نمىكند و با همين پوشش، به تمام فعاليتهاى اجتماعى و خانوادگى خود مىرسد. ازاينرو زن مسلمان با حجاب، شايسته لطف خداوند و توجه خاص اهل بيت (عليهم السلام) خواهد بود.
1) ر. ك: هود: ١١؛ يوسف: ٩٠.
يكى از علماى بزرگ مشهد مقدس براى آنكه به محضر مبارك امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) شرفياب شود، ختم زيارت عاشورا را در چهل جمعه و هر هفته در مسجدى از مساجد شهر آغازكرد. ايشان گويد: در يكى از آخرين جمعهها، همانطور كه در مسجد نشسته بودم و مشغول ختم بودم، ناگهان شعاع نور شديدى را مشاهده كردم كه از خانهاى نزديك آن مسجد كه مشغول زيارت عاشورا بودم، مىتابيد. ناخودآگاه از جا برخاستم و به دنبال آن نور، به در آن خانه رفتم. خانهاى كوچك و فقيرانه بود، ولى از درون خانه آن نور عجيب مىتابيد. در زدم، وقتى در را باز كردند، مشاهده كردم حضرت ولىعصر امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) در يكى از اتاقهاى آن خانه تشريف دارند و در آن اتاق جنازهاى را مشاهده كردم كه پارچهاى سفيد روى آن كشيده بودند. وقتى وارد اتاق شدم، درحالىكه اشك مىريختم، محضر حضرت سلام و عرض ادب كردم. آن بزرگوار پس از جواب سلام، به من فرمودند: «چرا اينگونه به دنبال من مىگردى و اين همه رنجها را متحمل مىشوى؟» آنگاه به آن جنازه اشاره كردند و فرمودند: «مثل اين باشيد تا من خودم به دنبال شما بيايم. اين بانويى است با عفت و حيا كه در دوره بىحجابى (در زمان كشف حجاب رضاخان پهلوى) هفت سال از خانه بيرون نيامد كه مبادا نامحرم او را ببيند» . (1)
1) ارمغان عفاف، عدنان زعفرانى، ص۴٨، به نقل از: نقش زنان صالحه در اصلاح جامعه، ص٣٩٨.
آيت الله اراكى نقل مىكند، شخصى نزد مرحوم آيت الله بروجردى آمد و عرض كرد: در خواب ديدم سه قرآن در خانه دارم كه به ترتيب يكى بزرگ و ديگرى متوسط و سومى كوچك است و ديدم هر سه آتش گرفتند. تا آمدم آنها را خاموش كنم، قرآن بزرگ كاملاً سوخت و دومى نيز به كلى از بين رفت، ولى موفق شدم قرآن كوچك را كه اطرافش آتش گرفته بود، خاموش كنم. تعبير خوابم چيست؟ آيت الله بروجردى فرمود: «من تعبير خواب نمىدانم، وليكن در تهران شخصى به نام آيتالله سيداحمد قمى است كه در تعبير خواب استاد است. نزد ايشان برو تا خوابت را تعبير كند» .
آن شخص مىگويد نزد آيت الله سيد احمد قمى رفتم و خوابم را تعريف كردم. آن آقا فرمود: «تو سه دختر دارى كه يكى بزرگ و ديگرى متوسط و سومى كوچك است. دختر اولى و دومى را به دبيرستان فرستادى و بىحجاب شدند. آن دو همان دو قرآن بودند كه كاملاً سوختند، ولى دختر سومت تا درس ابتدايىاش تمام شد و خواست به دوره بالاتر برود و به اين بهانه بىحجاب شود، گفتى ديگر اجازه نمىدهم اين دختر از دستم برود و او را از رفتن به دبيرستان منع كردى و او همان قرآن كوچك است كه اطرافش سوخت، ولى آتش آن را خاموش كردى. آيا اينها را كه گفتم درست است؟» مرد گفت: «كاملاً درست است»(1)
1) نقش زنان صالحه در اصلاح جامعه، ص۴١۴.
فريضه امر به معروف و نهى از منكر، فقط بر عهده عدهاى خاص نيست، بلكه همه افراد در مقابل آن مسئول هستند؛ بهويژه در امر حجاب كه بدون همكارى همه افراد و گروههاى جامعه، گسترش و نهادينه كردن آن امكانپذير نيست. بنابراين بر همه مؤمنان، بهويژه زائران مشاهد مشرفه، واجب و لازم است كه در كنار زيارت و عبادت خود، به اين امر مهم نيز توجه داشته و از حافظان و مبلغان حجاب در رفتار و گفتار باشند.
همين كه زنى بگويد من حجابم را رعايت و از رفتارهاى زننده پرهيز مىكنم، يا مردى بگويد من پوششى مناسب براى خود انتخاب و در رفتار با نامحرم، حدود الهى را رعايت مىكنم، ولى كارى به پوشش ديگران ندارم، كافى نيست. ما زمانى به وظيفه خود بهطور كامل عمل كردهايم كه به مسئله پوشش و حجاب در جامعه اسلامى توجه كنيم.
از بهترين فرصتهايى كه مىتوان از آن براى گسترش فرهنگ حجاب و عفاف استفاده كرد، سفرهاى زيارتى است. در اين سفرها افراد، خضوع و خشوع خاصى در برابر خدا پيدا مىكنند و زمينه پذيرش احكام نورانى اسلام برايشان فراهم مىشود. ازاينرو بايد همه دلسوزان دين، اعم از مردان و زنان زائر، روحانيان محترم كاروان كه مسئوليت اصلى مسائل فرهنگى را برعهده دارند، همچنين مديران و معاونان محترم كاروان، به مسئله حجاب توجه و حساسيتى ويژه داشته باشند و از هر فرصتى براى زنده نگهداشتن اين فريضه استفاده كنند.
در اين فصل تلاش شده است نكتههايى كاربردى در قالب داستان و خاطره و با هدف حاكميت بخشيدن به فرهنگ والاى حجاب بيان شود. اين نكتهها در دو گفتار بيان مىشود. گفتار اول مربوط به وظايف روحانيان محترم كاروانها و نيز عملكرد زائران بزرگوار براى مقابله با بىتوجهى به حجاب در طول سفر زيارتى است و گفتار دوم بيان راهكارهاى عملى براى مسئولان محترم سازمان حج و زيارت است. البته اين دو بخش از يكديگر مجزا نيست؛ زيرا براى رسيدن به اين هدف، همكارى هر دو بخش لازم است.
پديده نازيباى بدحجابى كه چند سالى است ميان كاروانهاى زيارتى، بهويژه در حرمين شريفين ديده مىشود و چهره معنوى زيارت را تهديد
مىكند، اتفاقى نيست كه بتوان از كنار آن به سادگى گذشت؛ بلكه بايد براى ريشهكن كردن آن كارى اساسى و برنامهريزى دقيق انجام داد. ازاينرو براى روحانيان كاروانها و زائرانى كه از بدحجابى ديگر زائران رنج مىبرند، و به حل اين مشكل علاقهمند هستند، راهكارهايى پيشنهاد مىشود.
پيش از طرح اين راهكارها، لازم است يادآور شويم كه ممكن است گفته شود مبارزه با بدحجابى و روبهرو شدن با كسانى كه به آن اهميت نمىدهند، صبر و حوصله بسيارى مىخواهد و دردسر و مشكلات فراوانى خواهد داشت. افزون بر اين، تذكر دادن به اين افراد اغلب، بىفايده است و آنها حرف كسى را نمىپذيرند. در پاسخ بايد گفتاگر از راه درست وارد شويم، هيچ مشكلى به وجود نمىآيد و زودتر به مقصد مىرسيم. همچنين اگر بخواهيم جامعهاى سالم داشته باشيم و به وظيفه شرعى خود در قبال ناهنجارىها عمل كنيم، بايد دردسرها و مشكلات را تحمل كنيم. هيچكس دوست ندارد در كار ديگران دخالت كند و آنها را از خود برنجاند يا مورد اهانت يا حمله افراد واقع شود. ولى وقتى امر به معروف و نهى از منكر از واجبات مسلم اسلام و از نخستين وظايف هر مسلمان است، عذرى براى بىتوجهى ما باقى نمىماند. نكته ديگر آن است كه بسيارى از اوقات ما دچار توهم مشكل مىشويم نه خود مشكل؛ يعنى فكر مىكنيم اگر به كسى براى رعايت كردن حجاب تذكر دهيم، براى خود مشكل درست كردهايم. درحالىكه ترس ما بىمورد است. اغلب افراد، بهويژه زائران عزيز، افرادى منطقى هستند و از تذكر
مؤدبانه و منصفانه ما ناراحت نمىشوند و برخورد ناپسندى نخواهند داشت. بىشك، اگر همه زائران به افراد بدحجاب، تذكرى منصفانه، منطقى و مؤدبانه بدهند، مؤثر خواهد بود.
از مهمترين راهكارهاى گسترش حجاب در ميان بانوان، توجه به ريشههاى اعتقادى و معنوى آن است. براى تشويق زنانى كه درباره حجاب كم توجهاند بايد ريشههاى حجاب، يعنى ايمان و اعتقاد مذهبى را تقويت كنيم. امر و نهى كردن به زنان درباره حجاب، بدون توجه به ريشههاى اعتقادى و معنوى آن، نه تنها هيچ سودى براى آنان ندارد، بلكه لجاجت و تنفر آنها را از حجاب افزايش مىدهد.
ازاينرو، بايد به تقويت اين ريشهها و زيرساختها توجه شود تا زنان و دختران ما با علاقه و ميل و اراده خود به سوى حجاب بروند. از بهترين مكانهايى كه مىتوان در آن، زمينه پذيرش حجاب را براى زنان فراهم كرد، فضاهاى معنوى، زيارتگاهها و مشاهد مشرفه است. بانوى زائر با قرار گرفتن در اين موقعيتهاى ويژه، با تلنگرى كوچك، ولى ظريف و به موقع، دچار تحولى عميقى مىشود؛ تحولى كه مانند آن در هيچ جاى ديگر رخ نمىدهد.
بنابراين، منشأ حجاب را بايد در درون فرد جستوجو كرد؛ همانگونه كه ديگر اعمال دينى چنين منشأ و خاستگاهى دارند، و براى توجه دادن فرد به اداى آنها لازم است عقايد درونى او را تقويت كرد.
بسيارى از افراد از چنين خاستگاه اعتقادى برخوردارند. تنها مانعى كه سر راه آنها وجود دارد، غفلت و بىتوجهى آنها از اين خاستگاه است. اگر بتوانيم با ايجاد يك فضاى معنوى مناسب، زمينه استحكام مبانى اعتقادى اين افراد را فراهم كنيم، بىشك، در رفتار آنها تغيير ايجاد خواهد شد و آنها به سمت حجاب متمايل خواهند شد. در ادامه، به خاطرهاى در اينباره استناد مىكنيم.
يكى از روحانيان كاروان مىگفت: در سفرهايى كه به مكه و مدينه مشرف مىشديم، گاهى زنانى را مشاهده مىكريم كه پوشش آنها با زنان ديگر كاروان فرق داشت و مناسب يك زائر حج يا عمره نبود. تذكرهاى عمومى و خصوصى هم كارساز نبود و آنها كماكان راه خود را مىرفتند. تا اينكه در يكى از سفرها تجربه جالبى به دست آوردم. در اين كاروان چند زن با لباسهاى نامناسب و چهره آرايش كرده در جلسات شركت مىكردند و مرتباً افراد كاروان، خصوصاً زنان محجبه به من تذكر مىدادند كه با آنها صحبت كنم. ولى من امتناع مىورزيدم و مىگفتم بايد وقت مناسب آن برسد.
يك روز صبح زود كه همگى به زيارت بقيع رفته بوديم و پشت ديوار بقيع به خواندن دعا و زيارت مشغول بوديم، در حين خواندن زيارتنامه، توسلى به حضرت زهرا (عليها السلام) گرفته شد و احساس خوبى به همه دست داد. در همين هنگام موقعيت را مناسب ديدم و همانطور كه
افراد هر كدام، ارتباط قلبى با حضرت زهرا (عليها السلام) برقرار كرده بودند، با همان حالت دعا و مناجات گفتم: «اى كسانى كه تاكنون گناهى از شما سرزده و در مسير بندگى خدا تقصير و كوتاهى كردهايد! همينجا پيمان ببنديد كه ديگر از راه راست منحرف نشويد. اى بانوانى كه تاكنون پوشش شما كامل نبوده! بياييد از همين الآن به حضرت فاطمه (عليها السلام) قول بدهيد كه از اين به بعد، طورى لباس بپوشيد كه فاطمه (عليها السلام) از شما راضى باشد. با فاطمه پيمان ببنديد كه نسبت به نامحرم رفتارى داشته باشيد كه مورد عنايت دختر پيامبر (صلى الله عليه و آله) قرار گيريد و فرداى قيامت شفاعت آن بزرگوار شامل حالتان شود» .
وقتى جلسه توسل تمام شد و به هتل برگشتيم، ديدم همان خانمهايى كه حجابشان كامل نبود، تصميم گرفتهاند چادر به سركنند و به من گفتند وقتى به ايران هم برگردند، چادر را از خود دور نمىكنند. همچنين يكى از خانمها به من گفت: «شما خيلى زيبا و به موقع به ما تذكر حجاب را داديد. ما متوجه بوديم كه برخى خانمهاى كاروان از نوع پوشش ما راضى نيستند و دائم به شما مىگفتند كه به ما تذكر بدهيد، ولى شما بزرگوارى كرديد و اين كار را نكرديد و صبر كرديد تا موقع مناسب آن فرا رسيد. آنگاه طورى به ما گفتيد كه به هيچكس برنخورد. مطمئن باشيد اگر مستقيماً تذكر مىداديد، نه تنها غرور ما اجازه پذيرش آن را نمىداد، بلكه ديگر در هيچ يك از جلسات شما شركت نمىكرديم» .
از آن روز من فهميدم، راه و روش امر به معروف و نهى از منكر ساده نيست و تصميم گرفتم همين روش را در همه سفرهايم اجرا كنم و
به لطف خدا نيز موفق بودم.
با توجه به اين داستان، علت اصلى اثرپذيرى بانوان از تذكر داده شده، معطوف شدن ذهن آنها به اصل و ريشه حجاب، يعنى عقايد مذهبى آنان است. در حقيقت، اگر به زيرساختهاى معنوى و حتى اجتماعى حجاب توجه نكنيم و با ديدن يك زن بدحجاب، به سرعت به سوى او برويم و به او يا خانوادهاش تذكر دهيم، ممكن است واكنشى مثبت در پىنداشته باشد، هر چند در ظاهر تذكرى نرم و كوتاه بدهيم.
در يكى از سفرهاى عمره، به عنوان روحانى كاروان در خدمت زائران بودم. يك روز كه از مسجدالحرام برگشتم و براى صرف ناهار به هتل رفتم، در رستوران هتل نزديك مردى حدود شصت ساله نشستم. در كنار ايشان دو فرد ديگر در حدود ٢۵ و ۴٠ ساله نشسته بودند. بعداً متوجه شدم مرد جوان، پسر او و مرد ديگر داماد اوست. چهره پيرمرد نشان مىداد كه انسان با صفايى است و به همراه خانواده به عمره مشرف شدهاند.
پس از سلام و احوالپرسى مختصر، مشغول غذا خوردن شديم. در اين هنگام دو خانم جوان كه يكى از آنها دخترخانمى در حدود شانزده ساله بود و مانتويى بسيار تنگ پوشيده بود و قسمتى از موهايش هم آشكار بود، وارد شدند و به نزد آن مرد آمدند و با او احوالپرسى كردند و بعد به طرف قسمت مخصوص بانوان براى صرف ناهار رفتند.
من كه حدس زدم او دختر آن مرد باشد، با خود فكر كردم، شايد مناسب باشد تذكرى بسيار كوتاه و مؤدبانه درباره حجاب او بدهم و از طرفى چون در فضاى معنوى شهر مكه هستيم، احتمال تأثير آن بيش از جاى ديگر باشد. پس به مرد روكردم و گفتم: «ايشان دختر شماست؟» گفت: «بله» . گفتم: «پوشش مناسبى ندارند» .
ناگهان آن جوانى كه برادر اين دختر بود، با ناراحتى در پاسخ من گفت: «پوشش ايشان مناسب است» . من چيزى نگفتم و منتظر عكسالعمل پدرش ماندم. پدر دختر كه از تذكر من جا خورده بود، دو جمله در پاسخ من گفت، او ابتدا گفت: «ايشان دختر بسيار خوبى است. خيلى به نماز علاقه دارد و به عبادت در مسجدالحرام و طواف اهميت خاصى مىدهد و با ويلچر مادرش را به حرم مىبرد» .
من ابتدا از پاسخ ايشان تعجب كردم و نفهميدم چه ارتباطى بين اين مطلب با تذكر من وجود دارد، اما با كمى تأمل منظور ايشان را فهميدم. ايشان در واقع مىخواست به من بگويد، اگر مىبينى دختر من نسبت به حجاب كمى بىتوجه است، دليلش اين نيست كه فردى لاابالى است و به ديگر مسائل دينى بىتوجه است، بلكه او كاملاً فردى با اخلاق و مؤمن است. اينجا بود كه من فهميدم در تذكرى كه دادهام، بىاحتياطى كردم و از اين نكته مهم غافل بودهام.
اگر تصور كنيم تذكر دادن و امر و نهى كردن به ديگران كار سادهاى است، كاملاً اشتباه كردهايم. بايد در امر و نهى كردن به ديگران، به تمام جوانب آن توجه كنيم، تا تذكر ما اصلاحكننده باشد، نه تخريبكننده.
گفتنى است برخى افراد با بداخلاقى و اهانت به ديگران امر و نهى مىكنند و اين امر و نهى نادرست مىتواند پيامدهاى ناگوارى در پىداشته باشد.
جمله دومى كه مرد بلافاصله پس از جمله اول گفت، اين بود: «حاج آقا! خدا مىداند من آنقدر به اين بچهها تذكر مىدهم حجابشان را كامل كنند كه خودم هم خسته مىشوم، ولى در اين دوره و زمانه بچهها كمتر به [حرف] ما بزرگترها گوش مىدهند و راه خودشان را مىروند» .
منظور ايشان از جمله دوم هم معلوم بود. ايشان در اين جمله مىخواست تذكر ديگرى به من بدهد كه شما اگر فكر مىكنيد من پدر لاابالى و بىتفاوتى هستم كه دخترانم را آزاد گذاشتهام، سخت در اشتباهيد. من به مسائل شرعى اهميت مىدهم، اين خود بچهها هستند كه از ما نمىپذيرند. اين جمله ايشان نيز اشتباه دوم مرا در تذكرى كه دادم، به من فهماند.
وقتى تنها شدم، با خودم گفتم: اگر بار ديگر چنين موقعيتى براى من پيش آمد و خواستم به فردى مثل اين پدر تذكر دهم، اينطور مىگويم: «پدرجان، ايشان دختر شما هستند؟ خوش به حالشان كه در سن جوانى و با اينهمه ذوق و اشتياق به اين سفر آمدهاند. حتماً به انجام اعمال عبادى عمره علاقه خاصى دارند. خدا را شاكر باشيد كه چنين فرزند خوبى نصيبتان كرده، ولى پدرجان اگر از من بپرسند نمره ايمان ايشان چند است، مىگويم نوزده است، نه بيست. چرا بيست نيست؟ چون نمره بيست را وقتى مىگيرند كه به جاى مانتو از چادر استفاده كنند. البته
پدرجان من مىدانم كه شما اين تذكر را بارها به ايشان دادهايد، ولى چه مىشود كرد. جوانان امروز تا خودشان به چيزى نرسند، محال است از بزرگترها قبول كنند» .
اگر در اين چند جمله تذكر دقت كنيم، مىبينيم هر دو مطلبى كه اين پدر در پاسخ به تذكر من داد و نسبت به آنها دغدغه داشت، در آن آورده شده است. بنابراين اگر ما دقيق و حساب شده تذكر دهيم، هم مؤثر است و هم جذاب و افزون بر آن، هيچكس نيز رنجيدهخاطر نخواهد شد.
در سفرى كه با دانشجويان و خانوادههايشان به عمره مشرف شده بوديم، روزى به زيارت منا و عرفات رفتيم كه سفرى جذاب، ولى در عين حال خستهكننده است. يكى از دانشجويان كه در اين سفر با همسرش همراه ما بود، درحالىكه خيلى ناراحت و گرفته به نظر مىرسيد، خود را به من رساند و گفت: «امروز اتفاقى براى من افتاده كه مرا بسيار ناراحت كرده است. خواستم براى شما بگويم تا كمى از ناراحتىام كم شود» . من با خوشرويى به او گفتم: «بفرماييد، گوش مىدهم» . او گفت: «امروز كه به زيارت منا و عرفات آمديم، چون خيلى راه رفتيم، همسرم حالش بد شد و از من كمك خواست. من براى كمك به او، دستش را گرفتم، درحالىكه او به سختى دنبال من مىآمد. فردى كه در ظاهر بسيار مؤمن به نظر مىرسيد، خود را به ما رساند و با عجله و ناراحتى، در اعتراض به اينكه چرا من دست همسرم را گرفتهام، به من
گفت: همين شماها هستيد كه با اين كارها، آبروى جمهورى اسلامى را مىبريد. خجالت نمىكشيد جلوى چشم ديگران دست همسرتان را گرفتهايد؟ من تا به خودم آمدم كه اين فرد كه بود و چرا اين اعتراض را كرد، او به سرعت از ما دور شد. هر چه او را صدا زدم تا به او بگويم، همسرم بدحال شده و من براى كمك، دستش را گرفتهام، پاسخى نداد و رفت. براى من اين برخورد، آن هم از فردى كه توقع اين رفتار را از او نداشتم، خيلى سنگين آمد و حسابى حال مرا گرفت. حالا آمدهام تا با شما درد دل كنم تا كمى از ناراحتىام كم شود» .
من نخست كوشيدم او را دلدارى دهم. سپس به او گفتم: «آن فرد قصد آزار شما را نداشته و خيال كرده شما هم مثل برخى افراد هستيد كه وقتى با همسرشان در خيابان راه مىروند، دست همديگر را مىگيرند و رفتارى كه در فضاى عمومى پسنديده نيست و دور از شأن يك مسلمان است، از خود نشان مىدهند» .
وقتى اين مطلب را به او مىگفتم، صرفاً براى آرام كردن او بود؛ چون واقعاً كار آن فرد قابل دفاع نبود؛ زيرا همسر ايشان فردى كاملاً محجبه و چادرى بود و اينگونه سخن گفتن و برخورد تند كردن، شايسته او نبود.
اشتباه ديگرى كه اين شخص مرتكب شده بود، رفتار شتابزده و تند او بود. به فرض كه اين زن و شوهر رفتار سبكى داشته باشند، ما نبايد با آنها برخورد تند داشته باشيم. بلكه هميشه بايد فكر كنيم از چه راهى مىشود رفتار يك فرد را اصلاح كرد. در اينجا به دو نمونه زيبا از برخورد با اينگونه افراد اشاره مىكنيم:
روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله) بر مركبى سوار بود و «فضل بن عباس» را كه جوانى زيبارو بود، پشت سر خود سوار كرد و از راهى گذشت. در اين هنگام زن جوانى جلو آمد و سلام كرد و از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) اجازه خواست تا مطلبى دربار مسائل دينى بپرسد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مركب را نگه داشت و به پرسش او گوش فرا داد. آنگاه پاسخ نسبتاً مفصلى به او داد. در حين پاسخ حضرت متوجه شد، حواس زن جوان به گفتههاى او نيست و به پشت سرش، يعنى به فضل نگاه مىكند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به عقب نگاه كرد و ديد كه فضل نيز به آن زن جوان چشم دوخته است. پيامبر براى اينكه جلوى اين كار را بگيرد، سر فضل را به طرف ديگر برگرداند و به او فرمود: «زنى جوان و مردى جوان، مىترسم شيطان در ميان ايشان پا بنهد» .(1)
در اين داستان مىبينيم كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) هيچ يك از آن دو نفر را كه در حضور ايشان رفتارى ناپسند از خود نشان دادند، سرزنش نكرد. حضرت براى اينكه اين رفتار ادامه نيابد و هر دو متنبه شوند، با ظرافت خاصى از ادامه اين نگاه جلوگيرى كرد.
يكى از اطرافيان مقام معظم رهبرى نقل مىكند: ايشان گاهى براى كوهنوردى به كوههاى اطراف تهران مىرفتند. در يكى از اين سفرها،
1) صحيح بخاري، ج٨، ص۶٣.
وقتى از كوه بالا مىرفتند، با پسر و دختر جوانى روبهرو شدند كه در حال پايين آمدن از كوه بودند. آنها كه وضع مناسبى از نظر پوشش نداشتند و دست يكديگر را هم گرفته بودند و در حال گفتوگو بودند، ناگهان با آقا روبهرو شدند. لحظه اول اضطراب زيادى پيدا كردند. اما وقتى خوشرويى و چهره خندان آقا را ديدند، آرام شدند و سلام كردند.
رهبر معظم انقلاب، جواب سلام آنها را با مهربانى داد و شروع كرد به احوالپرسى و تعريف و تمجيد از اينكه اين دو جوان، اهل ورزش و كوهنوردى هستند. آنگاه پرسيد: «شما چه نسبتى با هم داريد؟» گفتند: «ما با هم دوست هستيم» . ايشان دوباره آنها را به خاطر اهل ورزش بودن تشويق كرد. سپس فرمود: «آيا دوست داريد با يكديگر محرم شويد؟» آنها كه انتظار اين حرف را نداشتند، فوراً اظهار تمايل كردند. حضرت آقا به يكى از همراهانشان فرمودند: «براى ايشان تاريخى را مشخص كنيد تا به دفتر بيايند» . آن دو خداحافظى كردند و رفتند، درحالىكه از اين برخورد كريمانه، انقلابى در درونشان به وجود آمده بود.
طبق تاريخ مقرر، اين دو جوان به همراه خانوادههايشان به محضر آقا رسيدند، درحالىكه آن دختر با چادر و حجاب كامل آمده بود و آن پسر نيز ظاهرى بسيار مذهبى و موقر داشت.(1)
در اين داستان، مقام معظم رهبرى، شيوه امر به معروف و نهى از منكر و نيز شيوه برخورد با جوانان و شيوه تشويق جوانان به حجاب و
1) آب، آينه، آفتاب، مركز انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني \، ١٣٨٢.
عفاف را به زيباترين شكل نشان مىدهد. در حقيقت، ايشان با اين برخورد، پيامى مهم به مسئولان فرهنگى و همه افرادى داد كه دغدغه دينى دارند. در حقيقت، براى برپايى فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، بايد با كمال آرامش و متانت و با حفظ احترام افراد و در عين حال، بسيار با ظرافت، عمل كرد.
يكى از دوستان براى من تعريف كرد: روزى در يكى از شهرهاى مذهبى، ابتداى خيابانى منتظر تاكسى ايستاده بودم. در آنجا جمعيت زيادى مثل من منتظر تاكسى بودند. در ميان جمعيت، خانم جوانى كه پوشش نامناسبى داشت، جلب توجه مىكرد. ناگهان خانم مسنى به طرف او رفت و شروع به پرخاشگرى كرد و گفت: «اى خانم! خجالت نمىكشى با اين سر و وضع در بين نامحرمان آمدهاى؟ حداقل از خانوادههاى شهدا كه بهترين عزيزانشان را در راه اسلام فدا كردند، حيا كن!» هنوز سخن آن زن ميانسال تمام نشده بود كه زن جوان لنگه كفش خود را در آورد و آن زن معترض را به باد كتك گرفت. اگر مردم پا در ميانى نكردهبودند، معلوم نبود چه بر سرش مىآمد.
مدتى از اين جريان گذشت، تا اينكه بر حسب اتفاق، دوباره گذارم به همان خيابان افتاد و همان جريان قبلى تكرار شد. اما با اين تفاوت كه در اين جريان، زنى كه تصميم گرفته بود به خانم جوان تذكر حجاب بدهد، جلو آمد و با خوشرويى به او رو كرد و گفت: «دخترم! تو كه هزار
ماشاءالله خانمى زيبا و جذاب هستى، حيف نيست خداى ناكرده مورد تعرض و بىاحترامى جوان بىادبى قرار بگيرى؟ اگر سعى كنى خود را بهتر بپوشانى، هم زيباتر و جذابتر مىشوى و هم ارزش بالاترى پيدا خواهى كرد» . اين خانم آنقدر از اين سخنان زيبا و تشويقكننده گفت كه زن جوان تسليم شد و گفت: چشم مادر و فوراً حجابش را اصلاح كرد.
آنگاه دوستم ادامه داد: من وقتى اين دو ماجرا را با هم مقايسه كردم، به اين نتيجه رسيدم كه چرا ما انسانها كار مهمى مثل تذكر دادن و امر به معروف كردن را اينقدر سرسرى مىگيريم و هنگام مواجه شدن با اينگونه مسائل، فوراً احساساتى مىشويم و بعضاً براى فرو نشاندن احساساتمان به جاى اينكه تذكر اصلاح گرانه بدهيم، به افراد حمله مىكنيم؟ ! در ضمن فهميدم كه خداوند با نشان دادن اين دو جريان، مىخواست مرا متوجه اين مطلب مهم كند كه هنگام تذكر دادن، احساسات و عواطف افراد را در نظر بگيرم و هرگز براى متوجه كردن فرد به يك امر شرعى، تمام شخصيت او را زير سؤال نبرم.
از ايندو خاطره به يك نكته مهم مىتوان رسيد: اينكه هنگام امر به معروف و نهى از منكر، بهويژه نسبت به امر حجاب، بايد توجه كنيم كه تذكر يا سخن ما بهگونهاى نباشد كه آتش لجاجت را در فرد شعلهور كند؛ زيرا اگر چنين شود، نه تنها او از رفتارش دست بر نمىدارد، بلكه به يك مبلّغ براى رفتار ضد دينىاش تبديل مىشود.
بنابراين، همه افراد بايد توجه داشته باشند كه مبادا به جاى ترويج فرهنگ حجاب، وضع پوشش بدحجابان را بدتر، و با رفتار تند
و نسنجيده خود، لجاجت آنها را بيشتر كنند و آنها را به معنويات بدبين سازند.
از راهكارهاى مهم گسترش حجاب، ايجاد نگرش مثبت به آن است. امروزه يكى از نقشههايى كه دشمنان اسلام و انقلاب، براى دور كردن مردم از معنويات و گسترش فحشا و بىبند و بارى در ميان جوانان، به اجرا گذاشتهاند، ايجاد نگرش منفى به حجاب است. ازاينرو نبايد به آنها اجازه چنين فرصتى را داد و در مقابل، بايد براى مثبت نگه داشتن نگرش جوانان و نوجوانان به حجاب با همه توان كوشيد.
مبارزه باحجاب در قالب ايجاد نگرش منفى به حجاب، در دو سطح، در دستور كار دشمن قرار دارد. سطح اول آن است كه ذهن جوان، چه پسر و چه دختر را به حجاب بدبين كند و با شايعهپراكنى و دروغپردازى، تبيين كند كه حجاب، نشانه عقبماندگى است يا كسى كه حجاب دارد، كمكم افسرده مىشود و نشاط خود را از دست مىدهد. اين تبليغات چنان گسترده شده كه افزون بر انتشار كتاب و مقالههاى فراوان، حتى به فيلمها و سريالها كشيده شده و متأسفانه به اشتباه يا عمد، برخى از آنها از تلويزيون نيز پخش شده است.
اما سطح دوم از اين نگرش منفى به حجاب، آن است كه حجاب از واجبات دينى به شمار مىرود و رعايت آن نيز لازم است. ولى اين
وجوب در همهجا نيست، بلكه فقط مختص اماكن مذهبى است و خارج از اين مكانها، رعايت كردن يا نكردن حجاب، به سليقه و نظر شخص بستگى دارد؛ به عبارت ديگر، در اين ديدگاه، فرد خود را متدين و متشرع مىداند، ولى درباره حجاب و رعايت حريم با نامحرم، نظر و سليقه خود را ملاك دين قرار مىدهد.
در حقيقت، اين ديدگاه به فرد اجازه مىدهد خودش اجتهاد كند و به برخى احكام دينى، بهويژه احكام اجتماعى، با نظر خود عمل كند.
در ديدگاه اول كه ديدگاه تندترى بود، با مضر دانستن حجاب، كل دين را رد مىكردند و مردود مىدانستند، ولى در ديدگاه دوم، حجاب را امرى شخصى و مخصوص مكانها و مراسم مذهبى مىداند. ازاينرو مىبينيم برخى زنان در مراسم مذهبى مثل عزادارىها، زيارتگاهها و مساجد، باحجاب و چادر حضور مىيابند، ولى در كوچه و خيابان و مهمانىها و جشنها حجاب را رعايت نمىكنند.
برخى هم استدلال عجيبى براى اين كار خود دارند. آنان مىگويند اصل و ريشه حجاب، اين است كه فكر بدى نداشته باشى و به اصطلاح، دلت پاك باشد. همچنين مىگويند: زن بايد تميز و زيبا باشد و چه اشكالى دارد ما زنان، با ظاهرى زيبا در جامعه حاضر شويم. چرا بايد اين همه زيبايى را پنهان كنيم؛ بهويژه اگر قصد بدى نداشته باشيم! اگر عدهاى قلب بيمارى دارند، تقصير خودشان است؛ چرا ما بايد خود را بپوشانيم؟ چرا مردان نگاهشان را كنترل نكنند؟
آنچه گفته شد، نشان مىدهد نگرش و برداشت اين افراد درباره حجاب، درست نيست. بنابراين اگر بخواهيم فرهنگ حجاب را در ميان بانوان گسترش دهيم، نخست بايد نگرش و ديدگاه آنها را درباره حجاب اصلاح كنيم. بايد با طرح مباحث علمى، تبيين كنيم كه احكام دين اسلام، به جز از منبع قرآن و سنت، قابل برداشت نيست و ما نمىتوانيم احكام دينى را بنابر ميل خود تغيير دهيم و برداشت شخصى خود را به حساب دين بگذاريم.
در پاسخ به زنانى كه ممكن است تحت تأثير تبليغات مخالفان حجاب قرار گرفته باشند و تصور كنند حجاب و پوشش، سبب افسردگى و از بين رفتن نشاط زن مىشود نيز بايد گفت اينگونه سخنان، نه تنها اثبات شدنى نيست و ريشه علمى ندارد، بلكه پژوهشهاى روانشناسان خلاف آن را ثابت كرده است.
پژوهشها نشان داده در مقايسه وضعيت روانى زنان باحجاب و زنان بدحجاب، سلامت روانى زنان باحجاب و آرامش و لذتى كه از زندگى مىبرند، بيشتر از ديگر زنان است.(1)امروزه زنان غربى كه مصداق كامل آزادى زن در پوشش و رابطه آزاد با نامحرم هستند، در فشارهاى روانى و اضطراب زندگى مىكنند. درحالىكه زنان شرقى هرگز چنين تجربههايى را نداشتهاند.
1) ر. ك: حجاب و نقش آن در سلامت روان، صص ١٠١ - ١٣٠.
به هر حال، مسئولان فرهنگى بايد بدانند تا نگرش به حجاب اصلاح نشود، تبليغ حجاب بىفايده خواهد بود.
چند سال پيش همراه خانواده، به مشهد مقدس رفته بوديم. روزى كنار يكى از ورودىهاى حرم ايستاده بوديم كه خانم جوانى، درحالىكه چادرى به سر داشت، در حال خارج شدن از حرم بود. من متوجه او نشدم، ولى وقتى از كنار او گذشتيم، همسرم به من گفت: «متوجه شدى اين خانم چه كار كرد؟» گفتم: «نه، چه كار كرد؟» گفت: «اين خانم به محض اينكه از حرم خارج شد، چادرش را برداشت و داخل كيف گذاشت. سپس خم شد و جورابهايش را هم در آورد و به راه افتاد» .
من كه از اين رفتار خيلى تعجب كرده بودم، با خود فكر كردم اين رفتارش چه دليلى دارد؟ چرا داخل حرم حجابش كامل است، ولى وقتى خارج مىشود، از حجاب كامل فاصله مىگيرد؟ كسى كه اين خانم را مجبور نكرده به حرم بيايد، بلكه خودش به خاطر عقايد دينى و علاقهاى كه به امام رضا (عليه السلام) دارد، به زيارت آمده است. پس چرا در پوشش خود رفتارى دوگانه دارد؟ سرانجام به اين نتيجه رسيدم كه او براى اينكه حرمت حرم را نگهدارد، هم چادر به سر كرده و هم جوراب پوشيده است، ولى وقتى از حرم خارج مىشود، ديگر حجاب را بر خود واجب نمىداند. اين همان نگرش غلط به حجاب و همان انحرافى است كه در برداشت از دين ايجاد شده است. در حقيقت، اين همان بلايى است كه
امروزه در جهان غرب بر سر دين آمده و آن را به كليسا منحصر كرده است. كسانى كه اين بلا را بر سر مسيحيت آوردهاند، مىخواهند به كمك افرادى سادهلوح، اين بلا را بر سر اسلام نيز بياورند. بر اين اساس، بايد گفت حاكميت بخشيدن به حجاب، كارى زيربنايى و ريشهاى است، نه نه تبليغاتى.
اگر مردم جامعهاى از برداشتها و باورهاى دينى درستى برخوردار باشند، هيچ هجمهاى آنها را دچار تزلزل نمىكند. بنابراين نخست بايد ريشه عقايد را محكم كرد. بايد دختران و زنان مسلمان بدانند كه حجاب، پوششى عادى و مخصوص اماكن مذهبى نيست، بلكه حجاب يك نگرش و تفكر است. حجاب، يك تفكر عميق دينى است كه به صاحب خود، جهانبينى الهى مىبخشد و اين جهانبينى، همهجا همراه فرد است و در نوع پوشش او ظهور مىيابد.
بسيارى از بانوان نمىدانند كه حجاب، مسئلهاى شخصى نيست و رعايت نكردن، پيامدهاى منفى بسيارى براى فرد و جامعه خواهد داشت. اين بانوان كه در نداشتن حجاب كامل، قصد و نيت بدى ندارند، در توجيه كار خود مىگويند: ما به اين پوشش عادت كردهايم و هدف خاصى نداريم؛ غافل از اينكه نداشتن حجاب كامل، پيامدهاى تربيتى خود را بر اطرافيان خواهد گذاشت؛ خواه فرد قصد و نيتى نادرست از بدحجابى داشته باشد يا بدون چنين قصدى، حجابش را رعايت نكند.
چند سال پيش در همايشى كه درباره موضوع حجاب در دانشگاه آزاد يكى از شهرستانها بر پا شده بود، درباره آثار روان شناختى حجاب سخنرانى كردم. وقتى صحبتم تمام شد، يكى از استادان خانم دانشگاه كه حجاب كاملى نداشت، نزد من آمد و گفت: «مىتوانم مطلبى بپرسم؟» گفتم: «بفرماييد!» گفت: «من چادر به سر نمىكنم و مقيد نيستم كاملاً حجابم را رعايت كنم. اما وقتى من هيچ قصد بدى ندارم و حريم عفت و حيا را رعايت مىكنم، چه اشكالى دارد كه حجابم كامل نباشد و حتى كمى هم آرايش داشته باشم؟» به او گفتم: «من قبول دارم كه امثال شما هيچ قصد و نيت بدى نداريد و نمىخواهيد با اين كار توجه نامحرمى را به خود جلب كنيد و عفت و حياى باطنى شما را هم تأييد مىكنم، ولى آيا نامحرمانى كه شما را مىبينند، به خصوص پسران جوان و مجرد كه به ظاهر زيبا و جذاب اينگونه زنان نگاه مىكنند، تضمين مىكنيد كه هيچ قصدى در نگاهشان نباشد؟» وقتى صحبتم به اينجا رسيد، او به سرعت حرفم را تصديق كرد و گفت: «من تاكنون به اين نكته توجه نكرده بودم» .
بنابراين، اگر بخواهيم به كسانى كه در سفرهاى زيارتى، حجابشان را بهطور كامل رعايت نمىكنند، تذكر دهيم، بايد به اين مطلب توجه داشته باشيم كه بيشتر كسانى كه حجابشان كامل نيست، نمىخواهند كسى را گمراه كنند يا به گناه بيندازند؛ بهويژه بانوانى كه به سفر زيارتى مىروند، هرگز نيت بدى ندارند. همچنين اينگونه زنان، اغلب از پيامدهاى مخرب و بد رعايت نكردن حجاب در اماكن مقدس ناآگاهند. اگر آنان از
پيامدهاى منفى رعايت نكردن حجاب آگاهى يابند، هرگز به خود اجازه نمىدهند ظاهر بدحجابى داشته باشند.
بنابراين، بهترين روش براى تشويق بانوان به حجاب كامل در اين مواقع، آشنا كردن آنان با آثار سوء بدحجابى بر افراد است. اين آثار منفى از يكسو افراد ناآگاه و ضعيف را به معنويت و ايمان بدبين و تصويرى را كه آنان از زنى مؤمن و زائر در ذهن خود دارند، تخريب مىكند و از ديگرسو آنان را براى آسيبها و بداخلاقىهاى اجتماعى آماده مىسازد.
در شهر مدينه به مغازه پارچهفروشى رفتم كه فروشنده جوانى داشت. ناگهان خانم جوان ايرانى كه چادر بر سر نداشت و حجابش نيز كامل نبود از جلوى مغازه گذشت. آن جوان نگاهى شيطانى به آن خانم جوان كرد و خطاب به او سخنانى بىادبانه گفت. من به جوان اعتراض كردم، ولى چرا بايد زنى با شخصيت و زائر اينگونه مورد اهانت جوانى هرزه قرار گيرد. آيا كسى غير از خود اين زن مقصر است؟ !
از موارد مهم، ولى به ظاهر فرعى و جزئى كه ممكن است كمتر كسى به آن توجه كند، رعايت حجاب در نخستين برخورد زائرن با استقبال كنندگان است. گاهى ديده مىشود برخى بانوان زائر، غافل از اينكه از چه سفر پربار معنوى در حال بازگشت هستند، تنها به اين نكته فكر مىكنند كه در نخستين برخورد با استقبال كنندگان، از چهره و تيپ
جذابى برخوردار باشند. به همين دليل متأسفانه، آرايش مىكنند و از پوششى با رنگهاى روشن و زيبا استفاده مىكنند. اگرچه آنها قصد بدى ندارند، ولى اسلام، هرگز نفس اين كار را تأييد نمىكند و اين رفتار در شأن يك زن مسلمان نيست؛ بهويژه اگر زائر خانه خدا يا ديگر اماكن زيارتى بوده باشد.
گفتنى است برخى آقايان نيز رفتارى مشابه دارند و ديده مىشود برخى از آنها هنگام بازگشت از زيارت، صورت خود را از ته مىتراشند و حتى لباسهاى نامناسب مىپوشند و با چهرهاى كه شبيه يك زائر بازگشته از مكه و مدينه يا عتبات عراق نيست، ظاهر مىشوند. البته اين موارد بسيار نادر است، ولى وجود يك يا دو نفر در كاروان نيز مىتواند چهره زيباى كاروان زيارتى را زشت كند و مانعى براى رساندن پيام زيارت به استقبال كنندگان باشد.
بنابراين، يكى از مواردى كه روحانيان كاروانها بايد درباره آن به زائران تذكر دهند، همين مورد است. زائر بايد به آثار بدى كه ممكن است نوع پوشش بر اطرافيان بگذارد، توجه كند.
اغلب، وقتى زائران از سفر باز مىگردند، جمعيت بسيارى به استقبال آنها مىآيند. بسيارى از استقبال كنندگان به اين نيت مىآيند كه خداوند، اين زيارت را در آينده نصيب آنها كند. ازاينرو استقبال كنندگان، بهطور طبيعى، از خانم يا آقاى زائر انتظار دارند، رنگ و بوى زيارت را كه همان رنگ و بوى اسلام است، از رفتار و ظاهر آنان استشمام كنند؛ هرچند خود به آن خيلى پايبند نباشد.
گاه حتى ممكن است فردى كه به استقبال زائر مىآيد، خود حجاب درستى نداشته باشد، ولى پيش از اينكه زائر را ببيند، در فكر و ذهنش او را با حجابى كامل تصور مىكند؛ هر چند قبلاً زائر خيلى به حجاب پايبند نبوده باشد. حال اگر با اين تصور زيبا، زائر را در پوششى غير اسلامى ببيند، تمام تصوراتش خراب مىشود و با خود مىگويد، زيارت و اماكن زيارتى با جاهاى ديگر تفاوت چندانى ندارد و اين سفرها فقط يك سفر سياحتى و گردشى بوده است. آنگاه هر چه زائر از معنويات سفر و حالات خوشى كه نصيبش شده، تعريف كند، ديگر برايش جذابيت ندارد؛ زيرا با خود مىگويد، اگر اين حرفها درست است، پس چرا روى خودش اثر نكرده است. شايد هم با شنيدن اين تعريفها از زائر، كمى گيج شود و اصل ماجرا برايش روشن نشود.
بنابراين، زائر محترم خانه خدا يا كسى كه خدا پس از مدتها انتظار، توفيق پاىبوسى حرمهاى نورانى ائمه هدى و رسول خدا و فاطمه زهرا (عليهم السلام) را نصيب او كرده است، بايد اين توفيق و فرصت را غنيمت شمارد و در اين چند روز خود را حفظ كند و بر اعمال و احساسات خود مسلط باشد. همچنين بكوشد تا پايان سفر، زائر بماند؛ چرا كه هر چه بيشتر اين حالت معنوى را در خود حفظ كند، سود بيشترى كرده است. همچنين زائر نبايد از ياد ببرد كه شيطان، همواره در كمين اوست تا اينگوهر گرانبهايى كه با زيارت نصيب او شده، از دستش بربايد.
آيا عجيب نيست كه يك بانوى محترم براى خوشايند ديگران، آرايش مىكند و از پوشش اسلامى فاصله مىگيرد، ولى ثواب زيارت خود را از
دست مىدهد؟ ازاينرو بزرگان گفتهاند: نگه داشتن يك شىء با ارزش، سختتر از به دست آوردن آن است.
يكى از موارد مهمى كه لازم است روحانيون محترم كاروان، به زائران تذكر دهند، رعايت حجاب در ديد و بازديدها پس از بازگشت است. رسم بر اين است كه پس از بازگشت زائر، اقوام، دوستان و همسايگان به ديدار او مىآيند و براى قبولى زيارتش دعا مىكنند. اين ديدارها و ملاقاتها، از آداب دينى است كه به آن سفارش بسيارى شده و حتى در برخى روايات آمده است: «تا نور حج بر چهره حاجى باقى است، به زيارتش برويد» .(1)انتظار مىرود در اين ديدارها، زائر با ظاهرى اسلامى ميان ديداركنندگان حاضر شود. حتى مهمانىها و پذيرايىها و هديهها و سوغاتىها نيز بايد همگى رنگ دينى داشته باشد.
زائران محترم، بهويژه خانمهاى زائر، نبايد فراموش كنند كه آنها نمايندهاى از طرف صاحب زيارت و حرم به سوى مردم هستند. بنابراين نبايد رفتار و عملشان با صاحب زيارت مغاير باشد. امامان معصوم (عليهم السلام) مىفرمايند: «
مَنْ زارَ رسول الله (صلى الله عليه و آله) كَمَنْ زارَ الله فوق عَرْشه » (2)«كسى كه رسول خدا را زيارت كند گويا خدا را بالاى عرش زيارت كرده است» .
اين سخن، وظيفه زائر را سنگين مىكند؛ زيرا بر او واجب مىكند كه
بهگونهاى سخن گويد و ظاهر و پوشش و حجابش بهگونهاى باشد كه حامل پيام صاحب حرم باشد. آيا ممكن است زائر حضرت فاطمه (عليها السلام) ، حجابش به آن حضرت شبيه نباشد؟ ! آيا زيباست زائرى به جاى سخن گفتن از لذتهاى معنوى و زيبايىهاى عبادت حرم، از بازار قيمت اجناس و مظاهر مادى سفر سخن بگويد؟ ! بنابراين زائر نبايد فراموش كند، با رفتن به زيارت، توفيق نمايندگى از سوى صاحب حرم نصيبش شده است و بايد وظيفه نمايندگى را به بهترين شكل انجامدهد.
آن كه مىخواهد با فرهنگ و تفكرى نادرست مبارزه كند و به جاى آن، تفكرى صحيح را حاكم كند كه در اصطلاح، به آن امر به معروف و نهى از منكر مىگويند، بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه نوك پيكان حمله خود را روى عمل منكر يا تفكر منكر قرار دهد، نه روى فردى كه به آن مبتلا شده است. در روايتى از امام معصوم (عليه السلام) مىخوانيم:
اِنَّ اللهَ يُحِبُّ العَبْدَ وَيُبْغِضُ عَمَلَهُ.(1)
همانا خداوند، بنده [گناهكارش] را دوست دارد، ولى با عمل و كار [بدش] دشمن است.
اين روايت، به اين اصل تربيتى اشاره دارد كه بايد با عمل منكر، مبارزه و دشمنى كرد، نه با فردى كه به آن مبتلا شده است. حتى گاهى بايد با فرد
1) بحارالانوار، ج٢٩، ص۶٠٠.
گنهكار، با دوستى و محبت رفتار كرد تا او را از عمل بدش جدا ساخت؛ درست مانند فرد بيمارى كه پزشك با بيمارى او مبارزه مىكند، ولى با خود او با ملاطفت برخورد مىكند.
درباره مبارزه با بدحجابى نيز همينگونه است. اگر بخواهيم به خانمى كه حجاب و آموزههاى اسلامى را رعايت نمىكند يا به مردى كه به پوشش همسر و دخترش توجهى ندارد، امر به معروف و نهى از منكر كنيم، بايد از روشهاى محبتآميز استفاده كنيم. با بداخلاقى و ترشرويى، نه تنها كارى از پيش نمىرود، بلكه بدتر مىشود. بسيار ديده شده است كه افراد با ايمان، وقتى با زنى كه وضع پوششى مناسبى ندارد، برخورد مىكنند، از كوره در مىروند و عصبانى مىشوند و حرفهاى ناشايستى به او مىزنند. آنها در رويارويى با اينگونه زنان، يا شروع به ناسزاگويى و داد و فرياد مىكنند يا با تندى به او مىگويند كه كارش اشتباه است و بايد خود را تغيير دهد. درحالىكه نخستين قدم در مبارزه با بدحجابى، اين است كه حساب فرد را از عملش جدا كنيم و برخورد ما با فرد، از برخورد با عملش متفاوت باشد. در حقيقت، بايد به فرد بفهمانيم كه آنقدر بزرگوار است كه اين رفتار يا پوشش نامناسب، هرگز مناسبشأن و بزرگوارى او نيست. همچنين اگر تذكر دوستانه ما را نپذيرفت، هرگز او را سرزنش نكنيم، بلكه او را مانند شخص بيمارى بدانيم كه از خوردن داروى تلخ خوددارى مىكند. يك پرستار يا پزشك مهربان، نخست مىكوشد بيمارش را قانع كند تا از دارو بخورد. ولى اگر قانع نشد، يا از مقدار دارو كم مىكند يا ماده شيرينى به داروى تلخ
اضافه مىكند. در مبارزه با منكرى مانند بدحجابى نيز بايد همين روش را به كار برد.
گفتنى است اغلب، برخوردها و شيوهتذكر دادن آمران به معروف به خانمهاى بدحجاب، در گذشته خشن و تند بوده است و اين افراد، ذهنيت خوبى به تذكر ديگران ندارند. ازاينرو گاه حساسيت آنها به تذكر ديگر افراد دوچندان مىشود و در مقابل آن موضعگيرى تندى دارند.
بنابراين، هنگام برخورد اصلاحگرانه با افراد بدحجاب، بايد به دو نكته توجه داشت: نخست اينكه به شخصيت فرد احترام بگذاريم و هرگز با او با كينه و دشمنى سخن نگوييم. بلكه فقط عمل او، يعنى بدحجابى را نقد كنيم. در حقيقت، عملش را بهگونهاى به او نشان دهيم و زشتى آن را برايش توضيح دهيم كه خودش از آن متنفر شود. دوم اينكه احتمال برخورد نامناسب و توهينآميز را از طرف مقابل داشته باشيم؛ زيرا همانگونهكه گفتيم، او مانند فرد بيمارى است كه به اين عادت بد مبتلا شده است و به احتمال زياد، در مقابل داروى تجويز شده ما مقاومت خواهد كرد.
اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه اغلب، تذكر براى همه افراد حتى خود ما تلخ است و فرد بايد چنان خودساخته باشد كه تذكر ديگران را بپذيرد. هر چه ما در تذكر و برخورد اوليه خود، نرمتر، حساب شدهتر و محترمانهتر عمل كنيم، مقاومت طرف مقابل كمتر و پذيرش او بيشتر خواهد بود.
شايد بتوان با چند مثال، مطلب را روشنتر بيان كرد. جملهها و
كلمههايى كه براى تذكر دادن به افرادى كه پوشش مناسب ندارند، انتخاب مىكنيم، مىتواند مانند اين جملهها باشد: «به من اجازه مىدهيد، مطلبى را به شما بگويم؟» اگر جوابشان مثبت بود، در ادامه مىگوييد: «اگر حجابتان را كاملتر كنيد، بهتر است؛ زيرا نگاههاى توهينآميز بعضى به شما كمتر خواهد شد» .
يا بگوييد: «اگر حرفى به شما بگويم، ناراحت نمىشويد؟» اگر گفتند نه، همان جمله گذشته يا چيزى شبيه آن را بگوييد. اگر در اين دو جمله دقت كنيد، مىبينيد كه با اجازه گرفتن از طرف مقابل، به او تذكر دادهايد. همچنين تذكر شما همراه با احترام و ادب بوده است. بنابراين اگر طرف مقابل نيز تذكر شما را نپذيرد، برخوردى توهينآميز با شما نخواهد كرد.
جمله ديگرى كه مىتوان در تذكر به حجاب به كار برد اين است كه بگوييد: «مرا ببخشيد، مطلبى در ذهن بنده است كه مىترسم اگر نگويم، براى بىتوجهىام، خداوند مرا مؤاخذه و مجازات كند. اجازه دارم آن را بگويم؟» اگر طرف مقابل اجازه داد، ادامه دهيد: «شما حجابتان كامل نيست. از ديدگاه اسلام بر زنان واجب است تمام زيبايىهايشان را در مقابل نامحرم بپوشانند» . يا بگوييد: «يكى از وظايف مهم زنان مسلمان، رعايت حجاب كامل است. اسلام بر زنان واجب كرده كه در مقابل نامحرم، حتى يك تار موىشان نيز آشكار نباشد و از هيچ نوع آرايشى استفاده نكنند» . اين نكته را نيز به ياد داشته باشيد كه اگر زنى همراه شوهرش بود، حتماً اين جملهها را به شوهرش بگوييد و در حضور او هرگز به خانم تذكر ندهيد.
يكى از دوستان مىگفت فرزندم بيمار شده بود. او را براى معاينه نزد پزشك بردم. در سالن انتظار، جمعيت بسيارى منتظر نشسته بودند. چون جاى نشستن نبود، در گوشهاى ايستادم تا نوبتم فرا رسد. ناگهان چشمم به خانم منشى افتاد كه به شكل محسوسى صورتش را آرايش كرده بود و احتمالاً به همين دليل دور تا دور ميزش را مردان جوان گرفته بودند.
با خود فكر كردم، چه بايد بكنم؟ آيا از كنارش بىتوجه بگذرم؟ در اين صورت جواب خدا را چه بدهم؟ يا به او تذكر دهم، ولى چگونه بايد اين كار را بكنم؟ ممكن است برخورد خوبى با من نداشته باشد. ناگهان فكرى به ذهنم رسيد. يك برگه كوچك كاغذ برداشتم و روى آن نوشتم: «خانم محترم! مرا ببخشيد كه به شما تذكر مىدهم. آرايش كردن شما ميان مردان نامحرم صحيح نيست. شايد بگوييد به من مربوط نيست و نبايد در امور شخصى شما دخالت كنم، ولى من مجبور شدم اين كار را بكنم. چون اگر نگويم، خداوند مرا مؤاخذه خواهد كرد. من در واقع به خاطر نجات خودم به شما تذكر مىدهم» .
نامه را نوشتم و پس از آنكه پزشك فرزندم را معاينه كرد، هنگام خروج از سالن انتظار، كاغذ را روى ميز منشى گذاشتم و به ايشان گفتم: «اين مال شماست» . سپس از آنجا خارج شدم. هفته بعد به دليل آزمايشى كه پزشك داده بود، دوباره به آن مطب رفتم. نگاهم به منشى افتاد، صورتش عادى بود و از آرايشهاى گذشته خبرى نبود. خدا را شكر كردم كه توانستم با اين روش ساده، مسلمانى را از گناه باز دارم.
بنابراين، وقتى مىخواهيم با بدحجابى مبارزه كنيم، نه با بدحجاب، بايد بهگونهاى برخورد كنيم كه طرف مقابل، از يكسو نسبت به زشتى رفتارش متنبه و از آن متنفر شود و از ديگرسو به طرف ما متمايل شود و شيفته اخلاق و رفتار ما به عنوان يك مسلمان و از همه مهمتر نوع تفكر و عقيده ما گردد. بر اين اساس، بايد در تكتك كلمات و جملاتى كه براى تذكر دادن به كار مىبريم، دقت كنيم. چه بسا لازم است پيش از تذكر دادن، خوب فكر كنيم و عبارت زيبا و مؤدبانه و جذابى را براى اين تذكر انتخاب كنيم تا درجه پذيرش فرد بيشتر شود.
يكى از دوستان مىگفت در ماه رمضان، در يكى از ميادين شهر، مرد مسافرى را ديدم كه مشغول خوردن چيزى بود. تصميم گرفتم به او تذكر بدهم كه حرمت ماه رمضان را نگه دارد و دور از انظار مردم غذا بخورد. ولى از طرفى هم نمىخواستم از تذكر من رنجيدهخاطر شود. ناگهان فكرى به خاطرم رسيد. جلو رفتم و پس از سلام و احوالپرسى به او گفتم: «من مىدانم كه در اين شهر به خاطر ماه رمضان، همه رستورانها در طول روز بسته است و به شما مسافران خيلى سخت مىگذرد. اگر موافق باشيد، من شما را دعوت مىكنم به منزل ما بياييد تا براى نهار در خدمتتان باشم» . آن مرد كه اصلاً انتظار چنين برخوردى را از من نداشت، به من رو كرد و گفت: «اگر طور ديگرى تذكر مىداديد، حتماً ناراحت مىشدم، اما شما آنقدر خوب و زيبا مرا متوجه كار اشتباهم كرديد كه
جاى هيچ گله و شكايتى باقى نماند» .
راهكارهايى كه به نظر مىرسيد براى روحانيان بزرگوار و زائران محترم در ايجاد فرهنگ حجاب مفيد باشد، مطرح شد. در پايان، گفتنى است مبارزه با بدحجابى و تلاش براى تبيين و نهادينه كردن فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، با تلاش يك يا چند نفر يا نوشتن چند كتاب يا برگزارى چند سمينار و نشست علمى امكان پذير نيست. لازم است همه نيروها دست به دست هم دهند و با كار مستمر و همه جانبه، براى تحقق اين هدف مقدس بكوشند.
به اين نكته نيز بايد توجه كنيم كه ما مأمور به انجام وظيفهايم و كارى با نتيجه آن نداريم. مهم آن است كه ما كار و وظيفه خود را درست انجام دهيم. اينكه آيا به ريشهكن كردن بدحجابى موفق مىشويم يا شياطين در جذب افراد به طرف بدحجابى موفقتر از ما خواهند بود، در اصل كار ما خللى وارد نمىكند. البته شكى نيست كه اگر كار درست انجام داده شود، نتيجهبخش خواهد بود.
در گفتار دوم، راهكارهايى را براى صيانت از فرهنگ حجاب در كاروانهاى زيارتى و جلوگيرى از شيوع رفتارهاى ضد فرهنگى در ميان زوار، به مسئولان حج و زيارت و روحانيون كاروان پيشنهاد مىكنيم.
يكى از دغدغههاى مسئولان حج و زيارت كه نماينده محترم مقام معظم رهبرى در حج و زيارت نيز به آن اهتمام ويژه دارد، موضوع پوشش بانوان زائر در سفرهاى زيارتى، بهويژه زائران حج و عمره است.
از آنجا كه اين زائران، هر يك نماينده جمهورى اسلامى ايران در اين كشورها هستند، حجاب و پوشش آنها نقش مهمى در معرفى ايران اسلامى و مذهب علوى و فاطمى به ديگر ملتها دارد.
لباس هر قوم و ملت، نشاندهنده فرهنگ آنان است. بسيارى از مليتهاى گوناگون كه در مكه و مدينه يا ديگر اماكن مقدس حضور پيدا مىكنند، جز تبليغات سوء، ناقص و غير حقيقى، اطلاعات ديگرى درباره ايران ندارند. آنها فقط شنيدهاند كه در ايران، انقلاب شده و حكومت اسلامى، بر اساس مذهب تشيع و مكتب اهل البيت (عليهم السلام) به وجود آمده است. ازاينرو وقتى براى اولين بار با زائر ايرانى برخورد مىكنند، رفتار، عبادت و حجاب زنان و مردان ايرانى را ملاك شناخت خود از ايران و مذهب تشيع قرار مىدهند. ازاينرو همه توجه مىكنند كه زائر ايرانى با چه ظاهر و چه رفتارى به زيارت اين مشاهد مشرفه آمده است.
بنابراين يك بانوى مسلمان ايرانى بايد بداند كه حجاب و پوشش براى او، فقط رفتارى عبادى و شخصى نيست كه اگر رعايت نكند، خود نگاه كرده است و عذاب آن را خواهد ديد، بلكه يك زن مسلمان ايرانى، نماينده مكتب اهل بيت (عليهم السلام) در ميان ديگر زائران است؛ زائرانى كه بيشتر آنها اهل سنت هستند و حتى برخى سران آنها منتظرند تا رفتارهاى نادرست ايرانىها را به مكتب تشيع و اهل بيت (عليهم السلام) نسبت دهند. ازاينرو همه زائران ايرانى بهويژه مسئولان، وظيفهاى مهم در اينباره بر عهده دارند و بايد بيشتر بكوشند. آنچه در بخش دوم به عنوان راهكارهايى براى مسئولان حج و زيارت بيان مىشود، چند پيشنهاد است كه عبارتاند از:
سفرهاى زيارتى، بهترين فرصت براى ايجاد فرهنگ حجاب كامل، يعنى چادر ميان بانوان است. بىشك، خانمى كه پول و وقت خود را براى چنين سفرهايى هزينه و دورى از خانواده و فرزندان خود را تحمل مىكند، درونش تحولاتى به وجود آمده است.
مسئولان فرهنگى حج و زيارت، بايد اين فرصت استثنايى و اين تحول ارزشمند را غنيمت بشمارند و از آن كمال استفاده را ببرند. از كارهاى تربيتى خوبى كه مىتوان در اين چند روز انجام داد، اين است كه انگيزه استفاده از چادر را ميان زنان زائر افزايش دهيم. اين كار سبب مىشود هم زنانى كه از چادر استفاده مىكنند، احساس خوبى پيدا كنند و هم زنانى كه چادرى نيستند، به پوشيدن چادر تشويق شوند. به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه از حجاب به صورت مانتو، نه تبليغ كنيم و نه دفاع؛ زيرا در امر حجاب بايد به حدى جديت نشان داد كه در حد لازم رعايت شود. اميرمؤمنان على (عليه السلام) در فرمايشى به فرزندش امام حسن (عليه السلام) مىفرمايد.
وَاكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِكَ ايّاهُنَّ فَاِنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ اَبْقى عَلَيْهِنَّ.(1)
زنان را در پرده حجاب نگاه دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زيرا سختگيرى در حجاب، عامل سلامت و استوارى آنان است.
حضرت در ادامه مواردى از سختگيرى و جديت در امر حجاب را
1) نهج البلاغه، نامه 31.
بيان مىفرمايد كه نشانه اهميت اين موضوع از ديدگاه ايشان است.
براى اينكه چادر در ميان بانوان زائر فرهنگسازى شود، روحانيان محترم كاروانها نقش بسيار مؤثرى دارند. آنها مىتوانند جلسههايى با دو گروه از زائران برگزار كنند: اول با خانمهايى كه به رعايت حجاب و ايجاد فرهنگ حجاب اهميت بسيارى مىدهند و توانمندى مشاركت در اين طرح را دارند. اين افراد مىتوانند با راهنمايى روحانى كاروان و با روشى جذاب و شيرين، خود را به سوژههاى مورد نظر نزديك كنند و به تدريج و در طول سفر، آنها را به طرف حجاب كامل راهنمايى كنند.
گروه دومى كه بايد با آنها جلسه برگزار شود، خانوادههايى هستند كه از نظر فرهنگى از حجاب دور بودهاند. اين جلسه بسيار حساس خواهد بود و بايد غير مستقيم و در پوششى غير از موضوع حجاب باشد. در اين نشستها كه به ظاهر محور اصلى آن آموزهها و معارف زيارت است، بايد با اشاره به فرصت كوتاه سفر و تأكيد بر استفاده كامل بردن از آن، در يك فرصت مناسب، به حفظ ظاهر در كنار حفظ باطن نيز اشارهاى شود. همچنين بايد به آنها گوشزد كرد كه آبروى ايران و ايرانى را نزد وهابيانى كه به ما شيعيان نسبت بىدينى مىدهند، و خود را پيرو واقعى رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مىدانند، حفظ كنند. بىشك، اين جلسهها بىتأثير نخواهد بود.
پيشنهاد ديگر به روحانيان كاروان اين است كه در خلال جلسههاى عمومى كاروان، به بيان احكام و مسائل حجاب نيز بپردازند و آن را در قالب چند مسئله شرعى بيان كنند. اين كار نه تنها تذكر دادن غير مستقيم
به حجاب است، بلكه مسائل و احكام حجاب را نيز براى افراد بازگو مىكند؛ زيرا بسيارى از افراد ممكن است از حدود حجاب اطلاع كافى نداشته باشند؛ براى مثال، افراد بسيارى فكر مىكنند آرايش كردن ملايم صورت يا بيرون گذاشتن كمى از موى سر، يا نپوشاندن پا با جوراب يا استفاده از لباسهاى تنگ و نازك، مانعى براى حجاب ايجاد نمىكند. ازاينرو با اينكه چادرى هستند و به مسائل دينى توجه دارند، ولى اين موارد را رعايت نمىكنند. بنابراين لازم است روحانيان مسائل و احكام جزئى حجاب را براى مردم تبيين كنند، همانگونه كه مسائل نماز و حج و عمره و جزئيات آن را بيان مىكنند.
از ديگر راهكارهاى فرهنگسازى حجاب كامل، تقدس بخشيدن به چادر است. چادر، سمبل عفت و حياى زن است. ازاينرو لباس مقدسى به شمار مىرود. مسئولان بايد حجاب زنان را به سوى پوشش چادر سوق دهند و ديگر پوششها را مقدمهاى براى رسيدن به چادر بدانند. اين سياست، در سفرهاى زيارتى، بهتر عملى مىشود؛ زيرا فضاى معنوى زيارت، آمادگى پذيرش اين فرهنگ را براى زائر فراهم مىكند.
در زمينه فرهنگسازى حجاب با چادر، بهويژه تقدسبخشى به چادر، افزون بر آنچه گفته شد، دو كار ديگر مىتوان انجام داد. اول اينكه فرهنگ چادر را كه فرهنگ كامل دينى - اسلامى و نيز فرهنگ اصيل ايرانى است، با توضيح و تبيين خاستگاه قرآنى آن، در جامعه و در
محيطهاى زنانه، مثل مدارس و دانشگاهها گسترش دهيم. خداوند در قرآن، درباره نوع پوشش حجاب، دو آيه اصلى دارد. در آيه اول كه درباره آشنايى باحجاب است، مىفرمايد: وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ ؛ «مقنعههاى خود را بر سينه خود افكنند و زينت خود را آشكار نسازند» . (نور: ٣١)
اين آيه، دو مطلب را توضيح مىدهد:
١. از خِمار كه همان مقنعه بلند است و سر و تمام سينه و گردن را مىپوشاند، براى حجاب استفاده كنيم.
٢. تمام زينتها و زيبايىهاى بدن و نيز قسمتهاى تحريككننده بدن را بپوشانيم. در اين آيه صحبتى از چادر نمىشود؛ زيرا خداوند براى نخستين بار مىخواهد زنان را با فريضه حجاب آشنا سازد. ازاينرو نمىتوان بر زنان سخت گرفت تا دلهايشان آمادگى پذيرش حجاب را پيدا كند.
خداوند در آيه دوم كه مرحله تكميلى حجاب است، چنين مىفرمايد:
قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ (احزاب: ۵٩)
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابهاى (چادرهاى بلند) خود را بر خويش فرو افكنند. اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، بهتر است.
خداوند در اين آيه به سه نكته مهم اشاره مىكند:
١. در اين آيه از پوششى به نام جلباب سخن مىگويد كه بلندتر از مقنعه است و تا زانو مىرسد و به عقيده برخى مفسران تا روى پا را مىگيرد. البته از نوع پوشش حضرت زهرا (عليها السلام) معلوم مىشود كه جلباب، تمام بدن را مىپوشاند و همان چادر امروزى است.(1)
٢. اين آيه خطاب به زنان و دختران پيامبر و زنان مؤمن است. منظور اين است كه خداوند حجاب چادر را براى با شخصيتترين زنان جامعه لازم كرده است. در حقيقت، چادر هديهاى از طرف خداوند به زنان فرهيخته و با عقل و شعور است تا با پوشيدن آن، ارزشهاى معنوى و شخصيتى خود را حفظ كنند.
٣. در اين آيه پوشيدن چادر را سبب امنيت زن در برابر دستدرازىها و اهانتهاى ديگران به حريم او مىداند و دليل جالبى بيان مىكند و آن اين است كه پوشش چادر، سبب مىشود تا همه افراد به ارزش حقيقى و انسانى اين زن پى ببرند و در نتيجه، او را مورد سوء استفاده و آزار قرار ندهند.
از مجموع اين مطالب، مىتوان به اين حقيقت رسيد كه پوشش چادر، پوششى عادى نيست كه كسى از سر عادت از آن استفاده كند. بلكه لباس مقدسى است كه بايد حرمت آن نگه داشته شود. به اين ترتيب، به كار دومى مىرسيم كه براى فرهنگسازى حجاب برتر بايد انجام دهيم و آن اين است كه زنان محترمى كه توفيق استفاده از چادر را دارند، بايد
1) ر. ك: الاحتجاج، ج١، ص٢۵٣.
حرمت و ارزش آن را بشناسند و نگه دارند.
اگر بخواهيم اين مطلب را دقيقتر توضيح دهيم، بهتر است مثالى بزنيم. پوشش چادر را مىتوان به لباس روحانيت تشبيه كرد. يك طلبه وقتى لباس مقدس روحانيت مىپوشد، مردم او را حجتالاسلام، يعنى نماينده اسلام و راهنماى مسلمانان مىدانند و به او احترام مىگذارند. بنابراين خودش نيز بايد حرمت اين لباس را حفظ كند؛ زيرا اگر يك روحانى حرمت لباس خود را حفظ نكند، فقط تقدس خود روحانى از بين نخواهد رفت، بلكه تقدس اين لباس نيز از بين مىرود. پوشش چادر نيز همينطور است. البته شايد به دليل كثرت استفاده از چادر، روى اين پوشش به اندازه لباس روحانيت حساسيت نباشد. ولى بىشك، مردم توقع دارند يك زن چادرى، بيش از ديگران خوش اخلاق باشد، عدالت داشته باشد و به حلال و حرام الهى توجه كند.
حضرت آيت الله صافى گلپايگانى، با اشاره به اهميت چادر براى زنان مىفرمايد:
در بعضى ديدارها، برخى بانوان درخواست دارند تا عباى مرا ببوسند. من به آنها مىگويم: «چادر شما از عباى من مقدستر است. زن مسلمان بايد بداند كه چادرى كه بر سر دارد، نوعى امر به معروف است و ارزشش بسيار بيشتر از عباى علماست» . (1)
1) عفاف سرچشمه زيبايي، عبدالكريم پاك نيا، ص٨٣.
با توجه به آنچه گفته شد، وظيفه زنان چادرى بسيار سنگين است و اگر به اين وظيفه عمل كنند، بىشك، ثواب بسيارى نصيبشان مىشود و اگر به وظيفه خويش عمل نكنند، گناهانشان چند برابر گناه ديگران خواهد بود؛ زيرا رفتار آنها موجب بدبينى مردم به حجاب و زنان چادرى خواهد شد.
گفتنى است در كاروانهاى زيارتى، بايد اصل حجاب را بر چادر گذاشت و غير چادر را به سادگى نپذيرفت. هيچ يك از بزرگان و علما و مراجع اجازه نداده و نمىدهند كه خانواده و اطرافيانشان از حجابى غير از چادر استفاده كنند. پس ما نيز بايد فقط چادر را تبليغ و بر استفاده از آن تأكيد كنيم و در سمينارها و برنامههاى فرهنگى، استفاده از چادر را تبليغ كنيم. از ديگرسو زنان چادرى در كاروانهاى زيارتى، وظيفه سنگينى در حفظ فرهنگ حجاب دارند. رفتار آنها بايد بهگونهاى باشدكه زنان ديگر شيفته اخلاق آنها شوند و نوع پوشش و حجاب آنها را الگوى خود قرار دهند. متأسفانه در اين سالها دشمنان، نقشههايى عليه چادر پيش گرفتهاند تا تقدس آن را از بين ببرند و زنان و دختران مسلمان را به استفاده از چادر بىعلاقه كنند. هدف مخالفان حجاب اين است كه قشر جوان و تحصيلكرده را از چادر متنفر كنند كه متأسفانه تا حدودى نيز در رسيدن به هدف خود، موفق بودهاند. اين در حالى است كه بنابر تأكيد صريح قرآن در سوره احزاب، خداوند به زنان شريف و با شخصيت دستور استفاده از حجاب با چادر را مىدهد. خداوند در آيه ٣٣ سوره احزاب به همسران پيامبر (صلى الله عليه و آله) مىفرمايد: «شما بايد در حفظ خود از
نامحرم، بيش از ديگران تلاش كنيد؛ چنانكه حتى صداى شما نيز موجب تحريك آنها نشود» ؛ يعنى سفارش شده است افزون بر پوشش بدن، مواظب صداى خود نيز باشند. قرآن پس از اينكه جلباب يا چادر را حجاب برتر معرفى مىكند، تحليل جالبى دارد و به زنان پيامبر مىگويد ارزش و شخصيت آنها به اين دليل كه همسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) هستند و مانند زنان عادى نيستند از جايگاه بسيار برترى از نظر اجتماعى برخوردارند. بنابراين براى اينكه اين جايگاه حفظ شود، بايد بيشتر از ديگران به حجاب خود پايبند باشند.
خداوند در اين آيه با صداى رسا به همه مردم، بهويژه زنان تأكيد مىكند كه حجاب برتر، نشانه شخصيت و جايگاه اجتماعى برتر زن است.
امروزه با توجه به اطلاعرسانى مناسب صدا و سيما و ديگر مراكز فرهنگى درباره پيامدهاى حجاب و نيز وجود كتابهاى مفيدى در اين زمينه، انتظار مىرود بانوان باحجاب و پوشش كامل ظاهر شوند و اجازه ندهند هيچ بانوى مسلمانى تحت تأثير فرهنگ غرب قرار گيرد و به پوشش اسلامى خود بىتوجه باشد. نبايد فراموش كرد دليل رواج فرهنگ بدحجابى در ميان برخى زنان تحصيلكرده و دانشگاهى ناآشنا بودن اين قشر مهم با فرهنگ متعالى حجاب است؛ چرا كه انتظار مىرود هر چه سطح تحصيلات و شغل و موقعيت اجتماعى يك زن بالاتر مىرود، ميزان توجه او به حجاب بيشتر شود.
اين نكات مهم بايد در كاروانهاى زيارتى فرهنگسازى شود؛
بهگونهاى كه وقتى زنانما از زيارت بازمىگردند، خود مبلغ و گسترش دهنده فرهنگ حجاب در جامعه باشند.
بنابراين، تبليغ از چادر به عنوان حجاب برتر قرآنى، از راهكارهاى گسترش حجاب است كه بايد در اين مدت كوتاه زيارت، آن را فرهنگسازى كرد.
منظور از كارگاه حجاب اين است كه از كارشناسى دعوت كنيم تا درباره موضوعهاى مختلفى كه به حجاب و راههاى گسترش حجاب مربوط مىشود، صحبت كند و افراد شركتكننده را نيز در بحث شركت دهد. موضوعات پيشنهادى براى برگزارى كارگاه عبارت است از: آثار مثبت حجاب براى زن و اجتماع، آثار منفى بدحجابى براى زن و اجتماع، روشهاى تذكر دادن به افرادى كه پوشش نامناسب دارند، رابطه حجاب و پوشش ظاهرى با عفت درونى، ارتباط حجاب و پوشش با ديگر رفتارهاى دينى، راههاى تغيير نگرشهاى منفى به حجاب، تأثير حجاب زنان زائر ايرانى بر ديگر ملتهاى مسلمان، آثار رعايت نكردن حجاب در اماكن زيارتى بر فرد و اجتماع و دهها موضوع متنوع ديگر.
اگر در اين كارگاهها بتوان موضوعهاى مربوط به حجاب را بهصورت عينى و ملموس به زائران نشان داد، بىشك، تأثير شگرفى در فرهنگسازى حجاب، بهويژه در رعايت كامل حجاب از سوى زائران محترم، خواهد داشت.
از ديگر راهكارهاى فرهنگسازى حجاب، برگزارى جلسههايى با عنوان جلسههاى پرسش و پاسخ دينى است. در اين جلسهها، شركتكنندگان مىتوانند پرسشهاى خود را به صورت كتبى و شفاهى مطرح كنند و روحانى كاروان يا كارشناسان ديگر به اين پرسشها پاسخ دهند. كتبى بودن پرسشها اين امكان را به شركتكنندگان مىدهد كه پرسشهايى را كه نمىتوانند حضورى بپرسند، مطرح كنند و پاسخ آن را بگيرند.
از آنجا كه يكى از اهداف مهم برگزارى اين جلسهها يا در حقيقت، هدف اصلى آن، فرهنگسازى براى حجاب است، بايد در اين جلسهها پرسشهاى هدفدارى درباره حجاب مطرح كنيم و به بهانه پاسخگويى به اين پرسشها، به طرح مباحث حجاب و معضلات بدحجابى بپردازيم. البته اين كار بايد به صورتى حساب شده و دقيق انجام شود تا هم ما را به اهدافمان برساند و هم حساسيتبرانگيز نباشد. منظور از حساسيتبرانگيز نبودن اين است كه پرسشها و پاسخها نبايد بهگونهاى باشد كه افراد شركتكننده، بهويژه كسانى كه چادرى نيستند، از اين جلسهها احساس شرمسارى كنند و ديگر در اينگونه جلسهها شركت نكنند. بلكه فقط يك تذكر لطيف و ظريف و غير مستقيم باشد و كرامت افراد حفظ گردد؛ زيرا ممكن است برگزارى اين جلسهها نتيجه عكس داشته باشد و افراد بدحجاب تصور كنند كه عدهاى مىخواهند آبروى آنها را خدشهدار كنند.
مسئولان محترم حج و زيارت مىتوانند گزارش مستند و مفصلى از ناهنجارىهاى رفتارى زائران تهيه كنند و پيش از سفر براى زائران كاروان پخش كنند. اين ناهنجارىها و آسيبهاى رفتارى مىتواند شامل بىنظمىها و سرموقع نيامدن زائران و معطل كردن ديگران، پرسهزدنهاى زياد در بازارها بهويژه هنگام نماز، ترك مسجد و حرم هنگام پخش اذان، بىتوجهى به مناسك و احكام عبادى، اسراف در استفاده از آب و غذا، زيادهروى در خريد سوغاتى، رعايت نكردن بهداشت فردى، مزاحمت براى ديگران در هتلها و از همه مهمتر، رعايتنكردن پوشش مناسب و حجاب بانوان باشد.
بىشك، پخش فيلم، به دليل سمعى و بصرى بودن آن و نيز به ايندليل كه معضلات رفتارى را به صورت عينى نشان مىدهد، تأثير آن بسيار بيشتر از سخنرانى خواهد بود. در اين فيلمها مىتوان مشكل بدحجابى و پوششهاى نامناسب را برجستهتر كرد و نشان داد كه چگونه مخالفان مكتب تشيع، از اين موضوع بهرهبردارى سياسى مىكنند.
براى تهيه فيلم بايد از كارگردانهاى با تجربه استفاده كرد تا بسيار هنرمندانه و جذاب، اين مشكل مهم را كه متأسفانه روز به روز در حال افزايش است، نشان دهند.
پيشنهاد مىشود در ساخت فيلم، افزون بر گفتن سخنان جذاب و روشنگرانه درباره پيامدهاى منفى بدحجابى، به آيات و روايات حجاب نيز اشاره شود. همچنين درباره فتواهاى مراجع بزرگوار درباره لزوم
رعايت حجاب، به عنوان يك واجب الهى و يكى از شرايط احرام حج و عمره، توضيحاتى داده شود.
از ديگر راههاى خوب و مؤثر كه توجه افراد را به حجاب و اهميت آن جلب مىكند، برگزارى مسابقه است. در اين باره مىتوان سه نوع مسابقه برگزار كرد:
الف) مسابقه براى نوشتن بهترين خاطره حجاب، بهويژه اگر خاطره كسانى باشد كه نسبت به حجاب متحول شدهاند يا خاطراتى درباره آثار حجاب يا بدحجابى و مانند آن. براى برگزارى اين مسابقه، مىتوان اين موضوعها را پيشنهاد كرد: خاطره درباره تحول و حجاب، خاطره حجاب و امنيت براى زن، حجاب و تحكيم روابط خانوادگى، حجاب و احساس آرامش، حجاب و تأثيرگذارى در افراد بدحجاب، حجاب و ناكام شدن افراد فرصتطلب و بيماردل، حجاب و بالا رفتن ارزش زن و بهطور كلى خاطرات مثبت و منفى درباره حجاب.
ب) مسابقه مقالهنويسى درباره حجاب و آثار آن و موضوعات مرتبط با حجاب، بهويژه رعايت حجاب در اماكن مقدس. در اين مسابقه افراد تشويق مىشوند تا درباره اين موضوع بينديشند و به اهميت زن بيشتر توجه كنند. موضوعهايى كه براى اين مقالهها پيشنهاد مىشود، همان موضوعهايى است كه در مسابقه خاطرهنويسى گفته شد.
ج) تهيه سؤالهاى مسابقه به صورت تستى و تشريحى در قالب
مجموعهاى از آداب سفر زيارت، از جمله حجاب و توزيع آن بين افراد كاروان. سؤالهاى بخش حجاب بايد برجستهتر از ديگر بخشها باشد. اين مجموعهسؤالها مىتواند در ايران و پيش از سفر، بين زائران توزيع شود تا خانوادههاى زائران نيز با آن آشنا شوند و حجاب در ميان آنها نيز تبليغ شود.
وقتى اين سه مسابقه برگزار شد، مىتوان از ميان شركت كنندگان، به بهترين پاسخدهندگان جوايز خوب و مناسب داده شود. البته در مسابقه اول و دوم، افزون بر اهداى جايزه، مىتوان از برندگان خواست مقاله يا خاطره خود را در بين جمع بخوانند كه اين كار خود، تبليغ مضاعفى از فرهنگ حجاب خواهد بود.
سفرهاى زيارتى به دليل دارا بودن فضاى معنوى خاص، تأثير بسيارى بر روح و روان افراد مىگذارد و سبب تحولات مثبت فراوانى در آنها مىشود. گاه افرادى به اين سفرها مشرف مىشوند كه تا به حال چنين تجربههاى نابى نداشتهاند. بسيارى از افراد در اين سفرها و تحت تأثير فضاى معنوى، براى نخستين بار دلشان مىشكند و اشكشان جارى مىشود. حتى كسانى كه عمرى نماز خواندهاند، وقتى در اين فضاهاى معنوى قرار مىگيرند، تازه لذت عبادت حقيقى را مىفهمند و درمىيابند كه نمازهاى قبلىآنها، به ظاهر نماز بوده و روح عبادت در آن نبوده است.
در سفرهاى زيارتى و در اين مدت كوتاه، درهاى روح و جان انسان باز و آماده پذيرش حقايق و آموزههاى الهى مىشود. ازاينرو مسئولان محترم كاروانها و روحانيان بزرگوار، بايد از اين فرصت طلايى بهترين بهره را براى تثبيت اين حالات خوب ببرند و بكوشند اين حالات خوش معنوى ايجاد شده، به تحول عميق روحى تبديل گردد.
براى بيشتر شدن تحول معنوى در زائران، سه راهكار پيشنهاد مىشود:
الف) با برداشتن موانع تحول، راه را براى افزايش زمينههاى تحول هموار سازيم. براى ايجاد زمينه تحول در زائران، مىتوان از جلسههاى بيان اسرار و معارف زيارت بهره گرفت. اين جلسهها كه با همكارى روحانيان كاروانها تشكيل مىشود، نقش فراوانى در ايجاد زمينههاى تحول ايفا مىكند. روحانيان محترم مىتوانند با بيان اسرار و معارف زيارت و مقدمات معنوى سفر، زمينه تحول را براى زائران فراهم كنند. همچنين زائران را پيش از سفر به توبه كامل دعوت كنند يا اگر آنان حقى الهى را ضايع كردهاند يا حقالناسى برعهده آنان است، تا جايى كه ممكن است، جبران كنند تا از اين سفر، بهره كافى ببرند و زمينه تحول را براى خويش فراهم كنند.
راه ديگر براى فراهم كردن مقدمات تحول و تغيير روحى زائران، برگزارى جلسههاى دعا و مراسم مذهبى در طول سفر است. همانگونه كه در بحثهاى گذشته اشاره شد، قلب و روح افراد هنگام نيايش و دعا
آمادهتر مىشود. ازاينرو اين زمانها بهترين فرصت براى بهرهبردارى معنوى و اثرگذارى اخلاقى و تحول روحى بهشمار مىرود.
بنابراين، مداحان محترم بايد توجه داشته باشند كه هدف از توسل در عزادارىها و مداحىها، فقط اشك ريختن و شكسته شدن دل نيست. هدف اصلى اين است كه انسان بتواند پيوندى محكم و ناگسستنى ميان خود و مقام ولايت ايجاد كند. حضرت امام خمينى (رحمه الله) فرمود: «اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است» ؛(1)يعنى اين عزادارىها و توسلات است كه سبب شده ميان مردم و دينشان پيوند ايجاد شود. ازاينرو روحانيان محترم بايد اين حقايق را به مداحان عزيز يادآورى كنند تا از اين هدف دور نشوند. بنابراين براى ايجاد تحول روحى و معنوى در زائران، نخستين كار ايجاد زمينه براى بروز اين تحول است.
ب) دومين كارى كه لازم است براى تحول روحى زائران صورت گيرد، تثبيت تحول ايجاد شده است. وقتى زمينه تحول را در كاروان ايجاد كرديم، نبايد از وضعيت روحى و روانى افراد غافل شويم. يك كشاورز وظيفهاش فقط شخم زدن زمين و پاشيدن بذر نيست. بلكه بايد منتظر بماند تا ببيند آيا بذرهاى كاشته شده، سر از زمين در مىآورد؟ ! در تحولات معنوى نيز همينگونه است. بىشك، افراد بسيارى در اين سفرها دچار انقلاب درونى مىشوند كه اگر اين تحول درونى تقويت شود، كمكم به مرحله تثبيت مىرسد. البته بايد مواظب افراطها و
1) صحيفه امام، ج١۵، ص٣٣٠.
تفريطها باشيم و از جاده تعادل خارج نشويم. به هر حال، سفرهاى زيارتى از بهترين موقعيتها براى تثبيت تغييرات و تحولات روحى به حساب مىآيد.
يكى از تحولاتى كه انتظار مىرود ميان كاروانيان به وجود آيد، تغيير در پوشش و حجاب زنان است كه مصداقى از تحول و انقلاب درونى است. برخى بانوان، وقتى در فضاى معنوى اماكن مقدسه قرار مىگيرند، پوششان كاملتر مىشود و حجاب بهترى پيدا مىكنند؛ ولى چون به مرحله تثبيت نمىرسند، وقتى از اين فضا خارج مىشوند، دوباره به حالت اول باز مىگردند. ازاينرو مرحله تثبيت، بسيار اهميت دارد؛ زيرا اگر اين تحولات تثبيت نشود، تلاش سازمان حج و زيارت و مسئولان فرهنگى در اين زمينه، بىنتيجه خواهد مىماند.
مرحله تثبيت، خود راهكارهايى دارد كه قدم اول آن، شناسايى افراد متحول شده است. به اين نكته نيز بايد توجه كرد كه ميزان تحول در همه افراد يكسان نيست. برخى افراد، راه صدساله را يكشبه مىروند. برخى افراد نيز براى رسيدن به تحول كامل، به كمك و تشويق ديگران نياز دارند؛ براى مثال، برخى خانمها كه حجاب چادر ندارند، بسيار به پوشيدن چادر علاقهمند هستند. ولى تصور مىكنند با پوشيدن چادر، ممكن است مورد تمسخر ديگران واقع شوند. در اين موارد بايد چنان افكار آنها را تقويت كرد كه به راحتى تحول ايجاد شده را بپذيرند؛ براى مثال، كارى كنيم كه چادر سفيد احرام را تا پايان سفر از خود دور نكنند. سپس در كنار اين كار عملى، بايد فعاليتهاى فكرى و شناختى نيز براى
آنها داشته باشيم.
گفتنى است راهكارهاى تثبيت تحول، به سليقه و تجربه روحانيان و مسئولان كاروان بستگى دارد. بهطور كلى، اگر افراد متحول شده را مورد توجه و تشويق قرار دهيم و در آنان نسبت به حفظ حالات معنوى، نوعى خودآگاهى بهوجود آوريم، راه رسيدن به مرحله تثبيت را هموار ساختهايم.
پيشنهاد مىشود بعثه مقام معظم رهبرى، با افراد متحول شده جلسه داشته باشند و از زبان خود آنان، حالات روحى ايجاد شده براى آنها را بشنوند. اينكار نوعى تشويق براى آنان بهشمار مىرود. شنيدن ماجراى تحول روحى از زبان خود فرد، موجب تثبيت بيشتر حالات و نيز سبب تشويق فرد متحول خواهد شد. همچنين از مصاحبه و تهيه فيلم و گزارش و درج آن در خبرنامه سازمان يا روزنامه زائر نيز مىتوان براى اين كار استفاده مطلوب كرد.
راه ديگر تثبيت اين حالات، اين است كه از فرد بخواهيم به ميان جمع بيايد و درباره تحول روحى خود صحبت كند تا در ديگران نيز تأثير مثبت بگذارد. البته بهتر است پيش از آن، روحانى كاروان، مقدمه كوتاهى درباره آثار معنوى زيارت بر حالات روحى انسان بيان كند. گفتنى است استفاده از تشويقهاى مادى براى اين افراد، ممكن است تأثير منفى داشته باشد. مگر آنكه بسيار حساب شده باشد و همه جوانب آن در نظر گرفته شود.
ج) سومين كار براى كسانى كه تحت تأثير فضاهاى معنوى زيارت
قرار مىگيرند و دچار تحول درونى مىشوند، پس از تثبيت، پيگيرى است. منظور از پيگيرى اين است كه پس از بازگشت از سفر، ارتباط مسئولان كاروان، بهويژه روحانى كاروان با زائرانى كه تحول روحى و معنوى پيدا كردهاند، قطع نشود. اين پيگيرى سبب مىشود تحول ايجاد شده، دوام بيشترى پيدا كند و حتى هميشگى شود.
شايسته است مسئولان سازمان حج و زيارت گاهى از اين افراد خبرى بگيرند، مثلاً آنها را در برخى جلسههاى عمومى دعوت كنند يا برايشان نشريهاى بفرستند و درباره تحول روحى آنها و حالات معنوى خوبى كه پيدا كردهاند، بررسى و پرسش كنند. اينگونه كارها سبب مىشود تلاشهايى كه براى تحول اين افراد داشتهاند، هدر نرود.
ممكن است برخى خوانندگان تصور كنند عملى ساختن اين پيشنهادها كار دشوارى است، ولى اگر بر انجام آن مصمم باشيم، خواهيم ديد كه شدنى است. امروزه در بسيارى از كشورها اين نوع پيگيرىها براى اهداف مادى و جلب رضايت مرد صورت مىگيرد. حتى برخى از توليدكنندگان يا فروشندگان براى تبليغ كالاهاى خود و كسب رضايت مشترى، پيگيرىهاى بسيارى دارند. مؤسسههاى مشاوره نيز نتايج خدمات مشاورهاى خود را پيگيرى مىكنند؛ براى مثال در يكى از كشورهاى اروپايى، خانمى كه تبعه اصلى آن كشور نيز نبود، با همسرش اختلاف پيدا كرده و به مشاوره مراجعه كرده بود. مشاور، نظر به جدايى داد. آنگاه دولت منزلى با تمام وسايل لازم براى او تهيه كرد و هفتصد دلار حقوق ماهيانه نيز براى او در نظر گرفت تا بتواند زندگى مستقلى
داشته باشد و اينگونه نبود كه فقط مشاورهاى بدهند و ديگر پيگير ماجرا نباشد. اينگونه عمل كردن در احكام اسلامى نيز وجود دارد؛ براى مثال رسول خدا (صلى الله عليه و آله) يا اميرمؤمنان على (عليه السلام) در مواردى مانند رسيدگى به ايتام، به دست آوردن دلها و مانند آن، مخارجى از بيتالمال برمىداشتند و در اين امور مصرف مىكردند. امروزه فقهاى ما بر همين اساس و تحت امور حسبيه عمل مىكنند و فتوا نيز مىدهند. ما اگر بخواهيم كار فرهنگى موفقى داشته باشيم، بايد اينگونه هزينهها را نيز متقبل شويم. در مقابل، مىتوانيم بسيارى از هزينههاى اضافى را حذف كنيم.
نكته ديگرى كه اهميت پيگيرى را دو چندان مىكند، اين است كه برخى زائران در محيطهايى زندگى مىكنند كه چندان معنوى و مذهبى نيست و مقاومت در برابر فشار چنين فضاهايى كار دشوار است. چه بسا خانمى محجبه شده و تصميم گرفته باشد، چادر به سر كند، ولى خانواده و فاميل او اين اجازه را نمىدهند و دوباره او را وادار مىكنند به شكل سابق برگردد. نمىتوان انتظار داشت در اين چند روز سفر زيارتى، شخصيت فرد چنان تغيير كرده باشد كه تحت تأثير اينگونه فشارها قرار نگيرد. بنابراين حمايت معنوى از اين افراد پس از سفر، امرى لازم و ضرورى است.
همانطور كه گفته شد، براى حمايت معنوى از اين افراد، گاه بايد هزينههايى صرف شود، ولى ارزش آن را دارد. براى تنوع در اين حمايتها، افزون بر آنچه گفته شد، مىتوان از راهكارهاى ديگرى نيز استفاده كرد؛ براى مثال، براى شركت در يك اردو از آنها دعوت شود. در
هر شهر يا استان، در طى چند سال، تعدادى از اين افراد يافت مىشوند. با اين افراد مىتوان جلسههايى در قالب اردو يا افطارى ماه رمضان يا جشنهاى مذهبى برگزار و تجديد خاطرهاى از عمره و آثار آن كرد. همچنين مىتوان مانند حافظان قرآن يا افراد تازهمسلمان يا مستبصر، از آنها دعوت كرد در جلسههاى عمومى خاطره بگويند تا هم حالات معنوى آنها تقويت گردد و هم در افراد حاضر در مجلس تأثير مثبت داشته باشد. مىتوان در مدارس دخترانه يا در جمع دانشجويان دختر از اين خانمها استفاده كرد. بىشك، مسئولان فرهنگى سازمان حج و زيارت و روحانيان و مديران محترم كاروانها، ايدههاى بهترى دارند كه با به كارگيرى آن، پيگيرى را بهتر مىتوان عملى كرد.
سازمان حج و زيارت مىتواند از ثبتنام زائرانى كه شئونات اسلامى بهويژه حجاب را رعايت نمىكنند، جلوگيرى كند. براى اين كار مىتوان قوانينى وضع كرد كه زائران را به رعايت شئونات اسلامى ملزم كند. البته اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اين قانون، بايد بسيار دقيق و حساب شده اجرا شود. نخست بايد با متقاضيان بدحجاب، بهطور منطقى صحبت كرد و قانون حجاب كامل، يعنى استفاده از چادر را به آنها تذكر داد. سپس از آنها و خانوادهشان درباره رعايت حجاب و پوشيدن چادر تعهد گرفت.
در پاسخ به كسانى كه معتقدند نبايد مسائل دينى را به افراد اجبار
كرد، مىتوان گفت سازمان حج و زيارت كه با زحمت بسيار، زائران را اعزام مىكند و امكانات بسيار خوبى نيز در اختيار آنان قرار مىدهد، اين حق را دارد به منظور حفظ شئونات دينى و شعائر اسلامى و آبروى جمهورى اسلامى ايران، پوشيدن چادر و رعايت حجاب كامل را براى همه بانوان الزام كند؛ همانگونه كه تزريق واكسن مننژيت و مانند آن را براى همه الزام مىكند. استفاده بانوان از چادر و پوشش كامل، افزون بر مزايايى كه گفته شد، سبب يكشكل شدن پوشش بانوان زائر ايرانى مىشود كه اين كار، جلوه زيبايى به كاروانهاى ايرانى خواهد بخشيد.
سازمان حج و زيارت بايد مديرانى را كه هنگام ثبتنام از زائران زن، به رعايت حجاب كامل آنان تأكيد مىكنند و نيز در طول سفر نسبت به رعايت حجاب، تدابير لازم را مىانديشند، تشويق كنند. در مقابل، بايد با مديرانى كه به اين موضوع اهميت نمىدهند، برخورد كنند و آنها را از ادامه فعاليت براى مدتى كوتاه يا در صورت تكرار، براى هميشه محروم كنند.
البته براى اجراى كامل اين طرح، ضرورى است جلسهها و كارگاههاى دانشافزايى و توجيهى لازم براى مديران و دستاندركاران كاروانها برگزار شود تا هيچ نقطه مبهمى براى آنها باقى نماند.
قرآن كريم
نهج البلاغه
١. آيا حجاب ضرورت دارد؟ ، شهريار روحانى، (بررسى مسئله پوشيدگى از ديدگاه روانشناختى) ، تهران، نشر اشراقيه، ١٣۶٩ه. ش.
٢. آيين بهزيستى، احمد صبور اردوبادى، تهران، انتشارات دفتر فرهنگ اسلامى، ١٣٧۶ه. ش.
٣. الاحتجاج، ابومنصور احمد بن على الطبرسى، بيروت، انتشارات الاعلمى للمطبوعات، ١۴٠٣ه. ق.
۴. استفتائات، امام خمينى (رحمه الله) ، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ١٣٨٢ه. ش.
۵. اسدالغابه، عزالدين على بن محمد الشيبانى (ابن اثير) ، تهران، انتشارات اسماعيليان، بىتا.
۶. الاصول و الفروع من الكافى، محمد بن يعقوب كلينى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣۶٧ه. ش.
٧. بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، مؤسسة الوفاء، ١۴٠٣ه. ق.
٨. البرهان فى تفسير القرآن، سيد هاشم بحرانى، قم، دارالكتب العلمية، ١٣٣۴ه. ش.
٩. پرسمان حجاب، حسين مهدى زاده، (پژوهشى در باب پوشش از ديدگاه قرآن) ، قم، صهباى يقين، ١٣٨۶ه. ش.
١٠. پوشش زن در اسلام، محمد محمدى اشتهاردى، قم، انتشارات ناصر، ١٣٧۴ه. ش.
١١. تفسير راهنما، اكبر هاشمى رفسنجانى، ج١٣، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، ١٣٨٠ه. ش.
١٢. تفسير قمى، ابو الحسن على بن ابراهيم قمى، بيروت، دارالسرور، ١۴١١ه. ق.
١٣. تفسير نور، محسن قرائتى، تهران، انتشارات مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ١٣٨۶ه. ش.
١۴. تهذيب الاحكام، محمد بن حسن طوسى، تهران، مكتبة الصدوق، ١٣٧۶ه. ش.
١۵. حجاب و نقش آن در سلامت روان، عباس رجبى، قم، مركز انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (رحمه الله) ، ١٣٨۴ه. ش.
١۶. الخصال، محمد بن على بن الحسين صدوق، قم، انتشارات جامعه مدرسين.
١٧. دانستنىهايى درباره ازدواج، عصمت حداد، قم، انتشارات مهدى يار، ١٣٨٨ه. ش.
١٨. دختران راهى ديگر، كارول ان آنوى، ترجمه: محمدعرب و ناهيد آزاد منش، تهران، انتشارات فرهنگ اسلامى، ١٣٨۴ه. ش.
١٩. روح زن، جينا لمبروزو، تهران، انتشارات دانش، ١٣۶٩ه. ش.
٢٠. زن به ظن تاريخ، بنفشه حجازى، تهران، انتشارات شهر آب، ١٣٧٠ه. ش.
٢١. سنن ابىداود، ابو داود سليمان بن الاشعث، بيروت، انتشارات الكتب الثقافيه، ١۴٠٩ه. ق.
٢٢. السيرة الحلبيه، على بن برهان الدين الحلبى، (بىجا) ، انتشارات المكتبة الاسلاميه، (بىتا) .
٢٣. شجره طوبى، حاء، عين، قم، نشر مكتب اهل البيت.
٢۴. صداقت، سيدعلى اكبر، تحفه دانشجو.
٢۵. عرفان حج، عبدالله جوادى آملى، قم، نشر مشعر، ١٣٧٨ه. ش.
٢۶. عفاف سرچشمه زيبايى، عبدالكريم پاك نيا، قم، انتشارات نورالزهرا، ١٣٩٠ه. ش.
٢٧. عيون اخبار الرضا (عليه السلام) ، محمد بن على بن الحسين صدوق، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ١٣٨٠ه. ش.
٢٨. غررالحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد الآمدى، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، ١٣٧٧ه. ش.
٢٩. فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، احمد رحمانى همدانى، تهران، انتشارات منير، ١٣٧٨ه. ش.
٣٠. فرائد السمطين فى فضايل المرتضى و البتول و السبطين، ابراهيم بن سعد الدين حموينى، بيروت، مؤسسة المحمودى، ١٣٩٨ه. ق.
٣١. كتاب مقدس، تهران، نشر اسماء، ١٣٨۴ه. ش.
٣٢. كشف الغمة، على بن عيسى اربلى، بىجا، بىتا.
٣٣. كمال الدين، محمد بن على بن الحسين صدوق، قم، مؤسسة النشر الاسلامى،
١٣٨٠ه. ش.
٣۴. كيمياى محبت، محمد محمدى رىشهرى، قم، دارالحديث، ١٣٨۵ه. ش.
٣۵. ماهنامه پيام زن، سال هشتم، شماره هفتم، مهر ١٣٧٨ه. ش.
٣۶. مجله آب، آينه، آفتاب، قم، مركز انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (رحمه الله) ، ١٣٨٢ه. ش.
٣٧. مجموعه آثار، مرتضى مطهرى، تهران، انتشارات صدرا، ١٣٧٩ه. ش.
٣٨. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، سيد محسن محمودى، ورامين، انتشارات علمى فرهنگى صاحب الزمان، ١٣٨٠ه. ش.
٣٩. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ميرزا حسين نورى طبرسى، بيروت، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، ١۴٠٨ه. ق.
۴٠. من لايحضره الفقيه، محمد بن على بن الحسين صدوق، نجف، دارالكتب الاسلاميه، ١٣٧٧ه. ق.
۴١. مهر تابان، سيد محمدحسين حسينى تهرانى، مشهد، نشر علامه طباطبايى، ١٣٧٩ه. ش.
۴٢. نقش زنان صالحه در اصلاح جامعه، سيدنعمت الله حسينى، قم، انتشارات عصر انقلاب، ١٣٨۴ه. ش.
۴٣. نماز بانوان، عباس عزيزى، قم، نشر صلاة، ١٣٨۵ه. ش.
۴۴. نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاينده، تهران، انتشارات جاويدان، ١٣۶٠ه. ش.
۴۵. وسائل الشيعه، محمد بن الحسن الحر العاملى، قم، انتشارات مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، ١۴٠٩ه. ق.