ghaemiyeh.com
عنوان و نام پديدآور : دروس احکام ومناسک حج / معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبری.
مشخصات نشر : تهران: نشر مشعر، ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۲۱۶ ص.
شابک : ۲۵۰۰۰ ریال978-964-540-250-9 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : چاپ سوم.
موضوع : حج
شناسه افزوده : بعثه مقام معظم رهبری در امور حج و زیارت. معاونت آموزش و پژوهش
رده بندی کنگره : BP۱۸۸/۸/د۴۶ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
شماره کتابشناسی ملی : ۲۰۸۰۴۸۱
يكى از مباحث اساسى و مورد نياز زائران بيت اللَّه الحرام، احكام دين و مناسك عمره و حج است. بر اساس اين نياز بخشى از فرصت روحانيان معظم كاروانها نيز بايد به آموزش اين مسائل اختصاص يابد، چرا كه درستى و نادرستى اعمال آنان بسته به آگاهى آنها و مطابقت اعمالشان با احكام شرعى است.
نوشته حاضر، يكى از متون آموزشى حج تمتع است كه به موضوع احكام عمومى و مناسك حج پرداخته و بر اساس سرفصلهاى مصوّب كه پيشتر منتشر گرديده تدوين شده است. جهت استفاده بهتر از اين نوشته نكات ذيل يادآورى مىشود:
1- اين مجموعه در دو بخش تدوين شده كه بخش اوّل حاوى احكام عمومى مورد نياز زائران و بخش دوّم، احكام اختصاصى و مناسك حج است.
2- چون اين اثر اوّلين تجربه در اين راستاست و بر اساس سرفصلهاى از پيش تنظيم شده تدوين گشته، حجم برخى از دروس بيش از فرصت يك جلسه و برخى ديگر كمتر از آن است، لذا روحانيون معظم مطالب مورد نياز باقى مانده
را در جلسه بعد استفاده خواهند كرد.
3- چون فعلًا فرصت پرداختن به فتاواى همه مراجع معظم تقليد نبود، لذا اين نوشته بيشتر به احكام عمومى و اتفاقى پرداخته و در برخى از موارد نيز به تفاوت فتاواى مراجع اشاره شده است. اميد است در آينده بتوانيم با رفع كاستىهاى آن تفاوت فتاوا را نيز در آن لحاظ كنيم.
4- در پايان ضمن آرزوى موفقيت براى تمام عالمان متعهدى كه خالصانه در راه رشد و تعالى فكرى و فرهنگى جامعه به ويژه زائران بيت اللَّه الحرام تلاش مىكنند اين كار را بىعيب و نقص نمىدانيم، و نظرات اصلاحى و تكميلى عزيزان را بر ديده منّت مىنهيم.
ربّنا تقبّل منّا انّك أنت السميع العليم
حوزه علميه قم- پاييز 1385 ه ش.
محمّدحسين فلاحزاده
هركارى كه انسان انجام مىدهد، در اسلام داراى حكم خاصى است كه عبارت است از:
واجب: عملى كه انجام آن لازم است و ترك آن عذاب دارد؛ مانند نماز و روزه.
حرام: عملى كه ترك آن لازم است و انجامش عذاب دارد؛ مانند دروغ و ظلم.
مستحب: عملى كه انجام آن نيكو است و ثواب دارد، ولى ترك آن هم عذاب ندارد؛ مانند نماز شب و صدقه.
مكروه: عملى كه ترك آن نيكو است و ثواب دارد، ولى انجامش عذاب ندارد؛ مانند فوت كردن به غذا و خوردن غذاى داغ.
بر همه مكلفان لازم است احكام مورد نياز خود را ياد بگيرند تا بتوانند به وظايف خود عمل كنند و سعادت دنيا و آخرت را كسب كنند.
از آنجا كه همه مردم نمىتوانند در تشخيص واستخراج احكام الهى از منابع آن، تخصص لازم را بهدست آورند و تنها افراد اندكى به اين امر موفق مىشوند، ديگران براى شناخت احكام دين و وظيفه خود به آنان مراجعه مىكنند.
مجتهد و فقيه
شخصى كه با بهرهگيرى از علوم و دانشهاى لازم، به حدى رسيده است كه مىتواند وظايف و تكاليف دينى را از منابع آن استخراج كند، «مجتهد» يا «فقيه» ناميده مىشود.
مرجع تقليد
مجتهد و فقيهى كه مردم در مسائل و احكام دينى از او پيروى مىكنند، «مرجع تقليد» نام دارد.
مرجع تقليد، مسائل دينى را با استفاده از وحى الهى (قرآن) و سنت معصومين عليهم السلام (روايات) به ما مىرساند و با خصوصياتى كه دارد، سخنى از روى خواسته و سليقه خود نمىگويد؛ بلكه آنچه را كه از قرآن و روايات فهميده، بازگو مىكند. بنابراين، تقليد و پيروى از مجتهد، اطاعت از شخص نيست؛ بلكه
1) . الفتاوى الواضحة، ج 1، ص 83
اطاعت از احكام خداست كه توسّط مرجع تقليد به دست ما رسيده، و بالاتر اينكه، اطاعت از پيامبران نيز اطاعت از شخص نيست؛ بلكه اطاعت از فرمان خدا و وحى است.
تقليد بهمعناى پيروى كردن و دنبالهروى است و در اينجا پيروى از «فقيه» مىباشد؛ يعنى انسان كارهاى خود را مطابق فتواى مجتهد انجام دهد.
كسى كه مجتهد نيست و نمىتواند احكام و دستورهاى الهى را بهدست آورد بايد از مجتهد تقليد كند.
وظيفه اكثر مردم در احكام دين، تقليد است چون افراد كمى هستند كه بتوانند در احكام، اجتهاد كنند.
به مجتهدى كه ديگران از او تقليد مىكنند «مرجع تقليد» مىگويند.
مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند بنابر احتياط واجب بايد دانش فقهى او از ساير مجتهدين زمان خود بيشتر باشد.
شخص عادل در مرتبهاى از تقوا قرار دارد كه در پى انجام واجبات و پرهيز از گناهان است و نشانه عدالت آن است كه گناهان كبيره(1)را انجام نمىدهد و گناه صغيره را تكرار نمىكند.
كسى كه تازه به سن بلوغ رسيده است، يا تاكنون تقليد نمىكرده، بايد مجتهدى را مرجع تقليد خود قرار دهد كه زنده باشد و نمىتواند از مجتهدى كه فوت كرده است تقليد كند.
كسى كه از مجتهدى تقليد مىكند، اگر مرجع تقليدش از دنيا برود، مىتواند با اجازه مجتهد زنده، بر تقليد وى باقى بماند.
كسى كه بر تقليد ميت باقى مانده است در مسائلى كه ميت در آنها فتوا ندارد و همچنين مسائل جديد؛ مانند جنگ و صلح و ... بايد از مجتهد زنده تقليد كند.
مجتهدى كه انسان از او تقليد مىكند، بايد پيرو مذهب جعفرى؛ يعنى شيعه دوازدهامامى باشد، پس شيعيان نمىتوانند در احكام، به فتواى علماى غير دوازده امامى عمل كنند.
اسلام وظيفه زن و مرد را متناسب با طبيعت و چگونگى خلقت وى قرار داده است، برداشتن مسؤوليت بسيار خطير و سنگين مرجعيت، از دوش بانوان، ناديده گرفتن حق آنها نيست؛ چون در اسلام بانوان نيز مىتوانند در علوم اسلامى تا اجتهاد پيش بروند و احكام خدا را از منابع آن (قرآن و روايات) استخراج كنند
1) . گناه كبيره، گناه بزرگ است كه بر آن وعده عذاب و آتش داده شده است؛ مانند: دروغ و تهمت، غير آن را گناه صغيره گويند.
و از كسى تقليد نكنند.
1- بر مكلف واجب است كه جهت شناختن مجتهد اعلم جستجو كند.
2- انسان در تقليد مستقل است و تابع ديگران نمىباشد، مثلًا زن در اين مسأله تابع شوهر نيست و هركس را داراى شرايط تشخيص داد از او تقليد مىكند هرچند شوهرش مقلد مجتهد ديگرى باشد.
3- انسان مىتواند از يكى از راههاى زير، مجتهد و اعلم را تشخيص دهد:
خود انسان يقين كند، مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
دو نفر عالم عادل كه مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند.
عدهاى از اهل علم كه مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مىشود، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند.
شنيدن از خود مجتهد.
شنيدن از دو نفر يا يك نفر عادل.
شنيدن از يك نفر مورد اطمينان و راستگو.
ديدن در رساله مجتهد.
1- اگر مجتهد اعلم در مسألهاى فتوا نداشته باشد، مقلِّد مىتواند به مجتهد ديگرى كه در آن مسأله فتوا دارد رجوع كند و بنابر احتياط واجب بايد مجتهدى كه به فتوايش رجوع مىشود از ديگران اعلم باشد.
2- اگر فتواى مجتهد در مسألهاى عوض شود، مقلّد بايد به فتواى جديد عمل كند و عمل كردن به فتواى گذشته جايز نيست.
1- بقاى بر تقليد ميت اشكال ندارد، يعنى كسى كه در زمان حيات مجتهدى به فتاوايش يا بعضى از آنها عمل كرده باشد، مىتواند بر تقليد او باقى بماند، حتى در مسائلى كه در زمان حيات آن مجتهد به آنها عمل نكرده نيز مىتواند از وى تقليد كند؛ مثلًا در زمان حيات او به حج نرفته و اكنون پس از مرگ او به حج مىرود، مىتواند مناسك حج را مطابق فتواى او عمل كند.
2- بقاى بر تقليد ميت بايد با اجازه مجتهد زنده باشد؛ يعنى چنانچه به فتواى مجتهد زنده بقاى بر تقليد ميت جايز باشد مىتواند همچنان از او تقليد كند.
3- كسى كه بر تقليد ميت باقى مانده است، در مسائلى كه ميت فتوا نداده و همچنين در مسائل جديد بايد از مجتهد زنده تقليد كند.
عدول از غير اعلم به اعلم بنابر احتياط، واجب است.
عدول از مساوى به مساوى هستند، جايز نيست، در صورتى كه به فتواى آن مجتهد عمل كرده باشد.
عدول از اعلم به غير اعلم، جايز نيست.
عدول از مجتهدى كه مدتى از او تقليد مىكرده و اكنون معلوم شده است كه اهليت فتوا نداشته، واجب است.
عدول از مجتهدى كه يكى از شرايط مرجعيت را از دست داده، مثلًا ديوانه شده يا فراموشى به او دست داده، به مجتهد جامعالشرايط، واجب است.
عدول از مجتهدى كه تاكنون از او تقليد مىكرده و اكنون از دنيا رفته است به مجتهد زنده جايز بلكه احتياط مستحب است.
عدول از مجتهد زنده به مجتهد مرده بنابر احتياط واجب(1)جايز نيست.
هرچند قبلًا از او تقليد مىكرده و پس از مرگ وى به مجتهد زنده رجوع كرده است.
1) . برخى از مراجع تقليد، عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده مساوى را جايزمىدانند.
انسان بايد در وضو ابتدا صورت را بشويد و سپس دست راست و بعد از آن دست چپ را. بعد از شستن اين اعضا، بايد با رطوبت كف دست، سر را مسح كند؛ يعنى دست را بر آن بكشد و سپس پاى راست و در آخر پاى چپ را مسح كند.
(1) نمايش تصوير
1) . برخى از مراجع تقليد، مسح روى پا تا آخر آن را لازم مىدانند.
1- وضو با آب نجس و مضاف باطل است، خواه انسان بداند آن آب نجس يا مضاف است يا نداند، يا فراموش كرده باشد.
2- آب وضو بايد مباح باشد، بنابراين در موارد زير وضو باطل است:
وضو گرفتن با آبى كه صاحب آن راضى نيست (راضى نبودن او معلوم است)
آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه.
آبى كه وقف افراد خاصى است، مانند حوض برخى از مدارس و وضوخانه بعضى از هتلها و مسافرخانهها و ...
3- وضو گرفتن از نهرهاى بزرگ، گرچه انسان نداند صاحبان آنها راضى هستند يا نه اشكال ندارد، اما اگر صاحبان آن از وضو گرفتن جلوگيرى كنند، احتياط واجب آن است كه وضو نگيرند.
4- اگر آب وضو در ظرف غصبى باشد و با آن وضو بگيرد باطل است.
5- وضو گرفتن از آبهاى داخل مسجد الحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله كه مخصوص نوشيدن است جايز نيست.
1- اعضاى وضو در موقع شستن و مسح بايد پاك باشد.
2- اگر چيزى بر اعضاى وضو باشد (اعضاى شستن) كه از رسيدن آب به آن جلوگيرى كند، يا بر اعضاى مسح است، هرچند از رسيدن آب جلوگيرى نكند، براى وضو بايد برطرف شود.
3- خطوط قلم خودكار و لكههاى رنگ و چربى و كِرِمْ در صورتى كه رنگ
بدون جِرم باشد، مانع وضو نيست، ولى اگر جِرم داشته باشد (روى پوست را گرفته) بايد برطرف شود.
1- كسى كه مىداند اگر وضو بگيرد مريض مىشود و يا مىترسد كه مريض شود، بايد تيمم كند و اگر وضو بگيرد باطل است. ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد كه ضرر داشته، وضويش صحيح است.
2- وضو، بايد به قصد قربت انجام شود، يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد.
3- لازم نيست نيت را به زبان آورد، يا از قلب خود بگذراند، بلكه همين مقدار كه مىداند وضو مىگيرد كافى است، بهطورى كه اگر از او بپرسند، چه مىكنى؟ بگويد وضو مىگيرم.
ترتيب
كارهاى وضو بدين ترتيب بايد انجام شود:
شستن صورت
شستن دست راست
شستن دست چپ
مسح سر
مسح پاى راست
اگر ترتيب اعمال وضو بههم بخورد وضو باطل است، حتى اگر پاى چپ و راست را همزمان(1)مسح كند.
مُوالات
1- موالات يعنى؛ پشت سر هم انجام دادن و فاصله نينداختن بين اعمال وضو.
2- اگر بين كارهاى وضو بهقدرى فاصله شود كه وقتى مىخواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده، خشك شده باشد، وضو باطل است.
تعريف جبيره: دوايى كه بر زخم مىزنند و چيزى كه با آن زخم را مىبندند، «جَبيره» نام دارد.
1- شخصى كه بر اعضاى وضويش، زخم يا شكستگى است؛ اگر بتواند بهطور معمول وضو بگيرد، بايد بهطور معمول وضو بگيرد. مثلًا؛
الف: روى زخم باز است و آب براى آن ضرر ندارد.
ب: روى زخم بسته است ولى باز كردن آن امكان دارد و آب ضرر ندارد.
2- چنانچه زخم بر صورت يا دستهاست و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، اگر اطراف آن را بشويد كافى است.
3- اگر زخم يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها است (محل مسح) و
1) . به فتواى برخى از مراجع تقليد مسح همزمان پاها اشكال ندارد.
روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده، مسح كند.
كيفيت انجام وضوى جبيرهاى
در وضوى جبيرهاى، بايد جاهايى كه شستن يا مسح آن امكان دارد بهطور معمول بشويد يا مسح كند، و مواردى كه امكان ندارد، دست تر بر جبيره بكشد.
نمايش تصوير
1- خارج شدن ادرار يا مدفوع از انسان.
2- خارج شدن باد معده و روده از مخرج غائط.
3- خواب، چنانچه گوش نشنود و چشم نبيند.
4- چيزهايى كه عقل را از بين مىبرد؛ مانند ديوانگى، مستى، بيهوشى.
5- استحاضه زنان.
6- آنچه سبب غسل شود؛ مانند جنابت و مسّ ميّت.
براى نماز ميت.
رفتن به مسجد و حرم امامان.
خواندن قرآن.
همراه داشتن قرآن.
خوابيدن.
رساندن جايى از بدن به جلد يا حاشيه قرآن.
زيارت اهل قبور.
در غسل بايد تمام بدن و سر و گردن شسته شود، خواه غسل واجب باشد مانند جنابت، و يا مستحب، مانند غسل جمعه، بهعبارت ديگر تمام غسلها در انجام فرقى ندارند مگر در نيت.
غسل را به دوصورت مىتوان انجام داد: «ترتيبى» و «ارتماسى».
در غسل ترتيبى، ابتدا سر و گردن شسته مىشود، سپس نيمه راست بدن و بعد از آن نيمه چپ.
در غسل ارتماسى، تمام بدن يكباره در آب قرار مىگيرد. پس در غسل ارتماسى بايد آب بهقدرى باشد كه انسان بتواند تمام بدن را زير آب ببرد.
نمايش تصوير
غسل جنابت
چگونه انسان جنب مىشود؟
نمايش تصوير
غسل مسّ ميت
1- اگر كسى جايى از بدن خود را به بدن انسان مردهاى كه سرد شده و غسلش ندادهاند برساند، بايد غسل مسّ ميت كند.
2- در اين موارد مسّ بدن انسان مرده سبب غسل نمىباشد:
انسانى كه در ميدان نبرد بهشهادت رسيده است، در صورتى كه در ميدان جان دهد.
مردهاى كه بدنش گرم است و هنوز سرد نشده است.
مردهاى كه غسلش دادهاند.
3- غسل مس ميت را بايد مانند غسل جنابت انجام دهند، ولى كسى كه غسل مسّ ميت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند، بايد وضو هم بگيرد.(1)4- اگر چند ميت را مسّ كند يا يك ميّت را چند بار مسّ نمايد، يك غسل كافى است.
5- براى كسى كه بعد از مسّ ميّت غسل نكرده است، توقف در مساجد و خواندن سورههايى كه سجده واجب دارد مانعى ندارد، ولى براى نماز و مانند آن بايد غسل كند و وضو بگيرد.
1- تمام شرطهايى كه براى صحيح بودن وضو گفته شد، در صحيح بودن غسل هم شرط است، بهجز موالات و همچنين لازم نيست بدن رااز بالا به پايين بشويد.
1) . به فتواى برخى از مراجع معظّم تقليد با غسل واجب، مثل غسل مسّ ميّت نيز مىتوان نماز خواند و وضو لازم نيست.
2- كسى كه چند غسل بر او واجب است، مىتواند به نيت همه آنها يك غسل بهجا آورد.
3- كسى كه غسل جنابت كرده، نبايد براى نماز وضو بگيرد، ولى با غسلهاى ديگر نمىشود نماز خواند و بايد وضو هم بگيرد.(1)4- در غسل ارتماسى بايد تمام بدن پاك باشد، ولى در غسل ترتيبى پاك بودن تمام بدن لازم نيست و اگر هر قسمتى را پيش از غسلدادن همان قسمت، تطهير كند كافى است.
5- غسل جبيرهاى مثل وضوى جبيرهاى است، ولى بنابر احتياط واجب بايد آن را ترتيبى بهجا آورد.
6- كسى كه روزه واجب گرفته، نمىتواند در حال روزه غسل ارتماسى انجام دهد، چون روزهدار نبايد تمام سر را در آب فرو برد، ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند صحيح است.
7- در غسل لازم نيست تمام بدن با دست شسته شود، و چنانچه با نيت غسل، آب به تمام بدن برسد كافى است.
رساندن جايى از بدن به خط قرآن، اسم خداوند و بنابر احتياط واجب اسامى پيامبران و ائمه و حضرت زهرا عليهم السلام.
رفتن به مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله هرچند از يك در داخل شود و از در ديگر بيرون رود.
1) . به فتواى برخى از مراجع تقليد با غسلهاى واجب و برخى از غسلهاى مستحب نيز مىتوان نماز خواند و نياز به وضو نيست.
توقف در مساجد.
گذاشتن چيزى در مسجد هرچند از بيرون مسجد باشد.
خواندن سورههايى از قرآن كهسجده واجب دارد، حتىيك حرف از آن.
توقف در حرم امامان عليهم السلام بنابر احتياط واجب.
سورههاى سجدهدار قرآن:
سوره شماره 32 (سوره سجده)
سوره شماره 41 (سوره فصّلت)
سوره شماره 53 (سوره نجم)
سوره شماره 96 (عَلَق)
اگر جنب از يك درِ مسجد وارد شود و از در ديگر خارج شود (عبور بدون توقف) مانع ندارد، بهجز مسجدالحرام و مسجدالنبى كه عبور هم جايز نيست.
اگر شخصى در خانهاش مكانى را براى نماز قرار دهد و همچنين نمازخانه مؤسسهها و ادارات، حكم مسجد ندارد.
1- اگر آب نباشد؛
2- دسترسى به آب نباشد؛
3- آب براى بدن ضرر داشته باشد؛
4- وقت كافى براى غسل يا وضو نباشد.
1- زدن كف دودست با هم بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است.
2- كشيدن هردودست بر تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر روييده است، تا روى ابروها و بالاى بينى.
3- كشيدن كف دست چپ بر تمام پشت دست راست.
4- كشيدن كف دست راست بر تمام پشت دست چپ.(1)
1) . به فتواى برخى از فقها در تيمم بدل از غسل، يك بار بايد دست بر زمين بزند و بر پيشانى بكشد و بار ديگر بر زمين بزند و بر دستها بكشد.
يادآورى: تمام كارهاى تيمم بايد با قصد تيمم و براى اطاعت از دستور الهى انجام شود، و همچنين بايد معلوم كند كه تيمم بهجاى وضو است يا غسل.
خاك
ريگ
اقسام سنگها مانند: سنگ سياه، سنگ مرمر، سنگ گچ (قبل از پخته شدن)، سنگ آهك (قبل از پخته شدن)
گل پخته مانند: آجر، كوزه.
اعضاى تيمم، يعنى پيشانى و دستها پاك باشد.
پيشانى و پشت دستها را از بالا به پايين مسح كند.
چيزى كه بر آن تيمم مىكند پاك و مباح باشد.
ترتيب را رعايت كند.
موالات را رعايت كند.
چيزى بين دست و پيشانى و همچنين كف دست و پشت دست در هنگام مسح فاصله نباشد.
1- تيمّمى كه بهجاى وضو است با تيمّمى كه بهجاى غسل است فرقى ندارد مگر در نيت.
2- كسى كه بهجاى وضو تيمم كرده است، اگر يكى از چيزهايى كه وضو را باطل مىكند از او سر بزند تيممش باطل مىشود.
3- كسى كه بهجاى غسل تيمم كرده است هرگاه يكى از اسباب غسل، مثل جنابت يا مسّ ميت پيش آيد تيممش باطل مىشود.
4- تيمم در صورتى صحيح است كه نتواند وضو بگيرد، يا غسل كند، بنابراين اگر بدون عذر تيمم كند، صحيح نيست و اگر عذر داشته باشد و برطرف شود، مثلًا آب نداشته و آب پيدا كند، تيمم او باطل مىشود.
5- اگر بهجاى غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد، ولى اگر بهجاى غسلهاى ديگر تيمم كند، با آن تيمم نمىتواند نماز بخواند و بايد براى نماز وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگرى بهجاى وضو انجام دهد.
نماز، بهترين حالت بندگى خداست و در ميان اعمال واجب، داراى اهميت ويژهاى است. نماز، دستور خداوند بزرگ براى انسانهاى پاك ووارسته است و نمازخواندن، اطاعت فرمان اوست.
نماز، بهترين شيوه ارتباط با خالق يكتا و جلوهاى از عبادت انسان در پيشگاه اوست.
نماز، مانند نهر آبى است كه نمازگزار، روزى پنج مرتبه خود را در آن شست و شو مىدهد.
و نمازگزار، بنده خالص خداست كه با نماز، ارتباطى خالصانه با پروردگار خويش برقرار مىكند و نماز به او آرامش روح مىبخشد تا در جريانهاى زندگى، با اميد به فردايى روشن، به تلاش بپردازد.
براى نماز خواندن آمادگى لازم است. مسائلى كه بهعنوان آمادگى براى نماز پيش از نماز بايد مراعات شود، «مقدمات نماز» نام دارد. مسائل مربوط به نماز را به سهدسته تقسيم كردهاند: الف) مقدمات؛ ب) مقارنات؛ ج) خلل و احكام متفرقه.
1- مردان بايد عورت را بپوشانند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشانند.
2- زنان بايد تمام بدن را بپوشانند بهجز:
دستها تا مچ؛
پاها تا مچ؛
صورت بهمقدارى كه در وضو بايد شسته شود.
3- بر زنان پوشاندن دستها و پاها و صورت بهمقدارى كه در مسأله پيش گفته شد در نماز واجب نيست، گرچه پوشاندن آن هم مانع ندارد ولى از نگاه نامحرم پاها را بايد بپوشانند.
مكانى كه انسان در آن نماز مىخواند بايد داراى شرايط زير باشد:
مباح باشد (غصبى نباشد).
ثابت باشد (مانند اتومبيل در حال حركت نباشد).
تنگ و سقف آن كوتاه نباشد تا بتواند قيام و ركوع و سجود را بهطور صحيح انجام دهد.
جايى كه پيشانى را مىگذارد (در حال سجده) پاك باشد.
مكان نمازگزار اگر نجس است طورى تر نباشد كه به بدن يا لباس وى سرايت كند.
جايى كه پيشانى را مىگذارد (در حال سجده) از جاى زانوها و بنابر احتياط واجب از جاى انگشتان پا، بيش از چهار انگشت بسته، پستتر يا بلندتر نباشد.
احكام مكان نمازگزار
1- نماز خواندن در مكان غصبى (مثلًا در خانهاى كه بدون اجازه صاحبخانه وارد شده است) باطل است.
2- در حال ناچارى نماز خواندن بر چيزى كه حركت مىكند؛ مانند قطار و هواپيما و در جايى كه سقف آن كوتاه است و يا جايش تنگ است؛ مانند سنگر و بر مكان ناهموار اشكال ندارد.
3- انسان بايد رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام نماز نخواند.
4- مستحب است، انسان نماز را در مسجد بخواند، و در اسلام بر اين مسأله سفارش بسيار شده است.
1- خانه كعبه، كه در شهر مكّه و در مسجدالحرام قرار دارد، «قبله» است و نمازگزار بايد رو به آن نماز بخواند.
2- كسى كه بيرون شهر مكه و دور از آن است اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مىخواند كافى است.
در برخى روايات، آمده است كه ثواب يك ركعت نماز در مسجدالحرام، معادل صد هزار ركعت و در مسجدالنبى معادل ده هزار ركعت نماز در جاى ديگر است. چه بهجا و مناسب است كه زائران محترم از اين فرصت بهخوبى استفاده كنند و نمازهاى واجب بلكه مستحب را در اين مكانهاى شريف بجاى آورند و از پاداش بسيار زياد آن بهرهمند گردند.
لباس نمازگزار بايد اين شرايط را دارا باشد:
پاك باشد (نجس نباشد).
مباح باشد (غصبى نباشد).
از اجزاء مردار نباشد؛ مثلًا از پوست حيوانى كه مطابق دستور اسلام كشته نشده است تهيه نشده باشد، حتى كمربند و كلاه.
از حيوان حرامگوشت نباشد؛ مثلًا از پوستپلنگ يا خوكتهيه نشده باشد.
اگر نمازگزار مرد است، لباس او طلاباف يا ابريشم خالص نباشد و نيز نماز خواندن با انگشتر و حلقه طلا باطل است.
از شرايط بالا آنچه ممكن است براى هركس پيش آيد شرط اول است، چون كمتر كسى است كه با لباس غصبى يا با لباسى كه از اجزاء مردار تهيه شده نماز بخواند، بنابراين به توضيح شرط اول مىپردازيم.
يادآورى: علاوه بر لباس، بدن نمازگزار نيز بايد پاك باشد.
در اين موارد نماز خواندن با بدن يا لباس نجس باطل است:
لباسش نجس است با همان حال نماز بخواند.
در يادگرفتن مسأله كوتاهى كرده و بهجهت ندانستن مسأله با بدن يا لباس نجس نماز خوانده است.
نجس بودن بدن يا لباس را مىدانسته، ولى هنگام نماز فراموش كرده و با آن نماز خوانده است.
در اين موارد، اگر با بدن يا لباس نجس نماز خواند صحيح است:
نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز متوجه شود.
بهواسطه زخمى كه در بدن اوست، بدن يا لباسش نجس شده و آب كشيدن يا عوض كردن آن هم دشوار است.
لباس يا بدن نمازگزار بهخون نجس شده است، ولى مقدار آلودگى كمتر از دِرْهم(1)است.
ناچار باشد كه با بدن يا لباس نجس نماز بخواند؛ مثلًا آب براى تطهير ندارد.
راهنمايى
حجاج عزيز بايد توجه داشته باشند كه لباس احرام هم مانند لباس نمازگزار بايد پاك باشد، بنابراين در مدت اعمال، مواظب باشند كه لباس احرامشان نجس نشود، بهويژه در عرفات، مشعر، منى و قربانگاه كه احتمال آن زيادتر است و چنانچه نجس شد، بايد آن را تطهير يا تعويض كنند و بهتر است لباس احرامى نيز اضافه همراه داشته باشند.
1) . يك درهم تقريباً به اندازه يك بندانگشت است.
1- نماز با گفتن «اللَّهُ اكْبَرُ» شروع مىشود و با سلام به پايان مىرسد.
2- آنچه در نماز انجام مىشود يا واجب است و يا مستحب.
3- واجبات نماز، يازده چيز است كه برخى رُكن و برخى غيرركن است.
نمايش تصوير
اركان نماز، اجزاء اساسى آن بهشمار مىآيد و چنانچه يكى از آنها بجا آورده نشود و يا اضافه شود، هرچند براثر فراموشى هم باشد، نماز باطل است.
واجبات ديگر، گرچه انجام آنها لازم است، ولى چنانچه از روى فراموشى، كم يا زياد شود نماز باطل نيست.
نمايش تصوير
1- نماز مستحب را «نافِله» گويند.
2- نمازهاى مستحبّ بسيار است و اين نوشته گنجايش تمام آنها را ندارد؛ امّا
برخى از آنها را كه اهميت بيشترى دارد، مىآوريم:
نماز حاجت
3- در وقت سختى و مشكلات، براى برآوردن حاجت، خواندن دو ركعت نماز به نيت نماز حاجت مستحبّ است.
4- كسى كه خواستار حاجت است، پس از خواندن اين دو ركعت، حمد و ثناى الهى را بهجاى آورده، بر پيامبر و آل او عليهم السلام صلوات مىفرستد و پس از آن، آيه آخر سوره «حشر» و شش آيه اول سوره «حديد» و دو آيه از سوره «آلعمران»، يعنى از «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ المُلْكِ» تا «بِغَيْرِ حِسابٍ» را مىخواند و سپس حاجت خود را از خداوند درخواست مىكند.
نماز غُفيله
يكى از نمازهاى مستحبى، نماز «غُفيله» است كه پس از نماز مغرب خوانده مىشود.
نماز غُفليه دو ركعت است؛ در ركعت اول، پس از حمد، بهجاى سوره، اين آيه خوانده مىشود: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ»(1).
و در ركعت دوم، پس از حمد، بهجاى سوره، اين آيه خوانده مىشود:
«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ اْلأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ»(2).
و در قنوت آن، اين دعا خوانده مىشود:
«اللَّهُمَّ انّي اسأَلُكَ بِمَفاتيحِ الغَيْبِ الَّتِي لا يَعْلَمُها الّا انْتَ انْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَغْفِرَ لِى ذُنُوبى(1)اللّهُمَّ انْتَ وَلِىُّ نِعْمَتى وَالْقادِرُ عَلى طَلِبَتى، تَعْلَمُ حاجَتى، فَأسْالُكَ بِحَقّ مُحَمَّدٍ، وَآلِ مُحَمَّدٍ، عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ، لَمّا قَضَيْتَها لى»
نمايش تصوير
هفده ركعت نماز واجب كه در شبانهروز خوانده مىشود، (در غير سفر و روز جمعه) 23 ركعت نافله دارد كه بهعلاوه 11 ركعت نماز شب، جمعاً 34 ركعت مىشود؛ يعنى دوبرابر تعداد ركعتهاى نماز واجب.
دو مسأله
1- در روز جمعه، بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر چهار ركعت اضافه مىشود؛ يعنى هر نماز ده ركعت نافله دارد.
1) . بهجاى جمله «أن تَغْفِرَ لى ذُنُوبى» مىتواند حاجت ديگرى از خدا بخواند.
2- نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند؛ ولى نافله عشاء را به نيت اينكه شايد مطلوب باشد، (بهقصد رجاء) مىتوان خواند.
نماز شب
يكى از نمازهاى مستحب كه ثواب بسيار زيادى دارد، نماز شب است.
نماز شب 11 ركعت است كه بدين ترتيب خوانده مىشود:
دو ركعت---) به نيت نافله شب.
دو ركعت---) به نيت نافله شب.
دو ركعت---) به نيت نافله شب.
دو ركعت---) به نيت نافله شب.
دو ركعت---) به نيت نافله شَفع.
يك ركعت---) به نيت نافله وَتْر.
وقت نماز شب
1- وقت نماز شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود.
2- مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مىتواند آن را در اول شب بهجا آورد.
نماز شب، بهويژه نافله وَتْر، آدب خاصّ و مستحبّات زيادى دارد كه در كتابهاى مفصّل فقهى و ادعيه آمده است، و اگر انسان بتواند آنها را نيز بجا آورد، ثواب بيشترى خواهد داشت.
آنگاه كه نمازگزار، تكبيرةالاحرام مىگويد و نماز را شروع مىكند تا پايان آن، بعضى از كارها بر او حرام مىشود كه اگر در نماز، يكى از آنها را انجام دهد نمازش باطل است. مهمترين آنها عبارت است از:
خوردن و آشاميدن.
سخن گفتن.
خنديدن.
گريستن.
روى از قبله برگرداندن.
كم يا زياد كردن اركان نماز.
بر هم زدن صورت نماز.
براى شك در نماز احكام خاصى است و بيان تمام موارد آن از حدّ اين
جزوه خارج است ولى به طور مختصر به بيان اقسام شك و احكام هر كدام مىپردازيم:
الف: اگر در انجام جزئى از اجزاى نماز شك كند، يعنى نمىداند آن جزء را بهجا آورده است يا نه، اگر جزء بعدى را شروع نكرده است، يعنى هنوز از محل آن جزء نگذشته است، بايد آن را بجا آورد. ولى اگر بعد از داخل شدن در جزء بعدى شك پيش آمده است، يعنى از محل آن گذشته است، به چنين شكى اعتنا نمىشود و نماز را ادامه مىدهد و صحيح است.
ب: اگر در صحت جزئى از نماز شك كند، يعنى نمىداند جزئى را كه بهجا آورده، صحيح انجام شده است يا نه، در اينصورت به شك خود اعتنا نمىكند، يعنى بنا مىگذارد بر صحيح بودن آن و نماز را ادامه مىدهد و صحيح است.
شكهايى كه نماز را باطل مىكند:
1- اگر در نماز دوركعتى؛ مثل نماز صبح يا در نماز مغرب، شك در ركعت پيش آيد، نماز باطل است.
2- شك بين يك و بيشتر از يك؛ يعنى اگر شك كند يك ركعت خوانده يا بيشتر، نماز باطل است.
3- اگر در نماز نداند چند ركعت خوانده، نماز باطل است.
1) . شك در ركعات نماز موارد ديگرى نيز دارد، امّا چون پيش آمدن آن موارد بسيار كم است، از بيان آنها صرفنظر شد. براى آشنايى مىتوانيد به رساله توضيحالمسائل، مسائل 1165 تا 1200 مراجعه كنيد.
نمايش تصوير
1- در نماز مستحب.
2- در نماز جماعت؛ كه توضيح ايندو خواهد آمد.
3- پس از سلام نماز؛ يعنى اگر بعد از تمام شدن نماز، شك در ركعت يا اجزاء پيش آيد، لازم نيست نماز را دوباره بخواند.
4- بعد از گذشت وقت نماز، يعنى اگر پس از گذشت وقت نماز، شك كند كه نماز را خوانده است يا نه، خواندن آن نماز لازم نيست.
اگر در تعداد ركعتهاى نماز مستحبى شك كند، بنا بر دو مىگذارد، چون تمام نمازهاى مستحبى- بهجز نماز وتر و اعرابى- دوركعتى است، پس اگر شك بين يك و دو يا دو و بيشتر از آن پيش آيد، بنا بر دو مىگذارد و نماز صحيح است.
در نماز جماعت، اگر امام جماعت شك كند، ولى مأموم شك نداشته باشد و مثلًا با گفتن «اللَّه اكبر» امام را مطّلع كند، امام جماعت به شك خود اعتنا نمىكند و همچنين اگر مأموم شك كند، ولى امام جماعت شك نداشته باشد، همانگونه كه امام جماعت نماز را انجام مىدهد، او هم عمل مىكند و صحيح است.
اگر يكى از شكهايى كه نماز را باطل مىكند پيش آيد، بايد كمى فكر كند و چنانچه چيزى يادش نيامد و شك باقى ماند، نماز را به هم مىزند و دوباره شروع مىكند.
1- در مواردى كه نماز احتياط واجب مىشود، مثل شك بين 3 و 4، بايد بعد از سلام نماز، بدون آنكه صورت نماز را بههم بزند و يا مبطلى از مبطلات نماز را انجام دهد، برخيزد و بدون اذان و اقامه تكبير بگويد و نماز احتياط را بخواند.
فرق نماز احتياط با نمازهاى ديگر:
نيت آن را نبايد به زبان آورد.
سوره و قنوت ندارد (هرچند دوركعتى باشد).
حمد را بايد آهسته بخواند (بنابر احتياط واجب).
2- اگر يك ركعت نماز احتياط، واجب باشد، پس از سجدهها، تشهد مىخواند و سلام مىدهد و اگر دو ركعت واجب شده باشد، نبايد در ركعت اول تشهد و سلام بخواند، بلكه بايد يك ركعت ديگر هم (بدون تكبيرةالاحرام) بخواند و در پايان ركعت دوم تشهد مىخواند و سلام مىدهد.
1- در مواردى كه سجده سهو واجب مىشود، مانند شك بين 4 و 5 در حالت نشسته، بايد بعد از سلام نماز، به سجده رود و بگويد: بِسْمِ اللَّهِ وَ باللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمدٍ و بهتر است بگويد: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّها النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ و بعد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهاى بالا را بگويد، سپس بنشيند و تشهد و سلام را بجا آورد.
2- سجده سهو تكبيرةالاحرام ندارد.
مستحب است نمازگزار موقع گفتن تكبيرةالاحرام و تكبيرهاى بين نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.
در حال قرائت اين امور مستحب است:
1- در ركعت اول پيش از حمد بگويد: «أعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم».
2- در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» را بلند بگويد.
3- حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف كند، يعنى آن را به آيه بعد نچسباند.
4- در حال خواندن حمد و سوره بهمعناى آن توجه داشته باشد.
5- در تمام نمازها در ركعت اول، سوره «إنّا أنزلناهُ» و در ركعت دوم سوره «قل هو اللَّه أحد» را بخواند.
برخى از مستحبات ركوع بدين شرح است:
1- ذكر ركوع را سه يا پنج يا هفت مرتبه، بلكه بيشتر بگويد.
2- پيش از رفتن به ركوع در حالى كه ايستاده است تكبير بگويد.
3- در حال ركوع بين دو قدم (روى زمين) را نگاه كند.
4- پيش از ذكر ركوع يا بعد از آن صلوات بفرستد.
5- پس از ركوع، هنگامى كه ايستاد و بدن آرام گرفت، بگويد: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»
1- طول دادن سجدهها مستحب است.
2- صلوات فرستادن در سجدهها مستحب است.
3- گفتن «استغفر اللَّه ربّى و اتُوبُ اليه» پس از سجده اولى در حالى كه بدن
آرام گرفت مستحب است.
4- و در اين موارد مستحب است تكبير بگويد:
بعد از ركوع و قبل از سجده.
پس از سجده اول، در حالى كه نشست و بدنش آرام گرفت.
پيش از سجده دوم، در حالى كه نشسته است و بدنش آرام است.
بعد از سجده دوم.
1- مستحب است در ركعت دوم نماز بعد از حمد و سوره و پيش از ركوع، قنوت بخواند، يعنى دستها را بلند كند و مقابل صورت بگيرد و دعا يا ذكرى بخواند.
2- در قنوت هر ذكرى بگويد اگرچه يك «سُبحانَ اللَّهِ» باشد كافى است و مىتواند اين دعا را بخواند:
«رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ».
تعقيب- در بحث نماز- يعنى مشغول شدن به ذكر و دعا و قرآن بعد از سلام نماز.
1- بهتر است در حال تعقيب رو به قبله باشد.
2- لازم نيست تعقيب به عربى باشد، ولى بهتر است چيزهايى را كه در كتابهاى دعا دستور دادهاند بخواند.
3- گفتن تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام يعنى: 34 مرتبه «اللَّهُ اكبر»، 33 مرتبه «الحمدُ للَّه» و 33 مرتبه «سُبْحانَ اللَّه» مستحب است.
چيزهايى كه در نماز مكروه است بدين شرح است:
1- بر هم گذاشتن چشمها.
2- بازى كردن با انگشتان و دستها.
3- سكوت كردن در هنگام خواندن حمد يا سوره و يا ذكر، براى شنيدن حرف كسى.
4- هر كارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد.
5- برگرداندن صورت بهطرف راست يا چپ به مقدار كم (چون زيادِ آن نماز را باطل مىكند).
گذشته از آنكه در روايات زيادى، براى نماز جماعت، اجر و پاداش بسيارى وارد شده است، با دقّت در برخى از مسائل احكام، به اهميت اين عبادت پى مىبريم، و در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- شركت در نماز جماعت براى هركس مستحب است، بهويژه براى همسايه مسجد.
2- مستحب است، انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
3- نماز جماعت، هرچند اول وقت خوانده نشود، از نماز فُراداىِ اول وقت بهتر است.
4- نماز جماعتى كه مختصر خوانده مىشود، از نماز فُرادايى كه آن را طول بدهد بهتر است.
5- سزاوار نيست انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.
6- حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بىاعتنايى به آن، جايز نيست.
هنگام برپايى نماز جماعت، شرايط زير، بايد مراعات شود:
مأموم از امام، جلوتر نايستد، و احتياط واجب آن است كه كمى عقبتر بايستد.
جايگاه امام جماعت از جايگاه مأمومين، بالاتر نباشد.
فاصله امام و مأموم و فاصله صفها، زياد نباشد.
بين امام و مأموم و همچنين بين صفها چيزى مانند ديوار يا پرده مانع نباشد، ولى نصب پرده بين صفِ مردها و زنها اشكال ندارد.
1- مأموم نبايد تكبيرةالاحرام را پيش از امام بگويد، بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده، تكبير نگويد.
2- مأموم، بايد غير از حمد و سوره همهچيز نماز را خودش بخواند، ولى اگر ركعت اول يا دوم او، و ركعت سوم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.
1- در بين قرائت: مأموم حمد و سوره را نمىخواند و بقيه اعمال را با امام
جماعت بجا مىآورد.
2- در ركوع: ركوع و بقيه اعمال را با امام جماعت بجا مىآورد.
1- در بين قرائت: مأموم حمد و سوره را نمىخواند و با امام، قنوت و ركوع و سجده را بجا مىآورد و آنگاه كه امام جماعت تشهد مىخواند، بنا بر احتياط واجب بايد بهصورت نيمخيز، بنشيند و اگر نماز دو ركعتى است يك ركعت ديگر بهتنهايى بخواند و نماز را تمام كند و اگر سه يا چهارركعتى است، در ركعت دوم كه امام جماعت در ركعت سوم مىباشد، حمد و سوره بخواند (هرچند امام جماعت تسبيحات بخواند) و آنگاه كه امام جماعت ركعت سوم را تمام كرد، و براى ركعت چهارم برمىخيزد، مأموم بايد پس از دو سجده، تشهد بخواند، و برخيزد و قرائت ركعت سوم را بجا آورد و در ركعت آخر نماز كه امام جماعت با تشهد و سلام، نماز را بهپايان مىبرد يك ركعت ديگر مىخواند.
2- در ركوع: ركوع را با امام جماعت بجا مىآورد و بقيه نماز را همانگونه كه گفته شد، انجام مىدهد.
1- در بين قرائت: چنانچه مىداند كه اگر اقتدا كند براى خواندن حمد و سوره و يا لااقل حمد تنها وقت دارد، مىتواند اقتدا كند و بايد حمد و سوره يا حمد را بخواند، و اگر مىداند فرصت ندارد، بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام جماعت به ركوع رود، سپس به او اقتدا كند.
2- در ركوع: چنانچه در ركوع اقتدا كند، ركوع را با امام بهجا مىآورد و حمد و سوره براى آن ركعت ساقط است، و بقيه نماز را همانگونه كه قبلًا بيان شد بجا مىآورد.
1- در بين قرائت: حكم اقتدا در ركعت سوم را دارد، و آنگاه كه امام جماعت در ركعت آخر نماز براى تشهد و سلام مىنشيند، مأموم مىتواند برخيزد و نمازش را بهتنهايى ادامه دهد و مىتواند بهطور نيمخيز بنشيند تا تشهد و سلام امام جماعت تمام شود و سپس برخيزد.
2- در ركوع: ركوع و سجدهها را با امام بجا مىآورد (اكنون ركعت چهارم امام و ركعت اول مأموم است) و بقيه نماز را همانگونه كه گذشت انجام مىدهد.
در ايامى كه زائران محترم در دو شهر مكه و مدينه هستند، از فرصت استفاده كرده و در نماز جماعت مساجد اين دو شهر بهويژه مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله كه با جمعيت زيادى برگزار مىشود شركت كنند تا هم از ثواب بسيار زياد نماز جماعت و نماز خواندن در اين اماكن مقدس بهرهمند شوند، و هم از كارهايى كه سبب توهين به مذهب تشيع و انگشتنما شدن شيعيان مىگردد، بهويژه برگشت به منازل، نزديك وقت نماز يا هنگام برپايى نماز و يا تماشاى نماز جماعت جداً بپرهيزند.
جهت آشنايى با اهميت اين موضوع، برخى از مسائل شرعى را در اينجا مىآوريم:
1- خارج شدن از مسجدالحرام و مسجد مدينه هنگام شروع نماز جماعت جايز نيست و بر شيعيان واجب است كه با آنان نماز جماعت بخوانند.
2- شركت در نماز جماعت اهل سنت، اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله ندارد و در ديگر مساجد هم از نماز واجب كفايت مىكند.
استفتاء
س: گاهى مشاهده مىشود كه هنگام برپايى نماز جماعت در مسجدالنبى صلى الله عليه و آله و مسجدالحرام، بعضى از حجاج از مسجد خارج مىشوند و يا كنارى ايستاده و تماشا مىكنند، لطفاً نظر مبارك را در اينباره مرقوم فرماييد:
امام خمينى قدس سره: وقتى كه در «مسجدالحرام» يا «مسجدالنبى» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلّف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند.
س: كسى كه نماز را در مسجدالحرام بهنحو استداره (بهدور كعبه) خوانده است بهطورى كه رودرروى امام جماعت و يا طرفين او ايستاده بوده است، آيا اين نماز احتياج به اعاده دارد؟
امام خمينى قدس سره: با وضع فعلى نياز به اعاده ندارد.
آيةاللَّه گلپايگانى قدس سره: نماز بهنحو استداره مانعى ندارد، ولى بنابر احتياط بايد به حسب دايره مقدم بر امام نباشد، و همچنين بنابر احتياط با مراعات قيد قبلى نزديكتر از امام به كعبه نباشد.
آيةاللَّه اراكى قدس سره: اگر مأموم در مواضع سجده و نزديك نبودن به كعبه از امام عقبتر باشد اشكال ندارد.
آيةاللَّه خوئى قدس سره: نماز به نحو استداره، اطراف كعبه اشكال ندارد.
در مكه و مدينه در مسافرخانه و هتل نبايد نماز را بهجماعت بخوانند و مىتوانند در جماعت ساير مسلمين در مساجد شركت كنند و نماز را بهجماعت بخوانند.
برخى مىپندارند، خمس و زكات، تنها برعهده كسانى است كه ثروت فراوان دارند و در رفاه كامل بهسر مىبرند و در مقابل، برخى بر اين باورند كه تمام افراد بايد خمس بپردازند و همه اموال انسان مشمول خمس خواهد بود. اما اين پندار صحيحى نيست؛ بلكه هر انسان عاقل و بالغى كه يكى از موارد خمس را داشته باشد، بايد 15 آن را براى مصارفى كه مشخص شده است، بپردازد و افرادى كه هيچكدام از موارد خمس يا زكات را نداشته باشند، تكليفى ندارند؛ بلكه در برخى موارد بايد به آنها خمس يا زكات داده شود.
خمس به هفت چيز تعلّق مىگيرد كه عبارتند از:
1- آنچه از مخارج سال اضافه بيايد.
2- معدن
3- گنج
4- غنايم جنگى
5- جواهرى كه با فرو رفتن در دريا بهدست مىآيد.
6- مال حلال مخلوط به حرام.
7- زمينى كه غير مسلمان از مسلمان خريدارى كند، با شرايطى كه در كتابهاى مفصّل فقهى آمده است.
1- اگر بهواسطه قناعت كردن، چيزى از مخارج سالش زياد بيايد بايد خمس آن را بدهد.
2- اگر اثاثيهاى كه براى منزل خريده، نيازش از آن برطرف شود، بنابر احتياط واجب بايد خمس آن را بدهد، مثل آنكه يخچال بزرگترى بخرد، و به يخچال قبلى نياز نداشته باشد.
3- آذوقهاى كه از درآمد سال براى مصرف سالش خريده؛ مانند برنج، روغن و چاى، اگر در آخر سال زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.
4- اگر كودكِ غيربالغ سرمايهاى داشته باشد و از آن سودى بهدست آيد، بنابر احتياط واجب بايد پس از بلوغ، خمس آن را بدهد.
خمس مال را بايد دو قسمت كرد، نصف آن كه سهم امام زمان عليه السلام است به مجتهد جامعالشرايطى كه از او تقليد مىكند، يا نماينده او مىپردازد؛ و نصف ديگر را بايد، يا به مجتهد جامعالشرايط بدهد و يا با اجازه او به سادات داراى
شرايط بپردازد.
فقير باشد، و يا در سفر مانده باشد، هرچند در شهر خود فقير نباشد.
شيعه دوازدهامامى باشد.
آشكارا معصيت نكند (بنابر احتياط واجب) و دادن خمس، كمك بر گناه او نباشد.
از افرادى كه مخارج آنان برعهده اوست، مانند همسر و فرزند نباشد (بنابر احتياط واجب).
يادآورى
از جمله شرايط لباس احرام، مباح بودن آن است، و برخى از مخارج حج نيز، اگر از مال خمسنداده باشد اعمال و مناسك دچار اشكال خواهد شد، بنابراين به حجاج عزيز توصيه مىشود، چنانچه تاكنون در زندگى حسابرسى خمسى نداشتهاند، به مرجع تقليد خود يا يكى از نمايندگان ايشان مراجعه كرده و نسبت به حسابرسى آن اقدام نمايند، و اگر از اين بابت بدهى دارند، بپردازند و يا اجازه بگيرند، تا خداى ناكرده اعمالشان دچار اشكال نشود كه سبب زحمت در دنيا و عذاب در آخرت خواهد شد.
كسانى كه با كسب و كار، درآمدى بهدست مىآورند، دوگروهند:
1- آنان كه درآمدشان در تاريخ معيّنى بهدستشان مىرسد؛ مانند كارمندان دولت و كارگران شركتها كه در وقت معيّنى حقوق و مزد خود را دريافت مىكنند.
2- كسانى كه درآمدشان تدريجى و روزانه است؛ مانند تاجران و صنعتگران.
آغاز سال خمسىِ گروه اول، وقتى است كه اولين درآمد را بهدست مىآورند و آغاز سال خمسى گروه دوم، اولين روزى است كه شروع به فعاليت مىكنند و سودى بهدست مىآورند.
هزينههاى ساليانه
از زمانى كه سال خمسى آغاز مىشود، به مدت يك سال كليه هزينههاى زندگى از قانون پرداخت خمس معاف و بخشوده هستند، به شرط آنكه:
1- از شأن اجتماعى مصرفكننده بالاتر نباشد.
2- در مصرف، اسراف و زيادهروى نشده باشد.
هزينههاى ساليانه؛ مانند: خوراك، پوشاك، اثاثيه منزل، وسيله نقليهاى كه مخصوص كسب و كار نباشد، هزينههاى ميهمانى، ازدواج، كتابهاى مورد نياز و ...
قانون محاسبه خمس
وقتى از زمان آغاز سال خمسى، يك سال كامل گذشت، واجب است انسان به اموال و دارايى خود رسيدگى كرده، براساس قانون خمس، به وظيفه خود عمل كند.
چيزهايى كه هنگام فرارسيدن سال خمسى موجود است و خمس به آنها تعلق نمىگيرد، عبارتند از:
1- اثاثيه: لوازم زندگى و چيزهاى ديگرى كه با درآمد سال گذشته و در همان مدت تهيه شدهاند، جزو هزينه ساليانه هستند و خمس به آنها تعلق نمىگيرد؛ مگر آنكه انسان بدون حسابرسى خمسى، با درآمدى كه با خمس مخلوط بوده، آنها را خريدارى كرده باشد.
2- چيزهايى كه بهعنوان عيدى، پاداش، هديه، بخشش و چشمروشنى به انسان دادهاند، خمس ندارد.(1)3- ارث (در صورتى كه ميت، خمس بدهكار نباشد) و مهريه، خمس ندارد.
غير از موارد بالا، هرچه از هزينه سال زياد بيايد، بايد 15 آن بهعنوان خمس پرداخت شود، كه در سه مورد خلاصه مىشود:
1- مواد مصرفى: مانند خوراكىها، نوشيدنىها و مواد سوختى، هرچند از تهيه آنها زمان اندكى گذشته باشد و از ضروريات زندگى بهحساب آيد، چون در سال گذشته خمسى مصرف نشدهاند، بايد خمس آنها پرداخت شود.
2- پول: در بانك باشد يا در منزل، از زمان بهدست آوردن آن، مدت زيادى گذشته باشد، يا اندك.
3- سرمايه كسب: مانند مغازه، ابزار كار و كارخانه(2)از درآمد تهيه شده باشد.
وقتى 15 چيزهايى كه بايد بهعنوان خمس بپردازيم، جدا كرديم، بايد آن را به مرجع تقليد خود يا نماينده او تحويل دهيم؛ چرا كه قبل از اينكار، تصرّف در آن مال جايز نيست.
بنابراين، شخصى كه درآمدى دارد، بايد داراى سال خمسى باشد و اگر بخواهد براى زندگى آينده خود چيزى تهيه كند، مىتواند از درآمد بين سال بخرد، و چنانچه پول آن را پسانداز كند تا پس از گذشت سال، خريدارى كند، بايد خمس آن را بپردازد.(3)
1) . به فتواى برخى از مراجع تقليد، عيدى و پاداش و هديه و امثال آن اگر در طول سال استفاده نشود و تا سر سال خمس باقى بماند، خمس دارد.
2) . به فتواى برخى از مراجع تقليد، سرمايه كسب به مقدارى كه براى به دست آوردن مخارج زندگى لازم باشد، خمس ندارد.
3) محمد حسين فلاح زاده، دروس احكام و مناسك حج، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، تابستان 1387.
مالى كه از راههاى زير بهدست بيايد، خمس ندارد:
1- از راه ارث بهدست آيد.
2- چيزى كه به انسان بخشيدهاند.
3- جايزههايى كه دريافت كرده است.
4- آنچه بهعنوان عيدى به انسان دادهاند.(1)5- مالى كه بهعنوان خمس يا زكات يا صدقه به كسى دادهاند.
هماكنون كسانى كه قصد تشرف به حج يا عمره را دارند، بايد براى حفظ نوبت، مبلغ مقرّرى را به بانك بسپارند كه اين مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودى نيز به آن تعلّق مىگيرد و پس از چند سال، نوبت تشرّف آنها فرا مىرسد، اصل پول و سود آن را دريافت مىكنند و به سازمان حجّ و زيارت مىسپارند و به عمره يا حجّ مشرف مىشوند. با توجّه به ثبتنام جديد اكثر مراجع معظم تقليد، پول ثبتنامى را متعلق خمس مىدانند.
1) . به فتواى برخى از مراجع تقليد، بخشش و جايزه و عيدى، اگر تا سرسال خمس استفاده شود و باقى بماند، خمس دارد.
يكى ديگر از وظايف مهم اقتصادى مسلمانان، پرداخت زكات است.
از اهميت زكات همين بس كه در قرآن مجيد، پس از نماز آمده و نشانه ايمان و عامل رستگارى شمرده شده است.
در روايات متعددى كه از معصومين عليهم السلام نقل شده آمده است: «كسى كه از پرداخت زكات جلوگيرى كند، از دين خارج است.»
زكات هم مانند خمس موارد معينى دارد، يك قسم از آن ماليات بدن و حيات است كه هر سال يك مرتبه در روز عيد فطر پرداخت مىشود و تنها بر كسانى كه قدرت مالى پرداخت آن را دارند واجب است، كه براى هر فرد، سه كيلوگرم، برنج و مانند آن پرداخت مىشود.
قسم ديگر، زكات اموال است، ولى چنين نيست كه تمام اموال مردم مشمول اين قانون باشد، و تنها نُه چيز است كه زكات دارد و مىتوان آنها را به سه دست تقسيم كرد:
نمايش تصوير
زكات در صورتى واجب مىشود كه مورد زكات به حدّ نصاب برسد كه نصاب هريك و مقدار زكات آنها به قرار زير مىباشد:
نمايش تصوير
يادآورى:
براى شتر، گاو و گوسفند نصابهاى ديگرى نيز هست كه براى آشنايى با آنها مىتوانيد به رساله توضيحالمسائل مراجعه كنيد.
1- مخارجى را كه براى گندم، جو، خرما و انگور كرده است، مانند قيمت بذر، مزد كارگر و مزد تراكتور و ... مىتواند از حاصل كسر كند، ولى مقدار نصاب قبل از كم كردن اين مخارج محاسبه مىشود و اگر قبل از كسر مخارج به حدّ نصاب برسد، پرداخت زكات واجب شده است، ولى زكات باقيمانده را مىپردازد.
2- زكات دامها در صورتى واجب مىشود كه:
يك سال مالك آنها باشد؛ بنابراين اگر مثلًا 100 عدد گاو را خريدارى كند و پس از 9 ماه بفروشد، زكات واجب نيست.
حيوان در تمام سال بيكار باشد، بنابراين گاو يا شترى كه در كار مزرعه يا حمل بار از آن استفاده مىشود زكات ندارد.
حيوان در تمام سال از علف بيابان بچرد، پس اگر در تمام سال يا مقدارى از آن، از علف چيده شده يا كاشته شده بخورد، زكات ندارد.
3- زكات طلا و نقره در صورتى واجب است كه بهصورت سكهاى باشد كه معامله با آن رواج دارد، بنابراين آنچه امروزه بانوان بهعنوان زيور استفاده مىكنند، زكات ندارد.
4- پرداخت زكات از عبادات است و بايد آنچه مىپردازد به نيت زكات و با قصد قربت باشد.
مصرف زكات هشت مورد است كه مىتوان آن را در تمام يا برخى از اين موارد مصرف كرد:
1- فقير، و آن كسى است كه درآمد يا موجودى وى كمتر از خرج سالانه خود و خانوادهاش باشد.
2- مسكين، آنكه به كلى درمانده و بينواست.
3- كسى كه از طرف امام عليه السلام يا نايب او مأمور جمعآورى و نگهدارى و توزيع زكات است.
4- براى الفت دادن دلها به اسلام و مسلمانان؛ مانند غيرمسلمانان كه اگر به آنها كمكى بشود، به دين اسلام مايل مىشوند يا در جنگ به مسلمانان كمك مىكنند.
5- آزاد كردن بردگان.
6- بدهكارى كه نمىتواند قرض خود را بدهد.
7- در راه خدا؛ يعنى در كارهايى كه نفع آن به عموم مىرسد و مورد رضايت خداست؛ مانند ساختن جاده، پل، مسجد و ...
8- مسافرى كه در سفر درمانده است و خرج برگشت به وطن را ندارد، هرچند در وطن خود فقير نباشد.
يادآورى
گرچه زكات بر تمام افراد جامعه واجب نمىشود، ولى افرادى كه زكات بدهكارند، لازم است قبل از سفر نسبت به پرداخت آن اقدام كنند، تا اعمال عمره و حجشان دچار اشكال نشود.
1- قال الصادق عليه السلام: «ما فرض اللَّه على هذه الأمّة شيئاً أشدّ عليهم من الزكاة وفيها تهلك عامتهم».(1)
2- قال الكاظم عليه السلام: «حصّنوا أموالكم بالزكاة».(2)
3- قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: «زكّوا أموالكم تقبل صلاتكم»(3)
4- قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: «إذا منعت الزكاة منعت الارض بركاتها».(4)
1- از نظر اسلام، همهچيز پاك است، بهجز برخى از اشيا كه آلوده و نجساند و بايد از آنها پرهيز كرد و مواظب بود كه بدن و لباس و محيط زندگى و خوردنىها و نوشيدنىها آلوده به آنها نباشد.
2- تعداد چيزهاى نجس بسيار محدود و اندك است؛ ولى دانستن آنها براى هر فرد مسلمان لازم است. همانگونه كه گفته شد، اشياء نجس و آلوده را مىتوان تطهير و پاك كرد.
نمايش تصوير
نمايش تصوير
1- ادرار و مدفوع انسان و تمامى حيوانهاى حرام گوشت كه خون جهنده دارند نجس است.
2- ادرار و مدفوع حيوانهاى حلالگوشت، مانند گاو و گوسفند و حيوانهايى كه خون جهنده ندارند؛ مانند: مار و ماهى پاك است.
3- بول و غائط حيوانهايى كه گوشت آنها مكروه است پاك مىباشد؛ مانند:
اسب و الاغ.
4- فضله پرندگان حرامگوشت، مانند كلاغ، نجس است.
احكام خون
1- خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد نجس است؛ مانند مرغ و گوسفند.
2- خون حيوانى كه خون جهنده ندارد پاك است؛ مانند ماهى و پشه.
3- خونى كه گاهى در تخممرغ يافت مىشود نجس نيست، ولى بنابر احتياط واجب بايد از خوردن آن اجتناب كرد و اگر خون را با زرده تخممرغ بههم بزنند كه از بين برود، خوردن زرده هم مانعى ندارد.
4- خونى كه از لاى دندان (لثه) مىآيد، اگر با آب دهان مخلوط شده و از بين برود پاك است و در آن صورت فرو بردن آب دهان هم اشكال ندارد.
احكام مردار
1- مردار حيوانى كه خون جهنده ندارد پاك است، مانند ماهى.
2- مردار حيوانى كه خون جهنده دارد، اجزاء بىروح آن مانند مو و شاخ، پاك و اجزاء روحدارش مانند گوشت و پوست، نجس است.
نمايش تصوير
چيزهاى پاك هم ممكن است با برخورد با نجاسات نجس شوند، در صورتى كه يكى از آن دو (چيز پاك يا نجس) طورى تر باشد كه رطوبت يكى از آن دو به ديگرى برسد.
در موارد زير حكم به پاكى مىشود:
ندانيم پاك و نجس به هم برخورد كردهاند يا نه.
ندانيم چيز پاك و نجس مرطوب بودهاند يا نه.
ندانيم رطوبت يكى به ديگرى سرايت كرده است يا نه.
1- اگر انسان نداند چيز پاكى نجس شده يا نه؟ پاك است و جستجو و وارسى هم لازم نيست، هرچند بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن را بفهمد.
2- خوردن و آشاميدن چيز نجس حرام است.
3- اگر انسان ببيند كسى چيز نجسى را مىخورد، يا با لباس نجس نماز مىخواند، لازم نيست به او بگويد.
در درس بعد به تفصل خواهد آمد.
پاك نگهداشتن محل زندگى و عبادت، امرى است پسنديده، ولى آنچه بهعنوان تكليف و وظيفه واجب شمرده شده است، پاك بودن بدن و لباس نمازگزار و طوافكننده است و خوردنىها و نوشيدنىهاى وى نيز بايد پاك باشد. و براى نماز نيز تنها محلِ گذاشتن پيشانى، در حال سجده لازم است و بقيه موارد پاك بودن آن شرط نيست و از آنجا كه اصل در اشياء بر طهارت است و تا يقين به نجس بودن آنها پيدا نشود، حكم به طهارت مىشود، لذا حجاج محترم بايد توجه داشته باشند كه محل طواف و سعى و ساير اماكن مقدس همه پاك است و با احتمال به نجس شدن آنها نبايد حكم به نجاست آنها كرد و از هرگونه شك و وسوسه و احتياطهاى بىمورد پرهيز كرد.
همه اشياء نجس پاك مىشود و عمده پاككنندهها عبارتند از:
1- آب
2- زمين
3- آفتاب
4- اسلام
5- برطرف شدن نجاست
آب، بسيارى از چيزهاى نجس را پاك مىكند، امّا اقسام مختلفى دارد كه شناخت آنها، ما را براى يادگرفتنِ بهترِ مسائل مربوط به آن، كمك مىكند.
نمايش تصوير
آب مضاف: آبى است كه يا از چيزى گرفته باشند (مانند آب سيب و هندوانه) و يا با چيزى مخلوط شده باشد، بهقدرى كه به آن، آب نگويند؛ مانند شربت.
آب مطلق: آبى است كه مضاف نباشد.
احكام آب مضاف
1- چيز نجس را پاك نمىكند (از مطهرات نمىباشد).
2- با برخورد نجاست، نجس مىشود، هرچند نجاست كم باشد و بو يا رنگ يا مزه آب عوض نشود.
3- وضو و غسل با آن باطل است.
اقسام آب مطلق
آب يا از زمين مىجوشد؛
و يا از آسمان مىبارد؛
و يا نه مىجوشد و نه مىبارد.
به آبى كه از آسمان ببارد «باران» گويند.
و به آبى كه از زمين مىجوشد، اگر جريان داشته باشد «آب جارى» گويند و
اگر بدون جريان باشد، «آب چاه» گويند.
آبى كه از زمين نمىجوشد و از آسمان نمىبارد، «آب راكد» اگر مقدارش زياد باشد، «كر» و اگر كم باشد «قليل» است.
نمايش تصوير
مقدار آب قليل: آبى كه از كر كمتر باشد قليل است.
تنها آب مطلق، آلودگىها را پاك مىكند. گرچه ممكن است آب مضاف چيز كثيفى را تميز كند، ولى هرگز نجس را پاك نمىكند.
آب، مايه زندگى و پاككننده بيشترين نجاسات است و از جمله مطهراتى است كه همهروزه تمام افراد با آن سروكار دارند. وامّا چگونگى تطهير چيزهاى نجس:
نمايش تصوير
توضيح:
الف: براى تطهير اشياء نجس، ابتدا بايد عين نجس را برطرف كرده، سپس به همان تعداد كه در نمودار آمده است آن را آب كشيد؛ مثلًا ظرف نجس را بعد از برطرف كردن آلودگى، اگر يك مرتبه در آب كر بشويند كافى است.
ب: فرش و لباس و چيزهايى مانند فرش و لباس كه آب را به خود مىگيرد و قابل فشردن است، چنانچه با آب قليل تطهير مىكنند، بايد بعد از هر بار شستن، آن را فشرد تا آبهاى داخل آن بيرون آيد و يا بهگونهاى ديگر آب آن گرفته شود و در آب كر و جارى هم احتياط واجب آن است كه آب داخل آن گرفته شود.
ج: آب جارى و چاه در احكامى كه براى تطهير اشياء نجس بيان شد، مانند آب كر است.
مسأله:
ظرف نجس را مىتوان اينگونه آب كشيد:
با آب كر: يك بار آن را در آب برده و بيرون آورند.
با آب قليل: آن را سه مرتبه پر از آب كرده و خالى كنند، يا سه مرتبه قدرى آب در آن ريخته و هر مرتبه آب را بهطورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس برسد و بيرون بريزند.
1- تمام اقسام آبهاى مطلق بهجز آب قليل تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است و هرگاه براثر برخورد با نجاست، بو يا رنگ يا مزه نجاست بگيرد نجس مىشود (بنابراين، آب جارى، چاه، كر و حتى باران در
اين حكم مشتركند).
2- آب لولههاى عمارات كه متصل به منبع كر مىباشد در حكم آب كر است.
در برخى از اماكن مكه و مدينه، براثر ازدحام جمعيت، ممكن است نظافت آن اماكن بهخوبى مراعات نشود، ولى تميز نبودن، دليل بر نجس بودن نيست، و تا يقين به نجس شدن چيزى حاصل نشود، آن چيز پاك است و حجاج عزيز هرگز نبايد به خود وسوسه راه دهند كه سبب غفلت از مراتب معنوى اعمال عمره و حج است. همچنان كه امام خمينى قدس سره مىفرمايند.
روحانيون عزيز در عين حالى كه مسائل را به طور واضح و دقيق بيان مىكنند ولى از مشكلتراشى و حالتهاى وسواسگونه كه زائران را در شك و ترديد و احتياطهاى بىمورد قرار مىدهد خوددارى كنند، چرا كه وسواس دربرنامه و مراسم و عبادتها و ادعيه موجب كسالت و بىتوجّهى در واجبات مىشود.
انسان بايد در سفر، نمازهاى چهارركعتى را دوركعت (يعنى شكسته) بجا آورد، بهشرط آنكه مسافرتش از هشت فرسخ كه حدود 45 كيلومتر است كمتر نباشد.
1- اگر مسافر از جايى كه نمازش تمام(1)است- مثل وطن- حداقل چهارفرسخ مىرود و چهار فرسخ برمىگردد نمازش در اين سفر هم شكسته است.
2- كسى كه به مسافرت مىرود، زمانى بايد نمازش را شكسته بخواند كه حداقل به مقدارى دور شود كه ديوارهاى آنجا را نبيند(2)و اذان آنجا را هم نشنود (اين فاصله را حد ترخّص مىگويند) و چنانچه قبل از آنكه به اين مقدار
دور شود بخواهد نماز بخواند بايد تمام بخواند.
3- اگر از محلى مسافرت مىكند كه خانه و ديوار ندارد، وقتى بهجايى برسد كه اگر آن محل ديوار داشت، از آنجا ديده نمىشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
4- اگر بهجايى مىرود كه دو راه دارد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، اگر از راهى كه هشت فرسخ است برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود بايد نماز را چهارركعتى بخواند.
در اين مكانها نماز تمام است:
1- در وطن.
2- در جايى كه مىداند و يا بنا دارد ده روز بماند.
3- در جايى كه سىروز با ترديد مانده؛ يعنى معلوم نبودهاست كه مىماند يا مىرود، در اينصورت بايد بعد از سى روز نماز را تمام بخواند.
مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر بيشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نكرده است، بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.
اگر مسافر از قصد ده روز برگردد:
الف: قبل از خواندن نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد: بايد نماز را شكسته بخواند.
ب: بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد: تا وقتى كه در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند.
1- اگر مدت اقامت زائران در مدينه منوره ده روز يا بيشتر باشد، بايد نماز را تمام بخوانند، هرچند بين ده رز به مسجد قُبا، قبلتين، مساجد خندق يا احُد بروند، چون به سبب توسعه شهر، اين اماكن به شهر متصل شده است.
2- مسافرى كه نمازش شكسته است در اماكن زير مىتواند نماز را تمام يا شكسته بخواند:
3- حكم مسأله قبل اختصاص به مسجد قديم ندارد، بلكه در قسمتهاى توسعه يافته جديد هم مسافر مىتواند نماز را تمام يا شكسته بخواند.
4- حكم مسأله قبل اختصاص به نماز دارد و شخص مسافر نمىتواند در آنجا روزه بگيرد ولى در مدينه منوّره، مسافر مىتواند براى برآمدن حاجت سه روز روزه مستحب بگيرد.
5- در سفرى كه نماز شكسته است، روزه هم صحيح نيست، مگر آنكه بعد از ظهر به مسافرت برود كه روزه آن روز صحيح است و يا قبل از ظهر به وطن يا جايى كه مىخواهد ده روز بماند برسد و مبطلى هم انجام نداده باشد، بنابراين كسى كه در غير وطن كمتر از ده روز مىماند، نمىتواند روزه بگيرد.
6- در سفر، نماز قضا مىتوان خواند، هر چند نماز چهار ركعتى، ولى روزه قضا نمىتوان گرفت.
1) . به نظر برخى از فقها، مسافر در تمام شهر مكّه و مدينه مىتواند نماز را تمام بخواند.
حجاجى كه پيش از رفتن به عرفات وارد مكّه مىشوند دو دستهاند:
الف: قبل از رفتن به عرفات (روز عرفه)، ده روز يا بيشتر در شهر مكه اقامت مىكنند؛ مثلًا روز 25 ذيقعده وارد مكه شدهاند: بايد قبل از رفتن به عرفات و همچنين در عرفات و مشعر و پس از بازگشت به مكه نماز را تمام بخوانند، چون فاصله هيچكدام از اين اماكن با شهر مكه چهار فرسخ نمىباشد.
ب: قبل از گذشت ده روز از اقامت در مكه، بايد عرفات بروند مثلًا روز سوّم ذىحجّه وارد مكّه شدهاند: بايد قبل از رفتن به عرفات، مشعر و منى و در آن اماكن نماز را شكسته بخواند، و پس از برگشت به شهر مكه اگر ده روز يا بيشتر مىمانند، بايد نماز بخواند، و چنانچه كمتر از ده روز مىمانند، نماز شكسته است.
«نماز قضا»، نمازى را گويند كه بعد از وقت خوانده مىشود.
انسان بايد نمازهاى واجب را در وقت خودبخواند وچنانچه بدون عذر نمازى از او قضا شود، گناهكار است وبايد توبه كرده وقضاى آن را هم بجا آورد.
قضاى نمازهاى يوميه لازم نيست به ترتيب خوانده شود؛(1)مثلًا كسى كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، لازم نيست اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا كند.
الف: نماز واجب را در وقت آن، نخوانده باشد.
ب: بعد از وقت متوجه شود نمازى كه خوانده است باطل بوده.
1) . به فتواى برخى از فقها، مراعات ترتيب در قضاى نمازهاى يوميّه لازم است.
كسى كه نماز قضا دارد، نبايد در خواندن آن كوتاهى كند، ولى واجب نيست فوراً آن را بجا آورد.
حالتهاى مختلف انسان نسبت به نماز قضا:
مىداند نماز قضا ندارد: چيزى واجب نيست.
شك دارد نماز قضا دارد يا نه: چيزى واجب نيست.
احتمال مىدهد نماز قضايى داشته باشد: مستحب است احتياطاً قضاى آن را بجا آورد.
مىداند نماز قضا دارد، ولى شماره آنها را نمىداند؛ مثلًا نمىداند چهار تا بوده يا پنج تا: چنانچه كمتر را بخواند كافى است.
اگر شماره آنها را مىدانسته ولى فراموش كرده است؛ اگر مقدار كمتر را بخواند كفايت مىكند.
شماره آن را هم مىداند: بايد قضاى همان تعداد را بجا آورد.
1- تا انسان زنده است اگرچه از خواندن نماز خود عاجز باشد، شخص ديگرى نمىتواند نمازهاى او را قضا كند.
2- پس از مرگ پدر، نماز و روزههايى را كه بجا نياورده باشد بر پسر بزرگتر واجب است آن نماز و روزهها را قضا كند، و احتياط متسحب است نماز و روزههايى را كه از مادرش(1)قضاء شده است بجا آورد.
3- حالتهاى مختلف پسر بزرگتر نسبت به نماز قضاى پدر:
الف: مىداند، پدر نماز قضا داشته است و:
1) . به فتواى برخى از فقها، قضاى نماز مادر نيز بر پسر بزرگ او واجب است.
تعداد آن را هم مىداند: بايد آنها را قضا كند.
تعداد آن را نمىداند: اگر مقدار كمتر را بجا آورد كافى است.
شك دارد كه خودش بجا آورده است يا نه: بنابر احتياط واجب بايد قضا كند.
ب: شك دارد كه پدر، نماز قضا داشته است يا نه: چيزى بر او واجب نيست.
4- اگر پسر بخواهد نماز پدر يا مادر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند؛ مثلًا نماز قضاى صبح و مغرب و عشاء را بايد بلند بخواند.
5- اگر پسر بزرگتر، پيش از آنكه نماز و روزه پدر را قضا كند، از دنيا برود، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.
نماز قضا را با جماعت مىتوان خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو، يك نماز را بخوانند؛ مثلًا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.
1- اگر مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند، نماز ظهر يا عصر يا عشا، از او قضا شود، بايد آن را دو ركعتى بجا آورد، اگرچه در غير سفر بخواهد قضاى آن را بجا آورد.
2- در سفر نمىتوان روزه گرفت، حتى روزه قضا، ولى نماز قضا مىتوان بجا آورد.
3- اگر در سفر بخواهد نمازهايى را كه در غير سفر قضا شده است بجا آورد،
بايد نمازهاى ظهر و عصر و عشا را چهار ركعتى قضا كند.
4- نماز قضا را در هر وقتى مىتوان بجا آورد؛ يعنى قضاى نماز صبح را مىتوان ظهر يا شب خواند.
آنان كه نماز قضا دارند، فرصت را از دست ندهند و اوقات فراغت خود را بيهوده نگذرانند، و بيش از مقدار نياز وقت خود را در بازارها و مغازهها تلف نكنند، و نمازهاى قضاى خود را بجاى آورند، كه اين وظيفه واجب آنهاست، و بايد بدان عمل كنند و چه بهتر كه اين عبادتها در اماكن مقدسى همچون مسجدالحرام و مسجدالنبى صلى الله عليه و آله انجام شود، كه افزون بر عمل به واجب شرعى از پاداش بيشترى نيز بهرهمند خواهند شد.
1- قرآن هميشه بايد پاك و تميز باشد و نجس كردن خط و ورق قرآن، حرام است، و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب بكشند.
2- اگر جلدقرآن نجسشود وبىاحترامى بهقرآن باشد بايد آنرا آب بكشند.
1- رساندن جايى از بدن به نوشته قرآن، براى كسى كه وضو ندارد حرام است.
2- در تمام اين موارد لمس كردن خطوط قرآن بدون وضو حرام است:
در نوشته قرآنى فرقى بين آيات و كلمات بلكه حروف و حتى حركات آن نيست.
در چيزى كه قرآن بر آن نوشته شده است، بين كاغذ و زمين و ديوار و پارچه، فرقى نيست.
در نوشته قرآنى فرقى نيست كه با قلم نوشته شده باشد يا چاپ يا گچ و يا چيز ديگر.
اگر نوشته قرآنى در قرآن هم نباشد، لمس كردن آن حرام است. پس اگر آيهاى از قرآن در كتاب ديگرى نوشته شده باشد، بلكه اگر كلمهاى از آن در كاغذى باشد، يا نصف كلمهاى از آن از برگ قرآن يا كتاب ديگرى بريده شده باشد، باز هم لمس آن بدون وضو حرام است.
3- موارد زير، لمس نوشته قرآن به حساب نمىآيد و حرام نمىباشد:
لمس آن از پشت شيشه، يا پلاستيك.
لمس ورق قرآن و جلد آن و اطراف نوشتهها (گرچه مكروه است).
ترجمه قرآن، به هر لغتى باشد، مگر اسم خداوند كه به هر لغتى باشد، لمس آن براى كسى كه وضو ندارد حرام است، مانند كلمه «خدا».
4- كلماتى كه مشترك بين قرآن و غير قرآن است مانند «مؤمن»، «الذين» اگر نويسنده به قصد قرآن نوشته باشد لمس آن بدون وضو حرام است.
قرآنهاى مساجد، معمولًا وقف است و تصرف در مال موقوف حتّى با نوشتن مطالبى بر آن، حرام است افزون بر اينكه اينگونه كارها سبب برخى از مشكلات براى مؤمنين و توهين ديگران به پيروان مكتب اهل بيت خواهد شد و برخى نوشتهها بىاحترامى به قرآن نيز هست.
تلاوت قرآن ثواب بسيار زيادى دارد و در برخى اماكن و اوقات ثواب
بيشترى دارد، از جمله در شهر مكّه، و در ماه رمضان سفارش بيشترى شده است و چنانچه بتواند يك دور كامل قرآن را بخوانند بهتر است.
براى تلات قرآن آدابى ذكر كردهاند كه از جمله آنهاست:
1- با طهارت بودن. هر چند دست به خط وورق قرآن نزند.
2- رو به قبله نشستن موقع تلاوت قرآن.
3- به ترتيل خواندن، نه تند و با صداى بسيار بلند و نه كند و صداى بسيار آهسته.
4- تدبّر و تفكر در معانى قرآن.
قرآن، كتاب مقدس و مورد احترام است و هرگونه عملى كه سبب بىاحترامى به قرآن باشد حرام است از جمله:
1- گذاشتن قرآن در جايى كه بىاحترامى است.
2- گذاشتن قرآن بر چيزى كه بىاحترامى است.
3- نوشتن قرآن با چيزى و بر چيزى و به گونهاى كه بىاحترامى باشد.
4- سوزاندن قرآن و حتى آياتى از قرآن كه در غير قرآن نوشته شده است.
5- انداختن و پرتاب كردن قرآن و حتى گذاشتن قرآن بر روى زمين در صورتى كه بىاحترامى به آن باشد.
1- نماز خواندن در مساجد مستحب است، بلكه حاضر نشدن در مسجد خصوصاً براى همسايگان مسجد- در صورتى كه عذرى مثل بارش برف و باران نباشد- مكروه است.
2- تعطيل كردن مسجد مكروه است و مستحب است انسان نماز را در مسجدى بخواند كه نمازگزار ندارد تا تعطيل نشود. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه- سه چيز در قيامت از مردم شكايت مىكنند: اول مسجد متروكى كه اهالى آنجا در آن نماز نمىخوانند. دوّم: عالمى كه بين عدّهاى جاهل قرار دارد و از او استفاده نمىكنند. سوم: قرآنى كه متروك مانده و غبار گرفته است و آن را تلاوت نمىكنند.
3- زياد رفتن به مسجد مستحب است. از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه هر كس به مسجد رود از وقتى كه روانه مسجد مىشود تا به خانه برمىگردد، براى هر قدم كه برمىدارد ده حَسَنه نوشته مىشود.
1- نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است.
2- احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند، مگر آنكه واقف، آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.
3- نجس كردن فرش مسجد نيز بنابر احتياط واجب حرام است.
4- اگر مسجدى را غصب كنند و به جاى آن، خانه و مانند آن بسازند كه ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم بنابر احتياط واجب نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.
خوابيدن در مسجد مكروه است و اگر بىاحترامى به مسجد باشد جايز نيست.
اين كارها درباره مسجد مستحب است:
زودتر از همه به مسجد رفتن و ديرتر از همه از مسجد بيرون آمدن
چراغ مسجد را روشن كردن
تميز كردن مسجد
هنگام وارد شدن، ابتدا پاى راست را داخل مسجد گذاشتن
هنگام بيرون آمدن از مسجد اوّل پاى چپ را بيرون گذاشتن
خواندن دو ركعت نماز تحيّت و احترام مسجد
خوشبو كردن خود و پوشيدن بهترين لباسها براى رفتن به مسجد
اين كارها درباره مسجد مكروه است:
عبور از مسجد، به عنوان محل عبور؛ بدون آنكه در آنجا نماز بخواند.
انداختن آب دهان و بينى در مسجد و اگر بىاحترامى باشد، حرام است.
خوابين در مسجد، مگر در حال ناچارى.
فرياد زدن در مسجد و صدا را بلند كردن، مگر براى اذان.
خريد و فروش در مسجد.
سخن گفتن از امور دنيا.
رفتن به مسجد، براى كسى كه سير يا پياز خورده و بوى دهانش مردم را آزار مىدهد.
همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.
مستحب است، انسان با كسى كه در مسجد حاضر نمىشود، غذا نخورد. در كارها با او مشورت نكند، همسايه او نشود، از او زن نگيرد و به او زن ندهد.
ترتيب اوليت مساجد براى نماز خواندن از نظر ثواب:
1- مسجد الحرام.
2- مسجد النبى صلى الله عليه و آله.
3- مسجد كوفه.
4- مسجد بيت المقدس.
5- مسجد جامع هر شهر.
6- مسجد محله.
7- مسجد بازار.
نامحرم حفظ كنند، بهتر است در مسجد نماز بخوانند.
1- برطرف كردن نجاست از مسجد واجب است و فرقى در اين مسأله بين داخل، سقف و پشت بام و حتى طرف داخل ديوار مسجد نيست. يعنى هر جاى مسجد نجس شود بايد تطهير شود يا به گونهاى ديگر نجاست برطرف گردد.
2- بنابر احتياط واجب، اگر طرف بيرون ديوار مسجد نجس شود، برطرف كردن نجاست از آن واجب است، مگر آنكه واقف طرف بيرون را جزو مسجد قرار نداده باشد.
3- هنگامى كه انسان از نجاست مسجد مطلع شد، فوراً بايد آن را تطهير كند، پس نبايد به قدرى معطل كند كه عرفاً بگويند تأخير كرده است.
4- برطرف كردن نجاست از مسجد، واجب كفايى است و اختصاص به كسى كه مسجد را نجس كرده يا سبب نجس شدن آن شده ندارد، بلكه بر همه افرادى كه مىتوانند مسجد را تطهير كنند واجب است.
5- اگر فرش مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را تطهير كنند ولى چنانچه به واسطه آب كشيدن خراب مىشود و بريدن يا تراشيدن جاى نجس بهتر است، بايد محل نجس را بتراشند يا ببرند و اگر كسى كه مىبُرد يا مىتراشد خودش نجس كرده باشد، بايد آن را اصلاح كند.
6- اگر انسان نتواند مسجد را تطهير كند يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند،
تطهير مسجد بر او واجب نيست، ولى اگر بىاحترامى به مسجد باشد، بنابر احتياط واجب بايد به كسى كه مىتواند آن را تطهير كند، اطلاع دهد.
لزوم طهارت مسجدالحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله با ساير مساجد و حرمت تنجيس آنها با ساير مساجد فرقى ندارد. ولى از آنجا كه تطهير مسجدين به ويژه مسجدالحرام به روش خاص صورت مىپذيرد، برخى از زائران نسبت به طهارت آن مكانهاى مقدس دچار ترديد مىشوند كه جاى اين ترديد نيست و جاهايى كه يقين به نجس شدن آنها نباشد، پاك است و پرهيز از آنها واجب نيست، افزون بر آنكه به شهادت برخى از اهل اطلاع شيوه تطهير آنها نيز صحيح است و مشكلى ندارد.
افزون بر اينكه احترام آن اماكن مقدس لازم است و بهتر است نظافت و طهارت آن اماكن را مراعات كنند براى تطهير بدن و لباس نيز ممكن است به جهت كمبود امكانات نظافت و طهارت به طور كامل مراعات نشود كه دقت در اينگونه موارد براى پاك ماندن لباس احرام لازم است.
از آنجا كه در اسلام بيكارى و تنبلى بسيار نكوهش شده و تلاش براى تحصيل مخارج زندگى، واجب مىباشد، كسانى كه بجز از راه خريد و فروش نتوانند مخارج خود را تأمين كنند؛ يعنى تحصيل آن منحصر در همين راه باشد و راه ديگرى برايشان امكان نداشته باشد، واجب است با خريد و فروش خرج زندگى خود را به دست آورند و محتاج به ديگران نشوند.
1- فروختن و اجاره دادن خانه يا وسيلهاى ديگر براى استفاده حرام، حرام است.
2- خريد و فروش، نگهدارى، نوشتن، خواندن و درس دادن كتاب و مجلات و نوارهاى گمراه كننده حرام است، مگر زمانى كه براى هدفى صحيح باشد، مثلًا براى پاسخ دادن به اشكالهاى آن
3- مخلوط كردن جنسى كه مىفروشد با چيزى كه ارزش ندارد و يا ارزش آن كمتر است، حرام مىباشد؛ مثل آنكه روغن خوب را با غير خوب يا شير را با آب
مخلوط كند و بفروشد (اين عمل را غش در معامله مىگويند).
4- جنس وَقف شده را نمىتوان فروخت، مگر در صورتى كه خراب شده باشد و قابل استفاده نباشد، مانند بخارى نفتى مسجد كه قابل استفاده براى مسجد نباشد.
5- خريد و فروش خانه يا چيز ديگرى كه به كسى اجاره داده، اشكال ندارد ولى استفاده آن در مدت اجاره براى كسى است كه آن را اجاره كرده است.
6- در معامله بايد خصوصيات جنسى كه خريد و فروش مىكنند معلوم باشد ولى گفتن خصوصياتى كه گفتن و نگفتن آنها تأثيرى در ميل و رغبت مردم نسبت به آن كالا ندارد، لازم نيست.
7- خريد و فروش دو كالاى همجنس كه با وزن يا پيمانه مىفروشند به زيادتر «رِبا» و حرام است؛ مثلًا يك تُن گندم بدهد و يك تن و 200 كيلوگرم بگيرد.
و همچنين كالا يا پولى را به كسى قرض بدهد و پس از مدتى زيادتر بگيرد؛ مثلًا يكصدهزار تومان قرض بدهد و پس از يكسال يكصد و بيست هزار تومان بگيرد.
در برخى از موارد فروشنده يا خريدار مىتوانند معامله را فسخ كنند كه از جمله آنهاست:
خريدار يا فروشنده گول خورده باشد.
در هنگام معامله قرارداد كردهاند كه تا مدت معينى، هر دو يا يكى از آنها بتوانند معامله را بهم بزنند؛ مثلًا هنگام خريد و فروش بگويند، هركس پشيمان شد تا سه روز ديگر مىتواند پس بدهد.
كالايى كه خريده است معيوب بوده و بعد از معامله بفهمد.
فروشنده خصوصياتى براى كالاى خود بيانكرده وبعداً معلوم شود آنگونه نبوده است؛ مثلًا بگويد اين دفتر 200 برگ است بعداً معلوم شود كمتر است.
اگر بعد از معامله عيب مال را بفهمد و فوراً آن را بهم نزند، ديگر حق بهم زدن معامله را ندارد.
1- اگر بعد از معامله عيب مال را بفهمد و فوراً معامله را فسخ نكند، ديگر حق به هم زدن معامله را نخواهد داشت.
2- هرگاه بعد از خريدن جنس، عيب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد، مىتواند معامله را به هم بزند.
3- در اين موارد اگر خريدار بفهمد مال معيوب است حق فسخ ندارد.
موقع خريدن، عيب مال را بداند.
به عيب مال راضى شود.
وقت معامله بگويد: اگر مال عيبى داشت پس نمىدهم و تفاوت قيمت را هم نمىگيرم.
فروشنده در وقت معامله بگويد: اين مال را با هر عيبى كه دارد مىفروشم.
4- اگر فروشنده هنگام معامله عيب كالا را معين كند و بگويد آن را با اين عيب مىفروشم ولى پس از معامله معلوم شود عيب ديگرى هم دارد، خريدار مىتواند به خاطر عيبى كه فروشنده معين نكرده كالا را پس دهد يا تفاوت قيمت بگيرد.
5- در اين موارد اگر خريدار بفهمد مال معيوب بوده فقط مىتواند تفاوت
قيمت بگيرد ولى حق فسخ معامله را ندارد.
بعد از معامله تغييرى در كالا بدهد كه مردم بگويند به طورى كه خريدارى و تحويل داشده شده باقى نمانده است.
پس از انجام معامله بفهمد كالا معيوب است و تنها بر حق برگرداندن آن را ساقط كرده باشد.
بعد از تحويل گرفتن كالا، عيب ديگرى در آن پيدا شود. بجز در حيوان كه تا سه روز مىتواند برگرداند.
اگر خريدار قيمت جنس را نداند، يا در وقت معامله غفلت كند و جنس را گرانتر از قيمت معمولى آن بخرد، چنانچه به قدرى گران خريده كه مردم او را مغبون مىدانند و به كمى و زيادى آن اهميت مىدهند، اختيار فسخ معامله را دارد و همچنين نسبت به فروشنده.
اقاله، فسخ طرفين قرارداد است، به اين معنى هر دو طرف بر فسخ قرارداد توافق كنند.
1- اقاله در تمام عقود جارى مىشود بجز در نكاح كه نياز به اجراى صيغه طلاق دارد.
2- اگر يكى از طرفين درخواست فسخ قرارداد را داشته باشد و ديگرى بپذيرد نيز اقاله تحقق مىيابد.
3- در خريد و فروش، اقاله كردن آن هر چيزى اضافه بر قيمت معين شده يا
كمتر از آن جايز نيست، پس اگر مشترى اقاله كند با چيزى اضافه بر قيمت معين شده يا فروشنده اقاله كند به كمتر از آن قيمت باطل است و تأثيرى ندارد.
اگر مالى بر عهده انسان باشد ولى صاحبش را نشناسد، مثلًا پولى از كسى قرض گرفته و نمىداند طلبكار كيست و نمىتواند او را پيدا كند، يا كالايى از ديگران نزد او باقى مانده مثلًا در مغازه يا تعميرگاه يا ماشين او جا مانده و صاحبش را نمىشناسد، بايد از طرف صاحبش صدقه بدهد و احتياط آن است كه با اجازه حاكم شرع باشد.
1- برداشتن چيزى كه پيدا شده مكروه است.
2- اگر چيزى پيدا كند ولى برندارد، وظيفه خاصى بر عهدهاش نمىآيد.
3- اگر چيزى پيدا كند و بردارد احكام خاصى دارد به اين شرح:
الف: اگر نشانهاى ندارد كه به واسطه آن صاحبش معلوم نشود بنابراحتياط واجب از طرف صاحبش صدقه بدهد.
ب: اگر نشانه دارد:
1- قيمت آن از 6/ 12 نخود نقره سكهدار كمتر است
صاحبش معلوم باشد؛ بايد به او بدهد.
صاحبش معلوم نباشد؛ مىتواند براى خودش بردارد.
2- قيمت آن به 6/ 12 نخود نقره سكهدار مىرسد؛ بايد تا يك سال اعلام كند پس اگر صاحبش پيدا شد، به او بدهد و اگر صاحبش پيدا نشد، مىتواند:
براى خودش بردارد.
براى صاحبش نگهدارى كند تا پيدا شود.
احتياط مستحب است كه از طرف صاحبش صدقه بدهد.
3- در مواردى كه براى پيدا شدن صاحبش بايد اعلام كند، تا يك هفته روزى يك مرتبه و بعد از آن تا يك سال هفتهاى يك مرتبه در محل اجتماع مردم؛ مانند بازار و محل نماز جماعت بايد اعلام كند
4- بنابر احتياط واجب بايد فوراً اعلام كند و تأخير نيندازد.
5- اگر مىداند، اعلام كردن فايده ندارد و يا از پيدا شدن صاحبش نااميد است، اعلام لازم نيست.
6- اگر بچه نابالغ چيزى پيدا كند، سرپرست او (پدر يا جدّ) بايد اعلام كند.
اگر در مدينه چيزى پيدا كند حكم آن با اشياء پيدا شده ساير جاها فرقى ندارد كه به تفصيل بيان شد ولى اگر در مكّه و اطراف آن يعنى در منطقه حرم چيزى پيدا كند حكم آن بدين شرح است:
برداشتن آن كراهت شديد دارد و بلكه احتياط دربرنداشتن است، و اگر برداشت و قيمتش به 6/ 12 نخود نقره سكه دار مىرسد و صاحبش پيدا نشود مىتواند از طرف صاحبش صدقه بدهد، يا آن را براى صاحبش نگهدارى كند، ولى نمىتواند براى خودش بردارد.
اگر كفش انسان را ببرند و كفش ديگرى بجاى آن مانده باشد، مسأله چند
صورت دارد:
1- مىداند كفشى كه مانده، مالِ كسى است كه كفش او را برده، اگر از پيدا شدن صاحبش نااميد شود و يا پيدا كردن او برايش سخت باشد، مىتواند آن را به جاى كفش خودش بردارد، ولى اگر قيمت آن كفش بيشتر از قيمت كفش خودش باشد، و از پيدا شدن صاحبش نااميد شود، بايد، با اجازه حاكم شرع از طرف او صدقه بدهد.
2- احتمال مىدهد، كفشى كه مانده، مالِ كسى نيست كه كفش او را برده؛ اگر بردارد بايد صاحبش را پيدا كند و اگر از پيدا شدن او نااميد شد، از طرف وى به فقير صدقه بدهد (ولى بهتر است برندارد).
خداوند بزرگ براى استفاده انسانها، طبيعتِ زيبا و تمام حيوانات و ميوهها و سبزيجات را در اختيار آنها قرار داده است، تا از آنها براى خوردن و آشاميدن و پوشاك و مسكن و ساير نيازهاى خود بهكار گيرند، ولى براى حفظ جان انسانها و سلامتى جسم و روح آنها و بقاى نسلها و احترام به حقوق ديگران، قوانين و مقرراتى قرار داده است كه در اين درس به برخى از آنچه كه در رابطه با خوراكىها و آشاميدنىهاست مىپردازيم:
خوردن چيزى كه براى انسان ضرر دارد حرام است، مثلًا خوردن غذاى چرب براى مريضى كه غذاى چرب برايش ضرر دارد حرام است.
1- خوردن گل حرام است.
2- خوردن كمى از تربت سيدالشهدا عليه السلام براى شفا يافتن از بيمارى اشكال ندارد.
3- خوردن و آشاميدنِ چيز نجس حرام است.
4- خوردن چيزى كه براى انسان ضرر دارد حرام است، مثلًا خوردن غذاى چرب براى مريضى كه غذاى چرب برايش ضرر دارد حرام است.
7- بر هر مسلمانى واجب است مسلمان ديگرى را كه نزديك است از گرسنگى يا نشنگى بميرد، نان و آب داده و از مرگ نجات دهد.
از جمله مواردى كه رعايت طهارت ضرورت دارد و پرهيز از نجاسات واجب است، مسأله خوردن و آشاميدن است. خوردنىها و آشاميدنىهاى انسان بايد داراى اين شرايط باشد: الف: پاك باشد، ب: مباح باشد، ج: حلال باشد، د: براى سلامتى ضرر نداشته باشد.
1- خوردن و آشاميدنِ چيز نجس حرام است و خورانيدن عين نجس به اطفال حرام است ولى خورانيدن غذاى متنجس به اطفال حرام نيست.
2- غذاهاى غير گوشتى، كه در كشورهاى اسلامى توليد شده است؛ اعم از سبزيجات، حبوبات، ميوهها و فرآوردههاى لبنى مانند: پنير، ماست، كره، خامه، كه از حيوان حلال گوش گرفته مىشود، تخممرغ و ساير پرندگان حلال گوشت، نان، بيسكويت، شكلات، آدامس، شيرينى و ساير خوردنىهايى كه از گوشت حيوان نيست، پاك و خوردن آنها حلال است، مگر آنكه انسان يقين كند نجس شده است. بنابر اين مسأله چند صورت دارد:
است---) پاك و حلال است.
شك دارد نجس شده است يا نه---) پاك و حلال است.
احتمال مىدهد نجس شده باشد ولى يقين ندارد---) پاك و حلال است.
مىداند بر اثر تماس با بدن كافر يا به گونهاى ديگر نجس شده است---) نجس و حرام است.
1- دستها را قبل از غذا و پس از آن بشويد.
2- در اول غذا «بسم الله» و در پايان، «الحمد لله» بگويد.
3- با دست راست غذا بخورد.
4- لقمه را كوچك بردارد.
5- غذا را خوب بجود.
6- ميوه را پيش از خوردن با آب بشويد.
7- اگر چند نفر سر سفره نشستهاند، هركسى از غذاى جلوى خودش بخورد.
8- ميزبان پيش از همه شروع به غذا خوردن كند و بعد از همه دست بكشد.
1- در حال سيرى غذا خوردن
2- پرخورى (زياد غذا خوردن)
3- نگاه كردن به صورت ديگران هنگام غذا خوردن
4- خوردن غذاى داغ
5- فوت كردن به غذايى كه مىخورد
6- پاره كردن نان با كارد
7- گذاشتن نان زير ظرف غذا
8- دور انداختن ميوه، پيش از آنكه كاملًا آن را بخورد.
1- در روز، ايستاده آب بخورد.
2- پيش از آشاميدن آب «بسم الله» و بعد از آن «الحمد لله» بگويد.
3- به سه نفس آب بياشامد.
4- پس از آشاميدن آب، حضرت امام حسين عليه السلام و خاندان و ياران او را ياد و قاتلان ايشان را لعن كند.
1- زياد آشاميدن
2- آشاميدن آب بعد از غذاى چرب
3- با دست چب آب نوشيدن
4- در شب، ايستاده آب نوشيدن
نذر، پيمانى است ميان انسان و خداى خود براى انجام دادن يا ترك كارى يا پرداخت مالى، و چون اكثر موارد نذر در زمان ما، نذر مالى است و نذورات مردمى يكى از منابع مهمّ مالى كارهاى خير در جامعه ماست لذا احكام آن را در اين بخش مىآوريم:
1- در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست انسان آن را به عربى بخواند، پس اگر بگويد: «چنانچه مريض من خوب شود براى خدا بر من است كه دههزار تومان به فقير بدهم»، نذر او صحيح است.
2- انسان كارى را مىتواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد، بنابراين كسى كه مثلًا نمىتواند پياده به حج برود، اگر نذر كند كه پياده برود، نذر او صحيح نيست.
نذر كننده بايد مكلف و عاقل باشد و به اختيار و قصد خود نذر كند، بنابراين، نذر كسى كه او را مجبور كردهاند، يا در حال عصبانيت بىاختيار نذر كند صحيح نيست.
نذر زن بدون اجازه شوهر باطل است. برخى از فقها نيز نذر زن بدون اجازه شوهر را اگر منافات با حق شوهر نداشته باشد صحيح مىدانند.
براى نذر لازم نيست از پدر خود اجازه بگيرد و چنانچه بدون اجازه او هم نذر كند صحيح است.
متعلق نذر بايد عملى راجح يعنى واجب يا مستحب يا ترك حرام يا مكروه باشد، و به فتواى برخى از فقها امر مباح هم جايز است. بنابر اين اگر نذر كند كار حرام يا مكروهى را انجام دهد، صحيح نيست.
همانگونه كه گفته شد اگر نذر كند، كار واجب يا مستحبى را ترك كند، اين نذر صحيح نيست.
1- اگر انسان نذر كند كارى را انجام دهد، بايد همانطور كه نذر كرده عمل كند، پس اگر نذر كند روز اول ماه روزه بگيرد، چنانچه روز قبل يا بعد از آن بجا آورد، كفايت نمىكند.
2- اگر نذر كند كه به فقير معينى صدقه بدهد، نمىتواند آن را به فقير ديگرى بدهد.
3- اگر نذر كند كه به زيارت يكى از امامان عليهم السلام برود، چنانچه به زيارت امام ديگر برود، كافى نيست و چنانچه به واسطه عذر نتواند آن امام را زيارت كند، چيزى بر او واجب نيست.
مدت دار بودن نذر دو فرض دارد:
الف: نذر مشروط باشد و شرط آن مدتدار باشد به اين معنا كه اگر تا وقت معينى شرط محقق شد؛ مثلًا حاجت او برآورده شد، فلان كار را انجام مىدهد و اگر تا آن موقع شرط محقق نشد، عمل به نذر، واجب نيست.
ب: عمل به نذر مدت معينى داشته باشد به اين معنا كه نذر مىكند تا فلان موقع، به نذر عمل مىكند، در اين صورت اگر بدون عذر تا وقت معين به نذر عمل نكند، تخلف نذر به حساب مىآيد و كفاره دارد.
1- اگر براى حرم يكى از امامان عليهم السلام يا امامزادگان چيزى نذر كند، بايد آن را به مصارف حرم برساند، از قبيل فرش، پرده و روشنايى.
2- اگر براى خود امام عليه السلام يا امامزاده چيزى نذر كند، چنانچه مصرف معينى را قصد كرده، بايد به همان مصرف برساند و اگر مصرف معينى را قصد نكرده، بايد به فقيران و زائران بدهد و يا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را به امام عليه السلام هديه كند.
اگر كسى به يكى از اسامى خداوند عالم؛ مانند «خدا» و «الله» قسم بخورد كه كارى را انجام دهد يا ترك كند؛ مثلًا سوگند بخورد كه روزه بگيرد يا سيگار نكشد، واجب است به آن عمل كند. اين قسم «انشائى» است و نوع ديگر آن قسم «اخبارى» است.
كسى كه قسم مىخورد بايد اين شرايط را داشته باشد:
بالغ و عاقل باشد.
از روى قصد و اختيار قسم بخورد.
اگر مىخواهد نسبت به مال قسم بخورد، حاكم شرع او را از تصرف اموالش ممنوع نكرده باشد.
اگر فرزند بدون اجازه پدر قسم بخورد صحيح است؛ يعنى قسم، مشروط به اجازه نيست و قسم زن نيز اگر منافات با حق شوهر نداشته باشد نياز به اجازه او ندارد.
اگر عمداً به سوگندى كه خورده است عمل نكند، بايد كفاره بدهد و كفاره آن يكى از اين سه چيز است:
آزاد كردن يك برده
سير كردن ده فقير
پوشاندن ده فقير
كسى كه قسم مىخورد،- چه از گذشته خبر دهد، يا براى آينده باشد- اگر حرف او راست باشد، قسم خوردن او مكروه است و اگر دروغ باشد، حرام و از گناهان بزرگ است.
اگر انسان براى خبرى كه مىدهد و مطلبى را به اطلاع ديگران مىرساند قسم بخورد، چنانچه آن مطلب دروغ باشد، حرام است و اگر راست باشد قسم خوردن مكروه است.
هر انسانى نسبت به كارهاى ناپسندى كه در جامعه انجام مىپذيرد و كارهاى نيك و پسنديدهاى كه ترك مىشود، مسئوليت دارد، بنابراين اگر كار واجبى ترك شود و يا حرامى اتفاق بيفتد، سكوت و بىتفاوتى در مقابل آن جايز نيست، و تمام افراد جامعه بايد براى برپايى «واجب» و جلوگيرى از «حرام» اقدام كنند، كه اين عمل، «امر به معروف» و «نهى از منكر» است.
علاوه بر آيات بسيار زيادى كه در قرآن درباره امر به معروف و اهمّيت و آثار آن وارد شده، در برخى از سخنان امامان معصوم عليهم السلام چنين آمده است:
«امر به معروف و نهى از منكر» از مهمترين واجبات و شريفترين آنهاست.
واجبات دينى به سبب «امر به معروف و نهى از منكر» استوار مىگردد.
«امر به معروف و نهى از منكر» از ضروريات دين است و كسى كه آن را مُنكر شود كافر است.
در احكام دين، به تمام واجبات و مستحبات «معروف» و به تمام محرمات و مكروهات «منكر» گفته مىشود. بنابراين واداشتن افراد جامعه به انجام كارهاى واجب و مستحب «امر به معروف» و بازداشتن آنها از كارهاى حرام و مكروه «نهى از منكر» است.
امر به معروف و نهى از منكر، واجب كفايى است كه اگر به قدر كفايت به انجام آن اقدام كنند، از ديگران ساقط مىشود و اگر همه كس آن را ترك كرده باشند، چنانچه شرايط آن موجود باشد، همه آنها ترك واجب كردهاند.
1- در مرتبه اول، با معصيتكار به گونهاى برخورد شود كه بفهمد اين طرز رفتار، به خاطر انجام گناه است؛ مثلًا از او روى گرداند يا با چهره عبوس و برافروخته با او برخورد كند، يا با او رفت و آمد نكند.
2- در مرتبه بعد، او را با زبان، امر و نهى كند؛ يعنى به او بگويد و دستور دهد.
3- مرتبه سوم، استفاده از زور براى جلوگيرى از منكر و برپايى واجب است؛ يعنى زدن گناهكار.
رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آيةالله خامنهاى- دامت بركاته- نسبت
به چگونگى اجراى مرتبه سوم امر به معروف و نهى از منكر چنين نگاشتهاند:
«با توجه به اينكه در زمان قدرت حكومت اسلامى، امكان ارجاع مرتبه سوم از امر به معروف و نهى از منكر به قوه قضائيه و نيروى انتظامى وجود دارد، بويژه در مواردى كه جلوگيرى از منكر، متوقف بر تصرف در اموال مرتكب شونده مىباشد، يا لازم است تعزير شود يا او را زندانى كنند، بر مكلفين واجب است در امر به معروف و نهى از منكر به دو مرتبه اول اكتفا كنند و در صورتى كه اثر نكرد و نياز به توسّل و زور وجود داشت، مسئله را به نيروهاى انتظامى و قضايى ارجاع دهند.
امر به معروف و نهى از منكر با وجود برخى شرايط، واجب مىباشد و در صورت نبود آنها، تكليف ساقط است و آن شرايط عبارت است از:
1- كسى كه امر يا نهى مىكند، بداند آنچه را كه ديگرى انجام مىدهد حرام است و آنچه را ترك كرده، واجب است، پس هركسى كه نمىداند اين عمل كه او انجام مىدهد حرام است يا نه؟ جلوگيرى واجب نيست.
2- احتمال بدهد امر يا نهى او تأثير دارد، بنابراين مىداند تأثير ندارد، يا شك دارد، امر و نهى واجب نيست.
3- شخص گناهكار اصرار بر ادامه كار خود داشته باشد، پس اگر معلوم شود، گناهكار بناى ترك عمل را دارد و دوباره تكرار نمىكند و يا موفق به تكرار نمىشود، امر و نهى واجب نيست.
4- امر و نهى، سبب ضرر جانى يا آبرويى يا ضرر مالى قابل توجه، به خودش يا نزديكان و ياران و همراهان و يا ساير مؤمنان نباشد.
سزاوار است، كسى كه به معروف امر مىكند و از منكر جلوگيرى مىكند:
مانند طبيبى دلسوز و پدرى مهربان باشد.
قصد خود را خالص كند و تنها براى رضاى خداوند اقدام كند، و عمل خود را از هرگونه برترى جويى پاك كند.
خود را پاك و منزه نداند، چه بسا همان شخصى كه اكنون خطايى از او سرزده است، داراى صفات پسنديدهاى باشد كه مورد محبت الهى است، هرچند اين عمل او هماكنون ناپسند و مورد غضب الهى باشد.
يكى از اجتماعات هفتگى مسلمانان «نماز جمعه» است، و نمازگزاران در روز جمعه مىتوانند به جاى نماز ظهر، نماز جمعه بخوانند.
امام خمينى رحمه الله در اهميت نماز جمعه چنين نگاشتهاند:
«نماز جمعه و دو خطبه آن، مانند حج و نماز عيد فطر و قربان، از مراسم بزرگ مسلمانان است، ولى متأسفانه، مسلمانان از وظايف مهم سياسى اين عبادت، غافل و ناآگاهند، در صورتى كه انسانى، با اندك مطالعه و دقت در احكام كشورى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى اسلام در مىيابد كه اسلام دين سياست است و كسى كه دين را از سياست جدا مىداند، نادانى است كه نه اسلام را مىشناسد و نه سياست را.»
1- تمام شرايطى كه در نماز جماعت بايد رعايت شود، در نماز جمعه هم
معتبر است.
2- بايد به جماعت برگزار شود و فُرادا صحيح نيست.
3- حداقل تعداد افراد براى برپايى نماز جمعه، پنج نفر مىباشد؛ يعنى يك نفر امام، و چهار نفر مأموم.
4- بين دو نماز جمعه، حداقل بايد يك فرسخ فاصله باشد.
نماز جمعه دو ركعت است، مانند نماز صبح، ولى دو خطبه دارد كه توسط امام جمعه، قبل از نماز ايراد مىشود.
1- خواندن حمد و سوره با صداى بلند (توسط امام جمعه).
2- خواندن سوره «جمعه» بعد از حمد، در ركعت اول (توسط امام جمعه).(1)
خواندن سوره «منافقون» پس از حمد در ركعت دوم (توسط امام جمعه).
4- خواندن دو قنوت، يكى در ركعت اول، پيش از ركوع، ديگرى در ركعت دوم، پس از ركوع.
1- بنابر احتياط واجب بايد به خطبهها گوش دهند.
2- احتياط مستحب است از سخن گفتن بپرهيزند، و چنانچه سخن گفتن، سبب از بين رفتن فايده خطبهها و يا گوش ندادن به آنها شود، ترك آن واجب است.
1) محمد حسين فلاح زاده، دروس احكام و مناسك حج، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، تابستان 1387.
3- احتياط مستحب است، شنوندگان، هنگام ايراد خطبهها، روبه امام جمعه بنشينند، و بيش از مقدارى كه در نماز اجازه داده شده، به اطراف نگاه نكنند.
شب و روز جمعه داراى اهميت و فضيلت خاصى است، اعمال خير نيز در اين شب و روز از ثواب بيشترى برخوردار است. علاوه بر آداب كه تحت عنوان «آمادگى براى نماز جمعه» گفته شد موارد ذيل در روز جمعه مستحب است:
1- زيارت امام حسين عليه السلام؛
2- زيارت امام زمان (عج) كه زيارتنامه خاصى نيز براى اين روز وارد شده است؛
3- خواندن دعاى ندبه؛
4- صلوات بر محمّد و آل محمد؛ هزار مرتبه و در روزهاى ديگر صد مرتبه.
5- صدقه دادن به فقرا؛
6- هديه دادن به خانواده؛
7- آموختن مسائل دينى و معارف اسلامى؛
8- زيارت قبور مؤمنان؛
9- خوردن انار؛
10- خواندن دعاى سمات در آخر روز جمعه.
11- غسل جمعه. اين غسل ثواب بسيار زيادى دارد و وقت آن تا ظهر روز جمعه است و چنانچه انسان تا ظهر موفق نشد، بعد از ظهر نيز مىتواند انجام دهد.
غسل حيض (قاعدگى)
زمانى كه خونريزى قاعدگى قطع شود، زن بايد براى نماز و ساير كارهايى كه نياز به طهارت دارد غسل كند.
نشانههاى خون حيض
قبل از بلوغ ديده نمىشود و اگر دخترى قبل از بلوغ خونى ببيند حكم حيض ندارد.(1)زنهاى سيده پس از 60 سالگى و زنهاى غير سيده پس از 50 سالگى،(2)
خون حيض نمىبينند و چنانچه پس از آن سنين خونى ببينند حكم حيض ندارد.
دوره قاعدگى كمتر از سه روز نيست، پس اگر جريان خون قبل از سه روز قطع شود حكم حيض ندارد.
دوره قاعدگى بيش از ده روز طول نمىكشد و چنانچه خونريزى بيش از ده روز طول بكشد، پس از ده روز حكم حيض ندارد.
خونريزى در سه روز اول به طور مستمر مىباشد- هرچند در داخل، خون باشد و بيرون نيايد- پس اگر مثلًا دو روز خون ببيند سپس بطور كامل قطع شود و يك روز ديگر دوباره خون ببيند، از آغاز، حيض نبوده است.
فاصله دو حيض حداقل ده روز مىباشد، پس اگر بعد از تمام شدن دوره قاعدگى قبل از آنكه ده روز فاصله شود خون ببيند، خون دوم حكم حيض ندارد.
خون حيض معمولًا غليظ و گرم و پررنگ است و با فشار و كمى سوزش مىآيد.
احكام دوران قاعدگى
1- در مدت قاعدگى، اين كارها بر بانوان حرام است:
نماز و طواف كعبه
كارهايى كه بر جُنب حرام است؛ مانند توقف در مسجد.
آميزش با همسر، براى زن و مرد، هر دو حرام است.
2- در ايام قاعدگى نماز و روزه بر زن واجب نيست، و نمازها قضا ندارد ولى قضاى روزههاى واجب را بايد پس از ماه مبارك رمضان بجا آورد.
3- خوردن قرص در ايام حج يا بعضى مواقع كه زنها ميل دارند عادت ماهيانه نداشته باشند در صورت مضر نبودن اشكال ندارد.
نمايش تصوير
استحاضه
يكى ديگر از خونهايى كه گاهى اوقات از رحم دختر يا زن بيرون مىآيد «استحاضه» است. خون استحاضه معمولًا زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بيرون مىآيد و غليظ نيست ولى ممكن است گاهى، پررنگ و گرم و غليظ باشد و با فشار بيرون آيد.
«به زنى كه خونريزى استحاضه دارد، مُستحاضه گويند.»
اقسام استحاضه
خون استحاضه براساس كمى و زيادى آن، به سه دسته تقسيم مىشود: قليله، متوسطه و كثيره. بر پايه اين تقسيم، وظيفه زن نيز متفاوت است.
وظيفه مستحاضه قليله
اگر جريان خون تنها يك طرفِ پنبه را آلوده كرده باشد و به درون آن نفود كرده ولى از طرف ديگر ظاهر نشده، قليله است و زن بايد براى نماز بدن را تطهير كرده و بنابر احتياط واجب پنبه را عوض كند و وضو بگيرد. بنابراين استحاضه قليله غسل ندارد.
وظيفه مستحاضه متوسطه
اگر خونريزى به قدرى است كه به درون پنبه نفوذ كرده و از طرف ديگر آن ظاهر شده ولى لباس يا پارچه روى پنبه را آلوده نكرده باشد، استحاضه متوسطه است و زن بايد براى نماز افزون بر وظايفى كه براى قليله گفته شد، براى آن نمازى كه قبل از آن يا در بين آن مستحاضه شده است غسل كند و تا زمانى كه
خونريزى مستحاضه متوسطه ادامه دارد هر روز قبل از نماز صبح غسل كند.
بنابراين، در استحاضه متوسطه در هر شبانهروز يك غسل كافى است، اما پس از قطع خونريزى نيز بايد غسل كند.
وظيفه مستحاضه كثيره
اگر خونريزى به قدرى است كه به پنبه نفوذ كرده و از طرف ديگر آن ظاهر شده و لباس يا پارچه روى پنبه را آلوده كرده، استحاضه كثيره است و زن بايد براى هر نماز علاوه بر وظايفى كه براى قليله گفته شد، دستمال را عوض كند يا آب بكشد و غسلى هم انجام دهد ولى اگر نماز ظهر و عصر را با هم بخواند و فاصله نيندازد، يك غسل براى هر دو كافى است و همچنين براى نماز مغرب و عشا.
چند مسأله:
1- مستحاضه متوسطه و كثيره نيز بايد پس از قطع خونريزى غسل كنند.
2- غسل استحاضه با ساير غسلها تفاوتى ندارد مگر در نيت.
3- با غسل استحاضه نمىتوان نماز خواند، بلكه بايد به علاوه غسل وضو هم بگيرد.
اگر زن در ايام عادت ماهانه، طواف بجا آورد باطل است.
طهارت از حدث شرط طواف مستحبى نيست، ولى زن حايض و نفساء چون نبايد به مسجدالحرام وارد شوند، نمىتوانند طواف مستحبى بجا آورند.
اگر سهواً يا از روى غفلت و يا به جهت ندانستن مسأله، طواف را بىوضو يا با
حال جنابت يا حيض يا نفاس بجا آورد، باطل است.
اگر زنى قبل از احرام يا هنگام احرام و در بين اعمال عمره يا حج حايض شود، وظايف خاصى دارد، كه در مناسك حج آمده است، به آنها مراجعه كند و يا از روحانى كاروان سئوال نمايد.
مستحاضه قليله براى انجام طواف واجب و نماز آن، بايد مانند نمازهاى يوميه، بدن و لباس را تطهير كند و وضو هم بگيرد.
مستحاضه متوسطه، به علاوه كارهاى قليله، بايد براى طواف و نماز طواف، غسل استحاضه انجام دهد، و بنابر احتياط واجب، به غسلى كه براى انجام نمازهاى يوميه بجا آورده اكتفا نكند.
مستحاضه كثيره بايد تمام وظايفى كه براى نماز يوميه انجام مىدهد، براى طواف واجب و نماز آن نيز جداگانه انجام دهد، و احتياط واجب آن است به وظايفى كه براى نمازهاى يوميه انجام داده اكتفا نكند.
سفر به مكه مكرمه براى عمره و حج اهميت بسيار زيادى دارد كه بدون آمادگى لازم اقدام به آن شايسته نيست. آمادگى و توانايى مالى و بدنى و باز بودن راه جزو شرايط شرعى و استطاعت لازم براى اين سفر است. افزون بر آن، شناخت وظايفى كه بايد به آن عمل كنند و محرماتى كه از آن بپرهيزند و معرفتى كه پيدا كنند و كمالى كه بهدست آورند نيز لازم است. گذشته از اين امور برخى از آمادگىها كه جنبه فقهى و شرعى دارد و پيش از سفر بايد به آنها اقدام كرد، در اين مقال آورده مىشود.
تهيه لباس احرام بهويژه براى كسانى كه در بدو ورود براى اعمال به ميقات مىروند يا به اصطلاح «مدينه بعد» هستند، از جمله امورى است كه پيش از سفر بايد اقدام كرد. در اين امر، هرچند وظيفه مردان و زنان با هم تفاوت دارد، ولى
شرايط عمومى لباس احرام براى هردو گروه داشتن شرايط لباس نماز است، يعنى همان ويژگىها كه لباس نماز دارد، لباس احرام نيز بايد داشته باشد؛ يعنى:
مباح باشد، پاك باشد، از اجزاء مردار و حيوان حرام گوشت نباشد، به مقدار لازم بدن را بپوشاند، نازك و بدننما نباشد و ...
علاوه بر اين شرايط، لباس احرام مردان نبايد دوخته باشد، حتى بهشكل لباسهاى معمولى نيز نباشد، بلكه بهصورت دو تكه پارچه ندوخته يا حوله است كه يكى را به كمر مىبندند و ديگرى را بر دوش مىافكنند.
چون در حال احرام، استفاده از هرگونه عطر و بوى خوش حرام است، لباس احرام نيز نبايد خوشبو باشد، لذا پيش از سفر اين لباس را جايى كه معطر است نگذارند تا هنگام احرام بوى خوش نداشته باشد.
مردان در حال احرام نبايد كفش بپوشند، بلكه پوشيدن هرچيزى كه تمام روى پا را بگيرد جايز نيست، لذا براى حال احرام بايد دمپايى مناسبى كه تمام روى پا را نمىپوشاند تهيه كنند و اين نيز چون در حال احرام پوشيده مىشود، بايد برخى از شرايط لباس احرام را داشته باشد، يعنى پاك و مباح باشد و از چرم حيوان حرامگوشت يا مردار تهيه نشده باشد.
كفش بانوان در حال احرام نيز بايد اين شرايط را داشته باشد.
هميان، كمربند پهنى است كه مردان در حال احرام بر كمر مىبندند، كه براى نگه داشتن حوله احرامى و نگهدارى پول و لوازم ديگر از آن استفاده مىشود.
دوخته بودن هميان، حتى براى مردان اشكال ندارد.
داشتن ناخنگير يا قيچى براى تقصير، تسبيح براى گفتن ذكر (چون در بسيارى از اعمال عمره و حج اذكار مكرّر وجود دارد) و نيز كتاب مختصر مناسك و دعا نيز مناسب است.
هرچند نماز را هميشه بايد صحيح خواند و تصحيح نماز از وظايف هميشگى نمازگزار است، ولى از آنجا كه در مجموعه اعمال عمره و حج سه نماز واجب وجود دارد و اين نمازها نيز مانند ساير نمازهاى واجب داراى اهميت زيادى است، افزون بر اينكه غلط خواندن آنها ممكن است موجب بطلان اعمال عمره و حج بشود و پيامدهايى نيز بهدنبال خواهد داشت، بنابراين ضرورت تصحيح نماز پيش از سفر دوچندان خواهد بود. لذا بر زائران عزيز لازم است كه نماز خود را بر عالم محل، يا روحانى كاروان عرضه كنند و چنانچه اشكالى داشت، برطرف گردد.
نمازهاى واجب اين سفر عبارتند از:
نماز طواف عمره تمتع؛
نماز طواف حج؛
نماز طواف نساء؛
و چنانچه عمره مفرده نيز بهجا آورد، آن هم دو نماز دارد؛ يكى نماز طواف عمره مفرده و دوم نماز طواف نساء.
همانگونه كه پيشتر گفته شد، لباس احرام بايد مباح باشد و قربانى نيز اينچنين است، بلكه هرچه در اين سفر خرج مىشود از مال حلال باشد، هرچند زائران خانه خدا، بهطور غالب افراد تلاشگرى هستند و با كار و دريافت مزد حلال و پسانداز مازاد بر مخارج سال براى اين سفر ثبتنام كردهاند و هرگز مالى كه غصبى باشد ندارند، ولى گاهى براثر برخى كوتاهىها وجوه شرعى واجب مثل خمس و زكات را نپرداختهاند كه لازم است پيش از سفر به اين امر مهم توجه داشته باشند و چنانچه تاكنون حسابرسى اموال نداشتهاند با مراجعه به دفتر مرجع تقليد خود يا نماينده وى يا لااقل به روحانى كاروان مراجعه و نسبت به اين مسأله اقدام كنند و چنانچه چيزى باعث خمس يا زكات يا ساير وجوه شرعى بدهكار شدند بپردازند و با خيالى آسوده به اين سفر اقدام كنند. و چنانچه بدهى آنها زياد باشد، كه اكنون قدرت پرداخت همه آن را نداشته باشند، مىتوانند مهلت بگيرند و در آينده بپردازند.
يادآورى مىشود كسانى كه حساب خمس دارند و از درآمد بين سال پول ثبتنامى را پرداختهاند، به فتواى بسيارى از مراجع معظم تقليد، پول ثبتنامى نيز مشمول خمس است.
يكى از سؤالات مهم درباره حج، آن است كه برچه كسانى حج واجب است و يكى از مسائل مهم در اين اعمال، نيت است. براى روشن شدن پاسخ اين دو سؤال بحث استطاعت بايد تبيين شود، يعنى اگر شرايط استطاعت موجود باشد، حج بر آنها واجب است و بايد به نيت حج واجب يا «حجة الاسلام» بهجا آورند
و چنانچه آن شرايط موجود نباشد، واجب نيست و به نيت مستحب بهجا مىآورند و مىتوانند به نيابت ديگرى انجام دهند.
اقسام استطاعت
مالى
بدنى (صحت و توانايى)
طريقى (باز بودن و امنيت راه)
زمانى (داشتن وقت كافى)
استطاعت مالى نيز به امور ذيل حاصل مىشود:
داشتن مخارج حج (رفت و برگشت و مخارج ديگر)
داشتن ضروريات زندگى، مانند خانه مسكونى، وسيله سوارى، لوازم منزل، پوشاك، ابزار و ساير نيازمندىها
داشتن شغل يا ملك يا راه درآمد ديگرى كه پس از برگشت مجبور نشود به سختى زندگى كند.
مسائل مربوط به نيابت پيش از سفر بايد مراعات شود، چون كسى كه شرايط نداشته باشد، از آغاز نمىتواند و نبايد نيابت ديگرى را در عمره و حج بپذيرد.
شرايط نيابت
حج واجب برعهده نايب نباشد؛
عذرى از انجام اعمال عمره و حج نداشته باشد، مثلًا نمازش غلط نباشد بهطورى كه نتواند تصحيح كند؛
با مناسك حج آشنايى داشته باشد.
حج به معناى قصد و عمره بهمعناى زيارت است، ولى در اصطلاح فقه، بجاى آوردن اعمال خاصى در مكه و اطراف آن است كه در جلسات آينده تفصيل آنها خواهد آمد.
حج تمتع نوعى از حج است كه وظيفه افراد بيرون از مكه كه از فاصله 16 فرسخ يا بيشتر مىآيند مىباشد و علت نامگذارى آن اين است كه تمتع بهمعناى لذت بردن، بهرهمند شدن است و چون در اين نوع از عمره و حج در مدتى كه انسان از احرام عمره خارج مىشود تا زمانى كه بار ديگر براى حج محرم مىشود كارهايى كه بهسبب احرام حرام شده بود از جمله زن و مرد بر يكديگر حلال مىشود.
آنچه زائران ايرانى و كسانى كه از بيرون مكّه مىآيند در ماههاى حج انجام مىدهند دو بخش است:
عمره تمتع
حج تمتع
فهرست اعمال عمره تمتع بدين شرح است:
احرام؛ در ميقات؛ مثلًا مسجد شجره يا جحفه
طواف؛ در مسجدالحرام به دور كعبه
نماز طواف؛ دو ركعت، در مسجدالحرام، پشت مقام ابراهيم
سعى؛ بين صفا و مروه، پيمودن هفت مرتبه فاصله بين صفا و مروه
تقصير؛ كوتاه كردن قدرى از مو و ناخن
احرام؛ در شهر مكه، پيش از ظهر روز نهم ذىحجه
وقوف در عرفات؛ از ظهر روز نهم ذىحجه تا مغرب آن روز
وقوف در مشعرالحرام؛ شب عيد قربان (دهم ذىحجه)
رمى جمره عقبه؛ سنگ زدن به آخرين جمره در منا، روز عيد قربان
قربانى؛ ذبح يك گوسفند يا گاو يا شتر در روز عيد قربان
حلق (تراشيدن سر) يا تقصير، در روز عيد قربان در مِنا
بيتوته؛ ماندن شبهاى يازدهم و دوازدهم ذىحجه در مِنا
طواف حج؛ هفت دور طواف كعبه به نيت طواف حج
نماز طواف حج؛ دو ركعت نماز پشت مقام ابراهيم، پس از طواف
سعى؛ هفت شوط سعى بين صفا و مروه
طواف نساء؛ هفت دور طواف به گرد كعبه به نيت طواف نساء
نماز طواف نساء؛ دو ركعت نماز پشت مقام ابراهيم به نيت نماز طواف نساء
اين فهرست اعمالى بود كه زائران بيتاللَّه الحرام بهعنوان اعمال عمره تمتّع و حج تمتّع بجا مىآورند كه هريك احكام و آداب خاص دارد كه در درسهاى آينده خواهد آمد.
يادآورى اين نكته لازم است كه اين اعمال دشوار نيست، ولى دقيق است و چنانچه احكام و مناسك آن به دقت فرا گرفته شود بهراحتى مىتوان به آنها عمل كرد؛ إنشاءاللَّه.
اولين عمل از اعمال عمره و حج، احرام است. احرام، مستحبات و واجباتى دارد كه در اين بخش بهطور اختصار به آنها مىپردازيم.
مستحبات:
از اول ماه ذىالقعده و اگر از اين تاريخ نتوانست، از اول ذىالحجه، موى سر و صورتش را كوتاه نكند.
پيش از احرام بدن خود را پاكيزه كند و ناخن و شارب خود را بگيرد.
پيش از احرام در ميقات غسل كند.
يادآورى: چنانچه نتواند در ميقات غسل كند يا خوف آن داشته باشد كه در آنجا نتواند غسل كند، مىتواند، پيش از ميقات، مثلًا در مدينه غسل كند.
واجبات احرام
نيت (محرم مىشوم به احرام عمره تمتّع قربة إلى اللَّه)
لبيك، لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إن الحمد والنعمة لك والملك، لا شريك لك لبيك.
مستحبات هنگام احرام
در صورت امكان پس از نماز ظهر محرم شود و اگر ممكن نبود، پس از نماز واجب ديگر، مثلًا نماز مغرب يا عشاء و اگر آن هم ممكن نبود، پس از شش يا دو ركعت نماز مستحب احرام و نيز دعاهايى وارد شده كه اگر بتواند بخواند خوب است.
مكان احرام عمره تمتّع ميقات است، و ميقات مكانى است كه براى احرام معين شده كه عبارت است از: مسجد شجره، جُحفه، وادى عقيق (ذات عرق)، قرن المنازل و يَلملم.
كسانى كه از مسير مدينه به مكه مىروند بايد در مسجد شجره كه بيرون مدينه و در منطقه ذوالحُليفه است محرم شوند و به فتواى اكثر مراجع تقليد، بايد داخل مسجد محرم شوند، ولى در ساير ميقاتها هرچند مسجدى ساخته باشند رفتن داخل مسجد و محرم شدن در آن لازم نيست، بلكه در بيرون مسجد هم در منطقهاى كه ميقات است اشكال ندارد.
انسان، پس از پوشيدن لباس احرام و نيت و گفتن لبيك مُحرم است و بايد تا پايان اعمال عمره از كارهايى كه بر محرم حرام است پرهيز كند.
مجموع كارهايى كه بر محرم حرام است، بيست و چهارتاست، ولى بسيارى از آنها مورد ابتلاء نيست كه در اينجا به برخى از موارد مورد ابتلاء اشاره مىشود.
استعمال عطريات و بوى خوش
نگاه در آينه
ناخن گرفتن
زدودن مو از بدن
كندن يا كشيدن دندان
روغن ماليدن به بدن
بيرون آوردن خون از بدن، مثلًا زخم كردن آن
قسم خوردن به اللَّه
فخرفروشى به ديگران
كندن درخت و گياه منطقه حرم
زن و شوهر نيز در حال احرام بر يكديگر حرامند
پوشيدن لباس دوخته
پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را بگيرد؛ مثل كفش و جوراب
پوشاندن سر
در حال حركت سايهبان بالاى سر داشتن، مثل گرفتن چتر روى سر يا در ماشين سقفدار سوار شدن
پوشيدن صورت با روبند و امثال آن
پوشيدن زيور براى زينت؛ زيورآلاتى كه قبلًا بر تن داشته لازم نيست بيرون آورد
گره زدن و سنجاق زدن به لباس احرام
مردان براى آنكه لباس احرام از دوششان نيفتد، مىتوانند قسمتى از آن را بر قسمتى ديگر بگذارند و با گذاشتن سنگ يا چيز ديگر و انداختن كِش به دور آن، لباس احرام را نگه دارند و به فتواى برخى از فقهاء سنجاق زدن و گره زدن آن نيز اشكال ندارد.
پس از احرام و ورود به شهر مكه زائران بايد هفت دور طواف كعبه بجاى آورند كه يكى از مهمترين اعمال عمره و حج است، طواف داراى شرايط و واجباتى است كه در اين بخش به آنها اشاره مىشود.
طواف از جهات مختلف، همچون نماز است؛ از جمله اينكه طوافكننده بايد بدن و لباسش پاك باشد، افزون بر اينكه، لباسى كه بر تن دارد بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد.
طوافكننده بايد باوضو باشد و غسلى برعهده او نباشد، و چنانچه نتواند وضو بگيرد يا غسل كند بايد تيمم كند. و طواف عمره بدون طهارت صحيح نيست، خانمهايى كه در ايام عادت ماهيانه بهسر مىبرند بايد صبر كنند و پس از
پاك شدن، غسل بجاى آورند و طواف كنند.
طوافكننده بايد در حال طواف به مقدارى كه در نماز لازم است بدن خود را بپوشاند.
پسرها و مردها بايد ختنه شده باشند و بدون آن طواف صحيح نيست.
طواف و ساير اعمال عمره، از عبادات است و بايد با نيت باشد؛ يعنى گشتن به دور كعبه بايد بهقصد طواف و براى اطاعت دستور خداوند باشد.
طواف بايد از گوشهاى از كعبه كه حجرالاسود در آن قرار دارد آغاز شود؛ همان گوشهاى كه نزديك درِ كعبه است.
حجرالاسود، سنگ مقدسى است كه با ارتفاع حدود 5/ 1 متر از زمين در يكى از گوشههاى كعبه كار گذاشته شده است و اكنون با يك قاب نقرهاى محافظت مىشود. به هريك از گوشههاى كعبه، ركن و مجموع آنها را اركان كعبه مىنامند كه بهترتيب براساس دور طواف، چنين نامگذارى شدهاند: ركن حجرالأسود، ركن عراقى، ركن شامى، ركن يمانى.
نقطه آغاز و پايان طواف حجرالأسود است، يعنى هفت دور طواف مقابل حجرالأسود بهپايان مىرسد و طواف، كمتر يا بيشتر از اين مقدار صحيح نيست، امّا دقت در اين امر لازم نيست و همين مقدار كه عرفاً بگويند روبهروى
حجرالأسود است كافى است. و ايستادن مقابل حَجر در آغاز طواف و در پايان آن و در پايان هر شوط از طواف لازم نيست، ولى مستحب است با دست خود به سمت حَجر اشاره كند و دست خود را ببوسد.
طواف كعبه هفت دور است نه كمتر نه زيادتر و به هر دور آن «شوط» گفته مىشود.
طوافكننده بايد همانگونه كه همه مسلمانان طواف مىكنند به دور كعبه بگردد، يعنى عقبعقب نرود، برخلاف مسير طوافكنندگان نچرخد، و در حال طواف رو به كعبه نباشد، ولى نگاه به سمت راست يا چپ، حتى پشت سر اگر بدن را نگرداند اشكال ندارد.
به فتواى اكثر مراجع تقليد، طواف كعبه در مسجدالحرام تا جايى كه مردم طواف مىكنند و عرفاً بگويند دور كعبه مىگردد صحيح است، ولى بهنظر برخى ديگر از مراجع تقليد، طواف بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم كه حدود 13 متر است باشد. ولى براى مقلدين اين مراجع نيز اگر طواف در آن محدوده مشكل باشد يا ممكن نباشد، و نتوانند صبر كنند تا در وقت خلوت طواف كنند، در فاصله دورتر نيز اشكال ندارد.
طوافكننده بايد بهدور حجر اسماعيل هم بگردد، يعنى در حال طواف داخلِ حجر نرود. حجر اسماعيل، فضايى است بين كعبه و ديوار نيمدايره بهعرض حدود 10 متر كه از ركن عراقى (شمالى) تا ركن شامى (غربى) كعبه امتداد دارد، همان ضلعى كه ناودان كعبه قرار دارد.
بهجز شرايط و واجباتى كه براى طواف گفته شد، آدابى نيز دارد كه برخى مستحب و برخى مكروه است كه مراعات آنها نيز در طواف بر ثواب آن مىافزايد.
1- مستحبات طواف:
تلاوت قرآن
ذكر گفتن
خواندن دعاهاى واردشده
به آرامى و آرامش طواف كردن
استلام حجر
مناسب است زائران در حال طواف، به ذكر، دعا و تلاوت قرآن مشغول باشند تا هم از ثواب آن بهرهمند باشند و هم از حواسپرتى و شك در تعداد دورهاى طواف جلوگيرى شود و نيز از عجله و تند رفتن در حال طواف بپرهيزند
كه گاهى مزاحمت براى ديگران است.
دست زدن و بوسيدن حجرالأسود مستحب است، ولى بهجهت ازدحام زياد و اختلاط زن و مرد در كنار حَجر، از اين كار در حال طواف بپرهيزند و تنها به اشاره كردن با دست به طرف آن و بوسيدن دست اكتفا كنند.
در حال خواندن ذكر و دعا و قرآن نيز صدا را بلند نكنند و از دعا خواندن و صلوات فرستادن دستهجمعى بپرهيزند تا مزاحمتى براى طوافكنندگان نباشد.
2- مكروهات طواف:
خنديدن
سخن گفتن
شعر خواندن
خوردن و آشاميدن
دست كشيدن به ديوار حِجر اسماعيل عليه السلام
هرچند در بسيارى از امور، طواف مانند نماز است، ولى از جهاتى نيز تفاوت دارد؛ مثلًا خنديدن و سخن گفتن و خوردن و آشاميدن نماز را باطل مىكند، ولى طواف را باطل نمىكند، امّا مكروه است و بهتر است از آنها پرهيز شود. دست كشيدن به ديوار حجرِاسماعيل عليه السلام به فتواى برخى از فقها جايز نيست، ولى بسيارى از آنان نيز مكروه مىدانند.
3- مراقبتهايى كه در طواف بايد صورت گيرد:
حتى مىتوانيد از مقدارى پيش از طواف نيت كنيد كه از مقابل حجرالأسود، طواف باشد كه در اينصورت هرچند مقابل حجر متوجه نباشيد اشكال ندارد.
هنگام اتمام طواف براى بيرون رفتن از صف طوافكنندگان از مقابل حجرالاسود بيرون نرويد كه موجب زحمت خود و مزاحمت و اذيت ديگران است، بلكه بدون نيت طواف همراه جمعيت راه برويد تا جايى كه بهراحتى از صف خارج شويد.
در اثناء طواف، به سراغ بوسيدن كعبه، پرده كعبه، حجرالاسود و ... نرويد تا اشكالى در طواف شما پيش نيايد.
هنگام طواف عجله نكنيد و از هل دادن و تنه زدن به ديگران بپرهيزيد و چنانچه با آرامش طواف كنيد، راحت و بهتر مىتوانيد ادامه دهيد.
اگر جمعيت شما را هُل داد و تندتر رفتيد اشكال ندارد، حتى اگر بهقدرى زياد بود كه شك كرديد بىاختيار شديد يا نه باز هم اشكال ندارد.
دور جمعيت حلقه نكشيد، كه مزاحمت براى ساير طوافكنندگان است.
افراد مُسن و ناتوان و بانوان معذور در وقت مناسب ديگرى براى طواف بروند تا بهراحتى بتوانند بهوظيفه خود عمل كنند.
پس از طواف بايد دو ركعت نماز به نيت نماز طواف بخوانند.
نماز طواف مانند نماز صبح است، ولى اذان و اقامه ندارد و بر مردان واجب نيست حمد و سوره آن را بلند بخوانند.
نماز طواف را بايد در مسجدالحرام، پشت مقام ابراهيم عليه السلام بخوانند بهطورى كه مقام ابراهيم بين نمازگزار و كعبه واقع شود و چنانچه مسجدالحرام خلوت باشد و مزاحمتى براى ديگران نباشد، هرچه نزديكتر بايستند بهتر است و بهنظر برخى از فقهاء چنانچه دو طرف مقام (نزديك آن) بخوانند اشكال ندارد.
مقام ابراهيم؛ سنگى است كه حضرت ابراهيم عليه السلام هنگام ساختن كعبه زير پاى خود مىگذاشت و اثر پاى آن حضرت به معجزه الهى بر سنگ مانده است و
اكنون در مسجدالحرام به فاصله 13 متر با كعبه در يك محفظه بلورين و ضريح كوچك نگهدارى مىشود.
نماز طواف بايد پس از طواف و پيش از سعى خوانده شود و با طواف نبايد زياد فاصله داشته باشد، يعنى پس از تمام شدن طواف بايد نماز را بخواند بهطورى كه بگويد بعد از طواف نماز طواف را خواند.
شك در نماز طواف حكم شك در نماز واجب دوركعتى، مثل نماز صبح را دارد؛ بنابراين:
الف) اگر در تعداد ركعتهاى نماز طواف شك كند، نماز باطل است؛
ب) اگر در اجزاى نماز، مثل سجده يا تشهد شك كند، دو فرض دارد:
1- اگر در انجام دادن آن جزء شك كند، چنانچه وارد جزء بعدى نشده (از محل آن نگذشته) آن جزء را بهجا مىآورد، مثلًا در ركعت دوم پيش از تشهد شك كند يك سجده بهجا آورده يا دو سجده كه در اين صورت يك سجده ديگر بهجا مىآورد و چنانچه از محل آن گذشته باشد، به شك خود اعتناء نمىكند و نماز صحيح است.
2- اگر در صحّت آن جزء شك كند، يعنى نمىداند آنچه بهجاى آورده صحيح بوده يا نه، به شك خود اعتناء نمىكند و نماز صحيح است.
ج) اگر بعد از تمام شدن نماز طواف، برايش شكى پيش آيد، هرچه باشد اعتناء نمىشود و نماز خوانده شده كفايت مىكند.
نماز طواف جزء نمازهاى واجب است و مانند ساير نمازها بايد بهطور صحيح خوانده شود و چون جزء مجموعه اعمالى است كه اگر صحيح نباشد ممكن است، پىآمدهايى داشته باشد، مثلًا در احرام باقى بماند، داراى اهميت ويژهاى است، لذا بر تمام افراد لازم است كه براى تصحيح نماز خود اقدام كنند و چنانچه كسى تلاش كرد و تا وقت اعمال نتوانست تصحيح كند، بايد خودش نماز طواف را بجا آورد.
خواندن سوره توحيد پس از حمد در ركعت اول
خواندن سوره كافرون پس از حمد در ركعت دوم
بجا آوردن حمد و ثناى الهى و صلوات بر محمّد و آل محمد پس از نماز
طلب قبولى نماز از خداوند
خواندن دعاهاى واردشده پس از نماز
يادآورى مىشود چون نماز بايد بهطور صحيح خوانده شود، چنانچه سوره كافرون را نمىتواند صحيح بخواند بايد هر سورهاى كه بلد هست بخواند.
يكى ديگر از اعمال عمره تمتّع، سعى بين صفا و مروه است؛ يعنى هفت مرتبه پيمودن فاصله بين صفا و مروه.
صفا و مروه دو كوه كوچك بوده نزديك مسجدالحرام كه امروزه فاصله بين آن دو را بهصورت راهروى سرپوشيده ساختهاند.
سعى بايد پس از نماز طواف و پيش از تقصير انجام شود و فاصلهانداختن بين نماز طواف و سعى اشكال ندارد، ولى نبايد سعى را براى فردا بگذارد.
«اللهم اجعله عِلماً نافعاً ورزقاً واسعاً وشفاءً من كل داءٍ وسُقم»
ثناى الهى را بهجا آورد و نعمتهاى الهى را بهخاطر بياورد و اين اذكار را بگويد:
اللَّه اكبر (هفت مرتبه)
الحمد للَّه (هفت مرتبه)
لا إله إلّااللَّه (هفت مرتبه)
يادآورى مىشود، چون قسمتى از صفا و مروه را برداشتهاند، بخشى از راه شيبدار و محوطه مسطح نيز جزء كوه حساب مىشود، لذا همينكه از بالاى قسمت شيبدار، سعى را آغاز كنند صحيح است و رفتن بالاى صخرهها لازم نيست و بر مروه نيز پس از بالا رفتن از قسمت شيبدار و رسيدن به قسمت مُسطح كافى است.
سعى نيز مانند طواف هفت شوط است و پيمودن فاصله صفا تا مروه يك مرتبه و برگشتن از مروه به صفا مرتبه دوم بهحساب مىآيد؛ بنابراين هفت شوط سعى بر مروه ختم مىشود.
در حال سعى، وقتى كه از صفا به مروه مىرود بايد رو به مروه باشد و نيز وقتى بهطرف صفا برمىگردد بايد رو به صفا باشد و عقبعقب يا كجكج حركت كردن صحيح نيست.
براى سعى طهارت شرط نيست، بنابراين سعى بدون وضو و با بدن و لباس نجس نيز صحيح است.
نشستن و استراحت كردن و رفع خستگى بر صفا و مروه و در بين آنها جايز نيست و اگر در بين سعى باشد، بايد از همانجا كه سعى را قطع كرده است ادامه دهد.
سعى در طبقه دوم چون بالاتر از دو كوه است اشكال دارد.
پياده بهجا آورد نه سواره، هرچند سواره هم- حتى براى توانمند- صحيح است.
دعاها و اذكارى كه وارد شده است را بخواند كه از جمله آنهاست:
اللَّه اكبر (100 مرتبه)
لا اله إلّااللَّه (100 مرتبه)
الحمد للَّه (100 مرتبه)
سبحان اللَّه (100 مرتبه)
آخرين عمل از اعمال عمره تمتّع تقصير است، يعنى چيدن مقدارى از ناخن و موى سر يا صورت.
تقصير بايد پس از سعى باشد، هرچند لازم نيست فوراً تقصير كند، ولى تا وقتى كه تقصير نكرده است، هيچكدام از محرمات احرام بر او حلال نمىشود.
تقصير، مكان معينى ندارد، گرچه اكنون متعارف است كه بعد از سعى بر مروه تقصير مىكنند.
يادآورى مىشود كه به تازگى در كنار مروه محوطهاى مسقف اضافه كردهاند براى افرادى كه سعيشان بهپايان مىرسد و براى تقصير توقف مىكنند، تا محل دور زدن مردم بر مروه شلوغ نباشد.
با تقصير، اعمال عمره تمتّع بهپايان مىرسد و كارهايى كه بهسبب احرام حرام شده بود حلال مىشود.
تقصير نيز جزء اعمال عمره و از عبادات است و بايد بهقصد قربت و به نيت يكى از اعمال عمره انجام داده شود.
كسى كه خودش تقصير نكرده، نبايد موى شخص ديگرى را بچيند، چون هنوز محرم است و در حال احرام زدودن مو، حتى از بدن ديگران نيز حرام است، لذا افرادى كه خودشان تقصير نكردهاند نمىتوانند براى ديگران تقصير كنند، ولى چيدن ناخنِ شخص ديگر اشكال ندارد.
لازم نيست انسان خودش مو يا ناخن را بچيند، پس ديگران هم مىتوانند برايش تقصير كنند، ولى خودش بايد نيت كند.
چون معمولًا محل توقف مردم براى تقصير شلوغ است، بانوان مواظب باشند براى تقصير، موهاى سرشان را مرد نامحرم نبيند.
در فاصله بين تقصير عمره تمتّع تا احرام حج برخى كارها بر حاجيان حرام است كه بايد از آنها بپرهيزند و بسيارى كارها مستحب است كه مىتوانند آنها را انجام دهند.
بهجاى آوردن عمره مفرده
تراشيدن سر
بيرون رفتن از شهر مكه، به فتواى عدهاى از مراجع تقليد، هرچند عدهاى
ديگر بيرون رفتن را به شرط آنكه مطمئن است براى اعمال حج مىتواند بازگردد جايز مىدانند.
كندن و بريدن درخت و گياه حرم
شكار، حتى كشتن ملخ و امثال آن.
يادآورى: كندن و بريدن درخت و گياه و نيز شكار از محرّمات مخصوص حرم است و بر كسانى كه عمره تمتع بجاى نياورده باشند نيز حرام است و اختصاص به اين زمان- فاصله تقصير تا احرام حج نيز ندارد.
تلاوت قرآن و چنانچه بتوانند يك دور كامل قرآن را در مكه بخوانند، ثواب بسيار زيادى دارد.
طواف مستحب
نماز در مسجدالحرام و ساير مساجد معتبر مكه.
در برخى روايات آمده است كه ثواب يك ركعت نماز در مسجدالحرام معادل صدهزار ركعت نماز در جاى ديگر است و چه بهجا و مناسب است زائران محترم از اين فرصت بهخوبى استفاده كنند و چنانچه نماز واجب از آنها قضا شده است، آنها را در مسجدالحرام در مكه يا مسجدالنبى در مدينه منوره بجاى آورند تا افزون بر بجاى آوردن وظيفه شرعى خود از پاداش بسيار زياد آن هم بهرهمند شوند.
اعمال حج نيز مانند عمره با احرام آغاز مىشود. حجاج پس از اتمام اعمال عمره تمتّع و فرارسيدن وقت احرام حج، براى رفتن به عرفات و مشعر و منى و بجاى آوردن مناسك حج آماده مىشوند.
احرام حج با عمره جز در نيت تفاوتى ندارد بنابراين واجبات احرام حج نيز عبارت است از:
پوشيدن لباس احرام
نيت
لبّيك
پس مردان بايد همان دو تكه لباس احرام را با شرايطى كه در اعمال عمره گفته شد بپوشند، ولى لازم نيست حتماً همان لباس احرام عمره باشد، بلكه عوض كردن آن نيز اشكال ندارد و بانوان نيز لباسى كه پاك و مباح باشد و شرايط
لباس نمازگزار را داشته باشد و حرير نيز نباشد مىپوشند.
پوشيدن لباس احرام و گفتن لبيك بايد به نيت يكى از اعمال حج؛ يعنى احرام و به قصد طاعت الهى باشد، و تفاوت آن با عمره در اين است كه در آنجا بهقصد عمره تمتّع محرم مىشدند و اينجا به قصد حج تمتّع.
كسانى كه حج واجب خود را بجا آوردهاند، بهقصد استحباب و كسانى كه از طرف ديگران آمدهاند بهقصد نيابت از او محرم مىشوند.
يادآورى: اعمال عمره و حج به هر نيتى شروع شود، يعنى به هر نيتى محرم شود بايد به همان نيت بهپايان ببرد.
احرام حج بايد در ماههاى حج باشد؛ يعنى شوال، ذىالقعدة و ذىالحجّة، ولى در حج تمتّع بايد پس از اتمام اعمال عمره تمتّع باشد و نيز از نظر پايان وقت بايد زمانى محرم شود كه پيش از ظهر روز نهم ذىالحجة به صحراى عرفات برسد تا وقوف در عرفات را كه از ظهر روز عرفه است آغاز كند.
مكان احرام حج، شهر مكه است و به فتواى بسيارى از مراجع تقليد احرام در قسمتهاى جديد و توسعه يافته شهر مكه نيز صحيح است، هرچند برخى نيز احتياط لازم مىدانند كه در مكه قديم كه حوالى مسجدالحرام است محرم شوند.
پاكيزه كردن بدن و چيدن ناخن و شارب.
غسل احرام.
محرم شدن پس از نماز ظهر و اگر امكان نداشت، پس از نماز واجب ديگر و اگر آن هم ممكن نيست، پس از شش يا دو ركعت نماز مستحب.
خواندن سوره توحيد پس از حمد در ركعت اول و سوره كافرون در ركعت دوم در نماز پيش از احرام.
حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيامبر، پس از نماز.
خواندن دعاهايى كه وارد شده است.
تكرار تلبيه در موارد ذيل:
وقت برخاستن از خواب
بعد از هر نماز واجب و مستحب
وقت رسيدن به شخص سواره
هنگام بالا رفتن از تل (تپه) يا سرازير شدن از آن
وقت سوار يا پياده شدن
آخر شب
وقت سحر
تكرار لبيكها تا ظهر روز عرفه است، اما وقتى كه ظهر فرا رسيد بايد تلبيه را قطع كنند.
محرمات احرام حج، همان محرمات احرام عمره است كه تفصيل آن خواهد آمد، ولى بايد توجه داشت كه حركت از مكه به عرفات چنانچه در روز باشد، مردان محرم نبايد ماشين سقفدار سوار شوند.
دومين عمل از اعمال حج، وقوف در عرفات است. عرفات صحرايى مقدس است بيرون مكه با فاصله حدود 20 كيلومتر تا مسجدالحرام و چند كيلومتر با شهر مكه، حجاج پس از احرام در مكه روانه اين صحرا مىشوند تا يكى ديگر از وظايف واجب خود در حج را بجاى آورند.
وقوف در لغت بهمعناى ايستادن است، ولى در اصطلاح فقهى «حضور در مكانى خاص» است، بنابراين در روز عرفه حجاج بايد در عرفات حاضر شوند و در آنجا بمانند و لازم نيست ايستاده باشند، بلكه نشسته و خوابيده و در حال حركت نيز اشكال ندارد.
زمان وقوف به عرفات از ظهر روز نهم ذىالحجة (عرفه) تا غروب است كه
اين مدت را بهطور كامل بايد در آنجا بمانند، لذا لحظهاى پيش از ظهر شرعى تا لحظهاى پس از غروب بايد باشند تا يقين كنند تمام وقت را در عرفات بودهاند و چنانچه كسى عمداً ديرتر به عرفات وارد شود گناه كرده و چنانچه زودتر برود، علاوه بر آنكه گناه كرده و يك شتر كفاره هم بر او واجب مىشود.
مكان وقوف، صحراى عرفات است، هرجاى آن كه باشد و امروزه حدود عرفات با تابلوهاى زردرنگ مشخص شده كه سمت بيرونى آن نوشته شده:
«بداية عرفات» و سمت درونى آن نوشته شده: «نهاية عرفات». زائران نبايد از اين حدود بگذرند، ولى اگر كسى بخشى از وقت را بيرون عرفات باشد و دوباره به عرفات برگردد، هرچند گناه كرده، ولى وقوف او اشكال ندارد.
وقوف در عرفات دو قسم است: اختيارى و اضطرارى.
كسانى كه عذرى ندارند بايد تمام وقت (از ظهر تا غروب) را در عرفات باشند كه وقوف در اين مدت را «وقوف اختيارى» مىگويند و كسانى كه عذرى دارند و نمىتوانند روز عرفه به عرفات بروند، يا به جهتى به وقوف اختيارى نرسيدند، بايد بخشى از شب عيد قربان را در عرفات بمانند كه وقوف در اين مدت را «وقوف اضطرارى» مىگويند.
وقوف در عرفات از اركان حج است و اگر كسى عمداً آن را ترك كند، يعنى
بدون عذر در روز نهم به عرفات نرود، حج او باطل است. ولى چنانچه با عذر ترك شده، بايد وقوف اضطرارى بجاى آورد و اگر وقوف اضطرارى هم نتواند بجاى آورد بايد خود را به وقوف در مشعر برساند.
با طهارت بودن در حال وقوف.
غسل و بهتر است نزديك ظهر باشد.
پرهيز از هرچه موجب حواسپرتى است.
اگر از سمت مكه مىآيد، وقوف او سمت چپ جبل الرحمة باشد.
وقوف در پايين كوه و در زمين هموار باشد (بالا رفتن از كوه مكروه است).
در اول وقت، نماز ظهر و عصر را به يك اذان و دو اقامه بجا آورد.
خواندن دعاهايى كه وارد شده است.
خواندن دعاى معروف امام حسين عليه السلام يا دعاى امام سجاد عليه السلام در روز عرفه.
اكنون براى بهرهمندى بهتر از فرصت طلايى روز عرفه حجاج ايرانى برنامههاى ويژهاى دارند كه افزون بر مستحبات و آدابى كه ذكر شد، برنامه عمومى صبح و عصر بهصورت گروهى و دستهجمعى برگزار مىشود كه بدين شرح است:
الف) صبح: مراسم برائت از مشركان:
كه يكى از وظايف مهم حجاج در اين ايام است و در عصر پيامبر و به دستور ايشان اجراء شده و سالها متروك مانده بود. در سالهاى اخير به امر بنيانگذار جمهورى اسلامى، امام خمينى قدس سره احياء شده و حجاج ايرانى و جمع زيادى از حجاج ساير كشورها اين مراسم باشكوه را برگزار مىكنند كه در اين سالها صبح روز عرفه در عرفات برگزار مىشود.
ب) عصر: دعاى روز عرفه:
هرچند بسيارى از كاروانهاى حج و حجاج محترم در اين روز و در اين مكان مقدس دعاى معروف امام حسين عليه السلام يا امام سجاد عليه السلام را مىخوانند ولى هرساله بهطور دستهجمعى در خيمهگاه بعثه حج تعداد زيادى از زائران حضور پيدا مىكنند و دعاى عرفه را بهصورت دستهجمعى مىخوانند كه از شكوه و جلوه خاصى برخوردار است.
سومين عمل از اعمال حج، وقوف در مشعرالحرام است.
مشعرالحرام يكى از اماكن مقدس بيرون شهر مكه است و در كنار وادى منى و با فاصله حدود پنج كيلومترى از عرفات قرار دارد كه اكنون بر اثر توسعه شهر مكه، فاصله چندانى با شهر ندارد.
نام ديگر مشعرالحرام «مُزدَلِفه» است.
زمان وقوف در مشعرالحرام از اذان صبح تا طلوع آفتاب روز عيد قربان است. حجاج، پس از غروب از عرفات بيرون مىآيند و روانه مشعرالحرام مىشوند و شب عيد را در مشعر سپرى مىكنند و به فتواى بسيارى از فقها شب عيد را نيز بايد به نيت اطاعت الهى در آنجا بمانند و از اذان صبح نيت وقوف داشته باشند.
مكان وقوف مشعرالحرام است، هرجاى آن كه باشد و هماكنون حدود مشعرالحرام با تابلوهايى به رنگ بنفش مشخص شده كه سمت بيرونى آنها نوشته شده «بداية مُزدلفة» و سمت داخلى آنها «نهاية مزدلفة» كه وقوف در خارج از اين حدود صحيح نيست.
وقوف در مشعرالحرام سه قسم است:
الف) اختيارى
ب) اضطرارى شبانه
ج) اضطرارى روزانه
وقوف اختيارى: از اذان صبح است تا طلوع آفتاب روز عيد قربان.
وقوف اضطرارى شبانه: بخشى از شب عيد است، پيش از اذان صبح، هرچند اندكى از آن.
وقوف اضطرارى روزانه: بخشى از نيمه اول روز عيد است، يعنى از طلوع آفتاب تا ظهر، هرچند اندكى از آن.
هرچند زمان وقوف تا طلوع آفتاب است ولى حجاج مىتوانند كمى پيش از طلوع آفتاب از مشعر حركت كنند، ولى بنابر احتياط نبايد پيش از طلوع از وادى «مُحسّر» كه حد فاصله بين مشعر و منى است و قريب به 300 متر است بگذرند.
برخى افراد مىتوانند پيش از اذان صبح از مشعرالحرام كوچ كنند، يعنى با انجام دادن وقوف اضطرارى شبانه از آنجا بروند و وقوف بينالطلوعين بر آنها واجب نيست، هرچند به فتواى برخى از فقها، همين افراد نبايد پيش از نصف شب از آنجا بروند، بلكه بايد قدرى پس از نيمهشب هرچند اندك در آنجا باشند و آن افراد اينهايند:
بانوان، كودكان، بيماران، پيرمردان، ناتوانان، پرستاران و راهنمايان آنها.
در مشعرالحرام كارى جز حضور در آنجا بهقصد وقوف، قربة الى اللَّه واجب نيست، ولى مستحبات زيادى دارد كه برخى از آنها بدين شرح است:
هر مقدار از شب را كه بتواند، به عبادت و اطاعت الهى مشغول باشد.
بخشى از وقت را هرچند كم به ذكر الهى مشغول باشد، و برخى از فقها ذكرگفتن در مشعرالحرام را بنابر احتياط، لازم دانستهاند.
سنگريزههايى كه در منى بايد به جمرات بزند در مشعر جمعآورى كند.
دعاهايى كه وارد شده بخواند.
سنگريزههايى كه براى رمى جمعآورى مىكنند بايد اين شرايط را داشته باشد:
سنگ باشد؛ كلوخ، سفال، سيمان، موزائيك و آجر نباشد.
از حرم باشد. مشعرالحرام و منى و شهر مكّه- مگر قسمتى كه از تنعيم گذشته است- جزء منطقه حرم است، ولى عرفات بيرون از حرم است.
ديگرى آن را در رمى بهكار نبرده باشد.
مباح باشد، رمى با ريگ غصبى و ريگى كه ديگرى براى خود برداشته صحيح نيست و ريگ گرفتن از ديگران كه با رضايت بدهد اشكال ندارد.
لازم نيست ريگها را خودِ انسان جمع كند، بلكه اگر شخص ديگرى هم جمع كند به او بدهد اشكال ندارد.
پس از طلوع آفتاب روز دهم ذىالحجة (عيد قربان) حجاج براى بجاى آوردن بقيه اعمال حج از مشعرالحرام بيرون آمده و روانه منى مىشوند.
منى، سرزمينى است واقع بين دو رشتهكوه نزديك مشعرالحرام و مكه كه از انتهاى وادى مُحسّر تا جمره عقبه امتداد دارد.
اعمالى كه در منى بايد انجام دهند بدين شرح است:
نمايش تصوير
1- در آخر منى سه جمره وجود دارد كه اولى «جمره اولى»، دومى
«جمره وسطى» و سومى «جمره كُبرى يا عقبه» نام دارد.
تا چند سال پيش اين سه جمره بهصورت سه ستون سنگى بهعرض كمتر از يك متر بوده، ولى اكنون بهسبب ازدحام جمعيت حجاج و مشكلاتى كه هنگام رمى پيش مىآمد آنها را توسعه دادهاند و بهصورت يك ديوار چند مترى ساخته شده است.
اولين عملواجبدر روز عيدقربانزدن هفتعدد ريگ بهجمره عقبه است.
نيت: رمى نيز مثل ساير اعمال حج از عبادات است و بايد با قصد قربت و بدون هرگونه ريا و خودنمايى صورت پذيرد.
سنگها هفت عدد باشد، يعنى هفت عدد سنگريزه بايد به جمره زده شود، ولى لازم نيست پشت سر هم بخورد، پس اگر مثلًا دو عدد از آنها به جمره بخورد و سومى نخورد، چهارمى اگر به ستون بخورد، سوم حساب مىشود.
سنگها را بياندازد، پس اگر جلو برود و سنگ بگذارد كفايت نمىكند.
سنگ به جمره بخورد.
با پرتاب به جمره بخورد، پس اگر با برخورد به جايى يا با برخورد سنگ ديگران به جمره برخورد كند كافى نيست.
به تدريج بزند، پس اگر چند سنگريزه را با هم به جمره بزند كافى نيست بلكه يكى حساب مىشود.
برخى از مستحبات رمى بدين شرح است.
با طهارت بودن هنگام رمى.
هر سنگى كه مىاندازد تكبير بگويد.
جمره عقبه را پشت به قبله و در روزهاى بعد كه جمره اولى و وسطى را نيز رمى كند، آن دو را رو به قبله رمى كند، يعنى هنگام پرتاب ريگها، رو به قبله باشد.
دعاهايى كه در رمى وارد شده است بخواند.
قربانى
حجاج در روز عيد قربان پس از رمى جمره عقبه بايد حيوانى را در راه خدا بهعنوان يكى از اعمال حج ذبح كنند.
1) . شتر را مانند ساير حيوانات ذبح نمىكنند، يعنى نبايد سر آن را بريد و چهار رگ را قطع كرد، بلكه بايد آن را «نَحْر» كنند، يعنى كارد يا وسيله آهنى تيزى در گودى گلوى او فرو كنند.
قربانى بايد روز عيد، پس از رمى جمره عقبه و پيش از حلق يا تقصير انجام شود، ولى چنانچه در روز عيد موفق نشد، فرداى آن روز بايد عمل كند، و به فتواى برخى از فقها، ذبح در شب نيز براى كسى كه روز عيد موفق به ذبح نشده صحيح است.
حيوانى كه بهعنوان قربانى ذبح مىشود شرايطى بايد داشته باشد كه اهم آنها بدين شرح است:
سالم باشد.
خيلى پير نباشد.
ناقصالعضو نباشد، مثلًا بيضههايش را نكوبيده باشند، كور و لنگ و دمبريده يا گوشبريده يا شاخشكسته نباشد.
لاغر نباشد، چاق بودن شرط نيست، ولى نبايد لاغر باشد.
سن آن كامل باشد، يعنى:
گوسفند (بز): كمتر از دو سال نداشته باشد؛
گوسفد (ميش): به احتياط واجب كمتر از يك سال نداشته باشد و داخل در دوسال شده باشد.
گاو: كمتر از دو ساله نباشد و وارد سال سوم شده باشد.
شتر: كمتر از پنجساله نباشد، بلكه وارد سال ششم شده باشد.
يادآورى: لازم نيست حيوان قربانى، نر باشد، اما مستحب است شتر يا گاو ماده باشد و گوسفند نر باشد.
حاجى مىتواند خودش حيوان را ذبح كند و مىتواند به شخص ديگرى نيابت بدهد تا او از طرفش حيوان را ذبح كند. پس نيابت در قربانى براى كسى كه خودش توانايى ذبح دارد، اشكال ندارد، ولى بايد توجه داشت كه در سالهاى اخير و در كشتارگاههاى جديد، بهجهت ازدحام، همه حجاج نمىتوانند به كشتارگاه بروند و زنها را نيز راه نمىدهند.
قربانى بايد در منى انجام پذيرد، ولى در سالهاى اخير بهجهت ممنوعيت ذبح در منى و ايجاد كشتارگاههايى در خارج- ولى نزديك- منى، از آنجا كه چارهاى جز اين نيست، به فتواى مراجع تقليد ذبح در مسلخهاى جديد كفايت مىكند.
احتياط مستحب است، قربانى را سه قسمت كنند:
يك قسمت آن را هديه بدهند؛
قسمت ديگر را صدقه بدهند؛
و باقيمانده را بخورند.
يادآورى: برخى از فقهاء اين احتياط را لازم دانستهاند، ولى امروزه عمل به احتياط دشوار است، چون تمام قربانىها با دستگاههاى مكانيزه بستهبندى مىشود و براى استفاده مردم فقير برخى از كشورها فرستاده مىشود و برداشتن و تقسيم آنها دشوار و گاهى غيرممكن است.
حلق يا تقصير
آخرين عمل از اعمال روز عيد در منى حلق يا تقصير است.
حلق بهمعناى تراشيدن موهاى سر و تقصير بهمعناى كوتاه كردن قدرى از مو و ناخن است.
كسانى كه بايد سر بتراشند عبارتند از:
كسى كه سال اول حج او باشد، چه واجب، چه مستحب، براى خودش يا براى ديگرى؛ به فتواى برخى از فقهاء، چنين فردى نيز مىتواند تقصير كند ولى حلق افضل است.
كسى كه موى خود را بهمنظورى چسبانده باشد؛
كسى كه موى سر را جمع كرده و به هم پيچيده و گره زده و بافته باشد.
دروس احكام و مناسك حج ؛ ؛ ص185
انى كه بايد تقصير كنند، عبارتند از:
بانوان، و اگر حلق كنند كافى نيست؛
كسانى كه موى سر ندارند.
زمان حلق يا تقصير روز عيد است، از طلوع تا غروب آفتاب، ولى برخى از فقهاء احتياط مستحب مىدانند كه حلق يا تقصير روز عيد باشد و تأخير آن تا روز سيزدهم ذىحجه را جايز مىدانند و نيز برخى از فقهاء حلق در شب را براى كسى كه در روز موفق به اين عمل نشده است كافى مىدانند.
حلق يا تقصير بايد در منى انجام پذيرد و در بيرون منى صحيح نيست، لذا كسانى كه براى قربانى به كشتارگاه رفته يا به جهتى ديگر از منى خارج شدهاند بايد توجه داشته باشند كه براى حلق يا تقصير بايد به منى برگردند.
كسى كه نمىتواند براى حلق يا تقصير به منى برود، هرجا كه هست حلق يا تقصير مىكند و موى خود را به منى مىفرستد.
در تراشيدن سر، ابتدا از سمت راست جلوى سر شروع كند.
موى سر خود را در منى در خيمه خود دفن كند. (امروزه در برخى موارد عمل به اين استحباب ممكن نيست)
بهتر است، پس از تراشيدن سر، از اطراف ريش و شارب خود را بزند و ناخن خود را بگيرد.
هنگام حلق يا تقصير، اين دعا را بخواند:
«اللهم اعْطِني بكلّ شعرةٍ نوراً يوم القيامة»
روز عيد، روز بسيار شريفى است و جداى از آنچه در منى براى حجاج واجب يا مستحب است، آداب زيادى دارد كه از جمله مستحبات آن روز عبارت است از:
غسل؛
نماز عيد، مانند نماز عيد فطر؛
خواندن دعاى ندبه؛
خواندن ساير دعاهايى كه وارد شده است؛
خواندن تكبيرها كه كيفيت آنها خواهد آمد.
بهجز مستحبات رمى جمرات، قربانى، حلق يا تقصير كه آنها نيز در منى انجام مىشود، اعمال زير نيز جزء مستحبات منى شمرده شده است:
ماندن در منى در روزهاى يازدهم و دوازدهم و بيرون نرفتن از آنجا حتى براى طواف مستحب؛
تكبير گفتن، پس از پانزده نماز كه اولى آنها نماز ظهر روز عيد است، و در غير منى پس از ده نماز مستحب است و بهتر است اين تكبيرها را بگويد:
اللَّه اكبر، اللَّه اكبر، لا اله الّا اللَّه واللَّه اكبر، اللَّه اكبر وللَّه الحمد، اللَّه اكبر على ما هدانا، اللَّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الأنعام، والحمد للَّهعلى ما أبلانا؛
خواندن صد ركعت نماز در مسجد خيف و گفتن سبحان اللَّه، لا اله الّا اللَّه و الحمد للَّههركدام صدمرتبه، ثواب بسيار زيادى دارد، ولى متأسفانه در طول سال، درِ اين مسجد بسته است و در ايام منى نيز بهجهت بىبرنامگى و سوء مديريت، عدّهاى از زائران در آنجا مىخوابند و مىنشينند كه نماز خواندن در آنجا بسيار دشوار شده است.
بيتوته
يكى ديگر از واجبات حج بيتوته است. بيتوته بهمعناى «شب را در جايى گذراندن» است.
تمام حجاج (چه آنها كه براى اعمال بعد از منى به مكه رفتهاند و چه آنها كه نرفتهاند) بايد شبهاى يازدهم و دوازدهم ذىحجه را از غروب آفتاب تا نيمه شب با قصد قربت در منى باشند، بنابراين آنها كه به مكه رفتهاند بايد قبل از غروب به منى برگردند.
به فتواى برخى از فقهاء، حجاج مىتوانند نيمه اول يا نيمه دوم شب را در منى بيتوته كنند.
مكان بيتوته، منى است كه حدود آن با تابلوهاى آبىرنگ مشخص شده كه بر قسمت بيرونى آنها نوشته شده «بداية منى» و در قسمت درونى آن نوشته شده «نهاية منى» لذا حجاج در وقت بيتوته نبايد از اين حدود خارج شوند و چنانچه از منى بيرون رفتهاند بايد پيش از وقت بيتوته به منى برگردند تا تمام وقت بيتوته را در منى باشند.
بيماران و پرستاران آنها و كسانى كه ماندن در منى برايشان مشقت دارد.
كسانى كه در مكه، تمام شب را تا صبح به عبادت خدا مشغول باشند و كار ديگرى بهجز كارهاى ضرورى نكنند.
كسانى كه ترس آن دارند اگر در منى بمانند، اموالى از آنها در مكه از بين برود.
كسانى كه در مكه به عبادت مشغول مىشوند مىتوانند اعمال مكه (طواف و نماز ...) را بجاى آورند.
عبادت در مكه لازم نيست در مسجدالحرام يا در مكه قديم باشد، بلكه در هر جاى مكه هرچند در قسمتهاى توسعهيافته اشكال ندارد.
كسى كه تمام بيتوته را ترك كند، يعنى جزء معذورين نباشد و هيچ مقدار از شب را در منى نباشد، بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
كسى كه بخشى از شب را در منى نباشد، مثلًا به مكه رفته و در برگشت به منى
ديرتر از وقت بيتوته رسيده، بر او نيز بنابر احتياط واجب، يك گوسفند واجب مىشود.
يادآورى: به فتواى مراجعى كه نيمه دوم شب را براى بيتوته كافى مىدانند، كسى كه نيمه اول شب را در منى نباشد، بايد نيمه دوم را بماند و به فتواى مراجعى كه نيمه اول را واجب مىدانند چنين شخصى بنا بر احتياط واجب بايد نيمه دوم را بيتوته كند و يك گوسفند نيز كفاره بدهد.
چون نحوه محاسبه نيمهشب در وقت نماز براى مشخصشدن پايان وقت نماز عشاء با اينجا تفاوت دارد، لذا نحوه محاسبه نيمهشب يادآورى مىشود:
بنابر احتياط واجب، شب را از غروب تا طلوع آفتاب حساب كنند.
بنابر احتياط مستحب، شب را از مغرب شرعى تا طلوع آفتاب حساب كنند.
رمى جمرات
يكى ديگر از اعمال حج، رمى جمرات است؛ يعنى سنگ زدن به جمرات به همان شيوهاى كه در بحث رمى جمره عقبه گذشت.
واجبات رمى همان است كه در بحث رمى جمره عقبه گذشت.
زمان رمى روزهاى يازدهم و دوازدهم ذىحجه است و در اين دوروز بايد در فاصله طلوع تا غروب آفتاب انجام داده شود.
اگر رمى را فراموش كند، بايد روز بعد آن را قضا كند.
رمى جمرات بايد در روز انجام داده شود، ولى كسى كه از رمى در روز
معذور باشد، مىتواند در شب بجا آورد.
يادآورى: بانوان مىتوانند رمى جمره عقبه كه در روز عيد بايد بجا آورده شود، در شب انجام دهند، هرچند از رمى در روز معذور نباشند، ولى رمى روزهاى يازدهم و دوازدهم را مانند ديگران بايد روز انجام دهند، مگر آنكه عذرى داشته باشند.
در روزهاى يازدهم و دوازدهم ذىالحجة، ابتدا بايد به جمره اولى، سپس وسطى و در پايان به جمره عقبه سنگ بزنند و مراعات اين ترتيب لازم است.
اگر شك كند، ريگى كه پرتاب كرده به جمره خورده يا نه، بايد ريگ ديگرى بزند.
اگر شك كند هفت سنگ زده يا كمتر، بايد آنقدر بزند تا مطمئن شود هفت عدد از آنها به جمره خورده است.
بعد از فارغ شدن از رمى و انصراف از محل با اينكه يقين داشته هفت عدد زده، به شك خود اعتنا نكند.
آنچه در رمى جمره عقبه مستحب است- كه در جلسه دوازدهم گذشت- در رمى جمرات نيز مستحب است.
در روز دوازدهم ذىالحجة، بعد از ظهر شرعى، حجاج مىتوانند از منى خارج شوند، ولى چنانچه كسى آن روز از منى نرود تا آفتاب غروب كند، بايد شب سيزدهم را نيز در آنجا بيتوته كند و روز سيزدهم نيز جمرات را به همان ترتيب روزهاى گذشته رمى كند.
پس از اعمال منى حجاج بايد به مكه برگردند براى پنج عمل از اعمال حج كه معروف است به اعمال مكه.
اعمالى كه در مكه بايد بهجاى آورند، به ترتيب به اين شرح است:
طواف حج
نماز طواف حج
سعى بين صفا و مروه
طواف نساء
نماز طواف نساء
گرچه وقت اين اعمال تا پايان ماه ذىالحجة است و حاجى مىتواند در منى
بماند براى بقيه اعمالى كه در منى بجاى آورده مىشود، يعنى بيتوته و رمى جمرات، ولى احتياط مستحب است در روز عيد قربان پس از اعمال روز عيد بجاى آورده شود.
كيفيت طواف و نماز طواف و سعى در حج با عمره تفاوتى ندارد، به جز در نيت. بنابراين تمام شرايط و واجباتى كه در آنجا گفته شد، در اينجا نيز بايد مراعات شود.
كيفيت طواف نساء و نماز آن، مانند طواف عمره و نماز آن است، ولى بايد به نيت طواف نساء و نماز طواف نساء بهجا آورده شود.
طواف نساء و نماز آن، اختصاص به مردان ندارد، بلكه بر تمامى كسانى كه حج يا عمره مفرده بجا مىآورند واجب است.
بيرون رفتن از احرام حج و حلال شدن محرمات احرام سه مرحله دارد:
مرحله اول: با حلق يا تقصير كه تمام محرمات حلال مىشود، بهجز بوى خوش و عطريات و زن و مرد.
مرحله دوم: پس از بهجا آوردن طواف حج و نماز آن و سعى، بوى خوش و استعمال عطريات نيز حلال مىشود.
مرحله سوم: پس از طواف نساء و نماز آن، زن و شوهر بر يكديگر حلال مىشوند.
بين طواف حج و نماز آن نبايد زياد فاصله شود، بلكه بايد پس از طواف، نماز آن نيز بجا آورده شود.
بين نماز طواف و سعى، فاصله انداختن اشكال ندارد، ولى نبايد سعى را براى فردا بگذارد.
بين سعى و طواف نساء، فاصله انداختن اشكال ندارد و لازم نيست فوراً طواف نساء را بجا آورد و تأخير انداختن آن، حتى تا چند روز بعد هم اشكال ندارد، ولى تا زمانى كه مرد مُحرم طواف نساء و نماز آن را بجا نياورد، زن بر او حلال نمىشود و نيز زن مُحرم تا وقتى كه طواف نساء و نماز آن را بجا نياورد، مرد بر او حلال نمىشود.
بين طواف نساء و نماز آن، نبايد زياد فاصله شود، بلكه پس از طواف بايد نماز آن را نيز بخواند.
اعمال مكه بايد پس از منى بهجا آورده شود، و مقدم داشتن آنها بر وقوف جايز نيست، مگر براى افرادى كه در ذيل آورده مىشود كه اين افراد مىتوانند پس از احرام حج، پيش از رفتن به عرفات آنها را بجا آورند:
پيرمردان و پيرزنانى كه در مراجعت از منى بهخاطر ازدحام جمعيت از بجا آوردن اعمال ناتوان باشند يا نتوانند به مكه برگردند.
بيمارانى كه بعد از مراجعت از منى نمىتوانند بهخاطر ازدحام جمعيت،
طواف كنند يا مىترسند كه نتوانند.
زنانى كه مىترسند بهخاطر حيض يا نفاس پس از برگشت از منى نتوانند اين اعمال را بجا آورند و نمىتوانند تا وقت پاكشدن صبر كنند.
كسانى كه مىدانند تا آخر ذىالحجة به جهتى نمىتوانند اعمال مكه را انجام دهند.
هنگام احرام، چه در عمره يا حج، بسيارى از كارها بر مُحرم حرام است كه بايد از آنها پرهيز كند كه فهرست اجمالى آنها پيشتر در ضمن اعمال عمره تمتع گفته شد و اكنون نوبت توضيح بيشتر در مورد آنها است.
كارهايى كه در حال احرام حرام است، به سه دسته تقسيم مىشود:
محرمات ويژه آقايان: اين دسته از محرمات، تنها براى مردان حرام است.
محرمات ويژه بانوان: اين دستهاز محرماتنيز تنها بر زنان محرم حرام است.
محرمات مشترك: بقيه محرمات بر مردان و زنان محرم حرام است.
مجموع كارهايى كه بر محرم حرام است، از جهت كفارهدار بودن يا نبودن به دو دسته تقسيم مىشود:
الف) محرمات كفارهدار
ب) محرمات بدون كفاره
محرماتى كه تنها بر مردان محرم حرام است بدين شرح است:
زير سايهبان حركت كردن؛
پوشاندن سر؛
پوشيدن لباس دوخته؛
پوشيدن كفش يا چيزى كه تمام روى پا را بپوشاند.
الف) با سايهبان حركت كردن
1- مردان محرم هنگام حركت در مسير دو منزل مثلًا از ميقات تا مكه نبايد زير سايه حركت كنند.
2- زير سايه رفتن در بين راه، هنگام توقف در رستوران، يا حركت از زير پل يا سقف پمپبنزين و امثال آن اشكال ندارد.
3- زير سايه رفتن در منزلگاه اشكال ندارد.
4- به فتواى برخى از فقها، مردان محرم هنگام حركت در شب مىتوانند ماشين سقفدار سوار شوند، ولى به فتواى عدهاى ديگر از فقهاء جايز نيست.
5- به فتواى برخى از فقها، تمام شهر مكه و تمام عرفات و منى منزلگاه محسوب مىشود، پس هنگام جابهجا شدن در اين اماكن مىتوانند چتر روى سر بگيرند يا ماشين سقفدار سوار شوند، ولى به فتواى عدهاى ديگر جايز نيست.
ب) پوشاندن سر
1- مردان محرم نبايد در حال احرام، سر را بپوشانند، و فرقى در اين مسأله بين گذاشتن كلاه يا عرقچين بر سر يا انداختن چفيه يا حوله بر سر يا فرو بردن سر در آب نمىباشد.
2- گذاشتن دستها بر سر و گذاشتن سر بر بالش براى خوابيدن اشكال ندارد.
ج) پوشيدن لباس دوخته
1- مردان بايد براى احرام، تمام لباسهاى دوخته را از تن بيرون آورند و در طول احرام نيز نبايد لباس دوخته بپوشند.
2- بستن هميان بر كمر، هرچند دوخته باشد اشكال ندارد.
3- سنجاق زدن به لباس احرام و وصل كردن بخشى از آن با بخشى ديگر به فتواى برخى از فقها اشكال ندارد.
د) پوشيدن كفش يا چيزى كه تمام روى پا را بگيرد
1- مرد مُحرم نبايد چيزى مانند كفش، جوراب و هرچيز ديگرى كه تمام روى پا را مىگيرد بپوشد. ولى پوشيدن دمپايى بنددار كه تمام روى پا را نگيرد اشكال ندارد.
2- اگر لباس احرام يا چيز ديگرى روى پا بيفتد و آن را بپوشاند اشكال ندارد، چون بين پوشيدن و پوشاندن فرق است.
الف) پوشاندن صورت
1- زن محرم نبايد تمام يا قسمتى از صورت خود را با نقاب و روبند و حتى
چادر بپوشاند.
2- گذاشتن صورت روى بالش براى خوابيدن و گذاشتن دستها بر صورت اشكال ندارد.
3- آويزان كردن چادر از جلوى صورت اگر با صورت فاصله داشته باشد اشكال ندارد.
ب) پوشيدن زيور
1- پوشيدن زيورآلات بر زن محرم، حرام است، چه بهقصد آراستن خود باشد يا بدون آن.
2- زيورهايى كه پيش از احرام به پوشيدن آنها عادت داشته لازم نيست آنها را براى احرام بيرون آورد، ولى نبايد آن را به مرد نشان دهد، حتى به شوهرش.
در حال احرام برخى كارها بر مردان و زنان محرم حرام است كه به اختصار به آنها اشاره مىشود:
استفاده از بوى خوش بهگونههاى زير در حال احرام جايز نيست:
عطر زدن به بدن يا لباس؛
پوشيدن لباسى كه بوى عطر مىدهد؛
خوردن غذايى كه بوى خوش دارد؛
بوييدن گلها و سبزىهاى خوشبوى غير صحرايى.
خريد و فروش عطريات در حال احرام اشكال ندارد، ولى آنها را نبويد، حتى براى امتحان.
نگاه در آينه در حال احرام هرچند بهقصد ديدن خود يا خودآرايى نباشد
حرام است، ولى به فتواى برخى از فقها، نگاه كردن در آينه اگر براى زينت نباشد، اشكال ندارد.
نگاه كردن در دوربين عكاسى و فيلمبردارى و نيز عكس يا فيلم گرفتن در حال احرام اشكال ندارد.
در حال احرام، زدودن مو از بدن خود يا ديگرى، به هر وسيلهاى باشد، هرچند كم، حرام است.
اگر هنگام وضو يا غسل بدون قصد مويى كنده شود، اشكال ندارد.
كرم زدن و روغن ماليدن به بدن در حال احرام هرچند خوشبو نباشد، حرام است.
كرم زدن پيش از احرام اگر بوى خوش نداشته باشد يا بوى خوش آن تا وقت احرام باقى نمىماند اشكال ندارد.
سرمه كشيدن به چشم در حال احرام حرام است. برخى از فقها تنها سرمه سياه را حرام مىدانند، ولى عدهاى ديگر غيرسياه آن را نيز حرام مىدانند.
در حال احرام اگر انگشترى براى زينت بهدست كند حرام است، ولى
انگشترى كه از پيش از احرام بهدست داشته لازم نيست بيرون آورد.
جدال بهمعناى قسم خوردن به «اللَّه» يا معادل آن به زبان ديگر است، چه براى اثبات مطلبى يا رد كردن آن.
فسوق، دروغ و فحش و فخرفروشى به ديگران است، و از محرمات احرام شمرده مىشود.
دستور دادن به ديگران اگر از روى فخرفروشى باشد حرام است وگرنه اشكال ندارد.
زخم كردن بدن يا خون گرفتن در حال احرام، حرام است. ولى خاراندن بدن اگر زخم نشود و خون گرفتن اگر براى تشخيص بيمارى باشد اشكال ندارد.
اين نيز يكى ديگر از محرمات احرام است و امروزه چندان مورد ابتلاء نيست.
چيدن و كوتاه كردن ناخن در حال احرام با هر وسيلهاى باشد حرام است و فرقى بين ناخن دست يا پا نيست.
كشيدن يا كندن دندان در حال احرام حرام است، ولى به فتواى برخى از فقها، اگر خون نيايد حرام نيست.
شهر مكه و اطراف آن تا حدود معينى «حرم» است كه داراى احكام خاصى مىباشد، از جمله كندن و بريدن درخت و گياه آن حرام است.
اگر در حال راه رفتن بهطور متعارف گياه كنده شود اشكال ندارد.
كندن درخت و گياه حرم اختصاص به افراد محرم ندارد، بلكه به محرم و غيرمحرم حرام است.
افراد محرم بايد از هرگونه شكار حيوانهاى صحرايى پرهيز كنند و نيز نشان دادن حيوان به شكارچى و نگهداشتن حيوان شكار شده نيز حرام است.
كشتن ملخ و امثال آن نيز حرام است، ولى حيوانهايى كه قصد اذيت دارند، مثل زنبور و عقرب اشكال ندارد.
عقد كردن زن براى خود يا ديگرى در حال احرام حرام است.
در حال احرام هرگونه لذت شهوانى از جنس مخالف حرام است، بنابراين زن و شوهر هرچند محرميت آنها در حال احرام نيز باقى است، ولى هيچگونه لذت جنسى از يكديگر حتى نگاه با شهوت جايز نيست، امّا نگاه و تماس بدنى بدون لذت اشكال ندارد، ولى بوسيدن يكديگر و آميزش حرام است.
در غير حال احرام جزء گناهان كبيره است و در حال احرام گناهش افزونتر است.
يادآورى: برخى از محرمات احرام كه براى زائران مبتلاءبه نيست گفتن آنها در جلسات آموزشى نهتنها ضرورت ندارد، بلكه اتلاف وقت است.
در حالاحرامبرخى از كارهاحراماست كه موارد هر يك و احكام آنها گذشت.
برخى از اين محرمات كفاره نيز دارد و كفاره محرمات احرام غالباً همان حيوانهايى است كه بهعنوان قربانى ذبح مىشود، يعنى گوسفند يا گاو يا شتر و گاهى يك مدّ طعام كه تقريباً 750 گرم است.
هيچكدام از محرمات احرام درصورت ارتكاب سهوى كفاره ندارد، بهجز صيد.
يادآورى مىشود غالب محرماتى كه از زائران سر مىزند عمدى نيست، بلكه بهجهت بىتوجهى و فراموشى است.
بيشتر محرمات كفاره دارد از جمله كارهايى كه از زائران سر نمىزند و
چنانچه سر بزند سهوى است كه كفاره ندارد، ولى برخى از آنها كه ممكن است پيش آيد، و كفاره آنها يك گوسفند است در اينجا مىآوريم:
1- استعمال بوى خوش
2- پوشيدن لباس دوخته
3- پوشاندن سر
4- زير سايه رفتن
5- قَسَم راست (سه مرتبه)
6- قَسَم دروغ (يك مرتبه)
حرمت عمل، حكم تكليفى است و وجوب كفاره، حكم وضعى است.
چنانچه ارتكاب محرمات از روى ناچارى و با عذر باشد، حكم تكليفى برداشته مىشود، ولى حكم وضعى همچنان باقى است، يعنى هرچند آن عمل به جهت معذور بودن مكلّف گناه محسوب نمىشود، ولى وجوب كفاره ساقط نمىشود؛ مانند:
پوشيدن لباس دوخته براى كسى كه به جهت مشكلى ناچار است لباس دوخته بپوشد، مثل بيمارى كه بايد جوراب يا دستكش طبى دوخته بپوشد.
حيوانى كه بهعنوان كفاره ذبح مىشود لازم نيست شرايط حيوان قربانى را داشته باشد. مثلًا اگر حيوان لاغر هم ذبح كند كافى است، امّا احتياط مستحب است كه آن شرايط را نيز داشته باشد.
محل ذبح كفاره محرمات احرام عمره مكه است.
و محل ذبح كفاره محرمات احرام حج منى است و چنانچه در آنجا ذبح نكند و در محل خود ذبح كند، كفايت مىكند.
مصرف كفاره محرمات احرام فقراء هستند، يعنى بايد به افراد فقير داده شود.
و فقير كسى است كه خرج سال خود را نمىتواند تأمين كند.
يكى از ويژگىهاى مهم احكام دين، تناسب آنها با توانايى افراد است، يعنى وظيفه هريك از افراد نسبت به مسائل شرعى متناسب با قدرت و توانايى او مشخص شده است. بنابراين در اعمال عمره و حج، كسانى كه عذرى دارند و از بهجا آوردن برخى از اعمال معذورند نيز بهطور واضح مشخص شده است كه در اين بخش به بيان وظيفه چهار گروه از معذوران يعنى بيماران و محصوران و مصدودان و بانوان معذور به عذر شرعى مىپردازيم.
وظيفه بيماران
هرچند بيمارانى كه از بجاى آوردن اعمال عمره و حج عاجزند، مستطيع نيستند و حج بر آنها واجب نيست، امّا چنانچه به حج رفتند يا در اثناء اعمال بيمار شدند، وظيفه آنها بدين شرح است:
الف) احرام و وقوف در عرفات و مشعرالحرام را بايد خودشان بجا آورند، هرچند با وقوف اضطرارى.
ب) بقيه اعمال را به كمك ديگران انجام دهند.
ج) چنانچه نتوانند با كمك ديگران اعمال را بجا آورند، نايب بگيرند.
وظيفه محصورشدگان
محصور، بيمارى است كه نتواند به مكه برود يا نتواند اعمال عمره يا حج را بجا آورد. كسى كه محصور شده وظيفهاش بدين شرح است:
اگر براى عمره محرم شده و نتواند به مكه برود، بايد قربانى يا پول آن را بهوسيله شخص امينى به مكه بفرستد تا در آنجا ذبح كنند.
اگر براى حج محرم شده و نتواند به عرفات برود، بايد قربانى يا پول آن را به منى بفرستد تا در آنجا ذبح كنند.
در هر دو صورت با آن شخص قرار بگذارد كه در روز خاص و ساعت معينى آن حيوان را ذبح كند؛ در حج روز عيد قربان را قرار بگذارد و در عمره تمتع پيش از رفتن حجاج به عرفات.
در روز قرار، پس از وقت معينشده كه حيوان را ذبح كردهاند، تقصير كند و از احرام خارج شود.
و تنها براى طواف نساء نايب بگيرد تا برايش بهجا آورند.
وظيفه مصدودها
مصدود كسى است كه دشمن يا شخص ديگرى او را از بجا آوردن عمره يا حج باز داشته است. شخص مصدود بايد براى بيرون رفتن از احرام:
در محلى كه مصدود شده يك شتر يا گاو يا گوسفندى را بهقصد بيرون رفتن از احرام ذبح كند.
پس از آن تقصير كند و با اين دو عمل از احرام خارج مىشود و طواف نساء نيز لازم نيست.
بانوان معذور به عذر شرعى
اگر براى بانوان عذر شرعى پيش آيد يعنى حائض شوند، دو مشكل براى اعمال عمره و حجشان پيش مىآيد:
الف) وارد شدن به مسجدالحرام و توقف در مسجد شجره براى احرام.
ب) بهجاى آوردن طواف و نماز طواف.
بنابراين نسبت به ساير اعمال هيچ مشكلى از اين جهت ندارند، چون در آنها طهارت شرط نيست و امّا وظيفه آنها نسبت به توقف در مسجد شجره براى احرام:
چنانچه بتوانند در حال عبور محرم شوند، همينگونه عمل كنند.
اگر نتوانند در حال عبور محرم شوند، در بيرون مسجد، محاذى مسجد يعنى دو سمت راست يا چپ آن محرم مىشوند.
و نيز مىتوانند با نذر پيش از ميقات، مثلًا در مدينه محرم شوند.
و وظيفه آنان نسبت به طواف و نماز طواف نيز بدين شرح است:
اگر بتوانند بايد صبر كنند تا پاك شوند و اين اعمال را بجا آورند.
و اگر نتوانند صبر كنند بايد براى اين اعمال نايب بگيرند و در برخى از موارد نيز وظيفه آنها از حج تمتع به حج افراد مبدّل مىشود كه تفصيل آنها در كتابهاى فقهى آمده است.
چنانچه عملى از اعمال عمره يا حج فراموش شود، اعمال بعدى بجاى آورده شود، در برخى از موارد اعاده يا قضاى همان عمل كافى است، ولى در برخى از موارد، اعمال مترتبه نيز بايد اعاده شود. لذا به زائران توصيه شود
چنانچه عملى را فراموش كردند يا متوجه شدند باطل بجا آوردند، حكم آن را جويا شوند و به وظيفه خود عمل كنند.
ايام اقامت در مكه از فرصتهاى طلايى و ارزشمند عمر انسان محسوب مىشود كه نبايد اين فرصت را بيهوده گذراند يا به كارهاى بىارزش يا كمارزش مصروف داشت.
بهجز اعمالى كه جزو واجبات عمره و حج شمرده مىشود، برخى از كارها در مكه مكرمه مستحب است كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
الف) تلاوت قرآن كه تأكيد بسيار شده و ختم قرآن در مكه فضيلت بسيار دارد.
ب) طواف مستحب، با همان شرايطى كه در طواف واجب گفته شد با اين تفاوت كه نماز اين طواف لازم نيست پشت مقام بجا آورده شود.
طواف مستحب را مىتوان براى خود يا به نيابت از شخص ديگر، اعم از زنده يا مرده، يك يا چند نفر بجا آورد.
ج) طواف وداع؛ در آخرين لحظات اقامت در مكه و پيش از بيرون رفتن از آن مستحب است طواف ودعا بجا آورند.
د) زيارت قبور اولياء الهى از جمله قبر حضرت ابوطالب و خديجه در قبرستان حجون و مولدالنبى صلى الله عليه و آله نزديك مسجدالحرام و نماز در مساجد معروف مكه مثل مسجد جن و مسجدالراية و ...
گاهى اوقات برخى از زائران پس از اتمام اعمال حج اقدام به انجام عمره مفرده مىكنند، لذا در پايان اين بحث مختصرى از احكام عمره مفرده آورده مىشود.
عمره بهمعناى زيارت است و چون اين نوع از عمره جداى از اعمال حج و خود بهتنهايى اعمالى مستقل بهشمار مىرود آن را عمره مفرده ناميدهاند.
عمره مفرده زمان خاصى ندارد و در طول سال هر وقت كه انسان به مكه مكرمه مشرف شود مىتواند عمره مفرده بجاى آورد، ولى در برخى اوقات بجا آوردن عمره مفرده جايز نيست؛ مثل:
پس از اعمال عمره تمتع و پيش از احرام حج، در فاصله تقصير عمره تمتع و احرام حج.
پس از اعمال منى و پيش از اعمال مكه.
در فاصله كوتاه با عمره قبلى كه تفصيل آن خواهد آمد.
مجموع اعمال عمره مفرده هفتتاست و به اين ترتيب بجا آورده مىشود:
احرام؛
طواف عمره؛
نماز طواف عمره؛
سعى بين صفا و مروه؛
تقصير؛
طواف نساء؛
نماز طواف نساء.
نمايش تصوير
كسى كه استطاعت حج را ندارد، ولى استطاعت عمره مفرده را دارد، بنابر فتواى مشهور فقها بجا آوردن عمره مفرده بر او واجب نيست، يعنى لازم نيست به عمره برود و كسى كه حج واجب بجا نياورده و به نيابت از ديگرى به حج رفته، احتياط مستحب است پس از اعمال حج عمره مفرده بجا آورد.
نسبت به فاصله دو عمره مفرده چند نظر فقهى وجود دارد:
الف) حداقل يك ماه بايد فاصله باشد و در كمتر از اين فاصله رجاءً مىتواند بجا آورد.
ب) حداقل بايد ده روز فاصله باشد.
ج) اگر دو عمره براى يك نفر نباشد، مثلًا يكى را براى خودش و ديگرى را به نيابت شخص ديگرى بجا آورد فاصله شرط نيست.
د) بين دو يا چند عمره فاصله شرط نيست.(1)
1) محمد حسين فلاح زاده، دروس احكام و مناسك حج، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، تابستان 1387.
[1] ( 1). الفتاوى الواضحة، ج 1، ص 83
[2] ( 1). گناه كبيره، گناه بزرگ است كه بر آن وعده عذاب و آتش داده شده است؛ مانند: دروغ و تهمت، غير آن را گناه صغيره گويند.
[3] ( 1). برخى از مراجع تقليد، عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده مساوى را جايزمىدانند.
[4] ( 1). برخى از مراجع تقليد، مسح روى پا تا آخر آن را لازم مىدانند.
[5] ( 1). به فتواى برخى از مراجع تقليد مسح همزمان پاها اشكال ندارد.
[6] ( 1). به فتواى برخى از مراجع معظّم تقليد با غسل واجب، مثل غسل مسّ ميّت نيز مىتوان نماز خواند و وضو لازم نيست.
[7] ( 1). به فتواى برخى از مراجع تقليد با غسلهاى واجب و برخى از غسلهاى مستحب نيز مىتوان نماز خواند و نياز به وضو نيست.
[8] ( 1). به فتواى برخى از فقها در تيمم بدل از غسل، يك بار بايد دست بر زمين بزند و بر پيشانى بكشد و بار ديگر بر زمين بزند و بر دستها بكشد.
[9] ( 1). يك درهم تقريباً به اندازه يك بندانگشت است.
[10] ( 1). انعام: 59
[11] ( 2). انبياء: 87
[12] ( 1). بهجاى جمله« أن تَغْفِرَ لى ذُنُوبى» مىتواند حاجت ديگرى از خدا بخواند.
[13] ( 1). شك در ركعات نماز موارد ديگرى نيز دارد، امّا چون پيش آمدن آن موارد بسيار كم است، از بيان آنها صرفنظر شد. براى آشنايى مىتوانيد به رساله توضيحالمسائل، مسائل 1165 تا 1200 مراجعه كنيد.
[14] ( 1). به فتواى برخى از مراجع تقليد، عيدى و پاداش و هديه و امثال آن اگر در طول سال استفاده نشود و تا سر سال خمس باقى بماند، خمس دارد.
[15] ( 2). به فتواى برخى از مراجع تقليد، سرمايه كسب به مقدارى كه براى به دست آوردن مخارج زندگى لازم باشد، خمس ندارد.
[16] محمد حسين فلاح زاده، دروس احكام و مناسك حج، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، تابستان 1387.
[17] ( 1). به فتواى برخى از مراجع تقليد، بخشش و جايزه و عيدى، اگر تا سرسال خمس استفاده شود و باقى بماند، خمس دارد.
[18] ( 1). وافى، ج 10، ص 33
[19] ( 2). جامع الاحاديث، ج 9، ص 49
[20] ( 3). همان، ص 29
[21] ( 4). همان، ص 54
[22] ( 1). به نماز چهاركعتى، نماز تمام گفته مىشود در مقابل نماز دوركعتى.
[23] ( 2). به نظر برخى از فقها، به قدرى دور شود كه اهالى آنجا او را نبينند.
[24] ( 1). به نظر برخى از فقها، مسافر در تمام شهر مكّه و مدينه مىتواند نماز را تمام بخواند.
[25] ( 1). به فتواى برخى از فقها، مراعات ترتيب در قضاى نمازهاى يوميّه لازم است.
[26] ( 1). به فتواى برخى از فقها، قضاى نماز مادر نيز بر پسر بزرگ او واجب است.
[27] محمد حسين فلاح زاده، دروس احكام و مناسك حج، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، تابستان 1387.
[28] ( 1). ممكن است دخترى بالغ باشد ولى خونريزى قاعدگى نداشته باشد چون وراثت و تغذيه و آب و هوا هم در اين مسأله تأثير دارد، چنانچه امروزه معمولًا نخستين خونريزى دخترها در سنين 12 يا 13 سالگى مىباشد.
[29] ( 2). به فتواى برخى از فقهاء، زنهاى سيده و غير سيّده پس از 60 سالگى يائسهمىشوند.
[30] ( 1). شتر را مانند ساير حيوانات ذبح نمىكنند، يعنى نبايد سر آن را بريد و چهار رگ را قطع كرد، بلكه بايد آن را« نَحْر» كنند، يعنى كارد يا وسيله آهنى تيزى در گودى گلوى او فرو كنند.
[31] محمد حسين فلاح زاده، دروس احكام و مناسك حج، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، تابستان 1387.
[32] محمد حسين فلاح زاده، دروس احكام و مناسك حج، 1جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: 1، تابستان 1387.