ghaemiyeh.com
سرشناسه : فلاحزاده، محمدحسين، ۱۳۳۸ -
عنوان و نام پديدآور : درسنامه احكام مبتلا به حجاج/ محمد حسين فلاحزاده؛ تدوين و آمادهسازي معاونت آموزش و پژوهش [ بعثه مقام معظم رهبري]؛ [براي] حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت، معاونت آموزش و پژوهش.
مشخصات نشر : تهران: مشعر، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهري : ۱۶۳ص.: جدول.
شابك : ۱۴۰۰۰ريال: 978-964-540-236-3
وضعيت فهرست نويسي : فاپا
يادداشت : كتابنامه به صورت زيرنويس.
موضوع : حج -- راهنماي آموزشي
شناسه افزوده : بعثه مقام معظم رهبري در امور حج و زيارت. معاونت آموزش و پژوهش
شناسه افزوده : حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت. معاونت آموزش و پژوهش
رده بندي كنگره : BP۱۸۸/۸/ف۸د۳۶ ۱۳۸۹
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۳۵۷
شماره كتابشناسي ملي : ۲۰۳۴۱۵۵
مراتب معنوي حج، كه سرمايه جاودانه است و انسان را به افق توحيد و تنزيه نزديك مينمايد، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادي حج به طور صحيح و شايسته و مو به مو عمل شود. (1)حج نمايشي باشكوه از اوج رهايي انسان موحد از همه چيز جز او و عرصه پيكاري فرا راه توسن نفس و جلوه بيمانندي از عشق، ايثار، آگاهي و مسئوليت در گستره حيات فردي و اجتماعي است. پس حج تبلور تمام عيار حقايق و ارزشهاي مكتب اسلام است.
مؤمنان زنگار دل را با زمزم زلال توحيد ميزدايند و با حضرت دوست تجديد ميثاق ميكنند و گرچه ميراث ادب و فرهنگ ما، مشحون از آموزههاي حياتبخش حج است، اما هنوز ابعاد بيشماري از اين فريضه مهم، ناشناخته و مهجور مانده است.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در پرتو انديشههاي تابناك امام خميني (قدس سره) حج را نيز همچون ديگر معارف و احكام اسلامي، در جايگاه واقعي خويش نشاند و سيماي راستين و محتواي غني آن را نماياند. اما هنوز راهي دراز در پيش است تا فلسفه، ابعاد، آثار و بركات آن شناخته و شناسانده شود.
در راستاي تحقق اين هدف بزرگ، با الهام از انديشههاي والا و
1) امام خميني، صحيفه نور، ج 19، ص 25.
ماندگار امام راحل- احياگر حج ابراهيمي- و با بهرهگيري از رهنمودهاي ارزشمند رهبر عزيز انقلاب اسلامي، حضرت آيت الله خامنهاي- مدظله- معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبري، تلاش ميكند با كاربردي كردن متون آموزشي، فصل جديدي فرا راه كارگزاران حج و زائران حرمين شريفين بگشايد.
از اين رو، پس از كارشناسيهاي متعدد و بهرهگيري از اساتيد و متخصصان فن، تلاش گرديده تا براي تهيه درسنامهها و محتواي مورد نياز در سفر حج و عمره، عناوين، موضوعات، سرفصلها و منابع هر درس را مشخص و جلسات آموزشي آنها زمانبندي گردد تا به نحو بهينه مورد استفاده قرار گيرد.
عناوين اين درسنامهها عبارتند از:
مناسك حج
آداب سفر حج
اسرار و معارف حج
آشنايي با تاريخ اسلام (1 و 2)
آشنايي با تاريخ و اماكن مقدس مكه و مدينه
اخلاق معاشرت
احكام مبتلابه حج
آشنايي با كشورهاي اسلامي
گزيده سيماي عقايد شيعه
شناخت عربستان
محاوره عربي
بيترديد آغاز هر كاري با كاستيها و نواقص احتمالي همراه است. لذا انتظار ميرود با بهرهگيري از نظرات خوانندگان ارجمند، نقاط قوت و ضعف اين مجموعه شناسايي و به تقويت داشتهها و زدودن كاستيهاي آن اقدام شود.
در پايان ضمن تشكر از همه كساني كه ما را در تهيه و تنظيم اين مجموعه ياري كردهاند، توفيق همگان را از خداوند منان خواهانيم.
معاونت آموزش و پژوهش بعثه
اداره كل آموزش
قدمه
يكي از مباحث اساسي و مورد نياز زائران بيت الله الحرام، احكام دين و عمره و حج است. بر اساس اين نياز بخشي از فرصت روحانيان معظم كاروانها نيز بايد به آموزش اين مسائل اختصاص يابد، چرا كه درستي و نادرستي اعمال آنان بسته به آگاهي آنها و مطابقت اعمالشان با احكام شرعي است.
نوشته حاضر، يكي از متون آموزشي حج تمتع است كه به موضوع احكام حج پرداخته و بر اساس سرفصلهاي مصوّب كه پيشتر منتشر گرديده تدوين شده است. جهت استفاده بهتر از اين نوشته نكات ذيل يادآوريميشود:
چون اين اثر اوّلين تجربه در اين راستاست و بر اساس سرفصلهاي از پيش تنظيم شده تدوين گشته، حجم برخي از فصول بيش از فرصت يك درس و برخي ديگر كمتر از آن است، لذا روحانيون معظم مطالب مورد نياز باقي مانده را در درس بعد استفاده خواهند كرد.
چون فعلًا فرصت پرداختن به فتاواي همه مراجع معظم تقليد نبود، لذا اين نوشته بيشتر به احكام عمومي و اتفاقي پرداخته و در برخي از موارد نيز به تفاوت فتاواي مراجع اشاره شده است. اميد است در آينده
بتوانيم با رفع كاستيها، تفاوت فتاوا را نيز لحاظ كنيم.
براي يادگيري بهتر مطالب در ابتداي هر درس اهداف آموزشي، و در پايان هر درس تعدادي پرسش به عنوان خودآزمايي آورده شده است كه پاسخ دادن به آنها موجب تقويت يادگيري ميشود.
در پايان ضمن آرزوي موفقيت براي تمام عالمان متعهدي كه خالصانه در راه رشد و تعالي فكري و فرهنگي جامعه به ويژه زائران بيت الله الحرام تلاش ميكنند اين كار را بيعيب و نقص نميدانيم، و نظرات اصلاحي و تكميلي عزيزان را بر ديده منّت مينهيم.
ربّنا تقبّل منّا انّك أنت السميع العليم
حوزه علميه قم
محمّدحسين فلاحزاده
وجوب شناخت احكام فقهي دين
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با انواع احكام آشنا شويم.
ضرورت شناخت احكام دين را بدانيم.
با مفهوم مجتهد و فقيه و مرجع تقليد آشنا شويم.
هركاري كه انسان انجام ميدهد در دين اسلام داراي حكم خاصي است كه عبارت است از:
واجب: عملي كه انجام آن لازم است و ترك آن عذاب دارد؛ مانند نماز و روزه.
حرام: عملي كه ترك آن لازم است و انجامش عذاب دارد؛ مانند دروغ و ظلم.
مستحب: عملي كه انجام آن نيكو است و ثواب دارد، ولي ترك آن هم عذاب ندارد؛ مانند نماز شب و صدقه.
مكروه: عملي كه ترك آن نيكو است و ثواب دارد، ولي انجامش عذاب ندارد؛ مانند فوت كردن به غذا و خوردن غذاي داغ.
مباح: عملي كه انجام و ترك آن مساوي است، نه عذابي دارد و نه ثوابي؛ مانند راه رفتن، نشستن. (1)
بر همه مكلفان لازم است احكام مورد نياز خود را ياد بگيرند تا بتوانند به وظايف خود عمل كنند و سعادت دنيا و آخرت را كسب كنند.
از آنجا كه همه مردم نميتوانند در تشخيص و استخراج احكام الهي از منابع آن، تخصص لازم را بهدست آورند و تنها افراد اندكي به اين امر موفق ميشوند، ديگران براي شناخت احكام دين و وظيفه خود به آنان مراجعه ميكنند.
شخصي كه با بهرهگيري از علوم و دانشهاي لازم، به حدي رسيده است كه ميتواند وظايف و تكاليف ديني را از منابع آن استخراج كند، «مجتهد» يا «فقيه» ناميده ميشود.
1) الفتاوي الواضحه، ج 1، ص 83
مجتهد و فقيهي كه مردم در مسائل و احكام ديني از او پيروي ميكنند، «مرجع تقليد» نام دارد.
مرجع تقليد، مسائل ديني را با استفاده از وحي الهي (قرآن) و سنت معصومين (عليهم السلام) (روايات) به ما ميرساند و با خصوصياتي كه دارد، سخني از روي خواسته و سليقه خود نميگويد؛ بلكه آنچه را كه از قرآن و روايات فهميده، بازگو ميكند. بنابراين، تقليد و پيروي از مجتهد، اطاعت از شخص نيست؛ بلكه اطاعت از احكام خداست كه توسّط مرجع تقليد به دست ما رسيده، و بالاتر اينكه، اطاعت از پيامبران نيز اطاعت از شخص نيست؛ بلكه اطاعت از فرمان خدا و وحي است.
خود آزمايي
احكام را به چند دسته ميتوان تقسيم كرد؟
دروغ و ظلم جزو كدام دسته از احكام است؟
مجتهد و فقيه به چه كسي گفته ميشود؟
مرجع تقليد به چه كسي گفته ميشود؟
تقليد
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با معني و وجوب تقليد آشنا شويم.
شرايط مرجع تقليد را بدانيم.
راه شناخت مرجع تقليد را بشناسيم.
راههاي دستيابي به فتاواي مرجع تقليد را بدانيم.
به چگونگي بقاي بر تقليد و عدول از مجتهدي به مجتهد ديگر پي ببريم.
تقليد بهمعناي پيرويكردن و دنبالهروي است و در اينجا پيروي از «فقيه» ميباشد؛ يعني انسان كارهاي خود را مطابق فتواي مجتهد انجام دهد.
كسي كه مجتهد نيست و نميتواند احكام و دستورهاي الهي را بهدستآورد بايد از مجتهد تقليد كند.
وظيفه اكثر مردم در احكام دين، تقليد است چون افراد كمي هستند كه بتوانند در احكام، اجتهاد كنند.
به مجتهدي كه ديگران از او تقليد ميكنند «مرجع تقليد» ميگويند.
مجتهدي كه انسان از او تقليد ميكند بايد مرد، زنده، عادل و بنابر احتياط واجب بايد دانش فقهي او از ساير مجتهدين زمان خود بيشتر باشد.
شخص عادل در مرتبهاي از تقوا قرار دارد كه در پي انجام واجبات و پرهيز از گناهان است و نشانه عدالت آن است كه گناهان كبيره را (1)انجام نميدهد و گناه صغيره را تكرار نميكند.
كسي كه تازه به سن بلوغ رسيده است، يا تاكنون تقليد نميكرده، بايد مجتهدي را مرجع تقليد خود قرار دهد كه زنده باشد و نميتواند از مجتهدي كه فوت كرده است تقليد كند.
كسي كه از مجتهدي تقليد ميكند، اگر مرجع تقليدش از دنيا برود، ميتواند با اجازه مجتهد زنده، بر تقليد وي باقي بماند.
كسي كه بر تقليد ميت باقي مانده است در مسائلي كه ميت در
1) گناه كبيره، گناه بزرگ است كه بر آن وعده عذاب و آتش داده شده است؛ مانند: دروغ و تهمت، غير آن را گناه صغيره گويند.
آنها فتوا ندارد و همچنين مسائل جديد؛ مانند جنگ و صلح و … بايد از مجتهد زنده تقليد كند.
مجتهدي كه انسان از او تقليد ميكند، بايد پيرو مذهب جعفري؛ يعني شيعه دوازدهامامي باشد، پس شيعيان نميتوانند در احكام، به فتواي علماي غير دوازده امامي عمل كنند.
اسلام وظيفه زن و مرد را متناسب با طبيعت و چگونگي خلقت وي قرار داده است، برداشتن مسؤوليت بسيار خطير و سنگين مرجعيت، از دوش بانوان، ناديده گرفتن حق آنها نيست؛ چون در اسلام بانوان نيز ميتوانند در علوم اسلامي تا اجتهاد پيش بروند و احكام خدا را از منابع آن (قرآن و روايات) استخراج كنند و از كسي تقليد نكنند.
اعلم كسي است كه در استخراج احكام (از قرآن و روايات) از مجتهدان ديگر استادتر باشد.
الف. بر مكلف واجب است كه جهت شناختن مجتهد اعلم جستجو كند.
ب. انسان در تقليد مستقل است و تابع ديگران نميباشد، مثلًا زن در اين مسأله تابع شوهر نيست و هركس را داراي شرايط تشخيص داد از او تقليد ميكند هرچند شوهرش مقلد مجتهد ديگري باشد.
ج. انسان ميتواند از يكي از راههاي زير، مجتهد و اعلم را تشخيص دهد:
اعلم را بشناسد.
دو نفر عالم عادل كه ميتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند.
عدهاي از اهل علم كه ميتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا ميشود، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند.
شنيدن از خود مجتهد.
شنيدن از دو نفر يا يك نفر عادل.
شنيدن از يك نفر مورد اطمينان و راستگو.
ديدن در رساله مجتهد.
الف. اگر مجتهد اعلم در مسألهاي فتوا نداشته باشد، مقلِّد ميتواند به مجتهد ديگري كه در آن مسأله فتوا دارد رجوع كند و بنابر احتياط واجب، بايد مجتهدي كه به فتوايش رجوع ميشود از ديگران اعلم باشد.
ب. اگر فتواي مجتهد در مسألهاي عوض شود، مقلّد بايد به فتواي جديد عمل كند و عمل كردن به فتواي گذشته جايز نيست.
الف. بقاي بر تقليد ميت اشكال ندارد، يعني كسي كه در زمان حيات مجتهدي به فتاوايش يا بعضي از آنها عمل كرده باشد، ميتواند بر تقليد او باقي بماند، حتي در مسائلي كه در زمان حيات آن مجتهد به آنها
عمل نكرده نيز ميتواند از وي تقليد كند؛ مثلًا در زمان حيات او به حج نرفته و اكنون پس از مرگ او به حج ميرود، ميتواند مناسك حج را مطابق فتواي او عمل كند.
ب. بقاي بر تقليد ميت بايد با اجازه مجتهد زنده باشد؛ يعني چنانچه به فتواي مجتهد زنده، بقاي بر تقليد ميت جايز باشد، ميتواند همچنان از او تقليد كند.
ج. كسي كه بر تقليد ميت باقي مانده است، در مسائلي كه ميت فتوا نداده و همچنين در مسائل جديد بايد از مجتهد زنده تقليد كند.
عدول از غير اعلم به اعلم بنابر احتياط، واجب است.
عدول از مساوي به مساوي، جايز نيست (1)، در صورتي كه به فتواي آن مجتهد عمل كرده باشد.
عدول از اعلم به غير اعلم، جايز نيست.
عدول از مجتهدي كه مدتي از او تقليد ميكرده و اكنون معلوم شده است كه اهليت فتوا نداشته، واجب است.
عدول از مجتهدي كه يكي از شرايط مرجعيت را از دست داده، مثلًا ديوانه شده يا فراموشي به او دست داده، به مجتهد جامعالشرايط، واجب است.
عدول از مجتهدي كه تاكنون از او تقليد ميكرده و اكنون از دنيا
1) برخي از مراجع تقليد، عدول از مجتهد زنده به مجتهد زنده مساوي را جايز ميدانند.
رفته است به مجتهد زنده جايز، بلكه احتياط مستحب است.
خود آزمايي
تقليد به چه معني است؟
مرجع تقليد بايد داراي چه شرايطي باشد؟
از چه راههايي ميتوانيم مرجع تقليد را بشناسيم؟
در چه شرايطي ميتوان از مجتهدي به مجتهد ديگر عدول كرد؟
در چه شرايطي بقاي بر تقليد ميت اشكال ندارد؟
وضو
درس سوم: وضو
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
اعمال وضو را بشناسيم و چگونگي انجام آن را بدانيم.
با شرايط آب وضو و اعضاي وضو آشنا شويم.
به موضوعات ترتيب و موالات در وضو واقف شويم.
با وضوي جبيره آشنا شويم.
با چيزهايي كه بايد براي آنها وضو گرفت آشنا شويم.
مبطلات و مستحبات وضو را بشناسيم.
انسان بايد در وضو ابتدا صورت، سپس دست راست و بعد از آن دست چپ را بشويد. بعد از شستن اين اعضا، بايد با رطوبت كف دست، سر را مسح كند؛ يعني دست را بر آن بكشد و سپس پاي راست و در آخر پاي چپ را مسحكند.
روييده تا آخر چانه (طول) و از پهنا فاصله
بين شست و انگشت ميانه كه بر صورت
قرار گيرد (عرض).
كارهاي وضو از آرنج تا نوك انگشتان
دست چپ
سر قسمت جلوي آن، كه بالاي
پيشاني است.
مسح
پاي راست
روي پا از نوك انگشت
تا برآمدگي. (1)3. پاي چپ
الف. وضو با آب نجس و مضاف باطل است، خواه انسان بداند آن آب نجس يا مضاف است يا نداند، و يا فراموش كرده باشد.
ب. آب وضو بايد مباح باشد، بنابراين در موارد زير وضو باطل است:
1) برخي از مراجع تقليد، مسح روي پا تا آخر آن را لازم ميدانند.
آبي كه معلوم نيست صاحب آن راضي است يا نه.
آبي كه وقف افراد خاصي است، مانند حوض برخي از مدارس و وضوخانه بعضي از هتلها و مسافرخانهها و …
ج. وضو گرفتن از نهرهاي بزرگ، گرچه انسان نداند صاحبان آنها راضي هستند يا نه اشكال ندارد، اما اگر صاحبان آن از وضو گرفتن جلوگيري كنند، احتياط واجب آن است كه وضو نگيرند.
د. اگر آب وضو در ظرفِ غصبي باشد و با آن وضو بگيرد باطل است.
ه. وضو گرفتن با آبهاي داخل مسجد الحرام و مسجد النبي (ص) كه مخصوص نوشيدن است جايز نيست.
الف. اعضاي وضو در موقع شستن و مسح بايد پاك باشد.
ب. اگر چيزي بر اعضاي وضو باشد (اعضاي شستن) كه از رسيدن آب به آن جلوگيري كند، يا بر اعضاي مسح است، هرچند از رسيدن آب جلوگيري نكند، براي وضو بايد برطرف شود.
ج. خطوط قلم خودكار و لكههاي رنگ و چربي و كِرِمْ در صورتي كه رنگ بدون جِرم باشد، مانع وضو نيست، ولي اگر جِرم داشته باشد (روي پوست را گرفته) بايد برطرف شود.
الف. كسي كه ميداند اگر وضو بگيرد مريض ميشود و يا ميترسد كه مريض شود، بايد تيمم كند و اگر وضو بگيرد باطل است. ولي اگر
نداند كه آب براي او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد كه ضرر داشته، وضويش صحيح است.
ب. وضو بايد به قصد قربت انجام شود، يعني براي انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد.
ج. لازم نيست نيت را به زبان آورد، يا از قلب خود بگذراند، بلكه همين مقدار كه ميداند وضو ميگيرد كافي است، طوري كه اگر از او بپرسند، چه ميكني؟ بگويد وضو ميگيرم.
ترتيب
كارهاي وضو بدين ترتيب بايد انجام شود:
شستن صورت؛
شستن دست راست؛
شستن دست چپ؛
مسح سر؛
مسح پاي راست؛
مسح پاي چپ؛
اگر ترتيب اعمال وضو بههم بخورد وضو باطل است، حتي اگر پاي چپ و راست را همزمان (1)مسح كند.
1) به فتواي برخي از مراجع تقليد مسح همزمان پاها اشكال ندارد.
مُوالات
الف. موالات؛ يعني پشتِ سر هم انجام دادن و فاصله نينداختن بين اعمال وضو.
ب. اگر بين كارهاي وضو بهقدري فاصله شود كه وقتي ميخواهد جايي را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايي كه پيش از آن شسته يا مسح كرده، خشك شده باشد، وضو باطل است.
تعريف جبيره: دوايي كه بر زخم ميزنند و چيزي كه با آن زخم را ميبندند، «جَبيره» نام دارد.
الف. شخصي كه بر اعضاي وضويش، زخم يا شكستگي است؛ اگر بتواند بهطور معمول وضو بگيرد، بايد بهطور معمول وضو بگيرد. مثلًا؛
روي زخم باز است و آب براي آن ضرر ندارد.
روي زخم بسته است، ولي باز كردن آن امكان دارد و آب ضرر ندارد.
ب. چنانچه زخم بر صورت يا دستهاست و روي آن باز است و آب ريختن روي آن ضرر دارد، اگر اطراف آن را بشويد كافي است.
ج. اگر زخم يا شكستگي در جلوي سر يا روي پاها است (محل مسح) و روي آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكي روي آن بگذارد و روي پارچه را با تري آب وضو كه در دست مانده، مسح كند.
در وضوي جبيرهاي، بايد جاهايي كه شستن يا مسح آن امكان دارد بهطور معمول بشويد يا مسح كند، و مواردي كه امكان ندارد، دست تر بر جبيره بكشد.
يعني اگر آن عمل بدون 2. اجزاي فراموش شده نماز (سجده و تشهد)
وضو انجام شود، صحيح 3. طواف
نيست 1. مس نوشته قرآن
وضو يعني اگ-- ر آن عمل 3. به احتياط واجب مس اسم انبيا و ائمه:
بدون وضو انجام گيرد و ملائكه
حرام است
قرآن
كراهت آن رفع ميشود.
الف. خارج شدن ادرار يا مدفوع از انسان.
ب. خارج شدن باد معده و روده از مخرج غائط.
ج. خواب، چنانچه گوش نشنود و چشم نبيند.
د. چيزهايي كه عقل را از بين ميبرد؛ مانند ديوانگي، مستي، بيهوشي.
ه. استحاضه زنان.
و. آنچه سبب غسل شود؛ مانند جنابت و مسّ ميّت.
براي نماز ميت.
رفتن به مسجد و حرم امامان.
خواندن قرآن.
همراه داشتن قرآن.
خوابيدن.
رساندن جايي از بدن به جلد يا حاشيه قرآن.
زيارت اهل قبور.
خودآزمايي
به چه ترتيب بايد وضو بگيريم؟
آب وضو بايد داراي چه شرايطي باشد؟
شرايط اعضاي وضو را بنويسيد.
وضوگيرنده بايد چه شرايطي داشته باشد؟
منظور از موالات در وضو چيست؟
در چه شرايطي وضوي جبيره بايد بگيريم؟
در چه مواردي وضو گرفتن مستحب است؟
غسل
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با انواع غسل آشنا شويم.
شرايط صحيح بودن غسل را بدانيم.
مواردِ وجوبِ غسلِ واجب را بشناسيم.
كارهايي را كه بدون غسل نبايد انجام دهيم، بدانيم.
در غسل بايد تمام بدن و سر و گردن شسته شود، خواه غسل واجب باشد مانند جنابت، و يا مستحب مانند غسل جمعه، بهعبارت ديگر تمام غسلها در نحوه انجام فرقي ندارند مگر در نيت.
غسل را به دو صورت ميتوان انجام داد: «ترتيبي» و «ارتماسي».
در غسل ترتيبي ابتدا سر و گردن شسته ميشود، سپس نيمه راست بدن و بعد از آن نيمه چپ.
در غسل ارتماسي تمام بدن يكباره در آب قرار ميگيرد. پس در غسل ارتماسي بايد آب بهقدري باشد كه انسان بتواند تمام بدن را زير آب فرو ببرد.
و سپس نيمه راست بدن
و بعد از آن نيمه چپ بدن را بشويد؛
نحوه انجام با نيت غسل يكباره زير آب ميرود بهطوري كه غسل تمام بدن در آب قرار گيرد؛
و يا زير آب رفته و در آب به نيت غسل بدن را تكان ميدهد.
غسل جنابت
چگونه انسان جنب ميشود؟
كم باشد يا زياد
عوامل در خواب باشد يا بيداري
جنابت
با حلال باشد يا با حرام
مني بيرون بيايد يا نيايد
الف. اگر كسي جايي از بدن خود را به بدن انسان مردهاي كه سرد شده و غسلش ندادهاند برساند، بايد غسل مسّ ميت كند.
ب. در اين موارد مسّ بدن انسان مرده سبب غسل نميشود:
انساني كه در ميدان نبرد بهشهادت رسيده است، در صورتي كه در ميدان جان دهد؛
مردهاي كه بدنش گرم است و هنوز سرد نشده است؛
مردهاي كه غسلش دادهاند؛
ج. غسل مس ميت را بايد مانند غسل جنابت انجام دهند، ولي كسي كه غسل مسّ ميت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند، بايد وضو هم بگيرد. (1)د. اگر چند ميت را مسّ كند يا يك ميّت را چند بار مسّ نمايد، يك غسل كافي است.
ه. براي كسي كه بعد از مسّ ميّت غسل نكرده است، توقف در مساجد و خواندن سورههايي كه سجده واجب دارد مانعي ندارد، ولي براي نماز و مانند آن بايد غسل كند و وضو هم بگيرد.
الف. تمام شرطهايي كه براي صحيح بودن وضو گفته شد، در صحيح بودن غسل هم شرط است، بهجز موالات، و همچنين لازم نيست بدن را از بالا به پايينبشويد.
1) به فتواي برخي از مراجع معظّم تقليد با غسل واجب، مثل غسل مسّ ميّت نيز ميتوان نماز خواند و وضو لازم نيست.
ب. كسي كه چند غسل بر او واجب است، ميتواند به نيت همه آنها يك غسل بجا آورد.
ج. كسي كه غسل جنابت كرده، نبايد براي نماز وضو بگيرد، ولي با غسلهاي ديگر نميشود نماز خواند و بايد وضو هم بگيرد. (1)د. در غسل ارتماسي بايد تمام بدن پاك باشد، ولي در غسل ترتيبي پاك بودن تمام بدن لازم نيست و اگر هر قسمتي را پيش از غسلدادن همان قسمت، تطهير كند كافي است.
ه. غسل جبيرهاي مثل وضوي جبيرهاي است، ولي بنابر احتياط واجب بايد آن را ترتيبي بجا آورد.
و. كسي كه روزه واجب گرفته، نميتواند در حال روزه غسل ارتماسي انجام دهد، چون روزهدار نبايد تمام سر را در آب فرو برد، ولي اگر از روي فراموشي غسل ارتماسي كند صحيح است.
ز. در غسل لازم نيست تمام بدن با دست شسته شود، و چنانچه با نيت غسل، آب به تمام بدن برسد كافي است.
الف. رساندن جايي از بدن به خط قرآن، اسم خداوند و بنابر احتياط واجب اسامي پيامبران و ائمه و حضرت زهرا (عليهم السلام).
ب. رفتن به مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص) هرچند از يك در داخل شود و از در ديگر بيرون رود.
1) به فتواي برخي از مراجع تقليد با غسلهاي واجب و برخي از غسلهاي مستحب نيز ميتوان نماز خواند و نياز به وضو نيست.
ج. توقف در مساجد.
د. گذاشتن چيزي در مسجد هرچند از بيرون مسجد باشد.
ه. خواندن سورههايي از قرآن كهسجده واجب دارد، حتييك حرف ازآن.
و. توقف در حرم امامان (عليهم السلام) بنابر احتياط واجب.
سوره شماره 32 (سوره سجده)؛
سوره شماره 41 (سوره فصّلت)؛
سوره شماره 53 (سوره نجم)؛
سوره شماره 96 (عَلَق).
اگر جنب از يك درِ مسجد وارد شود و از در ديگر خارج شود (عبور بدون توقف) مانع ندارد، بهجز مسجدالحرام و مسجدالنبي كه عبور هم جايز نيست.
اگر شخصي در خانهاش مكاني را براي نماز قرار دهد و همچنين نمازخانه مؤسسهها و ادارات، حكم مسجد ندارد.
خودآزمايي
انواع غسل كدامند؟
غسل ترتيبي را چگونه بايد انجام دهيم؟
غسلهاي واجب كدامند؟
در چه مواردي غسل مس ميت واجب ميگردد؟
شرايط صحيح بودن غسل كدامند؟
چه كارهايي بر فرد جنب حرام است؟
تيمّم
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با مواردي كه ميتوانيم تيمم كنيم آشنا شويم.
با چگونگي تيمم آشنا شويم.
با شرايط صحيح بودن تيمم آشنا شويم.
چند نمونه از احكام تيمم را بدانيم.
الف. اگر آب نباشد؛
ب. دسترسي به آب نباشد؛
ج. آب براي بدن ضرر داشته باشد؛
د. وقت كافي براي غسل يا وضو نباشد.
الف. زدن كف دو دست با هم بر چيزي كه تيمم بر آن صحيح است.
ب. كشيدن هر دو دست بر تمام پيشاني و دو طرف آن، از جايي كه موي سر روييده است، تا روي ابروها و بالاي بيني.
ج. كشيدن كف دست چپ بر تمام پشت دست راست.
د. كشيدن كف دست راست بر تمام پشت دست چپ. (1)يادآوري: تمام كارهاي تيمم بايد با قصد تيمم و براي اطاعت از دستور الهي انجام شود، و همچنين بايد معلوم كند كه تيمم بهجاي وضو است يا غسل.
خاك؛
ريگ؛
اقسام سنگها مانند: سنگ سياه، سنگ مرمر، سنگ گچ (قبل از پخته شدن)، سنگ آهك (قبل از پخته شدن)؛
گل پخته مانند: آجر، كوزه.
اعضاي تيمم، يعني پيشاني و دستها پاك باشد.
پيشاني و پشت دستها را از بالا به پايين مسح كند.
چيزي كه بر آن تيمم ميكند پاك و مباح باشد.
ترتيب را رعايت كند.
موالات را رعايت كند.
چيزي بين دست و پيشاني و همچنين كف دست و پشت دست در هنگام مسح فاصله نباشد.
1) به فتواي برخي از فقها در تيمم بدل از غسل، يك بار بايد دست بر زمين بزند و بر پيشاني بكشد و بار ديگر بر زمين بزند و بر دستها بكشد.
الف. تيمّمي كه بهجاي وضو است با تيمّمي كه بهجاي غسل است فرقي ندارد مگر در نيت.
ب. كسي كه بهجاي وضو تيمم كرده است، اگر يكي از چيزهايي كه وضو را باطل ميكند از او سر بزند تيممش باطل ميشود.
ج. كسي كه بهجاي غسل تيمم كرده است هرگاه يكي از اسباب غسل، مثل جنابت يا مسّ ميت پيش آيد تيممش باطل ميشود.
د. تيمم در صورتي صحيح است كه نتواند وضو بگيرد يا غسل كند، بنابراين اگر بدون عذر تيمم كند صحيح نيست؛ و اگر عذر داشته باشد و برطرف شود، مثلًا آب نداشته و آب پيدا كند، تيمم او باطل ميشود.
ه. اگر بهجاي غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست براي نماز وضو بگيرد، ولي اگر بهجاي غسلهاي ديگر تيمم كند، با آن تيمم نميتواند نماز بخواند و بايد براي نماز وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگري بهجاي وضو انجام دهد.
خود آزمايي
در چه مواردي به جاي وضو يا غسل ميتوانيم تيمم كنيم؟
تيمم را چگونه بايد انجام دهيم؟
تيمم بر چه چيزهايي صحيح است؟
شرايط صحيح بودن تيمم كدامند؟
در چه مواردي تيمم باطل ميگردد؟
نماز
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
به اهميت نماز پي ببريم.
چگونگي پوشش در نماز را بدانيم.
با شرايط لباس و مكان نمازگزار آشنا شويم.
با احكام نماز آشنا شويم.
نماز، بهترين حالت بندگي خداست و در ميان اعمال واجب، داراي اهميت ويژهاي است. نماز، دستور خداوند بزرگ براي انسانهاي پاك و وارسته است و نمازخواندن، اطاعت فرمان اوست.
نماز، بهترين شيوه ارتباط با خالق يكتا و جلوهاي از عبادت انسان در پيشگاهاوست.
نماز، مانند نهر آبي است كه نمازگزار، روزي پنج مرتبه خود را در آن شستوشو ميدهد.
براي نماز خواندن آمادگي لازم است. مسائلي كه بهعنوان آمادگي براي نماز، پيش از نماز بايد مراعات شود «مقدمات نماز» نام دارد.
مسائل مربوط به نماز را به سهدسته تقسيم كردهاند: الف) مقدمات؛ ب) مقارنات؛ ج) خلل و احكام متفرقه.
الف. مردان بايد عورت را بپوشانند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشانند.
ب. زنان بايد تمام بدن را بپوشانند بهجز:
دستها تا مچ؛
پاها تا مچ؛
صورت بهمقداري كه در وضو بايد شسته شود.
ج. بر زنان پوشاندن دستها و پاها و صورت بهمقداري كه در مسأله پيش گفته شد در نماز واجب نيست، گرچه پوشاندن آن هم مانع ندارد ولي از نگاه نامحرم پاها را بايد بپوشانند.
مكاني كه انسان در آن نماز ميخواند بايد داراي شرايط زير باشد:
مباح باشد (غصبي نباشد).
ثابت باشد (مانند اتومبيل در حال حركت نباشد).
تنگ و سقف آن كوتاه نباشد تا بتواند قيام و ركوع و سجود را بهطور صحيح انجام دهد.
جايي كه پيشاني را ميگذارد (در حال سجده) پاك باشد.
مكان نمازگزار اگر نجس است، طوري تر نباشد كه به بدن يا لباس وي سرايت كند.
جايي كه پيشاني را ميگذارد (در حال سجده) از جاي زانوها و بنابر احتياط واجب از جاي انگشتان پا، بيش از چهار انگشت بسته، پستتر يا بلندتر نباشد.
الف. نماز خواندن در مكان غصبي (مثلًا در خانهاي كه بدون اجازه صاحبخانه وارد شده است) باطل است.
ب. در حال ناچاري نماز خواندن بر چيزي كه حركت ميكند؛ مانند قطار و هواپيما و در جايي كه سقف آن كوتاه است و يا جايش تنگ است؛ مانند سنگر و بر مكان ناهموار اشكال ندارد.
ج. انسان بايد رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر (ص) و امام (ع) نماز نخواند.
د. مستحب است، انسان نماز را در مسجد بخواند، و در اسلام بر اين مسأله سفارش بسيار شده است.
الف. خانه كعبه، كه در شهر مكّه و در مسجدالحرام قرار دارد، «قبله» است و نمازگزار بايد رو به آن نماز بخواند.
ب. كسي كه بيرون شهر مكه و دور از آن است اگر طوري بايستد كه بگويند رو به قبله نماز ميخواند كافي است.
در برخي روايات، آمده است كه ثواب يك ركعت نماز در مسجدالحرام، معادل صد هزار ركعت و در مسجدالنبي (ص) معادل ده هزار ركعت نماز در جاي ديگر است. چه بهجا و مناسب است كه زائران محترم از اين فرصت بهخوبي استفاده كنند و نمازهاي واجب، بلكه مستحب را در اين مكانهاي شريف بجاي آورند و از پاداش بسيار زياد آن بهرهمند گردند.
لباس نمازگزار بايد اين شرايط را دارا باشد:
پاك باشد (نجس نباشد).
مباح باشد (غصبي نباشد).
از اجزاي مردار نباشد؛ مثلًا از پوست حيواني كه مطابق دستور اسلام كشته نشده است تهيه نشده باشد، حتي كمربند و كلاه.
از حيوان حرامگوشت نباشد؛ مثلًا از پوستپلنگ يا خوكتهيه نشده باشد.
از شرايط بالا آنچه ممكن است براي هركس پيش آيد شرط اول است، چون كمتر كسي است كه با لباس غصبي يا با لباسي كه از اجزاي مردار تهيه شده نماز بخواند، بنابراين به توضيح شرط اول ميپردازيم.
يادآوري: علاوه بر لباس، بدن نمازگزار نيز بايد پاك باشد.
عمداً با بدن يا لباس نجس نماز بخواند؛ يعني با اينكه ميداند بدن يا لباسش نجس است با همان حال نماز بخواند.
در يادگرفتن مسأله كوتاهي كرده و بهجهت ندانستن مسأله با بدن يا لباس نجس نماز خوانده است.
نجس بودن بدن يا لباس را ميدانسته، ولي هنگام نماز فراموش كرده و با آن نماز خوانده است.
نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز متوجه شود.
به واسطه زخمي كه در بدن اوست، بدن يا لباسش نجس شده و آب كشيدن يا عوض كردن آن هم دشوار است.
لباس يا بدن نمازگزار بهخون نجس شده است، ولي مقدار آلودگي كمتر از دِرْهم (1)است.
1) يك درهم تقريباً به اندازه يك بندانگشت است.
حجاج عزيز بايد توجه داشته باشند كه لباس احرام هم مانند لباس نمازگزار بايد پاك باشد، بنابراين در مدت اعمال، مواظب باشند كه لباس احرامشان نجس نشود، به ويژه در عرفات، مشعر، مني و قربانگاه كه احتمال آن زيادتر است و چنانچه نجس شد، بايد آن را تطهير يا تعويض كنند و بهتر است لباس احرامي نيز اضافه همراه داشته باشند.
خودآزمايي
اهميت نماز را مختصراً بيان كنيد.
پوشش نمازگزار چگونه بايد باشد؟
مكان نمازگزار بايد چه شرايطي داشته باشد؟
لباس نمازگزار بايد داراي چه شرايطي باشد؟
مكان نماز بايد داراي چه شرايطي باشد؟
در چه مواردي خواندن نماز با لباس نجس صحيح است؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با واجبات نماز آشنا شويم.
نمازهاي واجب و مستحب را بشناسيم.
فرق بين ركن و غير ركن را بدانيم.
با چگونگي نماز حاجت و غفيله آشنا شويم.
نمازهاي نافله و نمازهاي يوميه را بدانيم.
چگونگي خواندن نماز شب را بلد باشيم.
الف. نماز با گفتن «اللهُ اكْبَرُ» شروع ميشود و با سلام به پايان ميرسد.
ب. آنچه در نماز انجام ميشود يا واجب است و يا مستحب.
ج. واجبات نماز، يازده چيز است كه برخي رُكن و برخي غيرركن است.
نيت
قيام
ركن 3. تكبيره الاحرام
واجبات 5. سجود
نماز 6. قرائت
ذكر
تشهد
غير ركن 9. سلام
ترتيب
موالات
اركان نماز، اجزاء اساسي آن بهشمار ميآيد و چنانچه يكي از آنها بجا آورده نشود و يا اضافه شود، هرچند بر اثر فراموشي هم باشد، نماز باطل است.
واجبات ديگر، گرچه انجام آنها لازم است، ولي چنانچه از روي فراموشي، كم يا زياد شود نماز باطل نيست.
صبح
ظهر
هر روز (يوميه) 3. عصر
واجب 4. مغرب
عشاء
اقسام 1. آيات
نماز 2. طواف واجب
مقطعي 3. ميت
قضاي پدر بر پسر بزرگتر
نمازي كه با نذر واجب ميشود
مستحب: نمازهاي مستحب بسيار است.
الف. نماز مستحب را «نافِله» گويند.
ب. نمازهاي مستحب بسيار است و اين نوشته گنجايش تمام آنها را ندارد؛ امّا برخي از آنها را كه اهميت بيشتري دارد، ذكر ميكنيم:
يكي از نمازهاي مستحبي، نماز «غُفيله» است كه پس از نماز مغرب خوانده ميشود.
نماز غُفليه دو ركعت است؛ در ركعت اول، پس از حمد، بهجاي سوره، اين آيه خوانده ميشود:
(وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادي فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمين).(1)
و در ركعت دوم پس از حمد، بهجاي سوره، اين آيه خوانده ميشود:
(وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّهٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا في كِتابٍ مُبين).(2)
و در قنوت آن، اين دعا خوانده ميشود:
«اللّهُمَّ انّي اسأَلُكَ بِمَفاتيحِ الغَيْبِ الَّتِي لا يَعْلَمُها الّا انْتَ انْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَأَنْ تَغْفِرَ لِي ذُنُوبي (3)اللّهُمَّ انْتَ وَلِي نِعْمَتي وَالْقادِرُ عَلي طَلِبَتي، تَعْلَمُ حاجَتي، فَأسْالُكَ بِحَقّ مُحَمَّد، وَآلِ مُحَمَّد، عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ، لَمّا قَضَيْتَها لي».
نماز تعداد ركعتهاي نافله وقت نافله
نماز صبح دو ركعت قبل از نماز صبح
نماز ظهر چهار ركعت نماز دو ركعتي (8 ركعت) پس از نماز ظهر
نماز عصر چهار ركعت نماز دو ركعتي (8 ركعت) پس از نماز عصر
نماز مغرب دو نماز دو ركعتي (4 ركعت) پس از نماز مغرب
نماز عشاء دو ركعت نشسته پس از نماز عشاء
هفده ركعت نماز واجب كه در شبانهروز خوانده ميشود، (در غير سفر و روز جمعه) 23 ركعت نافله دارد كه بهعلاوه 11 ركعت نماز شب، جمعاً 34 ركعت ميشود؛ يعني دو برابر تعداد ركعتهاي نماز واجب.
در روز جمعه، بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر چهار ركعت اضافه ميشود؛ يعني هر نماز ده ركعت نافله دارد.
نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند؛ ولي نافله عشاء را به نيت اينكه شايد مطلوب باشد، (بهقصد رجاء) ميتوان خواند.
يكي از نمازهاي مستحب كه ثواب بسيار زيادي دارد، نماز شب است.
نماز شب 11 ركعت است كه بدين ترتيب خوانده ميشود:
دو ركعت به نيت نافله شب.
دو ركعت به نيت نافله شب.
دو ركعت به نيت نافله شب.
دو ركعت به نيت نافله شب.
دو ركعت به نيت نافله شَفع.
يك ركعت به نيت نافله وَتْر.
وقت نماز شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود.
مسافر و كسي كه براي او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، ميتواند آن را در اول شب بجا آورد.
نماز شب، به ويژه نافله وَتْر، آدب خاصّ و مستحبّات زيادي دارد كه در كتابهاي مفصّل فقهي و ادعيه آمده است، و اگر انسان بتواند آنها را نيز بجا آورد، ثواب بيشتري خواهد داشت.
خودآزمايي
واجبات نماز كدام است؟
اركان نماز را نام ببريد.
بين ركن و غير ركن چه تفاوتي وجود دارد؟
چه نوع نمازهايي را نافله ميگويند؟
وقت نافله نمازهاي يوميه چه موقع است؟
مبطلات نماز و شكّيات
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با مبطلات نماز آشنا شويم.
شكيات نماز را بدانيم.
با چگونگي نماز احتياط آشنا شويم.
تفاوت نماز احتياط با نمازهاي ديگر را بدانيم.
با شرايط و چگونگي اجراي سجده سهو آشنا شويم.
درسنامه احكام مبتلا به حجاج؛؛ ص63
با مستحبات نماز آشنا شويم.
آنگاه كه نمازگزار، تكبيرهالاحرام ميگويد و نماز را شروع ميكند تا پايان آن، بعضي از كارها بر او حرام ميشود كه اگر در نماز يكي از آنها را انجام دهد نمازش باطل است. مهمترين آنها عبارت است از:
سخن گفتن.
خنديدن.
گريستن.
روي از قبله برگرداندن.
كم يا زياد كردن اركان نماز.
بر هم زدن صورت نماز.
براي شك در نماز احكام خاصي است و بيان تمام موارد آن از حدّ اين جزوه خارج است ولي به طور مختصر به بيان اقسام شك و احكام هر كدام ميپردازيم:
شك در اجزاي نماز
الف: اگر در انجام جزئي از اجزاي نماز شك كند، يعني نميداند آن جزء را بجا آورده است يا نه، اگر جزء بعدي را شروع نكرده است، يعني هنوز از محل آن جزء نگذشته است، بايد آن را بجا آورد. ولي اگر بعد از داخل شدن در جزء بعدي شك پيش آمده است، يعني از محل آن گذشته است، به چنين شكي اعتنا نميشود و نماز را ادامه ميدهد و صحيح است.
ب: اگر در صحت جزئي از نماز شك كند، يعني نميداند جزئي را كه بجا آورده، صحيح انجام شده است يا نه، در اينصورت به شك خود اعتنا نميكند، يعني بنا ميگذارد بر صحيح بودن آن و نماز را ادامه ميدهد و صحيح است.
شك در ركعات (1)شكهايي كه نماز را باطل ميكند:
اگر در نماز دو ركعتي و سه ركعتي، مثل نماز صبح يا در نماز مغرب، شك در ركعت پيش آيد نماز باطل است.
شك بين يك و بيشتر از يك؛ يعني اگر شك كند يك ركعت خوانده يا بيشتر، نماز باطل است.
اگر در نماز نداند چند ركعت خوانده، نماز باطل است.
شك در ركعتهاي نماز چهار ركعتي
شك در حال قيام در ركوع بعد از ركوع در سجده بعد از سجدهها در حالت نشسته وظيفه نمازگزار در مواردي كه نماز صحيح ميباشد
بين 2 و 3 باطل باطل باطل باطل صحيح بنابر سه گذاشته و يك ركعت ديگر ميخواند و پس از سلام، يك ركعت نماز احتياط ايستاده، يا دو ركعت نشسته ميخواند.
بين 2 و 4 باطل باطل باطل باطل صحيح بنابر چهار ميگذارد و نماز را تمام ميكند و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده ميخواند.
بين 3 و 4 صحيح صحيح صحيح صحيح صحيح بنا را بر چهار ميگذارد و نماز را تمام ميكند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته ميخواند.
1) شك در ركعات نماز موارد ديگري نيز دارد، امّا چون پيش آمدن آن موارد بسيار كم است، از بيان آنها صرفنظر شد. براي آشنايي ميتوانيد به رساله توضيحالمسائل، مسائل 1165 تا 1200 مراجعه كنيد.
شك در حال قيام در ركوع بعد از ركوع در سجده بعد از سجدهها در حالت نشسته وظيفه نمازگزار در مواردي كه نماز صحيح ميباشد
بين 4 و 5 صحيح باطل باطل باطل صحيح اگر در حال قيام شك پيش آمده است، بدون ركوع مينشيند و نماز را تمام ميكند و يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته ميخواند و اگر در حالت نشسته پيش آمده است، بنا را بر چهار ميگذارد و نماز را تمام ميكند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا ميآورد.
الف. در نماز مستحبي.
ب. در نماز جماعت؛ كه توضيح ايندو خواهد آمد.
ج. پس از سلام نماز؛ يعني اگر بعد از تمام شدن نماز، شك در ركعت يا اجزاء پيش آيد، لازم نيست نماز را دوباره بخواند.
د. بعد از گذشت وقت نماز، يعني اگر پس از گذشت وقت نماز، شك كند كه نماز را خوانده است يا نه، خواندن آن نماز لازم نيست.
آيد، بنا بر دو ميگذارد و نماز صحيح است.
در نماز جماعت، اگر امام جماعت شك كند، ولي مأموم شك نداشته باشد و مثلًا با گفتن «الله اكبر» امام را مطّلع كند، امام جماعت به شك خود اعتنا نميكند و همچنين اگر مأموم شك كند، ولي امام جماعت شك نداشته باشد، همانگونه كه امام جماعت نماز را انجام ميدهد، او هم عمل ميكند و صحيح است.
اگر يكي از شكهايي كه نماز را باطل ميكند پيش آيد، بايد كمي فكر كند و چنانچه چيزي يادش نيامد و شك باقي ماند، نماز را به هم ميزند و دوباره شروع ميكند.
الف. در مواردي كه نماز احتياط واجب ميشود، مثل شك بين 3 و 4، بايد بعداز سلام نماز، بدون آنكه صورت نماز را بههم بزند و يا مبطلي از مبطلات نماز راانجام دهد، برخيزد و بدون اذان و اقامه تكبير بگويد و نماز احتياط رابخواند.
نيت آن را نبايد به زبان آورد.
سوره و قنوت ندارد (هرچند دو ركعتي باشد).
حمد را بايد آهسته بخواند (بنابر احتياط واجب).
ب. اگر يك ركعت نماز احتياط، واجب باشد، پس از سجدهها، تشهد ميخواند و سلام ميدهد و اگر دو ركعت واجب شده باشد، نبايد
در ركعت اول تشهد و سلام بخواند، بلكه بايد يك ركعت ديگر هم (بدون تكبيرهالاحرام) بخواند و در پايان ركعت دوم تشهد ميخواند و سلام ميدهد.
الف. در مواردي كه سجده سهو واجب ميشود، مانند شك بين 4 و 5 در حالت نشسته، بايد بعد از سلام نماز، به سجده رود و بگويد: «بِسْمِ اللهِ وَ باللهِ اللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمد» و بهتر است بگويد: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّها النَّبِيُّ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ» و بعد بنشيند و دوباره به سجدهرود و يكي از ذكرهاي بالا را بگويد، سپس بنشيند و تشهد و سلام را بجاآورد.
ب. سجده سهو تكبيرهالاحرام ندارد.
الف. تكبيرهالاحرام
مستحب است نمازگزار موقع گفتن تكبيرهالاحرام و تكبيرهاي بين نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.
ب. قرائت
در حال قرائت اين امور مستحب است:
در ركعت اول پيش از حمد بگويد: «أعوذ بالله من الشيطان الرجيم».
در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بسم الله الرحمن الرحيم» را
بلند بگويد.
حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف كند، يعني آن را به آيه بعد نچسباند.
در حال خواندن حمد و سوره بهمعناي آن توجه داشته باشد.
در تمام نمازها در ركعت اول، سوره «إنّا أنزلناهُ» و در ركعت دوم سوره «قل هو الله أحد» را بخواند.
ج. ركوع
برخي از مستحبات ركوع بدين شرح است:
ذكر ركوع را سه يا پنج يا هفت مرتبه، بلكه بيشتر بگويد.
پيش از رفتن به ركوع در حالي كه ايستاده است تكبير بگويد.
در حال ركوع بين دو قدم (روي زمين) را نگاه كند.
پيش از ذكر ركوع يا بعد از آن صلوات بفرستد.
پس از ركوع، هنگامي كه ايستاد و بدن آرام گرفت، بگويد: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ».
د. سجده
طول دادن سجدهها مستحب است.
صلوات فرستادن در سجدهها مستحب است.
گفتن «استغفر الله ربّي و اتُوبُ اليه» پس از سجده اولي در حالي كه بدن آرام گرفت، مستحب است.
و در اين موارد مستحب است تكبير بگويد:
پس از سجده اول، در حالي كه نشست و بدنش آرام گرفت.
پيش از سجده دوم، در حالي كه نشسته است و بدنش آرام است.
بعد از سجده دوم.
ه. قنوت نماز
مستحب است در ركعت دوم نماز بعد از حمد و سوره و پيش از ركوع، قنوت بخواند، يعني دستها را بلند كند و مقابل صورت بگيرد و دعا يا ذكري بخواند.
در قنوت هر ذكري بگويد اگرچه يك «سُبحانَ اللهِ» باشد، كافي است و ميتواند اين دعا را بخواند: «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَهً وَ فِي الآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّارِ».
و. تعقيب نماز
تعقيب- در بحث نماز- يعني مشغول شدن به ذكر و دعا و قرآن بعد از سلام نماز.
بهتر است در حال تعقيب رو به قبله باشد.
لازم نيست تعقيب به عربي باشد، ولي بهتر است چيزهايي را كه در كتابهاي دعا دستور دادهاند بخواند.
گفتن تسبيحات حضرت زهرا (س) يعني: 34 مرتبه «اللهُ اكبر»، 33 مرتبه «الحمدُ لله» و 33 مرتبه «سُبْحانَ الله» مستحب است.
ز. مكروهات نماز
چيزهايي كه در نماز مكروه است بدين شرح است:
بازي كردن با انگشتان و دستها.
سكوت كردن در هنگام خواندن حمد يا سوره و يا ذكر، براي شنيدن حرف كسي.
هر كاري كه خضوع و خشوع را از بين ببرد.
برگرداندن صورت بهطرف راست يا چپ به مقدار كم (چون زيادِ آن نماز را باطل ميكند).
خودآزمايي
مبطلات نماز را نام ببريد.
كدام شكها نماز را باطل ميكند؟
به چه شكهايي نبايد اعتنا كرد؟
بين نماز احتياط و نمازهاي ديگر چه تفاوتي وجود دارد؟
در چه مواردي سجده سهو خوانده ميشود؟
مستحبات نماز كداماند؟
مكروهات نماز را نام ببريد.
نماز جماعت
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
به اهميت نماز جماعت پي ببريم.
شرايط نماز جماعت را بدانيم.
چگونگي پيوستن به جماعت را واقف باشيم.
چگونگي نماز جماعت با اهل سنت را بدانيم.
چگونگي نماز جماعت در مسجدالحرام را متوجه باشيم.
گذشته از آنكه در روايات زيادي، براي نماز جماعت، اجر و پاداش بسياري وارد شده است، با دقّت در برخي از مسائل احكام، به اهميت اين عبادت بيشتر پي ميبريم، و در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
الف. شركت در نماز جماعت براي هركس مستحب است، بهويژه
براي همسايه مسجد.
ب. مستحب است، انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
ج. نماز جماعت هرچند اول وقت خوانده نشود، از نماز فُراداي اول وقت بهتر است.
د. نماز جماعتي كه مختصر خوانده ميشود، از نماز فُرادايي كه نمازگزار آن را طول بدهد بهتر است.
ه. سزاوار نيست انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.
و. حاضر نشدن به نماز جماعت از روي بياعتنايي به آن، جايز نيست.
هنگام برپايي نماز جماعت، شرايط زير، بايد مراعات شود:
مأموم از امام، جلوتر نايستد، و احتياط واجب آن است كه كمي عقبتر بايستد.
جايگاه امام جماعت از جايگاه مأمومين، بالاتر نباشد.
فاصله امام و مأموم و فاصله صفها، زياد نباشد.
بين امام و مأموم و همچنين بين صفها چيزي مانند ديوار يا پرده مانع نباشد، ولي نصب پرده بين صفِ مردها و زنها اشكال ندارد.
الف. مأموم نبايد تكبيرهالاحرام را پيش از امام بگويد، بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده، تكبير نگويد.
ب. مأموم بايد غير از حمد و سوره همهچيز نماز را خودش بخواند، ولي اگر ركعت اول يا دوم او، ركعت سوم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.
الف. در بين قرائت: مأموم حمد و سوره را نميخواند و بقيه اعمال را با امام جماعت بجا ميآورد.
ب. در ركوع: ركوع و بقيه اعمال را با امام جماعت بجا ميآورد.
الف. در بين قرائت: مأموم حمد و سوره را نميخواند و با امام، قنوت و ركوع و سجده را بجا ميآورد و آنگاه كه امام جماعت تشهد ميخواند، بنا بر احتياط واجب بايد بهصورت نيمخيز بنشيند و اگر نماز دو ركعتي است، يك ركعت ديگر بهتنهايي بخواند و نماز را تمام كند و اگر سه يا چهارركعتي است، در ركعت دوم كه امام جماعت در ركعت سوم ميباشد، حمد و سوره بخواند (هرچند امام جماعت تسبيحات بخواند) و آنگاه كه امام جماعت ركعت سوم را تمام كرد، و براي ركعت چهارم برميخيزد، مأموم بايد پس از دو سجده، تشهد
بخواند، و برخيزد و قرائت ركعت سوم را بجا آورد و در ركعت آخر نماز كه امام جماعت با تشهد و سلام، نماز را بهپايان ميبرد يك ركعت ديگر ميخواند.
ب. در ركوع: ركوع را با امام جماعت بجا ميآورد و بقيه نماز را همانگونه كه گفته شد، انجام ميدهد.
الف. در بين قرائت: چنانچه ميداند كه اگر اقتدا كند براي خواندن حمد و سوره و يا لااقل حمد تنها وقت دارد، ميتواند اقتدا كند و بايد حمد و سوره يا حمد را بخواند، و اگر ميداند فرصت ندارد، بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام جماعت به ركوع رود، سپس به او اقتدا كند.
ب. در ركوع: چنانچه در ركوع اقتدا كند، ركوع را با امام بجا ميآورد و حمد و سوره براي آن ركعت ساقط است، و بقيه نماز را همانگونه كه قبلًا بيان شد بجا ميآورد.
الف. در بين قرائت: حكم اقتدا در ركعت سوم را دارد، و آنگاه كه امام جماعت در ركعت آخر نماز براي تشهد و سلام مينشيند، مأموم ميتواند برخيزد و نمازش را بهتنهايي ادامه دهد و ميتواند بهطور نيمخيز بنشيند تا تشهد و سلام امام جماعت تمام شود و سپس برخيزد.
ب. در ركوع: ركوع و سجدهها را با امام بجا ميآورد (اكنون ركعت چهارمامام و ركعت اول مأموم است) و بقيه نماز را همانگونه كه گذشت انجام ميدهد.
در ايامي كه زائران محترم در دو شهر مكه و مدينه هستند، از فرصت استفاده كرده و در نماز جماعت مساجد اين دو شهر به ويژه مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص) كه با جمعيت زيادي برگزار ميشود شركت كنند تا هم از ثواب بسيار زياد نماز جماعت و نماز خواندن در اين اماكن مقدس بهرهمند شوند، و هم از كارهايي كه سبب توهين به مذهب تشيع و انگشتنما شدن شيعيان ميگردد، به ويژه برگشت به منازل، نزديك وقت نماز يا هنگام برپايي نماز و يا تماشاي نماز جماعت جداً بپرهيزند.
جهت آشنايي با اهميت اين موضوع، برخي از مسائل شرعي را در اينجا ميآوريم:
الف. خارج شدن از مسجدالحرام و مسجد مدينه هنگام شروع نماز جماعت جايز نيست و بر شيعيان واجب است كه با آنان نماز جماعت بخوانند.
ب. شركت در نماز جماعت اهل سنت، اختصاص به مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص) ندارد و در ديگر مساجد هم از نماز واجب كفايت ميكند.
سؤال: گاهي مشاهده ميشود كه هنگام برپايي نماز جماعت در مسجدالنبي (ص) و مسجدالحرام، بعضي از حجاج از مسجد خارج ميشوند و يا كناري ايستاده و تماشا ميكنند، لطفاً نظر مبارك را در
اينباره مرقوم فرماييد:
امام خميني (قدس سره): وقتي كه در «مسجدالحرام» يا «مسجدالنبي» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلّف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند.
سؤال: كسي كه نماز را در مسجدالحرام بهنحو استداره (روي يك دايره بهدور كعبه) خوانده است بهطوري كه رو در روي امام جماعت و يا طرفين او ايستاده بوده است، آيا اين نماز احتياج به اعاده دارد؟
امام خميني (قدس سره): با وضع فعلي نياز به اعاده ندارد.
آيت الله گلپايگاني (قدس سره): نماز بهنحو استداره مانعي ندارد، ولي بنابر احتياط بايد به حسب دايره مقدم بر امام نباشد، و همچنين بنابر احتياط با مراعات قيد قبلي نزديكتر از امام به كعبه نباشد.
آيتالله اراكي (قدس سره): اگر مأموم در مواضع سجده و نزديك نبودن به كعبه از امام عقبتر باشد اشكال ندارد.
آيتالله خوئي (قدس سره): نماز به نحو استداره، اطراف كعبه اشكال ندارد.
در مكه و مدينه در مسافرخانه و هتل نبايد نماز را بهجماعت بخوانند و ميتوانند در جماعت ساير مسلمين در مساجد شركت كنند و نماز را بهجماعت بخوانند.
خود آزمايي
اهميت نماز جماعت را بيان كنيد.
چه شرايطي را در نماز جماعت بايد مراعات كرد؟
امام جماعت بايد داراي چه شرايطي باشد؟
در ركعتهاي اول، دوم، سوم و چهارم چگونه ميتوانيم به نماز جماعت بپيونديم؟
اهميت شركت در نماز جماعت اهل سنت را ذكر كنيد.
خواندن نماز جماعت در هتلها و محل اسكان چه حكمي دارد؟
خمس
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
موارد وجوب خمس را بشناسيم.
بدانيم كه خمس به چه چيزهايي تعلق ميگيرد.
با احكام خمس و نحوه مصرف آن آشنا شويم.
نحوه محاسبه خمس را بدانيم.
برخي ميپندارند، خمس و زكات، تنها بر عهده كساني است كه ثروت فراوان دارند و در رفاه كامل بهسر ميبرند و در مقابل، برخي بر اين باورند كه تمام افراد بايد خمس بپردازند و همه اموال انسان مشمول خمس خواهد بود. اما اين پندار صحيحي نيست؛ بلكه هر انسان عاقل و بالغي كه يكي از موارد خمس را داشته باشد، بايد آن را براي
مصارفي كه مشخص شده است، بپردازد و افرادي كه هيچكدام از موارد خمس يا زكات را نداشته باشند، تكليفي ندارند؛ بلكه در برخي موارد بايد به آنها خمس يا زكات داده شود.
خمس به هفت چيز تعلّق ميگيرد كه عبارتند از:
آنچه از مخارج سال اضافه بيايد؛
معدن؛
گنج؛
غنايم جنگي؛
جواهري كه با فرو رفتن در دريا بهدست ميآيد؛
مال حلال مخلوط به حرام.؛
زميني كه غير مسلمان از مسلمان خريداري كند، با شرايطي كه در كتابهاي مفصّل فقهي آمده است.
كسي كه احكام خمس بر او جاري ميشود:
الف. اگر به واسطه قناعت كردن، چيزي از مخارج سالش زياد بيايد بايد خمس آن را بدهد.
ب. اگر اثاثيهاي كه براي منزل خريده، نيازش از آن برطرف شود، بنابر احتياط واجب بايد خمس آن را بدهد، مثل آنكه يخچال بزرگتري بخرد، و به يخچال قبلي نياز نداشته باشد.
ج. آذوقهاي كه از درآمد سال براي مصرف سالش خريده؛ مانند برنج، روغن و چاي، اگر در آخر سال زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.
د. اگر كودكِ غيربالغ سرمايهاي داشته باشد و از آن سودي بهدست آيد، بنابر احتياط واجب بايد پس از بلوغ، خمس آن را بدهد.
خمس مال را بايد دو قسمت كرد، نصف آن، كه سهم امام زمان (ع) است به مجتهد جامعالشرايطي كه از او تقليد ميكند يا نماينده او ميپردازد؛ و نصف ديگر را بايد، يا به مجتهد جامعالشرايط بدهد و يا با اجازه او به سادات داراي شرايط بپردازد.
فقير باشد، و يا در سفر مانده باشد، هرچند در شهر خود فقير نباشد.
شيعه دوازدهامامي باشد.
آشكارا معصيت نكند (بنابر احتياط واجب) و دادن خمس، كمك بر گناه او نباشد.
از افرادي كه مخارج آنان برعهده اوست، مانند همسر و فرزندش نباشد (بنابر احتياط واجب).
از جمله شرايط لباس احرام، مباح بودن آن است، و برخي از مخارج حج نيز، اگر از مال خمسنداده باشد اعمال و مناسك دچار اشكال
خواهد شد، بنابراين به حجاج عزيز توصيه ميشود، چنانچه تاكنون در زندگي حسابرسي خمسي نداشتهاند، به مرجع تقليد خود يا يكي از نمايندگان ايشان مراجعه كرده و نسبت به حسابرسي آن اقدام نمايند، و اگر از اين بابت بدهي دارند، بپردازند و يا اجازه بگيرند، تا خداي ناكرده اعمالشان دچار اشكال نشود كه سبب زحمت در دنيا و عذاب در آخرت خواهد شد.
كساني كه با كسب و كار، درآمدي بهدست ميآورند، دو گروهاند:
الف. آنان كه درآمدشان در تاريخ معيّني بهدستشان ميرسد؛ مانند كارمندان دولت و كارگران شركتها كه در وقت معيّني حقوق و مزد خود را دريافت ميكنند.
ب. كساني كه درآمدشان تدريجي و روزانه است؛ مانند تاجران و صنعتگران.
آغاز سال خمسي گروه اول، وقتي است كه اولين درآمد را بهدست ميآورند و آغاز سال خمسي گروه دوم، اولين روزي است كه شروع به فعاليت ميكنند و سودي بهدست ميآورند.
از زماني كه سال خمسي آغاز ميشود، به مدت يك سال كليه هزينههاي زندگي از قانون پرداخت خمس معاف و بخشوده هستند، به
شرط آنكه:
الف. از شأن اجتماعي مصرفكننده بالاتر نباشد.
ب. در مصرف، اسراف و زيادهروي نشده باشد.
هزينههاي ساليانه؛ مانند: خوراك، پوشاك، اثاثيه منزل، وسيله نقليهاي كه مخصوص كسب و كار نباشد، هزينههاي ميهماني، ازدواج، كتابهاي مورد نياز و …
وقتي از زمان آغاز سال خمسي يك سال كامل گذشت، واجب است انسان به اموال و دارايي خود رسيدگي كرده، براساس قانون خمس، به وظيفه خود عمل كند.
چيزهايي كه هنگام فرارسيدن سال خمسي موجود است و خمس به آنها تعلق نميگيرد، عبارتند از:
الف. اثاثيه: لوازم زندگي و چيزهاي ديگري كه با درآمد سال گذشته و در همان مدت تهيه شدهاند، جزو هزينه ساليانه هستند و خمس به آنها تعلق نميگيرد؛ مگر آنكه انسان بدون حسابرسي خمسي، با درآمدي كه با خمس مخلوط بوده، آنها را خريداري كرده باشد.
ب. چيزهايي كه بهعنوان عيدي، پاداش، هديه، بخشش و چشمروشني به انسان دادهاند، خمس ندارد.(1)
1) به فتواي برخي از مراجع تقليد، عيدي و پاداش و هديه و امثال آن اگر در طول سال استفاده نشود و تا سر سال خمس باقي بماند، خمس دارد.
ج. ارث (در صورتي كه ميت، خمس بدهكار نباشد) و مهريه، خمس ندارد.
غير از موارد بالا، هرچه از هزينه سال زياد بيايد، بايد آن بهعنوان خمس پرداخت شود، كه در سه مورد خلاصه ميشود:
الف. مواد مصرفي: مانند خوراكيها، نوشيدنيها و مواد سوختي، هرچند از تهيه آنها زمان اندكي گذشته باشد و از ضروريات زندگي بهحساب آيد، چون در سال گذشته خمسي مصرف نشدهاند، بايد خمس آنها پرداخت شود.
ب. پول: در بانك باشد يا در منزل، از زمان بهدست آوردن آن، مدت زيادي گذشته باشد، يا اندك.
ج. سرمايه كسب: مانند مغازه، ابزار كار و كارخانه (1)كه از درآمد تهيه شده باشد.
وقتي چيزهايي كه بايد بهعنوان خمس بپردازيم، جدا كرديم، بايد آن را به مرجع تقليد خود يا نماينده او تحويل دهيم؛ چرا كه قبل از اينكار، تصرّف در آن مال جايز نيست.
بنابراين، شخصي كه درآمدي دارد، بايد داراي سال خمسي باشد و اگر بخواهد براي زندگي آينده خود چيزي تهيه كند، ميتواند از درآمد بين سال بخرد، و چنانچه پول آن را پسانداز كند تا پس از گذشت سال، خريداري كند، بايد خمس آن را بپردازد.
1) به فتواي برخي از مراجع تقليد، سرمايه كسب به مقداري كه براي به دست آوردن مخارج زندگي لازم باشد، خمس ندارد.
مالي كه از راههاي زير بهدست بيايد، خمس ندارد:
الف. از راه ارث بهدست آيد، به شرطي كه ميت خمس آن را پرداخت كرده باشد.
ب. چيزي كه به انسان بخشيدهاند.
ج. جايزههايي كه دريافت كرده است.
د. آنچه بهعنوان عيدي به انسان دادهاند. (1)ه. مالي كه بهعنوان خمس يا زكات يا صدقه به كسي دادهاند.
و. مالي كه خمس آن يك بار پرداخت شده باشد.
هماكنون كساني كه قصد تشرف به حج يا عمره را دارند بايد براي حفظ نوبت، مبلغ مقرّري را به بانك بسپارند كه اين مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودي نيز به آن تعلّق ميگيرد و پس از چند سال، نوبت تشرّف آنها فرا ميرسد، اصل پول و سود آن را دريافت ميكنند و به سازمان حجّ و زيارت ميسپارند و به عمره يا حجّ مشرف ميشوند. با توجّه به ثبتنام جديد اكثر مراجع معظم تقليد، پول ثبتنامي را متعلق خمس ميدانند.
1) به فتواي برخي از مراجع تقليد، بخشش و جايزه و عيدي، اگر تا سرسال خمس استفاده شود و باقي بماند، خمس دارد.
خود آزمايي
به چه چيزهايي خمس تعلق ميگيرد؟
در چه مواردي ميتوان خمس را مصرف كرد؟
شرايط سيدي كه ميتوان به او خمس داد چيست؟
نحوه تعيين سال خمسي را بنويسيد.
محاسبه خمس چگونه صورت ميگيرد؟
به چه چيزهايي خمس تعلق نميگيرد؟
زكات
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
به اهميت زكات واقف شويم.
بدانيم به چيزهايي زكات تعلق ميگيرد.
موارد زكات و نصاب را بشناسيم.
با نمونههايي از احكام زكات آشنا شويم.
نحوه مصرف زكات را بشناسيم.
رواياتي درباره زكات را بدانيم.
يكي ديگر از وظايف مهم اقتصادي مسلمانان، پرداخت زكات است.
از اهميت زكات همين بس كه در قرآن مجيد، پس از نماز آمده و نشانه ايمان و عامل رستگاري شمرده شده است.
در روايات متعددي كه از معصومين (عليهم السلام) نقل شده، آمده است: «كسي كه از پرداخت زكات جلوگيري كند، از دين خارج است.»
رسول خدا (ص) فرمود: «زكّوا أموالكم تقبل صلاتكم» (1)
امام صادق (ع) فرمود: «ما فرض الله علي هذه الأمّه شيئاً أشدّ عليهم من الزكاه و فيها تهلك عامتهم».(2)3. امام كاظم (ع) فرمود: «حصّنوا أموالكم بالزكاه».(3)4. همچنين رسول خدا (ص) فرمود: «إذا منعت الزكاه منعت الارض بركاتها».(4)زكات هم مانند خمس موارد معيني دارد، يك قسم از آن ماليات بدن و حيات است كه هر سال يك مرتبه در روز عيد فطر پرداخت ميشود و تنها بر كساني كه قدرت مالي پرداخت آن را دارند واجب است كه براي هر فرد، سه كيلوگرم برنج و مانند آن پرداخت ميشود.
قسم ديگر، زكات اموال است، ولي چنين نيست كه تمام اموال مردم مشمول اين قانون باشد، و تنها نُه چيز است كه زكات دارد و ميتوان آنها را به سه دست تقسيم كرد:
گندم
غلات 2. جو
خرما
كشمش
موارد وجوب زكات 5. شتر
دامها 6. گاو
گوسفند
سكهها 8. طلا
نقره
زكات در صورتي واجب ميشود كه مورد زكات به حدّ نصاب برسد كه نصاب هريك و مقدار زكات آنها به قرار زير ميباشد:
گندم، جو، خرما، كشمش 207/ 847 كيلوگرم
يك دهم در صورتي كه با باران و آب رودخانه آبياري شده باشد
يك بيستم در صورتي كه با آب دستي و دلو و موتور و پمپ آبياري شده باشد
سه چهلم در صورتي كه با هر دو آبياري شده باشد
شتر اولين نصاب 5 شتر تا 25 شتر 26 شتر هر 5 شتر يك گوسفند
يك شتر
گاو 30 گاو يك گوساله يك ساله
گوسفند 40 گوسفند يك گوسفند
طلا 15 مثقال يك چهلم
نقره 105 مثقال يك چهلم
براي شتر، گاو و گوسفند نصابهاي ديگري نيز هست كه براي آشنايي با آنها ميتوانيد به رساله توضيحالمسائل مراجعه كنيد.
الف. مخارجي را كه براي گندم، جو، خرما و انگور كرده است، مانند قيمت بذر، مزد كارگر و مزد تراكتور و … ميتواند از حاصل كسر كند، ولي مقدار نصاب قبل از كم كردن اين مخارج محاسبه ميشود و اگر قبل از كسر مخارج به حدّ نصاب برسد، پرداخت زكات واجب شده است، ولي زكات باقيمانده را ميپردازد.
ب. زكات دامها در صورتي واجب ميشود كه:
يك سال مالك آنها باشد؛ بنابراين اگر مثلًا 100 عدد گاو را خريداري كند و پس از 9 ماه بفروشد، زكات واجب نيست.
حيوان در تمام سال بيكار باشد، بنابراين گاو يا شتري كه در كار مزرعه يا حمل بار از آن استفاده ميشود زكات ندارد.
حيوان در تمام سال از علف بيابان بچرد، پس اگر در تمام سال يا
مقداري از آن، از علف چيده شده يا كاشته شده بخورد، زكات ندارد.
ج. زكات طلا و نقره در صورتي واجب است كه بهصورت سكهاي باشد كه معامله با آن رواج دارد، بنابراين آنچه امروزه بانوان بهعنوان زيور استفاده ميكنند، زكات ندارد.
د. پرداخت زكات از عبادات است و بايد آنچه ميپردازد به نيت زكات و با قصد قربت باشد.
مصرف زكات هشت مورد است كه ميتوان آن را در تمام يا برخي از اين موارد مصرف كرد:
الف. فقير، و آن كسي است كه درآمد يا موجودي وي كمتر از خرج سالانه خود و خانوادهاش باشد.
ب. مسكين، آنكه به كلي درمانده و بينوا است.
ج. كسي كه از طرف امام (ع) يا نايب او مأمور جمعآوري و نگهداري و توزيع زكات است.
د. براي الفت دادن دلها به اسلام و مسلمانان؛ مانند غيرمسلمانان كه اگر به آنها كمكي بشود، به دين اسلام مايل ميشوند يا در جنگ به مسلمانان كمك ميكنند.
ه. آزاد كردن بردگان.
و. بدهكاري كه نميتواند قرض خود را بدهد.
ز. در راه خدا؛ يعني در كارهايي كه نفع آن به عموم ميرسد و مورد رضايت خداست؛ مانند ساختن جاده، پل، مسجد و …
ح. مسافري كه در سفر درمانده است و خرج برگشت به وطن را ندارد، هرچند در وطن خود فقير نباشد.
گرچه زكات بر تمام افراد جامعه واجب نميشود، ولي افرادي كه زكات بدهكارند، لازم است قبل از سفر نسبت به پرداخت آن اقدام كنند، تا اعمال عمره و حجشان دچار اشكال نشود.
خودآزمايي
اهميت زكات در قرآن كريم و روايات چگونه بيان شده است؟
زكات دامها در چه صورتي واجب ميگردد؟
به چه چيزهايي زكات تعلق ميگيرد؟
به طلا و نقره در چه شرايطي زكات تعلق ميگيرد؟
زكات را در چه مواردي ميتوان به مصرف رساند؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با تعداد و احكام نجاسات آشنا شويم.
چگونگي نجس شدن چيزهاي پاك را بدانيم.
با مسائل مربوط به طهارت و نجاست در مسجدالحرام و منازل محل اسكان زائران آشنا شويم.
الف. از نظر اسلام، همهچيز پاك است، بهجز برخي از اشيا كه آلوده و نجساند و بايد از آنها پرهيز كرد و مواظب بود كه بدن و لباس و محيط زندگي و خوردنيها و نوشيدنيها آلوده به آنها نباشد.
ب. تعداد چيزهاي نجس بسيار محدود و اندك است؛ ولي دانستن آنها براي هر فرد مسلمان لازم است. گفتني است كه اشياي نجس و
آلوده را ميتوان تطهير و پاك كرد.
ادرار (بول) انسان و حيوانهاي حرامگوشتِ
مدفوع (غايط) خونِ جهندهدار مانند گربه و موش
مني
مردار انسان و حيواني كه خون جهنده دارد 5. خون مانند گوسفند
نجاسات 6. سگ كه در خشكي زندگي ميكند ولي 7. خوك دريايي آن نجس نميباشد
شراب و هر مايع مستكننده
آب جو (فقّاع)- آب جوي غير طبي
كافر
عرق شتر نجاستخوار
الف. ادرار و مدفوع انسان و تمامي حيوانهاي حرام گوشت كه خون جهنده دارند نجس است.
ب. ادرار و مدفوع حيوانهاي حلالگوشت، مانند گاو و گوسفند و حيوانهايي كه خون جهنده ندارند؛ مانند: مار و ماهي پاك است.
ج. بول و غائط حيوانهايي كه گوشت آنها مكروه است پاك ميباشد؛ مانند: اسب و الاغ.
د. فضله پرندگان حرامگوشت، مانند كلاغ، نجس است.
الف. خون انسان و هر حيواني كه خون جهنده دارد نجس است؛ مانند مرغ و گوسفند.
ب. خون حيواني كه خون جهنده ندارد پاك است؛ مانند ماهي و پشه.
ج. خوني كه گاهي در تخممرغ يافت ميشود نجس نيست، ولي بنابر احتياط واجب بايد از خوردن آن اجتناب كرد و اگر خون را با زرده تخممرغ بههم بزنند كه از بين برود، خوردن زرده هم مانعي ندارد.
د. خوني كه از لاي دندان (لثه) ميآيد، اگر با آب دهان مخلوط شده و از بين برود پاك است و در آن صورت فرو بردن آب دهان هم اشكال ندارد.
الف. مردار حيواني كه خون جهنده ندارد پاك است، مانند ماهي.
ب. مردار حيواني كه خون جهنده دارد، اجزاي بيروح آن مانند مو و شاخ، پاك و اجزاي روحدارش مانند گوشت و پوست، نجس است.
مردار 1. اجزاي روحدار نجس است
حيوان 1. خون جهنده دارد
غير سگ و خوك 2. اجزاي بيروح پاك است
خون جهنده ندارد تمام اجزاي آن پاك است
چيزهاي پاك هم ممكن است با برخورد با نجاسات نجس شوند، در صورتي كه يكي از آن دو (چيز پاك يا نجس) طوري تر باشد كه رطوبت يكي از آن دو به ديگري برسد.
در موارد زير حكم به پاكي ميشود:
ندانيم پاك و نجس به هم برخورد كردهاند يا نه.
ندانيم چيز پاك و نجس مرطوب بودهاند يا نه.
ندانيم رطوبت يكي به ديگري سرايت كرده است يا نه.
الف. اگر انسان نداند چيز پاكي نجس شده يا نه؟ پاك است و جستجو و وارسي هم لازم نيست، هرچند بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن را بفهمد.
ب. خوردن و آشاميدن چيز نجس حرام است.
ج. اگر انسان ببيند كسي چيز نجسي را ميخورد، يا با لباس نجس نماز ميخواند، لازم نيست به او بگويد.
در درس بعد به تفصيل خواهد آمد.
پاك نگهداشتن محل زندگي و عبادت، امري است پسنديده، ولي آنچه بهعنوان تكليف و وظيفه واجب شمرده شده است، پاك بودن بدن و لباس نمازگزار و طوافكننده است و خوردنيها و نوشيدنيهاي
وي نيز بايد پاك باشد. و براي نماز نيز تنها محلِ گذاشتن پيشاني، در حال سجده لازم است و بقيه موارد پاك بودن آن شرط نيست و از آنجا كه اصل در اشيا بر طهارت است و تا يقين به نجس بودن آنها پيدا نشود، حكم به طهارت ميشود، لذا حجاج محترم بايد توجه داشته باشند كه محل طواف و سعي و ساير اماكن مقدس همه پاك است و با احتمال به نجس شدن، نبايد حكم به نجاست آنها كرد و بايد از هرگونه شك و وسوسه و احتياطهاي بيمورد پرهيز كرد.
خود آزمايي
چه چيزهايي از نجاسات شمرده ميشوند؟
خون در چه شرايطي نجس ميباشد؟
مردار چه حيواناتي پاك است؟
چيزهاي پاك چگونه نجس ميشوند؟
منظور از «اصل در اشيا بر طهارت است» چيست؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با مطهرات و پاككنندهها آشنا شويم.
انواع آبهاي پاككننده را بشناسيم.
با احكام مربوط به آبها آشنا شويم.
چگونگي پاكشدن نجاست با آب را بدانيم.
به اهميت پرهيز از وسواس پي ببريم.
همه اشياي نجس پاك ميشود و عمده پاككنندهها عبارتند از:
الف. آب؛
ب. زمين؛
ج. آفتاب؛
د. اسلام؛
ه. برطرف شدن نجاست.
آب، بسياري از چيزهاي نجس را پاك ميكند، امّا اقسام مختلفي دارد كه شناخت آنها، ما را براي يادگرفتنِ بهترِ مسائل طهارت كمك ميكند.
اقسام آبها 1. آب چاه
مطلق 2. آب جاري
آب باران
آب راكد كُر
قليل
آب مضاف: آبي است كه يا از چيزي گرفته باشند (مانند آب سيب و هندوانه) و يا با چيزي مخلوط شده باشد، بهقدري كه به آن، آب نگويند؛ مانند شربت.
آب مطلق: آبي است كه مضاف نباشد.
الف. چيز نجس را پاك نميكند (از مطهرات نميباشد).
ب. با برخورد نجاست، نجس ميشود، هرچند نجاست كم باشد و بو، رنگ يا مزه آب عوض نشود.
ج. وضو و غسل با آن باطل است.
آب يا از زمين ميجوشد، يا از آسمان ميبارد، يا نه ميجوشد و نه ميبارد.
به آبي كه از آسمان ببارد «باران» گويند.
و به آبي كه از زمين ميجوشد، اگر جريان داشته باشد «آب جاري» گويند و اگر بدون جريان باشد، «آب چاه» گويند.
آبي كه از زمين نميجوشد و از آسمان نميبارد «آب راكد» ناميده ميشود كه اگر مقدارش زياد باشد «كُر»، و اگر كم باشد «قليل» است.
حجم: 875/ 42 وجب، مقدار آبي كه اگر در ظرفي كه درازا مقدار كر: و پهنا و گودي آن هريك حداقل 5/ 3 وجب باشد بريزند پر شود، به مقدار كر است.
وزن: 419/ 377 كيلوگرم
مقدار آب قليل: آبي كه از كر كمتر باشد قليل است.
تنها آب مطلق، آلودگيها را پاك ميكند. گرچه ممكن است آب مضاف چيز كثيفي را تميز كند، ولي هرگز نجس را پاك نميكند.
آب، مايه زندگي و پاككننده بيشترين نجاسات است و از جمله مطهراتي است كه همهروزه تمام افراد با آن سر وكار دارند. و امّا چگونگي تطهير چيزهاينجس با آب:
تطهير اشياي ظرف 1. با آب كر: يك مرتبه
نجس 2. با آب قليل: سه مرتبه
غير ظرف 1. به بول نجس شده 1. با آب كر: يك مرتبه
با آب قليل: دو مرتبه
به غير بول نجسشده 1. با آب كر: يك مرتبه
با آب قليل: يك مرتبه
توضيح: الف. براي تطهير اشياي نجس، ابتدا بايد عين نجس را برطرف كرده، سپس به همان تعداد كه در نمودار آمده است آن را آب كشيد؛ مثلًا ظرف نجس را بعد از برطرف كردن آلودگي، اگر يك مرتبه در آب كر بشويند كافي است.
ب. فرش و لباس و چيزهايي مانند فرش و لباس كه آب را به خود ميگيرد و قابل فشردن است، چنانچه با آب قليل تطهير ميكنند، بايد بعد از هر بار شستن، آن را فشرد تا آبهاي داخل آن بيرون آيد و يا بهگونهاي ديگر آب آن گرفته شود و در آب كر و جاري هم احتياط واجب آن است كه آب داخل آن گرفته شود.
ج: آب جاري و چاه در احكامي كه براي تطهير اشياي نجس بيان شد، مانند آب كر است.
مسأله: ظرف نجس را ميتوان اينگونه آب كشيد:
با آب كر: يك بار آن را در آب برده و بيرون آورند.
با آب قليل: آن را سه مرتبه پر از آب كرده و خالي كنند، يا سه مرتبه قدري آب در آن ريخته و هر مرتبه آب را بهطوري در آن بگردانند كه به جاهاي نجس برسد و بيرون بريزند.
الف. تمام اقسام آبهاي مطلق بهجز آب قليل تا زماني كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است و هرگاه براثر برخورد با نجاست، بو يا رنگ يا مزه نجاست بگيرد نجس ميشود (بنابراين، آب جاري، چاه، كر و حتي باران در اين حكم مشتركند).
ب. آب لولههاي عمارات كه متصل به منبع كر ميباشد در حكم آب كر است.
در برخي از اماكن مكه و مدينه، براثر ازدحام جمعيت، ممكن است نظافت آن اماكن بهخوبي مراعات نشود، ولي تميز نبودن، دليل بر نجس بودن نيست، و تا يقين به نجس شدن چيزي حاصل نشود، آن چيز پاك است و حجاج عزيز هرگز نبايد به خود وسوسه راه دهند كه سبب غفلت از مراتب معنوي اعمال عمره و حج است. همچنان كه امام خميني 1 ميفرمايند:
«روحانيون عزيز در عين حالي كه مسائل را به طور واضح و دقيق بيان ميكنند ولي از مشكلتراشي و حالتهاي وسواسگونه كه زائران را در شك و ترديد و احتياطهاي بيمورد قرار ميدهد خودداري كنند، چرا كه وسواس در برنامه و مراسم و عبادتها و ادعيه موجب كسالت و بيتوجّهي در واجبات ميشود».
خود آزمايي
پاككنندهها كدامند؟
آب مضاف چه نوع آبي است؟
آيا ميتوان با آب مضاف وضو گرفت؟
انواع آب مطلق كدامند؟
مقدار آب كر حداقل چقدر است؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
بدانيم كه تحت چه شرايطي بايد نماز را شكسته خواند.
بدانيم در چه مكانهايي بايد نماز را كامل يا شكسته بخوانيم.
با احكام نماز در مكه و مدينه و قبل از رفتن به عرفات آشنا شويم.
احكام مربوط به نماز قضا را بدانيم.
با نماز قضا در سفر و چگونگي آن آشنا شويم.
انسان بايد در سفر، نمازهاي چهارركعتي را دوركعت (يعني شكسته) بجا آورد، بهشرط آنكه مسافرتش از هشت فرسخ كه حدود 45 كيلومتر است كمترنباشد.
الف. اگر مسافر از جايي كه نمازش تمام (1)است- مثل وطن- حداقل چهارفرسخ ميرود و چهار فرسخ برميگردد نمازش در اين سفر هم شكسته است.
ب. كسي كه به مسافرت ميرود، زماني بايد نمازش را شكسته بخواند كه حداقل به مقداري دور شود كه ديوارهاي آنجا را نبيند (2)و اذان آنجا را هم نشنود (اين فاصله را حد ترخّص ميگويند) و چنانچه قبل از آنكه اين مقدار دور شود بخواهد نماز بخواند بايد تمام بخواند.
ج. اگر از محلي مسافرت ميكند كه خانه و ديوار ندارد، وقتي بهجايي برسد كه اگر آن محل ديوار داشت، از آنجا ديده نميشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
د. اگر بهجايي ميرود كه دو راه دارد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، اگر از راهي كه هشت فرسخ است برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهي كه هشت فرسخ نيست برود بايد نماز را چهارركعتي بخواند.
در اين مكانها نماز تمام است:
الف. در وطن.
ب. در جايي كه ميداند و يا بنا دارد ده روز بماند.
ج. در جايي كه سيروز با ترديد مانده؛ يعني معلوم نبوده است كه ميماند يا ميرود، در اينصورت بايد بعد از سي روز نماز را تمام بخواند.
مسافري كه قصد كرده ده روز در محلي بماند، اگر بيشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتي مسافرت نكرده است، بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.
اگر مسافر از قصد ده روز برگردد:
الف: قبل از خواندن نماز چهار ركعتي از قصد خود برگردد: بايد نماز را شكسته بخواند.
ب: بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتي از قصد خود برگردد: تا وقتي كه در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند.
الف. اگر مدت اقامت زائران در مدينه منوره ده روز يا بيشتر باشد، بايد نماز را تمام بخوانند، هرچند بين ده روز به مسجد قُبا، قبلتين، مساجد خندق يا احُد بروند، چون به سبب توسعه شهر، اين اماكن به شهر متصل شده است.
ب. مسافري كه نمازش شكسته است در اماكن زير ميتواند نماز را تمام يا شكسته بخواند:
مسجدالحرام؛
مسجدالنبي (ص)(1)
1) به نظر برخي از فقها، مسافر در تمام شهر مكّه و مدينه ميتواند نماز را تمام بخواند.
مسجد كوفه؛
حرم امام حسين (ع)؛
ج. حكم مسأله قبل اختصاص به مسجد قديم ندارد، بلكه در قسمتهاي توسعه يافته جديد هم مسافر ميتواند نماز را تمام يا شكسته بخواند.
د. حكم مسأله قبل اختصاص به نماز دارد و شخص مسافر نميتواند در آنجا روزه بگيرد، ولي در مدينه منوّره، مسافر ميتواند براي برآمدن حاجت سه روز روزه مستحب بگيرد.
ه. در سفري كه نماز شكسته است، روزه هم صحيح نيست، مگر آنكه بعد از ظهر به مسافرت برود كه روزه آن روز صحيح است و يا قبل از ظهر به وطن يا جايي كه ميخواهد ده روز بماند برسد و مبطلي هم انجام نداده باشد، بنابراين كسي كه در غير وطن كمتر از ده روز ميماند، نميتواند روزه بگيرد.
و. در سفر، نماز قضا ميتوان خواند، هر چند نماز چهار ركعتي، ولي روزه قضا نميتوان گرفت.
حجاجي كه پيش از رفتن به عرفات وارد مكّه ميشوند دو دستهاند:
الف. قبل از رفتن به عرفات (روز عرفه)، ده روز يا بيشتر در شهر مكه اقامت ميكنند؛ مثلًا روز 25 ذيقعده وارد مكه شدهاند: بايد قبل از رفتن به عرفات و همچنين در عرفات و مشعر و پس از بازگشت به مكه نماز را تمام بخوانند، چون فاصله هيچكدام از اين اماكن با شهر
مكه چهار فرسخ نميباشد.
ب. قبل از گذشت ده روز از اقامت در مكه، بايد به عرفات بروند مثلًا روز سوّم ذيحجّه وارد مكّه شدهاند: بايد قبل از رفتن به عرفات، مشعر و مني، در آن اماكن نماز را شكسته بخواند، و پس از برگشت به شهر مكه اگر ده روز يا بيشتر ميمانند، بايد نماز را تمام بخواند، و چنانچه كمتر از ده روز ميمانند، نمازش شكسته است.
«نماز قضا»، نمازي را گويند كه بعد از وقت خوانده ميشود.
انسان بايد نمازهاي واجب را در وقت خود بخواند و چنانچه بدون عذر نمازي از او قضا شود، گناهكار است و بايد توبه كرده و قضاي آن را هم بجا آورد.
قضاي نمازهاي يوميه لازم نيست به ترتيب خوانده شود؛(1)مثلًا كسي كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، لازم نيست اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا كند.
الف. نماز واجب را در وقت آن، نخوانده باشد.
ب. بعد از وقت متوجه شود نمازي كه خوانده است باطل بوده.
1) به فتواي برخي از فقها، مراعات ترتيب در قضاي نمازهاي يوميّه لازم است.
كسي كه نماز قضا دارد، نبايد در خواندن آن كوتاهي كند، ولي واجب نيست فوراً آن را بجا آورد.
ميداند نماز قضا ندارد: چيزي واجب نيست.
شك دارد نماز قضا دارد يا نه: چيزي واجب نيست.
احتمال ميدهد نماز قضايي داشته باشد: مستحب است احتياطاً قضاي آن را بجا آورد.
ميداند نماز قضا دارد، ولي شماره آنها را نميداند؛ مثلًا نميداند چهار تا بوده يا پنج تا: چنانچه كمتر را بخواند كافي است.
اگر شماره آنها را ميدانسته ولي فراموش كرده است؛ اگر مقدار كمتر را بخواند كفايت ميكند.
شماره آن را هم ميداند: بايد قضاي همان تعداد را بجا آورد.
الف. تا انسان زنده است اگرچه از خواندن نماز خود عاجز باشد، شخص ديگري نميتواند نمازهاي او را قضا كند.
ب. پس از مرگ پدر، نماز و روزههايي را كه بجا نياورده باشد بر پسر بزرگتر واجب است آن نماز و روزهها را قضا كند، و احتياط مستحب است نماز و روزههايي را كه از مادرش (1)قضا شده است بجا آورد.
1) به فتواي برخي از فقها، قضاي نماز مادر نيز بر پسر بزرگ او واجب است.
ج. حالتهاي مختلف پسر بزرگتر نسبت به نماز قضاي پدر:
تعداد آن را هم ميداند: بايد آنها را قضا كند.
تعداد آن را نميداند: اگر مقدار كمتر را بجا آورد كافي است.
شك دارد كه خودش بجا آورده است يا نه: بنابر احتياط واجب بايد قضاكند.
د. اگر پسر بخواهد نماز پدر يا مادر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند؛ مثلًا نماز قضاي صبح و مغرب و عشا را بايد بلند بخواند.
ه. اگر پسر بزرگتر، پيش از آنكه نماز و روزه پدر را قضا كند، از دنيا برود، بر پسر دوم چيزي واجب نيست.
نماز قضا را با جماعت ميتوان خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو، يك نماز را بخوانند؛ مثلًا اگر نماز قضاي صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.
الف. اگر مسافري كه بايد نماز را شكسته بخواند، نماز ظهر يا عصر يا عشا، از او قضا شود، بايد آن را دو ركعتي بجا آورد، اگرچه در غير سفر بخواهد قضاي آن را بجا آورد.
ب. در سفر نميتوان روزه گرفت، حتي روزه قضا، ولي نماز قضا ميتوان بجا آورد.
ج. اگر در سفر بخواهد نمازهايي را كه در غير سفر قضا شده است بجا آورد، بايد نمازهاي ظهر و عصر و عشا را چهار ركعتي قضا كند.
د. نماز قضا را در هر وقتي ميتوان بجا آورد؛ يعني قضاي نماز صبح را ميتوان ظهر يا شب خواند.
آنان كه نماز قضا دارند، فرصت را از دست ندهند و اوقات فراغت خود را بيهوده نگذرانند، و بيش از مقدار نياز وقت خود را در بازارها و مغازهها تلف نكنند، و نمازهاي قضاي خود را بجاي آورند، كه اين وظيفه واجب آنهاست، و بايد بدان عمل كنند و چه بهتر كه اين عبادتها در اماكن مقدسي همچون مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص) انجام شود، كه افزون بر عمل به واجب شرعي از پاداش بيشتري نيز بهرهمند خواهند شد.
خودآزمايي
در چه شرايطي انسان ميتواند نمازهاي چهارركعتي را دو ركعت بخواند؟
حد ترخص را توضيح دهيد.
در چه مكانهايي نماز تمام خوانده ميشود؟
مسافري كه نمازش شكسته است در كدام اماكن ميتواند نماز را تمام يا شكسته بخواند؟
در چه شرايطي در سفري كه نماز شكسته است، روزه صحيح ميباشد؟
حالتهاي مختلف انسان نسبت به نماز قضا كدامند؟
آيا ميتوان نماز قضا را به جماعت خواند؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با اهميت نماز جمعه آشنا شويم.
شرايط صحيح بودن نماز جمعه را بدانيم.
با واجبات و مستحبات نماز جمعه آشنا شويم.
با آداب بجا آوردن نماز جمعه آشنا شويم.
يكي از اجتماعات هفتگي مسلمانان «نماز جمعه» است، و نمازگزاران در روز جمعه ميتوانند به جاي نماز ظهر، نماز جمعه بخوانند.
امام خميني (قدس سره) در اهميت نماز جمعه چنين نگاشتهاند:
«نماز جمعه و دو خطبه آن، مانند حج و نماز عيد فطر و قربان، از مراسم بزرگ مسلمانان است، ولي متأسفانه، مسلمانان از وظايف مهم سياسي اين عبادت، غافل و ناآگاهند، در صورتي كه انساني، با اندك
مطالعه و دقت در احكام كشوري، سياسي، اجتماعي و اقتصادي اسلام در مييابد كه اسلام دين سياست است و كسي كه دين را از سياست جدا ميداند، ناداني است كه نه اسلام را ميشناسد و نه سياست را.»
الف. تمام شرايطي كه در نماز جماعت بايد رعايت شود، در نماز جمعه هم معتبر است.
ب. نماز جمعه بايد به جماعت برگزار شود و فُرادا صحيح نيست.
ج. حداقل تعداد افراد براي برپايي نماز جمعه، پنج نفر ميباشد؛ يعني يك نفر امام، و چهار نفر مأموم.
د. بين دو نماز جمعه، حداقل بايد يك فرسخ فاصله باشد.
نماز جمعه دو ركعت است، مانند نماز صبح، ولي دو خطبه دارد كه توسط امام جمعه، قبل از نماز ايراد ميشود.
الف. خواندن حمد و سوره با صداي بلند (توسط امام جمعه).
ب. خواندن سوره «جمعه» بعد از حمد، در ركعت اول (توسط امام جمعه).
ج. خواندن سوره «منافقون» پس از حمد در ركعت دوم (توسط امام جمعه).
د. خواندن دو قنوت، يكي در ركعت اول، پيش از ركوع و ديگري در ركعت دوم، پس از ركوع.
الف. بنابر احتياط واجب بايد به خطبهها گوش دهند.
ب. احتياط مستحب است از سخن گفتن بپرهيزند، و چنانچه سخن گفتن، سبب از بين رفتن فايده خطبهها و يا گوش ندادن به آنها شود، ترك آن واجب است.
ج. احتياط مستحب است، شنوندگان، هنگام ايراد خطبهها، رو به امام جمعه بنشينند، و بيش از مقداري كه در نماز اجازه داده شده به اطراف نگاه نكنند.
شب و روز جمعه داراي اهميت و فضيلت خاصي است، اعمال خير نيز در اين شب و روز از ثواب بيشتري برخوردار است. علاوه بر آداب كه تحت عنوان «آمادگي براي نماز جمعه» گفته شد موارد ذيل در روز جمعه مستحب است:
الف. زيارت امام حسين (ع)؛
ب. زيارت امام زمان (ع) كه زيارتنامه خاصي نيز براي اين روز وارد شده است؛
ج. خواندن دعاي ندبه؛
د. صلوات بر محمّد و آل محمد؛ هزار مرتبه و در روزهاي ديگر صد مرتبه.
ه. صدقه دادن به فقرا؛
و. هديه دادن به خانواده؛
ز. آموختن مسائل ديني و معارف اسلامي؛
ح. زيارت قبور مؤمنان؛
ط. خوردن انار؛
ي. خواندن دعاي سمات در آخر روز جمعه.
ك. غسل جمعه؛ اين غسل ثواب بسيار زيادي دارد و وقت آن تا ظهر روز جمعه است و چنانچه انسان تا ظهر موفق نشد، بعد از ظهر نيز ميتواند انجام دهد.
خودآزمايي
امام خميني (قدس سره) در باره اهميت نماز جمعه چه مطالبي فرمودهاند؟
شرايط صحيح بودن نماز جمعه كدام است؟
واجبات نماز جمعه را نام ببريد.
مستحبات نماز جمعه چيست؟
واجبات نماز جمعه را بنويسيد.
نمازگزاران جمعه چه وظايفي دارند؟
آداب روز جمعه كدام است؟
احكام قرآن و مسجد
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با چگونگي لمس قرآن آشنا شويم.
با چگونگي نوشتن روي صفحات قرآن آشنا شويم.
آداب تلاوت قرآن را بدانيم.
با احكام مسجد آشنا شويم.
آداب حضور در مسجد را بدانيم.
با كارهاي مستحب و مكروه در مسجد آشنا شويم.
چگونگي طهارت مسجد را بدانيم.
الف. قرآن هميشه بايد پاك و تميز باشد و نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است، و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب بكشند.
ب. اگر جلد قرآن نجسشود و بياحترامي بهقرآن باشد بايد آنرا آب بكشند.
الف. رساندن جايي از بدن به نوشته قرآن، براي كسي كه وضو ندارد حرام است.
ب. در تمام اين موارد لمس كردن خطوط قرآن بدون وضو حرام است:
در نوشته قرآني فرقي بين آيات و كلمات بلكه حروف و حتي حركات آن نيست.
در چيزي كه قرآن بر آن نوشته شده است، بين كاغذ و زمين و ديوار و پارچه، فرقي نيست.
در نوشته قرآني فرقي نيست كه با قلم نوشته شده باشد يا چاپ يا گچ و يا چيز ديگر.
اگر نوشته قرآني در قرآن هم نباشد، لمس كردن آن حرام است. پس اگر آيهاي از قرآن در كتاب ديگري نوشته شده باشد، بلكه اگر كلمهاي از آن در كاغذي باشد، يا نصف كلمهاي از آن از برگ قرآن يا كتاب ديگري بريده شده باشد، باز هم لمس آن بدون وضو حرام است.
الف. لمس آن از پشت شيشه، يا پلاستيك.
ب. لمس ورق قرآن و جلد آن و اطراف نوشتهها (گرچه مكروه است).
ج. ترجمه قرآن، به هر لغتي باشد، مگر اسم خداوند كه به هر لغتي باشد، لمس آن براي كسي كه وضو ندارد حرام است، مانند كلمه «خدا».
د. كلماتي كه مشترك بين قرآن و غير قرآن است مانند «مؤمن»، «الذين» اگر نويسنده به قصد قرآن نوشته باشد لمس آن بدون وضو حرام است.
قرآنهاي مساجد، معمولًا وقف است و تصرف در مال موقوف حتّي با نوشتن مطالبي بر آن، حرام است افزون بر اينكه اينگونه كارها سبب برخي از مشكلات براي مؤمنين و توهين ديگران به پيروان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) خواهد شد و برخي نوشتهها بياحترامي به قرآن نيز هست.
تلاوت قرآن ثواب بسيار زيادي دارد و در برخي اماكن و اوقات ثواب بيشتري دارد، از جمله در شهر مكّه، و در ماه رمضان سفارش بيشتري شده است و چنانچه كسي در اين موارد بتواند يك دور كامل قرآن را بخواند بهتر است.
براي تلات قرآن آدابي ذكر كردهاند كه از جمله آنهاست:
الف. با طهارت بودن. هر چند دست به خط و ورق قرآن نزند.
ب. رو به قبله نشستن موقع تلاوت قرآن.
ج. به ترتيل خواندن، نه تند و با صداي بسيار بلند و نه كند و صداي بسيار آهسته.
د. تدبّر و تفكر در معاني قرآن.
ه. رعايت احترام قرآن.
قرآن، مقدس و مورد احترام است و هرگونه عملي كه سبب بياحترامي به آن باشد حرام است از جمله:
الف. گذاشتن قرآن در جايي كه بياحترامي است.
ب. گذاشتن قرآن بر چيزي كه بياحترامي است.
ج. نوشتن قرآن با چيزي و بر چيزي و به گونهاي كه بياحترامي باشد.
د. سوزاندن قرآن و حتي آياتي از قرآن كه در غير قرآن نوشته شده است.
ه. انداختن و پرتاب كردن قرآن و حتي گذاشتن قرآن بر روي زمين در صورتي كه بياحترامي به آن باشد.
الف. نماز خواندن در مساجد مستحب است، بلكه حاضر نشدن در مسجد، خصوصاً براي همسايگان مسجد- در صورتي كه عذري مثل بارش برف و باران نباشد- مكروه است.
ب. تعطيل كردن مسجد مكروه است، و مستحب است انسان نماز را در مسجدي بخواند كه نمازگزار ندارد تا تعطيل نشود. از امام صادق (ع) روايت شده است كه سه چيز در قيامت از مردم شكايت ميكنند: اول، مسجد متروكي كه اهالي آنجا در آن نماز نميخوانند؛ دوّم، عالمي كه بين عدّهاي جاهل قرار دارد و از او استفاده نميكنند؛ سوم، قرآني كه متروك مانده و غبار گرفته است و آن را تلاوت نميكنند.
ج. زياد رفتن به مسجد مستحب است. از پيامبر اكرم (ص) روايت شده
كه هر كس به مسجد رود از وقتي كه روانه مسجد ميشود تا به خانه برميگردد، براي هر قدم كه برميدارد ده حَسَنه نوشته ميشود.
الف. نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است.
ب. احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند، مگر آنكه واقف، آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.
ج. نجس كردن فرش مسجد نيز بنابر احتياط واجب حرام است.
د. اگر مسجدي را غصب كنند و به جاي آن، خانه و مانند آن بسازند كه ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم بنابر احتياط واجب نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.
خوابيدن در مسجد مكروه است و اگر بياحترامي به مسجد باشد جايز نيست.
اين كارها درباره مسجد مستحب است:
زودتر از همه به مسجد رفتن و ديرتر از همه از مسجد بيرون آمدن؛
چراغ مسجد را روشن كردن؛
تميز كردن مسجد؛
هنگام وارد شدن، ابتدا پاي راست را داخل مسجد گذاشتن؛
هنگام بيرون آمدن از مسجد اوّل پاي چپ را بيرون گذاشتن؛
خواندن دو ركعت نماز تحيّت و احترام مسجد؛
خوشبو كردن خود و پوشيدن بهترين لباسها براي رفتن به مسجد؛
اين كارها درباره مسجد مكروه است:
عبور از مسجد، به عنوان محل عبور؛ بدون آنكه در آنجا نماز بخواند؛
انداختن آب دهان و بيني در مسجد و اگر بياحترامي باشد، حرام است؛
خوابيدن در مسجد، مگر در حال ناچاري؛
فرياد زدن در مسجد و صدا را بلند كردن، مگر براي اذان؛
خريد و فروش در مسجد؛
سخن گفتن از امور دنيا؛
رفتن به مسجد براي كسي كه سير يا پياز خورده و بوي دهانش مردم را آزار ميدهد؛
همسايه مسجد اگر عذري نداشته باشد مكروه است در غير مسجد نماز بخواند؛
مستحب است، انسان با كسي كه در مسجد حاضر نميشود، غذا نخورد. در كارها با او مشورت نكند، همسايه او نشود، از او زن نگيرد و به او زن ندهد؛
مسجد الحرام.
مسجد النبي (ص).
مسجد كوفه.
مسجد بيت المقدس.
مسجد جامع هر شهر.
مسجد محله.
مسجد بازار.
براي زنها نماز خواندن در خانه بهتر است، ولي اگر بتوانند كاملًا خود را از نامحرم حفظ كنند، بهتر است در مسجد نماز بخوانند.
نماز در حرم امامان (عليهم السلام) مستحب، بلكه بهتر از مسجد است و نماز در حرم اميرالمؤمنين (ع) برابر دويست هزار نماز است.
الف. برطرف كردن نجاست از مسجد واجب است و فرقي در اين مسأله بين داخل، سقف و پشت بام و حتي طرف داخل ديوار مسجد نيست. يعني هرجاي مسجد نجس شود بايد تطهير شود يا به گونهاي ديگر نجاست برطرفگردد.
ب. بنابر احتياط واجب، اگر طرف بيرون ديوار مسجد نجس شود، برطرف كردن نجاست از آن واجب است، مگر آنكه واقف طرف بيرون را جزو مسجد قرار نداده باشد.
ج. هنگامي كه انسان از نجاست مسجد مطلع شد، فوراً بايد آن را تطهير كند، پس نبايد به قدري معطل كند كه عرفاً بگويند تأخير كرده است.
د. برطرف كردن نجاست از مسجد، واجب كفايي است و
اختصاص به كسي كه مسجد را نجس كرده يا سبب نجس شدن آن شده ندارد، بلكه بر همه افرادي كه ميتوانند مسجد را تطهير كنند واجب است.
ه. اگر فرش مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را تطهير كنند ولي چنانچه به واسطه آب كشيدن خراب ميشود و بريدن يا تراشيدن جاي نجس بهتر است، بايد محل نجس را بتراشند يا ببرند و اگر كسي كه ميبُرد يا ميتراشد خودش نجس كرده باشد، بايد آن را اصلاح كند.
و. اگر انسان نتواند مسجد را تطهير كند يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند، تطهير مسجد بر او واجب نيست، ولي اگر بياحترامي به مسجد باشد بنابر احتياط واجب، بايد به كسي كه ميتواند آن را تطهير كند اطلاع دهد.
لزوم طهارت مسجدالحرام و مسجدالنبي (ص) با ساير مساجد و حرمت تنجيس آنها با ساير مساجد فرقي ندارد. ولي از آنجا كه تطهير مسجدين به ويژه مسجدالحرام به روش خاص صورت ميپذيرد، برخي از زائران نسبت به طهارت آن مكانهاي مقدس دچار ترديد ميشوند كه جاي اين ترديد نيست و جاهايي كه يقين به نجس شدن آنها نباشد، پاك است و پرهيز از آنها واجب نيست، افزون بر آنكه به شهادت برخي از اهل اطلاع شيوه تطهير نيز صحيح است و مشكلي ندارد.
افزون بر اينكه احترام آن اماكن مقدس لازم است و بهتر است نظافت و طهارت آن اماكن را مراعات كنند براي تطهير بدن و لباس نيز ممكن است به جهت كمبود امكانات نظافت و طهارت به طور كامل مراعات نشود كه دقت در اينگونه موارد براي پاك ماندن لباس احرام لازم است.
خود آزمايي
در چه شرايطي لمس خطوط قرآن اشكال ندارد؟
بر اساس آموختههاي اين درس، چه مواردي لمس نوشته قرآن به حساب نميآيد؟
آداب تلاوت قرآن را بيان كنيد؟
چه كارهايي بياحترامي به قرآن تلقي ميگردد؟
آيا خوابيدن در مسجد جايز است؟
چه كارهايي در مسجد مستحب است؟
چه كارهايي در مسجد مكروه است؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با احكام خريد و فروش آشنا شويم.
چگونگي فسخ معامله را بدانيم.
با مواردي كه نميتوان معامله را فسخ نمود آشنا شويم.
مفاهيم خيار غبن و اقاله را بشناسيم.
با احكام مربوط به اشياي پيدا شده در محدوده حرم، و مكه و مدينه آشنا شويم.
از آنجا كه در اسلام بيكاري و تنبلي بسيار نكوهش شده و تلاش براي تحصيل مخارج زندگي واجب ميباشد، كساني كه به جز از راه خريد و فروش نتوانند مخارج خود را تأمين كنند؛ يعني تحصيل آن منحصر در همين راه باشد و راه ديگري برايشان امكان نداشته باشد،
واجب است با خريد و فروش خرج زندگي خود را به دست آورند و محتاج به ديگران نشوند.
الف. فروختن و اجاره دادن خانه يا وسيلهاي ديگر براي استفاده حرام، حرام است.
ب. خريد و فروش، نگهداري، نوشتن، خواندن و درس دادن كتاب و مجلات و نوارهاي گمراه كننده حرام است، مگر زماني كه براي هدفي صحيح باشد، مثلًا براي پاسخ دادن به اشكالهاي آن.
ج. مخلوط كردن جنسي كه ميفروشد با چيزي كه ارزش ندارد و يا ارزش آن كمتر است، حرام ميباشد؛ مثل آنكه روغن خوب را با غير خوب يا شير را با آب مخلوط كند و بفروشد (اين عمل را غش در معامله ميگويند).
د. جنس وَقف شده را نميتوان فروخت، مگر در صورتي كه خراب شده باشد و قابل استفاده نباشد، مانند بخاري نفتي مسجد كه قابل استفاده براي مسجد نباشد.
ه. خريد و فروش خانه يا چيز ديگري كه به كسي اجاره داده، اشكال ندارد ولي استفاده آن در مدت اجاره براي كسي است كه آن را اجاره كرده است.
و. در معامله بايد خصوصيات جنسي كه خريد و فروش ميكنند معلوم باشد ولي گفتن خصوصياتي كه گفتن و نگفتن آنها تأثيري در ميل و رغبت مردم نسبت به آن كالا ندارد، لازم نيست.
ز. خريد و فروش دو كالاي همجنس كه با وزن يا پيمانه ميفروشند
به زيادتر «رِبا» و حرام است؛ مثلًا يك تُن گندم بدهد و يك تن و 200 كيلوگرم بگيرد. وهمچنين كالا يا پولي را به كسي قرض بدهد و پس از مدتي زيادتر بگيرد؛ مثلًا يكصدهزار تومان قرض بدهد و پس از يكسال يكصد و بيست هزار تومانبگيرد.
در برخي از موارد فروشنده يا خريدار ميتوانند معامله را فسخ كنند كه از جمله آنهاست:
خريدار يا فروشنده گول خورده باشد.
در هنگام معامله قرارداد كردهاند كه تا مدت معيني، هر دو يا يكي از آنها بتوانند معامله را به هم بزنند؛ مثلًا هنگام خريد و فروش بگويند، هركس پشيمان شد تا سه روز ديگر ميتواند پس بدهد.
كالايي كه خريده است معيوب بوده و بعد از معامله بفهمد.
فروشنده خصوصياتي براي كالاي خود بيانكرده و بعداً معلوم شود آنگونه نبوده است؛ مثلًا بگويد اين دفتر 200 برگ است بعداً معلوم شود كمتر است.
اگر بعد از معامله عيب مال را بفهمد و فوراً آن را به هم نزند، ديگر حق بر هم زدن معامله را ندارد.
الف. اگر بعد از معامله عيب مال را بفهمد و فوراً معامله را فسخ نكند، ديگر حق به هم زدن معامله را نخواهد داشت.
ب. هرگاه بعد از خريدن جنس، عيب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد، ميتواند معامله را به هم بزند.
ج. در اين موارد اگر خريدار بفهمد مال معيوب است، حق فسخ ندارد:
موقع خريدن، عيب مال را بداند.
به عيب مال راضي شود.
وقت معامله بگويد: اگر مال عيبي داشت، پس نميدهم و تفاوت قيمت را هم نميگيرم.
فروشنده در وقت معامله بگويد: اين مال را با هر عيبي كه دارد ميفروشم.
د. اگر فروشنده هنگام معامله عيب كالا را معين كند و بگويد آن را با اين عيب ميفروشم ولي پس از معامله معلوم شود عيب ديگري هم دارد، خريدار ميتواند به خاطر عيبي كه فروشنده معين نكرده كالا را پس دهد يا تفاوت قيمت بگيرد.
ه. در اين موارد اگر خريدار بفهمد مال معيوب بوده فقط ميتواند تفاوت قيمت بگيرد ولي حق فسخ معامله را ندارد:
بعد از معامله تغييري در كالا بدهد به طوري كه مردم بگويند آنچه خريداري و تحويل داده شده، باقي نمانده است.
پس از انجام معامله بفهمد كالا معيوب است و تنها حق برگرداندن آن را ساقط كرده باشد.
بعد از تحويل گرفتن كالا، عيب ديگري در آن پيدا شود. به جز در حيوان كه تا سه روز ميتواند برگرداند.
اگر خريدار قيمت جنس را نداند، يا در وقت معامله غفلت كند و جنس را گرانتر از قيمت معمولي آن بخرد، چنانچه به قدري گران خريده كه مردم او را مغبون ميدانند و به كمي و زيادي آن اهميت ميدهند، اختيار فسخ معامله را دارد و همچنين نسبت به فروشنده.
اقاله، فسخ طرفين قرارداد است، به اين معني هر دو طرف بر فسخ قرارداد توافق كنند:
الف. اقاله در تمام عقود جاري ميشود به جز در نكاح كه نياز به اجراي صيغه طلاق دارد.
ب. اگر يكي از طرفين درخواست فسخ قرارداد را داشته باشد و ديگري بپذيرد نيز اقاله تحقق مييابد.
ج. در خريد و فروش، اقاله كردن هر چيزي اضافه بر قيمت معين شده يا كمتر از آن جايز نيست، پس اگر مشتري اقاله كند با چيزي اضافه بر قيمت معين شده يا فروشنده اقاله كند به كمتر از آن قيمت باطل است و تأثيري ندارد.
اگر مالي بر عهده انسان باشد ولي صاحبش را نشناسد، مثلًا پولي از كسي قرض گرفته و نميداند طلبكار كيست و نميتواند او را پيدا كند، يا كالايي از ديگران نزد او باقي مانده، مثلًا در مغازه يا تعميرگاه يا ماشين
او جا مانده و صاحبش را نميشناسد، بايد از طرف صاحبش صدقه بدهد و احتياط آن است كه با اجازه حاكم شرع باشد.
الف. برداشتن چيزي كه پيدا شده مكروه است.
ب. اگر چيزي پيدا كند ولي برندارد، وظيفه خاصي بر عهدهاش نميآيد.
ج. اگر چيزي پيدا كند و بردارد احكام خاصي دارد به اين شرح:
اگر نشانهاي ندارد كه به واسطه آن صاحبش معلوم نشود بنابر احتياط واجب از طرف صاحبش صدقه بدهد.
اگر نشانه دارد:
صاحبش معلوم باشد؛ بايد به او بدهد.
صاحبش معلوم نباشد؛ ميتواند براي خودش بردارد.
براي خودش بردارد.
براي صاحبش نگهداري كند تا پيدا شود.
احتياط مستحب است كه از طرف صاحبش صدقه بدهد.
محل اجتماع مردم؛ مانند بازار و محل نماز جماعت بايد اعلام كند.
بنابر احتياط واجب بايد فوراً اعلام كند و تأخير نيندازد.
اگر ميداند، اعلام كردن فايده ندارد و يا از پيدا شدن صاحبش نااميد است، اعلام لازم نيست.
اگر بچه نابالغ چيزي پيدا كند، سرپرست او (پدر يا جدّ) بايد اعلام كند.
اگر در مدينه چيزي پيدا كند حكم آن با اشياء پيدا شده ساير جاها فرقي ندارد كه به تفصيل بيان شد ولي اگر در مكّه و اطراف آن يعني در منطقه حرم چيزي پيدا كند حكم آن بدين شرح است:
برداشتن آن كراهت شديد دارد و بلكه احتياط در برنداشتن است، و اگر برداشت و قيمتش به 6/ 12 نخود نقره سكهدار ميرسد و صاحبش پيدا نشود ميتواند از طرف صاحبش صدقه بدهد، يا آن را براي صاحبش نگهداري كند، ولي نميتواند براي خودش بردارد.
اگر كفش انسان را ببرند و كفش ديگري بجاي آن مانده باشد، مسأله چند صورت دارد:
الف. ميداند كفشي كه مانده، مالِ كسي است كه كفش او را برده، اگر از پيدا شدن صاحبش نااميد شود و يا پيدا كردن او برايش سخت باشد، ميتواند آن را به جاي كفش خودش بردارد، ولي اگر قيمت آن
كفش بيشتر از قيمت كفش خودش باشد، و از پيدا شدن صاحبش نااميد شود، بايد، با اجازه حاكم شرع از طرف او صدقه بدهد.
ب. احتمال ميدهد، كفشي كه مانده، مالِ كسي نيست كه كفش او را برده؛ اگر بردارد بايد صاحبش را پيدا كند و اگر از پيدا شدن او نااميد شد، از طرف وي به فقير صدقه بدهد (ولي بهتر است برندارد).
خود آزمايي
منظور از غش در معامله چيست؟
در چه مواردي ميتوان معامله را فسخ كرد؟
در چه مواردي اگر خريدار بفهمد مال معيوب است حق فسخ ندارد؟
اقاله چيست؟
اگر در مكّه و اطراف آن يعني در منطقه حرم چيزي پيدا كند حكم آن چيست؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با احكام خوردن و آشاميدن آشنا شويم.
به اموري كه موقع غذا خوردن مستحب است، واقف گرديم.
مكروهات غذا خوردن را بدانيم.
با مستحبات و مكروهات آشاميدن آشنا شويم.
خداوند بزرگ براي استفاده انسان، طبيعتِ زيبا و تمام حيوانات و ميوهها و سبزيجات را در اختيار قرار داده است، تا از آنها براي خوردن، آشاميدن، پوشاك، مسكن و ساير نيازهاي خود بهكار گيرد، ولي براي حفظ جان انسانها و سلامتي جسم و روح آنها و بقاي نسلها
و احترام به حقوق ديگران، قوانين و مقرراتي قرار داده است كه در اين درس به برخي از آنچه كه در رابطه با خوراكيها و آشاميدنيهاست ميپردازيم:
خوردن چيزي كه براي انسان ضرر دارد حرام است، مثلًا خوردن غذاي چرب براي مريضي كه غذاي چرب برايش ضرر دارد حرام است.
الف. خوردن گل حرام است.
ب. خوردن كمي از تربت سيدالشهدا (ع) براي شفا يافتن از بيماري اشكال ندارد.
ج. خوردن و آشاميدنِ چيز نجس حرام است.
د. بر هر مسلماني واجب است مسلمان ديگري را كه نزديك است از گرسنگي يا تشنگي بميرد، نان و آب داده و از مرگ نجات دهد.
از جمله مواردي كه رعايت طهارت ضرورت دارد و پرهيز از نجاسات واجب است، مسأله خوردن و آشاميدن است. خوردنيها و آشاميدنيهاي انسان بايد داراي اين شرايط باشد: الف: پاك باشد؛ ب: مباح باشد؛ ج: حلال باشد؛ د: براي سلامتي ضرر نداشته باشد.
الف. خوردن و آشاميدنِ چيز نجس حرام است و خورانيدن عين نجس به اطفال حرام است ولي خورانيدن غذاي متنجس به اطفال حرام نيست.
ب. غذاهاي غير گوشتي، كه در كشورهاي اسلامي توليد شده است؛ اعم از سبزيجات، حبوبات، ميوهها و فرآوردههاي لبني مانند: پنير، ماست، كره، خامه، كه از حيوان حلال گوشت گرفته ميشود، تخممرغ و ساير پرندگان حلال گوشت، نان، بيسكويت، شكلات، آدامس، شيريني و ساير خوردنيهايي كه از گوشت حيوان نيست، پاك و خوردن آنها حلال است، مگر آنكه انسان يقين كند نجس شده است. بنابراين مسأله چند صورت دارد:
ميداند كه با بدن كافر تماس نداشته، و به نحو ديگري نيز نجس نشده است، پاك و حلال است.
شك دارد نجس شده است يا نه، پاك و حلال است.
احتمال ميدهد نجس شده باشد، ولي يقين ندارد، پاك و حلال است.
ميداند بر اثر تماس با بدن كافر يا به گونهاي ديگر نجس شده است، نجس و حرام است.
الف. دستها را قبل از غذا و پس از آن بشويد.
ب. در اول غذا «بسم الله» و در پايان، «الحمد لله» بگويد.
ج. با دست راست غذا بخورد.
د. لقمه را كوچك بردارد.
ه. غذا را خوب بجود.
و. ميوه را پيش از خوردن با آب بشويد.
ز. اگر چند نفر سر سفره نشستهاند، هركسي از غذاي جلوي خودش بخورد.
ح. ميزبان پيش از همه شروع به غذا خوردن كند و بعد از همه دست بكشد.
الف. در حال سيري غذا خوردن؛
ب. پرخوري (زياد غذا خوردن)؛
ج. نگاه كردن به صورت ديگران هنگام غذا خوردن؛
د. خوردن غذاي داغ؛
ه. فوت كردن به غذايي كه ميخورد؛
و. پاره كردن نان با كارد؛
ز. گذاشتن نان زير ظرف غذا؛
ح. دور انداختن ميوه، پيش از آنكه كاملًا آن را بخورد.
الف. در روز، ايستاده آب بخورد.
ب. پيش از آشاميدن آب «بسم الله» و بعد از آن «الحمدلله» بگويد.
ج. به سه نفس آب بياشامد.
د. پس از آشاميدن آب، حضرت امام حسين (ع) و خاندان و ياران او را ياد، و قاتلان ايشان را لعن كند.
الف. زياد آشاميدن؛
ب. آشاميدن آب بعد از غذاي چرب؛
ج. با دست چپ آب نوشيدن؛
د. در شب، ايستاده آب نوشيدن؛
خود آزمايي
خوردن چيزي كه براي انسان ضرر داشته باشد چه حكمي دارد؟
مستحبات و مكروهات غذا خوردن را بنويسيد.
مستحبات و مكروهات آشاميدن را بنويسيد؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با مفهوم و چگونگي نذر آشنا شويم.
شرايط نذركننده را بدانيم.
به چگونگي عمل به نذر واقف شويم.
با احكام نذورات نسبت به حرمها و اماكن ديني آشنا شويم.
احكام قسم خوردن را بدانيم.
با انواع قسم آشنا شويم.
شرايط قسم را بدانيم.
نذر، پيماني است ميان انسان و خداي خود براي انجام دادن يا ترك كاري يا پرداخت مالي، و چون اكثر موارد نذر در زمان ما، نذر مالي است و نذورات مردمي يكي از منابع مهمّ مالي كارهاي خير در جامعه ماست، لذا احكام آن را در اين بخش ميآوريم:
الف. در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست انسان آن را به عربي بخواند، پس اگر بگويد: «چنانچه مريض من خوب شود براي خدا بر من است كه دههزار تومان به فقير بدهم»، نذر او صحيح است.
ب. انسان كاري را ميتواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد، بنابراين كسي كه مثلًا نميتواند پياده به حج برود، اگر نذر كند كه پياده برود، نذر او صحيح نيست.
نذركننده بايد مكلف و عاقل باشد و به اختيار و قصد خود نذر كند، بنابراين، نذر كسي كه او را مجبور كردهاند، يا در حال عصبانيت، بياختيار نذر كند، صحيحنيست.
نذر زن بدون اجازه شوهر باطل است. برخي از فقها نيز نذر زن بدون اجازه شوهر را اگر منافات با حق شوهر نداشته باشد صحيح ميدانند.
فرزند براي نذر لازم نيست از پدر خود اجازه بگيرد، و چنانچه بدون اجازه او هم نذر كند صحيح است.
متعلق نذر بايد عملي راجح، يعني واجب يا مستحب يا ترك حرام يا مكروه باشد، و به فتواي برخي از فقها امر مباح هم جايز است. بنابراين اگر نذر كند كار حرام يا مكروهي انجام دهد، صحيح نيست.
همانگونه كه گفته شد اگر نذر كند، كار واجب يا مستحبي را ترك كند، اين نذر صحيح نيست.
الف. اگر انسان نذر كند كاري را انجام دهد، بايد همانطور كه نذر كرده عمل كند، پس اگر نذر كند روز اول ماه روزه بگيرد، چنانچه روز قبل يا بعد از آن بجا آورد، كفايت نميكند.
ب. اگر نذر كند كه به فقير معيني صدقه بدهد، نميتواند آن را به فقير ديگري بدهد.
ج. اگر نذر كند كه به زيارت يكي از امامان (عليهم السلام) برود، چنانچه به زيارت امام ديگر برود، كافي نيست و چنانچه به واسطه عذر نتواند آن امام را زيارت كند، چيزي بر او واجب نيست.
مدت دار بودن نذر دو فرض دارد:
الف: نذر مشروط باشد و شرط آن مدتدار باشد به اين معنا كه اگر تا وقت معيني شرط محقق شد؛ مثلًا حاجت او برآورده شد، فلان كار را انجام
ميدهد و اگر تا آن موقع شرط محقق نشد، عمل به نذر، واجب نيست.
ب: عمل به نذر مدت معيني داشته باشد به اين معنا كه نذر ميكند تا فلان موقع، به نذر عمل ميكند، در اين صورت اگر بدون عذر تا وقت معين به نذر عمل نكند، تخلف نذر به حساب ميآيد و كفاره دارد.
الف. اگر براي حرم يكي از امامان (عليهم السلام) يا امامزادگان چيزي نذر كند، بايد آن را به مصارف حرم برساند، از قبيل فرش، پرده و روشنايي.
ب. اگر براي خود امام (ع) يا امامزاده چيزي نذر كند، چنانچه مصرف معيني را قصد كرده، بايد به همان مصرف برساند و اگر مصرف معيني را قصد نكرده، بايد به فقيران و زائران بدهد و يا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را به امام (ع) هديه كند.
اگر كسي به يكي از اسامي خداوند عالم؛ مانند «خدا» و «الله» قسم بخورد كه كاري را انجام دهد يا ترك كند؛ مثلًا سوگند بخورد كه روزه بگيرد يا سيگار نكشد، واجب است به آن عمل كند. اين قسم «انشائي» است و نوع ديگر آن قسم «اخباري» است.
كسي كه قسم ميخورد بايد اين شرايط را داشته باشد:
از روي قصد و اختيار قسم بخورد.
اگر ميخواهد نسبت به مال قسم بخورد، حاكم شرع او را از تصرف اموالش ممنوع نكرده باشد.
اگر فرزند بدون اجازه پدر قسم بخورد صحيح است؛ يعني قسم، مشروط به اجازه نيست، و قسم زن نيز اگر منافات با حق شوهر نداشته باشد، نياز به اجازه او ندارد.
اگر عمداً به سوگندي كه خورده است عمل نكند، بايد كفاره بدهد و كفاره آن يكي از اين سه چيز است:
آزاد كردن يك برده؛
سير كردن ده فقير؛
پوشاندن ده فقير.
كسي كه قسم ميخورد- چه از گذشته خبر دهد، يا براي آينده باشد- اگر حرف او راست باشد، قسم خوردن او مكروه است و اگر دروغ باشد، حرام و از گناهان بزرگ است.
اگر انسان براي خبري كه ميدهد و مطلبي را به اطلاع ديگران ميرساند قسم بخورد، چنانچه آن مطلب دروغ باشد، حرام است و اگر راست باشد قسم خوردن مكروه است.
خود آزمايي
نذر به چه معني است؟
نذركننده بايد داراي چه شرايطي باشد؟
نذر زن بدون اجازه شوهر چه حكمي دارد؟
عمل كردن به نذر چه شرايطي دارد؟
قسم انشائي و قسم اخباري به چه معني ميباشند؟
كفاره عمل نكردن به نذر چقدر است؟
امر
اهداف آموزشي
انتظار ميرود با مطالعه اين درس:
با مفهوم و اهميت امر به معروف و نهي از منكر آشنا شويم.
وجوب امر بهمعروف و نهي از منكر را واقف شويم.
مراتب امر به معروف و نهي ازمنكر را بشناسيم.
شرايط امر به معروف و نهي از منكر را بدانيم.
هر انساني نسبت به كارهاي ناپسندي كه در جامعه انجام ميپذيرد و كارهاي نيك و پسنديدهاي كه ترك ميشود، مسؤوليت دارد، بنابراين اگر كار واجبي ترك شود و يا حرامي اتفاق بيفتد، سكوت و بيتفاوتي در مقابل آن جايز نيست، و تمام افراد جامعه بايد براي برپايي «واجب» و جلوگيري از «حرام» اقدام كنند، كه اين عمل، «امر به معروف» و «نهي از منكر» است.
علاوه بر آيات بسيار زيادي كه در قرآن درباره امر به معروف و اهمّيت و آثار آن وارد شده، در برخي از سخنان امامان معصوم (عليهم السلام) چنين آمده است:
«امر به معروف و نهي از منكر» از مهمترين واجبات و شريفترين آنهاست.
واجبات ديني به سبب «امر به معروف و نهي از منكر» استوار ميگردد.
«امر به معروف و نهي از منكر» از ضروريات دين است و كسي كه آن را مُنكر شود كافر است.
اگر مردم امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنند، بركت گرفته ميشود و دعاها مستجاب نميگردد.
در احكام دين، به تمام واجبات و مستحبات «معروف» و به تمام محرمات و مكروهات «منكر» گفته ميشود. بنابراين واداشتن افراد جامعه به انجام كارهاي واجب و مستحب «امر به معروف» و بازداشتن آنها از كارهاي حرام و مكروه «نهي از منكر» است.
امر به معروف و نهي از منكر، واجب كفايي است كه اگر به قدر كفايت به انجام آن اقدام كنند، از ديگران ساقط ميشود و اگر همه كس
آن را ترك كرده باشند، چنانچه شرايط آن موجود باشد، همه آنها ترك واجب كردهاند.
الف. در مرتبه اول، با معصيتكار به گونهاي برخورد شود كه بفهمد اين طرز رفتار، به خاطر انجام گناه است؛ مثلًا از او روي برگرداند يا با چهره عبوس و برافروخته با او برخورد كند، يا با او رفت و آمد نكند.
ب. در مرتبه بعد، او را با زبان، امر و نهي كند؛ يعني به او بگويد و دستور دهد.
ج. مرتبه سوم، استفاده از زور براي جلوگيري از منكر و برپايي واجب است؛ يعني زدن گناهكار.
رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيهالله خامنهاي- دامت بركاته- نسبت به چگونگي اجراي مرتبه سوم امر به معروف و نهي از منكر چنين نگاشتهاند:
«با توجه به اينكه در زمان قدرت حكومت اسلامي، امكان ارجاع مرتبه سوم از امر به معروف و نهي از منكر به قوه قضائيه و نيروي انتظامي وجود دارد، به ويژه در مواردي كه جلوگيري از منكر، متوقف بر تصرف در اموال مرتكب شونده ميباشد، يا لازم است تعزير شود يا او را زنداني كنند، بر مكلفين واجب است در امر به معروف و نهي از منكر به دو مرتبه اول اكتفا كنند و در صورتي كه اثر نكرد و نياز به توسّل و زور وجود داشت، مسأله را به نيروهاي انتظامي و قضايي ارجاع دهند».
امر به معروف و نهي از منكر با وجود برخي شرايط، واجب ميباشد و در صورت نبود آنها، تكليف ساقط است و آن شرايط عبارت است از:
الف. كسي كه امر يا نهي ميكند، بداند آنچه را كه ديگري انجام ميدهد حرام است و آنچه را ترك كرده، واجب است، پس هركسي كه نميداند اين عمل كه او انجام ميدهد حرام است يا نه؟ جلوگيري واجب نيست.
ب. احتمال بدهد امر يا نهي او تأثير دارد، بنابراين اگر ميداند تأثير ندارد، يا شك دارد، امر و نهي واجب نيست.
ج. شخص گناهكار اصرار بر ادامه كار خود داشته باشد، پس اگر معلوم شود، گناهكار بناي ترك عمل را دارد و دوباره تكرار نميكند و يا موفق به تكرار نميشود، امر و نهي واجب نيست.
د. امر و نهي، سبب ضرر جاني يا آبرويي يا ضرر مالي قابل توجه، به خودش يا نزديكان، ياران، همراهان و يا ساير مؤمنان نداشته باشد.
سزاوار است، كسي كه به معروف امر ميكند و از منكر جلوگيري ميكند:
مانند طبيبي دلسوز و پدري مهربان باشد.
قصد خود را خالص كند و تنها براي رضاي خداوند اقدام كند، و عمل خود را از هرگونه برتريجويي پاك كند.
خودآزمايي
معروف و منكر به چه معني است؟
از نظر امامان معصوم (عليهم السلام) امر به معروف و نهي از منكر چه اهميتي دارد؟
مراتب امر به معروف و نهي از منكر كدامند؟
امر به معروف و نهي از منكر چه شرايطي دارد؟
زائران در رابطه با تخلفات رفتاري موسم چه وظيفهاي دارند؟
اهداف آموزشي
انتظار ميرود خواهران با مطالعه اين درس:
با انواع غسلها آشنا شوند.
احكام مربوط به غسلها را بدانند.
مسألههاي مهم مربوط به غسل را بشناسند.
با احكام طواف و نماز و روزه در مواقعي كه غسل واجب دارند، آشنا شوند.
زماني كه خونريزي قاعدگي قطع شود، زن بايد براي نماز و ساير كارهايي كه نياز به طهارت دارد غسل كند.
حكم حيض ندارد. (1)* زنهاي سيده پس از 60 سالگي و زنهاي غير سيده پس از 50 سالگي (2)، خون حيض نميبينند و چنانچه پس از آن سنين خوني ببينند حكم حيض ندارد.
دوره قاعدگي كمتر از سه روز نيست، پس اگر جريان خون قبل از سه روز قطع شود حكم حيض ندارد.
دوره قاعدگي بيش از ده روز طول نميكشد و چنانچه خونريزي بيش از ده روز طول بكشد، پس از ده روز حكم حيض ندارد.
خونريزي در سه روز اول به طور مستمر ميباشد- هرچند در داخل، خون باشد و بيرون نيايد- پس اگر مثلًا دو روز خون ببيند سپس به طور كامل قطع شود و يك روز ديگر دوباره خون ببيند، از آغاز، حيض نبوده است.
فاصله دو حيض حداقل ده روز ميباشد، پس اگر بعد از تمام شدن دوره قاعدگي قبل از آنكه ده روز فاصله شود خون ببيند، خون دوم حكم حيض ندارد.
خون حيض معمولًا غليظ و گرم و پررنگ است و با فشار و كمي سوزش بيرون ميآيد.
الف. در مدت قاعدگي، اين كارها بر بانوان حرام است:
نماز و طواف كعبه؛
كارهايي كه بر جُنب حرام است؛ مانند توقف در مسجد؛
آميزش با همسر، براي زن و مرد، هر دو حرام است.
ب. در ايام قاعدگي نماز و روزه بر زن واجب نيست، و نمازها قضا ندارد، ولي قضاي روزههاي واجب را بايد پس از ماه مبارك رمضان بجا آورد.
ج. خوردن قرص در ايام حج يا بعضي مواقع كه زنها ميل دارند عادت ماهيانه نداشته باشند در صورت مضر نبودن اشكال ندارد.
در اين سه صورت از ابتداي خونريزي اگر نشانههاي خون قاعدگي را دارد، يا يقين كند تا سه روز طول ميكشد بايد آن را حيض به حساب آورد و به احكام آن عمل كند.
2 اوّلين خونريزي قاعدگي او نيست ولي هنوز عادت منظمي پيدا نكرده است. (مضطربه)
3 خونريزي قاعدگي او از نظر تعداد روزها منظم است مثلًا هميشه پس از 5 روز خونريزي پاك ميشود ولي از نظر وقت شروع خونريزي منظم نشده است. (عدديه)
در اين دو صورت، چون وقت شروع خونريزي مشخص است، از ابتداي شروع بايد آن را حيض به حساب آورد و به احكام آن عمل كند.
خونريزي قاعدگي او هم از نظر تعداد روزها و هم از نظر وقت شروع خونريزي شروع ميشود و پس از 5 روز قطع ميگردد. (وقتيّه عدديه)
عادت منظمي در خونريزي داشته است ولي اكنون آن را فراموش كرده است. (ناسيه) اگر نشانههاي خون قاعدگي را دارد يا يقين كند كه 3 روز طول ميكشد، بايد آن را حيض بهحساب آورد و به احكام آن عمل كند.
يكي ديگر از خونهايي كه گاهي اوقات از رحم دختر يا زن بيرون ميآيد «استحاضه» است. خون استحاضه معمولًا زرد رنگ و سرد است و بدون فشار و سوزش بيرون ميآيد و غليظ نيست، ولي ممكن است گاهي، پررنگ و گرم و غليظ باشد و با فشار بيرون آيد.
به زني كه خونريزي استحاضه دارد، مُستحاضه گويند.
خون استحاضه براساس كمي و زيادي آن، به سه دسته تقسيم ميشود: قليله، متوسطه و كثيره. بر پايه اين تقسيم، وظيفه زن نيز متفاوت است.
وظيفه مستحاضه قليله
اگر جريان خون تنها يك طرفِ پنبه را آلوده كرده باشد و به درون آن نفود كرده ولي از طرف ديگر ظاهر نشده، قليله است و زن بايد براي نماز، بدن را تطهير كرده و بنابر احتياط واجب پنبه را عوض كند و وضو بگيرد. بنابراين استحاضه قليله، غسل ندارد.
وظيفه مستحاضه متوسطه
اگر خونريزي به قدري است كه به درون پنبه نفوذ كرده و از طرف ديگر آن ظاهر شده ولي لباس يا پارچه روي پنبه را آلوده نكرده باشد، استحاضه متوسطه است و زن بايد براي نماز افزون بر وظايفي كه براي قليله گفته شد، براي آن نمازي كه قبل از آن يا در بين آن مستحاضه شده است غسل كند و تا زماني كه خونريزي مستحاضه متوسطه ادامه دارد هر روز قبل از نماز صبح غسل كند. بنابراين، در استحاضه متوسطه در هر شبانهروز يك غسل كافي است، اما پس از قطع خونريزي نيز بايد غسل كند.
وظيفه مستحاضه كثيره
اگر خونريزي به قدري است كه به پنبه نفوذ كرده و از طرف ديگر آن ظاهر شده و لباس يا پارچه روي پنبه را آلوده كرده، استحاضه كثيره است و زن بايد براي هر نماز علاوه بر وظايفي كه براي قليله گفته شد، دستمال را عوض كند يا آب بكشد و غسلي هم انجام دهد ولي اگر نماز ظهر و عصر را با هم بخواند و فاصله نيندازد، يك غسل براي هر دو كافي است و همچنين براي نماز مغرب و عشا.
مستحاضه متوسطه و كثيره نيز بايد پس از قطع خونريزي غسل كنند.
غسل استحاضه با ساير غسلها تفاوتي ندارد مگر در نيت.
با غسل استحاضه نميتوان نماز خواند، بلكه بايد علاوه بر غسل وضو هم بگيرد.
وظايف بانوان هنگام حيض و نفاس در رابطه با نماز، روزه و طواف:
اگر زن در ايام عادت ماهانه، طواف بجا آورد، باطل است.
طهارت از حدث شرط طواف مستحبي نيست، ولي زن حايض و نفساء چون نبايد به مسجدالحرام وارد شوند، نميتوانند طواف مستحبي بجا آورند.
اگر سهواً يا از روي غفلت و يا به جهت ندانستن مسأله، طواف را بيوضو يا با حال جنابت يا حيض يا نفاس بجا آورد، باطل است.
اگر زني قبل از احرام يا هنگام احرام و در بين اعمال عمره يا حج حايض شود، وظايف خاصي دارد، كه در مناسك حج آمده است، به آنها مراجعه كند و يا از روحاني كاروان سؤال نمايد.
مستحاضه قليله براي انجام طواف واجب و نماز آن، بايد مانند نمازهاي يوميه، بدن و لباس را تطهير كند و وضو هم بگيرد.
مستحاضه متوسطه، به علاوه كارهاي قليله، بايد براي طواف و نماز طواف، غسل استحاضه انجام دهد، و بنابر احتياط واجب، به غسلي كه براي انجام نمازهاي يوميه بجا آورده اكتفا نكند.
مستحاضه كثيره بايد تمام وظايفي كه براي نماز يوميه انجام ميدهد، براي طواف واجب و نماز آن نيز جداگانه انجام دهد، و احتياط واجب آن است به وظايفي كه براي نمازهاي يوميه انجام داده اكتفا نكند.
خود آزمايي
نشانههاي خون حيض كدامند؟
استحاضه چيست؟ و انواع آن كدامند؟
وظايف مستحاضه نسبت به نماز و طواف كدامند؟
وظايف بانوان هنگام حيض و نفاس در رابطه با نماز، روزه و طواف چيست؟
در مدت قاعدگي، چه كارهايي بر بانوان حرام است؟