ghaemiyeh.com
سرشناسه:مهدیزاده، حسین
عنوان و نام پدیدآور:تاثیر پوشش اسلامی در مهار غریزه جنسی/حسین مهدیزاده ؛ تهیهکننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر:قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهری:[۲]، ۱۰۶ ص.
فروست:مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ ۷۹۳.
شابک:۷۰۰۰ ریال:9648606277
یادداشت:کتابنامه: ص. [۱۰۳] - ۱۰۶؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع:حجاب -- تاثیر.
موضوع:حجاب -- جنبههای قرآنی.
شناسه افزوده:صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی.
رده بندی کنگره:BP۲۳۰/۱۷/م۸۷۳ت۲
رده بندی دیویی:۲۹۷/۶۳۶
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۴۹۴۵۸
فهرست مطالب............................................................................................................... 3
دیباچه........................................................................................................................... 6
پیشگفتار...................................................................................................................... 9
بخش اول................................................................................................................... 11
کلیّات........................................................................................................................ 11
مفهوم غریزه جنسی و رویکردهای مهم به آن....................................................... 12
مفهوم پوشش اسلامی و برخی مصادیق مهم آن.................................................... 24
بخش دوم : جلوههای باطنی و ظاهری پوشش اسلامی.................................................... 31
فصل اول: برخی جلوههای باطنی تأثیر پوشش اسلامی................................................ 32
عفت............................................................................................................. 32
حیا................................................................................................................ 36
دین............................................................................................................... 41
فصل دوم: برخی جلوههای ظاهری تأثیر پوشش اسلامی............................................. 45
الف) ناپسند بودن پوشش شفّاف و نازک........................................................ 49
ب) ناشایست بودن لباس و پوشش تنگ.......................................................... 51
ج) ناشایست بودن استفاده زنان و مردان از پوششهای اختصاصی یکدیگر....... 53
د) پوشیدگی زینت از نامحرم.......................................................................... 54
موارد استثناء............................................................................................ 58
برخی اشخاص..................................................................... 58
برخی از اعضای بدن............................................................ 59
هـ ) پوشش چشم و نگاه از نامحرم.................................................................. 63
و) نداشتن تماس جسمی نامحرمان................................................................... 72
الف) مطلوبیت جداسازی محل خواب افراد.................................................... 74
ب) جداسازی محل خواب والدین از فرزندان................................................. 76
ج) نامطلوب بودن خلوت با نامحرم................................................................. 84
د) نامطلوب بودن استعمال عطرهای تند و تحریک کننده.................................. 85
ه ) نامطلوب بودن راه رفتن در وسط جاده....................................................... 87
بخش سوم: همراه با برنامهسازان................................................................................... 89
انتقادها و پیشنهادها................................................................................................. 89
معرفی برخی مراکز و مؤسسهها................................................................................ 94
پرسشهای مردمی.................................................................................................. 94
پرسشهای کارشناسی............................................................................................ 95
معرفی برخی افرادی که در زمینه پوشش مطالعات و تحقیقاتی داشتهاند...................... 96
معرفی برخی منابع.................................................................................................... 97
نتیجهگیری.............................................................................................................. 99
کتابنامه................................................................................................................. 101
با بررسی آثار تمدنهای مختلف در مییابیم که حجاب از آداب و رسوم دیرینه تمدنهای بشری بوده است. نقوشی که از نیاکان به جا مانده، از ارزشگذاری به حجاب در بیشتر اقوام و ملّتها حکایت میکند. «در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورتزنی دیده نمیشود و ناامنی از ایشان نیز به نظر نمیرسد».(1)
اسلام نیز با عبارت قرآنی «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ» (احزاب: 59)، به زنان مؤمن میآموزد که با پیروی از حکم پیامبر صلیاللهعلیهوآله پوششهای بلند (مانند چادر) بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند.
از مجموع آیات و روایات اسلامی بر میآید که زن باید خود را از نامحرم پوشیده دارد و از هرگونه رفتار و سخن و لباس و عملی که نظر نامحرم را جلب کند، بپرهیزد تا کسانی که در قلبشان طمع وجود دارد، به آنان تمایل نکنند. امام باقر علیهالسلام در هشداری میفرماید: «سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهای شیطان است».(2)
حجاب سدّی در برابر امیال هوسبازان است و باعث روآوری جوانان به ازدواج میشود. چنانچه بیحجابی و بیعفتی میتواند سبب گریز جوانان از ازدواج گردد.
حجاب موجب خشنودی خداوند است؛ زیرا زن با حجاب خویش جلال خود را
حفظ میکند و به راستی جمال و جلال زن در حجاب اوست. حجاب وسیلهای برای گسستن بندهای اسارت نفس و رهایی از آن است؛ حجاب نشانگر حیا و پاکی روح و روان زنان است و استقلال فرهنگی و دینی یک جامعه را به نمایش میگذارد و ایمان و اعتقاد زن را به خداوند سبحان نشان میدهد.
زن با حجاب در تیررس هواهای نفسانی ناپاکان نیست. بنابراین، محبوب است و محبوب میماند. زنان با حجاب چون مرواریدی در صدف عفافند که با ارزشند و گرانبها. کوتاه سخن اینکه زنان با حجاب تنها بنده خدایند و سبب عزّت و سرافرازی خود و خانوادهشان میباشند.
ولی اینک در عصری قرار گرفتهایم که در فرهنگ غرب؛ عصر برهنگی و آزادی جنسی نام گرفته است. غربیان و غربباوران، بیحجابی را جزیی از حقوق آزادی زنان به حساب میآورند. در این حال، سخن از حجاب برای آنان ناخوشایند و گاه به مثابه افسانهای متعلق به زمانهای گذشته است.
به راستی کدامین راه برای زنان عزّتآفرین و شخصیتآور است. آیا اگر زنان مانند عروسکی بزک شده به جامعه بیایند و مردان هرزه به آنان چشم بدوزند و حرمت آنان را پایین آورند و زنان درگیر مسابقه خودنمایی شوند شخصیت آنان حفظ میشود یا وقتی که حرمت و احترام خود را در محیط خانواده حفظ کنند و عزّت و شخصیت خویش را پاس دارند؟
اساسا پوشش زنان سبب میشود تمتعات جنسی تنها در خانواده بوده و به حفظ و حراست از کیان اجتماعی و استفاده بهینه از نیروهای فعال آن کمک کند. در مقابل، حضور زنان بیحجاب و بدحجاب دل مردان را سست کرده و ایمانشان را میرباید و چه بسا باعث رکود در فعالیتهای اجتماعی شود.
حیا و حجاب زن تدبیری است که خود زن با الهامی فطری برای ارج نهادن به خود و جایگاهش به کار میبندد. زن با هوش و فراست میداند که خداوند مرد را مظهر عاشقی
و زن را مظهر معشوقیت ساخته است، از اینرو، زن با عفت و با حجاب بهتر میتواند مرد را مجذوب خویش ساخته و بر ارج و احترامش بیافزاید.
لباس نشانگر حالات روحی، ایمانی و شخصیت افراد است. زنان پوشیده در گوهر عفاف، از درونی پاک و اعتقادی قوی خبر میدهند. زنان دیندار، خود را برای شوهر میآرایند و از هرگونه حرکات و پوششهای جلف و سبک دوری میگزینند.
زن به لحاظ فطری، به زینت و آرایش تمایل دارد. اگر این غریزه مهار نشود، میتواند به خاستگاهی برای انحراف تبدیل شود. وقتی اصالت و ارزش انسانها به لباس باشد، آدمی برای تهیه آن به هرگونه تحقیری تن میدهد و گوهر گرانبهای خویش را از یاد میبرد. زن بیحجاب و بدحجاب به جای خداپرستی، مدپرستی میکند و ارزشهای وجودی خویش را در برابر چشمها مینهد و خود را بیارزش میسازد.
پژوهشگر ارجمند جناب حجهالاسلام آقای حسین مهدی زاده با توسعه مفهوم حجاب به گونهای که هم جلوههای ظاهری مانند، مانتو، مقنعه و چادر و هم جلوههای باطنی همچون حیا و عفت و پاکدامنی را شامل شود کوشیدهاند تا در ترویج فرهنگ حجاب و شناخت آسیبهای بیحجابی و نیز راهکارهای اصلاحی آن، گامهای ارزندهای را بر دارند. با امید به اینکه یافتههای تحقیقی ایشان در ترویج فرهنگ حجاب مؤثر افتد.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباسًا یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشًا وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ * یا بَنی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما.(1)(اعراف: 26 ـ 27).
ای فرزند آدم! برایتان لباسی فرو فرستادیم که اندام شما را میپوشاند و مایه زینت شماست و لباس تقوا بهترین است. این از آیات خداست، باشد که متذکر شده، پند گیرند. ای فرزندان آدم! مبادا شیطان شما را فریب دهد، چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، پوشش از تن آنان بر کند و زشتی آنان را در نظرشان پدیدار ساخت.
از آیات شریفه بالا استفاده میشود اصل پوشش امری ذاتی و فطری انسان، اعم از زن و مرد است و در مقابل، برهنگی و عریانی فتنهای شیطانی است که انسان در اثر وسوسههای شیطانی به آن دچار میگردد و خود و افراد جامعه را به آسیبهای غریزه جنسی مبتلا میکند.
بیتردید غریزه جنسی یکی از غرایز مهم در حیات انسان است که با فرا رسیدن دوران بلوغ و جوانی فعالیت آن بروز و ظهور مییابد و در اثر محرّکهای مختلف تحریک میشود. خداوند حکیم به منظور بهرهمندی صحیح و مشروع از آن برای کنترل تحریک غریزه جنسی، راههای مختلفی را قرار داده است که از آن میان، راهکارهای طبیعی همچون ازدواج و پوشش،نقش مؤثری در مهار غریزه جنسی دارند.
نوشته حاضر، در پی آن است که بر اساس منابع اصیل اسلامی، یعنی قرآن و حدیث،
1) [1] . برای توضیح بیشتر نک: تفسیر المیزان، ج 8، ص 68، سعید عسگری، «حجاب در ادیان الهی» مجله حدیث زندگی، شماره 6، ویژه عفاف، ص 23.
به بررسی جلوههای تأثیر پوشش در مهار غریزه جنسی بپردازد.
بنابراین، پرسش اصلی این اثر آن است که آیا پوششهای اسلامی در مهار تحریک جنسی کارآمد هستند یا نه و اگر هستند، چگونه و چه مقدار؟ طبیعی است که برای دستیابی به پاسخ پرسشهای بالا، پرسش فرعی دیگری نیز باید پاسخ داده شود. مانند اینکه اساسا غریزه جنسی چیست؟ چه رویکردهایی نسبت به آن وجود دارد؟ مفهوم، مصداقها و انواع پوششهای اسلامی چیست؟ آیا همه انواع پوششهای اسلامی در مهار غریزه جنسی کارآمدند یا نه و اگر هستند، جلوههای تأثیر و کار آمدی آنها چیست؟
پرسشهای بالا برخی از مهمترین پرسشهای فرعی هستند که پاسخ آنها، دستیابی به پاسخ پرسش اصلی را ممکن میگرداند. چون رویکرد ما در نوشتار حاضر، بیشتر رویکردی قرآنی و حدیثی است، ازاینرو، فراوان به آیات و روایات استناد شده است و البته در کنار آنها، در حدّ توان شواهد و تأییداتی نیز از دیدگاههای دانشمندان اسلامی و نیز روانشناسانی که با موضوع ارتباط دارند، مانند عالمان روانشناسی جنسی و روانشناسی پوشش بهره جستهایم. پیشاپیش از اینکه به تناسب بحث از غریزه جنسی، گاه ناگزیر شدهایم آشکارا برخی از مطالب و مفاهیم مربوط به مسائل جنسی را مطرح کنیم پوزش خواسته و از راهنماییهای منطقی خوانندگان این اثر استقبال میکنیم. همچنین درباره پوشش، اثر دیگری از نگارنده با عنوان «حجابشناسی، چالشها و کاوشهای جدید» به چاپ رسیده است که میتواند پاسخگوی، برخی از پرسشهای احتمالی خوانندگان ارجمند در زمینه پوشش اسلامی میباشد.
غریزه جنسی، یکی از نیرومندترین غرایز آدمی است که در دوران کودکی نهان است، ولی اندک اندک در دوران نوجوانی و بلوغ آشکار میگردد. شکوفایی این غریزه، کم کم با هزاران تصور و احساس دیگر همراه میشود و پس از مدتی، تقریبا بر وجود آدمی سیطره مییابد. البته این نیرومندی به معنای غیر قابل کنترل بودن آن نیست، بلکه این غریزه را با تقویت اراده و ایمان میتوان کنترل کرد.(1)غریزه جنسی بزرگترین نیرویی است که بر جسم و جان جوانان حکومت میکند و نیرومندترین انگیزهای است که اندیشه و افکار آنان را برمیانگیزاند. جوانان بیش از هر چیزی به ارضای شهوات و لذت جویی فکر میکنند. آتش غریزه جنسی به ویژه در نزد پسران، شعلهورتر میشود و تحریک شهوانی همچون تصادم امواج با ساحل شروع به مبارزه میکند. عمل این غریزه آنقدر نیرومند است که در واقع مرکز تحریک مستقیم برای تمام آرزوهای اعضای مختلف بدن میگردد.(2)اما بدون تردید غریزه جنسی در انسان واقعیتی است که بدون فایده و حکمت آفریده نشده است. از جمله فایدههای غریزه جنسی، آرامش روحی، فراهم کردن زندگی اجتماعی زناشویی و برخورداری انسان از لذتهای جنسی مشروع است. غدههای جنسی که تأمین کننده نیازهای غریزه جنسی هستند، نه تنها برای حفظ نسل و نژاد وظیفه بزرگی دارند که در تشدید فعالیتهای فیزیولوژیکی، روانی و معنوی انسان نیز مؤثرند. از میان مردانی که غدههای جنسی آنها برداشته شده است، هیچگاه انسانها و دانشمندان بزرگ پیدا نمیشود. برداشتن غدههای جنسی، باعث تغییراتی در
حالتهای روانی میگردد و شخصیت چنین افرادی رفته رفته فرسوده میشود.(1)زنان نیز پس از بیرون آوردن غدد جنسی(2)افسرده میشوند و قسمتی از فعالیتهای فکری و حس اخلاقی خود را از دست میدهند.
در طول تاریخ حیات انسان، در مواجهه با غریزه جنسی، رویکردهای افراطی و تفریطی، ظاهر گشته است. نمونه برجسته رویکرد تفریطی را میتوان در برخی محافل مذهبی مسیحی دید. به گونهای که آمیزش جنسی در بین روحانیان و مقدسان مسیحی عملی پلید به شمار میآید. در مسیحیت، شرط وصول به مقامات روحانی و کلیسایی، آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر میدانند و پاپ از میان چنین افرادی انتخاب میگردد.(3)در مقابل چنین رویکرد تفریطی، رویکرد افراطی گروهی از دانشمندان و فیلسوفان غربی در برخورد با غریزه جنسی است. آنها منشأ بسیاری از بدبختیهای انسان را، محدودیت ارضای غریزه جنسی و سعادت او را، ارضای هر چه بیشتر این غریزه میدانند. دیدگاههای فروید و راسل درباره غریزه جنسی، دو نمونه برجسته از رویکرد افراطی در مواجهه با این غریزه است.(4)در بینش اسلامی، برخورد افراطی و تفریطی با واقعیتهای جهان هستی، امری مردود است. از امیر مؤمنان حضرت علی علیهالسلام نقل شده است:
«لاتری الجاهل الاّ مفرطا او مفرّطا؛(5)جاهل را نمیبینی مگر اینکه یا دچار افراط و یا دچار تفریط است».
برخوردهای افراطی و تفریطی در رویارویی با واقعیتی به نام غریزه جنسی نیز حاکی
1) [1] . جوان از نظر عقل و احساسات، ج 1، ص 112.
2) [2] . تخمدانها.
3) [3] . مرتضی مطهری، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، صص 13 ـ 14.
4) [4] . برای آگاهی بیشتر با دیدگاه افراطی و تفریطی مذکور و نقد و بررسی آن دو، به کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب استاد مرتضی مطهری مراجعه شود.
5) [5] . نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، ص 479، حکمت 70.
از نشناختن غریزه جنسی است. برخلاف دو رویکرد افراط و تفریط گونه با غریزه جنسی در غرب، در فرهنگ اسلامی، رویکردی اعتدالی، همراه با پذیرش واقعیت و شناخت دقیق حقیقت غریزه جنسی دیده میشود؛ به گونهای که هم شهوتگرایی و برخورد افراطی با غریزه جنسی و هم برخورد تفریطی، یعنی عزلتگزینی، رهبانیت و عدم استفاده مطلق از لذتهای جنسی مشروع، در اسلام مردود است.
به گفته یکی از دانشمندان اسلامی، بزرگترین پرتگاهی که در راه زندگی جوانان وجود دارد و اغلب سبب سقوط آنان میشود، تند روی در اعمال بعضی از غرایز، به ویژه غرایز جنسی است و هدف برنامههای دینی، تعدیل کردن این خواهش هاست، نه سرکوب آنها. تعدیل غریزه جنسی نخستین و اساسیترین پایه تربیت نسل جوان است.(1)
یکی از طبیعیترین و اساسیترین برنامههای دینی اسلام برای تعدیل غریزه جنسی، ازدواج و ارضای این غریزه از راه مشروع و معقول است.(2)ازاینرو، برای نمونه، برخی از آموزههای اسلامی قرآن و حدیث را درباره نفی رهبانیت، ترغیب به ازدواج و استفاده از لذتهای مشروع ذکر میکنیم.
وَ قَفَّیْنا بِعیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْناهُ اْلإِنْجیلَ وَ جَعَلْنا فی قُلُوبِ الَّذینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها. (حدید: 27)
و سپس عیسی بن مریم را فرستادیم و به او کتاب آسمانی انجیل را بخشیدیم و در دل پیروان حقیقی او رأفت و مهربانی نهادیم، ولی رهبانیت و ترک دنیا را از پیش خود بدعت انگیختند. ما بر آنها جز آنکه خشنودی خدا را بجویند در کتاب انجیل ننوشتیم و باز آنها چنانکه باید و
شاید همه مراعات آن را نکردند.
از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله نقل است که: «لا رُهبانیةَ فی الْإسلام؛(1)رهبانیت و کنارهگیری از لذتهای جنسی حلال در اسلام نیست».
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً. (روم: 21)
و یکی از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در برابر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار کرد.
و خدا از جنس خودتان برای شما جفت آفرید و از آن جفتها پسران و دختران و دامادان و نوادگان برای شما قرار داد.
پس آن فردی از زنان را به نکاح خود آرید که برای شما نیکو و مناسب با عدالت است؛ دو یا سه یا چهار نه بیشتر و اگر بترسید که چون زنان متعدد گیرید، راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید، پس تنها یک زن اختیار کنید.
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که: «اَلنِّکاحُ مِنْ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عنه فَقَدْ رَغِبَ مِنْ سُنَّتی؛(2)ازدواج سنّت من است. پس هر که از آن روی گرداند از سنّت من روی گردانده است».
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که: «خِیارُ اُمَّتی اَلْمُتَأَهِّلونَ وَ شِرارُ اُمَّتی اَلْعُذّاب؛(3)
بهترین امت من افراد متأهل و بدترین امت من افراد غیر متأهل هستند».
هر فردی که دوست دارد خدا را در حالت پاکی و طهارت ملاقات کند، با داشتن همسر پاکدامنی بورزد».
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که: «مَنْ تَزّوجَ أحرَز نِصْفَ دینه؛(2)کسی که ازدواج کند، نصف دین خود را بهدست آورده است».
همچنین پیامبر صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «ما بُنِیَ فی الْإسلامِ بِناءً أحبُّ إلی اللّهِ عزّ و جلّ مِنَ التَّزْویج؛(3)
هیچ بنیادی دوستداشتنیتر از ازدواج نزد خداوند عزوجل، ساخته نشدهاست».
بیتردید خداوند برای تداوم نسل انسان و به کمال رسیدن او، انواع نعمتها و لذتهای مادّی و معنوی را آفریده است که یکی از آنها، لذتهای جنسی است. لذت جنسی حلال که از راه ازدواج قابل دسترسی است، در حد معقول و اعتدال برای ادامه حیات انسان مورد نیاز است. ازاینرو، در قرآن و احادیث، استفاده از آن مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است. برای نمونه، برخی آیات و روایات ذکر میشود:
بگو ای پیامبر صلیاللهعلیهوآله! چه کسی زینتهای خدا را که برای بندگان خویش آفریدهام حرام کرده و از رزق حلال و پاکیزه منع کرده است؟ بگو این نعمتها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها و نیکوتر از اینها در آخرت برای آنان خواهد بود.
برای مردم دوستی شهوات نفسانی که عبارت است از میل به زنها و فرزندان آراسته شده است.
«جُعِلَ قُرّةُ عَینی فِی الصَّلاةِ و لَذَّتی فی الدنیا النساء؛(1)نماز، چشمروشنی من قرار داده شده و لذت دنیوی من زنان هستند».
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است: «اَلَذُ الاشیاء مباضعة النساء؛(2)لذیذترین چیزها، ازدواج است».
«عَنْ أبی عبدالله علیهالسلام: فِی الرّجِلِ یَنْظُرُ إلی إمرأتِه و هی عُریانةٌ، قال: لا بأس بذلک و هَل اللَّذةُ إلّا ذلک؛(3)
از امام صادق علیهالسلام درباره نگاه مرد به بدن برهنه زن خویش پرسیدند، فرمود: اشکال که ندارد هیچ، آیا لذّت جز این است؟»
«إنَّ خَیرَ نِسائِکُم اَلَّتی إذا خَلَتْ مَعَ زَوْجِها خَلَعَتْ لَهُ درعَ اَلْحَیاء وَ إذا خَلَتْ مَعَ غَیرِه لَبِسَتْ مَعَه درع الحیاء.(4)
به درستی که بهترین همسران شما آنهایی هستند که وقتی با شوهران خود خلوت میکنند، پیراهن و لباس شرم و حیا را کنار میگذارند و هنگامی که با نامحرم خلوت میکنند، پیراهن و لباس حیا و شرم را به تن میکنند».
ظاعنا الّا فی ثلاث: مَرَمّةٌ لمِعاشِ او تَزَوّدٌ لمِعادٍ او لَذّةٌ فی غیرِ ذات مُحرَّمٍ و یَنْبغی لِلْمسلمِ الْعاقل اَنْ یَکونَ له ساعةٌ یَفضی بها الی عَمَلِه فیما بینَه و بینَ اللّهِ عزّ و جلّ و ساعةٌ یُلاقی إخوانَه الَّذین یُفاوضُهم و یُفاوضُونه فی أمرِ آخِرته و ساعةٌ یُخَلّی بینَ نفسِه و لِذّاتِها فی غَیرِ مُحرّمٍ فإنّها عَوْنٌ علی تلک السّاعَتَین؛(1)
به درستی که در حکمت آل داود آمده است: شایسته است برای انسان مسلمان عاقل که در حال تلاش دیده نشود مگر در سه کار: آبادی دنیا، فراهم کردن توشه اخروی یا لذت حلال. پس او باید زمانی را به وظایف بین خود و خدای عزّ و جل (عبادت) مشغول گردد. و زمانی داشته باشد که در آن برادران دینی خود را که به فیضشان میرساند و آنها نیز او را در مسائل اخروی به فیض رسانند، ملاقات کند و زمانی را برای لذتهای جنسی حلال با همسر خود اختصاص دهد. پس به درستی که این زمان کمک میکند که انسان وظایف خود را در آن دو زمان دیگر نیز به خوبی انجام دهد.
جمله «فانها عون علی تلک الساعتین»، بیانگر تأثیر مثبت ارضای لذتهای مشروع در انجام شایسته کارهای دیگر زندگی است.
در کنار آیات و احادیث پیشین، آیات و روایات دیگری نیز وجود دارد که در باب ضررهای زیادهروی در استفاده از لذتها، به ویژه لذت جنسی هشدار دادهاند:
و مردم هوسباز و پیرو شهوات میخواهند که شما مسلمانان از راه حق و از رحمت الهی بسیار دور و منحرف گردید.
و آنانکه اندام خود را از شهوت رانی نگاه میدارند، مگر بر زنان حلال و کنیزان ملکی خویش، به درستی که این گونه افراد قابل ملامت و سرزنش نیستند و افرادی که ماورای این
1) [1] . الفروع من الکافی، ج 5، ص 87.
حدود الهی را طلب کنند، پس آنها ستمکارند.
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز در زمینه خطرآفرین بودن شهوتها و خواهشهای نفسانی احادیثی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
ای بندگان خدا! شما همانند افراد بیمار هستید و پرودگار جهانیان مانند پزشک است. پس صلاح و نیکی بیماران در چیزهای است که پزشک میداند و به وسیله آن بیماران را درمان میکند؛ نه در چیزهایی که بیمار به آن گرایش دارد و آن را پیشنهاد میدهد. متوجه باشید و کار خدا را به او واگذارید که در این صورت از رستگاران خواهید بود.
دو عاملی که بیشتر از همه باعث ورود امت من به آتش دوزخ میگردد، گناهان شکم و شهوت جنسی است.
پس از خودم، از خطر سه چیز در امتم بیم دارم: خطر گمراهی پس از شناختن حق؛ خطر فتنهها و آشوب هایی که باعث گمراهی میشود و خطر شهوتها و خواستهای شکمی و جنسی.
بر اساس همین خطرناکی و آسیب پذیری غریزه و شهوت جنسی، در آموزههای دین اسلام به زن و مرد توصیه شده که اندامهای جنسی خود را از گناهان حفظ کنند. «وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ» (احزاب: 35). همچنین از امیر مؤمنان حضرت علی علیهالسلام نیز سخنان حکمتآمیز فراوانی درباره پیامدهای منفی زیادهروی در شهوتها ذکر شده که برخی از آنها عبارتند از:
«اَولُ الشَهوةِ طَربٌ و آخِرُها عَطبٌ(1)آغاز شهوت، شادی و خوشی و آخر آن، خستگی و هلاکت است».
«الانقیاد للشهوة (من) ادواء الدا(2)تسلیم شهوت شدن، بدترین دردهاست».
«مَنْ تَسرَّعَ إلی الشَّهوات تَسَرّع اِلیه الآفات(3)هر کسی به سوی خواهشهای نفسانی سرعت گیرد، به سوی آفتها گام برداشته است».
9. أعدا عَدُوٍّ لِلْمَرءِ غَضبُه و شَهْوتُه فَمَنْ مَلِکَهُما عَظُمَتْ دَرَجَتُه(4)غضب و شهوت، سختترین دشمنان انسان هستند. پس فردی که آن دو را کنترل کند و مالک آن دو گردد، مقام و درجهاش بزرگ میگردد.
افزون بر واژه «شهوت» که در آیات و روایات بر آسیبزایی غریزه جنسی دلالت میکند، واژه «عورت» نیز در متون دینی بیانگر آسیبزایی غریزه جنسی است. گرچه برای این واژه در کتابهای لغت معانی مختلفی آوردهاند. برای مثال، عورت در مورد اندام جنسی زن و مرد و همچنین برای تمام اندام زن به کار رفته است، ولی همانگونه که از ظاهر برخی آیات قرآن مانند آیه «یقولون إنّ بیوتنا عورة و ما هی بعورة؛ میگویند خانههایمان بیحفاظ است و حال آنکه خانههاشان بیحفاظ نیست». (احزاب: 14) و نیز از سخن فیّومی در مصباح المنیر و ابن منظور در لسان العرب برمیآید،(5)عورت به معنای چیزی است که در اثر نداشتن حفاظ و پوشش آسیبپذیر باشد. به نظر میرسد سبب استعمال این واژه در لغت و متون دینی در مورد اندام جنسی نیز این است که اندام جنسی
در اثر نبود مراقبت و محافظت میتواند منشأ آسیبهای گوناگون دینی، اخلاقی، حیثیتی و اجتماعی در انسان گردد.(1)با توجه به اینکه زنان به دلیل ظرافت و لطافت جسمی و روحی در معرض آسیبهای بیشتری هستند، علت کاربرد واژه عورت در برخی روایات در مورد زنان(2)این است که آنان، نسبت به مردان در معرض آسیبپذیری بیشتری هستند.
البته روشن است بیشتر بودن احتمال آسیبپذیری نسبت به یک جنس خاص یا یک برهه خاص از عمر مثل جوانی، احتمال آسیبپذیری در دیگر موارد را نفی نمیکند. بنابراین، احتمال آسیبزایی غریزه جنسی برای همه افراد، اعم از زن و مرد و در همه دوران عمر، با شدت و ضعف هایی به تناسب موارد وجود دارد. به هر حال چون یکی از مهمترین اهداف دین اسلام، رشد و تربیت جامع و کامل فرد در ابعاد مختلف جسمی، روحی، اخلاقی، عقلانی، سیاسی، اجتماعی و جنسی است و با توجه به تأثیر تربیت جنسی در تحقّق تربیت جامع، طبیعی است که اسلام برای تربیت جنسی انسان، طرح و برنامه مشخص داشته باشد.
یکی از مهمترین تدابیر اساسی اسلام برای در امان ماندن از آسیبهای غریزه جنسی، تشریع و وضع قوانین متناسب و هماهنگ با ویژگیهای طبیعی و تکوینی انسان در دوران مختلف زندگی است. البته هماهنگی بین ویژگیهای تکوینی انسان و قوانین تشریعی اسلام، جلوههای گوناگونی دارد که یکی از برجستهترین آنها، در ازدواج بروز مییابد؛ زیرا همزمان با بلوغ و ظهور فعالیت غدههای جنسی و بهدست آوردن توانایی برای تشکیل زندگی مشترک، در احکام تشریعی اسلام نیز فراوان به ازدواج سفارش شده
1) [1] . برای آگاهی بیشتر در مورد معنای عورت نک: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 8، ص 36 ذیل واژه عورت؛ محمد مهدی شمس الدین، مسائل حرجة فی فقه المرأة الکتاب الاول «الستر و النظر»، ص 185؛ استاد مطهری، مسئله حجاب، ص 244.
2) [2] . عن النبی صلیاللهعلیهوآله: النساء عیّ و عورة، فروع کافی، ج 5، ص 535.
است. پیشتر، شواهد گوناگونی از متون قرآنی و حدیثی بیان گردید. بنابراین از نظر اسلام، ازدواج در جلوگیری و مهار زیادهرویهای غریزه جنسی، نخستین، طبیعیترین و بهترین گزینه برای پیشگیری از آسیبزایی آن است.
استاد شهید مرتضی مطهری در این باره سخن دقیق و جالب توجهی دارند. ایشان میفرمایند:
به عقیده ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگر جلوگیری از تهییج و تحریک آن. انسان از لحاظ حوایج طبیعی مانند چاه نفت است که تراکم و تجمع گازهای داخلی آن، خطر انفجار را به وجود میآورد. در این صورت، باید گاز آن را خارج کرد و به آتش داد، ولی این آتش را هرگز با طعمه زیاد نمیتوان سیر کرد. اینکه اجتماع به وسایل مختلف سمعی و بصری و لمسی، موجبات هیجان غریزه را فراهم کند و آنگاه بخواهد با ارضاء، غریزه دیوانه شده را آرام کند، میسّر نخواهد بود. هرگز بدین وسیله نمیتوان آرامش و رضایت ایجاد کرد، بلکه بر اضطراب و تلاطم و نارضایی غریزه با هزاران عوارض روانی و جنایات ناشی از آن افروده میشود. تحریک و تهییج بی حساب غریزه جنسی، عوارض وخیم دیگری نظیر بلوغهای زودرس و پیری و فرسودگی نیز دارد.(1)
افزون بر ازدواج، در آموزههای دینی اسلام، راهکارهای فراوان دیگری نیز برای مهار غریزه جنسی ارائه گردیده است که همانند ازدواج، هماهنگی بین ویژگیهای تکوینی انسان و قوانین تشریعی اسلام در آنها لحاظ شده است.
برای مثال، امروزه دانشمندان دریافتهاند که بین 6 تا 12 سالگی، پیشرفت کودکان از لحاظ جنسی متوقف میماند. دانشمندان پسیکولوژی (روان تحلیلگری) این دوره را، دوران اختفا مینامند. پس همگام با این ویژگی تکوینی، در بعد تشریعی نیز خداوند
1) [1] . مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 120.
اختفای غریزه جنسی را در دستورهای دینی رعایت کرده(1)و با روشهای عملی، امکان مخفی ماندن گرایش جنسی را از همان سنین کودکی در انسان فراهم آورده است.(2)
گرچه توصیههای دینی درباره مخفی ماندن غریزه جنسی، دورانهای مختلف زندگی را در بر میگیرد، ولی این توصیهها، به تناسب تفاوت ویژگیهای تکوینی انسان گوناگون هستند. برای مثال، چون زنان به گونهای آفریده شدهاند که به طور فطری تمایل بیشتری به خود آرایی و خودنمایی دارند، برای پیشگیری از آسیبزایی غریزه جنسی، زنان در مقایسه با مردان به رعایت حجاب و پوشش بیشتر سفارش شدهاند و چون مردان به گونهای خلق شدهاند که در مقابل محّرکهای چشمی حساسیت بیشتری دارند، در مقایسه با زنان به کنترل چشم و نگاه بیشتر توصیه شدهاند.(3)
به هر حال، آموزهها و راهکارهای اسلام برای مهار غریزه جنسی و پیشگیری از آسیبزایی آن بسیار گسترده است. طبیعی است که به تناسب موارد، دورانها و اصناف خاص، آموزهها و راهکارهای پوششی اسلام برای مهار غریزه جنسی شدّت و ضعفهایی داشته باشد که در اثر حاضر، با برخی از مهمترین جلوههای آن آشنا خواهیم شد. البته پیش از آوردن جلوههای تأثیر پوششهای اسلامی در مهار غریزه جنسی، نخست باید مفهوم پوشش اسلامی و برخی مصادیق آن را توضیح دهیم.
1) [1] . در مباحث آینده، با این دستورها آشنا خواهیم شد.
2) [2] . محمد تقی فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، صص 365 ـ 366. با گزینش.
3) [3] . این مطلب با دقت در آیات و روایات مربوط به پوشش و نگاه به روشنی آشکار میگردد؛ زیرا در بیشتر موارد، مخاطب آیات و روایات مربوط به ستر و پوشش، بانوان هستند و مخاطب آیات و روایات مربوط به نظر و نگاه، بیشتر مردان هستند.
در فرهنگ اسلامی درباره پوشش مادّی و معنوی، واژههایی مانند لباس،(1)ستر،(2)حجاب،(3)ثوب،(4)کساء،(5)موارات(6)و غیره به کار رفته است.
1) [1] . الف) ینزع عنهما لباسهما لیریهما سوآتهما (اعراف: 27). شیطان جامه عزّت از تن آدم و حوابرکند تا قبایح و زشتیهای آنان را در نظرشان پدید آورد. ب) من تعرّی من لباس التقوی لم یستتر بشیء من اللباس (میزان الحکمة، واژه تقوی، ج 10، ص 624). هر فردی که از لباس و پوشش تقوا عاری و برهنه باشد، با هیچگونه لباس دیگری پوشیده نمیگردد.
2) [2] . الف) و اذا قرأت القرآن جعلنا بینک و بین الّذین لا یؤمنون بالآخرة حجابا مستورا (اسراء:45). و چون تو قرآن را تلاوت کنی، ما میان تو و آنها که به قیامت ایمان ندارند، حجابی قرار دهیم که آنها از فهم حقایق آن مستور بمانند. ب) اتخذوا السراویلات فانها من استر ثیابکم (میزان الحکمة، واژه حجاب، ج 2، ص 259). از شلوارها استفاده کنید، زیرا آنها از پوشندهترین لباسها هستند.
3) [3] . الف) و اذا سألتموهنّ متاعا فسئلوهنّ من وراء حجاب (احزاب: 53) و هرگاه از زنان رسول چیزی میطلبید، از پس پرده و حجاب بخواهید. ب) حرّم النظر الی شعور النساء المحجوبات (وسائل الشیعه، ج 14، کتاب النکاح ابواب مقدمات نکاح، باب 104، ص 140) نگاه کردن به موهای زنان با حجاب تحریم شده است.
4) [4] . الف) حین تضعون ثیابکم (نور: 59) و هنگامی که جامهها را از تن بر میگیرید. ب) لا ینبغی للمرأة أن تجمر ثوبها اذا خرجت من بیتها (فروع کافی، ج 5، ص 519) برای زن سزاوار نیست هنگامی که از خانه خارج میشود، لباس خود را معطرّ و خوش بو کند.
5) [5] . الف) و علی المولود له رزقهنّ و کسوتهنّ بالمعروف (بقره: 233) و به عهده صاحب فرزند (پدر) است که خوراک و لباس مادر را به حدّ متعارف بدهد. ب) من کساء الحیا ثوبه خفی علی الناس عیبه (غرر الحکم و درر الکلم، ص 257). هر فردی که لباس حیا پوشیده باشد، عیبش از مردم مخفی میماند.
6) [6] . الف) فبعث اللّه غرابا یبحث فی الأرض لیریه کیف یواری سواة أخیه (مائده:31) آنگاه خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را به چنگال گود کند تا به او بنماید که چگونه بدن مرده برادر را زیر خاک پنهان سازد. ب) لا یصلح للمرأة المسلمة ان تلبس من الخمر و الدروع ما لا یواری شیئا (وسائل الشیعه، ج 3، ابواب لباس مصلی، باب 21، ص 281) برای زن مسلمان شایسته نیست که از مقنعهها و پیراهن هایی استفاده کند که بدن را نمیپوشانند.
افزون بر این واژههای عام، از واژههای خاصی که بیان کننده نوع ویژهای از پوشش هستند، در متون دینی اسلام استفاده شده است. برای مثال، خمار(1)و جلباب(2)از جمله پوششهای بانوان هستند که در قرآن و احادیث، زنان به استفاده از آنها توصیه شدهاند.
البته در فرهنگ اسلامی، گاهی نیز بدون اینکه از واژههای عام و خاص بالا استفاده گردد، به حجاب و پوشش اعضا و جوارح ظاهری بدن توصیه شده است. برای مثال، زنان از خودنمایی بر حذر داشته شدهاند:
«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولی؛ و مانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایی مکنید». (احزاب: 33)
همچنین زنان از نمایش زینت به افراد نامحرم نهی شدهاند: «وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ؛ و زینت و جمال خود را جز برای شوهران آشکار نسازند». (نور: 31)، «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ؛ (نور: 31) و آنگونه پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود».
افزون بر حجاب و پوشش یاد شده که میتوان آن را حجاب و پوشش رفتاری، یعنی حجاب در رفت و آمد نامید، نوع دیگری از حجاب و پوشش که میتوان آن را حجاب
1) [1] . الف) و لیضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ (نور:31).و باید سینه و برودوش خود را به مقنعه بپوشانند. ب) لا یجوز للمرأة أن تصلی بغیر خمار (بحار الأنوار، ج 88، ص 127) برای زن جایز نیست که بدون مقنعه و پوشش سر، نماز بخواند.
2) [2] . الف) یا أیّها النّبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ (احزاب:59) ای پیامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند. ب) لاثت (فاطمه علیهاالسلام) خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها (احتجاج، ص 98) فاطمه زهرا علیهاالسلام(هنگام آمدن به مسجد برای دفاع از فدک) مقنعه خویش را بر سر محکم کرد و جلباب و چادری فراگیر پوشید.
و پوشش گفتاری زنان نامید، در قرآن سفارش شده است:
«فلا تخضعن بالقول فیطمع الّذی فی قلبه مرض؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید، مبادا آنکه دلش بیمار هوا و هوس است، به طمع افتد». (احزاب: 33)
در فرهنگ قرآن و حدیث، افزون بر انواع حجاب ظاهری و جسمانی یاد شده، مصادیق مختلفی از حجاب و پوششهای باطنی و روحانی نیز بیان شده که به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
قرآن مجید خطاب به فرزندان آدم، تقوا را به عنوان یک نوع لباس و پوشش باطنی معرفی کرده است.
یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباسًا یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشًا وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَیْرٌ.(اعراف: 26).
ای فرزندان آدم! ما لباسی که ستر عورات شما کند و جامههای زیبا و نرم برای شما فرستادیم و بر شما باد به لباس تقوا که این نیکوترین جامه شماست.
به نظر میرسد چون تقوا و عفاف، دارای عنصر مشترک بازداشتن نفس و کنترل خویش در مقابل گناه هستند، در تفسیر قمی، لباس تقوا در این آیه به عفاف تفسیر شده است.(1)افزون بر آیه بالا، در حدیثی از امیر مؤمنان امام علی علیهالسلامنقل شده است:
«ثَوبُ التُّقی أشرَفُ الْمَلابس؛(2)جامه تقوا و خویشتن داری برترین لباسهاست».
حضرت در روایت دیگری، پس از دستور به تقوا اندوزی، آن را پوششی بین انسان و محرمات الهی دانسته است:
«إتَّقِ اللّهَ بَعْضَ التُّقی و إن قلَّ وَاجْعَلْ بینَکَ و بَینَ اللّهِ سَترا و إنْ رَقَّ؛(3)
تقوای الهی پیشه نما اگر چه میزان آن کم باشد. بین خود و محرّمات الهی ستر و پوششی قرا ده، اگر چه نازک باشد».
همچنین در فرهنگ قرآن، زن و شوهر نسبت به یکدیگر لباس نامیده شدهاند:
أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیامِ الرَّفَثُ إِلی نِسائِکُمْ هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛ (بقره: 187) حلال شد برای شما در شبهای ماه رمضان مباشرت با زنان خود که آنها جامه ستر و عفاف شما هستند و شما نیز لباس عفت آنها هستید.
از این آیه برمیآید پاکدامنی بر آمده از عقد ازدواجی که باعث محرم شدن زن و مرد به یکدیگر میگردد، چونان پرده و پوششی باطنی در مقابل انحراف و گناهان جنسی عمل میکند. پس اگر ازدواج با همه شرایط اسلامی تحقق یابد، باعث عفت و پاکدامنی زن و مرد در مقابل لغزشها و گناهان ناشی از غریزه جنسی میگردد.(1)
افزون بر واژههای تقوا و غفت، گاه در متون دینی از واژههای ورع و حیا نیز به عنوان لباس و پوششهای باطنی یاد شده است. برای مثال، در روایتی از امیرمؤمنان امام علی علیهالسلام نقل شده است:
«اَحْسَنُ اللِّباسِ اَلْوَرَعُ؛ ورع نیکوترین لباس و پوشش است.(2)
در روایت دیگری از حضرت نقل شده است:
اَحْسَنُ مَلابِسِ الدّین اَلْحیاء؛(3)حیا و شرم، نیکوترین لباس و پوششهای دینی است.
با توجه به آنچه گذشت چند نکته را در مفهومشناسی موضوع بحث یاد آور
1) [1] . تشبیه رابطه همسری به لباس، یکی از زیباترین و جامعترین تشبیههای قرآنی است. برای آگاهی از حکمت این تشبیه و برخی از راز و رمزهای آن، به کتابهای تفسیر در ذیل آیه مذکور و کتاب روانشناسی خانواده همسران برتر، ص 45 از آقای دکتر غلامعلی افروز مراجعه شود.
2) [2] . غرر الحکم و درر الکلم، ص 270. ورع در احادیث به معنای صبر و پایداری در مقابل گناه است.
3) [3] . همان، ص 257.
میشویم.
مراد از «پوشش اسلامی» در این اثر، پوششی است که قرآن و احادیث به عنوان دو منبع اصیل اسلام معرفی میکنند که اثر حاضر تلاش کرده در حد توان، به طور اجمالی برخی آیات و احادیث مرتبط با آن را طرح کند.
از آن جا که در یک نگاه کلی، میتوان برای انسان دو ساحت وجودی جسم و روح یا دو بعد ظاهری و باطنی قایل شد، دو نوع پوشش ظاهری و باطنی نیز وجود دارد که انسان توسط آن دو، ظاهر و باطن خود را میپوشاند.
گرچه مقوله پوشش تحت تأثیر عوامل مختلفی همچون عوامل زمانی، مکانی، جغرافیایی، قومی، فیزیکی و فرهنگی است، ولی چون پوشش بیشتر مقولهای فرهنگی است، به طور طبیعی بیشتر از عوامل فرهنگی تأثیر میبپذیرد. پس چون یکی از عوامل مهم فرهنگی و فرهنگساز، دین و اعتقادات دینی است، در آموزههای وحیانی اسلام، به مسئله پوشش توجه زیادی شده است. این توجه عام و گسترده است؛ به گونهای که شامل پوششهای ظاهری و باطنی هر دو میگردد. ممکن است پرسیده شود که چرا به رغم اینکه دین و دینداری از اساس مقولهای روحی و معنوی است، در آموزههای دینی اسلام به پوششهای ظاهری نیز عنایت شده و درباره آنها راهکارهایی ارائه شده است! پاسخ این است که گرچه دین و دینداری مقولهای روحی و معنوی است، ولی رسالت اصلی دین تربیت انسان است و یکی از ویژگیهای عمومی انسان هم که در تربیت او تأثیر دارد، این است که ظاهر و باطن او در یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارند.(1)در حدیثی از امیر مؤمنان علیهالسلامبه این مطلب تصریح شده است:
وَ اعلَمْ أنَّ لِکلِّ ظاهرٍ باطنا علی مِثالِه فما طابَ ظاهِرُه طابَ باطِنُه و ما خَبُثَ
1) [1] . برای آگاهی بیشتر از نحوه تأثیر و تأثر ظاهر و باطن در یکدیگر نک: خسرو باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، بحث مبنای تربیتی «تأثیر ظاهر بر باطن»ص 66 و مبنای تربیتی «تأثیر باطن بر ظاهر» ص 73.
ظاهِرُه خَبُثَ باطِنُه و قد قال الرَّسول الصادِقُ صلیاللهعلیهوآله إنّ اللّهَ یُحِبُ الْعَبد و یُبغِضُ عملَه و یُحِبُّ الْعَملَ و یُبغِضُ بَدَنه.(1)
و بدان که هر ظاهری باطنی متناسب با خود دارد. آنچه ظاهرش پاکیزه است، باطن آن نیز پاک و پاکیزه خواهد بود و آنچه ظاهرش پلید باشد، باطنش نیز پلید است و پیامبر راستگو صلیاللهعلیهوآله فرمود: همانا خداوند بندهای را دوست، ولی کردار او را دشمن میدارد و نیز کردار بندهای را دوست، ولی شخص او را دشمن میدارد.
به همین دلیل، در آموزههای دینی اسلام نیز به چگونگی پوششهای ظاهری و باطنی هر دو توجه شده و هر دو پوشش برای تکامل و تعالی انسان لازم دانسته شده است.
3. گرچه ممکن است عدهای بر اساس برخی احادیث پیشین که بر ارزش و اهمیت بیشتر پوششهای درونی و باطنی مثل تقوا و حیا دلالت میکند، پوششهای بیرونی و ظاهری را بی ارزش جلوه دهند و در مفید بودن آنها تردید کند، ولی دقت در صیغههای اَفْعَل تفضیل موجود در این گونه روایات مثل «احسن» و «اشرف» به خوبی نشان میدهد که این تردید نارواست؛ زیرا اینگونه احادیث، تنها در صدد بیان ارزش، شرافت و اهمیت بیشتر پوششهای درونی هستند. نیز صیغههای اَفْعل تفضیل استعمال شده در این گونه احادیث این مطلب را تأکید میکند که پوششهای ظاهری هم مفید و دارای ارزش هستند، ولی در مقایسه با پوششهای باطنی ارزش کمتری دارند؛ نه اینکه از اساس فاقد ارزش باشند. بهترین دلیل ارزشمندی و اهمیت پوششهای ظاهری، آیات و روایات دیگری است که در مباحث آینده به آنها خواهیم پرداخت.
1) [1] . نهج البلاغه، مترجم محمد دشتی، ص 286.
معمولی، پوشاندن و حفظ اعضا و جوارح از راه مواظبت و کنترل، حجاب و پوششهای روحی و معنوی مثل تقوا، عفت و حیا با حصارها و فاصلههای فیزیکی باشد که مربی بین متربّی و زمینهها و مقدمات گناهان جنسی ایجاد میکند.
در اثر حاضر، برخی از پوششهای بالا را در ضمن دو نوع پوشش ظاهری و باطنی مورد بحث قرار خواهیم داد و از آنجایی که پوشش باطنی و معنوی، زیر بنای پوشش ظاهری است و شرافت و ارزش بیشتری دارد، نخست درباره آن بحث میکنیم.
در تعریفی گسترده، هر گونه لباس و پوششی که قابل مشاهده حسی و ظاهری نباشد، پوشش باطنی و معنوی نام دارد. برای مثال، مقولاتی مثل عفت، حیا و دین(1)از مهمترین مصادیق لباسها و پوششهای معنوی هستند. البته طبیعی است که پوششهای معنوی مذکور، همانند اوصاف باطنی دیگر، آثار و نشانههای ظاهری و بیرونی دارند.
از برخی آیات و روایات مربوط به پوششهای معنوی استفاده میشود که این گونه پوششهای باطنی نیز همانند پوششهای ظاهری، در مهار غریزه جنسی و پیشگیری از آسیبزایی غریزه جنسی مؤثر هستند که به طور اختصار درباره برخی از جلوههای تأثیر آنها بحث میشود.
از جلوههای برجسته پوشش معنوی و باطنی عفت است.(2)یکی از علتهای پیدایش عفت، التزام به حجاب و پوشش ظاهری بیشتر است. این مطلب با دقت در ابتدا و انتهای این آیه شریفه فهمیده میشود:
1) [1] . آنچه از مفاهیم مذکور در این اثر مورد نیاز و توجه است، این است که تمام مفاهیم یاد شده در اینکه پوشش معنوی هستند، مشترک میباشند و اما تعریف دقیق هر یک از این مفاهیم و تعیین نسبت و رابطه آنها با یکدیگر بحث گستردهای را میطلبد که خود نیازمند نوشتار مستقلی است.
2) [2] . برای آگاهی بیشتر درباره عفت و اقسام آن، نک: حسن عرفان «عفت در اندیشه گفتار و رفتار» مجله حدیث زندگی، ش 6، ص 10. همچنین همان، ص 49. مصاحبه با دکتر حسین اسکندری درباره معنای اصطلاحی عفاف در علم روانشناسی. نیز نک: علیرضا نوری «معیارهای اسلامی پوشش زنان و الگوی مصرف آن» نشریه اندیشه صادق، ش 8 و 9، ص 122.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ. (نور: 60)
و بر زنان از کار افتادهای که [دیگر] امید زناشویی ندارند، گناهی نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطی که ]زینتی را آشکار نکنند؛ و عفت ورزیدن برای آنها بهتر است.
خداوند در این آیه، نخست به پیر زنان میفرماید که بدون قصد خودنمایی، مجازند از برخی پوششهای رویی بدن مثل جلباب و چادر استفاده نکنند، ولی در ادامه میگوید: حتی اگر همین زنان سالمند نیز از این گونه حجابها استفاده کنند و عفت بورزند، برای ایشان بهتر است.
در روایت معروف جنود عقل و جهل، عفت متضاد با تهتک ذکر شده است. «العفة و ضدها التهتک»(1)و تهتک در لغت به معنای پرده دری آمده است.(2)بنابراین، به قرینه تقابل و تضاد، میتوان گفت عفّت به معنای پرده پوشی است.
عفت جلوهها و قلمروهای گوناگونی دارد که میتوان همه آنها را در سه نوع گرد آوری کرد: 1. عفت در اندیشه؛ 2. عفت در گفتار؛ 3. عفت در رفتار.
چون پوشش اسلامی رفتاری است که از یک فرد مسلمان سر میزند، به تناسب موضوع این نوشتار، به طور اختصار از عفت در رفتار سخن میگوییم.
عفاف گرایی در رفتار، عرصههای گوناگونی زندگی فردی و اجتماعی را فرا میگیرد. مانند عفت در پوشش که گزینش جامهای است که با هویت دینی، هنجارهای اخلاقی، شخصیت والای انسانی و ارزشهای متعالی اجتماعی سازگار باشد. حوزه ارتباطهای انسانی به نمایشگاهی از جلوههای بدنی و دوخت و دوز مد گرایانه تبدیل نشود، عرصههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جلوه گاه عریان نماییهای هوسانگیز و
خرد سوز نگردد و به جای تجلی عقلانیت، دین ورزی، اخلاق پیشگی و انسانیت، حیوانیت لجام گسیخته به میدان نیاید.
یکی دیگراز ابعاد عفت رفتاری «عفت جنسی» است. عفت جنسی در فرهنگ اسلامی جلوههای متعددی دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
ـ پرهیز از نگاه آلوده؛
ـ خلوت نکردن با نامحرم؛
ـ تماس بدنی نداشتن؛
ـ پرهیز از خود ارضایی و آمیزش نامشروع؛
ـ نداشتن تجلی تحریکآمیز در مجامع؛
ـ واسطه نشدن برای فحشا؛
ـ گریز از عوامل تحریکآمیز.(1)
کتابهای روایی که احادیث ازدواج را مطرح کردهاند، با ب ویژهای با عنوان وجوب عفتورزی و پاکدامنی دارند که در آن؛ احادیث فراوانی درباره عفت آمده است.(2)
براساس حدیثی از امیرمؤمنان حضرت علی علیهالسلام صبر و پایداری در مقابل خواستههای شهوانی عفت نامیده شده است: «اَلصَّبرُ عَنِ الشَّهوة عِفة؛(3)پایداری و صبر در برابر شهوت نشانه عفت است»، در روایت دیگری، عفت ضعیف کننده امیال و گرایشهای شهوانی دانسته شده است:
1) [1] . عفت در اندیشه، گفتار و رفتار، مجله حدیث زندگی، شماره 6 ، ص 12. با گزینش.
2) [2] . برای نمونه، به دو کتاب روایی وسائل الشیعه الی مسائل الشریعه، کتاب النکاح ابواب النکاح المحرّم، باب 31، باب العفة و الورع و همچنین کتاب مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، کتاب النکاح، ابواب النکاح المحرم، باب 25، باب وجوب العفة و الورع مراجعه گردد.
3) [3] . غرر الحکم و درر الکلم، ص 284.
«العفة تُضعِّفُ الشّهوةَ؛(1)عفت ضعیف کننده شهوت است».
چون دو نوع برجسته از شهوتها و خواستهها، شهوات و میلهای مربوط به غریزه گرسنگی و غریزه جنسی است، در روایات نیز به دو نوع عفت شکمی و جنسی توصیه شده و انسانهای برخوردار از این دو عفت و ستایش شدهاند. در حدیثی از امام باقر علیهالسلام برخورداری انسان از عفت شکمی و جنسی، از برترین عبادتها دانسته شده است:
«ما عُبِدَاللّهُ بشیءٍ أفضلُ مِنْ عِفَّة بطنٍ و فرج؛(2)
خداوند به چیزی برتر از عفت شکم و عفت فرج عبادت نشده است».
در حدیث دیگری از آن حضرت، اجتهاد و کوشش در راه کسب عفت شکمی و جنسی، جزء برترین تلاشها شمرده شده است: «ایّ الاجتهاد افضل من عفة بطن و فرج؛(3)کدام تلاش برتر از عفت شکم و عفت فرج است».
بیتردید هنگامی فهم معنای دقیق این گونه احادیث آشکار میگردد که بدانیم منشأ بسیاری از گناهان و کارهای خلاف، شهوات و امیال مربوط به شکم و غریزه جنسی است. اگر امیال مذکور از طریق عفت شکمی و جنسی کنترل و مهار شوند، به طور طبیعی زمینه بسیاری از گناهان نیز از بین خواهد رفت؛ زیرا انسان در اثر پوشش باطنی عفت، به نوعی مصونیت درونی دست مییابد. در روایتی از امیرمؤمنان حضرت علی علیهالسلام صیانت و حفاظت در مقابل گناه، به عنوان ثمره و نتیجه عفت ذکر شده است:
«ثمرة العفة الصیانة؛(4)نتیجه عفتورزی مصونیت در برابر گناه است».
به دلیل همین ویژگی بازدارندگی و مصونیتبخشی پوشش درونی عفت در مقابل تحریک غریزه جنسی، قرآن مجید به افرادی که در اثر مشکلات قادر به ازدواج نیستند
دستور عفت ورزی میدهد.
«وَلْیَسْتَعْفِفْ الَّذینَ لا یَجِدُون نکاحا؛ و آنانکه امکان ازدواج نیابند، باید عفت نفس پیشه کنند». (نور: 33)
اگر چه مقوله عفت به هر دو جنس زن و مرد اختصاص دارد، ولی به نظر میرسد با توجه به حس و غریزه، خودنمایی بانوان و فراهم بودن مقتضی و زمینه تحریک غریزه جنسی به وسیله یاد شده، میتوان گفت عفت ورزی بانوان، نقش مهمتری در سلامت اجتماع در مقابل مفاسد جنسی دارد.
منتسکیو میگوید: « از دست رفتن عفت زنان، به قدری تأثیرات بد و معایب و نواقص تولید میکند و روح مردم را فاسد میسازد که اگر کشور دچار آن شود، بدبختی زیادی از آن ناشی میگردد. به همین جهت، قانونگذاران همواره عفت را به زنان توصیه میکنند و از آنها وقار و رعایت موازین اخلاقی توقع دارند».(1)
حال اگر سؤال شود که سبب و منشأ حجاب روحی و پوشش معنوی عفت چیست؟ پاسخ این سؤال در روایات معصومان علیهمالسلام آمده است. در برخی روایات از حیا به عنوان سبب و منشأ عفت نام برده شده است. از امیرمؤمنان نقل شده است «سبب العفة الحیاء».(2)در روایت دیگری از ایشان مقدار عفتورزی و پاکدامنی انسان به مقدار حیای او مرتبط شده است: «علی قدر الحیاء تکون العفة»(3).
در برخی روایات واژه هایی مانند لباس، ستر، حجاب، کساء، وثوب به حیا نسبت
داده شده است. مانند: «احسن ملابس الدین الحیاء؛(1)شرم از بهترین پوششهای دینی است».
الحیاء لباس سابغ و حجاب مانع و ستر من المساوی واق و حلیف للدین و موجب للمحبّة و عین کالئه تذود عن الفساد و تنهی عن الفحشا.(2)
شرم و حیا، جامهای است در برگیرنده و حجابی است بازدارنده (از گناه) و پوششی است نگاه دارنده از بدیها. حیا، گوهری است همراه با دین، بر انگیزنده مهر و محبت و چشمی است مراقب و از بین برنده فساد و تباهی و بازدارنده از فحشا و زشتی هاست.
«من کساه الحیاء ثوبه لم یر الناس عیبه؛(3)کسی که او را جامه حیا بپوشاند؛ مردم عیب او را نبینند».
از این گونه روایات برمیآید که حیا نیز مانند عفت، پوشش و لباس باطنی و معنوی است. البته اثر این پوشش معنوی در اعمال و کارهای ظاهری حتی مثل راه رفتن نیز بروز مینماید. برای مثال، قرآن چگونگی راه رفتن دختر شعیب را همراه با شرم و حیا توصیف کرده است:
«فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی عَلَی اسْتِحْیاءٍ؛ موسی دید که یکی از آن دو دختر، با کمال حیا باز آمد». (قصص: 25).
در برخی احادیث، نقش بازدارندگی لباس باطنی حیا در برابر گناهان و مفاسد جنسی مورد تأکید قرار گرفته است. در حدیث مفصّلی از امام صادق علیهالسلام که به توحید مفضّل معروف است، نقل شده است:
فانّ من الناس من لولا الحیاء، لم یرع حق والدیه و لم یصل ذارحم و لم یودّ
امانة و لم یعف عن فاحشة.(1)
اگر خداوند شرم و حیا را در انسان قرار نمیداد، برخی از افراد حق والدین را رعایت نمیکردند، صله رحم به جا نمیآوردند، امانت را به صاحب آن ردّ نمیکردند و همچنین از کارهای زشت و قبیح مثل زنا باز نمیایستادند.
در روایتی از امیرمؤمنان حضرت علی علیهالسلام نقل شده است:
حیاؤه (المؤمن) یعلو شهوته.(2)
از ویژگیهای انسان مؤمن، تسلط و برتری حیا و شرم او نسبت به شهوتش میباشد.
در روایت دیگری از امام صادق علیهالسلام انسان فاقد حیا و شرم بیایمان معرفی شده است: «لا ایمان لمن لا حیاء له؛(3)کسی که حیا ندارد ایمان ندارد».
گرچه شرم و حیا همانند ایمان امری اکتسابی است، ولی اکتسابی بودن آن، نفی کننده ریشههای عمیق فطری آن نیست. یکی از روانشناسان جنسی درباره ریشههای فطری حیا و شرم گفته است:
«علاوه بر مردمشناسی، تجزیه و تحلیل روانشناسی نیز ثابت میکند که احساس شرم یکی از صفات عمده نوع بشر است. هیچ قبیله اولیهای هر قدر هم بدوی بوده باشد، شناخته نشده است که از خود شرم بروز ندهد و بچههای کوچک نیز شرم دارند... ادعای پیشرفت و مدرنیزم خرقهای بر تن بیخبری از ارزشهای اساسی است و شرم، نخستین قربانی این گمراهی اخلاقی است. مثلا نهضت اعتقاد به لختی، نمونه وحشتناکی از این ادعاست».(4)
1) [1] . مجلسی، بحارالانوار، ج 3، ص 81.
2) [2] . الاصول من الکافی، ج 2، باب المؤمن و علاماته و صفاته، ص 230، روایت 1.
3) [3] . همان، باب الحیاء، ص 106، ح 5.
4) [4] . حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 68 ـ 69 به نقل از پروفسور اسوالد شوارتز طبیب و روانشناس اتریشی، در روانشناسی جنسی، ص 70 ـ 71.
امروزه روانشناسان تربیت جنسی درباره اهمیت حیا و شرم و تربیت و تقویت آن از خردسالی در کودکان و تأثیر آن در مصونیتبخشی آنها در برابر انحراف جنسی، سخنان بسیار قابل توجهای دارند. کوچتکف یکی از کارشناسان روانشناسی و تربیت جنسی میگوید:
«تربیت جنسی در محیط خانواده، بهوسیله ایجاد کم رویی( حیا و شرم) در کودکان اعم از دختر یا پسر شروع میشود. کمرویی، خصوصیت مهمی از سیمای اخلاقی انسان است و عبارت از مهارت در نگهداری خویشتن در اجتماع به صورت شایسته و متواضع و خود دار و متحمل است. کمرویی، پایه عفت و پاکدامنی است. کمرویی، در گفتار و کردار و در طرز لباس پوشیدن و رفتار و حرکات ظاهر میشود. پرورش این خصوصیت مهم را باید خیلی پیشترها شروع کرد و برای این منظور، لازم است شرایط مساعدی را در خانواده به وجود آورد.(1)
کوچتکف در ادامه، درباره تأثیر منفی بی احتیاطیهای پدران و مادران در از دست رفتن احساس شرم و حیا در فرزندان میگوید:
«متأسفانه در وهله اول، همه پدران و مادران اهمیت لازم را به آن نمیدهند و در صورت ظاهر مانند یک چیز بی اهمیت به حساب میآورند، مادر در حیرت فرو میرود که چرا پسر چهار سالهاش آنقدر دقیق و خیره به او نگاه میکند، و لی جای تعجب نیست. شما به سیمای خارجی این زن نگاه کنید. رب دو شامبر(2)او تا نیمه باز است و قسمت پیشین دکمهها خراب شده و از آنجا سینههایش کاملاً عریان دیده میشود و پدر نیز در بستن دکمههای شلوار خانگیاش لاقید است. ببینید این پدر و مادرها میگویند: تو خونهایم دیگه و تو خونه هم خودمونیم، ولی کودکان با ملاحظه این وضع، از همان ایام
طفولیت بی قید میشوند و احساس شرم را از دست میدهند».(1)
بررسی موارد انحراف کودکان و نوجوانان نشان میدهد منشأ بسیاری از انحرافها، همین بی احتیاطیهای پدران و مادران است. افزون بر احتیاطهای پدر و مادر و رعایت شرم و حیا در روابط جنسی، باید خود کودکان را نیز با حیا تربیت کرد؛ به گونهای که در پوشاندن بدن و آلت تناسلی و پاهای خود جدّیت کنند و از ظهور آنها احساس شرم کنند.(2)
کوچتکف برخی از ضررهای نبود تربیت جنسی را که در اثر از دست رفتن احساس شرم و حیا بهوجود میآیند، این گونه توضیح میدهد:
فقدان تربیت جنسی صحیح در خانواده، به عنوان نتیجه عدم کمرویی، احساسات آنها را بیدار میکند و به زودی احساس جنسی زودرس به وجود میآید و اغلب به رفتار نسنجیده وادارشان میکند. پرورش حجب و کمرویی (حیا و شرم) را نباید کوچک و بی اهمیت شمرد. این جنبه جدّی تربیت است. با تشکیل این صفت، احساس عمیق احترام و عفت در برخورد با جنس مخالف آغاز میگردد... پرورش احساس عمیق احترام و عفت همان تربیت صحیح احساس جنسی است.(3)
درباره منشأ و سبب حیا و شرم از روایات برمیآید که دین، منشأ برخورداری از حیاست. مثلا در روایتی، انسان فاقد دین، فاقد شرم و حیا، دانسته شده است. «لا حیاء لمن لا دین له».(4)ازاینرو، به تناسب، به طور اختصار درباره دین به عنوان پوشش معنوی دیگر بحث میکنیم.
از بهکار رفتن واژه جلباب به همراه دین در برخی احادیث(1)فهمیده میشود که دین نیز همانند جلباب و چادر، پوششی گسترده است، با این تفاوت که جلباب و چادر پوشش گسترده ظاهری، ولی دین پوشش گسترده معنوی و باطنی است. از برخی روایات استفاده میشود دین یکی از پوششهای معنوی و باطنی در مقابل گناهان مختلف، از جمله گناهان جنسی است. در حدیثی از امیرمؤمنان حضرت علی علیهالسلام نقل شده است:
صَیِّر الدِّینَ جُنّةَ حیاتِک(2)دین را سپر زندگی قرا ده.
بنابراین روایت، همانگونه که سپر در جنگ باعث حفظ حیات مادّی و جسمانی انسان در مقابل آسیبهاست، دین نیز همانند یک سپر روحی و معنوی، نقش بازدارندگی و حفاظت در مقابل گناهان را ایفا میکند و این مدعا به آسانی با احادیث زیر از امیر مؤمنان حضرت علی علیهالسلام اثبات میگردد.
ـ «صِیانَةُ ألْمَرءِ علی قَدرِ دِیانتِه(3)مصونیت انسان (در مقابل انحراف و آسیبها) به اندازه دین داری اوست».
ـ «اَلدّینُ یَصُدُّ عن الْمَحارِم(4)دین از کارهای حرام و زشت باز میدارد».
ـ «اَدْیَنُ النّاسِ مَنْ لم تَفْسُد الشهوةُ دینَه(5)دیندارترین مردم، فردی است که میل و خواهش نفسانی، دین او را فاسد و خراب نکرده باشد».
بر اساس برخی روایات، پوشش باطنی دین در مقایسه با دو پوشش باطنی عفت و حیا، از گستردگی بیشتری برخوردار است، به گونهای که آن دو نیز تحت پوشش دین
جمع میشوند. از امیر مؤمنان حضرت علی علیهالسلامنقل شده است که:
«ثَلاثٌ هُنَّ جماعُ الدّینِ اَلْعِفَّةُ وَ الْورعُ وَ الْحیاءُ(1)سه چیز جمع کننده و گرد آورنده دین هستند: عفت، ورع، حیا».
با توجه به همین گستردگی پوشش معنوی و باطنی دین نسبت به دیگر پوششها، متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند، مؤثرترین روش برای پیشگیری از کجرویهای برخاسته از میل جنسی و دیگر بزهکاریها در سنین نوجوانی، پرورش و تقویت ایمان دینی است. تجربه نشان میدهد که در این سنین، هیچ عاملی به اندازه ایمان دینی قادر به کنترل و مهار نفس نیست. ایمان دینی، نیروی معنوی سرشاری را در درون نوجوان به وجود میآورد که به کمک آن میتواند مسیر پر فراز و نشیب این دوران را طی کند و در برابر مشکلات و محرومیتهای خاص آن، از جمله محرومیت در ارضای میل جنسی با رغبت و خواست درونی ایستادگی کند.(2)
یک نوجوان مؤمن در یک نظام فکری و عقیدتی که تربیت دینی صحیح و قوی به او اعطا مینماید، یاد میگیرد که چگونه احساسات مختلف و از جمله احساسات و غرایز جنسی خود را مهار کند.(3)
قرآن کریم داستان حضرت یوسف، جوانی مؤمن را که در یک نظام فکری و عقیدتی الهی با تربیت دینی صحیح و قوی پرورش یافته است، به عنوان الگوی مقاومت جوان دیندار در برابر شعلههای سرکش غریزه جنسی به نحو بسیار زیبا و بی بدیلی ترسیم کرده است تا دیگر جوانان نیز با الگو پذیری از یوسف صدیق، به کارآمدی تأثیر گرایشهای دینی و مذهبی به عنوان یک سپر و پوشش قوی و مستحکم معنوی ایمان آورده و ببیند که چگونه ایمان دینی یوسف صدیق، او را در مقابل شعلههای سرکش
شهوت جنسی زلیخا، مستحکم و پایدار ساخت و باعث نجات وی از آلودگی به گناه گردید.(1)قرآن مجید میفرماید:
وَ راوَدَتْهُ الَّتی هُوَ فی بَیْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ اْلأَبْوابَ وَ قالَتْ هَیْتَ لَکَ قالَ مَعاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبّی أَحْسَنَ مَثْوایَ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظّالِمُونَ وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ. (یوسف: 23 ـ 24).
یوسف در آن خانهای که بود بدون آنکه نظر بد و خیانت کند) بانوی خانه (به میل نفس) خود با او بنای مراوده گذاشت، درها را بست و یوسف را به خود دعوت کرد و اشاره کرد که من برای تو آمادهام. یوسف جواب داد: بهخدا پناه میبرم. خدا مرا مقامی منزّه و نیکو عطا کرده که خدا هرگز ستمکاران را رستگار نسازد. آن زن (از فرط میل با آنکه از یوسف جواب رد و امتناع شنید) باز در وصل او اصرار و اهتمام کرد و اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق نگهبان یوسف نبود، او هم به میل طبیعی اهتمام میکرد، ولی ما میل او را از قصد بد و عمل زشت باز گردانیدیم که همانا او از بندگان معصوم و پاکیزه است.
نتیجه عفت، حیا و دین، مصادیقی از پوششهای معنوی و باطنی گسترده در مقابل همه گناهان، به ویژه گناهان جنسی هستند. این گونه پوششها، تأثیر بسیار مهمی در مهار غریزه جنسی دارند. ازاینرو، در آموزههای اسلامی قرآن و حدیث، تحصیل آنها فراوان مورد ترغیب قرار گرفته است. از آنجایی که این گونه پوششهای معنوی و باطنی به منزله اساس و ریشه پیدایش پوششهای بیرونی و ظاهری هستند، پس از بحث درباره
1) [1] . برای آگاهی درباره جزئیات داستان یوسف و زلیخا، به کتابهای تفسیر ذیل سوره یوسف آیات 23 ـ 34 مراجعه شود. افزون بر کتابهای تفسیر، کتابهای تکنگاری و مستقلی نیز درباره داستان حضرت یوسف نوشته شده است مانند: الف) جمال انسانیت یا تفسیر سوره یوسف، صالحی نجف آبادی. ب) یوسف قرآن، محسن قرائتی.
آنها، اکنون از جلوههای تأثیر پوشش اسلامی ظاهری در مهار غریزه جنسی بحث میکنیم.
مفهوم پوشش ظاهری در عنوان بالا، هر گونه پوششی است که قابل مشاهده حسی باشد؛ خواه این گونه پوشش ایجابی باشد یا سلبی. مراد از پوشش ظاهری ایجابی آن است که به چنین پوششی در آموزههای دین اسلام سفارش شده است: مانند اینکه در قرآن به بانوان امر شده که از مصادیق حجاب و پوشش ظاهری برتر مثل جلباب(1)و خمار(2)استفاده کنند.
مراد از پوشش ظاهری سلبی، پوششی است که از دیدگاه اسلام نامطلوب تلقی و از آن نهی شده است. در مجموع تمام پوششهای ظاهری، اعم از ایجابی و سلبی را میتوان به دو نوع کلّی پوششهای بدنی و محیطی تقسیم کرد. اکنون به اختصار درباره پوششهای بدنی و محیطی بحث میکنیم.
پوششی که به هر شکلی با ظاهر بدن انسان مربوط است، پوشش بدنی نام دارد که شامل دو نوع پوششهای ایجابی و سلبی است. مراد از پوششهای بدنی ایجابی، پوششهایی است که در آموزههای اسلامی به استفاده از آنها، تشویق و ترغیب شده، از نظر اسلام پوشش هایی مطلوب هستند. مراد از پوششهای بدنی سلبی، پوششهایی است
که در آموزههای اسلامی استفاده از آنها نهی شده است. پوششهای بدنی اعم از ایجابیوسلبی، مصادیق متعددی دارند که بهطور اختصار درباره آنها بحث خواهیم کرد.
البته پیش از بحث درباره مصادیق این گونه پوششها، توضیح یک نکته لازم است و آن اینکه اگر چه پوشش بیشتر بدن اعم از زن و مرد از نظر آموزههای اسلامی امری مطلوب است، ولی در عین حال تردیدی نیست که از نظر اسلام پوشش بدن زنان در مقایسه با مردان بیشتر سفارش شده و در مقابل، پوشش و کنترل بخش خاصی از بدن یعنی چشم در مردان در مقایسه با زنان بیشتر توصیه شده است. بهراستی چرا چنین است و فلسفه و حکمت احکام متفاوت پوشش در مورد زن و مرد چیست؟
شهید مطهری در پاسخ به پرسش بالا فرمودهاند:
زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است. قهرا به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده، نه به مرد. لهذا با اینکه دستور پوشش (بیشتر) برای مردان مقرّر نشده است، عملاً مردان پوشیدهتر از زنان از منزل بیرون میروند؛ زیرا گرایش مرد به نگاه کردن و چشمچرانی است، نه به خودنمایی و برعکس گرایش زن بیشتر به خودنمایی است، نه به چشم چرانی. گرایش مرد به چشمچرانی، بیشتر زن را تحریک به خودنمایی میکند و گرایش به چشمچرانی، کمتر در زنان وجود دارد.(1)
بنابر تحقیقاتی که در روانشناسی جنسی انجام شده، برخی از راز و رمزهای احکام متفاوت اسلام در مورد لزوم پوشش بیشتر بدن زنان و لزوم کنترل بیشتر نگاه در مردان تا حدودی آشکار شده است؛ زیرا زن و مرد به گونهای متفاوت آفریده شدهاند. مردان بالغ به محرّکهای بینایی شهوانی حساسیت بیشتر دارند... . و زنان به محرکهای لمسی حساسیت بیشتر دارند.(2)
«جنبه شهوانی زن از قید و بندهای متفاوتی نسبت به مرد برخوردار است... واکنشهای شهوی که تنها در نتیجه مشاهده اشخاص غیر همجنس حاصل میشود، در زنان خیلی کمتر از مردان است. برخی نسبت را یک به دو دانستهاند. نمایشهای لختی عکس، تصویر و نقاشی، در زنان خیلی کمتر از مردان سبب تحریک شهوی میشود. برخی نسبت را یک به چهار دانستهاند. از یک لحاظ با توجه به نکات روانشناختی گفته شده و تفاوتهای تکوینی زن و مرد، حکمت احکام متفاوت زن و مرد نسبت به تکلیف پوشش و نگاه تا حدودی آشکار میگردد. البته مقایسه تکلیف پوشش و نگاه روشن میسازد که رعایت حجاب و پوشش از سوی زنان، به مراتب آسانتر از رعایت وظیفه ترک نگاه حرام از سوی مردان است؛ زیرا وقتی لباس و پوشش در جای خود باشد، دم به دم و لحظه به لحظه به تصمیم نو و اقدام جدید نیاز ندارد، ولی در نگاه پیوسته باید چشم را کنترل کرد. وجه دیگر آسانی رعایت حجاب و پوشش نسبت به کنترل نگاه آن است که در حجاب و پوشش، با پوشیدن لباس وظیفه انجام میگیرد و همیشه آلودگی فکری به آن سرایت نمیکند.، در حالی که در نگاه خطورات فکری و انگیزههای درونی بر حکم نگاه اثر میگذارد.(1)با توجه به دو تفاوت ذکر شده برای مسئله پوشش و نگاه و سختی مسئله نگاه و آسانی مسئله پوشش، دیگر یک بانوی فهیم و دیندار نمیگوید من هر جور دلم خواست لباس میپوشم و این وظیفه نامحرم است که به من نگاه نکند.
اگر حجاب و پوشش ـ که رعایت آن آسانتر از کنترل نگاه به نامحرم است ـ به شکلی مناسب و شایسته از سوی بانوان صورت پذیرد و زنان به خودنمایی نپردازند، دیگر زمینه زیادی برای چشمچرانی و تحریک جنسی فراهم نمیشود. ازاینرو، ما در اثر حاضر نخست مسئله حجاب و پوشش بدنی زنان را از جهت کارآمدی آن در مهار غریزه
1) [1] . «رابطه پوشش و نگاه» مجله پیام زن، ش 95، ص 5 با اندکی دخل و تصرف.
جنسی مورد بحث قرار میدهیم.(1)
بیتردید مقوله حجاب و پوشش، از جمله اموری است که کمیّت، کیفیت و شدت و ضعف درباره آن قابل طرح است؛ به گونهای که میتوان آن را به حجاب خوب، بد حجابی و بیحجابی درجه بندی کرد. از برخی آیات و احادیث، مطلوبیت حجاب و پوشش بیشتر و برتر بانوان استفاده میشود که به چند مورد آن اشاره میشود.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ. (نور: 61).
و زنان سالخورده که از ولادت و عادت باز نشسته و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست، اگر اظهار تجملات و زینت خود کنند که جامههای رویی خود را از تن نزد نامحرمان برگیرند و اگر باز هم عفت و تقوای بیشتر گزینند، بر آنان بهتر است.
آیه بالا نخست به زنان پیر اجازه میدهد بدون قصد خودنمایی لباسهای رویی خود مثل چادر را برگیرند، ولی در آخر میگوید که حتی اگر همین زنان پیر نیز عفّت به خرج دهند و حجاب خویش را کمتر نکنند، برای آنان بهتر است. از اینکه خداوند حتی در مورد پیر زنان ـ که کمتر کردن لباس در آنها خیلی غریزه جنسی را تحریک نمیکند و مفسدهای به دنبال ندارد ـ میگوید اگر حجاب و پوشش خود را کمتر نکنند، برای آنها بهتر است، مطلوبیت حجاب و پوشش بیشتر نسبت به دختران و زنان جوان که خطر آسیبزایی و مفسده غریزه جنسی در مورد آنها بیشتر، ثابت میگردد.
از امیرمؤمنان نقل شده است که:
1) [1] . تفکیک بحث پوشش و نگاه و اختصاص اوّلی به زنان و دومی به مردان، از باب غلبه و کثرت است؛ وگرنه اینگونه نیست که مردان تکلیفی نسبت به پوشش و زنان نیز تکلیفی نسبت به نگاه نداشته باشند. اشتراک وظیفه زن و مرد نسبت به اصل پوشش، با صرف نظر از مقدار و تفاوت آن نسبت به زن و مرد و اشتراک وظیفه زن و مرد نسبت به اصل نگاه با صرف نظر از مقدار و تفاوت آن نسبت به زن و مرد، از نصوص دینی متعدد استفاده میشود.
«إنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ اَبقی علیهن؛(1)بهدرستی که حجاب کامل باعث در امان ماندن بیشتر زنان میگردد».
همچنین از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که:
إتَّخِدوا السّراویلاتِ فاِنّها اَسْترُ ثیابِکم فَحَصنِّوا بها نِسائَکم إذا خَرَجْنَ(2)
از شلوارها استفاده کنید؛ زیرا آنها باعث پوشیدگی بیشتر [پاها] میگردد. پس به وسیله استفاده کردن از آنها، زنان خود را وقتی از منزل خارج میشوند از کشف عورت حفظ کنید.
شاهد مثال در این حدیث، کلمه «استرثیابکم» است که بر مطلوبیت پوشش بیشتر دلالت میکند. پس از اینکه اصل مطلوبیت حجاب و پوشش بیشتر و بهتر برای بانوان از احادیث بالا استفاده شد، باید پرسید چه عواملی در تحقّق حجاب و پوشش بیشتر و بهتر دخالت دارد و چه عواملی به آن آسیب وارد میکند؟ در پاسخ میتوان گفت عواملی مثل نازک یا غیر نازک بودن لباس، گشاد یا تنگ بودن آن، مخفی یا آشکار کردن زینتها، بلند یا کوتاه بودن لباس و تیره یا روشن بودن رنگ لباس، برخی از عواملی هستند که در تحقّق مقدار حجاب و پوشش بیشتر و کمتر و در نتیجه، مهار غریزه جنسی مؤثراند که اندکی در مورد آنها بحث کنیم.
در حدیثی نقل شده است:
من رّق ثوبه رّق دینه فلیکن صفیقا(3)هر فردی که لباس نازک داشته باشد، دینداری او نیز ضعیف میگردد، پس لباس باید نازک و شفّاف نباشد.
توضیح اینکه بیتردید یکی از نشانههای دینداری، رعایت حلال و حرام در مورد غریزه جنسی است و نازک بودن لباس و پوشش، به ویژه در بانوان، باعث میشود که انسان در معرض آسیب، انحراف و مفاسد جنسی قرار گیرد. مبتلا شدن به انحراف و مفاسد جنسی، به دینداری انسان صدمه میزند و به همین دلیل در آموزههای دینی، به شدّت از ارتکاب مفاسد جنسی نهی(1)و برای برخی از آنها مانند زنا، تنبیههای سنگینی وضع شده است(2)ناگفته پیداست که غرض اصلی از لباس، پوشش بدن است و در متون دینی پوشش بدن بانوان به دلیل ویژگیهای فیزیکی و ظاهری آنها، بیشتر از پوشش بدن مردان مورد تأکید قرار گرفته است. تردیدی نیست یکی از عواملی که به پوشش بیشتر بدن بانوان آسیب وارد کند، استفاده از لباسهای شفاف و نازک است؛ زیرا اینگونه لباسها، سطح بدن را آشکار و نمایان میگرداند و تأثیر اینگونه پوششها، بهویژه از سوی بانوان، در تحریک جنسی بسیار چشمگیر است. با توجه به همین نکته در برخی احادیث از این گونه لباسها نهی شده است.
إن اسماء بنتَ أبیبکر دَخلتْ علی رسولِ الله صلیاللهعلیهوآله و علیها ثیابٌ رقاقٌ فأعرض عنها رسولُ اللّه صلیاللهعلیهوآله و قال یا اسماء إن المرأةَ إذا بلغتْ الْمحیضَ لم یصلُح لها أن یُری منها إلاّ هذا و هذا و اشار الی وجهه و کفیهّ؛(3)
اسما دختر ابیبکر بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله وارد شد، در حالیکه لباس نازکی بر تن داشت. پس رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از او روی گردانید و فرمود: ای اسما! زن وقتی به سن بلوغ رسید، شایسته نیست بدن
1) [1] . «و لا تقربوا الزّنی انّه کان فاحشة و ساء سبیلا»، اسراء: 32.
2) [2] . الزّانیة و الزّانی فاجلدوا کلّ واحد منهما مائة جلدة سوره نور: 2.
3) [3] . میزان الحکمه، واژه لباس. همچنین عبدالکریم زیدان، المفصل فی أحکام المرأه و البیت المسلم فی الشریعة الاسلامیة، ج 3، ص 332 به نقل از صحیح مسلم بشرح النووی، ج 14، صص 109 ـ 110.
او دیده شود، مگر این و این. سپس پیامبر صلیاللهعلیهوآله به صورت و دو کف دست خود اشاره کرد.
در برخی روایات، تعبیر «نساء کاسیات عاریات»(1)آمده است که در مورد معنای آن احتمالات مختلفی داده شده است.
زنانی که لباس نازک و شفاف میپوشند؛
زنانی که لباسهای کوتاه میپوشند؛
زنانی که لباسهای تنگ میپوشند.
گرچه برای همه این احتمالات، شواهدی در متون اسلامی میتوان یافت که در آنها زنان استفاده کننده از این گونه لباسها سرزنش شدهاند، ولی به نظر میرسد در بین معانی مذکور، معنای نخست تناسب بیشتری با تعبیر «کاسیات عاریات» دارد؛ زیرا فردی که لباس نازک و شفاف پوشیده است، گرچه در ظاهر لباس پوشیده، ولی در واقع برهنه است؛ زیرا سطح بدن وی از زیر لباس نازک و شفاف آشکار است و تحریکآمیزی این گونه لباس نسبت به غریزه جنسی و افزایش احتمال آسیبزایی آن و ابتلا به مفاسد و انحراف جنسی نیز امری روشن است.
البته آشکار است که تأکید بر عدم استفاده بانوان از لباسهای شفاف و نازک، به معنای این نیست که مردان میتوانند هر گونه لباس نازک و شفاف را بپوشند، بلکه به معنای این است که احتمال آسیبزایی این گونه لباسها در مورد بانوان بیشتر است.
غرض اصلی از لباس، پوشش بدن است و چون اندام بانوان به طور طبیعی قسمتهای برجستهای دارد، پوشش آنان باید به گونهای باشد که قسمتهای برجسته بدن را بپوشاند تا باعث تحریک جنسی نگردد. بنابراین، طبیعی است که استفاده بانوان از لباس تنگ و
1) [1] . المفصل فی احکام المرأة و البیت المسلم فی الشریعة الاسلامیه، ج 3، صص 334 ـ 335 به نقل از سنن ابی داود، ج 11، ص 161.
چسبان در بیرون منزل نه تنها قسمتهای برجسته بدن آنان را نمیپوشاند، که آنها را برجستهتر نیز نشان میدهد. روشن است یکی از آثار منفی این گونه لباسها، تحریک هواهای شهوانی غریزه جنسی است. بر همین اساس، در برخی روایات استفاده از چنین لباسهایی نهی شده است.
عن اسامةِ بن زید: کَسانی رسولُ اللّه صلیاللهعلیهوآله قبطیه کثیفة،(1)کانتْ مما أهدی له دحیةُ الکلبی فَکَسوتُها إمرأتی فقال رسولُ اللّه صلیاللهعلیهوآله مالِک لا تَلْبسُ الْقبطیه؟ فقلتَ: یا رسولَ اللّه کَسوتُها إمرأتی: فقال: مُرها أن تجعلَ تحتَها غلالةً: فإنّی أخافُ اَنْ تَصِفَ حجمُ عظامها.(2)
از اسامة بن زید نقل شده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله لباس قبطی را که دحیه کلبی به حضرت هدیه کرده بود، به من پوشاند که من نیز آن را به همسرم پوشاندم. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از من سؤال کرد: چرا لباس قبطی را نمیپوشی؟ من در پاسخ گفتم: آن را به همسرم پوشاندم. حضرت فرمود: به او امر کن در زیر آن زیر پوش استفاده کند. پس به راستی که من میترسم لباس قبطی حجم بدن او را نمایش دهد.
افزون بر ضرر تحریک جنسی، امروزه زیانآور بودن استفاده از لباسهای تنگ از نظر جسمانی در علم پزشکی ثابت شده است. برای مثال یکی از ضررهای جسمانی لباسهای تنگ، این است که اینگونه لباسها عمل تنفس بدن را با مشکل مواجه میکند و نمیگذارد هوای آزاد به سطح پوست بدن برسد.(3)
البته روشن است که در مورد عوارض منفی، تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد. بنابراین، باید به منظور در امان ماندن از آسیبهای بالا، زنان و مردان از لباسهای تنگ
استفاده نکنند.
همانگونه که به لحاظ ایجابی گاهی زن و مرد به مقدار یا نوع خاصی از حجاب و پوشش سفارش شدهاند، به لحاظ سلبی نیز گاه زن و مرد ـ هر دو ـ از پوشش خاصی منع شدهاند. یکی از مواردی که زن و مرد به طور مشترک از آن منع شدهاند، استفاده از پوششهای مختص یکدیگر است؛ به این معنا که مردان نباید از پوششهای ویژه زنان استفاده کنند و زنان نیز نباید از پوششهای ویژه مردان استفاده کنند. برای مثال، روسری و چادر از پوششهای مختص بانوان است. بنابراین، مردان نباید از آنها استفاده کنند و در مقابل، کلاه از پوششهای مختص مردان است و بانوان نباید از آن استفاده کنند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در حدیثی زنان و مردان را از استفاده از لباسهای مختص یکدیگر نهی کردهاند:
کانَ رسولُ اللّه صلیاللهعلیهوآله یَزْجُرُ الرَّجُلَ اَنْ تَتَشَبَّهَ بِالنساءِ و یَنهی المرأةَ اَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرّجالِ فی لباسها(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پیوسته مرد را از شباهت جستن به زنان و زن را از شباهت جستن به مردان در لباس نهی میکردند.
در حدیثی از امیرمؤمنان حضرت علی علیهالسلام نقل شده است:
إنْ لم تَکُنْ حلیما فَتَحلَّمْ قلّ من تشبّه بقوم إلاّ اَوْشک اَنْ یکونَ منهم.(2)
اگر انسان حلیم و بردباری نیستی، خودت را به حلم و بردباری وادار کن .کم پیش میآید که فردی به قوم و گروهی مشابهت جوید، ولی از جمله آنان نگردد.
پیشفرض کلی روایت بالا این است که هر وقت انسان خود را در عمل و حالتی
شبیه و هم شکل قوم و گروه خاصی کند، این مشابهت باعث میگردد از آن قوم و دسته به شمار آید. به همین دلیل در روایتی از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهنقل شده است:
لا تَلْبِسوا لباسَ أعدائی و لا تَطْعِموا مَطاعِم أعدائی و لاتَسْلِکوا مَسالِکَ أعدائی فَتَکُونوا أعدائی کَما هُم أعدائی.(1)
لباس دشمنان من را نپوشید. غذای دشمنان من را نخورید. راه و روش دشمنان من را نروید که شما نیز مثل آنان از دشمنان من خواهید شد.
بر اساس پیشفرض یاد شده؛ هر یک از زن و مرد به تناسب وظایفشان، ویژگیها، روحیات و هویت ویژهای دارند که در مباحث روانشناسی زن و مرد به آنها پرداخته شده است. روشن است که هر یک از آنها در صورتی میتوانند به وظایف فردی و اجتماعی خود عمل کنند که هویت جنسی زنانه و مردانه خویش را حفظ کنند، ولی بیتردید پوشیدن لباسهای مختص مردان توسط زنان و پوشیدن لباسهای مختص زنان توسط مردان باعث میگردد که هر یک از آن دو روحیات و هویت ویژه خود را به تدریج از دست بدهند، بهگونهای که زن دارای احساسات و اخلاق مردانه و مرد نیز بالعکس دارای اخلاق و عواطف زنانه گردد. معلوم است که این تغییر نقشهای فطری و غریزی، نظم حاکم بر نظام آفرینش زن و مرد را دچار اختلال میکند. به همین دلیل زنان و مردان از پوشیدن لباسهای مختص یکدیگر منع شدهاند. یکی از پیآمدهای کوچک تغییر نقشهای زنان و مردان، ظهور پدیدهای نوپیدا با عنوان «پسران دختر نما، دختران پسر نما» است.(2)
احکام نورانی اسلام، متناسب با گرایشهای فطری انسان است. یکی از گرایشهای فطری همه انسانها به ویژه بانوان، گرایش به زینت، خود آرایی و زیباییدوستی است.
قرآن مجید و احادیث معصومان علیهمالسلام، علاقه فطری زنان به زینت آلات و خود آرایی را اینگونه بیان میکنند.
از امیرمؤمنان نقل شده است:
«إنَّ النساءَ هَمُّهنّ زینةُ الحیاة الدنیا؛(1)همت زنان زینت و زیورهای زندگی دنیاست».
در متون دینی اسلام، بر اساس همین علاقه فطری زنان، به استفاده از زینت آلات و زیباییها تشویق شده است.
از امام باقر علیهالسلام نقل شده که:
لا یَنبغی لِلْمرأةِ اَنْ تُعِطّلَ نفسَها وَ لَو أن تعلِّق فی عُنقِها قِلادةً وَ لایَنْبغی اَنْ تَدعَ یدَها مِن الْخِضابِ وَ لوْ اَن تَمْسَحَها مسحا بالْحَنا وَ إنْ کانتْ مُسنةً.(2)
سزاوار نیست زنی خود را بدون زیور رها کند. پس دست کم گردنبندی به گردن آویزد و شایسته نیست دست زن بدون خضاب باشد و لو اینکه حنایی را مس کند، اگر چه آن زن پیر باشد.
البته چون نمایش زینت به افراد نامحرم، پیآمدهای منفی مانند تحریک جنسی، آسیبزایی و دچار شدن به مفاسد جنسی را در پی دارد، در آموزههای قرآنی اسلام درباره استفاده زنان و بانوان از زینت حد و مرزهایی قرار داده شده است که برخی از آنها در این آیه اشاره شده است.
وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ . (نور: 31).
و زنان آرایش خود را جز آنچه قهرا ظاهر میشود، بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و بر دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند.
بر اساس آیه یاد شده، یکی از توصیههای اساسی اسلام به بانوان، نمایش ندادن زینتها و زیباییها به افراد نامحرم است. یکی از حکمتهای این دستور قرآنی و اسلامی این است که چون بانوان به طور طبیعی به گونهای آفریده شدهاند که غالبا مظهر جمال و زیبایی و مردان نیز مظهر شیفتگی و دلدادگی هستند، ازاینرو آشکار کردن زینتها توسط بانوان، زمینه تحریک شهوت جنسی را ایجاد میکند و تحریک شهوت جنسی نیز زمینه گناهان جنسی را فراهم میسازد. پس چون شارع مقدس برای رسیدن انسان به کمال، دوست دارد محیط اجتماع را از آلودگی به گناهان پاک سازد، با دستور حکمتآمیز نمایش ندادن زینت خواسته است مقدمات پیدایش آلودگی در جامعه را از میان ببرد. دستور الهی در مورد خودآرایی بانوان با تعابیر مختلف در قرآن مجید آمده است:
«غَیرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینةٍ؛ زنان اظهار تجملات و زینت خود نکنند». (نور: 60)
«و قَرْنَ فی بُیوتِکُنّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تبرُّجَ الْجاهلیة الاولی؛ و در خانههایتان بنشینید و آرام بگیرید و مانند دوره جاهلیت پیشین، آرایش و خودآرایی مکنید». (احزاب: 23)
در ذیل این آیه شریفه، روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودهاند:
«سیکون جاهلیة اخری؛(1)یعنی در مقابل خودنمایی جاهلیت نخستین، خودنمایی جاهلیت دیگری نیز پدید خواهد آمد.
بعید نیست مراد از خودنمایی جاهلیت جدید و مدرن که امام معصوم علیهالسلام از آن خبر دادهاند، جنبش طرفداران لختی و برهنگی در جهان غرب باشد.(2)
1) [1] . تفسیر القمی، ج 2، ص 193، ذیل آیه مذکور.
2) [2] . برای آگاهی درباره جنبش برهنگی در غرب نک: الف) استاد شهید مرتضی مطهری، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب؛ ب) استاد شهید مرتضی مطهری، مقدمه کتاب، مسئله حجاب؛ ج) دکتر حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی؛ د) جلال رفیع، یاد داشتها و رهآوردهای سفر نیویورک در بهشت شدّاد آمریکای متمدن، آمریکای متوحش.
افزون بر این در آیه دیگری درباره خودآرایی آمده است:
«لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ؛ آنگونه پای بر زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. (نور: 31).
از این آیه شریفه به کمک آیات و روایات دیگر مربوط به حجاب، یک قاعده کلی در مورد حجاب و پوشش بانوان استفاده میشود و آن اینکه پوشش و شیوه رفتار بانوان در سطح جامعه، باید به گونهای باشد که باعث تحریک شهوات جنسی نگردد. بنابراین، زنان به منظور کمک به پاکی جامعه از گناهان جنسی، باید از هر گونه حرکتی که برانگیزاننده شهوتهای جنسی است، بپرهیزند و تردیدی نیست که یکی از مهمترین راهکارها، نمایش ندادن زینتها به افراد نامحرم است که در قرآن روی آن تأکید شده است.
وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التّابِعینَ غَیْرِ أُولِی اْلإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلی عَوْراتِ النِّساءِ. (نور: 31).
و (زنان) زینت و آرایش خود را جز آنچه قهرا ظاهر میشود، بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و برودوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند، جز برای شوهران خود و پدران و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر و برادران خود و پسران برادر و خواهران خود و زنان خود (یعنی زنان مسلمان) و کنیزان ملکی خویش و اتباع (خانواده که رغبت به زنان ندارند) از زن و مرد یا طفلی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند.
تعبیر «لا یبدین زینتهن» به معنای آشکار نکردن زینتها و زیباییهاست که تعبیر دیگر قرآنی آن، عدم تبرّج است. از آیه شریفه بالا و آیات پیشین استفاده میشود قاعده اصلی و اولی در مورد زینت و زیباییهای بانوان، آشکار نکردن آنهاست، مگر در
برخی موارد استثنایی که در دو مورد کلی ذیل قابل توضیح هستند.
همانگونه که از آیه استفاده میشود، زنان از آشکار کردن زینتها و زیباییهای خود منع شدهاند، به استثنای برخی اشخاص که در دوازده دسته کلی قرار میگیرند و زنان نسبت به آنها وظیفه وجوب پوشش را ندارند. به نظر میرسد برداشته شدن حکم وجوب پوشش نسبت به این دوازده گروه، دست کم دو وجه دارد:
وجه اول: اینکه انگیزههای شهوانی و جنسی معمولا در این دوازده گروه، یا وجود ندارد یا کمتر وجود دارد؛
وجه دوم: اینکه ممکن است عمومیت وجوب پوشش زینتها و زیباییها در منزل و در بین محارم، برای بانوان مقداری مشقتآور باشد. ازاینرو، شارع مقدس به منظور مصلحت و آسانگیری برای مکلفان، حکم وجوب پوشش زینتها را در مواجهه با این اشخاص خاص برداشته است.
بنابراین، اگر در مواقع خاصی ـ دو وجه بالا وجود نداشت ـ ، مثل اینکه زنی از حرکات و نگاه برخی محارم، به انگیزههای شهوانی و جنسی آنها پی برد، لزوم پوشش زینتها حتی در مقابل آنها نیز وجود دارد. یا اگر زنی از پوشش زینتهای خود در مقابل محارم احساس سختی نداشت، از حکم جواز اظهار زینت در برابر افراد محرم میتواند استفاده نکند؛ زیرا بر اساس آموزههای قرآنی، پوشش بیشتر، شایستهتر دارد، حتی در مواردی که احتمال وجود انگیزههای شهوانی بسیار ضعیف است. خداوند در آیه 60 سوره نور میفرماید:
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ
در آیه شریفه؛ ابتدا خداوند به بانوان پیر که امید ازدواج در مورد آنها وجود ندارد،
اجازه میدهد که لباسهای رویی خویش، مانند چادر(1)را بدون قصد نمایش زینتها برگیرند، ولی در آخر همین آیه میگوید اگر عفاف بیشتری به خرج دهند و از حجاب خود کم نکند، برای آنها بهتر است.
حال پرسش این است که حکمت این مطلوبیت پوشش بیشتر زنان چیست؟ پاسخ این است که بین مقدار پوشش و میزان مصونیت بانوان در مقابل گناهان جنسی، رابطه مستقیم وجود دارد. به این معنا که هر چه پوشش آنها بیشتر باشد، مقدار مصونیت آنان در مقابل آسیبهای جنسی نیز بیشتر است و هر چه مقدار پوشش آنان کمتر باشد، میزان آسیبناپذیری آنها نیز کمتر خواهد بود. این پاسخ، با دقت در مفاد این حدیث آشکار میگردد.
از امیر مؤمنان نقل شده است:
«انّ شدة الحجاب ابقی علیهن؛(2)همانا حجاب و پوشش کامل زنان، باعث مصونیت بیشتر آنان میگردد».
براساس بعضی روایتها که از ائمه معصومان علیهمالسلام در ذیل آیه «و لا یبدین زینتهن الاّ ما ظهر منها»(3)نقل شده است: «ما ظهر منها» در آیه به وجه و کفّین تفسیر شده است.(4)
1) [1] . بر اساس روایت معتبری در وسائل الشیعه، ج 14، ص 147 ، حدیث 3، ثیاب در آیه شریفه بالا به جلباب تفسیر شده است. عن ابی عبداللّهقال: القواعد من النساء لیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهنّ: قال: تضع الجلباب وحده؛ یعنی اینگونه زنان پیر، فقط جلباب خویش را میتوانند بردارند. در آینده نزدیک بیان خواهد شد که به نظر ما، جلباب همان چادر و پوشش گستردهای است که زنان روی لباسهای دیگر میپوشند.
2) [2] . نهج البلاغه، نامه 31.
3) [3] . نور: 31.
4) [4] . الفروع من الکافی، ج 5، ص 521، باب ما یحل النظر الیه من المرأة. البته درباره معنای آیه، احتمالات و دیدگاههای دیگری نیز مطرح شده که بحث مفصل درباره آنها فرصت دیگری میطلبد.
بر همین اساس، بیشتر فقیهان شیعه گفتهاند پوشاندن صورت و دو دست تا مچ برای زنان واجب نیست. البته همه فقها، که به عدم پوشش صورت و دستها معتقدند، اگر در موارد خاصی با توجه به وجود قراین و شواهد، باز بودن چهره و دستها باعث وقوع در مفسده جنسی و آسیبزایی باشد، پوشاندن چهره و دستها را لازم میدانند.(1)به نظر میرسد این استثنا نیز همانند استثنای پیشین، برای رعایت مصلحت تسهیل است. به تعبیر دیگر، مباح بودن آشکار کردن صورت و کفین، از نوع اقتضایی است؛ یعنی اگر رعایت مصلحت تسهیل از سوی شارع نبود، در همین موارد استثنا شده نیز اقتضا و زمینه وجوب پوشش وجود داشت.(2)چون معمولا چهره بانوان زیباتر است و بیشتر باعث جلب توجه و دل ربایی نامحرم میگردد.
پرسشی که اینجا شایسته طرح است، این است که آیا در متون اسلامی مثل قرآن و حدیث، نوع خاصی از پوشش که باعث پوشیدگی بیشتر زنان در مقابل نامحرم میگردد، توصیه شده است یا نه؟
در آیات قرآنی؛ به زنان توصیه شده است از دو نوع پوشش ویژه به نام «خمار» و «جلباب» در مقابل نامحرم استفاده کنند.
«و لیضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ؛ و باید سینه و برودوش خود را به مقنعه بپوشانند (نور: 31).
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤذَیْنَ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا. (احزاب: 59).
ای پیغمبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها به عفت و آزادگی شناخته
شوند تا از تعرض و جسارت هوس رانان آزار نکشند، بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.
از آخر آیه دوم، رابطه بین حجاب و پوشش و مصونیت بیشتر و عدم آزار از سوی افراد لا ابالی به خوبی فهمیده میشود. در شأن نزول آیه 59 سوره احزاب اینگونه نقل شده است.
فانّه کان سَبُب نُزولِها أن النِّساءَ کُنَّ یَخُرجْنَ إلی الْمسجدِ و یُصلینَ خَلْفَ رسولِ اللّه صلیاللهعلیهوآله و إذا کانَ بِاللَّیلِ خَرَجْنَ إلی صَلاةِ الْمغربِ وَ الْعشاءِ الآخِرة و الغَداةِ یَقعُدُ الشُّبانُ لَهنَّ فی طریقِهن فَیُوذونَهُنَّ و یَتعَّرضُون لَهُنَّ فَأنزل اللّهُ.(1)
سبب نزول آیه شریفه این بوده که زنان برای رفتن به مسجد از منزل خارج میشدند و پشت سر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهنماز جماعت میخواندند. هنگامی که زنان برای نماز مغرب، و عشا و صبح برای رفتن به مسجد از منزل خارج میشدند، جوانان لا ابالی سر راه آنها مینشستند و متعرض آنها میشدند. آنها را اذیت میکردند. پس خدا این آیه را در همین رابطه نازل کرد.
بر اساس تحقیق انجام گرفته خمار به معنای مقنعه و پوشش مخصوص سر، و جلباب به معنای چادر پوشش گستردهای که روی لباسهای دیگر میپوشند و تمام بدن را میپوشاند.(2)فاطمه زهرا علیهاالسلام هنگام رفتن به مسجد برای دفاع از قضیه فدک نیز از همین پوششهای قرآنی خمار و جلباب استفاده کردهاند.(3)
برخی شواهد تاریخی نیز مؤید این مطلب است که رنگ خمار (مقنعه) و رنگ
جلبابی (چادری) که در عصر نزول آیه استفاده میشده، همانند بسیاری از مقنعهها و چادرهای رایج فعلی، مشکی بوده است. این قراین تاریخی با رجوع به ریشه لغوی خمار و جلباب در کتابهای لغوی معتبر بیشتر تأیید میگردد.(1)
افزون بر این، در کلمات دانشمندان اسلامی و روانشناسی شواهدی وجود دارد که تأیید کننده تأمین حجاب و پوشش بیشتر زنان توسط حجابهای رنگ مشکی است. برای مثال، فقیه برجسته شیعه، صاحب جواهر در ذیل برخی روایات مربوط به کراهت استفاده از لباسهای مشکی، اینگونه نقل کرده است که براساس دیدگاههای فقیهان شیعه، کراهت پوشش مشکی مختص مردان است؛ زیرا شارع مقدس، پوشش غلیظتر و بیشتری برای زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است و رنگ مشکی در مقایسه با رنگهای دیگر، به نحو بهتری پوشش بیشتر را تأمین میکند.(2)
روانشناسی رنگها نیز میگوید سیاه به معنای «نه» بوده و نقطه مقابل «بله» یعنی رنگ سفید است.(3)زنی که در بیرون منزل و در مقابل نامحرم از حجاب مشکی استفاده میکند، در واقع میخواهد به او «نه» بگوید و زنی که لباس سفید میپوشد، راه نگاهها را بهسوی خود باز میگذارد و آن فردی که لباسهای رنگارنگ و جذاب میپوشد، خواسته یا ناخواسته خود را در مقابل نگاههای هرزه و آلوده قرار میدهد.(4)
افزون بر این، رنگ مشکی بر عکس رنگ سفید، رنگی است صامت و غیر فعّال و نه
1) [1] . برخی از قرائن تاریخی و لغوی در مورد معنا و رنگ جلباب قرآنی را نگارنده در کتاب حجابشناسی، چالشها و کاوشهای جدید و همچنین مقالهای با عنوان «نقد ادله مخالفین چادر مشکی» مطرح نموده است. مقاله مذکور در پاسخ شبهات مخالفان چادر مشکی در تاریخ 3 و 4 بهمن 79 در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شده است که علاقهمندان میتوانند برای آگاهی بیشتر به آن مراجعه کنند.
2) [2] . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج 8، ص 235.
3) [3] . ماکس لوشر، روانشناسی رنگها، ترجمه ویدابی زاده.
4) [4] . حجت اللّه رحمانی، «اعجاز رنگ سیاه، چرا چادر مشکی»، نشریه فیضیه، 7 آذر 1379، ص 3.
تنها بیننده را تحریک و به فعالیت عمومی روانی و جسمانی وادار نمیکند، بلکه از فعالیت طبیعی و عادی او نیز کاسته یا آن را متعادل میسازد.
رنگ مشکی، اثر تخفیف تحریک روحی داشته و رنگی غیر محرک است و واکنش روانی مهمی در بیننده ایجاد نمیکند. ازاینرو، یکی از بهترین وسایل تخفیف واکنشهای روانی است نهتنها وسیله جلب توجه دیگران نمیشود، بلکه کمک به انصراف و عدم توجه نیز میکند.(1)چنین ویژگیهایی در رنگ مشکی حجاب بانوان در مقابل نامحرم، با فلسفه و حکمت حجاب که همان پوشیدگی بدن در مقابل نامحرم و عدم تحریک جنسی اوست، بسیار سازگار مینماید.
البته در مقابل قراین و شواهد بالا، بعضی با ژست به ظاهر علمی اینگونه شبههافکنی کردهاند که استفاده از رنگ مشکی، ممکن است به بیماریهای جسمی و روانی بینجامد، اینگونه شبهات هیچ اصل و اساس علمی ندارد و پاسخ آن پیش از این داده شده است.(2)
براساس آموزههای وحیانی اسلام و براساس نتایج تحقیقات انجام شده در زمینه انحراف جنسی جوانان، یکی از مهمترین و قویترین محّرکهای غریزه جنسی، محّرکهای دیداری هستند. در روایتی از امیرمؤمنان علیهالسلام نقل شده است که:
«إنَّه کَان جالسا فی أصحابِه فَمرَّتْ بِهمْ إمرأةٌ جَمیلةٌ فَرَمقَها الْقومُ فقالَ إنّ اَبصارَ هذهِ الْفحولِ طَوامحُ وَ ذلِک سَببُ هبابها.(3)
روزی حضرت علی علیهالسلام در بین اصحاب خود نشسته بودند. زن زیبایی از جلو آنها عبور کرد. پس گروهی آن زن را ورانداز کردند، حضرت فرمود: چشمان این مردان نظرباز است و همین نظربازی چشمان،
سبب هیجان و تحریک جنسی است.
اگر چه محرکهای جنسی دیداری مصادیق متعدد و فراوانی دارند و دیدن بدن نامحرم، دیدن انواع و اقسام زینتهای طبیعی و غیر طبیعی زنان، دیدن انواع ارتباطهای جنسی در قالب عکس، فیلمهای ویدیویی، سینمایی، ماهوارهای، اینترنت و غیره را در بر میگیرد، ولی به تناسب موضوع این اثر، آن نوع از محرکهای جنسی دیداری که ارتباط مستقیم با سر و وضع ظاهری بدن و پوشش دارند، بیشتر مورد بحث قرار میگیرد و برخی از آموزهها و توصیههای دینی در این باب ذکر میگردد. همانگونه که پیش از این گذشت، چون مردان بیشتر از زنان نسبت به محرکهای چشمی حساس هستند، بنابراین، مخاطب این آموزهها بیشتر پسران جوان و مردان خواهند بود.
در متون دینی اسلام، به طور گسترده به زیانهای چشمچرانی و در مقابل، اهمیت کنترل چشم از نگاه ناپاک اشاره شده است. چند نمونه از آنها را با هم میخوانیم.
1. یَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ؛ خدا به خیانت چشم خلق و اندیشههای نهانی دلهای مردم آگاه است. (غافر: 19).
النَّظَرُ سَهمٌ مِنْ سَهامِ إبلیس مَسمومٌ و کَمْ مِنْ نظْرَةٍ أوْرثَتْ حَسرةً طویلةً(1)نگاه شهوت آلود، تیری مسموم از تیرهای ابلیس است و چه بسا نگاه شهوت آلودی که حسرت طولانی را بر جای میگذارد».
«مَنْ أطلَق طَرْفَه کَثُرَ اَسَفُه؛(2)هر فردی چشم خود را آزاد بگذارد و به هر چیزی نگاه کند، حزن و اندوهش زیاد میشود».
اَلنَّظْرَةُ سهمٌ مَسمومٌ مِن سهامِ إبلیسِ مَنْ تَرَکَها مِنْ مَخافَتی أبْدَلتُه إیمانا یَجِدُ حَلاوتَه فی قلبه.(1)
نگاه شهوت آلود، تیر مسموم و آلودهای از تیرهای ابلیس است و هر فردی که از ترس من آن را ترک کند؛ ایمان و آرامشی به وی میدهم که شیرینی آن را در قلب خود مییابد.
6. از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که:
«اَلنَّظْرةُ بَعدَ النَّظرةِ تَزْرَعُ فی الْقَلْبِ الشَّهوةَ و کفی بها لِصاحِبها فِتنهً؛(3)نگاه بعد از نگاه، شهوت و میل جنسی را در قلب و دل میکارد و برای وقوع صاحب آن در فتنه و فساد جنسی کفایت میکند».
مَنْ إطَّلَع فی بیتِ جارِه فنَظَرَ إلی عَوْرةِ رَجلٍ اَوْ شَعْرِ إمرأةٍ اَوْ شَیءٍ من جَسدِها کانَ حقّا عَلی اللّهِ أن یُدخِله النارَ مَع الْمُنافقین الّذین کانوا یَتَّبِعون عَوْراتِ النِّساء فی الدنیا و لا یَخْرُجُ مِن الدّنیا حَتی یَفْضَحَهُ اللّهُ و یُبْدِیَ للنّاسِ عَوْرتَه فی الْآخِرةِ و مَنْ مَلَأَ عَیْنَیْهِ مِنْ إمرأةٍ حَراما حَشاهُما اللّهُ یَوْمَ الْقِیامةِ بِمسامیرَ مِنْ نارٍ و حشاهُما نارا.(4)
هر فردی که به خانه همسایه مشرف و مسلط گردد و به عورت مرد یا موی
1) [1] . المنذری، الترغیب و الترهیب من الحدیث الشریف، ج 3، ص 34، کتاب النکاح، الترغیب فی غض البصر.
2) [2] . صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 474.
3) [3] . وسائل الشیعه، ج 14، کتاب النکاح، ابواب مقدمات نکاح، باب 104، باب تحریم النظر الی النساء الاجانب و شعورهن، ص 139، روایت 6.
4) [4] . همان، ص 141، روایت 16.
زن یا قسمتی از بدن او نگاه کند، سزاوار است که خدا آنها را با منافقان، افرادی که به دنبال عورتهای زنان مردم در دنیا هستند، داخل آتش دوزخ کند. چنین افرادی از دنیا خارج نمیشوند، مگر اینکه خدا آنها را رسوا میکند و در آخرت عورتشان را برای مردم آشکار میکند. هر فردی که چشمان خود را از نگاه به زن نامحرم پر کند، خدا روز قیامت چشمان او را از آتش و میخهای آتشین پر میکند.
حُرِّمَ النَّظَرُ إلی شُعورِ النِّساء المَحْجُوباتِ بِالاْزواجِ و إلی غَیْرِهِنِّ مِن النّساءِ لما فیه مِنْ تَهییجِ الرِّجالِ و ما یَدْعوا إلیه التَهییجُ مِن الْفِسادِ و الدُّخولِ فیما لا یَحُلُّ و لایَجْمُل.(1)
نگاه به موهای زنان محجبه ازدواج کرده و غیر آنها حرام شده است. به دلیل آنکه این گونه نگاه، باعث تحریک جنسی مردان میگردد و تهییج و تحریک، باعث فساد جنسی و دخول در کارهای حرام و ناشایست میگردد.
إیّاکُم وَ النَّظرَ إلی الْمُخدِّراتِ فإنَّهُ بَذْرُ الشَّهواتِ و نَباتُ الْفِسقِ.(2)
از نگاه کردن به دختران اجتناب کنید؛ زیرا نگاه تخم شهوتها و تمایلات جنسی و باعث رویش فسق و فجور است.
به دلیل پیآمدهای منفی نگاه ناپاک است که خداوند دستور اجازه خواستن برای ورود به محل خلوت دیگران داده است. یکی از حکمتهای دستور به اجازه گرفتن، پیشگیری از نگاه حرام است. در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهنقل شده است: «انما جعل
الاستیذان من اجل البصر».(1)
بنابراین، اجازه خواستن یکی از دستورهای مقدماتی اسلام برای مبتلا نشدن به انحراف جنسی و چشمپوشی از نامحرم است که در آیات و احادیث زیادی به آن تصریح شده و آثار مثبت فراوانی برای آن ذکر گردیده است.
قُلْ لِلْمُؤمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ. (نور: 30 ـ 31).
ای رسول ما! مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را از کار زشت محفوظ دارند که این بر پاکیزگی جسم و جان شما اصلح است و البته خدا به هر چه میکنید، کاملا آگاه است. ای رسول! زنان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را از عمل زشت محفوظ دارند.
در مورد شأن نزول آیه بالا از امام باقر علیهالسلام نقل شده است:
إسْتقبلَ شابٌّ مِن الْأنصارِ إمرأةً، بِالْمدینةِ و کان النِّساءُ یتقنعن خَلْفَ آذانِهنِّ فَنَظَر إلَیْها وَ هی مُقبلهٌ فَلمّا جازَتْ نَظرَ إلیها و دَخلَ فی زُقاقٍ قد سَمّاهُ ببنی فلان فَجَعَل یَنْظُرُ خَلْفَها و اعترض وَجْهَه عِظَمٌ فِی الْحائِط اَوْ زُجاجَةٌ فَشَقَّ وَجْهُه فلمّا مَضَتْ الْمرأةُ نظر فإذا الدماء تَسیلُ علی صَدْرِه و ثوبهِ فقال: و اللّهِ لَآتینَّ رسولَ اللّهِ صلیاللهعلیهوآلهوَ لاُخْبِرَنَّه قال: فَاتَاه فَلمَّا رَآه رسولُ اللّه صلیاللهعلیهوآله ما هذا؟ فَاَخْبَره فهَبطَ جبرئیلُ علیهالسلام بهذه الآیة.(2)
جوانی از انصار در مدینه با خانمی مواجه شد. زنان در آن زمان مقنعهها را
پشت گوشها میانداختند. جوان نگاه را به آن خانم دوخت؛ در حالیکه آن زن همچنان به سوی او میآمد. هنگامی که زن از برابر وی رد شد، جوان داخل کوچهای شد و در حالیکه همچنان به آن زن نگاه میکرد، استخوان یا شیشهای که در دیوار بود، صورت او را برید. هنگامی که زن از جلوی چشمش ناپدید شد، به خود آمد و دید خون بر لباس و سینهاش جریان دارد. پیش خود گفت به خدا سوگند نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میروم و او را از واقعه با خبر میکنم. هنگامی که نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله آمد و حضرت او را به آن حالت دید، فرمود این چه حالتی است؟ جوان پیامبر صلیاللهعلیهوآله را از قضیه با خبر کرد. آنگاه جبرئیل علیهالسلام این آیه را بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله نازل فرمود.(1)
در آیه یاد شده، خداوند دو دستور «غض بصر؛ پوشاندن چشم»؛ و «حفظ فرج؛ مواظبت از شرمگاه» را در راه حفظ از گناهان جنسی داده است. همانگونه که در مباحث پیشین گفته شد، راهکار عملی و طبیعی اسلام در مرحله نخست برای تحقق غض بصر و حفظ فرج از گناهان غریزه جنسی، ازدواج است که فراوان به آن توصیه شده است.
در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
یا مَعْشَر الشَبابِ مَنْ اسْتَطاعَ مِنْکُم الباه فَلْیَتَزَوَّجْ فاِنَّهُ أغضُّ لِلْبَصَرِ و أحَصنُ لِلْفَرْج.(2)
ای گروه جوانان! هر یک از شما توان ازدواج دارد، پس ازدواج کند؛ زیرا باعث غضّ بصر بیشتر چشم و باعث حفظ بیشتر فرج از گناهان جنسی میگردد.
اما اگر برای فردی در اثر مشکلات مختلف، امکان ازدواج نداشت، در اینجا راهکار متون دینی برای حفظ از گناهان، چشم پوشی است که به برکت پوشش باطنی حیا و تقوا
قابل تحقق میباشد. در حدیثی یکی از مصادیق و آثار حیا، چشم پوشی از گناه ذکر شده است: «الحیاء غَضُّ الطَرَف»(1)همچنین امام علی علیهالسلام در خطبه متقین، یکی از اوصاف پرهیزگاران را چشمپوشی از گناه دانستهاند:
«غَضُّوا أبصارَهُم عمّا حَرَّم اللّهُ علیهم؛(2)چشمانشان را از آنچه خدا بر آنها حرام کرده میپوشانند».
امام سجاد علیهالسلام نیز درباره رابطه غض بصر و حفظ از گناهان فرمودهاند:
و أمّا حَقُّ فَرْجِک فَحِفْظُه مِما لایُحِلُّ لکَ وَ الْاِستعانَةُ علیه بِغَضِّ الْبَصرِ فَاِنَّه مِنْ اَعْونِ الاْعوان.(3)
اما حق فرج و آلت جنسی تو این است که آن را از کارهای حرام حفظ کنی و با چشمپوشی از گناه، به حفظ فرج از گناهان جنسی استعانت جویی. پس بهدرستی که چشمپوشی از نگاه به نامحرم، از بهترین یاران برای محفوظ ماندن از گناه است.
با توجه به حدیث بالا، چون رابطه غض بصر و حفظ فرج از گناهان جنسی یک رابطه علت و معلولی است، به خوبی آشکار میگردد که چرا در آیه شریفه پیشین نیز «یغضوا من ابصارهم» و «یحفظوا فروجهم» همانند علت و معلول به دنبال یکدیگر آمدهاند. همین رابطه علت و معلولی بین نگاه شهوتآلود به نامحرم و آلودگی به گناهان جنسی، از برخی روایات دیگر نیز به روشنی استفاده میشود. در روایتی نقل شده است:
لا تَکونَنَّ حَدیدَ النَّظرِ إلی ما لَیْسَ لک، فاِنَّه لا یَزْنی فَرْجُک ما حَفِظْتَ عَیْنَیْک وَ إنْ إسْتَطَعْتَ ألاّ تَنْظُرَ إلی ثَوْبِ الْمَرأةِ الّتی لا تَحلُّ لک فَافْعَلْ وَ لَنْ
تَستطیعَ ذلِکَ إلاّ بِإذِن اللّهِ.(1)
به چیزی که نگاه به آن برای تو جایز نیست، خیره خیره نگاه نکن. به درستی که آلت جنسی گناه نمیکند تا مادامی که چشمانت را از نگاه به نامحرم حفظ کنی و اگر بتوانی حتی به لباس زن نامحرم نیز نگاه نکن، البته این کار را جز با اذن و اراده خدا نمیتوانی انجام دهی.
همچنین در مورد نگاه نکردن به پشت سر نامحرم نیز در مذاکره حضرت شعیب با دخترانش پس از مواجهه با حضرت موسی علیهالسلام ذیل آیه شریفه «یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ اْلأَمینُ». (قصص: 26) از امام کاظم علیهالسلاماینگونه نقل شده است:
قال لها شعیبُ: یا بُنَیْةَ هذا قویٌ قَدْ عرفتیه بِرَفْعِ الصَّخْرةِ، الامینَ مِنْ أینَ عرفتیه؟ قالتْ: یا أبتِ إنّی مَشیْتُ قُدّامه فقال إمشی مِنْ خَلْفی فإنْ ضَلَلْتُ فَأرْشِدْنی إلی الطّریقِ فإنّا قومٌ لا ننظر إلی أدْبارِ النّساء.(2)
حضرت شعیب به دخترش گفت: قوی بودن حضرت موسی علیهالسلام را از برداشتن صخره فهمیدی. امین بودن او را از کجا شناختی؟ دختر گفت: من جلوی او حرکت کردم. به من گفت از پشت سر من بیا و اگر بیراهه رفتم، من را به سمت درست هدایت کن. پس بهدرستی که ما قومی هستیم که به پشت زنان نگاه نمیکنیم.
حال پرسش این است که این همه توصیه به اجتناب از نگاه به نامحرم برای چیست؟ برای اینکه قلب و دل از تفکرات و امیال شهوانی راحت و آسوده باشد. در روایات مربوط به چشم پوشاندن از نگاه به نامحرم، رابطه خاصی بین نگاه و خطورات قلبی انسان بیان شده است که پاسخ بالا را روشنتر میکند. در روایتی از امیرمؤمنان علیهالسلام نقل شده است:
«مَنْ غَضَّ اَطْرافَه اَراحَ قلبُه؛(1)هر فردی که نگاهش را از نامحرم باز دارد، قلب او راحت خواهد بود».
در روایتی از امام صادق علیهالسلام از چشم انسان، به عنوان جاسوس قلب و نامهرسان عقل نام برده شده است:
«اَلْعَینُ جاسُوسُ الْقَلبِ و بَریدُ الْعقل».(2)به دلیل همین ارتباط شدید بین نگاه چشمان و خطورات و تصورات قلب و دل گفتهاند:
زدست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بر اساس تحقیقاتی که در زمینه انحراف جنسی جوانان انجام شده است، در بین اعضای بدن، چشم سهم بسیار زیادی در انحراف جنسی مردان دارد؛ زیرا نگاه، دروازه ورود تصورات و اندیشههای انسان است. در بیشتر موارد ما نخست چیزی را میبینم و سپس در آن زمینه تخیل و فکر میکنیم. نگاه، مواد اولیه و مصالح لازم تصورات و تخیلات بعدی را فراهم میکند و اگر این نگاه شهوانی و نامشروع باشد، مقدمه تمامی رنجهای روحی و دردهای روانی بعدی است. بر اساس تحقیقات، بیشتر موارد خودارضایی به نگاههای حرام مبتنی است. افرادی که چشمهای هرزه و نظرباز دارند، همیشه دستخوش رنجهای روحی و دردهای درونی بیشماری هستند که محصول تصویربرداری چشمهای آنان است.(3)
معمولا شخص نظر باز با دیدن و نگاه کاملا تشفی جنسی نمییابد و به خود ارضایی دست میزند. افراد نظرباز کنجکاوی شدیدی نسبت به دیدن اندام برهنه جنس مخالف
دارند.(1)
نظربازی و چشمچرانی که خود در واقع نوعی از انحرافهای جنسی است و به تعبیر روایات یک نوع زنای چشم است(2)، افزون بر تأثیرات روحی و روانی فراوان که مهمترین آن به تعبیر روایات حسرتها و ناکامیهاست،(3)دارای عوارض مادّی و منشأ بیمارهای جسمانی زیادی نیز میباشد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از: دشواری تنفس، درد اطراف قلب، ضعف و خستگی عمومی، تپش قلب و... .(4)
یکی دیگر از انواع حجابها و پوششها، حجاب و پوشش در ارتباطهای بدنی است. اگر چه به دلیل تأثیر زیاد ارتباطهای بدنی در افزایش روحیات و عواطف انسانی، این گونه ارتباطها نسبت به دو جنس مشترک مانند دو مرد یا دو زن نسبت به یکدیگر مانعی ندارد، بلکه فراوان به آن تشویق و برای آن ثوابهایی نیز ذکر شده است،(5)ولی ارتباطهای بدنی در خصوص دو جنس مخالف، به استثنای زن و شوهر، به دلیل جاذبههای جنسی شهوانی و آسیبزایی غریزه جنسی نکوهیده و ناشایست است. ازاینرو، در برخی از احادیث از دست دادن زن و مرد نامحرم با یکدیگر نهی شده است. در روایتی از سماعة بن مهران نقل شده است:
سألت ابا عبداللّه علیهالسلام عَن مُصافَحةِ الرَّجُلِ المرأةَ قال: لا یَحلُّ لِلرَّجلِ اَنْ یُصافِحَ الْمَرأةَ إلاّ إمرأةً یحرُمُ علیه أنْ یَتَزوجَّها اُختٌ او بنت او عمة او خالةٌ او بنتُ اختٍ اَوْ نحوُها و أمّا الْمَرأةُ التی یَحلُّ له أن یَتزوَّجَها فلا
1) [1] . روانشناسی نوجوان و جوانان، ص 125.
2) [2] . زنا العینین النظر، وسائل الشیعه، ج 14، ص 138، روایت 2.
3) [3] . کم من نظرة جلبت حسرة. تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 21.
4) [4] . پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 19 حجاب، ص 46.
5) [5] . به روایات مصافحة، معانقه و تقبیل در کتب روایی از جمله الاصول من الکافی، ج 2 صص 179 ـ 185. مراجعه شود.
یُصافِحها إلاّ مِنْ وراء الثوب و لا یُغمز کفها.(1)
از امام صادق علیهالسلام درباره دست دادن مرد با زن سؤال کردم، حضرت فرمودند: دست دادن مرد به زن جایز نیست، مگر اینکه آن زن از محارم مانند خواهر، دختر، عمه، خاله، یا دختر خواهر و مانند اینها باشد. اما دست دادن با زن نامحرم که ازدواج با او حلال است، جایز نیست و فقط دست دادن با زن نامحرم از روی لباس و پوشش مانعی ندارد، ولی نباید دست او را فشار داد.
افزون بر دست دادن، یکی دیگر از مظاهر بارز ارتباط بدنی، بوسیدن لبها است که به استثنای برخی موارد خاص مانند زن و شوهر و فرزند کوچک از آن نهی شده است.
در روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل شده است:
«لیس الْقُبلةُ علی الْفَمِ إلاّ لِلزَّوجَةِ و الْولدِ الصغیر؛(2)
بوسیدن لب و دهان جایز نیست، مگر نسبت به همسر و فرزند کوچک».
اگر چه یکی از نشانههای ابراز محبت بیشتر به مخاطب، به ویژه اقوام و خویشاوندان، ایجاد ارتباط بدنی صمیمانه و گرم مانند بوسیدن است، ولی به منظور پیشگیری از تحریک غریزه جنسی، دستور است. به جای گونهها و دهان، پیشانی و سر بوسیده شود. در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
إذا قبَّلَ اَحدُکم ذاتَ محرمٍ قَدْ حاضَتْ اُختَه اَوْ عمَّتَه اَوْ خالتَه فلیَقْبلُ بَیْنَ عَیْنَیْها وَ رأسِها وَلْیَکُفَّ عَنْ خَدِّها وَ عَنْ فیها.(3)
هنگامی که فردی از شما خواست دختری که ازدواج با او حرام است و به سن حیض رسیده مثل خواهر، عمه، خاله را ببوسد، بین دو چشم و سر او را ببوسد و از بوسیدن گونه و دهان او خودداری کند.
در روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل شده است:
إذا بَلغتْ الْجاریةُ سِتُّ سنین فلا یُقَبِّلُها الْغلامُ وَ الْغلامُ لا تُقبِّلُه الْمرأةُ إذا جاوزَ سبعَ سنین.(1)
وقتی دختر بچه به شش سالگی رسید، پسر او را نبوسد و پسر نیز وقتی سنش از هفت سالگی گذشت، زن او را نبوسد.
یکی از اموری که زمینه ارتباط و تماس بدنی را فراهم میکند، نبود پوششهای محیطی لازم و از جمله استفاده از محل خواب مشترک است. ازاینرو، اکنون درباره پوششهای محیطی بحث میکنیم.
یکی دیگر از جلوههای پوشش، پوششهای محیطی است. مراد از پوشش محیطی، هر گونه پوششی است که مانع ایجاد ارتباط نامشروع جنسی، به ویژه بین دو جنس مخالف در محیطهای اجتماعی است. این گونه پوششهای محیطی، به دو دسته مطلوب و نامطلوب تقسیم میشود. به دلیلاهمیت و گستردگی بحث جداسازی محل خواب افراد به عنوان یک پوشش محیطی مطلوب، نخست درباره آن بحث میکنیم و سپس بحث را به اختصار درباره مصادیق نامطلوب آن ادامه خواهیم داد.
یکی از کارهایی که زمینه ارتباط بدنی را فراهم میکند، استفاده کردن از رختخواب مشترک است. استفاده از رختخواب مشترک در مورد غیر زن و شوهر، میتواند زمینه مناسبی برای تحریک نامشروع غریزه جنسی و آسیبزایی و ابتلا به انحراف جنسی مثل زنا، لواط و مساحقه را فراهم کند. با توجه به همین مطلب، اصل و قاعده اوّلی، تفکیک محل خواب و رختخواب است. تنها زن و شوهر از این اصل کلی
1) [1] . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، کتاب النکاح باب الحدّ الذی اذا بلغه الصبیان لم یجز مباشرتهم و حملهم و وجب التفرق بینهم فی المضاجع، ص 437، همچنین مکارم الاخلاق، ص 256.
استثنا شدهاند؛ زیرا از نظر شرعی، یکی از حقوق آن دو نسبت به یکدیگر، حق هم خوابگی است.
با توجه به پیآمدهای منفی بسیار زیادی که از نظر آسیبهای جنسی نسبت به محل مشترک خواب وجود دارد، در احادیث فراوانی استفاده از لحاف واحد و مشترک مورد سرزنش قرار گرفته و توصیه شده است رختخواب افراد به ویژه بچهها، از همان خردسالی از یکدیگر تفکیک شود.
در برخی از روایات نقل شده که در شش سالگی رختخواب بچهها از یکدیگر تفکیک شود. چه پسر بچه باشد یا دختر بچه.
رُویَ أنّه یُفرقُ بَینَ الصّبیان فی المَضاجِع لِست سنین.(1)
از شش سالگی محل خواب بچهها جدا شود.
در بعضی از احادیث دیگر توصیه شده که رختخواب بچهها در ده سالگی از یکدیگر تفکیک شود.
قال رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله اَلصَّبیُ وَ الصَبیُّ وَ الصَبیُّ وَ الصَبیَّةُ وَ الصَبیَّةُ و الصبیةُ یُفرقُ بینهم فی الْمَضاجِعِ لِعَشرِ سنین.(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: رختخواب پسران و پسران، پسران و دختران و دختران و دختران از ده سالگی جدا شود.
اگرچه به ظاهر اینکه در برخی از روایات شش سالگی و در برخی دیگر ده سالگی برای تفکیک رختخواب بچهها ذکر گردیده نوعی ناسازگاری مشاهده میشود، ولی این ناسازگاری را اینگونه میتوان پاسخ داد که جداسازی رختخواب بچههای شش ساله، مستحب و تفکیک رختخواب بچههای ده ساله، واجب است.(3)
حکمت اینکه هر چه سن بیشتر میشود، تفکیک رختخواب ضرورت پیدا میکند، این است که هر چه فرد به سن بلوغ نزدیک میشود، غریزه جنسی در وی بروز بیشتری یافته و خطر آسیبزایی آن افزایش مییابد. در برخی احادیث از خوابیدن دو مرد در یک رختخواب نهی و سرپیچی از این حکم، مستوجب تعزیر و تادیب دانسته شده است:
لا یَنامُ الرَجلُ مَعَ الرَّجُل فی ثوب واحدٍ فَمَنْ فَعَلَ ذلِکَ وَجَبَ علیه الْاَدْبُ وَ هُو التَّعزیرُ.(1)
مرد نباید با مردی دیگر زیر یک لحاف بخوابد. اگر چنین کند واجب است او را تعزیر کنند.
افزون بر مردان، زنان نیز از خوابیدن در رختخواب مشترک نهی شدهاند، مگر در حال اضطرار. در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
لا تبیت المرأتان فی ثوب واحد الاّ أنْ تَضطَرّا الیه.(2)
دو زن نباید زیر یک لحاف بخوابند؛ مگر اینکه مجبور باشند.
در برخی از احادیث، اشتراک رختخواب بین زنان و بچهها نیز مورد سرزنش قرار گرفته است. در روایتی از امام محمد باقر علیهالسلام نقل شده است که رختخواب زنان و بچههای ده ساله جدا گردد:
یفرّق بین الْغِلمان و النّساء فی الْمَضاجع إذا بلغوا عَشْرَ سنین.(3)
هنگامی که پسر بچهها به ده سالگی رسیدند، باید رختخواب آنان و زنان جدا شود.
یکی از پیآمدهای منفی استفاده مشترک فرزندان و والدین از رختخواب، بلوغ جنسی زودرس در بین فرزندان است. طبیعی است که بلوغ جنسی زودرس، باعث
افزایش گرایش جنسی است و در نتیجه، احتمال آسیبزایی غریزه جنسی را بیشتر میکند. کوچتکف در این زمینه میگوید:
«وقتی پدر و مادر با کودک در یک رختخواب میخوابند، در چنین کودکانی بلوغ جنسی پیشرس مشاهده میشود که نتیجه آن، گرایش جنسی فوق العاده زیاد است».(1)
گرچه یکی از حقوق زن و شوهر نسبت به یکدیگر، حق همخوابگی و استفاده از لذتهای جنسی حلال است، ولی این کار باید در خلوت و دور از مشاهده فرزندان باشد. مشاهده پدر و مادر از سوی فرزندان در زمان هایی که آن دو مشغول لذتهای جنسی هستند، میتواند اثر نامطلوب روحی و روانی زیادی در فرزندان داشته باشد؛ زیرا کودکان هر آنچه در هنگام خلوت پدر و مادر دیدهاند، یاد گرفته و سپس همان کارها را انجام میدهند. از آنجا که قرآن برای سلامت روحی و اخلاقی انسانها اهمیت زیادی قایل است، در مواقعی که احتمال لخت بودن پدر و مادر و لذتهای جنسی آن دو نسبت به هم وجود دارد، به فرزندان دستور داده با اجازه وارد محل استراحت پدر و مادر شوند.
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذینَ مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وَ الَّذینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِنَ الظَّهیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوّافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلی بَعْضٍ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ اْلآیاتِ وَ اللّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ وَ إِذا بَلَغَ اْلأَطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ. (نور:59ـ60).
ای کسانیکه به خدا ایمان آوردهاید! بدانید که خدمتکاران شما و کودکانی که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسیدهاند، باید شبانه روزی سه مرتبه از شما اجازه بخواهند. یکبار پیش از نماز صبح، دیگر پس از نماز خفتن و سوم هنگام ظهر که جامهها را از تن بر میگیرید که این سه
1) [1] . روانشناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان، ص 37.
وقت هنگام عورت و خلوت شماست (بیشتر برهنه یا در لباس کوتاهید) و بعد از این سه بار اجازه، دیگر باکی بر شما و آنها نیست که بی دستور با خدمتکاران و کودکان خود گرد یکدیگر جمع شوید و هر ساعت در کارها به شما مراجعه کنند. خدا آیاتش را بر شما چنین روشن بیان میکند که او به کار خلق دانا و حکیم است و آنگاه که اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند، باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند.
در توضیح آیه شریفه بالا درباره حکمت اجازه گرفتن در اوقات سهگانه یاد شده، در روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل شده است:
باید خدمتکاران و کسانی که به سن بلوغ نرسیدهاند، در سه وعده اجازه بگیرند؛ همانگونه که خداوند به آن امر کرده است. هر فردی که به سن بلوغ رسیده، نباید بدون اذن و اجازه قبلی بر مادر، خواهر، خاله و دیگران وارد شود. پس به این افراد اذن و اجازه داده نمیشود، مگر اینکه سلام کنند و سلام، طاعت و بندگی خداست.
همچنین امام صادقفرموده است:
پس خدمتکار تو وقتی به سن بلوغ رسید، باید در سه وقتی که از اوقات عورت و خلوت است، اجازه بگیرد، اگرچه خانهاش در خانه شما باشد. پس وقتی میخواهد بر شما وارد شود، در سه هنگام پس از عشاء، هنگام صبح و ظهر که لباسهای خود را در آوردهاید، باید از شما اجازه بگیرد. همانا خداوند به آن امر کرده است؛ زیرا این ساعات، ساعات غفلت و خلوت است.(1)
دانشمندان روانشناسی تربیت جنسی نیز تأکید میکنند که یکی از وظایف مربیان، اعم از پدر و مادر و دیگران، این است که به فرزندان و بچهها آموزش دهند که هرگاه
1) [1] . الفروع من الکافی، ج 5، کتاب النکاح، ص 529، روایت 1.
خواستند به محل خلوت دیگران وارد شوند، پیش از ورود اجازه بگیرند.(1)
به رغم تاکیدهای آیات شریفه و توصیههای کارشناسان تعلیم و تربیت ـ که باید محل استراحت و خواب والدین از اتاق فرزندان جدا باشد ـ با این همه، امروزه تقلید از مظاهر فرهنگ غرب روز به روز در برخی جوامع اسلامی بیشتر میگردد که یک نمونه آشکار آن ساختن خانهها به شکل آزاد و بدون اتاق بندی و به اصطلاح اوپن (open)است. پدیدهای که برخی از افراد منصف غربی نیز در جوامع خود از آن رنج میبرند؛ زیرا میگویند در ساختمان بیشتر خانههای امروزی، رعایت اصول مسائل جنسی پیش بینی نشده است. در واقع باید خانههای امروزی را خانههای مخالف امور جنسی نامید. بسیار به ندرت میتوان خانه یا آپارتمانی را یافت که در آن اصل داشتن اتاق خلوت و خواب برای والدین رعایت شده باشد.(2)
با وجود اینکه برخی از فرهیختگان جامعه غربی از بعضی مظاهر فرهنگی خود ناراضیاند و نسبت به آن انتقاد دارند، باعث تأسف است که در کشور اسلامی ما، گاه گرایش به مظاهر فرهنگ غرب از جمله مورد بالا مشاهده میگردد که نتیجه ترک معماری سنتی در هنگام ساختمانسازی است.
در معماری سنتی، حجابهای ساختاری بسیاری وجود داشت. در بسیاری از خانههای سنتی ایران، دو بخش درونی و بیرونی وجود داشت. قسمت بیرونی برای آمد و شد میهمانان و غریبهها فراهم میگشت و قسمت درونی، سرای آسایش محارم و اهل خانه بود. بر در خانهها دو کوبه متمایز قرار داشت. یکی از کوبهها ویژه مردان و دیگری مخصوص زنان بود. هر کوبه صدای خاصی داشت که با آن مرد بودن یا زن بودن کوبنده در مشخص میگشت و اهل خانه میفهمیدند زن پشت در است یا مرد. بر همین اساس، یا مرد برای گشودن در میرفت یا زن. اما پس از رهیافت فرهنگ برهنگی غربیها در
ادبیات، هنر و ورزش معماری غربی نیز نماد بی عفتی گشت.
در آغاز ساختمانها به گونهای طراحی شدند که به جای دیوار، از نردههای آهنین بهره میبردند، اندک اندک معماری برهنگی به درون خانهها کشیده شد. نخست آشپزخانهها بدون در و دروازه یا به اصطلاح «اوپن» شد و سپس اتاقهای دیگر، دیوارهایش بلعیده شد. اساسا آپارتمانسازی با راهروها و آسانسورهای مشترک و دریچههای مشرف، فساد زاست.(1)
امروزه با انجام تحقیقات و پژوهشهای گسترده در زمینه روانشناسی و تربیت جنسی، گوشهای از حکمتها و رمز و رازهای توصیههای مؤکد اهل بیت معصومین علیهمالسلام در زمینه لزوم پوشاندن عمل آمیزش جنسی از کودکان آشکار گردیده است که یکی از مهمترین رازهای آنها، محفوظ ماندن کودکان از انحراف جنسی است. در تحقیقی که براساس چهارصد نامه ارسالی نوجوانان و جوانان به برنامه آینده سازان به عمل آمده، نوجوانان در موارد متعددی، علت خود ارضایی و انحراف جنسی خود را، در جریان مسائل خاص والدین قرار گرفتن و مشاهده آمیزش جنسی آنها دانستهاند.(2)همچنین تحقیقات روان کاوی، اثرات سوء مشاهده اعضای جنسی مادر و پدر از سوی فرزندان را ثابت کرده است.(3)
کوچتکف یکی از کارشناسان روانشناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان، درباره حساسیت کودکان در مورد ارتباط جنسی پدر و مادر میگوید:
«والدین باید مراقب باشند که در مرحله بلوغ جنسی فرزندان، با احتیاط رفتار کنند. کوچکترین پچ پچ و خش خش شبانه، آنها را ناراحت
میکند و شتاب دارند هر چه زودتر بسیاری از مسائل نامعلوم لحظات زندگی پنهانی والدین را بدانند. بوسه، در آغوش کشیدن و نوازش، ابتدا سبب جلب توجه او میشود و سپس گرایش به عکس العمل آن را نشان میدهد و بعد خودش میخواهد شخصا در این باره چیزی بداند. حفظ کودک از مشاهده چنین صحنههایی، نه تنها فوق العاده مهم است، بلکه به طور کلی از لحظات پنهانی خاص زندگی زن و شوهر نیز مهمتر است».(1)
بنابراین، در کنار وظیفه اجازه خواستن اطفال و بچهها هنگام ورود به محل خلوت والدین، آنها نیز وظایفی دارند که باید هنگام خلوت کردن با یکدیگر و بهرهمندی از لذتهای جنسی حلال آن را مراعات کنند تا فرزند، دچار انحراف جنسی نگردد.
در حدیثی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
و الّذی نفسی بِیدِه لَوْ أنّ رَجُلاً غَشی إمرأتَه وَ فی الْبَیتِ صبیٌّ مُسْتیقظٌ یراهما و یَسمَعُ کلامَهما و نَفَسَهما ما أفْلحَ أبدا إن کانَ غُلاما کان زانیا اَوْ جاریةً کان زانیةً.(2)
به خدا سوگند اگر مرد با همسر خود بیامیزد و در اطاق، کودک بیداری آن دو را در حال آمیزش ببیند و سخنان آنها و همچنین صدای نفسشان را بشنود، آن طفل هرگز رستگار نخواهد شد. اگر پسر باشد یا دختر، سرانجام به زناکاری آلوده میگردد.
در روایت دیگری از امام صادق علیهالسلام نقل شده است:
لا یُجامِعْ الرَّجلُ إمرأتَه و لا جاریتَه و فی الْبیت صَبیٌّ فإنّ ذلک مما یُورِثُ الزّنا(3).
مرد با همسر و کنیز خود مجامعت و نزدیکی نکند، در حالیکه در خانه
کودکی هست؛ زیرا این کار باعث آلودگی کودک به انحراف جنسی زنا میگردد.
همچنین در روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل شده است:
تَعلَّموا مِن الْغُرابِ ثَلاثَ خِصالٍ: إسْتِتارَه بِالسفادِ و بَکُورَه فی طلب الرزق و حَذْرَه.(1)
از کلاغ سه ویژگی را یاد بگیرید: پنهان کردن آمیزش جنسی، صبح زود دنبال روزی رفتن و محافظت خویش به طور کامل از خطر.
در حدیثی از امام باقر علیهالسلام نیز نقل شده است:
إیّاک وَالْجِماعَ حَیثُ یَراکَ صبیٌ بأنْ یحسُنَ أنْ یَصِفَ حالَک.(2)
از ارتباط جنسی در جایی که کودک ممیزی تو را میبیند و قادر است رفتارت را به خوبی برای دیگران توصیف کند، بپرهیز.
همانگونه که پدر و مادر وظیفه دارند در جلوی فرزندان برهنه نگردند و مشغول لذتهای جنسی نشوند، فززندان بالغ، به ویژه دختران جوان نیز باید نسبت به مقدار پوشش خود دقت داشته باشند؛ زیرا چه بسا نحوه پوشش نامناسب دختر جوان، باعث تحریک جنسی افراد دیگر خانواده، مثل برادر جوان خویش گردد. به همین دلیل در روایتی از امیر مؤمنان علیهالسلام نقل شده است:
قال رجلٌ لِرسولِ اللّهِ یا رسولَ اللّه اُختی تَکْشِفُ شَعْرَها بَیْن یَدَی قال: لا، إنّی اَخافُ اِذا اَبْدَأَتْ شیئا مِنْ مَحاسِنها و مِنْ شَعرِها و مَعْصمها أن تُواقِعُها.(3)
مردی به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله گفت: ای رسول خدا! خواهر من گیسوان خود را جلوی من آشکار میکند. حضرت فرمود: این کار را نکند؛ زیرا میترسم وقتی چیزی از زیباییها، گیسوان و ساعدهای خود را
آشکار کند، تو با او نزدیکی کنی.
یکی از نویسندگان پس از سفر به نیویورک در سفرنامه خود نوشته است:
«شبی در منزل یکی از دوستان، یک برنامه تلویزیونی را تماشا میکردیم که با دختر و پدری مصاحبه میشد. هر دو به داشتن روابط نامشروع با یکدیگر افتخار میکردند. وی در ادامه میگوید: «پژوهشگران با 5 میلیون مورد از این جور رابطه برخورد کردهاند؛ چه بسا واقعیت بیش از آن باشد».(1)
همانگونه که پیش از این گذشت، غریزه جنسی بسیار نیرومند و سرکش است. قدرت و نیرومندی آن اقتضا میکند که حتی در بین محارم مانند دختر جوان و پدر و برادر، و پسر جوان و مادر و خواهر نیز تدابیر لازم درباره پوشش صورت گیرد. و اینگونه نباشد که به صرف محرم بودن، در امر حجاب و پوشش کوتاهی کنند. اگر چه از نظر متون اسلامی، مقدار پوشش زن و مرد در منزل و در مقابل محارم به دلیل رعایت مصلحت آسانگیری کمتر از موارد دیگر است، ولی این به معنای لاقیدی و لا ابالیگری مطلق در امر پوشش نیست. از نظر کارشناسان مسائل تربیتی، بدحجابی یا بی حجابی، گردن و سینههای باز، دامنهای کوتاه و ساقهای برهنه، جورابهای بدننما و آرایشهایتند زنان و دخترانی که در مهمانیها و عروسیها و مجالس خانوادگی و دوستانه شرکت میکنند، برای جوانان بسیار تحریک کننده و مفسدهانگیز است. این فریبندگی و تحریکآمیزی، گرچه در مورد زنان نامحرم بیشتر است، ولی منحصر به آنها نیست؛ زیرا احتمال تحریکآمیزی، در مورد زنان محرم و حتی مادر و خواهر هم وجود دارد.(2)
چون محرم بودن هر چند از میزان محدودیت میکاهد، ولی میل جنسی را از میان نمیبرد.(1)با توجه به مطالب بالا، باید درباره محدوده پوشش در برابر محارم مختلف به تناسب مقدار و شدّت و ضعف محرمیت آنها تحقیقهایی صورت پذیرد(2)تا برخی از پدران و مادران و نیز محارم تصور نکنند به صرف محرم بودن، مجاز به سهل انگاری در پوشش هستند؛ عملی که به یقین آثار زیانباری در تحریک غریزه جنسی دارد.
در برخی از روایات، خلوت کردن زن و مرد نامحرم مورد نکوهش قرار گرفتهاست. در حدیثی نقل شده است:
لایخلونَ رجلٌ بامرأةٍ إلاّ کان ثالثُهما الشیطانَ(3)
هیچ زن و مرد نامحرمی با یکدیگر خلوت نمیکنند، مگر اینکه سومین آنها شیطان است».
در حدیث دیگری از معصوم علیهالسلام چنین نقل شده است:
مَنْ کانَ یُؤمِنُ بِاللّهِ وَالْیومِ الْاخِر فلا یَبیتُ فی مَوْضعٍ یَسمَعُ نَفَسَ إمْرأةٍ لیستْ له بِمَحَرمٍ(4)
هر فردی که به خدا و روز آخرت ایمان دارد، پس در محلی که نفس زدن زن نامحرم را میشنود، بیتوته نکند و نخوابد».
در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
1) [1] . محمد علی سادات، رفتار والدین با فرزندان، ص 93.
2) [2] . به عنوان نمونه به مجله کاوشی نو در فقه اسلامی، ش 24، تابستان 1379، ص 58 مقاله «پوشش بانوان در برابر مردان محرم» مراجعه شود.
3) [3] . فروع کافی، ج 5، ص 320.
4) [4] . وسائل الشیعه، کتاب النکاح، ابواب مقدمات نکاح، باب 99، باب عدم جواز خلوة الرجل بالمرأة الاجنبیته، روایت 3.
اِذا جَلَسَتْ الْمَرْأةُ مَجْلِسا فقامَتْ عنه فَلا یَجْلِسُ فی مَجْلِسِها رَجلٌ حتی یَبْرَدَ.(1)
هنگامی که زن در جایی نشست و سپس از آنجا بلند شد، پیش از اینکه محل نشستن او سرد گردد، دیگری به جای او ننشیند.
امروزه در علم تجربی به اثبات رسیده است که همواره از اندام هر موجود جانداری، امواج مرموزی متصاعد میشود و در محدودهای خاص، روی اشیای مستعد و همگون تأثیر میگذارد که گاهی از آن به مانیه تیسم(2)حیوانی تعبیر میکنند. در انسان این تشعشات یا دست کم بروز آنها تناسب خاص با افکار و روحیات و آمادگی ساختمان جسمی دارد. به ویژه در زنان، امواج بالا از شدت بیشتری برخوردار است. دانشمندان آلمانی در تحقیقات گستردهای، به این واقعیت علمی پی بردهاند که از اندام زن و حتی از موی سر او، امواج مرموزی پراکنده میشود و بر بدن برخی از مردان مستعد تأثیر گذاشته، موجب تحریک و فعالیت غدههای جنسیشان میگردد.(3)
گفته شد که از نظر ویژگیهای آفرینش، زن غالبا مظهر زیبایی و دلربایی و مرد غالبا مظهر دلدادگی است. دو ویژگی مذکور هنگامی در مسیر صحیح و در راستای کمال الهی انسان قرار میگیرد که بر اساس ازدواج مشروع در کانون خانواده سیراب گردد.
گاهی برخی عوامل، دو ویژگی مذکور را در خارج از چارچوب خانواده تحریک و تشدید میکنند. تشدید ویژگیهای بالا، باعث آسیبزایی غریزه جنسی میگردد که یکی از آن عوامل، استعمال عطرهای تند و تحریک کننده توسط بانوان در بیرون منزل و
1) [1] . همان، ابواب مقدمانه و آدابه، باب 145، باب کراهة الجلوس فی مجلس المرأة اذا قامت عنه حتی یبرد، روایت 1.
2) [2] . برای آگاهی بیشتر درباره مانیه تیسم، به کتاب مانیتیسم شخصی از پل ژاگو مترجم مشفق همدانی مراجعه شود.
3) [3] . سید مجتبی هاشمی کاوندی، مقدمهای بر روانشناسی زن با نگرش علمی و اسلامی، ص 194.
در برخورد با نامحرم است. ازاینرو، در برخی احادیث به شدت از آن منع شده است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
أیمُّا إمرأةٍ إسْتَعْطَرَتْ ثُمَّ خَرجتْ فَمرَّتْ علی قومٍ لِیَجِدُوا ریحَها فهی زانیة.(1)
هر زنی که عطر و ماده خوشبو کننده استعمال کند و از منزل خارج شود و بر گروهی از افراد نامحرم عبور کند تا بوی خوش عطر وی را استشمام نمایند، چنین زنی زناکار است.
ممکن است در ذهن خواننده این پرسش مطرح گردد که چگونه زنی به صرف استعمال عطر در برخورد با نامحرم، زناکار به شمار آید. ازاینرو به نظر میرسد تعبیر زنا در این روایت، قدری نیازمند توضیح است. زنا یک معنای اصطلاحی و مشهور دارد و آن نزدیکی زن و مرد بهطور غیر قانونی و نامشروع است. روشن است که معنای یاد شده در روایت بالا مورد نظر نیست. افزون بر معنای اصطلاحی مشهور، برای زنا در فرهنگ اسلامی یک معنای گستردهتری است که ریشه در معنای لغوی آن دارد. بر اساس این معنای گسترده، هر عمل انحرافی که باعث شود زندگی و حیات پاکیزه از مسیر صحیح خارج گشته و باعث آلودگی آن به گناه گردد، زناست.(2)
با توجه به همین معنای گسترده زنا، در بعضی روایات به برخی از اعضای بدن، انواع خفیفتری از زنا نسبت داده شده است. در روایتی از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده است:
ما مِنْ أحدٍ إلاّ وَ هُوَ یُصِیبُ حَظّا مِن الزّنا فَزِنا الْعَیْنین اَلنَّظر وَ زِنا الْفَمِ الْقُبْلةَ وَ زِنا الْیَدینِ اَللَّمْسُ صَدَّق الْفَرْجُ ذلک او کَذَّب.(3)
1) [1] . نهج الفصاحه، مترجم: ابوالقاسم پاینده، ص 205.
2) [2] . برای آگاهی بیشتر به کتاب آقای حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 4، ذیل ماده زنا مراجعه شود.
3) [3] . وسائل الشیعه، ج 14، کتاب النکاح ابواب مقدماته و آدابه، باب 104، باب تحریم النظر الی النساء الاجانب و شعورهن، ص 138، روایت 2.
هیچ انسانی (غیر معصوم) نیست، مگر اینکه سهمی از زنا دارد. پس نگاه شهوتآلود، زنای دو چشم است. بوسیدن شهوت آلود، زنای دهان است. لمس شهوتآلود زنای دو دست است. خواه اینگونه زنا را زنای فرج (زنای اصطلاحی) همراهی کند یا نکند.
بر اساس روایتی، زنان از راه رفتن در وسط جاده نهی شدهاند و در مقابل، به راه رفتن از کنار دیوارها و جادهها توصیه شدهاند:
لَیْسَ لِلنّساءِ مِنْ سَرواتِ الطّریقِ شیءٌ و لکنّها تَمشی فی جانِبِ الْحائِطِ و الطَّریقِ.(1)
برای زنان جایز نیست که از وسط جاده حرکت کنند. آنها باید در یک طرف دیوار و جاده راه بروند.
به نظر میرسد یکی از حکمتهای چنین دستوری این است که معمولاً مردان به دلیل وظایف اجتماعی، بیشتر در خیابانها رفت و آمد میکنند و راه رفتن زنان در وسط جادهها و خیابانها، باعث اختلاط و برخورد آنها با مردان میگردد و اختلاط زن و مرد نامحرم در رفت و آمد، از جمله مقدمات تحریک غریزه جنسی است. در روایتی از امیر مؤمنان علیهالسلام که مظهر کامل غیرت دینی است نقل شده است:
یا اَهلَ الْعِراق نُبِّئْتُ أنَّ نِسائَکُمْ یُدافِعْنَ الرِّجالَ فی الطَّریق أما تَسْتَحْیون.(2)
ای مردم عراق! با خبر شدم که زنان شما در راه و جاده با مردان برخورد میکنند و به آنها تنه میزنند، آیا از این کار شرم نمیکنید.
بیتردید صدا و سیما به منزله یک دانشگاه عمومی است؛ چون مخاطب آن عموم مردم هستند. ازاینرو، این رسانه ملّی و همگانی، میتواند تأثیر فراوانی در شکلدهی افکار و کردار مردم داشته باشد. بنابراین، اگر بخواهیم صدا و سیما مروّج الگوی پوشش اسلامی در سطح جامعه باشد، باید مجریان و افرادی که به هر نحو در تلویزیون ظاهر میشوند، الگوی پوشش اسلامی را خوب بشناسند و سپس آن را در عمل به عنوان پوشش مطلوب رعایت کنند. تا با روش تربیتی الگوپذیری مشاهدهای، دیگران را به سمت استفاده از الگوی پوشش اسلامی دعوت کنند.
به منظور مفید و کاربردی بودن مباحث این اثر، نکاتی را در قالب پیشنهاد بیان میکنیم. چون مسئله پوشش، مسئلهای فرهنگی است که بیش از همه با نهادهای فرهنگساز جامعه، مثل خانواده، مدرسه و رسانههای گروهی به ویژه صدا و سیما ارتباط دارد، مخاطب این پیشنهادها نیز بیشتر این نهادها هستند.
به ویژه دختران، آنها را با لباسهای کوتاه، نازک، و بدننما به مهمانیها و کوچه و بازار میبرند. این مادران توجه نمیکنند که یکی از مهمترین پیآمدها و آثار منفی این کار، نهادینه شدن احساس خودآرایی برای دیگران از همان سنین خردسالی در بین دختران است.
طبیعی است وقتی دختری از خردسالی با روحیه خودآرایی تربیت و بزرگ شد، در بزرگسالی که غریزه جنسی و تمایلات زیباییدوستی اوج میگیرد، دیگر به سختی میتوان او را از عمل خود آرایی برای دیگران باز داشت؛(1)زیرا بازداشتن آنان از خودآرایی در سن جوانی، نه تنها تأثیری ندارد، بلکه بیشتر باعث مقاومت و لجاجت آنها میگردد. به نظر میرسد یکی از مهمترین حکمتها و رمز و رازهای توصیه ائمه اطهار علیهمالسلام در مورد عادت و تمرین دادن فرزندان از خردسالی به احکام شرعی و کارهای نیک، این است که به طور تدریجی و طبیعی این کارها برای آنها ملکه و نهادینه شده و جزء منش و خلق و خوی آنها گردد تا دیگر نیازی به امر و نهیهای گسترده و بدون فایده در دوران جوانی نباشد.
بنابراین، پیشنهاد میشود والدین و به ویژه مادران از همان آغاز کودکی در پوشش فرزندان خود با دقت عمل کرده و تدابیر لازم را برای عادت و تمرین دادن آنها به پوششهای اسلامی به کار گیرند. البته در راستای تمرین و عادت دادن فرزندان به رعایت حجاب و پوشش، باید با استفاده از روش تربیتیِ اعطای بینش، بصیرت و آگاهی کافی و عمیق به تناسب سن، جنس و پایه تحصیلی آنها در مورد آثار و فواید و رعایت انواع پوششهای اسلامی داده شود. در این صورت، تمرین دادن آنان امری خشک و بی روح و فاقد پشتوانه شناختی و معرفتی نمیشود. و این اعطای بینش و شناخت دقیق در مورد فواید رعایت پوششهای اسلامی از راههای مختلفی صورت میگیرد که بهترین
1) [1] . برای آگاهی بیشتر به کتاب تربیت جنسی کودک و نوجوان از دیدگاه اسلام و علم، بخش نهم، لباس و پوشش مراجعه شود.
شیوه استفاده از نهاد فرهنگی مدرسه و نهادهای آموزشی دیگر است. بنابراین، پیشنهاد میشود مطالب دقیق، عمیق و مستمر درباره پوشش اسلامی، فلسفه، فواید و آثار مثبت آن در ضمن کتابهای درسی از همان دوران ابتدایی به تناسب فهم، سن و جنس آموزش داده شود. برای نمونه، به صورت صحیح و کارشناسی شده، آموزههای سوره نور و دیگر آیات و احادیث مربوط به حجاب و پوشش، به صورت مناسب به دختران آموزش داده شود. همچنین تعالیم موجود در سوره یوسف و دیگر آیات و احادیث مربوط به شیوه کنترل غریزه جنسی و نگاه، به پسران آموزش داده شود.
افزون بر آموزش رسمی و پی در پی، در مناسبتهای مختلف، مسابقات کتابخوانی و پژوهش درباره مسائل مربوط به حجاب و پوششهای اسلامی نیز میتواند مفید باشد. برای مثال، مسابقه تحقیق در مورد کتابهای زیر توصیه میشود:
ـ مسئله حجاب از استاد مرتضی مطهری؛
ـ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی از دکتر حداد عادل؛
ـ آئین بهزیستی اسلام از دکتر اردوباری؛
ـ حجابشناسی چالشها و کاوشهای جدید از حسین مهدیزاده.
بنابراین، پیشنهاد میشود شکل ساخت منازل مطابق با آموزههای اسلامی باشد. به گونهای که هر ساختمانی به نحو مناسب اتاق بندی گردد تا امکان رعایت حدّ و مرزهای
شرعی به خوبی فراهم آید.
با توجه به این نکته، تمام رفتار افرادی که در تلویزیون مطرح میگردند، اعم از مجریان، هنرمندان و بازیگران فیلمها، مستقیم یا غیرمستقیم بر مخاطبان تأثیر میگذارد. نیز از آن جایی که به طور معمول، اولین چیزی که از این افراد مورد توجه قرار میگیرد، نحوه پوشش آنهاست، طبیعی است که تأثیرپذیری مردم از نحوه پوشش مجریان، هنرمندان و بازیگران تلویزیون بیشتر باشد. به گونهای که چه بسا نحوه پوشش یک هنرمند یا بازیگر تلویزیون، باعث گردد نوع لباس وی در سطح جامعه به عنوان یک نوع مد پنداشته شود. این تأثیر پذیری گسترده مردم از تلویزیون، باید باعث شود تا افرادی که در تلویزیون ظاهر میشوند، در نحوه پوشش و حجاب خود دقت و تأمل بیشتری کنند.
گاهی ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته حجاب و پوشش اسلامی مورد تحقیر و توهین قرار گیرد. مثلاً اگر در برنامهای حجاب و پوشش اسلامی همراه با فقر و بیچارگی نمایش داده شود، زنان پست، ناتوان، خدمتکار، زندانی و بدکارههای شکست خورده به صورت زنان با حجاب نشان داده شوند و زنان سرشناس، ممتاز و بد حجاب، در هیأت بانوی خانه و مسئول مراکز و خوشبخت و تحصیل کرده و مدیر نشان داده شوند، در این حالت توانایی، موفقیت، علم و دانش، با برهنگی و بدحجابی، و در مقابل، ناتوانی، شکست، جهل و نادانی با حجاب و پوشش اسلامی توأم خواهد شد. این صحنهها به صورت مستقیم و غیر مستقیم به مخاطب این فکر استعماری را القا میکند که حجاب و پوشش اسلامی، باعث رکود، عقبماندگی و بدبختی است.
گرچه در یک ارزیابی اجمالی میتوان گفت چگونگی حجاب و پوشش بانوان در تلویزیون روند مثبتی داشته است. و برخی از بانوان گوینده اخبار و مجریان بهترین و کاملترین نوع حجاب و پوشش را دارند، ولی نحوه پوشش برخی بانوانی که در سریالهای ایرانی بازی میکنند، مطلوب نیست و به طور طبیعی اثر منفی خود را خواهد گذاشت.
البته مخفی نماند که بازیگران زن بی حجاب سریالهای خارجی نیز روی زنان و دختران ما تأثیر منفی خواهند گذاشت و باید برای این گونه سریالها نیز فکری کرد.
نکته اساسی و بسیار مهم در این زمینه این که موفقیت سه نهاد خانواده، مدرسه و صدا و سیما، مرهون الگودهی هماهنگ آنان است؛ به گونهای که مخاطبان دچار تعارض الگویی نگردند؛ زیرا اگر هر یک از نهادهای یاد شده، یک الگوی پوششی متعارض و متضاد با الگوی دیگری را ارائه کند، در این صورت مخاطب دچار سرگردانی و تعارض در پذیرش الگو میگردد و این گرفتاری و معضل، کار تربیت و تأثیر گذاری را بدون نتیجه و دست کم بیفایده میگرداند.
البته طبیعی است اعطای بینش و شناخت در زمینه حجاب در صدا و سیما، میتواند با راهکارهای مختلفی انجام شود. برخی از این راه کارها عبارتند از:
ـ تشکیل جلسات پرسش و پاسخ و تریبون آزاد برای طرح پرسشها و مسائل حجاب؛
ـ ترتیب مسابقههای کتابخوانی از کتابهای ارزشمند درباره حجاب و پوشش همراه با اعطای جایزه و تشویق برندگان؛
ـ دعوت از کارشناسان مسائل حجاب و پوشش برای سخنرانی و... .
افزون بر راهکارهای جزئی یاد شده به منظور تبیین و شناساندن فرهنگ حجاب و پوشش برتر در صدا و سیما، راهکارهای کلی دیگری نیز برای معرفی بیشتر و بهتر حجاب اسلامی وجود دارد. این راه کارهای کلی عبارتند از:
ـ ارتباط با مراکز و نهادهای پژوهشی که در زمینه حجاب و پوشش فعالیتهای علمی داشتهاند؛
ـ طرح پرسشهایی با مردم در زمینه حجاب؛
ـ طرح پرسشهایی تخصصی برای گفتوگوی علمی و کارشناسانه؛
ـ معرفی پژوهشگران و آثار و منابع در زمینه حجاب و پوشش و تأثیر آن در کنترل تحریک جنسی.
برای پیشبرد موضوع نوشتار حاضر و ادامه پژوهشها در این زمینه، برای هر یک از راه کارهای بالا، موارد و مصادیقی برای مثال معرفی میگردد.
2. سازمان تبلیغات اسلامی؛ برگزار کننده نمایشگاه تشخّص و منزلت زن در نظام اسلامی، تهران، بهمن 1370 که مجموعه مباحث طرح شده در آن چاپ شده است.
مدیریت تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم؛ برگزار کننده نشستهای متعدد درباره بررسی مسائل و شبهات حجاب که حاصل مطالب این نشستها چاپ و منتشر شده است؛
مؤسسه فرهنگی پیام غدیر؛ برگزار کننده همایش حجاب، چالش ها و پرسش های جدید، تهران، اردیبهشت 1382.
مهمترین عوامل مهار غریزه جنسی جوانان چیست؟
به نظر شما بین گسترش بدحجابی و بی حجابی و افزایش مفاسد اجتماعی در سطح جامعه چه رابطهای وجود دارد؟
در دهه سوم انقلاب اسلامی، آیا رعایت حجاب اسلامی از سوی بانوان در سطح جامعه گسترش یافته یا کاهش یافته است؟ چرا؟
چه نوع حجابی را در کنترل غریزه جنسی جوانان مؤثرتر میدانید؟ چرا؟
آیا رعایت حجاب از سوی بانوان راحتتر است یا کنترل نگاه از سوی مردان؟ چرا؟
2. در مواجهه با مشکل بد حجابی و بی حجابی، آیا فقط معتقد به کار فرهنگی هستید یا اقدام عملی و اجرایی را نیز لازم میدانید؟ اگر اقدام عملی را لازم میدانید، این اقدام چیست؟
آیا بین بزهکاری بانوان و مقدار پوشش آنها رابطه معنا داری است؟ به گونهای که بانوان بدحجاب یا بیحجاب، بیشتر مرتکب بزهکاری جنسی میشوند.
راهکارهای عملی برای آموزش صحیح حجاب اسلامی در بین دختران از سن خردسالی چیست؟
آیا حجاب با چادر، به ویژه چادر مشکی، دارای ریشه قرآنی و اسلامی است؟
6 . چگونه میتوان بین نیاز به حجاب اسلامی در بانوان و روحیه خودنمایی آنان به نحو شایسته جمع کرد؟
8 . آیا در قرآن و احادیث، شکل خاصی از حجاب برای بانوان ذکر شده است؟ یا
فقط چارچوب کلّیای برای حدود شرعی حجاب بیان شده است؟
آثار روحی و روانی نگاه به نامحرم در جوان چیست؟ و چگونه میتوان از پیدایش آن جلوگیری کرد یا از تأثیر آن کاست؟
لباس و پوشش شهوت چیست و آیا ملاک لباس شهوت در جوامع گوناگون متفاوت است؟
ـ سروش محلاتی، «رابطه پوشش و نگاه»، مجله پیام زن، ش 95 ـ 96؛
ـ رسول جعفریان، دارای مقالات متعدد درباره تاریخچه حجاب و کشف حجاب و گرد آورنده مقالات متعددی در زمینه حجاب با عنوان رسائل حجابیه؛
ـ علی اکبر سیفی مازندرانی؛ نویسنده کتاب دلیل تحریر الوسیله؛ (احکام الستر و النظر).
مسعود پور سید آقایی، نویسنده کتاب حجاب میوه شناخت؛
ـ سید علی اکبر حسینی، گفت و گو درباره حجاب با عنوان بررسی شبهات حجاب (1)، مدیریت تربیتی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمهالله قم؛
ـ مهدی مهریزی، نویسنده کتاب حجاب که با عنوان آسیب شناسی حجاب نیز چاپ شده است.
ـ محمد حسین حقجو، نویسنده کتاب حجاب اسلامی؛
ـ دکتر جعفر بولهوی، مجری طرح بررسی ویژگیهای حجاب خواهران در دانشگاه تهران؛
ـ دکتر سید جعفر شهیدی، «حجاب در قرآن» مجله پژوهش های قرآنی، (ویژه زن در قرآن)، بهار و تابستان 1380؛
ـ دکتر قائمی، نویسنده کتاب حجاب زن در اندیشه اسلامی؛
ـ دکتر صبور اردوباری، نویسنده کتاب آیین بهزیستی اسلام (برخی از جلدهای آن درباره پوشش است)؛
ـ دکتر غلامعلی افروز، استاد راهنمای پایان نامه نقش حجاب در سلامت روان. موسسه امام خمینی رحمهالله قم.
ـ دکتر باقر غباری، استاد مشاور همان پایان نامه؛
ـ سیده فاطمه علامه، نویسنده چند جلد کتاب با عنوان حجاب فاطمی؛
ـ خانم دکتر زینب جلالی، در گفت و گوی حجاب از دیدگاه روانشناسی، مدیریت تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمهالله قم؛
ـ خانم فتحیه فتاحی زاده، نویسنده کتاب حجاب از دیدگاه قرآن و سنت.
(1) ـ مسئله حجاب، مطهری، مرتضی، چاپ مکرر، صدرا، تهران، بهار 1367.
ـ اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، مطهری، مرتصی، چ 2، صدرا، تهران، تابستان 1367.
ـ حجاب شناسی، چالش ها و کاوش های جدید، مهدی زاده، حسین، چ 1، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، زمستان 1381.
ـ آیا حجاب ضرورت دارد؟ بررسی مسئله پوشیدگی از دیدگاه روان شناسی،
1) [1] . درباره حجاب پوشش اسلامی، منابع بسیار فراوانی وجود دارد. در معرفی بالا، فقط برخی منابع که ارتباط بیشتری با موضوع نوشتار حاضر داشتهاند، ذکر گردیدهاند. برای آشنایی بیشتر با منابع مربوط به حجاب و پوشش نک: الف) رسول جعفریان، کتابشناسی حجاب، مجله آینه پژوهش شماره پیاپی، 69 مرداد ـ شهریور 1380. ب) احمد ملک شاهی «استدراکی بر کتابشناسی حجاب» مجله آینه پژوهش، شماره پیاپی 72، 71 آذر ـ اسفند 1380.
روحانی، شهریار، اشراقیه، تهران، 1369.
ـ تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، اکبری، محمد رضا، حسین فهمیده، اصفهان، 1376.
ـ روان شناسی و فرهنگ پوشش (آرامش، آرایش، محبت با پوشش)، میر غفوری، سید مجتبی، ناشر مؤلف با همکاری جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، 1373.
ـ زن جوان و پوشش اسلامی، نوابی نژاد، عفت، ناشر مؤلف، تهران، 1370.
ـ فلسفه حجاب و زیان های فساد، محمدی، علی، ارم، قم، 1370.
ـ نگاه تا نگاه، محمدی، جواد، رشد، تهران، 1376.
ـ حریم عفاف (حجاب نگاه)، حسینیان، روح الله، چ 1، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، تابستان 1372.
ـ المفصل فی احکام المرأة و البیت المسلم فی الشریعة الاسلامیة، زیدان، عبدالکریم، چ 3، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1417 ق.
ـ مقدمه ای بر روان شناسی زن (با نگرش علمی و اسلامی)، هاشمی کاوندی، سید مجتبی، چ 3، شفق. قم. 1378.
ـ مؤسسه فرهنگی دارالحدیث. حدیث زندگی (مجله)، ویژه عفاف، قم. ش 6، مرداد و شهریور 1381.
ـ بررسی شبهات حجاب (2) رویکردی عقلانی به شبهات حجاب، زیبائی نژاد، محمد رضا، سید جعفر حق شناس، مدیریت تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمهالله قم.
از مجموع مباحث مطرح شده میتوان نتیجه گرفت که با وجود رویکردهای افراطی و تفریطی غرب در باب غریزه جنسی، اسلام رویکردی اعتدالی، منطقی و واقع بینانه نسبت به غریزه جنسی دارد و با راهکارهای مختلفی مثل ازدواج و پوششهای اسلامی، زمینه تسکین مشروع و معقول غریزه جنسی را به طور بسیار مؤثر و کار آمد فراهم کرده است.
همانگونه که از لابهلای مطالب طرح شده آشکار گشت، چون مصادیق و انواع پوششهای اسلامی متعدد و گوناگون هستند، تسکین پوششهای اسلامی نسبت به تحریک غریزه جنسی نیز گستره بسیار وسیعی دارد، به گونهای که شامل پوششهای اسلامی ظاهری و باطنی، با همه مصادیق و جلوههای متعدد آن میگردد.
براساس آموزههای اسلامی، اینگونه نیست که تنها یکی از دو نوع پوشش ظاهری و باطنی برای مهار غریزه جنسی کافی باشد. از آموزههای اسلامی استفاده میشود که به منظور کاهش تحریک غریزه جنسی و دستیابی به آرامش جامع و کامل، هر دو نوع پوششهای اسلامی ظاهری و باطنی مکمل یکدیگر و در کنار هم مفید، لازم و در یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارند. پس از یک سو، حجاب و پوششهای ظاهری در ایجاد و تقویت پوششهای باطنی مثل عفت، حیا و دینداری مؤثر هستند و از سوی دیگر، پوششهای معنوی و باطنی یاد شده نیز باعث ایجاد و تقویت انواع حجاب و پوششهای ظاهری میگردد و در نتیجه، هر دو نوع پوشش به نحو بسیار مؤثر و کارآمد، در مهار غریزه جنسی نقش ایفا میکنند.
در پایان باید یادآوری کرد که ممکن است عدهای با گسترش ارتباطات در عصر کنونی، در کارآمدی پوششهای اسلامی در مهار غریزه جنسی تردید کنند، ولی حقیقت این است که این تردید صحیح نیست و باید با مطالعه و تحقیق به کارآمدی پوششهای اسلامی اعتقاد راسخ پیدا کرد و سپس براساس آن اعتقاد راسخ عمل کرد. بهترین و
قویترین دلیل و شاهد بر کارآمدی پوششهای اسلامی در کنترل تحریک غریزه جنسی، این است که پوششهای اسلامی در طی قرنها و نسلهای متوالی، کارآمدی خویش را به اثبات رساندهاند و بهترین قرینه و شاهد آن، پرورش و تربیت انسانهای مؤمن، عفیف و محجوب براساس اعتقاد و التزام عملی نسبت به رعایت پوششهای اسلامی در روابط اجتماعی است. اعتقاد و التزام عملی که متأسفانه امروزه به دلیل پیروی از الگوهای بیگانه و افزایش هجوم فرهنگی غرب تا حدودی در جامعه اسلامی ما کمرنگ شده است و پر رنگ کردن آن، کارهای فرهنگی صحیح، عمیق و هماهنگ همه نهادهای فرهنگی را برای ایجاد اعتقاد و التزام عملی مردم، به ویژه نسل جوان نسبت به کارآمدی پوششهای اسلامی در تسکین تحریک جنسی میطلبد.
آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، تصنیف: مصطفی و حسین درایتی،چ دوم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1378.
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، محقق: محمد ابوالفضل ابراهیم، داراحیاء الکتبالعربیه، 1964 م.
ابن منظور المصری، ابی الفضل جمال الدین، لسان العرب، چ اول، دار صادر، بیروت، 1410 ق.
احمدی، احمد، روان شناسی نوجوانان و جوانان، چ چهارم، مشعل، اصفهان، تیر 1373.
اردوباری، احمد، آیین بهزیستی اسلام، چ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1367.
اسلامی نسب، علی، تربیت جنسی کودک و نوجوان از دیدگاه اسلام و علم، چ اول، نسلنواندیش، بیجا، 1379.
افروز، غلامعلی، روان شناسی خانواده همسران برتر، چ اول، انتشارات انجمن اولیا ومربیان، تهران، پاییز 1377.
الطباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چ دوم، منشورات مؤسسهالاعلمی للمطبوعات، 1390 ق.
المقری الفیّومی، احمد بن محمد بن علی، المصباح المنیر، المکتبة العلمیة، بیروت،بیتا.
المنذری، عبدالعظیم عبدالتقوی، الترغیب و الترهیب من الحدیث الشریف، چ سوم، داراحیاء التراث اسلامی، بیروت، 1388 ق.
امینی، ابراهیم، آیین تربیت، چ دوازدهم، انتشارات اسلامی، مرداد 1368.
امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، چ چهارم، انتشارات انجمن اولیا و مربیانجمهوری اسلامی ایران، 1376.
پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر صلیاللهعلیهوآله، چ دوم، بنیاد فرهنگی شهید پاک نژاد، تهران، 1364.
15. حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، چ ششم، سروش، تهران، 1374.
حرّانی، ابومحمد الحسن علی ابن الحسین ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلیاللهعلیهوآله، مترجم: احمد جنتی، انتشارات علمیه اسلامیه، اسفند 1354.
حر عاملی، محمد حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، طبع دار احیاءالتراث العربی، بیروت.
رفیع، جلال، یادداشت ها و رهاوردهای سفر نیویورک در بهشت شداد،آمریکای متمدن، آمریکای متوحش، چ اول، موسسه اطلاعات، تهران، 1370.
زیدان، عبدالکریم، المفصل فی احکام المرأة و البیت المسلم، چ سوم، موسسة الرسالة،بیروت، 1416 ق.
سادات، محمد علی، رفتار والدین با فرزندان، چ چهارم، انتشارات انجمن اولیا و مربیانجمهوری اسلامی ایران، تهران، دی ماه 1375.
شرفی، محمد رضا، دنیای نوجوان، چ چهارم، تربیت، تهران، بهار 1376.
صدوق، علی بن الحسین بن بابویه قمی، کتاب من لایحضره الفقیه، چ دوم، منشوراتجماعة المدرسین فی الحوزه العلمیة فی قم المقدسه، 1404 ق.
طبرسی، ابی منصور، الاحتجاج، چ دوم، منشورات الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1403 ق.
طبرسی، رضیالدین ابی نصر علی بن الفضل، مکارم الاخلاق، چ ششم، مؤسسه الاعلمیللمطبوعات، بیروت، 1393 ق.
فلسفی، محمد تقی، جوان از نظر عقل و احساسات، چ دوازدهم، هیئت نشر معارفاسلامی، تهران، 1344.
فلسفی، محمد تقی، کودک از نظر وراثت و تربیت، چ اول، الحدیث، تهران، 1368.
فیض کاشانی، محمد بن المرتضی، المحجة البیضا، فی تهذیب الاحیاء،چ دوم، دفترانتشارات اسلامی، تهران، (بیتا).
29. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول و الفروع من الکافی، چ سوم، دارالکتب الاسلامیه،تهران، بهار 1367.
کوچتکف، و.د ، روان شناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان،مترجم: محمد تقی زاده،چ دوازدهم، بنیاد، تهران، 1369.
لوشر، روان شناسی رنگ ها، ترجمه ویدا ابی زاده، بینا، بیجا، بیتا.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار علیهمالسلام،چ دوم، موسسهالوفا، بیروت، 1403 ق.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، مرکز النشر، مکتب الاعلام الاسلامی، قم،1403، ه . ق.
محمودی، سید محسن، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید،چ اول، انتشاراتعلمی و فرهنگی، صاحب الزمان(عج)، ورامین، پاییز 1380.
مدن، یوسف، التربیة الجنسیة للاطفال و البالغین، چ اول، دارالمحجة البیضاء للطباعة والنشر و التوزیع، بیروت، 1416 ق.
مصطفوی، سید حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، چ اول، موسسه الطباعة والنشر، (بی جا) 1416 ق.
مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، چاپ دوم، صدرا، تهران، 1367.
مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، صدرا، تهران، بهار 1367.
مهدیزاده، حسین، حجاب شناسی، چالش ها و کاوش های جدید، انتشارات مرکزمدیریتحوزه علمیه قم، 1381.
ناظم زاده، قمی، سیداصغر، جلوه های حکمت گزیده موضوعی کلمات امیرالمؤمنین علی 0ع)، چاپ اول، دفتر نشر الهادی ـ پاییز 1373.
نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، چاپ دارالکتب الاسلامیة.
نشریات
جعفریان، رسول، «کتابشناسی حجاب»، مجله آینه پژوهش، شماره پیاپی 69، مرداد و شهریور 1380.
رحمانی، حجت الله، «اعجاز رنگ سیاه چرا چادر مشکی»، نشریه فیضیه،7 آذر 1379.
سروش محلاتی، محمد، «رابطه پوشش و نگاه»، مجله پیام زن، ش 95.
طبرسی، ابوعلی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چ اول، داراحیاء التراث العربی للطباعة و النشر و التوزیع، 1406 ق.
عسکری سعید، «حجاب در ادیان الهی»، مجله حدیث زندگی (ویژه عفاف)، ش شش: مرداد و شهریور 1381.
ملک شاهی، احمد، «استدراکی بر کتابشناسی حجاب»، مجله آینه پژوهش،شماره پیاپی72. 71، آذر ـ اسفند 1380.
مهدی زاده، حسین، «نقد ادله مخالفین چادر مشکی» روزنامه جمهوری اسلامی، 3 و 4بهمن 1379.
نوری طبرسی، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل،محقق: موسسة آلالبیت لاحیاء التراث، قم، 1408 ق.
نوری، علیرضا، «معیارهای اسلامی پوشش زنان و الگوی مصرف آن»، نشریه اندیشه صادق، چاپ دوم، ش 8 و 9، پائیز و 81.