ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : مجموعه سخنرانی مراجع عظام و اندیشمندان در مسجد جمکران ؛ تنظیم واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکران
مشخصات نشر : قم : مسجد مقدس جمکران ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۱۰۲ ص.
شابک : 964-8484-69-4 ۴۰۰۰ ریال
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج ، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت
شناسه افزوده : مسجد جمکران شناسه افزوده : مسجد جمکران واحد پژوهش رده بندی کنگره : BP۲۲۴ /م۲۵ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م ۸۴-۴۶۲۴۵
مجموعه سخنرانی مراجع عظام و اندیشمندان در مسجد جمکران
عنوان و نام پدیدآور : مجموعه سخنرانی مراجع عظام و اندیشمندان در مسجد جمکران تنظیم واحد پژوهش انتشارات مسجد مقدس جمکران
مشخصات نشر : قم : مسجد مقدس جمکران ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۱۰۲ ص.
شابک : 964-8484-69-4 ۴۰۰۰ ریال
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج ، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت
شناسه افزوده : مسجد جمکران شناسه افزوده : مسجد جمکران واحد پژوهش رده بندی کنگره : BP۲۲۴ /م۲۵ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م ۸۴-۴۶۲۴۵
سال پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله مبارک باد
تصویر
نیمه شعبان 1426 (ه.ق) مصادف با 1384(ه.ش)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
و به نستعین
وصلّی اللَّه علی سیّدنا محمّد وآله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة اللَّه المنتظر ارواحنا له الفداء ولا حول ولا قوة الاّ باللَّه العلی العظیم.
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْاً».(1)
امشب یکی از عزیزترین شبهای سال است و یکی از عزیزترین مکانهای عبادت نیز اینجا (مسجد مقدّس جمکران) میباشد. خداوند به شما عزیزان این توفیق و سعادت را داده، در این شب عزیز، در این مکان عزیز حضور پیدا کنید و با مولا و آقایتان امام زمانعلیه السلام رابطه بیشتری پیدا کنید. خدا را بر این نعمت بزرگ، شکر بگویید و کسانی را که آرزو داشتند مثل شما اینجا باشند و نتوانستند هم فراموش نکنید و برای آنها دعا کنید.
1) 1. سوره نور، آیه 55
من قبل از هر چیز این میلاد مبارک را به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم همه در سایه عنایات حضرت مهدی- ارواحنا فداه - سعادتمند و خوشبخت و موفق و پایدار باشید.
آیهای را که خواندم آیه 55 سوره نور است، این آیه از آیاتی است که به روشنی میتوان به وسیله آن برای ظهور حضرت مهدی - ارواحنا فداه - استدلال کرد. علاوه بر محتوای آیه، روایات معصومینعلیهم السلام نیز که هم در کتب شیعه و هم در بعضی کتب اهل سنّت آمده، آن را به قیام حضرت مهدی تفسیر کرده است. محتوای آیه محتوای مهمی است، خداوند متعال به کسانی که دارای این دو ویژگی؛ یعنی ایمان و عمل صالح باشند چهار وعده داده است:
اول: «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ» حکومت روی زمین برای آنها خواهد شد؛ یعنی حکومت الهی به وسیله مؤمنان صالح العمل، در تحت نظارت یک پیشوای الهی تشکیل میشود.
دوم: «وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ» در سایه آن ایمان و عمل صالح و آن پیشوای الهی آسمانی، خداوند دین اسلام را دین حاکم بر کل جهان میکند.
سوم: سومین نعمتی که خدا وعده داده به این گونه اشخاص بدهد این است: «وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ»؛ یعنی در حالی که جهان را ناأمنی فرا گرفته، خدا در سایه این حکومت، ناأمنی را از جهان بر میچیند و امنیت را جایگزین آن میکند.
چهارم: و امّا آخرین وعده الهی در این آیه چنین است: «یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْاً» آن هدف آفرینش که عبادت و قُرب به خدا؛ یعنی توحید خالص است، در سایه این حکومت الهی حاصل میشود.
قرآن مجید میگوید: یک چنین وعدهای را خداوند داده است، از آیات دیگر قرآن هم استفاده میشود همانگونه که به مؤمنان پیشین این وعده را دادیم، در مدتی از زمان، حکومت بخشهای مهمی از کره زمین در اختیارشان بود، به شما هم این وعده را دادهایم؛ البته این معنی در زمان پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله حاصل شد.
در روایات در شأن نزول این آیه قریب به این مضمون آمده است: هنگامی که مسلمانان از مکه به مدینه مهاجرت کردند در محیط آزادی قرار گرفتند، مردم مدینه هم از مسلمانان استقبال کردند و مدینه کانون اسلام شد. تمام دشمنان بر ضد مسلمانان بسیج شدند و گفتند: اینها تا در مکه بودند در محدوده و چنگال ما بودند امّا الآن که به مدینه آمدند و مردم مدینه از آنها استقبال کردند، حکومت مستقلی تشکیل میدهند و فردا هزار دردسر برای ما دارند لذا تمام دشمنان، بسیج شدند.
همچنین در شأن نزول این آیه آمده است که زمانی که مسلمانان به صورت آمادهباش کامل جنگی بودند، با اسلحه میخوابیدند و با اسلحه بلند میشدند، یک روز آمدند خدمت پیغمبرصلی الله علیه وآله عرض کردند: یا رسولاللَّه! تا چه زمانی باید بدین صورت که، شب میخوابیم امنیت نداریم، روز بیدار میشویم
امنیت نداریم و همیشه به حالت جنگی و آماده باش هستیم زندگی کنیم؟ اینجا بود که آیه شریفه 55 سوره نور نازل شد و در آن خداوند وعده داده که چهار موهبت به شما میدهد: اول آنکه خلافت روی زمین در منطقه وسیعی از جهان پیدا میکنید. دوم؛ حکومت الهی. سوم؛ امنیت کامل. چهارم؛ بندگی خالصانه خدا که هدف آفرینش است، نصیب شما میشود.
در اینجا حدیثی از امام سجادعلیه السلام برای شما بخوانم، عجیب است. این حدیث را علمای شیعه در کتابهای تفسیرشان به مناسبت این آیه نقل کردند.
قرطبی یکی از مفسران اهل سنّت است، این دانشمند سنّی هم وقتی به این آیه میرسد، همین حدیث امام سجادعلیه السلام را نقل میکند. امام سجادعلیه السلام در تفسیر آیه شریفه فرمود: «هم واللَّه شیعتنا أهل البیت»؛ یک مصداق مهم این آیه شریفه، شیعیان اهل بیتاند و در ادامه فرمود:«یفعل اللَّه ذلک بهم علی یدی رجل منّا وهو مهدی هذه الاُمّة»؛ این حکومت الهی جهانی به وسیله مردی از خاندان ما که «مهدی» این امت است تشکیل میشود.
امنیت، جهان را میگیرد و حاکمیت اسلام شامل همه جا میشود و عبادت خالصانه در نهایت امنیت برای همه حاصل میگردد. بعد فرمود:«یملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً»؛ صفحه زمین که از ظلم و جور و بیدادگری و تبعیض پر شده است، به وسیله او از عدل و داد پر میشود. در ادامه امام سجادعلیه السلام به حدیث معروف پیغمبر استدلال کرد، این حدیث به طرق مختلف در کتابهای مختلف شیعه و اهل سنّت نقل شده که
حضرت امام سجادعلیه السلام هم اینجا به آن استدلال میکند «و هو الذی قال رسول اللَّه لو لم یبق من الدهر الاّ یوم لطوّل اللَّه ذلک الیوم حتی یبعث رجلاً من اهل بیتی یملأها قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً».
امام سجادعلیه السلام فرمود: آن وعده پیغمبر به وسیله همین مهدی آخر الزمان و حجت خدا حاصل میشود.
این از آیه شریفه و شأن نزول آن و حدیث امام سجادعلیه السلام بود.
درباره تفسیر این آیه بحث فراوان است؛ امّا در این شب عزیز میخواهم از این موقعیت استفاده کنم و چند مطلب مهم را خدمت شما برادران و خواهران عزیزی که از نقاط مختلف کشور اجتماع کردهاید عرض کنم که انشاءاللَّه پیام ما را به سایر دوستان و آشنایانتان هم برسانید.
اولین نکتهای که در اینجا لازم است عرض کنم این نکته است: بعضیها آمدند در باره حضرت مهدیعلیه السلام تبلیغات خشن کردهاند و در بعضی از کتابها به دروغ این مطلب را نوشتهاند که حضرت مهدیعلیه السلام آن قدر افراد را میکشد که خون صفحه زمین را فرا میگیرد و تا رکاب حضرت مهدی خون بالا میآید. این قبیل روایات دروغین، ساخته و پرداخته دست دشمنان است. هدف این است که رابطه عاطفی با حضرت را کمرنگ کنند. حضرت مهدیعلیه السلام مبلّغ رحمت خداست، کانون عاطفه و محبّت انسانیّت است. انقلاب حضرت مهدیعلیه السلام در درجه اوّل یک انقلاب نظامی نیست، در درجه اول یک انقلاب فرهنگی است. ما حدیث بسیار پر معنایی داریم که
میفرماید: «إذا ظهر المهدی وضع اللَّه یده علی رؤوس الانام»، هنگامی که حضرت مهدی ظهور میکند خدا دست مهدی را بر سر مردم میگذارد «فأکمل بها عقولهم» عقل مردم کامل میشود. آن زمان است که تحول فرهنگی پیدا میشود و به استقبال حکومت مهدی میروند! پس اگر کشتاری واقع میشود مال آن گروهی است که دشمن حق و دشمن عدالتند و الاّ بقیه از طریق انقلاب فرهنگی است.
حدیث دیگری داریم و آن این است که میفرماید: تمام علوم و دانشهای اولین تا زمان ظهور حضرت مهدی به اندازه دو حرف از بیست و هفت حرف است. هنگامی که حضرت مهدیعلیه السلام ظهور میکند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار میکند؛ یعنی یک جهش فوق العاده علمی که معادل دوازده برابر بیشتر از علوم اولین و آخرین است، پیدا میشود. این انقلاب، انقلاب علمی و فرهنگی و عاطفی است.
حضرت ولی عصرعلیه السلام محبوب دلهاست و به همه بشریت علاقه دارد، این الفاظ دشمنان نباید میان آن حضرت و مردم جدایی بیفکند.
ما یک زیارت خوبی داریم که ان شإاللَّه برادران و خواهران این زیارت را بخوانند، زیارت پُر محتوایی است و شرطش این است که معنایش را هم ان شإاللَّه بدانید و آن زیارت آل یاسین است، بعدش هم یک دعاست که من دو سه جمله از این زیارت و دعای بعدش را خدمت شما بخوانم. در آنجا درباره حضرت مهدی ما میگوییم: «اَلوَلِیِّ الناصِحِ»، خیر خواه جهان بشریت است؛
سَفینَةِ النَّجاة، کشتی نجاتی است که ما را از غرق شدن در آب نجات میدهد نه این که افراد را غرق کند؛ «عَلَم الهُدی ، پرچم هدایت است؛ «نُور أبصار الوَری نور چشمان تمام مردم دنیاست؛ «خَیرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدی ، بهترین فرزندان آدم است و «مُجَلّی الْعَمی ، نابینا ییها، ناآگاهیها را از بین میبرد.
بنابراین حضرت مهدیعلیه السلام کانون محبّت، کانون عاطفه و خیر خواهی همه بشریت است و از هر نظر کسی است که به وسیله انقلاب فرهنگی، دنیا را پر از عدل و داد میکند. ایشان کسی نیستند که آنقدر خون بریزند که خون تا رکابش برسد. اینها سخنان دشمنانی است که میخواهند جدایی بیفکنند.
این جمله را هم برادران و خواهران دقت کنند، در احادیث ما حضرت مهدیعلیه السلام به دو چیز تشبیه شده: اوّل، به نور آفتاب عالم تاب؛ نوری که تربیت کننده است و نابود کننده نیست.دوم، به ماء معین «قُلْ أَرَءَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مآؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمآءٍ مَّعِینٍ»(1)یعنی آب جاری که کارش زنده کردن است، حیات است، همه این موجودات زنده از برکت آب زندهاند، مهدی آب جاری و نور آفتاب است؛ یعنی کانون هدایت، محبّت، پرورش و تربیت است. حضرت مهدی یک چنین موقعیتی دارد. این یک نکته، که لازم بود رفع اشتباه کنم.
نکته دوم اینکه گاهی بعضی از جوانان، در گوشه و کنار بیان میکنند و من این جمله را هم به عنوان جمله معترضه عرض میکنم، تولیت محترم مسجد الآن این جمله را به من گفتند که ما از زوّار مسجد جمکران آمار برداری
1) 2. ملک/30
کردیم، هشتاد درصد زوار جوانان سی سال و کمترند؛ و این یعنی 80 درصد نسل جوان میآیند به سراغ حضرت مهدیعلیه السلام بعضیها که این کانون هدایت را نمیتوانند تحمل کنند، برای جدا کردن نسل جوان از این کانون هدایت و تربیت، سم پاشی میکنند؛ از جمله سمّ پاشیهایی که میکنند این است که میگویند مسجد جمکران نتیجه خوابی است که یک نفر در هزار سال پیش دیده است و خواب که در اسلام حجّت نیست.
این بیخبران غافل نمیدانند مسجد جمکران مربوط به خواب نیست، بلکه ماجرا اینگونه است که در شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال 393 ه ق نصف شب در خانه حسن بن مثله جمکرانی را میزنند و او را از خواب بیدار میکنند و به او میگویند: «اَجِبْ مَولاکَ صاحِبَ الزمان»؛ صاحب الزمان از تو دعوت کرده است، برخیز و بیا!
میگوید از خانه بیرون آمدم، نصف شب بود که حرکت کردم، جمعی از افراد با شخصیت را دیدم که به دنبال من آمدهاند، رفتم و رفتم تا رسیدم به خدمت امامعلیه السلام، فرمود: این زمین، زمین مقدّسی است و مورد عنایت خداست، مسجدی به دستور من در اینجا بساز، یعنی مسجدی میشود که روزی کانون دلها میشود و از سراسر دنیا به اینجا میآیند، مردم تربیت میشوند، بیدار میشوند، توبه میکنند، هدایت میشوند، مشکلاتشان حل میشود و جوانان مثل پروانه میآیند اطراف این مسجد را میگیرند.
ای بیخبر! این خواب نیست، این بیداری است. در کتابهای معروف
و معتبر این جریان نقل شده و بسیاری از علما و بزرگان به اینجا اهمیت دادهاند؛ مرحوم آیت اللَّه العظمی بروجردی مرد سختگیری بود، در احادیث نقّاد بود و به آسانی حدیثی را نمیپذیرفت. آمدند خدمتشان و سوءال کردند ما برویم مسجد جمکران و این برنامه عبادتی که هست بجا بیاوریم و آیا به قصد ورود شرعی جایز است؟ آیت اللَّه العظمی بروجردی یک تأملی کردند سپس سربلند کرده و فرمودند: بله جایز است. وقتی یک مرجع آن چنانی پای مسجد جمکران را امضا میکند لابد یک حسابی در کار است.
میدانید چرا بعضی شروع به سم پاشی کردند؟ برای این که هر کسی به امام زمانعلیه السلام علاقه پیدا بکند، در واقع یک روح ظلم ستیزی در وجودش زنده میشود و این مسجد، کانون افکار ظلم ستیزانه است و دنیای استعماری، باواسطه وبدون واسطه باید این کانون را کم رنگ کند تا افکار انقلابی ظلم ستیزانه بر ضد آنها پیدا نشود.
حضرت مهدیعلیه السلام کارش انقلاب جهانی است و مردم هم وقتی اینجا میآیند متوجه برنامه انقلاب جهانی حضرت مهدیعلیه السلام میشوند. پیداست که در یک چنین شرایطی دشمنان نباید اینجا را تحمل کنند و باید آنچه میتوانند سم پاشی کنند. ولی خوشبختانه این سمپاشیها تأثیر نگذاشته و روز به روز علاقه این جمعیت بیشتر میشود.
الآن که من میآمدم، مرکز انتشارات مسجد را دیدم به قدری لذت بردم، انبوهی از جوانان آنجا جمع بودند که نوار، کتاب، سی دی، عکس میخریدند؛ یعنی حاملان فرهنگ اسلامی از این کانون میشوند.
فرض کنید درباره مسجد جمکران روایتی هم نباشد، حداقل مسجدی است که کانون فرهنگ زنده اسلام شده است و من در اینجا لازم میدانم ضمن تشکر از مسئولان و زحمتکشان و کارکنان و فعالان بخش فرهنگی و تولیت محترم مسجد، عرض کنم که به این مقدار قناعت نکنید.
شما میگویید آمارتان نشان میدهد سالی 15 میلیون نفر اینجا میآیند، این یعنی دو برابر مردمی است که به زیارت خانه خدا میروند. از این قوه و قدرت استفاده کنید، فعالیتهای فرهنگیتان را فشردهتر کنید تا جوانانی که اینجا میآیند با دست پر برگردند. من میگویم با حاجات روا شده، با گناهانی که از آن توبه کردند، با عشق و علاقه تازهای به خدا و حضرت مهدیعلیه السلام با این حال از اینجا برمیگردند. اینجا یک کانونی است که از هر جهت قابل استفاده است.
و اما نکته دیگری که عرض میکنم و آن این است که برخی میآیند میان جوانان شبهه میاندازند و میگویند: مگر شما نمیگویید وقتی دنیا پر از ظلم و فساد شد حضرت مهدی ظهور میکند، پس چرا شما امر به معروف و نهی از منکر میکنید؟ چرا جهاد بر ضد دشمنان اسلام میکنید؟ بگذارید روز به روز فساد بیشتر و ظلم و بیدادگری فزونتر گردد تا حضرت ظهور کند.
این شبههای است که وسواسان خناس در اینجا میاندازند. جواب این سؤال در همین آیه 55 سوره نور است که برای شما خواندم. قرآن مجید میگوید وعده الهی به مؤمنان صالح العمل است؛ یعنی اگر میخواهد در دنیا
یک انقلاب و حکومت جهانی برپا شود، در برابر اکثریت ظالم باید یک اقلیّت پیش برنده انقلاب باشند، اما اگر چیزی کم داریم، همان «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ»(1)است.
لازم است مؤمنان صالح العمل، در دنیا زیاد بشوند و هسته اصلی انقلاب حضرت مهدی و وعده الهی در مقابل اکثریت ظالم تشکیل بشود.
ظلم و فساد در دنیا به اندازه کافی هست، تبعیض هست؛ یک نگاه به عراق کنید، ببینید شیعیان مظلوم در چه شرایطی به سر میبرند؛ یک نگاه به فلسطین کنید ببینید صاحبان اصلی خانه در چه شرایطی هستند؛ نگاهی به افغانستان، نگاهی به نقاط دیگر دنیا کنید، همه جا مظلومان در چنگال ظالمان گرفتارند، ظلم و بیدادگری و تبعیض و زورگویی از سوی این دشمنان اسلام همه جا هست. این مقدار حاصل شده، آن چیزی که زوّار مسجد جمکران باید دنبالش باشند «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ» است که باید این جمعیت و گروه مؤمنان صالح العمل را ان شإاللَّه ایجاد کنیم.
من میخواهم اینجا از همان زیارت آل یاسین و دعای بعد از آن استفاده کنم. این دعا به شما خط میدهد، اگر میخواهید محبوب حضرت مهدیعلیه السلام باشید این دعا را از صمیم دل بخوانید - در آغاز این دعا که بعد از زیارت آل یاسین خوانده میشود میگوییم «اَلّلهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدصلی الله علیه وآله نَبِیِّ رَحْمَتِکَ»؛ خدایا! بر پیغمبر اسلام که پیامبر رحمت است درود بفرست.
1) 3. سوره بقره / آیه 25.
جانشین او، امام زمانعلیه السلام هم امام رحمت است و «کَلِمَةِ نُورِک» پیغمبری که نمونه نور و روشنایی است. بعد از خدا ده تا تقاضا میکنیم، میگوییم ده نور و چراغ پرفروغ در وجود من زنده کن. من این ده چراغ پر فروغ را برای شما میشمارم.
اول: «أنْ تَمْلأَ قَلْبِی نُورَ الْیَقِینِ»؛ چراغ یقین را در دل من روشن کن که وقتی این چراغ یقین باشد از هیچ چیز جز خدای یگانه و یکتا وحشت ندارم و نمیترسم.
دوم: «وَصَدْرِی نُورَ الایمانِ»؛ سینه مرا کانون نور ایمان کن.
سوم: «وَفِکْرِی نُورَ النِّیّاتِ»؛ افکار مرا نور تصمیم و نیّتهای پاک و خالص قرار بده.
چهارم: «وَعَزْمِی نُورَ الْعِلْمِ»؛ تصمیماتی که میگیرم نور علم و چراغ پر فروغ علم بر آن تصمیمات حاکم باشد.
پنجم: «وَقُوَّتِی نُورَ الْعَمَلِ» اگر قوّت و قدرتی دارم نور عمل، حاکم بر وجود من بوده باشد.
ششم: «وَلِسانِی نُورَ الصِّدْقِ»؛ در زبان من نور و فروغ صدق و راستی باشد و هرگز دروغی بر زبان من جاری نشود.
هفتم «وَدِینِی نُورَ الْبَصائِرِ مِنْ عِنْدِکَ»؛ دین و آیین من زیر نور بصیرت، روشن و آشکار باشد.
هشتم: «وَبَصَرِی نُورَ الضِّیاءِ»؛ خدایا! چشمی نورانی به من بده که آثار عظمت تو را در زمین و آسمان و در جای جای این عالم ببینم.
نهم: «وَسَمْعِی نُورَ الْحِکْمَةِ»؛ خدایا! گوشی به من بده که سخنان حکیمان را بشنوم تا از نور حکمت، پر شود.
دهم: آخرش دعای خوبی میکنیم «وَمَوَدَّتِی نُورَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِصلی الله علیه وآله»؛ خداوندا! اگر در دل من محبتی است این محبّت را محبّت پیغمبر اکرم و آل پیغمبرعلیهم السلام قرار بده تا نور این محبّت بر تمام وجود من حاکم باشد.
من امیدوارم ان شاءاللَّه با توجه به این آیه و با توجه به این دعاها، همه شما مخصوصاً جوانان عزیز بتوانید با ایمان محکم، عمل صادقانه پاک، عزم راسخ، روحانیت و صفا، از این کانون تربیت و هدایت به وطنهایتان ببرید.
آخرین سفارشی که لازم میدانم عرض کنم این است که برادران و خواهران! هرچیزی از عبادات اسلامی و برنامههای اسلامی یک جسمی و یک روحی دارد، مبادا به جسم قناعت کنید و از روح بیگانه باشید، نماز جسمش این اذکار و افعال است امّا روحش توجه به خدا «وَتَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» است، روزه جسمش همین پرهیز از خوردن و آشامیدن و امثال آن است امّا روحش «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» تقواست.
جشن میلاد امام زمانعلیه السلام یک جسمی دارد همین مراسمی که میبینید شادی، چراغانی و برنامههای اطعام باید باشد امّا از روحش غافل نشوید. روح آن، بیعت تازهای با وجود مقدس امام زمانعلیه السلام است، توبه از گناه به وسیله آگاهی بیشتر از آن وجود مقدس است. خدا نکند این مراسم، آلوده به گناه بشود، در گوشه و کنار شنیده میشود گاه موسیقیهای مبتذل را در جشنهای امام زمانعلیه السلام راه میاندازند، خدا نکند با اشعار غلوّ و کفرآمیز
آمیخته شود، خدا نکند این موهبت بزرگ الهی، روحش را از دست بدهد. شما عزیزان این عرایضی را که عرض کردم برای سایر دوستان و برادرانتان ببرید و انشاءاللَّه فصل تازهای درباره معرفت و شناخت ولی عصرعلیه السلام در همه ما پیدا بشود.
من چند دعا در اینجا میکنم، از یکی از دوستان که در مسجد فعالیت میکند شنیدم که گفت: از نقاط مختلف کشور تلفن کردند که سفارش کنید امشب در اینجا به یاد ما هم باشند، سفارش کنید برای ما هم که نتوانستیم به اینجا بیاییم دعا کنند. من چند بار ختم «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ» میخوانم و شب دعاست دعا میکنم...... والسلام علیکم و رحمةا...وبرکاته
نیمه شعبان 1426(ه.ق) مصادف با 1384(ه.ش)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِه فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
قال اللَّه تعالی «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها(1)*اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها(2)».
بنده ابتدا این عید سعید بسیار بسیار با عظمت و بزرگ، و این روز فرخنده الهی و خدایی را، که در بین ایّام و روزهای الهی، موقعیّت خاص و درخشندگی مخصوص دارد و روزی است که همه انبیا گذشته و پیغمبران سلف و حضرت رسول اکرمصلی الله علیه وآله و ائمه طاهرینعلیهم السلام همه به انتظار این روز بودند را به حضور مبارک شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم که از برکات این روز و این حضوری که در این مسجد بزرگ و با عظمت (مسجد مقدّس جمکران) پیدا
کردهاید و از این تشرّفی که برای همه حاصل شده است، همگی بهرهمند و مستفیض باشیم.
امر ولایت حضرت ولی عصر - عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف - یکی از آیات و اسراری است که اگر انسان در آن تفکر و تأمل کند متوجه میشود که این یک امر الهی و غیبی است.
حضور مردم در این مسجد مقدس جمکران، و اقبال جامعه از همه طبقات؛ مخصوصاً قشر جوان و جوانان عزیز، در ایام گوناگون و فرصتهای مختلف چه معنایی دارد؟ چه حقیقتی است که این جور ظاهر میشود، بدون این که روی آن کاری بشود و تبلیغات آن چنانی که برای یک چنین اجتماعاتی لازم است صورت گرفته باشد، آیا غیر از این است که این سرّ الهی است و قلوب مردم در تصرّف خود آقا حضرت ولی عصر - عجلاللَّه تعالی فرجه الشریف - است؟ این مطلب را نمیشود دست کم گرفت.
اینهایی که به این کیفیت و با این همه شور و شوق و نشاط به مسجد جمکران مشرّف میشوند، سرّ غیبی و معنای الهی دارد که هر چه انسان در آن تأمل کند بیشتر میفهمد که امور در دست خداوند متعال است و اسرار اینها را هم جز خداوند متعال و ائمه طاهرینعلیهم السلام کسی نمیداند.
برنامه حضور مردم در مسجد جمکران، بسیار چشمگیر و باشکوه و با اهمیت شده است و در این زمان، چنین حضوری واقعاً یکی از جهات توجه مردم به اسلام و دین و مذهب و عبادت خداوند متعال و اخلاق اسلامی است. مردم که اینجا میآیند زنده میشوند، حیات میگیرند. توجه به امام زمانعلیه السلام
به انسان روح میدهد، نشاط میدهد، اصلاً اینجا مرکز بیداری جامعه شده است. مسجد جمکران یک موقعیت خاصی پیدا کرده است و این یک امر خدایی است و دلیل بر این است که «یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفُِوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَی اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»(1)یک نوری است که روز به روز روشناییاش بیشتر و گستردهتر میشود، یعنی هرچه خواستند که این نور را خاموش بکنند نتوانستند.
برای اینکه بدانید این امر به دست خداوند متعال است و خداوند حافظ این برنامه و این دستگاه و این عظمتها است چیزی را برایتان نقل میکنم. یادم هست که در زمان رضاخان و در ایام شعبان که مردم برای چراغانی آماده شده بودند، البته در آن زمان وسایل اینطور فراهم نبود، با همان زحماتی که در آن زمان فراهم میشد مردم آماده شده بودند. بازار را چراغانی کردند و تکیهها و مساجد برنامههایی داشتند. صبح چهاردهم شعبان آن شقی دستور داد که تمام این برنامهها تعطیل شوند، رفتند و جلوی آن را گرفتند، بازارهایی که آن وقت آن جور روشن میشد شب نیمه شعبان تاریک شده بود. حالا این چه سرّی است که الحمدللَّه این روز با این عظمت در کلّ مملکت در کل عالم تشیّع این طور جلوه و تجلّی میکند. البته اینجا که مملکت ایران است و به یک عنوان، تعلّق به حضرت صاحب الزمانعلیه السلام دارد، بلکه همه جای عالم تعلق به امام زمانعلیه السلام دارد.
در کربلا و در عراقی با این همه مشکلات و با این همه خطراتی که هست،
1) 6. توبه / 32.
روزنامه ها نوشته بودند که جمعیّت میلیونی برای جشن شب نیمه شعبان پیاده به طرف کربلا میروند.
این یک حقیقتی است که همیشه زنده است و مسجد جمکران هم یکی از مظاهر آن شده است که اینگونه، در این زمان، این جوانها، این حضور، این همه اعتماد، شبهای چهارشنبه مرتب می آیند، مگر فراموش میکنند! اینها سرّ الهی است و باید آنهایی که این توفیقات را دارند قدر خودشان را خیلی بدانند، بدانند که اینها از جایی دیگر مأموریت پیدا میکنند که این جور با این همه اهتمام و نشاط، بدون این که احساس زحمت و خستگی بکنند به اینجا میآیند. آنهایی که در این برنامه شرکت میکنند، خیلی قدر خودشان را بدانند و شکرگزار باشند.
کسانی که در این مسجد خدمت میکنند، این خدّام عزیزی که در اینجا هستند، اینها اجر و مزد و مقام و شرف و فضیلتشان طوری نیست که بنده بتوانم عرض بکنم.
واقعاً من افتخار میکردم اگر یکی از کوچکترین خادمان این مسجد شریف باشم. اگر بنده را به عنوان یک خادم کوچک مسجد جمکران ثبت بکنند و به این عنوان معرفی بکنند زهی شرافت و زهی افتخار. باید کسانی که در اینجا افتخار خدمت دارند، چه مقام مدیریت و چه دیگران، فرق نمیکند، این افتخار را خیلی بزرگ بدارند.
به هر حال، مسئله ولایت امام عصرعلیه السلام سرّی است از اسرار الهی که امروز به این صورت ظاهر میشود. در مملکت ما اسلام و مذهب احیا شده است
و از آثار آن توجه مردم به مسجد جمکران است. البته آثار آن خیلی متعدد و گسترده است که حالا نمیخواهم زیاد مزاحم شما بشوم. این یک مطلبی است که انسان باید در نظر داشته باشد؛ بداند که این امر با خداوند متعال است و خداوند متعال حافظ این دین و مذهب است، به قول آن شاعری که گوید:
همه عالم اگر گردند همدست
گمان آن مبر کین در توان بست
درب خانه امام زمانعلیه السلام تا روز ظهور حضرت باز است و آنهایی که اخلاص دارند بر در این خانه حضور پیدا میکنند و مشمول همان ثوابهایی که در روایات هست میشوند.
مطلب دیگری که میخواستم عرض بکنم این است که ممکن است این اجتماعات و برنامه هایی که این مردم با اخلاص دارند یک نقاط ضعفی هم داشته باشد که امیدواریم آنها را عفو بفرمایند و اشخاصی که متصدی این امور هستند، مواظب باشند که برنامهها جوری پیاده بشود که خالص برای امام زمانعلیه السلام باشد تا مناسب تحویل درگاه امام زمانعلیه السلام باشد.
البته این اجتماعات و چراغانیها پیام دارد و به دنیا پیام میدهد که ما شیعهایم، ما در ولایت امیرالمؤمنین و اولاد طاهرین امیرالمؤمنینعلیهم السلام و ولایت حضرت صاحب الزمانعلیه السلام ثابت قدمیم، ما به دینمان، در احکام دینمان، در شعائر مذهبی خودمان پای بندیم و هر جور و در هر شرایطی که باشد به آن وفادار هستیم.
این برنامهها اعلان وجود و اعلان حیات است که ما وجود داریم و ما موضع داریم و ما دین خودمان را نگه میداریم، احکام خدا را حفظ میکنیم،
امر به معروف و نهی از منکر میکنیم. نماز جماعتها را با شکوه برپا میکنیم، با همدیگر برادری داریم، اخلاق اسلامی داریم.
پیامهایی که این برنامهها دارند برای دنیا و خود ما خیلی بزرگ است. باید به این پیامها برسیم و آگاه باشیم.
مطلب دیگر این است که مسئله انتظار و این که «أفضل جهاد أُمّتی انتظار الفرج - یا - أفضل الاعمال انتظار الفرج» یک عبارتی است که همه میخوانند و خیلی به زبانها میآید؛ امّا معنای آن خیلی بزرگ است. میفرماید: افضل اعمال و بالاترین جهاد اُمّت من انتظار فَرَج است، انتظار فَرَج؛ یعنی چشم به راه بودن؛ یعنی منتظر ظهور حضرت ولی عصرعلیه السلام بودن است. انسان اگر یک مسافر خیلی عزیزی که خیلی خیلی خیلی عزیز باشد داشته باشد و منتظر ورود او باشد چقدر چشم به راه است، حالا اُمّتی که چشم به راه شخصیتی که عالم امکان به وجود او برقرار است و «بِیُمنِه رُزِق الوَری» منتظر او هستند، باید چه تعهداتی داشته باشند، چه شرایطی را داشته باشند؟ باید ملتزم به چه اموری باشند؟ به زبان که نمیشود متعهد بود، باید حقیقتاً همانطوری که میفرماید: «طوبی للمتقین فی غیبته، طوبی للصابرین فی محبّته»؛ خوشا به حال آنهایی که در غیبت امام زمانعلیه السلام و در انتظار امام زمان پرهیزکار هستند» باید از محرّمات اجتناب کنند، واجبات را به جا آورند، امر به معروف و نهی از منکر کنند، احساس وظیفه و مسؤولیت کنند.
در مسئله انتظار، عمده مطلب این است که ما عملاً منتظر باشیم که اگر آقا همین الآن تشریف بیاورند ما بتوانیم برویم و خدمت حضرت عرض وجود
بکنیم و اظهار ولایت داشته باشیم. اینها خودش مطلب مهمی است، که در روایات خیلی بر آن تأکید شده است. این همه روایت داریم، در یک روایتی هست که میفرماید: کسانی که منتظر ظهور امام زمانعلیه السلام هستند، برای هر کدام، ثواب هزار شهید از شهدای بدر و اُحد میباشد. این ثواب را همین جوری به کسی نمیدهند، به همین که آدم بگوید «من منتظرم» نیست. باید مقید بود، باید ملتزم بود، باید به تعظیم شعائر اسلامی اهمیّت داد، باید در مقابل منکرات موضع داشته باشد، ان شإاللَّه همه شما مشمول این حدیث معتبر باشید.
امّا انتظار باید یک انتظار واقعی و حقیقی باشد که انسان واقعاً همیشه به یاد امام زمان - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - باشد، اعمالمان را برای امام زمانعلیه السلام انجام بدهیم، خدماتی که میکنیم به شیعیان امام زمانعلیه السلام باشد و امور دیگر. بعد خود این مسئله انتظار هم باید به عمل بیشتر و به عمل انشإاللَّه ظاهر شود.
اما به هر حال این توفیقاتی که برای جامعه ما در این زمان فراهم است، به واسطه همین حضور در این برنامهها و مراسم و حضور در همین مسجد مقدّس جمکران با آن سوابقی که دارد میباشد.
من از زمان طفولیت در خدمت مرحوم آیت اللَّه والدم بودم و ایشان مقیّد بودند وقتی که به قم میآیند به مسجد جمکران مشرف بشوند، حالا نمیتوانم بگویم همیشه ولی غالباً مقید بودند پیاده مشرّف بشوند. اینجا یک چنین مرکزی است، در اینجا انسان باید تازه بشود، باید زنده بشود، باید بیدار شود، باید که تعهد خودش را و ولای خودش را با امام زمانعلیه السلام تجدید کند.
امیدوارم که این زحمات و خدمات، مقبول خداوند متعال باشد و عنایات امام زمانعلیه السلام شامل حال همه باشد و این مسجد و این برنامه، روز به روز در گسترش و در عظمت و توسعه باشد. فعلاً امکانات به قدری که بتوان از این جمعیتهای مخلصی که میآیند اینجا پذیرایی کرد - با اینکه آنهایی که خدمت میکنند کوتاهی ندارند - کم است و امکانات بیشتر لازم دارد.
امیدوارم که هم مردم در این جهت که امکانات بیشتر فراهم بشود وارد شوند و هم مسؤولین مملکت بدانند که اینجا یک نقطه و مرکزی است که باید امکاناتی که اینجا فراهم میشود جوری باشد که از خدمتگزاران این مسجد بتوانند آن جوری که شایسته است پذیرایی کنند. اینها همه مهمان امام زمان - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - هستند.
خداوند متعال به همه ما توفیق بدهد و همین جوری که دعا کردیم خداوند عید ما را ظهور و فَرَج امام زمان - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - قرار بدهد.
خداوند متعال قلب مبارک ایشان را از ما راضی و خشنود بفرماید و ما را از کارها و اعمالی که موجب رنجش خاطر ایشان میشود برحذر بدارد. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
نیمه شعبان 1426(ه.ق) مصادف با 1384(ه.ش)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
الحمد للَّه ربّ العالمین و الصلاة و السلام علی سیّدنا و نبینا ابیالقاسم محمّد و علی آله الطیبین الطاهرین سیما بقیة اللَّه فی الارضین.
قال اللَّه العظیم: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَی عالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِما کُنتُمْ تَعْمَلُونَ».(1)
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِهِ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
سالروز میلاد خجسته محبوب انسانها و منجی عالم بشریت، خاتم اوصیاعلیهم السلام وجود اقدس امام زمان - ارواحنا فداه - را به شما حضّار محترم و انسانهای حقّ جو، امّت اسلام، فرهیختگان، دانشمندان، عالمان، صالحان،
1) 7. سوره توبه، آیه 105
رهبر معظم انقلاب و همه دلدادههای به وجود اقدس آن بزرگوار تبریک عرض میکنم.
بحثم در این مکان مقدّس و در این پایگاه عظیم (مسجد مقدّس جمکران) که خدا دلهای انسانها را، انسانهای حقجو و ما شیعیان را به این مسجد مقدّس منعطف کرده، این است که امام عصر - ارواحنا له الفداء - اعمال ما را میبیند و شاهد و ناظر بر اعمال و رفتار ماست، این بحث امشب من است که به حول و قوه خدای متعال این سخن را مقداری باز میکنم.
امیدوارم این مطالب، در دلها اثر داشته باشد و ما به این شهود و حضور که آن بزرگوار در فکر ما، اندیشه ما، کردار ما دارد توجّه کنیم.
بحثم را از این آیه مبارکه شروع میکنم: «فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ...» خدا عمل شما را میبیند «وَرَسُولُهُ...» و رسولش هم میبیند «وَالْمُؤْمِنُونَ...»و مؤمنون هم میبینند و به زودی به عالم غیب و شهود باز میگردید، اعمالتان در آن عالم باز میشود و آنچه کردهاید به شما میگویند و خیر را، خیر و شر را، شر خواهید دید. این ترجمه آیه مبارکه است.
حالا نکته اینجاست که قرآن کریم میفرماید: عمل شما را خدا میبیند، پیامبر میبیند، و مؤمنون میبینند؛ خدا معلوم، پیامبر هم مشخص، امّا مؤمنون کیانند؟ علما و مفسران اهل سنّت در بیان این کلمه و تفسیر این جمله ماندهاند، چرا ماندهاند؟ چون قرآن کریم میفرماید: مؤمنون اعمال را میبینند نه همه مردم. عدهای آمدند و گفتند: عمل وقتی باز شد همه میبینند. ولی این آیه میفرماید: مؤمنون میبینند، یعنی جمع معینی میبینند. روز قیامت هم
بعد از این جمله آمده است: برمیگردید به محضر عالم غیب و شهادت، اعمالتان آنجا باز و همه چیز را میبینید و نتیجه خیر و شر، مقابلتان نهاده میشود.
مؤمنون کیانند؟ اینجاست که هر ذوقی و هر فکر صافی میفهمد، وقتی مؤمنون در کنار خدا و در ردیف پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله قرار دارند، یعنی کسانی هستند که از باطن این عالم مطلعاند. آنها اعمال را میبینند و لذاست که در احادیث شریفه ما، وقتی از امام صادقعلیه السلام میپرسند که مؤمنون کیانند؟ میفرماید: «إیّانا عَنی خدا ما را قصد کرده، ماییم که اعمال را میبینیم.
پس به موجب قرآن و به موجب احادیث شریف، حجت خدا در هر عصر و زمان رابطه تنگاتنگ با جامعه بشریت دارد، نه فقط با شیعه و مؤمنان بلکه با همه انسانها و این نکته در روایات ما هم هست. حدیث شریفی است که امام صادقعلیه السلام در ذیل این آیه مبارکه «فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ» درباره امام عصر - ارواحنا له الفداء - میفرماید: وقتی امام عصرعلیه السلام چهار ماه داشت بر بازوی راست او نوشته شده بود: «وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقاً وَعَدْلًا»(1)«کلمه» در اینجا دعوت خداست؛ یعنی دعوت خدا با آمدن پیغمبر اکرم و ائمهعلیهم السلام تمام شد.
در بیان و حدیث دیگری است که چگونه آنان اعمال را میبینند البته در این زمینه احادیث مختلفی از ائمهعلیهم السلام رسیده است. از امام رضاعلیه السلام این حدیث است که میفرماید: «رُفع له عمود من نور»؛ ولیّ خدا یک عمودی از
1) 8. سوره انعام / آیه 115.
نور در جلویش بالا میرود.» این عمود نور از زمین است تا آسمان، وقتی به این عمود نگاه میکند «ینظر الخلائق و اعمالهم» تمام خلایق را میبیند. این مَثَل از بنده است و در حدیث نیست. کسی که چشمش نزدیک بین است دور را فقط به صورت یک حجم میبیند ولی عینک که زد میفهمد که کیست و چیست و چه خبر است، این یک مَثَل سادهای است.
امام رضاعلیه السلام میفرماید: «عمودی از نور مقابل ما زده میشود و ما تمام خلایق و اعمال آنها را میبینیم. این یک نکته، بعد میفرماید «ینزل امر اللَّه نصب عینیه حین تولّی ، وقتی که ولیّ خدا به مقام ولایت و امامت رسید و حجت خدا شد، امر خدا در همین عمود نور نازل میشود؛ یعنی تمام قضا و قدر خدا و عالم را و آنچه خداوند خواسته و نازل کرده، تماشا میکند. از یک طرف قوس نزول را و از یک سو قوس صعود را میبیند، از یک طرف میبیند که از عالم بالا چه نازل میشود و از یک طرف از زمین چه بالا میرود و این را ولیّ خدا میبیند.
خوب حالا این آیه مبارکه که احادیثی در حول وحوش آن مطرح است در سن چهار ماهگی بر بازوی راست امام زمان - ارواحنا له الفداء - نقش میبندد و این بدین معناست که حضرت تمام آنچه را که هست مشاهده میکند، به وسیله وجود اقدس او دعوت خدا توسط سُفرای عالم، رسولان خدا پایان میپذیرد. اینچنین انسانی که همه چیز را میبیند، حجّت خدا است.
این از نظر قرآن وحدیث، حالا بیاییم یک مقداری آن را از نظر علمی و فلسفی - ولی خیلی ساده - ببینیم یکدفعه فقط حسّ ما کار میکند؛ یعنی
جسم ما کار میکند، امّا یک مرتبه ما ورای حس ما (باطن ما) کار میکند آن هم مراتبی دارد، عالم خیال دارد و برزخ و عالم عقل، آن هم با همه مراحلی که دارد اینها کار میکند. لذا هرگاه این علل و اسباب کار کرد، آن وقت حقایق را میتواند ببیند.
اگر ما اهل حس بودیم و فقط به چشم، پای بند بودیم در دیدنیها به جایی نرسیدهایم، مطمئن باش که کوریم. یک قصهای نقل کنم از این کوری و آن قصه فرعون و موسی بن عمران، داستانی است معروف که این داستان در ولادت امام عصر - ارواحنا فداه - هم به صورتی مطرح است، این داستان را خیلی شنیدهاید و در کتابها هم نوشتهاند، جان مطلب این است:
تمام ساحران گفتند امشب خداوند نطفهای را در رحمی قرار خواهد داد که دستگاه فراعنه را بههم خواهد ریخت. فرعون هم، فرعون بود و قدرت داشت، امر کرد تمام مردها باید امشب به دربار بیایند و در یک مرکز بزرگی اعلام کرد که یک دشمن برای من پیدا شده، میخواهم دشمن را پیدا کنم. همه دسته دسته آمدند، گفت میخواهم او را پیدا کنم. در تاریخ هست یک یک نگاه میکردند میگفتند: این نیست، این نیست، این نیست. به این بهانه همه مردها را آوردند تا صبح شد و فرعون راحت شد. گفت بنا بود که امشب نطفهای در این سرزمین منعقد بشود و ما مردهای این سرزمین را جمع کردیم و راحت شدیم که نطفهای منعقد نشد. ولی آیا مطلب این بود؟ فرعون فقط چشمش ظاهر را میدید و باطن و قوانین الهی را نمیدید، علل و اسباب را که نمیشناخت. آن وقت عمران پدر موسی، با همسرش یرعا که هر دو
از نوادههای حضرت ابراهیم بودند در همان کاخ فرعون باهم قرار گذاشتند و همان شب ساعتی با هم بودند.
ملاّجلال الدین رومی در مثنوی این قصه را با آب و تاب نقل میکند، با اشعار متنوّعی و به کلمات مختلفی میآورد. ولی نکته اینجاست که من این قصه را عرض کردم برای یک بیتی که مثنوی میگوید: آنجا که خواست عمران از همسرش یرعا جدا شود به او چنین گفت:
من چو أبرم، تو زمین، موسی نبات
حق شه شطرنج و ما ماتیم مات
گفت شاه شطرنج، خداست و اینجا شطرنجی بود که فرعون خواست شاه آن باشد و بازی کند، چند تا مهره هم بود، فکر میکرد اگر این مهرهها را بردارد و جا به جا کند رقیب را در بازی محاصره کرده، غافل از اینکه فرعون فقط پنج شش تا از این مهرهها را میشناخت،
میلیونها مهره هست، میلیونها قانون است و فرعون از مهرههای دیگر بیخبر بود و لذا حق شه شطرنج و ما ماتیم مات.
واقعاً باید به این نکته توجه کرد که قوانین الهی چه قدر زیاد است و چه انسانهایی این قوانین را میبینند. عمران میدید، یرعا میدید، ولی فرعون نمیدید و این یک مطلبی است. در تمام اموری که ما داریم، خوبان هم تا جای خاصی را میبینند و خیلی جلو نمیروند.
حالا باز هم مثالی بزنم: حکیمه خاتون، دختر جواد الائمهعلیهم السلام خانمی است بسیار متدین و بسیار عالی مقام، کنیزی دارد به نام نرجس که همین نرجس ابتدا که آمد کنیز حکیمه خاتون شد، حکیمه خاتون وقتی وارد
مجلسی میشد، نرجس خم میشد و کفشهای حکیمه خاتون را بر میداشت و بعد که میآمد جلویش میگذاشت، این جور احترام میکرد. یک شب امام عسکریعلیه السلام به او فرمود که خداوند قرار است از این زن، قائم آل محمّد را به ما مرحمت کند. حکیمه خاتون گفت: عجبا من نمیدانستم.
امامعلیه السلام فرمود: در چهره و در پیشانی نرجس پیداست. او گفت: من نمیبینم، من نمیدانستم، نمیبینم.
بعد از این جریان حکیمه وارد منزل امام عسکری شد نرجس خم شد تا کفش حکیمه را بردارد، ولی فوری او خم شد و دست نرجس را بوسید و گفت: نمیگذارم کفش من را برداری و جلویم بگذاری.
او گفت: سیده من! حکیمه هم به نرجس گفت: سیده من! خانم من!
نرجس گفت: چطور این جور با من صحبت میکنی؟
حکیمه فرمود: امام عسکریعلیه السلام فرموده است: مهدی موعود که ذخیره خداست، از توست و در جبین و چهره توست. ولی حکیمه خاتون با آنکه یک خانم الهی بود، اینها را نمیدید. دیدِ انسانهای پاکیزه هم تا قدری است ولی دیدِ انسان کامل به همه خلایق است.
بنابراین، ای جوان عزیز و ای فرزند اسلام! شما که دلداده امام عصرید و به یاد امام زمانعلیه السلام نیمه شعبان را گرامی میداری عرض میکنم، بدان که امام عصر تو را میبیند، عملت را میبیند، خندههایت را میبیند، از دل تو هم با خبر است، اعمال تو هم برای او روشن است، پس حالا که چنین است و چنین بزرگواری ما را میبیند،ای عزیزم! خودمان را جمع کنیم، مواظب و مراقب
خودمان باشیم و ببینیم چه جور زندگی کنیم، چه جور فکر کنیم؟ مراقب نگاهها باشیم، مراقب ارتباطها باشیم، مراقب برخوردها باشیم.
جوان عزیز! نیمه شعبان شب نشاط است؛ ولی نشاط، نشاط الهی است نه کارهای ناپسند که مورد رضای خدا نیست. آن نشاطی که مورد رضای امام عصرعلیه السلام است، چون ایشان اعمال ما را میبیند.
جوانانی که همسر دارید این داستان را از دید امام زمانعلیه السلام بشنوید و در زندگیمان تجدید نظر کنیم، ببینیم چه جور باید زندگی کرد که امام عصر بپسندد. یک خانمی بود و یک آقایی، این آقا جوانی بود که نامش ابو غالب و فامیلیاش زراری بود. ابو غالب زراری همسری داشت که آن هم جوان بود. آنها با هم نمیساختند و ظاهراً مقصر هم بیشتر خانم بود، خانه را رها کرد و رفت خانه پدرش. این جوان که با پسرش عباس در خانه تنها مانده بود خیلی متأثر بود. شنید جناب ابوالقاسم حسینبن روح نایب سوم امام عصر - ارواحنا له الفداء - است. فکر کرد میشود به محضر او رفت و شکایت کرد، بلکه فرجی شود.
از کوفه بیرون آمد یک دوست پیرمرد داشت او را پیدا کرد و گفت: دست مرا به یکی از کسانی که در رابطه با امام عصرند یا جناب ابوالقاسم یا محمّد بن علی شلمغانی برسان، من مشکلی دارم. ولی به او نگفت مشکلم چیست، نگفت زنم از خانه رفته و بچهام تنهاست و سرگردانم، به او حرفی نزد ولی با رفیقش، آن پیرمرد، به منزل همین محمّد بن علی شلمغانی که با جناب ابوالقاسم حسین بن روح در ارتباط بود، رسید و سلام کرد و او این جوان را
معرفی کرد. گفت: این نامش ابوغالب و لقبش زراری است. گفت: زراری از نوادههای زرارة بن اعین هستی؟ گفت بله. گفت زرارة بن أعین مردی بزرگ بود آفرین. گفت مشکلی دارم من آمدهام به امام عصرعلیه السلام این مشکل مرا برسانید که مشکل مرا حلّ کند.
گفت بسیار خوب. او هم به جناب ابو القاسم حسین بن روح گفت و جناب ابوالقاسم هم به حضرت عرض کرد.
مدّتی گذشت و ابوغالب زراری به خودش گفت: برویم ببینیم چه خبر شده. حالا چند روز است که از کوفه هم بیرون آمده و نگران پسرش که به خانه پدر بزرگ رفته میباشد، نزد محمّد بن علی شلمغانی رفت و گفت: من میخواستم ببینم حاجت من چه شد؟ او هم نوشته را درآورد و گفت: اشخاصی حاجات خواستند من یک یک میخوانم. بعد خواند و این عبارت را از حضرت نقل کرد. او تا حالا به احدی مشکلش را نگفته بود. آن عبارت این بود: «والزوج والزوجة فأصلح اللَّه ذات بینهما». گفت این پیام درباره شماست که امام زمانعلیه السلام دعا کرده درباره شما و همسرتان، شما با هم آشتی کردید و مشکلتان حل شده است. او اصلاً مبهوت ماند، از طرفی نمیخواست رفیقش هم بفهمد قصّه چیست؟ گفت عجب! از کجا فهمید، من که به کسی مشکلم را نگفتهام. عجب! امام عصر تسلط دارد، عجیب است که به همه چیزها اینقدر مسلط و آگاه است. خدایا این چه انسانی است که این چنین قطب عالم و محور هستی است.
او برگشت کوفه، تا وارد خانه شد دید خانمش
در منزل است. خانمش گفت: وقتی رفتی، برگشتم به منزل و از تو عذر میخواهم. رفتم خانه پدرم ولی یک مرتبه به دلم خطور کرد که برگردم. مرد به او گفت: امّا بدان این دعای امام عصرعلیه السلام بوده، این لطف امام زمانعلیه السلام بوده که زندگی ما به هم نخورد، من خیلی ناراحت بودم که با وجود این پسر، تو از من جدا شوی و زندگی ما متلاشی بشود، حضرت دعا کرد زندگی ما به هم نریزد.
ای پسران و ای دختران، ای جوانانی که تازه ازدواج نمودید! از یکدیگر بهانه نگیرید، از دست یکدیگر عصبانی نشوید، زندگی را مشکل نکنید، زندگی را تلخ نکنید، زندگی را از هم نپاشید، این مورد رضای امام عصر نیست، امام زمانعلیه السلام میبیند.
تو خانم و آقایی که دل میدهید به امام زمانعلیه السلام ، چرا از یک طرف علاقه به حضرت دارید و از یک طرف ایشان را از خود ناراحت میکنید؟ چرا زندگی را تباه میکنید؟ چرا زندگی را در ابتدا با حرفهای زشت اینچنین تلخ کنید؟ چرا نسبت به یکدیگر بیاعتقاد و بیعلاقه باشید؟ نسبت به سرنوشت بچههایتان بیعلاقه باشید. امام عصر، اعمال ما، کارهای ما را مشاهده میکند؛ یعنی این میز مطالعه را میبیند، کتاب مطالعه ما را میبیند، افکار ما را، همه را تماشا میکند. این است معنای این که «فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ»؛ خدا میبیند، پیامبر هم میبیند، مؤمنون هم که انسانهای کاملاند میبینند، حجت خدا اعمال ما را تماشا میکند.
بنابراین، عزیزم! با خدا باید معامله کرد، به قول مثنوی؛ با خدا شطرنج بازی نباید کرد. خدا را نمیشود در بازی شطرنج محاصره کرد. شما برای مثل
امشبی که داستان ولادت امام عصر را میشنوید لذّت میبرید. حکیمه خاتون میگوید: سحر بود و من بلند شدم برای خواندن نماز شب، من این طرف نماز شب میخواندم و نرجس هم آن طرف برخاست برای نماز. اینها اهل عبادت بودند، اهل راز و نیاز با خدا بودند، اگر ما دلمان با امام عصر بود و خدای ناخواسته اهل نماز نبودیم، به نماز توجه نکردیم، در نتیجه زندگیمان را در گناه گذراندهایم.
عزیزم! حضرت میبیند، حضرت میداند که من دارم صحبت میکنم، میبیند که من و شما داریم باهم حرف میزنیم، شما مخاطب من هستید و بنده هم متکلمم. همانطوری که ما این گل را میبینیم، همانطوری که ما این چراغ را میبینیم، او هم میبیند، عالم همه در برابرش باز است «یری الخلائق و اعمالهم»؛ افکار همه را میداند، خلوت و جلوت ما را میبیند. بنابراین باید خودمان را آماده و مرتب کنیم.
عزیزم! آماده شویم برای ظهور، آماده شویم برای فَرَج حضرت، آماده شویم برای این که او وقتی آمد یارانی پاک و پاکیزه داشته باشد. این آمادگی به وسیله فکر پاک است، به عمل پاک است، به زندگی درست است.
خلاصه مثل دیشبی بود که حکیمه خاتون برخاست برای نماز شب. نرجس خاتون هنوز بلند نشده بود، دراز کشیده بود ولی خبری از حملش نبود. با خودش گفت: امام عسکریعلیه السلام گفته است که امشب نزدیک طلوع صبح، وضع حمل فرزند من است، پس چطور خبری نیست؟ از اتاق شنید: عمّه! عجله نکن. بعد حضرت تشریف آوردند، حلیمه خاتون جلو آمد
و گفت: خبری از جناب نرجس نیست، من اثر حملی نمیبینم. امام عسکریعلیه السلام تبسمی کرد و فرمود: مهدیعلیه السلام در شکم مادر جوری خوابیده است که به پهلوهای مادر چسبیده، نه درست در شکم مادر «کان فی جنب اُمه» نه در بطن، اگر کودک در شکم بود شکم مادر جلو میآمد. ولی گویا معنای حدیث این است؛ یعنی خداوند، حضرت را جوری دراز کشیده قرار داده و این طرف و آن طرف پهلوی مبارک مادر را گرفته که پیدا نیست. خدا چنین میخواهد، خدا چنین قرار میدهد. یک مرتبه نرجس «تَحَرّک» ناراحت شد و به حرکت درآمد. حکیمه خاتون متوجه شد، آمد او را گرفت و به سینه خودش چسبانید و گفت: وجود اقدس امام عصر - ارواحنا له الفداء - آناً طلوع کرد و در دامن مادر بزرگوارش نرجس خاتون این آیه شریفه را خواند: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(1)
این اراده خداوند روزی خواهد آمد که فرعونها هلاک شوند، مستضعفان آقا گردند. این کشور ما، این نظام جمهوری اسلامی ما، نظامی است در راه امام عصرعلیه السلام، نظامی است که به این سو حرکت میکند، همه هم در این راهند، همه هم دنبال این مسیرند و ما امیدواریم که این کشور ما این ملّت ما، رهبر ما، نظام ما، قوای سه گانه و دولت و قوه مقننه و قوه قضاییه ان شإاللَّه از مدد خدای متعال و از لطف امام عصرعلیه السلام آنچنان مدد بگیرند که در خدمت ملت باشند و مشکلات ملت و مردم حل بشود.
1) 9. قصص: 5.
خدایا! به مردم ما، به مغزهای جوانان ما، به دلهای فرزندان ما عشق به امام عصرعلیه السلام، توجه به تقوا و توجه به معنویت را روز به روز بیشتر بفرما.
تا همه ملت، تا همه ما درست نباشیم و درست نشویم، راستگو نباشیم امین نباشیم، عادل نباشیم، کار درست نمیشود. کشور، کشور امام عصر است جریان، جریان امام عصر است و راه، راه آن حضرت است. بیاییم همه در سایه او در سایه لطف او قرار بگیریم.
من اینجا این حدیث را هم عرض کنم که وقتی درباره امام عصرعلیه السلام صحبت میشود، میفرماید: «طریداً وحیداً غریباً الموتور أهله» وجود اقدس این بزرگوار در بیابانها سرگردان است، غریب است، تک و تنهاست؛ از یک طرف آنچنان سرگردان است، از یک طرف گرفتاریهای مسلمین را میبیند، از یک طرف اعمال خدای نخواسته زشت بنده و شما را میبیند، حضرت به همین جهت بسیار متأثر است و متأّلم.
خدایا! ظهورش را به حق مادرش فاطمه زهراعلیها السلام نزدیک بفرما.
آن لحظاتی را که وقتی ظهور میکند، اولین بار در کنار کعبه دو رکعت نماز میخواند و سجده میکند و در سجده میگوید: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ» نزدیک بفرما.
امام صادقعلیه السلام میفرماید: مضطرترین انسانها فرزند ما مهدی موعود است. چرا مضطر است؟ چون گرفتاریهای مسلمین را، مشکلات، حوادث، ناملایمات و خدای ناخواسته گناهان من و شما را میبیند و از خدا میخواهد که خدا او را استمداد و یاری کند.
خدایا! ما را مورد لطف آن بزرگوار قرار بده، جهان اسلام را مورد لطف آن بزرگوار قرار بده، خدایا! شرّ اشرار را به خودشان برگردان.
خدایا! شر توطئههای دشمن را که در رأسش صهیونیسم اسراییل و امریکاست به خودشان بازگردان .... ذلت را به سرعت به سراغشان بیاور.
امام راحل و بزرگوار ما را و شهدای ما را در مثل امشبی که علی و فاطمهعلیهما السلام خوشحال هستند با ولادت آن حضرت، خدایا بر سر سفره این دو انسان بزرگ ضیافت بفرما... .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
نیمه شعبان 1426(ه.ق) مصادف با 1384(ه.ش)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِهِ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
میلاد مسعود حضرت بقیة اللَّه - ارواح من سواه فداه - را به ساحت مقدس همان حضرت تهنیت عرض میکنیم و از خداوند متعال مسئلت میکنیم به همه ارادتمندان مقام شامخ مهدویت؛ مخصوصاً شما برادران و خواهران، زائران مسجد مقدس جمکران، بالاخص زائرانی که پیاده از حرم تا حرم مشرّف شدهاند و همچنین تولیت معزّز و معظّم این مسجد با برکت، سعادت و سیادت، و حسنه دنیا و آخرت مرحمت کند و بهترین عیدی ما را رضای آن حضرت از ما قرار بدهد.
چند جملهای که بین دو نماز به عرض شما زائران این مسجد پر برکت مطرح و معروض میشود، عبارت از این است که وجود مبارک آن حضرت
وارث همه انبیا و اولیا است؛ هم وارث انبیاست، هم وارث اولیاست، هم وارث سایر اعضای اهلبیت عصمت و طهارت - علیهم الصلاة و السلام - است و چنین ذات مقدسی توان آن را دارد که دین جهان شمول جدّ بزرگوارش را پیاده کند.
اگر دیگران در صدد تجارت جهانی یا صنعت جهانیاند، یا سعی و کوشش آنان این است که سایر کالاها را جهانی کنند، قرآن کریم در طلیعه ظهور، اسلام را جهان شمول معرفی کرد و به عنوان «ما هُوَ إلّا ذکری لِلْبَشْرِ» یا«نَذِیراً لِلْعالَمِینَ»یا«کافَّةً لِلنّاسِ»یا«رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ» و مانند آن مطرح نمود.
قرآن در طلیعه نزولش فرمود: من پیام جهانی را به عرضه و اطلاع شما میرسانم. این پیام جهانی به دست مبارک مهدی موجودِ موعودِ منتظر - علیه آلاف التحیة و الثناء - به ثمر میرسد.
مطلب مهمی که مربوط به مهدویت است این است که خداوند متعال این دین را به دو بخش تقسیم کرد: مسئولیت بخشی را به عهده مردم گذاشت و مسئولیت بخش دیگر را به عنوان وعده الهی به خود اختصاص داد. آن بخشی که به مردم واگذار شد تخلفپذیر است؛ یعنی برخی انجام میدهند و برخی انجام نمیدهند، چه این که میبینید.
خدای سبحان بشر را آزاد آفرید تا در سعادت و شقاوت، مختارانه عمل کنند و در روز قیامت پاداش و کیفر کار آزاد و مختار خود را دریافت کنند. آن بخشی که به عهده مردم است در سوره مبارکه حدید به این صورت بازگو شد و فرمود: ما انبیا را فرستادیم، کتابهای آسمانی را نازل کردیم «لِیَقُومَ النّاسُ
بِالْقِسْطِ»(1)تا مردم به قسط و عدل قیام کنند؛ چه در مسائل فردی و جمعی و چه در مسائل عادی و سیاسی، عادلانه رفتار کنند. لکن برخی عمل میکنند و برخی سر باز میزنند«وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَّبِّکُمْ فَمَنْ شَآءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَآءَ فَلْیَکْفُرْ»(2)، «إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ»(3)، «وَهَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ»(4)و مانند آن. در این بخش، تخلف و گناه ممکن است، لذا ممکن است دین پیاده نشود.
امّا آن بخشی که به عهده خود گرفت، این را به صورت وعده جهانی بیان کرد. در چند جای قرآن فرمود: خدا که مبدأ آغاز همه معارف حق است «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»(5)
«وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»(6)«وَکَفَی بِاللَّهِ شَهِیداً»(7)در این بخش نفرموده من کتابهای آسمانی را نازل کردم تا شما کامل و عادل شده، یا به مقاماتی برسید؛ بلکه فرمود: من کتابهای آسمانی را نازل کردم تا خودم دین خودم را جهانی کنم، نه «لِتُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» بلکه«لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» من قرآن نازل نکردم که به دست شما جهانی بشود، این شدنی نیست چون شما یا ضعف درونی دارید یا مشکل بیرونی، برخی گرفتار «غَلَبَتْ عَلَیْنا شِقْوَتُنا»(8)هستند؛ یعنی آگاهانه و به عمد، بیراهه و کجراهه میروند. بعضیها توان آن را دارند که خود را کنترل کنند ولی طغیان طاغیان نمیگذارد، آنها کسانی هستند که میگویند «رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها».(9)
پس گاه ضعف درونی و گاه مانع بیرونی است که نمیگذارد جهان به دست بشر گلستان بشود و این «لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ»(1)جامه عمل بپوشد، لذا فرمود: من برای این که هدف انبیا عملی بشود خودم به عهده میگیرم «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ» تا خود خدای سبحان دینش را بر همه آیینها پیروز بگرداند«لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ «وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»، «وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» «وَکَفَی بِاللَّهِ شَهِیداً» چون خداوند متعال این مطلب را به عنوان وعده به عهده گرفت نه ضعف درونی در ساحت قدس ربوبی است که او به وعده عمل نکند نه مشکل بیرونی. ضعف درونی ندارد چون علیم محض است، قدیر محض است، حکیم محض است، عادل محض است، رؤوف و مهربان محض است. ضعف بیرونی ندارد، برای این که سراسر جهان ستاد اجرایی دستور اویند، در نظام تکوین چیزی نیست که در برابر خدا بایستد «وَللَّهِِ جُنُودُ السَّماوَ اتِ وَالْأَرْضِ»(2)است «وَما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ»(3)همه اشیا و اشخاص، ستاد اجرایی خدایند.
یکی از بیانات نورانی امیر کلام، علی بن ابی طالب - علیه آلاف التحیة و الثناء - این است که فرمود: «واعلموا عباد اللَّه أن جوارحکم جنوده و خلاتکم عیونه»؛ ای مردم! بدانید اعضا و جوارح شما سربازان خدایند، در برابر دین خدا، حکم خدا، فرمان خدا، وحی خدا و دستور خدا به مبارزه برنخیزید. خدا اگر خواست کسی را بگیرد از بیرون لشکر کشی لازم نیست، خود آن شخص سرباز خداست، شخص را با زبان خودش میگیرد، با قلم او میگیرد، با فکر او
میگیرد، با قدم او میگیرد، جایی میرود که نباید برود به هلاکت میافتد، حرفی را میزند که نباید بزند به هلاکت میافتد، مطلبی را امضاء میکند که نباید بکند به هلاکت میافتد.
خدا اگر خواست کسی را بگیرد با زبان او میگیرد، با چشم او میگیرد، با دست و پا و گوش او میگیرد. اعضا و جوارح ما سربازان اویند، او از بیرون سرباز کشی لازم ندارد «واعلموا عباد اللَّه أَنّ جوارحکم جنوده». این که میبینید اگر کسی کج راهه رفته، نصیحت ناصحان را گوش نداد، حرفی میزند که آبرویش میریزد، جایی میرود که آبرویش میریزد، معلوم میشود خدا او را با دست خودش گرفت، خدا او را با پای خودش گرفت، چون سراسر جهان ستاد اجرایی خدایند. آن قدرت مطلق از یک سو، ستاد اجرایی جهان شمول هم از سوی دیگر.
بنابراین چیزی جلوی تحقق اراده او را نمیگیرد، کاملاً این سخن صحیح است که فرمود «إِنَّما أَمْرُهُ إِذَآ أَرَادَ شَیْاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»(1)من این دین را ندادم که شما گاهی عمل کنید، گاهی عمل نکنید، این دین را من خودم بالاخره جهانی میکنم این هم اصل دیگر. انبیا آمدند نشد، اولیا آمدند نشد، از ذات مقدس رسول گرامی - علیه آلاف التحیة و الثناء - در لحظه لحظه زندگی، مسئله قرآن و عترت از یک سو، مسئله جریان مهدویت از سوی دیگر مطرح شده است به هر کسی به هر مناسبتی در هر شرایطی وجود مبارک رسول گرامیصلی الله علیه وآله نام مبارک حضرت مهدیعلیه السلام را میبرد. به جابر بن عبداللَّه انصاری که از صحابه نامآورش بود فرمود: جابر! بعد از رحلت من تو همچنان زندهای، نوه من پسر
1) 22. سوره یس / آیه 82.
امام زین العابدین، اسم او اسم من است، امام پنجم شیعیان است، وقتی فرزند امام زین العابدین به نام باقر را دیدی سلام مرا به او برسان و بگو: جدّت رسول گرامی به تو سلام رساند. بعد به او بگو که مهدی فرزند توست.
اسم او مشخص شد. فرمود: به نوه من پسر امام زین العابدین که امام پنجم شیعیان است این حرف را برسان.
جابر بن عبداللَّه در اواخر عمرش که طولانی بود نابینا شد، در کوچههای مدینه راه میرفت و بعضی از سفارشات رسول گرامیصلی الله علیه وآله را به مردم مدینه میرساند. میگفت: مردم! «أدّبوا أولادکم علی حبّ آل الرسول» بچههایتان را به محبّت علی و اولاد علی آشنا کنید، اینها را دوست اهلبیتعلیهم السلام کنید، فضایل اهلبیت را بگویید، معجزات و کرامات آنان را بگویید، بزرگواریهای اهلبیت،شفاعت و فداکاریهای اهلبیت را بگویید تا بچههایتان دوست علی و اولاد علیعلیهم السلام بشوند.
همین جابر که در کوچه پس کوچههای مدینه راه میرفت و این شعارش بود و میگفت: مردم! بچههایتان را به محبّت اهلبیتعلیهم السلام تربیت کنید، همین که فهمید امام باقرعلیه السلام کیست، رفت تا دستش را ببوسد، سلام کند و بگوید «من مأمورم که سلام جدّت پیامبرصلی الله علیه وآله را به تو برسانم و به تو بگویم که پیامبر فرمود: مهدی - عجلاللَّه تعالی فرجه الشریف - فرزند توست».
این از اسرار رسول گرامیصلی الله علیه وآله است که در هر مقطع تاریخ، مردم را به قرآن و عترت از یک سو و جریان مهدویت از سوی دیگر آشنا میکند و این برای آن است که وعده خدا محقق بشود.
خداوند همانطوری که دین را به وسیله رسول گرامی احیا کرده است
و اصل استقرارش به دست پیامبرصلی الله علیه وآله بود و به پیامبر فرمود: «وَما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلکِنَّ اللَّهَ رَمَی (1)هنگام ظهور مهدی موعود هم به او میفرماید:
«وما أظهرت الدین الحق ولکن اللَّه أظهره».
اگر وجود مبارک ولی عصر- ارواحنا فداه- دین را جهان شمول میکند، روی قدرت غیبی ذات اقدس اله است، اگر دین به وسیله جدش در فضای شرک و الحاد و کفر و نفاق مستقر شد، آن طوری که وجود مبارک امیرالمومنینعلیه السلام فرمود: پیامبرصلی الله علیه وآله وقتی تجلی کرد که جهان، بخشی به تشبیه، بخشی به تجسیم، بخشی به الحاد و مانند آن آلوده بود، بین مشبّه و ملحد و مجسم. در چنین فضای آلوده جهانی، اسلام مستقر شد و خدا به او فرمود «وَما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلکِنَّ اللَّهَ رَمَی در زمان ظهور ولی عصر- ارواحنا فداه- هم خدا به او میفرماید: «وما أظهرت دین الحق إذ اظهرت ولکن اللَّه أظهره»؛ این وعده الهی تخلّفناپذیر است.
این مژده جهانی شدن دین، یقینی است چون خدا این کار را به عهده خود قرار داده نه مردم؛ «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»(2)«وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»(3).
وظیفه ما منتظران آن است، همانطوری که افرادی در بدر و اُحد، و در جریان خندق و حنین، جزء یاران و یاوران وجود مبارک رسول گرامیصلی الله علیه وآله بودند، از خداوند متعال بخواهیم که ما هم در عصر غیبت و همچنین- ان شإاللَّه در عصر حضور و ظهور، با قلم و بیان و بدن و فکرمان با حمایتهای علمی و عملیمان جزء یاران و یاوران راستین آن حضرت باشیم.
در پایان ضمن تبریک مجدّد، این دعای عصر غیبت را که شاید در برخی از سنوات گذشته به عرضتان رسید و تفسیر شد یک تفسیر کوتاهی ارائه کنیم.
وظیفه ما در عصر غیبت این است، وظیفه است نه برای ثواب فقط. وقتی از امام صادق علیه السلام سئوال میکنند: وظیفه ما در عصر غیبت چیست؟ فرمودند: این دعا را بخوانید. یک وقت کسی دعای کمیل میخواند برای ثواب، دعای مناجات شعبانیه میخواند برای ثواب، یک وقتی هم در عصر غیبت وظیفه دارد این دعا را بخواند. عرض کرد: آن دعا چیست؟ فرمود: همین چند جمله:
« اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی.»
این دعا یک تحقیق علمی است، شما کجا دعای استدلالی دارید؟ دعا این است که خدایا! مغفرت نصیب ما کن، حوایج ما را برآورده کن، گناهان ما را ببخش، دیون ما را ادا کن، بیماران ما را شفا بده و مانند آن؛ امّا برهان، آن هم برهان لمّ، تعلیل فلسفی و عقلی، از توحید به نبوّت و از نبوّت به امامت و مهدویت برسد. این نحوه دعا در سنخ ادعیه نیست، این سنخ برای آن است که ما را از غدیر به سقیفه نکشاند، بلکه این دعا برای آن است که ما را از مردم سالاری خشک به مردم سالاری دینی منتقل کند.
توضیح مطلب به عنوان استدلالی که حضرت به زراره یاد داد این است که آیا ما امام را به عنوان وکیل میشناسیم؟ به عنوان رهبر میشناسیم؟ یا امام را به عنوان جانشین پیغمبر میشناسیم؟ اگر - معاذ اللَّه - امام را به عنوان وکیلالرعایا
بشناسیم، به عنوان پیشوایی که ما انتخاب میکنیم تا مشکل ما را حل بکند، خوب این از سقیفه هم بر میآید، نیازی به غدیر نیست.
ما که امام را برای این نمیخواهیم که خواسته ما را عمل کند، ما امام را برای این میخواهیم که به جای پیغمبر بنشیند، اگر ما پیغمبر را نشناسیم آن منوبُعنه را نشناسیم، آن مستخلفعنه را نشناسیم، آیا خلیفه را میشناسیم؟ نایب را میشناسیم؟ آیا امام وکیل مردم است یا نایب پیغمبر؟ اگر وکیل مردم باشد میشود مردم سالاری خشک، آن وقت است که مردم در سقیفه جمع میشوند تا امام انتخاب کنند؛ امّا امام که این نیست، امام حافظ قرآن است، مفسّر قرآن است، مُبیّن قرآن است و از وحی با خبر است، از باطن قرآن با خبر است، از تأویل قرآن با خبر است،از گذشته و حال و آینده با خبر است، از اعمال مردم با خبر است. یک چنین آدمی وکیل مردم نیست بلکه جانشین پیغمبر است.
تا انسان پیغمبر را نشناسد امامشناس نخواهد بود. خوب پیغمبر کیست؟ آیا پیغمبر هم جزء نوابغ روزگار است؟ آیا پیغمبر هم جزء نمایندگان مردم است؟ آیا پیغمبر را مردم انتخاب میکنند یا پیغمبر بر اساس «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»(1)خلیفة اللَّه است؟ خوب اگر پیغمبر خلیفة اللَّه است، انسان تا مستخلف عنه را نشناسد آیا میتواند خلیفه را بشناسد؟ اگر منوب عنه را نشناسد نایب را میشناسد؟ اگر توحیدش مستحکم نباشد، خداشناسیاش، خدا بینیاش، خدا پرستیاش محکم نباشد، پیغمبر را میشناسد؟
ما اول باید توحیدمان کامل باشد تا نبوّتمان تکمیل شود، نبوّتمان باید
1) 26. سوره بقره / آیه 30.
تکمیل باشد تا امامتمان کامل گردد، امامشناسی ما باید تکمیل باشد تا ذخیره عالمشناسی ما کامل شود، لذا فرمود: وظیفه شما در عصر غیبت این است.
این یکی از احکام انتظار و یک معنای علمیِ وظیفه منتظران است.
یک انسان منتظر، موحّد خوبی است، پیغمبر شناس خوبی است، امام شناس خوبی است، اگر این گونه باشد آنگاه ولی عصرش را هم میشناسد.پس این «اللَّهمّ عرّفنِی نفسک فإنّک...» برهان لمّ است برای اینکه من اگر منوب عنه را نشناسم نایب او را هم نمیشناسم.من که با معجزه نمیتوانم او را بشناسم، معجزه وقتی سند است که سند قطعی توحید را از قبل تأمین کرده باشیم «اللَّهمّ عرفنی نفسک فإنّک إن لم تعرفنی نفسک لم أعرف نبیّک و...».
من مجدداً این عید سعید را به پیشگاه امام زمانعلیه السلام و شیعیانش تهنیت عرض میکنم و اجر و پاداش همه شما؛ مخصوصاً عزیزانی که پیاده از حرم و راههای دورتر به این مسجد مقدس مشرف شدهاند را از خداوند متعال مسئلت میکنم و از مسئولان محترم این مسجد پر برکت؛ بالاخص از تولیت آستان مقدس، حقشناسی میکنم و از ذات اقدس اله توفیق و سعادت و سیادت و حسنه دنیا و آخرت را برای همه شما مسئلت میکنم. غفراللَّه لنا و لکم
والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
نیمه شعبان 1426(ه.ق) مصادف با 1384(ه.ش)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِه فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
«وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»(1)
برای همه ما سعادت است که در چنین روز مبارکی در مسجد مبارک (جمکران) فریضه را انجام دهیم و درباره ائمه اهل بیتعلیهم السلام بالاخص خاتمالاوصیاء علیه السلام سخن بگوییم. این یک سعادت بزرگی است که نصیب ما شده و برای شکرانه آن باید خدا را سپاس بگوییم افرادی هستند که الآن در نقطهای از ایران و یا سایر نقاط جهان آرزوی چنین توفیقی را دارند.
سخن درباره خاتم الاوصیاء است. آقا امام زمانعلیه السلام به عنوان خاتم الاوصیاء معروف است و پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله با اوصیای دوازدهگانه که آخرین
1) 27. سوره انبیا / آیه 105.
وصیاش همین وصیّی است که جهان در انتظار اوست. وصیّی که خداوند منان در دیگر کتابهای آسمانی خود به ظهور آن حضرت بشارت داده است، نه تنها در قرآن مجید و نه تنها در انجیل و تورات، بلکه در زبور داوود هم بشارت وجود او را داده است.
آیهای را که اول منبر تلاوت کردم، نشانه این است که آن حضرت و ظهورش یک نشانه جهانی و خبری عالمگیر بوده است «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ...» «ذکر» در این آیه، تورات است، بعد از تورات در زبور نوشتهایم «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ» زمین در آینده از آن صالحان خواهد بود. تاکنون که این خبر محقق نشده است و بشر تا به حال ندیده است که جهان در اختیار صالحان قرار بگیرد؛ زیرا پیوسته این جهان در اختیار افراد ظاهراً طالح و ناصالح بوده است.
«أَنَّ الْأَرْضَ» چه زمانی جهان در اختیار پاکان و پاکدامنان قرار میگیرد؟ این در همان زمانی است که حضرت ظهور کند و جهان پاک شود و جهان آماده ظهور آن حضرت بشود «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ».
عجب این است که الآن هم در زبور این عبارت هست، در زبور عربی و فارسی، همین جمله الآن هم هست و این یکی از عنایات خداوند است. خداوند این خبر غیبی را در قرآن میدهد، چهارده قرن میگذرد و بشر تلاشهای زیادی علیه قرآن کرده امّا هنوز هم این جمله در قرآن و زبور هست؛ زمین از آنِ صالحان خواهد بود، چه زمانی؟ هنگامی که آن خورشید تابان، آن خورشید پنهان ظهور کند و بشر آماده چنین انقلابی باشد.
من در اینجا میخواهم یک مطلب دیگری هم عرض کنم و از همه شما علاقهمندان خواهانم عنایت کنید. خاتم الاوصیاء فعلاً یکی از اولیای غایب خداست، از اولیای پنهان خداست، آیا این اختصاص به شریعت مقدسه اسلام دارد یا این که خداوند منّان در طول جهان دو نوع ولی داشته؟ گاهی اولیایش آشکار و گاهی اولیایش مخفی میباشد ولی در عین حالی که مخفی و پنهان است، به تعبیر عامیانه، خدمت خود را به جامعه ادامه میدهد. پنهان است و مردم او را نمیشناسند امّا او وظیفه خود را درباره مردم و جامعه انجام میدهد؛ مثلاً نگاه کنیم در یکی از سورههای قرآن که در آن میخوانیم «موسی بن عمران از خدا خواست که او را به ولیای از اولیای زمان آشنا کند و از او درسی بگیرد.» داستانش مفصل است، خدای متعال به موسی بن عمران میفرماید: «در فلان نقطه شخصی را خواهی دید، میتوانی از او بهره بگیری.»
موسی بعد از یک رشته مقدمات که فعلاً وقت مطرح کردن آن نیست، در آن نقطه با یک ولیّ مخفی، امّا در عین حال آشنای به وظیفه و عامل به وظیفه، ملاقات میکند. عرض میکند: اجازه میدهید من همراه شما باشم « عَلَی أَن تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً»(1)تعبیر موسی است. انبیای اولوالعزم اگر پنج نفرند، یکی موسی بن عمران است، شریعت عالمی و جهانی اگر صحیح باشد یکی موسی بن عمران است. او به جایی میرسد که از این ولی پنهان درس میگیرد تا مایه رشدش باشد. بعداً میبینیم این ولی پنهان در روایات اسمش خضر است، امّا در آیات مبارکه مصاحب موسی است. حالا اسمش همین
1) 28. سوره کهف / آیه 66.
باشد یا نه ولییّ است که همراه موسی است. تصرف را ببین، این ولیّ پنهان به قدری پنهان است که حتی نبیّ زمان هم او را نمیشناسد. خضر شروع میکند به سوراخ کردن کشتی، مسلماً فلسفهای دارد و به نفع صاحب کشتی است، امّا موسی بن عمران آگاه نیست «أَخَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَیْاً إِمْراً»(1)اعتراض کرد سوراخ کردی مردم غرق میشوند، این ولیّ زمان آن چنان ولایت تکوینی دارد که کشتی را سوراخ میکند و صاحب کشتی نمیبیند؛ تصرف در چشمها میکند، تصرف در بینایی مردم میکند، هیچ کس نمیبیند که این کشتی را سوراخ کرد الاّ موسی بن عمران. بعدها میفهمد که چه مصلحتی در این کار پنهان بوده است.
در مرحله بعد به نقطهای میرسند، دیواری در حال افتادن است، دیوار را به پا میکنند. باز موسی اعتراض میکند که ما برای کار کردن و درآمد نیامدهایم و باز فلسفهاش را بیان میکند. این یک ولیای است در خدمت مردم. تعبیری عامیانه است بلکه وظیفه الهی را انجام میدهد.
پس معلوم میشود که در طول زمان، گاهی اولیای خداوند آشکارند، مانند موسی بن عمران و گاهی ولیاش کار میکند، وظیفه انجام میدهد و مردم او را نمیشناسند.
بعداً حضرت خضر یک یک به جناب موسی، فلسفه کارش را بیان میکند: «أَمّا السَّفِینَةُ فَکانَتْ لِمَساکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدتُ أَنْ أَعِیبَها»(2)این کشتی مال مستضعفان بود، «وَکانَ وَرَآءَهُمْ مَّلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْباً»(3)یک
فرمانروایی در دریا بود که تمام کشتیها را مصادره میکرد و اگر این کشتی صحیح و سالم بود این هم مصادره میشد. من آن را معیوب کردم تا «فَأَرَدْت ُ أَنْ أَعِیبَها» مصادره نشود.
این یک نمونه از کارهایی است که قرآن از یک ولی پنهان نقل میکند. پنهان میگوییم زیرا نادیده و ناشناخته است امّا در دل اجتماع هست، این ولی به قدری مهربان و در فکر مستضعفان است که مبادا کشتی اینها مصادره شود و کشتی را آن چنان معیوب میکند که مورد نظر ستمگر غارتگر نباشد. دیوار را به پا کرد زیرا در دیوار گنجی بوده، متعلق به دو یتیم که اگر افتاده بود گنج به غارت میرفت، دیوار را به پا میدارد تا این دو یتیم بزرگ و راهنمایی شوند و گنج خود را بردارند.
آقا امام زمانعلیه السلام نمونه این اولیایی است که قرآن معرفی میکند. بنابراین ولیّ در جهان، گاهی آشکار و گاهی پنهان است و در هر دو حالت به ولایت و امامت عمل میکند. امام زمانمان ولیّ ماست، امام ماست ولی ما نمیشناسیم. او خضر زمان است، کارهای خضری انجام میدهد، هم در مرحله امنیت، هم در مرحله فقه و دانش و هم در دیگر مراحل، این یک نمونهای است که قرآن در سوره کهف برای ما میگوید. بنابراین نباید تعجب کنیم که یازده وصی آشکار است امّا خاتم الاوصیاء آشکار نیست؛ عیناً مانند موسی که آشکار است امّا خضرش آشکار نیست، او در قلمرو آشکار کار میکند این در قلمرو ناشناخته.
یک داستان کوچکی برای امثال خودم عرض کنم، بحمداللَّه همه شماها
انشإاللَّه ولیّ خود را شناختهاید و به این مکان مقدس (مسجد جمکران) آمدهاید و وظیفه خود را انجام میدهید. یکی از دوستان ما در قم کاسبی مختصری دارد و حساب و کتابش با من است، حقوق واجبه را به ما میدهد و ما هم مصرف میکنیم. دو سال قبل ما را به خانه خود دعوت کرد، ناهار خوردیم و محاسبه کردیم مبلغ مختصری دادنی شد و گفت عازم حج هستم. من نیز مقداری سفارش درباره حج به او کردم. مرد پاکی است، اسمش را نمیبرم، معرفی هم نمیکنم شاید هم راضی نباشد. رفت و برگشت. گفتم: چه دیدهای؟ گفت: واقعش این است که روز عرفه بعد از عرفه که شب شد شب مشعر که شد ما که از عرفات حرکت کردیم آن چنان ترافیک عجیبی بود دیدم به این سبک ما به مشعر نمیتوانیم برسیم، از ماشین پیاده شدم عوض این که همراه ماشین و در مسیر ماشین حرکت کنم ناخود آگاه به سمت چپ رفتم که یک خورده دور بزنم ماشینها کمتر مرا اذیت کنند. مقداری رفتم، یک مرتبه دیدم در یک بیابانی هستم، به قدری منحرف شدم که هیچ خبری نیست، نه صدای ماشین میشنوم و نه صدای پرنده (این آقا در قید حیات هستند و بسیار متدیّن) در همان جا عرض کردم: خدایا! اگر بنا بود که در این بیابان بمیریم خوب در محل خودمان میماندیم و میمردیم ما آمدهایم حج، زائر خانه خودتان هستیم. متوسل به حضرت شدم، در همین حالت و گیر و دار، هوا هم تاریک بود بیشتر تاریک شد، که یک مرد عربی را در چند قدمی دیدم، به زبان فارسی گفت: اینجا چه میکنی؟ گفتم: من برای این که گیر ترافیک نباشم راهم را کج کردم تا خودم را به مشعر برسانم ولی اینجا
رسیدهام. گفت: پشت سر من بیا، مقداری پشت سرش رفتم یک مرتبه همه کاروانها و قافلهها و ماشینها را دیدم. گفت: برو ملحق شو. رفتم ملحق شدم، یک مرتبه به خود آمدم: این کی بود؟ چه شخصی بود که دست مرا گرفت؟ در همان حالت به قدری منفعل بودم که توجه به این معنویت و این تصرف نکردم، بعد هم خبری ندیدم. این همان خضر زمان است، کشتی را به نفع مستضعفان سوراخ میکند و هیچ کس نمیبیند، دیوار را به نفع یتیمان برپا میکند تا بعداً گنج خود را بردارند. این فقط یک قضیهای است از دوستانم که به پاکی معروف است. به او گفتم: این را در دفتری بنویس تا بعد از خود به یادگار بماند.
جریان موسی و خضر داستان سومی هم دارد، غلامی را به قتل میرساند روی مصالح و کسی نمیبیند. تصرفات امام زمانعلیه السلام الآن هم هست.
اولیای الهی دو جورند، امیرمؤمنانعلیه السلام میفرماید: «اللَّهمّ بلی للَّه من قائم امّا شاهداً مشهوراً أو خائف» سلیقه خدا این بوده، سیره خدا این بوده و به تعبیر متکلمان، اراده حق تعالی بر این تعلق گرفته که برای بشر دو نوع ولّی معین کند، گاهی آشکار و گاهی پنهان، ولّی پنهان، کار ولی آشکار را انجام میدهد امّا مردم نمیبینند. البته این پنهانی موقت است و دائم نیست، شرایطی دارد و تا شرایط فراهم نشود این پنهانی، پنهان خواهد بود. این پشتِ پرده غیبت دائمی نیست، موقت است؛ «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»(1)در همان زمان حضرتش ظهور میکند.
1) 32. سوره انبیا / آیه 105.
خوب حالا اگر حضرت ظهور کرد آیا آمادگی هست؟ چون آمادگیهای مختلفی لازم است؛ در درجه اول آمادگی فکری و به تعبیر ما انقلاب فرهنگی باید در مردم رشد کند. یازده وصی آمد و رفت، همه را کشتند یا مسموم کردند و قدرشان را ندانستند؛ مانند امیرمؤمنانعلیه السلام این شخصیت منحصر بعد از پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله که در محراب عبادت به شهادت رسید. چنین جامعهای لیاقت ندارد، اگر حضرت در چنین شرایطی ظهور کند، به همان سرنوشت مبتلا میشود، پس باید موقعی بیاید که مردم قدر این گوهر و قدر این ولیّ را بدانند و جان نثار باشند.
من یک مثالی میزنم انشاءاللَّه برادران همراه خود ببرید. در این صد سال اخیر یعنی از حدود سال 1300 تا 1400 ه.ق سه تا انقلاب در ایران بود، انقلاب اول مال مرحوم میرزای شیرازی در سال 1308 ه.ق که داستان تنباکو معروف است، بعداً انقلاب مشروطه آن هم به رهبری آیت اللَّه خراسانی و دیگران، سومین انقلاب توسط مرحوم آیت اللَّه کاشانی در سال 1331 شمسی، هر سه انقلاب هم مقدس بود، رهبرانش از اولیای الهی بودند، امّا کمتر نتیجه گرفتند، چرا؟ مشکل در رهبر بود؟ خیر، مجتهدین عالی مقام بودند. مشکل در برنامه بود؟ خیر، بلکه مشکل در این بود که جامعه آن روز آماده آن انقلاب گسترده نبود. انقلاب در یک حد محدودی بود، نفت هم که ملّی شد همین بود. امّا انقلابی که استاد بزرگوار، حضرت امام –اعلی اللَّه مقامه- انجام داد و فراگیر شد و رژیم عوض شد، یک انقلاب گوهری و جوهری بود، امّا چرا؟ چون مردم از نظر فرهنگی پیش بودند، آگاهیهای قبلی علما
و دانشمندان برای این انقلاب بستری درست کرد، لذا انقلاب امام، انقلاب چهارم است و عطف بر آن سه انقلاب است؛ امّا آنها فراگیر نشدند چون آگاهی در مردم کم بود، اطلاع کم بود، فکر کم بود، امّا در این انقلاب اخیر به خاطر روابط فراوان مردم با علما، حوزههای علمیه قم و مشهد و اصفهان، در جامعه یک آمادگی ایجاد شد و جرقهاش را امام زد.
انقلاب اسلامی ایران، انقلاب اساسی و ریشهای بود، من نمیخواهم انقلاب امام زمانعلیه السلام را بر این انقلاب تطبیق کنم، مسلماً فرق فراوان است ولی انقلاب حضرت هم از این قبیل است اگر چه انقلابش جهانی است. در انقلاب جهانی باید در اکثر نقاط جهان آمادگی باشد، مغرب و مشرق، مردم به قدری از این سازمانهای اطلاعات و دستگاههای بشری مأیوس بشوند که رو به معنویت بیاورند، معنویت. در چنین موقعی است که انقلاب حضرت، آمادگی بیشتری پیدا میکند و حضرت تشریف میآورند.
این حدیث را بخوانم و عرایضم را خاتمه بدهم، حدیث در اصول کافی کلینی متوفای 329 ه ق و در کتاب علم و عقل آورده شده است.
امام باقرعلیه السلام میفرماید: «إذا قام قائمنا وضع اللَّه یده علی رؤوس العباد فاکتمل بها عقولهم وافکارهم»؛ هنگامی که امام قائمعلیه السلام قیام کند خدای متعال دست آن امام را یا دست رحمت خود را بر سر مردم مینهد، اندیشهها بالا میرود، فکرها بالا میرود، مردم منتظر یک انقلاب آسمانی هستند تا راحت شوند.
بنابراین آمادگی انقلاب فرهنگی در مردم جهان، قدم اول است.
خوشبختانه کم کم بشر دارد از تمام این تمدّنهای بشری و صنعتی مأیوس میشود، در همین طوفان آمریکا دیدید قدرتمندترین دولت جهان نمیتواند یک طوفانی را مهار کند، بعد از طوفان نمیتوانند به ملّت خود برسند، گروه امدادگر به جای این که امداد بکنند اموال مردم را غارت میکنند. این حاکی از این است که این نظامهای بشری و نظامهای قبلی نجاتگر نیستند بلکه یک ویترینی است که چیزهای زیبایی را در آن میگذراند تا چشم ما را بگیرد؛ امّا باطن چیز دیگری است.
عرضم را به آخر برسانم و چند دعا کنم.
اللهم صل علی محمّد و آل محمّد، اللهم ارزقنا توفیق الطاعة....
والسلام علیکم ورحمة اللَّه وبرکاته
نیمه شعبان 1425(ه.ق) مصادف با 1383(ه.ش)
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِه فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
«وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»(1)
بنده این عید سعید و این عید بزرگ و بسیار باعظمت را حضور مبارک شما و همه شیعیان و منتظران ظهور آقا بقیةاللَّه ارواحنا فداه و کسانی که در این ایام مهدویت و در این مراسم و با این برنامههای باشکوه در مجالس و محافلی که به عنوان تجلیل و تعظیم از سالروز ولادت حضرت منعقد شده است و اظهار علاقه، ارادت و شکر گزاری در باب آداب کردند، تبریک عرض میکنم.
این اعلام برنامهها و حضور در این مراسمات، بسیار با اهمیت و ارزشمند است، اینها اعلام وجود، اعلام شخصیت و اعلام حضور برای یاری امام زمانعلیه السلام است، اعلام پشتیبانی از قرآن و احکام قرآن، اعلام پشتیبانی از اسلام و دین و ایمان و سنتهای اسلامی است. معانی و مفاهیم
1) 33. سوره انبیا / آیه 105.
این برنامهها به همین سادگیها نیست، حضور در این مراسم در همه وقایع و سنتها توسط شیعیان مؤمنی که با شور و اشتیاق از راههای دور، پیاده و سواره و با این حضور قلب؛ هم به خود ما، هم به جامعه مسلمان و شیعیان و هم به دنیا پیام دارد که ما هستیم و ما بر سر اثبات اسلام و ولایت و دفاع از مذهب ثابت قدم هستیم«إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا»(1)ما بر همان معنای دستوری این آیه شریفه اعلام وجود میکنیم.
در روایات این همه از کسانی که در زمان غیبت حضرت ایمان خود را نگه میدارند و ثابت قدم میمانند تعظیم شده و ثوابها و اجرها و مقامات و درجات بخشیدهاند، برای همین است که این ثبات قدم در دین و حفظ شخصیت و هویت اسلامی - خصوصاً در این زمان که کفار میخواهند هویت اسلامی ما را ضعیف کنند، در میان جوانان میخواهند رخنهای ایجاد کنند - باشد. اینها جواب آن کسانی است که در این زمان بر ایمان خودشان ثابت و استوار هستند.
در یک روایتی است (که خیلی این روایات اهمیت دارد) شماها که در این راه حدّ تعادل را نگه میدارید، اجر شهیدی از شهدای بدر و اُحد را دارید. خداوند متعال به کسانی که در این زمان سنتهای اسلامی را حفظ میکنند، هویت دینی خودشان را نگه میدارند، به هر کدامشان ثواب هزار شهید از شهدای بدر و اُحد میدهد. نمیتوانید تصور بکنید که شهادت در بدر و اُحد چقدر ثواب دارد و چقدر پیش خدا تقرب دارد.
یکی از شهدای بدر و اُحد حضرت حمزه سید الشهداعلیه السلام عموی
1) 34. سوره فصلت / آیه 30.
پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است، در این روایت خداوند ثواب و اجر زیادی برای کسانی که در این عصر که عصر تهدید و امتحان و تبعیض است، عابد بمانند و خود و اطرافیان خود را نگه بدارند و پشتیبانی از دین و احکام دینی بکنند، قرار داده است.
خداوند متعال در آن روایت کابلی میفرماید: «أن أحفظ زمان القائلین المنتظرین بظهوره.» اینها از هر زمانی واجبتر است امّا چه کسانی؟ به کسانی که حقیقتاً منتظر ظهور باشند، کسانی که ملتزم باشند.
متعهدانی که این هویت دینی خودشان را حفظ کنند، از هر هویتی بالاتر است. یک شخصیت دینی و معنوی از هر شخصیتی بالاتر است، باید این را هم نگه بداریم و حفظ بکنیم. لذا حضرت رسولصلی الله علیه وآله در روایتی امام زمانعلیه السلام را معرفی میکند و میفرماید: او کسی است که خداوند به دست او شرق و غرب را فتح میکند و دنیا به طرف حکومت او میرود.
بر طبق این روایتی که خداوند متعال امام زمانعلیه السلام را از شیعیان خودش غایب میکند، آن قدر که ایمان به ولایت آن حضرت و هویت اسلامی کسی باقی نمیماند مگر کسانی که خداوند دل آنها را آزمایش کرده باشد.
باید افتخار کنید و خوشحال باشید که در این مراسم شرکت کردهاید و دم از ولایت امام زمانعلیه السلام میزنید.
از برنامههایی که باید انشإاللَّه متوجه باشید، خصوصاً در این زمان آن است که میخواهند هویت اسلامی مردم را ضعیف بکنند و التزامات خواهران و برادران را درباره حجاب و مسائل دیگر از بین ببرند، کل این
برنامههای اسلامی را کسی که منتظر است باید دقیقاً پیاده کند و به امر به معروف و نهی از منکر ملتزم باشد.
در روایتی حضرت رسولصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: «ما اعمال برّ کلها والجهاد فی سبیل اللَّه عند امر... .» تمام اعمال خیر را که انسان انجام بدهد و حتی جهاد در راه خدا، در پیش امر به معروف به قدر یک قطره آبی است در مقابل یک دریای بیپایان.
امر به معروف را نگه دارید، نگذارید که مناهی روی مناهی شایع بشود، تذکر بدهید مخصوصاً نهادها باید مواظب باشند.
امیدوارم خداوند متعال شما را برای مهدی قرار دهد. خداوند متعال همه ما را بر این ایمان به ولایت حضرت ولی عصرعلیه السلام ثابت قدم بدارد و این شورها و این اشتیاق ها و این علاقهمندیهای قلب را که الحمدللَّه در این مردم عزیز ما، برادران و خواهران الحمدللَّه وجود دارد زیادتر کند. این هم به واسطه توجه خود حضرت است، قلوب و دلها به دست امام زمانعلیه السلام است، از حضرت باید کمک بخواهیم، خداوند متعال این دل ها را به نور ولایت امام زمانعلیه السلام منور بگرداند.
این مسجد مقدّس هم الحمدللَّه امروز یک پایگاه بزرگی از پایگاههای دین و مذهب شده است که مذهب،دین و ولایت امام زمانعلیه السلام از اینجا به تمام دنیا صادر خواهد شد.
خداوند متعال به همه شما اجر بدهد، به همه توفیق بدهد که در این امتحانات لغزش قدم پیدا نشود.
والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
نیمه شعبان 1383(ه.ش) مصادف با 1425(ه.ق)
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِه فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
«وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»(1)
قبل از هر چیز لازم میدانم این شب عزیز را به همه شما عاشقان مهدیعلیه السلام که از راههای دور و نزدیک به عشق آن حضرت حرکت کردید و خود را به این مکان مقدّس (مسجد جمکران) رساندید، صمیمانه تبریک عرض کنم.
من دقیقاً نمیدانم تعداد زائران این مسجد چه اندازه است، اما قریب به یقین صدها هزار نفر میشوند. شما عاشقان و علاقهمندان و شیعیان آن حضرت در این مکان مقدّس به عشق آن حضرت شرکت کردید؛ گوارا باد بر شما این توفیقی را که خدا نصیب شما کرده است.
1) 35. انبیاء 105
بسیاری آرزو میکردند امشب را در اینجا باشند ولی نتوانستند، ما به یاد آنها هستیم و برای آنها دعا میکنیم.
من در این فرصت کوتاه لازم میدانم مسئله مهمّی را درباره حضرت مهدیعلیه السلام برای شما عرض کنم.
همه ما این روایت را از علما و بزرگان شنیدهایم که پیغمبر اکرم و ائمههدیعلیهم السلام در روایات متعددی این جمله را فرمودهاند: «یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً»؛ خداوند روی زمین را به وسیله او از عدل و داد پر میکند همان طور که ظلم و ستم همه آن را گرفته باشد.
مردم دنیا از ظلم ظالمان خسته میشوند، قوانین بشری ناکارایی خود را نشان میدهد، به جای آن که مراکز جهانی، صلح و عدالت بیافرینند آلت دست ظالمان و غاصبان دنیا قرار میگیرند. بشر از ظلم و ستم خسته شده و خواستار فریادرسی از سوی خدا میشود. همزمان خداوند این بزرگوار را ظاهر میکند تا تشنگان عدل و صلح، مانند افرادی که در بیابانی گرفتار و تشنهاند و چشمشان به چشمه آب افتاده، به سوی آن حضرت روی میآورند.
بعضی از منافقان یا ناآگاهان و یا هر دو، گاه میگویند اگر ظهور مهدیعلیه السلام بعد از آن است که دنیا پر از ظلم و جور شود پس چرا ما امر به معرف و نهی از منکر کنیم، چرا جلوی ظلم ظالمان را بگیریم، چرا مملکت اسلامی تشکیل بدهیم؟ یعنی جلوی ظلم را نگیریم تا دنیا پر از ظلم و فساد شود آنگاه حضرتش ظاهر شود.
عزیزان، برادران! مخصوصاً جوانان عزیز! ما اگر به قرآن مجید برگردیم
جواب این سئوال در آن دیده میشود. ما در دو آیه از قرآن مجید میبینیم خدا به مؤمنانی که عمل صالح دارند وعده داده است که آنها را در پرتو و زیر سایه آن حکومت جهانی قرار دهد، یعنی آیه «وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِها الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِن ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَلَهُمْ فِیها أَزْو اجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیها خالِدُونَ»(1)درست است، حضرت تنها نخواهد بود و گروهی از صالحان، مؤمنان، آگاهان، شجاعان و مخلصان پیدا میشوند که آن حضرت را یاری کنند تا حکومت عدل جهانی در سراسر عالم فراگیر بشود. ظلم و فساد و جور به اندازه کافی هست ولی، «الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ» میخواهیم، گروهی باشیم که مصداق این آیه شریفه و یاران و یاوران و یاران آن حضرت باشیم، از همان 313 نفری که شنیدهایم.
ما باید در رکاب حضرت کار کنیم، در خط اول هزار نفر و در خط بعد دههزار، خط بعد یکصد هزار، صدها هزار، میلیونها نفر، در رکاب حضرت باشیم و کار کنیم تا الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات، فراهم شود. در جای دیگر قرآن هم میگوید: «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»(2)عبادی الصالحون باید تربیت و ساخته شود.
ما امشب آمدهایم در اینمکان شریف تا با آن حضرت بیعتی تازه کنیم، و در خط الذین آمنوا و عملوا الصالحات قرار بگیریم، و در گروه عبادی
الصالحون و از بندگان صالح خدا بشویم. عرض کنیم: خدایا! آن گروهی که باید در خدمت مهدی باشد آماده است. خدایا ظهورش را نزدیک و مقدمش را برسان.
بنابراین جواب آن شبهه منافقان و ناآگاهان را دانستیم که از کجا مسئله باید دنبال شود.
برادران و خواهران! مخصوصاً جوانانی که به عشق آن حضرت امشب در این مسجد مقدّس اجتماع کردهاید! سعی کنید فاصلهتان را با آن حضرت روز به روز کمتر کنید. در روایات داریم وقتی میفرمایند: آن حضرت دارای غیبت طولانی است.
سئوال میکنند: مردم از وجود امام غایب چه استفادهای میکنند؟ امام صادقعلیه السلام در چندین روایت میفرماید: همان استفادهای که از آفتاب پشت ابر میشود، از وجود او پشت پرده غیبت استفاده میشود. لحظاتی در دنیاست که آسمان روزها و هفتهها ابر است، امّا شب و روز آن با هم فرق دارد، بله همان آفتاب پشت ابر ظلمت شب را از بین میبرد. آفتاب پشت ابر گیاهان آن مناطق را پرورش میدهد، گلها میروید، شکوفهها باز میشود، میوهها میرسند، انسانها در حد حضور آفتاب پشت ابر زندگی میکنند. معنای آن این است الآن که آن حضرت پشت پرده غیبت است، نفوذی معنوی و حقیقی در جهان اسلامی دارد و یک منفعت عامّی برای همه هست «بیمنه رزق الوری وبوجوده...ثبتت الأرض والسماء.» به وجود او این عالم برقرار
است و ایشان یک عنایات خاص معنوی به دوستان مخلصش دارد. یک وقت احساس میکنی قلبت روش شده است و حال مناجات پیدا کردهای، حضور قلب پیدا کردهای، آماده نماز شب شدهای، این از عنایات آن حضرت است که با نفوذ معنویاش از پشت پرده غیبت در دل و جان این امت پیدا شده، این هم یک نوع ولایت تکوینی است.
بنابراین شرط ظهور این است که ما، در خودسازی بکوشیم و هر روزی که از عمر ما میگذرد در ایمان قویتر، معرفتی بهتر، اخلاقی روشنتر، اخلاصی بیشتر، عشقی سوزانتر نسبت به آن حضرت داشته باشیم و برگزار کنیم. ما نمیگوییم زمان ظهور حضرت است، کسی نمیتواند تعیین کند؛ امّا نشانههایی میبینیم که امیدواریم ظهور نزدیک باشد.
یکی از آن نشانهها همین مسجد مقدّس جمکران است، من فراموش نمیکنم اوائلی که ما به قم آمده بودیم، بلند میشدیم و پیاده میآمدیم اینجا، یک مسجد کوچکی بود که گاهی هم درش بسته بود در را باز میکردیم و میآمدیم توی مسجد، نماز میخواندیم، ظهر هم میماندیم و عصر برمیگشتیم، گاهی چند نفر دیگر هم آمده بودند؛ امّا الآن ملاحظه میکنید چه شوری است. ما از قم حرکت کردیم بیاییم برای نماز، اگر ماشین پلیس و دستگاه و امکانات نبود اصلاً نمیتوانستیم برای نماز به اینجا برسیم، بیابان پر از جمعیت هم آنجا اردو زدهاند و هم اینجا آمدهاند.
خدایا! آیا این همان مسجد جمکران 40، 50 سال پیش است؟ باش تا صبح دولتش بدمد که این هنوز از نتایج سحر است.
همان طور که مسجدی به نام حضرت است، جمعیتی به نام حضرت است خیابانها به نام حضرت است، ظهور حضرت را در همه جا میبینیم، حالت ظهور صغرایی را مثل غیبت صغری و کبری، میبینیم، انشاءاللَّه این ظهور صغرایی، مقدمه ظهور کبری است.
برادران، عزیزان امشب که آمدید اینجا بدانید که زیارتتان قبول شده و حضرت شما را پذیرفتهاند. با یک روحیه تازه برگردید، آدم نویی بشوید، از جمیع گناهان توبه کنید، خودتان را به خدا برسانید و در سایه حضرت مهدیعلیه السلام قرار بگیرید. شب میخوابید درود بر او بفرستید، صبح که بیدار میشوید درود بر او بفرستید، وارد محل کسب و کارتان میشوید درود بر او بفرستید، شب و روز نگذرد مگر به یاد آن حضرت باشید، بهره بگیرید، نورانیت آن حضرت از پشت پرده غیبت بر دلهای شما چگونه پرتو افکن میشود؟
الآن تولیت محترم مسجد، حجت الاسلام والمسلمین آقای وافی میگفتند: آمارگیران مشغول گرفتن آمارند به نظر میرسد سال 1383 - حدود 16 میلیون نفر زوار در این مسجد مقدّس جمکران آمده باشند.
عجیب است خانه خدا با آن عظمت فقط در سال حدود 8 میلیون زوار دارد، امّا این مسجد در پرتو نام آن حضرت 16 میلیون زوار! هرچه زائران بیشتر میشوند، مردم بیشتر میآیند، چون حضرت مهدیعلیه السلام متعلق به تمام
مسلمین جهان است، دشمنان شیعه و مکتب اهل بیتعلیهم السلام و دشمنان خود اسلام هم ناراحتتر میشوند و لذا باید خیلی مراقب باشیم، نقطه ضعف ندهیم.
من بیش از این نمیخواهم شما را در این شب عزیز معطل کنم ولی سعی کنید برای مشکلات جهان اسلام دعا کنید، برای مردم مظلوم عراق، برای مردم مظلوم فلسطین، برای مردم مظلوم افغانستان، برای مردمی که در گوشه و کنار جهان در زیر فشار چکمههای زورمندان غاصب و جنایتکار و ضد بشر قرار دارند، برای همه آنها دعا کنید. برای ظهور حضرت دعا کنیم، برای این جوانان عزیز ما که تحت بمباران تبلیغات دشمنان قرار گرفتهاند، دعا کنید از شر اشرار در امان بمانند. اگر این جوانان را از ما بگیرند همه چیز ما را گرفتهاند، امام زمانعلیه السلام را هم میگیرند آنقدر که اینها در صف اول مدافعانند.
من چقدر لذت میبرم وقتی میآیم به زیارت میبینم اکثر زوار، پسران و دختران جوان هستند، قلب پاکی دارند، با حضرت بهتر میتوانند رابطه برقرار کنند.
در اینجا لازم میدانم در پایان عرایضم از تمامی کسانی که برای برنامههای امشب و این شبها زحمت کشیدهاند، تمام مسئولین شهر قم از چند هفته قبل بسیج شدهاند، تولیت محترم مسجد، کارکنان مسجد، افرادی
که خدمتگزاران افتخاری هستند، من از همه آنها به سهم خودم تشکر میکنم و امیدوارم همه جایزهشان را امشب از دست حضرت دریافت بدارند، امیدوارم همه شما را حاجت روا شده، سالم به وطنتان برگرداند.
والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.
نیمه شعبان 1425(ه.ق) مصادف با 1383(ه.ش)
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِه فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
بحث کوتاه، بین دو نماز درباره انتظار و وظیفه منتظران است. مخصوصاً این که در جمع ما، رزمندگان وفادار اسلام و لشکر پرقدرت 17 علی بن ابی طالبعلیه السلام هم حضور دارند.
مطلب اول این است که جریان انتظار، یک امر عمومی است.
تمام بشر و تمام جوامع، منتظر روزی هستند که عدل، گسترده شود؛ امّا ما شیعهها گذشته از این معنای عمومی، منتظر کسی هستیم که معدوم نیست و برای ما حاضر است، ما غایبیم و او غایب نیست. ما منتظر ادراک مهدی موجود موعودعلیه السلام هستیم؛ پس این فرق اساسی بین اسلام ما و اسلام سایر جوامع است.
مطلب دوم این که اگر ولی ما موجود و حاضر است و ما حضور نداریم،
انتظار ما در سایه موافقت، محاسبت و مواظبت است و ما باید مراقب خود باشیم که او ما را میبیند و اعمال ما را مرور میکند. باید رابطه خود را، انجام وظایف خود را طوری که اهل بیتعلیهم السلام تأیید کنند محاسبه کنیم و با آن ارتباط تنگاتنگ داشته باشیم. ذیل آیه شریفه «یأَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرَابِطُواوَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»(1)
پس اصل اول، آن شد که ما به مهدی موعود معتقدیم.
اصل دوم آن است که مهدی موجود است و عالم به غیب و اسرار الهی است. باید مراقبت شود، هم مواظب باشیم هم محافظ.
اصل سوم آن است که ما منتظریم که او بیاید و عدل را در جهان گسترده کند؛ جهانی که میبینیم به بهانه دمکراسی در شرق ایران، افغانستان را میگیرند و در غرب ایران عراق را متحول میکنند و در آن طرف، فلسطینیها را از پا در میآورند. ما منتظر ظهور کسی هستیم که در خدمت او عدل را جهانی کنیم.
اگر منتظر ظهور مهدی موجود موعودعلیه السلام هستیم باید ببینیم جد بزرگوارش در تشکیل حکومت اسلامی چه کرد.
وجود مبارک رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله قبل از آن که وارد مدینه شوند و حکومتی تشکیل بدهند در قبا مسجد ساختند که نمازگزاران آن مسجد تنها اهل نماز نبودند «فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ»(2)بلکه
مردانی بودند که عبادت و طهارت را دوست داشتند؛ پس نماز خوان، منتظر ظهور حضرت نیست حتی کسی که آدم خوبی است، آدم قانعی است اما از ترس جهنم، این منتظر نیست. کسی که به عدالت عشق میورزد و دوستدار عدالت است، نه آدم بدی است نه آدم خوبی و خوبی را برای ترس از جهنم تحصیل نکرده است بلکه علاقهمند به خوبی است، یک هم چنین کسی منتظر ظهور است، یک هم چنین کسی در قرآن مطرح میشود «فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُوا».
یکی از مراکزی که میتواند دوست پرور باشد همین مسجد است. هرجا به نام ابا صالح المهدی ارواحنا فداه است کسانی در آن تربیت میشوند که دوستدار اهل بیتاند.
اصل بعدی آن است که چون عترت طاهرینعلیهم السلام با قرآن هماهنگاند و خدای سبحان، قرآن و درسهای قرآنی را حیات بخش معرفی کرد و فرمود: اگر بخواهید زنده شوید قرآنی فکر کنید، و قرآنی عمل کنید چون امامت و قرآن براساس حدیث ثقلین با هم میباشند و اگر کسی خواست زنده شود باید اهل امامت باشد، با مهدویت رابطه پیدا کند و امامت را بشناسد، زیرا در سوره انفال هم آمده است «یأَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا للَّهِِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ»(1)یعنی دعوت قرآنی شما را زنده میکند.
1) 40. سوره انفال / آیه 24.
نقل از زبان رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله آمده است: «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه». منتهی این حدیث در زبان منفی، آن آیه به لسان مثبت است.
در این حدیث آمده است: هر که امام را بشناسد زنده است، نشناسد مرگ جاهلی دارد. در این آیه آمده است: اگر کسی بخواهد زنده شود باید قرآنی فکر کند؛ یعنی قرآن عامل حیاتبخش است، امامت عامل حیاتبخش است، اگر این دو امر جدای از هم بودند ممکن بود کسی بگوید «حسبنا کتاب اللَّه» و زنده بماند، یا بگوید «حسبنا الامام» و زنده بماند، ولی چون «لن یفترقا» آمده هرگز از هم جدا نیستند، قرآن بدون امامت نخواهد بود، امامت هم بدون قرآن نخواهد بود. این دو یک خانواده هستند و حیاتبخش، حیات ما در سایه عمل به قرآن و دستور امام که پیوند با امامت است «اسْتَجِیبُوا للَّهِِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ» است و «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» هم امامت قابل حیات است هم قرآن کریم.
مهمترین راه این است که ما دوست برای آن باشیم تا زنده بشویم، وقتی دوست شدیم قرآن ما را زنده میدارد؛ منتهی ما میتوانیم در ظهور آن حضرت و گسترش حکومت عدل جهانی خدمات صادقانهای را ارائه دهیم.
مطلب پایانی عرضم این است که قرآن کریم زمینه حکومت وجود مبارک رسول گرامیصلی الله علیه وآله را مسجد دانست تا مردم را با فرهنگ دین آشنا کند. وجود مبارک حضرت ولی عصر - ارواحنا فداه - جهان را پر از عدل و داد میکند امّا با
کدام سرمایه، و چطور مردم عادل میشوند؟ مگر الآن حکومت اسلامی نداریم، مگر اکثریت مردم این سرزمین شیعه نیستند امّا شما میبینید مشکلات فراوانی در دولت و ملت یافت میشود، این معصیتها چیست؟ اگر همه ما تشنه عدل بودیم دیگر مشکلی پیش نمیآمد. این مشکلات و آلودگیهایی که احیاناً جمع ما گرفتار آن است چیست؟
وجود مبارک حضرت ولی عصر - ارواحنا فداه - با چه قدرتی جهان را از عدل و داد پر میکنند، با کشتن؟ الآن که مردم جهان 7 میلیارد است اگر یک میلیارد آن را بکشند آن شش میلیارد دیگر آدم میشوند؟ تازه اول ترور است، اول خونریزی است و اگر از این هفت میلیارد 4 میلیارد را بکشند سه میلیارد باقی مانده آدم میشوند؟ هرگز ممکن نیست، وجود مبارک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه با چه وسیلهای پیروز میشوند و «یملاء الارض قسطاً وعدلاً» با فشار، با کشتن، یا با عدل و فهم و فرهنگ. معجزه اول آن است که مردم را عاقل میکنند، آدم میکنند آن وقت است که جامعه عاقل، عدل پرور است.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته
نیمه شعبان 1425(ه.ق) مصادف با 1383(ه.ش)
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِهِ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
فرا رسیدن این عید عظیم را به پیشگاه مقام معظم رهبری، مراجع تقلید و همه منتظران ظهور آن حضرت تبریک و تهنیت عرض میکنیم و از خدای متعال تقاضا میکنیم عیدی این عید بزرگ را تعجیل در فَرَج آن حضرت قرار بدهد.
خدا را شکر میکنیم که معرفت به اسلام و اهل بیتعلیهم السلام و مخصوصاً محبّت به وجود مقدّس حضرت ولی عصر - ارواحنا فداه - را به همه ما ارزانی داشت و هدایت و مودّت این خاندان را در اعماق دل ما ثابت کرد.
تحقیقاً بخشی از موفّقیتهای یک جامعه، مرهون فداکاریهای مردمی است که در راه برقراری نظام اسلامی، از بذل جان و مال و آبروی خودشان مضایقه نکردند و این گرایش عظیمی که در سراسر جهان و در همه اقشار
کشور اسلامی خودمان نسبت به اهل بیتعلیهم السلام و این مکان مقدّس میباشد را به وجود آوردند. همین جا، جا دارد که همه برای روح امام عزیزمان و تمام شهیدانی که در راه برقراری نظام اسلامی تلاش کردند دعا کنیم و همچنین طول عمر ،عزّت، قدرت و شوکت مقام معظم رهبری را از خدای متعال درخواست کنیم.
الحمدللَّه به برکت معارفی که از اهل بیتعلیهم السلام به ما رسیده و با تلاش های علما و بزرگان و قدما و نویسندگان و سخنوران در اختیار ما قرار گرفته، نسبت به شخصیت امام زمانعلیه السلام معلومات خیلی خوبی داریم. جای آن دارد که من در این فرصت کوتاه درباره تاریخ آن حضرت و بحثهای شبه تاریخی بپردازم.
بیشترین چیزی که امروز جوانان ما به آن نیاز دارند؛ تبیین معارف اسلامی است که باعث تقویت ایمانشان میشود و در سایه این معارف وظایف خودشان را بهتر میشناسند.
یکی از مفاهیمی که ما از دوران طفولیت با آن مفهوم انس گرفتیم و از مفاهیم خاص مذهب شیعه تلقی میشود، مفهوم انتظار فَرَج است.
همه ما این روایت را شنیدهایم که «أفضل أعمال أمّتی انتظار الفرج»؛ بالاترین اعمال مردم انتظار فَرَج است» و مضامین دیگری از این قبیل که همه شما بارها شنیدهاید و احتیاج به تذکر ندارد، امّا به گمان من بسیاری از جوانان ما مفهوم روشنی از انتظار فَرَج ندارند. یک وقت میگوییم مفهوم انتظار فَرَج
آن حضرت روشن است و آن را میفهمند؛ امّا چرا واژه انتظار فَرَج که بالاترین عبادت است انتخاب شده، چرا این همه راجع به این مفهوم تأکید شده، چگونه باید انتظار فَرَج داشت، چه ارتباطی با وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام دارد، چرا این بالاترین عبادت است؟
این سئوالاتی است که شاید در ذهن بسیاری از جوانان ما باشد؛ خواه اظهار و مطرح بکنند یا به دلایلی از کنارش بگذرند و چون جبر مسلمی است همینطور در بسته و سربسته بماند، ولی چون دورانی که ما در آن زندگی میکنیم دوران تشکیکات و ایجاد شبهات است، ما نباید هیچ مفهوم و مطلبی را تمام شده تلقی کنیم و بگوییم دیگر احتیاج به بحث ندارد؛ البته شاید برای کسانی که چند دهه از عمرشان گذشته و در مکتب اهل بیتعلیهم السلام پرورش پیدا کردهاند و از انواع معارف اسلامی بهرهمند شدهاند، این مطالب برایشان تکراری یا زاید تلقی شود، امّا ما با نسلی مواجه هستیم که در معرض آسیبهای فراوان است و اگر آنها این معارف را نیاموزند و درست باور نکنند و نتوانند اثبات کنند آینده اسلام و نظام اسلامی در خطر خواهد بود، چون سالمندان دیر یا زود از این عالم خواهند رفت، این تعارف هم برنمیدارد و این جوانها هستند که جای ما را خواهند گرفت. آنها هستند که باید از باورها و ارزشهای اسلامی دفاع کنند لذا اگر تعلیمات عمیقی در این باره ندیده باشند و مفاهیم روشن و دلایل روشنی برای اثبات آنها نداشته باشند، با ایجاد تنها یک تشکیک و ایجاد شبههای ایمانشان را از دست میدهند، مبتلا به شکّ میشوند و شک هم ایمان باقی نمیگذارد.
به این خاطر است که یک مقدار درباره این مفهوم صحبت میکنیم ولی ناچاریم برای آن که این مفهوم روشن بشود، منظومه فکری خودمان را درباره امامت؛ خصوصاً امامت ولی عصر - ارواحنا فداه - و غیبت ظهور آن حضرت مرور بکنیم.
ما چیزهای پراکندهای را میشنویم و مطمئن هم هستیم که جدا گانه این مطالب درست است، امّا ارتباط بین اینها برقرار کردن و اینها را به صورت یک منظومه، به صورت یک سیستم ملاحظه کردن، یک تلاش مضاعفی میخواهد.
اصلاً امام برای چه آمده است و چرا امامان 12 نفر هستند وچرا 11 تن از ایشان حیات پشت سرهم داشتند، چرا دوازدهمی از آنها غایب شد، چرا این یکی هم مانند آنها در میان مردم نبود؟
حالا بعد از آنکه امام دوازدهم غایب شده چه ارتباطی با ما دارد، ما چه ارتباطی با او برقرار کنیم و وظیفه ما در این زمان چیست؟ آنوقت نوبت به این میرسد که ما در این زمان باید انتظار فَرَج داشته باشیم و اگر بخواهیم بفهمیم که انتظار فَرَج یعنی چه و در این زمان ما چه وظیفهای داریم؛ باید به هدف امامت و ظهور آن حضرت توجه کنیم که اصلاً خداوند چرا امام تعیین نموده و برای چه امام غایب قرار داد و چرا بعد از یک زمانی ظهور خواهد کرد و هدف او از ظهور چیست؟
همه اینها جوابهای اجمالی در ذهن ما دارد و من از کسانی که سالها در
مکتب اهل بیتعلیهم السلام پرورش پیدا کردهاند و جواب اینها را تفصیلاً میدانند معذرت میخواهم، امّا علاقه دارم که در همه زمینهها آنجایی که افراد در معرض شبهات قرار دارند عرض کنم که؛ اصل فلسفه امامت برای این است که خدای متعال بعد از فرستادن پیغمبر اسلامصلی الله علیه وآله که پیغمبر خاتم بود؛ یعنی دیگر پیامبری نخواهد آمد و از فرط لطف و کرمش برای بهره مردم در سالیان دراز و قرون متوالی تا به کمال برسند کسانی را به عنوان وصی و جانشین پیغمبر قرار داد که همه چیزشان مثل پیغمبر است تا بدون دریافت وحی نبوت و رسالت بتوانند همان حرکت پیغمبر را تکمیل بکنند و به همین دلیل است که در روز غدیر این تعبیر به کار رفت «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»(1)
فلسفه اصلی امامت، به کمال رساندن دین است و اگر مسئله امامت نبود دین به کمال نمیرسید.
در اراده و علم الهی گذشته بود که برای به کمال رساندن دین، وجود 12 معصوم ضرورت پیدا میکند و خداوند دستان تکوین را آن چنان منظم فرموده بود، چون کسی که به اینچنین مقامی میرسد یک شرایط تکمیلی میخواهد. اینطور نیست که خداوند یکدفعه به یک نفر مسئولیت بدهد و بگوید تو پیغمبر یا امام باش، بلکه شرایط تکمیلی میخواهد؛ از نظر تیپ ولایت و از نظر عوامل ارثی باید شرایط جسمی و روحیای داشته باشد که صلاحیت درک وحی یا علم نبوّت را داشته باشد و کار هرکس نیست.
1) 41. سوره مائده / آیه 3.
خدای متعال در نسل حضرت زهراءعلیها السلام چنین استعدادی را قرار داد که 11 نفر از فرزندان آن حضرت این استعداد را داشته باشند که به مقام امامت نایل شوند؛ یعنی مقامی مثل مقام پیغمبرصلی الله علیه وآله بدون درک وحی نبوت، چون اراده الهی بر این قرار گرفته بود که پیغمبر اسلام خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله باشند.
ما شیعیان بحمداللَّه واقف هستیم که ائمه معصومینعلیهم السلام از امیرالمؤمنینعلیه السلام گرفته تا امام یازدهمعلیه السلام در طول دو قرن چه خون دلهایی خوردند و چه تلاشهایی کردند تا بتوانند معارف حقّه اسلام را به نسلهای آینده در نقاط مختلف کشورهای اسلامی برسانند. تدبیرهای بسیاری شده که خیلی از آنها را ما درست تبلیغ نکردهایم که چه چارههایی اندیشیده بودند تا معارف اسلامی در اقصی بلاد عالم منتشر شود. این پخش شدن امامزادهها در نقاط مختلف، بی برنامه و بی هدف نبوده است.
به هر حال با تدبیرهایی که اندیشیده و زحماتی که کشیدند، کاری کردند تا معارف حقه اسلام که در مکتب تشیّع متبلور است تا آنجا که ممکن است به همه بلاد برسد.
این کار انجام گرفت ولی هدف دیگری که در برقراری یک نظام حکومتی عادلانه به دست امام معصوم باشد، مشروط بود به پذیرش مردم، البته تا آنجا که مربوط به وظایف خود ائمه اطهارعلیهم السلام میشد، تمام تلاششان و در مواردی با تقدیم خون های پاک خود و عزیزان شان این وظیفه را انجام دادند و معارف اسلام را منتشر کردند؛ امّا برقراری یک نظام حکومتی اسلامی، تنها وظیفه شخص امام نبود و یک شرایط اجتماعی و پذیرش مردمی میخواست.
امام یک نفر است و اگر بخواهد یک ملت چند صد میلیونی را اداره کند، تنها قدرت خودش کافی نیست، مگر یک قدرت غیبی اعجازآمیز باشد که سنت الهی در هدایت مردم و اقدام چنین اعجازهایی هم در مقام عملی نیست. پس هر وقت مردم آمادگی پیدا کردند که حکومت امام معصومعلیه السلام را بپذیرند او هم وظیفهاش این است که این کار را عهده دار شود و در مقام تصدی برآید.
آن خطبه معروف امیرالمؤمنینعلیه السلام را همه شنیدهاید که «لولا حضور الحاضر وقیام الحجة بوجود الناصر و ...» میفرماید: این که من متصدی حکومت شدم به خاطر این است که وقتی مردم حاضر شدند و هجوم آوردند و با من بیعت کردند من دیگر حجتی نداشتم که از قبول امامت سر باز بزنم.
بیعتی که با امیرالمؤمنینعلیه السلام شد در طول تاریخ اسلام بینظیر بود چنانکه خود حضرت میفرماید: نزدیک بود حسنین در زیر دست و پا له شوند. این طور مردم حاضر شدند تا بیعت کنند، وقتی من ناصر(یاری کننده) داشتم دیگر حجت بر من تمام است و نمیتوانم خودداری کنم. «وعلی العلماء ان لایقارّوا... .» در درجه اول این وظیفه عالمان است، عالمان،ائمه معصومینعلیهم السلام که در مقابل ظلم ستمگران آرام نگیرند. پس برای اینکه حق مظلومان گرفته بشود به سبب کمکی که مردم به من میکنند، بر من واجب شده که دیگران را رهبری کنم.
البته همه میدانیم که این نصرت و یاری و حمایتی که مردم از
امیرالمؤمنینعلیه السلام کردند چقدر دوام داشت، بالاخره 4 سال و 9 ماه حکومت حضرت به جنگهایی گذشت. وقتی هم که نوبت به سایر ائمهعلیهم السلام رسید، همین اندازه بیعتی که با امیرالمؤمنینعلیه السلام کردند با سایر ائمه نکردند، چرا؟ علتش بماند، چون جای بحثش اینجا نیست، البته جا دارد که ما دقیقاً ببینیم اگر ما جای آنها، جای اصحاب امام حسن، امام سجاد،امام باقر و امام صادقعلیهم السلام بودیم آیا با آنها، آن چنان که باید با علیعلیه السلام بیعت کنند، بیعت میکردیم؟ یا ما هم به همان دردها مبتلا هستیم؟ توجه دارید که جای تأمل دارد و حال بحث آنرا مطرح نمیکنیم.
هر کس کلاه خودش را قاضی قرار دهد، خداوند یازده امام، یکی پس از دیگری که هر کدام وجودشان، یک تار مویشان به همه عالم میارزید و گهرهای گرانبهایی بودند را در اختیار مردم قرار داد تا سعادت دنیا و آخرت مردم را تضمین کنند، ولی قدر ندانسته و گفتند: دلمان میخواهد خودمان انتخاب کنیم و میخواهیم که حکومتمان دمکراتیک باشد، نمیخواهیم خدا بر ما فرض کند. بالاخره انتخاب مردم همین بود که ملاحظه فرمودید؛ مثلاً به اینجا رسیده که من و شما امروز داریم زندگی میکنیم و هر چه بیشتر به معارف اهل بیتعلیهم السلام نزدیک شویم بهتر میتوانیم از برکات این خانواده استفاده کنیم و قاعدتاً هر چه دورتر شویم از آن برکات محرومتریم.
نوبت رسید به امام دوازدهم؛ اگر امام دوازدهم هم مثل سایر ائمهعلیهم السلام در میان مردم حضور پیدا میکرد، همان سرنوشتی را داشت که پدرانش داشتند.
زمان تفاوتی نکرده بود و شاید بدتر هم شده بود. این بود که خدای متعال از باب رحمت واسعهاش، وجود او را برای روزگاری که مردم صلاحیت امامت او را داشته باشند ذخیره کرده است. و این پیش بینی شده بود که بالاخره مردم در اثر سختیهایی که در طول قرنها میکشند، به هر دری میزنند و دنبال هر صدایی راه میافتند ولی بالاخره همه جا سرشان به سنگ میخورد و از همه راهها ناامید میشوند، آنجاست که مردم آمادگی پیدا میکنند تا اینکه ندای داعی الهی را پاسخ گویند و حکومت او را بپذیرند؛ آن وقت است که حضرت تشریف خواهند آورد.
امّا زمان آن رازی است که هیچگاه افشا نشده و نخواهد شد، البته آن هم حکمتهایی دارد که همه شما کم و بیش با آن آشنا هستید. اگر تشریف فرمایی ایشان در تاریخ معینی بود، مردم آن اهتمامی که باید برای فعالیت اختیاری خودشان انجام بدهند و در خودشان چنین آمادگی ایجاد کنند انجام نمیدادند و میگفتند: در آن زمان کارها درست میشود، همانطور که کم وبیش بعضی از نسلهای ما همین حرفها را میزنند و میگویند: آقا خودش میآید و کارها را درست میکند، از ما کاری برنمیآید.
امّا اراده الهی بر این بود که مردم با اختیار و انتخاب خودشان راه صحیح را شناسایی کنند و بپیمایند و هر کس به اندازه توانش قدمی در این راه بردارد تا به برکاتش نایل بشود.
به هر حال باتوجه به فلسفه وجود امامت و غیبت امام، باید بدانیم فَرَج یعنی چه و چکار بکنیم که از این تلاش برای فَرَج، بیشتر بهرهمند شویم.
فَرَج؛ گشایشی است که بعد از تنگنا حاصل میشود، وقتی انسان در زندگی فردی در یک شرایط خاص قرار میگیرد، در یک تنگنایی که احساس میکند درها به روی او بسته شده و راه فرار و نجاتی ندارد؛ اگر یک روزنهای باز بشود که بتواند از آن نجات پیدا بکند، به آن فَرَج میگویند.
فَرَج؛ به معنای گشایش است، و کم و بیش در زندگی همه ما چنین چیزی اتفاق افتاده، گاهی شرایط سخت و مسائل غمانگیز و گرفتار کننده، آن چنان اطراف ما را گرفته که راه نجات برای خودمان نمیبینیم ولی خدای متعال یک راهی باز کرده و فرجی رسانده است، این گرفتاریها گاهی گرفتاری شخصی است که برای هر کس در هر زمانی پیش میآید. حتی در زمان حضور امام چنین گرفتاریهایی برای اشخاص پیش میآید، این انتظار فَرَج یعنی امید به رفع گرفتاریها و امید به رحمت الهی که بزرگترین عامل در سازندگی و حرکت و فعالیت و نشاط انسان است.
اگر انسان در زندگیاش امیدی نداشته باشد تلاش نخواهد کرد، آدم افسرده و ناامید از همه چیز، یک گوشهای مینشیند و دست روی دست میگذارد و زانوی غم بغل میگیرد و هیچ کاری نمیتواند انجام بدهد، اگر روزنه امیدی به دلش باز شود آن وقت است که حرکتی در دلش پدید میآید، آن را دنبال میکند بلکه به نتیجهای برسد.
پس اصل اینکه انسان باید امیدوار باشد، امید به فَرَج داشته باشد، امید به گشایش بعد از شدّت و سختی داشته باشد، این لازمه ایمان است، فلذا
«یأس من روح اللَّه یأس من رحمة اللَّه» یأس از گناهان کبیره است که در آیات و روایات به آن اشاره شده است. و یکی از بزرگترین گناهان این است که انسان از رحمت خداوند ناامید شود، این از بدترین گناهان است و طبعاً در مقابلش، داشتن امید به خداوند از بهترین عبادتها خواهد بود. امّا این فَرَج شخصی باز هم به وسیله امام برای انسان حاصل میشود، این نتیجه توسلاتی است که چه در زمان ظهور امامعلیه السلام چه در زمان وجود و حضور پیغمبرصلی الله علیه وآله میسر باشد کسانی برای گرفتاریهای شخصیشان؛ اعم از مادی و معنوی توسل پیدا میکنند.
البته گرفتاریهای مهدویت از سختترین گرفتاریهاست، خدا نکند کسی مبتلا شود به شکهایی که آدم را احاطه میکند و راه ایمان و نور ایمان را از انسان میگیرد، بسیار بلای سختی است.
به هر حال در مقابل تنگناهای مادی و معنوی، یکی از بهترین راهها برای نجات، توسل به وجود مبارک پیامبر اکرم و ائمه اطهارعلیهم السلام است که خود یک باب مفصلی است که حال نمیتوانیم وارد آن شویم.
مسئله توسل، در حقیقت پشتوانه مضاعف دارد، خدای متعال یک مطلب فرموده «اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»(1)این یک ضمانت است امّا وقتی دعا میکنیم و متوسل به وجود مبارک رسول اکرمصلی الله علیه وآله میشویم «أتوجه إلیک بنبیّک نبیّ الرحمه» و پیامبرصلی الله علیه وآله به خاطر توسل و درخواستی که از ایشان میکنیم برای
1) 42. سوره غافر / آیه 60.
ما دعایی میکنند؛ چون پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله کریمتر از آن هستند که کسی به در خانهشان به گدایی برود و به او توجه نکنند.
ما وقتی توجه و توسل به آنها میکنیم آنها هم برای ما دعا خواهند کرد، این است که از راه توسل، دعا نیز پشتوانه مضاعف پیدا میکند و این وعده الهی است که «ادعونی استجب لکم» هم وعده استجابت دعای پیغمبر که مستجاب الدعوة است، اگر دعاهای ما شرط و شروطی دارد استجابت دعای پیغمبر و امام که شرط و شروط ندارد.
وقتی متوسل میشویم، دعای خودمان را با یک پشتوانه مهمتری تقویت میکنیم. کسانی فکر نکنند توسل یک راهی است غیر از دعا، توسل همان دعاست با تقویت پشتوانهاش و راهی غیر از درخانه خدا رفتن نیست. پیامبر و ائمه اطهارعلیهم السلام که بازار دیگری غیر از بازار خدا ندارند، یک مغازه دیگری ندارند، کار آنان دعوت به خداست، آشنا کردن مردم به خدا، گرفتن رحمت از خدا و رساندن به بندگان است. بدانید که راه یکی بیشتر نیست و آن راه هم در خانه خداست. منتهی از این راه که میرویم با وجود توسل، ضمانت به نتیجه رسیدنش بیشتر میشود، از دعای خودمان وعده اجابت داریم و وقتی توسل میکنیم پیغمبر نیز برای ما دعا میکند و با دعای آنها قطعاً ارزش کار بیشتر میشود. به هر حال انتظار فَرَج شخصی، از باب توسل است.
از زمان ظهور پیغمبر و امام و چه در زمان غیبت ایشان توسلاتی بوده که حتی به امامزادهها، به اولیای خدا و بندگان صالح میشده و همه اینها به خاطر آن است که یک دعا کننده دیگری هم پیش خدا پیدا میکنیم.
همین جا یک نکتهای یادم آمد دریغم آمد نگویم، ممکن است برکاتی در آن باشد؛ یکی از مراجع بزرگرحمه الله میفرمودند: کسی در خواب دید از مقام حضرت معصومهعلیها السلام سئوال کرد که آیا حضرت معصومهعلیها السلام برای همه مردم شفاعت میکند یا فقط برای مردم قم شفاعت میکند؟ حالا بگویید یا خواب عرفانی یا مکاشفه، در جواب فرمودند: حضرت معصومهعلیها السلام برای همه مردم شفاعت میکند و برای شفاعت مردم قم میرزای قمی کافیست.
میخواهم عرض کنم حتی توسل به عالمان بزرگ و بندگان خالص خدا هم میتواند برای ما مفید و کارساز باشد، غافل نشوید از وجود علما و بزرگان در گوشه و کنار شهرمان و همچنین امامزادگان عزیزی که در گوشه و کنار هستند. احترام به آنها و توسل به آنها باعث میشود که دعاهای شما پشتوانه معتبرتری پیدا کند، این انتظار فَرَج شخصی است؛ یعنی با توسل و دعا کردن منتظریم تا فرجی برای شخص خودمان پیدا شود.
امّا یک انتظار فَرَج عمومی و کلی هم داریم، همانکه در زمان غیبت مورد توجه است و بالاترین عبادت در این زمان شمرده میشود.
یک اصطلاح دیگری را عرض بکنم، فرجی که برای جامعه اسلامی حاصل میشود میتوانیم بگوییم مراتب دارد؛ یک فَرَج مطلق و یک فَرَج نسبی. فرجی که برای جامعه اسلامی حاصل میشود فرجی است که همه جهان را فرا میگیرد و هیچ منطقهای، از برکات آن فَرَج محروم نمیماند و آن فرجی است که به دست مبارک شخص حضرت بقیةاللَّه -ارواحنا فداه- بعد
از ظهورشان حاصل میشود و البته ما باید انتظار فَرَج را داشته باشیم و مقتضی این انتظار هم رفتارهای خاصی است که اگر فرصتی بود به برخی از آن اشاره میکنیم ولی غیر از این انتظار فَرَج مطلق، انتظار فَرَج نسبی هم داریم و آن فَرَج متعلق به همه جهان است و عالم در انتظار آن میباشد، فرجی که در آن حق مظلومی بر روی زمین نمیماند. امر فَرَج نسبی، اجتماعی است و آن هم یک مرتبه از انتظار فَرَج است. خدای متعال برای جامعه اسلامی است، برای جامعه شیعی است، برای یک کشور اسلامی است، برای یک کشور شیعی است. این یک ربع قرن، یک فَرَج نسبی را برای جامعه ما رساند بعد از انتظاری که لااقل در دوران بیش از 15 الی 16 سال، مردم ما به طور جدی برای فَرَج کشیدند.
یعنی آن وقتی که نهضت روحانیت به دست مبارک حضرت امام خمینیرحمه الله شروع شد و با فریادی که ایشان زد و پیامی که به مردم داد، دلها بیدار شد؛ قلبها متوجه شد و یک روح امیدی در جامعه پیدا شد. مردم فهمیدند که میشود احکام اسلام را اجرا کرد، میشود با کفر مبارزه کرد، میشود دست اجانب را از مملکت کوتاه کرد. قبل از آن، کسی توجه به این نداشت، باور نمیکرد، میگفتند همه چیز از دست رفته، جز با ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه هیچ چیز درست نمیشود و هرچه تلاش کنیم بر باد خواهد رفت، آن وقت یک مرجع تقلیدی آمد، آن هم با آن ویژگیهایی که در امام بود، آن صفا، آن ایمان، آن فداکاری و از خودگذشتگی، آن پاکی زندگی،
آن شجاعت و سایر صفاتی که مجموع آنها کمتر در یک انسان یافت میشود. وقتی مردم در چنین شخصی با این ویژگیها که از تبار پیغمبرصلی الله علیه وآله هم بود، چنین امیدی را دریافت کردند، انتظار در آنها شکوفا شد.
حرکاتی که در دوران نهضت در کشور ما و در سایر کشورهای اسلامی صورت گرفت، نمودهایی از انتظار فَرَج نسبی بود و چون این انتظار و این نمودها صادق بود، خدا هم از آسمان پاسخ مثبت داد. برای تأیید عرض خودم اشاره میکنم به یک فرمایش انتظار و آن اینکه نمودها صادقانه بود؛ هنوز صد سال از رحلت پیغمبرصلی الله علیه وآله نگذشته بود، سخنان پیغمبر در گوش مردم طنین انداز بود و سینه به سینه نقل میشد. حال ببینند در آن زمان امیرالمؤمنینعلیه السلام با چه لحنی سخن میگوید، «کنّا علی عهد رسولصلی الله علیه وآله»؛ علیعلیه السلام میفرماید: ما در زمان پیغمبر این طوری بودیم که برای حمایت از پیغمبر، برای احقاق حق، برای به کرسی نشاندن دین الهی و حاکم کردن احکام خداوند و برای اینکه اسلام پیاده شود، با پدران خود، با عموهایمان، با برادرانمان، با نزدیکانمان میجنگیدیم و برای ما مطرح نبود که چه کسی طرف ما هست؛ پدر است، برادر است، عموزاده است و یا داییزاده است. میگفتیم مسلمان است یا دشمن اسلام؟ اگر دشمن اسلام بود و به روی مسلمانها شمشیر کشیده بود با او میجنگیدیم و دیگر فکر نمیکردیم این فامیل ماست، همسایه هستیم، چشمهایمان به چشم هم میافتد، این حرفها نیست، این بود که اینها تابع گردیدند.
علیعلیه السلام میفرماید: آن زمانها ما این طوری بودیم که در جنگها با نزدیکترین خویشاوندانمان میجنگیدیم، وقتی خدا صداقت ما را دید اسلام را پیروز کرد. علیعلیه السلام رمز اینکه پیغمبرصلی الله علیه وآله موفق شد در زمان حیات خودش جامعه اسلامی تشکیل بدهد را چنین میفرماید: مدت 13 سال پیغمبرصلی الله علیه وآله آواره بود، در حصر بود و مسلمانها زیر شکنجه بودند. چه شد که خدا بر مسلمانها منّت گذاشت و آنها را بر دشمانشان پیروز کرد و جامعه اسلامی و حکومت اسلامی تشکیل شد؟ سرّ آن این بود که خداوند صدق ما را دید و دید که پای آن ایستادهایم. ما که میگوییم دوستان خدا را دوست داریم و دشمنان خدا را دشمن میداریم، شوخی نداریم، استثنا هم نداریم.
اگر جامعهای بخواهد جدی، صاف و یکرنگ، مستقیم، با صلابت و تردیدناپذیر، دوست دوستان خدا و دشمن دشمنان خدا باشد، موفق است و اگر این شرایط بود خداوند همان خداست، همان خداوندی که مسلمانها را در جنگ بدر پیروز کرد؛ آن هم مسلمانان گرسنه، بدون سلاح، پیاده و فقیر در مقابل سران و قهرمانان قریش، با آن ثروت و تجهیزات جنگیشان.
قرآن میگوید: آن وقتی که ذلیل بودید در بدر و خداوند شما را عزت بخشید» چرا؟ «وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»(1)چون همان چند نفری که بودند راست میگفتند، شوخی، تعارفی و ظاهرسازی نبود، آنقدر خداوند از دو رویی، از تظاهر بدش میآید که در
1) 43. سوره آل عمران / آیه 123.
سوره اشاره میفرماید: «خدا دشمن میدارد و غضب میکند کسانی را که میگویند آنچه عمل نمیکنند». خداوند ناراحت میشود از این که مسلمان ادعای طرفداری از اسلام کند امّا دلش در گرو آمریکا باشد. قسم بخورد که من اسلام را حفظ کنم و زمینه اخلاق و معارف اسلامی را فراهم نمایم امّا بگوید حکومت دینی امکان وجود ندارد، میگویند این زمان دیگر حکومت دینی را برنمیتابد، اگر مسلمان هستید، درست بگویید مسلمانیم، اگر کافر هم هستید، درست بگویید کافریم. چرا دو رویی، چرا فریبکاری، چرا ادعای بیعمل؟!
امیر المؤمنینعلیه السلام میفرماید: سرّ اینکه ما با عده کم و با همه فقرمان، بر کفّار با همه قدرتشان پیروز شدیم این بود که راست میگفتیم .نمونهاش، بعد از اینکه امام خمینی (رحمه الله) نهضت روحانیت را شروع کرد و گروههایی از این مردم صادقانه با او بیعت کردند و با خون خودشان و از هر چه داشتند در پیروزی این راه مضایقه نمیکردند، مادران شهید میگفتند: ای کاش! یک فرزند دیگر هم داشتیم و در راه خدا میدادیم. جوانانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بودند برای رفتن به جبهه مسابقه میگذاشتند، مردمی که خودشان به نان و لوازم زندگی محتاج بودند با اهدای آنها به جبههها ایثار کردند. چون راست میگفتند خداوند چنین نعمت عظیمی را به ایشان داد.
ما درست درک نمیکنیم که پیروزی این انقلاب چه نعمت عظیمی است، باید آن را در زمره معجزات شمرد. خدا چرا این نعمت را به ما داد، به خاطر
اینکه عدهای راست گفتند، امّا متأسفانه بعد از پیروزی بعد از برقراری این نظام، بعد از به عزت رسیدن ذلیلها، کسانی خدا را فراموش کردند و گفتند چارهای نداریم جز اینکه با آمریکا بسازیم زیرا قدرتهای آمریکایی اطراف ما را احاطه کردند و باید تسلیم شویم. پس خدا چه کاره است؟ چه کسی در جنگ بدر مسلمانان را پیروز کرد؟
والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته
به مناسبت نیمه شعبان 1426(ه.ق) مصادف با 1384(ه.ش)
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِهِ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقآئِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً.
اللّهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه، اللّهم اید حماة الدین؛
پانزدهم شعبان، زاد روز زیباترین سرود هستی، آخرین ذخیره عالم وجود و واسطه غیب و شهود، امام مهدی صاحب الزمانعلیه السلام را به منتظران قدوم حضرتش تبریک و شادباش میگویم.
خداوند بزرگ را سپاس میگویم که محل تولّد و مهد پرورش ما را در جغرافیای عشق و محبّت اهل بیت رسول اکرمعلیهم السلام قرار داد و حیات ما را با آیین حرکت آفرین انتظار در عصر غیبت پیوند زد.
مکتب انتظار، قرنهاست که محرّک جانهای خفته و الهام بخش دلهای
شیفته حقیقت در رویارویی با رنجهای روزان و شبان در عصر بیداد و ستم بوده است و چه بسیار قیام و خیزش عدالت خواهانه را در تاریخ بشریت دامن زده است که آخرین نمونه آن، انقلاب عظیم ملت ایران در بهمن 57 بود؛ انقلابی که به نام خدا آغاز شد و تکاپو و تلاش در راه نیل به آستانه حکومت و جامعه عدل گستر مهدوی را سر لوحه اقدامات و برنامه ریزیهای خود قرار داد.
با گذشت 27 سال از پیروزی انقلاب اسلامی رویکرد نوین ملت ایران در احیای ارزشهای برآمده از متن آن روزهای به یادماندنی، فرصتی تاریخی را فرا روی ایران و جهان قرار داده است. فرصت، از آن رو که ایرانیان و جهانیان با پشت سر نهادن تجربههای گوناگون در مسیر اداره زندگی خویش، راه تازهای را پیش روی خود، گشوده میبینند؛ راهی که بر اساس فرهنگ انتظار شکل گرفته و برنامه نوینی را برای زیستن پاک و بی دغدغه انسان، تدارک دیده است.
ما امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند شناخت ابعاد عمیق و گسترده مقوله زیبای انتظاریم. این که اساساً انتظار چیست و تکلیف انسان منتظر در عصر غیبت کدام است؟
دولت منتخب شما با افتخار اعلام میکند که از راه برنامه ریزی در مسیر مکتب انتظار، بر آن است تا ایران اسلامی را به «کشور تراز امام عصرعلیه السلام»مبدل کند؛ آن گونه که مردم رشحهای از رشحات حکومت عدل
مهدوی را در سایه سار ولایت و زعامت فرزند رسول اللَّهصلی الله علیه وآله و نایب امام زمانعلیه السلام تجربه کنند و این مهمّ میسر نمیشود جز از آن طریق که نظام برنامه ریزی کشور، مبتنی بر قواعد عصر انتظار، تدوین، تنظیم و اجرا شود.
در پایان، خداوند بزرگ و مقتدر را شاکرم که به این بنده کوچک خود، فرصت داد تا پیام دعوت به عصر انتظار و تمنّای فَرَج را از تریبون فراگیرترین کانون سیاسی جهان به انسان سرگشته امروز ابلاغ کنم.
به امید روزی که همراه با میلیونها دل عاشق و منتظر ظهور، در میقات جمکران به قصد زیارت آن کعبه جانها، احرام عشق و بیعت ببندیم و به پیشواز مردی برویم که با دستانی سرشار از برکت و دلی مشحون از مهر و اندیشهای آکنده از داد، خواهد آمد. انشاءاللَّه
والسلام علیکم و رحمةاللَّه.
خدمتگزار ملت ایران محمود احمدی نژاد
1- قرآن کریم / چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2- قرآن کریم / (وزیری، جیبی، نیمجیبی - خط نیریزی / الهی قمشهای
3- قرآن کریم / نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
4- قرآن کریم /وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5- قرآن کریم / وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
6- صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
7- کلیات مفاتیح الجنان / عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
8- کلیات مفاتیح الجنان / (وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9- منتخب مفاتیح الجنان / (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
10- منتخب مفاتیح الجنان / جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
11- ارتباط با خدا واحد تحقیقات
12- آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
13- آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14- آخرین پناه محمود ترحمی
15- آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
16- آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
17- آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
18- از زلال ولایت واحد تحقیقات
19- اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
20- امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
21- امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
22- امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
23- امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
24- انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
25- انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
26- اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
27- با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
28- بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
29- بهتر از بهار / کودک شمسی (فاطمه) وفائی
30- پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
31- پرچم هدایت محمد رضا اکبری
32- تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
33- تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
34- تاریخچه مسجد مقدس جمکران / (فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
35- تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
36- تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
37- جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
38- چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
39- چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
40- حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
41- حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
42- ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
43- خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
44- خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
45- خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
46- دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
47- داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
48- داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
49- در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
50- در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
51- دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
52- دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
53- رجعت احمد علی طاهری ورسی
54- رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
55- روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
56- زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
57- سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
58- سرود سرخ انار الهه بهشتی
59- سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
60- سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
61- سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
62- سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
63- سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
64- شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
65- شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
66- ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
67- عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
68- عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
69- عطر سیب حامد حجّتی
70- عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام / عربی المقدس الشافعی
71- علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
72- علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
73- غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
74- غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
75- فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
76- فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
77- فروغ تابان ولایت علی اصغر رضوانی
78- فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
79- فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
80- فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
81- فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
82- کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
83- کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
84- کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله / منصور پهلوان
85- کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
86- گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
87- گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
88- گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
89- مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
90- مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
91- مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
92- منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
93- منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
94- منشور نینوا مجید حیدریفر
95- موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
96- مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
97- مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
98- مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله / ارومیهای
99- مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
100- مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
101- میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
102- ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
103- نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
104- نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
105- نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
106- نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
107- ندای ولایت بنیاد غدیر
108- نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
109- نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله / محمد دشتی
110- نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
111- و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
112- واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
113- وظایف منتظران واحد تحقیقات
114- ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
115- هدیه احمدیه / (جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
116- همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
117- یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
118- یار غائب از نظر (مجموعه اشعار) محمد حجّتی
119- ینابیع الحکمة / عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدس جمکران
مکاتبه و یا با شمارههای 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل فرمایید.