ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضوانی علیاصغر، ۱۳۴۱
عنوان و نام پدیدآور : اماکن مقدسه مرتبط با حضرت مهدی علیهالسلام/ مولف علیاصغر رضوانی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۴۶ ص.
فروست : سلسه مباحث مهدویت.
شابک : ۲۵۰۰ ریال 964-8484-95-3 ؛ ۳۰۰۰ ریال ( چاپ دوم ) ؛ ۴۵۰۰ ریال چاپ پنجم: 978-964-8484-95-2
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : چاپ دوم : زمستان ۱۳۸۵.
یادداشت : چاپ پنجم : تابستان ۱۳۸۷.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. -- محل غیبت
موضوع : مسجد سهله.
موضوع : سرداب سامرا
موضوع : مسجد جمکران، قم.
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۵۱/۳۵/ر۶الف۸ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۱۸۳۹۰
در عصر کنونی که دشمنان بشریت، افکار و عقاید انحرافی را در جامعه جهانی ترویج میکنند و منجی موعود واقعی را برای حیات و قدرت پوشالی و کاخ عنکبوتی خود خطرناک میدانند، درصدد ایجاد انحراف فرهنگی برآمدهاند و با پوچگرایی، جامعه بشری و اخلاق و رفتار نیکو را مورد تعرض قرار دادهاند، برآن شدیم تا حقیقت مهدویت را با سلسله مباحث مختصر منجی موعود برای مشتاقان علم و فضیلت عرضه نماییم.
امید است مورد توجّه حضرت حقّ جلّ و علا قرار گیرد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی
شیخ فاضل حسن بن محمّد بن حسن قمی که از بزرگان قدمای علمای شیعه و از معاصرین شیخ صدوقرحمه الله بوده است، در کتاب خود به نام تاریخ قم، راجع به بنای مسجد مقدس جمکران از کتاب «مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین» چنین نقل کرده است:
شیخ حسن مثله جمکرانی که یکی از صلحا است میگوید: من شب سه شنبه هفدهم ماه رمضان 393 ه.ق در منزل خود در قریه جمکران خوابیده بودم، نیمی از شب گذشته بود که ناگاه عدّهای از مردم به در خانه من آمدند و مرا بیدار کردند و گفتند که: برخیز و مولای خود حضرت مهدی صاحب الزمان صلوات اللَّه علیه را اجابت کن که تو را طلب نموده است.
حسن میگوید: من برخاستم و خود را جمع و جور کرده و آماده شدم، گفتم بگذارید تا پیراهنم را بپوشم، آواز دادند که «هُوَ ما کانَ قَمِیصُکَ» پیراهن را نپوش که از تو نیست، دست بردم و شلوار خود را بر گرفتم، ندا آمد که «لَیْسَ ذلِکَ مِنْکَ فَخُذْ سَراوِیلَکَ» آن شلواری که برگرفتی از تو نیست، از آنِ خود را بردار؛ آن را انداختم و شلوار خود را برگرفتم و پوشیدم، آنگاه به طرف کلید رفتم تا درب منزل را باز کنم، آواز دادند که «أَلْبابُ مَفْتُوحٌ» درب باز است، چون به در منزل آمدم جماعتی از بزرگان را دیدم، سلام کردم، جواب دادند و مرحبا گفتند.
آنها مرا به مکانی که هماکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن پهن و بالشهای فاخر بر آن نهاده شده و جوانی سی ساله بر آن تخت تکیه و بر چهار بالش تکیه کرده و پیرمردی هم در نزد او نشسته و کتابی در دست گرفته و بر آن جوان میخواند و بیشتر از شصت مرد در اطراف او بر این زمین در حال نماز خواندن بودند که بعضی جامههای سفید و بعضی دیگر جامههای سبز بر تن داشتند.
آن پیرمرد حضرت خضرعلیه السلام بود و مرا امر به نشستن نمود، آنگاه امامعلیه السلام اسم مرا بردند و فرمودند: برو به حسنِ مسلم بگو تو پنج سال است که این زمین را تصرّف کرده و در آن چیز کاشته و کشاورزی مینمایی، ولی ما آن را خراب میکنیم.
این زمینِ شریفی است و حقّ تعالی آن را از زمینهای دیگر برگزیده و شرافت داده است، امسال باز هم آن را مرتب نمودهای تا در آن به کشت و زرع بپردازی و حال آن که تو را چنین اجازه و حقّی نیست، بنابراین هر بهره و نفعی که تا به حال از این زمین برگرفتهای باید برگردانی تا در این مکان مسجدی بنا کنند.
خدای عزّوجل به خاطر این امرِ خلافی که انجام دادهای و آن را جزء زمین خود کرده دو پسر جوان تو را بازگرفت امّا تنبیه نشدی، اگر باز هم بخواهی چنین کنی کیفر الهی، آن گونه که آگاه نباشی، به تو خواهد رسید.
عرض کردم: ای آقا و مولایم؛ برای این موضوع باید نشانه و علامتی داشته باشم؛ زیرا مردم بدون نشانه سخن مرا قبول نمیکنند، امامعلیه السلام فرمود:
«إِنّا سَنَعْلَمُ هُناکَ عَلامَةٌ» ما در اینجا علامت و نشانه قرار میدهیم تا سخن تو را تصدیق نمایند، تو برو و رسالت ما را انجام بده، (در قم) نزد سیّد ابوالحسن برو به او بگو تا با تو بیاید و حسن مسلم را حاضر نماید و منافع چند ساله را از او بگیرد و به مصرف بنای مسجد برساند. بقیه مخارج را از قریه رهقِ اَردَهال که مِلک ماست بیاورند و ساختمان مسجد را تمام کنند، نصف قریه رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله در آمد آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد نمایند.
مردم را بگو تا رغبت به این مکان نمایند و آن را عزیز دارند، چهار رکعت نماز اینجا بگذارند: دو رکعت اوّل به نیّت نماز تحیّت مسجد است که در هر رکعتی یک بار سوره حمد و هفت بار سوره قُلْ هُو اللَّهُ أَحَد خوانده میشود و ذکر رکوع و سجود را هفت بار تکرار کنند.دو رکعت دوّم را به نیّت نماز امام زمانعلیه السلام بخوانند به این ترتیب که چون سوره حمد را شروع به خواندن نمایند و به إِیّاکَ نَعْبُدُ وَإِیّاکَ نَسْتَعِین برسند آن را صد بار تکرار کنند و بعد از آن بقیه سوره حمد را بخوانند، و سپس سوره«قُلْ هُو اللَّهُ أَحَد» را فقط یک بار بخوانند و آنگاه ذکر رکوع و سجود را هفت بار تکرار نمایند،رکعت دوّم را نیز به همین طریق بخوانند، چون نماز را تمام کنند یک بار تهلیل (لا اله إِلّا اللَّه) بگویند و سپس تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها را خوانده و سر به سجده گذارند و صد بار صلوات بر پیغمبر و آلشعلیهم السلام بفرستند.
سپس امامعلیه السلام فرمودند: «فَمَنْ صَلّیها فَکَأَنَّما صَلّی فِی الْبِیْتِ الْعَتِیقِ»؛ «هرکس این نماز را بخواند مانند آن است که در کعبه نماز خوانده باشد.
حسن مثله جمکرانی میگوید: من به راه افتادم چند قدمی هنوز نرفته بودم که دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزی در گلّه جعفر کاشانی چوپان است، اگر مردم ده بهای آن را دادند وگرنه، از مال خود آن را خریداری کن و فردا شب، به این مکان بیاور و آن را بکش، آنگاه روز هیجدهم ماه مبارک رمضان گوشت آن را بین بیماران انفاق کن، هر مریض و بیماری که از گوشت آن بخورد حق تعالی شفایش دهد، نشانی آن بز این است که ابلق بوده و موهای بسیار دارد و هفت علامت دیگر نیز داشته، سه علامت در طرفی و چهارتای دیگر در طرف آخر.
حسن مثله میگوید: به منزل برگشتم، تمام شب را در اندیشه بودم، تا صبح طلوع کرد و نماز را خواندم، سپس به منزل علی المنذر رفتم و احوال دیشب را با وی گفتم، با یکدیگر به آن جایگاه که مرا شب برده بودند رفتیم، قسم به خدا میخها و زنجیرهایی که حدود بنای مسجد را نشان میداد را مشاهده کردیم و آنها همان نشان و علامتی بود که امامعلیه السلام فرموده بودند.
سپس به طرف منزل سیّدابوالحسن در قم حرکت کردیم، چون به در منزل او رسیدیم خادمش را دیدیم که درب منزل در انتظار ماست، سؤال کرد تو از جمکرانی؟ گفتم: بلی، گفت سیّد از سحرگاه منتظر تو است.
من به داخل منزل او رفتم و سیّد ابوالحسن را سلام کردم، جوابی نیکو داد و ما را اعزاز و احترام کرده و بنشانید، آنگاه قبل از اینکه من چیزی بگویم به من فرمود: ای حسن مثله! شب گذشته خوابیده بودم، در خواب شخصی به من گفت: «بامداد مردی به نام حسن مثله از جمکران پیش تو آید، آنچه به تو
گوید او را تصدیق کن و بر گفتار او اعتماد نما؛ زیرا سخن او ، سخن ماست و باید قول او را ردّ نکنی». از خواب بیدار شدم، تا این ساعت منتظر تو بودم.
حسن مثله میگوید: من هم تمام احوال شب گذشته را با شرح و تفصیل برای سیّد ابوالحسن بیان کردم، سیّد بلافاصله دستور داد تا اسبها زین کردند و بیاوردند و سوار شدیم، چون به نزدیک ده رسیدیم جعفر چوپان گلهاش را در کنار جاده میچرانید، من در میان گلّه رفتم، بزی که از عقب گوسفندان میآمد به طرف من دوید، آن بز را گرفتم و به نزد جعفر چوپان آوردم، تا بهای آن را بدهم، جعفر سوگند یاد کرد که من هرگز این بز را ندیدهام و در گله من نبوده است، مگر امروز که میبینم، و هر چند که میخواهم آن را بگیرم ممکن نمیشود و اکنون که به نزد شما آمد.
پس بز را همچنان که امامعلیه السلام فرموده بود در آن جایگاه آوردیم و ذبح نمودیم و گوشت آن را بین بیماران تقسیم کردیم و همه شفا یافتند.
سیّد ابوالحسن، حسن مسلم را احضار کرد و منافع چند ساله زمین را از او گرفت و امر کرد تا وجوه در آمد روستای رهق را نیز آوردند و مسجد را بنا کردند و با چوب پوشانیدند.
سیّد ابوالحسن الرضا زنجیرهها و میخها را به قم برد و در منزل خود گذاشت و بیماران میرفتند و خود را به آنها میمالیدند و خدای تعالی شفای عاجل میداد.
ابوالحسن محمّد بن حیدر گوید که شنیدم که سیّد ابوالحسن الرضا در محله موسویان در شهر قم مدفون است و پس از او فرزندش بیمار شد و وی
به سر صندوقی که زنجیرها و میخها در آن نگهداری میشد رفت تا به وسیله آنها شفا یابد، هنگامی که سر صندوق را باز کرد اثری از زنجیرها و میخها نیافت و هر چه مردم جست و جو کردند فایدهای نبخشید.
مرحوم محدث نوری بعد از نقل این واقعه شریفه مطالبی را میفرماید که خلاصهاش این است:
عالم جلیل آقا محمّد علی کرمانشاهی تاریخ این قصه را در سال 393 نقل کرده است ولی ظاهراً در نوشتن اشتباه شده و در اصل 373 بوده است؛ زیرا وفات شیخ صدوق قبل از 390 میباشد و این قصه هم در زمان حیات شیخ صدوق واقع شده است.
امّا دو رکعت نماز منسوب به آن حضرت، از نمازهای معروف است و جماعتی از علمای بزرگ آن را روایت کردهاند:
1 - مرحوم شیخ طبرسی صاحب تفسیر در کتاب «کنوزالنجاح» این نماز را به همان ترتیب که در ضمن قصه گذشت روایت نموده و بعد از نماز دعایی را نقل فرموده است، امّا از تهلیل و تسبیح حضرت زهراسلام اللَّه علیها و صد بار صلوات، ذکری به میان نیاورده است.
2 - مرحوم سیّد عظیم القدر سیّد فضل اللَّه راوندی در کتاب دعوات در ضمن نمازهای معصومین میفرماید: نماز مهدی صلوات اللَّه و سلامه علیه دو رکعت است، در هر رکعت حمد یک مرتبه و صد مرتبه ایّاک نعبد و ایّاک
نستعین، و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر پیغمبر و آل او صلوات اللَّه علیهم اجمعین میفرستد.
3 - مرحوم سیّد جلیل علی بن طاووس در کتاب جمال الاسبوع، همین نماز را به گونهای که مذکور شد نسبت به آن حضرت داده، ولکن ذکر صد مرتبه صلوات بعد از آن را نقل نکرده و فرموده است که این دعای پس از نماز خوانده شود: «إِلهِی عَظُمَ الْبَلآءُ وَبَرِحَ الْخَفآءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطآءُ وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَضاقَتِ الْأَرْضُ وَمُنِعَتِ...»
در حدیثی از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده که خطاب به پسر یمانی فرمود: «ای پسر یمانی! قائم آل محمّدصلی الله علیه وآله در اوّل ظهور از شهری خروج میکند که آن را قم مینامند. او مردم را به حق دعوت میکند و همه خلایق از شرق و غرب عالم به آن شهر بیایند و اسلام زنده گردد. و هر کس که از ترس دشمنان مخفی شده بیرون آیدد. وحوش و پرندگان در مسکنها و جایگاه خود در کمال آرامش بخوابند. چشمه آب حیات از آن شهر ظاهر شود، آبی که هر کسی بیاشامد هلاک نشود. چشمههای بسیاری پدید آید و از آن پرچم حق ظاهر گردد و میراث همه انبیا بر روی آن سرزمین باشد.
ای پسر یمانی! این سرزمین، مقدس است و از تمام پلیدیها پاک میباشد و خداوند متعال اراده کرده که بهترین خلق خود را ساکن آن گرداند که دعایش مستجاب است. و حشر و نشر مردم از این سرزمین میباشد. و در این سرزمین قصری عظیم بنا کنند بعد از آن که قصر مجوس پابرجا بوده است. و آن قصر از صاحب شهرت ملک روم است. و در این سرزمین گوسفند ابراهیم خلیل را آورده و قربانی کنند. و در این سرزمین هزار بت از بتهای اهل روم را بشکنند و نور حق بر این سرزمین ساطع گردد، و از اینجا بوی مشک به مشام رسد. حق تعالی بیت العتیق را به این شهر فرستد و بناها و آسیابها در این سرزمین ایجاد شود، و منازل و زمینهای آن عالی و گرانبها گردد به طوری که زمینی را به بزرگی پوست گاو به پانصد دینار دهند و عمارت آن هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد. و پرچم او را بر این کوه سفید زنند به نزد دهی که کهن
که در جنب مسجد است و قصری کهن که قصر مجوس باشد و آن دِه را جمکران نامند. او از زیر یک مناره آن مسجد نزدیک آنجا که آتشخانه گبران بوده بیرون آید. و حضرت امامعلیه السلام سفطی از زر بسته باشد و بر براق سوار شده و با ملائکه مقرّب و حاملان عرش گردش نماید. و منطق آدم و علم خلیل اللَّه و حکمت حضرت داود و عصای موسی و انگشتر حضرت سلیمان و تاج طالوت همراه با او باشد، و بر سر او نام هر پیامبر و وصیّ و نام هر مؤمن و موحّدی نوشته شده است.(1)اگر کسی اشکال کند که مطابق روایتی حضرت مهدیعلیه السلام از منطقهای به نام کرعه ظهور خواهد کرد، و مطابق روایتی دیگر امام زمانعلیه السلام از مکه ظهور خواهد نمود؟ در جواب گوییم: این سه روایت قابل جمع است؛ زیرا ابتدا بر چند قسم است: ابتدای حقیقی، اضافی و عرفی. و لذا میتوان گفت که حضرت مهدیعلیه السلام قبل از ظهور به این سه منطقه سفر کرده و در آخر از کنار کعبه اعلام ظهور خواهند نمود.
1) 1. انوار المشعشعین ج 1 ص 197.
مستند مسجد جمکران قضیهای است که مرحوم حاجی نوری در کتاب «نجم الثاقب» و «جنّة المأوی» و «الکلمة الطیّبة» و نیز میرزا محمّد تقی ارباب قمی در کتاب «تاریخ دارالایمان» و دیگران از کتاب «تاریخ قم» تألیف حسن بن محمد بن حسن قمی، به نقل از کتاب «مونس الحزین» محمّد بن بابویه معروف به شیخ صدوق نقل کردهاند.
این نقل مشتمل بر قضیّهای از حسن بن مثله جمکرانیرحمه الله است که در آن اشاره به ملاقاتی شده که او در سال 293 هجری در بیداری با امام زمانعلیه السلام داشته است. در این دیدار حضرت به او دستور میدهد که با عالم جلیل القدر سید ابی الحسن الرضا از علمای قم ارتباط پیدا کرده و با کمک او مسجدی را در این مکان موجود بنا نماید... .(1)
قابل توجه اینکه کتاب «انوار المشعشعین» از کتاب «تاریخ قم» و او نیز از کتاب «مونس الحزین» از امیرالمؤمنینعلیه السلام، قضیه به اهتزاز در آمدن پرچم امام زمانعلیه السلام از مسجد جمکران را نقل کرده است.
در قضیّهای که حسن بن مثله جمکرانی نقل میکند، آمده است: حضرت فرمود: «... در این مکان هفت روز اقامت کن و در آن چهار رکعت نماز گزار، دو رکعت نماز تحیّت مسجد، در هر رکعت یک بار سوره حمد و هفت بار سوره
1) 2. بحارالأنوار، ج 53، ص 230.
اخلاص، و تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار تکرار کن. و دو رکعت نیز نماز به نیّت نماز صاحب الزمان به جای آور، در رکعت اوّل سوره حمد، و هنگامی که به «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» رسیدی این جمله را صدبار تکرار کن، و بعد از اکمال سوره حمد، یک بار سوره اخلاص را میخوانی، آنگاه ذکر رکوع و سجود را هر کدام هفت بار میگویی، و در رکعت دوم نیز همین عمل را تکرار میکنی.
بعد از اتمام نماز یک بار ذکر «لا إله الاّ اللَّه» میگویی و بعد از تسبیحات حضرت زهراعلیها السلام صد بار صلوات در سجده میفرستی. آنگاه فرمود: بر تو باد به مواظبت بر این نماز و هر کس در آن مسجد حاضر شود و این نماز را به جای آورد مثل آن است که در بیت العتیق (خانه خدا) نماز گزارده است».
در مورد بنای مسجد مقدس جمکران و خواندن نماز در آن، احتیاج به بررسی سند این قضیه نیست، زیرا مطابق احادیث صحیح السند که در مورد اعمال مستحب رسیده هرکس به گمان رسیدن به ثواب، عمل مستحبی را انجام دهد به او ثواب داده میشود گرچه آن حدیث واقعیت نداشته باشد.
کلینی به سند صحیح از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «من سمع شیئاً من الثواب علی شیئ فصنعه کان له وإن لم یکن علی ما بلغه»؛ «هرکس چیزی از ثواب بر عملی بشنود و آن را انجام دهد، به او پاداش داده خواهد شد گرچه مطابق آنچه به او رسیده نباشد».
برقی به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «من بلغه عن النبیّ شیئ من الثواب فعمله کان اجر ذلک له وإن کان رسول اللَّهصلی الله علیه وآله لمیقله»؛ «هرکس از پیامبرصلی الله علیه وآله چیزی از ثواب به او برسد و مطابق آن عمل کند، پاداش آن به او داده میشود گرچه پیامبر آن را نفرموده باشد».
کتاب «تاریخ قم» که الآن در دسترس محقّقین است یک چهارم اصل کتاب میباشد؛ زیرا مطابق آنچه در کتاب آمده این کتاب مشتمل بر بیست باب بوده که تنها پنج باب آن به دست رسیده و چاپ شده است. و لذا احتمال قوی است که قضیه جمکران در آن بخشی از «تاریخ قم» بوده که مفقود شده است. و مرحوم محدّث نوری و مشایخ او بر اصل کتاب دسترسی پیدا نکردهاند. و لذا او این قضیه را از سید نعمت اللَّه جزایری نقل کرده که اصل نسخه «تاریخ قم» در دسترس او بوده است.
ما نیز انتساب این کتاب را به شیخ صدوقرحمه الله بعید میدانیم، ولی این، دلیل نمیشود که کتاب «مونس الحزین» وجود خارجی نداشته باشد، بلکه برای شخص دیگری است.
ابن شهر آشوب در «المناقب» این کتاب را به فتّال نیشابوری نسبت میدهد و میگوید: فتّال نیشابوری در کتاب مونس الحزین به سندش از
عیسی بن حسن از صادقعلیه السلام ... ، آنگاه با این سند معجزهای از معجزات امام حسن مجتبیعلیه السلام را نقل میکند.(1)
علامه مجلسی نیز این معجزه را از کتاب «المناقب» نقل کرده و در انتساب این کتاب به فتّال نیشابوری اعتراضی نکرده است.(2)
قبل از مرحوم مجلسی، سید محمد بن ابی طالب حسینی در کتاب «تسلیة المجالس» از کتاب «مونس الحزین» فتّال نیشابوری حدیث نقل کرده و در انتساب کتاب به او هیچ گونه تردیدی نکرده است.
احتمال دارد که این قضیه به جهت تناسب با تاریخ قم در حاشیه این کتاب نوشته شده و سپس به مرور زمان از حاشیه داخل متن کتاب شده است. و از آنجا که فتّال نیشابوری در سال 508 به شهادت رسیده و دو قرن بعد از نویسنده کتاب تاریخ قم بوده که معاصر شیخ صدوق است، لذا این کتاب به شیخ صدوق نسبت داده شده است.
این کار بسیار زیاد اتفاق افتاده است که صاحب «قاموس الرجال» نمونههایی از آن را نقل میکند. از آن جمله اینکه در کتاب «مُقنعه» شیخ مفیدرحمه الله در مورد حدیث نماز استخاره ذاتالرقاع آمده است. «و هذه الروایة شاذة».(3)
ولی مرحوم مجلسی بعد از نقل کلام «مُقنعه» میگوید: «سیّد بن طاووس میگوید: نزد من نسخهای قدیمی از کتاب «مُقنعه» است که تاریخ آن منطبق بر عصر شیخ مفید است و در آن این جمله: «وهذه الروایة شاذة» وجود ندارد. لذا ممکن است که برخی از حاشیه نویسان آن را در حاشیه کتاب نوشته ولی به مرور زمان داخل در متن کتاب شده است.(1)
مؤید این مطلب اینکه در زمان قدیم چاپ نبوده و از روی هر کتاب استنساخ (رونویسی) میکردهاند و افرادی بودند که حرفه آنها رونویسی بوده است هر چند خودشان عالم به مباحث آن کتاب نبودهاند.
این مسجد از اهمیّت خاص برخوردار است:
1 - مسجد، در مکانی بنا شده که مطابق روایت حسن بن مثله جمکرانی از امام زمانعلیه السلام، از مکانهایی است که خداوند متعال از قبل مورد توجه قرار داده است.
2 - مسجد به امر و دستور حضرت حجتعلیه السلام بنا شده است، و همین جهت در شرافت و قداست آن کافی است.
3 - ثواب خاصی که برای نماز در آن مسجد ذکر شده است، زیرا حضرت فرمود: «هر کس آن دو نماز را در این مکان بخواند به مانند آن است که در بیت العتیق نماز به جای آورده است».
1) 6. بحارالأنوار، ج 88، ص 288.
4 - مسجد مقدس جمکران محلّ اجتماع عشّاق و موالیان اهل بیتعلیهم السلام خصوصاً امام زمانعلیه السلام است و لذا از جاذبه خاصّی برخوردار میباشد. چه بسا کسانی که هر هفته از راههای دور به عشق حضرت مهدیعلیه السلام به این مکان آمده و از فیوضات حضرت بهرهمند میشوند. طبق آماری که داده شده برخی از شبها تا حدود یک میلیون نفر نیز در این مکان مقدس از عشّاق امام زمان جمع شدهاند.
5 - این مکان از اماکن مقدس است که بسیاری از گرفتاران و بیماران صعبالعلاج بلکه کسانی که محال بوده از راه طبیعی علاج شوند در این مکان مقدّس شفا یافتهاند.
6 - این مکان مقدّس از جمله مکانهایی است که بسیاری از عشّاق و موالیان حضرت به لقای ایشان شرفیاب شدهاند.
7 - این مکان از چنان قداست و احترامی برخوردار است که بزرگان علما در طول تاریخ آن با پای پیاده یا سواره برای توسل به حضرت و نماز گزاردن در آن، از راههای دور و نزدیک، مشرّف شدهاند.
در مورد سؤال فوق دلیل خاصی وجود ندارد بلکه از سه طریق میتوان مشروعیّت آن را به اثبات رسانید:
1 - سیره متشرّعه از علما و صلحا و اتقیا بر مداومت رفتن چهل بار به مسجد جمکران است همانگونه که این عمل در مسجد سهله نیز انجام میشود.
2 - در روایات بسیاری به این مطلب اشاره شده که هرکس چهل روز خود را برای خدا خالص کند چشمههای حکمت از قلبش بر زبانش جاری میگردد.(1)
3 - از مجموعه روایات استفاده میشود که عدد چهل در شکوفایی قابلیّتهای مادّی و معنوی تأثیر بسزایی دارد، از آن جمله:
تأثیر عدد چهل در رشد فرزند در رحم.
تأثیر شراب خوردن در عدم قبولی نماز تا چهل روز.
قبولی توبه بهلول نبّاش بعد از چهل روز.
کنارهگیری پیامبرصلی الله علیه وآله از خدیجه به جهت انعقاد نطفه حضرت زهراعلیه السلام به مدّت چهل روز.
چهل روز دعای عهد را خواندن باعث میشود که انسان از یاران امام زمانعلیه السلام باشد.
امام زمانعلیه السلام هم چهل روز تحت تربیت ملائکه بود.
طینت حضرت آدمعلیه السلام در چهل روز خمیر شد.
حضرت موسیعلیه السلام تا چهل روز با خداوند در کوه طور ملاقات داشت.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله بعد از چهل سالگی به نبوّت مبعوث شد.
عقل انسان تا چهل سال قابل رشد است.
شهادت چهل مؤمن بر میّت موجب مغفرت او از جانب خداوند میشود.
حفظ چهل حدیث انسان را در قیامت، فقیه محشور میکند.
1) 7. کافی، ج 2، ص 16 ؛ عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ص 258.
حدّ همسایه تا چهل خانه است.
حریم مسجد تا چهل خانه است.
و سایر موارد.
از این احادیث و موارد دیگر استفاده میشود که عدد چهل در قابلیت بخشیدن و رساندن انسان به کمالات و شکوفا شدن او تأثیر بسزایی دارد، و لذا میتوانیم از این موارد الغای خصوصیّت کرده، عدد چهل و چلّهگیری را در تمام موارد کارهای خیر تعمیم دهیم.
سیّد بحرالعلوم میگوید: «ما بالعیان مشاهده کردهایم و به بیان دانستهایم که برای این رقم از عدد «چهل» خاصیّت و تأثیر مخصوصی در ظهور استعدادها و تکمیل ملکات انسانی در طیّ منازل و پیمودن مراحل است».(1)
مطابق روایت حسن بن مثله جمکرانی، که خدمت حضرت مشرّف شد، ملاقات در شب سهشنبه بوده است. حضرت به او دستور میدهد که در میان گله جعفر کاشانی بزی است، بر تو است که آن را خریده و در این موضع ببری و آن را در شب آینده «شب چهارشنبه» ذبح کنی و گوشت آن را در روز چهارشنبه توزیع نمایی... .(2)
از تعبیر و دستور امامعلیه السلام که فرمود: شب چهارشنبه بز را ذبح کن استفاده شده که این شب از ارزش خاصّی برخوردار است، و لذا مخلصین حضرت در
این شب مبارک دور هم جمع میشوند و با استمداد از خداوند متعال و توسل به آن حضرت درصدد ذبح نفس اماره خویش برآمده و حاجات خود را از آن حضرت طلب میکنند.
در مورد مسجد جمکران دلیل خاصّی نداریم که اگر کسی چهل شب چهارشنبه به مسجد جمکران برود به زیارت حضرت مهدیعلیه السلام مشرّف میشود. ولی این مطلب را میتوان از راه دیگری به اثبات رسانید، و آن اینکه: مطابق برخی از روایات عدد چهل اثری تکوینی در بروز استعدادها و به فعلیّت رسیدن آنها دارد. حال اگر کسی به نیّت تشرّف به محضر مبارک حضرت بقیة اللَّه الاعظم به این مکان مقدّس شرفیاب شود و جداً از خدا ملاقات را بخواهد. و از طرف دیگر خود را برای ملاقات با آن انسان کامل آماده کند و قابلیّت ملاقات را نیز با اعمال صالحه تحصیل نماید، امید است که به ملاقات آن حضرت شرفیاب گردد، همان گونه که افراد بسیاری به این نتیجه رسیدهاند.
ما معتقدیم که امام زمانعلیه السلام احاطه علمی دارد و هر کجا که مصلحت ببیند میرود، ولی مسجد جمکران از ویژگی خاصّی برخوردار است:
اولاً: مطابق روایت حسن بن مثله جمکرانی، این مکان مقدس به امر
مبارک امام زمانعلیه السلام ساخته شده و حضرت از مردم خواستهاند تا در این مکان حاضر شده و چهار رکعت نماز با طرز مخصوص آن بخوانند.
ثانیاً: این مکان مقدس در طول قرنها محلّ اجتماع عشّاق و دلسوختگان حضرت است که از اطراف و بلاد مختلف به آن مکان میآیند، و لذا ما نیز میتوانیم از برکات آن مکان مقدس بهرهمند شده و از نفوس دیگران نیز استفاده نماییم. و لذا گفتهاند که دست خدا با جماعت است.
ثالثاً: نفس حرکت به سوی محبوب از راه دور برای رسیدن به او آثار و برکات عجیبی دارد. از یک طرف باعث توجّه بیشتر او به انسان شده و از طرف دیگر انسان را در توجّه بیشتر به آن حضرت ترغیب مینماید.
مطابق برخی از روایات این مسجد اقامتگاه شخصی حضرت بقیة اللَّه - ارواحنا فداه - در دوران ظهور خواهد بود.
1 - روزی نزد امام صادقعلیه السلام سخن از مسجد سهله به میان آمد، حضرت فرمود: «اما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله»؛(1)«آگاه باشید! همانا آن مکان اقامتگاه صاحب ما است، هنگامی که با اهلش قیام کند.»
2 - و نیز از حضرتعلیه السلام نقل شده که خطاب به ابوبصیر فرمود: «یا ابا محمّد! کأنّی اری نزول القائمعلیه السلام فی مسجد السهلة بأهله وعیاله»؛(2)«ای ابامحمّد! گویا فرود آمدن قائمعلیه السلام را با اهل و عیالش در مسجد سهله با چشم خود میبینم.»
مطابق برخی از روایات، حضور در این مسجد و نماز به جای آوردن در آن سفارش بسیار شده است:
1 - امام صادقعلیه السلام خطاب به علاء بن رزین فرمود: «در نزدیکی شما مسجدی هست که شما آن را «مسجد سهله» نامیده و ما آن را «مسجد
شری» مینامیم. آیا در آن مسجد نماز به جا میآوری؟ علاء گفت: آری، جانم به فدایت، من در آن جا نماز میخوانم. آنگاه حضرت فرمود: «ائته، فانّه لم یأته مکروب الاّ فرّج اللَّه کربته - او قال: قضی اللَّه حاجته...»؛(1)«آن جا برو؛ زیرا هرگز اندوهناکی به آن جا نمیرود جز این که خداوند اندوهش را میزداید. - یا فرمود: حاجتش را برآورده میکند -...».
2 - و نیز از حضرت صادقعلیه السلام نقل شده که فرمود: «ما منمکروب یأتی مسجد السهلة فیصلّی فیه رکعتین بین العشائین و یدعو اللَّه تعالی الاّ فرّج اللَّه کربه»؛(2)«هیچ غمزدهای نیست که به مسجد سهله برود و در آن دو رکعت نماز بین مغرب و عشا بهجای آورد و خدا رابخواند، جز آنکه خداوند غمهایش را زایل میگرداند.»
3 - و نیز فرمود: «اذا دخلت الکوفه، فأت مسجد السهلة، فصلّ فیه و اسأل اللَّه حاجتک لدینک و دیناک»؛(3)«هر گاه وارد کوفه شدی به مسجد سهله برو و در آن جا نماز بگزار، آنگاه حاجتهای مادّی و معنوی خود را از خداوند طلب کن.»
در مورد حضور در مسجد سهله در شب چهارشنبه، مدرکی از ناحیه اهل بیتعلیه السلام به دست ما نرسیده است، جز این که سید بن طاووس فرموده:
«اگر خواستی به مسجد سهله بروی، آن را در میان مغرب و عشای شب چهارشنبه قرار بده که این وقت از دیگر وقتها برتر است».(1)
محدّث نوری در این مورد میگوید: «امّا مستند چهل شب همان عمومات است».(2)
مقصود ایشان از عمومات، روایاتی است که بر عدد چهل و عمل چلهگیری آثار مترتّب کرده است.
اهل سنت برای استهزاء عقاید شیعه درباره امام زمان میگویند: شیعه معتقد است که مهدی موعود بعد از تولدش در سردابی مخفی شد و غیبت خود را از آنجا شروع کرد و تاکنون در آن سرداب مخفی است، و هنگام ظهور نیز از همان سرداب خروج خواهد نمود، و لذا شیعیان از صبح تا غروب در آن سرداب به انتظار ظهورش مینشینند و اشک ماتم میریزند.
ذهبی میگوید: «محمّد بن حسن عسکری ،فرزند علی الهادی، فرزند جواد، فرزند علی الرضا، ابوالقاسم علوی حسینی، خاتم دوازده امام نزد شیعه، او منتظر رافضه است، کسانی که گمان میکنند او مهدی و صاحب الزمان و خلف حجت است. و اوست صاحب سرداب در سامراء... آنان چهارصد و پنجاه سال است که انتظار ظهور او را دارند، و ادعا میکنند که او وارد سردابی در خانه پدر خود شد در حالی که مادرش او را نظاره میکرد و تاکنون از آن سرداب خارج نشده است، او در حالی که نه ساله بود در آن سرداب داخل شد و معدوم گشت».(1)
1) 17. سیراعلام النبلاء، ج 13، ص 119.
ابن خلکان مینویسد: «رأی شیعه درباره مهدی آن است که او منتظر قائم مهدی، و صاحب سرداب است. گفتههای آنان در رابطه با مهدی بسیار است. شیعیان انتظار ظهور او را در آخرالزمان از سرداب سامرا دارند... آنان میگویند: که او وارد سردابی در خانه پدر خود شد در حالی که مادرش او را نظاره میکرد، و تاکنون از آن سرداب بازنگشته است...».(1)
گنجی شافعی مینویسد: «بقای مهدی در قید حیات در سرداب در طول این مدت بدون طعام و آب به قدرت خداوند سبحان بوده است.»(2)
ابراهیم مشوخی از علمای اهل سنت میگوید: «قول چهارم درباره مهدی آن است که او همان محمّد منتظر فرزند حسن عسکری از نسل حسین بن علی - نه از نسل حسن - است، او کسی است که در تمام شهرها حاضر بوده ولی از دیدگان غائب است. کسی که وارث عصای موسی است، و فضا را خواهد پیمود. او در حالی که طفل صغیری بود بیش از پانصد سال است که داخل سرداب سامرا شده و بعد از آن هرگز کسی او را ندیده و کسی از او خبر و اثری ندارد. شیعیان هرروز به انتظار نشسته، اسبهای خود را بر در سرداب نگاه داشته و فریاد میآورند: ای مولای ما بیا به سوی، ما و این کار هر روز آنها است».(3)
ابن خلدون در تاریخ خود مینویسد: «شیعه گمان میکند که امام دوازدهم خود به نام محمّد بن حسن عسکری و ملقّب به مهدی، وارد سرداب خانه خود در حلّه شده و از زمانی که با مادرش زندانی شدند در آن سرداب غائب است،
و اوست که در آخرالزمان خروج کرده و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود... آنان تاکنون به انتظار او نشستهاند و او را بدین جهت منتظر مینامند. هرشب بعد از نماز مغرب با مرکبی که همراه خود آوردهاند بر در این سرداب توقف میکنند و با اسم او را میخوانند و از او میخواهند که خروج کند و این عمل تا پاسی از شب ادامه دارد. آنگاه پراکنده میشوند تا شبی دیگر فرا رسد و این عمل را تکرار کنند».(1)
آنگاه در مصادر ادعای خود به کتاب الفصل ابن حزم و الملل و النحل شهرستانی آدرس میدهد.
عبدالمحسن بن حمد العباد از علما وهابی مینویسد: ««امّا مهدی نزد شیعه همان محمدبن حسن عسکری است، او در نیمه قرن سوم متولد شد و در حالی که صغیر بود داخل سردابی در سامراء شد و تاکنون در آن سرداب به سر میبرد. و او همان امام دوازدهم از ائمه آنان است که معتقد به عصمت آنهایند».(2)
سعد محمّد حسن در کتاب «المهدیة فی الاسلام»(3)و قصیمی در کتاب «الصراع بین الاسلام و الوثنیة»(4)نیز همین اتهام را به شیعه وارد نمودهاند.
اولاً: سرداب عبارت است از طبقه پایین ساختمان خانه که در مناطق گرمسیر به جهت حفاظت از گرمای شدید در روز، آن را میساختند و این نوع
ساختمان در غالب خانههای عراق مشاهده میشود، که سامراء نیز از آن مستثنا نبوده است.
امام هادیعلیه السلام در خانه خود به جهت آسایش خانواده و حفاظت از گرما چنین سردابی را ساخته بودند، که بعد از شهادتشان به امام حسن عسکریعلیه السلام به ارث گذارده شد.
طبق نصّ تاریخی امام مهدیعلیه السلام از زمان ولادت از دیدگان مردم مخفی بود. و بعد از شهادت پدرش امام حسن عسکریعلیه السلام بر جسد آن حضرت نماز بجای آورد و رسماً غیبت خود را از آن خانه آغاز کردو از آنجا که سکنای حضرت و سایر اعضای خانواده او در آن سرداب بوده لذا مکان غیبت را به آن سرداب نسبت میدهند. این سرداب برای شیعیان اهل بیتعلیهم السلام از آن جهت مقدس شمرده میشود که امام زمان و پدر و جدّشعلیهم السلام در آن به سر برده و عبادت به جای میآوردند، از همان مکان نیز امام زمانعلیه السلام از انظار مردم غائب شد. و نسبت غیبت حضرت به سرداب همانند نسبت غیبت کلّ خانه و هر مکانی است که امام زمان در آن دیده شده است. لذا نهایت جهل و نادانی است که کسی به شیعه نسبت دهد که آنان معتقدند که امام زمانعلیه السلام در سرداب غائب شده و تا هنگام خروج در آن باقی است!! زیرا مطابق روایات فراوان امام زمان در سرزمینهای مختلف با موالیان خود وارد میشوند و در مناطق مختلف گردش میکنند. در موسمهای دینی همچون حج حاضر شده و اقامه شعائر مینماید و شاهد زندهها و مردهها خواهدبود.
و لذا بهترین و زیباترین تعبیری که میتوان در مورد سرداب مقدس
و زیارت مردم از آن و اعتقادشان نسبت به آن به کار برد، این است: از آنجا که حضرت مکان خاصی ندارد لذا شیعیانشان در محلهای اختصاصی به آن حضرت دور هم جمع میشوند و به یاد آن حضرت ندبه کرده و از او درخواست ظهورش را میکنند.
در حقیقت سرداب مقدس از آن جهت که شروع غیبت از آنجا بوده لذا جنبه رمزی داشته در آنجا شیعیان حضرت گرد هم میآیند و از خداوند متعال طلب خروج او را میکنند. مگر نه این است که برخی از مکانها نسبت به برخی دیگر برتری داشته و دارای تبرک است؟ سرداب مقدس نیز محل عبادت سه امام از ائمه شیعه بوده است. مکانی که به امام زمانعلیه السلامانتساب دارد.
مگر نه این است که در هر شهر و کشوری مکانهای مقدسی به عنوان یادبود وجود دارد که شبانه روز صدها یا هزاران نفر در کنار آنها جمع میشوند تا با توجه به آنها یادبودی از مسائل و اموری اساسی و تجدید عهدی نسبت به آنها باشد.
آنان هرگز آن مکانها را تمجید و تقدیس نمیکنند، بلکه در کنار آنها یاد افرادی را گرامی میدارند که در آن مکانها میزیسته یا به جهتی به آن وابسته بودهاند.
علامه امینی در این زمینه میفرماید: «...شیعه اعتقاد ندارد که غیبت امام در سرداب است و خودشان او را در آن سرداب مخفی کردهاند و از همانجا نیز ظهور خواهد کرد، بلکه اعتقاد شیعه که با احادیث تأیید شده بر آن است که او از مکه معظّمه مقابل خانه خدا ظهور خواهد کرد. هرگز کسی قائل نشده که
سرداب مقدس آن نور را در خود مخفی کرده است. بلکه آن، سردابخانه امامان در سامراء بوده است. و این مسألهای همگانی در خانههای عراق است که به جهت حفاظت از گرما میسازند. این سرداب به طور خصوص از آن جهت شرف پیدا کرده که به سه نفر از امامان دین منسوب است،خانهای که خداوند متعال اذن داده که ارتفاع معنوی یافته و در آن اسم و ذکر خدا برده شود».(1)
ثانیاً: عقیده هر مذهبی را میتوان از لابلای کتابهای علمای آن مذهب یافت. با مراجعه به کتابهای علمای شیعه از قبل از ولادت امام مهدیعلیه السلام تا این زمان که در دسترس همه وجود دارد، پی خواهیم برد که هیچ یک از آنها حتی نزد مبتدیان از آنها چنین اعتقادی را در مورد حضرت مهدیعلیه السلام و غیبت و ظهور او ندارند. بلکه در کتب مربوط به حضرت اسمی از سرداب مقدس آورده نشده است به جز قضیه معتضد عباسی که در آن اشاره به سرداب حضرت شده است.
رشیق صاحب مادرای میگوید: «معتضد مرا به همراه دو نفر دیگر به سامرا فرستاد تا اگر فرزندی برای امام حسن عسکری است دستگیر نموده به نزد او آوریم، و آدرس دقیق منزل حضرت را نیز داد. ما به سامرا رسیدیم و منطقه را همانگونه که توصیف کرده بود یافتیم... او بعد از توصیف خانه حضرت و این که چگونه امام زمان را مشاهده کرده میگوید: ما هرچه کردیم که به او دسترسی پیدا کنیم، نتوانستیم، دور تا دور آن خانه را آب فرا گرفته بود، لذا هنگامی که احمدبن عبداللَّه قصد کرد نزدیک شود در آن آب غرق شد.
1) 25. الغدیر، ج 3، ص 308 - 309.
معتضد بعد از رسیدن خبر شکست آنها لشکری را به سوی خانه حضرت روانه کرد، آنان هنگامی که وارد خانه شدند صدای قرائت قرآن را از سرداب شنیدند، بر در سرداب ایستادند تا از آن خارج نشود. امیر آنان نیز منتظر بود تا تمام لشکر برسد،ولی امام زمانعلیه السلام به قدرت الهی ازدر سرداب خارج شد و از جلو آنان گذشته و از دید آنها غائب شد. امیر میگوید: وارد سرداب شوید. به او میگویند: مگر همین طفل نبود که از جلو ما گذشت؟ امیر گفت: من او را ندیدم، چرا او را رها کردید؟ گفتند: ما گمان نمودیم که شما او را دیدهاید و دستوری صادر نکردید.(1)
ظاهر آن است که این روایت سبب شده که سرداب حضرت را به سرداب غیبت بنامند، و یا به وجه دیگری که قبلاً به آن اشاره شد.
ما هنگامی که به علمای اهل سنت عقیدهای را نسبت میدهیم مصدر و مرجع آن را ذکر میکنیم ولی - مع الاسف - اهل سنت در این نسبت به شیعه انصاف را به خرج نداده و بدون ذکر مرجع و مصدر این اتهام را به علمای شیعه نسبت دادهاند.
ثالثاً: از روایات بسیاری استفاده میشود که امام زمانعلیه السلام در عصر غیبت نه تنها در سرداب مقدس مخفی نیست،بلکه هیچ مکان خاصی برای او وجود ندارد.
1 - امام زمانعلیه السلام در خطاب خود به ابراهیم بن مهزیار فرمود: «پدرم مرا وصیت کرده که در سرزمینهای دور مخفی و سکنی گزینم تا امرم برای مردم
1) 26. بحارالانوار، ج 52، ح 37، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 943.
مخفی بماند، و محلّم از کیدهای اهل گمراهی و ارتداد از حوادث امتهای گمراه محفوظ بماند، لذا این سفارش مرا به تپّههای بلند کشانده است...».(1)
2 - و نیز در روایتی دیگر در مورد آن حضرت میخوانیم: «...کسی که در شهرها حاضر و از دیدگان غائب است».(2)
شیخ صدوق همین اعتقاد را در کتاب «الهدایة» آورده است.(3)
شیعه معتقد است که گرچه از زمان غیبت صغری تاکنون حضرت از عموم مردم غائب بوده است ولی این بدان معنا نیست که هیچ کس نتوانسته است خدمت او شرفیاب شود ،چه بسیار افرادی که در غیبت صغری و کبری به خدمت آن حضرت رسیده و از برکاتش استفادهها بردهاند، که در لابلای کتب به آن اشاره شده است.
ابوجعفر کلینی در کتاب «کافی» بابی را به نام «باب فی تسمیة من رآه» آورده و روایات بسیاری را در مورد کسانی که به خدمت حضرت شرفیاب شدهاند آورده است.(4)
و نیز شیخ مفید در کتاب «الارشاد» و شیخ صدوق در «کمال الدین» و دیگران در این زمینه روایاتی را ذکر کردهاند.(5)
اسحاق بن عمار از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که فرمود: «للقائم غیبتان: احداهما قصیرة والأخری طویلة. الغیبة الاولی لایعلم بمکانه فیها إلّا خاصة
شیعته، والأخری لا یعلم بمکانه فیها إلّا خاصة موالیه»؛(1)«برای قائم دو غیبت است یکی کوتاه و دیگری طولانی، در غیبت کوتاه کسی غیر از خواص از شیعیانش از مکان او اطلاع ندارند، و در غیبت دوم نیز تنها خواص از دوستدارانش از مکان او آگاهند».
رابعاً: از جمله دروغهایی که به شیعه امامیه نسبت دادهاند اینکه آنان معتقدند که امام مهدیعلیه السلام در آخرالزمان از سرداب سامرا خروج خواهدکرد، همانگونه که در لابلای عبارات مخالفین مشاهده نمودیم. ولی با مراجعه به کتب حدیثی و تاریخی و دیگر کتب شیعه پی خواهیم برد که آنها هرگز چنین اعتقادی را ندارند، بلکه معتقدند که آن حضرت همانند جدّ بزرگوار خود از مکه ظهور و خروج خواهند نمود.
فضل بن شاذان نیشابوری به سند خود از امام صادقعلیه السلام و او از امیرالمؤمنینعلیه السلام در حدیثی طویل نقل میکند که فرمود: «هوالتاسع من ولدک یا حسین، یظهر بین الرکینن...»؛(2)«..او نهمین از فرزندان توست ای حسین! که بین رکن و مقام ظهور خواهد کرد...».
صفوان بن یحیی نیز به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که فرمود: «القائم منّا منصور بالرعب، مؤیّد بالنصر... فعند ذلک خروجه قائمنا، فإذا خرج اسند ظهره إلی الکعبة واجتمع إلیه ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلاً. واوّل
ما ینطق به هذه الآیة «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»(1)...»؛(2)«همانا قائم از ما کسی است که به رعب و ترس یاری شده و به نصرت تأیید میشود... .
تا آنکه فرمود: در آن هنگام است خروج قائم ما، پس هنگامی که خروج کند بر کعبه تکیه دهد، در ان هنگام 313 نفر دور او جمع میشوند، و اولین نطقی که میکند قرائت این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»...».
محمّد بن ابی عمیر نیز به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که فرمود: «هنگامی که خداوند متعال به قائم اذن خروج میدهد او بالای منبر رفته و مردم را به خود دعوت میکند آنان را به خدا قسم داده و دعوت به حقش خواهدنمود. امر میکند که به سیره رسول خداصلی الله علیه وآله عمل کرده و به مانند او رفتار نمایند. آنگاه خداوند عزوجلّ جبرئیل را میفرستد تا به نزدیک او آید. جبرئیل در حطیم فرود میآید و به او عرض میکند: به چه چیزی مردم را میخوانی؟ امام او را جواب میگوید....(3)
و نیز از امام صادقعلیه السلام روایت شده که فرمود: «ینادی باسم القائم فیؤتی وهو خلف القائم»؛ «به اسم قائمعلیه السلام ندا داده میشود، آنگاه او میآید و پشت مقام ابراهیم قرار میگیرد...».(4)
1 - تولد حضرت مهدیعلیه السلام
2 - امامت در سنین کودکی
3 - امامت و غیبت
4 - غیبت صغری
5 - غیبت کبری
6 - وظایف ما در عصر غیبت
7 - اماکن مقدسه مرتبط با حضرت مهدیعلیه السلام
8 - بررسی دعای ندبه
9 - دکترین مهدویت تنها راه نجات بشر
10 - دفاع از مهدویت
11 - فلسفه حکومت عدل جهانی
12 - نظریهپردازی درباره آینده جهان
13 - منجی از دیدگاه ادیان
14 - وجود امام مهدیعلیه السلام از منظر قرآن و حدیث
15 - وجود امام مهدیعلیه السلام در پرتو عقل
16 - مهدویت و جهانیسازی
17 - قرآن و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
18 - علایم ظهور
19 - هنگامه ظهور
20 - حکومت حضرت مهدیعلیه السلام در عصر ظهور