ghaemiyeh.com
سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -
عنوان قراردادی : کتاب سلیم بن قیس. شرح.
عنوان و نام پديدآور : گزارش لحظه به لحظه از سرگذشت اولین کتاب اسلام / محمدباقر انصاری.
مشخصات نشر : قم : دلیل ما، 1384.
مشخصات ظاهری : [56] ص.
شابک : 3500 ریال : 964-397-123-6 ؛ 4500ریال (چاپ سوم) ؛ 6000 ریال (چاپ چهارم) ؛ 6000ریال (چاپ پنجم) ؛ چاپ ششم978-964-397123-6:
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : ص.ع به انگلیسی:Mohammad Bagher Ansari. The frame-by-frame commentrary on first book in Islam.
يادداشت : چاپ دوم : تابستان 1385.
يادداشت : چاپ سوم : 1386.
يادداشت : چاپ چهارم و پنجم: 1387.
يادداشت : چاپ ششم: 1390.
يادداشت : چاپ هفتم: 1399.
يادداشت : چاپ هشتم: 1402.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : سلیم بن قیس هلالی، 2 قبل از هجرت - 76؟ق. کتاب سلیم بن قیس -- نقد و تفسیر.
موضوع : شیعه -- تاریخ -- احادیث.
اسلام -- تاریخ -- احادیث.
شناسه افزوده : سلیم بن قیس هلالی، 2 قبل از هجرت - 76؟ق. کتاب سلیم بن قیس. شرح.
رده بندی کنگره : BP239/س8ک2082 1384
رده بندی دیویی : 297/53
شماره کتابشناسی ملی : م84-11635
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا
ویراستار دیجیتالی: محدثه غریبی
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -
عنوان قراردادی : کتاب سلیم بن قیس. شرح.
عنوان و نام پديدآور : گزارش لحظه به لحظه از سرگذشت اولین کتاب اسلام / محمدباقر انصاری.
مشخصات نشر : قم : دلیل ما، 1384.
مشخصات ظاهری : [56] ص.
شابک : 3500 ریال : 964-397-123-6 ؛ 4500ریال (چاپ سوم) ؛ 6000 ریال (چاپ چهارم) ؛ 6000ریال (چاپ پنجم) ؛ چاپ ششم978-964-397123-6:
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : ص.ع به انگلیسی:Mohammad Bagher Ansari. The frame-by-frame commentrary on first book in Islam.
يادداشت : چاپ دوم : تابستان 1385.
يادداشت : چاپ سوم : 1386.
يادداشت : چاپ چهارم و پنجم: 1387.
يادداشت : چاپ ششم: 1390.
يادداشت : چاپ هفتم: 1399.
يادداشت : چاپ هشتم: 1402.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : سلیم بن قیس هلالی، 2 قبل از هجرت - 76؟ق. کتاب سلیم بن قیس -- نقد و تفسیر.
موضوع : شیعه -- تاریخ -- احادیث.
اسلام -- تاریخ -- احادیث.
شناسه افزوده : سلیم بن قیس هلالی، 2 قبل از هجرت - 76؟ق. کتاب سلیم بن قیس. شرح.
رده بندی کنگره : BP239/س8ک2082 1384
رده بندی دیویی : 297/53
شماره کتابشناسی ملی : م84-11635
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فاپا
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اهدا
به پاسداران حرمت
اولين مؤلف
و نخستين تأليف
در اسلام
گزارش لحظه به لحظه از سرگذشت اولين كتاب اسلام:
1 . تأليف با حضور معصومين عليهمالسلام... 7
2 . كتاب سليم در ايران ... 15
3 . اولين حافظ كتاب سليم ... 25
4 . كتاب سليم در چهارده قرن ... 31
5 . ترجمه و انتشار كتاب سليم ... 43
بسم اللّه الرحمن الرحيم
سلام بر تو و كتابت اى اولين مؤلف اسلام، كه در حساسترين موقعيت اقدام به چنين تأليفى نمودى و هستى خود را فداى آن كردى.
خدايا تو را شكر كه اولين كتاب مسلمانان را قرنها حفظ نمودى؛ و به عنوان يكى از پشتوانههاى دين، ياد آن را در نسلهاى اسلام زنده نگه داشتى.
سپاس اى امامان معصوم، كه با تأييد كتاب سليم سند افتخار محكمى به مؤلف و تأليفش داديد، و امضاى آسمانى خود را بر آن نقش كرديد.
تشكر از شما ميراث داران اسلام كه در حفظ و نقل چنين كتابى كوشيديد، و اثر جاودان آن را به عنوان اولين كتاب در اسلام باقى گذاشتيد.
امروز كه دست نوشتههاى سليم به چند زبان در اختيار ماست، احساس مسئوليت ما را بر آن مىدارد كه سرگذشت كتاب را به نسلها منتقل كنيم؛ تا قدردان اين نعمت ارجمند باشند.
اكنون 1350 سال از تأليف اولين كتاب در اسلام مىگذرد، و در طول اين چهارده قرن امامان معصوم عليهمالسلام و به پيروى از ايشان ميراث داران علمى اسلام با تمام توان سعى در حفظ اين اولين اثر مكتوب مسلمانان داشتهاند.
در كتاب حاضر گزارشى به صورت لحظه به لحظه با تمام جزئيات از چگونگى تأليف اولين كتاب در اسلام در قالب داستانى تقديم مىشود؛ تا بدانيم فكر چنين تأليفى از كجا براى مؤلف آن پيش آمد، و مراحل تأليف آن در بيش از شصت سال چگونه طى شد و چنين كتابى چگونه شكل گرفت.
آنچه پيش روى شماست جمع بندى و تدوين يك صورت كامل از ماجراى تأليف كتاب سليم بن قيس هلالى در 5 مرحله است، كه با مراجعه به كليه منابع مربوط به موضوع تنظيم گرديده، و حتى يك كلمه به عنوان تخيل آورده نشده است. تفصيل اين مطالب در مقدمه «كتاب سليم» و ترجمه آن «اسرار آل محمد عليهمالسلام» آمده است.
اكنون تاريخچه تأليف اولين كتاب در اسلام به عنوان ترسيمى از يك جهاد علمى در برابر ماست، كه آمادگى مطالعه دسترنج شصت ساله مؤلف و تشكر از زحمات هزار و چهارصد ساله علما براى حفظ كتابش را ايجاد مىكند. باشد كه با نشر و مطالعه كتاب، قدردانى خود را از زحمات آنان نشان دهيم.
قم ، محمد باقر انصارى
سالروز ولادت حضرت زهرا عليهاالسلام
20 جمادى الثانى 1426، 5 مرداد 1384
سليم از كجا آمد، و چرا تأليف را آغاز كرد؟ در شرايطى كه تدوين و نوشتن معارف دين به شدت ممنوع بود، او چگونه توانست چنين كتابى را تأليف نمايد؟ سليم در دوران غصب خلافت با چه كسانى تماس داشت، و در محضر اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهمالسلام و با اطلاع ايشان چه مراحلى را براى شكل دادن چنين كتابى طى كرد؟ اين بخش دوران شصت ساله تأليف كتاب سليم را به تصوير مىكشد.(1)
ابوصادق سُلَيم بن قيس هلالى عامرى كوفى، از اصحاب خاص اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين و امام زين العابدين عليهمالسلام است و محضر امام باقر عليهالسلام را نيز درك كرده است.
1) . فهرست طوسى: ص 81 . رجال برقى: ص 4. رجال شيخ: ص 43. فهرست ابن نديم: ص 275. خلاصة الاقوال: ص 83 . اختصاص: ص 2. معجم قبائل العرب: ج 3 ص 1221. اللباب: ج 3 ص 396. فهرست نجاشى: ص 6 . معارف: ص 341. رجال كشى: ج 1 ص 321. كتاب سليم: احاديث 6 ، 7، 10، 19، 20، 21، 22، 24، 26، 34، 36، 37، 38، 44، 46، 52 ، 67 ، 69 ، 71، 72، 74، 75، 76.
او از اولين علماى شيعه و بزرگان اصحاب ائمه عليهمالسلام و مورد وثوق آنان بوده، و نزد ايشان از محبوبيت خاصى برخوردار بوده است.
سليم از طايفه بنىهلال بن عامر است كه از فرزندان حضرت اسماعيل بن ابراهيم خليل اللّه عليهماالسلام بوده، و در نواحى حجاز سكنى داشتهاند و بعدها به شام و عراق آمدهاند.
ولادت سليم دو سال قبل از هجرت در منطقه كوفه بوده، و او هنگام وفات پيامبر صلىاللهعليهوآله دوازده سال داشته است.
سليم در زمان حيات پيامبر صلىاللهعليهوآله و نيز بعد از آن حضرت در زمان حكومت ابوبكر در مدينه نبوده، و در جريانات سقيفه و شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام شخصا حضور نداشته است. او در سنين نوجوانى كه حدود پانزده سال داشته، در اوايل حكومت عمر و قبل از سال شانزدهم هجرت وارد مدينه شده است.
سليم با ورود به مدينه متوجه جوّ حاكم و شرايط فرهنگى و علمى آن دوره خاص گرديد. مردمى كه خاندان وحى را رها نموده و بابِ مدينه علم را خانه نشين كرده بودند.
از سوى ديگر حاكمين غاصب، سياست منع شديد از نقل و جمع و تدوين سنت پيامبر صلىاللهعليهوآله را مطرح كرده بودند، تا مردم را به كلى از دين و معارف آن بيگانه نمايند و فقط نامى از اسلام بر جامعه مسلمين حاكم باشد.
اين وضع كه در زمان ابوبكر ايجاد شده بود، در حكومت عمر شدت يافت. او اقدام به حبس و تأديب عاملين نشر معارف دينى نمود و نوشتههاى آنان را سوزاند، و ممنوعيت نقل معارف را به صورت جدىترى پيگيرى كرد. سليم بن قيس در سنين نوجوانى، وارد چنين جوّ تاريك و رعب آورى شد.
سليم با ديدن چنين شرايط فكرى ظلمانى، مخفيانه تدوين تاريخ و معارف صحيح اسلام را آغاز كرد. هدف او آگاهى نسلهاى آينده مسلمين از حقايق دينشان و مبارزه با خيانتها و ضلالتهاى حاكمان غاصب بود.
با اين هدف نقطه آغاز تدوين اولين كتاب در اسلام در سال شانزده هجرى شكل گرفت. سليم بن قيس هلالى اولين كسى بود كه به فكر تدوين عقايد و تاريخ اسلام افتاد، و به تنهايى اين اقدام را به انجام رساند و در راه تأليف آن از هيچ اقدامى كوتاهى نكرد.
او به دور از چشم حاكمان، سؤالات خود را درباره گذشته دور و نزديك اسلام نزد معصومين عليهمالسلام و اصحاب ايشان مطرح مىكرد. از آغاز بعثت پيامبر صلىاللهعليهوآله و دوران بيست و سه ساله رسالت تا روزهاى آخر عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله و آنچه بعد از رحلت آن حضرت رخ داد، و ماجراى احراق بيت و شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام و دفن مخفيانه حضرت، پرسشهاى او بود كه پاسخهاى كاملى درباره آنها دريافت مىكرد.
سليم براى رسيدن به اين هدف، پس از شناخت حقيقت، ارتباط خود را با اميرالمؤمنين عليهالسلام و اصحاب گرامش سلمان و ابوذر و مقداد و امثال آنان محكم نمود و از چشمه پر فيض اهل بيت عليهمالسلام سيراب شد.
در همان حال با صحابه ديگر هم تماس مىگرفت و از آنان هم مىپرسيد، تا بدين وسيله اسناد تاريخ را نزد دوست و دشمن محكم كرده باشد. اين گونه بود كه سليم توانست چهره حقيقى اسلام و تاريخ آن را در برابر آنچه غاصبين خلافت در حال شكل دادن آن بودند، براى نسلهاى آينده حفظ نمايد.
در سال بيست و سوم هجرت، عثمان به حكومت رسيد. در اين زمان سليم از اصحاب خاص اميرالمؤمنين عليهالسلام به شمار مىرفت و پنهانى به برنامه خود در ثبت حديث و تاريخ ادامه مىداد، در حالى كه ممنوعيتهاى قبلى همچنان ادامه داشت و شدت يافته بود.
در زمان عثمان، سليم همچنان ارتباط قوى با ابوذر و مقداد داشت در حالى كه سالها بين او و سلمان جدايى افتاده بود، چه آنكه از سال 16 هجرى سلمان در مدائن اقامت نموده و در آنجا از دنيا رفته بود.
در اين سالها، سليم همراه ابوذر در سفر حج حاضر شد و خطابه او در كنار كعبه را ثبت كرد و با او به مدينه بازگشت. همچنين در سال 34 هجرى كه ابوذر به ربذه تبعيد شد، سليم در آنجا به ديدار او رفت، و سخنانى از او شنيد و آنها را به كتاب خود افزود.
پس از 25 سال فشار فكرى و اجتماعى، در سال 35 هجرى اميرالمؤمنين عليهالسلام خلافت را كه حق الهىاش بود به دست گرفت، و تا حد امكان در محو بدعتها و زدودن جوّ سياه جهل و ظلمت از اجتماع مسلمانان سعى نمود.
در همان اوايل حكومت حضرت، آنان كه روش اميرالمؤمنين عليهالسلام را نمىپسنديدند و در پى ادامه راه سقيفه بودند و هوسهاى شيطانى در سر مىپروراندند، در مقابل آن حضرت عَلَم مخالفت برافراشتند.
در اينجا سليم همچنان كه با قلم به يارى حق مشغول بود، جهاد خود را با شمشير تكميل نمود و شخصا در ميدانهاى جنگ حضور يافت و در صف اول مبارزين به عنوان «شرطة الخميس» كه فدائيان اميرالمؤمنين عليهالسلام بودند به
جنگ و جهاد پرداخت، و در همان حال آنچه در ميدانهاى جنگ ديد در كتابش ثبت نمود. اينك سن سليم به 37 سالگى رسيده بود در حالى كه نيمى از كتاب او شكل گرفته بود.
سليم بن قيس به همراه اميرالمؤمنين عليهالسلام از مدينه به بصره آمد و از اول تا آخر جنگ جمل به عنوان يكى از پنج هزار فدائى اميرالمؤمنين عليهالسلام در صف اول ميدان جنگ شمشير زد.
او در كتابش تعداد افراد لشكر در اين جنگ، و خصوصيات افراد و كيفيت جنگ و آنچه بعد از آن در بصره اتفاق افتاد و حتى خطابه مفصل اميرالمؤمنين عليهالسلام بعد از جنگ را ثبت كرد.
در اواسط سال 36 هجرى، سليم به همراه اميرالمؤمنين عليهالسلام از بصره به كوفه آمد و از آنجا در طليعه لشكر آن حضرت عازم صفين شد، و تا سال 38 هجرى كه جنگ صفين 17 ماه ادامه داشت در صحنههاى جنگ حاضر بود. همچنين در جنگ يوم الهرير كه شديدترين و آخرين روز جنگ صفين بود و در يك شبانه روز بيش از هفتاد هزار نفر به قتل رسيدند، سليم شخصا حضور داشت و حدودا چهل سال از عمر او مىگذشت.
او در كتابش، مكاتبات اميرالمؤمنين عليهالسلام با معاويه را به دقت ثبت كرد و خطابههاى آن حضرت در جنگ را نوشت. همچنين كيفيت جنگ هرير و داستان حَكَمين و بر نيزه نمودن قرآنها را در كتابش نوشت. در بازگشت از صفين هم در قضيه راهبى كه مسلمان شد و كتابهاى حضرت عيسى عليهالسلام را به اميرالمؤمنين عليهالسلام تحويل داد حاضر بود و تمامى آن جريان را در كتابش نوشت.
او در اواخر سال 38 هجرى به ملاقات امام سجاد عليهالسلام مشرّف شد كه در سن شيرخوارگى در محضر اميرالمؤمنين عليهالسلام بود؛ و در همان ايام به مدائن رفت و در آنجا با حذيفه ملاقات كرد.
در سال چهلم هجرت كه جنگ نهروان واقع شد سليم در آن شركت داشت و مطالبى از آن واقعه را در كتابش ثبت كرد. همچنين در دوران پنج ساله حكومت اميرالمؤمنين عليهالسلام، بسيارى از خطبههاى آنحضرت در مسجد كوفه و نيز فرمايشات خصوصى آنحضرت درباره معارف را به كتابش افزود.
پس از آن، سليم در كوفه به همراه اميرالمؤمنين عليهالسلام براى جنگ تازهاى با
معاويه آماده مىشد كه در ماه رمضان همان سال شهادت آن حضرت پيش آمد، كه چنين حادثهاى براى شخصى همچون سليم بسيار دردناك بود.
او كه از اصحاب خاص اميرالمؤمنين عليهالسلام بود در سه روز آخر عمر شريف آن حضرت ملتزم حضور بود، و وصيتنامه حضرت را به نقل از لبان مباركش نوشت.
اكنون سليم از دوران بيست و پنج ساله خدمتگزارى در محضر مولايش اميرالمؤمنين عليهالسلام، دو يادگار بزرگ بر پيشانى دارد. يكى روزى بود كه سليم به آنحضرت عرض كرد: «از خدا بخواهيد در دنيا و آخرت مرا از اولياى شما قرار دهد»، و حضرت در پاسخ فرمود: «خدايا، سليم را از اولياى من قرار ده». ديگرى روزى بود كه خود اميرالمؤمنين عليهالسلام به سليم فرمود:
اين ولايت ما كه خداوند معرفت آن را به شما داده و بدين وسيله بر شما منت گذاشته، خبره شدن در آن از شناخت طلا و نقره مشكلتر است، و عده كمى از امت بدان معرفت دارند ... پس خدا را شكر كن و آنچه به تو عطا كرده و تو را بدان اختصاص داده با سپاسگزارى حفظ كن؛ و بدان كه خداوند اين امر ولايت را كه تو دارى فقط به انتخاب شدگان از خلقش مىدهد.
پس از شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام، سليم از اصحاب وفادار امام مجتبى عليهالسلام بود. هنگامى كه معاويه به عنوان صلح وارد كوفه شد سليم حاضر بود، و خطابه امام حسن عليهالسلام در مقابل معاويه را ثبت كرد. بعد از آن نيز در طول ده سال زندگانى حضرت، ارتباط خود را حفظ نمود و بسيارى از احاديث را از آن حضرت فرا گرفت.
همچنين در طول حكومت معاويه، سليم فعاليت علمى خود را ادامه داد و بدعتها و جنايات معاويه، و نيز اقدامات او در جعل و تحريف احاديث را به دقت در كتابش ثبت كرد، و مىتوان گفت: اكثريت كتاب سليم تا اين تاريخ شكل گرفته بود.
پس از شهادت امام مجتبى عليهالسلام، سليم از ملتزمين و خواص اصحاب حضرت سيد الشهداء عليهالسلام بود، و سن او در اين هنگام حدود 50 سال بود.
از سال 49 هجرى كه زياد از طرف معاويه حاكم كوفه شد سليم توانست با تقيه كامل خود را از شر او حفظ كند؛ و حتى با ايجاد ارتباط مخفيانه، نامه
سرى معاويه به زياد را استنساخ كرد و آن را به عنوان يك سند تاريخى در كتابش ثبت كرد كه احدى غير از سليم بر آن دست نيافته است.
در سال 50 هجرى كه معاويه به بهانه حج به مدينه آمده بود، سليم نيز از كوفه به مدينه آمد و گزارشى از سفر معاويه به مكه و مدينه و اقدامات او بر عليه شيعه و احتجاجات دوستان اهل بيت عليهمالسلام در برابر او تهيه كرد.
در سال 58 هجرى - دو سال قبل از مرگ معاويه - امام حسين عليهالسلام در ايام حج در منى بيش از 700 نفر از صحابه و تابعين را جمع كرد و براى آنان خطابهاى بر عليه معاويه ايراد كرد. سليم در آن مجلس حضور داشت و فرمايشات حضرت را به طور كامل در كتابش نوشت. در اين ايام بيش از شصت سال از عمر سليم مىگذشت.
در سال 61 هجرى كه مصيبت عظمى يعنى شهادت امام حسين عليهالسلام اتفاق افتاد، در صفحات تاريخ مطلبى از احوال سليم ديده نمىشود؛ و به احتمال قوى از زندانيان ابن زياد بوده كه نتوانستند امام عليهالسلام را يارى كنند.
صحابى امام سجاد و امام باقر عليهماالسلام
پس از شهادت امام حسين عليهالسلام، سليم از اصحاب امام زين العابدين عليهالسلام گرديد، و در ايام امامت آن حضرت محضر امام باقر عليهالسلام را - كه در سنين هفت سالگى يا بيشتر بودند - درك كرد.
در اين سالها كه در حجاز جريان ابن زبير و در عراق جريان مختار ادامه داشت، در كتاب سليم و تاريخچه زندگى او مطلبى نمىبينيم، ولى ظاهرا سليم تا زمان حجاج در كوفه بوده است.
با نگاهى به دوران پيچيده تأليف كتاب سليم در طول شصت سال و روحيات و اخلاقياتى كه سليم را در شكل دادن به اين نوشتهها يارى مىداد، مرورى خواهيم داشت بر آخرين روزهاى زندگى مؤلف كه چگونه ثمره عمر خود را نزد شخصى مورد اعتماد در ايران سپرد تا به نسلهاى بعد از خود برساند.(1)
با نزديك شدن به سالهاى آخر عمر سليم، بسيار بجاست فعاليتهاى علمى شصت ساله او را مورد بازنگرى قرار دهيم، و از لابلاى آن اخلاق و روحيات او را بررسى كنيم.
سليم بن قيس به عنوان يك مؤلف، از آن جهت مورد توجه خاص است كه در اكثر مطالب كتابش شخصا حضور داشته و يا از كسانى كه شخصا حضور
1) . بحار الانوار: ج 1 ص 76 ، ج 53 ص 66 . اثبات الهداة: ج 1 ص 663 . وسائل الشيعة: ج 18 ص 72، ج 20 ص 12. كتاب سليم: ص 125 - 131.
داشتهاند نقل كرده، و در نقل خود جز موثقين به كسى اعتماد نكرده است. با در نظر گرفتن اين مطلب، گردآورى و تأليف كتاب سليم در چهار دوره انجام گرفته كه به صورت زير قابل توضيح است:
از آنجا كه سليم از اول راه حق را تشخيص داد، توانست با اميرالمؤمنين عليهالسلام و اصحاب خاص آن حضرت يعنى سلمان و ابوذر و مقداد و امثال ايشان ارتباط قوى برقرار كند. مطالبى كه در طول 25 سال مستقيما از ايشان نقل كرده يك چهارم كتاب را تشكيل مىدهد.
از اوايل حكومت عمر، سليم شخصا در بسيارى از وقايع حضور داشت و شاهد بسيارى از بدعت گذارىهاى عمر و نيز احتجاجات اميرالمؤمنين عليهالسلام بر عليه حاكمين بود كه ربع دوم كتابش به اين دوره مربوط مىشود.
طى پنج سال خلافت ظاهرى اميرالمؤمنين عليهالسلام، سليم شاهد جنگهاى جمل و صفين و نهروان و نيز بسيارى از خطبههاى آن حضرت بوده و آنها را ثبت كرده است. اين بخش هم ربع ديگرى از كتاب او را تشكيل مىدهد.
بعد از شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام از سال 40 تا سال 76 هجرى كه سليم از دنيا رفت، در اثر جوّ وحشتناكى كه معاويه بر عليه شيعيان حاكم كرده بود، سليم همتش را در حفظ كتاب قرار داد و فقط توانست گوشههايى از وقايع آن دوره را در كتابش ثبت كند، و اين بخش ربع چهارم كتاب اوست.
بنابراين مىتوان اذعان داشت كه سليم قسمت اعظم كتابش را از سال 12 تا 40 هجرى نوشته كه از چهارده سالگى تا چهل و دو سالگى او مىشود و يك چهارم بقيه را در طول 38 سال اخير عمرش نوشته است.
در يك جمع بندى از زندگانى سليم مىتوان روحيات و اخلاقيات او را چنين تحليل كرد:
بسيار كماند افرادى كه بتوانند مرد ميدان شمشير باشند و در همان حال در ميدانهاى علم و قلم گام نهند، چرا كه هر يك از دو جهت اقتضاى روحى خاصى دارد و جمع بين هر دو را مشكل مىنمايد.
سليم بن قيس از كسانى است كه اين دو جنبه در او جمع شده بود. او با قدم در ميدانهاى هولناك جنگهاى جمل و صفين و نهروان، وظيفه خطير خود را در جنبههاى عقيدتى و عملى به انجام رساند؛ در حالى كه قبل از آن و همزمان با جنگها و بعد از آن دست از فراگيرى معارف و نيز تأليف و تدوين آن برنداشت و در نتيجه اين يادگار گرانقدر را براى ما باقى گذاشت. از سوى ديگر، او صاحب همتى بلند و تلاشى بىوقفه بود و كتابش نتيجه سعى و كوشش بىامان او در طول 60 سال است.
با توجه به شرايط زمانى سليم، او در سايه روحيه كتمان توانست چنين كتابى را تأليف كند. با توجه به اينكه سليم فقط در پنج سال حكومت اميرالمؤمنين عليهالسلام آزاد بوده و قبل و بعد از آن در شرايط اختناق بسيار شديدى به سر مىبرده، پيداست كه جز با حالت كتمان نمىتوان چنين كتابى را تأليف كرد. در حكومت عمر و عثمان كه تدوين حديث به هر صورتى ممنوع بود، سليم نه تنها كتابى تدوين كرد بلكه مطالب آن هم بر ضد حكومت وقت بود، كه اگر از كار او مطلع مىشدند خود او و كتابش را نابود مىكردند!
بعد از شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام كه بار ديگر اختناق شديد اجتماعى بر عليه شيعيان در دوران معاويه و يزيد و مروانيان حاكم شد، سليم در كتمان كار خود چنان با مهارت عمل كرد كه توانست اضافه بر حفظ كتاب خود و ادامه تدوين آن، از اسرار معاويه نيز اطلاع پيدا كند و آنها را در كتاب خود ثبت نمايد؛ كه نامه محرمانه معاويه به زياد از نمونههاى آن است.
دقيق بودن كه بايد همراه تأليف باشد در سليم به حد بالايى وجود داشت، آن هم در عصرى كه هنوز قواعد مدوّنى براى تأليف مطرح نبوده است.
سليم هنگام شنيدن هر مطلبى، سؤالاتى را كه احتمالاً به ذهن خطور مىكند شخصا مطرح مىكرد و جواب آنها را نيز مىگرفت. از سويى زمان روايت و مكان آن و شرايطى كه در آن اتفاق افتاده همه را ثبت مىنمود. او براى اطمينان و محكم كارى، مطالب را بر ائمه عليهمالسلام عرضه مىكرد تا يك بار ديگر از صحت آن اطمينان حاصل كند.
سليم براى به دست آوردن جزئيات بيشتر قضايا، يك جريان را از چند نفر سؤال مىكرد و حتى به مسافرتهايى اقدام مىنمود. او سؤالات مهمى در جنبههاى عقيدتى از ائمه عليهمالسلام مىپرسيد و جواب آنها را ثبت مىكرد. حتى گاهى از دشمنان اهل بيت عليهمالسلام درباره كارها و بدعتهايشان سؤال مىكرد و از زبان خودشان اقرار مىگرفت.
او هرگاه متوجه يك واقعه مهم در بلاد اسلامى مىشد سعى مىكرد شخصا حاضر شود تا دقيقا آنچه اتفاق مىافتد ثبت نمايد، كه حضور او در سفر معاويه به مدينه از نمونههاى آن است.
پس از چنين زحمات طاقت فرسا و تلاش بىوقفه، و نيز در سايه كتمان شديد و دقت كامل در ثبت و ضبط قضايا، اينك سليم ثمره شصت سال زحمتش را در مقابل خود مىديد؛ و در اين حال با آخرين ضربه از طرف دشمنان اميرالمؤمنين عليهالسلام روبرو شد. اينك سليم و كتابش با چنگال خون آشامى همچون حجّاج روبرو بودند، و سليم بايد آخرين تصميم را مىگرفت.
در سال 75 هجرى، حجاج بن يوسف ثقفى از طرف عبدالملك بن مروان حاكم عراق شد و وارد كوفه گرديد. از اولين كسانى كه حجاج سراغشان را گرفت سليم بن قيس بود، چرا كه سابقه او با اميرالمؤمنين عليهالسلام روشن بود.
به همين جهت با ورود حجاج، سليم همراه كتابش از عراق فرار كرد و به سمت ايران آمد تا در سرزمين فارس در نزديكى شيراز به شهر بزرگى به نام «نوبندجان»(1)رسيد. او در اين تبعيد ناخواسته كه علتى جز ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام نداشت، هفتاد و هفت سالگى عمر خود را مىگذراند.
در شهر نوبندجان، سليم در خانه مردى به نام ابوعيّاش سكنى گزيد، ولى جنبه آشنايى بين سليم و او براى ما معلوم نيست كه آيا نسبتى با يكديگر داشتهاند يا سابقه دوستى بين آنها بوده و يا يك اتفاق و تصادف بوده است.
1) . اكنون از اين شهر روستايى به نام «نوبندگان» بين شيراز و فسا باقى مانده است.
ابوعياش پسرى به نام «ابان» در سن 14 سالگى داشت، كه از همان روزهاى اول ورود سليم به خانهشان با او آشنايى پيدا كرد. ابان در آن سنين قرائت قرآن را آموخته بود ولى از آنچه بعد از پيامبر صلىاللهعليهوآله بر اهل بيت عليهمالسلام رفته بود آگاهى
نداشت، چرا كه در طول پنجاه سال پس از فتح مناطق فارس و توابعش، همان دين منسوخ از طرف حاكمان به مردم تفهيم شده بود.
در چنين شرايطى، مردى همچون سليم نعمتى عظيم براى ابان بود كه حقايق دينى را از او بگيرد، و آنچه را نديده از شاهد عينى بپرسد.
سليم هم در فكر كسى بود كه بتواند امانت بزرگ و ثمره عمرش را به خوبى حفظ كند و آن را سالم به نسلهاى بعد منتقل كند. لذا به فكر تربيت عقيدتى ابان افتاد و او را با حقايق گذشته تاريخ اسلام آشنا كرد و وقايع بعد از پيامبر صلىاللهعليهوآله را براى او تشريح نمود و بدين وسيله او را متوجه شرايط موجود كرد.
ابان درباره مدتى كه با سليم معاشرت داشته مىگويد:
او پيرمردى اهل عبادت بود و چهرهاى نورانى داشت. بسيار پرتلاش، صاحب نفسى بزرگوار و حزنى طولانى بود. او استتار را دوست مىداشت و از اشتهار پرهيز مىكرد.
سليم هم درباره ابان به او گفته است: «من با تو معاشرت داشتم و جز آن گونه كه دوست مىداشتم چيزى نديدم». بدين ترتيب شرايط عقيدتى و فكرى بين ابان و سليم براى تحويل كتاب آماده گرديد.
ديرى نگذشت كه سليم احساس كرد در سرزمين غربت، عمرش به پايان
خود نزديك مىشود، و مهمترين مسئله براى او حفظ كتابش بود. كتابى كه سرتاسر آن بيان مظلوميت اهل بيت عليهمالسلام و افشاى بدعتها و جنايات غاصبين خلافت بود، و مىتوانست چراغ هدايتى براى نسلهاى آينده باشد تا بتوانند دوست را از دشمن تشخيص دهند.
سليم نگران كتابى بود كه با تمام وجود در راه تأليف و حفظ آن فداكارى كرده بود و مطالب آن را به طور شفاهى از معصومين عليهمالسلام يا اصحابشان گرفته بود. كتابى كه در بردارنده نكات و گوشههاى بسيار دقيقى از تاريخ اسلام بود و او در به دست آوردن آنها زحمت فراوان كشيده بود. كتابى كه در يك نگاه مجموعهاى از معارف و تاريخ اسلام بود كه مىبايست به عنوان پايههاى اعتقادى مسلمانان تلقى شود.
از يك سو با توجه به محتواى كتاب ممكن بود در دسترس ماندن آن، باعث رسيدن آن به دست نااهلان شود و مسئلهاى ايجاد كند؛ و از سوى ديگر از بين بردن آن به قيمت نابود كردن زحمات پر ارزش او بود.
به همين جهت سليم گاهى به فكر از بين بردن كتابش مىافتاد، ولى اقدامى نمىكرد زيرا متوجه بود كه چنين سرمايه علمى گرانبها را نبايد به دست تلف سپرد، و از سوى ديگر در پى كسى بود كه بتواند امانتش را به او بسپارد.
بالاخره فردى كه سليم توانست به عنوان حافظ كتابش به او اعتماد كند كسى جز ابان بن ابىعيّاش تربيت شده خود سليم نبود.
سليم پس از فرار از شرّ حجاج و ورود به شهر نوبندجان، بيش از يك سال دوام نياورد و بيمار شد. همين كه آثار مرگ را در خود ديد مخفيانه مسئله
كتابش را با ابان در ميان گذاشت و سرگذشت خود را در تأليف كتاب براى او تشريح كرد. آنگاه او را متوجه اين نكته نمود كه مطالب اين كتاب براى جامعهاى كه با شيوه سقيفه پرورش يافته قابل تحمل نخواهد بود، و نبايد در دسترس هر نااهلى قرار بگيرد. او در اين باره چنين گفت:
نزد من نوشتههايى است كه از موثقين شنيدهام و به دست خود نوشتهام. در آنها احاديثى است كه دوست ندارم براى عموم مردم ظاهر شود، زيرا آنها را انكار مىكنند و به نظرشان عظيم مىآيد در حالى كه آنها حق است و از اهل حق و فقه و صدق و نيكى، از على بن ابىطالب عليهالسلام و سلمان فارسى و ابوذر غفارى و مقداد بن اسود گرفتهام. هيچيك از احاديث آن را از يكى نپرسيدهام مگر آنكه درباره آن از ديگرى هم پرسيدهام تا همگى بر صحت آن متفق شدهاند، و من هم در آن حديث پيرو آنان شدهام، و نيز مطالب ديگرى كه بعدا از غير آنان از اهل حق شنيدهام.
بعد از آن، طى برنامهاى دقيق كتاب خود را رسما به او تحويل داد كه مراحل آن چنين بود:
اولاً: ابان را از نظر اعتقادى و امانتدارى مورد آزمايش قرار داد و از هر دو جهت مطمئن شد.
ثانيا: سه شرط اساسى با ابان قرار داد و در مورد آنها عهد و پيمان الهى از او گرفت، كه آنها از اين قرارند:
1 . تا سليم زنده است از كتاب و مطالب آن به كسى خبر ندهد.
2 . پس از رحلت او نيز كتاب را جز به موثقين شيعه خبر ندهد.
3 . هنگام مرگ كتاب را به شخصى موثق و ديندار از شيعه بسپارد.
ثالثا: تمام كتاب را براى ابان قرائت كرد و او به دقت گوش فرا داد تا در مطالب آن جاى ابهامى نماند.
رابعا: با دست خود كتاب را به طور رسمى به دست ابان داد؛ و به عبارت ديگر آن را تحويل او داد تا در سپردن امانت وظيفه خويش را به طور كامل به انجام رسانده باشد.
در اواخر سال 76 هجرى، سليم در شهر نوبندجان فارس در سن 78 سالگى بدرود حيات گفت و ظاهرا در همان شهر به خاك سپرده شد.
او در حالى كه بيش از شصت سال از عمر شريفش را در راه احياى ولايت اهل بيت عليهمالسلام سپرى كرده بود، به ديدار مواليانش شتافت و اين يادگار بزرگ را از خود بر جاى گذاشت و ايران ميراثدار اين گنج بزرگ شد. رحمت خدا بر روان پاكش باد.
سفيد
اكنون كتاب سليم در دست حافظ امينى به نام ابان بن ابىعياش قرار گرفته كه حق امانت را به خوبى ادا خواهد كرد. حمل كتاب تا بصره و از آنجا تا مدينه و مكه و نشان دادن آن به امام معصوم عليهالسلام و نيز اصحاب باوفاى اهل بيت عليهمالسلام، شاهكارى است كه ابان در زمان حاكمى همچون حجاج به خوبى از عهده آن بر آمده است. درگيرىهاى او با مخالفين و مقاومتش، و نيز اقدامات او در تحقيق كتاب سليم مراحل قابل تقديرى است كه او عمر خود را وقف آن نموده است.(1)
ابان پس از سليم در نوبندجان به مطالعه كتاب سليم پرداخت، و اهميت آن را دريافت. به همين جهت تصميم گرفت به شهرهاى بزرگ اسلامى سفر كند، تا آگاهى بيشترى درباره دينش پيدا كند.
1) . اعيان الشيعة: ج 5 ص 48 - 50 . ميزان الاعتدال: ج 1 ص 10 - 14. رجال برقى: ص 9. معارف ابن قتيبة: ص239. تهذيب التهذيب: ج 1 ص 97. الجامع فى الرجال: ج 1 ص 11. رجال الشيخ: ص 83 ، 106، 156. فتوح بلاذرى: ص 378. كشف الاستار: ج 2 ص 123. كتاب سليم: ص 125 - 131.
او كتاب سليم را همراه خود برداشت و عازم بصره نزديكترين شهر عربى به منطقه فارس شد. در بصره كتاب سليم را به حسن بصرى نشان داد، و او پس از مطالعه كتاب مطالب آن را مورد تأييد قرار داد و گفت: «تمام احاديث آن حق است كه از شيعيان على بن ابىطالب و غير ايشان شنيدهام».
ابان، بصره را به عنوان وطن دوم خود انتخاب نمود، و طبق قوانين آن زمان خود را به طايفه «بنى عبدالقيس» ملحق نمود و نام او در شمار آن قبيله ثبت شد؛ و از آن روز با نام «ابواسماعيل ابان بن ابىعياش عبدى بصرى» شناخته شد.
ابان از بصره به همراه كتاب سليم عازم سفر حج شد. او در مكه با بيش از صد نفر از اصحاب پيامبر صلىاللهعليهوآله و تابعين ملاقات نمود و از آنان سؤالاتى كرد و احاديثى فرا گرفت.
بعد از آن، مقصد او رسيدن به حضور امام زين العابدين عليهالسلام بود تا هر سؤال و مشكلى دارد از امام زمانش بپرسد و از حجت خدا فرا گيرد، و اين براى اطمينان كامل خود و نسلهاى آينده بود كه هر گونه سؤال اعتقادى در زمينه كتاب سليم روشن شود.
ابان در حالى كه كتاب سليم را همراه داشت خدمت امام زين العابدين عليهالسلام رسيد. ابوالطفيل و عمر بن ابى سلمة دو صحابى پيامبر صلىاللهعليهوآله نيز در مجلس حضرت بودند.
او كتاب سليم را خدمت آن حضرت تقديم نمود، تا كلامى درباره كتاب و مؤلفش از آن حضرت بشنود.
امام سجاد عليهالسلام دستور داد تا كتاب سليم نزد آن حضرت قرائت شود. ابوالطفيل و عمر بن ابىسلمه، سه روز - از صبح تا شب - در حضور امام عليهالسلام مىنشستند و كتاب را مىخواندند و آن حضرت استماع مىفرمود.
اين برنامه، عنايتى بس عجيب در شأن كتاب سليم را مىرساند كه امام معصوم عليهالسلام سه روز بنشيند، تا كتاب يكى از اصحابش را - كه از دنيا رفته - در محضرش بخوانند. قرائت كنندگان هم دو نفر از بزرگان اصحاب پيامبر صلىاللهعليهوآله باشند كه تا آن زمان حيات داشتند. اهميت ديگر مطلب اينكه امام عليهالسلام بدون قرائت هم مىتوانستند مطلبى درباره كتاب بفرمايند، ولى شكل رسمى قرائت را اجرا كردند تا هيچ شبههاى در بين نماند و همه بدانند آن حضرت كلمه كلمه كتاب را مورد توجه قرار دادهاند.
پس از قرائت كامل كتاب، همه در انتظار سخن امام عليهالسلام بودند. لبان مبارك حضرت با كلامى نورانى در شأن سليم و كتابش گشوده شد و فرمود:
سليم راست گفته است، خدا او را رحمت كند. همه اينها احاديث ماست كه نزد ما شناخته شده است.
اين سخن در حقيقت امضا و مهر تأييد الهى از لسان حجة اللّه بود، كه اصالت و اعتبار كتاب سليم را به ثبت رسانيد و آن را جاودانى ساخت، و سندى محكم براى اين كتاب بنيادى اسلام گرديد.
ابوالطفيل و عمر بن ابىسلمه هم پس از قرائت كتاب گفتند: «تمام احاديث آن را از اميرالمؤمنين عليهالسلام و سلمان و ابوذر و مقداد شنيدهايم».
پس از آن، ابان سؤال مهمى در رابطه با كتاب خدمت امام عليهالسلام مطرح كرد و عرضه داشت: اكنون كه مطالب آن صحيح و مورد تأييد است، پس تكليف امت اسلامى چه مىشود كه اكثرشان از راه شما اهل بيت منحرفند؟ آيا واقعا همه آنان كه دين شما اهل بيت را نپذيرفتهاند در هلاكتاند؟
امام عليهالسلام در پاسخ به اين سؤال، حديثى متواتر بين همه مسلمانان را مطرح كرد و فرمود: آيا اين حديث را شنيدهاى كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرموده است:
مَثَل اهل بيت من چون كشتى نوح است كه هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس بر جاى ماند هلاك شد، و مثل اهل بيتم همچون باب حِطِّه(1)در بنى اسرائيل است.
ابان اقرار كرد كه اين حديث را به طور متواتر به نقل از پيامبر صلىاللهعليهوآله شنيده است. ابوالطفيل و عمر بن ابىسلمة هم گفتند: ما نيز اين حديث را از لبان مبارك پيامبر صلىاللهعليهوآله شنيدهايم.
حضرت فرمود: آيا همين حديث نگرانى و تعجب تو را حل نمىكند؟ يعنى اگر اهل بيت عليهمالسلام تنها راه نجات هستند و همه امت فقط بايد در مقابل آنان سر تسليم فرود آورند، پس اين راهى كه امت اسلامى در پيش گرفتهاند و از اين كشتى نجات تخلف ورزيده و در مقابل هر كسى جز ايشان سر تعظيم فرود آوردهاند، آيا نتيجهاى جز هلاكت در بر خواهد داشت؟ پس هيچ تعجبى
1) . «باب حطه» در بنى اسرائيل درى بوده كه همه بايد هنگام عبور از آن در مقابل خداى عزوجل سر تعظيم فرود مىآوردند. اهل بيت عليهمالسلام از اين جهت به «باب حطه» تشبيه شدهاند كه همه مردم بايد در مقابل ايشان سر تسليم فرود آورند و سخن ايشان را بپذيرند، تا بدين وسيله در مقابل خداوند اظهار تعظيم و خضوع نموده باشند. به بحار الانوار: ج 13 ص 180 - 185 مراجعه شود.
ندارد كه معتقد باشيم آن عده از امت اسلامى كه مهمترين دستور پيامبر خود را كه پيروى از اهل بيت عليهمالسلام است رها كردهاند، راه جهنم را پيش گرفته و خود را به هلاكت انداختهاند.
اين مجلس پس از سه روز با اين نتيجه گرانبها در مورد سليم و كتابش پايان يافت، و ابان پس از چند روز همراه كتاب سليم به بصره بازگشت.
ابان پس از بازگشت به بصره، بدون آنكه تشيع خود را علنى كند با محدثين بزرگ و علماى دينى آن عصر ارتباط برقرار كرد، و به فراگيرى احاديث از آنان پرداخت تا كم كم در شمار محدثين مورد اعتماد زمان خود درآمد. او نزد علما با عنوان فقيه موثق زاهد عابد و طاووس القراء شناخته مىشد، و طايفه بنى عبدالقيس به وجود فقيهى چون او افتخار مىكردند.
ابان در همين حال، ارتباط خود را با امام سجاد عليهالسلام و اصحاب آن حضرت حفظ كرده بود، و به دور از چشم دشمن با آنان رفت و آمد داشت.
ديرى نگذشت كه مخالفين متوجه اعتقاد ابان به مذهب اهل بيت عليهمالسلام شدند؛ و با تهمتهاى ناروا در صدد شكست شخصيت او برآمدند. او كه تا ديروز مورد اعتماد علماى مخالفين واقع شده بود و صدها حديث به نقل از او روايت كرده بودند و از نظر تقوا و عبادت نيز او را در درجه بالايى قبول داشتند و به وجود او افتخار مىكردند، به محض اينكه از تشيع او - كه عمرى آن را مخفى كرده بود - مطلع شدند شروع به طعن و تعرض به شخصيت او نمودند و سخنان ناروا در حق او شايع ساختند و يك باره از او كناره گرفتند؛ ولى علماى شيعه در طول تاريخ با اعتماد كامل بر او كتاب سليم را به نقل از او
روايت مىكردند، و متوجه علت اين نسبتهاى ناروا بودند كه از دشمنى با مذهب اهل بيت عليهمالسلام ريشه مىگرفت.
ابان بن ابى عياش در طول زمانهايى كه در بصره يا غير آن با ائمه عليهمالسلام و اصحابشان تماس داشت، آنچه در رابطه با كتاب سليم و مطالب آن به دست مىآورد در محل مناسب آن اضافه مىكرد. همچنين تأييدات ائمه عليهمالسلام را نسبت به احاديث كتاب ثبت مىكرد، و در چند مورد احاديث جديدى كه ارتباطى با احاديث سليم داشت به آن اضافه مىنمود.
از دقت عمل ابان اين بود كه در همه اين موارد كاملاً مشخص مىكرد كه چه مقدار از حديث از طرف او اضافه شده است. بدين ترتيب نسخههاى كتاب سليم كه اكنون در دست ماست، شامل تحقيقات ابان - اولين ناقل آن از سليم - است كه در حضور ائمه عليهمالسلام انجام داده و به كتاب ملحق نموده كه نمونههاى آن احاديث 6 ، 10، 12، 37، 58 كتاب سليم است.
در زمان امام زين العابدين عليهالسلام ابان از اصحاب آن حضرت به شمار مىآمد، و پس از شهادت آن حضرت در زمره اصحاب امام باقر عليهالسلام بود و با اصحاب آن حضرت ارتباط قوى داشت. او بعد از آن حضرت در شمار اصحاب امام صادق عليهالسلام در آمد و از علماى بزرگ شيعه بود، و تا آن لحظه به خوبى از عهده حفظ كتاب سليم برآمده بود.
مسيرى كه كتاب سليم در طول چهارده قرن به عنوان اولين كتاب در اسلام پيموده در واقع تحقق خواسته سليم است كه امانتش به بهترين وجهى حفظ شود. در هر دوره، علماى مورد اعتمادى با دقت به استنساخ و مقابله و تحويل آن به امانتداران بعد از خود پرداختهاند.
از ابان كه كتاب را به «ابن اُذَينه» سپرده تا دوره دوم ناقلين كتاب سليم و همه كسانى كه دست به دست آن را تا امروز رساندهاند، همه سعى در حفظ اسناد و نام ناقلين و ثبت زمان و مكان انتقال كتاب داشتهاند؛ كه شرح آن امروزه در آغاز كتاب سليم منعكس است. در اين بخش مرورى بر اين مسير هزار و چهارصد ساله خواهيم داشت.(1)
در حالى كه عمر ابان از 70 سالگى مىگذشت در فكر كسى بود كه بتواند كتاب سليم را به او تحويل دهد، تا وصيت سليم را به خوبى عمل كرده باشد.
1) . اعيان الشيعة: ج 5 ص 48. ميزان الاعتدال: ج 1 ص 14. كتاب سليم: ص 125 - 131.
اتفاق عجيبى كه در سال 138 هجرى در 76 سالگى ابان اتفاق افتاد اين بود كه يك شب سليم را در عالم رؤيا ديد. سليم نزديكى مرگ او را خبر داد و گفت:
اى ابان، تو در اين روزها از دنيا مىروى. درباره امانت من تقوى پيشه كن و آن را ضايع مگردان و به وعدهاى كه به من در مورد كتمان آن دادهاى عمل كن، و آن را جز نزد مردى از شيعيان اميرالمؤمنين عليهالسلام كه صاحب دين و آبرو باشد مسپار.
اين خواب از رؤياهاى صادقه بود، چه آنكه يك ماه از آن نگذشته ابان از دنيا رفت.
در پى اين رؤيا، ابان خود را در مقابل بزرگترين مسئوليت عمرش ديد. او براى تحويل كتاب سليم، عمر بن اُذَينه بزرگ علماى شيعه در بصره را انتخاب كرد؛ كه يكى از اصحاب امام صادق عليهالسلام بود و بعد از آن حضرت در شمار اصحاب امام كاظم عليهالسلام در آمد.
از آنجا كه ابان و ابن اذينه هر دو از طايفه «بنى عبدالقيس» بودند، احتمال مىرود ارتباط نزديك آن دو از اين جهت هم باشد، گذشته از جنبه عقيدتى كه اصل علت ارتباط بود.
صبح آن شب، كه ابان سليم را خواب ديد با ابن اذينه ملاقات كرد؛ و رؤياى شب گذشته و نيز اجمالى از تاريخچه كتاب را با او در ميان گذاشت. سپس كتاب را رسما به او تحويل داد، و او نيز مانند سليم تمام كتاب را براى ابن اذينه قرائت كرد.
بدين ترتيب، امانت سليم را به بزرگ مردى از شيعيان اميرالمؤمنين عليهالسلام كه مورد اعتماد بود سپرد، و دقيقا به وصيت مؤلف عمل كرد. ناگفته نماند كه ابان مطالب كتاب سليم را در طول عمرش براى افراد مورد اعتمادى نقل كرده، ولى كتاب را فقط به ابناذينه تحويل داده است.
بيش از يك ماه از تحويل كتاب سليم به ابناذينه نگذشته بود كه ابان در ماه رجب سال 138 هجرى در بصره از دنيا رفت، در حالى كه مسئوليت بزرگ خود در مورد كتاب را به خوبى به انجام رسانده بود. رحمت خدا بر روح پاكش باد.
تا اين مرحله، كتاب سليم از دست مؤلف عظيم الشأن آن به عالمى بزرگ چون ابان بن ابىعياش، و از دست او به بزرگ علماى شيعه در بصره يعنى ابن اذينه منتقل شد. اكنون كه اولين تأليف اسلام روزهاى بسيار سختى را گذرانده، نوبت آن است كه با مواظبتى لايق شأنِ آن مراحلى تازه را آغاز كند.
علما متوجه بودند كه بعد از قرآن و ميراث انبياء كه فقط نزد معصومين عليهمالسلام است، كتاب سليم اولين كتاب در اسلام به حساب مىآيد، و با توجه به موضوع اعتقادى تاريخى آن و نيز زمان تأليفش هيچ مشابه و نظيرى ندارد؛ و بايد با تمام توان در حفظ و نسخه بردارى و انتشار آن كوشيد. اكنون مراحل بعدى در حفظ كتاب را پى مىگيريم:
كتاب سليم پس از وفات ابان، توسط ابن اذينه به دست هفت نفر از بزرگان علما رسيده است: ابن ابىعمير، حَمّاد بن عيسى، عثمان بن عيسى، مَعمَر بن راشد بصرى، ابراهيم بن عمر يمانى، همام بن نافع صنعانى، عبدالرزاق بن همام صنعانى.
اين عده از نسخه اصلى نسخه بردارى كردند، و از آنجا كه با يكديگر معاصر بودند احاديث كتاب را گاهى به نقل از يكديگر و گاهى از خود نسخه نقل مىكردند. اينان ناقلين اوليه نسخه كتاب سليم بودند كه نسخههاى بعد، از روى نسخههاى آنان استنساخ شده و تا امروز به دست ما رسيده است.
محدثينى كه در مراحل بعد كتاب سليم به دستشان رسيده و آن را براى ما نقل كردهاند، در هفت سند نامشان آمده است. از اين اسناد، چهار سند به شيخ طوسى، يك سند به محمد بن صبيح بن رجا، يك سند به ابن عقده، يك سند به شيخ كِشّى، و يك سند به حسن بن ابىيعقوب دينورى منتهى مىشود.
اين هفت سند به سه نفر از بزرگان محدثين يعنى ابن ابىعمير و حماد بن عيسى و عبدالرزاق بن همام - كه قبلاً نامشان ذكر شد - بر مىگردد. نسخههاى كتاب سليم نزد اين سه نفر بوده و به دست ايشان انتشار يافته، كه تفصيل آن چنين است:
اول: نسخه عبدالرزاق، كه به چهار سند به دست ما رسيده است: سند محمد بن همام بن سهيل متوفاى 332 ق، سند ابن عقده متوفاى 333 ق، سند ابوطالب محمد بن صبيح بن رجا در دمشق سال 334 ق، سند حسن بن ابىيعقوب دينورى متوفاى قرن سوم.
نسخه سوم و چهارم از اين چهار سند تا امروز متداول است؛ و نسخههايى از آن در كتابخانههاى خطى موجود است.
دوم: نسخه حَمّاد بن عيسى، كه از شيخ طوسى و شيخ نجاشى با اسناد متصل براى ما نقل شده است.
سوم: نسخه ابن ابىعمير، كه از شيخ طوسى با اسناد متصل به دست شيخ حرّ عاملى و علامه مجلسى رسيده است. هم اكنون نسخههايى از آن در كتابخانههاى خطى وجود دارد، و چاپهاى اول كتاب سليم از روى همين نسخهها انجام شده است.
يكى از اسنادى كه نسخه كتاب سليم را در يك سلسله متصل از زمان سليم تاكنون براى ما نقل كرده و همگى از بزرگان علماى شيعه محسوب مىشوند، چنين است:
مؤلف كتاب، سليم بن قيس هلالى متوفاى 76 ق كه از اصحاب اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين و امام زين العابدين و امام باقر عليهمالسلام است، كتابش را به ابان تحويل داده است.
ابان بن ابىعيّاش متوفاى 138 ق كه از اصحاب امام زين العابدين و امام باقر و امام صادق عليهمالسلام است، كتاب را به بزرگِ علماى شيعه در بصره عمر بن اذينه تحويل داده است.
ابن اذينه متوفاى حدود 168 ق كه از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام است، كتاب را به يكى از بزرگترين علماى شيعه يعنى محمد بن ابىعمير تحويل داده است.
ابن ابىعمير متوفاى 217 ق كه از اصحاب امام كاظم و امام رضا و امام جواد عليهمالسلام است، كتاب را براى سه نفر از بزرگان علماى شيعه نقل كرده كه عبارتند از:
1 . احمد بن محمد بن عيسى قمى از علماى قرن سوم، كه از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى عليهمالسلام بوده است.
2 . يعقوب بن يزيد سلمى از علماى قرن سوم، كه از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى عليهمالسلام بوده است.
3 . محمد بن حسين بن ابى الخطاب متوفاى 262 ق، كه از اصحاب امام جواد و امام هادى و امام عسكرى عليهمالسلام بوده است.
اين سه نفر از بزرگان اصحاب ائمه عليهمالسلام بودهاند و هر يك صاحب تأليفات بسيارى هستند.
بزرگِ علماى قم عبداللّه بن جعفر حِميَرى كه در سال 300 ق زنده بوده و از اصحاب امام هادى و امام حسن عسكرى عليهماالسلام است، به نقل از سه عالم مذكور كتاب سليم را روايت كرده است.
عالم بزرگ ابوعلى محمد بن همام بن سهيل متوفاى 332 ق، كتاب سليم را از عبداللّه حميرى و عبدالرزاق بن همام از علماى قرن سوم نقل كرده است.
عالم بزرگ هارون بن موسى تلعكبرى متوفاى 385 ق، به نقل از شيخ ابوعلى محمد بن همام كتاب سليم را روايت كرده است.
محدث جليل حسين بن عبيداللّه غضائرى متوفاى 411 ق، كتاب را به نقل از تلعكبرى روايت كرده است.
شيخ طوسى متوفاى 460 ق، كه اكثر اسانيد كتب شيعه به او منتهى مىشود و صاحب كتابخانه عظيم در بغداد و مؤسس حوزه علميه نجف اشرف بوده، كتاب سليم را از ابن غضائرى نقل كرده است.
از قرن پنجم تا زمان علامه مجلسى در قرن يازدهم ادامه اسناد چنين است: شيخ طوسى كتاب را براى سه نفر نقل كرده است:
1 . محدث بزرگ شهرآشوب جدّ صاحب مناقب، از علماى قرن پنجم.
2 . فقيه صالح محمد بن احمد بن شهريار خزانهدار حرم اميرالمؤمنين عليهالسلام، از علماى قرن ششم.
3 . عالم جليل شيخ ابوعلى فرزند شيخ طوسى، از علماى قرن ششم.
اين سه نفر هم كتاب را به اين تفصيل روايت كردهاند:
شيخ شهرآشوب نسخهاش را براى نوهاش ابن شهرآشوب صاحب كتاب مناقب نقل كرده، و صاحب مناقب در سال 567 ق در شهر حلّه كتاب سليم را نقل كرده است.
شيخ ابن شهريار كتاب را براى عالم بزرگ شيخ ابوالحسن عريضى نقل كرده، و شيخ عريضى در سال 597 ق كتاب را براى شيخ فقيه محمد بن كال نقل كرده است.
شيخ ابوعلى فرزند شيخ طوسى كتاب را براى دو نفر روايت كرده است:
1 . شيخ فقيه حسن بن هبة اللّه بن رطبة سوراوى، كه او هم در كربلا به سال 560 ق كتاب را روايت كرده است.
2 . شيخ فقيه حسين بن احمد بن طحال مقدادى، كه شيخ ابوعلى در سال 490 ق كتاب را براى او نقل كرده است. شيخ مقدادى هم در سال 520 ق در نجف كتاب را براى شيخ هبة اللّه بن نما نقل كرده است. شيخ ابن نما هم در سال 565 ق در شهر حلّه كتاب سليم را نقل كرده است.
اين نسخههاى كتاب كه با اين اسناد عالى از شيخ طوسى نقل شده دست به دست توسط علماى بزرگ همچنان نقل و استنساخ شده و نسخههاى آن تكثير گرديده، تا به دست دو عالم بزرگ شيعه يعنى شيخ حرّ عاملى متوفاى 1104 ق و علامه مجلسى متوفاى 1111 ق رسيده است.
نسخه بردارى از كتاب سليم در چهارده قرن تأكيد خاص علما را بر حفظ آن نشان مىدهد. علامه مجلسى تمام نسخه خود را در كتاب بحار الانوار در ابواب مناسب هر حديث منعكس نموده است.
نسخه شيخ حر عاملى هم از روى نسخه عتيقهاى به سال 1085 ق در اصفهان استنساخ شده است. آن نسخه به دست فرزندانش و سپس به دست افرادى رسيده كه نامشان در اول نسخه مذكور است. در آخرين مرحله به دست شيخ محمد سماوى در سال 1370 ق در نجف رسيده و بارها از روى آن نسخه بردارى شده، تا آنكه چاپ نجف كتاب سليم از روى همان نسخه انجام شده است، و خود نسخه هم اكنون در كتابخانه آية اللّه حكيم در نجف است.
نسخه ديگرى در سال 609 ق استنساخ شده و به دست علامه مجلسى و شيخ حر عاملى رسيده؛ كه هم اكنون نسخهاى از روى آن با مهر علامه مجلسى در كتابخانه دانشگاه تهران نگهدارى مىشود.
نسخههاى ديگرى كه سابقه آنها به سال 334 ق برمىگردد، ابتدا در يمن بوده و سپس به دمشق منتقل شده است. هم اكنون بيش از 15 نسخه از آن موجود است و در كتابخانههاى ايران و عراق و هند نگهدارى مىشود.
نسخه ديگرى به خط كوفى با قدمت هزار ساله در ايران بوده، كه در سالهاى اخير مفقود شده است.
امروزه بيش از 70 نسخه خطى از كتاب سليم شناسايى شده، و بيش از 30 نسخه خطى آن در كتابخانههاى عمومى و خصوصى موجود است. نسخههاى بسيارى هم در طول تاريخ در دست علما بوده كه به مقابله آنها با يكديگر مىپرداختند و طبق اصول نسخه بردارى تاريخ و ناسخ آنها را ثبت مىنمودند و آنها را به يكديگر منتقل مىكردند، همان گونه كه در كتابهاى خود آنها را ذكر نموده و از آنها نقل كردهاند.
با نگاهى به تاريخچه كتاب سليم در طول تاريخ هزار و چهارصد ساله آن، نسخههاى آن را در شهرهاى مختلف اسلامى مىيابيم كه عبارتند از:
مكه و مدينه از شهرهاى حجاز.
صنعا و بندر مخا از شهرهاى يمن.
نجف و كربلا و حلّه و بغداد و بصره و كوفه از شهرهاى عراق.
دمشق از شهرهاى شام.
اصفهان و قم و مشهد و تهران و يزد و زنجان و شيراز از شهرهاى ايران.
لكنهو و بمبئى و فيضآباد از شهرهاى هند.
اكنون دريافتيم كه كتاب سليم در هر دورهاى از تاريخ اسلام با منزلت و ارزش خاصش مورد توجه علما بوده، و به عنوان اولين و قديمىترين ميراث عقيدتى و علمى اسلام حفظ شده است. از سوى ديگر به عنوان يك كتاب
مرجع معتبر مشهور بوده، و از مطالب آن در علوم مختلف اسلامى از جمله فقه و اصول و رجال و حديث و تاريخ و تفسير استفادههاى وافرى بردهاند.
اين همه بدان جهت است كه كتاب سليم و احاديث آن بر شش امام معصوم عليهمالسلام عرضه شده، و امضاى تأييد آن از سوى مقام عصمت صادر شده است. خود سليم آن را به اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين و امام زينالعابدين عليهمالسلام عرضه كرده و مهر تأييد از ايشان دريافت كرده است.
بعد از سليم، ابان آن را بر امام زين العابدين و امام باقر عليهماالسلام عرضه كرده و آن كلام بلند را از امام سجاد عليهالسلام بر كتاب سليم نقش كرده كه فرمود: «سليم راست گفته است، خدا او را رحمت كند. همه اينها احاديث ماست كه نزد ما شناخته شدهاست».
بعد از آن حَمّاد بن عيسى كتاب سليم را بر امام صادق عليهالسلام عرضه كرده، و آن سخن معروف حضرت آخرين برگ تأييد امام معصوم است كه فرمود:
هر كس از شيعيان و محبين ما كتاب سليم بن قيس هلالى را نداشته باشد چيزى از مسائل ولايت ما نزد او نيست، و به وسايل ما آگاهى ندارد. اين كتاب الفباى شيعه و سرّى از اسرار آل محمد عليهمالسلام است.
حضرت اين حديث را هنگامى فرموده كه هيچ كتابى در اعتقادات و تاريخ اسلام وجود نداشته و مردم در ضلالتهاى سقيفه دست و پا مىزدند.
علما از قرن اول تا كنون مطالب مهمى در معرفى و شناخت كتاب سليم و مؤلف آن فرمودهاند. تعابيرى از قبيل اولين انعكاس عقايد شيعه دوازده
امامى، اتقان مطالب و دلالت آن بر صحت متن، نهايت اشتهار، انطباق روايات اين كتاب با ساير روايات معتبر، نهايت درجه اعتبار، همه اينها كلماتى است كه در طول چهارده قرن در عظمت كتاب سليم از علماى بزرگ صادر شده است.
از سوى ديگر تمام كتاب سليم و نيز روايات آن به صورت جداگانه، از قرن اول تا كنون توسط محدثين و مؤلفين به صورت متصل نقل شده و هيچ عصرى از نقل احاديث سليم خالى نبوده است. اين نقلها به گونهاى است كه دلالت بر اعتماد به سليم و كتابش دارد، و بسيارى از آنها در حضور امامان عليهمالسلام و توسط اصحاب خاص ايشان بوده، و در مواردى احاديث سليم بر بزرگانى همچون سلمان و ابوذر و مقداد و بزرگان اصحاب عرضه شده و آنها را تأييد كردهاند.
در منابع موجود بيش از 160 نفر از بزرگان علما احاديث سليم را نقل كردهاند، كه برخى از كتاب سليم و برخى ديگر با استناد به سليم است. كتاب سليم نيز 22 سند معتبر دارد كه در آغاز آن ذكر شده است. در اين اسناد قرائت كتاب بر هر راوى و نيز مناوله آن به معناى تحويل رسمى كتاب انجام شده، كه نشانه اهميت علما به چنين ميراث ارزشمندى است.
سفيد
با توجه به سابقه نورانى و تلاش بىوقفه علما در حفظ كتاب سليم، طبيعى است كه اين سيره براى تحقيق و ترجمه و چاپ آن ادامه يابد؛ و در فاصله كمتر از هفتاد سال شاهد چهار بار تحقيق كتاب و نيز ترجمه آن به زبانهاى فارسى و اردو و انگليسى باشيم، و چاپ و نشر آن رقم صدها هزار را نشان دهد.
با مرورى بر اين مرحله، آخرين زحمات براى احيا و حفظ اين يادگار هزار و چهارصد ساله را پى مىگيريم.(1)
Synopses of the Open School Monographs (Chicago)، كميل رضوى: شماره 89 .
1) . احقاق الحق : ج 2 ص 421. اماميه مصنفين كى مطبوعه تصانيف اور تراجم: ج 1 ص 80 رقم 444 . تذكره علماى اماميه پاكستان: ص 314. دراسة حول الاصول الاربعمائة جلالى: ص 39. الذريعة : ج 2 ص 158 - 159، ج 12 ص 227، ج 22 ص 411. شيعة كتب حديث كى تاريخ تدوين(سيد حسين مرتضى): ص 201. كتابنامه ( وزارت ارشاد): شماره 51 ص 164. فهرس تراث اهل البيت عليهمالسلام (جلالى): ص 136. فهرست المطبوعات العراقية (سال 1856 - 1972 ) : ص 488. مجلة تراثنا: شماره 4 ص 229، شماره 22 ص 147، شماره 39 ص 465، شماره 63 - 64 ص 85 - 162. مجله آينه پژوهش: ص 113 رقم 62 . معجم المطبوعات النجفية: ص 214 شماره 830 . فهرست كتب چاپى عربى (مشار): ص 729، 738. مؤلفين كتب چاپى (مشار): ج 3 ص 360. فهرست قديم كتابخانه آستان قدس: ص 335 شماره 944.
نشر كتاب سليم در اجتماع مسلمين را از اين نگاه بايد مورد تحليل قرار داد كه اگر پايههاى اعتقادى مردم بر تاريخ و حديث صحيح بنا شود بسيارى از انحرافات فكرى و عملى پيش نمىآيد و مردم به آسانى راه مستقيم را تشخيص مىدهند.
در جنبه فرهنگ دينى هم هرگاه كتابهاى عرضه شده كتب ريشهدار و اصيل باشند، مدارك محكمى براى قوام دين و آبروى آن در مقابل اديان و مذاهب جهان خواهند بود. كتاب سليم از چنين سندهاى معتبرى است كه تشيع را با ابديت قرين ساخته، و فرقههاى ضلالت را در معرض اضمحلال و نابودى و شرمندگى در مقابل ساير ملل و اديان قرار داده است.
با توجه به ضرورت تحقيق و معرفى و عرضه هرچه بهتر «كتاب سليم بن قيس هلالى»، به راحتى مىتوان دريافت كه مراحل سريع و گسترده ترجمه و انتشار كتاب سليم بجا و ضرورى بوده؛ و عظمت كتاب و مؤلفش و گذشته مستحكم آن تقاضاى چنين اقدامى را داشته است.
اكنون ما وارث كتابى هستيم كه چهارده قرن را پشت سر گذاشته، و با محتوايى بلند در دو بُعد اعتقادى و تاريخى در اختيار نسل جديد قرار گرفته است. در بُعد اعتقادى اين مطالب در كتاب سليم جلب توجه مىكند:
قرآن و تفسير آن، پايههاى ايمان و كفر و شرايط تقوى، خلقت نورانى اهل بيت عليهمالسلام و مقام ايشان در آسمانها، فضايل و مناقب بىشمار و علم بىانتهاى معصومين، شئون امامت و شرايط آن و معرفى دوازده
امام عليهالسلام، پيشگويى پيامبر و ائمه عليهمالسلام از آينده امت و غصب خلافت و شهادت امامان عليهمالسلام و حكومت بنىاميه و بنىعباس، غيبت امام زمان عليهالسلام و علائم ظهور آن حضرت و وقايع عصر ظهور، افتراق و اختلاف و امتحان امت و تعيين فرقه ناجيه، صحيفه ملعونه و سقيفه و توطئههاى غصب خلافت و بدعتهاى غاصبين، احتجاجات اميرالمؤمنين و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين عليهمالسلام و نيز سلمان و ابوذر و مقداد و عبداللّه بن جعفر و قيس بن سعد و ابن عباس و عدهاى ديگر از اصحاب، حوض كوثر و سزاى عملكرد امت در قيامت.
در بُعد تاريخىاين ابعاد مهم از تاريخ اسلام در كتاب سليم منعكس است:
آغاز رسالت پيامبر صلىاللهعليهوآله و ماجراى يوم الدار و دفاع حضرت ابوطالب عليهالسلام از آن حضرت، ماجراى مؤاخاة و كساء و نزول آيه تطهير، سد ابواب، مباهله و غدير، جنگهاى بدر و احد و خيبر و خندق، اصحاب عقبه و توطئه قتل پيامبر صلىاللهعليهوآله، لحظات آخر عمر پيامبر صلىاللهعليهوآله و ماجراى كتف، كيفيت غسل و نماز و تدفين پيامبر صلىاللهعليهوآله، تفصيل ماجراى سقيفه و حمله به خانه اميرالمؤمنين عليهالسلام، احراق باب و ضرب و جرح و شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن عليهماالسلام تا تدفين شبانه آن حضرت از لسان اميرالمؤمنين عليهالسلام و سلمان ابن عباس و چند نفر ديگر، غصب فدك و اتمام حجتهاى اميرالمؤمنين و حضرت زهرا عليهماالسلام درباره آن، كمك خواهى اصحاب كساء بر در خانههاى مهاجر و انصار، نگاهى به بدعتهاى ابوبكر و عمر و عثمان و مخالفتها و اعتراضات آنان به پيامبر صلىاللهعليهوآله، سخنان اصحاب صحيفه هنگام مرگ، شوراى عمر براى خلافت عثمان و تبعيد ابوذر، دوران حكومت پنج ساله اميرالمؤمنين عليهالسلام و جنگهاى جمل و صفين و
نهروان، نقش عايشه و طلحه و زبير و معاويه و عمروعاص و خوارج
در اين جنگها، شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام و وصيت آن حضرت، برنامه بيست ساله معاويه بر ضد خلافت و صلح امام حسن عليهالسلام تا شهادت آن حضرت، شهادت امام حسين عليهالسلام و ماجراهاى زياد و ابن زياد و حجاج.
كتابى كه در واقع دست نوشتههاى سليم در طول شصت سال از عمرش است، از قرن اول تا كنون به نام «كتاب سليم بن قيس هلالى» اشتهار يافته؛ كه به اختصار «كتاب سليم» و «اصل سليم» هم گفته مىشود.
اصل سليم به خاطر آن است كه اين كتاب قديمىترين كتاب از كتابهاى چهارصدگانه شيعه شناخته شده، كه قبل از تدوين كتب اربعه يعنى كافى و تهذيب و استبصار و فقيه، به نام «اصول اربعمائة» معروف بودند.
كتاب «سقيفه» نيز به كتاب سليم گفته شده، و اين به خاطر بخش مهمى از احاديث كتاب درباره سقيفه است. متن عربى و ترجمه اردو و انگليسى كتاب با نام «كتاب سليم بن قيس هلالى» چاپ و منتشر شده، و ترجمه فارسى آن به نام «اسرار آل محمد عليهمالسلام» است.
اولين چاپ متن عربى كتاب شصت و پنج سال قبل، و منتخب كتاب سليم قبل از چاپ اصل آن به طبع رسيده است. ترجمه كتاب به زبان اردو بيش از سى سال قبل، و ترجمه فارسى آن 25 سال قبل و ترجمه انگليسى آن هفت سال قبل براى اولين بار چاپ شده است.
متن عربى كتاب سليم، تاكنون چهار بار مورد تحقيق و مقابله و تنظيم براى چاپ قرار گرفته است:
1 . با مقدمهاى از مرحوم علامه سيد محمد صادق بحرالعلوم متوفاى 1405ق در 11 صفحه و از روى نسخه شيخ حر عاملى و مقابله بر يك نسخه ديگر، در 192 صفحه چاپ شده است.
2 . با مقدمهاى مفصلتر از علامه بحرالعلوم با اضافه كردن تحقيقات شيخ شير محمد همدانى متوفاى 1390 ق در 60 صفحه و از روى نسخه تنظيم شده ايشان كه با چند نسخه مقابله كرده، به چاپ رسيده است. اين چاپ به سه صورت در 212 صفحه و 236 صفحه و 270 صفحه منتشر شده است.
3 . با مقدمهاى در 26 صفحه از حجة الاسلام سيد علاء الدين موسوى، و با آوردن عين متن چاپ نجف به طبع رسيده است. در آخر اين تحقيق چند فهرست از جمله فهرست الفبايى مطالب آورده شده است. اين چاپ به دو صورت در 215 صفحه بدون فهرست و 328 صفحه با چند فهرست به طبع رسيده است.
4 . در سه جلد به تحقيق محمد باقر انصارى در 1472 صفحه چاپ شده، كه جلد اول آن مقدمهاى در 550 صفحه، و جلد دوم آن متن مقابله شده كتاب بر 14 نسخه خطى با تحقيق كامل قسمتهاى تاريخى متن در 402 صفحه، و جلد سوم آن استخراج احاديث از مدارك حديثى و فهرستهاى دوازدهگانه از جمله فهرست موضوعى در 520 صفحه است.
در چاپ دوم و سوم اين تحقيق، بازيافتههاى مربوط به كتاب سليم در مقدمه افزوده شده، و در چاپ سوم فهرست موضوعى نيز اضافه شده است.
همين تحقيق سه جلدى، در يك جلد 640 صفحهاى منتشر شده، كه مقدمه آن در 120 صفحه تلخيص شده و متن آن عين چاپ سه جلدى است و بسيارى از پاورقىهاى آن حذف گرديده است. همچنين بسيارى از فهارس آخر كتاب حذف گرديده و در قسمت تخريجات، تخريج موضوعى اضافه شده است.
ذيلاً آمارى از چاپهاى متن عربى كتاب سليم تقديم مىشود:
1 . چاپ نجف، مكتبه حيدرية، 192 صفحه رقعى، بدون تاريخ.
2 . چاپ نجف، مكتبه حيدرية، 212 صفحه رقعى، 1366 ق.
3 . چاپ نجف، مكتبه حيدرية، 236 صفحه رقعى، بدون تاريخ.
4 . چاپ نجف، مكتبه حيدرية، 270 صفحه رقعى، بدون تاريخ.
5 . چاپ نجف، مكتبه حيدرية، 270 صفحه وزيرى، بدون تاريخ، كه اين چاپ بارها در نجف تجديد شده است.
6 . چاپ قم، دارالكتب الاسلامية، از روى چاپ 270 صفحهاى وزيرى نجف، در حدود سال 1395 ق.
7 . چاپ بيروت، دارالفنون و مكتبة الايمان، از روى چاپ 270 صفحهاى وزيرى نجف، 1400 ق، كه همين چاپ بارها در بيروت تجديد شده است.
8 . چاپ قم، از روى چاپ دارالفنون بيروت.
9 . چاپ بيروت، مؤسسه بعثت، 215 صفحه وزيرى، 1407 ق.
10 . چاپ تهران، مؤسسه بعثت، 328 صفحه وزيرى، 1408 ق.
11 . چاپ بيروت، مؤسسه اعلمى، از روى چاپ 270 صفحهاى وزيرى نجف، 1412 ق.
12 . چاپ بيروت، دارالارشاد الاسلامى، از روى چاپ 270 صفحهاى نجف با حروفچينى جديد در 246 صفحه وزيرى، 1414 ق.
13 . چاپ قم، نشر الهادى، 1472 صفحه در سه جلد وزيرى، 1415 ق.
14 . چاپ قم، نشر الهادى، 1472 صفحه در سه جلد وزيرى با اضافات، 1416 ق.
15 . چاپ قم، نشر الهادى، تك جلدى، 640 صفحه وزيرى، 1420 ق.
16 . چاپ قم، انتشارات دليلما، تك جلدى، 640 صفحه وزيرى، 1422 ق.
17 . چاپ قم، انتشارات دليل ما، 1472 صفحه در سه جلد وزيرى با اضافات جديد، 1423 ق.
18 . چاپ قم، انتشارات دليلما، تك جلدى، 640 صفحه وزيرى، 1424 ق.
19 . چاپ نجف، مؤسسه بعثت، 215 صفحه رقعى، 1424 ق.
20 . چاپ بيروت، دار الحوراء، تك جلدى، 640 صفحه وزيرى، 1426 ق.
شش مورد احاديثى از كتاب سليم انتخاب شده و به عنوان منتخب كتاب سليم تنظيم شده است:
1 . شيخ عبدالحميد بن عبداللّه كَرَهْرودى، متوفاى 1269 ق.
منتخب كرهرودى انتخاب ده حديث درباره سقيفه از كتاب سليم بدون ترجمه است، و قبل از چاپ اصل كتاب سليم، در حدود سال 1360 ق در 78 صفحه جيبى به چاپ رسيده است.
2 . علامه سيد محمد على شاه عبدالعظيمى، متوفاى 1334 ق.
منتخب شاه عبدالعظيمى به چاپ نرسيده و اثرى هم از آن در دست نيست، و فقط نام آن در الذريعه آمده است.
3 . دكتر محمود رضا افتخار زاده
انتخاب 66 حديث از كتاب سليم است كه با نام «تاريخ سياسى صدر اسلام» منتشر شده است. اين كتاب فارسى است، و با در نظر گرفتن موضوع به هفت فصل تقسيم شده و مقدمهاى در 72 صفحه دارد و در 480 صفحه وزيرى چاپ شده است. اين چاپ در سال 1419ق توسط انتشارات رسالت قلم در تهران انجام شده است.
4 . محمد باقر انصارى
با انتخاب 28 حديث از كتاب سليم و گزينش قسمت مربوط به امام حسن مجتبى عليهالسلام، كتابى با نام «اولين ميراث مكتوب از حيات امام حسن مجتبى عليهالسلام» منتشر شده است. اين كتاب به زبان فارسى است، و همراه مقدمهاى كوتاه و فهرست موضوعى در 152 صفحه رقعى توسط انتشارات دليلما در سال 1383 ش به چاپ رسيده و در سال 1384 ش تجديد چاپ شده است.
5 . محمد باقر انصارى
با انتخاب 24 حديث از كتاب سليم و گزينش قسمت مربوط به حضرت زهرا عليهاالسلام، كتابى با نام «اولين ميراث مكتوب از حيات حضرت زهرا عليهاالسلام» در دست چاپ است. اين كتاب به زبان فارسى است و همراه مقدمهاى كوتاه و فهرست موضوعى در 80 صفحه رقعى توسط انتشارات دليلما چاپ مىشود.
6 . محمد باقر انصارى
با انتخاب 19 حديث از كتاب سليم و گزينش قسمت مربوط به حضرت بقية اللّه الاعظم ارواحنا فداه، كتابى با نام «اولين ميراث مكتوب درباره حضرت مهدى عليهالسلام» در دست چاپ است. اين كتاب به زبان فارسى است و همراه مقدمهاى كوتاه و فهرست موضوعى در 80 صفحه رقعى توسط انتشارات دليلما چاپ مىشود.
ترجمه كتاب سليم به زبان اردو توسط دو تن از علماى شبه قاره انجام شده است:
1 . شيخ ملك محمد شريف شاه رسولْوى مُلتانى، متوفاى 1407 ق.
ايشان در سال 1375ق اقدام به ترجمه كتاب به زبان اردو نموده است. اين ترجمه در سال 1391ق توسط مكتبه ساجد در ملتان پاكستان در 237 صفحه رقعى به چاپ رسيده، و در سال 1400ق در 288 صفحه رقعى تجديد چاپ شده است. همين ترجمه در سال 1415ق توسط مكتبه ابلاغ العمران در لاهور پاكستان در 288 صفحه رقعى با حروفچينى جديد به چاپ رسيده است. در اين ترجمه مقدمه چاپ نجف تلخيص شده و مستدركات احاديث سليم نيامده است.
2 . علامه سيد ذىشأن حيدر جوادى هندى، متوفاى 1421 ق.
ايشان بار ديگر اقدام به ترجمه كتاب به زبان اردو نموده است. مدرسه «جواديه عربى كالج» در شهر بنارس هند اقدام به چاپ اين ترجمه كرده است.
ترجمه كتاب سليم به زبان انگليسى توسط سيد على يوسف در آمريكا انجام شده است. اين ترجمه شامل مقدمه مختصرى درباره كتاب است و سپس متنِ 270 صفحهاى چاپ نجف ترجمه شده است. اين ترجمه در سال 1419ق در 160 صفحه رحلى در شيكاگو توسط مؤسسه «اُپِن اِسكول» به چاپ رسيده، و عنوان انگليسى آن چنين است:
The Book of Sulaim b. Qays Alhilali
ترجمه فارسى كتاب سليم چهار بار انجام شده، و در اندازههاى مختلف به چاپ رسيده است:
1 . در سال 1400 ق براى اولين بار استاد معظم حاج اسماعيل انصارى اقدام به ترجمه فارسى كتاب نمود. اين ترجمه از روى چاپ 270 صفحهاى نجف انجام شد، و مقدمه 60 صفحهاى آن تلخيص گرديد، و احاديث الحاقى آن - كه از كتب حديث جمع آورى شده و در آخر مقدمه بود - بعد از اصل كتاب قرار داده شد. از سوى ديگر براى هر حديث شمارهاى و در ابتداى هر قطعه از متن عنوانى گويا قرار داده شد.
نام ترجمه با الهام از حديث امام صادق عليهالسلام «اسرار آل محمد عليهمالسلام» گذارده شد؛ و در طول پانزده سال بيش از صد هزار جلد آن در شهرهاى قم و تهران و مشهد در دو قطع وزيرى و جيبى به چاپ رسيد، و مورد استقبال بىنظير مردم قرار گرفت.
2 . در سال 1412 ق ترجمه كتاب سليم به همراه متن عربى آن به قلم مرحوم علامه شيخ محمد باقر كمرهاى متوفاى 1414 ق انجام گرفت و با نام «ترجمه كتاب سليم بن قيس» توسط انتشارات اهل بيت عليهمالسلام در 556 صفحه رقعى منتشر شد. اين ترجمه از روى چاپ 270 صفحهاى نجف انجام شده، و نيمى از هر صفحه متن عربى و نيمه دوم صفحه ترجمه فارسى آن است.
3 . در سال 1413 ق هنگامى كه آماده سازى متن سه جلدى عربى كتاب سليم هنوز نيمه تمام بود، بار ديگر حاج اسماعيل انصارى به ترجمه كتاب سليم اقدام نمود. در اين ترجمه مقدمه جديدى از روى مقدمه نيمه تمام عربى تنظيم شد؛ و متن كتاب نيز - با آنكه تنظيم متن عربى و پاورقىهايش ناتمام بود - به صورت جديدى ترجمه شد.
اين ترجمه فارسى در 621 صفحه وزيرى كه 143 صفحه آن مقدمه بود، با همان نام «اسرار آل محمد عليهمالسلام» قبل از چاپ سه جلدى عربى منتشر شد؛ و طى سه سال چند بار تجديد چاپ شد و اصلاحاتى نيز در آن انجام گرفت.
4 . در سال 1415 ق پس از چاپ سه جلدى عربى كتاب سليم، حاج اسماعيل انصارى براى بار سوم ترجمه كاملى از روى آن به انجام رساند. اين ترجمه با مقدمهاى در 190 صفحه شامل دو بخش زندگانى سليم و تحقيق كتاب در دوازده بخش تنظيم شد. سپس متن كتاب در سه بخش اصلى و تتمه و مستدركات طبق متن عربى تنظيم گرديد و در پايان 9 فهرست براى آن آماده شد.
اين ترجمه در 776 صفحه وزيرى با همان نام «اسرار آل محمد عليهمالسلام» در سال 1416ق توسط نشر الهادى در قم به چاپ رسيد، و از آن سال به بعد همه ساله توسط انتشارات دليلما تجديد چاپ مىشود.
همين ترجمه فارسى در قطع جيبى در 800 صفحه تنظيم شده، و از سال 1421 ق تاكنون چهار بار توسط انتشارات دليلما چاپ شده است.
اكنون با اولين و قديمىترين كتاب اعتقادى تاريخى اسلام آشنا شديم؛ كه مؤلف آن از چهارده سالگى در محضر چهار امام معصوم عليهمالسلام و اصحابشان تأليف خود را آغاز نموده، و شخصا در وقايع حضور داشته و يا از حاضرين ماجراها سؤال كرده است.
تأليف كتاب در دورانى بوده كه حساسترين فرازهاى تلخ و شيرين تاريخ اسلام را در آن جاى داده، و كه روزهاى مؤثرى براى مسير 1400 ساله اسلام به حساب مىآيد.
شصت سال تمام در كار تأليف و تدوين كتاب، و عاقبت فرار از چنگال سقيفه و پناهندگى به ايران و نجات كتاب از دست دشمنان كينهتوز آن، و يافتن امانتدارانى براى انتقال آن به نسلهاى آينده، نشانه الطاف الهى است كه اراده كرده در طول 14 قرن فرزندان اسلام از معارف چنين كتابى محروم نمانند.
مهر تأييد و امضاى نورانى امامان معصوم عليهمالسلام بر كتاب و احاديث سليم، و تأييد علما در طول چهارده قرن و تأكيد آنان بر حفظ و نسخه بردارى از كتاب، و اسناد متعدد و راويان بسيار آن، افتخارى است كه در كنار اول بودن كتاب سليم مايه افتخار همه مسلمانان است.
كتاب سليم در قرن پانزدهم دورانى را مىگذراند كه در سطح جهانى شناخته شده و در رسانههاى جمعى معرفى گرديده، و در جامعترين شكل تحقيق و به سه زبان ترجمه شده، و به كشورهاى مختلف و كتابخانههاى بزرگ دنيا راه يافته و در دسترس همگان قرار گرفته است.
امروز هنگام آن است كه با مطالعه و نشر معارف اين اولين يادگار علمى فرهنگى اسلام، قدردان زحمات شصت ساله مؤلف و فداكارىهاى هزار و چهارصد ساله فرهنگبانان اسلام در راه حفظ آن باشيم، و از مطالعه اين اثر ماندگار لذت ببريم.
First Edition:
1426 A.H / 2005 A.D
THE FRAMEBYFRAME CMMENTARY
ON THE FIRST BOOK IN ISLAM
Composed by: Mohammad Baqer Ansari
Published by: DALILEMA publications
Post Box No. 37185 - 1153, Qom, IRAN
Tel : (0251) 7744988, 7733413
Printed in Qom, Iran
ISBN 964 - ??? - ??? - ?
THE FRAMEBYFRAME CMMENTARY
ON THE FIRST BOOK IN ISLAM
By:
Mohammad Baqer Ansari