ghaemiyeh.com
سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -
Ansari,Mohammad Baqir
عنوان و نام پديدآور : نماز در غدیر: وقایع مربوط به وضو و غسل و نماز و دعا و مسجد در واقعه یکماهه غدیرخم/ محمدباقر انصاری.
مشخصات نشر : تهران: موسسه فرهنگی انتشاراتی ستاد اقامه نماز، 1404.
مشخصات ظاهری : 80 ص.؛ 5/14 × 5/21 سم.
شابک : 720000 ریال: 978-964-537-328-1
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
عنوان دیگر : وقایع مربوط به وضو و غسل و نماز و دعا و مسجد در واقعه یکماهه غدیرخم.
موضوع : غدیر خم
Ghadir
نماز عید غدیر خم
*Prayer of 'Id al-Ghadir
شناسه افزوده : ستاد اقامه نماز. موسسه فرهنگی انتشاراتی
رده بندی کنگره : BP223/5
رده بندی دیویی : 297/452
شماره کتابشناسی ملی : 10063003
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
ویراستار دیجیتالی: علی کهن کار
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
شناسنامه
نام اين فايل NAMAZ4 در 80 صفحه رقعى است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اهداء
به آنان كه نماز را
كه عمود دين است،
با ولايت اهل بيت عليهمالسلام
كه ريشه دين است،
به جا مىآورند.
در اين كتاب مىخوانيم:
1 . نماز: از اعلان سفر غدير تا مكه··· 9
2 . نماز: در مكه قبل از غدير··· 17
3 . نماز: از مكه تا غدير··· 39
4 . نماز: در سه روزه غدير··· 47
5 . نماز: بعد از غدير تا مدينه··· 65
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
واقعه يك ماهه غدير و اعلان ولايت ماجراهاى شيرينى از «مسجد» و «نماز» را در خود جاى داده، به خصوص آنكه اين سفر با حج بيت اللّه الحرام قرين شده است.
كاروان صد و بيست هزار نفرى حُجّاج تا رسيدن به غدير بارها همراه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به نماز ايستادند، تا روزى كه به قبله مسلمانان كعبه معظمه رسيدند. از آن ايام دهها مسجد به احترام جايگاههاى نماز رسول اللّه صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در طول مسير مدينه تا مكه بنا شده، و تا امروز قدمگاههاى آن پيام آور «ولايت» و «نماز» پابرجاست.
با حركت كاروان عظيم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم از مكه به سوى غدير در مكانهايى نماز جماعت بر پا شد، و پس از نماز آماده سازى فكرى مردم براى اعلان ولايت در غدير با سخنان آن حضرت انجام گرفت.
وقتى به غدير رسيدند نماز جماعت استثنائى كنار بركه آن برگزار شد، و بعد از آن خطبه تاريخى و جهانى غدير توسط ختم نبوت درباره ولايت و امامت و خلافتِ دوازده امام عليهمالسلام ايراد شد.
سه روز توقف در غدير براى بيعت و ادامه برنامههاى غدير و نماز جماعت 120000 نفرى به امامت خاتم الانبياء صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در اوقات نمازخاطرههاى بىنظيرى را در صفحات تاريخ ثبت كرد.
در واقع لحظه به لحظه اين سفر تركيبى از «نماز» و «ولايت» بود، آن هم با حضور مُبَلِّغ اَعظم غدير و امام منصوب در غدير! اين تقارن مسجد و غدير يادآور كلام امام باقر عليهالسلام است كه مىفرمايد:
بُنِىَ الاِسلامُ عَلى خَمسٍٍ: الصَّلاةُ وَ الزَّكاةُ وَ الحَجُّ وَ الصَّومُ وَ الوِلايَةِ، وَ لَميُنادِ بِشَىءٍ ما نودِىَ بِالوِلايَةِ يَومَ الغَديرِ.(1)
اسلام بر پنج پايه بنا شده است: نماز و زكات و حج و روزه و ولايت؛ و هيچ حكمى مانند ولايت در روز غدير اعلام نشده است.
1) الكافى: ج 2 ص 21.
در كتاب حاضر كه به پيشنهاد ستاد اقامه نماز تأليف شده، با قافله پيامبرمان از مدينه حركت مىكنيم و همراه با نماز اين مسير 500 كيلومترى را تا مكه مىرويم، تا نمازهاى كنار كعبه و در عرفات و مشعر و مِنا را مشاهده كنيم. از آنجا همراه كاروان 120000 نفرى تا غدير در 200 كيلومترى مكه مىآييم، تا با داستانهاى نماز در اين مسير و در منطقه غدير خم آشنا شويم.
با پايان مراسم ولايت «مسجد غدير» را براى آيندههاى تاريخ به يادگار مىگذاريم، كه در چهارده قرن اسلام حاجيان در مسير رفت و برگشتِ حج با نماز در اين مسجد يادِ «يَومُ الوِِلايَة» را زنده نگه مىداشتند.
به اميد روزى كه با ظهور آخرين وارث امامت مهدى موعود عليهالسَّلام توفيق نماز در مسجد غدير نصيبمان شود، و سفارش پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به ولايت و نماز را كنار بركه غدير بر زبان جارى كنيم، و در نماز جماعتى عظيم به آن امام غدير اقتدا نماييم.
قم، محمد باقر انصارى
عيد غدير 1446 ق
بهار 1404 ش
در اواخر سال دهم هجرى از سوى خداوند دستور ابلاغ دو حكم باقى مانده از اسلام يعنى ولايت و حج به پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم داده شد؛ كه هر دو حكم بايد طى سفرى يك ماهه ابلاغ مىشد.
نخستين آيه غدير در مدينه(1)
در ماه ذى القعدة سال دهم هجرى آيه ششم سوره احزاب: «النَّبىُّ اَولى بِالمُؤمِنينَ مِن اَنفُسِهِم ...» : «پيامبر بر مردم از خودشان صاحب اختيارتر است ...» بر پيامبر صلىاللهعليهوآله نازل شد، كه صاحب اختيارى آن حضرت را بر مردم بيان مىكرد و مقدمهاى بود براى كلمه «مَولى» در «مَن كُنتُ
مَولاه ُ فَعَلىٌّ مَولا هُ » كه در غدير اعلام شد.
از پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم پرسيدند: يا رسول اللّه، اين ولايت چيست كه به وسيله آن شما بر ما از خودمان بيشتر اختيار داريد؟ حضرت در پاسخ فرمود:
1) الاقبال: ص 453، 459. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 296، 297.
«پذيرفتن و اطاعت در آنچه دوست بداريد و آنچه بر شما خوش نيايد و دوست نداشته باشيد». مردم با شنيدن اين محتواى بلند گفتند: پذيرفتيم و اطاعت مىكنيم.
نخستين آيه غدير در مدينه(1)
در مرحله بعد خداوند به پيامبرش دستور داد واليان امر مردم را به آنان بشناساند، و ولايت را براى آنان تفسير و بيان كند همان گونه كه نماز و زكات را برايشان بيان كرده است؛ و از همين جا بود كه برنامه غدير تدارك ديده شد تا در آن مراسم عظيم مفهوم و شئون ولايت در شكوهمندترين شكل خود براى مردم بيان شود.
با اين مقدمات كه مردم را براى مسئله ولايت به كنجكاوى وادار كرده بود، جبرئيل بر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نازل شد و چنين پيام آورد:
يا محمد، خداوند به تو سلام مىرساند و مىفرمايد: من پيامبرى از پيامبرانم و رسولى از فرستادگانم را از دنيا نبردم مگر بعد از كمال دينم و مؤكد نمودن حجتم. اكنون دو مسئله از واجبات باقى مانده كه بايد آن را به قومت ابلاغ نمايى: يكى حج و ديگرى ولايت و خلافت بعد از خودت، چرا كه من زمينم را از حجتم خالى نگذاشتهام و تا ابد خالى نمىگذارم.
1) الاقبال: ص 453، 459. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 296، 297.
نزول آيات حج و اعلان عمومى(1)
از سوى ديگر آيه 22 سوره حج درباره ابلاغ احكام حج نازل شد: «وَ اَذِّن فِى النّاسِ بِالحَجِّ يَأتوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأتينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَميقٍِ»: «بين مردم براى حج اعلان عمومى كن كه پياده و بر هر مركب لاغرى و از هر گردنه دور دستى نزد تو مىآيند».
اين گونه برنامه حج و اعلام ولايت همزمان و با پشتيبانى آيات قرآن آغاز شد. اعلان عمومىِ اين سفر يك ماهه به دستور پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به 2 صورت انجام شد:
1 . مناديانى را در مدينه و اطراف آن فرستاد تا تصميم حضرت براى اين سفر را به اطلاع همه برسانند، و اعلان كنند كه هر كس بتواند با كاروان حضرت همراه شود.
2 . به مناطق دوردست از قلمرو اسلام و كسانى كه امكان نامه فرستادن به آنان بود طى نامهاى اين سفر را اطلاع داد.
با اين روش خبر اين سفر تا اقصى نقاط قلمرو اسلام در آن روز رسيد. مردم آماده سفر شدند و از اطرافِ دور و نزديك مدينه خلق كثيرى براى همراهى حضرت در اين سفر وارد مدينه شدند تا اعمال حج را از نزديك ببينند و از حضرت بياموزند.
1) بحار الانوار: ج 21 ص 360، 383، 384، 390، 396، 403، ج 28 ص 95. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 167، 297. الغدير: ج 1 ص 9 - 10.
حركت به سوى مكه(1)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم صبح روز شنبه بيست و پنجم ماه ذى القعده غسل كرده و دو لباس اِحرام برداشتند و همراه كاروان هفتاد هزار نفرى حجاج از مدينه خارج شدند. در اين كاروان عظيم مردانى به تنهايى عازم سفر بودند. زنانى نيز تنها براى حج مىرفتند. گروهى با همسران خود آمده بودند. عدهاى با پسران و دختران بزرگسال خود همراه بودند و گروهى كودكان خود را نيز آورده بودند. در اين سفر فاطمه زهرا عليهاالسلام در كنار پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بودند. همچنين كليه همسران حضرت براى سفر حج آمده بودند.
نماز در مسجد شجره(2)
هنگام ظهر به منزلگاه «ذُوالحُلَيفة» رسيدند؛ و فاصله 9 كيلومترى به خاطر كاروانهايى كه مىبايست يكى پس از ديگرى حركت مىكردند، در چند ساعت طى شد.
هنگام نماز شد. پيامبر صلّىاللهعليهوآلهسلّم كنار درختى كه در ذوالحُلَيفه بود آمد تا نماز ظهر را به جماعت بخواند. صفهاى جماعت برقرار شد و چون
مسافر بودند نماز شكسته خوانده شد. در طول سفر حج نيز چون درهيچ مكانى ده روز نماندند همه نمازها را شكسته خواندند. مكانى كه حضرت نماز خواند چون كنار «درخت» بود مسجدى در نظر گرفته شد و به نام «مسجد شجره» ناميده شد. آن درخت هم درخت «سَمُر» بود كه به فارسى به آن «كُنار» مىگويند و در صحراهاى حجاز مىرويد و معمولاً كهنسال مىشود.
نظافت و غسل در ميقات حج(1)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در ميقات مسجد شجره به مردم دستور نظافت داد كه موهاى زايد را بر طرف كنند و براى احرام «غسل» نمايند. زمانى از توقف در اين منزلگاه صرف شستشو و غسل و آمادگى براى احرام شد.
غسل نِفاس قبل از مراسم احرام (2)
ماجرايى كه كمى باعث تأخير در حركت كاروان حجاج شد تولد محمد بن ابىبكر بود، كه به محض خروج از مدينه در ذوالحُلَيفه به دنيا آمد.
وقتى محمد متولد شد او را نزد پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم آوردند، و اسماء مادر محمد درباره احرام خود - به خاطر مسئله نفاس (زايمان) - از پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم سؤال كرد. حضرت به او دستوراتى از نظر پوشش داد و امر كرد مانند بقيه مردم احرام ببندد و اعمال حج را نيز مانند بقيه انجام دهد، و فقط طواف و سعى براى بعد از پاك شدن از نفاس باقى بماند.
بناى مسجد در محل نمازهاى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم(1)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در فاصله بين مدينه تا مكه در منزلگاههايى براى استراحت شبانه يا روزانه توقف داشت، كه نمازها را در آنجا به جماعت خواند. مكانهايى كه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نماز به جا آورد علامت گذارى شد و به صورت مساجدى در بين راه بنا شد. ترتيب 28 مسجدى كه حضرت در آنها نماز خواند چنين است:
مسجد «شجَرَه».
مسجد «شَرَف الرَّوحاء».
مسجد «عِرقُ الظَّبيَة».
مسجد «رَوحاء».
مسجد «مُنصَرَف» (غَزاله).
مسجد «رُوَيثة».
مسجد «ثَنيَّةُ رَكوبَة».
1) صحيح البخارى: ج 1 ص 142. وفاء الوفاء: ج 3 ص 1007، 1010، 1021. المغانم المطابة فى معالم طابة: ص 259 - 262. البداية و النهاية: ج 5 ص 143 - 144.
مسجد «الاَثايَة».
مسجد «العَرج».
مسجد «مُنبَجَس»
مسجد «لُحَى الجَمَل».
مسجد «مَدلَجَةُ تَعهَن».
مسجد «الرَّمادَة».
مسجد «الاَبواء».
مسجد «عَقَبَة هَرشى».
مسجد «جُحفَه».
مسجد «طَرَفُ قُدَيد».
مسجد «جبل خُلَيص».
مسجد «وادى خُلَيص».
مسجد «وادى مَرُّ الظَّهران».
مسجد «سَرِف».
مسجد «تَنعيم».
مسجد «ذى طُوى».
مسجد «صَغراء».
مسجد «ذات آل».
مسجد «ذَفران».
مسجد «ال-ُرود».
مسجد «مَبرَك».
كاروان 70000 نفرى كه از مدينه حركت كرده بودند با جمعيتى كه از شهرها و روستاهاى بين راه تا مكه ملحق شدند اضافه شد، و گروههايى نيز از يمن و آفريقا و نجد و طائف اضافه شدند، و بدين صورت عدد حجاج به 120000 نفر رسيد.
با رسيدن به مكه اعمال عمره و حج آغاز شد كه نماز آن پس از طواف خوانده مىشد. آنگاه راهى عرفات و مشعر و مِنا مىشدند و سپس به مكه بازگشته طواف و نماز آن را به جا مىآوردند.
نماز طواف در مقام ابراهيم عليهالسَّلام(1)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم پس از طواف به طرف مقام ابراهيم عليهالسَّلام آمد در حالى كه آيه
1) مصباح الكفعمى: ص 268. تاريخ اليعقوبى: ج 2 ص 149. صحيح مسلم: ج 2 ص 725. الكافى: ج 4 ص 245، 249، 250. سنن ابن ماجة: ج 2 ص 982. شرح السنة بغوى: ج 7 ص 115. حياة الحيوان: ج 1 ص 346 . طبقات ابن سعد: ج 3 ص 205 . السيرة النبوية (ابن كثير): ج 4 ص 314.
125 سوره بقره را تلاوت مىفرمود: «وَ اتَّخِذوا مِن مَقامِ اِبراهيمَ مُصَلّى»: «از مقام ابراهيم جاى نمازى در نظر بگيريد». مقام ابراهيم عليهالسَّلام جاى قدمهاى حضرت ابراهيم عليهالسلام است كه پس از بناى كعبه با فرزندش حضرت اسماعيل عليهالسَّلام و طواف بر گِرد آن، در آنجا ايستاد و نماز طواف به جا آورد. اين موضع تا قيامت به يادگار ماند تا هر كس مىخواهد نماز طواف بخواند بر اساس آيه مذكور در جاى پاى آن حضرت يا نزديكترين مكان به آن نمازش را به جا آورد.
لازم به يادآورى است كه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در سال قبل از حج (يعنى در فتح مكه) مقام ابراهيم عليهالسَّلام را از جايى كه هم اكنون هست به كنار كعبه آوردند كه حضرت ابراهيم عليهالسَّلام در آنجا نماز خوانده بود، و بعدها دوباره به جاى كنونى باز گردانده شد.
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم پشت مقام ابراهيم عليهالسلام براى نماز ايستاد به گونهاى كه مقام بين آن حضرت و كعبه قرار گرفت. آنگاه دو ركعت نماز طواف خواند كه در ركعت اول بعد از حمد سوره «قُل يا اَيُّهَا الكافِرونَ» و در ركعت دوم بعد از حمد سوره «قُل هُوَ اللّهُ اَحَدٌ» را قرائت فرمود.
در حالى كه حضرت در مقام ابراهيم عليهالسَّلام بود، جبرئيل دعاى «مُجير» را بر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نازل كرد. دعايى كه سراسر تسبيح خداوند است و با ذكر اسماء الهى در فرازهاى دعا، در هر فراز با نداى «يا مُجير» از خداوند پناه مىطلبد. آغاز اين دعاى مفصل چنين است: «سُبحانَكَ يا اَللّهُ تَعالَيتَ يا رَحمانُ اَجِرنا مِنَ النارِ يا مُجيرُ ...».
آموزش نماز توسط پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در مكه(1)
از وقايع ايام حج تازه مسلمانانى بودند كه از جزئيات احكام اسلام اطلاعات كمى داشتند، و براى اولين بار پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم را ملاقات مىكردند.
از جمله فرستادگان قبيله «صُدف» از يمن و نيز فرستادگان قبيله «عَبَس» بودند، كه خدمت پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم آمدند و حضرت اوقات نماز را به آنانآموخت و فرمود:
بدانيد كه اولياء خدا نمازگزارانند. كسانى كه نماز واجب را كامل بخوانند و آن را حق خدا بر خود بدانند؛ و زكات واجب را بپردازند؛ و ماه رمضان را روزه بگيرند؛ و از گناهان كبيره اجتناب كنند.
پوشش جديد براى كعبه(2)
در سالى كه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به حج آمد پرده كعبه كهنه شده بود و نياز به تعويض داشت. اين بود كه آن حضرت براى كعبه پوششى از پارچههاى پشمين مشكى يمنى تهيه كرد و بر كعبه پوشانيد. اين سنت پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم تا امروز باقى است، و هر ساله پوشش كعبه با پارچه مشكى تعويض مىگردد.
نماز در مِنا قبل از عرفات(1)
روز هشتم ذىالحجه همه حجاج لبيك گويان آماده حركت از مكه به سوى مواقف حج شدند. كاروان صد و بيست هزار نفرى از مرد و زن و كودك و جوان و پير آماده حركت مىشدند، و تا نزديك ظهر طول كشيد تا همه آماده حركت شوند.
صبح روز هشتم (ترويه) سيل عظيم مردم از مكه به قصد عرفات حركت كردند، كه بايد از مِنا عبور مىكردند. هنگام ظهر كه به مِنا رسيدند پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نماز ظهر و عصر را به جماعت با مردم خواندند.
هنگام غروب نيز نماز مغرب و عشا را به جماعت خواندند، و شب را در مِنا ماندند تا صبح به سوى «عرفات» حركت كنند. با طلوع فجر نماز صبح را به جماعت خواندند و منتظر شدند تا آفتاب طلوع كند، و صبح روز نهم ذى الحجة آماده حركت به سوى عرفات شدند.
نماز در مسجد «عُرَنه» قبل از عرفات(2)
اكنون كاروان آماده حركت بود تا براى ظهر - كه اولين لحظه اعمال حج است - خود را به عرفات برسانند.
قافله حجاج لبيك گويان از مِنا خارج شدند و به مشعر الحرام رسيدند و از آنجا هم عبور كردند تا به كوه «نَمِرَه» مقابل «اِراك» رسيدند.
در آنجا خيمه پشمينهاى براى حضرت زدند و مردم نيز خيمه زدند و تا نزديك ظهر منتظر ماندند.
نزديك ظهر پيامبر صلىاللهعليهوآله همراه جمعيت با شتر «قَصواء» حركت كرد و لبيك گفتن را قطع نمود، و همچنان پيش آمدند تا به مسجد رسيدند. با رسيدن به «وادى عُرَنَه» - كه مُشرف بر عرفات است - نماز ظهر و عصر را پس از اذان و اقامه برپا داشتند، و بعد از آن وارد وادى عرفات شدند.
خوشامد به مهمانان پروردگار(1)
با ورود به عرفات اولين كار پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم استقبال از مهمانان خداوند بود. آن حضرت رو به قبله و رو به مردم قرار گرفت و چنين فرمود: «مرحبا به مهمانان پروردگار، مرحبا به مهمانان پروردگار، مرحبا به مهمانان پروردگار! كه اگر درخواست كنند به آنان داده مىشود و آنچه خرج كردهاند جايش پر مىشود، و در آخرت به جاى هر درهمى هزار حسنه به آنان داده مىشود». سپس فرمود: اى مردم، آيا به شما بشارت دهم؟ گفتند: آرى يا رسول اللّه. فرمود:
1) الكافى: ج 4 ص 247، 248، 463. الفقيه: ج 2 ص 237، 464. تهذيب الاحكام: ج 5 ص 456، 180، 287. دعائم الاسلام: ج 1 ص 293 ، 319. بحار الانوار: ج 96 ص 49. مستدرك الوسائل: ج 8 ص 36. امالى الشجرى: ج 3 ص 58 . اخبار مكة ازرقى: ج 2 ص 193. صحيح مسلم: ج 2 ص 726. سنن البيهقى: ج 7 ص 250. سنن الترمذى: ج 3 ص 230. المعجم الكبير طبرانى: ج 7 ص 71 .
چنين شبى كه مىشود خداوند با اهل موقف عرفات بر ملائكه مباهات مىكند و مىفرمايد: اى ملائكه من، به بندگان و كنيزان من بنگريد كه از گوشه و كنار زمين خسته و غبار آلود نزد من آمدهاند. آيا مىدانيد آنان چه مىخواهند؟ ملائكه مىگويند: پروردگارا از تو مغفرت مىخواهند. خدا مىفرمايد: «شما را شاهد مىگيرم كه آنان را آمرزيدم». آنان از عرفات بيرون مىروند در حالى كه گذشتهشان مورد بخشش قرار گرفته است. صبحگاهان يا شامگاهان كارى را براى خدا انجام دادن بهتر است از دنيا و آنچه در آن است.
دعاى اول پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات(1)
عرفات مهد دعا و محل آمرزش است. پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم با دعاهاى خود در آن روز اين مهم را تحقق بخشيد. آن حضرت در روز عرفه اين دعا را بسيار مىخواند: «لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ، وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ وَ لَهُ الحَمدُ، بِيَدِهِ الخَيرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ».
دعاى دوم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات(2)
از دعاهاى ديگر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات اين دعا بود:
خدايا حمد براى توست آن گونه كه تو مىگويى و بهتر از آنچه ما مىگوييم. خدايا، نماز و عبادت و زندگى و مرگم براى تو و بازگشتم به سوى توست. اى پروردگار من، ميراثم براى توست.
خدايا، به تو پناه مىبرم از عذاب قبر و وسوسه دل و بىنظمى امور. خدايا، به تو پناه مىبرم از شرِّ آنچه وزش باد مىآورد.
دعاى سوم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات(1)
همچنين از دعاهاى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در موقف عرفات چنين بود:
اَللّهُمَّ اِنَّكَ تَسمَعُ كَلامى وَ تَرى مَكانى وَ تَعلَمُ سِرّى وَ عَلانيَتى، لايَخفى عَلَيكَ شَىْءٌ مِن اَمرى. اَنَا البائِسُ الفَقيرُ المُستَغيثُ المُستَجيرُ الوَجِلُ المُشفِقُ المُقِّرُ المُعتَرِفُ بِذَنبِهِ. اَسأَلُكَ مَسأَلَةَ المِسكينِ وَ اَبتَهِلُ اِلَيكَ ابْتِهالَ المُذنِبِ الذَّليلِ وَ اَدعوكَ دُعاءَ الخائِفِ الضَّريرِ، مَن خَشَعَت لَكَ رَقَبَتُهُ وَ فاضَت لَكَ عَيناهُ وَ ذَلَّ لَكَ كُلُّ جَسَدِهِ وَ رَغَمَ لَكَ اَنفَهُ. اَللّهُمَّ لاتَجعَلنى بِدُعائِكَ شَقيّا وَ كُن بى رَؤوفا رَحيما، يا خَيرَ المَسئُولينَ وَ يا خَيرَ المُعطينَ.
1) تاريخ بغداد: ج 6 ص 136. العلل المتناهية: ج 2 ص 844 . مجمع الزوائد: ج 3 ص 560 . المعجم الكبير طبرانى: ج 11 ص 140.
خدايا، صداى مرا مىشنوى و موقعيت مرا مىبينى و پنهان و آشكار مرا مىدانى و چيزى از امور من بر تو مخفى نيست.
من آن بيچاره فقيرم كه به تو پناهنده شدهام. ترسان و لرزانم و اقرار كننده و معترف به گناهانم هستم. از تو همچون مسكينان سؤال مىكنم و مانند گناهكار ذليل به درگاهت رو آوردهام.
همچون خائف بىدست و پايى تو را مىخوانم كه گردن در برابر تو خم كرده، و از چشمانش در برابر تو اشك مىجوشد و تن خود را در برابر تو ذليل نموده و بينى خود را بر خاك ماليده است.
خدايا، مرا نسبت به دعايت شقاوتمند مكن، و نسبت به من مهربان باش، اى بهترين سؤال شوندگان و اى بهترين عطا كنندگان.
دعاى چهارم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات(1)
همين كه آفتاب خواست غروب كند پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به بلال فرمود: اى بلال، به مردم بگو سكوت كنند. بلال بپاخاست و صدا زد: «براى سخن پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم سكوت اختيار كنيد»؛ و مردم ساكت شدند.
1) الكافى: ج 4 ص 646 . قرب الاسناد: ص 21.
آنگاه حضرت فرمود: اى مردم، جبرئيل لحظهاى پيش نزد من آمد و از سوى پروردگارم سلام رساند و گفت: خداوند عز و جل اهل عرفات و مشعر را آمرزيد. پروردگار شما در چنين روزى بر شما منت گذاشت و نيكان شما را آمرزيد و نيكان شما را شفيعِ بدكارانتان قرار داد. به بركت خدا از عرفات حركت كنيد در حالى كه آمرزيده شدهايد.
با غروب آفتاب پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به درگاه الهى عرضه داشت:
پروردگارا! به تو پناه مىبرم از فقر، و از تشتت امور و از شر آنچه در شب و روز حادث مىشود. ظلم من به عفو تو پناه آورده، و ترس من به امان تو پناهنده شده، و ذلت من به عزت تو پناه آورده، و صورت فانى من به وجه باقى تو پناهنده شده است.
اى بهترين كسى كه مورد سؤال واقع مىشوى، و اى بخشندهترين كسى كه عطا مىكند. با رحمت خود مرا ارزش ده، و عافيتت را بر من بپوشان و شرّ همه خلقت را از من دور كن.
دعاى پنجم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات(1)
پس از همه دعاها دستان پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم براى مغفرت امتش بالا رفت و براى رحمت خدا بر آنان بسيار دعا كرد. خداوند به آن حضرت وحى فرستاد: «قبول كردم مگر ظلم آنان نسبت به يكديگر را، اما گناهانى كه بين من و آنان است آمرزيدم».
آنگاه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم تبسمى فرمود. اصحاب گفتند: يا رسول اللّه! تبسم كرديد در ساعتى كه تبسم نمىكرديد؟! فرمود: از حال شيطان تبسم كردم كه وقتى ديد خداوند دعاى مرا درباره امتم اجابت كرده شروع به واى و ويل كرد در حالى كه خاك بر سر خود مىريخت.
يكى از اصحاب پرسيد: يا رسول اللّه! آيا اين بخشش مخصوص ماست؟ فرمود: براى شما و كسانى است كه بعد از شما تا روز قيامت مىآيند.
همچنين پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم فرمود: هر پيامبرى دعا و درخواستش را از خدا كرده و خدا به او داده است مگر دعا و درخواست من، كه آن را نزد پروردگارم براى روز قيامت ذخيره كردهام. سپس فرمود: «انبيا با كثرت امتهاى خود در قيامت عرضه مىشوند، پس مرا با رفتار نادرست
1) الكافى: ج 4 ص 257. ثواب الاعمال: ص 71. بحار الانوار: ج 96 ص 25. كنز العمال:ج 5 ص 188. الدر المنثور: ج 1 ص 516 . سنن البيهقى: ج 7 ص 257. المعجم الكبير: ج 8 ص 141.
خود در برابر امتها خوار نكنيد، چرا كه من براى شما بر سر حوض كوثر خواهم نشست».
سفارش نماز در عرفات(1)
با غروب آفتاب وقوف در عرفات پايان يافت و پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم همراه مردم به سوى مشعر الحرام حركت كردند. يك نفر بين عرفات و مشعر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم را ملاقات كرد و افسار شتر حضرت را گرفت و عرضه داشت: چه چيزى مرا به بهشت نزديك و از آتش دور مىكند؟ فرمود:
بدان به خدا قسم، اگرچه سؤالت كوتاه است ولى بسيار عظيم است و كار طولانى لازم دارد. نمازهاى واجب را بپا دار، و زكات واجب را بپرداز و حج خانه خدا را به جا آور. هر كارى را كه دوست دارى مردم با تو انجام دهند نسبت به آنان انجام ده، و آنچه دوست ندارى مردم با تو انجام دهند تو نيز با مردم انجام مده. اكنون افسار شتر را رها كن!
سؤال درباره نماز در مشعر(2)
مرد چادرنشينى در مكه سراغ پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم را گرفت و اوصاف حضرت
را برايش گفتند و در آنجا نتوانست حضرت را ببيند. او از آنجا به عرفات آمد و در آنجا هم نتوانست حضرت را ببيند، تا حضرت را در مشعر الحرام پيدا كرد.
آن مرد تا چشمش به پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم افتاد از بين جمع آن حضرت را شناخت. آنگاه با چوبدستى خود بر سر تا كمر شتر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم كشيد. مردم گفتند: عجب جرئتى دارى! پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم فرمود: با او كارى نداشته باشيد چرا كه حاجتى دارد.
آنگاه حضرت خطاب به او فرمود: حاجتت چيست؟ عرض كرد: فرستادگان تو نزد ما آمدند و دستور آوردند كه نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و حج خانه خدا به جا آوريد و از جنابت غسل نماييد. اكنون قوم من مرا به عنوان نماينده نزد تو فرستادهاند. دلم مىخواهد تو را قسم دهم ولى مىترسم عصبانى شوى! حضرت فرمود:
من غضب نمىكنم. من آن كسى هستم كه خدا در تورات و انجيل نام مرا محمد رسول اللّه، برگزيده انتخاب شده گذاشته، كه ناسزاگو نيستم و همچون نادانان در بازارها نمىگردم، و بدى را با بدى پاسخ نمىدهم بلكه بدى را با نيكى پيگيرى مىنمايم.
اكنون درباره آنچه مىخواهى از من سؤال كن. من همان كسى هستم كه خداوند در قرآن مرا ياد كرده و فرموده: «وَ لَو كُنتَ
فَظّا غَليظَ القَلبِ َلانْفَضّوا مِن حَولِكَ»(1)«اگر تندخو و سنگدل بودى مردم از اطراف تو پراكنده مىشدند». اكنون درباره آنچه مىخواهى سؤال كن.
آن مرد گفت: تو را قسم مىدهم به خدايى كه آسمانها را بدون ستونى بالا برده، آيا همان خدا تو را فرستاده است؟! حضرت فرمود: آرى، او مرا فرستاده است. گفت: تو را قسم مىدهم به خدايى كه آسمانها به امر او قرار گرفتهاند، آيا او كتاب را و نماز واجب و زكات را بر تو نازل كرده است؟ فرمود: آرى. پرسيد: همان خدا دستور غسل از جنابت و همه دستورات ديگر را به تو داده است؟ فرمود: آرى.
عرض كرد: «پس ما هم ايمان مىآوريم به خدا و پيامبرانش و كتاب او و روز قيامت و زنده شدن دوباره و ترازوى اعمال و توقف در پيشگاه الهى و حلال و حرام و دستورات كوچك و بزرگش». آنگاه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم براى او استغفار كرد و دعا نمود.
نماز صبح در مشعر الحرام(2)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم پس از ملاقاتهايى كه با گروههاى مردم در مشعر داشت،
در همان مكانى كه توقف كرده بود، وسايل استراحت را آماده كرد و شب را به استراحت پرداخت و خوابيد تا از اذان صبح وقوف واجب را آغاز كند.
با طلوع فجر نماز صبح را خواندند و وقوف در مشعر را آغاز كردند كه زمان آن تا طلوع آفتاب بود.
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بعد از نماز صبح به بالاى كوه «قُزَح» در انتهاى مشعر و نزديك وادى «مُحَسَّر» آمد و رو به قبله ايستاد و ذكر «اللّهُ اَكبَر» و «لا اله الا اللّه وَحدَهُ» فرمود، و همچنان ايستاده بود تا صبح كاملاً روشن شد.
با طلوع آفتاب كه وقوف در مشعر پايان مىيافت، پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به بلال فرمود: مردم را دعوت به سكوت كن. با سكوت مردم حضرت فرمود:
خداوند بر اين اجتماع شما منت گذاشت و گناهكاران شما را به خاطر نيكان شما آمرزيد، و به نيكوكاران شما آنچه درخواست كردند عطا نمود. اكنون با نام پروردگار (به سوى مِنا) حركت كنيد.
سفارش به نماز در مِنا(1)
پس از مشعر الحرام به سوى مِنا رفتند تا توقف سه روزه در آنجا را
1) 1.الخصال: ص 322. بحار الانوار: ج 79 ص 206، ج 93 ص 12. مسند احمد: ج 8 ص 274. المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 547.
آغاز كنند. براى توقف در مِنا پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم دستور داد مهاجرين از جلوى «مسجد خيف» خيمهها را برپا كنند، و انصار از پشت مسجد و بقيه مردمدر بقيه جاهاى پراكنده باشند.
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در مِنا در حالى كه سوار بر شتر بود براى مردم خطابهاى ايراد كرد. حضرت با نگاه به دور دستها فرمود: صداى مرا مىشنويد؟ يك نفر از انتهاى جمعيت صدا زد: چه مىفرماييد؟ حضرت فرمود:
اى مردم، پيامبرى بعد از من نيست و امتى بعد از شما نيست. پروردگارتان را عبادت كنيد و پنج نماز واجب را بخوانيد و ماه رمضان را روزه بداريد و به حج خانه پروردگارتان بياييد و با رضاى خاطر زكات اموال خود را بپردازيد، و از صاحب اختياران خود اطاعت كنيد تا وارد بهشت پروردگارتان شويد.
خطابه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم پس از نماز در مسجد خيف(1)
هنگام ظهر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نماز ظهر و عصر را در مسجد خيف كه يادگار
1) الاحتجاج طبرسى: ج 1 ص 406. الكافى: ج 2 ص 403. امالى المفيد: ص 186. تفسير القمى: ج 2 ص 447. امالى الصدوق: ص 431. الخصال: ص 149. بحار الانوار: ج 2 ص 148، ج 27 ص 68 ، ج 37 ص 114، ج 47 ص 365. جمهرة خطب العرب: ج 1 ص 151. سِفر السعادة: ص 181. سنن ابن ماجة: ج 1 ص 84 ، ج 2 ص 1015. صحيح الترمذى: ج 5 ص 662 . صحيح ابن خزيمة: ج 4 ص 250. مسند الشاميين: ج 1 ص 291.
حضرت ابراهيم عليهالسَّلام در مِنا است به جماعت خواند. سپس آن حضرت خطبه غرايى ايراد كرد در موقعيتى كه صداى آن حضرت به مردم مىرسيد. آن حضرت چنين فرمود: «اى مردم، من ثَقَلين (دو چيز گرانبها) در بين شما باقى مىگذارم».
پرسيدند: يا رسول اللّه، ثَقَلين چيست؟ فرمود: كتاب خدا و عترتم اهل بيتم. خداى لطيف خبير به من خبر داده است كه اين دو از يكديگر جدا نمىشوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند، مانند اين دو انگشتم - و حضرت دو انگشت سبابه را كنار هم قرار داد - و نمىگويم مانند اين دو - و حضرت انگشت سبابه و وسط را كنار يكديگر قرار داد - و فرمود: يعنى يكى بر ديگرى مقدم نيست و بر آن فضيلت ندارد.
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در ادامه خطابهاش جهت ديگرى از ثقلين را چنين بيان فرمود: اى مردم، من در بين شما دو چيز باقى گذاردهام كه هرگز گمراه نشويد: كتاب خدا و عترتم اهل بيتم. حلال آن را حلال بدانيد و حرام آن را حرام بدانيد و به محكمات آن عمل كنيد و به متشابهات آن ايمان داشته باشيد و بگوييد: «به آنچه خدا از قرآن نازل كرده ايمان آورديم». سپس فرمود:
اهل بيت و عترت مرا دوست بداريد و هر كس آنان را دوست بدارد دوست بداريد، و آنان را يارى كنيد در برابر كسانى كه با آنان دشمنى مىكنند. قرآن و عترت همچنان در بين شما خواهند بود تا روز قيامت بر سر حوض بر من وارد
شوند ... خدايا، هر كس با على دشمنى كند در زمين براى او جايگاهى قرار مده و در آسمان براى او جاى صعودى مگذار و او را در پايينترين درجه آتش قرار ده.
خطابه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم درباره مساجد(1)
با پايان اعمال حج در مِنا و بازگشت به مكه، پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در باقيمانده روز چهاردهم ذى الحجة كنار كعبه آمد. در آنجا محاذىِ درب خانه كعبه ايستاد و دست بر حلقه در گرفت و رو به مردم كرده با صداى بلند ندا كرد: ايها الناس!
با نداى حضرت كسانى كه در مسجد الحرام حاضر بودند، و كسانى كه در بازارهاى اطراف مسجد بودند يكديگر را خبر كردند و از هر سو آمدند و مقابل حضرت جمع شدند. در آن حال سلمان نزديكترين فرد به حضرت بود.
حضرت رو به مردم كرده فرمود: گوش فرا دهيد كه مىخواهم از آنچه بعد از من رخ مىدهد به شما خبر دهم. حاضرين شما به غايبين خبر دهند. سپس حضرت گريست و همه مردم به گريه درآمدند. وقتى
گريه حضرت آرام شد فرمود:
1) الدر المنثور: ج 7 ص 412. جامع الاخبار: ص 395. بحار الانوار: ج 52 ص 262، ج 6 ص 305. تفسير القمى: ج 2 ص 303. تفسير البرهان: ج 4 ص 183.
بدانيد خدا شما را رحمت كند، ... زمانى مىآيد كه خار است و برگى نيست، به گونهاى كه ديده نخواهد شد جز سلطان ظالم يا ثروتمند بخيل يا عالم رغبت كننده در مال يا فقير دروغگو يا پيرمرد فاسق يا بچه بىحيا يا زنشهوت ران!
سپس پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم گريه كرد. سلمان برخاست و پرسيد: يا رسول اللّه! اين اتفاق در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: «اى سلمان، آنگاه كه علماى شما كم شوند و قاريان شما از بين بروند و زكات را قطع كنيد و كارهاى منكر را علنى نماييد و صداهايتان در مساجد بلند شود و دنيا را بالاى سرتان قرار دهيد و علم را زير پايتان بگذاريد. دروغ گفتگوى شما شود و غيبت شوخى شما گردد و حرام را غنيمت به حساب آوريد و بزرگان به كوچكان رحم نكنند و كوچكها به بزرگها احترام ننمايند. آنگاه است كه لعنت بر شما نازل مىگردد و زد و خورد شما بين خودتان قرار داده مىشود و از دين بين شما فقط لفظى بر زبانتان مىماند ...».
هشدار پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم درباره نماز و اذان و مسجد(1)
در حالى كه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم كنار كعبه سخن مىگفت عدهاى برخاستند و گفتند: يا رسول اللّه! در چه زمانى اين اتفاق مىافتد؟ فرمود:
1) 1.بحار الانوار: ج 52 ص 262، ج 6 ص 305. تفسير القمى: ج 2 ص 303. تفسير البرهان: ج 4 ص 183. الدر المنثور: ج 7 ص 412. جامع الاخبار: ص 395.
هنگام تأخير نمازها و پيروى از شهوات و ... و ناسزا گفتن به پدران و مادران. تا آنجا كه حرام را غنيمت بشماريد و زكات را غرامت حساب كنيد و مرد از همسرش اطاعت كند و به همسايهاش جفا كند و قطع رحم نمايد.
مهربانى بزرگان از بين برود و حياى خردسالان كم شود و بناها را بالا برند و به غلامان و كنيزان ظلم كنند، و طبق هوا و هوس گواهى دهند و به ظلم حكم نمايند.
مردم به پدر خويش ناسزا گويند و نسبت به برادر خويش حسد ورزند، و شريكان به خيانت معامله كنند، و وفادارى كم شود و زنا زياد گردد.
مردان به لباس زنان زينت كنند و پرده حيا از زنان سلب شود و تكبر در قلبها راه يابد مانند جريان سمّ در بدن، و معروف كم شود و جرائم بسيار گردد و گناهان بزرگ كوچك شمرده شود.
با مال دنبال مدح باشند و در راه موسيقى اموال را خرج كنند و به جاى آخرت مشغول دنيا شوند و پرهيزكارى كم شود و طمع و هرج و مرج بسيار گردد. مؤمن ذليل شده و منافق عزيز شود.
مسجدهاى آنان با اذان آباد است ولى قلبهايشان از ايمان خالى است. به قرآن بىتوجهى مىكنند و مؤمن به پايينترين درجه ارزش نزد آنان مىرسد.
رحمت خدا به خاطر عبادت كنندگان مخلص(1)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در ادامه سخنانش در كنار كعبه فرمود: روزى نيست مگرآنكه خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: «آيا به من مغرور شدهايد؟ يا بر من جرئت پيدا كردهايد؟ آيا گمان كردهايد كه شما را بيهوده خلق كردهايم و شما به سوى ما باز نمىگرديد؟
قسم به عزت و جلالم، اگر نبودند كسانى كه با اخلاص مرا عبادت مىكنند سرپيچى كنندگان از فرامينم را به اندازه چشم بر هم زدنى مهلت نمىدادم. اگر نبود تقواى پرهيزكاران از بندگانم از آسمان قطرهاى باران نازل نمىكردم و يك برگ سبز نمىروياندم.
تعجب است از قومى كه خدايان آنان اموالشان است و آرزوهاى آنان طولانى و عمرشان كوتاه است. آنان طمع در جوار مولاى خود (يعنى بهشت) دارند ولى به اين مقصد نمىرسند جز با عمل، و عمل جز با عقل تمام نمىگردد».
خبر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم از آسيبهاى مسجد و نماز(2)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم اخبار مفصل ديگرى از آينده مسلمانان خبر دادند تا آنكه سلمان پرسيد: يا رسول اللّه، آيا واقعا چنين اتفاقى مىافتد؟ فرمود:
آرى، قسم به آنكه جانم به دست اوست. اى سلمان، آنگاه است كه مساجد مانند كنيسهها و كليساها مزين مىگردند و قرآنها زينت مىشوند، و منارهها بلند ساخته مىشود و صفهاى نماز با قلبهايى پر از كينه يكديگر و با زبانهايىناهمگون شلوغ مىشود.
سپس پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم اخبار بسيارى درباره آخر الزمان دادند و خطابه خود را با پيشگويىهايى از آينده جهان و مسلمانان به پايان بردند.
قافله عظيم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم با فراغت از مناسك حج آماده حركت به سوى غدير براى برنامه اعلام ولايت بودند. براى آمادگى جمعيت 120000 نفرى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در روز چهاردهم ذى الحجه به بلال دستور داد تا بين مردم اعلان كند: «فردا كسى جز معلولان نبايد باقى بماند، و همه بايد به سوى غدير خم حركت كنند».(1)
وداع پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم با مسجد الحرام(2)
ساعاتى به اذان صبح روز پانزدهم مانده در تاريكى شب پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم تا كنار بيت اللّه آمد و وارد مسجد الحرام شد. آنگاه طواف وداع را آغاز كرد و پس از هفت دور نماز طواف را به جا آورد.
آنگاه بين حجر الاسود و درب كعبه رو به بيت اللّه ايستاد، و سينه و پيشانى و ذراع و كف دستانش را بر كعبه گذاشت در حالى كه دستها را باز كرده بود و اين گونه براى آخرين بار كعبه را زيارت كرد و با خانهخدا وداع نمود.
آنگاه از مسجد الحرام بيرون آمد و نگاهى به كعبه كرد و از روى حزن اشك از ديدگانش جارى شد. در آنجا براى دلجويى از پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم آيه 13 سوره محمد صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نازل شد:
وَ كَأَيِّن مِن قَريَةٍ هِىَ اَشَدُّ قُوَةً مِن قَريَتِكَ الَّتى اَخرَجَتكَ اَهلَكناهُم فَلا ناصِرَ لَهُم.
چه بسيار آبادى كه از آبادىِ تو - كه تو را از آن بيرون كردند - قوىتر بود و ما آنان را هلاك كرديم و هيچ كمكى نيافتند.
سپس پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به قافله پيوست و از مكه خارج شدند و به سمت غدير خم به حركت درآمدند.
نماز در «قُدَيد»(1)
پس از دو روز طى طريق در روز هفدهم ذى الحجة كاروان پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم
1) عوالم العلوم: ج 15/3 ص 39 - 51 . بحار الانوار: ج 9 ص 104، ج 35 ص 353، 354، 355، 356، 357، 358، ج 36 ص 147، ج 37 ص 151، ج 39 ص 289، 290، ج 40 ص 72.
به «وادى قُدَيد» رسيد كه تا غدير كمتر از يك روز ديگر فاصله داشت.
با ورود به اين آبادى كاروان توقف كرد و مردم براى استراحت از راهى كه شبانه طى شده بود پياده شدند.
با نزول كاروان در قديد و فرا رسيدن هنگام نماز صفها آماده شد و نماز جماعت خوانده شد. پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم پس از نماز صداى خود را بلند كرد به گونهاى كه همه بشنوند:
اللّهُمَّ هَب لِعَلِىٍّ المَوَدَّةَ فى صُدورِ المُؤمِنينَ وَ الهَيبَةَ وَ العَظَمَةَ فى صُدورِ المُنافِقينَ.
خدايا، به على محبت در سينه مؤمنين و هيبت و عظمت در سينه منافقين عنايت فرما.
دعاى اول براى على عليهالسَّلام در «قُدَيد»(1)
در حالى كه در منزلگاه «قُدَيد» مردم همچنان بعد از نماز در مقابل پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم نشسته بودند، آن حضرت على عليهالسَّلام را فرا خواند و فرمود: يا على، دستان خويش را به سوى آسمان بلند كن و دعا كن تا من آمينبگويم. يا على، بگو:
1) بحار الانوار: ج 9 ص 104، ج 35 ص 353، 354، 355، 356، 357، 358، ج 36 ص 147، ج 37 ص 151، ج 39 ص 289، 290، ج 40 ص 72. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 39 - 51.
اَللّهُمَّ اجْعَل لى عِندَكَ عَهدا وَ اجْعَل لى عِندَكَ وُدّا وَ اجْعَل لى فى قُلوبِ المُؤمِنينَ مَوَدَّةً.
خدايا، براى من نزد خود عهد و پيمانى قرار ده، و براى من در پيشگاه خود دوستى و مودت قرار ده، و براى من در قلب مؤمنين محبتى قرار ده.
اميرالمؤمنين عليهالسَّلام دعاى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم را تكرار كرد، و آن حضرت آمين گفت.
دعاى دوم براى على عليهالسَّلام در «قُدَيد»(1)
بعد از دعا و آمين اول در منزل «قُدَيد»، پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم فرمود: يا على، هر دعايى براى خود دوست دارى بنما تا آمين بگويم. اميرالمؤمنين عليهالسلام هم سه بار اين دعا را تكرار كرد:
اللّهُمَّ ثَبِّت مَوَدَّتى فى قُلوبِ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ اِلى يَومِ القيامَةِ».
خدايا، محبت مرا تا روز قيامت در قلوب مردان و زنان مؤمن ثابت و پايدار فرما.
1) عوالم العلوم: ج 15/3 ص 39 - 51 . بحار الانوار: ج 9 ص 104، ج 35 ص 353، 354، 355، 356، 357، 358، ج 36 ص 147، ج 37 ص 151، ج 39 ص 289، 290، ج 40 ص 72.
پس از اين دعا پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم آمين گفت، و بلافاصله آيات 96 و 97 سوره مريم نازل شد:
اِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ سَيَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمنُ وُدّا. فَاِنَّما يَسَّرناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ المُتَّقينَ وَ تُنذِرَ بِهِ قَوما لُدّا.
كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام مىدهند به زودى خداوند براى آنان مودّت قرار مىدهد. ما آن را بر زبان تو آسان نموديم تا متقين را بشارت دهى و قومى كه در خصومت شديد هستند بترسانى.
نزول اين آيات به معناى استجابت دعاى پيامبر و اميرالمؤمنين عليهماالسَّلام بود، كه مردم از سرعت استجابت اين دعا تعجب كردند. پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم فرمود: «يا على، خداوند آيهاى از كتابش درباره تو نازل كرده و براى تو در قلب هر مؤمنى محبت قرار داده است». سپس فرمود: «الحَمدُ ِللّهِ الَّذى جَعَلَ قُلوبَ المُؤمِنينَ تَتوقُ اِلَيكَ بِالمَوَدَّةِ»: «شكر خدايى را كه قلوب مؤمنين را با محبت مشتاق تو قرار داد»؛ و آنگاه فرمود: «هيچ مؤمنى را نمىبينى مگر آنكه در قلب او محبت على عليهالسَّلام است».
در همين موقعيت پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به اميرالمؤمنين عليهالسَّلام فرمود:
اِنّى سَأَلتُ رَبّى اَن يُوالِىَ بَينى وَ بَينَكَ فَفَعَلَ، وَ سَأَلتُ رَبّى اَن يُواخِىَ بَينى وَ بَينَكَ فَفَعَلَ، وَ سَأَلتُ رَبّى اَن يَجعَلَكَ وَصيّى فَفَعَلَ.
من از پروردگارم خواستم كه بين من و تو ولايت قرار دهد،و خدا پذيرفت؛ و از او خواستم بين من و تو برادرى قرار دهد، و او پذيرفت؛ و از او خواستم تو را جانشين من قرار دهد، و او پذيرفت.
اين مراسم دعا و آمين و استجابتِ فورىِ الهى با نزول آيه در حضور مردم، يك مقطع استثنايى در زندگانى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به شمار مىآمد كه همه را مبهوت و متعجب كرد، و در آستانه غدير مقام عظيم على بن ابىطالب عليهالسَّلام را در پيشگاه خداوند روشن ساخت.
با پايان استراحت در وادى «قُدَيد» كاروان به سوى غدير حركت كرد و مسير شبانه را تا آنجا را در پيش گرفت. همان شب دستور كامل اعلان ولايت در آيه 67 سوره مائده توسط جبرئيل بر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم چنين نازل شد:
يا اَيُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَمتَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعصِمُكَ مِنَ النّاسِ، اِنَّ اللّهَ لا يَهدِى القَوْمَ الكافِرينَ.
اى پيامبر، ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر انجام ندهى رسالت خدا را نرساندهاى، و خدا تو را از شرّ مردم حفظ مىكند. خداوند قوم كافر را هدايت نمىكند.(1)
1) عوالم العلوم: ج 15/3 ص 143، 177. بحار الانوار: ج 28 ص 98.
كاروان نزديك ظهر روز هيجدهم ذى الحجه سال دهم هجرى كنار بركه زيباى غدير خم و پنج درخت كهنسال آن رسيد. مردم در آن روزِ گرم در جاى جاى بيابان پراكنده شدند و براى استراحت خود مكانى را آماده كردند.
جايگاه نماز و منبر در غدير(1)
موقعيت درختان غدير به گونهاى بود كه بركه در سمت قبله آن به طرف جنوب قرار داشت، و پنج درخت كنار يكديگر از شرق به غرب قرار داشتند، و هنگام نماز جماعت مردم رو به درختان و بركه بودند.
به دستور پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بين درختان بناى منبرى از سنگ را تدارك ديدند كه رو به مردمِ نمازگزار و پشت به قبله قرار مىگرفت. ابتدا با جمع آورى سنگهاى بزرگ و كوچك آنها را روى هم چيدند، و منبرى به بلندى قامت حضرت ساختند.
سپس از رواندازهاى شتران و ساير مركبها كمك گرفتند و بناى آن را تكميل كردند. در مرحله بعد پارچهاى براى زيبايى از بالا تا پايين منبر انداختند. منبر را طورى برپا كردند كه نسبت به دو طرف جمعيت در وسط قرار بگيرد، و پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم هنگام سخنرانى مُشرف بر مردم باشد تا همه آن حضرت را ببينند.
1) 1.بحار الانوار: ج 23 ص 362، ج 36 ص 152، ج 37 ص 119، 140، 152. اسد الغابة: ج 5 ص 275. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 299 - 301.
نماز جماعت در برابر منبر غدير(1)
مردمِ پراكنده در گوشه و كنار منطقه غدير در انتظار فرمان بعدى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم براى آغاز مراسم بودند. مقارن ظهر انتظارها به سر رسيد و منادىِ حضرت نداى عمومى داد و مردم را براى اجتماع در مقابل جايگاه فرا خواند. مردم همه وضو گرفته رو به قبله صفهاى نماز را مرتب كردند، كه طبعا رو به منبر نيز بود. زنان نيز در قسمت خاصى قرار گرفتند كه منبر را مىديدند.
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم از خيمه خود بيرون آمد و به عنوان امام جماعت جلوى صف اول قرار گرفت. آنگاه مؤذن پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم اذان گفت، و سپس نماز جماعت صد و بيست هزار نفرى در برابر منبر غدير خوانده شد.
پس از نماز جمعيت منتظر سخنرانى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بودند. چند نفر كه صداى بلندى داشتند مأمور شدند كلام حضرت را براى افرادى كه دورتر قرار داشتند تكرار كنند، تا همه سخنان حضرت را شنيده باشند.
آغاز خطابه غدير با ياد دعا(2)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم پس از نماز برخاست و به سمت منبر رفت و تا آخرين نقطه
1) بحار الانوار: ج 21 ص 387، ج 37 ص 149، 168، 173، 203، 204، 209 ج 98 ص 298. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 44 ، 50 ، 60 ، 75، 79، 80 ، 97، 106، 301. 302.
2) روضة الواعظين : ج 1 ص 89. الاحتجاج: ج 1 ص 66. اليقين: ص 343 باب 127. نزهة الكرام: ج 1 ص 186. الاقبال: ص 454 ، 456 . العُدَد القوية: ص 169. التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2 . الصراط المستقيم: ج 1 ص 301. نهج الايمان: ص 92.
آن بالا رفت و در آنجا ايستاد. سپس اميرالمؤمنين عليهالسَّلام را فرا خواند تا بالاى منبر بيايد. مردم شاهد بودند كه على عليهالسَّلام از منبر بالا رفت و در سمت راست پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم يك پله پايينتر ايستاد در حالى كه احتراما كمى متمايل به سمت آن حضرت بود و دست پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بر شانه آن حضرت قرار داشت.
آنگاه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم خطابه استثنايى خود در تاريخ ششهزار ساله انبيا را آغاز كرد. در آغاز اين خطبه حمد و ثناى بلندى بر زبان جارى كرد، ك-ه در آن خداوند را با عنوان اجابت كنن-ده دعا ياد كرد و چنين فرمود:
مُستَجيبُ الدُّعاءِ ... وَ لا يُضجِرُهُ صُراخُ المُستَصرِخينَ ، وَ لا يُبرِمُهُ اِلحاحُ المُلِحّينَ ... الَّذِى اسْتَحَقَّ مِن كُلِّ مَن خَلَقَ اَنيَشكُرَهُ وَ يَحمَدَهُ عَلى كُلِّ حالٍ .
اجابت كننده دعا ... كه فريادِ دادخواهان او را منضجر نمىكند، و پافشارى اصرار كنندگانش او را خسته نمىنمايد ... خدايى كه از آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالى شكر و سپاس گويند.
ثناى خطابه غدير با حمد الهى(1)
سپس ثناگويى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به ساحت مقدس پروردگار با حمد و سپاس به درگاه ربوبى چنين ادامه يافت:
اَحمَدُهُ كَثيرا وَ اَشكُرُهُ دائِما عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ.
او را سپاس بسيار مىگويم و دائما شكر مىنمايم، چه در آسايش و چه در گرفتارى، چه در حال شدت و چه در حال آرامش.
معرفى اميرالمؤمنين عليهالسَّلام با نماز در خطبه(2)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در ادامه خطابه خود در غدير علت نزول آيه اكمال و سبب برگزارى مجلس خطابه غدير را با ياد بخشش انگشتر در حال نماز توسط اميرالمؤمنين عليهالسَّلام چنين بيان فرمود:
1) الاحتجاج: ج 1 ص 66. اليقين: ص 343 باب 127. نزهة الكرام: ج 1 ص 186. الاقبال:ص 454 ، 456. العُدَد القوية: ص 169. التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2. الصراط المستقيم: ج 1 ص 301. نهج الايمان: ص 92. روضة الواعظين: ج 1 ص 89.
2) روضة الواعظين: ج 1 ص 89، الاحتجاج: ج 1 ص 66، اليقين: ص 343 باب 127، نزهة الكرام: ج 1 ص 186، الاقبال: ص 454، 456، العُدَد القوية: ص 169، التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2، الصراط المستقيم: ج 1 ص 301، نهج الايمان: ص 92.
جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم - كه او سلام است - مرا مأمور كرد كه در اين اجتماع بپاخيزم و بر هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه «على بن ابىطالب برادرِ من و وصى من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسى است جز اينكه پيامبرى بعد از من نيست؛ و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است».
خداوند در اين مورد آيهاى از كتابش بر من نازل كرده است: «اِنَّما وَليُّكُمُ اللّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعونَ»: «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند». و على بن ابىطالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مىكند.
نصب اميرالمؤمنين عليهالسَّلام در غدير با دعايى بلند(1)
حساسترين لحظه خطابه غدير هنگام بلند كردن اميرالمؤمنين عليهالسَّلام به دست پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بود، كه با دعايى بلند همراه شد. آن حضرت از مردم پرسيد: «اى مردم، چه كسى بر شما از خودتان صاحب اختيارتر است»؟
1) روضة الواعظين: ج 1 ص 89، الاحتجاج: ج 1 ص 66، اليقين: ص 343 باب 127، نزهة الكرام: ج 1 ص 186، الاقبال: ص 454 ، 456، العُدَد القوية: ص 169، التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2، الصراط المستقيم: ج 1 ص 301، نهج الايمان: ص 92.
گفتند: «خدا و رسولش». سپس با دو دستش دو بازوى على عليهالسَّلام را گرفت و آن حضرت را بلند كرد، تا حدى كه پاهاى آن حضرت موازى زانوان پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم رسيد. در آن حال فرمود:
اَلا فَمَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ انْصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُل مَن خَذَلَهُ ...
بدانيد كه هر كس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.
تكرار دعا پس از نصب اميرالمؤمنين عليهالسَّلام در غدير(1)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در ادامه خطبه براى تأكيد بر نقطه حساس غدير دعايى را كه پس از «مَن كُنتُ مَولاهُ ...» فرموده بود، بار ديگر به اين صورت تكرار كرد:
يَقولُ اللّهُ : «ما يُبَدَّلُ القَولُ لَدَىَّ». بِاَمرِكَ يا رَبِّ اَقولُ: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ اْنصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخْذُل مَن خَذَلَهُ وَ العَن مَن اَنكَرَهُ وَ اغْضِب عَلى مَن جَحَدَ حَقَّهُ.
1) الاقبال: ص 454 ، 456 . العُدَد القوية: ص 169. التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2. الصراط المستقيم: ج 1 ص 301 . نهج الايمان : ص 92. روضة الواعظين: ج 1 ص 89 . الاحتجاج: ج 1 ص 66. اليقين: ص 343 باب 127. نزهة الكرام: ج 1 ص 186.
خداوند مىفرمايد: «سخن در پيشگاه من تغيير نمىپذيرد»، پروردگارا، به امر تو مىگويم : «خداوندا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس على را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس على را يارى كند و خوار كن هر كس على را خوار كند، و لعنت نما هر كس على را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق على را انكار نمايد».
اعلان نزول آيه اكمال در غدير با يك دعا(1)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در ادامه خطابه غدير، نزول آيه اكمال پس از اعلان ولايت را در قالب يك دعا چنين بيان فرمود:
اللّهُمَّ اِنَّكَ اَنزَلتَ الآيَةَ فى عَلىٍّ وَليِّكَ عِندَ تَبيينِ ذلِكَ وَ نَصبِكَ ايّاهُ لِهذَا اليَومِ : «اَليَومَ اَكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَ اَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسلامَ دينا». وَ قُلتَ: «اِنَّ الدّينَ عِندَ اللّهِ الاِسلامُ»، وَ قُلتَ: «وَ مَن يَبتَغِ غَيرَ الاِسلامِ دينا فَلَن يُقبَلَ مِنهُ وَهُوَ فِى الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرينَ».
پروردگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن على در اين روز اين آيه را درباره او نازل كردى: «امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر
1) نزهة الكرام: ج 1 ص 186 . الاقبال: ص 454 ، 456. روضة الواعظين: ج 1 ص 89. الاحتجاج: ج 1 ص 66. اليقين: ص 343 باب 127. العُدَد القوية: ص 169. التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2. الصراط المستقيم: ج 1 ص 301. نهج الايمان: ص 92.
شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم»،و فرمودى: «دين نزد خدا اسلام است» و فرمودى: «هر كس دينى غير از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود».
شاهد گرفتن خدا بر ابلاغ غدير با يك دعا(1)
در اواسط خطابه غدير كه كار اصلىِ اعلان ولايت دوازده امام عليهمالسَّلام به طور دقيق و كامل انجام گرفته بود و آيه اكمال مُهر تأييد الهى بر اين تبليغ بود، پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم عملكرد خود نسبت به آيه تبليغ و ابلاغ كامل پيام غدير را در قالب يك دعا بر زبان آورد و خدا را شاهد گرفت و عرضه داشت:
اَللّهُمَّ اِنّى اُشهِدُكَ اَنّى قَد بَلَّغتُ.
پروردگارا، تو را شاهد مىگيرم كه من ابلاغ نمودم.
سفارش به نماز در خطبه(2)
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در اواخر خطبه سخنانى درباره عبادات به خصوص نماز
1) روضة الواعظين : ج 1 ص 89 . الاحتجاج: ج 1 ص 66 . اليقين: ص 343 باب 127. نزهة الكرام: ج 1 ص 186. الاقبال: ص 454 ، 456. العُدَد القوية: ص 169. التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2. الصراط المستقيم: ج 1 ص 301 . نهج الايمان : ص 92.
2) العُدَد القوية: ص 169 . التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2. الصراط المستقيم: ج 1ص 301. نهج الايمان: ص 92. روضة الواعظين: ج 1 ص 89 . الاحتجاج: ج 1 ص 66 . اليقين: ص 343 باب 127. نزهة الكرام: ج 1 ص 186. الاقبال: ص 454 ، 456 .
فرمود، و دو نكته اساسى درباره آنها پايه گذارى كرد كه تا ابد راهكار مسلمانان باشد:
نماز و ساير عبادات بايد در همه جزئيات آن گونه باشد كه خدا فرموده و نمىتوان به شكل كلى آن اكتفا كرد.
براى دانستن مسائل نماز و بقيه عبادات فقط بايد به امامان منصوب شده در غدير مراجعه كرد، كه نمايندگان مستقيم خداوند هستند، و هيچ كس ديگرى حق اظهار نظر درباره احكام الهى ندارد.
آن حضرت درباره اين دو اصل مهم چنين فرمود:
مَعاشِرَ النّاسِ ، اَقيموا الصَّلاةَ وَ آتوا الزَّكاةَ كَما اَمَرَكُمُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ، فَاِن طالَ عَلَيكُمُ الاَمَدُ فَقَصَّرتُم اَو نَسيتُم فَعَلىٌّ وَليُّكُم وَمُبَيِّنٌ لَكُم؛ الَّذى نَصَبَهُ اللّهُ عزَّ وَ جَلَّ لَكُم بَعدى اَمينَ خَلقِهِ.
اى مردم، نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد همان گونه كه خداوند عز و جل به شما فرمان داده است؛ و اگر زمان طويلى بر شما گذشت و كوتاهى نموديد يا فراموش كرديد، على صاحب اختيار شماست و براى شما بيان مىكند، او كه خداوند عز و جل بعد از من به عنوان امين بر خلقش او را منصوب نموده است.
سفارش دوباره به نماز در خطبه(1)
آنچه در اواخر خطابه غدير جلب توجه مىكند تكرار سفارش به عبادات و نماز است، و جالبتر اينكه خودِ حضرت تأكيد مىكند كه من سخن خود را تكرار مىكنم!
اين يعنى متوجه هستم كه لحظاتى پيش عين اين سخن را بر زبان آوردهام و شما شنيدهايد، اما چون برايم اهميت دارد و مىخواهم شما هم متوجه اين اهميت باشيد آن را تكرار مىكنم و مجددا بر زبان جارى
مىنمايم. در اين باره فرمود:
اَلا وَ اِنّى اُجَدِّدُ القَولَ: اَلا فَاَقيموا الصَّلاةَ وَ آتوا الزَّكاةَ وَ أْمُروا بِالمَعروفِ وَ انْهَوا عَنِ المُنكَرِ.
من سخن خود را تكرار مىكنم : نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و به كار نيك امر كنيد و از منكرات نهى نماييد.
1) الصراط المستقيم: ج 1 ص 301 . نهج الايمان : ص 92. روضة الواعظين : ج 1 ص 89 . الاحتجاج: ج 1 ص 66 . الاقبال: ص 454 ، 456 . العُدَد القوية: ص 169 . التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2 . اليقين: ص 343 باب 127. نزهة الكرام: ج 1 ص 186.
ختم خطابه غدير با دعا(1)
آنگاه كه خطابه غدير به آخرين كلماتش رسيد پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم با 3 دعا آن را به پايان برد: يكى قول به پروردگار براى وفادارى به غدير، و ديگرى تشكر از خداوند براى هدايت به غدير، و سوم دعاى خير براى
پذيرندگان غدير و نفرين بر منكرين آن. در اين باره چنين فرمود:
اى مردم، آنچه به شما گفتم بگوييد (تكرار كنيد)، و به على به عنوان «اميرالمؤمنين» سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا مغفرت تو را مىخواهيم و بازگشت به سوى توست».
1) الاقبال: ص 454 ، 456 . العُدَد القوية: ص 169 . روضة الواعظين : ج 1 ص 89 . الاحتجاج: ج 1 ص 66 . اليقين: ص 343 باب 127. نزهة الكرام: ج 1 ص 186. التحصين: ص 578 باب 29 از قسم 2 . الصراط المستقيم: ج 1 ص 301 . نهج الايمان : ص 92.
و بگوييد: «حمد و سپاس خداى را كه ما را به اين راه هدايت كرد، و اگر خداوند هدايت نمىكرد ما هدايتنمىشديم. فرستادگان پروردگارمان به حق آمدهاند».
خدايا، به خاطر آنچه ادا كردم و امر نمودم مؤمنين را بيامرز، و بر منكرين كه كافرند غضب نما، و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.
نمازهاى واجب در سه روزه غدير(1)
براى بيعت گرفتن از صد و بيست هزار نفر حاضر در غدير سه روز وقت لازم بود، تا همه بتوانند با هر دو بزرگوار بيعت كنند. ابتدا در خيمه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم با آن حضرت و سپس در خيمه اميرالمؤمنين عليهالسَّلام با حضرتش بيعت نمودند.
1) اليقين: ص 285. التحصين: ص 537 . كتاب سليم: ح 14. تفسير القمى: ص 364. بحار الانوار: ج 6 ص 53 ، ج 21 ص 387، 388، ج 28 ص 90، 95، 98، ج 29 ص 35 - 37، ج 30 ص 315، ج 33 ص 163، ج 36 ص 126، 169، 248، ج 37 ص 120، 127، 161، 166، 194، 311. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 42، 60 ، 65 ، 97، 134، 136، 154، 165، 194، 195، 203، 205، 277، 309.
اين بود كه در روزهاى هيجدهم و نوزدهم و بيستم ذى الحجه، هنگام اذان نمازها به جماعت به امامت پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم خوانده مىشد، و دوباره بهمراسم بيعت باز مىگشتند. طبق رواياتى در آن سه روز نماز ظهر و عصر و نيز مغرب و عشا با هم و در يك زمان خوانده مىشد.
مُنكر نماز و غدير(1)
در آخرين ساعات روز بيستم ذى الحجة با پايان مراسم بيعت غدير، حارث فهرى به عنوان منكر غدير برخاست و با لسانى تند و با جسارت در برابر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم قرار گرفت و گفت: «وقتى قرار شد تو رسول اللّه باشى و على جانشين بعد از تو باشد و فاطمه دخترت سيده زنان عالم و حسن و حسين سيد جوانان اهل بهشت باشند، پس براى ساير قريش چيزى باقى نگذاشتهاى»؟! پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم فرمود: «من اين مقامات را تعيين نكردهام، بلكه خداوند معين فرموده است».
حارث سخن را به نقطه اصلى اعتراضش باز گرداند و به خصوص نماز را نام برد و گفت:
1) مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. الكافى: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . فضائل شاذان: ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22. تفسير الثعالبى: ج 3 ص 239. تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير ابن جوزى: ج 4 ص 10.
اى محمد، ما را دعوت كردى كه «لا اِله اِلاَّ اللّه» را قبول كنيم و ما هم پذيرفتيم. سپس دعوتمان كردى كه پيامبرى تو را بپذيريم و ما پذيرفتيم در حالى كه قلبمان رضايت نمىداد!!
سپس دستور نماز و بعد از آن روزه را دادى و ما انجام داديم. بعد از آن دستور حج و خمس و زكات را دادى و ما انجام داديم.
به همه اينها اكتفا نكردى تا امروز كه پسر عمويت را منصوب نمودى و گفتى: «مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلىٌّ مَولاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَن والاهُ ...» آيا واقعا همه اينها از طرف خدا بود؟
پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در پاسخ حارث فرمود: «از طرف خدا به من وحى مىشود و جبرئيل سفير و واسطه الهى است و من به مردم خبر مىدهم، و جز آنچه خدا دستور دهد چيزى را اعلام نمىكنم». اينجا بود كه حارث سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت:
خدايا، اگر محمد در آنچه مىگويد صادق و راستگوست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذابى بر ما نازل كن كه انتقامى در اولين ما (منكرين ولايت) و نشانهاى براى آيندگان ما باشد؛ و اگر آنچه محمد مىگويد دروغ است عذابى بر او نازل كن.
سنگ آسمانى بر دشمن نماز تا غدير(1)
پس از اين سخنان كفرآميز منكر نماز تا غدير پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم به او فرمود:«اى حارث، يا توبه كن و يا از پيش ما برو»! حارث گفت: «اى محمد، راه ديگر اين است كه براى قريش هم نصيبى از آنچه در اختيار دارى قرار دهى، چرا كه با اين برنامه تو بنىهاشم همه مناقب عرب و عجم را به خود اختصاص دادند»!
حضرت فرمود: «اين مسئله در اختيار من نيست، بلكه مربوط به خداوند تبارك و تعالى است». حارث گفت: «اگر اين گونه است اعلام مىكنم كه قلبم توبه را نمىپذيرد، ولى از حضور تو مىروم»!
آنگاه برخاست و به سرعت به طرف شترش رفت و سوار شد و حركت كرد. دو عذاب الهى با هم بر حارث نازل شد در حالى كه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم و اصحابش از فاصلهاى او را مىديدند. خداوند پرندهاى از آسمان فرستاد كه در منقار او ريگى به اندازه عدس بود و آن را بر سر حارث رها كرد. سنگريزه از سر او وارد شد و طول قامت او را در
1) تفسير الثعالبى: ج 3 ص 239. تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316، ج 10 ص 225 . زاد المسير ابن جوزى: ج 4 ص 10. مناقب ابن شهر آشوب: ص 3 ح 40. الكافى: ج 1 ص 422 ح 47، ج 8 ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . فضائل شاذان: ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10، ج 15 ص 6 ح 6 ، ج 35 ص 320 - 323 ح 22، ج 37 ص 162، 166، 173، 176، ج 42 ص 40 - 42 ح 14، ج 94 ص 13 ح 22.
نورديد و او را نقش زمين ساخت، در حالى كه پاهايش را بر زمين مىكوبيد. در همين حال ابر سياهى ظاهر شد و رعد و برقى زد و صاعقهاى پديد آورد كه بر بدن حارث خورد و او را سوزانيد.
در آن لحظات جبرئيل نازل شد و سند قرآنى اين معجزه غدير را كه دعاى ظالم به غدير بر عليه خودش بود، با آيات 1 تا 3 سوره معارج آورد:
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلكافِرينَ لَيسَ لَهُ دافِعٌ، مِنَ اللّهِ ذِى المِعارِجِ».
درخواست كنندهاى عذاب واقع را درخواست كرد كه كافران قدرت دفع آن را ندارند، و اين از طرف خداوند بود.
با پايان مراسم سه روزه غدير هرگز پرونده آن بسته نشد، و در كنار معارف گسترده آن مجموعهاى از دعاها و نمازها و عبادات در ارتباط باغدير به عنوان تجديد عهد و پيمان و بيعت با آن براى ما باقى ماند. از سوى ديگر مسجد زيباى غدير در محل تشكيل مجلس 120000 نفرى آن و جايگاه سخنرانى جهانى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بنا گرديد و براى نسلهاى مسلمانان به يادگار ماند.
علامت گذارى مسجد غدير(1)
با غروب روز بيستم ذى الحجه، پس از سه روز مراسم پرشور غدير
1) بحار الانوار: ج 8 قديم ص 225، ج 37 ص 136، 201 ، ج 39 ص 336، ج 41ص 228، ج 52 ص 5 ح 4 ، ج 100 ص 225. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 68 . اثبات الهداة: ج 2 ص 17 ح 67 ، ص 21 ح 87 ، ص 199 ح 1004 . معجم البلدان: ج 2 ص 389 . مصباح المتهجد: ص 709. الوسيله ابن حمزه: ص 196. الغيبة (شيخ طوسى): ص 155 . الدروس: ص 156 . مزارات اهلالبيت عليهمالسَّلام و تاريخها (سيد جلالى): ص 42 .
پايان يافت و آن روزها به عنوان «ايام الولاية» در ذهنها نقش بست. اكنون مسلمانان با حضور دهها هزار نفرى در بىسابقهترين مراسم اسلام و با شنيدن بلندترين و مهمترين خطابه پيامبرشان درباره جانشينى دوازده امام معصوم عليهمالسَّلام تا روز قيامت، آماده بازگشت به شهر و ديار خود مىشدند. لذا جايگاه منبر و محدوده اطراف آن با چيدن سنگهايى علامت گذارى شد، تا در آيندههاى تاريخ به عنوان «مسجد غدير» يادگار آن روز عظيم باشد.
اين مكان مقدس در طول چهارده قرن همواره با نام «مسجد پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در غدير» بر سر زبانها ماند، و ميليونها زائر بيت اللّه در مسير رفت و برگشت حج بدان متبرك گشتند، و با عبادت در آن به بارگاه الهى تقرب جستند. در اين باره بيش از همه ائمه عليهمالسَّلام به اصحابشان سفارش اكيدداشتند كه از زيارت مسجد غدير غفلت نكنند.
تخريب مسجد غدير به دست دشمنان(1)
همان گونه كه «غدير» پرچمى بر بلنداى تاريخ است كه از آن نور سبز «على ولى اللّه» مىدرخشد، مسجد غدير هم تيرى به چشم دشمنان ولايت بوده كه بناى گِل و آجرى آن به عنوان سندى زنده از غدير در قلب كوه و صحرا مىدرخشيد. از همين جاست كه دشمنان غدير و تابعين آنان در طول قرنها هرگز چشمِ ديدن چنين بناى اعتقادى - تاريخى را نداشتند.
1) مثالب النواصب ابن شهر آشوب: ص 63 .
مسجد غدير خم از قرن اول تا قرن حاضر آباد بوده، و هر از چند گاه مورد تعرض دشمنان اهل بيت عليهمالسَّلام قرار گرفته و دوباره باز سازى شدهاست. اين مسجد حتى بعد از خرابى بقيع باقى بوده است، تا آنكه در سالهاى اخير حكومت عربستان اين مسجد را كاملاً خراب كرده و آثارآن را از بين برده است.
آثار مسجد غدير كه توسط پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم و اصحابش علامت گذارى شده بود، اولين بار به دست سقيفه از ميان برده شد و علائم آن محو گرديد.
بار ديگر در زمان اميرالمؤمنين عليهالسَّلام احيا شد، ولى معاويه پس از شهادت آن حضرت ساربانى را با دويست نفر فرستاد و آثار غدير خم را با خاك يكسان كردند!
مسجد غدير در زمان ائمه عليهمالسَّلام(1)
بعد از آن امام حسين عليهالسَّلام را در مسيرى كه از مكه به عراق مىآمد، مىبينيم كه كاروان كربلا را از غدير عبور مىدهد و در آنجا توقفى دارد.
1) مزارات اهلالبيت عليهمالسلام و تاريخها سيد جلالى: ص 42. بحار الانوار: ج 8 قديم ص 225، ج 37 ص 201 ، ج 52 ص 5 ح 4 ، ج 100 ص 225. اثبات الهداة: ج 2 ص 17 ح 67 ، ص 21 ح 87، ص 199 ح 1004. معجم البلدان: ج 2 ص 389. مصباح المتهجد: ص 709. الوسيله (ابن حمزه): ص 196. الغيبة (شيخ طوسى): ص 155 . الدروس: ص 156 .
بار ديگر مسجد غدير را در زمان امام باقر عليهالسَّلام احيا شده مىبينيم. پس از آن امام صادق عليهالسَّلام را مىبينيم كه رسما در سفر از مدينه به مكه در غدير توقفى مىنمايد و جاى منبر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم و جزئياتى از واقعه را نشان مىدهد. در نقطهاى ديگر محل خيمه منافقين را نشان مىدهد و برخى توطئههاى آنان را بيان مىفرمايد.
در زمان امام كاظم عليهالسَّلام نيز مسجد غدير را آباد مىبينيم، و حضرت به اصحابش دستور نماز در آن مسجد را مىدهد، و تصريح مىفرمايد كه پدرم نيز چنين دستورى را به اصحابش مىداد.
مسجد غدير از غيبت صغرى تا قرن چهاردهم(1)
غدير خم جاى خود را در جغرافياى اسلام باز كرده، به گونهاى كه ظالمان جرئت خراب كردن آن را نداشتهاند و صفحات تاريخ همچنان حكايت از حفظ مسجد غدير دارد. در آغاز غيبت صغرى (سال 260 ق) كه على بن مهزيار اهوازى در سفرى كه به اشتياق ديدار امام زمان عليهالسَّلام عازم مكه است در غدير پياده مىشود و در مسجد آنجا به مناجات مىپردازد.
1) اثبات الهداة: ج 2 ص 17 ح 67، ص 21 ح 87، ص 199 ح 1004. معجم البلدان: ج 2 ص 389. مصباح المتهجد: ص 709. الوسيله ابن حمزه: ص 196. الغيبة (شيخ طوسى): ص 155 . الدروس: ص 156. مزارات اهلالبيت عليهمالسَّلام و تاريخها (سيد جلالى): ص 42. بحار الانوار: ج 8 قديم ص 225، ج 37 ص 201 ، ج 52 ص 5 ح 4 ، ج 100 ص 225.
پس از آن شيخ صدوق (متوفاى 381 ق) را مىبينيم كه تصريح بهبقاى مسجد غدير در زمان خود مىنمايد، و بر استحباب نماز در آنجا تأكيد مىكند.
بعد از او شيخ طوسى (متوفاى 460 ق) به وجود مسجد غدير در زمان خود اشاره مىكند.
قاضى ابن براج (متوفاى 481 ق) بقاى اين مسجد را تا زمان خود خاطر نشان ساخته، و پس از او ابن حمزه (متوفاى 560 ق) به اين مطلب تصريح مىكند.
پس از آن ابن ادريس حلى (متوفاى 598 ق) بقاى مسجد غدير در زمان خود را يادآور شده، و بعد از او علامه حلى (متوفاى 726 ق) اين مطلب را خاطر نشان كرده است. تا زمان شهيد اول (متوفاى 768 ق) كه مىگويد: «ديوارهاى اين مسجد تا امروز باقى است».
بعد از آن شيخ يوسف بحرانى (متوفاى 1186 ق) را مىبينيم كه به وجود مسجد غدير در زمان خود تصريح مىكند. سيد حيدر كاظمى(متوفاى 1265 ق) از وجود مسجد غدير خبر داده و مىگويد: «با آنكه جاده از غدير فاصله دارد ولى مسجد آن مشهور است».
محدث نورى نيز از وجود آن در قبل از سال 1300 ق خبر داده كه در سفر حج با استاد خود سيد مهدى قزوينى حلى در مسجد غدير نماز خواندهاند.
قرن چهاردهم و انهدام مسجد غدير(1)
شكى نيست كه چون منطقه غدير در مسير سيل است تغييراتى در شكل و حدود جغرافيايى آن پديد آمده است. در زمان عثمانىها سيل شديد باعث خرابى مسجد شده و دوباره اقدام به بازسازى آن گرديده است.
نكته قابل توجه عنايت خاص سلاطين هند به مسجد غدير بوده، كه چند بار توسط آنان تعمير و بازسازى شده است. آنچه مسلم است اينكه تا يك قرن پيش و قبل از سلطه وهابيان در عربستان مسجد غدير رسما پا بر جا بوده و محل زيارت و نماز حاجيان در رفت و برگشت حج بوده است.
يكى از بناهاى مقدسى كه وهابيت همچون ساير موارد به انهدام آن دست يازيده مسجد غدير است. آنان با دو اقدام كينه توزانه اثر مسجد غدير را به كلى محو كردهاند:
ساختمان مسجد را كاملاً منهدم ساخته و از بين بردهاند و اثرى از آن باقى نگذاشتهاند.
جاده را به قدرى از غدير فاصله دادهاند كه حتى دورنماى آن را از جاده نمىتوان ديد.
1) مزارات اهلالبيت عليهمالسَّلام و تاريخها سيد جلالى: ص 42.
محل كنونى مسجد غدير(1)
هم اكنون غدير به صورت بيابانى است كه در آن آبگير و چشمه آبى است و محل مسجد - كه اكنون اثرى از آن نيست - بين چشمه و آبگير بوده است. اين منطقه در حدود 200 كيلومترى مكه در نزديكى شهر «رابغ» در كنار روستاى جحفه قرار دارد، كه ميقات حُجاج است.
اين منطقه هم اكنون به نام «غدير» شناخته مىشود، و مردم آنجا به خوبى از محل دقيق و نام آن آگاهند؛ و مىدانند كه شيعيان هر از چندگاهى براى زيارت آن به منطقه مىآيند و پرس و جو مىكنند.
غدير روزِ شكر و حمد الهى(2)
امامان معصوم عليهمالسَّلام كه خود منصوب شدگان غدير به عنوان جانشينان پيامبرند، دستوراتى براى زنده نگه داشتن غدير دادهاند، كه از جمله آنها دعاهايى به عنوان سپاسگزارى درباره نعمت عظيم ولايت است، و 3 نمونه آنها را در اينجا مىآوريم:
2 امام صادق عليهالسَّلام فرمود: «اين روز، روزِ شكر خداوند و حمد اوست بر آنچه خداوند از امر ولايت بر شما ارزانى داشته است».
شكر خدا را كه فضيلتِ اين روز را به ما شناسانيد و حُرمت آن را به ما فهمانيد، و با معرفت آن به ما شرافت داد.
نماز و عبادت و احياى غدير(1)
دستورات امامان غدير براى زنده نگه داشتن آن پس از سپاسگزارى به مجموعهاى از نمازها و عبادات مىرسد، كه 3 نمونه از آن را ذكر مىكنيم:
امام صادق عليهالسَّلام فرمود: «اين روز، روزِ عبادت و نماز است».
امام صادق عليهالسَّلام فرمود: «نيم ساعت قبل از ظهر - به عنوان شكر خداوند - دو ركعت نماز بخوان. در هر ركعت سوره را حمد ده مرتبه، سوره توحيد ده مرتبه، سوره قدر ده مرتبه، آية الكرسى ده مرتبه بخوان».
1) عوالم العلوم: ج 15/3 ص 214 ، 215. بحار الانوار : ج 37 ص 170، 173.
سپس فرمود: «هر كس اين نماز را بخواند نزد خداوند معادل صد هزار حج و صد هزار عمره است، و هر حاجتى از حوائج دنيا و آخرت را از خدا بخواهد به آسانى و عافيت بر مىآورد».
دعاى غدير: تجديد عهد و پيمان و بيعت(1)
دعاهاى مختصر و مفصلى براى روز غدير وارد شده است، كه خواندن آنها نوعى تجديد عهد و پيمان با خدا و رسول و ائمه عليهمالسَّلام به شمار مىآيد و مىتوان به عنوان «تجديد بيعت» از آن ياد كرد.
مضامين والاى اين دعاها در قالب شكرگزارى و اظهارِ عقايدِ يك شيعه در ولايت و برائت، و دعا براى آينده عقايد اوست كه مىتوان آنها را تحت 3 عنوانِ «ولايت»، «برائت» و «مباركى روز غدير» خلاصه كرد. ذيلاً به 10 مورد از دعاهاى روز غدير اشاره مىكنيم:
1) اين دعاها از كتاب «الاقبال» سيد ابن طاووس: ص 460 به بعد نقل شده و در كتاب عوالم العلوم: ج 15/3 ص 220 - 215 نيز آمده است.
ديگرى نمودى كه همان عهد را در غدير تجديد نمودى و مرا به امامان هدايت فرمودى، خدايا اين نعمت را كامل فرما و تا هنگام مرگ آن را از من مگير، و مرا طورى بميران كه از من راضى باشى.
خداوندا، ما نداىِ منادىِ ايمان را اجابت كرديم، كه آن منادى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم بود و نداىِ او ولايت بود.
خدايا، تو را شكر كه بعد از پيامبر صلىاللهعليهوآله ما را به امامان عليهمالسَّلام هدايت كردى كه آنان كمال دين و تمام نعمت بودند، و با اين هدايت بود كه اسلام را به عنوان دين ما پسنديدى.
خدايا، ما تابع پيامبر و اميرالمؤمنين عليهماالسَّلام هستيم، و به جبت و طاغوت و بُتهاى چهارگانه و تابعين آنها كفر مىورزيم، و از هر كس كه آنان را دوست بدارد از اول تا آخر روزگار بيزاريم. خدايا، ما را با امامانمان محشور فرما.
خدايا، ما بيزار هستيم از هر كس كه با امامان روى جنگ داشته باشد، از جن و انس از اولين و آخرين.
خدايا تو را شكر مىكنيم بر ولايت اميرالمؤمنين عليهالسَّلام و بر اتمام نعمت و تجديد عهد و پيمان بر ولايت او، و اينكه ما را از اتباعِ تغيير دهندگانِ دين و تحريف كنندگان قرار ندادى.
خدايا، در اين روز (غدير) چشم ما را روشن گردان، و پراكندگى ما را جمع فرما، و ما را بعد از هدايت گمراه مگردان، و ما را از شكر گزاران نعمتت قرار ده.
شكر خدا را كه ما را به اين روز گرامى داشته و ما را از وفاداران به عهد و پيمانش درباره واليان امرمان قرار داده است.
خدايا، اين روزى كه ما را به آن گرامى داشتهاى مبارك فرما، و ما را در ولايت ثابت قدم فرما، و ايمانِ ما را مستودَع و عاريه قرار مده، و ما را از برائت جويندگان از دعوت كنندگان به دوزخ قرار بده.
خدايا، ما را توفيقِ همراهى با حضرت مهدى عليهالسَّلام و حضور تحت لوايش عنايت فرما.
پيش گفتار
نماز و ولايت در سفر غدير··· 5
اعلان ولايت پس از نماز غدير··· 6
جلوه نماز در سايه ولايت··· 6
داستانهاى نمازِ غديرى··· 7
1
نماز از اعلان سفر غدير تا مكه
نخستين آيه غدير در مدينه··· 10
مرحله دومِ آيات غدير در مدينه··· 11
نزول آيات حج و اعلان عمومى··· 12
حركت به سوى مكه··· 13
نماز در مسجد شجره··· 13
نظافت و غسل در ميقات حج··· 14
غسل نِفاس قبل از مراسم احرام··· 14
بناى مسجد در محل نمازهاى پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم··· 15
2
نماز در مكه قبل از غدير
نماز طواف در مقام ابراهيم عليهالسَّلام··· 18
آموزش نماز توسط پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در مكه··· 20
پوشش جديد براى كعبه··· 20
نماز در مِنا قبل از عرفات··· 21
نماز در مسجد «عُرَنه» قبل از عرفات··· 21
خوشامد به مهمانان پروردگار··· 22
دعاى اول پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات··· 23
دعاى دوم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات··· 23
دعاى سوم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات··· 24
دعاى چهارم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات··· 25
دعاى پنجم پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در عرفات··· 27
سفارش نماز در عرفات··· 28
سؤال درباره نماز در مشعر··· 28
نماز صبح در مشعر الحرام··· 30
سفارش به نماز در مِنا··· 31
خطابه پيامبرصلّىاللهعليهوآلهوسلّم پس از نماز در مسجد خيف··· 32
خطابه پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم درباره مساجد··· 34
هشدار پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم درباره نماز و اذان و مسجد··· 35
رحمت خدا به خاطر عبادت كنندگان مخلص··· 37
خبر پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم از آسيبهاى مسجد و نماز··· 37
3
نماز از مكه تا غدير
وداع پيامبر صلّىاللهعليهوآلهوسلّم با مسجد الحرام··· 40
نماز در «قُدَيد»··· 41
دعاى اول براى على عليهالسلام در «قُدَيد»··· 42
دعاى دوم براى على عليهالسلام در «قُدَيد»··· 43
4
نماز در سه روزه غدير
جايگاه نماز و منبر در غدير··· 49
نماز جماعت در برابر منبر غدير··· 50
آغاز خطابه غدير با ياد دعا··· 50
ثناى خطابه غدير با حمد الهى··· 52
معرفى اميرالمؤمنين صلّىاللهعليهوآلهوسلّم با نماز در خطبه··· 52
نصب اميرالمؤمنين صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در غدير با دعايى بلند··· 53
تكرار دعا پس از نصب اميرالمؤمنين صلّىاللهعليهوآلهوسلّم در غدير··· 54
اعلان نزول آيه اكمال در غدير با يك دعا··· 55
شاهد گرفتن خدا بر ابلاغ غدير با يك دعا··· 56
سفارش به نماز در خطبه··· 56
سفارش دوباره به نماز در خطبه··· 58
ختم خطابه غدير با دعا··· 59
نمازهاى واجب در سه روزه غدير··· 60
مُنكر نماز و غدير !··· 61
سنگ آسمانى بر دشمن نماز تا غدير !··· 63
5
نماز بعد از غدير تا مدينه
علامت گذارى مسجد غدير··· 66
تخريب مسجد غدير به دست دشمنان··· 67
مسجد غدير در زمان ائمه عليهمالسَّلام··· 68
مسجد غدير از غيبت صغرى تا قرن چهاردهم··· 69
قرن چهاردهم و انهدام مسجد غدير··· 71
محل كنونى مسجد غدير··· 72
غدير روزِ شكر و حمد الهى··· 72
نماز و عبادت و احياى غدير··· 73
دعاى غدير: تجديد عهد و پيمان و بيعت··· 74