ghaemiyeh.com
سرشناسه : انصاری، محمدباقر، 1339 -
عنوان و نام پديدآور : ندای آسمانی غدیر/ محمدباقر انصاری.
مشخصات نشر : قم: مولود کعبه، 1422ق.= 1380.
مشخصات ظاهری : 71 ص.؛ 20×11 سم.
شابک : 2000 ريال : 964-6343-42-2
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
يادداشت : فارسی - عربی.
يادداشت : ص. ع. به انگلیسی: Mohammad Bager Ansari. The heavenly call ghadir.
يادداشت : چاپ دیگر: مولود کعبه، 1381 ([79] ص).
موضوع : علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق. -- خطبهها
موضوع : امامت
رده بندی کنگره : BP223/5 /الف83ن4 1380
رده بندی دیویی : 297/452
شماره کتابشناسی ملی : 2526646
ویراستار دیجیتالی: لیلا کریمی
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
آخرين تغييرات تا دوشنبه 21 دى 1388
شناسنامۀ کتابخانۀ ملى
نداى آسمانى غدير
محمد باقر انصارى
نشر مولود کعبه
چاپ ؟؟؟؟
چاپ اول: ؟؟؟ نسخه
غدير 1422، زمستان 1378
قم،
شابک - ISBN
بسم اللّه الرحمن الرحيم
نگاهى به صحنۀ غدير
در سال دهم هجرت (1)
بحار الانوار: ج 21 ص 360-390؛ ج 28 ص 95-114؛ ج37 ص110-207. اثبات الهداة: ج 2 ص 114؛ ج 3 ص 558. عوالم العلوم: ج 15/3 ص 50-300. الغدير: ج 1 ص 10-15.
، به دستور الهى آخرين سفر پيامبر صلى الله عليه و آله به مکه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه عليهم السلام آغاز شد. در اين سفر بيش از صد و بيست هزار نفر آن حضرت را همراهى مىکردند، که در شرايط آن زمان سابقه نداشت.بلافاصله پس از پايان مراسم حج، اعلام شد همۀ حجاج از مکه خارج شوند و براى برنامهاى مهم در غدير خم- که کمى قبل از محل جدا شدن کاروان ها بود- حضور يابند.
سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حرکت کردند.
با رسيدن به محل موعود، فرمان توقف از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله صادر شد و مَرکبها از حرکت ايستادند، و مردم پياده شدند و هر کس جايى براى توقف سه روزه آماده کرد.
1) مطالب اين بخش از کتاب «اسرار غدير» اقتباس شده و به طور مفصل در آن کتاب ذکر شده است. در اين جا منابع زير براى مراجعه معرفى مىشوند:
به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار مکانى را زير چند درخت کهنسال آماده کردند؛ و روى درختان پارچهاى براى سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر صلىالله عليه و آله از سنگها و روانداز شتران ساختند به طورى که حضرت هنگام خطبه بر همۀ مردم مشرِف باشند.
هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر ايستادند، و اميرالمؤمنين عليه السلام را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه، اميرالمؤمنين عليه السلام بر فراز منبر يک پله پايينتر در طرف راست پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاده بودند.
با در نظر گرفتن اين شکل خاص از منبر و سخنرانى، که دو نفر بر فراز منبر در حالت قيام ديده مىشوند و بيش از صد و بيست هزار نفر اين منظرۀ بديع را مىنگرند، به استقبالِ سخنانِ حضرت خواهيم رفت.
سخنرانى تاريخى پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير- که حدود يک ساعت طول کشيد- در يازده بخش قابل ترسيم است:
حضرت در اولين بخش سخن، به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت حق تعالى را ذکر فرمودند، و بعد از آن به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.
در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصريح کردند که بايد فرمان مهمى دربارۀ على بن ابىطالب
ابلاغ کنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرساندهام و ترس از عذاب او دارم.
در سومين بخش، امامت دوازده امام بعد از خود تا آخرين روز دنيا را اعلام فرمودند تا همۀ طمعها يک باره قطع شود. از نکات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همۀ انسان ها، در طول زمان ها و در همۀ مکان ها و نفوذ کلماتشان در جميع امور بود، و نيابت تام ائمه عليهم السلام را از خدا و رسول صلى الله عليه و آله در حلال و حرام و همۀ امور اعلام فرمودند.
در بخش چهارم خطبه، پيامبر صلى الله عليه و آله با بلند کردن و معرفى اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. سپس کمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه عليهم السلام اعلام فرمودند، و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند.
در بخش پنجم حضرت صريحا فرمودند: «هر کس از ولايت ائمه عليهم السلام سر باز زند اعمال نيکش سقوط مىکند و در جهنم خواهد بود». بعد از آن شمهاى از فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام را متذکر شدند.
مرحله ششم از سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله غضب الهى بر دشمنان اهل بيت را نمودار کرد. حضرت با تلاوت آيات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: منظور از اين آيات عدهاى از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشى از آنان هستم.
سپس با اشاره به امامانِ گمراهى که مردم را به جهنم مىکشانند فرمودند: «من از همۀ آنان بيزارم». هم چنين با اشارۀ
رمزى به «اصحاب صحيفۀ ملعونه»، تصريح کردند که بعد از من مقام امامت را غصب مىکنند و غاصبين را لعنت کردند.
در بخش هفتم، حضرت تکيۀ سخن را بر اثراتِ ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام قرار دادند و فرمودند: اصحاب صراط مستقيم در سورۀ حمد شيعيان اهل بيت عليهم السلام هستند.
سپس آياتى از قرآن دربارۀ اهل بهشت تلاوت فرمودند و آن ها را به شيعيان و پيروان آل محمد عليهم السلام متفسير نمودند. آياتى هم دربارۀ اهل جهنم تلاوت کردند و آن ها را به دشمنان آل محمد عليهم السلام معنى نمودند.
در بخش هشتم مطالبى اساسى دربارۀ حضرت بقية اللّه الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند، و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند؛ و آيندهاى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل اللّه فرجه را به جهانيان مژده دادند.
در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه، شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابىطالب دعوت مىکنم. اين بيعت به امر خداوند تعالى است و پشتوانۀ اين بيعت آن است که من با خداوند بيعت کردهام.
در دهمين بخش، حضرت دربارۀ احکام الهى سخن گفتند که مقصود بيانِ چند پايۀ مهم عقيدتى بود: از جمله اين که چون بيان همۀ حلالها و حرامها توسط من امکان ندارد، با بيعتى که از شما دربارۀ ائمه عليهم السلام مىگيرم حلال و حرام را تا روز قيامت بيان کردهام، زيرا علم و عمل آنان حجت است. ديگر اين که بالاترين امر به معروف و نهى از منکر، تبليغ پيام غدير دربارۀ امامان عليهم السلام و امر به اطاعت از ايشان و نهى از مخالفتشان است.
در آخرين مرحلۀ خطابه، بيعتِ لسانى انجام شد و حضرت بيعت از زبانها را مطرح کردند و مطلبى را که بايد مردم به آن اقرار مىکردند تعيين فرمودند، که خلاصۀ آن اطاعت از دوازده امام عليهم السلام و عهد و پيمان بر عدم تغيير و تبديل و بر رساندن پيام غدير به نسلهاى آينده و غايبان از غدير بود.
کلمات نهايى پيامبر صلى الله عليه و آله دعا براى اقرارکنندگان به سخنانش و نفرين بر منکرين اوامر آن حضرت بود، - و با حمد خداوند خطابۀ حضرت پايان يافت.
پس از اتمام خطابۀ پيامبر صلى الله عليه و آله، دو خيمه بر پا شد که در يکى خود آن حضرت و در ديگرى اميرالمؤمنين عليه السلام جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خيمۀ حضرت مىشدند و پس از بيعت و تبريک، در خيمۀ اميرالمؤمنين عليه السلام حضور مىيافتند و با آن حضرت بيعت مىکردند و تبريک مىگفتند.
زنان نيز، با قرار دادن ظرف آبى که پردهاى در وسط آن بود بيعت نمودند. به اين صورت که اميرالمؤمنين عليه السلام دست مبارک را در يک سوى پرده داخل آب قرار مىدادند و در سوى ديگر زنان دست خود را در آب قرار مىدادند.
در طول سه روز توقف در غدير پس از ايراد خطابه، چند ماجرا به عنوان تأکيد و به نشانۀ اهميت غدير به وقوع پيوست: پيامبر صلى الله عليه و آله در اين مراسم، عمامۀ خود را - که «سحاب» نام داشت- به عنوان افتخار بر سر اميرالمؤمنين عليه السلام قرار دادند.
حسان بن ثابت از پيامبر صلى الله عليه و آله درخواست کرد تا در مورد غدير شعرى بگويد، و با اجازۀ حضرت اولين شعر غدير را سرود.
جبرئيل عليه السلام به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: «پيامبر براى على بن ابىطالب عهد و پيمانى گرفت که جز کافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمىزند».
مردى از منافقين گفت: «خدايا، اگر آن چه محمد مىگويد از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناکى بر ما بفرست». در همان لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاک کرد، و اين معجزه تأييد الهى بر غدير را براى همگان روشن کرد.
پس از سه روز مراسم پر شور غدير پايان يافت، و آن روزها به عنوان «ايام الولاية» در صفحات تاريخ نقش بست. مردم پس از وداع با پيامبرشان و معرفتِ کامل به جانشينان آن حضرت تا روز قيامت، راهى شهر و ديار خود شدند. خبرِ واقعۀ غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و بدين گونه خداوند حجتش را بر همۀ مردم تمام کرد.
همزمان با واقعۀ عظيم غدير، منافقين نيز به توطئه چينى پرداختند، و سرکردگان آنان صحيفۀ ملعونه را بين خود امضا کردند که خلافت را از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله خارج کنند. سپس به جلب گروههايى از مهاجر و انصار پرداختند، و در بازگشت از غدير قتل آن حضرت را طراحى کردند. با خنثى شدن توطئۀ قتل، آنان در مدينه اساسنامۀ ديگرى براى سقيفه نوشتند؛ و اين چنين در برابر غدير به مبارزه برخاستند.
اگر چه منافقين توطئههاى خود را اجرا کردند، ولى با گذشت هزار و چهارصد نام غدير هم چنان بر بلندترين قلۀ تاريخ اسلام مىدرخشد و خورشيد رفيع هدايت است.
متن مفصل و کامل خطبۀ غدير در نُه کتاب از مدارک شيعه با اسناد متصل نقل شده، که هم اکنون چاپ شده و در دسترس است. روايات اين کتابها به سه طريق منتهى مىشود:
روايت امام محمد باقر عليه السلام، که با اسناد معتبر در چهار کتاب «روضة الواعظين»: ج 1 ص 89، «الاحتجاج»: ج 1 ص 66، «اليقين»: ص 343 باب 127، و «نزهة الکرام»: ج 1 ص 186 نقل شده است.
روايت حذيفة بن يمان، که با اسناد متصل در کتاب «الاقبال»: ص 454 و 456 نقل شده است.
روايت زيد بن ارقم، که با اسناد متصل در چهار کتاب «العُدَد القوية»: ص 169، «التحصين»: ص 578 باب 29 از قسم 2، «الصراط المستقيم»: ج 1 ص 301، و «نهج الايمان»: ص 92 نقل شده است.
خطبۀ مفصل غدير با چهار سند متصل نقل شده است:
قال الشيخ أحمد بن علي بن أبي منصور الطبرسي في کتاب «الاحتجاج»: حدثني السيد أبوجعفر مهدي بن أبي الحرث الحسيني المرعشي، قال: أخبرنا الشيخ أبوعلي الحسن بن الشيخ أبي جعفر محمد بن الحسن الطوسي، قال: أخبرنا الشيخ السعيد الوالد أبوجعفر قدس اللّه روحه، قال: أخبرني جماعة عن أبي محمد هارون بن موسى التلعکبري، قال: أخبرني أبوعلي محمد بن همام، قال: أخبرنا علي السوري، قال: أخبرنا أبومحمد العلوي من ولد الأفطس- و کان من عباد اللّه الصالحين- قال: حدثنا سيف بن عميرة و صالح بن عقبة جميعاً عن قيس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمي عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر عليه السلام.
قال السيد ابن طاووس في کتاب «اليقين»: قال أحمد بن محمد الطبري المعروف بالخليلي في کتابه: أخبرني محمد بن أبي بکر بن عبدالرحمن، قال: حدثني الحسن بن علي أبومحمد الدينوري، قال: حدثنا محمد بن موسى الهمداني، قال: حدثنا محمد بن خالد الطيالسي، قال: حدثنا سيف بن عميرة، عن عقبة عن قيس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمي عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر عليه السلام.
أبوالقاسم علي بن محمد بن علي بن القاسم الشعراني، عن أبيه، حدثنا سلمة بن الفضل الأنصاري، عن أبي مريم عن قيس بن حيان (حنان) عن عطية السعدي عن حذيفة بن اليمان.
متن عربى خطبۀ غدير، بارها به صورت مستقل چاپ شده که همۀ آن ها طبق روايت کتاب «احتجاج» بوده است، ولى متن حاضر به سه روايت از امام باقر عليه السلام و حذيفة بن يمان و زيد بن ارقم است. اين متن پس از مقابله و تطبيق آن در مدارک نُه گانهاش، تنظيم شده است.
کيفيت تنظيم خطبه و مقابلۀ نسخهها و موارد تکميلى آن ها نسبت به يکديگر در کتاب «اسرار غدير» بيان شده، و طالبين مىتوانند به آن کتاب مراجعه نمايند. در کتاب حاضر، متن خطبه بدون پاورقى و ذکر نسخه بَدَلها در 11 بخش تقديم خواهد شد، و در اول هر بخش عنوان آن ذکر مىشود.
لازم به تذکر است که کليۀ ترجمههاى خطبه طبق روايت کتاب احتجاج است، ولى ترجمۀ حاضر از روى متن مقابله شده بر نُه کتاب است که حاوى اضافات و تغييراتى در عبارات است و طبق متن عربى در 11 بخش تقديم مىشود.
در روش ترجمه سعى شده مفاهيم والايى که خطبۀ غدير در برگيرندۀ آن است به طور روشن بيان شود، و در عين حال از ترجمۀ تحت اللفظى هم فاصلۀ زيادى نگيرد. البته نظر به اهميت خطبه، فهم دقيق بعضى موارد آن احتياج به تفسير دارد که در کتاب «اسرار غدير» تا حدودى به آن پرداختهايم.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فى تَفَرُّدِهِ وَ جَلَّ فى سُلْطانِهِ وَ عَظُمَ فى اَرْکانِهِ، وَ اَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَکانِهِ، وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْمُوداً لا يَزالُ وَ مَجيداً لا يَزُولُ، وَ مُبْدِئاً وَ مُعيداً وَ كُلُّ اَمْرٍ اِلَيْهِ يَعُودُ.بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَ داحِى الْمَدْحُوّاتِ وَ جَبّارُ الاْرَضينَ وَ السَّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ اَنْشَأَهُ.يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَ الْعُيُونُ لا تَراهُ. كَريمٌ حَليمٌ ذُو اَناةٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَ لا يُبادِرُ اِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ.
بسم اللّه الرحمن الرحيم#### 1: حمد و ثناى الهىحمد و سپاس خدايى را که در يگانگى خود بلند مرتبه، و در تنهايى و فرد بودنش نزديک است. در قدرت و سلطۀ خود با جلالت و در ارکان خود عظيم است. علم او به همه چيز احاطه دارد در حالى که در جاى خود است، و همۀ مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد.هميشه مورد سپاس بوده و هم چنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتى که از بين رفتنى نيست. ابتدا کننده و بازگرداننده اوست و هر کارى به سوى او باز مىگردد.به وجود آورندۀ بالا برده شدهها (آسمان ها و افلاک و پهن کنندۀ گستردهها (زمين)، يگانه حکمران زمينها و آسمانها، پاک و منزّه و تسبيح شده، پروردگار ملائکه و روح، تفضّل کننده بر همۀ آن چه خلق کرده، و لطف کننده بر هر آن چه به وجود آورده است.)هر چشمى زير نظر اوست ولى چشمها او را نمىبينند.كَرم کننده و بردبار و تحمّل کننده است. رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همۀ آن ها منّت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمىکند، و به آن چه از عذابش که مستحقّ آنند مبادرت نمىورزد.
قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَ لَمْ تَخْفَ عَلَيْهِ الْمَكْنُوناتُ وَ لاَ اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِ الْخَفِيّاتُ. لَهُ الاْحاطَةُ بِكُلِّ شَىْءٍ وَ الْغَلَبَةُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ وَ الْقُوَّةُ فى كُلِّ شَىْءٍ وَ الْقُدْرَةُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ، وَ لَيْسَ مِثْلَهُ شَىْءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْءِ حينَ لا شَىْءَ، دائِمٌ حَىٌّ وَ قائِمٌ بِالْقِسْطِ، لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَکيمُ.جَلَّ عَنْ اَنْ تُدْرِكَهُ الاَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ. لا يَلْحَقُ اَحَدٌ وَ صْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَ لا يَجِدُ اَحَدٌ كَيْفَ هُوَ مِنْ سِرٍّ وَ عَلانِيَةٍ، اِلّا بِما دَلَّ عَزَّ وَ جَلَّ عَلى نَفْسِهِ.وَ اَشْهَدُ اَنَّهُ اللّهُ الَّذى مَلاَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَ الَّذى يَغْشَى الاَبَدَ نُورُهُ، وَ الَّذى يُنْفِذُ اَمْرَهُ بِلا مُشاوَرَةِ مُشيرٍ، وَ لا مَعَهُ شَريكٌ فى تَقْديرِهِ، وَ لا يُعاوَنُ فى تَدْبيرِهِ.صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلى غَيْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلا مَعُونَةٍ مِنْ اَحَدٍ وَ لا تَكَلُّفٍ وَ لاَ احْتِيالٍ.
باطنها و سريرهها را مىفهمد و ضماير را مىداند، و پنهانها بر او مخفى نمىماند و مخفىها بر او مشتبه نمىشود. او راست احاطه بر هر چيزى و غلبه بر همه چيز و قوّت در هر چيزى و قدرت بر هر چيزى، و مانند او شيئى نيست. اوست به وجود آورندۀ شيئ (چيز هنگامى که چيزى نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. نيست خدايى جز او که با عزّت و حکيم است.)بالاتر از آن است که چشم ها او را درک کنند ولى او چشم ها را درک مىکند و او لطف کننده و آگاه است. هيچ کس نمىتواند با ديدن به صفت او راه يابد، و کسى به چگونگى او از سرّ و آشکار دست نمىيابد مگر به آن چه خود خداوند عز و جل راهنمايى کرده است.گواهى مىدهم براى او که اوست خدايى که قُدس و پاکى و منزّه بودن او روزگار را پر کرده است. او که نورش ابديّت را فرا گرفته است. او که دستورش را بدون مشورتِ مشورت کنندهاى اجرا مىکند و در تقديرش شريک ندارد و در تدبيرش کمک نمىشود.آن چه ايجاد کرده بدون نمونه و مثالى تصوير نموده و آن چه خلق کرده بدون کمک از کسى و بدون زحمت و بدون احتياج به فکر و حيله خلق کرده است.
أَنْشَأَها فَکانَتْ، وَ بَرَأَها فَبانَتْ. فَهُوَ اللّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، الْحَسَنُ الصَّنيعَةُ، الْعَدْلُ الَّذى لا يَجُورُ، وَ الاَكْرَمُ الَّذى تَرْجِعُ اِلَيْهِ الْأُمُورُ.وَ اَشْهَدُ اَنَّهُ اللّهُ الَّذى تَواضَعَ كُلُّ شَىْءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَ ذَلَّ كُلُّ شَىْءٍ لِعِزَّتِهِ، وَ اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَىْءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَ خَضَعَ كُلُّ شَىْءٍ لِهَيْبَتِهِ. مَلِكُ الاْمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الاَفْلاكِ وَ مُسَخِّرُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ، كُلٌّ يَجْرى لِاَجَلٍ مُسَمّى، يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ يَطْلُبُهُ حَثيثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ، وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ.لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَ لا مَعَهُ نِدٌّ، اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْوا اَحَدٌ. اِلهٌ واحِدٌ وَ رَبٌّ ماجِدٌ، يَشاءُ فَيُمْضى، وَ يُريدُ فَيَقْضى، وَ يَعْلَمُ فَيُحْصى. وَ يُميتُ وَ يُحْيى، وَ يُفْقِرُ وَ يُغْنى، وَ يُضْحِكُ وَ يُبْکى، وَ يُدْنى وَ يُقْصى، وَ يَمْنَعُ وَ يُعْطى، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.يُولِجُ اللَّيْلَ فِى النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّيْلِ، لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفّارُ.
آن ها را ايجاد کرد پس به وجود آمدند و خلق کرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدايى که جز او خدايى نيست. صنعت او محکم و کار او زيباست. عادلى که ظلم نمىکند و كَرم کنندهاى که کارها به سوى او باز مىگردد.شهادت مىدهم اوست خدايى که همه چيز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شدهاند.پادشاهِ پادشاهان و گرداننده افلاک و مسخّر کننده آفتاب و ماه، که همه با زمانِ تعيين شده در حرکت هستند. شب را بر روى روز و روز را بر روى شب مىگرداند، که به سرعت در پى آن مىرود. در هم شکنندۀ هر زورگوى با عناد، و هلاک کنندۀ هر شيطان سر پيچ و متمرّد.براى او ضدّى و همراه او معارضى نبوده است. يکتا و بىنياز است. زاييده نشده و نمىزايد، و براى او هيچ همتايى نيست. خداى يگانه و پروردگار با عظمت. مىخواهد پس به انجام مىرساند، و اراده مىکند پس مقدّر مىنمايد، و مىداند پس به شماره مىآورد. مىميراند و زنده مىکند، فقير مىکند و غنى مىنمايد، مىخنداند و مىگرياند، نزديک مىکند و دور مىنمايد، منع مىکند و عطا مىنمايد. پادشاهى از آنِ او و حمد و سپاس براى اوست. خير به دست اوست و او بر هر چيزى قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مىبرد. نيست خدايى جز او که با عزّت و آمرزنده است.
مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ وَ مُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِى الاَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ؛ الَّذى لا يُشْكِلُ عَلَيْهِ شَىْءٌ، وَ لا يُضْجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ، وَ لا يُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ. الْعاصِمُ لِلصّالِحينَ، وَ الْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَ رَبُّ الْعالَمينَ؛ الَّذى اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ اَنْ يَشْكُرَهُ وَ يَحْمَدَهُ عَلى كُلِّ حالٍ.اَحْمَدُهُ كَثيرا وَ اَشْكُرُهُ دائِما عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ، وَ اُومِنُ بِهِ وَ بِمَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ. اَسْمَعُ لِاَمْرِهِ وَ اُطيعُ وَ اُبادِرُ اِلى كُلِّ ما يَرْضاهُ وَ اَسْتَسْلِمُ لِما قَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفا مِنْ عُقُوبَتِهِ، لِاَنَّهُ اللّهُ الَّذى لا يُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَ لا يُخافُ جَوْرُهُ.
وَ اُقِرُّ لَهُ عَلى نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ، وَ اَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَ اُؤَدّى ما اَوْحى بِهِ اِلَىَّ، حَذَرا مِنْ اَنْ لا اَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لا يَدْفَعُها عَنّى اَحَدٌ وَ اِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَ صَفَتْ خُلَّتُهُ؛ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ.
اجابت کنندۀ دعا، بسيار عطا کننده، شمارنده نَفَسها و پروردگار جنّ و بشر، که هيچ امرى بر او مشکل نمىشود، و فرياد دادخواهان او را منضجر نمىکند، و اصرار اصرار کنندگانش او را خسته نمىنمايد. نگهدارندۀ صالحين و موفّق کننده رستگاران و صاحب اختيار مؤمنان و پروردگار عالميان. خدايى که از آن چه خلق کرده مستحق است که او را در هر حالى شکر و سپاس گويند.او را سپاس بسيار مىگويم و دائماً شکر مىنمايم، چه در آسايش و چه در گرفتارى، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائکهاش و کتابها و پيامبرانش ايمان مىآورم. دستور او را گوش مىدهم و اطاعت مىنمايم و به آن چه او را راضى مىکند مبادرت مىورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مىشوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا که اوست خدايى که نمىتوان از مکر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم (يعنى ظلم نمىکند.)#### 2: فرمان الهى براى مطلبى مهمبراى خداوند بر نفس خود به عنوان بندگى او اقرار مىکنم، و شهادت مىدهم براى او به پروردگارى، و آن چه به من وحى نموده ادا مىنمايم از ترس آن که مبادا اگر انجام ندهم عذابى از او بر من فرود آيد که هيچ کس نتواند آن را دفع کند، هر چند که حيلۀ عظيمى بکار بندد و دوستى او خالص باشد. نيست خدایی جز او.
لِاَنَّهُ قَدْ اَعْلَمَنى اَنّى اِنْ لَمْ اُبَلِّغْ ما اَنْزَلَ اِلَىَّ فى حَقِّ عَلِىٍّ فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَ قَدْ ضَمِنَ لى تَبارَكَ وَ تَعالَى الْعِصْمَةَ مِنَ النّاسِ وَ هُوَ اللّهُ الْکافِى الْكَريمُ.فَاَوْحى اِلَىَّ: ﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- فى عَلِىٍّ، يَعْنى فِى الْخِلافَةِ لِعَلِىِّ بْنِ اَبىطالِبٍ- وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ. مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْليغِ ما اَنْزَلَ اللّهُ تَعالى اِلَىَّ، وَ اَنَا اُبَيِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الاْيَةِ: إِنَّ جَبْرَئيلَ هَبَطَ اِلَىَّ مِرارا ثَلاثاً يَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى- وَ هُوَ السَّلامُ- اَنْ اَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ اَبْيَضَ وَ اَسْوَدَ: اَنَّ عَلِىَّ بْنَ اَبى طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى عَلى اُمَّتى وَ الاِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى، وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ.
وَ قَدْ اَنْزَلَ اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلَىَّ بِذلِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ هِىَ: اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ،
زيرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آن چه در حق على بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرساندهام، و براى من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفايت کننده و کريم است. خداوند به من چنين وحى کرده است: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- فى عَلِىٍّ، يَعْنى فِى الْخِلافَةِ لِعَلىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ- وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ، «اى پيامبر ابلاغ کن آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده- دربارۀ على، يعنى خلافت على بن ابىطالب- و اگر انجام ندهى رسالت او را نرساندهاى، و خداوند تو را از مردم حفظ مىکند».
اى مردم، من در رساندن آن چه خداوند بر من نازل کرده کوتاهى نکردهام، و من سبب نزول اين آيه را براى شما بيان مىکنم: جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم- که او سلام است- مرا مأمور کرد که در اين اجتماع بپاخيزم و بر هر سفيد و سياهى اعلام کنم که «على بن ابىطالب برادرِ من و وصى من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسى است جز این که پيامبرى بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است». و خداوند در اين مورد آيهاى از کتابش بر من نازل کرده است: اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ، «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و کسانى که ايمان آورده و نماز را بپا مىدارند و در حال رکوع زکات مىدهند»،
وَ عَلِىُّ بْنُ اَبىطالِبٍ الَّذى اَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ هُوَ راكِعٌ يُريدُ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فى كُلِّ حالٍ.
وَ سَاَلْتُ جَبْرَئيلَ اَنْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ السَّلامَ عَنْ تَبْليغِ ذلِكَ اِلَيْكُمْ- اَيُّهَا النّاسُ- لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَ اِدْغالِ اللاّئِمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالاِسْلامِ؛ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّهُ فى كِتابِهِ بِاَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِاَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فى قُلُوبِهِمْ، وَ يَحْسَبُونَهُ هَيِّنا وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظيمٌ، وَ كَثْرَةِ اَذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ، حَتّى سَمَّوْنى اُذُنا وَ زَعَمُوا اَنّى كَذلِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ اِيّاىَ وَ اِقْبالى عَلَيْهِ وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنّى.
حَتّى اَنْزَلَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فى ذلِكَ: وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ، قُلْ اُذُنُ- عَلَى الَّذينَ يَزْعَمُونَ اَنَّهُ اُذُنٌ- خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ اَليمٌ.
و على بن ابىطالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مىکند.
اى مردم، من از جبرئيل درخواست کردم از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد، زيرا از کمى متقين و زيادى منافقين و فساد ملامت کنندگان و حيلههاى مسخره کنندگانِ اسلام اطلاع دارم؛ کسانى که خداوند در کتابش آنان را چنين توصيف کرده است که با زبانشان مىگويند آن چه در قلب هايشان نيست، و اين کار را سهل مىشمارند در حالى که نزد خداوند عظيم است. هم چنين به خاطر اين که منافقين بارها مرا اذيت کردهاند تا آن جا که مرا «اُذُن» (گوش دهنده بر هر حرفى) ناميدند، و گمان کردند که من چنين هستم به خاطر ملازمت بسيار على با من و توجه من به او و تمايل او و قبولش از من، تا آن که خداوند عز و جل در اين باره چنين نازل کرد: وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ اُذُنٌ... : «از آنان کسانى هستند که پيامبر را اذيت مىکنند و مىگويند او «اُذُن» (گوش دهنده به هر حرفى) است، بگو: گوش است- بر ضد کسانى که گمان مىکنند او «اُذُن» است- و براى شما خير است، به خدا ايمان مىآورد و در مقابل مؤمنين اظهار تواضع و احترام مىنمايد، و براى کسانى از شما که ايمان آوردهاند رحمت است؛ و کسانى که پيامبر را اذيت مىکنند عذاب دردناکىدر انتظارشان است».
وَ لَوْ شِئْتُ اَنْ اُسَمِّىَ الْقائِلينَ بِذلِكَ بِاَسْمائِهِمْ لَسَمَّيْتُ، وَ اَنْ اُومِئَ اِلَيْهِمْ بِاَعْيانِهِمْ لَاَوْمَأْتُ، وَ اَنْ اَدُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ، وَ لكِنّى وَ اللّهِ فى اُمُورِهِمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.
وَ كُلُّ ذلِكَ لا يَرْضَى اللّهُ مِنّى اِلّا اَنْ اُبَلِّغَ ما اَنْزَلَ اللّهُ اِلَىَّ فى حَقِّ عَلِىٍّ، يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- فى حَقِّ عَلِىٍّ- وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ ﴾.
فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ذلِكَ فيهِ وَ افْهَمُوهُ، وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللّهِ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّا وَ اِماما فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَى الْمُهاجِرينَ وَ الاَنْصارِ وَ عَلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ، وَ عَلَى الْبادى وَ الْحاضِرِ، وَ عَلَى الْعَجَمِىِّ وَ الْعَرَبِىِّ،
اگر من بخواهم گويندگان اين نسبت (اُذُن را نام ببرم مىتوانم، و اگر بخواهم به شخص آن ها اشاره کنم مىنمايم، و اگر بخواهم با علائم آن ها را معرفى کنم مىتوانم، ولى به خدا قسم من در کار آنان با بزرگوارى رفتار کردهام.)بعد از همۀ اين ها، خداوند از من راضى نمىشود مگر آن چه در حق على بر من نازل کرده ابلاغ نمايم. ﴿يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ- فى حقِّ عَلِىٍّ- وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ، «اى پيامبر برسان آن چه- در حق على- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهى رسالت او را نرساندهاى، و خداوند تو را از مردم حفظ مىکند».
اى مردم، اين مطلب را دربارۀ او بدانيد و بفهميد، و بدانيد که خداوند او را براى شما صاحب اختيار و امامى قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرين و انصار و بر تابعين آنان به نيکى، و بر روستايى و شهرى، و بر عجمى و عربى،
وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوكِ وَ الصَّغيرِ وَ الْكَبيرِ، وَ عَلَى الاْبْيَضِ وَ الاَسْوَدِ، وَ عَلى كُلِّ مُوَحِّدٍ ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ اَمْرُهُ، مَلْعُونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَ اللّهُ لَهُ وَ لِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ اَطاعَ لَهُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ اَقُومُهُ فى هذَا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعُوا وَ اَطيعُوا وَ انْقادُوا لِاَمْرِ اللّهِ رَبِّكُمْ، فَاِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَ اِلهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُهُ وَ نَبِيُّهُ الْمُخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدى عَلِىٌّ وَلِيُّكُمْ وَ اِمامُكُمْ بِاَمْرِ اللّهِ رَبِّكُمْ، ثُمَّ الاِمامَةُ فى ذُرِّيَّتى مِنْ وُلْدِهِ اِلى يَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ.
لا حَلالَ اِلاّ ما اَحَلَّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَ لا حَرامَ اِلاّ ما حَرَّمَهُ اللّهُ عَلَيْكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَرَّفَنِىَ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ وَ اَنَا اَفْضَيْتُ بِما عَلَّمَنى رَبّى مِنْ كِتابِهِ وَ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ اِلَيْهِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ. ما مِنْ عِلْمٍ اِلاّ وَ قَدْ اَحْصاهُ اللّهُ فِىَّ، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ اَحْصَيْتُهُ فى اِمامِ الْمُتَّقينَ، وَ ما مِنْ عِلْمٍ اِلّا وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّا،
و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و کوچک، و بر سفيد و سياه. بر هر يکتا پرستى حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر کس با او مخالفت کند ملعون است، و هر کس تابع او باشد و او را تصديق نمايد مورد رحمت الهى است.
خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزيده است. اى مردم، اين آخرين بارى است که در چنين اجتماعى بپا مىايستم. پس بشنويد و اطاعت کنيد و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسليم فرود آوريد، چرا که خداوند عز و جل صاحب اختيار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پيامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من على صاحب اختيار شما و امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزى که خدا و رسولش را ملاقات خواهيد کرد.
حلالى نيست مگر آن چه خدا و رسولش و امامان حلال کرده باشند، و حرامى نيست مگر آن چه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام کرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آن چه پروردگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپردهام.
اى مردم، على را (بر ديگران) فضيلت دهيد. هيچ علمى نيست مگر آن که خداوند آن را در من جمع کرده است، و هر علمى را که آموختهام در امام المتقين جمع نمودهام، و هيچ علمى نيست مگر آن که آن را به على آموختهام.
وَ هُوَ الاِمامُ الْمُبينُ الَّذى ذَكَرَهُ اللّهُ فى سُورَةِ يس: و كُلَّ شَىْءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ.
مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَضِلُّوا عَنْهُ وَ لا تَنْفِرُوا مِنْهُ، وَ لا تَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِهِ، فَهُوَ الَّذى يَهْدى اِلَى الْحَقِّ وَ يَعْمَلُ بِهِ، وَ يُزْهِقُ الْباطِلَ وَ يَنْهى عَنْهُ، وَ لا تَأْخُذُهُ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ.
اَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ، لَمْ يَسْبِقْهُ اِلَى الاْيمانِ بى اَحَدٌ، وَ الَّذى فَدى رَسُولَ اللّهِ بِنَفْسِهِ، وَ الَّذى کانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ وَ لا اَحَدَ يَعْبُدُ اللّهِ مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَيْرُهُ. اَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ اَوَّلُ مَنْ عَبَدَ اللّهِ مَعى. اَمَرْتُهُ عَنِ اللّهِ اَنْ يَنامَ فى مَضْجَعى، فَفَعَلَ فادِيا لى بِنَفْسِهِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللّهُ، وَ اقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللّهُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللّهِ، وَ لَنْ يَتُوبَ اللّهُ عَلى اَحَدٍ اَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَ لَنْ يَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَى اللّهِ اَنْ يَفْعَلَ ذلِكَ بِمَنْ خالَفَ اَمْرَهُ وَ اَنْ يُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْرا اَبَدَ الآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ. فَاحْذَرُوا اَنْ تُخالِفُوهُ، فَتَصْلُوا ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ اُعِدَّتْ لِلْکافِرينَ.
اوست «امام مبين» که خداوند در سورۀ يس ذکر کرده است: «و هر چيزى را در امام مبين جمع کرديم».
اى مردم، از على به سوى ديگرى گمراه نشويد، و از او روى برمگردانيد و از ولايت او سرباز نزنيد. اوست که به حق هدايت نموده و به آن عمل مىکند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهى مىنمايد، و در راه خدا سرزنش ملامت کنندهاى او را مانع نمىشود. على اول کسى است که به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچ کس در ايمانِ به من بر او سبقت نگرفت. اوست که با جان خود در راه رسول خدا فداکارى کرد. اوست که با پيامبر خدا بود در حالى که هيچ کس از مردان همراه او خدا را عبادت نمىکرد. اولين مردم در نماز گزاردن، و اول کسى است که با من خدا را عبادت کرد. از طرف خداوند به او امر کردم تا در خوابگاه من بخوابد، او هم در حالى که جانش را فداى من کرده بود در جاى من خوابيد.
اى مردم، او را فضيلت دهيد که خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول کنيد که خداوند او را منصوب نموده است. اى مردم، او از طرف خداوند امام است، و هر کس ولايت او را انکار کند خداوند هرگز توبهاش را نمىپذيرد و او را نمىبخشد. حتمى است بر خداوند که با کسى که با او مخالفت نمايد چنين کند و او را به عذابى شديد تا ابديت و تا آخر روزگار معذب نمايد. پس بپرهيزيد از اين که با او مخالفت کنيد و گرفتار آتشى شويد که آتشگيرۀ آن مردم و سنگها هستند و براى کافران آماده شده است.
مَعاشِرَ النّاسِ، بى- وَ اللّهِ- بَشَّرَ الاَوَّلُونَ مِنَ النَّبِيّينَ وَ الْمُرْسَلينَ، وَ اَنَا- وَ اللّهِ- خاتَمُ الاَنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ، وَ الْحُجَّةُ عَلى جَميعِ الْمَخْلُوقينَ مِنْ اَهْلِ السَّماواتِ وَ الاَرَضينَ. فَمَنْ شَكَّ فى ذلِكَ فَقَدْ كَفَرَ كُفْرَ الْجاهِلِيَّةِ الاُولى، وَ مَنْ شَكَّ فى شَىْءٍ مِنْ قَوْلى هذا فَقَدْ شَكَّ فى كُلِّ ما اُنْزِلَ اِلَىَّ، وَ مَنْ شَكَّ فى واحِدٍ مِنَ الاَئِمَّةِ فَقَدْ شَكَّ فِى الْكُلِّ مِنْهُمْ، وَ الشّاكُّ فينا فِى النّارِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، حَبانِىَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهذِهِ الْفَضيلَةِ مَنّا مِنْهُ عَلَىَّ وَ اِحْسانا مِنْهُ اِلَىَّ وَ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ، اَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنّى اَبَدَ الآبِدينَ وَ دَهْرَ الدّاهِرينَ وَ عَلى كُلِّ حالٍ.
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوا عَلِيّا فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدى مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى ما اَنْزَلَ اللّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِىَ الْخَلْقُ.
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ يُوافِقْهُ. اَلا اِنَّ جَبْرَئيلَ خَبَّرَنى عَنِ اللّهِ تَعالى بِذلِكَ وَ يَقُولُ: «مَنْ عادى عَلِيّا وَ لَمْ يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى»، وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَد،
اى مردم، به خدا قسم پيامبران و رسولان پيشين به من بشارت دادهاند، و من به خدا قسم خاتم پيامبران و مرسلين و حجت بر همه مخلوقين از اهل آسمانها و زمينها هستم. هر کس در اين مطالب شک کند مانند کفر جاهليت اول کافر شده است؛ و هر کس در چيزى از اين گفتار من شک کند در همۀ آن چه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در يکى از امامان شک کند در همۀ آنان شک کرده است، و شک کننده دربارۀ ما در آتش است.اى مردم، خداوند اين فضيلت را بر من ارزانى داشته که منّتى از او بر من و احسانى از جانب او به سوى من است. خدايى جز او نيست. حمد و سپاس از من بر او تا ابديت و تا آخر روزگار و در هر حال.اى مردم، على را فضيلت دهيد که او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامى که خداوند روزى را نازل مىکند و خلق باقى هستند. ملعون است ملعون است، مورد غضب است مورد غضب است کسى که اين گفتار مرا ردّ کند و با آن موافق نباشد. بدانيد که جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براى من آورده است و مىگويد: «هر کس با على دشمنى کند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد». هر کس ببيند براى فردا چه پيش فرستاده است.
وَ اتَّقُوا اللّهِ- اَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها- اِنَّ اللّهِ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ جَنْبُ اللّهِ الَّذى ذَكَرَ فى كِتابِهِ الْعَزيزِ، فَقالَ تَعالى مُخْبراً عَمَّنْ يُخالِفُهُ: اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللّهِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ، وَ انْظُرُوا اِلى مُحْكَماتِهِ وَ لا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللّهِ لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زَواجِرَهُ وَ لَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ اِلاَّ الَّذى اَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلَىَّ وَ شائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ وَ مُعْلِمُكُمْ: اَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْزَلَها عَلَىَّ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ عَلِيّا وَ الطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثِّقْلُ الاَصْغَرُ، وَ الْقُرْآنُ الثِّقْلُ الاَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ.
از خدا بترسيد که با على مخالفت کنيد و در نتيجه قدمى بعد از ثابت بودن آن بلغزد، خداوند از آن چه انجام مىدهيد آگاه است.
اى مردم، على «جنب اللّه» است که خداوند در کتاب عزيزش ذکر کرده و دربارۀ کسى که با او مخالفت کند فرموده است: اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللّهِ، «اى حسرت بر آن چه دربارۀ جنب خداوند تفريط و کوتاهى کردم».
اى مردم، قرآن را تدبر نماييد و آيات آن را بفهميد و در محکمات آن نظر کنيد و به دنبال متشابه آن نرويد. به خدا قسم، باطن آن را براى شما بيان نمىکند و تفسيرش را برايتان روشن نمىکند مگر اين شخصى که دست او را مىگيرم و او را به سوى خود بالا مىبرم و بازوى او را مىگيرم و با دو دستم او را بلند مىکنم و به شما مىفهمانم که: «هر کس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست»، و او على بن ابىطالب برادر و جانشين من است، و ولايتِ او از جانب خداوندِ عز و جل است که بر من نازل کرده است.
اى مردم، على و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هر يک از اين دو از ديگرى خبر مىدهد و با آن موافق است. آن ها از يکديگر جدا نمىشوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند.
اَلا اِنَّهُمْ اُمَناءُ اللّهِ فى خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فى اَرْضِهِ.
اَلا وَ قَدْ اَدَّيْتُ، اَلا وَ قَدْ بَلَّغْتُ، اَلا وَ قَدْ اَسْمَعْتُ، اَلا وَ قَدْ اَوْضَحْتُ. اَلا وَ اِنَّ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قالَ، وَ اَنَا قُلْتُ عَنِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
اَلا اِنَّهُ لا «اَميرَالْمُؤْمِنينَ» غَيْرَ اَخى هذا. اَلا لا تَحِلُّ اِمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدى لِاَحَدٍ غَيْرِهِ﴾.
ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ اِلى عَضُدِ عَلِىٍّ عليه السلام فَرَفَعَهُ، وَ کانَ اَميرُالْمُؤْمِنينَ عليه السلام مُنْذُ اَوَّلِ ما صَعَدَ رَسوُلُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِنْبَرَهُ عَلى دَرَجَةٍ دُونَ مَقامِهِ مُتَيامِنا عَنْ وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله كَاَنَّهُما فى مَقامٍ واحِدٍ.فَرَفَعَهُ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ وَ بَسَطَهُما اِلَى السَّماءِ وَ شالَ عَلِيّا عليه السلام حَتّى صارَتْ رِجْلُهُ مَعَ رُكْبَةِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ قالَ: اَيُّهَا النّاسُ، مَنْ اَوْلى بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ قالوا: اَللّهُ وَ رَسوُلُهُ. فَقالَ:
بدانيد که آنان امينهاى خداوند بين مردم و حاکمان او در زمين هستند.بدانيد که من ادا نمودم، بدانيد که من ابلاغ کردم، بدانيد که من شنوانيدم، بدانيد که من روشن نمودم، بدانيد که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز و جل مىگويم، بدانيد که اميرالمؤمنينى جز اين برادرم نيست. بدانيد که اميرالمؤمنين بودن بعد از من براى احدى جز او حلال نيست.#### 4: معرفى و بلند کردن اميرالمؤمنين عليه السلامسپس پيامبر صلى الله عليه و آله دستش را بر بازوى على عليه السلام زد و آن حضرت را بلند کرد. و اين در حالى بود که اميرالمؤمنين عليه السلام از زمانى که پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر آمده بود يک پله پايينتر از مکان حضرت ايستاده بود و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مايل بود که گويى هر دو در يک مکان ايستادهاند.پس پيامبر صلى الله عليه و آله با دستش او را بلند کرد و هر دو دست را به سوى آسمان باز نمود و على عليه السلام را از جا بلند نمود تا حدى که پاى آن حضرت موازى زانوى پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد. سپس فرمود: اى مردم، چه کسى بر شما از خودتان صاحب اختيارتر است؟ گفتند: خدا و رسولش. فرمود:
اَلا فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ و الِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِىٌّ اَخى وَ وَصِيّى وَ واعى عِلْمى، وَ خَليفَتى فى اُمَّتى عَلى مَنْ آمَنَ بى وَ عَلى تَفْسيرِ كِتابِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الدّاعى اِلَيْهِ وَ الْعامِلُ بِما يَرْضاهُ وَ الْمُحارِبُ لِاَعْدائِهِ وَ الْمُوالى عَلى طاعَتِهِ وَ النّاهى عَنْ مَعْصِيَتِهِ.اِنَّهُ خَليفَةُ رَسُولِ اللّهِ وَ اَميرُالْمُؤْمِنينَ وَ الاِمامُ الْهادى مِنَ اللّهِِ، وَ قاتِلُ النّاكِثينَ وَ الْقاسِطينَ وَ الْمارِقينَ بِاَمْرِ اللّهِ.يَقُولُ اللّهُ: ﴿ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ. بِاَمْرِكَ يا رَبِّ اَقُولُ: اللّهُمَّ و الِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ اْنصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ الْعَنْ مَنْ اَنْكَرَهُ وَ اغْضِبْ عَلى مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ. اللّهُمَّ اِنَّكَ اَنْزَلْتَ الاْيَةَ فى عَلِىٍّ وَلِيِّكَ عِنْدَ تَبْيينِ ذلِكَ وَ نَصْبِكَ اِيّاهُ لِهذَا الْيَوْمِ: «الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ ديناً﴾.
بدانيد که هر کس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر کس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و يارى کن هر کس او را يارى کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند.
اى مردم، اين على است برادر من و وصى من و جامع علم من، و جانشين من در امتم بر آنان که به من ايمان آوردهاند، و جانشين من در تفسير کتاب خداوند عز و جل و دعوت به آن، و عمل کننده به آن چه او را راضى مىکند، و جنگ کننده با دشمنان خدا و دوستى کننده بر اطاعت او و نهى کننده از معصيت او. اوست خليفۀ رسول خدا، و اوست اميرالمؤمنين و امام هدايت کننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناکثين و قاسطين و مارقين به امر خداوند.
خداوند مىفرمايد: ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ: «سخن در پيشگاه من تغيير نمىپذيرد»، پروردگارا، به امر تو مىگويم: «خداوندا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس على را دشمن بدارد، و يارى کن هر کس على را يارى کند و خوار کن هر کس على را خوار کند، و لعنت نما هر کس على را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حق على را انکار نمايد».
پروردگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن على در اين روز اين آيه را درباره او نازل کردى: اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لكُمُ الإِسْلامَ ديناً. «امروز دين شما را برايتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم»،
وَ قُلْتَ: اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّهِ اْلاِسْلامُ، وَ قُلْتَ: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ. اللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى قَدْ بَلَّغْتُ.﴾
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّما اَكْمَلَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دينَكُمْ بِاِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ يَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاوُلئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ فِى النّارِ هُمْ خالِدُونَ، ﴿لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِىٌّ، اَنْصَرُكُمْ لى وَ اَحَقُّكُمْ بى وَ اَقْرَبُكُمْ اِلَىَّ وَ اَعَزُّكُمْ عَلَىَّ، وَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَنَا عَنْهُ راضِيانِ. وَ ما نَزَلَتْ آيَةُ رِضىً فِى الْقُرْآنِ اِلاّ فيهِ، وَ لا خاطَبَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا اِلاّ بَدَأَ بِهِ، وَ لا نَزَلَتْ آيَةُ مَدْحٍ فِى الْقُرآنِ اِلاّ فيهِ، وَ لا شَهِدَ اللّهُ بِالْجَنَّةِ فى هَلْ اَتى عَلَى الاْنْسانِ اِلاّ لَهُ، وَ لا اَنْزَلَها فى سِواهُ وَ لا مَدَحَ بِها غَيْرَهُ.
فرمودى: «دين نزد خدا اسلام است» و فرمودى: «هر کس دينى غير از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زيانکاران خواهد بود». پروردگارا، تو را شاهد مىگيرم که من ابلاغ نمودم.
اى مردم، خداوند دين شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانى که جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند عز و جل، چنين کسانى اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمى خواهند بود. عذاب از آنان تخفيف نمىيابد و به آن ها مهلت داده نمىشود.
اى مردم، اين على است که يارى کنندهترين شما نسبت به من و سزاوارترين شما به من و نزديک ترين شما به من و عزيز ترين شما نزد من است. خداوند عز و جل و من از او راضى هستيم. هيچ آيۀ رضايتى در قرآن نازل نشده مگر دربارۀ او، و هيچ گاه خداوند مؤمنين را مورد خطاب قرار نداده مگر آن که ابتدا او مخاطب بوده است، و هيچ آيۀ مدحى در قرآن نيست مگر دربارۀ او، و خداوند در سورۀ «هَلْ اَتى» شهادت به بهشت نداده مگر براى او، و اين سوره را دربارۀ غير او نازل نکرده و با اين سوره جز او را مدح نکرده است.
مَعاشِرَ النّاسِ، هُوَ ناصِرُ دينِ اللّهِ وَ الْمُجادِلُ عَنْ رَسُولِ اللّهِ، وَ هُوَ التَّقِىُّ النَّقِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ. نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبِىٍّ وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِىٍّ وَ بَنُوهُ خَيْرُ الاَوْصِياءِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِىٍّ مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّيَّتى مِنْ صُلْبِ اَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلِىٍّ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اِبْليسَ اَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلا تَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ اَعْمالُكُمْ وَ تَزِلَّ اَقْدامُكُمْ، فَاِنَّ آدَمَ اُهْبِطَ اِلَى الاَرْضِ بِخَطيئَةٍ واحِدَةٍ، وَ هُوَ صَفْوَةُ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ كَيْفَ بِكُمْ وَ اَنْتُمْ اَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ اَعْداءُ اللّهِ.
اَلا وَ اِنَّهُ لا يُبْغِضُ عَلِيّا اِلاّ شَقِىٌّ، وَ لا يُوالى عَلِيّا اِلاّ تَقِىٌّ، وَ لا يُؤمِنُ بِهِ اِلاّ مُؤمِنٌ مُخْلِصٌ. وَ فى عَلِىٍّ- وَ اللّهِ- نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْرِ: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، وَ الْعَصْرِ، اِنَّ الاِنْسانَ لَفى خُسْرٍ اِلاّ عَلِيّا الَّذى آمَنَ وَ رَضِىَ بِالْحَقِّ وَ الصَّبْرِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ اللّهِ وَ بَلَّغْتُكُمْ رِسالَتى وَ ما عَلَى الرَّسُولِ اِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ.
اى مردم، او يارى دهنده دين خدا و دفاع کننده از رسول خداست، و اوست با تقواى پاکيزۀ هدايت کنندۀ هدايت شده. پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيّتان بهترين وصى و فرزندان او بهترين اوصياء هستند.
اى مردم، نسل هر پيامبرى از صلب خود او هستند ولى نسل من از صلب اميرالمؤمنين على است.
اى مردم، شيطان آدم را با حسد از بهشت بيرون کرد. مبادا به على حسد کنيد که اعمالتان نابود شود و قدم هايتان بلغزد. آدم به خاطر يک خطا به زمين فرستاده شد در حالى که انتخاب شدۀ خداوند عز و جل بود، پس شما چگونه خواهيد بود در حالى که شماييد و در بين شما دشمنان خدا هستند.
بدانيد که با على دشمنى نمىکند مگر شقى و با على دوستى نمىکند مگر با تقوى، و به او ايمان نمىآورد مگر مؤمن مخلص. به خدا قسم دربارۀ على نازل شده است سورۀ «و العصر»: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، وَ الْعَصْرِ، اِنَّ الاْءِنْسانَ لَفى خُسْرٍ، «قسم به عصر، انسان در زيان است» مگر على که ايمان آورد و به حق و صبر راضى شد.
اى مردم، من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهدۀ رسول جز ابلاغ روشن چيزى نيست.
مَعاشِرَ النّاسِ، اتَّقُوا اللّهِ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلّا وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. ﴾
مَعاشِرَ النّاسِ، ﴿آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذى اُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ. بِاللّهِ ما عَنى بِهذِهِ الاْيَةِ اِلاّ قَوْما مِنْ اَصْحابى اَعْرِفُهُمْ بِاَسْمائِهِمْ وَ اَنْسابِهِمْ، وَ قَدْ اُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ. فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلى ما يَجِدُ لِعَلِىٍّ فى قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، النُّورُ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْلُوكٌ فِىَّ، ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ اِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ الَّذى يَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا، لِاَنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرينَ وَ الْمُعانِدينَ وَ الْمُخالِفينَ وَ الْخائِنينَ وَ الاْثِمينَ وَ الظّالِمينَ وَ الْغاصِبينَ مِنْ جَميعِ الْعالَمينَ.﴾
اى مردم از خدا بترسيد آن گونه که بايد ترسيد و از دنيا نرويد مگر آن که مسلمان باشيد.
اى مردم، «ايمان آوريد به خدا و رسولش و به نورى که همراه او نازل شده است، قبل از آن که هلاک کنيم وجوهى را و آن صورت ها را به پشت برگردانيم يا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنيم».
به خدا قسم، از اين آيه قصد نشده است مگر قومى از اصحابم که آنان را به اسم و نسبشان مىشناسم، ولى مأمورم بر آنان پرده پوشى کنم. پس هر کس عمل کند مطابق آن چه در قلبش از حب يا بغض نسبت به على مىيابد.
اى مردم، نور از جانب خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در على بن ابىطالب و بعد در نسل او تا مهدى قائم، که حق خداوند و هر حقى که براى ما باشد مىگيرد، چرا که خداوند عز و جل ما را بر کوتاهى کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همۀ عالميان حجت قرار داده است.
مَعاشِرَ النّاسِ، اُنْذِرُكُمْ اَنّى رَسُولُ اللّهِ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِىَ الرُّسُلُ، اَفَإِنْ مِتُّ اَوْ قُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِكُمْ؟ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّهِ شَيْئا وَ سَيَجْزِى اللّهُ الشّاكِرينَ الصّابِرينَ. اَلا وَ انَّ عَلِيّاً هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَ الشُّكْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَىَّ بِاِسْلامِكُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَى اللّهِ فَيُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَ يَسْخَطَ عَلَيْكُمْ وَ يَبْتَلِيَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، اِنَّ رَبَّكُمْ لَبِالْمِرْصادِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدى اَئِمَّةٌ يَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللّهِ وَ اَنَا بَريئانِ مِنْهُمْ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُمْ وَ اَنْصارَهُمْ وَ اَتْباعَهُمْ وَ اَشْياعَهُمْ فِى الدَّرْكِ الاَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ.
اَلا اِنَّهُمْ اَصْحابُ الصَّحيفَةِ، فَلْيَنْظُرْ اَحَدُكُمْ فى صَحيفَتِهِ!!
قالَ: فَذَهَبَ عَلَى النّاسِ- اِلاّ شِرْذِمَةٌ مِنْهُمْ- اَمْرَ الصَّحيفَةِ.
اى مردم، شما را مىترسانم و انذار مىنمايم که من رسول خدا هستم، و قبل از من پيامبران بودهاند. آيا اگر من بميرم يا کشته شوم شما عقب گرد مىنماييد؟ هر کس به عقب برگردد به خدا ضررى نمىرساند، و خداوند به زودى شاکرين و صابرين را پاداش مىدهد. بدانيد که على است توصيف شده به صبر و شکر، و بعد از او فرزندانم از نسل او چنين اند.
اى مردم، با اسلامتان بر من منت مگذاريد، بلکه بر خدا منت نگذاريد، که اعمالتان را نابود مىنمايد و بر شما غضب مىکند و شما را به شعلهاى از آتش و مس گداخته مبتلا مىکند. پروردگار شما در کمين است.
اى مردم، بعد از من امامانى خواهند بود که به آتش دعوت مىکنند و روز قيامت کمک نمىشوند. اى مردم، خداوند و من از آنان بيزار هستيم. اى مردم، آنان و يارانشان و تابعينشان و پيروانشان در پايينترين درجۀ آتشاند و چه بد است جاى متکبران. بدانيد که آنان «اصحاب صحيفه» هستند، پس هر يک از شما در صحيفۀ خود نظر کند.
راوى مىگويد: وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله نام «اصحاب صحيفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت از اين کلام را نفهميدند و برايشان سؤال انگيز شد، و فقط عدۀ کمى مقصود حضرت را فهميدند.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنّى اَدَعُها اِمامَةً وَ وِراثَةً فى عَقِبى اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ، وَ قَدْ بَلَّغْتُ ما اُمِرْتُ بِتَبْليغِهِ حُجَّةً عَلى كُلِّ حاضِرٍ وَ غائِبٍ، وَ عَلى كُلِّ اَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ اَوْ لَمْ يَشْهَدْ، وُلِدَ اَوْ لَمْ يُولَدْ، فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَ الْوالِدُ الْوَلَدَ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ.
وَ سَيَجْعَلُونَ الاِمامَةَ بَعْدى مُلْکاً وَ اغْتِصاباً، اَلا لَعَنَ اللّهُ الْغاصِبينَ الْمُغْتَصِبينَ، وَ عِنْدَها سَيَفْرُغُ لَكُمْ اَيُّهَا الثَّقَلانِ مَنْ يَفْرُغُ، وَ يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَكُنْ لِيَذَرَكُمْ عَلى ما اَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ، وَ ما کانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ ما مِنْ قَرْيَةٍ اِلاَ وَ اللّهُ مُهْلِكُها بِتَكْذيبِها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ، وَ مُمَلِّكُهَا الاِمامَ الْمَهْدِىَّ وَ اللّهُ مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ.
اى مردم، من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثتِ آن در نسل خودم تا روز قيامت به وديعه مىسپارم، و من رسانيدم آن چه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غايب و بر همۀ کسانى که حضور دارند يا ندارند، به دنيا آمدهاند يا نيامدهاند. پس حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا روز قيامت برسانند.
و به زودى امامت را بعد از من به عنوان پادشاهى و با ظلم و زور مىگيرند. خداوند غاصبين و تعدى کنندگان را لعنت کند. و در آن هنگام است- اى جن و انس- که مىريزد براى شما آن که بايد بريزد و مىفرستد بر شما شعلهاى از آتش و مس گداخته و نمىتوانيد آن را از خود دفع کنيد.
اى مردم، خداوند عز و جل شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آن که خبيث را از پاکيزه جدا کند، و خداوند شما را بر غيب مطلع نمىکند.
اى مردم، هيچ سرزمين آبادى نيست مگر آن که در اثر تکذيبِ (اهل آن آيات الهى را) خداوند قبل از روز قيامت آنان را هلاک خواهد کرد و آن را تحت حکومت امام مهدى خواهد آورد، و خداوند وعدۀ خود را عملى مىنمايد.
مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ، وَ اللّهُ لَقَدْ اَهْلَكَ الاَوَّلينَ، وَ هُوَ مُهْلِكُ الاْخِرينَ. قالَ اللّهُ تَعالى: اَلَمْ نُهْلِكِ الاَوَّلينَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرينَ، كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمينَ، وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللّهِ قَدْ اَمَرَنى وَ نَهانى، وَ قَدْ اَمَرْتُ عَلِيّاً وَ نَهَيْتُهُ بِاَمْرِهِ. فَعِلْمُ الاَمْرِ وَ النَّهْىِ لَدَيْهِ، فَاسْمَعُوا لِاَمْرِهِ تَسْلِمُوا وَ اَطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ انْتَهُوا لِنَهْيِهِ تَرْشُدُوا، وَ صيرُوا اِلى مُرادِهِ وَ لا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبيلِهِ﴾.
مَعاشِرَ النّاسِ، اَنَا صِراطُ اللّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى اَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى، ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اَئِمَّةُ الْهُدى، يَهْدُونَ اِلَى الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ.
اى مردم، قبل از شما اکثر پيشينيان هلاک شدند، و خداوند آن ها را هلاک نمود و اوست که آيندگان را هلاک خواهد کرد. خداى تعالى مىفرمايد: ﴿اَلَمْ نُهْلِكِ الاَوَّلينَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخَرينَ، كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمينَ، وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ، «آيا ما پيشينيان را هلاک نکرديم؟ آيا در پى آنان ديگران را نفرستاديم؟ ما با مجرمان چنين مىکنيم. واى بر مکذبين در آن روز». اى مردم، خداوند مرا امر و نهى نموده است، و من هم به امر الهى على را امر و نهى نمودهام، و علم امر و نهى نزد اوست. پس امر او را گوش دهيد تا سلامت بمانيد، و او را اطاعت کنيد تا هدايت شويد و نهى او را قبول کنيد تا در راه درست باشيد، و به سوى مقصد و مراد او برويد، و راههاى بيگانه شما را از راه او منحرف نکند.
اى مردم، من راه مستقيم خداوند هستم که شما را به پيروى آن امر نموده، و سپس على بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدايتاند، به حق هدايت مىکنند و به يارى حق به عدالت رفتار مىکنند.
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعالَمينَ، الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، مالِكِ يَوْمِ الدّينِ، اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعينُ، اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ، صِراطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضّالّينَ﴾، فِىَّ نَزَلَتْ وَ فيهِمْ وَ اللّهِ نَزَلَتْ، وَ لَهُمْ عَمَّتْ، وَ اِيّاهُمْ خَصَّتْ، اُولئِكَ اَوْلِياءُ اللّهِ الَّذينَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. اَلا اِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ.
اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ الْغاوُونَ اِخْوانُ الشَّياطينِ، يُوحى بَعْضُهُمْ اِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً.
اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمُ الَّذينَ ذَكَرَهُمُ اللّهُ فى كِتابِهِ، فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَومِ الاْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّهِ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آبائَهُمْ اَوْ اَبْنائَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ، اُولئِكَ كَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الاْيمانَ وَ اَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِىَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ اُولئِكَ حِزْبُ اللّهِ اَلا اِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ، الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، مالِكِ يَوْمِ الدّينِ، اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعينُ، اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ، صِراطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضّالّينَ؛ اين سوره دربارۀ من نازل شده، و به خدا قسم دربارۀ ايشان (امامان) نازل شده است. به طور عموم شامل آنان است و به طور خاص دربارۀ آنان است. ايشان دوستان خدايند که ترسى بر آنان نيست و محزون نمىشوند، بدانيد که حزب خداوند غالب هستند. بدانيد که دشمنان ايشان سفهاء گمراه و برادران شياطيناند که اباطيل را از روى غرور به يکديگر مىرسانند.
بدانيد که دوستان اهل بيت کسانىاند که خداوند در کتابش آنان را ياد کرده و فرموده است: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّهِ وَ رَسُولَهُ... : «نمىيابى قومى را که به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند، و در عين حال با کسانى که با خدا و رسولش ضدّيت دارند روى دوستى داشته باشند، اگر چه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا فاميلشان باشند. آناناند که ايمان در قلوبشان نوشته شده و خداوند آنان را با روحى از خود تأييد فرموده و ايشان را به بهشتى وارد مىکند که از پايين آن نهرها جارى است و در آن دائمى خواهند بود. خدا از آنان راضى است و آنان از خدا راضى هستند. آنان حزب خداوند هستند. بدانيد که حزب خدا رستگارند».
اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ: الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا ايمانَهُمْ بِظُلْمٍ اُولئِكَ لَهُمُ الاَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ.
اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمُ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَرْتابُوا.
اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمُ الَّذينَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنينَ، تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ بِالتَّسْليمِ يَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدينَ.
اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ.
اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ يَصْلَوْنَ سَعيراً.
اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ لِجَهَنَّمَ شَهيقاً وَ هِىَ تَفُورُ وَ يَرَوْنَ لَها زَفيراً.
اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللّهُ فيهِمْ: كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّى اِذَا ادّارَكُوا فيها جَميعاً قالَتْ اُخْريهُمْ لاِوُليهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ اَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النّارِ، قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ.
بدانيد که دوستان اهل بيت کسانىاند که خداوند عزو جل آنان را توصيف کرده و فرموده است: الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبَسُوا ايمانَهُمْ بِظُلْمٍ... «کسانى که ايمان آوردهاند و ايمانشان را با ظلم نپوشاندهاند، آناناند که برايشان امان است و آنان هدايت يافتگاناند». بدانيد که دوستان ايشان کسانىاند که ايمان آوردهاند و به شک نيفتادهاند.
بدانيد که دوستان ايشان کسانىاند که با سلامتى و در حال امن وارد بهشت مىشوند، و ملائکه با سلام به ملاقات آنان مىآيند و مىگويند: «سلام بر شما، پاکيزه شديد، پس براى هميشه داخل بهشت شويد». بدانيد که دوستان ايشان کسانى هستند که بهشت براى آنان است و در آن بدون حساب روزى داده مىشوند.
بدانيد که دشمنان اهل بيت کسانىاند که به شعلههاى آتش وارد مىشوند. بدانيد که دشمنان ايشان کسانىاند که از جهنم در حالى که مىجوشد صداى وحشتناکى مىشنوند و شعله کشيدن آن را مىبينند.
بدانيد که دشمنان ايشان کسانىاند که خداوند دربارۀ آنان فرموده است: كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها...: «هر گروهى که داخل (جهنم) مىشوند همتاى خود را لعنت مىکنند، تا آن که همه آنان در آن جا به يکديگر بپيوندند آخرين آنان با اشاره به اولين آنان مىگويند: پروردگارا، اينان ما را گمراه کردند؛ پس عذاب دو چندان از آتش به آنان نازل کن. خدا مىفرمايد: براى هر دو گروه عذاب مضاعف است ولى شما نمىدانيد».
اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ، قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللّهُ مِنْ شَىْءٍ، اِنْ اَنْتُمْ اِلّا فى ضَلالٍ كَبيرٍ، وَ قالوُا لَوْ كُنّا نَسْمَعُ اَوْ نَعْقِلُ ما كُنّا فى اَصْحابِ السَّعيرِ، فَاعْتَرَفوُا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِاَصْحابِ السَّعيرِ.
اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ اَجْرٌ كَبيرٌ.
مَعاشِرَ النّاسِ، شَتّانَ ما بَيْنَ السَّعيرِ وَ الاَجْرِ الْكَبيرِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّهُ وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّهُ وَ اَحَبَّهُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا و اِنّى اَنَا النَّذيرُ وَ عَلِىٌّ الْبَشيرُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا و اِنّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا وَ اِنّى نَبِىٌّ وَ علِىٌّ وَصِيّى.
مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا وَ اِنّى رَسُولٌ وَ عَلِىٌّ الاِمامُ وَ الْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى، وَ الاَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ. اَلا وَ اِنّى والِدُهُمْ وَ هُمْ يَخْرُجُونَ مِنْ صُلْبِهِ﴾.
بدانيد که دشمنان ايشان کسانىاند که خداوند عز و جل مىفرمايد: كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ سَاَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ...: «هر گاه گروهى را در جهنم مىاندازند خزانه داران دوزخ از ايشان مىپرسند: آيا ترسانندهاى براى شما نيامد؟ مىگويند: بلى، براى ما نذير و ترساننده آمد ولى ما او را تکذيب کرديم و گفتيم: خداوند هيچ چيز نازل نکرده است، و شما در گمراهىِ بزرگ هستيد. و مىگويند: اگر مىشنيديم يا فکر مىکرديم در اصحاب آتش نبوديم. به گناه خود اعتراف کردند، پس دور باشند اصحاب آتش».
بدانيد که دوستان اهل بيت کسانى هستند که در پنهانى از پروردگارشان مىترسند و براى آنان مغفرت و اجر بزرگ است. اى مردم، چقدر فاصله است بين شعلههاى آتش و بين اَجر بزرگ!
اى مردم، دشمن ما کسى است که خداوند او را مذمت و لعنت نموده، و دوست ما کسى است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد.
اى مردم، بدانيد که من نذير و ترسانندهام و على بشارت دهنده است. اى مردم، بدانيد که من مُنذر و بر حذر دارندهام و على هدايت کننده است.
اى مردم، من پيامبرم و على جانشين من است.
اى مردم، بدانيد که من پيامبرم و على امام و وصى بعد از من است، و امامان بعد از او فرزندان او هستند. بدانيد که من پدر آنانم و آن ها از صلب او به وجود مىآيند.
اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِىَّ. اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَى الدّينِ. اَلا اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ.اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَ هادِمُها.اَلا اِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ اَهْلِ الشِّرْكِ وَ هاديها.اَلا اِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لِاَوْلِياءِ اللّهِ.اَلا اِنَّهُ النّاصِرُ لِدينِ اللّهِ.اَلا اِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَميقٍ.اَلا اِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذى فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذى جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.اَلا اِنَّهُ خِيَرَةُ اللّهِ وَ مُخْتارُهُ.اَلا اِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَ الْمُحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ.اَلا اِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمُشَيِّدُ لِاَمْرِ آياتِهِ.اَلا اِنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ.
#### 8: حضرت مهدى عجل اللّه فرجهبدانيد که آخرينِ امامان، مهدى قائم از ماست. اوست غالب بر اديان، اوست انتقام گيرنده از ظالمين.اوست فاتح قلعهها و منهدم کننده آن ها.اوست غالب بر هر قبيلهاى از اهل شرک و هدايت کنندۀ آنان.بدانيد که اوست گيرندۀ انتقام همۀ خونهاى اولياء خدا. اوست يارى دهندۀ دين خدا.بدانيد که اوست استفاده کننده از دريايى عميق.اوست که هر صاحب فضيلتى را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتى را به قدر جهلش نشانه مىدهد.اوست انتخاب شده و اختيار شدۀ خداوند.اوست وارث هر علمى و احاطه دارنده به هر فهمى.بدانيد که اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالا برندۀ آيات الهى.اوست هدايت يافتۀ محکم بنيان.
اَلا اِنَّهُ الْمُفَوَّضُ اِلَيْهِ.اَلا اِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرُونِ بَيْنَ يَدَيْهِ.اَلا اِنَّهُ الْباقى حُجَّةً وَ لا حُجَّةَ بَعْدَهُ وَ لا حَقَّ اِلاّ مَعَهُ وَ لا نُورَ اِلاّ عِنْدَهُ.اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَيْهِ. اَلا وَ اِنَّهُ وَلِىُّ اللّهِ فى اَرْضِهِ، وَ حَكَمُهُ فى خَلْقِهِ، وَ اَمينُهُ فى سِرِّهِ وَ عَلانِيَتِهِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنّى قَدْ بَيَّنْتُ لَكُمْ وَ اَفْهَمْتُكُمْ، وَ هذا عَلِىٌّ يُفْهِمُكُمْ بَعْدى. اَلا وَ اِنّى عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتى اَدْعُوكُمْ اِلى مُصافَقَتى عَلى بَيْعَتِهِ وَ الاِقْرارِ بِهِ ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدى.اَلا وَ اِنّى قَدْ بايَعْتُ اللّهَ وَ عَلِىٌّ قَدْ بايَعَنى، وَ اَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَيْعَةِ لَهُ عَنِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
اوست که کارها به او سپرده شده است.اوست که پيشينيان به او بشارت دادهاند.اوست که به عنوان حجت باقى مىماند و بعد از او حجتى نيست.هيچ حقى نيست مگر همراه او، و هيچ نورى نيست مگر نزد او.بدانيد او کسى است که غالبى بر او نيست و کسى بر ضد او کمک نمىشود. اوست ولى خدا در زمين و حکم کنندۀ او بين خلقش و امين او بر نهان و آشکارش.#### 9: مطرح کردن بيعتاى مردم، من برايتان روشن کردم و به شما فهمانيدم، و اين على است که بعد از من به شما مىفهماند.بدانيد که من بعد از پايان خطابهام شما را به دست دادن با من به عنوان بيعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا مىخوانم.بدانيد که من با خدا بيعت کردهام و على با من بيعت کرده است، و من از جانب خداوند براى او از شما بيعت مىگيرم.
﴿اِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ اِنَّما يُبايِعُونَ اللّهَ، يَدُ اللّهَ فَوْقَ اَيْديهِمْ. فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ، وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّهَ فَسَيُؤْتيهِ اَجْرا عَظيماً. ﴾
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ، ﴿فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ اَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَاِنَّ اللّهَ شاكِرٌ عَليمٌ. مَعاشِرَ النّاسِ، حُجُّوا الْبَيْتَ، فَما وَرَدَهُ اَهْلُ بَيْتٍ اِلَّا اسْتَغْنَوْا وَ اُبْشِرُوا، وَ لا تَخَلَّفُوا عَنْهُ اِلّا بُتِرُوا وَ افْتَقَرُوا.
مَعاشِرَ النّاسِ، ما وَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ اِلاّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ ما سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ اِلى وَقْتِهِ ذلِكَ، فَاِذَا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَيْهِمْ وَ اللّهُ لا يُضيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنينَ.
(خداوند مىفرمايد:) اِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ اِنَّما يُبايِعُونَ اللّهَ، يَدُ اللّهِ فَوْقَ اَيْدِيهِمْ...، «کسانى که با تو بيعت مىکنند در واقع با خدا بيعت مىکنند، دست خداوند بر روى دست آنان است. پس هر کس بيعت را بشکند بر ضرر خود اوست، و هر کس به آن چه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمى عنايت خواهد کرد».
اى مردم، حج و عمره از شعائر الهى هستند، (خداوند مىفرمايد:) فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ اَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْرا فَاِنَّ اللّهَ شاكِرٌ عَليمٌ: «هر کس به خانۀ خدا به عنوان حج يا عمره بيايد براى او اشکالى نيست که بر صفا و مروه بسيار طواف کند، و هر کس کار خيرى را بدون چشم داشتى انجام دهد خداوند سپاسگزار داناست».
اى مردم، به حج خانۀ خدا برويد. هيچ خاندانى به خانۀ خدا وارد نمىشوند مگر آن که مستغنى مىگردند و شاد مىشوند، و هيچ خاندانى آن را ترک نمىکنند مگر آن که منقطع مىشوند و فقير مىگردند. اى مردم، هيچ مؤمنى در موقف (عرفات، مشعر، منى) وقوف نمىکند مگر آن که خداوند گناهان گذشتۀ او را تا آن وقت مىآمرزد، و هر گاه که حجش پايان يافت اعمالش را از سر مىگيرد. اى مردم، حاجيان کمک مىشوند و آن چه خرج مىکنند به آنان باز مىگردد، و خداوند جزاى محسنين را ضايع نمىنمايد.
مَعاشِرَ النّاسِ، حُجُّوا الْبَيْتَ بِكَمالِ الدّينِ وَ التَّفَقُّهِ، وَ لاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشاهِدِ اِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ اِقْلاعٍ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ كَما اَمَرَكُمُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ، فَاِنْ طالَ عَلَيْكُمُ الاَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ اَوْ نَسيتُمْ فَعَلِیُّ وَلِيُّكُمْ وَ مُبَيِّنٌ لَكُمْ؛ الَّذى نَصَبَهُ اللّهُ عزَّ وَ جَلَّ لَكُمْ بَعْدى اَمينَ خَلْقِهِ. اِنَّهُ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ يَخْلُفُ مِنْ ذُرِّيَّتى يُخْبِرُونَكُمْ بِما تَسْاَلُونَ عَنْهُ وَ يُبَيِّنُونَ لَكُمْ ما لا تَعْلَمُونَ.
اَلا اِنَّ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ اُحْصِيَهُما وَ اُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنْهى عَنِ الْحَرامِ فى مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ اَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَ الصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ما جِئْتُ بِهِ عَنِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فى عَلِىٍّ اَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ الاَوْصِياءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذينَ هُمْ مِنّى وَ مِنْهُ اِمامَةٌ فيهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُهَا الْمَهْدِىُّ اِلى يَوْمٍ يَلْقَى اللّهَ الَّذى يُقَدِّرُ وَ يَقْضى.
مَعاشِرَ النّاسِ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ وَ كُلُّ حَرامٍ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ فَاِنّى لَمْ اَرْجِعْ عَنْ ذلِكَ وَ لَمْ اُبَدِّلْ. اَلا فَاذْكُرُوا ذلِكَ وَ احْفَظُوهُ وَ تَواصَوْا بِهِ، وَ لا تُبَدِّلُوهُ وَ لا تُغَيِّرُوهُ.
اى مردم، با دين کامل و با تَفَقُّه و فهم به حج خانۀ خدا برويد و از آن مشاهد مشرفه جز با توبه و دست کشيدن از گناه برمگرديد.
اى مردم، نماز را بپا داريد و زکات را بپردازيد همان طور که خداوند عز و جل به شما فرمان داده است و اگر زمان طويلى بر شما گذشت و کوتاهى نموديد يا فراموش کرديد، على صاحب اختيار شماست و براى شما بيان مىکند، او که خداوند عز و جل بعد از من به عنوان امين بر خلقش او را منصوب نموده است. او از من است و من از اويم.
او و آنان که از نسل مناند از آن چه سؤال کنيد به شما خبر مىدهند و آن چه را نمىدانيد براى شما بيان مىکنند.
بدانيد که حلال و حرام بيش از آن است که من همۀ آن ها را بشمارم و معرفى کنم و بتوانم در يک مجلس به همۀ حلالها دستور دهم و از همۀ حرامها نهى کنم. پس مأمورم که از شما بيعت بگيرم و با شما دست بدهم بر اين که قبول کنيد آن چه از طرف خداوند عز و جل دربارۀ امير المؤمنين على و جانشينان بعد از او آوردهام که آنان از نسل من و اويند، و آن موضوع امامتى است که فقط در آن ها بپا خواهد بود، و آخر ايشان مهدى است تا روزى که خداى مدبِّرِ قضا و قدر را ملاقات کند.
اى مردم، هر حلالى که شما را بدان راهنمايى کردم و هر حرامى که شما را از آن نهى نمودم، هرگز از آن ها بر نگشتهام و تغيير ندادهام. اين مطلب را به ياد داشته باشيد و آن را حفظ کنيد و به يکديگر سفارش کنيد، و آن را تبديل نکنيد و تغيير ندهيد.
اَلا وَ اِنّى اُجَدِّدُ الْقَوْلَ: اَلا فَاَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ.
اَلا وَ اِنَّ رَأْسَ الاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ اَنْ تَنْتَهُوا اِلى قَوْلى وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ يَحْضُرْ وَ تَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ عَنّى وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَاِنَّهُ اَمْرٌ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنّى. وَ لا اَمْرَ بِمَعْرُوفٍ وَ لا نَهْىَ عَنْ مُنْكَرٍ اِلاّ مَعَ اِمامٍ مَعْصُومٍ.
مَعاشِرَ النّاسِ، الْقُرْآنُ يُعَرِّفُكُمْ اَنَّ الاَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَ عَرَّفْتُكُمْ اَنَّهُمْ مِنّى وَ مِنْهُ، حَيْثُ يَقُولُ اللّهُ فى كِتابِهِ: وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ، و قُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما.
مَعاشِرَ النّاسِ، التَّقْوى، التَّقْوى، وَ احْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَىْءٌ عَظيمٌ.
اُذْكُرُوا الْمَماتَ وَ الْمَعادَ وَ الْحِسابَ وَ الْمَوازينَ وَ الْمُحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَىْ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الثَّوابَ وَ الْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ اُثيبَ عَلَيْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَيْسَ لَهُ فِى الْجِنانِ نَصيبٌ.﴾
من سخن خود را تکرار مىکنم: نماز را بپا داريد و زکات را بپردازيد و به کار نيک امر کنيد و از منکرات نهى نماييد.
بدانيد که بالاترين امر به معروف آن است که سخن مرا بفهميد و آن را به کسانى که حاضر نيستند برسانيد و او را از طرف من به قبولش امر کنيد و از مخالفتش نهى نماييد، چرا که اين دستورى از جانب خداوند عز و جل و از نزد من است، و هيچ امر به معروف و نهى از منکرى نمىشود مگر با امام معصوم.
اى مردم، قرآن به شما مىشناساند که امامان بعد از على فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم که آنان از نسل من و از نسل اويند. آن جا که خداوند در کتابش مىفرمايد: وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ: «آن (امامت) را به عنوان کلمۀ باقى در نسل او قرار داد»، و من نيز به شما گفتم: «اگر به آن دو (قرآن و اهل بيت) تمسک کنيد هرگز گمراه نمىشويد».
اى مردم، تقوى را، تقوى را. از قيامت بر حذر باشيد همان گونه که خداى عزو جل فرموده: اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَيْىءٌ عَظيمٌ: «زلزله قيامت شيئ عظيمى است».
مرگ و معاد و حساب و ترازوهاى الهى و حسابرسى در پيشگاه رب العالمين و ثواب و عقاب را به ياد آوريد. هر کس حسنه با خود بياورد طبق آن ثواب داده مىشود، و هر کس گناه بياورد در بهشت او را نصيبى نخواهد بود.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّكُمْ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُصافِقُونى بِكَفٍّ واحِدٍ فى وَقْتٍ واحِدٍ، وَ قَدْ اَمَرَنِىَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْ آخُذَ مِنْ اَلْسِنَتِكُمُ الاِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِىٍّ اَميرِالْمُؤْمِنينَ، وَ لِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الاَئِمَّةِ مِنّى وَ مِنْهُ، عَلى ما اَعْلَمْتُكُمْ اَنَّ ذُرِّيَّتى مِنْ صُلْبِهِ.فَقُولُوا بِاَجْمَعِكُمْ: ﴿اِنّا سامِعُونَ مُطيعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَ رَبِّكَ فى اَمْرِ اِمامِنا عَلِىٍّ اَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الاَئِمَّةِ. نُبايِعُكَ عَلى ذلِكَ بِقُلُوبِنا وَ اَنْفُسِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ اَيْدينا. عَلى ذلِكَ نَحْيى وَ عَلَيْهِ نَمُوتُ وَ عَلَيْهِ نُبْعَثُ. وَ لا نُغَيِّرُ وَ لا نُبَدِّلُ، وَ لا نَشُكُّ وَ لا نَجْحَدُ وَ لا نَرْتابُ، وَ لا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَ لا نَنْقُضُ الْميثاقَ.
وَ عَظْتَنا بِوَعْظِ اللّهِ فى عَلِىٍّ اَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ الاَئِمَّةِ الَّذينَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ اللّهُ بَعْدَهُما.
اى مردم، شما بيش از آن هستيد که با يک دست و در يک زمان با من دست دهيد، و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگيرم دربارۀ آن چه منعقد نمودم براى على اميرالمؤمنين وامامانى که بعد از او مىآيند و از نسل من و اويند، چنان که به شما فهماندم که فرزندان من از صلب اويند.
پس همگى چنين بگوييد: «ما شنيديم و اطاعت مىکنيم و راضى هستيم و سر تسليم فرود مىآوريم دربارۀ آن چه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندى دربارۀ امر امامتِ اماممان على اميرالمؤمنين و امامانى که از صلب او به دنيا مىآيند.
بر اين مطلب با قلب و با جان و با زبان و دستانمان با تو بيعت مىکنيم. بر اين عقيده زندهايم و با آن مىميريم و (روز قيامت) با آن محشور مىشويم. تغيير نخواهيم داد و تبديل نمىکنيم و شک و انکار نمىنماييم و ترديد به دل راه نمىدهيم و از اين قول بر نمىگرديم و پيمان را نمىشکنيم.
تو ما را به موعظۀ الهى نصيحت نمودى دربارۀ على اميرالمؤمنين و امامانى که گفتى بعد از او از نسل تو و فرزندان اويند، يعنى حسن و حسين و آنان که خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.
فَالْعَهْدُ وَ الْميثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنّا، مِنْ قُلُوبِنا وَ اَنْفُسِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ ضَمائِرِنا وَ اَيْدينا. مَنْ اَدْرَكَها بِيَدِهِ وَ اِلاّ فَقَدْ اَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَ لا نَبْتَغى بِذلِكَ بَدَلاً وَ لا يَرَى اللّهُ مِنْ اَنْفُسِنا حِوَلاً.
نَحْنُ نُؤَدّى ذلِكَ عَنْكَ الدّانِىَ وَ الْقاصِىَ مِنْ اَوْلادِنا وَ اَهالينا، وَ نُشْهِدُ اللّهِ بِذلِكَ وَ كَفى بِاللّهِ شَهيداً وَ اَنْتَ عَلَيْنا بِهِ شَهيدٌ».
مَعاشِرَ النّاسِ، ما تَقُولُونَ؟ فَاِنَّ اللّهِ يَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِيَةَ كُلِّ نَفْسٍ، فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها، وَ مَنْ بايَعَ فَاِنَّما يُبايِعُ اللّهَ، يَدُ اللّهِ فَوْقَ اَيْديهِمْ.
مَعاشِرَ النّاسِ، فَبايِعُوا اللّهِ وَ بايِعُونى وَ بايِعُوا عَلِيّاً اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الاَئِمَّةَ مِنْهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ كَلِمَةً باقِيَةً؛ يُهْلِكُ اللّهُ مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ مَنْ وَ فى. فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّهَ فَسَيُؤْتيهِ اَجْراً عَظيما.
پس براى آنان عهد و پيمان از ما گرفته شد، از قلبهايمان و جان و زبان و ضمائر و دست هايمان. هر کس توانست با دست بيعت مىنمايد و گرنه با زبانش اقرار مىکند. هرگز در پى تغيير اين عهد نيستيم و خداوند در اين باره از نفس هايمان دگرگونى نبيند.
ما اين مطالب را از قول تو به نزديک و دور از فرزندانمان و فاميلمان مىرسانيم، و خدا را بر آن شاهد مىگيريم. خداوند در شاهد بودن کفايت مىکند و تو نيز بر اين اقرار ما شاهد هستى».
اى مردم، چه مىگوييد؟ خداوند هر صدايى را و پنهانىهاى هر کسى را مىداند. پس هر کس هدايت يافت به نفع خودش است و هر کس گمراه شد به ضرر خودش گمراه شده است، و هر کس بيعت کند با خداوند بيعت مىکند. دست خداوند بر روى دست بيعت کنندگان است.
اى مردم، با خدا بيعت کنيد و با من بيعت نماييد و با على اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان از ايشان در دنيا و آخرت، به عنوان امامتى که در نسل ايشان باقى است بيعت کنيد. خداوند بيعت شکنان را هلاک و وفاداران را مورد رحمت قرار مىدهد، و هر کس بيعت را بشکند به ضرر خويش شکسته است، و هر کس به آن چه با خدا پيمان بسته وفا کند خداوند به او اجر عظيمى عنايت مىفرمايد.
مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا الَّذى قُلْتُ لَكُمْ وَ سَلِّمُوا عَلى عَلِىٍّ بِاِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ، وَ قُولُوا: سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ.
وَ قُولُوا: الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا اَنْ هَدانَا اللّهُ، لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ فَضائِلَ عَلِىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ عِنْدَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ قَدْ اَنْزَلَها فِى الْقُرْآنِ- اَكْثَرُ مِنْ اَنْ اُحْصِيَها فى مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ اَنْبَأَكُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِيّاً وَ الاَئِمَّةَ الَّذينَ ذَكَرْتُهُمْ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظيماً.
مَعاشِرَ النّاسِ، السّابِقُونَ اِلى مُبايَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْليمِ عَلَيْهِ بِاِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ اُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ فى جَنّاتِ النَّعيمِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا ما يَرْضَى اللّهُ بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَاِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الاَرْضِ جَميعا فَلَنْ يَضُرَّ اللّهِ شَيْئاً.
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ بِما اَدَّيْتُ وَ اَمَرْتُ وَ اغْضِبْ عَلَى الْجاحِدينَ الْکافِرينَ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ﴾.
اى مردم، آن چه به شما گفتم بگوييد (تکرار کنيد)، و به على به عنوان «اميرالمؤمنين» سلام کنيد و بگوييد: «شنيديم و اطاعت کرديم، پروردگارا مغفرت تو را مىخواهيم و بازگشت به سوى توست». و بگوييد: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا اَنْ هَدانَا اللّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ: «حمد و سپاس خداى را که ما را به اين راه هدايت کرد، و اگر خداوند هدايت نمىکرد ما هدايت نمىشديم. فرستادگان پروردگارمان به حق آمدهاند».
اى مردم، فضايل على بن ابىطالب نزد خداوند- که در قرآن آن را نازل کرده- بيش از آن است که همه را در يک مجلس بشمارم. پس هر کس دربارۀ آن ها به شما خبر داد و معرفت آن را داشت او را تصديق کنيد.
اى مردم، هر کس خدا و رسولش و على و امامانى را که ذکر کردم اطاعت کند به رستگارى بزرگ دست يافته است.
اى مردم، کسانى که براى بيعت با او و قبول ولايت او و سلام کردن به عنوان «اميرالمؤمنين» با او، سبقت بگيرند آنان رستگارانند و در باغهاى نعمت خواهند بود.
اى مردم، سخنى بگوييد که به خاطر آن خداوند از شما راضى شود، و اگر شما و همۀ کسانى که در زمين هستند کافر شوند به خدا ضررى نمىرسانند.
خدايا، به خاطر آن چه ادا کردم و امر نمودم مؤمنين را بيامرز، و بر منکرين که کافرند غضب نما، و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.
انگليسى