ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : مهدویت [کتاب]/ جمعی از پژوهشگران[مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضاییاصفهانی.
مشخصات نشر : قم: نسیم حیات٬ ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری : ۳۴۳ ص.
فروست : پرسشهای قرآنی جوانان؛ ۶.
شابک : دوره: 978-964-492-882-6 ؛ ۱۵۰۰۰۰ ریال: 978-964-492-876-5
وضعیت فهرست نویسی : فاپا(چاپ دوم)
یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: The Quranic questions of youth 6.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : چاپ قبلی: انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰(۳۲۸ ص.).
یادداشت : عنوان روی جلد: مهدویت: تفسیر مهمترین آیاات مهدویت٬ نشانههای آخرالزمان و علائم ظهور... .
یادداشت : کتابنامه: ص. [۳۳۹۲] - ۳۴۳؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان روی جلد : مهدویت: تفسیر مهمترین آیاات مهدویت٬ نشانههای آخرالزمان و علائم ظهور... .
موضوع : قرآن -- پرسشها و پاسخها
موضوع : Qur'an -- Questions and answers
موضوع : مهدویت
موضوع : Mahdism
شناسه افزوده : رضایی اصفهانی، محمدعلی، ۱۳۴۱ -
شناسه افزوده : مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی (عج)
شناسه افزوده : پرسشهای قرآنی جوانان؛ [ج].۶.
رده بندی کنگره : BP۶۵/۲/پ۴ ۶.ج ۱۳۹۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۰۷۶
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۱۶۵۴۸
قرآن کریم نوری همواره تابان است که بر اندیشهی بشر تابید و راه انسانها را روشن ساخت، این کتاب منبع عظیم معرفتی و سفرهای الهی است (1)که میتواند نسلهای بشر را از زلال معرفت خویش سیراب سازد؛ و مقام دانش و دانشمندان را ارج مینهد و عالمان و جاهلان را مساوی نمیداند، (2)بلکه با اشارات متعدد به مباحث علوم تربیتی، کیهانشناسی، زیستشناسی، رویانشناسی و روح و روان انسان بلکه با اشاره به مسائل فرا روانشناسی، حسّ کنجکاوی و پرسشگری انسان را تحریک میکند و زمینه رشد علوم را فراهم میسازد. (3)
پرسش کلید دانش است. (4)و ذهن پرسشگر ارجمند است، و وظیفهی دانشمندان، دریافت پاسخ از منابعِ قرآن، حدیث، عقل و علوم تجربی و ارائهی آن به تشنگان حقیقت است.
از این رو جمعی از پژوهشگران حوزه و دانشگاه گردهم آمده و با تأسیس «واحد پاسخ به پرسشهای تخصصی قرآن و علم»، و ارسال
1) (1) . عن النبی(صلی الله علیه و آله): القرآن مأدبۀ اللَّه فتعلّموا مأدبته ما استطعتم. (بحار، ج 92، ص 19)
2) (2) . هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون. (زمر / 9)
3) (3) . نک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی
4) (4) . عن علی(علیه السلام): العلم خزائن و مفاتیحها السئوال (غررالحکم، میزان الحکمۀ، ج 4، ص 330)
پرسشنامه به دانشگاههای مختلف، به گردآوری پرسشها و ارائهی پاسخ پرداختهاند، که حاصل تلاش این عزیزان در این مجموعه گردآوری شده است.
بنده که از آغاز با این عزیزان همراهی داشتهام، شاهد تلاش علمیِ همراه با تعهد آنها بودهام، که در حد توان کوشیدهاند پاسخهای مناسب و متین ارائه نمایند. البته برخی پرسشها نیز از طریق شنوندگان محترم رادیو قرآن دریافت شده و در برنامهی پرسش و پاسخ قرآنی آنجا پاسخ دادهایم که به این مجموعه اضافه شده است.
امیدوارم خدای متعال این خدمت علمی و قرآنی را از همهی ما بپذیرد و این اثر مورد عنایت خاص حجۀ بن الحسن العسگری(علیه السلام) قرار گیرد.
در ضمن از خوانندگان محترم درخواست داریم که ما را از راهنمایی و پیشنهادات و انتقادات خویش محروم نفرمایند و از جوانان عزیز میخواهیم که اگر پرسشهایی در زمینهی «قرآن و علم» دارند، به نشانی ما ارسال فرمایند. (1)
با سپاس
دکتر محمدعلی رضاییاصفهانی
قم - 1387/3/19
1) (1) . نشانی: قم، خیابان معلم، معلم 9، جنب هتل یثرب، کوچه شهید محمدحسن احمدی، کوی نور، پلاک 91 تلفن، پیامگیر، نمابر: 0251 7739002ص . پ: 416 - 37185 - قم Email: quran quransc.com info quransc.com WWW.quransc.com
پرسش:
پاسخ:
یکی از مباحث مهم پیرامون شخصیت حضرت مهدی(عج)، طول عمر آن بزرگوار است، که برای هر کسی ممکن است این سوال مطرح شود که چگونه حضرت مهدی(عج) فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام) هستند و با بیش از هزار سال سن زنده میباشند.
قرآن و روایات معصومین(علیهم السلام) به پاسخ این پرسش اشاره کردهاند که به بیان برخی از آنها میپردازیم:
میآورد، میفرماید:
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَۀٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ؛ (1)و بیقین نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ و در [میان] آنان هزار سال جز پنجاه سال، درنگ کرد؛ و (سرانجام) سیلاب آنان را فراگرفت در حالی که آنان ستمکار بودند.»
بنابراین خداوند در قرآن کریم که سراسر نور و هدایت و راستی است میفرماید: «حضرت نوح 950 سال بین قوم خود درنگ داشته و مردم را هدایت میکرد.» و جای هیچ شکی نیست که چون قرآن عمر950 ساله را برای یک نفر تائید کرده طولانی بودن عمر حضرت مهدی(علیه السلام) نیز قابل قبول خواهد بود.
حکایت شده که میفرمایند: الیسع همان کارهایی را که حضرت عیسی انجام میداد انجام داد، روی آب راه میرفت، مرده زنده میکرد، کر و لال شفا میداد ولی مردم او را خدا نخواندند. (1)
علامه مجلسی زنده بودن حضرت الیاس(علیه السلام) را از طریق 2 روایت اعلام میکند:
امام محمدتقی(علیه السلام) از امام صادق(علیه السلام) نقل میکنند که روزی پدرم امام محمدباقر در حال طواف بود که ناگاه با مردی برخورد کرد که چیزی به خود بسته بود و طواف پدرم را قطع نمود و آن حضرت را به خانهای در جوار کوه صفا برد و مرا نیز طلب کرد و غیر از ما 3 نفر کسی در آنجا نبود. ] سؤالاتی پرسید و سخنانی میان آنها گذشت که میتوانید به اصل حدیث مراجعه کنید [ تا اینکه شمشیر خود را بیرون آورد و گفت: این هم یکی از آن شمشیرهایی است که در زمان حضرت مهدی(عج) کشیده خواهد شد؛ سپس گفت: منم الیاس و آنچه از تو پرسیدم همه را میدانستم و شما را میشناختم ولی میخواستم باعث قوت ایمان اصحاب تو شود و بعد ناپدید شد. (2)
از حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) حکایت شده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به زید بن ارقم سخنانی گفتند از جمله آنها این بود که فرمودند: حضرت خضر و حضرت الیاس در موسم حج همدیگر را ملاقات میکنند و زمانی
که میخواهند از همدیگر جدا شوند فلان دعا را میخوانند و بعد از
همدیگر جدا میشوند. (1)
طبق روایاتی که علامه مجلسی(ره) در بحارالانوار (4)و حیوۀ القلوب (5)آورده حضرت خضر(علیه السلام) به همراه حضرت ذوالقرنین(علیه السلام) که قرآن در اواخر سورهی کهف از او سخن به میان آورده به سوی ظلمات رفت و آب حیات خورد و تا دمیده شدن صور از دنیا نمیرود.
از امام رضا(علیه السلام) حکایت شده: حضرت خضر از آب حیات خورد و تا نفخ صور زنده است، نزد ما میآید و بر ما سلام میکند ما صدایش را میشنویم و خودش را نمیبینیم او در مراسم حج شرکت میکند و
همهی مناسک حج را انجام میدهد. در روز عرفه در سرزمین عرفات
میایستد و بر دعای مؤمنان آمین میگوید، خداوند به وسیلهی او در زمان غیبت، از قائم ما رفع غربت میکند و به وسیلهی او تنهایی و خلوتش را به انس تبدیل میکند. (1)
از امام صادق(علیه السلام) حکایت شده: ... اما آن بنده صالح خدا خضر، خداوند عمر او را نه به خاطر رسالتش طولانی کرده و نه به خاطر کتابی که بر او نازل کرده و... بلکه خدای جهان آفرین برای آن که اراده فرموده بود عمر گرامی قائم(علیه السلام) را در دوران غیبت او بسیار طولانی سازد و میدانست که بندگانش بر طول عمر او ایراد و اشکال خواهند نمود، به همین دلیل عمر این بندهی صالح خویش «خضر» را طولانی ساخت که بدان استدلال شود و عمر قائم بدان تشبیه گردد و بدین وسیله اشکال و ایراد دشمنان و بد اندیشان باطل گردد. (2)
البته همانطور که از جزئیات زندگی حضرت مهدی(عج) اطلاعاتی در دست نداریم از زندگی حضرت خضر(علیه السلام) و الیاس(علیه السلام) و اینکه چگونه و کجا زندگی میکنند و به چه اعمالی مشغول هستند اطلاعاتی نداریم و ظاهراً این گونه مسائل جزء اسرار است و علم آن بما واگذار نشده است.
به دار آویخته نشده است و به تعبیر قرآن امر بر دشمنان آن حضرت مشتبه شد «وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ
وَمَا صَلَبُوهُ وَلکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِیناً» و (بخاطر) گفتارشان: «که ما، مسیح، عیسی پسر مریم، فرستاده خدا را کشتیم.» (از رحمت خدا دور شدند.) و حال آنکه وی را نکشتند، و او را بر دار نیاویختند، و لیکن (امر) بر آنان مشتبه شد. و قطعاً کسانی که در (باره قتل) او اختلاف کردند، از آن در شکّند، و برای شان هیچ علمی به آن جز پیروی از گمان نیست. و یقیناً او را نکشتند؛
و آن که خداوند حضرت عیسی را به آسمان بالا برد
«بَل رَفَعَهُ اللّهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللّهُ عَزِیزاً حَکِیماً؛ بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد؛ و خدا، شکست ناپذیری فرزانه است.»
که بسیاری از مفسرین این بالا رفتن حضرت عیسی(علیه السلام) را به صورت زنده میدانند نه این که حضرت عیسی(علیه السلام) از دنیا رفته باشد.
بلکه طبق احادیث، حضرت عیسی(علیه السلام) زمان ظهور حضرت مهدی(عج) هنگامی که مردم در بیت المقدس برای نماز صبح به امامت حضرت مهدی(علیه السلام) صف کشیدهاند از آسمان فرود میآید و با حضرت بیعت میکند و امام زمان(علیه السلام) به حضرت عیسی میفرمایند: شما امام جماعت باشید که حضرت عیسی(علیه السلام) میفرماید نه هرگز! شما باید نماز را برای مردم بخوانید و همگی به شما اقتدا نمایند چرا که شما بندهی شایستهی
خدا و حجت او هستید و خدا از شما خشنود است و من به عنوان وزیر شما مبعوث شدهام نه امیر. (1)و پس از فتح غرب توسط آن حضرت و اسلام آوردن بیشتر مردم آن سامان، حضرت عیسی(علیه السلام) رحلت نموده و حضرت مهدی(علیه السلام) و مسلمانان آشکارا بر پیکر مطهر ایشان نماز میگذارند تا مثل بار اول کسی سخن ناروا نگوید و او را خدا نداند. و در پارچهای که دستباف مادرش حضرت مریم(سلام الله علیها) است او را کفن نموده و کنار مزار مادرش او را دفن میکنند. (2)
در نتیجه حضرت عیسی(علیه السلام) نمرده بلکه زنده است و در آسمان بسر میبرد، که از چگونگی حیات حضرت در آسمان چهارم یا آسمانی دیگر و نحوهی زندگی ایشان اطلاعاتی در دست نیست.
نکته:
در روایاتی بین زنده بودن حضرت الیاس(علیه السلام) و خضر(علیه السلام) با زنده بودن حضرت مهدی(علیه السلام) شباهت ذکر شده است اما روایتی که دلالت کند بر اینکه حضرت مهدی(علیه السلام) شبیه حضرت عیسی(علیه السلام) زنده است نداریم و اساساً چنین تشابهی غلط است چرا که زنده بودن حضرت عیسی(علیه السلام) با زنده بودن حضرت مهدی(علیه السلام) تفاوت دارد و نوع زنده بودن حضرت مهدی(علیه السلام) از نوع زنده بودن حضرت عیسی(علیه السلام) نیست. حضرت مهدی(علیه السلام)
بین مردم زندگی میکنند نه اینکه به آسمان بالا رفته باشند. طبق روایت شخص امام از ما غائب است. (1)
در حدیث امام رضا(علیه السلام) آمده: «جسم او دیده نمیشود» (2)یا در حدیث دیگر میفرماید:
«مردم امامشان را گم میکنند. پس او در مراسم حج حاضر میشود و مردم را میبیند ولی آنان او را مشاهده نمیکنند»، (3)اما حضرت عیسی(علیه السلام) در آسمانها هستند نه در روی زمین و بین مردم.
وجود افرادی با عمر طولانی: مانند:
لقمان حکیم: 4000 سال
لقمان بن عاد(علیه السلام): 3500 سال عمر داشته است.
نوح پیامبر(علیه السلام): 2500 سال عمر داشته است.
شیث فرزند آدم(علیه السلام): 912 سال عمر داشته است.
حضرت آدم(علیه السلام): 930 سال عمر داشته است.
حضرت ادریس(علیه السلام): 862 سال عمر داشته است.
سلیمان نبی(علیه السلام): 712 سال عمر داشته است.
سام پسر نوح(علیه السلام): 600 سال عمر داشته است.
فرعون معاصر موسی: 600 سال
مریم مادر حضرت عیسی: 500 سال
سلمان فارسی: 400 سال
و افراد دیگر... (1)
تذکر: امکان طول عمر از نظر علم و عقل
از نظر علمی هیچ گونه قاعده و قانونی که مانع وقوع و تحقق عمر طولانی باشد، وجود ندارد.
«برنارد شو» میگوید: از اصول علمی ثابت نزد تمام دانشمندان «بیولوژی» آن است که عمر انسان ممکن نیست که برای او حد ثابتی باشد طول عمر مسئلهای است که حد نمیپذیرد. (2)
«فلوکر» فیزیکدان معروف میگوید: حدّ طبیعی عمر انسان 600 سال است. و «روجرپیکن» آن را 1000 سال میداند «دیمندوبرل» از اساتید دانشگاه «جونس هبکنس» میگوید: تمام اجزای اصلی انسان بدون استثناء با امتحان به اثبات رسیده که قابل خلود است و یا حداقل قابل عمری طولانیتر از این مقدار.
نتیجه آنکه:
به استناد قرآن و روایات و شهادت تاریخ و علم و عقل هیچ منعی برای عمر طولانی نیست و امام زمان(علیه السلام) هم اکنون که سال 1428 قمری
است، 1178 سال دارند و با اولیاء خاصی مانند حضرت خضر(علیه السلام) و الیاس(علیه السلام) ارتباط و انس دارند. و هر یک از این اولیاء الهی به وظیفهی
تعیین شده از طرف خداوند عمل میکنند. چنانچه حضرت عیسی(علیه السلام) در آسمان زنده است.
پرسش:
پاسخ:
اول: حضرت مهدی(عج) اکنون چند ساله دارند؟
حضرت مهدی(عج) در سال 255 ه- . ق به دنیا آمدند و با توجه به اینکه الآن در سال 1428 ه- . ق هستیم عمر حضرت در نیمه شعبان امسال 1173 سال میباشد.
دوم: شکل و شمایل حضرت مهدی(عج)، موقع ظهور مثل انسان چند ساله است؟
در مورد قیافه و شکل و شمایل حضرت موقع ظهور به طور کلی دو دسته روایت وجود دارد:
الف. روایاتی که مطلق است و سنی را بیان نمیکند و فقط جوان
بودن حضرت را متذکر میشود.
«شابٌ بعد کبر السن» (1)جوان است با اینکه سناش زیاد است.
«رجوعه من غیبته بشرخ الشباب» (2)در بهترین مرحلهی جوانی ظهور میکند.
«فی سن الشیوخ و منظر الشباب» (3)در سن کهن سالان و سیمای جوانان.
ب. روایاتی که علاوه بر تأکید بر جوانی، سن و سال را هم مشخص میکند.
نکات:
میدانیم که سن حضرت بیش از هزار سال است و روایاتی که سن ایشان را بین 30 تا 40 سال بیان کرده منظور این است که در زمان ظهور چهره و سیمای نورانی حضرت در این سن است و اختلاف سن در این موضوع موجب تضاد نمیباشد. زیرا این اعداد نشانگر سن انسان کامل و جوان است.
البته عمر طولانی مثل نوح (950 سال) در قرآن آمده و یا حضرت خضر و عیسی(علیه السلام) سابقه دارد و در عالم حیوانات نیز عمر طولانی مشابه دارد و پیری و مرگ در اثر عوامل فرسایشی است که اگر آن عوامل نباشد شخص جوان میماند. (1)
آنچه مهم است شناخت و معرفت امام است و این اهمیت به قدری است که در روایات نشناختن امام برابر با بیدینی و جهالت شمرده شده.
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتۀً جاهلیۀً» (2)
«کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»
و این معرفت، مخصوص شناخت ظاهری نیست بلکه فراتر از آن است.
پرسش:
پاسخ:
حضرت مهدی(علیه السلام) در تاریخ پانزدهم شعبان سال 255هجری قمری در شهر سامرا به دنیا آمدند. و تنها امامی هستند که در عراق متولد شدند چرا که یازده امام دیگر همگی در مکه یا مدینه متولد شدند. پدر بزرگوار ایشان امام حسن عسگری(علیه السلام) و مادر گرامیشان حضرت نرگس خاتون میباشد. از آنجا که، دشمنان زیادی داشتند و حتی در صدد قتل ایشان بودند حتی تولد ایشان همچون تولد حضرت موسی به صورت مخفی بود و به جز معدودی از شیعیان، دیگران نمیتوانستند ایشان را زیارت کنند. تا اینکه در سال 260 هجری پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند و در پنج سالگی قامت ایشان به ردای امامت و ولایت آراسته شد. اما به خواست خداوند متعال به کناره گیری از اجتماع مأمور شدند و تا
سال 329 در غیبت صغری به سر میبردند. در این مدت شیعیان و دوستان ایشان از طریق 4 نائب خاصی که خود حضرت معرفی کرده بودند با حضرت در ارتباط بودند و مشکلات و سؤالات خود را مطرح میکردند. تا اینکه نوبت به غیبت کبری رسید. و از طریق آخرین نائب خود اعلان کردند که پس از ایشان نائب خاصی در بین مردم ندارند و مردم در مشکلات و حوادثی که برایشان پیش میآید به نایبان عام یعنی فقیهان جامع الشرایط مراجعه کنند. و غیبت کبری برای مدت طولانی، همچون ابر بر خورشید جمال حضرتش افتاد و از این پس ناچاریم از پس ابر، از خورشید وجودش استفاده کنیم.
آثار و برکات وجودی امام زمان چیست؟
احادیث فراوانی از پیامبر اکرم و ائمه(علیه السلام) در پاسخ این گونه پرسشها حکایت شده که در اینجا به عنوان نمونه حدیثی را از امام سجّاد(علیه السلام) که بیانگر پارهای از برکات وجودی امام(علیه السلام) است، ذکر میکنیم:
سلیمان از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدر بزرگوارش امام باقر(علیه السلام)و آن حضرت از امام زین العابدین(علیه السلام) حکایت میکند:
«ما (اهلبیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیشوایان امت اسلام، حجتهای خدا بر جهانیان، آقای اهل ایمان، پیشتوای روسفیدان و سرپرست مؤمنانیم. ما امان برای اهل زمین هستیم، همچنان که ستارگان برای اهل آسمان امان هستند. خدا به واسطهی ما آسمان را بر فراز زمین نگاه داشته و اهل زمین را از هلاکت نجات بخشیده
است. به واسطهی ما باران میبارد و رحمت خدا منتشر میشود و زمین برکاتش را بیرون میآورد و اگر در هر عصر و زمانی، امامی از ما اهلبیت، در زمین نبود زمین اهلش را فرو میبرد و هلاک میکرد.» (1)
سپس فرمودند: از هنگام خلقت آدم تا قیامت، زمین از حجت خدا خالی نبوده و نخواهد بود؛ خواه حجتش در میان مردم آشکار و معروف باشد یا غایب و ناپیدا. و اگر آن حجت نبود خدا در زمین عبادت نمیگردید.»
سلیمان میگوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم! مردم در زمان غیبت چگونه از امام غایب بهرهمند میشوند؟!
آن حضرت فرمود: «همچنان که از خورشید هنگامی که در پشت ابرها است، بهرهمند میگردند».
توضیح: بیان امام(علیه السلام) در این حدیث، به سه بخش عمده تقسیم میشود:
1) (1) . «نحن أئمّۀ المسلمین، و حجج اللّه علی العالمین، و سادۀ المؤمنین وقادۀ الغرّ المحجّلین، و موالی المؤمنین، و نحن أمان لأهل الأرض کما أنّ النّجوم أمان لأهل السماء، و نحن الّذین بنا یمسک اللّه السماء أن تقع علی الأرض إلاّ بإذنه، و بنا یمسک الأرض أن تمید بأهلها، و بنا ینزل الغیث، و تنشر الرحمۀ، و تخرج برکات الأرض، و لولا ما فی الأرض منّا لساخت بأهلها». ثمّ قال: و لم تخل الأرض منذ خلق اللّه آدم من حجّۀ اللّه فیها ظاهر مشهور أو غائب مستور، ولا تخلو إلی أن تقوم الساعۀ من حجّۀ اللّه فیها، ولولا ذلک لم یعبد الله. قال سلیمان، فقلت للصادق(علیه السلام): فکیف ینتفع الناس بالحجّۀ الغائب المستور؟ قال: «کما ینتفعون بالشمس إذا سترها السحاب». کمال الدین، ص 207، ح 22.
بخش اول: در مورد موقعیّت ائمه(علیه السلام) از جهت مقام و منصب الهی
است که پیشوایان راستین اسلام پس از پیامبر گرامی حجتهای خدا بر تمام عالمیان و سیّد و آقای اهل ایمان هستند که به فرمان خدای سبحان به وسیلهی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به جامعه اسلامی معرّفی شدند و برای هدایت و رهبری همه انسانها در همهی زمانها تعیین گردیدند.
بخش دوم: پارهای از برکات وجودی ائمه اطهار(علیه السلام) بیان شده است که اختصاص به زمان حضور امام(علیه السلام) ندارد. زیرا آثار و برکات آن حضرت چنان گسترده است که شامل زمان حضور و غیبت میشود.
بخش سوم: در این بخش به چند نکتهی اساسی اشاره شده است:
الف) خالی نبودن زمین از حجت خدا، یک سنّت الهی است که از زمان حضرت آدم(علیه السلام) تا قیامت جریان دارد.
ب) اگر امامی از اهلبیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در زمین نباشد، زمین اهلش را نابود میکند.
ج) عبادت خدا در زمین، به وجود حجّت خدا بستگی دارد.
د) در کلام حضرت به بهرهمند شدن مردم از وجود امام(علیه السلام) در ایام غیبت تصریح شده است.
ما هنگامی میتوانیم منظور کلام جامع و بلند امام سجاد(علیه السلام) را خوب درک کنیم که نسبت به خداوند متعال و اهداف وی از آفرینش انسانها و سایر موجودات، شناخت صحیح داشته باشیم. زیرا شناخت صحیح خداوند متعال است که به انسان امکان شناخت پیامبر و امامان را میدهد.
از این رو سفارش شده: به هنگام دعا و کمک خواستن از خداوند چنین بگوییم:
«اللّهُمَّ عرِّفنی نفسک فإنّک إن لم تُعرِّفنی نفسک لم أعرف نبیّک، اللّهُمَّ عرّفنی رسولک فإنَّک إن لم تعرّفنی رسولک لم أعرف حجّتک، اللّهمَّ عرّفنی حجّتک فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک ضللت عن دینی». (1)
در توضیح این دعا باید گفت: معرفت خداوند متعال دارای مراتب و درجاتی است که انسان میتواند تا حدّی در پرتو نور «فطرت» و «عقل» به آن دست یابد؛ لکن معرفت صحیح و برتر و کامل را، باید به کمک پیامبران الهی و جانشینان راستین آنان، - بیانگران معارف دینی - به دست آورد.
وجود امام (علیه السلام) موجب آرامش اهل زمین
اگر شناخت صحیح نسبت به خداوند متعال از راه نزول وحی به وسیلهی امام بعد از پیامبر انجام گیرد، به خوبی روشن میشود که وجود امام معصوم در میان جامعه بشری از جهات گوناگون «موجب آرامش و امنیت» برای ساکنان زمین است.
1) (1) . «خداوندا! خودت را به من بشناسان، زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت؛ خداوندا! فرستادهات را به من بشناسان، زیرا اگر فرستادهات را به من معرّفی ننمایی، حجّت تو را نخواهم شناخت؛ خداوندا! حجّت خود را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دینم منحرف خواهم گشت!» (اصول کافی، ج 1، ص 337، ح 5)
اینک به برخی از آن جهات اشاره میکنیم:
1.امنیت فکری وروحی
امام(علیه السلام) بر اساس این که مسئولیت هدایت و ارشاد جامعه را بر عهده دارد، از مرزهای اعتقادی و فکری جامعهی اسلامی نگهبانی میکند تا مورد هجوم افکار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدایت و ارشاد حجت خداست که انحرافات فکری و عقیدتی که موجب تزلزل فکری و روحی جامعه است، از بین رفته و «امنیت فکری و روحی» به وجود میآید.
مسئولیت دیگر امام سرپرستی امور جامعه است که در صورت فراهم شدن شرایط و امکانات کافی، امام، زمام امور را به دست گرفته و قسط و عدالت همگانی را جایگزین بیعدالتیها مینماید زیرا بیعدالتیهاست که نظم و آرامش فردی و اجتماعی را بر هم میزند؛ در نتیجه اهل زمین از آرامش و ثبات برخوردار میگردند.
اگر میبینیم که امام از تصرف ظاهری در ادارهی امور جهان خودداری میکند، به خاطر عدم وجود شرایط و مقدمات لازم است و خودداری از تصرف ظاهری در امور، چیزی نیست که منحصر به حضرت حجت(علیه السلام) باشد، بلکه امامان پیشین نیز چنین بودند، چنانکه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیش از بیست و پنج سال در امور اجرایی دخالت و تصرف نکردند؛ در حالی که از اولین لحظهی ارتحال پیامبر گرامی اسلام
از طرف خدا و پیامبر نیز به مقام ولایت و امامت بر مردم انتخاب شده بودند، و واجد تمام شرایط زعامت و سرپرستی مردم بودند، ولی به خاطر کوتاهی و سهل انگاری عدهای و کارشکنی عدهای دیگر جامعهی اسلامیاز برکات وجود امام و رهبری معصوم، محروم ماند.
اگر امروز اجتماع ما از برکات تصرف مستقیم امام و حجت خدا محروم است، نه تنها مربوط به کوتاهی مسلمین صدر اسلام، بلکه به خاطر غفلتهای جامعه خود ما نیز میباشد.
امید است روزی فرا رسد که جامعهی اسلامی و مردم جهان به این حقیقت پی ببرند که برای دست یافتن به عالیترین مدارج تکامل انسانی، ناگزیرند ازانسانی کامل ومعصوم که واجد تمام شرایط رهبری در ابعاد مختلف زندگی انسان است، اطاعت و پیروی کنند؛ در این صورت است که زمینه و شرایط برای تصرف مستقیم حجت و ولیّ خدا فراهم میگردد و امام، با اذن خداوند متعال ظاهر میشود و ظلم و بیداد را از بین میببرد، و زمین را از عدل وقسط پر میکند. چنانکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس از بیست و پنج سال کنارهگیری از تصرف در امور مسلمانان، بعد از فراهم شدن شرایط، رسماً زمام امور را به دست گرفت و موفق گردید که در این مدّت کوتاهِ زعامت و رهبری خود، نمونهای کامل از حکومت قرآنی و اسلامی را برای همهی مسلمانان و انسانهای جهان در طول تاریخ ترسیم کند.
محقّق طوسی در این باره مینویسد:
«وجوده لطف و تصرّفه لطف آخر وعدمه منّا». (1)
وجود امام لطف است و تصرف و سرپرستی امام لطف دیگر است.
امّا اگر مردم از این لطف دوم برخوردار نیستند و امام در امور اجرایی به ظاهر تصرّف نمیکند، به خاطر سهل انگاری و کوتاهی خود آنهاست. از این رو لازم است امت اسلام از خواب غفلت بیدار شوند و مقدّمات حضور امام معصوم را در میان خود، به وجود آورند تا از برکات کامل الهی برخوردار گردند.
وجود امام،منشاء خیر و برکت
با توجه به آیات و روایات، وجود افراد مؤمن در بین مردم، منشأ خیر و برکت و موجب نزول باران و جلب منافع و دفع بسیاری از بلاها و خطرها از جامعه است، چنانچه در تفسیر آیهی 251 سورهی بقره (2)از امام صادق(علیه السلام) حکایت شده:
«إنّ اللّه لیدفع بمن یصلّی من شیعتنا عمّن لا یصلّی ولو اجتمعوا علی ترک الصلاۀ لهلکوا؛ به درستی که خداوند به واسطه نمازگزاران شیعه، بلا را از کسانی که نماز نمیخوانند، دفع میکند. زیرا اگر همهی شیعیان نماز را ترک کنند، هلاک میگردند». (3)
آنگاه حضرت نسبت به سایر احکام، مانند پرداخت زکات و حجّ گزاردن همین مطلب را میفرماید.
وقتی وجود افراد مؤمن در اجتماع، چنین برکتی را به همراه داشته باشد، معلوم است که برکات وجود امام معصوم که ولیّ و حجّت خدا بر مردم است، به مراتب بیشتر خواهد بود. زیرا امام و حجت خدا واسطهی رسیدن فیض و برکت خداوند متعال به مردم و برطرف کنندهی بلاها از آنان است.
امداد های غیبی امام زمان (عج)
روایاتی که از پیامبر اکرم و ائمه اطهار(علیه السلام) دربارهی غیبت حضرت مهدی(علیه السلام) رسیده، امکان بهرهمندی از وجود آن حضرت را در عصر غیبت، مانند بهرهمندی از نور خورشید، هنگامی که در پشت ابرها نهان است، دانسته است (1)که این بهرهمندی گاهی به شکل امدادهای غیبی از حضرت صادر میشود.
از جمله امدادهای غیبی حضرت به جامعهی شیعه، عنایت خاصّ آن بزرگوار به شیعیان است چنانکه در توقیعی از آن حضرت برای شیخ مفید(ره)، چنین آمده است:
«إنّا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم ولولا ذلک لنزل بکم اللأواء واصطلمکم الأعداء؛ (2)«ما امور شما را رها نمیگذاریم و همیشه شما
را مراعات مینماییم و به یاد شما هستیم و گر نه، دشواریها و گرفتاریها بر شما فرو میریخت و دشمنان، شما را لگدمال میکردند!»
از این جملات محبّت آمیز حضرت استفاده میشود که پیوسته امدادهایی پر برکت از جانب آن بزرگوار به ما میرسد.
نتیجهگیری:
با توجه به آنچه گذشت آثار وجودی امام زمان(علیه السلام) را میتوان در دو بخش آثار تکوینی و تشریعی (1)برشمرد. که به نمونههایی از آنها اشاره میشود:
الف. آثار تکوینی:
واسطه فیض.
نفوذ روحانی و امدادهای غیبی.
ب. آثار تشریعی:
پاسداری از دین.
امید بخشی.
تصرف امام در کارها (به واسطه نائبان خاص و عام)
1) (1) . فایدهی تکوینی: به آن فایدهای گفته میشود که شناخت و عدم شناخت در بهرهمندی از نعمت وجود امام دخالت ندارد. مثلاً برخورداری انسان از نعمت حیات، آب، زمین، هوا و... - نیازمند معرفت امام نیست و مسلمان و کافر همه بهرهمند میشوند. هر چند شناخت تاثیر خود را دارد. فایدهی تشریعی: در این فایده معرفت به امام در بهرهمندی از وجود امام دخالت مستقیم دارد یعنی هر چه انسان نسبت به امام معرفت و محبت بیشتری داشته باشد و بیشتر تسلیم او باشد از وجود ایشان بیشتر بهرهمند میشود. (ر.ک: آفتاب در غربت، انتشارات میقات، ص 115)
پرسش:
تعدادی از اسامی و القاب حضرت مهدی(عج) در قرآن و سایر کتب آسمانی را بیان کنید؟
پاسخ:
هر انسانی را با 3 عنوان اسم، کنیه و لقب میتوان یاد کرد. اسم لفظی است که به وسیله آن شخص نام گذاری میشود و معرفی میگردد و غالباً در آن هیچ معنای دیگری غیر از اشاره بودن بر شخص مورد نظر منظور نمیگردد.
کنیه اسمی است که مزین به «ابن» یا «اب» یا «اُم» یا «اخ» یا «اُخت» باشد و به منظور تعظیم و تجلیل از فرد از کنیه استفاده میشود.
لقب نام دوم انسان است که در آن معنای مدح و ذم منظورمیگردد
به خلاف اسم عَلَم چنان چه گفته شد. (1)
نام اصلی حضرت مهدی(علیه السلام) «محمد (علیه السلام)» میباشد و این نامی است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای ایشان انتخاب نموده است و در اخبار متعدد شیعه و سنی آمده است که رسول خدا فرمودند مهدی هم نام من است (2)و در حدیث لوح فاطمه که بسیاری از محدثین شیعه از جمله شیخ طوسی و شیخ مفید و شیخ صدوق و شیخ کلینی نقل کردهاند از ابوبصیر که امام صادق(علیه السلام) فرمودند پدرم(علیه السلام) به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم چه موقع برای تو آسانتر است که در خلوت از آن موضوع سؤال کنم؟ جابر عرض کرد هر زمان شما دوست داشته باشید، تا اینکه روزی با جابر تنها نشست وبه او فرمود ای جابر به من گزارش بده از آن لوحی که در دست مادرم فاطمه(سلام الله علیها) مشاهده نمودی و درخشندگی عجیبی داشت ... تا آنجا که گفت نام حضرت مهدی(عج) «ابوالقاسم محمد بن الحسن هو حجۀ الله القائم» ثبت و ضبط شده بود (3)همچنین در حدیثی مشهور از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) وارد شده است که مهدی از فرزندان من است اسم او اسم من و کنیۀ او کنیه من است و شبیهترین مردم است به من از جهت خَلق و خُلق. (4)
1) (1) . معارف و معاریف واژههای اسم و کنیه و لقب
2) (2) . ملاحم الفتن سید بن طاوس، ص 74 یاتی علی الناس، ج 1، ص 35
3) (3) . کمالالدین، ج 1، ص 305 غیبت طوسی، ص 92 نجم الثاقب باب دوم و ..
4) (4) . کمالالدین، ج 2، ص 286 ینابیع الموده، ص 439 یاتی علی الناس، ج 1، ص 36، در کتاب سنن ابی داود، ج 2، ص 309 حدیث 4282 روایتی نقل شده که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرمودند اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی، نام او همنام من است و نام پدرش نام پدر من است یعنی عبدالله و حال آنکه میدانیم نام پدر حضرت مهدی(عج) حسن بن علی(علیه السلام) بوده است و علی الظاهر این حدیث توسط بنی العباس جعل شده است. زیرا دولت عباسی برای تائید سلطنت خود و تشویق مردم به بیعت با محمد بن عباس ملقب به مهدی عباسی که سومین خلیفه دولت عباسی است دست به هر کاری میزدند و یکی از آن حیلهها آن بود که منصور عباسی که نامش عبدالله بود فرزندش را محمد نامید و او را ملقب به مهدی نمود و از مردم برای او به عنوان جانشین خود بیعت میگرفت و طوری وانمود کرد که مهدی عباسی همان مهدی امت است که پیامبر وعده او را داده است و چون کنیه او با کنیه پیامبر فرق میکرد حدیث را تحریف کرد و گفت اصل حدیث این است که اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی چرا که نام پدر مهدی عباسی عبدالله بود، و مؤید این نظریه آن است که این حدیث در هیچ ترمذی و سنن ابن ماجه و مسند احمد حنبل و... آمده ولی عبارت اسم ابیه اسم ابی نیامده و در کتب حدیثی شیعه نیز چنین حدیثی به چشم نمیخورد و با ادلّه قطعی و روایات متواتره دیگر که حضرت مهدی فرزند حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) است موافقت ندارد.
در قرآن به این اسم تصریح نشده است چنانچه اسامی یازده امام دیگر نیز بیان نشده است. البته در بر زبان آوردن این نام حضرت اختلاف است و بعضی از فقها طبق بعضی از روایات که دلالت بر منع بردن نام حضرت در دوران غیبت میکند بر زبان آوردن آن را حرام میدانند که در جای خود باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
کنیه حضرت مهدی(علیه السلام):
کنیه حضرت مهدی(علیه السلام) به استناد روایات ابوالقاسم، ابوعبدالله، ابوجعفر، ابومحمد، ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوبکر و ابوصالح و ابو تراب نقل شده است. (1)و در قرآن اشارهای به کنیه حضرت مهدی(عج) نشده است.
القاب شریف حضرت مهدی(عج) که از قرآن و کتب سایر ادیان و
1) (1) . نجم الثاقب باب دوم، فرهنگ الفبائی مهدویت، ص 594.
روایات به دست میآید بسیار زیاد میباشد که هریک بیان گر یک ویژگی ممتاز و مدح و تعریف حضرت به حساب میآید. حاجی نوری در کتاب نجم الثاقب این القاب را جمع آوری کرده که بیش از صد و هشتاد لقب میباشد. که بعضی از آنها را از آیات قرآن و بعضی را از کتب دیگر ادیان و مذاهب و بعضی را هم از روایات و ادعیه برداشت نموده است، (1)که دراین مجال چون اسامی و القاب حضرت در قرآن و سایر کتب ادیان را بررسی میکنیم به بعضی از این القاب اشاره میکنیم.
القاب حضرت در کتب مذهبی ادیان دیگر:
«صاحب و حاشر» در صحف ابراهیم «قائم» در زبور سیزدهم «قیدمو» در تورات به لغت ترکوم «ماشیع» مهدی بزرگ در تورات به لغت عبدانی «مهمید آخر» در انجیل «پسر انسان» در عهد جدید «فیروز» در کتاب اشعیای پیامبر «سروش ایزد» درزمزم زرتشت «پنده یزدان» در زند و پازند «لندیطارا» در هزار نامه هندیان «خسرو» در کتاب مجوس «پرویز» در کتاب برزین آذر فارسیان «منصور» در کتاب دید براهمه. (2)
القاب حضرت مهدی در قرآن کریم:
با توجّه به آن که آیات متعددی پیرامون حضرت مهدی(علیه السلام) سخن
گفته و مفسرین نیز به آن اعتراف دارند و در بخش آیات مهدویت به آن اشاره کردیم القاب متعددی را که حاکی از وجود آن صفات و القاب در حضرت مهدی دارد میتوان نام برد که بعضی از آنها را مختصراً توضیح میدهیم.
از مشهورترین القاب حضرت در قرآن است و به معنی بقیه و بازمانده خلفای خدا در زمین از انبیاء و اوصیاء میباشد. از حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) پیرامون آیه بقیۀ الله خیرُ لکم ان کنتم مؤمنین (سوره هود، آیه 86) سوال شد، که این بقیه چیست و کیست؟ حضرت فرمودند اولیای خدا بقیۀ اللهاند و مقصود مهدی(علیه السلام) است که در هنگام پایان پذیری این مهلت خواهد آمد و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد آن گونه که از علم و جور مملو گشته است و از آیات و نشانههای او غیبت است و پنهان شدن، آن گاه که طغیان گسترش یابد و انتقام فرا رسد. (1)
همچنین از حضرت صادق(علیه السلام) سوال شد آیا میشود به قائم آل محمد به عنوان امیرالمؤمنین سلام کرد؟ حضرت فرمودند: نه این اسمی است که خدا حضرت علی(علیه السلام) را به آن نامیده و قبل و بعد از او جز کافر به این نام نامیده نمیشود، راوی حدیث عرضه داشت فدای شما شوم پس به حضرتش چگونه باید سلام کرد؟ حضرت فرمود: باید گفت السلام علیک یا بقیۀ الله آن گاه آیه شریفه سوره هود را تلاوت فرمود که بقیت الله خیر
1) (1) . بحارالانوار، ج 93، ص 106.
لکم ان کنتم مومنین، در دعای ندبه نیز میخوانیم این بقیۀ الله التی لاتخلو من العترۀ الهادیه. (1)
البته چنانچه از اطلاق آیه قرآن و از متن زیارت جامعه کبیره (2)به دست میآید همه اهل بیت بلکه جمیع حجج الهی بقیۀ الله و باقی و به جا گذارده شده روی زمین برای هدایت بشر هستند امّا فرق حضرت مهدی با دیگر امامان آن است که بعد از هریک از ائمه دیگری میآمد و اگر بقیۀ الهی از دنیا میرفت بقیۀ الله دیگری به جا میماند ولی وجود مقدس صاحب الزمان بقیۀ الهی است که پس از او دیگر بقیّهای نیست و او آخرین بقیۀ الله است و با آمدن او دیگر بقیهای باقی نمانده است که بیاید. (3)
به معنای جانشین خداوند است و جزء القاب حضرت مهدی(عج) شمرده شده است، حضرت مهدی همان خلیفه باقی ماندهای است که قرآن شریف نیز به او اشاره دارد که انی جاعل فی الارض خلیفه. (4)حضرت مهدی خلیفه خدا به مفهوم حقیقی است و معانی واژه خلیفه را دارا است خداوند او را جانشین پیامبر قرار داده و او برگزیده خدا است نه منتخب
مردم و خداوند او را به خلافت انتخاب کرده است چنان چه در زیارت آل یاسین میخوانیم السلام علیک یا خلیفۀ الله و ناصر حقّه، و پیامبر اکرم هم فرمودند خروج میکند مهدی(علیه السلام) و بر سر او ابری است و در آن منادی ندا میکند این مهدی خلیفه الله او را پیروی کنید. (1)
حضرت مهدی(علیه السلام) یکی از محبّتهای الهی که به وسیله او غلبه و سلطنت بر خلائق پیدا میکند، چنان چه در قرآن میخوانیم: «قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّۀُ الْبَالِغَۀُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ؛ بگو: «پس فقط دلیل رسا برای خداست. و اگر (بر فرض خدا) میخواست، حتماً همه شما را (به اجبار) راهنمایی میکرد.»
حکیمه خاتون، خواهر حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) میفرماید وقتی حضرت مهدی(علیه السلام) متولد شد آن جناب را به نزد برادرم حسن بن علی(علیه السلام) آوردم پس حضرت با دست شریفش روی پر نور او را مسح کرد و فرمود: سخن بگو ای حجۀ الله و بقیۀ الانبیاء و ... نقش انگشتر آن حضرت نیز انّا الحجه الله و به روایتی انا حجه الله و خالصته میباشد. (2)
انتظار یکی از کلیدیترین واژههای مباحث مهدویت است که به فرموده رسول اکرم افضل اعمال امتی انتظار الفرج بهترین اعمال امت من
انتظار فرج است (1)و حقیقت این انتظار عبارت است از ایمان استوار بر امامت و ولایت حضرت مهدی(عج) و امیدوار به ظهور مبارک آن واپسین حجت الهی و نگه داشتن ایمان و صبر و پایداری در برابر ناملایمات که جوهره انتظار را دربردارد و دعا برای تعجیل در فرج شریفش.
در قرآن میخوانیم: «فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ ...» (2)
این انتظار و منتظر بودن انبوهی از مردم نسبت به چه چیزی است؟ آیا بدون منتظر معنا دارد . آیا عقل میپسندد که ما منتظر باشیم امّا کسی نباشد که منتظر او باشیم؟ پس این انتظار حقیقی و عشق سوزان و مقاومت بر سختیها تا صبح امید و ظهور منجی عالم موجب شده است لقب منتظر را برای حضرت مهدی(علیه السلام) به وجود بیاورد که ما منتظر و انتظار کشنده باشیم و او کسی باشد که انتظارش را میکشند. بنابراین یکی از القاب مشهور حضرت که از آیات قرآنی هم میتوان استفاده کرد منتظر بودن حضرت است و بسیاری در انتظار او به سر میبرند تا پس از اذن ظهور پیدا کردن او از طرف خداوند متعال به یاری او بشتابند و او را در فراهم ساختن زمینه تشکیل حکومت عدل الهی و برچیدن بساط ظلم و تباهی از سرتاسر عالم و برقراری صلح و امنیت واقعی که آرزوی همیشگی انسان در طول تاریخ بوده است، یاری کنند. شخصی از امام باقر(علیه السلام) از دلیل منتظر نامیدن حضرت مهدی(علیه السلام) سوال کرد؟ حضرت
فرمودند: او را منتظر میگویند چرا که آن حضرت دوره غیبت بسیار
طولانی خواهد داشت و پیروان مخلص او در طول این دوره با وجود
سختیهای زیادی که دارد در انتظار ظهور او به سر خواهند برد و این در حالی است که بسیاری از افراد تردید کننده، قیام و ظهور او را منکر خواهند شد. (1)در دعای ندبه نیز این صفت اشاره شده است چنان چه میخوانیم این المنتظر لاقامۀ الاِمْتِ العوج (2)کجا است آن امامی که مردم به منظور برطرف ساختن اساس گژی و انحرافها در انتظار او به سر میبرند یا در زیارت صاحب الامر میخوانیم السلام علی القائم المنتظر و العدل المشتهر. (3)
یکی از لقبهای مشهور امام عصر مضطر است چنان چه امام صادق(علیه السلام) درباره تفسیر آیه امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء. (4)میفرمایند سوگند به خدا منظور از مضطر در این آیه قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است وقتی که در آخرالزمان ستم و بیداد و فساد در نتیجه سلطه پیدا کردن مستکبران وانحراف مردم از صراط مستقیم سرتاسر جهان را پرساخت آن حضرت در بین رکن و مقام دو رکعت نماز میخواند و آن گاه دست به دعا برداشته از خداوند تعجیل در فرج خود را میخواهد و
پروردگار عالم نیز دعای او را اجابت نموده و به او اذن ظهور میدهد و به دنبال این واقعه مبارک آن حضرت به برکت امدادهای غیبی و هم چنین یاری انسانهای مؤمن و شجاع بساط ستم را از روی زمین برخواهد چید. (1)
در بسیاری از ادعیه و روایات نیز حضرت مهدی با لقب مضطر یاد شده است چنان چه در دعای ندبه میخوانیم این المضطرّ الذی یجاب اذا دعی کجا است آن مضطری که چون دعا کند خواست او به اجابت میرسد.
و در فلسفه این لقب که چرا حضرت مضطر نامیده شده است باید گفت: امام معصوم به عنوان حجّت الهی در خیرخواهی به بندگان خدا و محبت به آنان از پدر و مادر به آنها مهربانتر است و کدام اضطرار از این سختتر است که کسی حجت خدا باشد و مسئولیت حفظ و تبلیغ و ترویج و حاکمیّت بخشی به همه احکام و ارزشهای الهی را بر عهده داشته باشد، امّا در شرایطی واقع شود که ببیند حکام جور از یک طرف و منافقان و انسانهای هواپرست از طرف دیگر احکام حیات بخش الهی را زیر پا میگذارند و بندگان خدا را از مسیر سعادت واقعی منحرف میسازند و آنها را به بیراهه سوق میدهند و او هیچ راهی برای نجات آنها ندارد جز آن که با اضطرار شدید از خداوند بخواهد که شرایطی فراهم کند تا بتواند داد مظلوم از ظالم بستاند و ارزشها را حاکم کند. (2)
یکی دیگر از القاب حضرت حجّت(عج) در قرآن نور است که حضرت امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه والله مستم نوره (1)میفرمایند خدا به وسیله ولایت قائم و به ظهور آن حضرت این نور را به اتمام میرساند و هم چنین مراد از نور ربّ در آیه و اشرقت الارض بنور ربّها روشن شدن زمین به نور آن حضرت است یا منظور از نور در آیه نور که میفرماید یهدی الله لنوره من یشاء حضرت مهدی(علیه السلام) است چنان چه جابربن عبدالله انصاری میگوید در مسجد کوفه داخل شدم در حالی که امیرالمؤمنین با انگشتان مبارک خود مینوشت و تبسم میکرد. عرض کردم یا امیرالمؤمنین چه چیز شما را به خنده آورده است؟ فرمود عجب دارم از آن که این آیه را میخواند ولی به حق به آن معرفت ندارد. گفتم کدام آیه فرمود الله نورالسموات و الارض (2)(که به آیه نور معروف است) که «مثل نوره کمشکوۀ» مشکوه حضرت محمد است «فیها مصباح» منم آن مصباح زجاجۀ الزجاجۀ حسن و حسین هستند «کانّها کوکب دُرّی» علی بن الحسین است و «یوقد من شجرۀ مبارکه» محمد بن علی است «زیتونه» جعفر بن محمد است «لاشرقیه» علی بن جعفر است و «لاغربیه» علی بن موسی الرضا است یکاد زیتها یعنی محمدبن علی است «لولم تمسه النار» علی بن محمد است «نور علی نور» حسن بن علی است و یهدی الله لنوره من یشاء قائم مهدی(علیه السلام) است. (3)
بر حق بودن حضرت حجّت هیچ جای شک و تردیدی نیست لذا امام باقر(علیه السلام) ذیل آیه خداوند در قرآن که میفرماید قل جاء الحق فرمودهاند حق حضرت مهدی(علیه السلام) است و خداوند به جهت تأکید بر این که حتماً خواهد آمد با لفظ ما فی جاء (آمده است) تعبیر فرمود، گویا که محقق شده است چنان چه در زیارت حضرت حجت میخوانیم السلام علی الحق الجدید. (1)
یکی دیگر از القاب شریف حضرت مهدی(علیه السلام) در قرآن ضحی میباشد که در تفسیر آیه و الشمس و ضحیها (2)آمده است منظور از شمس (خورشید) رسول الله است و ضحای شمس (نور خورشید) قائم(علیه السلام) است و طبق بعضی از روایات ضحا و روشنائی خورشید خروج حضرت از پس پرده غیبت است و این مسلّم است که پرتو نور رسالت و شعاع خورشید نبوت توسط حضرت مهدی(عج) بر شرق و غرب عالم خواهد تابید. (3)
ناقور به معنای صوری است که در آن دمیده میشود و صدا از او خارج میشود، امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه فاذا نقر فی الناقور (1)میفرمایند هرگاه خداوند اظهار امرش (حضرت حجت(عج) را اراده کرد در دلش میافکند آن گاه ظاهر میشود و خروج میکند به امر خداوند. (2)
خُنّس به معنای سیّارهای است که برای آنها محل سیری مشخص است مانند مریخ و زهره و عطارد و یکی از القاب حضرت حجّت به شمار میرود چون او ستارهای است درخشان که سیر خود را میکند و زمانی پنهان میشود و به دور از دسترس است تا زمانی که خداوند بخواهد و آن ستاره بدرخشد چنان چه ام هانی میگوید حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) را ملاقات کردم و از ایشان پیرامون آیه فلا اقسم بالخنّس سوال کردم حضرت فرمود: خنّس آن امامی است که پنهان میشود در زمان خود. (3)
پرسش:
آیا نجات بخش آخرالزمان در ادیان دیگر نیز مطرح است؟
پاسخ:
مقدمه:
امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امری فطری و طبیعی است که با ذات وجود آدمی سر و کار داشته و با آفرینش هر انسانی همراه است و زمان و مکان نمیشناسد و به هیچ قوم و ملتی اختصاص ندارد.
از این رو، همه افراد طبق فطرت ذاتی خود مایلند روزی فرارسد که جهان بشریّت در پرتو ظهور رهبری الهی و آسمانی و با تأیید و عنایت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته، شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاکت بار موجود نجات یابند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگی شرافتمندانهای نایل آیند.
به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحی که در آخرالزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهای ضد انسانی خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را براساس عدالت و آزادی واقعی بنیان خواهد نهاد - سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهی در این زمینه به مردم با ایمان جهان نویدهایی دادهاند.
در این زمینه، یکی از نویسندگان معروف چنین مینویسد:
«موضوع ظهور و علایم ظهور، موضوعی است که در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهمیت خاصی است. صرف نظر از عقیده و ایمان که پایه این آرزو را تشکیل میدهد، هر فرد علاقهمند به سرنوشت بشریت، و طالب تکامل معنوی، وقتی که از همه ناامید میشود، و میبیند که با وجود این همه ترقیات فکری و علمی شگفت انگیز، باز متأسفانه، بشریت غافل و بیخبر، رو به روز خود را به سوی فساد و تباهی میکشاند و از خداوند بزرگ بیشتر دوری میجوید، و از اوامر او بیشتر سرپیچی میکند؛ بنا به فطرت ذاتی خود متوجه درگاه خداوند بزرگ میشود، و از او برای رفع ظلم و فساد یاری میجوید.»
از این رو در همه قرون واعصار، آرزوی یک مصلح بزرگ جهانی در دلهای خداپرستان وجود داشته است. و این آرزو نه تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتی و یهودی و مسیحی و مسلمانان، سابقه دارد، بلکه آثار آن را در کتابهای قدیم چینیان و در عقاید هندیان، و در بین اهالی اسکاندیناوی و حتی در میان مصریان قدیم و بومیان و حتی
مکزیک و نظایر آنها نیز میتوان یافت. (1)
ناگفته نماند که پیروان ادیان و مذاهب گوناگون، و دیگر ملل و اقوام گذشته و مکاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار با هم اختلاف نظر دارند، مسلمانان او را «مهدی موعود منتظر(علیه السلام)» و پیروان سایر ادیان و مکتبها و ملتها و تودههای محروم وی را «مصلح جهانی یا مصلح غیبی یا رهاننده بزرگ یا نجات بخش آسمانی و یا منجی اعظم» مینامند؛ ولی درباره اوصاف کلّی، برنامههای اصلاحی، تشکیل حکومت واحد جهانی براساس عدالت و آزادی، و ظهور او در آخرالزمان اتفاق نظر دارند. (2)
اینک به بررسی مسئله مهدویت از دیدگاه ادیان مختلف و مهم جهان میپردازیم.
الف. نجات بخش آخرالزمان در مسیحیت
اندیشه بازگشت عیسی مسیح(علیه السلام) یکی از مهمترین باورهای جامعه مسیحیت را تشکیل میدهد. از دیدگاه آنان مسیح(علیه السلام) به صلیب کشیده شده و به شهادت رسیده است. سپس به آسمانها رفته و در آخرالزمان برمیگردد و جهان را درخشان میسازد و آخرین نجات دهنده است. چنان که در انجیل آمده است:
خدای پدران ما آن عیسایی را که شما به صلیب کشیده و کشتید بر میخیزاند، او را خدا بر دست راست خود بالا برده سرور و نجات دهنده
ساخت، تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد». (1)
ولیکن شنیده و دانستهایم که این مرد (موعود) به راستی مسیح است و خلاصه کنندهی عالم. (2)
درباره اندیشه مهدویت، در انجیل موجود، قطعههایی وجوددارد که چراغ انتظار را در میان مسیحیان روشن میدارد، به عنوان نمونه به چند مورد اشاره میکنیم.
در انجیل لوقا آمده است:
کمرهای خود را بسته و چراغهای خود را افروخته بدارید، باید مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند، تا هر وقت آید و در را بکوبد بیدرنگ در را برای او باز کنند، خوشا به حال آن غلامانی که آقای ایشان چون آید آنها را بیدار یابد، پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که شما گمان نمیبرید، پسر انسان میآید. (3)
در جای دیگر از انجیل لوقا به علائم ظهور اشاره شده است.
و چون اخبار جنگها و فسادها را بشنوید مضطرب مشوید زیرا که وقوع این امور ضرور است لیکن انتها، در ساعت نیست. پس به ایشان گفت قومی به قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند کرد و
زلزلههای عظیم در جایها و قحطیها و وباها پدید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد.
و قبل از این همه بر شما دست اندازی خواهند کرد و جفا نموده شما را بکنایس و زندانها خواهد سپرد و در حضور سلاطین و حکام به جهت نام من خواهند برد.» (1)
در انجیل متی آمده است:
اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خویش آید آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا میکند بقسمی که شبان میشها را از بزها جدا میکند. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید بیایید ای برکت یافتگان از پدر من و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آمده شده است به میراث گیرید... (2)
در جای دیگر انجیل متی آمده است:
آنگاه اگر کسی به شما بگوید اینک مسیح در این جا یا در آنجاست باور مکنید، زیرا که مسیحیان کاذب و انبیاء کذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگر ممکن بودی برگزیدگان را گمراه کردندی.
اینک شما را پیش خبر دادم. پس اگر شما را گویند اینک در
صحراست بیرون مروید یا آنکه در خلوتست باور مکنید. زیرا هم چنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر میشود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد. (1)
در انجیل مرقس آمده:
پس بیدار باشید زیرا نمیدانید که در چه وقت صاحب خانه میآید، در شام یا نصف شب یا با بانگ خروس یا صبح مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. اما آن چه به شما میگویم و به همه میگویم بیدار باشید. (2)
هم چنان که ملاحظه میشود این قطعهها از انجیل، به صراحت مسیحیان را به انتظار سازنده و آمادگی برای آمدن منجی و مصلح جهانی دعوت مینماید و آنان را به این نکته متوجه میسازد که هرکس امید به آمدن پسر انسان دارد؛ باید بیدار و آماده باشد و آمادگی پذیرش او را در خود ایجاد کند.
مسیحیان به جهت شوق به بازگشت عیسی(علیه السلام) دچار توهماتی شدند و تاریخهایی را برای این رویداد پیشگویی کردند. لذا فرقههای متعددی پدید آمد. مثلاً گروه آناباتیستها در قرن شانزدهم برای آماده کردن زمینهی سلطنت هزار ساله حضرت عیسی(علیه السلام) به پا خاستند و برخی از شهرها را برای مدتی در اختیار گرفتند، ولی آنان را بیرحمانه سرکوب
کردند. و یا ایروینگینان برای سرعت بخشیدن به ظهور آن حضرت،
دوازده حوری تعیین کردند ولی از این انتظار طرفی نبستند، ویا اینکه گروه گواهان یهوه برای پذیرایی از حضرت عیسی(علیه السلام) و انبیای پیشین در آمریکا آپارتمان تهیه کردند. (1)
شوق انتظار در مسیحیت معاصر
در میان مسیحیت معاصر هم، شوق انتظار هنوز زنده است. برای اثبات این مطلب موارد زیر را به عنوان شاهد ذکر میکنیم: همان طوری که عدهای از مسیحیان بر این عقیده هستند که عیسی به زودی خواهد آمد و حکومت هزار ساله تشکیل خواهد داد، از این رو از دیرباز گروههای کوچکی به هزاره گرایی در مسیحیت پدید آمدهآند که همه سعی و تلاش خود را به آمادگی برای ظهور دوباره حضرت عیسی(علیه السلام) در آخرالزمان مصروف میدارند مثلاً فرقه ادونیستهای روز هفتم که قبل از سال 1843 به وجود آمدند و تا عصر ما باقی هستند. (2)
یکی از رهبران مسیحی ایران، ملی مصاحبهای چنین اظهار میدارد:
دین ما نیز مثل اکثر ادیان دیگر که به آمدن فردی اعتقاد دارند - به ظهور مجدد حضرت عیسی(علیه السلام) اعتقا دارد، همه مسیحیان هم به این معتقدند چون حضرت ایشان اعلام کردهاند و در انجیل هم آمده است که حضرت عیسی(علیه السلام) فرمود: من اکنون میروم و باز خواهم گشت. حتی
کلیسای ما نیز یکی از یکشنبههای عید خود را یکشنبه بازگشت (1)نامیده است.» (2)
ب. یهودیت و مسئله منجی:
قسمت اوّل از کتاب مقدس به عهد عتیق معروف است که این قسمت همان کتاب تورات یهود و ملحقات آن است و در این کتاب بشاراتی در مورد مسئله مهدویت آمده است.
خداوند دارد نبی را به وسیلهی انتظار تسلّی میدهد. و او را به انتظار دعوت مینماید و به او وعده داده میشود که از اکثریت شروران واهمه نداشته باشد. با این بیان که ای داود! ذهنت را مشوش نساز که البته منتظران را خداوند وارث زمین قرار خواهد داد. و آنان که لعنت شدهاند پراکنده خواهند شد و صالحان از مردم همان کسانی هستند که زمین را به میراث برند و تا فرجام حیات جهان در آن زیست کنند. (3)
مصداق همین توصیه چشم به راهی و انتظار نیز در قرآن کریم بیان شده است.
1) (1) . منظور از یکشنبههای عید، عشای ربانی است که در رأس شعائر هفتگانه مسیحیان قرار دارد که در آن نان و شراب میخورند، به عنوان جسم و خون حضرت عیسی(علیه السلام) مسیحیان این مراسم را در یکشنبهها برگزار میکنند. ر.ک: ادیان بزرگ جهان، هاشم رضی، ص 556 - 557
2) (2) . مهدی تجسم امید و نجات، عزیزالله حیدری، ص 68 (به نقل از معارف مهدوی، ص25)
3) (3) . کتاب مقدس، سفر مزامیر داود، مزمور 37، همچنین ر.ک: همان مزمور 27.
«وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ (1)و بیقین در «زَبُور» بعد از آگاه کننده [ تورات] نوشتیم که: «بندگان شایستهام، آن زمین را به ارث خواهند برد.»
اگر چه تأخیر نماید برایش منتظر باش،زیرا که خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود، بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع مینماید و تمام قومها را برای خویش فراهم میآورد. (2)
قرآن کریم نیز در دو مورد به این موضوع پرداخته است:
«قُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُم مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ؛ (3)پس بگو: «(آنچه از حسّ) پوشیده، تنها برای خداست؛ پس منتظر باشید، [چرا] که من (هم) با شما از منتظرانم.»
«قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُم مِنَ الْمُنتَظِرِینَ؛ (4)بگو: «پس منتظر باشید که من (هم) با شما از منتظرانم!»
منتظر باشید زیرا هدف من این است که امتها را جمع نمایم و ممالک را فراهم آورم، در آن زمان زبان پاک به امتها باز خواهم داد تا
جمع آنان اسم خدا را بخوانند و یک دل او را عبادت نمایند. (1)
در آن وقت سرور بزرگ میکائیلی که از جانب پسران قومت قائم است، خواهد ایستاد و در آن زمان قوم تو هر کسی که در آن کتاب مکتوب یافت شده است نجات خواهد یافت. (2)
اما تو ای دانیال کلمات را مخفی کن و کتاب را به زمان انجام کار مختوم ساز حینی که بسیاری گردش کرده علم زیاد گردد. (3)و آن مرد ملبس شده به کتان را که بالای آبهای نهر میایستاد، شنیدم در حالتی که دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرده به حیّ ابدی سوگند یاد نمود که برای یک زمان و زمانها و نیم زمان خواهد کشید و به محض تمام شدن پراکندگی قوت قوم مقدس همگی این حوادث به انجام خواهد رسید. (4)
و نهالی از تندیشی برآمده شاخه از ریشههایش قد خواهد کشید و روح خداوند که روح حکمت و فطانت و روح مشورت و جبروت و روح علم و خشیت از خدا است بر آن خواهد آرامید و او را در خشیت خداوند نیز
هوش گردانید. موافق منظور نظرش حکم و مطابق مسموع گوشهایش
تنبیه نخواهد فرمود بلکه ذلیلان را به عدالت حکم و برای مسکینان زمین به راستی نتیجه خواهد نمود و زمین را به عصای دهانش زده به روح لبهایش شریر را خواهد کشت. و کمربند کمرش عدالت و وفا نطاق میانش خواهد بود و گرگ با برّه سکونت داشته، ببر با بزغاله و هم گوساله و پرواریها با شیرجوان هم خوابه خواهند شد و طفل کوچک راعی ایشان خواهد بود. (1)
ی هودیت معاصر و مسئله مهدویت
چشم به راهی و انتظار آمدن شخصی فوق العاده در بحرانیترین ایام روزگار و دادرسی او نسبت به بندگان خدا در منابع کنونی یهود با همه تحریفاتی که طی قرون متمادی در آنها رخ داده است قابل توجه و عنایت است. به طوری که در عصر حاضر مشاهده میکنیم که ادعیه و عبادات جامعه یهود خالی از انتظار نیست و کاملاً این عقیده در آنهاملموس است که در این جا به چند نمونه اشاره میکنیم:
«ای پادشاه ما! از مقامت ظاهر شو و بر ما حکم فرمایی کن چون ما
در انتظار تو هستیم.» (1)
ارادهی خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیدهدم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد. (3)
«چشمان ما ببیند که تو از در رحمت به صهیون (5)باز میگردی»
و در فراز دیگری از آن نمازنامه آمده است:
«این اسیران بیچاره در سرزمینهای بیگانه هم چون غلامان و کنیزان از روزی که آنان را ترک کردهای منتظر تو هستند.» (6)
همان گونه که مشاهده نمودید در عصر کنونی در جامعهی یهودیّت همانند گذشتگان به انتظار معتقدند و در مجموع کاملترین و اصیلترین بیان در انتظار مسیحائی در منابع یهود موج میزند.
1) (1) . انتظار مسیحا در آیین یهود، جولیوس کرینستون، ترجمه حسین توفیقی، ص 77
2) (2) . پنجم ماه عیار عبری
3) (3) . انتظار مسیحا در آیین یهود، ص 13
4) (4) . نمازنامههیا یهود بیانی است از آرمانهای بلند انبیاء و تأملات دانایان و فیلسوفان و تخیلات عارفان که عالمان دینی یهود آن را تنظیم نمودهاند (معارف مهدوی، ص 28)
5) (5) . نام تپهای در شهر اورشلیم است
6) (6) . انتظار مسیحا در آیین یهود، جولیوس کرینستون، ترجمه حسین توفیقی، ص 183.
ج) زرتشتیان و مسئله منجی:
بیشتر پژوهشگران اسلامی بر وجود شخصیتی به نام زرتشت باور دارند و اگرچه در خصوصیات زندگی و پیغمبر بودن او دچار تردیدند، اما اغلب مورخان اسلامی او را شاگرد با واسطهی ارمیای نبی و یا عزیز نبی میدانند. (1)
اما زرتشتیان بر این باورند که قرنها قبل از میلاد مسیح، (2)زرتشت به دنیا آمد و در 30 سالگی پس از آن که مکاشفهای به او دست داده از جانب اهورا مزدا - نام خدا در آیین زرتشت - به پیامبری مبعوث شد، (3)و اگرچه اوستا منشأ تضاد و تناقض بیشمار در ثنویت و توحید است؛ (4)اما زرتشتیان امروزی خود را یکتاپرست میدانند.
کتاب مقدس مزدیسنا - زرتشت - اوستا (5)است.
احتمالاً آیین زرتشت، نخستین دینی بود که پیروزی نهایی خوش رفتاری بر بدرفتاری و بشارت آمدن منجی و آبادانی جهان را تعلیم داد. (6)
زرتشتیان با عنایت به بشارتهای اوستا - بر این باورند که بعد از
زرتشت و قبل از پایان جهان در سه فاصله هزار سال، سه منجی به
1) (1) . خدمات متقابل اسلامی و ایران، داوود الهامی، ص 62
2) (2) . بین 660 تا 1500 قبل از میلاد مسیح
3) (3) . گاتها، ابراهیم پورداود، ص 28
4) (4) . آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، ص 66
5) (5) . اوستا به معنی معرفت است و قسمتهای آن عبارتند از: یسنا، و یسپرد، یشتها، و ندیدا، فرده اوستا، ر.ک:ادیان و مذاهب بزرگ جهان، رابرت 1. هیوم، ترجمه عبدالرحیم گواهی، ص 331
6) (6) . همان.
نامهای آشود، آشودرماه، سوشیانت (سوشیانس) خواهند آمد و یکی پس از دیگری جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد. (1)
سوشیانت سوّم (2)هنوز زاده نشده و نو کننده و رهاننده جهان در پایان هزاره سوم است. او سومین پسر آینده زرتشت و آخرین آفریده و مخلوق اهورا مزدا شمرده شده است. (3)
اینک به مواردی از کتاب اوستا و دیگر آثار زردشت و زردشتی که پیرامون مهدویت است اشاره میکنیم:
کی ای مزدا، (4)سپیده درخشان پیروزی، جهان را در برخواهد گرفت. کی درخشندگی آفتاب دین، همه جا را تابان خواهد ساخت؟ کی سوشیانتها فراوانی و زیادی خواهند یافت تا از پرتو کار و کردارشان دین گسترده شود. (5)
در کتاب جاماسب که از کتب زرتشتیان است آمده است که:
مردی بیرون آید از زمین تا زیان از فرزندان هاشم مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر دین جد خویش بود با سپاه بسیار و روی به ایران نهد و آبادانی کند و زمین پرداد کند ...» (6)
کی ای مزدا بامداد روز فراز آید جهان دین راستین فراگیرد با آموزشهای فزایش بخش پر خرد رهانندگان کیانند آنانی که بهمن به یاریشان خواهد آمد از برای آگاه ساختن من ترا برگزیدم... (1)
بشود فرهوشیها - ارواح و قوای نیکان - به زودی در این جا به دیدار ما بشتابند، بشود که آنان به یاری ما آیند و هنگامی که به تنگنا افتادهایم یاوری آشکار خویش نگهداریمان کنند، با پشتیبانی اهورا مزدا.
زرتشتیان معاصر و مسئله مهدویت
زرتشتیان در زمان معاصر با خواندن ادعیه و دیگر مراسم عملاً منتظر بودن خود را به اثبات میرسانند.
خواندن سه بار دعای (اشم اهورا مزدا) که واژههای نخستین از بند اول کرده 13 و یسپرد و دیگر اعمال آن، برای ظهور سه موعود مزدیناست و چنان چه این دعا به خوبی و درستی خوانده شود، ایشان زودتر به جهان میآیند و دنیا را آبادتر و امنتر میکنند. (2)
بهترین مردمان در ایام سخت پیش از ظهور کسی است که علی رغم کمرنگ شدن و اضمحلال دین و دینداری هنوز کشتی نشان و
کمربند مخصوص آیین زرتشتی را در میان بسته باشد و به این آیین وفادار بماند و به خواندن دعاهای وارده مبادرت ورزد تا ظهور موعودها
زودتر فرارسد. (1)
د) هندوئیسم و مسئله منجی:
اندیشه منجی در آیین هند و با شخصیت کلکی یا کلکین شکل میگیرد. بنابر فکر هندویی، جهان از چهار دورهی رو به انحطاط تشکیل میشود. در چهارمین دوره یعنی عصر کلی، سراسر جهان را ظلم و تاریکی فرا میگیرد، ناشایستگان بر جان و مال مردم مسلط میشوند، دروغ و دزدی و رشوه سایه سیاه خویش را بر دنیا میگستراند. در این عصر که بنابر باورهای هندویی، ما اکنون در آن به سر میبریم فقط به یک چهارم دَرْمِه (نظم کیهانی یا دین) عمل میشود و سه چهارم آن به دست فراموشی سپرده میشود.
در پایان چنین دوران سیاهی دهمین و آخرین تنزل (اوتاره) ویشنو (2)که کلکی یا کلین نام دارد، سوار بر اسبی سفید و با شمشیری آخته و شهابگون ظهور میکند تا شرارت و ظلم را ریشه کن کند و عدالت و
فضیلت را برقرار سازد. (1)
این نکته شایان توجه است که هندویان براساس کتب مقدسشان
منتظر حضرت ولیعصر هستند و کتابهای آنان اسم حضرت را برده و از قیام ایشان بشارت داده است (2)که به نمونههایی اشاره میشود.
پس از خرابی دنیا (هرج و مرج شدنش) پادشاهی در آخرالزمان ظاهر میشود که پیشوای خلایق شود و نامش منصور (3)باشد و تمام عالم را بگیرد و تمام اشخاص را از مؤمن و کافر بشناسد.
پادشاهی دنیا به فرزند سیر خلایق دو جهان کشن (4)بزرگوار تمام میشود. او کسی است که بر کوههای مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرهایی سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند و از سودان که زیر خط استوا است تا ارض تسعین که زیر قطب شمال است و ماوراء بحار را صاحب شود و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او قائم است و خداشناس باشد. (5)
1) (1) . مجله هفت آسمان، ش 12و13، مقاله گونه شناسی موعود در ایان مختلف، ص 116
2) (2) . معارف مهدوی، ص 33 و 34
3) (3) . منصور یکی از القاب و اسامی حضرت ولی عصر(عج) است که در دعای ندبه نیز آمده است «این المنصور علی من اعتدی»
4) (4) . کشن به لغت هندی نام پیامبر اسلام است
5) (5) . مصلح جهانی، سید هادی خسروشاهی، ص 60.
که چون مدت روز تمام شود دنیای کهنه نو شود و زنده گردد و صاحب ملک تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای جهان یکی ناموس آخرالزمان. (1)
و دیگری صدیق اکبر یعنی وصی بزرگتر وی که پشن (2)نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه راهنما است (3)بحق پادشاه شود و خلیفه رأم (4)باشد وحکم براند و او را معجزه بسیار باشد هرکه پناه به او برد و دین پدران او اختیار کند سرخ روی باشد در نزد رأم و دولت او بسیار کشیده شود و عمر او از فرزندان ناموس اکبر زیاد باشد و آخر دنیا به او تمام شود... (5)
بنابراین روشن است که اعتقاد به آمدن یک منجی و مصلح جهان عقیدهای قطعی در نزد هندوها است و این اعتقاد به طور وسیع و گستردهای در میان آنان رواج دارد، چنان که در بسیاری از کتابهای مقدسشان به آن بشارت دادهاند.
ه- ) بودیسم و مسئله منجی:
آیین بودا یکی از شاخههای کیش هندوست که از هندوستان بیرون آمده و سراسر مناطق خاوری را در نوردیده است و به علت گسترش در
مناطق پر جمعیت جهان، پیروان زیادی دارد. (1)
اندیشه موعود گرایی در آیین بودائیان با مفهوم میتریه تبیین میگردد، میترویه (2)در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بودائیان زمین میدانند که هنوز نیامده است اما خواهد آمد تا همگان را نجات دهد. او را در نماد نگاری بودایی به هیبت مردی در وضعیت نشستهی آمادۀ برخاستن نمایش میدهند تا نمادی از آمادگی وی برای قیام باشد. (3)
اندیشه انتظار و اعتقاد به موعود، تا آن جا در میان بودائیان رواج داشته و دارد که در آرزوی به سر آمدن انتظار، بعضی اوقات افرادی را مصداق منجی موعود پنداشتهاند. به عنوان نمونه در شمال برمه مردم عقیده دارند بودا از رهبران دینی معاصر پادشاه جهان و همان بودای آینده یعنی میتریه بوده است و یا در میان بودائیان آسیا فراوان پیش آمده که رهبران آینده یعنی میتریه بوده است و یا در میان بودائیان آسیا
1) (1) . پیروان این آ ین در کشورهای چین، کره و ژاپن، مغولستان، تبت، هند و چین، تایلند، یاسیام و برمه زندگی میکنند (ر.ک: خلاصه ادیان، محمد جواد مشکور، ص 70)
2) (2) . واژه میترویه در زبان سانسکریت به معنای «مهربان» است
3) (3) . مجله هفت آسمان، ش 12 و 13، مقاله گونهشناسی موعود در ادیان مختلف، ص 118 - 117.
فراوان پیش آمده که رهبران و پایهگذاران جریانهای دینی اجتماعی را، همان میتریه میانگاشتهاند. (1)
جالب توجه است که بودائیان نیز براساس بعضی از کتابهای
مقدسشان مانند مسلمانان منتظر ظهور شخصیتی هستند که از نسل پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است چنان که بودائیان در کتاب دادانگ از قول بودا نقل میکنند که او گفته:
آن وقت (بعد از پر شدن عالم از فسق و گناه) دست راستین جانشین مماطا ظهور کند خاور و باختر عالم را بگیرد، آدمیان را به راه خوبیها رهبری کند. او تنها حق و راستی را قبول کند و بسیار کسان را بکشد و خلایق را هدایت کند ... (2)
روشن است که موعود گرایی و عقیده منجی آخرالزمان در میان بودائیان عقیدهای اصیل و قطعی است علاوه بر این که با اثبات قطعی بودن عقیده به ظهور منجی، مسئله انتظار و منتظر بودن آنان نیز ثابت میشود زیرا انتظار از آثار و نتائج عقیده به ظهور منجی است که در آیین هندو روشن گردید. (3)
نتیجه گیری:
بنابراین روشن میشود که در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحی که در آخرالزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهای ضد انسانی پایان خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانی را براساس عدالت و آزادی واقعی بنیان خواهد نهاد - سخن به میان آمده است و تمام رسولان و سفیران الهی در این زمینه به مردم با ایمان جهان نویدهایی دادهاند هرچند مذاهب مختلف در مورد نام آن مصلح و ویژگیهای او و علائم ظهور او؛ تفاوتهایی با یکدیگر دارند.
پرسش:
اگر هر امامی را امام معصوم غسل میدهد و نماز او را میخواند، پس بر حضرت مهدی(علیه السلام) چه کسی نماز خواهد خواند؟ و آیا رجعت ممکن است؟
پاسخ:
آنچه از روایات معصومین استفاده میشود آن است که حضرت امام حسین(علیه السلام) در زمان حکومت حضرت مهدی(علیه السلام) زنده میشوند و هنگامی که حضرت مهدی(علیه السلام) از دنیا رفتند عهدهدار غسل و نماز و دفن حضرت میشوند.
رسیدگی به کفن و دفن امام معصوم با چه کسی است؟
مشهور است که امام معصوم را غیر از امام معصوم غسل نمیدهد و اکثر کتب تاریخی نیز این قضیه را نقل نمودهاند و در منابع روائی هم روایاتی بیان شده که اجمالاً این مطلب را ثابت میکند و مرحوم کلینی
در کتاب شریف کافی (1)بابی را تحت عنوان «امام را جز یکی از ائمه غسل نمیدهند» آورده است. اما فقط 3 روایت از حضرت امام رضا(علیه السلام) نقل میکند که دلالت آنها صریح نیست و احتمالات دیگری نیز داده میشود مثلاً:
ابو معمر میگوید از امام رضا(علیه السلام) پرسیدم که امام را امام غسل میدهد؟ حضرت فرمودند: سنتی ( شیوهی نیکو و مستحب) است از موسی بن عمران، یکی از شیعیان نیز به حضرت امام رضا(علیه السلام) عرض میکند «واقفیه» (2)با ما مشاجره میکنند و میگویند: امام را جز امام، غسل نمیدهد (کنایه از اینکه امام کاظم(علیه السلام) در بغداد شهید شده و فرزند او علی بن موسی(علیه السلام) در مدینه بودند چگونه ممکن است ایشان را غسل داده باشند. پس پدر خود را غسل ندادهاند و چون امام را امام باید غسل دهد پس علی بن موسی الرضا(علیه السلام) امام نیستند.)
امام رضا(علیه السلام) فرمودند: آنها چه میدانند که چه کسی او را غسل داده است؟! بعد، از آن شخص پرسیدند: تو چه جوابی دادی آن شخص میگوید گفتم: اگر مولایم بگوید: خودم او را در زیر عرش پروردگار غسل دادهام، راست گفته؛ و اگر بگوید: در دل زمین غسل دادهام راست گفته. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: این چنین نیست. او گفت: پس چه بگویم؟ حضرت
فرمودند: بگو من غسلش دادهام. گفتم: بگویم شما غسل دادهاید؟
فرمودند: آری. (1)
با توجه به این روایت معلوم میشود در زمان خود ائمه(علیه السلام) نیز این که امام باید امام را غسل بدهد از مسلّمات بوده و به آن استناد میشده است.
در مورد اینکه چه کسی عهدهدار امر نماز و دفن حضرت امام حسین(علیه السلام) شده اختلاف بسیار است و محدث قمی(علیه السلام) مینویسد: در کتب معتبر کیفیت دفن امام حسین(علیه السلام) و اصحاب او به تفصیل بیان نشده است. (2)آنچه مسلّم است آن است که قبیلهی بنی اسد آمدند و شهدا را دفن کردند، و از روایتی که «شیخ کشی» (از بزرگان علم رجال) در کتاب رجال کشی نقل کرده، به دست میآید که امام سجاد(علیه السلام) به قدرت امامت از حبس عبیدالله بن زیاد در کوفه خارج شدند و در کربلا حاضر شده و به کفن و دفن پدر بزرگوار خود و دیگر شهدای کربلا رسیدگی کردند و اگر این صحیح باشد آمدن امام رضا(علیه السلام) نیز از مدینه به بغداد مؤیدی خواهد داشت چرا که امام رضا(علیه السلام) در حبس هم نبودند. (3)
هر چند محدث قمی ادعا میکند کیفیت دفن امام حسین(علیه السلام) در کتب معتبر بیان نشده اما در کتاب نفس المهموم مینویسد:
در محل خود ثابت است که بر معصوم ولایت ندارد مگر امام معصوم؛
و امام را باید امام غسل دهد و اگر امام در مشرق باشد و وصی او در
مغرب، خداوند میان آنها جمع میکند. (1)اما علامه شعرانی در توضیح آن مینویسد: در رسیدگی به امور امام قبلی، ولایت با وصی اوست هر چند آن وصی، پسر کوچکتر باشد و آن امام، پسر بزرگتری داشته باشد؛ چنانچه هنگام شهادت امام صادق(علیه السلام) امام کاظم(علیه السلام) - که از برادر خود عبدالله افطح کوچکتر بودند - بر او مقدم شدند و کفن و دفن حضرت امام صادق(علیه السلام) را انجام دادند.
اما اینکه آیا امام، خودش باید بیواسطه تجهیز نماید یا میتواند دیگری را مأمور کند یا راضی شود به عمل دیگری؟ اینها از اختیارات خود امام است. شیخ طوسی(ره) در احکام غسل میت حدیثی روایت کردهاند از معاویه بن عمار که از خواص اصحاب امام صادق(علیه السلام) است که آن حضرت وصیت کرد: معاویه بن عمار او را غسل دهد. و شیخ طوسی از این حدیث تعجب ننموده و تأویل نکرده، از این رو معلوم میشود علمایی مانند شیخ طوسی و شیخ مفید(علیه السلام) جایز میدانستند غیرمعصوم عهدهدار غسل معصوم گردد البته با وصیت امام و یا رخصت یا رضایت ولیّ او.
و اینکه باید حتماً مباشر غسل معصوم، معصوم باشد بین متأخرین،
1) (1) . نفس المهموم، ص 345.
معروف شده و میان علمای سابق که عارف به مسائل کلام و عقاید این فرقه بودهاند ثابت نبوده و این همه کتاب، که علمای سابق در علم کلام و عقائد یا در خصوص امامت نوشتهاند غسل دادن امام توسط امام بعدی را جزء شرایط امامت نام نبردهاند. (1)
البته در خصوص نماز امام معصوم بر امام معصوم میتوان به روایتی که مرحوم حاج شیخ عباس قمی از ابن بابویه قمی نقل میکند استشهاد کرد که بخشی از روایت این است که جعفر کذّاب عموی امام زمان(علیه السلام) به همراه تعدادی از شیعیان به صحن خانهی امام حسن عسکری وارد شد، دید بدن مطهر امام حسن عسکری(علیه السلام) را کفن کردهاند و آمادهی نماز است، آنگاه جلو ایستاد تا بر برادر خود نماز بخواند، همین که خواست تکبیر بگوید طفلی گندم گون، پیچیده موی، گشاده دندان، مانند پارهی ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و فرمود: ای عمو بایست که من سزاوارترم از تو به نماز بر پدر خود! در آن هنگام جعفر عقب رفت و رنگش متغیر شد و آن طفل پیش ایستاد و بر پدر بزرگوار خود نماز خواند... (2)
شیخ حرعاملی نیز از کتاب «کشف الغمه» نقل میکند که امام سجاد(علیه السلام) به حضرت امام باقر(علیه السلام) وصیت کرد که ایشان را غسل دهد و فرمود: امام را جز امام نباید غسل بدهد. (3)
نتیجهگیری:
آنچه از دلایل و روایات مشهور به دست میآید این است که امام معصوم نسبت به رسیدگی به امور معصوم مانند غسل و کفن و نماز و
دفن از دیگران اولی است و در کیفیت اقدام امام که آیا:
به طور مستقیم خود متکفل این امر میشود؛
یا دیگری را مأمور میکند؛
یا اینکه به عمل دیگری رضایت میدهد؛
یا اینکه خود مستقیماً ولو به صورت مخفی عمل غسل و نماز را انجام میدهد ولو اینکه به علت تقیه اجازه بدهد دیگری هم یک بار دیگر غسل دهد یا نماز بخواند.
بر ما روشن نیست.
چنانچه برخی محققین نوشتهاند: تحقیق دربارهی این موضوع در این زمان نتیجهی عملی، بلکه اعتقادی خاصی ندارد و از ضروریاتی هم نیست که با اقرار یا انکار آن اثر مهمی ثابت شود. (1)
«رجعت» و بازگشت کسانی که مردهاند چگونه ممکن است؟
رجعت به معنای بازگشت است و در منابع اسلامی نیز به کار رفته و
1) (1) . اصول کافی، ترجمه جناب آقای مصطفوی، ج 2، ص 225.
به این معنا است که امامان معصوم(علیه السلام) و تعداد زیادی از کسانی که جهان را بدرود گفتهاند بار دیگر پس از حضرت مهدی(علیه السلام) و پیش از شهادت او به خواست خداوند و ارادهی حکیمانه او به این جهان باز میگردند. و نخستین رجعت کننده امام حسین(علیه السلام) هستند و پس از ایشان همهی امامان یکی پس از دیگری رجعت خواهند کرد. (1)
رجعت از عقاید مسلّم شیعه است و آیات و روایات زیادی بر آن دلالت دارد.
لازم به ذکر است که این بازگشت و زنده شدن بعضی افراد، اختصاص به امت پیامبر ندارد، و در قرآن موارد متعددی از امتهای گذشته نقل شده است مانند آیه 243 سورهی بقره که میفرماید:
«أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِن دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوْا ثُمَّ أَحْیَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَشْکُرُونَ؛ آیا اطلاع نیافتی از کسانی که از بیم مرگ، از خانههایشان خارج شدند و حال آنکه آنان هزاران (نفر) بودند؟! و خدا به آنان گفت: «بمیرید!» سپس آنان را زنده کرد؛ قطعاً خدا نسبت به مردم دارای بخشش است؛ و لیکن بیشتر مردم، سپاسگزاری نمیکنند.»
یا آیه 259 سوره بقره که به داستان مردن حضرت عزیر(علیه السلام) به مدت
1) (1) . امام مهدی از ولادت تا ظهور، سید کاظم قزوینی، ص 792.
صد سال و زنده شدن ایشان اشاره دارد...
«أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَۀٍ وَهِیَ خَاوِیَۀٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّی یُحْیِیْ هذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِاْئَۀَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَبِثْتَ مِاْئَۀَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَی طَعَامَکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَلِنَجْعَلَکَ آیَۀً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ یا (اطلاع نیافتی از) همچون کسی که از کنار آبادی عبور کرد، در حالی که [دیوارهای] آن، به روی سقفهایش فرو ریخته بود! (آن پیامبر با خود) گفت: «چگونه خدا این[ها] را پس از مرگش[ان] ، زنده میکند؟!» و خدا او را صد سال میراند؛ سپس او را بر انگیخت؛ (و به او) فرمود: «چقدر درنگ کردی؟» (پیامبر) گفت: «یک روز؛ یا بخشی از یک روز را درنگ کردم.» (خدا) فرمود: «بلکه صد سال درنگ کردی! پس به غذایت و نوشیدنیات بنگر، که هیچ گونه تغییر نیافته است! و [لی] به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده، و این امور برای این است که تو یقین پیدا کنی)، و برای اینکه تو را نشانهای برای مردم (در مورد رستاخیز) قرار دهیم. و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را برداشته، [به هم
پیوند میدهیم،] سپس گوشت بر آن میپوشانیم!» پس هنگامی که (این حقایق) بر او روشن شد، گفت: «میدانم که خدا بر هر چیزی تواناست.»
حدود 76 آیه از قرآن پیرامون رجعت تفسیر و تأویل شده است. علامه مجلسی(ره) میفرماید اگر احادیث رجعت متواتر نباشد دیگر در
هیچ مورد دیگری نمیتوان ادّعای تواتر کرد. (1)
شیخ حر عاملی 520 روایت در این زمینه در کتاب «الایقاظ من الهجعه بالبرهان علی الرجعه» نقل کرده است.
همچنین در بحارالانوار مرحوم مجلسی از این روایات فراوان به چشم میخورد مانند اینکه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: ایّام الله 3 روز است روز قیام قائم و روز رجعت و روز رستاخیز. (2)
در ادعیه و زیارت نامهها هم اشارات فراوانی به رجعت شده است مثلاً در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «معترف بکم، مؤمن بایابکم مصدّق برجعتکم، منتظر لامرکم...»
به شما ایمان دارم، بازگشت شما را باور دارم رجعت شما را تصدیق
میکنم، امر شما را انتظار میکشم. (1)
و طبق روایات، ائمه(علیه السلام) نیز یکی پس از دیگری بازخواهند گشت و اولین کسی که رجعت میکند حضرت امام حسین(علیه السلام) هستند و آنقدر در زمین حکومت میکند تا موی ابروهایش بر روی چشم مبارکش بیفتد. (2)
و در روایتی حکایت شده: امام حسین(علیه السلام) با اصحاب خود که شهید شدند رجعت میکنند. و در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده هفتاد پیامبر با امام حسین(علیه السلام) بیرون میآیند در حالی که حضرت حجت - عجلالله تعالی فرجه - در میان مردم میباشد، و وقتی معرفت امام حسین(علیه السلام) در دلهای مؤمنان قرار گرفت حضرت مهدی(علیه السلام) از دنیا میروند و حضرت امام حسین(علیه السلام) ایشان را غسل میدهند و کفن میکنند و بر او نماز میخوانند و در لحد میگذارند. زیرا که امام را، غیر از امام دیگری غسل نمیدهد و بر او نماز نمیخواند. (3)
پرسش:
پاسخ:
مرحوم حاج میرزا حسین نوری در کتاب کلمه طیبه به نقل از کتاب تاریخ قم تألیف حسن بن محمد بن حسن قمی به نقل از کتاب مونس الحزین فی معرفۀ الحق و الیقین محمد بن بابویه قمی (شیخ صدوق) نقل میکند که در زمان غیبت صغری سال 393 (ه- . ق) شخصی به نام شیخ حسن بن مثله جمکرانی میگوید: (1)
شب سهشنبه 17 ماه مبارک رمضان در خانه خود خوابیده بودم که
1) (1) . جمکران از روستاهای اطراف قم است که مسجد در آن قرار دارد.
ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: برخیز و دعوت حضرت مهدی(عج) را اجابت کن که تو را میخواند.
حرکت کردیم، آنها مرا به محلی که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند، نگاه کردم دیدم فرشی زیبا بر روی تختی گسترده شده و جوانی که حدود 23 سال داشت بر آن تخت بر بالش تکیه زده و پیر مردی هم در کنار ایشان نشسته که آن پیر، حضرت خضر(علیه السلام) بود آنگاه آن پیر مرا نشانید.
حضرت مهدی(عج) مرا به نام خواند و فرمود:
نزد کشاورز این زمین (مکان مسجد) برو، و بگو این زمین شریف و مقدسی است، و خداوند آن را از زمینهای دیگر برگزیده است و دیگر در این زمین کشاورزی نکند.
عرض کردم:
سیدی و مولای من، لازم است که من دلیل و نشانهای داشته باشیم وگرنه مردم حرف مرا قبول نمیکنند.
حضرت فرمودند: «تو آن رسالت را انجام بده ما خودمان نشانهای برای آن قرار میدهیم.»
و در ادامه حضرت فرمودند: «به مردم بگو به این مکان رغبت کنند و آن را عزیز دارند و اعمال مسجد را چنین فرمودند:
«چهار رکعت نماز در آن گذارند، دو رکعت اول به نیت نماز تحیت
مسجد، در هر رکعت یک حمد و هفت «قل هو اللَّه»، و در رکوع و سجود هم، هفت مرتبه ذکر مخصوصش را تکرار کنند.
و در رکعت دوم به نیت نماز صاحب الزمان(عج) خوانده شود، به این صورت که حمد شروع شود و آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را 100 مرتبه تکرار کنند و بعد ادامه داده تا سوره حمد تمام شود بعد یک سوره خوانده شود و ذکر رکوع و سجود هفت مرتبه تکرار شود و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بخوانند، و بعد از سلام پایان نماز، یک مرتبه «لا إله الا اللَّه» و به دنبال آن تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) را بگویند، و بعد از آن سجده رفته و 100 بار صلوات بفرستند.
سپس حضرت فرمود: هر کس این دو رکعت نماز را در این مکان بخواند همانند کسی است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد. (1)
بنابراین گزارش تاریخی واقعه اتفاق افتاده و در تاریخ مکتوب شده و این ملاقات در بیداری انجام شده و اعمال مسجد هم در بیداری به حسن بن مثله گفته شده است.
توجه بزرگان دین نسبت به مسجد مقدس جمکران
بزرگان دین و مراجع تقلید و اولیاء اللَّه توجه والائی نسبت به این مسجد مقدس داشته و دارند، از جمله اینکه آیۀ اللَّه العظمی محمدتقی خوانساری با مرحوم آیۀاللَّه العظمی اراکی(ره) پیاده به مسجد مقدس
1) (1) . تلخیص از معارف و معاریف، ج 4، ص 196.
جمکران میرفتند.
و از آیۀاللَّه العظمی نجفی مرعشی(ره) نقل شده: «حقیر خودم مکرر کراماتی در مسجد مقدس جمکران مشاهده کردهام، چهل شب چهارشنبه مکرر موفق شدم که در آن مسجد بیتوته کنم و جای تردید نیست که از امکنهای [مکانهایی] است که مورد توجه و نزول برکات الهی میباشد و بعد از مسجد سهله (واقع در کوفه که منسوب به امام زمان(عج) است) بهترین مقام و بهترین جائی است که منتسب به حضرت ولی عصر میباشد.»
و مقام رهبری حضرت آیۀاللَّه العظمی خامنهای هم در طی دیدار با دبیر کل حزب اللَّه لبنان به ایشان توصیه میکند به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند. چرا که تشرف به مسجد مقدس جمکران برای حل مشکلات کشور ما راه گشا بوده است. (1)
اما در مورد بخش سوم که: «چرا شبهای چهارشنبه افراد به این مسجد میروند ظاهراً تفاوتی میان ایام هفته نمیباشد.»
کتب معتبری که در مورد مسجد مقدس جمکران نوشته شده در خصوص شب چهارشنبه را متذکر نشدهاند و در همه اوقات میتوان به مسجد مقدس مشرف شد و اعمال را انجام داد.
البته مسجد سهله که منسوب به امام زمان است اعمالش در شب
1) (1) . مجله آب آئینه آفتاب، ص 11، به نقل از حجت الاسلام والمسلمین کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری.
چهارشنبه فضیلت دارد از این رو احتمال دارد چون این مسجد هم
منسوب به آن حضرت است مردم در طول زمان به خاطر تبرک و تیمم و یا به خاطر این که یادی از مسجد سهله کرده باشند سعی میکردند در این مسجد نیز شبهای چهارشنبه حاضر شوند که در طول تاریخ ماندگار شده است. ضمناً حسن مثله جمکرانی مأمور میشود که گوسفندی را در شب چهارشنبه قربانی کند و در روز چهارشنبه 18 ماه مبارک رمضان اتفاق میافتد که بیمارانی به سبب آن قربانی شفا پیدا کردند لذا شب چهارشنبه از اهمیت بیشتری برخوردار شد.
معرفی کتاب:
پیشینه تاریخی این مسجد مقدس را میتوانید در کتابهای ذیل بیشتر مطالعه بفرمائید:
الف. تاریخ قم، شیخ صدوق.
ب. بحارالانوار، ج 53، ص 230.
ج. هدایه شیخ صدوق، ص 201.
د. معارف و معاریف واژه جمکران، ج 4، ص 196.
پرسش:
پاسخ:
مقدمه:
قرآن کتاب هدایت و اسلام دین جاوید خداوند است. و اصلیترین سرمایهی بشر برای یافتن قوانین دینی قرآن است و این کتاب الهی ریسمان محکمی است که در تمام زمانها و مکانها و در هر شرایطی اگر به آن چنگزده شود گمراهی در پیش نخواهد داشت. قرآن کتابی است که به صورت متواتر نسل به نسل به دست ما رسیده است. بنابراین خداوند این کتاب مهم و دین جاوید را به دست نااهلان و معاندان نمیسپارد تا از صراط مستقیم الهی منحرف کنند و آیات متعددی نیز بدین مطلب اشاره دارد. بنابراین چه از نظر عقل و چه از نظر نقل تحریف قرآن و آموزههای دینی محقق شدنی نیست و اگر هم در طول تاریخ
سستی و ضعفی دیده میشود مربوط به مقام عمل به دین اسلام توسط انسانها میباشد.
بنابراین قرآن تحریف ناپذیر و دین اسلام جاوید است و تضمین شده اما مسلمانی مردم و حفظ دینداری آنها تضمین شده نیست؛ و در هر زمانی ممکن است اشخاص از فتنهها و آزمایشهای الهی موفّق خارج نشوند، چنانچه زمان حضرت نوح فتنهها مردم را فرا گرفت و عدّهی معدودی به همراه حضرت نوح سوار بر کشتی شدند یا زمان حضرت موسی «فتنهگوساله سامری» موجب شد تا بسیاری از مردم بنی اسرائیل گوسالهپرست شوند و از این فتنهها در امت پیامبر هم بوده و هست.
عدم تحریف قرآن:
در اینجا به طور اختصار چند دلیل بر عدم تحریف قرآن میآوریم:
مهمترین دلیل عدم تحریف قرآن، «تواتر قرآن» است که نسل به نسل توسط تعداد زیادی حفظ و نقل شده است.
خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید میفرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (1)«ما قرآن را فرو فرستادیم و ما آن را نگهبانیم.»
در این آیه خداوند خود ایمنی قرآن را از هرگونه تحریفی تضمین نموده است.
برای مطالعهی بیشتر در این مورد به کتاب «سلامۀ القرآن من
التحریف» دکتر نجارزادگان و «صیانۀ القرآن عن التحریف» آیت الله
1) (1) . حجر / 9.
معرفت و کتاب «البیان» آیت الله خوئی مراجعه شود.
بررسی روایات:
اکنون به بررسی روایاتی میپردازیم که دلالت دارد بر این که عمل به دین در آخرالزمان دست خوش حوادث میشود و مردم در فتنهها از دین خارج میشوند (اما در عین حال اصل دین و قرآن در همه زمانها وجود دارد و تحریف شدنی نیست)
روایات مربوط به این موضوع را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
دسته اول: روایات مربوط به قبل از ظهور حضرت مهدی(عج)
دسته دوم: روایات مربوط به بعد از ظهور حضرت مهدی(عج)
دسته اول: روایات مربوط به قبل از ظهور حضرت مهدی(عج):
این روایات نیز خود به دو گروه تقسیم میشود:
روایاتی که به طور مستقیم این معنا را میرساند.
روایاتی که به طور غیرمستقیم این معنا را میرساند.
روایات گروه اول مانند:
امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حکایت میکنند که «به زودی بر مردم زمانی برسد که باقی نماند از قرآن، مگر رسمش و از اسلام مگر اسمش؛ میگویند: مسلمانیم، ولی دورترین مردمند به اسلام...» (1)
از امام صادق(علیه السلام) حکایت شده: «یکی از علامات فرج، آن است که
1) (1) . روضه کافی، ح 479 و بحارالانوار، ج 52، ص 190.
ببینی شنیدن قرآن بر مردم سنگین است و شنیدن باطل آسان، و ببینی که قرآن کهنه شده و...» (1)
روایات گروه دوم مانند:
روایاتی که در آن آمده: نماز ضایع میشود، خوردن ربا علنی میشود، هرج و مرج زیاد میشود، ریختن خون سبک شمرده میشود، امانتها ضایع میشود، شراب میخورند، کتاب خدا و احکامش معطل میماند و کسی به آن عمل نمیکند، مؤمن حقیر شمرده میشود و منافق امین، به اسباب لهو و لعب و ساز و آواز چنگ میزنند و احدی کسی را منع نکند و جرأت بر منع هم نداشته باشد و... که در روایات زیادی نقل شده است. (3)
چنانچه از متن روایات مذکور به خوبی بدست میآید «اصل دین و
متن قرآن» منحرف یا مندرس یا کهنه نمیشود بلکه دین و آموزههای آن امری است روشن، همیشه و همه جا هر کسی میداند نماز جزء دین است و رباخواری حرام است اما آنچه که دست خوش حوادث و فتنهها میشود «عمل به دین» است و روایات هم ناظر به مقام عمل مردم به دین میباشد، اگر هم ناظر به «مقام علم دین» باشد این گونه معنا میشود که حرفهای باطل و تفسیرهای غلط از قرآن در فضای جامعه رواج مییابد. اما چنین نیست که اصل قرآن یا آموزههای دین از بین برود. قرآن، و علم آن موجود است، کسی عمل به آن نمیکند و سراغ آموزههای قرآنی نمیرود، به عبارت دیگر دین خریدار ندارد، و این مدعای ما را دو امر تأیید میکند:
ادلهی عقلی و نقلی که تحریف قرآن را رد میکند و محفوظ بودن قرآن از تحریف را به اثبات میرساند، چنانچه بیان شد.
روایاتی مانند روایت مفضل که میگوید:
«خدمت امام صادق(علیه السلام) بودم و در اطاق، افراد دیگری هم بودند که من گمان کردم روی سخن حضرت با دیگری است آنگاه فرمودند: همانا به خدا صاحب این امر از شما پنهان و غائب میشود و از یاد برود به طوری که گفته شود مرد، هلاک شد، در کدام دره افتاد! و شما وارو شوید مثل کشتی که در موج دریا وارو شود و برگردد! نجاتی نباشد مگر برای کسی که خدا از او میثاق گرفته باشد و ایمان در قلبش نوشته باشد و به واسطهی روح خود، او را تأیید کرده باشد. و البته 12 پرچم مختلف بلند
میشود که دانسته نشود کدام حق است و کدام باطل، مفضل میگوید: (در این هنگام) به گریه افتادم حضرت فرمود: چرا گریه میکنی؟ عرض کردم: چگونه گریه نکنم و حال آنکه شما میفرمایید دوازده پرچم مشتبه و مختلف بلند میشود که شناخته نشود کدام حق و کدام باطل است؟! مفضل میگوید: در مجلس حضرت پنجرهای بود که نور خورشید داخل آن تابیده بود حضرت فرمود: آیا این روشن است؟ عرض کردم: بلی، حضرت فرمودند: امر ما روشنتر از این خورشید است.» (1)
طبق این روایت و مانند آن حق همیشه روشن است بهتر از خورشید. اما اگر طالب حق نباشد و بازار بیدینی رواج داشته باشد بحث دیگری است مربوط به ابتلا و آزمایش مردم.
دسته دوم: روایات مربوط به بعد از ظهور حضرت مهدی(عج)
در کتابهای روایی به روایاتی بر میخوریم که تعابیری در آنها به کار رفته که از آنها برداشت میشود که حضرت مهدی(عج) با امر جدیدی ظهور میکنند و ممکن است کسی به اشتباه گمان کند که قبل از ظهور حضرت، دین تحریف شده و قابل شناسائی نیست که این مطلب نیاز به نقد و بررسی دارد.
1) (1) . کافی، ج 1، ص 338.
آن تعابیر عبارتند از:
امر جدید؛
کتاب جدید؛
سُنت جدید؛
حکم جدید.
که مجموعهی این 4 تعبیر در روایتی از امام باقر(علیه السلام) حکایت شده که «هر گاه مهدی خروج کند، به امر جدید و کتاب جدید و سنت جدید و حکم جدید قیام خواهد کرد.» (1)
ابو بصیر نیز از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند که حضرت فرمودند: «به خدا سوگند گویا نظر میکنم به مهدی در بین رکن و مقام که با مردم بر کتاب جدید بیعت میکند!» (2)
چند روایت دیگر نیز به این مضمون حکایت شده است.
بررسی این گونه روایات:
... او وقتی به قم آمد مدتی بر «احمد بن محمد بن عیسی اشعری» وارد شد سپس به غلو مشهور شد و محمد بن عیسی اشعری او را از قم بیرون کرد. (1)
بنابراین روایت فوق اعتبار ندارد.
و از پیامبر حکایت شده: «سنت مهدی سُنت من است.» (2)
از این رو تجدید و احیاء دین بیانگر نوعی اندراس و کهنگی در عملکرد مردم به دین است و تجدید و احیاءگری به معنای تصحیح انحرافها و آشکار کردن فراموش شدههای دینی و شرح احکام واقعی و فهم درست دین متناسب با زمان میباشد.
و در این راستا از حضرت علی(علیه السلام) حکایت شده:
«او - مهدی(عج) - هواپرستی را به خداپرستی باز میگرداند پس از آنکه خداپرستی را به هواپرستی بازگردانده باشند، رأیها را به قرآن باز میگرداند پس از آنکه قرآن را به رأیهای خود بازگردانده باشند حضرت مهدی(عج) کتاب و سنت مرده و از
میان رفته را زنده میکند.» (1)
پس در زمان غیبت بدعتهایی در دین گذاشته میشود و برخی حدود و احکام چنان به فراموشی سپرده میشود که گویا اصلاً جزء اسلام نبوده است (مانند زکات و...) و برخی آداب و رسوم و خرافات توسط برخی افراد چنان اهمیت داده میشود که افراد گمان میکنند جزء دین است.
در این میان حضرت مهدی(عج) احیاءگر دین به حساب میآید چنانچه از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد: سیره و رفتار حضرت مهدی(عج) چگونه است؟ حضرت فرمودند: همان کاری را که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) انجام داد مهدی انجام میدهد، بدعتهای موجود را خراب میکند چنانچه رسول خدا نیز اساس جاهلیت را منهدم نمود و اسلام را از نو بنا کرد.» (2)
در پایان جهت تکمیل بحث چند واژهای که در حدیث امام باقر(علیه السلام) آمده بود را به توضیح مختصری میپردازیم که اگر بر فرض این حدیث هم صحیح باشد بر معانی زیر قابل حمل است: (3)
الف. این که حکایت شده: «حضرت مهدی با امر جدید قیام خواهد کرد.» یعنی با دستورات و اوامر و نواهی جدید قیام میکند چرا که حضرت به واقع عمل میکند و احکام و دستورات جدیدی میآورند.
ب. «امر جدید» یعنی: «امارت»، «خلافت» و «امامت». چنانچه آیه «اولی الامر» به آن اشاره دارد. (نساء / 59)
الف. اگر معنا شود که قرآن جدید میآورند؛ که این احتمال قطعاً باطل است. چرا که امت اسلامی اتفاق دارند که قرآن نقصان و اضافه ندارد و تحریف نشده و نخواهد شد.
ب. کتاب جدید همان قرآنی است که حضرت علی(علیه السلام) تدوین کردند که متن آن متن همین قرآن موجود فعلی است به همراه بیان شأن نزولها و تفسیر آیات.
ج. مقصود از کتاب جدید تفسیر و برداشت جدید، به دور از تفسیر به رأی همراه با بیان معارف بلندی که امام از آیات بدست میآورند و برای مردم تازگی خواهد داشت بنابراین، گویا کتاب جدید است.
الف. سُنت و روشی که حضرت میآورند نسبت به روشهای مردمی که قبل از حکومت حضرت بودهاند جدید به حساب میآید.
ب. چون حضرت مأمور به واقع هستند و عالیترین شکل دین را پیاده خواهند نمود. سُنت جدید است (در عین حالی که نسبت به اصول و چهارچوب احکام اسلامی با سُنت پیامبر یکی است)
الف. حکم جدید یعنی قوانین و خطوط جدید با برنامههای بسیار
متنوع و پیشرفته برای بشر در عصر ظهور.
ب. حکم جدید یعنی اسلوب جدید در قضاوت و فصل خصومت بین مردم؛ چنانچه از امام حسن عسکری(علیه السلام) روایت شده است: «او وقتی قیام کند به علم خود بین مردم حکم میکند و مانند داود پیامبر بیّنه و شاهد نمیخواهد.» (1)
1) (1) . کافی، ج 1، ص 397.
پرسش:
پاسخ:
حضرت مهدی(عج) تنها فرزند حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) در سن پنج سالگی پس از شهادت پدر به مقام امامت رسیدند، ولی بدستور الهی از نظرها پنهان شد و ظهور آن حضرت از وعدههای الهی است. (1)
برخی از روایات (2)در مورد ظهور امام زمان حکایت از آن دارد که قبل از ظهور آن حضرت جهان از فساد و تباهی پر خواهد شد، و به برکت ظهور آن رهبر بزرگ سرتاسر جهان از عدالت پر خواهد شد.
«فساد» به معنای تباهی و ضد آن «صلاح» است و به معنای خارج
شدن از حد اعتدال نیز معنا کردهاند. (1)
و قرآن کریم بندگان شایسته را اینگونه معرفی میکند:
«لایُرِیدُونَ عُلُوّاً فِی الْأَرْضِ وَلاَ فَسَاداً»؛ آن را برای کسانی قرار میدهیم که هیچ برتری و فسادی در زمین نمیخواهند». (2)
فساد و تباهی هم در شخص امکان بروز دارد هم در جامعه که فساد شخصی موجب خروج شخص از حد اعتدال میشود، و فساد اجتماعی خارج شدن جامعه از حد اعتدال را در پی دارد. و هر چه از زمان غیبت امام زمان دور میشویم این فساد ظهور و بروز بیشتری پیدا میکند. و در روایات حکایت شده که این فزونی و فراگیری فساد تا جائی خواهد رسید که زمین از فساد پر خواهد شد، چنانچه وقتی حضرت ظهور فرمودند از عدالت پر خواهد شد.
از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیهی «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» (3)حکایت شده:
خداوند زمین را به واسطهی قائم(علیه السلام) زنده میکند او با عدالت رفتار میکند، آنگاه زمین بواسطه عدالت زنده میشود بعد از مردن آن بواسطهی ظلم. (4)
روایات متعددی با این مضمون که «یملأ الارض بعون الله عدلاً کما
ملئت جوراً» از معصومین حکایت شده است (1)و معنای فراگیر شدن فساد و ظلم و ستم این است که بدیها بر خوبیها و ضد ارزشها بر ارزشها غلبه یابد و شعلهی آتش فتنه، دامن همه را بگیرد و جامعهی انسانی را در باتلاق فساد فرو رود که یکی از مهمترین مظاهر این فساد گسترش حاکمیت استکبار، و محرومیت و ضعیف شدن اهل دین میباشد. (2)
استاد شهید مطهری(ره) نیز به استناد روایتی از شیخ صدوق مینویسند: فراگیر شدن ظلم و فساد آن است که هر یک از سعید و شقی و گروه حق و باطل، به اوج کار خود میرسند، ستمکاران به نهایت ستمکاری و صالحان در نهایت مظلومیت و استضعاف. (3)
ی ادآوری:
منشاء این ظلم و فساد اعمال و رفتار ناشایست و انتخاب غیرصحیح خود مردم است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ»؛ (4)«بخاطر دستاورد مردم، در خشکی و دریا فساد و تباهی آشکار شد»
وقتی مردم بدهیها را بر نیکیها بر میگزینند فساد در زمین جاری میشود و این فساد علامت آن است که مردم بفهمند در انتخاب و
عملکرد خود اشتباه کردهاند و به صلاح برگردند از این رو در ادامهی آیه میفرماید: «لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ تا (سزای) بعضی از آنچه انجام دادهاند را به آنان بچشاند! باشد که آنان بازگردند.»
نتیجه:
فراگیر شدن فساد، و ظلم و ستم از نشانههای قبل از ظهور است چنانچه فراگیری عدالت از نشانههای اصلی حکومت حضرت مهدی(عج) میباشد. اما این فراگیری ظلم و فساد علت ظهور نمیباشد بلکه نشانهی قبل از ظهور است که بدنبال آن ظهور صورت میگیرد بلکه میتوان گفت محرومیت ما از امام زمان(علیه السلام) به علت همین فسادها و انتخاب بدیها بر خوبیهاست اگر ما با کردار خوب و شایسته، منتظر اصلاح جامعه توسط حضرت مهدی(عج) باشیم، ظهور زودتر صورت میگرفت.
آنچه روایات بر آن تاکید دارد پر شدن از «ظلم» است نه پر شدن از «ظالم» پس ممکن است تعداد ظالمین کم باشد ولی تعداد مظلومین بسیار باشد؛ اما همان تعداد اندک زمین را از فساد پر خواهند کرد، بنابراین گمان نشود وظیفهی ما آن است که همهی مردم را به ظلم سوق دهیم و با افزودن به ظالمین، بخواهیم به امر ظهور کمک کنیم بلکه وظیفهی ما مقابله با ظلم و ظالم و حمایت از مظلوم است چنانچه انقلاب اسلامی در همین راستا قدم برداشت و با ظلم ظالم به مقابله پرداخت و از مظلومیت مظلوم در جهان دفاع کرد.
پس آنچه در آیات و روایات آمده خبر از امری است که حتماً محقق
میشود و از طرف دیگر همین قرآن و روایات وظیفهی فرد فرد مردم را در کمک نکردن به ظالم و حمایت از مظلوم تبیین کرده است. (1)و برای ظالم و ایجاد فساد توسط هر کسی مجازاتهای دنیوی و اخروی شدیدی را خبر داده است.
به امید اینکه با تلاش و انتظار صحیح و سازنده، شاهد عدالت گستری و بر چیدن فساد از روی زمین توسط حضرت مهدی(عج) باشیم.
مفاسد آخرالزمان
مفاسدی که در آستانه انقلاب حضرت مهدی(علیه السلام) فراگیر میشود، بسیار است. از امام صادق(علیه السلام) این مفاسد حکایت شده است، نوع مفاسدی که در آخرالزمان رایج میشود و بعضی از آنها جنبهی اجتماعی و سیاسی، و بعضی جنبه اخلاقی دارد. در این روایت حضرت میفرماید:
آنگاه که دیدی حق مرده و اهل حق از میان رفتند.
ستم همه جا را فرا گرفته است.
قرآن فرسوده شده، و بدعتهایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است.
دین بیمحتوا شده، همانند ظرفی که آن را واژگون میسازند.
اهل باطل بر اهل حق بزرگی میجویند.
و دیدی که شر آشکار است و از آن نهی نمیشود، و هرکه کار
1) (1) . تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی وَلاَ تَعَاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ، مائده / 2.
زشت انجام دهد، معذورش میدارند.
فسق آشکار گردیده و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء میکنند.
شخص مؤمن، سکوت اختیار کرده و سخنش را نمیپذیرند.
شخص فاسق دروغ میگوید، و کسی دروغ و افترایش را بر او باز نمیگرداند.
بچهی کوچک، مرد بزرگ را خوار میشمارد.
پیوند خویشاوندی بریده میشود.
هرکه را به کار بد بستایند، خوشحال میگردد.
پسر بچه همان میکند که زن میکند.
زنان با زنان تزویج مینمایند.
مداحی و چاپلوسی فراوان شده است.
مرد، مال خود را در غیر راه طاعت خدا خرج میکند و کسی از او جلوگیری نکند.
چون شخص مؤمنی را ببیند از کوشش و تلاش او به خدا پناه برد.
همسایه، همسایه خودرا اذیت میکند و مانعی برای او در این کار نباشد.
کافر خوشحال است، از آنچه در مؤمن میبیند و شاد است از
این که در روی زمین فساد و تباهی بیند.
که از خدای عزوجل نمیترسند.
امر به معروف کننده خوار است.
فاسق در آنچه خدا دوست ندارد، نیرومند و ستوده است.
اهل قرآن و هرکه آنان را دوست دارد، خوار است.
راه خیر بسته شده و راه شر مورد توجه قرار گرفته است.
خانه کعبه تعطیل شده و دستور به ترک آن داده میشود.
مرد به زبان میگوید، آنچه را که عمل به آن نمیکند.
مردان خود را برای استفاده مردان فربه میکنند و زنان برای زنان.
زندگی مرد از پس او اداره میگردد و زندگی زن از فرج او.
زنان مانند مردان برای خود انجمنها ترتیب میدهند.
در میان فرزندان عباس کارهای زنانگی آشکار گشته (و خود را مانند زنان زینت میکنند، همان طور که زن برای جلب نظر شوهرش خود را آرایش میکند)
به مردها پول میدهند که با آنها یا زنانشان عمل نامشروع انجام دهند.
شخص متمول از شخص باایمان عزیزتر است.
رباخواری آشکار است و رباخوار مورد ملامت قرار نمیگیرد.
زنها به عمل زنا افتخار میکنند.
زن برای نکاح مردان با شوهر خود همکاری میکند.
بیشتر مردم و بهترین خانهها آن باشد که به زنان در هرزگیشان کمک میکنند.
مؤمن به خاطر ایمانش غمناک و پست و خوار میگردد.
بدعت و زنا آشکار میگردد.
مردم به شهادت ناحق اعتماد میکنند.
دستورات دینی طبق تمایلات اشخاص تفسیر میگردد.
حلال تحریم شود و حرام مجاز.
مردم چنان در ارتکاب گناه جری شدهاند که منتظر رسیدن شب نیستند.
مؤمن نمیتواند کار بد را نکوهش کند، جز با قلب.
مال کلان در راه غضب الهی خرج میشود.
زمامداران به کافران نزدیک میشوند و از نیکان دوری میگزینند.
والیان در داوری رشوه میگیرند.
پستهای حساس دولتی به مزایده گذارده میشود.
مردم با محارم خود نزدیکی میکنند.
به تهمت و سوءظن مرد به قتل میرسد.
مرد به مرد پیشنهاد عمل زشت میکند و خود و اموالش را در اختیار او میگذارد.
مرد به خاطر آمیزش با زنان مورد سرزنش قرار میگیرد (که چرا با مردان آمیزش نمیکند).
مرد از کسب زنش از هرزگی نان میخورد و آن را میداند و به
آن تن میدهد.
زن بر مرد خود مسلط میشود، و کاری را که مرد نمیخواهد انجام میدهد، و به شوهر خود خرجی میدهد.
مرد، زن و کنیزش را (برای زنا) کرایه میدهد و به خوراک و نوشیدنی پستی تن در میدهد.
سوگندهای به ناحق به نام خدا بسیار میگردد.
قمار آشکار میگردد.
شراب را بدون مانع علناً میفروشند.
زنان مسلمان خود را در اختیار کافران میگذارند.
لهو و لعب آشکار میگردد و کسی که از کنار آن عبور میکند از آن جلوگیری نمیکند (و کسی جرأت جلوگیری را ندارد)
مردم شریف را خوار میکند، کسی که مردم از تسلط و قدرتش ترس دارند.
نزدیکترین مردم به فرمانروایان کسی است که به دشنام گویی ما خانواده ستایش شود.
هرکس ما را دوست دارد، دروغ گویش میدانند و شهادت او را نمیپذیرند.
برگفتن حرف زور و ناحق مردم با همدیگر رقابت میکنند.
شنیدن قرآن بر مردم سنگین و گران میآید و در عوض، شنیدن سخنان باطل بر مردم آسان است.
همسایه، همسایه را گرامی میدارد از ترس زبانش.
حدود خدا تعطیل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل میکنند.
مساجد طلاکاری میشود.
راستگوترین مردم پیش آنها، مفتریان دروغگو میباشند.
شر و سخن چینی آشکار میگردد.
ستمکاری شیوع یافته.
غیبت را سخن نمکین میشمارند و مردم همدیگر را بدان مژده میدهند.
برای غیر خدا به حج و جهاد میروند.
سلطان به خاطر کافر، مؤمن را خوار میکند.
خرابی و ویرانی بیش از عمرانی و آبادی است.
زندگی مرد از کم فروشی اداره میشود.
خونریزی را آسان میشمارند.
مرد برای غرض دنیایی ریاست میطلبد و خود را به بدزبانی مشهور میسازد تا از او بترسند و کارها را به او واگذار کنند.
نمازرا سبک میشمارند.
مرد مال بسیار دارد، ولی از وقتی که آن را پیدا کرده زکات آن را نپرداخته است.
قبر مردهها را میشکافند و آنها را میآزارند و کفنهایشان را میفروشند.
آشوب بسیار میشود.
مرد روز خود را به نشئه (شراب) به شب میبرد و شب را به
مستی صبح میکند.
با حیوانات عمل زشت انجام میدهند.
حیوانات همدیگر را میدرند.
مرد به مصلی میرود، ولی چون برمیگردد جامه در تن ندارد.
دل مردم سخت و چشمانشان خشک شده و یاد خدا بر آنان سنگین میآید.
کسبهای حرام شیوع یافته و بر سر آن رقابت میکنند.
نماز خوان برای ریا و خود نمایی نماز میخواند.
فقیه برای غیر دین فقه میآموزد و دنیا و ریاست طلب میکند.
مردم دور کسی را گرفتهاند که قدرت دارد.
هرکس روزی حلال میجوید، مورد سرزنش قرار میگیرد و جویندهی حرام، مورد ستایش و تعظیم است.
در مکه و مدینه کارهایی میکنند که خداوند دوست ندارد و کسی هم نیست که مانع شود و هیچ کس آنها را از این اعمال زشت باز نمیدارد.
آلات لهو و لعب (حتی) در مکه و مدینه آشکار میگردد.
مرد سخن حق میگوید و امر به معروف و نهی از منکر میکند؛ دیگران او را نصیحت میکنند و میگویند: این کار بر تو لازم نیست.
مردم به همدیگر نگاه میکنند و به مردم بدکار اقتداء مینمایند.
راه خیر به کلی خالی است و کسی از آن راه نمیرود.
مرده را به مسخره میگیرند و کسی برای مرگ او غمگین نمیشود.
هر سال بدعت و شرارت بیشتر میشود.
مردم و انجمنها پیروی نمیکنند مگر از توانگران.
به فقیر چیزی میدهند، در حالی که به او میخندند و برای غیر خدا به او ترحم مینمایند.
نشانههای آسمانی پدید میآید، ولی کسی از آن هراس ندارد.
مردم در حضور جمع، همانند بهائم مرتکب اعمال جنسی میشوند و هیچ کس از ترس، کار زشت را انکار نمیکند.
مرد در غیر اطاعت خدا زیاد خرج میکند، ولی در مورد اطاعت خدا از کم هم دریغ میورزد.
آزار به پدر و مادر آشکار میگردد و مقام آنها را سبک میشمارند و حال آنها در پیش فرزند از همه بدتر باشد، و از اینکه به آنها افترا زده شود، خوشحال میشوند.
زنها بر حکومت غالب گشته و پستهای حساس را قبضه میکنند، و کاری پیش نمیرود، جز آن چه طبق دلخواه آنان باشد.
پسر به پدر خود افتراء میزند و به پدر و مادر خود نفرین میکند و از مرگشان خوشحال میشود.
اگر روزی بر مردی بگذرد که در آن روز گناهی بزرگ مرتکب نشده باشد، مانند هرزگی یا کم فروشی یا انجام کار حرام یا میخوارگی، آن روز غمگین است و خیال میکند که روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز بیخود تلف شده است.
سلطان مواد غذایی را احتکار میکند.
حق خویشاوندان پیامبر (خمس) به ناحق تقسیم میشود و بدان قمار بازی میکنند و میخوارگی مینمایند.
با شراب مداوا میکنند و بدان بهبودی میجویند.
مردم در مورد ترک امر به معروف و نهی از منکر و بیعقیدگی یکسان میشوند.
منافقان و اهل نفاق سر و صدایی دارند و اهل حق بی سر و صدا و خاموشند.
برای اذان گفتن و نماز خواندن مزد میگیرند.
مسجدها پر است از کسانی که ترس از خدا ندارند و برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق به مسجد میآیند و در مساجد، از شراب مست کننده توصیف میکنند.
شخص مست که از خرد تهی گشته بر مردم پیشنمازی میکند و به مستی او ایراد نمیگیرند و چون مست گردد، گرامیش میدارند.
هرکه مال یتیمان را بخورد، شایستگی او را میستایند.
قضات به خلاف دستور خدا داوری میکنند.
زمامداران از روی طمع خیانتکاران را امین خود میسازند.
میراث (یتیمان) را فرمانروایان به دست و افراد بدکار و بیباک نسبت به خدا دادهاند، از آنها حق و حساب میگیرند و جلوی آنها را رها میسازند تا هرچه میخواهند انجام دهند.
بر فراز منبرها مردم را به پرهیزکاری دستور میدهند، ولی
خود گوینده به آن دستور عمل نمیکند.
وقت نمازها را سبک میشمارند.
صدقه به وساطت دیگران به اهل آن میدهند و به خاطر رضای خدا نمیدهند، بلکه از روی درخواست مردم و اصرار آنها میپردازند.
تمام همّ و غمّ مردم شکم و عورتشان است. باکی ندارند که چه بخورند و با چه آمیزش کنند.
دنیا به آنها روی آورده است.
نشانههای حق مندرس گشته است.
امام صادق(علیه السلام) پس از پیش بینی این حوادث خطاب به راوی فرمود:
در چنین موقعی مواظب خود باش. نجات خود را از خداوند بخواه (فرج نزدیک است) و بدان که مردم با این نافرمانیها مستحق عذابند. اگر عذاب بر آنها فرود آمد و تو در میان آنها بودی، باید به سوی رحمت حق بشتابی تا از کیفری که آنها به واسطهی سرپیچی از فرمان خدا میبینند، بیرون بیایی. بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیگرداند
«و انَّ رِحمَۀَ اللهِ قریبُ مِنَ المُحسِنینََ». (1)
تذکر: لازم به یادآوری است که وجود این مفاسد بدان معنا نیست که ما آنها را انجام دهیم تا امام عصر(علیه السلام) زودتر ظهور کند، بلکه وظیفه ما پاک ماندن و مبارزه با مفاسد و آماده شدن برای یاری امام عصر(علیه السلام) است.
1) (1) . روضه کافی، حدیث 7، ص 36 و 42؛ بحارالانوار، ج 52، ص 254 - 260.
پرسش:
پاسخ:
الف. نشانههای متصل به ظهور: نشانههایی که به طور مطمئن و حتماً اتفاق میافتد و آنگاه امام زمان ظهور میکنند و تا این نشانهها واقع نشود امام عصر(علیه السلام) ظهور نخواهند کرد. از جمله آن علائم «خروج سفیانی» و «کشته شدن نفس زکیه (انسان بیگناه) در کنار کعبه»، «قیام سید حسنی» است که هنوز اتفاق نیفتاده است.
ب. نشانههای غیرمتصل به ظهور: نشانههایی هستند که قبل از نشانههای متصل به ظهور واقع میشوند مانند اینکه امر به منکر و نهی از معروف میشود و کار خوب زشت و کار زشت خوب شمرده میشود (1)دروغ گفتن حلال میشود و ربا و رشوه رواج پیدا میکند و زنان به مردها و مردها به زنان شباهت پیدا میکنند و (2)...
البته یکی از علائم آخر الزمان این است که امر به معروف و نهی از منکر نمیشود و معروف، منکر، و منکر، معروف میشود شاید نشانهای هم که شما نوشتهاید یکی از مصداقها (و مثالهای) این علامت در آخر الزمان باشد.
در جواب این سوال باید گفت که در این گونه موارد هر کس باید به فتوای مرجع تقلید خود عمل کند.
معرفی کتاب:
دوست گرامی: برای اطلاعات بیشتر در مورد علائم ظهور و امام زمان میتوانید مراجعه فرمایید به کتابهای:
مهدی موعود - از استاد علی دوانی.
دادگستر جهان - آیت الله امینی.
مهدی(علیه السلام) انقلابی بزرگ - آیت الله مکارم شیرازی.
پرسش:
آیا اگر جنگ جهانی سوم رخ دهد امام زمان ظهور خواهند کرد؟
پاسخ:
یکی از مباحثی که امروز در ذهن مردم جهان بویژه مسلمانان و شیعیان مطرح است موضوع مهدویت و ظهور منجی است و تقریباً تمام ادیان طبق مدارک و شواهد متون دینی منتظر یک مصلح و منجی میباشند، و نشانههایی را برای فرا رسیدن آن روز موعود بر میشمارند، حتی در باستانیترین و دست نخوردهترین اقوام جهان، یعنی اسکیموها و سرخپوستان آمریکای شمالی که به علت وضعیت نابسامان جوی از حملات و سیطرهی قدرتهای بزرگ و فرهنگهای بیگانه محفوظ بوده است، آوازی به نام «شعر پایان دنیا» به چشم میخورد که کشته شدن انسانها و سبک شمرده شدن خون مردم، از نشانههای آن است، و بعد از محقق شدن آن نشانهها در جانب خورشید، صورت مردی هویدا میشود
که جهان را برای همیشه نجات خواهد داد. (1)
ولی مصداق آن منجی و مصلح عدالت گستر، کسی جز حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) نیست.
یکی از نشانههایی که برای این منجی و مصلح کل بیان شده جنگ و کشتار و هرج و مرج قبل از ظهور میباشد که این قتل و غارت در واقعهی «قرقیسا» یا «آرماگدون» به تعبیر مسیحیها به اوج و نهایت خود میرسد و به ظهور حضرت مهدی(عج) میانجامد. لذا لازم است قبل از پاسخ واقعهی «آرماگدون» و «قرقیساء» را توضیح دهیم:
آرماگدون ( Armageddon) یا هر مجدون واژهای یونانی است که بنابر واژهنامههای آمریکائی مانند «وبستر» به نبرد نهائی حق و باطل در آخر الزمان معنا شده است. همچنین این واژه نام شهری است در منطقهی عمومی شام که بنابر آنچه در باب شانزدهم مکاشفات یوحنا در عهد جدید (انجیل) آمده، جنگی عظیم در آن جا رخ خواهد داد و مرحلهی فعلی زندگی بشر در آن زمان پایان مییابد، «آرماگدون» یا نبرد نهائی آخرالزمان از علائم ظهور منجی (طبق عقیدهی مسیحیت بازگشت مجدد حضرت عیسی(علیه السلام) میباشد که قدرتهای بزرگ جهان سیاست خارجی خود را بر مبنای آن جهت میدهند و نقشههای نظامی خود را به شکلی سامان دادهاند که آمادگی لازم برای این حادثه را داشته باشند. مؤسسات دینی غرب، بویژه آمریکا نیز از دههی هشتاد میلادی مردم
1) (1) . علائم آخر الزمان در ادیان و ملل مختلف، ص 15.
خود را برای استقبال از این حادثه آماده میسازند. این مؤسسات دینی پیوسته مردم خود را به ایمان به این نکته فرا میخوانند که به زودی لشکری از دشمنان مسیح که بدنهی اصلی آن را میلیونها نظامی که از عراق و ایران و لیبی و سودان و قفقاز و جنوب روسیه خواهند بود (1)تشکیل میدهد و پس از گذشتن از رود فرات که در آن زمان به خشکی گرائیده است به سوی قدس رهسپار میشوند، اما نیروهای مومن به مسیح راه این لشکر را سد کرده و همگی در «آرماگدون» با یکدیگر برخورد خواهند کرد و در این مکان درگیری و نبردی هستهای رخ خواهد داد که صخرهها ذوب میشوند، دیوارها بر زمین میغلطند، پوست تن انسانها در حالی که ایستادهاند ذوب میشود و میلیونها نفر از بین خواهند رفت؛ آنگاه حضرت مسیح برای بار دوم از جایگاه رفیع و بلند خویش به زمین خواهد آمد و پس از چندی زمام امور را به دست گرفته و صلح جهانی را بر زمینی نو و زیر آسمانی تازه برقرار خواهد کرد و قدس را مقر فرماندهی خود قرار خواهد داد.
مؤسسهی تلسن در اکتبر 1985 به بررسی موضوع آرماگدون در جامعه خود پرداخت و اعلام کرد: در حال حاضر (سال 1985) 61 میلیون آمریکائی در انتظار واقعهی «آرماگدون» بسر میبرند و مدارس انجیلی در آمریکا سالهاست بر پایهی این تحلیل که واقعهی «آرماگدون» تنها حادثهای است که بازگشت مسیح را به زمین ممکن
1) (1) . بنا بر پیشگوئیهای حرقیال فصل 38 و 39.
میسازد به تبلیغ این واقعه پرداختهاند و آن را واقعهای بسیار نزدیک جلوه میدهند.
در سال 1997 میلادی نیز خبرگزاری آسوشتید پرس طبق یک نظرسنجی اعلام کرد 25% جمعیت آمریکا اعتقاد راسخ دارند، که در آغاز هزارهی سوم میلادی جنگ جهانی «آرماگدون» که آن را «جنگ فرات» نیز میگویند در منطقهی فلسطین آغاز خواهد شد و این جنگ تا مدت 7 سال ادامه خواهد داشت و در اثر این جنگ، دنیا نابود خواهد شد و در پایان این جنگ هفت ساله، که آن را مصیبت بزرگ برای کلیسا و مسیحیان میدانند مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته و ظهور خواهد کرد و پس از شکست دشمنان خود، حکومت جهانی خود را با مرکزیت بیت المقدس تشکیل خواهد داد.
قرقیسا: اهلبیت(علیه السلام) نیز از واقعهای به نام «قرقیسا» خبر دادهاند که از جهاتی شبیه همان «آرماگدون» تورات میباشد هر چند از خرافهها و تحریفها و تطیبقهای بیجای آنها بدور است.
در روایتی میسّر از امام باقر(علیه السلام) نقل میکند که حضرت فرمودند: ای میسّر از این جا تا «قرقیسا» چقدر راه است؟ میسّر میگوید: عرض کردم. در همین نزدیکیها در ساحل شط فرات قرار دارد، حضرت فرمودند: به زودی در آن جنگی واقع شود که از روز خلقت آسمانها و زمین، چنین جنگی واقع نشده باشد و تا آسمانها و زمین هست نخواهد شد، سفرهای
است که درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد. (1)
همچنین عبدالله بن ابی یعفور از امام باقر(علیه السلام) نقل میکند که حضرت به من فرمودند: برای بنی العباس و بنی مروان جنگی در «قرقیسا» خواهد شد که جوان در آن پیر میشود، و خداوند نصرت را از ایشان بر میدارد و به پرندگان آسمان و درندگان زمین گفته میشود که از گوشت جبارین و ستمکاران سیر شوید پس از آن سفیانی خروج خواهد کرد. (2)
بررسی:
بنابر برخی روایات و یا آنچه در تورات و انجیل آمده، از یک جنگ تمام عیار و بسیار سخت در منطقهی «آرماگدون» یا «قرقیسا» سخن به میان آمده اما از جنگ جهانی سوم نامی برده نشده است و اینکه کسی بگوید آن جنگ مورد نظر در روایات، همان جنگ جهانی سوم است ادعائی بدون دلیل است. آری برخی به واسطهی قرائن یا شواهدی حدس زدهاند که شاید جنگ مذکور، همان جنگ جهانی سوم باشد.
از جنگ جهانی دوم تاکنون بیش از 150 جنگ عمده و صدها شورش مسلحانه و انقلاب رخ داده است و از پایان جنگ جهانی دوم تعداد کشتهها در نزاعهای مسلحانه بیش از 23 میلیون نفر بوده است؛ و طبق گزارش صلیب سرخ جهانی، بیش از 100 میلیون نفر در جنگهایی که از آغاز این قرن به وقوع پیوسته، جان خود را از دست دادهاند و و برخی
رسانهها اعلام کردهاند جنگهای قرن بیستم، جنگهای تمام عیاری بوده که جنگهای قرون گذشته در مقایسهی با آن مانند جنگهای خیابانی بوده است. (1)
بنابراین اگرقرار باشد هر جنگ و نزاعی که میشود با آن جنگ مورد نظر در منابع تاریخی مقایسه شود هر روز باید تطبیقی انجام شود و چندی بعد بطلان آن آشکار گردد. علاوه بر اینکه به خصوص در اخبار صحیح در مورد «قرقیسا» سخنی از حق بودن یکی از گروههای متخاصم نیامده است بلکه سخن از آن است که جباران و ستمگران در این جنگ نابود میشوند، اما در حال حاضر سران انگیس و آمریکا ادعای حقانیت جنگ «آرماگدون» را برای خود دارند، و معلوم است که جباران روزگار میخواهند با این تحلیلها، سیاستهای استعماری و استکباری خود را توجیه کنند و ملتهای زیر سلطهی خود را با قدرتو قوت کاملتری استثمار کنند و ددمنشیهای خود را به نام زمینهسازان ظهور حضرت عیسی(علیه السلام) معرفی کنند و ملتها را بفریبند.
نتیجهگیری:
بنابر آنچه گفته شد به دست میآید که اصل زیاد شدن جنگ و کشتار از علائم آخر الزمان میباشد و قبل از ظهور کشتار بزرگی در منطقهی «قرقیساء» برای از بین رفتن جباران و ستمگران به پا خواهد
1) (1) . فرهنگ الفبائی مهدویت، ص 204.
شد اما اصل وقوع جنگ جهانی سوم یا اینکه اگر چنین جنگی در آینده واقع شود از علائم ظهور باشد و آن جنگ به ظهور حضرت منجر گردد و از همه مهمتر اینکه حتماً یکی از دو طرف در این جنگ جهانی، حق باشد هیچ یک دلیل و مدرکی ندارد و یا صرف حدس و گمان ظنی است. بویژه اینکه تحریف استکبار برای استثمار مردم و چپاول و غارت اموال آنها نیز همراه این موضوع میباشد.
پرسش:
آیا عوامل طبیعی مانند پاره شدن لایه اوزون و کم شدن آب شیرین در تعجیل فرج امام زمان تاثیر دارد؟
پاسخ:
آنچه مسلم است آن است که بعضی از روایات پیرامون ظهور حضرت مهدی(عج) از آن حکایت دارد که قبل از ظهور آن حضرت جهان از فساد و تباهی پر خواهد شد، و به یمن و برکت ظهور آن رهبر بزرگ، سرتاسر جهان از عدالت پر خواهد گشت.
چنانچه از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیهی 17 سورهی حدید «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» (1)حکایت شده: خداوند زنده میکند زمین را به واسطهی قائم(علیه السلام) زیرا با عدالت رفتار میکند از این رو زمین زنده میشود بواسطهی عدالت، بعد از مردن آن بواسطهی ظلم. (2)
روایات متعدد دیگری با این مضمون که «حضرت حجت زمین را از عدالت پر میکنند بعد از آنکه از جور و ستم» پر شده بود، از معصومین حکایت شده است. (1)
و همچنین از آیهی 41 سوره ی روم که میفرماید:
«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»
به دست میآید که این فساد و تباهی دستاورد خود مردم است. وقتی مردم از اطاعت دستورات خدا سرپیچی میکنند و بدیها را بر نیکیها بر میگزینند فساد در زمین جاری میشود.
اما در این که آیا شکافته شدن لایهی اوزون یا کم شدن آب شیرین و اموری از این قبیل مانند سوختن جنگلها در آتش یا زیاد شدن زلزله و... از مظاهر این فساد در زمین هست یا خیر؟ به نظر میرسد موارد یاد شده و امور دیگری از این قبیل، اگر موجب زیان، سختی و رنج مردم در زندگی روزمره میشود میتوان گفت از مظاهر فساد است چرا که خدا زمین را گسترانده است و نعمتهای خود را در اختیار بشر قرار داده است، که مردم از این مواهب خدا دادی استفاده کنند نه اینکه به رنج و سختی بیفتند.
1) (1) . ملاحم سید بن طاووس، ص 144 تا 149؛ معجم الملاحم والفتن، ج 3، ص 200.
ی ادآوری:
روایات اهل بیت(علیه السلام) از پرشدن زمین از فساد، قبل از ظهور حکایت دارد اما این پر شدن از ظلم و فساد علت برای ظهور نیستند بلکه از ویژگیها و نشانههای قبل از ظهور این است که زمین از فساد پر خواهد شد و این تقارن و همجواری و در عرض هم قرار گرفتن فساد و به همراه آن ظهور و پر شدن از عدالت دلیل بر این نیست که بگوئیم: «پس فساد علت ظهور است.»
نتیجه:
قبل از ظهور حضرت حجت(عج)، زمین از ظلم و فساد پر خواهد شد و عدهای اگر چه اندک باشند «ظالم» خواهند بود و عدهای اگر چه اکثریت مردم جهان را تشکیل دهند «مظلوم» واقع خواهند شد و بواسطهی گناه و معصیت، مردم گرفتار این فسادها و بلاها خواهند گشت تا آن که پشیمان شوند و باز گردند و به خدا روی بیاورند (چنانچه از آیهی 4 سورهی روم بدست آمد) و اموری مانند شکافته شدن لایهی اوزون اگر باعث اختلال در زندگی بشر و بهم خوردن چرخهی صحیح حیات گردد، میتواند از مظاهر و مصادیق فساد باشد که خود مردم موجبات آن را فراهم کردهاند اما این فساد و ظلم علت ظهور نیست بلکه وقت ظهور را خداوند طبق مصلحت بندگان معین خواهد فرمود، و قطعاً آمادگی مردم برای پذیرش دستورات آن حضرت در تعجیل در فرج شریفش مؤثر خواهد بود و این بدان معنا نیست که ما باید به فساد در جامعه دامن بزنیم و یا به لایهی اوزون ضربه بزنیم بلکه وظیفه منتظر
واقعی اصلاح و مقابله با این فسادهاست.
به امید آنکه با انتظار صحیح و سازنده شاهد تشکیل دولت جهانی و بر حق حضرت مهدی(علیه السلام) و از بین رفتن همهی مظاهر ظلم و فساد باشیم. ان شاء الله!
پرسش:
پاسخ:
قبل از آنکه بحث نشانههای ظهور حضرت را بررسی کنیم تذکر این نکته لازم است که با دقت در علائم ظهور در مییابیم که این علائم و نشانهها نسبت به ظهور رابطهی سببی و مسببی ندارند یعنی این نشانهها علت و سبب تحقق ظهور نیستند بلکه تنها زمان ظهور را اعلام میکنند و به اصطلاح کاشف از این واقعیت است که ظهور نزدیک شده است و به تعبیر دیگر نشانههای ظهوررخدادهایی هستند برای «اعلام عمومی نزدیکی ظهور» و «ایجاد آمادگی روانی مردم» برای استقبال از ظهور امام. (1)
1) (1) . محمد صدر، تاریخ الغیبۀ الکبری، ص 396، ترجمه شده به نام تاریخ غیبت کبری ترجمه دکتر سید حسن افتخارزاده.
نه اینکه علت ظهور باشد که بگوییم حتماً بعد از ظاهر شدن نشانهها، ظهور امام تحقق مییابد. بلکه ممکن است نشانهای بیاید ولی ارادهی الهی تغییر کند و ظهور امام انجام نشود.
منظور از نشانههای ظهور:
رخدادهایی را که براساس پیشبینی ائمه(علیه السلام) پیش از ظهور حضرت یا در آستانهی آن، پدید خواهند آمد نشانههای ظهور گویند، تحقق هر کدام از نشانهها نویدی است بر نزدیکتر شدن ظهور امام؛
بنابراین پدیدار شدن یک یا چند نشانه از مجموعه نشانههای ظهور، چیزی جز نزدیکتر شدن زمان ظهور را نمیرساند. البته بعضی از نشانهها و علائمی که ائمه(علیه السلام) پیشگویی کردهاند به وقوع پیوسته است. مثلاً در روایات به اختلاف در میان امت اسلام، انحراف بنیعباس و جنگهای صلیبی و ... به عنوان نشانههای ظهور خبر داده شده، که ظاهراً آنها تحقق پیدا کرده است. (1)
مشخص نبودن زمان ظهور:
از امور مسلم و قطعی، اصل ظهور حضرت مهدی(عج) است و البته نشانهها و اتفاقاتی قبل از ظهور حضرت پدید میآید ولی زمان ظهور حضرت مشخص نیست و هیچ کس جز خداوند از وقت ظهور آگاهی
1) (1) . غیبت نعمانی، علائم پیش از قیام.
ندارد، بارها مسلمانان و حتی اصحاب ائمه از زمان ظهور حضرت سوال میکردند، ولی ائمه(علیه السلام) به صراحت از مشخص نبودن زمان ظهور سخن گفتهاند؛ و فرمودهاند که علم به زمان ظهور همچون علم به زمان قیامت، منحصر به خداوند است: از حضرت علی(علیه السلام) در روایتی حکایت شده:
«و اما زمان ظهور حضرت مهدی(عج) به روشنی برای ما مشخص نشده است بلکه او تا زمانی که خداوند اجازه خروج دهد، از دیگران پنهان است.» (1)
و در روایتی دیگر نقل شده که امام باقر(علیه السلام) در جواب کسی که سوال از وقت معین ظهور کرد 3 بار فرمودند: «کذب الوقاتون»؛ (2)«کسانی که وقت معین میکنند دروغگو هستند.»
تفاوت زمینههای ظهور با علائم آن:
ظهور امام زمان(عج) شرایط و نشانههایی دارد که از آنها به عنوان «زمینههای ظهور» و «علائم آن» یاد میشود تفاوت این دو آن است که زمینهها در تحقق ظهور، تاثیر واقعی دارند به گونهای که با فراهم شدن آنها. ظهور امام اتفاق میافتد و بدون آنها ظهور نخواهد بود؛ ولی «علائم» در ظهور نقش ندارند بلکه تنها نشانههایی هستند که به
وسیلهی آنها میتوان به اصل ظهور حضرت و یا نزدیک شدن آن پی برد.
با توجه به تفاوت یاد شده به خوبی میتوان دریافت که زمینهها و شرایط نسبت به علائم و نشانهها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. بنابراین پیش از آنکه به دنبال علائم ظهور باشیم به زمینههای ظهور توجه کنیم و در حد توان در تحقق آن زمینهها تلاش کنیم.
شرایط و زمینههای ظهور:
برای حرکت اصلاحی و انقلاب عظیم بشری توسط حضرت مهدی(عج)، چهار شرط ذکر شده و مانند هر قیام اصلاحی دیگر قبل از آن حرکت عظیم این چهار زمینه و شرط باید فراهم باشد تا انقلاب به بار بنشیند.
در مورد انقلاب حضرت مهدی(عج) دو زمینه و شرط در محدودهی اختیارات بشر است و ما باید آن زمینهها را ایجاد کنیم و دو شرط دیگر خارج از اختیارات بشر است:
هر جنبش و خیزشی که بخواهد وضع موجود جامعه را تغییر دهد و به وضع مطلوب برساند نیاز به طرح و برنامه دارد که البته طرح و برنامه این حرکت توسط خداوند بزرگ تدوین شده است. خداوندی که عالم به ابعاد مختلف وجودی انسان میباشد و با توجه به ابعاد مختلف روحی و مادی و فردی و اجتماعی ... انسان برنامهای را تحت نام دین اسلام و کتاب قرآن در اختیار پیامبر و بعد از آن ائمه(علیه السلام) قرار داده است.
این شرط نیز در مورد قیام بزرگ حضرت مهدی(عج) فراهم است، چون رهبری این قیام در دامان امامت پرورش یافته و به سرچشمه وحی متصل است. به قرآن و معارف دین (طرح و برنامه) احاطه دارد و مورد تایید الهی است.
با نگاهی به تاریخ، به خوبی میتوان نقش و جایگاه یاوران را در حرکتها و خیزشها دریافت. مگر داستان صلح امام حسن(علیه السلام) را میتوان فراموش کرد که چگونه حضرت را رها کردند و در نهایت ایشان مجبور به قبول و امضای صلح نامه شد؟
همان طور که عدم همراهی با امام زمان(عج) غیبتساز است، همراهی و یاوری، ظهور آفرین است پس بیاییم با ولی نعمت خود پیمان وفاداری ببندیم و صفوفی به هم پیوسته از یاوران راستین فراهم آوریم تا ظهورش را درک کنیم!
یکی از شرایط مهم هر انقلاب و قیامی، همراهی و پذیرش مردمی است؛ یعنی اگر بهترین طرح و برنامه در اختیار، بهترین رهبر با یارانی منتخب و از جان گذشته قرار گیرد ولی مردم آن را نپذیرند، قطعاً به انجام نخواهد رسید. اگر حکومت اسلامی در مدینه پایهگذاری شد بدان جهت
بود که مردم یثرب خواستند و روزها مقدم مبارک پیامبر را انتظار کشیدند.
بشیر میگوید به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: مردم میگویند: «وقتی حضرت مهدی(عج) قیام کند کارها خود به خود برای او درست میشود.» حضرت فرمود: «هرگز چنین نیست قسم به کسی که جانم به دست اوست! اگر بنا بود کارها خود به خود درست شود برای رسول خدا چنین میشد.» (1)
فوائد نشانههای ظهور:
در روایات ائمه معصوم(علیه السلام) علائم فراوانی برای ظهور حضرت ذکر شده است که بعضی از آن علائم و پدیدهها طبیعی و عادی هستند و بعضی از پدیدهها غیرعادی و معجزه آسا هستند. اهتمام ائمه(علیه السلام) به طرح این موضوع و توجه دادن مسلمانان به این حقیقت نشان از اهمیت فوق العاده آن علائم دارد که البته آثار بسیاری در هدایت و سعادت فردی و جمعی مسلمانان دارد. بعضی از فواید علائم ظهور به این ترتیب است:
بازشناسی مدعیان دروغین مهدویت؛
آمادگی مردم برای ظهور حضرت حجت(عج)؛
پر فروغتر شدن نور امید در دل مؤمنان و شیعیان؛
هشدار به منحرفان جهت جبران گذشته و مهیا شدن جهت ظهور؛
اثبات علم و صداقت ائمه(علیه السلام) در پیشگوئی از آینده.
1) (1) . غیبت نعمانی، باب 15، ج 2، 399.
نشانههای ظهور:
آنچه از روایات استفاده میشود این است که نشانههای ظهور حضرت بر دو قسم است: نشانههای حتمی و غیرحتمی.
نشانههای حتمی: منظور از این نشانهها آن است که تحقق و پدیدار شدن آنها بدون هیچ قید و شرطی، قطعی و الزامی خواهد بود به گونهای که تا آنها واقع نگردد، حضرت مهدی(عج) ظهور نخواهد کرد و اگر کسی پیش از واقع شدن این نشانهها ادعای ظهور نماید، ادعای نادرستی کرده است.
چند نمونه از این علائم به شرح ذیل میباشد:
امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «خروج سفیانی از علایم حتمی است، و قیام او در ماه رجب خواهد بود.» 1
یکی از علائم حتمی که پیشوایان معصوم ما بر آن بسیار تاکید کرده و
به طور صریح بیان فرمودهاند خروج سفیانی است این شخص، که طبق پارهای از روایات مردی اموی و از نسل یزید بن معاویه بن ابیسفیان است و از پلیدترین مردم است، با خاندان نبوت و امامت و شیعیان دشمنی ویژهای دارد و در شهرهای عراق به ویژه در نجف و کوفه، جنایات بزرگی مرتکب میشود... سفیانی بعد از مدتی از عراق به شام و دمشق فرار میکند؛ امام سپاهی را به تعقیب او میفرستد و سرانجام او را در «بیت المقدس» هلاک کرده و سرش را جدا میکنند. (1)
از جمله علائم حتمی، فرو رفتن لشگر سفیانی در «بیداء» است. بعد از قتل و غارت در مدینه، سپاهی از طرف سفیانی به سوی مکه میرود و در بین راه مکه و مدینه به فرمان خدای متعال به زمین فرو میروند. (2)
امام باقر(علیه السلام) در حدیث معتبری میفرمایند:
به فرمانده لشگر سفیانی گزارش میرسد که مهدی(عج) به سوی مکه حرکت کرده است. او سپاهی را به دنبال آن حضرت روانه میکند. آنها به وی دست نمییابند و مهدی(عج) داخل مکه میشود... فرمانده سپاه سفیانی با سپاهش در «بیداء» فرود میآیند. در این هنگام، ندا دهندهای از آسمان ندا میدهد: «ای زمینِ «بیداء» اینان را نابود کن!» پس زمین
آنها را در خود فرو میبرد... (1)
و همچنین از امام صادق(علیه السلام) حکایت شده: «از علایم حتمی که پیش از قیام اتفاق خواهد افتاد قیام سفیانی و فرو رفتن در زمین «بیداء» است.» (2)
براساس روایات متعدد، پس از ظهور امام، در مکه بانگی بسیار مهیب و رسا از آسمان شنیده میشود که امام را با اسم و نسب به همگان معرفی میکند و به مردم توصیه میکند که با امام بیعت کنند تا هدایت یابند و با او مخالفت نکنند که گمراه میشوند.
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که میفرمایند:
«عن عمر بن حنظله قال سمعتُ ابا عبدالله(علیه السلام) یقول: «قبل قیام القائم خمس علامات محتومات الیمانی و السفیانی و الصحیحه و قتل النفس الزکیه و الخسف البیداء»؛ «قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیحه و ندای آسمانی و قتل نفس زکیه و خسف بیداء» (3)
1) (1) . غیبت نعمانی، ص 392، باب 14، ح 67.درباره وثاقت این حدیث احمد بن محمد، معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 296، احمد بن حسین، معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 97، حسن بن محبوب، معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 72، عمرو بن ابی القوام، جابر بن یزید جعفی، ج 4، ص 17
2) (2) . غیبت نعمانی، ص 372
3) (3) . کافی، ج 8، ص 210؛ کمال الدین صدوق، ص 650، ج 2، عربی؛ غیبت نعمانی، ص 252، باب 14، ح 9؛ غیبت طوسی، ص 267 ناشر مکتبه بصیرتی قم، چاپ غدیر، مضمون روایت.
انسان جوان و پاکی بین رکن و مقام توسط اهل مکه کشته میشود.
قیام سرداری از سرزمین یمن یکی از علائم حتمی است که اندکی پیش از ظهور رخ خواهد داد وی که مردی صالح و مؤمن است علیه بدیها و انحرافات قیام میکند و با تمام توان با بدیها و تباهیها مبارزه میکند.
از امام باقر(علیه السلام) در این باره حکایت شده:
در میان بیرقهایی ] که قبل از قیام مهدی(عج) بلند میشود [ پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی وجود ندارد که آن پرچم هدایت است. (1)
نشانههای غیرحتمی: اموری هستند که درصورت فراهم بودن شرایط به عنوان نشانه پدید میآید. بعضی از این نشانهها را برمیشماریم.
به روایتی از امام صادق(علیه السلام) که به گوشهای از مفاسد آخرالزمان اشاره فرموده توجه کنید:
حکایت شده که امام صادق(علیه السلام) به یکی از یاران خود فرمود:
هر گاه دیدی که:
1) (1) . غیبت نعمانی، ج 13، ص 264 ناشر مدین؛ نگین آفرینش، ص 157؛ تاریخ غیبت کبری، سید محمد صدر، ص 653 ترجمه افتخارزاده.
ظلم و ستم فراگیر شده؛
کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمیشود و بدکاران بازخواست نمیشوند؛
بچهها به بزرگترها احترام نمیگذارند؛
نوجوانان پسر، همان کنند که زنان میکنند؛
انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف میکنند؛
کسی که امر به معروف میکند خوار و ذلیل است؛
نماز را سبک شمارند؛
هرج و مرج زیاد است؛
در مکه و مدینه کارهایی میکنند که خدا دوست ندارد؛
سال به سال بدعتها و بدیها بیشتر شود؛
زنها بر مسند حکومت بنشینند و هیچ کاری جز خواستهی آنها برای آنها پیش نرود؛
هدف مردم شکم و شهوتشان است؛
و دیدی که نشانههای حق ویران شده است، در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد! (1)
و نیز در روایتی دیگر برخی نشانههای غیرحتمی را اینگونه برشمردهاند:
1) (1) . بحارالانوار، ج 52، ص 260 - 256.
خراب شدن دیوار مسجد کوفه؛
جاری شدن نهری از شط فرات در کوچههای کوفه؛
قحطی شدید قبل از ظهور؛
وقوع زلزله و طاعون در کثیری از بلاد؛
حرکت پرچمهای سیاه از خراسان؛
خراب شدن بصره؛
کسوف خورشید در سیزدهم یا چهاردهم ماه رمضان؛
فرا گرفتن ظلمت و کفر و معاصی در تمام عالم. (1)
یادآوری:
این نشانهها بدان معنا نیست که ما به گناه و ستم کمک کنیم تا نشانههای ظهور تحقق یابد( چنانچه برخی کوته فکران میپندارند.) بلکه ما باید با تلاش فردی (خود سازی) و تلاش اجتماعی(کوشش در راه اصلاح جامعه و توسعهی عدل و...) زمینه ساز ظهور حضرت گردیم و انشاءالله از یاران امام زمان (عج) قرارگیریم.
1) (1) . بحارالانوار، ج 52، ص 275... و کتاب نشانههای شگفتآور آخرالزمان.
پرسش:
پاسخ:
این سوال بسیار مهم و در واقع سوال همهی شیعیان و محبین اهل بیت میباشد. به نظر میرسد اگر ما وظیفهی خود را در زمان و دوران انتظار بدانیم و بدان وظایف عمل کنیم در واقع خود را برای زمان ظهور آماده کردهایم.
«آمادگی برای ظهور مستلزم انتظاری خوب و شایسته است.»
اینک در این نوشتار به صورت کلی و مختصر برخی وظایف منتظران حضرت را بیان میکنیم و برای مطالعه بیشتر - به کتابهایی که به طور مفصل به این موضوع پرداختهاند که بعضی از آنها را در این نوشته نام میبریم - مراجعه فرمایید.
یکی از ویژگیهای منتظر، شناخت و معرفت به امام زمان است نه فقط یادگیری نامها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت؛ بلکه معرفت داشتن به ویژگیها و ابعاد وجودی حضرت و اندیشیدن در کلمات و اوامر حضرت و تأمل در حکمت نامها و نشانهها و علائم ظهور و شگفتی ولادت و حیات او، همچنین دانستن سبب و حکمت غیبت پر رمز و راز حضرت که به یقین وقتی انسان معرفت به این موارد پیدا کرد و اهداف و آرمانهای او را فهمید خود را برای عملی کردن اهداف امام زمان آماده میسازد و خشنودی او را به خشنودی خودش ترجیح میدهد و سعی میکند سرباز خوبی برای آن حضرت باشد.
از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) حکایت شده:
«من مات و هو لایعرف امامَهُ ماتَ میتۀً جاهلیۀً»؛ (1)
«کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»
1) (1) . محاسن برقی، ج 1، ص 251 و بحارالانوار مرحوم مجلسی، ج 23، ص 76 و با تعبیر «من مات ولم یعرف امام زمانه فقد مات میتۀ جاهلیۀ» الصوارم المهرقۀ، شهید نور الله التستری، ص 263 این روایت را از صعمین نقل میکند.
راههای شناخت امام زمان:
از جمله راههای شناخت امام زمان عبارتند از: 1. تلاش برای آگاهی بیشتر از حضرت یا از طریق شنیدن از بزرگان و یا مطالعهی کتابهایی که در این زمینه نوشته شده است، مانند کتاب مکیال المکارم که مرحوم آیتالله سید محمدتقی موسوی اصفهانی تالیف کردهاند و طبق گفته نویسنده به فرمان خود امام زمان(عج) نوشته شده است این کتاب یکدوره امامشناسی که ترجمه فارسی هم شده است. (1)
راه اول: راه معرفت علمی است ولی راه دوم: راه شناخت قلبی و روحی است.
اگر چه امام زمان غایب است ولی اراده و فرمانش در میان همهی خلایق جاری است. دستوراتش را باید شناخت و فرمانهایش را باید اطاعت کرد.
از امام صادق(علیه السلام) حکایت شده که میفرماید:
خوشا به حال شیعیان مهدی قائم(علیه السلام) آنان که در دوران غیبت او چشم انتظار ظهور اویند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او.» (1)
حال سوال این است چگونه او امر و دستورات امام زمان(عج) را در زمان غیبت ایشان بدانیم و به آنها عمل کنیم؟
در جواب این سوال باید گفت که اگر چه در خصوص امام زمان ارتباط محسوس بین امام و مردم وجود ندارد ولی در هیچ یک از دو غیبت صغری و کبری امام زمان، پیوند امام با مردم به طور کلی قطع و گسسته نشده است زیرا در هر دو غیبت، امر سفارت و نیابت وجود داشته و دارد و از طریق نایبان، پیوند امام با مردم برقرار بوده و هست. در زمان غیبت صغری نیابت نایبان خاص بوده و در زمان غیبت کبری نیابت نایبان حضرت عام میباشد که با توجه به شرایط و ضوابطی که مطرح میکنند اطاعت فقهاء جامع الشرایط لازم و در ردیف اطاعت از امام زمان میباشد. و مخالفت با فقیه جامع الشرایط که نایب امام است، مخالفت با امام، و مخالفت با امام، مخالفت با خداوند میباشد.
توقیع حضرت ولی عصر(عج):
سوالاتی که برای مردم حاصل شده بود و برای خودش نیز «اسحاق بن یعقوب» مشکل بود در ذیل نامهای به وسیلۀ نایب دوم، یعنی محمد
1) (1) . طوبی الشیعۀ....، بحارالانوار، ج 52، ص 150.
بن عثمان عمری به محضر حضرت مهدی(عج) فرستاد و پاسخ آنها را طلبید از جملهی آن مسائل این بود که مردم در عصر غیبت در حوادث واقعه به چه کسی مراجعه کنند؟ حضرت پاسخ فرمودند:
«.... و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی روات حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجۀ الله»؛ «اما آنچه سوال کردهای خدا تو را هدایت کند و ثابت قدم نماید... اما حوادثی که پیش میآید به راویان حدیث ما مراجعه کنید زیرا آنها حجت و نمایندگان من هستند بر شما و من حجت خدا بر شما....» (1)
از این حدیث استفاده میشود که اطاعت از ائمهی قبل، عین اطاعت از امام زمان است چون فقها با توجه به قرآن کریم و قول ائمه احکام شرعی را بیان میکنند.
انسان منتظر، انسانی کوشا است، انسانی جهادگر و مبارز است که در مسیر اقامهی توحید و استقرار ولایت از نثار هر چه دارد دریغ نمیورزد.
چنانچه از حضرت علی(علیه السلام) حکایت شده:
«کسی که چشم انتظار حاکمیت ما باشد، مانند مجاهدی است که در
1) (1) . شیخ صدوق، کمال الدین، ص 484. جهت مطالعه بیشتر به کتاب سیمای آفتاب - سیری در زندگانی حضرت مهدی(عج) - به قلم حجتالاسلام دکتر طاهری درس یازدهم (غیبت کبری و نواب عام حضرت مهدی(عج) مراجعه شود.
راه خدا به خون خویش غلطیده باشد.» (1)
و جامعهی منتظر جامعهای پویا است، جامعهای متحرک و فعال است که حاکمیت طاغوت را نمیپذیرد و بیعدالتی را بر نمیتابد. منتظر ظهور امام زمان بودن حرکت بسوی ظهور داشتن و به آرمانهای موعود عمل نمودن است.
انسان منتظر نفس اماره را کنترل و شیطان را از خود دور میکند و خود را جهت استقبال از آقا امام زمان(عج) مهیا میکند. جهت استقبال از او لوح دل را از آلودگیها و گناهان میشوید و خانه دل را به یاد خدا و با صفات حمیده و پسندیدهی انسانی زینت میدهد و الا امام زمان(عج) که به هر جایی پا نمیگذارند. نمیتوان یک گوشهی دل را از محبت دنیا پر کرد گوشهی دیگر گناهان و ... بعد به آقا بگوییم بیا بیا که سوختم، زهجر روی ماه تو؟ چگونه سوخته است انسانی که خود را برای ظهور آماده نکرده است.
آیینه شو، جمال پری طلعتان طلب جاروب زن به خانه سپس میهمان طلب
1) (1) . امیرالمومنین(علیه السلام): «المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله»، کمال الدین صدوق، ص 645.
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که میفرمایند: «اگر دوران او را درک میکردم همهی روزهای زندگیم را در خدمت به او میگذراندم.» (1)
وقتی پیامبران و امامان در خدمت به امام زمان پیشتاز هستند وقتی امام صادق(علیه السلام) آرزوی خدمت به ایشان را دارد و حضرت عیسی(علیه السلام) از آسمان فرود میآید تا او را یاری کند وظیفهی شیعیان منتظر در خدمت به ساحت مقدس او چقدر است؟
بیتردید خادمین دوران ظهور، همان خادمین دوران غیبتاند.
آنها که پس از ظهور شایستگی خدمت مییابند، همانهایی هستند که در دوران غیبت، بر خدمت به امام و امت امام همت گماشتهاند، و اهداف امام را سرلوحهی زندگی خود قرار دادهاند.
اول: تحصیل شناخت صفت و آداب و ویژگیهای آن جناب(علیه السلام)
دوم: رعایت ادب نسبت به یاد او
سوم: از وظایف بندگان نسبت به آن حضرت(علیه السلام) محبت او به طور خاص
چهارم: محبوب نمودن او در میان مردم
پنجم: انتظار فرج و ظهور آن حضرت(علیه السلام)
ششم: اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار(علیه السلام)
1) (1) . «لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی»، بحار، ج 51، ص 148.
هفتم: ذکر مناقب و فضایل آن حضرت(علیه السلام)
هشتم: اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت(علیه السلام)
نهم: حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت(علیه السلام)
دهم: تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت(علیه السلام)
یازدهم و دوازدهم: سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت(علیه السلام)
سیزدهم: قیام، هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت(علیه السلام)
چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم: گریستن و گریانیدن و خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت(علیه السلام)
هفدهم: درخواست معرفت امام عصر(علیه السلام) از خداوند - عزوجل -
هجدهم: تداوم درخواست معرفت آن حضرت(علیه السلام)
نوزدهم: مداومت به خواندن دعای غریق
بیستم: دعا در زمان غیبت آن حضرت(علیه السلام)
بیست و یکم: شناختن علامتهای ظهور آن حضرت(علیه السلام)
بیست و دوم: تسلیم بودن و عجله نکردن
بیست و سوم: صدقه دادن به نیابت از آن حضرت(علیه السلام)
بیست و چهارم: صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت(علیه السلام)
بیست و پنجم و بیست و ششم: حج رفتن به نیابت از آن حضرت(علیه السلام) و فرستادن نایب که از طرف آن جناب حج کند
بیست و هفتم و بیست و هشتم: طواف بیت الله الحرام به نیابت از
امام(علیه السلام) و نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید
بسیت و نهم: زیارت مشاهد رسول خدا و ائمۀ معصومین(علیه السلام) به نیابت از مولایمان صاحب الزمان(عج)
سیام: استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت(علیه السلام)
سی و یکم: سعی در خدمت کردن به آن حضرت(علیه السلام)
سی و دوم: اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب(علیه السلام)
سی و سوم: تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او
سی و چهارم: تجدید بیعت با آن حضرت(علیه السلام) بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
سی و پنجم: صلۀ آن حضرت(علیه السلام) به وسیلۀ مال
سی و ششم: صلۀ شیعیان و دوستان صالح امامان(علیه السلام) به وسیلۀ مال
سی و هفتم: خوشحال کردن مؤمنین
سی و هشتم: خیرخواهی برای آن حضرت(علیه السلام)
سی و نهم: زیارت کردن آن حضرت(علیه السلام)
چهلم: دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان
چهل و یکم: درود فرستادن بر آن حضرت(علیه السلام)
چهل و دوم: هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب(علیه السلام)
چهل و سوم: نماز هدیه به آن حضرت(علیه السلام) به گونۀ مخصوص در وقت معین
چهل و چهارم: اهداء قرائت قرآن به آن حضرت(علیه السلام)
چهل و پنجم: توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیلۀ آن حضرت(علیه السلام)
چهل و ششم: دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت(علیه السلام)
چهل و هفتم: دعوت کردن مردم به آن حضرت(علیه السلام)
چهل و هشتم: رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار(علیه السلام)
چهل و نهم: خشوع دل هنگام یاد آن حضرت(علیه السلام)
پنجاهم: عالم باید عملش را آشکار سازد
پنجاه و یکم: تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار
پنجاه و دوم: صبر کردن بر اذبت و تکذیب و سایر محنتها
پنجاه و سوم: درخواست صبر از خدای تعالی
پنجاه و چهارم: سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم(علیه السلام)
پنجاه و پنجم: پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت(علیه السلام) در آنها مورد تمسخر باشد
پنجاه و ششم: تظاهر با ستمگران و اهل باطل
پنجاه و هفتم: ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن
پنجاه و هشتم: تهذیب نفس
پنجاه و نهم: اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت(علیه السلام)
شصتم: متفق شدن بر توبۀ واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
شصت و یکم و شصت و دوم: پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن
شصت و سوم: دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت(علیه السلام)
شصت و چهارم: اینکه بدنت نسبت به آن جناب(علیه السلام) خاشع باشد
شصت و پنجم: مقدم داشتن خواستۀ آن حضرت(علیه السلام) برخواستۀ خود
شصت و ششم: احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت(علیه السلام)
شصت و هفتم: بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت(علیه السلام) زینت یافتهاند
شصت و هشتم و نهم: وقت ظهور را تعیین نکردن و تکذیب وقتگذاران
هفتادم: تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت(علیه السلام) در زمان غیبت کبری
هفتاد و یکم: درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان
هفتاد و دوم: اقتدار و تأسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت(علیه السلام)
هفتاد و سوم: حفظ زبان از غیر یاد خداوند و مانند آن
هفتاد و چهارم: نماز آن حضرت(علیه السلام)
هفتاد و پنجم: گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابیعبدالله الحسین(علیه السلام)
هفتاد و ششم: زیارت قبر مولایمان امام حسین(علیه السلام)
هفتاد و هفتم: بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان
هفتاد و هشتم: اهتمام در ادای حقوق برادران دینی
هفتاد و نهم: مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب(علیه السلام)
پرسش:
دیدگاه قرآن در مورد جهانی شدن چیست؟ و جهانی سازی مطلوب کدام است؟
پاسخ:
درآمد:
از جمله مهمترین رخدادهایی که در دو سه قرن اخیر، در جوامع بشری رخ نموده، و بسیاری از ارزشهای انسانی را تحت الشعاع جهان و علم مادی قرار داده و در سایۀ عقلانیت ابزاری، به نفی، یا کم اهمیت جلوه دادن نقش فراطبیعت، سنتها و باورها پرداخته، دو پدیدۀ مهم نوگرایی (1)و پسانوگرایی (2)است. در آغوش جریان نوگرایی، که خاستگاه و محل تکامل آن در غرب بوده و دامنۀ تأثیرات آن همۀ جوامع جهانی را
فرا گرفته، نوزاد غول اندام دیگری بنام جهانی شدن یا جهانی سازی پرورش یافت و به جریانی سهمگین تبدیل گردید که گسترۀ نفوذ خود را در سراسر جهان و در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گستراند.
این جریان، بیش از یک دهه است که به طور پر رنگ و ملموستری مطرح گردیده اما در عین حال توصیف کاملی از آن صورت نبسته است؛ آنچه مسلم است، این پدیده در بستر جهانی رشد و نمو کرده است که علم به معنای اثبات گرایانه و پوزیتویستی آن وجه غالبی یافته، و به عنوان غایت بدان نگریسته میشود.
اصطلاح جهانی شدن (یا جهانی سازی) از جمله ابهام آمیزترین واژهها و مفاهیم چند بعدی است که قابل تسرّی به حوزههای مختلف بوده و برای برخی هراس انگیز و زیان آور جلوه مینماید و برای برخی دیگر تصورات جادویی از ایجاد سرزمینی موعود به بار میآورد. به هر صورت توجه به این نکته لازم است که یک واقعیتگریز ناپذیری وجود دارد و آن این که جهان با سرعتی تمام در حال تغییر و تحول است و گویی که هیچ پارهای از جهان را اجتناب از آن واقعیت و پیامدهای آن میسر نیست. جوامع مسلمانان هم با نوع فرهنگ و دین و باورهای ویژه، خواه ناخواه در دامنۀ مواجهه با این جریان عظیم قرار گرفته و گریز و گزیری از آن ندارند؛ بنابراین مهم آن است که واکنشهای آنان نسبت به این جریان باید چگونه باشد و چطور میتوانند از قابلیتهای آن استفاده کرده و الگویی مطلوب ارائه دهند.
بدین جهت مسئله اصلی اینگونه جوامع نه دراصل پیوستن به جهانی
شدن، بلکه در چگونگی این پیوستگی میباشد. با فرض مزبور، پرسش محوری این نوشتار، با استناد به آیات قرآن کریم، چگونگی سازگاری یا عدم سازگاری آن با مبانی دین اسلام و همچنین چرایی و چگونگی ناپایداری آن و ماندگاری اندیشه جهانی اسلام میباشد و در حول آن تلاش برای پاسخ به چند پرسش فرعی دیگر نیز صورت خواهد بست:
این مفهوم آیا یک پدیده و اقتضاء است یا پروژهای است که از جانب قدرتهای استیلاجو ساخته و پرداخته شده است؟
چه نوع جهانی شدن یا جهانی سازی ایجاد کنندۀ نظم است و کدامیک بر هم زنندۀ آن؟ و اساساً راز ماندگاری اندیشهی جهانی به نظر قرآن چیست؟
و نهایتاً اینکه چرا به رغم این که مکتب حیات بخش اسلام مشحون از آموزههای سعادت بخش است کمتر توفیق بروز در سطح کلان به عنوان یک تئوری سرآمد و برتر را در جهان یافته است.
همۀ این سوالات و جز اینها هزاران دیگر، نشانگر این است که این یک فرایند پیچیدهای است که هر روز به ادبیات آن افزوده میشود و تاکنون نیز حجم ادبیات بسیار زیادی را به خود اختصاص داده است.
تعاریف گوناگون و اختلاف در تبیین معانی جهانی شدن و جهانی سازی نشانگر عدم توافق کلی میان محققان علوم اجتماعی و سیاسی است و در واقع این اصطلاح ساختهای نظری است که خود دارای معانی گوناگونی بوده که برداشتهای سلبی و ایجابی از آن باعث پدید آمدن
جبهههای مختلفی شده است که هر یک به تعریف خاصی اشاره
نمودهاند (1)و نمیتوان به یک تعریف خاص اشاره کرد بلکه میتوان جامعترین تعاریف را جامع تعاریف دانست که هر کدام کاستیهای دیگری را به نوعی پوشش میدهد. اما با در نظر داشتن اکثر برداشتهای سلبی و ایجابی میتوان گفت:
«جهانی شدن زنجیرهای از دگرگونیها در عرصههای گوناگون فرهنگ، سیاست، اقتصاد و زمینههای دیگر است که در کشورهای جهان روابط متقابل و متنوعی بین واحدهای مستقل ملی برقرار میکند و البته سلطۀ قدرتهای بزرگ در نفوذ حوزههای مختلف و گسترش آن که گویای طرحی پیچیده برای استعمار جدید جهان است، بیتأثیر نبوده و چنین گمان میرود که در ادامه به نظام واحد جهانی بیانجامد.»
جهانی شدن یا جهانی سازی؟
برای روشن شدن این دو مفهوم تبیین این مسئله حائز اهمیت است که جریانی که اکنون چنین چالاکانه و پر شتاب در حال ایجاد تغییرات اساسی در جامعه شده، آیا یک روند و اقتضاء اجتماعی و طبیعی است یا آنکه جریانی است که با ایدئولوژیهای خاص خود، دست ساختۀ
1) (1) . برای مراجعه به تعاریف مختلف ر.ک: کومسا، همان، ص 183؛ پل سوئیزی و دیگران، جهانی شدن با کدام هدف، ترجمه ناصر زرافشان، نشر آگاه، تهران، 1381، ص 84؛ رابرتسون، رونالد، جهانی شدن، تئوریهای اجتماعی و فرهنگی جهانی، ترجمه کمال پولادی، تهران، نشر ثالث، 1380، ص 296؛ لکوم واترز، جهانی شدن، ترجمه اسماعیل مردانی گیوی، سیاوش مریدی، ناشر سازمان مدیریت صنعتی، تهران، 1379، ص 60؛ محمدحسین رفیعی، آن سوی جهانی سازی، نشر صمدیه، 1381، ص 11.
سیاستها و قدرتهای نیرومند است؟ به تعبیر دیگر آیا یک پدیده است یا پروژه؟
آنچه متصور است، دو نوع نگرش کلی در اینجا وجود دارد: عدهای آن را فرایندی طبیعی دانسته و معتقدند اقتضای دنیای کنونی، به همراه داشتن چنین تغییرات اساسی است و مخالفت با آن به مثابۀ ایستادن در برابر سیلاب سهمگینی است که نتیجهای جز انزوا یا نابودی نخواهد داشت و دستهای دیگر با نگرش منفی بدان مینگرند و آن را محصول سیاستهای پشت پرده قدرتها میدانند.
البته دو طرز تفکر دیگر در کنار این دو نظر کلی وجود دارد: برخی میگویند: این درست است که جهانی شدن توسط نقشههای قدرتهای بزرگ اقتصادی و سیاسی سامان یافته است اما با گستردگی آن در سطح جهان از حالت پروژه خارج شده و به یک روند طبیعی - اجتماعی تبدیل شده است. یعنی اگر چه ریشۀ استعمارگرانه میتواند داشته باشد اما اکنون کمتر میتوان سیطرهای واحد بر فرایندهای آن را مشاهده کرد؛ عدهای دیگر بر عکس دسته قبل میگویند: جهانی شدن در ابتدا فرایندی طبیعی بوده که سپس (بخصوص در دهههای اخیر قرن بیستم) بصورت پروژه درآمده است.
اصولاً «جهانی شدن» به عنوان یک روند یا فرایند تلقی میشود که بسیاری از متفکرین غربی چنین وانمود میکنند که مرحلهای از تاریخ است که جهان را گزیر و گریزی از آن نیست که به دنبال تغییراتی که در جهان اطلاعات حاصل شده است، همه کشورها ناچارند در جهت و جریان
آن حرکت نمایند و تبعات آن را پپذیرند. در یک روند، کمتر اراده و اختیارات گروهی مشاهده میشود و حوادث غالباً خارج از اختیار آنها خود بخود رخ میدهد بدون آن که برنامهریزی خاصی بر آن شده باشد. جهانی شدن عموماً فرایندی اجتماعی و دارای آهنگ و حرکتی خاص است که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است از بین رفته و مردم بطور فزاینده از کاهش این قید و بندها آگاه میشوند (1)و گفته میشود نباید با موج آن به مخالفت برخاست. (2)آنان که جهانی شدن را به عنوان یک روند میدانند، نگرش آنان به این پدیده مثبت بوده و در پی اثبات آناند که این اقتضایی است که خواهد توانست امکانات بسیاری را در اختیار کشورهای جهان سوم قرار دهد. در این طرز تفکر، جهانی شدن مبانی فلسفی دارد و عمدتاً از تفکر لیبرال، بطور طبیعی ناشی میشود. (3)
اما زمانی که سخن از «جهانی سازی» میرود، منظور تلاش گستردهای است که از جانب قدرتمندان برای واگذاری حاکمیت جهان بدست نیروهای خاص صورت میگیرد. جهانی سازی پروژهای است که با فراهم سازی و بهرهمندی از امکاناتی به سیطرهای گسترده بر جهان دست یافته میشود تا با کنترل بر عرصههای مختلف از گستردگی قلمرو ادیان
نیز کاسته شود و این همان تعبیر جدید از پدیدههای امپریالیسم و استعمار سلطه جهانی است. عمق جهانی سازی، قدرت است. قدرت هرمونیک و استیلاطلب غرب میگوید، کشورهای پیرامونی حق هر کاری را ندارند کارهای اصلی و محوری را ما انجام میدهیم و تولید هر کشور باید منوط به نظر ما باشد. به عنوان مثال آنان هرگز حق ندارند صاحب تکنولوژی برتر باشند و هر کشوری در حد لیاقت و شایستگی اقتصادی خود حق تولید دارد و آمریکا در رأس قدرت غرب، جهان را طبقاتی و خود را در صدر آن میبیند و مسلم است با ایجاد جهانی طبقاتی یا مرکز پیرامونی، اگر کشورهای در رأس و مرکزی سرفه کنند کشورهای پیرامونی تب خواهند کرد و با تب آنان، کشورهای پیرامون خواهند مرد. لذا جهانی سازی به عنوان یک پروژه عیناً اجرای تئوری غرب خصوصاً در رأس آن آمریکا است. (1)
سابقه بحث
در بحث از جهانی شدن دو نکته را باید از یکدیگر تفکیک نمود: یکی جهانی شدن در قالب مفهومی آن است و دیگری جهانی شدن در قالب یک فرایند یا پروژه. مفهوم و فرایند دو امر متفاوت میباشند. اگر به عنوان یک مفهوم مورد نظر باشد دارای سابقه کوتاهی است که از چند دهه تجاوز نمیکند مفاهیمی همچون « Global »، « Globality »،
1) (1) . همان.
« Globalism »، « Globalization » سابقه چندان طولانی ندارند و از یکی دو دهه قبل در بخش واژگان و مفاهیم جدید گنجانده شدهاند. اما اگر به عنوان یک فرایند در نظر گرفته شود سابقه زیادی را سهم خود خواهد نمود که معمولاً تنها در علوم اجتماعی به سالهای 1600 میلادی به بعد نسبت داده میشود و هر چه زمان به جلوتر آمده این سهم بیشتر شده است و حتی برخی بر این باورند که در دهههای آتی این فرایند، موضوع بیشتر فعالیتهای علمی و عملی انسان معاصر خواهد شد. (1)
اساساً در مورد خاستگاه این مفهوم سه نقطه نظر کلی وجود دارد:
الف. جهانی شدن پدیدهای نوظهور نیست که به واسطه ارتباط آن با تحولات تکنولوژی در سیری بیوقفه قرار گرفته باشد بلکه فرایندی است که از ابتداء تاریخ تاکنون وجود داشته و سابقهای چند هزار ساله دارد. اگر از زاویه مثبت به مسئله بنگریم، ادیان الهی که داعیه فرامرزی و نجات انسانها دارند را میتوان در زمرۀ جهانی اندیشان قلمداد کرد. اصولاً ایدئولوژیها چه الهی باشند یا بشری به نوعی، اندیشه جهانی را در خود دارند.
ب. جهانی شدن فرایندی است که همزمان و همگام با توسعه نظام سرمایهداری و گسترش نوسازی به وجود آمده است و اغلب واژهای
1) (1) . آردی، مک کین، آر. لیتل، امنیت جهانی، رویکردها و نظریهها، ترجمه اصغر افتخاری، چاپ اول، تهران، 1380.
جایگزین برای گفتمانهای کهنهتر امپریالیسم و نوگرایی است. (1)
ج. فرایندی است که دیگر فرایندهای موسوم به پسامدرنیسم و پساصنعتی شدن را درهم آمیخته است.
به هر حال گر چه این مفهوم دارای سابقهای دیرینه است و برخی صاحبنظران آن را دارای تباری طولانی میدانند و آبشخور آن را در آموزههای بسیار پیشینی مییابند اما رواج آن بیشتر مربوط به دهههای 60 به بعد قرن بیستم است که نظریه «دهکدۀ جهانی» مک لوهان (2)تنها تظاهرات جدید آن است. (3)و البته گسترش و توسعه این اصطلاح به عنوان مفهومی جامعه شناختی و آکادمیک مدیون رولاند رابرتسون از دانشگاه پیتسبورگ است.
جهانی شدن پدیدهای ایدئولوژیک:
آنچه ما را در این راستا محتاط مینماید بررسی آن است که آیا جهانی شدن پدیدهای ایدئولوژیک است یا نه؟ یافتن پاسخ به این سوال برای ما در جایی راهگشاست که به نتایج حاصل از ایدئولوژیک بودن یا عدم آن واقف باشیم. اگر منظور از ایدئولوژی، نظام فکری خاصی است که
1) (1) . ر.ک: جان تامپسون، رسانهها و مدرنیته، ترجمه مسعود اوحدی، تهران، نشر سروش، 1380، ص 204؛ نیز ر.ک: داگلاس کلنر، نظریۀ انتقادی جهانی شدن، ترجمه حسین شریفی رهنانی، مجله سیاسی اقتصادی اطلاعات، شماره 180 - 179، ص 148
2) (2) . Mc luhan.
3) (3) . کاظمی، علی اصغر، جهانی شدن فرهنگ و سیاست، نشر قومس، تهران 1380، چاپ اول.
مولود جهان بینی است و در پی ترسیم بایستیها و شایستگیهاست (1)آنگاه استنباط بدینگونه است که پدیدهای که ایدئولوژیک باشد تحت تاثیر اراده و اعتبار انسان بوده و در مراحل مختلف، در تأثیر الزامهای ایدئولوژیک خواهد بود که باورها در شکلگیری آنها تأثیر دارند.
جهانی سازی نیز پدیدهای است ایدئولوژیک، چون تحولی خود به خودی نیست و پای عوامل انسانی در میان است که در دهههای متمادی با إعمال سیاست گذاریهای خاص شکل یافته و باورهای خاصی - از جمله استیلاء فرهنگ غرب به عنوان فرهنگ برتر (2)- در شکلگیری آن نقش مؤثر داشته است بنابراین فرض غیرایدئولوژیک خواندن آن - برای اثبات این که آن را جریانی خودبخودی بدانیم پس لزومی به بدبینی نسبت به آن نیست - ادعایی بیاساس است. لااقل در خوش بینانهترین صورت باید پذیرفت که در شکل اولیه و کودکیاش با چهرۀ تکنولوژیکی پدید آمده و در مراحل بلوغ و جوانی صبغۀ ایدئولوژیکی به خود گرفته که اهداف خاصی را دنبال میکند.
اگر بحث از جهانی اندیشی و جهانی سازی اسلام در ادبیات قرآنی را هم بخواهیم مطرح نمائیم مسلماً بعد ایدئولوژیکی آن و اینکه معیارها و قواعد و اهداف آن چیست، نیز مطمح نظر خواهد بود.
اهداف جهانی شدن
آنچه ذهن هر پژوهندۀ منصفی را به خود مشغول میسازد این است که سهم ارزشها و اصول انسانی که در زندگی بشر کم سهمی هم نیست در کجای ادبیات جهانی شدن قرار دارد؟ در همۀ تئوریهای ارائه شده برای جهانی شدن که اغلب خاستگاه و زادگاهی غربی دارند، نادیده گرفتن این ارزشها و توجه به مفهوم سلطهطلبانه و استکباری به اشکال مختلف و تقسیم انسانها و جوامع به شمال و جنوب و درجات یک و دو و سه، نقطهای دردناک است در تمام شاخهها، طرحها و رهآوردهای جهانی شدن، سخن از عدالت، معنویت، ارزش، اعتماد و فضیلت که نیست هیچ، بلکه سیر و جریان حرکت در راستای مخالفت و معاندت با این اصول برای دستیابی به منافع و منابع بیشتر برای ساختن جهانی نیمی مسلّح و نیمی گرسنه میباشد که برای بشریت بسیار ویرانگر است. بنابراین میتوان تصور کرد که یکی از اهداف مهم جهانی سازی، مستحیل نمودن تمام نظامهای ایدئولوژیک و تبین آنها براساس برداشتهای سکولاریستی و لیبرالیستی است. اما این هدف و سیاست همواره متکی بر یک نقطۀ محوری بوده و آن منفعت طلبی است که در این راستا قدرت نقش تعیین کنندهای را خواهد داشت. در واقع دمیدن روح سرمایهداری در کالبد جهان معاصر شدیداً مورد نظر قدرتمندان امروزی جهان است. لیبرالیسم در تمام ابعاد خود تبلیغ میشود تا مقاومتهایی که ریشه در مبانی دینی جوامع دارد از میان رخت بر بندد. به تعبیر ادوارد سعید، ما شاهد یک نوع امپریالیسم فرهنگی هستیم که
در صدد است از طریق گسترش رسانههای جمعی، فرهنگ کشورهای عقب مانده و ضعیف را تحت سلطه خود قرار دهد. (1)امروزه قدرتمندان دیگر کمتر در پی تسلط و حضور فیزیکی در سرزمینی خاص هستند یا حداقل این چنین تظاهر میشود، در عوض با اجراء طرح شن گن در اتحادیه اروپا، رهبری واحد در جهان مطرح میگردد، نه سرزمین یا آسمان واحد، و این فاجعهای است که میزان مشارکت جهان سوم را در حداقل بلکه در صفر نگه میدارد. بالاخره در مسیر جهانی شدن، این فرهنگ در حال سرآمد شدن است که «قدرت تعیین کنندۀ حقوق است». و در این ادبیات خیر عمومی صرفاً ترفندی زیرکانه برای صاحبان قدرت خواهد بود. (2)
از دیگر اهداف جهانی سازی که به صورت یک استراتژی جهانی شکل یافته، این است که هر چه بیشتر موجبات تجزیه و قطعه قطعه شدن نیروهایی را فراهم آورد که به طور بالقوه مخالف این نظام هستند. هر چه گسست و شکافهای میان جوامع به اصطلاح حاشیهای عمیقتر باشد نیل به اهداف استعماری قدرتهای بزرگ بیشتر خواهد بود. (3)که هستۀ
مرکزی این اهداف به قول هانی پیتر مارتین، آمریکایی شدن قرار دارد. (1)
به طور خلاصه میتوان اهداف جهانی شدن را در چند گزارۀ زیر خلاصه کرد:
مستحیل شدن تمام نظامهای ایدئولوژیک و گسترش نظامی عام و فراگیر؛
اندیشیدن دربارۀ جهان به عنوان منظومهای کامل و بهم پیوسته؛ (2)
از بین بردن قید و بندهای جغرافیایی و فرهنگی که نتیجۀ هویتزدایی را در پی دارد؛ (3)
استیلاء یک گفتمان و سوق دادن جهان به سوی ارزشهای یک فرهنگ مسلط؛
مشوّه و ملّوث ساختن چهرۀ واقعی ادیان وحیانی؛
قطعه قطعه سازی نیروهای مخالف، جهت کاستن قدرت آنان.
با در نظر داشتن اهدافی که ذکر شد، میتوان گفت جهانی شدن دارای دو چهرۀ تکنولوژیکی و ایدئولوژیکی است که با یکدیگر دارای پیوندی ذاتی میباشند و متأسفانه امروزه بیش از آن که به مباحث ایدئولوژیک و سطح تئوریک آن پرداخته شود به مباحث راهبردی آن
اعتنا میشود و همین غلبه یافتن صبغۀ راهبردی باعث شده است تا این
1) (1) . هانی پیتر مارتین و هارالد شومن، دام جهانی شدن، ترجمه حمیدرضا شهمیرزادی، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، تهران، 1381، ص 16
2) (2) . ر.ک: مجله سیاست خارجی، نقد روشن شناختی علم روابط بین الملل، حسین سلیمی، شماره 3، ص 690 - 669
3) (3) . پهلوان، چنگیز، جهانی شدن فرهنگ، مجله اندیشه جامعه، بهمن 1378، شماره 9، ص 10.
جریان پیش از حلاجی نظری و رد و اثباتهای تئوریک، موضوع کشاکش ایدئولوژیک طرفهای ذینفع و ذی نفوذ و عرصه جولان و زور آوری استراتژینهای کار کشته گردد (1)بدین جهت تکلیف همۀ دینداران خصوصاً مسلمانان در مواجهۀ با این پدیدۀ اکثراً ایدئولوژیک اندکی دشوارتر بوده و هشیاریهای بیشتری را در پاسخگویی و برون رفت از چالشها و مشکلات پدید آمده آن با استناد به منابع وحیانی میطلبد.
و در این راستا تکلیف اندیشمندان اسلامی در مواجهه با این پدیدۀ غالباً ایدئولوژیک با استمداد از قرآن کریم که جامعترین و ارجمندترین متن قدسی است و حاوی آموزههای فراوانی است که قابلیت زیادی را برای جهانی شدن واقعی دارد، دو چندان است. همۀ آیات قرآن کریم به صراحت یا به ملازمه و ملاحظۀ هدف غاییای که در بردارد، قابلیت زیادی را که اساس آن تکیه بر یک روح و نگرش توحیدی و اعتقاد به حقیقتی غایی است به طور زنده و پویا دارا میباشد که به تمام چالشها و مشکلات و نابسامانیهای ایدئولوژیکی و فکری بشری پاسخ جامع و قانع کننده میدهد.
1) (1) . شجاعی زند، علیرضا، دین و جهانیت، مقالات چهارمین کنگره دینپژوهان کشور، قم، 1382.
ظرفیت آیات قرآن کریم در جهانی شدن واقعی
قرآن کریم به رغم اصالت بنیادینی که دارد، همواره از تازگی و طراوت دائمی برخوردار است. این کتاب که کاملترین کتاب وحی و منشور جاوید عالم قدسی است با توجه به گزارهها و معارف عام، گسترده و جامع خویش، این قابلیت را در حد کمال داراست که مفاهیم اساسی خود را به تمام فرهنگها و ایدئولوژیهای دنیا منتقل سازد و ساز و کارهایی دقیق و اساسی را برای حیات بشری فراهم سازد؛ اگر چه سوگمندانه تحلیلهایی که تاکنون از قرآن شده است کمتر توانسته است آن را آن چنان که واقعاً هست به عنوان نقطه مرکزی تمام گفتمانها معرفی نماید که محل رجوع دیگر گفتمانها باشد. اگر چه ما معتقد نیستیم که پدیدههای معاصری چون جهانی شدن و الزامات آن در متون مقدسی مانند قرآن کریم آمده است اما ملتزم هستیم که قرآن مبادی فکری و نظریه قوی، پخته و جامعی دارد که اگر به زبان روز استخراج و تبیین شود خواهد توانست چراغ فروزانی فرا راه انسان معاصر باشد چرا که کتابی است که در هر زمان جدید است (1)و تا قیامت هرگز غبار کهنگی بر چهرۀ آن نخواهد نشست. (2)
اما چنانچه قرآن پژوهان و فرهیختگان اسلامی بتوانند در ماهیت بین گفتمانی خود قرآن - و نتیجتاً اسلام راستین را - در سه عرصه اعتقادی
(به عنوان دین)، شیوۀ کامل زندگی (به عنوان دنیا) و نظم سیاسی اجتماعی تمام عیار (به عنوان دولت و حاکمیت و...) طرح نمایند خواهند توانست همۀ عناصر را به وحدت فراخوانده و هویت آنها را معین سازند.
قرآن کریم به ملاکهای فراوانی که قابلیت طرح آن در سطح جهانی را سهل میسازد انگشت مینهد و همۀ مردم جهان را به تبعیت از دینی که تضمین کنندۀ صلاح و سداد دنیا و آخرت آنان است فرا میخواند، دینی که به معنی راه و روش کامل زندگی انسان معرفی شده (1)و بنابراین انسان یک لحظه بدون راه و روش صحیح نمیتواند به زندگی واقعی و انسانی خود ادامه دهد. برخی از این ملاکها عبارتند از انطباق با فطرت، (2)سهولت و انعطاف پذیری، (3)غیرزمانمند بودن، تعادل میان دستوراتی که داده، عقلانی بودن، توجه به خصوصیات انسان و... . و نقطه مرکزی همۀ این ملاکها نیز ژرفای توحید است و سرچشمۀ خصیصۀ جهانی بودن برای یک حکومت دینی نیز در این دریای بیکران نهفته است که پایگاه توحیدی این حکومت آن را ملزم به دارابودن نگرشی جهانی نسبت به مخاطبان فکری و سیاسی خود میسازد به گونهای که ویژگیهای منطقهای را فرو گذاشته و با همه داشتههایش متوجه خصیصههای مشترک و اصیل انسان چون عقل، فطرت، روح و ارزشهای معنوی میشود. (4)
1) (1) . آل عمران / 19، احقاف / 12، یونس / 57، فصلت / 44 و..
2) (2) . روم / 30، بحارالانوار، ج 3، باب 11، ص 276
3) (3) . حج / 78، نساء / 28، بقره / 185، نهج البلاغه، خطبه 106
4) (4) . ر.ک: آل نجف، عبدالکریم، دولت جهانی در پرتو اندیشه اسلامی، مجله حکومت اسلامی، سال هشتم، شماره 4، زمستان 82 ، ص 80 - 77.
مسلماً جامعهای که این آرمانهای توحیدی و قرآنی را وجه غایتگرانه خود بداند و دارای ملاکهای مزبور باشد باید بتواند در جهانی که علم به معنای اثبات گرایانهاش وجه غالبی یافته، ارزشها و اصول خود را به علم دمیده و با توجه به ویژگیهای فرهنگی و تاریخی، مبانی معرفتی و فلسفیاش را در فضای بدست آمده تئوریزه نماید و در این فضا، جهان اسلام و عالمان اسلامی با استعانت از آیات وحدت بخش قرآنی و رهنمودهای جهانی آن قادر خواهند بود ارتباطات جهانی خود را با نهادهای اسلامی دیگر مناطق مستحکمتر ساخته و نهضتی عظیم فرهنگی به وجود آورند تا انسان عصر حاضر را به فطرت، عقلانیت و معنویت رهنمون سازند و سهم هدایتگرایانه خود را افزایش دهند.
باید توجه داشت که شیوۀ طرح همۀ این آموزههای ژرف قرآنی در یک سطح فرا ملی و جهانی بسته به نوع عملکرد فرهیختگان و متفکرین مسلمان و قرآن شناسان است. در حقیقت میتوان گفت جهانی شدن بدلیل صبغۀ غالباً ایدئولوژیکش، امری است که مؤمنان وموحدان خواهند توانست تکلیف آن را معین سازند.
آموزههای قرآن چالشی جدی برای جهانی شدن (به مفهوم رایج آن)
جهانی شدن به مفهوم رایج آن - که بدون نظام سرمایهداری قابل فهم نیست - محصول نظامی است که در آن خدا فراموش شده و با فراموش شدن خدا، در حقیقت انسانیت به مذبح برده شده است؛ بنابراین
آموزههای قرآن و تعالیم بلند آن که همواره به دنبال احیاء انسانیت حقیقی انسانها است میتواند بزرگترین چالش برای آن باشد، بدین جهت دنیای سرمایهداری، امروزه نهایت تلاش خود را متوجۀ انحراف انسان از اقبال به دین و خصوصاً توجه به معارف قرآنی کرده و در این راه از هیچ گونه کوششی در جهت تحریف، آلودن چهرۀ زلال آیات و شبهه افکنیهای بیاساس دریغ نخواهد کرد.
وضع کنونی جهان و شواهدی که حتی در مرکز سرمایهداری وجود دارد حاکی از این است که مردم به تدریج به دنبال دلالتهای منطقی دینگرایی و اصلگرائی در عرصههای عمومی و مقابله و مواجهه با مدرنیسم، سکولاریسم و در نتیجه نظام سرمایهداریاند. که اشاعۀ عرفی زدایی، گرایش به خدا در ساحت خردورزی و معنویت در ساحت روابط اجتماعی تماماً حاکی از واقعیت فوق است و به نظر میرسد جهان فعلی بیش از آن که با ملزومات نظری و فلسفی جهانی شدن مصطلح و خرد خود بنیاد آن همساز باشند؛ جهانی شدن واقعی سازگار و متناظر است (1)و شادمانه باید امیدوار بود که تعالیم قرآن کریم حاوی همۀ معارف و جنبههایی است که نیروی این جهانی شدن واقعی را در خود دارد و این برای جهان سرمایهداری بسیار مشقت بار است.
شادمانهتر این که در حال حاضر خود فرهنگ غربی به وسیلۀ جهانی
1) (1) . ر.ک: افروغ، عماد، اسلام و جهانی شدن، نشر کانون اندیشه جوان، چاپ اول، تهران، 1384، ص 44 - 43.
شدن نسبی شده است (1)و این شاید فرصت بهتری را برای نفوذ در سطوح فرهنگی - ارتباطی آنان برای دینداری که در پی وارد کردن مفاهیم اصولی و حیاتی اتخاذ شده از تعالیم قرآنی، در قلمرو زیست و زندگی فرهنگی جهان هستند، فراهم سازد. مکتب اسلام با توجه به گزارهها و معارف عام گسترده و جامعی که از قرآن کریم در دست دارد، این قابلیت را در حد کمال داراست که مفاهیم اساسی خود را به تمام فرهنگهای دنیا منتقل سازد؛ اما باید هشیار بود که دقیقاً با همان رویکرد و در همان مسیری که اکنون جهانی شدن در حرکت است نمیتوان قواعد خود را حفظ کرد چون به محض این که قبول کردیم که جزئی از این پدیده باشیم قواعد آن را نیز پذیرفته و وارد بازی شدهایم. بنابراین گشودن جبهۀ جهانی دیگری فرا روی محرومان جهان در این مسیر راهگشای، خواهد بود. مانند همان چیزی که در انقلاب اسلامی با روایتی تازه از تغییرات و تحولات در جهان رخ داد که با پشتوانهها و آموزههای قرآنی همچون استخلاف، (2)ولایت، (3)عدالت خواهی، امر به معروف و نهی از منکر و... افقهای تازهای را بر روی بسیاری از ملتها گشود که همۀ اینها برای دنیای جهانی شدۀ غربی امروز، نقطهای دردناک است.
قرآن و جهانی شدن
جهانیگراییای که در آیات متعدد قرآن از آن یاد میشود - بر خلاف جهانی شدن مصطلح که مبتنی بر خرد خود بنیاد است - شالودۀ اصلیاش اعتقاد به حقیقتی غایی و وجود ضروری و یک نگرش توحیدی و نگاه به عالم به مثابۀ یک کل منسجم و مخاطب قرار دادن انسان قطع نظر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی و قائل شدن به وجود ذات و غایتی برای انسان و کل عالم است. بنابراین اگر جهانی شدن واقعی همان باشد که در آیات برشمرده شده است قرآن کریم سرشار از آیاتی است که مؤید این امر است. (1)
بیشک وحی نامهای که به ادعای خود کتاب هدایت نظری و عملی انسانها (2)و تبیان بر همه اشیاء است، (3)باید همواره طراوت و تازگی خود را در تمام شرایط زندگی انسان پایدار نگه دارد تا بتواند همانند خورشید و ماه فروزان همیشه نورافشانی کند. (4)این پیام جاویدان در جای جای قرآن و روایات معصومین(علیه السلام) با واژهها و تعابیر مختلف بیان شده است.
در اولین سورۀ قرآنی که با حمد و ثنای خداوند «رب العالمین» آغاز شده، حاکی از نگاهی یکپارچه به دنیا و آخرت به مثابۀ یک مجموعۀ منضبط و منسجم است و چون لازمۀ ربوبیت عدم گسست بین عرصههای
مختلف است. اعتقاد به رب العالمین نه صرفاً در حد یک اعتقاد نظری و دینی باقی میماند بلکه آثار فردی، اجتماعی، تربیتی و مدیریتی در عرصههای مختلف زندگی را دارد.
همچنین اکثر واژههایی که در آیات قرآن «مردم» (الناس) را با هر پیشینهای و فارغ از تعلقات جغرافیایی، نژادی و دینی به طور مطلق مورد خطاب قرار داده است حاکی از ایدهای جهانی در آیات الهی است که نمونۀ این دست آیات در قرآن کریم زیاد به چشم میخورد. (1)
جهانی شدن که قرآن بر آن اصرار دارد بر ابعاد مختلف زندگی بشر عنایت دارد و به همۀ انسانها خدمت رسانده و آنان را ترقی میدهد و برای هیچ کس تهدیدی را در بر ندارد. این جهانی شدن بر خلاف جهانی شدن مصطلح که مبتنی بر عقلانیت ابزاری است، هم بر عواطف اعتنا دارد و هم متکی بر عقلانیت است لذا جهانی شدن واقعی، سرنوشت انسانی است که به آسمان پیوند خورده است. در جهان بینی قرآن چون میزان و معیار در اشیاء توحید دانسته میشود، لذا خصیصههای منطقهای، قومیت، جغرافیا و قبیله دارای نقش بنیادی نیستند که بتوانند شخصیت واقعی انسانی را در چنبرۀ تسلیم خود نگه دارند؛ اگر چه قرآن به این عوامل نیز توجه و اهتمام دارد اما اینها تا زمانی ارزشمندند که در مسیر تقوی، ایمان و در یک کلمه «توحید» باشند. (2)و این معیاری جهانی است که قرآن ارائه داده و راه رسیدن به آن را برای هر کس بازنهاده است.
جهانی گرایی قرآن مبتنی بر اخلاق، معنویت و فطرت:
اصولاً برای جهانی شدن امری، لزوماً انطباق با اصول انسانی و فطری بشری باید از محوریترین ساز و کارهای معمول باشد. به عنوان مثال تکیه داشتن بر پایههای استوار عدالت و پایبندی به تمام اصول اخلاقی و ارزشهای انسانی از جمله مواردی است که ریشه در سرشت و نهاد آدمی دارد و انسانیت انسان در گرو قبول چنین فطریاتی است (1)که قرآن نیز بطور مؤکد، انسان را به سوی آن فطرت ارجاع میدهد (2)و در دنیای جهانی شدۀ کنونی چندان توجهی بدان نمیشود. قوانین به اصطلاح متمدن امروزی اهتمامی جز تعلیق افعال بر ارادۀ اکثریت ندارد در حالی که قرآن روش اجتماعی و قوانین جاری بر آن را براساس اخلاق مبتنی نموده و ضمانت اجرایی قوانین را به عهدۀ تربیت اخلاقی قرار داده است.
قرآن ارائه دهندۀ یک دین و ایدئولوژی جامع الأطرافی است که در هر عصری برای زندگی بشریت لازم و ضروری است که بر خواستههای مشروع آن پاسخ مثبت میدهد و در سایۀ نظام عادلانهای که ارائه میدهد بشریت میتواند در امنیت کامل بسر برد.
خصوصیات عالمگیر آیات و تعالیم قرآنی به خاطر توجه به جنبههای معادی و معاشی بشریت، در همه زمانها و مکانها قابل اجراست و چون آن نوع جهانی سازی واقعی که قرآن ارائه میدهد یک جهانی سازی
توحیدی، عقیدتی و معنوی است که جهان را به مثابۀ امت واحد اسلامی (1)در نظر میگیرد، لزوماً در ایدئولوژی خود به فراسوی مرزها و قومیتها و زبانها و... توجه دارد؛ این جهان اندیشی بر مدار عقلانیت، عدل، حقیقت و معنویت و آنچه منطبق با فطرت پاک آدمی است میچرخد لذا قابلیت فراوانی را در این راستا داراست. از این رو جهان اندیشی قرآن بر خلاف جهانی شدن مصطلح به طور واضح، طی یک فراخوان کلی در سراسر مبانی خود زمینه را مساعد میسازد تا همۀ دنیا با تشخیص و ارادۀ خود و بدون هیچگونه اجبار و اکراهی به مجموعه بپیوندند. (2)
نتیجهگیری
در بحث پیرامون جهانی شدن که از پر چالشترین مباحث امروزی است، اصلیترین سوالی که به ذهن میرسد این است که جهانی شدن واقعی چیست؟ و ویژگیهای اصلی آن کدام است؟ و اساساً ملاکهایی که یک ایدئولوژی را در سطوح مختلف (از سطوح مشاهدهای و رفتاری گرفته تا لایههای زیرین نظری و معرفتی) جهان شمول میسازد؟
گفته شد، زمانی از جهانی شدن واقعی میتوان سخن به میان آورد که برای انسان ذات و جوهری و حقوق و غایتی قائل باشیم و تنها در صورتی میتوان اینگونه اندیشید که برای انسان خالقی را تصور کنیم؛ (3)در
واقع بدون یک انسان شناسی و جهان شناسی واقعی بنیانهای معرفتشناسی نیز سست خواهد بود و بنابراین در بحث عامگرایی و جهانی شدن نیز ممکن است ملاکهایی که هستۀ مرکزی این تفکر را تشکیل میدهد مغفول ماند؛ همچنان که در جهانی شدن مصطلح و از نوع غربی آن محور اصلی براساس اومانیسم و انسان مداری است که جایی برای خدا و ارزشهای واقعی انسان در نظر گرفته نمیشود. حتی دین و خدا در دیدگاه اومانیستها تعبیری این دنیایی میگیرد که وهن دین و حلقه ارتباط انسان و شیطان را در پی دارد، اما در جهان گرایی که قرآن بر آن اعتنا دارد، تدین اولین مرحلۀ انسانیت است. در تفکر اومانیستی حتی علم با هویت و شیوۀ سکولاری هدف غایی است و سیطره بر جهان خارج نیز از این رهگذر میسر است. در این اندیشه، دین گرایی مرحلۀ آخر انسانیت و افول آن است در حالی که در فرهنگ و تفکر قرآن، نازلترین مرتبه معرفت دانش مفهومی حسی است و قلۀ آن علم الهی است که نظام تکوین زیرنشین آن است. (1)
فقدان ملاکهای واقعی و بنیادین همچون تفکر دینی و توحیدی، انطباق با فطرت، عدالت عقلانیت و... در جهانی شدن رایج، راه را برای پیوستن به آن ناهموار میسازد. لکن اگر با توجه به شرایط فراهم آمده امروزی، فرض را بر ضرورت پیوستن به این پروژه یا پدیدۀ غول آسا
1) (1) . ر.ک: پارسانیا، حمید، علم و فلسفه، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ دوم، 1379، ص 151 - 149.
بگذاریم، با قابلیتها و پتانسیل فراوانی که مسلمانان از آموزههای ناب قرآنی بهره گرفتهاند، نباید این پیوستن از نوع غربی باشد بلکه با حرکتی فعالانه و نفوذ در دایرۀ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی جهان، میبایست آن را به سمت و سوی اصلاحگرایانه و توحیدی سوق دهند.
جهانی سازی مهدوی:
با بیان ملاکهایی که در تعالیم روحبخش اسلام در جهت یکپارچگی جهان و نگرش عام و واحد در تحت یک جهان شناسی دینی - وحیانی بر شمردیم، قرابت فزونتری با جامعهای جهانی در لوای حکومتی کل اندیش که ردای عدالت خواهی را بر دوش افکنده (1)و خیر اندیشانه در پی اصلاح درون ساختها و نیز سازهها و مظاهر بیرونی جوامع است احساس خواهد شد. پیشوایان و وارثان این حکومت، مستضعفان صالحی هستند که خداوند بر آنها منت نهاده و حکومتشان را بر زمین پا برجا میسازد، (2)آنان که بندگان صالح پروردگارند با وعدۀ خداوند بر استخلافشان در زمین، دین و آئین کامل و پسندیدهای را پا برجا و ریشهدار خواهند ساخت (3)که براساس آن زمین را به زینت عدل آراسته و به تاریخ سراسر ظلم و جور جهان پایان داده و همۀ رفتارها در یک نظام اجتماعی بر پایه مساوات، برادری و برابری انطباق خواهد یافت.
در آن روزگار تمام خیرات بر مردم چهره مینماید، اختلافها از میان رخت بر خواهد بست (1)و یک دین به همه حاکم میگردد. (2)
اما سوالی که پیرامون جهانی گرایی مهدوی مطرح است این است که نواندیشی دینی، حکومت مصلح و استقرار حکومت و هدایت جوامع به سوی صلاح و رستگاری براساس کدام الگوست؟ و چه تفاوتهایی با جهانی شدن در تمدن غربی دارد؟
نظر به خاتمیت دین مبین اسلام و لزوم جامعیتی که احکام و آموزههای آن داراست، در این شریعت به اصل امارت، حکومت و سیاست توجهی کامل شده، لکن از طرفی نیز همواره بر فضائل اخلاقی و صداقت در استواری آن تاکید میشود، در این آئین، حکومت هر چه بیشتر سر بر شانۀ معنویت، صداقت و فضائل اخلاقی داشته باشد استوارتر و فراگیرتر خواهد بود و براساس روایات معصومین(علیه السلام)، معنویت، با مهدویت سیمای غبار گرفته خود را آراستهتر خواهد ساخت. در انقلاب مصلح جهانی که به تمام معنی کانون معنویت است و بر خلاف نظام جهانی کنونی که هویت تابعی از میزان بینظمی یا نظام یافتگی این جهانی است، هویتها در مسیری صحیح هدایت میشود و مردم در حقیقت بدنبال هویتی ناب خواهند بود. در این حکومت استقرار خلافت بر طبق الگوی نبوت ظهور
مییابد تا آنچه در کلام امیرالمومنین(علیه السلام) (1)و آیات متعدد قرآن آمده (2)به وقوع بپیوندد.
در این سیاست و برنامۀ حاکمیت واحد که همگی بر مبنای تعالیم والای قرآن است، همۀ آرمانهای اصیل که آرزوی همه پیامبران و اولیاء و مصلحان واقعی بوده، تحقق مییابد و تمام تضادها، منفعتطلبیها و خودخواهیهایی که به سبب آنها قرنها آتش فتنه و ستیز در میان ملل بر افروخته و سبب استعمار و استثمار بسیاری از ملتها و نیز طغیانگری و ستم پیشگی عدهای دیگر شده است از جوامع رخت خواهد بست. با از میان رفتن سلطۀ سلطهطلبان، طبقهبندیهای کنونی نفی خواهد شد و همۀ برنامهریزیها و سرمایهها و مدیریتها حد الامکان بطور عادلانه و برابر در تمام نواحی و مناطق زمین تقسیم میگردد. عقب ماندگیهای فرهنگی و فقر معنوی تودههای انسانی ریشهکن میشود و با هدایت و تربیت منجی، روابط صمیمی و انسان دوستانه که حقوق بشر به معنای واقعی در آن لحاظ میشود در میان نوع بشر برقرار خواهد شد.
چون هدف از خلقت انسان رشد و تکامل معرفت و شناخت اوست لزوماً باید روزی این هدف تحقیق یابد و روزگار دانشهای راستین و پیروزی خرد بر مجهولات فرا رسد، از این رو در دوران ظهور که روزگار تحقق همه آرمانهای انسانی و الهی است، شناخت انسان به تکامل نهایی
میرسد (1)و در ابعاد گوناگون دانایی از جهانشناسی، انسانشناسی و خداشناسی عروج لازم را مییابد و آموزگار بزرگ اسرار و رموز، درس آموزان مدرس بشریت را به سرچشمه جوشان علوم حقیقی خواهد رساند. (2)در رستاخیز ظهور آن امام رحمت و عشق و عبودیت، بندها و دامها از سر راه برداشته میشود و زر، زور و تزویر که عوامل سلطۀ بر فکر و فرهنگ و اقتصاد و سیاست جهان و کشورها است به وادی نابودی سپرده میشود و با هدایت آن امام، انسان، انسانیت کامل خویش را باز مییابد.
بر عکس آن ذهنیت نادرستی که برخی برای عصر ظهور ترسیم نمودهاند، در عصر ظهور ویژگیهایی را که یک دین جهانی باید دارا باشد - از قبیل آمیختگی آن با رحمت و عطوفت، سهل الوصول بودن، ثابت و استوار بودن، مقبولیت داشتن عمومی - همه در پرتو آن ظهور تجلی خواهد یافت. در آن حکومت که دولت عشق و فرزانگی به تمام معنا است، وصول به احکام اسلام واقعی و یافتن مبانی مستحکم آن در عین آسان بودن، از ارکانی ثابت برخوردار است که هرگز به سستی نمیگراید و تا آنجا پیش میرود که کسی بر آن چیرگی نیابد و امانی برای آویختگان به آن و آرامی برای وارد شدگان بر شریعۀ آن خواهد بود. (3)
مقایسه مختصات جهانی سازی مهدوی با جهانی شدن:
مهمترین وجوه ناسازگاری این است که تمدن غربی بر انسان محوری (اومانیسم) استوار است و اندیشه اسلامی و مهدویت بر خدا محوری؛ (1)
تمدن غربی بر تفکیک حوزههای دین و سیاست (سکولاریسم) پا میفشرد ولی در اندیشه مهدوی دین و سیاست در هم تنیدهاند؛ (2)
دغدغه تمدن امروزی غرب و با گمان ایدۀ آرمانی جهانی شدن، آزادی بیبند و بار انسان است ولی دغدغه اساسی دین و جهان اندیشی قرآن و مهدویت آزادی معقول و فضیلت و سعادت انسان است؛
جهانی شدن و جهانی سازی بر علوم و فنون افسار گسیخته استوار است و مهدویت و اندیشه اسلامی بر علم هدفمند، عقل غایت مدار و وحی.
سیطره، استثمار و استعمار در جهانی شدن و تمدن غرب نکته کانونی گفتمانها است ولی مهدویت اسلامی بر عدل و رهایی همه انسانها و نزدیک کردن مردم به فطرت اصلی استوار است.
جهانی شدن مصطلح بر مبنای تسامح اخلاقی بازسازی شده و
چندان پروای عقاید مذهبی و دینی و عبادت - که فلسفه آفرینش است (3)
سخن پایانی:
مسلماً زمینه مساعد برای حکومتی در گسترۀ گیتی، نه به توسط اعجاز صورت میپذیرد بلکه فراهم آوری بسترهای مناسب برای چنین حکومتی وابسته به کنش صحیح پیروان امام منجی است که به تعبیر شهید مطهری در «انتظاری بزرگ» خلاصه میشود، (1)انتظاری که سازنده، نگهدارنده و تحرک آفرین است.
انتظار، جوهر اصلی حرکت و عمل انسانها را محقق میسازد که در همۀ ادوار زندگی آنان جریان دارد. بهترین شیوههای پیوند، همسویی و
1) (1) . مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی(عج)، نشر صدرا، ص 7.
همدلی با منتظر، در حالت انتظار نهفته است که امام در تمام مراحل زندگی منتظرین حضور یافته و آنان آرمانهای او را همواره در نظر خواهند داشت.
مهمترین عنصری که در انتظار نقش اساسی دارد عنصر صبر است که بدون آن انتظار بیمعنا است. در حقیقت جوهرۀ بنیادی و روح اصلی انتظار صبر است. صبر نه به معنای سکوت و انفعال و عدم تحرک بلکه بدان معنا که با تحمل ناملایمتها و تلاش در جهت مساعد ساختن هرگونه زمینۀ لازم برای به سر رسیدن انتظار و تحقق دولت جهانی امام منجی ، فراهم شود.
منتظر راستین با پر توان سازی استعدادهای درونی - دینی خود، علاوه بر آن که خویش، قدم در جهت تدارک این زمینهها بر میدارد، از نفوذ کژ اندیشههایی که ممکن است افرادی را دچار یأس ساخته و شکیبایی را از ایشان بستاند جلوگیری کند و ایمان به حتمیت وعدههای الهی و پیروزی دین خدا و عزت مومنان و هزیمت دشمنان و تحقق جامعۀ عدالت بنیاد مهدوی(عج) را در دل آنان زنده نگهدارد. (1)
اساساً انتظار دارای محتوایی تعهدآور، اصلاحگر و حرکت آفرین است که در تفکر شیعه ارجمندترین نوع عبادت و بندگی خداست. (2)و ارزیابی شخصیت منتظر، نمایانگر جامعهای پر تحرک و تلاشگر است که برای تشکیل حکومت جهانی عدالت و ایمان همواره در تلاش و تکاپوست و
ارزشها و آرمان ها را از حوزۀ ذهن به کرانۀ عمل کشانده و اصلاح خود، دیگران و جامعهاش را در تارک برنامههای اسامیاش آویخته است. (1)و بدون اینگونه انتظار فعالانه و پویا، تفکر داشتن حکومتی جهانی که بر میزان عدل و قسط و معنویت و اخلاق در جراین باشد، سودایی است گران.
به امید طلعت مهر فروزان حقیقت و عدالت در سپهر وجود.
1) (1) . قال السجاد(علیه السلام): ... اولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً والدعاۀ الی الله سراً و صبراً، بحارالانوار، ج 52، ص 122.
پرسش:
تشکیل حکومت جهانی توسط حضرت مهدی چه آثاری دارد؟
پاسخ:
ظهور و تشکیل حکومت توسط حضرت مهدی(عج) دارای امتیازات و ویژگیهای ممتازی است که باید عصر ظهور را عصر طلائی دوران بشریت به حساب آورد. چرا که در زمان ظهور حضرت و به برکت حکومتی که آن سرور تشکیل میدهد ایدهآل و مترقیترین نوع زندگی بشری بر روی کره خاکی محقق خواهد شد و میتوان آن دوران را بهشت روی زمین نامید. دورانی که از زمان حضرت آدم تاکنون نه تنها انبیاء و اولیاء الهی بلکه تمام مستضعفان و مظلومان و ستمدیدگان انتظار تحقق چنین دورانی را کشیدهاند و آرزوی زندگی در سایه حکومت عدل گستر آن امام عزیز را داشتهاند چنان چه قرآن مجید وعده آن را به مؤمنین داده است و
فرموده: «وعدالله الذین امنوا و عملو الصالحات» (1)
دیدگاه قرآن و اهل بیت راجع به آینده بشر دیدگاهی مثبت و خوش بینانه است که بشر در چهارچوب قوانین و حکومت عدل الهی به عبودیت خدا در سطوح گوناگون فردی و اجتماعی خواهد پرداخت و فلسفه تاریخ براساس سیر صعودی و رسیدن جهان به کمال و آیندهای امیدوار کننده و روشن استوار گشته است و از تعابیر روایات پیرامون دولت حضرت مهدی مثل دولت جهانی و دولت عدالت و دولت کریمه و دولت صالحان و دولت حق و دولت مستضعفان و دولت امنیت به خوبی این امید و خوش بینی به آینده را تقویت میکند.
حضرت مهدی(عج) از سلاله پاک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و تحقق بخش سیره آن حضرت در تمام صحنه گیتی میباشد. پیامبر میفرمایند: مردی از اهل بیت من قیام کند و به سنّت و روش من عمل کند و خداوند برای وی روزی فرستد و زمین آن چه دارد بیرون میریزد و او زمین را پر از عدل و داد میکند چنان چه پر از ظلم و ستم شده باشد (2)امید و آرزوی ما آن است که زنده باشیم و آن دولت کریمه و تحقق سیره پیامبر را نظارهگر باشیم.
در این مجال به صورت گذرا به بعضی از مهمترین آثار و برکات حکومت جهانی آن حضرت اشاره میکنیم.
یکی از بالاترین آرزوهای بشر از آغاز تاکنون تحقق عدالت و رسیدن به حق به صاحب آن است اما متأسفانه این آرزوی به حق انسان روی زمین به واسطه سلطه و بیدادگری ظالمان هنوز به صورت کامل تحقق پیدا نکرده است و خداوند وعده تحقق آن را در حکومت جهانی سرتاسر عدالت حضرت بقیۀ الله الاعظم(عج) قرار داده است و شاید هیچ ویژگی به اندازه تحقق عدالت و قسط در خصوصیات و آثار حکومت آن حضرت درخشش نداشته باشد تا جائی که هرگاه نام مبارک حضرت برده میشود انسان تا خود آگاه به یاد حکومت جهانی عدل گستر او میافتد و از آن حضرت به عنوان مظهر و تجلّی کامل عدالت یاد میشود.
از امام صادق(علیه السلام) حکایت شده که میفرمایند: والله لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و البرد؛ به خدا قسم هر آینه داخل میشود بر ایشان عدل آن حضرت در باطن خانههایشان چنان چه سرما و گرما داخل میشود (1)و در روایتی دیگر از امام باقر(علیه السلام) حکایت شده که میفرمایند: یملا الارض عدلاً و قسطاً و نوراً کما ملئت ظلماً و جوراً و شراً؛ پر میکند زمین را از عدل و داد و نور همان طوری که پر شده بود از ظلم و جور و شر (2)و در سایه این عدالت هیچ انسانی در قید بندگی و بردگی باقی نمیماند و حقوق به یغما رفته انسانها به آنها باز میگردد (3)
و بندهای پیدا و ناپیدای بندگی از سر و گردن انسانها باز میگردد و زمینه استثمار انسان از انسان به کلی برچیده میشود و کارگزاران ظلم و بیداد مورد بازخواست قرار میگیرند و قاضیان و حاکمان بدرفتار از مسئولیت خود عزل میشوند و زمین از هر نوع خیانت و نادرستی پاک میگردد (1)و مردم آرزو میکنند ای کاش مردگانشان در بین زندگان بودند و از عدالت بهرهمند میشدند. (2)
در حکومت حضرت مهدی مردم به شکل بیسابقهای به معنویت روی میآورند و در همه جا آوای اسلام طنین انداز میشود و وعدهالهی که فرمود: و لیمکنن لهم دینهم الذی الرتض لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امثا یعبدوننی و لایشرکون بی شیأ؛ محقق میشود. (سوره نور آیه 55)
مردم از آموزش قرآن و نماز جماعت و نماز جمعه استقبال چشمگیری میکنند و مساجد برطرف کننده نیاز آنان نخواهد بود تا جائی که در یک مسجد دوازده بار نماز جماعت خوانده شود. (3)
امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: خانههای کوفه به رودخانه کربلا و حیره متصل میشود به گونهای که فرد نمازگذار روز جمعه برای شرکت در نماز
جمعه سوار بر مرکبی تیز رو میشود ولی بدان نمیرسد. (1)پیامبر اکرم میفرمایند خداوند مهدی(علیه السلام) را میفرستد و به وسیله او عظمت را به دین باز میگرداند ... در آن روزگار کسی بر کره خاکی نیست چر آن که لا اله الاّ الله به زبان دارد. (2)
روایات جهان را در عصر حضرت حجّت جهانی مترقی و متمدّن و در اوج پیشرفت علمی معرفی نموده است امام باقر(علیه السلام) میفرمایند: وقتی قائم ظهور فرماید بر سر بندگان دست میکشد و به سبب آن عقل آنان کامل میگردد (3)و از طرف دیگر امام صادق(علیه السلام) میفرمایند علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آن چه پیامبران آوردهاند تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف آشنائی ندارند و هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده آن را میان مردم نشر و گسترش میدهد. (4)که از این حدیث معلوم میشود در زمان حضرت تقریباً علم 12 برابر حد کنونی خواهد شد. و چون این ترقی و پیشرفت علم در سایه تکمیل عقل انسانها صورت میگیرد، بشر در عین ترقی و رسیدن به بالاترین رشد علمی و صنعتی به همان اندازه به تعالی اخلاقی و کمال معنوی انسانی نزدیک خواهد شد.
به برکت حکومت عدل حضرت مهدی زمین و آسمان برکاتش را بر بندگان ظاهر میسازد، رودخانهها پر آب و زمینها حاصلخیز میگردد (1)و کشاورزی شکوفا میشود (2)و بیابانهائی مانند اطراف مکه و مدینه که هرگز سبزی را به خود ندیده است به نخلستانهای آباد تبدیل میگردد. (3)و فقر و تنگدستی رخت بر میبندد و آبادانی همه جا به چشم میخورد موجب رواج بازرگانی و تجارت میشود. پیامبر اکرم میفرمایند: زمین پارهای جگرش را بیرون میریزد. راوی پرسید پارههای جگر زمین چیست؟ حضرت فرمودند طلا و نقره. (4)
حضرت علی(علیه السلام) میفرمایند: تمام گنجهای عالم برای آن حضرت آشکار میگردد. (5)و به فرموده پیامبر امت اسلام در زمان حضرت مهدی آن چنان متنعم میشوند که هرگز چنین بهرهمند نشدهاند. (6)تا جائی که طبق حدیث زمانی بر مردم پیش میآید که انسان صدقات از طلا و نقره با خود برمیدارد تا آن را در راه خدا انفاق کند ولی نیازمندی را پیدا نمیکند که این صدقه را قبول کند.
یکی دیگر از آثار و برکات حکومت جهانی آن حضرت این است که دشمنی از دلها زدوده میشود، حتی درندگان و چهار پایان با یکدیگر سازش میکنند، یک زن طبقی بر سر گذارده از عراق تا شام تنها سفر میکند همه جا قدم بر سرزمین سبز و خرم میگذارد در حالی که درندهای او را نمیآزارد و دچار ترس و وحشت نمیشود. طبق روایت نقل شده از امام باقر(علیه السلام) راههای اصلی توسعه پیدا میکند. بالکنهایی را که به خارج جادهها آمده و از دیگران سلب آسایش نموده و ناودانهائی را که به کوچهها میریزد از بین میبرد. (1)
همگان از حکومت سرتاسر عدالت آن سرور خشنود میشوند حتی ساکنان آسمان و پرندگان هوا و درندگان صحرا و ماهیان دریا. (2)
بارالها: ما را نیز از این دولت کریمه و نعمتها و بهشت روی زمین در جوار مولایمان مهدی(علیه السلام) متنعم بفرما. (آمین).
پرسش:
امام زمان، به چه صورت مبارزه میکنند؟
پاسخ:
با توجه به روایات، خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان(عج) امدادهای غیبی را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن جمله است:
یکی از تأییدات الهی در مورد حضرت آن است که به عنایت الهی از راهی قیام خود را شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمین است. از جمله آنکه:
الف. ظهور خود را از مسجد الحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است.
ب. خطابهای که در مسجد الحرام هنگام ظهورش میخواند به امور
مشترک بین مسلمانان اشاره دارد.
ج. قیام خود را با همان شعارهای رسول الله(صلی الله علیه و آله) شروع میکند.
یکی از راههای نفوذ بر دشمن که درعلوم نظامی از آن بهره میبرند ایجاد ترس و خوف و رعب در قلوب دشمنان است، تا از این راه تسلیم گردند. نعمانی به سند خود از امام صادق(علیه السلام) حکایت میکند:
«أمر الله عزوجل أن لاستعجل به حتی یؤیده الله ثلاثه أخباد الملائکۀ، و المومنین و الرعب»؛ (1)«خداوند عزوجل امر نمود تا به آن عجله نکنی تا اینکه او مهدی(عج) را به سه لشکر تأیید نماید. ملائکه، مومنین و وحشت»
از جمله تاییدات الهی نسبت به حضرت مهدی(عج) فرستادن ملائکه برای یاری حضرت میباشد. گنجی شافعی به سند خود از علی بن ابیطالب(علیه السلام) در حدیثی در رابطه با مهدی(عج) نقل کرده که فرمود: «خداوند او را با سه هزار فرشته یاری خواهد کرد.» (2)
مطابق روایات، حضرت هنگامی ظهور میکنند که دشمنان، همه از ظهور او غافلند. و در دانش نظامی این مطلب به خوبی روشن است که
چقدر عنصر غفلت و ناگهانی، در پیروزی بر دشمن تأثیر دارد امام زمان(عج) در توقیعی که به شیخ مفید(ره) فرستاد فرمود: «پس همانا امر ما به طور ناگهانی است...». (1)البته از این روایت، عنصر ناگهانی، در غوهی ظهور بدست میآید ولی بعید نیست که برای دشمنان غافلگیر کننده باشد.
برای روشن شدن این بحث لازم است به چند پرسش دیگر در این باره پاسخ دهیم:
پرسش اول: در روایات آمده که یاران حضرت 313 نفر میباشد، در اینجا پرسشی مطرح میشود که غلبهی بر جهان با یاران اندک چگونه ممکن است؟
پاسخ: اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنی 313 نفر اشاره شده است، ولی پیروزی آنان بر مستکبران به رهبری حضرت مهدی(عج) از جهاتی دور از انتظار نیست زیرا:
در روایات به یاران دیگری درحدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدی(عج) ظهور نخواهد کرد. پس 313 نفر سرداران سپاه حضرت هستند.
هر چند که غلبهی حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد، ولی از طریق علل و اسباب عادی و ظاهری نیز حصول چنین فتح و پیروزی امری دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور
1) (1) . احتجاج، ج 2، ص 324.
خواهند کرد که اوضاع و احوال اجتماعی، اخلاقی و سیاسی کاملاً مساعد است. در آن هنگام ملتها به خاطر سرخوردگی از نظامهای مختلف و قتل و غارتها به تنگ آمدهاند و لذا در انتظار چنین حکومتی به سر میبرند، و مردم به مجرد شنیدن خبر ظهور به آن حضرت و حکومتش میگروند و ایشان تنها با گروه خاصی درگیر خواهند شد.
پرسش دوم: در برخی روایات حکایت شده که امام زمان(عج) با شمشیر قیام خواهد کرد (1)و چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعی جدید و مخرب که میتواند کل کره زمین را چندین بار نابود کند بایستد و مقابله کند؟
پاسخ: 1. چه اشکالی دارد که شخصی با شمشیر ولی همراه با اعجاز الهی که حضرت را مساعدت میکند با دشمنان خود به مقابله بپردازد؟ که در آن صورت اسلحههای مدرن به قدرت الهی از کار میافتد.
1) (1) . بحارالانوار، ج 51، ص 218.
سال اسلحهای به جز شمشیر نداشته و به ذهن آنها چنین تسلیحاتی خطور نمیکرده است، لذا از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است. بنابراین:
امام زمان(عج) نیز با قدرت و اعجاز الهی و یا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان و ظالمان استفاده میکند. و از طرفی میتوان گفت:
امام زمان(عج) با تسلط بر مراکز تصمیمگیری و از کار انداختن وسایل جنگی آنها که با هستههای مرکزی ارتباط دارد، تمام آنها را از راه اعجاز یا از طریق عادی از کار میاندازد و بر آنها غلبه میکند.
لذا ممکن است اسلحهای را که حضرت و یارانش به کار میبرند از وسایلی باشد که بتواند همهی دستگاههای دشمنان را از کار بیندازد ولی در مقابل، هیچ دستگاهی بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان برخی اسلحههای جدید را مشاهده میکنیم.
1) (1) . بصائر الدرجات، ص 141.
راه «اقبال عمومی مردم» به سوی ایشان است و دیگر از راه «ترس و رعبی» است که خداوند در قلوب مخالفان و ظالمان قرار میدهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم میشوند، خصوصاً آنکه در ابتدای ظهور، وقتی مقداری از معجزات حضرت را مشاهده کردند میفهمند که امداد الهی است و نمیتوان با مشیت الهی مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت میشوند و گروه اندکی نیز که به مخالفت و مقابله میپردازند شکست میخورند.
معلوم نیست که در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) این تسلیحات خطرناک در اختیار بشر باقی مانده باشد؛ زیرا ممکن است در اثر حوادث و آشوبها و جنگهای جهانی که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق میافتد این تسلیحات نابود شود.
جنگها و کشتارهای بیرحمانه، نتیجهی گمراهی و جهل و بیخردی بشر است. حال اگر در عصر ظهور، «عقل» مردم «کامل» شود، بر فرضی که سلاحهای خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضد یکدیگر به کار نمیگیرند؛ و نیروهایی که آن سلاح را در اختیار دارند پی به حقانیت حضرت برده و همچنین با ایجاد رعب و وحشت که در دلشان قرارمیگیرد از به کار بردن آن بر ضد حضرت خودداری میکنند.
در پایان به دو ویژگی که در جنگ با شمشیر نهفته است اشاره میکنیم:
در جنگ با شمشیر میتوان در کشتارها گزینشی عمل کرد به خلاف تسلیحات کشتار جمعی که عالم و جاهل و مقصر و بیتقصیر و
گناهکار و بیگناه را همه و همه را با هم از بین میبرد، که این از مرام و روش اولیای الهی به دور است.
لذا با توجه به این دو ویژگی بعید نیست که به قدرت الهی امام زمان، توانایی تسلیحاتی آنها ساقط شود و همه با ابزاری مانند شمشیر وارد جنگ شوند.
پرسش:
وظیفه ما در زمان ظهور (حضرت حجّت) چیست؟
پاسخ:
اساسیترین ویژگی زمان ظهور که آن را از زمان غیبت ممتاز میسازد حضور امام به طور علنی و آشکار در بین مردم است به طوری که دسترسی به او امکانپذیر است. بنابراین اصلیترین وظیفه در زمان ظهور شناخت امام عصر(عج) و ولایتپذیری از آن حضرت آگاهی از دستورات او و در نهایت عمل به آن دستورات میباشد و اگر در یکی از شئون زندگی فردی یا اجتماعی، دنیایی یا آخرتی، چه مادی و چه معنوی با مشکلی مواجه شویم از امام معصوم کسب وظیفه میکنیم. از این رو:
شناخت امام حاضر؛
ولایتپذیری؛
آگاهی از دستورات ایشان؛
عمل به آن دستورات؛
شاخصههای اصلی وظایف یک انسان در زمان ظهور امام معصوم میباشد.
برای آشنایی بیشتر مروری میکنیم به مهمترین ویژگیهای یاران و اصحاب حضرت مهدی(عج) که در روایات معصومین حکایت شده است:
از امام صادق(علیه السلام) درباره یاوران حضرت مهدی حکایت شده: مردانی که گویا دلهایشان پارههای آهن است. غبار تردید در ذات مقدس خدا، خاطرشان را نمیآلاید... از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند برای شهادت دعا میکنند و آرزومند شهید شدن در راه خدا هستند. (1)
این ویژگی از روایت فوق و روایات دیگر به دست میآید.
یاران مهدی(عج) در بصیرت، درایت و خردمندی سرآمدند؛ در فتنههائی که زیرکان در آن میمانند هوشیارانه راه میجویند و حق را از باطل باز میشناسند.
1) (1) . بحارالانوار، ج 52، ص 308.
از امام باقر(علیه السلام) نقل شده: گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف مینگرم توشههایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس گشته است. جای سجده بر پیشانیشان نمایان است، شیران روزند و راهبان شب. (1)
از حضرت علی(علیه السلام) حکایت شده: یاران با این شرایط با امامشان بیعت میکنند: دست پاک و پاکدامن میباشند، زبان به دشنام نگشایند، و خون کسی را به ناحق نریزند، بر مرکبهای ممتاز سوار نشوند و لباسهای فاخر نپوشند ... ساده زندگی کنند و در راه خدا به شایستگی جهاد کنند، امام نیز متعهد میشود به سان همراهان زندگی کند. (2)
از امام باقر(علیه السلام) حکایت شده: گویا آنان را مینگرم... که دلهایی چون پولاد دارند در هر سو تا مسافت یک ماه، ترس از آنها بر دلهای دشمنان سایه میافکند در سوارکاری و تیراندازی بینظیرند در رزمگاه نشان شجاعان بر تن دارند و... (3)
از پیامبر نیز حکایت شده: تلاشگر و کوشا در پیروی از او هستند. (1)
همچنین دلهای یاران حضرت به هم پیوند دارد، و یار و غمخوار یکدیگر هستند. گویا یک پدر و مادر آنان را پرورش داده است و دلهای آنان از محبت و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است. (2)
زهد زینت کارگزاران مهدی است. نمیتوانند تن به آسایش و شاد کامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام مصلح جهان بر خویش نهند، زیرا آن که با عشرت طلبان همسو میشود و دل در گرو آز و طمع دارد، نمیتواند مروّج دین و کارگزاری شایسته برای حکومت عدل و داد باشد. (3)
از وظایف مومنان، نصرت و یاری کردن آن حضرت است که در حقیقت نصرت خداوند متعال است، یاری کردن امام عصر(عج) این است
که مؤمن نسبت به آن چه خواست آن حضرت است اقدام نماید. و نصرت در زمان ظهور با جهاد کردن در کنار امام و صبر و شکیبائی بر سختیها و بذل مال و جان به دست میآید. (1)
1) (1) . راه وصال، حسینی مطلق، ص 122.
پرسش:
پاسخ:
برای ارائه کتابشناسی متناسب با سنین مختلف و نیازهای متفاوت، لازم است که به کتابشناسی ویژهی انواع سنین و استعدادهای متفاوت بپردازیم.
موضوع: اشعار مهدویت برای کودکان در زمینه انتظار
موضوع: انتظار و شناخت امام زمان(علیه السلام)
موضوع: داستانهایی در زمینه مهدویت
موضوع: انتظار
موضوع: داستانهایی برای کودکان در زمینه انتظار
موضوع: قطعههای ادبی در زمینه مهدویت.
موضوع: ادبیات انتظار
موضوع: ادبیات انتظار
موضوع: ادبیات انتظار.
موضوع: انتظار به زبان ساده.
موضوع: داستانهایی در زمینه مهدویت
موضوع: ادبیات انتظار.
موضوع: انتظار.
موضوع: ادبیات انتظار. (1)
موضوع: ولادت، زندگی و ظهور به همراه....
59 .2 نکته درباره امام زمان(علیه السلام)، سید علی حسینی و تقی متقی، شیعه، قم، 1382.
موضوع: مهدویت در پرتو احادیث.
100 .3 پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، علی رضا رجالی
تهرانی، نبوغ، قم، 1377.
موضوع: پرسش و پاسخ مختلف.
1) (1) . برای اطلاع بیشتر برای کتاب شناسی کودکان ر.ک: معارف مهدوی، مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه قم.
موضوع: رابطه معنوی با حضرت مهدی(علیه السلام)
موضوع: آشنایی اجمالی با ویژگیهای امام زمان(علیه السلام)
موضوع: انتظار.
موضوع: احادیث در زمینه مهدویت.
موضوع: اشعار در زمینه مهدویت.
موضوع: چهل حدیث از غیبت تا ظهور.
موضوع: مجموعهای از دل نوشتهها به یاد امام موعود(عج)
موضوع: شناخت و معرفت.
موضوع: شناخت امام(علیه السلام)
موضوع: توقعات امام زمان(علیه السلام) از شیعیان.
موضوع: انتظار.
موضوع: فضیلت انتظار.
موضوع: احادیث مهدویت و انتظار.
موضوع: ارتباط معنوی شهدا با امام زمان(علیه السلام).
موضوع: مهدویت، انتظار، آخرالزمان، احادیث.
موضوع: دیدار با امام زمان(علیه السلام)
موضوع: امام مهدی(علیه السلام) در کلام امام هشتم(علیه السلام).
موضوع: ویژگیهای یاران امام زمان(علیه السلام).
موضوع: مهدویت، انتظار.
موضوع: امام زمان(علیه السلام) در کلام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام).
موضوع: تاریخ زندگی امام زمان(علیه السلام).
موضوع: جنبههای قرآنی مهدویت.
موضوع: شناخت امام زمان(علیه السلام).
موضوع: آثار اعتقادی مهدویت.
موضوع: شناخت امام زمان(علیه السلام).
موضوع: ارتباط معنوی با امام زمان(عج).
موضوع: حوادث آخرالزمان.
موضوع: ویژگیهای دوران حکومت امام زمان(علیه السلام).
موضوع: انتظار.
موضوع: معرفی و بررسی پانصد کتاب درباره امام زمان(علیه السلام).
موضوع: طرح دیدگاههای مختلف در مورد امام زمان(علیه السلام).
موضوع: ارتباط معنوی.
موضوع: انتظار.
موضوع: امام زمان(علیه السلام) و ایرانیان.
موضوع: نکاتی پیرامون آفاق مهدویت.
موضوع: ولادت و ستایش امام زمان(علیه السلام) در آینهی شعر.
موضوع: شناخت امام زمان(علیه السلام).
موضوع: مجموعهی پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(علیه السلام).
موضوع: جوانان و امام زمان(علیه السلام) در دوران ظهور.
موضوع: حکومت امام زمان(علیه السلام) (ویژگیها).
موضوع: غیبت، انتظار، تکلیف.
موضوع: مهدویت و انتظار.
موضوع: پرسش و پاسخ پیرامون غیبت.
موضوع: شناخت امام عصر(عج).
موضوع: انتظار.
موضوع: نقد و تفسیر در زمینه مهدویت.
موضوع: تحلیلی جامع در باب زندگانی حضرت حجت(عج).
موضوع: مهدویت، قرآن - قصهها.
موضوع: کاوشی در مهدویت.
موضوع: شناخت غیبت و مهدویت.
موضوع: داستانهایی پیرامون ظهور.
موضوع:
موضوع: ملاقات جوانان با امام عصر(علیه السلام).
موضوع: احادیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) و یکایک ائمه طاهرین در معرفی امام مهدی(علیه السلام).
موضوع: نشانههای آخرالزمان.
موضوع: بررسی توقیعات امام زمان(علیه السلام)
فرهنگی مهدی موعود(علیه السلام)، مرکز تخصصی مهدویت، قم، 1384.
موضوع: مبانی اعتقادی مهدویت، ضرورت آشنایی با مهدویت، غیبت و ... .
موضوع: انتظار.
موضوع: انتظار.
موضوع: امام مهدی در قرآن کریم.
موضوع: امام مهدی(علیه السلام) از دیدگاه ادیان و مکاتب.
موضوع: بابیت.
موضوع: ویژگیهای حکومت امام زمان(علیه السلام).
موضوع: راز طول عمر امام زمان(علیه السلام) از دیدگاه علم و ادیان.
موضوع: مباحث مختلف مهدویت.
موضوع: حضرت مهدی(علیه السلام) در بشارتهای آسمانی.
موضوع: بررسی غیبت از لحاظ تاریخی.
موضوع: پیشگوییها و آخرالزمان.
موضوع: حکومت امام زمان(علیه السلام).
موضوع: حوادث پیش از ظهور.
موضوع: سفیانی.
موضوع: مباحث مختلف مهدویت.
موضوع: انتظار موعود در ادیان، امام مهدی در قرآن، غیبت، نیابت و ....
موضوع: مباحث مختلف مهدویت.
موضوع: پاسخ به شبهات.
موضوع: مباحث مختلف مهدویت.
موضوع: ظهور امام زمان(علیه السلام) از دیدگاه مذاهب مختلف.
موضوع: سفیران.
موضوع: اثبات مهدویت از دیدگاه قرآن.
موضوع: مهدویت از نظر اهل تسنن.
موضوع: غیبت و نواب اربعۀ.
موضوع: مشترکات قرآن و امام زمان(علیه السلام).
موضوع: بشارتهای قرآن در مورد امام زمان(علیه السلام).
موضوع: غیبت و قرآن، غدیر و غیبت.
موضوع: نگاهی تحلیلی به عصر غیبت امام دوازدهم(عج).
موضوع: ویژگیهای حکومت مهدوی.
موضوع: ویژگیهای جامعه مهدوی.
موضوع: احادیث و سخنان امام مهدی(علیه السلام).
موضوع: احادیث جعلی و ضعیف در مورد امام مهدی(علیه السلام).
موضوع: معرفی بیش از 2000 عنوان کتاب به زبانهای مختلف.
موضوع: کتابشناسی مهدویت به صورت گسترده.
موضوع: نقد گفتار شرق شناسان در باب اصالت مهدویت.
موضوع: جنبههای قرآنی مهدویت.
موضوع: احوال امام غائب(عج).
*** 120 آیه را به ترتیب نزول جمع کرده و روایات آنها ***
*** گزیده کتاب مهدی موعود (جلد 13 بحار) است ***
*** پیش گوییهای قرآن در مورد نشانههای ظهور و روایات... ***
*** آینده و ظهور مهدی و اخبار غیبی قرآن در این مورد ***
*** 190 آیه در مورد امام عصر(عج) از منابع اهل سنت ***
سوره و العصر، حضر امام زمان(عج) است، عباس راسخی نجفی، قیام قم / 1372 فارسی.
المهدی الموعود فی القرآن الکریم، محمدحسین رضوی، دارالهادی، 2001 عربی.
حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) از دیدگاه قرآن و عترت، محمود شریعتزاده خراسانی، 1379، فارسی، دارالصادقین.
*** مجموعه آیات قرآن درباره مهدی(عج) با روایات آمده است ***
مصلح مقتدر الهی کیست؟، سید علی اکبر شعفی، 1342، اصفهان.
پور پنهان در افق قرآن حضرت مهدی(عج)، جعفر شیخ الاسلامی، تهران، یکان، 1378 ش.
غریب غیبت در قرآن، محمدحسین صفاخواه، تهران، آمه.
اثبات مهدویت از دیدگاه قرآن، علی صفئی کاشانی، 1376، تهران، مفید.
قاطع البیان فی الایات الموولۀ بصاحب الزمان(عج)، فضل الله عابدی خراسانی، دارالمرتضی، 1404 ق.
*** 202 آیه را تاویل و تطبیق کرده است ***
*** بشارتهای قرآنی و نبوی در مورد انقلاب مهدی(عج) ***
مهدی(عج) در قرآن، رضا فیروز، 1378، تهران، رایحه.
مهدویت از نظرقرآن و عترت، خیرالله مردانی، تهران، آیین جعفری، 1401.
چهل حدیث در پرتو چهل آیه در فضایل حضرت ولی عصر(عج)، مسجد جمکران، تهران، وزارت ارشاد، 1378.
*** چهل آیه و روایات مربوطه ***
سیمای مهدویت در قرآن، محمدجواد مولوی نیا، قم، امام عصر(عج)، 1381.
الایات الباهره فی بقیۀ العترۀ الطاهرۀ او تفسیر آیات القرآن فی المهدی صاحب الزمان(عج)، تهران، بعثت، 1402 ق، سید داود میرصابری.
سیمای امام زمان(عج) در آیینه قرآن، علی اکبر مهدیپور.
*** 140 آیه را جمع کرده است ***
*** 144 آیه را با روایات آورده است ***
آستان قدس.
*** کل آیات طبق سورهها تا آخر قرآن مع روایات ***
*** تحت اشراف شیخ علی الکورانی، 1411 ق، 260 آیه را جمع کرده است ***
*** 40 آیه ***
سیمای نورانی امام زمان(عج) در قرآن و نهج البلاغه، عباس کمساری.
سیمای حضرت مهدی(عج) در قرآن، سید جواد رضوی، چاپ موعود.
دانشنامه ایران و اسلام، نویسندگان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ اول، تهران، 1334.
دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر سید مصطفی میرسلیم، دایرۀ المعارف اسلامی، تهران، بیتا.
دائرۀ المعارف اسلام (10 جلد)، نویسندگان، ایران، هلند، بریل، چاپ اول، 1999 م.
دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، مرکز دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی، تهران، چاپ اول.
دائرۀ المعارف تشیع، زیر نظر بهاءالدین خرمشاهی و دیگران، بنیاد اسلامی طاهر، تهران، 1366.
اسپوزیتو، دانشگاه آکسفورد، آکسفورد، 1995، چاپ اول.
الموسوعۀ العربیه العالمیۀ (30 جلد)، نویسندگان، مؤسسه اعمال الموسوعۀ العربیه العامۀ، ریاض 1999 م.
دائرۀ المعارف القرن العشرین (10 جلد)، محمد فرید وجدی، دارالمعرفۀ، بیروت، چاپ 3، بی تا.
دائرۀ المعارف الشیعیۀ العامۀ (18 جلد)، محمد حسین اعلمی حائری، اعلمی، بیروت، 1993 م، چاپ دوم.
کتاب دائرۀ المعارف و هو قاموس عام لکل فن و مطلب (11 جلد)، پترس بستانی، دارالمعرفه، بیتا.
معارف و معاریف، دائرۀ المعارف جامع اسلامی (10 جلد)، سید مصطفی حسینی دشتی، آرایه، تهران، 1379.
دایرۀ المعارف آمریکانا.
دائرۀ المعارف بریتانیکا.
دائرۀ المعارف گراندلاروس (23 جلدی)
دائرۀ المعارف مستشرقان، عبدالرحمن بدوی، صالح طباطبایی، روزنه، تهران، 1377.
موضوع: کتاب خانه تخصصی حضرت مهدی(علیه السلام) شامل متن 313 جلد کتاب و 313 مقاله و معرفی 4000 عنوان کتاب، مقاله و پایان نامه پیرامون حضرت مهدی(عج) و... .
موضوع: کتابخانه، مقالات، پرسمان، نوای دل، نگارخانه، لینکستان.
موضوع: زندگینامه، ولادت، غیبت، مهدویت، قرآن و مهدی(عج) و کتابشناسی یک هزار جلد کتاب فارسی.
لوح فشرده شامل فیلم سخنرانی، کلیپ، مداحی، مجموعه احادیث و تصاویر پیرامون مهدویت، مدرسه عقائد و کتابخانه تخصصی حضرت ولی عصر(عج).
سلسله نرم افزارهای موعود، مؤسسه گنجینه معرفت.
الف. مهدویت سخنرانی مراجع و خطبا 110 ساعت.
ب. صاحب الامر 700 جلد کتاب فارسی و ترجمه نویسندگان معاصر پیرامون حضرت مهدی(عج).
ح. بحارالانوار مجلدات 53-52-51 در مورد مهدویت.
د. حدیث نما - متون فارسی کتب روایی (غیبت نعمانی و شیخ طوسی، الملاحم و الفتن سید بن طاووس و ...).
ه-. نرم افزار الفضایل، ترجمه البیان فی اخبار المهدی آخرالزمان، خواجه کلان قندوزی و برخی دیگر از فضایل ائمه و امامت و ولایت.
و. موعود 1.
ط. مولودی 7-1 و .... .
شامل: مطالبی پیرامون ائمه(علیه السلام) از جمله امام مهدی(عج).
نرم افزار مرحوم صدوق(ره)، پدید آورنده: حدیث نما.
نرم افزار دایرۀ المعارف جامع اسلامی، پدید آورنده: دجا.
کتابشناسی و چکیده کتب و منابع مهدویت، مؤسسه پارسا و مؤسسه موعود.
شامل: کتابشناسی، چکیده و تصویر کتب مهدویت.
شامل: 153 دقیقه فیلم 35 میلی متری در مورد وقایع آخرالزمان.
آرماگدون
نجات بخشی
جمکرانیه
نستراد اموس
پیشگوییهای پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، آدرس: Matireya. ory
شامل: بحث و گفتگو و پرسش و پاسخ در مورد جایگاه امام مهدی(عج)، مسیح، میترا کالکی، و تار، دجال و... در پیشگوییهای
1) (1) . آدرس: Miramax. Com/ appcalypsenow.
حضرت محمد(صلی الله علیه و آله). (1)
almawood. Net
movood. org
imammahdi _ s. com
monjee. Org
imam almahdi. Com
almahdi 4 v. com.
almowood. Net.
al. mahdi. Org
ejlas nahdi. Com
montazar. Net.
shamsevelayat. Com.
m _ mahdi. Com.
imammahdi _ s. com.
29.alqaem. net.
mahdi news. Com.
rayehe. Ir.
almontadbar. Net.
1) (1) . ر.ک: مؤسسه فرهنگی انتظار نور، عبدالحسین حاجی ابوالحسنی، آدرس سایت: www. Monjee. org
moslih. Org
abasaleh. Com.
کلیه آثاری را که شرق شناسان در زمینه مهدویت انجام دادهاند، ذیل پنج محور میتوان گرد آوری نمود که عبارتند از:
کتابهای مستقل در زمینه مهدویت
نوشتن مقاله و پرداخت به مسأله مهدویت در بخشی از کتاب، مجله یا دائرۀ المعارف.
سایتها و بلاگهایی که توسط شرق شناسان و پژوهشگران غربی در زمینه مهدویت ایجاد شده است.
فعالیتهای علمی و تحقیقی بنیادها و مؤسسان پژوهشی در زمینه مهدویت.
پایان نامهها، رسالهها، پروژهها و تحقیقاتی که به وسیله پژوهشگران دانشگاهی و اندیشمندان غربی در مجامع علمی غربی در زمینه مهدویت نوشته شده است. (1)
ما در این مختصر به برخی از موارد مربوط به بند 1 و 2 میپردازیم.
1) (1) . مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی، سید رضی موسوی گیلانی، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، قم، 1385، چاپ اول.
موسی و همکاران، دارالکتب الحدیثه، مصر، 1959. (1)
تاریخ شیعه و علل سقوط بنی امیه، فان فلوتن، سید مرتضی هاشمی حائری، چاپ تهران، بیجا، بیتا.
مهدی ازصدر اسلام تا قرن سیزدهم، دار مستتر، محسن جهانسوز، کتاب فروشی ادب، تهران، 1317.
فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی هانری کربن،
Ayear Among the Persians, by Edward G. Browne, London, 1893. (2)7. D.S. Margolivght, Encyclopedia of religioun and ethics, Edited by gomes Hasting, latest edit, Edinbovgn, new yerk, 1964, vol 8, p.336. (3)
دائرۀ المعارف جهان نوین اسلام (عنوان: مهدی)، رابرت اس. کرام،
1) (1) . این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است. به نام: درسهایی درباره اسلام (فرقهها)، علی نقی منزوی، بیجا، بیتا
2) (2) . این کتاب از ادوارد براون به نام «یک سال در میان ایرانیان» است که به جریان دیدار او از شهرها و گفتگوهایش با رهبران مذهبی هم چون زرتشتی، اسلامی و از جمله فرقه بابی میپردازد که به صورت سفرنامه نوشته شده است. ر.ک: مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی، سید رضی موسوی گیلانی
3) (3) . مقالهای به نام «مهدی» در دائرۀ المعارف دین و اخلاق (ویراسته جیمز هاستیگ) اگر مارگولیوث، ر.ک: مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی، سید رضی موسوی گیلانی.
بهروز جندقی، مجله انتظار بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، قم، سال چهارم، شماره یازدهم و دوازدهم (بهار و تابستان 1383)، ص 199.
دائرۀ المعارف اسلام چاپ کمبریج (ذیل کلمه مهدی)، دبلیو مادلاتگ، بهروز جندقی، مجله انتظار، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، قم، سال سوم، شماره دهم (زمستان 1382، ص 129 - 125).
سه سال در ایران، کنت دو گوبینو، ذبیح الله منصوری، انتشارات فرخی، تهران، بیتا.
مذهب و سیاست در مسیحیت و اسلام، همیلتون گیب، مهدی قائنی، دارالفکر، قم، 1351.
درآمدی بر اسلام، آند ماری شیمل، عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1375.
معارف مهدوی، گردآوری: مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه قم، ناشر: دبیرخانه دائمی اجلاس حضرت مهدی(علیه السلام)، قم، چاپ اول، بهار، 1385.
ادیان و مهدویت، محمد بهشتی، انتشارات امیر، تهران 1344 ه- .ش (چاپ دوم).
خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1360 ه-. ش.
آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، تهران، 139.
مهدی تجسم امید و نجات، عزیزالله حیدری، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم، 1380.
خدمات متقابل اسلامی و ایران، داوود الهامی، مکتب الاسلام، بی جا، 1373.
گاتها، ابراهیم پورداود، انجمن زرتشتیان ایران، بمبئی، 1938.
مجله موعود، ش 17، مقاله هزاره گرایی در مسیحیت، حسین توفیقی، مؤسسه فرهنگی موعود.
نرم افزار رایحه عشق، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) فارس، بخش مقالات، مقاله اتفاق مذاهب در موضوع موعود.
مجله هفت آسمان، ش 12 و 13 مقاله گونهشناسی موعود در ادیان مختلف.
آرشیو دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، بخش بانک اطلاعات.
کتابنامه حضرت مهدی(علیه السلام)، علی اکبر مهدی پور، ناشر: مؤلف، قم، 1375.
مرجع مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، مؤلف، تهران، 1382.
مهدویت از دیدگاه دین پژوهان غربی، سید رضی موسوی گیلانی، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، قم، 1385، چاپ اول.
مؤسسه فرهنگی انتظار نور Monjee. Com
تفسیر قرآن مهر (سوره توبه)، محمدعلی رضایی اصفهانی و جمعی از پژوهشگران قرآنی، انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، 1385 ش، قم.
بحارالانوار الجامعۀ لدرراخبار الائمۀ الاطهار علیهم السلام، علامه مجلسی، (مجلسی دوم) محمد باقر، مؤسسۀ الوفاء بیروت، لبنان، بینو 1404 قمری.
بحارالانوار الجامعۀ لدرراخبار الائمۀ الاطهار علیهم السلام، علامه مجلسی، (مجلسی دوم) محمد باقر، مؤسسۀ الوفاء بیروت، لبنان، بینو 1404 قمری.
کمال الدین و تمام النعمۀ، شیخ صدوق ابوجعفر، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، انتشارات دارالکتب الاسلامیۀ قم، دوم، 1395 قمری.
مستطرفات السرائر، ابن ادریس حلی، ابوعبدالله محمد بن احمد بن ادریس عجلی حلی، موسسه انتظارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه قم، دوم، 1411 قمری.
دستغیب، شهید عبد الحسین، 1361 ش، گناهان کبیره، کانون ابلاغ اندیشههای اسلامی، بی جا،دو جلدی.
دلائل الامامۀ، ابن جریر طبری آملی مازندرانی، ابوجعفر محمد بن جریر، دارالذخائر للمطبوعات، قم، کتاب حاضر از نسخه نشر حیدریه نجف به سال 1383 قمری است.
الارشاد فی معرفۀ حجج الله علی العباد، شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، کنگره جهانی هزاره مفید قم، دوم، 1413 ه.ق.
عیون اخبار الرضا، صدوق (محمد بن علی ابن بابویه)، قم،
مشهدی، 1363 ش.
المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبائی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1379 ش، چاپ سوم.
معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خوئی.
الصوارم المهرقۀ فی نقد الصواعق المحرقۀ، شوشتری، قاضی نور الله، انتشارت چاپخانه نهضت، تهران، بینو، 1376 قمری.
البیان فی تفسیر القرآن، خوئی، آیۀ الله سید ابو القاسم، المطبعۀ العلمیۀ، قم، 1394 ق.
الاحتجاج، طبرسی، احمد بن علی، نشر مرتضی، مشهد، 1403 قمری (نسخه حاضر از چاپ 1401 قمری مؤسسه جواد، بیروت عکسی برداری شده است).
بصائر الدرجات الکبری فی فضائل آل محمد(صلی الله علیه و آله)، صفار، محمد بن حسن بن فروخ، انتشارات کتابخانه آیۀالله مرعشی نجفی، دوم، 1404 قمری.
المحاسن، برقی، احمد بن ابی عبدالله، دارالکتب الاسلامیۀ، دوم، 1330، هجری شمسی (1371 قمری).
طوسی، خواجه نصیر الدین و علامه حلّی، 1407 ق، کشف المراد
فی شرح تجرید الاعتقاد، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم.
المفردات فی غریب القرآن، الراغب الاصفهانی، تهران، المکتبۀ المرتضویه، 1332 ش، 554ص.
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی (امین الاسلام)، تهران، المکتبۀ الاسلامیه، چاپ پنجم، 1395 ق، ده جلدی.
تفسیر قرطبی، (الجامع لاحکام القرآن) محمد بن احمد قرطبی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1416 ق.
تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، آیۀ الله ناصر، دار الکتب الاسلامیۀ، تهران چاپ بیست و ششم (27 ج)، 1373 ش.
نورالثقلین، عبدعلی بن جمعه حویزی عروسی، قم، المطبعۀ العلمیه، الطبعۀ الثانیۀ، 1383 ق، پنج جلدی.
تفسیر فی ظلال القرآن، سید قطب، بیروت داراحیاء الثراث العربی، الطبعۀ الخامسۀ، 1386 ق
انجمن کتاب مقدس ایران، 1932 م، کتاب مقدس، تهران، (شامل، تورات، انجیل و ملحقات آنها).
ری شهری، محمد محمدی، 1367، میزان الحکمۀ، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ سوم، ده جلد.
اسباب النزول، ابوالحسن علی بن احمد الواحدی النیشابوری،
المکتبۀ العصریه، بیروت، 1425 ق
تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، رازی، فخرالدین، 1411 ق، دار الکتب العلمیۀ، بیروت، 32 جلد.
الدرّ المنثور فی تفسیر الماتور، جلال الدین عبدالرحمن ابن ابیبکر السیوطی، دارالفکر، بیروت، 1414 ق.
شرح نهجالبلاغه، عبدالحمید بن هبۀ اللَّه، ابن ابیالحدید، طهران، انتشارات کتاب آوند دانش، 1379 ش.
اعلام الوری بأعلم المهدی، امین الاسلام طبرسی (صاحب مجمع البیان)، ابوعلی فضل بن حسن انتشارات دارلکتب الاسلامیۀ، قم، سوم، بی تا.
انجمن کتاب مقدس ایران، 1932 م، کتاب مقدس، تهران، (شامل، تورات، انجیل و ملحقات آنها).
الجعفریات (الاشعثیات)، محمد بن محمد بن اشعث، مکتبۀ النینوی الحدیثۀ، تهران، بینو، بیتا.