ghaemiyeh.com
سرشناسه : پوریزدی، رحمت، 1365-
عنوان و نام پديدآور : خوراکهای هفتگانه بر اساس دیدگاه طب ایرانی، دانشنوین، آیات و روایات/ گردآوری رحمت پوریزدی.
مشخصات نشر : قم: انتشارات قدس، 1400.
مشخصات ظاهری : 192 ص.
شابک : 400000 ریال: 978-600-379-067-4
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه: ص.185 - 192.
یادداشت : نمایه.
موضوع : اسلام و پزشکی
Medicine -- Religious aspects -- Islam
پزشکی اسلامی
*Medicine, Islamic
پزشکی ایرانی
Medicine, Persian
پزشکی سنتی
Traditional medicine
رده بندی کنگره : BP232/6
رده بندی دیویی : 297/485
شماره کتابشناسی ملی : 8762448
اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا
انتشارات قدس
خوراکهای هفتگانه
بر اساس دیدگاه طب ایرانی، دانش نوین، آیات و روایات
گردآوری: رحمت پوریزدی
صفحه آرا: سید رضا حسینی
طراح جلد:
نوبت چاپ: اول بهار 1401
چاپ: احسان
شمارگان: 150 نسخه
انتشارات قدس
قم/خیابان شهدا/کوچه ممتاز/ شماره69/تلفکس 37744053-025
_ کلیه حقوق محفوظ می باشد_
شابک: 4-067-379-600-978 --- isbn: 978-600-379-067-4
قیمت: 40000 تومان.
بسم الله الرحمن الرحیم
هوالشافی
امام صادق (علیه السلام)
اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت میکردند بدنهایشان پایدار (و سالم) میماند.(1)
1) «لَوِ اقْتَصَدَ النَّاسُ فِي المَطْعَمِ لَاسْتَقَامَتْ أَبْدَانُهُم». دعائم الاسلام، ج 2، ح 508. در برخی نُسَخ «فِي الطَّعَامِ» است. المحاسن، ج 2، ح 269.
خوراکهای هفتگانه
بر اساس دیدگاه طب ایرانی، دانش نوین، آیات و روایات
گردآوری:
رحمت پوریزدی
فهرست مطالب... 5
دیباچه. 9
غذا 14
اقسام غذاها در طب سنتی ایرانی.. 18
خلاصه قوانین خوردن و آشامیدن.. 22
ویتامینها 24
برخي غذاهاي خونساز گرم و تر. 25
جدول تقسیمبندی ویتامینها 27
جدول کارکرد ویتامینها 27
قواعد تغذیه در اسلام. 28
آداب تغذیه در روایات... 34
آب... 46
مضرات مصرف زياد و كم آب بر اساس ديدگاه طب سنتي ايران. 49
زمانهای ايجاد تشنگي دروغين و راههای برطرف كردن تشنگي دروغين.. 50
موارد منع مصرف آب بر اساس ديدگاه پزشكي ايراني.. 53
روایاتی درباره آب... 57
جنس لباس.... 59
خواص الیاف مختلف و تأثیر آن بر سلامت انسان: 59
خواص پارچههای کتانی: 60
خواص پارچههای پنبهای (نخی): 60
خواص پارچههای پشمی: 61
خواص پارچههای ابریشمی: 61
شرایط لباس نمازگزار: 62
ماساژ و غَمز. 63
روغنها 65
اهمیت روغنها در روایات... 67
روغن بنفشه. 68
روغنزیتون.. 69
روغن خیری (شب بو) 69
دست دادن مفید. 69
فوائد سنگپا: 74
جدول نسبت عناصر اربعه با موسیقی.. 83
عطر. 86
عطر در روایات... 92
بخور (دود) 94
رنگ... 99
تقسیمبندی رنگها 103
خصوصیات روانی رنگها 104
اهمیت چشم و دیدن در روایات... 107
اهمیت رابطه جنسی در طب ایرانی.. 112
روابط جنسی در دیدگاه روایات... 115
جدول مزاجهای أعراض نفسانی: 120
اُنس به انسان.. 120
روابط اجتماعی از دید روایات... 122
عیادت بیمار 124
صلهرحم.. 125
اُنسی الهی (عبادت و عشق معنوی) 130
یاد خدا در کتب طب سنتی.. 132
جدول نام خدا در کتب طب سنتی.. 136
دعا درمانی.. 137
نماز 143
خوراک پنداری و رفتاری.. 147
جدول تأثیرات اعراض نفسانی.. 148
رابطه تغذیه و ا خلاق.. 158
مواعظ و نصايح افلاطون 171
نمایه. 178
منابع.. 185
انسان که آفریده خدا و خلیفه و امانتدار اوست، برای زندگی و حیاتی آفریده شده است که بر اساس آیه کریمه « اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ و َلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ؛(1)
دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامیکه شما را بهسوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد». در پیوندهای گوناگون خود، خدامحور است و در این زندگی و بندگی، به بدن سالم نیاز دارد و بهرهمندی همه جانبه او از سلامتی، اساس فعالیتهای وی در زندگی مادی و معنوی است که در زبان پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن به «نعمت پنهان و ناشناخته»(2)
یادشده است.
زیرا یکی از عوامل آرامش زندگی و بندگی خدا، برخورداری از جسم و جان سالم است، ازاینرو، عقل و نقل، حفظ تندرستی و حفظ نفس را لازم و واجب شمردهاند (3)؛ و از طرفی نیز در برخی روایات بدن و اعضای آن از امانتهای الهی به شمار آمده است و حفظ امانت بر مسلمان واجب است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: گوش، چشم، زبان، قلب امانت هستند و هر کس امانت را رعایت نکند
ایمان ندارد.(1)حتی روا نیست که انسان در هنگام سختترین مصیبتها و اندوه به عمد به جسم و جان خود آسیب برساند و اضرار به بدن نیز حرام است.(2)
آنچه روزانه با آن روبهرو هستیم و همیشه از آن استفاده میکنیم، غذا خوردن و نوشیدن است که از اهمیت خاص خود برخوردار است؛ اما در کنار آن غذاهای دیگر نیز هستند که هرکدام در سلامت و نیز بیماری ما اثرگذارند؛ که غفلت از هرکدام ممکن است انسان را دچار بیماریهای پنهان و طولانی کند. غذاهایی که برای بدن و روح انسان نیاز است و همچنین برای درمان بیماریها مورد استفاده قرار میگیرند. این دسته از غذاها، غذاهایی هستند که بیشتر افراد از آن استفاده میکنند ولکن از غذا بودن و مفید یا غیرمفید بودن آن آگاهی کافی ندارند چراکه اینگونه غذاها دیده نمیشود و نیز کمتر مورد دقت و توجه واقع میشوند.
امام صادق (علیه السلام) : سه چيز { خورده نمىشود} ولى چاق مىكند و سه چيز {خورده مىشود} ولى لاغر مىكند: آن سه چيز كه چاق مىكند: مداومت در
1) .. و َالسَّمعُ أَمانَهٌ وَ البَصَرُ أَمانَهٌ وَ اللِّسانُ أَمانَهٌ وَ القَلبُ أَماَنهٌ وَ لا إیمانَ لِمَن لا أَمانَهَ لَهُ... موسوعه احادیث اهل بیت (علیه السلام) ، به نقل از مفاتیح الحیاه، ص 94.
2) لا یَجُوز اللَّطمُ وَ الخَدش وَ جَزُّ الشَّعرِ... العُروة الوثقی، ج 2، ص 131؛...لِحُرمَهِ الإضرارِ بِالنَّفسِ...العُروة الوثقی، ج 4، ص 424.
حمام رفتن و بو كردن عطر خُوش و پوشيدن لباس نرم است؛ و آن سه چيزى كه لاغر مىكند، مداومت در خوردن تخممرغ و ماهى و شكوفه درخت خرماست.(1)
در حدیث دیگر چنین بیانشده است: سه چیز چاقکننده است ولی خورده نمیشود و سه چیز خورده میشود ولی لاغر میکند. 1. خرما نارس؛ 2. کُنجاله؛ 3. گردو؛ اما چاقکننده: 1. نوره کشیدن (پودر نظافت)؛ 2. عطر زدن؛ 3. لباس کتان پوشیدن.(2)
در این نوشتار، به بررسی اجمالی خوراکهای هفتگانه (دهانی، لمسی، شنیداری، بویای، دیداری، جنسی، اُنسی و پنداری) که همهروزه همگان با آن روبهرو هستند و تأثیر شگفتی در رشد و نیز پژمردگی روح و جسم دارد پرداختهایم. به امید آنکه سرنخهایی برای تحقیق و پژوهش باشد (به امید آنکه
1) «ثَلَاثَةٌ يُسْمِنَّ وَثَلَاثَةٌ يُهْزِلْنَ فَأَمَّا الَّتِي يُسْمِنَّ فَإِدْمَانُ الْحَمَّامِ وَشَمُّ الرَّائِحَةِ الطَّيِّبَةِ وَلُبْسُ الثِّيَابِ اللَّيِّنَةِ وَأَمَّا الَّتِي يُهْزِلْنَ فَإِدْمَانُ أَكْلِ الْبَيْضِ وَالسَّمَكِ وَالطَّلْعِ» خصال، ج 1، ص 194. بیان شیخ صدوق: «منظور از مداومت در حمام رفتن اين است كه يك روز در ميان به حمام برود و چون هر روز حمام رود لاغر مىشود» (همان). در برخی از نسخ به جای «الطلع» «الضِّلْع» به معنای امتلاء و پری معده و نفخ معده آمده است. (روضة الواعظین، ج 2، ص 307؛ مکارم الاخلاق، ص 54). «الضلع: امتلاء البطن شبعا أو ريا حتّى يضلع أضلاعه».
2) امام صادق: (علیه السلام) «ثَلَاثٌ لَا يُؤْكَلْنَ وَيُسْمِنَّ وَثَلَاثٌ يُؤْكَلْنَ وَيَهْزِلْنَ فَأَمَّا اللَّوَاتِي يُؤْكَلْنَ وَيَهْزِلْنَ فَالطَّلْعُ وَالْكُسْبُ وَالْجَوْزُ وَأَمَّا اللَّوَاتِي لَا يُؤْكَلْنَ وَيُسْمِنَّ فَالنُّورَةُ وَالطِّيبُ وَلُبْسُ الْكَتَّانِ». وسائل الشیعه، ج 24، ص 434. در برخی از نسخهها برای لاغر کنندهها چنین آمده است «اللَّحْمُ الْيَابِسُ وَالْجُبُنُّ وَالطَّلْع» (کافی، ج 12، ص 437). «الکسب: تفاله دانههای روغنی پس از روغنکشی، معادل فارسی کنجاله».
دانشورانی تیزبین این بحث را به اکمال و اتمام برسانند) و نیز راه گشا و راهنمای زندگی قرار گیرد؛ و ناگفته پیداست که آشنایی و عمل به این خوراکهای هفتگانه باید با مشورت و زیر نظر متخصص صورت گیرد و از خوانندگان هوشیار و هشیار خواستاریم که کاستیها را بر ما ببخشایند و ما را از نقد و پیشنهادهای سازنده و بالنده بیبهره نگذارند. در پایان بر خود لازم می دانم از زحمت ها و رحمت های استاد گرامی ام که خالصانه و موشکافانه متن را چندین بار مرور و نقد کردند تشکر و قدردانی نمایم.
هزاران درود و هزاران سلام *** ز ما بر محمد علیهالسلام(1)
تندرست و سلامت باشید.
الحمد لله ربالعالمین
ولادت باسعادت حضرت فاطمه (علیها السلام)
1) اسدی طوسی. (قرن 5)
باید دانست که خوردنیها برای صحت و سلامت بدن است، نه برای شهوت و لذت(1)، تمام خوراکیها به وجود آمدهاند و آمادهشدهاند برای صحت بدن ما تا ماده حیات و زندگانی برای ما باشند. غذاها همانند داروها میباشند که به وسیله آنها سلامتی حفظ میشود. پس همانطور که داروها را کسی برای لذت بردن استفاده نمیکند و بیشازحد لازم مصرف نمیکند، خوردنیها را نیز مناسب است فقط برای حفظ صحت و سلامت بدن تناول نمود.(2)
هر چند غذا برای هضم نیز لازم است لذیذ هم باشد.
رازی رحمه الله علیه بیان میکند که غذا باید لذیذ و اشتهاآور باشد تا مورد توجه هاضمه واقع شود و جذب بدن شود و در غیر این صورت مورد توجه طبیعت بدن قرار نمیگیرد و بدن از آن استفاده نمیکند. (3)
خوراک دهانی بحثی است گسترده که در طب سنتی و حدیث کتابهای مستقل و مفصل درباره آن نگاشته شده است. در این بخش به اجمال به این بحث می پرداریم.
1) شروط لذتهای مادی: الف: فراگیر باشد. مادی و معنوی را در برداشته باشد. ب: توازن. افراط و تفریط نداشته باشد. ج: نداشتن پیامد منفی.
2) «ادب المطاعم، فیفهم اولا انها انما تراد للصحه لا للذه و ان الاغذیه کلها انما خلقت و اعدت لنا لتصح بها ابداننا و تصیرماده لحیاتنا...». ابن مِسکویه، تهذیب الاخلاق، ص 71.
3) منافع الاغذیه و دفع مضارها، محمد بن زکریا رازی، ترجمه دکتر سید عبدالعلی علوی نائینی، شرکت چاپ تابان، 1343.
بحث غذا از مهمترین و پرکاربردترین بحثهای طب سنتی است که از قواعد کلی و جزئی برخوردار است. در اینجا بهطور گذرا به برخی از آنها اشاره میکنیم.
محل تولید اخلاط چهارگانه در بدن، کبد است. ماده اولیه برای تشکیل اخلاط، غذایی است که هضم معده را پشت سر گذاشته، وارد روده ها شده و از طریق عروق به کبد راه یافته است. اگر مواد اولیه ای که تحت عنوان غذا به کبد می رسند، کیفیت مناسب را داشته باشند و کبد هم سالم باشد و بتواند عملکرد خود را به خوبی انجام دهد؛ اخلاط مناسبی در بدن تولید می شوند. اگر هم مواد اولیه ای که به کبد می رسند، کیفیت مناسب را نداشته باشند؛ اخلاط نامناسبی در کبد تولید می گردند. نامناسب بودن اخلاط می تواند به معنی کیفیت نامطلوب اخلاط و یا غیرطبیعی بودن در مقدار آن ها باشد؛ یعنی ممکن است اخلاط بیش تر و یا کم تر از نیاز بدن تولید شوند. همچنین ممکن است اخلاط سوخته و یا منجمد شوند و یا از حد طبیعی غلیظ تر و یا رقیق تر گردند.
با توجه به این که اخلاط، بافت های بدن را می سازند و آن ها را در وضعیت سلامت نگه می دارند؛ اگر اخلاط کافی و سالمی به بافت های بدن برسد و البته سایر امور مربوط به حفظ سلامتی مانند خواب کافی و صحیح، ورزش مناسب و غیره صورت بگیرد؛ بدن در سلامت کامل به سر می برد؛ اما اگر این اخلاط، مقدار و یا کیفیت نامناسبی پیدا کنند؛ سلامتی دچار اختلال شده و بیماری در هر یک از بافت های بدن امکان بروز پیدا می کند.
برای این که مواد اولیه ای که وارد کبد می شوند، سالم باشند؛ باید محصول هضم نهایی معده سالم باشد. سلامت محصول هضم نهایی معده در گرو دو امر است.
اول این که لازم است مواد غذایی که مصرف شده و وارد معده می گردند، کیفیت مناسب داشته و سالم باشند؛
و دوم این که قوانین و آداب صحیح خوردن و آشامیدن رعایت شده باشد. هر کدام از این دو مورد، خود شامل دستورات متنوع و زیادی است که دانستن آن ها برای سالم ماندن، لازم و ضروری است. (1)در صفحات بعدی به تعدادی از مهم ترین این دستورات اشاره می نماییم.(2)
حکیم گیلانی در «سته ضروریه» مینویسد:
باید دانست که بدن آدمی به واسطه حرکت و حرارت خارج و داخل، همیشه در تحلیل و کاهش است، پس اگر بدل آنچه که از بدن دائم میکاهد از خارج بر بدن نیفزاید، هرآینه به اندک فرصتی از ترکیب آدمی چیزی نماند، پس آدمی محتاج است به طعام. (3)
غذاها از دیدگاه حکما علاوه بر اینکه «بدل ما یتحلل» میگردند و انرژی لازم برای حرکت و سوختوساز و ترمیم بافتها را تأمین مینمایند، بر کل بدن آثار مثبت یا منفی گذاشته و جسم و روان فرد را تحت تأثیر قرار میدهند. طب
سنتی ایران حفظ سلامتی (بهداشت و پیشگیری) و درمان بیماریها را به طور عمده در یک عبارت خلاصه نموده است «تنظیم روش زندگی مطابق با مزاج و خصوصیات ذاتی هر فرد». (1)
هر طعامی که بر بدن آدمی وارد شود، بعد از آنکه متأثر شود از حرارت بدنی، تأثیری در بدن مینماید.
ابوزید محمد بلخی استاد رازی در کتاب مصالحالابدان و الانفس در بحث حفظالصحه مینویسد:
اولین چیزی که باید نهایت توجه و اهتمام به آن صورت بگیرد و بهترین تدبیر برای آن انجام شود غذا است. (2)
محمد زکریای رازی مینویسد:
«تا میتوانی از غذا در درمان استفاده کن».(3)یعنی
تا جایی که امکان دارد به جای مصرف داروها، بیماری را با غذا درمان کن.
سید اسماعیل جرجانی نیز اعتقاد داشت:
« طبیب تا تواند که علاج به غذا کند، به دارو مشغول نباید بود و تا تواند که به داروی بسیط یعنی ناآمیخته علاج کند، داروی آمیخته نباید داد » (4)
صاحب قرابادین کبیر (5)
غذاها را به چند دسته تقسیم می نماید:
1) مکتب طب سنتی ایران منبعی ارزشمند جهت معرفی و ارائه غذاهای کارآمد دارویی، محمدمهدی اصفهانی، بهزاد ذوالفقاری، حدیث کریمی، علیرضا قنادی، مجله طب سنتی اسلام و ایران، سال سوم، شماره اول، بهار 1391.
2) مصالح الأبدان والأنفس، احمد بن سهل بلخی، تهران مؤسسه مطالعات تاریخ، طب اسلامی و طب، مکمل دانشگاه علوم پزشکی تهران، 1388.
3) «مهما امکن ان تعالج بالاغذیه فلا تعالج بالادویه و مهما قدرت ان تعالج بالادویه المفرده فلا تعالج بالادویه المرکبه». منافع الاغذیه و دفع مضارها.
4) خُفی علائی، سید اسماعیل جرجانی، اطلاعات، تهران، 1370.
5) محمدحسین عقیلی،1198 هجری قمری.
غذای مطلق:
صرفاً خاصیت غذایی دارد و هیچ خاصیت دارویی ندارد و مزاج بدن را سردتر یا گرم تر از آنچه هست نمی کند مانند گوشت بره و نان گندم.
غذای دوایی:
هم خاصیت غذایی دارد و هم خاصیت دارویی و خاصیت غذایی آن بیشتر است؛ مانند کاهو و ماءالشعیر و خیار و کدو و هندوانه و انگور، خرفه، بابونه، چغندر، شلغم، ماش، نخود، لوبیا.
دوای غذایی:
هم خاصیت دوایی دارد و هم خاصیت غذایی و خاصیت دارویی آن بیشتر است مانند نعنا، برگ کاسنی، سیر، پیاز، آلو و اکثر میوهها و بزور مانند بزر خیار، خربزه.(1)
1) قرابادین کبیر. واژه «قرابادین به معنی داروسازی است».
جدول کیفیات چهارگانه غذاها
غذای گرم - بر کیفیت گرمای بدن میافزایند - نخودآب با روغنزیتون یا روغن تازه، عسل، مویز، انجیر، خرما
غذای خشک - بر خشکی بدن میافزایند - غذاهای بریان شده، غذاهای ترش، سیر، عدس، ترخون، گوشت کبک، گنجشک، ادویه ها مانند زنجبیل، فلفل، زعفران و غیره اغلب گرم و خشک هستند و همان طور که از نامشان پیداست دارو هستند و نه غذا اما به دلایلی مانند اصلاح مزاج غذا و یا رفع بدبویی آن و یا خوشرنگی غذا به آن اضافه می شوند
غذای تر - بر رطوبت (تری) بدن میافزایند - شیر، ماست و دوغ، پنیر، خربزه، خیار، اسفناج، کاهو
غذای سرد - بر کیفیت سردی بدن میافزایند - کاهو، خیار و اغلب ترش ها و گَس ها.
در طب ایرانی غذاها به شیوههای مختلف دسته بندی می شوند:
دستهبندی بر اساس لطافت و غلظت
** نوع غذا - تعریف - افرادی که این غذا برایشان مناسب است - مثال
تازگی از بیماری بهبودیافتهاند، افرادی که فعالیت بدنی زیاد و شدیدی ندارند - زرده تخممرغ عسلی،
گوشت جوجه مرغ، ماهی تازه
از ریشه تکاثف به معنی درهم فشرده است؛ و قوه مُدَبِره(1)برای استفاده از این غذاها باید انرژی زیادی صرف کند تا آن را آماده مصرف در اندامها نمایید و مواد زائد آنهم زیاد است (از آن خون غلیظ و کثیف حاصل میشود) - افرادی که کارهای سنگین بدنی انجام میدهند - گوشت گوساله، هلیم، کله پاچه، حلوا
1) قوه ای که تدبیر و تنظیم می کند. «قوهای است الهی موکل بر مصالح بدن/ افلاطون» هرآنچه صلاح بدن باشد به طور خودکار انجام می دهد.
دسته بندی بر اساس خلطی که از آن در بدن تولید می شود
** نوع غذا - تعریف - مثال
صالح الکیموس(1)- غذاهایی که فقط خون تولید میکنند و اخلاط دیگر را خیلی کم فقط به اندازه نیاز بدن تولید میکنند - گوشت بره، نان گندم، زرده تخم مرغ عسلی، انار، سیب، کاهو، شلغم
دستهبندی بر اساس میزان غذائیت یعنی میزان خونی که از آن تولید می شود
نوع غذا - تعریف - مثال
کثیرالغذا - خون زیادی در بدن تولید می کند - زرده تخممرغ، گوشت بره، گوشت گاو
قلیل الغذا - خون کمی در بدن تولید می کند و مناسب افرادی است که غلیان یا امتلاء دم و به عبارتی پرخونی دارند - انار، سیب، کاهو
متوسط الغذا - ازنظر میزان خونی که تولید می کند، حد وسط دو گروه کثیرالغذا و قلیل الغذا است - نان گندم، گوشت گوساله
با توضیحات فوق غذاها را به 18 دسته می توان تقسیم نمود:
1) غذا وقتی وارد معده میشود، حرارت معده، آن را میپزد و به چیزی مانند آش جو تبدیل میشود که به آن «کیلوس» گفته میشود. پس از آن، این ماده به صورت کشک آب وارد کبد میشود تا بار دیگر حرارت ببیند و طبخ شود که به محصول هضم کبدی، «کیموس» گفته میشود.
لطیف صالح الکیموس کثیرالغذا
لطیف صالح الکیموس قلیل الغذا
لطیف صالح الکیموس متوسط الغذا
لطیف فاسد الکیموس کثیرالغذا
لطیف فاسد الکیموس قلیل الغذا
لطیف فاسد الکیموس متوسط الغذا
غلیظ صالح الکیموس کثیرالغذا
غلیظ صالح الکیموس قلیل الغذا
غلیظ صالح الکیموس متوسط الغذا
غلیظ فاسد الکیموس کثیرالغذا
غلیظ فاسد الکیموس قلیل الغذا
غلیظ فاسد الکیموس متوسط الغذا
متوسط در لطافت صالح الکیموس کثیرالغذا
متوسط در لطافت صالح الکیموس قلیل الغذا
متوسط در لطافت صالح الکیموس متوسط الغذا
متوسط در لطافت فاسد الکیموس کثیرالغذا
متوسط در لطافت فاسد الکیموس قلیل الغذا
متوسط در لطافت فاسد الکیموس متوسط الغذا
خوب جويدن غذا
دست كشيدن از غذا قبل از سيري كامل
پرهيز از درهم خوري مانند خوردن چند غذا سر يك سفره و يا خوردن انواع ماست و سالاد و دسر همراه غذا (بهترين چيزي كه ميتوان همراه غذا استفاده كرد سبزي خوردن، زيتون، زيتون پرورده و رب انار است. استفاده از ماست و سالاد توصيه نميشود و بهتر است ماست، البته در افرادي كه منع مصرف ندارند، به عنوان يك وعده غذايي جداگانه همراه با مصلحات آن مانند مرباي زنجبيل، زيره، نعناع، آويشن، سياهدانه و غيره استفاده شود و افرادي كه اصرار به مصرف سالاد دارند بايد قبل از غذا آن را ميل كنند)
پرهيز از اقدام به خوردن قبل از ايجاد گرسنگي
پرهيز از به تأخير انداختن غذا بيشتر از يك ساعت بعد از ايجاد گرسنگي
پرهيز از خوردن هر ماده غذايي از جمله غذا، شير، ميوه و تنقلات، قبل از تخليه معده از ماده غذايي قبلي
پرهيز از استحمام بلافاصله بعد از غذا
پرهيز از نزديكي بلافاصله بعد از غذا
پرهيز از ورزش و فعاليتهاي سنگين با فاصله كم بعد از غذا
پرهيز از خواب بلافاصله بعد از غذا
پرهيز از نوشيدن آب يخ
پرهيز از انداختن يخ بهطور مستقيم داخل ظرف آب
پرهيز از نوشيدن آب از يك ساعت قبل تا دو ساعت بعد از غذا
پرهيز از نوشيدن آب هنگام و وسط خواب
پرهيز از نوشيدن آب بعد از حمام
پرهيز از نوشيدن آب بعد از خوردن ميوه
پرهيز از نوشيدن آب در زمان انجام و بعد از ورزش
در موارد فوق هرچه آب سردتر باشد، ضرر آن بيشتر است.(1)
عوارض زیادهروی در غذاها (2)
** غذا - عوارض زیادهروی
یابس (خشک) - سقوط قوت، مُفسد لون و مُجفف طبع است
چرب - مورث کسالت و کاهش اشتها
بارد (سرد) - کسالت و سستی میآورد
حامض (ترش) و تند - بدن را خشک کرده و پیری میآورد و بافتهای عصبی را سست میسازد
شور - مضر به معده بوده و چشم را ضعیف میکند و باعث خشکی و لاغری میشود
لَزِج - دیر از معده میگذرد
حلو (شیرین) - ارخاء معده، خون را به جوش میآورد و مورث سده میشود
بیمزه - اشتها را کم کرده و کاهلی میآورد
دفع ضرر غذاها
** غذا - دفع ضرر
حُلو (شیرین) - با مواد غذایی حامض
حامض (ترش) - با غذاهای حلو(شیرین)
مالح (شور) و حرّیف (تیز و تند) - با غذاهای دسم (چرب)
تَفِه (بی مزه) مانند خیار - با مواد مالح (شور) مانند نمک
دَسَم (چرب) - با غذاهای مالح و تند
از زمانهای قدیم دیده میشد که هرگاه عدهای به هر دلیل (ازجمله شرایط جنگ و دریانوردی) از خوردن غذاهای متنوع و بهخصوص میوهجات و سبزی جات محروم میشوند بیماریهایی نزد آنها ظاهر میشود که غالباً با مصرف مجدد مواد غذایی مناسب برطرف میگردد، البته گاهی نیز این آثار بد تغذیهای به آسانی رفع نمیشود.
بالاخره مطالعات انجامشده در این زمینه منجر به کشف ویتامینها شد و امروزه ویتامینها را موادی میشناسیم که بدن ما به آن نیاز دارد. (1)
طب ایرانی در این زمینه توصیه می نماید که تنوع غذایی وجود داشته باشد و از انواع غذاها استفاده شود و البته بهترین غذاها برای افراد سالم در طب ایرانی عبارتاند از:
1) آئین تندرستی، محمدمهدی اصفهانی، انتشارت تندیس، تهران،1383.
گندم و برنج مرغوب ایرانی
گوشت (گوسفند و گوساله یکساله، بزغاله 6 ماهه، کبک، دراج، جوجه مرغ و خروس، ماهی تازه و هر گوشت معتدل جیدالغذا و سریع الهضم)
شیرینیهای طبیعی ملایم (زیرا مطبوع کبد است چون خون طبیعی شیرین بوده و غذای جمیع بدن از آن است)
میوههای تر (انجیر و انگور قبل از غذا، انار ملس بعد از غذا، خربزه میان دو وعده غذا، رطب تازه) در سرزمین هایی که به آن عادت دارند
سایر مواد غذایی ممکن است نیاز باشد همراه مصلحات خود استفاده شوند که به بدن آسیب نرسانند مثلاً شیر باید گرم شود و همراه عسل یا دارچین، هل، زعفران و هل استفاده شود.
گوشت گوسفند به صورتهای مختلف، ترجيحاً بهصورت كباب آبدار يا در خورشتهاي سبزيجات، زردة تخم مرغ بهصورت عسلي، انجير تازه يا خشك، انگور شيرين، شيرة انگور، كشمش، مويز، توت تازه يا خشك، خرمای تر (رُطب تازه)، سيب شيرين، بخصوص فالوده سيب گلاب با كمي عسل و زعفران، انار شيرين، گلابي شيرين، شیر برنج، شله زرد، فرني با آرد برنج. 60
نخودآب(1)
نخود را با آب پخته مقداري روغن (بهتر است روغن بادام باشد)، نمك، پياز، زيره و ميخك به آن اضافه كنند. نخودآب را ميتوان با گوشت هم پخت؛ به اين شكل كه نخود درسته و غيرمقشّر (560 گرم) را در آب با جوجه مرغ يا گوشت بره بجوشانند تا وقتي كه نخود مهرّا شود يعني كامل بپزد و اگر (70 گرم) برنج اضافه كنند و آن قدر بپزند كه گوشت بپزد و برنج له شود و (2 گرم) زعفران ساييده شده و (18 گرم) چوب دارچين و كمي نمك اضافه كنند بهتر است و اگر خواستند با نان بخورند.
فالوده سیب
روزی یک مرتبه دو عدد سیب شیرین را پوست گرفته و رنده کنید. یک قاشق مرباخوری عسل، یک قاشق گلاب، یک قاشق عرق بیدمشک و کمی زعفران به آن اضافه کرده و میل نمایید. افراد دیابتی بهویژه اگر قند خونشان کنترل نیست، عسل را حذف نمایند.
1) نخودآب (آبگوشت بدون گوجه و سيب زميني و لوبیا و با ادويهاي مانند زيره و آويشن و دارچين).
** دسته بندی ویتامین - انواع - مثال های غذایی - ذخیره در بدن
محلول در چربی - A,D,E,K - در جگر ماهی ویتامین (A) وجود دارد با استخراج روغن جگر ماهی (روغن ماهی) ویتامین (A) در آن روغن بهصورت متراکم یافت خواهد شد. (1)- در بدن ذخیره میشوند
محلول در آب - B,C - وقتی حبوبات را در آب میخیسانند و یا میپزند ویتامینهای محلول در آب وارد آب میشود، اگر آب حاصله را دور بریزند درواقع ویتامینهای محلول در آب را از دست دادهاند. - در بدن نمیتوانند ذخیره شوند
A - سلامت پوست و مخاط، تأمین رشد و نمو، قدرت بینایی
D - تحکیم استخوانها
E - کار آیی ویتامین A را افزایش میدهد، آنتیاکسیدان
K - انعقاد خون
B - سوختوساز بدن
C - آنتیاکسیدان، تقویت سیستم دفاعی
1) تغذیه در درمان ناباروری با رویکرد طب نوین و طب سنتی، فاطمه نجات بخش، نازلی نمازی، سودابه بیوس، محمد احمدی، تهران: المعی؛ 1393.
در دین مبین اسلام، تغذیه از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است؛ و کتاب هایی در باب قواعد و دستورهای تغذیه نگاشته شده است. در اینجا بهطور گذرا به برخی از قواعد تغذیه در اسلام اشاره میکنیم.
«فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ؛
انسان باید به غذای خویش (و آفرینش آن) بنگرد! ».(1)
اعم از غذای جسم یا غذای روح مانند علم و دانشی (2)
که میآموزد. دقت در حلال بودن، پاک بودن، سازگار با بودن، مقدار آن، آفرینش و خلقت آن، تأثیرات آن در بدن، شناخت صاحب حقیقی و آفرینده آن (خداوند)،...
«...فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ؛
...تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزهتری دارند و مقداری از آن برای روزی شما بیاورد.».(3)
«کُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ...؛
بخورید از روزیهای پاکیزهای که به شما دادهایم...»(1)
«...أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ ...؛
چهارپایان برای شما حلال شده است».(2)
«كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا؛
بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید».(3)
امام صادق: (علیه السلام) اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت میکردند بدنهایشان پایدار (و سالم) میماند.(4)
قرآن کریم: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ...؛
گوشت مردار و خون و گوشت خوک، ...همه بر شما حرام شده است».(1)
امام صادق: (علیه السلام) خوردن هر چیزی که برای سلامتی انسان زیانآور باشد، حرام است مگر در حال ضروری و ناچاری.(2)
امام کاظم: (علیه السلام) پرهیز، آن نیست که چیزی را بهکلی وابگذاری و هیچ نخوری؛ بلکه پرهیز، آن است که از چیزی بخوری، اما کم بخوری.(3)
اسلامی دینی است مردمی و اجتماعی ازاینرو به جمع شدن امر میکند. از نمونههای آشکار آن غذای دستهجمعی است؛ که علاوه بر آثار اجتماعی (صلهرحم) و جسمی، آثار شگفتانگیز روحی و روانی نیز به همراه دارد؛ و اصولاً دورهم جمع شدن مؤمنان موجب برکت و فزونی نعمتهاست.
مردی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسید و گفت: ما هر چه غذا میخوریم، سیر نمیشویم. علت چیست؟ حضرت فرمود: «شاید شما جداجدا و تکتک غذا
1) مائده/3.
2) « كُلُّ شَيْءٍ تَكُونُ فِيهِ الْمَضَرَّةُ عَلَى الْإِنْسَانِ فِي بَدَنِهِ فَحَرَامٌ أَكْلُهُ إِلَّا فِي حَالِ الضَّرُورَة ». وسائل الشیعه، ج 25، ص 84، ح 31258.
3) «لَيْسَ الْحِمْيَةَ أَنْ تَدَعَ الشَّيْءَ أَصْلًا لَا تَأْكُلَهُ وَ لَكِنَّ الْحِمْيَةَ أَنْ تَأْكُلَ مِنَ الشَّيْءِ وَ تُخَفِّفَ». کافی، ج 8، ص 291.
میخورید. پس هنگام غذا گرد هم آیید و سر غذا، نام خدا را یاد کنید تا به شما برکت داده شود».(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «بدترین مردان شما کسانیاند که تنها غذا میخورند».(2)
و نیز میفرمایند: «محبوبترین غذا نزد خدا آن است که دستها بر آن بسیار باشد. جمعی غذا بخورید و پراکنده نباشید؛ چرا که برکت در اجتماع است».(3)
راوی گوید: هرگاه امام رضا: (علیه السلام) سفرهاش را میگستراند بردگان و غلامانش و حتی دربانان و تیمارگران حیوانات را نیز کنار سفره با خود مینشاند.(4)
1) «سَأَلَ رَجُلٌ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا نَأْكُلُ وَلَا نَشْبَعُ قَالَ لَعَلَّكُمْ تَفْتَرِقُونَ عَنْ طَعَامِكُمْ فَاجْتَمِعُوا عَلَيْهِ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ يُبَارَكْ لَكُمْ فِيهِ» مکارم الاخلاق، ص 149.
2) « ... إِنَ مِنْ شِرَارِ رِجَالِكُمُ الْبَهَّاتَ الْجَرِيءَ الْفَحَّاشَ الْآكِلَ وَحْدَهُ وَ الْمَانِعَ رِفْدَهوَ الضَّارِبَ عَبْدَهُ وَ الْمُلْجِئَ عِيَالَهُ إِلَى غَيْرِه؛ «بدترين مردانتان را به شما خبر ندهم؟ گفتيم: چرا يا رسول الله! فرمود: از بدترين مردان شما، تهمت زننده بىباك فحاشى است كه تنها بخورد و از بخشش [واجب و مستحب] دريغ كند و بندهاش را بزند و عيالش را به ديگران پناه دهد (يعنى نسبت به مخارج و حوائج آنها كوتاهى كند تا مجبور شوند به ديگران پناه برند)» کافی، ج 2، ص 292
3) «أَحَبُ الطَّعَامِ إِلَى اللَّهِ مَا كَثُرَتْ عَلَيْهِ الْأَيْدِي» (بحار الانوار، ج 59، ص 290) «كُلُوا جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا فَإِنَّ الْبَرَكَةَ فِي الْجَمَاعَةِ» بحار الانوار، ج 59، ص 291.
4) «إِذَا خَلَا وَنَصَبَ مَائِدَتَهُ أَجْلَسَ مَعَهُ عَلَى مَائِدَتِهِ مَمَالِيكَهُ وَمَوَالِيَهُ حَتَّى الْبَوَّابَ السَّائِس» عیون الاخبار الرضا (علیه السلام) ج 2، ص 184.
در سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله): نقلشده است که آن حضرت تا آنجا که امکان داشت بهتنهایی غذا نمیخورد.(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): أَحَبُ الطَّعَامِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مَا كَثُرَتْ عَلَيْهِ الْأَيْدِي؛
دوستداشتنیترین غذا، غذایی است که دست بر آن زیاد باشد.(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هنگامیکه چهار چیز در غذا جمع باشد، غذا کامل است: هنگامیکه غذا از حلال باشد و دست در آن زیاد باشد و در اول آن بسمالله گفته شود و در آخر آن حمد خداوند شود.(3)
البته در غذای دورهمی باید دقت کرد که با چه کسی یا کسانی غذا میخوریم. دراینباره از امام سجاد (علیه السلام) چنین نقلشده است:
«به امام سجاد (علیه السلام) گفتند: تو از مردم نسبت به مادرت فرمانبردارتری [نیکوکارتری] ولی ما ندیدیم که با وی غذا بخوری. فرمود: ميترسم دستم به لقمهاى برود كه چشم مادر به آن بوده و عاق او شوم».(4)
1) «كَانَ لَا يَأْكُلُ وَحْدَهُ مَا يُمْكِنُه» مکارم الاخلاق، ص 31.
2) بِحارالانوار، ج 59، ص 290.
3) «الطَّعَامُ إِذَا جَمَعَ أَرْبَعاً فَقَدْ تَمَّ إِذَا كَانَ مِنْ حَلَالٍ وَ كَثُرَتِ الْأَيْدِي عَلَيْهِ وَ سَمَّى اللَّهَ فِي أَوَّلِهِ وَ حَمِدَ اللَّهَ فِي آخِرِه». خصال، ج 1، ص 216، صفات چهارگانه.
4) «قِيلَ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) أَنْتَ أَبَرُّ النَّاسِ بِأُمِّكَ وَلَا نَرَاكَ تَأْكُلُ مَعَهَا قَالَ أَخَافُ أَنْ تَسْبِقَ يَدِي إِلَى مَا سَبَقَتْ عَيْنُهَا إِلَيْهِ فَأَكُونَ قَدْ عَقَقْتُهَا». مکارم الاخلاق، ص 221.
از دیدگاه اسلامی، تغذیه ابزاری است برای زندگی کردن. نه اینکه زندگی ابزاری باشد برای تغذیه.
در حکمتی منسوب به امام علی (علیه السلام) چنین آمده است:
«زندگی را برای خوردن مخواه، بلکه خوردن را برای زندگی بخواه».(1)
غالباً در قرآن کریم هر جا واژه (کلوا؛ بخورید) آمده است، پسازآن نیز امر و یا نهی نیز آمده است. میتواند اشاره به این باشد که هدف از خوردن تنها رشد و نمو جسمی نیست بلکه آدمی با خوردن و نیرو گرفتن اهدافی را باید دنبال کند تا خود را به کمال برساند و نیز تمایزی بین انسان و حیوان باشد.
«كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالاً طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ؛
ازآنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید!».(2)
«كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّه؛
از نعمتهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم، بخورید و شکر خدا را بجا آورید».(3)
«كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحا؛
از غذاهای پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید».(1)
امام علی (علیه السلام) : «خوراک بدنها، خوردن است و خوراک جانها، خوراندن».(2)
امام علی (علیه السلام) : «پُرخوری، با تیزهوشی سازگار نیست».(3)
امام صادق: (علیه السلام) در سفارش به یکی از یاران خود فرمود: «مبادا چیزی را بخوری که به آن اشتها نداری؛ چون این امر سبب حماقت و نادانی میشود. همچنین تا گرسنه نشدی چیزی مخور و هنگام خوردن غذا، آن را از حلالها برگزین».(4)
نقلشده است: حکیمی با عدهای از جوانان که اهل ریاضت نبودند غذا میخورد. او طوری غذا میخورد که جوانی بسیار تعجب کرده و به او گفت: اگر لقمة من از غذا، مثل لقمة تو بود، فکر نمیکنم که زنده بمانم. حکیم گفت: آری پسرم، من میخورم برای اینکه زنده بمانم، اما تو میخواهي زنده بمانی برای اینکه بخوري. (5)
1) مومنون/51.
2) « قُوتُ الْأَجْسَادِ الطَّعَامُ وَقُوتُ الْأَرْوَاحِ الْإِطْعَامُ ». مِشکاة الانوار، ص 325.
3) « لَا فِطْنَةَ مَعَ بِطْنَة». تصنیف غُرَرُالحِکم وَ دُرَرُالکَلِم، ح 8156.
4) «فَإِيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لَا تَشْتَهِيهِ فَإِنَّهُ يُورِثُ الْحِمَاقَةَ وَالْبَلَهَ وَلَا تَأْكُلْ إِلَّا عِنْدَ الْجُوعِ وَإِذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلَالا». مِشکاة الانوار، ص 327. (حدیث عنوان بصری).
5) أطعمه و أشربه، فرحناز زندی زند، بوستان قرآن، تهران، 1390.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): از غذاى اضافى بپرهيزيد كه آن داغ قساوت به قلب زده، اعضا و جوارح را از طاعت حق سُست مىكند و همتها را از شنيدن [و به كار بستن] موعظه، كر مىسازد.(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): الْوُضُوءُ(2)
مؤید شستن دستها، روایت هشامبنسالم است. هشامبنسالم از امام صادق (علیه السلام) : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكْثُرَ خَيْرُ بَيْتِهِ فَلْيَتَوَضَّأْ عِنْدَ حُضُورِ طَعَامِهِ، وَمَنْ تَوَضَّأَ قَبْلَ الطَّعَامِ وَبَعْدَهُ عَاشَ فِي سَعَةٍ مِنْ رِزْقِهِ، وَعُوفِيَ مِنَ الْبَلَاءِ فِي جَسَدِهِ. قَالَ هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ: قَالَ لِيَ الصَّادِقُ (علیه السلام) : يَا هِشَامَ بْنَ سَالِمٍ، الْوُضُوءُ هَاهُنَا غَسْلُ الْيَدِ قَبْلَ الطَّعَامِ وَبَعْدَهُ؛ «پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس از این خرسند میشود که خیر و برکتِ خانهاش بسیار باشد، در هنگام آورده شدن غذا وضو بسازد؛ و هر کس پیش و پس از غذا وضو بسازد، در گشایش روزی زندگی کند و از هر بلایی در تن خویش، برکنار باشد. هشامبنسالم گفت: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای هشامبنسالم! مقصود از وضو در اینجا، شستن دستها پیش و پس از غذاست» الامالی (طوسی)، ص 590، ح 1225.
قَبْلَ الطَّعَامِ يَنْفِي الْفَقْرَ وَبَعْدَهُ يَنْفِي الْهَم(3)
وَيُصِحُّ الْبَصَرَ؛ «شستن [دستها] پیش از غذا، فقر را دور میکند و شستن [دستها] پس از غذا، اندوه را میراند و چشم را سلامت میدهد».(4)
1) «إِيَّاكُمْ وَفُضُولَ الطَّعَامِ فَإِنَّهُ يَسُمُ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ وَيُبْطِئُ بِالْجَوَارِحِ عَنِ الطَّاعَةِ وَيُصِمُّ الْهِمَمَ عَنْ سَمَاعِ الْمَوْعِظَة». عُدةالداعی و نجاحالساعی، ص 313.
2) واژة «وضو» به معنی تمیزی و پاکی است؛ و در این اینجا کنایه از شستن دستهاست. (بِحارالانوار، ج 63، ص 363).
3) در برخی نُسَخ «الَلمَم» به معنای «نوعی دیوانگی» است. بِحارالانوار، ج 63، ص 363؛ الدعوات، ص 145.
4) بِحارالانوار، ج 63، ص 363.
امام علی: (علیه السلام) هر کس که میخواهد هیچ غذایی به او زیان نرساند، تنها هنگامی غذا بخورد که گرسنه شده و معدة او [از خوراک پیشین] پاک شده باشد.(1)
امیر مؤمنان (علیه السلام) به امام حسن مجتبی (علیه السلام) میفرمایند: «میخواهی چهار خصلت به تو بیاموزم تا از [زحمت] درمان بینیاز گردی؟ عرض کرد: آری. فرمود: بر سر سفره منشین، مگر آنگاه که گرسنهای و از کنار سفره بر نخیز، مگر وقتیکه هنوز اشتها داری و جویدن غذا را به نیکی انجام ده و پیش از خوابیدن به دستشویی برو. هرگاه اینها را رعایت کردی از درمان بینیاز میشوی».(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): زَيِّنُوا مَوَائِدَكُمْ بِالْبَقْلِ فَإِنَّهَا مَطْرَدَةٌ لِلشَّيَاطِينِ مَعَ التَّسْمِيَة؛ «سفرههایتان را به سبزی آذین و زینت کنید؛ زیرا آن، همراه با گفتن بسمالله، شیطان را میراند».(3)
1) «مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا يَضُرَّهُ طَعَامٌ فَلَا يَأْكُلْ حَتَّى يَجُوعَ وَتنْقَى الْمَعِدَة» بِحارالانوار، ج 63، ص 410.
2) قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) لِلْحَسَنِ ابْنِهِ (علیه السلام) «يَا بُنَيَّ أَ لَا أُعَلِّمُكَ أَرْبَعَ خِصَالٍ تَسْتَغْنِي بِهَا عَنِ الطِّبِّ [بها يستغنى عن الطبيب] فَقَالَ بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا تَجْلِسْ عَلَى الطَّعَامِ إِلَّا وَأَنْتَ جَائِعٌ وَلَا تَقُمْ عَنِ الطَّعَامِ إِلَّا وَأَنْتَ تَشْتَهِيهِ وَجَوِّدِ الْمَضْغَ وَإِذَا نِمْتَ فَاعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى الْخَلَاءِ فَإِذَا اسْتَعْمَلْتَ هَذَا اسْتَغْنَيْتَ عَنِ الطِّبِّ [عن الطبيب]» الخصال، ج 1، ص 229.
3) بِحارالانوار، ج 59، ص 300.
در برخی از روایات علت اهمیت سبزی چنین بیانشده: امام صادق: (علیه السلام) ...لِأَنَّ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ خَضِرَةٌ وَهِيَ تَحِنُّ إِلَى أَشْكَالِهَا؛ «...زیرا دلهای مؤمنان، سبز است و به همانند خویش، میل دارد».(1)
در دیدگاه طب ایرانی بهترين چيزي كه ميتوان همراه غذا استفاده كرد سبزي خوردن، زيتون، زيتون پرورده و رب انار است. استفاده از ماست و سالاد توصيه نميشود و بهتر است ماست، البته در افرادي كه منع مصرف ندارند، به عنوان يك وعده غذايي جداگانه همراه با مصلحات آن مانند مرباي زنجبيل، زيره، نعناع، آويشن، سیاهدانه و غيره استفاده شود و افرادي كه اصرار به مصرف سالاد دارند بايد قبل از غذا آن را ميل كنند. (2)
امام رضا: (علیه السلام) «غذای خود را با سبکترین غذایی که بدنت را به اندازه عادتت بر حسب اقامتگاه و فعالیتها و زمانهات تغذیه میکند، آغاز کن».(3)
1) کافی، ج 6، ص 362. بیان علامه مجلسی در ذیل این حدیث «سبز است، یعنی نورانی است به نور سبزی و از همین روی به همانند خویش میگرود؛ یا کنایه از آن است که دلهای مؤمنان به حکمتها و معارف، آباد است و این سرسبزی معنوی را با سبز بودن دل، مناسبتی است که ما به آن ناآگاهیم؛ یا آن است که چون دلهای مؤمنان به کشتزارهای حکمت، سرسبز است، به آنچه در آن جنبهای از حُسن و سودمندی وجود دارد، تمایل مییابد و سبزی هم یکی از همین چیزهاست» (مِرآة العقول، ج 22، ص 204).
2) تغذيه و مراقبتهاي دوران شيردهي، رويكرد طب سنتي ايراني و طب نوين، فاطمه نجات بخش، فرشته قراط، نازلی نمازی و محمد احمدی، تهران، المعي، 1395.
3) «ابْدَأْ فِي أَوَّلِ طَعَامِكَ بِأَخَفِّ الْأَغْذِيَةِ الَّذِي تغَذِّي بِهَا بَدَنَكَ بِقَدْرِ عَادَتِكَ وَبِحَسَبِ وَطَنِكَ وَنَشَاطِكَ وَزَمَانِك». طب الامام الرضا (علیه السلام) ، ص 15.
خوردن را با غذاهای سبک، لطیف و روان شروع کنید (سوپ، سالاد اگر قرار است خورده شود) و سپس قسمتهای سختتر (غذای اصلی، تهدیگ و...) (1)
آن غذایی را که رقیقتر و هضمش آسانتر و سریعتر و زودتر دفع میشود، باید قبل از غذاهای دیگر مصرف نمود، مگر بهندرت و آنوقتی است که شخص از خوردن غذا قصد معالجه داشته باشد و نتواند ترتیب غذا را رعایت نماید؛ و هراندازه از این دستور منحرف شود به همان اندازه موجب فساد هاضمه شده و استحاله غذاهای رقیق بهموقع انجام نمیگیرد و بدون استحاله از معده خارج میگردد. (2)
فخرالدین(3)
در کتاب حفظ البدن مینویسد: باید که در خوردنیها ترتیب نگاه دارد و آنچه لطیفتر (4)و روانتر بود اول آن خورند؛ زیرا که اول اگر غلیظ خورَد، آنگاه لطیف، آن لطیف زود بگذرد و چون غلیظ ناگواریده باشد، لطیف راه نیابد تا بگذرد، پس هم آنجا فاسد شود. (5)
امام علی: (علیه السلام) میفرمایند: «کسی که لقمة خود را به خوبی بجود، فرشتگان برای او دعا میکنند که روزی او وسیع شود و حسنات او دو برابر شود»(6)
1) خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
2) منافع الاغذیه و دفع مضارها، محمد بن زکریا رازی، ترجمه دکتر سید عبدالعلی علوی نائینی، شرکت چاپ تابان، 1343.
3) محمد بن عمر فخر رازی (606 ه.ق.).
4) غذایی است که وقتی بدن روی آن اثر میکند، به سرعت هضم میشود، به سرعت عضو بافت های بدن می شود و به سرعت فضولات آن از بدن دفع می شود (مفرح القلوب)
5) حفظ البدن، محمد بن عمر فخر رازی، موسسه نشر میراث مکتوب، تهران، 1390.
6) «مَنْ لَعِقَ قَصْعَةً صَلَّتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ وَدَعَتْ لَهُ بِالسَّعَةِ فِي الرِّزْقِ وَ ُكْتَبُ لَهُ حَسَنَاتٌ مُضَاعَفَةٌ» مکارم الاخلاق، ص 146.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «لقمههایتان را کوچک بگیرید که به هر لقمهای برکتی است [از جانب خدا]».(1)
در دیگاه طب ایرانی وجود بزاق و مخلوط شدن کامل لقمة غذا با آن برای هضم کامل غذا ضروری است و این کار تنها با جویدن کامل غذا امکانپذیر خواهد شد. پسازآنکه لقمه را داخل دهان گذاشتید و مشغول جویدن شدید، قاشق را بر زمین بگذارید و به فکر تدارک و آمادهسازی لقمة بعدی نباشید. با این کار، بدون عجله در فرو بردن لقمه غذا، آن را کامل میجوید و از غذا خوردن لذت بیشتری خواهید برد.
هنگام غذا خوردن بیشتر از آنکه به سفره و محتویات آن فکر کنید و ذهنتان مشغول به آن گردد، به لقمهای که در دهان میجوید فکر کنید. در هنگام غذا خوردن آرامش خود را حفظ کنید و از هیجان و جنجال دوری کنید. در هنگامیکه عصبانی هستید هرگز دست به غذا نزید. ابتدا آرامش خود را به دست آورید، (قدم زدن، دوری از محیط پرخاشگری، با آب سرد حمام کردن یا وضو گرفتن و...) سپس رو به غذا آورید.
بهترین زمان برای قورت دادن لقمة غذا، زمانی است که آن را به طور کامل جویده و با بزاق کافی مخلوط کرده و مایعی نسبتاً رقیق تبدیل کرده باشید و بلع آن آسان باشد. (2)
عمل خوب جویدن غذا باعث تحریک بیشتر مرکز سیری در هیپوتالاموس(1)
مغز و احساس سیری میشود. همچنین موجب ترشح کامل غدد بزاقی میشود که ابتدای هضم غذاست. (2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «زمانی بخور که میل به خوردن داری و در حالی خوردن را واگذار که هنوز اشتهایت هست».(3)
امام رضا: (علیه السلام) در روایتی به برخی از فوائد آن اشاره کردهاند. «... درحالیکه هنوز مقداری میل داری، از غذا دست بکش؛ چرا که این کار، به خواست خداوند، برای بدن سلامت آور تر، برای عقل ذکاوت بخش تر و برای خودِ انسان مایه سبکیِ افزونتر است. اگر خدا بخواهد».(4)
افرادی که در تغذیه و خوراک خود دقت کافی ندارند، عموماً دچار بیماری و کسالت میشوند. بعد از گذشت حدود 20 دقیقه از اولین لقمة غذایی که انسان میل میکند، هم غذا در معده شروع میشود و با شروع هضم، حجم غذا افزایش می یابد، به همین دلیل باید مقداری از معده خالی باشد تا غذای حجیم شده به معده فشار وارد ننماید. هنگام غذا خوردن اگر قبل از سیری کامل دست از غذا
1) غده ای است در مغز که دستگاه عصبی را با کمک غدهٔ هیپوفیز به دستگاه غدد درونریز متصل میکند.
2) مُفرح القلوب (شرح قانونچه چغمینی)، حکیم محمد ارزانی، تصحیح اسماعیل ناظم و محسن باغبانی. تهران: المعی، 1391.
3) « كُلْ وَأَنْتَ تَشْتَهِي وَأَمْسِكْ وَأَنْتَ تَشْتَهِي». بِحارالانوار، ج 59، ص 290.
4) «وَارْفَعْ يَدَكَ مِنَ الطَّعَامِ وَبِكَ إِلَيْهِ بَعْضُ الْقَرَمِ فَإِنَّهُ أَصَحُّ لِبَدَنِكَ وَأَذْكَى لِعَقْلِكَ وَأَخَفُّ عَلَى نَفْسِكَ إِنْ شَاءَ اللَّه». طب الامام الرضا (علیه السلام) ، ص 15.
بکشیم، این اجازه را به معده میدهیم تا بهراحتی هضم غذا را انجام دهد و اختلال در هضم ایجاد نشود. اختلال در هضم عامل ایجاد بسیاری از بیماری هاست و با پرهیز از عوامل اختلال هضم، می توان بهسلامتی کمک شایانی نمود. (1)
امام علی: (علیه السلام) «در پاسخ این پرسش که: آیا در قرآن، همه دانشها به جز دانش طب هست؟ زنهار! در قرآن، آیهای هست که همه طب را یکجا در خود گردآورده است: « كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا؛(2)بخورید و بیاشامید؛ ولی زیادهروی نکنید».(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): «یکی از انواع زیادهروی، این است که هر آنچه را دوست داری، بخوری».(4)
حضرت عیسی (علیه السلام) از شهری میگذشت که دید زن و مردی بر سر هم فریاد میکشند. از آنان پرسید: «چرا سر هم فریاد میکشید؟» مرد گفت: «ای پیامبر خدا! این زن همسر من است. او زنی درستکار است و مشکلی ندارد؛ ولی من دوست دارم از او جدا شوم» عیسی (علیه السلام) فرمود: «به هر حال به من بگو که او چه مشکلی دارد؟» مرد گفت: «با اینکه پیر نیست؛ چهرهاش بیطراوت است»
1) خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
2) الاعراف/ 3.
3) « إِنَّ فِي الْقُرْآنِ كُلَ عِلْمٍ إِلَّا الطِّبَ فَقَالَ أَمَا إِنَّ فِي الْقُرْآنِ لَآيَةً تَجْمَعُ الطِّبَّ كُلَّهُ«كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا». الدعوات، ص 75، ح 174.
4) « إنَّ مِنَ السَّرَفِ أن تَأكُلَ كُلَّ مَا اشتَهَيتَ». نهج الفصاحه، ح 918.
عیسی (علیه السلام) به زن فرمود: «ای زن! آیا دوست داری دیگر بار، چهرهات پرطراوت شود؟» وی گفت: «آری» عیسی (علیه السلام) فرمود: «وقتی غذا میخوری، از سیر شدن بپرهیز؛ زیرا اگر غذا بر سینه سنگینی کند و از اندازه افزون شود، طراوت چهره از میان میرود» زن راهنمایی عیسی (علیه السلام) را به کار بست و بار دیگر چهرهاش طراوت یافت.(1)
سعی کنید وعده صبحانه را کامل، ناهار سبک و حاضری و شام را کامل اما ابتدای شب میل کنید. اگر شخصی عادت نماید و دو مرتبه در روز غذا بخورد بسیار برای سلامتی بهتر است. (2)
امام صادق: (علیه السلام) «نشستن بر سفره را طولانی کنید؛ زیرا این ساعتی است که از عمر شما به حساب نمیآید».(3)
این حدیث کنایه از این است که با صبر و بدون شتاب و عجله غذا را میل کنید. هدف از تغذیه، تنها خوردن غذا و پر کردن شکم نیست. غذا خوردن یک سنت الهی است و باید در مورد آن دقت بسیاری شود؛ زیرا هنگام غذا خوردن و نشستن بر سر سفره، ما در واقع میهمان خداوندیم و از نعمتهای بیکران او استفاده میکنیم و خداوند متعال مدت زمانی را که بر سر سفره نشستهایم، جزء
عمر ما محسوب نمیکند. سر پا ایستادن و غذا خوردن جز ناراحتی و بیحوصلگی چیز دیگری عاید انسان نمیکند و او مداوم در رنج و زحمت است. (1)
امام حسن مجتبی (علیه السلام) میفرمایند: «سفرة غذا، دوازده خصلت دارد؛ چهار واجب، چهار مستحب و چهار آداب دارد؛ اما واجب عبارتاند از: معرفت، بسمالله، شکر و رضایت؛ اما مستحب عبارتاند از: نشستن بر پای چپ، خوردن با سه انگشت، خوردن از پیش روی خود و لیسیدن انگشتان؛ اما آداب عبارتاند از: وضوء قبل از غذا، کوچک برداشتن لقمه، زیاد جویدن لقمه و کم نگاه کردن در صورت دیگران».(2)
منظور از «معرفت» میتواند علم و آگاهی به حلال بودن غذا و اینکه رازق واقعی خداوند است؛ و «وضوء» در اینجا کنایه از شستن دستهاست
نگاه مکتب طب ایرانی به مفهوم سلامتی و بیماری، رویکردی جامع است. به این معنی که مزاج ذاتی فرد، سن، جنس، شغل، مشخصات محیط زندگی مانند سردی یا گرمی اقلیم، تغییرات فصلی و عوامل محیطی در اختیار فرد مانند تغذیه بر حفظ سلامت، ایجاد بیماری و بازگشت بهسلامتی مؤثرند.53
1) خلاصه پانزده روز تا سلامتی، جمشید خدادادی، نشر شهر، تهران، 1389.
2) «اثْنَتَا عَشْرَةَ خَصْلَةً يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَعَلَّمَهَا عَلَى الطَّعَامِ أَرْبَعَةٌ مِنْهَا فَرِيضَةٌ وَأَرْبَعَةٌ مِنْهَا سُنَّةٌ وَأَرْبَعَةٌ مِنْهَا أَدَبٌ فَأَمَّا الْفَرِيضَةُ فَالْمَعْرِفَةُ وَالتَّسْمِيَةُ وَالشُّكْرُ وَالرِّضَا وَأَمَّا السُّنَّةُ فَالْجُلُوسُ عَلَى الرِّجْلِ الْيُسْرَى وَالْأَكْلُ بِثَلَاثِ أَصَابِعَ وَالْأَكْلُ مِمَّا يَلِيهِ وَ مَصُّ الْأَصَابِعِ وَأَمَّا الْأَدَبُ فَغَسْلُ الْيَدَيْنِ وَتَصْغِيرُ اللُّقْمَةِ وَالْمَضْغُ الشَّدِيدُ وَقِلَّةُ النَّظَرِ فِي وُجُوهِ الْقَوْم» المحاسن، ج 2، ص 459.
از دیدگاه طب سنتی ایران، بهترین زمان غذا خوردن هنگامی است که شخص واقعاً احساس گرسنگی داشته باشد که حکما به این حالت «اشتهای صادق» میگویند. پس بدون برانگیختن اشتها نباید غذایی خورده شود. «اشتهای صادق» علائمی دارد که عبارتاند از: (1)
اشتها به غذا
ضعیف شدن نبض
تیزی حواس خصوصاً شنوایی و بینایی
کاهش حرکات بدن
عدم تمایل به خواب
کاهش آب دهان
خروج فضولات غذای قبلی
وجود نداشتن آروغ غذای قبلی
از بین رفتن عطش: زیرا وقتی غذا در معده است عطش ایجاد میکند و هنگامیکه غذا از معده عبور کند، اشتهای به آب از بین میرود.
سبک شدن شکم از زیر سینه تا ناف
اگر همه این علامات یا بیشتر و یا بهتر آنها ظاهر شد، دلیل وجود اشتهای ظاهر و ثابت است و نشانه آن است که هضمهای سهگانه انجامشده و بدن به غذای دیگری نیاز دارد. اگر شخصی بر سر سفره رفیق یا بزرگتری نشسته و پیش از ظهور علاماتی که ذکر شد ناچار از خوردن غذا باشد، باید مدارا کند و
1) خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
خود را به غذاهای فرعی از قبیل خوراکهای سبک مشغول نماید و از پرخوری خوردن غذاهای سنگین در آن موقع اجتناب نماید و اگر نتوانست چنین کند از مقدار غذا بکاهد؛ و به این مطالب توجه کامل داشته باشد که بسیار نافع است. (1)
زمانی که در شُرف خوردن(2)چیزی هستید، از خودتان بپرسید: آیا واقعاً گرسنهام؟ آیا لازم است بخورم یا تنها میخواهم بخورم؟ خوردن این خوراکی برای من سودی و نفعی دارد یا ندارد؟ (3)
آیا میل خوردن دارم یا فقط هوس خوردن دارم؟ پیش از اینکه پاسخ دهید چند لحظه صبر و حوصله کنید و به ندای درونی خود گوش دهید.
قبل از احساس گرسنگی واقعی (اشتهای صادق) نباید به غذا خوردن پرداخت؛ چراکه در حالت سیری غذا خوردن و یا پاسخ مثبت دادن به اشتهای کاذب باعث تداخل غذای خورده شده با غذای داخل معده شده و در هضم صحیح، اختلال ایجاد میکند. (4)
از سوی دیگر در زمان گرسنگی واقعی نباید خوردن غذا را به تأخیر انداخت؛ زیرا این کار موجب ریخته شدن صفرا و مواد نامناسب به معده میگردد و زیانآور
1) منافع الاغذیه و دفع مضارها، محمد بن زکریا رازی، ترجمه دکتر سید عبدالعلی علوی نائینی، شرکت چاپ تابان، 1343.
2) برای توضیخ بیشتر در مورد فهمیدن و درک غذا قبل از خوردن و رغبت آدمی به غذا رجوع شود به کتاب معراج السعادة، ص 778.
3) آگاهانه خوردن، سوزان آلبر، دایره، تهران، 1398.
4) خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
است اگر به عللی تأخیری در غذا خوردن پیش آمد، بهتر است قدری آب لیمو و یا انار ترش میل کند، سپس غذا خورد. (1)
و نیز گاهی به علت تجمع مواد و اخلاط نامناسب در بدن و ریختن گاه و بیگاه آن به دهانه معده، شخص مرتب احساس گرسنگی کاذب میکند و به دنبال آن به ریزهخواری میپردازد درحالیکه بدن واقعاً در آن زمان نیاز به غذا خوردن ندارد. (2)
سعدی شیرازی گوید: «حکیمان دیربهدیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سد رَمَق{توان} و جوانان تا طَبق{ظرف} برگیرند و پیران تا عرق کنند. امام قلندران چندانکه در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس». (3)
در هنگام پخت غذا نیز شایسته است صبر و حوصله داشته باشیم. تا غذا به آرامی به طور یکنواخت آماده شود. علت برتری آتش زغال را چنین می گویند: آتش زغال به صورت یکنواخت در بافت غذا نفوذ میکند و پخت یکدستی ایجاد می کند. آتش های دارای شعله به دلیل صنوبری بودن شکل شعله، حرارت یکنواخت به ظرف نمی رسانند و به همین دلیل پخت یکسانی در اجزای غذا ایجاد نمی کنند. (4)
آب، این ماده شگفتانگیز قابلیت آن را دارد تا همه حواس پنجگانه را تحت تأثیر خود قرار دهد. آب میتواند بر پایانههای عصبی موجود در حواس پنجگانه
ارگانیسم {اعضا، اندام} را تحریک کند و با انتقال آن به مراکز عصبی، تأثیرات عمیق و شگفتانگیز جسمی و روانی در ما ایجاد کند. آب از راههای گوناگون بر آرامش و شادی و سرور تأثیرگذار است.
تماشای آب جاری (حس بینایی)
گوش کردن به صدای دلنشین آب (حس شنوایی)
شنا کردن و حمام (حس لامسه)
آشامیدن آبخنک و گوارا (حس چشایی)
تنفس هوای مرطوب و با طراوت (حس بویایی) (1)
در دیدگاه طب ایرانی آب گوهری است که غذا را روان و رقیق میگرداند و آن را همراهی میکند تا به درون رگها برسد و تا وقع خارج شدن همراه آن است. در تمامکارهای غذا به آب نیاز است و کمک آن لازم است. (2)
احتیاج آدمی به آب بنا بر چند غرض است:
جوهر غذا را رقیق گرداند تا به آسانی نفوذ در اعضا نماید.
غذا را مستعد هضم مینماید تا قوت هاضمه به آسانی در آن تصرف نماید.
محافظت غذا نماید از احتراق، چنانچه آب دیگ محافظت طعام مینماید از احتراق.
بدرقه طعام گردد و اجزای آن را از مجاری و مسامات تنگ بگذراند.
براز (مدفوع) را قابل آن سازد که به آسانی دفع شود.
حرارت و لهیب معده را فرونشاند.
رطوبت بدن را بیفزاید.
حرارت غریزی را منتعش گرداند.
رطوبت غریزی را قوت دهد.
10 آنچه از اجزای طعام بر مجرای آن باقیمانده باشد را پاک سازد.
بباید دانست که آب تنها غذا نگردد و جزو بدن نشود زیرا که بدن مرکب است و آب بسیط و میانه غذا و مغتذی مشابهت لازم است، چنانکه گذشت، اما چون در معده با طعام مخلوط میشود وکیلوس یابد، جزو بدن شود. (1)
از یک ساعت قبل تا دو ساعت بعد از غذا نباید آب نوشید و اگر بخواهیم کمی ساده تر بگیریم، از نیم ساعت قبل تا یک ساعت بعد از غذا نباید آب نوشید و بعد از شروع هضم غذا يعني يك ساعت بعد از خوردن غذا فرد میتواند آب بنوشد. افرادي كه معده گرم و بی اشتهایی ناشی از حرارت معده دارند نوشيدن آب حين غذا و بعدازآن در حدی که عطش را رفع نموده و اشتها را باز نماید برایشان بلامانع است. کودکان نیز شامل این قاعده می شوند و در مورد آب خوردن سر سفره به ایشان سخت نمی گیریم، اما نباید این آب خوردن در کودکان به شکل عادت در بیاید و فقط در حد رفع عطش و کاهش حرارت مورد تائید است و نه بیشتر.
اگر فرد گرممزاج تشنگي را تحمل كند غذا در معده میسوزد هرچند كه خود غذا آب داشته باشد. در غير اين صورت اگر فردي همراه با غذا آب زيادي مصرف كند مشكلات متعددي از قبيل نفخ و صداهاي شكمي، احساس كشيده
1) سته ضروریه، ولی گیلانی، طب سنتی ایران، تهران، 1396.
شدن امعا، تمدد و سوء هضم به وجود آمده، غذا زودتر از معده خارج و باعث اسهال و گاهي قي شده، در اين حالت بدن ضعيف و ناتوان میشود
ضعف و سستي اعصاب و معده و كبد ، فساد رنگ رخسار و بدن ، فراموشي و کُندذهنی ، نزلهها ، پف آلودگي زير چشم ، ورم اندام ها ، استسقاء
بیاشتهایی، لاغري بدن ، تپش قلب، ضعف قلب، حرارت کبد ، احتراق اخلاط بخصوص در سرزمینهای گرم و جوانان گرممزاج و فصل گرما، بهویژه كه قلب و معده و كبد ايشان گرم و مغز ايشان قوى باشد
تشخیص تشنگی صادق از کاذب: تشنگي راستين (صادق) زماني است كه بدن به خاطر از دست دادن رطوبت، از بين بردن يبوست يا رقيق كردن غذا نياز به آب داشته باشد. نوشيدن آب در تشنگي دروغين بسيار مضر است.
زمانهای ایجاد تشنگی دروغین
خلط مالح غليظ مانند بلغم شور در معده
خلط لزج با خشكي زياد (شديد اليُبس) مانند بلغم جَصي(گچی) در معده
خلط غليظ با خشكي زياد (شديداليُبس) مانند سوداي احتراقي (سوخته) در معده
عطشي كه بعد از غذا با وجود شرب آب كافي هنگام اشتغال طبيعت به هضم پديد میآید
راههای برطرف کردن تشنگی دروغین
صبر بر تشنگي
خواب
استنشاق هواي سرد
مضمضه كردن آب سرد
خوردن اندكي آب گرم
نوشيدن مقدار كمي آب به صورت مكيدن
خوردن مواد گرم مثل عسل در تشنگی کاذب ناشی از بلغم
در پزشكي سنتي ايراني دماي آب نوشيده شده هم نقش بسيار مهمي در بدن دارد و آب سرد و گرم داراي اثرات مفيد و مضر متفاوتي بر بدن هستند. (1)
-بهترین آب برای افراد سالم
-تسكين عطش صادق فقط با آب سرد
-تقويت معده و افزايش اشتها
1) خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
هاضم طعام
-تحلیل نفخ و ریاح
-مفید برای سردردهای سرد
-مفید برای درد گلو
-مفید برای بیماری های ریوی
-در حالت ناشتا باعث شستشو و پاکسازی معده
-رفع عطش ناشی از بلغم شور و سودا
-اذابه(1)بلغم و موادّ غليظه
-به پاکسازی بدن از بلغم کمک می نماید
-كمك به تأثیر دواي مسهل
-کمک به رفع درد و خارش
-مصرف فقط براي رفع بيماري توصيه میشود
-ملین
-مفید برای ورم حلق و لوزه ها
-کمک به اثر داروی مسهل
-پاکسازی معده
-اذابه بلغم رقيق
-تسكين تشنگى سوداوى و بلغمى شور
-اذابه بلغم رقیق
-شستشودهنده معده اخلاط لزجه غليظه
1) ذوب کردن.
-مطفی(1)حرارت غریزی
-ایجاد انسداد در مجاری بدن و مضر برای افرادی که انسداد مجاری دارند
-بیماریهای ناشي از سردي مزاج
-مضر برای افرادی که ضعف مغز و ضعف احشا دارند
-مضر اعصاب و دندان و قلب و كبد
-كم شدن و دشوار شدن قاعدگي ) ايجاد عُسر و قِلَتِ طَمث)
-توليد خلط غليظ و لزج در مفاصل و ستون فقرات
-سستي و لختي بدن
-تشديد سرفه و خشونت سينه و مضر برای افرادی که مشکل ریه دارند
-مانع خروج اخلاط سينه
-تشديد زكام و نزله
-كاهش نيروي جنسي (ضعف باه)
-رعشه
-سردرد
-قولنج
-استسقاء
-زردی رنگ
-نحافت و لاغري
-ورم كبد و طحال
-مضر معده به دليل ايجاد سستي در آن
1) خاموش کننده.
-مفسد هضم
-بي اشتهايي
-كمي چربي بدن
-مستعد عفونت و التهاب خون
-عدم تسكين عطش
-استسقا و دِق(1)
-تهوع آور
-مفسد غذا
-ایجاد استسقاء و بیماری های طحال
-سبب صعود
-ابخره به مغز
-مصرف زیاد آن مفسد معده
مصرف آب در این موارد منجر به عدم تماس غذا با سطح معده و اختلال در روند هضم میشود. قدرت هضم با حرارت معده ارتباط مستقيم دارد و مصرف آب اين حرارت را از معده میگیرد. وقتي آب با غذا مخلوط میشود از رگها به كبد رفته و چون كبد نمیتواند آب را به طور كامل از غذا جدا كند، آب زيادي
1) تبی است دائم با حرارتی کم بی اعراضی آشکار از قبیل اضطراب و سطبری لبها و خشکی دهان و سیاهی آن، لکن بیمار روی به لاغری و ضعف و سستی و شکستگی رود. ( دهخدا).
در زير پوست و غشاي زيرين باقي میماند و استسقاي از قي ايجاد میشود و اگر از طريق خون به ديگر عضوها برسد استسقاي لحمي ايجاد میکند.
الف: سردي آب به سرعت به اعضاي رئیسه (اعضاي اصلي بدن یعنی قلب و مغز و کبد) میرود: اگر آب در گردش به قلب برسد حرارت غريزي كاهش پيدا میکند و احتمال مرگ وجود دارد و اگر به كبد برسد باعث استسقا میشود. اگر به سر برسد باعث سستي و ضعف و حتي فلج قسمتي از بدن و سستي اعصاب میشود.
ب: ضرر به اعصاب و احشا و دستگاه تنفس
چون حرارت داخلی بدن افزايش مییابد، اگر آب خورده شود سريع جذب اعضاي بدن و باعث سستي بدن و ضعف میشود، بهتر است در اين هنگام فرد آب را ذرهذره و بهتدریج ابتدا مضمضه كند و سپس بياشامد.
خوردن آب در اين زمان نيز باعث ضعف و رعشه میشود و اگر فرد مجبور شود در اين زمان آب بنوشد میتواند به روشهای زير عمل كند.
الف: بايد بهاندازهای كه تشنگي او را رفع كند، آب را مضمضه كند يا بمكد.
ب: اگر تشنگي فرد برطرف نشود، اول بايد مقداري نان يا غذا بخورد و سپس آب بنوشد تا به خاطر مخلوط شدن آب با اجزاي غذا، آب با سرعت كمتري جذب بدن شود.
به دليل حركات بدن و دفع مني و افزايش گرمي و خشكي در بدن، درصورتیکه آب خورده شود، به سرعت جذب بدن شده و ايجاد ضعف و از بين رفتن حرارت غريزي میکند.
مثل: هندوانه، خربزه، انگور. چون جنس آب اين مواد با آبي كه خورده میشود تفاوت دارد و باعث میشود كه غذا در درون معده فاسد شود (ايجاد قروح خبیثه و اورام)، پس تا زماني كه اين مواد در معده هستند نبايد آب نوشيد.
خوردن آب گرم بعد از غذاي شور و خوردن آب سرد بعد از غذاي گرم براي بدن ضرر دارد؛ مثلاً اگر فردي غذاي گرم خورده است درصورتیکه تشنه شود بايد اندكي صبر كند، اما اگر فرد نتواند تشنگي را تحمل كند بايد آب را كمي در دهان نگه داشته و سپس آرامآرام بنوشد و نبايد یکدفعه آب را وارد معده خود كند.
بعد از حمام (بهویژه با معده خالي)، چون در اين حالت، نيز آب به سرعت جذب بدن میشود.
بعد از اسهال شديد به دليل اينكه رطوبت اعضاي بدن تحليل میرود، تمايل بدن به آب زياد شده و آب سريع جذب میشود، كه اين امر باعث ضعف و از بين رفتن حرارت غريزي میشود.
بعد از خوراکهایی كه قابض هستند.
نوشیدن آب بدون تشنگی
بعد از خوردن شیرینی ها و ترشی ها
بعد از خوردن مواد غذایی لزج
در حالت ایستاده
عوارض آب خوردن در موارد فوق بخصوص اگر خیلی سرد یا خیلی گرم باشد.
ضعف و سستى اعصاب
ضعف و سستى معده و احشا
ضعف و سستى كبد
فساد رنگ رخسار و بدن
نسيان (فراموشی) و بلادت ذهن
خواب زیاد و کندی حواس
ایجاد نزله و زکام
ورم اندام ها و زیر چشم
سوءالقنيه و استسقاء
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هرگاه تمایل به خوردن آب پیدا کردید، آن را به حالت مضمضه (و مکیدنی) بنوشید و آن را به حالت دفعی و یکمرتبگی ننوشید.(1)
امام صادق: (علیه السلام) سه نفس نوشیدن بهتر است از یک نفس نوشیدن.(2)
امام صادق: (علیه السلام) نوشیدن آب بر روی غذای چرب، اسباب تحریک بیماری است.(3)
امام رضا : (علیه السلام) نوشیدن آب سرد بلافاصله پس از مصرف هر چیز داغ یا شیرین، اسباب نابودی و خرابی دندانهاست.(4)
«گرسنگی شدیدی در اعماق وجود ما نهفته است که هیچ غذایی قادر نیست این گرسنگی را رفع کند، این گرسنگی همان نیاز به نوازش و احساس است و بهبیاندیگر گرسنگی پوست بدن».
«پوست بزرگترین عضو بدن است و از درون، نیاز دارد که لمس شود».
1) «إِذَا اشْتَهَيْتُمُ الْمَاءَ فَاشْرَبُوهُ مَصّاً وَ لَا تَشْرَبُوهُ عَبّاً». بِحارالانوار، ج 59، ص 293.
2) « ثَلَاثَةُ أَنْفَاسٍ فِي الشُّرْبِ أَفْضَلُ مِنْ نَفَسٍ وَاحِدٍ »کافی، ج 6، ص 383.
3) « شُرْبُ الْمَاءِ عَلَى أَثَرِ الدَّسَمِ يُهَيِّجُ الدَّاء ».المحاسن، ج 2، ص 572.
4) «شُرْبُ الْمَاءِ الْبَارِدِ عَقِيبَ الشَّيْءِ الْحَارِّ وَ عَقِيبَ الْحَلَاوَةِ يَذْهَبُ بِالْأَسْنَان». الرساله الذهبیه، ص 29،
وقتی لمس کردن بین دو نفر اتفاق میافتد، در درون خود منبعی از توجه، محبت، رضایت خاطر، حمایت، آرامش، شادی و احساس امنیت را در بردارد. زمانی که مادر و یا جانشین مادر، کودک را لمس میکند، موجب افزایش رفتارهای مثبت از قبیل لبخند زدن، رابطه اجتماعی، ارتباط چشمی، تحریک شنیداری و بینایی، افزایش توانایی مقابله با استرس، تسکین درد و کاهش رفتارهای منفی مانند سردرگمی، گریه کردن، دوری کردن، عصبانیت، رنج و فشار نگرانی، پریشانی و بیخوابی میشود.
لمس، نقش مهمی در برقراری تعادل عاطفی در کودک داشته و تعادل عاطفی، موجب رشد طبیعی کودک در ابعاد مختلف عاطفی، اجتماعی، شناختی و جسمی میشود. همچنین لمس تأثیر قابلتوجهی در تنظیم خواب کودک دارد. لمس موجبات رشد طبیعی کودک را فراهم کرده و از این طریق نقشی پیشگیرانه در بروز افسردگی ایفاء میکند. از طرف دیگر، لمس نقش روانی و فیزیولوژیکی مهمی در بهبودی و کاهش افسردگی و افزایش سلامت روانی دارد. (1)
در کتاب شش رساله کهن پزشکی در باب حفاظت از لامسه آمده است:
آنهم {لامسه} عزيز است و در نگاهداشت آن به جدّ بايد بود و بايد كه دست در چيزهاى قابض چون نار و پوست انار نكند و كارهاى سخت كه دست را درشت گرداند، نكند؛ و دست را از آب و هواى زمستان نگاه دارد و پيوسته روغنهاى لطيف خوشبو در دست مالد تا دست را نرم دارد. (2)
از آنجائی که مواردی مانند جنس لباس، ماساژ بدن و ... ارتباط مستقیم با بحث لامسه و پوست بدن دارند، به بیان اثرات آن ها می پردازیم.
عوامل تأثیرگذار با توجه به جنس لباس به سه دسته کلی تقسیم میشوند:1. تولید و انتقال بار الکتریکی 2. قابلیت نفوذ پوشاک و بازتاب 3. دفع تشعشات درونی و بیرونی.
هریک از این عوامل بهگونهای میتوانند با توجه به جنس لباس متغیر باشند و آثار متفاوتی را بر انسان ایجاد کنند. در میان همه انواع پوشاک، آنهایی که از جنس پنبه یا کتان تهیهشده باشند مناسبترین پوشاک محسوب میشوند چون بار الکتریکی را در بدن افزایش نمیدهند و بدین وسیله موجبات آرامش اعصاب و افزایش تحمل انسان را فراهم میکنند و به دلیل داشتن شباهت بیشتر با پوست انسان از نظر فیزیولوژیکی قابلیت نفوذ بیشتری داشته و به دفع حرارت مازاد بدن کمک کرده و با جلوگیری از اختلالات ناشی از عدم دفع حرارت مازاد بدن در تضمین سلامت انسان نقش مؤثری ایفا میکنند. (1)
الیاف به طور کلی به دو دسته مصنوعی و طبیعی تقسیم میشوند.
1) آئین بهزیستی اسلام، احمد صبوراردوبادی، ج 1، چاپ دوم، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1367.
الیاف طبیعی هم به سه دسته کلی لیفهای نباتی، حیوانی و معدنی تقسیم میشوند که از این میان برای تهیه انواع پارچهها بیشتر از پنبه، کتان، پشم و ابریشم استفاده میشود. (1)
کتان سرد و لباسهای از جنس مواد پلاستیکی نیز (نایلون) سرد هستند.
این پارچهها{کتان} دارای سطحی صاف و درخشنده اند و زودتر از پنبه تمیز میشوند. لذا در مصر باستان به عنوان سمبل خلوص و پاکی شناخته میشوند. جاذب خوب آب هستند و جذب کننده عرق بوده و با خیس شدن باعث خنک شدن میشوند. (2)
چنانچه لباس زیر انسان در چهار فصل از پارچه کتانی باشد، پوست بدن نرم و لطیف می ماند. با توجه به صاف بودن سطح ظاهری الیاف آن نسبت به کثافات و باکتریها حساس میباشد و از این خاصیت کتان استفاده بهداشتی میگردد و معمولاً برای تهیه روپوش پزشکان و دستمال جیبی از کتان استفاده میشود.
پنبه خنک است. پارچههایی که از الیاف پنبه تهیه میشوند هادی حرارت هستند و حرارت بدن را به بیرون منتقل میکنند درنتیجه خنک هستند و عایق حرارتی خوبی نیز میباشند و تهویه بدن با این پارچهها بهتر صورت میگیرد.
لباس پشمی گرم است. از خواص فیزیکی پشم میتوان به خاصیت ارتجاعی آن، نازکی و ظرافت، درخشندگی و شفافیت، استحکام و جاذب رطوبت و گرمی و الکتریسیته بودن آن اشاره کرد. (1)
پارچههای تهیهشده از پشم به علت ذخیره شدن هوا در بین الیاف آنها، عایق میباشند و از دفع و انتقال حرارت و بار الکتریکی بدن به خارج جلوگیری میکنند.
بهواسطه عایق بودن، لایه گرم اطراف بدن را ثابت نگه میدارند و موجب گرم نگهداشتن بدن میشوند و چون خاصیت رطوبت پذیری دارند و دارای خلل و روزنه میباشند عرق بدن را جذب کرده و آن را به آرامی تبخیر میکنند و بدین طریق حرارت بدن را در خود نگه میدارند. (2)
ابریشم خیلی گرم است. پارچههای ابریشمی از ابریشم که ازجمله الیاف حیوانی است تهیه میشود این پارچهها زیبا و لطیف هستند و همانند پشم قدرت زیادی در جذب آب دارند و قلیاییهای ضعیف مانند صابون و آمونیاک اثر بسیار ناچیز بر روی آن میگذارند. هادی حرارت نیستند و حرارت را در خود نگه میدارند. (3)
این پارچهها نقش عایق را بازی میکنند و از دفع و انتقال بار الکتریکی بدن به خارج جلوگیری میکنند و طبعاً اثرات مضری نسبت به وضع مزاجی فعال و حساس مردان به دنبال دارند زیرا به طور طبیعی سوختوساز در بدن مردان بیشتر است و نباید با عوامل محرک دیگری تحریک شود و شاید به همین علت شارع مقدس پوشیدن لباس حریر را برای مردان حرام اعلام فرموده است. (1)
امام علی : (علیه السلام) لباس پنبهای بپوشيد، كه آن لباس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و لباس ما است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) لباس پشمى و مويين نمیپوشید مگر اين كه علّتى در كار بود.(2)
اهمیت لباس در فقه نیز آشکار است. در بحث شرایط نماز، فقها چنین مینویسند:
پاک باشد (نجس نباشد).
مباح باشد. (غصبی نباشد).
از اجزاى مردار نباشد (حتى کمربند و کلاه).
از حیوان حرام گوشت نباشد (بهعنوانمثال از پوست پلنگ یا روباه تهیه نشده باشد).
همچنین پوشیدن لباس ابریشم خالص و نیز انگشتر طلا برای مرد حرام است. (2)
در بررسی منابع طب ایرانی دو واژه «دلک» به معنی مالش و «غَمز» به معنی فشردن متناظرترین واژههای معادل ماساژ و بازتاب شناسی ) رفلکسولوژی) میباشد که عمدتاً در بخش کلیات یا علوم پایه طب ایرانی مورد بحث قرارگرفته است.
دلک بر حسب مدت و چگونگی انجام آن تقسیم بندی شده است که بر حسب وضعیت بدنی هر فرد انتخاب میشود.
دلک بر پایه این مکتب باعث ایجاد تعادل، پاکسازی بدن از مواد زائد و تقویت عضو میشود. تحلیل و دفع مواد از یک عضو، جذب مواد به موضع مورد نظر، ممانعت از رسوب و ذخیره شدن ماده در محل، پرورش عضو، تعادل حرارت غریزی عضو و مقابله با برودت موضعی آن از کارکردهای دلک میباشد.
دلک باعث باز شدن منافذ پوستی و تولید حرارت غریزی و بالندگی اعضاء میشود. در منابع پزشکی ایران دلک استعداد{آماده سازی} و دلک استرداد {برگشت}در بحث ریاضت و ورزشها بیانشده است. دلک استعداد به آماده
سازی بدن قبل از ورزش به منظور رقیق سازی مواد زائد موجود در بدن، اتساع منافذ پوستی و تحلیل آن و دلک استرداد به اقدامات تکمیلی بعد از ورزش با کیفیت انجام متفاوت اشاره دارد که خالی از هرگونه حرکت سخت و شدید میباشد که بدن را برای آرامسازی و برگشت به حالت اولیه آماده میکند و مواد باقیمانده را دفع و از تحلیل رطوبتهای بیشتر بدن جلوگیری میکند؛ و نیز دلک و غمز برای پیشگیری و درمان طیف وسیعی از بیماریها آمده است. در حال حاضر بیش از 80 نوع ماساژ وجود دارد که بر حسب هر کشور و مکتب طبی سنتی آن نیز نام خاصی پیدا کرده است. (1)
حكما برخي خواص دلك و غمز را با ورزش يكي دانستهاند، با اين حال خواص ویژهای نيز براي دلك به معناي مالش
و غمز به معناي فشردن عضو با انگشت، قائل شدهاند در واقع هدف اختصاصي از انجام غمز جذب ماده از قسمتهای بالاي بدن به سمت پايين بدن مطرح شده است. (2)
حكيم ارزاني معتقد است كه غمز باعث به پايين كشيده شدن ماده بخاري در بدن میشود. (3)، ابنسینا نيز در مبحث معالجات بیماریهای سر، غمزِ اندام تحتاني را سبب جذب ماده از سر به پايين بدن میداند. (4)
در حقيقت جذب ماده بیماریزا به سمت مخالف عضو درگير، يك مكانيسم درماني در طب ايراني محسوب میشود
كه به شکلهای مختلفي از جمله غَمز صورت میگیرد.
1) بررسی تطبیقی ماساژ درمانی در مکتب طب ایرانی و چین، حمیدرضا بهرامی طاقانکی، مهدی یوسفی، محمدرضا مهری، حمیدرضا حسین زاده، مجید جعفری نژاد، محمدرضا نورس. مجله طب سنتی اسلام و ایران، سال هفتم، شماره دو، تابستان 1395.
2) غمز درماني در پزشكي ايراني و مقايسه آن با بازتاب درماني، امير محمد جلادت، فاطمه عطارزاده، كينوش همايوني، مجلّه طب سنّتي اسلام و ايران، سال سوم، شماره چهارم، زمستان 1391.
3) غمز درماني در پزشكي ايراني و مقايسه آن با بازتاب درماني، امير محمد جلادت، فاطمه عطارزاده، كينوش همايوني، مجلّه طب سنّتي اسلام و ايران، سال سوم، شماره چهارم، زمستان 1391.
4) غمز درماني در پزشكي ايراني و مقايسه آن با بازتاب درماني، امير محمد جلادت، فاطمه عطارزاده، كينوش همايوني، مجلّه طب سنّتي اسلام و ايران، سال سوم، شماره چهارم، زمستان 1391.
روایات فراوانی درباره انواع غمز و ماساژ در کتب حدیثی نقلشده است. به یک نمونه از غمز اشاره میکنیم.
در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) چنین نقلشده است: اگر چیزی موجب افزایش [نیرو و نشاط] بدن باشد، غمز (فشار) دادن بدن و لباس نرم، همچنین بوی خوش و استحمام [جزئی از آن] است و اگر مردهای در اثر غمز دادن زنده شده، من انکار نمیکنم.(1)
این عمل در طب امروزی مشابه دارد. فردی که قلب او ایست میکند با انجام ماساژ قلبی سینه او را فشار میدهند و اگر اثر نکرد به او شُک الکتریکی میدهند و احتمال دارد به زندگی برگردد.
روغنهای طبيعي گياهي ازجمله داروهاي طبيعي و پرخاصيتي هستند كه امروزه استفاده از آنها برای درمان و تسكين بسياري از بیماریهای جسم و روح توسط درمانگران شیوههای درماني طبيعي توصيه و تجويز میشود اين روغنها كه از دانه، مغز، ميوه و پوست آنها تهيه میشود امروزه به صورت موضعي و خوراکی براي درمان بیماریهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. (2)بحث
1) «أَنَّهُ لَوْ كَانَ شَيْءٌ يَزِيدُ فِي الْبَدَنِ لَكَانَ الْغَمْزُ يَزِيدُ وَ اللَّيِّنُ مِنَ الثِّيَابِ وَ كَذَلِكَ الطِّيبُ وَ دُخُولُ الْحَمَّامِ وَ لَوْ غُمِزَ الْمَيِّتُ فَعَاشَ لَمَا أَنْكَرْتُ ذَلِكَ». فقه منسوب به امام رضا (علیه السلام) ، ص 346، باب 92.
2) روغنها از ديدگاه طب سنتي، عين اله ولي زاده، سيد عارف حسيني، رعنا رنجبر، وحيده آذغاني، مجلّه طب سنّتي اسلام و ايران، سال چهارم، شماره چهارم، زمستان، 1392.
انواع روغنها و کاربرد آن بحثی گسترده است. در اینجا تنها به برخی از آن ها اشاره میکنیم.
نمونه ای از کاربرد موضعی و پوستی روغن ها در جدول ذیل آمده است (1)
** روغن - مزاج - خاصیت
نارگیل - گرم و خشک - کمک به رشد و جلوگیری از ریزش مو
فندق - گرم و خشک - کمک به رفع ریزش ابرو
زیتون - گرم و خشک - کاهش ترک های پوستی ناشی از بارداری، رفع درد مفاصل ناشی از سردی و سوءمزاج سرد
نعنا - گرم و خشک - آرامکننده دردهای موضعی و سردردهای نوع سرد
دارچین - گرم و خشک - برطرفکننده دردهای مفصلی ناشی از سردی و سوءمزاج سرد
کنجد - گرم و تر - رفع درد مفاصل ناشی از سردی و سوءمزاج سرد
گل سرخ - مرکب القوی(2)- کاهش ترک های پوستی ناشی از بارداری، رفع گرفتگی های عضلانی
1) مخزن الادويه (طبع جديد)، سيد محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى، دانشگاه علوم پزشكى تهران، سبز آرنگ، تهران،، چاپ: دوم، 1390.
2) دوايى را نامند كه مركب باشد جوهر آن از چند چيز كه هر يك را بر سر خود مزاجى خاص باشد متباين ديگرى و بعد تركيب در شيء واحد و پوشيدن لباس و صورت وحدانى امتزاج تامى نيافته باشند كه بعد ورود در بدن و تأثير و تأثر از آن از هم متمايز نتوانند گشت و تأثير واحد نتوانند نمود بلكه بعد ورود در بدن اجزاى آن از هم جدا گشته هر يك تأثيرى و احداث كيفيتى خاص مىنمايند و منشاء آثار متخالفه متضاده مىگردند بعضى به زودى و بعضى به ديرى به حسب تركيب و امتزاج و لطافت و كثافت مواد اجزاى خود.( مخزن الادویه).
سیاهدانه - گرم و خشک - رفع درد مفاصل ناشی از سردی و سوءمزاج سرد، کمک به درمان سینوزیت
بابونه - گرم و خشکی بلکه در خشکی معتدل - رفع درد مفاصل ناشی از سردی و سوءمزاج سرد
گل بنفشه - سرد و تر - خوابآور، کمک به درمان سردرد ناشی از گرمی و آفتاب، کمک به درمان آلرژی با مالیدن روی گونه ها، بینی و زیر گلو و چکاندن داخل بینی
اسطوخودوس - گرم و خشک - رفع خستگی و ایجاد آرامش با مالیدن رو پیشانی
بادام شیرین - معتدل در گرمى و سردى و بهغایت مرطب دماغ خصوص تازه آن - رفع بیخوابی، تقویت مغز با مالیدن روی ملاج و پیشانی و چکاندن داخل گوش و بینی
بادام تلخ - گرم و تر - چینوچروک و لک پوست
تخم کدو - سرد و تر - درمان پروستات، رفع خارشی که از حرارت باشد
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آنقدر به روغن اهمیت میدادند که حتی در سفرها نیز شیشه روغن را با خود میبردند.
در سفرها شیشه روغن، سرمهدان، ناخنگیر، مسواک و شانه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جدا نمیشد.(1)
امام علی : (علیه السلام) روغنمالی کردن پوست را نرم میکند و عقل را زیاد میکند و نیرو را زیاد میکند و مجاری آب (عرق) را باز میکند و خشکی صورت را برطرف میکند و رنگ رخسار را زیبا و روشن میکند.(2)
سید روغنها، روغن بنفشه است و بالاترین مدح و تعریف را دارد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): برتری ما اهلبیت (علیهم السلام) بر سائر مردم مانند برتری روغن بنفشه بر سائر روغنها است.(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): با روغن بنفشه روغن مالی کنید زیرا در تابستان سرد و خنک است و در زمستان گرم است.(4)
1) «كَانَ لَا يُفَارِقُهُ فِي أَسْفَارِهِ قَارُورَةُ الدُّهْنِ وَ الْمُكْحُلَةُ وَ الْمِقْرَاضُ وَ الْمِسْوَاكُ وَ الْمُشْط». مکارم الاخلاق، ص 35.
2) «الدُّهْنُ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الْمَاءِ وَ يُذْهِبُ الْقَشَفَ وَ يُسْفِرُ اللَّوْن». کافی، ج 6، ص 519.
3) «فَضْلُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ (علیهم السلام) عَلَى سَائِرِ النَّاسِ كَفَضْلِ الْبَنَفْسَجِ عَلَى سَائِرِ الْأَدْهَان». بِحار الانوار، ج 52، ص 221.
4) «ادَّهِنُوا بِالْبَنَفْسَجِ- فَإِنَّهُ بَارِدٌ فِي الصَّيْفِ وَ حَارٌّ فِي الشِّتَاء». الدعوات (راوندی)، ص 156.
این روغن، روغن پیامبران است ولی روغن بنفشه، روغن خاتم پیامبران است. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
امام صادق : (علیه السلام) روغن گذشتگان غیر از روغن زیتون نبوده است.(1)
در وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت علی (علیه السلام) آمده است:
ای علی روغن زیتون بخور و با آن روغن مالی کن زیرا کسی که روغن زیتون میخورد و روغن مالی میکند با آن، شیطان چهل روز نزدیک او نمیشود.(2)
امام صادق : (علیه السلام) روغن خیری لطیف است.(3)
روغنهای بان، گل سرخ، زنبق، کنجد نیز در روایات آمده است.
وقتی ما فردی را دوست داریم و به او علاقه داریم، اگر بخواهیم این دوستی و محبت را در قالب کلام منتقل کنیم، نیاز بهوقت زیادی داریم، امّا همین دستِ ما میتواند در مدّت کمی، دریایی از احساس و محبت را به دیگری منتقل کند.
1) «مَا كَانَ دُهْنُ الْأَوَّلِينَ إِلَّا زَيْت». المحاسن، ج 2، ص 485، ح 533.
2) «يَا عَلِيُّ كُلِ الزَّيْتَ وَ ادَّهِنْ بِهِ فَإِنَّهُ مَنْ أَكَلَ الزَّيْتَ وَ ادَّهِنْ بِهِ لَمْ يَقْرَبْهُ الشَّيْطَانُ أَرْبَعِينَ يَوْما». المحاسن، ج 2، ص 485، ح 532.
3) «إِنَّ الْخِيرِيَ لَطِيفٌ». کافی، ج 6، ص 522.
البتّه همین دست ما میتواند بیتفاوتی ما را نیز به مخاطب منتقل کند. اگر با فردی دست بدهید و صدها بار با زبان بگویید که او را دوست دارید، ولی دست دادن شما بی رمق و خالی از احساس باشد، مغز طرف مقابل، پیامِ دست شما را قبول میکند؛ زیرا هرگاه بین پیام زبان ما و پیام دست ما اختلاف باشد، مغز پیام دست را قبول میکند، آری، دست هرگز در انتقال پیام نمیتواند دروغ بگوید!
و این نکته مهمی است که باید همواره یک هماهنگی کامل بین احساسی که شما با دست دادن، به دیگران منتقل میکنید و بین تصویری که میخواهید در ذهن مخاطب ایجاد کنید وجود داشته باشد.
این نیاز به لمس شدن، نه فقط در کودکان، بلکه در وجود همه انسانها تا پایان عمر وجود دارد و اگر این نیاز ارضا نشود، انسان نمیتواند شخصیت سالمی داشته باشد. (1)
نیکو است برای برخوردار شدن از آثار مثبت دست دادن، به نکات زیر توجه کرد:
1) معجزه دست دادن، مهدی خدامیان آرانی، قم، وثوق، 1392.
سعی کنید مدّت زمان دست دادن شما از پنج ثانیه کمتر نباشد به خاطر این که اگر مدّت دست دادن شما کوتاه باشد دست شما نمیتواند اشتیاق و محبت شما را به قلب مخاطب مخابره کند.
هرگز به حالت سستی دست ندهید که این حالت فوراً پیام بیتفاوتی را به مخاطب میرساند.
از دست دادن نوک انگشتی استفاده نکنید به این معنی که هنگام دست دادن مواظب باشید که تمام دست مخاطب را در دست بگیرید، این نوع دست دادن پیام بیتفاوتی شما را به مخاطب مخابره میکند.
سعی کنید که هنگام دست دادن حتماً پرده میان انگشتان شما با دست اشاره شما کاملاً با دست طرفِ مقابل تماس داشته باشد.
توجّه داشته باشید اگر کف دست شما زیاد عرق میکند حتماً در دیدارهای مهم، قبل از دست دادن آن را خشک کنید چراکه دست عرق کرده نشاندهنده دلهره و نوعی هیجان غیرعادی است و همچنین اگر با دست خیس عرق، دست بدهید یک احساس تنفر را در مخاطب خود ایجاد میکنید.
هنگام دست دادن سعی کنید فشار خفیفی به استخوانهای پشت دست طرف مقابل وارد کنید.
هنگام دست دادن نباید با کسی که میخواهیم با او دست بدهیم فاصله زیاد داشته باشیم و دست خود را خیلی دراز کنیم.
اگر شما به دنبال جذابیت هستید سعی کنید هنگام دست دادن دست مخاطب خود را به گرمی بفشارید و با صدای رسا سلام کنید، همواره در دست دادن پیشقدم باشید و آخرین نفری باشید که دست خود را میکشید، شما میتوانید در دلسنگ هم جا بازکنید با دست دادنِ با محبت میتوانید آنها را مجذوب خود کنید.
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه با مردى دست میداد، هرگز دست خود را از دست او نمیکشید تا اين كه او دستش را از دست حضرت بكشد.(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): با يكديگر دست دهيد؛ زيرا دست دادن كينه و كدورت را از بين میبرد.(3)
امام کاظم : (علیه السلام) به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) إِنَّ الرَّحِمَ إِذَا مَسَّتِ الرَّحِمَ تَحَرَّكَتْ وَ اضْطَرَبَتْ؛
1) زبان بدن راز موفقیت، دیوید لوئیس، مترجم جالینوس کرمی، انتشارت مهر جالینوس، خراسان رضوی، 1395.
2) «مَا صَافَحَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) رَجُلًا قَطُّ فَنَزَعَ يَدَهُ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الَّذِي يَنْزِعُ يَدَهُ مِنْهُ». کافی، ج 2، ص 182.
3) « تَصَافَحُوا فَإِنَ التَّصَافُحَ يُذْهِبُ السَّخِيمَة». تُحَفُ العقُول، ص 55.
هرگاه دو نفر از يك فاميل، یکدیگر را لمس كنند، حسّ خويشاوندى به هيجان مىآيد و بيدار مىشود.(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): خشم از شیطان است و شیطان از آتش پدید آمده و آتش را به آب میتوان خاموش کرد؛ وقتی یکی از شما خشمگین شود، وضو گیرد.(2)
مواردی دیگری از غذاهای لمسی مانند جنس انگشترها، (مس، نقره، طلا...)، آبدرمانی (شنا کردن و یا قرار دادن عضو در آب)، حمام رفتن، کیسه کشیدن، سنگ پا، آغوش گرفتن، بوسه و هر آنچه از طریق پوست تأثیر میگذارد؛ که در این نوشتار نمیگنجد. و تنها به برخی از آداب استحمام اشاره می کنیم.
(3)عدم تناول غذا و آب (مخصوصاً آب و غذای بسيار سرد) در حين استحمام و يا بلافاصله بعد از آن مخصوصاً در افراد معتدلالمزاج؛ گرسنه و تشنه به حمام نروند؛
1) عیون الاخبار الرضا (علیه السلام) ، ج 1، ص 81. بیان علامه مجلسی أقول: هذا لا يعين حمل خبر المتن على دنو الغاضب فإنه يدنو كل من يريد تسكين الغضب، فإنه إذا أراد الغاضب تسكين غضبه يدنو من المغضوب و إذا أراد المغضوب تسكين غضب الغاضب يدنو منه. مرآه العقول، ج 10، ص 148.
2) « أَنَّ الْغَضَبَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ أَنَّ الشَّيْطَانَ خُلِقَ مِنَ النَّارِ وَ إِنَّمَا يُطْفِئُ النَّارَ الْمَاءُ فَإِذَا غَضِبَ أَحَدُكُمْ فَلْيَتَوَضَّأْ ».بِحارالانوار، ج 70، ص 272. در برخی روایات غسل دارد که میتواند کنایه از شستن باشد. إِذَا غَضِبَ أَحَدُكُمْ فَلْيَتَوَضَّأْ وَ لْيَغْتَسِلْ فَإِنَّ الْغَضَبَ مِنَ النَّار. بِحار الانوار، ج 70، ص 272.
3) حفظالصحه ناصری، محمدکاظم گیلانی، تصحیح دکتر رسول چوپانی، طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران، انتشارات المعی، 1387.
عدم توقف بسيار در حمام به علت افزايش تشنگي و گرسنگي (مخصوصاً گرممزاجان)؛
عدم استفاده از آب سرد بلافاصله پس از آب گرم و بالعكس؛
رساندن آب گرم يا سرد به تمام بدن در حين استحمام؛
شستن پاها پس از استحمام با آب سرد در محرورالمزاج ها (گرم مزاجان) در فصل گرم؛
شستن پاها پس از استحمام با آب گرم در مبرود المزاجان (سرد مزاجان) در فصل سرد؛
شستن پاها پس از استحمام با آب فاتر (ولرم) در معتدل المزاجان؛
شستن صورت و پيشاني با آب سرد در محرور الدماغ در تابستان؛
آشاميدن شربت سيب حماض با عرق گاوزبان و گلاب و خوردن رمانيه و حصرميه در محرور المزاج (پس از استحمام).
از بين بردن وسخ(چرک) پا و برطرف كردن اعياء(خستگی) آن؛
نافع امراض دماغي و صداع به جهت اماله(روان کردن) ماده از اعالي به اسافل؛
براي اماله بيشتر ماده به اسافل بايد سنگ پا خشن تر و با فشار قوي و مدت طولاني تر؛
اگر کلام بد و تلخی را شنیدیم، مثل این است که سر غذای ناسالم و غیرمفید نشستهایم، غذاهای شنیداری در پیشگیری و درمان بسیار تأثیرگذار است. کلمه «دوستت دارم» حتی اگر دشمن هم به ما بگوید، میتواند ما را فریب دهد. کلمه «از تو نفرت دارم» اگر از پدر یا مادر یا عزیزترین کس هم بشنویم در ما اثر منفی و بدی خواهد داشت. انسان از طریق گوش است که انرژی، نشاط و شادابی میگیرد. کافی است در زندگی با افراد مثبت اندیش و کسانی که حرفهای خوب و عالی میزنند ارتباط داشته باشید تا تأثیر شگفتانگیز آن را درک کنید. گاهی با شنیدن جملهای تمامی خستگی شما رفع میگردد و گاهی هم برعکس با شنیدن جملات زشت و ناپسندی حالت کسلی و بیانگیزه بودن به شما دست میدهد.
«سَمع» دروازه قلب است. حسى که رابطه مستقیم با قلب و روح انسانى دارد، حِس شنوایى است . (1)
اهمیت سَمع) شنیدن) در احادیث نیز مورد تأکید قرارگرفته است. امام رضا (علیه السلام) در روایتى بهصراحت، گوش را دروازه قلب مىخواند آنجا که مىفرماید:
«فرمانرواى بدن انسان، قلب است و حِزر و حصار آن گوشهایند. این دو بر پادشاه چیزى را وارد نمیکنند که با آن موافق نباشد زیرا پیش از اشاره پادشاه
1) تفسیر موضوعى قرآن مجید، عبدالله جوادى آملى، مرکز نشر فرهنگى رجاء، ج14، 1366ش.
به آن دو نمىتوانند، چیزى را وارد سازند و اگر پادشاه به آن دو اشاره کند، پادشاه خود سراپا گوش خواهد شد تا به آنچه مایل است، پاسخ دهد و زبان نیز با ابزارهاى فراوانى آن را تعبیر و تفسیر مىکند».(1)
الرساله الذهبیه، ص 11.
چرا در قرآن واژه سَمع (شنیدن) مقدم بر دیدن شده است. دلایلی گفتهاند از جمله اینکه:
حس شنوایی در جنین قبل از بینایی فعال میشود.
فراگیری نُطق در درجه اول از طریق شنوایی انجام میپذیرد
اینکه گوش در حفظ تعادل بدن نقش دارد. (2)
حس شنوایى وظیفه خود را همیشه و بدون توقف انجام مىدهد درحالیکه حس بینایى، گاهى از انجام وظیفه باز مىایستد مثل وقتى که انسان مىخوابد اما صدایى شدید مىتواند، او را از خواب بیدار کند. به همین دلیل است که خداوند، در داستان اصحاب کهف ذکر کرده است که بر گوشهای آنان مُهر زدیم تا در خواب عمیق فرو روند و هیچ صدایى نتواند بیدارشان کند(3)حس شنوایى (گوش) همه وقت و همه جا چه در روشنایى و چه در تاریکى مىشنود اما حس بینایى (چشم) تنها در روشنایى مىبیند. (4). الله أعلم.
1) «حِصْنُ الْجَسَدِ وَ حِرْزُهُ الْأُذُنَانِ لَا يُدْخِلَانِ عَلَى الْمَلِكِ إِلَّا مَا يُوَافِقُهُ لِأَنَّهُمَا لَا يَقْدِرَانِ أَنْ يُدْخِلَا شَيْئاً حَتَّى يُوحِيَ الْمَلِكُ ...». بِحارالانوار، ج 59، ص 309.
2) نگرشی بر صدا و اثرات آن بر انسان با استفاده از متون دینی، محمد ربانی، دوماهنامه شنواییسنجی، دوره 7، شماره 2-1، 1378.
3) «فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا». کهف/11.
4) معجزة القرآن، محمد متولى شعراوى، ج 1، بیروت، 1405 ق.
در روایت توحید مُفَضَل امام صادق (علیه السلام) باقی ماندن سر و صدا را مایه گرفتاری و استرس دانسته است.
حضرت میفرمایند: «صوت اثر اصطکاک اجسام در هوا به وجود میآید و هوا آن را به دستگاه شنوایی میرساند مردم در طول روز بخشی از هنگام شب برای نیازها و معاملاتشان سخن میگویند؛ اگر اثر این سخنها در هوا باقی بماند، همانگونه که نوشتهها بر روی کاغذ باقی میماند، جهان پر از سر و صدا میشود و مردم را دچار گرفتاریهای سخت میکند و تحتفشار قرار میدهد در این صورت مردم نیازمند تجدید هوا میشدند بیش از آنکه خواهان تجدید کاغذها میشوند؛ زیرا آنچه از سخن در هوا ایجاد میشود بیش از آن است که نوشته میشود. خداوند حکیم این هوا را همچون کاغذ لطیف و سبک قرار داده سخن را حمل میکند به سراسر جهان خواستههای مردم را میرساند سپس محو میشود و هوا به حالت جدید و پاکیزه ) پاکیزه از آلودگی صوتی) درمیآید تا بدون انقطاع همواره محمولهاش را حمل کند».(1)
1) «فَإِنَّ الصَّوْتَ أَثَرٌ يُؤَثِّرُهُ اصْطِكَاكُ الْأَجْسَامِ فِي الْهَوَاءِ وَ الْهَوَاءُ يُؤَدِّيهِ إِلَى الْمَسَامِعِ ...». توحید مفضل، ص 141. بِحارالانوار، ج 3، ص 119.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): هر کس دارای فرزندی شد در گوش راست او اذان نماز و در گوش چپش اقامه گوید، این عمل، نوزاد را از وسواس و انحرافات شیطان مصون میدارد.(1)
امام صادق : (علیه السلام) اگر كسی بد اخلاق شد، در گوش او اذان بگویید.(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): خداوند صدای کوتاه و ملایم را دوست دارد و صدای بلند را ناپسند میداند.(3)
مغز کودک صدا های پیرامون خود را جذب میکند. درباره یکی از فقهای مشهور ) سید رضی(4)
یا سید مرتضی) نقلشده است در سنین جوانی که درس فقه میرفته احساس میکرده مطالب استاد را قبلاً شنیده است. روزی موضوع را با پدر خود در میان گذاشت ایشان پس از مدتی فکر سر خود را بلند کرد و گفت: حقیقت این است که وقتی نوزاد بودی، من مجلس درسی داشتم و برای عدهای درس میگفتم. در همان اتاق گهواره تو قرار داشت و مطالب درس فقه ما در
1) «مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْيُؤَذِّنْ فِي أُذُنِهِ الْيُمْنَى بِأَذَانِ الصَّلَاةِ وَ لْيُقِمْ فِي الْيُسْرَى فَإِنَّهَا عِصْمَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ». کافی، ج 6، ص 24.
2) « مَنْ سَاءَ خُلُقُهُ فَأَذِّنُوا فِي أُذُنِهِ».کافی، ج 6، ص 309. در برخی روایات گوش راست دارد. «فِي أُذُنِهِ الْيُمْنَى» المحاسن، ج 2، ص 465.
3) «أَنَ اللَّهَ يُحِبُ الصَّوْتَ الْخَفِيضَ وَ يُبْغِضُ الصَّوْتَ الرَّفِي». مُنیه المُرید، ص 213. بِحارالانوار، ج 2، ص 63، ح 12.
4) سید رضی: گردآورنده کتاب نهجالبلاغه، قرن چهارم؛ و سید مرتضی، برادر سید رضی و صاحب کتاب الفصول المختاره.
حالت بیداری یا خواب به گوش تو میخورد و اکنون احساس میکنی که در بایگانی حافظهات سخنانی شبیه آنچه اکنون استادت برایت میگوید موجود است (1)
در شش رساله کهن پزشگی آمده است: حسّ سمع عزيزترين حواس است. بايد كه در نگاه داشتن آن مبالغه نمايند و نگذارند كه بادهاى سرد و آوازهاى ناخوش، چون بانگ طبل و بوق از نزديكى به وى رسد؛ و هر هفته قطرهاى روغن گل نيم گرم در او چكانند و چون از گرمابه بيرون آيد، گوش را پاك سازد؛ و قاعده است كه هرچه در گوش چكانند، نيم گرم باشد. (2)
ابن سینا میگوید: چه بسا امراضی که با نغمههای دلنشین معالجه میشوند به خصوص در افرادی که دچار بیماریهای روانی هستند(3)
ابن نفیس؛ صاحب الموجز فی الطب: اصوات و نواهای خوش را به عنوان یکی از درمانهای عمومی برای اکثر بیماریها ذکر میکند. (4)
از جمله توصیههایی که ابوزید (5)به ملوک و افراد فاضل دارد این است که:
به طور متعادل و مناسب از موسیقی استفاده کنند چراکه خروج از اعتدال باعث از بین رفتن جوانمردی و تقوی و معاشرت با افراد فرومایه میشود. نکته
1) نگرشی بر صدا و اثرات آن بر انسان با استفاده از متون دینی، محمد ربانی، دوماهنامه شنواییسنجی، دوره 7، شماره 2-1، 1378.
2) شش رساله كهن پزشكى، جمعى از نويسندگان، مجمع ذخائر اسلامى - قم، چاپ: اول، 1390.
3) اشارات و تنبیهات، نَمَط نهم، مقامات العارفین.
4) الموجز فی الطب، ابن نفیس، علاءالدین، قاهره: وزارت اوقاف مصر،1986 م.
5) ابوزید احمد بن سهل بلخی، صاحب کتاب «مصالح الابدان والانفس، 235-322 هجری قمری.
دیگر اینکه هدفشان از گوش کردن موسیقی، هدف والایی باشد و موسیقیهای ترکیبی را بر اساس این سه ویژگی انتخاب کنند:
مطلوب و دلنشین و لذتبخش بودن موسیقی؛
بالا بودن کیفیت ساخت آن؛
باارزش بودن معانی شعرهای بهکاررفته در آن.
هرگاه هر سه عامل فوق در یک موسیقی موجود باشد فضیلت آن کامل است؛
هرچند که موارد کمی پیش میآید که هر سه مورد جمع شوند. در این صورت فرد فاضل و دارای معرفت باید سعی کند که دو مورد اخیر (یعنی کیفیت ساخت و پرمعنی بودن شعر(را در اولویت قرار دهد چراکه افراد عامی اغلب فقط به مورد اول توجه میکنند.
در ادامه مطلب، ابوزید در مورد معانی اشعاری که بر اساس آن آهنگها ساخته میشود توضیح داده و آنها را به سه گروه تقسیمبندی میکند:
آنچه قوه شهوت انسان را تحریک میکند؛ مثل وصف مناظر زیبا از طبیعت یا صورتهای زیبا.
آنچه قوه شجاعت فرد را تحریک میکند؛ مثل توصیف جنگاوریها.
آنچه شامل توصیف آزادگی و سجایای اخلاقی چون سخاوت و عفو و گذشت است.
و توصیه او این است که گرایش انسان به دو معنی اخیر باشد و به دنبال آهنگهایی که قوه شهوت را تحریک میکند نباشد هر چند که نفسش به آن
متمایل است؛ و آهنگهایی را انتخاب کند که موجب وقار و متانتش شوند نه اینکه با تحریک مفرط در او سبکسری ایجاد کنند و اگر هوای نفس بر او غلبه کرد و در محفل عیش و نوشی قرار گرفت، چنین مجلسی را ترک کند. (1)
با توجه به اثرات عمیق و شدیدی که سماع یا استماع (شنیدن عمدی یا غیرعمدی) اصوات و نواها بر سلامتی جسم و روان انسان میتواند داشته باشد بهرهگیری از اصوات و نواها به مثابه شمشیری دو لبه است که باید بسیار آگاهانه و متناسب با طبع و شرایط خاص فرد و با تدبیر انجام گیرد.
متأسفانه در زندگی امروز بشر از این ابزار مؤثر که میتواند وسیله حفظ و ارتقای سلامت جسمی و روانی و حتی درمان بسیاری از بیماریها باشد صرفاً برای کسب لذت و به طور نسنجیدهای استفاده میگردد که اثرات منفی به دنبال دارد و این مطلب مهم که اکنون مورد غفلت قرارگرفته در گذشته مورد دقت و توجه حکما و دانشمندان طب سنتی بوده است و کاملاً مشخص است که توجه به استفاده مناسب از اصوات و نواها برای حفظ و بازگرداندن سلامتی در طب سنتی ایران سابقهای بیش از هزار سال دارد. (2)
همانگونه که انسانها طبایع مختلف دارند، موسیقی نیز به همان نحو متنوع است و میتوان با روشی علمی، موسیقی را مناسب حال و موقعیت فرد انتخاب کرد و در او تأثیرهای مختلف بهجا گذاشت. تأثیر نغمههای حاصل از این تقسیمبندی، بر نفوس مختلف است؛ مانند اثری که نغمه زیر بر صفرا و قوت و کارکرد آن میگذارد. (3)
1) مصالح الأبدان والأنفس، احمد بن سهل بلخی، تهران مؤسسه مطالعات تاریخ، طب اسلامی و طب، مکمل دانشگاه علوم پزشکی تهران، 1388.
2) «تدبیر سماع» در طب سنتی ایرانی با تاکید بر دیدگاه «ابوزید»، فاطمه علیجانیها، فصلنامه تاریخی پزشکی، سال پنجم، شماره چهاردهم، بهار 1392.
3) ابعاد موسیقی درمانی در علم موسیقی کهن ایرانی- اسلامی، مروری بر رساله های موسیقی قرن 4 - 13 ق، ندا دهناد، سید جواد ظفرمند، نشریه هنرهای زیبا - هنرهای نمایشی و موسیقی، دوره 22، شماره 1، بهار و تابستان،1396.
مراغی در جامع الالحان میگوید:
در زمان قدیم عود چهار سیم از جنس روده (کوک شده به فواصل چهارم ) داشته است و دانشمندان آنها را با چهار طبع و خلق مرتبط کردهاند:
نخست، بَم شامل خاک، سرد (بارد) و خشک (یابس) برابر سودایی؛
دوم، مثلث شامل آب، سرد و مرطوب (رطب) برابر بلغمی؛
سوم، مثنی شامل هوا، گرم (حار) و مرطوب برابر دموی؛
چهارم، زِیر شامل آتش، گرم و خشک برابر صفرایی. (1)
بر اساس رسالهی اخوانالصفا مبتنی بر قیاسات عالم تحت القمر و فوق القمر برخی نتیجه میگیرند که حکمای موسیقی دان، اوتار عود را چهار بخش قرار دادهاند، نه کمتر و نه بیشتر تا مماثلی باشد برای امور طبایع که در فلک تحت القمر قرار دارند و این تماثل البته اقتدا به حکمت باری تعالی است که در عالم تحت القمر چهارعنصر قرار داده است؛ بنابراین، چهار وتر عود که هرکدام مماثلی برای این ارکان اربعه است.
وتر زیر، مماثل آتش است و نغمه آن متناسب با حرارت و حد آن، وتر مثنی، مماثل هواست و نغمه آن متناسب با رطوبت و نرمی آن، وتر مثلث مماثل با آب است و نغمه آن متناسب با رطوبت و سردی آب و در نهایت، وتر بم، مماثل خاک است و نغمه آن مماثل سنگینی و غلظت آن. (2)
حسن کاشانی در کنزالتحف تاکید میکند:
« مردمان صفراوی مزاج را نغمات از وتر مثلث نتوانند
1) ابعاد موسیقی درمانی در علم موسیقی کهن ایرانی- اسلامی، مروری بر رساله های موسیقی قرن 4 - 13 ق، ندا دهناد، سید جواد ظفرمند، نشریه هنرهای زیبا - هنرهای نمایشی و موسیقی، دوره 22، شماره 1، بهار و تابستان،1396.
2) ابعاد موسیقی درمانی در علم موسیقی کهن ایرانی- اسلامی، مروری بر رساله های موسیقی قرن 4 - 13 ق، ندا دهناد، سید جواد ظفرمند، نشریه هنرهای زیبا - هنرهای نمایشی و موسیقی، دوره 22، شماره 1، بهار و تابستان،1396.
و بلغمیمزاج را نغمات از وتر زیر
و دمویمزاج را نغمات از وتر بم
و سودایی مزاج را نغمات از وتر مثنی
و یعالج الضّد بالضّد». (1)
** تعداد وترهای(زه، سیم) عود - مزاج فاعله - مزاج منفعله - همخوانی با اخلاط - عناصر چهارگانه
بم - بارد - یابس - سودا - خاک
مثلث(سه تا) - بارد - رطب - بلغم - آب
مثنی(دو تا) - حار - رطب - دم - هوا
زیر - حار - یابس - صفرا - آتش
اولین زوج عصب مغزی، بویایی نامگذاری شده. سیستم بویایی به واسطه مغز و سیستم لیمبیک(2)
میتواند با بقیه سیستمهای بدن ارتباط داشته باشد. تحقیقات نشان میدهد سیگنال بویایی میتواند منجر به پاسخهای هیجانی
عاطفی شود، زیرا گیرندههای بویایی نه تنها برای پردازش آگاهانه به نئوکورتکس(1)
پیام میفرستند، بلکه برای پردازشهای عاطفی به سیستم لیمبیک هم پیغام میدهند و پیام بویایی را به صورت یک سیگنال جاذبه، میل جنسی، انگیختگی جنسی و غیره به هیپوتالاموس (2)
عصبی را با کمک غده هیپوفیز به دستگاه غدد درونریز متصل میکند.
انتقال میدهند. (3)رایحهدرمانی یکی از شاخههای طب مکمل محسوب میشود مطالعه تاریخ پزشکی نشان میدهد که تمدنهای قدیمی توجه زیادی به گیاهان معطر داشته و آنها را به طور گستردهای در جنبههای گوناگون زندگی، از مراسم مذهبی و مومیایی کردن مردگان گرفته تا اهداف آرایشی و درمانی به کار میبردند.
در ایران علاوه بر کاربرد دارویی گیاهان، عطرسازی نیز صنعت مهمی محسوب میشد. نام عطر در بسیاری از متون باستانی ایران آمده؛ به ویژه آنجا که از داریوش و خشایار شاه سخن رفته است. گزارشی تاریخی حکایت از حضور 40 نفر عطرساز در اردوی داریوش سوم هخامنشی دارد. با گسترش اسلام در ایران و با توجه به تأکید دین اسلام بر قداست و اهمیت گلهای معطر و خوشبو، صنعت عطرسازی حیاتی نو یافت.
1) نو قِشر بخشی از قشر مغز است و در همه پستانداران، در عملکرد حواس، تولید دستورهای حرکتی، تصمیمگیری مکانی، خودآگاهی و زبان نقش دارد. به نقل از ویکیپدیا.
2) غده ای است در مغز که دستگاه
3) بویایی و باروری مرور مقایسهای طب سنتی ایرانی و طب امروزی، مریم نکولعل تک، سودابه بیوس، مژگان تنساز، رقیه مصلح، فصلنامه تاریخ پزشكي سال هفتم، شماره بیست و سوم، تابستان 1394.
در حقیقت رایحهدرمانی تلفیق علم و هنر است که در آن از عطر و روغن گیاهان معطر بهمنظور تحریک و ایجاد نشاط در جسم و روان استفاده میشود. پژوهشهای اولیه در منابع پزشکی مسلمانان نشاندهنده آن است که رایحهدرمانی از نگاه پزشکان مسلمان حوزه وسیعتری داشته و تنها به کاربرد روغنهای گیاهی محدود نمیشده است، بلکه مواد معطری که پایه آنها جانوری بود، مانند مشک، عنبر و زبّاد (1)یا مواد خوشبویی که از صمغ درختان گرفته میشد مانند کافور، لادن، کندر و ... نیز به عنوان ادویه دارویی کارکرد داشته است.
بر اساس متون قدیمی طب سنتی ایران، ترکیبات معطر هم برای پیشگیری و هم درمان کاربرد فراوانی داشته است. (2)
در ایران گلابگیری پیشینهای تاریخی دارد. دانشمندانی چون جابر بن حیان و زکریای رازی روش تقطیر، استخراج عطر و تقطیر مواد آلی را توضیح دادهاند.
ابن سینا در جلد پنجم «القانون» که با نام قرابادین خوانده میشود، درباره شیوه روغنگیری انواع ادویه مفرده توضیحات مفصلی داده است. ازاینرو برخی ابداع دستگاه عرق کشی و فرآیند تقطیر و ساخت لولههای مارپیچ خنککننده را که سبب متراکم شدن بخارات معطر میشود به ابن سینا نسبت دادهاند.
در این بخش اشارهای کوتاه به رایحهدرمانی (آروماتراپی) در طب سنتی میکنیم.
بازخوانی متون پزشکی نشانگر آن است که بوییدن و حس بویایی جایگاه و نقش مهمی در شیوه طبابت پزشکان مسلمان از تشخیص علائم، بررسی مراحل بیماری و درمان آن داشته است. تحقیقات نوین پزشکی نیز نشان داده است حس بویایی اهمیت بسیاری در سلامت جسم و روح انسان دارد و افرادی که این حس را از دست دادهاند، بیشتر در معرض بیماریها ازجمله بیماریهای روحی مانند افسردگی و اضطراب قرارگرفتهاند.
عطرها در چند دسته تقسیم میشوند که عبارتند از:
عطرهایی که از گیاهان و انواع گلهای معطر گرفته میشوند و نحوه استعمال آن به صورت روغن بوده؛
عطرهایی که از صمغ درختان به دست میآیند، مانند کافور، مر، کندر، صندل، عود و ساج یا چوب گیاهان معطر بودند؛
عطرهایی که از جانوران گرفته میشوند، مانند عنبر، مشک، زبّان و اظفارالطیب.
در روش درمانی ابنسینا نیز حس بویایی و استشمام در پیشگیری از بیماری و معالجه آن جایگاه ویژهای داشته است. او در بخشی از اثرش در توصیف گیاهان
و مواد دارویی از انواعی نام برده است که بوییدن آنها سبب ابتلا به بیماری میشود. چنانکه به نوشته او بوییدن که سمی قوی دارد، سبب ابتلا به بیماری » بیش « گیاه شخص دچار » نانخواه « صرع میشود یا با استشمام گیاه بیماری پوستی میشود که درنتیجه آن پوست زرد یا سیاه میشود.
علاوه بر این، ابنسینا بهصراحت به اثربخشی استشمام مواد ناخوش در ابتلا به بیماری اشارهکرده است؛ چنانکه بوییدن عطرهای تند و ناخوش را عامل سردرد و ابتلا به بیماری اسهال را استشمام مواد سمی و بوییدن بوی نامطبوع لاشه را سبب فراموشی دانسته است. ابنسینا معتقد است اگر بیمار مصروع مواد خوش و ناخوش را استشمام کند، سبب تحریک و شدت بیماری او میشود.
تجویز دارو به شیوه بوییدن برای معالجه انواع بیماریهای جسمی و روحی در طبابت ابنسینا معمول بوده است. او استشمام داروی پلنگمشک را برای باز شدن راهبندهای مغز، بوییدن گیاه بارزد را برای به هوش آوردن بیمار مصروع و بوییدن ترکیب آب سرد، قاووت و سرکه را برای بیمار تبدار مفید دانسته است. همچنین استشمام نان گرم را برای بیماری که استفراغ بسیار داشته است یا بوییدن میوههای خوشبو و معطر را برای معالجه شخصی که اشتهای کاذب دارد، تجویز کرده است اهمیت و نقش درمانی استشمام در شیوه طبابت ابنسینا تا آنجاست که در بیماری رمد) نوعی بیماری چشم)
استعمال دارو را به روش بوییدن تجویز کرده است. پاشیدن عطر روی بیمار یا لباس یا بستر او یکی از روشهای درمانی است که ابنسینا برای شخص دچار کمخوابی توصیه میکند
تا بیمار عطر آن را استشمام کند. چنانکه برای بیمار مبتلابه تب دق توصیهشده است که لباس و پوشاک او با صندل و کافور و مواد
معطر دیگر خوشبو شود یا بیمار گل محمدى، کافور، صندل و ریحان را بو کنند و گلاب بر خود بپاشد. همچنین برای مداوای عارضه تب وبایی گفتهشده است که عطرهایی چون کافور، گلاب، آب صندل و صندل بر لباس بیمار پاشیده شود و هرروز در چند نوبت خانه بیمار را با گلاب، آب بید، نیلوفر و سایر خوشبوکنندهها آبپاشى کنند. (1)
«ابن نفیس «در کتاب «الموجز فی الطب» میگوید:
«بوهای خوش یکی از درمانهای عمومی خوب برای اغلب بیماریهاست». (2)
عطر و بوییدنیها جایگاه ویژهای در نزد حکما طب سنتی دارد بهطوریکه تقریباً در تمام کتابهای طب سنتی فصلی جداگانه به عنوان بوییدنیها اختصاص دادهاند. به نمونهای از آن اشاره میکنیم:
کتاب «فردوس الحِکمه فی الطب(3)» فصل جداگانهای به عنوان «افاویه الطیب» یا ادویه معطر و خوشبو اختصاص داده است که در آن 36 داروی مفرده معطر نام میبرد.
1) القانون و جایگاه عطردرمانی در پیشگیری از ابتلا به بیماریها یا مداوای آنها به عنوان روشی درمانگر، معصومه دهقان، محبوبه فرخنده زاد، مجید نیمروزی، دین و سلامت، دوره 8، شماره 2، پاییز و زمستان 1399.
2) القانون و جایگاه عطردرمانی در پیشگیری از ابتلا به بیماریها یا مداوای آنها به عنوان روشی درمانگر، معصومه دهقان، محبوبه فرخنده زاد، مجید نیمروزی، دین و سلامت، دوره 8، شماره 2، پاییز و زمستان 1399.
3) علی بن سهل طبری، قرن سوم هجری.
مُشک - گرم و خشک - سَعُوط (انفیه) آن مغز را گرم میکند
قَرَنفُل - گرم و خشک - مفید برای معده و کبد
سلیخه (دارچین خطایی) - گرم و خشک - لطیف، مفید برای معده.
اشنه (دوالک) - سرد - قابض
نیز به بوییدنیهای هر فصل اشاره میکند.
بهار - گلها و شکوفهها با بوی معتدل مثل خیری(شب بو)، نسرین، گل سرخ
تابستان - پرهیز از ادویه معطر حاره (گرم)
پاییز - روغن زنبق و خیری و بان، غالیه (عطری مرکب)
زمستان - مُشک و عَنبر و قُسط
کتاب «الحاوی فی الطب(1)»
حدود 150 مورد به داروهای بوییدنی در درمان بیماریها اشاره میکند.
سیب - هیضه(2)
اقحوان (نوعی بابونه) - خواب آور
شونیز (سیاه دانه) - زکام
کمون بستانی با سرکه (زیره سیاه) - قطع کننده رعاف(خون ریزی بینی)
فاوانیا (عود صلیب) - درمان صرع
کتاب «القانون فی الطب(1)»
حدود 64 مورد داروی بوییدنی ذکر میکند.
مرزنجوش - صداع ناشی از معده
ایرسا - القای عطسه
انجدان - سکسکه
لفاح - خوابآور
مرماخور - مَحَلِّل سرد درد سرد
یاسمن - محلل برای سر درد کائن ناشی از بلغم
در کتاب «مصالح الابدان و الانفس(2)» فصل جداگانه ای برای بوییدنیها دارد که تدابیری نیز برای استعمال بوییدنیها ذکر میکند.
توجه به طبیعت ماده معطر و استفاده از آن با توجه به مزاج فرد؛
عدم بوییدن ماده معطر از فاصله خیلی نزدیک؛
ایجاد تناوب و عدم بوییدن مداوم یک ماده؛
بهرهگیری از اثر قوی عطرهای مناسب برای تقویت روح و حرارت غریزی. (3)
عطرها
غذاي مغز محسوب میشوند و بايد بر اساس قواعدي از آن عطرها بهره بگيريم. اگر از اين قواعد استفاده نکنيم عطرها نيز میتوانند براي ما عوارضي پديد بياورند.
مثلاً يک فرد گرم مزاج با استشمام بوي عطر گرم دچار سردرد میشود ولي همين بوي گرم موجب آرامش فرد سرد مزاج میگردد.
بر عکس وقتي فرد سردمزاج بوي ترشي و يا هر بوي سرد ديگري استشمام کند موجب ايجاد سردرد و سستي مغز و بیحوصلگی وي میگردد.
ازاینرو لازم است مزاج عطرها را بدانيم.
عطر گل محمدي، گل مريم، گل ياس، عطرهاي، گرم و لطيف هستند، عطرهايي مانند بوي مشک خيلي گرم است.
با استشمام هر عطر و رایحه اي در بدن انسان حالتي پديد میآید که موجب بروز گرمي، سردي، انرژي، بیحسی و تسکین درد، بیحالی، آرامش، رخوت و سستي و ... میگردد. (1)
بویهای تعفن، بوهای ترشی، عفونتزاها، سرد هستند. دود اسفند گرم است و مغز را گرم میکند. دود گُل ماهور و عَنبر نسارا عفونت کش قوی هستند. عطرهای گرم به ترتیب عبارتاند از: مشک، عنبر، نرگس، گل محمدی، عنبر اشهب.
معمولاً پس از عمل جراحی و بیهوشی بدن سرد میشود. لذا با عطرهای گرم باید مغز را گرم کرد تا سردی کاسته شود. (2)
1) S Es-haghee, F Shabani, J Hawkins, M A Zareian, F Nejatbakhsh, M Qaraaty, M Tabarrai.The Effects of Aromatherapy on Premenstrual Syndrome Symptoms: A Systematic eview and Meta-Analysis of Randomized Clinical Trials. Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine, Volume.
2) رایحهدرمانی و استفاده از آن در مامایی: مقاله مروری، سيمين رياحي، سيدحسين موسوي، مجلّة طب سنّتي اسلام و ايران، سال يازدهم، شمارة اول، بهار 1399.
بهتر است افراد گرم مزاج از عطرهای سرد و معتدل و افراد سردمزاج از عطرهای گرم و معتدل استفاده نمایند و این استدلال از آنجا نشاءت می گیرد که در بیماری های گرم دماغی توصیه به رایحه های سرد مانند نیلوفر و در بیماری های سرد دماغی توصیه به رایحه های گرم مانند یاسمین و سوسن و بابونه شده است. (1)
از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام) عطر و خُوش بو بودن از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ و در کتابهای حدیثی نیز بابی جداگانه به این موضوع اختصاص داده شده است. حتی در فقه ) باب روزه) نیز بوییدنیها و عطرها حکم فقهی دارند.(2)
امام علی : (علیه السلام) الطِّيبُ نُشْرَةٌ؛
عِطر و بوى خُوش، [مايه] شادمانى است(3)
بيان- «النشرة»- ما يزيل الهموم و الاحزان التي يتوهم أنّها من الجن؛ قال في النهاية: «فيه أنه سئل عن النشرة فقال: هو من عمل الشيطان؛ «النشرة» (بالضم) ضرب من الرقية و العلاج يعالج به من كان يظن أن به مسا من الجن؛ سميت نشرة لانه بها تنشر عنه ما خامره من الداء أي يكشف و يزال» و قال الطريحى (ره) في المجمع: و في الحديث: غسل الرأس بالخطمي نشرة (بضم النون)، أي رقية و حرز و النشرة عوذة يعالج به المجنون و المريض؛ سميت نشرة لانه ينشر بها عنه ما خامره من الداء الذي يكشف و يزال و منه: «النورة نشرة و طهور للبدن». مجمع البحرین و نهایه (ابن اثیر).
1) اكسير اعظم، محمد اعظم ناظم جهان، دانشگاه علوم پزشكى ايران، مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل، تهران ، چاپ: دوم، 1387 ه.ش.
2) عطر زدن برای شخص روزهدار مکروه نیست. ولی بوییدن گیاهان معطر مکروه است.« شم الریاحین خصوصا النرجس، و المراد بها کل نبت طیّب الریح، نعم لا بأس بالطیب فإنه تحفة الصائم، لکن الأولی ترک المسک منه، بل یکره التطیب به للصائم، کما أن الأولی ترک شم الرائحة الغلیظة حتی تصل الی الحلق » تحریرالوسیله، ج 1، ص 279.
3) نهج البلاغه، حکمت 400. «وَ الْعَسَلُ نُشْرَةٌ وَ الرُّكُوبُ نُشْرَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ نُشْرَة؛ بوى خوش، عسل، سوار شدن بر مركب و نگاه كردن به سبزه، مايه قوت و نشاط است.»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): برای عطر، بیشتر از غذا خرج میکرد.(1)
امام صادق : (علیه السلام) هركه در آغاز روز به خود عطر زند تا شب عقلش با او خواهد بود.(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): هیچکس خوشبو نگرديد مگر اين كه بر عقلش افزوده شد.(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): الطِّيبُ يَشُدُّ الْقَلْب؛
بوی خوش، قلب را تقویت میکند.(4)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): بوىِ خوش، قلب را تقويت میکند و بر نيروى جنسى میافزاید(5)
امام كاظم : (علیه السلام) شايسته است كه مرد هر روز از عطر استفاده كند، اگر هر روز نتوانست، يك روز در ميان عطر زند و چنانچه اين هم مقدورش نبود جمعهها
1) «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) يُنْفِقُ فِي الطِّيبِ أَكْثَرَ مِمَّا يُنْفِقُ فِي الطَّعَامِ». کافی،6، ص 512.
2) «مَنْ تَطَيَّبَ أَوَّلَ النَّهَارِ، لَمْ يَزَلْ عَقْلُهُ مَعَهُ إِلَى اللَّيْل». کافی، ج 13، ص 192، ح 12842.
3) «مَا طَابَتْ رَائِحَةُ عَبْدٍ إِلَّا زَادَ عَقْلُهُ». دعائم الاسلام، ج 2، ص 165.
4) کافی، ج 6، ص 510.
5) «الرِّيحُ الطَّيِّبَةُ تَشُدُّ الصُّلْبَ وَ تَزِيدُ فِي الْجِمَاع». کافی، ج 6، ص 510.
را ترك نكند.(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): عطرِ زنان، رنگش آشكار و بويش پنهان است و عطرِ مردان بويش آشكار و رنگش ناپيداست.(2)
برخی عطرهایی که در روایات اشارهشده است عبارتاند از: عَنبر، مُشک، عُود، زعفران.گذشته از بحث عطر، در برخی روایات به بوییدن میوه قبل از خوردن آن اشاره شده است.
در دوران كهن انسان براي افزايش سطح سلامت زندگي خود از سوزاندن گياهان دارويي استفاده میکرد. در اثر سوختن، حرارت بالايي ايجاد میشود، كه
1) «لَا يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يَدَعَ الطِّيبَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَفِي كُلِّ جُمُعَةٍ وَ لَا يَدَعْ». کافی، ج 6، ص 510.
2) « طِيبُ النِّسَاءِ مَا ظَهَرَ لَوْنُهُ وَ خَفِيَ رِيحُهُ وَ طِيبُ الرِّجَالِ مَا ظَهَرَ رِيحُهُ وَ خَفِيَ لَوْنُهُ ».کافی، ج 2، ص 512.
راهي آسان براي رساندن دارو را فراهم میکند، كه اثرات فارماكولوژيك {داروشناسی} بهتر و سریعتری را نشان میدهد.
آثار باستاني باقیمانده از زمان داريوش در يك سنگتراشي در پرسپوليس(1)
نمايش میدهد كه در مقابل پادشاه دو مِجمَر(2)وجود داشته كه در يكي اسپند و در ديگري صَندل را میسوزاندند تا پادشاه را در مقابل شياطين و بیماریها حفظ كنند.
روشهای متفاوتي براي ايجاد و استعمال دود وجود دارد. روش اول ايجاد و تنفس دود است.
روش دوم دود دادن مستقيم قسمت خاصي از بدن است.
روش سوم پر کردن هواي محيط از دود میباشد. در اين روش تا آنجايي دود دهی را ادامه میدهند كه كل هواي محيط را فراگيرد و ضدعفوني كند.
در زمان سوختن گياه ممكن است اسانس{ عطرمایه، روغن گیاهی} و يا مواد معطر گياه توسط گازهاي حامل به وجود آمده، منتقل شوند و يا حتي در اثر فرآيند اكسيداسيون مواد معطر توليد شود. در جشنها و مراسم سنتي برخی از کشورها ايجاد فضاي معنوي با دود مرسوم بوده است.
اسفند(1)
در حين سوختن بوي قابلتوجهی ايجاد نمیکند. مخلوط كردن كُندر با اسپند و يا سوزاندن ميخك بهتنهایی بهمنظور خوش بو نمودن محيط و تأثير رواني بر انسان میباشد و بوي مطبوع ايجاد شده موجب آرامش در افراد میشود. (2)
ابن جزار(3)
معتقد است بخورات مانع از جذب هوای آلوده میشود. چنانکه برای جلوگیری از ابتلا به بیماری وبا و طاعون، بخور را توصیه کرده است. در طبابت ابن سینا بخوردرمانی کاربردهای مهمی داشته است، ازجمله روشِ درمانی او برای بیماری صرع، بخور عودالصلی (فاوانیا) بود. علاوه براین، در مواردی توصیه شده است که مواد معطر مانند بید و گلاب بخور داده شود و بیمار بخور آن را استشمام کند. از نکات شایان توجه در اهمیت بخوردرمانی آن است که ابن سینا بخور عود خام هندی، مشک و زعفران را یکی از روشهای تعیین جنسیت جنین ذکر کرده است. (4)
از خواص دود تحلیل، تجفیف، رفع انسداد، تسکین درد و تقویت قلب و دماغ و ... است که بسته به این که دود چه گیاهی باد، آثار و خواص آن متفاوت است. (5)
1) دود دادن اسفند در محیط بسته ممکن است برای افراد گرم مزاج ایجاد مشکل کند. از این رو باید با مشورت متخصص صورت گیرد.
2) اثرات ضد ميكروبي برخي از دودهاي طبي، طب سنتي ايران، فرزانه خسرويان دهكردي حسين جمالي فر، غلامرضا امين، احمدرضا شاهوردي، محمدمهدي احمديان عطاري، رضا مساعد رونكياني، ابوالفضل عرب احمدي، طاهره ابراهيم پوردهكردي، حميدرضا منصف اصفهاني، فصلنامه گیاهان دارویی ایران، سال شانزدهم دوره اول، شماره 10، 1395.
3) قرن سوم هجری.
4) القانون و جایگاه عطردرمانی در پیشگیری از ابتلا به بیماریها یا مداوای آنها به عنوان روشی درمانگر، معصومه دهقان، محبوبه فرخنده زاد، مجید نیمروزی، دین و سلامت، دوره 8، شماره 2، پاییز و زمستان 1399.
5) مخزن الادويه (طبع جديد)، سيد محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى، دانشگاه علوم پزشكى تهران، سبز آرنگ، تهران،، چاپ: دوم، 1390.
در روایتی آمده است که دانه اسپند و تنه { شاخه} آن «نُشره» است، نُشره، هم به معنای نشاطآور است و هم به معنای تعویذ است که موجب حفظ انسان از شرور و آفات میشود.(1)
چشمها، دروازه روح آدمی هستند. صحنههای خوش یا ناخوشی که روزانه از جلوی چشم بشر میگذرد. خواهناخواه در فکر و رفتار و روح و جسم فرد تأثیرگذار است. دیدن صحنههای بخشش، گذشت، شادی، مثبت... و نیز دیدن صحنههای ناپسند، حرام، تصادف، دعوا، ... هرکدام بلافاصله در صفحه دل حک میشود و اثر میگذارد؛ و روح و جسم را به همان سمت مایل میگرداند؛ و برای لحظاتی و گاهی تا مدتها ذهن را درگیر آن صحنه میکند.
اطبا طب سنتی در بهداشت و مراقبت از چشم چنین مینویسند:
1) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مَا أَنْبَتَ الْحَرْمَلُ شَجَرَةً وَ لَا وَرَقَةً وَ لَا زَهْرَةً إِلَّا وَ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهَا حَتَّى تَصِلَ إِلَى مَنْ تَصِلُ إِلَيْهِ أَوْ تَصِيرَ حُطَاماً وَ إِنَّ فِي أَصْلِهَا وَ فَرْعِهَا نُشْرَةً وَ فِي حَبِّهَا شِفَاءً مِنِ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ دَاءً؛ نیست بوته و برگ و گل اسپند مگر اینکه یک ملک موکل دارد تا برسد به دست کسی که باید به دست آن برسد یا تااینکه از بین برود و خاک شود و در ساقه و شاخههای آن سبب خوشحالی است و در دانهی آن شفاء از هفتاد و دو بیماری است». مکارم الاخلاق، ص 186. در برخی نسخ این گونه است «مَا مِنْ شَجَرَةِ حَرْمَلٍ إِلَّا وَ مَعَهَا مَلَائِكَةٌ يَحْرُسُونَهَا...». دعائم الاسلام، ج 2، ص 150، ح 535.
بايد كه چشم را از گردوخاک و دود نگه دارد و بسيار در آفتاب ننگرد، خاصّه وقت برآمدن و فروشدن و در چيزهاى درخشنده و در چراغ ننگرد و خطّهای باريك نخواند، به واسطه آنكه در اينها [نگريستن] ديده را ضعيف كند؛ و نگريستن در چيزهاى سياه و آب روان سود دارد. (1)و از ناگواريدن خوراك و پرخورى و خفتن با انباشتگى (امتلاء) شكم، پرهيز كنيد. (2)
از آفتاب تابستانى و غبار و دود و از پيوسته نگاه كردن به رنگهاى درخشان و نگاه طولانى به يك چيز مانند بهتزدگان و توجه بيش از اندازه بر خط و نقش و نگار ريز و بسيارى گريه و خواب طولانى بر پشت (طاقباز) و در برابر باد سرد زمانى دراز بودن و خوردن خوراكىهاى بسيار خشككننده مانند عدس و شورىها و نزديكى بسيار بپرهيزند. همچنين از همواره مستى و نوشيدنىها و خوراكىهاى سنگين و چسبنده و تند مانند پياز و خردل و سير و شاهی كه براى چشم زيانآور هستند، دورى كنند. پرخورى خوراكىهايى كه سردرد زا هستند به مانند خرما، تره، شنبليله. اگر پرخورى شود اين زيادهروى چشم را نابينا مىكند. همچنين كلم و عدس و بسيار خوابيدن يا بيدارى بسيار زيانآورند. پيگيرى خواندن كتابهاى با خط درشت از يك سو و از سوى ديگر تلاش در راستاى بيرون آوردن نكاتى ريز از كتابهايى كه با خط ريز نگاشته شده و داراى نقش و نگارهايى مىباشد، انگيزه هرچه نيرومندتر كردن چشم مىشود. (3)
غذای دیداری از مهمترین و تأثیرگذارترین و سریعتری غذاهای روح و جسم است. غذایی که تأثیر آن بالفعل است و منجر به تقویت یا تضعیف روح و جسم
1) شش رساله كهن پزشكى، جمعى از نويسندگان، مجمع ذخائر اسلامى - قم، چاپ: اول، 1390.
2) المنصوري في الطب (ترجمه)، محمد بن زكريا رازى، مترجم: محمد ابراهيم ذاكر، دانشگاه علوم پزشكى تهران، تهران، چاپ: اول، 1387.
3) المنصوري في الطب (ترجمه)، محمد بن زكريا رازى، مترجم: محمد ابراهيم ذاكر، دانشگاه علوم پزشكى تهران، تهران، چاپ: اول، 1387.
میشود. ولکن در گنجایش این نوشتار نیست و تنها اشارهای به بحث رنگ میکنیم.
وقتی از یکرنگ صحبت میشود منظور موج انرژی است و هر رنگ با فرکانس خاص خودش انرژی خاصی دارد. در حقیقت رنگها نوعی غذا برای بدن به حساب آمده و نزدیکترین چیز به انرژی خالص هستند. هرگاه انرژی مربوط به رنگ خاصی کم شود، بیماری ایجاد میکند. بهطورکلی رنگها از نظر احساسی، ذهنی و فیزیکی بر روی بدن تأثیرات عمیقی دارند. (1)
ابن سینا بر این عقیده بود که رنگها هم در درمان و هم در حفظ سلامت مؤثرند و اولین فردی که اظهار داشت انتخاب رنگ اشتباه قطعاً بیماری را تشدید خواهد کرد، به عنوان مثال فردی که خونریزی از بینی دارد نگاه کردن به اشیاء درخشان قرمز رنگ موجب تشدید بیماریاش خواهد گردید و چنین بیماری نباید با رنگ قرمز روشن در تماس بوده یا به آن نگاه کند، زیرا رنگ قرمز خلط دم را تحریک میکند، اما در مقابل رنگ آبی آرامبخش بوده و جریان خون را کُند میکند؛ بنابراین نگاه کردن به رنگ آبی و استفاده از رنگ آبی برای این افراد توصیه میشود. نیز به نقل از جالینوس ذکر میکند که رنگ سیاه به دلیل تکاثف و رنگ سفید به دلیل تخلخل چشم را آزار میدهند. (2)
ابن سینا مینویسد: اگر در اوایل بچگی که بدن رطوبت زیادی دارد، لوچی رخ دهد، باید گهواره را مستقیم و بدون کجی گذاشت و چراغی را در طرف مقابل لوچی قرارداد تا بچه همیشه به آن نگاه کند یا چیز قرمزرنگ نزدیک گیجگاه یا گوش مقابل لوچی گذاشت که مورد نظر بچه باشد و بهآسانی به آن نگاه کند یا چیزی را با نخ قرمز سمت مقابل لوچی آویزان کرد تا شاید چشم را به حال عادی بیاورد و خون را جابجا کند و دید را مستقیم کند. (1)
سویدی(2)
در کتاب تذکره سویدی خود مینویسد: نگاه کردن به زردی، صفرا را به تحلیل میبرد و برای نگاهداشتن خلطی درون بدن باید رنگ مخالف آن را جلوی بیمار قرارداد و اگر خارج کردن یک خلط از بدن موردنیاز است باید رنگی مشابه رنگ خلط در برابر شخص قرارداد. (3)
به همان اندازه كه صدا بر اعصاب مربوط به شنوايي تأثیر میگذارد و آنها را براي شنيدن تحريك میکند و در نهايت بهعکس العمل فرد منجر میشود، رنگ نيز پس از تأثیر و تحريك اعصاب بينايي، ديدن و بالاخره ايجاد حالت برانگيختگي در فرد را موجب میشود. هر رنگي به نوعی در روان افراد تأثیرگذار است، كه اين اثر بی ارتباط با رفتارهاي اجتماعي و رواني نيست علی رغم اینکه رنگ به خودي خود نقشي در درمان ندارد، اما در روحيه بيماران اثرات
انکارناپذیری دارد به عنوان مثال بيماران داراي مشكلات رواني داراي تجربه احساسي خاصي هستند و ممكن است واکنششان به رنگ بسيار زياد باشد (1)
شاید بتوان گفت رنگهای محیطی یک مکان بر مزاج افراد تأثیرگذار بوده و درنتیجه سلامتی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. به گونهای که محیط و عناصر محیطی به دلیل دارا بودن طبع و مزاج خاص خود، قوهای از قوای انسان را تحت تأثیر قرار میدهد و ازآنجاکه قوا منشأ افعال است، باعث ایجاد حالتی در جسم و روان انسان میشود. اگر این حالت در جهت تعدیل مزاج فرد باشد، در حفظ سلامتی او نقش دارد و اگر بر مزاج فرد تأثیر سوء گذارد، باعث غلبه یکی از اخلاط شده و سلامتی فرد را به خطر میاندازد. (2)
در رنگآمیزی فضا از رنگهای موافق تعدیل مزاج فرد استفاده کرد؛ بهعنوانمثال برای فردی با مزاج سرد، از رنگهای گرم و روشن استفاده کرد و در انتخاب رنگ برای افراد گرم از رنگهای سرد مانند سفید استخوانی بهره گرفت؛ اما بهطورکلی برای همه گروهها باید استفاده از رنگ سیاه، خاکستری و سورمهای را کاهش داد، چراکه این رنگها باعث تیرگی فضا و غلبه سودا میشوند. این موضوع را نیز باید مد نظر قرارداد که افراد در معرض رنگ مربوط به مزاجشان قرار نگیرند، چراکه این موضوع موجب غلبه اخلاط در آنها میشود؛ به عنوان مثال اگر افراد با طبع گرم و خشک در معرض رنگهایی با مزاج گرم و خشک مانند زرد و قهوهای روشن قرار گیرند، بهمرورزمان این امر باعث میشود که فرد دچار غلبه صفرا شود. (3)
1) آثار عيني روانشناختی و تربيتي نماز، غلامرضا متقی فر، راه تربیت، سال پنجم، بهار 1389، شماره 10.
2) بررسی رابطه مزاج انسان با رنگ محیط: یک مطالعه مقطعی تحلیلی در شهر کرمان(1396)، وحیده رحیمی مهر، مچله طب مکمل دانشگاه علوم پزشکی اراک، تابستان 99، دوره 10، شماره 2.
3) بررسی رابطه مزاج انسان با رنگ محیط: یک مطالعه مقطعی تحلیلی در شهر کرمان(1396)، وحیده رحیمی مهر، مچله طب مکمل دانشگاه علوم پزشکی اراک، تابستان 99، دوره 10، شماره 2.
از موارد آشکاری که رنگ تأثیر بسزایی دارد. سفره غذا است. تنوع رنگ غذا، در اشتها و عدم اشتها نقش دارند. شاهد روشن آن غذا خوردن کودکان است که به غذاهای رنگی علاقه بیشتری نشان میدهند.
در سال 1976 گروهی تحقیقی را انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که پاسخ انسان به رنگ در 6 دسته طبقه بندی میشود که در جدول نشان داده شده است. (1)
فیزیولوژی - تغییر در فشارخون، ضربان قلب، سیستم عصبی خودکار بدن، فعالیت هورمونها، سرعت اکسایش و رشد بافتها.
در چشمها - تغییر در اندازهی مردمك چشم؛ شكل عدسی؛ حالت قرارگیری کره چشم، پاسخهای شیمیایی پایانههای عصبی شبكیه.
شناختی - حافظه و بازآوری اطلاعات و اغتشاشات در درک پرسپكتیو؛ میزان ارزشیابیها و تصمیمگیریها، پاسخهای شرکتپذیری.
خُلقوخُو و حالتهای روانی - تحریککنندگی، خشم آور، خوشرویی، آرامش بخشی، خستهکنندگی، مهیج، غمگین، خوشحالی.
احساسات محیطی - فضا به نظر بزرگتر یا کوچکتر، گرم تر یا سردتر، تمیزتر یا کثیفتر بیاید. فضا به نظر روشنتر یا کدر به نظر بیاید. مردم سالم یا ناسالم به نظر بیایند. میزان اشتهاآوری غذا. جوانتر یا پیرتر نشان دادن. جدیدتر یا قدیمیتر نشان دادن.
میل وابستگی و مشارکتها - به طبیعت، فناوری، مذهب و سنتهای فرهنگی، هنر و علم
1) مروری بر تأثیر رنگها از منظر روانشناسی و اهمیت بهکارگیری مناسب آنها در طراحی فضاهای اقامتی و مراقبتی سالمندان، طاهره محمدآقایی، جمال الدین سهیل، مطالعات هنر و معماری، تیر و مرداد 1395، سال دوم، شماره 4 و 5، پیاپی 11 و 12.
در اینکه چه رنگهایی رنگهای اصلی و چه رنگهای ثانویه (مکمل، ترکیبی) هستند. بحثهای زیادی در کتابهای مرتبط صورت گرفته است. در اینجا تنها به برخی و آن هم گذرا به آن اشاره میکنیم.
** رنگ - طیف - ویژگی
سرد - سفید (سرد و تر)، سیاه (سرد و خشک) - آرامشبخش؛ دارای تحریك عصبی کم؛ زیر نور سرد زمان زودتر میگذرد و اتاق بزرگتر به نظر میرسد. در استفاده از رنگهای سرد باید بهاحتمال ملالآور شدن محیطی که این رنگها در آن غلبه دارند، توجه شود.
گرم - قرمز، زرد، نارنجی - دارای تحریك عصبی بالا؛ برای ایجاد و تحرک هیجان در محیط استفاده میشوند. بهرهگیری از رنگهای گرم و پرانرژی در محیط هایی که دارای مشخصات افسردگی، کسالت و سكون هستند، در به وجود آوردن احساس گرمی، نشاط و شادی مؤثر است. زیر نورهای گرم، زمان طولانیتر میگذرد و فضای اتاق کوچکتر به نظر میرسد. در استفاده از رنگهای گرم باید بهاحتمال ایجاد تحرک بیشازحد، اختلالات روانی، آشفتگی
بصری، پریشانی خاطر در محیطی که این رنگها در آن غلبه دارند توجه کرد.
سبز(ترکیبی از زرد و آبی) - گرایش به گرمی دارد.
آبی - تقریباً موافق با همه مزاجها.
بنفش(ترکیبی از قرمز و آبی) - اگر تمایل به قرمز باشد گرم و اگر تمایل به آبی باشد سرد است.
حالت گرمکنندگی دارد و روشنترین رنگ در میان کلیه رنگهاست.
رنگ خوشحالی، شادابی، نشاط و آرامش است.
محتوای عاطفی آن امیدواری و آزادی است.
نشان روشنی، هوشمندی و روشنفكری است. حالت تحریککنندگی در ذهن دارد و باعث توجه و تقویت فكر میشود.
رنگ زرد با تأثیر بر اعصاب سمپاتیك و پاراسمپاتیك موجب آرامش عصبی میشود.
(تحریککننده ذهن، فزایندة نیروست. زندگی در فضای زرد انسان را فعال میکند. با طلوع اشعه زرد خورشید انسانها برای فعالیت دوباره آماده میشوند.
زرد یکدست آزاردهنده و اگر متغیر باشد، شادیآفرین است. زرد سبب بیخوابی،
هیجان، اضطراب و تلاطم فکری میشود. زرد گرمترین رنگ طیف خورشید است)
رنگی مثبت، متجاوز و مهیج است.
فشار خون را بالا برده و تنفس را کاهش میدهد.
هنگام تغذیه فوق العاده اشتهاآور است.
برای زمانی کوتاه جاذب و خوشایند است ولی پس از مدتی موجب آزار و اذیت روانی میشود.
نشانگر فعالیت و تحرک، موفقیت و پیروزی است.
برای افراد الكلی و دارای فشار خون بالا و عصبی مضر بوده و حتی ممكن است فرد را به خودکشی وا دارد.
در گوارش غذا فوق العاده مؤثر و مفید است.
در عین مهیج بودن، مسكن و آرامش بخش است.
نبض بر اثر این رنگ تند می زند ولی بر فشار خون مؤثر نیست.
وجود این رنگ در محیط به صورت غالب، موجب تحریك چشم، مغز و اشتهاست.
بهبودی و خوشحالی را در فرد ایجاد میکند.
روح دار و جذاب است و خشم و محبت را با هم دارد.
رنگ آبی تقدس و احترام خاصی دارد. گنبدهای مساجد و منارههای آبی که به مانند پلی میان آسمان زمین محسوب میشوند.
افراد را به بی تحرکی، آرامش و حوصله دعوت میکند.
مسكن اعصاب برای بیماران تب دار و مفید برای افراد کم خواب، عصبی و وسواسی است.
آرامش درونی به ضمیر باطن می آورد.
آرامبخش نبض، تنفس و فشار خون بالا است.
در مداوای صفرا مفید و برای افسردگی و کم خونی مضر است.
رنگ آبی ترشح غدد لنفاوی را افزایش داده و تهوع و سرگیجه را زیاد میکند.
بیانگر طراوت و تازگی، رافعِ خستگی و نشاطآور است.
تقویتکننده روحیه غرور و اعتمادبهنفس است.
موجب افزایش آرامش، تمرکز و کاهش استرس میشود؛ از همین رو برای بیماران روانی و عصبی مفید است.
در تقویت احساسات دوستی، امیدواری، ایمان و صلح بسیار مؤثر میباشد.
(انتقالدهنده شادی، انبساط خاطر و بهجت است. نماد رویش، حیات و زندگی است.
در سیستم عصبی برای بیخوابیها و خستگیها مؤثر است. فشارخون را کم میکند و مویرگها را مُنبَسِط میکند)
از ترکیب دو رنگ قرمز و آبی حاصل میشود و به دلیل خاصیت دوطرفه آبی و قرمز، خوابآور است و در افراد کمخواب، درجات خواب را بالا میبرد.
دارای اشعه الكتروشیمیایی قوی است؛ به همین جهت روی قلب و ریه و رگهای خونی مؤثر است.
برای افراد مالیخولیایی و افسرده مضر است، زیرا حالشان را وخیمتر میکند.
از نظر روحی، در کاهش خشم و نفرت مؤثر است.
کاهش شهوت، کاهش نور چشم، خستگی و افسردگی میآورد، مکروه است.
نماد پاکی، آرامش، دلگشا، خلوص، سادگی.
در متون دینی رابطه تنگاتنگی بین دیدن و قلب است. در مورد نگاه کردن و آثار روحی و روانی آن و نیز بحث رنگشناسی روایات فراوانی از اهلبیت (علیهم السلام) در کتابهای حدیثی نقلشده است؛ که حاکی از اهمیت نگاه و رنگ است. به برخی از آنها اشاره میکنیم.
امام علی (علیه السلام) هر کس چشم خود را رها کند، اندوهش بسیار شود.(1)
امام علی (علیه السلام) القلبُ مُصحَفُ البَصَر؛
دل، کتاب دیده است.(2)
(آنچه چشم میبیند بر صفحه دل ثبت میشود.)
امام علی (علیه السلام) العینُ رائدُ القلب؛
چشم، جلودار و راهنمای دل است.(3)
امام علی (علیه السلام) چشم، جاسوس دل و پیک عقل است.(4)
امام کاظم (علیه السلام) میفرمایند: سه چیز دیده را روشنی بخشد: به سبزه نگریستن؛ به آب روان نگریستن، به رِخسار زیبا نگریستن.(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگاه کردن به میوه بالنگ سبز و سیب سرخ را دوست میداشتند.(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): از عوامل سازنده برای مرد مسلمان، این است که همسری داشته باشد که وقتی به او نگاه میکند، وی را خوشحال کند.(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): هنگامی که بنده به صورت زنش و زنش به صورت او نگاه کند، خداوند به هر دوی آنها نظر رحمت میافکند و هنگامی که دستان همدیگر را بگیرند، گناهانشان از لابهلای انگشتانشان فرومیریزد.(4)
رنگشناسی در قرآن و روایات بحث گستردهای که تنها به یک روایت اکتفا میکنیم.(5)
1) «ثَلَاثَةٌ يَجْلِينَ الْبَصَرَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ وَالنَّظَرُ إِلَى الْمَاءِ الْجَارِي وَالنَّظَرُ إِلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ». الخصال، ج 1، ص 142، ح 276.
2) «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) كَانَ يُعْجِبُهُ النَّظَرُ إِلَى الْأُتْرُجِّ الْأَخْضَرِ وَ التُّفَّاحِ الْأَحْمَرِ». کافی، ج 6، ص 360.
3) «إِنَّ مِنَ الْقِسْمِ الْمُصْلِحِ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَكُونَ لَهُ الْمَرْأَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا سَرَّتْه». کافی، ج 5، ص 327.
4) «إذا نَظَرَ العَبدُ إلی وَجهِ زَوجِهِ و نَظَرَت إلَیهِ، نَظَرَ اللّهُ إلَیهِما نَظَرَ رَحمَةٍ، فَإذا أخَذَ بِکَفِّها وأخَذَت بِکَفِّهِ، تَساقَطَت ذُنوبُهُما مِن خِلالِ أصابِعِهِما». کنزالعُمال، ج 16، ص 276.
5) برخی رنگها که در قرآن اشاره شده است. سیاه، سفید، زرد، سبز، آبی (کبود)، قرمز. ناگفته نماند بحث رنگ نیز در سیره اهل بیت (علیهم السلام) قابل تامل و دقت است.
امام باقر : (علیه السلام) هر کس کفش زرد بپوشد تا زمانی که آن کفش را داشته باشد، شادمان است؛ چرا که خداوند عزوجل میفرماید: «زردی پر رنگ که دیدنش، بینندگان را شاد میکند{بقره/69}».(1)
در میان نیازهای زیستی غریزه جنسی آمیختگی عمیقی با نیازهای روانی داشته بهطوریکه میتوان تأثیر این خواسته را در بسیاری از ابعاد زندگی مشاهده کرد. این غریزه تأثیر غیرقابلانکاری در زندگی زناشویی و انسجام و پایداری آن دارد. همچنین این غریزه نقش سازنده و پر اهمیت و بنیادینی در سیر به سوی سلامت و تعادل روانی دارا است و با داشتن این خصوصیات بارز و قابل توجه است که میل جنسی از دیگر نیازهای زیستی فاصله گرفته و به صورت یک نیاز روانی درمیآید. (3)
1) «مَنْ لَبِسَ نَعْلًا صَفْرَاءَ لَمْ يَزَلْ يَنْظُرُ فِي سُرُورٍ مَا دَامَتْ عَلَيْهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ». کافی، ج 6، ص 466.
2) از کتابهای تخصصی طب سنتی در زمینه غریزه جنسی میتوان به «رجوع الشیخ الی صباه فی القوه علی الباه» تالیف احمد ابن کمال پاشا(قرن 10)، «مجربات» تالیف ابن سینا، «تحفه العاشقین» تالیف محمد انور حسین(قرن 13)، «لذت وصال» تالیف حکیم محمد عبدالقدوس سکندرپوری (قرن 13) اشاره کرد.
3) تأثیر برنامه آموزش شناختی- رفتاری بر رضایت زناشویی دچار کمکاری میل جنسی، دو فصلنامه مجله آسیبشناسی مشاوره و غنیسازی خانواده، سیمین غلام رضایی، حسین حسینی، کلثوم کریمی نژاد، دوره دوم، شماره 2، پاییز و زمستان، شماره پیاپی 4، 1395.
میتوان گفت که دو مؤلفه رضایت زناشویی و رضایت جنسی رابطه دوطرفه با یکدیگر دارند؛ یعنی کاهش در رضایت جنسی مایه کاهش یا نبود تعهد در زوجین شده و کاهش در تعهد زناشویی مایه اختلالات جنسی در زوجین و سرانجام کاهش رضایت جنسی زوج میگردد.
نیازي که در رابطه جنسی زن و شوهر ارضا میشود، موجب میشود هر کس به نقش خود در زندگی مشترك و تکلیفی که بر عهده دارند، بهتر واقف شوند و این نوعی شخصیت مطلوب را براي آنان پدید میآورد و عزتنفس و خود پنداره مثبت آنان را افزایش میدهد. بهرهمندی از این رابطه سالم، آنها را از ارتباط ناسالم مصون میدارد و سلامتی و آرامش را به مثابه اصلیترین هدف تحقق میبخشد.
آداب معنوي، مادي، ظاهري، باطنی و اخلاقی و عاطفی در زمینه بهرهمندی از رابطه جنسی قابل دقت است. عمدة آرامش انسان در سایه توجهات خاص حضرت حقّ جلوهگر میشود. به همین دلیل، دعا، راز و نیاز با خدا، استعاذه به سوي خداوند منان از شر شیطان و دل سپردن به خدا و دستورهای او و تکیه کردن بر او، در رضایتمندي از زندگی زناشویی بسیار مفید است. آماده سازي روحی و روانی در بعد روحی، نظافت و زینت در بعد ظاهري و آماده سازي جنسی در بعد غریزي، آداب یک رابطه خوب جنسی است. براي رسیدن به آرامش در این رابطه، باید به ناهماهنگی همسران در زمینه جنسی توجه کرد.
زن و شوهر باید روحیات یکدیگر را بشناسند تا دچار سوءتفاهم یا بدبینی در رابطه جنسی نشوند.
تحریک جنسی مردان در مقایسه با زنان سریعتر، آسانتر و با فراوانی بیشتر صورت میگیرد. مردان سریعتر از زنان تحریک میشود و بیشتر از طریق بینایی این تحریکپذیری اتفاق میافتد. به همین دلیل، تصاویر جنسی و صحنههای جذاب و زنان زیبا، آنان را بیشتر تحریک میکنند. زنان غالباً دیر تحریک میشوند و تحریک پذیري آنها بیشتر از طریق قوة شنوایی و لامسه است. از این روي، کلمات محبت آمیز و تحریکات بدنی آنان را بیشتر تحریک میکند؛ بنابراین، شهوت آنان عمیقتر است.
پس از آمیزش جنسی، میل جنسی در مردان به شدت فروکش میکند؛ درحالیکه در زنان چنین فرایندي به شدت ظهور نمی کند و افزون بر این، انتظار نوعی عشقبازی و نگاهی فراتر از رابطه جنسی خالص در آنان وجود دارد؛ زیرا فکر بازیچه بودن زن براي مرد و نگاهی یکسویه مرد به برطرف ساختن نیاز جنسی خود، زنان را آزار میدهد.
پس مرد باید بهوسیله عشقبازی پس از آمیزش، پاسخگوی خواستههای همسرش باشد. هیچیک از همسران، بهویژه زن نباید احساس کند که فقط طعمه جنسی شریک زندگی خویش است؛ بنابراین، نگاه محتاطانه به مسئله میتواند این اتهام را از بین ببرد. باید بار عشقی و عاطفی زندگی را تقویت کنیم؛ تجلی عشق و محبت میتواند قبل یا پس از رابطه جنسی وجود داشته باشد.
از دیدگاه طب سنتی، مقاربتی که به هنگام نیاز و با رعایت تدابیر صورت گیرد دارای آثار مفیدی برای حفظ سلامت بدن است و ترک آن در همین شرایط، عوارضی به دنبال دارد و موجب بیماری میشود.
مقاربت به هنگام نیاز و با رعایت تدابیر منجر به آثار مفیدی در بدن میشود. پالایش بدن از فضولات، نشاط و سرحالی، سبکی در حرکات، افزایش اشتها، دفع پریشانی، فکر و غم و اندوه، فرونشاندن خشم و غضب، رفع بیماریهای ناشی از سودا، همچون آشفتگی ذهنی، مالیخولیا و وسواس، افزایش نیرو و رفع علائم ناشی از تجمع بلغم مانند خستگی و کندی، از جمله این آثار به شمار میرود.
آمیزش جنسی باید بر اساس تمایلات واقعی، شرایط فیزیکی و روانی فرد و باملاحظه زمان غذا خوردن و شرایط آب و هوایی شکل بگیرد. به عبارتی آمیزش جنسی، تنها درزمانی توصیه میشود که میل و اشتیاق واقعی به انجام مقاربت وجود داشته باشد و فرد احساس سلامتی و قوت در بدن کند و نعوظ بدون علت و تحریک خارجی به وجود آمده باشد. بهترین زمان مقاربت بعد از هضم غذا در معده است که به طور متوسط حدود 2 ساعت بعد از صرف غذا است، پس در زمان گرسنگی، تشنگی و پری معده باید از مقاربت پرهیز کرد.
توصیه به مقاربت در هوای معتدل و اعتدال دمایی بدن شده است؛ بنابراین در اوقات آلودگی هوا و هوای بسیار سرد و بسیار گرم بهتر است مقاربت انجام نگیرد. پس از کار سنگین و خستگی بدن، پس از بیداری طولانی، در هنگام غم
و اندوه سخت یا حتی شادی مفرط و در زمان ابتلا به برخی بیماریها همچون امراض سینه و شش، درد مفاصل، ابتلا به اسهال، باید از مقاربت پرهیز شود. توصیه به انجام مقاربت در اوایل شب به جهت نیاز بدن به استراحت پس از انجام مقاربت است.
اگر شرایط مقاربت بر اساس تدابیر آن فراهم باشد، ترک مقاربت ایجاد عوارضی در بدن میکند. احساس سستی و کندی در حرکات، سنگینی در سر و بدن، تاریکی چشم، نگرانی، پریشانی و ناآرامی، کماشتهایی، کاهش نشاط، تپش قلب، تنگی نفس، سردی بدن، بیخوابی و وسواس از مهمترین عوارض ترک مقاربت میباشد. جهت شکلگیری رابطه جنسی سالم باید به اصلاح سبک زندگی پرداخت و در این راستا اصلاح الگوی خوردن و آشامیدن، تنظیم خواب و رعایت الگوی ورزش الزامی است، ملاحظه تقویت بدن و اعضای رئیسه جهت سلامت جنسی ضروری است.
بهبود روابط جنسی ناگزیر از رعایت تدابیر اعراض نفسانی (مسائل روانی) است. مسائل روانی اعم از کنترل استرسها، هیجانات، ترسها و عواطف است؛ که یکی از اصول بهداشت جنسی از نظر حکمای طب سنتی محسوب میشود.
به عنوان يك اصل كلي در طب ايراني همهجا براي درمان بیماریها، استفاده از تدابير اصلاح سبك زندگي مقدم بر ساير درمانها است. در طب ايراني اقدام اصلي و اوليه در تشخيص و درمان كاهش باه، توجه به اعضاي رئيسه (قلب، مغز، كبد و غدد جنسي) و ارزيابي ضعف آنهاست. اين اعضا در امر باه، اصلي و
تأثيرگذار هستند. اگر با وجود بودن ضعف در اين اعضا، تنها به تقويت قواي جنسي بپردازيم، از درمان نتیجهای حاصل نخواهد شد.
طب ايراني، در درمان بیماریها، توجه ویژهای به امر تغذيه دارد و اعتقاد بر اين است تا جايي كه امكان معالجة بيماران با غذا فراهم است نبايد از دارو استفاده شود. غذاي مناسب بر اساس تشخيص علت بيماري هر فرد، مخصوص او تجويز میشود و با تغذية مناسب، قوة باه میتواند افزايش يابد. استفاده از غذاهايي با مزاج گرم و تر، لذيذ، خوشبو با هضمي سريع، داراي رطوبت فضليه(1)و با حرارت لطیف(2)
توصيه شده است. غذاهايي كه براي تقويت قواي جنسي توصيه میشوند باید 3 ویژگی داشته باشند:
اول بايد كثيرالغذا(3)
باشد؛
دوم تولید نفخ و ریح(4)در بدن کند چون از دیدگاه طب سنتی، علت ایجاد نعوظ و برانگیختگی جنسی وجود نفخ عضوی است که پس از هضم غذاهای نفاخ و دارای رطوبت فضیله در بدن ایجاد میشود؛
سومین ویژگی غذای مقوی جنسی، داشتن حرارت معتدل است اگر هر سه ویژگی در یک ماده جمع باشد به تنهایی برای تقویت کافی است.
نخود، لوبيا و هويج از اين دسته هستند که هر سه ویژگی را با هم دارند و اگر ماده غذایی هر سه ویژگی را نداشت از تركيب دو يا سه ماده، غذاي مفيد و مقوي جنسي تهیه میکنیم مانند تركيب پياز با گوشت بره، كه در اين تركيب پياز گرم و نفاخ است و براي افزايش غذائيت غذاي حاصل از تركيب با پياز، آن را با گوشت بره آماده میکنیم.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): وقتی کسی خواست با همسرش همبستر شود باعجله رفتار نکند.(1)
امام رضا : (علیه السلام) لَا تُجَامِعْ إِلَّا مِنْ شَبَق(2)
نزدیکی مکن، مگر از روی میلِ شدید.(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): سه چیز، از جفا [به همسر] است: ... و این که میان مرد و همسرش، آمیزشى صورت پذیرد بدون آنکه مرد، پیشتر، پیکى بفرستد: شوخى و بوسه. هیچیک از شما مانند حیوانات، با همسرش نزدیکى نکند!(4)
در فقه موارد حرام، مکروهات و مستحبات آمیزش را چنین ذکر میکنند. به برخی از آن اشاره میشود. توضیح بیشتر رجوع شود به توضیح المسائل.
1) « إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْتِيَ أَهْلَهُ فَلَا يُعَجِّلْهَا ».کافی، ج 5، ص 567.
2) الشَبَق- بالتحريك: اشتداد الشهوة و شدة الميل إلى الجماع. ( میلِ شدید)
3) مکارم الاخلاق، ص 181.
4) «ثلاثه مِنَ الجَفاءِ:… وأن یَکونَ بَینَ الرَّجُلِ وأهلِهِ وِقاعٌ مِن غَیرِ أن یُرسِلَ رَسولًا؛ المِزاحَ وَالقُبَلَ. لا یَقَع أحَدُکُم عَلى أهلِهِ مِثلَ البَهیمَهِ!». کنز العُمال، ج 9، ص 39.
در حال احرام،
زمان نفاس،
در حال اعتکاف،
دوران قاعدگى،
در حال روزه واجب،
زمانى که زن کمتر از نه سال داشته باشد،
جایى که طواف و نماز نساء در حج را بهجا نیاورده باشد.
اول ظهر،
روبهقبله،{سر به سمت قبله نباشد. به تعبیری سمت راست یا چپ بدن به سمت قبله باشد}
پشت به قبله،
در زیر آسمان،
در حال ایستاده،
در هنگام غروب آفتاب،
در شب عید فطر و قربان،
بعد از غذا و با شکم پر،
در شبى که ماهگرفته باشد،
در روزى که خورشیدگرفته باشد،
جماع بدون وضو یا غسل،
در حال احتلام پیش از غسل یا وضو،
بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید،
درحالیکه هردو کاملاً عریان باشند.
تعجیل نکنند؛
با وضو باشند؛
قبل از آمیزش با زن ملاعبه{بازی} کند تا او کاملاً آماده شود؛
در مکان پوشیده و پنهان باشند؛
در زمانی باشد که زن میل به آمیزش دارد؛
از خداوند فرزندى پاک و مبارک و سالم درخواست کنند؛
تسمیه (بسمالله الرحمن الرحیم) و استعاذه (اعوذبالله من الشیطان الرجیم) بگویند. (1)
طب ايراني با سابقه هزاران ساله، داراي رويكردي کلنگر بر مبنای پيوستگي جسم و روح و ذهن انسان است كه تنها به درمان بیماریها محدود نبوده بلكه سبكي براي ارتقاي سلامت و كيفيت زندگي به شمار میرود. با بررسي تاريخي مشخص میشود كه مدارس طبي ايران باستان به تربيت سه گروه طبيب میپرداختند:
شفادهندگان با اصول روحاني؛
شفادهندگان با قانون؛(نظری)
شفادهندگان با چاقو (اعمال یداوی؛ فصد، حجامت...)
1) العروه الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، بی تا.
پزشكان روحاني(1)
از نظر تحصيلات در سطح بالاتري از دو دسته ديگر بوده و با به کار بردن كلمات مقدس به بهترين وجه قادر به معالجه و خارج كردن بيماري از بدن بودهاند. بدين طريق بيشتر پزشكان معتبر دوران خلفاي اسلامي نيز از الهيات اطلاع داشتند و روحانيون نيز غالباً از معلومات پزشكي بیبهره نبودند. (2)
چهبسا انسان مدت زمانی بدنش بیمار نگردد، اما به دلیل لطافت روح و سرعت و کثرت دگرگونی آن، روزی نیست که قوای خشم، نفرت، غم در انسان تحریک نشود؛ بنابراین لازم است انسان قوای روحی خود را مراقبت کند تا تحریک نشود و اگر تحریک شد، آنها را آرام سازد. معالجه روح یا به وسیله امور درونی است و آن فکری است که انسان بهوسیله آن هیجان را آرام میکند یا بهوسیله امور خارجی است و آن سخنی است که دیگری او را نصیحت میکند؛ و در آرامسازی هیجان به او کمک میکند. (3)
1) در ایران باستان، نماد پزشکی سیمرغ است و نماد بیماری مار، حالآنکه در طب یونانی و طب جدید نماد پزشکی مار است. نقش سیمرغ در پزشکی ایرانی به حدی است که پزشکان را نیز لقب سیمرغ میدادهاند و ازاینرو، مکتب پزشکی ایرانی را «مکتب سینایی» میخواندهاند و بسیاری از پزشکان را «سینا» نام مینهادهاند. از همین نکته، وجه انتساب شیخالرئیس به «سینا» که نام جد اوست معلوم میشود. چنین پیداست که خاندان بوعلی در زمره پزشکان بودهاند. برگرفته از فهرست ما قبل الفهرست، پرویز اذکائی (با تصرف).
2) بررسي جايگاه علمي سلامت معنوي و نقش آن در پيشگيري از بیماریها: يك مطالعه مقدماتي، لادن عباسيان، محمود عباسي، احسان شمسي گوشكي، زهرا معمارياني، فصلنامه اخلاق پزشكي سال چهارم، شماره چهاردهم، زمستان 1389.
3) پیشگیری و درمان بیماریهای اعصاب و روان در طب سنتی، زینب ابوالحسنی، پیشگامان توسعه، تهران،1392.
سلامت روح به دو صورت حفظ میشود:
دوری از عوامل محیطی مانند صداهایی که انسان میشنود یا چیزهایی که میبیند و او را نگران و مضطرب میسازد یا باعث خشم یا وحشت یا ناراحتی او میگردند.
دوری از عوامل درونی مانند فکر کردن درباره آنچه باعث خشم یا وحشت یا ترس میگردد. این دو حاصل نمیشود مگر این که قلب انسان در هنگام سلامتی روح و آرامش قوای روحی خود، آنچه را احوال دنیا بر آن بنا شده است را درک کند و آن اینکه انسان در دنیا به آنچه میخواهد و آرزو دارد، به صرف آرزو کردن و خواستن نمیرسد مگر این که شائبهای ا و را مکدر کند یا ناراحتی و اذیتی در راه کسب آن به او برسد و بداند همیشه اینگونه بوده است. (1)
پس آنچه در توان نیست، از دنیا نخواهد؛ و خودش را عادت دهد که از هر امر کوچک ناخوشایندی که میشنود و میبیند، ناراحت نشود. پس هرگاه که بر امور کوچک ناخوشایند عادت کرد، در امور بزرگتر ناخوشایند نیز عادتش میشود که از آنها نرنجد همانگونه که اگر کسی در برابر آزار اندک گرما، سرما و درد خود را عادت دهد که اظهار ناراحتی نکند، باعث میشود هرگاه با شرایط شدیدتر روبرو شد، بتواند آن را بهراحتی تحمل نماید، ریاضت روح مانند ریاضت بدن است. (2)
1) آدمی زاد این گونه است که در شرایط سخت و دشوار رشد می کند و قوه خلاقیت و استعدادش شکوفا می شود؛ و الا اگر زندگی همیشه یکنواخت بود. انسان تجربه کسب نمی کرد و خام و نپخته می ماند؛ و فضائل و نیکی ها و را کسب نمی کرد.
2) كاهش ميل جنسي زنان از ديدگاه طب ايراني، زهرا، درويش مفرد كاشاني، الهام اختري، هاله تاجالدینی، طاهره ملک آرا، الهام عمارت كار، مجلّة طب سنّتي اسلام و ايران، سال دهم، شمارة سوم، پاييز، 1398.
مزاج انسان به شدت از حالات روانی تأثیر میپذیرد. غضب (خشم) حرارت را یکباره بیرون میراند؛ درحالیکه لذت (1)،
حرارت را کمکم بیرون میراند. ترس، حرارت را یکباره به داخل میراند، اما اندوه حرارت را کمکم به داخل میراند و در درازمدت موجب بیماریهای سودایی میشود. (2)
خشم - گرم و خشک
نگرانی - گرم و تر
ترس - سرد و تر
افسردگی - سرد و خشک
غم - سرد و خشک
شادی - گرم و تر
دوست خوب یکی از نعمتهای بزرگ الهی و پناهگاه انسان و آرامش بخش ِ دل و روان است. وجود دوست حقیقی در این جهان پُرتلاطم، یکی از نیازهاي هر انسانی است. کسی که از نعمت دوست مهربان محروم باشد احساس غربت و
تنهایی میکند. یکی از بهترین خوشیهای زندگی رفتوآمد و گفتوگوهای دوستانهای است که غم را از دل میزداید و به انسان نیرو میبخشد. (1)
احساس نیاز به معاشرت صمیمانه و هم دلی و همراهی با دیگران، علاوه بر این که یکی از جلوههای زندگی اجتماعی به شمار میرود، ندایی است برخاسته از اعماق وجود انسان که او را به ایجاد ارتباط دوستانه و تماس با هم نوع فرامیخواند. (2)
تأثیر معاشرت چه در جهت نیکی و چه در جهت بدی خیلی واضح و روشن است. آدمی روح بسیار حساسی دارد، زود تحت تأثیر واقع میشود. ممکن است بعضی اشخاص خودشان را گول بزنند و خیال کنند محیط و معاشرت در آنها تأثیر ندارد، ولی اشتباه است. انسان با روحی بسیار حساس و قابلتغییر آفریدهشده... صلاح و فساد بدون آنکه خود اشخاص بفهمند از فردی به فردی سرایت میکند. (3)
هر موجود زندهای از جمله انسان براى رسیدن به حالت تعادل تلاش میکند نیازهاى اساسى خود را در ابعاد مختلف شناختى، عاطفى و جسمانى تأمین کند؛ چرا که عدم تأمین این احتیاجات چه در زمینه بدنى و جسمانى و چه در زمینه روحى و روانى، سبب ایجاد اختلال در ارگانیسم خواهد شد.
تأمین یا عدم تأمین این نیازها در بهداشت بدنى و روانى انسان تأثیر بسزایى دارد یکى از نیازهاى روانى نیاز به محبت است که انسان در هر دوره از زندگى و تحول و رشد به آن نیازمند است و باید از آغازین لحظات ورود به این جهان تا
آخرین زمان وداع از این دنیا، متناسب با دوره رشد وى، این نیاز عالى و اساسى تأمین و ارضا شود.
این نیاز در ابتدا و در بدو تولد با رابطه عاطفى و محبتآمیز مادر با نوزاد و به آغوش کشیدن او به تماس بدنى و نظایر آن تأمین میشود. ارتباط صحیح و برخاسته از عشق و علاقه پدر نیز در این زمینه حائز اهمیت است و اگر به هر دلیلى این نیاز عاطفى، بهخصوص در این دوره، ارضا نشود ضررهاى جبرانناپذیری به کودک وارد میشود و سلامت جسمى و روانى او را به مخاطره میاندازد. با بزرگتر شدن کودک در دوره نوجوانى و جوانى نیز نیاز به محبت از طریق دیگر اعضاى خانواده، همکلاسیها و دیگر افراد جامعه و افرادى که با آنها ارتباط دارد، تأمین میشود. (1)
ذیل مبحث مالیخولیا در منابع طب ایرانی (که به معنی اسکیزوفرنی است و افسردگی نوع خفیفی از آن است) در کنار سایر درمانها، همنشینی با دوستان نزدیک و صمیمی توصیه شده است؛
«پيوسته جمعى از دوستان محتشم با وى ملازم باشند» (2)
دین اسلام تأکیدهای فراوانی بر روابط اجتماعی و دوستی میفرماید. به چند توصیه از اهلبیت (علیهم السلام) اشاره میکنیم:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): در سفارش به امام علی (علیه السلام) يَا عَلِيُّ ثَلَاثٌ فَرَحَاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِي الدُّنْيَا لِقَاءُ الْإِخْوَانِ؛
يا على مؤمن در دنيا به سه چيز شاد گردد: ملاقات برادران...(1)
امام علی (علیه السلام) : آبادى دلها، در معاشرت با خردمندان است.(2)
امام جواد (علیه السلام) : دیدار دوستان، مایه نشاط و پرورش عقل است، اگرچه اندک باشد.(3)
حواریون به حضرت عیسی (علیه السلام) گفتند: یا روحالله! با چه کسانی همنشینی و دوستی کنیم؟ آن حضرت در جواب فرمود: با شخصی همنشینی کنید که سه ویژگی داشته باشد
دیدن او، تو را به یاد خدا بیندازد؛
سخن او، علم تو را بیشتر کند؛
عمل او، تو را به آخرت ترغیب کند.(4)
1) کتاب مَن لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 360. «... وَ تَفْطِيرُ الصَّائِمِ وَ التَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ اللَّيْل و افطار ماه رمضان و عبادت آخر شب ».
2) « عِمَارَةُ الْقُلُوبِ فِي مُعَاشَرَةِ ذَوِي الْعُقُولِ ».تصنیف غُرَرالحِکم و دُرَرالکَلِم، ح 9774.
3) « مُلَاقَاةُ الْإِخْوَانِ نُشْرَةٌ وَ تَلْقِيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إِنْ كَانَ نَزْراً قَلِيلًا ».الامالی (مفید)، مجلس 38، ح 13.
4) قال الحَواریّون لِعیسی (علیه السلام) : لِمَن نُجالِس؟ فَقال: مَن یُذَکِّرُکُمُ الله رُؤیَتُه وَ یُرَغِّبُکُم فِی الآخِرَةِ عَمَلُه وَ یَزیدُ فی مَنطِقِکُم عِلمُهُ. اعلام الدین، ص 272.
بيماری که از محيط خانه دور و با محيطی نامأنوس و افرادی ناآشنا روبه رو شده است، ترس از وضعيت بيماری و گاه عمل جراحی، از او فردی نگران و ناهنجار ساخته است، حال بيش از هر زمان ديگری به مدارا و همنوايی نياز دارد. مدارا، ناهنجاریهای بيمار را برطرف میکند و از يک بيمار تندخو و بیحوصله، فردی آرام و صبور میسازد که میتواند با آرامش خويش، در زدودن بيماری از تن و جان خود کمک مؤثری داشته باشد. از سوی ديگر، آدمی نيازمند مِهر و مَحبت و دُوستی است و اين نياز در بيماران بيش از ديگران است. (1)
ارتباط بين پزشک و بیمار در قلب طبابت جای دارد و محور همه اقدامات بالينی و سنگ زيربنای فعاليت خوب پزشکی توصیفشده است. برقراری ارتباط مؤثر به طور وسيعی به عنوان يک شاخص کليدی جهت رضايت، همکاری و التيام بيمار در نظر گرفتهشده است و توانايی برقراری ارتباطی مؤثر با ديگران قلب تمامی مراقبتها از بيماران محسوب میگردد. (2)
صاحب اکسیر اعظم در بحث بیماری سرسام مینویسد: بايد كه همجليس مريض، مردم ظريف محبوب او و شفيق بدان باشند تا به سبب ايشان از اضطراب محفوظ ماند. (3)
1) آئین پرستاری در قاموس قرآن و عترت، سید حسین اسحاقی، نشریه طوبی، شماره 8، 1385.
2) ابعاد حقوق بیماران از منظر قرآن كريم و سنت اسلام، نرگس نرگسی خرم آباد، فصلنامه فقه پزشکی، سال سوم و چهارم، شماره 9 و 10، زمستان 1390، بهار 1391.
3) اكسير اعظم، محمد اعظم ناظم جهان، دانشگاه علوم پزشكى ايران، مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل، تهران ، چاپ: دوم، 1387 ه.ش.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): عیادت تام و كامل آن است كه دست خود را بر پيشاني يا دست مريض بگذارد و از حال [امروز و ديروز] او سؤال کند و بهترين تحيت و درود بين شما آن است كه دست بدهيد.(1)
يكى از وابستگان امام صادق (علیه السلام) گويد: يك نفر از ياران حضرت بيمار شد و ما عدهای از ياران امام براى عيادت او بيرون رفتيم. در راه با حضرت صادق (علیه السلام) روبرو شديم. از ما پرسيدند: كجا میروید؟ عرض كرديم به عيادت فلانى میرویم. فرمودند: بايستيد. ما ايستاديم. حضرت فرمودند: آيا سيبى، بِهی، تُرَنجى، كمى عطر يا قطعهای عود با يكى از شما هست؟ عرض كرديم: از اين چيزها با خود نداريم. حضرت فرمودند: مگر نمیدانید كه بيمار از اين كه چيزى برايش ببرند، آرامش مییابد.(2)
صلة رحم يک رفتار اجتماعی است؛ از اين رو، هنگامی که افراد تنها هستند معاشرت با ديگران را جستجو میکنند و اين رفتار حاکی از این است که ارتباط با دیگران و صميمي شدن با آنها يک نياز بنیادی روانشناختی است. هرگاه
1) «مِنْ تَمَامِ عِيَادَةِ الْمَرِيضِ أَنْ يَدَعَ أَحَدُكُمْ يَدَهُ عَلَى جَبْهَتِهِ أَوْ يَدَهُ، فَيَسْأَلَهُ كَيْفَ هُوَ، وَ تَحِيَّاتُكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْمُصَافَحَة». الامالی (طوسی)، مجلس 32، ح 1320.
2) «مَرِضَ بَعْضُ مَوَالِيهِ فَخَرَجْنَا إِلَيْهِ نَعُودُهُ ...فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ الْمَرِيضَ يَسْتَرِيحُ إِلَى كُلِّ مَا أُدْخِلَ بِهِ عَلَيْهِ». کافی، ج 3، ص 118.
این نیاز به صورت سالم ارضا شود بستری را فراهم میآورد که افراد استعدادها و تواناییهای بالقوة خود را شکوفا سازند. در سایه ارتباطات انسانی و گرم با دیگران است که افراد احساس آرامش و شادابی میکنند و از استرسها و مشغلههای ذهنی روزمره دور میشوند. (1)
نياز به صلهرحم چه بسا نياز اقتصادی نيست و ثروتمند نيز در جهات دیگری چون نياز عاطفی، نياز حمایتی، محبت و دوستی و زدودن اضطراب و ناراحتیهای روانی و دفاعي به اقوام و خويشاوندان خود نيازمند است؛ از این رو، ضرورت دارد که در زندگي با ارحام ارتباط تعاون مدار و دوستانه برقرار شود. (2)
تنیدگى یا استرس (Stress) مفهومى است که از علم فیزیک به حوزههای زیستشناسی، پزشکى و روانپزشکی، روانشناسی واردشده و در مورد ارگانیسم انسان به کار میرود. در علم فیزیک این واژه به مقدار نیرویى اشاره دارد که بر یک شىء فیزیکى وارد میشود و براى اشاره به فشار مادى - تحمیل بارى بر ارگانیسم که از قدرت آن خارج است - به کار میرود و در روانشناسی و روانپزشکی براى اشاره به فشار روانى - مانند هنگامى که فرد بر محرومیت از روابط معنادار با دیگران به نگرانى عاطفى دچار میشود - از این مفهوم استفاده میشود. عوامل تنیدگى زا در زندگى فردى و اجتماعى انسان فراوان است و روان شناسان براى کاهش و به حداقل رساندن این عوامل راهکارهاى گوناگونى ارائه میکنند. از جمله راههای کنار آمدن با تنیدگیهای متعدد روزمره در زندگى انسان، حمایت اجتماعى است. با ایجاد فضاى حمایتى، هم میتوان در سطح
1) آثار صله رحم از ديدگاه اسلام و روان شناسي و کاربردهاي تربيتي آن، باقر غباری بناب، علی نقی فقیهی، یدالله قاسمی پور، دو فصلنامه تربیت اسلامی، سال 3، شماره 5، پاییز و زمستان، 1386.
2) آثار صله رحم از ديدگاه اسلام و روان شناسي و کاربردهاي تربيتي آن، باقر غباری بناب، علی نقی فقیهی، یدالله قاسمی پور، دو فصلنامه تربیت اسلامی، سال 3، شماره 5، پاییز و زمستان، 1386.
پیشگیرى اولیه، با از میان بردن شرایط آسیبزا یا تنیدگى زا و هم در سطح پیشگیرى ثانویه، با کاهش دوره درمان، تأثیرگذار بود.
اسلام براى مقابله با تنیدگى و افزایش سطح سازش یافتگى فرد، علاوه بر بهره جستن از روشهای شناختى مانند ایمان به خدا، توکل به خدا و اعتقاد به مقدرات الهى و نیز روشهای معنوى مانند دعا، توسل به ائمه (علیهم السلام) که با ایجاد و اصلاح اندیشهها و افکار و یا ایجاد نوعى رابطه عاطفى و معنوى با خدا و اولیاى الهى فرد را براى مقابله با مشکلات و تنیدگیها آماده و ترغیب و تشویق میکند، از روشهای رفتارى، اجتماعى و ارتباطى مانند تشویق به داشتن ارتباط با خانواده، فامیل و خویشاوندان نیز براى کاهش تنیدگى فرد بهره میگیرد؛ زیرا کسی که از حمایت خانوادگى و اجتماعى برخوردار نباشد، خود را از نظر روانى بدون پشتوانه میبیند، ولى اگر در مواجهه با حوادث و مشکلات مختلف از تکیهگاه محکم خانوادگى برخوردار باشد، خود را قدرتمند میبیند و دچار تنیدگى و اضطراب نمیشود و احساس تنهایى نمیکند و کمتر دچار آسیبهای مختلف ناشى از تنیدگى میگردد. (1)
یکى دیگر از احتیاجات روانى انسان که موردتوجه روان شناسان قرارگرفته نیاز به ابراز خود است که منظور از آن ارائه افکار و عقاید خود به دیگران میباشد. هر فردى در هر وضع و موقعیتى و در هر مرحله از تحول و رشد میل دارد از فرصتهای مختلف استفاده کرده و خود را نشان دهد. هر کس به تناسب فهم و تجربیات خود امور و وقایع را به طرز خاصى درک میکند و میل دارد درک و
1) نقش صله رحم در بهداشت روانی، محمد رضا احمدی، معرفت، 1380، شماره 46.
نظر خود را درباره آنها ابراز دارد. موضوعاتى نظیر تربیت فرزندان، چگونگى اداره زندگى و معاش و رمز و راز موفقیت و پیشرفت و مهارتهای مختلف در رفع مشکلات شخصى و نظایر آن مورد توجه و علاقه افراد است و براى هر یک راه یا وسیله تازه و جدیدى کشف کردهاند که میخواهند آن را به دیگران ارائه نمایند.
یکى از این فرصتها براى ارائه آنچه که یافتهاند، جمعهای خانوادگى است که در پرتو دیدوبازدیدها و معاشرتهای فامیلى و ارتباط خویشاوندان شکل میگیرد. در چنین گردهماییها افراد فرصت ابراز خود پیدا نموده و بدین وسیله به نیاز روانى خویش پاسخ مثبت داده، آن را ارضا مینمایند. صرفنظر از انتقال تجربیات و تعاملهای اجتماعى، همین بیان و ابراز خود نقش زیادى در ایجاد آرامش روانى فرد خواهد داشت.
علاوه بر این، ابراز خود وسیله مؤثرى براى تسکین آلام درونى افراد است. وقتى فرد درباره مشکلات خود با دیگران صحبت کند و از همدلى و همدردى و راهنمایى آنها برخوردار شود، ناراحتى و درد و رنج او کم تر میشود. همان طور که معروف است درد خود را با دیگران در میان گذاردن و نگرانیهای درونى را براى آنها نقل کردن، فشار درد را کم میکند و اضطراب و تشویش فرد را تسکین میدهد. در دیدوبازدیدهای فامیلى ضمن برقرار شدن رابطه بین افراد، امکان برونریزیهای عاطفى فراهم میشود. از طریق تخلیه هیجانى، افکار منفى و غیر واقعى افراد تعدیل خواهد شد؛ بنابراین، صلهرحم آسانترین، سریعترین و
طبیعیترین شیوه براى تأمین نیاز به ابراز خود و دسترسى به آثار و پیامدهاى مثبت آن است (1)
احادیثی گهربار از کلام اهلبیت (علیه السلام) در مورد صلهرحم ) پیوند با خویشاوندان)
امام علی : (علیه السلام) صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ لَوْ بِالتَّسْلِيمِ؛
با بستگان و خویشان صله رحم کنید، هر چند با سلام کردن باشد.(2)
امام صادق : (علیه السلام) صله ارحام، اخلاق را نیکو، دست را با سخاوت، دل و جان را پاک و روزی را زیاد میکند و مرگ را به تأخیر میاندازد.(3)
امام رضا : (علیه السلام) چه بسا مردی که سه سال از عمرش بیش نمانده، ولی صله رحم به جا آورد و خدا به خاطر این کار، عمرش را به سی سال افزایش دهد و خدا آنچه را میخواهد انجام میدهد.(4)
امام علی : (علیه السلام) صله رحم نعمت ها را بر شما سرازیر میکند و گرفتاریها را دور میسازد(5)
1) نقش صله رحم در بهداشت روانی، محمد رضا احمدی، معرفت، 1380، شماره 46.
2) کافی، ج 2، ص 155.
3) «صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسَمِّحُ الْكَفَ وَ تُطَيِّبُ النَّفْسَ وَ تَزِيدُ فِي الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِي الْأَجَلِ». کافی، ج 2، ص 151.
4) « يَكُونُ الرَّجُلُ يَصِلُ رَحِمَهُ فَيَكُونُ قَدْ بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ ثَلَاثُ سِنِينَ فَيُصَيِّرُهَا اللَّهُ ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ ».کافی، ج 2، ص 150.
5) « صِلَةُ الرَّحِمِ تُدِرُّ النِّعَمَ وَ تُدْفِعُ النِّقَم». تصنیف غُررالحِکم و دُرَرُالکَلِم، ح 9305.
امام صادق: (علیه السلام) صله رحم و خوش رفتاری با همسایه، شهرها را آباد و بر عمرها می افزاید.(1)
در اسلام، به سلامت معنوي (2)بدن كه همانا قلب سليم (3)
تعبير گرديده، اهميت زيادي داده شده است. همانگونه كه قلب خون را به اعضاي مختلف رسانده و آنها را تغذيه میکند، قلب سليم هم غذاي جوهره وجود انسان است، لذا همان طوركه براي رفع مشكلات در ابعاد جسمي، رواني، اجتماعي، تخصصهای پزشكي و طب دائر شده میتوان براي ارتقا بُعد معنوي هم تخصص جداگانهای را در نظر گرفت. (4)
تفاوت محبت به خداوند و غیر او، مانند تفاوت تأثیر داروی شفابخش و واقعی با داروی آرامبخش است. داروی آرامبخش، درد را موقتاً تسکین میدهد، ولی درمان نمیکند و بیمار، پس از مدتی کوتاهی، دوباره به درد و رنج مبتلا میشود. (5)
1) «صِلةُ الرّحم و حُسنُ الجوارِ يعمُرانِ الدِّيارَ و يزيدانِ في الاعمارِ». کافی، ج 2، ص 152.
2) یادآوری: بین دین و معنویت تفاوت است. هر معنویتی، مورد تائید دین نیست. توضیح بیشتر آن از بحث این کتاب خارج است.
3) شعرا/89. «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛ مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید».
4) نقش دعا و نيايش بر سلامت جسمي و رواني، غلامرضا رفيعي، مجله دانشگاه علوم پزشكي قم دوره پنجم، شماره سوم، پاييز 90 ویژهنامه طب و دين.
5) درآمدی بر روانشناسی تنظیم رفتار با رویکرد اسلامی، محمدصادق شجاعی، دارالحدیث، قم، 1388.
نیایش، پرواز روح بهسوی خداست. برخی آیات و روایات نیز بر سحرخیزی و راز و نیاز با خدا در اول صبح تأکید کردهاند. نماز اول وقت همراه با دعا و یاد خدا، سبب شادابی روح میشود. سحرخیزی و دعا و نیایش در آغاز روز سبب تعالی روانشناختی فرد میشود و وی را در ارتقای روان کمک میکند. (1)
دعا نوعی برونریزی عاطفی است و به همین سبب، باعث طول عمر و مقاومت در برابر بیماریهاست. روان شناسان معتقدند در زندگی صدمههای روحی زیادی بر فرد وارد میشود. به مرور زمان، افراد از نظر عاطفی آسیبپذیر میشوند که این آسیبپذیری ممکن است به حمله قلب، فشارخون، سکته و امثال آن بینجامد. سرکوب کردن عواطف، آثار منفی بسیاری به همراه دارد سفارش روان شناسان این است که برای پیشگیری از این آثار منفی، باید تخلیه هیجانی و برونریزی عاطفی صورت گیرد.
گریستن و درد دل کردن با دیگران، واکنش عادی و مفید است. آموزههای اسلام، با تأکید بر این واکنش، میکوشد به آن جهت دهد. اسلام به پیروان خود، راههای درست برون ریزی عاطفی را با دعا و نیایش همراه با اشک و آه در درگاه خداوند میآموزد. غرض از دعا، اعمال یا الفاظی نیست که تنها از روی عادت صورت گیرد و بدون توجه به عمق معنای آن انجام شود. در دعا روح خود را به قدرتی بیانتها میسپاریم و غصهها و دردهایمان را با او در میان میگذاریم. (2)
دعا در صورتی میتواند بیشترین تأثیر را بر سلامت روان داشته باشد که بر شناخت و آگاهی و نیت خالصانه فرد مبتنی باشد. (3)
گروهی در محضر امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: چرا ما دعا میکنیم و به اجابت نمیرسد؟ آن حضرت در پاسخ فرمود «لِأَنَّكُمْ تَدْعُونَ مَنْ لَا تَعْرِفُونَهُ؛ زیرا شما کسی را میخوانید که او را نمیشناسید».(1)
امام صادق : (علیه السلام) عَلَيْكَ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِ دَاء؛
همیشه خودت را به دعا ملزم کن، دعا شفادهنده هر درد و بیماری است. (2)
امام صادق : (علیه السلام) دعای مؤمن در حق برادر دینی غایب خود هم مستجاب میشود و هم باعث زیاد شدن روزی و دفع ناگواریها خواهد بود.(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): وقتی یکی از شما دعا میکند دعای او همگانی باشد (همراه با دیگران دستهجمعی دعا کنند و یا اینکه دیگران را در دعا کردن شریک کنند). دعای همگانی زودتر به اجابت میرسد.(4)
ابنسینا كتب پنجگانه قانون در طب را با یاد پروردگار قادر متعال و درود بر پیامبران الهي آغاز كرده در متن كتاب، هرگاه به نكات مرتبط با هدفداری در
ساختمان و فعالیت ارگانها مواجه گردیده است، بلافاصله به ستایش خداوند پرداخته است. (1)
گاهي در رابطه با تشریح ساختمان یك ارگان یا اشاره به وظایف آن عضو، با رؤیت آثار قدرت حق و هدف داري در خلقت آن ارگان، عنان اختیار، از كف میدهد و شروع به ستودن خالق مینماید، مثلاً وقتي اشاره به شناخت غریزي داروها بهوسیله «پرستو» میکند كار تألیف را موقتاً متوقف نموده اظهار ارادتي به پیشگاه خالق منان مینماید و مجدداً كار را ادامه میدهد و چنین مینویسد: » بزرگي پروردگاري را سزاست كه هر چیزی را كه به وجود آورده رهنموني كرده است».
و هم در این رابطه وقتي به هدفداری در ساختمان رودهها میرسد چنین میفرماید «خداوند تبارکوتعالی، جلجلاله كه نامش فرخندهترین نامها و احكامش عادلانهترین احكام است و به جز او خدایي نیست كه سزاوار پرستش باشد از لطف و عنایتي كه با زمره آدمیان دارد و هم از ازل بر نیازمندیهای زندگي آگاه بوده است، رودهها را در تعداد زیاد و داراي پیچوخم و چنبر زده آفریده است.
اگر روده انسان یكي بود یا کوتاهتر از این بود که هست، فاصله میان غذاي فروداده از گلو تا معده چندان نبود كه انسان از آن بیاساید، غذا چنان سریع به انتهاي روده میرسید كه اندرون همیشه تهي میماند و آدمي پیوسته و بدون وقفه به خوردن غذا اشتغال داشت و درعینحال میبایست دائماً مشغول دفع
1) دين باوري و ادبيات توحيدي در منابع طب سنتي ايران و جهان اسلام، حسين حاتمي، محمد رنجبريان، مريم حاتمي، ندا حاتمي، فصلنامه فقه پزشكي سال چهارم، شماره 11 و 12، بهار و تابستان 1391.
مدفوع باشد و اگر كار و بارش منحصر به خوردن میشد، چگونه میتوانست بكار زندگي برسد؟ و اگر كار نمیکرد خوراك را از كجا میآورد؟ از سوي دیگر بایستي براي دفع آن همیشه آماده باشد و حالت فوقالعاده اعلام كند! در انتظار بیرون دادن تفاله خوراك رنج بكشد و بر خود بپیچد، به چشم گرسنگي و سیر نخوردن مبتلا میشد و با حیوانات چرنده، هم مسلك میگشت». (1)
و در مقابل هدفداری در خلقت مثانه نیز سر تعظیم فرود آورده چنین مینگارد:
آفریدگار توانا بدون كمك و یاري هیچ دستیاري، كارگاه وجود انسان را چنان با دقت آفریده است كه هیچ نقص و خللي در آن وارد نیست، هر چیز را در اندازهای كه لازم است بدون کموکاست و بدون فزوني در این دستگاه قرار داده است. بهراستیکه كسي جز او سزاوار پرستش نیست. چنانکه براي مواد دفعي، آوندي طرحریزیشده كه تفاله و ماده بیرون ریختني پرمایه بهتدریج در آن جمع آید و در وقت لازم و بایسته یکباره بیرون داده شود و انسان ناچار نباشد كه همیشه به اجابت مزاج بنشیند. همچنان خداوند بزرگ و خالق بینظیر براي جابجا كردن آب بیمصرف و دورریختنی در جسم انسان حوضچه مانندي خلق كرده است. كه آب بیرون دادني، کمکم در آن میریزد و در وقت لازم همهاش یکباره بیرون داده میشود، نه این كه انسان هرلحظه به دفع ادرار سرگرم باشد چنانكه مبتلایان به تكرر ادرار، این حالت را دارند. (2)
1) دين باوري و ادبيات توحيدي در منابع طب سنتي ايران و جهان اسلام، حسين حاتمي، محمد رنجبريان، مريم حاتمي، ندا حاتمي، فصلنامه فقه پزشكي سال چهارم، شماره 11 و 12، بهار و تابستان 1391.
2) دين باوري و ادبيات توحيدي در منابع طب سنتي ايران و جهان اسلام، حسين حاتمي، محمد رنجبريان، مريم حاتمي، ندا حاتمي، فصلنامه فقه پزشكي سال چهارم، شماره 11 و 12، بهار و تابستان 1391.
مقدمه کتاب الابنیة عن حقائق الادویة(1)این گونه شروع میشود:
«سپاس باد یزدان دانا و توانا را كه آفریدگار جهان است و دانندة آشكار و نهان است و گردانندة چرخ زمان است و دارندة جانوران است و آورندة بهار و خزان{پاییز} است و درود بر محمد مصطفي (صلی الله علیه و آله و سلم) كه خاتم پیغامبران است و آفرین بر اصحاب اوي و اهلبیت و گزیدگان اوي و درود بر همة پیغامبران ایزد و همة فرشتگان و همه پاكان كه اولیاي خداي عزوجل بودند و خلق را به راستي پند دادند و به یزدان راه نمودند و بساط حق بگستردند و آفرین به همه نیكوكاران كه از هواي این جهاني پرهیز كردند و توشة آن جهان برداشتند و عمر اندر رضاي ایزد بگذاشت».
مقدمه کتاب هدایة المتعلمین فی الطب (2)چنین است:
«سپاس ایزد را كه آفریدگار زمین و آسمان است و آفریدگار هرچه اندرین دو میان است، از معدني و نباتي و حیواني بیافرید این چهارگونه خلق را، یعنی آسمانی چون افلاك و ستارگان جنبنده و ناجنبده و آتش و هوا و آبوخاک بیافرید این چیزها را نه از چیز، فَتَبارَكَ اللهُ اَحسَنَ الخالِقين(3)و باز سبب گردانید این چیزها را پدید آوردن اجسام معدني و نباتي و حیواني را به غذا یافتن و
استمداد از یكدیگر به قدرت و حكمت خویش، فَتَبارَكَ اللهُ رَبَ العالَمين(1)
و ازجمله حیوانات، انسان را برگزید و شایسته گردانید خدمت خویش را و آراسته كرد جان انسان را به خِرَدِ روشن و از میان انسانها پیغامبران آفرید و گرامي گردانیدشان به وحي كه به آنها فرستاد تا خلقِ آن را آگاه كنند از هستي وي و كمال قدرت و حكمت وي یاري خواهم از خداي عَزَوَجَلّ به تمام كردن این غَرَض. اِنَهُ الجَوادُالكرَيم.»
حكیم جرجاني هر ده جلد كتاب ذخیره را با «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم» كامل، شروع كرده در آغاز جلد اوّل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خانواده او درود میفرستد و در آغاز كتاب ششم، دعاي پرمعنای «اَللهُمَ وَفِّقنا لِمَا تُحِبُ وَ تَرْضَى؛ خداوندا ما را در آنچه كه مورد رضا و رغبت توست موفق گردان». (2)
علی بن عباس مجوسی اهوازی(قرن چهارم) - کامل الصناعة الطبّیة(معروف به طب مَلِکی) - بیش از 230 بار کلمهالله. بیشتر آن به عبارت «اگر خدا بخواهد»، «خدا داناتر است»، «به کمک خدا».
محمد بن زکریای رازی(قرن سوم) - الحاوی في الطب - بیش از 570 بار کلمه «الله»، بیش از 215 بار کلمه «انشا الله».
شایانذکر است كه سید اسماعیل جرجانی، در متن كتاب خود به اسامي چندي اشاره فرموده و به راه خود ادامه داده است ولي به نام حدود 5 نفر كه رسیده است جملة دعاییه «رَحِمَه الله»، به قلم مبارك او جاري گردیده و آنچه كه درخور تعمّق است اینكه از مجموع 91 بار حدود 78 مرتبة آن مربوط به نام ابن سینا بوده است. (1)
میتوان راههای دیگری نیز برای انس با خداوند مهربان و حکیم نام برد از جمله: ذکر درمانی، قرآن کریم، صدقه دادن، قربانی کردن، نذر کردن، اطعام دادن، مهمانی گرفتن... اینها از موارد طب معنوی هستند که کارگشای درمان و شفا میباشند.
در طب سنتي ايران پزشك، حكيم ناميده میشد. او كه حكمت الهي میدانست، دعا و دارو را باری بهبود بیمارش ادغام مینمود و به این صورت که
1) دين باوري و ادبيات توحيدي در منابع طب سنتي ايران و جهان اسلام، حسين حاتمي، محمد رنجبريان، مريم حاتمي، ندا حاتمي، فصلنامه فقه پزشكي سال چهارم، شماره 11 و 12، بهار و تابستان 1391.
پس از تجویز نسخه دست بر سر بیمار میگذاشت و در دل دعا میخواند، دعایی که عبارت از آیات و اذکار قرآن مجید بود. (1)
در طب سنتی چهار ركن اساسي برای دعا وجود دارد:
خواندن دعاي با گذاردن دستبرسر بيمار؛
تعويذ (دعاي مكتوب)؛
انتقال دعا به آب يا مواد خوراكي؛
دعا از راه دور. (2)
طب معنوي داراي دو بعد است:
الف) شفابخشی از دور كه به تلاش خالصانه رواني اطلاق میشود و با دقت توسط درمانگر جهت بازگشت سلامت جسمي يا رواني بيمار انجام میگیرد و اقدام فرد درمانگر حتي بهصورت دعا ممكن است در حضور بيمار و يا در غياب او و با آگاهي يا عدم آگاهي مريض انجام شود كه پزشكان مسلمان همچون ابن سينا و رازي به آن عقيده خاصي داشته اند.
ب) مراقبت از خود، شامل انجام اقداماتي از سوي خود بيمار كه روحيه مذهبي و شفا را در او تلقين كند مثلاً نوشتن آيات خاصي از قرآن روي كاغذ و خوردن آبي كه با آن كاغذ تماس داشته است. (3)
دعا و نيايش يك مداخله سنتي و فراگير براي تسكين بيماري و پيشبرد سلامتي است كه بهصورت دستهجمعی و يا فردي انجام میشود و ممكن است توسط خود فرد از روي ايمان قلبي و يا توسط افراد مؤمن ديگر
1) تأويل آيه 82 سوره اسراء در رابطه با دعا و درمان، اكرم جهانگير، فرزانه مفتون، فصلنامه تخصصي پژوهشهای میانرشتهای قرآني، سال اول، شماره اول، زمستان 1387.
2) تأويل آيه 82 سوره اسراء در رابطه با دعا و درمان، اكرم جهانگير، فرزانه مفتون، فصلنامه تخصصي پژوهشهای میانرشتهای قرآني، سال اول، شماره اول، زمستان 1387.
3) نقش دعا و نيايش بر سلامت جسمي و رواني، غلامرضا رفيعي، مجله دانشگاه علوم پزشكي قم دوره پنجم، شماره سوم، پاييز 90 ویژهنامه طب و دين.
انجام شود. دعاي واسطه زماني است كه يك فرد ثاني يا گروهي) به نيابت از بيمار يا فرد حاجتمند، با خدا ارتباط برقرار كرده و در جهت شفاي بيمار يا رفع حاجت او نیایش كنند). (1)
ایمان به خدا، تأثیر به سزایی در زندگی دارد، زیرا تحمل و صبر را افزایش میدهد و احساس اینکه خدا ناظر و حامی انسان است، حس امنیت و آرامش را در درون آدمی، مستقر میکند. کسی که از تنگناهای دنیای مادی بگریزد، به خدا ایمان آورد و صفات عالی خداوند را باور داشته باشد، بسیاری از دغدغهها و ناآرامیهای دیگران را نخواهد داشت. اگر خدا را حافظ، رازق، حکیم و عادل بداند، به دستورات الهی عمل کند و ایمان داشته باشد که جز با خواست او اتفاقی نمیافتد، دلیلی برای استرس و اضطراب نمییابد. (2)
انسان هنگام مناجات، از مشكلات زندگي به خداوند پناه میبرد و با ابراز رنج و اندوه خود از خداوند میخواهد كه در حل مشكلات و برآورده شدن نيازهايش به وي كمك كند و اين بازگو كردن مشكلات اضطراب زا، باعث تخلیهی هيجاني و كاهش اضطرابها میشود و به ايجاد آرامش در فرد كمك میکند. (3)
دعاهای دستهجمعی و تکرار جملات یکسان مانند دعای کمیل، جوشن کبیر، دعای تحویل سال و دعاهای بعد از نماز جماعت، میتواند آثار بسیار مثبتی بر سلامت روان داشته باشد. دعاخوانی دستهجمعی میتواند قلبهای ما را بگشاید و جانهایمان را به عروج برساند. دعاخوانی جمعی از رنج ما میکاهد و ژرفترین آرزوهای ما را به عشق تبدیل میکند.
1) نقش دعا و نيايش بر سلامت جسمي و رواني، غلامرضا رفيعي، مجله دانشگاه علوم پزشكي قم دوره پنجم، شماره سوم، پاييز 90 ویژهنامه طب و دين.
2) راههای معنوی دستیابی به آرامش در زندگی، زهرا جلائیان، علی جلائیان اکبر نیا، پژوهشهای اجتماعی اسلامی، سال بیست و چهارم، شماره دوم پیاپی 117، تابستان 1397.
3) بررسي رابطه ابعاد دعا و سلامت معنوي در بيماران تحت درمان با دياليز استان ايلام، مهسا مسلمان، سحر سوادكوهي، طاهره محرابيان فرازمند كلانتري، مقاله پژوهشي دوره سوم، شماره اول، سال 1394.
مکانهای مذهبی، آرامگاههای معصومان(علیهم السلام) و مساجد، از دو راه بر سلامت روانی انسان اثر میگذارد:
بُعد فیزیکی و شور و جذبهای که در نقش و نگار آن نهفته است؛
به جهت اینکه زمینه ارتباط معنوی و دعا را فراهم میکند و انسان میتواند در این مکانهای مقدس با خدا درد دل کند.
از این منظر، دعا و عبادت در مسجد بر سلامت روانی اثر میگذارد. (1)
از امام صادق (علیه السلام) نقلشده است که: پدرم هرگاه چیزی او را محزون میساخت، زن و بچهها را جمع میفرمود و سپس دعا میفرمود و آنان آمین میگفتند.(2)
ملاصدرا در مورد سلامت روح، میگوید: همانطوری که بدن انسان دارای حالتی مزاج است که اگر از حد اعتدال خارج نشود تعادل و سلامت آن به حال خود باقی میماند و اگر از حد اعتدال خارج شود در معرض دردها و آفتها قرار میگیرد؛ روح هم در صفات باطنی و اخلاق نفسانی خود اینچنین است به این معنی که هرگاه روح از حد اعتدال خارج شود و در اخلاق و صفات شهوی، غضبی و فکری به افراط و تفریط بیفتد دچار بیماریهای باطنی میشود که نتیجهاش عدم پایداری روح است وهمان طوری که غذاها، نوشیدنیها و داروها برای سلامت بدن و تعادل آن لازماند، اعمال و افعال انسان هم چون عبادات شرعی در تعادل
نفسانی و فطرت اصیل روح انسانی مؤثرند. اگر نفس انسانی از فطرت اصلی و سلامت خلقی که بر اساس آن آفریدهشده است به دلیل انحراف اندیشه و انجام اغراض نفسانی یا اعمال زشت منحرف شده و یا به واسطه کسب علوم ناقص و عبادات غیر خالص به خود مغرور شد جاهلی است که در دریای جهالت غوطه ور شده است. (1)
میر سید شریف جرجانی(2)
در تعریف طب روحانی آورده است: طب روحانی عبارت است از علم به کمالات و آفات دلها و بیماریها و دردهای آن و نیز علم به چگونگی سلامتی و میانهروی آنها؛ و نیز آورده است که: طبیب روحانی شیخ عارف به این طب روحانی است که توانایی بر ارشاد کردن و کامل کردن نفوس را داراست. (3)
محوریترین عامل آرامش روان و اساسیترین علت سالمت روح انسانها، یاد خداوند بلندمرتبه است، قرآن بر این مهم تأکید ورزیده است: «الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ تَطْمَئن قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئن الْقُلُوبُ(4)همان کسانى که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام مییابد؛ آگاه باشید که دلها تنها به یاد خدا آرام مییابد».
اضطراب و نگرانى یکى از بزرگترین بیماریهای روانی انسانها بوده و هست و عوارض ناشى از آن در سلامت فردى و اجتماعى کاملاً محسوس است، در مقابل، با طمأنینه و آرامش روح و روان میتوان بر بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی غلبه کرد. بهطورکلی آرامش و دلهره، نقش بسیار مهمى در سلامت و بیمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسانها دارد. (1)قرآن با یک جمله کوتاه و پرمغز، مطمئنترین و نزدیکترین راه را معرفی میکند: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئن الْقُلُوبُ».(2)
در تفسیر نمونه، عوامل اضطراب و نگرانى و راهکارهای درمان آنها با بهرهگیری از این آیه شریفه بیانشده است که بهاجمال بیان میشود:
احساس پوچى در زندگى است، اما کسى که به خدا ایمان دارد و مسیر تکاملى زندگى را بهعنوان یک هدف بزرگ پذیرفته است، نه از زندگى احساس پوچى میکند و نه همچون افراد بیهدف و مردد، سرگردان و مضطرب است، 5. گاهی سوءظنها و توهمهای پوچ عوامل اضطراب هستند، اما توجه به خدا و لطف بیپایان او و دستور به حسن ظن که وظیفه هر فرد باایمانی است آرامش و اطمینان را به انسان هدیه میدهد. (1)
نماز با همة فضیلتها و تمام آثار تربيتي فوقالعاده و غالباً منحصربهفرد، آثار بهداشتي بسيار مهم و شفابخشی دارد. آسايش روحي و رواني و نيز اثرات اخلاقي تربيتي آن بر انسانها جلوههایی زيبا از ویژگیهای بهداشتي- درماني نماز است ساعات فضيلت اقامه نماز و اهميت اين لحظات از نظر دانش كرونوبيولوژي، واجبات و مستحبات وضو و آثار بهداشتي آنها، حتي شنيدن آواي جان بخش و روح افزاي اذان و دعوت به نماز، مجموعاً نماز را به عنوان يك داروي شفابخش براي بیماریهای روحي و حتي جسمي و همچنين يك واكسن مؤثر در پيشگيري ازاینگونه مشكلات مطرح میکند. (2)
خواندن نماز آنهم پنج بار در روز، خود میتواند بهترین برنامه آرامسازی باشد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به هنگام نماز میفرمود ای بلال ما را با نماز به آرامش برسان.(1)
هرگاه امر سختی بر پیامبر وارد میشود به نماز میایستاد.(2)
شخصی که به طور مرتب در نماز و ذکر و دعاست و افکار مزاحم را از خود دور میسازد، مجموعهای از تغییرات مثبت فیزیولوژیک رخ میدهد. در چنین شخصی، سوختوساز، ضربان قلب و میزان تنفس کاهش مییابد و امواج مغز به طور متمایز آهستهتر میشود. این تغییرات، درست، متضاد تغییراتی است که بر اثر اضطراب و تنش تحریک میشود. (3)
اثر نيايش، همواره مثبت است. با نيايش، تعادل روحي برقرار میشود، احساس تنهايي، انزوا، ناتواني و بيهودگي تلاشها از بين میرود و چهره خشن ظاهري افراد را تغيير میدهد. نيايش نه تنها بر حالات عاطفي، بلكه بر وضعيت جسم نيز اثر میگذارد و گاه در مدتي كوتاه، بيمار جسمي را بهبود میبخشد. (4)
آرامسازی، یکی از وسایل مورد استفاده برخی از رواندرمانگران جدید، برای بیماریهای روانی است که انسان میتواند آن را از طریق تمرین بیاموزد. نمازخواندن، آنهم پنج نوبت در روز، میتواند بهترین برنامه تمرین آرامسازی و تشنجات عصبی ناشی از فشارها و گرفتاریهای زندگی، رها شود (5)
1) تاریخ بغداد، ج 10، ص 442.
2) كَانَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) إِذَا أَحْزَنَهُ أَمْرٌ اسْتَعَانَ بِالصَّوْمِ وَ الصَّلَاة. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، (مجموعه ورام)، ج 1، ص 303.
3) کارکردهای روانشناختی دعا در آیینه پژوهش، ابراهیم اخوی، مجله اشارات، پائیز سال 1390، شماره 144.
4) کارکردهای روانشناختی دعا در آیینه پژوهش، ابراهیم اخوی، مجله اشارات، پائیز سال 1390، شماره 144.
5) راز نیایش، فواید طبی و درمانی نماز، گودرز نجفی، شرکت چاپ و نشر بینالملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ اول، 1380.
نماز روح توکل بر قدرت نامتناهی الهی را افزون و بدین روی، افسانه ناامیدی را از حریم جان به در میکند. از این رو میتوان گفت كه انسانهای بانشاط و پرامید، بهترین محصول مکتب وحیانی اسلام هستند. (1)
بوعلی سینا در زندگینامه خود میگوید: من شاگرد نمازم؛ زیرا هر وقت مشکل عملی برای من پیش میآمد وضو میگرفتم و به جامع شهر (مسجد جامع) میرفتم و در آنجا دو رکعت نماز میخواندم و حل مشکلم را از خدا میخواستم و حل میشد! (2)
در نماز، آدمی با خالق هستی و خدای مهربان خود صحبت کرده، با او انس میگیرد و خود را در رحمت خدا و در پناهگاه امن او مییابد. همصحبتی با خدا و راز دل گفتن با او، به عقدهگشایی و در نتیجه، به آرامش روانی فرد نیز، کمک میکند. (3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): اگر بر درِ خانه يكى از شما جويى بود و هر روز پنج بار خود را در آن میشست، آيا در بدن وى چركى باقى میماند؟ گفتيم: نه. فرمودند: پس بهراستی نماز، مانند همان جوى روان است كه هرگاه به جا آورده شود، گناهان ميان دونماز را پاك میکند.(4)
1) آثار عيني روانشناختی و تربيتي نماز، غلامرضا متقی فر، راه تربیت، سال پنجم، بهار 1389، شماره 10.
2) مبادی اخلاق در قرآن، تفسیر موضوعی قرآن، عبدالله جوادی آملی، ج 10، اسراء، قم، 1378.
3) راز نیایش، فواید طبی و درمانی نماز، گودرز نجفی، شرکت چاپ و نشر بینالملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ اول، 1380.
4) « فَإِنَّ مَثَلَ الصَّلَاةِ كَمَثَلِ النَّهَرِ الْجَارِي كُلَّمَا صَلَّى صَلَاةً كَفَّرَتْ مَا بَيْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ». تهذیب الاحکام، ج 2، ص 237.
امام صادق : (علیه السلام) نماز شب، انسان را خُوشسیما، خُوشاخلاق و خُوشبو میکند و روزى را زياد، بدهى را پرداخت مینماید، غم و اندوه را از بين میبرد و چشم را نورانى میکند.(1)
نظام هستی، نظام کوشش است و برای رسیدن به مطلوب باید وسایلی را به کار گرفت، پس دعای بدون تالش نافذ نیست و دعای بیکار مستجاب نمیشود. از سوی دیگر تکیهبر کار خویش، با خلوص دعا و توحید در آن منافات دارد. توحید در دعا یعنی انسان وسایل را به اذن خداوند به کار گیرد و از او هم مطلوب را بخواهد، چنانکه یوسف صدیق (علیه السلام) درون چاه، هم از خدا نجات خواست و هم طناب را گرفت و از چاه خارج شد و همین تمسّک و گرفتن ریسمان نیز فقط در حدّ وسیله و آنهم به دستور خدا بود. (2)
امیر مؤمنان (علیه السلام) از شخصی اعرابی که شتر او جَرَب و گال گرفته بود پرسید: چرا مداوا نمیکنی؟ گفت: میکنم. فرمود: با چه؟ گفت: با دعا. امام (علیه السلام) فرمود: با دعا مقداری قطران (روغن ویژه درمانگر شتران) هم بگذار. (3)
1) «صَلَاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ تُدِرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِي الدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ.» ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 42.
2) تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، ج 9، نشر اسراء، قم، بی تا.
3) تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، ج 9، نشر اسراء، قم، بی تا.
ابنسینا درباره صفات طبيب میگوید: «طبيب بايد كه دائم بشارت دهنده صحت و سلامتي براي بيمار باشد چرا كه براي عوارض نفساني تأثير فوقالعاده دارد». (1)
رازی چنین میگوید: طبیب جسم باید طبیب نفس باشد. (2)
باید طبیب همیشه مریض را به صحت امیدوار کند اگر چه خود امیدی به آن نداشته باشد زیرا مزاج جسم تابع افکار و روح است. (3)
حسنزاده آملی: «چاره بسیاری از بیماریها تنها دارو نیست، بلکه تدبیر نفسانی طبیب حاذق و روحانیت و تأثیر کلام وی راه علاج آن است». (4)
بسیار بوده است که یک حالت بحرانی روحی و غم و اندوه شدید، جسم را در مدت کوتاهی، ضعیف، پژمرده و ناتوان میسازد. موهای انسان را سفید، چشم را کم نور، قوت و توان را از دست و پا میگیرد؛ عکس این مسئله نیز صادق است که حالات خوب جسمانی در روح انسان اثر میگذارد، روح را شاداب و فکر را انرژی میبخشد. (5)
ایجاد عارضه نفسانی هم سببی برای سلامتی است هم سببی برای بیماری و این وابسته به طول مدت و شدتی است که عامل ایجادکننده عارضه نفسانی دارد.
1) بررسي جايگاه علمي سلامت معنوي و نقش آن در پيشگيري از بیماریها: يك مطالعه مقدماتي، لادن عباسيان، محمود عباسي، احسان شمسي گوشكي، زهرا معمارياني، فصلنامه اخلاق پزشكي سال چهارم، شماره چهاردهم، زمستان 1389.
2) بررسي جايگاه علمي سلامت معنوي و نقش آن در پيشگيري از بیماریها: يك مطالعه مقدماتي، لادن عباسيان، محمود عباسي، احسان شمسي گوشكي، زهرا معمارياني، فصلنامه اخلاق پزشكي سال چهارم، شماره چهاردهم، زمستان 1389.
3) بررسي جايگاه علمي سلامت معنوي و نقش آن در پيشگيري از بیماریها: يك مطالعه مقدماتي، لادن عباسيان، محمود عباسي، احسان شمسي گوشكي، زهرا معمارياني، فصلنامه اخلاق پزشكي سال چهارم، شماره چهاردهم، زمستان 1389.
4) طب، طبیب، تشریح، حسن حسن زاده آملی، الف- لام- میم، قم، 1385.
5) دانشنامه طب اهل بیت(ع)، محمد محمدی ری شهری، دارالحدیث، قم، 1385.
غضب - جوشش خون قلبی و حرکت روح یا حرارت غریزی، به ناگهان به خارج جهت انتقام از موذی را غضب گویند.
فَرَح - در رویارویی با آنچه موجب فرح و سرور میشود روح طبی و حرارت غریزی با حرکت تدریجی به سمت ظاهر بدن میرود. در این حالت درواقع نفس به سمت عامل مرغوب و مطلوب رفته و تقویت خواهد شد.
غم - در مواجهه با عامل ایجادکننده غم، حرارت غریزی یا روح بهتدریج به سمت داخل بدن یعنی به سمت قلب میرود، اگر این عَرَض نفسانی طول بکشد، تمام اعضا گرم میشوند و فرد بیمار میشود.
هَم - مرکب از خوف (ترس) و امیدواری است درواقع در این حالت فرد از یکسو امید یک واقعه خیر را دارد و از طرفی ترس از وقوع شر نیز با وی همراه است. این ترس با فزع متفاوت است و بیشتر نشان از نگرانی دارد.
فَزَع - مواجهه با اعمال ترسناک موجب حرکت به داخل و قلب میشود.
خجالت - مرکب از ترس (فزع) و فَرَح است. در این حالت روح گاهی به داخل و گاه به خارج حرکت میکند که این حرکات باهم و ناگهانی است. (1)
بوعلی سینا مینویسد: ما عاشق را دیدهایم که از لاغری پا فراتر نهاده، به حد پژمردگی ر سیده و به بسیاری از بیماریها دشوار و مزمن گرفتار آمده و به تبهای طویلالمدت دچار شده و همهی اینها از ناتوان شدن نیرو بوده که از عشق کشیده ولی همین که به معشوق خود رسیده است، نیروی از دست رفته
1) مروری بر جايگاه اعراض نفسانی و اثر آن بر نازايی: از گذشته تا امروز، الهام اختری، مژگان تنساز، روشنک مکبری نژاد، سودابه بیوس، مجله طب سنّتي اسلام و ايران، سال چهارم، شماره سوّم، پاييز، 1392.
را بازیافته و معلوم شده است که مزاج انسان، گوشبهفرمان و مطیع پندارهای روانی است. (1)
جرجانی چنین مینویسد:
و از تدبیرهای صواب که اندر نگاهداشتن قوت باید کرد، شاد داشتن بیمار است و مرادهای او دادن و رضای او جستن و او را از هوایی به هوای موافقتر و از جایی به جای خوش آوردن و دوستان او را پیش او حاضر داشتن و به خبر های خوش و امیدواریها بشارت دادن تا قوت حیوانی و نفسانی بدان قوت همیگیرد. (2)
نظامی عروضی در کتاب چهارمقاله خود آورده است:
یكي از اقرباي قابوس وُشمگير را - كه پادشاه گرگان بود - عارضهای پديد آمد و اطبّا به معالجت او برخاستند و جهد كردند و جدّي تمام نمودند علّت به شفا نپيوست؛ و قابوس را عظيم در آن دلبستگی بود. تا يكي از خَدَم، قابوس را گفت كه: در فلان تيم جواني آمده است عظيم طبيب و به غايت مبارك دست و چند كس بر دست او شفا يافت.
قابوس فرمود كه او را طلب كنيد و به سر بيمار ببريد تا معالجت كند. پس ابوعلي را طلب كردند و به سر بيمار بردند. جواني ديد به غايت خوبرو. پس بنشست و نبض او بگرفت و تفسره بخواست و بديد. پس گفت: مرا مردي میباید كه محلّات گرگان را همه شناسد. بياوردند. ابوعلي دست بر نبض بيمار نهاد و گفت: برگوي. آن كس آغاز كرد و نام محلّت ها گفتن گرفت تا رسيد به محلّتي
كه نبض بيمار در آن حالت حركتي غريب كرد. پس بوعلي گفت: كسي میباید كه در اين كوي همه سراي ها {خانه ها} را بداند.
بياوردند و سراي ها را بر دادن گرفت{شروع به نام بردن اسامی کرد} تا رسيد بدان سرايي كه اين حركت بازآمد. ابوعلي گفت: اكنون كسي میباید كه نامهای اهل سراي به تمامي داند. بياوردند. بر دادن گرفت تا آمد به نامي كه همان حركت حادث شد. آنگه ابوعلي گفت: تمام شد. پس روي به معتمدان قابوس كرد و گفت: اين جوان در فلان محلت و در فلان كوي و در فلان سراي بر دختري فلان نام عاشق است و داروي او، وصالِ آن دختر است و معالجتِ او، ديدارِ او باشد.
پس بيمار گوش داشته بود و هر چه خواجه ابوعلي میگفت میشنید. از شرم سر در جامه خواب كشيد. چون استطلاع كردند، هم چنان بود كه خواجه ابوعلي گفته بود. (1)
داستانی دیگری که عروضی سمرقندی در کتاب چهار مقاله ذکر میکند. درباره شیوه درمان بو علی سینا بیماری را که دچار بیماری روحی شده بود؛ و جامی آن را به شعر درآورده است.
بود در عهد بوعلی سینا *** آن به کُنه اصول طب بینا
ز آل بویه یکی ستوده خصال *** شد ز ماخولیا پریشانحال
بانگ میزد که: «کم بود در ده *** هیچ گاوی بسان من فربه
آشپز گر پزد هریسه ز من *** گرددش گنج سیم، کیسه ز من
زود باشید حلق من ببرید! *** به دکان هریسهپز سپرید!»
1) چهار مقاله عروضی سمرقندی، احمد بن عمر نظامی، جامی، تهران، 1382.
صبح تا شام حال او این بود *** با حریفان مقال او این بود
نگذشتی ز روز و شب دانگی *** که چو گاوان نبودیاش بانگی
که: «بهزودی به کارد یا خنجر *** بکشیدم که میشوم لاغر!»
تا به جایی رسید کو(1)نه غذا *** خوردی از دست هیچ کس، نه دوا
اهل طب راه عجز بسپردند *** استعانت به بوعلی بردند
گفت: «سویش قدم نهید از راه *** مژدهگویان! که بامداد پگاه
میرسد بهر کشتنات به شتاب *** دشنه در دست، خواجه قصاب»
رفت از ین مژده زو گرانیها *** کرد اظهار شادمانیها
بامدادان که بوعلی برخاست *** شد سوی منزلش که: «گاو کجاست؟»
آمد و خفت در میان سرای *** که، «منم گاو، هان و هان، پیشآی!»
بوعلی دست و پاش سخت ببست *** کارد بر کارد تیز کرد و نشست
برد قصابوار کف، سویاش *** دید هنجار پشت و پهلویش
گفت کاین گاو لاغر است هنوز *** مصلحت نیست کشتناش امروز
چند روزیش بر علف بندید! *** یک زماناش گرسنه مپسندید!
تا چو فربه شود، برانم تیغ *** نبود افسوس ذبح او و، دریغ
دست و پایش ز بند بگشادند *** خوردنیاش پیش بنهادند
هر چه دادندش از غذا و دوا *** همه را خورد بیخلاف و ابا
1) که او.
تا چو گاوان از آن شود فربه *** شد خود او از خیال گاوی، به(1)!
آنگاه بوعلی سینا با نگاهی به خانه همسایه گفت: اما باید بدانید که او پرستار ویژهای میخواهد تا از او حرفشنوی داشته باشد و نام بیماری او مالیخولیای عشق است و در برابر نگاه متعجب امیر ادامه داد:
مگر صدای بانگ گاو همسایه را نمیشنوید و نمیبینید که بهسوی خانهی همسایه آنقدر بانگ میکند تا گاو همسایه به صدا درآید؟
امیر با شگفتی گفت: یعنی پسر من عاشق گاو همسایه شده؟
بوعلی گفت: در خانهی همسایه شما چه کسانی زندگی میکنند؟
امیر گفت: دهقانی است که با دخترش ماهبانو زندگی میکند و وظیفهی پرستاری از این گاو به عهدهی آن دختر میباشد.
بوعلی سینا گفت: این همان رازی است که باید پیشتر از این در مییافتید. چون ماهبانو همهی توجه و علاقهی خود را بدان گاو بسته، امیرزاده خود را همان گاوی میداند که باید پرستارش ماهبانو باشد نه کس دیگر و درواقع گاو همسایه رقیب عشق فرزند شماست. اگر زندگی امیر زاده را میخواهید باید پرستار و دارو و درمان او همین دوشیزه باشد. (2)
شخص مثبت انديش هيچ اتفاقی را در عالم شر و بد نمیداند. بلکه از نظر او، همة رخدادهای دنيا حسابشده و هشيارانه و تحت کنترل کارگردان بزرگ عالم است. مسلماً در اطراف خود کسانی را میبینیم که بسيار خوششانس و خوشاقبالاند و برعکس افرادی که با وجود داشتن شرايط مساوی با دستة اول يا حتی بهتر از آنان، بدشانسی میآورند و هميشه از زندگی خود شاکی هستند. اینها درواقع کسانیاند که بيرون از وجود خود به دنبال خوشبختی میگردند و از اينکه خوشبختی هر انسانی در درون خود اوست نه در بيرون، غافلاند.
خداوند در قرآن کریم میفرماید «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ(1)
و همان کسی است که هر چه را آفرید، نیکو آفرید».
بر اساس اين آيه، جهان سراسر خير محض است. شرور و آفات موجود در جهان قابل تفسير و توضيح است. درواقع احساس ما نسبت به زندگی و جهان اطراف، ناشی از حوادثی نيست که برای ما رخ میدهد، بلکه نتيجة تفسير ما از حوادث است. فرد خوشبین بهترين تفسير را برای موارد یادشده برمیگزیند. اين خود ما هستيم که تصميم میگیریم زندگی را چگونه ببينيم و در برابر اتفاقات روزانة زندگی چه عکسالعملی داشته باشد. (2)
داستان حضرت يوسف (علیه السلام) در قرآن نمايانگر نمونة بسيار زيبای نگرش مثبت در بندگان مؤمن خداست. حضرت يوسف (علیه السلام) در اثر جفای برادرانش سالها
از خانواده دور شد، رنج زندان كشيد، غم غربت تحمل كرد، اما وقتی بعد از بیستوپنج سال پدر را ملاقات كرد، از غم و اندوه و جفايی كه بر وی رفته بود، سخن نگفت. بلكه چنين بيان نمود
«وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ؛(1)
خداوند به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد بعد از آنکه شیطان، میان من و برادرانم فساد کرد. پروردگارم نسبت به آنچه میخواهد (و شایسته میداند)، صاحب لطف است؛ چرا که او دانا و حکیم است!».
اين اوج فرهنگ مثبت انديشی است كه حضرت يوسف (علیه السلام) فقط به موهبتهای الهی اشاره میکند، از چاه و سختی زندان سخنی به ميان نمیآورد و عامل جفای برادران را شيطان میداند. همچنين در سيرة اهلبیت نمونة زيبای نگرش مثبت را بعد از حادثة کربلا در کلام زيبای حضرت زينب(علیها السلام) مشاهده میکنیم که بعد از تحمل مصائب فراوان با ديدن سر مبارک برادر چنين فرمود: «ما ُ رأيت ّالا جميلاً (2)جز زيبايی چيزی نديدم».
اين مطلب بيانگر اين واقعيت است که رفتار انسانها تحت تأثير نگرش آنها به مسائل و دنيای اطراف است. با نگرش مثبت میتوان حتی در لحظات
سخت، زيبايی ديد. چنين نگرشی در ساية ايمان به خدا و توکل به او محقق میشود.
نگرش خوشبینانه و مثبتگرا در مواجه با فقدانها و شکستها، سلامت روان را بهبود میبخشد، درحالیکه بدبینی تأثیر منفی دارد. افکار ما به طور فزایندهای بر مشکلات هیجانی ما تأثیر میگذارند. افکار منفی در خُلق منفی و افسردگی رایج میباشد و افکار مثبت در احساسات خوب و شاد نقش دارد. نگرش منفی باعث اتخاذ راهبردهای مقابلهای نامناسب و مواجهه با موانع و آشفتگیهای فکری و عزتنفس پایین، استرس، اضطراب... منجر به تهدید سلامت روان میشود. (1)
خوشبینی، یا داشتن نوعی انتظار کلی مبنی بر اینکه در آینده، رویدادهای خوب بیشتر از رویدادهای بد اتفاق خواهند افتاد میتواند بر رفتار و نحوه کنار آمدن آنها با مشکلات و رویدادهای فشارزای زندگی تأثیر بگذارد.
زیر ا افراد خوشبین انتظار دارند که در آینده پیامدهای مثبت برای آنها اتفاق بیفتد و همین اطمینان به آینده، باعث ایجاد احساس مثبت در فرد میشود و در نتیجه سازگاری روانشناختی بالایی را در او به وجود میآورد؛ و سلامت عمومی وی را تضمین مینماید.
چنین افرادی حتی اگر با مشکلات و رخدادهای فشارزای زندگی هم مواجه شوند، ازآنجاکه نسبت به آینده خوشبین هستند، بر این باورند که با تلاش خود میتوانند مشکلات را حل کنند و از راهبردهای مثبت کنار آمدن برای مواجهه با این موقعیتها استفاده کنند. این مسئله میتواند به سلامتی روانی و جسمانی
1) بررسی آموزش تفکر مثبت و خوش بینی بر سلامت روان والدین کودکان سرطانی 7-3 ساله بستری در بیمارستان محک شهر تهران در سال 1392، مریم زینیوند، فرنگیس کاظمی، حسین سلیمی، فرهنگ مشاوره و روان درمانی، فصلنامه سال پنجم، شماره 91، پاییز 93.
آنها منجر شود. علاوه بر این خوشبینی و مثبت اندیشی باعث افزایش مقاومت سیستم ایمنی بدن میشود و در نتیجه سلامتی بیشتر را به دنبال دارد. (1)
چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص میکند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع. سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما میآید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشت وی از زندگی و وقایع آن است که او را به سمتوسوی خوشبختی و یا بدبختی هدایت میکند. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش میآید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هر امری میتواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود. (2)
وقتی دارای تفكر مثبت هستیم، از روشهای معمول فكر و عمل خویش فراتر میرویم و انعطافپذیری بیشتری خواهیم داشت. همچنین خالقتر و کاراتر میشویم؛ و میتواند به تولید هنر و علم یا مشکلگشایی خالق در زندگی روزمره بیانجامد. (3)
1) بررسی آموزش تفکر مثبت و خوش بینی بر سلامت روان والدین کودکان سرطانی 7-3 ساله بستری در بیمارستان محک شهر تهران در سال 1392، مریم زینیوند، فرنگیس کاظمی، حسین سلیمی، فرهنگ مشاوره و روان درمانی، فصلنامه سال پنجم، شماره 91، پاییز 93.
2) بررسی آموزش تفکر مثبت و خوش بینی بر سلامت روان والدین کودکان سرطانی 7-3 ساله بستری در بیمارستان محک شهر تهران در سال 1392، مریم زینیوند، فرنگیس کاظمی، حسین سلیمی، فرهنگ مشاوره و روان درمانی، فصلنامه سال پنجم، شماره 91، پاییز 93.
3) اثربخشی آموزش مثبت اندیشی بر تابآوری و رضایت از زندگی زنان مطلقهی سرپرست خانوار تحت حمایت بهزیستی منطقهی 5 تهران، فاطمه مقصودلو، مسعود عموپور، مجله اصول بهداشت روانی رفتاری، فروردین و اردیبهشت 1396.
جدول ویژگیهای اخلاقی بارز مثبت و منفی در مزاجها (1)
(این موارد تحت شرایط گوناگون: محیط، سن، شغل، خانواده... تغییر میکند).
** مزاجها - ویژگی برجسته اخلاقی (مثبت) - ویژگی برجسته اخلاقی (منفی)
گرم و خشک(صفرا) - فعال و پرانرژی - عصبی و پرخاشگر
گرم وتر(دَم) - شجاع و مدیر - رفتارهاي مخاطرهآمیز
سرد و تر(بلغم) - صبور و باحوصله - کنُد و تنبل
سرد و خشک(سودا) - دقیق و منظم - بدبین و منزوي
1) تبیین نقش مزاج در تعلیم و تربیت با تأکید بر تربیت اخلاقی از دیدگاه حکماي اسلامی و صاحبنظران طب سنتی ایران، سیده مرضیه یثربی، محسن فرمهینی فراهانی، حسین خیراندیش، مجید اصغري، پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، سال بیست و سوم، دوره جدید، شماره 28، پاییز 1394.
روش معالجه امراض نفسانی و رذایل اخلاقی با روش معالجه امراض بدنی است. خواجه نصیر طوسی در اخلاق ناصری میگوید: هم چنانکه در علم طب ابدان إزاله امراض به ضد کنند در طب نفوس ازاله رذایل هم به اضداد آن رذایل باید کرد. (1)
ابن سینا نیز روش معالجه امراض نفس را چنین بیان میکند:
«همان طور که طبیب وقتی با بدنی مواجه شود که متمایل به گرمی است آن را با مقابل گرمی یعنی سردی زایل میکند و وقتی آن را متمایل به سردی یابد آن را با گرما برطرف میکند، هم چنین وقتی ما نفس خود را متمایل به خُلقی بیابیم که در جهت زیادی و افراط است، باید آن را با چیزی که در جهت نقصان و تفریط است زایل کنیم و وقتی نفس را متمایل به چیزی که در جهت نقصان است بیابیم باید آن را به جهت زیادی جلب کنیم تا این که به حد وسط برسیم». (2)
طبیب برتر کسی است که «انسان» را درمان کند، نه آنکه کار او تنها درمان بیماریهای مشترک انسان و حیوان باشد. گاهی دست یا پای انسان میشکند و آسیب میبیند و پزشک معالج آ ن ها را ترمیم میکند ولی دستوپا، حقیقت انسان نیست، حقیقت انسان روح اوست نه بدن او، پس طبیب انسان کسی است که مشکلات اخلاقی و روحی او را درمان کند؛ نه بیماریهای بدنی او را. ممکن
است پای طبیبی مصدوم یا دست وی شکسته باشد ولی درعینحال بتواند پا یا دست مصدوم دیگری را درمان کند؛ اما طبیب روح چنین نیست. (1)
«انسان»؛ درختی است که میوهاش اولاد است. اگر این میوه سالم و خوب باشد، آن را میچیند؛ اما اگر این میوه معیوب و کِرم زده و فاسد باشد، میگذارند تا خودش بیفتد؛ دیگر ارزش چیدن ندارد. درخت هم قیمتش به میوهاش بستگی دارد و اینکه میوهاش چیدنی باشد، نه دور ریختنی. اگر کسی نانش حلال شد، دیگر بچهاش کِرم نمیزند و سالم میشود. (2)
اهلبیت (علیهم السلام) کسب رزق حلال و حلال بودن خوراک را اساسیترین رکن تغذیه و سفره میدانند. در ادعیة که بهترین حالات آنان در دعا به حضور پروردگار بوده، از خداوند فراهم شدن زمینه کسب رزق و روزی حلال را خواستهاند.
تغذیة نادرست و غیراصولی سه پیامد دارد:
بیماری جسمی،
بیماری روحی،
بیماری فکری،
که حاصل آن افکار ناصوابی است که از زبان یا از قلم جاری میشود. حتی در سنین پیری و کمال نیز روح انسان تحت تأثیر تغذیه است.
امام صادق: (علیه السلام) كَسْبُ الْحَرَامِ يَبِينُ فِي الذُّرِّيَّة؛ «اثر مال حرام در ذریة [نسل] انسان مشخص و آشکار میگردد».(1)
امام رضا: (علیه السلام) در حدیثی چنین میفرمایند: «اسلام، هر آنچه را که برای سلامتی جسم و روان، خطرناک و زیانبار است، حرام دانسته و هر آنچه را که برای انسان لازم و مفید است، حلال بر شمرده است».(2)
امام علی (علیه السلام) میفرمایند: «پس بنگر که از این سفره چه غذایی در دهان مینهی، پس آنچه را که طبیب بودنش ازهرجهت برای تو آشکار نیست بیرون افکن و آنچه را حلال و طیب و به پاکی بودنش یقین داری بخور».(3)
لقمهای کان نور افزود و کمال *** آن بود آورده از کسب حلال
علم و حکمت زاید از لقمه حلال *** عشق و رقت آید از لقمه حلال
چون ز لقمه تو حسد بینی و دام *** جهل و غفلت زاید آن را دان حرام(4)
غذا ابزاری است جهت آزمایش صحت ایمان، در قرآن مجید برخی از اقوام
1) کافی، ج 5، ص 125. بیان علامه مجلسی «يبين» أي أثره من الفقر وسوء الحال (مراة العقول، ج 19، ص 89).
2) «اعْلَمْ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَمْ يُبِحْ أَكْلًا وَلَا شُرْباً إِلَّا مَا فِيهِ مِنَ الْمَنْفَعَةِ وَالصَّلَاحِ وَلَمْ يُحَرِّمْ إِلَّا مَا فِيهِ الضَّرَرُ وَالتَّلَفُ وَالْفَسَاد» مُستدرک الوسائل، ج 16، ص 165.
3) «فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَمَا أَيْقَنْتَ بِطِيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْه». نهج البلاغه، نامة 45.
4) مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 73.
بدین وسیله مورد آزمایش الهی قرار گرفتهاند. قوم بنی اسرائیل با «صید ماهی»؛(1)
قوم صالح با «ناقه»؛(2)لشکر طالوت با «نهر آب»(3)
و حضرت آدم و حوا با «خوردنی».(4)
یکی از عوامل زمینه ساز اخلاق، تغذیه است. هم از نظر نوع غذا و هم از نظر حلال و حرام بودن.
در تاریخ آمده است که شریکبنعبدالله روزی بر مهدی عباسی وارد شد. مهدی از او تقاضای پذیرش مسئولیتی را نمود. شریک نپذیرفت، مهدی گفت از سه کار یکی را انتخاب کن: 1. قضاوت؛ 2. معلم و مربی فرزندانم؛ 3. پذیرفتن دعوت یک وعده غذا.
شریک به گمان خود که میخواست از زیر بار مسئولیتهای دربار خلیفه شانه خالی کند. سومی را پذیرفت. مهدی به آشپز خود فرمان داد انواع خوراکیهای لذیذ از مغز پرندگان را با شکر و عسل برای پذیرایی از او فراهم سازد. شریک و مهدی از آن غذا خوردند. آشپز به مهدی خلیفه گفت دیگر این
1) «وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئين» بقره/ 65.
2) «فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَسُقْياها * فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها» شمس/13 و 14.
3) «فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ ...» بقره/ 249.
4) «وَقُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمين» بقره/ 65.
مرد از هیچ دستور تو سرپیچی نخواهد کرد و بوی رستگاری را نخواهد دید. همانگونه شد و شریک، هم قضاوت و هم تعلیم فرزندان را پذیرفت.(1)
شخصی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: دوست دارم دعای من مستجاب شود! رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «غذای خود را پاککن و از غذای حرام پرهیز کن».(2)
در برخی از روایات به رابطة بین خوراک و تأثیر خوب و بد بر اخلاق اشاره شده است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به جعفر (ابنابیطالب) فرمود: «ای جعفر! «به» بخور که قلب را تقویت و ترسو را شجاع میسازد».(3)
یکی از پیامبران الهی از غم و اندوه [و افسردگی] به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد. خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد.(4)
امام علی: (علیه السلام) مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُهُ؛
1) مسعودی، مُرَوج الذَهَب، ج 3، ص 310؛ سفينة البحار، مادة «شرک». «ذكر الفضل بن ربيع قال: دخل شريك على المهدي يوما فقال له: لا بدّ أن تجيبني الى خصلة من ثلاث، ...».
2) «قَالَ رَجُلٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ أُحِبُّ أَنْ يُسْتَجَابَ دُعَائِي فَقَالَ طَهِّرْ مَأْكَلَكَ وَلَا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرَامَ» وسائل الشیعه، ج 7، ص 145.
3) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) لِجَعْفَرٍ «يَا جَعْفَرُ كُلِ السَّفَرْجَلَ فَإِنَّهُ يُقَوِّي الْقَلْبَ وَيُشَجِّعُ الْجَبَانَ» کافی، ج 6، ص 357.
4) «شَكَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ الْغَمَ فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِأَكْلِ الْعِنَبِ». کافی، ج 6، ص 351.
کسی که چهل روز گوشت را ترک کند اخلاق او بد میشود.(1)
اصحاب کهف که دغدغه دین و معنویت خود را داشتند وقتی از خواب بیدار شدند به دنبال غذایی بودند که پاک باشد «... اکنون یک نفر از خودتان را با این سکهای که دارید به شهر بفرستید تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزهتری دارند و مقداری از آن برای روزیِ شما بیاورد؛ اما باید دقت کند و هیچ کس از وضعِ شما آگاه نسازد».(2)
امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا خطاب به لشکر لجوج دشمن چنین میفرمایند: «شکمهای شما از غذاهای حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهای شما مهر زده است [و هرگز حقایق را درک نمیکنید]».(3)
در فقه، شیر دایههای کم عقل، غیر شیعه دوازده امامی، بد صورت، بد اخلاق و زنازاده مکروه شده است. (4)
امام باقر (علیه السلام) میفرمایند: «برای فرزند خود، از زنان زیبا، شیردهی بخواه و از زشتان بپرهیز؛ چرا که شیر، گاه سرایت میکند».(5)
1) قُربُ الاسناد، ص 107.
2) «... ...فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً». کهف/ 19.
3) «... قَوْلِي فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيْلَكُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ» بِحارالانوار، ج 45، ص 8.
4) توضیح المسائل مراجع، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1396.
5) «اسْتَرْضِعْ لِوَلَدِكَ بِلَبَنِ الْحِسَانِ وَإِيَّاكَ وَالْقِبَاحَ فَإِنَ اللَّبَنَ قَدْ يُعْدِي».کافی، ج 6، ص 44.
بر طبق منابع طب ایرانی لازم است حین و بعد از غذا خوردن از عواملی مانند گوش دادن به اخبار رسانه ها که سبب ایجاد هیجاناتی مانند خشم، ترس، اضطراب، غم و ناراحتی و ... می شوند، دوری شود زیرا این حالت ها هضم را دچار اختلال کرده و منجر به تشکیل اخلاط ناسالم در بدن و ایجاد بیماری می شوند (1)
حضرت علی (علیه السلام) به کمیل فرمود: «ای کمیل! همانا زبان از قلب سرچشمه میگیرد [و آنچه را که در قلب است ظاهر میسازد] و قوام قلب به غذاست، پس متوجه باش که قلب و جسمت را با چه تغذیه میکنی؛ اگر از حلال نباشد خداوند متعال تسبیح و شکرت را نمیپذیرد».(2)
هنگامی که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هفتساله بود، یهودیان که نشانههایی از پیامبر را در او دیدند، درصدد بعضی امتحانات برآمدند و با خود گفتند: ما در کتابهایمان خواندهایم که پیامبر اسلام از غذای حرام و شبههناک، دوری میکند، خوب است او را امتحان کنیم؛ بنابراین مرغی را دزدیدند و برای حضرت ابوطالب فرستادند تا همه به عنوان هدیه بخورند؛ اما همه خوردند غیر از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) علت این کار را پرسیدند، حضرت در پاسخ فرمودند: این مرغ حرام است و خداوند من را از حرام نگه میدارد.
1) خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
2) «يَا كُمَيْلُ اللِّسَانُ يَنْزَحُ مِنَ الْقَلْبِ وَالْقَلْبُ يَقُومُ بِالْغِذَاءِ فَانْظُرْ فِيمَا تُغَذِّي قَلْبَكَ وَجِسْمَكَ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ حَلَالًا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ تَسْبِيحَكَ وَلَا شُكْرَك». تُحف العُقُول، ص 175.
پس از این ماجرا، یهود مرغ همسایه را گرفته و نزد ابوطالب فرستادند به خیال اینکه بعد پولش را به صاحبش بدهند؛ ولی آن حضرت باز هم میل نکردند و فرمودند: این غذا شبهه ناک است. وقتی یهود از این ماجرا اطلاع یافتند، گفتند: این کودک دارای مقام و منزلت بزرگی خواهد بود.(1)
جدول تأثیر مزاج بر تربیت اخلاقی و عوامل آن 35
** بُعد - عوامل - توضیح
1- تأثیر تغذیه بر اخلاق: - اگر در خوردن سردیها و گرمیها افراط شود، مزاج از تعادل خارج و سوء مزاج ایجاد و تعلیم و تربیت مشکل میشود و حتی اگر فرد آموزههای خوبی هم داشته باشد، شاید نتواند خودش را در رفتارهایش کنترل کند. بهعلاوه از نظر باطنی هم حلال یا حرام بودن غذا قطعاً بر اخلاق تأثیرگذار است یا اگر شبههناک باشد اثر توصیههای اخلاقی بر فرد کم میشود.
2- شناخت مزاج، زمینه دوري از رذایل و کسب فضایل: - هر مزاج، زمینه و تمایل به برخی فضایل اخلاقی و رذایل را دارد. اگر افراد مزاج خود را بشناسند، میدانند که برحسب مزاج خود به کدام ویژگی اخلاقی نزدیکتر
1) «...وَكَانَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) ابْنَ سَبْعِ سِنِينَ فَقَالَتِ الْيَهُودُ وَجَدْنَا فِي كُتُبِنَا أَنَّ مُحَمَّداً يُجَنِّبُهُ رَبُّهُ مِنَ الْحَرَامِ وَالشُّبُهَاتِ فَجَرَّبُوهُ فَقَدَّمُوا إِلَى أَبِي طَالِبٍ دَجَاجَةً مُسْمَنَةً فَكَانَتْ قُرَيْشٌ يَأْكُلُونَ مِنْهَا وَالرَّسُولُ تَعْدِلُ يَدُهُ ...» بِحارالانوار، ج 15، ص 336.
هستند؛ مثلاً اگر بدانند زمینه چه رذایلی را بیشتر دارند، سعی میکنند با نگهداشتن مزاج در حالت اعتدال، خود را از آن رذایل دور نگاهدارند. استادان اخلاق معتقدند باید ابتدا مزاج معتدل شود و بعد توصیههای اخلاقی را ارائه میکنند.
3- تطبیق زمینههای تربیت با وضع مزاج: - زمانی که مربی با مزاج شناسی آشنا باشد، ارتباطش را با متربی تنظیم میکند؛ مثلاً در مورد یک کودك صفراوي درك میکند که چرا نمیتواند بنشیند و به حرفهایش گوش فرا دهد. در این مورد ابتدا شیوههایی را که بهاعتدال مزاج او کمک کند به کار میبندد و وقتی آرامتر شد و زمینه را براي کار تربیتی فراهم نمود با او صحبت میکند.
1- تربیت اخلاقی به عنوان مدیریت اعراض نفسانی در هر مزاج و ایجاد عادت: - تربیت اخلاقی میتواند مزاج را اصلاح کند؛ زیرا فرد در اثر تربیت، خلقوخوی مزاجی خود را کنترل میکند و وقتی کنترل میکند به سمت اعتدال میرود. عادت سبب ایجاد طبع ثانویه میشود؛ چیزي که با تکرار جزو شاکله فرد میشود، عملاً مزاج را تحت تأثیر قرار میدهد. این است که میبینیم بسیاري از افراد ویژگیهای اخلاقی با مزاجشان جور درنمیآید.
2- تربیت اخلاقی به عنوان نقش ایمان و اعتقاد: - ویژگیهایی که به مزاج مربوط است با تهذیب نفس قابلتغییر است و فرد میتواند
با تهذیب نفس بر مزاجش غلبه کند. روح انسان بر جسمش تسلط دارد؛ مثلاً کسی که برحسب مزاجش گذشت میکند و میبخشد، محدوده بخشش او بسیار محدودتر از کسی است برحسب اعتقاداتش میبخشد؛ مانند یاران امام حسین (علیه السلام) که آرزو میکردند جان ها داشتند تا بتوانند در راه حق نثار کنند.
نکته بسیار مهم: تشخیص مزاج فرد تنها باید توسط پزشک متخصص تعیین شود. چرا که سن، فصل، محیطِ خانواده، شغل، محل سکونت، مشغله ذهنی و روانی و مشکلات، وراثت، عادات غذایی ... همگی در تعیین مزاج نقش مهمی دارد؛ و ممکن است فرد در اثر تغییرات محیطی و روحی از حالت مزاج خود خارجشده و دچار چند مزاجی شده باشد.{ مزاجی که فرد با آن متولد میشود به آن مزاج جَبَلی یا ذاتی میگویند و گاهی در اثر عوامل مختلف مانند، نوع تغذیه، حالات روحی، آبوهوا... مزاج فرد از حالت اصلی خود خارج می شود که به آن مزاج عَرَضی میگویند} از این رو نباید فوراً با بروز یکی از آثار زیر تصمیمگیری کرد؛ و شایسته است کار را به کاردان سپرد.
جدول تشخیص مزاج (1)
1- دَم (گرم و تر)
2- صفرا (گرم و خشک)
3- بلغم (سرد و تر)
4- سودا (سرد و خشک)
دَم (گرم و تر): چهر، زبان و چشم مایل به سرخی
صفرا (گرم و خشک): چهره، چشم و زبان مایل به زردی
بلغم (سرد و تر): سفیدی چهره و چشم و بار سفیدروی زبان
سودا (سرد و خشک): گرفتگی و بیطراوتی چهره تیرگی و فرورفتگی زیر چشم و تیره بودن حاشیه زبان
دَم (گرم و تر): معمولاً درشت و عضلانی
صفرا (گرم و خشک): معمولاً لاغر
بلغم (سرد و تر): معمولاً چاق و عضلات بدن شُل با چربی زیاد
سودا (سرد و خشک): معمولاً لاغر و اندام خشک
دَم (گرم و تر): فراوان/ تحمل گرسنگی زیاد
صفرا (گرم و خشک): کم
بلغم (سرد و تر): زیاد/ عدم تحمل گرسنگی
سودا (سرد و خشک): زیاد ولی زود سیر میشود (اشتهای کاذب)
دَم (گرم و تر): زیاد
صفرا (گرم و خشک): زیاد
بلغم (سرد و تر): معمولاً کم
سودا (سرد و خشک): کم
دَم (گرم و تر): گرایش گندمگون و گلگون
صفرا (گرم و خشک): گرایش زرد
بلغم (سرد و تر): سفید
سودا (سرد و خشک): تیره
دَم (گرم و تر): شیرینی صبحگاهی
صفرا (گرم و خشک): تلخی صبحگاهی
بلغم (سرد و تر): بیمزه
سودا (سرد و خشک): شور مزه صبحگاهی
1) خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
دَم (گرم و تر): زیاد و معمولاً سنگین
صفرا (گرم و خشک): کم
بلغم (سرد و تر): زیاد ولی سبک و بدون بازده
سودا (سرد و خشک): کم
دَم (گرم و تر): پررنگ و غلیظ
صفرا (گرم و خشک): زرد و غلیظ
بلغم (سرد و تر): بیرنگ و غلیظ
سودا (سرد و خشک): بیرنگ و رقیق (گاهی به سبزی میزند)
دَم (گرم و تر): معمولی
صفرا (گرم و خشک): دهان خشک
بلغم (سرد و تر): فراوان
سودا (سرد و خشک): معمولی
دَم (گرم و تر): زیاد و گرم
صفرا (گرم و خشک): کم
بلغم (سرد و تر): کم(گاهی زیاد ولی سرد است)
سودا (سرد و خشک): کم
دَم (گرم و تر): زیاد، پرانرژی
صفرا (گرم و خشک): زیاد، پرانرژی، چالاک و سریع
بلغم (سرد و تر): کم انرژی، کُند و بیحال
سودا (سرد و خشک): خسته میشود ولی طاقت زیادی دارد
دَم (گرم و تر): دیر عصبی میشود و دیر هم آرام میگیرد/ خوشمشرب و اجتماعی/ شجاع
صفرا (گرم و خشک): عصبی و کمتحرک (زود از کوره در میروند). بیقرار و تندوتیز
بلغم (سرد و تر): عصبانیت بدون تظاهر خارجی (خودخوری)/ آرام و منزوی/ ضعف حافظه و حواسپرتی
سودا (سرد و خشک): دقیق، کنجکاو، در مورد بیماری خود زیاد سؤال میکند، وسواس دارد. دودلی،
افسردگی، ناامیدی
دَم (گرم و تر): تمایل و توان زیاد
صفرا (گرم و خشک): تمایل زیاد
بلغم (سرد و تر): تمایل و توان کم
سودا (سرد و خشک): تمایل زیاد ولی توان کم
دَم (گرم و تر): آشکار و برجسته
صفرا (گرم و خشک): گاهی آشکار، گاهی کم آشکار
بلغم (سرد و تر): پنهان
سودا (سرد و خشک): پنهان
دَم (گرم و تر): سنگین سر، اندام و چشم/ خمیازه و چُرت زدن/ خارش بدن خصوصاً موضع حجامت/ خون آمدن از لثه و بینی/ کسالت و سستی بدون علت
صفرا (گرم و خشک): سرگیجه خصوصاً هنگام گرسنگی/ سوزن سوزن شدن اندام/ خارش بدن/ عصبی شدن زیاد/ تهوع و استفراغ صفراوی
بلغم (سرد و تر): سنگینی سر، زبان و اندام/ ضعف و بیحالی/ درد استخوان و مفاصل/ سوءهاضمه (نفخ) و آروغ ترش/
سودا (سرد و خشک): شکایات مربوط به اعصاب و روان، مثل افسردگی، وسواس، ترس.../ سوزش سر دل/ بدبویی دهان
دَم (گرم و تر): غذا یا داروهای گرم و تر/ فصل بهار/ مصرف زیاد گوشت و شیرینی/
صفرا (گرم و خشک): غذا و داری گرم و خشک/ فصل تابستان و نقاط گرمسیر/ ادویهجات تندوتیز
بلغم (سرد و تر): غذا و داروهای سرد و تر/ فصل زمستان و مناطق سردسیر
سودا (سرد و خشک): غذای سرد و خشک/ فصل پاییز و مناطق کم باران/
مبشر بن فاتك قسمتى از آداب و مواعظ او را در كتاب خود نقل كرده است.
افلاطون گفت: عادت بر هر چيز سلطه و حكومت دارد؛
او گفت: اگر حكيم از مردم فرار كرد، دنبال او برو و اگر دنبال مردم رفت از او دوریکن؛
او گفت: كسى كه در موقع بىنيازى با ابناء نوع خود مواسات نكرد، در موقع بيچارگى مردم به او اعتنائى نمىكنند.
به او گفته شد: چرا حكمت و مال باهم جمع نمىشوند؟ جواب داد اين امر به علت عزت كمال است.
از او پرسيدند شايستهترين كسى كه بايد امور شهر را به او سپرد كيست؟ جواب داد: كسى شايسته است كه خود را خوب اداره كند.
از او پرسيدند چه كسى از عيوب و اعمال قبيح سالم مىماند؟ جواب داد: كسى كه عقل را امين خود قرار دهد و احتياط و ترس را وزير و مواعظ را لگام و صبر را راهنما و پرهيز را پشتيبان و ياور و ترس از خدا را همنشین و ياد مرگ را انيس خويش بداند.
او گفت: اگر بخواهى لذت تو دوام داشته باشد، از تمام آنچه لذيذ است استفاده نكن، بلكه قدرى از آن را بگذار تا لذت بردن تو دوام يابد؛
او گفت: مبادا در وقت جنگ فقط به شجاعت تكيه كنى، بلكه بايد عقل را بكار بندى، زيرا عقل گاهى چارهجوئی هائى مىكند كه احتياج به شجاعت ندارد و هيچگاه شجاعت و اقدام از عقل بىنياز نمىگردد؛
او گفت: نهايت ادب آن است كه انسان از خود حيا كند؛
او گفت: از چيزى متألم نشدم، مگر در مورد سهطبقه:
1- بىنيازى كه نيازمند شده باشد،
2- عزيزى كه ذليل گرديده است،
3- حكيمى كه مردم جاهل او را به چيزى نگيرند.
او گفت: با مردم شرور مصاحبه و رفتوآمد و معاشرت نداشته باشيد، زيرا آنها بر شما منت مىگذارند، كه از شرشان در امان هستيد؛
او گفت: در عمل عجله مكن، بلكه در فكر صحت عمل باش، زيرا مردم نمىپرسند در چه مدت عمل انجامشده بلكه مىپرسند چگونه انجام گرديده است؛
او گفت: احسان به مردم آزاد آنها را بر مكافات نيك تحريك مىكند و احسان به مردم پست محرك مىشود كه دو بار و سه بار احسانت را مطالبه نمايند؛
او گفت: مردم شرور دنبال بدیهای مردم را مىگيرند و نيكىهاى آنها را فراموش مىنمايند، همانگونه كه مگسها دنبال محلهای كثيف مىگردند و محلهای سالم را ترك مىكنند؛
او گفت: اگر زمانه بد شد، بازار فضيلت كاسد و فضيلت مضر و رذائل نفوذ كرده و نافع مىشود و ترس ثروتمند از ترس فقير زيادتر خواهد شد؛
او گفت: به ظالم مهلت داده مىشود تا به پايههاى عمارت و مبانى قوانين تجاوز كند و اگر بكار خود ادامه داد، در آن موقع مرد شايستهاى از علماء تحریکشده و او را از بين مىبرد؛
او گفت: اگر صحبت گوينده با نيت وى مطابق باشد، نيت شنونده را تحريك مىنمايد و اگر با نيتش مخالف بود، تأثيرى در شنونده نخواهد داشت؛
مردى جاهل به افلاطون گفت: تو چطور توانستى اینهمه چيز بدانى؟ جواب داد: «من بهقدری كه تو در راه شراب مصرف كردى من روغن چراغ مصرف كردم».
او گفت: چشم عاشق نسبت به عيوب معشوق كور است؛
او گفت: اگر با دانشمندتر از خودت خواستى صحبت كنى، مطالب خود را خلاصه كن و با درازى سخن و پرگوئى طرف را خسته و او را نيز ستايش منما و اگر با فردى كه دانشش از تو كمتر است طرف صحبت شدى، با الفاظ سهل و آسان صحبت كن تا در آخر توضيح تو مطلب را دريابد؛
او گفت: حلم را بايد به کسی نسبت داد، كه قدرت بر سطوت داشته باشد، چنانكه زهد را هم بايد به کسی نسبت داد، كه بتواند زاهد نباشد؛
او گفت: آدمى كه عزتنفس داشته باشد، در موقع تنگدستى ذليل مىگردد؛
او گفت: خوشاخلاق كسى است كه در مقابل شخص بداخلاق صبر داشته باشد؛
او گفت: شريفترين مردم كسى است كه فضايل او ذاتى باشد، نه آنكه فضائل را به خود ببندد، زيرا كسى كه فضيلت در او ذاتى است، طبعاً آن فضائل او را بلندمرتبه مىكند و كسى كه فضيلت در او عرضى است خود را فاضل جلوه مىدهد، ولى او را بالا نمىبرد؛
او گفت: حياء اگر در حد متوسط باشد، انسان را از امورى كه موجب عجب است بازمىدارد و اگر افراط در حيا نمايد، انسان را از فراهم ساختن مايحتاج خود بازمیدارد ولى اگر بىحيا بود، لباس عزت را در بسيارى از احوال از تنش بيرون مىآورد؛
او گفت: شايسته است انسان صورت خود را در آئينه بنگرد، اگر زيبا بود نگذارد امر زشتى بر آن زيبائى چيره شود و اگر زشت بود، امر زشت ديگرى را بر آن اضافه ننمايد و بين دو زشتى جمع نكند؛
او گفت: با آدم شرور دوستى نكن، زيرا طبع تو از اخلاق او مىدزدد و تو متوجه آن نيستى؛
او گفت: اگر در مباحثه با مرد شريفى غالب شدى، او به تو احترام و توقير مىنمايد و اگر طرف تو مرد پستى بود، دشمنت مىگردد و دشمنى خود را در دل مىگيرد؛
او گفت: كسى كه تو را در امر نيكى كه در تو نيست مدح كند و اظهار رضايت از تو نمايد، آنكس از امورى كه در تو نيست بد گفته و اظهار نارضايتى از تو خواهد كرد؛
او گفت: هركس دانش را بهمنظور فضيلت دانش تحصيل كند، كساد بازار علم او را متوحش نخواهد ساخت و هركس بهمنظور استفاده بخواند، با كاسد شدن بازار علم از آموختن دانش منصرف مىگردد؛
او گفت: بايد از تدبير و توطئه عليه دشمن خويش، بيشتر از توطئه دشمن عليه خودت بترسى؛
او گفت: چه بسا اشخاص متنعم وجود دارند كه نعمت بلاى آنان است و چه بسا كسى كه محمود ديگران است كه همان حمد موجب گرفتارى او است؛
او گفت: من از فضيلت علم بهرهاى ندارم، جز آنكه مىدانم چيزى نمىدانم؛
او گفت: اگر با كسى دوست شدى، بايد دوست دوست او هم باشى، ولى نبايد دشمن دشمن او گردى؛
او گفت: با هركس مشورت نمائى، طبع او را خواهى شناخت؛
او گفت: شخص عاقل كسى است كه در مقام تحصيل اضافه بر آنچه دارد باشد و بايد به كسى كه اخلاقش نزديك به اخلاق تو است، خدمت نمائى،
او گفته است: بيشتر فضائل در مرحله اول تلخ و عاقبتش شيرين است و بيشتر رذائل در مرحله اول شيرين و عاقبتى تلخ دارد؛
او گفت: با كسانى كه عيبگوى مردم هستند كمتر معاشرت كنيد، زيرا آنها كمكم از شما مطالبى را گرفته و براى ديگران نقل مىكنند، چنانكه از آنها براى تو نقل مىنمايند؛
وى گفته است: مرد با حزم و احتياط كسى است كه براى كارى كه در پيش دارد، مقدمات انجام آن را بهطوریکه بايد فراهم كند و به اسباب و علل خارج از قدرتش بصرف اميد تكيه نكند، زيرا اسباب خارجى اگر مؤثر شود اتفاقى است و مردم با حزم نبايد به اين امور اعتماد نمايند
به افلاطون گفته شد: چرا پيران در فكر جمع مال هستند؟ در جواب گفت:
انسان اگر بميرد و براى دشمنانش بگذارد بهتر است از آنكه در حيات خود محتاج به دوستان شود
افلاطون طبيب جاهلى را ديد گفت: «اين مرد دوستى است كه غلق و اضطراب مرگ را مىآورد
او گفت: افراط در نصيحت غالباً موجب بدگمانى نصيحت شده مىگردد؛
او گفت: انسان نبايد دل خود را مشغول به امری كند كه از دستش رفته است، فقط بايد در حفظ آنچه دارد اهميت دهد».
ارسطوطاليس از او پرسيد، مرد حكيم از چه راهى بداند حكيم شده است؟
جواب داد: اگر از رأى صحيح خود عجب نياورد و در كارى كه انجام مىدهد، به زحمت و مشقت نيفتد و اگر از او بد گفتند به خشم نيايد و اگر خوشحال شد نخوت و غرور بر او غالب نگردد، خواهد دانست كه حكيم مىباشد.
از او پرسيد از چه چيز بايد خود را حفظ نمايد؟ در جواب گفت: از دشمن مقتدر و دوست رنجيده و بالادست (مسلط) خشمگين.
از او پرسيدند چه چيز براى آدمى نافعتر است؟ در جواب گفت: توجه و اعتنا در اصلاح خويش بيش از توجه و اعتنا به اصلاح ديگران.
او گفت: عالم شرور و بدنفس از طعن بر دانشمندان قبل از خود مسرور مىگردد و از بقاء بعضى از آنها در عصر خويش ناراحت و بدبين است، زيرا دوست دارد غير از او كسى دانشمند شناخته نشود، زيرا بيشتر اين طبقه حب رياست و شهوت آن را دارند. دانشمند خيّر و خوشنفس اگر يكى از علماء همردیف خود را از دست دهد بسيار غمگين گردد، چونکه مايل است دانشش زيادتر شود و دانش او با بحث و مباحثه زنده گردد و اين امر بيشتر از رياست موردتوجه او است؛
او گفت: سرزنش گناهكار بعد از گذشت كوچك شمردن كار خير و نيك است و قبل از بخشش گناه سرزنش عيبى ندارد؛
او گفت: در زندگى طالب علم و مال و كار نيك باش، زيرا عامه مردم به علت ثروت به تو احترام مىنمايند و خواص به علت دانش تو و مردم اعم از خواص و عوام به علت كارهاى نيك تو را مقدم خواهند شمرد». (1)
«الحمد لله رب العالمین»
شُکر که این نامه به عنوان رسید پیشتر از عمر به پایان رسید
(نظامی)
1) عيون الأنباء في طبقات الأطباء (ترجمه)، احمد بن قاسم ابن ابى اصيبعه، مترجم: سيد جعفر غضبان، دانشگاه علوم پزشكى ايران، تهران، چاپ: اول، 1386.
احتراق, 47, 49
احساس, 40, 44, 45, 46, 48, 57, 58, 69, 70, 71, 78, 103, 111, 112, 113, 120, 121, 126, 127, 139, 143, 144, 153, 155
اخلاط, 14, 20, 46, 49, 51, 52, 83, 101, 164
اخلاق, 78, 129, 140, 158, 161, 162, 163, 165, 166, 174, 175, 186, 187, 190
ارضا, 70, 110, 122, 126, 128
ارکان, 82
ارگانیسم, 47, 121, 126
استحمام, 22, 65, 73, 74
استرس, 58, 77, 106, 126, 139, 155
استشمام, 86, 87, 88, 91, 96
اسهال, 49, 56, 87, 89, 113
اشتهای صادق, 44, 45
اضطراب, 53, 86, 104, 124, 126, 127, 128, 139, 142, 144, 155, 157, 164, 176
اطبا, 97, 149
اعتدال, 29, 79, 112, 140, 166
اعراض نفسانی, 113, 120, 148, 166, 191
اعضا, 35, 47, 113, 148
اعضای رئیسه, 113
افسردگی, 58, 86, 103, 105, 107, 120, 122, 155, 162, 170, 185
امتزاج, 66
اُنس, 120
انسداد, 52, 96
انفیه, 89
اورام, 55
آب, 20, 22, 23, 26, 27, 39, 44, 46, 47, 48, 49, 50, 51, 52, 53, 54, 55, 56, 57, 58, 60, 61, 68, 73, 74, 82, 83, 87,
88, 98, 108, 112, 134, 138, 161, 169, 186
آرامش, 9, 39, 47, 58, 59, 67, 91, 96, 102, 104, 105, 106, 107, 110, 119, 120, 124, 125, 126, 128, 139, 141, 142, 144, 145, 188
آروغ, 44, 170
آشامیدن, 15, 22, 47, 113
بارد, 23, 68, 82, 83
بافت, 46
بالفعل, 98
بخور, 40, 69, 94, 95, 96, 160, 162
بدل ما یتحلل, 15
بدن, 2, 9, 10, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 23, 24, 25, 27, 28, 29, 38, 40, 44, 46, 48, 49, 50, 51, 52, 53, 54, 55, 56, 57, 59, 60, 61, 62, 63, 64, 65, 66, 72, 74, 75, 76, 83, 91, 95, 99, 100, 102, 112, 113, 114, 116, 118, 119, 130, 140, 145, 148, 156, 158, 164, 168, 170, 189
براز, 47
بلغم, 50, 51, 83, 90, 112, 157, 168
بهداشت, 16, 97, 113, 121, 186, 192
بیماری, 10, 14, 16, 18, 40, 43, 57, 86, 87, 96, 97, 99, 112, 118, 124, 132, 147, 150, 152, 159, 164, 169, 190
بینایی, 27, 44, 47, 58, 76, 111
پارچه, 60
پرهیز, 30, 41, 89, 112, 113, 135, 162
پیشگیری, 16, 64, 75, 85, 86, 131, 187, 189, 190
تحریک, 40, 47, 57, 58, 62, 80, 85, 87, 99, 111, 112, 118, 144
ترس, 119, 120, 124, 148, 157, 164, 170, 171, 173
تسکین, 58, 91, 96, 128, 130
تغذیه, 23, 28, 33, 34, 37, 40, 42, 43, 105, 158, 159, 161, 164, 165, 167, 185, 187, 189
تفه, 24
تقویت, 27, 63, 67, 90, 93, 96, 98, 104, 106, 111, 113, 114, 148, 162
جسم, 9, 11, 15, 28, 65, 81, 85, 86, 97, 98, 101, 117, 134, 144, 147, 160
جنسی, 11, 84, 109, 110, 111, 112, 113, 114, 115, 170, 185, 187, 191
جویدن, 36, 39, 40, 43
چاق, 10, 168
چشایی, 47
حامض, 23, 24
حجامت, 117, 170
حس, 47, 73, 75, 76, 79, 86, 139
حکیم, 15, 34, 77, 109, 137, 139, 154, 188, 191
حلو, 23, 24
حمام, 11, 23, 39, 47, 55, 73, 74
خجالت, 148
خشم, 73, 102, 105, 106, 112, 118, 119, 120, 157, 164, 176
خلط, 50, 52, 99, 100, 114
خوراک, 2, 13, 29, 34, 36, 40, 57, 75, 83, 97, 109, 117, 147, 159, 162
خوردن, 10, 11, 15, 22, 23, 24, 30, 33, 34, 37, 38, 39, 40, 42, 43, 44, 45, 46, 48, 54, 55, 56, 57, 74, 94, 98, 102, 112, 113, 133, 138, 164, 165, 185
دارو, 16, 18, 87, 95, 114, 137, 147, 152
دسم, 24
دعا, 38, 110, 127, 131, 132, 137, 138, 140, 146, 159, 186, 187, 188, 190, 192
دلک, 63
دم, 20, 83, 99, 157, 168
دود, 91, 94, 95, 96, 98
ذهن, 56, 70, 97, 104, 117
رطب, 25, 82, 83
رفتار, 97, 115, 125, 154, 155, 188
رنگ, 49, 52, 56, 68, 98, 99, 100, 101, 102, 103, 104, 105, 106, 107, 108, 109, 168, 185, 186, 188, 189
روان, 15, 38, 47, 74, 81, 85, 98, 100, 101, 108, 120, 126, 127, 131, 139, 141, 142, 145, 155, 160, 169, 170, 185, 186, 187, 188
روح, 10, 11, 28, 65, 75, 86, 90, 97, 98, 105, 117, 118, 119, 121, 131, 140, 141, 142, 143, 145, 147, 148, 158, 159, 167
روغن, 18, 26, 27, 58, 66, 67, 68, 69, 79, 85, 86, 89, 95, 146, 173
ریح, 114
سرد مزاج, 91
سرد و تر, 67, 103, 120, 157, 168, 170
سرد و خشک, 103, 120, 157, 168, 170
سفره, 22, 31, 36, 39, 42, 44, 46, 48, 102, 159, 160, 192
سلامتی, 9, 13, 14, 16, 30, 42, 43, 81, 101, 110, 112, 119, 141, 147, 155, 160, 188
سودا, 51, 83, 101, 112, 157, 168
سیری, 40, 45
شادی, 47, 58, 97, 103, 106, 113, 120
شفابخش, 130, 143
شنوایی, 44, 47, 76, 77, 111
صالح الکیموس, 21
صدا, 77, 78, 100, 152, 188, 192
صفرا, 45, 81, 83, 89, 100, 101, 105, 157, 168
صله رحم, 129, 130, 185, 192
طب سنتی, 13, 14, 16, 18, 23, 44, 81, 85, 86, 88, 97, 109, 112, 113, 114, 132,
136, 138, 185, 186, 187, 188, 189, 190, 191
طب معنوی, 137
طبع, 23, 81, 82, 101, 166, 174, 175, 191
طبیب, 16, 141, 147, 158, 160, 189
طحال, 52, 53
عسل, 25
عطر, 11, 84, 85, 86, 87, 88, 91, 92, 93, 94, 125
عطش, 44, 48, 50, 51, 53, 168
علاج, 16, 147
عیادت, 124, 125
غذا, 10, 13, 14, 16, 18, 20, 22, 23, 24, 25, 28, 30, 31, 32, 34, 35, 36, 37, 38, 39, 40, 42, 43, 44, 45, 46, 47, 48, 49, 50, 53, 55, 73, 93, 99, 102, 105, 112, 114, 116, 133, 135, 151, 160, 161, 164, 165, 170
غذای دوایی, 17
غذای مطلق, 17
غریزه, 109
غلیظ, 19, 21, 38, 169
غم, 112, 118, 120, 121, 146, 147, 148, 154, 162, 164
غمز, 63, 64, 65, 189
فاسد الکیموس, 20, 21
فاعله, 83
فرح, 148
فزع, 148
فصد, 117
فضولات, 38, 44, 112
فکر, 34, 39, 78, 97, 111, 112, 119, 147
قابض, 56, 58, 89
قروح خبیثه, 55
قلب, 9, 35, 49, 52, 54, 65, 70, 71, 75, 93, 96, 102, 106, 107, 113, 119, 124, 130, 131, 144, 148, 162, 164
قلیل الغذا, 20
قوه, 19, 80, 119
کبد, 14, 15, 20, 25, 49, 54, 89
کثیرالغذا, 20, 21
کثیف, 19
کیلوس, 20
گرسنگی, 44, 45, 46, 57, 112, 168, 170
گرم مزاج, 91, 96
گرم و تر, 25, 66, 67, 114, 120, 168, 170
گرم و خشک, 18, 66, 67, 82, 89, 101, 120, 157, 168, 170
گوشت, 25
لاغر, 10, 11, 151, 168
لامسه, 47, 58, 59, 111
لذت, 13, 39, 81, 109, 120, 171
لزج, 23, 50, 52, 56
لقمه, 32, 39, 43, 160
لمس, 57, 58, 70, 73, 185
ماساژ, 59, 63, 64, 65, 186
مالح, 24, 50
متوسط الغذا, 21
محلل, 90
محلول, 27
مریض, 147
مزاج, 16, 17, 18, 23, 43, 52, 66, 82, 83, 90, 91, 101, 114, 120, 134, 140, 147, 149, 165, 166, 167, 168, 186, 187
مزه, 168
مسهل, 51
مضمضه, 50, 54, 57
معالجه, 38, 79, 86, 87, 118, 158
معده, 11, 14, 15, 20, 22, 23, 38, 40, 44, 45, 46, 47, 48, 49, 50, 51, 52, 53, 54, 55, 56, 89, 90, 112, 133
معنوی, 9, 13, 37, 120, 130, 140, 160, 188
مقاربت, 55, 112, 113
منفعله, 83
موسیقی, 79, 80, 81, 82, 83, 185
نزله, 52, 56
نعوظ, 112, 114
نفخ, 11, 48, 51, 114, 170
نفس, 9, 46, 57, 81, 113, 141, 147, 148, 158, 166, 177
نگرانی, 58, 113, 120, 142, 148
نماز, 62, 78, 116, 131, 139, 143, 144, 145, 146, 185, 188, 192
نوره, 11
ورزش, 14, 22, 23, 54, 64, 113
ویتامین, 27
هضم, 13, 14, 15, 18, 19, 20, 38, 39, 40, 45, 47, 48, 49, 50, 53, 112, 114, 164
یابس, 23, 82, 83
*قرآن مجید.
*نهج البلاغه.
1.آئین تندرستی، محمدمهدی اصفهانی، انتشارت تندیس، تهران،1383.
2.آئین پرستاری در قاموس قرآن و عترت، سید حسین اسحاقی، نشریه طوبی، شماره 8، 1385.
3.آئین بهزیستی اسلام، احمد صبوراردوبادی، ج 1، چاپ دوم، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، 1367.
4.آداب و کارکردهاي روابط جنسی سالم از دیدگاه اسلام و آسیب هاي روانشناختی آن، علی حسین زاده، اسلام و پژوهشهای تربیتی، سال سوم، شماره اول، بهار و تابستان 1390.
5.آثار صله رحم از ديدگاه اسلام و روان شناسي و کاربردهاي تربيتي آن، باقر غباری بناب، علی نقی فقیهی، یدالله قاسمی پور، دو فصلنامه تربیت اسلامی، سال 3، شماره 5، پاییز و زمستان، 1386.
6.آثار عيني روانشناختی و تربيتي نماز، غلامرضا متقی فر، راه تربیت، سال پنجم، بهار 1389، شماره 10.
7.آثار روانی رنگها، عشرت ساطعی، مجله پیوند، شماره 170.
8.آگاهانه خوردن، سوزان آلبر، دایره، تهران، 1398.
9.اكسير اعظم، محمد اعظم ناظم جهان، دانشگاه علوم پزشكى ايران، مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل، تهران ، چاپ: دوم، 1387 ه.ش.
10.اهمیت زمانبندی تغذیه از دیدگاه طب سنتی ایران، روشنک مکبری نژاد، مریم بهمن، پانته آشیرویه، فصلنامه علمی و پژوهشی طب و تزکیه، دوره 24، شماره 2، تابستان 1394.
11.ابعاد حقوق بیماران از منظر قرآن كريم و سنت اسلام، نرگس نرگسی خرم آباد، فصلنامه فقه پزشکی، سال سوم و چهارم، شماره 9 و 10، زمستان 1390، بهار 1391.
12.ابعاد موسیقی درمانی در علم موسیقی کهن ایرانی- اسلامی، مروری بر رساله های موسیقی قرن 4 - 13 ق، ندا دهناد، سید جواد ظفرمند، نشریه هنرهای زیبا - هنرهای نمایشی و موسیقی، دوره 22، شماره 1، بهار و تابستان،1396.
13.اثر بخشی لمس بر کاهش افسردگی کودکان، وحید صادقی فیروز آبادی، علی رضا صفری، حسن بنی اسدی شهر بابک، سعید ایمانی، مهدیه دلاوری. روش ها و مدلهای روانشناختی، سال نهم، شماره 33، پاییز 1397.
14.اثرات رنگ بر سلامت در طب سنتی، طب نوین و آیات قرآنی، زهرا نقیبی، زهر فیض آبادی، مجله طب سنتی اسلام و ایران، سال هفتم، شماره دوم، تابستان 1395.
15.اثرات ضد ميكروبي برخي از دودهاي طبي، طب سنتي ايران، فرزانه خسرويان دهكردي حسين جمالي فر، غلامرضا امين، احمدرضا شاهوردي، محمدمهدي احمديان عطاري، رضا مساعد رونكياني، ابوالفضل عرب احمدي، طاهره ابراهيم پوردهكردي، حميدرضا منصف اصفهاني، فصلنامه گیاهان دارویی ایران، سال شانزدهم دوره اول، شماره 10، 1395.
16.اثربخشی آموزش مثبت اندیشی بر تابآوری و رضایت از زندگی زنان مطلقهی سرپرست خانوار تحت حمایت بهزیستی منطقهی 5 تهران، فاطمه مقصودلو، مسعود عموپور، مجله اصول بهداشت روانی رفتاری، فروردین و اردیبهشت 1396.
17.اسلام و تندرستی، آوات صلواتی، انتشارات کلام شیدا، تهران،1390.
18.أطعمه و أشربه، فرحناز زندی زند، بوستان قرآن، تهران، 1390.
19.اعجاز رنگها در قرآن، مهدی رستمنژاد، و مهدی نوید، نشریه قرآن و علم، شماره 7، 1389.
20.بِحار الانوار الجامعه لدرر أخبار الائمه الاطهار، محمدباقر مجلسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ه.ق.
21.بررسي رابطه ابعاد دعا و سلامت معنوي در بيماران تحت درمان با دياليز استان ايلام، مهسا مسلمان، سحر سوادكوهي، طاهره محرابيان فرازمند كلانتري، مقاله پژوهشي دوره سوم، شماره اول، سال 1394.
22.بررسی تطبیقی ماساژ درمانی در مکتب طب ایرانی و چین، حمیدرضا بهرامی طاقانکی، مهدی یوسفی، محمدرضا مهری، حمیدرضا حسین زاده، مجید جعفری نژاد، محمدرضا نورس. مجله طب سنتی اسلام و ایران، سال هفتم، شماره دو، تابستان 1395.
23.بررسي جايگاه علمي سلامت معنوي و نقش آن در پيشگيري از بیماریها: يك مطالعه مقدماتي، لادن عباسيان، محمود عباسي، احسان شمسي گوشكي، زهرا معمارياني، فصلنامه اخلاق پزشكي سال چهارم، شماره چهاردهم، زمستان 1389.
24.بررسی آموزش تفکر مثبت و خوش بینی بر سلامت روان والدین کودکان سرطانی 7-3 ساله بستری در بیمارستان محک شهر تهران در سال 1392، مریم زینیوند، فرنگیس کاظمی، حسین سلیمی، فرهنگ مشاوره و روان درمانی، فصلنامه سال پنجم، شماره 91، پاییز 93.
25.بررسي مقایسهای قوانين نوشيدن آب در طب سنتي ايراني با طب رايج، عالمه فرجي اسبورزي، مريم ياوري، مجلّه طب سنّتي اسلام و ايران، سال چهارم، شماره چهارم، زمستان 1392.
26.بررسی تأثير مثبت انديشی از ديدگاه قرآن و حديث، دکتر محمدحسين توانايی، الهه سليم زاد، پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کریم سال دوم، شمارة 7، تابستان 89.
27.بررسی رابطه مزاج انسان با رنگ محیط: یک مطالعه مقطعی تحلیلی در شهر کرمان(1396)، وحیده رحیمی مهر، مچله طب مکمل دانشگاه علوم پزشکی اراک، تابستان 99، دوره 10، شماره 2.
28.بویایی و باروری مرور مقایسهای طب سنتی ایرانی و طب امروزی، مریم نکولعل تک، سودابه بیوس، مژگان تنساز، رقیه مصلح، فصلنامه تاریخ پزشكي سال هفتم، شماره بیست و سوم، تابستان 1394.
29.توضیح المسائل مراجع، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1396.
30.تهذیب الاخلاق، ابوعلی مسکویه، پژوهشگاه و علوم و فرهنگ اسلامی، قم، 1394.
31.پیشگیری و درمان بیماریهای اعصاب و روان در طب سنتی، زینب ابوالحسنی، پیشگامان توسعه، تهران،1392.
32.تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (ویژه علوم پزشکی)، جمعی از نویسندگان، دفتر نشر معارف، قم، 1389.
33.تأثیر برنامه آموزش شناختی- رفتاری بر رضایت زناشویی دچار کمکاری میل جنسی، دو فصلنامه مجله آسیبشناسی مشاوره و غنیسازی خانواده، سیمین غلام رضایی، حسین حسینی، کلثوم کریمی نژاد، دوره دوم، شماره 2، پاییز و زمستان، شماره پیاپی 4، 1395.
34.تأثیر طب سنتی بر اخلاقی اسلامی، حسین اترک، شهلا اترک، مریم ملابخشی، مجله اخلاق و تاریخ پزشکی، دورهی سوم، شماره 3، تابستان،89.
35.تبیین نقش مزاج در تعلیم و تربیت با تأکید بر تربیت اخلاقی از دیدگاه حکماي اسلامی و صاحبنظران طب سنتی ایران، سیده مرضیه یثربی، محسن فرمهینی فراهانی، حسین خیراندیش، مجید اصغري، پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، سال بیست و سوم، دوره جدید، شماره 28، پاییز 1394.
36.تُحَفُ العُقُول، حسن بن على ابن شعبه حرانى، جامعه مدرسين، قم،1404 ه.ق.
37.تصنيف غُرَرُ الحِكَم وَ دُرَرُ الكَلِم، تميمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، دفتر تبليغات، ايران، قم،1366 ه.ش.
38.تربیت، ابراهیم امینی، بوستان کتاب، قم، 1381.
39.تأويل آيه 82 سوره اسراء در رابطه با دعا و درمان، اكرم جهانگير، فرزانه مفتون، فصلنامه تخصصي پژوهشهای میانرشتهای قرآني، سال اول، شماره اول، زمستان 1387.
40.«تدبیر سماع» در طب سنتی ایرانی با تاکید بر دیدگاه «ابوزید»، فاطمه علیجانیها، فصلنامه تاریخی پزشکی، سال پنجم، شماره چهاردهم، بهار 1392.
41.تغذیه در درمان ناباروری با رویکرد طب نوین و طب سنتی، فاطمه نجات بخش، نازلی نمازی، سودابه بیوس، محمد احمدی، تهران: المعی؛ 1393.
42.تغذيه و مراقبتهاي دوران شيردهي، رويكرد طب سنتي ايراني و طب نوين، فاطمه نجات بخش، فرشته قراط، نازلی نمازی و محمد احمدی، تهران، المعي، 1395.
43.تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 10، دارالکتب الاسلامیه، تهران،1374.
44.تفسیر موضوعى قرآن مجید، عبدالله جوادى آملى، مرکز نشر فرهنگى رجاء، ج14، 1366ش.
45.تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، ج 9، نشر اسراء، قم، بی تا.
46.تمثیلات، محی الدین حائری شیرای، دفتر نشر معارف، قم، 1399.
47.چگونه بیماریهای لاعلاج درمان میشوند، مژده پور حسینی، نشر اکرام، قم، 1385.
48.چهار مقاله عروضی سمرقندی، احمد بن عمر نظامی، جامی، تهران، 1382.
49.حفظ الصحت و سیاست المُدن، حکیم موسی بن علی رضا ساوجی، المعی، تهران، 1391.
50.حفظالصحه ناصری، محمدکاظم گیلانی، تصحیح دکتر رسول چوپانی، طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران، انتشارات المعی، 1387.
51.حفظ البدن، محمد بن عمر فخر رازی، موسسه نشر میراث مکتوب، تهران، 1390.
52.حکمت ها و اندرزها، مرتضی مطهری، صدرا، تهران، 1372.
53.خلاصه الحکمه، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، تصحیح: اسماعیل ناظم، اسماعیلیان، قم، 1385.
54.خلاصه پانزده روز تا سلامتی، جمشید خدادادی، نشر شهر، تهران، 1389.
55.خُفی علائی، سید اسماعیل جرجانی، اطلاعات، تهران، 1370.
56.دانشنامه طب اهل بیت(ع)، محمد محمدی ری شهری، دارالحدیث، قم، 1385.
57.دعا و سلامت روان، محمدصادق شجاعی، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سیما، قم، 1388.
58.درآمدی بر روانشناسی تنظیم رفتار با رویکرد اسلامی، محمدصادق شجاعی، دارالحدیث، قم، 1388.
59.دين باوري و ادبيات توحيدي در منابع طب سنتي ايران و جهان اسلام، حسين حاتمي، محمد رنجبريان، مريم حاتمي، ندا حاتمي، فصلنامه فقه پزشكي سال چهارم، شماره 11 و 12، بهار و تابستان 1391.
60.درمان سردرد با تغيير سبك زندگي، رويكرد طب ايراني و اجمالي از طب نوين، محمدعلی مداحيان، فاطمه نجات بخش،. تهران: المعی؛ 1397.
61.دعائم الإسلام، ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، مؤسسة آل البيت (ع)، قم، 1385 ه.ق.
62.ذخیره خوارزمشاهی، سید اسماعیل جرجانی، سفیراردهال، تهران، 1398.
63.رایحهدرمانی و استفاده از آن در مامایی: مقاله مروری، سيمين رياحي، سيدحسين موسوي، مجلّة طب سنّتي اسلام و ايران، سال يازدهم، شمارة اول، بهار 1399.
64.راز نیایش، فواید طبی و درمانی نماز، گودرز نجفی، شرکت چاپ و نشر بینالملل سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ اول، 1380.
65.رنگ از منظر قرآن، حدیث و روانشناسی، دو فصلنامه علمی- ترویجی قرآن و علم، علی شریفی، سال هشتم، ش 14، بهار و تابستان 1393.
66.راههای معنوی دستیابی به آرامش در زندگی، زهرا جلائیان، علی جلائیان اکبر نیا، پژوهشهای اجتماعی اسلامی، سال بیست و چهارم، شماره دوم پیاپی 117، تابستان 1397.
67.روانشناسی رنگها و قرآن کریم، پهلوان حسین، مجموعه مقالات بیست و پنجمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن کریم، تهران، معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه، 1387.
68.روانشناسي رنگ و اثر آن بر طراحی بیمارستان و درمان بیمار، آرزو اسحق آبادی، پیرحسین کولیوند، هادی کاظمی، شفای خاتم، دوره پنجم، شماره دوم، بهار، 1396.
69.روانشناسی رنگها، ماکس لوشر، ترجمه ویدا ابیزاده، تهران، درسا، چاپ هفتم، 1373.
70.روغنها از ديدگاه طب سنتي، عين اله ولي زاده، سيد عارف حسيني، رعنا رنجبر، وحيده آذغاني، مجلّه طب سنّتي اسلام و ايران، سال چهارم، شماره چهارم، زمستان، 1392.
71.زبان بدن راز موفقیت، دیوید لوئیس، مترجم جالینوس کرمی، انتشارت مهر جالینوس، خراسان رضوی، 1395.
72.شش رساله كهن پزشكى، جمعى از نويسندگان، مجمع ذخائر اسلامى - قم، چاپ: اول، 1390.
73.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله ابن ابی الحدید، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، قم، 1404 ه.ق.
74.سته ضروریه، ولی گیلانی، طب سنتی ایران، تهران، 1396.
75.طب اکبری، محمد اکبر ارزانی دهلوی، چوگان، تهران، 1394.
76.طب، طبیب، تشریح، حسن حسن زاده آملی، الف- لام- میم، قم، 1385.
77.طعم زندگی، ج 2، مسعود نور علی زاده میانجی، انتشارات خادم الرضا (ع)، اندیشه ماندگار، قم، 1387.
78.عيون أخبار الرضا (ع)، محمد بن على ابن بابويه، نشر جهان، تهران،1378 ه.ق.
79.عيون الأنباء في طبقات الأطباء (ترجمه)، احمد بن قاسم ابن ابى اصيبعه، مترجم: سيد جعفر غضبان، دانشگاه علوم پزشكى ايران، تهران، چاپ: اول، 1386.
80.غمز درماني در پزشكي ايراني و مقايسه آن با بازتاب درماني، امير محمد جلادت، فاطمه عطارزاده، كينوش همايوني، مجلّه طب سنّتي اسلام و ايران، سال سوم، شماره چهارم، زمستان 1391.
81.فن پیشگیری و راز طول عمر، سید محمد موسوی، انتشارت زعیم، تهران، 1390.
82.قانون فی الطب، شیخ الرئیس ابن سینا، تحقیق ابراهیم شمس الدین، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 2005 م.
83.قُربُ الإسناد (ط- الحديثة)، عبد الله بن جعفر حميرى، مؤسسة آل البيت (ع)، قم،1413 ه.ق.
84.قواعد تغذیه در بیماری ها بر اساس مبانی طب سنتی ایرانی، فاطمه نجات بخش، تهران: چوگان، 1392.
85.قرابادین کبیر، سید محمد حسین بن محمد بن هادی عقیلی علوی شیرازی، سفیر اردهال، تهران، 1392.
86.کاربرد داروهای بوییدنی در پیشگیری و درمان بیماری از دیدگاه طب سنتی ایران، فاطمه علیجانیها، فرزانه غفاری، محسن ناصری، مجید اصغری، فصلنامه تاریخ پزشکی، سال پنجم، شماره چهاردهم، بهار 1392.
87.کارکردهای روانشناختی دعا در آیینه پژوهش، ابراهیم اخوی، مجله اشارات، پائیز سال 1390، شماره 144.
88.کتاب زن، محمد حکیمی و جمعی از نویسندگان، امیرکبیر، تهران، 1381.
89.كاهش ميل جنسي زنان از ديدگاه طب ايراني، زهرا، درويش مفرد كاشاني، الهام اختري، هاله تاجالدینی، طاهره ملک آرا، الهام عمارت كار، مجلّة طب سنّتي اسلام و ايران، سال دهم، شمارة سوم، پاييز، 1398.
90.کسرالاصنام الجاهلیه، محمد بن ابراهیم، صدرالمتاهلین شیرازی، بنیاد حکمت صدرا، تهران،1381.
91.گلستان سعدی، مصلح بن عبدالله سعدی، اقبال، تهران، 1370.
92.الاغذیه و الادویه، اسحاق بن سلیمان، تحقیق محمد الصباح، موسسه عزالدین، 1992 م.
93.الأمالي (للطوسي)، طوسى، محمد بن الحسن، دار الثقافة، قم،1414 ه.ق.
94.التعریفات، علی بن محمد(میر سید شریف) جرجانی،دار الکتاب العربی، بیروت،1417 ه.ق.
95.الخصال، ابن بابويه، محمد بن على، جامعه مدرسين، قم،1362 ه.ش.
96.العروه الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، بی تا.
97.القانون و جایگاه عطردرمانی در پیشگیری از ابتلا به بیماریها یا مداوای آنها به عنوان روشی درمانگر، معصومه دهقان، محبوبه فرخنده زاد، مجید نیمروزی، دین و سلامت، دوره 8، شماره 2، پاییز و زمستان 1399.
98.الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ه.ق.
99.المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقى، دار الكتب الإسلامية، قم، بی تا.
100.المنصوري في الطب (ترجمه)، محمد بن زكريا رازى، مترجم: محمد ابراهيم ذاكر، دانشگاه علوم پزشكى تهران، تهران، چاپ: اول، 1387.
101.الموجز فی الطب، ابن نفیس، علاءالدین، قاهره: وزارت اوقاف مصر،1986 م.
102.الدعوات (للراوندي) / سلوة الحزين، سعيد بن هبة الله قطب الدين راوندى، انتشارات مدرسه امام مهدى (ع)، قم،1407 ه.ق.
103.الرسالة الذهبية، علی بن موسی (امام رضا (ع))، دارالخيام، قم، 1402 ه.ق.
104.مُثیرالاحزان و مُنیر سُبل الأشجان، جعفر بن محمد بن نما حلی، المطبعه الحیدریه، نجف، 1369ه.ق.
105.مبادی اخلاق در قرآن، تفسیر موضوعی قرآن، عبدالله جوادی آملی، ج 10، اسراء، قم، 1378.
106.مجله خُلُق، طب و اخلاق، رسول عریان، شماره 22، فروردین و اردیبهشت، 1390.
107.مجله معارف اسلامی، ناد علی صالحی، زمستان 1378، شماره 44.
108.مجموعة ورّام ) تنبيه الخواطر و نزهة النواظر)، مسعود بن عيسى ورام بن أبي فراس، مكتبه فقيه، قم،1410 ه.ق.
109.مختصر تذکره سویدی، ابراهیم بن محمد سویدی، ترجمه: رشید تفقد، اندیشه آور: موسسه مطالعاتی تاریخ پزشکی و طب مکمل، تهران، سال 1390.
110.مخزن الادويه (طبع جديد)، سيد محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى، دانشگاه علوم پزشكى تهران، سبز آرنگ، تهران،، چاپ: دوم، 1390.
111.مروری بر تأثیر رنگها از منظر روانشناسی و اهمیت بهکارگیری مناسب آنها در طراحی فضاهای اقامتی و مراقبتی سالمندان، طاهره محمدآقایی، جمال الدین سهیل، مطالعات هنر و معماری، تیر و مرداد 1395، سال دوم، شماره 4 و 5، پیاپی 11 و 12.
112.مروری بر تدابیر سلامت جنسی از دیدگاه طب سنتی ایران، زهرا درویش مفرد کاشانی، نفیسه ظفرقندی، فیروزه رئیسی، ژاله علی اصل، روشنک مکبری نژاد، الهام عمارتکار، فاطمه عمادی، طاهره افتخار، فصلنامه تاریخ پزشكي سال هشتم، شماره بیست و هفتم، تابستان 1395.
113.مروری بر جايگاه اعراض نفسانی و اثر آن بر نازايی: از گذشته تا امروز، الهام اختری، مژگان تنساز، روشنک مکبری نژاد، سودابه بیوس، مجله طب سنّتي اسلام و ايران، سال چهارم، شماره سوّم، پاييز، 1392.
114.مِشكاة الأنوار في غُرر الأخبار، على بن حسن طبرسى، المكتبة الحيدرية، نجف،1385 ه.ق.
115.مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، (صحیفه مبین سابق)، 1379، شماره 22.
116.. معجزة القرآن، محمد متولى شعراوى، ج 1، بیروت، 1405 ق.
117.معجزه دست دادن، مهدی خدامیان آرانی، قم، وثوق، 1392.
118.مفاتیح الحیاه، عبدالله جوادی آملی، نشر اسراء، قم، 1391.
119.مُفرح القلوب (شرح قانونچه چغمینی)، حکیم محمد ارزانی، تصحیح اسماعیل ناظم و محسن باغبانی. تهران: المعی، 1391.
120.منافع الاغذیه و دفع مضارها، محمد بن زکریا رازی، ترجمه دکتر سید عبدالعلی علوی نائینی، شرکت چاپ تابان، 1343.
121.مکتب طب سنتی ایران منبعی ارزشمند جهت معرفی و ارائه غذاهای کارآمد دارویی، محمدمهدی اصفهانی، بهزاد ذوالفقاری، حدیث کریمی، علیرضا قنادی، مجله طب سنتی اسلام و ایران، سال سوم، شماره اول، بهار 1391.
122.مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، الشریف الرضی، قم، 1370.
123.مصالح الأبدان والأنفس، احمد بن سهل بلخی، تهران مؤسسه مطالعات تاریخ، طب اسلامی و طب، مکمل دانشگاه علوم پزشکی تهران، 1388.
124.مطالعات معماری ایران، دوفصلنامه علمي پژوهشي دانشكده معماري و هنر، دانشگاه كاشان، محمد مهدی عبدالله زاده، سال چهارم، شماره 8، پاییز و زمستان 1394.
125.مهمان برکت سفره، مصطفی احمدی زاده، رحمت پوریزدی، قدس، 1399، قم.
126.مُنية المريد، شهيد ثانى، زینالدین بن على، مكتب الإعلام الإسلامي، قم، 1409. ه ق.
127.نساجی سنتی ایران، حسین یاوری، اول، سوره مهر 1380.
128.نسل سالم، اسماعیل ناظم، سودابه بیوس، محمدمهدی اصفهانی، فرناز سهرابوند، المعی، تهران، 1395.
129.نقش صله رحم در بهداشت روانی، محمد رضا احمدی، معرفت، 1380، شماره 46.
130.نگرشی بر صدا و اثرات آن بر انسان با استفاده از متون دینی، محمد ربانی، دوماهنامه شنواییسنجی، دوره 7، شماره 2-1، 1378.
131.نقش دعا و نيايش بر سلامت جسمي و رواني، غلامرضا رفيعي، مجله دانشگاه علوم پزشكي قم دوره پنجم، شماره سوم، پاييز 90 ویژهنامه طب و دين.
132.نماز جلوه گاه عشق و شاهراه سلامت و سعادت، احمد عامري، اميرمهدي طالب، سيداحمد احمدي تيمورلوئي، طب و تزکیه، بهار 89، شماره 76.
133.نقش ذکر و دعا در سلامتی از منظر آیات و روایات، فاطمه حسین زاده فرد، رسول محمد جعفری، فصلنامه علمی- پژوهشی قر آن و طب، دوره 4، شماره 5، زمستان 1398.
134.وسائل الشيعة الی تحصیل مسائل الشریعه ، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، مؤسسة آل البيت (ع)، قم،1409. ه.ق.
135.S Es-haghee, F Shabani, J Hawkins, M A Zareian, F Nejatbakhsh, M Qaraaty, M Tabarrai.The Effects of Aromatherapy on Premenstrual Syndrome Symptoms: A Systematic eview and Meta-Analysis of Randomized Clinical Trials. Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine, Volume.