ghaemiyeh.com
سرشناسه:لطفی، مهدی
عنوان و نام پديدآور:پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم و امام مهدی(عج)/ مهدی لطفی؛ تهیهشده در مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر:قم: کتاب طه، 1387.
مشخصات ظاهری:67ص.
فروست:با پیامبر؛ 29
شابک:10000 ریال: 964-7019-98-X
یادداشت:کتابنامه : [69] - 71 ؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع:محمد (ص)، پیامبر اسلام، 53 قبل از هجرت - 11ق. -- دیدگاه درباره مهدویت
موضوع:مهدویت-- انتظار-- احادیث
شناسه افزوده:صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره:BP224/2/ل6پ9 1387
رده بندی دیویی:297/462
شماره کتابشناسی ملی:1880578
پيامبر و امام مهدى(عج)
با پیامبر : 29
نويسنده: مهدى لطفى
نام ويراستار: حبيب مقيمىتهيهكننده: مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما
ناشر: کتاب طه
چاپ: شريعت
نوبت چاپ: اول زمستان 1387
شمارگان: 3000
بها: 10000 ريال
حق چاپ براى ناشر محفوظ است
نشانى: قم، بلوار امين، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما
پست الكترونيكى: Email: IRC@IRIB.ir
تلفن: 2919670-0251 دورنگار: 2915510
شابك: X-98-7019-964ISBN: 964-7019-98-x
پيامآور بزرگ اسلام(ص) که سرآمد آفرينش خداوندي است، الگوي کامل انسان در زندگي فردي و اجتماعي و درسآموز همه فرزندان آدم است. وي چراغ هدايتي است که بر همه تاريخ بشر روشنايي بخشيده و با گفتار و کردار بيمثالش و نيز با سنتهايي که پايه گذارد، برنامه جامع سير از خاک تا افلاک و از دنيا تا آخرت را ارائه داشت. ازاينرو جا دارد، همواره به سيره و سخن آن بزرگوار توجهي ويژه شده و روايتهايي نو از آن عرضه گردد.
همکاري مؤسسات مختلف در اين عرصه ميتواند خود مصداقي از آن چيزي باشد که در سيره پيامبر بزرگ اسلام بر آن تأکيدشده و آن همدي و همراهي و همکاري مؤمنان با يکديگر است. ازاينرو، مرکز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما و مؤسسه فرهنگي طه، انتشار سلسله کتابهاي با پيامبر را در دستور کار خود قرار دادند.
مرکز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما
مؤسسه فرهنگي طه
حضرت محمد صلىاللهعليهوآله در مدت حيات خويش، در زمينه آخرين جانشين خود، روايتهاى بسيارى با تعبيرهاى گوناگون، براى آيندگان به يادگار گذاشته است. اين مسئله بيانگر جايگاه ويژه مهدويت نزد آن حضرت است.
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله با بيان مسئله انتظار و ارزش آن، امت اسلامى را به اميد و حركت همراه با شناخت راهنمايى مىكند. با اين حال، جامعه اسلامى از سيره و سخنان آن پيامبر رحمت غافل شد و مردم در شناخت و شناساندن امام مهدى(عج) سستى ورزيديد. آنان كار را به جايى رساندند كه عدهاى كه خود را عالم دين معرفى مىكردند، وجود آن حضرت را انكار كردند و در تاريكى و جهالت نوشتهها و گفتارهاى خود، مردم را از توجه به آن حضرت باز داشتند. اگرمردم از نخستين روزهاى غيبت به حال تباه خود پى مىبردند و به سوى آن نور خدا توجه مىكردند، دوران ظلمت، اينگونه طولانى نمىشد. بر اثر روشن نشدن مسائل مهدويت براى مردم، غفلت بر جامعه حكمفرما شد و مسلمانان در دوران غيبت، از ياد حضرت غافل شدند و اگر هم در گفتار از آن حضرت سخن گفتند، در عمل با او مخالفت كردند.
سيد بن طاووس به فرزندش وصيت مىكند:
تو و برادرانت را سفارش مىكنم به راستى و درستى در معامله با خداوند عزوجل و رسول او و حفظ رعايت آنچه خدا و رسولش درباره ظهور مولاى ما مهدى(عج) بيان فرمود و بشارت داد كه گفتار و كردار بسيارى از مردم درباره آن حضرت از جنبههاى گوناگون با عقيده آنان مخالفت دارد. براى مثال بسيار ديدهايم
كه اگر مالى از كسى گُم شود با تمام توان براى پيدا كردن آن مىكوشند، ولى نديدهايم در تأخير ظهور آن حضرت چنين رفتار كنند.(1)
از آنجا كه نجات از همان در آيد كه گرفتارى آمده است، بيان مسائل مربوط به مهدويت از راه رسانههاى همگانى مىتواند با ايجاد شوق در مردم، مقدمات ظهورش را فراهم آورد تا مردم با شناخت كامل كه شرط نخست براى رسيدن به مطلوب است، به درگاه تنها راه روى آورند. بىشك، فعاليت در اين راستا، بسيار ضرورى و حساس به نظر مىرسد.
خداوند در كتابهاى پيامبران پيشين بشارتش را داده است و رسول اكرم صلىاللهعليهوآلهو امامان معصوم عليهمالسلام سالها پيش از تولدمهدى(عج) و آغاز غيبت او از مسائل گوناگون مهدويت سخن گفتهاند. روايتهاى متواترى نيز كه از زبان پيامبر اسلام در موضوع مهدويت نقل شده است، از اهتمام ايشان در بيان مسائل مربوط به مهدويت حكايت مىكند.
شاگردان مكتب امامان معصوم عليهمالسلام، به پيروى از سيره پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله، از سالها پيش از آغاز غيبت و تولد حضرت مهدى(عج) به نوشتن آثارى درباره مهدويت و غيبت پرداختند و كتابهايى به قلم ياران ائمه پيشين در موضوع غيبت پديد آمده است. پس تاريخ تحقيق درباره مهدى(عج) به پيش از تولد آن حضرت بازمىگردد و از آن زمان تاكنون، علماى شيعه و سنى، كتابهاى فراوانى را درباره حضرت مهدى(عج) نوشتهاند.
نويسنده كتاب در انتظار ققنوس از سى كتاب نام مىبرد كه پيش از تولد امام
1) . سيد بن طاووس، برنامه سعادت، ترجمه المحجة، ترجمه: سيد محمدباقر گلپايگانى، بىجا، نشر مكتبة المرتضويه، بىتا، ص 190.
مهدى(عج) به بحث درباره مسائل غيبت و مهدى(عج) پرداختهاند. همچنين وى از 59 كتاب مستقل نام مىبرد كه علماى اهل سنت درباره مهدى(عج) نوشتهاند.(1)
شمار كتابهايى كه پس از غيبت حضرت مهدى(عج) به دست علماى شيعه پديد آمده است، به هزار جلد مىرسد.
اين پژوهش مىكوشد به اين مباحث بپردازد: مسئله مهدويت در ميان شيعه و ديگر فرقههاى اسلامى؛ چالشهاى دوران غيبتو وظايف منتظران در عصر غيبت؛ سيره فردى و حكومتى حضرت مهدى(عج) و اوضاع فرهنگى و اقتصادى دوران حضرت مهدى(عج) و نشانههاى ظهور حضرت مهدى(عج).
1) . ثامر عميدى، در انتظار ققنوس، قم، مؤسسه امام خمينى رحمهالله، 1384، چ 4، صص 20 - 22.
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله در محافل و مجالس گوناگون همه ويژگىهاى امام مهدى(عج) را معرفى كرد. رسول خدا صلىاللهعليهوآله بر آن بود چهره روشنى از امام مهدى(عج) ترسيم كند تا همگان در طول تاريخ، مهدى(عج) موعود را به درستى بشناسند و از گرايش به فرقههاى دروغين و مدعيان مهدويت نجات يابند. پيامبر، مهدى(عج) را از دودمان پاكان و عترت خويش، پسر فاطمه زهرا عليهاالسلام و علىمرتضى عليهالسلام، از تبار امام حسين عليهالسلام، نهمين فرزند امام حسين عليهالسلامو آخرين وصى خود معرفى كرده است. پدرش را امام حسن عسكرى اعلام كرد؛ او را همنام خود ناميد و در خلق وخو شبيه خود دانست. در اين باره به چند روايت اشاره مىكنيم:
ام سلمه، همسر گرامى رسول خدا صلىاللهعليهوآله نقل مىكند: «از پيامبر شنيدم كه فرمود: مهدى(عج) از عترت من و از فرزندان فاطمه هست».(1)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله در روايتى ديگر فرمود:
جبرئيل از نزد خداى تعالى به من خبر داد: اى محمد! همانا خدا از بنىهاشم، هفت نفر را
1) . محمدبن طلحه شافعى، مطالب السئول، بيروت، مؤسسه البلاغ، 1419 ه- . ق، چ 1، ص 313.
برگزيد كه در گذشته و آينده، نظيرشان را خلق نكرده است. تو يا رسولاللّه، سرور پيامبران؛ على بن ابىطالب، وصى تو سرور اوصيا؛ حسن و حسين، دو سبط تو، سيدالاسباط؛ عمويت، حمزه، سيدالشهدا و جعفر، پسرعمويت كه در بهشت با فرشتگان پرواز كند، به هرجا كه بخواهد. نيز از شماست حضرت قائم كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مىخواند وقتى كه به زمين فرود آيد. او از ذريه على و فاطمه و از نسل حسين است.(1)
يا على! اگر نماند از دنيا مگر يك روز، خدا آن روز را طولانى كند تا مردى از عترت تو كه به او مهدى(عج) مىگويند، مالك زمين شود... .(2)
اى عمار! همانا از صلب و نسل فرزندم حسين، نه امام بيايد كه نهمين امام از فرزندان حسين از نظر شيعيانش غيبت كند.(3)
امامان پس از من دوازده نفر هستند. يا على! تو اولين امامى و آخرين آنها حضرت قائم
است كه خدا شرق و غرب دنيا را به دست ايشان فتح كند.(1)
6 . پيامبر در حديثهاى گوناگونى، اجداد حضرت مهدى(عج) را نام مىبرد و در نهايت، حضرت مهدى(عج) را آخرين امام و فرزند امام حسن عسكرى عليهالسلام معرفى مىكند.(2)
علامه مجلسى حديث مفصلى از پيامبر آورده كه چنين است:
... همانا خداى تبارك و تعالى در صلب حسن (امام حسن عسكرى عليهالسلام) نطفهاى پاك و پاكيزه، طاهر و مطهر قرار دهد (و از نسل او به وجود آورد.) فردى كه راضى شود به ولايت او هر مؤمنى كه خدا از او بر ولايت (مهدى(عج))، عهد گرفته است و انكار كند او را هر معاندى. او (مهدى(عج))، امام پاك و متقى و آراسته به كمالات و هادى و مهدى(عج)است. او حكم كند بر عدل و امر كند بر عدل و تصديق كند خداى تعالى را و خدا او را تصديق كند... براى او گنجهايى است كه نه طلا و نه نقره است، بلكه مركبهاى نيكو و زيبا و مردانى است كه خدا آنان را از بلاد دور بر گردش جمع كند كه به تعداد اهل بدر و 313 نفرند. با او صحيفهاى مختوم است كه در آن تعداد و نام و نسب و بلاد يارانش و تمام مشخصات آنها نوشته شده است... .(3)
پيامبر در حديثهاى گوناگونى، مهدى(عج) را همنام خود و كنيهاش را كنيه خود و خلقوخوى مهدى(عج) را خلقوخوى خود معرفى كرده است. ايشان در حديثى مىفرمايد:
در آخرالزمان، مردى از فرزندانم ظهور كند كه نامش، نام من و كنيهاش، كنيه من است و
زمين را از عدل و داد پر كند پس از آنكه از جور و ستم پر شود. او همان مهدى(عج) است.(1)
همچنين در حديث ديگرى فرمود: «اسمش، اسم من و خلقش، خلق و خوى من است».(2)
پيامبر در بيان خلقوخوى مهدى(عج) فرمود:
اخلاق مهدى(عج) چون اخلاق من و خوى وى چون خوى من است.(3)پدر و مادرم فداى او [مهدى(عج)] باد كه شبيه من و شبيه موسى بن عمران است و بر او پيراهنهايى از نوراست كه از شعاع قدس فروغ مىگيرد.(4)
در معراج آنجا كه خداى تبارك و تعالى با بندهاش بىواسطه سخن مىگفت و اسرار آينده را براى پيامبرش بيان مىكرد، خداوند درباره جانشينان پيامبر و حضرت مهدى(عج) سخن گفت و وعده پيروزى اراده الهى به دست مهدى(عج) را به محمد صلىاللهعليهوآله داد. پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله فرمود:
1) . شيخ مرتضى حر عاملى، اثبات الهداه، تحقيق: ابوطالب تجليل، ايران، بىنا، بىتا، ج 3، ص 607، ح 111.
2) . همان، ص 608، ح 117.
3) . بحارالانوار، ج 51، ص 82، ح 23.
4) . همان، ج 36، ص 337. شايد وجه تشبيه حضرت مهدىعج به حضرت موسى عليهالسلام در پنهان بودن تولد حضرت مهدى(عج) باشد كه همچون موسى مخفى بود و بر مادرش آثار حمل آشكار نبود.
چون به معراج رفتم، از آسمان هفتم سدرهالمنتهى عروج كردم و از سدرهالمنتهى به پرده و حجابى از نور. پس خداى تعالى مرا خواند و فرمود: اى محمد! با قائم از شما، زمينم را به تسبيح و تهليل و تقديس و تكبير و تمجيدم زنده مىكنم و زمين را از دشمنانم پاك كنم و اولياى خودم را وارث آن مىگردانم و به وسيله مهدى(عج) به علم خود زمين و بندگانم را زنده مىكنم و ذخاير زمين را به مشيت خود بر او آشكار مىكنم و او را بر اسرار و ضماير به ارادهام مطلع مىكنم و با ملايكهام به ياريش مىشتابم تا به واسطه او دينم را اعلان و امرم را تنفيذ كنم. پس مهدى(عج) بهحق، ولىّ من و به حق، بنده من است.(1)
در نقلى ديگر آمده است:
... اى محمد! تو بنده من و من پروردگار تواَم. پس مرا عبادت كن و بر من توكل كن كه همانا تو نور من در ميان بندگانم و فرستاده من بر خلقم هستى. بهشت را براى پيروان تو آفريدم و براى مخالفان تو دوزخ را فراهم كردم و كرامتم را بر جانشينان تو لازم گرداندم و ثوابم را براى شيعيان تو مقرر ساختم. پس گفتم: جانشينان من كههستند؟ خطاب رسيد: نام جانشينان تو بر ساق عرش نوشته شده است. به ساق عرش نگريستم و دوازده نور ديدم. هر نورى در سطرى سبز كه اولشان على بن ابىطالب و آخرشان مهدى(عج) امتم بود. پس خطاب رسيد: اى محمد! اينان اوليا و دوستان و برگزيدگان من و حجتم بر خلقم بعد از تواند.
... به عزت و جلالم سوگند، به واسطه ايشان، دينم را چيره و كلمهام را بلند مىكنم و به وسيله آخرين وصى تو، زمين را از دشمنانم پاك مىگردانم و مشرق و مغرب زمين را به تمليك او درمىآورم و باد را مسخر او مىكنم و گردنكشان سرسخت را رام او مىسازم و او را بر نردبان ترقى بالا مىبرم و با لشكريان خود يارىاش مىكنم و با فرشتگانم به او مدد مىرسانم تا آنكه دعوتم را آشكار كند و مردمان را بر توحيدم گرد آورد. سپس ملكش را تداوم بخشم و تا روز قيامت، آن را در سلطه اولياى خود قرار دهم.(2)
از فراز آخر روايت معلوم مىشود پس از ظهور حضرت مهدى(عج)، بدى و ستم تا قيامت از عرصه گيتى رخت برمىبندد و ستمكاران نابود مىشوند و تا قيام قيامت، عدالت مهدوى بر جهان حكمفرما خواهد بود.
اراده خداوند از خلقت و فرستادن پيامبران و پيام همه آموزهها و آرمانهاى پيامبران و امامان به وسيله مهدى(عج) به حقيقت مىپيوندد. به وسيله مهدى(عج)، آثار تلاش همه پيامبران و امامان در جامعه ديده خواهد شد. او بايد دانشى نامتناهى و قدرت روحى بالايى داشته باشد. مقام مهدى(عج) نزد رسول خدا صلىاللهعليهوآلهكه اشرف مخلوقات است، به قدرى بالاست كه آن حضرت، پدر و مادر خود را فدايش مىكند و مىفرمايد:
پدر و مادرم فداى مهدى(عج) باد كه او هم نام من و شبيه من و شبيه موسى بن عمران است. براى او پيراهنهايى از نور است كه از شعاع قدس فروغمىگيرد.(1)
و در حديث ديگرى، مهدى(عج) را افضل حجج خوانده است:
... خدا از ميان مردم، بنىهاشم و از بنىهاشم، من و على را برگزيد و از من و على، حسن و حسين و بقيه دوازده امام را از نسل حسين برگزيد كه نهمين آنها ظاهر و باطن حجج و او افضل
1) . بحارالانوار، ج 36، ص 337؛ على بن محمد خزاز، كفاية الأثر، قم، بيدار، 1401 ه- . ق، ص 158.
اوصيا و قائم آنهاست.(1)
با نگاهى به حديث معراج، مقام مهدى(عج) نزد خدا و رسولش روشن مىشود. خداوند در معراج، انوار مقدس امامان معصوم و فاطمه زهرا عليهاالسلام را به پيامبر نشان داد. حضرت محمد صلىاللهعليهوآله درباره جايگاه حضرت مهدى(عج) فرموده است:
نور حجة بن الحسن قائم را در ميان انوار آنها ديدم كه چون ستارهاى پرفروغ مىدرخشيد. خداى متعال فرمود: اين انوار امامان پس از توست و اين نور پرفروغ قائم است كه حلال و حرام مرا بر روى زمين جارى كند و به واسطه او از دشمنانم انتقام گيرم و او مايه راحتى اولياى من است.(2)
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله فرمود: «مهدى(عج)، طاووس اهل بهشت است».(3)
همچنين درباره جايگاه مهدى(عج) مىفرمايد:
مهدى(عج)، برگزيده خداست و چون ظهور كند، منادى از سوى خدا ندا دهد: آگاه باشيد كه او برگزيده خداست. پس سخن او را بشنويد و اطاعتش كنيد.(4)
1) . محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبه، تهران، مكتبة الصدوق، 1397 ه- . ق، باب 4، ص 67 ، ح 7؛ بحارالانوار، ج 36، ص 256.
2) . بحارالانوار، ج 52، ص 479.
3) . على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، بيروت، دارالكتب الاسلامى، بىتا، ج 3، ص 271؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 600 ؛ بحارالانوار، ج 51، ص 90.
4) . اثبات الهداة، ج 3، ص 615، ح 158.
انقلاب مهدى(عج)، دهها انقلاب در يك انقلاب است. مهدى(عج)، متولى انقلاب فرهنگى، تربيتى، روانى و اجتماعى و اقتصادى در جامعه دوران ظهور است و جهانىسازى، به معناى حقيقى خود بر مبناى عدالت، به دست او در جامعه عملى خواهد شد. حضرت محمد صلىاللهعليهوآله فرمود:
... خداى تعالى به ذوالقرنين تمكين داد و او را بر روى زمين توانا ساخت و اسباب همه چيز را به او عطا كرد و مشرق و مغرب را مسخّر او گردانيد. خداى تعالى، شيوه و روش او را در قائم از اولاد من جارى خواهد ساخت.(1)
خداى تعالى در توصيف ذوالقرنين مىفرمايد: «ما به او در روى زمين قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيزى را در اختيارش گذاشتيم... .» (كهف:48) به فرمايش پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله، تمام آن اسباب و علوم به امام زمان هم داده مىشود. پس حضرت مهدى(عج) را به ذوالقرنين تشبيه مىكند.پيامبر در فرازى از خطبه غدير مىفرمايد:
خاتم امامان از ما مهدى(عج) است كه ظاهركننده دين و منتقم دشمنان است. آگاه باشيد كه او برگزيده خداست و وارث هر علمى است و خبردهنده از سوى خداست و بر هر علمى احاطه دارد. او رشيد و سديد است. او آخرين حجج الهى است و پس از وى حجتى نيست. حق جز او چيز ديگرى نيست و نور جز از سوى او نيست و غالبى بر او نيست. آگاه باشيد كه او ولىّ خدا در زمين بر خلقش و امين خدا بر سرّ و آشكار اوست.(2)
رسول رحمت در حديثى ديگر درباره حضرت مهدى(عج) و امامان پيشين مىفرمايد: «خدا علم و حكمت و فهم مرا به ايشان داده و آنان را از سرشت من آفريده است».(1)
همچنين در روايتى از پيامبر گرامى اسلام، درباره علم مهدى(عج) و ارتباط او با وحى چنين آمده است:
... براى مهدى(عج)، علمى است كه چون وقت ظهورش فرا رسد، آن علم ظاهر و منتشر شود. آن علم در نفس مهدى(عج) است و خداى تعالى با وى سخن گويد.(2)
در حديثهاى گوناگون، از فضل و علم و مقام جانشينان پس از پيامبر كه نخستين آنها على عليهالسلام و آخرين آنها، حضرت مهدى(عج) است، خبر داده شده و بر لزوماطاعت از آنها تأكيد شده است. از جمله پروردگار در حديثى چنين مىفرمايد:
... [اى پيامبر]! فضل آنها از فضل تو و حق آنها حق توست و اطاعت از آنها اطاعت از توست و معصيت آنها معصيت توست. آنها امامان هدايت پس از تو هستند... آنها به حق، خزانهدار علم من پس از تو هستند... .(3)
دولت مهدى(عج)، دولت حق است و در دولت حق كه بر پايه عدل است، همه گروههاى اجتماعى در رفاه و آسايش خواهند بود؛ يعنى عدهاى كاخنشين و برخى محتاج نان شبشان نيستند. نعيم بن حماد در نشانهها و صفتهاى مهدى(عج) چنين آورده است: «در مال، بخشنده است؛ با مسكينان، رحيم و مهربان است و درباره كارگزاران بسيار سختگير خواهد بود».(1)
پيامبر اسلام درباره بخشش مهدى(عج) مىفرمايد:
مردى نزد مهدى(عج) مىآيد و عرض مىكند: اى مهدى(عج)! به من بخشش كن. پس حضرتش به قدرى كه بتواند حمل كند، به او مىبخشد.(2)
پيامبر اسلام در روايت ديگرى فرمود:مردى به سويش مىآيد و درخواست كمك مىكند. اموال فراوانى نزد حضرت هست. حضرت به خود آن مرد مىفرمايد: خود [آنچه مىخواهى] بردار.(3)
بايد گفت بخشش مهدى(عج) هم بر پايه عدل است. پيامبر فرمود: «او مال را به طور مساوى تقسيم مىكند».(4)
به دليل فراوانى بخشش مهدى(عج)، نيازمندى باقى نمىماند. او آنقدر مىبخشد كه شخص بىنياز شود.
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در وصف مهدى(عج) فرمود:
اموال را برابر تقسيم مىكند و خداى تعالى دلهاى امت محمد را از غنا پر مىكند و عدالتش ايشان را فرا مىگيرد، به گونهاى كه منادى به امر حضرت مهدى(عج) ندا مىكند: آيا كسى را به مال احتياج هست؟(1)... و عطيه او گواراست... .(2)
مهدى(عج)، آخرين ذخيره الهى است. زمانى كه اركان دين رو به زوال است، با ظهور خود دين نبوى را احيا مىكند و توحيد را در سراسر دنيا حاكم مىسازد. در دولت مهدوى، اسلام، مرزهاى نهايى خود را درمىنوردد و اسلام، به دين جهانى و قرآن كه كاملترين آموزههاى وحى است، به قانوناساسى دنيا تبديل مىشود. بدين ترتيب، تلاشهاى پيامبران و جانشينان آنان به ثمر مىنشيند. پيامبر اسلام مىفرمايد:
دوازدهمين فرزندم به گونهاى غايب مىشود كه ديده نمىشود. زمانى فرا مىرسد كه از اسلام نماند جز نامى و از قرآن جز اثرى. در آن هنگام، خدا به وى اذن قيام مىدهد. پس او قيام مىكند و خدا به وسيله او اسلام را تقويت و از نو تجديد مىكند.(3)
همچنين به فاطمه زهرا عليهاالسلام فرمود:
... خدا در آن هنگام مهدى(عج) را مىفرستد. مهدى(عج) دژهاى گمراهى را فتح و دلهاى مرده را زنده مىكند و دين را در آخرالزمان استوار مىسازد. همانگونه كه من در اول زمان، دين را بر پا داشتم و زمين را عدالت و قسط پر مىكند پس از آنكه از ستم پر شود.(1)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله در حديث ديگرى مىفرمايد:
خدا به واسطه مهدى(عج)، دين را به جامعه باز مىگرداند و به دست او فتوحات صورت مىگيرد و نماند بر روى زمين مگر كسى كه به وحدانيت خدا شهادت دهد.(2)
اين روايتها به روشنى دلالت مىكند كه روش مهدى(عج) همان روش رسول خدا صلىاللهعليهوآله است و برنامه دولتش، ترويج اسلام و تجديد عظمت قرآن خواهد بود. اين نخستين گام دولت مهدى(عج) است.
عبدالله بن عباس از پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله نقل مىكند كه فرمود:
... در صلب حسين، امامانى قرار داد كه امر مرا برپا دارند. نهمين آنان قائم اهل بيت من و مهدى(عج) امتم و شبيهترين مردمان به من از نظر شمايل و گفتار و كردار باشد كه پس از غيبت طولانى و حيرتى گمراه كننده ظهور مىكند و دين خدا را چيره مىگرداند... .(3)
غيبت حجت الهى، يكى از اسباب امتحان امت است. رسالت پيامبر، هدايت و نجات امت از گرفتارى در گردابهاى گمراهى است. ايشان از
غيبت دوازدهمين جانشين خويش خبر داد تا امتش در پرتو نور كلمات او، در روزهاى غيبت حضرت مهدى(عج)، از گمراهى و گرفتارى در دامهاى شيطان نجات يابند و فرمود:
مهدى(عج) از فرزندان من است. براى او غيبتى است كه به خاطر آن، امتها دچار حيرت و گمراهى خواهند شد... .(1)
در حديث ديگرى كه على عليهالسلام راويت كرده است، پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله، جانشينان پس از خود را نام مىبرد و مىفرمايد:
پس جانشينى را امام حسن [عسكرى] به فرزندش قائم واگذار مىكند. پس امام [مهدى(عج)] از ديده امت غايب مىشود تا آن وقت كه خدا بخواهد. براى او دو غيبت است كه يكى از ديگرى طولانىتر است. سپس رسول خدا صلىاللهعليهوآله رو به ما كرد و با صداى بلند فرمود: مراقب باشيد. مواظب باشيد زمانى كه پنجمين فرزند از فرزندان هفتمين وصىمن غايب شود... .(2)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله در بيان ديگرى فرمود:
سوگند به خدايى كه مرا به حق به رسالت برانگيخت، فرزندم قائم را غيبتى خواهد بود، به گونهاى كه بيشتر مردم خواهند گفت: براى خدا در آل محمد صلىاللهعليهوآله حاجتى نيست و عدهاى در ولادتش شك خواهند كرد. پس هر كس آن زمان را درك كند، به دين و آيين او تمسك جويد و مراقب باشيد كه شيطان، او را به وسيله شك از امت من بيرون برد، همانگونه كه پدرتان را از بهشت بيرون كرد و خدا، شيطان را ولىّ غير مؤمنان قرار داده است.(3)
در حديث ديگرى، جابر بن عبدالله انصارى از پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآلهپرسيد: آيا براى قائم آل محمد صلىاللهعليهوآلهغيبتى هست؟ پيامبر در پاسخ فرمود:آرى، سوگند به پروردگارم كه براى او غيبتى است تا خدا با غيبت او، مؤمنان باتقوا و با ايمان را جدا سازد و كافران را هلاك كند. اى جابر! غيبت او امرى از خدا و سرّى است از اسرار خدا كه سرّ آن بر بندگانش پوشيده شده است [و به سرّ آن آگاه نمىشوند.] جابر! پرهيز كن از اين كه در اين امر شكى به خود راه دهى كه شك در امر خداى عزوجل، كفر است.(1)
در اين روايت، يكى از حكمتهاى غيبت حجت خدا، امتحان خلق و بازشناخته شدن مؤمنان استوار از كافران سست بنياد بيان شده است، ولى علت اصلى غيبت حضرت، از اسرار خداست. تنها بايد مراقب بود كه طولكشيدن دوران غيبت ما را به شك نيافكند كه به كفر مىانجامد.
پيامبر اسلام در اوصاف حكومت مهدى(عج) به حذيفه فرمود:
خدا يكى از نيكان عترتم [مهدى(عج)] را مىفرستد كه زمين را از عدل مبارك پر مىكند؛ اسلام و قرآن را به وسيله او عزت دهد(2)و در ايام حكومتش، سنگى را روى سنگى قرار ندهد.
جمله آخر، كنايه از زهد و بىاعتنايى حضرت مهدى(عج) به دنيا است.
خلق و خوى پيامبر اسلام، برترين خلق و خوى نزد خداست. خدا در
ستايش پيامبرش فرمود: «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ.»(1)خلق و خوى مهدى(عج) نيز همان اخلاق پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله است. نبى اسلام در بيان اخلاق مهدى(عج) فرمود: «او شبيهترين مردم به من از نظر خلقت و اخلاق است...».(2)
در بيان ديگرى نيز او را شبيه عيسى بن مريم ناميد و فرمود:
... همانا قائم از نسل على، شبيهترين مردم به عيسى بن مريم است. خَلقاً و خُلقاً و در سكوت و هيبت... .(3)
در معراج، آنجا كه خداوند بزرگ، بىواسطه و بىهيچ حجابى، با حبيبش، محمد صلىاللهعليهوآله خاتم پيامبران سخن گفت و از اسرار هستى به او خبر داد، درباره حضرت امام مهدى(عج) به او چنين فرمود:
گنجها را بر وى آشكار مىكنم و به ارادهام، او را بر سراير و ضماير آگاه مىگردانم و با فرشتگانم، وى را يارى مىرسانم تا او امر مرا جارى سازد و دين مرا ابلاغ كند. اوست ولىّ من و هدايتكننده بندگانم به صدق... .(4)
چون خدا اراده كرده است تا او را يارى كند، تمام عالم به خدمتش در مىآيند و او را يارى مىكنند تا اسلام، دين خدا را در جهان و قرآن، قانون
اساسى دنيا باشد. پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله در اين باره فرمود:
... آسمان به بركتش باران بباراند و زمين، تخمهاى خود را بروياند...(1)در دولت مهدى(عج)، آب زياد شود و نهرها جارى باشند و زمين خوردنىهاى فراوان بروياند.(2)
قائم ما مؤيد به يارى [خدا] و منصور به رعب است. زمين براى او گنجهاى خود را آشكار سازد و سلطنتش شرق و غرب جهان را فرا گيرد و خدا به دست او دين خود را بر همه دينها پيروز سازد... .(3)
حضرت محمد صلىاللهعليهوآله فرموده است:
خدا به وى عنايت كند هر آنچه به پيامبران داده بود و بر مهدى(عج) بيش از پيامبر اعطا كند و او را در اين باره بر پيامبران فضيلت دهد. همانا بر قائم از نسل على، غيبتى چون غيبت يوسف و رجعت عيسى بن مريم باشد...(4)
مهدى(عج) ظهور كند در حالىكه عمامهاى بر سر دارد و زره مرا بر تن دارد و ذوالفقار مرا با خود دارد... .(5)
در فرازى از حديث لوح كه خداوند بزرگ آن را به پيامبر داد تا به امت اسلامى برساند، در مورد امام مهدى(عج) آمده است:
جانشينى را پس از امام حسن عسكرى به واسطه فرزندش [مهدى(عج)] كه رحمهللعالمين است، تمام كنم بر مهدى(عج)، كمال موسى و هيبت عيسى و صبر ايوب باشد... .(1)
رسول گرامى اسلام در جاى ديگر مىفرمايد:
... مهدى(عج)، كتابهايى را از انطاكيه جمع مىكند. پس ميان اهل شرق و غرب حكم مىكند و ميان اهل تورات به تورات و ميان اهل انجيل به انجيل و ميان اهل زبور به زبور و ميان اهل فرقان داورى مىكند.(2)
خداوند بزرگ در سوره حديد،(3)هدف اصلى رسالت پيامبران و نزول كتابهاى آسمانى را برقرارى عدل و قسط در جامعه مىداند. اين هدف و آرمان به مفهوم واقعى خود، به وسيله مهدى(عج) در جامعه انسانى اجرا مىشود. در حديثهاى گوناگون از پيامبر اسلام به اين مطلب اشاره شده است. براى مثال، آن حضرت در بيانى نورانى مىفرمايد:
امت اسلام به مهدى(عج) پناه مىبرند، همانگونه كه زنبوران عسل به ملكه خويش پناه مىبرند و مهدى(عج) جامعه را از عدل پر مىكند آنگونه كه از ستم پر شده بود. اين عدل به
1) . الزام الناصب، ج 1، ص 197، به نقل از: اعلام الورى.
2) . سيدهاشم بحرانى، حلية الابرار، قم، دارالكتب العلميه، 1356، ج 2، ص 620 .
3) . مىفرمايد: «ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب آسمانى و ميزان شناسايى حق از باطل و قوانين عادلانه نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند...». حديد: 25.
قدرى گسترده است كه هرگز خونى به ناحق ريخته نشود و خوابيدهاى [به ستم] بيدار نشود.(1)
با توجه به مفهوم گسترده عدل كه مسائل مادى، معنوى و اعتقادى جامعه را دربرمىگيرد، هرگونه اعتقاد و رفتار خلاف حقيقت، ستم به شمار مىرود. در جامعهاى كه عدل فراگير شود، هيچگونه گناهى نخواهد گرفت؛ زيرا اقتدار حكومت مهدوى تا به آنجاست كه پس از گذشت زمانى، همه مردم پاىبند به احكام دين مىگردند و در نتيجه، بر اثر رشد عقلى و معرفت دينى در جامعه مرتكب گناه نمىشوند. اين همان آموزه و هدف نهايى رسالت پيامبران استكه در بحث حكومت حضرت مهدى(عج) به آن آموزهها مىپردازيم.
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآلهدر خطبه تاريخى و با اهميتترين خطبه خويش كه خطبه غدير بود، اماممهدى(عج) را «ظاهركننده دين» و «انتقامگيرنده از ستمكاران» و «يارىكننده دين خدا» معرفى كرد.(2)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله در بيانى ديگر مىفرمايد:
چنان عدل را ظاهر كند كه زندگان برگشت مردگان را آرزو كنند [تا در دولت عدل مهدى(عج) زندگى كنند(3)
و به خدا سوگند، مهدى(عج) عدالت را همانگونه كه سرما و گرما وارد خانهها مىشود، وارد خانههاى مردمان مىكند.(4)
از اين حديث شريف درمىيابيم كه با شيوه و مديريتى حضرت مهدى(عج)، عدالت در سرتاسر گيتى برقرار مىشود و حتى افراد در خانه و سيره فردى خود بر مبناى عدل عمل مىكنند. اين موضوع از وجود برنامهريزى و رشد فكرى و تربيتى در دوران امام مهدى(عج) حكايت مىكند. پيامبر خدا درباره عدل مهدوى فرمود:
خداوند، مردى از بهترين مردان و پاكترين عترت مرا برمىانگيزد كه سرا پا عدل و بركت و پاكى است. از كوچكترين حقكشى و ستم، چشم نمىپوشاند. از فرمان خدا پيروى مىكند و با كسى حسابخويشاوندى ندارد... .(1)
1) . سيد ابن طاووس، ملاحم، باب 52، ص 132.
از آنجا كه غيبت امام دوازدهم بر شيعيان، سخت و دشوار و احتمال دچار شدن آنان در اين زمان به حيرت و سرگردانى بسيار بود، پيامبر و امامان معصوم عليهمالسلام پيش از آغاز غيبت، با سخنان نورانى خود، علل غيبت، فتنههاى آن و فضيلت ثابت قدمان در آن دوران را گوشزد مىكردند. در روايتهاى فراوانى از پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله بهمسائل گوناگون مربوط به دوران غيبت و مسائل فرهنگى و عقيدتى و فتنههاى آن پرداخته شده است. حضرت محمد صلىاللهعليهوآله در فلسفه غيبت فرمود:
اى جابر! غيبت او امر الهى و سرّى از اسرار خداوندى است كه سرّش بر بندگان پوشيده شده است.(1)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
قائم از فرزندان من است. مردم را به شريعت و ملت من استوار مىسازد و آنان را به كتاب خداى عزوجل فرا مىخواند. پس هر كس از او اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و هر كس در
1) . بحارالانوار، ج 51، ص 85.
ايام غيبتش، او را انكار كند، مرا انكار كرده است. هر كس او را تكذيب كند، مرا تكذيب كرده و هر كس او را تصديق كند، مرا تصديق كرده است. به خدا شكايت مىكنم از تكذيبكنندگان من در مورد مهدى(عج) و انكاركنندگان سخنم در مورد ايشان و گمراهكنندگان امتم از طريق مهدى(عج) و ستمكاران به زودى خواهند دانست چه فرجام بدى خواهند داشت.(1)
اعتقاد به مهدى(عج) در اين حديث شريف در كنار اعتقاد به نبوت پيامبر اسلام آمده و انكار آن، انكار نبوت خاتمالانبيا شمرده شده كه همسنگ كفر است. پيداست كه به حكم عقل و حكمت الهى، قيام دولت مهدوى كه تحقق بخش آرمان همه پيامبران است، بايد صورت گيرد. اگر چنين نباشد، دعوت رسولان و فرستادن كتابهاى آسمانى،بيهوده خواهد بود؛ زيرا هدف از تمام اينها، برقرارى عدل در جهان است.
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله در حديث نورانى ديگرى فرمود:
اگر نماند از دنيا مگر به قدر يك روز، خدا آن روز را طولانى كند تا مردى از خاندانم ظهور كند و عدالت را بر جهان حاكم سازد.(2)
جابر نقل مىكند كه پيامبر فرمود:
بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من است. خدا آنان را دوست دارد و مرا به دوست داشتن آنان امر كرده است؛ على بن ابىطالب و حسن، حسين و مهدى(عج)... .(3)
دوست داشتن مهدى(عج)، دستور خداست و پيامبر، مأمور به دوستى اوست و اين فريضه الهى است. پس بايد به او عشق بورزيم؛ كه عشق به همه خوبىهاست. حضرت محمد صلىاللهعليهوآله در حديث ديگرى مىفرمايد:
خوشا به حال آنكه با مهدى(عج) ديدار كند. خوشا به حال كسى كه مهدى(عج) را دوست داشته باشد و به امامتش اعتراف كند.(1)
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود:
پيش از برپايى قيامت، فتنهها چون سياهى شب تاريك باشد. در آن هنگام، مرد، صبح كند درحالىكه مؤمن است و شب كند در حالىكه كافرباشد و شب، مؤمن باشد و صبح، كافر شود.(2)
فتنههاى دوران غيبت چنان سنگين است كه بيشتر افراد از حق روىگردان مىشوند و ثابت قدمان بر حق اندكند. پيامبر اسلام فرموده است:
سوگند به خدايى كه مرا به رسالت برانگيخت، همانا ثابت قدمان بر امامت او در دوران غيبتش كميابتر از كبريت احمر باشند... .(3)
همچنين ايشان در جاى ديگرى فرمود:
در اعتقاد به امامت مهدى(عج) در دوران غيبت استوار نماند مگر بندهاى كه خدا قلبش را
به ايمان آزموده است(1)... نماند خانهاى مگر آنكه اين فتنهها به آن داخل شود و نماند مسلمانى مگر آنكه اين فتنهها به شدت به او برخورد كند.(2)
حضرت محمد صلىاللهعليهوآله درباره شدت فتنههاى آخرالزمان نيز چنين مىفرمايد:
در آخرالزمان، فتنهاى باشد كه مردم از هم جدا شوند (خوبان خالص از ناخالصان جدا شوند)، همانگونه كه طلاى ناب را در معدن از ناخالصىها جدا مىكنند.(3)
پيامبر اسلام درباره حكمرانى حاكمان گمراه و ستمكار پس از خودش و وظايف مؤمنان فرمود:
در آن برهه همچون اصحاب عيسى بن مريم پايدارباشيد كه پايدارى كردند و به اره بريده شدند و بر چوبه دار كشيده شدند. همانا مرگ در اطاعت خدا از زنده ماندن در معصيت خدا برتر است.(4)در آن ايام، قلب مؤمن در درون خود آب شود، چنانكه نمك در آب ذوب مىشود؛ زيرا منكرات را مىبيند و قدرت جلوگيرى و تغيير آن را ندارد. مؤمن در ميان آنها با ترس و لرزه راه مىرود كه اگر حرف بزند، او را مىخورند و اگر ساكت شود، دقمرگ مىشود.(5)
1) . منتخب الأثر، فصل 1، باب 8، ح 4.
2) . سليمان بن اشعث سجستانى، سنن ابى داود، دارالاحياء السنة النبويه، ج 4، ص 94، ح 4242.
3) . متقى هندى، كنزالعمال، بيروت مؤسسه الرساله، ج 14، ص 584، ح 39661.
4) . مجمع الزوائد، ج 5، ص 227.
5) . شيخ مرتضى حر عاملى، وسائل الشيعه، قم، آل البيت، چ 2، 1416 ه- . ق، ج 15، ص 349.
پيامبر اسلام فرموده است:
براى مردمان، زمانى مىرسد كه انسان، ميان ناتوانى و فساد مخيّر مىشود. هر كس چنين زمانى را درك كند، ناتوانى را بر فساد و تباهى ترجيح مىدهد.(1)مرد از همسرش اطاعت مىكند، ولى پدر و مادرش را نافرمانى مىكند و براى به هلاكت رسانيدن برادرش تلاش مىكند و به همسايهاش ستم مىكند و پيوند خويشاوندى را قطع مىكند و صداى فاجران بلند مىشود.(2)
استاد كامل سليمان درباره اين روايت مىنويسد:
شايد منظور از بلند شدن صداى فاجران، طنين انداختن صداى خوانندهها و نوازندهها در فضاى ممالك اسلامى باشد و شايد منظور اين باشد كه دوران، دوران فاجر است و صداى آنها، بلند و صداى مؤمنان، كوتاه است.(3)
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
در آخر امت من، مردانى پيدا شود كه زنهايشان همچون مردها بر روى زين سوار شوند، بر مياثر (تشكهاى نرم) سوار شوند و به مساجد مىروند. زنانشان در عين لباس پوشيدن، لخت و عور هستند و بر سرشان چيزى همانند كوهان استران لاغر است. آنها عطر بهشت را نمىشنوند. آنها را لعنت كنيد كه آنها از رحمت خدا به دور هستند.(4)
همچنين فرمود:
براى مردم زمانى مىآيد كه براى هيچ ديندارى دينش سالم نمىماند جز اينكه از كوهى به كوهى بگريزد و همچون روباه، بچهاش را بردارد و از لانهاى به لانهاى ديگر پناه برد. در چنين زمانى، انسان در تأمين معاش خود ناتوان است، مگر اينكه خدا را به غضب آورد. در چنين برههاى، هلاكت انسان به دست همسر و فرزندانش صورت مىگيرد و اگر زن و فرزندى نداشته باشد، به دست پدر و مادرش كشته مىشود. اگر پدر و مادر نيز نداشته باشد، به دست خويشان و همسايگانش هلاك مىشود، او را با تنگى معيشت مورد سرزنش قرار مىدهند تا خود را به جاهايى وارد كند كه موج هلاكت او باشد.(1)
امام صادق عليهالسلام فرمود: رسول خدا صلىاللهعليهوآله به على عليهالسلام فرمود كه: يا على بدان كه كسانى كه يقين ايشان در دينشان بيشتر باشد قومى هستند كه در آخرالزمان بيايند. ايشان مرا نمىبينند و حجت خدا هم از ايشان غايب باشد ولى با اين وجود باديدن سياهى بر روى سفيدى [ديدن احاديث و قرآن ]ايمان مىآورند.(2)
باز در جمع صحابه فرمود: بعد از شما قومى بيايند كه بر يك نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما باشد. گفتند يا رسول اللّه ما همراه تو در بدر و احد و حنين جنگيديم و در مورد ما قرآن نازل شد!؟ پيامبر فرمود: همانا اگر بر شما مىرسيد آنچه بر آنها مىرسد نمىتوانستيد همچون آنان استوار و صابر [بر
دينتان] باشيد.(1)
پيامبر ختمى مرتبت معتقدين به حضرت مهدى در عصر غيبت را ستوده و اين استوارى بر عقيده و عدم گرايش به انحرافات عقيدتى را بر آنان تبريك گفته و مىفرمايد:
خوشا به حال كسانى كه قائم اهل بيتم را درك كنند و قبل از ظهورش به او اقتدا كرده و پيرو او باشند و به امامت او و امامان هدايت قبل از او معتقد باشند و از دشمنانش به سوى خدا تبرى جويند. آنان دوستان من و گرامىترين امتم بر من هستند.(2)
و امام باقر عليهالسلام فرمودند:
روزى رسول خدا صلىاللهعليهوآله در جمع ياران دو مرتبه فرمود: خدايا برادرانم را به ملاقات من برسان. پس كسانى كه در اطراف پيامبر بودندگفتند: آيا ما برادران تو نيستيم؟ فرمود: نه، شما اصحاب من هستيد. برادرانم قومى هستند كه در آخرالزمان بيايند و نديده به من ايمان بياورند و خدا آنان را به اسم و اسم پدرشان پيش از تولدشان به من معرفى كرده است. استوارى آنان بر دينشان سختتر از دست كشيدن به قتاد [گياهى پرخوار] در شب ظلمانى باشد و سختتر از نگهداشتن زغال گداختهاى در دست است. آنان چراغهاى درخشانى هستند كه خدا آنان را از هر فتنه تاريك نجات دهد.(3)خوشا به حال شكيبايان در غيبت او و ثابت قدمان بر محبت او كه خداى تبارك و تعالى در كتابش در وصف آنها فرمود: اين قرآن خدايت است
براى پرهيزكاران، آنان كه به غيبت ايمان مىآورند.(1)
ايمان و پيروى بدون شناخت و معرفت به دست نمىآيد و معرفت، زمينه را براى ايمان و پيروى آماده مىكند. از اين رو، روايتهاى متواترى در لزوم شناخت امام زمان از پيامبر اسلام رسيده كه نشناختن امام زمان را با برابر كفر دانسته است. پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله فرمود:
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است.(2)هر كس فرزند مرا در زمان غيبتش انكار كند، به مرگ جاهلى مرده است.(3)مقصود از شناختى كه پيامبر اسلام آن را واجب كرده و نداشتن آن را با مرگ جاهلى برابر دانسته، شناخت تمام ويژگىهاى آن حضرت است. تنها شناخت نام و نسب خانوادگى كافى نيست؛ چون همگان حتى مخالفان امامان، آنان را به نام و نسب و ويژگىهاى اخلاقى مىشناسند و با اين حال اهل دوزخ هستند. شناختى كه در حديث نبوى واجب شمرده شده، از دو عنصر تشكيل شده است و در صورت نبود يكى از آنها به دست نمىآيد:
الف) شناخت همه ويژگىهاى امام عصر به همراه اهداف و آرمانهاى
ايشان و آشنايى با معارف مكتب اهل بيت عليهمالسلام.
ب) در مرحله بعد، اطاعت او را واجب بداند و در گفتار و رفتار از امام عصرش پيروى كند. پس او را امام و مقتداى خود بشناسد و در پى به دست آوردن رضايت آن حضرت باشد، به گونهاى كه سبب سالم ماندن اعتقاد از شبهههاى ملحدان گمراه كننده باشد.
امام باقر عليهالسلام در ادامه روايت نبوى مىفرمايد:
هر كس بميرد در حالىكه به امام زمانش معرفت دارد، تقدّم يا تأخير در اين امر [ظهور حضرت مهدى(عج) و دولت آل محمد] به او آسيب نرساند و هر كس امام زمان خود را بشناسد، همچون كسى است كه در خيمه قائم با آن حضرت باشد.(1)
حضرت محمد صلىاللهعليهوآله فرمود: «برترين اعمالامتم، انتظار فرج از درگاه ربوبى است.»(2)انتظار تنها يك حالت و اعتقاد نيست. انتظار، تلاش، حركت و عملآفرين است. انتظار؛ يعنى تلاش و زمينهسازى براى ظهور. در روايتى ديگر، پيامبر اسلام، انتظار را برترين جهاد دانسته و فرموده است: «با
فضيلتترين جهاد امتم، انتظار فرج است».(3)
انتظار و حركت با هم هستند؛ چون انتظار، عامل و علت حركت است و مورد انتظار هرچه مقدستر و عالىتر باشد، انتظارش، مقدستر و عالىتر خواهد بود. ارزش افراد به انتظارشان شناخته مىشود. از آنجا كه تحقق دولت عدل مهدوى، عالىترين و مقدسترين آرمان الهى است، پيامبر خاتم، انتظار فرج را برترين كارها و جهاد بيان كرده است.
آنچه ضرورت زمينهسازى براى ظهور حضرت مهدى(عج) را آشكار مىكند، اين روايت پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله است كه فرمود: «قومى از مشرق زمين خروج مىكنند و مقدمات حكومت و دولت مهدى(عج) را آماده مىكنند».
از اين روايت چنين برمىآيد كه دولت امام زمان به مقدماتى نياز دارد كه منتظران بايد آن را فراهم آورند و تا زمينه فراهم نشود، ظهور محقق نخواهد شد.
منتظر براى رسيدن به هدف بايد شوق داشته باشد. وقتى شوق و عشق رسيدن به هدف تحقق يافت، در پى آن، طلب زاييده مىشود و هر كس طلب كند، به هدف مىرسد. در بيان نورانى پيامبر اسلام چنين آمده است:
مردم [ظهور] مهدى(عج) را آرزو مىكنند و در طلبش برمىآيند. پس در آن هنگام، مهدى(عج) با پرچم نبوى از مكه ظاهر مىشود. پس دو
ركعت نماز مىخواند. بعد از آنكه مردم از ظهورش نااميد شدهاند... .(1)
1) . كنز العمال، ج 14، ص 590، ح 39673.
با توجه به اين حديث، مهدى(عج) زمانى ظهور مىكند كه همه مردم او را بخواهند و آمدن او آرزويشان باشد.
غيبت امام به معنى نبودن او در جامعه نيست، بلكه حضرت از پشت پرده غيبت، پشتيبان هواداران خود است و آنان را در راه رسيدن به هدفهاى الهى يارى مىدهد. حضرت در توقيع شريف فرموده است:
ما در مراعات شما كوتاهى نمىكنيم و شما را فراموش نمىكنيم. اگر نبود حمايت ما، شر و بدى بر شما وارد مىشد و دشمنان بر شما چيره مىشدند.(1)
جابر بن عبداللّه انصارى مىگويد:به پيامبر گفتم آيا شيعيان در دوران غيبت از او سود مىبرند؟ حضرت فرمود:
سوگند به خدايى كه مرا به نبوت برانگيخت، شيعيان از نور حضرتش بهره مىبرند و در روزهاى غيبتش از نور ولايتش بهرهمند مىشوند، مانند بهرهگيرى مردم از آفتاب پشت ابر... (يعنى هر چند خودش را نمىبينند، ولى به نورش زندگى مىكنند)، همانگونه كه در روز ابرى، مردم آفتاب را نمىبينند، ولى به نور او زندگى مىكنند. همانگونه كه همه موجودات از نور آفتاب بهره مىبرند، در دوران غيبت نيز همه موجودات از نورش استفاده مىكنند و بىوجودش زندگى امكانپذير نيست.(2)
خورشيد در پشت ابر همچنان از پرتوافشانى باز نمىماند. خورشيد امامت هم در پس پرده غيبت به تربيت نفوس و پاسدارى از دين مشغول است و
توجه غايبانهاش جارى است. مَثَل او مَثَل يوسف است كه فرمود: «فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ».(1)
ياران مهدى(عج) نشانههايى دارند كه به آنها شناخته مىشوند. آنان كه مىخواهند از ياران حضرت باشند، بايد بكوشند خود را به آن صفتها بيارايند. پيامبر اسلام در وصف ياران حضرت فرمود: « ... آنان عابدان شب و شيران روز هستند. قلوبشان چون آهن، محكم و انعطاف ناپذير است... ».(2)
در حديثى ديگر، ياران حضرت را 313 نفر به تعداد اصحاب بدر مىداند و آنان را به گنجهاى گرانقيمت تشبيه مىكند.(3)پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآلهدر حديث ديگرى، دو ويژگى براى ياران حضرت مهدى(عج) بيان مىكند كه منتظران حضرتش بايد در دوران غيبت بكوشند خود را به اين دو ويژگى بيارايند تا بتوانند در شمار ياران آن حضرت قرار گيرند. پيامبر اسلام فرمود: «ياران مهدى(عج) در جنگها حملهور و در اطاعت حضرت مهدى(عج) بسيار كوشا هستند».(4)
بنابراين، نشانه ياران حضرت مهدى(عج)، شجاعت و برخوردارى از ايمان راسخ و سختكوشى در اطاعت از آن حضرت است، به گونهاى كه در همه كارها هدفشان جلب رضايت حضرت مهدى(عج) باشد.
يكى از نشانههايى كه از نزديك شدن انقلاب عظيم مهدوى حكايت مىكند؛ فراگير شدن جور و ستم در سرتاسر جهان است كه در برخى روايتها چنين تعبيرى به چشم مىخورد: «جهان را از عدل پر مىكند پس از آنكه از جور و ستم پر شده باشد».
مردم از جور و ستم به ستوه مىآيند، در حالىكه پناهگاهى نمىيابند. اين از نشانههاى رخدادن انقلاب بزرگ بشرى است. در برخى روايتهاى نبوى، جزئيات فسادها در آن برهه تاريخ آورده شده است كه نمونههاى آن را بيان مىكنيم:
زمانى بر امتم بيايد كه نماند از قرآن جز نوشتارش و از اسلام جز نامش مردمانى كه مسلمان ناميده مىشوند، از اسلام به دور هستند. ظاهر مساجد، آباداست، ولى از هدايت به دور باشد ... .(1)
زمانى بر امتم بيايد كه امام جماعت [صالحى] پيدا نكنند كه بر او اقتدا
1) . بحارالانوار، ج 52، ص 190.
كنند.(1)
چنان بلايى اين امت را فرا مىگيرد كه از شدت ستم، در جستوجوى پناهگاهى باشند، ولى هرگز بدان دست نيابند. در اين هنگام، خداوند، مردى از اهلبيتم را مىفرستد كه زمين را از عدل پر مىكند، همانگونه كه از ستم پر شده بود.(2)
در شب معراج، از خداى جل و علا از وقت ظهور حضرت مهدى(عج) پرسيدم. خداى تعالى وحى فرستاد: آن وقت كه علم از ميان برود و جهل آشكار شود؛ قاريان قرآن زياد شوند و عملكنندگان بدان كم شوند؛ قتل شايع شود؛ دانشمندان راستين و هدايتگر، كمياب و دانشمندان گمراهى و جور و فساد، زياد شوند. مكر زياد شود و همه به منكر امر و از معروف نهى مىكنند. مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند. اميران، كافر و اوليايشان، فاجر و يارانشان، ستمگر و صاحبان رأى و انديشه، فاسق شوند... .(3)
زمانى بر امتم بيايد كه باطن آنها پست و ظاهرشان نيكو باشد و تظاهر به خوبى كنند براى رسيدن به دنيا... پس دعا كنند و به اجابت نرسد.(4)
خروج دجال در حديثها و متون دينى شيعه و سنّى، از نشانههاى ظهور شمرده شده است. در روايتهايى، مردم را از گرفتار شدن در دامهاى او هشدار دادهاند و براى او ويژگىهايى آمده است. او در سال قحطى و سختى، خروج خواهد كرد. يك چشم در وسط پيشانىاش دارد كه چون ستاره صبح درخشنده باشد و با صداى خود به آواز بلند به گونهاى كه همه آفريدگان ميان شرق و غرب، صدايش را بشنوند، ندا مىدهد كه به سوى من آييد كه منم خدايى كه همه چيز را آفريده است. در روز نخست، هفتاد هزار نفر از ساحران جن و انس و ابليس پيرامون او گرد مىآيند. تمام خوردنى و نوشيدنىها با او خواهد بود... پس بر الاغ سوار مىشود و شيطانها با آلتهاى لهو و موسيقى با وى همراه مىشوند. زنا و لواط و ديگر محرمات را حلال مىكند، بهگونهاى كه انواع فسق و فجور و بىعفتى، زمين را مسخّر مىكند. كسى كه عيسى بن مريم پشت سر وى نماز خواهد خواند، او را از ميانخواهد برد.(1)
در ميان دو چشم وى نوشته شده كه او كافر است و هر كس كه از عمل دجال بيزار باشد، آن را مىخواند.(2)سرعتش چون سرعت باران در هواى توفانى است. به سوى قومى مىآيد و آنها را به خود دعوت مىكند كه آنها او
را تكذيب مىكنند. دجال باز مىگردد و اموال آن قوم از ميان مىرود و صبح مىكنند، در حالىكه هيچ مالى ندارند. پس دوباره به سوى آن قوم مىآيد. آن قوم او را تصديق مىكنند و به او مىپيوندند. به آسمان امر مىكند باران بباراند و به زمين امر مىكند گياه بروياند، به امرش، خرابه، گنجهاى پنهان خود را ظاهر مىكند... .(1)
در اينجا بايد به دو نكته توجه كنيم:
اول اينكه بيشتر مطالب و صفتهايى كه درباره دجال آورده شده، مربوط به مصادر اهل سنت است و در مصادر [اوليه ]شيعه جز مطلب اندكى به چشم نمىخورد، ولى حديثهاى نقل شده در مصادر عامه و در وصف دجال از حد شمارش فزون است.(2)دوم اينكه اصل داستان خروج دجال در آخرالزمان را نمىتوان انكار كرد، ولى بايد توجه داشت كه آيا دجال، فرد مشخصى است كه در آخرالزمان براى گمراهى مردم خروج مىكند يا اين سخنان كنايه از نوعى فرهنگ و ايدئولوژى است كه سبب انحراف مردم از دين و گرايش آنان به فساد و تباهى مىشود.
صفتها و نشانههايى كه براى دجال آمده، به تعبيرهاى نمادين و كنايهاى بىشباهت نيست كه صفتهايى از نظام فرهنگى، روحى و اقتصادى ضد انسانى و اسلامى حكايت مىكند كه در آخرالزمان حاكم مىشود. برخى
انديشمندان اسلامى نظريه دوم را باور دارند.(1)
خروج سفيانى نيز از نشانههاى حتمى ظهور حضرت مهدى(عج) است. امام رضا عليهالسلام فرمود: «آمدن سفيانى يك امر حتمى است.»(2)
چگونگى خروج سفيانى در حديثهاى نبوى اينگونه آمده است:
فتنهاى ميان اهل مشرق رخ مىدهد. در اين هنگام، سفيانى از صحراى خشكى خروج مىكند تا به دمشق برسد. لشكرى به سوى مشرق و لشكرى ديگر به سوى بغداد مىفرستد. بيش از سه هزار نفر را مىكشند و به بيش از صد زن تجاوز مىكنند. لشكر دومى به مدينه مىرسد. پس از سه روز متوجه مكهشوند؛ چون به «بيداء» مىرسند، به امر خدا، جبرئيل فرود مىآيد و پايش را بر زمين مىزند زمين آنها را در خود فرو كشد.(3)
در حديث ديگرى از پيامبر اسلام در وصف سفيانى چنين آمده است:
اى على! ده چيز پيش از قيامت اتفاق مىافتد. آيا درباره آن از من نمىپرسى؟ گفت: آرى يا رسول اللّه. فرمود: اختلاف [بين مردم]، و قتل اهل مكه و مدينه، پرچمهاى سياه و خروج سفيانى... و مردى از خاندان ما ظهور مىكند كه ميان زمزم و مقام با او بيعت مىكنند كه نيكان از عراق و ابدال از شام و نجيبان از مصر و مردمانى از يمن به سويش مىشتابند. عدد يارانش به تعداد اصحاب بدر است... پس انصار سفيانى در پى ايشان باشند و هدفشان كشتن همان كسى
است كه ميان مقام و زمزم با او بيعت شده است. پس به سوى لشكر سفيانى مىشتابند و آنان را مىكشند... .(1)
نداى آسمانى، يكى ديگر از نشانههاى ظهور حضرت مهدى(عج) كه هم زمان و متصل به ظهور مهدى(عج) رخ مىدهد و در حديثهاى گوناگون از آن خبر داده شده است. حذيفه مىگويد كه شنيدم رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود:
چون وقت ظهور قائم(عج) شود، منادى از آسمان ندا دهد: اى مردم! سلطه ستمگران از شما رفع شد و برترين امت محمد صلىاللهعليهوآله امور شما را به دست گرفت. پس به مكه رفته و به او مىپيوندند... .(2)همچنين فرمود:
چون مهدى(عج) ظهور كند ملكى بر بالاى سرش ندا دهد: اين مهدى(عج)، خليفه خداست. از وى پيروى كنيد.(3)
پيامبر در روايت ديگرى از اين راز پرده برداشت و به بيان جايگاه امامت و وضع شيعيان در دوران غيبت پرداخت و فرمود:
خداوند مىفرمايد: عذاب خواهم كرد هر كسى را كه از امامى كه از سوى من نيست، پيروى كند، هر چند نيكوكار باشد و رحم خواهم كرد بر بندهاى كه از امام عادل كه از سوى ماست، پيروى كند، هر چند گنهكار باشد. پس از من فتنههاى كور و گمراهكنندهاى خواهد بود كه هر كس به آن اعتماد كند، در آن گرفتار شود و اين در زمان فقدان پنجمين فرزند از فرزند هفتمين فرزند توست. آسمان و زمين بر غيبت او
اندوهگين مىشوند و چه بسيار مؤمنانى كه در تأسف و ناراحتى و حيرانى باشند... پدر و مادرم فداى همنام و شبيه من و شبيه موسى بن عمران باد. بر او پرتوهايى از نور باشد كه از قدس ربوبى شعاع مىگيرد. گويا مىبينم درحالىكه از آمدنش نااميدند، ندايى [از آسمان] داده مىشود كه رحمت بر مؤمنان و عذاب بر منافقان. سه ندا به گوش مىرسد: اولى در ماه رجب كه ندا مىدهد: «لعنت خدا بر ظالمان باد.» نداى دوم مىگويد: «او به زودى مىآيد.» در مرتبه سوم، پيكرى در نزديكى خورشيد مىبينند كه ندا مىدهد: «همانا خدا فلانى فرزند فلانى را مبعوث كرد كه با آمدنش، ستمكاران هلاك مىشوند.» در آن هنگام فرج رخ مىدهد... .(1)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
در ماه رمضان فريادى شنيده مىشود. در ماه شوال، قبيلهها در برابر يكديگر صفآرايى مىكنند. جنگ و جدال در ماه ذىقعده رخ مىدهد. در ماهذىحجه، حاجيان قتل و غارت مىشوند. در ماه محرم خونها جارى مىشود. تو چه مىدانى چه محرمى! و هرگز نمىتوانى درك كنى، نه هرگز. محرمى كه فتنهها و شورشها برمىخيزد و انسانها دسته دسته در هرج و مرج كشته مىشوند. آنگاه منادى از آسمان ندا مىدهد: «فلانى پسر فلانى مهدى(عج)، قائم آل محمد است. به فرمان او گوش فرا دهيد و از او پيروى كنيد.» اين صدا، صداى جبرئيل است كه بامداد روز رهايى در ميان آسمان و زمين چنين ندا خواهد كرد.(2)
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله در جاى ديگر مىفرمايد:
پس از من، چهار فتنه بر شما فرود آيد كه در اولى خونها مباح مىشود. در دومى خونها و ثروتها مباح مىشود. در سومى، خونها و ثروتها و ناموسها مباح مىشود. در چهارمى، آشوبى كور و كر جهان را مضطرب سازد، چنانكه كشتى غولپيكر آبهاى مجاور را مضطرب مىكند. اين فتنه، شام را زير پر مىگيرد و عراق را مىپوشاند و در جزيرهالعرب،
دست و پا مىزند. مردم تلخى حوادث و فشار آشوب را لمس مىكنند، چنانكه پوست به هنگام دباغى شدن فشار را لمس مىكند. كسى قدرت يك كلمه سخن گفتن را نخواهد داشت. اين فتنه در نقطهاى آرام نمىيابد، جز پس از آنكه در نقطهاى ديگر بيداد كند.(1)
پيامبر اسلام در ترسيم اين وضع اسفبار و هشدار به امت اسلامى از گرفتار شدن در چنگال بيگانگان، از اين فتنه خبر داده وعامل اين سلطه را سستى و متحد نبودن مسلمانان بيان كرده است:
نزديك است كه ملتها براى بردن منابع شما در اطراف شما گرد آيند و مانند گوشت قربانى، منابع شما را ميان خود تقسيم كنند. آن روز تعداد شما بسيار زياد است، ولى همانند خس و خاشاك روى كف سيل هستيد (اراده و قدرتى از خود نداريد و با امواج جامعه حركت مىكنيد). خداوند، هيبت شما را از دل دشمنانتان بيرون مىآورد و سستى و تنبلى بر دل شما سايه مىافكند. به دنيا علاقهمند مىشويد و از مرگ مىگريزيد.(2)
حضرت محمد صلىاللهعليهوآله در بيان ديگرى نيز فرمود:
سوگند به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست، افرادى زمام امور امت را در دست مىگيرند كه اگر مردم سخن بگويند، آنها را مىكشند. اگر ساكت شوند، همه چيز آنها را مباح مىشمارند. ثروت آنها را تاراج مىكنند؛ به حريم آنها تعدى مىكنند؛ خون آنها را مىريزند؛ دل آنها را با ترس و وحشت پر مىكنند. آنها را ترسان و لرزان مىيابى و جز وحشت و اضطراب در آنها نمىبينى. در آن هنگام، گروهى از شرق و گروهى از غرب مىآيند و
سرنوشت آنها را به دست مىگيرند. آن روز واى بر ضعيفان امت من از دست آنها... .(1)
امروز شاهد سلطه غرب و شرق بر امور مسلمانان هستيم. عامل اين سلطه نيز بىلياقتى حاكمان كشورهاى اسلامى است كه به جاى مبارزه با استعمار، با مردم خود در ستيزند.
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله فرموده است:مشركان، مسلمانان را استخدام مىكنند و آنها را در شهرها خريد و فروش مىكنند و كسى از افراد صالح و فاسد از آنان بيزارى نمىجويد. اين گرفتارى خواهد بود تا همگان نااميد شوند و تصور كنند كه ديگر خدا گرفتارى آنان را نمىكند. آنگاه خدا، مردى را از بهترين فرزندان و عترت من برمىانگيزد كه سراپا عدل و بركت و پاكى است. از كوچكترين حقكشى چشم نمىپوشد و خدا به واسطه او، دين و اسلام و قرآن و اهل ايمان را عزيز مىكند... .(2)
از اين روايت چنين برمىآيد كه مسلمانان، خود، به اين سلطه تن مىدهند و براى رهايى از آن تلاش نمىكنند. اين روايتها در مقام بيان وضعيت مسلمانان در دوران غيبت است. پيامبر خاتم در حديثهايى از استوارى حق هر چند به صورت كمرنگ در طول قرنها خبر داد و فرمود:
پيوسته تا قيام قيامت، طايفهاى از امتم به خاطر حق مىجنگند و حق را ظاهر و استوار نگه مىدارند تا آنكه عيسى بن مريم از آسمان به زمين فرود آيد.(3)
در اين باره، حديثهاى گوناگونى از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و اهل بيت عليهمالسلامرسيده است كه به چند نمونه آن اشاره مىكنيم.
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
سه پرچم در يك سال، يك ماه و يك روز خروج مىكنند. سفيانى، خراسانى، يمانى كه پرچمىخالصتر از پرچم يمانى نيست؛ چون او براى حق فرا مىخواند.(1)
اين سه لشكر در شام با يكديگر روبهرو مىشوند.(2)
اين قيام پس از شكست سپاه سفيانى از سپاه خراسانى در عراق است و در هر دو سپاه خراسانى و يمانى، ياران حضرت مهدى(عج) هستند.
استاد كامل سليمان در معرفى سيد حسنى مىنويسد:
او سيد قريشى، هاشمى و حسنى است كه اندكى پيش از قتل نفس زكيه در مكه، همزمان با روزگارى كه سپاه سفيانى در عراق است و همزمان با ورود سپاه خراسانى از راه قصرشيرين و خانقين به عراق به شهادت مىرسد. سيد هاشمى، شخصيت ممتاز و بزرگوارى است كه رسول اكرم صلىاللهعليهوآله و امامان معصوم عليهمالسلام او را ستودهاند.(3)
نفس زكيه نيز لقب جوان هاشمى از آل محمد صلىاللهعليهوآله است كه در ميان قوم خود، مقامى بس والا دارد. در آغاز جنبش سفيانى به مدينه پناهنده مىشود و دومين گروه از لشكر سفيانى كه براى مقابله با دعوت حق و رويارويى با سپاه حضرت بقيهالله به سوى مدينه مىروند، او را به شهادت مىرسانند. نفس زكيه در مكه، بانگ دادخواهى و دعوت به سوى آل محمد صلىاللهعليهوآله را سر مىدهد. روز 25 ذىحجة الحرام، او را بدون هيچ گناهى
در ميان ركن و مقام مظلومانه مىكشند. به فاصله 15 روز از اين رويداد، قيام جهانى حضرت بقيهالله آغاز مىشود.(1)
پيامبر اكرم در اين باره مىفرمايد:
مهدى(عج) خارج نمىشود تا نفس زكيه كشته شود. چون نفس زكيه كشته شود، ساكنان آسمان و زمين برآنها غضبناك مىشوند. آنگاه مهدى(عج) ظهور مىكند.(2)
«سيد خراسانى، سيد حسينى است. سيد هاشمى پيش از مراسم بيعت كشته مىشود، در حالىكه سيد خراسانى يك ماه بعد با حضرت بقيهاللّه بيعت مىكند. سيد هاشمى (حسنى) و سيد خراسانى (حسينى) پرچم هدايت را از شرق ايران به اهتزاز در مىآورند. سيد هاشمى كشته مىشود و سيد خراسانى با همه سپاهيانش با حضرت بقيهاللّه بيعت مىكند».(3)
رسول اكرم صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
گويى دو سيد حسنى و حسينى (خراسانى) را با چشم خود مىبينم كه هر دو آن پرچم هدايت را به اهتزاز در مىآورند و سيد حسينى (خراسانى)، آن را به امام تسليم مىكند و خود با او بيعت مىكند.
پيامبر خدا در حديث ديگرى مىفرمايد:
پرچمهاى سياهى از مشرق به اهتزار درمىآيند و با مردى از اولاد ابوسفيان مىجنگند و
زمينه فرمانبردارى از مهدى(عج) را فراهم مىكنند.(1)
عبدالله بن مسعود از پيامبر چنين نقل مىكند:
ما اهل بيتى هستيم كه خدا آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داد. همانا پس از من، اهل بيتم، مظلوم و آواره شوند تا آن زمان كه پرچمهاى سياهى از مشرق زمين ظاهر شود. پس آنان حق را بخواهند، ولى به آنان ندهند. براى بار دوم و سوم، حق خود را بخواهند، ولى به آنان ندهند. پس آنان جنگ كنند و پيروز شوند و حق خود را بگيرند. پس هر كس آن زمان را درك كند، به سوى امامى از اهل بيتم[رهبر آن قيام] بيايد، هر چند با راه رفتن بر روى برف؛ كه آن پرچمها، پرچم هدايت است. پس آنان حق را مىگيرند و به مردى از اهل بيتم كه همنام من است، تسليم مىكنند.(2)
پيامبر در حديثى ديگر، محل خروج اين پرچمها و قيام اين مردم را خراسان معرفى مىكند(3)و در وصف آنان نيز مىفرمايد: «قلبهاى آنها چون آهن محكم و استوار است».(4)
«پس عيسى بن مريم در كنار در شرقى دمشق فرود مىآيد. يهود به سويش مىروند و مىگويند: ما اصحاب تو هستيم. پس مىگويد: دروغ مىگوييد. سپس نصارا به سويش مىآيند و مىگويند: ما اصحاب تو هستيم. پس
مىگويد دروغ مىگوييد. پس به سوى مسلمانان مىآيد، در حالىكه خليفه آنان [حضرت مهدى(عج)] با آنان نماز مىخواند. پس پشت سر آن امام براى نماز مىايستد و مىگويد: رضايت خدا با توست و من به عنوان وزير براى شما برانگيخته شدهام».(1)
در حديث ديگرى چنين مىخوانيم: «مسيح هنگام طلوع صبح نزول مىكند. صليب را مىشكند، خوك را مىكشد و دجال را به هلاكت مىرساند و اموال قائم را از او پس مىگيرد و در پى حضرتعيسى، اصحاب كهف حركت مىكنند و عيسى، وزير راست حضرت قائم و حاجب و نايب اوست».(2)
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله در اين باره فرمود:
مهدى(عج) از نسل من است كه چون ظهور كند، عيسى بن مريم براى يارى او فرود مىآيد و پشت سرش نماز مىخواند.(3)
حضرت محمد صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: «با مهدى(عج) در ميان ركن و مقام بيعت كنند».(4)روزى رسول اكرم صلىاللهعليهوآله با علمى كه پروردگار به او داده بود، با
آگاهى از وضع مردمان در نسلهاى گوناگون، آهى كشيد و فرمود:
به خدا شكايت مىكنم از كسانى كه مرا در موضع او (حضرت مهدى(عج)) تكذيب كنند و گفتار مرا در حق او انكار كنند و امت مرا از راه او منحرف سازند. ميان ركن و مقام با او بيعت مىشود و فتوحات فراوانى به دست او انجام مىگيرد كه در روى زمين، كسى نمىماند جز اينكه به يكتايى خدا اعتراف كند و لا اله الا الله بگويد.(1)
پيامبر اسلام فرمود:
ظهور مىكند در حالىكه عمامه مرا بر سر و زره مرا در بر دارد و شمشيرم، ذوالفقار را حمايل كرده است و منادى ندا دهد: اين مهدى(عج)، خليفه خداست... .(2)
در دولت امام زمان، جامعه از نظر علمى، عقيدتى، اخلاقى و اقتصادى به تكامل مىرسد و در پرتو اجراى كامل قوانين الهى، در زمينههاى گوناگون رشد چشمگيرى خواهد داشت. توجه به ويژگىهاى حكومتى مهدى(عج) از آن نظر كه مىتواند در جهت دهى صحيح به جامعه كنونى ما مؤثر باشد، ضرورى است؛ چون ما هم مىتوانيم با الگوگيرى از سيرت حضرت، آموزههاى حضرت را به كار گيريم.
جامعه در دوران حكومت مهدى(عج) به تكامل علمى و فرهنگى دست مىيابد و در پى آن به رشد اخلاقى هم آراسته مىشود. پسهمه لغزشهاى اخلاقى از جامعه رخت برمىبندد. پيامبر اسلام درباره رشد علمى دوران حكومت حضرت مهدى(عج) فرمود:
... حتى زنان در درون خانهها بر مبناى كتاب خدا و سنت نبوى قضاوت كنند.(1)خدا به واسطه مهدى(عج)، زمين را پس از آكنده شدن به ظلمت و ستم، از نور و عدل پر مىكند و پس از پر شدن زمين از جهل، آن را از دانش پر مىكند.(2)
$$تكامل اقتصادى و اخلاقى
در دوران حكومت مهدى(عج) و در پى تكامل اخلاقى جامعه و برچيده شدن بساط ستم و شرك، عدالت در جامعه گسترش مىيابد و مردم در كمال آسايش و آرامش زندگى مىكنند. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در ترسيم اوضاع اقتصادى جامعه فرمود:
در دولت مهدى(عج)، امتم در چنان آسايش و نعمتى خواهند بود كه مثل آن را هرگز نديدهاند. آسمان باران فراوان مىفرستد و زمين نعمتهاى خود را ظاهر مىسازد و برترين ميوهها و نباتات را مىروياند.(1)مهدى(عج) بر كارگزارانش، سختگير در مال، بخشنده و با مسكينان، مهربان است.(2)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
مردم چنان درآمدى خواهند داشت كه هيچ كس به ديگرى نيازمند نباشد.(3)
مهدى(عج) از نسل على استكه خدا به واسطه او، زمين را به زمين ديگرى تبديل مىكند.(4)
مال نزد وى مانند خرمن انباشته باشد. هر مردى به خدمتش بيايد و بگويد: مهدى(عج) به من عطا فرما! مىفرمايد: بگير و هر چه بخواهد، به او مىدهد.(5)در دولت او اموال به قدرى زياد
مىشود كه مرد دنبال كسى مىگردد كه صدقهاى به او دهد، ولى كسى كه مال را به او عرضه مىكند، مىگويد: من نيازى بدان ندارم.(1)
پيامبر در بيان ديگرى مىفرمايد:
مردم دنبال كسى مىگردند كه از آنها هديهاى قبول كند و دنبال كسى باشند كه زكات مالشان را از آنها قبول كند، ولى نمىيابند و اين به آن جهت است كه همه مردم به فضل خدا غنى مىشوند.(2)
حضرت محمد مصطفى صلىاللهعليهوآله فرموده است:
در پايان روزگار امت من، خليفهاى مىآيد كه چون سيل بخشش مىكند و آن را نمىشمارد و آن هنگامى است كه اسلام با تمام جنبههايش اجرا شود.(3)
وقتى مهدى(عج) ظاهر شود، خدا از آسمان باران بباراند؛ زمين، گياهان خود را بروياند؛(4)آبها در دولت او زياد شود؛ نهرها امتداد يابد وزمين چندين برابر محصول دهد.(5)
پيامبر اسلام درباره تكامل اخلاقى و معنوى در دوران مهدوى فرمود:
به واسطه او، همه مردم به طاعت و بندگى خدا مىگروند و در اجراى احكام و خشوع به
درگاه خدا مىكوشند.(1)
خدا به وسيله او، باطل و دروغ را نابود مىگرداند و شدت زمانه را از ميان مىبرد و به سبب او، ذلت بندگى را از گردنهاى شما برمىدارد... .(2)
امام على عليهالسلام مىفرمايد: «از پيامبر پرسيدم: مهدى(عج) از خاندان ماست؟ فرمود: آرى... و به وسيله ماست كه خدا ميان مردم الفت و مهربانى را پس از دشمنى برقرار مىكند. همانگونه كه ميان آنها الفت برقرار كرد پس از دشمنى شرك.»(3)
از اين روايت چنين برمىآيد كه امت در پرتو دولت امام مهدى(عج)، همدل و مهربانند. از سوى ديگر، پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله، آسيب مهربان نبودن افراد جامعه را شرك و فتنه و اختلافهاى عقيدتى بيان مىكند. در دولت مهدوى، با ايجاد توحيد و ولايتمحورى جامعه، جهانىسازى به معنى واقعى خود به دست خواهد آمد.
پيامبر اسلام درباره رشد اخلاقى آن دوران مىفرمايد:
در دولت وى، كينه از بين مىرود.(4)او گنجهاى پنهان را استخراج و اموال را ميان مردم تقسيم مىكند... .(5)
از آنجا كه از ديدگاه اسلام، كمال فردى، اجتماعى و مادى و معنوى انسانها درهم تنيده شده است، سعادت نهايى بشر در تحقق چنين آرمانى است. اين مهم نيز تنها در دولت مهدوى تحقق پيدا مىكند. جهانىسازى در عرصه اعتقادى در دوران مهدى(عج) در پرتو آموزههاى اسلام رخ مىدهد.
يكى از ويژگىهاى دولت مهدوى اين است كه جهان توحيدمحور شود و جهانىسازى همراه با رواج دين صورت مىگيرد. در روايتهاى گوناگونى از معصومين از تحقق چنين آرمانى در دولت مهدوى خبر داده شده است كه نمونههاى آن را از زبان پيامبر اسلام مىآوريم:
اسلام را در سرتاسر جهان مشرق و مغرب و قبله و جنوب نشر مىدهد.(1)
خدا به وسيله او دين را به عرصه اجتماع برمىگرداند و به دست وى فتوحات مىكند و كسى بر روى زمين نمىماند مگر آنكه به توحيد معتقد است.(2)
در دولتش، قلبهاى مردم از پرستش لبريز مىشود و عدلش همه را فرا مىگيرد.(3)خدا به واسطه او دژهاى گمراهى را فتح مىكند و قلبهاى غلف (قلوبى كه از شنيدن حق و پيروى از آن كور هستند) را زنده مىكند و دين را در آخرالزمان بر پا مىكند، همانگونه كه من برپا كردم و زمين را از قسط و عدل پر مىكند آنگونه كه از ستم پر شده بود.(4)
سيرت و سنت او سيرت و سنت من است. مردم را بر دين و آيين من به پا خواهد داشت و آنان را به كتاب پروردگارم دعوت مىكند.(1)
يكى از كارهاى ديگر امام مهدى(عج) براى رسيدن به جامعه دينى، احياى كتاب خدا و سنت رسول خدا صلىاللهعليهوآلهاست كه در طول زمان به فراموشى سپرده شده و جز پوستهاى از آن باقى نمانده است.
پيامبر گرامى اسلام در اين باره مىفرمايد:
... و يأتى على اُمّتى زمانٌ، لايَبْقى مِنَ الاسلام اِلّا اسْمُهُ ولا مِنَ القرانِ اِلّا اسمُهُ فَحينئذٍ يَأْذنُ اللهُ تعالى بالخروجِ، فَيُظْهِرُ اللهُ الاِسلامَ به ويُجَدِّدُهُ.(2)
زمانى براى امت من فرا رسد كه از اسلام جز نام و از قرآن جز نقشى باقى نمىماند. در اين هنگام، خداوند بزرگ مرتبه به او اجازه قيام مىدهد و اسلام را با او آشكار و تجديد مىكند.
در آموزههاى اسلامى، اقليممحورى و نژادمحورى كه به عنوان مرزهاى جغرافيايى و سياسى كشورها شناخته مىشوند، اعتبار و ارزشى ندارد. اسلام، همه زمين را از آن خدا و وطن انسان مىداند و تشكيل حكومت واحد جهانى را در تحقق آرمان واقعى انسانها يك ضرورت اعلام مىكند. شالوده اين حكومت جهانى به وسيله پيامبر اسلام بنيان نهاده شد، ولى پس از پيامبر اين آرمان به حقيقت نپيوست؛ چون انديشههاى آن روز تحمل آن را نداشت.
امروزه جهانىسازى و حكومت واحد جهانى به عنوان يك ضرورت مطرح شده است و برچيده شدن مرزهاى جغرافيايى نياز امروز بشر به شمار مىرود. به همين دليل، مىبينيم كه اروپا، مرزهاى جغرافيايى خود را برمىدارد.
خداوند بزرگ نيز مهدى(عج) را براى چنين روزى ذخيره كرده است؛ روزى كه او آرمان جهانى شدن را كه از آرمانهاى نخستين اسلام است، در جهان عملى سازد. پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
سوگند به خدايى كه مرا برانگيخت تا مژده دهنده اسلام راستين باشم، اگر از عمر دنيا نماند جز يك روز، خداوند همان روز را طولانى كند تا فرزندم مهدى(عج) ظهور كند و عيسى با او به زمين آيد و پشت سرش نماز گزارد. آنگاه زمين با نور خدا روشن مىشود و حكومت (جهانى) مهدى(عج)، شرق و غرب جهان را فرا مىگيرد.(1)گسترش عدالت كه هدف اصلى بعثت پيامبران و ارسال كتابهاى آسمانى است، در دوران مهدى(عج) تحقق مىيابد. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود:
مهدى(عج) تمام اموالى را كه از صاحبانش به ستم غصب شده است، به صاحبانش برمىگرداند و حتى اگر زير دندان كسى باشد، آن را به صاحبش برمىگرداند.(2)
با توجه به بيان كنايى پيامبر، هيچ ستمى در جهان باقى نمىماند و دولت واحد جهانى بر محور عدل فراگير مىشود. در جهانىسازى مهدوى، اينگونه نيست كه فقط سود افراد يا گروه ويژهاى در نظر گرفته شود. پيامبر اسلام فرمود:
در ظهور مهدى(عج) همه اهل آسمان و زمين و پرندگان و وحوش و ماهيان دريا خوشحال مىشوند... .(1)
پيامبر اعظم صلىاللهعليهوآله در حديثى از خداى عزوجل مىفرمايد:
به واسطه مهدى(عج)، زمين را از وجود دشمنانم پاك مىكنم و شرق تا غرب جهان را زير سلطه او در مىآورم... مهدى(عج) دعوتم را آشكار مىسازد و مردمان را بر توحيد گرد مىآورد و مُلكش را تا آخر جهان، در ميان اوليايم تداوم مىبخشم!(2)
رسول خدا صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:از كرم و بركت مهدى(عج)، امنيت، شرق و غرب جهان را فرا مىگيرد، بهگونهاى كه حيوانات هم با هم رفيق مىشوند. شير با گوسفند و گرگ با گوسفند همراه مىشود و كودكان با مارها بازى مىكنند... .(3)
اين سخن پيامبر، بيان كنايى و رمزى است كه از برقرارى عدالت مهدوى حكايت مىكند. امنيت چنان در دولت مهدى(عج) فراگير است كه پيامبر اسلام در اين زمينه مىفرمايد: «[در دولت وى] خونى ريخته نشود و خوابيدهاى به [ستم] بيدار نشود».(4)
بر اساس دستور قرآن، شايسته است انسانها براى دورى از گمراهى، به ريسمان الهى كه همان اهلبيت عليهمالسلام هستند، چنگ بزنند. چون آدميان از اجراى دستور سر باز زدند، اين اختلاف و فتنه در جامعه اسلامى فراگير شد. با اين حال، مايه اميدوارى است كه اين آرمان قرآنى در دولت مهدى(عج) تحقق خواهد يافت. پس پيامبر اسلام فرمود: «مصيبت اهل بيت من در هنگام قيام قائم از ميان مىرود و مخالفينشان ذليل و ثناگويشان بسيار مىشوند».(1)
سيدهاشم بحرانى در حديثى از حضرت محمد صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
پس مهدى(عج)، كتابهاى آسمانى را از انطاكيه بيرون مىآورد و ميان اهل مشرق و مغرب حكم مىكند. ميان اهل تورات به تورات و اهل انجيل به انجيل و اهل زبور به زبور و اهل قرآن به قرآن قضاوت مىكند... .(2)
رسول خدا درباره شمار ياران آن حضرت فرمود:
يا على! وقتى كه قائم ما خروج كرد، سيصد و سيزده نفر مرد كه به قدر عدد اصحاب بدر باشند، بر گردش جمع مىشوند... .(3)
پيامبر در حديث ديگرى فرمود:
براى مهدى(عج) خزينههايى است نه از طلا و نقره، بلكه... آنان مردان نامدارىاند كه علامت و سيماى ايمان از صورتشان پيداست كه خداى تعالى آنها را از شهرهاى دور براى آن حضرت جمع مىكند كه سيصد و سيزده نفر باشند... ايشان در طاعت او سختكوش هستند.(1)
ايشان در وصف محبان و معتقدان به ولايت ائمه و مهدى(عج) مىفرمايد:
... مهدى(عج)، آنان را از هلاكت نجات مىدهد و بهشت را بر آنان مىگشايد. مثل آنها در روى زمين، مثل مشكى است كه بويش فضا را معطر مىكند و هرگز تغيير نمىكند و مثلشان در آسمان مثل ماهنورانى است كه هرگز خاموش نمىشود.(2)
از اين حديث چنين بر مىآيد كه اصحاب و ياران مهدى، مشعلهاى هدايت در جامعه هستند كه به نور آنان، مردم به جاده مستقيم راهنمايى مىشوند و عطرشان فضاى جامعه را از بوى خوش معنويت سرشار مىسازد. از سوى ديگر، ايشان در راه و طاعت مولاىشان سخت كوشند.
از آنجا كه مهدويت تنها راه فراروى انسان معاصر و آخرين كشتى نجات در جهان پرآشوب است، موضوع مهدويت بايد در رأس همه برنامهها و فعاليتهاى فرهنگى در رسانهها قرار گيرد. عظمت و اهميت بحث درباره مسائل مهدوى در عظمت و جايگاه امام مهدى(عج) ريشه دارد. هر قدر جوامع در نزديك شدن به آرمانهاى دولت مهدوى تلاش كنند، به همان اندازه به هماى سعادت نزديك شدهاند.
در اين راستا رسانههاى ملى، نقش مهمى دارند. رسانهها مىتوانند با گشودن دريچههاى معرفت به آرمانهاى آن امام وآگاه كردن جامعههاى اسلامى و نشاندادن تنها راه نجات، ما را به جامعه آرمانى و مدينه فاضله مهدوى نزديك كنند. ايجاد شوق عمومى در جامعه از شرايط اساسى تحقق ظهور به شمار مىرود.
رسانهها بايد با تبيين مسائل مهدوى، شبهههاى شيطانى دجالان زمان را كه مىخواهند در دوران غيبت، ناخداى كشتى ايمان را در دامهاى گمراهى گرفتار سازند، از ساحت ايمان، دور و از نفوذ افكار انحرافى به مرز كشور ايمان جلوگيرى كنند.
رسانهها مىتوانند با بازكاوى ظرفيتها و ضرورتهاى مسائل مهدوى، شناخت عميقى در تبار سلمان ايجاد كنند تا با برداشتن گامهاى بلند و پرصلابت، شرايط ظهورش را نزديك سازند.
از سوى ديگر، با توجه به ظرفيتها و قابليتهاى نامحدود مهدوى براى كار فرهنگى، هنرى و اعتقادى، بايد ميدان مناسب كار را براى برنامهسازان فراهم آورند. بنابراين، رسانهها مىتوانند با تدوين برنامههايى درباره مسائل گوناگون مهدويت، همچون صفتهاى ياران، وظايف منتظران، سيره اخلاقى، مديريتى، سياسى و اقتصادى حضرت مهدى؛ راهكارهاى دولت مهدوى در ساختن مدينه فاضله؛ آسيبهاى پرداختن نادرست به مسائل مهدويت و پىآمدهاى فرخنده اعتقاد به مهدويت؛ تشرفيافتگان و سيماى مهدى در قرآن و حديث در تبيين مسائل مهدوى قدم بردارند.اينگونه برنامهها مىتواند از جنبههاى گوناگون، سودمند باشد.
ابن حماد، نصير، الملاحم الفتن، بىجا، انتشارات مكتبة الحيدرية، چاپ اول، 1383.
ابن عربى، محيى الدين، الفتوحات المكية الحيدرية، بيروت، دار احياء التراث العربى، بىتا.
اربلى، على بن عيسى، كشف الغمة، بيروت، دارالكتاب الاسلامى، بىتا.
الهامى، داوود، آخرين اميد، قم، انتشارات مكتب اسلام، چاپ دوم، 1377.
بحرانى، سيدهاشم، حلية الابرار، قم، دارالكتب العلمية، 1356.
بياضى، على بن يونس، الصراط المستقيم، نجف، حيدريه، 1384 ه- . ق.
حائرى يزدى، على، الزام الناصب، بيروت، چاپ اول، اعلمى، 1422 ه- . ق.
حر عاملى، شيخ مرتضى، اثبات الهداه، تحقيق: ابوطالب تجليل، ايران، بىنا، بىتا.
----------------------- ، وسائل الشيعه، قم، آل البيت، 1416 ه- . ق.
حويزى، ابن جمعه، تفسير نورالثقلين، قم، اسماعيليان، چاپ چهارم، 1415 ه- . ق.
سليمان بن اشعث، سجستانى (ابىداوود)، سنن ابىداود، بيروت، دار الاحياء السنة النبوية، بىتا.
سنن ترمذى، ابن سوره، سنن ترمذى، بيروت، دارالفكر، 1421 ه- . ق.
سيد بن طاووس، الملاحم، بيروت، اعلمى، بىتا.
----------------------- ، برنامه سعادت، ترجمه: سيد محمدباقر گلپايگانى، بىجا، نشر مكتبة المرتضوية، بىتا.
شافعى، ابويوسف، عقد الدرر، قاهره، عالم الفكر، چاپ اول، 1399 ه- . ق.
شافعى، محمد بن طلحه، مطالب السئول، بيروت، مؤسسه البلاغ، چاپ اول، 1419ه- . ق.
شيبانى، احمد بن حنبل، مسند احمد، بيروت، دارالفكر، بىتا.
شيخ صدوق، امالى، بيروت، اعلمى، بىتا.
----------------------- ، عيون اخبار الرضا، نجف، مطبعة الحيدريه، 1390 ه- . ق.
----------------------- ، كمال الدين، ترجمه: منصور پهلوان، قم، انتشارات مسجد جمكران، چاپ سوم، 1384.
----------------------- ، كمال الدين، قم، دارالكتب الاسلامية، 1395 ه- . ق.
شيخ طوسى، امالى، قم، دارالثقافة، 1414 ه- . ق.
شيخ مفيد، الاختصاص، تحقيق: علىاكبر غفارى، قم، جامعه مدرسين، چاپ هفتم، 1425 ه- . ق.
صافى گلپايگانى، لطف الله، منتخبالأثر، قم، مؤسسه حضرت معصومه عليهاالسلام، چاپ اول، 1419 ه- . ق.
صدر، سيدمحمد، تاريخ مابعد الظهور، بيروت، دارالتعارف، 1412 ه- . ق.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، قم، كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى، 1404 ه- . ق.
طبرسى ابى منصور، الاحتجاج، قم، اسوه، چاپ ششم، 1425 ه- . ق.
طبرسى، مجمع البيان، تهران، ناصر خسرو، چاپ پنجم، 1376.
طبرى، محمد بن جرير، دلايل الامامة، نجف، مطبعة الحيدريه، بىتا.
طيالسى، سليمان بن داوود، مسند طيالسى، بيروت، دارالمصرفة، بىتا.
طوسى، الغيبة، قم، مؤسسة المعارف الاسلامية، 1425 ه-. ق.
عميدى، ثامر، در انتظار ققنوس، قم، مؤسسه امام خمينى رحمهالله، چاپ چهارم، 1384.
قمى، على بن محمد خزار، كفاية الأثر، قم، انتشارات بيدار، 1401 ه- . ق.
قندوزى، سليمان بن ابراهيم، ينابيع المودة، قم، منشورات رضى، چاپ اول، بىتا.
كامل سليمان، روزگار رهايى (ترجمه يوم الخلاص)، ترجمه: علىاكبر مهدىپور، تهران، نشر آفاق، چاپ چهارم، 1381.
كلينى، محمد بن يعقوب، كافى، بيروت، دارالاضواء، چاپ سوم، 1405 ه- . ق.
متقى هندى، كنز العمال، مؤسسه الرسالة، بيروت، بىتا.
مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفا، بيروت، 1404 ه- . ق.
----------------------- ، مهدى موعود، قم، انتشارات مسجد جمكران، چاپ چهارم، 1381.
معجم احاديث الامام مهدى(عج)، تأليف و نشر مؤسسه المعارف الاسلامية، چاپ اول، 1411 ه- . ق.
ميرلوحى، كفاية المهتدى، قم، انتشارات دارالتفسير، چاپ اول، 1384.
ميلانى، محمدهادى، قادتنا كيف نعرفهم، قم، تحقيق و نشر مؤسسه آل البيت، چاپ اول، 1415 ه- . ق.
نعمانى، محمد بن ابراهيم، الغيبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397 ه- . ق.
نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، بىنا، چاپ مصر، 1384.
هيثمى، مجمع الزوائد، بيروت، دارالكتاب، بىتا.