ghaemiyeh.com
سرشناسه:صافی گلپایگانی، لطفالله، 1298 -
Safi Gulpaygan, Lutfullah
عنوان و نام پديدآور:استفتائات محیط زیست/ مولف صافیگلپایگانی؛ تهیه و تنظیم سیدمحمدتقی علویفریدنی.
مشخصات نشر:تهران: انتشارات منیر، 1399.
مشخصات ظاهری:215ص.
شابک:300000 ریال: 978-964-539-735-5
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
يادداشت:عنوان عطف: محیط زیست در آیینه فقه و حدیث.
یادداشت:کتابنامه:ص.[211]- 215.
عنوان عطف:محیط زیست در آیینه فقه و حدیث.
موضوع:علوم زیستمحیطی -- فتواها
موضوع:Environmental sciences -- Fatwas
موضوع:علوم زیستمحیطی -- جنبههای قرآنی
موضوع:Environmental sciences -- Qur'anic teaching
موضوع:علوم زیستمحیطی -- احادیث
موضوع:Environmental sciences -- Hadiths
موضوع:فتواهای شیعه -- قرن 14
موضوع:Fatwas, Shiites -- 20th century
شناسه افزوده:علوی فریدنی، سیدمحمدتقی، 1333 -
رده بندی کنگره:BP183/9
رده بندی دیویی:297/3422
شماره کتابشناسی ملی:7275550
اطلاعات رکورد کتابشناسی:فاپا
بسم الله الرحمن الرحیم
استفتائات محیط زیست
مرجع عالیقدر
حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی
سیدمحمدتقی علوی
تصویر
^jpg.6
تصویر
^jpg.7
تصویر
^jpg.8
تصویر
^jpg.9
تصویر
^jpg.10
تصویر
^jpg.11
تصویر
^jpg.12
تصویر
^jpg.13
تصویر
^jpg.14
تصویر
^jpg.15
تصویر
^jpg.16
تصویر
^jpg.17
تصویر
^jpg.18
تصویر
^jpg.19
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند متعال نعمتهای بیشماری را به انسان ارزانی داشته و زمین و آنچه را در اوست، مسخر انسان به عنوان گل سرسبد آفرینش فرموده است.
نعمتهای بسیاری وجود دارد که مورد استفاده انسانهاست، اما متأسفانه از آن غافلاند و میزان تأثیرگذاری آن را نمیدانند و چهبسا به عنوان نعمت به آن نگاه نمیکنند؛ اما چنانچه مشکلاتی پیش آید
و از آن نعمت محروم گردند، متوجه تأثیرات آن خواهند شد.
قرآن مجید در سوره واقعه به چند مورد اشاره فرموده و نظر افراد را جلب مینماید.
«أَ فَرَأَيْتُمُ الْ-مَاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ * أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْ-مُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْ-مُنْزِلُونَ * لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ اُجَاجاً فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ».(1)
«آیا به آبی که میخورید توجه کردهاید، آیا شما آن را از ابرها نازل میکنید یا ما؟ اگر بخواهیم میتوانیم آن را شور قرار دهیم؛ پس چرا شکر نمیکنید؟».
تفکر در این آیات شریفه میتواند ما را متوجه قدرت خداوند متعال سازد که آب شیرین را از دریاهای شور جدا کرده و صدها کیلومتر آن را بهراحتی و بدون وسیله و محفظهای برای ما انتقال میدهد و با لطافت خاص، آن را برای سرسبزی طبیعت و شستوشوی ناپاکیها فرو میبارد. این ابرها گاهی حامل میلیونها متر مکعب آب پاک سالم خالص و شیرین است که برای مصرف
1) . واقعه، 68 - 70.
شرب و کشاورزی و... مورد استفاده قرار میگیرد.
آیا تاکنون فکر کردهایم که نمکزدایی اینهمه آب و انتقال آن از صدها کیلومتر چه هزینه سنگینی میطلبد؟ (و کدام روستا و شهر و کشور و دولت قادر به تأمین هزینه آن هستند؟) آیا چنین امکان و قدرتی برای غیرخداوند قادر متعال متصور است؟ پس لاجرم باید قدری تأمل و درنگ کرد.
دهندهای
که به گُل نِکهت و به گِل جان داد
به ابر قطره چکاندن، به باد غریدن
به
هرکه آنچه سزاوار آن بود، آن داد
برای نزهت دیرین سرای دوران داد
و آیا فکر کردهایم که خسارت تنها یک باران شور که موجب خشکیدن همه درختان و گیاهان محل خواهد شد، چه مقدار است؟ و چند سال طول میکشد که بتوانیم جبران نماییم؟ و در مواردی جبران آن اصلاً ممکن نیست.
آیات دیگری از روییدن گیاهان سخن به میان آورده، میفرماید:
«أَ فَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ * أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ».(1)
1) . واقعه، 63 - 64. «آیا هیچ درباره آنچه کشت میکنید، اندیشیدهاید؟ آیا شما آن را میرویانید یا ما آن را می رویانیم؟».
هیچ فکر کردهایم که نقش بشر در رویش گیاهان و درختان چه مقدار است؟
کاری که انسان انجام میدهد؛ زیر خاک کردن دانههاست که درواقع سبب گندیدگی و پوسیدگی آنها را فراهم مینماید، اما زمینههای مساعد داخلی و بیرونی برای رشد دانه مربوط به انسان نیست؛ لذا خداوند میفرماید: «أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ»؛ شما زراعت میکنید یا ما؟
قدرت خداوند متعال است که از گندم پوسیدهشده زیر خاک پس از مدتی تا هفتاد برابر به شما محصول میدهد و اگر بخواهیم نعمتهای مجهولمانده برای بشر را مورد کنکاش قرار دهیم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود.
یکی از این نعمتها، محیط زیستی است که خداوند متعال برای ما قرار داده و با سرپنجه حکمت و مصلحت چنان سازگار با طبیعت ما شده که بهکلی آن را فراموش کردهایم.
هوای پاکیزه، چشمهها، دریاها، رودخانهها و منابع زیرزمینی و
روزمینی آب، کوهها، تپهها، مراتع، جنگلها، انواع گیاهان و... همه از نعمتهای فراموششدهاند.
راکد شدن چندروزه هوا و آلودگی شهرها و افزایش مرگومیر ناشی از ناراحتی قلب و ریه میتواند تلنگری به خواص باد باشد؛ لذا امام صادق(علیه السلام) به فواید این نعمت بزرگ در درس توحیدی که برای صحابی خاص خود (مفضل) بیان میفرمایند، اشاره میکنند و آن را یکی از دلایل وجود و حکمت و علم و قدرت خداوند به حساب میآورند.(1)
در سالهای اخیر که پیشرفتهای صنعتی بیرحمانه طبیعت را هدف گرفته و همه منابعی را که در سلامت و کمال انسان تأثیر دارد، زیر چکمههای خود لگدکوب میکند، گروهی را در جهان به فکر حفاظت از طبیعت و محیط زیست و آثار زیانبار نابودی آن قرار داده است.
کتاب حاضر که مشتمل بر آیات قرآن مجید و روایاتی از ائمه هدی(علیهم السلام) و سؤالات فقهی مربوط به محیط زیست است که از محضر مرجع بزرگوار حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی
1) . جعفی، التوحید، ص140.
پرسیده شده، خدمت دیگری است که به وسیله جناب حجتالاسلام والمسلمین آقای حاج سیدمحمدتقی علوی فریدنی
آماده شده تا مردم و دستگاههای مربوطه به وظایف شرعی خود آشنا شده و از نابودی محیط زیست جلوگیری نمایند.
امید است این کتاب مورد قبول و عنایات خاصه حضرت ولیّ الله الاعظم - روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء - قرار گیرد.
از سروران معظم انتظار داریم که لغزشها و اشتباهات را با بزرگواری تذکر داده و ما را مرهون عنایات خود قرار دهند.
ذیقعدهًْ الحرام 1441
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْ-مَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْ-مَوْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ».(1)
«او كسى است كه بادها را بشارتدهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش مىفرستد تا ابرهاى سنگینبار را (بر دوش) كشند، (سپس) ما آنها را به سوى زمینهاى مرده مىفرستیم و به وسیله آنها، آب (حیاتبخش) را نازل مىكنیم و با آن، از هرگونه میوهاى (از خاك
1) . اعراف، 57.
تیره) بیرون مىآوریم. اینگونه (كه زمینهاى مرده را زنده كردیم) مردگان را (نیز در قیامت) زنده مىكنیم، شاید (با توجه به این مثال) متذكر شوید».
«وَاللهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَاباً فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ(1).»
«خداوند كسى است كه بادها را فرستاد تا ابرهایى را به حركت درآورند. سپس ما این ابرها را به سوى زمین مردهاى راندیم و به وسیله آن، زمین را پس از مردنش زنده مىكنیم. رستاخیز نیز همینگونه است!».
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْ-جِبَالِ جُدَدٌ بيضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ».(2).
«آیا ندیدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد كه به وسیله آن میوههایى رنگارنگ (از زمین) خارج ساختیم و از كوهها نیز (به لطف پروردگار) جادههایى آفریده شده سفید و سرخ و به رنگهاى مختلف و گاه به رنگ كاملاً سیاه!».
«وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ».(1)
«و از انسانها و جنبندگان و چهارپایان انواعى با رنگهاى مختلف، (آرى) حقیقت چنین است، از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مىترسند. خداوند عزیز و غفور است!».
«اَللهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».(2)
«خداوند همان کسی است که دریا را مسخر شما کرد تا کشتیها به فرمانش در آن حرکت کنند و بتوانید از فضل او بهرهمند شوید، شاید شکرگزار باشید».
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْ-مَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَ-حْمُ الْ-خِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ الله بِهِ وَالْ-مُنْخَنِقَةُ وَالْ-مَوْقُوذَةُ وَالْ-مُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِيناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ».(1)
«گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفهشده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده - مگر
1) . مائده، 3.
آنکه (بهموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سر ببرید - و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح میشوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبههای تیر مخصوص بختآزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است؛ امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابراین، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم. اما آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند)، خداوند، آمرزنده و مهربان است».
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ وَمَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكينَ أَوْ عَدْلُ ذَلِكَ صِيَاماً لِيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللهُ عَمَّا
سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَيَنْتَقِمُ اللهُ مِنْهُ وَاللهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ».(1)
«اى كسانى كه ایمان آوردهاید! در حال احرام، شكار نكنید، و هركس از شما عمداً آن را به قتل برساند، باید كفارهاى معادل آن از چهارپایان بدهد؛ كفارهاى كه دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق كنند و به صورت قربانى به (حریم) كعبه برسد یا (بهجاى قربانى) اطعام مستمندان كند یا معادل آن، روزه بگیرد، تا كیفر كار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو كرده، ولى هركس تكرار كند، خدا از او انتقام مىگیرد و خداوند، توانا و صاحب انتقام است».
«ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ».(2)
«سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشتهاید، بازپرسی خواهید شد!».
«وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللهِ قَرِيبٌ مِنَ الْ-مُحْسِنِينَ».(1)
«و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسئولیتها، و امید به رحمتش، و نیکی کنید)؛ زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است!».
«وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ الْ-مُفْسِدِينَ».(2)
«و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب؛ و بهرهات را از دنیا فراموش مکن؛ و همانگونه که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن؛ و هرگز در زمین در جستوجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد!».
«وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْ-حَرْثَ وَ النَّسْلَ وَاللهُ
لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ».(1)
«(نشانه آن، این است که) هنگامی که روی برمیگردانند (و از نزد تو خارج میشوند)، در راه فساد در زمین، کوشش میکنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود میسازند؛ (با اینکه میدانند) خدا فساد را دوست نمیدارد».
1) . بقره، 205.
از آن شبی که آیات اولیه قرآن مجید بر وجود نازنین منجی عالم بشریت حضرت ختمیمرتبت(صلی الله علیه و آله) نازل گردید؛ با کلمه «اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ»،(1)آغاز شد که پایه اول دین توحید است و خالقیت و ربوبیت حضرت حق، و به آیه شریفه «الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ»؛(2)رسید که همه نشان از توجه خاص به علم و دانش و آموختن و خواندن و بیرون آمدن از تاریکی جهل داشت.
توصیههای فراوان رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی(علیهم السلام) به آموزش و تعلیم و تعلم و مشروط کردن آزادی اسرای کفار در مقابل تعلیم مسلمین،(1)دلیل دیگری از اهمیت خردورزی در اسلام است.
از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «اُغْدُ عَالِ-ماً أَوْ مُتَعَلِّماً أَوْ أَحِبَّ الْعُلَمَاءَ وَلَا تَكُنْ رَابِعاً فَتَهْلِكَ بِبُغْضِهِمْ».(2)
«یا عالم باش یا در حال آموختن دانش و یا دوستدار علما باش و دسته چهارمی نباش که با دشمنی با علما هلاک میشوی».
نسبت به تکالیف شرعی انسان هم توصیه به رسیدن به قلّه اجتهاد شده، فرمودهاند اگر نمیتوانید به این حد از علم دینی برسید، لااقل با رجوع به متخصصان علوم دینی، تکلیف خود را تعیین کنید.
آیه شریفه: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»،(1)هم ارشادی به این حکم عقلی است. بنابراین، انسان در حیطه کاری موظف به یادگیری مسائل شرعی میباشد تا با عمل مطابق آن بتواند به کمال واقعی که سعادت دنیا و آخرت است نائل آید.
دستاندرکاران محیط زیست که با طبیعت آلودهنشده به صنعت، سروکار دارند، درواقع در بهترین دانشگاه خداشناسی مشغول تحصیلاند و آثار علم، قدرت و حکمت الهی را در جایجای طبیعت مشاهده میکنند و از عمق جان این آیات شریفه را تکرار میکنند:
«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ * مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْ-حَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ».(2)
این عزیزان لازم است که نسبت به یادگیری احکام مربوط به
حیطه کاری خود اقدام نمایند تا تصمیمگیری و کاری که انجام
میدهند، مورد رضایت خالق منان و اجر و ثواب اخروی برای ایشان گردد.
س1. آموزش احکام شرعی محیط زیست برای کسی که با عناصر طبیعت به لحاظ شغلی و یا تصمیمسازی و مدیریتی در ارتباط است و یا فعالیت وی به نوعی به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم تأثیراتی را بر طبیعت و یا اجزای آن میگذارد، چه حکمی دارد؟
ج. بهطورکلي يادگيري مسائل و احکام شرعي مورد نياز بر هر مکلفي واجب است و پرسنل محيط زيست هم لازم است مسائل شرعي مورد ابتلا در محدوده کاري خود را فرا گيرند.
س2. آیا آموختن و یا آموزش دادن مسائل زیستمحیطی مبتنی بر احکام الهی و یا عقلی موجب ثواب الهی و یا تأیید دینی میباشد؟
ج. بلي، تأمل و تفکر نسبت به طبيعت با ديدگاه خداشناسي توحيدي و يادگيري و ياد دادن احکام شرعي آن نوعي عبادت به شمار میآید و
موجب اجر و ثواب است.
س3. در سوره فاطر آیات 27 و 28، اشاره به قدرت خداوند متعال در عناصر مختلف طبیعت دارد و در انتها میفرماید: «إِنَّمَا يَخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ».(1)آیا آموختن علوم زیستمحیطی در راستای خداشناسی و مباحث مربوطه مشمول این آیه شریفه میشود؟
ج. هرکس در آيات خداوند متعال تأمل نمايد، آثار عظمت خدا را ملاحظه خواهد نمود و در برابر اين عظمت سر تعظيم فرود آورده، به مقام
1) . «آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که به وسیله آن میوههایی رنگارنگ (از زمین) خارج ساختیم و از کوهها نیز جادههایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه؛ و از انسانها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگهای مختلف، (آری) حقیقت چنین است که از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او میترسند. خداوند عزیز و غفور است».
عالي خشيت - يعني ترس از مسئوليت توأم با درک عظمت الهي - نایل خواهد شد و اين حالت مولود سير در آيات آفاقي و انفسي و آگاهي از
علم و قدرت پروردگار و هدف آفرينش است و آموزش علوم زيستمحيطي ميتواند در همين راستا ديده شود.
س4. تخلف از قوانین و مقررات زیستمحیطی که براساس عقل تبیین و تأیید شده باشد، چه حکمی دارد؟
ج. تخلف از قوانيني که صرفاً به وسيله عقلا تدوين يافته، مورد نکوهش است، اما در همه موارد حرمت شرعي ندارد.
س5. تخلف از قوانین زیستمحیطی حکومت اسلامی چه حکمی دارد؟
ج. بهطورکلي تخلف از مقررات و قوانين حکومت اسلامي که فينفسه مشروع باشد، جايز نيست.
س6. پیوستن دولت اسلامی به کنوانسیونهای جهانی در جهت کاهش اثرات جهانی آلودگی و یا تخریب زمین که میتواند زندگی
نسلها را در کوتاهمدت و یا درازمدت در کلیه کشورها با مخاطرات جدی روبهرو سازد، درصورتیکه موجب القای نوعی وابستگی سیاسی نشده، ولی با هزینههای مالی همراه باشد، چگونه خواهد بود؟
ج. اگر بنا به تشخيص افراد خبرة متدين پيوستن به اين کنوانسيونها ضروري باشد، با فرض عدم وابستگي سياسي و عدم مخالفت با قوانين شرعي، مانعي ندارد و هزينه کردن براي آن هم جایز است.
آب در تعبیر قرآنی مایة حیات نامیده شده است که موجودات با آن به وجود آمده و با آن باقی میمانند.
«وَجَعَلْنَا مِنَ الْ-مَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ»؛(1)هر چیز زنده را از آب قرار دادیم.
«وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»؛(2)از آسمان آبی نازل میکند که زمین را بعد از مردگیاش زنده میکند.
«وَمَا أَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»؛(1)و بارانی که خداوند از آسمان نازل کرده و زمین مرده را با آن زنده ساخته است.
«اَللهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ»؛(2)خدا هر جنبندهای را از آب خلق کرده است.
از طرف دیگر، آب موجودی پاک و پاککننده پلیدیها شمرده شده است.
«وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً».(3)
در روایات پیامبر و اهلبیت(علیهم السلام) نیز نکات زیبایی راجع به آب بیان شده است.
امام رضا(علیه السلام) میفرمایند: «طَعْمُ الْ-مَاءِ طَعْمُ الْ-حَيَاةِ»؛(4)مزه آب مزه زندگی است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «سَيِّدُ الشَّرَابِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ الْ-مَاءُ»؛(1)بهترین نوشیدی در دنیا و آخرت آب است.
و زیباتر آنکه نگاه به دریا یکی از عبادات شمرده شده است؛ زیرا در این نگاه آثار قدرت و عظمت الهی نهفته شده است.
عَنِ النَّبِيِّ قَالَ: «اَلنَّظَرُ إِلَی الْبَحْرِ عِبَادَهٌ، وَالنَّظَرُ إِلَی الْعَالِمِ عِبَادَةٌ، وَالنَّظَرُ إِلَی الْکَعْبَةِ عِبَادَةِ، وَالنَّظَرُ إِلَی وَجْهِ الْأَبَوَیْنِ عِبَادَةٌ، وَإِنَّمَا صَارَ عِبَادَةً لِأَنَّهُ عَبَدَ اللهَ بِتِلْكَ النَّظْرَةِ، فَنَظَرَ إِلَی الْبَحْرَ بِعَیْنِ الْقُدْرَةِ وَإِلَی سَعَتِهِ وَعَرْضِهِ وَأَمْوَاجِهِ فَاعْتَ-بَرَ».(2)
بدین جهت این نگاه عبادت محسوب میشود که نگاهکننده با این نگاه به قدرت و حکمت الهی پی میبرد و با دیدن امواج، درس
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج66، ص56.
2) . مناوی، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج6، ص389. از پیامبر(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که فرمود: «نگاه کردن به دریا عبادت است. و نگاه کردن به عالم عبادت است. و نگاه کردن به کعبه عبادت است. و نگاه کردن به صورت پدر و مادر عبادت است؛ زیرا با این نگاه کردن خدا را عبادت کرده است؛ بنابراین به دریا و طول و عرض آن و امواج آن به چشم قدرت پروردگار نگریسته و عبرت میگیرد».
میآموزد و عبرت میگیرد.
عَنِ النَّبِيِّ(صلی الله علیه و آله): «اَلنَّظَرُ إِلَى الْ-مُصْحَفِ بِغَيْرِ قَرَاءَةٍ عِبَادَةٌ، وَالنَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَيْنِ عِبَادَةٌ، وَالنَّظَرُ إِلَى الْبَحْرِ عِبَادَةِ، وَالنَّظَرُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عِبَادَةٌ». (1)
با توجه به اهمیت آب و محدودیت منابع آن، استفاده بهینه از آن و اجتناب از اسراف آن، ضرورتی انکارناپذیر است و لذا از آلوده کردن آن بهشدت نهی شده است.
قَالَ أَمِيرُ الْ-مُؤْمِنِينَ(علیه السلام): «إِنَّهُ نُهِيَ أَنْ يَبُولَ الرَّجُلُ فِي الْ-مَاءِ الْ-جَارِي إِلَّا مِنْ ضَرُورَةٍ، وَقَالَ إِنَّ لِلْمَاءِ أَهْلاً».(2)
از بول کردن در آب جاری جز در مواقع ضروری نهی فرمودند و فرمودند که آب زیستگاه موجوداتی است.
و هیچ عذری برای آلوده کردن آب حتی در جهت مقابله با دشمن پذیرفته نیست.
امام صادق(علیه السلام) به یکی از یارانش فرمود: «وَلَا تُفْسِدْ عَلَى الْقَوْمِ مَاءَهُمْ»؛(1)آب مردم را آلوده مکن.
«وَنَهَى (رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله)) عَنِ الْبُزَاقِ فِي الْبِئْرِ الَّتِي يُشْرَبُ مِنْهَا».(2)
پیامبر(صلی الله علیه و آله) از انداختن آب دهان در چاهی که از آب آن استفاده میشود نهی فرمودند.
و نیز فرمودند: «اِتَّقُوا الْ-مَلَاعِنَ الثَّ-لَاثَ». قِيلَ: وَمَا الْ-مَلَاعِنُ يَا رُسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «أَنْ يَقْعُدَ أَحَدُكُمْ فِي ظِلٍّ يَسْتَظِلُّ فِیهِ، أَوْ فِي طَرِيقٍ، أَوْ فِي نَقْعِ مَاءٍ».(3)
از آلوده کردن آبی که در جایی جمع شده است، بپرهیزید تا
1) . کلینی، الکافی، ج3، ص65.
2) . صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص10.
3) . احمد بن حنبل، مسند، ج1، ص299؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج1، ص204. «بپرهیزید از سه چیز که موجب لعنت است». گفته شد: آنچه موجب لعنت میشود کدام است ای رسول خدا؟ فرمود: «قضای حاجت کردن در سایه درخت یا در راه عبور و آمدوشد یا در جوی آب».
مورد لعن قرار نگیرید.
آلوده کردن آب به قدری زشت شمرده شده که در روایتی امام صادق(علیه السلام) شخص آلودهکننده آب را به بلا تهدید میفرمایند.
«وَلَا تَبُلْ فِي مَاءٍ نَقِيعٍ فَإِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَأَصَابَهُ شَيْءٌ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ»؛(1)در آب گوارایی که در جایی جمع شده، ادرار مکن که هرکس چنین کند و به بلایی گرفتار آید، جز خود را سرزنش نکند.
بنابراین کسانی که با فاضلابهای صنعتی و غیرصنعتی بستر رودخانهها و سواحل دریاها و منابع زیرزمینی آب را آلوده مینمایند و موجب نابودی عوامل زیستمحیطی میشوند، باید خود را برای عذابی دردناک آماده کنند و بدانند که در بسیاری از موارد این کار علاوهبر حرمت تکلیفی، ضمان شرعی هم بر عهده آنان خواهد داشت.
س7. آلودهسازي منابع آبی عمومی شامل رودخانهها، قناتها،
1) . صدوق، علل الشرائع، ج1، ص283.
دریاچهها، سفرههای آب زیرزمینی و... منوط به اینکه تأثیر
مشخص و مستقیم بر سلامت انسان و یا طبیعت داشته باشد، چه حکمی دارد؟
ج. اگر موجب به خطر افتادن سلامت مردم در کوتاهمدت باشد، حرام است و اگر موجب آلودگي در درازمدت شود که مستند به شخص محسوب نشود، اجتناب از آن پسنديده است.
س8. آلودهسازی منابع آبی عمومی ازجمله وارد ساختن انواع آلودگیها و نجاسات به آن، چه حکمی دارد؟
ج. اگر کسي بداند که در پاييندست رودخانه از آب براي شرب استفاده ميشود، حق ندارد فاضلاب و کثافات را در آب آشاميدني مردم داخل نمايد و این کار حرام است.
س9. آیا میتوان منابع آبی غیرشرب را درصورتیکه به آبزیان یک ناحیه آسیب میرساند، آلوده نمود؟
ج. آلوده کردن آب شرب و غيرشرب جايز نيست؛ خصوصاً اگر
موجب کشته شدن حيوانات غيرموذي شود. پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مسموم
کردن سرزمين کفار نيز منع فرمودند و از ادرار کردن در آب جاري نهي کردند و فرمودند: «إِنَّ لِلْمَاءِ أَهْلاً»،(1)آب زيستگاه موجوداتي است و نيز از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که: «وَلَا تُفْسِدْ عَلَى الْقَوْمِ مَاءَهُمْ»؛(2)آب مردم را آلوده نکنيد.
س10. اگر تصاحب، استفاده و یا بهکارگیری و یا آلودگی آب جهت انتفاع اقتصادی منوط به تشنگی و یا مرگومیر تعدادی از حیوانات گردد، برای مثال نابودی آبزیان، انقراض گونههای وابسته به آب و... حکم آن چیست؟
ج. انتفاع اقتصادي از آب رودخانه مجوزي براي از بين بردن آبزيان نميباشد و هرکس در استفاده از مباحات عامه، بايد منافع عموم را هم
رعايت نمايد.
س11. اگر آب محدودی جهت انجام وضو در دسترس باشد، در صورت تشنه بودن حیوان خود و یا نجات جان آن، اولویت مصرف آب چگونه است؟
ج. ميتواند آب را به حيوان خود بدهد و با تيمم نماز بخواند، و اگر نجات جان حيوان به دادن آب باشد، اين کار واجب ميشود.
س12. آیا آب وضو را میتوان جهت آبیاری یک درخت استفاده نمود و تیمم کرد؟
ج. در مورد سؤال وضو مقدم است، اما ميتواند وضو را در کنار درخت بگيرد تا اضافه آب، درخت را سيراب کند.
س13. در استفاده از منابع آبی کوهستان و طبیعت، حکم رعایت حداقل آبشخورهای حیات وحش منطقه چیست؟
ج. تهيه آب براي استفاده حيوانات مستحب است و سزاوار نيست که بهرهبرداري از آبها سبب بيآبي و تشنگي حيوانات منطقه شود.
س14. استقرار در حریم رودخانهها و یا مسیلها که خطر سیلاب و آبگرفتگی را به همراه خواهد داشت و یا ایجاد پارکینگ و اتوبان در داخل رودخانه با فرض مذکور چه حکمی دارد؟ اگر با اجرای پروژههای مذکور، توده مردم آسیب ببینند و یا متحمل ضرر شوند، چه کسی ضامن است؟
ج. استقرار در مسيل اگر در معرض تلف اموال و نفوس خود شخص باشد، حرام است و اگر موجب سيلاب و خسارت براي ديگران بشود، بهطوريکه خسارات وارده مستند به فعل عامل باشد، علاوه بر حرمت،
ضامن خسارت نيز ميباشد.
س15. ریختن فاضلاب یا ضایعات صنایع به رودخانهها که به
نوعی سم محسوب شده و باعث از بین رفتن و یا تغییر آبزیان آن میگردد، چه حکمی دارد؟
ج. ریختن فاضلاب و ضایعات در رودخانهای که آب و ماهیان آن مورد استفاده مردم است، حرام میباشد و مسئولان صنایع موظف به جلوگیری از نشت سموم به آب مورد نیاز مردم میباشند و اگر این کار موجب خسارت به محصولات کشاورزی و درختان پاییندست کارخانه شود، مسئولان مربوطه ضامنند.
س16. استفاده از فاضلاب برای تولید محصولات کشاورزی، درصورتیکه موجب افزایش بار آلودگی در محیط و یا شیوع
غیرمستقیم بیماری در سطح شهر و جامعه گردد، چه حکمی دارد؟
ج. درصورتيکه يقين کنند موجب شيوع بيماري در سطح شهر ميگردد جايز نيست، اما صرف احتمال مجوز منع نيست.
س17. استفاده بهينه از نهادهها، کودها و سموم با پايه گياهي و سازگار با محيط و جلوگيري از مصرف کودها و سموم و آلودگي محصولات کشاورزي ناشي از نهادههاي غيرمجاز و غيراستاندارد و آبياري با فاضلابهاي آلوده به لحاظ شرعي چه حکمي دارد؟
ج. عقل حکم ميکند که اولويت استفاده به کودها و سمومي داده شود که با محيط زيست سازگارتر باشد و دولت اسلامی نيز وظيفه دارد در راستای بهبود سلامت جامعه تشويقهاي لازم را در اين راه به عمل آورد و استفاده از نهادههاي غيرمجاز و فاضلابها اگر ضرر معتدٌّبه براي مصرفکنندگان داشته باشد، جايز نيست و موجب ضمان است.
اگرچه در اسلام صید برخی از حیوانات وحشی مثل آهو، گوزن، بز کوهی و... جایز و گوشت آنها حلال شمرده شده است، اما از اینکه کسی شغل خود را صیادی در بیابان قرار دهد نهی شده و فرمودهاند که صید زیاد قساوت قلب میآورد.
و نیز شکار لهوی که سرگرمی فرمانروایان و حاکمان و خدایان ثروت بود، حرام اعلام شده است. در این نوع شکار نیاز به گوشت آن نداشتند و مورد استفاده هم قرار نمیگرفت، بلکه صرفاً تعداد شکاری که افراد انجام میدادند، مایه مباحات بود. لذا در فقه
اسلامی سفر برای صید لهوی، سفر معصیت شمرده شده و مسافر باید در این سفر نماز خود را تمام بخواند و روزهاش را هم بگیرد.
در روایات ذیل به برخی از دستورات راجع به صید اشاره شده است.
از صید حیوان بهطورکلی نهی شده؛ زیرا موجب قساوت قلب میشود.
قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله): «يَا عَلِيُّ ثَلَاثٌ يُقْسِينَ الْقَلْبَ: اِسْتِمَاعُ اللَّهْوِ، وَطَلَبُ الصَّيْدِ، وَإِتْيَانُ بَابِ السُّلْطَانِ».(1)
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «یا علی سه چیز است که برای قلب قساوت میآورد: گوش دادن به لهو، صید کردن، و رفتن به دربار سلطان».
از سر زدن به پرندگان در هنگام خواب و صید بچه آنها قبل از بالندگی نهی شده است.
إِنَّ النَّبِيَّ(صلی الله علیه و آله) قَالَ: «مَنْ قَتَلَ عُصْفُوراً عَبَثاً عَجَّ إِلَى اللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَقُولُ يَا رَبِّ عَبْدُكَ قَتَلَنِي عَبَثاً وَلَمْ يَقْتُلْنِي لِ-مَنْفَعَةٍ».(2)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «کسی که گنجشکی را بیهوده بکشد، روز قیامت به خداوند شکایت میکند و میگوید خدایا! بندهات مرا بیهوده و بدون فایده کشت».
قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله): «لَا تَأْتُوا الْفِرَاخَ فِي أَعْشَاشِهَا وَلَا الطَّيْرَ فِي مَنَامِهِ حَتَّى يُصْبِحَ». فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: وَمَا مَنَامُهُ يَا رَسُولَ اللهِ؟ فَقَالَ: «اللَّيْلُ مَنَامُهُ، فَلَا تَطْرُقْهُ فِي مَنَامِهِ حَتَّى يُصْبِحَ، وَلَا تَأْتُوا الْفَرْخَ فِي عُشِّهِ حَتَّى يَرِيشَ وَيَطِيرَ، فَإِذَا طَارَ فَأَوْتِرْ لَهُ قَوْسَكَ، وَانْصِبْ لَهُ فَخَّكَ».(1)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «سراغ پرندگان کوچک در لانههایشان نروید و نیز در وقتی که خواب هستند به شکار آنها نپردازید». کسی عرض کرد که خواب آنها چه موقع است؟ فرمود: «شب هنگام خواب اوست تا صبح؛ بنابراین شبانه به سراغش نروید تا صبح گردد، و تا جوجه پرنده پر در نیاورده و پرواز نکرده، در لانهاش به سراغش نروید، بگذارید تا هر زمان که قدرت پرواز پیدا کردند، آنوقت تیر و کمانتان را برای شکار آنها بردارید».
1) . کلینی، الکافی، ج6، ص216.
«وَنَهَى أَمِيرُ الْ-مُؤْمِنِينَ(علیه السلام) عَنْ صَيْدِ الْ-حَمَامِ بِالْأَمْصَارِ».(1)
قَالَ الصَّدُوقُ: «وَلَا يَجُوزُ أَخْذُ الْفِرَاخِ مِنْ أَوْكَارِهَا فِي جَبَلٍ أَوْ بِئْرٍ أَوْ أَجَمَةٍ حَتَّى يَنْهَضَ».(2)
امیرمؤمنان(علیه السلام) از صید کبوتر در شهرها منع کردند.
مرحوم صدوق به دنبال این روایت میفرماید: گرفتن جوجه از لانه در کوه و چاه و نیزارها تا زمانی که قدرت پرواز پیدا کند، جایز نیست.
س18. ازآنجاکه هر موجودی در جایگاه خود به لحاظ خلقت از ارزشی برخوردار است، در طول قرون و اعصار برخی جانوران و گیاهان کاملاً نابود شده، اکنون تنها چند نمونه محدود از آنها باقی مانده است. آیا حفظ، نگهداری و کمک به ازدیاد آنها واجب است؟
درصورتیکه حاکم به هر دلیلی نتواند به موضوع ورود نماید، آیا این مسئولیت بر عهده سایر افراد جامعه میباشد؟
ج. حفظ و نگهداري از گونههاي نادر گياهان و جانوران و کمک به ازدياد آنها فیحدنفسه مطلوب است، اما وجوب شرعي ندارد و تکليفي براي حاکم و ساير افراد جامعه در این خصوص ایجاد نمیکند.
س19. در نگهداری و تکثیر حیات وحش، آیا رعایت حداقل شرایط زیستی و نیازهای زندگی حیوان ازجمله غذا، تولید مثل، فرزند و... لازم است؟
ج. رعايت شرايط زيستي و تکثير و توليد حيوانات وحشي واجب نيست، هرچند در صورت امکان پسنديده است.
س20. شکاری که بدون هدف تأمین معاش باشد، برای مثال جهت تفریح و تفرّج، چه حکمی دارد؟
ج. شکاري که بدون هدف تأمين معاش و استفاده از گوشت آن انجام شود، لهو و تکلیفاً حرام است؛ اما اگر با شرایط، صید شده باشد، استفاده از گوشت آن مانعی ندارد.
س21. شکار و صید به جهت تفریح و تفنن و صدور مجوز از طرف سازمانهای ذیربط در این مورد چه حکمی دارد؟
ج. شکار کردن لهوی و صدور مجوز برای آن جایز نیست.
س22. آيا کسب درآمد از طريق دعوت از توريستهاي غربي براي شکار حيوانات وحش اين سرزمين، به قصد تفريح، جايز است يا خير؟
ج. بهطورکلي صيد لهوي حرام است و اعانت بر اين گناه به دعوت و يا زمينهسازي صيد هم جايز نيست.
س23. آیا حکم شکار تفریحی از شکار بیهوده (شکاری که تنها به منظور کشتن صورت میپذیرد و از لاشه حیوان هیچ استفادهای حتی با قیمتهای اندک نمیشود) متفاوت خواهد بود؟
ج. شکار تفريحي همراه با استفاده از گوشت شکار مانعي ندارد، اما شکار لهوي تکلیفاً حرام است.
س24. حکم نماز کسی که با هدف تفریح جهت شکار از وطن خود خارج میشود چیست؟
ج. سفر کسي که براي شکار لهوي ميرود، سفر معصيت و نماز او در اين سفر تمام است.
س25. حکم روزه کسی که با هدف تفریح جهت شکار از وطن خود خارج میشود چیست؟
ج. سفر او سفر معصیت است و روزه در سفر معصيت افطار نميشود و در صورت افطار، کفاره دارد.
س26. ایجاد شکارگاههای خصوصی با اهداف اقتصادی و پرورش و شکار حیوان در آن چه حکمی دارد؟
ج. اشکال ندارد.
س27. در فرض مسئله فوق، اگر شخصی محدودهای را با دیوار و یا سایر وسایل محصور کند و تعدادی از حیوانات وحشی را در آن تکثیر نماید، آیا میتواند با وسایل شکاری و به عنوان شکار تفریحی از آن استفاده نماید؟ برای مثال تعدادی گوزن، آهو یا کبک را در یک باغ یا محوطه مناسب پرورش دهد و سپس با اسلحه و روشهای شکار به صورت تفریحی به شکار آنها بپردازند. در فرض این مورد، حیوان کشتهشده با آلات شکار باید ذبح شرعی داشته باشد و یا همانند شکارهای عادی بر این مورد هم احکام شکار مترتب است؟
ج. اگر دسترسی به حیوانات در این شکارگاهها جز با شکار ممکن نیست؛ شکار اشکال ندارد، ولی چنانچه زنده به دست بیایند، باید ذبح شرعی شوند.
س28. آيا شکار حيوان ازجمله فصل شکار، جنسيت، داشتن فرزند و نوع سلاح در اسلام احکامي خاصی دارد؟
ج. شکار حيوان حامله کراهت دارد و شرايط حليت صید و شکار در رساله توضيح المسائل مذکور است.(1)
س29. حکم شکار حيواناتی که در زمستان از شدت سرما يا گرسنگي به انسان، مزارع، مناطق روستايي و يا شهري پناه ميآورند چيست؟
1) . آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی، توضیح المسائل، ص441-448.
ج. حرام نيست، ولي شايسته است که در مورد سؤال نسبت به آنها ترحم شود.
س30. آیا احکام شکار جهت معیشت، شکار تفریحی - اقتصادی و شکار تفریحی به صرف طبیعتگردی و کشتن حیوان به لحاظ شرعی متفاوت است؟
ج. دو مورد اول اشکال ندارد و مورد سوم اگر مصداق شکار لهوي باشد، حرام است.
س31. شکار حیوان در غیر زمان و یا مکان و یا گونه مجاز که از طرف قانون منع گردیده است، چه حکمی دارد؟
ج. اگر به جهت مصلحت ملزمهاي قانون مشروعي وضع شده باشد، رعايت آن لازم است.
س32. شکار با حیوانات یا وسایل غیرمتعارف ازجمله پرندگان شکاری و سایر حیوانات تربیتشده و یا استفاده از جریان برق برای صید ماهی که در آب میمیرد، چه حکمی دارد؟
ج. صيد به وسيله حيواني غير از سگ تربيتشده براي صيد مشروع نیست. بلي، اگر باز و عقاب حيوان را زنده به شکارچي برسانند و او با رعايت شرايط شرعي ذبح کند، اشکال ندارد. اما ماهي که با استفاده از انفجار يا برق در آب ميميرد، حلال نیست.
س33. حلیت و حکم شکار با تفنگ شکاری که ساچمههای گرد و ریز دارد، چگونه است؟
ج. شکار با تفنگ مذکور مانع ندارد، ولی اگر با اصابت ساچمهها که تیز و بُرنده نیستند، حیوان بمیرد، حرام است. بلی، اگر با گلوله ساچمهای حیوان زخمی شود و با ذبح با شرایط تذکیه شود، خوردن آن حلال است.
س34. مسائل شکار که با اسلحههای قديم در رسالهها موجود است ديگر وجود ندارد. نظر حضرتعالی درباره اسلحههای جديد چيست؟
ج. به مسأله 2610 رساله توضيح المسائل حقير مراجعه نمایيد.
س35. در کتب فقهی یکی از شرایط شکار (در بحث آلات شکار) تیزی یا برندگی آلت شکار قید گردیده است. با توجه به گسترش علم و تکنولوژی، درصورتیکه شکار با سلاحهای الکترونیکی و لیزری صورت بگیرد (و زخمی در شکار حاصل نگردد)، شرعاً چه حکمی خواهد داشت؟
ج. در مفروض سؤال، چنانچه قبل از رسیدن شکارچی بمیرد، شکار، غیرشرعی است و میته محسوب میشود.
س36. مرسوم شده که افراد خوابگاه پرندگان حلالگوشت وحشی را شناسایی میکنند و شبهنگام موقعی که حیوان در خواب
است با حیل و ابزارآلات مختلف به پناهگاه آنان حمله برده و شکار مینمایند؟
الف. حکم کلی این نوع شکار با توجه به حدیث «حیوان در آشیانهاش در امان است»، چگونه است؟
ب. با توجه به اینکه در اینگونه شکارها معمولاً از ابزارآلات غیرمعمول مانند چوب استفاده مینمایند، درصورتیکه حیوان مرده پیدا شود، آیا شکار محسوب میشود؟
ج. الف) این عمل اثری در حکم شرعی شکار ندارد، لیکن نفس عمل بسیار مذموم است و آثار سوء دارد.
ج. ب) شکار به نحو مذکور غیرشرعی است و میته محسوب میشود.
س37. پرندهاي كه در آب زندگي میكند، چنانچه روي آب يا در حال پرواز در خشكي شكار شود و داخل آب بيفتد و مرده به دست آيد، چه حكمي دارد؟
ج. اگر با وسيلهای كه شكار با آن صحيح است شكار شده باشد و در حال زنده بودن نمیتوانستند به آن دست یابند، حلال است.
س38. من با اسلحه (از خارج باغ ديگری) پرندهای را كه در آن باغ بود شکار کردم. شکار در باغ افتاد، صاحب باغ میتواند مانع از ورود من به باغ شود تا اينکه صيد را برندارم؟
ج. در مورد سؤال، شکار صيدشده متعلق به صياد است و مالک باغ (ولو با مطالبه وجه) يا بايد خود شکار را به صياد رد کند و يا اجازه دهد که صياد داخل باغ شود و صيد خود را بردارد.
س39. شکار با سلاح غیرمجاز شرعاً چه حکمی دارد؟
ج. شکار کردن با سلاح مذکور موجب حرمت شکار نمیشود؛ هرچند نباید برخلاف مقررات عمل شود.
س40. استفاده از گوشت شکار حاصل از اسلحه یا حیوان شکاری افراد غیرمسلمان چه حکمی دارد؟
ج. يکي از شرايط حليت گوشت شکار، مسلمان بودن شکارچي است و شکار غيرمسلمان براي مسلمان حلال نيست.
س41. به سوی دستهای از پرندگان تیراندازی نمودم، یکی از آنها درجا مرد. بعد از برداشتن، هیچگونه آثار جراحتی که حاکی از اصابت تیر باشد ملاحظه نشد و معلوم گردید بر اثر ترس از تیراندازی مرده است. در فرض فوق حکم شرعی چیست؟
ج. پرندۀ مورد سؤال میته است.
س42. اگر صياد به قصد شكار آهوی معيني با گفتن «بسمالله» تير را خالي كند و اتفاقاً تير به صيد معين اصابت کند و از بدن آن بگذرد و به آهوي ديگري كه مورد صيد صياد نبوده، اصابت كند، آيا صيد دوم حلال ميشود يا خير؟
ج. در فرض سؤال صيد دوم حلال نمیشود، مگر آنکه زنده به دست آید و ذبح شود.
س43. كسي به يك آهو تيری زده و به آن خورده، ولي به علت تاريكي و شب نتوانسته به آنجا برود و وقتي روز بعد به آنجا رفت، او را تيرخورده و مرده يافته، آيا خوردن گوشت اين حيوان حلال است؟
ج. چنانچه میتوانسته با رفتن، آهو را زنده به دست آورد، حلال نيست.
س44. در بعضی از مناطق روستایی بعضی از مسلمانان حیوانات حرامگوشت ازجمله خوک را شکار و جهت مصرف پیروان ادیان دیگر به آنها میفروشند. شکار و خرید و فروش اینگونه حیوانات از ناحیه مسلمانها چگونه است؟
ج. فروش حیوان حرامگوشت برای خوردن حتی به غیرمسلمین جایز نیست و فروشنده مالک پولی که میگیرد نمیشود و معصیت هم کرده است.
س45. با توجه به حرمت مالکيت مسلمانان نسبت به برخي از حيوانات حرامگوشت، شکار حيوانات حرامگوشت مثل گراز و
خوک وحشي و استفاده از گوشت و فروش آن حيوانات به اقليتهاي مذهبي به عنوان سرمايه ملّي توسط برخی سازمانها چه حکمي دارد؟ و نيز با توجه به وجود پروانه شکار اين حيوانات، نظر حضرتعالي در اين زمينه چيست؟
ج. از اصل موضوع اطلاع ندارم. بهطورکلي، فروش آنها جايز نيست و شکار براي فروش نيز جايز نميباشد.
س46. کشف لاشه شکارهاي حيوانات حلالگوشت چه حکمي دارد و در خصوص مالکيت، لاشه اين شکار در اختيار دولت بايد باشد يا مأمور کاشف سازمان محيط زيست؟
ج. لاشه مذکوره محکوم به حرمت و نجاست است، مگر علم به تذکيه حاصل شود و در صورت علم به تذکيه، هرکس آن را تملک کند، ملک او ميشود.
س47. آيا مالکيت دولت جمهوري اسلامي ايران يا سازمان محيط
زيست نسبت به افراد حيات وحش (حيوانات) قابل احراز است؟ از منظر فقه و در صورت احراز مالکيت، اگر توسط حيوانات حيات وحش (با توجه به پراکندگي) ضرر و زياني به جان يا مال افراد وارد شود سازمان يا دولت وظيفه جبران خسارت را دارند یا خير؟
ج. کسي يا مقامي در اين مورد مالکيت ندارد.
س48. با توجه به مطالب فقهي هرگاه حيواني به فردی حمله کند و آن شخص در مقام دفاع از خود آن حيوان را دفع نمايد و همين امر موجب مرگ يا آسيب ديدن آن حيوان شود، گفته شده است شخص دفاعکننده ضامن نميباشد و حال آنکه در اينجا سؤالي پيش ميآيد که با توجه به نابودي برخي از گونهها و نژاد حيوانات و يا رو به نابودي بودن برخي از آنها، آيا حمله اين حيوانات به اين شخص و محل زندگي حيوان را در اين حکم نبايد دخيل دانست؟ و براي شخص، ورود به محدودة زندگاني اين حيوانات، حرام و جرم تلقي نميشود؟
ج. اين امور حدسي و احتمالي است و محلي که حيوان در آنجا زندگي ميکند، ملک او نيست و اختصاص به او ندارد و ورود به محل زندگي آنها بدون قصد اذيت آنها براي هيچکس اشکال ندارد و حرام و جرم محسوب نميشود.
س49. شکار یا خرید و فروش حیواناتی که در حال انقراض میباشند و به شکلی از منابع طبیعی به شمار میروند و متعلق به همه مردم هستند، چگونه است؟ آیا میتوان اظهار داشت که این به شکلی استفاده یک شخص از حق همه مردم است؟
ج. حیوان یا هر منبع طبیعی که مالک ندارد، نمیتوان گفت حق همه است؛ زیرا ثبوت حق باید به یکی از اسباب معینه در شرع باشد. توضیح اینکه هر چیزی که مالک دارد، دیگران حق تصرف در آن را بدون اذن او ندارند و هر چیزی که مالک ندارد، همه مردم میتوانند مالک آن باشند؛ لکن هرکس آن را قبل از دیگران حیازت کرده مخصوص او میشود؛ معذلک در حیواناتی که وجودشان نافع است، برای جلوگیری از انقراض نسل آنها، احوط و اولی ترک است.
س50. صيد پرندگان شكارى و خريد و فروش آن از نظر شرعى چگونه است؟
ج. اگر منفعت عقلایى مشروع داشته باشد، مانع ندارد.
س51. صيادي به وسيله نصب شبك-ه تور در دريا ماهي زنده از آب صيد ميكند، حال يك ماهي و يا چند ماهي كه در آب مردهاند، با ماهيهايي كه زنده گرفته شده، مخلوط شدند و قابل تمييز نيست. لطفاً بفرماييد تكليف چيست؟ آيا بايد از همه اين ماهيها اجتناب كند؟ درضمن شبهه محصوره و غيرمحصوره اين مسئله را تبيين فرماييد.
ج. اگر ماهي بعد از داخل شدن به تور در آب بميرد، حلال است.
س52. در صید ماهی که به وسیله تور گرفته شود یا با دست، اگر با این وسیلهها گرفته شد و در قایق یا در ظرف دیگری که آب در آن
است، ماهی را بیندازد و پس از آن در آن ظرف آب بمیرد، آیا خوردنش جایز است؟ همچنین ماهی که از آب گرفته میشود و برای اسباببازی بچهها در ظرف آب انداخته میشود و پس از آن میمیرد، چه صورت دارد؟
ج. در فرض سؤال، ماهی که در آب مرده، حرام است.
س53. بعضی از شکارچیان برای به دام انداختن ماهیها از مواد منفجره یا انواع سموم و یا ابزارآلات دیگری که ذاتاً آلت شکار محسوب نمیشوند، استفاده مینمایند، و قانون هم استفاده اینگونه ابزارآلات را منع کرده است. لطفاً حکم شرعی آن نوع شکار را بیان فرمایید.
ج. چنانچه ماهیها به این وسیله بمیرند، حرام میشوند.
س54. در دریا ماهیها به وسیلههای مختلف گرفته میشوند و در قایق انداخته میشوند. چون در ته قایق آب است، ماهیها در آب مانده ته قایق میمیرند. آیا اشکالی پیدا میکنند؟
ج. در مورد سؤال، ماهیهایی که داخل آب ته قایق مردهاند، حراماند.
س55. در بعضي از مراکزي که ماهي را به صورت زنده میفروشند، بعد از گرفتن ماهي از آب، ضربهای به سر ماهي زده و فوراً شکم آن را پاره کرده و اَمعا و اَحشای آن را خارج میکنند؛ درحالیکه هنوز ماهي زنده و کمي حرکت دارد. آيا خوردن چنين ماهي حلال است؟
ج. مانعي ندارد.
س56. شرایط تذکيه ماهي حلالگوشت چيست؟
ج. معيار، گرفتن از آب و جان دادن بيرون آب است و بايد به قصد صيد دام بگذارد؛ ولو اينکه ماهي در آب بمیرد.
س57. اگر ماهى را در آب بيهوش كنند و بعد صيد كنند، چه حكمى دارد؟
ج. اگر زنده از آب گرفته شود و بيرون آب بميرد، حلال است.
س58. اگر آب حوض را خالى كنيم و ماهى بميرد، آيا صيد حساب مىشود؟
ج. اگر قبل از مردن گرفته شود و بیرون آب بمیرد، حلال، وگرنه حرام است.
س59. ماهی را از آب زنده میگيرند و درحالیکه زنده است، يخ روی آن میگذارند و با همان حال میميرد، آيا خوردنش حلال است؟
ج. حلال است.
س60. اخيراً عدهای از صيادان نقل میكنند كه ماهي را از دريا یا حوضچههای پرورش ماهی به وسيله برق صيد میكنند و ماهي صيدشده در آب ميميرد و مرده آن را از آب بيرون میآورند. سؤال اين است كه اينچنين ماهي از نظر حليت و حرمت چه حكمي
دارد؟ آيا اين كار درست است يا خير؟
ج. در فرض سؤال، ماهي صيدشده حرام است.
س61. چنانچه دريچه تخليه آب حوضچههاي پرورش ماهي را به نيّت صيد ماهي باز کرده تا آب کاملاً تخليه شده و ماهيها جان دهند، صيد محسوب میشود و ماهيها حلال است يا نه؟
ج. در فرض سؤال قابل تذکيه نيست و حلال نمیشود.
س62. اينکه گفته میشود ماهي جهت حلال شدن بايد بيرون از آب جان دهد، آيا شامل موارد ذيل میشود:
الف. آن را صيد کرده و داخل پلاستيک انداخته، سپس جان بدهد؟
ب. آن را با ضربهای بيحسّ کرده و شکم آن را پاره کرده و مشخص نشود که از بيآبي جان داده يا پاره کردن شکم و سر آن قبل از جان دادن بريده شود؟
ج. الف) چنانچه داخل پلاستيک آب نباشد، مانعي ندارد.
ج. ب) اگر مرده باشد، حرام است و اگر زنده از آب گرفته شود و بعد ضربه بخورد، حلال است.
س63. ماهیهایی که بعد از وقوع جزر دريا، کنار ساحل به صورت مرده و زنده میافتند، چه صورت دارد؟
ج. اگر مرده باشد، حرام است و اگر زنده گرفته شود، حلال است.
س64. ماهي خريداريشده داخل شکمش يک ماهي ديگر است. آیا خوردن آن ماهي داخل شکم اشکال دارد؟
ج. احوط اجتناب است.
س65. اگر صید ماهی و غیره به وسیله صیاد غیرمسلمان انجام گیرد، حلال است؟
ج. حلال است.
س66. صيد و شكار و معامله كوسهماهي (سمك القرش) در موارد ذيل چه حكمي دارد:
الف. فروش آن در كشور جهت تبديل به خوراك طيور؟
ج. مانع ندارد.
ب. خريد و فروش و معامله بالههاي كوسهماهی؟
ج. کوسه حرامگوشت است و اگر باله آن منافع محلّلهای داشته باشد، فروش آن به منظور صرف در آن منافع اشکال ندارد.
ج. فروش در كشور با وجود احتمال اينكه خريدار آن را به كارخانه توليد تُن ماهي ميفروشد و پس از تبديل به كنسرو آن را به بازار عرضه ميدارد؟
ج. اگر به قصد منافع محلّله غیرخوراکی بفروشد، هرچند خریدار در خوردن استفاده کند، معامله صحیح است.
س67. آیا فروش گوشت کوسهماهی جایز است و حلال میباشد یا خیر؟
ج. کوسهماهی حرامگوشت است و اگر گوشت آن منافع محلّلهای داشته باشد، فروش آن به منظور صرف در آن منافع اشکال ندارد؛ اما فروش برای خوردن جایز نیست.
س68. فروش کوسهماهی در ديگر بلاد اسلامي به صورت عمدهفروشي با اطمينان به اينكه خريدار خوردن آن را در دين و يا مذهبش حلال ميداند، چه حکمی دارد؟
ج. در فرض سؤال چنانچه فروشنده كوسهماهي به قصد اينكه خريدار در جهت خوردن از آن استفاده كند نفروشد، بلكه فقط هدفش فروش آنچه منفعت محلّله دارد باشد، اشكال ندارد؛ هرچند بداند خريدار به منظور خوردن خودش ميخرد.
س69. پولی که از اين طريق به دست میآيد، چه حکمی دارد؟
ج. در فرض مسئله فوق پول آن اشکال ندارد.
س70. شايد شما تابهحال كوسهماهي را به چشم نديده باشيد. اينجانب مشغول كار جاشويي (صيد ماهي) در استان بوشهر ميباشم، كوسهماهي از زماني كه اجدادم از مراجع تقليد شنيده و
تحقيق كردهاند، حرام بوده است؛ زيرا: 1. كوسهماهي فلس ندارد. 2. بچهزا است. 3. خون جهنده دارد. اما اين روزها صيد ماهي از طرف شيلات كل ايران مجاز شده و صيادان آن را به صورت فيلهماهي درآورده؛ يعني سر و دُم آن را بريده و شكم آن را پاك كرده و بهصورت تكهگوشت خالص به بازار شهرهاي بالا عرضه میكنند، و مردم از همهچيز بيخبر آن را به عنوان ماهي حلال مصرف ميكنند. از شما خواهشمندم نظر خود را در رابطه با حرام يا حلال بودن اين نوع ماهي اعلام فرمایيد و نيز خواهشمندم صيادان را از پولي كه با فروش اين نوع ماهي به دست میآورند، آگاه سازيد كه چه حكمي دارد؟
ج. کوسهماهى حرام است و اما صيد کوسهماهى درصورتيکه منافع محلّله مقصوده (مانند استفاده از آن براى خوراک طيور) داشته باشد و فروشنده به قصد استفاده حلال، آن را بفروشد، اشکال ندارد؛ ولى اگر معمولاً براى خوراک انسان، صيد و فروخته مىشود و استفادههاى ديگر غيرمقصود و نادر است، صيد و فروش آن جايز نيست و پولي که در
مقابل فروش آن دريافت مىشود، حرام است.
س71. خريد و فروش ماهي كه خوردن آن حرام است، چه صورت دارد؟
ج. چنانچه منفعت محلّله معتدٌّبه از قبيل خوراك دام و طیور داشته باشد اشكال ندارد، ولي خريد و فروش آن براي خوردن جايز نيست و معامله آن باطل است.
س72. آيا خوردن ميگو حلال است؟ و اگر حلال است، آیا شرط تذکيه آن مُردن در خشکي است؟
ج. ميگو حلال است و شرط تذکيه ماهي را دارد.
س73. حکم صید، مصرف و حلیت انواع سختپوستان، نرمتنان و جانوران دریایی چیست؟
ج. از جانوران دريايي فقط ماهي فلسدار و ميگو حلالگوشتند و ساير حيوانات حرامگوشت ميباشند.
س74. حکم حلیت حشرات جهت مصرف انسان و یا دام و طیور چگونه است؟
ج. صيد حشرات غير از ملخ براي مصرف انسان حرام است و برای دام و طيور مانعي ندارد.
س75. حکم استفاده از ملخ، خزندگان، حشرات، عقربها، انواع کرمها که علیرغم فرهنگ ایرانی در برخی از کشورها به صورت کامل عرضه میگردد، چیست؟
ج. استفاده از ملخ با رعایت شرایط، اشکال ندارد، اما ساير حشرات و خزندگان حرامگوشتند.
س76. با رواج صنعت تولید کود کشاورزی از کرم خاکی، مقادیر بسیار زیادی از کرم خاکی در مقیاس تن در هکتار به صورت صنعتی در حال تولید میباشد، آیا از آن میتوان جهت
مصرف غذایی مسلمانان به صورت گوشت صنعتی استفاده کرد و آیا میتوان آن را جهت تغذیه افراد غیرمسلمان صادر نمود؟
ج. استفاده از کرم جهت خوراک مسلمانان حرام است و فروش آن براي تغذيه به غيرمسلمان نيز جايز نيست.
س77. خوردن حیوان زنده (برای مثال ماهی زنده) که در برخی از کشورها دیده میشود، چه حکمی دارد؟
ج. خوردن ماهي زنده حرام نیست، اما خوردن از گوشت ساير حيوانات زنده حرام است.
س78. آیا در صورت اثبات ارزش غذایی میتوان از موجوداتی
غیر از حیوانات متعارف در غذا یا دارو استفاده نمود؟
ج. جز حيواناتي که حلالگوشت هستند و در رساله توضيح المسائل آمده، استفاده از ساير حيوانات حرام است؛ هرچند ارزش غذايي داشته باشند.
س79. در خصوص حیوانات حرامگوشت آیا احکام تغذیه و احکام دارو اعم از مکملهای ورزشی، داروهای تقویتی و داروهای درمانی متفاوت میباشد؟
ج. هرگونه انتفاع براي اکل از حيوانات حرامگوشت، حرام است و فرقي بين داروي تقويتي و مکمل و... نيست. بلي، داروی خوراکی درماني حرام تنها در صورت انحصار معالجه با آن، با تجویز پزشک متخصص متدین، در حد ضرورت جايز است.
س80. حکم تکثیر حیوانات حرامگوشت با هدف تغذیه افراد غیرمسلمان، استفاده در صنعت، تجارت و تفرج چیست؟
ج. تکثير حيوانات حلالگوشت براي تغذيه مردم وجوب کفایي دارد و براي تفرج و تجارت هم اشکال ندارد، اما توليد و تکثير حيوانات حرامگوشت با هدف استفاده حلال از آن (مثل موش آزمايشگاهي و...) اشکال ندارد و با هدف فروش به غيرمسلمين براي تغذيه جايز نيست.
س81. حکم دادن مجوز شکار گراز جهت اقلیتهای مذهبی جهت مصرف گوشت آن، که امروزه در جامعه اسلامی در حال اجرا میباشد، چیست؟
ج. براي مصرف شخصي آنها اشکال ندارد.
ازجمله نعمتهای بزرگی که خداوند به بشر ارزانی داشته است، تسخیر و رام کردن حیوانات است. استفادههایی که انسان از حیوانات در طول تاریخ برده است، برحسب شرایط زمان و مکان و نوع وسایل متنوع و گوناگون بوده است. گوشت و شیر و فرآوردههای لبنی غذای انسانها را تأمین کرده و پوست و کُرک و پشم و موی آنها در کفش و لباس و زیرانداز و وسایل دفاعی مورد استفاده قرار گفته است؛ و حتی از سرگین حیوانات به عنوان کود و سوخت زمستانی استفاده میگردد. در طول قرنها حیوانات حمل و
نقل جادهای و آبکشی از چاهها را بر عهده داشتند. پرورش طیور و دام و زنبورداری از شغلهای پردرآمد است و پیلههای کرم ابریشم ظریفترین لباسها را در اختیار بشر قرار داده است. با استفاده از حیوانات در آزمایشگاه، هزاران راز علمی گشوده شده و داروی مفید تولید شده است.
در قرآن مجید هم سورههای بقره، انعام، فیل، نحل، عنکبوت به نام حیوانات نامگذاری شده تا مردم را به شگفتیهای آفرینش و زندگی جمعی و منافع آنها توجه دهد.
در فقه اسلامی نیز احکام فراوانی در رابطه با نگهداری حیوانات، نفقه آنها، بهرهگیری حلال و حرام از آنها، ستم نکردن بر آنها، ذبح، نحر و صید آنها و پرداخت زکات چهارپایان سهگانه [گاو و گوسفند و شتر] و... آمده است.
مثلاً در مورد تغذیه حیوانات، تأمین آب و غذای حیوان جزء مئونه و بر صاحب آن واجب است و اگر تخلف نماید، حاکم شرع او را بین سربریدن و فروختن و پرداخت هزینه مخیر میسازد و اگر امتناع نمود، حاکم به نیابت اقدام میکند. فقیه بلندمرتبه شیعه در کتاب جواهر الکلام میفرماید: اگر مالک حیوان علوفه نداشته باشد و دیگری داشته باشد، واجب است از او خریداری کند و اگر نمیفروشد و حیوان در معرض تلف است و فروشنده دیگری هم نیست، میتواند علوفه او را غصب کند و بعد مثل یا قیمت را بپردازد.(1)در وجوب نفقه حیوان فرقی بین حیوان حلالگوشت و حرامگوشت نیست.
در ادامه به برخی از روایات در خصوص حقوق حیوانات اشاره میشود.
1) . نجفی، جواهر الکلام، ج31، ص396.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) از فحش دادن و نفرین کردن حیوان نهی میفرمودند.
عَنْ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه و آله): «أَنَّهُ سَمِعَ رَجُلاً يَلْعَنُ بَعِيرَهُ، فَقَالَ: ارْجِعْ وَلَا تَصْحَبْنَا عَلَى بَعِيرٍ مَلْعُونٍ».(1)
پیامبر(صلی الله علیه و آله) وقتی شنیدند که مردی حیوان خود را لعن میکند، فرمودند: برگرد و با حیوان نفرینشده ما را همراهی مکن.
قَالَ عَلِيٌّ(علیه السلام): «فِي الدَّوَابِّ لَا تَضْرِبُوا الْوُجُوهَ وَلَا تَلْعَنُوهَا، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَعَنَ لَاعِنَهَا».(2)
امیرمؤمنان(علیه السلام) میفرمایند: به صورت حیوان نزنید و او را لعن نکنید؛ زیرا خدا لعنکننده به آنها را لعن میکند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(علیه السلام): «لِلدَّابَّةِ
عَلَى صَاحِبِهَا سِتَّةُ حُقُوقٍ...، وَلَا يَشْتِمُهاَ».(3)
امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: حیوان شش حق بر گردن صاحبش
دارد... به آن ناسزا نگوید.
از حبس حیوان و اذیت و آزار کردن آن نهی فرمودند.
حکم بن حارث میگوید: شترم برنمیخاست و من او را میزدم پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر من گذر کردند و فرمودند شتر را نزن.
قَالَ: «مَرَّ بِي رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) وَقَدْ خَلَأَتْ نَاقَتِي، وَأَنَا أَضْرِبُهَا، فَقَالَ: لَا تَضْرِبُهَا، حل، فَقَامَتْ، فَسَارَتْ مَعَ النَّاسِ».(1)
ائمه(علیهم السلام) کراهت داشتند که شخص حیوانی را که با دست خود در خانه پرورش داده، ذبح کند.
مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِي الْ-حَسَنِ(علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ كَانَ عِنْدِي كَبْشٌ سَمَّنْتُهُ لِأُضَحِّيَ بِهِ فَلَمَّا أَخَذْتُهُ فَأَضْجَعْتُهُ نَظَرَ إِلَيَّ فَرَحِمْتُهُ
1) . ابناثیر جزری، اسد الغابة، ج1، ص336.
وَرَقَقْتُ عَلَيْهِ ثُمَّ إِنِّي ذَبَحْتُهُ. قَالَ: فَقَالَ لِي: «مَا كُنْتُ أُحِبُّ لَكَ أَنْ تَفْعَلَ، لَا
تُرَبِّيَنَّ شَيْئاً مِنْ هَذَا ثُمَّ تَذْبَحُهُ».(1)
محمد بن فضیل میگوید: خدمت امام رضا(علیه السلام) عرض کردم که قوچی را برای قربانی کردن فربه نمودم و وقتی که کارد به حلقش زدم، نگاهی به من کرد که دلم سوخت. حضرت فرمودند: کار تو را نمیپسندم. نباید حیوانی را پرورش دهی و بعد سر آن را ببری.
مشابه این روایت از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است.
عَنْ أَبِي الصَّحَاري، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يَعْلِفُ الشَّاةَ وَالشَّاتَيْنِ لِيُضَحِّيَ بِهِمَا، قَالَ: «لَا أُحِبُّ ذَلِكَ». قُلْتُ: فَالرَّجُلُ يَشْتَرِي الْ-حَمَلَ وَالشَّاةَ فَيَتَسَاقَطُ عَلَفُهُ مِنْ هَاهُنَا وَمِنْ هَاهُنَا فَيَجِيءُ الْوَقْتُ وَقَدْ سَمِنَ فَيَذْبَحُهُ؟ فَقَالَ: «لَا وَلَكِنْ إِذَا كَانَ ذَلِكَ الْوَقْتُ فَلْيَدْخُلْ سُوقَ الْ-مُسْلِمِينَ وَلْيَشْتَرِ مِنْهَا وَيَذْبَحُهُ».(2)
ابیالصحاری میگوید: به امام صادق(صلی الله علیه و آله) عرض کردم: کسی یک یا دو گوسفند را علوفه میدهد تا در عید قربان، قربانی کند. فرمود:
این کار را دوست ندارم. گفتم: کسی شتر و گوسفند میخرد و از
اینطرف و آنطرف علوفه او را تأمین میکند و در عید قربان چاق میشود و آن را ذبح میکند. فرمودند: نه، وقتی عید قربان رسید، به بازار برود و گوسفندی بخرد و ذبح کند.
امام سجاد(علیه السلام) در آخرین لحظات حیات به فرزند خود فرمودند که من با این شتر 20 بار به حج رفتهام و یک تازیانه به آن نزدهام، پس از مرگ، آن را دفن کن که گوشت آن را درندگان نخورند.(1)
همچنین از سوار شدن سه نفر بر حیوان، منع کردند.
قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله): «لَا يَرْتَدِفْ ثَلَاثَةٌ عَلَى دَابَّةٍ، فَإِنَّ أَحَدَهُمْ مَلْعُونٌ وَهُوَ الْ-مُقَدَّمُ».(2)
سه نفر بر چهارپایی سوار نمیشوند، مگر اینکه یکی از آنها
ملعون است و او کسی است که جلو نشسته (و بر گردن حیوان
فشار میآورد).
از حمل بار اضافه به وسیله حیوان کراهت داشتند.
امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «لَا يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا».(1)
عَنْ حَمَّادٍ اللَّحَّامِ قَالَ: مَرَّ قِطَارٌ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ(علیه السلام) فَرَأَى زَامِلَةً قَدْ مَالَتْ، فَقَالَ: «يَا غُلَامُ اعْدِلْ عَلَى هَذَا الْ-حَمْلِ فَإِنَّ اللهَ تَعَالَى يُحِبُّ الْعَدْلَ».(2)
حماد لحام میگوید: ستونی از شتران بارکش بر امام صادق(علیه السلام) گذشتند که بار یکی از شتران کج و منحرف شده و حیوان در اذیت بود، امام به ساربان فرمود: «بار شتر را صاف و برابر کن؛ زیرا خدا عدل و برابری را دوست دارد».
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در سفارش به مأمور مالیات میفرماید:
«وَلَا يَجْهَدَنَّهَا رُكُوباً، وَلْيَعْدِلْ بَيْنَ صَوَاحِبَاتِهَا فِي ذَلِكَ وَبَيْنَهَا».(1)
از آنها زیاد سواری نگیر و در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کن.
هنگام حمل بار، از پیمودن مسیر طولانی بدون استراحت منع کردند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «وَلَا يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَلَا يُكَلِّفُهَا مِنَ الْ-مَشْيِ إِلَّا مَا تُطِيقُ».(2)
حیوان را بیش از آنچه طاقت دارد، بار نکن و به پیمودن مسیر وا مدار.
امام باقر(علیه السلام) فرمود: «إِذَا سِرْتَ فِي أَرْضٍ خِصْبَةٍ فَارْفُقْ بِالسَّيْرِ، وَإِذَا سِرْتَ فِي أَرْضٍ مُجْدِبَةٍ فَعَجِّلْ بِالسَّيْرِ».(3)
هرگاه از سرزمین سرسبزی میگذری زود نگذر (و نیاز حیوان را برطرف کن) و چون از زمین خشك و بیگیاه میگذری، زود بگذر.
یکی از تفریحات برخی از مردم، جنگ بین حیوانات است که برای آن جوایز سنگینی هم قرار میدهند و امروزه تربیت نسل خاصی از سگ، خروس و قوچ برای درگیری و جنگ مرسوم است. با درگیر شدن حیوانات، تماشاچیان لذت میبرند و هرچه یکی از آنها خونآلود میشود و لطمه میبیند، صاحب حیوان پیروز شادتر میگردد؛ اما پیشوایان دینی این کار را مکروه دانستهاند و اگر مصداق ظلم برحیوان محسوب شود، حرام است.
سَأَلْتُهُ عَنِ التَّحْرِيشِ بَيْنَ الْبَهَائِمِ فقال: «کُلُّهُ مَکْرُوهٌ إِلَّا الْکِلَابَ»،(1)و «نَهَى رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) عَنْ تَحْرِيشِ الْبَهَائِمِ إِلَّا الْكِلَابَ». (2)
از امام صادق(علیه السلام) درباره به جنگ انداختن بین حیوانات سؤال کردم، حضرت فرمود: همه موارد جنگ بین حیوانات کراهت دارد، جز در مورد سگها.
و پیامبر(صلی الله علیه و آله) از به جنگ انداختن حیوانات جز سگها نهی فرمودند.
علامه مجلسی در شرح این روایت میفرماید: «بَيَانُ قَوْلِهِ(علیه السلام): «إِلَّا الْكِلَابَ»، كَأَنَّ الْ-مُرَادَ بِهِ تَحْرِيشُ الْكَلْبِ عَلَى الصَّيْدِ لَا تَحْرِيشُ الْكِلَابِ بَعْضِهَا عَلَى بَعْضٍ، وَالْأَخْبَارُ وَإِنْ وَرَدَتْ بِلَفْظِ الْكَرَاهَةِ لَكِنْ قَدْ عَرَفْتَ أَنَّ الْكَرَاهَةَ فِي عُرْفِ الْأَخْبَارِ أَعَمُّ مِنَ الْ-حُرْمَةِ، وَهُوَ لَ-هْوٌ وَلَغْوٌ وَإِضْرَارٌ بِالْ-حَيَوَانَاتِ بِغَيْرِ مَصْلَحَةٍ، فَلَا يَبْعُدِ الْقَوْلُ بِالتَّحْرِيمِ، وَاللهُ يَعْلُمُ».(1)
مراد از جواز این عمل در سگها، درگیر کردن سگها با یکدیگر نیست، بلکه منظور آموزش و تمرین آنها برای شکار است تا بتوان آنها را برای شکار به سوی حیوانات دیگر فرستاد. و مقصود از کراهت در لسان روایات اعم از حرمت است و این کار لهو و لغو و ایذای بدون مصلحت به حیوانات است و بعید نیست که قائل به حرمت شویم.
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج61، ص227.
س82. آيا ارزش انسان فينفسه و به ذات خود بالاتر و برتر از ساير موجودات است؟
ج. بلی، انسان اشرف مخلوقات است و خداوند نعمتهای مختلف را برای رسیدن او به کمال آفریده است.
س83. آیا رعایت حقوق حیوانات و یا طبیعت انحصاراً منوط به استیفای حقوق انسان و یا در رابطه با استیفای حقوق مربوطه است یا طبیعت و حیوانات در اسلام از نوعی حقوق ذاتی نیز برخوردارند.
ج. اگرچه براي حيوان و طبيعت ميتوان در روايات حقوقي را ملاحظه نمود، لکن در صورت تزاحم با حقوق انسان، حق انسان مقدم است. «وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً».(1)
1) . جاثیه، 13.
س84. در صورت تعارض حقوق و منافع انسان - شامل حقوق اولیه، ثانویه، منافع ضروی، تکمیلی و حتی منافع جزئی - و حقوق طبیعت و حیوانات، اولویت در هر مورد چگونه تعیین میگردد؟
ج. اولويت با حقوق انسانهاست. «وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَميعاً».(1)
س85. استفاده از حیوانات آزمایشگاهی مثل موش و خرگوش جهت بررسی موضوعات پزشکی و آزمون داروها و روشهای جراحی با در نظر گرفتن تحمل درد و از بین رفتن آنها در مراحل آزمایش تا چه حد مجاز میباشد؟ آیا الزامی در جهت تهیه تجهیزات کاهش درد و رعایت حقوق اولیه در صورت امکان وجود دارد؟
ج. هرچند اذیت حیوانات با آنچه در روایات نسبت به ترحم به آنها آمده است منافات دارد، اما با فرض وجود هدف صحيح و مشروع،
1) . جاثیه، 13.
استفاده از حيوانات آزمايشگاهي مانعي ندارد. البته اگر بتوانند براي کاهش درد آنها اقدامي کنند و به حداقل اذیت اکتفا کنند، از نظر اخلاقي خوب است، لکن الزام شرعي ندارد.
س86. در برخی از کشورها در مراکز تکثیر ماکیان و پرندگان جهت استیفای سود اقتصادی بیشتر، از هرگونه فعالیت و حرکت حیوان به لحاظ منافع بیشتر جلوگیری نموده و حتی با تغذیه اجباری و منع جفتگیری آن را از حقوق اولیه محروم مینمایند. آیا این موارد میتواند شرعی باشد؟
ج. مانعي ندارد.
س87. جداسازی حیوان از فرزند یا جفت آن در مراکز تکثیر صنعتی به جهت استیفای مزایای بیشتر اقتصادی به لحاظ اسلام چه
حکمی دارد؟
ج. اشکال ندارد.
س88. آیا احکام مربوطه به عدم اذیت، رنجآفرینی و نابودسازی بیهوده حیوان در صورت تطابق موضوع بر سایر موجودات ازجمله گیاهان، حشرات و... و حتی عرصههای طبیعی نیز محقق میگردد؟
ج. بلي، ميتوان همان مطالب را نسبت به حشراتي که ضرري براي افراد ندارند - مثل مورچه در بيابان - بيان کرد و در عرصههاي طبيعي و گياهان هم تصرفات مخرب بدون جهت عقلايي مذموم است.
س89. برخي از روستایيان و دامداران براي پروار کردن گوسفندان، بيضه گوسفندان نر را خارج ميکنند. اين حيوان زبانبسته بعد از چند روز شروع به غذا خوردن و آب خوردن مينمايد. اين اقدام آنها که براي بهره بردن مزاياي دنيوي است، حرام است يا حلال؟
ج. مفروض سؤال با وجود اغراض عقلایي مانعي ندارد.
س90. آیا شخصی که واجد منبع آبی در یک منطقه آزاد به لحاظ کشاورزی و سایر موارد است و به صورت طبیعی وحوش منطقه نیز از آن آب بهره میبرند میتواند به لحاظ داشتن مالکیت با دیوارکشی و غیره مانع از استفاده سایر موجودات از آب مذکور گردد؟
ج. آب دادن و رفع تشنگي از انسان و حيوان در روايات رسيده از اهلبيت عصمت و طهارت(علیهم السلام) مورد تأکيد قرار گرفته است و شايسته نيست که کسي آب را از حيوانات تشنه دريغ دارد؛ ولي اگر آمدورفت وحوش موجب ضرر و زيان به مزارع ميگردد، شايسته است که مقداري از آب را به نقطه دورتري منتقل کند تا حيوانات تشنه نمانند. و اگر منبع آب ديگري هرچند با فاصله در محل باشد که رفع حاجت تشنگي حيوانات بشود، منع مانعي ندارد.
س91. آیا حقی از مال افراد ازجمله آب یا غذا جهت وحوش یک منطقه که به صورت همزیستی با آن افراد زندگی مینمایند وجود دارد؟ برای مثال پرندگان در یک منطقه شهری.
ج. دانه دادن به پرندگان و ساير حيوانات هرچند واجب نيست، اما مورد تأکيد و مستوجب ثواب اخروي است.
س92. صدقه بر طبیعت چگونه است، آیا تغذیه یک حیوان وحشی و گرسنه و یا کمک به یک حیوان آسیبدیده نیز نوعی صدقه محسوب میگردد؟
ج. بلي، اين موارد هم جزء صدقات مستحب محسوب ميشود، اما اسراف و زيادهروي در آن جايز نيست.
س93. با توجه به وجود حکم آزاد کردن بنده در احکام اسلامی
به عنوان یکی از احکام جزایی اسلام در موارد مختلف، و نظر به
نبود و عدم مصداق در خصوص حکم مذکور در زمان حاضر، آیا میتوان از موضوع آزاد نمودن حیوانات در اسارت با رعایت ملزومات آن استفاده نمود؟
ج. آزاد کردن حيوانات جايگزين آزادي برده نميشود.
س94. آیا درمان حیوانات آسیبدیده وحشی و آزاد درصورتیکه به واسطه فعالیتهای انسانی آسیب دیده باشند، برای مثال تصادفات جادهای و... به عهده حکومت اسلامی است؟
ج. کمک به حيواني که از تصادف و يا موارد ديگر آسيب ديده و رنج ميبرد، در حد مقدور پسنديده است.
با توجه به روایات وارده از اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) نهتنها رعایت حقوق حیوانات در زندگی آنها لازم است، بلکه در موقع
بردن به کشتارگاه نیز رعایت برخی از حقوق را سفارش فرمودهاند:
تیز بودن چاقو هنگام ذبح، معطل نکردن حیوان در حال ذبح، آب دادن به حیوان قبل از ذبح، قطع نکردن نخاع قبل از جان دادن کامل،(1)
نهی از ذبح در شب،(2)
نهی از کشتن حیوان در مقابل حیوان دیگر،(3)نهی از کشتن حیوان خانگی توسط صاحبش، سفارش به بردن حیوان بهآرامی به طرف مذبح و خواباندن آن با ملایمت،(4)نهی از ذبح حیوان آبستن و شیرده،(5)ازجمله مواردی است که مورد تأکید قرار گرفته است. برای نمونه چند حدیث ذکر میشود.
إِنَّ النَّبِيَّ(صلی الله علیه و آله) قَالَ: «إِنَّ اللهَ كَتَبَ عَلَيْكُمُ الْإِحْسَانَ فِي كُلِّ شَيْءٍ، فَإِذَا قَتَلْتُمْ
فَأَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ، وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذِّبْحَةَ، وَلْيُحِدَّ أَحَدُكُمْ شَفْرَتَهُ،
وَلْيُرِحْ ذَبِيحَتَهُ».(1)
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: خدا بر شما نوشته است که در هر چیز اهل احسان باشید. پس هرگاه خواستید حیوانی را ذبح کنید، نیکو ذبح کنید، کارد را تیز کنید و ذبیحه را زودتر راحت کنید.
وَقَالَ(صلی الله علیه و آله): «إِذَا ذَبَحَ أَحَدُكُمْ فَلْيُجْهِزْ».(2)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هرگاه خواستید حیوانی را ذبح کنید، سریع کار را تمام کنید.
و «أَنَّهُ(صلی الله علیه و آله) نَهَى... أَنْ يُقْتَلَ شَيْءٌ مِنَ الدَّوَابِّ صَبْراً».(3)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از زجرکش کردن حیوانات نهی میفرمود.
مؤلّف دعائم الاسلام روایت کرده است: «وَعَنْ رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ
كَرِهَ ذَبْحَ ذَاتِ الْ-جَنِينِ وَذَوَاتِ الدَّرِّ لِغَيْرِ عِلَّةٍ».(1)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از کشتن حیوان باردار و شیرده بدون جهت خاص کراهت داشت.
عَنْ أَبِي عَبْدِ الله(علیه السلام) أَنَّ أَمِيرَ الْ-مُؤْمِنِينَ(علیه السلام) قَالَ: «لَا تَذْبَحِ الشَّاةَ عِنْدَ الشَّاةِ وَلَا الْ-جَزُورَ عِنْدَ الْ-جَزُورِ وَهُوَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ».(2)
امام علی(علیه السلام) فرمود: گوسفند و شتر را مقابل گوسفند و شتر، درحالیکه به آن مینگرند، نکش.
عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ، قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْ-حُسَيْنِ(علیه السلام) وَهُوَ يَقُولُ لِغِلْمَانِهِ:«لَا تَذْبَحُوا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً لِكُلِّ شَيْءٍ». قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فَإِنْ خِفْتُ؟ قَالَ: «إِنْ كُنْتَ تَ-خَافُ الْ-مَوْتَ فَاذْبَحْ».(3)
امام سجاد(علیه السلام) به غلامانش میفرمود: تا صبح نشده ذبح نکنید؛ زیرا خداوند شب را زمان استراحت برای هر چیز قرار داده است. گفتم
فدایت شوم اگر ترس از مرگ حیوان دربین باشد چه کنیم؟ فرمود: در این صورت مانعی ندارد.
عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: مَرَّ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) عَلَى رَجُلٍ َواضِعٍ رِجْلَهُ عَلَى صَفْحَةِ شَاةٍ وَهُو يُحِدُّ شَفْرَتَهُ، وَهِيَ تَلْحَظُ إِلَيْهِ بِبَصَرِهَا، قَالَ: «أَفَلَا قَبْلَ هَذَا؟ أَوْ تُرِيدُ أَنْ تُمِيتَهَا مَوْتَتَيْنِ؟!».(1)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بر مردی که پای خود را بر صورت گوسفندی نهاده و مشغول تیز کردن چاقو بود و گوسفند با چشم به او نگاه میکرد، گذر کردند و فرمودند: نمیشد که قبلاً چاقو را تیز کنی؟ یا میخواهی او را دوبار بکشی؟
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ(علیه السلام): «لَا تَنْخَعِ الذَّبِيحَةَ حَتَّى تَمُوتَ فَإِذَا مَاتَتْ فَانْخَعْهَا».(2)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: تا ذبیحه جان دارد، نخاع او را قطع نکن.
س95. ذبح حیوان در شرایط بیهوشی جهت سهولت ذبح (جهت حیوانات بزرگ) و یا کاهش درد و ناراحتی حیوان، چه حکمی دارد؟
ج. صرف بيهوشي مانعي ندارد، اما نبايد به حد مرگ برسد. البته اگر بيهوشي موجب شود که مقدار خون لازم در موقع ذبح خارج نشود و قسمتي از خون در رگها باقي بماند، نجس است و براي خوردن حرام میباشد.
س96. نظر شرع مقدس اسلام در مورد آویخته سر بریدن حیوان جهت خارج شدن کامل خون هنگام ذبح به صورت هشیار یا بیهوش چیست؟
ج. اگر رعايت موازين شرعي ازجمله رو به قبله بودن مقاديم بدن حيوان در موقع ذبح بشود، اشکال ندارد.
س97. با توجه به کشف بیش از 5000 حیوان (بهائم - انعام) در سطح جهان، ملاک حلیت گوشت گونههای مذکور چیست؟
ج. علفخوار بودن و سم داشتن و اسم بردن خصوص آنها ازجمله ملاکهای حیوانات حلال مگر در موارد استثنا میباشد. برای مطالعه و آگاهی بیشتر در این زمینه، به کتاب هدایة العباد، بخش اطعمه و اشربه مراجعه فرمایید.
س98. در آیه 45 سوره نور که میفرماید: «وَاللهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِی عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ...»، که سه گروه مذکور در آیه شریفه در علوم امروزی به خزندگان، پرندگان و پستانداران نامگذاری میشوند، با توجه به تعداد متنوع این موجودات و ضرورت شناخت و استفاده از آنها، ملاک حلال بودن گوشت آنها چگونه است؟
ج. حشرات و خزندگان حرامگوشتند و برای پرندگان و پستانداران حلالگوشت علایمی ذکر شده که میتوانید در کتاب هدایة العباد مطالعه فرمایید.
س99. ملاک حلال بودن گوشت سایر گونهها اعم از میگوها و گونههای دریایی، ملخها و حشرات و... چگونه است؟
ج. از حیوانات دریایی تنها ماهیهای فلسدار و میگو و از حشرات تنها ملخ حلالگوشت و بقیه حرامگوشتند.
س100. استفاده از اجزا و اَحشای حیوانات حلالگوشت و حرامگوشت چه حکمی دارد؟
ج. غير از مواردي که خوردن آن حرام است و در توضيح المسائل ذکر شده، مثل طحال و... بقيه قسمتهاي احشای حيوان حلالگوشت (دل، جگر، کليه، سيرابي، شيردان و...)، اشکال ندارد. اما استفاده از اَحشای حيوان حرامگوشت براي خوراک انسان حرام است، ولي براي غذاي ساير حيوانات مانعي ندارد.
س101. دادن غذای غیرمتعارف مانند نجاسات به حیوان
حلالگوشت مانند اضافه کردن پودر گوشت حیوانات حرامگوشت و یا نجاسات حاصل از کشتارگاهها به غذای دام در مراکز تکثیر دام صنعتی چه حکمی دارد؟
ج. دادن غذاي نجس يا اجزای حيوان حرامگوشت و يا مواد زاید کشتارگاهها به حيوانات مانعي ندارد. اما اگر مدفوع انساني به حيوان داده شود، جواز مصرف گوشت آن نياز به گذشتن مدت استبراء دارد.
س102. استفاده از پوست دباغیشده و فراوریشده چه حیواناتی برای انسان جایز است؟
ج. استفاده از پوست گاو و گوسفند و شتر که حلالگوشت هستند، در صورت ذبح شرعي مانعي ندارد. و اما نسبت به حيوانات حرامگوشت غير از سگ و خوک که نجسالعين هستند، اگر حيوانات حرامگوشت مطابق دستور شرع ذبح شوند، استفاده از پوست آنها مانعي ندارد و پاک است، اما نماز با آن باطل است.
س103. با توجه به اين سخن پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) که میفرمایند: «لَعَنَّ اللهُ مَنْ مَثَّلَ بِالْ-حَيَوَانِ (أَوْ حَبَسَ)»،(1)حکم وجود باغوحشها در جامعه اسلامي چيست؟ بهخصوص که در روزهاي اخير در خبرها آمده است که در يکي از باغوحشهاي ايران اسلامي، شير محبوسي را زنده آتش زدهاند؟
ج. نفس وجود باغوحش و نگهداري حيوانات حرام نيست، ولي آزار و اذيت به حيوانات ظلم است و مکافات آن عذاب اخروى است.
س104. امام کاظم(علیه السلام) در حدیثى معروف مىفرماید: شایسته است انسان وقت خود را به چهار قسمت تقسیم کند. سپس توصیه
1) . نسائی، سنن، ج7، ص338؛ مجلسی، بحار الانوار، ج61، ص282. «لعنت خدا بر کسی که حیوانی را مثله کند یا زندانی کند».
مىکند که یکى از آن چهار قسمت صرف تفریح شود. این موضوع نشان مىدهد که تفریح براى یک انسان، خصوصاً براى جوانان لازم است، و باعث مىشود که دیگر وظایف خود را بهتر انجام دهد. لطفاً بفرمایید نگهدارى از حیوانات که در عین تفریح داراى جنبههاى علمى و تحقیقى درباره دنیاى آفرینش، تقویت روحیه محبّت، و نیز نظاره کردن و دقّت بر عجایب خلقت و قدرت خداوند متعال مىباشد، به نظر جنابعالى چگونه است؟
ج. نگهدارى حیوانات براى اهدافى که در بالا ذکر شد، نه تنها مانعى ندارد، بلکه فواید معنوى و مادّى نیز دربردارد؛ ولى طورى باشد که منتهى به اسراف یا آزار حیوانات نشود.
س105. آیا براى نگهدارى از حیوانات منعى وجود دارد؟ اگر فایدهاى بر نگهدارى حیوان مرتّب نباشد، یا صرفاً براى زیبایى، یا صداى خوش آن باشد، (مثل قنارى، یا مرغ عشق، یا مانند آن) نگهدارى از آن چه حکمى دارد؟
ج. نگهدارى حیوانات مانعى ندارد. ولى سزاوار است افراد باایمان هدفى از آن داشته باشند؛ هرچند استفاده از زیبایى و صداى خوش آنها باشد؛ درضمن باید این امر به اسرافکارى منتهى نشود.
س106. در خصوص حقوق حیوانات و اخلاق زیستمحیطی، آیا نگهداری یک پرنده در قفس جهت استفاده از صدا و یا زیبایی آن به لحاظ شرعی و اخلاقی با توجه به محدودسازی آزادی یک گونه به نفع استفاده انسان مورد تأیید میباشد؟
ج. اشکال ندارد.
س107. پرندگاني که در قفس حبس میکنند، اگر موجب ايذای حيوان باشد، شرعاً چطور است؟ آيا مکروه است يا حکم ديگر دارد؟ و اگر حيوان عادت کرده باشد و از قفس ناراحت نباشد، چه صورت دارد؟ و در هر دو صورت آيا تهيه اين حيوانات جزء مئونه است و خمس ندارد يا زاید بر مئونه است و خمس دارد؟
ج. خوب است حيواني که از حبس کردن ناراحت میشود آزاد شود، ولي حکم به حرمت مشکل است و اما نسبت به خمس آن مئونه بودن آن مشکل است، بايد خمس آن داده شود.
س108. نگهدارى پرندگان از قبيل قنارى، بلبل، مرغ عشق و... در داخل قفس و در منزل به منظور تفريح و سرگرمى چه حكمى دارد؟
ج. حرمتش معلوم نيست.
س109. حکم نگهداری حیوانات خاص ازجمله کبوتر، سگ، پرندگان زینتی (بلبل، قناری، طاووس، طوطی و...)، پرندگان شکاری (شاهین...)، برخی از انواع مارها و خزندگان، لاکپشت...، که بهتدریج در حال توسعه و عمومیت میباشد چیست؟
ج. در بعضی روايات نسبت به نگهداري کبوتر در خانه سفارش شده است و از نگهداری سگ منع شده است و نسبت به سایر حیوانات اگر
نگهداری مستلزم هزینه زیاد که مصداق اسراف است نباشد، منعی وارد نشده است.
س110. طبق کلام علامه حلی «وَكُلُّ حَيَوَانٍ ذِي رُوحٍ كَالْبَهَائِمِ فَيَجِبُ عَلَيْهِ الْقِيَامُ فِي النَّحْلِ وَدُودِ الْقَزِّ»،(1)آيا واجب است كه خوراك زنبور و كرم ابريشم و... را تأمين كرد؟
ج. اگر بخواهد زنبور یا كرم ابريشم را نگه دارد، بايد غذاي آن را تأمين كند.
س111. آیا بین نگهداری حیوان در محیط خانه، کار، تحصیل و... تفاوتی وجود دارد؟
ج. تفاوتي در بين محل نگهداري آنها نيست.
س112. نگهداری چه حیواناتی در محیط زندگی و خانه مورد تأیید اسلام بوده و نگهداری چه حیواناتی مورد تأیید نمیباشد؟
1) . علامه حلی، قواعد الاحکام، ج3، ص118.
ج. نگهداری خروس و کبوتر و گوسفند مورد تأکید روایات و نگهداری سگ جز برای پاسبانی منع شده است.
س113. حکم نگهداری تروفه (حیواناتی که پس از مرگ با فراوری پوست و ایجاد غالب به همان شکل اولیه حفظ میشوند) در خانه چیست؟ آیا حکم مجسمه را دارد؟
ج. تروفه حکم مجسمه را ندارد و در نگهداری آن اشکالی به نظر نمیرسد.
س114. سؤالى که بنده مطرح مىسازم، سؤالی است که براى اکثر همرشتهاىهاى خودم - یعنى رشته دامپزشکى - مطرح است و آن این است که چرا علىرغم اینکه ما در احادیث و کتب اسلامى همواره شاهد بیان این مطلب بودهایم که ما باید در کنار مخلوقات خدا و با مهربانى کردن با آنها زندگى کنیم و در مورد
سگ این مطلب چه در رساله حضرت امام و چه در بسیارى از منابع شرعى عنوان شده، در کشورمان برخوردهایى علیه سگداران انجام مىگیرد؟ و آیا این برخوردها از نظر شرعى مورد تأیید است؟ البته ممکن است چنین تصوّر شود که نگهدارى سگ تنها وسیلهاى است جهت تفریح و شاید این مطلب فراموش شده است که خداوند در هیچ موجودى پس از انسان به اندازه سگ قدرت درک احساس دوستى و دوست داشتن را قرار نداده است و همانطور که ما مسلمانان معتقدیم هر نیازى که در یک موجود وجود دارد، قطعاً پاسخى برایش وجود دارد و در مورد این حس سگ پاسخى به جز ارتباط برقرار کردن با یک انسان (البته براساس احکام اسلامى) موجود نیست. آیا اگر ما این مسئله را فراموش کنیم درحقیقت قوانین الهى را فراموش نکردهایم؟ آیا اگر به مبارزه با عشقى که خداوند در نهاد یک جاندار زبانبسته قرار داده است بپردازیم، دچار معصیت نشدهایم؟
ج. نگهداری سگ براى مقاصد مختلف از قبیل پاسبانى خانه و گله و براى شکار و همچنین مقاصد پلیسى اشکال ندارد، ولى ازآنجاکه موجود آلودهاى است و ممکن است بیمارىهاى مختلفى را به انسان منتقل سازد، با حکم به نجاست، از معاشرت با آن نهی شده است و از آنچه به صورت فرهنگ سگبازى غربى دیده مىشود، جلوگیرى کرده است. درعینحال بدون مجوز شرعی کسی حق از بین بردن سگهای ولگرد را هم ندارد و غذا دادن به آنها هم توصیه شده است.
س115. معروف است که «تازى» (سگ شکارى) در احکام نجاست و طهارت با سگهاى دیگر تفاوت دارد. شاید دلیلش این باشد که - طبق آنچه در تاریخ آمده - اعراب (پس از اسلام) از رفتوآمد تازى به خیمهها ممانعتى نمىکردند، و تازى حق داشت در خیمه با آنها بخوابد، و آن را هدیهاى از سوى خدا مىدانستند. آیا تفاوتى میان تازى و سایر سگها در نجاست مىباشد؟
ج. تفاوتى از جهت نجاست میان سگهای ولگرد و گله و شکاری و تزیینی و... نیست.
س116. میخواستم ببینم آیا نگهداری از سگهای پرورشی که دارای شناسنامه هستند و واکسیناسیون میشوند، دارای ایراد میباشد؟
ج. چنانچه فایدهای از قبیل پاسبانی خانه و گله و صید و مانند آن داشته باشند، مانعی ندارد و اما تبعیت از فرهنگ غرب و معاشرت با آنها جایز نیست.
س117. همراه داشتن سگ در ماشین و خیابان، و نگهدارى آن در خانه، که نوعى تقلید از بیگانگان است، چه صورت دارد؟
ج. این کارها شایسته مسلمانان باشخصیت نیست، و ترویج این فرهنگ جایز نیست.
س118. نگهداري سگ در داخل منزل چه حکمي دارد؟
ج. مکروه است.
س119. نگهداري سگ با رعايت جوانب شرعي در محوطه حياط خانه و مجزا از زندگي داخلي چه حکمی دارد؟
ج. در مورد سؤال مانعي ندارد، ولي بهطورکلي نگهداري سگ در غير موارد لزوم مانند حفاظت، مذموم و در بعضی موارد جايز نيست و در حديث وارد شده که ملائکه به خانهاي که در آن سگ باشد وارد نميشود،(1)و اين عملي مذموم به تقليد از کفار است.
س120. اگر محیط زندگى سگ خارج از اتاق باشد، مثلاً در حیاط، یا باغ، یا پشت بام خانهاى برایش بسازند، و مسائل مربوط به طهارت و نجاست را مراعات کنند، نگهدارى از آن چه حکمى دارد؟
ج. اگر پاکى و نجاست رعایت شود، و بودن آن حیوان در خانه فایدهاى داشته باشد، مانعى ندارد. ولى معاشرت با آنها به روشى که غربىها در مورد سگ دارند، صحیح نیست.
1) . برقی، المحاسن، ج2، ص615؛ کلینی، الکافي، ج3، ص393.
س121. نگهداري گربه در داخل منز ل چه حکمي دارد؟
ج. مانع ندارد.
س122. نوازش و بغل کردن سگ و گربه چه حکمي دارد؟
ج. سگ نجسالعين است و بدن يا لباس با تماس با تري بدنش نجس میشود و گربه مانع ندارد، لکن اگر موي آنها به بدن يا لباس نمازگزار باشد، موجب بطلان نماز است.
س123. حکم نجاست مدفوع پرندگان شکاری و انواع عقابها و یا سایر حیوانات که در خانهها نگهداری میشوند، چیست؟
ج. مدفوع پرندگان پاک است؛ هرچند حرامگوشت باشد.
س124. آیا پوست و مدفوع و ادرار لاکپشت نجس است و اصولاً
چه حکمی دارد؟
ج. فضله لاکپشت و پوست آن پاک است؛ هرچند احتیاط آن است که از آن اجتناب کنند؛ ولی بول آن بنابر احتیاط نجس است.
س125. آیا فضولات حیوان همستر پاک است یا خیر؟
ج. فضله حیواناتی که خون جهنده ندارند، پاک است.
س126. نگهدارى از حیوانات ماهانه مبلغى هزینه در پى دارد؛ مانند دانهاى که براى قنارى یا طوطى مىخرند، یا کاهو یا سبزى که براى خرگوش، خریده مىشود. چنین هزینههایى چه حکمى دارد؟
ج. این هزینهها مادامى که به اسراف منتهى نشود، ایرادى ندارد.
س127. خشک کردن و یا کشتن حیوانات به جهت دکور و غیر آن،
چه حکمى دارد؟
ج. در مورد حیوانات موذى اشکال ندارد و اما در سایر حیوانات اگر باعث اذیت و آزار خاصى نباشند، توصیه نمیشود و اگر از حیوانات داراى خون جهنده باشند، با توجه به اینکه ذبح شرعى نمىشود، دست مرطوب را نجس میکند.
س128. اگر حبس پرندگان و يا حيوانات بيابانى مثل روباه و شغال و امثال اينها باعث اذيت حيوانات شود، چه صورت دارد و الآن در بعضى از نقاط ديده شده که آهو يا حتى برّه و يا پرندگان کمياب را با برق مىکشند و شکم آنها را خالى مىکنند و به جاى آن کاه و امثال اين را مىريزند و براى تزيين در مغازهها و يا منازل نگهدارى مىکنند. سؤال اين است: اوّلاً: اين کار شرعاً جایز است يا خير؟ ثانياً: نگهدارى اين حيوانات چطور است؟ و آيا اگر گناه است بايد افرادى را که مرتکب اين عمل مىشوند نهى کرد يا خير؟
ج. حرمت نگهدارى حيوانات مذکور معلوم نيست و کشتن آهو و بره
به وسيله برق جایز نیست.
س129. خشک کردن پرندگان و حیوانات به وسیله برق درحالیکه زنده هستند، چه صورت دارد؟
ج. جایز نیست.
س130. خشک کردن حیوانات، حشرات، پرندگان، جانوران دریایی و نگهداری اجساد خشکشده آنها در منزل یا مغازه چه حکمی دارد؟ نماز خواندن روبهروی آنها چه حکمی دارد؟
ج. خشک کردن اگر ایذا باشد جایز نیست و قدر مسلّم جواز استفاده به نحوی است که در شرع مقدس ذکر شده است، مانند ذبح و صید؛ و نماز روبهروی آنها صحیح است، ولی کراهت دارد.
س131. میخواستم بدانم حکم کشتن یک حیوان از روی عمد
چیست؟ (حیوان حلالگوشتی که آزاری هم ندارد) و چگونه باید جبران کرد؟
ج. کشتن حیوان حلالگوشت به جهت استفاده از گوشت آن، دارای غرض عقلایی است و مانعی ندارد؛ هرچند آزار هم نداشته باشد.
س132. در سالهای اخیر متاسفانه کشتن جوجههای یکروزه در بین مرغداران به بهانه کمبود دانه و اشباع بازار رواج پیدا کرده است و تصاویر نشان میدهد که گاهی آنها را میسوزانند و گاهی زنده زیر خاک میکنند. حکم شرعی این کار چیست؟
ج. کشتن جوجهها به صورت مذکور در سؤال مصداق ظلم و اسراف است و عواقب بدی در دنیا و آخرت برای مرتکبین دارد. میتوانند جوجهها را رایگان یا با قیمت کمتر بین مردم توزیع کنند و یا اقدام به جوجهکِشی اضافه نکنند.
س133. حیواناتی به واسطه فعالیت مستقیم و یا غیرمستقیم انسان تکثیر یافتهاند؛ ازجمله سگهای ولگرد در اطراف شهرها و یا
گربهها در اطراف خانهها، اگر احتمال خطر مانند انتقال بیماری از گونههای مذکور و یا گازگرفتگی برود و اگر امکان عقیمسازی آنها وجود داشته و با کنترل جمعیت رفع ضرورت نماید، کشتن آنها در فرض مسئله چه حکمی دارد؟
ج. از بين بردن حيوانات ولگرد بدون جهت خاص حرام است و اما اگر معلوم شود که موجب انتقال بيماري و ضرر مسلمانان است کشتن آنها جايز ميباشد و درصورتيکه با عقيمسازي و کنترل جمعيت مشکل رفع میشود، اولويت دارد.
س134. مشاهده میشود که حيوانات وحشي ازجمله خوک، خرس، گرگ، و... به محصولات و احشام روستایيان آسيبهاي
جدي وارد میکنند و اگر روستایيان بخواهند به حيوانات وحشي آسيب وارد کنند، توسط اداره محيط زيست به دادگاه معرفي و دادگاه آنها را جريمه مینمايد؛ درصورتيکه اين از وظايف محيط
زيست است که با حيوانات وحشي مقابله نمايد. ولي به دليل گستردگي محيط و امکانات کم محيط زيست، اين امر ميسر نمیشود. لطفاً بفرمایيد: تکليف شرعي کشتن حيوانات موذي (که برخلاف قانون است) چيست؟
ج. اگر حيوان موذي به جان و يا مال شخصي خسارت و ضرر بزند، آن شخص ميتواند جلوی ضرر را - ولو با کشتن حيوان، اگر به طريق ديگر ممکن نباشد - بگيرد.
س135. آيا جايز است كه برخى از موجودات موذى و مزاحم مانند مار و عقرب و... را چه در همان لحظه اول يا پس از گرفتن، در ايستگاه از بين برد؟ آيا با توجه به خطرناك بودن آنها بايد به مراجع ذيربط تحويل داد؟
ج. اگر بتوانيد بدون خطرى كه متوجه شما شود آنها را از بين ببريد، اشكال ندارد، ولى اگر احتمال خطر براى شما هست، به مراجع ذيربط تحويل دهید.
س136. آیا میتوان موشها و مانند آن را که باعث مزاحمت میشوند، با آب جوش کشت؟
ج. میتوانید به وسیله دیگری که حیوان را زیاد زجر ندهد، بکشید.
س137. کشتن و آزار حیوانات غیرموذى چگونه است؟ محبّت به آنان چه حکمى دارد؟
ج. کشتن و آزار حیوانات غیرموذى اشکال دارد، و حمایت از آنان خوب است.
س138. آيا کشتن حيوانات مثل سوسک و مارمولک و مورچه و غيره در منزل جايز است يا خير؟ و دوا ريختن در محل آنها چه حکمی دارد؟
ج. اگر حيوانات مذکور موجب اذيت و مزاحمت باشند، کشتن آنها اشکال ندارد.
س139. قتل حيوانات و حشرات بدون علت چه حکمی دارد؟
ج. اگر اذيت نکنند، از کشتن آنها خودداری شود.
س140. آيا كشتن حشرات گناه دارد يا خير؟ حشراتي كه نيش میزنند و يا حشراتي كه ايجاد مزاحمت میكنند؟
ج. كشتن حشرات موذي اشكال ندارد.
س141. كشتن گربههایی که ايجاد مزاحمت میکنند، چه حکمي دارد؟
ج. اگر اذيت کند اشکال ندارد.
س142. اینجانب به علت ندانستن مسئله که کشتن گربه جایز نیست و آقای... فتوا دادهاند که اگر گربه اذیت میکند باید او را
ترساند که از محله برود، قبل از خواندن این مسئله حدود شش گربه را کشتم که چهار تا از آنها آن نوزاد بودند و از پشت بام آنها را به وسط خیابان پرتاب نمودم و دو تای دیگر آنها اذیت میکردند و درضمن چهار بچهشاهین از مادر جدا کردم که آنها هم بعد از چند روز مردند. حالا هر پیشآمدی که در خانه ما پیش میآید،
علت را همانها میدانم و با خود میگویم خودم کردم که لعنت بر خودم باد. حالا از شما تقاضا دارم که مرا نسبت به کفاره این حیوانات راهنمایی نمایید.
ج. در فرض سؤال برای کشتن حیوانات مذکور در سؤال کفاره واجب نیست، اما از گناه خود توبه کنید.
س143. اگر گربهای را به ناخواسته زير بگيريم، حکم آن چيست و چه کنيم که خونش به گردنمان نباشد؟
ج. در فرضي که ناخواسته باشد و ملک کسی نباشد، چيزي بر شما نيست.
س144. چون سگهای زیادی چه بدون صاحب و چه دارای صاحب باعث خسارت به کشت گندم و جو و ریشههای درخت انار و چغندر و غیره میشود، حتی با تذکر فراوان به صاحبان سگها نتیجهای نداشته است. خواهشمند است با توجه به خسارت
فراوان و آلوده کردن محیط دستور شرعی و قانونی را در ذیل مرقوم فرمایید؟
ج. در فرض سؤال کشتن سگهایی که صاحب ندارند، بیاشکال است و سگهایی که صاحب دارند، اگر به صاحبانشان تذکر داده شود و ترتیب اثر ندهند، هر مقدار ضرر بزنند، صاحبانشان ضامنند و شرعاً حق مطالبه خسارت دارید.
س145. در روستایى که ما در آن زندگى مىکنیم تعدادى سگ ولگرد هستند که زمینهاى کشاورزى را آلوده مىکنند، آیا از بین بردن آنها گناه دارد؟
ج. در صورت ایجاد مزاحمت، مانعى ندارد، ولی صرف آلوده کردن زمین کشاورزی مزاحمت محسوب نمیشود.
س146. چند سال پيش شخصي با تفنگ بادي به سگي شليک کرده که گويا چشم سگ آسيب ديد. اما آن سگ در شهرکي صنعتي بوده که بعضي از سگهاي آنجا ولگرد بودند و بعضي سگ نگهبان. اگر بين اين دو مورد
مشکوک باشيم، آيا تحقيق لازم است که سگ ولگرد بوده يا داراي صاحب بوده؟ به صورت کلي آيا اين فرد در اين باره وظيفهاي دارد؟
ج. چنانچه احتمال عقلایي دهد که سگ نگهبان بوده است، احتياطاً بايد تحقيق کند تا حقالناسي بر عهده او نباشد.
س147. حقير از اعضاي جمعيتهاي دفاع از حقوق حيوانات ميباشم. اخيراً در برخي از شهرهاي ايران مشاهده شده که بعضي از افراد به کشتار بيرحمانه و ظالمانه حيواناتي مانند سگ و گربهها ميپردازند. با توجه به سيره نبي مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومين(علیهم السلام) که همواره بر تکريم و منع آزار حيوانات تأکيد داشتهاند، نظر مبارک حضرتعالي درباره کار اين افراد چيست و آيا اين افراد دچار عذاب اخروي و قهر الهي ميشوند يا خير؟ بلکه با تحذير اين افراد بتوان آنها را از ادامه کار زشت و ناپسندشان
بازداشت تا حق حيات را از موجودات بيگناه و بيزبان نگيرند.
ج. بهطورکلي کشتن حيوانات موذي بلامانع است، اما در غير اين مورد، همانطوريکه خداى تعالى در آخر آيه مربوط به شکار فرموده: «وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ سَرِيعُ الْ-حِسَابِ».(1)در مسئله شکار کردن بايد از خدا
ترسيد و بيهوده حيوانات را بىجان ننموده و در کشتن آنها اسراف نورزيد و صرفاً به منظور تفريح و سرگرمى و يا خودنمایى و زورمندى شکار نکرد و همينطور در مورد سؤال بايد دانست که خداى تعالى در حسابگرى سريع است و کيفر ظلم و تعدى را قبل از آخرت در همين دنيا ميدهد، و اين ظلمها و تجاوزها و داماندازيها و بىخبر کشتن حيوانات بىزبان همانطور که بسيار مشاهده شده، جز سوء عاقبت و نکبت ثمرهاى ندارد.
س148. درباره اینکه جانورهایی که صاحب معینی ندارند و روزها در بیابانها و شب در کشتارگاه استفاده میکنند و خون و
1) . مائده، 4.
گوشتهایی که آنها میخورند و برای مردم شهر مرض مسری به وجود میآورند نگیرند و بچهها را هم اذیت میکنند، به دستور دکتر بهداشت آنها را کشتند و از بین بردند که مردم اذیّت نشوند و مرض مسری نگیرند. بفرمایید آیا کشتن آنها جایز است یا خیر؟ و آیا کفاره دارند یا نه؟ کفاره کشتن آنها را معلوم کنید که در چه
راهی خرج کنند؛ چون در رسالهها این مسئله وجود ندارد؛ حتی در مجمع المسائل حضرت آیتالله العظمی گلپایگانی نیست و در توضیح المسائل مراجع دیگر هم این مسئله وجود ندارد؟
ج. کشتن آنها درصورتیکه موجب اذیت اشخاص و مضر به بهداشت جامعه باشند جایز است، و الا جواز آن محل اشکال است و در هر دو صورت (جواز یا عدم جواز) کفّاره ندارد.
شک نیست که سلامت محیط زیست با حیات سالم جامعه ارتباطی ناگسستنی دارد و همانگونه که در بدن انسان بهداشت و پیشگیری بر درمان مقدم است، تأمین فضای سالم و محیط زیست مناسب نیز بر جبران خسارتهای ناشی از تخریب آن مقدم است.
سالم نگاه داشتن محیط زیست و رعایت پاکیزگی و جلوگیری از آلودهسازی آب و خاک و صحرا و حفظ گیاهان و حیوانات و سایر موجودات که با حیات فرد و جامعه پیوند دارند، وظیفه همگانی است و در آموزههای دینی هم از آلوده کردن محیط زیست نهی شده و به پاکسازی آن ترغیب شده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند پاک است و بوی خوش را دوست دارد و پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد. پس آستان خانه خود را تمیز نگه دارید.
«إِنَّ اللهَ تَعَالَى طَيِّبٌ يُحِبَّ الطَّيِّبَ، نَظِيفٌ يُحِبُّ النَّظَافَةَ، كَرِيمٌ يُحِبُّ الْكَرَمَ، جَوَادٌ يُحِبُّ الْ-جُودَ، فَنَظِّفُوا أَفْنِيَتَكُمْ وَلَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ».(1)
از این حدیث استفاده میشود که رعایت پاکیزگی صبغه ملکوتی دارد و ازآنرو که انسان خلیفةالله است، باید سنّت و سیره او را سیره خود قرار دهد.
یا در جای دیگر وقتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مسلمانان را به جبهه جنگ میفرستاد سفارش میفرمود: جز در هنگام ناچاری درختی را قطع نکنید.
«وَلَا تَقْطَعُوا شَجَرَةً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَيْهَا».(2)
شاید نهی پیامبر(صلی الله علیه و آله) به خاطر تأثیری است که درخت در سلامت
محیط زیست دارد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: سکونت در سرزمینی که هوایی سالم، آبی فراوان و زمینی حاصلخیز داشته باشد، دلپذیر است. که سخن از دلپذیری زندگی است، نه زنده ماندن.
«لَا تَطِيبُ السُّكْنَى إِلَّا بِثَلَاثٍ: الْ-هَوَاءِ الطَّيِّبِ، وَالْ-مَاءِ الْغَزِيرِ الْعَذْبِ، وَالْأَرْضِ الْ-خَوَّارَةِ».(1)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میفرماید: زیر درخت بارده [محل ریزش میوهها] و در مسیر راه عمومی بول نکنید.
«وَنَهَى (رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله)) أَنْ يَبُولَ أَحَدٌ تَحْتَ شَجَرَةٍ مُثْمِرَةٍ أَوْ عَلَى قَارِعَةِ الطَّرِيقِ».(2)
و اگر ملتی از آلوده کردن فضاهای عمومی و محیطهای سالم و نشاطآور پرهیز نکند و یا در مقابل آلوده کردن آن سکوت کند،
مشمول لعن خداوند قرار میگیرد؛ چنانکه رسولالله(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«ثَلَاثٌ مَلْعُونٌ مَنْ فَعَلَهُنَّ: اَلْ-مُتَغَوِّطُ فِي ظِلِّ النُّزَّالِ، وَالْ-مَانِعُ الْ-مَاءَ الْ-مُنْتَابَ، وَالسَّادُّ الطَّرِيقَ الْ-مَسْلُوكَ».(1)
سه گروه هستند که به جهت کارشان ملعونند:
کسی که مکانهای عمومی [خیابان، کوچه، پارک، سایبانها و محل نزول مسافران] را با کثافت آلوده کند.
کسی که از آب نوبهای (سهمیهبندی) جلوگیری کند و نوبت دیگران را رعایت نکند.
کسی که سد معبر کند.
میبینیم در آن روزگار چیزی که میتوانست موجب آلودگی مکانهای عمومی در مسیر مردم باشد، آلوده کردن محیط به ادرار و مدفوع بوده که مورد منع شدید پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار گرفته است.
آیا اگر امروزه امام معصوم(علیه السلام) حضور داشتند، از فاضلاب کارخانجات و مواد سمی آن که در لایههای زمین و منابع زیرزمینی
1) . کلینی، الکافی، ج2، ص292.
آب نفوذ میکند و یا گرد و غبار و دود ناشی از آنها که هوای
اطراف را آلوده کرده، زمینه ابتلا به بیماریهای صعبالعلاج را برای مردم فراهم میسازد و یا مانع رشد گیاهان و مهاجرت ساکنان آن مناطق میگردد، منع نمیفرمودند؟
اگر واژه «فساد فی الارض» را که در آیات متعدد قرآن مجید آمده است مثل: «وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا»؛(1)
«أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ»؛(2)
«لَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ الْ-مُفْسِدينَ»؛(3)«وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْ-حَرْثَ وَالنَّسْلَ»؛(4)
و... را عام بگیریم و نیز آیه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ
1) . اعراف، 56. «و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید».
2) . هود، 116. «دانشمندان صاحب قدرتی نبودند که از فساد در زمین جلوگیری کنند».
3) . قصص، 77. «و هرگز در زمین در جستوجوی فساد مباش که خدا مفسدان را دوست ندارد».
4) . بقره، 205. «هنگامی که روی برمیگردانند، در راه فساد در زمین، کوشش میکنند و زراعتها و چارپایان را نابود میسازند».
النَّعِيمِ»؛(1)
و نیز آیه «اَللهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ... لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»،(2)را شامل نعمتهای دنیایی بدانیم و روایات نهی از اسراف و تبذیر، و شکر نعمت را به آنها بیفزاییم، به این نتیجه خواهیم رسید که تخریب طبیعت و نابود کردن آن مصداق فساد، اسراف، عدم شکرگزاری از نعمت و مشمول نهی الهی است و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) آن را نکوهیده داشتهاند.
درختان در سالمسازی و پاکیزگی هوا نقش موثر دارند و از برگ و چوب و ثمره و میوه آن هم بشر از دیرباز سود برده است. تجارت میوه و فواید بهداشتی آن برای انسانها بر کسی پوشیده نیست. مواد دارویی را که خداوند متعال در برخی گیاهان به ودیعه نهاده است، پزشکان را به سوی استفاده از طب سنتی بهجای طب شیمیایی میخواند.
پوشش گیاهی به عنوان مانعی در حرکت بیرویه خاک و جلوگیری از سیلاب و تخریب محیط زیست یکی دیگر از کارکردهای طبیعی درختان است.
ازاینرو میبینیم که در آیات قرآن مجید توجه خاصی به گیاهان و درختان شده و طراوت و سرسبزی آن را یکی از نشانهها و آیات الهی به حساب آورده و به خداوند متعال نسبت داده است.
«اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى».(1)
خدایی که زمین را برای شما بستری قرار داد و برای شما در آن راههایی پدید آورد و از آسمان برای شما آب نازل کرد، پس به وسیله آن انواعی از روییدنیهای گوناگون را بیرون آوردیم.
1) . طه، 53.
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ».(1)
اوست که از آسمان آب نازل کرد و به وسیله آن گیاهان گوناگون را از زمین بیرون آوردیم.
یا در جای دیگر زراعت را منسوب به خداوند فرموده و انسانها را فقط پنهانکننده دانه در خاک میداند.
«أَ فَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ * أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ * لَوْ نَشَاءُ لَ-جَعَلْنَاهُ حُطَاماً».(2)
به آنچه زیر خاک پنهان میکنید نمینگرید؟ آیا شما زراعت میکنید یا ما؟ اگر بخواهیم آنها را به خاشاک تبدیل میکنیم.
اهمیت درختکاری در روایات فراوانی بیان شده و از این کار به عنوان عمل مقدس نام برده شده است.
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) درضمن حدیثی درختکاری را در کنار تعلیم علم و
ساخت مسجد ارث سودمند به حساب آوردهاند.
«سَبْعٌ يَجْرِي لِلْعَبْدِ أَجْرُهُنَّ وَهُوَ فِي قَبْرِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ: مَنْ عَلَّمَ عِلْماً، أَوْ أَجْرَى نَهْراً، أَوْ حَفَرَ بِئْراً، أَوْ غَرَسَ نَخْلاً، أَوْ بَنَى مَسْجِداً، أَوْ وَرَّثَ مُصْحَفاً، أَوْ تَرَكَ وَلَداً يَسْتَغْفِرُ لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ».(1)
هفت چیز است که ثواب آن بعد از مرگ هم به عاملش میرسد: کسی که علمی را بیاموزد یا نهری را جاری سازد یا چاه آبی را حفر کند یا نخلی را بکارد یا مسجدی را بنا نهد یا مصحفی (قرآن) را به ارث بگذارد یا فرزندی را به جای گذاشته است که بعد از مرگش برای او طلب آمرزش میکند.
در مورد آبیاری درختان فرمود: «مَنْ سَقَى طَلْحَةً أَوْ سِدْرَةً فَكَأَنَّمَا سَقَى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ».(2)
کسی که درخت موز یا سدر را آب بدهد مثل آن است که مؤمن تشنهای را سیراب کرده و ثواب آن را میبرد.
و در مورد قطع بیهوده درخت میفرماید:
«مَنْ قَطَعَ سِدْرَةً صَوَّبَ اللهُ رَأْسَهُ فِي النَّارِ».(1)
کسی که درخت سدرهای را (بدون جهت) قطع کند، خداوند سرش را در آتش فرو میبرد.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «لَا تُقَطِّعُوا الثِّمَارَ فَيَصُبَّ اللهُ عَلَيْكُمُ الْعَذَابَ صَبّاً».(2)
درخت میوهدار را بیهوده قطع نکنید که خداوند عذابش را بر شما نازل میکند.
أمیر ال-مؤمنین(علیه السلام): «مِمَّا يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ تَرْكُ الْأَذَى، وَتَوْقِيرُ الشُّيُوخِ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ، وَأَنْ يُحْتَرَزَ عَنْ قَطْعِ الْأَشْجَارِ الرَّطْبَةِ إِلَّا عِنْدَ الضَّ-رُورَةِ، وَإِسْبَاغُ الْوُضُوءِ، وَحِفْظُ الصِّحَّةِ».(3)
از چیزهایی که به عمر اضافه میکند، ترک آزار به دیگران و احترام به پیران و صله رحم و دوری کردن از قطع درختان سبز مگر
در وقت حاجت، و خوب وضو گرفتن و حفظ سلامتی است.
و در اهمیت درختکاری همین بس که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَفِي يَدِ أَحَدِكُمُ الْفَسِيلَةُ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لَا تَقُومَ السَّاعَةُ حَتَّى يَغْرِسَهَا فَلْيَغْرِسْهَا».(1)
اگر نهالی در دست یکی از شماست و در آستانه برپایی قیامت به اندازه کاشتن آن فرصت دارد، آن را بکارد.
یا در روایت دیگری میفرماید: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَغْرِسُ غَرْساً أَوْ يَزْرَعُ زَرْعاً فَيَأْكُلُ مِنْهُ إِنْسَانٌ أَوْ طَيْرٌ أَوْ بَهِيمَةٌ إِلَّا كَانَتْ لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ».(2)
هر مسلمانی درختی بکارد یا زراعتی کشت کند و انسان، پرنده یا چهارپایی از محصول آن بخورد، این کارها برایش صدقه محسوب میشود.
و با توجه به آیه شریفه: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِیهَا».(3)
که وظیفه آبادانی زمین بر عهده انسان گذاشته شده است. باید ضمن استفاده بهینه از طبیعت، از تخریب آن جلوگیری نمود و این همان توسعه پایدار است که امروزه مورد توجه دلسوزان محیط زیست قرار گرفته است.
س149. آیا جهت نگهداری طبیعت مانند جنگلها، تالابها، مراتع و... نیز در اسلام همانند حیوانات اهلی حقوقی مترتب است؟
ج. در روايتي از اميرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اِتَّقُوا اللهَ فِي عِبَادِهِ وَبِلَادِهِ فَإِنَّكُمْ مَسْؤُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَالْبَهَائِمِ»،(1)که نشان ميدهد انسان نسبت به اذيت و آزار حيوانات و تخريب طبيعت مسئول است و
1) . نهج البلاغة، خطبه 167 (ص242). ««از خدا بترسید درباره بندگان او و سرزمینهایش؛ زیرا شما حتی نسبت به قطعههای زمین و چارپایان نیز باید پاسخگو باشید».
مورد مؤاخذه قرار ميگيرد.
س150. به لحاظ اهم و مهم، اگر احیای یک زمین و یا ناحیه به لحاظ اقتصادی و یا کشاورزی منوط به نابودی سایر مناطق به لحاظ عناصر و توان طبیعی منطقه باشد، اقدام مربوطه تا چه اندازه مجاز خواهد بود؟
ج. در موارد مذکور بايد رعايت اهم و مهم شود و از خسارت به محيط زيست جلوگيري به عمل آيد.
س151. ریختن زباله در طبیعت چه حکمی دارد؟
ج. اخلاقاً مذموم است و شایسته است که رعايت شود.
س152. اگر شخصی ترکیبات سمی مانند برخی از باتریها را که بر روی آنها برچسب خطرناک نصب شده و نباید در محیطهای
عمومی و طبیعت رها نماید، بدون توجه دور بیندازد، آیا ضامن است؟
ج. این کار حرام است و اگر سموم رهاشده موجب بيماري فردي گردد و بيماري او مستند به سهلانگاري شخص مذکور باشد، ضامن است.
س153. آلودهسازی محیطهای طبیعی توسط انواع زبالهها پس از پایان گردشگری و یا ایجاد آتشسوزی در مراتع به دلیل سهلانگاری در امر گردشگری، چه حکمی دارد؟
ج. پاکسازي محيط از زباله گردشگري دليل بر شخصيت انساني افراد و التزام به ادب است و اما آتشسوزي در مراتع که از انفال است، حرام و قابل تعزير است.
س154. رها کردن فاضلاب منازل در کوچه و معابر عمومي که باعث تخريب آسفالت گرديده و چهرهای زننده ايجاد مینمايد، از
نظر شرعي چه حکمي دارد؟
ج. اگر موجب زحمت مردم يا تخريب راه مردم و اشکال در عبور و مرور شود، جایز نيست و تخریب آسفالت هم موجب ضمان است.
س155. تعدادي از منازل و مغازهها زبالههاي خود را در جوي آب ريخته که در پایين شهر تجمع نموده و کشتزارها را آلوده نموده و مشکلات بهداشتي به وجود میآورد. حکم شرعي را بيان فرمایيد؟
ج. عمل مذکور که باعث ضرر ديگران میشود، جایز نيست و اگر موجب خسارت به کشتزار شود، ضامن هم هستند.
س156. همچنان که استحضار داريد، مسائل محيط زيستي اکنون در
سطح ملي، منطقهای و جهاني از مهمترين نگرانيهاي بشر است. تأسيسات، کارخانجات و آزمايشگاهها، انواع آلودگيهای ميکروبي، ويروسي، شيميايي، سمي، گازي، پرتوي، صوتي، تشعشعات و
امواج را که براي مال، جان و سلامت همگان مضر هستند، در محيط زيست رها میکنند. گاهي فعاليت جاري آنها ضرر براي محيط زيست، مال، جان و سلامت مردم ندارد و خسارتي به آنان وارد نمیسازد، اما در صورت قصور يا تقصير و رعايت نکردن نکات ايمني و استانداردها، قطعاً خطرناک و زيانبار هستند. در مواردي نيز در صورت بروز حوادث طبيعي خارج از خواست و اراده آدمي خطرآفرين و خسارتبار هستند. براي مثال در حادثه زلزله دريايي و سيل در ژاپن که منجر به انفجار نيروگاه هستهای فوکوشيماي ژاپن شد. اکنون پس از ماهها برخي اخبار از جاري شدن روزانه سيصد هزار تن آب آلوده به تشعشعات اتمي به دريا و اقيانوس حکايت میکنند. بعضي نوشتهاند که دو سوم کشور به شدت آلوده شده و در صورت افزايش آلودگي، حتي ممکن است اين مناطق غير قابل سکونت اعلام شود. در حادثه مشابه ديگري در
انفجار نيروگاه اتمي چرنوبيل حتي آلودگي به برخي کشورهاي ديگر نيز رسيد و اکنون نيز آن منطقه خالي از سکنه است. در حادثه انفجار کارخانه يونيون کاربايد در شهر بوپال هند بر اثر نشت سموم
چندين هزار نفر کشته، مسموم و معلول شدند و هزاران نفر سالها بايد تحت درمان باشند و مردم آسيبديده کاملاً به حق و حقوقشان نرسيدند. بنابراين، این سؤالات پيش میآيد:
الف. آيا تشکيلات و مؤسسات وابسته به دولت و يا بخش خصوصي بدون رضايت و يا بدون اطلاع قبلي مردم مجاز به احداث تأسيسات و کارخانجاتي که محيط زيست يک شهر و يا منطقه را آلوده میکنند، هستند؟
ب. اگر در موردي مردم راضي به اجراي طرح و پروژه کلاني که اوضاع و احوال و محيط زيست آنان را بهشدت تغيير میدهد، نباشند، آيا میشود به خواست مردم توجه نکرد؟
ج. الف و ب) ساخت کارخانجات با توجه به رعایت جهات ايمني آن، که مضر به ديگران نباشد، مانعي ندارد.
س157. آيا مردم، نمايندگان و کارکنان ذيربط دولتي حق
دسترسي به چنين اطلاعات و ميزان تأثير طرحها و پروژهها و فعاليت تأسيسات و کارخانجات را بر محيط زيست عمومي دارند؟ يا اين امور از حريم خصوصي است و تجسس به شمار میآيد؟
ج. دانستن ميزان مخاطرات اينگونه کارخانجات نسبت به محيط زيست فينفسه براي همه مانعي ندارد و اگر واقعاً ضرر دارد، سازندگان بايد به اطلاع مردم برسانند.
س158. برفرض بروز چنين حوادثي جبران خسارات وارده به مال، جان، سلامت و محيط زيست سالم مردم بر عهده کيست؟
ج. چنانچه جهات ايمني کارخانجات مذکور بدون افراط و تفريط ملاحظه شده باشد، ضررهاي انفجارهاي ناگهاني بر عهده صاحبان کارخانه نخواهد بود.
س159. براي تدارک زيان و ضررهاي بزرگ و بيش از اندازه و توان، عاملان، مسبّبان و دولت چه بايد کرد؟
ج. لازم است تمام جهات ايمني حفظ آن از مخاطرات احتمالي را رعايت کنند.
س160. در بسياري از بازرسيهاي بهداشت محيطي از مراکز درماني و بيمارستانها مشاهده ميگردد که پرسنل بدون در نظر
گرفتن آموزشهاي قبلي و يا شلوغي محيط کار و نداشتن تمرکز، زبالههاي عفوني را به درون سطلهاي زباله عادي ميريزند و با اين اقدام به گمان بسيار ناچيز، سلامت و جان پاکبانان و اشاعه بيماريهاي عفوني در جامعه و محيط زيست را به مخاطره مياندازند، که قطعاً نيروهاي بهداشت محيط با دادن اخطار و برخورد قانوني، اين تخلفات را به حداقل ممکن رسانده است. نظر شرعي در مورد بيتوجهي اين دسته از پرسنل چيست؟
ج. چنانچه عمل مزبور موجب ضرر قابل اعتناي عقلایي نسبت به افراد جامعه باشد، جایز نیست.
س161. از عمدهترين عوارض مواد نفتي موجود در فاضلابها
ميتوان به مرگومير جانوران دريايي، مشکلات صيد ماهي، آلودگيهاي بنادر و سواحل تفريحي و انتقال مواد سرطانزا از طريق ماهي به انسان و تغيير در اکوسيستم دريايي، اشاره نمود. حال
با وجود چنين عوارضي آيا از نظر شرعي عمل اين قبيل آلودهکنندگان آبها و محيط زيست حرام نيست؟
ج. بهطورکلي محيط زيست از مشترکات است و همگان حق دارند از آن استفاده سالم و صحيح بنمايند و کسي حق ندارد برخلاف متعارف و يا سوءاستفاده از آنها، محيط را غيربهداشتي و يا با دشواري و خطر مواجه سازد. چنانکه از احاديث شريفه استفاده ميشود، همه شرعاً نسبت به اين مشترکات مسئوليت دارند.
اميرالمؤمنين(علیه السلام) ميفرمايند: «اِتَّقُوا اللهَ فِي عِبَادِهِ وَبِلَادِهِ فَإِنَّكُمْ مَسْؤُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ».(1)
1) . نهج البلاغة، خطبه 167 (ص242). «از خدا بترسید درباره بندگان او و سرزمینهایش؛ زیرا شما حتی نسبت به قطعههای زمین نیز باید پاسخگو باشید».
س162. آلودگی زمین و عرصههای طبیعی توسط شرکتهای بزرگ نفتی و غیره آیا موجب ضمان و الزام در رفع آلودگی مربوطه
توسط شرکتهای مورد نظر میگردد؟
ج. اگر ضرر قابل ملاحظه زيستمحيطي داشته باشند، مثل آلوده کردن آبها و يا خاک که مانع کشاورزي مسلمين و انتفاع از انفال گردد، حاکم شرع جامعالشرایط ميتواند از کار آنها جلوگيري و يا آنها را وادار به جبران نمايد و اگر هم خسارت به درختان و محصولات موجود منطقه بزند، ضامن صاحبان درخت هستند و بايد خسارات وارده را برحسب نظر کارشناس امين به مالکين بپردازند.
س163. نظر به اينکه براي مبارزه با آفات محصولات کشاورزي از سموم دفع آفات نباتي استفاده ميگردد و عموماً اينگونه سموم به مرور زمان باعث بروز صدمات جبرانناپذيري در حد سرطان کبد و امثال آن به بدن انسانها ميگردد و بنابر دستورات الهي و ائمه
اطهار(علیهم السلام)، ضرر رساندن به روح و جسم انسان بيگناه، شرعاً حرام و قانوناً جرم محسوب ميشود، آيا لازم نيست که در اين زمينه هم از فتواي حضرتعالي در خصوص منع استفاده از سموم دفع آفات
نباتي که ساليان سال است استفاده از آنها در کشاورزي در کشورهاي ديگر ممنوع شده است، فيض برده تا نسل مسلمانان خصوصاً ايرانيان شريف در معرض خطر انقراض قرار نگيرد؟ همچنين نظر خود را در مورد کودهاي شيميايي هم که مضرات آن دستکمي از مضرات سموم ندارد، بيان بفرماييد.
ج. بهطورکلي در فرض سؤال چنانچه ضرر و زيان در درازمدت است و درصدي از تلفات افراد به آن مستند ميشود، واجبالترک نيست و آنچه را عرف مورد اعتنا و واجبالرعايه ميداند، خطر و ضرر کوتاهمدت است که شرعاً و عقلاً ترک آن واجب است.
س164. تخریب طبیعت و از بین بردن آن بهخودیخود چه حکمی دارد؟
ج. بدون جهت عقلایي و مجوز شرعي جايز نيست.
س165. اگر رفع آلودگی و ضرر به طبیعت مترتب انجام هزینههایی
در حد متعارف فعالیت مذکور باشد، انجام چنین فرایندهایی چه حکمی دارد؟
ج. درصورتيکه حاکم شرع جامعالشرایط مصلحت بداند، هزينه اصلاح از درآمدهاي عمومي جامعه اشکال ندارد.
س166. ازآنجاکه امروزه جنگلها، مراتع، تالابها و مناطق طبیعی از کارکردهای مستقیم و غیرمستقیم متعددی در زندگی، سلامت و حتی اقتصاد بشر برخوردارند، تخریب موارد مورد نظر به لحاظ فردی و یا حکومتی چه حکمی خواهد داشت؟
ج. تخريب جنگلها، مراتع و... که از انفال و مربوط به امام(علیه السلام) است جايز نيست و تصرف در آن در محدودهاي که حاکم شرع جامعالشرایط اجازه دهد، مجاز ميباشد.
س167. تخریب و آتشسوزی مراتع و جنگلها در صورت سهلانگاری و یا عمدی چه حکمی دارد؟ آیا موجب ضمان شرعی میشود؟
ج. مراتع و جنگلها از انفال و در اختیار امام معصوم است و تخريب آنها بدون وجود مجوز شرعي و فايده عقلايي جایز نیست.
س168. بريدن درخت از لحاظ شرعي چه حکمي دارد؟
ج. اگر جهت عقلایي در بين نباشد، مذموم است، اميرمؤمنان(علیه السلام) در جملهاي فرمودهاند: «مِمَّا يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ تَرْكُ الْأَذَى... وَأَنْ يُحْتَرَزَ عَنْ قَطْعِ الْأَشْجَارِ الرَّطْبَةِ».(1)از چيزهايي که عمر را ميافزايد، ترک مردمآزاري... و پرهيز از قطع درختان سبز است.
س169. استفاده از يک منطقه جنگلي و يا يک رودخانه طبيعي
1) . مجلسی، بحار الانوار، ج73، ص319.
جهت فعاليت کشاورزي و يا صنعتي که منجر به قطع درختان يا از بين رفتن بخشي از گونههاي منطقه ميشود، درصورتيکه زمين و يا فضاي جايگزين در آن ناحيه باشد، چه حکمي دارد؟
ج. اين کار خلاف عرف عقلاست و پسنديده نيست و چنانکه قبلاً گفته شد، اگر جهت عقلایی نداشته باشد و تخريب انفال صدق کند، حرام است.
س170. قطع درختان بیابانی که اثر مؤثری بر تعدیل شرایط سخت محیطی اطراف خود دارد، با اهداف سودجویانه و بدون نظر قانون، چه حکمی دارد؟
ج. درختان بياباني از مباحات عامه است و از بين بردن آنها بدون مجوز شرعي جايز نيست.
س171. مدتي است که اداره کل اوقاف و امور خيريه استان گيلان با اين بهانه که در حال مبارزه با خرافهپرستي است، دست به قطع
درختان کهنسال استان که هر کدام سني بين 300 تا 1000 سال يا بيشتر دارند، زده است. بر اذهان آگاه و خواص پوشيده نيست که نفس اعتقاد به درخت جهت قرب به خدا امري است عاميانه و نگاهي است
سطحي، غيرالهي و خرافي. حال سؤال من از حضرتعالي اينجاست: آيا به نظر معظمله اين طريقه در پيش گرفته شده که تيشه را به قلب ذخاير باارزش طبيعي اين مرز و بوم میزند درست است، حال آنکه در سيره معصومين(علیهم السلام) و احاديث متواتر مسلمانان بر اينگونه رفتار با طبيعت و مخصوصاً درخت نهي شدهاند؟
اميدوارم در سايه ارشاد عالمانه شما جلوي اين برخورد سطحيتر از آن رفتار گرفته شود و به شکل اصولي با پديده زشت خرافهپرستي برخورد شود.
ج. از قضيه شخصيه اطلاعي ندارم. بهطورکلي مبارزه با خرافه و آگاهي دادن به قشر ضعيف جامعه (که غالباً هدف مستقيم شياداني است که به اينگونه مطالب دامن میزنند) امري ضروري است، ولي در پوشش اين امر مهم سوءاستفاده و تصرف در منابع عمومي جايز نيست.
س172. از بین بردن گیاهان به صورت عمد یا سهو در شرایط احرام چه حکمی دارد؟
ج. قطع درختان و گیاهانی که قبل از منزل کردن مُحرِم روییده است، حرام است.
س173. آیا کاشت گیاهان بهخصوص درختان در حرمهای مقدس ازجمله محدوده حرم در مکه مکرمه و یا مدینه منوره توصیه شده است؟
ج. بهطورکلی کاشت گیاه و بهخصوص درختان امری پسندیده است، ولی توصيهاي در خصوص کاشت گياه در حرمهاي مقدس به نظر نرسيده است.
س174. آیا احکام احیای زمین به موضوعاتی مانند جنگلکاری، احیای مراتع و حفظ گونههای نادر گیاهی نیز مربوط میگردد؟
ج. اگر کسي زمين مواتي را آمادهسازي نمايد و با تهيه آب در آن درختکاري کند، احيا محسوب ميشود و نیز اگر در مناطقی که نیاز به آبیاری دستی ندارد، جنگلکاری کند، احیا است و مالک ميگردد؛ اما
صرف ممانعت از چراي دام براي احيای مراتع و يا حفاظت از گونههاي گياهي، احيا نيست و ايجاد حقي مازاد بر استفاده از مشترکات براي عامل ايجاد نميکند.
س175. اگر استیفای منافع انسان شامل منافع غیرضروی، مبتنی بر از بین رفتن مستقیم و یا غیرمستقیم بخش عمدهای از حیوانات یک منطقه یا تعداد زیادی از گونهها و یا یک زیستگاه طبیعی باشد، مانند اینکه زمینی با دیم کشت میگردد، با انحراف آب رودخانه و یا ایجاد سد، مزارع کشت دیم به آبی تغییر مییابد، ولی بهازای آن هزاران قطعه ماهی و گونههای گیاهی در پاییندست از بین میروند. درصورتیکه تغییر الگوی کشت برای افراد ضروری نبوده
و تنها منفعت موردی و ریالی داشته باشد، استیفای منفعت مذکور چه حکمی دارد؟
ج. در موارد شبيه مثال اشکال ندارد و حقوق انسانها مقدم است. البته کساني که ميتوانند، باید با صيد ماهيها، از تلف شدن آنها و
اسراف جلوگيري نمايند و در مواردی که حفظ مصالح عامه بر بقای وضع سابق باشد، حاکم شرع میتواند از تغییر وضعیت جلوگیری نماید.
س176. تغییر کاربری اراضی جنگلی، باغات و فضاهای سبز که موجب تلطیف هوا و استفاده عموم میگردد، اگر در مالکیت خصوصی بوده، لیکن از ممنوعیت قانونی به لحاظ ادله فوق برخوردار باشد، چه حکمی دارد؟
ج. اختيار تغيير کاربري باغات و فضاهاي سبز خصوصي با مالک شرعي است و دولت در جايي که لازم ميداند ميتواند با سياستهاي تشويقي و يا خريد، از تغيير آن جلوگيري نمايد.
س177. حکم شخم مراتع و از بین بردن گونههای گیاهی متنوع در جهت بذرپاشی و کشت غیرقانونی که معمولاً دیم بوده و محصول خاصی نیز به لحاظ انتفاع اقتصادی به آن مترتب نمیباشد، چیست؟
ج. مراتع عمومي از انفال است و تخريب آن بدون مجوز شرعي حرام است.
س178. تخريب اراضي ملي مرتعي و جنگلي و تبديل آن به کشت و زرع بدون مجوز چه حکمي دارد؟
ج. تخريب به صورت غيرعقلايي جايز نيست، ولي استفاده عموم از مشترکات مانند مراتع و جنگلها - همانطوري که در کتب فقهي ذکر شده - اشکال ندارد.
س179. تکليف حليت و حرمت محصولات بهدستآمده از
اينگونه اقدامات چيست؟
ج. محصولی که از کاشت به دست میآید، مربوط به کشاورز و حلال است.
س180. احداث ابنيه در اراضي ملي (مرتعي و جنگلي) بدون مجوز قانوني چه حکمي دارد؟
ج. بهطورکلي مردم بايد مقررات مشروع دولت را رعايت نمايند.
س181. اگر قطع اشجار، بوتهکنی و یا سوزاندن مراتع و برداشت غیرقانونی از منابع موجب بروز سیل در یک ناحیه گردد، آیا شخص ضامن است؟
ج. اگر تخريب مراتع و بيابان به حدي باشد که جاري شدن سيل مستند به افراد خاصي باشد، ضامن هستند.
س182. درصورتیکه شخصی بدون اجازه قانون و حکومت اسلامی و علیرغم نظر و صراحت آن، اقدام به پاکتراشی جنگل یا مرتع کند و آن را کشت نماید، استفاده از زمین زراعی مذکور و پول حاصل از آن چه حکمی دارد؟
ج. اين کار در صورتي که مفسده ديگري نداشته باشد، اشکال ندارد.
س183. درصورتیکه مرتع یا منطقهای جهت چرای دام و یا نوعی بهرهبرداری طبیعی به شخصی واگذار گردد و فرد مورد نظر بیش از توان یا مقدار یادشده در قانون از آن ناحیه استفاده نماید، آیا نسبت به گیاهان منطقه و یا خسارات احتمالی وارده به کل منطقه ضامن است؟
ج. در روايتي از پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که: «اَلنَّاسُ شُرَكَاءُ فِي
ثَلَاثٍ: النَّارِ وَالْ-مَاءِ وَالْكَلَإِ».(1)لذا واگذاري مرتع به شخص خاص وجه شرعي ندارد و افراد هر منطقه نسبت به مرتع منطقه خود اولويت چراي دام دارند، اما اگر دام براي چرا نداشته باشند، حق منع ديگران يا گرفتن پول در مقابل اجازه چرای دام را ندارند. البته هرکس در استفاده انفال بايد رعايت مصالح عمومي مسلمين را بنمايد.
س184. تغيير شيوههاي آبياري و اصلاح الگوي کشت، براي بهرهوري بهينه و افزايش کارايي چه حکمي دارد؟
ج. استفاده از الگوهاي برتر براي جلوگيري از اسراف آب و تخريب محيط زيست و افزايش بهرهوري پسنديده و مورد اتفاق عقلاست، هرچند از نظر شرعي واجب نيست. بلی، اگر با امکان تغییر الگو عمل
1) . محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج17، ص114. «مردم در سه چیز با هم شریک هستند: آتش، آب و علف (مرتع)».
ننمایند و صدق اسراف آب کند، جایز نیست.
س185. عدم رعايت ضوابط فني توسط اشخاص حقيقي و حقوقي در طرحهاي مرتعداري و جنگلداري که موجب آسيب به منابع ملي و اقتصادي کشور شود، موجب ضمان ميباشد يا خير؟
ج. بهطورکلي مردم بايد مقررات مشروع دولت را رعايت نمايند و نسبت به ضمان موارد مختلف است و حکم کلی نمیتوان کرد.
س186. تعليف احشام در مراتع به صورت غيرمجاز چه حکمي دارد؟
ج. بهطورکلي مردم بايد مقررات مشروع دولت را رعايت نمايند.
س187. خريد و فروش و استفاده از محصولات اينگونه احشام چه حکمي دارد؟
ج. اشکال ندارد.
س188. چراي مازاد بر ظرفيت مراتع چه حکمي دارد؟
ج. بهطورکلي مردم بايد مقررات مشروع دولت را رعايت نمايد تا ضرری به مراتع زده نشود.
س189. احتراماً اينجانبان دامداران و کشاورزان روستاي...... واقع در استان کرمانشاه به استحضار حضرتعالي ميرسانيم، با توجه به اينکه روستاي نامبرده از لحاظ جغرافيايي داراي مراتع
چراگاهي بياباني و کوهستاني ميباشد و از قديمالايام جزء مالکيت و حومة اين روستا بوده است و اکنون هم ما جوانان دامدار اين روستا امرار معاش خود و خانواده را از راه چراي دامداري و توليدات دامي میگذرانیم، اما متأسفانه روستاهاي اطراف که هيچگونه حق و مالکيتي ندارند و با توجه به اينکه مراتع طبيعي خود را تبديل به زمين کشاورزي نمودهاند، اکنون دامهاي خود را به مراتع طبيعي تحت حومه اين روستا ميآورند
و ادعاي تصرف و مالکيت مراتع طبيعي روستاي فوقالذکر را دارند، لذا ما جوانان اين روستا از محضر حضرتعالي استفتا داريم که آيا از لحاظ شرع مقدس دين مبين اسلام، مراتع طبيعي که در حومه اين روستا ميباشد، حق جوانان و مردم اين روستا است يا نه؟ و استفاده روستاهاي اطراف درصورتيکه مراتع چراي دامي خود را تبديل به زمين کشاورزي نمودهاند، در خصوص روستاي فوقالذکر چه حکمي دارد؟
ج. از قضيه شخصيه اطلاع ندارم، بهطورکلي چنانچه مراتع و چراگاههاي مذکور، حريم و از مرافق روستاي مزبور باشد، مراتع و
چراگاههاي مرقوم متعلق به همان روستا ميباشد و چنانچه وارد شدن احشام روستاهاي مجاور و اطراف اسباب تضييق بر صاحبان حريم شود، ميتوانند جلوگيري کنند و اگر اسباب تضييق آنها نشود، حق جلوگيري و ممانعت از حشم دهات اطراف را ندارند.
س190. احتراماً به استحضار میرساند که در پي حفظ و حراست مراتع و جنگلها، سازمان مراتع و جنگلها و منابع طبيعي در کشور بهخصوص در استان مازندران اقدام به بيرون کردن روستاهاي حاشيه جنگلها به صورت خريد منازل و مزارع از روستایيان کرده و اين اقدام به دو صورت انجام میپذيرد؛ در بعضي مواقع به صورت اجبار از اهالي روستاهاي حاشيه جنگل میخواهند بلند شوند و بيرون بروند و مبلغي هم بابت منازل و مزارع و مراتع به آنها میدهند، اما در بعضي از مواقع روستایيان خودشان داوطلبانه اقدام به اين امر میکنند.
در پي اين اقدام دولت که باعث توسعه جنگلها و حفظ محيط زيست میشود، روستاي... از استان مازندران شهرستان ساري که داراي چهارده خانوار است، وقتي از اين طرح باخبر شدند، داوطلبانه از اين امر استقبال کردند. ابتدا فرم نظرسنجي را پر کردند و رضايت خود را اعلام کردند. سازمان مراتع و جنگلها و منابع
طبيعي با اعزام کارشناس به اين روستا، از طريق نقشههایي که از سال 1342 يا قبل و بعد آن داشتند، در جريان کميت و کيفيّت منازل و مزارع اين اهالي قرار گرفتند و بعد از کار کارشناسي، اعلام قيمت کردند و مقدار زيادي از زمينهاي بعضي از کشاورزان عزيز را از آمار حذف کردند و دليلشان اين است که جزو منابع طبيعي است و مدرکشان نقشه سال 1342 است که طبق نقشه سال 1342 مقدار زمين آباد و مزروعي مشخص شده و بقيه آن زمينها را روستایيان آباد کردهاند و تعدي به جنگل نمودهاند؛ درحاليکه اولاً: تمام روستاها - حتي شهرهاي مازندران - جنگل بوده و بعداً آباد شدهاند، ثانياً: اين مردم عزيز اگرچه از سال 1342 به بعد اقدام به
آباد کردن جنگلهاي حاشيه مزرعه خود کردهاند و زمين خود را زياد نمودهاند، از آن سال به بعد براي معاش خانواده آذوقه تهيه میکنند، با تفصيل اين مطلب، آيا براي اين مردمي که حدود 35 يا40 سال در اين مزارع کار کردند، گرچه با آباد کردن حاشيه مزارعشان که جنگل باشد، انجام گرفته هيچ مالکيت و امتيازي
مطرح نيست؟
ج. بيرون کردن روستایيان به اجبار، حرام و موجب ضمان است و هرکس که از 35 يا 40 سال قبل قسمتي از جنگل را آباد و احيا و تملّک نموده، مالک شرعي آن است.
س191. الف. آيا جايز است که يک فرد، مجموعه يا حکومت مسلمان براي پيشرفت اقتصادي و اجتماعي از منابع خداداد طبيعي به شکلي جبرانناپذير استفاده کند؟ در صورت تخلف آيا فرد گناهکار است؟
ب. چنانچه براي پيشرفت و رونق و توسعه اقتصادي راهي جز بهرهبرداري جبرانناپذير بخشهايي از محيط زيست نباشد (مثل قطع کردن درختان کهنسال جنگل، يا سد بستن بر روي رودخانه، يا خشکاندن يک درياچه يا تالاب)، حکم فردي که در اين راه همکاري و فعاليت ميکند، چيست؟
ج. چنانچه آسيبهاي من به محيط زيست سبب آسيب ديدن يا مرگ زودهنگام انسانهاي ديگر در جاي ديگر از کره زمين يا در نسل بعد از ما بشود، آيا من به لحاظ اخلاقي و از نظر شرعي گناهکار هستم؟
ج. رعایت حقوق عامه در استفاده از محیط زیست لازم است، اما اگر برای پروژههای اقتصادی و توسعهای مفید ناچار به قطع درختان یا سد بستن بر روی رودخانه باشند، اشکال ندارد و همکاری با آنها هم جایز است.
س192. در صورت بروز بلاها، بيماريهاي طبيعي و محيطزيستي مانند آنفلونزاي پرندگان، وظيفه اطلاعرساني و آموزش مردم با
کيست؟ اگر دولت يا بخش خصوصي بنا به عللي ازجمله منافع شخصي به موقع اطلاعرساني نکنند و آگاهي و آموزش لازم را بهموقع به مردم ندهند و خسارات مالي و جاني به اشخاص برسد، مسئولیت جبران خسارات با کيست؟
ج. چنانچه میتوانستند با اطلاعرساني، نفوسي را از هلاکت حفظ کنند، بايد انجام میدادند؛ ولي خسارتها بر عهده مطلعين نيست.
س193. اگر بر پايه برآوردهاي نادرست يا اطلاعات غلط يا اطلاع زودهنگام از روي ترس و يا به علت آموزشهاي نادرست، اشخاص و يا صنف خاصي بهشدت ضرر و زيان کنند و دچار ورشکستگي شوند، اينگونه ضرر و زيانها بر عهده کيست؟
ج. در فرضي که شخص خود با اختيار اقدام به معاملهای کرده باشد، مجرد اطلاعرساني غلط موجب ضمان اطلاعدهنده نيست.
امروزه آلایندههای فراوان صنعتی هوای پاک شهرهای ما را هدف قرار دادهاند، و انواع بیماریهای تنفسی و قلبی و عصبی را برای ما به ارمغان آوردهاند.
آلودگی هوا در هر سال موجب مرگ سه میلیون نفر میشود و آسیبپذیری کودکان کمسن وسال و سالمندان از آلودگی هوا بیشتر است.
آثار درازمدت آلودگی هوا میتواند بیماریهای مزمن تنفسی، سرطان ریه، بیماری قلبی و حتی آسیب به مغز، اعصاب، کلیه و کبد را شامل شود.
عقیمی ناشی از کاهش اسپرم در مردان از عوارض آلودگی هوا شمرده شده است.(1)
این در حالی است که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در چهارده قرن قبل، از ریختن سم و مواد آلودهکننده که میتواند برای انسانها و گیاهان و حیوانات مشکلاتی را به وجود آورد، حتی در بلاد مشرکین منع نمودهاند.
امیرمؤمنان(علیه السلام) میفرماید: «نَهَى رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) أَنْ يُلْقَى السَّمُّ فِي بِلَادِ الْ-مُشْرِكِينَ».(2)
و نیز از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که در پاسخ سؤال از خوردن سیر فرمودند: رسول خدا به جهت بوی بدش نهی فرمود و سپس فرمودند هرکس سیر بخورد به مسجد وارد نشود.(3)
وقتی رهبران اسلام از آلودگی هوا و بوی متعفن منع میفرمایند، نظرشان در مقابل آلایندههای صنعتی روشن و معلوم خواهد بود.
س194. آیا آلوده کردن هوا و آسیب غیرمستقیم و مستقیم به سایر افراد حرمت شرعی دارد؟
ج. با عدم استناد ضرر به شخص خاص، حرمت متصور نيست.
س195. استفاده از وسیله نقلیه شخصی در صورت بروز آلودگی مفرط هوا و احتمال بروز ضرر یا بیماری جهت برخی از افراد جامعه در شرایط امکان استفاده از وسایل عمومی چه حکمی دارد؟
ج. اينگونه ضررها که مستند به وسيله نقليه شخص خاصي نيست مانع جواز استفاده نميشود؛ هرچند ضرورت دارد براي جلوگيري از آثار سوء آلودگي هوا دولت وسایل نقليه عمومي را زياد کند و مردم هم در حد امکان از آنها استفاده نمايند.
س196. اگر شخصی به واسطه آلودگیهای حاصل از فعالیت یک واحد صنعتی در درازمدت دچار بیماری مزمن و یا مرگ گردد، در صورت اثبات ارتباط غیرمستقیم بیماری با شرایط آلودگی، فعالیت واحد مربوطه به لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟
ج. اگر ثابت شود که بر اثر فعاليت واحدي مردم منطقه به بيماري مبتلا شدهاند، مسئولان کارخانه ضامن خسارات وارده هستند و بايد از ادامه ضرر به نحو مقتضي جلوگيري شود، اما احتمال ابتلاي يک يا چند نفر در منطقه به جهت آلودگي آن واحد صنعتي، بهگونهای که استناد ثابت نشود، موجب ضمان نيست.
س197. کشيدن سيگار در محيطهاي عمومي و آلودهسازي محيط زيست چه حکمي دارد؟ لطفاً حکم آن را در محيطهاي غيرعمومي نيز بيان فرمایيد.
ج. اگر کشيدن سيگار براي کسي ضرر معتدٌّبه دارد، جایز نيست و همچنين اگر کشيدن در اماکن عام و مشترک براي مصرفکننده ضرر نداشته باشد، ولي موجب ضرر معتدٌّبه براي ديگران باشد، جایز نيست.
س198. به علت اثبات ضررهاي متعدد سيگار و مواد دخاني براي افراد معتاد و حتي افرادي که در معرض دود سيگار قرار ميگيرند، که بعضي از آنها به پيوست تقديم ميگردد. و از طرفي براساس نتيجه تحقيقات انجامشده صددرصد معتادين به ترياک، هروئين، حشيش و غيره، از سيگار شروع کردهاند؛ بهطوريکه ميتوان بهصراحت اعلام نمود، سيگار چراغ سبزي براي مصرف ساير مواد مخدر، محسوب ميشود. ازآنجاکه فتواي شرعي حضرتعالي در اين زمينه ميتواند، در جلوگيري و ترک اعتياد به سيگار بسيار مؤثر باشد، استدعا دارد در مورد سؤالات زير، فتوا و نظر شرعي خود را (حتيالامکان با راهنمايي و مشروح) اعلام فرماييد.
الف. شروع به کشيدن سيگار و ساير مواد دخاني شرعاً چه حکمی دارد؟ ادامه کشيدن سيگار و ساير مواد دخاني براي افراد معتاد به سيگار چه حکمي دارد؟
ج. اعتياد به دخانيات مذموم است و اگر براي کسي ضرر قابل توجه فعلي داشته باشد، حرام است.
ب. با عنايت به اينکه، يکي از دلايل مهم گرايش جوانان به سيگار، حس کاذب خودبزرگبيني است و با ديدن افراد مهمي در اقشار جامعه مثل: اساتيد، پزشکان، نمايندگان مجلس، مقامات دولتي، هنرمندان و... که سيگار ميکشند، گرايش به سيگار افزايش مييابد و اينگونه جوانان سيگار کشيدن را براي خود کلاس ميدانند. حکم شرعي در مورد بهکارگيري افراد معتاد به سيگار، در مصادر مهم کشور مانند نمايندگان مجلس، مقامات و پستهاي دولتي، استاد دانشگاه و معلمي چيست؟ و در فيلمها و نمايشهاي تلويزيوني چه حکمي دارد؟
ج. نشان دادن اينگونه افراد در حال سيگار کشيدن و براي اصناف مذکوره در سؤال به جهت جنبه اخلاقي و حفظ متانت در شرايط کنوني بهخصوص در محل کار قبح بيشتري دارد.
ج. حکم کشيدن سيگار در مجامع عمومي و جاهايي که ضرر سيگار به ديگران ميرسد و موجب ضمان شرعي به ديگران ميشود چه خواهد بود؟ و تکليف افرادي که شاهد سيگار کشيدن افراد در مجامع عمومي هستند، از نظر نهي از منکر چيست؟
ج. استعمال آن اگر در اماکن عمومي و مشترک موجب ايذای ديگران باشد، جايز نيست و نهی از منکر با وجود شرایط بشود.
س199. اگر فرد يا افرادي بدانند که استفاده (يا استفاده بيش از حد) از بعضي ترکيبات در بنزين توليد داخل باعث آلودگي هوا و ابتلاي مردم به سرطان و مرگ زودرس خواهد شد، استفاده از اين ترکيبات درصورتيکه کشور در شرايط تحريم باشد، چه حکمي دارد؟ و چه کسي در اين مورد مسئول است؟ فرد مجري يا مرجع صدور فرمان؟
ج. بهطورکلي حکم مسئله معلوم است که چنانچه عمل مزبور موجب ضرر مورد اعتناي عقلایي در کوتاهمدت به مردم شود، جايز نيست و بايد جلوي آن گرفته شود.
س200. عملياتهاي حفاري باعث آزاد شدن رادون، انتشار آن و در نتيجه آلودگي هوا میشود. به دليل آمار بالاي مرگ و ميرهاي ناشي
از رادون در 32 کشور جهان ازجمله کشور آمريکا (21 هزار نفر
مرگومير) که حتي از ميزان مرگومير ناشي از تصادفات رانندگي و آتشسوزيها بالاتر است. طبق نظر سازمان بهداشت جهاني، ايران نيز جزو کشورهايي است که ملزم به رعايت دستورالعمل درجشده در اين زمينه است. سؤال اينکه با توجه به الزام رعايت دستورالعملهاي موجود در مواجهه با تشعشعات رادون در اثر عملياتهاي حفاري، آيا از نظر شرعي جايز نيست ارگانهای مسئول در اينگونه موارد دقت نظر بيشتري به خرج دهند؟
ج. چنانچه مفروض سؤال موجب ضرر معتدٌّبه عقلایي براي جامعه است، لازم است به گونهای عمل شود که موجب اضرار به عموم مردم نشود.
س201. اگر بسازبفروشي جلوي يک آپارتمان سهطبقه سیونهمتری، یک پنجطبقه صدوسیمتری بسازد که جلوي نور تمامي پنجرهها را بيش از 90 درصد بگيرد، به نحوي که از کنارهها هم حتي نور نيايد و همه همسايگان ناراضي باشند (ديوار با پنجرهها تنها 2 متر فاصله دارد)، حکم آن چيست؟
ج. اگر موجب شده که عرفاً زيست در خانه مجاور و استفاده متعارف
از هوا متعذّر شود، اشکال دارد.
س202. آيا حق اولويت عشایر در استفاده از چراگاههاى خود (هر قبيلهاى نسبت به چراگاه خودش) با کوچ کردن از آن و تصميم به بازگشت دوباره به آنجا از بين مىرود؟ با توجه به اينکه اين کوچ کردن از قديم بوده و در طول دهها سال ادامه داشته است؟
ج. ثبوت حق اولويت شرعى براى آنان نسبت به چراگاه چهارپايانشان، بعد از کوچ کردن از آنجا، محل اشکال است و احتياط در اين مورد خوب است.
س203. خريد و فروش چراگاههاى عشایرى در چه زمانى صحيح است و در چه زمانى صحيح نيست؟
ج. خريد و فروش چراگاههايى که ملک کسى نيست و از انفال و اموال عمومى است، در هيچ حالى صحيح نيست.
س204. روستايى از نظر چراگاه و زمينهاى زراعى در مضيقه است و هزينههاى عمومى آن از راه فروش علفهاى چراگاه تأمين مىشود. اين وضعيت بعد از انقلاب اسلامى هم تاکنون استمرار داشته، ولى مسئولين آنان را از اين کار منع کردهاند، با توجه به فقر مادى اهالى روستا و باير بودن چراگاهها، آيا شوراى روستا حق دارد که اهالى را از فروش علفهاى چراگاه منع کرده و درآمد حاصل از فروش آن را براى تأمين هزينههاى عمومى روستا اختصاص دهد؟
ج. علفهاى چراگاههاى عمومى طبيعى که سابقه ملکيت خصوصى ندارد، ملک اختصاصى کسى نيست و فروش آن از سوى مردم و شورای روستا جايز نيست، و گرفتن پول و هزینه کردن آن در جهات شخصی و عمومی توجیه شرعی ندارد.
س205. آيا براى عشایر جايز است که چراگاههاى تابستانى و زمستانى را که از دهها سال پيش به صورت دورهاى در آن تردد دارند، به مالکيت خود درآورند؟
ج. چراگاههاى طبيعى که کسى نسبت به آنها سابقه ملکيت اختصاصى ندارد، از انفال است و صرف سابقه تردد عشایر، موجب مالکيت آنان نمىشود.
س206. شغل ما دامدارى است که چهارپايان خود را در يکى از جنگلها مىچرانيم و بيشتر از پنجاه سال است که به اين کار مشغول هستيم، سندى نزد ما وجود دارد که دلالت مىکند که ما از طريق ارث مالک شرعى اين جنگل هستيم، سند مزبور هم يک سند قانونى است؛ بهعلاوه اين جنگلها وقف اميرالمومنين و سيدالشهدا و ابوالفضل العباس(علیهم السلام) است، و دامداران ساليانى است که در اين جنگل
زندگى مىکنند و خانههاى مسکونى و زمينهاى زراعى و بستان دارند. اخيراً جنگلبانان تصميم گرفتهاند ما را از آن اخراج نموده و بر آن مسلط شوند. آيا آنان حق اخراج ما را از اين جنگل دارند؟
ج. از آنجايى که شرعاً صحّت وقف متوقف بر سابقه ملکيت شرعى است، همانگونه که انتقال از طريق ارث هم متوقف بر مالکيت شرعى مورّث است، لذا جنگلها و چراگاههاى طبيعى که تابهحال ملک کسى نبوده است و هيچگونه سابقه احيا و آباد کردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصى کسى محسوب نمىشود تا وقفيّت آن صحيح باشد يا از طريق ارث انتقال يابد. بههرحال هر مقدار از جنگل که به صورت مزرعه يا مسکن و مانند آن احيا شده و ملک شرعى گرديده، اگر وقف شده باشد، حق تصرف در آن با متولّى شرعى آن است و اگر وقف نباشد، حق تصرف در آن با مالک آن است، و اما آن مقدار از جنگل و مراتع که به صورت جنگل طبيعى يا مرتع طبيعى باقى مانده است، از انفال و اموال عمومى است.
س207. دامدارانى که اجازه چراندن حيوانات خود را دارند، آيا جايز است که وارد مزرعههاى خصوصى کنار چراگاه شده تا خود
و چهارپايان آنان از آب مزرعه، بدون رضايت مالک آن بنوشند؟
ج. مجرد داشتن اجازه چراندن حيوانات در چراگاهها مجوز ورود در ملک غير و استفاده از آب ملکى آنها نيست و اين کار براى آنان بدون رضايت مالک آن جايز نمىباشد.
س208. آيا جنگلها و مراتع طبيعى که انسان دخالتى در ايجاد آنها ندارد و همانگونه که اصل چهلوپنجم قانون اساسى جمهورى اسلامى تصريح کرده که از انفال محسوب مىشوند، قابل وقف هستند؟
ج. وقف مرتع و جنگلی که سابقه احیا و ملکیت ندارد، باطل است.
س209. آیا وقف را در محیط زیست نیز میتوان انجام داد (برای مثال ایجاد چشمه و آبشخور جهت حیوانات وحشی)؟
ج. چنانچه با احیا مالک چشمه شده باشد، مانعي ندارد.
س210. آیا وقف را میتوان با اجزای محیط زیست انجام داد (برای مثال کاشت درخت جهت استفاده از سایه یا میوه آن برای عموم)؟
ج. اشکال ندارد.
س211. زمينهاى موقوفهاى وجود دارد که وقف حرم مقدس رضوى(علیه السلام) هستند و در حريم بعضى از اين املاک مراتع و جنگل نيز وجود دارد، ولى بعضى از نهادهاى مسئول با استناد به مقررات قانونى مربوط به مراتع و جنگلها، حکم انفال را بر اين جنگلها و مراتع جارى کردهاند. آيا مراتع و جنگلهاى واقع در حريم املاک موقوفه مانند ساير زمينهاى واقع در حريم آنها داراى احکام وقف هستند و واجب است در مورد آنها عمل به وقفيّت شود؟
ج. مراتع و جنگلهاى واقع در جوار اراضى موقوفه درصورتیکه جزء حريم آنها شمرده شوند، در حکم موقوفه و تابع آن هستند و حکم انفال و املاک عمومى در مورد آنها جارى نمىشود و مرجع تشخيص حريم و مقدار آن هم عرف محل و نظر افرادى است که در اين امر متخصّص هستند.
س212. آيا شرعاً امکان جايگزين کردن برخي اعمال و مناسک مذهبي مانند قرباني کردن با فعاليتهاي محيط زيستي مانند کاشت درخت وجود دارد؟
ج. احکام شرع مقدس بر مبنای مصالح و مفاسد کلی جامعه بشریت بنا نهاده شده است و جایگزینی به صورت مذکور در سؤال صحیح نیست.
س213. آیا آب دادن یک درخت بیابانی و یا حتی آبیاری درختی که وابسته به انسان است، از صدقه جاریه محسوب میگردد؟
ج. بلي کاشت و آبياري درخت صدقه جاريه محسوب ميشود. از پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده که فرمودند: «مَنْ سَقَى طَلْحَةً أَوْ سِدْرَةً فَكَأَنَّمَا سَقَى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ».(1)
اگر کسي درخت موز یا سدر را آب دهد، مانند کسي است که مؤمني را سيراب کرده باشد.
س214. آيا کاشت درختان غيرمثمر در جهت احياي زيستگاههاي طبيعي يا رفع آلودگي شهرهاي بزرگ نيز صدقه جاريه محسوب ميشود؟
1) . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج17، ص42.
ج. بلي، کاشت اينگونه درختان نيز صدقه جاريه محسوب ميگردد و مشمول حديث شريف نبوي است که فرمودند: «إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَفِي يَدِ أَحَدِكُمُ الْفَسِيلَةُ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لَا تَقُومَ السَّاعَةُ حَتَّى يَغْرِسَهَا فَلْيَغْرِسْهَا»؛(1)اگر برپايي قيامت نزديک است و در اين فرصت کوتاه ميتواني فقط يک نهال بنشاني، پس آن را انجام بده.
س215. شهردارى اقدام به بهرهبردارى اختصاصى از ماسهها و شنهاى کف رودخانهها براى آبادانى و احداث شهر مینماید، اگر شخصى غير از شهردارى مدعى مالکيت آن باشد، آيا دعواى او مسموع است يا خير؟
ج. بهرهبرداری از شن و ماسه براى شهردارىها و بخش خصوصی جايز است و ادعاهاى مالکيت خصوصى کف و بستر رودهاى بزرگ و عمومى از سوى اشخاص پذيرفته نيست.
1) . محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج13، ص460.
1.قرآن کریم.
2.اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ابناثیر جزری، علی بن محمد (م. 630ق)، تهران، انتشارات اسماعیلیان.
3.بحار الانوار، مجلس-ي، محمدباقر (م. 1111ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربي، 1403ق.
4.تحف العقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، ابنشعبه حرانی، حسن بن علی (م. قرن 4)، قم، نشر اسلامی، 1404ق.
5.تهذیب الاحکام، طوسی، محمد بن حسن (م. 460ق)، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1364ش.
6.التوحید، جعفی، مفضل بن عمر (م. 160ق)، تحقیق کاظم مظفر، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق.
7.توضیح المسائل، آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظله العالی، لطفالله، قم، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظله العالی، 1394ش.
8.الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، سیوطی، جلالالدین (م. 911ق)، بیروت، دار الفکر، 1401ق.
9.جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، نجفی، محمدحسن (م. 1266ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1404ق.
10.الخصال، صدوق، محمد بن علی (م. 381ق)، قم، نشر اسلامی، 1403ق.
11.دعائم الاسلام، مغربی، قاضی نعمان بن محمد تمیمی (م. 363ق)، القاهرة، دار المعارف، 1383ق.
12.سنن ابیداوود، ابوداوود سجستانی، سلیمان بن اشعث (م. 275ق)، بیروت، دار الفکر، 1410ق.
13.سنن النسائی، نسائی، احمد بن شعیب (م. 303ق)، بیروت، دار الفکر، 1348ق.
14.سیر اعلام النبلاء، ذهبی، محمد بن احمد (م. 748ق)، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1413ق.
15.شرف المصطفی، خرگوشی، عبدالملک بن محمد (م. 407ق).
16.الطبقات الکبری، ابنسعد، محمد بن سعد (م. 230ق)، بیروت، دار صادر.
17.علل الشرائع، صدوق، محمد بن علی (م. 381ق)، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریة، 1385ق.
18.العهود المحمدیة، شعرانی، عبدالوهاب (م. 973ق)، مصر، شرکة مکتبة ومطبعة البابی الحلبی واولاده، 1393ق.
19.فیض القدیر شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر، مناوی، محمد بن علی (م. 1031ق)، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1415ق.
20.قواعد الاحکام فی معرفة الحلال والحرام، علامه حلی، حسن بن یوسف (م. 726ق)، قم، نشر اسلامی، 1419ق.
21.الكافي، کلینی، محمد بن یعقوب (م. 329ق)، تهران، دار
الکتب الاسلامیة، 1363ش.
22.کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال، متقی هندی، علی (م. 975ق)، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1409ق.
23.مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، هیثمی، علی بن ابیبکر (م. 807ق)، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1408ق.
24.المحاسن، برقی، احمد بن محمد (م. 274ق)، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1370ش.
25.مستدرک الوسائل، محدث نوری، میرزاحسین (م. 1320ق)، بیروت، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، 1408ق.
26.المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله (م. 405ق)، بیروت، دار المعرفة.
27.مسند احمد، احمد بن حنبل (م. 241ق)، بیروت، دار صادر.
28.المعجم الاوسط، طبرانی، سلیمان بن احمد (م. 360ق)، دار الحرمین، 1415ق.
29.من لا یحضره الفقیه، صدوق، محمد بن علی (م. 381ق)،
قم، نشر اسلامی، 1404ق.
30.نهج البلاغة، الامام علی بن ابیطالب(علیه السلام)، الشریف الرضی، تحقیق صبحی صالح، دار الهجرة، 1414ق.
31.هدایة العباد، آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظله العالی، لطفالله، قم، دار القرآن الکریم، 1420ق.
32.وسائل الشیعة، حر عاملی، محمد بن حسن (م. 1104ق)، قم، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، 1414ق.
تصویر
^jpg.224
تصویر
^jpg.225
تصویر
^jpg.226
تصویر
^jpg.227
تصویر
^jpg.228
تصویر
^jpg.229
تصویر
^jpg.230
تصویر
^jpg.231