ghaemiyeh.com
سرشناسه : روحانی، سیدمحمدصادق، ۱۳۰۳ -
عنوان و نام پديدآور : راه سعادت [کتاب] : مجموعهای از دستورالعملها و نصایح اخلاقی و تربیتی حضرت آیتاللهالعظمی روحانی (مد ظلهالعالی)/ محمدصادق روحانی.
مشخصات نشر : قم: مهر امیرالمومنین (ع)، ۱۳۹۰.
مشخصات ظاهری : ۱۵۲ص.
فروست : ... مجموعه پرسش و پاسخهای اعتقادی؛ ۳.
شابک : ۲۵۰۰۰ ریال 978-964-159-146-7 : ؛ ۲۵۰۰۰ ریال(چاپ سوم)
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : چاپ دوم:۱۳۹۱.
يادداشت : چاپ سوم: ۱۳۹۳(فیپا).
موضوع : اخلاق اسلامی
موضوع : اخلاق اسلامی -- پرسشها و پاسخها
موضوع : خودسازی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : خودسازی -- جنبههای مذهبی -- اسلام -- پرسشها و پاسخها
موضوع : اخلاق اجتماعی -- جنبه های مذهبی -- اسلام
رده بندی کنگره : BP۲۴۷/۸/ر۸۳ر۲ ۱۳۹۰
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۱
شماره کتابشناسی ملی : ۲۷۶۶۰۷۱
راه سعادت
مجموعهای از دستورالعملها و نصایح اخلاقی و تربیتی حضرت آیتاللهالعظمی روحانی (مد ظلهالعالی)
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله ربّ العالمين وصلّى الله على محمّد و آله الطاهرين واللعن الدائم على أعدائهم أجمعين أبدَ الآبدين.
در عصر كنونى، كتابهاى بسيارى در اين مسير نگاشته و به زيور طبع آراسته شده است، اما با توجه به اشتغالات فراوان، كمتر اتفاق مىافتد مراجع معظم تقليد، قلم به دست گرفته و به جزئىترين پرسشها و ابهامات پاسخ دهند; مسأله پسنديدهاى كه از امتيازات مجموعه مجلداتِ پاسخ به استفتائات اخلاقى و اعتقادى حضرت آيت الله العظمى روحانى (دامت بركاته) بهشمار مىرود.
آمادهسازى و تدوين جهت چاپ به زبانهاى مختلف مىباشد. از اين مجموعه پرسش و پاسخها، تاكنون هفت جلد استفتائات شرعى به زبان فارسى و سه جلد استفتائات شرعى و اعتقادى به زبان عربى منتشر شده است; كه با توجه به كثرت استفتائات اعتقادى و اخلاقى، و تنوع موضوعى آنها، بر آن شديم تا ضمن دستهبندى پرسشها، جهت سهولت استفاده مخاطبين، بهويژه جوانان عزيز، آنها را در مجلدات جداگانهاى منتشر نماييم كه تاكنون دو جلد آن تحت عناوين فضائل و مصائب حضرت زهراء(عليها السلام) و عاشورا و قيام امام حسين(عليه السلام) به چاپ رسيده است و كتاب حاضر، سومين جلد آن مىباشد.
نظر به اينكه سؤالات از سوى اقشار مختلف و با بيانهاى متفاوت، مطرح شده است، نياز به يكسانسازى و تغيير جملهبندى در آنها ديده مىشد كه اين مهم، در ويرايش مجموعه لحاظ شده است.
نكته قابل ذكر ديگر اينكه، از آنجا كه بسيارى از پرسش و پاسخها به زبان عربى بوده است، دفتر استفتائات با كسب اجازه از معظمله اقدام به ترجمه آنها به فارسى نموده و منابع آيات و روايات شريفه را نيز به متن اضافه كرده است.
در پايان لازم است از زحمات و تلاشهاى خالصانه جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاى ضياء الخباز كه در آمادهسازى اين كتاب نهايت همكارى را داشتهاند، قدردانى نماييم.
دفتر استفتائات حضرت آيت الله العظمى روحانى
بسم الله الرّحمن الرّحيم
س1: بزرگترين مدرسه اخلاقى كدام است؟
باسمه جلت اسمائه:
بزرگترين مدرسه اخلاقى، آيات قرآن كريم، روايات ائمه معصومين(عليهم السلام) و ادعيه شريفه ايشان مانند ادعيه توبه و مكارمالاخلاق و ساير ادعيه صحيفه سجاديه مىباشد.
س2: آيا تعصبى كه در روايات ذكر شده، ممدوح است يا مذموم؟ معناى آن چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
منظور از تعصب، معناى عرفى آن، يعنى صلابت در موضع و غيرت و تعصب در دفاع است; و اين معنا اگر در راه حق باشد جزء امور ممدوح است، همانطور كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) در سخن خود بدان اشاره كرده و فرموده است: «اگر براى يارى حق و دادرسى به ستمديده ناگزير از تعصب هستيد، تعصبورزيد».) (1)
. انْ كُنْتُمْ لا مَحالَةَ مُتَعَصِّبِينَ فَتَعَصَّبُوا لِنُصْرَةِ الْحَقِّ; عيون الحكم والمواعظ، ص63.
1) (1)
و اگر در اين مسير نباشد، جزء امور مذموم است، همانگونه كه امام زينالعابدين(عليه السلام) در سخن خود بدان اشاره كرده و فرموده است: «عصبيتى كه دارنده آن گناهكار است، آن است كه كسى بدكاران قوم خويش را برتر از نيكان قوم ديگر بداند يا اينكه قوم خود را در ظلم به ديگران يارى نمايد».) (1)
. الْعَصَبِيَّةُ الَّتِى يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا، أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْم آخَرِينَ، وَ لَيْسَ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُحِبُّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ، وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُعِينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ;اصول كافى، ج 2، ص 308. [1]
س3: رضايت يكى از مسائلى است كه در احاديث اسلامى به آن توجه و تشويق شده است. آيا اين رضايت، به معناى از بين بردن سرزندگى، فعاليت، كارآيى، اختراع و تحول و به معناى پذيرش شكست و ناكامى به بهانه قضا و قدر الهى، است؟
باسمه جلت اسمائه:
مراد از راضى بودن در مقابل قضا و قدر الهى; آن است كه انسان بعد از آنكه تمام تلاش خود را براى دستيابى به آنچه دستيافتنى است، انجام داد، از نتيجهاى كه به دست مىآورد، راضى باشد; و منظور اين نيست كه بدون كمترين تلاش در جهت تغيير چيزى، به آن رضايت دهيم.
س4: اگر از كسى متنفر باشم و كينهاش را در دل داشته باشم، اما خلاف آن را اظهار كنم، گويى او را دوست دارم و او بهترينِ دوستان من است،
1) (1)
آيا اين رفتار، نفاق اجتماعى محسوب مىشود يا مصداق اين سخن ائمه(عليهم السلام) است كه: «مداراى با مردم نصف ايمان است»، ) (1)
. مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الاِْيمَان;اصول كافى، ج 2، ص 117.
و«دوستى با مردم، نيمى از عقل است»؟ ) (2)باسمه جلت اسمائه:
منظور از مداراى با مردم و يا دوستى با ايشان، نرمى و حسن صحبت با آنها، و تحمل اذيت ايشان بدون نياز به انجام برخى محذورات مانند دروغ و نيرنگ است.
س5: در يكى از سخنان امام على(عليه السلام)، غرور براى زن ممدوح شمرده شده است، اگر غرور به معناى كبر باشد و كبر صفت سيئه است چه اندازه غرور براى زن جايز است تا به حد كبر حرام نرسد؟
باسمه جلت اسمائه:
مراد از غرورى كه براى زن ممدوح شمرده مىشود، غرور او نسبت به مرد نامحرم است كه موجب مىشود او خود را در اختيار نامحرم قرار ندهد. همانطور كه به صراحت در پايان كلام امام على(عليه السلام) آمده است: «بهترين خصلتهاى زنان، بدترين خصلتهاى مردان است: غرور...; زيرا زن هرگاه مغرور باشد خودش را در اختيار (نامحرم) نمىگذارد».) (3)با اين سخن،
دليل پسنديده بودن اين نوع غرور روشن مى شود.
س6: آيا شوخى، حرام و حلال دارد؟ به فرض اينگونه باشد، مرز ميان شوخى حرام و حلال كجاست؟
باسمه جلت اسمائه:
سخنى كه در مقام شوخى و مزاح گفته مىشود بر دو نوع است:
اول: آنچه به قصد خبر دادن از امرى است، و انگيزه آن شوخى است نه جدى بودن; مثل اينكه به شوخى مىگويد: «پدرت از سفر آمد». بىترديد اين نوع خبر اگر مخالف واقع باشد دروغ است، و تمام ادله دال بر حرمت دروغ، به حرمت اين نوع خبر نيز دلالت مىكند.
دوم: آنچه به قصد خبردادن نيست، بلكه قصد دارد معنايى را با كلمات ايجاد نمايد - به گونهاى كه حتى به واسطه قرائن، ظهور در انشاء داشته باشد و انگيزه او شوخى است; مانند اينكه مرد ترسويى را مخاطب قرار داده و به او مىگويد: «اى شجاع» يا «اى شير». اين نوع شوخى مانند نوع اول نيست، به همين دليل به كذب و صدق متصف نشده و ادله حرمت كذب شامل آن نمىگردد; لذا مقتضاى اصل، حليت و جواز است.
س7: آداب سؤال چيست؟ و نحوه آن چگونه است؟
باسمه جلت اسمائه:
آداب سؤال، بسيار است، و در روايات معصومين(عليهم السلام)
وارد شده است تنها به چند مورد اشاره مىكنيم:
الف: رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است: «پرسش نيكو، نيمى از دانش است») (1)
. حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ; بحارالانوار، ج 1، ص 224. [1]
.ب: امام على(عليه السلام) فرموده است: «آنچه را كه براى تو مهم است بپرس و آنچه را كه براى تو اهميتى ندارد ترك كن») (2).
ج: امام صادق(عليه السلام) فرموده است: «براى فهم پاسخ سؤالت سؤال كن نه براى آزار دادن») (3).
س8: من داراى دو خلق وخو هستم; كينه و حسادت، خوبى و ايمان; هميشه اول كينه و حسادت پيروز مىشود اما شايد بيشتر از ده ثانيه هم طول نكشد و بعد خلق و خوى دوم برنده مىشود. مثلا به محض اينكه مىبينم يا مىشنوم يكى ازدوستان يا نزديكانم يا هر كسى كه او را مىشناسم ازدواج كرده، پيشرفت كرده، بچهدار شده و يا اتفاق خوبى برايش افتاده است خوى اول به من غلبه مىكند و عنان افكارم را به دست مىگيرد اما بعد از چند ثانيه، خوى دوم غالب مىشود و دعا مىكنم كه بيشتر از آن را به دست بياورد. چگونه مىتوانم از كينه و حسادت خلاص شوم؟
باسمه جلت اسمائه:
وقتى خدا نعمتى به برادرت عطا مىكند دو حالت دارد:
الف: از آن نعمت بيزار هستى و دوست دارى آن نعمت از بين برود; به اين حالت حسادت مىگويند.
ب: دوست ندارى آن نعمت از بين برود، اما براى خودت هم مثل آن نعمت را مىخواهى; به اين حالت غبطه مىگويند.
حسادتى كه از آن نهى شده، شكل اول است و در حالت دوم، اشكالى وجود ندارد، بلكه چه بسا خوب و مطلوب باشد. حسد، علل زيادى دارد كه به اختصار در هفت مورد مىگنجد: دشمنى، خودبينى، تكبر، تعجب، ترس ازدست رفتن اهداف مطلوب، حب رياست، خباثت نفس و بخل نفس.
حسد يكى از بيمارىهاى عظيم قلب است و تنها راه درمان چنين بيمارىهايى علم و عمل است. براى درمان حسادت بايد بدانيد كه حسادت در واقع براى دين و دنياى شما ضرر دارد و نه تنها براى آن كسى كه مورد حسادت قرار گرفته، هيچ ضررى ندارد بلكه در دين و دنياى خود نيز از آن بهره مىبرد. اگر با بصيرت به اين مطلب دقت كنيد، ديگر دشمن خودتان و دوست دشمنتان نخواهيد بود و حسادت حتما از شما جدا مىشود.
س9: اگر تمام روابط فردى، اجتماعى و فرهنگى زندگى من بخاطر منفعت شخصى خودم باشد، به اين معنا كه استراتژى من صددرصد سودجويانه باشد و منفعت و ماديت محور زندگى من قرار گرفته باشد، به گونهاى كه من تنها در صورتى به زيارت مىروم يا با كسى دوست مىشوم
ويا به ديگران سود مىرسانم كه برايم نفع داشته باشد، و كارىكه برايم فايده نداشته باشد انجام نمى دهم; آيا اين دورويىاست؟ آيا من بايد همهروابط اجتماعى و خانوادگىام را طبق اصول الهى و نيت خالص انجام بدهم؟
باسمه جلت اسمائه:
بهتر است كه انسان مؤمن شأن خود را بالاتر از اين رابطه مصلحتى بداند تا رابطه او با برادران مؤمنش رابطهاى باشد كه از علاقه به خداوند ناشى شده باشد. در حديث معتبر ابن محبوب از امام صادق(عليه السلام) آمده است: «هر كه براى خدا دوست داشته باشد و براى خدا دشمن داشته باشد و در راه خدا عطا و منع كند، از كسانى است كه ايمانش كامل است».) (1)
. مَنْ أَحَبَّ للهِ و َأَبْغَضَ للهِ وَأَعْطىْ للهِ و َمَنَعَ للهِ فَهُوَ مِمَّنْ كَمُلَ إِيمانُه;محاسن، ج 1، ص263. [1]
اين مضمون در روايات بسيار ديگرى نيز نقل شده است.س10: مشكل من ترس، هراس و ضعف قلب است. چه سورهها و اذكارى اين مشكل مرا برطرف مىكند؟
باسمه جلت اسمائه:
مىتوانيد به برخى كتب مخصوص اين امور مانند كتاب «طب الائمه(عليهم السلام)» از عبدالله شبر رجوع نماييد. او بسيارى از روايات مفيد در اين زمينه را گردآورى كرده است. مانند اين سخن امامصادق (عليه السلام) كه فرمودهاند: «دوست دارم كه مؤمن
1) (1)
نگينانگشترش از پنج چيز باشد: ياقوت... و فيروزه; كه مايهمسرت خاطر زنان و مردان مؤمن مىشود، و نور چشم راتقويت مىكند، و سينه را گشاده مىگرداند، و قوت قلب را زياد مىكند») (1)
. ياقوت كه از همه فاخرتر است; عقيق كه از هر نگين ديگر براى خدا و ما خالصانهتر است; فيروزه كه مايه مسرت خاطر زنان و مردان مؤمن مىشود و نور چشم را تقويت مىكند و سينه را گشاده مىسازد و بر نيروى دل مىافزايد; آهن چينى هر چند خودم خوش نمىدارم كه مرتب از آن به دست كنم ولى هنگام رويارويى با مردم شرور از بهدست كردن آن بدم نمىآيد كه شر و غضب آنان را خاموش كند، ولى همراه داشتن آن را دوست مىدارم، براى اينكه ديوان سركش را پراكنده مىكند; و سنگها و دُرهاى سپيد ناحيه نجف; تهذيب الأحكام، ج 6، ص 37.
.س11: حكم افتخار به حسب و نسب چيست؟ مخصوصا در جنگ، آنچنان كه شيوه جنگجويان بوده است؟
باسمه جلت اسمائه:
تفاخر حرام فىنفسه عبارت است از: اظهار فخر از حيث حسب و نسب با هدف اثبات فضيلت خود و فروريختن شأن ديگران، و اين مطلب، در حال جنگ و غيرجنگ تفاوتى ندارد. اگر كسى رجزخوانى هاى جنگجويان را مطالعه كند، متوجه مىشود كه تفاخر آنان به حسب و نسب، بخاطر ترساندن دشمن است، نه بخاطر اينكه برترى خودشان را اثبات كنند.
س12: امروزه ارزشهاى اخلاقى و دينى، از طرق مختلف و با عناوين
1) (1)
متفاوت در معرض هجوم قرار گرفته است، تا آنجا كه متدينين در خانههاى خود احساس غربت مىكنند، چه نصيحتى براى برخورد با اين هجوم داريد؟
باسمه جلت اسمائه:
در چنين شرايط سختى مؤمن بايد اين سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را به ياد آورد كه فرمودند: «اسلام غريب آغاز شد، و به همان غربتى كه از آن آغاز شده بود برمىگردد، پس خوشا به حال غريبان. گفتند: يا رسول الله، غريبان چه كسانى هستند؟
فرمودند: كسانى كه صالح هستند زمانى كه مردم فاسد شدند») (1)
. مستدرك الوسائل، ج 11، ص 323.
; تا بداند غربتى كه در آن زندگى مىكند و آن را حتى ميان خانوادهاش احساس مىنمايد، غربتى ستايششده است، تا قدرت و صلابت او را افزايش دهد.س13: ديدن سريالها و فيلمهاى عاشقانه چه حكمى دارد؟ يا آنهايىكه ترويجكننده فرهنگهاى غير اسلامى هستند؟ آيا پدران مىتوانند به فرزندانشان اجازه بدهند چنين فيلمهايى را ببينند؟
باسمه جلت اسمائه:
مشاهده هر چه كه منجر به فساد مىشود حرام است. و ديدن برخىاز اين فيلمها خالى از اشكال نيست و همانند سم در عسل است. به همين دليل، به دختران و پسرانمان گوشزد
1) (1)
مىكنيم كه مراقب خود و رفتار و اخلاق و عقايدشان باشند، كه اينها از هر چيز براى انسان گرانبهاتر است. و از خداى متعال براى خود و ايشان عصمت و درستى خواهانيم.
درباره پدران گرامى نيز پس از اين سخن خداوند سخنى باقىنمى ماند: «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ»;) 1 اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خودتان و نزديكانتان را از آتشى كه سوختِ آن مردم و سنگهاست حفظ كنيد.
س14: جوانى هستم كه هيچ زنى از مقابل چشمم رد نمىشود مگر اينكه با تمام وجود متوجه او مىشوم، و اين، برايم تبديل به عادت و ملكه شده و در قلبم نفوذ كرده است. چگونه مىتوانم توبه كنم؟ و چگونه از اين عادت كه بهواسطه ديدن رفتار دوستان، پدرم، برادرانم و نزديكانم شروع شده، رهايى يابم؟
باسمه جلت اسمائه:
از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است: «هر كس چشم خود را از نگاه حرام پر كند، خداى تعالى در روز قيامت چشم او را با ميخهاى آتشين پر كند، و تا روز حشر از آتش انباشته مىسازد تا حساب مردم به پايان رسد، و پس از آن،
اورا به آتشمىافكند») (1)
. مستدرك الوسائل، ج 14، ص 268; بحارالانوار، ج 101، ص 37.
.همانگونه كه در روايات به آن اشاره شده، انسان مىتواند با اجبار نفس و الزام آن از طريق عهد و نذر از اين رذيله، رهايى يابد. او مىتواند چشم خود را فرو افكند، و فرو افكندن چشم تأثيرى عجيب دارد. از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است كه: «از ايشان درباره مردى پرسيدند كه زن (نامحرم ) بر او بگذرد و او نگاه كند، فرمود: نگاه نخست حق توست، و نگاه بار دوم بر ضرر توست، و نگاه سوم تير زهرآگينى از تيرهاى شيطان است. هر كس بخاطر خداىتعالى، نه بخاطر ديگران، از تكرار نگاه خوددارى كند، خداوند ايمانى به او عطا مى فرمايد كه طعم و لذت آن را مى چشد») (2).
در برخى نصوص شريف اذعان شده كه درمان نگاه حرام، از راه درمان علت آن ميسر است; زيرا منشا آن غالبا تهييج شهوت است. لذا اگر انسان فوران شهوتش را از راه حلال درمان نمايد، به حرام نيازى پيدا نمى كند. و اين همان است كه امام على(عليه السلام)در سخنى به آن اشاره كرده و فرموده است: «اگر يكى از شماها زنى را ديد كه او را شگفت زده كرد، نزد همسرش برود، زيرا نظير آنچه ديده است در همسر خود او نيز هست. پس شيطان را به دل خود راه ندهد. و چشمش را از آن زن برگرداند; و اگر
همسرى ندارد، دو ركعت نماز بخواند و خداى را زياد حمد و ستايش كند، و پيامبر و آل پيامبر را صلوات بفرستد، آنگاه دعا كند و از فضل خدا درخواست كند كه خداوند به مهربانى خود حلالى را فراهم كند كه او را بى نياز سازد») (1)
. بحارالانوار، ج 10، ص 115; و ج 100، ص 287.
.س15: انسان چگونه از شهوات جنسى رها شود؟
باسمه جلت اسمائه:
شهوات جنسى به خودى خود بد نيست، بلكه با استفاده از آن در موارد غيرشرعى بد مىشود. از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت او(عليهم السلام) ارشاداتى در باب تهذيب آن وارد شده است. مانند اين سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) كه مى فرمايد: «جوانها! هر كدام از شما را قدرت است ازدواج كنيد تا ديدگانتان كمتر زنان را دنبال كند و دامنتان پاك بماند») (2).
س16: من جوانى بلندپرواز هستم، و برخوردهاى زيادى با هر دو جنسدارم، زياد با مردم شوخى مىكنم تا بخاطر فشارهاى زندگى فضاسنگين نباشد و بين مردم و مخصوصا دختران محبوب باشم. امااخيرا روايتى از آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) خواندم كه مىگفت هر كسى با دختريا زنى مزاح كند خدا او را هزاران سال در زندان حبس مىكند.
ازاين به بعد چگونه رفتاركنم؟
باسمه جلت اسمائه:
در برخى نصوص از يكى از اصحاب معصومين (عليهم السلام) نقل شده كه گفت: «به زنى قرآن ياد مىدادم و با او شوخى كردم. وقتى خدمت امام صادق(عليه السلام) رسيدم، فرمود به او چه گفتى؟ خجالت كشيدم. فرمود: ديگر با آن زن مجالست و گفتو گو نداشتهباش») (1)
. وسائل الشيعه، ج 20، ص 189.
.از اين حديث شريف استفاده مىشود كه مؤمن بايد در روابط خود با زنان نامحرم بسيار مراقب باشد، چون آنطور كه در برخى روايات آمده، زنان دامهاى شيطان هستند، به اين معنا كه شيطان از فريبندگى و جذابيت زنانه آنها به منظور به معصيت افكندن ديگران بسيار استفاده مىكند.
س17: بسيارى از دختران و پسران جوان كه فيلمهاى حرام را نگاه مىكنند، مىگويند بدون شهوت فيلم مىبينند، و نگاه بدون شهوت جايز است. آيا اين حرف درست است؟ چگونه مىتوان به آنها جواب داد و آنان را به سوى خداى تبارك برگرداند؟
باسمه جلت اسمائه:
نگاه كردن به فيلمهاى مستهجن مطلقا حرام است، و به كسانى كه اين فيلمها را مىبينند نصحيت مىكنيم ديدن اين فيلمها را
1) (1)
قطع كنند، زيرا اينها، يكى از ابزارهاى تسلط كافران غربى بر قدرت و توان ايمانى ما، و تلاش براىدور كردن ما از مبادى و ارزشهاى دينيمان مىباشد.
به طور كلى: هر انسان عاقلى اگر لذت زودگذر و زوالپذير كه با ديدن فيلمهاى مذكور حاصل مىشود و پيامدهاى خطرناكى كه مشاهده اينگونه فيلمها، در دنيا و آخرت، براى خودش و ديگران دارد، را با يكديگر مقايسه كند، از آن بيزار شده و از آنها جدا مىشود.
س18: بهترين كارهايى كه مىشود در اوقات فراغت انجام داد، چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
جواب اين سؤال از سخن اميرالمؤمنين (عليه السلام) در دعاى كميل معلوم است: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ وَأَعْظَمِ صِفاتِكَ وَأَسْمائِكَ أَنْ تَجْعَلَ أَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً»; «اى رب من! از تو درخواست مىكنم به حق حقيقتت و به ذات مقدست و بزرگترين صفات و اسماء مباركت كه اوقات مرا در شب و روز به ياد خود معمور گردانى و پيوسته به خدمت بندگىات بگذرانى. اين عبارت به صراحت بيان مىكند كه مؤمن بايد وقت خود را با ذكر خداوند متعالبگذراند.
س19: نصيحت يا توصيهتان به جوانان چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
فرزندان جوانم را به چند توصيه از تعاليم اهل بيت(عليهم السلام)سفارش مىكنم:
اول: تفقّه در دين با شناخت عقايد و احكام دين; كه امام صادق(عليه السلام)فرموده است: «دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم: دانشمند يا دانش اندوز. اگر جوانى چنين نكند، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه كرده است») (1)
. لَستُ احِبُّ ان ارَى الشّابَّ مِنكُم الاّ غادياً فى حالَينِ: امّا عالِماً او مُتَعَلِّما، فَاِن لَم يَفعَل فَرَّطَ، فَاِن فَرَّطَ ضَيَّعَ، وَ ان ضَيَّعَ اثِمَ، وَ ان اثِمَ سَكَنَ النّارَ وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدا بِالحَقِّ; امالى طوسى، ج 2، ص 210. [1]
.دوم: اشتغال به اطاعت خدا در پرتو آنچه جوان از احكام شرعى مىآموزد; كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است: «خداوند جوانى كه جوانىاش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد») (2)، و عبادات و سنتهايى كه انجام آن واجب است و به آنها ثواب داده مىشود در عنوان اطاعت از خدا داخل مىشود، كه احياى شعائر اهل بيت(عليهم السلام) در شادى و عزاى ايشان در صدر همه آنها قرار دارد.
سوم: غنيمت شمردن فرصت جوانى در ساخت نفس و تزكيه آن، با رهايى از اخلاقهاى ناپسند و آراستن آن به آداب فاضله
و اخلاق كريم; كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در توصيهاى به ابوذر فرموده است: «اىابوذر! پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار: جوانى را پيش از پيرى، سلامتى را پيش از بيمارى، ثروت را پيش از نيازمندى، فراغت را پيش از اشتغال و زندگى را پيش از مرگ») (1)
. يا أَبا ذَرّ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْس، شَبابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ، وَصِحَّتَكَ قَبْلَ سَقَمِكَ، وَغِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ، وَفَراغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ، وَحَياتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ; بحارالانوار، ج 17، ص 74. [1]
.س20: تقاضا مىشود اينجانب و خانوادهام را با نصيحتى كه مفيد دنيا و آخرت باشد رهنمون شويد؟
باسمه جلت اسمائه:
شخصى از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) چنين تقاضايى كرد; حضرت فرمود: «مقيد به نماز اول وقت باشيد».
س21: از آيت الله العظمى روحانى درباره مسائل زير نصيحتى مىخواهيم:
الف: آنچه بر پدر و مادر در تربيت نسلهاى آينده واجب است;
ب: وظيفه پدران در نگهدارى و حفظ خانواده و صيانت از آن در مقابلانحراف;
ج: وظيفه والدين نسبت به نوجوانان؟
باسمه جلت اسمائه:
نصيحت خود درباره امور مذكور را از طريق سخنان زير كه از
1) (1)
حضرات معصومين(عليهم السلام) نقل شده بيان مىكنيم:
الف: امام سجاد(عليه السلام) فرموده است: «و امّا حقّ فرزندت به تو اين است كه بدانى او از تو به وجود آمده و در نيك و بد زندگى وابسته به تو است و همانا تو در سرپرستى وى، مسئول ادب و تربيت صحيح او هستى و تو مسئولى كه او را به سوى خداوند بزرگ راهنمايى نمايى و در اطاعت از پروردگارش ياريش كنى. رفتار تو در تربيت فرزندت بايد توأم با احساس مسئوليت باشد، رفتار كسى كه بداند در حُسن تربيت فرزنددارى اجر و ثواب و در سوء رفتارش مستحق كيفر و عقاب است») (1)
. وَأَمّا حَقُّ وَلَدِكَ: فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْكَ، وَمُضافٌ إِلَيْكَ فى عاجِلِ الدُّنْيا بِخَيْرِهِ وَشَرِّهِ، وَأَنَّكَ مَسْؤُولٌ عَمّا وُلَّيْتَهُ مِنْ حُسْنِ الاَْدَبِ، وَالدَّلالَةِ عَلى رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَالْمَعُونَةِ عَلى طاعَتِهِ، فَاعْمَلْ فى أَمْرِهِ عَمَلَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ مُثابٌ عَلَى الاِْحْسانِ إِلَيْهِ، مُعاقَبٌ عَلَى الاِْساءَةِ إِلَيْه;بحار الانوار، ج 71، ص6، روايت 1. [1]
.ب: خداوند مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوخت آن مردم و سنگهاست حفظ كنيد») (2)، و وقتى ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) پرسيد: به چه شكل اينكار را انجام دهم؟ امام(عليه السلام) به او پاسخ داد: «آنها را امر به معروف و نهى از منكر مىكنى، اگر از تو پذيرفتند آنها را از آتش دوزخ حفظ كردهاى، و اگر نپذيرفتند وظيفه خود را انجام دادهاى») (3).
ج: اميرالمؤمنين(عليه السلام) به پسرش فرمود: «اى فرزند! اگر چه من به اندازه پيشينيان عمر نكردهام، ولى در كارهاشان نگريستهام و در سرگذشتشان انديشيدهام و در آثارشان سير كردهام، تا آنجا كه، گويى خود يكى از آنان شدهام. و به پايمردى آنچه از آنان به من رسيده چنان است كه پندارى از آغاز تا انجام با آنان زيستهام و دريافتهام كه در كارها آنچه صافى و عارى از شائبه است كدام است و آنچه كدر و شائبهآميز است، كدام. چه كارى سودمند است و چه كارى زيانآور.
پس براى تو از هر عمل، پاكيزهتر آن را برگزيدم و جميل و پسنديدهاش را اختيار كردم و آنچه را كه مجهول و سبب سرگردانى تو شود، به يك سو نهادم. و چونان پدرى شفيق كه در كار فرزند خود مى نگرد، در كار تو نگريستم و براى تو از ادب چيزها اندوختم كه بياموزى و به كار بندى. و تو هنوز در روزهاى آغازين جوانى هستى و در عنفوان آن. هنوز نيتى پاك دارى و نفسى دور از آلودگى. مصمم شدم كه نخست كتاب خدا را به تو بياموزم و از تأويل آن آگاهت سازم و بيش از پيش به آيين اسلامت آشنا گردانم تا احكام حلال و حرام آن را فراگيرى و از اين امور به ديگر چيزها نپرداختم») (1)
. أَيْ بُنَيَّ، إِنِّي وَإِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كانَ قَبْلي، فَقَدْ نَظَرْتُ في أَعْمالِهِمْ، وَفَكَّرْتُ في أَخْبارِهِمْ، وَسِرْتُ في آثارِهِمْ; حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ; بَلْ كَأَنِّى بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ، فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذلِكَ مِنْ كَدَرِهِ، وَنَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ، فاسْتَخْلَصْتُ لَكَ مِنْ كُلِّ أَمْر نَخِيلَهُ، وَتَوَخَّيْتُ لَكَ جَمِيلَهُ، وَصَرَفْتُ عَنْكَ مَجْهُولَهُ، وَرَأَيْتُ حَيْثُ عَنانى مِنْ أَمْرِكَ ما يَعْنى الْوالِدَ الشَّفِيقَ، وَأَجْمَعْتُ عَلَيْهِ مِنْ أَدَبِكَ أَنْ يَكُونَ ذلِكَ وَأَنْتَ مُقْبِلُ الْعُمُرِ وَمُقْتَبَلُ الدَّهْرِ، ذُو نِيَّة سَلِيمَة، وَنَفْس صافِيَة، وَأَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتابِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ، وَشَرائِعِ الاِْسْلاَمِ وَأَحْكَامِهِ، وَحَلاَلِهِ وَحَرامِهِ، لاَ أُجَاوِزُ ذلِكَ بَكَ إِلَى غَيْرِه; نهج البلاغه، نامه 31. [1]
.1) (1)
س22: در حال حاضر كه جامعه اسلامى با تهاجم فرهنگى روبه رو است براى جوانان چه توصيهاى داريد؟
باسمه جلت اسمائه:
اولين وظيفه فردى جوانان درس خواندن، محكم نمودن عقايد مذهبى و انجام وظايف شرعى و نهى از منكر است و چنانچه وظيفه، يك مسأله اجتماعى باشد كه مراجع تقليد دستور دادهاند، بايد شركت كنند.
س23: براى طهارت روح و قلب و آمادگى براى نماز با خشوع قلبى چه بايد كرد؟
باسمه جلت اسمائه:
.لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمِينَ; انبياء، آيه 87. [1]
در سجده طولانى.س24: لطفا بنده حقير را در سير و سلوك راهنمايى بفرماييد؟
1) (1)
آيا در اين راه از قطب و مرشد پيروى كنيم يا خير؟
باسمه جلت اسمائه:
همانا از در خانه اهل بيت (عليهم السلام) به جاى ديگر نرويد و به دستورات آنها عمل كنيد كه براى خير دنيا و آخرت شما را كافى است.
س25: جوانى هستم مؤمن و مسلمان، لكن به علت ضعفى كه در نفس من وجود دارد از انجام فرائض روزانه باز مىمانم. راهحل چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
بهترين راه تفكر است. يعنى مختصرى فكر كنيد كه چه عواقب وخيم اخروى بر ترك فريضه مترتب است، و چه سعادت دنيوى و اخروى براى شما با عمل به فرايض مترتب مىشود، قطعاً اين گناه كبيره را ترك مىكنيد.
س26: راه شناخت نفس چگونه است؟
باسمه جلت اسمائه:
اگر مراد از شناخت نفس، شناخت كنه آن است، هيچ كسى قدرت بر اينكار ندارد به جز آنكه نفس را خلق كرده است. و اگر مراد از شناخت نفس، شناخت اجمالى آن است بهترين راه، آن است كه فرد از طريق مراجعه به آيات قرآن و روايات ائمه معصومين (عليهم السلام) كه در اين زمينه وارد شده، و نيز با استعانت از خداى متعال و تضرع و دعا براى شناخت نفس به گونهاى كه شناسنده آن را به معرفت پروردگار برساند درباره حقيقت، قدرت و كمال آن، ژرف بينديشد.
س27: آيا اگر بخواهم به طريقهاى غير از طرق مذهب اهل بيت (عليهم السلام)تطهير روحى و تزكيه نفس نمايم، اين آيه قرآن كه مىفرمايد : «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّاها» ) (1)
. هر كه آن را تزكيه نموده، رستگار شده است; سوره شمس، آيه 9. [1]
در مورد من صدق مىكند؟1) (1)
باسمه جلت اسمائه:
تزكيه به طريقهاى غير از طرق اسلام و مذهب اهل بيت(عليهم السلام)تزكيه محسوب نمىشود تا آيه كريمه فوق آن را در بر بگيرد. شاهد اين سخن، احوال مرتاضان غيرموحد يا صوفيه است كه علىرغم برخى رياضتهاى روحى، نتوانستهاند نفسشان را از رذايل تزكيه نمايند، حتى برخى از رياضتهاى آنها اساسا بر پايه برخى رذايل اخلاقى مانند برهنگى و استماع غنا و مانند آن استوار است.
س28: بهترين راه خودسازى براى انسان چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
انجام واجبات و ترك محرمات و همچنين سعى در ايجاد اخلاق حسنه در خود.
س29: بهترين راههاى اسلامى براى تهذيب نفس به منظور رهايى از رذائل و اخلاق منفى ماند خشم و زودجوشى و بىصبرى و...، چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
بهترين راه تهذيب نفس و آراستن آن به فضائل، و تخليه آن از رذائل; گردننهادن به دستورات شرع، و دورى از نواهى آن است، زيرا خير دنيا و صلاح آخرت در همين است.
س30: چگونه مىتوانم درجات معنوى را طى كنم تا خدا و اهل بيت(عليهم السلام)را نزديك خود احساس كنم؟
باسمه جلت اسمائه:
راه صعود از پله معنويات، عمل به وظايف شرعى از طريق انجام واجبات همراه با خلوص نيت، و ترك محرمات مىباشد. اين كار، بهويژه در كنار خدمت به اسلام و مسلمين از بهترين راهها مىباشد.
س31: چگونه مىشود انسان مؤمن در طول زندگانى خود در سايه اسلام، از نظر روحى آسوده خاطر و آرام باشد؟
باسمه جلت اسمائه:
آرامش تنها با ارتباط انسان با خدا به دست مىآيد; چرا كه نگرانى و اضطراب انسان به دليل تعلق خاطر او به جلوههاى دنيا و دورى از شريعت و دين خدا مىباشد. شاهد بر سخن فوق اين است كه مىبينيم انسانى كه با خدا در ارتباط است، هر چقدر كه سختىها و مصائب روزگار نسبت به او زياد شود، باز هم از آرامش قلبى برخوردار است، زيرا عقيده دارد پروردگارش جز صلاح براى او برنمىگزيند; در حالىكه انسان دور از پروردگار، با كوچكترين سختى و ناراحتى كه به او مىرسد، هراسان، نگران و مضطرب مىشود. اين همان است كه
قرآن كريم در آيه زير به آن اشاره كرده و مىفرمايد: «اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّهِ أَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» ) (1)
. سوره رعد، آيه 28. [1]
، كسانى كه ايمان آوردند و قلبهايشان به ذكر خداوند آرام گرفت، به راستى كه قلبها به ياد خدا آرام مىگيرند.س32: طريق عملى تقواى الهى چيست؟پائينترين درجات آنكداماست؟
باسمه جلت اسمائه:
امام صادق (عليه السلام) طريقه عملى تقوا را در دو جمله خلاصه كرده و فرموده است: «تقوا آن است كه خداوند تو را در مواضعى كه توصيه به حضور فرموده، غايب و در جاهايى كه نهى كرده، حاضر نبيند») (2).
ملكه تقوى با عمل به تمام واجبات، عمل به مستحباتى كه قدرت بر انجام آنها را دارد، ترك جميع محرمات، ترك مكروهاتى كه قدرت بر ترك آنها را دارد، و پرهيز از شبهات، تكميل مىشود.
پايينترين مرتبه از مراتب تقوى، ترك محرمات و انجام واجبات است.
س33: فايده توسل به خداوند متعال چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
فايده توسل به خدا عبارت است از; احساس قدرتى كه ضعف در آن راه ندارد، ثروتى كه فقر همراه آن نيست و عزتى كه هيچ ذلتى در پى ندارد.
توجه كنيد همانطور كه در سختىها به خدا متوسل مىشويم، در حال اختيار نيز بايد چنين باشيم، بلكه براى مؤمن شايسته آن است كه هر آن و هر لحظه، نياز خود را به خداوند متعال احساس نمايد.
س34: حقيقت استعاذه چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
استعاذه، كمك طلبيدن و توسل به خداوند سبحان است. اگرچه اين امر با جمله معروف «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» بيان مى شود، اما جايگاه آن قلب است. و از آنجا كه كمك طلبيدن از كسى، اقتضا مىكند از او تمرد نشود و آنچه موجب دورى از اوست انجام نگيرد، لذا استعاذه هم از بُعد لفظى و هم از بُعد عملى برخوردار است.
س35: آيا انسان مىتواند حق حمد از خداوند را بجا آورد؟
باسمه جلت اسمائه:
انسان قادر نيست حمد مطلق، آنچنان كه مناسب با محمود
(ستايش شونده) - خداوند - باشد را بجاآورد، اما بىترديد قدرت بر حمد نسبى، مناسب با حامد (ستايش كننده) -انسان- را دارد زيرا اگر چنين نبود، به آن مكلف نمىشد، به دليل اينكه قبح تكليف بدون استطاعت بر تكليف، واضح است و در جاى خود، درباره آن اقامه برهان شده است.
س36: تأثير حمد و سپاس در روح انسان چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
حمد، تشكر عبد نسبت به پروردگارش بخاطر نعمتهاى او است. اين كار از جهتى، اعتراف به نعمتهاى او و از جهتى اداى حق او به حكم عقل است. اين كار، آسايش روحى حاصل از اداى واجب را براى حمدگويان در پى دارد. همچنين به واسطه تزكيه و تقويت نفس و ارتباط مداوم ميان عبد و مولا نعمت از سوى منعم افزايش مىيابد.
س37: آيا حمد به زبان است يا به عمل؟
باسمه جلت اسمائه:
حمد با گفتن «الحمد لله» بر زبان محقق مىشود، اما آنچه از حمدگوينده خواسته شده، دنبالهروى آن در عمل است. زيرا وقتى او اعتراف مىكند كه منعم همه اين نعمتها خداوند سبحان است، بايد او را اطاعت كرده و نافرمانى او را ننمايد،
درغير اين صورت او اصلاً حمدى بهجا نياورده است.
س38: طريقه خاشع بودن در نماز چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
نمازگزار مىتواند خشوع قلبى را از راههاى زير محقق نمايد: 1-تفكر درباره كسى كه براى او نماز مىخواند، 2 - آثار مهمى كه بر نماز مترتب مىشود، 3 - اينكه نماز اساس دين است كه اگر پذيرفته شود، اعمال ديگر نيز پذيرفته مىشوند و اگر رد شود، اعمال ديگر نيز پذيرفته نمىشوند.
س39: هنگام شروع نماز، مشاغل دنيوى سراغم مىآيد، و وقتى نماز تمام مىشود راه حل اكثر مشكلات را پيدا كردهام، چگونه در نماز حضور قلب داشته باشم؟
باسمه جلت اسمائه:
سه مقدمه مهم براى حضور قلب هنگام نماز تعيين شده است:
الف: تخليه ذهن از مشغوليتها; شارع به اين مقدمه تأكيد كرده و تعاليم فراوانى در رابطه با آن صادر فرموده، و از نماز در مقابل هر شىء مشغولكنندهاى نهى كرده است.
ب: رعايت آداب بدنى هنگام نماز; امورى از قبيل: نگاه به موضع سجده اگر نمازگزار ايستاده است، و نگاه به سنگ اگر نمازگزار نشسته است، كراهت شكستن انگشتها
و خميازه كشيدن، و استحباب ترتيل;
ج: تأمل در افعال و اقوال نماز; اين مطلب، يكى از مواردى است كه هنگام شروع نماز واقعا به حضور قلب كمك مىكند.
س40: برخى دوستان درباره كيفيت توجه عبد به خداوند عزوجل در نماز مىگويند كه هنگام نماز به جاى خداوند، اهل بيت (عليهم السلام) را پيش روى خود قرار مىدهند، تا ايشان (عليهم السلام) نماز آنها را به خدا برسانند، و مستقيما به خدا روى نمىآورند.
باسمه جلت اسمائه:
توجه عبادى در نماز بايد براى خداوند متعال باشد. و اينكه نمازگزار در تشهد نماز خود مىگويد: "اللّهمّ صلِّ عَلى محمّد وآل محمّد»، هرچند توجه به محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) و آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)است اما با روىنمودن به خداوند سبحان هيچ منافاتى ندارد، بلكه عين توجه به خداى متعال است. بنابراين اگر توجه به اهل بيت (عليهم السلام) به اين شكل و به اين مقدار باشد اشكالى ندارد; در غير اينصورت خير. ]اشكال دارد[.
بهطور كلى اگر نمازگزار براى خدا نماز بخواند و به ائمه(عليهم السلام) توجه نمايد، خواه هنگام نماز خواه بعد از نماز، تا به خدا توسل جويد كه خدا به اين واسطه نمازشان را بپذيرد، اين مقدار اشكالى ندارد و فاعل آن ان شاء الله مأجور خواهد بود. اما اگر مقصود اواز اين توجه، شريك قرار دادن ائمه (عليهم السلام) در عبادت است
حرام است و قطعا جايز نيست.
س41: اگر در دعاى خويش بگويم: ياعلى! و يا بگويم: بارخدايا به حق حضرت فاطمه زهرا (عليه السلام) مرا شفا عنايت فرما; آيا اين دعا و سخن درستاست؟
باسمه جلت اسمائه:
هيچ مانعى در اين دو روش از سخن و دعا وجود ندارد، زيرا همانگونه كه روى آوردن به بارگاه خدا در طلب حاجتها و خواستهها، كارى درست و بدون اشكال است، توسّل به محمّد و آل محمّد(عليه السلام) و روى آوردن به وجود نورانى پيشوايان معصوم(عليه السلام) نيز براى طلب حوائج، خواستهها و واسطه قرار دادن آنان در بارگاه خدا كارى درست است; چون خود ذات بىهمتاى خدا آنان را واسطه فيض و رحمت خويش بر مخلوق قرار داده و مقام ولايت بر ناچيزترين ذرّات تا بزرگترين كهكشانها را به آنان ارزانى داشته تا به اذن خدا بر پناه دادن به همه مخلوقات و برآوردن نيازها و خواستههاى آنها توانايى داشته باشند) (1)
. آلعمران، آيه 49.
.درك و دريافت اين حقيقت ظريف، مسألهاى است كه همه نصوص شريف، ما را به سوى آن ارشاد و راهنمايى مىكند. از آن جمله روايتى از امام صادق(عليه السلام) در چگونگى نماز استغاثه به
1) (1)
حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)است كه در آن بيان شريف مىفرمايد:
«ثُمَّ اسْجُد و قُل مئة مَرَّة: يا مَوْلاتِى يا فاطمة أَغِيْثِينِى»; ) (1)
. مستدرك الوسائل، باب 22 از ابواب بقية الصلوات المندوبة، ح3. [1]
سپس سجده كن و صد مرتبه با واسطه قراردادن حضرت فاطمه(عليها السلام)در پيشگاه خدا بگو: اى سرور من! اى فاطمه زهرا! پناهم بده.و نيز آمده است كه يكى از ياران امام صادق (عليه السلام) به آن حضرت گفت: «إنِّى اخْترعتُ دُعاءً» من جملهاى براى دعا و نيايش با خدا ساختهام، كه آن بزرگوار فرمود: اختراع خودت را رها كن و هنگامىكه گرفتارى بر تو فرود آمد به سوى پيامبر خدا پناه ببر... تا آنجايى كه مىفرمايد: در توّسل به پيامبر خدا و واسطه قرار دادن او در بارگاه خدا، محاسن خود را به دست چپ بگير و گريه كن و يا سيما و هيئت گريهكننده را به خود بگير و بگو: «يامُحَمّد! يا رَسُولَ الله أشْكُو إلَى اللهِ وَ إلَيْكَ حاجَتِى» ;) (2)گفتنى است كه روايات در اين مورد و اين معنا به راستى فراواناست.
س42: لذت معنوى عبادت چگونه احساس مىشود؟
باسمه جلت اسمائه:
لذت معنوى از آثار آن شناخته مىشود، مانند: توجه قلبى به اطاعت خداى متعال، تمايل نداشتن به پايان يافتن عمل
عبادى، انس به خلوت با خداى سبحان، شادابى روحى هنگام مناجات، همانند احساسى كه انسان هنگام لذت از برخى لذتهاى دنيايى آن را احساس مىكند، و آثار ديگر.
س43: صفا و طهارت كه از آثار عبادت است، به چه معناست؟
باسمه جلت اسمائه:
صفا عبارت است از حالت تجرد از آلودگىهاى مادى كه بر قلب مستولى شده، و باعث مىشود قلب از عبادت لذت نبرد. اين حالتىاست كه انسان وقتى مىخواهد در يك عمل عبادى ممارست داشته باشد، احساس مىكند. چون فرد در اين حالت، گاهى خودش را خواهان انجام آن عمل و گاهى روىگردان از آن مىبيند، آن حالت تمايل به انجام عمل عبادى كه انسان برخى اوقات احساس مىكند صفا و طهارت از آلودگىهاى مادى، و آن حالت اعراض از عمل عبادى عكس آن است.
س44: آيا انسان فقط از راه انجام واجبات، ترك محرمات و انجام برخى نوافل و قرائت مقدارى قرآن به فيض الهى دست پيدا مىكند؟ يا اين مسأله نياز به رياضتهاى خاص دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
خداوند متعال در قرآن فرموده است: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا
لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» ) (1)
. و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم; عنكبوت، آيه 69. [1]
; و به هر كه در راه او مجاهدت نمايد وعده هدايت خاص داده كه از نظر من اين امر از مصاديق فيض الهى مىباشد. روشن است كه امتثال جميع اوامر الهى و اجتناب از همه نواهى او، جزء عظيمترين جهادها در راه خداست، لذا پاداش آن نيز به مقتضاى وعده الهى، عظيم است.س45: فايده نماز شب چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
فوايد نماز شب قابل شمارش نيست، و ما از باب بركت و تيمن برخى احاديث شريف در اين زمينه را نقل مىكنيم:
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مىفرمايد: «كسى كه نماز شب بخواند صورت (و سيرتش) در روز نيكو خواهد بود») (2).
اميرالمؤمنين (عليه السلام) مىفرمايد: « شب زندهدارى مايه تندرستى و خشنودى و در معرض رحمت خدا قرار گرفتن و چنگآويختن به اخلاق پيامبران است») (3).
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: «هر كس خيال كند كه نماز شبمىخواند و روز گرسنه باشد، او دروغ مىگويد،
زيراخداوند متعال ضمانت فرموده كه در برابر نماز شب، رزق و روزى روز را بدهد») (1)
. كَذَب مَن زَعم أَنّه يُصَلّى صَلاةَ اللَّيلِ وَهُوَ يَجُوع، إِنَّ صَلاَةَ اللَّيلِ تَضْمن رِزْقَ النَّهارِ; بحارالانوار از ثواب الاعمال.
.س46: شنيدهام كه خواب بعد از نماز صبح مكروه است. آيا اين حرف درست است؟
باسمه جلت اسمائه:
آنچه شنيده ايد صحيح است و روايات دلالت دارند كه خواب در اين وقت مكروه است; و اين زمان، مخصوص عبادت است. در حديث معتبر از امام باقر (عليه السلام) آمده است: «پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب، زيرا آن ساعتى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد و روزىها در آن تقسيم گردد و حاجتهاى بزرگ برآورده شود».) (2)
و برخى از اجداد ما از علماى عبّاد ملتزم به اين بودند كه بين طلوع فجر تا طلوع خورشيد را نخوابند، و سيره سلف صالح نيز چنين بوده است.
س47: چگونه از غفلت رهايى يابم؟ چون در برخى كتابها خواندهام كه انجام اين كار فقط با استاد امكانپذير است. از كجا استاد پيدا كنم؟ آيا
مىتوانيد به من كمك كنيد؟
باسمه جلت اسمائه:
غفلت، بيمارى است كه بسيارى از مردم به آن مبتلا هستند و به همين دليل مورد اهتمام ائمه (عليهم السلام) بوده و درباره آن هشدار داده، و از كيفيت درمان و رهايى از آن سخن گفتهاند. از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: «با استمرار ياد خدا، آثار غفلت زدوده مى شود») (1)
. بِدَوامِ ذِكْر اللّهِ تنجابُ الغَفْلَةِ; عيون الحكم و المواعظ، ص 188.
. همچنين از امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: «هر مؤمنى محافظت بر نمازش نمايد، و آن را در وقتش به جا آورد، از انسانهاى غافل شمرده نمى شود») (2).اين تعاليم مبارك براى اينكه مؤمن انجام دهد و از بيمارى غفلت رها شود، كافى است و نيازى به مرشد و استاد نيست.
س48: برخى دختران و پسران جوان به برخى گناهان خود مانند زنا، لواط، مساحقه، شرب خمر، مصرف مواد مخدر، استمناء، مشاهده فيلمها و تصاوير حرام و برهنه، دوستىهاى حرام و گناهان ديگر اعتراف مىكنند و درباره كوتاهترين و عميقترين راه توبه به سوى خدا سؤال مىكنند. آنها چگونه مىتوانند به رضايت خداى غفور رحيم دست يابند تا تمام گناهانشان بخشيده و به حسنات تبديل شود؟
باسمه جلت اسمائه:
با جدا شدن از معصيت، بازنگشتن به آن، پشيمانى از گناه، كثرت استغفار، و انجام اعمال صالح، انسان به عفو و غفران الهى دست پيدا مىكند; چرا كه خداوند متعال فرموده است: «يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» ) (1)
. اى بندگان من كه بر خويشتن زيادهروى روا داشتهايد، از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت خدا همه گناهان را مىآمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است; زمر، آيه 53. [1]
.س49: سريعترين و سادهترين راه توبه و استغفار كدام است؟
باسمه جلت اسمائه:
توبه كردن يك راه دارد و آن، پشيمانى واقعى از گناه و خطا است و لازمهاش اين است كه تصميم بگيرد دوباره به گناه بازنگردد و آنچه ويران و خراب كرده، اصلاح نمايد. اين كار از طريق انجام عباداتى كه از او قضا شده و بازگرداندن حقوق به صاحبانشان، و طلب برائت ذمه از كسانى كه بخاطر غيبت و ظلم و مانند آن، مشغول ذمه آنهاست، ميسر است.
س50: چگونه بدانم و مطمئن شوم كه خداوند سبحان از من راضىاست؟
باسمه جلت اسمائه:
وقتى انسان به اسلام ايمان مىآورد، و به تعاليم صحيح آن
1) (1)
همانگونه كه از طريق ائمه معصومين (عليهم السلام) مسجل شده ملتزم مىگردد، و تمام واجباتش را انجام مىدهد، و از محرمات پرهيز مىنمايد، و در همه اين كارها با نيت صادق به سوى خالقش روى دارد، و در اين كارها كوتاهى نمىكند; در اينصورت مىتواند نسبت به رضايت خداوند مطمئن باشد; زيرا خداوند عزوجل خود فرموده است: «بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» ) (1)
. آرى هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد; بقره، آيه 112. [1]
.س51: انسان چگونه مىتواند موفق به ترك معاصى شود؟
باسمه جلت اسمائه:
توفيق بر ترك معاصى نيازمند چهار امر است:
الف: خوف از غضب الهى و خشم و عذاب او;
ب: اميد به كرم الهى و رحمت و ثواب او;
ج: قدرت اراده و اصرار به كسب رضاى الهى;
د: رهايى از اسباب انديشيدن به معصيت.
س52: شخصى رفتارهاى غير طبيعى داشته است و اين امر در روحيه او تأثير زيادى گذاشته است، تا آنجا كه آثار افسردگى شديد در او ديده مىشود. و اكنون در حوائج دنيوى و اخروى به پروردگارش نياز دارد،
1) (1)
اما خدا آنطور كه خودش مىگويد بخاطر گناهانش دعايش را مستجاب نمىكند، اين مسأله او را در بدترين حالات غم و ناراحتىروحى قرار داده است، لطفا بفرمائيد چه كارى بايد انجام دهد تا از اين حالت نجاتيابد؟
باسمه جلت اسمائه:
اگر توبه حقيقى نمايد، و ملتزم به نماز اول وقت، و نماز شب بشود، و زيارت عاشورا را چهل روز بخواند و به روح حضرت نرجس مادر امام زمان (عج) اهدا كند، و از خدا بخواهد كه كارهايش را بهواسطه امام زمان (عج) اصلاح نمايد، خداوند متعال به بركت آن حضرت امورش را اصلاح مىنمايد.
س53: چگونه خود را از همه معاصى بازدارم؟
باسمه جلت اسمائه:
مكلف وقتى بينديشد كه خداى متعال همه اعمال او را مىبيند و او را بخاطر آنها محاسبه مىكند، و بينديشد كه هر كسى به قدر ذرهاى خوبى يا بدى انجام دهد آن را مىبيند، اين امور، انگيزه و بازدارنده از ارتكاب معاصى براى هر فرد عاقلى خواهدبود.
علاوه بر آن، بايد از اسبابى كه منجر به معصيت مىشود اجتنابنمايد، تا از طريق آنها به معصيت گرفتار نشود; و قبلاز همه اين امور، بايد صادقانه از خداى تبارك و تعالى
استعانت و مدد و يارىبجويد.
س54: انسان چگونه مىتواند بعد از توبه و التزام به اذكار قرآن كريم و ادعيه و نماز شب و زيارت و دستيابى به عشق امام زمان (عج) مسير خود را به سوى خداوند متعال ادامه دهد؟
باسمه جلت اسمائه:
راه مورد اعتماد; عمل به وظائف شرعيه از طريق انجام واجبات و ترك محرمات به همان صورت كه خدا به آنها امر و از آنها نهى فرموده مىباشد. بعد از آن، با اداى نماز اول وقت، مراقبت بر نماز شب، و توسل هميشگى به امام زمان (عج) اين امر ميسر است.
س55: آيا راهى براى دفع وسوسه ها وجود دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
از جمله مسائلى كه در دفع وسوسه هاى شيطانى داراى اهميتىبسيار است: عرضه تشويشهاى نفسانى و اغواگرى شيطان به اشخاص عارف و كسانى است كه مىتوانند آن را دفع كنند و از بين ببرند. تا ايمان و اعتقاد انسان بر چنان پايههايى متين و محكم بنا شود كه هيچ شائبه شكى آن را در هم نريزد.
توصيههايى نيز از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت ايشان(عليهم السلام)براىعلاج آنچه بر سر نفس فرو مىآيد و در آن تشويش و
وسواس ايجاد مىكند روايت شده است; مانند تكرار اين ذكر شريف :«أَعُوذُ بِاللّهِ السَّميعِ العَليمِ مِن الشَّيْطانِ الرَّجيم و أَعُوذُ بِاللّهِ أَن يَحْضَروُنَ إِنَّ اللّهَ هُوَ السَّميعُ العَليم». همچنين آمده است كه «آمَنْتُ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ» را سه بار تكرار كند.
در توصيههاى اميرالمؤمنين (عليه السلام) نيز براى علاج وسوسه، روزه چهارشنبه وسط ماه، پنجشنبه اوّل و آخر ماه، و همچنين زياد گفتن ذكر شريف :«اللّهمّ صلِّ على محمّد وآل محمّد» سفارش شده است. و از امام صادق (عليه السلام) توصيه شده كه هر وقت در دل چيزى واقع شد «لاإله إلاّ الله» را تكرار كنيد.
س56: چه چيز بيشترين تأثير را در وسواس دارد; شيطان يا نفس؟
باسمه جلت اسمائه:
شيطان و نفس با نيروى شهوانىاش، هر دو در دورنمودن انسان از اطاعت و او را در معصيت انداختن مؤثرند و قرآن كريم در آيات متعددى به اين مطلب تأكيد ورزيده است. در قرآن آمده است كه شيطان مىگويد: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» ) (1)
. شيطان گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مىبرم; مگر آن بندگان پاكدل تو را; ص، آيه 82 و 83.
.همچنين گفته است :«وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَةٌ
1) (1)
بِالسُّوءِ» ) (1)
. و من نفس خود را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس قطعا به بدى امر مىكند; يوسف، آيه53. [1]
. و معلوم نيست تأثير كدام يك بيشتر است، هر چندنفس به حسب غالب، تحت تأثير شيطان و اغواگرى اوست.س57: پيوسته افكارى بد و توهينآميز در قلبم نسبت به پروردگار دارم و گاهى او را به صفات مخلوقات بد متصف مىكنم، با وجودى كه مىدانم پروردگار جليل به صفات مخلوقاتش متصف نمىشود، بلكه منزه از آن است; و او تنها به صفات كمالى متصف مىشود.
علاوه بر آن، هميشه به آخرت و مرگ و روز قيامت فكر مىكنم، و از مرگ مىترسم، و از خدا مىخواهم تا زمانى كه از من راضى نشده مرا از اين دنيا نبرد، اما احساس مىكنم با اين افكار خدا از من راضى نخواهد شد. ولى باز هم اين افكار به سراغم مىآيد. و با وجودى كه هميشه استغفار مىكنم اما مدام احساس گناه دارم; چگونه مىتوانم اين مشكل را حل كنم؟
باسمه جلت اسمائه:
افكارى كه ذكر كرديد از القائات شيطان است كه مىخواهد از اين طريق در ايمان مؤمن خلل ايجاد كرده يا او را از نظر روحى اذيت نمايد. از حديث معروف به حديث رفع، چنين استفاده مىشود كه انسان براى اين افكار مؤاخذه نمىشود. در اين حديث آمده است: «نه چيز از امت من برداشته شده است: خطا
1) (1)
و فراموشى، و آنچه بر آن وادار شوند و آنچه توان انجامش را ندارند، و آنچه ندانند و آنچه به ناچار تن دهند و حسد و طيره (فال بد)، و انديشيدن در وسوسه در آفرينش تا وقتى كه آن را به زبان نياورند») (1)
. وُضِعَ عَن امّتى تِسْعَة: السَّهْو، والخطأ، والنِّسيان، وَما اكرهُوا عَلَيْه، وَما لاتعلَمُون، وَما لايَطيقُونَ، وَالطيرَة، وَالحَسَد، وَالتَّفَكُّر في الوَسْوَسَةِ فِي الخَلْق، ما لَم يَنْطِقُ الإنْسان بِشَفَة; وسائل الشيعه، ج 7، ص 293; [1] من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 59.
.علاج اين حالت چنانكه در روايات بسيار آمده تنها، ذكر خدا و جنگ با شيطان از اين طريق است. در حديث معتبر جميل بن دراج از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است كه: «خدمت امام صادق(عليه السلام) رسيدم و گفتم: گاهى در دلم تصوراتى قرار مىگيرد كه موجب ناراحتى فكر مى گردد. فرمود: بگو لا اله الا الله».
جميل گويد: هر وقت در دلم چيزى واقع مى شد، مىگفتم «لا اله الا الله» و آن تصورات از دلم بيرون مىرفت») (2).
س58: بعضى اوقات از وسواس رنج مىبرم، به امور نادرست فكر مىكنم، در مسائل دنيايى شك مىكنم، و تصورات نامناسبى درباره اهل بيت(عليهم السلام)تصور مىنمايم، از خودم بخاطر اين ها بدم مىآيد، راه حل اين مشكل چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
از ماثورات مفيد در علاج چنين حالاتى، سه روز روزه در هر ماه
است، كه اين كار به فرموده امام على (عليه السلام)، پريشانىهاى دل را مىبرد. همچنين تكرار آيه شريفه:
«وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً* وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً» ) (1)
. و چون قرآن بخوانى ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پردهاى پوشيده قرار مىدهيم; و بر دلهايشان پوششها مىنهيم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى (قرار مىدهيم) و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگى ياد كنى با نفرت پشت مىكنند; اسراء، آيه 45 و 46. [1]
، كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)در برخى وصاياى خود به اميرالمؤمنين (عليه السلام) به آن تأكيد كرده است.س59: من به خداوند، انبياء، كتاب، و ائمه ايمان دارم، نماز مىخوانم، روزه مىگيرم، و خمس مىپردازم; اما درباره جدايى روح از بدن يا درباره بازگشت به زندگى بعد از تبديل شدن به خاك، شكهايى به سراغم مىآيد، آيا اين شكها وسوسه شيطان است يا من بخاطر اين شكها كافر شدهام؟
باسمه جلت اسمائه:
شكهاى مذكور، اگر منجر به انكار معاد نشود،شما مسلمان و مؤمن هستيد. اما بايد سعى كنيد آنها را برطرف كنيد تا به انكار معاد منتهى نشود، و اين كار از راه توسل به حضرت فاطمه (س) امكانپذير است; به اين صورت كه بعد از وضو در جايى كه
1) (1)
كسى مزاحم شما نشود بنشينيد و 530 مرتبه بگوييد: «اللّهمّ صلِّ على فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها، والسرّ المستودع فيها بعدد ما أحاط به علمك». اين شكوك به اذن الهى برطرفمىشود.
س60: من از كثرت شك در عذاب هستم، به نظرم همه خانه نجس است، و از ترس اينكه نجس باشم و بقيه چيزها را نجس كنم، نمىتوانم به چيزى دست بزنم، زندگىام بههم ريخته و شرايط روحىام بسيار سخت شده است، همسرم از دست كارهاى من اذيت مىشود، خوراك و ديگر كارها را قطع كردهام، همه اينها از ترس نجاست است و اينكه مبادا همه خانه را نجس كنم، و اگر در شستن همه چيزهايى كه نجس است سستى كنم، احساس گناه مىكنم، و دائما به نظافت لباسها شك مىكنم و آنها را پشت سر هم مىشويم. از اين وضع خسته شدهام، چه نصيحتى مىفرماييد.
باسمه جلت اسمائه:
خداوند تبارك و تعالى در چنين جاهايى معصيت مىشود نه اطاعت، و شما به دليل آب ريختن زياد - براى يقين به طهارت- كه از شبهه اسراف حرام خالى نيست معصيت خدا را انجام مىدهيد; در حالىكه تصور مىكنيد اطاعت خدا را بجامىآوريد. حتى توجه به وسوسههاى نفسانى و عمل طبق آن يا توجه به آن به اطاعت شيطان نزديكتر است تا اطاعت
خدا; چون شيطان سعى مىكند وسواس را در دل مؤمنين برانگيزد، تا آنها را از اطاعت خدا و قرب او دور كند. پس سعى كنيد با توجه نكردن به وسوسههاى او و ترتيب اثر ندادن به آنها، با اين دشمن سرسخت بجنگيد، و بنا را بر طهارت اشيايى كه در طهارت آنها شك مىكنيد بگذاريد و همانطور كه در وصيت رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)به اميرالمؤمنين آمده است اين دو آيه شريفه سوره اسراء را تكرار كنيد و از آن كمك بگيريد: «وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً* وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً» ) (1)
. اسراء، آيه 45 و 46. [1]
.س61: من براى آينده نگرانم، براى رهايى از اين نگرانى راهى هست؟
باسمه جلت اسمائه:
خداوند مىفرمايد: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» ) (2)، بنابراين از بيان اين آيه شريفه شما را به رعايت تقواى الهى، و توكل به خدا به شكل صحيح، نصيحت مىكنم، چرا كه او ضمانت حال و آينده است و بدون او هيچ چيز سودمند نيست.
س62: بهترين راه طرد شيطان چيست؟ دعا يا ذكرى معرفى كنيد كه بتوانيم با همراه داشتن آن از مرتكب شدن به گناه بيشتر جلوگيرى كنيم (بهخصوص از هوى و هوسهاى جنسى براى جوانان مجرد)؟
باسمه جلت اسمائه:
بهترين راه، عبادت خداى تعالى و ترك محرمات است. دعاى خاصى نياز نداريم; همانا نماز شب و نماز اول وقت و ذكر مستمر لا اله الا الله بهترين راه دورى از گناه است.
س63: براى نورانى شدن قلب و روحم به چه كارى روى آورم و از كجا شروع كنم؟
باسمه جلت اسمائه:
از كارهاى خلاف گذشته توبه حقيقى بنماييد، از اموال شبههناك اجتناب كنيد، اگر نماز قضاء يا روزه قضاء داريد انجام دهيد و مقيد شويد به نماز اول وقت، انشاءالله خواسته شما عملى مى شود.
س64: چه كارى انجام دهم تا در مقابل خدا خاشع شوم؟
باسمه جلت اسمائه:
زياد خواندن ذكر يونسيه: «لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ
الظَّالِمِينَ» ) (1)
. انبياء، آيه 87. [1]
، در سجده مفيد است، و اين ذكر بنابر آنچه برخى اولياى خدا فرمودهاند، آثار مهمى دارد.س65: در كتب ادعيه و حديث، ادعيه فراوانى وجود دارد، و مداومت بر همه آنها يا بيشتر آنها كار سختى است. من دوست دارم كه يك دعا از آنها را هميشه بخوانم، آيا يك دعا يا چند دعاى مشخص را براى مداوم خواندن در شبها و روزهاى ديگر بيان مىفرماييد؟
باسمه جلت اسمائه:
مداومت بر انجام نوافل و خواندن پنجاه آيه قرآن در هر روز، و از زيارات نيز زيارت عاشورا و از نمازها نماز جعفر طيار.
س66: الف: نحوه خواندن نماز شب را لطف فرموده به صورت ساده توضيح دهيد.
ب: نسبت به چهل مؤمن كه در نماز وتر دعا مى شوند آيا دليل يا عرفى بر ترجيح و تقديم مؤمن متدين بر غير متدين، و مرد بر زن وجود دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
الف: اول چهار دو ركعتى به نيت نماز شب مىخوانيد. بعد از آن يك دو ركعتى به قصد نماز شفع مى خوانيد، بعد از سلام آن يك نماز يك ركعتى به نام نماز وتر بخوانيد. آن نماز دعا زياد دارد ولى شما مى توانيد به اقلّ آن دعاها اكتفاء كنيد. در قنوت
1) (1)
هفتاد مرتبه مى گوييد «أَسْتَغْفِرُاللّه وَ أَتُوبُ إِلَيْه» و نماز را تمام مىكنيد اين كمترين چيزى است كه با آن نماز شب خوانده مىشود و وقت آن هم از نصف شب است تا طلوع فجر.
ب: اينجا مورد مراجعه به دليل عقلى و عرفى نيست بلكه متعين رجوع به دليل شرعى است كه روايتى است كه شيخ طوسى در مصباح المتهجد صفحه 155 آورده است:
«ثُمَّ يَدعُو لإخوانِهِ المُؤمنين وَيَسْتَحِب أن يذكر أربَعين نَفساً فَمازاد عَلَيْهم» و به مقتضاى اطلاق روايت فرقى بين متدين و غير متدين نيست، گرچه صريح روايت اختصاص دعا به غير مؤمن را شامل نمىشود.
و اما در مورد مرد و زن، نسخههاى روايت مختلف است. مفاد بعضى از نسخ اختصاص دعا به مردان امت و مفاد بعضى از نسخ ديگر اطلاق و عدم فرق بين مرد و زن است.
س67: براى اينكه عبادات براى ما تكرارى نشود و دلزدگى ايجاد نشود، چه بايد بكنيم؟ براى قوىتر شدن ايمان - با توجه به اينكه امروزه محيطها و زمينههاى گناه زياد است - چه بايد بكنيم؟
باسمه جلت اسمائه:
الف: تكرار عبادات ثواب زيادتر دارد و براى افزايش شوق به عبادات; نيت خالص نمودن، لقمه حلال خوردن و معاصى را ترك كردن مؤثر است.
ب: توجه به اينكه لذتى كه مدت آن كم است در مقابل آن عواقبى كه ممكن است در عالم برزخ و بعد از آن داشته باشد و مختصرى تفكر در ترك گناه خيلى مؤثر است.
س68: بهترين نحوه زيارت امامان(عليهم السلام) چيست و چه چيزهايى را بخوانيم بهتر است؟
باسمه جلت اسمائه:
هر زيارتى با هر كيفيت كه ائمه اطهار(عليهم السلام) دستور دادهاند خوب است و در بين آنها زيارت جامعه كبيره، زيارت امين الله و زيارت عاشوراء نسبت به حضرت سيدالشهداء(عليه السلام) فضيلت زيادترى دارد.
الف) رفتار فردى
س69: يك بيمارى وجود دارد كه به آن «اعتياد به استخاره» مىگويند. اين بيمارى در اثر افراط در استخاره حتى در مسائل بىاهميت مانند رفتن به حمام بهوجود آمده است. ضوابط و دلايل شرعى استخاره چيست؟ و چه زمانى استخاره گرفتن جايز نيست؟ آيا مخالفت با نتيجه استخاره جايز است؟ و چگونه؟
باسمه جلت اسمائه:
از رواياتى نظير روايت امام جواد (عليه السلام) كه فرمود: «هر كه از خدا طلب خير كرد، سرگردان نشد») (1)
. ما حارَ مَن اسْتَخار; تحف العقول، ص 207. [1]
استفاده مىشود كه موضوع استخاره تحير و ترديد و در مواردى است كه نمىتواند طرف صلاح را احتمال دهد; اما در مسائلى كه روشن است استخاره وجهى ندارد.1) (1)
اما مخالفت با استخاره: از ضعف اطمينان به خدا خالى نيست; چون بعد از اينكه فرد از خدا خواست تا خير بندهاش را به او نشان دهد، مخالفت با آنچه صلاح اوست، به نوعى نقض استخاره و مشورت با خداوند است و اين كار از سوى مؤمن شايسته نيست، مخصوصا كه تجارب بسيار، نشان از عاقبت بد مخالفت با استخاره دارد.
س70: در روايتى آمده است صفوان جمال - او از بهترين اصحاب امام كاظم(عليه السلام) و از نزديكان اوست - از طريق استخاره به امامت امام رضا(عليه السلام)استدلال كرده است. شيخ طوسى در كتاب الغيبة از على بن معاذ روايت كرده و گفته است: به صفوان بن يحيى گفتم به چه چيز على بن موسى(عليهما السلام)را شناختى؟ گفت: دو ركعت نماز خواندم، دعا كردم و استخاره گرفتم و به او يقين نمودم». آيا اين صحيح است كه امام از طريق استخاره مشخص شود؟ آيا استخاره در همه حالات درست است يا فقط هنگام شك و ترديد؟
باسمه جلت اسمائه:
سند روايت مذكور بهواسطه على بن معاذ كه جزء مجهولان است ضعيف مىباشد، علاوه بر آن، احتمال مىرود كه استخاره در اين روايت، به معناى دعا و طلب خير از خداى متعال باشد، و در اين صورت معناى روايت چنين خواهد بود كه: صفوان نماز خوانده، تضرع نموده و از خدا خواسته كه خير را براى او انتخاب
نمايد، و او را به حقيقت راهنمايى كند، و خدا از طريق برخى نشانهها و قرينهها صفوان را راهنمايى كرده تا اينكه او توانسته است به امامت امام رضا (عليه السلام) يقين آورد.
مشروعيت استخاره، مختص به حال حيرت و ترديد در امور عادى زندگى است و در مورد احكام شرعى و مسائل اعتقادى مورد ندارد.
س71: آيا انسان مىتواند با قرآن استخاره كند؟ شروط آن چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
استخاره با قرآن شرط لازمى ندارد، جز اينكه كسى كه استخاره مىگيرد قرآن را بفهمد، و قدرت تطبيق فهم خود را بر مقصودش داشته باشد.
س72: آيا استخاره بيش از يكبار، براى يك موضوع جايز است؟
باسمه جلت اسمائه:
اگر بدانيم كه حقيقت استخاره، طلب مشورت با خدا است، بعد از اينكه خدا از راه نتيجه استخاره، بنده خود را به انجام يا ترك كارى مشاوره داد، دليلى براى استخاره مجدد نيست، و گرنه مسأله لوث خواهد شد و استخفاف خداوند متعال است.
س73: بىترديد اسلام، دينى است كه عقل را به رسميت مىشناسد، و آن
را مهمترين راهها به سوى شناخت خدا و ايمان به او برمىشمارد. و از آنجا كه عقل راه استدلال و ترازوى حسن و قبح مىباشد، لذا صحيح نيست عقل را تعطيل كرد و به اوهام و خرافات پناه برد، و يا احكام و امور را بر راههاى غيرعملى و غير واقعى بنا نمود. از اين رو، مسأله استخاره مطرح مىگردد كه بهوسيله قرآن و تسبيح متداول است، و افراد زيادى را مىيابيم كه بر آن تكيه مىكنند و عقول خود را به واسطه استخاره تعطيل مىكنند، و با حديث رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) كه فرمود:
«إِعْقَلْ وَتَوَكَّلْ» ) (1)
. بينديش سپس توكل كن; عوالى اللئالى، ج 1، ص 75.
مخالفت مىنمايند.مطلب ديگر اينكه از نظر علمى دانههاى تسبيح، به هر حال يا زوج هستند يا فرد، يعنى از قبل معلوم است كه حكم استخاره يا منفى است يا مثبت; اين مسأله در مورد آيات قرآن نيز صادق است و چون سياق و معنايشان واضح است، نمىتوان امر يا نهى آنها را بهدست آورد.
نظرتان درباره استخاره متعارف نزد عوام الناس چيست؟ بهويژه كه آنها براى استخاره به روحانيون و پيرمردان مراجعه مىكنند، و اين پديده موجب مىشود عقل با مجوز دينى كنار گذارده شود. نظرتان درباره استخاره ذات الرقاع چيست؟ آيا اين استخاره از معصومين (عليهم السلام) وارد شده است؟ و آيا جايز است كه سرنوشت كارها مثلا ازدواج به اين استخاره متوقف باشد؟ نظرتان درباره تفسير كسى كه مقصود از استخاره را دعا و تضرع به سوى
1) (1)
خدا براى راهنمايى در حل مشكلات يا توفيق به راه درست مىداند چيست؟ درباره اينكه همه وسايل استخاره به قرآن و تسبيح اصولا از پايه نادرست و غيرقابل اعتماد است، چه نظرى داريد؟
باسمه جلت اسمائه:
اسلام، همانطور كه دين عقل است، دين اعتدال است، چنانكه خداوند متعال مىفرمايد: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً» (1)
. شما را امتى ميانه قرار داديم; بقره، آيه 143. [1]
. تعجب مىكنم از كسى كه جانب اول را مىبيند و از جانب دوم تغافل ميورزد، چرا كه اسلام همانگونه كه به استفاده از عقل فراخوانده، برخىروزنههاى غيب را نيز در مقابل انسان گشوده است تا انسان هنگام تحير و ترديد از آن استفاده كند كه يكى از اين روزنهها، روزنه استخاره است. بر اين مبنا، همانگونه كه درست نيست كه انسان در همه چيز به استخاره تكيه كند، با اينكه موضوعش تحير است، صحيح نيست كه انسان فقط بر عقل قاصر خود اعتماد كند، زيرا چه بسيار كه عقل در مواضع تصميمگيرى حيران مانده و خداوند درهاى اتصال به غيب را در مقابل او گشوده است.اين ادعا كه نتيجه استخاره از پيش معلوم است به اعتبار اينكه دانههاى تسبيح يا زوج است يا فرد، و اينكه بهدليل وضوح سياق آيات نمىتوان امر و نهى آنها را دريافت، ادعايى ناشى از جهل به حقيقت استخاره است، زيرا نهايت آنچه
1) (1)
استخارهكننده قبل از استخاره مىداند اين است كه عدد فرد يعنى خوب مثلا و عدد زوج يعنى نهى; اما او نمىداند كه بعد از استخاره، چه عددى - زوج يا فرد - در دست باقى مىماند. همچنين است آيات قرآن; خواه مشتمل بر امر يا نهىباشد، خواه دلالت آن بر خوب يا بد باشد كه استخارهكننده تنها بعد از استخاره آن را مى فهمد، لذا نادرستى اين ادعا، واضح است.
بعد از دانستن اين امور، معلوم است كه استخاره متعارف به قرآن يا تسبيح نزد عوام مؤمنين كه براى آن به علماى دين و طلاب علم (افراد ثقهاى كه به ايشان اطمينان دارند) مراجعه مىكنند، مشروع و صحيح است، و اينكه عدهاى در بكارگيرى آن مبالغه مىكنند يا در غيرموردش از آن استفاده مىكنند، صرفا حالات شخصى است و نشان دهنده سيره عامه نيست.
بهطور كلى: استخاره به قرآن، بهواسطه روايات ثابت است، همانطور كه استخاره به تسبيح از امام عصر(عج) با سند معتبر روايت شده است. استخاره ذات الرقاع نيز به واسطه روايات موثق از معصومين(عليهم السلام) روايت شده و عمل علماى بزرگ طائفه شيعه (رضوانالله عليهم)، طبق آن بوده است. عالم عابد، صاحب كرامات آشكار، سيد رضىالدين ابوالحسن على بن طاووس حسينى كتابى قطور در باب استخارات دارد، و در آن به روايت استخاره ذاتالرقاع اعتماد كرده، و آثارى عجيب درباره آن ذكر كرده است.
و اما تفسير استخاره به مجرد دعا و طلب هدايت از سوى
خداىمتعال: اگر فى نفسه صحيح باشد، ممكن است تفسيرى براى روايات عامه باشد، اما نمىتواند منظور روايات استخاره با قرآن و تسبيح و رقاع باشد.
س74: حكم شادى كردن در شبهايى كه مصادف با سالروز وفات يكى از ائمه (عليهم السلام) است، چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
آنچه از يك شيعه كه ادعاى ولايت اهل بيت (عليهم السلام) را دارد، انتظار مىرود، مشاركت او در شادىها و احزان ائمه (عليهم السلام) است; چرا كه در حديث شريف آمده است
:«شيعَتُنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طينَتِنا يَفْرَحُونَ لِفَرحِنا وَيَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا» ) (1)
. همان.
.1) (1)
ب) رفتار اجتماعى
س75: ضابطه صله رحم چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
شهيد در «قواعد» گفته است: «واژه رحم در اصل به معنى خويشاوندى است، و از نظر عرف و لغت شامل همه خويشاوندان از زن و مرد، از دور و نزديك خواهد شد، گرچه آنها كه نزديكتر هستند، در مورد صله رحم نسبت به آنها تأكيد بيشتر شده است».
سپس در بيان آن صله رحم كه بهواسطه آن در زمره قطعكنندگان صله رحم قرار نمىگيرد گفت: مرجع در اين امر عرف است، چون حقيقت شرعى و لغوى براى آن وجود ندارد، و اين مسأله با اختلاف عادات، و دورى و نزديكى خانهها متفاوتاست.
س76: در حديثى آمده است: «هر كه از دين يا دنياى او سودى نبرى، در
مجالست او خيرى نيست» ) (1)
. يا عَلىّ مَن لَمْ يَنْتَفِع بِدينهِ وَلا دُنْياه، فَلا خَيْرٌ لَكَ في مُجالَستِهِ;الوسائل، باب 28 از ابواب احكام العشرة، ح 1; [1] بحار الأنوار، ج 74، ص 44.
آيا اين حديث را مىتوان به ارحام نيز منطبق كرد؟باسمه جلت اسمائه:
مىتوان دستور شارع مقدس به صله رحم را به گونهاى اطاعت كرد كه مجبور به همنشينى با فرد نشد; اين كار مثلا با تماس تلفنى و سلام و احوالپرسى از او ، و يا ديدار سريع او در خانهاش و مانند اين كارها كه به گونهاى، اطاعت امر را محقق مىكندامكانپذير است، و از ناحيه ديگر، وقوع در محذور واجب نيست.
س77: حدودى كه اگر انسان از آنها رد شود، عاق والدين و مخالف و آزاردهنده والدين به حساب مىآيد، چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
ميزان تعيين حدود عاق والدين و ايذاء والدين، صدق عرفى است، چون از سوى شارع مقدس بيان تعيينى خاصى در اين باره وارد نشده است.
س78: جوانى مىگويد پدرش تندمزاج است، او را كتك مىزند، ناسزا مىگويد و به كوچكترين بهانهاى، بددهنى مىكند، تكليف او چيست؟
1) (1)
تا كى بايد صبر كند و تحمل نمايد؟ به خاطر اين ضرب و شتم چه كفارهاى بر عهده پدرش است؟
باسمه جلت اسمائه:
اين جوان، اگر صبر و تحمل كند اجر مىبرد، ولى ]چنين كارى [بر او واجب نيست; اما نبايد با پدرش مقابله بهمثل نمايد.
كفاره اى كه بر پدرش لازم است در رسائل عمليه ذكر شده، چون در بحث كفارات تفاوتى ميان پدر و ديگران نيست.
س79: من جوانى از يك خانواده نصيريه) (1)
. نصيريه را «انصاريه» و «علويه» نيز گويند و منسوب به ابن نصير نامى هستند كه در قرن پنجم از شيعه اماميه منشعب شدند و در غرب سوريه و جنوب شرقى تركيه امروزى پراكندهاند; از شاخه تشيع افراطى (غالى) كوفه كه تا دوران معاصر باقى ماندهاند.
هستم و خداوند با هدايت و پيروى تشيع و انتساب حقيقى به اهل بيت (عليهم السلام) بر من منت نهاده است. اما مشكل من مادرم است كه اين مطلب را نمىپذيرد. او مرا تهديد مىكند كه اگر از تشيع برنگردم از دست من خشمگين مىشود، او به اين بهانه كه مسجد متعلق به شيعيان است از من مىخواهد به مسجد نروم، و وقتى به نماز جمعه مىروم بسيار از من خشمگين مىشود. نمىدانم چگونه او را راضى كنم; آيا بخاطر رضايت او به مسجد نروم يا چه كنم؟ با دوستان و نزديكانم چگونه رفتار كنم؟ آنها با من رفتار خوبى دارند اما شراب مىنوشند.1) (1)
باسمه جلت اسمائه:
درباره اصل پذيرفتن تشيع: اطاعت مادر واجب نيست، بلكه جايز نيست بخاطر خواسته او تشيع را ترك كرد; چون اطاعت از مخلوق - هر چقدر عظيمالشأن باشد - در عصيان خالق، روانيست.
درباره رفتن به مسجد: اين كار از سويى جزء امور مستحب است، و از سويى موجب اذيت مادر است، بنابراين مخالفت با مادر در اين خواستهاش كه مىگويد به مسجد نرو، جايز نيست، و بايد براىتحصيل رضايت او تا آنجا كه مى توانيد تلاش كنيد.
درباره دوستان و نزديكان گناهكار: بايد سعى در اصلاح و تأثيرگذارى بر آنها بنماييد، تا آنجا كه ممكن است. و با آنها با خوبى رفتار كنيد، مگر اينكه بر دين و اخلاقتان بترسيد، در اين صورت از آنها به آن اندازه كه اطمينان بيابيد روى شما تأثير نمىگذارند دورى كنيد.
س80: وقتى ادعيه و زيارتى مىخوانم آنها را به والدينم اهدا مىكنم، و گاهى همه اموات شيعه اهل بيت (عليهم السلام) را نيز در آن شريك مىگردانم; آيا اينگونه از ثواب والدينم كم مىشود؟
باسمه جلت اسمائه:
وقتى ثواب را به همه اموات مؤمن اهدا مىنماييد، ثواب به همه آنها مىرسد، بدون اينكه از كسى از آنها چيزى كم شود.
س81: چه نصيحتى براى بهترشدن رابطه من با خانوادهام داريد؟
باسمه جلت اسمائه:
شما را به همان نصيحت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نصيحت مىكنم كه فرمود: «هر كسى كه به بازار مىرود و تحفهاى بخرد و آن را براى خانوادهاش ببرد مانند كسى است كه صدقهاى را به قومى نيازمند مىدهد، و بايد كه از دختران پيش از پسران شروع كند، كه هر كه دخترش را شاد كند گويى يكى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است، و كسى كه چشم پسرش را روشن كند گويى كه از ترس خدا گريسته است و هر كه از ترس خدا بگريد خدا او را وارد جنات نعيم مىگرداند») (1)
. امالى صدوق، ص 672. [1]
.س82: با غير مسلمانان چگونه رفتار كنيم؟
باسمه جلت اسمائه:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «هر يك از شما شيعيان كه در دينش ورع و پرهيزكارى داشته و راستگو باشد و اداى امانت كند و با مردم با اخلاق نيكو رفتار كند، گفته مىشود كه چنين شخصى جعفرى است و اين مرا خشنود مىكند و گفته مىشود اين پرورش يافته مكتب امام جعفر صادق(عليه السلام) است و اگر به غير از اين رفتار كند، ننگ و عار آن دامن مرا هم مىگيرد و گفته
1) (1)
مىشود اين ادب جعفر است، بخدا سوگند پدرم براى من حديث كرد كه مردى از شيعيان على (عليه السلام) در قبيلهاى بود و زينت آن قبيله بشمار مىرفت، از همه آنها در پرداخت امانت بهتر بود، و حقوقشان را بهتر مراعات مىكرد، و در گفتار راستگوتر بود، و سفارشات و همه وصيتهاى اهل قبيله و سپردههايشان را بدو مىسپردند و چون از او پرسش مىكردى مىگفتند: كيست مثل فلان شخص؟ او در پرداخت امانت و راستگوئى از همه ما بهتر است») (1)
. اصول كافى، ج 2، ص 626. [1]
.س83: تكليف مؤمن در كشورهاى غرب در قبال جامعه غربىچيست؟
باسمه جلت اسمائه:
از ائمه (عليهم السلام) وارد شده است كه: « با غير زبانهايتان مردم را دعوت كنيد») (2)، اين گفتار بدان معناست كه الگوى عالى دعوت به اسلام و تشيع، تطبيق عملى با تعاليم قرآن و احاديث معصومين (عليهم السلام) است، زيرا انسان با به تصوير كشيدن عملى آن از طريق اخلاق و رفتار و برخوردهايش، قهرا ديگران را به طرف اسلام و تشيع سوق مىدهد، و نظرشان را به عظمت دين و مذهب جلب مىكند.
س84: من در جايى زندگى مىكنم كه اكثريت آن از اهل سنت هستند، و همسايهام سنى مذهب و به من خيلى نزديك است، و براى من هدايايى مىخرد; چگونه با او رفتار كنم؟
باسمه جلت اسمائه:
يكى از اقسام تقيه، تقيه مدارايى است; و آن عبارت است از حسن معاشرت با اهل سنت بخاطر حفظ وحدت مسلمانان، و اعتلاى كلمه اسلام و مسلمانان، و حمايت از دين در مقابل كفار و مشركان. چنانچه خداوند متعال مىفرمايد: «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِينَ» ) (1)
. و با هم نزاع مكنيد كه سست شويد و در نتيجه نيرويتان تحليل رود و صبر كنيد كه خدا با صابران است; انفال، آيه 46. [1]
، عمل ائمه معصومين (عليهم السلام) نيز بر اين مطلب دلالت مىكند. اميرالمؤمنين (عليه السلام) با وجود آنكه حقش غصب شد و بيش از آنچه كه بتوانيم تصور كنيم اذيت شدند، در خطبه شقشقيه مىفرمايند: «صبر كردم در حالىكه خار در چشمم و استخوان در گلويم بود») (2). و روايات در اين باب بسيار است.س85: نحوه همزيستى با افراد غيرهمكيش، اديان آسمانى، غيرآسمانى و ساير مذاهب دين اسلام در جامعهاى چندمذهبى مانند عراق و لبنان و
ايران و جاهاى ديگر چگونه است؟ چون شخص مؤمن مجبور است با افراد صاحب ديانتهاى مختلف در محيط كار و هنگام سفر و غيره...، برخورد داشته باشد; آيا بايد با آنها قطع رابطه كرد؟ و از اختلاط با آنها پرهيز نمود؟ مثل همان كارى كه سلفىها به بهانه اينكه ايشان كفارند، انجام مىدهند؟ يا چون آنها كفار و نجس هستند چنين مىكنند؟ مخصوصا وقتى كه از اديان غير كتابى مانند يزيديه، صابئه، بودايى، هندويى، زرتشتى، بتپرست و ملحد باشند؟
باسمه جلت اسمائه:
آنچه از آيات شريف قرآن به دست مىآيد اين است كه، قرآن افراد غيرهمكيش را به دو گروه تقسيم مىكند: الف) مخالف صلحطلب; ب) مخالف محارب; و درباره مخالف صلحطلب، دعوت به همزيستى مسالمت آميز با او نموده و از دوستى با مورد دوم هشدار داده و نهى نموده است. در قرآن مىخوانيم: «لا يَنْهاكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ* إِنَّما يَنْهاكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ» ) (1)
. اما خدا شما را از كسانىكه در كار دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكردهاند باز نمىدارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد، زيرا خدا دادگران را دوست مىدارد. فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مىدارد كه در كار دين با شما جنگ كرده و شما را از خانههايتان بيرون رانده و در بيرونراندنتان با يكديگر همپشتى كردهاند و هر كس آنان را به دوستى گيرد آنان همان ستمگراناند; ممتحنه، آيه 8 و 9. [1]
.1) (1)
س86: ما كه به كشورهاى كافر مهاجرت كرده و در آنجا زندگىمىكنيم، وقتى با اهالى اين كشورها برخورد مىكنيم، بسيار درباره اسلام و ايمان به خدا از ما سؤال مىكنند، و چيز زيادى درباره آن نمىدانند يا برخى كوچكترين شناختى هم نسبت به آن ندارند. ما نمىدانيم از كجا و چگونه سخن گفتن درباره اسلام را شروع كنيم. چه مسائلى كافر را به سمت اسلام ترغيب مىكند؟ و اولين چيزهايى كه بدون ايجاد حس تنفر از اسلام و سخت و پيچيده دانستن آن، كافر را نرم مىكند، چيست؟ امور عظيمى كه در اسلام وجود دارد و انسان كافر را بهواسطه فقدان آنها در خود جذب مىكند، چيست؟ و آيا سخن گفتن با كافر كتابى و كافرى كه اصلا به خدا ايمان ندارد متفاوت است؟
باسمه جلت اسمائه:
آنچه براى آغاز سخن مناسب است، سخن از اصول دين و بيان ادله وجود خداوند سبحان، و بيان صفاتى از جلال و كمال مناسب با ذات خداوند است. پس از آن، بيان حق پروردگار، و بعد، نبوت و امامت و سپس معاد است. پس از بيان اين امور، فروع را مطرح كرده و بر اركان پنجگانه تمركز نمايد. سپس محاسن اسلام، مانند بخشش، رحمت و عام بودن آن را تبيين
نمايد. و از همه اينها، به اندازهاى كه مىداند سخن بگويد و در آنچه نسبت به آن علم قطعى ندارد، وارد نشود، و بايد كه به متخصص اين امر مراجعه نمايد و بهترين راه ارتباط كامل با حوزههاى علميه، مبلغين امور دينى مىباشد.
مسأله قابل توجه اينكه: اين روشها، هميشه بهترين راهحل نيست، بلكه بهتر است فرد مبلغ اسلام، شرايط و وضعيت تبليغشونده را هم در نظر بگيرد، زيرا شايد سخن گفتن از توحيد و وجود خدا با شخصى كه از ناحيه ايمان نداشتن به وجود خدا، احساس خلاء معنوى دارد، براى نفوذ اسلام در قلبش مؤثر باشد، و شايد انگيزه حركت فرد ديگرى، ارزشهاى اخلاقى باشد، فلذا تبليغ او به اسلام بايد از طريق نشاندادن منظومه اخلاقى دين اسلام صورت بگيرد. ساير موارد نيز چنين است.
س87: چه نصيحتى به خانوادهها يا دختران و پسران جوانى كه در غربت زندگى مىكنند داريد؟
باسمه جلت اسمائه:
نصحيت ما به پسران و دخترانى كه در خارج از ايران، خصوصا كشورهاى غيراسلامى زندگى مى كنند; اين است كه توجه داشته باشند اهتمام به واجبات شرعى در كارهاى روزانهشان، براى ايشان دوچندان است، همچنين است در تربيت اسلامى
صحيح فرزندانشان، به علاوه سه امر واجب مهم كه عبارت است از: ارائه تصوير صحيح به غيرمسلمانان چرا كه ارزشهاى عظيم اسلام و مبادى آن از طريق رفتار فرزندان و روابطشان با ديگران منعكس مىشود. همچنين با توجه به اينكه اقامت در كشورهاى غيرمسلمان در صورتى كه مسلمان نتواند دين خود يا خانوادهاش را حفظ نمايد، حرام خواهد بود، بر فرد لازم است براى ايجاد فرهنگ دينى و التزام دينى تلاش جدى خود را بنمايد. مطالعه كتابهايى چون كتاب مكارم الاخلاق و ساير كتب كه موضوع آنها سيره اهل بيت(عليهم السلام) مىباشد نيز از اهميت ويژهاى برخوردار است.
س88: بهترين راهها براى هدايت زنانى كه حجاب را رعايت نمىكنند (بىحجاب يا شبه برهنه)، بدون ايجاد حساسيت عليه امر به معروف و نهى از منكر، بدون ايجاد تنفر يا متشنج كردن فضا، و با آرامش و خيال آسوده; چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
نصيحتى زيباتر از اينكه مضامين سخن خداوند متعال به زن بىحجاب معرفى شود، نيست. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ
وَ كانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِيماً» ) (1)
. اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند. اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند به احتياط نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است; احزاب، آيه 59. [1]
.اين آيه شريفه نشان از مودت و رحمت خالق نسبت به زنان مؤمن دارد، زيرا نشان مىدهد كه خداى عزوجل حجاب را واجب نكرده است مگر بخاطر ترس از اينكه زنان مؤمن مورد آزار و اذيت قرار بگيرند. بنابراين حجاب مصونيت براى ايشان است و به همين دليل خدا حجاب را تشريع فرموده است. اگر حق مطلب اين آيه براى زن بىحجاب ادا شود، انشاء الله او هم با علاقه و رغبت حجاب را انتخاب خواهد كرد.
1) (1)
س89: ويژگىهاى نظام تربيتى اسلام چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
پاسخ به اين سؤال در اين مختصر نمىگنجد، و به ذكر اين مطلب اكتفا مىشود كه نظام تربيتى اسلام با ساير نظامهاى قراردادى ديگر متفاوت است; چنانكه چشمانداز كليه نظامها، بحث تربيتى كودك در مراحل پس از تولد است، و كانون توجه اكثر آنها اگر همهشان اينطور نباشند جوانب مادى و حسى، بدون لحاظ جوانب معنوى و روحى آن است، بر خلاف نظام تربيتى اسلام كه اولويت را متعلق به جوانب معنوى و روحى دانسته و پيش از تكوين جنين بدان اهتمام ورزيده است، و به انتخاب صفات معينى از ابوين كه در آينده مادى و معنوى كودكشان به نحو اقتضاء تأثيرگذار است، اهتمام خاص نموده است; چنانكه اولين مراحل تكوين جنين و مرحله بعد از تولد را داراى اهميتى ويژه مىداند و براى آن دو نظامى متكامل قرار مىدهد كه زندگى كودك را از آغاز به جريان مىاندازد، نه فقط با
در نظر داشتن سالها، بلكه حتى روزها و ساعات زندگى او; و اين موضوعى است كه هيچكدام از نظامهاى قراردادى قادر به انجام آن نيستند.
س90: ويژگىهاى نظام خانوادگى در اسلام چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
نظام خانوادگى در اسلام، ويژگىهاى عديده و بىنظيرى دارد، و از آنجا كه فرصت پرداخت تفصيلى به اين موضوع در اينجا وجود ندارد، تنها به برخى از اين ويژگىها اشاره مىكنيم:
اول: اسلام، هستههاى اوليه تشكيل خانواده، و چگونگى تأسيس آن را مدنظر قرار داده و به لزوم وجود صفاتى معين در والدين كه هسته اوليه خانواده را تشكيل مىدهند مانند دين، حسن خلق، پاكى اصالت، و لزوم دورى از برخى صفات ديگر، مانند شرب خمر در مرد، و تبرج و خودآرايى در زن تأكيد فراوان دارد.
دوم: شارع مقدس زندگى خانوادگى را بر پايه نظام حقوقى دوطرفه بنا نهاده و به همين منظور، براى زوج و زوجه حقوقى نسبت به همسر قرار داده است، علاوه بر آن، فرزندان و والدين نيز حقوقى بر يكديگر دارند كه با رعايت اين حقوق، خانواده يكى از قوىترين ساختارهايى است كه جامعهاى ديندار بر آن بنا مىشود.
سوم: شارع شريف در تأسيس نظام خانواده نگاهى يك جانبه به موضوع نداشته، بلكه تمام جوانبى كه عهدهدار سعادت خانواده و بقاىآن است را مدنظر داشته است، و به همين منظور قوانين مربوط به زندگى اجتماعى، اقتصادى، دينى، معنوى و...، را تشريع كرده است و نظامى، دقيق و متكامل را ايجاد نموده است. اين موضوعى است كه جاى خالى آن را در نظامهاى ديگر شاهد هستيم.
س91: آيا مىتوان سوره مباركه نور را سوره خانواده طاهر و اساس تعيين ويژگىهاى آن ناميد؟
باسمه جلت اسمائه:
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: «بهوسيله تلاوت سوره نور اموال خود را از تلف و دامان خود را از ننگ بىعفتى حفظ كنيد، و زنانتان را در پرتو دستوراتش از انحرافات مصون داريد كه هر كس قرائت اين سوره را در هر شبانه روز ادامه دهد احدى از خانواده او هرگز تا پايان عمر گرفتار عمل منافى عفت نخواهد شد») (1)
. حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ وَفُرُوجَكُمْ بِتِلَاوَةِ سُورَةِ النُّورِ، وَحَصِّنُوا بِهَا نِسَاءَكُمْ، فَإِنَّ مَنْ أَدْمَنَ قِرَاءَتَهَا فِى كُلِّ يَوْم أَوْ فِى كُلِّ لَيْلَة لَمْ يَزْنِ أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ أَبَداً حَتَّى يَمُوتَ، فَإِذَا هُوَ مَاتَ شَيَّعَهُ إِلَى قَبْرِهِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَك كُلُّهُمْ يَدْعُونَ وَ يَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَهُ حَتَّى يُدْخَلَ إِلَى قَبْرِهِ; وسائل الشيعه، ج6، ص 252; [1]ثواب الاعمال، ص 109. [2]
.همچنين نقل شده كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «به زنان،
1) (1)
ريسندگى و سوره نور را بياموزيد») (1)
. عَلِّمُوهُنَّ المَغزَل وَ سُورَة النُّور; اصول كافى، ج 5، ص 516.
.و از امام على (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: «سوره نور را به زنان بياموزيد چرا كه در آن پندهاست») (2).
از اين نصوص شريف استفاده مىشود كه سوره نور يكى از سورههايى است كه در بناى خانواده دينى و اخلاقى نيكو و بازداشتن آن از انحراف و رذايل تأثير بهسزايى دارد و چه بسا راز آن اين باشد كه سوره نور، حاوى مطالبى درباره نهى از نزديك شدن به فواحش، اشاعه فحشا، هشدار از تهمت زدن به زنان پاكدامن، دعوت به رعايت آداب ورود به خانه ديگران، ترغيب به فروانداختن ديدگان، حفظ فروج، ترغيب به امر ازدواج، عفاف ورزيدن در صورت قدرت نداشتن بر آن، تأكيد بر رعايت حجاب، توجه به تربيت فرزندان در مساله آداب ورود به اتاق خواب پدران و مادرانشان و تعاليم ديگرى از اين قبيل است، كه در بناى خانواده متكامل سهيم مىباشد.
س92: اين روزها، برخى مسلمانان در پى تأثير از فرهنگ غربى، فرزندانشان را با نامهاى عجيب و اروپايى نامگذارى مىكنند، و نه با انگيزه تمدن بلكه طبق يك قاعده جامعهشناسى كه مىگويد: «مغلوب، علاقمند به تقليد از غالب است»، از غربىها تقليد مىكنند. اين روزها،
فرزندان پسر و دختر به نامهاى هنرپيشهها و خوانندههاى غربى، نامگذارى مىشوند. آيا نامگذارى جايز است؟ بهترين نامهاى اسلامى كدام است؟
باسمه جلت اسمائه:
شارع اقدس به مسأله نامگذارى و اسامى توجه بسيارى مبذول داشته، و بر رجحان نامگذارى فرزندان به نامهاى نيكو، مانند نامهاىانبياء و ائمه(عليهم السلام)، و بر كراهت نامگذارى به نامهاى دشمنان خدا و معصومين(عليهم السلام) تأكيد نموده است. اگر آگاه باشيم كه خدا نامهاى محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) و آل محمد(عليهم السلام) را بهخاطر شدت محبتش به آنها، انتخاب كرده است، درخواهيم يافت كه اين اسامى، بهترين نامها هستند; زيرا اگر بهتر از آنها وجود داشت خدا آن را براى آنها برمىگزيد. لذا وقتى اين نامها، بهترين نامها هستند، شخص مؤمن آن را بر غير آن ترجيح نمىدهد.
س93: در برخى كتب ادعيه حروف و كلمات و ارقام يا جدولها و شكلهايى را مىبينيم، كه اسرار و آثارى دارند كه ما قادر به تفسير يا شناخت كنه آن نيستيم، مشروعيت ورود به آنها و تعليم، تعلم يا بكارگيرى آنها از طريق اشخاص آشنا به آن، يا نقل از برخى كتب ادعيه چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
طريقه صحيح بندگى، از طريق استفاده از ادعيه و اورادى كه از معصوم (عليهم السلام) وارد شده، مىباشد، اگر چه دعا كننده مقصود برخىقسمتهاى آن را متوجه نشود.
س94: آيا اوراد و ختمهاى روزانه واقعا مفيد است؟
باسمه جلت اسمائه:
برخى اوراد و ختمها قطعا مفيد است، و اين دسته از اوراد، آنهايى است كه از اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) وارد شده است، اما آنهايى كه از طريق برخى متصوفه و افراد متظاهر وارد شده است هيچ ارزشى ندارد.
س95: فوايد ذكر يونسيه و آثار آن چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
براى شناخت برخى فوايد و آثار ذكر يونسيه، ذكر حديثى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) كفايت مىكند: « من به كلمهاى آگاهم كه هر گرفتارى آن را بخواند نجات مىيابد، و هر مسلمانى دعا كند مستجاب مىشود و آن كلمه برادرم يونس (عليه السلام) است كه خداوند در كتابش از آن حكايت كرده و فرموده: «لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمِينَ) 1» ) (1).
نزد اهل معنا معروف است كه اين ذكر - كه به آن ذكر يونسيه مىگويند - آخرين حد سير اوليا در راه شناخت خدا و نفس بوده، و اهميتش از بسيارى اذكار بيشتر است.
س96: آيا خواندن اوراد يوميه با هدف دستيابى به كمالات روحى، بدون اجازه صاحب ورد جايز است؟
باسمه جلت اسمائه:
اگر ورد از معصوم (عليه السلام) روايت شده باشد نياز به اجازه ندارد، و اگر از اوراد خاصه باشد كه خداوند متعال برخى اوليا و خواص بندگانش را به آن آگاه كرده است، تأثير آن متوقف بر اجازه آنهاست.
1) (2) . المصباح، ص 298.
س97: برترين اذكار چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
از برترين اذكار سه چيز است: «لا اله الا الله»، و «اللهم صل على محمد و آل محمد»، و «اللهم العن اعداء آل محمد».
س98: آيا وقتى قرآن يا دعا را به اميد برآورده شدن چند حاجت مىخوانم، تأثير آن كمتر از وقتى است كه براى برآورده شدن تنها يك حاجت بخوانم؟
باسمه جلت اسمائه:
ترتب قضاى حوائج بر قرائت قرآن و دعا، از باب تأثير و تأثر، و علت و معلول نيست، بلكه از باب تفضل و كرامت است; بنابراين وقتىحاجتها متعدد باشد، تأثير اجابت كمتر نمى شود.
س99: آيا درست است كه هر تسبيح گفتن خداى متعال در بازار، هزار حسنه محسوب مىشود؟ راز عظمت ذكر خدا در بازارها چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
روايتى كه ما به آن دست پيدا كرديم، روايتى است كه مجلسى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده كه فرمود: «هركس خداوند متعال را خالصانه در بازار ]محل كار[ ياد كند در حالى كه مردم در غفلت و سرگرمى و مشغول كارهاى خود هستند، خداوند براى
او هزار حسنه مىنويسد و در روز قيامت او را چنان مغفرت ورحمتى عطا مىكند كه به قلب و دل هيچ انسانى خطور نكردهاست») (1)
. مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ فِى السُّوقِ مُخْلِصاً عِنْدَ غَفْلَةِ النَّاسِ وَ شُغُلِهِمْ بِمَا فِيهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَسَنَة وَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْفِرَةً لَمْ تَخْطُرْ عَلَى قَلْبِ بَشَر;عدة الداعى، ص 242. [1]
.و از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: «هرگاه به بازار مىرويد و مردم سرگرم كار و تجارتاند، خداى بزرگ را بسيار ياد كنيد; زيرا اين كار، گناهان را پاك و برحسنات مى افزايد; و در زمره غافلين نوشته نمىشويد») (2).
شايد دليل اين امر، چنانچه روايت دوم اشارهاى به آن دارد، اين است كه; كسى كه به بازار مىرود طبيعتا بخاطر خريد و فروش غرق در امور مادى مىشود، و شايد برخى امور، او را از پروردگارش دور كند. به همين خاطر به ذكر خداوند سبحان دعوت، و به اعطاى ثواب بسيار براى اين عمل تشويق شدهاست.
س100: اوقاتى كه دعا در آن مستجاب مىشود كدام است؟ و درهاىآسمان چه زمانى باز مىشود؟
باسمه جلت اسمائه:
اوقاتى كه دعا مستجاب مىشود بسيار است; از جمله:
شبهاىقدر، شب جمعه، وقت سحر، بعد از نمازهاى واجب، همچنين بعد از نمازهاى مستحب خاصى مانند نماز استغاثه بهحضرت زهرا(س) و نماز استغاثه به باب الحوائج ابالفضلالعباس (عليه السلام).
س101: طريقه توسل به امام رضا (عليه السلام) چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
بهترين راه توسل به امام رضا (عليه السلام) طريقهاى است كه از خود ايشان وارد شده است: «هرگاه اتفاق مهمى براى تو رخ داد، دو ركعت نماز بخوان، در يك ركعت فاتحه و آيةالكرسى و در ركعت دوم حمد و سوره قدر را بخوان، سپس قرآن را بردار و آن را بالاى سرت بگير و بگو: «اللّهُمَّ بِحَقِّ ما أَرْسَلْتَهُ إِلى خَلْقِكَ، وَبِحَقِّ كُلّ آيَة فِيه، وَبِحَقِّ كُلّ مَنْ مَدَحْتَهُ فيهِ عَلَيْكَ، وَبِحَقِّكَ عَلَيْهِ، وَلانَعْرِفُ أَحَداً أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ».
سپس ده بار مىگويى: «يا سَيّدى يا اللّه»، و ده بار «بِحَقِّ مُحَمَّد»،و ده بار «بِحَقِّ عَلىّ»، و ده بار «بِحَقِّ فاطِمَةِ»، و به همينشكل ده بار اسم هر كدام از ائمه را يكى بعد از ديگرىمىگويى. امام رضا(عليه السلام) مىفرمايد: «تا اينكه به امامزمانت مىرسى. به راستى كه از جاى خود برنمىخيزى مگر اين كه خداوند حاجت تو را برآورده مى سازد») (1)
. صحيفةالرضا، ص 130.
.1) (1)
س102: بسيارى از خانوادهها از كثرت مشكلات و مصائب خانواده شكايت مىكنند، آيا راهكار اسلامى يا دعا يا نمازى براى رفع نحوست ازخانه و خانواده و براى كاهش مشكلات و مصائب و طرد آنها وجوددارد؟
باسمه جلت اسمائه:
قرائت زيارت عاشوراى كامل چهل صبح از موارد مجربى است كه تأثير بسيار آشكارى دارد. نحوه خواندن زيارت عاشورا كامل به اين شكل مىباشد:
ابتدا يكى از زيارتنامههاى امام على(عليه السلام) را بخوانيد و بعد دو ركعت نماز بگذاريد. سپس يكصد مرتبه تكبير بگوييد، آنگاه زيارت عاشورا بخوانيد، بعد از آن يكصد بار ستمكاران را لعن نماييد و يكصد بار سلام و درود بفرستيد، آنگاه دعاى وارد در اين زمينه را بخوانيد. سپس در سجده دعا نماييد و بعد از آن دو ركعت نماز بخوانيد و سپس دعاى علقمه را بخوانيد.
س103: آيا دعايى براى تعجيل ازدواج وجود دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
از موارد مجرب; نماز جعفر طيار، نماز حضرت على (عليه السلام)، ختم زيارت عاشورا چهل روز، و اهداى آن به روح حضرت زينب(س)، و ختم يا على چهارده هزار بار در شب جمعه اواسط شب و در جايى كه كسى نباشد است. و همه اينها براى برآورده شدن حوائج مفيد است. همچنين نذر چيزى از مال براى هفت نفر از سادات موسوى است. اين امر تجربه شده است، انشاءالله تأثير سريع آن را ببينيد.
س104: آيا ادعيه و صلواتى براى گشايش قسمت و ازدواج دختر وجوددارد؟
باسمه جلت اسمائه:
از جمله مواردى كه جمعى از مشايخ تصريح نمودهاند براى برخى دخترانى كه ازدواجشان به تاخير افتاده مجرب باشد; نماز استغاثه به حضرت فاطمه (عليه السلام) است. اين نماز دو ركعت
است، و طريقه خواندن آن به اين شكل است كه: پس از سلام نماز سه بار تكبير بگويد و پس از تسبيح حضرت فاطمه(عليها السلام) به سجده برود، يكصد مرتبه بگويد: «يا مولاتى يا فاطمة اغيثينى»; سپس جانب راست صورت را بر زمين بگذارد و همان ذكر را صد مرتبه بگويد، سپس جانب چپ صورت را بر زمين بگذارد و صد مرتبه بگويد، باز هم به سجده رفته و صد مرتبه بگويد.
سپس حاجت را ياد كند و از خدا تقاضا كند آن را برآورده نمايد. ان شاء الله برآورده مىشود، و اگر در مرتبه اول تأثير نگذاشت، در مرتبه دوم يا سوم تأثير مىگذارد.
س105: من به مذهب آل محمد گرويدهام و احساس مىكنم عنايت ائمه(عليهم السلام)هر جا هستم شامل حال من است، اما مسألهاى هست كه جوابى براى آن نمىيابم، و آن اينكه بيش از شش سال است كه از خدا همسرى صالح خواستهام، و تا امروز دعايم مستجاب نشده است، به ائمه(عليهم السلام) نيز متوسل شدهام; علت مستجاب نشدن دعاى من چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
«أَبَى اللّهُ أَنْ تَجرى الأُمور الاّ بِأَسْبابِها» ) (1)
. خداوند امتناع دارد از اينكه امور عالم را به غير از مسير اسبابش به جريان بيندازد; بحارالأنوار، ج 2، ص 90، باب 14، حديث 14 و 15; و همان، ص 168، باب 22، حديث 1.
، دعا، اگر چه به خودىخود عبادت است، اما تنها با مهيا بودن اسباب آن مستجاب مىشود و مستجاب نشدن دعا نيز موجب مىشود1) (1)
خدا به عوض آن چندين برابر در آخرت به او پاداش عطا نمايد.
س106: آيا دعا يا نمازى وجود دارد تا خدا به واسطه آن همسرى باتقوا نصيب انسان كند؟
باسمه جلت اسمائه:
در كافى روايتى از امام صادق (عليه السلام) نقل مى نمايد كه حضرت اين دعا را تعليم فرمودند:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ اللَّهُمَّ فَقَدِّرْ لِى مِنَ النِّسَاءِ أَحْسَنَهُنَّ خُلُقاً وَ خَلْقاً وَ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِى فِى نَفْسِهَا وَ مَالِيوَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً وَ اقْضِ لِى مِنْهَا وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلُهُ لِى خَلَفاً صَالِحاً فِى حَيَاتِى وَ بَعْدَ مَوْتِى» ) (1)
. مكارم الاخلاق، ص 205; [1] اصول كافى، ج 3، ص 482; بحارالانوار، ج 100، ص268. [2]
;همچنين خود پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام)فرمودند كه قرائت سوره يس نيز مؤثر است.
س107: آيا دعاى خاصى براى درخواست ذريه از خداوند وجود دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
شيخ طوسى در امالى از على بن محمد صيمرى نقل كرده كه گفت: من با دختر جعفر بن محمود كاتب ازدواج كردم، و او را چنان دوست داشتم كه هيچ كسى را مانند او دوست نمىداشتم، و فرزنددار نمىشدم، نزد امام هادى(عليه السلام) رفتم و اين
1) (1)
مطلب را به ايشان گفتم، آن حضرت تبسم كرد و فرمود: انگشترى فيروزه بگير و بر نگين آن بنويس: «رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ» (1)
. انبياء، آيه 89. [1]
. او مىگويد چنين كردم و يك سال نگذشته بود كه از آن زن پسردار شدم.س108: چه دعا و يا ختمى مراحل مختلف تربيت كودك و نوجوان، در فرزندان انسان اثر نيك مىگذارد و آنان را به راه هدايت و ايمان و پيروى از مذهب اهلبيت(عليهم السلام) راهنمايى مىكند؟ چه اذكارى مفيد است براى اينكه جنين در آينده انسانى دانشمند و حافظ قرآن و خدمتگزار امام حسين(عليه السلام)تربيت شود؟
باسمه جلت اسمائه:
در اين مورد خواندن با اخلاص دعاى عهد و زيارت عاشورا در هر روز، اثر دارد; و از ختمهاى مؤثر نيز آن است كه با طهارت و اخلاص و در جايى دور از چشم ديگران، 530 مرتبه اين دعا را زمزمه كنيد:
«أللّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَة وَ أَبِيْها وَ بَعْلِها وَ بَنِيْها وَ السِّرِ الْمُسْتِوْدِعِ فِيْها بِعَدَد ما أَحاطَ بِهِ عِلْمُك»; بارخدايا! درود و سلام بفرست بر وجود گرامى حضرت فاطمه و بر پدر گرانقدر او و همسر ارجمند او و دو فرزندش و بر راز به امانت سپرده شده در وجود نازنين او، به شمار آنچه علم و دانش بىكران تو آن را فراگرفته است.
1) (1)
س109: در موارد زير چه نصيحتى مىفرماييد؟
الف: دختران و پسران جوان در جهت تحكيم ازدواجشان;
ب: اوصاف مرد صالح براى ازدواج;
ج: اوصاف زن و دختر صالح براى ازدواج;
د: سن مناسب براى ازدواج براى هر كدام از پسر و دختر؟
باسمه جلت اسمائه:
نصيحت خود درباره اين امور را نيز با سخنان ائمه(عليهم السلام)بيانمىنمائيم:
الف: امام صادق (عليه السلام) فرمود: «گروهى نزد رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)آمدند و گفتند: مردمانى ديديم كه براى يكديگر سجده مىكردند. رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: اگر كسى را فرمان دهم كه براى ديگرى سجده كند، به زن دستور مىدهم كه براى شوهرش به سجده افتد») (1)
. إنّ قَوماً أتوا رَسُول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) فَقالوا: يا رَسُولَ اللّه، إِنّا رَأَيْنا اناساً يَسْجُدِ بَعْضهم لِبَعْض. فَقال رَسُول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم): لَو أَمرْت أَحَداً أَن يَسْجُد لاَِحَد لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ [1]أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِها;اصول كافى، ج 5، ص 508. [2]
.و از ايشان نقل شده كه فرمود: «جبرئيل(عليه السلام) آنقدر درباره زن به من سفارش كرد چنانكه دريافتم سزاوار نيست طلاق دادن او مگر به سبب گناه زشت آشكار») (2).
ب: رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «هرگاه كسى كه از دين و اخلاق او راضى بوديد، براى خواستگارى پيش شما آمد، دختر خود را به او بدهيد كه اگر اجابت نكنيد فتنه و فساد بزرگى در زمين واقعمىشود») (1)
. إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَأَنْكِحُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِى الاَْرْضِ وَفَسَادٌ; تهذيب الاحكام، ج 7، ص 394.
.ج: پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «بهترين زنانتان، زن زايا، بسيار مهربان و پاكدامن است كه نزد خويشاوندان خود عزيز باشد و در برابر شوهرش فروتن و مطيع، خود را براى شوهرش بيارايد و از غير او بپوشاند، سخن شوهرش را بشنود و فرمان او را اطاعت نمايد) (2).
د: پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «هر جوانى كه در سن كم ازدواج كند، شيطان فرياد بر مىآورد كه: واى برمن! واى بر من! دو سوم دينش را از دستبرد من مصون نگه داشت. پس بنده بايد براى حفظ يك سومِ باقىمانده دينش، تقواى الهى پيشه سازد») (3).
س110: نصيحت شما درباره موارد زير چيست؟
الف: وظيفه كسانى كه تازه ازدواج كردهاند،براى مقابله با سختىهاىزندگى;
1) (1)
2) (2) . إنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ، الْعَزِيزَةُ فِى أَهْلِهَا، الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا، الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا، الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِهِ، الَّتِىتَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِيعُ أَمْرَهُ; وسائل الشيعه، ج 20، ص 29. [1]
3) (3) . ما مِن شاب تَزَوَّجَ فى حَداثَةِ سِنِّهِ الاّ عَجَّ شَيطانُهُ: يا وَيلَهُ، يا وَيلَهُ عَصَم مِنّي ثلثَي دينِهِ، فَلْيَتّقِ اللّه العَبْدُ في الثُّلثِ الباقي; الوسائل، ج 14، ص 150; دعائم الاسلام، ج 2، ص 190. [2]
ب: كسانى كه ازدواج كردهاند اما يكى از آنها با بىتوجهى و كارهاىكم اهميت، ديگرى را ناراحت مىكند;
ج: زن و شوهرانى كه دائما مشكل دارند و گاهى به طلاق منجر مىشود؟
باسمه جلت اسمائه:
با استفاده از سخنان ائمه معصومين(عليهم السلام) نصيحت خود را بيان مىنمائيم.
الف و ب: امام صادق (عليه السلام) فرمود: « شوهر نسبت به زن خويش از سه چيز بىنياز نيست: اوّل: سازگارى با زن تا بتواند سازگارى، محبّت و عشق او را به خود جلب كند; دوّم: خوشخلقى با او و دلبرى از او با آراستن خود براى وى; و سوّم: فراهم آوردن امكانات رفاهى او.
نيز زن نسبت به شوهر سازگار خويش به سه چيز نياز دارد: اوّل: حفظ كردن خود از هر گناه و آلودگى تا شوهرش در هر حال - خوشايند يا ناخوشايند - در دل به او اطمينان داشته باشد; دوم: مراقبت از او و زندگىاش تا شوهرش در صورتى كه لغزشىاز او سر زد با او مهربانى كند; سوّم: اظهار عشق به او و ظاهر مناسب و خوشايند در مقابل مرد») (1)
. لاغِنى بِالزَّوجِ عَن ثَلاثَةِ أشياءَ فيما بَينَهُ و بَينَ زوجَتِهِ و هِى : المُوافَقَةُ لِيَجتَلِبَ بِها مُوافَقَتَها و مَحَبَّتَها و هَواها و حُسنُ خُلقِهِ مَعَها وَ استِعمالُهُ استِمالَةَ قَلبِها بِالهَيئَةِ الحَسَنَةِ فى عَينِها و تَوسِعَتِهِ عَلَيها. لاغِنى بِالزَّوجَةِ فيما بَينَها و بَينَ زَوجِها المُرافِقِ لَها عَن ثَلاثِ خِصال و هُنَّ: صِيانَةُ نَفسِها عَن كُلِّ دَنَس حَتّى يَطمَئِنَّ قَلبُهُ إلَى الثِّقَةِ بِها فى حالِ المَحبوبِ والمَكروهِ و حِياطَتُهُ لِتَكِونَ ذلِكَ عاطِفا عَلَيها عِندَ زَلَّة تَكونُ مِنها و إظهارُ العِشقِ لَهُ بِالخَلابَةِ و الهَيئَةِ الحَسَنَةِ لَها فى عَينِهِ; بحارالانوار، ج 75، ص 237; [1] تحف العقول، ص 323.
.1) (1)
ج: امام صادق (عليه السلام) فرمود: «مرد براى اداره منزل و خانواده خود به سه خصلت نياز دارد كه اگر در طبيعت او نباشد ، بايد خود را با تكلّف به آنها وادارد: خوش رفتارى، گشاده دستى سنجيده، و غيرت براى حفاظت از آنها») (1)
. إنَّ المَرءَ يَحتاجُ فى مَنزِلِهِ و عيالِهِ إلى ثَلاثِ خِلال يَتَكَلَّفُها و إن لَم يَكُن فى طَبعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَة جَميلَة وسَعَة بِتَقدير و غَيرَة بِتَحَصُّن; بحارالانوار، ج 75، ص 236. [1]
.س111: شخصى مىگويد براى ازدواج در روزهاى پايانى دهه اول محرم تا پايان صفر مانعى وجود ندارد، و هيچ روايتى در اين زمينه نيست. نظر شما درباره اين حرف چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
من حكم به حرمت نمىكنم، مگر اينكه اهانت به سيدالشهداء(عليه السلام) يا هتك حرمت شعائر مبارك ايشان بر آن مترتب باشد. با اين وجود مىگويم روايات شريف دلالت بر اين مطلب دارند كه:
«شيعَتُنا خُلِقُوا مِن فاضِلِ طينَتِنا») (2)، «يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا، وَيَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا» ) (3); بنابراين ازدواج در ايام حزن مذكور، بر خلاف خواسته اهل بيت(عليهم السلام) مىباشد.
س112: دوازده سال است ازدواج كردهام، و به دليل مشكل جسمى، هنوز خداوند فرزندى به من نداده است. آيا عمل معينى براى حل اين مشكل وجود دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
توسل به امام زمان (عليه السلام) نماييد به اين صورت: به صحرا مىرويد و هفتاد مرتبه مىگوييد: « يا فارِس الحِجاز أَدرِكْني، يا أَبا صالِح المَهْدي أَدْرِكْني، يا أَبَاالقاسِم أَدْرِكْني أَدْرِكْني، وَلا تَدْعَني فَإِنّي عاجِزٌ ذَليلٌ».
س113: در بسيارى از روايات زنان باردار به خوردن برخى خوراكىها تشويق و از برخى ديگر نهى شدهاند; آيا اين روايات از نظر سندى معتبراست؟
باسمه جلت اسمائه:
اغلب روايات مذكور رواياتى ارشادى) (1)
. واجب شرعى به «واجب مولوى» و «واجب ارشادى» تقسيم مىشود. واجب مولوى، آن واجبى است كه بر امتثال و موافقتش ثواب، و بر مخالفتش عقاب مترتب است; اما در «واجب ارشادى» مسأله ثواب و عقاب مطرح نيست.
و درباره مصالح و مفاسد است، و متضمن احكام مولوى) (2)استحباب يا كراهتنيست كه نياز به بحث از سند آنها باشد، بلكه حتى اگر قائل به مولوى بودن اوامر آن احاديث شويم، با پذيرش قاعده تسامح در ادله سنن باز هم نيازى به سند نيست.
س114: من حاجتى دارم كه براى برآورده شدن آن اصرار دارم و پيوسته دعا مىكنم و به محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) و آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) توسل مىجويم. اين مطلب، كار و سلامتى مرا تحت تأثير قرار داده است. آيا كارى معين را به من توصيه مىكنيد؟
باسمه جلت اسمائه:
در كتب ادعيه براى برآورده شدن حوائج ختمهاى زيادى ذكر شده است، از جمله نماز جعفر طيار و نماز استغاثه به حضرت زهرا(عليها السلام); همچنين: روز پنجشنبه غسل كند و بر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و خاندان او صد بار صلوات بفرستد، سپس دو ركعت نماز حاجت بخواند، در ركعت اول پنج بار «آيت الكرسى»، و بيست و پنج بار «قل هو الله احد» را بخواند و بعد از سلام نماز بلافاصله صد مرتبه بگويد: «يا وهاب».
و ازجمله كارهاى ديگر ختم صلوات مىباشد كه به اين شكل است: چهارده هزار بار بر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و آل او صلوات مىفرستد. براى هر معصوم هزار مرتبه.
س115: آيا دعاى مؤثرى براى برآورده شدن حوائج وجود دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
ازجمله ادعيه واقعا مؤثر براى برآورده شدن حوائج آن است كه عبارت «اللّهمّ صلِّ على فاطمة وأبيها، وبعلها وبنيها، والسرّ المستودع فيها، بعدد ما أحاط به علمك» يكجا و 530 مرتبه، تكرار نمايد.
س116: يك دعاى خاص براى برآورده شدن حاجات از شما درخواست دارم؟
باسمه جلت اسمائه:
دعا براى برآورده شدن حاجت زياد است و كتب ادعيه از آنها پر است و من برخى از آنها را ذكر مىكنم:
1) (1)
. انبياء، آيه 87. [1]
2) (2) . بقره، آية 137. [2]
سه شب متوالى، در خلوت مىنشيند و هر شب هزار مرتبه مىگويد: «إلهي إلهي قَد انْقَطَعَ رَجائي عَن الخَلْق وَأَنْتَ رَجائي».
چهارده هزار مرتبه مىگويد: «يا علي»;
نماز جعفر طيار;
نماز أمير المؤمنين(عليه السلام);
نماز امام زمان (عج).
س117: جهت اداى قرض چه دستورالعملى را توصيه مىفرماييد؟
باسمه جلت اسمائه:
كسى از پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) سؤال كرد كه مديونم، دعايى بفرماييد بخوانم كه قرضم را ادا نمايم و سعه رزق پيدا كنم. حضرت فرمود: وضوء بگير و دو ركعت نماز با ركوع و سجود كامل و نيكو بخوان و بعد اين دعا را بخوان :«يَا مَاجِدُ يَا وَاحِدُ يَا كَرِيمُ يَا دَائِمُ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّد نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ ص يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّي وَ رَبِّ كُلِّ شَيْء أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَسْأَلُكَ نَفْحَةً كَرِيمَةً مِنْ نَفَحَاتِكَ وَ فَتْحاً يَسِيراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً أَلُمُّ بِهِ شَعْثِي وَ أَقْضِي بِهِ دَيْنِى وَ أَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى عِيَالِى» ) (1)
. اصول كافى، ج 6، ص 250، ح 6. [1]
.س118: آيا دعايى براى حل بحرانهاى مادى يا افزايش رزق وجود دارد؟
1) (1)
باسمه جلت اسمائه:
بهترين كار در اين مورد، خواندن چهل روز زيارت عاشورا با تمام خصوصياتش و اهداى ثواب آن به روح صديقه صغرى، زينب كبرى(س) مى باشد. بعد از آن، نماز جعفر طيار) (1)
. طريقه خواندن نماز جعفر طيار: چهار ركعت است به دو تشهد و دو سلام; در ركعت اول بعد از سوره حمد إذا زلزلت مىخواند، و در ركعت دوم سوره والعاديات، و در ركعت سوم إذا جاء نصر الله، و در ركعت چهارم قل هو الله أحد; و در هر ركعت بعد از فراغ از قرائت پانزده مرتبه مىگويد : «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ»; و در ركوع همين تسبيحات را ده مرتبه مىگويد و چون سر از ركوع بر مىدارد ده مرتبه، و در سجده اول ده مرتبه، و بعد از سر برداشتن ده مرتبه، و در سجده دوم ده مرتبه، و بعد از سر برداشتن پيش از آنكه برخيزد ده مرتبه; در هر چهار ركعت چنين مىكند كه مجموع سيصد مرتبه شود. مفاتيح الجنان. [1]
و توسل به امام و مولايمان امام دوازدهم، حضرت مهدى(عليه السلام) است.س119: ادعيه و آياتى كه جلب روزى مى نمايد كدام است؟
باسمه جلت اسمائه:
ختمها بسيار است و ازجمله آنها ختم «اذا وقعة») (2)است. از علامه مجلسى(ره) از امام سجاد (عليه السلام) روايت شده است:
اگر اول ماه (قمرى) روز دوشنبه بود، از روز اول تا چهاردهم، سوره واقعه خوانده شود، و مقدار خواندن هر روز به تعداد شماره روزهاست، به اين شكل كه در روز اول مثلا يك مرتبه، و در روز چهاردهم چهارده مرتبه خوانده مىشود.
بعد از اتمام خواندن سوره مباركه واقعه در هر روز،اين دعا نيز خوانده شود:
«اَللّهُمَّ انْ كانَ رِزْقى فِى السَّماءِ فَأنْزِلْهُ وَ انْ كانَ فِى الْاَرْضِ فَأخْرِجْهُ وَ انْ كانَ بَعيداً فَقَرِّبْهُ وَ انْ كانَ قَريباً فَيسِّرْهُ وُ انْ كانَ قَليلا فَكَثِّرْهُ وَ انْ كانَ كَثيراً فَبارِكْ لى فيهِ وَ أرْسِلْهُ عَلى ايدى خِيارِ خَلْقِكَ وَ لا تُحْوِجْنى الىشِرارِ خَلْقك. وَ انْ لَمْ يكُنْ فَكَوِّنْهُ بكِينُونِيتِكَ وَ وَحْدانِيتِكَ، اللّهُمَّ انْقُلْهُ الَى حَيثُ اكُونُ وَ لا تَنْقُلْنى الَيهِ يكُونُ، انَّكَ عَلى كُلِّ شَِىء قَديرٌ. يا حَى يا قَيومُ، يا واحِدُ يا مَجيد، يا بَرُّ يا رَحيمُ يا غَنى، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ تَمِّمْ عَلَينا نِعْمَتَكَ، وَ هَنِّئْنا كَرامَتَكَ، وَ الْبسْنا عافيتَكَ».
و در هر پنجشنبهاى كه در اين ميان اول تا چهاردهم قرار دارد اين دعا خوانده شود: «يا ماجِدُ، يا واحِدُ، يا جَوادُ، يا حليمُ، يا حَنّانُ، يا مَنّانُ، يا كَريمُ اسْألُك تُحْفَةً مِنْ تحَفِكَ تَلُمُّ بها شَعْثى وَ تَقْضى بها دَينى وَ تُصْلِحُ بها شَأنى برَحْمْتِكَ يا سَيدى».
اين كار و اين ختم، بارها جهت توسعه رزق و تسهيل امور مشكل و اداى دين تجربه شده و مؤثر بوده است.
همچنين، يكى از ادعيهاى كه در برآورده شدن حوائج و امور مهم تجربه شده است، دعايى است كه برخى از اولياى بزرگ خدا از آن نام برده و براى آن اسرارى عجيب و باورنكردنى ذكر كردهاند; كيفيت دعا به اين شكل است:
در يك سوم آخر شب با حضور قلب، وضو گرفته شود، و كسىانسان را نبيند، سپس رو به قبله نشسته و هزار مرتبه
مىگويد: «فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (1)
. بقره، آيه 137. [1]
، و بعد از هر صدبار، مى گويد: «اَللهمَّ اكْفني حاجَتي» و حاجتش را ذكر مىكند، و بعد مى گويد: «إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»، و اين كار را سه شب پشت سر هم تكرار مى كند.س120: مىگويند براى توسعه رزق، خواندن سوره واقعه مستحب است. آيا هر شب خوانده شود؟ يا در نماز نافله عشا يا هر شب جمعه؟
باسمه جلت اسمائه:
روايتى كه ما يافتهايم روايتى است كه از ابىبصير از اباعبدالله(عليه السلام)نقل مىكند: «هر كس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند، خدا او را دوست دارد و همه مردم دوستدار او مى شوند. و در اين دنيا سختيو فقر و ندارى و هيچ آفتى از آفات دنيا را نخواهد ديد») (2).
س121: ادعيه طلب سلامتى و عافيت از خداى سبحان چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
دعاى عهد خوب است و نماز استغاثه به حضرت فاطمه(عليها السلام)مجرب است، و نماز استغاثه به مولا ابالفضل العباس(عليه السلام) (1)
. دو ركعت نماز به نيت توسل به حضرت ابوالفضل(عليه السلام) مىخوانيم و بعد از نماز 133 مرتبه دعاى زير را قرائت مى كنيم «يا كاشِف الكَرب عَنْ وَجه الحُسين(عليه السلام) إكْشِف كَربى بِحقِّ أخيكَ الحُسَين(عليه السلام)». بهتر است اين نماز در عصر روز جمعه خوانده شود.
نيز مجرب است.س122: آيا چشمزخم در انسان مؤثر است؟ چگونه مىتوان آثار بد آن را از بين برد؟
باسمه جلت اسمائه:
از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمود: «چشم زخم مرد را در قبر و شتر را در ديگ قرار مى دهد») (2).
كتب ادعيه مملو از حرزورقيه) (3)سودمند براى دفع آثار بد آن
است. و از موارد سودمند اينها است:
1- خواندن آيه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ* وَ ما هُوَ إِلاّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ») 1 ;
2- سه بار خواندن: «ما شاء الله، لاحول ولاقوّة إلاّ بالله العليّالعظيم»;
3- خواندن معوذتين (سوره ناس و فلق) هنگام خروج از خانه، و با اين دو سوره به اذن خدا چيزى به او ضرر نمى رساند;
4- زياد گفتن: «اللّهمّ ذا السلطان العظيم، والمنّ القديم، والوجه الكريم، ذا الكلمات التامّات، والدعوات المستجابات، عافنى من أنفس الجنّ وأعين الإنس».
به ملحقات كتاب مفاتيحالجنان، بخش باقيات صالحات مراجعه كنيد و در آن موارد سودمند بسيار مىيابيد.
س123: آيا در روايات اهل بيت (عليهم السلام) مطلبى براى حفظ انسان از شر حاسدان وارد شده است؟
باسمه جلت اسمائه:
روايت شده كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) براى تعويذ حسنين(عليهما السلام) چنين مىفرمود
:«اُعيذكما بكلمات الله التامّات من كلّ شيطان وهامّة، ومن كلّ عين لامّة».
و در روايت ديگرى آمده است: «هنگامى كه از اين امر ترسيدى
سه بار بگو :ما شاء الله، لاقوّة إلاّ بالله العليّ العظيم»، همچنين آمده است: «هرگاه به صورت زيبا و هيئت جالب درآمديد (يعنى لباس نو و زيبا پوشيده و خود را آرايش و آراسته كرديد)، هنگامى كه مى خواهيد از منزل خارج شويد معوّذّتين (سوره ناس و فلق) را بخوانيد. بهراستىكه اگر چنين كنيد و بر خود بدميد به حكم خداوند چيزى به شما ضرر نمىرساند») (1)
. بحار الانوار، ج 95، ص 128، ح 9، باب 96; مكارم الاخلاق، ص 386.
.س124: من چشم خوردهام و چندين نفر نيز اين مطلب را تأييد كردهاند، بايد چه كنم؟
باسمه جلت اسمائه:
از جمله اذكار سودمند كه از بزرگان نقل شده است; 544 مرتبه گفتن: «يا رئوف يا رحيم» مىباشد، نه كمتر و نه زيادتر; اين ذكر بارها در مشكلاتى از اين قبيل تجربه شده است.
س125: بهترين اعمالى كه وسوسه شيطان را از قلب انسان دور مىكند چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
نماز شب بخواند، و بعد از نماز وتر سجده مىكند و پنج بار مىگويد: «سُبُوحٌ قُدُوسٌ رَبُّ المَلائِكَةِ وَالرُّوح»، سپس مىنشيند
1) (1)
و آيةالكرسى را تا «هُم فيها خالِدوُن») (1)
. بقره، آيه 255 تا 257. [1]
مىخواند، سپس سجده مىكند و باز پنج بار مىگويد: «سُبُوحٌ قُدُوسٌ رَبُّ المَلائِكَةِ وَالرُّوح».از شهيد روايت شده كه شيطان دو نوع است: انس و جن; انس با صلوات بر محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) و آل محمد (عليهم السلام) و جن با گفتن: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّه العَليّ العَظيم» دفع ميشود. در روايتي آمده است كه اين اذكار را بعد از نماز مغرب هفت بار بگويد.
س126: آيا درست است كه عقيق، فقر و نفاق را از بين مىبرد؟
باسمه جلت اسمائه:
روايات وارده درباره استحباب استفاده از عقيق فراوان است، و در برخى از آنها آمده كه فقر را از بين مى برد; اما اين قضايا از قبيل بيان مقتضى است و شرايط و موانعى دارد. بنابراين، اگر عقيق، فقر كسى كه آن را بر دست دارد از بين نبرد، منافات با آن روايات ندارد.
س127: حكم استفاده از مهرهها چيست؟ قوىترين مهره مخصوص رزق چيست؟
باسمه جلت اسمائه:
اگر مراد از مهره، سنگهاى گرانقيمت است، از طرق
1) (1)
معتبراستحباب استفاده از آن براى ما ثابت نشده است مگر بهشكل انگشتر. و به طريق معتبر از ائمه (عليهم السلام) وارد شده استكه: «انگشتر ياقوت دست نماييد زيرا ياقوت فقر را از بينمىبرد») (1)
. اصول كافى، ج 6، ص 471. [1]
. و از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: «فقيرنمىشود دستى كه انگشتر فيروزه در آن باشد») (2)، يا درروايت ديگرى وارد شده است: «مگر اينكه خداوند بدونتاخير رزق او را عطا مىكند»، همچنين درباره عقيقازامام صادق (عليه السلام)نقل شده است: «به راستى كه عقيقموجب امان از هر بلا است») (3)، و روايات در اين باببسيار است.س128: زنى بهوسيله قرآن از امور غيب خبر مىدهد، و بدون اينكه فرد را ببيند مشخصات او را توصيف مىكند; آيا انسان مىتواند همه اين امور غيبى را به وسيله قرآن كشف كند؟
باسمه جلت اسمائه:
اصل خبر دادن از برخى امور غيبى، امرى ممكن است، اما اينمطلب، ضرورتا نشان از صلاحيت خبردهنده ندارد; زيرابرخى از اين كارها از طريق رياضتهاى غيرشرعى صورت
مىگيرد، مثل كارى كه مرتاضهاى غير مسلمان هندى انجام مىدهند. برخى نيز از راه تسخير جن صورت مىگيرد. اماخبردادن از طريق قرآن، تنها براى كسانىممكن است كهخداوند آنها را به اسرار قرآن و امور دقيق و اشارات آن آگاهكرده است.
س129: امروزه، كمك گرفتن از شياطين و جن و سحر در ميان مردم رواج پيدا كرده است. اين افراد ميان زن و شوهر جدايى مىاندازند، يا آنها را از نظر روحى و جسمى آزار مىدهند، و حتى برخى از اين كارها به مرگ منجر مىشود. آيا انجام چنين كارهايى جايز است؟ و آيا مقابله با اين افراد و جلوگيرى از كارهايشان جايز است؟ آيا قتل چنين اشخاصى به دليل آزار مردم و اينكه روى زندگى مردم تأثير مىگذارند و آنها را مىكشند چه با استفاده از سلاح خودشان (سحر) و چه با ريختن خونهايشان جايز است؟
باسمه جلت اسمائه:
تمام فقها فتوا به حرمت سحر دادهاند، و اين مسأله، جزء مسائلى است كه هيچ اختلافى درباره آن وجود ندارد، و اجماع مسلمانان بر آن است.
اما دفع ضرر سحر با سحر جايز است مخصوصا در صورتى كه راه حلى جز آن نباشد. و جواز يادگيرى سحر براى دفع ضرر آن
بر اين مساله مترتب است.
در برخى روايات آمده است كه ساحر مهدور الدم و قتل او جايز است اما من در اين مسأله تأمل مىكنم، و صحيح آن است كه كار او به حاكم شرع سپرده شود تا او را متناسب با مقدار جرمى كه مرتكب شده، تعزير نمايد.
س130: اقسام هشتگانه سحر چيست؟ و حرام و حلال آنها كدام است؟
باسمه جلت اسمائه:
براى سحر هشت نوع ذكر كرده اند:
نوع اول: سحر كذابين; اين گروه ستارگان را عبادت مى كردند و تمام خير وشر را از وجود آنها مى دانستند و به عبارت ديگر كواكب را خالق و مدير مى دانستند. و سه فرقه دارند;
نوع دوم: سحر اصحاب اوهام و نفوس قويه;
نوع سوم: سحر استعانت به ارواح ارضيه (جن);
نوع چهارم: سحر تخيلات، چشمبندى و شعبده;
نوع پنجم: سحر اعمال عجيبى كه ظاهر مى شود و حاصل تركيب آلات مركّبه هندسى مى باشد;
نوع ششم: سحر كمك گرفتن از خواص ادويه;
نوع هفتم: سحر جلب قلوب به سوى خويش;
نوع هشتم: سحر نمّامى و سخنچينى. و جزييات هر كدام اين اقسام، در كتاب فقه الصادق) (1)
. فقهالصادق، ج 14، ص 304.
(2)آورده شده است.س131: آيا عملى براى تقويت ديد وجود دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
بعد از نماز دست خود را بر چشم بگذار و آيةالكرسى بخوان، سپس تربت حسينى را بر چشمانت قرار بده و بگو: «اللّهُمَّ بِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ وَبِحَقِّ مَنْ حَلَّ بِها وَثَوى فيها وَبِحَقِّ أَبيهِ وَأُمِّهِ وَأَخيهِ وَالاَْئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَبِحَقِّ الْمَلاَئِكَةِ الْحافّينَ بِهِ، إِلاَّ جَعَلْتَها شفاءً مِنْ كُلِّ داء وَبُرْءاً مِنْ كُلِّ مَرَض وَنَجاةً مِنْ كُلِّ آفَة وَحِرْزاً مِمّا أَخافُ وَأَحْذَرُ» (1)
. امالى طوسى، ج 1، ص 326; [1]مصباح الزائر، ص 259; [2]وسائل الشيعه، ج 14، ص 522، ح 5; [3]بحارالانوار، ج 98، ص 119، ح 4 و 5. [4]
.س132: ما را به انجام كدام يك از نمازها و دعاها در آخرين ساعت عصر جمعه - كه برترين ساعت دعا و مناجات است - راهنمايى مىكنيد؟
باسمه جلت اسمائه:
به دعاى سمات و دعاى ندبه و نماز جعفر طيّار و استغاثه به حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام).
س133: كدام يك از اين دو كار بزرگ عبادى و معنوى، از نظر ثواب و
1) (1)
پاداش برتر است، انجام نماز نافله مغرب و عشاء يا پرداختن به تسبيح حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)؟
باسمه جلت اسمائه:
تسبيح حضرت فاطمه زهرا (عليه السلام) از نظر ثواب و پاداش برتر است; چراكه در حديثى معتبر از امام باقر(عليه السلام) آوردهاند كه فرمود:
«ما عُبِدَاللهُ بِشَىء مِنَ الَّتمْجِيْدِ أَفْضَل مِنْ تَسْبِيْحِ فاطِمَة، وَلَوْ كانَ شَىءٌ أَفْضَل مِنْهُ لَنَحِلَهُ رَسولُاللهِ فاطِمَةَ»; خداى فرزانه به وسيله چيزى برتر از تسبيحات حضرت فاطمه(عليه السلام) پرستش نشده است. اگر شيوهاى براى پرستش خدا برتر از اين بود، پيامبر آن را به دخت گرانمايهاش ارمغان مىداد.) (1)
. بحارالانوار، ج 43، ص 64; سفينة البحار، ج 1، ص 593.
و در روايتى ديگر از امام صادق (عليه السلام) آوردهاند كه فرمود: تسبيح حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) هر روز پس از نماز، از هزار ركعت نماز برايم محبوبتر است.
و نيز فرمود: هر كس باتسبيح حضرت فاطمه(عليها السلام)، خدا را خالصانه ستايش نمايد، به راستى او را فراوان ياد كرده است.
گفتنى است كه روايات بيانگر برترى ثواب و پاداش تسبيح حضرت فاطمه(عليها السلام) بسيار است.
همچنين در حديثى معتبر از امام صادق (عليه السلام)آوردهاندكهفرمود: نمازگزار آگاه و بامعنويت پس از سلام نماز،مطلقا تسبيح حضرت زهرا (عليه السلام) را بر هر كارى،
1) (1)
حتىبر فرستادن صلواتبرمحمّد وآلمحمّد(عليهم السلام)مقدم مىدارد.
س134: نظر شما در مورد مسجد جمكران چيست، آيا واقعا فضيلت زيادى دارد؟
باسمه جلت اسمائه:
من معتقدم كه حضرت ولى(عصر ارواحنا فداه) دستور ساختن آن مسجد و خواندن نماز در آنجا را داده اند و بزرگان از علماء هم معتقد بوده و كراماتى را ديده اند از هر كجا هستيد، مسافرت به آن مكان بنماييد كه بسيار خوب است.
س135: چگونه مىتوانيم به حضرت مهدى (عج) نزديك باشيم؟
باسمه جلت اسمائه:
زيارت هر روزه امام حجت، خواندن دعاى فرج در قنوت نمازها و در غير نماز، صدقه به نيت دور شدن بلا از ايشان و هديه نمودن اعمال عبادى به صورت مستمر به محضر مباركشان، سبب نزديك شدن به ايشان و احساس كردن وجودشان در اكثر اوقات مىگردد.
والسلام على من اتبع الهدى
1- آشنايى با آثار حضرت آيت الله العظمى روحانى (دامظله) 2- معرفى سايتهاى دفتر آيت الله العظمى روحانى (دامظله)
آشنايى با آثارحضرت آيتالله العظمىروحانى (دامظله)
معظمله از ابتداى زندگى علمى خويش در راستاى نشرمعارف اهلبيت(عليهم السلام) و گسترش دانش اسلام، هرگز آرامنگرفتند. زمانى بر مسند تدريس مىنشينند و به تربيت وپرورش هزاران دانشمند فاضل و فرزانه مىپردازند و زمانىديگر دست به قلم مىشوند و به تأليف كتب ماندگار اسلامى مىپردازند.
ايشان به محض ورود به حوزه علميه قم و احساس نياز جامعه حوزوى و اسلامى، همزمان با تدريس درس خارج فقه و اصول در سنين جوانى، دست به تأليف دايرة المعارف فقه اسلامى مىزنند. كتابى ماندگار كه بزرگان و اساتيد نام آورِ خبره حوزه، مراجع بزرگ تقليد و مدرسين، سر تعظيم و تمجيد در برابرش فرومىآورند.
حضرت آيت الله العظمى بروجردى (ره) دوبار كتاب «فقهالصادق» را همراه خود به جلسه تدريسشان مىبرند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن استناد مىكنند.
حضرت آيت الله العظمى خويى (ره) طى نامهايى مرقومفرمودند كه: من كتاب «فقه الصادق» را شخصاً براى آيتالله كاشف الغطاء بردم و گفتم: ببيند من چه خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نمودهام و چنين عالم محققى را تربيتكردهام.
رييس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالىترين مركز علمى اهلتسنن) نيز طى نامهاى كتاب عظيم «فقه الصادق» رامىستايد.
اين كتاب ساليان سال است كه يكى از رساترين، معتبرترين و مهمترين منبع تدريس فقه و اصول تشيع است. يكى از دلايل مرجعيت و اعلميت ايشان، ناشى از اين تأليفات بخصوص كتاب گرانسنگ «فقه الصادق» است.
تاليفات
1- فقه الصادق (به زبان عربى): دايرة المعارف كامل فقه تشيع. اين كتاب عظيم و بزرگ كه به عنوان يك منبع مرجع شناخته شده است در 26 جلد بارها در داخل و خارج كشور به چاپ رسيده است. چاپ جديد آن هم اكنون در 41 جلد (با ذكر منابع و مصادر) منتشر شدهاست.
آيت الله العظمى روحانى تاليف اين مجموعه فقهى را از سال 1370 قمرى (60 سال پيش) آغاز كرده و در سال 1398 هجرى قمرى و در اوج مبارزات بر عليه رژيم ستمشاهى و در حالى كه در تبعيد به سر مىبردند، نگارش آخرين جلد آن را به پايان رساندهاند.
يكى از امتيازات اين مجموعه فقهى آن است كه طلاب و محققين را از مراجعه به كتب فقهى جهت اطلاع از آراى ديگر فقيهان بى نياز مىكند; چه آنان كه در قرنهاى گذشته مىزيستهاند و چه آن دسته از فقيهان معاصر مانند آيتالله خوئى، ميرزاى نائينى، محقق اصفهانى و آيتالله
حكيم كه پيش از نگارش اين مجموعه آراى فقهى خود را عرضه كردهاند و حتى فراتر از اين، آراى آن دسته از فقيهانى را گرد آورده است كه مراجعه به آثارشان چندان رواج ندارد; مانند برخى از آراى آيتالله كاظم شيرازى و آيتالله عبد الكريم حائرى.
از نكات قابل اشاره آنكه حضرت آيتالله العظمى بروجردى(ره) دو بار از كتاب فقهالصادق در منبر تدريس خود مطالبى نقل فرمودند و حضرت آيتاللَّه العظمى خويى(ره) در وصف اين كتاب طى نامهاى مرقوم فرمودند كه: «من كتاب فقهالصادق را شخصا براى آيتاللَّه كاشف الغطاء بردم و گفتم: ببينيد من چه خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نمودهام و چنين عالم محققى را تربيت كردهام».
مهمترين ويژگى و نقاط تمايز موسوعه «فقه الصادق» را مى توان در موارد زير خلاصه كرد: تماميت، جامعيت، تتبع و كاوشگرى، پژوهشگرى و تحقيق، توجه به فقه پويا، جديد و به روز بودن، روانى و راحتى متن.
2- «زبدة الاصول» (به زبان عربى): دوره كامل علم اصول فقه كه به صورت بحث استدلالى ارائه گرديده است. اين كتاب در 6 جلدمىباشد.
3- «منهاج الفقاهه» (به زبان عربى): در 6 جلد مىباشد كه حاشيهاى است بر «مكاسب» شيخ انصارى (ره) كه به شيوهاى نو و ابتكارى تمامى موارد ارائه شده را بحث و بررسىكردهاند.
4- «المسائل المستحدثه» (به زبان عربى): حضرت آيت الله
مبتكرمسائل مستحدثه و ارائه مسائل جديد با ذكر مسايل فقهى،روايى هستند. اين كتاب كه بارها وبارها در خارج و داخلكشور به چاپ رسيده است شامل ارائه مسائل جديد، نو و مورد ابتلاى جامعه با ذكر دلايل و مستندات فقهى، روايى و قرآنى مىباشد.
5- تعليق بر «منهاج الصالحين» در 3 جلد (به زبان عربى)
6- تعليق بر «عروة الوثقى» در 2 جلد (به زبان عربى)
7- تعليق بر «وسيلة النجاة» (به زبان عربى)
8- رساله در لباس مشكوك (به زبان عربى)
9- رساله در قاعده لاضرر (به زبان عربى)
10- الجبر و الاختيار (به زبان عربى)
11- رساله در قرعه (به زبان عربى)
12- مناسك الحج (به زبان عربى)
13- المسائل المنتخبه (به زبان عربى)
14- رساله در «فروع العلم الاجمالى» (به زبان عربى)
15- الاجتهاد و التقليد (به زبان عربى)
16- القواعد الثلاثه (به زبان عربى)
17- اللقاء الخاص (به زبان عربى) استفتائات
18- «شرح مناسك الحج والعمرة» (به زبان عربى)
19- «اجوبة المسائل الاعتقادية» (به زبان عربى) استفتائات
20- «السيدة الزهرا(س) بين الفضائل والظلامات» (به زبانعربى)
21- رساله «توضيح المسائل» (به زبان فارسى و اردو)
22- جبر و اختيار (به زبان فارسى)
23- «نظام حكومت در اسلام» (به زبان فارسى و تركى واردو)
24- مناسك حج (به زبان فارسى)
25- منتخب احكام (به زبان فارسى)
26- «استفتائات قوه قضائيه و مؤسسه حقوقى وكلاى بين الملل» (بهزبان فارسى)
27- احكام فقهى مسائل روز (به زبان فارسى)
28- استفتائات (پرسش و پاسخهاى مسائل شرعى) (به زبان فارسى): كه تاكنون در 6 جلد به صورت سؤال و جواب ارائه شدهاست.
29- «سلسله فتاوى و استفتائات» (به زبان عربى): شامل استفتائات و پاسخهاى مسائل شرعى مىباشد كه در 18 جلد تهيه شده و هر جلد شامل 1000 سؤال و جواب است. كه تاكنون 2 جلد (التقليد والعقائد - الطهارة) آن به چاپ رسيدهاست.
30- فضائل و مصائب حضرت زهرا(عليها السلام)
31 - اجوبة المسائل (فى الفكر والعقيدة والتاريخ والاخلاق)
32 - عاشورا و قيام امام حسين(عليه السلام)از نگاه آيت الله العظمى روحانى
معرفى سايتهاى دفتر
حضرت آيت الله العظمى روحانى(مد ظله العالى)
نسخه جديد سايت فارسى با ارائه اسناد و دستخطهاى منحصر به فردى كه براى اولين بار است منتشر مىشود - توسط بخش فرهنگى دفتر ايشان راهاندازى شده است. براى مشاهده سايت ايشان مىتوانيد به آدرس www.rohani.ir مراجعه نماييد.
در اين سايت بر زندگىنامه علمى و مبارزات سياسى ايشان به طور جداگانه پرداخته شده و تعدادى از بيانيهها و سخنرانىهاى معظمله در دوران مبارزات ضد رژيم ستمشاهى نيز براى اطلاع محققان و جلوگيرى از تحريف تاريخ! قرار داده شده است.
در بخش ديگرى از سايت نيز تعدادى از نامههاى تاريخى همچون نامههاى آيت الله العظمى خوئى(ره) به ايشان، همراه با تصاوير آنها كه حاوى نكات بسيار مهمى هست، آورده شده; از جمله اين نامهها مىتوان به تأييد مقام علمى آيت الله العظمى روحانى(دام ظلّه) توسط آيت الله العظمى خوئى(ره) آن هم در حالى كه سن ايشان تنها 14 سال
بوده است، اشارهكرد.
لازم به ذكر است امكان خريد مجموعه آثار عربى و فارسى معظم له - كه تاكنون 73 عنوان آن منتشر شده است - نيز در بخش انتشارات سايت، فراهم گشته است.
پايگاه اطلاعرسانى مجموعه آثار حضرت آيت الله العظمى روحانى(ره) (در قالب كتابخانه ديجيتال) و به آدرس www.rohanibooks.com راهاندازى شد. در اولين اقدام متن كامل مجموعه فقهى كمنظير «فقه الصادق» با امكان جستجوى قوى و پيشرفته در سايت قرار داده شده و به تدريج ساير كتب فقهى و اصولى ايشان نيز در اين سايت آورده خواهد شد. در طراحى اين پايگاه از قابليتهاى مفيد و منحصر به فرد موجود در نرمافزارها، و نيز قابليتهاى مفيد موجود در شبكه كه حتى در نرمافزارها قابل دستيابى نبوده، استفاده شدهاست.
نسخه جديد سايتهاى دفتر استفتائات حضرت آيت الله العظمىروحانى(ره) براى پاسخگويى سريعتر و ارتباط نزديكتر با مقلدين ايشان و همچنين پاسخگويى به سؤالات اعتقادى هموطنان راهاندازى شده است. از جمله نكات مهم لحاظ شده در سايت، بخش سؤالات مرتبط هست كه در انتهاى هر سؤال شرعى و اعتقادى قرار داده
شده است تا مخاطب امكان دسترسى آسانترى نسبت به سؤالات مورد نياز خود داشته باشد. لازم به ذكر است كه در حال حاضر در هر كدام از اين دو سايت بيش از 4 هزار استفتاء موجود مىباشد و به طور هفتگى بر استفتائات موجود در آن اضافه مى شود. آدرس سايت فارسى دفتر استفتائات www.istefta.net آدرس سايت عربى دفتر: www.istefta.com مىباشد.