علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 110

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 110

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- وعيد

1- آثار وعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 9

9 - ايجاد روحيه تقوا در آدمى ، نيازمند به كارگيرى هشدار ها و وعيد ها است .

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

2- تحقق وعيد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 3

3 ـ بهشتيان براى ملامت و سرزنش دوزخيان ، از آنان جوياى تحقق وعيد هاى الهى براى منكران آيات خداوند خواهند شد .

و نادى . .. فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً

3- وعيد به پيروان ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 43 - 2

2- هشدار و وعده تهديدآميز خداوند به پيروان گمراه ابليس

إلاّ من اتبعك من الغاوين. و إن جهنّم لموعدهم أجمعين

4- وعيد به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 47 - 2

2- عذاب و هلاكت ستم پيشگان و پيروزى رسولان ، وعده خداوند به آنان

و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... فلاتح

برداشت فوق از ارتباط اين آيه با آيات قبل، كه درباره عذاب ستمگران بود، استفاده مى شود. گفتنى است «فاء» تفريع در «فلاتحسبنّ» مؤيد اين ارتباط است.

5- وعيد به قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 5،6

5ـ نزول عذاب بر قوم ثمود ، وعده اى راستين و تخلف ناپذير

ذلك وعد غير مكذوب

6ـ نزول عذاب بر قوم ثمود ، وعده اى از ناحيه خداوند به حضرت صالح ( ع )

ذلك وعد غير مكذوب

6- وعيد به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 12

12ـ عذاب هاى وعده داده شده به كفرپيشگان ، قانونمند و داراى حساب و كتاب تعيين شده و مشخص

و عنده أمّ الكتـب . .. و علينا الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 32 - 1

1 - وعده بهشت به متقين ، همپاى تهديد كافران به جهنم

يوم نقول لجهنّم . .. و أُزلفت الجنّة للمتّقين ... هـذا ما توعدون

7- وعيد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 7

7 ـ وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)

سيجزيهم بما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 5

5 ـ وعده ها و وعيد هاى خداوند ، برخاسته از ربوبيت او و براى رشد و تربيت انسانهاست .

قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً

8- وعيد در هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 6

6 - استفاده از وعده و وعيد و هشدار و تشويق ، روش قرآن براى هدايت مردم است .

هدًى . .. فبشّره بعذاب ... لهم جنـّـت النعيم

گوشزد كردن فرجام مؤمنان، پس از يادآورى عذاب معرضان از آيات خدا، شيوه اى است كه در آن، براى شنونده اميد و ترس ايجاد مى شود و چنين حالتى شخص را در حالت اعتدال نگه مى دارد.

9- وعيد هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1،2

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

2- برپايى قيامت و كيفر كافران دين ستيز ، وعده الهى است .

و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده براين اساس است كه «ال» در «الوعد» عهد حضورى بوده و مقصود از آن، برپايى قيامت و عذاب كافران باشد كه همواره تمامى پيامبران به امت خويش وعده مى دادند و اين وعده در خاطر امت ها وجود داشت.

وعيد هاى

10- وعيد هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1،2

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

2- برپايى قيامت و كيفر كافران دين ستيز ، وعده الهى است .

و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده براين اساس است كه «ال» در «الوعد» عهد حضورى بوده و مقصود از آن، برپايى قيامت و عذاب كافران باشد كه همواره تمامى پيامبران به امت خويش وعده مى دادند و اين وعده در خاطر امت ها وجود داشت

2- وقت

1- ابزار وقت شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 2،4

2 - ايجاد تقويمى طبيعى و ميزانى براى سنجش زمان ، از اهداف آفرينش ماه و پيدايش آن به صورت هاى مختلف

قل هى موقيت للناس

«مواقيت» (جمع ميقات) است و ميقات به زمان يا مكانى گفته مى شود كه براى انجام فعل تعيين مى گردد. (لسان العرب)

4 - از فايده هاى ظهور ماه به شكل هاى مختلف ، شناخت موسم و زمان حج است .

قل هى موقيت للناس و الحج

2- اختفاى وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 22 - 5

5 - زمان قيامت ، نامعلوم است .

ثمّ إذا شاء أنشره

كارهايى كه در آيات پيشين به خداوند نسبت داده شد، گرچه مقيد به مشيت الهى است; ولى قيد «إذا شاء» تنها در مورد محشور شدن انسان ذكر شده است تا اين نكته را برساند كه هر چند براى آن افعال (خَلَقه، يسّره، أماته و أقبره) مى توان زمانى را حدس زد; ولى در مورد قيامت، تنها بايد به خواست خداوند نظر داشت.

3- اختفاى وقت هجوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 3 - 3

3 - پنهان داشتن زمان يورش بر دشمن و هجوم در لحظه هاى استراحت او ، روشى مطلوب در جهاد

فالمغيرت صبحًا

4- اِعلام وقت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 3

3- زكريا ( ع ) ، در مدت سكوت سه روزه ، دخول وقت عبادت را در صبح و عصر ، با اشاره به مردم اعلام مى كرد .

فخرج على قومه من المحراب فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

احتمال مى رود جمله «فخرج . ..» در باره خروج زكريا(ع) در مدت سه روز باشد. در اين صورت، «بكرة و عشيّاً» ظرف براى فعل هاى «خرج» و «أوحى» خواهد بود و مفاد آيه چنين مى شود: چون زكريا(ع) وظيفه اعلام دخول وقت عبادت را برعهده داشت، در صبح و عصر آن سه روز كه نمى توانست با مردم سخن بگويد، دستور «سبّحوا» را با اشاره به آنان تفهيم مى كرد.

5- اهميت نماز اول وقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 20

20 - لزوم خواندن نماز ، در ابتداى وقت آن *

وانحر

در «تاج العروس» آمده است: «نَحَرَ الصلاة»; يعنى، نماز را در آغاز وقت آن خواند.

6- اهميت وقت شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 22،23،38

22 - آن هنگام كه رشته سفيدِ ظاهر شده در افق از رشته سياهِ شب تمييز داده شود ، هنگام فجر است .

حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر

حرف «من» در «من الفجر» بيان براى «الخيط الأبيض» است; يعنى، آن رشته سفيد همان فجر است.

23 - طلوع فجر حد فاصل شب و روز

أحل لكم ليلة الصيام . .. كلوا و اشربوا حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض

«أياماً معدودات» در آيه 184، روزه را مخصوص روز مى داند و «حتى يتبين . ..» شروع روزه را از طلوع فجر قرار داده است. بنابراين، روز در ديدگاه شرع از طلوع فجر آغاز مى شود.

38 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى « أتموا الصيام إلى الليل » قال : سقوط الشفق ;

از امام صادق(ع) در معناى «ليل» در آيه «أتموا الصيام إلى الليل» روايت شده كه شب با زائل شدن شفق شروع مى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 4

4 - از فايده هاى ظهور ماه به شكل هاى مختلف ، شناخت موسم و زمان حج است .

قل هى موقيت للناس و الحج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 10

10- شناخت زمان و تنظيم آن ، براى زندگى انسان امرى با اهميت و حياتى است .

لتعلموا عدد السنين و الحساب

اهميت وقت مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 5

5- زمان ولادت ، لحظه مرگ و روز رستاخيز ، سه مرحله حساس و سرنوشت ساز براى انسان

و سلـم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

7- اهميت وقت نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 15

15 - « عن الإمام موسى بن جعفر عن أبيه عليهما السلام فى قول اللّه عزّوجلّ « . . . يسبّح له فيها بالغدوّ والأصال » . . . قال الصلاة فى أوقاتها ;

امام موسى بن حعفر(ع) از پدر بزرگوارش نقل مى كند كه درباره قول خداى ـ عزّوجل ـ «. ..يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال» فرمود: مقصود خواندن نماز در اوقات معين آن است».

8- اهميت وقت ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 5

5- زمان ولادت ، لحظه مرگ و روز رستاخيز ، سه مرحله حساس و سرنوشت ساز براى انسان

و سلـم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

9- بهترين وقت آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 9

9 - شب ، بهترين و مناسب ترين زمان براى استراحت و آسايش

يأتيكم بليل تسكنون فيه

تصريح خداوند به اين كه شب را براى آسايش و استراحت بشر قرار داده است، مى تواند حاكى از برداشت ياد شده باشد.

10- بهترين وقت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 9

9 ـ سحرگاهان ، بهترين و مناسب ترين وقت براى نماز و عبادت

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 3

3 - شب هنگام ، فرصتى مناسب و شايسته براى عبادت پروردگار

أمّن هو قـنت ءاناء الّيل

ياد شدن وقت شب براى عبادت، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 1

1 - شب ، بهترين زمان براى برگزارى نماز و انجام دادن عبادت

قم الّيل . .. إنّ ناشئة الّيل ... و أقوم قيلاً

«ناشئة» مشتق از «نَشْأ» (حادث شدن، پديد آمدن) و به معناى حادثه و پديده است (مصباح المنير). اضافه «ناشئة» به «الليل»، مى تواند اضافه بيانيه و يا اضافه ظرفيه باشد. گفتنى است كه آيه ياد شده تعليل براى «قم الليل...» مى باشد; يعنى، شب را به پاخيز چون شب... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 1

1 - شب ، فرصتى مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى و روز ، زمانى شايسته براى تلاش و رسيدگى به امور زندگى

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً

«سبح» در معانى متعددى به كار مى رود; از جمله سعى و تلاش براى معاش (قاموس المحيط). جمله «إنّ لك فى النهار»، تعليل ديگرى براى «قم الليل»است; يعنى، چون در روز به خاطر تلاش طولانى براى معاش، فرصت و فراغت براى مناجات و عبادت نيست، شب را براى اين كار اختصاص بده.

11- بهترين وقت نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 9

9 ـ سحرگاهان ، بهترين و مناسب ترين وقت براى نماز و عبادت

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 1

1 - شب ، بهترين زمان براى برگزارى نماز و انجام دادن عبادت

قم الّيل . .. إنّ ناشئة الّيل ... و أقوم قيلاً

«ناشئة» مشتق از «نَشْأ» (حادث شدن، پديد آمدن) و به معناى حادثه و پديده است (مصباح المنير). اضافه «ناشئة» به «الليل»، مى تواند اضافه بيانيه و يا اضافه ظرفيه باشد. گفتنى است كه آيه ياد شده تعليل براى «قم الليل...» مى باشد; يعنى، شب را به پاخيز چون شب... .

12- تعيين وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 1

1ـ خداوند براى برپايى قيامت ، زمان مشخصى را تعيين كرده است .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

13- تفاوت وقت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 5

5 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها ، براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحـن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

زمان ها، از حيث اين كه مقدار حركت ماده اند، تفاوتى با هم ندارند، اما از اين كه برخى ايام براى تسبيح خداوند مناسب معرفى شده اند، استفاده مى شود كه زمان ها، تفاوت معنوى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 6

6 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحـن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

14- جهل به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 4

4ـ زمان برپايى قيامت براى انسان ها مجهول است و همچنان مجهول خواهد ماند .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 21 - 2،3

2- خدايانِ مشركان ، هيچ اطلاعى از زمان وقوع قيامت و رستاخيز خود ندارند .

و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير فاعلى در «يشعرون» و «يبعثون» معبودهاى باطل باشد كه در آيه قبل از آنها سخن به ميان آمده است.

3- معبود هاى مشركان ، بى اطلاع از زمان رستاخيز پرستش كنندگان خويش

و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «يبعثون» پرستشگران اصنام باشد كه همان ضمير فاعلى «يدعون» است.

15- شگفتى وقت افشاى رازها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 6

6 - غفلت از فرجام اخروى و لحظه برملا شدن اسرار آدمى ، شگفت آور و حالتى نكوهيده است .

أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور

مفعول «أفلايعلم» يا محذوف است; يعنى: «أفلايعلم مآله؟» و يا كلمه «إذا» از ظرفية خارج شده و مفعول به قرار گرفته است; يعنى: «أفلايعلم وقت . .. تحصيل ما فى الصدور؟». در اين صورت مراد، توبيخ بر غفلت از حوادث آن زمان است.

16- علم به وقت عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 4

4- علم به زمان كيفر و عذاب انسان ها ، درگرو آگاهى به نهان و آشكار آنان است .

إن أدرى أقريب . .. إنّه يعلم الجهر من القول

17- علم به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 21 - 4

4- داشتن حيات و مطلع بودن از زمان وقوع قيامت ، از شرايط الوهيت

أموت غير أحياء و ما يشعرون أيّان يبعثون

از اينكه خداوند در مقام رد الوهيت معبودهاى مشركان، از آنها به عنوان مردگانى فاقد هرگونه حيات و شعور نام مى برد، مى توان استفاده كرد كه خدا بايد داراى حيات و علم باشد.

18- فضيلت نماز اول وقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 9

9- نماز صبح در اول فجر ، مورد شهود و نظاره اى ويژه

إن قرءان الفجر كان مشهودًا

چنان كه از روايات استفاده مى شود «شهود ويژه» عبارت است از شهود ملائكه شب و ملائكه روز كه هر دوى آنان، شاهد نماز صبح نمازگزارند.

19- نقش جهل به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 24

24- مشخص نبودن زمان وقوع قيامت و نزديك شمردن آن ، داراى نقش تربيتى و هدايتى براى انسان

قل عسى أن يكون قريبًا

مشخص نكردن زمان دقيق وقوع قيامت از سويى و يادآورى قريب الوقوع بودن آن از سوى ديگر، مى تواند براى توجه دادن انسانها به آن باشد تا آنان خود را همواره براى وقوع قيامت آماده كنند.

20- نقش علم به وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 23

23- بى نيازى انسان از دانستن زمان دقيق وقوع رستاخيز و تأثير نداشتن آن در هدايت و كمال او

قل عسى أن يكون قريبًا

از اصرار قرآن در اثبات اصل معاد و از عدم تعيين وقت مشخص براى آن، استفاده مى شود كه انسان براى راه يابى به صلاح و هدايت و ايمان به قيامت، نيازى به دانستن زمان دقيق معاد ندارد.

21- وقت آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 2

2 - شب ، زمانى مناسب براى آرميدن و آرامش يافتن

اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه

22- وقت آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 73 - 2

2 - شب ، بسترى مناسب براى سكون و آرامش انسان

جعل لكم الّيل . .. لتسكنوا فيه

23- وقت احتجاج ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 4

4- گفت وگوى ابراهيم ( ع ) با آزر ، در زمان نبوت آن حضرت بوده است . *

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا . إذ قال لأبيه

در باره «إذ قال . ..» چندين احتمال ادبى وجود دارد. 1ـ بدل براى «ابراهيم» باشد كه دراين صورت حكم مفعولٌ به براى «اذكر» در آيه قبل را دارد. 2ـ ظرف براى «كان» و يا «نبيّاً» باشد. برداشت فوق بر احتمال دوم مبتنى است.

24- وقت ارائه معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 6

6 - موسى ( ع ) ، مناسب ترين زمان را براى تبليغ و ارائه معجزات خويش و منكوب ساختن فرعون برگزيد .

قال موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

روز عيد، نوعاً روز فراغت و آمادگى فكرى مردم است. انتخاب چنين روزى از سوى موسى(ع) و نيز توجه به حضور گسترده مردم در روشنايى روز، حكايت از انتخاب مناسب آن حضرت دارد.

25- وقت ارزشمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 5

5 - سحرگاهان ، لحظاتى مبارك ، براى صالحان *

نجّينـهم بسحر

تصريح به «سحر» و تعيين زمان نجات خاندان لوط، ممكن است بيانگر مطلب ياد شده باشد.

26- وقت استراحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 5

5 - شب ، بهترين زمان استراحت و خواب

و جعلنا نومكم سباتًا . و جعلنا الّيل لباسًا

27- وقت استراحت مصريان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 1

1 - ورود موسى ( ع ) به شهر مصر ، در ساعت استراحت و غفلت و بى خبرى مردم

و دخل المدينة على حين غفلة من أهلها

«غفلت» به معناى بى خبرى و مراد از «على حين غفلة من أهلها» (ساعت بى خبرى مردم شهر) زمانى است كه مردم دست از كسب و كار مى كشند و به خانه هايشان برمى گردند و از آنچه در شهر مى گذرد بى خبر مى مانند.

28- وقت استراحت مولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 10،15

10 - رفت و آمد خدمت كاران به اتاق صاحبان خود ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، استراحت نيمروزى و هنگام خواب شب ، بدون اذن جايز است .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمـنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و لا عليهم جنا

15 - ضرورت معاشرت تنگاتنگ خدمت كاران با صاحبان خود و مشقت اجازه خواستن ، فلسفه و دليل لازم نبودن اذن خواستن براى رفت و آمد نزديك آنان در غير از سه وقت مقرر

ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ طوّفون عليكم بعضكم

29- وقت استراحت والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 4،11

4 - پيش از نماز بامداد ، وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) وپس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) ، سه زمان برهنگى و خلوت پدران و مادران محسوب مى شود .

ليستئذنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم من الظهيرة و من بعد

11 - رفت و آمد فرزندان به اتاق پدر و مادر ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، وقت استراحت نيمروزى و پس از نماز عشا ، بدون اذن جايز است .

ليسئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و

30- وقت استغفار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 15

15- خصوصيت هاى زمانى ، در اجابت دعا و درخواست آمرزش و رحمت دخيل است .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 18 - 2

2 - سحرگاهان ، بهترين و مناسب ترين زمان براى راز و نياز با خداوند و طلب آمرزش از او

و بالأسحار هم يستغفرون

31- وقت استغفار يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 18

18ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : فى قول يعقوب لبنيه « سوف أستغفر لكم ربى » قال : أخّرها إلى السحر ليلة الجمعة ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا از قول يعقوب كه گفت: «سوف أستغفر لكم ربى» روايت شده است كه فرمود: يعقوب استغفار را تا سحر شب جمعه به تأخير انداخت».

32- وقت اعلام تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 3

3 ـ دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، روز ابلاغ پيام برائت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر

بر اساس نظر مفسران، سال نهم هجرت، سال اعلام برائت است و بر پايه رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است، روز حج اكبر، دهم ذيحجه است.

33- وقت انتقام از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 2

2- انتقام اصلى خداوند از كفر پيشگان ، موكول به روز قيامت

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

34- وقت ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند به خاطر عدم گرايش به ايمان ، مگر با فرارسيدن قيامت

فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم

35- وقت بازگشت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 64 - 6،7،8

6 - بازگشت انسان به سوى خدا است .

يوم يرجعون إليه

7 - خداوند ، آگاه به زمان بازگشت انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .

قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «و يوم. ..» عطف بر «ما أنتم...» باشد.

8 - مالكيت خداوند بر جهان هستى ، نشان آگاهى او از زمان رجعت و بازگردانيده شدن انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .

ألا إنّ للّه ما فى السمـوت و الأرض قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 57 - 7

7 - بازگشت به خدا ، بلافاصله پس از مرگ نيست ، بلكه پس از گذشت مدتى طولانى خواهد بود .

كلّ نفس ذائقة الموت ثمّ إلينا ترجعون

«ثمّ» حرف عطف تراخى دلالت بر نكته بالا مى كند.

36- وقت بازگشت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 29 - 4

4- ورود مريم ( س ) با نوزادش عيسى ( ع ) بر قوم خويش ، به هنگام روز بود .

فلن أكلّم اليوم إنسيًّا . .. فأشارت إليه

37- وقت برپايى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 187 - 3،6،10

3 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اعلام عدم آگاهى خويش به لحظه فرارسيدن قيامت

قل إنما علمها عند ربى

6 ـ برپايى و ظهور قيامت داراى وقتى مشخص

لا يجليها لوقتها إلا هو

10 ـ دانش بشر ناتوان از پيش بينى زمان برپايى قيامت ، حتى به صورت احتمال

لا تأتيكم إلا بغتة

در صورتى مى توان گفت چيزى ناگهانى و بى خبر تحقق يافت كه انسان زمان تحقق آن را، حتى به صورت احتمال و حدس، در ذهن خويش ترسيم نكرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 188 - 14

14 ـ زمان برپايى قيامت از امور غيبى است .

لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير

پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پاسخ كسانى كه مى پنداشتند او به زمان برپايى قيامت آگاهى دارد، با جمله «لو كنت أعلم الغيب . .. » بيان مى دارد كه من عالم به غيب نيستم ; يعنى زمان برپايى قيامت از امور غيبى جهان است.

38- وقت برخورد سپاه فرعون با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 1

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل ، به هنگام طلوع آفتاب

فأتبعوهم مشرقين

واژه «مشرقين» از مصدر «اشراق» (داخل شدن در وقت طلوع خورشيد) مشتق شده است و حال از ضمير فاعل «أتبعوهم» مى باشد; يعنى، «فلحقوا بهم حالكونهم داخلين فى وقت طلوع الشمس». گفتنى است كه «إتباع» (مصدر «أتبعوا») در اين جا به معناى ملحق شدن است.

39- وقت بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 11 - 3

3 - « قال الصادق ( ع ) : « أُقّتت » أى بعثت فى اوُقات مختلفة ;

امام صادق(ع) درباره «أُقّتت» فرمود: يعنى [آن گاه كه رسولان] در اوقات مختلف مبعوث شوند».

40- وقت بيدارى اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 7

7- بيدارى اصحاب كهف ، هم زمان با يكديگر و در هنگامى بود كه پاسى از روز باقى مانده بود .

قالوا لبثنا يومًا أو بعض . .. فابعثوا أحدكم

از گفتوگوى اصحاب كهف در باره مشخصات زمان خواب شان و نيز از تصميم آنان به تهيه غذا از شهر، نكته فوق استفاده مى شود.

41- وقت پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 5

5 - قيامت ، روز جزا و كيفر و پاداش الهى است .

يوم الدين

«دين» در آيه بالا به معناى حساب و جزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 5

5 - آخرت ، تنها زمان كيفر كامل و مجازات مناسب

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

به كار رفتن عبارت «الجزاء الأوفى» براى جزاى اخروى، نشانگر آن است كه گرچه در دنيا امكان مجازات وجود دارد; اما جزاى كامل تنها در آخرت تحقق خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 8

8 - قيامت ، روز فراهم آمدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

«حشر» (مصدر «تحشرون») به معناى جمع كردن و فراهم آوردن است. فراهم آمدن مردم در قيامت، براى محاكمه و تعيين كيفر و پاداش براى آنان است.

42- وقت پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 2

2 - اعطاى پاداش به مؤمنان و نيك كرداران در قيامت ، قبل از حسابرسى بدكرداران *

فأمّاالذين ءامنوا . .. و أمّا الذين كفروا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم در بيان، بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.

43- وقت پاداش عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 9

9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت

و لكلّ درجـت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون

لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 11

11 - قيامت زمان برداشت و پاداش اعمال نيك است .

فاستبقوا الخيرت أين ما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً

جمله «أين ما تكونوا . ..» تعليل جمله قبل است; يعنى، چون قيامتى بر شما هست بايد در دنيا به انجام كارهاى نيك بپردازيد. اين تعليل بيانگر آن است كه: سعادت انسان در آخرت، به اعمال نيك او در دنيا بستگى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 1

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا

44- وقت پاداش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 2

2 - اعطاى پاداش به مؤمنان و نيك كرداران در قيامت ، قبل از حسابرسى بدكرداران *

فأمّاالذين ءامنوا . .. و أمّا الذين كفروا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم در بيان، بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.

45- وقت پيروزى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 12،13

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه نبودن خود از زمان دقيق وقوع عذاب الهى بر مشركان و كافران لجوج و پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان را به مردم اعلام كرد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

«إن» در «إن أدرى» نافيه است.

13- محدوديت علم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به زمان وقوع عذاب بر مشركان و كافران حق ناپذير و زمان دقيق پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان

إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

46- وقت تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 3

3 ـ خداوند ، شب را به منظور آرميدن و روز را با هدف تلاش و تأمين معاش انسان ، برقرار كرده است .

هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً

به قرينه «مبصراً» لفظ «مظلماً»، بعد از «الّيل» ; و به قرينه «لتسكنوا فيه» جمله «لتعملوا فيه»، بعد از لفظ «مبصراً» مقدر است ; يعنى: هو الذى جعل لكم الّيل مظلماً، لتسكنوا فيه و النهار مبصراً لتعملوا فيه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 6

6 - روز ، زمان مناسب براى تلاش و كوشش جهت تأمين زندگى است .

و من ءايـته . .. و النهار و ابتغاؤكم من فضله

برداشت بالا همان گونه كه برخى مفسران نيز گفته اند، بنابراين اساس است كه در آيه، تقديم و تأخيرى به اين صورت «و

من آياته منامكم باليل و ابتغاؤكم من فضله بالنهار» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 22

22 - روز ، زمان مناسب براى تلاش اقتصادى و تأمين زندگى

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. يبتغون من فضل اللّه

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تلاش روزانه (يبتغون. ..) در برابر شب زنده دارى (تقوم...الليل) واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 2

2 - روز ، زمانى مناسب براى فعاليت و فراهم سازى آذوقه زندگانى

و جعلنا النهار معاشًا

از جمله معانى «معاش، «معيشت» است; يعنى، آنچه زندگى به آن تداوم يابد (لسان العرب). مفاد آيه شريفه با توجّه به اين معنا، مبالغه در سبب بودن روز براى معيشت و زندگانى است.

47- وقت تأمين نياز محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إنّ لك فى النهار سبحاً طويلاً » يقول : فراغاً طويلاً لنومك و لحاجتك ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «إنّ لك فى النهار سبحاً طويلاً» روايت شده كه خدا [به رسول خود ]مى فرمايد: تو در روز براى خواب و رفع نيازهايت، فراغت طولانى خواهى داشت».

48- وقت تجمع اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 21 - 1

1 - صاحبان بوستان يمنى در سپيده صبح ، همديگر را صدا زده و در يك جا اجتماع كردند .

فتنادوا مصبحين

«مصبح» (مفرد «مصبحين») به كسى گويند كه در آغاز طلوع فجر (سپيده صبح) وارد شده باشد.

49- وقت تحقق وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 25 - 1،2،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ صريح آگاه نبودن خويش ، از زمان تحقق وعده هاى خداوند به مردم

قل إن أدرى أقريب ما توعدون

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به دور و نزديك بودن تحقق وعده هاى الهى به كافران آگاه نبود .

قل إن أدرى أقريب ما توعدون أم يجعل له ربّى أمدًا

«أمَد» در اصل به معناى غايب و منتهاى شىء است و در اين آيه مقصود از آن ـ به قرينه «قريب» ـ مدت طولانى است.

4 - پرسش استهزاآميز كافران حق ناپذير ، از زمان تحقق وعده هاى الهى درباره خويش

أقريب ما توعدون أم يجعل له ربّى أمدًا

آيه شريفه درصدد پاسخ به پرسش كافران درباره تحقق وعده هاى الهى است كه در آيه قبل مطرح شده بود. از اين رو برخى از مفسران نوشته اند كه اين آيه، درباره «نضربن حارث» است كه او و همفكرانش پيوسته مى گفتند: «متى هـذا الوعد إن كنتم صادقين» (10/48).

50- وقت تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 3،4

3 - تسبيح و تنزيه خداوند ، در هر صبح و شام ، لازم است .

فسبحـن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

برداشت بالا، بنابراين است كه «سبحان» بدل از فعل امر باشد.

4 - صبح گاهان و شام گاهان ، لحظه هايى ويژه و مناسب براى تسبيح و عبادت خدا است .

فسبحـن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 2،4

2 - تسبيح خداوند به هنگام شام گاه و نيم روز ، لازم است .

فسبحـن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

4 - تسبيح خداوند در همه لحظه ها و فرصت ها ، لازم است .

فسبحـن اللّه حين تمسون و حين تصبحون . .. و عشيًّا و حين تظهرون

احتمال دارد ذكر اوقات ياد شده ـ كه وقت هاى ممتاز شبانه روز است ـ كنايه از همه لحظه هاى مناسب شبانه روز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 3

3 - صبح گاهان و شام گاهان ، وقت هايى مناسب براى ذكر و تسبيح خداوندند .

اذكروا اللّه . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين كه «بكرة» و «أصيلاً» به همان معناى حقيقى خود به كار رفته باشند، نه معناى كنايه اى، معناى ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 6

6 - شبانگاه و بامداد ، بهترين وقت براى تسبيح پروردگار جهان

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه تصريح به شبانگاه و بامداد به خاطر خصوصيت ويژه اى باشد كه در آن دو زمان وجود دارد و قهراً اين خصوصيت مى تواند حاكى از برترى و امتياز آن دو وقت باشد.

51- وقت تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 15

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،7

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 10،13

10 - منزل هاى عظمت يافته به اذن خداوند ، محل تسبيح شبانه روزى مردمان شايسته است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

13 - صبح و شب ، موقعيت هاى بسيار مناسب براى تسبيح و تقديس خداوند

يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

قيد «بالغدوّ و الأصال» براى اين نيست كه تسبيح را به دو وقت صبح و شب مقيد سازد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين دو وقت از ميان ديگر وقت ها بيانگر مناسب تر بودن آن دو، براى تسبيح و عبادت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 12،16

12 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر تسبيح همراه با حمد خدا در هر صبح و شام

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكـر

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكـر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 9

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 5،10

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و ستايش پروردگار ، قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن

و سبـّح بحمد ربـّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

10 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و سبـّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب » قال : قبل طلوع الشمس صلاة الصبح ، و قبل الغروب صلاة العصر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس. ..» روايت شده است كه فرمود: [مراد از تسبيح] قبل از طلوع خورشيد «نماز صبح» و [مراد از تسبيح] قبل از غروب «نماز عصر» است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 10

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

52- وقت تشخيص جنسيت جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 46 - 5

5 - مشخص شدن جنسيت ( نر و ماده بودن ) ، پس از استقرار نطفه در رحم

و أنّه خلق الزوجين الذكر و الأُنثى . من نطفة إذا تمنى

وصف «إذا تمنى»، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه نوع زوجين و جنسيت آنها، پس از جريان نطفه و استقرار در رحم صورت مى گيرد.

53- وقت تعيين سرنوشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 6

6- شب قدر ، شب سرنوشت

فيها يفرق كلّ أمر حكيم

با اين كه در معناى آيه شريفه، احتمال هاى مختلفى رخ مى نمايد; اما پيام مشترك همه آنها مطلب ياد شده است. به علاوه كه ارتباط اين آيه با وصف «مباركة» در آيه قبل، مؤيد آن است.

54- وقت تقدير آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 1

1- شب قدر ، شب تقدير ، تدبّر و تثبيت امور هستى

فيها يفرق كلّ أمر حكيم

واژه «يفرق» ممكن است ناظر به معناى حل و تثبيت امور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 5

5 - مشخصات امور جهان در شب قدر ، تعيين مى شود .

ليلة القدر

«قدر» در معانى گوناگونى به كار رفته است; از جمله «تقدير» (مصباح); «تدبيرامور» (قاموس); «تقسيم ارزاق»، «شرف» و «عظمت» (تاج العروس) و . .. . برداشت ياد شده ناظر به معناى اول و دوم است. مطلق بودن كلمه «قدر»، آن را شايسته تطبيق بر تمام مقدّرات ساخته و «من كلّ أمر» (در ذيل سوره) گواه تعميم است.

55- وقت تقسيم روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 10

10 - « عن اسحاق بن عمار عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سمعته يقول و ناس يسألونه و يقولون إنّ الأرزاق تقسم ليلة النصف من شعبان فقال : لا و اللّه ما ذلك إلاّ فى ليلة تسع عشرة من شهر رمضان و احدى و عشرين و ثلاث و عشرين فإنّ فى ليلة تسع عشرة يلتقى الجمعان و فى ليلة احدى و عشرين يفرق كلّ أمر حكيم و فى ليلة ثلاث و عشرين يمضى ما أراد اللّه جلّ جلاله ذلك و هى ليلة القدر التى قال اللّه : « خير من ألف شهر » ;

اسحاق بن عمار گويد: شنيدم كه امام صادق(ع)، در جواب مردمى كه از او سؤال مى نمودند و مى گفتند: ارزاق در شب نيمه شعبان تقسيم مى شود، فرمود: سوگند به خداوند، چنين نيست، آن تقسيم انجام نمى گيرد مگر در شب نوزدهم ماه رمضان،

شب بيست ويكم و شب بيست و سوم; زيرا در شب نوزدهم دو مجموعه [از چيزهايى كه بايد مقدم افتد يا مؤخر افتد ]فراهم مى گردد و در شب بيست و يكم، هر امرى كه محكم و به هم پيوسته باشد، جدا و تنظيم مى شود و شب بيست و سوم آنچه خداوند جلّ جلاله اراده فرموده، تنفيذ و اجرا مى گردد و آن شب قدر است كه خداوند [درباره آن ]فرموده: خير من ألف شهر».

56- وقت تلاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 2

2 - روز ، زمانى مناسب براى فعاليت و فراهم سازى آذوقه زندگانى

و جعلنا النهار معاشًا

از جمله معانى «معاش، «معيشت» است; يعنى، آنچه زندگى به آن تداوم يابد (لسان العرب). مفاد آيه شريفه با توجّه به اين معنا، مبالغه در سبب بودن روز براى معيشت و زندگانى است.

57- وقت توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 2

2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ

إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

58- وقت تهجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 10

10- لحظات آرام و تيره شب ، لحظاتى مناسب براى ارتباط با خدا و اوج گرفتن در مقامات معنوى

و من الّيل فتهجّد به . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

هر چند عبادت در همه حالات مناسب است، اما اختصاص به ذكر شب از ميان ساير اوقات بخصوص با لفظ «تهجّد» ـ كه بيدار شدن از خواب را دربردارد ـ مى تواند بر نكته فوق دلالت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 5

5 - لزوم پرداختن به تهّجد ، پس از استراحت

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـًا

برخى از اهل لغت «ناشئة الليل» را به برخاستن پس از خوابيدن (القومة بعد النومة) معنا كرده اند (قاموس المحيط).

59- وقت ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 29 - 8

8 - نسخه بردارى از اعمال آدميان ، هم زمان با صدور عمل از سوى آنان *

إنّا كنّا نستنسخ

تعبير «إنّا كنّا. ..» با «ما كنتم...» هم وزن و هر دو ماضى استمرارى است. اين هماهنگى تعبيرها، افاده مى كند كه استنساخ عمل، هم زمان با خود عمل صورت گرفته است.

60- وقت حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 4،5

4 - از فايده هاى ظهور ماه به شكل هاى مختلف ، شناخت موسم و زمان حج است .

قل هى موقيت للناس و الحج

5 - حج عبادتى است مشروط به وقت و ماهى خاص

قل هى موقيت للناس و الحج

«الحج» عطف به «الناس» مى باشد; يعنى، هى مواقيت الحج.

61- وقت حمد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،7

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 12،16

12 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر تسبيح همراه با حمد خدا در هر صبح و شام

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكـر

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكـر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

62- وقت خلقت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 20

20 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « يوم الجمعة سيد الأيام . . . خلق اللّه فيه آدم واهبط فيه آدم إلى الأرض ;

روز جمعه شريف ترين روزهاست . .. در آن روز خداوند آدم را آفريد و در همين روز او را به زمين فرستاد».

63- وقت خواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 3،5

3 ـ خداوند ، شب را به منظور آرميدن و روز را با هدف تلاش و تأمين معاش انسان ، برقرار كرده است .

هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً

به قرينه «مبصراً» لفظ «مظلماً»، بعد از «الّيل» ; و به قرينه «لتسكنوا فيه» جمله «لتعملوا فيه»، بعد از لفظ «مبصراً» مقدر است ; يعنى: هو الذى جعل لكم الّيل مظلماً، لتسكنوا فيه و النهار مبصراً لتعملوا فيه.

5 ـ شب ، ظرفى مناسب براى آرميدن و روز فرصتى شايسته براى تلاش است .

هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 3

3 - شب ، وقتى مناسب و طبيعى براى خواب است .

و من ءايـته منامكم باليل و النهار

بنابراين كه تقديم و تأخيرى در آيه باشد و «النهار» مجرور به حرف جر محذوف و متعلق به «إبتغاء» و «بالّيل» متعلق به «منامكم» باشد، نكته فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 5

5 - شب ، بهترين زمان استراحت و خواب

و جعلنا نومكم سباتًا . و جعلنا الّيل لباسًا

64- وقت خواب محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إنّ لك فى النهار سبحاً طويلاً » يقول : فراغاً طويلاً لنومك و لحاجتك ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «إنّ لك فى النهار سبحاً طويلاً» روايت شده كه خدا [به رسول خود ]مى فرمايد: تو در روز براى خواب و رفع نيازهايت، فراغت طولانى خواهى داشت».

65- وقت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 15

15 - ماه رمضان ، زمان مناسب براى دعا به درگاه خداوند

شهر رمضان . .. و إذا سألك عبادى عنى فإنى أجيب دعوة الداع

برداشت فوق بيانگر وجه ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 9

9 ـ بامدادان و شامگاهان، فرصتهايى مناسب براى نيايش و دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 8

8- سپيده دم و پسين ، فرصت هايى مناسب براى دعا به درگاه خداوند است .

بالغدوة و العشىّ

مراد از «غداة و عشىّ» ممكن است دو زمان مخصوص باشد و احتمال مى رود تمام ساعات شبانه روز مورد نظر باشد. برداشت بالا، ناظر به نخستين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 15

15- خصوصيت هاى زمانى ، در اجابت دعا و درخواست آمرزش و رحمت دخيل است .

سأستغفر لك ربّى

66- وقت ذبح قربانى حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 33 - 2

2 - مراسم قربانى ، داراى زمانى معين است .

لكم فيها منـفع إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 3

3 - مراسم قربانى ، داراى زمان مشخص در هريك از اديان آسمانى پيشين

و لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا

67- وقت ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 14

14 ـ آغاز و پايان روز ، از مناسبترين اوقات براى ياد خدا

و اذكر ربّك . .. بالعشىّ و الابكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 3

3 - صبح گاهان و شام گاهان ، وقت هايى مناسب براى ذكر و تسبيح خداوندند .

اذكروا اللّه . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين كه «بكرة» و «أصيلاً» به همان معناى حقيقى خود به كار رفته باشند، نه معناى كنايه اى، معناى ياد شده فهميده مى شود.

68- وقت ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 16

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكـر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 9

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 9

9 - قبل از طلوع و غروب خورشيد ، لحظه هايى مناسب براى ياد خدا *

و سبـّح بحمد ربـّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 8 - 2

2 - لزوم ذكر و يادكردن پروردگار در ضمن تلاش گسترده روزانه

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً . و اذكر اسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 25 - 1،5

1 - ذكر نام پروردگار و ياد او در سپيده دم و پسين گاه ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

«بكرة»، هم به فاصله ميان نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود (لسان العرب) و هم به آغاز روز (مفردات راغب). «اصيلاً» به فاصله ميان عصر و مغرب گفته مى شود (صحاح اللغة) و نيز به معناى آخر روز آمده است (العين). «ذكر» هم دو نوع است: ذكر با قلب و ذكر با زبان. (مفردات راغب)

5 - سپيده دم و پسين گاه ، از اوقات مناسب براى ذكر و ياد خداوند

و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

أصيلاً

69- وقت روزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 1

1 - زمان روزه گرفتن ، روزهاست نه شبها

كتب عليكم الصيام . .. أياماً

«أياماً» ظرف زمان براى «الصيام» در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 1

1 - ماه رمضان ، ماهى كه براى روزه گرفتن تعيين شده است .

كتب عليكم الصيام . .. أياماً معدودت ... شهر رمضان

«شهر رمضان» خبر براى مبتداى محذوف; يعنى، «هى» است كه به «أياماً معدودات» بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 21

21 - زمان روزه از طلوع فجر تا شب است .

ثم أتموا الصيام إلى اليل

70- وقت شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 37

37 - فضل بن شاذان از امام رضا ( ع ) روايت كرده : « فان قال : فلم جعل الصوم فى شهر رمضان خاصة دون ساير الشهور ؟ قيل لأن شهر رمضان هو الشهر الذى أنزل اللّه فيه القرآن و فيه فرّق بين الحق و الباطل كما قال اللّه عز و جل « شهر رمضان الذى أنزل فيه القرآن هدًى للناس و بينات من الهدى و الفرقان » و فيه نبّىء محمد (صلی الله علیه و آله) و فيه ليلة القدر التى هى خير من ألف شهر . . . ;

اگر سؤال شود چرا روزه تنها در ماه رمضان واجب شده و در ماههاى ديگر واجب نشده است؟ در جواب گفته مى شود: چون ماه رمضان ماهى است كه خداوند قرآن را در آن نازل كرده و در اين ماه، حق و باطل را جدا كرده است. همان طور كه خداوند فرموده «شهر رمضان الذى أنزل فيه القرآن هدًى للناس و بينات من الهدى و الفرقان». در اين ماه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) پيامبر شد و شب قدر در اين ماه است، شبى كه از هزار ماه بهتر است ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 9

9- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . . إذا كانت ليلة ثلاث و عشرين ( من رمضان ) « فيها يفرق كلّ أمر حكيم » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . ..هرگاه شب بيست سوم رمضان فرا رسد، هر كار با حكمتى فيصله مى يابد»... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 10،11،12

10 - « عن اسحاق بن عمار عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سمعته يقول و ناس يسألونه و يقولون إنّ الأرزاق تقسم ليلة النصف من شعبان فقال : لا و اللّه ما ذلك إلاّ فى ليلة تسع عشرة من شهر رمضان و احدى و عشرين و ثلاث و عشرين فإنّ فى ليلة تسع عشرة يلتقى الجمعان و فى ليلة احدى و عشرين يفرق كلّ أمر حكيم و فى ليلة ثلاث و عشرين يمضى ما أراد اللّه جلّ جلاله ذلك و هى ليلة القدر التى قال اللّه : « خير من ألف شهر » ;

اسحاق بن عمار گويد: شنيدم كه امام صادق(ع)، در جواب مردمى كه از او سؤال مى نمودند و مى گفتند: ارزاق در شب نيمه شعبان تقسيم مى شود، فرمود: سوگند به خداوند، چنين نيست، آن تقسيم انجام نمى گيرد مگر در شب نوزدهم ماه رمضان، شب بيست ويكم و شب بيست و سوم; زيرا در شب نوزدهم دو مجموعه [از چيزهايى كه بايد مقدم افتد يا مؤخر افتد ]فراهم مى گردد و در شب بيست و يكم، هر امرى كه محكم و به هم پيوسته باشد، جدا و تنظيم مى شود و شب بيست و سوم آنچه

خداوند جلّ جلاله اراده فرموده، تنفيذ و اجرا مى گردد و آن شب قدر است كه خداوند [درباره آن ]فرموده: خير من ألف شهر».

11 - « عن زرارة عن أبى جعفر ( ع ) قال : سألته عن ليلة القدر قال : هى احدى و عشرين أو ثلاث و عشرين ;

زراره گويد: از امام باقر(ع) از شب قدر سؤال كردم، حضرت فرمود: شب قدر شب بيست و يكم يا شب بيست و سوم است».

12 - « عن ابن عمر قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : التمسوا ليلة القدر ليلة سبع و عشرين ;

از ابن عمر روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: شب قدر را در شب بيست و هفتم بخواهيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 5

5 - سرشار بودن شب قدر از سلامتى ، تا پايان سپيده دم ادامه دارد .

سلـم هى حتّى مطلع الفجر

حرف «حتّى» ـ كه براى بيان انتهاى غايت است ـ دلالت دارد كه نكته قبل، شامل زمان طلوع فجر نيز مى شود.

71- وقت شكست حق ناپذيران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

72- وقت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى ـ به قرينه آيات پيشين ـ مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

73- وقت شكست كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

74- وقت شكست مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

75- وقت شناسى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 17

17ـ ضرورت بهره گيرى مبلغان دينى ، از فرصت هاى مناسب براى ارشاد و هدايت مردم

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف . .. من يتّق و يصبر

76- وقت طعام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 62 - 8

8- بامداد و عصر ، وقت هايى مناسب براى غذا خوردن

و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا

77- وقت طلوع فجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 22

22 - آن هنگام كه رشته سفيدِ ظاهر شده در افق از رشته سياهِ شب تمييز داده شود ، هنگام فجر است .

حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر

حرف «من» در «من الفجر» بيان براى «الخيط الأبيض» است; يعنى، آن رشته سفيد همان فجر است.

78- وقت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 5

5 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها ، براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحـن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

زمان ها، از حيث اين كه مقدار حركت ماده اند، تفاوتى با هم ندارند، اما از اين كه برخى ايام براى تسبيح خداوند مناسب معرفى شده اند، استفاده مى شود كه زمان ها، تفاوت معنوى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 5،6

5 - ظهر و عشا ، لحظه هايى مناسب و ممتاز براى عبادت خداوند است .

فسبحـن اللّه . .. و له الحمد ... و عشيًّا و حين تظهرون

در صورتى كه مراد از «حين تظهرون» همان لحظه هاى خاص عصرگاه و نيم روز باشد، اين برداشت قابل استفاده است.

6 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحـن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 6

6 - شب هنگام ، وقت مناسب و شايسته براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 7

7 - بخش نخست شب ، زمان مناسب براى عبادت و نماز

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـًا

يكى از معانى «ناشئة الليل»، ساعات اول شب است (قاموس المحيط).

79- وقت عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 8،9

8 - كيفر و عذاب خداوند ، تابع سنتِ اجلِ تعيين شده او است .

و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب

9 - عذاب تعيين شده براى كافران ، به خاطر اجل معين ، تأخير دارد و لكن تحقق اش قطعى است .

و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب

80- وقت عذاب اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 13

13ـ كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .

فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين

«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش ـ به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 4

4 - زلزله مدين ، در شب رخ داد .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جـثمين

احتمال دارد كه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابراين، زلزله، در شب اتفاق افتاده است.

81- وقت عذاب حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 12،13

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه نبودن خود از زمان دقيق وقوع عذاب الهى بر مشركان و كافران لجوج و پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان را به مردم اعلام كرد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

«إن» در «إن أدرى» نافيه است.

13- محدوديت علم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به زمان وقوع عذاب بر مشركان و كافران حق ناپذير و زمان دقيق پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان

إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

82- وقت عذاب قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 9

9ـ كفرپيشگان قوم ثمود ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاه به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين

چنان چه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» باشد دلالت مى كند كه هلاكت آنان ، در صبحدم بوده است. در نتيجه صيحه و غرش ـ به قرينه فاء در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى در شب بر قوم ثمود نازل شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 83 - 1

1- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) پس از تكذيب رسولان و اعراض از معجزات و آيات الهى ، صبحگاهان گرفتار صداى وحشتناك و غرش سهمگين شدند .

و لقد كذّب أصحـب الحجر المرسلين . و ءاتينـهم ءايـتنا ... معرضين ... فأخذتهم الصي

83- وقت عذاب قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 23 - 1،4

1- اظهار بى اطلاعى هود ( ع ) ، از كيفيت و زمان نزول عذاب الهى بر كافران قومش

فأتنا . .. قال إنّما العلم عند اللّه

4- هود ( ع ) ، تنها موظف به ابلاغ رسالت خويش و نه تعيين زمان عذاب و آوردن آن

فأتنا بما تعدنا . .. قال إنّما العلم عند اللّه و أُبلّغكم ما أُرسلت به

84- وقت عذاب قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 3،23،28

3ـ فرشتگان ، فرا رسيدن زمان عذاب و كيفر قوم لوط را به حضرت لوط ( ع ) ابلاغ كردند .

إنا رسل ربك لن يصلوا إليك فأسر . .. أليس الصبح بقريب

23ـ صبحگاهِ ورود فرشتگان به ديار قوم لوط ، زمان مقرر شده براى نزول عذاب بر آن قوم

إن موعدهم الصبح

«ال» در «الصبح» جانشين مضاف اليه است. بنابراين «إن موعدهم الصبح»; يعنى: پگاه امشب ، زمان عذاب موعود قوم لوط مى باشد.

28ـ « عن أبى بصير و غيره عن أحدهما عليهما السلام : . . . لما قال جبرئيل : « إنا رسل ربك » قال له لوط : يا جبرئيل

عجّل ، قال : نعم ، قال : يا جبرئيل عجّل ، قال : « إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب » . . . فأدخل جناحه تحتها حتّى إذا استعلت قلّبها عليهم و رمى جدران المدينة بحجار من سجّيل و سمعت إمرأة لوط الهَدّة فهلكت منها ;

ابوبصير و غير او از امام باقر يا امام صادق ـعليهما السلامـ روايت كرده اند كه فرمود: هنگامى كه جبرئيل به لوط گفت: ما فرشتگان، فرستادگان پروردگار تو هستيم، لوط به او گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: باشد. لوط گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: «موعد هلاكت آنها صبح است، آيا صبح نزديك نيست؟»... پس بال خود را به زير زمين آن ديار فرو برد، آن گاه كه آن آبادى بالا رفت آن را به روى آنان واژگون كرد و ديوارهاى شهر را با سجيل (سنگ گِل) سنگباران كرد. همسر لوط صداى شديد فرو ريختن ديوارها را شنيد و از آن صدا به هلاكت رسيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 4

4- عذاب و هلاكت قوم لوط ، در صبحگاهان تحقق پذيرفت .

أن دابر هـؤلاء مقطوع مصبحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 38 - 1،2

1 - نزول عذاب بر قوم لوط ، در صبحگاهان

و لقد صبّحهم بكرة عذاب مستقرّ

2 - وزش طوفان شن بر قوم لوط ، در نخستين ساعات روز

إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا . .. و لقد صبّحهم بكرة عذاب

85- وقت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 12،13

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه نبودن خود از زمان دقيق وقوع عذاب الهى بر مشركان و كافران لجوج و پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان را به مردم اعلام كرد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

«إن» در «إن أدرى» نافيه است.

13- محدوديت علم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به زمان وقوع عذاب بر مشركان و كافران حق ناپذير و زمان دقيق پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان

إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 5،10

5 - عذاب هاى تعيين شده از سوى خداوند براى كافران ، داراى اجل و وقت معينى است .

و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب

10 - عذاب كافران در موعد مقرر ، به صورت ناگهانى ، آنان را فراخواهد گرفت .

و ليأتينّهم بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 7

7 - كافران ، اگر به خاطر اجل تعيين شده در دنيا ، گرفتار عذاب نشوند ، عذاب اخروى شان قطعى است .

و يستعجلونك بالعذاب و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب . .. يستعجلونك بالعذاب و إنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى ـ به قرينه آيات پيشين ـ مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 3

3 - امكان آگاهى رسولان الهى از زمان برپايى قيامت و نزول عذاب بر كافران ، به وسيله وحى و الهام خداوند

قل إن أدرى أقريب ما توعدون . .. إلاّ من ارتضى من رسول

86- وقت عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 16

16- تأخير يافتن زمان عذاب برخى از گمراهان تا آخرت و ترك عذاب آنان در دنيا ، مهلت خداوند به آنان است .

فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

87- وقت عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 12،13

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه نبودن خود از زمان دقيق وقوع عذاب الهى بر مشركان و كافران لجوج و پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان را به مردم اعلام كرد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

«إن» در «إن أدرى» نافيه است.

13- محدوديت علم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به زمان وقوع عذاب بر مشركان و كافران حق ناپذير و زمان دقيق پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان

إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

88- وقت غسل در ماه رمضان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 15

15 - در صورت مباشرت با همسران ، در شب هاى رمضان ، بايد پيش از طلوع فجر غسل كرد . *

فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم . .. حتّى يتبيّن لكم الخيط الأبيض

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «ما كتب اللّه» تحصيل طهارت است; چنانچه در سوره مائده (آيه 6) آمده است: «و إن كنتم جنباً فاطهروا . .. أو لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيداً طيباً».

89- وقت فراغت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 3

3 - فراغت بال پيامبر (صلی الله علیه و آله) در شب

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً

90- وقت فضيلت نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 8،15

8- مطلوبيت و فضيلت اقامه نماز صبح در اول وقت ( طلوع فجر )

و قرءان الفجر

با اينكه وقت نماز صبح نيز موسع است و از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مجال دارد، اضافه شدن نماز به «فجر» اهميت و فضيلت اول وقت را مى رساند.

15- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أخبرنى بأفضل المواقيت فى صلاة الفجر ؟ فقال : مع طلوع الفجر ان الله عزّوجلّ يقول : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » يعنى صلاة الفجر تشهده ملائكة الليل و ملائكة النهار فإذا صلّى العبد الصبح مع طلوع الفجر ثبتت له مرّتين اثبت ها ملائكة الليل و ملائكة النهار ;

اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از با فضيلت ترين اوقات نماز صبح خبر ده، حضرت فرمود: نمازى است كه همگام با طلوع فجر باشد. همانا خداوند ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد:« و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» مقصود نماز طلوع فجر است كه فرشتگان مأمور شب و فرشتگان مأمور روز همگى با هم در آن هنگام حضور دارند و بر آن شهادت مى دهند. پس زمانى كه بنده نماز صبح را همگام با طلوع فجر به جا مى آورد، نماز صبح او دو بار ثبت مى شود: يك بار

[توسط] فرشتگان مأمور شب و بار ديگر [به وسيله ]فرشتگان مأمور روز».

91- وقت قربانى حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 9

9 - انجام تكليف قربانى ، موقوف به زمانى خاص و معين ( دهم تا سيزدهم ذى حجه )

و يذكروا اسم اللّه فى أيّام معلومـت على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

براساس رواياتى كه از اهل بيت(ع) وارد شده است، مراد از «أيام معلومات»، ايام تشريق (دهم تاسيزدهم) ذى حجه است.

92- وقت قضاى روزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 6

6 - قضاى روزه هاى رمضان ، مشروط به وقتى خاص نيست .

فعدة من أيام أخر

تعيين «أياماً معدودات» به ماه رمضان - كه در آيه بعد مطرح شده - و عدم تعيين «أيام أخر» به روزها و يا ماهى خاص، بيانگر اين است كه براى قضاى روزه هاى رمضان وقت خاصى در نظر گرفته نشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 18

18 - قضاى روزه هاى ماه رمضان مشروط به زمانى خاص نيست .

فعدة من أيام أخر

دليل اين برداشت، نظير استدلالى است كه در برداشت شماره 6 در آيه قبل گذشت.

93- وقت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 104 - 1،3،5

1ـ خداوند براى برپايى قيامت ، زمان مشخصى را تعيين كرده است .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

3ـ براى تأخير قيامت ، دليل و علتى جز انتظار فرارسيدن زمان مخصوص آن وجود ندارد .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

برداشت فوق ، بر اين مبناست كه لام در «لأجل» براى تعليل باشد.

5ـ تا برپايى قيامت ، تنها زمانى اندك باقى مانده است .

و ما نؤخّره إلاّ لأجل معدود

كلمه «معدود» (شمارش دار) به اندك بودن تعداد اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 7

7ـ دانش بشر ناتوان از پيش بينى زمان برپايى قيامت حتى به صورت احتمال

أو تأتيهم الساعة بغتة و هم لايشعرون

در صورتى مى توان گفت چيزى ناگهانى و بى خبر تحقق يافت كه آدمى زمان تحقق آن را حتى به صورت احتمال و حدس تعيين نكرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 38 - 2

2- روز قيامت و زمان دقيق برپايى آن ، مشخص و معلوم در نزد خداوند

فأنظرنى إلى يوم يبعثون . قال فإنك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از «الوقت المعلوم» روز رستاخيز و قيامت باشد و نام گذارى آن روز به «وقت معلوم» براى اين است كه تنها خدا، زمان دقيق آن را مى داند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 77 - 5

5- نزديكى برپايى قيامت در نظر خداوند ، على رغم دور جلوه كردن آن در چشم آدميان

و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر أو هو أقرب

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أمر الساعة» رخداد قيامت باشد نه فرمان برپايى آن; كه در اين صورت آيه مى تواند به بينش آدميان نسبت به دور بودن قيامت اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 17،20،21

17- مشركان ، انتظار داشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زمان وقوع قيامت آگاه باشد .

و يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

20- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ دادن سؤال مشركان درباره زمان وقوع قيامت به اينكه اميد است به زودى تحقق يابد .

متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

21- زمان وقوع قيامت ، نزديك است .

و يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 5

5 - خداوند به اراده خويش ، زمان برپايى قيامت را از انسان ها مخفى نگه داشته است .

أكاد أُخفيها

در قاموس آمده است كه «أكاد» (در اين آيه) به معناى «أريد» است و «أكاد أخفيها»; يعنى، اراده مى كنم كه آن را مخفى نگه دارم، براين اساس مراد از اخفاى قيامت، پنهان داشتن زمان وقوع آن خواهد بود، نه اصل وقوع آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 9

9- زمان فروپاشى نظام طبيعت و برپايى قيامت ، زمانى معين در نزد خداوند

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

«ال» در «الساعة» براى عهد است. بنابراين «الساعة» ـ آن هنگام ـ اشاره به زمانى مشخص و معين دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 4

4 - زمان برپايى قيامت ، زمانى است مشخص در پيشگاه خداوند .

حتّى تأتيهم الساعة بغتة

به كارگيرى «ساعة» با الف و لام عهد بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 64 - 7،8

7 - خداوند ، آگاه به زمان بازگشت انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .

قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «و يوم. ..» عطف بر «ما أنتم...» باشد.

8 - مالكيت خداوند بر جهان هستى ، نشان آگاهى او از زمان رجعت و بازگردانيده شدن انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .

ألا إنّ للّه ما فى السمـوت و الأرض قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 5،6

5 - زمان برپايى قيامت ، از امور غيبى و علم آن تنها در اختيار خداوند

قل لايعلم . .. الغيب إلاّاللّه و ما يشعرون أيّان يبعثون

از ارتباط «أيّان يبعثون» با «الغيب» استفاده مى شود كه رستاخيز، خود مصداق و نمونه اى از امور غيبى است كه دانش آن تنها در اختيار خدا است.

6 - آگاهى نداشتن غيرخدا به لحظه برپايى رستاخيز ، دليل شايسته نبودن غير او براى پرستش

و ما يشعرون أيّان يبعثون

با توجه به اين كه معبودهاى دروغين مشركان، از مصاديق مورد نظر در «ما يشعرون» هستند، از ارتباط آن با صدر آيه استفاده مى شود كه موجوداتى كه زمان رستاخيز بر آنها مكشوف نباشد، اصولاً نمى توانند به عنوان معبود شناخته شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 3

3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران

لقد وعدنا هـذا. .. و يقولون متى هـذا الوعد

مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 6

6 - زمان برپايى قيامت ، در آخرين لحظه هاى پايانى دنيا است . *

و يوم تقوم الساعة

ناميده شدن قيامت به «الساعة» ممكن است به جهت اين باشد كه قيامت، در آخرين دقيقه ها و لحظه هاى عمر دنيا رخ مى دهد و ازاين رو، مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 12

12 - كافران ، از حقيقت روز قيامت و برانگيختگى مردگان در آن ، همواره ، در جهل و بى اطلاعى اند .

يقسم المجرمون . .. فهـذا يوم البعث و لـكنّكم كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 34 - 1

1 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، در انحصار خداوند است .

إنّ اللّه عنده علم الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 1،4،5،6،7،9،10

1 - سؤال هاى پى در پى مردم ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره وقت وقوع قيامت

يسئلك الناس عن الساعة . .. لعلّ الساعة تكون قريبًا

«قريباً» قرينه است بر اين كه پرسش مردم از قيامت، درباره زمان وقوع آن بوده است.

4 - آگاهى از زمان وقوع قيامت ، امرى براى مردم بس مهم بود .

يسئلك الناس عن الساعة

5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، با طرح پرسش هايى از امور غيبى ، مانند « زمان وقوع قيامت » ، در صدد استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

لئن لم ينته المنـفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. يسئلك الناس عن الساعة

بنابراين كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد و به منافقان و بيماردلان در آيه شصت برگردد، نكته بالا، قابل استفاده است.

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز از زمان وقوع قيامت بى اطلاع بود .

يسئلك الناس عن الساعة . .. و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) هيچ راهى براى آگاهى از زمان وقوع قيامت ندارد .

و مايدريك لعلّ الساعة تكون قريبًا

«ما» در «مايدريك» استفهاميه و مبتدا، و جمله بعدى، خبر آن است و معناى عبارت چنين است: چه چيزى تو را آگاه مى

كند از وقت وقوع قيامت؟

9 - پاسخ خداوند به پرسش مردم درباره زمان قيامت ، اين است كه جز خدا ، كسى خبر ندارد .

يسئلك الناس عن الساعة قل إنّما علمها عند اللّه

10 - زمان وقوع قيامت ، از اخبار غيبى است .

قل إنّما علمها عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 30 - 1،5،6

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به پرسش مشركان درباره زمان وقوع قيامت

و يقولون متى هـذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم لاتستأخرون عنه ساعة

5 - زمان وقوع قيامت ، تغيير ناپذير است .

قل لكم ميعاد يوم لاتستأخرون عنه ساعة و لاتستقدمون

6 - زمان وقوع قيامت ، براى هيچ كس روشن نيست .

يقولون متى هـذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، به سؤال درباره زمان وقوع پاسخ نداده و تنها به حتمى بودن وقوع آن بسنده كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 2

2 - قيامت ، روزى است قريب الوقوع .

يوم الأزفة

«الآزفة» اسم فاعل از فعل «أزِفَ به معناى «قَرُبَ» مى باشد. «يوم الآزفة»; يعنى، روز نزديك شونده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 1،2،3

1 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، در انحصار خداوند است .

إليه يردّ علم الساعة

تقديم «إليه» بر «يردّ» مفيد حصر است.

2 - قيامت و زمان برپايى آن ، مورد پرسش مشركان عصر بعثت

إليه يردّ علم الساعة

3 - آگاهى خداوند از زمان برپايى قيامت ، لازمه ربوبيت او است .

و ما ربّك بظلّـم . .. إليه يردّ علم الساعة

با توجه به رجوع ضمير «إليه» به «ربّك» در آيه قبل، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 11،12

11 - امكان برپايى قيامت ، در هر لحظه از زمان

و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

12 - زمان وقوع قيامت ، مخفى و پنهان حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 9

9 - تعيين زمان برپايى قيامت ، در اختيار خداوند و در گرو مشيت او است .

و هو على جمعهم إذا يشاء قدير

با توجه به اين كه زمان جمع آورى موجودات روز قيامت است، از آيه شريفه استفاده مى شود كه تعيين زمان آن وابسته به اراده و مشيت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 85 - 5

5 - آگاهى به زمان برپايى قيامت مختص خداوند است .

له ملك السمـوت و الأرض . .. و عنده علم الساعة

از تقدم خبر بر مبتدا، حصر استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 50 - 4

4 - زمان برپايى قيامت ، معلوم و مشخص نزد خداوند

إلى ميقـت يوم معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 4

4 - زمان برپايى رستاخيز ، خارج از قلمرو دانش بشر

و ننشئكم فى ما لاتعلمون

«ما»ى موصوله در «فيما»، مى تواند كنايه از كيفيت خلقت اخروى و يا كنايه از زمان حيات مجدد يافتن انسان در آخرت باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است; يعنى، ما مرگ را بر اين اساس مقدر كرديم كه در زمانى كه نمى دانيد، شما را بار ديگر ايجاد كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 1،7

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

و يقولون متى هـذا الوعد

استفهام در «متى هـذا الوعد» حقيقى نيست; بلكه از باب تهكّم و استهزا است.

7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .

بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 2،3،5

2 - آگاهى از زمان دقيق برپايى قيامت ، تنها در انحصار خداوند است و هيچ كس از آن باخبر نيست .

و يقولون متى هـذا الوعد . .. قل إنّما العلم عند اللّه

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام بى اطلاعى خويش از زمان فرا رسيدن قيامت

قل إنّما العلم عند اللّه

پاسخ پيامبر(صلی الله علیه و آله) (علم به زمان برپايى قيامت تنها در انحصار خداوند است)، مى رساند كه خود آن حضرت نيز از آن آگاهى نداشت.

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها عهده دار انذار مردمان ، درباره برپايى قيامت بود ، نه مشخص ساختن زمان دقيق آن .

قل إنّما العلم عند اللّه و إنّما أنا نذير

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه حصر در «إنّما أنا نذير» حصر اضافى بوده و نسبت به علم به زمان برپايى قيامت سنجيده شده است; يعنى، من تنها انذارگر به وقوع قيامت هستم، نه بيش از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى ـ به قرينه آيات پيشين ـ مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 3

3 - امكان آگاهى رسولان الهى از زمان برپايى قيامت و نزول عذاب بر كافران ، به وسيله وحى و الهام خداوند

قل إن أدرى أقريب ما توعدون . .. إلاّ من ارتضى من رسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 1،2

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

يسئل أيّان يوم القيـمة

2 - آگاه نبودن از زمان برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انكار آن

يسئل أيّان يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 5

5 - قيامت ، از دير زمان و در علم خداوند ، داراى زمانى مشخص بوده است .

إنّ يوم الفصل كان ميقـتًا

فعل «كان» دلالت دارد كه وقت قيامت از پيش مشخص بوده است. «ميقات» گر چه اسم آلت است; ولى معناى «وقت» دارد; نظير ميعاد و ميلاد كه از اسم آلت بودن خارج شده و به معناى مصدر خود استعمال شده اند. متعلق ميقات ـ به قرينه سياق كلام ـ محشور شدن و مجازات ديدن است; يعنى، قيامت وقت مشخص شده براى اين حوادث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 44 - 1

1 - تنها خداوند ، خصوصيات قيامت و زمان وقوع آن را مى داند .

إلى ربّك منتهيها

«منتهاها» ـ به قرينه سياق آيات پيشين ـ به معناى منتهاى علم به قيامت و شناخت خصوصيات و زمان آن است. تقديم «إلى ربّك» بيانگر حصر است.

94- وقت كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 1

1 - شب ، فرصتى مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى و روز ، زمانى شايسته براى تلاش و رسيدگى به امور زندگى

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً

«سبح» در معانى متعددى به كار مى رود; از جمله سعى و تلاش براى معاش (قاموس المحيط). جمله «إنّ لك فى النهار»، تعليل ديگرى براى «قم الليل»است; يعنى، چون در روز به خاطر تلاش طولانى براى معاش، فرصت و فراغت براى مناجات و عبادت نيست، شب را براى اين كار اختصاص بده.

95- وقت كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 5

5 - قيامت ، روز جزا و كيفر و پاداش الهى است .

يوم الدين

«دين» در آيه بالا به معناى حساب و جزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 5

5 - آخرت ، تنها زمان كيفر كامل و مجازات مناسب

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

به كار رفتن عبارت «الجزاء الأوفى» براى جزاى اخروى، نشانگر آن است كه گرچه در دنيا امكان مجازات وجود دارد; اما جزاى كامل تنها در آخرت تحقق خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 8

8 - قيامت ، روز فراهم آمدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

«حشر» (مصدر «تحشرون») به معناى جمع كردن و فراهم آوردن است. فراهم آمدن مردم در قيامت، براى محاكمه و تعيين كيفر و پاداش براى آنان است.

96- وقت كيفر عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 9

9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت

و لكلّ درجـت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون

لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 1

1 - قيامت ، روز برانگيخته شدن انسان ها براى محاكمه و كيفر و پاداش

يوم يبعثهم اللّه جميعًا فينبّئهم بما عملوا

97- وقت گواهى اخروى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 12 - 1

1 - گواهى پيامبران بر امت هاى خويش ، داراى وقتى معيّن در عرصه قيامت

و إذا الرسل أُقّتت . لأىّ يوم أُجّلت

«أىّ» اسم استفهام و يا موصوله و مفيد تعظيم و تهويل است. «اُجّلت» به معناى «أخّرت» است. در اين برداشت مرجع ضمير فاعلى «اُجّلت»، ميقات و گواهى پيامبران (قابل استفاده از آيه قبل) دانسته شد.

98- وقت لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 5،6،14

5 ـ لحظه مرگ ، زمان ملاقات انسان با خدا و آشكار شدن حق براى اوست .

يوم يلقونه

مراد از «يوم يلقونه» مى تواند مرگ باشد و همچنين مى تواند قيامت باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

6 ـ قيامت ، روز ملاقات انسان با خدا

يوم يلقونه

14 ـ از على ( ع ) روايت شده كه : « و اما قوله تعالى : . . . » إلى يوم يلقونه بما أخلفوا اللّه ما وعدوه . . . يعنى البعث فسمّاه اللّه عز و جل لقائه ;

مراد از «يوم يلقونه» در آيه شريفه، روز رستاخيز است كه خداى عز و جل آن را روز لقاى خود ناميده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 1

1 ـ قيامت ، روز ديدار با خداست .

إن الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 5

5 ـ قيامت ، روز ديدار با خداوند

قال الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 3

3 ـ قيامت ، روز ملاقات انسان ها با خدا

لايرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 5 - 2،4،5

2 - لقاى الهى ، موعد مشخَّصى دارد .

من كان يرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت

4 - قيامت ، ظرف تحقق لقاءاللّه و حضور در پيشگاه خداوند است .

من كان يرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت

«لقاءاللّه» عبارت است از اين كه انسان، در جايى قرار بگيرد كه ميان او و خداوند، هيچ حجابى نباشد و اين، همانا، روز قيامت است.

5 - لقاءاللّه ، پس از مرگ ، براى مشتاقان به آن ، تحقق پيدا مى كند .

من كان يرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت

«أجل» در اصل، به معناى «مدت تعيين شده براى هرچيز» است و در «مدت تعيين شده براى حيات انسان» ـ كه از آن، به «مرگ» تعبير مى شود نيز استعمال مى شود(مفردات راغب) بنابر معناى استعمالى آن، احتمال دارد مراد از «أجل اللّه» مرگى باشد كه خداوند، براى انسان ها، مقرر كرده است. در اين صورت، «فإنّ أجل اللّه لأت» اشعار دارد كه لقاءاللّه، پس از مرگ، جامه عمل مى پوشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 14

14 - قيامت ، جايگاه ملاقات مردم با خداوند است .

و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكـفرون

مراد از «لقاء ربّهم» برپايى قيامت است. اطلاق «لقاء ربّ» براى قيامت، از باب اطلاق فعل بر ظرفِ تحقق آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 4

4 - آخرت ، ظرف ملاقات انسان ها با خداوند است .

الذين . .. كذّبوا ... و لقاىِ الأخرة

تعبير از «تكذيب آخرت» به «تكذيب لقاى آخرت»، مى تواند به منظور بيان اين حقيقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 2

2 - قيامت ، روز ملاقات و ديدار با پروردگار

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 6 - 8

8 - قيامت ، ميعاد ملاقات انسان با خداوند است .

فملـقيه

99- وقت مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 38 - 3،4

3 - گردآورى ساحران ، براى هماوردى با موسى ( ع ) در وقت و روزى معين ( پيش از ظهر روز عيد ) بود .

فجمع السحرة لميقـت يوم معلوم

«ميقات» به زمان معين گفته مى شود و مراد از آن در اين جا ـ به قرينه آيه 59 سوره طه ـ پيش از ظهر (ضحى) مى باشد. مقصود از «يوم معلوم» به دليل آيه ياد شده روز جشن (يوم الزينة) است و روز جشن همان روز عيد مى باشد.

4 - اهميت زمان و روز خاص در بازتاب هماوردى موسى ( ع ) با ساحران در نگاه فرعونيان

فجمع السحرة لميقـت يوم معلوم

تصريح به زمان معين، نشانگر اهميت و نقش آن است .

100- وقت مبارزه جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 38 - 3،4

3 - گردآورى ساحران ، براى هماوردى با موسى ( ع ) در وقت و روزى معين ( پيش از ظهر روز عيد ) بود .

فجمع السحرة لميقـت يوم معلوم

«ميقات» به زمان معين گفته مى شود و مراد از آن در اين جا ـ به قرينه آيه 59 سوره طه ـ پيش از ظهر (ضحى) مى باشد. مقصود از «يوم معلوم» به دليل آيه ياد شده روز جشن (يوم الزينة) است و روز جشن همان روز عيد مى باشد.

4 - اهميت زمان و روز خاص در بازتاب هماوردى موسى ( ع ) با ساحران در نگاه فرعونيان

فجمع السحرة لميقـت يوم معلوم

تصريح به زمان معين، نشانگر اهميت و نقش آن است .

101- وقت محروميت از تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 21

21- قواى جسمى و عقلى در مرحله نهايى پيرى ، به درجه اى كاهش مى يابد كه انسان از فراگيرى محروم مى ماند و تمامى دانسته هاى پيشين خود را از دست مى دهد .

منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئًا

102- وقت مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 11 - 4

4 - هركس ، داراى اجل ( زمان مردن ) معينى است كه فرا خواهد رسيد .

و لن يؤخّر اللّه نفسًا إذا جاء أجلها

103- وقت ميوه چينى اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 22 - 1

1 - باغداران يمنى ، همديگر را به چيدن ميوه ها در سپيده صبح تحريك و ترغيب كردند .

أن اغدوا على حرثكم إن كنتم صـرمين

104- وقت نابودى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 9

9- زمان فروپاشى نظام طبيعت و برپايى قيامت ، زمانى معين در نزد خداوند

إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

«ال» در «الساعة» براى عهد است. بنابراين «الساعة» ـ آن هنگام ـ اشاره به زمانى مشخص و معين دارد.

105- وقت نجات خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 4

4 - نجات يافتن خاندان لوط ، از سرنوشت هلاكت بار قومشان به هنگام سحر

نجّينـهم بسحر

106- وقت نزول بلا بر باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 2

2 - در خواب بودن باغداران يمنى ، به هنگام نزول بلاى ويرانگر بر بوستان آنان

فطاف . .. و هم نائمون

107- وقت نزول زبور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 12

12- « [ النبى (صلی الله علیه و آله) ] قال : . . . أمّا العشرون : أنزل الزبور على داود فى عشرين يوماً خلون من شهر رمضان و ذلك قوله فى القرآن : « و آتينا داود زبوراً » . . . ;

پيامبر(صلی الله علیه و آله)] فرمود: . .. اما بيست ... مقصود بيستم ماه رمضان است كه در آن زبور بر داوود نازل شد و اين سخن خدا در قرآن است كه مى فرمايد: و آتينا داود زبوراً...».

108- وقت نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 11

11- « عن حُمران انّه سأل أبا جعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة » قال : نعم هى ليلة القدر و هى فى كلّ سنة فى شهر رمضان فى العشر الأواخر فلم ينزل القرآن إلاّ فى ليلة القدر . . . ;

از حمران روايت شده است كه از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة» سؤال كرد; حضرت فرمود: آرى آن شب مبارك، همان شب قدر است و آن در هر سال در ماه رمضان، در ده روز آخر آن است، و قرآن نازل نگشته مگر در شب قدر. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 3

3 - قرآن ، در شب قدر نازل شده است .

إنّا أنزلنـه فى ليلة القدر

109- وقت نزول وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 8

8 ـ زمان و حالت نزول وحى داراى خصوصيتى ويژه مى باشد .

و إن تسئلوا عنها حين ينزل القرءان تبدلكم

110- وقت نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 103 - 8

8 ـ نماز را بايد در اوقاتى خاص و معين برپا كرد .

ان الصلوة كانت على المؤمنين كتباً موقوتاً

«موقوتاً» از ماده «وقت»، به معناى زمان مشخص و محدود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 7

7 - بخش نخست شب ، زمان مناسب براى عبادت و نماز

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـًا

يكى از معانى «ناشئة الليل»، ساعات اول شب است (قاموس المحيط).

111- وقت نماز شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 6

6 - برگزارى نماز شب ، اختصاص به ساعتى مشخص ندارد .

إنّ ناشئة الّيل

«ناشئة الليل»، به معناى هر ساعتى از شب نيز آمده است (قاموس المحيط).

112- وقت نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 37

37 - « عن على بن مهزيار قال : كتب ابوالحسن بن الحصين إلى أبى جعفر الثانى ( ع ) معى جعلت فداك ، قد اختلفت موالوك فى صلاة الفجر فمنهم من يصلى إذا طلع الفجر الأول المستطيل فى السماء و منهم من يصلى إذا اعترض فى أسفل الأفق و استبان . . . فكتب ( ع ) بخطه و قرأته : الفجر - يرحمك اللّه - هو الخيط الأبيض المتعرض ليس هو الأبيض صعداً . . . فقال : كلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر . . . ;

على بن مهزيار مى گويد: ابوالحسن بن حصين در نامه اى كه توسط من به امام جواد(ع) فرستاد، نوشت: فدايت شوم، دوستان و شيعيان شما در وقت نماز صبح اختلاف دارند; گروهى از آنان، وقتى سپيده اول (فجر كاذب) كه در آسمان كشيده مى شود طلوع نمود، نماز صبح مى خوانند و بعضى نيز وقتى سپيده در پايين افق پخش و آشكار شد نماز مى خوانند. امام (ع) با خط خود نوشت و من آن را خواندم كه فجر همان نوار سفيدى است كه در عرض افق ظاهر مى شود و آن سفيدى كه به طرف بالا مى رود نيست; خداوند فرموده: كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 2،14

2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.

14ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب

و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;

از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».

113- وقت نماز عشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 2،14

2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.

14ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;

از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 4

4- آخرين وقت نماز عشا ، نيمه شب است .

إلى غسق الّيل

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «غسق الليل» ـ چنان كه مفسّران نيز گفته اند ـ نصف شب باشد.

114- وقت نماز عصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 2

2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.

115- وقت نماز قضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 19

19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إذا فاتتك صلاة فذكرتها فى وقت أخرى فإن كنت تعلم أنّك إذا صليت التى فاتتك كنت من الأخرى فى وقت فابدأ بالتى فاتتك فإنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « أقم الصلاة لذكرى » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هر وقت نمازى از تو فوت شد و در وقت نماز ديگر آن را به ياد آوردى، اگر مى دانى با انجام نماز قضا براى به جا آوردن نماز واجب در وقت خود فرصت باقى مى ماند، پس ابتدا نماز قضا را به جا آور، چون خداى عزّوجلّ مى فرمايد: «أقم الصلاة لذكرى». (اين استفاده فقهى ناظر به اين نكته است كه لام در «لذكرى» براى توقيت است، در نتيجه معناى آيه اين مى شود: كه «أقم الصلاة وقت تذكيرى إيّاك»».

116- وقت نماز مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 2،14

2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.

14ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;

از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».

117- وقت نماز هاى مستحبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 26

26 - « عن زرارة عن أبى جعفر ( ع ) . . . قال : قلت له : « و أطراف النهار لعلّك ترضى » قال : يعنى تطوع بالنهار ;

از زراره نقل شده كه گفت به امام باقر(ع) عرض كردم: [اين كه خدا فرموده: «و سبّح»] «و أطراف النهار لعلّك ترضى» [مراد چيست ؟] فرمود: يعنى در روز، نماز مستحبى بخوان».

118- وقت نماز هاى يوميه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 1،7،11،12

1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اقامه نمازهايى ، از هنگام زوال خورشيد تا نيمه شب و نيز در سپيده صبح

أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر

«دلوك» به معناى رفتن خورشيد به سوى غروب، «غسق» به معناى شدت ظلمت است (مفردات راغب). با توجه به معناهاى لغوى، برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «لدلوك الشمس» زوال خورشيد و «غسق الليل» نيمه شب باشد.

7- وقت نماز هاى پنجگانه ، موسّع ( وسعت داده شده ) است .

أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر

11- « عن زرارة قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن هـده الأية « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل » قال : دلوك الشمس زوالها عند كبد السماء « إلى غسق الليل » إلى انتصاف الليل فرض الله فيما بينهما أربع صلوات الظهر و العصر و المغرب و العشاء . . . و « قرآن الفجر » قال : ركعتا الفجر . . . ;

زراره گويد از امام صادق(ع) از اين آيه «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل» سؤال كردم، حضرت فرمود: «دلوك الشمس»[يعنى]ميل پيدا كردن خورشيد از ميان آسمان و «إلى غسق الليل»[يعنى]تا نصف شب كه خدا ميان اين دو (ظهر و نصف شب) چهار نماز را واجب كرده است: ظهر، عصر، مغرب و عشا و درباره «قرآن الفجر» [حضرت ]فرمود: [آن] دو ركعت نماز صبح است. ..».

12- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : . . . دلالة الصلاة . . . الشمس يقول الله جلّوعزّ « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل و قرآن الفجر . . . » فلاتعرف مواقيت الصلاة إلاّ بالشمس . . . ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: راهنماى [وقت] نماز . .. خورشيد است. خداى ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد: «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل و قرآن الفجر...» پس اوقات نماز شناخته نمى شود مگر به وسيله خورشيد...».

119- وقت وجوب وصيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 180 - 1

1 - وجوب وصيت به هنگام فرا رسيدن مرگ و پيدايش آثار آن

كتب عليكم إذا حضر أحدكم الموت . .. الوصية

120- وقت وِرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 205 - 5

5 ـ انسان ها بايد در دل و جان به ياد خدا بوده و در هر صبح و عصر لب به ذكر او گشايند .

و اذكر ربك . .. بالغدو و الاصال

«غدوة» (مفرد غدو) به معناى صبح (زمان طلوع فجر تا طلوع خورشيد) است. «آصال» جمع و يا جمع الجمع «اصيل» است و اصيل به زمان ميان عصر تا مغرب گفته مى شود. قابل ذكر است كه «ال» در «الغدو» و «الأصال» براى استغراق است و افاده عموم مى كند ; يعنى هر صبح و عصر.

121- وقت ورود موسى(ع) به مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 2،3

2 - ورود موسى ( ع ) به حوالى مدين در اثناى روز

و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون

3 - ورود موسى ( ع ) به محل آب شرب مدين هم زمان با آمدن چوپانان براى آب دادن دام هايشان

و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون

122- وقت ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 2

2 - اسحاق ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) از منطقه اصلى زندگى اش ، متولد شد .

و قال إنّى مهاجر . .. و وهبنا له إسحـق

برداشت بنابراين است كه در آيات، آنچه بر حضرت ابراهيم(ع) به ترتيب رخ داده، منعكس شده است.

123- وقت ويرانى باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 26 - 3

3 - ويرانى بوستان باغداران يمنى ، در شب هنگام و ناگهانى بود .

فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه صاحبان باغ در سپيده صبح، آن را ويران ديده اند و اگر اين ويرانى مربوط به روزهاى پيش بود، دست كم به وسيله ديگر باغداران با خبر مى شدند.

124- وقت هجرت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 20

20 - تقارن هجرت موسى ( ع ) به مدين با دوران پيرى شعيب ( ع )

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 5

5 - هم زمانى هجرت موسى ( ع ) به مدين با فصل گرما

ثمّ تولّى إلى الظلّ

125- وقت هجوم مجاهدان غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العـديـت ضبحًا . فالموريـت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

126- وقت هلاكت اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 13

13ـ كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .

فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين

«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش ـ به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.

127- وقت هلاكت قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 1،3

1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس

3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .

فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس

قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.

128- وقت هلاكت قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 9

9ـ كفرپيشگان قوم ثمود ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاه به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى ديـرهم جـثمين

چنان چه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» باشد دلالت مى كند كه هلاكت آنان ، در صبحدم بوده است. در نتيجه صيحه و غرش ـ به قرينه فاء در «فأصبحوا» ـ پيش از صبح; يعنى در شب بر قوم ثمود نازل شده بود.

129- وقت هلاكت قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 52 - 1

1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود

و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل

وقت شناسى

130- {وقت شناسى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 1،21

1 ـ مراسم حج ، بايد در ماههايى مخصوص انجام گيرد .

الحج اشهر معلومات

21 ـ ماه هاى حج ، شوال ، ذى القعده و ذى الحجه است و در غير آنها حج صحيح نيست .

الحج اشهر معلومات

امام صادق (ع): «الحج اشهر معلومات» شوال و ذوالقعده و ذوالحجة ليس لأحد ان يحج فى ما سواهن


كافى، ج 4، ص 289، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 193، ح 697.

131- ابزار وقت شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 2،4

2 - ايجاد تقويمى طبيعى و ميزانى براى سنجش زمان ، از اهداف آفرينش ماه و پيدايش آن به صورت هاى مختلف

قل هى موقيت للناس

«مواقيت» (جمع ميقات) است و ميقات به زمان يا مكانى گفته مى شود كه براى انجام فعل تعيين مى گردد. (لسان العرب)

4 - از فايده هاى ظهور ماه به شكل هاى مختلف ، شناخت موسم و زمان حج است .

قل هى موقيت للناس و الحج

132- اهميت وقت شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 22،23،38

22 - آن هنگام كه رشته سفيدِ ظاهر شده در افق از رشته سياهِ شب تمييز داده شود ، هنگام فجر است .

حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر

حرف «من» در «من الفجر» بيان براى «الخيط الأبيض» است; يعنى، آن رشته سفيد همان فجر است.

23 - طلوع فجر حد فاصل شب و روز

أحل لكم ليلة الصيام . .. كلوا و اشربوا حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض

«أياماً معدودات» در آيه 184، روزه را مخصوص روز مى داند و «حتى يتبين . ..» شروع روزه را از طلوع فجر قرار داده است. بنابراين، روز در ديدگاه شرع از طلوع فجر آغاز مى شود.

38 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى « أتموا الصيام إلى الليل » قال : سقوط الشفق ;

از امام صادق(ع) در معناى «ليل» در آيه «أتموا الصيام إلى الليل» روايت شده كه شب با زائل شدن شفق شروع مى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 4

4 - از فايده هاى ظهور ماه به شكل هاى مختلف ، شناخت موسم و زمان حج است .

قل هى موقيت للناس و الحج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 10

10- شناخت زمان و تنظيم آن ، براى زندگى انسان امرى با اهميت و حياتى است .

لتعلموا عدد السنين و الحساب

133- وقت شناسى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 17

17ـ ضرورت بهره گيرى مبلغان دينى ، از فرصت هاى مناسب براى ارشاد و هدايت مردم

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف . .. من يتّق و يصبر

وقت ها

134- تفاوت وقت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 5

5 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها ، براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحـن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

زمان ها، از حيث اين كه مقدار حركت ماده اند، تفاوتى با هم ندارند، اما از اين كه برخى ايام براى تسبيح خداوند مناسب معرفى شده اند، استفاده مى شود كه زمان ها، تفاوت معنوى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 6

6 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحـن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

3- وقف

1- وقف براى بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 1،3

1 ـ مشركان عصر جاهلى خوردن جنين دامهاى وقف شده براى خدا و يا بتها را در صورت زنده بر آمدن بر مردان مجاز و بر زنان حرام مى شمردند.

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا

مراد از «ازواج» به قرينه تقابل آن با «ذكور» مطلق «زن» است نه خصوص همسران

3 ـ مشركان عصر جاهلى استفاده از جنين مرده حيوانات وقف شده براى خدا و يا بتها را براى زنان و مردان مجاز مى شمردند.

و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

2- وقف در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 3

3 ـ مشركان عصر جاهلى خوردن از حيوان و يا كشت وقف شده براى خدا و شريكان موهوم او را براى هر كس كه مى خواستند مجاز مى شمردند.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 1،3

1 ـ مشركان عصر جاهلى خوردن جنين دامهاى وقف شده براى خدا و يا بتها را در صورت زنده بر آمدن بر مردان مجاز و بر زنان حرام مى شمردند.

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا

مراد از «ازواج» به قرينه تقابل آن با «ذكور» مطلق «زن» است نه خصوص همسران

3 ـ مشركان عصر جاهلى استفاده از جنين مرده حيوانات وقف شده براى خدا و يا بتها را براى زنان و مردان مجاز مى شمردند.

و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء

4- وكالت

1- احكام وكالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 22،24

22- وكالت از جانب خريدار ، جايز است .

فابعثوا أحدكم بورقكم

جمله «فابعثوا. ..» گرچه گفته اصحاب كهف است و گفتار و كردار غير پيامبران براى استنباط حكم شرعى كارايى ندارد، ولى بيان آن در قرآن، به زبان مدح و تمجيد، گوياى جواز و صحّت است.

24- نامشخص بودن جنس و مقدار كالا ، مانع از صحّت وكالت نيست .

فابعثوا . .. فليأتكم برزق منه

2- كفايت وكالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 3 - 5

5 - خداوند ، وكيل و كارسازى كفايت كننده ، براى توكل كنندگان است .

و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 13،14

13 - خداوند ، كارساز و وكيلى كفايت كننده است .

و كفى باللّه وكيلاً

14 - كفايت كنندگى و كارسازى خداوند ، دليل وجوب توكل بر او در همه امور است .

و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

3- وكالت جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 22

22- وكالت از جانب خريدار ، جايز است .

فابعثوا أحدكم بورقكم

جمله «فابعثوا. ..» گرچه گفته اصحاب كهف است و گفتار و كردار غير پيامبران براى استنباط حكم شرعى كارايى ندارد، ولى بيان آن در قرآن، به زبان مدح و تمجيد، گوياى جواز و صحّت است.

4- وكالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 12،13

12 ـ تنها خداوند، وكيل و عهده دار امور همه موجودات هستى است.

و هو على كل شىء وكيل

13 ـ خداوند، ايجادكننده عالم و عهده دار امور همه موجودات هستى است.

خلق كل شىء فاعبدوه و هو على كل شىء وكيل

مفاد جمله «و هو على كل شىء وكيل»، پس از سخن از آفرينش، رد پندار كسانى است كه در تدبير عالم براى غير خالق نقشى قائل باشند. به عبارت ديگر جمله أول توحيد در خلق و جمله دوم توحيد در امر را بيان مى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 14

14ـ يعقوب ( ع ) خداوند را وكيل خويش بر ميثاق و تعهد فرزندان قرار داد .

قال الله على ما نقول وكيل

5- وكالت در بيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 22،24

22- وكالت از جانب خريدار ، جايز است .

فابعثوا أحدكم بورقكم

جمله «فابعثوا. ..» گرچه گفته اصحاب كهف است و گفتار و كردار غير پيامبران براى استنباط حكم شرعى كارايى ندارد، ولى بيان آن در قرآن، به زبان مدح و تمجيد، گوياى جواز و صحّت است.

24- نامشخص بودن جنس و مقدار كالا ، مانع از صحّت وكالت نيست .

فابعثوا . .. فليأتكم برزق منه

6- وكالت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 109 - 7

7 ـ در دادگاه قيامت ، قضاوت بر اساس علم همه جانبه خداوند است و جايى براى وكيل مدافع نيست .

و كان اللّه بما يعملون محيطاً . .. فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة ام من يكون علي

«وكيل» به كسى گفته مى شود كه كارهاى ديگرى را بر عهده مى گيرد و امور وى را تدبير مى كند و مراد از آن در آيه وكالت در دفاع خواهد بود كه از آن به وكيل مدافع تعبير مى شود.

وكيل

7- محدوده اختيارات وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 12

12 - انبارداران و كسانى كه وكيل افراد در نگه دارى خوردنى ها و مواد غذايى اند ، مى توانند بدون اذن خواستن از صاحبان آنها ، از آن خوردنى ها تناول كنند .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفاتحه

برخى از مفسران بر آنند كه مقصود از «ما ملكتم مفاتحه» كسانى اند كه وكيل و قيم ديگران در آب ملك و حيواناتى مانند گاو، گوسفند و شتر مى باشند. اين افراد حق دارند بدون اذن خواستن، از خوراكى هاى موجود در انبارها و نيز از شير و ديگر فراورده هاى حيوانات تحت حفاظت خود، به مقدار مصرف شخصى خود بهره گيرند.

8- وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 12،14

12 ـ خداوند ، وكيل و كفايت كننده مؤمنان مطيع ، صابر ، نيكوكار و تقواپيشه

الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا ... و قالوا حسبنا اللّه و

14 ـ خداوند ، كفايت كننده مؤمنان و بهترين وكيل براى آنان

حسبنا اللّه و نعم الوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 81 - 15،16

15 ـ خداوند ، وكيل است .

و كفى باللّه وكيلا

16 ـ خداوند ، وكيلى كفايت كننده براى انسان متوكّل

و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 12

12 ـ تنها خداوند، وكيل و عهده دار امور همه موجودات هستى است.

و هو على كل شىء وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 12

12ـ خداوند ، نگهبان همه چيز و تدبير كننده آن است .

و الله على كل شىء وكيل

«وكيل» به كسى گفته مى شود كه كار ديگرى را به عهده گرفته است و چون در آيه شريفه با «على» متعدى شده معناى حفاظت و نگهدارى نيز در آن اشراب شده است. بنابراين جمله «والله على ...» اشاره به اين معنا دارد كه: خداوند عهده دار، حافظ و نگهبان امور همگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 3 - 6

6 - خداوند ، « وكيل » ( كارساز ) است .

و كفى باللّه وكيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 12

12 - خداوند ، « وكيل » ( كارساز ) است .

و كفى باللّه وكيلاً

9- وكيل در حسابرسى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 14 - 4

4- براى محاسبه عمل انسان در قيامت ، نيازى به وكيل ، دليل ، شاهد و . . . نيست .

كفى بنفسك اليوم عليك حسيبًا

10- وكيل يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 14

14ـ يعقوب ( ع ) خداوند را وكيل خويش بر ميثاق و تعهد فرزندان قرار داد .

قال الله على ما نقول وكيل

5- ولادت

1- آثار ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 13

13- اشتهار مريم ( س ) به عفت و پاكدامنى در بين مردم ، فزاينده نگرانى او از بازتاب منفى تولد عيسى ( ع ) در افكار عمومى جامعه

يـليتنى متّ قبل هـذا و كنت نسيًا منسيًّا

«نَسْى»، چيزى است كه اهميت چندانى ندارد، گرچه هنوز از خاطرها محو نشده باشد (مفردات راغب). توصيف آن به «منسيّاً» (فراموش شده) گوياى آن است كه صرف شايستگى براى فراموشى، مطلوب مريم نبوده; بلكه تحقق فراموشى را آرزو مى كرده است. اين آرزو نشان مى دهد كه آن حضرت، پيش از اين به عنوان شخصيتى آبرومند در جامعه مطرح بوده و از اين كه اين حادثه بازتاب هاى منفى در مردم داشته باشد، نگران بوده است.

2- آيات خدا در ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 5

5- ناتوانى زكريا ( ع ) از سخن گفتن با مردم به مدت سه شبانه روز كامل ، نشانه اى الهى بر زمان تحقق يافتن بشارت فرزند بود .

قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلـث ليال سويًّا

«سويّاً» يا صفت براى «ثلاث ليال» است و يا حال براى فاعل «ألاّ تكلّم» و در هر دو صورت مراد از «سه شب» سه شبانه روز است. آيه چهل و يكم سوره آل عمران شاهد اين معنا است. فعل «ألاّ تكلّم» فعل نفى است و مراد از آن، تكليف زكريا به سكوت نيست، بلكه از صادر نشدن سخنى از زكرياخبر مى دهد.

3- ابراهيم(ع) هنگام ولادت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 6

6- تولد يعقوب در زمان حيات حضرت ابراهيم ( ع ) بوده است .

وهبنا له إسحـق و يعقوب

بر حسب ظاهر، صدق هبه زمانى است كه دريافت كننده در قيد حيات باشد. با توجه به اين كه يعقوب نيز در اين آيه موهبت به ابراهيم(ع) دانسته شده، چنين برمى آيد كه او نيز در زمان حيات ابراهيم متولد شده باشد.

4- استهزاى ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 3

3 - موضع گيرى استهزاآميز مشركان مكه ، نسبت به بيان قرآن درباره تولد و زندگى عيسى بن مريم ( ع )

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

«صديد» (مصدر «يصدّون») به معناى خنديدن و فرياد كشيدن و سر و صدا راه انداختن است. اين امور معمولاً به هنگام استهزا، تحقق پيدا مى كند.

5- اعجاز ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 11

11- تجلّى عظمت و قدرت الهى در باردارى مريم ( س ) و تولد اعجاز آميز عيسى ( ع )

و جعلنها و ابنها ءاية للعـلمين

6- اعلام بشارت ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 8

8- زكريا ( ع ) پس از خروج از عبادتگاه ، فرا رسيدن زمان تحقق بشارت فرزند را به قوم خويش فهماند .

أن سبّحوا

ظاهر اين است كه آنچه زكريا(ع) از قوم خود خواسته است، با حادثه پيش آمده در ارتباط باشد; يعنى، زكريا(ع)، قضيه را به آنان تفهيم كرده و ضرورت تسبيح و تنزيه خداوند را در چنين مواردى يادآور شده است.

7- الوهيت و ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 8

8 ـ ناسازگارى پديده بودن ( حدوث ) و فناپذيرى ، با الوهيت و خدا بودن

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. الا رسول قد خلت من قبله الرسل

فرزندى مسيح(ع) براى مريم اشاره به پديده و حادث بودن او و بيان رحلت رسولان پيشين اشاره به فناپذيرى مسيح(ع) است و هدف از يادآورى اين دو صفت استدلال بر خدا نبودن مسيح(ع) مى باشد. يعنى مسيح(ع) حادث است و هيچ حادثى نمى تواند خدا باشد و نيز او فناپذير است و فناپذير خدا نيست.

8- امنيت هنگام ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلـم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

9- اهميت وقت ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 5

5- زمان ولادت ، لحظه مرگ و روز رستاخيز ، سه مرحله حساس و سرنوشت ساز براى انسان

و سلـم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

10- اهميت ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 5

5- زمان ولادت ، مرگ و رستاخيز ، سه مرحله حساس و سرنوشت ساز براى انسان

والسلـم علىّ . .. يوم أُبعث حيًّا

11- بشارت ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 4

4 - فرستادگان خداوند براى عذاب قوم لوط ، مژده و بشارتى را ( تولد اسحاق ( ع ) ) ، نيز به ابراهيم ( ع ) دادند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

اين آيه، با آيات پنجاه و يك تا شصت و دو سوره حجر يك سياق دارند، كه در آن آيات به ابراهيم(ع) بشارت فرزنددار شدن داده شده است. آن آيات، قرينه است كه «البشرى» در اين آيه نيز همان بشارت را همراه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 11

11 - « بريدة بن معاوية العجلى قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) كم كان بين بشارة ابراهيم باسماعيل و بين بشارته بإسحاق قال كان بين البشارتين خمس سنين قال اللّه سبحانه فبشّرناه بغلام حليم يعنى اسماعيل . . . فلمّا كان فى الليل أتى ابراهيم آت من ربّه فأراه الرؤيا فى ذبح ابنه اسماعيل بموسم مكة . . . ثمّ انطلقا إلى السعى فلمّا صارا فى المسعى قال ابراهيم ( ع ) لاسماعيل يابنىّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك فى موسم عامى هـذا فماذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر . . . و فدى اسماعيل بكبش عظيم فذبحه و تصدق بلحمه على المساكين ;

بريد عجلى گويد: به امام صادق(ع) گفتم: بين بشارت ابراهيم به اسماعيل و بشارت او به اسحاق، چه مقدار فاصله بود؟ حضرت فرمود: فاصله دو بشارت پنج سال بود خدا مى فرمايد: «فبشّرناه بغلام حليم; يعنى، . ..چون شب شد فرستاده اى از سوى خدا نزد ابراهيم آمد و در خواب ذبح فرزندش اسماعيل را در زمان حج در مكه به او نشان داد... آن گاه هر دو براى سعى به راه افتادند و چون به محل سعى رسيدند، ابراهيم به اسماعيل گفت: پسرم! من در خواب ديدم كه تو را امسال در زمان حج ذبح مى كنم، تو چه نظرى دارى؟ اسماعيل گفت: اى پدر! آنچه را مأمور شدى انجام ده ... و قوچ بزرگى به جاى اسماعيل فديه شد. پس ابراهيم(ع) آن را ذبح كرد و گوشت آن را به مساكين صدقه داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 112 - 1

1 - بشارت خداوند به ابراهيم ( ع ) ، به تولد فرزندى به نام اسحاق براى او

و بشّرنـه بإسحـق

12- بشارت ولادت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 1،11

1 - تولّد نوجوانى بردبار ( اسماعيل ) ، بشارت خداوند به ابراهيم ( ع )

فبشّرنـه بغلـم حليم

«غلام» به پسرى مى گويند كه تازه سبيل درآورده باشد و در اصطلاح فارسى به او نوجوان مى گويند. گفتنى است مقصود از اين نوجوان در اين آيه ـ به قرينه آيات بعد ـ اسماعيل(ع) است.

11 - « بريدة بن معاوية العجلى قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) كم كان بين بشارة ابراهيم باسماعيل و بين بشارته بإسحاق قال كان بين البشارتين خمس سنين قال اللّه سبحانه فبشّرناه بغلام حليم يعنى اسماعيل . . . فلمّا كان فى الليل أتى ابراهيم آت من ربّه فأراه الرؤيا فى ذبح ابنه اسماعيل بموسم مكة . . . ثمّ انطلقا إلى السعى فلمّا صارا فى المسعى قال ابراهيم ( ع )

لاسماعيل يابنىّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك فى موسم عامى هـذا فماذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر . . . و فدى اسماعيل بكبش عظيم فذبحه و تصدق بلحمه على المساكين ;

بريد عجلى گويد: به امام صادق(ع) گفتم: بين بشارت ابراهيم به اسماعيل و بشارت او به اسحاق، چه مقدار فاصله بود؟ حضرت فرمود: فاصله دو بشارت پنج سال بود خدا مى فرمايد: «فبشّرناه بغلام حليم; يعنى، . ..چون شب شد فرستاده اى از سوى خدا نزد ابراهيم آمد و در خواب ذبح فرزندش اسماعيل را در زمان حج در مكه به او نشان داد... آن گاه هر دو براى سعى به راه افتادند و چون به محل سعى رسيدند، ابراهيم به اسماعيل گفت: پسرم! من در خواب ديدم كه تو را امسال در زمان حج ذبح مى كنم، تو چه نظرى دارى؟ اسماعيل گفت: اى پدر! آنچه را مأمور شدى انجام ده ... و قوچ بزرگى به جاى اسماعيل فديه شد. پس ابراهيم(ع) آن را ذبح كرد و گوشت آن را به مساكين صدقه داد».

13- بشارت ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 14

14- « قال الباقر ( ع ) : إنّها ( مريم ) بشرت بعيسى فبينا هى فى المحراب إذ تمثّل لها الروح الأمين بشراً سويّاً ;

امام باقر(ع) فرمود: همانا او (مريم) به ولادت عيسى(ع) بشارت داده شد، پس در حالى كه در محراب بود، ناگهان روح الامين به شكل انسانى كامل اندام بر او ظاهر گشت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 19 - 2

2- مأمور ويژه الهى با بشارت فرزند به مريم ( س ) ، خود را مأمور بخشيدن پسرى پاك نهاد به وى معرفى كرد .

قال إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلـمًا زكيًّا

اسناد «هبه فرزند» به جبرئيل به خاطر وساطت او در بخشش الهى است. «زكىّ» از ريشه «زكاء» به معناى صلاح گرفته شده است (مصباح). «تزكية» و «زكاة» در معانى «طهارت» و «نموّ» و «بركت» و «مدح» استعمال دارد و در هر مورد، معناى مناسب آن مورد نظر است. طهارت و صلاح كودك به شايستگى هاى ذاتى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 2

2- جبرئيل در پاسخ به سؤال و نگرانى مريم بر حتمى بودن وعده الهى و حامله شدن او به عيسى ( ع ) تأكيد كرد .

قال كذلك

چنان چه مشاراليه «ذلك» مضمون رسالت جبرئيل باشد، در اين صورت تأكيدى بر تحقق حتمى بشارت است; يعنى «موضوع همان گونه است كه گفتم».

14- بشارت ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 1

1- خداوند ، زكريا ( ع ) را بر فراهم آوردن زمينه تولد يحيى ( ع ) ـ به رغم سال خوردگى وى و نازايى همسرش ـ مطمئن ساخت .

قال كذلك

جمله «قال كذلك»; يعنى، «قال اللّه الأمر كما وعدتك» يا «قال اللّه الأمر كما قلت»; در صورت اول، ـ خداوند بر وعده سابقش تأكيد مىورزد كه «اى زكريا همان گونه كه گفته ام تو ـ به هر كيفيت ـ داراى پسر خواهى شد و در صورت دوم، خداوند موانع تولد يحيى را تصديق كرده است; يعنى، «واقعيت همان است كه تو گفتى و اسباب عادى براى تولد يحيى فراهم نيست، ـ ولى خداى تو گفته است: اين كار بر من آسان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 2

2- زكريا ( ع ) ، خواهان علامت و نشانه اى بر الهى بودن بشارت تولد يحيى به وى *

قال ربّ اجعل لى ءاية

علامت خواهى زكريا ممكن است از آن جهت باشد كه وى اطمينان يابد آنچه او دريافت داشته، وحى الهى بوده است و نه القاآت شيطانى; امكان ترديد در اين امور براى پيامبران با توجه به اين نكته است كه آنان تنها با امدادهاى خداوند از آزار شياطين و القاآت آنها مصون مى ماندند و خداوند گاه با ارائه نشانه و گاه با وسيله ديگر آنان را مطمئن مى ساخت.

15- تاريخ ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 8

8- اسماعيل ( ع ) ، پيش از اسحاق ( ع ) به دنيا آمد و از نظر سنى بزرگتر از او بود .

وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق

از تقدم ذكرى اسماعيل(ع) بر اسحاق(ع) در اين آيه و آيات مشابه تقدم سنى استفاده مى شود و تاريخ نيز مؤيد اين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 1

1- تولد اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) بود .

و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض . .. و وهبنا له إسحـق و يعقوب

سير داستان حضرت ابراهيم در اين آيات، بيانگر برداشت ياد شده است. به علاوه اين كه داستان افكندن ابراهيم به آتش و نجات آن حضرت در زمان جوانى اش بوده است و فرزنددار شدن ابراهيم(ع) در دوران پيرى آن حضرت صورت گرفته است.

16- تاريخ ولادت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 8

8- اسماعيل ( ع ) ، پيش از اسحاق ( ع ) به دنيا آمد و از نظر سنى بزرگتر از او بود .

وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق

از تقدم ذكرى اسماعيل(ع) بر اسحاق(ع) در اين آيه و آيات مشابه تقدم سنى استفاده مى شود و تاريخ نيز مؤيد اين برداشت است.

17- تاريخ ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 22 - 4

4- « عن الرضا ( ع ) قال : ليلة خمس و عشرين من ذى القعدة . . . ولد فيها عيسى بن مريم ( ع ) . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمود: شب بيست و پنجم ذى القعده عيسى(ع) تولد يافت».

18- تاريخ ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 7 - 12

12- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّما ولد يحيى بعد البشارة له من اللّه بخمس سنين ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: همانا يحيى، پنج سال بعد از آن كه خداوند به ولادت او بشارت داد، متولد شد».

19- تاريخ ولادت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 6

6- تولد يعقوب در زمان حيات حضرت ابراهيم ( ع ) بوده است .

وهبنا له إسحـق و يعقوب

بر حسب ظاهر، صدق هبه زمانى است كه دريافت كننده در قيد حيات باشد. با توجه به اين كه يعقوب نيز در اين آيه موهبت به ابراهيم(ع) دانسته شده، چنين برمى آيد كه او نيز در زمان حيات ابراهيم متولد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 1،4

1- تولد اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) بود .

و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض . .. و وهبنا له إسحـق و يعقوب

سير داستان حضرت ابراهيم در اين آيات، بيانگر برداشت ياد شده است. به علاوه اين كه داستان افكندن ابراهيم به آتش و نجات آن حضرت در زمان جوانى اش بوده است و فرزنددار شدن ابراهيم(ع) در دوران پيرى آن حضرت صورت گرفته است.

4- تولد يعقوب ( ع ) ، در زمان حيات ابراهيم ( ع ) بود .

و وهبنا له إسحـق و يعقوب

يعقوب(ع) فرزند اسحاق و نوه ابراهيم(ع) است; ولى از آن جا كه خداوند نام يعقوب را همراه با اسحاق ذكر فرمود و هر دو را به عنوان موهبت خود به ابراهيم يادآور شد، مى رساند كه يعقوب(ع) در زمان حيات ابراهيم(ع) تولد يافته بود.

20- ترس هنگام ولادت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 1

1 - تولد موسى ( ع ) ، در فضايى آكنده از خوف و خطر و به دور از چشم ديگران

يذبّح أبناءهم . .. و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه

21- ترسناكى ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 10

10- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) : إنّ أوحش ما يكون هـذا الخلق فى ثلاثة مواطن يوم يولد . . . و يوم يموت . . . و يوم يبعث . . . و قد سلّم اللّه ـ عزّوجلّـ على يحيى ( ع ) فى هـذه الثلاثة المواطن و آمن روعته فقال : « و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً . . . » ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: همانا وحشتناك ترين مواقع براى اين خلق در سه موضع است: روزى كه متولد مى شود. .. و روزى كه مى ميرد... و روزى كه برانگيخته مى شود... و خداوند سلام فرستاده است بر يحيى(ع) در اين سه موضع و او را از وحشت آن مواضع ايمن ساخته و فرموده: «و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً»...».

22- تشبيه به ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 7

7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

لقد جئتمونا كما خلقنـكم أوّل مرّة

تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.

23- حتميت ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 13

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

24- خدا و ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 3 - 2،3،4

2 - خداوند ، فرزند كسى نيست .

و لم يولد

3 - تجزيه شدن ذات خداوند و جدا شدن چيزى از او ، ممكن نيست .

لم يلد

تعبير ولادت در اين آيه، شامل صادر شدن از مبدأ ديگر و انفصال جزء از كلّ نيز مى باشد.

4 - خداوند ، از چيزى به وجود نيامده است .

و لم يولد

25- زكريا(ع) هنگام ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 1،2،8

1- زكريا ( ع ) ، در زمان فرا رسيدن نشانه وعده داده شده براى پيدايش فرزندش يحيى ، در عبادت گاه بود .

فخرج على قومه من المحراب

محراب هاى بنى اسرائيل همان مسجدهاى آنها بود كه براى نماز در آن اجتماع مى كردند(كتاب «العين»). فاء در «فخرج» فصيحه است ; يعنى از جملاتى محذوف حكايت مى كند. به قرينه آيه قيل، آن محذوف، سخن نگفتن زكريا به مدت سه روز است كه چه به اعجاز و چه با اراده خود و به فرمان خداوند در آن سه روز سخن نگفت. تعبير «فخرج ...; آنگاه از عبادتگاه خود بيرون آمد»، حاكى از اين است كه در آن سه روز در عبادتگاه بود.

2- زكريا ( ع ) پس از سكوت سه روزه و ناتوانى از سخن گفتن با مردم ، از عبادتگاه بيرون آمد و نزد مردم حاضر شد .

فخرج على قومه من المحراب

8- زكريا ( ع ) پس از خروج از عبادتگاه ، فرا رسيدن زمان تحقق بشارت فرزند را به قوم خويش فهماند .

أن سبّحوا

ظاهر اين است كه آنچه زكريا(ع) از قوم خود خواسته است، با حادثه پيش آمده در ارتباط باشد; يعنى، زكريا(ع)، قضيه را به آنان تفهيم كرده و ضرورت تسبيح و تنزيه خداوند را در چنين مواردى يادآور شده است.

26- سلامتى هنگام ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 6

6- انسان در لحظه مرگ ( نظير زمان ولادت و هنگامه رستاخيز ) نيازمند سلامت و امنيتى ويژه از جانب خداوند

و سلـم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

نكره بودن «سلام» بيانگر برجستگى آن است و مراد از سلامت هنگام مرگ، در امان بودن از مواجه شدن با امرى ناخوشايند، نظير وحشت و اضطراب و نوميدى و . .. است.

27- عبرت از ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 11

11 - چگونگى تولد و زندگى عيسى ( ع ) ، پيامدار آموزه هايى چند براى بنى اسرائيل

و جعلنـه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «مثل» قرار گرفتن عيسى(ع)، نحوه خلقت و آفرينش آن حضرت باشد.

28- عظمت منافع ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 10

10- پيدايش حضرت عيسى ( ع ) بدون پدر و اسباب متعارف ، كارى هدف مند و داراى منافع گسترده و بسيار بود .

هو علىَّ هيّن و لنجعله ءاية للناس

متحمل است عبارت «لنجعله. ..» عطف بر علّتى محذوف باشد; يعنى «خلقناه من غير أب لأغراض لا مجال لذكرها و لنجعله» فايده اين حذف «ايهام» است; يعنى به قدرى اغراض اين كار بزرگ و گسترده است كه گويا در كلام نمى گنجد.

29- فلسفه ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 10

10- پيدايش حضرت عيسى ( ع ) بدون پدر و اسباب متعارف ، كارى هدف مند و داراى منافع گسترده و بسيار بود .

هو علىَّ هيّن و لنجعله ءاية للناس

متحمل است عبارت «لنجعله. ..» عطف بر علّتى محذوف باشد; يعنى «خلقناه من غير أب لأغراض لا مجال لذكرها و

لنجعله» فايده اين حذف «ايهام» است; يعنى به قدرى اغراض اين كار بزرگ و گسترده است كه گويا در كلام نمى گنجد.

30- كيفيت ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 11

11 - چگونگى تولد و زندگى عيسى ( ع ) ، پيامدار آموزه هايى چند براى بنى اسرائيل

و جعلنـه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «مثل» قرار گرفتن عيسى(ع)، نحوه خلقت و آفرينش آن حضرت باشد.

31- معجزه ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 4،11،13

4- تولد عيسى ( ع ) ، امرى خارق العاده و اعجازآميز بود .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

11- حضرت عيسى ( ع ) و آفرينش او بدون پدر ، نشانه اى بزرگ براى پى بردن مردم به قدرت خداوند

و لنجعله ءاية للناس

ضمير مفعولى «لنجعله» به عيسى(ع) بازمى گردد. تنوين «آيةً»، مفيد تفخيم است; يعنى بدان جهت عيسى(ع) را به تو عطا كرديم كه او را براى مردم آيتى بزرگ قرار دهيم.

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 2

2 - تولد عيسى از مريم بدون پدر ، معجزه بزرگ الهى بود .

و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

نكره آمدن «آية» براى تفخيم است و آن به معناى نشانه اى بزرگ مى باشد.

32- معجزه ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 6

6- تولد يحيى ، امرى اعجاز آميز و غير عادى بودو

قال كذلك قال ربّك هو علىَّ هيّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 1

1- بشارت و وعده خداوند به زكريا ، با تولد اعجاز گونه يحيى تحقق يافت .

نبشّرك بغلـم اسمه يحيى . .. يـيحيى خذ الكتـب

33- مكان ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 2

2 - اسحاق ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) از منطقه اصلى زندگى اش ، متولد شد .

و قال إنّى مهاجر . .. و وهبنا له إسحـق

برداشت بنابراين است كه در آيات، آنچه بر حضرت ابراهيم(ع) به ترتيب رخ داده، منعكس شده است.

34- وقت ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 2

2 - اسحاق ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) از منطقه اصلى زندگى اش ، متولد شد .

و قال إنّى مهاجر . .. و وهبنا له إسحـق

برداشت بنابراين است كه در آيات، آنچه بر حضرت ابراهيم(ع) به ترتيب رخ داده، منعكس شده است.

35- ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 11

11- حضرت ابراهيم ( ع ) قبل از تولد اسماعيل و اسحاق ( ع ) از خداوند خواستار فرزند شده بود .

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق إن ربّى لسميع الدعاء

36- ولادت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 11

11- حضرت ابراهيم ( ع ) قبل از تولد اسماعيل و اسحاق ( ع ) از خداوند خواستار فرزند شده بود .

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق إن ربّى لسميع الدعاء

37- ولادت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 5

5 - ناتوانى و نادانى انسان ، در آغاز تولد

ذرنى و من خلقت وحيدًا

كلمه «وحيداً» مى تواند حال براى مفعول محذوف باشد; يعنى، «خلقته منفرداً». بر اين اساس و به قرينه آيات بعد (و جعلت له مالاً ممدوداً ...)، مقصود از «خلقت وحيداً»، ناتوانى و نادارى انسان در آغاز تولد است.

38- ولادت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 1،2،3

1- تولد انسان ها از مادرانشان ، جلوه اى از قدرت مطلق خداوند است .

إن الله على كلّ شىء قدير . و الله أخرجكم من بطون أمّهـتكم

برداشت فوق، با استفاده از ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در پايان آن، سخن از قدرت بى پايان الهى به ميان آمده بود.

2- انسان به هنگام تولد از مادر ، فاقد هرگونه دانش و آگاهى است .

أخرجكم من بطون أمّهـتكم لاتعلمون شيئًا

3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *

و الله أخرجكم من بطون أمّهـتكم لاتعلمون شيئًا

اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.

39- ولادت تكوينى عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 26

26 ـ عيسى ( ع ) ، برخوردار از ولايت تكوينى

و اذ تخلق من الطين . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى

40- ولادت در الوهيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 3 - 7

7 - كسى كه از ديگرى تولّد يافته ، نمى تواند خدا باشد .

و لم يولد

جمله «لم يولد»، علاوه بر اين كه تصور هر گونه مبدئى را براى خداوند باطل مى داند; تعريض به كسانى است كه عيسى(ع) را خدا مى پنداشتند، با آن كه به متولّد شدن آن حضرت معترف بودند.

41- ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 10

10 ـ اتهام ارتباط نامشروع مريم ( ع ) با مردى نجار به نام يوسف ، و باردار شدن وى به عيسى ( ع ) ، بهتان بزرگ يهود به ساحت پاك مريم

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

امام صادق(ع): . .. الم ينسبوا مريم بنت عمران الى انها حملت بعيسى من رجل نجار اسمه يوسف ... .


امالى صدوق، ص 92، ح 3، مجلس 22; تفسير برهان، ج 1، ص 426، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 4،6

4 ـ مسيح ( ع ) فرزند مريم نه خدا و نه زده او

المسيح ابن مريم

6 ـ زاده شدن مسيح ( ع ) از مريم ( ع ) گواهى روشن بر خدا نبودن او

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

تصريح به فرزندى مسيح(ع) براى مريم، براى بيان اين حقيقت است كه فرزند بودن (مخلوق بودن) با الوهيت تنافى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 4

4 ـ زاده شدن مسيح ( ع ) از مادر ، دليل روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. ما المسيح ابن مريم

توصيف مسيح(ع) به فرزندى او براى مريم ـ پس از بيان ادعاى الوهيت مسيح(ع) ـ رد پندار خدا بودن اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 1

1- توجه ويژه به آيات سرگذشت مريم و تشريح داستان تولد عيسى در قرآن ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

واذكر فى الكتـب مريم

«اذكر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. آن حضرت بدون دستور خاص نيز آيات نازل شده را در قرآن بيان مى كرد. هدف از تأكيد بر ذكر اين آيات، بيان اهميت ماجراى باردارى مريم به عيسى و تأثير عميق آن در جامعه آن روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 4

4- خداوند ، هم زمان با ولادت عيسى ( ع ) ، در نقطه اى پايين تر از مكان استقرار مريم ( س ) ، جويبارى پديدار ساخت .

فناديـها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

«سرىّ» به معناى نهر كوچك است و به معناى «رفيع» نيز استعمال شده است، ولى جمله «اشربى» ـ در آيات بعد ـ قرينه بر اراده معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 2،8

2- حضرت عيسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى جسم و روحى سالم و آماده رشد و كمال بود .

والسلـم علىّ يوم ولدت

8- حضرت عيسى ( ع ) همانند ديگر انسان ها ، داراى تولد ، مرگ و رستاخيز و خود معترف به آن است .

يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 2،14

2- توهم فرزند بودن عيسى ( ع ) براى خداوند ، برخاسته از تحليل نادرست ماجراى تولد و سخن گفتن معجزنماى او بود .

ذلك عيسى ابن مريم . .. ما كان للّه أن يتّخذ من ولد

نفى فرزند از خداوند پس از بيان قصه تولد عيسى(ع) مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گروهى اين نوع امور معجزه آسا را دليل فرزند خدابودن او قرار داده اند.

14- ماجراى تولد و سخن گفتن عيسى ( ع ) ، نمودى از حاكميت اراده الهى بر هستى است ; نه نشان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند .

ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 6

6 - باردارى مريم ( س ) و تولد مسيح ( ع ) ، با دميده شدن روح الهى در او

فنفخنا فيه من روحنا

42- ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 1،2،10

1- حضرت يحيى ( ع ) ، مشمول سلام ويژه خداوند به هنگام تولد ، مرگ و رستاخيز خود

و سلـم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً

2- حضرت يحيى ( ع ) به هنگام زاده شدن از هر گزند و كاستى در امان بود و همه زمينه ها و شرايط لازم براى رشد و كمال را داشت .

و سلـم عليه يوم ولد

«سلام» داراى چند معنا است، از جمله به معناى سلامتى از هر گزند و آفت است، البته سلام از جانب خداوند جنبه تكوينى دارد و خبر از متن حوادث مى دهد; لذا «سلام عليه»; يعنى، از جانب خداوند عافيت يحيى از هر گزند جسمى و انحراف عقيدتى تضمين شده است.

10- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) : إنّ أوحش ما يكون هـذا الخلق فى ثلاثة مواطن يوم يولد . . . و يوم يموت . . . و يوم يبعث . . . و قد سلّم اللّه ـ عزّوجلّـ على يحيى ( ع ) فى هـذه الثلاثة المواطن و آمن روعته فقال : « و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً . . . » ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: همانا وحشتناك ترين مواقع براى اين خلق در سه موضع است: روزى كه متولد مى شود. .. و روزى كه مى ميرد... و روزى كه برانگيخته مى شود... و خداوند سلام فرستاده است بر يحيى(ع) در اين سه موضع و او را از وحشت آن مواضع ايمن ساخته و فرموده: «و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً»...».

43- ويژگيهاى ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 11

11- ويژگى هاى حضرت عيسى ( ع ) ، از اولين لحظه ميلاد او بروز كرد .

فناديـها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا

كلمه «من تحتها» (از پايين او) دلالت مى كند كه حضرت عيسى(ع) هنگامى اين سخنان را گفته كه هنوز مادرش، حتى او را به آغوش نگرفته و بر دامن خويش ننشانده بود، شناخت حالات مادر و پى بردن به نيازهاى روحى او، بيانگر عمق توان مندى هاى حضرت عيسى(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 4

4- عيسى ( ع ) با سالم خواندن مرحله ولادت خويش از هر عيب و ناپسندى ، بر مبرّابودن مادرش مريم ( س ) از اتهامات نارواى مردم تأكيد كرد .

والسلـم علىّ يوم ولدت

44- ويژگيهاى ولادت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 1

1 - تولد موسى ( ع ) ، در فضايى آكنده از خوف و خطر و به دور از چشم ديگران

يذبّح أبناءهم . .. و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه

6- ولايت

1- ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 5،11

5 ـ ولايت همسر عمران بر فرزند خويش

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى

11 ـ ولايت همسر عمران بر فرزند خويش ، به هنگام در حيات نبودن عمران *

ربّ انّى نذرت لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 7

7 ـ نصرت و يارى الهى به مؤمنان ، نشانه اى از ولايت او بر ايشان

و اللّه وليّهما . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جمله «و لقد نصركم اللّه»، مى تواند استدلالى باشد براى جمله «و اللّه وليّهما». يعنى خداوند، ولى و حامى مؤمنان است; به دليل اينكه شما را در بدر، در عين ضعف و ناتوانى، يارى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 19

19 ـ مؤمنان مجاهد ، از اولياى خداوند و دور از ولايت شيطان هستند . *

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه . .. ان كنتم مؤمنين

چون دشمنان دين (كافران و منافقان) از اولياى شيطانند، بنابراين مجاهدان، دور از ولايت شيطان و در نتيجه از اولياى خدا خواهند بود. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يخوّف اولياءه» به معناى «يخوفكم اولياءه» باشد.

2- آثار اعراض از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 10

10ـ نپذيرفتن ولايت و سرپرستى خداوند ، آدمى را به دام اوليا و سرپرستانى متعدد گرفتار مى سازد .

و ما لكم من دون الله من أولياء

آوردن «ولى» به صورت مفرد به جاى «أولياء» در رساندن مقصود (نبود هيچ ولى و سرپرستى جز خدا) كافى بود. بنابراين جمع آوردن «أولياء» اشاره به نكاتى دارد. برداشت فوق ناظر به يكى از آن نكات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 9

9ـ آنان كه ولايت خداوند را نپذيرند ، اسير ولايت هاى متعدد و گوناگون مى شوند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

برداشت فوق از جمع آوردن «أولياء» استفاده شده است.

3- آثار ذكر ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 6

6 ـ توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

4- آثار رد ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 8

8ـ كسانى كه ولايت خدا را نپذيرند ، خويشتن را به ولايتهايى متعدد و بى اساس گرفتار خواهند كرد .

و ما كان لهم من دون الله من أولياء

جمع آوردن كلمه «أولياء» با وجود اين كه بيان معناى مقصود با كلمه «ولىّ» نيز ممكن بود ، اشاره به اين نكته دارد كه انسان ، اگر ولايت الهى را نپذيرد ، گرفتار تعدد اوليا مى شود و ناچار است به ولايتهاى متعددى گردن نهد.

5- آثار عقيده به ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 24

24 - اعتقاد به مولويت و سرپرستى خداوند ، مقتضى اعتصام به او و پرهيز از چنگ زدن به دامن غير او

و اعتصموا باللّه هو موليكم

جمله «هو موليكم» به منزله تعليل براى «اعتصموا باللّه» است; يعنى، به خدا اعتصام كنيد; زيرا او مولا و قيّم شما است.

6- آثار قبول ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 25

25ـ پذيرش ولايت خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن در برابر خدا و شايسته بودن براى همزيستى با صالحان در سراى آخرت

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصـلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 16

16ـ پذيرش ولايت و ربوبيت غير خدا ، فرو رفتن در تاريكيهاست و پذيرش ولايت و ربوبيت خدا ، راهيابى به نور است .

قل من رب السموت . .. أم هل تستوى الظلمـت والنور

7- آثار قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 4،5

4- ضلالت و گمراهى ، پيامد قطعى قرار گرفتن در قلمرو ولايت شيطان و پيروى از او

من تولاّه فإنّه يضلّه

5- گرفتار شدن به عذاب دوزخ ، سرنوشت محتوم و فرجام شوم كسى است كه خود را در قلمرو ولايت شيطان قرار دهد و از او پيروى كند .

كتب عليه أنّه من تولاّه. .. ويهديه إلى عذاب السعير

8- آثار قبول ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 16

16ـ پذيرش ولايت و ربوبيت غير خدا ، فرو رفتن در تاريكيهاست و پذيرش ولايت و ربوبيت خدا ، راهيابى به نور است .

قل من رب السموت . .. أم هل تستوى الظلمـت والنور

9- ولايت كافران آثار قبول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 14

14 ـ پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان ، موجب غضب خداوند بر بنى اسرائيل

ترى كثيراً منهم يتولون . .. لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم

10- آثار محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 2

2 - جاودانگى ظالمان و گمراهان ، در دوزخ ، نتيجه محروميت آنان از ولايت خدا و تكيه بر ولايت غير او است .

إنّ الظـلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

11- آثار نياز به ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 9

9- موجود نيازمندِ ولايت ( سرپرستى و دوستى ) ، از سر ذلّت موجودى درمانده و داراى كاستى است .

و لم يكن له ولىّ من الذلّ

«ولايت» يا به معناى دوستى است و يا به معناى سرپرستى است كه در هر دو صورت، در صورتى كه از سر ذلّت باشد نشانگر وجود نقص و كاستى در شىء مورد حمايت و دوستى است.

12- آثار ولايت آل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 19

19- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : من تولّى آل محمّد . . . فهو من آل محمّد . . . لا انه من القوم بأعيانهم و إنما هو منهم بتولّيه إليهم و اتباعه إيّاهم و كذلك . . . قول إبراهيم : « فمن تبعنى فإنه منّى . . . » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: كسى كه آل محمد را ولّى خود قرار دهد . .. پس او از آل محمد است ... نه آنكه در حقيقت از قوم آل محمد شود; بلكه او از آل محمد است، به خاطر آنكه آنان را ولّى خود برگزيده است و از آنان تبعيت مى كند و چنين است ... سخن ابراهيم(ع): «فمن تبعنى فإنه منّى ...».

13- آثار ولايت ائمه(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 18

18- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . [ فى قوله ] « و شاركهم فى الأموال و الأولاد » . . . قال : إن الشيطان ليجىء حتى يقعد من المرأة كما يقعد الرجل منها و يحدث كما يحدث و ينكح كما ينكح قلت : بأى شىء يعرف ذلك ؟ قال : بحبّنا و بغضنا ، من أحبّنا كان من نطفة العبد و من أبغضنا كان نطفة الشيطان ;

از امام صادق(ع) در باره[سخن خداوند]«و شاركهم فى الأموال و الأولاد» روايت شده است كه فرمود: همانا شيطان مى آيد و بر زنان مى نشيند، همان گونه كه مردان بر آنان مى نشينند و همان مى كنند كه آنان انجام مى دهند . ..[راوى مى گويد]گفتم: به چه چيزى اين مسأله شناخته مى شود؟ حضرت فرمود: به حبّ و بغض نسبت به ما. هر كس ما را دوست بدارد، از نطفه پدرش مى باشد و هر كس بر ما بغض بورزد، از نطفه شيطان مى باشد».

14- آثار ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 15

15 ـ كسب عزت ، تنها در گرو محبت خداوند و پذيرش ولايت اوست .

أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً

خداوند پس از بيان اين حقيقت كه هدف منافقان در دوستى با كافران رسيدن به عزت است، مى فرمايد كه عزتها از آن خداست. يعنى اگر طالب عزت هستيد، بايد ولايت خدا را پذيرا شويد و با او پيمان مودّت داشته باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 5

5 ـ پيروزى اهل ايمان در گرو همبستگى آنان بر محور ولايت الهى

فان حزب اللّه هم الغلبون

به اصحاب و يارانى كه همفكر شخصى باشند و از وى پيروى كنند، حزب آن شخص مى گويند. (لسان العرب.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 16 - 5

5 ـ گزينش خداوند يگانه به ولايت و سرپرستى، زمينه شمول رحمت الهى بر آدمى است.

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 15

15- ولايت و نظارت يگانه خدا بر اصحاب كهف ، دليل علم برتر الهى و عدم آگاهى ديگران به زواياى سرگذشت آنان است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا . .. ما لهم من دونه من ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 7

7- ولايت خداوند و حقّانيّت او ، ضامن اعطاى بهترين پاداش ها و فرجام ها است .

هنالك الولـية للّه الحقّ هو خير ثوابًا و خير عقبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 25،26،27

25 - لزوم اداى تكاليف الهى ، برخاسته از حق ولايت خداوند بر آدمى

فأقيموا الصلوة . .. هو موليكم

26 - حق ولايت الهى ، تنها مجوز براى تشريع و قانون گذارى

فأقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و اعتصموا باللّه هو موليكم

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «هو مولاكم» اشاره به اين داشته باشد كه چون خداوند بر آدميان حق ولايت دارد، از اين رو به جعل مقررات و تكاليف پرداخته است. بنابراين هر گونه تشريع و قانون گذارى، بايستى به گونه اى به ولايت الهى منتهى شود.

27 - مشروعيت ولايت ها و حكومت هاى بشرى ، در گرو منتهى شدن آن به ولايت الهى است .

هو موليكم

با توجه به ظهور «هو مولاكم» در حصر، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 6

6 - مقام ولايت و سرپرستى خداوند ، مقتضى مرجعيت نهايى او براى رفع تنازعات بشرى است .

فاللّه هو الولىّ . .. و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مى توان استفاده كرد كه ولايت خداوند، مقتضى مرجعيت او در حل اختلافات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 7

7 - رهايى انسان از گرفتارى هاى روز قيامت ، تنها در پرتو ولايت خداوند و اطاعت از او است .

و لايغنى عنهم . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 1

1- سعادت و نيك فرجامى مؤمنان ، معلول ولايت و سرپرستى خداوند بر ايشان

ينصركم و يثبّت أقدامكم . .. ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا

15- آثار ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 4

4 ـ توجيه ارتكاب كارهاى زشت و ناپسند به پندار اجراى فرمان خداوند، برخاسته از نفوذ و ولايت شيطان است.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

16- آثار ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 5

5 ـ شرك و پذيرش ولايت غير خدا، موجب گرفتارى به عذاب شديد اخروى

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و لا تكونن من المشركين. قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 14

14 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى در دنيا ، مايه محروميت از ولايت و نصرت الهى در قيامت

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

17- آثار ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 1،3

1 ـ مدعيان ايمان ، در صورت پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، در زمره اهل نفاقند .

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

«أولياء» جمع «ولى» مى تواند به معناى دوست و يا سرپرست باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق، «الذين»، وصف براى منافقان گرفته شده است.

3 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، در پى دارنده عذابى دردناك

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

10 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 11،16

11 ـ مؤمنان پذيراى ولايت و سرپرستى يهود و نصارا ، از زمره كافران و خارج از صف مؤمنان راستين

و من يتولهم منكم فانه منهم

16 ـ مسلمانانِ پذيراى ولايت يهود و نصارا ، گمراه و از زمره ستمگرانند .

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 8

8 ـ ناكامى و شكست ، سرنوشت حتمى پذيرندگان ولايت يهود ، نصارا و ديگر كافران

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

حصر در جمله «فان حزب اللّه . ..» مى تواند ناظر به پندار غلط كسانى باشد كه براى مصون ماندن از شكست احتمالى مسلمانان (نخشى ان تصيبنا دائرة) در صدد ايجاد روابط دوستى و ولايى با كافران بودند.

18- آثار ولايت يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 17

17- قبول سرپرستى اموال يتيم ، تعهدى مسؤوليت آور است . *

و لاتقربوا مال اليتيم . .. و أوفوا بالعهد إن العهد كان مسئولاً

احتمالاً «أوفوا. ..» با توجه به اينكه پس از جمله «لاتقربوا مال اليتيم» آمده است، از نوع ذكر عام پس از خاص باشد. بنابراين كفالت اموال يتيمان، مى تواند از موارد معاهدات باشد.

19- اجتناب از ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 3

3 ـ ضرورت پرهيز از پذيرش ولايت كافران و روابط دوستانه با آنان

لاتتخذوا . .. الكفار أولياء

«هزواً» به معناى ريشخند زدن و مسخره كردن است.

20- احكام ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 7

7 - هرگونه ولايت و سرپرستى ، منتهى به ولايت غير خداوند نامشروع و باطل

فاللّه هو الولىّ

از انحصار ولايت در خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

21- ارزش ولايت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 6

6 ـ پيام مهم و ويژه خداوند در آيه تبليغ ( ولايت على ( ع ) ) ، داراى ارزشى هم طراز با تمامى رسالت

بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

22- اعراض از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 7

7- روى گردانى از ولايت الهى و تمسك به ولايت غير خدايى ، نمودى از كوردلى كافران است .

كانت أعينهم فى غطاء . .. أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا

ارتباط محتوايى اين آيه با آيات قبل، خصوصاً با توجه به «فاء» در «أفحسب» چنين مى نمايد كه برگزيدن اوليا از سوى كافران، از نتايج كورى و كرى و فقدان شناخت آنان است.

23- اعراض از ولايت مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 1

1 ـ ضرورت پرهيز مسلمانان از پذيرش ولايت و حاكميت يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

يكى از معانى ولايت، امارت و سلطنت است. (قاموس المحيط)، بنابراين «ولى» مى تواند به معناى امير و حاكم باشد.

24- اعراض از ولايت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 1

1 ـ ضرورت پرهيز مسلمانان از پذيرش ولايت و حاكميت يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

يكى از معانى ولايت، امارت و سلطنت است. (قاموس المحيط)، بنابراين «ولى» مى تواند به معناى امير و حاكم باشد.

25- اعلام ولايت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 7،11،12،19

7 ـ انجام وظيفه رسالت الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو ابلاغ پيام ويژه خداوند ( اعلام ولايت على ( ع ) ) به مردم

بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

11 ـ احساس خطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه برخى مردم جهت انجام رسالت ويژه خويش ( ابلاغ ولايت على ( ع ) )

بلغ ما أنزل . .. و اللّه يعصمك من الناس

12 ـ خداوند ، تضمين كننده حفاظت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خطر احتمالى ابلاغ پيام ويژه الهى ( ولايت على ( ع ) )

بلغ ما أنزل . .. و اللّه يعصمك من الناس

19 ـ اعلام ولايت على ( ع ) در روز غدير خم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) به امر خداوند

يايها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك

امام باقر(ع): . .. فاوحى اللّه عزوجل اليه «يايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ...» ... فقام بولاية على(ع) يوم غدير خم ... .


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 652، ح 291.

26- اولويت در ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 7،13

7 ـ خويشاوندان در برخوردار شدن از حقوق ولايت مقرر شده در ميان مؤمنان ، بر غير خويشان اولويت دارند .

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

13 ـ حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى

إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.

27- اهميت ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 21

21 ـ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بيانگر ولايت كسانى كه خداوند به ولايت آنان فرمان داده است .

قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم

امام باقر(ع) درباره «بالحق» در آيه فوق فرمود: بولاية من امر اللّه تعالى بولايته.


مجمع البيان، ج 3، ص 221، ذيل آيه; تفسير برهان، ج 1، ص 428، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 23،24،27،29

23 ـ ولايت و امامت ، مكمّل اسلام

اليوم اكملت لكم دينكم

24 ـ ولايت و امامت ، متمّم نعمت خداوند بر مردم

اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى

ذكر اتمام نعمت پس از اكمال دين با تعيين امامت و رهبرى، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه تعيين امامت، موجب اتمام نعمت شده است.

27 ـ جايگاه ويژه و والاى امامت و ولايت در اسلام

اليوم يئس . .. اليوم اكملت لكم دينكم

29 ـ اسلامِ همراه با ولايت ، دين كامل و مورد رضايت خداست .

اليوم . .. و رضيت لكم الاسلم ديناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 25

25 ـ بهره مندى يهود و نصارا از نعمت هاى بيكران خداوند ، در گرو برپا داشتن حكومت و ولايت الهى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم

امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: الولاية.


كافى، ج 1، ص 413، ح 6; نورالثقلين، ج 1، ص 650، ح 485.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 4،9

4 ـ انسان در جستجوى ولى و سرپرست براى خويش و نيازمند به آن است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا

در استفهام انكارى صدر آيه، موضوعى مسلم فرض شده و آن نياز به ولى و سرپرست است. لذا سخن از آن است كه چه كسى را بايد به عنوان ولى و سرپرست برگزيد.

9 ـ نيازمندى و فقر آدمى، فلسفه احيتاج او به ولى و سرپرست

قل أغير اللّه أتّخد وليا . .. و هو يطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 11

11 ـ « عن محمد بن الفضيل عن ابى الحسن الماضى ( ع ) قال : قلت : « هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق » قال : . . . الولاية هى دين الحق قلت : « ليظهره على الدين كلّه » قال : يظهره على جميع الأديان عند قيام القائم . . . ;

محمد بن فضيل گويد: از امام كاظم (ع) درباره «هو الذى ارسل رسوله . .. » سؤال كردم، فرمود: ... ولايت، همان دين حق است و درباره «ليظهره على الدين كله» فرمود: خداوند هنگام قيام قائم (ع) دين حق را بر همه اديان غلبه مى دهد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 8

8- « عن أبى جعفر و أبى عبدالله عليهما السلام فى قول الله : « ضرب الله مثلاً كلمة طيبة كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء » قال : يعنى النبى (صلی الله علیه و آله) و الأئمة من بعده هم الأصل الثابت و الفرع الولاية لمن دخل فيها ;

از امام باقر و امام صادق ـ عليهما السلام ـ روايت شده است كه در باره سخن خدا «ضرب الله مثلاً كلمة طيبة كشحرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء» فرمودند: يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه(ع) بعد از او، ريشه هاى ثابت [آن درخت] و شاخه هاى آن، ولايت است براى كسى كه با [پذيرش آن] تحت ولايت داخل شود.

28- اهميّت ولايت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 20

20 ـ اعلان نكردن ولايت على ( ع ) از سوى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) موجب حبط عمل آن حضرت

و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه بعد از خواندن آيه فوق خطاب به على(ع) فرمود: و لو لم ابلغ ما امرت به من ولايتك لحبط عملى . .. .


امالى صدوق، ص 400، ح 13، مجلس 74; نورالثقلين، ج 1، ص 654، ح 296.

29- اهميت ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 13

13ـ آنان كه ولايت خدا و ربوبيت او را بر هستى پذيرفته اند بينايند و كسانى كه براى غير خدا ولايت و تدبيرى در جهان معتقدند ، كوردلانند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمـت والنور

كلمات «أعمى» (كور)، «بصير» (بينا) و نيز «ظلمات» (تاريكيها) و «نور» (روشنى) محتمل است مثالها و نظيرهايى براى مشركان و موحدان باشد و محتمل است صفات و ويژگيهاى معبودهاى اهل شرك و خداوند متعال باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 5

5 - انسان ها ، هيچ گونه سرپرست و ياورى جز خداوند ندارند .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

30- ايمان به ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 9

9 ـ ايمان به خدا و سرپرستى او بر انسان ها ، مقتضى توكل بر او و روى بر تافتن از غير اوست .

هو مولينا و على اللّه فليتوكل المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 18

18ـ باور به توحيد و ولايت خدا و ربوبيت او ، مراتبى گوناگون دارد و هر انسانى به اندازه استعدادش آن را درمى يابد .

قل من رب السموت و الأرض . .. أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها ... كذلك يضرب

31- ايمان و ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 4

4 ـ ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ناسازگار با گزينش كافران براى دوستى و ولايت

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

32- برخوردارى از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 9

9 ـ بهاى بهشت و برخوردارى از ولايت الهى، عمل در پرتو ايمان است.

لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 9

9 ـ قرار گرفتن در پرتوى ولايت خداوند و يا ولايت ظالمان، در ارتباط با عملكرد انسان است.

و هو وليهم بما كانوا يعملون . .. نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون

33- بطلان ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 5 - 5

5 ـ ظهور بطلان ولايت غير خدا براى مشركان با آمدن عذاب الهى

و لاتتبعوا . .. فما كان دعويهم إذ جاء بأسنا إلا ان قالوا إنا كنا ظلمين

با توجه به جمله «و لاتتبعوا من دونه أولياء» معلوم مى شود كه مشركان با نزول عذاب استيصال، حقيقت امر را دريافته و خود را به سبب پذيرش ولايت غير خدا ستمگر خواندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 9

9 ـ قيامت ، روز ظهور مولويت و مالكيت به حق و پروردگارى بى همتاى خداوند و بر ملا شدن بطلان انديشه مولويت و ربوبيت غير او براى شرك پيشگان

و يوم نحشر هم جميعاً . .. و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 7

7 - هرگونه ولايت و سرپرستى ، منتهى به ولايت غير خداوند نامشروع و باطل

فاللّه هو الولىّ

از انحصار ولايت در خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

34- پاداش ولايت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 10

10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;

امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».

35- پرسش از ولايت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 10

10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;

امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».

36- جاودانگى ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 16

16ـ توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس

به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل ـ كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است ـ توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 3

3 - تنها ولايت پايدار و ماندگار در دنيا و آخرت ، ولايت خداوند است .

و قيّضنا لهم قرناء . .. قال الذين كفروا ... نجعلهما تحت أقدامنا ... نحن أولياؤكم

از ارتباط آيات، مى توان استفاده كرد كه ولايت خدايى فرشتگان، تا قيامت پا برجا خواهد بود و ولايت هاى غير خدايى در قيامت تبديل به دشمنى خواهد شد.

37- حاكميت ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 5

5- اراده ، قدرت و ولايت الهى ، يگانه و بدون معارض

و من لايجب داعى اللّه . .. و ليس له من دونه أولياء

38- حرمت ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 2،3

2 ـ حرمت و ممنوعيت پذيرش ولايت و سرپرستى كافران ، براى مؤمنان

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

3 ـ حرمت برگزيدن كافران و مقدّم داشتن آنان بر مؤمنان ، در دوستى و ارتباط و ولايت

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 13

13 ـ حرمت پذيرش ولايت و حكومت كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل . ..»، در مقام انشاء باشد و نه اخبار. يعنى نبايد مؤمنان سلطه كافران را پذيرا باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 1

1 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى و مودّت با كافران و پذيرش سرپرستى آنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

39- حرمت ولايت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 7

7 ـ حرمت برقرارى روابط دوستى با منافقان و پذيرش ولايت و حكومت آنان

إنّ المنفقين . .. لاتتخذوا الكفرين أولياء

40- حق ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 4

4 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 3

3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر جمله «إنّى لكم رسول» بيانگر اين معنا است كه: اگر قبول داريد من رسول الهى و امين هستم; پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «فاتقوااللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 3

3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

و أطيعون

تفريع «فاتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين)، بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول خدا هستم، بر شما لازم است كه تقواى او را پيشه كنيد و از من فرمان بريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 3

3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «فاتّقوا اللّه وأطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول الهى ام، بر شما لازم است كه تقواى الهى را رعايت كنيد و از من فرمان ببريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين); بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه ضمن رعايت تقواى الهى از من اطاعت كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 33 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت بر مردم ، در پرتو جعل و تفويض الهى

أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

اطاعت رسول(صلی الله علیه و آله)، به فرمان الهى جعل و تفويض او واجب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 6

6 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت و فرماندهى بر انسان ها

و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّـت

41- حقانيت ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 16

16ـ توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس

به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل ـ كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است ـ توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 5

5- ولايت حق و اصيل ، ويژه خدا است .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

42- دلايل بى منطقى ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 6

6- بندگى و نياز همه موجودات به درگاه خدا ، خود ، دليل پوچى پندار ولايت براى آنان در برابر خداوند است .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

با اين كه معناى آيه، بدون كلمه «عبادى» نيز تمام است، ولى ذكر «عبادى» براى توجه دادن به اين نكته است كه آنچه به عنوان «ولىّ» از سوى كافران انتخاب و در رتبه الوهيّت و ربوبيّت پنداشته شده است، جملگى عبد خدايند و چگونه است كه بى خردان، عبد را در رتبه معبود پنداشته اند؟! بنابراين، آيه، متضمن نوعى استدلال نيز هست.

43- دلايل رد ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 3

3- حضور نداشتن شياطين در كار آفرينش جهان ، نشان عدم صلاحيت آنان براى ولايت و تدبير امور عالم است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السمـوت والأرض

44- دلايل ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 29

29ـ يكتايى خدا و غلبه و تسلط او بر هستى ، دليل ربوبيت و ولايت اوست .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. و هو الوحد القهّـر

45- دين و ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 27

27 ـ هماهنگى عقل و شرع در حكم به لزوم پذيرش ولايت خداوند

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

جمله «إنى أمرت . .. » حكايت از صدور فرمانى تشريعى بر ضرورت تسليم در برابر خداوند است. جمله استفهام انكارى «أغير اللّه أتخذ ... » نيز اشاره به حكم عقل در اين مورد دارد، بنابراين عقل و شرع يكسان بر ضرورت پذيرش ولايت خداوند حكم مى رانند.

46- ذكر ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 14

14 - لازم است كه اتكا و توجه انسان ، تنها به ولايت و نصرت الهى باشد .

ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع أفلاتتذكّرون

47- ذلّت نيازمند به ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 9

9- موجود نيازمندِ ولايت ( سرپرستى و دوستى ) ، از سر ذلّت موجودى درمانده و داراى كاستى است .

و لم يكن له ولىّ من الذلّ

«ولايت» يا به معناى دوستى است و يا به معناى سرپرستى است كه در هر دو صورت، در صورتى كه از سر ذلّت باشد نشانگر وجود نقص و كاستى در شىء مورد حمايت و دوستى است.

48- رد ولايت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 3

3 ـ معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، اظهار مى دارند كه حقِ برگفتن سرپرستانى جز خدا را نداشته و سزاوار اين كار نبوده اند .

قالوا سبحـنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

«أولياء» مى تواند از «وَلايت» (به فتح «واو») به معناى سرپرست باشد و هم مى تواند از وِلايت (به كسر «واو») به معناى «نصرت» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى اول است.

49- رد ولايت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 2

2 ـ مدعيان ايمان در صورت قطع رابطه دوستى با اهل ايمان و نپذيرفتن ولايت آنان ، در شمار منافقانند .

بشّر المنفقين . .. الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

50- زمينه ذكر ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 9

9 - دريافت باران ، پس از نياز و نااميدى ، زمينه ساز توجه انسان به ولايت الهى بر هستى و روى آورى به ستايش او

و هو الذى ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا . .. و هو الولىّ الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 9

9 - بلا ها و تنگنا هاى زندگى ، زمينه ساز توجه انسان به ولايت الهى و ياورى خواستن از او

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

51- زمينه قبول ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 10

10ـ نپذيرفتن ولايت و سرپرستى خداوند ، آدمى را به دام اوليا و سرپرستانى متعدد گرفتار مى سازد .

و ما لكم من دون الله من أولياء

آوردن «ولى» به صورت مفرد به جاى «أولياء» در رساندن مقصود (نبود هيچ ولى و سرپرستى جز خدا) كافى بود. بنابراين جمع آوردن «أولياء» اشاره به نكاتى دارد. برداشت فوق ناظر به يكى از آن نكات است.

52- زمينه ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 29

29 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و اعتصام به خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از ولايت و جلب يارى و نصرت او

فاقيموا الصلوة . .. فنعم المولى و نعم النصير

برداشت فوق، بدان احتمال است كه «فنعم المولى. ..» مترتب بر تكاليف پيشين باشد كه انجام آن، موجب بهره مندى از ولايت ويژه و نصرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 3

3- ايمان ، عامل قرار گرفتن تحت ولايت و سرپرستى خداوند

اللّه مولى الذين ءامنوا

53- زمينه ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 12

12- تسليم اغوا و ظاهرسازى هاى شيطان شدن ، ولايت او را در پى دارد .

فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم فهو وليّهم اليوم

54- زمينه ولايت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 9

9 ـ قرار گرفتن در پرتوى ولايت خداوند و يا ولايت ظالمان، در ارتباط با عملكرد انسان است.

و هو وليهم بما كانوا يعملون . .. نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون

55- زمينه ولايت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 21 - 3

3 - جدايى موسى ( ع ) از دستگاه فرعونى ، زمينه اعطاى رسالت و سرپرستى بنى اسرائيل به وى از جانب خداوند

ففررت منكم . .. فوهب لى ربّى حكمًا و جعلنى من المرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تفريع «وهب» بر «ففررت» اشاره به تأثير جدايى موسى(ع) از دستگاه فرعون در شايستگى وى براى دريافت حكم و رسالت داشته باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق واژه «حكم» به معناى ولايت و سرپرستى گرفته شد و مراد از آن سرپرستى بر بنى اسرائيل و هجرت دادن آنان از سرزمين مصر مى باشد.

56- سرزنش قبول ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

57- سرزنش قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت

انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

58- سرزنش قبول ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 13

13ـ آنان كه ولايت خدا و ربوبيت او را بر هستى پذيرفته اند بينايند و كسانى كه براى غير خدا ولايت و تدبيرى در جهان معتقدند ، كوردلانند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمـت والنور

كلمات «أعمى» (كور)، «بصير» (بينا) و نيز «ظلمات» (تاريكيها) و «نور» (روشنى) محتمل است مثالها و نظيرهايى براى مشركان و موحدان باشد و محتمل است صفات و ويژگيهاى معبودهاى اهل شرك و خداوند متعال باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 1

1- كافران به جهت پذيرش ولايت غير خدا ، مورد ملامت اويند .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

استفهام در آيه، براى انكار و توبيخ است; يعنى، گزينش غير خدا، به عنوان ولىّ، كارى نادرست و سزاوار توبيخ است. و مراد از «اتخاذ ولىّ» ـ در آيه ـ اطاعت معبودان و انتظار يارى از آن ها است.

59- سرزنش ولايت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 1،2

1 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به واسطه پذيرش ولايت غير او

أم اتّخذوا من دونه أولياء

2 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى ، امرى شگفت انگيز و ملامت بار

أم اتّخذوا من دونه أولياء

60- سرزنش ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 9

9 ـ پذيرش ولايت كافران ، هرگز مايه عزت و سربلندى نخواهد شد .

أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً

61- سقوط ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 5

5 ـ سرپرستان مسجدالحرام در صورت بازداشتن اهل ايمان از ورود به آن ، گنهكارند و از حق ولايت و سرپرستى محروم خواهند شد .

يصدون . .. و ما كانوا أولياؤه إن أولياؤه إلا المتقون

62- شرايط ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 7

7 ـ لياقت و برترى ، از شرايط سرپرستى و مديريت

الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض

چون حق مديريت مردان بر زنان به لحاظ برترى آنان دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 7،8

7 ـ بپاداشتن همواره نماز با تمامى شرايط آن و كوتاهى نورزيدن در پرداخت زكات ، شرط شايستگى براى ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

اقامه نماز به معناى برپا داشتن آن با تمامى شرايط است و فعل مضارع «يقيمون» و «يؤتون»، حاكى از استمرار و تداوم اقامه نماز و پرداخت زكات است.

8 ـ حالت خضوع و فروتنى در پرداخت صدقه و زكات ، از شرايط لازم براى تصدى حكومت و ولايت بر اهل ايمان

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 2

2- داشتن اطلاع و آگاهى همه جانبه به ابعاد امور ، شرط ضرورى ولايت و سرپرستى است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السمـوت والأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 11

11 - قدرت و توانايى ، شرط شايستگى براى ولايت و سرپرستى است .

فاللّه هو الولىّ . .. و هو على كلّ شىء قدير

63- شرايط ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 9

9 - شرط بهره مندى از ولايت و سرپرستى خداوند ، تقوا است .

و اللّه ولىّ المتّقين

64- شرايط ولايت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 2

2 ـ شركت در جهاد با مال و جان از سوى مجاهدان و يارى مهاجران از سوى انصار ، شرط برخوردارى هر يك از ولايت مقرر شده از جانب خدا

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

مشاراليه «أولئك» و مرجع ضمير در «بعضهم»، «الذين» اول و دوم، با تمام صفاتى كه براى آنان ذكر شد، است. يعنى مؤمنان مهاجر ـ مثلا ـ اگر جهاد نكنند و يا مؤمنان ساكن در مدينه اگر مهاجران را يارى ندهند از حقوق ولايت برخوردار نيستند.

65- شگفتى قبول ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

66- شگفتى قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

67- شگفتى ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 2

2 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى ، امرى شگفت انگيز و ملامت بار

أم اتّخذوا من دونه أولياء

68- شؤون ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 7

7 - توان مندى بر رفع اختلافات و داورى بايسته ، از شؤون ولايت

فاللّه هو الولىّ . .. و ما اختلفتم فيه من شىء

69- شؤون ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 11

11 ـ آفرينش و تأمين نيازمنديهاى موجودات، از شؤون ولايت مطلقه الهى است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 6

6 ـ اقتدار بر رساندن هر گونه خير و شر، از شؤون ولايت الهى است.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 22

22 ـ آمرزش گناه خطاكاران و گسترانيدن رحمت بر ايشان ، از شؤون ولايت و سرپرستى خداوند بر بندگان خويش است .

أنت ولينا فاغفرلنا و ارحمنا

تفريع جمله «اغفر لنا و . .. » بر «أنت ولينا» به وسيله حرف فاء، حاكى از برداشت فوق است.

70- ظالمان و ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 11

11ـ ستمكاران ، شايسته ولايت و سرپرستى نيستند .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . .. و ما لكم من دون الله من أولياء

71- عقل و ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 27

27 ـ هماهنگى عقل و شرع در حكم به لزوم پذيرش ولايت خداوند

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

جمله «إنى أمرت . .. » حكايت از صدور فرمانى تشريعى بر ضرورت تسليم در برابر خداوند است. جمله استفهام انكارى «أغير اللّه أتخذ ... » نيز اشاره به حكم عقل در اين مورد دارد، بنابراين عقل و شرع يكسان بر ضرورت پذيرش ولايت خداوند حكم مى رانند.

72- عقيده به ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 10

10 ـ شرك ( اعتقاد به وجود مولويت و ربوبيت براى غير خدا ) پندارى باطل و افترا بر خداوند است .

و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 3

3 - اعتقاد انسان به ولايت غيرخدا ، ظلم و ستم بر خويشتن

و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لانصير . أم اتّخذوا من دونه أولياء

73- عقيده به ولايت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 19

19ـ مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشـبه الخلق عليهم

جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.

74- علم در ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 2

2- داشتن اطلاع و آگاهى همه جانبه به ابعاد امور ، شرط ضرورى ولايت و سرپرستى است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السمـوت والأرض

75- عوامل محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 9

9ـ خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا به محروم كردن از يارى و حفاظت خويش تهديد كرد .

لـئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من الله من ولىّ ولاواق

«ولىّ» به معناى ياور و «واق» اسم فاعل از «وقاية» به معناى نگهدارنده است. «من الله» مى تواند متعلق به محذوف و حال براى «ولىّ» و «واق» باشد. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ ياور و نگه دارنده اى نخواهد بود ; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نخواهد رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 14

14 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى در دنيا ، مايه محروميت از ولايت و نصرت الهى در قيامت

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

76- عوامل ولايت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 7

7 ـ حاكميت و ولايت يافتن ظالمان معلول كردار ظالمانه مردم جامعه است.

و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون

77- فرجام شوم ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 5

5- گرفتار شدن به عذاب دوزخ ، سرنوشت محتوم و فرجام شوم كسى است كه خود را در قلمرو ولايت شيطان قرار دهد و از او پيروى كند .

كتب عليه أنّه من تولاّه. .. ويهديه إلى عذاب السعير

78- قبول ولايت اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 12

12 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى ولايت و دوستى با اهل كتاب و ديگر كافران ، على رغم دشمنى آنان با دين

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

لحن مذمت گونه جمله « و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» مى رساند كه گروهى از مسلمانان با كافران روابط دوستى بر قرار كرده بودند.

79- قبول ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 23

23 ـ آدمى بر سر دو راهى پذيرش ولايت خداوند و يا پذيرش ولايت شيطان

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 2،12،18،27

2 ـ ولايت الهى، تنها ولايت مورد پذيرش پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل أغير اللّه أتّخد وليا

12 ـ پذيرش ولايت خالق روزى دهنده بى نياز، حكم فطرت و عقل است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

18 ـ پذيرش ولايت خداوند، مستلزم تسليم شدن محض در برابر اوست.

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

27 ـ هماهنگى عقل و شرع در حكم به لزوم پذيرش ولايت خداوند

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

جمله «إنى أمرت . .. » حكايت از صدور فرمانى تشريعى بر ضرورت تسليم در برابر خداوند است. جمله استفهام انكارى «أغير اللّه أتخذ ... » نيز اشاره به حكم عقل در اين مورد دارد، بنابراين عقل و شرع يكسان بر ضرورت پذيرش ولايت خداوند حكم مى رانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 10

10 ـ پيروى از قرآن، پذيرش ولايت خداوند و فرمانبردارى از اوست.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 8

8 ـ پذيرش ولايت خداوند شرط بهرهورى از هدايت اوست.

و فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء من دون الله

مفهوم جمله «إنهم . ..» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 21

21- پذيرش ولايت شيطان ، غيرقابل جمع با پذيرش ولايت خدا است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

80- قبول ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 5،10

5 ـ پذيرش سرپرستى شياطين بجاى خدا، عامل تثبيت گمراهى و دور ماندن از هدايت الهى

فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء من دون الله

10 ـ پذيرندگان ولايت شياطين، بى خبر از گمراهى خويش و در پندار برخوردارى از توفيق هدايت هستند.

و يحسبون أنهم مهتدون

81- قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 8

8 ـ شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .

ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 15،16،19،23

15 ـ وانهادن ولايت خداوند و پذيرش ولايت شيطان ، زيان آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

16 ـ اطاعت از دستورات شيطان ، در حقيقت پذيرش ولايت اوست .

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

19 ـ پذيرندگان ولايت شيطان ، مردمى زيانكار با خسارتى آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

23 ـ آدمى بر سر دو راهى پذيرش ولايت خداوند و يا پذيرش ولايت شيطان

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 2

2 ـ دوزخ ، فرجام پذيرندگان ولايت شيطان

و من يتخذ الشيطن ولياً . .. أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 5

5- پذيرش ولايت شيطان و پيروى از او ، شرك به خداوند است .

الذين يتولّونه . .. هم به مشركون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «باء» در «به» براى سببيت باشد و ضمير آن به «قبول و پذيرش» ـ كه در معناى «يتولّونه» (از او فرمان مى برند) اشراب شده است ـ برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 21،28،29

21- پذيرش ولايت شيطان ، غيرقابل جمع با پذيرش ولايت خدا است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

28- گزينش ولايت شيطان به جاى ولايت خدا ، انتخابى ظالمانه و زشت است .

أفتتّخذونه . .. بئس للظـلمين بدلاً

مخصوص به «ذم» در فعل «بئس» ابليس است. و «بدلاً» تميز براى آن، لذا معناى جمله، چنين مى شود كه: «شيطان، بدجايگزينى است (به جاى خداوند) براى ظالمان».

29- پيروان شيطان و گزينش كنندگان ولايت او ، ظالم اند .

بئس للظـلمين بدلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 1

1- پيروى از شيطان ، به معناى پذيرش ولايت و سرپرستى او است .

و يتّبع كلّ شيطـن . .. من تولاّه فإنّه يضلّه

82- قبول ولايت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 6

6 - پيروى از تمايلات جاهلانه ظالمان ، به معناى پذيرش ولايت و رهبرى آنان است .

و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظـلمين بعضهم أولياء بعض

با توجه به اين كه «إنّ الظالمين بعضهم أولياء. ..» تعليل براى نهى «لاتتبع» است، مفاد آيه شريفه چنين خواهد بود: اگر پيامبر يا موحد ديگرى، در برابر خواسته يا خواسته هاى هواپرستان جاهل تسليم شود، در حقيقت رهبرى و ولايت آن هواپرستان ظالم را پذيرفته است.

83- قبول ولايت غير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 22

22 ـ پذيرش انديشه و فرمان هاى ديگران ، قبول ولايت آنهاست .

و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم . .. و من يتخذ الشيطن ولياً

84- قبول ولايت غير اولياءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 18

18 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و من يرد فيه بإلحاد بظلم » فقال : من عبد فيه غير اللّه عزّوجلّ أو تولّى فيه غير أولياء اللّه فهو ملحد بظلم . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و من يرد فيه بالحاد بظلم» روايت شده است كه فرمود: كسى كه در مكّه، غير از خداى عزّوجلّ را پرستش كند، يا ولايت غير اولياى خدا را بپذيرد، «الحاد به ظلم» كرده است».

85- قبول ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 25

25 ـ پذيرش ولايت غير خدا، شرك است.

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. و لا تكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 4

4 ـ شرك و پذيرش ولايت غير خدا، عصيان بر اوست.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و لا تكونن من المشركين. قل إنى أخاف إن عصيت ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 9

9 ـ اطاعت و پيروى از ديگران در حقيقت پذيرش ولايت آنهاست.

اتبعوا . .. و لاتتبعوا من دونه أولياء

با اينكه كلمه اى مانند «احدا» به جاى «أولياء» مى توانست بيانگر معناى مقصود باشد، ولى كلمه «أولياء» به كار برده شده تا اشاره باشد به اينكه پيروى و فرمانبردارى مساوى با پذيرش ولايت و سرپرستى پيروى شونده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 4 - 2

2 ـ عذاب سهمگين خداوند در انتظار جوامع مختلف از قوانين دين و پذيرنده ولايتهاى غير خداوند

و لاتتبعوا من دونه . .. و كم من قرية أهلكنها

بيان هلاكت جوامع پيشين پس از فرمان به رعايت قوانين دين و سرپيچى از ولايت غير خدا «اتبعوا ما أنزل اليكم . ..»، بيانگر آن است كه عذاب امتهاى پيشين به سبب تخلف آنان از اين فرمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 8

8ـ كسانى كه ولايت خدا را نپذيرند ، خويشتن را به ولايتهايى متعدد و بى اساس گرفتار خواهند كرد .

و ما كان لهم من دون الله من أولياء

جمع آوردن كلمه «أولياء» با وجود اين كه بيان معناى مقصود با كلمه «ولىّ» نيز ممكن بود ، اشاره به اين نكته دارد كه انسان ، اگر ولايت الهى را نپذيرد ، گرفتار تعدد اوليا مى شود و ناچار است به ولايتهاى متعددى گردن نهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 22

22ـ پذيرش سرپرستى و ولايت غير خدا شرك است .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 4

4- كافران ، از ولايت خدا روى گردان و سرنهاده بر آستان شمارىِ از بندگان اويند .

يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 10

10- كسانى كه غير خدا را معبود و ولىّ خود ساخته اند ، به خطا ، خود را كام روا و نيك كردار مى پندارند .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء . .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 2،4،8

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

4 - كسانى كه ولايت و كارسازى خدا را ر ها كنند و به سراغ غيرخدا بروند ، مبتلا به اولياى متعددى مى شوند .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت

جمع آورده شدن «أولياء» احتمال دارد كه ناظر به واقعيت خارجى باشد و آن، اين است كه گريزندگان از ولايت الهى، ارباب و اولياى متعدد پيدا مى كنند.

8 - ولىّ و كارساز گيرندگانِ غيرخدا ، جاهلانه و از سر بى خبرى ، انتخاب كرده اند .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. لو كانوا ي

86- قبول ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 10

10 ـ پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، جبهه گيرى در مقابل خداوند است .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 145 - 2

2 ـ مؤمنان ، در صورت پذيرش ولايت كافران ، محكوم به نفاق خواهند بود .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. إنّ المنفقين فى الدرك الاسفل من النار

ظاهراً جمله «إنّ المنفقين . ..»، بيان علت براى جمله «لاتتخذوا ...» است. بنابراين مراد از «المنفقين»، همان كسانى خواهند بود كه ولايت كافران را پذيرا شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 17

17 ـ ناكامى و زيانكارى ، فرجام شوم و پذيرش محبت و ولايت كافران

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 32

32 ـ بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 3،13

3 ـ ضرورت پرهيز از پذيرش ولايت كافران و روابط دوستانه با آنان

لاتتخذوا . .. الكفار أولياء

«هزواً» به معناى ريشخند زدن و مسخره كردن است.

13 ـ پذيرش ولايت و دوستى كافران و تمسخر كنندگان اسلام ، ناسازگار با ايمان و تقوا

و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 7،8،9،10،16،17

7 ـ بنى اسرائيل همكيشان خود را از پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان نهى نمى كردند .

لايتناهون عن منكره فعلوه . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

آيه مورد بحث بيان مصداقى است از «منكر» كه در آيه قبل مطرح شده بود.

8 ـ لزوم نظارت عمومى جامعه ايمانى بر صحنه روابط خارجى و بازداشتن مؤمنان از پذيرش ولايت كافران و پيوند هاى مودت آميز با آنان

كانوا لايتناهون عن منكر . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

9 ـ روابط ولايى و دوستى بنى اسرائيل با كافران عامل كفرورزى و گرفتارى آنان به لعنت خدا و پيامبران

لعن الذين كفروا . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان بيان مصداقى ديگر از عصيان و تجاوزگرى بنى اسرائيل است. بنابراين پذيرش ولايت مشركان نيز از عوامل كفرپيشگى و گرفتارى به لعنت الهى است.

10 ـ عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، زمينه ساز پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان *

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون ... يتولون الذين كفروا

بدان احتمال كه مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان، نتيجه اعمال ناپسندى باشد كه در آيات قبل درباره بنى اسرائيل بيان شد.

16 ـ جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون

17 ـ غضب الهى و عذاب هميشگى ، دستاور پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان

يتولون الذين كفروا لبئس . .. ان سخط اللّه عليهم و فى العذاب هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 11

11 ـ پذيرش ولايت و دوستى با كافران نشانه فسق و خروج از حدود الهى است .

ما اتخذوهم أولياء و لكن كثيراً منهم فسقون

87- قبول ولايت مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 11،16،17

11 ـ مؤمنان پذيراى ولايت و سرپرستى يهود و نصارا ، از زمره كافران و خارج از صف مؤمنان راستين

و من يتولهم منكم فانه منهم

16 ـ مسلمانانِ پذيراى ولايت يهود و نصارا ، گمراه و از زمره ستمگرانند .

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

17 ـ دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 2،6،11،13،20

2 ـ شتاب زدگى بيماردلان سست ايمان و محروم از هدايت الهى ، در پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

در برداشت فوق «يسرعون فيهم» ـ به قرينه آيه قبل ـ به معناى «يسارعون فى توليهم» گرفته شده است.

6 ـ شتاب بيماردلان سست ايمان در دوستى و پذيرش ولايت يهود و نصارا ، پيامد محروميت آنان از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

11 ـ سرزنش و توبيخ خداوند از مسلمانانى كه با يهود و نصارا رابطه مودت آميز داشته و پذيراى ولايت آنها هستند .

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

13 ـ داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

20 ـ پشيمانى ، فرجام ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يسرعون فيهم . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 16

16 ـ ناكامى پذيرندگان ولايت و دوستى يهود و نصارا ، در بهره گيرى از روابط دوستانه با آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

بدان احتمال كه مراد از «اعملهم» تلاشهايى است كه بيماردلان براى ايجاد روابط دوستانه با يهود و نصارا، داشتند ; بر اين اساس مقصود از «خسارت» بهره نجستن از ايجاد رابطه با يهود و نصارا خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 4،5

4 ـ پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا ، ارتداد و بازگشت از دين است .

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود از مصاديق مورد نظر براى مرتدان، مسلمانانى هستند كه ـ على رغم نهى خداوند ـ با يهود و نصارا ارتباط دوستى و ولايى برقرار مى كنند.

5 ـ ارتداد برخى مسلمانان صدر اسلام ، با پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض . . يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 8

8 ـ ناكامى و شكست ، سرنوشت حتمى پذيرندگان ولايت يهود ، نصارا و ديگر كافران

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

حصر در جمله «فان حزب اللّه . ..» مى تواند ناظر به پندار غلط كسانى باشد كه براى مصون ماندن از شكست احتمالى مسلمانان (نخشى ان تصيبنا دائرة) در صدد ايجاد روابط دوستى و ولايى با كافران بودند.

88- قبول ولايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1،6

1 ـ بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

6 ـ پذيرش ولايت مشركان و دوستى با آنان از جمله اعمال ناپسند و رايج در بين انبوهى از يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لبئس ما كانوا يفعلون. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

جمله «يتولون الذين كفروا» مصداقى براى جمله «لبئس ما كانوا يفعلون» است. وبه قرينه آيه 82 (و لتجدن اقربهم مودة ...) كه مسيحيان را دوستار مسلمانان معرفى كرده است، معلوم مى شود، مراد از بنى اسرائيل در اين بخش از آيات، يهوديان است.

89- قبول ولايت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 11،16،17

11 ـ مؤمنان پذيراى ولايت و سرپرستى يهود و نصارا ، از زمره كافران و خارج از صف مؤمنان راستين

و من يتولهم منكم فانه منهم

16 ـ مسلمانانِ پذيراى ولايت يهود و نصارا ، گمراه و از زمره ستمگرانند .

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

17 ـ دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 2،6،11،13،20

2 ـ شتاب زدگى بيماردلان سست ايمان و محروم از هدايت الهى ، در پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

در برداشت فوق «يسرعون فيهم» ـ به قرينه آيه قبل ـ به معناى «يسارعون فى توليهم» گرفته شده است.

6 ـ شتاب بيماردلان سست ايمان در دوستى و پذيرش ولايت يهود و نصارا ، پيامد محروميت آنان از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

11 ـ سرزنش و توبيخ خداوند از مسلمانانى كه با يهود و نصارا رابطه مودت آميز داشته و پذيراى ولايت آنها هستند .

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

13 ـ داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

20 ـ پشيمانى ، فرجام ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يسرعون فيهم . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 16

16 ـ ناكامى پذيرندگان ولايت و دوستى يهود و نصارا ، در بهره گيرى از روابط دوستانه با آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

بدان احتمال كه مراد از «اعملهم» تلاشهايى است كه بيماردلان براى ايجاد روابط دوستانه با يهود و نصارا، داشتند ; بر اين اساس مقصود از «خسارت» بهره نجستن از ايجاد رابطه با يهود و نصارا خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 4،5

4 ـ پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا ، ارتداد و بازگشت از دين است .

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود از مصاديق مورد نظر براى مرتدان، مسلمانانى هستند كه ـ على رغم نهى خداوند ـ با يهود و نصارا ارتباط دوستى و ولايى برقرار مى كنند.

5 ـ ارتداد برخى مسلمانان صدر اسلام ، با پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض . . يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 8

8 ـ ناكامى و شكست ، سرنوشت حتمى پذيرندگان ولايت يهود ، نصارا و ديگر كافران

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

حصر در جمله «فان حزب اللّه . ..» مى تواند ناظر به پندار غلط كسانى باشد كه براى مصون ماندن از شكست احتمالى مسلمانان (نخشى ان تصيبنا دائرة) در صدد ايجاد روابط دوستى و ولايى با كافران بودند.

90- قدرت در ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 11

11 - قدرت و توانايى ، شرط شايستگى براى ولايت و سرپرستى است .

فاللّه هو الولىّ . .. و هو على كلّ شىء قدير

91- كفر ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 11

11- پذيرش ولايت غير خدا ، كفر و در پى دارنده عذاب دوزخ است .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء إنّا أعتدنا جهنّم للكـفرين نزلاً

92- كيفر قبول ولايت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 11

11- پذيرش ولايت غير خدا ، كفر و در پى دارنده عذاب دوزخ است .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء إنّا أعتدنا جهنّم للكـفرين نزلاً

93- محبت در ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 25

25- محبت و دل سوزى ، درون مايه ضرورى براى هر ولايت حق و سرپرست لايق است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

خداوند، با به رخ كشيدن عداوت شيطان، سزاوار نبودن پذيرش ولايت او را يادآور شده است و مفهوم آن اين است كه رهبرى

ولايت، بايد از كينهوزى و عداوت به دور بوده و آميخته با محبت باشد.

94- محرومان از ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 1

1 - كسانى كه خداوند ، آنان را گمراه كند ، از هرگونه سرپرست و ياور محروم اند .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده

95- محرومان از ولايت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 10

10 - ستم پيشگان ، محروم از هرگونه ولىّ و ياورى در قيامت

و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

96- محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 18

18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 11

11 ـ خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تفرقه افكنان در جامعه ايمانى را از ولايت خويش خارج و به حال خودشان ر ها مى سازد .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 7

7 ـ شركورزى و پرستش غير خدا ، كردارى ناشايسته و مايه محروميت از ولايت و حمايت هاى خداوند است .

و هو يتولى الصلحين

مصداق مورد نظر براى صلاح و صالحان، به قرينه آيات گذشته، توحيد و مؤمنان موحد است و در مقابل آن شرك و مشركان

خواهد بود. بنابراين مفهوم جمله «و هو ... » عدم حمايت خداوند از مشركان است.

97- محمد(صلی الله علیه و آله) و ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 2

2 ـ ولايت الهى، تنها ولايت مورد پذيرش پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل أغير اللّه أتّخد وليا

98- محمد(صلی الله علیه و آله) ولايت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 18

18 ـ فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نصب على ( ع ) به ولايت و سرپرستى امت

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. يؤتون الزكوة و هم ركعون

امام باقر(ع): امر اللّه عزوجل رسوله بولاية على(ع) و انزل عليه «انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. .


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 646، ح 264; الدرالمنثور، ج 3، ص 105.

99- مدح ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 30

30 - ستايش خدا از سرپرستى خود نسبت به مسلمانان و يارى رساندن به آنان

هو سمّيكم المسلمين. .. فنعم المولى و نعم النصير

100- مشركان و ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 16

16 - مشركان ، به شفاعت و ولايت و سرپرستى غيرخدا ، اعتقاد داشتند .

أم يقولون . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع أفلاتتذكّرون

101- مشمولان ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 4

4 ـ هدايت يافتگان هشيار و متذكر، مقرب درگاه پروردگار و در پرتوى ولايت او قرار دارند.

فمن يرد الله . .. لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 15

15 - پيروان وحى ، بهره مند از نصرت و ولايت الهى در قيامت

و كذلك أوحينا . .. يدخل من يشاء فى رحمته... و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

ستمگران (كسانى كه از پيام وحى سرپيچى كنند) از ولايت و نصرت الهى محروم خواهند بود و از آن جا كه مشمولان رحمت الهى (يدخل من يشاء فى رحمته) در برابر ستمگران قرارگرفته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت ولايت و تربيت ويژه الهى

ذلكم اللّه ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 23،28

23 - خدا ، مولا و سرپرست امت اسلامى

سمّيكم المسلمين . .. هو موليكم

28 - خدا ، سرپرست و ياور خوب و شايسته براى امت اسلامى

هو سمّيكم المسلمين . .. و اعتصموا باللّه ... فنعم المولى و نعم النصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 1،4،6

1 ـ خداوند سرپرست پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياور او در برابر كيد ها و توطئه هاى مشركان

ثم كيدون فلاتنظرون. إن ولى اللّه

4 ـ خداوند سرپرست و يارى دهنده همه صالحان است .

و هو يتولى الصلحين

6 ـ توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 14،6

14- اصحاب كهف ، تدبير كننده و سرپرستى جز خداوند نداشتند .

ما لهم من دونه من ولىّ

مراد از ضمير در «لهم» اصحاب كهف است.

6- تنها خداوند بر تمام اسرار هستى آگاه است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب السمـوت و الأرض

جمله «له غيب. ..» ـ به قرينه «اللّه أعلم» ـ علاوه بر بيان مالكيت خداوند بر اسرار هستى، بر آگاهى فراگير او نيز دلالت دارد.

102- مشمولان ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 8

8- امتهايى كه تحت تأثير اغواى شيطان ، تسليم انبيا نشدند ، تحت ولايت شيطانند .

أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم فهو وليّهم اليوم

103- معرضان از ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 8

8 ـ رويگردانان از ولايت خداوند، در وادى ولايتهاى متعدد غير خدا سرگردان هستند.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

بديهى است حرمت تبعيت از غير خداوند مشروط به اين نيست كه پيروى شونده متعدد باشد. بنابراين آوردن كلمه «أولياء» به صورت جمع مى تواند اشاره به اين باشد كه آدمى با دور شدن از ولايت خدا و قرآن همواره تحت سيطره حاكمانى متعدد قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 5 - 2

2 ـ جوامع بى اعتنا به قوانين دين و اعراض كنندگان از ولايت خداوند، از ظالمان هستند.

اتبعوا . .. قالوا إنا كنا ظلمين

ظالم خواندن اقوام هلاك شده پيشين پس از فرمان به تبعيت از قوانين دين و بر حذر داشتن مردم از پذيرش ولايت غير خدا، بيانگر آن است كه پذيرش ولايت غير خدا و پيروى نكردن از قوانين دين، ظلم است.

104- معرضان از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 4

4- كافران ، از ولايت خدا روى گردان و سرنهاده بر آستان شمارىِ از بندگان اويند .

يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

105- ملاك ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 1،8

1 ـ جز خداوند خالق آسمانها و زمين و روزى دهنده بى نياز، كسى شايسته ولايت و سرپرستى نيست.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

8 ـ ولايت و سرپرستى، تنها در خور آفريننده و روزى دهنده موجودات است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 16

16ـ آفريننده هستى تنها حقيقت شايسته و توانمند براى سرپرستى و ولايت بر آدميان

فاطر السموت و الأرض أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

يوسف(ع) پس از توصيف خداوند به پديد آورنده آسمانها و زمين (هستى) او را ولىّ خويش مى خواند تا به اين حقيقت اشاره كند كه: چون خدا خالق هستى است ، ولىّ و سرپرست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 11،28

11ـ تنها كسى شايسته ولايت و سرپرستى است كه بر نفع رسانى و دفع ضرر توانا باشد .

لايملكون لأنفسهم نفعًا و لا ضرًّا

28ـ ربوبيّت و ولايت تنها برازنده خالق هستى است .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. قل الله خـلق كل شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 17

17- شايستگى براى ولايت و سرپرستى موجودات ، در انحصار مالك آگاه و هوشمند جهان هستى است .

له غيب السمـوت و الأرض أبصر به و أسمع ما لهم من دونه من ولىّ

106- منشأ ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 2،3،5،6

2 ـ خداوند ، معرف فردى از مؤمنان برپا دارنده نماز و ادا كننده زكات براى سرپرستى ديگران ، با ذكر نشانى معين و مشخص

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

با توجه به اينكه جمله «و هم راكعون» جمله اى است حاليه و عامل آن فعل «يؤتون» است و نيز با توجه به ظهور «ركوع» در معناى مصطلح آن يعنى ركوع نماز، معلوم مى شود صفات شمرده شده، مخصوصاً آخرين صفت، عنوان مشير دارد ; يعنى براى معرفى شخصى معين است.

3 ـ پرداخت زكات در حال ركوع نماز ، نشانه فرد تعيين شده در بين مسلمانان صدر اسلام براى حكومت و ولايت بر آنان

و يؤتون الزكوة و هم ركعون

5 ـ ولايت و سرپرستى بر مؤمنان صدر اسلام ، از آن خدا ، رسول او و اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب ( ع )

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

6 ـ ولايت و رهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، در طول ولايت خدا و پرتويى از حاكميت اوست .

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

مفرد آوردن كلمه «ولىّ» ـ على رغم جمع بودن خبر آن ـ، رساى به اين حقيقت است كه ولايت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ديگر واجدان شرايط، در طول ولايت خدا و پرتويى از ولايت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 27

27 - مشروعيت ولايت ها و حكومت هاى بشرى ، در گرو منتهى شدن آن به ولايت الهى است .

هو موليكم

با توجه به ظهور «هو مولاكم» در حصر، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

107- منشأ ولايت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 5

5 ـ نصب على ( ع ) به امامت و ولايت بر اهل ايمان ، حكم نازل شده به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آيه تبليغ

بلغ ما أنزل إليك

بر اساس شأن نزولهاى متعدد و روايات فراوان، مراد از «ما انزل اليك»، امامت و ولايت اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب(ع) است.

108- منشأ ولايت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 19

19 ـ ولايت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، نشأت يافته از مقام رسالت آن حضرت

و يطيعون اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 33 - 4،5

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت بر مردم ، در پرتو جعل و تفويض الهى

أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

اطاعت رسول(صلی الله علیه و آله)، به فرمان الهى جعل و تفويض او واجب شده است.

5- ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مردم ، نشأت يافته از منصب رسالت الهى آن حضرت

أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

وصف «الرسول»، مى تواند مشعر به عليت باشد; يعنى، رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ولايت بر خلق را براى او به ارمغان آورده است.

109- موانع ولايت حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 8

8- به كارگيرى نيرو هاى ناصالح ، ناسازگار با ولايت دل سوزانه و بر حق است .

و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا

110- موانع ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 18

18 ـ ايمان به خداوند و آيات او مانع ولايت و حاكميت شياطين بر انسان

إنا جعلنا . .. للذين لا يؤمنون

111- موانع ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 6

6 ـ ترس از عذاب قيامت، مانع از شرك و پذيرش ولايت غير خدا

أغير اللّه أتخذ وليا . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

112- مهربانى در ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 25

25- محبت و دل سوزى ، درون مايه ضرورى براى هر ولايت حق و سرپرست لايق است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

خداوند، با به رخ كشيدن عداوت شيطان، سزاوار نبودن پذيرش ولايت او را يادآور شده است و مفهوم آن اين است كه رهبرى ولايت، بايد از كينهوزى و عداوت به دور بوده و آميخته با محبت باشد.

113- نشانه هاى ولايت حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 25

25- محبت و دل سوزى ، درون مايه ضرورى براى هر ولايت حق و سرپرست لايق است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

خداوند، با به رخ كشيدن عداوت شيطان، سزاوار نبودن پذيرش ولايت او را يادآور شده است و مفهوم آن اين است كه رهبرى ولايت، بايد از كينهوزى و عداوت به دور بوده و آميخته با محبت باشد.

114- نشانه هاى ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 17

17ـ برخوردارى يوسف ( ع ) از قدرت و مكنت و بهره مندى او از دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، پرتوى از ولايت خداوند بر او بود .

قد ءاتيتنى من الملك و علمتنى . .. أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 11

11 - تنظيم معيشت و نزول باران ، پس از يأس ونااميدى انسان ، جلوه اى از ولايت ستوده و بى نقص خداوند است .

و لو بسط اللّه الرزق . .. و لـكن ينزّل بقدر ما يشاء ... و هو الذى ينزّل الغيث ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 2

2- ره يافتن مؤمنان نيك كردار به بهشت ، نمودى از ولايت الهى بر آنان

ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا . .. إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلح

115- نعمت ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 38

38 - « بعض اصحابنا رفعه فى قول اللّه عز و جل « و لتكبروا اللّه على ما هداكم » قال : « التكبير » التعظيم للّه ، و « الهداية » الولاية ;

از امام معصوم (ع) درباره سخن خداوند عز و جل كه فرموده «و لتكبروا اللّه على ما هداكم» روايت شده كه مراد از «تكبير»، تعظيم و بزرگداشت خداست و مراد از «هدايت» ولايت است (يعنى خدا را به عظمت ياد كنيد به خاطر نعمت ولايت)».

116- نعمت ولايت اهل بيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 10

10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;

امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».

117- نقش ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 17

17 ـ محبت و دوستى و انتخاب ولى و سرپرست ، داراى نقشى اساسى و كارآمد در هدايت و گمراهى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

با توجه به اينكه آيه مورد بحث، ناظر به آيات پيشين است و در آن آيات پذيرش ولايت يهود و نصارا، مايه محروميت از هدايت الهى دانسته شده بود، معلوم مى شود پذيرش ولايت خدا، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط، مايه هدايت است.

118- نياز به ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 13

13 - انسان در قيامت ، نيازمند ولايت و ياورى است .

و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

119- نياز به ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 4

4 - انسان ، نيازمند ولايت و ياورى از جانب خداوند ، در تمامى حالات زندگى خويش

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده

اين كه گمراهان با محروم شدن از ولايت الهى ره به جايى نمى برند، نشانگر آن است كه انسان ها در تمامى حالات زندگى خويش نيازمند امداد و ولايت الهى اند.

120- ولايت اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 9

9 ـ قيامت ، روز ظهور مولويت و مالكيت به حق و پروردگارى بى همتاى خداوند و بر ملا شدن بطلان انديشه مولويت و ربوبيت غير او براى شرك پيشگان

و يوم نحشر هم جميعاً . .. و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 15

15ـ ولايت و سرپرستى خدا محدود به زمان و مكان نبوده و در دنيا و آخرت نافذ است .

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 15

15 - پيروان وحى ، بهره مند از نصرت و ولايت الهى در قيامت

و كذلك أوحينا . .. يدخل من يشاء فى رحمته... و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

ستمگران (كسانى كه از پيام وحى سرپيچى كنند) از ولايت و نصرت الهى محروم خواهند بود و از آن جا كه مشمولان رحمت الهى (يدخل من يشاء فى رحمته) در برابر ستمگران قرارگرفته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 3

3 - قيامت ، صحنه بروز ولايت مطلقه الهى است .

و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم من دون اللّه

121- ولايت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 11،12،13،16

11 ـ پذيرش ولايت خداوند ، از بين برنده هر نوع سستى در انجام وظايف دينى

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

«و اللّه وليّهما»، با لحن اعتراض گونه اش (در حالى كه خداوند سرپرست و حمايت كننده شماست، سستى چرا؟) به اين نكته اشاره دارد كه پذيرش ولايت الهى و اعتقاد به آن، مانع از هر گونه سستى در راه انجام وظايف الهى است.

12 ـ سستى و هراس در هنگامه هاى دشوار ( همانند جنگ ) و تصميم به نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى ، موجب خروج از ولايت و حمايت الهى نيست .

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در عين اعتراض به گروههايى كه قصد انحراف از جنگ و نافرمانى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشتند، بيانگر اين است كه اين تصميمشان، باعث نشد كه ولايت الهى از آنان منقطع شود.

13 ـ افتادن بندگان به ورطه انحراف ، در صورت قطع ولايت و حمايت الهى از آنان

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «اللّه وليّهما»، بيانگر علت انصراف مسلمانان از تصميم بر مخالفت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است. بنابراين قطع ولايت، موجب گرفتار شدن آدمى به انحراف و مخالفت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

16 ـ پذيرش ولايت خداوند ، مستلزم توكّل و اتكا به او در هر حال و در همه امور

و اللّه وليّهما و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

جمله «و على اللّه فليتوكّل»، با كلمه «فاء»، تفريع به جمله «و اللّه وليّهما» شده است يعنى حال كه خداوند ولى شماست، تنها به او توكّل كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 7

7 ـ نصرت و يارى الهى به مؤمنان ، نشانه اى از ولايت او بر ايشان

و اللّه وليّهما . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جمله «و لقد نصركم اللّه»، مى تواند استدلالى باشد براى جمله «و اللّه وليّهما». يعنى خداوند، ولى و حامى مؤمنان است; به دليل اينكه شما را در بدر، در عين ضعف و ناتوانى، يارى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 1،5،6،7،8،9

1 ـ تنها خداوند مولى و سرپرست اهل ايمان و بهترين ياور آنان است .

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

5 ـ اطاعت و پيروى جامعه ايمانى از كفرپيشگان ، موجب خروج از ولايت خداوند و محروميّت از يارى او

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خيرُ النّاصرين

6 ـ پذيرش ولايت خداوند ، موجب بهره مندى از پشتيبانى وى و زمينه ساز پيروزى بر كافران

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

تقديم ذكرى ولايت الهى بر يارى او، نشانه تقدّم خارجى آن است; يعنى آنگاه خداوند شما را يارى خواهد كرد كه تنها ولايت او را پذيرا باشيد.

7 ـ پذيرش ولايت الهى و عقيده به خدا به عنوان بهترين ياور ، مانع اطاعت از كافران و پذيرش ولايت آنان

ان تطيعوا الّذين . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

چون معمولا اطاعت آدمى از كسى براى جلب يارى اوست، قرآن با بيان اينكه خداوند تنها سرپرست و بهترين ياور است به مؤمنان مى فهماند كه با يارى خداوند هيچ نيازى به يارى كافران نخواهيد داشت تا مجبور شويد از آنان تبعيّت كنيد.

8 ـ توجّه به ولايت الهى و اعتقاد به يارى حتمى خداوند ، از عوامل تقويت روحيه اهل ايمان در هنگامه هاى دشوار و نبرد با دشمنان

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

9 ـ پذيرش ولايت خداوند و اعتقاد به يارى حتمى او ، مانع واپسگرايى و زيانكارى جامعه ايمانى و باعث رشد و سعادت

يردّوكم على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

پيامد پذيرش ولايت كافران، واپسگرايى و خسارت است. بنابراين پذيرش ولايت خداوند ـ به قرينه مقابله آن با پذيرش ولايت كافران ـ باعث رشد و سعادت خواهد بود.

122- ولايت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 53،54

53 ـ اعلام جانشينى و ولايت على ( ع ) توسط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، موجب كمال دين و تمام نعمت و رضاى پروردگار

اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه هنگام نزول آيه فوق فرمود: ان كمال الدين و تمام النعمة و رضى الرب بارسالى اليكم بالولاية بعدى لعلى ابن ابى طالب(ع).


امالى صدوق، ص 291، ح 10، مجلس 56; بحارالانوار، ج 37، ص 111، ح 3.

54 ـ ولايت على ( ع ) ، آخرين فريضه نازل شده از سوى خداوند

اليوم اكملت لكم دينكم

امام باقر(ع): امر اللّه عزوجل رسوله بولاية على(ع) . .. و كانت الولاية اخر الفرائض فانزل اللّه عزوجل «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى» يقول اللّه عزوجل: ... قد اكملت لكم الفرائض.


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 587، ح 25.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 5،18

5 ـ ولايت و سرپرستى بر مؤمنان صدر اسلام ، از آن خدا ، رسول او و اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب ( ع )

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

18 ـ فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نصب على ( ع ) به ولايت و سرپرستى امت

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. يؤتون الزكوة و هم ركعون

امام باقر(ع): امر اللّه عزوجل رسوله بولاية على(ع) و انزل عليه «انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. .


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 646، ح 264; الدرالمنثور، ج 3، ص 105.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 16

16 ـ خداوند هرگز به مخالفان پيام ويژه الهى ( ولايت و امامت على ( ع ) ) مجال توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نخواهد داد .

بلغ . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

بدان احتمال كه متعلق حذف شده از فعل «يهدى» به قرينه (و اللّه يعصمك من الناس) توطئه هاى كافران باشد، يعنى خداوند كافران را به توطئه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موفق نخواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 6

6 ـ « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله تعالى : « يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا آبائكم و اخوانكم اولياء ان استحبوا الكفر على الايمان » قال : فإن الإيمان ولاية على بن ابى طالب ( ع ) ;

از امام باقر (ع) درباره قول خداى تعالى: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اگر پدران و برادران شما كفر را بر ايمان ترجيح دادند، آنان را ولى خود نگيريد. » روايت شده است: به درستى كه ايمان، ولايت على بن ابى طالب (ع) است».

123- ولايت امام مهدى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 7

7- « عن سديرالصيرفى قال : دخلت . . . على . . . أبى عبدالله الصادق ( ع ) . . . قال : . . . نظرت فى كتاب الجفر . . . و تأملت منه مولد قائمنا و غيبته . . . و بلوى المؤمنين فى ذلك الزمان و تولد الشكوك فى قلوبهم من طول غيبته و إرتداد أكثرهم عن دينهم و خلعهم ربقة الإسلام من أعناقهم التى قال الله تقدس ذكره : « و كلّ إنسان ألزمناه طائره فى عنقه » يعنى الولاية ;

از سديرصيرفى روايت شده است كه گفت: بر امام صادق(ع) وارد شدم . .. فرمود:... در كتاب حفر نگاه كردم ... و در آن در باره تولد و غيبت قائممان تأمل كردم:... و [ديدم از ]آزمايش مؤمنين در آن زمان و پيدايش شك در دلهايشان از طولانى شدن عيبت آن حضرت و مرتد شدن اكثر مؤمنان از دينشان و گسستن ريسمان اسلام از گردنهايشان، ريسمانى كه خداوند ـ تقدس ذكره ـ مى فرمايد: «و كلّ إنسان ألزمناه طائره فى عنقه» كه مقصود ولايت مى باشد».

124- ولايت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 3

3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر جمله «إنّى لكم رسول» بيانگر اين معنا است كه: اگر قبول داريد من رسول الهى و امين هستم; پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «فاتقوااللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه تقواى الهى پيشه كنيد و از من فرمان ببريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 3

3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

و أطيعون

تفريع «فاتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين)، بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول خدا هستم، بر شما لازم است كه تقواى او را پيشه كنيد و از من فرمان بريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 3

3 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «فاتّقوا اللّه وأطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين) بيانگر اين معنا است كه با توجه به اين كه من رسول الهى ام، بر شما لازم است كه تقواى الهى را رعايت كنيد و از من فرمان ببريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 4

4 - پيامبران الهى ، داراى حق ولايت و اطاعت بر مردم

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه و أطيعون» بر آيه قبل (إنّى لكم رسول أمين); بيانگر اين حقيقت است كه با توجه به اين كه من رسول الهى و امين هستم، پس بر شما لازم است كه ضمن رعايت تقواى الهى از من اطاعت كنيد.

125- ولايت اولياى مقتول در دوران صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 8

8 - وجود قانون ولايت اولياى مقتول براى خونخواهى وى ، در عصر صالح پيامبر

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

126- ولايت باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 4

4 ـ ولايت غير خداوند، بى اساس و باطل است.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق

127- ولايت بر اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 14،15

14- اصحاب كهف ، تدبير كننده و سرپرستى جز خداوند نداشتند .

ما لهم من دونه من ولىّ

مراد از ضمير در «لهم» اصحاب كهف است.

15- ولايت و نظارت يگانه خدا بر اصحاب كهف ، دليل علم برتر الهى و عدم آگاهى ديگران به زواياى سرگذشت آنان است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا . .. ما لهم من دونه من ولىّ

128- ولايت بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 14

14 - هارون ، داراى حق ولايت و اطاعت بر بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) بود .

و لقد قال لهم هرون . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

فرمان هارون(ع) به پيروى و اطاعت مردم از او، حاكى از ثبوت حق ولايت و اطاعت او، بر عهده بنى اسرائيل است.

129- ولايت بر پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 8

8- امتهايى كه تحت تأثير اغواى شيطان ، تسليم انبيا نشدند ، تحت ولايت شيطانند .

أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم فهو وليّهم اليوم

130- ولايت بر زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 237 - 4،5،7،11

4 ـ عدم وجوب پرداخت نصف مَهر تعيين شده از سوى شوهر ، در صورت گذشتن ولىّ زن از حقّ وى

او يعفوا الّذى بيده عقدة النكاح

چون آيه در مقام بيان وظيفه ضرورى شوهران در قبال زنان مُطلقه است، ظاهر اين است كه «الاّ»، بيانگر موارد استثناء و سقوط اين وظيفه است و اين معنا در آن صورت است كه «الذى . .. » حمل بر ولىّ زن شود; نه شوهر.

5 ـ اختيار ازدواج زن ـ در صورتى كه شرعاً داراى ولىّ باشد ـ با ولىّ اوست .

الّذى بيده عقدة النكاح

بنابراينكه مراد از كلمه «الذى»، ولىّ زن باشد و اين ولىّ، توصيف شده به اينكه نكاح به دست اوست.

7 ـ چشمپوشى زن ، شوهر و ولىّ زن از حقوق خويش ( مهريّه ) ، به تقوا نزديكتر است .

و ان تعفوا اقرب للتقوى

در صورتى كه خطاب «اَن تعفوا» به كليّه افراد ـ اعم از زن و مرد و ولىّ ـ باشد.

11 ـ ولىّ زن مطلّقه مى تواند از حقّ وى ( نصف مَهر ) ، صرفنظر كند .

او يعفوا الذى بيده عقدة النكاح

برخى مفسران برآنند كه مراد از «اَلذى . .. » ولىّ زن است ; البته اين حكم در صورتى است كه زن، ولىّ شرعى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 1،2،6،11،19

1 ـ مديريّت و سرپرستى زنان هر جامعه بر عهده مردان است .

الرجال قوّامون على النّساء

در برداشت فوق، كلمه «الرجال» و «النساء»، مطلق مردان و زنان گرفته شده، نه خصوص شوهران و همسران آنان. قوّام به كسى گفته مى شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد.

2 ـ شوهران ، وظيفه دار سرپرستى و مديريت همسران خويش

الرجال قوّامون على النّساء

به قرينه «بما انفقوا»، مراد از «الرجال» شوهران و «النساء» همسران آنان خواهد بود ; زيرا هزينه زندگى زنان بر عهده شوهران خويش است و نفقه مطلق زنان بر عهده مردان نيست.

6 ـ برترى مردان بر زنان ، فلسفه تشريع حق سرپرستى و مديريت آنان بر همسران خويش

الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض

11 ـ تأمين هزينه هاى زندگى از سوى مردان ، فلسفه تشريع حق مديريت و سرپرستى آنان بر همسران خويش

الرّجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا من اموالهم

19 ـ اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .

الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ

مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.

131- ولايت بر فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 7

7- مردان ، در دوران جاهليت بر فرزندان خود ولايت و اختيار تام داشتند .

أيمسكه على هون أم يدسّه فى التراب

اينكه خداوند از تصميم مشركان درباره زنده نگه داشتن نوزادان دختر خود و يا در گور كردنشان سخن مى گويد و كس ديگرى را دخيل و معترض نمى داند، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

132- ولايت بر فرزندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 5،11

5 ـ ولايت همسر عمران بر فرزند خويش

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى

11 ـ ولايت همسر عمران بر فرزند خويش ، به هنگام در حيات نبودن عمران *

ربّ انّى نذرت لك

133- ولايت بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت ولايت و تربيت ويژه الهى

ذلكم اللّه ربّى

134- ولايت بر مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 6

6 ـ ولايت و سرپرستى بر مسجدالحرام ، تنها شايسته تقواپيشگان است .

و ما كانوا أولياؤه إن أولياؤه إلا المتقون

135- ولايت بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7

7ـ مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد ـ كه مشركان نيز آنها را باور دارند ـ مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

136- ولايت بر موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 16،17

16- موجودات آسمان ها و زمين ، فاقد ولىّ و سرپرستى جز خدا

له غيب السمـوت و الأرض . .. ما لهم من دونه من ولىّ

محتمل است كه ضمير «لهم» ـ به قرينه «السمـوات و الأرض» ـ به موجوداتى كه در آن ها است، بازگردد. در چنين مواردى، اهميت عقلا، ديگران را تحت الشعاع قرار مى دهد و ضمير، مناسب آنان آورده مى شود.

17- شايستگى براى ولايت و سرپرستى موجودات ، در انحصار مالك آگاه و هوشمند جهان هستى است .

له غيب السمـوت و الأرض أبصر به و أسمع ما لهم من دونه من ولىّ

137- ولايت بر موجودات آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 16

16- موجودات آسمان ها و زمين ، فاقد ولىّ و سرپرستى جز خدا

له غيب السمـوت و الأرض . .. ما لهم من دونه من ولىّ

محتمل است كه ضمير «لهم» ـ به قرينه «السمـوات و الأرض» ـ به موجوداتى كه در آن ها است، بازگردد. در چنين مواردى، اهميت عقلا، ديگران را تحت الشعاع قرار مى دهد و ضمير، مناسب آنان آورده مى شود.

138- ولايت بر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 2

2 ـ كافران ، فاقد صلاحيت سرپرستى و حق ولايت بر مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 1،3،5،7،8،9

1 ـ تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

3 ـ پرداخت زكات در حال ركوع نماز ، نشانه فرد تعيين شده در بين مسلمانان صدر اسلام براى حكومت و ولايت بر آنان

و يؤتون الزكوة و هم ركعون

5 ـ ولايت و سرپرستى بر مؤمنان صدر اسلام ، از آن خدا ، رسول او و اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب ( ع )

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

7 ـ بپاداشتن همواره نماز با تمامى شرايط آن و كوتاهى نورزيدن در پرداخت زكات ، شرط شايستگى براى ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

اقامه نماز به معناى برپا داشتن آن با تمامى شرايط است و فعل مضارع «يقيمون» و «يؤتون»، حاكى از استمرار و تداوم اقامه نماز و پرداخت زكات است.

8 ـ حالت خضوع و فروتنى در پرداخت صدقه و زكات ، از شرايط لازم براى تصدى حكومت و ولايت بر اهل ايمان

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

9 ـ هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 19

19 ـ ولايت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، نشأت يافته از مقام رسالت آن حضرت

و يطيعون اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 1،2،27

1 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى ولايتى تام بر مؤمنان است .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

2 - ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، از ولايت خود آنان بر امورشان ، برتر است .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

27 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) قال : ما من مؤمن إلاّ و أنا أولى الناس به فى الدنيا و الأخرة اقرأوا إن شئتم : « النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم » فأيّما مؤمن ترك مالاً فليرثه عصبته من كانوا . فإنْ ترك ديناً أو ضياعاً فليأتنى فأنا مولاه ;

از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هيچ مؤمنى نيست مگر اين كه من به ولايت بر او از مردم ديگر در دنيا و آخرت سزاوارترم. اگر خواستيد، بخوانيد: «النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم» پس هر مؤمنى كه مالى را بعد از خود بگذارد، خويشان اش هر كه باشند، آن رابه ارث مى برند. اگر بدهى برجا گذاشته باشد و يا نان خوران فقيرى از او باقى مانده اند، بايد به من رجوع كند; زيرا من ولىّ او هستم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 1

1- سعادت و نيك فرجامى مؤمنان ، معلول ولايت و سرپرستى خداوند بر ايشان

ينصركم و يثبّت أقدامكم . .. ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا

139- ولايت پدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 7

7- مردان ، در دوران جاهليت بر فرزندان خود ولايت و اختيار تام داشتند .

أيمسكه على هون أم يدسّه فى التراب

اينكه خداوند از تصميم مشركان درباره زنده نگه داشتن نوزادان دختر خود و يا در گور كردنشان سخن مى گويد و كس ديگرى را دخيل و معترض نمى داند، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 12

12 - ولايت داشتن پدر بر دختر در ازدواج ، در شريعت مورد قبول شعيب ( ع )

قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج

140- ولايت پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 20

20 ـ تنها خداوند شايسته ولايت بر انسان

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 7

7 ـ ولايت خداوند، تنها ولايت شايسته و بايسته پذيرش است.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

141- ولايت تشريعى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 4

4ـ يوسف ( ع ) داراى ولايت از جانب خداوند براى تصرف در تمامى سرزمين مصر

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء

جمله «مكّنّا ليوسف . ..» هم شامل اقتدار تكوينى است و هم گوياى اقتدار تشريعى ; يعنى ، خداوند به او اجازه دخل و تصرف در همه سرزمين مصر را عطا كرد.

142- ولايت تكوينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 18

18 ـ اعطاى ولايت تكوينى از جانب خدا ، براى برخى از بندگان خاصّ خود

و اذ قال ابرهيم . .. يأتينك سعياً

143- ولايت تكوينى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 4

4ـ يوسف ( ع ) داراى ولايت از جانب خداوند براى تصرف در تمامى سرزمين مصر

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء

جمله «مكّنّا ليوسف . ..» هم شامل اقتدار تكوينى است و هم گوياى اقتدار تشريعى ; يعنى ، خداوند به او اجازه دخل و تصرف در همه سرزمين مصر را عطا كرد.

144- ولايت حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 5

5 ـ حرمت دوستى با كافران و پذيرش ولايت آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا لبئس ما قدمت

145- ولايت حقيقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 2

2 ـ خداوند، مولا و سرپرست حقيقى آدميان است.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق

146- ولايت خالق آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 16

16ـ آفريننده هستى تنها حقيقت شايسته و توانمند براى سرپرستى و ولايت بر آدميان

فاطر السموت و الأرض أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

يوسف(ع) پس از توصيف خداوند به پديد آورنده آسمانها و زمين (هستى) او را ولىّ خويش مى خواند تا به اين حقيقت اشاره كند كه: چون خدا خالق هستى است ، ولىّ و سرپرست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 28

28ـ ربوبيّت و ولايت تنها برازنده خالق هستى است .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. قل الله خـلق كل شىء

147- ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 107 - 4،10

4 - سرپرستى انسان ها و تدبير امورشان ، تنها به دست خدا و در اختيار اوست .

و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

10 - مالكيت و حاكميت انحصارى خدا بر هستى ، مقتضى نبود هيچ سرپرست و ياورى براى بندگان جز او

له ملك السموت و الأرض و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 1،2،4،8،12،13،14

1 ـ شمول ولايت خاص الهى ، بر مؤمنانى كه به طاغوت كفر ورزند .

فمن يكفر بالطّاغوت . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا

2 ـ ايمان به خداوند و كفر به طاغوت ، موجب جلب سرپرستى ، ياورى و دوستى خداوند

فمن يكفر بالطّاغوت . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا

براى «ولىّ»، معانى متعدّدى گفته شده است ; از آن جمله كه با آيه شريفه تناسب دارد، سرپرست، ياور و دوست است.

4 ـ هدايت مؤمنان از تاريكى ها به نور ، پرتويى از ولايت الهى بر آنان

اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور

جمله «يخرجهم . .. » پس از طرح ولايت الهى نسبت به مؤمنان، به منزله بيان و يا ارائه نمونه اى است از ولايت خداوندى.

8 ـ مؤمنان از ولىِّ واحد ( خداوند ) برخوردار هستند و كافران از اولياى متعدد

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

12 ـ عدم پذيرش ولايت الهى ، منجر به انحراف آدمى و پذيرش ولايت طاغوتيان

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

13 ـ هر ولايتى جز ولايت الهى ، طاغوتى است .

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اوّلا تمامى انسانها تحت ولايت و سرپرستى هستند; به مقتضاى تقسيم آنان به مؤمن و كافر. ثانياً اين ولايت يا از آن خداست و يا از آن طاغوت; بدون فرض قسم سوّم. بنابراين خارج شدن از ولايت الهى، مساوق ورود در ولايت طاغوت است.

14 ـ اتحاد اهل ايمان به علّت ولايت واحد الهى و تشتت صفوف اهل كفر ، به لحاظ حاكميّت اولياى متعدد طاغوتى بر آنان

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

چون مؤمنان از يك «ولى» برخوردارند، پس به وحدت مى رسند، و در مقابل، كافران داراى اوليايى متعددند و در نتيجه متشتت خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 8،9

8 ـ نمرود ، نمونه اى از منحرفان راه رشد ، محرومان از ولايت الهى ، روندگان از نور به ظلمت و جاودان در آتش

قد تبيّن الرّشد . .. اللّه ولىّ الّذين ... الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

خداوند پس از بيان ايمان و كفر (ولايت «اللّه» و «طاغوت» در آيات پيشين) براى نشان دادن نمونه خارجى، داستان ابراهيم

(ع) و نمرود را بيان كرده كه ابراهيم (ع) نمونه اى از ايمان و نمرود، نمونه اى از كفر است.

9 ـ حضرت ابراهيم ( ع ) ، نمونه اى از هدايت يافتگان به راه رشد ، بهره مندان از ولايت الهى و روندگان به سوى نور

قد تبيّن الرّشد . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا ... الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 19،20،26

19 ـ اعتقاد و اقرار و اعتراف مؤمنان به ولايت الهى بر آنان

ربّنا . .. انت مولينا

20 ـ عفو ، غفران و رحمت نسبت به مؤمنان ، از شؤون ولايت الهى

و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا انت مولينا

جمله «انت مولينا» به منزله دليل براى درخواست مطالب قبلى است; يعنى خدايا چون تو مولاى ما هستى عفو كن و . ..

26 ـ نصرت و يارى مؤمنان در رويارويى با كافران ، از شؤون ولايت الهى بر مؤمنان

انت مولينا فانصرنا على القوم الكافرين

تفريع جمله «فانصرنا» بر «انت مولينا» بيانگر آن است كه ولايت الهى بر مؤمنان، مقتضى يارى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 7،9

7 ـ اعتقاد به ولايت تكوينى خداوند ، مستلزم پذيرش ولايت مؤمنان در نظام اجتماعى اسلام

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه مترتب بر اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

9 ـ متضاد بودن پذيرش ولايت خداوند با پذيرش ولايت كفار

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 68 - 9

9 ـ خداوند ، ولىّ و سرپرست مؤمنان

و اللّه ولىّ المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 2

2 ـ ايجاد رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان ، نمونه اى از نصرت خداوند به پذيرندگان ولايت او

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جمله «سنلقى . .. »، پس از جمله «و اللّه خير النّاصرين»، بيانگر مصداقى از يارى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 45 - 7،10

7 ـ خداوند ، دوست و سرپرستى كافى است .

و كفى باللّه وليّاً

10 ـ مؤمنان با اعتماد به ولايت و نصرت الهى ، نبايد از دشمنى مخالفان ضعف و ترسى به خود راه دهند .

و اللّه اعلم باعدائكم و كفى باللّه وليّاً و كفى باللّه نصيراً

هدف از بيان ولايت و نصرت الهى پس از معرفى يهوديان به عنوان دشمن، اين است كه مبادا با تصور دشمنى يهود از آنان بهراسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 15،20

15 ـ وانهادن ولايت خداوند و پذيرش ولايت شيطان ، زيان آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

20 ـ تنها خداوند شايسته ولايت بر انسان

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 38

38 ـ خداوند براى وكالت و سرپرستى و تدبير جهان ، كافى است .

و كفى باللّه وكيلا

وكيل به كسى گفته مى شود كه كارى را به عهده بگيرد و تدبير كند و چون سخن از جهان هستى بود، مراد از وكيل، سرپرست و مدبر جهان هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11

11 ـ خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 1،5،6،9،10

1 ـ تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

5 ـ ولايت و سرپرستى بر مؤمنان صدر اسلام ، از آن خدا ، رسول او و اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب ( ع )

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

6 ـ ولايت و رهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، در طول ولايت خدا و پرتويى از حاكميت اوست .

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

مفرد آوردن كلمه «ولىّ» ـ على رغم جمع بودن خبر آن ـ، رساى به اين حقيقت است كه ولايت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ديگر واجدان شرايط، در طول ولايت خدا و پرتويى از ولايت اوست.

9 ـ هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.

10 ـ ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 1،3

1 ـ پذيرندگان ولايت و سرپرستى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، از زمره حزب اللّه ( ياران و پيروان خدا )

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

«الذين ءامنوا» اشاره به مؤمنانى است كه در آيه قبل توصيف شدند.

3 ـ پذيرش ولايت خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان شايسته ولايت ، انفكاك ناپذير و وابسته به يكديگر

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

عطف «رسوله» و «الذين ءامنوا» بر «اللّه» بدون تكرار فعل (يتول)، مى رساند كه ولايت آنها بهم پيوسته بوده و رويگردانى از ولايت هر يك به منزله اعراض از ولايت تمامى آنها مى باشد. مفرد آوردن كلمه «ولىّ» در آيه قبل اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 1،8

1 ـ جز خداوند خالق آسمانها و زمين و روزى دهنده بى نياز، كسى شايسته ولايت و سرپرستى نيست.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

8 ـ ولايت و سرپرستى، تنها در خور آفريننده و روزى دهنده موجودات است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 5

5 ـ تنها خداى قادر بر رساندن هر گونه ضرر و يا منفعت به آدمى، شايسته پرستش و ولايت مى باشد.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 1،2

1 ـ آدميان پس از مرگ، به سوى خداوند (مولاى حقيقى خود) بازمى گردند.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق

2 ـ خداوند، مولا و سرپرست حقيقى آدميان است.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 5

5 ـ خداوند خود امور ره يافتگان به دارالسلام را بر عهده خواهد داشت.

لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 7

7 ـ ولايت خداوند، تنها ولايت شايسته و بايسته پذيرش است.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 20

20 ـ خداوند سرپرست همه انسانهاست .

أنت ولينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 40 - 1،2،3

1 ـ اهل ايمان بايد با باور به يارى خداوند و سرپرستى او ، به جهاد با كافران فتنه انگيز بپردازند .

و إن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير

متعلق «تولوا» دست برداشتن از فتنه انگيزى است ; يعنى «إن تولوا عن الانتهاء فلم يتركوا الفتنة». و جواب شرط، به قرينه آيه قبل، جمله اى همانند «فقاتلوهم» است.

2 ـ خداوند ، سرپرست و ياورى نيك براى مؤمنان

نعم المولى و نعم النصير

3 ـ باور اهل ايمان به سرپرستى خدا و يارى او ، مايه نهراسيدن آنان از دشمنان دين و اجراى فرمان جهاد

فإن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير

جمله «فاعلموا . .. » علاوه بر رساندن مضمون خود به منظور تقويت روحيه مسلمانان براى جهاد با دشمنان فتنه انگيز ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 4،5

4 ـ اتكاى مؤمنان راستين بر ولايت و حمايت خداوند ، در جهاد و اقدام به تكاليف

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا

5 ـ خدا ، سرپرست و صاحب اختيار انسانهاست .

هو مولينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 116 - 7

7 ـ براى انسان ها ، هيچ سرپرست و ياورى جز خداوند نيست .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 7

7 ـ خدا ، مولا و مالك حقيقى انسانهاست .

و ردوا إلى اللّه موليهم الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 6

6ـ تنها خداوند ، ولى و سرپرست انسانهاست .

و ما كان لهم من دون الله من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 9

9ـ تنها خداوند ، ياور و سرپرست انسانهاست .

و ما لكم من دون الله من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 16

16ـ تنها خداوند سرپرست و ياور انسانهاست .

ما لهم من دونه من وال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7،8

7ـ مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد ـ كه مشركان نيز آنها را باور دارند ـ مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

8ـ تنها خداوند ولىّ و اختياردار امور انسانهاست .

أفاتخذتم من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 1

1- آدمى ، به هنگام شدايد ، به ولايت و تسلّط مطلق خداوند بر همه امور ، پى مى برد .

و لم تكن له فئه ينصرونه . .. هنالك الولـية للّه الحقّ

ترديدى نيست كه ولايت خداوند (چه به معناى حاكميت و تدبير و چه به معناى نصرت) همواره، حاكم و نافذ است، لذا اشاره به مكان و واقعه خاص با واژه «هنالك» از آن جهت است كه در چنين موقعيت هايى، آدمى، به آن نكته واقف مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 22

22- ولايت الهى ، تنها ولايت شايسته پذيرش و اتكا است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 5،7

5 - ولىّ مطلق ، در عالم آخرت ، فقط خداوند است .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

7 - خداوند ، انسان ها را تشويق مى كند كه او را يار و ولىّ ، بگيرند و نه فرودستانش را .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 10،11،12

10 - سرپرستى و شفاعت از شؤون تدبير و مديريت خداوند است .

ثمّ استوى على العرش ما لكم من دونه من ولىّ و لا شفيع

اين كه خداوند، پس از ذكر مدبريت خويش، وجود هر نوع ولايت و شفاعت را از غير خود نفى كرده، مى رساند كه ولايت و شفاعت، تنها از آنِ مدبر هستى و شأنى از شؤون او است.

11 - انسان ها ، هيچ سرپرستى جز خداوند ندارند .

اللّه الذى خلق . .. ما لكم من دونه من ولىّ

12 - يكتايى خدا در خلق و تدبير عالم ، دليل وجود نداشتن سرپرست و ياورى براى انسان ها جز خود او است .

اللّه الذى خلق . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع

احتمال دارد ذكر «ما لكم من دونه. ..» پس از بيان يكتايى خداوند در آفرينندگى و تدبير، به اين منظور باشد كه چون همه چيز در دست اقتدار او است، كسى جز او نمى تواند ولىّ و شفيع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 6 - 2

2 - ولايت و سرپرستى هستى ، تنها از آنِ خداوند است .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء

از لحن تهديدآميز آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 18

18 - ولايت و نصرت الهى ، جلوه اى از رحمت او است .

يدخل من يشاء فى رحمته و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

از مقابله دو بخش از آيه شريقه (يدخل من يشاء فى رحمته» و «والظالمون. ..) مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 5

5 - ولايت و سرپرستى انسان ها ، در انحصار خداوند است .

فاللّه هو الولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 8

8 - ولايت منحصر و بى همتا ، قدرت نامحدود و مرجعيت نهايى در تشريع و داورى ، از ويژگى هاى پروردگار جهان

فاللّه هو الولىّ . .. ذلكم اللّه ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 10

10 - ولايت بى نقص و شايسته ستايش ، مخصوص خداوند است .

و هو الولىّ الحميد

برداشت ياد شده بدين احتمال كه «حميد»، وصف «ولىّ» باشد; نه خبر بعد از خبر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 6

6 - تنها خداوند ، سرپرست و ياور حقيقى انسان ها ، در دنيا و آخرت است .

ولا يغنى . .. ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 8

8 - خداوند ، سرپرست و حامى تقواپيشگان

و اللّه ولىّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 2

2- خداوند ، ولىّ ( سرپرست و حامى ) مؤمنان

بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 25 - 1

1 - ولايت و مالكيت مطلقه دنيا و آخرت ، از آن خداوند است .

فللّه الأخرة و الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 2 - 6،7

6 - خداوند ، مولا و سرپرست حقيقى انسان ها است .

و اللّه موليكم

7 - تشريع خداوند ، از موضع مولويت او نسبت به انسان ها است .

قد فرض اللّه لكم . .. و اللّه موليكم

يادآورى مولا و سرپرست بودن خداوند ـ پس از تشريع قانون شكستن سوگند ـ مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

148- ولايت در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 5

5 - ولىّ مطلق ، در عالم آخرت ، فقط خداوند است .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

149- ولايت در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 6

6 ـ ولايت مادر نسبت به فرزند ، در اديان گذشته *

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى

150- ولايت در ازدواج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 9

9 ـ ولايت مردان ( پدران و . . . ) بر زنان ، در امر ازدواج

و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا

بنابراين اگر ولايت مردان نبود، خطاب به خود زنان مى شد كه به ازدواج مشركان درنيايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 237 - 5

5 ـ اختيار ازدواج زن ـ در صورتى كه شرعاً داراى ولىّ باشد ـ با ولىّ اوست .

الّذى بيده عقدة النكاح

بنابراينكه مراد از كلمه «الذى»، ولىّ زن باشد و اين ولىّ، توصيف شده به اينكه نكاح به دست اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 12

12 ـ ازدواج با كنيز ، مشروط به اذن مالك اوست .

فانكحوهنّ باذن اهلهنّ

«اهل كنيز»، همان مالك اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 12

12 - ولايت داشتن پدر بر دختر در ازدواج ، در شريعت مورد قبول شعيب ( ع )

قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج

151- ولايت در انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 1،7

1 ـ خداوند هر يك از مؤمنان مهاجر و انصار را ولىّ ديگرى قرار داد و به پشتيبانى همه جانبه از يكديگر فراخواند .

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

جمله «أولئك بعضهم أولياء بعض» جمله اى خبرى است و مراد از آن انشاء و جعل ولايت است.

7 ـ خداوند بين مهاجران و انصار با مؤمنان غير مهاجر ، ولايتى مقرر نداشته و پشتيبانى از ايشان را بر مهاجران و انصار واجب نكرد .

و الذين ءامنوا و لم يهاجروا ما لكم من وليتهم من شىء

«ولايت» به معناى حمايت كردن و يارى رساندن است. كلمه «شىء» مبتدا و «من» در آن زايده مى باشد. «من» در «من ولايتهم» بيانيه و بيانگر معناى شىء است. كلمه لكم خبر براى «من شىء» مى باشد. گفتنى است در برداشت فوق ضمير در «ولايتهم» مفعول گرفته شده و فاعل آن ضميرى است خطاب به مهاجران انصار. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: هيچ حق ولايتى براى شما نسبت به ايشان جعل نشده است. يعنى نبايد ايشان را يارى كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 13

13 ـ حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى

إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.

152- ولايت در خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 7،13

7 ـ خويشاوندان در برخوردار شدن از حقوق ولايت مقرر شده در ميان مؤمنان ، بر غير خويشان اولويت دارند .

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

13 ـ حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى

إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.

153- ولايت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11

11 ـ خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

154- ولايت در مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 1،7،11

1 ـ خداوند هر يك از مؤمنان مهاجر و انصار را ولىّ ديگرى قرار داد و به پشتيبانى همه جانبه از يكديگر فراخواند .

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

جمله «أولئك بعضهم أولياء بعض» جمله اى خبرى است و مراد از آن انشاء و جعل ولايت است.

7 ـ خداوند بين مهاجران و انصار با مؤمنان غير مهاجر ، ولايتى مقرر نداشته و پشتيبانى از ايشان را بر مهاجران و انصار واجب نكرد .

و الذين ءامنوا و لم يهاجروا ما لكم من وليتهم من شىء

«ولايت» به معناى حمايت كردن و يارى رساندن است. كلمه «شىء» مبتدا و «من» در آن زايده مى باشد. «من» در «من ولايتهم» بيانيه و بيانگر معناى شىء است. كلمه لكم خبر براى «من شىء» مى باشد. گفتنى است در برداشت فوق ضمير در «ولايتهم» مفعول گرفته شده و فاعل آن ضميرى است خطاب به مهاجران انصار. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: هيچ حق ولايتى براى شما نسبت به ايشان جعل نشده است. يعنى نبايد ايشان را يارى كنيد.

11 ـ مؤمنان غير مهاجر در صورت هجرت ، همسان با ديگر مهاجران در برخوردارى از حقوق ولايت و حمايت مقرر شده در ميان مؤمنان

ما لكم من وليتهم من شىء حتى يهاجروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 1،7

1 ـ خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم

مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.

7 ـ خويشاوندان در برخوردار شدن از حقوق ولايت مقرر شده در ميان مؤمنان ، بر غير خويشان اولويت دارند .

و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

155- ولايت در مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 1،2،7

1 ـ خداوند هر يك از مؤمنان مهاجر و انصار را ولىّ ديگرى قرار داد و به پشتيبانى همه جانبه از يكديگر فراخواند .

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

جمله «أولئك بعضهم أولياء بعض» جمله اى خبرى است و مراد از آن انشاء و جعل ولايت است.

2 ـ شركت در جهاد با مال و جان از سوى مجاهدان و يارى مهاجران از سوى انصار ، شرط برخوردارى هر يك از ولايت مقرر شده از جانب خدا

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

مشاراليه «أولئك» و مرجع ضمير در «بعضهم»، «الذين» اول و دوم، با تمام صفاتى كه براى آنان ذكر شد، است. يعنى مؤمنان مهاجر ـ مثلا ـ اگر جهاد نكنند و يا مؤمنان ساكن در مدينه اگر مهاجران را يارى ندهند از حقوق ولايت برخوردار نيستند.

7 ـ خداوند بين مهاجران و انصار با مؤمنان غير مهاجر ، ولايتى مقرر نداشته و پشتيبانى از ايشان را بر مهاجران و انصار واجب نكرد .

و الذين ءامنوا و لم يهاجروا ما لكم من وليتهم من شىء

«ولايت» به معناى حمايت كردن و يارى رساندن است. كلمه «شىء» مبتدا و «من» در آن زايده مى باشد. «من» در «من ولايتهم» بيانيه و بيانگر معناى شىء است. كلمه لكم خبر براى «من شىء» مى باشد. گفتنى است در برداشت فوق ضمير در «ولايتهم» مفعول گرفته شده و فاعل آن ضميرى است خطاب به مهاجران انصار. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: هيچ حق ولايتى براى شما نسبت به ايشان جعل نشده است. يعنى نبايد ايشان را يارى كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 13

13 ـ حكم ولايت مهاجر و انصار بر يكديگر و اولويت خويشان در آن ولايت ، حكمى بر اساس علم مطلق الهى

إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان احكام ذكر شده، در اين آيه و آيات پيشين، اشاره به اين حقيقت دارد كه احكام و قوانين ياد شده احكامى عالمانه و نشأت گرفته از علم مطلق خداوند است.

156- ولايت دنيوى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 15

15ـ ولايت و سرپرستى خدا محدود به زمان و مكان نبوده و در دنيا و آخرت نافذ است .

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

157- ولايت رهبرى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 20

20 ـ امداد و نصرت خداوند ، پيامد پذيرش ولايت رهبران الهى *

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

تقديم تعيين «ولىّ» بر تعيين «نصير»، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

158- ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 16

16 ـ كافران و منكران آيات الهى تحت نفوذ و ولايت شياطين هستند.

ذلك من ءايت الله . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جمله «ذلك من آيات الله» در آيه قبل مى تواند بيانگر متعلق «لا يؤمنون» باشد.

159- ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 19

19 ـ مؤمنان مجاهد ، از اولياى خداوند و دور از ولايت شيطان هستند . *

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه . .. ان كنتم مؤمنين

چون دشمنان دين (كافران و منافقان) از اولياى شيطانند، بنابراين مجاهدان، دور از ولايت شيطان و در نتيجه از اولياى خدا

خواهند بود. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يخوّف اولياءه» به معناى «يخوفكم اولياءه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 21

21 ـ انحراف در تفكر و ايجاد آرزو هاى باطل و سپس تحت فرمان گرفتن ، راه و روش شيطان براى اغواى مردم و سرپرستى آنان

و لاضلنهم و لامنينهم . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 122 - 4

4 ـ مؤمنان داراى اعمالِ صالح ، خارج از نفوذِ ولايت شيطان هستند .

و من يتخذ الشيطن ولياً . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

چون پذيرندگان ولايت شيطان، اهل دوزخ شمرده شدند و در مقابل، مؤمنان صالح به بهشت وعده داده شده اند، معلوم مى شود كه مؤمنان هرگز ولايت شيطان را نپذيرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 5

5 ـ بدعتگذاران در دين، عناصرى پيرو شيطان و تحت ولايت او هستند.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

160- ولايت طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 12،13

12 ـ عدم پذيرش ولايت الهى ، منجر به انحراف آدمى و پذيرش ولايت طاغوتيان

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

13 ـ هر ولايتى جز ولايت الهى ، طاغوتى است .

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اوّلا تمامى انسانها تحت ولايت و سرپرستى هستند; به مقتضاى تقسيم آنان به مؤمن و كافر. ثانياً اين ولايت يا از آن خداست و يا از آن طاغوت; بدون فرض قسم سوّم. بنابراين خارج شدن از ولايت الهى، مساوق ورود در ولايت طاغوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 12

12 ـ ر ها شدن در ورطه ولايت و حكومت گمراهان ، پيامد مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى

161- ولايت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 17

17 ـ عيسى ( ع ) ، برخوردار از ولايت تكوينى

انّى اخلق لكم . .. فانفخ فيه فيكون طيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 14

14 ـ پندار غلط و خلافگويى يهود ، در مورد تولد و مرگ حضرت عيسى ( ع )

قولهم على مريم بهتناً عظيماً. و قولهم إنّا قتلنا المسيح ... ما لهم به من علم

162- ولايت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 4

4 ـ ولايت غير خداوند، بى اساس و باطل است.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 8

8 ـ رويگردانان از ولايت خداوند، در وادى ولايتهاى متعدد غير خدا سرگردان هستند.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

بديهى است حرمت تبعيت از غير خداوند مشروط به اين نيست كه پيروى شونده متعدد باشد. بنابراين آوردن كلمه «أولياء» به صورت جمع مى تواند اشاره به اين باشد كه آدمى با دور شدن از ولايت خدا و قرآن همواره تحت سيطره حاكمانى متعدد قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 8

8 ـ تبعيت از ولايتهاى غير الهى و تكذيب آيات خداوند، ناسپاسى نعمتهاى اوست.

و لاتتبعوا من دونه أولياء . .. قليلا ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 9

9ـ گرايش انسان ها به كفر و شرك ، نه دلالت بر خروج آنان از سيطره خدا دارد و نه بيانگر ولايت غير خدا بر آنان است .

أُولـئك لم يكونوا معجزين فى الأرض . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

خداوند، با بيان ريشه كفرورزى كافران (ماكانوا . ..)، پس از اعلام ولايت خدا بر آنان، به اين حقيقت اشاره مى كند كه: مخالفت كافران با برنامه هاى الهى به خاطر خروج آنان از حاكميت خدا و سلطه غير او بر ايشان نيست; بلكه به دليل ناتوانى آنان از درك معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 9

9ـ آنان كه ولايت خداوند را نپذيرند ، اسير ولايت هاى متعدد و گوناگون مى شوند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

برداشت فوق از جمع آوردن «أولياء» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 6 - 1

1 - خداوند ، ناظر و مراقب عملكرد نهان و آشكار كسانى است كه غير او را ولى و سرپرست خويش بر مى گزينند .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء اللّه حفيظ عليهم

163- ولايت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 12

12 ـ قرآن، ولى و پيشوايى شايسته براى انسانهاست.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه ضمير در «من دونه» به «ما أنزل . ..» برگردانده شود.

164- ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 -

1،8،9،11،13،15،16،19

1 ـ با اعتقاد به قدرت مطلقه الهى ، مجالى براى پذيرش ولايت كافران از سوى مؤمنان نمى باشد .

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

8 ـ كسى كه ولايت كافران را بپذيرد ، خداوند او را به خود وامى گذارد .

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

9 ـ متضاد بودن پذيرش ولايت خداوند با پذيرش ولايت كفار

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

11 ـ حاكميّت و سرپرستى كافران بر امور مؤمنان ، زمينه انحطاط و بى ارزشى مؤمنان در پيشگاه خدا

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اوليا ء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

خروج از ولايت خدا، مستلزم انحطاط است.

13 ـ پذيرش سرپرستى كافران ، جز در اضطرار و تقيّه ، جايز نيست .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية

بنابراينكه ولايت به معناى سرپرستى باشد.

15 ـ تحذير و هشدار مؤكد خداوند ، نسبت به مؤمنانى كه پذيراى ولايت و سرپرستى كافران شده اند .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير

16 ـ ترس از خداوند ، موجب پرهيز از پذيرش ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم الله نفسه

19 ـ توجه انسان به بازگشت به خدا و اعتقاد به آن ، عامل مقاومت در برابر ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و الى اللّه المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 29 - 6،13

6 ـ روابط پنهانى با كافران و برگزيدن ولايت آنان ، از حيطه علم الهى خارج نيست .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين . .. قل ان تخفوا ما فى صدوركم ... يعلمه اللّه

13 ـ تهديد خداوند نسبت به كسانى كه ولايت كافران را بدون تقيه بپذيرند .

لا يتّخذ . .. قل ان تخفوا ... يعلمه اللّه ... و اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 2،3،4،7

2 ـ اطاعت از كفرپيشگان ، نشانه پذيرش ولايت و سرپرستى آنان

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم

كلمه «بل» براى اضراب و نفى ولايت غير خداوند است و چون در آيه قبل سخن از ولايت و پذيرش آن نيامده كه با «بل» آن را نفى كند، معلوم مى شود كه همان اطاعت از كافران، در حقيقت پذيرش ولايت آنان است.

3 ـ ناشايستگى كافران براى ولايت و سرپرستى و يارى جامعه ايمانى

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

4 ـ ضرورت پرهيز جامعه ايمانى از پذيرش ولايت كفرپيشگان و يارى جويى از آنان

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

از جمله «بل اللّه موليكم»، انحصار ولايت به خداوند استفاده مى شود و مفهوم آن برحذرداشتن مسلمانان از پذيرش ولايت غير خداوند است كه از مصاديق مورد نظر به قرينه آيه قبل، ولايت و سرپرستى كافران است.

7 ـ پذيرش ولايت الهى و عقيده به خدا به عنوان بهترين ياور ، مانع اطاعت از كافران و پذيرش ولايت آنان

ان تطيعوا الّذين . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

چون معمولا اطاعت آدمى از كسى براى جلب يارى اوست، قرآن با بيان اينكه خداوند تنها سرپرست و بهترين ياور است به مؤمنان مى فهماند كه با يارى خداوند هيچ نيازى به يارى كافران نخواهيد داشت تا مجبور شويد از آنان تبعيّت كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 4،7

4 ـ عدم جواز پذيرش ولايت و سرپرستى كفار

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى سرپرست گرفته شده است.

7 ـ دستيابى به عزت و شكوه ، هدف منافقان در پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. أيبتغون عندهم العزّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 3

3 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى دوستى و ولايت كفار ، در عين نهى خداوند حتى از همنشينى با آنها

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 2،3،8،9

2 ـ كافران ، فاقد صلاحيت سرپرستى و حق ولايت بر مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء

3 ـ ايمان به خداوند ، ناسازگار با پذيرش دوستى و سرپرستى كافران

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

8 ـ مؤمنان با پذيرش ولايت كافران ، حجت روشن خداوند را عليه خويش فراهم مى كنند .

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

9 ـ هشدار و تهديد خداوند به پذيرندگان ولايت كافران و دوستى آنان

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 10

10 ـ ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 5

5 ـ حرمت دوستى با كافران و پذيرش ولايت آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا لبئس ما قدمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 5

5 ـ ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى راه رسيدن به استقلال و رهايى از يوغ بندگى كافران

و لو كانوا يؤمنون . .. ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه ولى به معناى سرپرست باشد.

165- ولايت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 3

3 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى منصب حكومت و ولايت

اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول

تكرار كلمه «اطيعوا» دلالت بر اين دارد كه مراد از اوامر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، آن اوامرى نيست كه از طريق وحى خداوند ابلاغ شده، بلكه دستوراتى است كه از ناحيه رسول خدا صادر مى شده كه همان اوامر حكومتى و ولايتى آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 11

11 ـ گستره دين اسلام و حكومت و ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراگير پيروان ديگر اديان آسمانى

فاحكم بينهم بما أنزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 1،5،6،9

1 ـ تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

5 ـ ولايت و سرپرستى بر مؤمنان صدر اسلام ، از آن خدا ، رسول او و اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب ( ع )

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

6 ـ ولايت و رهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، در طول ولايت خدا و پرتويى از حاكميت اوست .

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

مفرد آوردن كلمه «ولىّ» ـ على رغم جمع بودن خبر آن ـ، رساى به اين حقيقت است كه ولايت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ديگر واجدان شرايط، در طول ولايت خدا و پرتويى از ولايت اوست.

9 ـ هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 1،3

1 ـ پذيرندگان ولايت و سرپرستى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، از زمره حزب اللّه ( ياران و پيروان خدا )

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

«الذين ءامنوا» اشاره به مؤمنانى است كه در آيه قبل توصيف شدند.

3 ـ پذيرش ولايت خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان شايسته ولايت ، انفكاك ناپذير و وابسته به يكديگر

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

عطف «رسوله» و «الذين ءامنوا» بر «اللّه» بدون تكرار فعل (يتول)، مى رساند كه ولايت آنها بهم پيوسته بوده و رويگردانى از ولايت هر يك به منزله اعراض از ولايت تمامى آنها مى باشد. مفرد آوردن كلمه «ولىّ» در آيه قبل اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 4

4 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام ولايت و مؤمنان موظف به پيروى بى چون و چرا از آن حضرت

ما كان . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 1،2،4،27

1 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى ولايتى تام بر مؤمنان است .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

2 - ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، از ولايت خود آنان بر امورشان ، برتر است .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

4 - مقام نبوّت ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق ولايت و تصميم گيرى ايجاد كرده است .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

27 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) قال : ما من مؤمن إلاّ و أنا أولى الناس به فى الدنيا و الأخرة اقرأوا إن شئتم : « النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم » فأيّما مؤمن ترك مالاً فليرثه عصبته من كانوا . فإنْ ترك ديناً أو ضياعاً فليأتنى فأنا مولاه ;

از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هيچ مؤمنى نيست مگر اين كه من به ولايت بر او از مردم ديگر در دنيا و آخرت سزاوارترم. اگر خواستيد، بخوانيد: «النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم» پس هر مؤمنى كه مالى را بعد از خود بگذارد، خويشان اش هر كه باشند، آن رابه ارث مى برند. اگر بدهى برجا گذاشته باشد و يا نان خوران فقيرى از او باقى مانده اند، بايد به من رجوع كند; زيرا من ولىّ او هستم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 36 - 2،7

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) غير از اوامر و نواهى خداوند ، داراى اوامر و نواهى ولايىِ لازم الاتباع است .

و ما كان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم

7 - تمرّد از فرمان هاى ولايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در حد تمرّد از فرمان هاى خداوند است .

و من يعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضلـلاً مبينًا

اين كه نتيجه تمرّد از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) يكى شمرده شده است، نشان مى دهد كه تمرّد از فرمان رسول اللّه در حدّ نافرمانى از خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 6

6 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق ولايت و فرماندهى بر انسان ها

و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى منصب حكومت و ولايت

و أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أطيعوا الرسول»، اطاعت در امور حكومتى و ولايى است; زيرا اگر مراد احكام و اوامر الهى باشد، ذكر «أطيعوا اللّه» كافى است و تكرار «أطيعوا» درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مؤيد همين برداشت است.

166- ولايت مرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 9

9 ـ ولايت مردان ( پدران و . . . ) بر زنان ، در امر ازدواج

و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا

بنابراين اگر ولايت مردان نبود، خطاب به خود زنان مى شد كه به ازدواج مشركان درنيايند.

167- ولايت مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 10

10 ـ ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

168- ولايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1،2

1 ـ بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

2 ـ روابط دوستانه و ولايى بنى اسرائيل با كافران مشرك رابطه اى مداوم ، علنى و آشكار

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

كلمه «ترى» مى رساند كه روابط دوستانه بنى اسرائيل با مشركان علنى بوده و فعل مضارع «يتولون» حاكى از استمرار و تداوم آن روابط مى باشد.

169- ولايت مطلق خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 15

15ـ ولايت و سرپرستى خدا محدود به زمان و مكان نبوده و در دنيا و آخرت نافذ است .

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

170- ولايت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 13

13 ـ پذيرش ولايت معبودانى نيازمند و ناتوان از رفع نياز ديگران، نشانه بى خردى است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

استفهام انكارى همراه با توبيخ و تعجب در «قل أغير اللّه» حكايت از آن دارد كه پذيرش ولايت غير خدا توجيه صحيحى ندارد و كارى ست دور از منطق و خرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 3

3 - مشركان ، معبودان خود را ، به عنوان كارساز و ولىّ براى خود ، انتخاب مى كنند .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

با توجه به آيه بعد ـ كه در آن، از معبودان مشركان سخن گفته شده است ـ احتمال دارد مراد از «أولياء» همان معبودان مشركان باشد.

171- ولايت مقبول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 22

22- ولايت الهى ، تنها ولايت شايسته پذيرش و اتكا است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

172- ولايت ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 89 - 5

5 ـ ممنوعيّت پذيرش ولايت و سرپرستى منافقانِ گسترش دهنده آيين كفر *

ودّوا لو تكفرون . ..فلا تتّخذوا منهم اولياء

در برداشت فوق، «ولىّ» به معنى سرپرست گرفته شده است.

173- ولايت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 89 - 5

5 ـ ممنوعيّت پذيرش ولايت و سرپرستى منافقانِ گسترش دهنده آيين كفر *

ودّوا لو تكفرون . ..فلا تتّخذوا منهم اولياء

در برداشت فوق، «ولىّ» به معنى سرپرست گرفته شده است.

174- ولايت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 182 - 12

12 - ولايت مؤمنان بر يكديگر در اصلاح اعمال خلاف *

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 7

7 ـ اعتقاد به ولايت تكوينى خداوند ، مستلزم پذيرش ولايت مؤمنان در نظام اجتماعى اسلام

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه مترتب بر اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 7

7 ـ نصرت و يارى الهى به مؤمنان ، نشانه اى از ولايت او بر ايشان

و اللّه وليّهما . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جمله «و لقد نصركم اللّه»، مى تواند استدلالى باشد براى جمله «و اللّه وليّهما». يعنى خداوند، ولى و حامى مؤمنان است; به دليل اينكه شما را در بدر، در عين ضعف و ناتوانى، يارى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 1

1 ـ تنها خداوند مولى و سرپرست اهل ايمان و بهترين ياور آنان است .

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 2

2 ـ مدعيان ايمان در صورت قطع رابطه دوستى با اهل ايمان و نپذيرفتن ولايت آنان ، در شمار منافقانند .

بشّر المنفقين . .. الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 1،2،6،9

1 ـ تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

2 ـ خداوند ، معرف فردى از مؤمنان برپا دارنده نماز و ادا كننده زكات براى سرپرستى ديگران ، با ذكر نشانى معين و مشخص

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

با توجه به اينكه جمله «و هم راكعون» جمله اى است حاليه و عامل آن فعل «يؤتون» است و نيز با توجه به ظهور «ركوع» در معناى مصطلح آن يعنى ركوع نماز، معلوم مى شود صفات شمرده شده، مخصوصاً آخرين صفت، عنوان مشير دارد ; يعنى براى معرفى شخصى معين است.

6 ـ ولايت و رهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، در طول ولايت خدا و پرتويى از حاكميت اوست .

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

مفرد آوردن كلمه «ولىّ» ـ على رغم جمع بودن خبر آن ـ، رساى به اين حقيقت است كه ولايت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ديگر واجدان شرايط، در طول ولايت خدا و پرتويى از ولايت اوست.

9 ـ هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 1،3

1 ـ پذيرندگان ولايت و سرپرستى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، از زمره حزب اللّه ( ياران و پيروان خدا )

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

«الذين ءامنوا» اشاره به مؤمنانى است كه در آيه قبل توصيف شدند.

3 ـ پذيرش ولايت خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان شايسته ولايت ، انفكاك ناپذير و وابسته به يكديگر

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

عطف «رسوله» و «الذين ءامنوا» بر «اللّه» بدون تكرار فعل (يتول)، مى رساند كه ولايت آنها بهم پيوسته بوده و رويگردانى

از ولايت هر يك به منزله اعراض از ولايت تمامى آنها مى باشد. مفرد آوردن كلمه «ولىّ» در آيه قبل اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 1،2،4،5،26،27

1 ـ روح ولايت و دوستى ، حاكم بر جامعه مؤمنان

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض

2 ـ عموم مؤمنان ( زنان و مردان مؤمن ) داراى نوعى ولايت و سرپرستى بر يكديگر از جانب خداوند هستند .

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ولىّ» به قرينه «يأمرون . .. و ينهون» به معناى سرپرست باشد.

4 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

5 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، تبلور ولايت و محبت جامعه ايمانى نسبت به يكديگر

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

26 ـ صفوان جمال مى گويد : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) . . . : تأتينى المرأة المسلمة قد عرفتنى بعملى . . . و ليس ل ها محرم قال : فإذا جائتك المرئة المسلمة فاحمل ها فإن المؤمن محرم المؤمنة و تلا هذه الآية « المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض » ;

به امام صادق (ع) عرض كردم: زن مسلمانى نزد من مى آيد و مرا به شغلم [كه مسافربرى است ]مى شناسد . .. و محرمى همراه ندارد؟ فرمود هر گاه زن مسلمانى نزد تو آمد، او را به مسافرت ببر ; زيرا مرد مؤمن محرم (معتمد) زن مؤمنه است. سپس امام (ع) اين آيه را تلاوت فرمود: المؤمنون و المؤمنان بعضهم اولياء بعض».

27 ـ از امام حسين ( ع ) روايت شده . . . و به اميرالمؤمنين ( ع ) نيز نسبت داده شده كه فرمودند : . . . خدا مى فرمايد : . . . « المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر » فبدءاللّه بالامر بالمعروف و النهى عن المنكر فريضة منه لعلمه بأن ها إذا اديت و اقيمت استقامت الفرائض كل ها هيّن ها و صعب ها . . . ;

. .. «مردان و زنان با ايمان ولى (و يار و ياور) يكديگرند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند». خداوند [قبل از نماز و زكات] از امر به معروف و نهى از منكر آغاز كرد ; زيرا مى دانست اگر اين دو فريضه عملى گردد همه فرايض ـ آسان و مشكل آن ـ پابرجا مى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 2،3

2 - ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، از ولايت خود آنان بر امورشان ، برتر است .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

3 - مؤمنان ، داراى ولايت و حق تصميم گيرى درباره امور مختلف خودند .

النبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم

175- ولايت ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 2

2 ـ ايجاد رابطه ولايى با كافران و حمايت از ايشان و درخواست حمايت از آنان ، بارور سازنده فتنه و تباهى بزرگ در زمين

و الذين كفروا . .. إلا تفعلوه تكن فتنة

ضمير مفعولى در «لاتفعلوه» به قانونهايى كه در آيه قبل مطرح شد و نيز به دستورى كه از صدر همين آيه به دست مى آيد برمى گردد. در برداشت فوق ضمير به قطع ولايت با كافران، كه از جمله «الذين كفروا ... » استفاده شده، برگردانده شده است.

176- ولايت والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 5،6

5 ـ ولايت همسر عمران بر فرزند خويش

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى

6 ـ ولايت مادر نسبت به فرزند ، در اديان گذشته *

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى

177- ولايت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 14

14 - هارون ، داراى حق ولايت و اطاعت بر بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) بود .

و لقد قال لهم هرون . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

فرمان هارون(ع) به پيروى و اطاعت مردم از او، حاكى از ثبوت حق ولايت و اطاعت او، بر عهده بنى اسرائيل است.

178- ولايت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 10

10 ـ ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

179- ويژگيهاى ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 15

15ـ ولايت و سرپرستى خدا محدود به زمان و مكان نبوده و در دنيا و آخرت نافذ است .

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 3

3 - تنها ولايت پايدار و ماندگار در دنيا و آخرت ، ولايت خداوند است .

و قيّضنا لهم قرناء . .. قال الذين كفروا ... نجعلهما تحت أقدامنا ... نحن أولياؤكم

از ارتباط آيات، مى توان استفاده كرد كه ولايت خدايى فرشتگان، تا قيامت پا برجا خواهد بود و ولايت هاى غير خدايى در قيامت تبديل به دشمنى خواهد شد.

ولايت تكوينى

180- {ولايت تكوينى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 7

7 ـ اعتقاد به ولايت تكوينى خداوند ، مستلزم پذيرش ولايت مؤمنان در نظام اجتماعى اسلام

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه مترتب بر اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 17

17 ـ عيسى ( ع ) ، برخوردار از ولايت تكوينى

انّى اخلق لكم . .. فانفخ فيه فيكون طيراً

181- ولايت تكوينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 18

18 ـ اعطاى ولايت تكوينى از جانب خدا ، براى برخى از بندگان خاصّ خود

و اذ قال ابرهيم . .. يأتينك سعياً

182- ولايت تكوينى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 4

4ـ يوسف ( ع ) داراى ولايت از جانب خداوند براى تصرف در تمامى سرزمين مصر

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء

جمله «مكّنّا ليوسف . ..» هم شامل اقتدار تكوينى است و هم گوياى اقتدار تشريعى ; يعنى ، خداوند به او اجازه دخل و تصرف در همه سرزمين مصر را عطا كرد.

ولايت خدا

183- آثار اعراض از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 10

10ـ نپذيرفتن ولايت و سرپرستى خداوند ، آدمى را به دام اوليا و سرپرستانى متعدد گرفتار مى سازد .

و ما لكم من دون الله من أولياء

آوردن «ولى» به صورت مفرد به جاى «أولياء» در رساندن مقصود (نبود هيچ ولى و سرپرستى جز خدا) كافى بود. بنابراين جمع آوردن «أولياء» اشاره به نكاتى دارد. برداشت فوق ناظر به يكى از آن نكات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 9

9ـ آنان كه ولايت خداوند را نپذيرند ، اسير ولايت هاى متعدد و گوناگون مى شوند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

برداشت فوق از جمع آوردن «أولياء» استفاده شده است.

184- آثار ذكر ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 6

6 ـ توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

185- آثار رد ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 8

8ـ كسانى كه ولايت خدا را نپذيرند ، خويشتن را به ولايتهايى متعدد و بى اساس گرفتار خواهند كرد .

و ما كان لهم من دون الله من أولياء

جمع آوردن كلمه «أولياء» با وجود اين كه بيان معناى مقصود با كلمه «ولىّ» نيز ممكن بود ، اشاره به اين نكته دارد كه انسان ، اگر ولايت الهى را نپذيرد ، گرفتار تعدد اوليا مى شود و ناچار است به ولايتهاى متعددى گردن نهد.

186- آثار عقيده به ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 24

24 - اعتقاد به مولويت و سرپرستى خداوند ، مقتضى اعتصام به او و پرهيز از چنگ زدن به دامن غير او

و اعتصموا باللّه هو موليكم

جمله «هو موليكم» به منزله تعليل براى «اعتصموا باللّه» است; يعنى، به خدا اعتصام كنيد; زيرا او مولا و قيّم شما است.

187- آثار قبول ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 25

25ـ پذيرش ولايت خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن در برابر خدا و شايسته بودن براى همزيستى با صالحان در سراى آخرت

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصـلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 16

16ـ پذيرش ولايت و ربوبيت غير خدا ، فرو رفتن در تاريكيهاست و پذيرش ولايت و ربوبيت خدا ، راهيابى به نور است .

قل من رب السموت . .. أم هل تستوى الظلمـت والنور

188- آثار محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 2

2 - جاودانگى ظالمان و گمراهان ، در دوزخ ، نتيجه محروميت آنان از ولايت خدا و تكيه بر ولايت غير او است .

إنّ الظـلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

189- آثار ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 15

15 ـ كسب عزت ، تنها در گرو محبت خداوند و پذيرش ولايت اوست .

أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً

خداوند پس از بيان اين حقيقت كه هدف منافقان در دوستى با كافران رسيدن به عزت است، مى فرمايد كه عزتها از آن خداست. يعنى اگر طالب عزت هستيد، بايد ولايت خدا را پذيرا شويد و با او پيمان مودّت داشته باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 5

5 ـ پيروزى اهل ايمان در گرو همبستگى آنان بر محور ولايت الهى

فان حزب اللّه هم الغلبون

به اصحاب و يارانى كه همفكر شخصى باشند و از وى پيروى كنند، حزب آن شخص مى گويند. (لسان العرب.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 16 - 5

5 ـ گزينش خداوند يگانه به ولايت و سرپرستى، زمينه شمول رحمت الهى بر آدمى است.

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 15

15- ولايت و نظارت يگانه خدا بر اصحاب كهف ، دليل علم برتر الهى و عدم آگاهى ديگران به زواياى سرگذشت آنان است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا . .. ما لهم من دونه من ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 7

7- ولايت خداوند و حقّانيّت او ، ضامن اعطاى بهترين پاداش ها و فرجام ها است .

هنالك الولـية للّه الحقّ هو خير ثوابًا و خير عقبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 25،26،27

25 - لزوم اداى تكاليف الهى ، برخاسته از حق ولايت خداوند بر آدمى

فأقيموا الصلوة . .. هو موليكم

26 - حق ولايت الهى ، تنها مجوز براى تشريع و قانون گذارى

فأقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و اعتصموا باللّه هو موليكم

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «هو مولاكم» اشاره به اين داشته باشد كه چون خداوند بر آدميان حق ولايت دارد، از اين رو به جعل مقررات و تكاليف پرداخته است. بنابراين هر گونه تشريع و قانون گذارى، بايستى به گونه اى به ولايت الهى منتهى شود.

27 - مشروعيت ولايت ها و حكومت هاى بشرى ، در گرو منتهى شدن آن به ولايت الهى است .

هو موليكم

با توجه به ظهور «هو مولاكم» در حصر، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 6

6 - مقام ولايت و سرپرستى خداوند ، مقتضى مرجعيت نهايى او براى رفع تنازعات بشرى است .

فاللّه هو الولىّ . .. و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مى توان استفاده كرد كه ولايت خداوند، مقتضى مرجعيت او در حل اختلافات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 7

7 - رهايى انسان از گرفتارى هاى روز قيامت ، تنها در پرتو ولايت خداوند و اطاعت از او است .

و لايغنى عنهم . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 1

1- سعادت و نيك فرجامى مؤمنان ، معلول ولايت و سرپرستى خداوند بر ايشان

ينصركم و يثبّت أقدامكم . .. ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا

190- اعراض از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 7

7- روى گردانى از ولايت الهى و تمسك به ولايت غير خدايى ، نمودى از كوردلى كافران است .

كانت أعينهم فى غطاء . .. أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا

ارتباط محتوايى اين آيه با آيات قبل، خصوصاً با توجه به «فاء» در «أفحسب» چنين مى نمايد كه برگزيدن اوليا از سوى كافران، از نتايج كورى و كرى و فقدان شناخت آنان است.

191- اهميت ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 13

13ـ آنان كه ولايت خدا و ربوبيت او را بر هستى پذيرفته اند بينايند و كسانى كه براى غير خدا ولايت و تدبيرى در جهان معتقدند ، كوردلانند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمـت والنور

كلمات «أعمى» (كور)، «بصير» (بينا) و نيز «ظلمات» (تاريكيها) و «نور» (روشنى) محتمل است مثالها و نظيرهايى براى مشركان و موحدان باشد و محتمل است صفات و ويژگيهاى معبودهاى اهل شرك و خداوند متعال باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 5

5 - انسان ها ، هيچ گونه سرپرست و ياورى جز خداوند ندارند .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

ايمان به ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 9

9 ـ ايمان به خدا و سرپرستى او بر انسان ها ، مقتضى توكل بر او و روى بر تافتن از غير اوست .

هو مولينا و على اللّه فليتوكل المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 18

18ـ باور به توحيد و ولايت خدا و ربوبيت او ، مراتبى گوناگون دارد و هر انسانى به اندازه استعدادش آن را درمى يابد .

قل من رب السموت و الأرض . .. أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها ... كذلك يضرب

برخوردارى از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 9

9 ـ بهاى بهشت و برخوردارى از ولايت الهى، عمل در پرتو ايمان است.

لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 9

9 ـ قرار گرفتن در پرتوى ولايت خداوند و يا ولايت ظالمان، در ارتباط با عملكرد انسان است.

و هو وليهم بما كانوا يعملون . .. نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون

جاودانگى ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 16

16ـ توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس

به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل ـ كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است ـ توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 3

3 - تنها ولايت پايدار و ماندگار در دنيا و آخرت ، ولايت خداوند است .

و قيّضنا لهم قرناء . .. قال الذين كفروا ... نجعلهما تحت أقدامنا ... نحن أولياؤكم

از ارتباط آيات، مى توان استفاده كرد كه ولايت خدايى فرشتگان، تا قيامت پا برجا خواهد بود و ولايت هاى غير خدايى در قيامت تبديل به دشمنى خواهد شد.

192- حاكميت ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 5

5- اراده ، قدرت و ولايت الهى ، يگانه و بدون معارض

و من لايجب داعى اللّه . .. و ليس له من دونه أولياء

193- حقانيت ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 16

16ـ توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس

به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل ـ كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است ـ توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 5

5- ولايت حق و اصيل ، ويژه خدا است .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

194- دلايل ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 29

29ـ يكتايى خدا و غلبه و تسلط او بر هستى ، دليل ربوبيت و ولايت اوست .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. و هو الوحد القهّـر

195- دين و ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 27

27 ـ هماهنگى عقل و شرع در حكم به لزوم پذيرش ولايت خداوند

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

جمله «إنى أمرت . .. » حكايت از صدور فرمانى تشريعى بر ضرورت تسليم در برابر خداوند است. جمله استفهام انكارى «أغير اللّه أتخذ ... » نيز اشاره به حكم عقل در اين مورد دارد، بنابراين عقل و شرع يكسان بر ضرورت پذيرش ولايت خداوند حكم مى رانند.

196- ذكر ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 14

14 - لازم است كه اتكا و توجه انسان ، تنها به ولايت و نصرت الهى باشد .

ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع أفلاتتذكّرون

197- زمينه ذكر ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 9

9 - دريافت باران ، پس از نياز و نااميدى ، زمينه ساز توجه انسان به ولايت الهى بر هستى و روى آورى به ستايش او

و هو الذى ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا . .. و هو الولىّ الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 9

9 - بلا ها و تنگنا هاى زندگى ، زمينه ساز توجه انسان به ولايت الهى و ياورى خواستن از او

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

198- زمينه ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 29

29 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و اعتصام به خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از ولايت و جلب يارى و نصرت او

فاقيموا الصلوة . .. فنعم المولى و نعم النصير

برداشت فوق، بدان احتمال است كه «فنعم المولى. ..» مترتب بر تكاليف پيشين باشد كه انجام آن، موجب بهره مندى از ولايت ويژه و نصرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 3

3- ايمان ، عامل قرار گرفتن تحت ولايت و سرپرستى خداوند

اللّه مولى الذين ءامنوا

199- شرايط ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 9

9 - شرط بهره مندى از ولايت و سرپرستى خداوند ، تقوا است .

و اللّه ولىّ المتّقين

200- شؤون ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 11

11 ـ آفرينش و تأمين نيازمنديهاى موجودات، از شؤون ولايت مطلقه الهى است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 6

6 ـ اقتدار بر رساندن هر گونه خير و شر، از شؤون ولايت الهى است.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 22

22 ـ آمرزش گناه خطاكاران و گسترانيدن رحمت بر ايشان ، از شؤون ولايت و سرپرستى خداوند بر بندگان خويش است .

أنت ولينا فاغفرلنا و ارحمنا

تفريع جمله «اغفر لنا و . .. » بر «أنت ولينا» به وسيله حرف فاء، حاكى از برداشت فوق است.

201- عقل و ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 27

27 ـ هماهنگى عقل و شرع در حكم به لزوم پذيرش ولايت خداوند

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

جمله «إنى أمرت . .. » حكايت از صدور فرمانى تشريعى بر ضرورت تسليم در برابر خداوند است. جمله استفهام انكارى «أغير اللّه أتخذ ... » نيز اشاره به حكم عقل در اين مورد دارد، بنابراين عقل و شرع يكسان بر ضرورت پذيرش ولايت خداوند حكم مى رانند.

202- عوامل محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 9

9ـ خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا به محروم كردن از يارى و حفاظت خويش تهديد كرد .

لـئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من الله من ولىّ ولاواق

«ولىّ» به معناى ياور و «واق» اسم فاعل از «وقاية» به معناى نگهدارنده است. «من الله» مى تواند متعلق به محذوف و حال براى «ولىّ» و «واق» باشد. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ ياور و نگه دارنده اى نخواهد بود ; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نخواهد رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 14

14 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى در دنيا ، مايه محروميت از ولايت و نصرت الهى در قيامت

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

203- قبول ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 23

23 ـ آدمى بر سر دو راهى پذيرش ولايت خداوند و يا پذيرش ولايت شيطان

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 2،12،18،27

2 ـ ولايت الهى، تنها ولايت مورد پذيرش پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل أغير اللّه أتّخد وليا

12 ـ پذيرش ولايت خالق روزى دهنده بى نياز، حكم فطرت و عقل است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

18 ـ پذيرش ولايت خداوند، مستلزم تسليم شدن محض در برابر اوست.

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

27 ـ هماهنگى عقل و شرع در حكم به لزوم پذيرش ولايت خداوند

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

جمله «إنى أمرت . .. » حكايت از صدور فرمانى تشريعى بر ضرورت تسليم در برابر خداوند است. جمله استفهام انكارى «أغير اللّه أتخذ ... » نيز اشاره به حكم عقل در اين مورد دارد، بنابراين عقل و شرع يكسان بر ضرورت پذيرش ولايت خداوند حكم مى رانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 10

10 ـ پيروى از قرآن، پذيرش ولايت خداوند و فرمانبردارى از اوست.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 8

8 ـ پذيرش ولايت خداوند شرط بهرهورى از هدايت اوست.

و فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء من دون الله

مفهوم جمله «إنهم . ..» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 21

21- پذيرش ولايت شيطان ، غيرقابل جمع با پذيرش ولايت خدا است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

204- محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 11

11 ـ خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تفرقه افكنان در جامعه ايمانى را از ولايت خويش خارج و به حال خودشان ر ها مى سازد .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 7

7 ـ شركورزى و پرستش غير خدا ، كردارى ناشايسته و مايه محروميت از ولايت و حمايت هاى خداوند است .

و هو يتولى الصلحين

مصداق مورد نظر براى صلاح و صالحان، به قرينه آيات گذشته، توحيد و مؤمنان موحد است و در مقابل آن شرك و مشركان خواهد بود. بنابراين مفهوم جمله «و هو ... » عدم حمايت خداوند از مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 18

18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

205- محمد(صلی الله علیه و آله) و ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 2

2 ـ ولايت الهى، تنها ولايت مورد پذيرش پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل أغير اللّه أتّخد وليا

206- مدح ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 30

30 - ستايش خدا از سرپرستى خود نسبت به مسلمانان و يارى رساندن به آنان

هو سمّيكم المسلمين. .. فنعم المولى و نعم النصير

207- مشمولان ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 1،4،6

1 ـ خداوند سرپرست پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياور او در برابر كيد ها و توطئه هاى مشركان

ثم كيدون فلاتنظرون. إن ولى اللّه

4 ـ خداوند سرپرست و يارى دهنده همه صالحان است .

و هو يتولى الصلحين

6 ـ توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 14،6

14- اصحاب كهف ، تدبير كننده و سرپرستى جز خداوند نداشتند .

ما لهم من دونه من ولىّ

مراد از ضمير در «لهم» اصحاب كهف است.

6- تنها خداوند بر تمام اسرار هستى آگاه است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب السمـوت و الأرض

جمله «له غيب. ..» ـ به قرينه «اللّه أعلم» ـ علاوه بر بيان مالكيت خداوند بر اسرار هستى، بر آگاهى فراگير او نيز دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 23،28

23 - خدا ، مولا و سرپرست امت اسلامى

سمّيكم المسلمين . .. هو موليكم

28 - خدا ، سرپرست و ياور خوب و شايسته براى امت اسلامى

هو سمّيكم المسلمين . .. و اعتصموا باللّه ... فنعم المولى و نعم النصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 4

4 ـ هدايت يافتگان هشيار و متذكر، مقرب درگاه پروردگار و در پرتوى ولايت او قرار دارند.

فمن يرد الله . .. لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 15

15 - پيروان وحى ، بهره مند از نصرت و ولايت الهى در قيامت

و كذلك أوحينا . .. يدخل من يشاء فى رحمته... و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

ستمگران (كسانى كه از پيام وحى سرپيچى كنند) از ولايت و نصرت الهى محروم خواهند بود و از آن جا كه مشمولان رحمت الهى (يدخل من يشاء فى رحمته) در برابر ستمگران قرارگرفته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت ولايت و تربيت ويژه الهى

ذلكم اللّه ربّى

208- معرضان از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 4

4- كافران ، از ولايت خدا روى گردان و سرنهاده بر آستان شمارىِ از بندگان اويند .

يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

209- نشانه هاى ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 17

17ـ برخوردارى يوسف ( ع ) از قدرت و مكنت و بهره مندى او از دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، پرتوى از ولايت خداوند بر او بود .

قد ءاتيتنى من الملك و علمتنى . .. أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 11

11 - تنظيم معيشت و نزول باران ، پس از يأس ونااميدى انسان ، جلوه اى از ولايت ستوده و بى نقص خداوند است .

و لو بسط اللّه الرزق . .. و لـكن ينزّل بقدر ما يشاء ... و هو الذى ينزّل الغيث ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 2

2- ره يافتن مؤمنان نيك كردار به بهشت ، نمودى از ولايت الهى بر آنان

ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا . .. إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلح

210- نياز به ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 4

4 - انسان ، نيازمند ولايت و ياورى از جانب خداوند ، در تمامى حالات زندگى خويش

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده

اين كه گمراهان با محروم شدن از ولايت الهى ره به جايى نمى برند، نشانگر آن است كه انسان ها در تمامى حالات زندگى خويش نيازمند امداد و ولايت الهى اند.

211- ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 107 - 4،10

4 - سرپرستى انسان ها و تدبير امورشان ، تنها به دست خدا و در اختيار اوست .

و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

10 - مالكيت و حاكميت انحصارى خدا بر هستى ، مقتضى نبود هيچ سرپرست و ياورى براى بندگان جز او

له ملك السموت و الأرض و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 1،2،4،8،12،13،14

1 ـ شمول ولايت خاص الهى ، بر مؤمنانى كه به طاغوت كفر ورزند .

فمن يكفر بالطّاغوت . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا

2 ـ ايمان به خداوند و كفر به طاغوت ، موجب جلب سرپرستى ، ياورى و دوستى خداوند

فمن يكفر بالطّاغوت . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا

براى «ولىّ»، معانى متعدّدى گفته شده است ; از آن جمله كه با آيه شريفه تناسب دارد، سرپرست، ياور و دوست است.

4 ـ هدايت مؤمنان از تاريكى ها به نور ، پرتويى از ولايت الهى بر آنان

اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور

جمله «يخرجهم . .. » پس از طرح ولايت الهى نسبت به مؤمنان، به منزله بيان و يا ارائه نمونه اى است از ولايت خداوندى.

8 ـ مؤمنان از ولىِّ واحد ( خداوند ) برخوردار هستند و كافران از اولياى متعدد

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

12 ـ عدم پذيرش ولايت الهى ، منجر به انحراف آدمى و پذيرش ولايت طاغوتيان

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

13 ـ هر ولايتى جز ولايت الهى ، طاغوتى است .

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اوّلا تمامى انسانها تحت ولايت و سرپرستى هستند; به مقتضاى تقسيم آنان به مؤمن و كافر. ثانياً اين ولايت يا از آن خداست و يا از آن طاغوت; بدون فرض قسم سوّم. بنابراين خارج شدن از ولايت الهى، مساوق ورود در ولايت طاغوت است.

14 ـ اتحاد اهل ايمان به علّت ولايت واحد الهى و تشتت صفوف اهل كفر ، به لحاظ حاكميّت اولياى متعدد طاغوتى بر آنان

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

چون مؤمنان از يك «ولى» برخوردارند، پس به وحدت مى رسند، و در مقابل، كافران داراى اوليايى متعددند و در نتيجه متشتت خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 8،9

8 ـ نمرود ، نمونه اى از منحرفان راه رشد ، محرومان از ولايت الهى ، روندگان از نور به ظلمت و جاودان در آتش

قد تبيّن الرّشد . .. اللّه ولىّ الّذين ... الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

خداوند پس از بيان ايمان و كفر (ولايت «اللّه» و «طاغوت» در آيات پيشين) براى نشان دادن نمونه خارجى، داستان ابراهيم (ع) و نمرود را بيان كرده كه ابراهيم (ع) نمونه اى از ايمان و نمرود، نمونه اى از كفر است.

9 ـ حضرت ابراهيم ( ع ) ، نمونه اى از هدايت يافتگان به راه رشد ، بهره مندان از ولايت الهى و روندگان به سوى نور

قد تبيّن الرّشد . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا ... الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 19،20،26

19 ـ اعتقاد و اقرار و اعتراف مؤمنان به ولايت الهى بر آنان

ربّنا . .. انت مولينا

20 ـ عفو ، غفران و رحمت نسبت به مؤمنان ، از شؤون ولايت الهى

و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا انت مولينا

جمله «انت مولينا» به منزله دليل براى درخواست مطالب قبلى است; يعنى خدايا چون تو مولاى ما هستى عفو كن و . ..

26 ـ نصرت و يارى مؤمنان در رويارويى با كافران ، از شؤون ولايت الهى بر مؤمنان

انت مولينا فانصرنا على القوم الكافرين

تفريع جمله «فانصرنا» بر «انت مولينا» بيانگر آن است كه ولايت الهى بر مؤمنان، مقتضى يارى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 7،9

7 ـ اعتقاد به ولايت تكوينى خداوند ، مستلزم پذيرش ولايت مؤمنان در نظام اجتماعى اسلام

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه مترتب بر اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

9 ـ متضاد بودن پذيرش ولايت خداوند با پذيرش ولايت كفار

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 68 - 9

9 ـ خداوند ، ولىّ و سرپرست مؤمنان

و اللّه ولىّ المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 2

2 ـ ايجاد رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان ، نمونه اى از نصرت خداوند به پذيرندگان ولايت او

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جمله «سنلقى . .. »، پس از جمله «و اللّه خير النّاصرين»، بيانگر مصداقى از يارى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 45 - 7،10

7 ـ خداوند ، دوست و سرپرستى كافى است .

و كفى باللّه وليّاً

10 ـ مؤمنان با اعتماد به ولايت و نصرت الهى ، نبايد از دشمنى مخالفان ضعف و ترسى به خود راه دهند .

و اللّه اعلم باعدائكم و كفى باللّه وليّاً و كفى باللّه نصيراً

هدف از بيان ولايت و نصرت الهى پس از معرفى يهوديان به عنوان دشمن، اين است كه مبادا با تصور دشمنى يهود از آنان بهراسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 15،20

15 ـ وانهادن ولايت خداوند و پذيرش ولايت شيطان ، زيان آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

20 ـ تنها خداوند شايسته ولايت بر انسان

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 38

38 ـ خداوند براى وكالت و سرپرستى و تدبير جهان ، كافى است .

و كفى باللّه وكيلا

وكيل به كسى گفته مى شود كه كارى را به عهده بگيرد و تدبير كند و چون سخن از جهان هستى بود، مراد از وكيل، سرپرست و مدبر جهان هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11

11 ـ خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 1،5،6،9،10

1 ـ تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

5 ـ ولايت و سرپرستى بر مؤمنان صدر اسلام ، از آن خدا ، رسول او و اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب ( ع )

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

6 ـ ولايت و رهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، در طول ولايت خدا و پرتويى از حاكميت اوست .

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

مفرد آوردن كلمه «ولىّ» ـ على رغم جمع بودن خبر آن ـ، رساى به اين حقيقت است كه ولايت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ديگر واجدان شرايط، در طول ولايت خدا و پرتويى از ولايت اوست.

9 ـ هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.

10 ـ ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 1،3

1 ـ پذيرندگان ولايت و سرپرستى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، از زمره حزب اللّه ( ياران و پيروان خدا )

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

«الذين ءامنوا» اشاره به مؤمنانى است كه در آيه قبل توصيف شدند.

3 ـ پذيرش ولايت خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان شايسته ولايت ، انفكاك ناپذير و وابسته به يكديگر

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

عطف «رسوله» و «الذين ءامنوا» بر «اللّه» بدون تكرار فعل (يتول)، مى رساند كه ولايت آنها بهم پيوسته بوده و رويگردانى از ولايت هر يك به منزله اعراض از ولايت تمامى آنها مى باشد. مفرد آوردن كلمه «ولىّ» در آيه قبل اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 1،8

1 ـ جز خداوند خالق آسمانها و زمين و روزى دهنده بى نياز، كسى شايسته ولايت و سرپرستى نيست.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

8 ـ ولايت و سرپرستى، تنها در خور آفريننده و روزى دهنده موجودات است.

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 5

5 ـ تنها خداى قادر بر رساندن هر گونه ضرر و يا منفعت به آدمى، شايسته پرستش و ولايت مى باشد.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 1،2

1 ـ آدميان پس از مرگ، به سوى خداوند (مولاى حقيقى خود) بازمى گردند.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق

2 ـ خداوند، مولا و سرپرست حقيقى آدميان است.

ثم ردوا إلى الله موليهم الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 5

5 ـ خداوند خود امور ره يافتگان به دارالسلام را بر عهده خواهد داشت.

لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 7

7 ـ ولايت خداوند، تنها ولايت شايسته و بايسته پذيرش است.

و لاتتبعوا من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 20

20 ـ خداوند سرپرست همه انسانهاست .

أنت ولينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 40 - 1،2،3

1 ـ اهل ايمان بايد با باور به يارى خداوند و سرپرستى او ، به جهاد با كافران فتنه انگيز بپردازند .

و إن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير

متعلق «تولوا» دست برداشتن از فتنه انگيزى است ; يعنى «إن تولوا عن الانتهاء فلم يتركوا الفتنة». و جواب شرط، به قرينه آيه قبل، جمله اى همانند «فقاتلوهم» است.

2 ـ خداوند ، سرپرست و ياورى نيك براى مؤمنان

نعم المولى و نعم النصير

3 ـ باور اهل ايمان به سرپرستى خدا و يارى او ، مايه نهراسيدن آنان از دشمنان دين و اجراى فرمان جهاد

فإن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير

جمله «فاعلموا . .. » علاوه بر رساندن مضمون خود به منظور تقويت روحيه مسلمانان براى جهاد با دشمنان فتنه انگيز ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 4،5

4 ـ اتكاى مؤمنان راستين بر ولايت و حمايت خداوند ، در جهاد و اقدام به تكاليف

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا

5 ـ خدا ، سرپرست و صاحب اختيار انسانهاست .

هو مولينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 116 - 7

7 ـ براى انسان ها ، هيچ سرپرست و ياورى جز خداوند نيست .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 7

7 ـ خدا ، مولا و مالك حقيقى انسانهاست .

و ردوا إلى اللّه موليهم الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 6

6ـ تنها خداوند ، ولى و سرپرست انسانهاست .

و ما كان لهم من دون الله من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 9

9ـ تنها خداوند ، ياور و سرپرست انسانهاست .

و ما لكم من دون الله من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 16

16ـ تنها خداوند سرپرست و ياور انسانهاست .

ما لهم من دونه من وال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7،8

7ـ مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد ـ كه مشركان نيز آنها را باور دارند ـ مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

8ـ تنها خداوند ولىّ و اختياردار امور انسانهاست .

أفاتخذتم من دونه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 1

1- آدمى ، به هنگام شدايد ، به ولايت و تسلّط مطلق خداوند بر همه امور ، پى مى برد .

و لم تكن له فئه ينصرونه . .. هنالك الولـية للّه الحقّ

ترديدى نيست كه ولايت خداوند (چه به معناى حاكميت و تدبير و چه به معناى نصرت) همواره، حاكم و نافذ است، لذا اشاره به مكان و واقعه خاص با واژه «هنالك» از آن جهت است كه در چنين موقعيت هايى، آدمى، به آن نكته واقف مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 22

22- ولايت الهى ، تنها ولايت شايسته پذيرش و اتكا است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 5،7

5 - ولىّ مطلق ، در عالم آخرت ، فقط خداوند است .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

7 - خداوند ، انسان ها را تشويق مى كند كه او را يار و ولىّ ، بگيرند و نه فرودستانش را .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 10،11،12

10 - سرپرستى و شفاعت از شؤون تدبير و مديريت خداوند است .

ثمّ استوى على العرش ما لكم من دونه من ولىّ و لا شفيع

اين كه خداوند، پس از ذكر مدبريت خويش، وجود هر نوع ولايت و شفاعت را از غير خود نفى كرده، مى رساند كه ولايت و شفاعت، تنها از آنِ مدبر هستى و شأنى از شؤون او است.

11 - انسان ها ، هيچ سرپرستى جز خداوند ندارند .

اللّه الذى خلق . .. ما لكم من دونه من ولىّ

12 - يكتايى خدا در خلق و تدبير عالم ، دليل وجود نداشتن سرپرست و ياورى براى انسان ها جز خود او است .

اللّه الذى خلق . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع

احتمال دارد ذكر «ما لكم من دونه. ..» پس از بيان يكتايى خداوند در آفرينندگى و تدبير، به اين منظور باشد كه چون همه چيز در دست اقتدار او است، كسى جز او نمى تواند ولىّ و شفيع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 6 - 2

2 - ولايت و سرپرستى هستى ، تنها از آنِ خداوند است .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء

از لحن تهديدآميز آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 18

18 - ولايت و نصرت الهى ، جلوه اى از رحمت او است .

يدخل من يشاء فى رحمته و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

از مقابله دو بخش از آيه شريقه (يدخل من يشاء فى رحمته» و «والظالمون. ..) مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 5

5 - ولايت و سرپرستى انسان ها ، در انحصار خداوند است .

فاللّه هو الولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 8

8 - ولايت منحصر و بى همتا ، قدرت نامحدود و مرجعيت نهايى در تشريع و داورى ، از ويژگى هاى پروردگار جهان

فاللّه هو الولىّ . .. ذلكم اللّه ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 10

10 - ولايت بى نقص و شايسته ستايش ، مخصوص خداوند است .

و هو الولىّ الحميد

برداشت ياد شده بدين احتمال كه «حميد»، وصف «ولىّ» باشد; نه خبر بعد از خبر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 6

6 - تنها خداوند ، سرپرست و ياور حقيقى انسان ها ، در دنيا و آخرت است .

ولا يغنى . .. ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 8

8 - خداوند ، سرپرست و حامى تقواپيشگان

و اللّه ولىّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 2

2- خداوند ، ولىّ ( سرپرست و حامى ) مؤمنان

بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 25 - 1

1 - ولايت و مالكيت مطلقه دنيا و آخرت ، از آن خداوند است .

فللّه الأخرة و الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 2 - 6،7

6 - خداوند ، مولا و سرپرست حقيقى انسان ها است .

و اللّه موليكم

7 - تشريع خداوند ، از موضع مولويت او نسبت به انسان ها است .

قد فرض اللّه لكم . .. و اللّه موليكم

يادآورى مولا و سرپرست بودن خداوند ـ پس از تشريع قانون شكستن سوگند ـ مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

212- ويژگيهاى ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 15

15ـ ولايت و سرپرستى خدا محدود به زمان و مكان نبوده و در دنيا و آخرت نافذ است .

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 3

3 - تنها ولايت پايدار و ماندگار در دنيا و آخرت ، ولايت خداوند است .

و قيّضنا لهم قرناء . .. قال الذين كفروا ... نجعلهما تحت أقدامنا ... نحن أولياؤكم

از ارتباط آيات، مى توان استفاده كرد كه ولايت خدايى فرشتگان، تا قيامت پا برجا خواهد بود و ولايت هاى غير خدايى در

قيامت تبديل به دشمنى خواهد شد.

ولايت و امامت

213- {ولايت و امامت}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 26

26 ـ تماميّت و كمال حج ، به ديدار امام است .

و اتمّوا الحج

امام باقر (ع): تمام الحج لقاء الإمام.


كافى، ج 4، ص 549، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 183، ح 650.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 17

17 ـ صِله و كمك مالى به امام مسلمين ، از مصاديق قرض به خداوند است .

من ذا الّذى يقرض اللّه قرضاً

امام كاظم (ع) درباره آيه «من ذا الّذى . .. » فرمود: نزلت فى صلة الإمام


كافى، ج 1، ص 537، ح 4 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 131، ح 435.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 -

5،6،7،8،10،11،13،15،16،19

5 ـ ولايت و سرپرستى ، ضرورت نظام اجتماعى *

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

به نظر مى آيد تعيين ولى و سرپرست در آيه، مفروغ عنه گرفته شده و تنها نسبت به مصداق آن تذكر داده شده است.

6 ـ ايمان ، ملاكى مهم براى شايستگى مديريّت و سرپرستى در نظام اسلامى

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

7 ـ اعتقاد به ولايت تكوينى خداوند ، مستلزم پذيرش ولايت مؤمنان در نظام اجتماعى اسلام

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه مترتب بر اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

8 ـ كسى كه ولايت كافران را بپذيرد ، خداوند او را به خود وامى گذارد .

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

10 ـ جايگاه مهم ولايت و سرپرستى در نظام اجتماعى اسلام

لا يتّخذ المؤمنون . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

11 ـ حاكميّت و سرپرستى كافران بر امور مؤمنان ، زمينه انحطاط و بى ارزشى مؤمنان در پيشگاه خدا

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اوليا ء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

خروج از ولايت خدا، مستلزم انحطاط است.

13 ـ پذيرش سرپرستى كافران ، جز در اضطرار و تقيّه ، جايز نيست .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية

بنابراينكه ولايت به معناى سرپرستى باشد.

15 ـ تحذير و هشدار مؤكد خداوند ، نسبت به مؤمنانى كه پذيراى ولايت و سرپرستى كافران شده اند .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير

16 ـ ترس از خداوند ، موجب پرهيز از پذيرش ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم الله نفسه

19 ـ توجه انسان به بازگشت به خدا و اعتقاد به آن ، عامل مقاومت در برابر ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و الى اللّه المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 8،11

8 ـ كردار انسان ، نمايانگر عُلقه ها و گرايش هاى درونى است .

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

11 ـ جلب محبّت خدا ، هدف نهايى دين و ديندارى است .

فاتّبعونى يحببكم اللّه

زيرا مى فرمايد تبعيّت از پيامبر (صلی الله علیه و آله)، موجب محبّت خدا خواهد شد.

7- ولىّ

1- آگاهى ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 17

17- شايستگى براى ولايت و سرپرستى موجودات ، در انحصار مالك آگاه و هوشمند جهان هستى است .

له غيب السمـوت و الأرض أبصر به و أسمع ما لهم من دونه من ولىّ

2- اختيارات ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 12،19،20،21

12 ـ جواز بهره گيرى متعارف ولىّ از مال يتيم ، در قبال خدمت به او ، در صورت فقر

و من كان فقيراً فلياكل بالمعروف

19 ـ جواز بهره گيرى متعارف ولىّ يتيم از مال وى ، مشروط به صرف وقت خود در جهت مصلحت آن و كم نبودن ( كافى بودن ) آن مال

و من كان فقيراً فلياكل بالمعروف

امام صادق (ع) در مورد آيه فوق فرمود: ذلك رجل يحبس نفسه عن المعيشة فلابأس ان يأكل بالمعروف اذا كان يصلح لهم اموالهم فان كان المال قليلا فلاياكل منه شيئاً . .. .


كافى، ج 5، ص 130، ح 5 ; نورالثقلين، ج 1، ص 445، ح 69.

20 ـ جواز بهره گيرى سرپرست يتيم از دارايى وى ، در صورت نياز ضرورى به آن

فلياكل بالمعروف

امام صادق (ع) در مورد آيه فوق فرمود: المعروف هو القوت و انما عنى الوصّى او القيّم فى اموالهم و ما يصلحهم.


كافى، ج 5، ص 130، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 4546، ح 67.

21 ـ جواز برداشت سرپرست يتيم از دارايى وى به عنوان قرض ، در صورت نياز ضرورى به آن

فلياكل بالمعروف

امام باقر (ع) در مورد آيه فوق فرمود: معناه من كان فقيراً فليأخذ من مال اليتيم قدر الحاجة و الكفاية على جهة القرض ثم يردّ عليه ما أخذ اذا وجد.


مجمع البيان، ج 3، ص 17 ; تفسير برهان، ج 1، ص 345، ح 20.

3- دفع ضرر در ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 11

11ـ تنها كسى شايسته ولايت و سرپرستى است كه بر نفع رسانى و دفع ضرر توانا باشد .

لايملكون لأنفسهم نفعًا و لا ضرًّا

4- شرايط ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 11

11ـ ستمكاران ، شايسته ولايت و سرپرستى نيستند .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . .. و ما لكم من دون الله من أولياء

5- منفعت رسانى در ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 11

11ـ تنها كسى شايسته ولايت و سرپرستى است كه بر نفع رسانى و دفع ضرر توانا باشد .

لايملكون لأنفسهم نفعًا و لا ضرًّا

6- ولىّ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 7

7ـ مشركان با وجود دلايل روشن بر ولايت خداوند ، ديگران را ولىّ و سرپرست خويش مى پنداشتند و به آنان روى مى آوردند .

أفاتخذتم من دونه أولياء

تفريع جمله «اتخذتم . ..» به وسيله حرف «فاء» بر بيان كارها و شؤونى كه براى خداوند برشمرده شد ـ كه مشركان نيز آنها را باور دارند ـ مى رساند كه ولايت بر انسانها تنها از آنِ خداست و پندار ولايت غير او ، پندارى ناموجّه و بدون دليل است.

7- ولىّ يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 17

17ـ برخوردارى يوسف ( ع ) از قدرت و مكنت و بهره مندى او از دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، پرتوى از ولايت خداوند بر او بود .

قد ءاتيتنى من الملك و علمتنى . .. أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

8- وليد بن مغيره

1- آرزوهاى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 16 - 1

1 - وليدبن مغيره ، هرگز به تمامى آرزو هاى مادى خود نرسيد و عطش زياده خواهى او سيراب نگرديد .

ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ

2- استكبار وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 3

3 - وليدبن مغيره ، داراى خوى استكبار و برترى طلبى

و استكبر

3- اظهار دشمنى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 22 - 1

1 - ظاهر شدن عناد و دشمنى وليدبن مغيره ، در چهره او به هنگام روبه رو شدن با آيات الهى قرآن

ثمّ عبس و بسر

«عبس» به معناى روى ترش كردن و اخم نمودن است. «بسر» نيز به دو معنا آمده است: 1ـ رو ترش كردن (اين معنا معادل معناى «عبس» است.) 2ـ عجله كردن و گرفتن پيش از وقت.

4- اعراض وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 1

1 - روى گردانى كامل وليدبن مغيره ، از آيات الهى و دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

ثمّ أدبر و استكبر

«إدبار» (مصدر «أدبر») به معناى پشت كردن است و مقصود از آن اعراض و روى گردانى كامل است.

5- امكانات مادى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 14 - 1

1 - وليدبن مغيره ، برخوردار از وسايل و امكانات بسيار زندگى

و مهّدت له تمهيدًا

6- انگيزه دشمنى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

7- بينش باطل وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 24 - 3

3 - قرآن ، در ديدگاه غرض آلود وليدبن مغيره ، سحرى برگرفته شده از ساحران پيشين بود .

فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «يؤثر» از ماده «أثر» (روايت و مطلب نقل شده از پيشينيان) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 25 - 1

1 - قرآن ، در نظر غرض آلود وليدبن مغيره ، ساخته و پرداخته انسان است .

إن هـذا إلاّ قول البشر

8- تداوم توطئه وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 1

1 - انديشه عميق و مستمر وليدبن مغيره ، عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ثمّ نظر

«ثمّ» در «ثمّ نظر» يا براى تراخى زمانى است و يا رتبى. در هر دو صورت بيانگر نظر و انديشه عميق و مستمر كافرانى است كه پيش از اين، به فكر و حسابگرى عليه دين مشغول بودند (إنّه فكّر و قدّر و...).

9- تفكر وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

10- توطئه وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 22 - 2

2 - چاره انديشى عجولانه و شتاب آلودِ وليدبن مغيره ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر . ثمّ عبس و بسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 24 - 2

2 - اتهام سحر و جادوگرى به قرآن ، طرحى حساب شده از سوى وليدبن مغيره

إنّه فكّر و قدّر . .. فقال إن هـذا إلاّ سحر

11- تهديد وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 1

1 - تهديد شدن وليدبن مغيره به عذاب و شكست ، از سوى خداوند

ذرنى و من خلقت وحيدًا

مطابق نظر مفسّران، اين آيه تا آيه 25 درباره وليدبن مغيره (يكى از سران مكه) نازل شده است (مجمع البيان). گفتنى است كلمه «وحيداً» در اين برداشت، حال براى «يا» در «ذرنى» است و عبارت «ذرنى و من خلقت وحيداً» (مرا تنها بگذار با آن كس كه خلقش كردم) و مانند آن، براى تهديد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 17 - 1

1 - خداوند ، وليدبن مغيره را به عذابى سخت و طاقت فرسا تهديد كرد .

سأُرهقه صعودًا

«إرهاق»، به معناى به كارى دشوار واداشتن يا كار دشوارى را بر شخصى تحميل كردن است. «صعود» در اصل، به گردنه و راه دشوار كوه گفته مى شود (قاموس المحيط). براى هر امر شاق و طاقت فرسا نيز استعاره آورده مى شود. بنابراين «ساُرهقه صعوداً»; يعنى، به زودى او را بر كارى بس سخت و طاقت فرسا وادار خواهيم كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 26 - 1

1 - تهديد وليدبن مغيره ، به عذاب دوزخ از سوى خداوند

سأُصليه سقر

12- تهمتهاى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 24 - 1،2،3

1 - اتهام سحر و جادوگرى به قرآن ، از سوى وليدبن مغيره

فقال إن هـذا إلاّ سحر

2 - اتهام سحر و جادوگرى به قرآن ، طرحى حساب شده از سوى وليدبن مغيره

إنّه فكّر و قدّر . .. فقال إن هـذا إلاّ سحر

3 - قرآن ، در ديدگاه غرض آلود وليدبن مغيره ، سحرى برگرفته شده از ساحران پيشين بود .

فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «يؤثر» از ماده «أثر» (روايت و مطلب نقل شده از پيشينيان) باشد.

13- ثروتمندى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 12 - 1

1 - وليدبن مغيره ، فردى ثروتمند و داراى اموال فراوان

ذرنى و من خلقت وحيدًا . و جعلت له مالاً ممدودًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 14 - 1

1 - وليدبن مغيره ، برخوردار از وسايل و امكانات بسيار زندگى

و مهّدت له تمهيدًا

14- حق ستيزى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 16 - 2

2 - وليدبن مغيره ، فردى عنود و حق ستيز

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا

15- حق ناپذيرى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 2

2 - وليدبن مغيره ، فردى لجوج و حق ناپذير بود .

ثمّ أدبر

برداشت ياد شده، از «إدبار و روى گردانى» از آيات الهى و سخن بحق پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.

16- دشمنى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 13 - 5

5 - برخى از عناصر زنازاده ( وليدبن مغيره ) ، سردمدار دشمنى و مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتطع كلّ . .. زنيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 16 - 2،3

2 - وليدبن مغيره ، فردى عنود و حق ستيز

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا

3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )

ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ از جمله وليدبن مغيره ـ از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

17- رذايل اخلاقى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 15 - 1

1 - وليدبن مغيره ، فردى طمع كار و افزون خواه

و جعلت له مالاً ممدودًا . .. ثمّ يطمع أن أزيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 2،3

2 - وليدبن مغيره ، فردى لجوج و حق ناپذير بود .

ثمّ أدبر

برداشت ياد شده، از «إدبار و روى گردانى» از آيات الهى و سخن بحق پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.

3 - وليدبن مغيره ، داراى خوى استكبار و برترى طلبى

و استكبر

18- زنازادگى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 6

6 - « عن أبى عبداللّه و أبى جعفر ( عليهماالسلام ) أنّ الوحيدَ ولدُ الزّنا ;

از امام صادق و امام باقر(ع) روايت شده كه مقصود از «وحيد»، زنازاده است (كسى كه براى او پدرى شناخته نشده)».

19- زياده طلبى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 15 - 1

1 - وليدبن مغيره ، فردى طمع كار و افزون خواه

و جعلت له مالاً ممدودًا . .. ثمّ يطمع أن أزيد

20- طمع وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 15 - 1

1 - وليدبن مغيره ، فردى طمع كار و افزون خواه

و جعلت له مالاً ممدودًا . .. ثمّ يطمع أن أزيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 16 - 1،3

1 - وليدبن مغيره ، هرگز به تمامى آرزو هاى مادى خود نرسيد و عطش زياده خواهى او سيراب نگرديد .

ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ

3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )

ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ از جمله وليدبن مغيره ـ از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

21- عجله وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 22 - 2

2 - چاره انديشى عجولانه و شتاب آلودِ وليدبن مغيره ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر . ثمّ عبس و بسر

22- فرزندان وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 13 - 1

1 - وليدبن مغيره ، داراى فرزندانى هميشه حاضر

و بنين شهودًا

23- فلسفه دين ستيزى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 4

4 - خوى استكبار و برترى طلبى ، عامل اصلى دين ستيزى و مخالفت وليدبن مغيره ، با آيات الهى و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و استكبر

خداوند در آيه 16، وليدبن مغيره را به عنوان مخالف و دشمن آيات قرآن معرفى كرده (إنّه كان لآياتنا عنيداً) و در آيه مورد بحث، از او به عنوان مستكبر و برترى طلب ياد نموده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه مخالفت و دشمنى او با قرآن و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، ناشى از خوى استكبار و برترى طلبى او بود.

24- فلسفه مخالفت وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 4

4 - خوى استكبار و برترى طلبى ، عامل اصلى دين ستيزى و مخالفت وليدبن مغيره ، با آيات الهى و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و استكبر

خداوند در آيه 16، وليدبن مغيره را به عنوان مخالف و دشمن آيات قرآن معرفى كرده (إنّه كان لآياتنا عنيداً) و در آيه مورد بحث، از او به عنوان مستكبر و برترى طلب ياد نموده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه مخالفت و دشمنى او با قرآن و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، ناشى از خوى استكبار و برترى طلبى او بود.

25- قدرت طلبى وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 16 - 3

3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )

ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ از جمله وليدبن مغيره ـ از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

26- قياس وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

27- لجاجت وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 2

2 - وليدبن مغيره ، فردى لجوج و حق ناپذير بود .

ثمّ أدبر

برداشت ياد شده، از «إدبار و روى گردانى» از آيات الهى و سخن بحق پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.

28- لعن بر وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 19 - 1

1 - وليدبن مغيره ، مورد نفرين خداوند

فقتل كيف قدّر

عبارت «قتل»، براى نفرين و دعا عليه كسى به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 20 - 1

1 - وليدبن مغيره ، مورد نفرين شديد و سخت خداوند

ثمّ قتل كيف قدّر

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه تكرار آيه پيش و به منظور مبالغه ادا شده است و «ثمّ» براى دلالت بر تفاوت رتبه است; يعنى، عقوبت و نابودى كافران، به شديدترين وجهى است.

29- مخالفت وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 3

3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و كارشكنى هاى سران كفر و شرك ( همچون وليدبن مغيره )

ذرنى و من خلقت وحيدًا

30- وليد بن مغيره و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 25 - 1

1 - قرآن ، در نظر غرض آلود وليدبن مغيره ، ساخته و پرداخته انسان است .

إن هـذا إلاّ قول البشر

9- ويراني

1- آثار ويرانى باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 29 - 1،2

1 - توبه و پشيمانى باغداران يمنى ، پس از مشاهده نابودى محصولات از بخلورزى و محروم ساختن بينوايان

قالوا سبحـن ربّنا إنّا كنّا ظـلمين

2 - باغداران يمنى ، از مشاهده نابودى محصولات خويش از خواب غفلت بيدار شده و به تسبيح و تنزيه خداوند پرداختند .

قالوا سبحـن ربّنا

2- حتميّت ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 4

4- ويرانى شهر ها و مرگ و مير همه مردمان قبل از قيامت ، امرى حتمى ، غير قابل تغيير و نوشته شده در كتاب تقدير الهى است .

كان ذلك فى الكتـب مسطورًا

«ال» در «الكتاب» براى معرفه و عهد است و مراد از آن، لوح محفوظ و كتاب تقدير است.

3- زمينه ويرانى روستا ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 12 - 4

4 - كفر و گناه ، از عوامل كم شدن اموال و تعداد فرزندان و خرابى شهر ها و روستا ها ( نابودى باغ ها ، نهر ها و . . . )

استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل لكم أنهـرًا

4- زمينه ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 12 - 4

4 - كفر و گناه ، از عوامل كم شدن اموال و تعداد فرزندان و خرابى شهر ها و روستا ها ( نابودى باغ ها ، نهر ها و . . . )

استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل لكم أنهـرًا

5- عذاب با ويرانى شهرها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 1

1ـ جوشش آب هاى سيل آسا ، بارش باران هاى طوفان زا ، زير و زبر شدن آباديها ، فرو ريختن سنگ هاى عذاب و ايجاد صيحه و غرش هاى تخريب گر ، نمونه هايى است از عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال .

و كذلك أخذ ربك

«ذلك» اشاره به عذابهايى است كه در اين سوره بيان شده است; از قبيل طوفان نوح ، زير و زبر شدن آباديهاى قوم لوط و . .. .

6- عوامل ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 3،4

3 - ويرانى شهر ها ، تباهى جامعه و ذلّت عزّتمندان ، نتيجه هميشگى سلطه شاهان بر كشور بيگانه

إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها و جعلوا أعزّة أهلها أذلّة

4 - تأكيد بلقيس بر استمرار شيوه شاهان در تباه ساختن ممالك تحت سلطه خويش

قالت إنّ الملوك . .. و كذلك يفعلون

7- عوامل ويرانى شهرهاى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 3،4

3 - ظلم و طغيان ، عامل نابودى شهر هاى قوم لوط

إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى . و المؤتفكة أهوى

از اين كه در آيه قبل، قوم نوح «أظلم» و «أطغى» معرفى شده اند، اصل ظلم و طغيان براى اقوام ديگرى كه در اين بخش آمده اند، ثابت مى شود.

4 - عذاب الهى ، باعث پرتاب شدن شهر هاى قوم لوط ، به طرف بالا و سپس سقوط و هلاكت آنها

و المؤتفكة أهوى

«أهوى» معادل «أسقط» (فرو افكند) است.

8- ملاك ويرانى مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 8

8 - مساجدى كه مردم در آن حضور نيابند و در آنها ذكر خدا نگويند ، در حقيقت مساجدى ويرانه اند .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه و سعى فى خرابها

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «سعى فى خرابها» (در تلاش براى تخريب مساجد هستند) تفسير و توضيح جمله «منع مساجد اللّه أن يذكر فيها اسمه» باشد.

9- منشأ ويرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 7

7 - ويرانى و آبادانى سرزمين ها ، به اراده خدا و نشان قدرت او است .

كم أهلكنا من قبلهم . .. أنّا نسوق ... فنخرج به زرعًا

10- منشأ ويرانى شهرهاى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 1

1 - شهر هاى قوم لوط ، از جمله سرزمين هاى نابودشده به اراده خداوند

و المؤتفكة أهوى

مفسران، «المؤتفكة» را شهرهاى قوم لوط دانسته اند; يعنى، «والقرى المؤتفكة».

11- وقت ويرانى باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 26 - 3

3 - ويرانى بوستان باغداران يمنى ، در شب هنگام و ناگهانى بود .

فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه صاحبان باغ در سپيده صبح، آن را ويران ديده اند و اگر اين ويرانى مربوط به روزهاى پيش بود، دست كم به وسيله ديگر باغداران با خبر مى شدند.

12- ويرانى باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 26 - 1

1 - باغداران يمنى ، با مشاهده باغ خويش هيچ اثرى از آن نديده و گمان بردند كه راه راگم كرده اند .

فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه در اين جا معناى اصلى و لغوى «ضالّون» مراد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 32 - 2

2 - اشتياق و اميدوارى باغداران يمنى به پروردگار ، پس از مشاهده ويرانى باغ خويش و توبه و پشيمانى از كردار خود

إنّا إلى ربّنا رغبون

13- ويرانى خانه دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 3،12،13

3- توطئه كنندگان عليه دين الهى ، در داخل خانه هاى خود با فرو ريختن سقف خانه ها بر روى آنان ، به هلاكت رسيدند .

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيـنهم من القواعد فخّر عليهم السقف من فوقهم

ذكر قيد «من فوقهم» پس از بيان «فخر عليهم السقف» (سقف بر آنها فرو ريخت) با اينكه ريزش سقف همواره از بالاست، مى تواند براى بيان اين منظور باشد كه آنان در داخل خانه هاى خود، زير آوار مدفون شدند.

12- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول الله : « فأتى الله بنيانهم من القواعد » قال : كان بيت غدر يجتمعون فيه ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «فأتى الله بنيانهم من القواعد» فرمود: [آن بنيان] خانه خيانتى بود كه در آن اجتماع مى كردند».

13- « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله : « قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنيانهم من القواعد » فخّر عليهم السقف من فوقهم و أتاهم العذاب من حيث لايشعرون قال : بيت مكرهم أى ماتوا فألقاهم الله فى النار . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «. .. فأتى الله بنيانهم من القواعد...» فرمود: مقصود اين است كه خدا خانه مكرشان را ويران كرد; يعنى، مردند و خدا آنان را در آتش افكند».

14- ويرانى خانه هاى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 1،4

1 - خانه هاى ويران و خالى از سكنه ثموديان ، نشانه اى گويا از فرود آمدن كيفر الهى بر آنان

أنّا دمّرنـهم و قومهم أجمعين . فتلك بيوتهم خاوية

«خواء» (مصدر «خاوية») به معناى ويرانى و نيز خالى از سكنه شدن است. در برداشت فوق هر دو معنا لحاظ شده است.

4 - خانه هاى ويران و خالى از سكنه ثموديان ، دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى اهل فهم و دانش

فتلك بيوتهم خاوية . .. إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون

واژه «آية» در آيه ياد شده معادل «عبرة» و تنكير آن بيانگر بزرگى است; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة لقوم يعلمون».

15- ويرانى سد ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 9

9- موانع هجوم يأجوج و مأجوج به همسايگان خود ، در آستانه قيامت ، منهدم خواهد شد .

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 99 - 3،7

3- از پيدايش درگيرى هاى داخل ميان يأجوج و مأجوج ، پس از ويرانى سد ذوالقرنين خبر داده است . *

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء . .. و تركنا بعضهم يومئذ يموج فى بعض

بدان احتمال كه ضمير در «بعضهم» به يأجوج و مأجوج بازگردد; يعنى، پس از ويرانى سد، آن ها، به كشمكش ها و تهاجمات گسترده به هم دست خواهند زد.

7- ويرانى سدّ ذوالقرنين ، از علايم نزديكى قيامت است . *

فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء . .. و نفخ فى الصور فجمعنـهم جمعًا

16- ويرانى سرزمين قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 3

3 ـ شهر قوم لوط ، به وسيله بارانى از سنگ گل ، به ويرانه اى تبديل شد .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء

آنچه به صورت باران بر قوم لوط باريد ـ به قرينه آيات ديگر از جمله آيه 82 سوره «هود» (و أمطرنا عليها حجارة من سجيل منضود) ـ سنگ گل و كلوخ بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 173 - 1

1 - بارش بارانى از سنگ گِل ( سجيل ) بر قوم لوط ، پس از هلاكت آنان و ويرانى كامل ديارشان

ثمّ دمّرنا الأخرين . و أمطرنا عليهم مطرًا

«إمطار» (مصدر «أمطرنا») به معناى بارانيدن است. «مطرًا» مفعول «أمطرنا» و تنكير آن تنكير تنويع است; يعنى، «بر روى آنان نوعى باران فرو ريختيم». در سوره حجر (آيه 74) نوع باران را بيان كرده است: «فجعلنا عاليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجيل; شهرشان را زيرورو كرديم و بر آنان سنگ هايى از سجيل (سنگ گِل) فرو ريختيم».

17- ويرانى شهر بصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 5

5 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه . . . « و المؤتفكة أهوى » قال : هم أهل البصرة هى المؤتفكة . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند . .. «و المؤتفكة أهوى» روايت نموده كه مراد، اهل بصره هستند. آن جا شهر زيرورو شده است...».

18- ويرانى شهر قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 1

1 - مأموران عذاب قوم لوط ، شهر آن قوم را ، با عذابى آسمانى ، درهم كوبيدند .

إنّا منزلون على أهل هـذه القرية رجزًا من السماء. .. و لقد تركنا منها ءاية

19- ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 8

8 ـ واژگون شدن بسيارى از شهر هاى آباد با نزول عذاب الهى

و المؤتفكت

«ائتفاك» به معناى انقلاب و زير و رو شدن است. بنابراين مقصود از «مؤتفكات» به قرينه مقام، شهرهايى است كه با عذاب و قهر الهى زير و رو شده اند.

20- ويرانى شهرهاى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 9

9 - غير مسكونى شدن شهر هاى جوامع هلاك شده پيشين ، پس از نابودى آنها

فتلك مسـكنهم لم تسكن من بعدهم

21- ويرانى شهرهاى امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 1،2

1- خداوند ، آبادى هاى فراوانى را از امت هاى پيشين ، ويران ساخت و مردم آنها را هلاك كرد .

و تلك القرى أهلكنـهم

2- ستم گرى و كفر برخى از جوامع پيشين ، مايه هلاكت آنان با عذاب ويران كننده الهى است .

أهلكنـهم لمّا ظلموا

مراد از ظلم در «ظلموا» ـ به قرينه آيات قبل ـ اِعراض از آيات خدا است.

22- ويرانى شهرهاى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 2

2 - هلاكت قوم لوط ، به وسيله زيرورو شدن سرزمين آنان

و المؤتفكة أهوى

«ائتفاك» به معناى زيرورو شدن است. «قراى مؤتفكه»; يعنى، آبادى هايى كه با اهلش زيرورو شده اند.

23- ويرانى كاخ فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 16

16 ـ خداوند پس از هلاكت فرعونيان ، كاخ ها و خوش نشين هاى آنان را بكلى ويران كرد .

و دمرنا ما كان يصنع فرعون و قومه و ما كانوا يعرشون

«تدمير» (مصدر دمرنا) به معناى نابودن كردن است.

10- هابيل

1- آثار قتل هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 13

13 ـ زيانكارى قابيل ، پيامد كشتن برادرش هابيل

فقتله فاصبح من الخسرين

2- ادب هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 22

22 ـ هابيل ، انسانى خداشناس ، پرهيزگار ، آگاه به معارف الهى و برخوردار از ادب و منطق در روابط اجتماعى

قال انما يتقبل اللّه من المتقين

تصريح نكردن هابيل به بى تقوايى قابيل، حاكى از ادب اوست و تبيين علت پذيرش و رد اعمال، حاكى از انديشه منطقى و آشنايى او با معارف الهى است.

3- اصلاح طلبى هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 2

2 ـ هابيل ، در صدد آرام نمودن روح طغيانگر قابيل

قال لاقتلنك قال . .. لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك

طغيانگرى قابيل از تأكيد در «لاقتلنك» به دست مى آيد و سخنان نرم و آموزنده هابيل، نشانگر تلاش وى براى نرم و آرام ساختن قابيل است.

4- انتصاب هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 33

33 ـ هابيل و قابيل ، مأمور به قربانى كردن براى خدا در پى مخالفت قابيل در مورد فرمان خدا به انتصاب هابيل به وصايت حضرت آدم ( ع ) و دريافت اسم اعظم خداوند

اذ قربا قرباناً

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ان اللّه تبارك و تعالى اوحى الى آدم ان يدفع الوصية و اسم اللّه الاعظم الى هابيل و كان قابيل اكبر منه فبلغ ذلك قابيل فغضب فقال: انا اولى بالكرامة و الوصية فامرهما ان يقربا قرباناً بوحى من اللّه اليه ففعلا ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.

5- انگيزه قتل هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 21

21 ـ قابيل ، ـ به تحريك ابليس ـ براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.

6- ايمان هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 6

6 ـ هابيل ، انسانى خداترس و مؤمن به توحيد ربوبى

انى اخاف اللّه رب العلمين

7- پاداش هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 10

10 ـ هابيل سزاوار و شايسته بهره مندى از پاداش هاى الهى با پذيرفته شدن قربانى وى

فتقبل من احدهما

«تقبل» به پذيرفته شدنى اطلاق مى گردد كه مقتضى پاداش باشد. (مفردات راغب)

8- تحريف قصه هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 8

8 ـ آثار اهل كتاب مشتمل بر داستان قابيل و هابيل به گونه اى تحريف شده و آميخته با باطل

بالحق

كلمه «بالحق» به قرينه آيات گذشته، كه درباره اهل كتاب بود، مى تواند اشاره به تحريفهايى باشد كه در آثار اهل كتاب نسبت به فرزندان آدم وجود دارد.

9- تقواى هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 22،24

22 ـ هابيل ، انسانى خداشناس ، پرهيزگار ، آگاه به معارف الهى و برخوردار از ادب و منطق در روابط اجتماعى

قال انما يتقبل اللّه من المتقين

تصريح نكردن هابيل به بى تقوايى قابيل، حاكى از ادب اوست و تبيين علت پذيرش و رد اعمال، حاكى از انديشه منطقى و آشنايى او با معارف الهى است.

24 ـ تقواى هابيل ، زمينه ساز پذيرفته شدن قربانى او از سوى خداوند

فتقبل من احدهما . .. قال انما يتقبل اللّه من المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 6،7

6 ـ هابيل ، انسانى خداترس و مؤمن به توحيد ربوبى

انى اخاف اللّه رب العلمين

7 ـ ترس هابيل از خداوند ، مانع اقدام وى به قتل برادر

ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين

10- تهديد هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 13

13 ـ قابيل ، برادرش هابيل را به قتل تهديد كرد .

قال لاقتلنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 8

8 ـ نهراسيدن هابيل از تهديد برادرش به قتل وى *

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

تأكيد هابيل بر ترس خويش از خداوند (انى اخاف)، مى تواند اشاره به اين باشد كه از تهديد برادر، ترسى به دل او راه نيافته است.

11- خداشناسى هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 22

22 ـ هابيل ، انسانى خداشناس ، پرهيزگار ، آگاه به معارف الهى و برخوردار از ادب و منطق در روابط اجتماعى

قال انما يتقبل اللّه من المتقين

تصريح نكردن هابيل به بى تقوايى قابيل، حاكى از ادب اوست و تبيين علت پذيرش و رد اعمال، حاكى از انديشه منطقى و آشنايى او با معارف الهى است.

12- دفن هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 -

1،2،3،16،21،23،25،28

1 ـ خداوند كلاغى را براى آموزش دفن هابيل به سوى قابيل گسيل داشت .

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

2 ـ كلاغ با كاوش در زمين و پنهان سازى چيزى در آن ، قابيل را به كيفيت دفن جثه هابيل رهنمون ساخت .

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

3 ـ قابيل ، ناآگاه از كيفيت دفن و پنهان سازى جثه هابيل

ليريه كيف يورى سوءة اخيه

16 ـ قابيل ، برخوردار از امداد خداوند براى دفن جسد برادرش هابيل

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه

برداشت فوق بر اين مبناست كه روانه ساختن كلاغ و تعليم قابيل براى رفع سرگردانى وى صورت گرفته باشد.

21 ـ قابيل ، ملامتگر خويش ، به سبب ناتوانى از كيفيت پنهان ساختن جسد هابيل

قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب

23 ـ پشيمانى قابيل از تقصير خويش در مورد خاكسپارى برادرش هابيل

اعجزت ان اكون . .. فاصبح من الندمين

ظاهر اين است كه جمله «فاصبح . ..» متفرع بر جمله «اعجزت» باشد. بنابراين پشيمانى قابيل برخاسته از دفن نكردن جثه برادر خواهد بود.

25 ـ قابيل ، پس از آگاهى به شيوه خاكسپارى ، ناتوان از دسترسى به جسد برادرش هابيل *

قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب . ..

تفريع ندامت قابيل بر ناتوانيش بر دفن برادر، مى رساند كه وى پس از آگاهى بر كيفيت دفن، ديگر نمى توانسته است جثه او را به خاك بسپارد. بنابراين جثه برادر را پس از كشتن سر به نيست كرده بود. ماضى آوردن فعل «اعجزت» اين معنا را تأييد مى كند.

28 ـ حفر زمين و دفن كلاغ كشته شده توسط كلاغ ديگر ـ پس از زد و خورد ميان آنها ـ ، راهنماى قابيل در پنهان ساختن جسد برادرش به همان شيوه

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. فجاء غرابان فاقبلا يتضاربان حتى قتل احدهما صاحبه ثم حفر الذى بقى الارض بمخالبه و دفن فيها صاحبه ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 166; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.

13- شجاعت هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 8

8 ـ نهراسيدن هابيل از تهديد برادرش به قتل وى *

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

تأكيد هابيل بر ترس خويش از خداوند (انى اخاف)، مى تواند اشاره به اين باشد كه از تهديد برادر، ترسى به دل او راه نيافته است.

14- شخصيت هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 5

5 ـ سرشت و شخصيت هابيل ، بر حذر از برادركشى

ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك

هابيل از نكشتن برادر، به دست نگشودن براى كشتن تعبير كرد و آن را با قسم و «باء» زايده تأكيد كرد و نيز جمله اسميه به كار برد تا بفهماند هرگز شخصيتش با چنين كارى سازگارى ندارد.

15- عفو هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 1

1 ـ تأكيد هابيل بر دست نيازيدن به قتل برادر ، حتى در صورت اقدام قابيل براى كشتن او

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك

لام قسم در «لئن» و نيز «باء» زايده در «بباسط»، دلالت بر تأكيد دارد.

16- عقيده هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 3،10

3 ـ قابيل در ديدگاه و سخن هابيل ، در صورت اقدام به تهاجم ، مسؤول تمامى پيامد هاى سوء عملكرد هر كدام

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

مراد از «اثمى»، به قرينه «اثمك»، گناهانى است كه بر اثر درگيرى آن دو به وجود مى آيد. زيرا به شهادت مقام، مراد از گناه قابيل، همان برادركشى و مقدمات آن است. بنابراين مقصود هابيل اين است كه من تهاجمى را عليه تو آغاز نمى كنم و هرگز قصد كشتن تو را نخواهم كرد تا در درگيرى احتمالى، تو مهاجم باشى و آغازگر و در نتيجه اگر تو تلف شدى و يامن كشته شدم در هر صورت گناه به گردن تو افتد.

10 ـ هابيل ، معتقد به معاد و معارف دين و داراى يقين به بهشت و دوزخ و آگاه به كيفر و پاداش اعمال

انى اخاف اللّه رب العلمين . .. تبوأ باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار

17- علم هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 22

22 ـ هابيل ، انسانى خداشناس ، پرهيزگار ، آگاه به معارف الهى و برخوردار از ادب و منطق در روابط اجتماعى

قال انما يتقبل اللّه من المتقين

تصريح نكردن هابيل به بى تقوايى قابيل، حاكى از ادب اوست و تبيين علت پذيرش و رد اعمال، حاكى از انديشه منطقى و آشنايى او با معارف الهى است.

18- فضايل هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 10،22

10 ـ هابيل سزاوار و شايسته بهره مندى از پاداش هاى الهى با پذيرفته شدن قربانى وى

فتقبل من احدهما

«تقبل» به پذيرفته شدنى اطلاق مى گردد كه مقتضى پاداش باشد. (مفردات راغب)

22 ـ هابيل ، انسانى خداشناس ، پرهيزگار ، آگاه به معارف الهى و برخوردار از ادب و منطق در روابط اجتماعى

قال انما يتقبل اللّه من المتقين

تصريح نكردن هابيل به بى تقوايى قابيل، حاكى از ادب اوست و تبيين علت پذيرش و رد اعمال، حاكى از انديشه منطقى و آشنايى او با معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 1،2،5،6

1 ـ تأكيد هابيل بر دست نيازيدن به قتل برادر ، حتى در صورت اقدام قابيل براى كشتن او

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك

لام قسم در «لئن» و نيز «باء» زايده در «بباسط»، دلالت بر تأكيد دارد.

2 ـ هابيل ، در صدد آرام نمودن روح طغيانگر قابيل

قال لاقتلنك قال . .. لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك

طغيانگرى قابيل از تأكيد در «لاقتلنك» به دست مى آيد و سخنان نرم و آموزنده هابيل، نشانگر تلاش وى براى نرم و آرام ساختن قابيل است.

5 ـ سرشت و شخصيت هابيل ، بر حذر از برادركشى

ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك

هابيل از نكشتن برادر، به دست نگشودن براى كشتن تعبير كرد و آن را با قسم و «باء» زايده تأكيد كرد و نيز جمله اسميه به كار برد تا بفهماند هرگز شخصيتش با چنين كارى سازگارى ندارد.

6 ـ هابيل ، انسانى خداترس و مؤمن به توحيد ربوبى

انى اخاف اللّه رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 15

15 ـ مقام والاى هابيل در پيشگاه خداوند *

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

بر اساس اين احتمال كه هدف از فرستادن كلاغ و آموزش قابيل، پنهان سازى جسد هابيل باشد، نه برطرف كردن تحير و سرگردانى قابيل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 13 - 4

4 - « عن جعفربن محمد ( ع ) فى قوله عزّوجلّ « ثلّة من الأوّلين » . . . قال : . . .ابن آدم الذى قتله أخوه ، و مؤمن آل فرعون و حبيب النجار . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «ثلّة من الأوّلين». .. روايت شده كه آنان، فرزند مقتول آدم(ع) (هابيل) و مؤمن آل فرعون (حزقيل) و حبيب نجار... هستند».

19- قابيل و هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 22

22 ـ پيكر بيجان هابيل ، ناخوشايند براى قابيل

كيف يورى سوءة اخيه . .. فاورى سوءة اخى

از آن جهت جسد هابيل «سوءة» (شىء ناخوشايند) ناميده شده كه مشاهده آن براى قابيل ناخوشايند بوده است.

20- قبول قربانى هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 10،14،15،24،30،32

10 ـ هابيل سزاوار و شايسته بهره مندى از پاداش هاى الهى با پذيرفته شدن قربانى وى

فتقبل من احدهما

«تقبل» به پذيرفته شدنى اطلاق مى گردد كه مقتضى پاداش باشد. (مفردات راغب)

14 ـ پذيرش قربانى هابيل و رد شدن قربانى قابيل ، عامل انگيزش قابيل به قتل برادرش هابيل

فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك

15 ـ رد قربانى قابيل و پذيرش قربانى برادرش هابيل ، برانگيزنده احساس حسادت در وى نسبت به هابيل *

قال لاقتلنك

به نظر مى رسد كه پس از پذيرفته شدن قربانى هابيل، انگيزه اى براى تصميم قابيل جز حسادت در كار نبوده و گويا روشنى اين مسأله، موجب آن شده كه در كلام به آن پرداخته نشود. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: ... فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.

24 ـ تقواى هابيل ، زمينه ساز پذيرفته شدن قربانى او از سوى خداوند

فتقبل من احدهما . .. قال انما يتقبل اللّه من المتقين

30 ـ فربه ترين گوسفند هابيل ، قربانى قبول شده وى به درگاه خدا و دسته اى از خوشه هاى گندم يا مانند آن ، قربانى قبول نشده قابيل

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق اذ قربا قرباناً

از امام سجاد(ع) درباره قربانى نمودن فرزندان آدم(ع) روايت شده: . .. قرب احدهما اسمن كبش كان فى صيانته و قرب الاخر ضغثا من سنبل فتقبل من صاحب الكبش و هو هابيل و لم يتقبل من الاخر ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 165; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.

32 ـ در گرفتن آتش و به كام خود فروبردن قربانى هابيل ، نشانه پذيرفته شدن آن از سوى خداوند

فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر

از امام باقر(ع) روايت شده: . .. فتقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربان قابيل و هو قول اللّه عزوجل: «و اتل عليهم ...» و كان القربان اذا قبل تاكله النار ... .


كمال الدين، ص 213، ح 2، ب 22; نورالثقلين، ج 1، ص 612، ح 131.

21- قتل هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 12،14

12 ـ تصميم قطعى قابيل بر كشتن برادرش هابيل پس از جريان قربانى

قال لاقتلنك

لام و نون تأكيد نشانه تصميم قطعى قابيل بر قتل است.

14 ـ پذيرش قربانى هابيل و رد شدن قربانى قابيل ، عامل انگيزش قابيل به قتل برادرش هابيل

فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 1،2،3،5،16،19

1 ـ درگيرى و كشمكش درونى قابيل با هواى نفس خويش در مورد قتل هابيل

فطوعت له نفسه قتل اخيه

2 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، كشتن برادر را بر او هموار ساخت .

فطوعت له نفسه

«طوعت» از مصدر «تطويع» به معناى «تسهيل» و نيز «متابعت» است. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.

3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

5 ـ قابيل ، برادرش هابيل را پس از جريان قربانى به قتل رسانيد .

اذ قربا قرباناً . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

16 ـ نفس قابيل ، دام خواسته وى و پذيراى تصميم او بر قتل برادرش هابيل

فطوعت له نفسه قتل اخيه

«طوعت» مى تواند به معناى «تابعت» باشد، يعنى نفس قابيل در قتل برادرش هابيل پيرو او گرديد. بر اساس اين احتمال، قابيل نفس خو را فريب داده و آن را رام خود ساخته بود، نه اينكه فريفته وسوسه هاى خويش شده باشد.

19 ـ قابيل ، كيفيت قتل برادرش هابيل را از ابليس آموخت

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام سجاد(ع) روايت شده كه بعد از خواندن آيه فوق فرمود: فلم يدر كيف يقتله حتى جاء ابليس فعلمه . .. .


تفسير قمى، ج 1، ص 165; نورالثقلين، ج 1، ص 616، ح 140.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 22،24

22 ـ پيكر بيجان هابيل ، ناخوشايند براى قابيل

كيف يورى سوءة اخيه . .. فاورى سوءة اخى

از آن جهت جسد هابيل «سوءة» (شىء ناخوشايند) ناميده شده كه مشاهده آن براى قابيل ناخوشايند بوده است.

24 ـ قابيل ، پشيمان از قتل برادرش هابيل *

فاصبح من الندمين

بنابر اينكه «فاصبح . ..» متفرع باشد بر «فقتله» كه در آيه قبل آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 5

5 ـ جنايت و برادركشى قابيل ، موجب سختگيرى خداوند در مجازات قتل بر بنى اسرائيل

فقتله . .. من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس

«ذلك» اشاره است به داستان هابيل و قابيل.

22- قدرت هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 4

4 ـ توانايى هابيل بر قتل برادرش قابيل

ما إنّا بباسط . .. لاقتلك انى اخاف اللّه

اگر هابيل از قتل برادرش ناتوان بود، اقدام نكردن به قتل را ناشى از خداترسى خويش نمى شمرد.

23- قربانى هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 1،3،4،6،7،9،31

1 ـ داستان قربانى پسران حضرت آدم ( ع ) ( هابيل و قابيل ) ، داستانى پرفايده ، عبرت آموز و شايان ذكر

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

آگاه نبودن قابيل از كيفيت دفن جسد هابيل، بيانگر اين است كه آنها از اولين انسانها بوده اند. بنابراين مراد از «آدم»، آدم ابوالبشر(ع) است و بنا به گفته مفسران، مقصود از فرزندان او، هابيل و قابيل هستند. گفتنى است كه «نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بسيار باشد.

3 ـ دو قربانى تقديم شده از سوى هابيل و قابيل از يك نوع و از يك جنس بود . *

اذ قربا قرباناً

مفرد آوردن كلمه «قرباناً» ـ على رغم اينكه هر كدام جداگانه هديه اى را قربانى كردند ـ مى تواند اشاره به اين باشد كه آن دو قربانى از يك جنس بوده است.

4 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به نقل صحيح داستان قربانى هابيل و قابيل براى اهل كتاب

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

با توجه به آيات پيشين كه درباره اهل كتاب بود، معلوم مى شود كه مراد از ضمير در «عليهم»، اهل كتاب هستند.

6 ـ ماجراى قربانى هابيل و قابيل ، ماجرايى واقعى ، نه افسانه و سمبليك

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

در برداشت فوق «بالحق» توصيف «نبأ» گرفته شده است. يعنى داستان فرزندان آدم، داستانى واقعى است.

7 ـ داستان قربانى فرزندان آدم ، به گونه اى كه در قرآن بيان شده ، گزارشى واقعى و به دور از هرگونه باطل

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

در برداشت فوق «بالحق» متعلق به «اتل» گرفته شده است.

9 ـ تنها قربانى يكى از دو فرزند آدم ، مقبول درگاه خداوند قرار گرفت .

فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر

31 ـ فرمان حضرت آدم ( ع ) به هابيل و قابيل براى قربانى كردن به درگاه خدا

اذ قربا قرباناً

از امام باقر(ع) روايت شده: . .. ان آدم امر هابيل و قابيل ان يقربا قرباناً ... و هو قول اللّه عزوجل: «و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم...».


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458، ح 1.

24- قصه هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 -

2،4،6،12،13،14،15،19،21،24،31،32

2 ـ هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .

اذ قربا قرباناً

«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)

4 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به نقل صحيح داستان قربانى هابيل و قابيل براى اهل كتاب

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

با توجه به آيات پيشين كه درباره اهل كتاب بود، معلوم مى شود كه مراد از ضمير در «عليهم»، اهل كتاب هستند.

6 ـ ماجراى قربانى هابيل و قابيل ، ماجرايى واقعى ، نه افسانه و سمبليك

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

در برداشت فوق «بالحق» توصيف «نبأ» گرفته شده است. يعنى داستان فرزندان آدم، داستانى واقعى است.

12 ـ تصميم قطعى قابيل بر كشتن برادرش هابيل پس از جريان قربانى

قال لاقتلنك

لام و نون تأكيد نشانه تصميم قطعى قابيل بر قتل است.

13 ـ قابيل ، برادرش هابيل را به قتل تهديد كرد .

قال لاقتلنك

14 ـ پذيرش قربانى هابيل و رد شدن قربانى قابيل ، عامل انگيزش قابيل به قتل برادرش هابيل

فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك

15 ـ رد قربانى قابيل و پذيرش قربانى برادرش هابيل ، برانگيزنده احساس حسادت در وى نسبت به هابيل *

قال لاقتلنك

به نظر مى رسد كه پس از پذيرفته شدن قربانى هابيل، انگيزه اى براى تصميم قابيل جز حسادت در كار نبوده و گويا روشنى اين مسأله، موجب آن شده كه در كلام به آن پرداخته نشود. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: ... فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.

19 ـ هابيل پذيرفته نشدن قربانى برادرش قابيل را معلول بى تقوايى او دانست .

و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل اللّه من المتقين

21 ـ مشروط بودن پذيرش اعمال نيك به تقوا ، پاسخ هابيل به اعتراض قابيل بر پذيرفته نشدن قربانى او

قال انما يتقبل اللّه من المتقين

24 ـ تقواى هابيل ، زمينه ساز پذيرفته شدن قربانى او از سوى خداوند

فتقبل من احدهما . .. قال انما يتقبل اللّه من المتقين

31 ـ فرمان حضرت آدم ( ع ) به هابيل و قابيل براى قربانى كردن به درگاه خدا

اذ قربا قرباناً

از امام باقر(ع) روايت شده: . .. ان آدم امر هابيل و قابيل ان يقربا قرباناً ... و هو قول اللّه عزوجل: «و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم...».


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458، ح 1.

32 ـ در گرفتن آتش و به كام خود فروبردن قربانى هابيل ، نشانه پذيرفته شدن آن از سوى خداوند

فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر

از امام باقر(ع) روايت شده: . .. فتقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربان قابيل و هو قول اللّه عزوجل: «و اتل عليهم ...» و كان القربان اذا قبل تاكله النار ... .


كمال الدين، ص 213، ح 2، ب 22; نورالثقلين، ج 1، ص 612، ح 131.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 1،7

1 ـ تأكيد هابيل بر دست نيازيدن به قتل برادر ، حتى در صورت اقدام قابيل براى كشتن او

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك

لام قسم در «لئن» و نيز «باء» زايده در «بباسط»، دلالت بر تأكيد دارد.

7 ـ ترس هابيل از خداوند ، مانع اقدام وى به قتل برادر

ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 1،2،3

1 ـ عزم هابيل بر آلوده نساختن دست خويش به خون برادر و گرفتار نيامدن به پيامد هاى آن

انى اريد . .. فتكون من اصحب النار

2 ـ تأكيد هابيل بر پيشدستى نكردن در قتل برادر ، در عين حفظ حق دفاع از خويش در برابر تهاجم وى

انى اريد ان تبوا باثمى

چنانچه مراد از «اثمى»، گناهى باشد كه از كشته شدن احتمالى قابيل به دست هابيل صورت گيرد، معلوم مى شود هابيل خاطر نشان ساخته است كه من اگرچه قصد كشتن تو را ندارم ولى از خود دفاع مى كنم، هر چند به كشتن ناخواسته تو بينجامد.

3 ـ قابيل در ديدگاه و سخن هابيل ، در صورت اقدام به تهاجم ، مسؤول تمامى پيامد هاى سوء عملكرد هر كدام

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

مراد از «اثمى»، به قرينه «اثمك»، گناهانى است كه بر اثر درگيرى آن دو به وجود مى آيد. زيرا به شهادت مقام، مراد از گناه قابيل، همان برادركشى و مقدمات آن است. بنابراين مقصود هابيل اين است كه من تهاجمى را عليه تو آغاز نمى كنم و هرگز قصد كشتن تو را نخواهم كرد تا در درگيرى احتمالى، تو مهاجم باشى و آغازگر و در نتيجه اگر تو تلف شدى و يامن كشته شدم در هر صورت گناه به گردن تو افتد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 -

1،2،3،5،10،19،20،21

1 ـ درگيرى و كشمكش درونى قابيل با هواى نفس خويش در مورد قتل هابيل

فطوعت له نفسه قتل اخيه

2 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، كشتن برادر را بر او هموار ساخت .

فطوعت له نفسه

«طوعت» از مصدر «تطويع» به معناى «تسهيل» و نيز «متابعت» است. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.

3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

5 ـ قابيل ، برادرش هابيل را پس از جريان قربانى به قتل رسانيد .

اذ قربا قرباناً . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

10 ـ بى اعتنايى قابيل به هشدار ها و اندرز هاى برادرش هابيل

انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

19 ـ قابيل ، كيفيت قتل برادرش هابيل را از ابليس آموخت

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام سجاد(ع) روايت شده كه بعد از خواندن آيه فوق فرمود: فلم يدر كيف يقتله حتى جاء ابليس فعلمه . .. .


تفسير قمى، ج 1، ص 165; نورالثقلين، ج 1، ص 616، ح 140.

20 ـ كوه قاسيون در دمشق ، مكان كشته شدن هابيل توسط برادرش

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: بدمشق. حبل يقال له قاسيون فيه قتل ابن آدم اخاه.


الدرالمنثور، ج 3، ص 61.

21 ـ قابيل ، ـ به تحريك ابليس ـ براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 -

1،2،3،4،5،6،16،22،23،24،25،28

1 ـ خداوند كلاغى را براى آموزش دفن هابيل به سوى قابيل گسيل داشت .

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

2 ـ كلاغ با كاوش در زمين و پنهان سازى چيزى در آن ، قابيل را به كيفيت دفن جثه هابيل رهنمون ساخت .

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

3 ـ قابيل ، ناآگاه از كيفيت دفن و پنهان سازى جثه هابيل

ليريه كيف يورى سوءة اخيه

4 ـ قابيل ، سرگردان و متحير در برابر جسد بى جان برادرش هابيل

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل قابيل هابيل و تركه بالعراء لايدرى ما يصنع به . .. .


مجمع البيان، ج 3، ص 286; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 124.

5 ـ كلاغ گسيل داده شده براى تعليم قابيل ، آگاه به تحير و سرگردانى وى براى دفن هابيل

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

در برداشت فوق ضمير فاعلى در «ليريه» به «غراب» برگردانده شده است. يعنى كلاغ به انگيزه نشان دادن چگونگى دفن به قابيل در زمين كاوش مى كرد و چيزى را در آن نهان مى ساخت.

6 ـ فاصله زمانى اندك ميان مرگ هابيل و گسيل كلاغى براى آموزش قابيل

فقتله . .. فبعث اللّه غراباً

عطف «بعث» بر «قتله» به وسيله «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.

16 ـ قابيل ، برخوردار از امداد خداوند براى دفن جسد برادرش هابيل

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه

برداشت فوق بر اين مبناست كه روانه ساختن كلاغ و تعليم قابيل براى رفع سرگردانى وى صورت گرفته باشد.

22 ـ پيكر بيجان هابيل ، ناخوشايند براى قابيل

كيف يورى سوءة اخيه . .. فاورى سوءة اخى

از آن جهت جسد هابيل «سوءة» (شىء ناخوشايند) ناميده شده كه مشاهده آن براى قابيل ناخوشايند بوده است.

23 ـ پشيمانى قابيل از تقصير خويش در مورد خاكسپارى برادرش هابيل

اعجزت ان اكون . .. فاصبح من الندمين

ظاهر اين است كه جمله «فاصبح . ..» متفرع بر جمله «اعجزت» باشد. بنابراين پشيمانى قابيل برخاسته از دفن نكردن جثه برادر خواهد بود.

24 ـ قابيل ، پشيمان از قتل برادرش هابيل *

فاصبح من الندمين

بنابر اينكه «فاصبح . ..» متفرع باشد بر «فقتله» كه در آيه قبل آمده است.

25 ـ قابيل ، پس از آگاهى به شيوه خاكسپارى ، ناتوان از دسترسى به جسد برادرش هابيل *

قال يويلتى اعجزت ان اكون مثل هذا الغراب . ..

تفريع ندامت قابيل بر ناتوانيش بر دفن برادر، مى رساند كه وى پس از آگاهى بر كيفيت دفن، ديگر نمى توانسته است جثه او را به خاك بسپارد. بنابراين جثه برادر را پس از كشتن سر به نيست كرده بود. ماضى آوردن فعل «اعجزت» اين معنا را تأييد مى كند.

28 ـ حفر زمين و دفن كلاغ كشته شده توسط كلاغ ديگر ـ پس از زد و خورد ميان آنها ـ ، راهنماى قابيل در پنهان ساختن جسد برادرش به همان شيوه

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. فجاء غرابان فاقبلا يتضاربان حتى قتل احدهما صاحبه ثم حفر الذى بقى الارض بمخالبه و دفن فيها صاحبه ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 166; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.

25- مسؤوليت هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 33

33 ـ هابيل و قابيل ، مأمور به قربانى كردن براى خدا در پى مخالفت قابيل در مورد فرمان خدا به انتصاب هابيل به وصايت حضرت آدم ( ع ) و دريافت اسم اعظم خداوند

اذ قربا قرباناً

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ان اللّه تبارك و تعالى اوحى الى آدم ان يدفع الوصية و اسم اللّه الاعظم الى هابيل و كان قابيل اكبر منه فبلغ ذلك قابيل فغضب فقال: انا اولى بالكرامة و الوصية فامرهما ان يقربا قرباناً بوحى من اللّه اليه ففعلا ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.

26- مكان قتل هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 20

20 ـ كوه قاسيون در دمشق ، مكان كشته شدن هابيل توسط برادرش

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: بدمشق. حبل يقال له قاسيون فيه قتل ابن آدم اخاه.


الدرالمنثور، ج 3، ص 61.

27- منطق هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 22

22 ـ هابيل ، انسانى خداشناس ، پرهيزگار ، آگاه به معارف الهى و برخوردار از ادب و منطق در روابط اجتماعى

قال انما يتقبل اللّه من المتقين

تصريح نكردن هابيل به بى تقوايى قابيل، حاكى از ادب اوست و تبيين علت پذيرش و رد اعمال، حاكى از انديشه منطقى و آشنايى او با معارف الهى است.

28- هابيل در اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 8

8 ـ آثار اهل كتاب مشتمل بر داستان قابيل و هابيل به گونه اى تحريف شده و آميخته با باطل

بالحق

كلمه «بالحق» به قرينه آيات گذشته، كه درباره اهل كتاب بود، مى تواند اشاره به تحريفهايى باشد كه در آثار اهل كتاب نسبت به فرزندان آدم وجود دارد.

29- هابيل و قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 12،13،15

12 ـ تصميم قطعى قابيل بر كشتن برادرش هابيل پس از جريان قربانى

قال لاقتلنك

لام و نون تأكيد نشانه تصميم قطعى قابيل بر قتل است.

13 ـ قابيل ، برادرش هابيل را به قتل تهديد كرد .

قال لاقتلنك

15 ـ رد قربانى قابيل و پذيرش قربانى برادرش هابيل ، برانگيزنده احساس حسادت در وى نسبت به هابيل *

قال لاقتلنك

به نظر مى رسد كه پس از پذيرفته شدن قربانى هابيل، انگيزه اى براى تصميم قابيل جز حسادت در كار نبوده و گويا روشنى اين مسأله، موجب آن شده كه در كلام به آن پرداخته نشود. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: ... فقبل اللّه قربان هابيل فحسده قابيل فقتله ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 1،4

1 ـ تأكيد هابيل بر دست نيازيدن به قتل برادر ، حتى در صورت اقدام قابيل براى كشتن او

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك

لام قسم در «لئن» و نيز «باء» زايده در «بباسط»، دلالت بر تأكيد دارد.

4 ـ توانايى هابيل بر قتل برادرش قابيل

ما إنّا بباسط . .. لاقتلك انى اخاف اللّه

اگر هابيل از قتل برادرش ناتوان بود، اقدام نكردن به قتل را ناشى از خداترسى خويش نمى شمرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 1،2

1 ـ عزم هابيل بر آلوده نساختن دست خويش به خون برادر و گرفتار نيامدن به پيامد هاى آن

انى اريد . .. فتكون من اصحب النار

2 ـ تأكيد هابيل بر پيشدستى نكردن در قتل برادر ، در عين حفظ حق دفاع از خويش در برابر تهاجم وى

انى اريد ان تبوا باثمى

چنانچه مراد از «اثمى»، گناهى باشد كه از كشته شدن احتمالى قابيل به دست هابيل صورت گيرد، معلوم مى شود هابيل خاطر نشان ساخته است كه من اگرچه قصد كشتن تو را ندارم ولى از خود دفاع مى كنم، هر چند به كشتن ناخواسته تو بينجامد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 4،28

4 ـ قابيل ، سرگردان و متحير در برابر جسد بى جان برادرش هابيل

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل قابيل هابيل و تركه بالعراء لايدرى ما يصنع به . .. .


مجمع البيان، ج 3، ص 286; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 124.

28 ـ حفر زمين و دفن كلاغ كشته شده توسط كلاغ ديگر ـ پس از زد و خورد ميان آنها ـ ، راهنماى قابيل در پنهان ساختن جسد برادرش به همان شيوه

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. فجاء غرابان فاقبلا يتضاربان حتى قتل احدهما صاحبه ثم حفر الذى بقى الارض بمخالبه و دفن فيها صاحبه ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 166; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.

30- هديه هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 2

2 ـ هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .

اذ قربا قرباناً

«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)

31- هشدار هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 6

6 ـ هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت

ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 10

10 ـ بى اعتنايى قابيل به هشدار ها و اندرز هاى برادرش هابيل

انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

11- هاروت

1- تبعيت يهود از هاروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 17

17 - يهوديان ، تعاليم هاروت و ماروت را دنبال كرده و آنها را در جهت مبارزه با پيامبر به كار گرفتند .

اتبعوا ما تتلوا . .. و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ما أنزل» عطف بر «ما تتلوا . ..» است; يعنى: اتبعوا ما تتلوا الشياطين و اتبعوا ما أنزل على الملكين.

2- معلّم هاروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 14

14 - هاروت و ماروت فرشتگانى ساكن سرزمين بابل

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ببابل» متعلق به محذوف و حال براى «الملكين» مى باشد; يعنى: الملكين كائنين ببابل. مقصود از «بابل» بنابر آنچه بسيارى از مفسران گفته اند، بابل عراق - كه شهرى بر ساحل رود فرات و نزديك حله است - مى باشد.

3- هاروت در بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 14

14 - هاروت و ماروت فرشتگانى ساكن سرزمين بابل

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ببابل» متعلق به محذوف و حال براى «الملكين» مى باشد; يعنى: الملكين كائنين ببابل. مقصود از «بابل» بنابر آنچه بسيارى از مفسران گفته اند، بابل عراق - كه شهرى بر ساحل رود فرات و نزديك حله است - مى باشد.

4- هاروت و تعلم جادوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 16

16 - هاروت و ماروت ، علم سحر را از ناحيه خداوند دريافت مى كردند . *

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

5- هاروت و تعليم جادوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 15،18،19،24

15 - هاروت و ماروت به مردمان بابل سحر مى آموختند .

و ما أنزل على الملكين . .. و ما يعلمان من أحد

18 - هاروت و ماروت ، تعاليم خود ( سحر ) را آزمونى براى مردم دانسته و به آنان هشدار مى دادند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة

19 - هاروت و ماروت ، پيش از تعليم سحر به مردم ، ايشان را از به كارگيرى نا به جاى آن و سوء استفاده از آن ، بر حذر مى داشتند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

24 - مردم بابل از هاروت و ماروت سحرى را آموختند كه بتوانند با آن بين زن و شوهرش جدايى افكنند .

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

6- هشدارهاى هاروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 18،19

18 - هاروت و ماروت ، تعاليم خود ( سحر ) را آزمونى براى مردم دانسته و به آنان هشدار مى دادند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة

19 - هاروت و ماروت ، پيش از تعليم سحر به مردم ، ايشان را از به كارگيرى نا به جاى آن و سوء استفاده از آن ، بر حذر مى داشتند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر