ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 108
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 4
4 - برخوردارى جامعه اسلامى از حمايت و نصرت خدا ، در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر است .
الذين ان مكّنّـهم فى الأرض . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 14
14 ـ ياد خدا ، برپايى نماز ، الفت و مهربانى بين افراد جامعه ، از نشانه هاى جامعه رستگار
لعلكم تفلحون. انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و ... و عن الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 9،10
9- اهتمام به نماز و ضايع نساختن آن ، زمينه ساز مبارزه با هوا هاى نفسانى و شهوت پرستى
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
تقديم عبارت «أضاعوا الصلاة» بر «اتبعوا الشهوات» گوياى نقش تضييع نماز، در بازشدن راه شهوات است.
10- اهتمام به نماز و پشت پازدن به هوا هاى نفسانى ، موجب هدايت و نجات از عذاب است .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 9 - 1
1 - اهميت دادن به نماز ، مواظبت بر انجام به موقع آن و پرهيز از سهل انگارى در اداى آن ، از عوامل فلاح و رستگارى
اخروى است .
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم على صلوتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 10 - 3
3 ـ خشوع در نماز ، اجتناب از لغو ( گفتاربيهوده و كردار عبث ) ، پرداخت زكات ، عفت و پاك دامنى ، امانت دارى ، پايبندى به عهد و پيمان و اهميت دادن به نماز و انجام به موقع آن ، تضمين كننده رستگارى اخروى و دستيابى مؤمنان به بهشت
قد أفلح المؤمنون . الذين هم ... أُولـئك هم الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 2
2 - پايبندى به نماز و زكات و باور به آخرت ، شرط بهرهورى از هدايت و بشارت قرآن
هدًى و بشرى للمؤمنين . الذين يقيمون الصلوة... و هم بالأخرة هم يوقنون
فعل هاى «يقيمون» و «يؤتون» مضارع و مفيد استمرار است; يعنى، «هدًى و بشرى للذين يستمرون على اقامة الصلاة و إيتاء الزكاة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 3،4،5،9
3 - پيشه ساختن صبر و اقامه نماز ، طريق هاى موفقيت و پيروزى بر مشكلات و ناملايمات
و استعينوا بالصبر و الصلوة
4 - صبر و نماز وسايلى كارساز براى موفقيت در انجام دستور هاى خدا ( ايمان به قرآن ، وفا به عهد هاى الهى و . . . )
أوفوا بعهدى . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة
با توجه به آيه هاى قبل مى توان گفت: متعلق «استعينوا» فرامينى است كه در آن آيه ها بيان شد; يعنى: واستعينوا على ما امرتكم به و نهيتكم عنه بالصبر و الصلاة.
5 - صبر و نماز عوامل كارآمد براى موفق شدن در پرهيز از محرمات الهى ( كفر به قرآن ، دين فروشى ، كتمان حق و . . . )
و لاتكونوا أول كافر به . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة
9 - باور به آسان شدن مشكلات در پرتو نماز ، حقيقتى كه تنها خاشعان بدان ايمان دارند .
و استعينوا بالصبر و الصلوة و إنها لكبيرة إلا على الخشعين
دشوارى استعانت از نماز - كه مقتضاى برگشت ضمير «إنها» به «استعانت» است - به معناى ناباورى به كارساز بودن نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 48 - 4
4 - برپايى نماز ، پرداخت زكات و شركت در نماز جماعت از جمله سبب هاى كارساز براى دور ماندن از عذاب ها و مخاطرات
روز قيامت
و أقيموا الصلوة . .. واتقوا يوماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 2،3،4
2 - برپاداشتن نماز و پرداخت زكات ، داراى نقشى بسزا در آماده سازى مسلمانان براى برخورد با دشمنان
فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
چون وجوب نماز و زكات، پيش از نزول اين آيه براى مسلمانان بيان شده بود; معلوم مى شود: تأكيد بر آن در اين آيه، ارائه رهنمودى است براى تحقق امر ياد شده در آيه (فاعفوا و اصفحوا) و نيز فراهم آمدن زمينه جهاد و مبارزه كه فراز «حتى يأتى اللّه بأمره» بدان اشاره دارد. در برداشت فوق «أقيموا الصلاة ...» در ارتباط با «حتى يأتى ...» معنا شده است.
3 - اقامه نماز و اداى زكات ، عامل شكيبايى بر آزار هاى دشمنان و زمينه ساز مدارا كردن با ايشان است .
فاعفوا و اصفحوا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
در برداشت فوق، جمله «أقيموا الصلاة . ..» در ارتباط با «فاعفوا واصفحوا» ملاحظه شده است. در اين لحاظ هدف از تأكيد بر اقامه نماز و پرداخت زكات، ايجاد توان براى اطاعت امر خداوند (لزوم عفو و گذشت و مدارا كردن با دشمنان) است.
4 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف به تقويت بنيه اعتقادى و اقتصادى خويش با برپا كردن نماز و پرداخت زكات ( براى مهيّا شدن زمينه هاى جهاد و مبارزه )
حتى يأتى اللّه بأمره . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 6
6 - پيشه ساختن صبر و برپايى نماز ، دو وسيله كارساز براى تحمل ترس ها ، گرسنگى ها ، زيان هاى مالى و جانى و كمبود هاى به وجود آمده براى سالكان راه ايمان
يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 4
4 ـ تسليم شدن در برابر پروردگار و اقامه نماز و پروا از او، نشانه برخوردارى از هدايت الهى است.
إن هدى الله هو الهدى و أمرنا لنسلم . .. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 1،5،8
1 ـ يهوديانى كه به تورات چنگ زنند و به محتواى آن پايبند باشند و نماز را برپا دارند ، مردمى صلاح پيشه اند .
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
تمسيك (مصدر «يمسكون») به معناى حفظ كردن و رها ساختن است. محافظت كتاب آسمانى به اين است كه انسان معارف آن را باور داشته و به احكان آن پايبند باشد.
5 ـ اقامه نماز ، زمينه ساز توانايى انسان بر تمسك به كتاب هاى آسمانى و پايبندى به محتواى آنهاست .
و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة
در بيان تمسك به كتاب از فعل مضارع استفاده شده و در بيان اقامه نماز فعل ماضى به كار رفته است كه اين تفاوت تعبير مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
8 ـ محور قرار گرفتن كتاب هاى آسمانى در جامعه و گرايش به نماز ، زمينه ساز صلاح پيشگى ملتهاست .
و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة إنا لانضيع أجر المصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 9
9 ـ اقامه نماز و پرداخت زكات ، شرط پذيرش اسلام مشركان و كافران
فإن تابوا و أقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة فخلّوا سبيلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 18 - 9
9 ـ ايمان به خدا و روز رستاخيز ، اقامه نماز و پرداخت زكات و نترسيدن از غير خدا ، زمينه ساز ره يابى به صراط مستقيم و قرار گرفتن در زمره ره يافتگان
من ءامن باللّه و اليوم الأخر . .. فعسى أولئك أن يكونوا من المهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 21
21 ـ امر به معروف ، نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسولش ، عامل جلب رحمت ويژه الهى
يأمرون بالمعروف . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 9،12
9 ـ ايمان و اقامه نماز ، زمينه ساز نجات بنى اسرائيل از سلطه فرعون بود .
ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين. و نجنا برحمتك ... و أقيموا الصلوة و بشّر المؤ
12 ـ ايمان و اقامه نماز ، در رهايى از فتنه گرى ستمگران ، نقشى بسزا دارد .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و أقيموا الصلوة و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 4
4ـ اقامه نماز ، تكيه گاهى براى استقامت در راه دين و ابلاغ آن
فاستقم كما أُمرت . .. و أقم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 20
20 - اقامه نماز ، موجب فراهم آمدن زمينه هاى تقوا است .
والعـقبة للتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 10
10 - اقامه نماز ، طاعت و بندگى خدا و انجام كار نيك ، مايه فلاح و رستگارى انسان ها است .
اركعوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 29
29 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و اعتصام به خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از ولايت و جلب يارى و نصرت او
فاقيموا الصلوة . .. فنعم المولى و نعم النصير
برداشت فوق، بدان احتمال است كه «فنعم المولى. ..» مترتب بر تكاليف پيشين باشد كه انجام آن، موجب بهره مندى از ولايت ويژه و نصرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 2 - 1
1 - دستيابى به رستگارى اخروى ، در گرو اقامه نماز است0
قد أفلح المؤمنون . الذين هم فى صلاتهم خـشعون
«الذين» در محل رفع و نعت است براى «المؤمنون». «خشوع» نيز به معناى تذلل و فروتنى است;يعنى: «آنان كه در نمازشان فروتن اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 4 - 9
9 - برپايى كامل نماز و پرداخت مدام زكات و يقين به عالَم آخرت ، زمينه دستيابى به هدايت ويژه قرآن است .
هدًى . .. للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 5 - 3،10
3 - يقين به آخرت و برپايى نماز و پرداخت زكات ، زمينه ساز بهره مندى از هدايت هاى افزون الهى است .
الذين يقيمون . .. و هم بالأخرة هم يوقنون . أُولـئك على هدًى من ربّهم
10 - رستگارى ، تنها در پرتوِ اقامه نماز و پرداخت زكات و يقين به آخرت است .
الذين يقيمون الصلوة و . .. و أُولـئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 14
14 - خداترسى ، تلاوت قرآن كريم ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از عوامل اميدوارى به لطف و پاداش الهى
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 11
11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس گزارى خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... و يزيدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 5،8
5 - به جا آوردن نماز پس از ذكر نام خداوند ، مايه رستگارى است .
قد أفلح من . .. ذكر اسم ربّه فصلّى
8 - ذكر نام خدا و روى آوردن به نماز ، نشانه پندپذيرى از قرآن ، ترس از خداوند و مايه دورى از آتش دوزخ است .
سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... قد أفلح من ... فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 18 - 3
3 - كتاب هاى آسمانى امت هاى گذشته ، رستگارى را در گرو تزكيه ، يادِ نام خدا و اداى نماز دانسته ، از ترجيح زندگانى دنيا بر آخرت نكوهش كرده اند .
قد أفلح . .. إنّ هـذا لفى الصحف الأُولى
مشاراليه «هـذا» مى تواند آيه قبل (و الآخرة خير و أبقى) باشد و ممكن است آن را اشاره به مفاد آيات «قد أفلح. ..» به بعد بدانيم. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 19 - 3
3 - برترى آخرت بر زندگانى دنيا و توقف رستگارى بر تزكيه ، ياد نام خدا و اداى نماز ، از معارف ياد شده در كتاب هاى آسمانى ابراهيم و موسى ( ع )
قد أفلح . .. بل تؤثرون ... صحف إبرهيم و موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 5 - 10
10 - عبادت خداوند ، عقايد توحيدى ، اداى نماز و پرداخت زكات ، سامان دهنده امور انسان ها است .
ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الزكوة و ذلك دين الق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 10
10 ـ نماز اگر برنامه زندگى نباشد و بدان اهتمام نشود ، آدمى را به مرحله تقوا نخواهد رساند .
هدًى للمتقين. الذين ... يقيمون الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 2،3
2 - پايبندى به نماز و انجام دائمى آن ، شرط تأثيرگذارى اين فريضه بر روح و خُلق و خوى نمازگزاران
الذين هم على صلاتهم دائمون
3 - تأثيرگذارى ياد خدا در روح و اخلاق بشر ، در گرو استمرار آن است .
الذين هم على صلاتهم دائمون
«دائمون» (به معناى «ثابتون») ممكن است نشانگر دوام ياد خدا ـ كه فلسفه و روح نماز است ـ باشد، نه صورت ظاهرى نماز; زيرا ياد دائمى خدا، مى تواند در روح و خلق و خوى انسان ها تأثير سازنده داشته باشد; نه ياد موقتى خدا در اوقات مخصوص نماز. شايد به همين سبب در آيه 10 از سوره «جمعه» بر ياد همواره خدا ـ پس از اداى نماز جمعه ـ تأكيد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 4
4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت
إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 12
12 ـ كفر ، اعمال ناشايست ، ترك نماز و نداشتن ارتباط با خدا ، امتناع از پرداخت زكات و حقوق مالى ، موجب اضطراب و سلب آرامش درونى
انّ الّذين امنوا . .. و لا هم يحزنون
از مفهوم آيه برداشت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 30
30 ـ كفر ( شكستن پيمان خدا ، ترك نماز و . . . ) پس از دريافت وعده بهشت و آمرزش گناهان ، ضلالت و انحراف است .
لاكفرن عنكم سياتكم . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل
بنابر اينكه مشاراليه «ذلك»، جمله «لاكفرن . .. و لادخلنكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 43 - 1،3،4
1 - ترك نماز ، از عوامل دوزخى شدن است .
ما سلككم فى سقر . قالوا لم نك من المصلّين
3 - ترك نماز ، جرمى بزرگ و نابخشودنى
عن المجرمين . .. قالوا لم نك من المصلّين
4 - « عن عقيل الخُزاعىّ ، أنّ أميرالمؤمنين ( ع ) . . . يقول : تعاهَدوا الصّلاةَ و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقرَّبوا بها فإنّها كانت على المؤمنين كتاباً موقوتاً و قد علم ذلك الكفّارُ حين سُئِلوا ما سلككم فى سقر ؟ قالوا : لم نك من المصلّين ;
از عقيل خزاعى روايت شده كه اميرالمؤمنين(ع) فرمود: . ..مواظب نماز باشيد و بر آن محافظت نماييد و انجام آن را افزون كنيد و با نماز به [خدا] تقرّب جوييد. چون نماز، وظيفه ثابت و معينى براى مؤمنان است; اين را كافران نيز مى دانند; آن زمان كه از آنان سؤال شود: «چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت»؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 48 - 1
1 - ترك فريضه نماز ، اطعام مساكين ، گذراندن عمر به بطالت و تكذيب روز جزا ، از عوامل محروميت انسان از شفاعت در قيامت
قالوا لم نك من المصلّين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين ... فما تنفعهم شفاعة الشـفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 31 - 1
1 - تصديق نكردن حقايق دين و ترك نماز ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .
فلاصدّق و لاصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 32 - 2
2 - ترك نماز ، به منزله روى گردانى از پذيرش دين و پشت كردن به تعاليم آن است .
و لاصلّى . و لـكن كذّب و تولّى
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «تولّى» در برابر «لاصلّى» قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 48 - 3
3 - ترك نماز ( ركوع و فروتنى در برابر خداوند ) ، نشانه كفر و تكذيب روز جزا
و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيه، درصدد بيان ويژگى هاى تكذيب گران است و در اين راستا، نماز نگزاردن آنان را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 3،6
3- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، موجب گمراهى و گرفتارى به عذاب است .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا
«غىّ» به معناى گمراهى است. گفتنى است كه در جمله «يلقون غيّاً» ـ به قرينه آيه بعد ( ... يدخلون الجنّة) ـ مضافى در تقدير است; يعنى، «يلقون جزاء غيّهم; آنان سزاى گمراهى خود را ـ كه جهنم و عذاب آن است ـ خواهند چشيد».
6- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، ريشه اصلى انحرافات پس از رحلت پيامبران
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 6
6- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، كفر عملى است .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . .. إلاّ من تاب و ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 3
3 - باور نداشتن كيفر و پاداش الهى ، مايه سبك شمردن نماز
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. الذين هم عن صلاتهم ساهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 14
14 - سعى و تلاش آدمى در عبادت و نماز ، درپى دارنده پاداش حتمى درقيامت است .
فاعبدنى و أقم الصلوة . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 10 - 3
3 ـ خشوع در نماز ، اجتناب از لغو ( گفتاربيهوده و كردار عبث ) ، پرداخت زكات ، عفت و پاك دامنى ، امانت دارى ، پايبندى به عهد و پيمان و اهميت دادن به نماز و انجام به موقع آن ، تضمين كننده رستگارى اخروى و دستيابى مؤمنان به بهشت
قد أفلح المؤمنون . الذين هم ... أُولـئك هم الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 10
10 - سجده هاى نماز ، محرك اصلى مخالفان به جلوگيرى از اقامه آن
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه و اسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 9 - 5
5 - اهميت ندادن به نماز و عدم مراقبت بر انجام به موقع آن ، نشانه ضعف ايمان
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم على صلوتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 4
4 - سهل انگارى در نماز ، نشانه ضعف ايمان
الذين هم على صلاتهم دائمون . .. و الذين هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 1
1 - بى اعتنايى به نماز و بى توجّهى هنگام اداى آن ، زمينه ساز گرفتارى به نفرين و عذاب خداوند
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
«سهوة» (مصدر «ساهون»)، به معناى غفلت است (مصباح). غفلت از نماز، به ترك كلى يا مقطعى آن و يا تأخير در اداى آن است. شخص غافل گرچه معذور است; اما در مواردى كه اهتمام نورزيدن او سبب غفلت شده باشد، سزاوار نكوهش است. اضافه «صلاة» به ضمير «هم»، نشان مى دهد كه سخن درباره كسانى است كه نماز مى خوانند; ولى آن را همراه با بى توجهى و غفلت ادا مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 3
3 - بى اعتنايى به نماز ، زمينه رياكارى در آن است .
الذين هم عن صلاتهم ساهون . الذين هم يراءون
تفاوت كلمه «ساهون» ـ كه وصف است ـ به «يراءون» ـ كه فعل مضارع است ـ نشانگر آن است كه وجود «سهو»، زمينه ساز به وجود آمدن «ريا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 5
5 - بى اعتنايى به نماز ، زمينه ساز بازماندن انسان از كمك به مردم
عن صلاتهم ساهون . .. و يمنعون الماعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 5
5 - پاكدامنى ، رعايت امانت ، وفاى به عهد ، اداى شهادت و مراقبت از نماز ، از موجبات ورود به بهشت
و الذين هم لفروجهم حـفظون . .. و الذين هم لأمـنـتهم و عهدهم رعون . و الذين هم بش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 6
6 - مراقبت از نماز ، زمينه ساز يتيم نوازى و رسيدگى به درماندگان
يدعّ اليتيم . و لايحضّ ... فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
حرف «فاء» در «فويل»، نكوهش غافلان از نماز را بر نكوهش دو دسته قبل (آزار دهندگان يتيمان و بى تفاوتان در برابر فقر ديگران)، تفريع كرده است; يعنى، چون آن دو حالت نكوهيده است، پس واى به حال اين نمازگزاران! كنايه از اين كه اگر آنان نمازگزار حقيقى بودند، چنين رفتارى نمى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 4
4 - فراخواندن مردم به ترك نماز ، بازداشتن آنان از طريق هدايت است .
ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 4
4 - بازداشتن مردم از نماز ، مايه ركود امر به تقوا است .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... أو أمر بالتّقوى
تلاش براى تبليغ تقوا در اين آيه، از آثار محتمل نماز شمرده شده است. بنابراين نماز، محرّك انسان به تبليغ تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 153 - 3،4،6،7
3 - پيشه ساختن صبر و اقامه نماز ، دو طريق كارساز براى موفقيت و پيروزى بر مشكلات و ناملايمات راه ايمان
يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
4 - صبر و نماز ، عامل جلب حمايت هاى الهى است .
يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
6 - صبر و نماز ، مددكار مؤمنان براى به ياد خدا بودن و زدودن غفلت ايشان از ياد خداوند است . *
فاذكرونى أذكركم . .. يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
برداشت فوق و نيز برداشت بعدى، بيانگر وجه ارتباط ميان آيه مورد بحث و آيه پيشين است; يعنى، آيه مورد بحث در حقيقت رهنمودى است براى اينكه، چگونه مى توان غفلت از ياد خدا را، از دلها زدود و روحيه سپاسگزارى در برابر خداوند را، در قلبها گنجانيد.
7 - صبر و نماز دو عامل كارساز براى ايجاد روحيه سپاسگزارى به درگاه خدا و دورى از كفرورزى به او *
و اشكروا لى و لاتكفرون. يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 1
1 ـ تأثير اقامه نماز ، در عمل به احكام الهى
حافظوا على الصلوات
توصيه به نماز پس از بيان احكام، مى تواند اشاره به راهى براى تسهيل عمل به احكام الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 9،11،13
9 ـ آرامش درونى ، دستاورد ايمان و عمل صالح به ويژه نماز و زكات
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
بنابراينكه نداشتن «خوف» و «حزن» (آرامش درونى) علاوه بر آخرت، مربوط به دنيا نيز باشد.
11 ـ ايمان ، عمل صالح ، نماز و زكات ، موجب آرامش خاطر
انّ الّذين امنوا . .. و لا هم يحزنون
13 ـ ايمان و عمل صالح به ويژه نماز و زكات زمينه نفى ربا در جامعه
يمحق اللّه الرّبوا . .. امنوا و عملوا الصّالحات
ذكر اين آيه پس از آيات قبل (در مورد ربا) رهنمودى است براى از بين بردن ربا در جامعه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 39 - 7
7 ـ نماز و حالات معنوى انسان ، زمينه دريافت الطاف خداوند
فنادته . .. و هو قائم يصلّى فى المحراب
مؤيد برداشت فوق فرمايش امام صادق (ع) است كه فرمود: انّ طاعة اللّه عزّ و جلّ خدمته فى الارض و ليس شىء من خدمته يعدل الصّلوة فمن ثمّ نادت الملائكة زكريّا و قو قائم يصلّى فى المحراب.
من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 133، ح 2، ب 30 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 173، ح 46.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 8
8 ـ نقش اقامه نماز و پرداخت زكات ، در خودسازى و آمادگى براى جهاد و فداكارى
الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب ع
فرمان خداوند به برپايى نماز و اداى زكات، پس از نهى از مبارزه مسلحانه، دلالت بر اين دارد كه تا اقامه نماز و اداى زكات جايگاه خويش را در جامعه نيابد، شرايط براى مبارزه و جهاد آماده نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 16
16 ـ نماز ، بهترين وسيله براى ياد خدا و توجه به اوست .
إذا قاموا إلى الصّلوة . .. و لايذكرون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 20،21
20 ـ اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) قطعى گناهان و دخول حتمى در بهشت
لئن اقمتم . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
21 ـ تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان بنى اسرائيل و دخول آنان به بهشت در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا
لئن اقمتم الصلوة . .. و لادخلنكم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 12
12 ـ نماز داراى نقشى بسزا در پاكسازى روحيات آدمى براى پرهيز از سوگند هاى دروغ و خيانت در شهادت
تحبسونهما من بعد الصلوة فيقسمان باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 3
3 ـ اقامه نماز و تقوا، نشانه تسليم شدن در برابر پروردگار است.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه
چون «تسليم» مذكور در آيه قبل حالتى درونى و تمكينى نفسانى است، امر به تقوا و اقامه نماز در پى آن مى تواند اشاره به جلوه هاى عملى آن حالت درونى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 6
6 ـ اهميت نماز در ميان ساير عبادت ها و نقش آن در پذيرش ساير اعمال
و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا . .. لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 13
13 ـ نماز و ذكر خدا ، عامل خودسازى و پاكى روح و انديشه
لمسجد . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 8،16
8ـ نماز هاى يوميه ، مايه ترك كار هاى ناروا و نيز موجب آمرزش گناهان است .
و أقم الصلوة . .. إن الحسنـت يذهبن السيئات
16ـ « عن على ( ع ) انه قال : الصلوات الخمس كفّارة لما بينهنّ ما اجتنبت الكبائر و هى التى قال الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: نمازهاى پنجگانه كفاره گناهانى است كه در فاصله بين آنها انجام گرفته مادامى كه از گناهان كبيره اجتناب شود و اين است معناى سخن خداوند عز و جل: إن الحسنات يذهبن السيئات».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 7
7- ذكر خدا و عبادت پروردگار چون نماز ، زداينده نگرانى ها و اندوه ها و تقويت كننده روحيه پايدارى و موجب آرامش خاطر است .
و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك و كن من السـجدين
نوع مفسّران بر آنند كه مقصود از سجده در اين آيه، نماز است و مؤيد آن روايتى است كه مى گويد: «پيامبر(صلی الله علیه و آله) هر گاه محزون و دلتنگ مى شد، نماز مى خواند» (مجمع البيان، ذيل آيه فوق).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 10
10 - اقامه نماز و مداومت بر آن ، سدّى در برابر تمايلات دنياطلبانه و مانع چشم دوختن به دنياى ديگران است .
و لاتمدّنّ عينيك . .. وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
فرمان به اقامه پى گير نماز، پس از نهى از چشم دوختن به دارايى هاى دنياداران، اين نكته را گوشزد مى كند كه با اقامه نماز و گسترش دامنه آن، مى توان زمينه را براى دل بريدن از ثروت هاى كافران فراهم آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 2 - 4
4 - خدا ، از نماز نمازگزاران بى نياز است و فوايد آن تنها به خود نمازگزاران بازمى گردد .
الذين هم فى صلاتهم خـشعون
اضافه «صلاة» به ضمير «هم»، اضافه لاميه و به تقدير «صلاة لهم» مى باشد; يعنى، نمازى كه از آنِ مؤمنان است و نفع آن به خود آنان بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 9 - 4
4 - خدا از نمازگزاران ، بى نياز است و فايده هاى آن ، تنها به خود آنان بازمى گردد .
و الذين هم على صلوتهم يحافظون
اضافه «صلوات» به ضمير «هم»،اضافه لاميه و به تقدير «صلوات لهم» مى باشد; يعنى، نمازهايى كه از آن مؤمنان است و سود آن، به خود آنان باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 16
16 - مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، نماز به پا مى دارند ، زكات مى پردازند و از قيامت مى ترسند ، از روزى فراوان و بى شمار برخورداراند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيد
«حساب» به معناى شمارش است و «بغير حساب» (بى شمارش) مى تواند كنايه از كثرت و فراوانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 6،7،8
6 - مؤمنان نيكوكار در سايه برپايى نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) مشمول رحمت خدا هستند .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت. .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
7 - برپايى نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، مايه جلب رحمت خدا است .
و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و أطيعوا الرسول لعلّكم ترحمون
8 - اميد به برخوردارى از رحمت خدا در پرتو اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) اميدى به جا و شايسته
و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و أطيعوا الرسول لعلّكم ترحمون
از اين كه خداوند پس از توصيه مؤمنان به اقامه نماز، پرداخت زكات و فرمان برى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آنان را به رحمت خويش اميدوار ساخته است به دست مى آيد كه اميد داشتن به رحمت خدا، پس از عمل به توصيه هاى الهى، اميدى به جا و شايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 219 - 1،5
1 - قرب بيشتر انسان به خدا ، در حال نماز و راز و نياز شبانه
الذى يريك حين تقوم . و تقلّبك فى السـجدين
با اين كه خدا در همه حالات انسان را مى بيند، ياد كرد قيام در شب و سجده در جمع نمازگزاران و بيان اختصاص اين دو، نشانگر توجه فزون تر خدا به انسان و تقرب بيشتر انسان به او در اين دو حالت است.
5 - نقش نماز و راز و نياز شبانه با خدا ، در فائق آمدن بر دشواريها
و توكّل على العزيز . .. حين تقوم ... فى السـجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 4
4 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، داراى پيوندى عميق با يقين به آخرت
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم يوقنون
جمله «و هم بالأخرة. ..» حال معلله است; يعنى، يقين داشتن آنان به آخرت و كيفر و پاداش الهى، آنها را پايبند به اقامه نماز و پرداخت زكات مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 6،12
6 - نماز ، قطعاً ، انسان را از افتادن در ورطه گناهان آشكار و منكرات ، باز مى دارد .
إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر
12 - نماز ، يادآور ذكر خدا است .
و أقم الصلوة . .. و لذكر اللّه أكبر
«ذكر اللّه» احتمال دارد اثر نماز باشد و احتمال دارد خود آن باشد. برداشت، بنابر احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 8،12
8 - خداترسى و نماز ، از زمينه هاى لازم براى تأثيرپذيرى از انذار ها و اخطار هاى پيامبران
إنّما تنذر الذين يخشون ربّهم بالغيب و أقاموا الصلوة
12 - نماز ، مظهر ايمان راستين و خداترسى است .
الذين يخشون ربّهم بالغيب و أقاموا الصلوة
ياد كردن از برپايى نماز پس از خداترسى، مى تواند به عنوان يكى از مصاديق و مظاهر اين خداترسى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 16،19
16- ركوع و سجود ( نماز ) ، عالى ترين جلوه نيايش و عبوديت خلق در برابر خدا
تريهم ركّعًا سجّدًا
از اين كه ركوع و سجود به عنوان اركان نماز، از ميان همه عبادات، اختصاص به ذكر يافته است; ويژگى و اهميّت آن استفاده مى شود.
19- نقش اساسى ركوع و سجود ( نماز ) ، در جلب فضل و خشنودى خداوند
تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
«يبتغون. ..» مترتب بر «ركعّاً سجداً» است; يعنى، مؤمنان با ركوع و سجود خويش، جوياى فضل و خشنودى خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 22 - 4،6
4 - نماز و ياد خدا ، تعديل كننده غرايز و مانع خُلق و خوى ناپسند است .
إنّ الإنسـن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين
6 - تأثير نماز در جلوگيرى از خصلت حرص و آزمندى ، بيش از هر فريضه ديگر است .
إنّ الإنسـن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين
مطلب ياد شده، از ذكر نماز در آغاز و تقديم آن بر فريضه انفاق، پاك دامنى، امانت دارى و. .. به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 25 - 7
7 - نماز و ارتباط با خدا ، موجب تقويت روح صبر و شكيبايى انسان در برابر مشكلات و سختى ها
فاصبر . .. و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 48 - 4
4 - نماز ، نشانه ايمان و از اوصاف مؤمنان است .
و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 9
9 - نماز ، ياد خداوند و ذكر نام او است .
و ذكر اسم ربّه فصلّى
حرف «فاء» ممكن است بر ترتيب بين ياد خدا و نماز دلالت كند و نيز مى تواند تفصيل پس از اجمال باشد. در صورت دوم، نماز مصداق بارز ياد خدا خواهد بود. برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 3
3 - بندگى خداوند و برگزارى نماز ، زمينه ساز دست يابى به هدايت است .
عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 15
15 - نماز ، مايه تقرب انسان به درگاه خداوند
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... و اقترب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 48 - 4
4 - برپايى نماز ، پرداخت زكات و شركت در نماز جماعت از جمله سبب هاى كارساز براى دور ماندن از عذاب ها و مخاطرات روز قيامت
و أقيموا الصلوة . .. واتقوا يوماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 125 - 15
15 ـ اطعام مردم و نماز شب ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) به عنوان خليل ، از سوى خداوند
و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا
رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ما اتخذ اللّه ابراهيم خليلا الا لاطعامه الطعام و صلوته بالليل و الناس نيام.
علل الشرايع، ص 35، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 555، ح 586.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 15
15ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » قال : صلاة المؤمن بالليل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا كه فرموده: «إن الحسنات يذهبن السيئات» روايت شده است كه فرمود: نماز مؤمن در شب هر گناهى را كه در روز انجام داده از بين مى برد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 13
13- مقام ارجمند حاصل آمده از نماز شب ، جايگاهى مورد ستايش و تمجيد همگان
عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا
به صورت مطلق آورده شدن «مقاماً محموداً» مى تواند مشعر به اين باشد كه: مقام محمود، جايگاهى است مورد تمجيد همه خلايق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 5،6،8
5 ـ وجوب برپايى نماز با تمام شرايط و آداب آن ، پس از رفع ترس از ناحيه دشمن
فاذا اطماننتم فاقيموا الصلوة
اقامه نماز به معناى انجام نماز است با تمام شرايط و آداب آن. و از اينكه در نماز خوف تعبير به اقامه نماز نشده و فرموده: «فليصلوا»، اين معنا تأييد مى شود.
6 ـ وجوب برپايى نماز با تمام شرايط ، پس از سفر و بازگشت به وطن *
فاذا اطماننتم فاقيموا الصلوة
برخى بر آنند كه مراد از «اطماننتم» بازگشت به وطن است.
8 ـ نماز را بايد در اوقاتى خاص و معين برپا كرد .
ان الصلوة كانت على المؤمنين كتباً موقوتاً
«موقوتاً» از ماده «وقت»، به معناى زمان مشخص و محدود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 8
8 ـ هر دو دسته از مجاهدان برگزار كننده نماز خوف ، بايد به يك امام اقتدا كنند .
فلتقم طائفة منهم معك . .. و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا فليصلوا معك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 2
2 ـ لزوم محافظت و مراقبت بر نماز ها ( مراعات آداب ظاهرى و باطنى آن )
حافظوا على الصّلوات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 9،35
9 ـ برپايى نماز با حالت حضور قلب امرى بايسته و سزاوار
حتى تعلموا ما تقولون
ملاك حرمت نماز در حال مستى توجه نداشتن و آگاه نبودن به اذكار نماز است. و اين معنا به هنگام غفلت و فقدان حضور قلب نيز وجود دارد.
35 ـ لزوم پرهيز از ورود به نماز ، در حال خواب آلودگى
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
امام صادق (ع) در مورد آيه فوق فرمود: سكر النوم.
كافى، ج 3، ص 371، ح 15 ; نورالثقلين، ج 1، ص 483، ح 260، 261، 262، 263، 264 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 242، ح 134، 137.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 10
10 ـ ضرورت برپايى نماز ، با ميل و نشاط و پرهيز از كسالت و خمودى در انجام آن
و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 3
3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل
أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 2 - 6
6 - « عن جعفر بن محمد (صلی الله علیه و آله) إنّه قال فى قول اللّه عزّوجلّ : « الذين هم فى صلاتهم خاشعون » قال : الخشوع غضّ البصر فى الصلاة . . . ;
از امام صادق(ع) رايت شده است كه در باره سخن خداى ــ عزّوجلّ ـ «الذين هم فى صلاتهم خاشعون» فرمود: مراد از خشوع، فرو نهادن چشم در نماز است»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 21
21 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه تعالى « فأقم وجهك للدين حنيفاً » قال : قم فى الصلاة و لاتلتفت يميناً و لا شمالاً ;
از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند متعال «فأقم وجهك للدين حنيفاً» روايت شده است كه فرمود: در حال نماز، ايستاده باش و به راست و چپ توجه نكن».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 6
6 - نماز ، بايد همراه با خشوع و تذلل باشد .
ألم يأن . ..أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه
برخى از مفسران، «ذكر اللّه» را در آيه شريفه، كنايه از نماز دانسته اند. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 8 - 10
10 - « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( عليهماالسلام ) أنّ التبتّل هنا رفعُ اليدين فى الصلاة ;
از امام باقر و امام صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه «تبتّل» در اين جا (در آيه «و تبتّل إليه تبتيلاً») بالا بردن دست ها
در نماز است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 7 - 8
8 - [ « فى فقه الرّضا ( ع ) ] قال : لا صلاة إلاّ باسباغ الوضوء و احضار النيّة و خلوص اليقين و إفراغ القلب و ترك الأشغال و هو قوله « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » ;
[در كتاب «فقه الرضا(ع)» آمده كه] آن حضرت فرمود: نماز نيست; مگر با شاداب ساختن وضو و حاضر داشتن نيت و يقين خالص و خالى كردن قلب [از ياد غير خدا ]و ترك سرگرمى ها و اين است [معناى] سخن خدا [كه فرمود:] «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 3،21،22
3 - توجّه به ربوبيت خداوند ، از آداب نماز
فصلّ لربّك
21 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : لما نزلت هـذه السورة قال النبىّ (صلی الله علیه و آله) لجبرئيل : ما هـذه النَّحيرَةُ التى أمرنى بها ربّى قال : ليست بنَحيرة و لـكنّه يأمرك إذا تحرّمت للصلاة أن ترفع يديك إذا كبّرت و إذا ركعت و إذارفعت رأسك من الركوع و إذا سجدت . . . و إنّ زينة الصلاة رفع الأيدى عند كلّ تكبيرة ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه فرمود: چون اين سوره (كوثر) نازل شد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جبرئيل فرمود: اين «نحيرة» (شتر قربانى شده يا شب اول هر ماه) كه پروردگارم مرا بدان امر فرموده، چيست؟ جبرئيل گفت: اين، «نحيرة» نيست، بلكه خداوند تو را امر مى كند هر گاه نماز را با «تكبيرة الاحرام» شروع كردى، هنگام تكبير و ركوع و زمانى كه از ركوع سر برداشتى و هنگام سجده [كه تكبير گفتى]، دست هاى خود را بالا ببرى . .. زينت نماز بالا بردن دست ها هنگام هر تكبير است».
22 - « عن حريز عن رجل عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له « فصلّ لربّك و انحر » قال : النحر الإعتدال فى القيام أن يقيم صلبه و نحره ;
حَريز از مردى نقل كرده كه گفت: به امام باقر(ع) گفتم: [معناى]«فصلّ لربّك و انحر»[چيست؟]فرمود: «نحر» اعتدال در حال قيام است;[به اين كه]ستون فقرات و سينه خود را راست نگه دارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 5
5 - تقارن و همراهى نمازگزاران در افعال نماز ، از احكام و آداب نماز جماعت است .
و اركعوا مع الركعين
از اينكه در بيان فرمان به برپايى نماز جماعت گفته نشده «اركعوا جماعة» بلكه با كلمه «مع» همراهى را عنوان كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 15،17
15 - « عن علىّ انّه سئل عن قول اللّه [ تعالى ] « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : ليس السعى الإشتداد ;
از امام على(ع) درباره سخن خداوند تعالى «يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه» سؤال شد، آن حضرت فرمود: مراد از «سعى» شدت در راه رفتن (دويدن) نيست».
17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يا أيّها الذين آمنوا . . . فاسعوا إلى ذكر اللّه . . . » قال : اسعوا أى امضوا و يقال : اسعوا اعملوا لها و هو قصّ الشارب و نتف الإبط و تقليم الأظفار و الغسل و لبس أفضل ثيابك و تطيب للجمعة فهو السعى ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند، «فاسعوا إلى ذكراللّه. ..» روايت شده كه «اسعوا» به معناى «امضوا» است; يعنى، برويد و گفته مى شود «اسعوا اعملوا لها»; يعنى، بكوشيد تا براى آنها اعمالى انجام دهيد و آن اعمال كوتاه كردن موى شارب و ازاله مو از زير بغل، گرفتن ناخن، غسل، پوشيدن بهترين پيراهن ها و خوشبو كردن براى نماز جمعه است. پس اين اعمال سعى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 11
11 - « روى عن أنس عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) قال : فى قوله : « فإذا قضيت الصلاة فانتشروا . . . » ليس لطلب دنيا و لـكن عيادة مريض و حضور جنازة و زيارة أخ فى اللّه . . . ;
اَنَس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت نموده كه آن حضرت درباره سخن خداوند «فإذا قضيت الصلاة فانتشروا. ..» فرموده: [اين انتشار و پراكنده شدن در زمين] براى به دست آوردن دنيا نيست; بلكه براى عيادت بيمارى يا حضور بر جنازه اى و يا زيارت برادرى براى خداوند است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 9
9- لزوم درخواست توفيق و خلوص و صداقت كامل از خداوند در نوافل شب
و من الّيل فتهجّد به . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
از اينكه خداوند، در پى توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تهجّد، از او خواسته است كه براى اخلاص در هر كارى به درگاه او دعا كند، مى تواند مشعر به معناى فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 8
8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس
گزارى خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 10
10- خواندن نماز با آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته ، جايز نيست .
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «صلاة» هر نمازى باشد كه نمازگزار آن را اَدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 8
8 - تسبيح و تنزيه خداوند ، از اركان و اجزاى مهم نماز
و سبّحه ليلاً طويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 3
3 - نماز و زكات ، از واجبات دينى اسلام و از اركان عملى آن است .
و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
دعوت به اقامه نماز و پرداخت زكات، پس از فراخواندن اهل كتاب به ايمان، بيانگر اهميت خاص نماز و زكات در ميان ساير تكاليف عملى اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 24
24 - « ان الفرايض لاتصليها إلا إلى القبلة و هو المروى عن أئمتنا ( ع ) ;
از ائمه اهل بيت (ع) روايت شده كه نمازهاى واجب را نمى شود به جا آورد، مگر اينكه به سوى قبله باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 239 - 1،2،3،4،6،9
1 ـ جواز بجاآوردن نماز در حال حركت ، پياده يا سواره در هنگام ترس
فان خفتم فرجالا او ركباناً
جمله «فان خفتم . .. » حكايت از شرطى محذوف دارد كه حكم آيه قبل را مشروط مى كند ; يعنى مراقبت كامل شرايط در نماز در صورت امنيّت است ; ولى آنگاه كه خوفى عارض شود، به مقدار ممكن حفظ شرايط و آداب لازم است نه همه آنها. همچنين «رجالا» جمع راجلا به معنى پياده و «ركباناً» جمع راكباً به معناى سواره است و در هر دو، حركت لحاظ مى شود.
2 ـ عدم جواز ترك نماز ، حتى در سخت ترين شرايط
فان خفتم فرجالا او ركباناً
3 ـ سقوط برخى از شرايط نماز در هنگام ترس
فان خفتم فرجالا او ركباناً
4 ـ لزوم انجام نماز به حالت عادى با تمام شرايط ، پس از بازگشت امنيّت و آرامش
فاذا امنتم فاذكروا اللّه كما علّمكم ما لم تكونوا تعلمون
6 ـ نماز ، تكليفى است كه از سوى خداوند آموخته شده و بايد بر طبق اين آموخته انجام شود .
فاذكروا اللّه كما علّمكم
9 ـ حركت نداشتن به هنگام اقامه نماز ، از شرايط آن
فان خفتم فرجالا او ركباناً
جواز نماز در حال حركت به هنگام ترس، حكايت از مشروط بودن آن به حركت نداشتن در مواقع عادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 20
20 ـ جواز حضور زن در نماز جماعت همراه مردان
و اركعى مع الرّاكعين
در آيه فوق، به حضرت مريم امر نشده است كه ركوع كن با زنان ركوع كننده ; بلكه فرموده: ركوع كن با ركوع كنندگان. (اعم از زن و مرد).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 37
37 ـ انسان سالم نماز را ايستاده و مريض آن را نشسته و ناتوانتر از او آن را به پهلو مى خواند .
يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. «قياماً» الاصحاء و «قعوداً» يعنى المرضى «و على جنوبهم» قال: اعلّ ممّن يصلّى جالساً و اوجع.
تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 173 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 7.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 1،2،6،7،8،10،14،22
1 ـ بطلان نماز در حال مستى
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
ظاهراً نهى در «لا تقربوا»، ارشاد به بطلان است، نه تنها بيانگر حرمت تكليفى.
2 ـ اقامه نماز در حال مستى جايز نيست . *
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
بنابر اينكه نهى در «لا تقربوا»، نهى مولوى باشد ; يعنى دلالت بر حرمت تكليفى كند.
6 ـ جواز و صحت اقامه نماز براى انسان مست پس از پايان زمان مستى ( آگاهى كامل به اذكار نماز )
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون
به مناسبت حكم و موضوع مراد از «ما تقولون» مى تواند خصوص اذكار نماز باشد.
7 ـ لزوم خواندن نماز با قرائت صحيح و توجّه به معانى و مفاهيم اذكار آن
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تعلموا ما تقولون
جمله «حتى تعلموا . .. »، بيانگر فلسفه حرمت نماز در حال مستى است. بنابراين اداى صحيح كلمات و نيز توجه به معانى آن، ضرورت دارد و به همين خاطر نماز در حال مستى حرام شده است.
8 ـ بى توجهى به اذكار نماز و مفاهيم آن ، فلسفه بطلان آن در حال مستى
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تعلموا ما تقولون
جمله «حتى تعلموا . .. » بيانگر علت تحريم بطلان نماز در حال مستى است.
10 ـ بطلان نماز در حال جنابت
لا تقربوا الصلوة . .. و لا جنباً
14 ـ جنب ، براى برپايى نماز بايد غسل كند .
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تغتسلوا
22 ـ وظيفه محدث و جُنُب در صورت نيافتن آب براى برپايى نماز ، تيمم است .
او جاء احد منكم من الغائط او لمستم النساء فلم تجدوا ماءً فتيمّموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 13
13 ـ وجوب شكسته خواندن نماز در سفر به هنگام ترس از فتنه دشمن
و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح . .. ان يفتنكم الذين كفروا
امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از چگونگى نماز مسافر فرمودند: ان اللّه عز و جل يقول: و اذا ضربتم فى الارض . .. فصار التقصير فى السفر واجباً كوجوب التمام فى الحضر ... .
من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 278، ح 1، باب 59; نورالثقلين، ج 1، ص 542، ح 527
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 10
10 ـ با غسل جنابت ، بدون گرفتن وضو ، مى توان نماز خواند .
إذا قمتم إلى الصّلوة . .. و إن كنتم جنباً فاطهروا
با توجه به تقدير آيه (فاغسلوا . .. ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا)، معلوم مى شود كه ضرورت وضو و تشريع آن در صورتى است كه شخص جنب نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 1،2
1ـ لزوم برپا داشتن نماز هاى يوميه در اوقات مقررشده آنها
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 2،3،4،7،8،11
2- نماز ، از تكاليفى است كه داراى وقت و ساعات تعيين شده و مخصوص مى باشد .
أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر
3- نماز ظهر ، اولين نماز از نماز هاى واجب است .
أقم الصلوة لدلوك الشمس
از اينكه در بيان اوقات نمازهاى پنجگانه، ابتدا زوال خورشيد مطرح شد، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اولين نماز واجب، نماز ظهر است.
4- آخرين وقت نماز عشا ، نيمه شب است .
إلى غسق الّيل
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «غسق الليل» ـ چنان كه مفسّران نيز گفته اند ـ نصف شب باشد.
7- وقت نماز هاى پنجگانه ، موسّع ( وسعت داده شده ) است .
أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر
8- مطلوبيت و فضيلت اقامه نماز صبح در اول وقت ( طلوع فجر )
و قرءان الفجر
با اينكه وقت نماز صبح نيز موسع است و از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مجال دارد، اضافه شدن نماز به «فجر» اهميت و فضيلت اول وقت را مى رساند.
11- « عن زرارة قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن هـده الأية « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل » قال : دلوك الشمس زوالها عند كبد السماء « إلى غسق الليل » إلى انتصاف الليل فرض الله فيما بينهما أربع صلوات الظهر و العصر و المغرب و العشاء . . . و « قرآن الفجر » قال : ركعتا الفجر . . . ;
زراره گويد از امام صادق(ع) از اين آيه «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل» سؤال كردم، حضرت فرمود: «دلوك الشمس»[يعنى]ميل پيدا كردن خورشيد از ميان آسمان و «إلى غسق الليل»[يعنى]تا نصف شب كه خدا ميان اين دو (ظهر و نصف شب) چهار نماز را واجب كرده است: ظهر، عصر، مغرب و عشا و درباره «قرآن الفجر» [حضرت ]فرمود: [آن] دو ركعت نماز صبح است. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 8،10
8- به آواز بلند خواندن همه نماز ها و يا با صداى آهسته خواندن تمامى آنها ، مورد نهى خداوند
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
اين برداشت مبتنى بر اين است كه مراد از «صلاة» همه نمازها باشد و نه يك نماز.
10- خواندن نماز با آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته ، جايز نيست .
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «صلاة» هر نمازى باشد كه نمازگزار آن را اَدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 12
12- نماز و زكات ، در هيچ شرايطى نبايد ترك شود .
و أوصـنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا
گرچه «مادمت حيّاً» مربوط به عيسى(ع) است، ولى به دليل اشتراك تكاليف، ديگر مسيحيان نيز به تكاليف او موظف اند و هر گاه قرآن از اديان پيشين حكمى را نقل كرده و نسخ آن را گوشزد نكند، مسلمانان نيز بايد آن را تكليف خود بشمارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 4
4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا
چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» ـ به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) ـ «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إذا فاتتك صلاة فذكرتها فى وقت أخرى فإن كنت تعلم أنّك إذا صليت التى فاتتك كنت من الأخرى فى وقت فابدأ بالتى فاتتك فإنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « أقم الصلاة لذكرى » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هر وقت نمازى از تو فوت شد و در وقت نماز ديگر آن را به ياد آوردى، اگر مى دانى با انجام نماز قضا براى به جا آوردن نماز واجب در وقت خود فرصت باقى مى ماند، پس ابتدا نماز قضا را به جا آور، چون خداى عزّوجلّ مى فرمايد: «أقم الصلاة لذكرى». (اين استفاده فقهى ناظر به اين نكته است كه لام در «لذكرى» براى توقيت است، در نتيجه معناى آيه اين مى شود: كه «أقم الصلاة وقت تذكيرى إيّاك»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 3
3 ـ سجده و قيام ، دو ركن اساسى نماز است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اركان و اجزاى نماز، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 5
5 - اداى نماز ، واجب است .
و أقم الصلوة إنّ الصـلوة تنهى عن الفحشاء
ذكر حكمت فرمان به نماز، نشان مى دهد كه امر «أقم» اگرچه مفرد و خطاب به پيامبر است; اما به قرينه اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) معصوم بوده است ـ عام است و شامل همه مكلفان مى شود. گفتنى است، فراز «و اللّه يعلم بما تصنعون» مؤيد نكته برداشت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 3،8
3 - سجده ، ركن مهم نماز
و من الّيل فاسجد له
اطلاق «سجده» بر «نماز» ، از باب اطلاق جز بر كل است و اين مى رساند كه اين جزء، از اجزاى مهم نماز است.
8 - تسبيح و تنزيه خداوند ، از اركان و اجزاى مهم نماز
و سبّحه ليلاً طويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 7
7 - حرمت اطاعت ، از فرمان ترك نماز
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كلاّ لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 18
18 - لزوم تأخير قربانى از نماز عيد ، در عيد قربان *
فصلّ لربّك وانحر
تطبيق نماز و قربانى در آيه، بر نماز عيد قربان و قربانى در آن، يكى از احتمالات موجود در اين آيه است. عطف به «واو» گر چه بر ترتيب تصريح ندارد; ولى ترتيب ذكرى مى تواند بيانگر ترتيب واقعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 5،6
5 - تقارن و همراهى نمازگزاران در افعال نماز ، از احكام و آداب نماز جماعت است .
و اركعوا مع الركعين
از اينكه در بيان فرمان به برپايى نماز جماعت گفته نشده «اركعوا جماعة» بلكه با كلمه «مع» همراهى را عنوان كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.
6 - ركوع ، از اركان اساسى نماز در نماز جماعت
و اركعوا مع الركعين
از اينكه خواندن نماز جماعت به ركوع كردن تعبير شده و برگزار كنندگان جماعت، «راكعين» ناميده شده اند، اهميت بسزاى
ركوع در نماز جماعت معلوم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 21
21- « عبدالله بن سنان قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : على الإمام أن يسمع من خلفه و إن كثروا ؟ فقال : ليقرأ قراءة وسطاً يقول الله تبارك و تعالى : « و لاتجهر بصلوتك و لاتخافت بها » ;
عبدالله بن سنان گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا بر امام جماعت لازم است كه صدايش را به گوش همه مأمومين ـ گرچه زياد باشند ـ برساند؟ حضرت فرمود: بايد قرائت را با صداى متوسط بخواند. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد: و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 4،5،6
4 - ايراد خطبه در نماز جمعه بهوسيله امام جمعه ، از شرايط آن است .
و تركوك قائمًا
5 - ايستادن در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، از آداب آن است .
و تركوك قائمًا
6 - لزوم استماع خطبه هاى نماز جمعه و پرهيز از پرداختن به كار هاى ديگر
و إذا رأوا . .. و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 2،7،13
2 - اذان ، از آداب برپايى نماز جمعه
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة
ندا براى نماز، همان اذان است.
7 - تعطيل كردن خريد و فروش و هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود ، فرمان الهى به مؤمنان
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و ذروا البيع
مراد از «ذروا البيع» ـ با توجه به دعوت مردم به شركت در نماز جمعه ـ تنها رها كردن خريد و فروش نيست; بلكه ذكر خريد و فروش، از باب ذكر بارزترين مصداقى است كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود. بر اين اساس هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه شود، بايد ترك گردد.
13 - خريد و فروش و كسب و كار ، پيش از اعلام نماز جمعه جايز است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 1
1 - جواز خريد و فروش ، پس از تمام شدن نماز جمعه
فإذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 1،2،4
1 ـ كاستن از نماز در سفر ، به هنگام ترس از دشمن ، هيچ گناهى ندارد .
و إذا ضربتم . .. فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم
جمله «فليس . ..»، در حقيقت جواب براى «اذا ضربتم» و «ان خفتم» است. يعنى مسافرت و ترس از فتنه گرى دشمن دو شرط لازم براى كاستن از نماز است.
2 ـ كفايت نماز قصر در سفر ، به هنگام ترس از فتنه هاى كافران
و إذا ضربتم فى الارض . .. من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
«ضرب فى الارض» به معناى مسافرت كردن است.
4 ـ احتمال كمين و فتنه گرى دشمن ، مجوز نماز قصر ( شكسته )
ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
جمله «ان خفتم» به اين معناست كه در جواز نماز شكسته، حمله يقينى دشمن لازم نيست; بلكه ترس از حمله و يا احتمال آن نيز كافى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 5،6،7،8،9،21،22،24
5 ـ حراست مجاهدان نمازگزار توسط رزمندگان ديگر ، شرط برگزارى نماز خوف به جماعت
فلتقم طائفة . .. سجدوا فليكونوا من ورائكم
جمله «فليكونوا من وارئكم»، علاوه بر بيان وجوب حراست از گروه نمازگزار، دلالت بر شرطيت حراست براى نماز خوف دارد.
6 ـ گروه اول از نمازگزاران نماز خوف ، تا پايان دو سجده ركعت اول ، بايد نماز را به جماعت و بقيه را فرادا به جاى آورند .
فلتقم طائفة . .. و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا فليصلوا معك
تفريع جمله «فاذا سجدوا» بر «فلتقم»، دلالت مى كند كه گروه اول بايد تا پايان دو سجده، نماز را به جماعت بخوانند و چون نماز خوف با دو سجده پايان نمى پذيرد، بايد بقيه به صورت فرادا به جا آورده شود.
7 ـ گروه نخست از نمازگزاران پس از اتمام نماز خوف ، بايد به پاسداراى بپردازند تا گروه ديگر براى اقامه نماز جماعت حاضر شوند .
فاذا سجدوا فليكونوا من ورائكم و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا فليصلوا
8 ـ هر دو دسته از مجاهدان برگزار كننده نماز خوف ، بايد به يك امام اقتدا كنند .
فلتقم طائفة منهم معك . .. و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا فليصلوا معك
9 ـ وجوب همراه داشتن سلاح و حفظ هوشيارى و احتى اط ، به هنگام اداى نماز خوف
و ليأخذوا اسلحتهم . .. و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم
ظاهراً مراد از ضمير در «ليأخذوا» همان كسانى هستند كه به نماز ايستاده اند، نه آن گروهى كه مشغول پاسدارى هستند.
21 ـ معافيت مسلمانان از حمل سلاح ، به هنگام نماز خوف در صورت بيمارى و يا در آزار بودن به واسطه بارش باران
و لاجناح عليكم ان كان بكم اذىً من مطر او كنتم مرضى ان تضعوا اسلحتكم
22 ـ حمل سلاح به هنگام نماز خوف ، در صورت مشقت ، واجب نيست .
و لاجناح عليكم ان كان بكم اذىً من مطر او كنتم مرضى ان تضعوا اسلحتكم
به نظر مى رسد باران به عنوان مصداقى براى «اذى» ذكر شده باشد، نه اينكه حكم، مخصوص اذيت ناشى از باران باشد.
24 ـ كسانى كه در نماز خوف مجاز به زمين گذاشتن سلاح خويش هستند ، بايد همچنان هوشيار و مراقب باشند .
و لاجناح عليكم . .. ان تضعوا اسلحتكم و خذوا حذركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 2
2- نماز شب ، تكليفى واجب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ساير واجبات
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
با توجه به معناى لغوى «نافلة» كه به معناى زيادت بر واجب است; (مفردات راغب) و نيز لام اختصاص «لك» نكته ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 6
6 - برگزارى نماز شب ، اختصاص به ساعتى مشخص ندارد .
إنّ ناشئة الّيل
«ناشئة الليل»، به معناى هر ساعتى از شب نيز آمده است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 2،13،14،15
2 ـ كفايت نماز قصر در سفر ، به هنگام ترس از فتنه هاى كافران
و إذا ضربتم فى الارض . .. من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
«ضرب فى الارض» به معناى مسافرت كردن است.
13 ـ وجوب شكسته خواندن نماز در سفر به هنگام ترس از فتنه دشمن
و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح . .. ان يفتنكم الذين كفروا
امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از چگونگى نماز مسافر فرمودند: ان اللّه عز و جل يقول: و اذا ضربتم فى الارض . .. فصار التقصير فى السفر واجباً كوجوب التمام فى الحضر ... .
من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 278، ح 1، باب 59; نورالثقلين، ج 1، ص 542، ح 527
14 ـ شكسته خواندن نماز در سفر ، دو ركعت خواندن نماز چهار ركعتى است .
و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة
امام باقر(ع) در مورد عدد ركعات نماز در سفر فرمود: . .. والصلوة كلها فى السفر الفريضة ركعتان كل صلوة الا المغرب فانها ثلاث ليس فيها تقصير ... .
من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 279، ح 1، باب 59; تفسير عياشى، ج 1، ص 271، ح 254.
15 ـ حداقل مسافتى كه موجب شكسته شدن نماز در سفر مى شود ، هشت فرسخ است .
و إذا ضربتم فى الارض . .. ان تقصروا من الصلوة
امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از مسافتى كه موجب شكسته شدن نماز مى شود فرمود: فى مسيرة يوم و ذلك بريدان و هما ثمانية فراسخ . .. .
تهذيب، ج 3، ص 207، ح 1، باب 23; تفسير برهان، ج 1، ص 410، ح 7.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 9
9 ـ نماز گزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنان ، حرام است .
و لاتصل على أحد منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 8،13،17،18
8- به آواز بلند خواندن همه نماز ها و يا با صداى آهسته خواندن تمامى آنها ، مورد نهى خداوند
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
اين برداشت مبتنى بر اين است كه مراد از «صلاة» همه نمازها باشد و نه يك نماز.
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت جهر در برخى نماز ها و اخفات در بعضى ديگر
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً
بنابر اينكه مراد آيه اين باشد كه همه نمازهايت را به جهر و يا همه را به اخفات نخوان و مراد از «و ابتغ. ..» اين باشد كه برخى را به جهر و بعضى را به اخفات بخوان، برداشت فوق به دست مى آيد.
17- « عن سماعة قال : سألته عن قول الله عزّوجلّ : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » قال : المخافتة مادون سمعك و الجهر أن ترفع صوتك شديداً ;
سماعه گويد: از امام(ع) درباره سخن خداى عزژوجلّ «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» سؤال كردم، حضرت فرمود: آهسته خواندن، آن است كه خودت نشنوى و بلند خواندن، آن است كه صدايت به شدت بلند باشد».
18- « عن أبى جعفرالباقر ( ع ) فى قوله : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » قال : الاجهار أن ترفع صوتك تسمعه من
بعد عنك و الإخفات أن لاتسمع من معك إلاّ يسيراً ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره سخن خداوند «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» فرمود: «اجهار» آن است كه صدايت را به اندازه اى بالا برى كه فردى كه از تو دور است، آن را بشنود و «اخفات» آن است كه صدايت به حدّى آهسته باشد كه شخصى كه همراه تو است چيزى به جز صدايى خفيف نشنود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 16
16 - نماز و عبادات ديگر ، بايد خالصانه و فقط براى ياد خدا باشد .
فاعبدنى و أقم الصلوة لذكرى
اختصاص يافتن «ذكر» در «لذكرى» ـ به ياء متكلم، گوياى نكته ياد شده است; يعنى «لذكرى لالذكر غيرى»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 2،4،5
2 - اخلاص در نماز و انجام دادن آن تنها به جهت فرمان خدا ، وظيفه اى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فصلّ لربّك
4 - خداوند ، به دليل مدبّر و مالك بودن بر امور انسان ها ، سزاوار پرستش و نماز خالصانه بندگان به درگاه او است .
فصلّ لربّك
5 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت كوثر ، وادارسازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نماز و اخلاص در آن
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ لربّك
حرف «فاء» در «فصلّ»، لزوم نماز را بر آيه قبل تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 17 - 1
1 - نهى كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز ، مدعى نفوذ كلام در بين هم نشينان خويش
فليدع ناديه
كلمه «نداء» تعبيرى ديگر از مجالست است و مجلس را «نادى» و «مُنتدى» مى گويند (مفردات راغب). و همانگونه كه گاه مراد از «قرية»، اهل قريه است، در آيه شريفه نيز مراد، اهل مجلس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 2
2 - اذان ، از آداب برپايى نماز جمعه
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة
ندا براى نماز، همان اذان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 18
18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت
و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» ـ كه حكم نماز ظهر در آن آمده ـ نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 40 - 6
6- احياى فريضه نماز در جامعه ، كارى بس مهم و ارزشمند است .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
از آن جا كه حضرت ابراهيم(ع)، كه از انبياى بزرگ الهى است، خواستار توفيق احياى نماز در جامعه شد، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 3
3 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، ارزش هاى محورى در جامعه اسلامى
من ينصره . .. الذين إن مكّنّـهم فى الأرض ... و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 30
30 ـ اهميت و ارزش والاى نماز و طهارت
يأيها الذين ءامنوا إذا قمتم إلى الصّلوة فاغسلوا . .. و لكن يريد ليطهركم
ساقط نشدن نماز در صورت نيافتن آب، دليل اهميت نماز و تكرار و تأكيد بر طهارت، نشانه اهميت طهارت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 7،8
7 ـ نماز ، بهترين عبادت در سحرگاهان و ارزشمندترين عمل در شب زنده دارى
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
برداشت فوق، از اختصاص به ذكر يافتن نماز از ميان ديگر اعمال عبادى به دست مى آيد.
8 ـ نماز ، بهترين و ارزشمندترين عبادت ها و عمل هاى صالح
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 12
12 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از زيربنايى ترين ارزش ها است .
إنّ ذلك من عزم الأُمور
بنابراين كه «ذلك» اشاره به كلّ محتواى سخن لقمان در اين آيه باشد، مشاراليه «ذلك»، جملات «أقم . .. و أمُر ... و انْهَ...» است و «عَزْم» مصدر و به معناى مفعولى، و «عزم الأُمور» اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «الأُمور المعزوم». امر معزوم به هدف شايسته اى گويند كه لازم است بر آن دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 8
8 - شركت در نماز جمعه و پرداختن به ذكر خدا ، بسى ارزشمندتر از كسب مال و ساير منافع دنيوى
فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 7
7 ـ نماز ، بهترين عبادت در سحرگاهان و ارزشمندترين عمل در شب زنده دارى
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
برداشت فوق، از اختصاص به ذكر يافتن نماز از ميان ديگر اعمال عبادى به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 9
9 - وجود نماز در خانواده مسلمان ، بهترين جايگزين براى مال و رفاه درخانواده كافران
متّعنا به أزوجًا منهم . .. وأمر أهلك بالصلوة
كلمات «أزواج» و «أهل» در اين آيات، خانواده ها را مدّ نظر قرار داده است و بدين صورت لزوم تمايز خانواده مسلمان از خانواده كافر را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 6
6 - ركوع ، از اركان اساسى نماز در نماز جماعت
و اركعوا مع الركعين
از اينكه خواندن نماز جماعت به ركوع كردن تعبير شده و برگزار كنندگان جماعت، «راكعين» ناميده شده اند، اهميت بسزاى ركوع در نماز جماعت معلوم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 11
11 ـ ركوع و سجود ، از اجزاى مهم نماز *
و اسجدى و اركعى
بنابراينكه مراد از ركوع و سجود، نماز باشد; و تعبير از نماز به ركوع و سجود، دلالت بر اهميّت اين دو جزء دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 9
9 ـ ركوع و سجود ، از اركان مهم نماز
الركعون السجدون
نوع مفسران برآنند كه مقصود از ركوع كنندگان و سجده كنندگان، نمازگزاران هستند ; بنابراين ذكر ركوع و سجده از ميان ديگر واجبات نماز مى تواند به خاطر اهميت ويژه اين دو فريضه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 8
8- سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز و داراى جايگاه ويژه در ميان ساير عبادات
فسبّح بحمد ربّك و كن من السـجدين
مقصود از «سجده» مى تواند نماز باشد و علت اينكه به جاى نماز به سجده امر شده، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه سجده ركن مهم و روح نماز است. گفتنى است دستور خداوند به سجده، پس از توصيه به تسبيح و حمد ـ كه هر دو نوعى عبادت به شمار مى آيند ـ نشان دهنده اهميت و جايگاه ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 16
16 - قيام ، ركوع و سجود ، از اركان نماز
و القائمين و الركّع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 3،4
3 ـ سجده و قيام ، دو ركن اساسى نماز است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اركان و اجزاى نماز، استفاده مى شود.
4 ـ سجده ، ركن اصلى و روح نماز است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
تقديم سجده بر قيام ـ در حالى كه در نماز قيام بر سجده مقدم است ـ مى تواند براى بيان اهميت سجده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 219 - 4
4 - سجده و خضوع در برابر خداوند ، مهم ترين ركن نماز و روح عبادت
و تقلّبك فى السـجدين
از اختصاص به ذكر يافتن موضوع سجده، در ميان مجموعه اركان نماز و مصاديق عبادت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 5
5 - سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز است .
يدعون إلى السجود
از اين كه به جاى نماز، سجود و خضوع مطرح شده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 4
4 - قيام و قرائت ، اساسى ترين اركان عبادت و نماز
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
اختصاص به ذكر يافتن دو ركن قيام (أشدّ وطئًا) و قرائت (أقوم قيلاً) از ميان اركان پنجگانه نماز، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 3
3 - سجده ، ركن مهم نماز
و من الّيل فاسجد له
اطلاق «سجده» بر «نماز» ، از باب اطلاق جز بر كل است و اين مى رساند كه اين جزء، از اجزاى مهم نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 48 - 2
2 - ركوع ، از اركان مهم نماز است .
و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون
«ركوع» در اين آيه، كنايه از نماز است. بر اين اساس ذكر ركوع به جاى نماز، بيانگر اهميت و جايگاه ويژه آن، در فريضه نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 16
16 - قصد قربت ، نشانه عبوديت و از اجزاى نماز
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه ... و اقترب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 18 - 6
6 - « قال أبوعبداللّه ( ع ) كانوا يستغفرون اللّه فى الوتر سبعين مرّة فى السحر ;
امام صادق(ع) درباره «و بالأسحار هم يستغفرون» فرمودند: آنان در نماز وتر به هنگام سحر، هفتاد بار استغفار مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 6
6 - لزوم استماع خطبه هاى نماز جمعه و پرهيز از پرداختن به كار هاى ديگر
و إذا رأوا . .. و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 8
8 - استعانت از صبر و نماز براى موفقيت و پيروزى ، امرى دشوار جز براى خاشعان
و استعينوا بالصبر و الصلوة و إنها لكبيرة إلا على الخشعين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «إنها» به «استعانت» بر گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 8
8 - پيكار در راه خدا و مصيبت هاى آن ، از مشكلات راه ايمان ، كه بايد با استعانت از صبر و نماز آن را تحمل كرده و بر ايمان خود ، راسخ قدم ماند .
استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 2
2- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استمداد از ياد پروردگار و عبادت و نماز در مشكلات و ناراحتى هاى برخاسته از رسالت خويش و مخالفت هاى دشمنان
و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون . فسبّح بحمد ربّك و كن من السـجدين
برداشت فوق از «فاء» در «فسبّح» ـ كه براى تفريع اين جمله به آيه قبل است ـ استفاده گرديده است; بدين معنا كه توصيه خداوند به تسبيح و تحميد. .. پس از اعلام آگاهى او از دلتنگى و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر تأثير اين عبادات در رفع اندوه و نگرانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 58 - 1،3،4،5
1 ـ استهزاى نماز و بازيچه دانستن آن ، از سوى برخى اهل كتاب و كافران صدر اسلام
و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً
در برداشت فوق ضمير فاعلى «اتخذوها» به «الذين اوتوا الكتب» و «الكفار» ـ در آيه قبل ـ برگردانده شده است.
3 ـ مبارزه تبليغاتى كافران و اهل كتاب عليه اسلام ، با استهزاى نماز و اذان و بازيچه خواندن آن
و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً
4 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه نماز و اذان را بازيچه مى پندارند و آن را به تمسخر مى گيرند .
لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة
5 ـ تمسخر برخى اهل كتاب نسبت به نماز و اذان ، دليل تحريم روابط دوستى با آنان
لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 3
3 ـ ايمان مسلمانان به خدا ، قرآن و تمامى كتب آسمانى ، برانگيزنده اهل كتاب بر تمسخر نماز و ديگر شعاير اسلام
قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و ما أنزل من قبل
برداشت فوق بر اين مبناست كه «ان ءامنا» به تقدير «لام»، بيانگر كراهت و ناخرسندى اهل كتاب نسبت به مسلمانان باشد، يعنى «ما تنقمون منا ديننا و صلاتنا لشىء الا ايماننا باللّه . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 3
3ـ مردم مدين ، نماز ها و عبادت هاى شعيب ( ع ) را مورد تمسخر و استهزاى خويش قرار مى دادند .
أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
استفهام در جمله «أصلوتك . ..» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 2
2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1ـ پيش از نماز بامداد ، 2ـ به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3ـ پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .
ليستئذنكم الذين ملكت أيمـنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 2
2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1ـ پيش از نماز بامداد ، 2ـ به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3ـ پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .
ليستئذنكم الذين ملكت أيمـنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 22
22 - « عن حريز عن رجل عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له « فصلّ لربّك و انحر » قال : النحر الإعتدال فى القيام أن يقيم صلبه و نحره ;
حَريز از مردى نقل كرده كه گفت: به امام باقر(ع) گفتم: [معناى]«فصلّ لربّك و انحر»[چيست؟]فرمود: «نحر» اعتدال در حال قيام است;[به اين كه]ستون فقرات و سينه خود را راست نگه دارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 10،12
10- خواندن نماز با آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته ، جايز نيست .
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «صلاة» هر نمازى باشد كه نمازگزار آن را اَدا مى كند.
12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت اعتدال در قراءت نماز و پرهيز از آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 4
4 - مخالفان نماز ، بايد خدا را ناظر بر كردار خويش ديده و از مخالفت دست بردارند .
أرءيت الذى ينهى . .. ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 1،4
1 - لزوم پرهيز از مخالفت با نماز و اجتناب از تكذيب دين
كلاّ
حرف «كلاّ» براى ردع و بازداشتن از گفتار يا كردارى است كه پيش از آن آمده و در آيه شريفه ناظر به امورى است كه
كلمات «كذّب»، «تولّى»، «ألم يعلم» و «ينهى» در آيات پيشين بر آن دلالت داشت.
4 - خاتمه دادن به موضع گيرى در برابر نماز ، فرمان خداوند به نهى كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از اداى آن
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 6،7
6 ـ لزوم بجا آوردن نماز براى خدا ، همراه خضوع و توجه كامل به پروردگار
حافظوا على الصّلوات . .. و قوموا للّه قانتين
«قنوت» به معناى خضوع در اطاعت و خضوع مستلزم توجه كامل مى باشد و مراد از قيام در «قومواللّه»، يا خصوص نماز است و يا نماز مصداقى بارز براى آن.
7 ـ لزوم بجا آوردن نماز براى خداوند ، از روى اطاعت و بندگى او
حافظوا على الصّلوات . .. و قوموا للّه قانتين
«قنوت»، علاوه بر خضوع، بر اطاعت و بندگى نيز دلالت دارد; زيرا «قنوت» به معناى خضوع در اطاعت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 1،3،8
1 ـ مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، بهره مندان از پاداش ويژه الهى
ان الذين امنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة لهم اجرهم عند ربّه
كلمه «عند ربّهم» اشاره به پاداشى ويژه دارد.
3 ـ پاداش الهى براى مؤمنان داراى عمل صالح ، برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات ، نتيجه عمل خير آنها
لهم اجرهم عند ربّهم
«اجر» به معناى مزد، در برابر عملكرد شخص به كار برده مى شود; بنابراين پاداش آنان مزد و اجر عملشان خواهد بود.
8 ـ برپادارى نماز و پرداخت زكات از بهترين نمونه هاى عمل صالح
و عملوا الصّالحات و اقاموا الصّلوة و اتوا الزكوة
ذكر نماز و زكات پس از عمل صالح، در حاليكه خود عمل صالحند، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 9
9 ـ برپايى نماز با حالت حضور قلب امرى بايسته و سزاوار
حتى تعلموا ما تقولون
ملاك حرمت نماز در حال مستى توجه نداشتن و آگاه نبودن به اذكار نماز است. و اين معنا به هنگام غفلت و فقدان حضور قلب نيز وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 4
4 ـ ضرورت بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات
الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 8،23
8 ـ پيمان الهى از بنى اسرائيل بر اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا
و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً
به نظر مى رسد از جمله موارد ميثاق و پيمان الهى با بنى اسرائيل، مسائلى است كه جمله «لئن اقمتم . ..» آن را بيان مى كند.
23 ـ تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان و دخول در بهشت ، پرتويى از نصرت الهى به بندگان خويش
و قال اللّه انى معكم لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
بنابر اينكه «لاكفرن» تفسير «انى معكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 1،2،12
1 ـ تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان
انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون
در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.
2 ـ خداوند ، معرف فردى از مؤمنان برپا دارنده نماز و ادا كننده زكات براى سرپرستى ديگران ، با ذكر نشانى معين و مشخص
انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون
با توجه به اينكه جمله «و هم راكعون» جمله اى است حاليه و عامل آن فعل «يؤتون» است و نيز با توجه به ظهور «ركوع» در معناى مصطلح آن يعنى ركوع نماز، معلوم مى شود صفات شمرده شده، مخصوصاً آخرين صفت، عنوان مشير دارد ; يعنى براى معرفى شخصى معين است.
12 ـ برپا داشتن نماز و پرداخت زكات ، نشانه ايمان
الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
«الذين يقيمون الصلوة» توصيف «الذين ءامنوا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 3
3 - اقامه نماز جمعه ، در صدراسلام و به امامت حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
و إذا رأوا تجـرة . .. و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 13
13 - اميد داشتن به رحمت و پاداش الهى ـ نه خود را مستحق آن شمردن ـ از ويژگى هاى عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 1،2،14
1ـ لزوم برپا داشتن نماز هاى يوميه در اوقات مقررشده آنها
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.
14ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;
از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 3،14
3- نماز ظهر ، اولين نماز از نماز هاى واجب است .
أقم الصلوة لدلوك الشمس
از اينكه در بيان اوقات نمازهاى پنجگانه، ابتدا زوال خورشيد مطرح شد، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اولين نماز واجب، نماز ظهر است.
14- « عن يزيدبن خليفة قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) . . . إنك قلت : إن أوّل صلاة افترضها الله على نبيه (صلی الله علیه و آله) الظهر و هو قول الله عزّوجلّ : « أقم الصلاة لدلوك الشمس » . . . قال : صدق ;
. .. شما فرموده ايد اولين نمازى كه خداوند بر پيامبرش واجب كرد، نماز ظهر بود و اين همان سخن خداوند است كه فرمود: «أقم الصلاة لدلوك الشمس»؟ ... حضرت فرمود: راوى راست گفته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 40 - 1،2،4،5،7
1- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توفيق يافتن خود بر اقامه نماز شد .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة
2- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توفيق يافتن فرزندانش بر اقامه نماز شد .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
4- دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) به درگاه پروردگار براى توفيق يافتن خود و فرزندانش براى احياى فريضه نماز در جامعه
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) درخواست خواندن نماز نكرد; بلكه خواستار اقامه آن شد، برداشت فوق به دست مى آيد.
5- علاقه شديد حضرت ابراهيم ( ع ) به فريضه نماز و احياى آن در جامعه
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
تعبير «اقامه نماز» به جاى «خواندن نماز» گوياى برداشت فوق است.
7- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند ملتمسانه خواستار استجابت دعايش براى اقامه نماز شد .
ربّنا و تقبّل دعاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 7
7- به پاداشتن نماز و اهتمام به آن ، و دورى جستن از خواسته هاى نفسانى و شهوات ، دو ويژگى مهمّ و برجسته پيامبران و هدايت يافتگان است .
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 92 - 15
15 ـ مراقبت بر نماز از ويژگيهاى مؤمنان به قرآن است.
و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به و هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 9 - 2
2 - اهميت دادن به فريضه نماز و مراقبت بر انجام به موقع آن ، توصيه خداوند به اهل ايمان
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم على صلوتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 9 - 3
3 - مؤمنان راستين ، همواره در انديشه نماز و مراقب انجام به موقع آن هستند .
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم على صلوتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 7
7- به پاداشتن نماز و اهتمام به آن ، و دورى جستن از خواسته هاى نفسانى و شهوات ، دو ويژگى مهمّ و برجسته پيامبران و هدايت يافتگان است .
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 6
6 - لزوم اخلاص و قصد قربت در نماز
فويل للمصلّين . .. الذين هم يراءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 6
6 - تلاش و جديت براى درك خطبه هاى نماز جمعه و اهميت دادن به آن ، توصيه خداوند به مؤمنان
فاسعوا إلى ذكر اللّه
در صورتى كه مراد از «ذكر اللّه» در آيه شريفه خطبه هاى نماز جمعه باشد; براشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 6
6 ـ اهميّت بيشتر اقامه نماز و پرداخت زكات ، نسبت به ديگر عبادات فردى و اجتماعى
قيل لهم كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة
چون در ميان واجبات، تنها به نماز و زكات اشاره شده، با اينكه قطعاً در آن زمان مسائلى ديگر نيز واجب بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 9،10
9 ـ اهميت ويژه اقامه نماز ، پرداخت زكات و انفاق ، از ميان تكاليف الهى
لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و اقرضتم
بى ترديد تكاليف بنى اسرائيل منحصر به آنچه ذكر شده نيست. بنابراين تصريح به آنها و نيز كافر خواندن ترك كنندگان آن تكاليف، دليل اهميت ويژه آنهاست.
10 ـ نصرت و يارى خدا به بنى اسرائيل ، مشروط به اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا
انى معكم لئن اقمتم الصلوة . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً
در برداشت فوق جمله «انى معكم» به منزله جواب شرط و قسم در «لئن اقمتم» گرفته شده است. يعنى در واقع، جمله «لئن اقمتم»، داراى دو جزء است: يكى «انى معكم» و ديگرى «لاكفرن ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 7
7 ـ بپاداشتن همواره نماز با تمامى شرايط آن و كوتاهى نورزيدن در پرداخت زكات ، شرط شايستگى براى ولايت و حكومت بر مؤمنان
انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون
اقامه نماز به معناى برپا داشتن آن با تمامى شرايط است و فعل مضارع «يقيمون» و «يؤتون»، حاكى از استمرار و تداوم اقامه نماز و پرداخت زكات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 1
1 - خداوند ، بنى اسرائيل را به اقامه نماز و پرداخت زكات دعوت كرد .
يبنى إسرائيل اذكروا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 1
1 - پيشه ساختن صبر و برپايى نماز ، سفارش و توصيه خداوند
و استعينوا بالصبر و الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 1،7
1 - ضرورت اقامه نماز و پرداخت زكات
و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
7 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، بهترين كار نيك و ارجمندترين توشه براى سراى آخرت
أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
«خير» (كار نيك و پسنديده) شامل نماز نيز مى شود. بنابراين نام بردن از آنها براى رساندن اين معناست كه: اين دو فريضه، از بهترين كارهاى نيك و سودمندترين توشه ها براى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 6
6 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، وفاى به عهد ، صبر در مشكلات و استقامت در نبرد از وظايف اهل ايمان و از مسائل اساسى دين
ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ... و أقام الصلوة ... والصبرين فى ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 1
1 ـ اقامه نماز فرمانى است كه آدميان بايد بر آن گردن نهند.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين. و أن أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 1،2
1 ـ اقامه نماز و انفاق از امكانات خدادادى ، نمود بارز ايمان واقعى
إنما المؤمنون . .. الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
2 ـ ضرورت اقامه نماز و انفاق بخشى از امكانات و داراييها
أطيعوا اللّه و رسوله . .. الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
«من» در «مما رزقنهم» مى تواند براى تبعيض باشد. بنابراين انفاق همه داراييها مورد توصيه خداوند نخواهد بود، بلكه انفاق بخشى از آن خواست خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 15
15 ـ اقامه نماز و پرداخت زكات ، از نشانه هاى اصلى و ضرورى مسلمان بودن است .
فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا و أقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة فخلّوا سبيلهم
از اينكه خداوند در پذيرش توبه مشركان و اسلام آوردن آنان تنها دو عمل (نماز و زكات) را از آنان خواسته است، مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 11 - 2،6
2 ـ اقامه نماز و پرداخت زكات ، از نشانه هاى ضرورى مسلمانى است .
فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
6 ـ پذيرش اسلامِ كفار ، مشروط به اقامه نماز و پرداخت زكات است .
فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة فإخونكم فى الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 18 - 6،7،8
6 ـ ايمان ( اعتقاد به خدا و روز بازپسين ) و عمل ( اقامه نماز و پرداخت زكات ) دو ركن اساسى و جدايى ناپذير دين الهى
إنما يعمر مسجد اللّه من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة
7 ـ اقامه نماز و پرداخت زكات از مهمترين تكاليف شريعت الهى
و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة
از اينكه خداوند، پس از ذكر شرط ايمان، تنها نماز و زكات را از ميان ديگر تكاليف شريعت بيان كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
8 ـ اقامه نماز ، پرداخت زكات و بيم داشتن از خدا و نهراسيدن از غير او ، نشانه هاى ايمان راستين
من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة و لم يخش إلا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 10،11
10 ـ اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول ، از نشانه هاى بارز مؤمنان
و المؤمنون و المؤمنت . .. و يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
11 ـ ويژگى و اهميت اقامه نماز و پرداخت زكات ، در ميان ساير تكاليف دينى
و المؤمنون و المؤمنت . .. و يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
با توجه به اينكه جمله «يطيعون اللّه و رسوله» فراگيرنده تمامى تكاليف عبادى و غير عبادى است; ذكر جداگانه اقامه نماز و پرداخت زكات، نشان از ويژگى و اهميت والاى آن دو، در ميان ساير عبادات و وظايف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 1
1ـ لزوم برپا داشتن نماز هاى يوميه در اوقات مقررشده آنها
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 4
4ـ لزوم برپايى نماز و محافظت بر آن
والذين . .. أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 1،4،5
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ فرمان اقامه نماز و انفاق به مؤمنان
قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا
4- اقامه نماز و انفاق از اهميت ويژه اى در ميان ساير فريضه ها و تكاليف الهى برخوردار است .
قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا
ذكر اقامه نماز و انفاق، پس از بيان صفت ايمان بندگان حقيقى و انتخاب اين دو تكليف از ميان ساير تكاليف مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.
5- اقامه نماز و انفاق در پنهان و آشكار ، از ويژگى ها و نشانه هاى بندگان راستين خداوند است .
قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا سرًّا و علانية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 3
3- هدف حضرت ابراهيم ( ع ) از اسكان دادن برخى از فرزندانش در جوار خانه خدا ، توفيق يافتن آنان براى عبادت و اقامه نماز بود .
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 40 - 3،6
3- اهميت و جايگاه بلند فريضه نماز در مقايسه با ديگر فريضه هاى الهى
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
6- احياى فريضه نماز در جامعه ، كارى بس مهم و ارزشمند است .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
از آن جا كه حضرت ابراهيم(ع)، كه از انبياى بزرگ الهى است، خواستار توفيق احياى نماز در جامعه شد، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 4
4- تحقق فريضه هاى نماز و زكات ، نيازمند پى گيرى و تبليغ و ترويج مداوم
و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة
«كان يأمر . ..»، يعنى اسماعيل(ع) به طور پيوسته بر انجام نماز و اداى زكات فرمان مى داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 10،11
10 - فرمان مداومت بر نماز و برپاداشتن آن ، از نخستين برنامه هاى عملى ابلاغ شده به موسى ( ع ) در وادى طوى بود .
أقم الصلوة
«اقامه نماز» (برپاداشتن آن) به مداومت بر آن است.
11 - اقامه نماز ، بارزترين جلوه عبوديت در برابر خداوند است .
فاعبدنى و أقم الصلوة
ترديدى نيست كه اقامه نماز، خود عبادت است. ذكر نماز پس از امر به عبادت، حكايت از نقش نماز در تحقق بخشيدن به بندگى خداوند دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 4
4 - لزوم مراقبت پى گير بر نماز و مداومت بر اقامه آن
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 20
20 - لزوم بر پاداشتن نماز و پرداخت زكات
فأقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 4 - 3،4
3 - مراعات نماز و حفظ پاسدارى از آن ، امرى شايسته و پسنديده است .
يقيمون الصلوة
«أقام» از ريشه «قوم» و «قيام» است كه به معناى «حفظ و پاسدارى چيزى و مراعات آن» است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه وصف محسنان، با «الذين يقيمون الصلاة» نشان مى دهد كه عمل ياد شده، محبوب و مورد نظر خداوند است.
4 - اداى كامل و دائمى نماز و پرداخت دائم زكات ، از اعمال پسنديده و تكليف هاى شايسته است .
للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
اقامه چيزى، در لغت به معناى «اداى كامل حقوق آن» معنا شده است (مفردات راغب). مراد از اداى كامل حقِّ نماز، اتيان آن، با رعايت شرايط اش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 5،10
5 - اقامه نماز ، از ديد لقمان اهميت ويژه اى دارد .
يـبنىّ أقم الصلوة
از اين كه لقمان پس از توصيه پسرش به پرهيز از شرك (توحيد) و يادآورى روز حساب به نماز مى پردازد ، حكايت از اهميت
آن مى كند.
10 - اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از فرمان هاى بس مهم خداوند است .
أقم الصلوة . .. إنّ ذلك من عزم الأُمور
«عَزْم» ممكن است به معناى «تصميم قطعى و جزمى» باشد كه در اين صورت، «عزم» به خداوند اسناد داده مى شود. صاحب كشاف، چنين معنايى را اختيار كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 5
5 - اقامه نماز و گسترش فرهنگ نمازخوانى ، از مهم ترين تكاليف الهى براى اهل ايمان
و الذين استجابوا لربّهم و أقاموا الصلوة
با توجه به اين كه «استجابوا لربّهم» اجراى تمامى تكاليف الهى را در بر دارد، ذكر اقامه نماز پس از آن، دليلى بر اهميت ويژه برپايى نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 15
15- خداوند ، خواهان بروز و ظهور نماز و نيايش مؤمنان ، در گستره جامعه *
تريهم ركّعًا سجّدًا
واژه «تراهم» مى رساند كه ركوع، سجود و نيايش مؤمنان، به گونه مخفى صورت نمى گيرد; بلكه آن چنان است كه اگر شخصى به جامعه اسلامى نگاه كند، به آسانى روحيه نيايش و نمازگزارى را در آنان مشاهده مى كند. از سوى ديگر لحن آيه شريفه، تمجيد از چنين روش و منش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 9
9ـ دستور اقامه نماز هاى يوميه ، از مواعظ و پند هاى مهم خداوند است .
و أقم الصلوة . .. ذلك ذكرى
مشاراليه «ذلك» مى تواند همه دستورات و حقايقى باشد كه در اين آيه و دو آيه قبل بيان شده است. در برداشت فوق «ذلك ذكرى» در ارتباط با «أقم الصلاة» معنا شده است. به كارگيرى «ذلك» ـ كه براى اشاره به دور است ـ در مشاراليه نزديك، حاكى از عظمت و اهميت آن مشاراليه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 9،10
9 ـ نماز و انفاق بايد برنامه هميشگى انسان باشد ، نه مقطعى و موقت
يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
برداشت فوق با توجه به فعلهاى مضارع (يقيمون و ينفقون) ـ كه حكايت از تجدد و استمرار دارد ـ استفاده شده است.
10 ـ نماز اگر برنامه زندگى نباشد و بدان اهتمام نشود ، آدمى را به مرحله تقوا نخواهد رساند .
هدًى للمتقين. الذين ... يقيمون الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 1
1 - پايبندى به نماز و انجام دادن دائمى آن ، از نشانه هاى نمازگزاران حقيقى است .
إلاّ المصلّين . الذين هم على صلاتهم دائمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 5
5 - اهميت تعقيبات نماز و نوافل آن *
و من اليل فسبّحه و أدبـر السجود
در صورتى كه سجده، اشاره به نماز داشته باشد; تعبير «أدبار السجود» مى تواند ناظر به تعقيبات نماز و نوافل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 6
6 - تلاش و جديت براى درك خطبه هاى نماز جمعه و اهميت دادن به آن ، توصيه خداوند به مؤمنان
فاسعوا إلى ذكر اللّه
در صورتى كه مراد از «ذكر اللّه» در آيه شريفه خطبه هاى نماز جمعه باشد; براشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 2 - 3
3 - رعايت خضوع و تذلل در نماز ، توصيه خدا به اهل ايمان
قد أفلح المؤمنون . الذين هم فى صلاتهم خـشعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 8
8- سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز و داراى جايگاه ويژه در ميان ساير عبادات
فسبّح بحمد ربّك و كن من السـجدين
مقصود از «سجده» مى تواند نماز باشد و علت اينكه به جاى نماز به سجده امر شده، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه سجده ركن مهم و روح نماز است. گفتنى است دستور خداوند به سجده، پس از توصيه به تسبيح و حمد ـ كه هر دو نوعى عبادت به شمار مى آيند ـ نشان دهنده اهميت و جايگاه ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 219 - 4
4 - سجده و خضوع در برابر خداوند ، مهم ترين ركن نماز و روح عبادت
و تقلّبك فى السـجدين
از اختصاص به ذكر يافتن موضوع سجده، در ميان مجموعه اركان نماز و مصاديق عبادت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 8
8- سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز و داراى جايگاه ويژه در ميان ساير عبادات
فسبّح بحمد ربّك و كن من السـجدين
مقصود از «سجده» مى تواند نماز باشد و علت اينكه به جاى نماز به سجده امر شده، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه سجده ركن مهم و روح نماز است. گفتنى است دستور خداوند به سجده، پس از توصيه به تسبيح و حمد ـ كه هر دو نوعى عبادت به شمار مى آيند ـ نشان دهنده اهميت و جايگاه ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 4
4 ـ سجده ، ركن اصلى و روح نماز است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
تقديم سجده بر قيام ـ در حالى كه در نماز قيام بر سجده مقدم است ـ مى تواند براى بيان اهميت سجده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 219 - 4
4 - سجده و خضوع در برابر خداوند ، مهم ترين ركن نماز و روح عبادت
و تقلّبك فى السـجدين
از اختصاص به ذكر يافتن موضوع سجده، در ميان مجموعه اركان نماز و مصاديق عبادت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 4 - 3،4
3 - مراعات نماز و حفظ پاسدارى از آن ، امرى شايسته و پسنديده است .
يقيمون الصلوة
«أقام» از ريشه «قوم» و «قيام» است كه به معناى «حفظ و پاسدارى چيزى و مراعات آن» است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه وصف محسنان، با «الذين يقيمون الصلاة» نشان مى دهد كه عمل ياد شده، محبوب و مورد نظر خداوند است.
4 - اداى كامل و دائمى نماز و پرداخت دائم زكات ، از اعمال پسنديده و تكليف هاى شايسته است .
للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
اقامه چيزى، در لغت به معناى «اداى كامل حقوق آن» معنا شده است (مفردات راغب). مراد از اداى كامل حقِّ نماز، اتيان آن، با رعايت شرايط اش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 6
6 - مراقبت بر نماز و پاسدارى از آن ، لازم و ضرورى است .
أقم الصلوة
«إقامة» از ريشه «قوم» و «قيام» به معناى مراعات و حفظ چيزى است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 4
4 - نماز و انفاق از اركان عملى دين و داراى اهميتى خاص در ميان ساير تكاليف
و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 3،4،5،6،9
3 - پيشه ساختن صبر و اقامه نماز ، طريق هاى موفقيت و پيروزى بر مشكلات و ناملايمات
و استعينوا بالصبر و الصلوة
4 - صبر و نماز وسايلى كارساز براى موفقيت در انجام دستور هاى خدا ( ايمان به قرآن ، وفا به عهد هاى الهى و . . . )
أوفوا بعهدى . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة
با توجه به آيه هاى قبل مى توان گفت: متعلق «استعينوا» فرامينى است كه در آن آيه ها بيان شد; يعنى: واستعينوا على ما امرتكم به و نهيتكم عنه بالصبر و الصلاة.
5 - صبر و نماز عوامل كارآمد براى موفق شدن در پرهيز از محرمات الهى ( كفر به قرآن ، دين فروشى ، كتمان حق و . . . )
و لاتكونوا أول كافر به . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة
6 - برپايى نماز كارى سنگين و دشوار مگر براى خاشعان و فروتنان
و إنها لكبيرة إلا على الخشعين
ضمير در «إنها» مى تواند به «الصلاة» برگردد و نيز مى تواند به «استعانت» - كه از «استعينوا» فهميده مى شود - ارجاع شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. گفتنى است كه دشوار بودن نماز به معناى دشوار بودن برپايى آن است.
9 - باور به آسان شدن مشكلات در پرتو نماز ، حقيقتى كه تنها خاشعان بدان ايمان دارند .
و استعينوا بالصبر و الصلوة و إنها لكبيرة إلا على الخشعين
دشوارى استعانت از نماز - كه مقتضاى برگشت ضمير «إنها» به «استعانت» است - به معناى ناباورى به كارساز بودن نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 24
24 - نماز ، مظهر ايمان است .
و ما كان اللّه ليضيع إيمنكم
مراد از «ايمان» چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند، نماز است. اطلاق ايمان بر نماز دلالت بر اهميت والاى نماز دارد; به گونه اى كه مى توان نماز را ايمان خواند و آن را مظهر ايمان دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 153 - 1
1 - صبرپيشگى و برپايى نماز ، توصيه و فرمان خدا به مؤمنان
يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 8
8 - پيكار در راه خدا و مصيبت هاى آن ، از مشكلات راه ايمان ، كه بايد با استعانت از صبر و نماز آن را تحمل كرده و بر ايمان خود ، راسخ قدم ماند .
استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 2،3،4،5
2 ـ لزوم محافظت و مراقبت بر نماز ها ( مراعات آداب ظاهرى و باطنى آن )
حافظوا على الصّلوات
3 ـ مشكلات مسائل خانوادگى ، نبايد غافل كننده آدمى از نماز و ارتباط با خداوند باشد .
حافظوا على الصّلوات
چون انسان طبعاً با درگير شدن به مسائل خانوادگى (نظير طلاق و پرداخت مهر و . .. ) از ياد خدا غافل مى شود و احياناً نماز را به تأخير انداخته و يا ترك مى كند، خداوند پس از بيان احكام خانواده، تأكيد بر محافظت و مراقبت به نماز كرده است.
4 ـ لزوم نظارت اجتماعى بر رعايت نماز و آداب دينى در جامعه اسلامى
حافظوا على الصّلوات
چون «حافظوا» به صورت جمع آورده شده، مى توان چنين فهميد كه خطاب به جامعه ايمانى است. بديهى است كه اين معنا منافاتى با فرمان محافظت بر نماز بر آحاد مردم ندارد.
5 ـ اهميّت ويژه برخى از نماز هاى يوميّه ( صلوة وسطى )
و الصّلوة الوسطى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 239 - 1،2،5
1 ـ جواز بجاآوردن نماز در حال حركت ، پياده يا سواره در هنگام ترس
فان خفتم فرجالا او ركباناً
جمله «فان خفتم . .. » حكايت از شرطى محذوف دارد كه حكم آيه قبل را مشروط مى كند ; يعنى مراقبت كامل شرايط در نماز در صورت امنيّت است ; ولى آنگاه كه خوفى عارض شود، به مقدار ممكن حفظ شرايط و آداب لازم است نه همه آنها. همچنين «رجالا» جمع راجلا به معنى پياده و «ركباناً» جمع راكباً به معناى سواره است و در هر دو، حركت لحاظ مى شود.
2 ـ عدم جواز ترك نماز ، حتى در سخت ترين شرايط
فان خفتم فرجالا او ركباناً
5 ـ نماز ، ذكر خداست .
فاذا امنتم فاذكروا اللّه
مراد از «ذكر» در جمله «فاذكروا اللّه» نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 5،9
5 ـ لزوم اهتمام به نماز و برپايى آن ، حتى در صورت ترس از كمين دشمن
فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
9 ـ ر ها شدن از فتنه هاى دشمن ، داراى مصلحتى بيشتر و مهمتر از انجام كامل نماز
فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 3
3 ـ وجوب برپا كردن نماز ، حتى در ميدان رزم و شرايط دشوار
و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 7
7 ـ نماز ، وظيفه اى ثابت و واجب براى اهل ايمان
ان الصلوة كانت على المؤمنين كتباً موقوتاً
«كتاب» به معناى واجب و ثابت است. مؤيد برداشت فوق، فرمايش امام باقر(ع) است كه درباره «كتاباً موقوتاً» در آيه فوق فرمود: يعنى مفروضاً ... .
كافى، ج 3، ص 294، ح 10; نورالثقلين، ج 1، ص 545، ح 545.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 13
13 ـ اهميت والاى نماز و زكات و عنايت ويژه الهى نسبت به اقامه كنندگان نماز
و المقيمين الصلوة و المؤتون الزكوة
منصوب آوردن «المقيمين» به تقدير «امدح» و «اخص» براى تأكيد بيشتر به اهميت نماز و عنايت خاص خداوند به اقامه كنندگان آن است و ذكر زكات در بين ديگر عبادتها و واجبات، حكايت از اهميت ويژه آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 14،15
14 ـ اهميت ويژه نماز ، زكات و انفاق ، در ميان عبادات و فرايض دينى
الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
15 ـ اهميت ويژه نماز ، نسبت به زكات و انفاق
يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
تقدم ذكرى اقامه نماز بر پرداخت زكات، حكايت از اهميت والاتر نماز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 58 - 8
8 ـ نماز و اذان ، از اركان اساسى دين و شعاير مقدس آن
الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً
آيه مورد بحث، استهزاى نماز و اذان را نمونه اى از استهزاى دين شمرده است و اطلاق دين بر نماز و اذان نشان مى دهد كه اين دو از اركان اساسى دين مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 10،13
10 ـ باز نماندن از نماز و ياد خدا از حكمت هاى تحريم ميگسارى و قماربازى
انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
13 ـ نماز ، داراى جايگاهى شاخص در ميان اذكار الهى
و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
چون نماز از جمله اذكار الهى است، عطف «عن الصلوة» بر «عن ذكر اللّه» عطف خاص بر عام خواهد بود و حاكى از اهميت برتر نماز نسبت به ديگر اذكار الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 2
2 ـ نماز داراى جايگاه و اهميتى ويژه در بين عبادات
و أمرنا لنسلم . .. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه
يادآور شدن نماز در اين سلسله آيات از بين عبادات ديگر، گوياى نقش و جايگاه ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 92 - 17
17 ـ نماز نشانه عملى بارز مسلمان بودن در صدر اسلام بوده است.
و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به و هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 162 - 3،11
3 ـ نماز بارزترين جلوه پرستش خدا
إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين
«نسك» به معناى عبادت است و شامل نماز نيز مى شود. بنابراين تنها نام بردن از نماز در ميان ساير عبادتها بيانگر اهميت ويژه آن است.
11 ـ نماز و عبادت خالصانه از بارزترين ويژگيهاى آيين پيامبر(صلی الله علیه و آله)
دينا قيما . .. إن صلاتى و نسكى ... لله رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 16
16 ـ اهميت و جايگاه بلند نماز و زكات در ميان ساير فرايض و تكاليف الهى
فإن تابوا و أقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 6
6 ـ اهميت نماز در ميان ساير عبادت ها و نقش آن در پذيرش ساير اعمال
و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا . .. لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 10
10ـ نماز ، وسيله ياد خدا و فراموش نكردن اوست .
و أقم الصلوة . .. ذلك ذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 12
12- اعمال نيك انسان ( نماز ، انفاق و . . . ) داد و ستد و دوستى با خداوند است .
يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 4
4- نماز ، برخوردار از جايگاه و اهميت خاص در مقايسه با ديگر عبادات و فريضه هاى الهى
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع . .. ليقيموا الصلوة
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) هدف از هجرت فرزندانش به سرزمينى بدون كشت و زرع (مكه) را نماز معرفى مى كند و از ميان ساير عبادتها آن را برمى گزيند، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 40 - 1،2،4
1- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توفيق يافتن خود بر اقامه نماز شد .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة
2- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توفيق يافتن فرزندانش بر اقامه نماز شد .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
4- دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) به درگاه پروردگار براى توفيق يافتن خود و فرزندانش براى احياى فريضه نماز در جامعه
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) درخواست خواندن نماز نكرد; بلكه خواستار اقامه آن شد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 2،3
2- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استمداد از ياد پروردگار و عبادت و نماز در مشكلات و ناراحتى هاى برخاسته از رسالت خويش و مخالفت هاى دشمنان
و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون . فسبّح بحمد ربّك و كن من السـجدين
برداشت فوق از «فاء» در «فسبّح» ـ كه براى تفريع اين جمله به آيه قبل است ـ استفاده گرديده است; بدين معنا كه توصيه خداوند به تسبيح و تحميد. .. پس از اعلام آگاهى او از دلتنگى و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر تأثير اين عبادات در رفع اندوه و نگرانى است.
3- رهبران الهى و زمامداران جامعه اسلامى ، نيازمند به استمداد از پروردگار با ذكر و نماز و عبادت ، در برابر مشكلات رسالت خويش
و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك و كن من السـجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 46 - 12
12- « عن إدريس القمى قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن الباقيات الصالحات ؟ فقال : « هى الصلاة » ;
ادريس قمى گفت از امام صادق(ع) از معناى «الباقيات الصالحات» پرسيدم. فرمود: «آن، نماز است».».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 9،12
9- نماز و زكات ، ( اظهار بندگى و انفاق ) در بين تكاليف الهى ، از اهميت ويژه اى برخوردار است .
و أوصـنى بالصلوة والزكوة
سفارش مستقيم خداوند در مورد نماز و زكات، گوياى اهميت و نقش مهم آن دو در نيل به كمال است.
12- نماز و زكات ، در هيچ شرايطى نبايد ترك شود .
و أوصـنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا
گرچه «مادمت حيّاً» مربوط به عيسى(ع) است، ولى به دليل اشتراك تكاليف، ديگر مسيحيان نيز به تكاليف او موظف اند و هر گاه قرآن از اديان پيشين حكمى را نقل كرده و نسخ آن را گوشزد نكند، مسلمانان نيز بايد آن را تكليف خود بشمارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 2
2- نماز ، زكات و انفاق ، داراى اهميت ويژه در آيين اسماعيل صادق الوعد
و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة
اصرار حضرت اسماعيل(ع) بر نماز و زكات (انفاق)، نشان اهميت آن دو، در آيين آن حضرت بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 8
8- نماز ، داراى جايگاهى مهمّ و اساسى در تمامى اديان الهى
فخلف . ..أضاعوا الصلوة
آيه مورد بحث، ازميان همه چيزهايى كه مى توان در پشت كردن و اهميت ندادن به دين مطرح ساخت، نماز را مطرح كرده است. اين گوياى نقش محورى نماز در مجموعه احكام دينى و اديان الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 12
12 - نماز از همه عبادت هاى ديگر مهم تر است .
فاعبدنى و أقم الصلوة
اختصاص به ذكر نماز از بين مجموعه عبادات، گوياى رتبه ويژه و برتر اين عمل در مقايسه با ديگر عبادات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 5
5 - نماز ، زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، مهم ترين تكاليف دينى
أقاموا الصلوة . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 2
2 - نماز ، با اهميت ترين عبادت و والاترين جلوه پرستش خداوند
يـأيّها الذين ءامنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربّكم
با توجه به اين كه نماز از مصداق هاى عبادت است و جمله «اعبدوا ربّكم» شامل آن نيز مى شود، ذكر جداگانه آن پيش از «اعبدوا ربّكم»، بيانگر اهميت خاص اين عبادت و ارزش والاتر آن در نزد خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 22
22 - برپاداشتن نماز ، پرداخت زكات و اعتصام به محور الهى ، اساسى ترين وظايف امت اسلامى
هو سمّيكم المسلمين . .. فأقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و اعتصموا باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 36 - 15
15 - « عن الإمام موسى بن جعفر عن أبيه عليهما السلام فى قول اللّه عزّوجلّ « . . . يسبّح له فيها بالغدوّ والأصال » . . . قال الصلاة فى أوقاتها ;
امام موسى بن حعفر(ع) از پدر بزرگوارش نقل مى كند كه درباره قول خداى ـ عزّوجل ـ «. ..يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال» فرمود: مقصود خواندن نماز در اوقات معين آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 1،2،3
1 - مؤمنان ، وظيفه دار برپايى نماز و پرداخت زكات
وعد اللّه الذين ءامنوا. .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
2 - نماز و زكات ، از مهم ترين و با ارزش ترين فريضه ها و احكام الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت فوق با توجه به اختصاص به ذكر يافتن نماز و زكات، پس از بيان اعمال صالح ـ كه نماز و زكات نيز جزء آنها مى باشد ـ قابل استفاده است.
3 - فريضه نماز ، در مقايسه با ديگر فريضه ها و احكام الهى ، از ارزش و اهميت ويژه اى برخوردار است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت ياد شده، از تقدم فريضه نماز بر زكات استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 5
5 - اهميت اقامه نماز و پرداخت زكات در مجموعه تكاليف دينى
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
از آن جا كه تكاليف دينى، منحصر در نماز و زكات نيست، بسنده كردن به آن دو بيانگر اهميت بسيار آنها در ميان تكاليف دينى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 6
6 - نماز ، داراى جايگاهى والا در ميان تكليف هاى دينى است .
و اتّقوه و أقيموا الصلوة
اختصاص به ذكر نماز از ميان ساير عبادت ها و تكليف ها، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 4 - 2
2 - نماز و زكات ، در ميان اعمال عبادى و مالى ، جايگاه والا و ويژه اى دارند .
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
ذكر نماز و زكات (صدقه) از ميان ساير مسايل عبادى ، براى توصيف محسنان، نشان دهنده جايگاه ويژه آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 33 - 10
10 - نماز و زكات ، به عنوان دو وظيفه عبادى و مالى ، داراى اهميتى خاص در ميان تكليف هاى دينى است .
و أقمن الصلوة و ءاتين الزكوة
ذكر نماز و زكات از ميان ساير تكليف ها، نشان از اهميت والاى آن دو دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 6
6 - نماز ، داراى ويژگى و اهميت در ميان ساير عبادات
و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 13 - 7،10،12
7 - اقامه نماز ، تكليفى الهى برعهده مسلمانان
فأقيموا الصلوة
10 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و فرمانبردارى از خدا و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، اركان عملى اسلام
فأقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و أطيعوا اللّه و رسوله
12 - مسلمانان ، بايد بر اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول او ، پايبند بوده و از سهل انگارى درباره آنها كيداً پرهيز نمايند .
فأقيموا الصلوة . .. و أطيعوا اللّه و رسوله
ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، هر چند درباره مسأله صدقه نجوا از كسانى كه نسبت به آن كوتاهى نمودند، سخت گيرى نكرد; لكن نسبت به اقامه نماز، پرداخت زكات و . .. هرگز تسامح نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 4
4 - نماز ، از اركان عملى دين و نشانه اصلى دين دارى است .
و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سـلمون
به گفته مفسران، مقصود از سجود و فراخوانده شدن كافران به آن، نماز است كه در آيات گوناگون، همگان به اين عبادت فراخوانده شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 22 - 5
5 - نماز ، مهم ترين صفت مسلمانى و اساسى ترين ركن دين دارى است .
إلاّ المصلّين
از ذكر نماز در آغاز و تقديم آن بر ساير مسائل و احكام دينى، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 3
3 - نماز ، داراى جايگاهى بس بلند در سلسله تعاليم اسلام
إلاّ المصلّين . الذين هم على صلاتهم دائمون ... و الذين هم على صلاتهم يحافظون
از اين كه مسأله «نماز» از ميان ديگر اوصاف مؤمنان، در دو نوبت ـ آن هم در آغاز و پايان ـ ياد شده است، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 43 - 2،4
2 - اهميت و جايگاه ويژه فريضه نماز ، در سلسله احكام و رهنمود هاى الهى
قالوا لم نك من المصلّين
از اين كه ترك نماز، از عوامل دوزخى شدن محسوب گشته و اولين عامل آن معرفى شده است، مى توان به اهميت و جايگاه والاى آن پى برد.
4 - « عن عقيل الخُزاعىّ ، أنّ أميرالمؤمنين ( ع ) . . . يقول : تعاهَدوا الصّلاةَ و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقرَّبوا بها فإنّها كانت على المؤمنين كتاباً موقوتاً و قد علم ذلك الكفّارُ حين سُئِلوا ما سلككم فى سقر ؟ قالوا : لم نك من المصلّين ;
از عقيل خزاعى روايت شده كه اميرالمؤمنين(ع) فرمود: . ..مواظب نماز باشيد و بر آن محافظت نماييد و انجام آن را افزون كنيد و با نماز به [خدا] تقرّب جوييد. چون نماز، وظيفه ثابت و معينى براى مؤمنان است; اين را كافران نيز مى دانند; آن زمان كه از آنان سؤال شود: «چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت»؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 31 - 3،4
3 - نماز ، مظهر دين دارى و تصديق عملى دين
فلاصدّق و لاصلّى
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، پس از بيان تصديق نشدن اصل دين از سوى كافران، تنها به ترك فريضه نماز از سوى آنان بسنده كرده است.
4 - اهميت و جايگاه ويژه نماز و صدقه ، در سلسله تعاليم دين
فلاصدّق و لاصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 10 - 3
3 - نماز ، جلوه عبوديت انسان است .
عبدًا إذا صلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 3،16
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هرگز به ترك نماز بر اثر نهى و تهديد مخالفان مجاز نبود .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه ... كلاّ لاتطعه و اسجد
16 - قصد قربت ، نشانه عبوديت و از اجزاى نماز
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه ... و اقترب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 2
2 - لزوم اهتمام به نماز و توجّه به محتواى آن
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 14
14 - خداوند ، با يادآورى عطاى ويژه خويش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را آماده دريافت فرمان نماز و قربانى ساخت .
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ لربّك وانحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 20
20 - لزوم خواندن نماز ، در ابتداى وقت آن *
وانحر
در «تاج العروس» آمده است: «نَحَرَ الصلاة»; يعنى، نماز را در آغاز وقت آن خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 2،4
2 - اقامه نماز به جماعت و به همراه مسلمانان توصيه خداوند به بنى اسرائيل
و اركعوا مع الركعين
مراد از ركوع كردن، اقامه نماز است و مقصود از «راكعين» نمازگزاران مسلمان مى باشد; زيرا پس از دعوت اهل كتاب به ايمان و اسلام، اين احتمال وجهى ندارد كه گفته شود مراد از نماز، نماز شريعت خود آنان است.
4 - ضرورت برپايى نماز ها به جماعت
و اركعوا مع الركعين
نماز خواندن همراه نمازگزاران كنايه از اقامه نماز به جماعت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 4
4 ـ اهميت ويژه نماز و برگزارى آن به جماعت
و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة . .. و لياخذوا حذرهم و اسلحتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 219 - 2
2 - اهميت عبادت خدا و اقامه نماز در ميان جمع و با جماعت
و تقلّبك فى السـجدين
تعبير «فى الساجدين» مشعر به مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 7
7 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، براى بيان جايگاه بلند نماز در پيشگاه الهى
قل ما عند اللّه خير من اللهو و من التجـرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 1،3،9
1 - شركت در نماز جمعه ، توصيه خداوند به مؤمنان
يـأيّها الذين ءامنوا . .. فاسعوا إلى ذكر اللّه
3 - نماز جمعه ، « ذكر اللّه » است .
فاسعوا إلى ذكر اللّه
مفسران «ذكر اللّه» را به دو معنا تفسير كرده اند: الف) مراد از «ذكر اللّه» نماز جمعه است ب) مراد از آن خطبه هاى نماز جمعه است. برداشت ياد شده بر پايه تفسير اول است.
9 - فريضه نماز جمعه و ر ها كردن داد و ستد به هنگام اقامه آن ، در جهت تأمين مصالح و منافع خود مؤمنان است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه. .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 1
1ـ نماز ، بارزترين نمود آيين شعيب ( ع )
قالوا يـشعيب أصلوتك تأمرك
از اينكه مردم مدين از ميان كارهاى دينى شعيب(ع) نماز او را نام مى برند ، معلوم مى شود كه: نماز در ميان ديگر امور دينى وى ، نمود و بروزى خاص داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 9 - 22
22 - « عن زرارة عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له : « آناء الليل ساجداً و قائماً . . . » قال : يعنى صلاة الليل . . . ;
زراره مى گويد: از امام باقر(ع) پرسيدم: مراد از «آناء الليل ساجداً و قائماً» چيست؟ فرمود: مراد نماز شب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 22
22 - « عن أبى الحسن ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « و رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم إلاّ ابتغاء رضوان اللّه » قال : صلاة الليل ;
از امام رضا(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ كه فرموده: «. ..إلاّ ابتغاء رضوان اللّه» روايت شده كه مراد نماز شب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 10
10 - « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( عليهماالسلام ) إنّهما قالا : هى القيامُ فى آخر الليل إلى صلاة الليل ;
از امام باقر و امام صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه فرموده اند: [مراد از] آن [«ناشئة الليل»] برخاستن در آخر شب براى نماز شب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 12،13
12 - نماز و خواندن قرآن ، از بهترين اعمال مراسم در شب زنده دارى و عبادت شبانه
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
13 - شب هنگام ، زمان مناسب براى نماز و قرائت قرآن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 25 - 6
6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اقامه نماز در سپيده دم و پسين گاه
و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً
مقصود از ذكر در اين آيه ـ بنابر نظر مفسران ـ ممكن است نماز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 2،7،12،13
2 - اقامه نماز در پاره اى از شب ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و من الّيل فاسجد له
مقصود از «سجده» ـ چنان كه مفسران گفته اند ـ ممكن است نماز باشد.
7 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گزاردن نماز شب
و سبّحه ليلاً طويلاً
يكى از معانى «تسبيح»، نماز است (قاموس المحيط و لسان العرب). بر اين اساس مقصود از آن در اين آيه، ممكن است نماز شب باشد.
12 - « روى عن الرضا ( ع ) أنّه سأله احمد بن محمد عن هـذه الآية و قال : ما ذلك التسبيح ، قال : صلاة الليل ;
از ايشان روايت شده است كه احمد بن محمد [بزنطى ]درباره آيه «و من الليل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً» سؤال كرد و گفت: اين تسبيح چيست؟ آن حضرت فرمود: نماز شب است».
13 - « و عنه ( ع ) أنّه قال فى قوله عزّوجلّ « و من الليل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً » قال : أمره أن يصلى فى ساعات من الليل ففعل (صلی الله علیه و آله) . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه آن حضرت درباره سخن خداى عزّوجلّ «و من الليل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً» فرمود: خداوند به [رسولش] دستور داده كه در ساعاتى از شب، نماز گزارد. سپس آن حضرت اين مأموريت را انجام داد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 6،10
6- اهميت و جايگاه ويژه نماز صبح نسبت به ساير نمازها
أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر إن قرءان الفجر كان مشهودًا
10- لزوم اهتمام به اقامه نماز صبح ، در منظر همگان و همراه با جماعت *
إن قرءان الفجر كان مشهودًا
احتمال دارد كه ذكر صفت «مشهود» براى نماز صبح، نوعى تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود و ديد همگان باشد. لازم به ذكر است كه فعل «كان» در آيه براى تثبيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 39
39- « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه عليهما السّلام فى قوله : « واصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغداة والعشىّ » قال : إنّما عنى بها الصلاة ;
از امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) در باره اين سخن خدا: «. .. يدعون ربّهم بالغداة و العشىّ» روايت شده كه فرمود: همانا از تعبيرِ «خواندن خدا در صبح و عصر» نماز، قصد شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 25 - 6
6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اقامه نماز در سپيده دم و پسين گاه
و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً
مقصود از ذكر در اين آيه ـ بنابر نظر مفسران ـ ممكن است نماز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 11
11 ـ اهميّت خاص نماز ظهر ، در ميان نمازها
حافظوا على الصّلوات و الصّلوة الوسطى
امام باقر (ع): . .. « ... و الصلوة الوسطى»، و هى صلوة الظهر و هى اول صلوة صلاّها رسول اللّه (صلی الله علیه و آله)
كافى، ج 3، ص 271، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 237، ح 934.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 39
39- « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه عليهما السّلام فى قوله : « واصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغداة والعشىّ » قال : إنّما عنى بها الصلاة ;
از امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) در باره اين سخن خدا: «. .. يدعون ربّهم بالغداة و العشىّ» روايت شده كه فرمود: همانا از تعبيرِ «خواندن خدا در صبح و عصر» نماز، قصد شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 9
9 - وجود نماز در خانواده مسلمان ، بهترين جايگزين براى مال و رفاه درخانواده كافران
متّعنا به أزوجًا منهم . .. وأمر أهلك بالصلوة
كلمات «أزواج» و «أهل» در اين آيات، خانواده ها را مدّ نظر قرار داده است و بدين صورت لزوم تمايز خانواده مسلمان از خانواده كافر را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 5
5 - اهميت تعقيبات نماز و نوافل آن *
و من اليل فسبّحه و أدبـر السجود
در صورتى كه سجده، اشاره به نماز داشته باشد; تعبير «أدبار السجود» مى تواند ناظر به تعقيبات نماز و نوافل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 5،6
5 - « محمدبن فُضَيل عن أبى الحسن ( ع ) أنّه قال : أولـئك أصحاب الخمسين صلاة من شيعتنا . . . ;
محمدبن فضيل از امام كاظم(ع) [درباره آيه «الذين هم على صلاتهم دائمون» ]روايت نموده كه فرمود: آنان اصحابِ پنجاه ركعت نماز، از شيعيان ما هستند». گفتنى است كه: الف ـ مقصود از «پنجاه ركعت نماز» نمازهاى يوميه به علاوه نافله هاى آن است. ب ـ تعداد ركعات نمازهاى يوميه و نوافل آن 51 ركعت است لكن در برخى روايات درباره نافله عشاء آمده كه اين يك ركعت از نوافل بشمار نمى آيد بلكه مستحبى است كه صرفاً به منظور دو برابر شدن تعداد ركعات نافله نسبت به نمازهاى يوميه اضافه شده است. (من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 455، ح 1318). براساس اين روايات، مجموع عدد نمازهاى يوميه و نوافل پنجاه ركعت است.
6 - « عن فُضَيل ، قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « . . .الذين هم على صلاتهم دائمون » قال : هى النافلة ;
فضيل مى گويد: از امام باقر(ع) از سخن خداى عزّوجلّ «. ..الذين هم على صلاتهم دائمون» سؤال كردم فرمود: مراد نماز نافله است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 9 - 6
6 - « عن فضيل قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « الذين هم على صلواتهم يحافظون » قال هى الفريضة . . . ;
فضيل مى گويد از امام باقر(ع) از قول خداى ـ عزّوجلّ ـ «الذين هم على صلواتهم يحافظون» پرسيدم؟ فرمود: مراد نمازهاى واجب است . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 5
5 - « عن الفُضَيل ، قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و الذين هم على صلاتهم يحافظون » قال : هى الفريضة ;
فضيل گويد: از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و الذين هم على صلاتهم يحافظون» سؤال كردم، فرمود: مراد نمازهاى واجب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 36 - 15
15 - « عن الإمام موسى بن جعفر عن أبيه عليهما السلام فى قول اللّه عزّوجلّ « . . . يسبّح له فيها بالغدوّ والأصال » . . . قال الصلاة فى أوقاتها ;
امام موسى بن حعفر(ع) از پدر بزرگوارش نقل مى كند كه درباره قول خداى ـ عزّوجل ـ «. ..يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال» فرمود: مقصود خواندن نماز در اوقات معين آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 1،2
1 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق از صفات اهل تقواست .
هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون
«غيب» به معناى پنهان و ناپيداست و چون ايمان به آن ارزشهاى دينى شمرده شده، مقصود از «غيب» هر پنهان و نهانى نيست، بلكه مراد از آن، به مناسبت فرازهاى بعد، خدا و فرشتگان و مانند آنهاست.
2 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق ، وظايفى ضرورى بر عهده بندگان
الذين يؤمنون بالغيب . .. ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 46 - 4
4 - اقامه نماز براى باورداران به لقاى خدا و بازگشت به او ، امرى سهل و آسان است .
و إنها لكبيرة إلا على الخشعين. الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 7،18
7 - بر پا داشتن نماز و پرداختن زكات ، از عهد ها و پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل
و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
18 - معاشرت نيكو با مردم اقامه نماز و اداى زكات ، از مصداق هاى اعمال شايسته است .
و عملوا الصلحت . .. و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 13
13 - خداوند ، بى نياز از اعمال خير بندگان ( اقامه نماز ، پرداخت زكات و . . . )
و ما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عنداللّه
هدف از آوردن قيد «لأنفسكم» (براى خودتان) توجه دادن انسانها به اين حقيقت است كه: آنچه انجام مى دهيد خود از آن
بهره مى گيريد. مبادا خيال كنيد كه خداوند به آنها نيازمند است و سودى عايد او مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 26
26 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، پايبندى به عهد ها و صبر و پايدارى در تنگنا ها و شدايد از ويژگى هاى نيكان
و لكن البر من . .. أقام الصلوة ... والصبرين فى البأساء و الضراء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 11
11ـ اقامه نماز و تلاش براى رفع نياز نيازمندان از نشانه هاى خردمندان است .
إنما يتذكّر أُولُوا الألبـب . .. والذين صبروا ... وأقاموا الصلوة و أنفقوا مما رز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 8
8 - اقامه نماز ، عبوديت و بندگى خدا و انجام كار هاى نيك ، مشخصه هاى جامعه اسلامى
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و افعلوا الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 1
1 - مؤمنان ، وظيفه دار برپايى نماز و پرداخت زكات
وعد اللّه الذين ءامنوا. .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 2،4
2 - لزوم ترس از خدا و برپايى نماز و پرهيز از هرگونه شرك
و اتّقوه و أقيموا الصلوة و لاتكونوا من المشركين
4 - اقامه نماز و پرهيز از شرك ، تجلى روح تقوا در آدمى است .
و اتّقوه و أقيموا الصلوة و لاتكونوا من المشركين
«تقوا» در لغت، حفظ خود از خطر، و در شريعت، حفظ خود از افتادن در گناه است. طبيعى است كه مصداق حفظ خود از گناه، ترك محرّمات و انجام دادن واجبات است. ذكر اقامه نماز و پرهيز از شرك، مى تواند به منزله ذكر خاص بعد از عام و مفيد نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 4 - 1
1 - اقامه همواره نماز ، و پرداخت مداوم زكات و يقين به آخرت ، از صفات محسنان است .
هدًى و رحمة للمحسنين . الذين يقيمون ... و هم بالأخرة هم يوقنون
فعل هاى مضارع «يقيمون» و «يؤتون» دلالت بر استمرار دارند. لازم به ذكر است كه «زكات» در اين آيه، به قرينه مكى
بودن سوره، زكات اصطلاحى نيست، بلكه اِعانه هاى مالى است. گفتنى است در صورتى كه جمله «الذين يقيمون...» جمله وصفى و يا بدلى باشد، مفيد معناى ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 2
2 - انس با قرآن و تلاوت پيوسته آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از نشانه هاى خداترسى است .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 4
4 - احياى فرهنگ نماز و انجام آن با تمامى شرايط و اركان ، از ويژگى هاى بارز اهل ايمان
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و أقاموا الصلوة
با توجه به واژه «إقامه» كه صرفاً به معناى انجام نماز نيست; بلكه به معناى برپاداشتن نماز است، احياى فرهنگ نماز به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 5
5 ـ مسجدى كه از نخستين لحظه بر اساس تقوا بنا شده ، داراى ارزش بوده و سزاوار است كه در آن نماز اقامه شود .
لمسجد أسّس على التقوى من أول يوم أحق أن تقوم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 23
23 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به برپايى نماز مأمور شدند .
و أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 1
1 - انس با قرآن و تلاوت مستمر آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اوصاف عالمان راستين و اهل معرفت
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه «إنّ الذين. ..» در مقام بيان جمله «إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء» است; يعنى، در توصيف عالمان خداترس مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 1
1 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و يقين به آخرت از نشانه هاى مؤمنان راستين
هدًى و بشرى للمؤمنين . الذين يقيمون الصلوة... و هم بالأخرة هم يوقنون
«الذين» در برداشت ياد شده، وصف احترازى است; يعنى، آيات قرآن براى آن دسته از مؤمنان، هدايتگر و بشارت بخش است كه پايبند به اقامه نماز و پرداخت زكات باشند و به جهان آخرت نيز باور قطعى داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 23
23 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به برپايى نماز مأمور شدند .
و أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 12
12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل
«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 1،8،10
1 ـ بطلان نماز در حال مستى
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
ظاهراً نهى در «لا تقربوا»، ارشاد به بطلان است، نه تنها بيانگر حرمت تكليفى.
8 ـ بى توجهى به اذكار نماز و مفاهيم آن ، فلسفه بطلان آن در حال مستى
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تعلموا ما تقولون
جمله «حتى تعلموا . .. » بيانگر علت تحريم بطلان نماز در حال مستى است.
10 ـ بطلان نماز در حال جنابت
لا تقربوا الصلوة . .. و لا جنباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 8
8 ـ خداوند ، بنى اسرائيل را به بر پا داشتن نماز مكلف فرمود .
و أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 23
23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .
و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 9
9 ـ سحرگاهان ، بهترين و مناسب ترين وقت براى نماز و عبادت
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 1
1 - شب ، بهترين زمان براى برگزارى نماز و انجام دادن عبادت
قم الّيل . .. إنّ ناشئة الّيل ... و أقوم قيلاً
«ناشئة» مشتق از «نَشْأ» (حادث شدن، پديد آمدن) و به معناى حادثه و پديده است (مصباح المنير). اضافه «ناشئة» به «الليل»، مى تواند اضافه بيانيه و يا اضافه ظرفيه باشد. گفتنى است كه آيه ياد شده تعليل براى «قم الليل...» مى باشد; يعنى، شب را به پاخيز چون شب... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 2
2 - بى اعتنايى به خواسته هاى مخالفان نماز و سرپيچى از دستورات آنان ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 5 - 12
12 - اهل كتاب ، به نماز و زكات در آيين خويش ، بى اعتنا بودند .
و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتـب . .. و ما أُمروا إلاّ... و يقيموا الصلوة و يؤتوا
بى ايمانى تضييع كنندگان نماز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 5
5- ضايع كنندگان نماز و پيروان هوا هاى نفسانى ، ايمان واقعى ندارند .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . ..إلاّ من ... ءامن
برحسب ظاهر اشخاص ياد شده در آيه قبل، در زمره پيروان انبيا و مؤمنان به آنان قرار داشته اند. بنابراين ايمان مجدد آنان بدان معنا است كه ايمان آنان در حال ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات، ايمان واقعى نبوده است; بلكه ايمان صورى و سطحى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 18 - 5
5 ـ كافران ، مشركان و مسلمانان بى مبالات و ناپايبند به نماز و زكات ، فاقد صلاحيت تعمير و رسيدگى به امور مساجدند .
إنما يعمر مسجد اللّه من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 1
1 - جواز خريد و فروش ، پس از تمام شدن نماز جمعه
فإذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 13،16
13 - خريد و فروش و كسب و كار ، پيش از اعلام نماز جمعه جايز است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع
16 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) حرمت التجارة يوم الجمعة ما بين الأذان الأوّل إلى الإقامة إلى انصراف الإمام لأنّ اللّه يقول : « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: ما بين اذان اول تا اقامه و انصراف امام از آن، تجارت حرام است; زيرا خداى تعالى مى فرمايد: يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 2
2 ـ خداوند پاداش يهوديان تمسك كننده به تورات و برپا دارنده نماز را تباه نخواهد كرد .
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
چون آيه مورد بحث در سياق آيات مربوط به يهود واقع شده، مى توان گفت مراد از «الذين . .. » يهوديان متعهد هستند، و يا اينكه آنان از مصاديق مورد نظر براى «الذين ... » مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 15
15 ـ بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 3
3ـ بهشت عدن ، پاداش صبر و استقامت بر فرمان هاى الهى ، برپا داشتن نماز و انفاق كردن
والذين صبروا . .. أُولـئك لهم عقبى الدار. جنـّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 2
2 - تلاوت قرآن و انس با آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، داراى اجر و پاداش الهى
يتلون كتـب اللّه . .. ليوفّيهم أجورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 3
3 ـ چنگ زدن به كتاب هاى آسمانى و برپا داشتن نماز ، داراى پاداشى تضمين شده از جانب خداوند
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 25
25 - نمازهايى كه پيش از تغيير قبله به سمت بيت المقدس خوانده شده بود ، مورد پذيرش خدا بوده و اجرش ضايع نخواهد شد .
و ما كان اللّه ليضيع إيمنكم
تغيير قبله يا نويد به تغيير آن، اين پرسش را براى مسلمانان در پى داشت كه: نمازها و عبادتهاى انجام شده به سوى بيت المقدس آيا محكوم به بطلان است. جمله «و ما كان ...» پاسخ به اين پرسش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 8
8 - ثواب نماز جمعه ، بسى برتر و بالاتر از درآمد هاى مادى و لذت هاى دنيوى است .
قل ما عند اللّه خير من اللهو و من التجـرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 9
9 - ثواب نماز جمعه ، براى برپادارندگان آن ، در نزد خداوند محفوظ است .
قل ما عند اللّه خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 23
23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .
و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 48 - 10
10 - در قيامت براى متخلفان از دستورات الهى ( بر پايى نماز و پرداخت زكات ) و ارتكاب كنندگان محرمات ( دين فروشى ، حق پوشى و . . . ) راه نجاتى نيست .
لا تشتروا بأيتى . .. و أقيموا الصلوة ... واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3
3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا
برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 12
12 - تشريع نماز ، در نخستين سال هاى بعثت صورت گرفته بود .
وأمر أهلك بالصلوة واصبطر عليها
سوره «طه» از نخستين سوره هاى مكى است. چنين برمى آيد كه فرمان نماز پيش از آن صادر شده بود و در اين سوره بر اقامه آن توصيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 10 - 5
5 - تشريع نماز ، در نخستين سال هاى بعثت
إذا صلّى
گرچه ممكن است كيفيت نمازى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت مى خواند، با نمازهاى پنج گانه اى كه براى هميشه تشريع شده است، تفاوت هايى داشته و چه بسا به سجود و قصد قربت ـ كه در ذيل سوره آمده ـ اكتفا مى شد; ولى آيه شريفه بر اصل تشريع عبادتى به نام «نماز» دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 18
18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت
و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» ـ كه حكم نماز ظهر در آن آمده ـ نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 5
5- نماز از فريضه هاى عبادى در عصر بعثت حضرت ابراهيم ( ع )
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. ليقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 3
3- نماز ، زكات و انفاق ، داراى سابقه اى ديرينه در اديان الهى
و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 4
4 - نماز در عصر بعثت ، مورد تهاجم مخالفان اسلام
أرءيت الذى ينهى
جمله «لئن لم ينته» ـ در آيات بعد ـ قرينه بر وقوع اين مزاحمت، به هنگام نزول آيات اين سوره است كه با اوايل بعثت هم زمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 4 - 2
2 ـ استمرار در برپايى نماز و دستگيرى دائمى از مستمندان ، نشان ايمان حقيقى در مرحله عمل
أولئك هم المؤمنون حقا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 12
12 ـ مداومت بر اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول از ويژگى هاى مؤمنان راستين
و يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و يطيعون اللّه و رسوله
به كارگيرى فعل مضارع (يقيمون، يؤتون و يطيعون) بيانگر تداوم و استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 4
4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : حدّثنى أبى عن جدّى عن آبائه أنّ أميرالمؤمنين ( ع ) . . . قال : . . . قال اللّه تبارك و تعالى : « الذين هم على صلاتهم دائمون » يعنى الذين يقضون ما فاتَهم من اللّيل بالنّهار و ما فاتهم من النّهار باللّيل . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: پدرم از جدم از پدرانش روايت كرده كه اميرالمؤمنين(ع) فرمود: . .. خداى ـ تبارك و
تعالى ـ فرمود: (الذين هم على صلاتهم دائمون) يعنى كسانى كه نمازهايى را كه در شب از دستشان رفته، در روز قضا مى كنند و نمازهايى را كه در روز از دست داده اند در شب قضا مى كنند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 2
2 - هيچ داد و ستد و تجارتى ، مردمان والا مقام و الهى را از ياد خدا ، برپايى نماز و پرداخت زكات ، غافل نمى سازد .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
والا مقامى و بزرگى در برداشت ياد شده، از تنوين «رجال» ـ كه براى تفخيم مى باشد ـ استفاده شده است و اين كه هيچ داد و ستدى از ياد خدا بازدارنده نيست، از نكره در سياق نفى ـ كه مفيد عموم مى باشد ـ به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 3
3 - دستيازى به بهترين پاداش هاى خداوند ، هدف مردمانى كه هيچ اشتغالى آنان را از تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات بازنمى دارد .
يسبّح . .. رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
برداشت فوق، بر اين اساس است كه لام «ليجزى» براى غايت باشد; يعنى، مردان الهى براى دستيابى به بهترين پاداش خداوند، همواره به ياد او هستند. و از نافرمانى او در هراس مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 1
1 - اهميت دادن به نماز ، مواظبت بر انجام دادن به موقع آن و پرهيز از سهل انگارى در اداى آن ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين
و الذين هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 31
31 ـ انكار هر يك از رسولان الهى و ترك يارى آنان ، بر پا نداشتن نماز ، نپرداختن زكات و خوددارى از انفاق ، كفر و ضلالت است .
لئن اقمتم الصلوة . .. فمن كفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 7،9
7 - تعطيل كردن خريد و فروش و هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود ، فرمان الهى به مؤمنان
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و ذروا البيع
مراد از «ذروا البيع» ـ با توجه به دعوت مردم به شركت در نماز جمعه ـ تنها رها كردن خريد و فروش نيست; بلكه ذكر خريد و فروش، از باب ذكر بارزترين مصداقى است كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود. بر اين اساس هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه شود، بايد ترك گردد.
9 - فريضه نماز جمعه و ر ها كردن داد و ستد به هنگام اقامه آن ، در جهت تأمين مصالح و منافع خود مؤمنان است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه. .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 9
9 - دست كشيدن از منع نمازگزاران و روى آوردن به هدايت ، توصيه خداوند به طغيان گران ثروت اندوز
ليطغى . أن رءاه استغنى ... الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
جمله «كان على الهدى» ممكن است مربوط به «الذى ينهى» باشد; در اين صورت مفاد آيه شريفه اين است كه: به من خبر ده كسى كه نمازگزار را نهى مى كند، اگر خود بر طريق هدايت قرار گرفته بود [آيا بهتر نبود؟]
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 10
10 - نهى نكردن مردم از نماز و ترغيب كردن آنان به تقوا ، توصيه خداوند به طغيان گران ثروت اندوز
ليطغى . أن رءاه استغنى ... الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى ... أو أمر بالتّقوى
جمله «أمر بالتقوى» ممكن است مربوط به «الذى ينهى» باشد. در اين صورت مفاد آيه شريفه اين خواهد بود كه: به من خبر ده كسى كه نمازگزار را ـ نهى مى كند، اگر [به جاى آن ]مردم را به تقوا امر كند [آيا برايش بهتر نيست؟]
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 7
7 - « عن أبى اُسامة زيد الشحّام قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه « الذين هم عن صلاتهم ساهون » قال : هو الترك لها و التوانى عنها ;
زيد شحّام گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «الذين هم عن صلاتهم ساهون» سؤال كردم، فرمود: [مراد از] آن ترك نماز و كوتاهى و سستى در انجام دادن آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 31 - 6
6 - ابوجهل ، نه دين اسلام را تصديق كرد و نه نماز گزارد .
فلاصدّق و لاصلّى
براساس شأن نزول، اين آيه تا آيه 35 درباره ابوجهل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 5
5 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت خوددارى از پذيرش اسلام ، از عبادت خالصانه خداوند محروم مانده و خود را از بركات نماز و زكات دور ساخته اند .
و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 1،2
1 - مسلمانان صدراسلام ، با مشاهده بساط داد و ستد و يا لهو و سرگرمى ، جذب آن مى شدند و مصلاّ را ترك و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، ر ها مى كردند .
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
2 - نكوهش مسلمانان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر ترك مصلاّ براى داد و ستد و يا تماشاى لهو و ر ها كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 47 - 1
1 - دوزخيان ، در سراسر عمرشان ، هرگز به تكليف نماز و اطعام مساكين نپرداخته اند و عمر خود را به بطالت و تكذيب روز جزا گذرانده اند .
قالوا لم نك من المصلّين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين . حتّى أتينا اليقين
مقصود از«يقين» مرگ است كه حقيقتى يقينى و ترديدناپذير براى تمامى انسان ها است. آمدن فعل هاى «لم نك»، «نخوض» و «نكذّب» ـ به صورت فعل مضارع ـ اشعار دارد كه اين اعمال از سوى دوزخيان، امرى مستمر و مكرر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 18
18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت
و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» ـ كه حكم نماز ظهر در آن آمده ـ نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 8
8 - تسبيح و تنزيه خداوند ، از اركان و اجزاى مهم نماز
و سبّحه ليلاً طويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 7
7 ـ تقدّم تشريع نماز و زكات بر تشريع جهاد
الم تر الى الّذين . .. اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال
بنابر اينكه مراد از «فلمّا كتب» بيان اصل وجوب جهاد باشد، نه فراهم آمدن زمينه آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 2
2ـ تشريع نماز در اديان گذشته
قالوا يـشعيب أصلوتك تأمرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3
3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا
برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 49 - 4،5
4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و من الّيل فسبّحه و إدبـر النجوم
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.
5 - « عن زراره ، عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له . . . « و إدبار النجوم » قال : ركعتان قبل الصبح . . . ;
از زراره روايت شده كه گفت: به امام باقر(ع) عرض كردم: . ..[مراد از تسبيح در] «إدبار النجوم» چيست؟ فرمود: مراد دو ركعت نماز قبل از صبح است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 12
12 - دستور اقامه نماز ظهر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و سبّح بحمد ربّك حين تقوم
برداشت بالا بدان احتمال است كه «سبّح بحمد. ..»، نماد نماز و «حين تقوم» نظر به برخاستن از خواب نيمروز باشد كه بر زوال شمس و هنگام نماز ظهر، منطبق مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 49 - 4
4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و من الّيل فسبّحه و إدبـر النجوم
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 49 - 4
4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و من الّيل فسبّحه و إدبـر النجوم
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 49 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله تعالى « و من الليل فسبّحه و إدبار النجوم » هو الوتر آخر الليل ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند تعالى كه فرموده «و من الليل فسبّحه و إدبار النجوم» روايت شده كه [مراد نماز ]وتر در آخر شب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 1،11
1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اقامه نمازهايى ، از هنگام زوال خورشيد تا نيمه شب و نيز در سپيده صبح
أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر
«دلوك» به معناى رفتن خورشيد به سوى غروب، «غسق» به معناى شدت ظلمت است (مفردات راغب). با توجه به معناهاى لغوى، برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «لدلوك الشمس» زوال خورشيد و «غسق الليل» نيمه
شب باشد.
11- « عن زرارة قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن هـده الأية « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل » قال : دلوك الشمس زوالها عند كبد السماء « إلى غسق الليل » إلى انتصاف الليل فرض الله فيما بينهما أربع صلوات الظهر و العصر و المغرب و العشاء . . . و « قرآن الفجر » قال : ركعتا الفجر . . . ;
زراره گويد از امام صادق(ع) از اين آيه «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل» سؤال كردم، حضرت فرمود: «دلوك الشمس»[يعنى]ميل پيدا كردن خورشيد از ميان آسمان و «إلى غسق الليل»[يعنى]تا نصف شب كه خدا ميان اين دو (ظهر و نصف شب) چهار نماز را واجب كرده است: ظهر، عصر، مغرب و عشا و درباره «قرآن الفجر» [حضرت ]فرمود: [آن] دو ركعت نماز صبح است. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 2
2 - تشريع نماز هاى پنجگانه در وقت هاى مخصوص آن ، از سوى خداوند
و سبـّح . .. قبل طلوع الشمس و قبل الغروب . و من الّيل فسبّحه
بنابراين كه «قبل طلوع الشمس» اشاره به نماز صبح و «قبل الغروب» نماز ظهر و عصر و «من الليل» نماز مغرب و عشاء باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 8،12
8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور
12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 1
1- با رفتن هر پيامبرى از بين قوم خويش ، نااهلانى كه نماز را تباه و شهوات ( هوا هاى نفسانى ) را پيروى مى كردند ، جايگزين آنان شدند .
«خلَف» (به فتح لام) در مورد جانشين خوب و «خلْف» (به سكون لام) در مورد جانشين بد به كار مى رود (مقاييس اللغة).
براين اساس «خلف من بعدهم خلف»; يعنى، جانشينان بدى جايگزين آنان شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 10
10- لزوم اهتمام به اقامه نماز صبح ، در منظر همگان و همراه با جماعت *
إن قرءان الفجر كان مشهودًا
احتمال دارد كه ذكر صفت «مشهود» براى نماز صبح، نوعى تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود و ديد همگان باشد. لازم به ذكر است كه فعل «كان» در آيه براى تثبيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به ادامه تسبيح پروردگار در پى هر سجده ( نماز )
فسبّحه و أدبـر السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 7 - 7
7 - « عن مَسْعدَة بن صَدَقَة قال : سمعت جعفراً يقول : كان أبى ( رضى اللّه عنه ) يقول : فى قول اللّه تبارك و تعالى « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » إذا قَضَيْتَ الصلاة بعد أن تُسَلِّم و أنت جالس فانصب فى الدّعاء من أمر الدنيا و الآخرة فإذا فرغت من الدعاء فارغب إلى اللّه تبارك و تعالى أن يتقبّل ها منك ;
از مسعدة بن صدقه روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: پدرم ـ كه خداوند از او راضى باد ـ درباره سخن خداوند تبارك و تعالى «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب» مى فرمود: زمانى كه نماز را بعد از سلام به پايان رساندى و هنوز نشسته اى، براى امر دنيا و آخرت در دعا بكوش پس هنگامى كه از دعا فارغ شدى، به درگاه خداى تبارك و تعالى تضرّع و زارى كن كه آن را از تو قبول كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 4،9
4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... و يزيدهم
9 - اعطاى اجر كامل و بيش از استحقاق به عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است .
ليوفّيهم أجورهم و يزيدهم من فضله إنّه غفور شكور
جمله «إنّه غفور شكور» در مقام تعليل براى «ليوفّيهم. ..» است; يعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شكور است، به آنان پاداش كامل و بيش از استحقاق مى هد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 21
21 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : لما نزلت هـذه السورة قال النبىّ (صلی الله علیه و آله) لجبرئيل : ما هـذه النَّحيرَةُ التى أمرنى بها ربّى قال : ليست بنَحيرة و لـكنّه يأمرك إذا تحرّمت للصلاة أن ترفع يديك إذا كبّرت و إذا ركعت و إذارفعت رأسك من الركوع و إذا سجدت . . . و إنّ زينة الصلاة رفع الأيدى عند كلّ تكبيرة ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه فرمود: چون اين سوره (كوثر) نازل شد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جبرئيل فرمود: اين «نحيرة» (شتر قربانى شده يا شب اول هر ماه) كه پروردگارم مرا بدان امر فرموده، چيست؟ جبرئيل گفت: اين، «نحيرة» نيست، بلكه خداوند تو را امر مى كند هر گاه نماز را با «تكبيرة الاحرام» شروع كردى، هنگام تكبير و ركوع و زمانى كه از ركوع سر برداشتى و هنگام سجده [كه تكبير گفتى]، دست هاى خود را بالا ببرى . .. زينت نماز بالا بردن دست ها هنگام هر تكبير است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 5،17
5 - مؤمنان ، وظيفه دار جديت و تلاش براى شركت در نماز جمعه
فاسعوا إلى ذكر اللّه
17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يا أيّها الذين آمنوا . . . فاسعوا إلى ذكر اللّه . . . » قال : اسعوا أى امضوا و يقال : اسعوا اعملوا لها و هو قصّ الشارب و نتف الإبط و تقليم الأظفار و الغسل و لبس أفضل ثيابك و تطيب للجمعة فهو السعى ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند، «فاسعوا إلى ذكراللّه. ..» روايت شده كه «اسعوا» به معناى «امضوا» است; يعنى، برويد و گفته مى شود «اسعوا اعملوا لها»; يعنى، بكوشيد تا براى آنها اعمالى انجام دهيد و آن اعمال كوتاه كردن موى شارب و ازاله مو از زير بغل، گرفتن ناخن، غسل، پوشيدن بهترين پيراهن ها و خوشبو كردن براى نماز جمعه است. پس اين اعمال سعى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 5
5- قراءت قرآن و بازخوانى پيام وحى ، عمده ترين ركن و مهمترين بُعد نماز
أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر
مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است و آوردن «قرآن» (تلاوت آيات الهى) به جاى «صلاة» مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 5
5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 5،6
5- اقامه نماز و پرداخت زكات در تمامى عمر ، از توصيه هاى خداوند به عيسى ( ع ) در نخستين روز هاى زندگى او
و أوصـنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا
6- عيسى ( ع ) در معرفى خويش به مردم ، دريافت فرمان خداوند به نماز و زكات را از ويژگى هاى خويش برشمرد .
و أوصـنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 6
6- وادار ساختن همسر و فرزندان به نماز و انفاق ، از مسؤوليت هاى مردان مؤمن
و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة
از معانى «أهل» زوجه و اهل خانه است (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 15
15 - وجود ذكر خدا در نماز ، دليل ترغيب و توصيه خداوند به اقامه آن است .
أقم الصلوة لذكرى
«لذكرى» ممكن است بيانگر نتيجه نماز باشد كه ياد خدا را در دل ها زنده مى كند و ممكن است مراد اشتمال نماز به اذكار الهى باشد، يعنى اقامه نماز به اين دليل واجب شمرده شده است كه ذكر خدا در آن وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 5
5 ـ تهجد ( شب زنده دارى همراه با اقامه نماز ) ، مورد تشويق و توصيه خدا است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 239 - 6
6 ـ نماز ، تكليفى است كه از سوى خداوند آموخته شده و بايد بر طبق اين آموخته انجام شود .
فاذكروا اللّه كما علّمكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 5
5 - خداوند ، تكذيب گران دين و روى گردانان از آن و نهى كنندگان مردم از نماز را ، به عذاب خويش تهديد كرده است .
ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جمله «ألم يعلم. ..» در مقام تهديد و حاكى از كيفرهايى است كه نظارت خداوند، آن را به دلالت التزامى مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 5
5 - خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تداوم بر مخالفت با نماز ، هدايت و تقوا ، به مؤاخذه اى سخت تهديد كرد .
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 19 - 6
6 - ازدحام جن در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت
كادوا يكونون عليه لبدًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ضماير «كادوا يكونون» به جن بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 8،13،17،18،19
8- به آواز بلند خواندن همه نماز ها و يا با صداى آهسته خواندن تمامى آنها ، مورد نهى خداوند
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
اين برداشت مبتنى بر اين است كه مراد از «صلاة» همه نمازها باشد و نه يك نماز.
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت جهر در برخى نماز ها و اخفات در بعضى ديگر
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً
بنابر اينكه مراد آيه اين باشد كه همه نمازهايت را به جهر و يا همه را به اخفات نخوان و مراد از «و ابتغ. ..» اين باشد كه برخى را به جهر و بعضى را به اخفات بخوان، برداشت فوق به دست مى آيد.
17- « عن سماعة قال : سألته عن قول الله عزّوجلّ : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » قال : المخافتة مادون سمعك و الجهر أن ترفع صوتك شديداً ;
سماعه گويد: از امام(ع) درباره سخن خداى عزژوجلّ «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» سؤال كردم، حضرت فرمود: آهسته خواندن، آن است كه خودت نشنوى و بلند خواندن، آن است كه صدايت به شدت بلند باشد».
18- « عن أبى جعفرالباقر ( ع ) فى قوله : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » قال : الاجهار أن ترفع صوتك تسمعه من بعد عنك و الإخفات أن لاتسمع من معك إلاّ يسيراً ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره سخن خداوند «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» فرمود: «اجهار» آن است كه صدايت را به اندازه اى بالا برى كه فردى كه از تو دور است، آن را بشنود و «اخفات» آن است كه صدايت به حدّى آهسته باشد كه شخصى كه همراه تو است چيزى به جز صدايى خفيف نشنود».
19- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله تعالى : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » فقال : . . . و ما بين ذلك قدر ما يسمع اُذنيك ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خداى تعالى «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» فرمود: مراد از «بين ذلك» مقدارى است كه گوشهايت بشنود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 6
6 - سوگند خداوند در تأكيد بر مؤاخذه حتمى تكذيب گران دين و مخالفان نماز ، هدايت و تقوا
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«لام» در «لئن. ..» لام قسم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 4
4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا
چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» ـ به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) ـ «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 4
4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا
چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» ـ به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) ـ «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 8،9
8 ـ بى توجهى به اذكار نماز و مفاهيم آن ، فلسفه بطلان آن در حال مستى
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تعلموا ما تقولون
جمله «حتى تعلموا . .. » بيانگر علت تحريم بطلان نماز در حال مستى است.
9 ـ برپايى نماز با حالت حضور قلب امرى بايسته و سزاوار
حتى تعلموا ما تقولون
ملاك حرمت نماز در حال مستى توجه نداشتن و آگاه نبودن به اذكار نماز است. و اين معنا به هنگام غفلت و فقدان حضور قلب نيز وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 9
9 - خداترسان و نمازگزاران ، بيشتر از ديگران ، حق پذيراند .
إنّما تنذر الذين يخشون ربّهم بالغيب و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 3
3 - اظهار تذلل و خضوع در پيشگاه خداوند ، روح و حقيقت نماز
يـأيّها الذين ءامنوا اركعوا و اسجدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 3
3 - تنزيه و ستايش پروردگار ، روح نماز و عبادت است . *
و سبـّح . .. قبل طلوع الشمس و قبل الغروب . و من الّيل فسبّحه
در صورتى كه اين آيه با آيه قبل، نظر به نمازهاى پنجگانه داشته باشد; از به كار رفتن تعبير تسبيح و تحميد به جاى «صلاة»، مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 7
7 - نماز ، شكر نعمت هاى خداوند است .
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 18
18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت
و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» ـ كه حكم نماز ظهر در آن آمده ـ نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 2 - 2،5
2 - نماز مطلوب و مقبول خداوند ، نماز همراه با خشوع و فروتنى است .
الذين هم فى صلاتهم خـشعون
5 - داشتن خشوع و تذلل در نماز ، از ستوده ترين و ارجمندترين خصلت ها در پيشگاه خداوند
قد أفلح المؤمنون . الذين هم فى صلاتهم خـشعون
در اين آيات خداوند هفت صفت را براى مؤمنان برشمرده است كه خشوع و فروتنى آنان در نماز يكى از آنها است و در اين جا پيش از همه ذكر شده است. بنابراين، تقديم آن بر ساير صفات، مى تواند بيانگر پسنديده تر و ارجمندتر بودن آن در نزد خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 6،7
6 - نماز ، بايد همراه با خشوع و تذلل باشد .
ألم يأن . ..أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه
برخى از مفسران، «ذكر اللّه» را در آيه شريفه، كنايه از نماز دانسته اند. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.
7 - بى ارزش بودن نماز بى خشوع ، در پيشگاه خداوند .
ألم يأن . .. أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه
در صورتى كه مراد از «ذكر اللّه» نماز باشد; نكوهش كسانى كه نماز را بدون خشوع مى خوانند، مفيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 6
6 ـ لزوم بجا آوردن نماز براى خدا ، همراه خضوع و توجه كامل به پروردگار
حافظوا على الصّلوات . .. و قوموا للّه قانتين
«قنوت» به معناى خضوع در اطاعت و خضوع مستلزم توجه كامل مى باشد و مراد از قيام در «قومواللّه»، يا خصوص نماز است و يا نماز مصداقى بارز براى آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 5
5 - سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز است .
يدعون إلى السجود
از اين كه به جاى نماز، سجود و خضوع مطرح شده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 4
4 - ايراد خطبه در نماز جمعه بهوسيله امام جمعه ، از شرايط آن است .
و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 1
1 - مسلمانان صدراسلام ، با مشاهده بساط داد و ستد و يا لهو و سرگرمى ، جذب آن مى شدند و مصلاّ را ترك و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، ر ها مى كردند .
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 40 - 1،2،4
1- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توفيق يافتن خود بر اقامه نماز شد .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة
2- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توفيق يافتن فرزندانش بر اقامه نماز شد .
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
4- دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) به درگاه پروردگار براى توفيق يافتن خود و فرزندانش براى احياى فريضه نماز در جامعه
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) درخواست خواندن نماز نكرد; بلكه خواستار اقامه آن شد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 16 - 1
1 - نهى كنندگان از نماز و تكذيب گران دين ، مردمى خطاكار و دروغ گويند .
ينهى . .. كذّب ... ناصية كـذبة خاطئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 16 - 2،3
2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .
ناصية كـذبة خاطئة
دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان است.
3 - دروغ گويى و خطاكارى ، نمايان در چهره مخالفت كنندگان با نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ناصية كـذبة خاطئة
توصيف «موى بالاى پيشانى» به «كاذب» و «خاطى» ـ به جاى توصيف صاحب «ناصية» به آنها ـ بيانگر ظهور آثار آن در چهره شخص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 12
12 ـ ارجمندى دعا در حال قيام به هنگام نماز
و قوموا للّه قانتين
امام باقر (ع): «و القنوت» هو الدعاء فى الصلوة فى حال القيام
مجمع البيان، ج 2، ص 600 ; نورالثقلين، ج 1، ص 237، ح 940.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 3
3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل
أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 7،9
7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
9- لزوم درخواست توفيق و خلوص و صداقت كامل از خداوند در نوافل شب
و من الّيل فتهجّد به . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
از اينكه خداوند، در پى توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تهجّد، از او خواسته است كه براى اخلاص در هر كارى به درگاه او دعا كند، مى تواند مشعر به معناى فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 3
3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل
أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 24
24 - « روى عن الباقر ( ع ) فى قوله تعالى : « و أمر أهلك بالصلاة و اصطبر عليها » قال : أمر اللّه نبيّه أن يخص أهل بيته و أهله دون الناس ليعلم الناس أنّ لأهله منزلة عنداللّه ليست لغيرهم فأمرهم مع الناس عامّة ثمّ أمرهم خاصة ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره سخن خدا«و أمر أهلك بالصلاة. ..» فرمود: خدا به پيامبر خود امر كرده كه خانواده و خاندان خود را جداى از مردم [در امر به نماز ]اختصاص دهد تا مردم بدانند كه براى اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) منزلتى در نزد خداوند است كه براى غير آنان نيست، پس خدا [يك بار]اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) را با جمع مردم فرمان داده است. سپس آنان را به طور خاص مورد امر قرار داده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 1،2
1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .
يـبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك
2 - توصيه به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، نمودى از حكمت لقمان
و لقد ءاتينا لقمـن الحكمة . .. إذ قال ... يـبنىّ أقم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 5 - 2،8،13
2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و
پرداخت زكات ، فرمان داده اند .
و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتـب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد
حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.
8 - استوارى و سامان بخشى ، ويژه دينى است كه بدون پيرايه باشد و مردم را به عبادت خالصانه و معتدل ، اقامه نماز و پرداخت زكات فرمان دهد .
و ما أُمروا إلاّ. .. و ذلك دين القيّمه
13 - اسلام ، دينى توحيدى و معتدل و فراخوان مردم به اقامه نماز و پرداخت زكات
و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز
مراد از «الذين اُوتوا الكتاب» ـ كه مرجع ضمير «أمروا» است ـ ممكن است آن دسته از اهل كتاب باشد كه به اسلام كفر ورزيدند. در اين مبنا، «الذين كفروا» در آيه اول نيز، به همان گروه نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 1
1- اسماعيل صادق الوعد ، همواره خويشاوندان و خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مى داد .
و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة
اهل هر مردى، قبيله و خويشاوندان او است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 1
1 - فرمان دادن و فراخوانى خانواده و خويشاوندان به نماز ، از جمله وظايف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
وأمر أهلك بالصلوة
اهل هر شخصى، عشيره و خويشاوندان او هستند و نيز به كسانى كه وابستگى بيشترى به شخص داشته باشند «أهل» گفته مى شود (لسان العرب) و چون سوره «طه» در مكه نازل شده است، بستگان آن حضرت در مكه (على(ع)، خديجه(س) و. ..) مورد نظر هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 1
1 - فراخوانى اهل ايمان به اقامه نماز از سوى خداوند
يـأيّها الذين ءامنوا اركعوا و اسجدوا
«ركوع» (مصدر «اركعوا«) و نيز «سجود» (مصدر «اسجدوا») به معناى خضوع و اظهار تذلل مى باشد; لكن ركوع اظهار تذلل به صورت خم شدن و سجود اظهار خضوع به صورت بر زمين گذاشتن پيشانى است. متعلق «اركعوا» و «اسجدوا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «و اعبدوا ربّكم»، «اركعوا و اسجدوا لربّكم» مى باشد. گفتنى است اظهار خضوع براى
خداوند به صورت ركوع و سجود، در موارد ديگر «صلاة» ناميده شده است. بنابراين «اركعوا و اسجدوا» كنايه از «صلّوا» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 11
11 - نماز ، ذكر خدا است .
و أقم الصلوة إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء . .. و لذكر اللّه أكبر
«ذكر اللّه» احتمال دارد كه خود نماز باشد و احتمال دارد كه اثر دوم نماز باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 15
15 - وجود ذكر خدا در نماز ، دليل ترغيب و توصيه خداوند به اقامه آن است .
أقم الصلوة لذكرى
«لذكرى» ممكن است بيانگر نتيجه نماز باشد كه ياد خدا را در دل ها زنده مى كند و ممكن است مراد اشتمال نماز به اذكار الهى باشد، يعنى اقامه نماز به اين دليل واجب شمرده شده است كه ذكر خدا در آن وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 4
4 - لزوم ذكر نام خدا پيش از نماز
ذكر اسم ربّه فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 5 - 7
7 - تنها برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات و اهل يقين به آخرت ، رستگارند .
الذين يقيمون الصلوة . .. و أُولـئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 6
6 - ركوع ، از اركان اساسى نماز در نماز جماعت
و اركعوا مع الركعين
از اينكه خواندن نماز جماعت به ركوع كردن تعبير شده و برگزار كنندگان جماعت، «راكعين» ناميده شده اند، اهميت بسزاى ركوع در نماز جماعت معلوم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 11،18
11 ـ ركوع و سجود ، از اجزاى مهم نماز *
و اسجدى و اركعى
بنابراينكه مراد از ركوع و سجود، نماز باشد; و تعبير از نماز به ركوع و سجود، دلالت بر اهميّت اين دو جزء دارد.
18 ـ نقش مهمّ ركوع ، در نماز جماعت
و اركعى مع الرّاكعين
چون از نماز جماعت به ركوع تعبير شده است، اهميّت خاص آن معلوم مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 9
9 ـ ركوع و سجود ، از اركان مهم نماز
الركعون السجدون
نوع مفسران برآنند كه مقصود از ركوع كنندگان و سجده كنندگان، نمازگزاران هستند ; بنابراين ذكر ركوع و سجده از ميان ديگر واجبات نماز مى تواند به خاطر اهميت ويژه اين دو فريضه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 16
16 - قيام ، ركوع و سجود ، از اركان نماز
و القائمين و الركّع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 11
11 - خداوند ، روزى برپاداران نماز جمعه را تضمين كرده است .
قل ما عند اللّه خير . .. و اللّه خير الرزقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 11،13
11 ـ رياكارى در نماز و عبادت ، از صفات منافقان و نشانه نفاق
و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى يراءون الناس
13 ـ ريا در نماز و عبادت ، خدعه با خداست .
إنّ المنفقين يخدعون اللّه . .. قاموا كسالى يراءون الناس و لايذكرون اللّه
بنابر اينكه «اذا قاموا الى الصلوة . ..» بيانى براى (يخدعون اللّه) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 7
7 - نماز رياكارانه ، نماز غافلان است .
الذين هم عن صلاتهم ساهون . الذين هم يراءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 12
12 ـ اتحاد و روابط عاطفى در جامعه ايمانى ، زمينه ساز ذكر خدا و برپايى نماز
انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 92 - 16
16 ـ ايمان به آخرت زمينه ساز اهتمام به نماز و مراقبت بر آن است.
و الذين يؤمنون بالأخرة يؤمنون به و هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 15
15 - توجه به رازقيت خداوند و مكلف نبودن با تأمين خواروبار ، زمينه سازانجام وظيفه عبادت و نماز و پايدارى بر آن
وأمر أهلك بالصلوة . .. لانسـَلك رزقًا نحن نرزقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 6
6 - ياد نام و اوصاف خداوند ، سوق دهنده انسان به عبادت و نماز است .
و ذكر اسم ربّه فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 17 - 4
4 - آخرت گرايى ، زمينه ساز تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز است .
من تزكّى . و ذكر اسم ربّه فصلّى ... و الأخرة خير و أبقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 10
10 - سجده هاى نماز ، محرك اصلى مخالفان به جلوگيرى از اقامه آن
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه و اسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 10
10 ـ نافرمانى خدا و رسول داراى پيامدهايى شوم و شيطانى ( دشمنى و كينه توزى و بازماندن از نماز و ياد خدا )
انما يريد الشيطن . .. فان توليتم فاعلموا انما على رسولنا البلغ المبين
مراد از رويگردانى در جمله «فان توليتم» ـ به قرينه آيه پيشين ـ ناديده گرفتن حرمت خمر و قمار است يعنى اگر نهى خداوند از ميگسارى و قمار را ناديده گرفتيد و شيطان شما را به كينه و عداوت با يكديگر كشانيد جز خود كسى را ملامت نكنيد زيرا آن عواقب شوم بازتاب نافرمانيهاى شماست و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در وظيفه خود كوتاهى نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 4
4 - تكذيب روز جزا ، زمينه ساز رياكارى در نماز
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين ... الذين هم يراءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 5
5 - خوى ثروت اندوزى و احساس بى نيازى ، زمينه ساز مخالفت با برگزارى نماز
أن رءاه استغنى . .. أرءيت الذى ينهى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 6
6 ـ اعتقاد به ربوبيت خداوند ، مقتضى شب زنده دارى و عبادت و نماز براى او است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
آمدن قيد «لربّهم» و ياد ربوبيت خدا، به جاى ديگر اوصاف او همچون رحمان، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 31 - 2
2 ـ جمال و آراستگى ظاهر به هنگام نماز و عبادت، محبوب خداوند است.
خذوا زينتكم عند كل مسجد
برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «مسجد» اسم زمان و يا اسم مكان، و نه خصوص مساجد رسمى، باشد. در اين صورت مراد از سجده، پرستش خدا و خضوع در برابر اوست كه نماز و پيشانى بر خاك ساييدن مصداق تام و جلوه كامل آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 11
11 ـ ركوع و سجود ، از اجزاى مهم نماز *
و اسجدى و اركعى
بنابراينكه مراد از ركوع و سجود، نماز باشد; و تعبير از نماز به ركوع و سجود، دلالت بر اهميّت اين دو جزء دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 9
9 ـ ركوع و سجود ، از اركان مهم نماز
الركعون السجدون
نوع مفسران برآنند كه مقصود از ركوع كنندگان و سجده كنندگان، نمازگزاران هستند ; بنابراين ذكر ركوع و سجده از ميان ديگر واجبات نماز مى تواند به خاطر اهميت ويژه اين دو فريضه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 16
16 - قيام ، ركوع و سجود ، از اركان نماز
و القائمين و الركّع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 3
3 ـ سجده و قيام ، دو ركن اساسى نماز است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اركان و اجزاى نماز، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 9
9 - سجده ، تجلّى گاه عبوديت انسان و نماى برجسته نماز
عبدًا إذا صلّى . .. و اسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 5
5 - سجده و خضوع ، ركن اصلى و روح نماز است .
يدعون إلى السجود
از اين كه به جاى نماز، سجود و خضوع مطرح شده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 11
11- « فى المجمع قيل : أضاعوها بتأخيرها عن مواقيت ها من غير أن تركوها أصلاً . . . و هو المروى عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان آمده است كه: گفته شده [معناى آيه اين است]: نماز را ضايع مى كردند به اين كه آن را از اوقات مقررش به تأخير مى انداختند; نه اين كه به طور كلى آن را ترك كردند و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 2
2 - نكوهش مسلمانان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر ترك مصلاّ براى داد و ستد و يا تماشاى لهو و ر ها كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 5،8
5 - خواندن نماز ، براى خودنمايى نزد مردم ، نكوهيده و مايه گرفتارى به عذاب جهنم است .
فويل للمصلّين . .. الذين هم يراءون
8 - رياكارى شخص نمازگزار ، نكوهيده تر از يتيم آزارى و رسيدگى نكردن به مستمندان است .
الذى يدعّ اليتيم . و لايحضّ ... فويل للمصلّين ... الذين هم يراءون
آوردن حرف «فاء» در خصلت سومى كه براى مكذبان جزا شمرده شده است، بيانگر آن است كه آن خصلت، با تمام ويژگى هايش، نكوهيده تر از دو خصلت نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 9
9 ـ مذمت خداوند از كسالت در نماز و انفاقِ بدون ميل و رغبت
لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى و لاينفقون إلا و هم كرهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 2
2 - نمازستيزان ، مورد تهديد و نكوهش خداوند
أرءيت الذى ينهى
سياق آيه شريفه بر توبيخ و تهديد دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 8
8 - احتمال دست يابى نمازگزاران به هدايت ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 9،10
9 ـ سستى و نشاط نداشتن در نماز و مقدمات آن ، از صفات منافقان
و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى
«كسالى» جمع «كسلان» است ; و كسلان به كسى گفته مى شود كه با كندى و اكراه و بدون نشاط و ميل، كارى را انجام دهد. قيام به سوى نماز كه مفاد جمله «قاموا إلى الصّلوة» است، شامل مقدمات نماز نيز مى شود.
10 ـ ضرورت برپايى نماز ، با ميل و نشاط و پرهيز از كسالت و خمودى در انجام آن
و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 5
5 ـ كسالت و كاهلى در نماز ، از نشانه هاى نفاق و عدم ايمان واقعى به خدا و رسول اوست .
كفروا باللّه و برسوله و لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 7
7 - « عن أبى اُسامة زيد الشحّام قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه « الذين هم عن صلاتهم ساهون » قال : هو الترك لها و التوانى عنها ;
زيد شحّام گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «الذين هم عن صلاتهم ساهون» سؤال كردم، فرمود: [مراد از] آن ترك نماز و كوتاهى و سستى در انجام دادن آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 6،7
6 - برپايى نماز كارى سنگين و دشوار مگر براى خاشعان و فروتنان
و إنها لكبيرة إلا على الخشعين
ضمير در «إنها» مى تواند به «الصلاة» برگردد و نيز مى تواند به «استعانت» - كه از «استعينوا» فهميده مى شود - ارجاع شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. گفتنى است كه دشوار بودن نماز به معناى دشوار بودن برپايى آن است.
7 - اقامه نماز با دشوارى و سختى ، نشانه خود بزرگ بينى و نداشتن خشوع است .
و إنها لكبيرة إلا على الخشعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 1 - 4
4 - سوگند خداوند ، به عصر هر روز و نماز فريضه آن *
و العصر
چنانچه «عصر» به معناى «عشىّ» (بعد از ظهر تا غروب) باشد، سوگند به آن يا ناظر به همان زمان خواهد بود و يا به قرينه ظرف و مظروف، مراد نماز عصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 31 - 11
11 ـ سئل أبوالحسن الرضا(ع) عن قول الله عز و جل: « خذوا زينتكم عند كل مسجد» قال: من ذلك التمشط عند كل صلوة.
از امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از آيه «خذوا زينتكم . ..» فرمود: از مصاديق آيه، شانه كردن مو هنگام هر نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 5
5 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، حقّ دستور دادن به نمازگزاران هدايت پيشه و ترويج كننده تقوا را ندارند .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... كلاّ لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 2
2 - پايبندى به نماز و انجام دائمى آن ، شرط تأثيرگذارى اين فريضه بر روح و خُلق و خوى نمازگزاران
الذين هم على صلاتهم دائمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 239 - 9
9 ـ حركت نداشتن به هنگام اقامه نماز ، از شرايط آن
فان خفتم فرجالا او ركباناً
جواز نماز در حال حركت به هنگام ترس، حكايت از مشروط بودن آن به حركت نداشتن در مواقع عادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 5،6
5 ـ وجوب برپايى نماز با تمام شرايط و آداب آن ، پس از رفع ترس از ناحيه دشمن
فاذا اطماننتم فاقيموا الصلوة
اقامه نماز به معناى انجام نماز است با تمام شرايط و آداب آن. و از اينكه در نماز خوف تعبير به اقامه نماز نشده و فرموده: «فليصلوا»، اين معنا تأييد مى شود.
6 ـ وجوب برپايى نماز با تمام شرايط ، پس از سفر و بازگشت به وطن *
فاذا اطماننتم فاقيموا الصلوة
برخى بر آنند كه مراد از «اطماننتم» بازگشت به وطن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 8
8 ـ وجوب تحصيل طهارت ( غسل ) بر شخص جنب ، براى خواندن نماز
و إن كنتم جنباً فاطهروا
جمله «ان كنتم . ..» عطف بر جمله اى مقدر است و كلام با تقدير آن چنين مى شود: «اذا قمتم الى الصلوة فتوضوا ان لم تكونوا جنباً و ان كنتم جنباً فاطهروا». بنابراين غسل مشروط مى شود به هنگامى كه جنب مى خواهد نماز بخواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 5
5 ـ حراست مجاهدان نمازگزار توسط رزمندگان ديگر ، شرط برگزارى نماز خوف به جماعت
فلتقم طائفة . .. سجدوا فليكونوا من ورائكم
جمله «فليكونوا من وارئكم»، علاوه بر بيان وجوب حراست از گروه نمازگزار، دلالت بر شرطيت حراست براى نماز خوف دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 4
4 - ايراد خطبه در نماز جمعه بهوسيله امام جمعه ، از شرايط آن است .
و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 10
10 - شركت در نماز جمعه ، باعث از دست رفتن روزى مردمان نمى شود .
و إذا رأوا تجـرة . .. و اللّه خير الرزقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 5
5 - مؤمنان ، وظيفه دار جديت و تلاش براى شركت در نماز جمعه
فاسعوا إلى ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 19 - 5،7
5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان
كادوا يكونون عليه لبدًا
7 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى جن
كادوا يكونون عليه لبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 19 - 5،7
5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان
كادوا يكونون عليه لبدًا
7 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى جن
كادوا يكونون عليه لبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 5 - 14
14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .
لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي
چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه ـ با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره ـ اين مى شود كه مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 8
8 - احتمال دست يابى نمازگزاران به هدايت ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 115 - 4
4ـ برپا كردن نماز در اوقات مقرر آن ، نيازمند صبرپيشگى است .
و أقم الصلوة طرفى النهار . .. واصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 5
5 - مراقبت و مداومت بر اقامه نماز ، نيازمند صبر و مقيّد ساختن نفس بر آن است .
واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 18 - 2
2 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، هر چند فراوان و سازمان يافته باشند ، از مقاومت در برابر مأموران الهى عاجزاند .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... فليدع ناديه. سندع الزبانية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 14،15
14 - « عن جابر بن يزيد عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له قول اللّه عزّوجلّ : « فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : اعملوا و عجلّوا فإنّه يوم مضيق على المسلمين فيه ;
جابربن يزيد گويد: به امام باقر(ع) گفتم: مراد از (سخن) خداوند عزّوجلّ «فاسعوا إلى ذكراللّه» چيست؟ فرمود: اعمال جمعه را با عجله انجام دهيد [تا به نماز جمعه برسيد] زيرا روز جمعه، [وقت ]براى مسلمانان تنگ است [و اعمال مستحبّه زياد است]».
15 - « عن علىّ انّه سئل عن قول اللّه [ تعالى ] « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : ليس السعى الإشتداد ;
از امام على(ع) درباره سخن خداوند تعالى «يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه» سؤال شد، آن حضرت فرمود: مراد از «سعى» شدت در راه رفتن (دويدن) نيست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 12
12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... إنّه غفور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 6
6 ـ اقامه نماز و انفاق در راه خدا ، تجلى خشيت قلب و فزونى ايمان و توكل بر خدا
وجلت قلوبهم . .. زادتهم إيمنا ... الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
تكرار «الذين»، بدون حرف عطف، براى رساندن اين معناست كه اقامه نماز انفاق نمود خارجى و تجلى صفات برشمرده شده در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 8
8 ـ روى آورى به مظاهر شرك زمينه ساز غفلت از ياد خدا و ترك نماز
انما الخمر و الميسر و الانصاب . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
نياوردن قيد «فى الخمر و الميسر» در جمله «و يصدكم . ..» ـ به خلاف جمله «ان يوقع ..» ـ، مى تواند اشاره به اين باشد كه منشأ ترك ياد خدا و برپايى نماز مخصوص شراب و قمار نيست بلكه برخاسته از گرايش به انصاب و ازلام (مظاهر شرك) نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 3
3 - باور نداشتن كيفر و پاداش الهى ، مايه سبك شمردن نماز
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. الذين هم عن صلاتهم ساهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 13
13 ـ نفاق و كفر و مرگ در حال فسق ، مايه محروميت از فيض نماز و دعاى اهل ايمان
و لاتصل . .. إنهم كفروا باللّه و رسوله و ماتوا و هم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 16 - 4
4 - آلودگى به دروغ و گناه ، ساقط كننده انسان تا مرحله تكذيب دين و باز داشتن مردم از نماز
ينهى. عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... ناصية كـذبة خاطئة
وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» بيانگر استمرار كذب و خطا در شخص است. اين دو وصف در مقايسه با «ينهى» و «كذّب» ـ فعل و دلالت كننده بر حدوث نهى و تكذيب اند ـ به منزله علت و معلول مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 1
1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .
فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 4
4 - خواندن نماز ، بدون تصميم بر امدادرسانى به نيازمندان ، غفلت از « حقيقت نماز » است .
الذين هم عن صلاتهم ساهون . .. و يمنعون الماعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 10
10- خواندن نماز با آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته ، جايز نيست .
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «صلاة» هر نمازى باشد كه نمازگزار آن را اَدا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 5 - 6
6 - محسنان ، برپادارنده نماز و پرداخت كننده زكات و اهل يقين به عالم آخرت و برخوردار از عنايت خاص خداوندند .
للمحسنين . .. أُولـئك على هدًى من ربّهم
اضافه «ربّ» به ضمير «هم» ـ كه مرجع آن، محسنان است ـ اشاره به نكته ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 4
4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... و يزيدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 7
7 ـ اقامه نماز و انفاق در راه خدا داراى ويژگى و امتياز در ميان ساير عبادات و تكاليف الهى
يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
بديهى است ايمان علاه بر اقامه نماز و انفاق داراى نمودهاى عملى ديگر نيز هست ; بنابراين ذكر اين دو براى رساندن اهميت ويژه آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 13
13- برپاداشتن نماز و پرداخت زكات ، در مقايسه با ديگر كار هاى نيك ، از جايگاهى ويژه و والا برخوردار است .
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
با آن كه نماز و زكات خود از مصاديق كارهاى نيك است; اما خداوند آن دو فريضه را به طور جداگانه ذكر فرمود. بيان اختصاصى آن دو، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 6
6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان
يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا
خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1ـ ذكر خدا، 2ـ برپاداشتن نماز، 3ـ پرداخت زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 2
2 - اهميت دادن به نماز و مراقبت بر به جاى آوردن به موقع آن ، امرى شايسته و بايسته
و الذين هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 8
8 ـ برپادارى نماز و پرداخت زكات از بهترين نمونه هاى عمل صالح
و عملوا الصّالحات و اقاموا الصّلوة و اتوا الزكوة
ذكر نماز و زكات پس از عمل صالح، در حاليكه خود عمل صالحند، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 36
36 ـ نماز ، مصداق ذكر و ياد خداوند است .
الّذين يذكرون اللّه . .. و على جنوبهم
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: الصحيح يصلى قائماً . .. .
كافى، ج 3، ص 411، ح 11 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 174.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 24
24 ـ مطلوبيت انتظار نماز بعدى ، پس از هر نماز
يا ايّها الّذين امنوا . .. و رابطوا
على (ع) درباره «رابطوا»، در آيه فوق فرمود: رابطوا الصلوات اى انتظروها واحدة بعد واحدة.
تفسير تبيان، ج 3، ص 95 ; مجمع البيان، ج 2، ص 918.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 12
12 ـ اهميّت و ارزش برتر نماز ، نسبت به زكات *
و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة
تقديم ذكرى نماز بر زكات، مى تواند اشاره به اهميّت بيشتر نماز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 2
2 ـ نماز داراى جايگاه و اهميتى ويژه در بين عبادات
و أمرنا لنسلم . .. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه
يادآور شدن نماز در اين سلسله آيات از بين عبادات ديگر، گوياى نقش و جايگاه ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 15
15- « معاوية بن وهب قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن أفضل ما يتقرّب به العباد إلى ربّهم و أحب ذلك إلى اللّه ـعزّوجلّـ ما هو ؟ فقال : ما أعلم شيئاً بعد المعرفة أفضل من هـذه الصلاة ، ألا ترى أنّ العبد الصالح عيسى بن مريم ( ع ) قال : « و أوصانى بالصلاة و الزكاة مادمت حيّاً » ;
معاوية بن وهب گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: بهترين چيزى كه موجب تقرب بندگان به پروردگارشان مى شود و محبوب ترين آن نزد خداى عزّوجلّ چيست؟ فرمود: من پس از معرفت چيزى را بهتر از اين نماز نمى دانم، آيا نمى بينى كه بنده صالح (خدا) عيسى بن مريم گفت: و أوصانى بالصلاة. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 2،3
2 - نماز و زكات ، از مهم ترين و با ارزش ترين فريضه ها و احكام الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت فوق با توجه به اختصاص به ذكر يافتن نماز و زكات، پس از بيان اعمال صالح ـ كه نماز و زكات نيز جزء آنها مى باشد ـ قابل استفاده است.
3 - فريضه نماز ، در مقايسه با ديگر فريضه ها و احكام الهى ، از ارزش و اهميت ويژه اى برخوردار است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت ياد شده، از تقدم فريضه نماز بر زكات استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 9
9- نماز صبح در اول فجر ، مورد شهود و نظاره اى ويژه
إن قرءان الفجر كان مشهودًا
چنان كه از روايات استفاده مى شود «شهود ويژه» عبارت است از شهود ملائكه شب و ملائكه روز كه هر دوى آنان، شاهد نماز صبح نمازگزارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2،3
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
3 - نماز شب ، پديده اى بس ارزشمند و والا در پيشگاه خداوند
إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ
در صورتى كه اضافه «ناشئة الليل» ظرفيه باشد; مقصود از پديده، عبادت شبانه بوده و معناى «إنّ ناشئة الليل» چنين خواهد بود: «به راستى پديده اى (عبادتى) كه در شب واقع مى شود. ..». گفتنى است كه آيه شريفه در مقام تمجيد و ستايش از عبادت شبانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 27
27 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » قال : « قبل طلوع الشمس » صلاة الصبح « و قبل غروبها » صلاة العصر ;
از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع
الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 27
27 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » قال : « قبل طلوع الشمس » صلاة الصبح « و قبل غروبها » صلاة العصر ;
از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9
9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 7
7ـ نماز هاى شبانه روزى ، از بارزترين كار هاى نيك است .
و أقم الصلوة . .. إن الحسنـت يذهبن السيئات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 1
1 - عالمان خداترس ، به منظور دريافت اجر الهى ، به تلاوت قرآن ، اقامه نماز و انفاق مى پردازند .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه ... ليوفّيهم
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه لام در «ليوفّيهم» براى تعليل بوده و اين جمله متعلق به «يتلون» باشد; يعنى،
قرآن را تلاوت مى كنند و . .. به خاطر آن كه خداوند به آنان پاداش كامل عنايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 14،15
14 - توجه به خدا و به ياد او بودن ، از اهداف و ثمرات نماز است .
و أقم الصلوة لذكرى
15 - وجود ذكر خدا در نماز ، دليل ترغيب و توصيه خداوند به اقامه آن است .
أقم الصلوة لذكرى
«لذكرى» ممكن است بيانگر نتيجه نماز باشد كه ياد خدا را در دل ها زنده مى كند و ممكن است مراد اشتمال نماز به اذكار الهى باشد، يعنى اقامه نماز به اين دليل واجب شمرده شده است كه ذكر خدا در آن وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 4
4 - ياد خداوند ، فلسفه و روح نماز جمعه است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه
آمدن تعبير «ذكر اللّه» درباره نماز جمعه، مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 24
24 - « ان الفرايض لاتصليها إلا إلى القبلة و هو المروى عن أئمتنا ( ع ) ;
از ائمه اهل بيت (ع) روايت شده كه نمازهاى واجب را نمى شود به جا آورد، مگر اينكه به سوى قبله باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 17
17 ـ عن أبى عبدالله(ع) فى قوله تعالى: « و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد» قال: مساجد محدثة فامروا أن يقيموا وجوهكم شطر المسجد الحرام.
از امام صادق(ع) روايت شده است: مراد از آيه «و أقيموا وجوهكم . ..»، مساجد نوبنياد است كه مردم مأمورند (هنگام عبادت) در آنها رو به مسجدالحرام بايستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 115 - 10
10 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « انزل اللّه هذه الآية فى التطوع خاصة « فاينما تولوا فثم وجه اللّه . . . » و صلّى رسول اللّه ايماءًا على راحلته اينماتو جهت به حيث خرج الى خيبر و حين رجع من مكة و جعل الكعبة خلف ظهره ;
خداوند اين آيه (فاينما تولوا فثم وجه اللّه) را در خصوص نماز مستحبى نازل كرده است و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در حالى كه سوار مركب خود بود و به اين سو آن سو مى رفت، نمازهاى ]مستحبى[ رابا اشاره به جا مى آورد آن زمانى كه به سوى خيبر رفت و آن زمانى كه از مكه مراجعت نمود و كعبه را پشت سرش قرار داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 3
3- توبه ضايع كنندگان نماز و پيروان هواى نفس پذيرفته مى شود .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . .. إلاّ من تاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 4
4- اهميت قراءت قرآن ، در نماز شب
و قرءان الفجر . .. و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قرآن»، نماز مشتمل بر قراءت قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 7
7 ـ لزوم خواندن نماز با قرائت صحيح و توجّه به معانى و مفاهيم اذكار آن
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تعلموا ما تقولون
جمله «حتى تعلموا . .. »، بيانگر فلسفه حرمت نماز در حال مستى است. بنابراين اداى صحيح كلمات و نيز توجه به معانى آن، ضرورت دارد و به همين خاطر نماز در حال مستى حرام شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 5
5- قراءت قرآن و بازخوانى پيام وحى ، عمده ترين ركن و مهمترين بُعد نماز
أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر
مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است و آوردن «قرآن» (تلاوت آيات الهى) به جاى «صلاة» مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 4
4 - قيام و قرائت ، اساسى ترين اركان عبادت و نماز
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
اختصاص به ذكر يافتن دو ركن قيام (أشدّ وطئًا) و قرائت (أقوم قيلاً) از ميان اركان پنجگانه نماز، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 4
4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : حدّثنى أبى عن جدّى عن آبائه أنّ أميرالمؤمنين ( ع ) . . . قال : . . . قال اللّه تبارك و تعالى : « الذين هم على صلاتهم دائمون » يعنى الذين يقضون ما فاتَهم من اللّيل بالنّهار و ما فاتهم من النّهار باللّيل . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: پدرم از جدم از پدرانش روايت كرده كه اميرالمؤمنين(ع) فرمود: . .. خداى ـ تبارك و تعالى ـ فرمود: (الذين هم على صلاتهم دائمون) يعنى كسانى كه نمازهايى را كه در شب از دستشان رفته، در روز قضا مى كنند و نمازهايى را كه در روز از دست داده اند در شب قضا مى كنند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 62 - 10
10 ـ « عن عنبسة العابد ، قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) : عن قول اللّه عزّوجلّ : « و هو الذى جعل الليل و النهار خلفة لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكوراً » قال : قضاء صلاة الليل بالنهار و قضاء صلاة النهار بالليل ;
امام صادق در باره آيه ياد شده فرمود: مراد قضاى نمازهاى شب در روز و قضاى نمازهاى روز در شب است». توضيح: با توجه به روايات قبل از حديث ياد شده، در تهذيب و روايت صفحه 116 از تفسير قمى به نظر مى رسد، قضاى نماز نافله مقصود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 16
16 - قيام ، ركوع و سجود ، از اركان نماز
و القائمين و الركّع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 3
3 ـ سجده و قيام ، دو ركن اساسى نماز است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اركان و اجزاى نماز، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 4
4 - قيام و قرائت ، اساسى ترين اركان عبادت و نماز
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
اختصاص به ذكر يافتن دو ركن قيام (أشدّ وطئًا) و قرائت (أقوم قيلاً) از ميان اركان پنجگانه نماز، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 5
5 - ايستادن در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، از آداب آن است .
و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 6
6 - مكلف بودن كافران به فروع دين و انجام فرائض ( همچون نماز )
يدعون إلى السجود و هم سـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 19 - 4
4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت
كادوا يكونون عليه لبدًا
مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 5
5 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الصلاة عماد الدين . . . من ترك أوقاتها يدخل الويل و الويل واد فى جهنّم كما قال اللّه تعالى . . . « فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون . . . » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز ستون دين است . .. هر كس وقت هاى نماز را [اعتنا نكرده و نماز را در آنها] ترك كند، داخل ويل مى گردد و «ويل» درّه اى است در جهنم. همان طورى كه خداوند تعالى فرموده: فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 7
7 - گرفتن مو هاى بالاى پيشانى تكذيب گران دين و كشاندن ذليلانه آنان به سوى آتش ، كيفر مخالفت آنها با نماز ، هدايت و تقوا
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«ناصية» به معناى انتهاى رستنگاه مو از قسمت جلو سر است، ريشه اين كلمه بر «علوّ» دلالت دارد و چون رستنگاه ناصيه در قسمت بالاى سر است، اين نام را بر آن نهاده اند (مقاييس اللغة). قسمت جلو سر را نيز «ناصيه» گويند (تاج العروس). «نسفعن» ـ كه «نون تأكيد» آن به صورت تنوين نوشته مى شود ـ يعنى، چنگ مى زنيم و مى كشانيم و ممكن است به معناى «سياه مى كنيم»، «نشانه مى گذاريم» يا «به خوارى مى كشانيم» باشد. (برگرفته از قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 9
9 - سيه رويى و ثبت نشانه دروغ گويى و گناه كارى بر پيشانى تكذيب گران دين ، كيفر مخالفت آنان با نماز ، هدايت و تقوا
لنسفعًا بالناصية
برداشت ياد شده، ناظر به معانى گوناگونى است كه براى «سفع» در توضيح برداشت هفتم ذكر شد. وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» (در آيه بعد)، مشخّصات نشانه را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 19 - 1
1 - برپا ايستادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، براى عبادت و اقامه نماز به صورت علنى و آشكارا
و أنّه لمّا قام عبد اللّه يدعوه
مقصود از «عبداللّه»، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و مراد از دعا در جمله «يدعوه» نماز و عبادت ويژه مسلمانان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 58 - 6
6 ـ تمسخر اذان ، نماز و ديگر شعاير دينى ، از گناهان بزرگ
و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً
چون تمسخر كنندگان نماز و اذان و يا ديگر شعاير دينى، بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر نماز و اذان و ديگر شعاير، از گناهان بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 4
4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا
چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» ـ به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) ـ «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 4
4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .
أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا
چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» ـ به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) ـ «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 16 - 2
2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .
ناصية كـذبة خاطئة
دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 15
15- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أخبرنى بأفضل المواقيت فى صلاة الفجر ؟ فقال : مع طلوع الفجر ان الله عزّوجلّ يقول : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » يعنى صلاة الفجر تشهده ملائكة الليل و ملائكة النهار فإذا صلّى العبد الصبح مع طلوع الفجر ثبتت له مرّتين اثبت ها ملائكة الليل و ملائكة النهار ;
اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از با فضيلت ترين اوقات نماز صبح خبر ده، حضرت فرمود: نمازى
است كه همگام با طلوع فجر باشد. همانا خداوند ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد:« و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» مقصود نماز طلوع فجر است كه فرشتگان مأمور شب و فرشتگان مأمور روز همگى با هم در آن هنگام حضور دارند و بر آن شهادت مى دهند. پس زمانى كه بنده نماز صبح را همگام با طلوع فجر به جا مى آورد، نماز صبح او دو بار ثبت مى شود: يك بار [توسط] فرشتگان مأمور شب و بار ديگر [به وسيله ]فرشتگان مأمور روز».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 13 - 3
3 - تكذيب گران دين و اعراض كنندگان از آن ، بازدارنده مردم از نماز و هدايت و امر به تقوا
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى . أر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 13 - 2
2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز ، رهنمود هاى آن حضرت را دروغ پنداشته و از پذيرش آن روى گردان بود .
أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن كذّب و تولّى
جمله «كذّب و تولّى»، مربوط به «الذى ينهى» و توصيف كسى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از نماز نهى مى كرد. بسيارى از مفسران، وى را ابوجهل دانسته اند. متعلق «كذّب» ـ به قرينه «كان على الهدى. أو أمر بالتّقوى» ـ هدايت هاى ارائه شده از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) و فرمان هاى تقواساز او است.
از بركات نماز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 5
5 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت خوددارى از پذيرش اسلام ، از عبادت خالصانه خداوند محروم مانده و خود را از بركات نماز و زكات دور ساخته اند .
و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 16 - 2
2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .
قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 1،2،18
1 ـ نهى شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هميشه ، از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و دعا كردن براى آنها بعد از جنگ تبوك
و لاتصل على أحد منهم مات أبداً
2 ـ ممنوع نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنها ، تا قبل از جنگ تبوك
و لاتصل على أحد منهم مات
با توجه به سياق آيات، كه پس از جنگ تبوك نازل شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
18 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده : « كان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) اذا صلى على ميّت . . . كبّر الرّابعه و دعا للميّت . . . فلمّا نهاه اللّه عزّو جل عن الصلاة على المنافقين . . . كبّر الرّابعة و انصرف و لم يدع للميّت ;
رسول خدا هرگاه بر مرده اى نماز مى خواند . .. تكبير چهارم را مى گفت و براى ميت دعا مى كرد ... پس از اينكه خداى عزوجل او را ازنماز بر منافقين نهى فرمود ... تكبير چهارم را گفت و نماز را تمام كرد و بر ميت دعا نكرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 4
4 - مخالفان نماز ، بايد خدا را ناظر بر كردار خويش ديده و از مخالفت دست بردارند .
أرءيت الذى ينهى . .. ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 35 - 5
5 - مداومت در اقامه نماز و مواظبت بر انجام درست و كامل آن ، يكى ديگر از اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين
و المقيمى الصلوة
«إقامة» (مصدر «مقيمين») به معناى انجام دادن درست و كامل است. به كارگيرى وصف (مقيمين) بيانگر اين نكته است كه خواندن نماز، خصلتى است كه از مؤمنان جدا نمى شود. بنابراين معناى «المقيمى الصلوة» چنين مى شود: آنان كه همواره نماز را درست و كامل به جا مى آورند; نه آن را ترك مى كنند و نه در انجام درست و كامل آن، كوتاهى مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 11
11- « فى المجمع قيل : أضاعوها بتأخيرها عن مواقيت ها من غير أن تركوها أصلاً . . . و هو المروى عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان آمده است كه: گفته شده [معناى آيه اين است]: نماز را ضايع مى كردند به اين كه آن را از اوقات مقررش به تأخير مى انداختند; نه اين كه به طور كلى آن را ترك كردند و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 2 - 6
6 - « عن جعفر بن محمد (صلی الله علیه و آله) إنّه قال فى قول اللّه عزّوجلّ : « الذين هم فى صلاتهم خاشعون » قال : الخشوع غضّ البصر فى الصلاة . . . ;
از امام صادق(ع) رايت شده است كه در باره سخن خداى ــ عزّوجلّ ـ «الذين هم فى صلاتهم خاشعون» فرمود: مراد از خشوع، فرو نهادن چشم در نماز است»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 3،4،5
3 - مداومت و مراقبت پى گير بر اقامه نماز ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
«إصطبار»; يعنى، با تمام توان صبر را برخود تحميل كردن (مفردات راغب).
4 - لزوم مراقبت پى گير بر نماز و مداومت بر اقامه آن
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
5 - مراقبت و مداومت بر اقامه نماز ، نيازمند صبر و مقيّد ساختن نفس بر آن است .
واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 19 - 4
4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت
كادوا يكونون عليه لبدًا
مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 13 - 3
3 - تكذيب گران دين و اعراض كنندگان از آن ، بازدارنده مردم از نماز و هدايت و امر به تقوا
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى . أر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 5
5 - وجوب اقامه نماز ، در مكه تشريع شده است .
و أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 18
18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت
و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» ـ كه حكم نماز ظهر در آن آمده ـ نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 18
18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .
أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود
عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 13 - 3
3 - تكذيب گران دين و اعراض كنندگان از آن ، بازدارنده مردم از نماز و هدايت و امر به تقوا
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى . أر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 3،4
3 - جلوگيرى از برپايى نماز ، شگفت آورترين نمونه طغيان
ليطغى . .. أرءيت الذى ينهى
«أرءيت» استفهام تعجبى است. اديبان عرب، آن را با «أخبرنى» (خبر ده مرا) به يك معنا دانسته اند. درخواست بازگو كردن خبر ـ با آن كه متكلم آن را مى داند ـ نشانه شگفتى آن است. مخاطب در «أرءيت» مى تواند عموم مخاطبان باشد; گرچه فرد بارز آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و بنده نمازگزارى كه مورد نهى قرار گرفته، بر هر نمازگزارى قابل انطباق است.
4 - نماز در عصر بعثت ، مورد تهاجم مخالفان اسلام
أرءيت الذى ينهى
جمله «لئن لم ينته» ـ در آيات بعد ـ قرينه بر وقوع اين مزاحمت، به هنگام نزول آيات اين سوره است كه با اوايل بعثت هم زمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 10 - 4
4 - وادار ساختن مردم به ترك نماز ، ناديده انگاشتن عبوديت آنان براى خداوند است .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى
انتخاب كلمه «عبد»، بيانگر دليل تعجبى است كه استفهام «أرءيت» بر آن دلالت داشت; يعنى، كسى كه بندگان را به ترك نماز فرا مى خواند، چرا به بنده بودن آنان توجّه نمى كند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 1
1 - برخى از مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نماز خواندن آن حضرت بودند .
أرءيت الذى ينهى
مراد از «الذى ينهى» ـ به قرينه آيه بعد و جمله «لاتطعه» در آخر سوره - كسى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از نماز خواندن نهى مى كرد. جمله «فليدع ناديه» در آيات بعد، وى را فردى داراى نفوذ كلام معرفى كرده و به گفته بسيارى از مفسران، مراد ابوجهل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 4
4 - خاتمه دادن به موضع گيرى در برابر نماز ، فرمان خداوند به نهى كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از اداى آن
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 1،4
1 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد نهى مؤكد الهى از حضور يافتن و اقامه نماز در مسجد ضرار
لا تقم فيه أبداً
4 ـ حضور و اقامه نماز در مسجدى كه به انگيزه هاى باطل بنا شود ، ممنوع است .
مسجداً ضراراً . .. لا تقم فيه أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 12
12 - اعتقاد به رازق بودن خداوند ، ناسازگار با ترك كردن نماز جمعه به منظور كسب روزى
و إذا رأوا تجـرة . .. و اللّه خير الرزقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 7،9،11
7 ـ شيطان همواره در صدد بازدارى مؤمنان از ياد خدا و برپايى نماز
انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
9 ـ قماربازى و ميگسارى ابزار شيطان براى بازداشتن مردم از ياد خدا و برپايى نماز
انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
11 ـ باز ماندن جامعه ايمانى از نماز و ياد خدا پيامد برانگيخته شدن دشمنى و كينه در بين آنها
ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة
نياوردن كلمه «ان» در «يصدكم عن . ..» مى تواند اشاره به اين باشد كه مضمون اين جمله پيامد تحقق مضمون معطوف عليه (يوقع بينكم ...) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 4
4 - بى توجّهى نمازگزاران به نماز خويش ، نكوهيده تر از آزار يتيمان و فراموش كردن بينوايان است .
فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
اين آيه، مانند آيات ديگر اين سوره، بيانگر خصلت هاى تكذيب گران كيفر الهى است. آوردن حرف «فاء» در خصلت سوم به بعد و تغيير سياق كلام، بيانگر ترتيب رتبى و نكوهيده تر بودن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 5
5 - به جا آوردن نماز پس از ذكر نام خداوند ، مايه رستگارى است .
قد أفلح من . .. ذكر اسم ربّه فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 4
4 - خاتمه دادن به موضع گيرى در برابر نماز ، فرمان خداوند به نهى كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از اداى آن
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 18 - 5
5 - زمان كيفر ديدن مخالفان نماز ، تكذيب گران دين و دروغ گويان خطاكار ، نزديك است .
سندع الزبانية
حرف «سين»، براى آينده نزديك به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 9،10
9 ـ سستى و نشاط نداشتن در نماز و مقدمات آن ، از صفات منافقان
و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى
«كسالى» جمع «كسلان» است ; و كسلان به كسى گفته مى شود كه با كندى و اكراه و بدون نشاط و ميل، كارى را انجام دهد. قيام به سوى نماز كه مفاد جمله «قاموا إلى الصّلوة» است، شامل مقدمات نماز نيز مى شود.
10 ـ ضرورت برپايى نماز ، با ميل و نشاط و پرهيز از كسالت و خمودى در انجام آن
و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 7 - 8
8 - [ « فى فقه الرّضا ( ع ) ] قال : لا صلاة إلاّ باسباغ الوضوء و احضار النيّة و خلوص اليقين و إفراغ القلب و ترك الأشغال و هو قوله « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » ;
[در كتاب «فقه الرضا(ع)» آمده كه] آن حضرت فرمود: نماز نيست; مگر با شاداب ساختن وضو و حاضر داشتن نيت و يقين خالص و خالى كردن قلب [از ياد غير خدا ]و ترك سرگرمى ها و اين است [معناى] سخن خدا [كه فرمود:] «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 9
9- نماز صبح در اول فجر ، مورد شهود و نظاره اى ويژه
إن قرءان الفجر كان مشهودًا
چنان كه از روايات استفاده مى شود «شهود ويژه» عبارت است از شهود ملائكه شب و ملائكه روز كه هر دوى آنان، شاهد نماز صبح نمازگزارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 14
14 - « و فى الحديث : إنّ عليّاً ( ع ) إذا حضر وقت الصلاة يتململ و يتزلزل و يتلّون فقيل له : ما لك يا أميرالمؤمنين ؟ فيقول جاء وقت الصلاة وقت أمانة عرضها اللّه على السماوات و الأرض فأبين أن يحملنها و أشفقن منها ;
روايت شده كه على(ع) هنگامى كه وقت نماز مى رسيد، ناآرام و لرزان و رنگ به رنگ مى شد. پس به آن حضرت گفته شد: چه شده شما را اى اميرالمؤمنين؟ فرمود: وقت نماز رسيده است! وقت امانتى كه بر آسمان ها و زمين عرضه شد و آنها از حمل آن سربرتافتند و از آن هراسيدند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 4
4 ـ على بن ابيطالب ( ع ) ، انسانى مؤمن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات در حال ركوع
الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون
بر اساس شأن نزولهاى متعدد، شخصيت مورد نظر در آيه شريفه، حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 1
1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 2
2 ـ نماز ، برنامه بندگان خالص خدا در وقت شب زنده دارى
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
از ديدگاه مفسران، مقصود از «سجده» و «قيام» در آيه شريفه، نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 30
30 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . و لما ان اصرف نبيه إلى الكعبة عن بيت المقدس قال المسلمون للنبى (صلی الله علیه و آله) أرأيت صلاتنا التى كنا نصلى إلى بيت المقدس ما حالنا فى ها و ما حال من مضى من أمواتنا و هم يصلون إلى بيت المقدس ؟ فأنزل اللّه « و ما كان اللّه ليضيع إيمانكم ان اللّه بالناس لرؤف رحيم » فسمّى الصلوة إيماناً . . . ;
چون خداوند، رسول اللّه را از بيت المقدس به كعبه برگرداند، مسلمانان به پيامبر عرضه داشتند: صحت نمازهايى كه به طرف بيت المقدس خوانده ايم و نمازهاى كسانى كه به طرف بيت المقدس نماز خوانده و از دنيا رفته اند، چطور مى شود؟ خداوند آيه شريفه «و ما كان اللّه ليضيع إيمانكم ان اللّه بالناس لرءوف رحيم» را نازل فرمود و در آن نماز را ايمان ناميد . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 7
7 - بى ارزش بودن نماز بى خشوع ، در پيشگاه خداوند .
ألم يأن . .. أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه
در صورتى كه مراد از «ذكر اللّه» نماز باشد; نكوهش كسانى كه نماز را بدون خشوع مى خوانند، مفيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 37
37 ـ انسان سالم نماز را ايستاده و مريض آن را نشسته و ناتوانتر از او آن را به پهلو مى خواند .
يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. «قياماً» الاصحاء و «قعوداً» يعنى المرضى «و على جنوبهم» قال: اعلّ ممّن يصلّى جالساً و اوجع.
تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 173 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 7.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 12،14،18
12 ـ مريم ، مأمور نمازگزاردن همراه با نمازگزاران ( نماز جماعت ) *
و اركعى مع الرّاكعين
بنابراينكه مراد از ركوع، نماز باشد; از باب نامگذارى كل به نام جزء.
14 ـ عبادت دستجمعى و نماز جماعت در اديان گذشته
و اركعى مع الرّاكعين
18 ـ نقش مهمّ ركوع ، در نماز جماعت
و اركعى مع الرّاكعين
چون از نماز جماعت به ركوع تعبير شده است، اهميّت خاص آن معلوم مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 6،7
6 ـ گروه اول از نمازگزاران نماز خوف ، تا پايان دو سجده ركعت اول ، بايد نماز را به جماعت و بقيه را فرادا به جاى آورند .
فلتقم طائفة . .. و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا فليصلوا معك
تفريع جمله «فاذا سجدوا» بر «فلتقم»، دلالت مى كند كه گروه اول بايد تا پايان دو سجده، نماز را به جماعت بخوانند و چون نماز خوف با دو سجده پايان نمى پذيرد، بايد بقيه به صورت فرادا به جا آورده شود.
7 ـ گروه نخست از نمازگزاران پس از اتمام نماز خوف ، بايد به پاسداراى بپردازند تا گروه ديگر براى اقامه نماز جماعت حاضر شوند .
فاذا سجدوا فليكونوا من ورائكم و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا فليصلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 2
2 ـ صلاحديد برگزارى نماز جماعت در ميدان نبرد ، بر عهده فرمانده نيروهاست .
و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة
اسناد اقامه نماز به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (فاقمت . ..)، اشاره به اين است كه اختيار تشكيل نماز جماعت بر عهده و صلاحديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا فرماندهى نيروهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 13،20،21
13 ـ مطلوبيّت شركت زنان در عبادت دستجمعى ( نماز جماعت )
و اركعى مع الرّاكعين
20 ـ جواز حضور زن در نماز جماعت همراه مردان
و اركعى مع الرّاكعين
در آيه فوق، به حضرت مريم امر نشده است كه ركوع كن با زنان ركوع كننده ; بلكه فرموده: ركوع كن با ركوع كنندگان. (اعم از زن و مرد).
21 ـ تشريع اجتماع مردان و زنان براى عبادت ، در اديان گذشته
و اركعى مع الرّاكعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 3
3 - اقامه نماز جمعه ، در صدراسلام و به امامت حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
و إذا رأوا تجـرة . .. و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 239 - 1،3
1 ـ جواز بجاآوردن نماز در حال حركت ، پياده يا سواره در هنگام ترس
فان خفتم فرجالا او ركباناً
جمله «فان خفتم . .. » حكايت از شرطى محذوف دارد كه حكم آيه قبل را مشروط مى كند ; يعنى مراقبت كامل شرايط در نماز در صورت امنيّت است ; ولى آنگاه كه خوفى عارض شود، به مقدار ممكن حفظ شرايط و آداب لازم است نه همه آنها. همچنين «رجالا» جمع راجلا به معنى پياده و «ركباناً» جمع راكباً به معناى سواره است و در هر دو، حركت لحاظ مى شود.
3 ـ سقوط برخى از شرايط نماز در هنگام ترس
فان خفتم فرجالا او ركباناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 7
7 ـ مسلمانان صدر اسلام ، كاستن از نماز را ، هر چند به هنگام سفر و ترس از دشمن ، گناه مى پنداشتند .
و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين
«لاجناح» و «فليس عليكم جناح»، غالباً در مواردى به كار مى رود كه پندار جرم و گناه بر انجام و يا ترك كارى وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 10،14
10 ـ لزوم احتى اط و هوشيارى بيشتر مجاهدان ، به هنگام تعويض و جابجايى در نماز خوف *
و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم
تصريح به لزوم هوشيارى در مورد دسته دوم (و ليأخذوا حذرهم)، بيانگر ضرورت احتى اط بيشتر در تعويض و جابجايى دارد.
14 ـ خطر شبيخون كافران ، دليل به همراه داشتن اسلحه به هنگام نماز در ميدان جنگ
و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم ودالذين كفروا لو تغفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 4
4 ـ ياد خداوند پس از اداى نماز خوف ، جبران كننده كاستى هاى آن
فليس عليكم جناح ان تقصروا . .. فاذكروا اللّه قيماً و قعوداً و على جنوبكم
لزوم ذكر خدا پس از پايان نماز خوف، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه قصر و كوتاهى نماز خوف را با ذكر خداوند جبران كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 1
1 ـ به نماز ايستادن گروهى از مسلمانان و پاسدارى گروهى ديگر ، شيوه برپايى نماز خوف به صورت جماعت
و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة . .. و لتأت طائفة اخرى لم يصلوا
نماز خويشاوندان اسماعيل(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 8
8- وفاداربودن اسماعيل ( ع ) به وعده ها و اصرار او بر پاى بندى بستگانش به نماز ، زكات و انفاق ، مايه جلب رضايت خداوند
إنّه كان صادق الوعد . .. و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة و كان عند ربّه مرضيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 39 - 6
6 ـ تشريع نماز در اديان گذشته
يصلى فى المحراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 10،21
10 ـ وجود سجده و ركوع ( نماز ) در اديان گذشته
و اسجدى و اركعى
21 ـ تشريع اجتماع مردان و زنان براى عبادت ، در اديان گذشته
و اركعى مع الرّاكعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 2
2ـ تشريع نماز در اديان گذشته
قالوا يـشعيب أصلوتك تأمرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 13
13 - نماز در آيين موسى ( ع ) تشريع شده بود .
و أقم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 8
8 ـ پيمان الهى از بنى اسرائيل بر اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا
و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً
به نظر مى رسد از جمله موارد ميثاق و پيمان الهى با بنى اسرائيل، مسائلى است كه جمله «لئن اقمتم . ..» آن را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 3
3 ـ چنگ زدن به كتاب هاى آسمانى و برپا داشتن نماز ، داراى پاداشى تضمين شده از جانب خداوند
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 3
3- نماز ، زكات و انفاق ، داراى سابقه اى ديرينه در اديان الهى
و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 59 - 8
8- نماز ، داراى جايگاهى مهمّ و اساسى در تمامى اديان الهى
فخلف . ..أضاعوا الصلوة
آيه مورد بحث، ازميان همه چيزهايى كه مى توان در پشت كردن و اهميت ندادن به دين مطرح ساخت، نماز را مطرح كرده است. اين گوياى نقش محورى نماز در مجموعه احكام دينى و اديان الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 5 - 7
7 - اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمانى الهى براى پيروان تمام اديان آسمانى
و ما أُمروا إلاّ . .. و يقيموا الصلوة و يؤتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 7
7 - بخش نخست شب ، زمان مناسب براى عبادت و نماز
إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـًا
يكى از معانى «ناشئة الليل»، ساعات اول شب است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 7
7 ـ نماز ، زكات ، ايمان به همه انبيا و حمايت از آنان و انفاق ، از تكاليف بنى اسرائيل
لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و عزرتموهم و اقرضتم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 3
3 ـ وجوب برپا كردن نماز ، حتى در ميدان رزم و شرايط دشوار
و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 5
5- نماز از فريضه هاى عبادى در عصر بعثت حضرت ابراهيم ( ع )
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. ليقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 3
3 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر ، از زمره تعاليم شريعت عصر لقمان بود .
يـبنىّ أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 8
8- مردمِ زمان مريم ( س ) ، با مفاهيم نماز و زكات آشنايى داشتند .
و أوصـنى بالصلوة والزكوة
حضرت عيسى(ع) در گهواره براى مردم، از نماز و زكات سخن گفت، بنابراين، آنان با اين مفاهيم از پيش آشنا بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 22
22 - ركوع و سجده كردن به درگاه خدا ( نماز ) ، از برنامه هاى عبادى در آيين ابراهيم
و الركع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 17
17 - طواف و نماز ، از تكاليف مقرر در شريعت حضرت ابراهيم ( ع )
و طهّر بيتى للطّائفين و القائمين و الركّع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 1
1 ـ كاستن از نماز در سفر ، به هنگام ترس از دشمن ، هيچ گناهى ندارد .
و إذا ضربتم . .. فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم
جمله «فليس . ..»، در حقيقت جواب براى «اذا ضربتم» و «ان خفتم» است. يعنى مسافرت و ترس از فتنه گرى دشمن دو شرط لازم براى كاستن از نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 14
14- انجام كار هاى نيك ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، از تكاليف شريعت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع )
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 14
14- انجام كار هاى نيك ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، از تكاليف شريعت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع )
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 14
14- انجام كار هاى نيك ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، از تكاليف شريعت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع )
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 4
4 - نماز در عصر بعثت ، مورد تهاجم مخالفان اسلام
أرءيت الذى ينهى
جمله «لئن لم ينته» ـ در آيات بعد ـ قرينه بر وقوع اين مزاحمت، به هنگام نزول آيات اين سوره است كه با اوايل بعثت هم زمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 20
20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند
أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود
از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 1،2،8
1 ـ بطلان نماز در حال مستى
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
ظاهراً نهى در «لا تقربوا»، ارشاد به بطلان است، نه تنها بيانگر حرمت تكليفى.
2 ـ اقامه نماز در حال مستى جايز نيست . *
لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى
بنابر اينكه نهى در «لا تقربوا»، نهى مولوى باشد ; يعنى دلالت بر حرمت تكليفى كند.
8 ـ بى توجهى به اذكار نماز و مفاهيم آن ، فلسفه بطلان آن در حال مستى
لا تقربوا الصلوة . .. حتى تعلموا ما تقولون
جمله «حتى تعلموا . .. » بيانگر علت تحريم بطلان نماز در حال مستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 5
5 ـ اهميت عبادت و نماز در مسجد*
و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 14،15
14 - طواف ، قيام ، ركوع و سجود ( نماز ) از آداب زيارت مسجدالحرام
و طهّر بيتى للطّائفين و القائمين و الركّع السجود
ظاهر اين است كه مراد از «القائمين و الركع السجود» نمازگزاران است; يعنى، «خانه مرا براى طواف كنندگان و نمازگزاران آماده كن».
15 - لزوم تقديم طواف بر نماز در زيارت مسجدالحرام
للطّائفين و القائمين و الركّع السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 7
7- نماز و زكات ، از جمله تكاليف دينى در شريعت حضرت عيسى ( ع ) بود .
و أوصـنى بالصلوة و الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 7،8،26،28،30
7 - زيارت كنندگان خانه خدا ، بايد در مقام ابراهيم ، نماز بخوانند .
و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى
گويا مقصود از نمازى كه بايد در مقام ابراهيم خوانده شود، نماز طواف است، نه ساير نمازها.
8 - مقام ابراهيم ، بايد به جايگاهى براى نماز اختصاص يابد .
و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى
«مصلًّى» اسم مكان از «صلاة» و به معناى جايگاه نماز است.
26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : . . . « ان اللّه فضل مكة و جعل بعض ها أفضل من بعض . فقال تعالى « واتخذوا من مقام إبراهيم مصلًّى » . . . ;
خداوند، مكه را فضيلت و برترى داده و بعضى از قسمتهاى آن را بر قسمتهاى ديگر برترى داده و فرموده است: از مقام ابراهيم جايگاهى براى نماز خود قرار دهيد . .. ».
28 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . لقد وضع عبد من عباد اللّه قدمه على حجر فأمرنا اللّه تبارك و تعالى أن نتخذ ها مصلًّى . . . ;
. .. بنده اى از بندگان خدا (ابراهيم (ع)) پايش را بر سنگى نهاد، پس خداوند (براى تجديد خاطره) به ما دستور داد كه آن سنگ را جايگاه نماز خويش كنيم ... ».
30 - « عن ابى الصباح الكنانى ، قال سألت اباعبداللّه ( ع ) عن رجل نسى ان يصلى ركعتين عند مقام ابراهيم ( ع ) فى طواف الحج و العمرة ، فقال : ان كان فى البلد صلى ركعتين عند مقام ابراهيم ( ع ) فان اللّه عز و جل يقول : « و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلًّى » و ان كان قد ارتحل فلا آمره ان يرجع ;
ابى الصباح كنانى از امام صادق(ع) سؤال كرد درباره كسى كه دو ركعت نماز طواف حج و عمره را در مقام ابراهيم(ع) فراموش كرده است، حضرت فرمود: اگر هنوز در شهر مكه است، بايد نماز را در مقام ابراهيم (ع) به جا آورد; زيرا خداوند عز و جل فرموده: مقام ابراهيم را براى نماز خود قرار دهيد و اگر از شهر مكه كوچ كرده است من به او نمى گويم برگرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 1،2،4
1 ـ يهوديانى كه به تورات چنگ زنند و به محتواى آن پايبند باشند و نماز را برپا دارند ، مردمى صلاح پيشه اند .
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
تمسيك (مصدر «يمسكون») به معناى حفظ كردن و رها ساختن است. محافظت كتاب آسمانى به اين است كه انسان معارف آن را باور داشته و به احكان آن پايبند باشد.
2 ـ خداوند پاداش يهوديان تمسك كننده به تورات و برپا دارنده نماز را تباه نخواهد كرد .
و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين
چون آيه مورد بحث در سياق آيات مربوط به يهود واقع شده، مى توان گفت مراد از «الذين . .. » يهوديان متعهد هستند، و يا اينكه آنان از مصاديق مورد نظر براى «الذين ... » مى باشند.
4 ـ گروهى از يهوديان نسل هاى پيشين ، بر خلاف دنياگرايان ايشان ، به محتواى تورات و ميثاق هاى آن پايبند بودند و نماز را به پا داشتند .
و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 13
13 - نماز در آيين موسى ( ع ) تشريع شده بود .
و أقم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 39 - 5
5 ـ زكريا به هنگام نماز در محراب ، بشارت اعطاى يحيى را دريافت .
و هو قائم يصلّى فى المحراب انّ اللّه يبشرك بيحيى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 7
7 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آغاز بعثت مدتى چند به شب زنده دارى به ميزان دوسوم يا نصف و يا يك سوم از شب موظف شده بودند .
و طائفة من الذين معك . .. علم أن لن تحصوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 11
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 1،2،18
1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد بيدار شدن در بخشى از شب ، براى اقامه نافله شب
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
2- نماز شب ، تكليفى واجب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ساير واجبات
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
با توجه به معناى لغوى «نافلة» كه به معناى زيادت بر واجب است; (مفردات راغب) و نيز لام اختصاص «لك» نكته ياد شده قابل استفاده است.
18- « عن عمارالساباطى قال : كنّا جلوساً عند أبى عبدالله ( ع ) بمنى فقال له رجل : ما تقول فى النوافل ؟ فقال : فريضة قال : ففزعنا و فزع الرجل ، فقال : أبوعبدالله ( ع ) : إنما أعنى صلاة الليل على رسول الله (صلی الله علیه و آله) ان الله يقول : « و من الليل فتهجّد نافلة لك » ;
عمار ساباطى گويد: در منى نزد امام صادق(ع) نشسته بوديم، شخصى به حضرت گفت: در باره نافله ها چه مى گوييد؟ حضرت فرمود: واجب هستند. راوى گويد: ما و آن مرد سؤال كننده برآشفتيم، پس حضرت فرمود: منظور من نماز شب است كه بر رسول خدا واجب بود. همانا خداوند مى فرمايد: و من الليل فتهجد به نافلة لك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 2 - 6
6 - « عن محمد بن مسلم عن أبى جعفر ( ع ) قال : سألتُه عن قول اللّه : « قم الليل إلاّ قليلاً » قال : أمره اللّه أن يصلّى كلَّ ليلة إلاّ أن يأتى عليه ليلةٌ فى الليالى لايصلى فيها شيئاً ;
محمدبن مسلم گويد: از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «قم الليل إلاّ قليلاً» سؤال كردم، فرمود: خداوند به او (رسول اللّه) دستور داده كه هر شب نماز [شب ]بخواند; مگر اين كه شبى از شب ها بيايد كه در آن نتواند نمازى بخواند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 7
7 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گزاردن نماز شب
و سبّحه ليلاً طويلاً
يكى از معانى «تسبيح»، نماز است (قاموس المحيط و لسان العرب). بر اين اساس مقصود از آن در اين آيه، ممكن است نماز شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 11
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 50
50- « سأله [ الصادق ( ع ) ] عبداللّه بن سُنان ، عن قول اللّه عزّوجلّ « سيماهم فى وجوههم من أثر السجود » قال : هو السَّهَر فى الصلاة ;
عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «سيماهم فى وجوههم من أثر السجود» پرسيد، آن حضرت فرمود: منظور [اثر ]شب زنده دارى با نماز است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 3 - 3
3 - « عن الصادق ( ع ) أنّه قال : فى قول اللّه عزّوجلّ « و الشفع و الوتر » قال : الشفع الركعتان و الوتر الواحدة التى يقنت فيها ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و الشفع و الوتر»، فرمود: شفع همان دو ركعت (نماز شب) و وتر همان يك ركعتى است كه در آن قنوت خوانده مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 39 - 10
10 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و سبـّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب » قال : قبل طلوع الشمس صلاة الصبح ، و قبل الغروب صلاة العصر ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس. ..» روايت شده است كه فرمود: [مراد از تسبيح] قبل از طلوع خورشيد «نماز صبح» و [مراد از تسبيح] قبل از غروب «نماز عصر» است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 10
10- لزوم اهتمام به اقامه نماز صبح ، در منظر همگان و همراه با جماعت *
إن قرءان الفجر كان مشهودًا
احتمال دارد كه ذكر صفت «مشهود» براى نماز صبح، نوعى تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود
و ديد همگان باشد. لازم به ذكر است كه فعل «كان» در آيه براى تثبيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 28
28- اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل نماز و سجده هاى بسيار
و الذين معه . .. سيماهم فى وجوههم من أثر السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 7،30،31
7 - زيارت كنندگان خانه خدا ، بايد در مقام ابراهيم ، نماز بخوانند .
و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى
گويا مقصود از نمازى كه بايد در مقام ابراهيم خوانده شود، نماز طواف است، نه ساير نمازها.
30 - « عن ابى الصباح الكنانى ، قال سألت اباعبداللّه ( ع ) عن رجل نسى ان يصلى ركعتين عند مقام ابراهيم ( ع ) فى طواف الحج و العمرة ، فقال : ان كان فى البلد صلى ركعتين عند مقام ابراهيم ( ع ) فان اللّه عز و جل يقول : « و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلًّى » و ان كان قد ارتحل فلا آمره ان يرجع ;
ابى الصباح كنانى از امام صادق(ع) سؤال كرد درباره كسى كه دو ركعت نماز طواف حج و عمره را در مقام ابراهيم(ع) فراموش كرده است، حضرت فرمود: اگر هنوز در شهر مكه است، بايد نماز را در مقام ابراهيم (ع) به جا آورد; زيرا خداوند عز و جل فرموده: مقام ابراهيم را براى نماز خود قرار دهيد و اگر از شهر مكه كوچ كرده است من به او نمى گويم برگرد».
31 - ابن مسكان گويد : « حدثنى من سأله عن رجل نسى ركعتى طواف الفريضة حتى يخرج فقال : . . . ان كان جاوز ميقات أهل أرضه فليرجع و ليصلهما فإن اللّه يقول : « و اتخذوا من مقام إبراهيم مصلًّى . . . ;
به من خبر داد كسى كه از او ]امام (ع) [سؤال كرد درباره شخصى كه دو ركعت نماز فريضه طواف را از روى فراموشى نخوانده و از محل ]مكه[ خارج شده بود، امام (ع) فرمودند: . .. اگر از ميقات حجاج شهرش گذشته بايد برگردد و دو ركعت نماز را بخواند; زيرا خداوند مى فرمايد: «و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 39 - 10
10 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و سبـّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب » قال : قبل طلوع الشمس صلاة الصبح ، و قبل الغروب صلاة العصر ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس. ..» روايت شده است كه فرمود: [مراد از
تسبيح] قبل از طلوع خورشيد «نماز صبح» و [مراد از تسبيح] قبل از غروب «نماز عصر» است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 10
10 - « قيل له ( الصادق ( ع ) ) « و ذكر اسم ربّه فصلّى » قال خرج إلى الجَبّانة فصلّى ;
به امام صادق(ع) گفته شد: [معناى] «و ذكر اسم ربّه فصلّى» [چيست] فرمود: [يعنى] به سوى صحرا بيرون رود و نماز [عيد ]بخواند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 18
18 - لزوم تأخير قربانى از نماز عيد ، در عيد قربان *
فصلّ لربّك وانحر
تطبيق نماز و قربانى در آيه، بر نماز عيد قربان و قربانى در آن، يكى از احتمالات موجود در اين آيه است. عطف به «واو» گر چه بر ترتيب تصريح ندارد; ولى ترتيب ذكرى مى تواند بيانگر ترتيب واقعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 7
7 - نماز رياكارانه ، نماز غافلان است .
الذين هم عن صلاتهم ساهون . الذين هم يراءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 4،7،13،14،15
4 ـ احتمال كمين و فتنه گرى دشمن ، مجوز نماز قصر ( شكسته )
ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
جمله «ان خفتم» به اين معناست كه در جواز نماز شكسته، حمله يقينى دشمن لازم نيست; بلكه ترس از حمله و يا احتمال آن نيز كافى است.
7 ـ مسلمانان صدر اسلام ، كاستن از نماز را ، هر چند به هنگام سفر و ترس از دشمن ، گناه مى پنداشتند .
و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين
«لاجناح» و «فليس عليكم جناح»، غالباً در مواردى به كار مى رود كه پندار جرم و گناه بر انجام و يا ترك كارى وجود داشته باشد.
13 ـ وجوب شكسته خواندن نماز در سفر به هنگام ترس از فتنه دشمن
و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح . .. ان يفتنكم الذين كفروا
امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از چگونگى نماز مسافر فرمودند: ان اللّه عز و جل يقول: و اذا ضربتم فى الارض . .. فصار التقصير فى السفر واجباً كوجوب التمام فى الحضر ... .
من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 278، ح 1، باب 59; نورالثقلين، ج 1، ص 542، ح 527
14 ـ شكسته خواندن نماز در سفر ، دو ركعت خواندن نماز چهار ركعتى است .
و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة
امام باقر(ع) در مورد عدد ركعات نماز در سفر فرمود: . .. والصلوة كلها فى السفر الفريضة ركعتان كل صلوة الا المغرب فانها ثلاث ليس فيها تقصير ... .
من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 279، ح 1، باب 59; تفسير عياشى، ج 1، ص 271، ح 254.
15 ـ حداقل مسافتى كه موجب شكسته شدن نماز در سفر مى شود ، هشت فرسخ است .
و إذا ضربتم فى الارض . .. ان تقصروا من الصلوة
امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از مسافتى كه موجب شكسته شدن نماز مى شود فرمود: فى مسيرة يوم و ذلك بريدان و هما ثمانية فراسخ . .. .
تهذيب، ج 3، ص 207، ح 1، باب 23; تفسير برهان، ج 1، ص 410، ح 7.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 162 - 1
1 ـ نماز خواندن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، عبادت كردنش و انجام امور زندگانى و مرگش تنها براى خدا بود.
إن صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله
«محيا» و «ممات» مصدر ميمى و به معناى زنده ماندن و مردن است. چون زنده ماندن و مردن در اختيار انسان نيست تا آن را براى خدا قرار دهد، مى توان گفت مقصود از آن چگونه زندگى كردن و چگونه مردن است و يا مراد انجام امور مربوط به زندگى و مرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 3
3ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) بايد الگوى مردمان در اقامه نماز باشد .
و أقم الصلوة
مفسران برآنند كه مراد از نماز در آيه مورد بحث، نمازهاى يوميه است و اين نمازها بر همگان واجب است. بنابراين مخاطب قراردادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بيان لزوم اقامه نماز، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 12،13،22
12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت اعتدال در قراءت نماز و پرهيز از آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت جهر در برخى نماز ها و اخفات در بعضى ديگر
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً
بنابر اينكه مراد آيه اين باشد كه همه نمازهايت را به جهر و يا همه را به اخفات نخوان و مراد از «و ابتغ. ..» اين باشد كه برخى را به جهر و بعضى را به اخفات بخوان، برداشت فوق به دست مى آيد.
22- « عن أبى جعفر و أبى عبدالله ( ع ) فى قوله تعالى : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها . . . » قال : كان رسول الله (صلی الله علیه و آله) إذا كان بمكة جهر بصوته فيعلم بمكانه المشركون فكانوا يؤذونه ، فأنزلت هـذه الأية عند ذلك ;
از امام باقر و امام صادق ـ عليهما السلام ـ در باره سخن خدا «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها . ..» روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در مكه بود، نمازش را با صداى بلند مى خواند. پس مشركان از مكان آن حضرت باخبر مى گشتند و او را اذيت مى كردند. پس اين آيه براى اين جهت نازل شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اداى نماز ، با رعايت حدود و شرايط آن بود .
و أقم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 10 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به طور مكرر و در حضور مخالفان خويش ، نماز مى خواند .
إذا صلّى
از نهى مكرر ـ كه مفاد فعل مضارع «ينهى» در آيه قبل است ـ اقامه مكرر نماز استفاده مى شود و برخورد مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با نماز آن حضرت، نشان مى دهد كه نماز پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ديد آنان مخفى نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 17 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تهديد مخالفان به اقدامى سازمان يافته عليه او ، در صورت ادامه دادن به اداى نماز
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه
امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه دعوت از هم نشينان، براى شخص مخالف نماز سودى ندارد. اين سخن، نشانگر وجود چنين تهديدى از سوى مخالفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 1،2،5
1 - نماز ، از تكاليف الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فصلّ
2 - اخلاص در نماز و انجام دادن آن تنها به جهت فرمان خدا ، وظيفه اى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فصلّ لربّك
5 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت كوثر ، وادارسازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نماز و اخلاص در آن
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ لربّك
حرف «فاء» در «فصلّ»، لزوم نماز را بر آيه قبل تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 17
17 - امام صادق ( ع ) فرمود : « و صلّى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس بعد النبوة ثلاث عشرة سنة بمكة و تسعة عشر شهراً بالمدينة ثمّ عيّرته اليهود . . . ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بعد از رسالت خويش، سيزده سال در مكه و نوزده ماه در مدينه به سوى بيت المقدس نماز مى خواند، تا آنكه يهود او را سرزنش كردند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 31
31 - « عن ابى بصير عن أحدهما . . . فقلت له : اللّه أمره أن يصلى إلى بيت المقدس ، قال : نعم ، ألاترى ان اللّه تعالى يقول ، « و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه » . . . ;
ابى بصير از امام باقر يا امام صادق(ع) سؤال كرد: . .. آيا خداوند رسول خود را مأمور كرد كه به سوى بيت المقدس نماز گزارد؟ آن حضرت فرمود: بله آيا نديدى كه خداوند تعالى مى فرمايد: «ما آن قبله اى كه قبلا بر آن بودى تنها براى اين قرار داديم تا افرادى كه از پيامبر پيروى مى كنند را از كسانى كه به جاهليت باز مى گردند، مشخص كنيم» ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 1 - 24
24- « عن ابى عبدالله جعفربن محمدالصادق ( ع ) قال : لما أسرى برسول الله (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس حمله جبرائيل على البراق فاتيا بيت المقدس و عرض إليه محاريب الأنبياء و صلى بها و رده . . . ;
جبرئيل، آن حضرت را بر بُراق سوار كرد و هر دو به بيت المقدس آمدند و جبرئيل محرابهاى انبيا را به او نشان داد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن جا نماز خواند و سپس آن حضرت را باز گرداند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 1 - 24
24- « عن ابى عبدالله جعفربن محمدالصادق ( ع ) قال : لما أسرى برسول الله (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس حمله جبرائيل على البراق فاتيا بيت المقدس و عرض إليه محاريب الأنبياء و صلى بها و رده . . . ;
جبرئيل، آن حضرت را بر بُراق سوار كرد و هر دو به بيت المقدس آمدند و جبرئيل محرابهاى انبيا را به او نشان داد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن جا نماز خواند و سپس آن حضرت را باز گرداند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 1،12
1 ـ مريم ، مأمور به اطاعت خاضعانه ، سجده و ركوع ( نماز ) ، در برابر پروردگارش
يا مريم اقنتى لربّك و اسجدى و اركعى
12 ـ مريم ، مأمور نمازگزاردن همراه با نمازگزاران ( نماز جماعت ) *
و اركعى مع الرّاكعين
بنابراينكه مراد از ركوع، نماز باشد; از باب نامگذارى كل به نام جزء.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 6
6 ـ وجوب برپايى نماز با تمام شرايط ، پس از سفر و بازگشت به وطن *
فاذا اطماننتم فاقيموا الصلوة
برخى بر آنند كه مراد از «اطماننتم» بازگشت به وطن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 3
3 - برخورداران از نعمت هاى جاودان آخرت ، شيفتگان اطاعت پروردگار و برپا دارندگان نماز
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 2 - 2
2 - نماز مطلوب و مقبول خداوند ، نماز همراه با خشوع و فروتنى است .
الذين هم فى صلاتهم خـشعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 3
3 - نمازخواندن تكذيب كنندگان كيفر هاى الهى ، بى ثمر بوده و مايه استحقاق عذاب جهنم است .
أرءيت الذى يكذّب بالدّين . .. فويل للمصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 13
13 ـ از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;
هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 35 - 5
5 - مداومت در اقامه نماز و مواظبت بر انجام درست و كامل آن ، يكى ديگر از اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين
و المقيمى الصلوة
«إقامة» (مصدر «مقيمين») به معناى انجام دادن درست و كامل است. به كارگيرى وصف (مقيمين) بيانگر اين نكته است كه خواندن نماز، خصلتى است كه از مؤمنان جدا نمى شود. بنابراين معناى «المقيمى الصلوة» چنين مى شود: آنان كه همواره نماز را درست و كامل به جا مى آورند; نه آن را ترك مى كنند و نه در انجام درست و كامل آن، كوتاهى مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 6
6 - مؤمنان نيكوكار در سايه برپايى نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) مشمول رحمت خدا هستند .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت. .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 48 - 4
4 - نماز ، نشانه ايمان و از اوصاف مؤمنان است .
و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 9
9 ـ نماز گزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنان ، حرام است .
و لاتصل على أحد منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 5
5 ـ وجود سنت نماز و دعا براى ميت مسلمان و رفتن بر سر قبر وى در زمان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
و لاتصل . .. و لاتقم على قبره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 9
9 - « [ فى مجمع البيان ، فى قوله تعالى ] « و أدبار السجود » فيه أقوال . . . و رابعها أنّه الوتر من آخر الليل . روى ذلك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان ذيل آيه «و أدبار السجود» آمده است كه در تفسير اين آيه چند قول هست. قول چهارم اين است كه مراد، نماز «وتر» در آخر شب است و اين قول از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 3 - 3
3 - « عن الصادق ( ع ) أنّه قال : فى قول اللّه عزّوجلّ « و الشفع و الوتر » قال : الشفع الركعتان و الوتر الواحدة التى يقنت فيها ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و الشفع و الوتر»، فرمود: شفع همان دو ركعت (نماز شب) و وتر همان يك ركعتى است كه در آن قنوت خوانده مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 5
5 ـ اهميّت ويژه برخى از نماز هاى يوميّه ( صلوة وسطى )
و الصّلوة الوسطى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 13
13 ـ از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;
هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 25
25 ـ صبر بر انجام نماز هاى پنجگانه و صبر در جنگ مسلّحانه با دشمنان و پاسدارى در راه خداوند ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره « . .. اصبروا و صابروا و رابطوا ... » فرمود: اصبروا على الصلوات الخمس، و صابروا على قتال عدوّكم بالسّيف، و ربطوا فى سبيل اللّه لعلّكم تفلحون.
الدّر المنثور، ج 2، ص 418.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 33 - 8
8 - خداوند ، همسران پيامبر را با فرمانى ويژه ، به اداى كامل نماز موظف كرد .
و أقمن الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 7
7 - انذار ها و اخطار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها در خداترسان و بر پادارندگان نماز مؤثر بوده است .
إنّما تنذر الذين يخشون ربّهم بالغيب و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 1
1 ـ نهى شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هميشه ، از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و دعا كردن براى آنها بعد از جنگ تبوك
و لاتصل على أحد منهم مات أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 10
10- انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد ، نيازمند به عبادت ( نماز و . . . ) و خدمت به خلق ( انفاق ) است .
قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا ممّا رزقنـهم
اضافه «عباد» به «ياء» متكلم، تشريفيه و بيانگر قرب و منزلت بندگان به پيشگاه خداوند است. بنابراين فرمان خداوند به آنان براى اقامه نماز و انفاق، نشانگر آن است كه بنده، هر چند به مقام قرب الهى رسيده باشد، نيازمند به انجام دو فريضه نماز و انفاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 16
16 - قصد قربت ، نشانه عبوديت و از اجزاى نماز
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه ... و اقترب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 3
3 - نماز و زكات ، از واجبات دينى اسلام و از اركان عملى آن است .
و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
دعوت به اقامه نماز و پرداخت زكات، پس از فراخواندن اهل كتاب به ايمان، بيانگر اهميت خاص نماز و زكات در ميان ساير تكاليف عملى اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 7
7 ـ نماز ، وظيفه اى ثابت و واجب براى اهل ايمان
ان الصلوة كانت على المؤمنين كتباً موقوتاً
«كتاب» به معناى واجب و ثابت است. مؤيد برداشت فوق، فرمايش امام باقر(ع) است كه درباره «كتاباً موقوتاً» در آيه فوق فرمود: يعنى مفروضاً ... .
كافى، ج 3، ص 294، ح 10; نورالثقلين، ج 1، ص 545، ح 545.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 1
1 ـ اقامه نماز فرمانى است كه آدميان بايد بر آن گردن نهند.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين. و أن أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 5
5 - اداى نماز ، واجب است .
و أقم الصلوة إنّ الصـلوة تنهى عن الفحشاء
ذكر حكمت فرمان به نماز، نشان مى دهد كه امر «أقم» اگرچه مفرد و خطاب به پيامبر است; اما به قرينه اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)
معصوم بوده است ـ عام است و شامل همه مكلفان مى شود. گفتنى است، فراز «و اللّه يعلم بما تصنعون» مؤيد نكته برداشت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 5
5 - وجوب اقامه نماز ، در مكه تشريع شده است .
و أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 3،14
3- نماز ظهر ، اولين نماز از نماز هاى واجب است .
أقم الصلوة لدلوك الشمس
از اينكه در بيان اوقات نمازهاى پنجگانه، ابتدا زوال خورشيد مطرح شد، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اولين نماز واجب، نماز ظهر است.
14- « عن يزيدبن خليفة قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) . . . إنك قلت : إن أوّل صلاة افترضها الله على نبيه (صلی الله علیه و آله) الظهر و هو قول الله عزّوجلّ : « أقم الصلاة لدلوك الشمس » . . . قال : صدق ;
. .. شما فرموده ايد اولين نمازى كه خداوند بر پيامبرش واجب كرد، نماز ظهر بود و اين همان سخن خداوند است كه فرمود: «أقم الصلاة لدلوك الشمس»؟ ... حضرت فرمود: راوى راست گفته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 8،15
8- مطلوبيت و فضيلت اقامه نماز صبح در اول وقت ( طلوع فجر )
و قرءان الفجر
با اينكه وقت نماز صبح نيز موسع است و از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مجال دارد، اضافه شدن نماز به «فجر» اهميت و فضيلت اول وقت را مى رساند.
15- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أخبرنى بأفضل المواقيت فى صلاة الفجر ؟ فقال : مع طلوع الفجر ان الله عزّوجلّ يقول : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » يعنى صلاة الفجر تشهده ملائكة الليل و ملائكة النهار فإذا صلّى العبد الصبح مع طلوع الفجر ثبتت له مرّتين اثبت ها ملائكة الليل و ملائكة النهار ;
اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از با فضيلت ترين اوقات نماز صبح خبر ده، حضرت فرمود: نمازى است كه همگام با طلوع فجر باشد. همانا خداوند ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد:« و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» مقصود نماز طلوع فجر است كه فرشتگان مأمور شب و فرشتگان مأمور روز همگى با هم در آن هنگام حضور دارند و بر آن شهادت مى دهند. پس زمانى كه بنده نماز صبح را همگام با طلوع فجر به جا مى آورد، نماز صبح او دو بار ثبت مى شود: يك بار
[توسط] فرشتگان مأمور شب و بار ديگر [به وسيله ]فرشتگان مأمور روز».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 8
8 ـ نماز را بايد در اوقاتى خاص و معين برپا كرد .
ان الصلوة كانت على المؤمنين كتباً موقوتاً
«موقوتاً» از ماده «وقت»، به معناى زمان مشخص و محدود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 7
7 - بخش نخست شب ، زمان مناسب براى عبادت و نماز
إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـًا
يكى از معانى «ناشئة الليل»، ساعات اول شب است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 6
6 - برگزارى نماز شب ، اختصاص به ساعتى مشخص ندارد .
إنّ ناشئة الّيل
«ناشئة الليل»، به معناى هر ساعتى از شب نيز آمده است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 37
37 - « عن على بن مهزيار قال : كتب ابوالحسن بن الحصين إلى أبى جعفر الثانى ( ع ) معى جعلت فداك ، قد اختلفت موالوك فى صلاة الفجر فمنهم من يصلى إذا طلع الفجر الأول المستطيل فى السماء و منهم من يصلى إذا اعترض فى أسفل الأفق و استبان . . . فكتب ( ع ) بخطه و قرأته : الفجر - يرحمك اللّه - هو الخيط الأبيض المتعرض ليس هو الأبيض صعداً . . . فقال : كلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر . . . ;
على بن مهزيار مى گويد: ابوالحسن بن حصين در نامه اى كه توسط من به امام جواد(ع) فرستاد، نوشت: فدايت شوم، دوستان و شيعيان شما در وقت نماز صبح اختلاف دارند; گروهى از آنان، وقتى سپيده اول (فجر كاذب) كه در آسمان كشيده مى شود طلوع نمود، نماز صبح مى خوانند و بعضى نيز وقتى سپيده در پايين افق پخش و آشكار شد نماز مى خوانند. امام (ع) با خط
خود نوشت و من آن را خواندم كه فجر همان نوار سفيدى است كه در عرض افق ظاهر مى شود و آن سفيدى كه به طرف بالا مى رود نيست; خداوند فرموده: كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 2،14
2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.
14ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;
از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 2،14
2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.
14ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;
از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 4
4- آخرين وقت نماز عشا ، نيمه شب است .
إلى غسق الّيل
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «غسق الليل» ـ چنان كه مفسّران نيز گفته اند ـ نصف شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 2
2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إذا فاتتك صلاة فذكرتها فى وقت أخرى فإن كنت تعلم أنّك إذا صليت التى فاتتك كنت من الأخرى فى وقت فابدأ بالتى فاتتك فإنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « أقم الصلاة لذكرى » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هر وقت نمازى از تو فوت شد و در وقت نماز ديگر آن را به ياد آوردى، اگر مى دانى با انجام نماز قضا براى به جا آوردن نماز واجب در وقت خود فرصت باقى مى ماند، پس ابتدا نماز قضا را به جا آور، چون خداى عزّوجلّ مى فرمايد: «أقم الصلاة لذكرى». (اين استفاده فقهى ناظر به اين نكته است كه لام در «لذكرى» براى توقيت است، در نتيجه معناى آيه اين مى شود: كه «أقم الصلاة وقت تذكيرى إيّاك»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 2،14
2ـ دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .
و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل
«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.
14ـ « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;
از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 26
26 - « عن زرارة عن أبى جعفر ( ع ) . . . قال : قلت له : « و أطراف النهار لعلّك ترضى » قال : يعنى تطوع بالنهار ;
از زراره نقل شده كه گفت به امام باقر(ع) عرض كردم: [اين كه خدا فرموده: «و سبّح»] «و أطراف النهار لعلّك ترضى» [مراد چيست ؟] فرمود: يعنى در روز، نماز مستحبى بخوان».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 1،7،11،12
1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اقامه نمازهايى ، از هنگام زوال خورشيد تا نيمه شب و نيز در سپيده صبح
أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر
«دلوك» به معناى رفتن خورشيد به سوى غروب، «غسق» به معناى شدت ظلمت است (مفردات راغب). با توجه به معناهاى لغوى، برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «لدلوك الشمس» زوال خورشيد و «غسق الليل» نيمه شب باشد.
7- وقت نماز هاى پنجگانه ، موسّع ( وسعت داده شده ) است .
أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر
11- « عن زرارة قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن هـده الأية « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل » قال : دلوك الشمس زوالها عند كبد السماء « إلى غسق الليل » إلى انتصاف الليل فرض الله فيما بينهما أربع صلوات الظهر و العصر و المغرب و العشاء . . . و « قرآن الفجر » قال : ركعتا الفجر . . . ;
زراره گويد از امام صادق(ع) از اين آيه «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل» سؤال كردم، حضرت فرمود: «دلوك الشمس»[يعنى]ميل پيدا كردن خورشيد از ميان آسمان و «إلى غسق الليل»[يعنى]تا نصف شب كه خدا ميان اين دو (ظهر و نصف شب) چهار نماز را واجب كرده است: ظهر، عصر، مغرب و عشا و درباره «قرآن الفجر» [حضرت ]فرمود: [آن] دو ركعت نماز صبح است. ..».
12- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : . . . دلالة الصلاة . . . الشمس يقول الله جلّوعزّ « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل و قرآن الفجر . . . » فلاتعرف مواقيت الصلاة إلاّ بالشمس . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: راهنماى [وقت] نماز . .. خورشيد است. خداى ـ عزّوجلّ ـ مى فرمايد: «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل و قرآن الفجر...» پس اوقات نماز شناخته نمى شود مگر به وسيله خورشيد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 5 - 4
4 - برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، هدايت يافتگانند .
يقيمون الصلوة . .. أولئك على هدًى من ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 5 - 1
1 - تنها برپادارندگان نماز و پرداخت كنندگان زكات و اهل يقين به آخرت ، مشمول هدايت ويژه پروردگارِ خويش اند .
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم يوقنون . أُولـئك على هدًى من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 5
5 - تقارن و همراهى نمازگزاران در افعال نماز ، از احكام و آداب نماز جماعت است .
و اركعوا مع الركعين
از اينكه در بيان فرمان به برپايى نماز جماعت گفته نشده «اركعوا جماعة» بلكه با كلمه «مع» همراهى را عنوان كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.
نماز جمعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 15،17
15 - « عن علىّ انّه سئل عن قول اللّه [ تعالى ] « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : ليس السعى الإشتداد ;
از امام على(ع) درباره سخن خداوند تعالى «يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه» سؤال شد، آن حضرت فرمود: مراد از «سعى» شدت در راه رفتن (دويدن) نيست».
17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يا أيّها الذين آمنوا . . . فاسعوا إلى ذكر اللّه . . . » قال : اسعوا أى امضوا و يقال : اسعوا اعملوا لها و هو قصّ الشارب و نتف الإبط و تقليم الأظفار و الغسل و لبس أفضل ثيابك و تطيب للجمعة فهو السعى ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند، «فاسعوا إلى ذكراللّه. ..» روايت شده كه «اسعوا» به معناى «امضوا» است; يعنى، برويد و گفته مى شود «اسعوا اعملوا لها»; يعنى، بكوشيد تا براى آنها اعمالى انجام دهيد و آن اعمال كوتاه كردن موى شارب و ازاله مو از زير بغل، گرفتن ناخن، غسل، پوشيدن بهترين پيراهن ها و خوشبو كردن براى نماز جمعه است. پس اين اعمال سعى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 11
11 - « روى عن أنس عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) قال : فى قوله : « فإذا قضيت الصلاة فانتشروا . . . » ليس لطلب دنيا و لـكن عيادة مريض و حضور جنازة و زيارة أخ فى اللّه . . . ;
اَنَس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت نموده كه آن حضرت درباره سخن خداوند «فإذا قضيت الصلاة فانتشروا. ..» فرموده: [اين انتشار و پراكنده شدن در زمين] براى به دست آوردن دنيا نيست; بلكه براى عيادت بيمارى يا حضور بر جنازه اى و يا زيارت برادرى براى خداوند است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 2،7،13
2 - اذان ، از آداب برپايى نماز جمعه
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة
ندا براى نماز، همان اذان است.
7 - تعطيل كردن خريد و فروش و هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود ، فرمان الهى به مؤمنان
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و ذروا البيع
مراد از «ذروا البيع» ـ با توجه به دعوت مردم به شركت در نماز جمعه ـ تنها رها كردن خريد و فروش نيست; بلكه ذكر خريد و فروش، از باب ذكر بارزترين مصداقى است كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود. بر اين اساس هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه شود، بايد ترك گردد.
13 - خريد و فروش و كسب و كار ، پيش از اعلام نماز جمعه جايز است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 1
1 - جواز خريد و فروش ، پس از تمام شدن نماز جمعه
فإذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 4،5،6
4 - ايراد خطبه در نماز جمعه بهوسيله امام جمعه ، از شرايط آن است .
و تركوك قائمًا
5 - ايستادن در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، از آداب آن است .
و تركوك قائمًا
6 - لزوم استماع خطبه هاى نماز جمعه و پرهيز از پرداختن به كار هاى ديگر
و إذا رأوا . .. و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 2
2 - اذان ، از آداب برپايى نماز جمعه
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة
ندا براى نماز، همان اذان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 8
8 - شركت در نماز جمعه و پرداختن به ذكر خدا ، بسى ارزشمندتر از كسب مال و ساير منافع دنيوى
فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 6
6 - لزوم استماع خطبه هاى نماز جمعه و پرهيز از پرداختن به كار هاى ديگر
و إذا رأوا . .. و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 3
3 - اقامه نماز جمعه ، در صدراسلام و به امامت حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
و إذا رأوا تجـرة . .. و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 6
6 - تلاش و جديت براى درك خطبه هاى نماز جمعه و اهميت دادن به آن ، توصيه خداوند به مؤمنان
فاسعوا إلى ذكر اللّه
در صورتى كه مراد از «ذكر اللّه» در آيه شريفه خطبه هاى نماز جمعه باشد; براشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 6
6 - تلاش و جديت براى درك خطبه هاى نماز جمعه و اهميت دادن به آن ، توصيه خداوند به مؤمنان
فاسعوا إلى ذكر اللّه
در صورتى كه مراد از «ذكر اللّه» در آيه شريفه خطبه هاى نماز جمعه باشد; براشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 1،3،9
1 - شركت در نماز جمعه ، توصيه خداوند به مؤمنان
يـأيّها الذين ءامنوا . .. فاسعوا إلى ذكر اللّه
3 - نماز جمعه ، « ذكر اللّه » است .
فاسعوا إلى ذكر اللّه
مفسران «ذكر اللّه» را به دو معنا تفسير كرده اند: الف) مراد از «ذكر اللّه» نماز جمعه است ب) مراد از آن خطبه هاى نماز جمعه است. برداشت ياد شده بر پايه تفسير اول است.
9 - فريضه نماز جمعه و ر ها كردن داد و ستد به هنگام اقامه آن ، در جهت تأمين مصالح و منافع خود مؤمنان است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه. .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 7
7 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، براى بيان جايگاه بلند نماز در پيشگاه الهى
قل ما عند اللّه خير من اللهو و من التجـرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 1
1 - جواز خريد و فروش ، پس از تمام شدن نماز جمعه
فإذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 13،16
13 - خريد و فروش و كسب و كار ، پيش از اعلام نماز جمعه جايز است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع
16 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) حرمت التجارة يوم الجمعة ما بين الأذان الأوّل إلى الإقامة إلى انصراف الإمام لأنّ اللّه يقول : « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: ما بين اذان اول تا اقامه و انصراف امام از آن، تجارت حرام است; زيرا خداى تعالى مى فرمايد: يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه و ذروا البيع».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 8
8 - ثواب نماز جمعه ، بسى برتر و بالاتر از درآمد هاى مادى و لذت هاى دنيوى است .
قل ما عند اللّه خير من اللهو و من التجـرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 7،9
7 - تعطيل كردن خريد و فروش و هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود ، فرمان الهى به مؤمنان
يـأيّها الذين ءامنوا . .. و ذروا البيع
مراد از «ذروا البيع» ـ با توجه به دعوت مردم به شركت در نماز جمعه ـ تنها رها كردن خريد و فروش نيست; بلكه ذكر خريد و فروش، از باب ذكر بارزترين مصداقى است كه مانع شركت در نماز جمعه مى شود. بر اين اساس هر عملى كه مانع شركت در نماز جمعه شود، بايد ترك گردد.
9 - فريضه نماز جمعه و ر ها كردن داد و ستد به هنگام اقامه آن ، در جهت تأمين مصالح و منافع خود مؤمنان است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه. .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 1،2
1 - مسلمانان صدراسلام ، با مشاهده بساط داد و ستد و يا لهو و سرگرمى ، جذب آن مى شدند و مصلاّ را ترك و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، ر ها مى كردند .
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
2 - نكوهش مسلمانان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر ترك مصلاّ براى داد و ستد و يا تماشاى لهو و ر ها كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 5،17
5 - مؤمنان ، وظيفه دار جديت و تلاش براى شركت در نماز جمعه
فاسعوا إلى ذكر اللّه
17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يا أيّها الذين آمنوا . . . فاسعوا إلى ذكر اللّه . . . » قال : اسعوا أى امضوا و يقال : اسعوا اعملوا لها و هو قصّ الشارب و نتف الإبط و تقليم الأظفار و الغسل و لبس أفضل ثيابك و تطيب للجمعة فهو السعى ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند، «فاسعوا إلى ذكراللّه. ..» روايت شده كه «اسعوا» به معناى «امضوا» است; يعنى، برويد و گفته مى شود «اسعوا اعملوا لها»; يعنى، بكوشيد تا براى آنها اعمالى انجام دهيد و آن اعمال كوتاه كردن موى شارب و ازاله مو از زير بغل، گرفتن ناخن، غسل، پوشيدن بهترين پيراهن ها و خوشبو كردن براى نماز جمعه است. پس اين اعمال سعى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 4
4 - ايراد خطبه در نماز جمعه بهوسيله امام جمعه ، از شرايط آن است .
و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 1
1 - مسلمانان صدراسلام ، با مشاهده بساط داد و ستد و يا لهو و سرگرمى ، جذب آن مى شدند و مصلاّ را ترك و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، ر ها مى كردند .
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 2
2 - نكوهش مسلمانان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر ترك مصلاّ براى داد و ستد و يا تماشاى لهو و ر ها كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه
و إذا رأوا تجـرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 4
4 - ايراد خطبه در نماز جمعه بهوسيله امام جمعه ، از شرايط آن است .
و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 5
5 - مؤمنان ، وظيفه دار جديت و تلاش براى شركت در نماز جمعه
فاسعوا إلى ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 10
10 - شركت در نماز جمعه ، باعث از دست رفتن روزى مردمان نمى شود .
و إذا رأوا تجـرة . .. و اللّه خير الرزقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 14،15
14 - « عن جابر بن يزيد عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له قول اللّه عزّوجلّ : « فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : اعملوا و عجلّوا فإنّه يوم مضيق على المسلمين فيه ;
جابربن يزيد گويد: به امام باقر(ع) گفتم: مراد از (سخن) خداوند عزّوجلّ «فاسعوا إلى ذكراللّه» چيست؟ فرمود: اعمال جمعه را با عجله انجام دهيد [تا به نماز جمعه برسيد] زيرا روز جمعه، [وقت ]براى مسلمانان تنگ است [و اعمال مستحبّه زياد است]».
15 - « عن علىّ انّه سئل عن قول اللّه [ تعالى ] « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : ليس السعى الإشتداد ;
از امام على(ع) درباره سخن خداوند تعالى «يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه» سؤال شد، آن حضرت فرمود: مراد از «سعى» شدت در راه رفتن (دويدن) نيست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 4
4 - ياد خداوند ، فلسفه و روح نماز جمعه است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه
آمدن تعبير «ذكر اللّه» درباره نماز جمعه، مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 5
5 - ايستادن در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، از آداب آن است .
و تركوك قائمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 12
12 - اعتقاد به رازق بودن خداوند ، ناسازگار با ترك كردن نماز جمعه به منظور كسب روزى
و إذا رأوا تجـرة . .. و اللّه خير الرزقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 3
3 - اقامه نماز جمعه ، در صدراسلام و به امامت حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
و إذا رأوا تجـرة . .. و تركوك قائمًا
نماز شب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 17 - 9،10،11
9 ـ نماز خواندن در سحرگاهان ، از اوصاف متّقين
للّذين اتقوا . .. و المستغفرين بالاسحار
امام صادق (ع) درباره «و المستغفرين بالاسحار» فرمود: المصلّين وقت السحر.
مجمع البيان، ج 2، ص 714 ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 60.
10 ـ كسى كه يك سال در نماز وتر ، هفتاد بار « استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه » بگويد ، از مستغفرين در سحرگاهان است .
و المستغفرين بالاسحار
امام صادق (ع): . .. من قال فى وتره اذا اوتر «استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه» سبعين مرة و واظب على ذلك حتى تمضى له سنة، كتبه اللّه عنده من المستغفرين بالاسحار.
من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 309، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 62 ; خصال صدوق، ج 2، ص 581، ح 3، باب السبعين.
11 ـ كسى كه چهل شب در آخر قنوت نماز وتر صد بار « استغفر اللّه و اتوب اليه » بگويد ، از مستغفرين در سحر است .
و المستغفرين بالاسحار
امام صادق (ع): من قال اخر قنوته فى الوتر «استغفر اللّه و اتوب اليه» مأة مرّة اربعين ليلة كتبه اللّه من المستغفرين بالاسحار.
بحار الانوار، ج 87، ص 224، ح 35 ; از جنّة الامان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 125 - 15
15 ـ اطعام مردم و نماز شب ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) به عنوان خليل ، از سوى خداوند
و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا
رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ما اتخذ اللّه ابراهيم خليلا الا لاطعامه الطعام و صلوته بالليل و الناس نيام.
علل الشرايع، ص 35، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 555، ح 586.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 15
15ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » قال : صلاة المؤمن بالليل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا كه فرموده: «إن الحسنات يذهبن السيئات» روايت شده است كه فرمود: نماز مؤمن در شب هر گناهى را كه در روز انجام داده از بين مى برد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 13
13- مقام ارجمند حاصل آمده از نماز شب ، جايگاهى مورد ستايش و تمجيد همگان
عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا
به صورت مطلق آورده شدن «مقاماً محموداً» مى تواند مشعر به اين باشد كه: مقام محمود، جايگاهى است مورد تمجيد همه خلايق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 9
9- لزوم درخواست توفيق و خلوص و صداقت كامل از خداوند در نوافل شب
و من الّيل فتهجّد به . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
از اينكه خداوند، در پى توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تهجّد، از او خواسته است كه براى اخلاص در هر كارى به درگاه او دعا كند، مى تواند مشعر به معناى فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 2
2- نماز شب ، تكليفى واجب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ساير واجبات
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
با توجه به معناى لغوى «نافلة» كه به معناى زيادت بر واجب است; (مفردات راغب) و نيز لام اختصاص «لك» نكته ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 6
6 - برگزارى نماز شب ، اختصاص به ساعتى مشخص ندارد .
إنّ ناشئة الّيل
«ناشئة الليل»، به معناى هر ساعتى از شب نيز آمده است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته
نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 7
7 ـ نماز ، بهترين عبادت در سحرگاهان و ارزشمندترين عمل در شب زنده دارى
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
برداشت فوق، از اختصاص به ذكر يافتن نماز از ميان ديگر اعمال عبادى به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 9 - 22
22 - « عن زرارة عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له : « آناء الليل ساجداً و قائماً . . . » قال : يعنى صلاة الليل . . . ;
زراره مى گويد: از امام باقر(ع) پرسيدم: مراد از «آناء الليل ساجداً و قائماً» چيست؟ فرمود: مراد نماز شب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 22
22 - « عن أبى الحسن ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « و رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم إلاّ ابتغاء رضوان اللّه » قال : صلاة الليل ;
از امام رضا(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ كه فرموده: «. ..إلاّ ابتغاء رضوان اللّه» روايت شده كه مراد نماز شب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 10
10 - « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( عليهماالسلام ) إنّهما قالا : هى القيامُ فى آخر الليل إلى صلاة الليل ;
از امام باقر و امام صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه فرموده اند: [مراد از] آن [«ناشئة الليل»] برخاستن در آخر شب براى نماز شب است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 12،13
12 - نماز و خواندن قرآن ، از بهترين اعمال مراسم در شب زنده دارى و عبادت شبانه
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
13 - شب هنگام ، زمان مناسب براى نماز و قرائت قرآن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 25 - 6
6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اقامه نماز در سپيده دم و پسين گاه
و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً
مقصود از ذكر در اين آيه ـ بنابر نظر مفسران ـ ممكن است نماز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 2،7،12،13
2 - اقامه نماز در پاره اى از شب ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و من الّيل فاسجد له
مقصود از «سجده» ـ چنان كه مفسران گفته اند ـ ممكن است نماز باشد.
7 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گزاردن نماز شب
و سبّحه ليلاً طويلاً
يكى از معانى «تسبيح»، نماز است (قاموس المحيط و لسان العرب). بر اين اساس مقصود از آن در اين آيه، ممكن است نماز شب باشد.
12 - « روى عن الرضا ( ع ) أنّه سأله احمد بن محمد عن هـذه الآية و قال : ما ذلك التسبيح ، قال : صلاة الليل ;
از ايشان روايت شده است كه احمد بن محمد [بزنطى ]درباره آيه «و من الليل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً» سؤال كرد و گفت: اين تسبيح چيست؟ آن حضرت فرمود: نماز شب است».
13 - « و عنه ( ع ) أنّه قال فى قوله عزّوجلّ « و من الليل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً » قال : أمره أن يصلى فى ساعات من الليل ففعل (صلی الله علیه و آله) . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه آن حضرت درباره سخن خداى عزّوجلّ «و من الليل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً» فرمود: خداوند به [رسولش] دستور داده كه در ساعاتى از شب، نماز گزارد. سپس آن حضرت اين مأموريت را انجام داد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 5
5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 5
5 ـ تهجد ( شب زنده دارى همراه با اقامه نماز ) ، مورد تشويق و توصيه خدا است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 7،9
7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
9- لزوم درخواست توفيق و خلوص و صداقت كامل از خداوند در نوافل شب
و من الّيل فتهجّد به . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
از اينكه خداوند، در پى توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تهجّد، از او خواسته است كه براى اخلاص در هر كارى به درگاه او دعا كند، مى تواند مشعر به معناى فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 64 - 6
6 ـ اعتقاد به ربوبيت خداوند ، مقتضى شب زنده دارى و عبادت و نماز براى او است .
و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيـمًا
آمدن قيد «لربّهم» و ياد ربوبيت خدا، به جاى ديگر اوصاف او همچون رحمان، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2،3
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
3 - نماز شب ، پديده اى بس ارزشمند و والا در پيشگاه خداوند
إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ
در صورتى كه اضافه «ناشئة الليل» ظرفيه باشد; مقصود از پديده، عبادت شبانه بوده و معناى «إنّ ناشئة الليل» چنين خواهد بود: «به راستى پديده اى (عبادتى) كه در شب واقع مى شود. ..». گفتنى است كه آيه شريفه در مقام تمجيد و ستايش از عبادت شبانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 4
4- اهميت قراءت قرآن ، در نماز شب
و قرءان الفجر . .. و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قرآن»، نماز مشتمل بر قراءت قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وطـًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 7
7 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آغاز بعثت مدتى چند به شب زنده دارى به ميزان دوسوم يا نصف و يا يك سوم از شب موظف شده بودند .
و طائفة من الذين معك . .. علم أن لن تحصوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 11
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
نماز شب محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 1،2،18
1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد بيدار شدن در بخشى از شب ، براى اقامه نافله شب
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
2- نماز شب ، تكليفى واجب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ساير واجبات
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
با توجه به معناى لغوى «نافلة» كه به معناى زيادت بر واجب است; (مفردات راغب) و نيز لام اختصاص «لك» نكته ياد شده قابل استفاده است.
18- « عن عمارالساباطى قال : كنّا جلوساً عند أبى عبدالله ( ع ) بمنى فقال له رجل : ما تقول فى النوافل ؟ فقال : فريضة قال
: ففزعنا و فزع الرجل ، فقال : أبوعبدالله ( ع ) : إنما أعنى صلاة الليل على رسول الله (صلی الله علیه و آله) ان الله يقول : « و من الليل فتهجّد نافلة لك » ;
عمار ساباطى گويد: در منى نزد امام صادق(ع) نشسته بوديم، شخصى به حضرت گفت: در باره نافله ها چه مى گوييد؟ حضرت فرمود: واجب هستند. راوى گويد: ما و آن مرد سؤال كننده برآشفتيم، پس حضرت فرمود: منظور من نماز شب است كه بر رسول خدا واجب بود. همانا خداوند مى فرمايد: و من الليل فتهجد به نافلة لك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 2 - 6
6 - « عن محمد بن مسلم عن أبى جعفر ( ع ) قال : سألتُه عن قول اللّه : « قم الليل إلاّ قليلاً » قال : أمره اللّه أن يصلّى كلَّ ليلة إلاّ أن يأتى عليه ليلةٌ فى الليالى لايصلى فيها شيئاً ;
محمدبن مسلم گويد: از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «قم الليل إلاّ قليلاً» سؤال كردم، فرمود: خداوند به او (رسول اللّه) دستور داده كه هر شب نماز [شب ]بخواند; مگر اين كه شبى از شب ها بيايد كه در آن نتواند نمازى بخواند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 7
7 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گزاردن نماز شب
و سبّحه ليلاً طويلاً
يكى از معانى «تسبيح»، نماز است (قاموس المحيط و لسان العرب). بر اين اساس مقصود از آن در اين آيه، ممكن است نماز شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 11
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 50
50- « سأله [ الصادق ( ع ) ] عبداللّه بن سُنان ، عن قول اللّه عزّوجلّ « سيماهم فى وجوههم من أثر السجود » قال : هو السَّهَر فى الصلاة ;
عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «سيماهم فى وجوههم من أثر السجود» پرسيد، آن حضرت
فرمود: منظور [اثر ]شب زنده دارى با نماز است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 6
6 - برگزارى نماز شب ، اختصاص به ساعتى مشخص ندارد .
إنّ ناشئة الّيل
«ناشئة الليل»، به معناى هر ساعتى از شب نيز آمده است (قاموس المحيط).
نمازگزاران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 19
19 ـ وجود عبادت كنندگان خدا و نمازگزارانى غير از حضرت مريم ، در عصر آن حضرت
و اركعى مع الرّاكعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 28
28- اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل نماز و سجده هاى بسيار
و الذين معه . .. سيماهم فى وجوههم من أثر السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 9
9 - ثواب نماز جمعه ، براى برپادارندگان آن ، در نزد خداوند محفوظ است .
قل ما عند اللّه خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 15
15 ـ تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن
ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 2
2 - برخى از نمازگزاران ، كيفر هاى الهى را باور نداشته و هشدار به آن را دروغ مى دانند .
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين
«فاء» در «فويل» براى تفريع است و دلالت دارد كه مراد از «مصلّين» (در اين آيه)، همان كسانى اند كه در آغاز سوره، به «تكذيب كنندگان جزا» توصيف شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 17
17ـ فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .
والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولـئك لهم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 9
9 - خداترسان و نمازگزاران ، بيشتر از ديگران ، حق پذيراند .
إنّما تنذر الذين يخشون ربّهم بالغيب و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 15 - 7
7 - نمازگزاران ، در صورتى رستگاراند كه از تزكيه و ياد خدا برخوردار باشند .
قد أفلح من تزكّى . و ذكر اسم ربّه فصلّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 4
4 - به اذن خدا خانه مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى مجد و عظمت است .
فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 16
16 - مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، نماز به پا مى دارند ، زكات مى پردازند و از قيامت مى ترسند ، از روزى فراوان و بى شمار برخورداراند .
رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيد
«حساب» به معناى شمارش است و «بغير حساب» (بى شمارش) مى تواند كنايه از كثرت و فراوانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 11 - 11
11 - خداوند ، روزى برپاداران نماز جمعه را تضمين كرده است .
قل ما عند اللّه خير . .. و اللّه خير الرزقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 3
3 - نمازگزاران ، داراى زمينه اى مساعد براى ترغيب ديگران به تقوا
إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 8
8 - احتمال دست يابى نمازگزاران به هدايت ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 6
6 - مضايقه كردن نمازگزاران غافل و رياكار ، از عاريه دادن لوازم زندگى خود به نيازمندان ، نكوهيده تر از يتيم آزارى و بى توجّهى به فقيران است .
الذى يدعّ اليتيم . .. و لايحضّ ... فويل للمصلّين . الذين ... و يمنعون الماعون
با آن كه تعبير «فويل للمصلّين»، ادامه بيان اوصاف كسانى است كه جزاى الهى را تكذيب كردند; ولى حرف «فاء» و تغيير سياق، نشانگر تفاوت درجه آن با دو وصف قبل است. بنابراين وصفى كه در اين آيه، از ويژگى هاى همان «مصلّين» شمرده شده است، نارواتر از اوصافى است كه در آيه دوم و سوم آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 5
5 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، حقّ دستور دادن به نمازگزاران هدايت پيشه و ترويج كننده تقوا را ندارند .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... كلاّ لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 8
8 - احتمال دست يابى نمازگزاران به هدايت ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 7
7 - احتمال تلاش نمازگزار براى تبليغ تقوا ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 6
6 - طغيان گران ، بى اعتنا به هدايت يافته بودن نماز گزاران و گرفتار احساس بى نيازى از رهنمود هاى آنان
ليطغى . أن رءاه استغنى ... أرءيت إن كان على الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 1
1 - برخى از نمازگزاران ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار عذاب و هلاكت اند .
فويل للمصلّين
«ويل» ـ كه در اصل به معناى عذاب و هلاكت است ـ كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. (لسان العرب) اين كلمه نام درّه، يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن است (قاموس). مبتدا قرار گرفتن آن ـ با آن كه نكره است ـ نشان مى دهد كه در معناى نفرين به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 13
13 ـ اهميت والاى نماز و زكات و عنايت ويژه الهى نسبت به اقامه كنندگان نماز
و المقيمين الصلوة و المؤتون الزكوة
منصوب آوردن «المقيمين» به تقدير «امدح» و «اخص» براى تأكيد بيشتر به اهميت نماز و عنايت خاص خداوند به اقامه كنندگان آن است و ذكر زكات در بين ديگر عبادتها و واجبات، حكايت از اهميت ويژه آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 22 - 1،2،3
1 - نمازگزاران ، مصون از خصلت حرص و آزمندى
إنّ الإنسـن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين
2 - نمازگزاران ، مبرّا از ناشكيبايى در برابر شرور و بدى ها
إذا مسّه الشرّ جزوعًا . .. إلاّ المصلّين
3 - نمازگزاران ، منزّه از بخلورزى و امساك از رساندن خير و خوبى به ديگران
و إذا مسّه الخير منوعًا . إلاّ المصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 1
1 - تكذيب گران دين ، گرچه گروهى منسجم باشند ، از مانع شدن نمازگزاران ناتوان اند .
كلاّ
حرف «كلاّ» براى ردع و منع است و در آيه شريفه تكذيب گران دين را، از پندار موفقيت در باز داشتن مردم از نماز منع مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 22 - 1،2،3
1 - نمازگزاران ، مصون از خصلت حرص و آزمندى
إنّ الإنسـن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين
2 - نمازگزاران ، مبرّا از ناشكيبايى در برابر شرور و بدى ها
إذا مسّه الشرّ جزوعًا . .. إلاّ المصلّين
3 - نمازگزاران ، منزّه از بخلورزى و امساك از رساندن خير و خوبى به ديگران
و إذا مسّه الخير منوعًا . إلاّ المصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 20
20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند
أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود
از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 23 - 1
1 - پايبندى به نماز و انجام دادن دائمى آن ، از نشانه هاى نمازگزاران حقيقى است .
إلاّ المصلّين . الذين هم على صلاتهم دائمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 1
1 - برخى از نمازگزاران ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار عذاب و هلاكت اند .
فويل للمصلّين
«ويل» ـ كه در اصل به معناى عذاب و هلاكت است ـ كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. (لسان العرب) اين كلمه نام درّه، يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن است (قاموس). مبتدا قرار گرفتن آن ـ با آن كه نكره است ـ نشان مى دهد كه در معناى نفرين به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 4
4 - نمازگزاران بى اعتقاد به معاد ، مورد نفرين خداوند
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 16
16 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و لذكر اللّه أكبر » يقول : ذكر اللّه لأهل الصلاة أكبر من ذكرهم إيّاه . . . ;
از امام باقر(ع) درباره اين سخن خداوند «و لذكر أللّه أكبر» روايت شده كه فرمود: «ياد كردن خداوند نمازگزاران را، بزرگ تر است از ياد كردن نمازگزاران خداوند را. ..».
نمازگزاران و انذارهاى محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 7
7 - انذار ها و اخطار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها در خداترسان و بر پادارندگان نماز مؤثر بوده است .
إنّما تنذر الذين يخشون ربّهم بالغيب و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 162 - 10
10 ـ يهوديان بپادارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .
و لكن الرسخون . .. و المقيمين الصلوة و المؤتون الزكوة
گفتنى است كه «المقيمين» به وسيله فعلى همانند «امدح» و يا «اخص» منصوب شده و در اصل چنين بوده «و المقيمون الصلوة اخصهم و امدحهم» كه بنابر قواعد ادبى المقيمون و فعل اخص و امدح حذف شده است و ضمير در «امدحهم» به صورت اسم ظاهر در آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 4
4 ـ گروهى از يهوديان نسل هاى پيشين ، بر خلاف دنياگرايان ايشان ، به محتواى تورات و ميثاق هاى آن پايبند بودند و نماز را به پا داشتند .
و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 5
5 - مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، از هدايت خاص خداوند به نور خويش برخورداراند .
يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه ... يسبّح له فيها ... رجال لاتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 15
15 - هشدار خداوند ، به نمازگزاران درباره اداى كامل آن
و أقم الصلوة . .. و اللّه يعلم ما تصنعون
فراز «و اللّه يعلم. ..» پس از فرمان به نماز با مادّه «اقامه» ـ كه به معناى اداى كامل است ـ به نكته ياد شده، اشعار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 1،4
1 ـ محاجّه و ستيز نمرود ( شاه بابل ) با ابراهيم ( ع ) ، درباره ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم فى ربّه ان اتيه اللّه الملك
كلمه «حاجّ» از مصدر محاجّه به معناى ارائه برهان و دليل است در مقابل حجّت و دليل خصم و خالى از معناى مخاصمه و مجادله نيست. بنابرآنچه مورّخين نوشته اند و نيز روايات دلالت دارد، پادشاه معاصر حضرت ابراهيم (ع)، نمرود (از سلاطين بابل) بوده است.
4 ـ دعوت خداوند به دقّت در محاجّه نمرود با ابراهيم ( ع )
الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 1،2،25
1 ـ محاجّه و ستيز نمرود ( شاه بابل ) با ابراهيم ( ع ) ، درباره ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم فى ربّه ان اتيه اللّه الملك
كلمه «حاجّ» از مصدر محاجّه به معناى ارائه برهان و دليل است در مقابل حجّت و دليل خصم و خالى از معناى مخاصمه و مجادله نيست. بنابرآنچه مورّخين نوشته اند و نيز روايات دلالت دارد، پادشاه معاصر حضرت ابراهيم (ع)، نمرود (از سلاطين بابل) بوده است.
2 ـ پادشاهى ، سلطنت و قدرت نمرود ، داده اى از جانب خداوند
ان اتيه اللّه الملك
25 ـ پادشاه عصر ابراهيم ( ع ) ( نمرود ) ، حاكمى كافر و ستمگر
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6
6 ـ قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 25
25 ـ پادشاه عصر ابراهيم ( ع ) ( نمرود ) ، حاكمى كافر و ستمگر
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6،7
6 ـ قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
7 ـ قدرتمدارى ، زمينه ساز غرور و كفر در برابر ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى . .. ان اتيه اللّه الملك
چنانچه جمله «ان اتيه . .. »، بيانِ علّتِ كفر و غرور نمرود باشد، مى توان از آن يك نتيجه كلّى به دست آورد كه قدرت و سلطنت، زمينه ساز غرور، كفر و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6،7
6 ـ قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
7 ـ قدرتمدارى ، زمينه ساز غرور و كفر در برابر ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى . .. ان اتيه اللّه الملك
چنانچه جمله «ان اتيه . .. »، بيانِ علّتِ كفر و غرور نمرود باشد، مى توان از آن يك نتيجه كلّى به دست آورد كه قدرت و سلطنت، زمينه ساز غرور، كفر و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 5
5 ـ داستان ابراهيم ( ع ) و نمرود و قصّه عُزير و يا اِرمياى پيامبر و زنده شدن مرغان كوبيده شده و نيز تمامى احكام و مقررات انفاق ، از آيات الهى است .
الم تر . .. او كالذى مرّ ... فخذ اربعة من الطير ... مثل الّذين ... كذلك يبيّن ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6،7،25
6 ـ قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
7 ـ قدرتمدارى ، زمينه ساز غرور و كفر در برابر ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى . .. ان اتيه اللّه الملك
چنانچه جمله «ان اتيه . .. »، بيانِ علّتِ كفر و غرور نمرود باشد، مى توان از آن يك نتيجه كلّى به دست آورد كه قدرت و سلطنت، زمينه ساز غرور، كفر و ... است.
25 ـ پادشاه عصر ابراهيم ( ع ) ( نمرود ) ، حاكمى كافر و ستمگر
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 8
8 ـ نمرود ، نمونه اى از منحرفان راه رشد ، محرومان از ولايت الهى ، روندگان از نور به ظلمت و جاودان در آتش
قد تبيّن الرّشد . .. اللّه ولىّ الّذين ... الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم
خداوند پس از بيان ايمان و كفر (ولايت «اللّه» و «طاغوت» در آيات پيشين) براى نشان دادن نمونه خارجى، داستان ابراهيم (ع) و نمرود را بيان كرده كه ابراهيم (ع) نمونه اى از ايمان و نمرود، نمونه اى از كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 13،22
13 ـ ادّعاى مغالطه آميز نمرود ، بر اينكه مرگ و زندگى به دست اوست .
قال انا اُحيى و اميت
از اينكه ابراهيم (ع) در برابر پاسخ نمرود (انا احيى . .. )، استدلالى ديگر مطرح كرد (فان اللّه ... )، معلوم مى شود احياء و اماته اى را كه نمرود مدعى بود ; با مغالطه به اطرافيان خويش كه دركى از واقعيّت حيات و مرگ نداشتند، باوراند. (چنانچه در روايات آمده است كه دستور به كشتن فردى و آزادى محكوم به مرگى را داد.)
22 ـ كفر و عناد نمرود و مغالطه وى با ابراهيم ( ع )
ربّى الّذى يحيى و يميت قال انا احيى و اميت
حضرت ابراهيم (ع) از «احياء» و «اماته» معنى حقيقتش را اراده كرده بود، در حالى كه مراد نمرود، معناى مجازى آن بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 8
8 - لزوم مشورت و نظرخواهى با نوجوانان ، درباره مسائل مربوط به ايشان و نيز شخصيت دادن به آنان و احترام به نظرات آنها
أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 8
8 - لزوم مشورت و نظرخواهى با نوجوانان ، درباره مسائل مربوط به ايشان و نيز شخصيت دادن به آنان و احترام به نظرات آنها
أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 74 - 5
5- موسى ( ع ) نوجوان مقتول را ، فردى بى گناه دانست و خضر ( ع ) را به جهت كشتن وى ، به شدّت مورد اعتراض قرار داد .
قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس لقد جئت شيئًا نكرًا
«زكاة» به معناى «طهارت» و «صلاح» و «نمو» و «بركت» و «مدح» آمده است. (لسان العرب) در آيه، مراد از «زكية»، توصيف نوجوان به طهارت و پاكى از گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 8
8 - لزوم مشورت و نظرخواهى با نوجوانان ، درباره مسائل مربوط به ايشان و نيز شخصيت دادن به آنان و احترام به نظرات آنها
أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 8
8 - لزوم مشورت و نظرخواهى با نوجوانان ، درباره مسائل مربوط به ايشان و نيز شخصيت دادن به آنان و احترام به نظرات آنها
أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى
نوجوانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 7
7 - حلم و بردبارى ، از اوصاف برجسته و ارزشمند براى نوجوانان
فبشّرنـه بغلـم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 25
25 - صبر و شكيبايى در دوران نوجوانى ، امرى بس ارزشمند و سرنوشت ساز براى نوجوانان
فبشّرنـه بغلـم حليم . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصـبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 4
4 - انسان ، در هر مرحله اى از مراحل زندگى دنيوى ( كودكى ، نوجوانى ، جوانى ، ميان سالى و پيرى ) ، داراى روحيه و گرايشى متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است .
اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولـد
برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه هر يك از خصلت هاى پنجگانه ياد شده در آيه شريفه، به ترتيب بيانگر يكى از مراحل زندگى انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 6
6 - لهو و اشتغال به كار هاى سرگرم كننده ، اقتضاى دوران نوجوانى است .
أنّما الحيوة الدنيا . .. و لهو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 5
5 - بشارت خداوند به ابراهيم ( ع ) ، به مشاهده دوران نوجوانى فرزندش ( اسماعيل )
فبشّرنـه بغلـم
بشارت خداوند به فرزندى در سنين نوجوانى، گوياى اين حقيقت است كه حضرت ابراهيم(ع) اين فرزند را در چنين سنى مشاهده خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 1
1 - اسماعيل ( ع ) به هنگام نوجوانى ، در معيت پدرش ابراهيم ( ع ) به سعى و تلاش مى پرداخت .
فبشّرنـه بغلـم حليم . فلمّا بلغ معه السعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 1،4
1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان
و يطوف عليهم غلمان لهم
«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.
4 - خدمت نوجوانان زيباروى بهشتى ، براى تقواپيشگان از سرشوق و پروانهوار
و يطوف عليهم غلمان لهم
تعبير «يطوف»، حركت پروانهوار و مشتقانه را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 14 - 1
1 - سپرى شدن دوران كودكى و نوجوانى موسى ( ع ) و رسيدن او به مرحله جوانى ، بى هيچ حادثه درخور بيان
فرددنـه إلى أُمّه . .. و لمّا بلغ أشدّه و استوى
تعبير «بلغ أشدّه» كنايه از رسيدن شخص به دوره جوانى است; زيرا نوعاً بلوغ فكرى انسان هم زمان با رسيدن وى به مرحله جوانى است. بنابراين پرداختن قرآن به حوادث روزگار جوانى موسى(ع) و بعد از آن و مسكوت گذاشتن دوران پيش از جوانى (كودكى و نوجوانى)، نشانگر آن است كه كودكى و نوجوانى او در كمال آرامش سپرى شده بود و در اين مدت حادثه اى درخور بيان براى وى روى نداده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 5 - 13
13ـ رؤياى شگفت يوسف ( ع ) ( سجده ستارگان ، ماه و خورشيد ) در سنين كودكى يا نوجوانى او بوده است .
قال يـبنىّ
كلمه «بنىّ» تصغير كلمه «ابن» مى باشد و به ضمير متكلم اضافه شده است. «يـبنىّ» ; يعنى، اى پسر كوچك من.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 12 - 6
6ـ يوسف ( ع ) به هنگام اجراى توطئه برادرانش عليه او ، در سنين كودكى يا نوجوانى بوده است .
أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب
برداشت فوق ، از فعل «يلعب» (بازى كند) به دست مى آيد ; زيرا معمولاً بازى كردن را در مورد كودكان و نوجوانان به كار مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 1
1ـ يوسف ( ع ) روزگار كودكى و نوجوانى را در خانه عزيز مصر به سر برد ، تا به جوانى و رشد جسمى و عقلى رسيد .
أكرمى مثويـه . .. و لما بلغ أشدّه
كلمه «أشدّ» چنان چه لسان العرب از سيبويه نقل كرده ـ جمع شدّة (توان و قدرت) است. بنابراين «أشدّ» ; يعنى ، توانها و قدرتهاى متعدد كه به مناسبت مورد ، شامل توان جسمى و عقلى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 6
6 - لهو و اشتغال به كار هاى سرگرم كننده ، اقتضاى دوران نوجوانى است .
أنّما الحيوة الدنيا . .. و لهو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 3
3 - عبوديت و ايمان نوح ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همانند پاداش هاى محسنان از سوى خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنه من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون نوح(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم. گفتنى است كه مقصود از آن، اجابتِ دعا، نجاتِ از مشكلات اندوه بار و باقى ماندن نسل و نام نيك آن حضرت در تاريخ مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 3
3 - پيام نوح ( ع ) ، داراى جاذبه بيشتر براى طبقات محروم جامعه
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 2
2 ـ خداوند ، عذاب استيصال را بر قوم نوح آن گاه نازل كرد كه آنان ـ با وجود براهين و شواهد قطعى بر رسالت آن حضرت ـ آن را انكار كرده و او را متهم به دروغ گويى كردند .
إذ قال لقومه يقوم إن كان كبر عليكم مقامى . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا ... فإن ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 6
6ـ نوح ( ع ) ، همواره رنجيده خاطر از رفتار ناپسند قوم خويش و اندوهناك از اصرار آنان بر كفر و انكار رسالت
فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
إبتئاس (مصدر تبتئس) به معناى محزون و ناراحت شدن است و مراد از «ما كانوا يفعلون» شرك ورزى و اصرار آنان بر انكار رسالت و ديگر كارهاى نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 4
4 - تكذيب نوح ( ع ) از سوى قوم وى ، موجب هلاكت آنان شد .
قال ربّ إنّ قومى كذّبون . .. ثمّ أغرقنا بعد الباقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 6
6 - قوم نوح ، به دنبال قبول نكردن رسالت نوح ( ع ) دچار سيلى عظيم و بنيان كن شدند و به هلاكت رسيدند .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان
«طوفان» هر حادثه اى را مى گويند كه انسان را احاطه كند. اين واژه در «آب فراوان (سيل)» متعارف شده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 2
2 ـ خداوند ، عذاب استيصال را بر قوم نوح آن گاه نازل كرد كه آنان ـ با وجود براهين و شواهد قطعى بر رسالت آن حضرت ـ آن را انكار كرده و او را متهم به دروغ گويى كردند .
إذ قال لقومه يقوم إن كان كبر عليكم مقامى . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا ... فإن ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 6 - 1
1 - تلاش مستمر نوح ( ع ) ، براى ايمان آوردن قومش ، حاصلى جز فرار و دورى آنان نداشت .
فلم يزدهم دعاءى إلاّ فرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 4
4 - احساس خطر اشراف و زمامداران قوم نوح از گسترش دعوت وى
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
تهديد سران قوم نوح به سخت ترين مجازات همچون رجم، نشانگر نگرانى شديد آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 3
3 - عبوديت و ايمان نوح ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همانند پاداش هاى محسنان از سوى خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنه من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون نوح(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم. گفتنى است كه مقصود از آن، اجابتِ دعا، نجاتِ از مشكلات اندوه بار و باقى ماندن نسل و نام نيك آن حضرت در تاريخ مى باشد.
آثار نبوت نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 5
5 - تلاش نوح ( ع ) براى نماياندن خيرخواهى خود و تضمين منافع قومش در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» به دست مى آيد.
آغاز طوفان نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 6
6 - فوران آب از تنور ، نشان صدور فرمان خدا و شروع طوفان نوح ( ع ) بود .
فإذا جاء أمرنا و فار التّنّور
عبارت «فارالتّنّور»، عطف تفسيرى است براى «جاء أمرنا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، واسطه شمول مغفرت و رحمت خداوند بر مؤمنان و پيروان او
إن ربى لغفور رحيم
به دليل «اركبوا» كه خطاب به پيروان نوح است، متعلق «غفور» و «رحيم» نيز پيروان آن حضرت مى باشد; يعنى: إن ربى لغفور لكم رحيم بكم. (خداوند آمرزنده شما و نازل كننده رحمت بر شماست). لازمه اين سخن آن بود كه نوح مى فرمود: «ربكم» (پرورگار شما) نه «ربى». اين جابه جايى بيانگر اين نكته است كه: خداوند به واسطه نوع(ع)، مغفرت و رحمت خويش را به پيروان او مى گستراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 4
4 - دفاع از عقايد مذهبى و شرك آميز مردم ، از حيله ها و نيرنگ هاى صاحبان زر و زور ، براى مبارزه با دعوت توحيدى نوح ( ع )
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 8
8ـ نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به او ، در گرو ساخت كشتى بود .
واصنع الفلك . .. إنهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 8
8ـ نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به او ، در گرو ساخت كشتى بود .
واصنع الفلك . .. إنهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 3
3ـ نوح ( ع ) پس از انتخابش به رسالت ، پيامبرى خويش را به مردم اعلام كرد .
إنى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 1
1 ـ حضرت نوح ( ع ) حجت را بر قومش تمام كرده و آنان بى هيچ دليلى از او رو گردانيده و از پذيرش دعوتش سر باز مى زدند .
فإن توليتم فما سألتكم من أجر
اين آيه ادامه آيه قبل است كه براى بيان تحدى حضرت نوح (ع) و تمام كردن حجت خود بر قومش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 6
6 - هشدار روشن و بى ابهام نوح ( ع ) به قومش ، نسبت به خطر « عذاب استيصال » در صورت پافشارى آنان بر شرك و مبارزه با توحيد
إن أنا إلاّ نذير مبين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه نوح(ع) در راستاى اتمام حجت با قومش، از پيش آنان را به نزول عذاب استيصال هشدار داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 4
4 - شِكوه نوح ( ع ) به درگاه خدا از ستم قوم خويش ، پس از اتمام حجت و به بن بست رسيدن همه راه هاى تبليغى بود .
إن أنا إلاّ نذير مبين . .. إنّ قومى كذّبون ... فافتح بينى و بينهم فتحًا و نجّنى
اجابت استغاثه نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 2
2 - خداوند ، به استغاثه و نداى نوح ( ع ) به بهترين صورت پاسخ داد .
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون
«فا» در جمله «فلنعم المجيبون» براى تفريع اين جمله بر «نادينا» است; ولى آنچه مورد تفريع قرار گرفته، عبارت «فأجبناه» است كه حذف گرديده است; زيرا «فلنعم المجيبون» متضمن معناى «فأجبناه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 5
5- دعاى حضرت نوح ( ع ) براى نجات از دست قومش ، مستجاب شد .
و نوحًا إذ نادى من قبل فاستجبنا له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 1
1 - استجابت دعاى نوح ( ع ) ( نصرت خواهى او ) از جانب خداوند
قال ربّ انصرنى . .. فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 1،2
1 - استجابت دعاى نوح ( ع ) از سوى خداوند ، درباره عذاب قوم كافر او و نجات همراهان مؤمنش
و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه
2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران
و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 2
2 - خداوند ، به استغاثه و نداى نوح ( ع ) به بهترين صورت پاسخ داد .
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون
«فا» در جمله «فلنعم المجيبون» براى تفريع اين جمله بر «نادينا» است; ولى آنچه مورد تفريع قرار گرفته، عبارت «فأجبناه» است كه حذف گرديده است; زيرا «فلنعم المجيبون» متضمن معناى «فأجبناه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 3
3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح ( ع )
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 11 - 1
1 - اجابت دعاى نوح ( ع ) به درگاه خداوند ، براى انتقام از قوم حق ستيز خويش
فدعا ربّه . .. ففتحنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 2،3
2 ـ حضرت نوح ( ع ) ، براى انجام رسالت خويش ، از مردم كمترين مزدى مطالبه نمى كرد .
فإن توليتم فما سألتكم من أجر
3 ـ حضرت نوح ( ع ) خود را فرستاده خداوند دانسته و اجر و مزد خود را نيز تنها بر عهده او اعلام كرد .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه . .. فإن توليتم فما سألتكم من أجر إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 2،6
2ـ بحث و گفت و گو و ارائه دليل و برهان ، از روش هاى نوح ( ع ) براى بازدارى مردم از شرك و گرايش دادن آنان به توحيد
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا
«جدال» به معناى مناظره كردن و آوردن برهان براى ابطال دليلها ، انديشه ها و باورهاى طرف مقابل است.
6ـ تلاش هاى نوح ( ع ) ، برهان ها و دليل هاى او ، بى تأثير در اشراف كافر
قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا فأتنا بما تعدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، پس از طرح استدلال خويش براى لزوم نجات فرزندش ، حكم و قضاوت آن را به خداوند واگذار كرد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق و أنت أحكم الحـكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 4
4 - نوح پيامبر ، برخوردار از مقام و احترام ويژه در ميان همه نسل ها و براى هميشه تاريخ
سلـم على نوح فى العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 8
8 - نگرانى و احساس خطر نوح ( ع ) ، درباره به خطر افتادن ايمان مؤمنان و نسل هاى آينده جامعه ، از سوى كافران حق
ناپذير و گمراه گر قوم خود
إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 7
7 - وجود تبعيض هاى اجتماعى ، در نخستين جوامع بشرى ( عصر نوح )
و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 2
2ـ سرگذشت نوح ( ع ) و حادثه طوفان ، سرگذشتى مهم در تاريخ بشريت و مخفى مانده بر مردمان
تلك من أنباء الغيب
«تلك» اشاره به داستان نوح و قضاياى رخ داده در روزگار آن حضرت دارد; يعنى: تلك الأنباء من أنباء الغيب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 1
1 - تصريح نوح ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش
و ما أسئلكم عليه من أجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 11
11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.
و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 4
4ـ كشتى نوح ، سفينه اى بسيار مقاوم و برخوردار از بهترين اصول فنى و تكنيكى
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 6
6 - كشتى نوح ، برخوردار از استحكام بالا و كيفيتى پيشرفته
فأنجينـه و من معه فى الفلك المشحون
انباشته بودن و نيز نجات يافتن نوح(ع) و پيروانش از طوفان بزرگ، نمايان گر استحكام و كيفيت بسيار بالاى ساختمان كشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 1
1 - كمك خواهى و استغاثه نوح به درگاه خداوند
و لقد نادينا نوح
مقصود از «ندا» (نادينا) ـ به قرينه آيه بعد (و نجيناه. ..) ـ كمك خواهى و استغاثه است كه مربوط به ماجراى عذاب طوفان
مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 4
4 - آمرزش خواهى نوح ( ع ) ، از درگاه الهى براى اعضاى مؤمن خاندان خويش
ربّ اغفر لى . .. و لمن دخل بيتى مؤمنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 3
3 - آمرزش خواهى نوح ( ع ) ، از درگاه الهى براى پدر و مادر خود
ربّ اغفر . .. و لولدىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، با پى بردن به نادرستى تقاضاى خود ( نجات فرزندش ) خواهان آمرزش و رحمت الهى شد .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 1،3،4،6
1 - آمرزش خواهى نوح ( ع ) ، از درگاه پروردگار براى خويش
ربّ اغفر لى
3 - آمرزش خواهى نوح ( ع ) ، از درگاه الهى براى پدر و مادر خود
ربّ اغفر . .. و لولدىّ
4 - آمرزش خواهى نوح ( ع ) ، از درگاه الهى براى اعضاى مؤمن خاندان خويش
ربّ اغفر لى . .. و لمن دخل بيتى مؤمنًا
6 - آمرزش خواهى نوح ( ع ) ، از درگاه الهى براى همه مردان و زنان مؤمن در طول تاريخ
ربّ اغفر لى . .. و للمؤمنين و المؤمنـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 3،13
3 ـ نوح ( ع ) استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .
أبلغكم رسلت ربى
جمله «لكنى رسول . .. » و نيز آيات قبل دلالت بر اين معنا دارد كه نوح(ع) مبلغ رسالتهاى الهى است. بنابراين توصيف رسول به جمله «أبلغكم ... » هدف ديگرى را تعقيب مى كند و بيانگر نكته اى جديد است و آن اينكه وى بر ابلاغ رسالتهاى الهى اصرار خواهد ورزيد و بر آن پافشارى خواهد كرد.
13 ـ آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 12
12 ـ حضرت نوح ( ع ) در راه دعوت به حق ، آمادگى خود را براى تحمل انواع مشكلات تا مرز كشته شدن را ، به مردم اعلام داشت .
فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة . .. و لا تنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 7
7 ـ حضرت نوح ( ع ) در برابر نارضايتى قومش نسبت به دعوت او ، عزم راسخ خويش را اعلام كرد و بر ادامه سرسختانه راه خود اصرار و تأكيد ورزيد .
فأجمعوا أمركم و شركاءكم . .. و أمرت أن أكون من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 7
7 - نوح پيامبر ، اسوه و الگوى مقاومت و شكيبايى در برابر دشمنان و مخالفانِ دعوت الهى
و لقد نادينا نوح. .. إنّه من عبادنا المؤمنين
ذكر داستان نوح(ع) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در مكه، مى تواند براى ارائه الگو در مسير دعوت الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 2
2 - نوح ( ع ) ، تقاضامند يارى خدا در برابر تكذيب گرى هاى قومش
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 1
1 - استجابت دعاى نوح ( ع ) ( نصرت خواهى او ) از جانب خداوند
قال ربّ انصرنى . .. فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 1،3
1 - كمك خواهى و استغاثه نوح به درگاه خداوند
و لقد نادينا نوح
مقصود از «ندا» (نادينا) ـ به قرينه آيه بعد (و نجيناه. ..) ـ كمك خواهى و استغاثه است كه مربوط به ماجراى عذاب طوفان مى باشد.
3 - نوح ( ع ) ، عليه قوم خود به درگاه الهى نفرين كرده ، يارى طلبيد .
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون
آيه بعد در پاسخ به نداى نوح(ع)، مسأله نجات آن حضرت و خاندانش را از عذاب الهى مطرح مى كند. از اين مطلب به دست مى آيد كه آنچه آن حضرت از خدا خواسته است، نفرينى بود عليه قوم خود. آيه 26 سوره «مؤمنون» (قال ربّ انصرنى بما كذّبون) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 5
5 - نوح ( ع ) ، نجات خود و خاندانش را از دست ستم و اذيت و آزار قوم خود ، از خداوند خواستار شده بود .
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 1
1 - التجاى نوح ( ع ) به درگاه پروردگار براى استمداد از او در برابر قوم حق ناپذير خويش
فدعا ربّه أنّى مغلوب فانتصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 3،4،15
3ـ كفرپيشگان ، به هنگام مواجه شدن با نوح ( ع ) او را به خاطر كشتى سازى به استهزا و مسخره مى گرفتند .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه
4ـ كفرپيشگان ، آن گاه كه دسته جمعى و گروه گروه با نوح ( ع ) مواجه مى شدند ، او را به خاطر كشتى سازى به تمسخر مى گرفتند .
كلما مرّ عليه ملأ من قومه
برداشت فوق ، از كلمه «ملأ» ـ كه در اين جا به معناى گروه و جماعت است ـ استفاده شده است.
15ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث قال بعد ما قرأ قوله تعالى ] : « كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه . . . » : . . . كانوا يسخرون منه و يقولون : ينحت سفينة فى البرّ ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى بعد از قراءت آيه مزبور] فرمود: . .. قوم نوح او را مسخره مى كردند و مى گفتند: او در خشكى كشتى مى سازد!».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 7،11،12،13،15
7ـ انحصار پيروان نوح به قشر مستضعف و تهى دست ، بهانه و دستاويز اشراف براى ايمان نياوردن به او و انكار رسالت هاى وى
فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
11ـ اشراف قوم نوح ، ايمان توده هاى مستضعف را ايمانى سطحى و برخاسته از خوش باورى و عدم تفكر مى شمردند .
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
«بادى» از «بدوّ» و به معناى ظاهر است. «ظاهر الرأى»; يعنى، ديد سطحى و انديشه خالى از تفكر و تأمل. «بادى الرأى» مى تواند ظرف براى «اتبعك» باشد. براين اساس معناى جمله «مانريك ...» چنين است: مى بينيم كه أراذل از تو پيروى كرده اند و پيروى آنان سطحى و بدون تأمل در درستى و نادرستى ادعاى تو بوده است.
12ـ حقارت و پستى مؤمنان به نوح ( ع ) ، امرى آشكار و روشن در نظر اشراف و سران قوم نوح
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
برداشت فوق، براساس اين احتمال است كه «بادى الرأى»ظرف براى مضمون جمله «هم أراذلنا» باشد; يعنى ، در يك نگاه ظاهرى مى توان دريافت كه پيروان تو، مردمى پست و حقيرند.
13ـ اشراف و سران قوم نوح ، با اين پندار كه او و پيروانش هيچ مزيت و فضيلتى بر آنان ندارند ، ادعاهايشان را شايسته پذيرش نمى شمردند .
و ما نرى لكم علينا من فضل
15ـ اشراف و سران قوم نوح ، پيروان آن حضرت را در ادعاى ايمان ، به دروغ گويى متهم مى كردند .
بل نظنكم كـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 18
18ـ اشراف و سران كفرپيشه قوم نوح ، ناآگاه به مقام بلند مؤمنان و پيروان آن حضرت
و لـكنى أريكم قومًا تجهلون
به قرينه «إنهم ملاقوا ربهم» مى توان گفت كه: مفعول «تجهلون» مقام والا و ارجمند مؤمنان به نوح(ع) است. براين اساس «أراكم ...»; يعنى ، مى دانم كه شما به مقام والاى مؤمنان (لقاى آنان با خدا) آگاهى نداريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 60 - 1،2
1 ـ جبهه گيرى گروه سرشناس و اشراف قوم نوح در برابر دعوت وى
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
2 ـ اشراف و سرشناسان قوم نوح وى را در احاطه گمراهى هاى آشكار مى پنداشتند .
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 13،14
13ـ اشراف و سران قوم نوح ، با اين پندار كه او و پيروانش هيچ مزيت و فضيلتى بر آنان ندارند ، ادعاهايشان را شايسته پذيرش نمى شمردند .
و ما نرى لكم علينا من فضل
14ـ اشراف قوم نوح ، آن حضرت را در ادعاى پيامبرى به دروغ گويى متهم مى كردند .
بل نظنكم كـذبين
متهم كردن نوح و پيروانش به دروغ گويى برحسب مدعاى آنان است; يعنى ، اتهام نوح به دروغ گويى در ارتباط با ادعاى نبوت است و نسبت به پيروانش در ادعاى ايمان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 2
2ـ اشراف و سران قوم نوح ، او را به دليل ملك نبودن و دسترسى نداشتن به گنجينه هاى هستى و نداشتن علم غيب ، لايق مقام پيامبرى نمى دانستند .
و لا أقول لكم عندى خزائن الله . .. و لا أقول إنى ملك
به نظر مى رسد جمله هاى «لا أقول لكم . ..» ناظر به «ما نرى لكم علينا من فضل» باشد و لذا اشاره به انتظارات نابه جاى قوم نوح ، از مدعيان نبوت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 7
7ـ اشراف و سران قوم نوح ، درصدد مأيوس كردن او از پذيرش دعوت هاى توحيدى
قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا فأتنا بما تعدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 4
4 ـ اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت وى را انكار كردند .
إنا لنريك فى ضلل مبين . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 5
5 - نوح ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به خاطر صداقت و امانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 110 - 1
1 - نوح ( ع ) ، خواهان گرايش قومش به اطاعت از وى و رعايت تقواى الهى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 5
5 - تلاش نوح ( ع ) براى نماياندن خيرخواهى خود و تضمين منافع قومش در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 2
2 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش
إنّى لكم رسول أمين
«أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب نوح(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند، به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 6
6 - مردم ، هشدار عذاب را جدّى نگرفتند و نوح ( ع ) را به دروغ گويى متهم ساختند .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 25 - 3
3 - وا نهادن و بى اعتنايى به نوح ( ع ) ، آخرين چاره انديشى اشراف كافر در مبارزه با آن حضرت
فقال الملؤا . .. إن هو إلاّ رجل به جنّة فتربّصوا به حتّى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 60 - 2
2 ـ اشراف و سرشناسان قوم نوح وى را در احاطه گمراهى هاى آشكار مى پنداشتند .
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 1،3،4،5،6
1ـ فرزند ناخلف حضرت نوح ، انسانى ناصالح و فسادپيشه بود .
إنه عمل غير صـلح
3ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب محسوب نشدن وى از خانواده نوح ( ع ) در پيشگاه خداوند
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جمله «إنه عمل . ..» علت براى «إنه ليس من أهلك» مى باشد; يعنى ، چون فرزندت داراى عمل ناشايست است ، ما او را از خانواده تو به حساب نمى آوريم.
4ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب هلاكت وى در حادثه طوفان
فكان من المغرقين . .. إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
5ـ نوح ( ع ) ، ناآگاه به تباهى و فساد بى حد فرزند ناخلف خويش
إنه عمل غير صـلح
6ـ نوح ( ع ) ناآگاه به گسستن پيوند فرزندى كنعان با او بر اثر اعمال ناشايستش
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 6
6 - عاد و ثمود ، پس از قوم نوح و پيش از قوم ابراهيم مى زيستند .
قوم نوح و عاد و ثمود . .. و قوم إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 5
5 - اقوام داراى پيامبر ، پس از نوح ( ع ) از نسل حضرت نوح و پس از ابراهيم ( ع ) از نسل حضرت ابراهيم بودند .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 1،4
1 - التجاى نوح ( ع ) به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از تأثير تبليغاتش در مردم
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
در اين آيه ظرف «قال» حذف شده و تقدير آن چنين است: «قال بعد ما آيس من إيمانهم». «باء» در «بما كذّبون» سببيه و «ما» مصدريه است. بنابراين «بما كذّبون»، به تأويل «بسبب تكذيبهم إيّاى» مى باشد.
4 - التجاى نوح ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نزول عذاب بر تكذيب گران آن حضرت
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
«باء» در «بما كذّبون» مى تواند براى آليت باشد. در اين صورت «ما» به معناى «الذى» و عايد آن محذوف خواهد بود; يعنى، «ربّ انصرنى بالذى كذّبونى به; پروردگارا! مرا با همان چيزى كه [دروغش پنداشتند و ]تكذيبم كردند، يارى ده».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 4
4 - التجاى نوح ( ع ) به ربوبيت خدا در شرايط يأس و هجوم مشكلات بر سر راه رسالتش
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 1
1 - التجاى نوح ( ع ) به درگاه پروردگار براى استمداد از او در برابر قوم حق ناپذير خويش
فدعا ربّه أنّى مغلوب فانتصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 8
8 - نوح ( ع ) ، الگو و مقتداى رسالت مداران الهى و مبلغان دينى
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
نقل داستان نوح(ع) و پنج پيامبر ديگر و آغاز شدن اين نقل با نام آن حضرت، مى تواند به منظور ارائه الگو براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 2
2 - نوح پيامبر ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان
سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 7
7 - نوح پيامبر ، اسوه و الگوى مقاومت و شكيبايى در برابر دشمنان و مخالفانِ دعوت الهى
و لقد نادينا نوح. .. إنّه من عبادنا المؤمنين
ذكر داستان نوح(ع) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در مكه، مى تواند براى ارائه الگو در مسير دعوت الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 3،6
3 - تأكيد نوح ( ع ) بر امانت دارى خويش در تبليغ پيام الهى
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واژه «أمين» از ريشه «أمانة» مشتق شده باشد.
6 - نوح ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانتدار در ميان قومش
إنّى لكم رسول أمين
تأكيد نوح(ع) بر «أمين» بودن خود در ابلاغ پيام الهى، در صورتى ثمر بخش خواهد بود كه وى در ميان قومش، از سابفه امانت دارى و خوش نامى برخوردار بوده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 5
5 - نوح ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به خاطر صداقت و امانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 31 - 2
2 - وجود فاصله زمانى ميان طوفان نوح و شكل گيرى جامعه جديد
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين
برداشت ياد شده، با توجه به آمدن «ثمّ»ـ كه براى فاصله زمانى است ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 1
1 - جامعه نخستين پس از نوح ( ع ) ، متشكل از مردم عادى و گروه اشراف
و قال الملأ من قومه . .. و أترفنـهم فى الحيوة الدنيا
«ملا»به سران و اشراف گفته مى شود0 «اتراف» (مصدر «اترفنا») به معناى متنعم كردن و برخوردار ساختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 1
1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .
ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون
«قرن» (مفرد قرون) به معناى قومى است كه نزديك به يك زمان و در يك عصر زندگى مى كنند (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 2
2- كيفر هلاكت بار عمومى و فراگير ، براى انسان هاى قبل از نوح ( ع ) به وقوع نپيوسته بود .
و كم أهلكنا من القرون من بعد نوح
خداوند در آيه پيش از سنت خويش مبنى بر هلاكت اقوام كافر و فاسد، خبر داد و آن گاه براى اثبات اين حقيقت، هلاكت قوم نوح و پس از او را يادآور شد. از ذكر داستان نوح و اقوام پس از او، مى توان استفاده كرد كه اقوامى كه به صورت جمعى قبل
از نوح(ع) دچار عذاب شده باشند، وجود نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 3
3- فسق و فساد عمومى و فراگير در ميان مردم و اقوام پيش از حضرت نوح ( ع ) وجود نداشت .
و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً. و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 3
3- فسق و فساد عمومى و فراگير در ميان مردم و اقوام پيش از حضرت نوح ( ع ) وجود نداشت .
و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً. و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 5
5 - كشتى نوح ، انباشته از امكانات ضرورى و مورد نياز سرنشينان آن
فى الفلك المشحون
«شَحْن» (مصدر مجهول «مشحون») به معناى پُر گردانيده شدن است. بنابراين «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پر شده. گفتنى است كه متعلق «مشحون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «فى الفلك المشحون بما يفتقر إليه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 9
9ـ نوح ( ع ) به ايمان آوردن فرزندش اميدوار بود و آن را محتمل مى شمرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 3
3- نسل همراهان نوح در كشتى نجات ، پيامبرى بزرگ ، چون ابراهيم ( ع ) را در خود پروراند .
من النبيّن . .. ممّن حملنا مع نوح
مراد از «من حملنا مع نوح» به قرينه قبل و بعد آن «ذريّة من حملنا . ..»است. بين انبياى ذكر شده در آيات قبل، تنها ابراهيم(ع) است كه غير از «ذريّة آدم» با عنوان «نسل همراهان نوح» شناسايى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 30 - 8
8 - استمرار آزمايش الهى با بعثت پيامبران ، پس از نوح
إنّ فى ذلك لأيـت و إن كنّا لمبتلين
عبارت «و إن كنّا لمبتلين»، بيان اجمالى سرگذشت اقوام پس از حضرت نوح(ع) است و فرازهاى بعد، بيان تفصيلى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 1،4
1 - اقدام خداوند به فرستادن رسول ، پس از شكل گيرى جامعه جديد بشرى ، بعد از طوفان نوح
فأرسلنا فيهم رسولاً منهم
عبارت «فأرسلنا فيهم رسولاً. ..» عطف است، بر «أنشأنا». ضمير «فيهم» و «منهم» نيز به «قرن» بازمى گردد.
4 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، اولين و مهم ترين پيام نخستين پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح )
أن اعبدوا اللّه ما لكم من إلـه غيره
«أن» براى تفسير پيامى است كه پيامبر (پيامبرى كه براى جامعه پس از طوفان نوح برانگيخته شده بود)، مأمور ابلاغ آن به مردم بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 2
2 - انذار پيوسته مردم به معاد ، از سوى پيامبر جامعه پس از نوح
هيهات هيهات لما توعدون
به كارگيرى فعل مضارع، بيانگر اين نكته است كه پيامبران جامعه پس از نوح، مردم را مستمراً نسبت به مسأله قيامت و معاد، بيم مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 40 - 1،3
1 - استجابت دعاى ( نصرت خواهى ) پيامبرِ پس از نوح از سوى خداوند
قال ربّ انصرنى . .. قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين
«عن» در «عمّا قليل» به معناى «بَعد» و «ما» نكره موصوفه و كنايه از «زمان» مى باشد. «قليل» نيز صفت «ما» است;
يعنى، «بعد زمان قليل». «عمّا قليل» متعلق به «يصبحنّ» و «إصباح» (مصدر يصبحنّ) به معناى صيرورت و شدن است.
3 - پشيمانى سخت تكذيب گران پيامبر جامعه پس از نوح ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال
قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 2،4،6
2 - حضرت نوح ( ع ) ، پيش از حضرت ابراهيم ( ع ) مى زيسته است .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم
تقديم ذكرى نوح(ع) در آيه شريفه، مى تواند براى بيان تقدم زمانى آن حضرت بر حضرت ابراهيم(ع) باشد.
4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
6 - تمامى پيامبرانى كه پس از نوح و ابراهيم ( ع ) مبعوث شدند ، با مردم خود داراى خويشاوندى نَسبى بودند .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 6
6- حضرت نوح ( ع ) و خاندانش ، گرفتار غمى شديد و اندوهى بزرگ در مسير انجام رسالت خويش .
و نوحًا إذ نادى . .. فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
«كرب» به معناى غم و اندوه شديد است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 6
6- حضرت نوح ( ع ) و خاندانش ، گرفتار غمى شديد و اندوهى بزرگ در مسير انجام رسالت خويش .
و نوحًا إذ نادى . .. فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
«كرب» به معناى غم و اندوه شديد است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 8
8 ـ نوح ( ع ) ، وظيفه دار ترساندن مردم از عذاب هاى الهى و فراهم آوردن زمينه هاى تقواپيشگى براى آنان با تبليغ معارف دين
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 4
4ـ نوح ( ع ) خويشتن را براى مردمش ، پيامبرى هشدار دهنده و انذاركننده خواند .
إنى لكم نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 9،10
9ـ نوح ( ع ) ، كافران قومش را به كيفر هاى دردناك اخروى هشدار داد .
أن لاتعبدوا إلاّ الله إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم
10ـ نوح ( ع ) ، كافران قومش را به عذابى دردناك در دنيا هشدار داد .
إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 3
3ـ نوح ( ع ) ، همواره كفرپيشگان را به نزول عذاب الهى هشدار مى داد .
فأتنا بما تعدنا
آوردن فعل مضارع (تعد) به جاى فعل ماضى (وعدت) اشاره به تكرار وعيدها و هشدارهاى حضرت نوح(ع) دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 12
12 - نوح ( ع ) ، قومش را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد0
ما لكم من إلـه غيره أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 5
5 - هشدار قبلى مردم به عذاب استيصال ، از سوى نوح ( ع )
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 1،2،6
1 - نوح ( ع ) ، تنها هشدار دهنده و انذارگر مردم بود .
إن أنا إلاّ نذير
2 - انذار توده ها و نه جلب رضايت اشراف به قيمت طرد محرومان ، وظيفه اعلام شده از سوى نوح ( ع ) به اشراف قومش
و ما أنا بطارد المؤمنين . إن أنا إلاّ نذير
6 - هشدار روشن و بى ابهام نوح ( ع ) به قومش ، نسبت به خطر « عذاب استيصال » در صورت پافشارى آنان بر شرك و مبارزه با توحيد
إن أنا إلاّ نذير مبين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه نوح(ع) در راستاى اتمام حجت با قومش، از پيش آنان را به نزول عذاب استيصال هشدار داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 1 - 2
2 - نوح ( ع ) ، مأمور به انذار و اخطار به قوم خود
أن أنذر قومك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 4
4 - اخطار و روشنگرى ، قلمرو رسالت نوح ( ع )
إنّى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 5
5 ـ حضرت نوح ( ع ) در امر دعوت ، تسليم خدا بوده و تنها به فرمان او عمل مى كرد .
و أمرت أن أكون من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 7،8
7ـ نوح ( ع ) ، پس از طرح استدلال خويش براى لزوم نجات فرزندش ، حكم و قضاوت آن را به خداوند واگذار كرد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق و أنت أحكم الحـكمين
8ـ نوح ( ع ) ، انسانى تسليم شده در برابر خدا و قضاوت هاى او
إن ابنى من أهلى . .. و أنت أحكم الحـكمين
هر چند استدلال حضرت نوح(ع) مستلزم اين نتيجه بود كه: نجات فرزندش براساس وعده خدا امرى لازم است، ولى در كلامش به اين نتيجه تصريح نكرد; بلكه به جاى آن، حكم و قضاوت الهى را نسبت به آنچه خود و يا ديگران مى انديشند و قضاوت مى كنند، متقن تر و عادلانه تر خواند تا به تسليم بودن خويش در برابر خدا و قضاوتهاى او، اعتراف كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 4
4 ـ اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت وى را انكار كردند .
إنا لنريك فى ضلل مبين . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 1
1ـ پيروان نوح ، پس از شروع طوفان و درپى فرمان او ، به كشتى سوار شدند .
و قال اركبوا فيها . .. و هى تجرى بهم
جمله «هى تجرى . ..» عطف بر جمله اى مقدر است كه به خاطر وضوح و اختصار در كلام ذكر نشده است; يعنى: فركبوا فيها و هى تجرى بهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 3 - 2
2 - توحيد و خداپرستى ، اولين و مهم ترين دعوت حضرت نوح ( ع )
أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون
برداشت ياد شده، از تقدم ذكرى «اعبدوا اللّه» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 2
2 - نخستين مؤمنان به نوح ( ع ) ، محرومان جامعه بودند .
و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 7 - 3
3 - جلب غفران و آمرزش خداوند براى مردم ، از اهداف دعوت حضرت نوح ( ع )
و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 2
2ـ سرگذشت نوح ( ع ) و حادثه طوفان ، سرگذشتى مهم در تاريخ بشريت و مخفى مانده بر مردمان
تلك من أنباء الغيب
«تلك» اشاره به داستان نوح و قضاياى رخ داده در روزگار آن حضرت دارد; يعنى: تلك الأنباء من أنباء الغيب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 2
2ـ سرگذشت نوح ( ع ) و حادثه طوفان ، سرگذشتى مهم در تاريخ بشريت و مخفى مانده بر مردمان
تلك من أنباء الغيب
«تلك» اشاره به داستان نوح و قضاياى رخ داده در روزگار آن حضرت دارد; يعنى: تلك الأنباء من أنباء الغيب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 8
8ـ نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به او ، در گرو ساخت كشتى بود .
واصنع الفلك . .. إنهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 2
2 ـ گروهى از قوم نوح ( ع ) رسالت وى را تصديق كرده و پيامهايش را پذيرفتند .
فكذبوه فانجينه و الذين معه
جمله «أغرقنا الذين كذبوا . .. » دلالت مى كند بر اينكه مراد از «الذين معه» مؤمنان و تصديق كنندگان آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 13
13ـ اشراف و سران قوم نوح ، با اين پندار كه او و پيروانش هيچ مزيت و فضيلتى بر آنان ندارند ، ادعاهايشان را شايسته پذيرش نمى شمردند .
و ما نرى لكم علينا من فضل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 9
9- خاندان نوح از مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) و بهره مند از لطف ويژه خداوند
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
نجات خاندان نوح(ع)، بيانگر عنايت ويژه خداوند به ايشان و نيز حاكى از ايمان آنان به رسالت نوح(ع) است; زيرا اگر آنان مانند قوم نوح كافر بودند، نجات نمى يافتند. گفتنى است آيه بعد (و نصرناه من القوم الذين كذّبوا...) مؤيد همين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جعلنا ذرّيّته هم الباقين » يقول : بالحقّ و النبوّة و الكتاب و الإيمان فى عقبه ، و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح ( ع ) . . . ;
از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: ]«و جعلنا ذريته هم الباقين» روايت شده است: خدا مى فرمايد: ذريه او را با حق و نبوت و كتاب و ايمان باقى قرار داديم و آن طور نيست كه تمام فرزندان آدم ـ كه در روى زمين زندگى مى كنند ـ از فرزندان نوح(ع) باشند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 4
4 ـ اعتقاد راسخ نوح ( ع ) به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى بود .
و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى
حضرت نوح(ع) براى اينكه اشاره به علت پايداريش بر ابلاغ رسالت كند، به جاى آوردن ضمير و گفتن «رسالاته»، «رسلت
ربى» گفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 13
13 ـ حضرت نوح ( ع ) به حقانيت رسالت خويش ، ايمان و اطمينان كامل داشت .
فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة . .. و لا تنظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 1
1 - حضرت نوح ، از بندگان مؤمن خدا
إنّه من عبادنا المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 10
10 - پدر و مادر حضرت نوح ( ع ) مؤمن بودند .
و لولدىّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نوح(ع) در دعاى خود درباره غير پدر و مادر، قيد مؤمن بودن را آورده; ولى پدر و مادر خويش را بدون اين قيد ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5
5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )
ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 1
1 ـ نوح با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه گمراهى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى ضللة
مخاطب قرار دادن مردم با «يا قوم» (اى مردم من) دلالت بر اظهار مهربانى نوح نسبت به قوم خود دارد. نكره بودن كلمه
«ضللة» پس از نفى دلالت بر عموم دارد. بنابراين «ليس بى ضللة» يعنى حتى اندكى گمراهى در من نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 33 - 1
1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، برگزيدگان خدا بر همه جهانيان
انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 2
2 ـ خداوند نوح ( ع ) را به پيامبرى برانگيخت و به وى وحى كرد .
كما أوحينا إلى نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 3
3ـ نوح ( ع ) پس از انتخابش به رسالت ، پيامبرى خويش را به مردم اعلام كرد .
إنى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 2
2 - نوح ( ع ) ، پيامبرى برجسته در سلسله پيامبران الهى و داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلـم على نوح فى العـلمين
برداشت ياد شده از قيد «فى العالمين» براى سلام به دست مى آيد; زيرا در اين سوره خداوند سلام و تحيت خود را نسبت به چند پيامبر بزرگ (همچون ابراهيم، موسى و هارون عليهم السلام) نقل فرموده، ولى بدون اين قيد آورده است; مانند: آيه 109 (سلام على ابراهيم) و آيه 120 (سلام على موسى و هارون).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 2،3،4
2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .
قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك
هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».
3ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .
اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم
مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.
4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت
على أمم ممن معك
«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 3
3ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به نجات افراد خانواده اش نويد داده بود .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق
مصداق مورد نظر براى «وعدك» نجات خانواده نوح از حادثه طوفان است كه جمله «قلنا احمل . .. و أهلك» بيانگر نويد به آن بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 2،3،4،5
2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .
قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك
هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».
3ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .
اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم
مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.
4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت
على أمم ممن معك
«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.
5ـ برخوردارى جامعه هاى مؤمن و موحد از سلامتى و نعمت هاى فراوان ، بشارت خداوند به حضرت نوح ( ع )
اهبط بسلـم منا و بركـت عليك و على أمم ممن معك
«على أمم» عطف بر «عليك» است; يعنى: سلام و بركات منا على أمم. مراد از «أمم ممن معك» به قرينه مقابله آن با «أمم سنمتعهم» امتها و جامعه هاى موحد و مؤمن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 3
3ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به نجات افراد خانواده اش نويد داده بود .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق
مصداق مورد نظر براى «وعدك» نجات خانواده نوح از حادثه طوفان است كه جمله «قلنا احمل . .. و أهلك» بيانگر نويد به آن بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، نه گنجينه هاى هستى را در اختيار داشت ، نه غيب مى دانست و نه از فرشتگان بود .
لاأقول لكم عندى خزائن الله . .. و لاأقول إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 6
6 - « از جنس بشر بودن نوح ( ع ) » دستاويز اشراف كافر در انكار رسالت آن حضرت
فقال الملؤا . .. ما هـذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 3
3ـ بشر بودن نوح ( ع ) ، بهانه و دستاويز كفرپيشگان براى انكار پيامبرى و رسالت آن حضرت
فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 7،8
7 - كشتى نوح ( ع ) ، اثرى باقيمانده از طوفان نوح ، و آيه بزرگ الهى براى همه جهانيان است .
فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين
8 - نجات نوح ( ع ) و اصحاب كشتى وى و باقى ماندن كشتى ، به عنوان آيه الهى براى مردم ، به دست خداوند بود .
فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 1،2،4
1 - خداوند ، از ميان قوم نوح ، تنها نسل آن حضرت را براى هميشه تاريخ ، تداوم بخشيده و باقى گذاشته است .
و جعلنا ذرّيّته هم الباقين
ضميرِ فصلِ «هم»، مفيد حصر است.
2 - نسل نوح ( ع ) ، تنها نسل باقى مانده از ميان نجات يافتگان از عذاب طوفان براى هميشه تاريخ
و جعلنا ذرّيّته هم الباقين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه حصر مستفاد از ضمير فصل «هم»، حصر اضافى باشد و در مقايسه با افراد
موجود در كشتى سنجيده شود كه برخى از خاندان نوح(ع) و برخى از ديگر مردمان بودند كه به آن حضرت ايمان آورده بودند; يعنى، نسل مردم كافر طوفان زده و نيز نسل مردم مؤمن نجات يافته بر عرشه كشتى، همگى قطع شده و تنها نسل نوح(ع) باقى ماند.
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جعلنا ذرّيّته هم الباقين » يقول : بالحقّ و النبوّة و الكتاب و الإيمان فى عقبه ، و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح ( ع ) . . . ;
از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: ]«و جعلنا ذريته هم الباقين» روايت شده است: خدا مى فرمايد: ذريه او را با حق و نبوت و كتاب و ايمان باقى قرار داديم و آن طور نيست كه تمام فرزندان آدم ـ كه در روى زمين زندگى مى كنند ـ از فرزندان نوح(ع) باشند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 3
3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح ( ع )
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 1،2
1 - برجاى ماندن كشتى نوح ـ براى چندى ـ در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.
2 - برجاى ماندن بقاياى كشتى نوح ، تا عصر نزول قرآن *
و لقد تركنـها ءاية
در صورتى كه «تركنا» به معناى برجاى نهادن آثار و بقايا باشد ـ و نه صرفاً به معناى باقى گذاشتن خاطره و ياد كشتى نوح ـ از قيد «هل من مدّكر» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 3
3 - مخالفان نوح ، بهانه جويانى فاقد خرد و توان كافى ، براى فهم رسالت تبليغى او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 9
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 3
3 - مخالفان نوح ، بهانه جويانى فاقد خرد و توان كافى ، براى فهم رسالت تبليغى او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 1
1ـ نوح ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن ، بر پيامبرى خويش
قال يـقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة
قابل ذكر است كه «أرءيتم» به معناى «أخبرونى» است و مفعول آن جمله «أنلزمكموها» است و اين هر دو به منزله جواب شرط «إن كنت . ..» مى باشد و تقدير جمله چنين است «إن كنت على بيّنة ... فاخبرونى أنلزمكموها»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 11
11- رسولان الهى با دلايل و براهين روشن در ميان اقوام مختلف و از جمله قوم نوح ، عاد و ثمود ، مبعوث شدند .
جاءتهم رسلهم بالبيّنـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 2
2ـ فرزند نوح ، مأوا گرفتن در كوه را مايه نجات از حادثه طوفان مى پنداشت .
قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
«اُوىّ» (مصدر آوى) به معناى رجوع كردن و منضم شدن و جاى گرفتن است و «عصمة» (مصدر يعصم) به معناى منع كردن و بازداشتن است. بنابراين «سأوى ...»; يعنى ، به زودى به كوهى مى روم كه مرا از [خطر] اين آب باز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 9
9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .
ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا
«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 9
9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .
ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا
«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 11
11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.
و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 3
3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح ( ع )
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 3
3 - نجات نوح ( ع ) و حمايت خداوند از ايشان ، پاداش صبر آن حضرت در قبال ناسپاسى هاى قومش
تجرى بأعيننا جزاء لمن كان كفر
مراد از «لمن كان كفر» نوح است كه مورد كفران مستمر قومش قرار گرفته بود و الطاف الهى در حق ايشان پاداش شكيبايى هاى آن حضرت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 2،4،9،11،12
2ـ پس از حادثه طوفان نوح و غرق شدن كفرپيشگان ، آسمان از ناحيه خداوند فرمان يافت تا از بارش باز ايستد .
فكان من المغرقين. و قيل ... يـسماء أقلعى
اقلاع (مصدر أقلعى) به معناى خوددارى كردن است. مراد از خوددارى كردن آسمان ـ به قرينه مقام ـ قطع باران مى باشد.
4ـ با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .
و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى
9ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . أمر الله الأرض أن تبلع مائها و هو قوله « و قيل يا أرض ابلعى مائك . . . » . . . فبلعت الأرض ماءها فأراد ماء السماء أن يدخل فى الأرض فامتنعت الأرض من قبولها و قالت : إنما أمرنى الله عز و جل أن أبلع مائى فبقى ماء السماء على وجه الأرض و استوت السفينة على جبل الجودى و هو بالموصل جبل عظيم ، فبعث الله جبرئيل فساق الماء إلى البحار حول الدنيا . . . ;
[در مورد طوفان نوح] از امام صادق(ع) روايت شده است كه: خداوند به زمين فرمان داد تا آب خود را فرو برد و اين سخن خداست كه فرمود: «. .. يا أرض ابلعى مائك ...»... پس زمين آب خود را فرو برد. آبى كه از آسمان آمده بود خواست در زمين فرو رود، زمين از قبول آن امتناع كرد و گفت: خداى عزوجل مرا فرمان داده فقط آب خود را فرو ببرم، پس آب آسمان روى زمين باقى ماند و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و آن كوه بزرگى است در موصل. پس خداوند جبرئيل را برانگيخت و او آبها را به درياهاى اطراف دنيا سوق داد ...».
11ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . قال الله تعالى للأرض : « ابلعى ماءك » فبلعت ماءها من مسجد الكوفة كما بدأ الماء منه و تفرّق الجمع الذى كان مع نوح فى السفينة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه خداوند [در طوفان نوح ]به زمين گفت: «آب خود را فرو ببر». زمين آب خود را از مسجد كوفه فرو برد، همان گونه كه از آن جا هم آغاز به بيرون آمدن كرده بود و گروهى كه با نوح در كشتى بودند متفرق شدند...».
12ـ « عن الصادق ( ع ) انه قال : يوم النيروز هو اليوم الذى استوت فيه سفينة نوح ( ع ) على الجودى ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: روز نوروز روزى است كه كشتى نوح بر كوه جودى استقرار يافت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 11
11ـ فرزند نوح ، تا زمان حادثه طوفان نه در صف مؤمنان بود و نه در زمره كافران . *
نادى نوح ابنه و كان فى معزل يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين
برخى برآنند كه مراد از كنار بودن فرزند نوح (و كان فى معزل)، كنارگيرى وى از صف مؤمنانو جبهه كافران است; يعنى، نه ايمان آورده بود ، و نه اظهار تكذيب مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 9
9ـ نوح ( ع ) به ايمان آوردن فرزندش اميدوار بود و آن را محتمل مى شمرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 5،6
5ـ فرزند نوح ، به هنگام حركت كشتى ، با فاصله اى نسبتاً دور از كشتى بسر مى برد .
و نادى نوح ابنه و كان فى معزل
متعلق «معزل» أبيه و يا الفلك مى باشد. بنابراين «و كان ...»; يعنى ، فرزند نوح در كنارى و به دور از پدرش يا كشتى بسر مى برد.
6ـ فرزند نوح ، على رغم مشاهده دريايى از آب خروشان ، از همراهى با نوح ( ع ) و سوار شدن بر كشتى نجات ، كناره گرفت .
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال و نادى نوح ابنه و كان فى معزل
وقوع جمله «و نادى نوح» پس از «هى تجرى بهم . ..» گوياى اين است كه گفتوگوى حضرت نوح(ع) با فرزندش، پس از بالا آمدن آب و حركت كشتى بوده است جمله و «حال بينهما الموج» ـ در آيه بعد ـ مؤيد اين معنا مى باشد. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، جمله «نادى نوح ...» را عطف بر «قال اركبوا ...» دانسته و گفته اند: گفتوگوى ياد شده، پيش از حادثه طوفان و بالا آمدن آب بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 6
6ـ فرزند نوح ، على رغم مشاهده دريايى از آب خروشان ، از همراهى با نوح ( ع ) و سوار شدن بر كشتى نجات ، كناره گرفت .
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال و نادى نوح ابنه و كان فى معزل
وقوع جمله «و نادى نوح» پس از «هى تجرى بهم . ..» گوياى اين است كه گفتوگوى حضرت نوح(ع) با فرزندش، پس از بالا آمدن آب و حركت كشتى بوده است جمله و «حال بينهما الموج» ـ در آيه بعد ـ مؤيد اين معنا مى باشد. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، جمله «نادى نوح ...» را عطف بر «قال اركبوا ...» دانسته و گفته اند: گفتوگوى ياد شده، پيش از حادثه طوفان و بالا آمدن آب بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 11
11ـ امواج سهمگين طوفان ، فرزند نوح را پيش از آنكه به كوهى پناه برد ، در خود فرو برد و هلاك كرد .
و حال بينهما الموج فكان من المغرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، با پى بردن به نادرستى تقاضاى خود ( نجات فرزندش ) خواهان آمرزش و رحمت الهى شد .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 13
13ـ « صفوان بن مهران الجمّال عن الصادق جعفربن محمد ـ عليه السلام ـ قال : سار و أنا معه فى القادسية حتى أشرف على النجف فقال : هو الجبل الذى اعتصم به إبن جدّى نوح عليه السلام فقال : « سآوى إلى جبل يعصمنى من الماء » . . . فغار فى الأرض . . . ;
صفوان بن مهران جمّال از امام صادق(ع) نقل مى كند و مى گويد: من با امام صادق(ع) در سرزمين قادسيه همراه بودم تا به نجف نزديك شد; پس فرمود: نجف جاى كوهى است كه فرزند جدّم نوح به آن پناهنده شد و گفت: «سآوى إلى جبل يعصمنى من الماء» . .. پس آن كوه در زمين فرو رفت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 2،4
2ـ فرزند نوح ، مأوا گرفتن در كوه را مايه نجات از حادثه طوفان مى پنداشت .
قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
«اُوىّ» (مصدر آوى) به معناى رجوع كردن و منضم شدن و جاى گرفتن است و «عصمة» (مصدر يعصم) به معناى منع كردن و بازداشتن است. بنابراين «سأوى ...»; يعنى ، به زودى به كوهى مى روم كه مرا از [خطر] اين آب باز دارد.
4ـ نوح ( ع ) ، فرزندش را از بى ثمربودن صعود بر كوه و منحصر بودن راه نجات در بهره جستن از امداد الهى ، آگاه ساخت .
لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1
1ـ خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل يـنوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» ـ به قرينه «استوت على الجودى» ـ كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
پياده شدن نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1
1ـ خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل يـنوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» ـ به قرينه «استوت على الجودى» ـ كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 4
4ـ گروهى از قوم نوح ، به آن حضرت ايمان آورده و از او پيروى كردند .
و ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 83 - 1،3
1 - ابراهيم ( ع ) ، از شيعيان و پيروان نوح پيامبر
و لقد نادينا نوح . .. و إنّ من شيعته لإبرهيم
«شيعه»، به معناى گروهى است كه تابع رئيس خود باشند.
3 - تداوم خط فكرى و مكتبى نوح ( ع ) ، از سوى ابراهيم ( ع ) و اشتراك دين آنان در اصول و مبانى
و إنّ من شيعته لإبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 15
15ـ نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 1
1ـ پيروان نوح ، پس از شروع طوفان و درپى فرمان او ، به كشتى سوار شدند .
و قال اركبوا فيها . .. و هى تجرى بهم
جمله «هى تجرى . ..» عطف بر جمله اى مقدر است كه به خاطر وضوح و اختصار در كلام ذكر نشده است; يعنى: فركبوا فيها و هى تجرى بهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 2
2 - نوح ( ع ) و جمعى از مردم مؤمن به وى ، در واقعه طوفان ، بر كشتى سوار شدند .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 7
7ـ تمسخر و استهزاى كفرپيشگان ، هرگز نوح ( ع ) و پيروانش را از اجراى فرمان خدا باز نداشت .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 12
12ـ حقارت و پستى مؤمنان به نوح ( ع ) ، امرى آشكار و روشن در نظر اشراف و سران قوم نوح
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
برداشت فوق، براساس اين احتمال است كه «بادى الرأى»ظرف براى مضمون جمله «هم أراذلنا» باشد; يعنى ، در يك نگاه ظاهرى مى توان دريافت كه پيروان تو، مردمى پست و حقيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 11
11ـ پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 11
11ـ پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 14
14- پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذاالكفل ، يونس ، زكريا و يحيى ( عليهم السلام ) ، پيشگامان در كار هاى خير
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
برداشت بالا مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبرانى بازگردد كه در سلسله آيات پيشين (48 ـ 90) از آنان ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 83 - 4
4 - نوح ( ع ) ، پيشتاز و مقتداى حركت توحيدى در ميان پيامبران الهى
و إنّ من شيعته لإبرهيم
پيرو بودن ابراهيم(ع) ـ با آن كه خود از انبياى بزرگ بود ـ و نيز وجود پيامبرانى چون هود و صالح(ع) پيش از آن حضرت، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد. گفتنى است معناى لغوى «شيعه» (گروه پيرو رئيس خود) مؤيد برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 9
9ـ نوح ( ع ) در پاسخ استهزاگران ، آنان را از آينده اى درخور استهزا و در پى دارنده تمسخر خبر داد .
إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 39 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، به كفرپيشگان قومش اعلام كرد كه به عذاب دنيوى و اخروى ، گرفتار خواهند شد .
فسوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه و يحلّ عليه عذاب مقيم
با توجه به تكرار كلمه «عذاب» و توصيف عذاب دوم به هميشگى بودن، مى توان گفت: مراد از «عذاب يخزيه»، عذاب دنيوى و مقصود از «عذاب مقيم»، آتش دوزخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 15
15ـ « عن الصادق ( ع ) : لما حضرت نوحاً ( ع ) الوفاة دعا الشيعة فقال لهم : إعلموا أنه ستكون من بعدى غيبة تظهر فيه الطواغيت و أن الله عزوجل يفرّج عنكم بالقائم من ولدى اسمه هود . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: هنگامى كه وفات نوح فرارسيد، پيروانش را فرا خواند و فرمود: بدانيد همانا به زودى بعد از من غيبتى خواهد بود كه در آن طاغوتها پديد مى آيند و خداى عزوجل بهوسيله فردى قيام كننده از نسل من، كه نام او هود است، براى شما گشايش پديد مى آورد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 3
3ـ نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى مؤيد به مراقبت و محافظت همه جانبه خداوند بود .
واصنع الفلك بأعيننا
«عين» به معناى چشم و در آيه شريفه كنايه از مراقبت و محافظت مى باشد. جمع آوردن آن (أعين) براى مبالغه و رساندن كمال مراقبت است و «بأعيننا» حال براى فاعل «اصنع» مى باشد. بنابراين «اصنع الفلك بأعيننا»; يعنى، آن كشتى را بساز در حالى كه قرين محافظت و مراقبت كامل ما (خداوند) هستى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 5
5 ـ مردمان عصر نوح ( ع ) پيرو اشراف و بزرگان قوم خويش و تحت تأثير موضعگيرى هاى آنان بودند .
قال الملأ . .. قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 4
4 ـ اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت وى را انكار كردند .
إنا لنريك فى ضلل مبين . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 2
2 - مردم در عصر بعثت نوح ( ع ) ، مردمى مشرك و بت پرست و داراى چند معبود بودند .
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 9
9ـ فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .
مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صـلح و ما قوم لوط منكم ببعيد
از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 1
1- حضرت نوح ( ع ) ، پيامبرى كه پيش از حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) مى زيست .
و نوحًا إذ نادى من قبل
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مراد از «من قبل» به قرينه آيات پيشين ـ كه در باره حضرت ابراهيم و لوط(ع) بود ـ زمان قبل از حضرت ابراهيم و لوط(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 83 - 4
4 - نوح ( ع ) ، پيشتاز و مقتداى حركت توحيدى در ميان پيامبران الهى
و إنّ من شيعته لإبرهيم
پيرو بودن ابراهيم(ع) ـ با آن كه خود از انبياى بزرگ بود ـ و نيز وجود پيامبرانى چون هود و صالح(ع) پيش از آن حضرت، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد. گفتنى است معناى لغوى «شيعه» (گروه پيرو رئيس خود) مؤيد برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 11
11ـ پيروان حضرت نوح ، ياوران او در ابلاغ رسالت و دعوت مردم به ايمان
أنلزمكموها
برداشت فوق از صيغه جمع «نلزم» ـ كه شامل نوح و پيروانش مى شود ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 25 - 2
2 - تبليغ اشراف ، مبنى بر دست برداشتن نوح ( ع ) از دعوت خود با گذشت زمان و بهبود يافتنش
به جنّة فتربّصوا به حتّى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 2،3،4،13
2 ـ نوح ( ع ) ، مبلغ پيام هاى الهى ، نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش
أبلغكم رسلت ربى
3 ـ نوح ( ع ) استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .
أبلغكم رسلت ربى
جمله «لكنى رسول . .. » و نيز آيات قبل دلالت بر اين معنا دارد كه نوح(ع) مبلغ رسالتهاى الهى است. بنابراين توصيف رسول به جمله «أبلغكم ... » هدف ديگرى را تعقيب مى كند و بيانگر نكته اى جديد است و آن اينكه وى بر ابلاغ رسالتهاى الهى اصرار خواهد ورزيد و بر آن پافشارى خواهد كرد.
4 ـ اعتقاد راسخ نوح ( ع ) به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى بود .
و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى
حضرت نوح(ع) براى اينكه اشاره به علت پايداريش بر ابلاغ رسالت كند، به جاى آوردن ضمير و گفتن «رسالاته»، «رسلت ربى» گفت.
13 ـ آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر
حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 3
3ـ نوح ( ع ) پس از انتخابش به رسالت ، پيامبرى خويش را به مردم اعلام كرد .
إنى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 2،7
2ـ دعوت به يكتاپرستى ، در رأس برنامه تبليغى حضرت نوح ( ع ) بود .
إنى لكم نذير مبين. أن لاتعبدوا إلاّ الله
7ـ اعلام برپايى روز قيامت و وجود عذابهايى دردناك در آن روز ، از رسالت هاى حضرت نوح ( ع )
إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم
مراد از «يوم» مى تواند روز قيامت باشد و مى تواند مقصود از آن زمان حادثه طوفان باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است. گفتنى است كه توصيف «يوم» به «أليم» به اعتبار عذاب آن روز اسـت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 1،4
1ـ نوح ( ع ) به مردم اعلام كرد كه : در برابر ابلاغ رسالت ، كمترين مالى از آنان درخواست نخواهد كرد .
يـقوم لاأسئلكم عليه مالاً
مراد از ضمير در «عليه» پيامبرى و ابلاغ رسالت است. كلمه «مالاً» نكره است و چون پس از نفى (لاأسئلكم) قرار گرفته است ، دلالت بر عموم دارد; يعنى ، هيچ مالى و كمترين پاداشى.
4ـ نوح ( ع ) به قوم خويش اعلام كرد كه پاداش رسالتش تنها بر عهده خداوند است .
إن أجرى إلاّ على الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 3
3 - تأكيد نوح ( ع ) بر امانت دارى خويش در تبليغ پيام الهى
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واژه «أمين» از ريشه «أمانة» مشتق شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 1
1 - تهديد جدى نوح ( ع ) از سوى اشراف و رفاه طلبان قومش ، مبنى بر سنگسار شدن در صورت دست برنداشتن از تبليغ
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 4
4 - اخطار و روشنگرى ، قلمرو رسالت نوح ( ع )
إنّى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 9
9 ـ حضرت نوح ( ع ) ، قومش را بر قتل خود تحدى كرد و عدم توانايى آنان را بر انجام اين كار ، شاهد درستى ادعاى نبوت خود ، اعلام نمود .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فأجمعوا أمركم ... و لا تنظرون
جمله «فعلى اللّه توكلت» بيانگر شكست ناپذيرى حضرت نوح (ع) به علت متكى بودنش به قدرت لايزال الهى و جمله «أجمعوا أمركم و شركاءكم» بيان ناچيزى قدرت قومش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 8
8 - تحقير شديد پيروان نوح از سوى اشراف كافر
قالوا . .. و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 15
15 ـ پيدايش تكامل در اندام و نيروى جسمى انسان ها ، پس از طوفان نوح *
من بعد قوم نوح و زادكم فى الخلق بصطة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 3،4
3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.
4 - كشتى نوح ، داراى شكلى ابتدايى و تشكيل شده از مشتى تخته و ميخ *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
از تعبير «ذات ألواح و دسر» نوعى كوچك نمايى و ناچيزشمارى كشتى حضرت نوح استفاده مى شود. اين گفتار درصدد تبيين اين جهت است كه اگر نوح(ع) نجات يافت، با حمايت و لطف خداوند بود ـ نه در پرتو استحكام كشتى او; زيرا اين كشتى تاب مقاومت در برابر آن طوفان سهمگين را نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 2
2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 83 - 3
3 - تداوم خط فكرى و مكتبى نوح ( ع ) ، از سوى ابراهيم ( ع ) و اشتراك دين آنان در اصول و مبانى
و إنّ من شيعته لإبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 8
8- عبوديت و شكرگزارى زياد و مداوم به درگاه خدا ، از ويژگى هاى مهم حضرت نوح ( ع ) بود .
إنه كان عبدًا شكورًا
از ميان اوصاف گوناگون حضرت نوح(ع) تنها عبوديت و سپاسگزارى او را يادآور شد و اين بيانگر برجستگى آن دو صفت در آن حضرت است. گفتنى است تداوم عبوديت و شكرگزارى از جمله اسميه «إنه كان...» ـ كه دلالت بر ثبوت و استمرار دارد ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 8
8- عبوديت و شكرگزارى زياد و مداوم به درگاه خدا ، از ويژگى هاى مهم حضرت نوح ( ع ) بود .
إنه كان عبدًا شكورًا
از ميان اوصاف گوناگون حضرت نوح(ع) تنها عبوديت و سپاسگزارى او را يادآور شد و اين بيانگر برجستگى آن دو صفت در آن حضرت است. گفتنى است تداوم عبوديت و شكرگزارى از جمله اسميه «إنه كان...» ـ كه دلالت بر ثبوت و استمرار دارد ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 4 - 13
13 - تشويق و ترغيب شدن مردم از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به كسب دانش و شناخت حقايق و معارف الهى
لو كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 2
2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 7
7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سمـوت طباقًا
تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 16 - 6
6 - نوح ( ع ) ، قومش را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحريض مى كرد .
ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 7
7 ـ پيامبرى نوح ( ع ) و معارف ارائه شده از سوى وى ، از آيات خداوند
فكذبوه . .. و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 33 - 9
9ـ پاسخ نوح ( ع ) به عذاب طلبى كفرپيشگان ، پاسخى آميخته با درس توحيد و خداشناسى بود .
فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء و ما أنتم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 4
4 - احساس خطر اشراف ، از پيام توحيدى نوح ( ع )
يـقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إلـه غيره فقال الملؤا الذين كفروا من قومه ما هـذا إ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 3 - 3
3 - نوح ( ع ) ، داراى تعاليم و رهنمودهايى الزامى ، جدا از وحى الهى به ايشان
و أطيعون
برداشت ياد شده، از جدا آمدن فرمان «أطيعون» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 3،7
3 - بيان اوصاف خداوند ، همچون غفّار بودن او ، بخشى از رهنمود هاى نوح ( ع )
إنّه كان غفّارًا
7 - استغفار و آمرزش خواهى از درگاه خداوند ، از رهنمود هاى مؤكد و مكرر نوح ( ع )
يغفر لكم من ذنوبكم . .. دعوتهم لتغفر لهم ... فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 7
7 - تبيين فوايد ايمان و دين دارى ، از سوى نوح ( ع ) براى مردم
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا . و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 1
1 ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 6
6 - تعليم روش دعا به نوح ( ع ) از سوى خدا
فقل الحمد للّه . .. و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 2
2 - نوح پيامبر ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّه من عبادنا
برجسته و مقرب بودن نوح(ع)، از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 6
6 - « از جنس بشر بودن نوح ( ع ) » دستاويز اشراف كافر در انكار رسالت آن حضرت
فقال الملؤا . .. ما هـذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 5
5 - رسالت حضرت نوح ( ع ) ، مورد تكذيب و انكار مردم قرار گرفت .
جزاء لمن كان كفر
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «كفر» در اين آيه ـ چنان كه مفسران نيز گفته اند ـ به معناى انكار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 1
1 ـ اكثريت عمده قوم نوح ( ع ) وى را تكذيب كردند و يگانگى خداوند ، معاد و رسالت را باورهايى دروغين پنداشتند .
فكذبوه
از اينكه خداوند تكذيب نوح(ع) را به همگان نسبت داده (فكذبوه)، در حالى كه عده اى از آنان، يعنى همراهانش در كشتى، رسالت وى را تصديق كردند، معلوم مى شود نسبت مؤمنان به كافران بسيار اندك بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 2
2 - نوح ( ع ) ، تقاضامند يارى خدا در برابر تكذيب گرى هاى قومش
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 7
7 - قوم نوح ، پيام الهى نوح ( ع ) را نپذيرفتند و بر شرك خود پايبند ماندند .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان
«فاء» در «فأخذهم» براى فصاحت است و دلالت بر حذف جمله اى مى كند و آن، به قرينه ارسال نوح(ع) مى تواند «عدم قبول» و يا «تكذيب» و مانند آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 5 - 2
2 - اقوام و ملت هاى پس از قوم نوح ، پيامبران الهى را تكذيب كردند .
كذّبت . .. و الأحزاب من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 3
3 - همسران نوح و لوط پيامبر ، تحت سرپرستى و حمايت آن دو پيامبر قرار داشتند .
كانتا تحت عبدين من عبادنا
برداشت ياد شده، از تعبير «تحت عبدين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1
1ـ خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل يـنوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» ـ به قرينه «استوت على الجودى» ـ كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1
1ـ خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل يـنوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» ـ به قرينه «استوت على الجودى» ـ كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 3
3 - نوح ( ع ) ، مأمور ساختن كشتى تحت نظارت و هدايت خداوند
أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 1،3،4
1 ـ نوح با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه گمراهى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى ضللة
مخاطب قرار دادن مردم با «يا قوم» (اى مردم من) دلالت بر اظهار مهربانى نوح نسبت به قوم خود دارد. نكره بودن كلمه «ضللة» پس از نفى دلالت بر عموم دارد. بنابراين «ليس بى ضللة» يعنى حتى اندكى گمراهى در من نيست.
3 ـ نوح ( ع ) با اعلان دريافت سخنان خويش از خداوند ، خود را پيراسته از هر گونه گمراهى خواند .
ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين
4 ـ نوح ( ع ) و ديگر رسولان الهى ، داراى عصمت و مبرا از هر گونه گمراهى
ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين
جمله «لكنى رسول . .. » به منزله تعليلى است براى تبرئه نوح از هر گونه گمراهى. بنابراين جمله «ليس بى ضللة» به همراه «و لكنى ... » علاوه بر عصمت نوح، دلالت بر عصمت تمامى رسولان الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 4،5،20،21
4ـ جوشش شديد آب از تنورى خاص ، پس از فرمان الهى به نزول عذاب بر قوم نوح
حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور
«تّنّور» ـ كه در فارسى بدون تشديد تلفظ مى شود ـ جايى است كه در آن نان پخته مى شود. فوران (مصدر فار) به معناى بيرون آمدن و جوشش كردن است. اسناد جوشش به تنور همانند «جرى الميزاب» حاكى از فوران شديد آب است. «ال» در «التّنّور» عهد ذهنى است و از آن تنورى خاص اراده شده است.
5ـ جوشش آب از تنور ، علامت و سرآغازى براى حادثه طوفان نوح بود .
حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور قلنا احمل
20ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال [ فى وصف مسجد الكوفة ] : . . . و منه فار التّنّور . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه [در وصف مسجد كوفه] فرمود: . .. از مسجد كوفه تنور فوران كرد ...».
21ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : جائت إمرءة نوح إليه و هو يعمل السفينة فقالت له : إن التّنّور قد خرج منه ماء فقام إليه مسرعاً حتى جعل الطبق عليه فختمه بخاتمه فقام الماء ، فلما فرغ نوح من السفينة جاء إلى خاتمه ففضّه و كشف الطبق ففار الماء ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همسر نوح درحالى كه شوهرش مشغول ساختن كشتى بود، به نزد او آمد و گفت: تنور آب درآورده. نوح باسرعت بر سر تنور رفت و سرپوشى بر روى آن گذاشت و با مُهر خود آن را ممهور كرد. پس آب ايستاد. هنگامى كه از ساختن كشتى فارغ شد مهر خود را شكست و سرپوش را كنار زد; پس آب فوران كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 6،7
6 - فوران آب از تنور ، نشان صدور فرمان خدا و شروع طوفان نوح ( ع ) بود .
فإذا جاء أمرنا و فار التّنّور
عبارت «فارالتّنّور»، عطف تفسيرى است براى «جاء أمرنا».
7 - تنورى كه فوران آب از آن نشانه در رسيدن عذاب بر قوم نوح بود از پيش تعيين شده بود .
فإذا جاء أمرنا و فار التّنّور
«ال» در «التّنّور» براى عهد ذهنى است. بنابراين «التّنّور»; يعنى، آن تنور.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند ـ عزّوجلّ ـ به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 10
10 ـ حضرت نوح ( ع ) همراه با اعلان تحدى ، خدا را تنها كانون قدرت و معبود هاى قومش را شركايى ساختگى و فاقد هر گونه توانايى اعلام كرد .
يقوم إن كان كبر . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ... و لا تنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 33 - 9
9ـ پاسخ نوح ( ع ) به عذاب طلبى كفرپيشگان ، پاسخى آميخته با درس توحيد و خداشناسى بود .
فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء و ما أنتم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 1
1 - روى آوردن به حمد و ستايش الهى ، پس از استقرار در كشتى ، رهنمود خداوند به نوح ( ع )
فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه
«إستواء» (مصدر «استويت») به معناى قرار گرفتن و استقرار يافتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 1
1 - روى آوردن به دعا ـ پس از استقرار يافتن در كشتى ـ و درخواست فرود آمدن در جايى پر بركت ، رهنمود ديگر خداوند به نوح ( ع )
فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه ... و قل ربّ أنزلنى ... و أنت خير المنزلين
واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان مصدر (تربيت كردن) و وصف ( مربى و تربيت كننده) است كه در اين جا معناى وصفى دارد. «منزل» مى تواند مصدر ميمى به معناى إنزال باشد و نيز مى تواند اسم مكان به معناى منزلگاه و مهمان سرا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 4
4ـ اتكا به مغفرت و رحمت خدا براى نجات از حادثه طوفان ، توصيه نوح ( ع ) به پيروان خويش
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
نوح(ع) با يادآورى مغفرت و رحمت الهى ، پس از فرمانش مبنى بر سوار شدن به كشتى ، درصدد بيان اين حقيقت بود كه كشتى تنها يك وسيله است و آنچه تأمين كننده نجات مى باشد شمول مغفرت و رحمت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 9
9ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . أمر الله الأرض أن تبلع مائها و هو قوله « و قيل يا أرض ابلعى مائك . . . » . . . فبلعت الأرض ماءها فأراد ماء السماء أن يدخل فى الأرض فامتنعت الأرض من قبولها و قالت : إنما أمرنى الله عز و جل أن أبلع مائى فبقى ماء السماء على وجه الأرض و استوت السفينة على جبل الجودى و هو بالموصل جبل عظيم ، فبعث الله جبرئيل فساق الماء إلى البحار حول الدنيا . . . ;
[در مورد طوفان نوح] از امام صادق(ع) روايت شده است كه: خداوند به زمين فرمان داد تا آب خود را فرو برد و اين سخن خداست كه فرمود: «. .. يا أرض ابلعى مائك ...»... پس زمين آب خود را فرو برد. آبى كه از آسمان آمده بود خواست در زمين فرو رود، زمين از قبول آن امتناع كرد و گفت: خداى عزوجل مرا فرمان داده فقط آب خود را فرو ببرم، پس آب آسمان روى زمين باقى ماند و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و آن كوه بزرگى است در موصل. پس خداوند جبرئيل را برانگيخت و او آبها را به درياهاى اطراف دنيا سوق داد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1
1ـ خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل يـنوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» ـ به قرينه «استوت على الجودى» ـ كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 8،11
8 ـ حضرت نوح ( ع ) در برابر عناد و ستيزه جويى ها قومش ، تنها بر خداوند توكل داشت .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فعلى اللّه توكلت
11 ـ حضرت نوح ( ع ) با توكل بر خداوند ، قومش را به مقابله همه جانبه با خود فراخواند .
فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 1
1 - تهديد جدى نوح ( ع ) از سوى اشراف و رفاه طلبان قومش ، مبنى بر سنگسار شدن در صورت دست برنداشتن از تبليغ
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 2
2 - نوح ( ع ) ، نگران تكذيب ارزش ها و تعاليم الهى از سوى مردم بود ; نه نگران تهديد خود او از سوى آنان .
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكوه نوح(ع) به درگاه خدا در پى تهديدهاى سخت مخالفان، از تكذيب گرى آنان بود نه از تهديدهاى آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 8
8 - اشراف كافر ، نوح ( ع ) را به سلطه جويى و برترى طلبى متهم كردند .
يريد أن يتفضّل عليكم
«إرادة» (مصدر «يريد») به معناى خواستن و «تفضّل» (مصدر «يتفضّل») به معناى برترى جستن است; يعنى: «مى خواهد بر شما برترى جويد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 11
11 - طرد شدن نوح پيامبر ( ع ) ، از سوى قومش ، با دشنام و اتهام
و قالوا مجنون و ازدجر
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «و ازدجر» به معناى «و ازدجره قومه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 9
9 - قوم نوح ، آن حضرت را به جنون و آسيب ديدگى از سوى جن متهم مى كردند .
و قالوا مجنون و ازدجر
مفسران، عبارت «و ازدجر» را به معناى «ازدجره الجنّ» (جن ايشان را آزار رسانده است) گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 25 - 1
1 - متهم شدن نوح ( ع ) ، از سوى اشراف قومش ، به نوعى ديوانگى و جنون
فقال الملؤا الذين كفروا . .. إن هو إلاّ رجل به جنّة
«إن» معادل ماى نافيه است; يعنى: «ما هو إلاّ رجل. ..». نكره آوردن «جنّة» نيز براى تنويع است. بنابراين عبارت «به جنّة»;يعنى، او گرفتار نوعى ديوانگى است. «تربّص» (مصدر «تربّصوا») به معناى حلول چيزى را براى كسى، انتظار كشيدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 9
9 - قوم نوح ، آن حضرت را به جنون و آسيب ديدگى از سوى جن متهم مى كردند .
و قالوا مجنون و ازدجر
مفسران، عبارت «و ازدجر» را به معناى «ازدجره الجنّ» (جن ايشان را آزار رسانده است) گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 15
15ـ اشراف و سران قوم نوح ، پيروان آن حضرت را در ادعاى ايمان ، به دروغ گويى متهم مى كردند .
بل نظنكم كـذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 1
1 ـ قوم نوح ، نبوت او را با وجود شواهد و براهين صدق ، نپذيرفته و آن حضرت را به دروغ گويى متهم كردند .
يقوم إن كان كبر عليكم مقامى . .. فإن توليتم فما سألتكم من أجر ... فكذبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 14
14ـ اشراف قوم نوح ، آن حضرت را در ادعاى پيامبرى به دروغ گويى متهم مى كردند .
بل نظنكم كـذبين
متهم كردن نوح و پيروانش به دروغ گويى برحسب مدعاى آنان است; يعنى ، اتهام نوح به دروغ گويى در ارتباط با ادعاى نبوت است و نسبت به پيروانش در ادعاى ايمان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 8
8ـ نوح ( ع ) ، در پندار نارواى كفرپيشگان قومش ، فردى دروغگو و ارائه كننده مطالب نادرست
إن كنت من الصـدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 6
6 - مردم ، هشدار عذاب را جدّى نگرفتند و نوح ( ع ) را به دروغ گويى متهم ساختند .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 3
3ـ دستيابى به مال و دارايى مردم به بهانه پيامبرى ، تحليل نابخردانه سران و اشراف قوم نوح از ادعاى نبوت و رسالت آن حضرت
و يـقوم لاأسئلكم عليه مالاً
از اينكه نوح(ع) در پاسخ به قوم خويش ، مطرح مى سازد كه كمترين مالى از آنان مطالبه نمى كند ، معلوم مى شود كه كفرپيشگان چنين اتهامى را متوجه او كرده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 8
8 - اشراف كافر ، نوح ( ع ) را به سلطه جويى و برترى طلبى متهم كردند .
يريد أن يتفضّل عليكم
«إرادة» (مصدر «يريد») به معناى خواستن و «تفضّل» (مصدر «يتفضّل») به معناى برترى جستن است; يعنى: «مى خواهد بر شما برترى جويد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 11
11ـ اشراف قوم نوح ، ايمان توده هاى مستضعف را ايمانى سطحى و برخاسته از خوش باورى و عدم تفكر مى شمردند .
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
«بادى» از «بدوّ» و به معناى ظاهر است. «ظاهر الرأى»; يعنى، ديد سطحى و انديشه خالى از تفكر و تأمل. «بادى الرأى» مى تواند ظرف براى «اتبعك» باشد. براين اساس معناى جمله «مانريك ...» چنين است: مى بينيم كه أراذل از تو پيروى كرده اند و پيروى آنان سطحى و بدون تأمل در درستى و نادرستى ادعاى تو بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 52
52 - از امام جعفر صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « . . . و ما أنزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت » روايت شده كه فرمود : « و كان بعد نوح ( ع ) قد كثر السحرة . . . ;
بعد از حضرت نوح(ع) ساحران نيرنگباز زياد گشتند و خداوند دو فرشته رابه سوى پيامبر آن زمان فرستاد تا آنان به آن پيامبر، شيوه هاى سحر ساحران و كارهايى را كه با آن، سحر باطل و مردود مى شود بياموزند. سپس آن پيامبر شيو ه هاى سحر را فرا گرفت و به فرمان خداوند آن را به بندگان خدا نيز آموخت و به آنان گفت: جلو سحر ساحران را بگيريد و آن را باطل نماييد و آنان را نهى كرد از اينكه مردم را سحر كنند ... و (كلام خدا كه فرمود:) «آن دو فرشته هيچ كس را تعليم سحر نمى دادند مگر اينكه از قبل مى گفتند ما وسيله آزمايش هستيم»; يعنى، آن پيامبر به دو فرشته دستور داد كه به صورت بشر ظاهر شوند و آنچه ازخدا درباره سحر و ابطال آن آموخته اند به مردم ياد بدهند ... پس خداى عز و جل به آنان فرمود: با
سحر و ضربه زدن به ديگران و دعوت مردم به اين كه ما بر قدرت احيا و اماته داريم و كارهايى مى كنيم كه فقط خداوند به آن قدرت دارد، كافر نشويد و خداوند فرموده: «و ما هم بضارين به من أحد إلا بإذن اللّه»; يعنى، آنان كه سحر را فرا گرفته بودند نمى توانستند بدون اجازه و علم خدا به كسى زيانى برسانند; زيرا اگر خدا مى خواست، با زور جلوى آنها را مى گرفت. و نيز فرموده: «آنان از علوم سحر چيزهايى را ياد مى گرفتند كه در جهت زيان آنها بود نه نفعشان» (يعنى) آنان چيزهايى فرا مى گرفتند كه موجب ضرر در دينشان بود و نفعى در آن نبود ... و (نيز خداوند) فرمود: «و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق»; زيرا آنان معتقد بودند كه آخرتى در كار نيست پس آنان معتقد بودند وقتى كه آخرتى نباشد بهره و نصيبى هم بعد از دنيا نيست وبه فرض بعد از دنيا آخرتى باشد، آنان به سبب كفرشان از آن محروم خواهند بود ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 10
10 ـ قوم عاد نخستين جامعه سامان يافته در پى هلاكت قوم نوح
اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 31 - 1
1 - شكل گيرى جامعه اى جديد پس از طوفان نوح
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين
«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن است. ضمير «هم» در «من بعدهم» به قوم نوح بازمى گردد. «قرن» به مجموعه اى از انسان ها ـ كه كنار هم زندگى كنند ـ گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 8
8 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال ( فى ) الفلك المشحون » : اتخذ نوح ( ع ) فيه تسعين بيتاً للبهائم ;
أميرالمؤمنين(ع) درباره «الفلك المشحون» فرمود: نوح در آن كشتى نود جايگاه براى چهارپايان قرار داده بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 1
1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .
و نصرنـه من القوم الذين كذّبوا بـايـتنا
واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 12
12 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت كفر و شرك و عليه دعوت توحيدى آن حضرت بود .
قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله وولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 12
12 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت كفر و شرك و عليه دعوت توحيدى آن حضرت بود .
قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله وولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 3
3ـ كشتى نوح ، او و همراهانش را در ميان موج هاى عظيمى بسان كوهها ، به پيش مى برد .
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال
«موج» اسم جنس است و بر يك موج و نيز موجهاى متعدد و كثير اطلاق مى شود از آن جا كه در آيه شريفه ، كلمه «موج» به «جبال» (كوهها ) تشبيه شده ، معلوم مى شود مراد از آن ، امواج متعدد و كثير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 1
1 - حركت كشتى حضرت نوح بر امواج طوفان ، در پرتو حمايت و نظارت الهى
تجرى بأعيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 13
13 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) . . . و نوح ( ع ) حسده قومه فقالوا : « ما هـذا إلاّ بشر مثلكم يأكل ممّا تأكلون و يشرب ممّا تشربون ، و لئن أطعتم بشراً مثلكم إنّكم إذاً لخاسرون » . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. و قوم نوح نسبت به آن حضرت حسادت ورزيدند، پس گفتند: ما هـذا إلاّ بشر مثلكم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 15
15ـ نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 15
15ـ نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 6،7،22
6ـ بردن انواع حيوانات به كشتى و نجات دادن آنها از غرق شدن ، از وظايف نوح ( ع ) پس از پيدايش نشانه طوفان ( فوران آب از تنور )
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
7ـ نوح ( ع ) ، موظف بود از هر نوع حيوان تنها يك جفت ( نر و ماده ) را به كشتى سوار كند .
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
مضاف اليه «كل» كلمه اى همانند «حيوان» است; يعنى: من كل حيوان . ... كلمه «اثنين» تأكيد براى زوجين است و اشاره به اين معنا دارد كه از هر حيوان ، بيشتر از يك جفت نبايد به كشتى برده شود.
22ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : حمل نوح ( ع ) فى السفينة الأزواج الثمانية التى قال الله عزوجل : « ثمانية أزواج من الضأن اثنين و من المعز اثنين و من الإبل اثنين و من البقر اثنين » فكان من الضأن اثنين زوج داجنة يربّيها الناس و الزوج
الأخر الضأن التى تكون فى الجبال الوحشيّة . . . و من المعز اثنين زوج داجنة . . . والزوج الأخر الظبى التى تكون فى المفاوز و من الإبل اثنين البخاتى والعراب و من البقر اثنين زوج داجنة للناس و الزوج الآخر البقر الوحشية ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح هشت زوجى را كه خدا فرموده «ثمانية أزواج من الضأن اثنين . ..» در كشتى قرار داد: از ميش دو جفت يك جفت اهلى كه مردم تربيت مى كنند و جفت ديگر وحشى كه در كوههاست ... و از بز دو جفت: يكى اهلى ... و ديگرى آهو كه در بيابانهاست و از شتر دو جفت: يكى بخاتى (شتر خراسانى كه از شتر عربى و شتر فالج به وجود آيد) و ديگرى عربى و از گاو دو جفت: يكى اهلى و ديگرى وحشى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 2
2 - استقرار نوح ( ع ) و مؤمنان همراه او در كشتى ، پس از جاى دادن حيوانات و خاندانش در آن
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك . .. فإذا استويت أنت و من معك على الفلك
از تفريع عبارت «فإذا استويت» بر آيه قبل، استفاده مى شود كه حضرت نوح(ع) نخست حيوانات و خاندانش را در كشتى جاى داد و آن گاه خود و يارانش بر آن سوار شدند.
خانواده نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 2،3،6
2ـ فرزند ناصالح نوح ، در پيشگاه خداوند از خانواده و اهل بيت او محسوب نمى شد .
إنه ليس من أهلك
3ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب محسوب نشدن وى از خانواده نوح ( ع ) در پيشگاه خداوند
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جمله «إنه عمل . ..» علت براى «إنه ليس من أهلك» مى باشد; يعنى ، چون فرزندت داراى عمل ناشايست است ، ما او را از خانواده تو به حساب نمى آوريم.
6ـ نوح ( ع ) ناآگاه به گسستن پيوند فرزندى كنعان با او بر اثر اعمال ناشايستش
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 11
11ـ نوح ( ع ) از ناحيه خداوند به نجات خانواده خويش و سوار كردن آنان به كشتى موظف شد .
قلنا احمل فيها . .. أهلك
كلمه «أهل» در «أهلك» عطف بر «زوجين» و در حقيقت مفعول براى «احمل» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 18
18 - « عن أبى شعيب الخراسانى قال : قلت لأبى الحسن الرضا ( ع ) . . . قال : إنّ مسجد الكوفة بيت نوح . . . فيه دعوة نوح حيث قال : « ربّ اغفر لى و لوالدى و لمن دخل بيتى مؤمناً » قال : قلت : من عَنى بوالديه ؟ قال : آدم و حوّا ;
ابوشعيب خراسانى از امام رضا(ع) روايت كرده . .. كه فرمود: مسجد كوفه خانه نوح(ع) است ... دعاى نوح در آن جا اين بوده است كه گفت: «ربّ اغفر لى و لوالدى و لمن دخل بيتى مؤمناً». ابوشعيب گفت: به امام(ع) عرض كردم: نوح(ع) از والدينش چه كسى را قصد كرده؟ فرمود: آدم و حوّا را».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 12
12 ـ نوح ( ع ) ، آگاه به حقايقى پوشيده از مردم درباره خداوند
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 33 - 9
9ـ پاسخ نوح ( ع ) به عذاب طلبى كفرپيشگان ، پاسخى آميخته با درس توحيد و خداشناسى بود .
فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء و ما أنتم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 5
5 - نوح ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به خاطر صداقت و امانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 6
6 - نوح ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانتدار در ميان قومش
إنّى لكم رسول أمين
تأكيد نوح(ع) بر «أمين» بودن خود در ابلاغ پيام الهى، در صورتى ثمر بخش خواهد بود كه وى در ميان قومش، از سابفه امانت دارى و خوش نامى برخوردار بوده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 78 - 1
1 - خداوند ، از نوح ( ع ) نام و آوازه نيك در ميان آيندگان برجاى گذاشت .
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه مفعول «تركنا» محذوف بوده و تقدير آن چنين باشد: «و تركنا ثناءً عليه». گفتنى است فعل «تركنا» در آيه شريفه، به معناى «أبقينا» (باقى گذاشتيم) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 3
3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح ( ع )
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 1
1 - نوح ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم خويش و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم نوح
قيد «أخوهم» هم مى تواند بيانگر پيوند خويشاوندى نوح(ع) با قومش باشد و هم تعبير كنايى از اشفاق و دلسوزى آن حضرت نسبت به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 7،8
7 - خيانت همسران نوح و لوط به شوهران خود
فخانتاهما
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 7،9
7 - خيانت همسران نوح و لوط به شوهران خود
فخانتاهما
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 5،6،7،13
5 ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم
و أنصح لكم
6 ـ خيرخواهى نوح ( ع ) تنها در جهت منافع مردمان ، نه آميخته به منفعت هاى شخص خود بود .
و أنصح لكم
آوردن «لام» پس از مشتقات «نصيحت»، همانند «أنصح لكم»، حكايت از خلوص كامل نصيحت كننده نسبت به نصيحت شونده دارد. يعنى در نصيحتش (خيرخواهيش) هيچ شائبه منفعت شخصى ندارد و تنها خير او را در نظر گرفته است.
7 ـ ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از خيرخواهى نوح براى مردم خويش بود .
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم
13 ـ آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 8
8ـ نوح ( ع ) پيامبرى خيرخواه و دلسوز مردم
لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 24
24ـ « عن أبى عبد الله ( ع ) : . . . و كانت لنوح إبنة ركبت معه فى السفينة . . . ;
از امام صادق (ع) روايت شده است: نوح دخترى داشت كه با آن حضرت سوار كشتى شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 1
1 - روى آوردن به دعا ـ پس از استقرار يافتن در كشتى ـ و درخواست فرود آمدن در جايى پر بركت ، رهنمود ديگر خداوند به نوح ( ع )
فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه ... و قل ربّ أنزلنى ... و أنت خير المنزلين
واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان مصدر (تربيت كردن) و وصف ( مربى و تربيت كننده) است كه در اين جا معناى وصفى دارد. «منزل» مى تواند مصدر ميمى به معناى إنزال باشد و نيز مى تواند اسم مكان به معناى منزلگاه و مهمان سرا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 2،5
2 - پيشگامى اشراف ، در موضع گيرى خصمانه عليه نوح ( ع )
فقال الملؤا . .. ما هـذا إلاّ بشر مثلكم
5 - تلاش اشراف ، براى مخدوش ساختن رسالت نوح ( ع ) در نظر توده مردم
فقال الملؤا . .. ما هـذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 11
11 - طرد شدن نوح پيامبر ( ع ) ، از سوى قومش ، با دشنام و اتهام
و قالوا مجنون و ازدجر
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «و ازدجر» به معناى «و ازدجره قومه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 1،5
1ـ نوح ( ع ) در پى حايل شدن امواج آب ميان او و فرزندش ، با شفاعت به درگاه خدا ، خواستار نجات وى شد .
و حال بينهما الموج . .. و نادى نوح ربه فقال رب إن ابنى من أهلى
جمله «فلاتسئلن» (در آيه چهل و ششم) حاكى است كه: نوح(ع) خواستار نجات فرزندش از غرق شدن بود. براين اساس دعا و التجاى آن حضرت پيش از غرق شدن فرزندش بود و لذا برخى از مفسران جمله «نادى نوح ربه ...» را بر «حال بينهما الموج» عطف گرفته اند.
5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، با پى بردن به نادرستى تقاضاى خود ( نجات فرزندش ) خواهان آمرزش و رحمت الهى شد .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 4
4- حضرت نوح ( ع ) ، با صداى بلند و روشن از خداوند ، خواستار نجات از دست قومش گرديد .
و نوحًا إذ نادى من قبل
«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب) و مقصود از آن در اين آيه ـ به قرينه آيه 26 سوره «نوح» (و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكافرين ديّاراً) و نيز ذيل آيه شريفه (فنجيناه و أهله . ..) ـ نجات نوح از دست قومش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 1،2
1 - نوح ( ع ) خواستار داورى و فيصله دادن به نزاع ميان خود و قوم تكذيب گرش از درگاه خداوند
قال ربّ إنّ قومى كذّبون . .. فافتح بينى و بينهم فتحًا
«فتح» (مصدر «افتح») معادل «فُتاحة» و به معناى حكم كردن و فيصله دادن است.
2 - دعاى نوح به درگاه خدا ، براى نجات خود و مؤمنان همراهش از شرّ قوم كفرپيشه خويش
ربّ إنّ قومى كذّبون . .. نجّنى و من معى من المؤمنين
متعلق «نجّنى» حذف شده است و تقدير آن «نجّنى و. .. من شرّهم» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 1
1 - كمك خواهى و استغاثه نوح به درگاه خداوند
و لقد نادينا نوح
مقصود از «ندا» (نادينا) ـ به قرينه آيه بعد (و نجيناه. ..) ـ كمك خواهى و استغاثه است كه مربوط به ماجراى عذاب طوفان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 5
5 - نوح ( ع ) ، نجات خود و خاندانش را از دست ستم و اذيت و آزار قوم خود ، از خداوند خواستار شده بود .
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 3
3 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن گمراهى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 9 - 1
1 - نوح ( ع ) ، با استفاده از دو روش علنى و سخت پنهانى ( خصوصى و عمومى ) ، مردم را به ايمان فراخواند .
ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 7،8
7ـ نوح ( ع ) با فريادى رسا و بلند ، فرزندش را براى سوار شدن به كشتى فرا خواند .
نادى نوح ابنه و كان فى معزل يـبنىّ اركب معنا
«نداء» بلند كردن صدا و ابراز كردن آن است (مفردات راغب).
8ـ نوح ( ع ) در آستان غرق شدن فرزندش ، وى را به ايمان و يكتاپرستى دعوت كرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين
مراداز «مَعَنا» همراهىو معيت عقيدتى است نه جسمانى; زيرا جمله «اركب» در دلالت بر همراهى و معيت جسمانى كافى بود. بنابراين اگر مراد از «مَعَنا» مجرد همراهى با نوح و پيروان او باشد، آوردن كلمه «مَعَنا» ضرورتى نداشت. جمله «و لاتكن ...» مؤيد اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .
و قال اركبوا فيها
به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .
و قال اركبوا فيها
به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 3 - 1
1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .
أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 8 - 2
2 - دعوت نوح ( ع ) در ميان قومش ، در آغاز به صورت سرّى و بى سروصدا بود .
و إنّى كلّما دعوتهم . .. و استكبروا استكبارًا . ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا
دعوت نوح(ع) با صداى بلند و رسا، پس از دعوت ايشان و واكنش انكارآميز و مستكبرانه قومش ياد شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه دعوت قبلى، سرّى و بى سروصدا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 9 - 1،2
1 - نوح ( ع ) ، با استفاده از دو روش علنى و سخت پنهانى ( خصوصى و عمومى ) ، مردم را به ايمان فراخواند .
ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا
2 - نوح ( ع ) ، برخى از مردم را به صورت مخفى و خصوصى و برخى را به شكل عمومى و علنى به ايمان فراخواند .
ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه دعوت علنى و مخفى حضرت نوح(ع)، ممكن است در يك زمان و در شرايط اجتماعى خاصّى انجام گرفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3،5،11
3 ـ قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
5 ـ حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .
مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
11 ـ حضرت نوح ( ع ) با توكل بر خداوند ، قومش را به مقابله همه جانبه با خود فراخواند .
فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 5
5 ـ حضرت نوح ( ع ) در امر دعوت ، تسليم خدا بوده و تنها به فرمان او عمل مى كرد .
و أمرت أن أكون من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند ـ عزّوجلّ ـ به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 3 - 1
1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .
أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 5 - 3
3 - دعوت شبانه روزى حضرت نوح ( ع ) ، از قوم خود براى ايمان به خدا
قال ربّ إنّى دعوت قومى ليلاً و نهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 7 - 1،2،7
1 - دعوت حضرت نوح ( ع ) ، در تمامى دفعات با مخالفت شديد قومش روبه رو مى شد .
و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا أصـبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم
2 - انگشت ها را در گوش ها نهادن و جامه ها را بر سر كشيدن ، واكنش معمول قوم نوح در برابر دعوت آن حضرت
و إنّى كلّما دعوتهم . .. جعلوا أصـبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم
7 - دعوت نوح ( ع ) ، با استكبار و گردن فرازى شديد قومش روبه رو شد .
و استكبروا استكبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 1
1 - نوح ( ع ) ، قومش را به استغفار و آمرزش خواهى به پيشگاه خداوند فرامى خواند .
فقلت استغفروا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 11
11ـ پيروان حضرت نوح ، ياوران او در ابلاغ رسالت و دعوت مردم به ايمان
أنلزمكموها
برداشت فوق از صيغه جمع «نلزم» ـ كه شامل نوح و پيروانش مى شود ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 2
2ـ دعوت به يكتاپرستى ، در رأس برنامه تبليغى حضرت نوح ( ع ) بود .
إنى لكم نذير مبين. أن لاتعبدوا إلاّ الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .
و قال اركبوا فيها
به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 7،8
7ـ نوح ( ع ) با فريادى رسا و بلند ، فرزندش را براى سوار شدن به كشتى فرا خواند .
نادى نوح ابنه و كان فى معزل يـبنىّ اركب معنا
«نداء» بلند كردن صدا و ابراز كردن آن است (مفردات راغب).
8ـ نوح ( ع ) در آستان غرق شدن فرزندش ، وى را به ايمان و يكتاپرستى دعوت كرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين
مراداز «مَعَنا» همراهىو معيت عقيدتى است نه جسمانى; زيرا جمله «اركب» در دلالت بر همراهى و معيت جسمانى كافى بود. بنابراين اگر مراد از «مَعَنا» مجرد همراهى با نوح و پيروان او باشد، آوردن كلمه «مَعَنا» ضرورتى نداشت. جمله «و لاتكن ...» مؤيد اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 1
1ـ پسر نوح ، دعوت او را ( گرايش به توحيد و . . . ) نپذيرفت و از سوار شدن بر كشتى امتناع كرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين. قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
شدن بر كشتى امتناع كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 2
2 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش
إنّى لكم رسول أمين
«أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب نوح(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند، به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 1
1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 110 - 1
1 - نوح ( ع ) ، خواهان گرايش قومش به اطاعت از وى و رعايت تقواى الهى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 9
9 ـ حضرت نوح ( ع ) ، قومش را بر قتل خود تحدى كرد و عدم توانايى آنان را بر انجام اين كار ، شاهد درستى ادعاى نبوت خود ، اعلام نمود .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فأجمعوا أمركم ... و لا تنظرون
جمله «فعلى اللّه توكلت» بيانگر شكست ناپذيرى حضرت نوح (ع) به علت متكى بودنش به قدرت لايزال الهى و جمله «أجمعوا أمركم و شركاءكم» بيان ناچيزى قدرت قومش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 1
1ـ نوح ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن ، بر پيامبرى خويش
قال يـقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة
قابل ذكر است كه «أرءيتم» به معناى «أخبرونى» است و مفعول آن جمله «أنلزمكموها» است و اين هر دو به منزله جواب شرط «إن كنت . ..» مى باشد و تقدير جمله چنين است «إن كنت على بيّنة ... فاخبرونى أنلزمكموها»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند ـ عزّوجلّ ـ به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 12
12 ـ نوح ، پيامبرى دلسوز براى مردم خويش
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 5
5 ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم
و أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 2
2 - سخن گفتن دلسوزانه نوح ( ع ) با قوم خويش ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
وجود لحن مشفقانه در «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 6
6- دوران پس از نوح ( ع ) ، سرآغاز فصل جديد زندگى اجتماعى و گروهى بشر
من القرون من بعد نوح
خداوند د رآيه قبل فرمود:« بسيارى از جوامع بشرى را به خاطر فسق و فساد مترفان هلاك كرديم» و در اين آيه سخن از هلاكت اقوام پس از نوح به ميانن آورده است. از مجموع اين دو آيه استفاده مى شود كه وضعيت اجتماعى پيش از نوح(ع) به گونه اى نبود كه طبقه مترف وجود و يا نفوذ داشته باشد و گرنه دچار عذاب مى شدند. پس عذاب شدن اقوام پس از نوح(ع) نشان مى دهد كه زندگى اجتماعى آنان به گونه اى ديگر ـ كه دچار عذاب شدند ـ بود و فصل جديدى را آغاز كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 2
2 ـ فاصله زمانى بين بعثت موسى ( ع ) و پيامبران پيش از او ( نوح و . . . ) فاصله اى طولانى
ثم بعثنا من بعدهم موسى
كلمه «ثم» دلالت مى كند كه بعثت موسى(ع) با فاصله اى طولانى نسبت به بعثت پيامبران پيشين، تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 7
7 - دورانديشى و آينده نگرى نوح ( ع ) و آگاهى كامل آن حضرت از وضعيت اجتماعى و فرهنگى جامعه خويش
إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 11
11 ـ نوح ، نخستين پيامبر داراى كتاب و شريعت *
إنّا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده
چون مسلم است كه قبل از نوح(ع) نيز پيامبرى وجود داشته، بنابراين ذكر حضرت نوح(ع) بدون اشاره به پيامبر پيش از او مى تواند به اين جهت باشد كه او اولين پيامبر داراى شريعت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 13،32
13 - شرايع آسمانى ، منحصر در شريعت نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و عيسى
از اين كه خداوند به يادآورى شريعت هاى ياد شده بسنده نموده، برداشت بالا به دست مى آيد.
32 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . انّ اللّه عزّوجلّ بعث نوحاً إلى قومه « أن اعبدوا اللّه واتّقوه و أطيعون » ثمّ دعاهم إلى اللّه وحده و أن يعبدوه و لايشركوا به شيئاًثمّ بعث الأنبياء على ذلك إلى أن بلغوا محمداً فدعاهم إلى أن يعبدوا اللّه و لايشركوا به شيئاً و قال : « شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحاً و الذى أوحينا . . . » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند عزّوجلّ نوح را به سوى قومش مبعوث نمود كه خدا را عبادت نماييد و از او پروا داشته باشيد و مرا اطاعت كنيد. سپس آنها را دعوت نمود به خداى يگانه كه او را عبادت نماييد و هيچ گونه شريكى براى او نگيريد و بعد پيامبران را بر همين منوال فرستاد تا به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيد، و آنان را به عبادت خدا و اين كه نسبت به او هيچ گونه شركى نورزند، فرا خوانده و فرمود: شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحاً...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 2
2- داستان حضرت نوح ، داستانى درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .
و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «نوحاً» مفعول براى فعل مقدر (هم چون «اذكر» يا «اذكروا») باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، واسطه شمول مغفرت و رحمت خداوند بر مؤمنان و پيروان او
إن ربى لغفور رحيم
به دليل «اركبوا» كه خطاب به پيروان نوح است، متعلق «غفور» و «رحيم» نيز پيروان آن حضرت مى باشد; يعنى: إن ربى لغفور لكم رحيم بكم. (خداوند آمرزنده شما و نازل كننده رحمت بر شماست). لازمه اين سخن آن بود كه نوح مى فرمود: «ربكم» (پرورگار شما) نه «ربى». اين جابه جايى بيانگر اين نكته است كه: خداوند به واسطه نوع(ع)، مغفرت و رحمت خويش را به پيروان او مى گستراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 5
5ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .
ءاتـنى رحمة من عنده
مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 9
9ـ نوح ( ع ) و همراهان او در كشتى ، بهره مندان از رحمت خدا
لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 9
9ـ نوح ( ع ) و همراهان او در كشتى ، بهره مندان از رحمت خدا
لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،7،8،9
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
7 - خيانت همسران نوح و لوط به شوهران خود
فخانتاهما
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 13
13 ـ هشدار به روز قيامت و عذاب هول انگيز آن ، از رسالت هاى اساسى نوح ( ع )
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 5
5ـ نوح ( ع ) وظيفه دار رساندن پيام هاى الهى به مردم ، با بيانى روشن و صريح
إنى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 7
7ـ اعلام برپايى روز قيامت و وجود عذابهايى دردناك در آن روز ، از رسالت هاى حضرت نوح ( ع )
إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم
مراد از «يوم» مى تواند روز قيامت باشد و مى تواند مقصود از آن زمان حادثه طوفان باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است. گفتنى است كه توصيف «يوم» به «أليم» به اعتبار عذاب آن روز اسـت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 6،7
6- حضرت نوح ( ع ) و خاندانش ، گرفتار غمى شديد و اندوهى بزرگ در مسير انجام رسالت خويش .
و نوحًا إذ نادى . .. فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
«كرب» به معناى غم و اندوه شديد است (مفردات راغب).
7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 1
1 - تأكيد نوح ( ع ) بر رسالت الهى خويش براى قوم خود
إذ قال لهم أخوهم نوح . .. إنّى لكم رسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 1
1 - نوح ( ع ) ، فرستاده خداوند براى هدايت قوم خود بود .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 1 - 2
2 - نوح ( ع ) ، مأمور به انذار و اخطار به قوم خود
أن أنذر قومك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 7
7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 1،9
1 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 7
7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 1،9
1 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 3
3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح
( ع )
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 3
3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح ( ع )
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 2
2 ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش برخوردى عاطفى ، ترحم آميز و مشفقانه بود .
إذ قال لقومه يقوم
از اينكه حضرت نوح به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى . .. » فرمود: «اى قوم من» برداشت فوق استفاده مى شود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 7
7ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با سران و اشراف كافر ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .
يـقوم أرءيتم
تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) حكايت از شفقت و ترحم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 1
1 - برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش ، برخوردى مشفقانه و ترحّم آميز بود .
قال يـقوم
حضرت نوح(ع) به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى. ..» فرمود: «اى قوم من». از اين نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 4،5
4 ـ حضرت نوح ( ع ) ، با آيات خدا به تذكر و يادآورى قومش مى پرداخت .
و تذكيرى بأيت اللّه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «باء در «بآيات اللّه» براى استعانت باشد نه زايد.
5 ـ حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .
مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 5
5ـ نوح ( ع ) وظيفه دار رساندن پيام هاى الهى به مردم ، با بيانى روشن و صريح
إنى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 2،3
2ـ بحث و گفت و گو و ارائه دليل و برهان ، از روش هاى نوح ( ع ) براى بازدارى مردم از شرك و گرايش دادن آنان به توحيد
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا
«جدال» به معناى مناظره كردن و آوردن برهان براى ابطال دليلها ، انديشه ها و باورهاى طرف مقابل است.
3ـ نوح ( ع ) ، همواره كفرپيشگان را به نزول عذاب الهى هشدار مى داد .
فأتنا بما تعدنا
آوردن فعل مضارع (تعد) به جاى فعل ماضى (وعدت) اشاره به تكرار وعيدها و هشدارهاى حضرت نوح(ع) دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 2
2 - سخن گفتن دلسوزانه نوح ( ع ) با قوم خويش ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
وجود لحن مشفقانه در «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 110 - 4
4 - دعوت به تقوا و پيروى از حق ، محور تبليغ و هدايت گرى نوح ( ع )
ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون ... فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 4
4 - تبليغ تعاليم دينى از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به گونه اى روشن و قابل فهم براى همگان بود .
إن أنا إلاّ نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 9 - 1
1 - نوح ( ع ) ، با استفاده از دو روش علنى و سخت پنهانى ( خصوصى و عمومى ) ، مردم را به ايمان فراخواند .
ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 3
3 - بيان اوصاف خداوند ، همچون غفّار بودن او ، بخشى از رهنمود هاى نوح ( ع )
إنّه كان غفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 3
3 ـ استفاده نوح ( ع ) از عواطف قومى براى هدايت مردم خويش
فقال يقوم اعبدوا اللّه
نوح با نسبت دادن مردمان به خويشتن با اضافه كلمه «قوم» به «يا» متكلم (يا قوم، يعنى اى مردم من)، در صدد برانگيختن عواطف آنان به سوى خود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 7
7 - نقش بارز و محورى نوح ( ع ) ، در مديريت نظام مادى و معنوى مؤمنان قوم خويش
اصنع الفلك . .. فاسلك فيها... فإذا استويت ... فقل الحمد للّه
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه: در جريان ساختن كشتى و سوار شدن و استقرار در آن، تنها حضرت نوح(ع) مورد خطاب الهى است و قوم او طفيلى اويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 3
3ـ خداوند ، زمان بارگيرى كشتى نوح و سوار شدن بر آن را تعيين كرد .
حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور قلنا احمل فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 9
9ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : إن نوحاً ( ع ) ركب السفينة أوّل يوم من رجب . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: حضرت نوح اول ماه رجب بر كشتى سوار شد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 3
3 - عبوديت و ايمان نوح ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همانند پاداش هاى محسنان از سوى خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنه من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون نوح(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم. گفتنى است كه مقصود از آن، اجابتِ دعا، نجاتِ از مشكلات اندوه بار و باقى ماندن نسل و نام نيك آن حضرت در تاريخ مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 7
7 - ناباورى قوم نوح ، نسبت به معاد و قيامت ، زمينه موضع گيرى خصمانه آنان در قبال نوح ( ع )
كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «كذّبت» ـ به قرينه آيات پيشين ـ تكذيب قيامت باشد. كه در اين صورت «فاى تفريع» در «فكذّبوا عبدنا» مى رساند كه تكذيب پيامبران، ريشه در تكذيب معاد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 7
7ـ نوميدى نوح ( ع ) از هدايت يابى قومش و آگاهى او از ناشايستگى آنان براى ايمان ، زمينه ساز رفع اندوه از او
لن يؤمن من قومك . .. فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
برداشت فوق ، از تفريع «لاتبتئس» بر اِخبار از ايمان نياوردن كافران استفاده شده است; يعنى ، حال كه از هدايت نيافتن كافران آگاه شدىو احساس مسؤوليت نمى كنى، زمينه اى براى اندوه وجود ندارد پس غمگين مباش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 7
7ـ اشراف و سران قوم نوح ، درصدد مأيوس كردن او از پذيرش دعوت هاى توحيدى
قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا فأتنا بما تعدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، در پى درخواست قومش ( تحقق بخشيدن به عذاب هاى موعود ) از ايمان آوردن آنان سخت به ترديد افتاد .
فأتنا بما تعدنا . .. قال ... لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 9،11
9 - نوح ( ع ) ، طبق دستور الهى مى بايست از هر حيوان ، تنها يك نر و يك ماده را وارد كشتى كند .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
11 - كشتى نوح ، ظرفيت بيش از يك جفت ( يك نر و يك ماده ) از هر حيوان مورد نياز را نداشت .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
تأكيد خداوند بر اين كه از هر حيوان تنها يك نر و يك ماده ـ و نه بيشتر ـ را در كشتى جاى دهند (من كلِّ زوجين اثنين)، بيانگر مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 30 - 5
5ـ نوح ( ع ) ، اشراف و سران قومش را ، به خاطر توجه نكردن به پيامد هاى طرد مؤمنان توبيخ كرد .
أفلاتذكّرون
استفهام در «أفلاتذكّرون» استفهام توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 6
6 - قوم نوح ، مورد سرزنش وى به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
استفهام در جمله «ألاتتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 5
5 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به خاطر نينديشيدن درباره آفرينش جهان و جلوه هاى عظمت پروردگار
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سمـوت طباقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 16 - 4
4 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به سبب نينديشيدن درباره چگونگى آفرينش ماه تابان و خورشيد فروزان
ألم تروا كيف خلق اللّه . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 1،3
1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به نوح پيامبر براى هميشه تاريخ
سلـم على نوح فى العـلمين
تنوينِ «سلام» براى تعظيم است و مقصود از «العالمين» ـ كه جمع محلى به «الف» و «لام» و مفيد عموم است ـ تمامى امت ها، در همه اعصار و قرن ها است.
3 - باقى ماندن سنت سلام و تحيت بر نوح ( ع ) ، در ميان نسل هاى پس از آن حضرت براى هميشه تاريخ
و تركنا عليه فى الأخرين . سلـم على نوح فى العـلمين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه جمله «سلام على نوح. ..» تفسير براى جمله «و تركنا عليه...» باشد; يعنى، آنچه براى نوح(ع) برجاى گذاشتيم، عبارت است از سنّت سلام و تحيت بر او در ميان جهانيان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 2
2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .
قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك
هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..»
متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 2
2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .
قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك
هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 3
3 - سنگسار كردن مخالفان ، شيوه اى رايج در جامعه عصر نوح
لتكوننّ من المرجومين
تعبير «من المرجومين» به جاى «لنرجنّك» مى رساند كه قبل از نوح(ع) اشخاص ديگرى نيز سنگسار شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 1
1 - تهديد جدى نوح ( ع ) از سوى اشراف و رفاه طلبان قومش ، مبنى بر سنگسار شدن در صورت دست برنداشتن از تبليغ
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 83 - 5
5 - نوح ( ع ) ، داراى شخصيتى برجسته و ممتاز در ميان پيامبران الهى
و إنّ من شيعته لإبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5
5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )
ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3،5
3 ـ قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
5 ـ حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .
مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 2
2ـ بحث و گفت و گو و ارائه دليل و برهان ، از روش هاى نوح ( ع ) براى بازدارى مردم از شرك و گرايش دادن آنان به توحيد
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا
«جدال» به معناى مناظره كردن و آوردن برهان براى ابطال دليلها ، انديشه ها و باورهاى طرف مقابل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 11
11ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . قال الله تعالى للأرض : « ابلعى ماءك » فبلعت ماءها من مسجد الكوفة كما بدأ الماء منه و تفرّق الجمع الذى كان مع نوح فى السفينة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه خداوند [در طوفان نوح ]به زمين گفت: «آب خود را فرو ببر». زمين آب خود را از مسجد كوفه فرو برد، همان گونه كه از آن جا هم آغاز به بيرون آمدن كرده بود و گروهى كه با نوح در كشتى بودند متفرق شدند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند ـ عزّوجلّ ـ به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 1
1ـ نوح ( ع ) در پى حايل شدن امواج آب ميان او و فرزندش ، با شفاعت به درگاه خدا ، خواستار نجات وى شد .
و حال بينهما الموج . .. و نادى نوح ربه فقال رب إن ابنى من أهلى
جمله «فلاتسئلن» (در آيه چهل و ششم) حاكى است كه: نوح(ع) خواستار نجات فرزندش از غرق شدن بود. براين اساس دعا و التجاى آن حضرت پيش از غرق شدن فرزندش بود و لذا برخى از مفسران جمله «نادى نوح ربه ...» را بر «حال بينهما الموج» عطف گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 1
1ـ نوح ( ع ) در پى حايل شدن امواج آب ميان او و فرزندش ، با شفاعت به درگاه خدا ، خواستار نجات وى شد .
و حال بينهما الموج . .. و نادى نوح ربه فقال رب إن ابنى من أهلى
جمله «فلاتسئلن» (در آيه چهل و ششم) حاكى است كه: نوح(ع) خواستار نجات فرزندش از غرق شدن بود. براين اساس دعا و التجاى آن حضرت پيش از غرق شدن فرزندش بود و لذا برخى از مفسران جمله «نادى نوح ربه ...» را بر «حال بينهما الموج» عطف گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 12،13
12- « عن أبى حمزة عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . قلت : فما عنى بقوله فى نوح « انه كان عبداً شكوراً » قال : كلمات بالغ فيهنّ قلت : و ما هنّ ؟ قال : كان إذا أصبح قال : أصبحت أشهدك ما أصبحت بى من نعمة أو عافية فى دين أو دنيا فانها منك وحدك لاشريك لك فلك الحمد على ذلك و لك الشكر كثيراً كان يقولها إذا أصبح ثلاثاً و إذا أمسى ثلاثاً . . . ;
ابوحمزه گويد: از امام باقر(ع) پرسيدم: مراد خدا از اين سخن «إنه كان عبداً شكوراً» در باره نوح چيست؟ فرمود: مقصود كلماتى بود كه نوح(ع) زياد مى گفت. عرض كردم: آن كلمات چيست؟ فرمود: صبح كه مى شد، مى گفت: «أصبحت أشهدك ما أصبحت بى من نعمة أو عافية...». نوح(ع) در هر صبح و هر شام اين كلمات را سه بار مى گفت...».
13- « عن أبى فاطمة ان النبى (صلی الله علیه و آله) قال : كان نوح ( ع ) لايحمل شيئاً صغيراً و لا كبيراً إلاّ قال بسم الله و الحمد لله فسمّاه الله عبداً شكوراً ;
از ابى فاطمه روايت شده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: نوح(ع) هيچ چيز كوچك و بزرگى را برنمى داشت مگر آنكه مى گفت: بسم الله و الحمد لله، پس خداوند او را عبد شكور ناميد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 11
11ـ پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 14
14ـ نوح ( ع ) و پيروان او ، صبرپيشگانى مقاوم در برابر ناملايمات راه ايمان
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر
دعوت به صبر و مقاومت ، پس از بيان سرگذشت نوح(ع) و پيروانش ، اشاره به اين حقيقت دارد كه: آن حضرت و پيروانش ، در برابر ناملايمات صبور و شكيبا بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 14
14ـ نوح ( ع ) و پيروان او ، صبرپيشگانى مقاوم در برابر ناملايمات راه ايمان
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر
دعوت به صبر و مقاومت ، پس از بيان سرگذشت نوح(ع) و پيروانش ، اشاره به اين حقيقت دارد كه: آن حضرت و پيروانش ، در برابر ناملايمات صبور و شكيبا بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 5
5 - نوح ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به خاطر صداقت و امانت دارى وى
إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
صداى بلند نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 8 - 1
1 - دعوت نوح ( ع ) از مردم ، براى ايمان آوردن با صدايى بلند و رسا
ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا
«جهار» اسم مصدر «جهر» است و چنانچه در مورد كلام و سخن به كار رود، به معناى صدا و آواز بلند و در غير آن به معناى علنى و آشكار خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 83 - 2
2 - ابراهيم ( ع ) ، داراى اوصاف و ويژگى هاى نوح ( ع )
و إنّ من شيعته لإبرهيم
برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه لازمه پيرو بودنِ ابراهيم(ع) در سير و سلوك زندگى، دارا بودن همان سير و سلوك نوح پيامبر(ع) است.
ضعف مخالفان نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 3
3 - مخالفان نوح ، بهانه جويانى فاقد خرد و توان كافى ، براى فهم رسالت تبليغى او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 11
11 - طرد شدن نوح پيامبر ( ع ) ، از سوى قومش ، با دشنام و اتهام
و قالوا مجنون و ازدجر
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «و ازدجر» به معناى «و ازدجره قومه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 11 - 1،6
1 - نابودى قوم نوح ، با طغيان آب و غرق شدن
إنّا لمّا طغا الماء
اين آيه درصدد بيان سرگذشت اولين قوم عقوبت شده است كه در آيه قبل، بدان اشاره شده و آن قوم نوح است.
6 - « عن علىّ بن أبى طالب ( ع ) قال : لم تنزل قطرةٌ من ماء إلاّ بمكيال على يدى مَلَك إلاّ يوم نوح ، فإنّه أَذِنَ للماء دون الخُزّان ، فطغى الماءُ على الخزّان فخرج ، فذلك قوله : « إنّا لمّا طغى الماء » . . . ;
از امام على(ع) روايت شده كه فرمود: خداوند هيچ قطره آبى را از آسمان نازل نكرده; مگر اين كه به دست فرشته اى پيمانه شده است (يعنى زير نظر فرشته باران به اندازه معين باريده است); مگر روز طوفان نوح كه در آن روز خداوند به خود آب مستقيماً و بدون دخالت خزانه داران اذن داد [تا جارى گردد]. پس آب بر خزينه داران طغيان نمود و خارج گرديد و اين است سخن خداوند: «إنّا لمّا طغا الماء»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 18،19
18 ـ نوح ، نگران مبتلا شدن قومش به كيفر دنيوى ( طوفان ) بر اثر شركورزى و ترك پرستش خداوند
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
بر اساس اين احتمال كه مراد از «يوم عظيم» زمان طوفان نوح باشد.
19 ـ طوفان نوح ، حادثه اى عظيم در تاريخ بشر
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 19
19ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : لما أراد الله عزوجل هلاك قوم نوح عقم أرحام النساء أربعين سنة فلم يولد فيهم مولود فلما
فرغ نوح من اتخاذ السفينة أمره الله أن ينادى بالسريانية لايبقى بهيمة و لا حيوان إلاّ حضر [ إلى أن قال ] فصاحت إمرأته لما فار التّنّور فجاء نوح إلى التّنّور فوضع على ها طيناً و ختمه حتى أدخل جميع الحيوان السفينة ثم جاء إلى التّنّور ففضّ الخاتم و رفع الطين . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه خداوند عزوجل اراده كرد قوم نوح را هلاك كند، به مدت چهل سال زنان را عقيم كرد; در نتيجه فرزندى در ميان آنان به دنيا نيامد. پس هنگامى كه نوح از ساختن كشتى فارغ شد خداوند به وى امر كرد كه با زبان سريانى ندا كند كه: هيچ چهارپا و حيوانى باقى نماند مگر آنكه حاضر شوند... هنگامى كه تنور فوران كرد، زنِ نوح فريادى كشيد. پس نوح به طرف تنور آمد و بر تنور گِل زد و او را مهر كرد تا حيوانات را به داخل كشتى برد سپس به طرف تنور آمد و مهر را شكست و گِل را برداشت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 4
4ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب هلاكت وى در حادثه طوفان
فكان من المغرقين . .. إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8،16
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
16 - خداوند ، نوح ( ع ) را از وساطت براى نجات ظالمان از عذاب طوفان ، نهى كرد .
و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 31 - 1،2
1 - شكل گيرى جامعه اى جديد پس از طوفان نوح
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين
«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن است. ضمير «هم» در «من بعدهم» به قوم نوح بازمى گردد. «قرن» به مجموعه اى از انسان ها ـ كه كنار هم زندگى كنند ـ گفته مى شود.
2 - وجود فاصله زمانى ميان طوفان نوح و شكل گيرى جامعه جديد
ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين
برداشت ياد شده، با توجه به آمدن «ثمّ»ـ كه براى فاصله زمانى است ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 1
1 - اقدام خداوند به فرستادن رسول ، پس از شكل گيرى جامعه جديد بشرى ، بعد از طوفان نوح
فأرسلنا فيهم رسولاً منهم
عبارت «فأرسلنا فيهم رسولاً. ..» عطف است، بر «أنشأنا». ضمير «فيهم» و «منهم» نيز به «قرن» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 6
6 - قوم نوح ، به دنبال قبول نكردن رسالت نوح ( ع ) دچار سيلى عظيم و بنيان كن شدند و به هلاكت رسيدند .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان
«طوفان» هر حادثه اى را مى گويند كه انسان را احاطه كند. اين واژه در «آب فراوان (سيل)» متعارف شده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1،2،5،6
1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
2 - نوح ( ع ) و جمعى از مردم مؤمن به وى ، در واقعه طوفان ، بر كشتى سوار شدند .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
5 - مدت رسالت نهصدوپنجاه ساله نوح ( ع ) در ميان قوم اش ، تنها ، مربوط به زمان قبل از طوفان است .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه فلبث فيهم . .. فأخذهم الطوفان ... فأنجينـه
6 - واقعه طوفان و هلاكت قوم نوح و نجات آن حضرت و مؤمنان به وى ، از آن حادثه ، درس عبرتى بزرگ براى انسان هااست .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين
مرجع ضمير «ها» مى تواند «سفينة» و يا «واقعه طوفان» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است. گفتنى است، «آية» به معناى «عبرت» است و نكره آمدن اش، دلالت بر تفخيم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 4
4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 11
11 - كشتى نوح ، ظرفيت بيش از يك جفت ( يك نر و يك ماده ) از هر حيوان مورد نياز را نداشت .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
تأكيد خداوند بر اين كه از هر حيوان تنها يك نر و يك ماده ـ و نه بيشتر ـ را در كشتى جاى دهند (من كلِّ زوجين اثنين)،
بيانگر مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 11
11 - نوح ( ع ) و يارانش ، گرفتار ظلم و بيدادگرى قوم خويش
فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 11
11 - نوح ( ع ) و يارانش ، گرفتار ظلم و بيدادگرى قوم خويش
فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 3،4
3 - طوفان نوح و ثبت آن در تاريخ ، تدبيرى الهى براى معرفت و عبرت آدميان
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
در صورتى ضمير «تركناها»، مربوط به قصه نوح و طوفان باشد ـ چنان كه برخى برآنند ـ به دست مى آيد كه مقصود از آن، ثبت آن قصه در تاريخ مى باشد كه به وسيله وحى صورت گرفته است.
4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 2
2- داستان حضرت نوح ، داستانى درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .
و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «نوحاً» مفعول براى فعل مقدر (هم چون «اذكر» يا «اذكروا») باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 1
1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 1
1 - برجاى ماندن كشتى نوح ـ براى چندى ـ در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 1،2
1 - حضرت نوح ، از بندگان مؤمن خدا
إنّه من عبادنا المؤمنين
2 - نوح پيامبر ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّه من عبادنا
برجسته و مقرب بودن نوح(ع)، از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 5
5 - مقام عبوديت و بندگى خداوند ، از اوصاف عالى حضرت نوح ( ع )
فكذّبوا عبدنا
وصف «عبدنا» در مقام يادكرد از تلاش هاى نوح(ع)، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 4
4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند
عبدين من عبادنا صـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 6 - 5
5 - كافران تكذيب گر و ستيزه جوى قوم نوح و بعد از آنها ، به دليل دوزخى بودن ، به عذاب دنيوى نيز گرفتار شدند .
فأخذتهم فكيف كان عقاب . و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحـب النار
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «أنّهم أصحاب النار» ـ به تقدير لام تعليل ـ در مقام تعليل باشد; يعنى، چون آنان از دوزخيان هستند، به عذاب الهى گرفتار آمدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 9
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 4
4 ـ نوح ( ع ) و ديگر رسولان الهى ، داراى عصمت و مبرا از هر گونه گمراهى
ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين
جمله «لكنى رسول . .. » به منزله تعليلى است براى تبرئه نوح از هر گونه گمراهى. بنابراين جمله «ليس بى ضللة» به همراه «و لكنى ... » علاوه بر عصمت نوح، دلالت بر عصمت تمامى رسولان الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 8
8ـ محدوديت علم و آگاهى نوح ( ع ) و معصوم نبودن او از خطا و اشتباه
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك ... فلاتسئلن ما ليس لك به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 1
1 ـ حضرت نوح ( ع ) حجت را بر قومش تمام كرده و آنان بى هيچ دليلى از او رو گردانيده و از پذيرش دعوتش سر باز مى زدند .
فإن توليتم فما سألتكم من أجر
اين آيه ادامه آيه قبل است كه براى بيان تحدى حضرت نوح (ع) و تمام كردن حجت خود بر قومش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 1
1ـ پسر نوح ، دعوت او را ( گرايش به توحيد و . . . ) نپذيرفت و از سوار شدن بر كشتى امتناع كرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين. قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
شدن بر كشتى امتناع كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 1
1 - قوم نوح ، از فرمان هاى آن حضرت سرپيچى مى كردند .
قال نوح ربّ إنّهم عصونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 1
1ـ پسر نوح ، دعوت او را ( گرايش به توحيد و . . . ) نپذيرفت و از سوار شدن بر كشتى امتناع كرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين. قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
شدن بر كشتى امتناع كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 2
2ـ حادثه طوفان نوح ، حادثه اى بس بزرگ و برخاسته از فرمان خداوند بود .
حتّى إذا جاء أمرنا
مراد از «أمر» عذاب است و اضافه آن به «نا» براى بيان عظمت عذاب (طوفان) مى باشد و آوردن «أمر» به جاى «عذاب» مى رساند كه آن عذاب به فرمان خدابوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 2
2ـ جوشش آب هاى زيرزمينى و ريزش باران در حادثه طوفان نوح ، تشكيل دهنده دريايى عظيم و پرتلاطم
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال
وجود موجهايى همانند كوهها ، حكايت از به وجود آمدن دريايى بزرگ از آب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 9
9ـ كشتى نوح ، سفينه اى فوق العاده بزرگ و عظيم
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
ظرفيت كشتى براى حمل يك جفت از هر حيوان ، حكايت از بزرگى و عظمت فوق العاده آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 4
4ـ نوح ( ع ) به قوم خويش اعلام كرد كه پاداش رسالتش تنها بر عهده خداوند است .
إن أجرى إلاّ على الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 2
2ـ نوح ( ع ) ، پس از تلاش هاى ناموفق خويش ، اين احتمال را موجه دانست كه خداوند خواسته تا اشراف و سران قومش ، به ورطه ضلالت و گمراهى سقوط كنند .
و لاينفعكم نصحى . .. إن كان الله يريد أن يغويكم
«إن» در «إن كان الله . ..» شرطيه است و جمله «لاينفعكم ...» به منزله جواب براى آن مى باشد. گرچه اين احتمال نيز كه مخففه از مثقّله باشد بعيد به نظر نمى رسد. بر اين اساس جمله «إن كان الله» بيانگر آن است كه نوح(ع) به ايمان نياوردن قومش اطمينان پيدا كرده بود. قابل ذكر است كه نيامدن «لام» در خبر «إن» مخففه، به خاطر مشتبه نشدن آن با «إن» نافيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 8
8ـ نوح ( ع ) ، رهايى خويش از زيان كارى را در گرو مغفرت و رحمت الهى مى دانست .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 11،12،13
11 ـ خداوند نوح ( ع ) رابه حقايقى پوشيده بر مردم آگاه ساخت .
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
من در «من اللّه» مى تواند براى ابتداى غايت باشد. در اين صورت «أعلم من اللّه ... » يعنى علم من از جانب خداست و خدا مرا به حقايقى آشنا كرده است. و نيز مى تواند «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد. يعنى من حقايقى را درباره خدا و صفات او مى دانم كه شما نمى دانيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
12 ـ نوح ( ع ) ، آگاه به حقايقى پوشيده از مردم درباره خداوند
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد.
13 ـ آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 3
3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينـه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 2
2ـ نوح ( ع ) پيش از مأموريتش براى ساختن كشتى ، به چگونگى ( اندازه ، شكل و . . . ) آن آگاه بود .
واصنع الفلك
ظاهر اين است كه «ال» در «الفلك» عهد ذهنى است و اشاره به سفينه اى خاص دارد كه نوح(ع) به آن آشنايى داشت. براين اساس خداوند، پيش از فرمان به ساختن كشتى، طرح و دورنمايى از آن را به او نشان داده بود. گفته شده كه آن حضرت كشتى مورد نظر را در رؤيا ديده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 7
7 - دورانديشى و آينده نگرى نوح ( ع ) و آگاهى كامل آن حضرت از وضعيت اجتماعى و فرهنگى جامعه خويش
إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 5
5 - مردم دوران نوح ( ع ) ، عمرى طولانى داشته اند . *
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا
بنابراين كه «لبث فيهم» حقيقتاً، اشاره داشته باشد به درنگ نوح(ع) در ميان قومى كه از آغاز، رسالت اش را در ميان آنان شروع كرده، نكته يادشده، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 5،7
5ـ نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.
7ـ تمسخر و استهزاى كفرپيشگان ، هرگز نوح ( ع ) و پيروانش را از اجراى فرمان خدا باز نداشت .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 9
9 - نوح ( ع ) ، طبق دستور الهى مى بايست از هر حيوان ، تنها يك نر و يك ماده را وارد كشتى كند .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 15
15- انجام كار هاى خير ، مورد علاقه و سيره مستمر پيامبران الهى ، موسى ، هارون ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داوود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، ادريس ، ذوالكفل ، يونس ، زكريا ، و يحيى ( عليهم السلام ) بود .
و لقد ءاتينا موسى و هـرون . .. يحيى ... إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 13
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 10
10ـ طوفان عصر نوح ، طوفانى گسترده و عالمگير بود .
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
چنانچه طوفان عصر نوح، منطقه خاصى را فرا مى گرفت ضرورتى نداشت كه هر نوع حيوانى در كشتى حمل شود تا از نابودى و انقراض نجات يابد; زيرا بسيارى از حيوانات در اكثر مناطق زمين يافت مى شوند. بنابراين طوفان نوح حداقل بخش بسيار عظيمى از قاره آسيا را فرا گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 14
14ـ « قال أبوعبدالله ( ع ) : . . . غرق جميع الدنيا إلاّ موضع البيت . . . ;
امام صادق(ع) فرمود: . .. [در طوفان نوح] همه دنيا غرق شد مگر جايگاه خانه خدا ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 112 - 1
1 - اهتمام نوح ( ع ) به هدايت همه طبقات جامعه ، بدون در نظر گرفتن پيشينه آنان
قال و ما علمى بما كانوا يعملون
«ما» در «ما علمى» استفهاميه و به معناى «أىّ شىء» است و «بما كانوا. ..» متعلق به «علمى» مى باشد. جمله «كانوا يعملون» نيز ماضى استمرارى است; يعنى، «أىّ شىء فائدة علمى بأعمالهم الماضية; مرا با اعمال گذشته آنان چكار؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 8
8- قوم بى ايمان نوح ، مايه غم شديد و اندوه بزرگ براى حضرت نوح و خاندانش بودند .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 3
3 - نوح ( ع ) و خاندانش به وسيله قوم خود ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار شدند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 6
6ـ نوح ( ع ) ، همواره رنجيده خاطر از رفتار ناپسند قوم خويش و اندوهناك از اصرار آنان بر كفر و انكار رسالت
فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
إبتئاس (مصدر تبتئس) به معناى محزون و ناراحت شدن است و مراد از «ما كانوا يفعلون» شرك ورزى و اصرار آنان بر انكار رسالت و ديگر كارهاى نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 8
8- قوم بى ايمان نوح ، مايه غم شديد و اندوه بزرگ براى حضرت نوح و خاندانش بودند .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 3
3 - نوح ( ع ) و خاندانش به وسيله قوم خود ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار شدند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 3،7
3ـ بشر بودن نوح ( ع ) ، بهانه و دستاويز كفرپيشگان براى انكار پيامبرى و رسالت آن حضرت
فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا
7ـ انحصار پيروان نوح به قشر مستضعف و تهى دست ، بهانه و دستاويز اشراف براى ايمان نياوردن به او و انكار رسالت هاى وى
فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 2
2ـ كشتى نوح ، با نام خدا حركت مى كرد و با نام خدا از حركت باز مى ايستاد .
بسم الله مجريها و مرسيها
«مجرى» و «مرسى» مصدرهاى ميمى هستند و در كلام مبتدا واقع شده اند و به ترتيب به معناى «جرى» (حركت كردن) و «إرساء» (از حركت بازداشتن) مى باشد. حرف «باء» براى استعانت و «بسم الله» خبر براى «مجريها ...» است. بنابراين
جمله «بسم الله مجريها ...» چنين معنا مى شود: [نوح گفت: ]حركت اين كشتى و نيز بازداشتن آن از حركت، با نام خدا تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 2
2ـ كشتى نوح ، با نام خدا حركت مى كرد و با نام خدا از حركت باز مى ايستاد .
بسم الله مجريها و مرسيها
«مجرى» و «مرسى» مصدرهاى ميمى هستند و در كلام مبتدا واقع شده اند و به ترتيب به معناى «جرى» (حركت كردن) و «إرساء» (از حركت بازداشتن) مى باشد. حرف «باء» براى استعانت و «بسم الله» خبر براى «مجريها ...» است. بنابراين جمله «بسم الله مجريها ...» چنين معنا مى شود: [نوح گفت: ]حركت اين كشتى و نيز بازداشتن آن از حركت، با نام خدا تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 8
8 - گرفتار شدن قوم نوح به سيلى عظيم و در نتيجه به هلاكت رسيدن ، پيامد مداومت آنان به شرك و قبول نكردن دعوت نوح بود .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه . .. فأخذهم الطوفان و هم ظـلمون
به قرينه مقام، مراد از ظلمى كه به قوم نوح نسبت داده شده است، ممكن است ظلم اصطلاحى نباشد و بلكه شرك و مداومت بر آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 3
3ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب محسوب نشدن وى از خانواده نوح ( ع ) در پيشگاه خداوند
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جمله «إنه عمل . ..» علت براى «إنه ليس من أهلك» مى باشد; يعنى ، چون فرزندت داراى عمل ناشايست است ، ما او را از خانواده تو به حساب نمى آوريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 13
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 9
9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .
ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا
«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 3
3 - نجات نوح ( ع ) و حمايت خداوند از ايشان ، پاداش صبر آن حضرت در قبال ناسپاسى هاى قومش
تجرى بأعيننا جزاء لمن كان كفر
مراد از «لمن كان كفر» نوح است كه مورد كفران مستمر قومش قرار گرفته بود و الطاف الهى در حق ايشان پاداش شكيبايى هاى آن حضرت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 9
9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .
ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا
«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 2
2 - نوح ( ع ) ، نگران تكذيب ارزش ها و تعاليم الهى از سوى مردم بود ; نه نگران تهديد خود او از سوى آنان .
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكوه نوح(ع) به درگاه خدا در پى تهديدهاى سخت مخالفان، از تكذيب گرى آنان بود نه از تهديدهاى آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 4
4ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب هلاكت وى در حادثه طوفان
فكان من المغرقين . .. إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 7 - 3
3 - خداوند ، از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) پيمان و تعهّدى شديد ، گرفته است .
و إذا أخذنا . .. و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم و أخذنا منهم ميث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 11
11ـ امواج سهمگين طوفان ، فرزند نوح را پيش از آنكه به كوهى پناه برد ، در خود فرو برد و هلاك كرد .
و حال بينهما الموج فكان من المغرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 8
8 ـ خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 8
8 ـ خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 13
13 - هشدار خداوند ، به دو همسر خطاكار پيامبر ( حفصه و عايشه ) ، درباره سرنوشت شوم خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون سرنوشت همسران نوح و لوط
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح . .. قيل ادخلا النار مع الدخلين
يادآورى خيانت همسران دو پيامبر ـ پس از نقل ماجارى توطئه دو همسر پيامبراسلام ـ مى تواند هشدارى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 4
4- پيدايش فسق و فساد عمومى و انحرافات عمده تاريخ انسانى ، پس از عصر نوح بود .
و كم أهلكنا . .. من بعد نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 4
4- پيدايش فسق و فساد عمومى و انحرافات عمده تاريخ انسانى ، پس از عصر نوح بود .
و كم أهلكنا . .. من بعد نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 5
5 - روشن و بى ابهام بودن بيان و انذار پيامبران ، ويژگى بارز آنان در تبليغ
إن أنا إلاّ نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 9
9- خاندان نوح از مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) و بهره مند از لطف ويژه خداوند
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
نجات خاندان نوح(ع)، بيانگر عنايت ويژه خداوند به ايشان و نيز حاكى از ايمان آنان به رسالت نوح(ع) است; زيرا اگر آنان مانند قوم نوح كافر بودند، نجات نمى يافتند. گفتنى است آيه بعد (و نصرناه من القوم الذين كذّبوا...) مؤيد همين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 86 - 3
3 ـ ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) پيامبرانى بودند كه بر همه مردم عصر خويش برترى يافته بودند.
و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و كلا فضلنا على العلمين
برترى يافتن هر يك از پيامبران بر همه مردم ـ كه در اولين نظر از كلمه «العالمين» به ذهن مى آيد ـ مستلزم برترى يافتن هر يك از پيامبران بر ديگرى است. لذا نمى توان عموم «العالمين» را حقيقى دانست، بلكه داراى عموم عرفى بوده و ناظر به همه جوامع عصر خود آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 12
12 ـ نوح ، پيامبرى دلسوز براى مردم خويش
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 5،6،7،11،13
5 ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم
و أنصح لكم
6 ـ خيرخواهى نوح ( ع ) تنها در جهت منافع مردمان ، نه آميخته به منفعت هاى شخص خود بود .
و أنصح لكم
آوردن «لام» پس از مشتقات «نصيحت»، همانند «أنصح لكم»، حكايت از خلوص كامل نصيحت كننده نسبت به نصيحت شونده دارد. يعنى در نصيحتش (خيرخواهيش) هيچ شائبه منفعت شخصى ندارد و تنها خير او را در نظر گرفته است.
7 ـ ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از خيرخواهى نوح براى مردم خويش بود .
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم
11 ـ خداوند نوح ( ع ) رابه حقايقى پوشيده بر مردم آگاه ساخت .
و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
من در «من اللّه» مى تواند براى ابتداى غايت باشد. در اين صورت «أعلم من اللّه ... » يعنى علم من از جانب خداست و خدا مرا به حقايقى آشنا كرده است. و نيز مى تواند «من اللّه» به معناى «درباره خدا» باشد. يعنى من حقايقى را درباره خدا و صفات او مى دانم كه شما نمى دانيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
13 ـ آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون
به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 8
8ـ نوح ( ع ) پيامبرى خيرخواه و دلسوز مردم
لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، واسطه شمول مغفرت و رحمت خداوند بر مؤمنان و پيروان او
إن ربى لغفور رحيم
به دليل «اركبوا» كه خطاب به پيروان نوح است، متعلق «غفور» و «رحيم» نيز پيروان آن حضرت مى باشد; يعنى: إن ربى لغفور لكم رحيم بكم. (خداوند آمرزنده شما و نازل كننده رحمت بر شماست). لازمه اين سخن آن بود كه نوح مى فرمود: «ربكم» (پرورگار شما) نه «ربى». اين جابه جايى بيانگر اين نكته است كه: خداوند به واسطه نوع(ع)، مغفرت و رحمت خويش را به پيروان او مى گستراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 8
8- عبوديت و شكرگزارى زياد و مداوم به درگاه خدا ، از ويژگى هاى مهم حضرت نوح ( ع ) بود .
إنه كان عبدًا شكورًا
از ميان اوصاف گوناگون حضرت نوح(ع) تنها عبوديت و سپاسگزارى او را يادآور شد و اين بيانگر برجستگى آن دو صفت در آن حضرت است. گفتنى است تداوم عبوديت و شكرگزارى از جمله اسميه «إنه كان...» ـ كه دلالت بر ثبوت و استمرار دارد ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 3،9
3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينـه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).
9- خاندان نوح از مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) و بهره مند از لطف ويژه خداوند
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
نجات خاندان نوح(ع)، بيانگر عنايت ويژه خداوند به ايشان و نيز حاكى از ايمان آنان به رسالت نوح(ع) است; زيرا اگر آنان مانند قوم نوح كافر بودند، نجات نمى يافتند. گفتنى است آيه بعد (و نصرناه من القوم الذين كذّبوا...) مؤيد همين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 7
7 - نوح ( ع ) ، پيامبرى مهربان و دلسوز مردم
فقال يـقوم
«يا قوم» (اى قوم من)، خطابى مهرآميز و از سر دلسوزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 6
6 - نوح ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانتدار در ميان قومش
إنّى لكم رسول أمين
تأكيد نوح(ع) بر «أمين» بودن خود در ابلاغ پيام الهى، در صورتى ثمر بخش خواهد بود كه وى در ميان قومش، از سابفه امانت دارى و خوش نامى برخوردار بوده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 6،8
6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.
8 - نوح ( ع ) ، الگو و مقتداى رسالت مداران الهى و مبلغان دينى
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
نقل داستان نوح(ع) و پنج پيامبر ديگر و آغاز شدن اين نقل با نام آن حضرت، مى تواند به منظور ارائه الگو براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 78 - 1،2
1 - خداوند ، از نوح ( ع ) نام و آوازه نيك در ميان آيندگان برجاى گذاشت .
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه مفعول «تركنا» محذوف بوده و تقدير آن چنين باشد: «و تركنا ثناءً عليه». گفتنى است فعل «تركنا» در آيه شريفه، به معناى «أبقينا» (باقى گذاشتيم) است.
2 - باقى ماندن نام و آوازه نوح ( ع ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 1،3
1 - سلام و تحيت بزرگ خداوند به نوح پيامبر براى هميشه تاريخ
سلـم على نوح فى العـلمين
تنوينِ «سلام» براى تعظيم است و مقصود از «العالمين» ـ كه جمع محلى به «الف» و «لام» و مفيد عموم است ـ تمامى امت ها، در همه اعصار و قرن ها است.
3 - باقى ماندن سنت سلام و تحيت بر نوح ( ع ) ، در ميان نسل هاى پس از آن حضرت براى هميشه تاريخ
و تركنا عليه فى الأخرين . سلـم على نوح فى العـلمين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه جمله «سلام على نوح. ..» تفسير براى جمله «و تركنا عليه...» باشد; يعنى، آنچه براى نوح(ع) برجاى گذاشتيم، عبارت است از سنّت سلام و تحيت بر او در ميان جهانيان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 2
2 - نوح پيامبر ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان
سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 7
7 - نوح پيامبر ، اسوه و الگوى مقاومت و شكيبايى در برابر دشمنان و مخالفانِ دعوت الهى
و لقد نادينا نوح. .. إنّه من عبادنا المؤمنين
ذكر داستان نوح(ع) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در مكه، مى تواند براى ارائه الگو در مسير دعوت الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 83 - 4،5
4 - نوح ( ع ) ، پيشتاز و مقتداى حركت توحيدى در ميان پيامبران الهى
و إنّ من شيعته لإبرهيم
پيرو بودن ابراهيم(ع) ـ با آن كه خود از انبياى بزرگ بود ـ و نيز وجود پيامبرانى چون هود و صالح(ع) پيش از آن حضرت، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد. گفتنى است معناى لغوى «شيعه» (گروه پيرو رئيس خود) مؤيد برداشت بالا است.
5 - نوح ( ع ) ، داراى شخصيتى برجسته و ممتاز در ميان پيامبران الهى
و إنّ من شيعته لإبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 4
4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند
عبدين من عبادنا صـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 9
9- همراهان نوح ( ع ) در كشتى ، افرادى با فضيلت و شايسته تمجيد بودند .
و ممّن حملنا مع نوح
تعبير «ذرّيّة آدم» براى تمام انبيا كافى بود، تصريح به برخى از آباء و اجداد ديگر، از جمله هم سفران نوح(ع)، گوياى شخصيت والاى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 6
6 - دين نوح ، اولين شريعت آسمانى است . *
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا
آيه شريفه در مقام بيان اديان پيشين است. تعبير «شرع لكم... أوحينا إليك» مى تواند ناظر به اولين و آخرين شرايع آسمانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 1 - 3
3 - انذار و اخطار نوح ( ع ) به مردمش ، به منظور پيش گيرى از نزول عذاب دردناك بر آنان
أن أنذر قومك من قبل أن يأتيهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 13
13 ـ دستيابى قوم نوح ( ع ) به رحمت هاى ويژه خداوند ، از اهداف بعثت آن حضرت بود .
جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم . .. لعلكم ترحمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 3
3 - طوفان نوح و ثبت آن در تاريخ ، تدبيرى الهى براى معرفت و عبرت آدميان
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
در صورتى ضمير «تركناها»، مربوط به قصه نوح و طوفان باشد ـ چنان كه برخى برآنند ـ به دست مى آيد كه مقصود از آن،
ثبت آن قصه در تاريخ مى باشد كه به وسيله وحى صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 9
9ـ از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .
تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 7
7ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) إنه قال : كان اسم نوح عبدالغفار و إنما سمى نوحاً لأنه كان ينوح على نفسه ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نام حضرت نوح ، عبدالغفار بود و اينكه نوح ناميده شد ، براى اين بود كه بر خويشتن مى گريست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 5
5 - بنده صالح و شايسته بودن ، مايه اصلى رسيدن پيامبران ( نوح ، لوط و . . . ) به مقام نبوّت
عبدين من عبادنا صـلحين
توصيف حضرت نوح و لوط(ع)، به صفت «عبدصالح» ـ در ميان ديگر اوصاف والاى انسانى و الهى آنان ـ گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 2،5
2 - حفظ ديانت بندگان خدا و صيانت آنان از گمراهى ، فلسفه نفرين و درخواست نوح ( ع ) از خداوند ، براى نابودى كامل قوم گمراه گر خود
لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا . إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك
5 - به وجود آمدن فرزندان كافر و تبه كار در جامعه ، فلسفه نفرين نوح ( ع ) عليه قوم كافر و گمراه گر خويش
و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 2
2 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش
إنّى لكم رسول أمين
«أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب نوح(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند، به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 2
2 - مخالفان نوح ، داراى قدرت برتر در جامعه
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
لحن تهديدآميز مخالفان از يكسو و مطرح ساختن رجم ـ كه معمولاً كارى علنى و گروهى است ـ نشانگر موضع قوى اجتماعى مخالفان نوح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 4
4 ـ حضرت نوح پيش از ابراهيم(ع) مى زيست.
و نوحا هدينا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 11،18
11 ـ نوح ، مشركان قوم خويش را به كيفر هاى سخت اخروى تهديد كرد .
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
18 ـ نوح ، نگران مبتلا شدن قومش به كيفر دنيوى ( طوفان ) بر اثر شركورزى و ترك پرستش خداوند
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
بر اساس اين احتمال كه مراد از «يوم عظيم» زمان طوفان نوح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 60 - 1،2
1 ـ جبهه گيرى گروه سرشناس و اشراف قوم نوح در برابر دعوت وى
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
2 ـ اشراف و سرشناسان قوم نوح وى را در احاطه گمراهى هاى آشكار مى پنداشتند .
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 1،3
1 ـ نوح با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه گمراهى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى ضللة
مخاطب قرار دادن مردم با «يا قوم» (اى مردم من) دلالت بر اظهار مهربانى نوح نسبت به قوم خود دارد. نكره بودن كلمه «ضللة» پس از نفى دلالت بر عموم دارد. بنابراين «ليس بى ضللة» يعنى حتى اندكى گمراهى در من نيست.
3 ـ نوح ( ع ) با اعلان دريافت سخنان خويش از خداوند ، خود را پيراسته از هر گونه گمراهى خواند .
ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 1،3،4،7
1 ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
3 ـ نوح ( ع ) استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .
أبلغكم رسلت ربى
جمله «لكنى رسول . .. » و نيز آيات قبل دلالت بر اين معنا دارد كه نوح(ع) مبلغ رسالتهاى الهى است. بنابراين توصيف رسول به جمله «أبلغكم ... » هدف ديگرى را تعقيب مى كند و بيانگر نكته اى جديد است و آن اينكه وى بر ابلاغ رسالتهاى الهى اصرار خواهد ورزيد و بر آن پافشارى خواهد كرد.
4 ـ اعتقاد راسخ نوح ( ع ) به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى بود .
و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى
حضرت نوح(ع) براى اينكه اشاره به علت پايداريش بر ابلاغ رسالت كند، به جاى آوردن ضمير و گفتن «رسالاته»، «رسلت ربى» گفت.
7 ـ ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از خيرخواهى نوح براى مردم خويش بود .
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 1،2،3،4،5،10
1 ـ اكثريت عمده قوم نوح ( ع ) وى را تكذيب كردند و يگانگى خداوند ، معاد و رسالت را باورهايى دروغين پنداشتند .
فكذبوه
از اينكه خداوند تكذيب نوح(ع) را به همگان نسبت داده (فكذبوه)، در حالى كه عده اى از آنان، يعنى همراهانش در كشتى، رسالت وى را تصديق كردند، معلوم مى شود نسبت مؤمنان به كافران بسيار اندك بوده است.
2 ـ گروهى از قوم نوح ( ع ) رسالت وى را تصديق كرده و پيامهايش را پذيرفتند .
فكذبوه فانجينه و الذين معه
جمله «أغرقنا الذين كذبوا . .. » دلالت مى كند بر اينكه مراد از «الذين معه» مؤمنان و تصديق كنندگان آيات الهى است.
3 ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را به وسيله كشتى از غرق شدن رهايى بخشيد .
فكذبوه فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا
4 ـ مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) ، همراه و همسفر او در كشتى
فانجينه و الذين معه فى الفلك
5 ـ خداوند ، قوم نوح ( ع ) را به خاطر تكذيب آياتش ، با غرق كردن در آب به هلاكت رساند .
و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
10 ـ گروهى از همسفران نوح ( ع ) در كشتى نجات ، نه از مؤمنان بودند و نه از تكذيب كنندگان آيات الهى
فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
از اينكه خداوند نجات يافتگان را توصيف نكرد كه اهل ايمان بودند، مثلا نفرمود «و الذين آمنوا»، مى توان گفت گروهى از همراهان نوح(ع) در كشتى به وى ايمان نداشتند. و از جمله «و أغرقنا ... » مى توان فهمى آن گروه وى را تكذيب نيز نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 9،10،12
9 ـ حضرت نوح ( ع ) ، قومش را بر قتل خود تحدى كرد و عدم توانايى آنان را بر انجام اين كار ، شاهد درستى ادعاى نبوت خود ، اعلام نمود .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فأجمعوا أمركم ... و لا تنظرون
جمله «فعلى اللّه توكلت» بيانگر شكست ناپذيرى حضرت نوح (ع) به علت متكى بودنش به قدرت لايزال الهى و جمله «أجمعوا أمركم و شركاءكم» بيان ناچيزى قدرت قومش مى باشد.
10 ـ حضرت نوح ( ع ) همراه با اعلان تحدى ، خدا را تنها كانون قدرت و معبود هاى قومش را شركايى ساختگى و فاقد هر گونه توانايى اعلام كرد .
يقوم إن كان كبر . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ... و لا تنظرون
12 ـ حضرت نوح ( ع ) در راه دعوت به حق ، آمادگى خود را براى تحمل انواع مشكلات تا مرز كشته شدن را ، به مردم اعلام داشت .
فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة . .. و لا تنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 7
7 ـ حضرت نوح ( ع ) در برابر نارضايتى قومش نسبت به دعوت او ، عزم راسخ خويش را اعلام كرد و بر ادامه سرسختانه راه خود اصرار و تأكيد ورزيد .
فأجمعوا أمركم و شركاءكم . .. و أمرت أن أكون من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 3،4
3 ـ خداوند ، حضرت نوح ( ع ) و تمام كسانى را كه با او در كشتى بودند ، از غرق شدن نجات داد .
فنجّينه و من معه فى الفلك
4 ـ خداوند ، حضرت نوح ( ع ) و تمام كسانى را كه با او در كشتى بودند ، جانشين غرق شدگان و وارث سرزمين آنان قرار داد .
فنجّينه و من معه فى الفلك و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 2
2 ـ سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م
برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 ـ كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 14
14ـ اشراف قوم نوح ، آن حضرت را در ادعاى پيامبرى به دروغ گويى متهم مى كردند .
بل نظنكم كـذبين
متهم كردن نوح و پيروانش به دروغ گويى برحسب مدعاى آنان است; يعنى ، اتهام نوح به دروغ گويى در ارتباط با ادعاى نبوت است و نسبت به پيروانش در ادعاى ايمان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 9
9ـ مخالفت شديد و قاطعانه نوح ( ع ) با درخواست نابه جاى سران و اشراف ( طرد مؤمنان تهى دست )
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
آوردن جمله اسميه و «با» ى زايده ، حكايت از تأكيد فراوان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 1،2،3،4،7
1ـ نوح ( ع ) براى هدايت قومش ، تلاشى مستمر و پى گير داشت .
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا
إكثار (مصدر أكثرت) به معناى كارى را فراوان انجام دادن است. بنابراين «أكثرت جدالنا»; يعنى ، بسيار مناظره كردى و فراوان دليل و برهان آوردى و ... اين معنا ، حكايت از تلاش مستمر و پى گير حضرت نوح(ع) در تبليغ رسالت دارد.
2ـ بحث و گفت و گو و ارائه دليل و برهان ، از روش هاى نوح ( ع ) براى بازدارى مردم از شرك و گرايش دادن آنان به توحيد
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا
«جدال» به معناى مناظره كردن و آوردن برهان براى ابطال دليلها ، انديشه ها و باورهاى طرف مقابل است.
3ـ نوح ( ع ) ، همواره كفرپيشگان را به نزول عذاب الهى هشدار مى داد .
فأتنا بما تعدنا
آوردن فعل مضارع (تعد) به جاى فعل ماضى (وعدت) اشاره به تكرار وعيدها و هشدارهاى حضرت نوح(ع) دارد.
4ـ كفرپيشگان قوم نوح ، از او خواستند كه به بحث و مناظره با آنان پايان دهد و تهديد هاى خويش را تحقق بخشد .
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا فأتنا بما تعدنا
جمله «فأكثرت جدالنا» (با ما بسيار مناظره كردى) ـ به قرينه تفريع جمله «فأتنا بما تعدنا» بر آن ـ كنايه از اين است كه دليل و برهان آوردن كافى است ، به اين امر پايان ده.
7ـ اشراف و سران قوم نوح ، درصدد مأيوس كردن او از پذيرش دعوت هاى توحيدى
قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا فأتنا بما تعدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 33 - 9
9ـ پاسخ نوح ( ع ) به عذاب طلبى كفرپيشگان ، پاسخى آميخته با درس توحيد و خداشناسى بود .
فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء و ما أنتم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، در پى درخواست قومش ( تحقق بخشيدن به عذاب هاى موعود ) از ايمان آوردن آنان سخت به ترديد افتاد .
فأتنا بما تعدنا . .. قال ... لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 7
7ـ نوميدى نوح ( ع ) از هدايت يابى قومش و آگاهى او از ناشايستگى آنان براى ايمان ، زمينه ساز رفع اندوه از او
لن يؤمن من قومك . .. فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
برداشت فوق ، از تفريع «لاتبتئس» بر اِخبار از ايمان نياوردن كافران استفاده شده است; يعنى ، حال كه از هدايت نيافتن كافران آگاه شدىو احساس مسؤوليت نمى كنى، زمينه اى براى اندوه وجود ندارد پس غمگين مباش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 1،2،3،9
1ـ خداوند ، در پى باخبر ساختن نوح از ايمان نياوردن قومش ، او را به ساختن كشتى فرمان داد .
أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك . .. واصنع الفلك
2ـ نوح ( ع ) پيش از مأموريتش براى ساختن كشتى ، به چگونگى ( اندازه ، شكل و . . . ) آن آگاه بود .
واصنع الفلك
ظاهر اين است كه «ال» در «الفلك» عهد ذهنى است و اشاره به سفينه اى خاص دارد كه نوح(ع) به آن آشنايى داشت. براين اساس خداوند، پيش از فرمان به ساختن كشتى، طرح و دورنمايى از آن را به او نشان داده بود. گفته شده كه آن حضرت كشتى مورد نظر را در رؤيا ديده بود.
3ـ نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى مؤيد به مراقبت و محافظت همه جانبه خداوند بود .
واصنع الفلك بأعيننا
«عين» به معناى چشم و در آيه شريفه كنايه از مراقبت و محافظت مى باشد. جمع آوردن آن (أعين) براى مبالغه و رساندن كمال مراقبت است و «بأعيننا» حال براى فاعل «اصنع» مى باشد. بنابراين «اصنع الفلك بأعيننا»; يعنى، آن كشتى را بساز در حالى كه قرين محافظت و مراقبت كامل ما (خداوند) هستى.
9ـ غرق شدن و هلاكت كفرپيشگان قوم نوح ، سرنوشتى حتمى براى آنان
إنهم مغرقون
تأكيد جمله «إنهم مغرقون» با حرف إنّ، حكايت از قطعى بودن نزول عذاب و هلاكت كفرپيشگان قوم نوح دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 -
1،2،3،4،5،7،12،14،15،16
1ـ نوح ( ع ) در پى فرمان خداوند ، به ساختن كشتى پرداخت .
واصنع الفلك . .. و يصنع الفلك
در كلام عرب ، گاهى فعل مضارع به جاى فعل ماضى به كار مى رود و منظور از آن ترسيم حادثه هاى گذشته است به گونه اى كه گويا پيش روى مخاطبان قرار دارد. در آيه شريفه نيز ، فعل «يصنع» به همين منظور به جاى «صنع» استعمال شده است.
2ـ كارگاه كشتى سازى نوح ، مجاور گذرگاه عمومى و در ديد و منظر همگان بود .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه
3ـ كفرپيشگان ، به هنگام مواجه شدن با نوح ( ع ) او را به خاطر كشتى سازى به استهزا و مسخره مى گرفتند .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه
4ـ كفرپيشگان ، آن گاه كه دسته جمعى و گروه گروه با نوح ( ع ) مواجه مى شدند ، او را به خاطر كشتى سازى به تمسخر مى گرفتند .
كلما مرّ عليه ملأ من قومه
برداشت فوق ، از كلمه «ملأ» ـ كه در اين جا به معناى گروه و جماعت است ـ استفاده شده است.
5ـ نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.
7ـ تمسخر و استهزاى كفرپيشگان ، هرگز نوح ( ع ) و پيروانش را از اجراى فرمان خدا باز نداشت .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
12ـ پيروان نوح ، همراه و همگام با او براى ساختن كشتى
إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم
برداشت فوق ، مقتضاى آوردن ضمير جمع در «منا» و «إنا» و «نسخر» است.
14ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . فلما أتى عليهم تسعمأة سنة همّ أن يدعو عليهم . . . فأمره الله عزوجل أن يغرس النخل . . . فلما أتى لذلك خمسون سنة و بلغ النخل و استحكم أمر بقطعه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة و أمر جبرئيل ( ع ) أن ينزل عليه و يعلمه كيف يتخذ ها فقدر طول ها فى الأرض ألفاً و مأتى ذراع و عرض ها ثمانمأة ذراع و طول ها فى السماء ثمانون
ذراعاً . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه نهصد سال بر قوم نوح گذشت [و دعوت او را اجابت نكردند ]خواست كه بر آنان نفرين كند; پس خداوند عزوجل به او امر فرمود كه درخت خرما بكارد . .. پس چون پنجاه سال گذشت و درخت كامل و محكمى شد، آن حضرت را به بريدن آن فرمان داد ... آن گاه امر فرمود كشتى را بسازد و جبرئيل را مأمور كرد كه بر نوح نازل شود و به او ياد دهد كه كشتى را چگونه بسازد. پس جبرئيل طول كشتى را هزار و دويست ذراع و عرض آن را هشتصد ذراع و ارتفاع آن را هشتاد ذراع تعيين كرد ...».
15ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث قال بعد ما قرأ قوله تعالى ] : « كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه . . . » : . . . كانوا يسخرون منه و يقولون : ينحت سفينة فى البرّ ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى بعد از قراءت آيه مزبور] فرمود: . .. قوم نوح او را مسخره مى كردند و مى گفتند: او در خشكى كشتى مى سازد!».
16ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : بقى نوح فى قومه ثلاثمأة سنة يدعوهم إلى الله فلم يجيبوه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة . . . فقال : يا رب من يعيننى على اتخاذها ؟ فأوحى الله إليه ناد فى قومك من أعاننى عليها و نجر منها شيئاً صار ما ينجره ذهباً و فضة فنادى نوح ( ع ) فيهم بذلك فأعانوه عليها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح سيصد سال در بين قوم خود باقى ماند و آنها را به خدا دعوت كرد، ولى او را اجابت نكردند . .. پس خداوند وى را امر كرد تا كشتى بسازد ... نوح گفت: پروردگارا! چه كسى مرا در ساختن كشتى كمك مى كند؟ به او وحى شد در بين قوم خود ندا كن: هر كس مرا در ساختن كشتى كمك كند، تراشه هاى چوبى كه مى تراشد براى او طلا و نقره مى شود. نوح اين ندا را داد، پس قوم او در ساختن كشتى به او كمك كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 -
1،3،7،11،13،14،17،19،21،22،24
1ـ ساخت كشتى نوح و درگيرى هاى لفظى او و كفرپيشگان تا فرا رسيدن طوفان ، همچنان ادامه داشت .
يصنع الفلك و كلما مرّ عليه . .. حتّى إذا جاء أمرنا
«حتى» بيانگر غايت گزارشها و حقايق مطرح شده در آيه قبل (ساختن كشتى و تمسخر كافران و پاسخ گويى حضرت نوح) مى باشد; يعنى ، اينها ادامه داشت تا زمانى كه . .. .
3ـ خداوند ، زمان بارگيرى كشتى نوح و سوار شدن بر آن را تعيين كرد .
حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور قلنا احمل فيها
7ـ نوح ( ع ) ، موظف بود از هر نوع حيوان تنها يك جفت ( نر و ماده ) را به كشتى سوار كند .
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
مضاف اليه «كل» كلمه اى همانند «حيوان» است; يعنى: من كل حيوان . ... كلمه «اثنين» تأكيد براى زوجين است و اشاره به اين معنا دارد كه از هر حيوان ، بيشتر از يك جفت نبايد به كشتى برده شود.
11ـ نوح ( ع ) از ناحيه خداوند به نجات خانواده خويش و سوار كردن آنان به كشتى موظف شد .
قلنا احمل فيها . .. أهلك
كلمه «أهل» در «أهلك» عطف بر «زوجين» و در حقيقت مفعول براى «احمل» است.
13ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از سوار كردن كفرپيشگان خانواده اش بر كشتى نجات ، منع كرد .
احمل فيها . .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
17ـ نوح ( ع ) موظف به سواركردن مؤمنان بر كشتى و نجات دادن آنان از طوفان
قلنا احمل فيها . .. من ءامن
19ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : لما أراد الله عزوجل هلاك قوم نوح عقم أرحام النساء أربعين سنة فلم يولد فيهم مولود فلما فرغ نوح من اتخاذ السفينة أمره الله أن ينادى بالسريانية لايبقى بهيمة و لا حيوان إلاّ حضر [ إلى أن قال ] فصاحت إمرأته لما فار التّنّور فجاء نوح إلى التّنّور فوضع على ها طيناً و ختمه حتى أدخل جميع الحيوان السفينة ثم جاء إلى التّنّور ففضّ الخاتم و رفع الطين . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه خداوند عزوجل اراده كرد قوم نوح را هلاك كند، به مدت چهل سال زنان را عقيم كرد; در نتيجه فرزندى در ميان آنان به دنيا نيامد. پس هنگامى كه نوح از ساختن كشتى فارغ شد خداوند به وى امر كرد كه با زبان سريانى ندا كند كه: هيچ چهارپا و حيوانى باقى نماند مگر آنكه حاضر شوند... هنگامى كه تنور فوران كرد، زنِ نوح فريادى كشيد. پس نوح به طرف تنور آمد و بر تنور گِل زد و او را مهر كرد تا حيوانات را به داخل كشتى برد سپس به طرف تنور آمد و مهر را شكست و گِل را برداشت...».
21ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : جائت إمرءة نوح إليه و هو يعمل السفينة فقالت له : إن التّنّور قد خرج منه ماء فقام إليه مسرعاً حتى جعل الطبق عليه فختمه بخاتمه فقام الماء ، فلما فرغ نوح من السفينة جاء إلى خاتمه ففضّه و كشف الطبق ففار الماء ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همسر نوح درحالى كه شوهرش مشغول ساختن كشتى بود، به نزد او آمد و گفت: تنور آب درآورده. نوح باسرعت بر سر تنور رفت و سرپوشى بر روى آن گذاشت و با مُهر خود آن را ممهور كرد. پس آب ايستاد. هنگامى كه از ساختن كشتى فارغ شد مهر خود را شكست و سرپوش را كنار زد; پس آب فوران كرد».
22ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : حمل نوح ( ع ) فى السفينة الأزواج الثمانية التى قال الله عزوجل : « ثمانية أزواج من الضأن اثنين و من المعز اثنين و من الإبل اثنين و من البقر اثنين » فكان من الضأن اثنين زوج داجنة يربّيها الناس و الزوج الأخر الضأن التى تكون فى الجبال الوحشيّة . . . و من المعز اثنين زوج داجنة . . . والزوج الأخر الظبى التى تكون فى المفاوز و من الإبل اثنين البخاتى والعراب و من البقر اثنين زوج داجنة للناس و الزوج الآخر البقر الوحشية ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح هشت زوجى را كه خدا فرموده «ثمانية أزواج من الضأن اثنين . ..» در كشتى قرار داد: از ميش دو جفت يك جفت اهلى كه مردم تربيت مى كنند و جفت ديگر وحشى كه در كوههاست ... و از بز دو جفت: يكى اهلى ... و ديگرى آهو كه در بيابانهاست و از شتر دو جفت: يكى بخاتى (شتر خراسانى كه از شتر عربى و شتر فالج به وجود آيد) و ديگرى عربى و از گاو دو جفت: يكى اهلى و ديگرى وحشى».
24ـ « عن أبى عبد الله ( ع ) : . . . و كانت لنوح إبنة ركبت معه فى السفينة . . . ;
از امام صادق (ع) روايت شده است: نوح دخترى داشت كه با آن حضرت سوار كشتى شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 1،2،5
1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .
و قال اركبوا فيها
به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.
2ـ كشتى نوح ، با نام خدا حركت مى كرد و با نام خدا از حركت باز مى ايستاد .
بسم الله مجريها و مرسيها
«مجرى» و «مرسى» مصدرهاى ميمى هستند و در كلام مبتدا واقع شده اند و به ترتيب به معناى «جرى» (حركت كردن) و «إرساء» (از حركت بازداشتن) مى باشد. حرف «باء» براى استعانت و «بسم الله» خبر براى «مجريها ...» است. بنابراين جمله «بسم الله مجريها ...» چنين معنا مى شود: [نوح گفت: ]حركت اين كشتى و نيز بازداشتن آن از حركت، با نام خدا تحقق مى يابد.
5ـ پيروان نوح ، به هنگام سوارشدن بر كشتى نجات ، نگران گناهان و تخلفات خويش بودند .
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 1،2،3،5،6،7،8،9
1ـ پيروان نوح ، پس از شروع طوفان و درپى فرمان او ، به كشتى سوار شدند .
و قال اركبوا فيها . .. و هى تجرى بهم
جمله «هى تجرى . ..» عطف بر جمله اى مقدر است كه به خاطر وضوح و اختصار در كلام ذكر نشده است; يعنى: فركبوا فيها و هى تجرى بهم.
2ـ جوشش آب هاى زيرزمينى و ريزش باران در حادثه طوفان نوح ، تشكيل دهنده دريايى عظيم و پرتلاطم
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال
وجود موجهايى همانند كوهها ، حكايت از به وجود آمدن دريايى بزرگ از آب دارد.
3ـ كشتى نوح ، او و همراهانش را در ميان موج هاى عظيمى بسان كوهها ، به پيش مى برد .
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال
«موج» اسم جنس است و بر يك موج و نيز موجهاى متعدد و كثير اطلاق مى شود از آن جا كه در آيه شريفه ، كلمه «موج» به «جبال» (كوهها ) تشبيه شده ، معلوم مى شود مراد از آن ، امواج متعدد و كثير است.
5ـ فرزند نوح ، به هنگام حركت كشتى ، با فاصله اى نسبتاً دور از كشتى بسر مى برد .
و نادى نوح ابنه و كان فى معزل
متعلق «معزل» أبيه و يا الفلك مى باشد. بنابراين «و كان ...»; يعنى ، فرزند نوح در كنارى و به دور از پدرش يا كشتى بسر مى برد.
6ـ فرزند نوح ، على رغم مشاهده دريايى از آب خروشان ، از همراهى با نوح ( ع ) و سوار شدن بر كشتى نجات ، كناره گرفت .
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال و نادى نوح ابنه و كان فى معزل
وقوع جمله «و نادى نوح» پس از «هى تجرى بهم . ..» گوياى اين است كه گفتوگوى حضرت نوح(ع) با فرزندش، پس از بالا آمدن آب و حركت كشتى بوده است جمله و «حال بينهما الموج» ـ در آيه بعد ـ مؤيد اين معنا مى باشد. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، جمله «نادى نوح ...» را عطف بر «قال اركبوا ...» دانسته و گفته اند: گفتوگوى ياد شده، پيش از حادثه طوفان و بالا آمدن آب بوده است.
7ـ نوح ( ع ) با فريادى رسا و بلند ، فرزندش را براى سوار شدن به كشتى فرا خواند .
نادى نوح ابنه و كان فى معزل يـبنىّ اركب معنا
«نداء» بلند كردن صدا و ابراز كردن آن است (مفردات راغب).
8ـ نوح ( ع ) در آستان غرق شدن فرزندش ، وى را به ايمان و يكتاپرستى دعوت كرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين
مراداز «مَعَنا» همراهىو معيت عقيدتى است نه جسمانى; زيرا جمله «اركب» در دلالت بر همراهى و معيت جسمانى كافى بود. بنابراين اگر مراد از «مَعَنا» مجرد همراهى با نوح و پيروان او باشد، آوردن كلمه «مَعَنا» ضرورتى نداشت. جمله «و
لاتكن ...» مؤيد اين معناست.
9ـ نوح ( ع ) به ايمان آوردن فرزندش اميدوار بود و آن را محتمل مى شمرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 1،2،4،10،11،12،14
1ـ پسر نوح ، دعوت او را ( گرايش به توحيد و . . . ) نپذيرفت و از سوار شدن بر كشتى امتناع كرد .
يـبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكـفرين. قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
شدن بر كشتى امتناع كرد.
2ـ فرزند نوح ، مأوا گرفتن در كوه را مايه نجات از حادثه طوفان مى پنداشت .
قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
«اُوىّ» (مصدر آوى) به معناى رجوع كردن و منضم شدن و جاى گرفتن است و «عصمة» (مصدر يعصم) به معناى منع كردن و بازداشتن است. بنابراين «سأوى ...»; يعنى ، به زودى به كوهى مى روم كه مرا از [خطر] اين آب باز دارد.
4ـ نوح ( ع ) ، فرزندش را از بى ثمربودن صعود بر كوه و منحصر بودن راه نجات در بهره جستن از امداد الهى ، آگاه ساخت .
لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
10ـ موجهايى كوه پيكر ، ميان نوح ( ع ) و فرزندش حايل شد و مانع ادامه گفتوگوى آنان با يكديگر گرديد .
قال لا عاصم اليوم من أمر الله . .. و حال بينهما الموج
«ال» در «الموج» عهد ذكرى و اشاره به همان امواج كوه پيكر (موج كالجبال) است.
11ـ امواج سهمگين طوفان ، فرزند نوح را پيش از آنكه به كوهى پناه برد ، در خود فرو برد و هلاك كرد .
و حال بينهما الموج فكان من المغرقين
12ـ كفرپيشگان قوم نوح ، در طوفان آب غرق شدند و به هلاكت رسيدند .
فكان من المغرقين
14ـ « قال أبوعبدالله ( ع ) : . . . غرق جميع الدنيا إلاّ موضع البيت . . . ;
امام صادق(ع) فرمود: . .. [در طوفان نوح] همه دنيا غرق شد مگر جايگاه خانه خدا ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 1،2،4
1ـ خداوند ، درپى غرق شدن كافران قوم نوح ، به زمين فرمان داد تا آب هاى خود ( آب هاى زيرزمينى ) را فرو برد .
فكان من المغرقين. و قيل يـأرض ابلعى ماءك
مراد از «ماءك» آبهايى است كه تا پيش از طوفان در منابع زيرزمينى وجود داشت و به امر خداوند بر سطح زمين ظاهر شده بود. اضافه كلمه «ماء» به ضمير «ك» گوياى اين معناست.
2ـ پس از حادثه طوفان نوح و غرق شدن كفرپيشگان ، آسمان از ناحيه خداوند فرمان يافت تا از بارش باز ايستد .
فكان من المغرقين. و قيل ... يـسماء أقلعى
اقلاع (مصدر أقلعى) به معناى خوددارى كردن است. مراد از خوددارى كردن آسمان ـ به قرينه مقام ـ قطع باران مى باشد.
4ـ با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .
و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 1،7
1ـ نوح ( ع ) در پى حايل شدن امواج آب ميان او و فرزندش ، با شفاعت به درگاه خدا ، خواستار نجات وى شد .
و حال بينهما الموج . .. و نادى نوح ربه فقال رب إن ابنى من أهلى
جمله «فلاتسئلن» (در آيه چهل و ششم) حاكى است كه: نوح(ع) خواستار نجات فرزندش از غرق شدن بود. براين اساس دعا و التجاى آن حضرت پيش از غرق شدن فرزندش بود و لذا برخى از مفسران جمله «نادى نوح ربه ...» را بر «حال بينهما الموج» عطف گرفته اند.
7ـ نوح ( ع ) ، پس از طرح استدلال خويش براى لزوم نجات فرزندش ، حكم و قضاوت آن را به خداوند واگذار كرد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق و أنت أحكم الحـكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 4،5،6،7،13
4ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب هلاكت وى در حادثه طوفان
فكان من المغرقين . .. إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
5ـ نوح ( ع ) ، ناآگاه به تباهى و فساد بى حد فرزند ناخلف خويش
إنه عمل غير صـلح
6ـ نوح ( ع ) ناآگاه به گسستن پيوند فرزندى كنعان با او بر اثر اعمال ناشايستش
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك
7ـ نوح ( ع ) به حكيمانه نبودن نجات فرزند فسادپيشه اش ، از حادثه طوفان آگاه نبود .
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 1،7
1ـ نوح ( ع ) ، از تقاضاى نجات فرزند ناصالحش منصرف شد و آن را امرى نابه جا دانست .
فقال رب إن ابنى من أهلى . .. قال رب إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم
7ـ نوح ( ع ) ، با پى بردن به نادرستى تقاضاى خود ( نجات فرزندش ) خواهان آمرزش و رحمت الهى شد .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1،11
1ـ خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود
آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل يـنوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» ـ به قرينه «استوت على الجودى» ـ كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
11ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . فنزل نوح بالموصل من السفينة مع الثمانين . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. نوح با هشتاد نفر همراه در موصل از كشتى پياده شد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 4،5،6،7،8
4- حضرت نوح ( ع ) ، با صداى بلند و روشن از خداوند ، خواستار نجات از دست قومش گرديد .
و نوحًا إذ نادى من قبل
«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب) و مقصود از آن در اين آيه ـ به قرينه آيه 26 سوره «نوح» (و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكافرين ديّاراً) و نيز ذيل آيه شريفه (فنجيناه و أهله . ..) ـ نجات نوح از دست قومش مى باشد.
5- دعاى حضرت نوح ( ع ) براى نجات از دست قومش ، مستجاب شد .
و نوحًا إذ نادى من قبل فاستجبنا له
6- حضرت نوح ( ع ) و خاندانش ، گرفتار غمى شديد و اندوهى بزرگ در مسير انجام رسالت خويش .
و نوحًا إذ نادى . .. فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
«كرب» به معناى غم و اندوه شديد است (مفردات راغب).
7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
8- قوم بى ايمان نوح ، مايه غم شديد و اندوه بزرگ براى حضرت نوح و خاندانش بودند .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 1
1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .
و نصرنـه من القوم الذين كذّبوا بـايـتنا
واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 25 - 1،2،3
1 - متهم شدن نوح ( ع ) ، از سوى اشراف قومش ، به نوعى ديوانگى و جنون
فقال الملؤا الذين كفروا . .. إن هو إلاّ رجل به جنّة
«إن» معادل ماى نافيه است; يعنى: «ما هو إلاّ رجل. ..». نكره آوردن «جنّة» نيز براى تنويع است. بنابراين عبارت «به جنّة»;يعنى، او گرفتار نوعى ديوانگى است. «تربّص» (مصدر «تربّصوا») به معناى حلول چيزى را براى كسى، انتظار كشيدن است.
2 - تبليغ اشراف ، مبنى بر دست برداشتن نوح ( ع ) از دعوت خود با گذشت زمان و بهبود يافتنش
به جنّة فتربّصوا به حتّى حين
3 - وا نهادن و بى اعتنايى به نوح ( ع ) ، آخرين چاره انديشى اشراف كافر در مبارزه با آن حضرت
فقال الملؤا . .. إن هو إلاّ رجل به جنّة فتربّصوا به حتّى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 1،2،4،5،6
1 - التجاى نوح ( ع ) به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از تأثير تبليغاتش در مردم
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
در اين آيه ظرف «قال» حذف شده و تقدير آن چنين است: «قال بعد ما آيس من إيمانهم». «باء» در «بما كذّبون» سببيه و «ما» مصدريه است. بنابراين «بما كذّبون»، به تأويل «بسبب تكذيبهم إيّاى» مى باشد.
2 - نوح ( ع ) ، تقاضامند يارى خدا در برابر تكذيب گرى هاى قومش
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
4 - التجاى نوح ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نزول عذاب بر تكذيب گران آن حضرت
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
«باء» در «بما كذّبون» مى تواند براى آليت باشد. در اين صورت «ما» به معناى «الذى» و عايد آن محذوف خواهد بود; يعنى، «ربّ انصرنى بالذى كذّبونى به; پروردگارا! مرا با همان چيزى كه [دروغش پنداشتند و ]تكذيبم كردند، يارى ده».
5 - هشدار قبلى مردم به عذاب استيصال ، از سوى نوح ( ع )
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
6 - مردم ، هشدار عذاب را جدّى نگرفتند و نوح ( ع ) را به دروغ گويى متهم ساختند .
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 -
1،2،3،5،6،7،8،9،10،11،16
1 - استجابت دعاى نوح ( ع ) ( نصرت خواهى او ) از جانب خداوند
قال ربّ انصرنى . .. فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
2 - وحى الهى به نوح ( ع ) در ساختن كشتى
فأوحينا إليه أن اصنع الفلك
3 - نوح ( ع ) ، مأمور ساختن كشتى تحت نظارت و هدايت خداوند
أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
5 - طوفان نوح ، به امر و اراده الهى بود ، نه يك رخداد طبيعى
فإذا جاء أمرنا . .. من كلِّ زوجين اثنين
قصود از «أمرنا» فرا رسيدن عذاب طوفان است. «فار» مشتق از «فوران» و «تنّور» همان تنور مى باشد^. «سلوك» (مصدر «اسلك») به معناى ادخال و وارد كردن است. «زوجين»(مفعول «اسلك»); يعنى، دو رأس كه هر يك جفت ديگرى باشد (يك نر و يك ماده). «اثنين» نيز تأكيد «زوجين» است. با توجه به اين كه مضاف اليه «كلّ» محذوف است («من كلّ حيوان») معنا چنين مى شود: پس هرگاه فرمان ما در رسيد و آب از تنور فوران كرد، از هر حيوانى دو تا (يكى نر و يكى ماده) با خانواده ات ـ به جز آن كسى كه حكم عذاب، پيش از اين بر او صادر شده است ـ در كشتى وارد كن.
6 - فوران آب از تنور ، نشان صدور فرمان خدا و شروع طوفان نوح ( ع ) بود .
فإذا جاء أمرنا و فار التّنّور
عبارت «فارالتّنّور»، عطف تفسيرى است براى «جاء أمرنا».
7 - تنورى كه فوران آب از آن نشانه در رسيدن عذاب بر قوم نوح بود از پيش تعيين شده بود .
فإذا جاء أمرنا و فار التّنّور
«ال» در «التّنّور» براى عهد ذهنى است. بنابراين «التّنّور»; يعنى، آن تنور.
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
9 - نوح ( ع ) ، طبق دستور الهى مى بايست از هر حيوان ، تنها يك نر و يك ماده را وارد كشتى كند .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
10 - طوفان نوح ، منطقه بسيار گسترده اى از آن سرزمين را فراگرفته بود .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
جاى دادن يك جفت (يك نر و يك ماده) از هر حيوان در كشتى، براى اين بود كه آنان پس از آرامش طوفان، بتوانند با پرورش و زاد و ولد آنها، نيازمندى هاى خود را برطرف سازند. و اين نشان مى دهد كه گستردگى طوفان در آن سرزمين، به قدرى بود كه به دست آوردن حيوانات مورد نياز، پس از فرونشستن آب، براى حضرت نوح(ع) و بازماندگان، ميسور نبود.
11 - كشتى نوح ، ظرفيت بيش از يك جفت ( يك نر و يك ماده ) از هر حيوان مورد نياز را نداشت .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
تأكيد خداوند بر اين كه از هر حيوان تنها يك نر و يك ماده ـ و نه بيشتر ـ را در كشتى جاى دهند (من كلِّ زوجين اثنين)، بيانگر مطلب فوق است.
16 - خداوند ، نوح ( ع ) را از وساطت براى نجات ظالمان از عذاب طوفان ، نهى كرد .
و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 2،11
2 - استقرار نوح ( ع ) و مؤمنان همراه او در كشتى ، پس از جاى دادن حيوانات و خاندانش در آن
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك . .. فإذا استويت أنت و من معك على الفلك
از تفريع عبارت «فإذا استويت» بر آيه قبل، استفاده مى شود كه حضرت نوح(ع) نخست حيوانات و خاندانش را در كشتى جاى داد و آن گاه خود و يارانش بر آن سوار شدند.
11 - نوح ( ع ) و يارانش ، گرفتار ظلم و بيدادگرى قوم خويش
فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 1،5
1 - روى آوردن به دعا ـ پس از استقرار يافتن در كشتى ـ و درخواست فرود آمدن در جايى پر بركت ، رهنمود ديگر خداوند به نوح ( ع )
فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه ... و قل ربّ أنزلنى ... و أنت خير المنزلين
واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان مصدر (تربيت كردن) و وصف ( مربى و تربيت كننده) است كه در اين جا معناى وصفى دارد.
«منزل» مى تواند مصدر ميمى به معناى إنزال باشد و نيز مى تواند اسم مكان به معناى منزلگاه و مهمان سرا باشد.
5 - فرود آمدن كشتى نوح ، در محلى غير از محل زندگى نخستين او
و قل ربّ انزلنى منزلاً مباركًا
همان طور كه در برداشت پيشين گفته شد، «منزل» مى تواند اسم مكان باشد. بنابراين درخواست فرود آمدن در يك جاى پربركت، بيانگر تغيير مكان و مفيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 30 - 1،2
1 - سرگذشت نوح ( ع ) و قوم او ، آينه عبرتى است براى ديگران .
إنّ فى ذلك لأيـت
«الآيات» جمع «آية» است و مراد از آن، نشانه هاى عبرت آموز است.
2 - وجود درس هاى بسيار ، براى عبرت آموزى در سرگذشت نوح ( ع ) و قومش
إنّ فى ذلك لأيـت
برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات»، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 13
13 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) . . . و نوح ( ع ) حسده قومه فقالوا : « ما هـذا إلاّ بشر مثلكم يأكل ممّا تأكلون و يشرب ممّا تشربون ، و لئن أطعتم بشراً مثلكم إنّكم إذاً لخاسرون » . . . ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. و قوم نوح نسبت به آن حضرت حسادت ورزيدند، پس گفتند: ما هـذا إلاّ بشر مثلكم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 105 - 1،5
1 - تكذيب رسالت نوح ( ع ) از سوى قومش
كذّبت قوم نوح المرسلين
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) : فمكث نوح ( ع ) فى قومه ألف سنة إلاّ خمسين عاماً لم يشاركه فى نبوته أحد و لـكنّه قدم على قوم مكذّبين للأنبياء ( ع ) الذين كانوا بينه و بين آدم ( ع ) و ذلك قول اللّه عزّوجلّ : « كذّبت قوم نوح المرسلين » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده: . .. نوح(ع) 950 سال در ميان قومش درنگ كرد و احدى در نبوتش با او شريك نبود; لكن نوح(ع) بر قومى فرستاده شده بود كه آن قوم پيامبرانى را كه بين نوح(ع) تا آدم(ع) بودند، تكذيب مى كردند. اين سخن خداوند عزّوجلّ است كه: «كذّبت قوم نوح المرسلين»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 6
6 - قوم نوح ، مورد سرزنش وى به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
استفهام در جمله «ألاتتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 107 - 2،5
2 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش
إنّى لكم رسول أمين
«أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب نوح(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند، به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند.
5 - تلاش نوح ( ع ) براى نماياندن خيرخواهى خود و تضمين منافع قومش در پرتو رسالت خويش
إنّى لكم رسول أمين
برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 1
1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 1
1 - تصريح نوح ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش
و ما أسئلكم عليه من أجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 1،2،4،8
1 - امتناع قوم نوح از ايمان آوردن به وى ، به بهانه وجود گروهى محروم ، بى اعتبار و فاقد پايگاه اجتماعى ـ اقتصادى در كنار او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون
«أرذلون» جمع «أرذل» است و آن تفضيل «رذل» (حقير، پست و فرومايه) مى باشد. بنابراين «أرذلون»; يعنى، پست ترين فرومايگان و فرومايه ترين مردمان. گفتنى است كه اشراف قوم نوح، اين نسبت ناروا را از آن جهت به پيروان آن حضرت مى دادند كه آنان از طبقات محروم جامعه بودند و از اعتبارات اجتماعى و اقتصادى بهره اى نداشتند.
2 - نخستين مؤمنان به نوح ( ع ) ، محرومان جامعه بودند .
و اتبعك الأرذلون
4 - اشراف قوم نوح ، در جبهه مخالف او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون
8 - تحقير شديد پيروان نوح از سوى اشراف كافر
قالوا . .. و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 114 - 1،2
1 - پاسخ منفى نوح ( ع ) به درخواست اشراف مبنى بر طرد محرومان از پيرامون خويش
أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. و ما أنا بطارد المؤمنين
2 - اعلام قطعى نوح ( ع ) به طرد نكردن مؤمنان از اطراف خويش در هيچ شرايطى
و ما أنا بطارد المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 4
4 - تبليغ تعاليم دينى از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به گونه اى روشن و قابل فهم براى همگان بود .
إن أنا إلاّ نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 1،4
1 - تهديد جدى نوح ( ع ) از سوى اشراف و رفاه طلبان قومش ، مبنى بر سنگسار شدن در صورت دست برنداشتن از تبليغ
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
4 - احساس خطر اشراف و زمامداران قوم نوح از گسترش دعوت وى
قالوا لئن لم تنته يـنوح لتكوننّ من المرجومين
تهديد سران قوم نوح به سخت ترين مجازات همچون رجم، نشانگر نگرانى شديد آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 1،2
1 - شِكوه نوح ( ع ) به درگاه خدا ، از لجاجت و تكذيب گرى قومش نسبت به او
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
2 - نوح ( ع ) ، نگران تكذيب ارزش ها و تعاليم الهى از سوى مردم بود ; نه نگران تهديد خود او از سوى آنان .
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكوه نوح(ع) به درگاه خدا در پى تهديدهاى سخت مخالفان، از تكذيب گرى آنان بود نه از تهديدهاى آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 2،3،4،5
2 - دعاى نوح به درگاه خدا ، براى نجات خود و مؤمنان همراهش از شرّ قوم كفرپيشه خويش
ربّ إنّ قومى كذّبون . .. نجّنى و من معى من المؤمنين
متعلق «نجّنى» حذف شده است و تقدير آن «نجّنى و. .. من شرّهم» مى باشد.
3 - نااميدى شديد نوح ( ع ) از گرايش كافران قومش به ايمان و رنج عميق وى از كفرورزى آنان
و نجّنى و من معى من المؤمنين
از اين كه نوح(ع) از پيشگاه خدا خواستار فيصله يافتن نزاع ميان او و قومش شده است، نشان مى دهد كه او ديگر هيچ گونه اميدى به گرويدن قومش به خود نداشته است.
4 - شِكوه نوح ( ع ) به درگاه خدا از ستم قوم خويش ، پس از اتمام حجت و به بن بست رسيدن همه راه هاى تبليغى بود .
إن أنا إلاّ نذير مبين . .. إنّ قومى كذّبون ... فافتح بينى و بينهم فتحًا و نجّنى
5 - نوح ( ع ) ، خواستار نزول عذاب بر كافران و نجات خود و مؤمنان از آن عذاب
فافتح بينى . .. و نجّنى و من معى من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 1،5
1 - استجابت دعاى نوح ( ع ) از سوى خداوند ، درباره عذاب قوم كافر او و نجات همراهان مؤمنش
و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه
5 - كشتى نوح ، انباشته از امكانات ضرورى و مورد نياز سرنشينان آن
فى الفلك المشحون
«شَحْن» (مصدر مجهول «مشحون») به معناى پُر گردانيده شدن است. بنابراين «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پر شده. گفتنى است كه متعلق «مشحون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «فى الفلك المشحون بما يفتقر إليه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 1،3،4
1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش
ثمّ أغرقنا بعد الباقين
«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.
3 - غرق شدن قوم نوح ، با سيلى عظيم و بنيان برافكن
ثمّ أغرقنا بعد الباقين
با توجه به اين كه در آيات، سخن از وجود دريا نيست، روشن مى شود كه غرق شدن كافران به وسيله سيل بوده است.
4 - تكذيب نوح ( ع ) از سوى قوم وى ، موجب هلاكت آنان شد .
قال ربّ إنّ قومى كذّبون . .. ثمّ أغرقنا بعد الباقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 2
2 - ماجراى ميان نوح ( ع ) و قومش ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوبى باطل
إنّ فى ذلك لأية
آيه و عبرت آموز بودن، مستلزم امكان تحقق دوباره و استمرار يافتن چيزى است كه بايد از آن درس عبرت گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 6،8،13
6 - قوم نوح ، به دنبال قبول نكردن رسالت نوح ( ع ) دچار سيلى عظيم و بنيان كن شدند و به هلاكت رسيدند .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان
«طوفان» هر حادثه اى را مى گويند كه انسان را احاطه كند. اين واژه در «آب فراوان (سيل)» متعارف شده است (مفردات
راغب).
8 - گرفتار شدن قوم نوح به سيلى عظيم و در نتيجه به هلاكت رسيدن ، پيامد مداومت آنان به شرك و قبول نكردن دعوت نوح بود .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه . .. فأخذهم الطوفان و هم ظـلمون
به قرينه مقام، مراد از ظلمى كه به قوم نوح نسبت داده شده است، ممكن است ظلم اصطلاحى نباشد و بلكه شرك و مداومت بر آن باشد.
13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « عاش نوح ألفى سنة و ثلاث مائة سنة . منها ثمانمائة و خمسين سنة ، قبل أن يبعث و ألف سنة إلاّ خمسين عاماً و هو فى قومه يدعوهم و خمس مائة عام بعد ما نزل من السفينة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه نوح(ع)، دو هزار و سيصد سال عمر كرد. كه هشتصد و پنجاه سال آن، پيش از بعثت او بود و نهصدوپنجاه سال، دورانى بود كه در ميان قوم خود مشغول دعوت آنها بود و پانصد سال نيز، بعد از آنكه از كشتى پياده شد، (زندگانى كرد)... .»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1،2،5
1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
2 - نوح ( ع ) و جمعى از مردم مؤمن به وى ، در واقعه طوفان ، بر كشتى سوار شدند .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
5 - مدت رسالت نهصدوپنجاه ساله نوح ( ع ) در ميان قوم اش ، تنها ، مربوط به زمان قبل از طوفان است .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه فلبث فيهم . .. فأخذهم الطوفان ... فأنجينـه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 3
3 - نوح ( ع ) ، عليه قوم خود به درگاه الهى نفرين كرده ، يارى طلبيد .
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون
آيه بعد در پاسخ به نداى نوح(ع)، مسأله نجات آن حضرت و خاندانش را از عذاب الهى مطرح مى كند. از اين مطلب به دست مى آيد كه آنچه آن حضرت از خدا خواسته است، نفرينى بود عليه قوم خود. آيه 26 سوره «مؤمنون» (قال ربّ انصرنى بما كذّبون) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 1،2،3،5،9
1 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
2 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به لطف الهى از عذاب طوفان نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
مقصود از «اندوه بزرگ» يا طوفان است و يا اذيت و آزار مردم كافر. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
3 - نوح ( ع ) و خاندانش به وسيله قوم خود ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار شدند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
5 - نوح ( ع ) ، نجات خود و خاندانش را از دست ستم و اذيت و آزار قوم خود ، از خداوند خواستار شده بود .
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 11
11 - طرد شدن نوح پيامبر ( ع ) ، از سوى قومش ، با دشنام و اتهام
و قالوا مجنون و ازدجر
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «و ازدجر» به معناى «و ازدجره قومه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 2،5،6
2 - يأس و نااميدى نوح ( ع ) از هدايت پذيرى قوم حق ستيز خويش
فدعا ربّه أنّى مغلوب فانتصر
از تعبير «مغلوب»، استفاده مى شود كه نوح(ع) خود را در موضعى يافت كه ديگر تنها چاره را در انتقام الهى از قوم حق ستيزش مى ديد.
5 - غلبه همه جانبه قوم نوح بر آن حضرت و بستن تمامى راه هاى اميد بر روى ايشان
أنّى مغلوب
6 - نوح ( ع ) ، خواهان انتقام الهى از قوم حق ستيز خويش
أنّى مغلوب فانتصر
مفسران «فانتصر» را به معناى «فانتقم» دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 11 - 1
1 - اجابت دعاى نوح ( ع ) به درگاه خداوند ، براى انتقام از قوم حق ستيز خويش
فدعا ربّه . .. ففتحنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 3
3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى
كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 5
5 - رسالت حضرت نوح ( ع ) ، مورد تكذيب و انكار مردم قرار گرفت .
جزاء لمن كان كفر
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «كفر» در اين آيه ـ چنان كه مفسران نيز گفته اند ـ به معناى انكار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 6 - 1
1 - تلاش مستمر نوح ( ع ) ، براى ايمان آوردن قومش ، حاصلى جز فرار و دورى آنان نداشت .
فلم يزدهم دعاءى إلاّ فرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 7 - 1،2،7
1 - دعوت حضرت نوح ( ع ) ، در تمامى دفعات با مخالفت شديد قومش روبه رو مى شد .
و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا أصـبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم
2 - انگشت ها را در گوش ها نهادن و جامه ها را بر سر كشيدن ، واكنش معمول قوم نوح در برابر دعوت آن حضرت
و إنّى كلّما دعوتهم . .. جعلوا أصـبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم
7 - دعوت نوح ( ع ) ، با استكبار و گردن فرازى شديد قومش روبه رو شد .
و استكبروا استكبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 8 - 1،2
1 - دعوت نوح ( ع ) از مردم ، براى ايمان آوردن با صدايى بلند و رسا
ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا
«جهار» اسم مصدر «جهر» است و چنانچه در مورد كلام و سخن به كار رود، به معناى صدا و آواز بلند و در غير آن به معناى علنى و آشكار خواهد بود.
2 - دعوت نوح ( ع ) در ميان قومش ، در آغاز به صورت سرّى و بى سروصدا بود .
و إنّى كلّما دعوتهم . .. و استكبروا استكبارًا . ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا
دعوت نوح(ع) با صداى بلند و رسا، پس از دعوت ايشان و واكنش انكارآميز و مستكبرانه قومش ياد شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه دعوت قبلى، سرّى و بى سروصدا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 9 - 1،2
1 - نوح ( ع ) ، با استفاده از دو روش علنى و سخت پنهانى ( خصوصى و عمومى ) ، مردم را به ايمان فراخواند .
ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا
2 - نوح ( ع ) ، برخى از مردم را به صورت مخفى و خصوصى و برخى را به شكل عمومى و علنى به ايمان فراخواند .
ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه دعوت علنى و مخفى حضرت نوح(ع)، ممكن است در يك زمان و در شرايط اجتماعى خاصّى انجام گرفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 2
2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 1
1 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر ريزش باران فراوان و پى درپى بر آنان ، در صورت استغفار و ايمان آوردن آنان
فقلت استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا
يكى از معانى «سماء»، باران است (صحاح) و در اين آيه شريفه در همين معنا به كار رفته است. «مدراراً» به معناى ريزش فراوان و پى درپى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 1
1 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر يارى شدنشان با اموال و فرزندان از سوى خداوند ، در صورت ايمان آوردن و استغفار آنان
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 2
2 - شكوه حضرت نوح ( ع ) ، به درگاه الهى از نافرمانى قومش
قال نوح ربّ إنّهم عصونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 22 - 3
3 - ثروتمندان و زورمداران حيله گر ، مخالفان اصلى دعوت نوح ( ع )
و مكروا مكرًا كبّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 4
4 - نااميدى كامل نوح ( ع ) ، از نجات يافتن قومش از گمراهى و ستم پيشگى
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
نفرين نوح(ع) عليه قومش، نشانه آن است كه آن حضرت از هدايت يافتن آنان كاملاً مأيوس بود; زيرا اصولاً پيامبران الهى براى هدايت مردمان مبعوث شدند و نوح(ع) نيز ساليانى دراز; قومش را به هدايت دعوت كرد و چون آنان نپذيرفتند، عليه آنان نفرين فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 1،2
1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.
2 - نااميدى كامل نوح ( ع ) از ايمان آوردن قومش و نجات آنان از گمراهى شرك و بت پرستى
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 2،8
2 - حفظ ديانت بندگان خدا و صيانت آنان از گمراهى ، فلسفه نفرين و درخواست نوح ( ع ) از خداوند ، براى نابودى كامل قوم گمراه گر خود
لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا . إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك
8 - نگرانى و احساس خطر نوح ( ع ) ، درباره به خطر افتادن ايمان مؤمنان و نسل هاى آينده جامعه ، از سوى كافران حق ناپذير و گمراه گر قوم خود
إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 13
13 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن هلاكت و بدبختى ستمگران حق ناپذير
و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
«تبار»، به معناى هلاكت و نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 2
2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 3
3 - همسران نوح و لوط پيامبر ، تحت سرپرستى و حمايت آن دو پيامبر قرار داشتند .
كانتا تحت عبدين من عبادنا
برداشت ياد شده، از تعبير «تحت عبدين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 39 - 4
4ـ كفرپيشگان ، ساختن كشتى را آزار و عذابى بى جا و تحميل شده بر نوح ( ع ) و پيروانش قلمداد كرده و آن را مايه شرمسارى ايشان مى شمردند .
يصنع الفلك . .. فسوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 6
6 ـ نبوّت حضرت نوح ( ع ) و نزول آيات الهى بر او براى قومش امرى دشوار و باور نكردنى بود .
يقوم إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
جمله «فكذبوه» در دو آيه بعد (73) دلالت مى كند بر اينكه موضوع مورد بحث، نبوت و رسالت حضرت نوح (ع) است و حضرت در مقام تحدى و اثبات اين ادعاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 4
4ـ كفرپيشگان قوم نوح ، از او خواستند كه به بحث و مناظره با آنان پايان دهد و تهديد هاى خويش را تحقق بخشد .
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا فأتنا بما تعدنا
جمله «فأكثرت جدالنا» (با ما بسيار مناظره كردى) ـ به قرينه تفريع جمله «فأتنا بما تعدنا» بر آن ـ كنايه از اين است كه دليل و برهان آوردن كافى است ، به اين امر پايان ده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 9
9ـ كفرپيشگان قوم نوح ، او را خيرخواه نمى دانستند و تعاليمش را سودمند نمى پنداشتند .
يـنوح قد جـدلتنا . .. إن أردت أن أنصح لكم
اشراف قوم نوح ، تلاشهاى مستمر نوح(ع) را جدل (جرّ و بحث) ناميدند; ولى او در مقابل ، تعبير نصيحت را به كار برد تا پندار آنان را تخطئه كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 5 - 1
1 - قوم نوح ، دين الهى و پيامبر خويش را تكذيب كردند .
كذّبت قبلهم قوم نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 2
2 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، پيوسته با دعوت پيامبران خود به مخالفت برمى خاستند .
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 5
5 - غلبه همه جانبه قوم نوح بر آن حضرت و بستن تمامى راه هاى اميد بر روى ايشان
أنّى مغلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 6
6 ـ نبوّت حضرت نوح ( ع ) و نزول آيات الهى بر او براى قومش امرى دشوار و باور نكردنى بود .
يقوم إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
جمله «فكذبوه» در دو آيه بعد (73) دلالت مى كند بر اينكه موضوع مورد بحث، نبوت و رسالت حضرت نوح (ع) است و حضرت در مقام تحدى و اثبات اين ادعاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 5
5ـ كفرپيشگان قوم نوح ، ناباور به آمدن عذاب و تحقق يافتن وعيد ها و تهديد هاى حضرت نوح ( ع )
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصـدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 12
12 - وجود فرد يا افراد كافر ، در ميان خاندان نوح ( ع )
فاسلك فيها . .. إلاّ من سبق عليه القول منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 7
7ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به پديدآمدن جامعه ها و امتهايى كفرپيشه از نسل او و همراهانش آگاه ساخت .
و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم
كلمه «أمم» مبتدا و خبر آن محذوف مى باشد; يعنى: ممن معك أمم سنمتعهم. جمله «يمسهم ...» حكايت از آن دارد كه مقصود از «أمم» در اين بخش از آيه ، امتهاى كافر هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 11
11 ـ نوح ، نخستين پيامبر داراى كتاب و شريعت *
إنّا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده
چون مسلم است كه قبل از نوح(ع) نيز پيامبرى وجود داشته، بنابراين ذكر حضرت نوح(ع) بدون اشاره به پيامبر پيش از او مى تواند به اين جهت باشد كه او اولين پيامبر داراى شريعت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 7
7 - نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع ) ، هيچ گاه از كتاب آسمانى محروم نبوده اند .
و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة و الكتـب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 12
12ـ پيروان نوح ، همراه و همگام با او براى ساختن كشتى
إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم
برداشت فوق ، مقتضاى آوردن ضمير جمع در «منا» و «إنا» و «نسخر» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 1،3،4
1ـ خداوند ، در پى باخبر ساختن نوح از ايمان نياوردن قومش ، او را به ساختن كشتى فرمان داد .
أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك . .. واصنع الفلك
3ـ نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى مؤيد به مراقبت و محافظت همه جانبه خداوند بود .
واصنع الفلك بأعيننا
«عين» به معناى چشم و در آيه شريفه كنايه از مراقبت و محافظت مى باشد. جمع آوردن آن (أعين) براى مبالغه و رساندن كمال مراقبت است و «بأعيننا» حال براى فاعل «اصنع» مى باشد. بنابراين «اصنع الفلك بأعيننا»; يعنى، آن كشتى را بساز در حالى كه قرين محافظت و مراقبت كامل ما (خداوند) هستى.
4ـ نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى با دريافت وحى ، از تعاليم و راهنمايى هاى خداوند بهره مى برد .
واصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 1،3،4،5،12،14،15،16
1ـ نوح ( ع ) در پى فرمان خداوند ، به ساختن كشتى پرداخت .
واصنع الفلك . .. و يصنع الفلك
در كلام عرب ، گاهى فعل مضارع به جاى فعل ماضى به كار مى رود و منظور از آن ترسيم حادثه هاى گذشته است به گونه اى كه گويا پيش روى مخاطبان قرار دارد. در آيه شريفه نيز ، فعل «يصنع» به همين منظور به جاى «صنع» استعمال شده است.
3ـ كفرپيشگان ، به هنگام مواجه شدن با نوح ( ع ) او را به خاطر كشتى سازى به استهزا و مسخره مى گرفتند .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه
4ـ كفرپيشگان ، آن گاه كه دسته جمعى و گروه گروه با نوح ( ع ) مواجه مى شدند ، او را به خاطر كشتى سازى به تمسخر مى گرفتند .
كلما مرّ عليه ملأ من قومه
برداشت فوق ، از كلمه «ملأ» ـ كه در اين جا به معناى گروه و جماعت است ـ استفاده شده است.
5ـ نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.
12ـ پيروان نوح ، همراه و همگام با او براى ساختن كشتى
إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم
برداشت فوق ، مقتضاى آوردن ضمير جمع در «منا» و «إنا» و «نسخر» است.
14ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . فلما أتى عليهم تسعمأة سنة همّ أن يدعو عليهم . . . فأمره الله عزوجل أن يغرس النخل . . . فلما أتى لذلك خمسون سنة و بلغ النخل و استحكم أمر بقطعه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة و أمر جبرئيل ( ع ) أن ينزل عليه و يعلمه كيف يتخذ ها فقدر طول ها فى الأرض ألفاً و مأتى ذراع و عرض ها ثمانمأة ذراع و طول ها فى السماء ثمانون ذراعاً . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه نهصد سال بر قوم نوح گذشت [و دعوت او را اجابت نكردند ]خواست كه بر آنان نفرين كند; پس خداوند عزوجل به او امر فرمود كه درخت خرما بكارد . .. پس چون پنجاه سال گذشت و درخت كامل و محكمى شد، آن حضرت را به بريدن آن فرمان داد ... آن گاه امر فرمود كشتى را بسازد و جبرئيل را مأمور كرد كه بر نوح نازل شود و به او ياد دهد كه كشتى را چگونه بسازد. پس جبرئيل طول كشتى را هزار و دويست ذراع و عرض آن را هشتصد ذراع و ارتفاع آن را هشتاد ذراع تعيين كرد ...».
15ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث قال بعد ما قرأ قوله تعالى ] : « كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه . . . » : . . . كانوا يسخرون منه و يقولون : ينحت سفينة فى البرّ ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى بعد از قراءت آيه مزبور] فرمود: . .. قوم نوح او را مسخره مى كردند و مى گفتند: او در خشكى كشتى مى سازد!».
16ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : بقى نوح فى قومه ثلاثمأة سنة يدعوهم إلى الله فلم يجيبوه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة
. . . فقال : يا رب من يعيننى على اتخاذها ؟ فأوحى الله إليه ناد فى قومك من أعاننى عليها و نجر منها شيئاً صار ما ينجره ذهباً و فضة فنادى نوح ( ع ) فيهم بذلك فأعانوه عليها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح سيصد سال در بين قوم خود باقى ماند و آنها را به خدا دعوت كرد، ولى او را اجابت نكردند . .. پس خداوند وى را امر كرد تا كشتى بسازد ... نوح گفت: پروردگارا! چه كسى مرا در ساختن كشتى كمك مى كند؟ به او وحى شد در بين قوم خود ندا كن: هر كس مرا در ساختن كشتى كمك كند، تراشه هاى چوبى كه مى تراشد براى او طلا و نقره مى شود. نوح اين ندا را داد، پس قوم او در ساختن كشتى به او كمك كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 2
2 - وحى الهى به نوح ( ع ) در ساختن كشتى
فأوحينا إليه أن اصنع الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 3،4،10
3 ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را به وسيله كشتى از غرق شدن رهايى بخشيد .
فكذبوه فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا
4 ـ مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) ، همراه و همسفر او در كشتى
فانجينه و الذين معه فى الفلك
10 ـ گروهى از همسفران نوح ( ع ) در كشتى نجات ، نه از مؤمنان بودند و نه از تكذيب كنندگان آيات الهى
فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
از اينكه خداوند نجات يافتگان را توصيف نكرد كه اهل ايمان بودند، مثلا نفرمود «و الذين آمنوا»، مى توان گفت گروهى از همراهان نوح(ع) در كشتى به وى ايمان نداشتند. و از جمله «و أغرقنا ... » مى توان فهمى آن گروه وى را تكذيب نيز نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 2
2ـ نوح ( ع ) پيش از مأموريتش براى ساختن كشتى ، به چگونگى ( اندازه ، شكل و . . . ) آن آگاه بود .
واصنع الفلك
ظاهر اين است كه «ال» در «الفلك» عهد ذهنى است و اشاره به سفينه اى خاص دارد كه نوح(ع) به آن آشنايى داشت. براين اساس خداوند، پيش از فرمان به ساختن كشتى، طرح و دورنمايى از آن را به او نشان داده بود. گفته شده كه آن حضرت كشتى مورد نظر را در رؤيا ديده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم
سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند ـ عزّوجلّ ـ به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 1
1 - برجاى ماندن كشتى نوح ـ براى چندى ـ در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 3
3ـ كشتى نوح ، او و همراهانش را در ميان موج هاى عظيمى بسان كوهها ، به پيش مى برد .
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال
«موج» اسم جنس است و بر يك موج و نيز موجهاى متعدد و كثير اطلاق مى شود از آن جا كه در آيه شريفه ، كلمه «موج» به «جبال» (كوهها ) تشبيه شده ، معلوم مى شود مراد از آن ، امواج متعدد و كثير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 2
2 - برجاى ماندن بقاياى كشتى نوح ، تا عصر نزول قرآن *
و لقد تركنـها ءاية
در صورتى كه «تركنا» به معناى برجاى نهادن آثار و بقايا باشد ـ و نه صرفاً به معناى باقى گذاشتن خاطره و ياد كشتى نوح ـ از قيد «هل من مدّكر» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 4
4ـ با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .
و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 14
14ـ « قال أبوعبدالله ( ع ) : . . . غرق جميع الدنيا إلاّ موضع البيت . . . ;
امام صادق(ع) فرمود: . .. [در طوفان نوح] همه دنيا غرق شد مگر جايگاه خانه خدا ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 29 - 10
10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه عزّوجلّ أغرق الأرض كلّها يوم نوح إلاّ البيت فيومئذ سمّى العتيق لأنّه اُعتق يومئذ من الغرق . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ در روز طوفان نوح، همه زمين را غرق كرد، مگر «بيت[اللّه]». پس در آن روز عتيق ناميده شد; زيرا در آن روز از غرق شدن آزاد شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 12
12ـ برخى از افراد خانواده نوح ( همسر و فرزندش ) در زمره كافران و تكذيب كنندگان رسالت او بودند . *
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
«ال» در «القول» عهد ذكرى و يا ذهنى است و اشاره به جمله «لاتخاطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون/37» دارد. بنابراين «إلاّ من ...»; يعنى، مگر آن كس كه از پيش به خاطر كفر و ظلمش، حكم غرق شدن را براى او مقدر ساخته ايم. مفسران برآنند كه مراد از «من سبق» همسرنوح به نام «واعله» و فرزندش به نام «يام» و يا «كنعان» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 5
5 - ايمان نياوردن برخى از اعضاى خاندان نوح ( ع )
و لمن دخل بيتى مؤمنًا
مطلب ياد شده، از قيد «مؤمناً» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 12
12ـ برخى از افراد خانواده نوح ( همسر و فرزندش ) در زمره كافران و تكذيب كنندگان رسالت او بودند . *
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
«ال» در «القول» عهد ذكرى و يا ذهنى است و اشاره به جمله «لاتخاطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون/37» دارد. بنابراين «إلاّ من ...»; يعنى، مگر آن كس كه از پيش به خاطر كفر و ظلمش، حكم غرق شدن را براى او مقدر ساخته ايم. مفسران برآنند كه مراد از «من سبق» همسرنوح به نام «واعله» و فرزندش به نام «يام» و يا «كنعان» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 18
18ـ تنها تعداد بسيار اندكى از قوم نوح ، به يكتايى خداوند ايمان آوردند و رسالت نوح را پذيرفتند .
و ما ءامن معه إلاّ قليل
كلمه «قليل» دلالت بر اندك بودن تعداد مؤمنان دارد و قرآن آن را با قيدى همانند «منهم» نياورد تا به اين نكته اشاره كند كه: تعداد مؤمنان فى نفسه اندك بودند نه در قياس با كفرپيشگان و لذا در برداشت با كلمه بسيار، بر قلّت مؤمنان تأكيد شد(اقتباس از الميزان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 18،23
18ـ تنها تعداد بسيار اندكى از قوم نوح ، به يكتايى خداوند ايمان آوردند و رسالت نوح را پذيرفتند .
و ما ءامن معه إلاّ قليل
كلمه «قليل» دلالت بر اندك بودن تعداد مؤمنان دارد و قرآن آن را با قيدى همانند «منهم» نياورد تا به اين نكته اشاره كند كه: تعداد مؤمنان فى نفسه اندك بودند نه در قياس با كفرپيشگان و لذا در برداشت با كلمه بسيار، بر قلّت مؤمنان تأكيد شد(اقتباس از الميزان).
23ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : لماأراد الله عزوجل هلاك قوم نوح . . . كان الذين آمنوا به من جميع الدنيا ثمانين رجلاً فقال الله عزوجل : « . . . و ما آمن معه إلاّ قليل » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه خداى عزوجل اراده كرد قوم نوح را هلاك كند . .. كسانى كه به او ايمان آورده بودند در همه دنيا هشتاد مرد بودند. پس خداوند عزوجل فرمود: ... و ما آمن معه إلاّ قليل ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 6
6ـ نوح ( ع ) ناآگاه به گسستن پيوند فرزندى كنعان با او بر اثر اعمال ناشايستش
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 13
13ـ « صفوان بن مهران الجمّال عن الصادق جعفربن محمد ـ عليه السلام ـ قال : سار و أنا معه فى القادسية حتى أشرف على النجف فقال : هو الجبل الذى اعتصم به إبن جدّى نوح عليه السلام فقال : « سآوى إلى جبل يعصمنى من الماء » . . . فغار فى الأرض . . . ;
صفوان بن مهران جمّال از امام صادق(ع) نقل مى كند و مى گويد: من با امام صادق(ع) در سرزمين قادسيه همراه بودم تا به نجف نزديك شد; پس فرمود: نجف جاى كوهى است كه فرزند جدّم نوح به آن پناهنده شد و گفت: «سآوى إلى جبل يعصمنى من الماء» . .. پس آن كوه در زمين فرو رفت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 1
1 - شِكوه نوح ( ع ) به درگاه خدا ، از لجاجت و تكذيب گرى قومش نسبت به او
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 4
4 - شِكوه نوح ( ع ) به درگاه خدا از ستم قوم خويش ، پس از اتمام حجت و به بن بست رسيدن همه راه هاى تبليغى بود .
إن أنا إلاّ نذير مبين . .. إنّ قومى كذّبون ... فافتح بينى و بينهم فتحًا و نجّنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 5 - 1
1 - شكوه حضرت نوح ( ع ) ، از قوم خود به پيشگاه پروردگار
قال ربّ إنّى دعوت قومى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 2
2 - شكوه حضرت نوح ( ع ) ، به درگاه الهى از نافرمانى قومش
قال نوح ربّ إنّهم عصونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 5
5ـ پيروان نوح ، به هنگام سوارشدن بر كشتى نجات ، نگران گناهان و تخلفات خويش بودند .
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 60 - 1
1 ـ جبهه گيرى گروه سرشناس و اشراف قوم نوح در برابر دعوت وى
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 25 - 3
3 - وا نهادن و بى اعتنايى به نوح ( ع ) ، آخرين چاره انديشى اشراف كافر در مبارزه با آن حضرت
فقال الملؤا . .. إن هو إلاّ رجل به جنّة فتربّصوا به حتّى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 8
8 ـ مبارزه با شرك و دعوت به توحيد ، مهمترين رسالت نوح
يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3
3 ـ قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 10
10ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : جاء رجل إلى أميرالمؤمنين ( ع ) و هو فى مسجد الكوفة فقال ( ع ) : . . . صلّ فى هـذا المسجد . . . منه سارت سفينة نوح . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: اميرالمؤمنين(ع) در مسجد كوفه بود. مردى نزد وى آمد،آن حضرت فرمود:...در اين مسجد نماز بخوان... از همين مسجد كشتى نوح سير خود را آغاز كرد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 1
1ـ ساخت كشتى نوح و درگيرى هاى لفظى او و كفرپيشگان تا فرا رسيدن طوفان ، همچنان ادامه داشت .
يصنع الفلك و كلما مرّ عليه . .. حتّى إذا جاء أمرنا
«حتى» بيانگر غايت گزارشها و حقايق مطرح شده در آيه قبل (ساختن كشتى و تمسخر كافران و پاسخ گويى حضرت نوح)
مى باشد; يعنى ، اينها ادامه داشت تا زمانى كه . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، نه گنجينه هاى هستى را در اختيار داشت ، نه غيب مى دانست و نه از فرشتگان بود .
لاأقول لكم عندى خزائن الله . .. و لاأقول إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 2
2 ـ رسالت نوح در محدوده قوم خويش بود .
لقد أرسلنا نوحاً إلى قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 2
2 ـ نوح ( ع ) ، مبلغ پيام هاى الهى ، نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 2
2ـ رسالت نوح ( ع ) محدود به قوم خودش بود .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 3
3 - قلمرو رسالت نوح ( ع ) ، محدود به قوم خودش بود .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 2
2 - رسالت نوح ( ع ) ، محدود به قوم خود بود .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 4
4 - اخطار و روشنگرى ، قلمرو رسالت نوح ( ع )
إنّى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، نه گنجينه هاى هستى را در اختيار داشت ، نه غيب مى دانست و نه از فرشتگان بود .
لاأقول لكم عندى خزائن الله . .. و لاأقول إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 5،6،7،8
5ـ نوح ( ع ) ، ناآگاه به تباهى و فساد بى حد فرزند ناخلف خويش
إنه عمل غير صـلح
6ـ نوح ( ع ) ناآگاه به گسستن پيوند فرزندى كنعان با او بر اثر اعمال ناشايستش
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك
7ـ نوح ( ع ) به حكيمانه نبودن نجات فرزند فسادپيشه اش ، از حادثه طوفان آگاه نبود .
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
8ـ محدوديت علم و آگاهى نوح ( ع ) و معصوم نبودن او از خطا و اشتباه
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك ... فلاتسئلن ما ليس لك به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 112 - 3
3 - نوح ( ع ) ، نفى كننده علم غيب از خويش *
ما علمى بما كانوا يعملون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ما» در «ما علمى» نافيه و «علمى» مبتدا و خبر آن محذوف باشد; يعنى، «ما علمى ثبت أو حصل بما كانوا يعملون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 1
1 - نوح ( ع ) ، تنها هشدار دهنده و انذارگر مردم بود .
إن أنا إلاّ نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 2
2ـ فرزند ناصالح نوح ، در پيشگاه خداوند از خانواده و اهل بيت او محسوب نمى شد .
إنه ليس من أهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 3،5،6
3ـ خداوند ، داستان نوح را از طريق وحى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) تشريح كرد .
تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك
ظاهر اين است كه مراد از ضمير «ها» در «نوحيها» همان مشاراليه «تلك» باشد.
5ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم عصر بعثت ، پيش از نزول قرآن ، به سرگذشت نوح ( ع ) آگاهى نداشتند .
ما كنت تعلمها أنت و لاقومك من قبل هـذا
مشاراليه «هـذا» قرآن است كه از جمله «نوحيها إليك» معلوم مى شود.
6ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم عصر بعثت ، جز از طريق وحى ، راهى براى شناخت صحيح حادثه طوفان و سرگذشت نوح ( ع ) در اختيار نداشتند .
ما كنت تعلمها أنت و لاقومك من قبل هـذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 3
3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )
و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 4
4 - اشراف قوم نوح ، در جبهه مخالف او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 22 - 3
3 - ثروتمندان و زورمداران حيله گر ، مخالفان اصلى دعوت نوح ( ع )
و مكروا مكرًا كبّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 7 - 1
1 - دعوت حضرت نوح ( ع ) ، در تمامى دفعات با مخالفت شديد قومش روبه رو مى شد .
و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا أصـبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 20
20ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : ان الله عزوجل قال لنوح : يا نوح إنه ليس من أهلك . . . هو إبنه و لـكن الله عزوجل نفاه عنه حين خالفه فى دينه ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه: خداى عزوجل به حضرت نوح فرمود: «اى نوح آن [پسر] از اهل تو نيست» . .. او پسرش بود ولى خداى عزوجل او را از اهل نوح بودن نفى كرد; زيرا در دين پدرش با او مخالفت كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 10
10ـ « عن المفضل قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) . . . كم لبث نوح و من معه فى السفينة حتى نضب الماء و خرجوا منها ؟ فقال : لبثوا فيها سبعة أيام و لياليها و طافت بالبيت ثم استوت على الجودى . . . ;
مفضل گويد: به امام صادق(ع) گفتم: . .. چه مدتى نوح و همراهان در كشتى ماندند تا آب فرو نشست و از كشتى خارج شدند؟ فرمود: هفت شبانه روز در كشتى ماندند و كشتى بر خانه خدا طواف كرد، سپس بر كوه جودى استقرار يافت ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 13
13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « عاش نوح ألفى سنة و ثلاث مائة سنة . منها ثمانمائة و خمسين سنة ، قبل أن يبعث و
ألف سنة إلاّ خمسين عاماً و هو فى قومه يدعوهم و خمس مائة عام بعد ما نزل من السفينة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه نوح(ع)، دو هزار و سيصد سال عمر كرد. كه هشتصد و پنجاه سال آن، پيش از بعثت او بود و نهصدوپنجاه سال، دورانى بود كه در ميان قوم خود مشغول دعوت آنها بود و پانصد سال نيز، بعد از آنكه از كشتى پياده شد، (زندگانى كرد)... .»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 15
15ـ « عن المفضل بن عمر قال : قلت ( لأبى عبدالله ( ع ) ) : جعلت فداك فى كم عمل نوح سفينته حتى فرغ منها ؟ قال : فى دورين ؟ قلت : و كم الدورين ؟ قال : ثمانين سنة . . . ;
مفضل بن عمر گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدايت شوم! نوح در چه مدتى كشتى خود را ساخت تا از آن فارغ شد؟ فرمود: در دو دور، گفتم: دو دور چقدر است؟ فرمود: هشتادسال . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 3،13
3 - نوح ( ع ) به مدت نهصدوپنجاه سال ، در ميان قوم خود ، عهده دار پيامبرى بود .
و لقد أرسلنا نوحًا . .. فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا
13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : « عاش نوح ألفى سنة و ثلاث مائة سنة . منها ثمانمائة و خمسين سنة ، قبل أن يبعث و ألف سنة إلاّ خمسين عاماً و هو فى قومه يدعوهم و خمس مائة عام بعد ما نزل من السفينة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه نوح(ع)، دو هزار و سيصد سال عمر كرد. كه هشتصد و پنجاه سال آن، پيش از بعثت او بود و نهصدوپنجاه سال، دورانى بود كه در ميان قوم خود مشغول دعوت آنها بود و پانصد سال نيز، بعد از آنكه از كشتى پياده شد، (زندگانى كرد)... .»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 5
5 - مدت رسالت نهصدوپنجاه ساله نوح ( ع ) در ميان قوم اش ، تنها ، مربوط به زمان قبل از طوفان است .
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه فلبث فيهم . .. فأخذهم الطوفان ... فأنجينـه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 9
9- همراهان نوح ( ع ) در كشتى ، افرادى با فضيلت و شايسته تمجيد بودند .
و ممّن حملنا مع نوح
تعبير «ذرّيّة آدم» براى تمام انبيا كافى بود، تصريح به برخى از آباء و اجداد ديگر، از جمله هم سفران نوح(ع)، گوياى شخصيت والاى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 18
18 - « عن أبى شعيب الخراسانى قال : قلت لأبى الحسن الرضا ( ع ) . . . قال : إنّ مسجد الكوفة بيت نوح . . . فيه دعوة نوح حيث قال : « ربّ اغفر لى و لوالدى و لمن دخل بيتى مؤمناً » قال : قلت : من عَنى بوالديه ؟ قال : آدم و حوّا ;
ابوشعيب خراسانى از امام رضا(ع) روايت كرده . .. كه فرمود: مسجد كوفه خانه نوح(ع) است ... دعاى نوح در آن جا اين بوده است كه گفت: «ربّ اغفر لى و لوالدى و لمن دخل بيتى مؤمناً». ابوشعيب گفت: به امام(ع) عرض كردم: نوح(ع) از والدينش چه كسى را قصد كرده؟ فرمود: آدم و حوّا را».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 6
6 ـ خيرخواهى نوح ( ع ) تنها در جهت منافع مردمان ، نه آميخته به منفعت هاى شخص خود بود .
و أنصح لكم
آوردن «لام» پس از مشتقات «نصيحت»، همانند «أنصح لكم»، حكايت از خلوص كامل نصيحت كننده نسبت به نصيحت شونده دارد. يعنى در نصيحتش (خيرخواهيش) هيچ شائبه منفعت شخصى ندارد و تنها خير او را در نظر گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 1،4
1ـ نوح ( ع ) به مردم اعلام كرد كه : در برابر ابلاغ رسالت ، كمترين مالى از آنان درخواست نخواهد كرد .
يـقوم لاأسئلكم عليه مالاً
مراد از ضمير در «عليه» پيامبرى و ابلاغ رسالت است. كلمه «مالاً» نكره است و چون پس از نفى (لاأسئلكم) قرار گرفته است ، دلالت بر عموم دارد; يعنى ، هيچ مالى و كمترين پاداشى.
4ـ نوح ( ع ) به قوم خويش اعلام كرد كه پاداش رسالتش تنها بر عهده خداوند است .
إن أجرى إلاّ على الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 1
1 - تصريح نوح ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش
و ما أسئلكم عليه من أجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 7
7ـ انحصار پيروان نوح به قشر مستضعف و تهى دست ، بهانه و دستاويز اشراف براى ايمان نياوردن به او و انكار رسالت هاى وى
فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 5،6
5ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم عصر بعثت ، پيش از نزول قرآن ، به سرگذشت نوح ( ع ) آگاهى نداشتند .
ما كنت تعلمها أنت و لاقومك من قبل هـذا
مشاراليه «هـذا» قرآن است كه از جمله «نوحيها إليك» معلوم مى شود.
6ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم عصر بعثت ، جز از طريق وحى ، راهى براى شناخت صحيح حادثه طوفان و سرگذشت نوح ( ع ) در اختيار نداشتند .
ما كنت تعلمها أنت و لاقومك من قبل هـذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 5
5 ـ نوح ( ع ) ، بدون هيچ تأخير ، به انجام مسؤوليت و رسالت خويش پرداخت .
لقد أرسلنا نوحاً . .. فقال يقوم
عطف جمله «قال . .. » بر «لقد أرسلنا ... » به وسيله حرف فاء ناظر به برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 8
8 ـ نوح ( ع ) ، وظيفه دار ترساندن مردم از عذاب هاى الهى و فراهم آوردن زمينه هاى تقواپيشگى براى آنان با تبليغ معارف
دين
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 14
14ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . فلما أتى عليهم تسعمأة سنة همّ أن يدعو عليهم . . . فأمره الله عزوجل أن يغرس النخل . . . فلما أتى لذلك خمسون سنة و بلغ النخل و استحكم أمر بقطعه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة و أمر جبرئيل ( ع ) أن ينزل عليه و يعلمه كيف يتخذ ها فقدر طول ها فى الأرض ألفاً و مأتى ذراع و عرض ها ثمانمأة ذراع و طول ها فى السماء ثمانون ذراعاً . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه نهصد سال بر قوم نوح گذشت [و دعوت او را اجابت نكردند ]خواست كه بر آنان نفرين كند; پس خداوند عزوجل به او امر فرمود كه درخت خرما بكارد . .. پس چون پنجاه سال گذشت و درخت كامل و محكمى شد، آن حضرت را به بريدن آن فرمان داد ... آن گاه امر فرمود كشتى را بسازد و جبرئيل را مأمور كرد كه بر نوح نازل شود و به او ياد دهد كه كشتى را چگونه بسازد. پس جبرئيل طول كشتى را هزار و دويست ذراع و عرض آن را هشتصد ذراع و ارتفاع آن را هشتاد ذراع تعيين كرد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 6،7،11،17
6ـ بردن انواع حيوانات به كشتى و نجات دادن آنها از غرق شدن ، از وظايف نوح ( ع ) پس از پيدايش نشانه طوفان ( فوران آب از تنور )
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
7ـ نوح ( ع ) ، موظف بود از هر نوع حيوان تنها يك جفت ( نر و ماده ) را به كشتى سوار كند .
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
مضاف اليه «كل» كلمه اى همانند «حيوان» است; يعنى: من كل حيوان . ... كلمه «اثنين» تأكيد براى زوجين است و اشاره به اين معنا دارد كه از هر حيوان ، بيشتر از يك جفت نبايد به كشتى برده شود.
11ـ نوح ( ع ) از ناحيه خداوند به نجات خانواده خويش و سوار كردن آنان به كشتى موظف شد .
قلنا احمل فيها . .. أهلك
كلمه «أهل» در «أهلك» عطف بر «زوجين» و در حقيقت مفعول براى «احمل» است.
17ـ نوح ( ع ) موظف به سواركردن مؤمنان بر كشتى و نجات دادن آنان از طوفان
قلنا احمل فيها . .. من ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 2
2 - انذار توده ها و نه جلب رضايت اشراف به قيمت طرد محرومان ، وظيفه اعلام شده از سوى نوح ( ع ) به اشراف قومش
و ما أنا بطارد المؤمنين . إن أنا إلاّ نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 35 - 2
2ـ مشركان مكه ، سرگذشت نوح و قوم او را ، داستانى ساختگى و بافته پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى پنداشتند .
و لقد أرسلنا نوحًا . .. أم يقولون افتريـه
برداشت فوق ، براين اساس است كه ضمير مفعولى در «إفتراه» به داستان نوح(ع) و قوم او كه در آيات پيشين آمده ، باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3
3 ـ قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 1
1ـ نوح ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن ، بر پيامبرى خويش
قال يـقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة
قابل ذكر است كه «أرءيتم» به معناى «أخبرونى» است و مفعول آن جمله «أنلزمكموها» است و اين هر دو به منزله جواب شرط «إن كنت . ..» مى باشد و تقدير جمله چنين است «إن كنت على بيّنة ... فاخبرونى أنلزمكموها»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 6 - 1
1 - تلاش مستمر نوح ( ع ) ، براى ايمان آوردن قومش ، حاصلى جز فرار و دورى آنان نداشت .
فلم يزدهم دعاءى إلاّ فرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 4
4ـ نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى با دريافت وحى ، از تعاليم و راهنمايى هاى خداوند بهره مى برد .
واصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 6
6 - تعليم روش دعا به نوح ( ع ) از سوى خدا
فقل الحمد للّه . .. و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 33 - 2
2 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، داراى شايستگى هاى ويژه
انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين
قطعاً گزينش خداوند، بر اساس شايستگى بوده است; زيرا ترجيح بلا مرجح در مورد خداوند حكيم، محال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 3،11
3 ـ نوح(ع) هدايت يافته به توحيد و برهانهاى آن و داراى مرتبه اى بلند بود.
و نوحا هدينا من قبل
11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.
و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 4
4 ـ نوح ( ع ) و ديگر رسولان الهى ، داراى عصمت و مبرا از هر گونه گمراهى
ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين
جمله «لكنى رسول . .. » به منزله تعليلى است براى تبرئه نوح از هر گونه گمراهى. بنابراين جمله «ليس بى ضللة» به همراه «و لكنى ... » علاوه بر عصمت نوح، دلالت بر عصمت تمامى رسولان الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى است .
و لقد أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 5
5ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .
ءاتـنى رحمة من عنده
مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 3
3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينـه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 1
1 - نوح ( ع ) ، از رسولان الهى بود .
و لقد أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 7 - 5
5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .
و إذا أخذنا من النبيّن ميثـقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم
ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 2،4
2 - نوح ( ع ) ، پيامبرى برجسته در سلسله پيامبران الهى و داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلـم على نوح فى العـلمين
برداشت ياد شده از قيد «فى العالمين» براى سلام به دست مى آيد; زيرا در اين سوره خداوند سلام و تحيت خود را نسبت به چند پيامبر بزرگ (همچون ابراهيم، موسى و هارون عليهم السلام) نقل فرموده، ولى بدون اين قيد آورده است; مانند: آيه 109 (سلام على ابراهيم) و آيه 120 (سلام على موسى و هارون).
4 - نوح پيامبر ، برخوردار از مقام و احترام ويژه در ميان همه نسل ها و براى هميشه تاريخ
سلـم على نوح فى العـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 1،2،3
1 - حضرت نوح ، از بندگان مؤمن خدا
إنّه من عبادنا المؤمنين
2 - نوح پيامبر ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّه من عبادنا
برجسته و مقرب بودن نوح(ع)، از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.
3 - عبوديت و ايمان نوح ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همانند پاداش هاى محسنان از سوى خداوند
إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنه من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون نوح(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم. گفتنى است كه مقصود از آن، اجابتِ دعا، نجاتِ از مشكلات اندوه بار و باقى ماندن نسل و نام نيك آن حضرت در تاريخ مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 4
4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 5
5 - مقام عبوديت و بندگى خداوند ، از اوصاف عالى حضرت نوح ( ع )
فكذّبوا عبدنا
وصف «عبدنا» در مقام يادكرد از تلاش هاى نوح(ع)، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 1
1 - نوح و ابراهيم ( ع ) ، از رسولان الهى
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 1 - 1
1 - حضرت نوح ( ع ) ، از رسولان الهى
إنّا أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 4
4ـ با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .
و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 11
11ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . فنزل نوح بالموصل من السفينة مع الثمانين . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. نوح با هشتاد نفر همراه در موصل از كشتى پياده شد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3
3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .
فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك
برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 5
5 - فرود آمدن كشتى نوح ، در محلى غير از محل زندگى نخستين او
و قل ربّ انزلنى منزلاً مباركًا
همان طور كه در برداشت پيشين گفته شد، «منزل» مى تواند اسم مكان باشد. بنابراين درخواست فرود آمدن در يك جاى پربركت، بيانگر تغيير مكان و مفيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 2،17
2ـ كارگاه كشتى سازى نوح ، مجاور گذرگاه عمومى و در ديد و منظر همگان بود .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه
17ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث ] : . . . فعمل نوح سفينة فى مسجد الكوفة بيده . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى ]فرمود:. .. نوح به دست خود در مسجد كوفه كشتى ساخت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3
3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .
فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك
برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3
3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .
فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك
برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 1
1 ـ قوم نوح ، نبوت او را با وجود شواهد و براهين صدق ، نپذيرفته و آن حضرت را به دروغ گويى متهم كردند .
يقوم إن كان كبر عليكم مقامى . .. فإن توليتم فما سألتكم من أجر ... فكذبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 1
1ـ اشراف و سران قوم نوح ، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند .
فقال الملأ الذين كفروا من قومه
متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل توحيد ، نبوت نوح و برپايى قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 1
1ـ گروهى از قوم نوح ، به او ايمان آوردند و گروهى همچنان بر كفر و انكار رسالتش اصرار مىورزيدند .
أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 12
12ـ برخى از افراد خانواده نوح ( همسر و فرزندش ) در زمره كافران و تكذيب كنندگان رسالت او بودند . *
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
«ال» در «القول» عهد ذكرى و يا ذهنى است و اشاره به جمله «لاتخاطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون/37» دارد. بنابراين «إلاّ من ...»; يعنى، مگر آن كس كه از پيش به خاطر كفر و ظلمش، حكم غرق شدن را براى او مقدر ساخته ايم. مفسران برآنند كه مراد از «من سبق» همسرنوح به نام «واعله» و فرزندش به نام «يام» و يا «كنعان» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 5
5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب كننده پيامبر خود
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح
ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوام تكذيب كننده، بيانگر مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 15
15 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : دعا نوح ( ع ) قومه علانية . . . فأمّا ولد قابيل فإنّهم كذّبوه و قالوا : ( ما سمعنا بهـذا فى آبائنا الأوّلين ) . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح(ع) دعوت خود را در ميان قوم خويش آشكارا بيان كرد; اما فرزندان قابيل، نوح(ع) را تكذيب كردند و گفتند «ما سمعنا بهـذا فى آبائنا الأوّلين». ..»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19
19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند ـ عزّوجلّ ـ به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 2
2 ـ قوم نوح ، رسالت و پيامبرى نوح ( ع ) و ديگر پيامبران الهى پيش از او را تكذيب كردند .
كذّبوا الرسل
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمع آمدن «رسل» به لحاظ مجموعه پيامبران الهى پيش از نوح(ع) باشد; كه در اين صورت الف و لام «الرسل» براى عهد خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 105 - 1
1 - تكذيب رسالت نوح ( ع ) از سوى قومش
كذّبت قوم نوح المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 5 - 1،5
1 - قوم نوح ، دين الهى و پيامبر خويش را تكذيب كردند .
كذّبت قبلهم قوم نوح
5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب گر پيامبر خود
كذّبت قبلهم قوم نوح
ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوامِ تكذيب گر، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 22 - 1
1 - استفاده صاحبان زر و زور از مكر و نيرنگى بس بزرگ ، عليه دعوت نوح ( ع ) و در جهت گمراه كردن مردم
من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . و مكروا مكرًا كبّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 7
7ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به پديدآمدن جامعه ها و امتهايى كفرپيشه از نسل او و همراهانش آگاه ساخت .
و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم
كلمه «أمم» مبتدا و خبر آن محذوف مى باشد; يعنى: ممن معك أمم سنمتعهم. جمله «يمسهم ...» حكايت از آن دارد كه مقصود از «أمم» در اين بخش از آيه ، امتهاى كافر هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 3
3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينـه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 6
6ـ حادثه طوفان نوح ، عذابى برخاسته از فرمان خدا
لا عاصم اليوم من أمر الله
مراد از «أمر الله» همان حادثه طوفان و عذاب نازل شده بر قوم نوح است. تعبير كردن از عذاب به «أمر الله» بيانگر آن است كه آن عذاب به امر و فرمان الهى ، تحقق يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 3
3ـ حادثه طوفان نوح از جوشش آب هاى زيرزمينى و ريزش باران از آسمان ، ايجاد شد .
يـأرض ابلعى ماءك و يـسماء أقلعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 5
5 - طوفان نوح ، به امر و اراده الهى بود ، نه يك رخداد طبيعى
فإذا جاء أمرنا . .. من كلِّ زوجين اثنين
قصود از «أمرنا» فرا رسيدن عذاب طوفان است. «فار» مشتق از «فوران» و «تنّور» همان تنور مى باشد^. «سلوك» (مصدر «اسلك») به معناى ادخال و وارد كردن است. «زوجين»(مفعول «اسلك»); يعنى، دو رأس كه هر يك جفت ديگرى باشد (يك نر و يك ماده). «اثنين» نيز تأكيد «زوجين» است. با توجه به اين كه مضاف اليه «كلّ» محذوف است («من كلّ حيوان») معنا چنين مى شود: پس هرگاه فرمان ما در رسيد و آب از تنور فوران كرد، از هر حيوانى دو تا (يكى نر و يكى ماده) با خانواده ات ـ به جز آن كسى كه حكم عذاب، پيش از اين بر او صادر شده است ـ در كشتى وارد كن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 15 - 3
3 - طوفان نوح و ثبت آن در تاريخ ، تدبيرى الهى براى معرفت و عبرت آدميان
و لقد تركنـها ءاية فهل من مدّكر
در صورتى ضمير «تركناها»، مربوط به قصه نوح و طوفان باشد ـ چنان كه برخى برآنند ـ به دست مى آيد كه مقصود از آن، ثبت آن قصه در تاريخ مى باشد كه به وسيله وحى صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 13
13 - « عن صالح بن ميثم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) : ما كان علم نوح ( ع ) حين دعا قومه إنّهم لايلدوا إلاّ فاجرًا كفارًا فقال : أما سمعتَ قولَ اللّه لنوح : « إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن » ;
صالح بن ميثم گويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: نوح(ع) هنگامى كه قوم خود را دعوت مى كرد از كجا آگاه بود كه اولاد آن قوم، غير از بدكار و كافر به دنيا نمى آيند; امام فرمود: آيا سخن خداوند را به نوح نشنيده اى كه فرمود: (إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 3
3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .
و لوطًا ءاتينـه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به
لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 11 - 3
3 - ساختن كشتى و نجات يافتن عده اى از قوم نوح به وسيله آن ، با هدايت و تدبير الهى بود .
حملنـكم فى الجارية
نسبت داده شدن فعل «حملناكم» به خداوند، گوياى مطلب ياد شده است. تصريح به اين مطلب در آيات ديگر مؤيد آن است (فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا...). (مؤمنون (23) آيه 27).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 2
2 - حمايت و لطف الهى ، عامل اصلى نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به آن حضرت از مهلكه طوفان ; و نه صرفاً ابزار مادى ( كشتى ) *
تجرى بأعيننا
در صورتى كه «بأعيننا» كنايه از نظارت، حمايت و لطف الهى باشد، ذكر «تجرى بأعيننا» ـ پس از «حملناه على ذات. ..» ـ بيانگر اين معنا است كه هر چند كشتى نوح از ابزار بايسته اى ساخته شده بود; اما اين حمايت و نظارت لحظه به لحظه ما بود كه در نهايت كارساز و نجات آفرين بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4
4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند
فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4
4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند
فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 2
2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران
و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 1،2
1 - نجات يافتن نوح ( ع ) از طوفان ، به اراده الهى بود .
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
2 - نقش عوامل و اسباب طبيعى ، در تحقق اراده الهى براى نجات نوح ( ع )
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
تعبير «و حملناه على ذات ألواح . ..» بيانگر اين معنا است كه: «خداوند براى تحقق اراده خويش، عوامل طبيعى (كشتى) را به كار مى گيرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 2
2 - حمايت و لطف الهى ، عامل اصلى نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به آن حضرت از مهلكه طوفان ; و نه صرفاً ابزار مادى ( كشتى ) *
تجرى بأعيننا
در صورتى كه «بأعيننا» كنايه از نظارت، حمايت و لطف الهى باشد، ذكر «تجرى بأعيننا» ـ پس از «حملناه على ذات. ..» ـ بيانگر اين معنا است كه هر چند كشتى نوح از ابزار بايسته اى ساخته شده بود; اما اين حمايت و نظارت لحظه به لحظه ما بود كه در نهايت كارساز و نجات آفرين بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4
4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند
فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 2
2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران
و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 5
5 ـ مردمان عصر نوح ( ع ) پيرو اشراف و بزرگان قوم خويش و تحت تأثير موضعگيرى هاى آنان بودند .
قال الملأ . .. قال يقوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 15
15ـ پرهيز از عمل جاهلانه ، پند و موعظه خداوند به حضرت نوح ( ع )
إنى أعظك أن تكون من الجـهلين
«موعظة» به معناى پنددادن و نصيحت كردن است. چنان چه متعلق آن رفتار و اخلاق پسنديده باشد ، مفاد آن ترغيب به انجام دادن است و اگر متعلق آن رفتار و اخلاق ناپسند باشد ، مفاد آن توصيه به انجام ندادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 9
9- خاندان نوح از مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) و بهره مند از لطف ويژه خداوند
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
نجات خاندان نوح(ع)، بيانگر عنايت ويژه خداوند به ايشان و نيز حاكى از ايمان آنان به رسالت نوح(ع) است; زيرا اگر آنان مانند قوم نوح كافر بودند، نجات نمى يافتند. گفتنى است آيه بعد (و نصرناه من القوم الذين كذّبوا...) مؤيد همين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 4
4 ـ مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) ، همراه و همسفر او در كشتى
فانجينه و الذين معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 1
1 ـ نوح با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه گمراهى مبرا دانست .
قال يقوم ليس بى ضللة
مخاطب قرار دادن مردم با «يا قوم» (اى مردم من) دلالت بر اظهار مهربانى نوح نسبت به قوم خود دارد. نكره بودن كلمه «ضللة» پس از نفى دلالت بر عموم دارد. بنابراين «ليس بى ضللة» يعنى حتى اندكى گمراهى در من نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 2
2 ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش برخوردى عاطفى ، ترحم آميز و مشفقانه بود .
إذ قال لقومه يقوم
از اينكه حضرت نوح به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى . .. » فرمود: «اى قوم من» برداشت فوق استفاده مى شود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 7
7ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با سران و اشراف كافر ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .
يـقوم أرءيتم
تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) حكايت از شفقت و ترحم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 8
8ـ نوح ( ع ) پيامبرى خيرخواه و دلسوز مردم
لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 7
7 - نوح ( ع ) ، پيامبرى مهربان و دلسوز مردم
فقال يـقوم
«يا قوم» (اى قوم من)، خطابى مهرآميز و از سر دلسوزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 1
1 - برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش ، برخوردى مشفقانه و ترحّم آميز بود .
قال يـقوم
حضرت نوح(ع) به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى. ..» فرمود: «اى قوم من». از اين نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 4،8،13
4 ـ دعوت به پرستش خداى يگانه ، در رأس برنامه تبليغى نوح ( ع )
فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
8 ـ مبارزه با شرك و دعوت به توحيد ، مهمترين رسالت نوح
يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
13 ـ هشدار به روز قيامت و عذاب هول انگيز آن ، از رسالت هاى اساسى نوح ( ع )
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 5
5 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، نخستين و مهم ترين سخن نوح ( ع ) با قوم خويش
فقال يـقوم اعبدوا اللّه . .. أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 3 - 2
2 - توحيد و خداپرستى ، اولين و مهم ترين دعوت حضرت نوح ( ع )
أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون
برداشت ياد شده، از تقدم ذكرى «اعبدوا اللّه» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى نوح ( ع )
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 110 - 4
4 - دعوت به تقوا و پيروى از حق ، محور تبليغ و هدايت گرى نوح ( ع )
ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون ... فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 3،4
3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.
4 - كشتى نوح ، داراى شكلى ابتدايى و تشكيل شده از مشتى تخته و ميخ *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
از تعبير «ذات ألواح و دسر» نوعى كوچك نمايى و ناچيزشمارى كشتى حضرت نوح استفاده مى شود. اين گفتار درصدد تبيين اين جهت است كه اگر نوح(ع) نجات يافت، با حمايت و لطف خداوند بود ـ نه در پرتو استحكام كشتى او; زيرا اين كشتى تاب مقاومت در برابر آن طوفان سهمگين را نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 10
10- خداوند ، ناخداى كشتى نوح و هدايت كننده آن به مقصد بود .
و ممّن حملنا مع نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 7
7 - خدا ، ناخداى حقيقى كشتى نوح
و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين
اين كه نوح(ع) مى خواند: «خدايا! مرا در جايى پر خير و بركت فرود آور»، مى رساند كه در واقع سكاندار آن كشتى خدا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 3
3 - نوح ( ع ) ، مأمور ساختن كشتى تحت نظارت و هدايت خداوند
أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جعلنا ذرّيّته هم الباقين » يقول : بالحقّ و النبوّة و الكتاب و الإيمان فى عقبه ، و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح ( ع ) . . . ;
از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: ]«و جعلنا ذريته هم الباقين» روايت شده است: خدا مى فرمايد: ذريه او را با حق و نبوت و كتاب و ايمان باقى قرار داديم و آن طور نيست كه تمام فرزندان آدم ـ كه در روى زمين زندگى مى كنند ـ از فرزندان نوح(ع) باشند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 3،4
3 - تداوم يافتن بعثت پيامبران ، در نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع )
و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 2،4
2 ـ خداوند نوح ( ع ) را به پيامبرى برانگيخت و به وى وحى كرد .
كما أوحينا إلى نوح
4 ـ ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، عيسى ، ايوب ، يونس ، هارون و سليمان عليهم السلام از پيامبران پس از نوح ( ع ) و مخاطب وحى
و أوحينا إلى إبرهيم . .. و سليمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 2
2 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 1
1 ـ نوح ( ع ) ، از رسولان الهى است .
لقد أرسلنا نوحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 2
2 ـ نوح ( ع ) ، رسولى از جانب خداوند بود .
و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 1،5
1 ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد
أبلغكم رسلت ربى
5 ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم
و أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 7
7 ـ پيامبرى نوح ( ع ) و معارف ارائه شده از سوى وى ، از آيات خداوند
فكذبوه . .. و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 1
1 ـ خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .
ثم بعثنا من بعدهم موسى
مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 3
3 ـ حضرت نوح ( ع ) خود را فرستاده خداوند دانسته و اجر و مزد خود را نيز تنها بر عهده او اعلام كرد .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه . .. فإن توليتم فما سألتكم من أجر إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى است .
و لقد أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 5
5ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .
ءاتـنى رحمة من عنده
مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 4
4 - نوح ، هود و صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 1
1 - نوح ( ع ) ، از رسولان الهى بود .
و لقد أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 1
1 - نوح ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم خويش و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم نوح
قيد «أخوهم» هم مى تواند بيانگر پيوند خويشاوندى نوح(ع) با قومش باشد و هم تعبير كنايى از اشفاق و دلسوزى آن حضرت نسبت به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 79 - 2
2 - نوح ( ع ) ، پيامبرى برجسته در سلسله پيامبران الهى و داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلـم على نوح فى العـلمين
برداشت ياد شده از قيد «فى العالمين» براى سلام به دست مى آيد; زيرا در اين سوره خداوند سلام و تحيت خود را نسبت به چند پيامبر بزرگ (همچون ابراهيم، موسى و هارون عليهم السلام) نقل فرموده، ولى بدون اين قيد آورده است; مانند: آيه 109 (سلام على ابراهيم) و آيه 120 (سلام على موسى و هارون).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 20
20- « سماعة بن مهران قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل » فقال : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;
سماعة بن مهران مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آيه «فاصبر كما صبر اُولواالعزم من الرسل» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى (ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 1
1 - نوح و ابراهيم ( ع ) ، از رسولان الهى
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 1 - 1
1 - حضرت نوح ( ع ) ، از رسولان الهى
إنّا أرسلنا نوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 4،6
4ـ اتكا به مغفرت و رحمت خدا براى نجات از حادثه طوفان ، توصيه نوح ( ع ) به پيروان خويش
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
نوح(ع) با يادآورى مغفرت و رحمت الهى ، پس از فرمانش مبنى بر سوار شدن به كشتى ، درصدد بيان اين حقيقت بود كه كشتى تنها يك وسيله است و آنچه تأمين كننده نجات مى باشد شمول مغفرت و رحمت الهى است.
6ـ نجات پيروان نوح از حادثه طوفان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى بود .
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 2،5،8
2ـ فرزند نوح ، مأوا گرفتن در كوه را مايه نجات از حادثه طوفان مى پنداشت .
قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء
«اُوىّ» (مصدر آوى) به معناى رجوع كردن و منضم شدن و جاى گرفتن است و «عصمة» (مصدر يعصم) به معناى منع كردن و بازداشتن است. بنابراين «سأوى ...»; يعنى ، به زودى به كوهى مى روم كه مرا از [خطر] اين آب باز دارد.
5ـ هيچ چيز و هيچ كس ، جز خداوند رحمان ، توانا بر نجات افراد از حادثه طوفان نوح نبود .
قال لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
ظاهر جمله «لاعاصم . ..» اين است كه «من رحم» استثنا از «لاعاصم» باشد. در اين صورت بايد گفت: مراد از «من رحم» رحم كننده ، يعنى خداوند است نه كسى كه مورد رحمت قرار مى گيرد; يعنى: لاعاصم ... الا الراحم و هو الله.
8ـ نجات يافتن از حوادثى چون طوفان نوح ( عذاب هاى الهى ) ، جز در سايه رحمت الهى ، امكان پذير نيست .
لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 10
10ـ نجات فرزند فسادپيشه نوح از حادثه طوفان ، امرى خلاف حكمت و مصلحت در نزد خداوند
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
«به» متعلق به «علم» است و مراد از آن «بمصلحته و حكمته و صوابه» مى باشد. بنابراين «فلاتسئلن ما ليس ...»; يعنى ، درخواستى را كه نمى دانى درست است و يا مطابق مصلحت و حكمت است ، از من مخواه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 2
2 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به لطف الهى از عذاب طوفان نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
مقصود از «اندوه بزرگ» يا طوفان است و يا اذيت و آزار مردم كافر. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 2
2 - نسل نوح ( ع ) ، تنها نسل باقى مانده از ميان نجات يافتگان از عذاب طوفان براى هميشه تاريخ
و جعلنا ذرّيّته هم الباقين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه حصر مستفاد از ضمير فصل «هم»، حصر اضافى باشد و در مقايسه با افراد موجود در كشتى سنجيده شود كه برخى از خاندان نوح(ع) و برخى از ديگر مردمان بودند كه به آن حضرت ايمان آورده بودند; يعنى، نسل مردم كافر طوفان زده و نيز نسل مردم مؤمن نجات يافته بر عرشه كشتى، همگى قطع شده و تنها نسل نوح(ع) باقى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 1،3
1 - نجات يافتن نوح ( ع ) از طوفان ، به اراده الهى بود .
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 7،9،10
7ـ نوح ( ع ) به حكيمانه نبودن نجات فرزند فسادپيشه اش ، از حادثه طوفان آگاه نبود .
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
9ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از درخواست نجات فرزندش ، برحذر داشت .
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
چون مفعول دوم «فلاتسئلن» ـ يعنى، «ما ليس . ..» ـ بدون حرف «عن» آمده است، مقصود از سؤال، درخواست و مطالبه است نه پرسش و جستوجو. بنابراين «فلاتسئلن»; يعنى، از من مخواه و درخواست نكن .... مصداق مورد نظر براى «ماليس ...» نجات فرزند نوح مى باشد.
10ـ نجات فرزند فسادپيشه نوح از حادثه طوفان ، امرى خلاف حكمت و مصلحت در نزد خداوند
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
«به» متعلق به «علم» است و مراد از آن «بمصلحته و حكمته و صوابه» مى باشد. بنابراين «فلاتسئلن ما ليس ...»; يعنى ، درخواستى را كه نمى دانى درست است و يا مطابق مصلحت و حكمت است ، از من مخواه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 6
6ـ نجات پيروان نوح از حادثه طوفان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى بود .
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 6،8
6 - واقعه طوفان و هلاكت قوم نوح و نجات آن حضرت و مؤمنان به وى ، از آن حادثه ، درس عبرتى بزرگ براى انسان هااست .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين
مرجع ضمير «ها» مى تواند «سفينة» و يا «واقعه طوفان» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است. گفتنى است، «آية» به معناى «عبرت» است و نكره آمدن اش، دلالت بر تفخيم مى كند.
8 - نجات نوح ( ع ) و اصحاب كشتى وى و باقى ماندن كشتى ، به عنوان آيه الهى براى مردم ، به دست خداوند بود .
فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 11،13
11ـ نوح ( ع ) از ناحيه خداوند به نجات خانواده خويش و سوار كردن آنان به كشتى موظف شد .
قلنا احمل فيها . .. أهلك
كلمه «أهل» در «أهلك» عطف بر «زوجين» و در حقيقت مفعول براى «احمل» است.
13ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از سوار كردن كفرپيشگان خانواده اش بر كشتى نجات ، منع كرد .
احمل فيها . .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 13
13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .
إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح
تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 7
7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 1،2
1 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
2 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به لطف الهى از عذاب طوفان نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
مقصود از «اندوه بزرگ» يا طوفان است و يا اذيت و آزار مردم كافر. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 2
2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 1
1 - استجابت دعاى نوح ( ع ) از سوى خداوند ، درباره عذاب قوم كافر او و نجات همراهان مؤمنش
و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 1
1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 3
3 ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را به وسيله كشتى از غرق شدن رهايى بخشيد .
فكذبوه فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 3
3 ـ خداوند ، حضرت نوح ( ع ) و تمام كسانى را كه با او در كشتى بودند ، از غرق شدن نجات داد .
فنجّينه و من معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 76 - 5،7
5- دعاى حضرت نوح ( ع ) براى نجات از دست قومش ، مستجاب شد .
و نوحًا إذ نادى من قبل فاستجبنا له
7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .
فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 1
1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .
و نصرنـه من القوم الذين كذّبوا بـايـتنا
واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 1
1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش
ثمّ أغرقنا بعد الباقين
«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 1
1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين
«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1،6،8
1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
6 - واقعه طوفان و هلاكت قوم نوح و نجات آن حضرت و مؤمنان به وى ، از آن حادثه ، درس عبرتى بزرگ براى انسان هااست .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين
مرجع ضمير «ها» مى تواند «سفينة» و يا «واقعه طوفان» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است. گفتنى است، «آية» به معناى «عبرت» است و نكره آمدن اش، دلالت بر تفخيم مى كند.
8 - نجات نوح ( ع ) و اصحاب كشتى وى و باقى ماندن كشتى ، به عنوان آيه الهى براى مردم ، به دست خداوند بود .
فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 2
2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 1،2
1 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
2 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به لطف الهى از عذاب طوفان نجات يافتند .
و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
مقصود از «اندوه بزرگ» يا طوفان است و يا اذيت و آزار مردم كافر. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 3
3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 73 - 3
3 ـ خداوند ، حضرت نوح ( ع ) و تمام كسانى را كه با او در كشتى بودند ، از غرق شدن نجات داد .
فنجّينه و من معه فى الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 120 - 1
1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش
ثمّ أغرقنا بعد الباقين
«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1
1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 2
2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 1
1 - نوح ( ع ) خواستار داورى و فيصله دادن به نزاع ميان خود و قوم تكذيب گرش از درگاه خداوند
قال ربّ إنّ قومى كذّبون . .. فافتح بينى و بينهم فتحًا
«فتح» (مصدر «افتح») معادل «فُتاحة» و به معناى حكم كردن و فيصله دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 1
1 - نوح ( ع ) ، پيامبرى از نژاد قوم خويش و داراى پيوند خويشاوندى با آنان
إذ قال لهم أخوهم نوح
قيد «أخوهم» هم مى تواند بيانگر پيوند خويشاوندى نوح(ع) با قومش باشد و هم تعبير كنايى از اشفاق و دلسوزى آن حضرت نسبت به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 10
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال دعا نوح ( ع ) قومه علانية فلمّا سمع عقب هبة اللّه من نوح تصديق ما فى أيديهم من العلم صدّقوه ، فأمّا ولد قابيل فإنّهم كذّبوه . . . « قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون » يعنون عقب هبة اللّه ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: نوح(ع) قوم خود را آشكارا دعوت كرد و هنگامى كه فرزندان هبة اللّه (پسرآدم(ع)) تصديق علومى را كه در دست آنها بود از نوح شنيدند، وى را تصديق نمودند; اما فرزندان قابيل، نوح را تكذيب كردند و گفتند: «أنومن لك و اتبعك الأرذلون» مقصود آنان فرزندان هبة اللّه بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 10
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال دعا نوح ( ع ) قومه علانية فلمّا سمع عقب هبة اللّه من نوح تصديق ما فى أيديهم من العلم صدّقوه ، فأمّا ولد قابيل فإنّهم كذّبوه . . . « قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون » يعنون عقب هبة اللّه ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: نوح(ع) قوم خود را آشكارا دعوت كرد و هنگامى كه فرزندان هبة اللّه (پسرآدم(ع)) تصديق علومى را كه در دست آنها بود از نوح شنيدند، وى را تصديق نمودند; اما فرزندان قابيل، نوح را تكذيب كردند و گفتند: «أنومن لك و اتبعك الأرذلون» مقصود آنان فرزندان هبة اللّه بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 34 - 1
1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران از نسل و نژادى واحد
انّ اللّه اصطفى . .. ذريّة بعضها من بعض
برداشت فوق را روايت امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: الذين اصطفاهم اللّه، بعضهم من نسل بعض.
مجمع البيان، ج 2، ص 735.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 7
7 ـ داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.
نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون
با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 85 - 2
2 ـ زكريا، يحيى و الياس از نوادگان نوح(ع) بودند.
و من ذريته . .. و زكريا و يحيى و عيسى و إلياس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 86 - 1
1 ـ اسماعيل، اليسع، يونس و لوط، از ذريه نوح(ع) بودند.
و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و إسمعيل و اليسع و يونس و لوطا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 11
11- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح قال الله فى كتابه : « . . . ذرّية من حملنا مع نوح » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. چنان نيست كه تمام آدميان روى زمين از فرزندان نوح باشند. خداوند در كتابش فرمود: ... ذرّية من حملنا مع نوح».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 5
5 - اقوام داراى پيامبر ، پس از نوح ( ع ) از نسل حضرت نوح و پس از ابراهيم ( ع ) از نسل حضرت ابراهيم بودند .
و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 1،4
1- بنى اسرائيل ، از ذريه و نسل همراهان نوح ( ع ) در كشتى بودند .
هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح
4- انتساب بنى اسرائيل به همراهان نوح ( ع ) ، موجب شايستگى آنان به عنايت خدا براى هدايتشان گرديد .
و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح
برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه نصب «ذرية» به تقدير فعل «اخص» و مجموع جمله «ذرّية من حملنا. ..» در مقام تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى...) باشد; يعنى، ما با نزول تورات، خواستار هدايت بنى اسرائيل بوديم; چون آنان از فرزندان همراهان حضرت نوح(ع) بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 3
3- نسل همراهان نوح در كشتى نجات ، پيامبرى بزرگ ، چون ابراهيم ( ع ) را در خود پروراند .
من النبيّن . .. ممّن حملنا مع نوح
مراد از «من حملنا مع نوح» به قرينه قبل و بعد آن «ذريّة من حملنا . ..»است. بين انبياى ذكر شده در آيات قبل، تنها ابراهيم(ع) است كه غير از «ذريّة آدم» با عنوان «نسل همراهان نوح» شناسايى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 5،6
5ـ جوشش آب از تنور ، علامت و سرآغازى براى حادثه طوفان نوح بود .
حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور قلنا احمل
6ـ بردن انواع حيوانات به كشتى و نجات دادن آنها از غرق شدن ، از وظايف نوح ( ع ) پس از پيدايش نشانه طوفان ( فوران آب از تنور )
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 3
3 - بقاى نسل نوح ( ع ) براى هميشه تاريخ ، از نعمت ها و الطاف ويژه الهى به ايشان
و جعلنا ذرّيّته هم الباقين
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 4
4 - بعثت نوح ( ع ) ، نعمت الهى براى قومش
لمن كان كفر
از اينكه تكذيب نوح(ع) از سوى قومش كفران خوانده شده برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 9
9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 9
9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 2
2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .
قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك
هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود:
«يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 2
2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .
قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك
هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 3
3 - بقاى نسل نوح ( ع ) براى هميشه تاريخ ، از نعمت ها و الطاف ويژه الهى به ايشان
و جعلنا ذرّيّته هم الباقين
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 78 - 2
2 - باقى ماندن نام و آوازه نوح ( ع ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 5
5 - نوح ( ع ) ، خواستار نزول عذاب بر كافران و نجات خود و مؤمنان از آن عذاب
فافتح بينى . .. و نجّنى و من معى من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 3
3 - نوح ( ع ) ، عليه قوم خود به درگاه الهى نفرين كرده ، يارى طلبيد .
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون
آيه بعد در پاسخ به نداى نوح(ع)، مسأله نجات آن حضرت و خاندانش را از عذاب الهى مطرح مى كند. از اين مطلب به دست مى آيد كه آنچه آن حضرت از خدا خواسته است، نفرينى بود عليه قوم خود. آيه 26 سوره «مؤمنون» (قال ربّ انصرنى بما كذّبون) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 6،7
6 - نوح ( ع ) ، خواهان انتقام الهى از قوم حق ستيز خويش
أنّى مغلوب فانتصر
مفسران «فانتصر» را به معناى «فانتقم» دانسته اند.
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . قال : . . . فلبث فيهم نوح ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سرّاً و علانية فلمّا أبوا و عتوا قال « ربّ أنّى مغلوب فانتصر » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه . .. فرمود: ...نوح(ع) در ميان قوم خود هزار سال ـ پنجاه سال كم ـ توقف نمود و قومش را در نهان و آشكار [به توحيد] دعوت كرد. پس چون آنان ابا كرده و سركشى نمودند، گفت: پروردگارا! من مغلوب هستم، انتقام مرا [از اين قوم طغيان گر] بگير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 1
1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 13
13 - « عن صالح بن ميثم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) : ما كان علم نوح ( ع ) حين دعا قومه إنّهم لايلدوا إلاّ فاجرًا كفارًا فقال : أما سمعتَ قولَ اللّه لنوح : « إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن » ;
صالح بن ميثم گويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: نوح(ع) هنگامى كه قوم خود را دعوت مى كرد از كجا آگاه بود كه اولاد آن قوم، غير از بدكار و كافر به دنيا نمى آيند; امام فرمود: آيا سخن خداوند را به نوح نشنيده اى كه فرمود: (إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 13
13 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن هلاكت و بدبختى ستمگران حق ناپذير
و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
«تبار»، به معناى هلاكت و نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 7
7 - نقش بارز و محورى نوح ( ع ) ، در مديريت نظام مادى و معنوى مؤمنان قوم خويش
اصنع الفلك . .. فاسلك فيها... فإذا استويت ... فقل الحمد للّه
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه: در جريان ساختن كشتى و سوار شدن و استقرار در آن، تنها حضرت نوح(ع) مورد خطاب الهى است و قوم او طفيلى اويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 3
3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 2
2 - حمايت و لطف الهى ، عامل اصلى نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به آن حضرت از مهلكه طوفان ; و نه صرفاً ابزار مادى ( كشتى ) *
تجرى بأعيننا
در صورتى كه «بأعيننا» كنايه از نظارت، حمايت و لطف الهى باشد، ذكر «تجرى بأعيننا» ـ پس از «حملناه على ذات. ..» ـ بيانگر اين معنا است كه هر چند كشتى نوح از ابزار بايسته اى ساخته شده بود; اما اين حمايت و نظارت لحظه به لحظه ما بود
كه در نهايت كارساز و نجات آفرين بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 11 - 2
2 - نجات يافتن عده اى از قوم نوح بهوسيله كشتى از هلاكت و غرق شدن
حملنـكم فى الجارية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، واسطه شمول مغفرت و رحمت خداوند بر مؤمنان و پيروان او
إن ربى لغفور رحيم
به دليل «اركبوا» كه خطاب به پيروان نوح است، متعلق «غفور» و «رحيم» نيز پيروان آن حضرت مى باشد; يعنى: إن ربى لغفور لكم رحيم بكم. (خداوند آمرزنده شما و نازل كننده رحمت بر شماست). لازمه اين سخن آن بود كه نوح مى فرمود: «ربكم» (پرورگار شما) نه «ربى». اين جابه جايى بيانگر اين نكته است كه: خداوند به واسطه نوع(ع)، مغفرت و رحمت خويش را به پيروان او مى گستراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 5
5ـ پيروان نوح ، به هنگام سوارشدن بر كشتى نجات ، نگران گناهان و تخلفات خويش بودند .
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 18
18 ـ نوح ، نگران مبتلا شدن قومش به كيفر دنيوى ( طوفان ) بر اثر شركورزى و ترك پرستش خداوند
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
بر اساس اين احتمال كه مراد از «يوم عظيم» زمان طوفان نوح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 8
8 - نگرانى و احساس خطر نوح ( ع ) ، درباره به خطر افتادن ايمان مؤمنان و نسل هاى آينده جامعه ، از سوى كافران حق ناپذير و گمراه گر قوم خود
إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 85 - 3
3 ـ ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.
و وهبنا له . .. كل من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 4
4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند
عبدين من عبادنا صـلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 15
15ـ نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 8،11
8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.
و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين
مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.
و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 2
2 ـ سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م
برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 ـ كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 1
1 - روى آوردن به حمد و ستايش الهى ، پس از استقرار در كشتى ، رهنمود خداوند به نوح ( ع )
فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه
«إستواء» (مصدر «استويت») به معناى قرار گرفتن و استقرار يافتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 15 - 2
2 - نوح ( ع ) و جمعى از مردم مؤمن به وى ، در واقعه طوفان ، بر كشتى سوار شدند .
فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 9
9ـ نوح ( ع ) در پاسخ استهزاگران ، آنان را از آينده اى درخور استهزا و در پى دارنده تمسخر خبر داد .
إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 7
7ـ تمسخر و استهزاى كفرپيشگان ، هرگز نوح ( ع ) و پيروانش را از اجراى فرمان خدا باز نداشت .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 7
7ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با سران و اشراف كافر ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .
يـقوم أرءيتم
تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) حكايت از شفقت و ترحم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3
3 ـ قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 4،10
4ـ نوح ( ع ) ، فرزندش را از بى ثمربودن صعود بر كوه و منحصر بودن راه نجات در بهره جستن از امداد الهى ، آگاه ساخت .
لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم
10ـ موجهايى كوه پيكر ، ميان نوح ( ع ) و فرزندش حايل شد و مانع ادامه گفتوگوى آنان با يكديگر گرديد .
قال لا عاصم اليوم من أمر الله . .. و حال بينهما الموج
«ال» در «الموج» عهد ذكرى و اشاره به همان امواج كوه پيكر (موج كالجبال) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 6
6ـ بردن انواع حيوانات به كشتى و نجات دادن آنها از غرق شدن ، از وظايف نوح ( ع ) پس از پيدايش نشانه طوفان ( فوران آب از تنور )
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 8
8ـ محدوديت علم و آگاهى نوح ( ع ) و معصوم نبودن او از خطا و اشتباه
إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك ... فلاتسئلن ما ليس لك به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 9
9ـ مخالفت شديد و قاطعانه نوح ( ع ) با درخواست نابه جاى سران و اشراف ( طرد مؤمنان تهى دست )
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
آوردن جمله اسميه و «با» ى زايده ، حكايت از تأكيد فراوان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 33 - 9
9ـ پاسخ نوح ( ع ) به عذاب طلبى كفرپيشگان ، پاسخى آميخته با درس توحيد و خداشناسى بود .
فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء و ما أنتم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 7
7ـ نوح ( ع ) ، با پى بردن به نادرستى تقاضاى خود ( نجات فرزندش ) خواهان آمرزش و رحمت الهى شد .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 112 - 3
3 - نوح ( ع ) ، نفى كننده علم غيب از خويش *
ما علمى بما كانوا يعملون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ما» در «ما علمى» نافيه و «علمى» مبتدا و خبر آن محذوف باشد; يعنى، «ما علمى ثبت أو حصل بما كانوا يعملون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 2،3،4،5،8،9،10،11
2 ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش برخوردى عاطفى ، ترحم آميز و مشفقانه بود .
إذ قال لقومه يقوم
از اينكه حضرت نوح به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى . .. » فرمود: «اى قوم من» برداشت فوق استفاده مى شود
3 ـ قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
4 ـ حضرت نوح ( ع ) ، با آيات خدا به تذكر و يادآورى قومش مى پرداخت .
و تذكيرى بأيت اللّه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «باء در «بآيات اللّه» براى استعانت باشد نه زايد.
5 ـ حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .
مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
8 ـ حضرت نوح ( ع ) در برابر عناد و ستيزه جويى ها قومش ، تنها بر خداوند توكل داشت .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فعلى اللّه توكلت
9 ـ حضرت نوح ( ع ) ، قومش را بر قتل خود تحدى كرد و عدم توانايى آنان را بر انجام اين كار ، شاهد درستى ادعاى نبوت خود ، اعلام نمود .
إن كان كبر عليكم مقامى . .. فأجمعوا أمركم ... و لا تنظرون
جمله «فعلى اللّه توكلت» بيانگر شكست ناپذيرى حضرت نوح (ع) به علت متكى بودنش به قدرت لايزال الهى و جمله «أجمعوا أمركم و شركاءكم» بيان ناچيزى قدرت قومش مى باشد.
10 ـ حضرت نوح ( ع ) همراه با اعلان تحدى ، خدا را تنها كانون قدرت و معبود هاى قومش را شركايى ساختگى و فاقد هر گونه توانايى اعلام كرد .
يقوم إن كان كبر . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ... و لا تنظرون
11 ـ حضرت نوح ( ع ) با توكل بر خداوند ، قومش را به مقابله همه جانبه با خود فراخواند .
فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 25 - 4
4ـ نوح ( ع ) خويشتن را براى مردمش ، پيامبرى هشدار دهنده و انذاركننده خواند .
إنى لكم نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 7
7ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با سران و اشراف كافر ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .
يـقوم أرءيتم
تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) حكايت از شفقت و ترحم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 4
4ـ نوح ( ع ) به قوم خويش اعلام كرد كه پاداش رسالتش تنها بر عهده خداوند است .
إن أجرى إلاّ على الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 1
1ـ ساخت كشتى نوح و درگيرى هاى لفظى او و كفرپيشگان تا فرا رسيدن طوفان ، همچنان ادامه داشت .
يصنع الفلك و كلما مرّ عليه . .. حتّى إذا جاء أمرنا
«حتى» بيانگر غايت گزارشها و حقايق مطرح شده در آيه قبل (ساختن كشتى و تمسخر كافران و پاسخ گويى حضرت نوح)
مى باشد; يعنى ، اينها ادامه داشت تا زمانى كه . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 6
6ـ نوح ( ع ) ، همواره رنجيده خاطر از رفتار ناپسند قوم خويش و اندوهناك از اصرار آنان بر كفر و انكار رسالت
فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
إبتئاس (مصدر تبتئس) به معناى محزون و ناراحت شدن است و مراد از «ما كانوا يفعلون» شرك ورزى و اصرار آنان بر انكار رسالت و ديگر كارهاى نارواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 1
1ـ خداوند ، در پى باخبر ساختن نوح از ايمان نياوردن قومش ، او را به ساختن كشتى فرمان داد .
أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك . .. واصنع الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 10
10 ـ حضرت نوح ( ع ) همراه با اعلان تحدى ، خدا را تنها كانون قدرت و معبود هاى قومش را شركايى ساختگى و فاقد هر گونه توانايى اعلام كرد .
يقوم إن كان كبر . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ... و لا تنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 9
9ـ مخالفت شديد و قاطعانه نوح ( ع ) با درخواست نابه جاى سران و اشراف ( طرد مؤمنان تهى دست )
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا
آوردن جمله اسميه و «با» ى زايده ، حكايت از تأكيد فراوان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 114 - 1،2
1 - پاسخ منفى نوح ( ع ) به درخواست اشراف مبنى بر طرد محرومان از پيرامون خويش
أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. و ما أنا بطارد المؤمنين
2 - اعلام قطعى نوح ( ع ) به طرد نكردن مؤمنان از اطراف خويش در هيچ شرايطى
و ما أنا بطارد المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 7
7 ـ حضرت نوح ( ع ) در برابر نارضايتى قومش نسبت به دعوت او ، عزم راسخ خويش را اعلام كرد و بر ادامه سرسختانه راه خود اصرار و تأكيد ورزيد .
فأجمعوا أمركم و شركاءكم . .. و أمرت أن أكون من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 8
8ـ نوح ( ع ) ، رهايى خويش از زيان كارى را در گرو مغفرت و رحمت الهى مى دانست .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 1،5،7
1ـ نوح ( ع ) در پى حايل شدن امواج آب ميان او و فرزندش ، با شفاعت به درگاه خدا ، خواستار نجات وى شد .
و حال بينهما الموج . .. و نادى نوح ربه فقال رب إن ابنى من أهلى
جمله «فلاتسئلن» (در آيه چهل و ششم) حاكى است كه: نوح(ع) خواستار نجات فرزندش از غرق شدن بود. براين اساس دعا و التجاى آن حضرت پيش از غرق شدن فرزندش بود و لذا برخى از مفسران جمله «نادى نوح ربه ...» را بر «حال بينهما الموج» عطف گرفته اند.
5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق
7ـ نوح ( ع ) ، پس از طرح استدلال خويش براى لزوم نجات فرزندش ، حكم و قضاوت آن را به خداوند واگذار كرد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق و أنت أحكم الحـكمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .
و قال اركبوا فيها
به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 1
1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .
و قال اركبوا فيها
به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 5
5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 47 - 1،7
1ـ نوح ( ع ) ، از تقاضاى نجات فرزند ناصالحش منصرف شد و آن را امرى نابه جا دانست .
فقال رب إن ابنى من أهلى . .. قال رب إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم
7ـ نوح ( ع ) ، با پى بردن به نادرستى تقاضاى خود ( نجات فرزندش ) خواهان آمرزش و رحمت الهى شد .
إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 11
11ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از شفاعت درباره كفرپيشگان و درخواست رهايى آنان از عذاب ، برحذر داشت .
و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون
مراد از «لاتخاطبنى . ..» (درباره ستمگران با من سخن مگو) به دليل جمله بعد (زيرا غرق شدن براى آنان حتمى است) درخواست برطرف شدن عذاب و نجات از طوفان آب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 13
13ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از سوار كردن كفرپيشگان خانواده اش بر كشتى نجات ، منع كرد .
احمل فيها . .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 5
5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 15
15ـ « عن الصادق ( ع ) : لما حضرت نوحاً ( ع ) الوفاة دعا الشيعة فقال لهم : إعلموا أنه ستكون من بعدى غيبة تظهر فيه الطواغيت و أن الله عزوجل يفرّج عنكم بالقائم من ولدى اسمه هود . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: هنگامى كه وفات نوح فرارسيد، پيروانش را فرا خواند و فرمود: بدانيد همانا به زودى بعد از من غيبتى خواهد بود كه در آن طاغوتها پديد مى آيند و خداى عزوجل بهوسيله فردى قيام كننده از نسل من، كه نام او هود است، براى شما گشايش پديد مى آورد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 11
11ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از شفاعت درباره كفرپيشگان و درخواست رهايى آنان از عذاب ، برحذر داشت .
و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون
مراد از «لاتخاطبنى . ..» (درباره ستمگران با من سخن مگو) به دليل جمله بعد (زيرا غرق شدن براى آنان حتمى است) درخواست برطرف شدن عذاب و نجات از طوفان آب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 13
13ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از سوار كردن كفرپيشگان خانواده اش بر كشتى نجات ، منع كرد .
احمل فيها . .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 9
9ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از درخواست نجات فرزندش ، برحذر داشت .
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
چون مفعول دوم «فلاتسئلن» ـ يعنى، «ما ليس . ..» ـ بدون حرف «عن» آمده است، مقصود از سؤال، درخواست و مطالبه است نه پرسش و جستوجو. بنابراين «فلاتسئلن»; يعنى، از من مخواه و درخواست نكن .... مصداق مورد نظر براى «ماليس ...» نجات فرزند نوح مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 16
16 - خداوند ، نوح ( ع ) را از وساطت براى نجات ظالمان از عذاب طوفان ، نهى كرد .
و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 163 - 2،12
2 ـ خداوند نوح ( ع ) را به پيامبرى برانگيخت و به وى وحى كرد .
كما أوحينا إلى نوح
12 ـ نوح ، نخستين پيامبرى كه خدا به او وحى كرده است . *
كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده
چون آيه مورد بحث ـ نه به صورت تفصيل و نه به صورت اجمال ـ سخنى درباره وحى به پيامبرى قبل از نوح(ع) بيان نكرده، مى توان گفت قبل از حضرت نوح(ع) پيامبرى كه خدا به وى وحى كرده باشد وجود نداشته ; بنابراين نوح(ع) اولين پيامبرى
است كه به وى وحى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 3
3 ـ نوح ( ع ) با اعلان دريافت سخنان خويش از خداوند ، خود را پيراسته از هر گونه گمراهى خواند .
ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 2
2ـ خداوند ، درپى تلاش هاى حضرت نوح ( ع ) و مؤثر نبودن آن تلاشها ، او را از ايمان آوردن كفرپيشگان قومش مأيوس كرد .
و أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن
فاعل «لن يؤمن» كلمه اى همانند «أحد» مى باشد; يعنى: «لن يؤمن أحد من قومك. » «إلاّ» به معناى «غير» و صفت براى «أحد من قومك» است نه استثناى از جمله «لن يؤمن ...»; زيرا استثناى مؤمنان از جمله سابق، استثناى وجيه بلكه صحيحى نيست. بنابراين جمله «لن يؤمن ...» چنين معنا مى شود: احدى از افراد غير مؤمن قومت (كافران آنان) ايمان نخواهد آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 4،10
4ـ نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى با دريافت وحى ، از تعاليم و راهنمايى هاى خداوند بهره مى برد .
واصنع الفلك بأعيننا و وحينا
10ـ خداوند ، فرجام كفرپيشگان قوم نوح ( غرق شدن در طوفان آب ) را براى او بيان كرد .
إنهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 2
2 - وحى الهى به نوح ( ع ) در ساختن كشتى
فأوحينا إليه أن اصنع الفلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 10
10 - طوفان نوح ، منطقه بسيار گسترده اى از آن سرزمين را فراگرفته بود .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
جاى دادن يك جفت (يك نر و يك ماده) از هر حيوان در كشتى، براى اين بود كه آنان پس از آرامش طوفان، بتوانند با
پرورش و زاد و ولد آنها، نيازمندى هاى خود را برطرف سازند. و اين نشان مى دهد كه گستردگى طوفان در آن سرزمين، به قدرى بود كه به دست آوردن حيوانات مورد نياز، پس از فرونشستن آب، براى حضرت نوح(ع) و بازماندگان، ميسور نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 3
3 - حضرت نوح ( ع ) ، خود را اخطاركننده اى روشنگر معرفى كرد .
إنّى لكم نذير مبين
«مبين» يا از «أبان» متعدى و يا از «بان» لازم گرفته شده است. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 5
5 - محتواى رسالت نوح ( ع ) و دلايل صدق آن ، روشن و قابل فهم براى همگان
إنّى لكم نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 4
4 - تبليغ تعاليم دينى از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به گونه اى روشن و قابل فهم براى همگان بود .
إن أنا إلاّ نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 45 - 5
5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .
إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 4 - 1
1 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر آمرزش گناهان ، مصونيت از عذاب الهى و تداوم زندگى تا فرارسيدن اجل مسمى ( مرگ مقدر ) ، در صورت ايمان آوردن آنان
يغفر لكم من ذنوبكم و يوخّركم إلى أجل مسمًّى
«أجل» به معناى پايان زندگى و نهايت زمان عمر آدمى و «مسمّى» به معناى معين و مشخص است. مقصود از تأخير اجل مسمى، نازل نشدن عذاب الهى و تداوم زندگى تا فرارسيدن مرگ مقدر الهى است كه هر انسانى، حتماً با آن روبه رو خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 1
1 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر ريزش باران فراوان و پى درپى بر آنان ، در صورت استغفار و ايمان آوردن آنان
فقلت استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا
يكى از معانى «سماء»، باران است (صحاح) و در اين آيه شريفه در همين معنا به كار رفته است. «مدراراً» به معناى ريزش فراوان و پى درپى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 1،2
1 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر يارى شدنشان با اموال و فرزندان از سوى خداوند ، در صورت ايمان آوردن و استغفار آنان
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين
2 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر آباد شدن باغ ها و نهرهايشان از سوى خداوند در صورت ايمان آوردن و استغفار آنان
استغفروا ربّكم . .. و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 5
5ـ مؤمنان قوم نوح و پيروان او ، از توده هاى مردم و از طبقات غير مرفه جامعه بودند .
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا
مراد از «أراذل» ـ از آن رو كه مقابل «ملأ» قرار گرفته ـ توده هاى مردم و افراد مستضعف جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 72 - 2
2 ـ حضرت نوح ( ع ) ، براى انجام رسالت خويش ، از مردم كمترين مزدى مطالبه نمى كرد .
فإن توليتم فما سألتكم من أجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 8 - 1،2
1 - دعوت نوح ( ع ) از مردم ، براى ايمان آوردن با صدايى بلند و رسا
ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا
«جهار» اسم مصدر «جهر» است و چنانچه در مورد كلام و سخن به كار رود، به معناى صدا و آواز بلند و در غير آن به معناى علنى و آشكار خواهد بود.
2 - دعوت نوح ( ع ) در ميان قومش ، در آغاز به صورت سرّى و بى سروصدا بود .
و إنّى كلّما دعوتهم . .. و استكبروا استكبارًا . ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا
دعوت نوح(ع) با صداى بلند و رسا، پس از دعوت ايشان و واكنش انكارآميز و مستكبرانه قومش ياد شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه دعوت قبلى، سرّى و بى سروصدا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 9 - 2
2 - نوح ( ع ) ، برخى از مردم را به صورت مخفى و خصوصى و برخى را به شكل عمومى و علنى به ايمان فراخواند .
ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه دعوت علنى و مخفى حضرت نوح(ع)، ممكن است در يك زمان و در شرايط اجتماعى خاصّى انجام گرفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 2،10
2ـ حادثه طوفان نوح ، حادثه اى بس بزرگ و برخاسته از فرمان خداوند بود .
حتّى إذا جاء أمرنا
مراد از «أمر» عذاب است و اضافه آن به «نا» براى بيان عظمت عذاب (طوفان) مى باشد و آوردن «أمر» به جاى «عذاب» مى رساند كه آن عذاب به فرمان خدابوده است.
10ـ طوفان عصر نوح ، طوفانى گسترده و عالمگير بود .
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
چنانچه طوفان عصر نوح، منطقه خاصى را فرا مى گرفت ضرورتى نداشت كه هر نوع حيوانى در كشتى حمل شود تا از نابودى و انقراض نجات يابد; زيرا بسيارى از حيوانات در اكثر مناطق زمين يافت مى شوند. بنابراين طوفان نوح حداقل بخش بسيار
عظيمى از قاره آسيا را فرا گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 10
10ـ موجهايى كوه پيكر ، ميان نوح ( ع ) و فرزندش حايل شد و مانع ادامه گفتوگوى آنان با يكديگر گرديد .
قال لا عاصم اليوم من أمر الله . .. و حال بينهما الموج
«ال» در «الموج» عهد ذكرى و اشاره به همان امواج كوه پيكر (موج كالجبال) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 6
6ـ كشتى نوح ، داراى ويژگيهايى خاص و برخوردار از صنعتى شگرف و بى سابقه
واصنع الفلك بأعيننا و وحينا
تصريح به اينكه برنامه ساخت كشتى نوح از ناحيه خداوند بود و انجام امور آن ، تحت نظارت همه جانبه او انجام گرفت ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 9
9ـ كشتى نوح ، سفينه اى فوق العاده بزرگ و عظيم
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
ظرفيت كشتى براى حمل يك جفت از هر حيوان ، حكايت از بزرگى و عظمت فوق العاده آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 42 - 4
4ـ كشتى نوح ، سفينه اى بسيار مقاوم و برخوردار از بهترين اصول فنى و تكنيكى
و هى تجرى بهم فى موج كالجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 119 - 6،7
6 - كشتى نوح ، برخوردار از استحكام بالا و كيفيتى پيشرفته
فأنجينـه و من معه فى الفلك المشحون
انباشته بودن و نيز نجات يافتن نوح(ع) و پيروانش از طوفان بزرگ، نمايان گر استحكام و كيفيت بسيار بالاى ساختمان كشتى است.
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « الفلك المشحون » المجهز الذى قد فرغ منه و لم يبق إلاّ رفعه ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «الفلك المشحون» روايت شده است: (مراد) كشتى مجهزى است كه از ساخت آن فارغ شده
اند و كارى نمانده مگر بلند شدن آن».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 13 - 4
4 - كشتى نوح ، داراى شكلى ابتدايى و تشكيل شده از مشتى تخته و ميخ *
و حملنـه على ذات ألوح و دسر
از تعبير «ذات ألواح و دسر» نوعى كوچك نمايى و ناچيزشمارى كشتى حضرت نوح استفاده مى شود. اين گفتار درصدد تبيين اين جهت است كه اگر نوح(ع) نجات يافت، با حمايت و لطف خداوند بود ـ نه در پرتو استحكام كشتى او; زيرا اين كشتى تاب مقاومت در برابر آن طوفان سهمگين را نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 8
8- عبوديت و شكرگزارى زياد و مداوم به درگاه خدا ، از ويژگى هاى مهم حضرت نوح ( ع ) بود .
إنه كان عبدًا شكورًا
از ميان اوصاف گوناگون حضرت نوح(ع) تنها عبوديت و سپاسگزارى او را يادآور شد و اين بيانگر برجستگى آن دو صفت در آن حضرت است. گفتنى است تداوم عبوديت و شكرگزارى از جمله اسميه «إنه كان...» ـ كه دلالت بر ثبوت و استمرار دارد ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 2
2 - نوح ، نخستين فرستاده خدا به سوى جامعه بشرى
و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه
با توجه به اين كه در آيات پيشين، بحث با چگونگى خلقت انسان شروع شده بود و در ادامه آن، به اسرار نهفته در موجودات طبيعت اشاره گشته بود، ذكر حضرت نوح(ع) به عنوان فرستاده خدا به سوى خلق، مى تواند رساننده مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 112 - 1
1 - اهتمام نوح ( ع ) به هدايت همه طبقات جامعه ، بدون در نظر گرفتن پيشينه آنان
قال و ما علمى بما كانوا يعملون
«ما» در «ما علمى» استفهاميه و به معناى «أىّ شىء» است و «بما كانوا. ..» متعلق به «علمى» مى باشد. جمله «كانوا يعملون» نيز ماضى استمرارى است; يعنى، «أىّ شىء فائدة علمى بأعمالهم الماضية; مرا با اعمال گذشته آنان چكار؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 3
3 ـ نوح(ع) هدايت يافته به توحيد و برهانهاى آن و داراى مرتبه اى بلند بود.
و نوحا هدينا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 3
3 - نوح ( ع ) ، مأمور ساختن كشتى تحت نظارت و هدايت خداوند
أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 32 - 1
1ـ نوح ( ع ) براى هدايت قومش ، تلاشى مستمر و پى گير داشت .
قالوا يـنوح قد جـدلتنا فأكثرت جدلنا
إكثار (مصدر أكثرت) به معناى كارى را فراوان انجام دادن است. بنابراين «أكثرت جدالنا»; يعنى ، بسيار مناظره كردى و فراوان دليل و برهان آوردى و ... اين معنا ، حكايت از تلاش مستمر و پى گير حضرت نوح(ع) در تبليغ رسالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى نوح ( ع )
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 1
1 - نوح ( ع ) ، فرستاده خداوند براى هدايت قوم خود بود .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 5 - 4
4 - تلاش مستمر و خستگى ناپذير نوح ( ع ) ، براى هدايت مردمان
قال ربّ إنّى دعوت قومى ليلاً و نهـرًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه دعوت در شب و روز، ممكن است كنايه از تلاش مستمر و خستگى ناپذير
باشد; به ويژه آن كه شب وقت استراحت و آسايش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 11
11 ـ نوح ، مشركان قوم خويش را به كيفر هاى سخت اخروى تهديد كرد .
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 11
11ـ امواج سهمگين طوفان ، فرزند نوح را پيش از آنكه به كوهى پناه برد ، در خود فرو برد و هلاك كرد .
و حال بينهما الموج فكان من المغرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 14
14ـ تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح
و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 1
1 - هماهنگى آيين اسلام با دين نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى ( ع )
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و ما وصّينا به إبرهيم و موسى و عيسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 3
3 - يكپارچگى قوم نوح در مخالفت با وى و تكذيب رسالت الهى او
إنّ قومى كذّبون
شمول نهفته در تعبير «إنّ قومى»، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 3
3 - يكپارچگى قوم نوح در مخالفت با وى و تكذيب رسالت الهى او
إنّ قومى كذّبون
شمول نهفته در تعبير «إنّ قومى»، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 21
21ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : جائت إمرءة نوح إليه و هو يعمل السفينة فقالت له : إن التّنّور قد خرج منه ماء فقام إليه مسرعاً حتى جعل الطبق عليه فختمه بخاتمه فقام الماء ، فلما فرغ نوح من السفينة جاء إلى خاتمه ففضّه و كشف الطبق ففار الماء ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همسر نوح درحالى كه شوهرش مشغول ساختن كشتى بود، به نزد او آمد و گفت: تنور آب درآورده. نوح باسرعت بر سر تنور رفت و سرپوشى بر روى آن گذاشت و با مُهر خود آن را ممهور كرد. پس آب ايستاد. هنگامى كه از ساختن كشتى فارغ شد مهر خود را شكست و سرپوش را كنار زد; پس آب فوران كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 10
10 - همسران نوح و لوط ، همانند كافران از دوزخيان اند .
و قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 4،10
4 ـ مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) ، همراه و همسفر او در كشتى
فانجينه و الذين معه فى الفلك
10 ـ گروهى از همسفران نوح ( ع ) در كشتى نجات ، نه از مؤمنان بودند و نه از تكذيب كنندگان آيات الهى
فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا
از اينكه خداوند نجات يافتگان را توصيف نكرد كه اهل ايمان بودند، مثلا نفرمود «و الذين آمنوا»، مى توان گفت گروهى از همراهان نوح(ع) در كشتى به وى ايمان نداشتند. و از جمله «و أغرقنا ... » مى توان فهمى آن گروه وى را تكذيب نيز نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 2
2 - استقرار نوح ( ع ) و مؤمنان همراه او در كشتى ، پس از جاى دادن حيوانات و خاندانش در آن
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك . .. فإذا استويت أنت و من معك على الفلك
از تفريع عبارت «فإذا استويت» بر آيه قبل، استفاده مى شود كه حضرت نوح(ع) نخست حيوانات و خاندانش را در كشتى جاى داد و آن گاه خود و يارانش بر آن سوار شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 2،7
2ـ خداوند ، درپى تلاش هاى حضرت نوح ( ع ) و مؤثر نبودن آن تلاشها ، او را از ايمان آوردن كفرپيشگان قومش مأيوس كرد .
و أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن
فاعل «لن يؤمن» كلمه اى همانند «أحد» مى باشد; يعنى: «لن يؤمن أحد من قومك. » «إلاّ» به معناى «غير» و صفت براى «أحد من قومك» است نه استثناى از جمله «لن يؤمن ...»; زيرا استثناى مؤمنان از جمله سابق، استثناى وجيه بلكه صحيحى نيست. بنابراين جمله «لن يؤمن ...» چنين معنا مى شود: احدى از افراد غير مؤمن قومت (كافران آنان) ايمان نخواهد آورد.
7ـ نوميدى نوح ( ع ) از هدايت يابى قومش و آگاهى او از ناشايستگى آنان براى ايمان ، زمينه ساز رفع اندوه از او
لن يؤمن من قومك . .. فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
برداشت فوق ، از تفريع «لاتبتئس» بر اِخبار از ايمان نياوردن كافران استفاده شده است; يعنى ، حال كه از هدايت نيافتن كافران آگاه شدىو احساس مسؤوليت نمى كنى، زمينه اى براى اندوه وجود ندارد پس غمگين مباش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 26 - 1
1 - التجاى نوح ( ع ) به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از تأثير تبليغاتش در مردم
قال ربّ انصرنى بما كذّبون
در اين آيه ظرف «قال» حذف شده و تقدير آن چنين است: «قال بعد ما آيس من إيمانهم». «باء» در «بما كذّبون» سببيه و «ما» مصدريه است. بنابراين «بما كذّبون»، به تأويل «بسبب تكذيبهم إيّاى» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 4
4 - التجاى نوح ( ع ) به ربوبيت خدا در شرايط يأس و هجوم مشكلات بر سر راه رسالتش
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 3
3 - نااميدى شديد نوح ( ع ) از گرايش كافران قومش به ايمان و رنج عميق وى از كفرورزى آنان
و نجّنى و من معى من المؤمنين
از اين كه نوح(ع) از پيشگاه خدا خواستار فيصله يافتن نزاع ميان او و قومش شده است، نشان مى دهد كه او ديگر هيچ گونه اميدى به گرويدن قومش به خود نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 2،5
2 - يأس و نااميدى نوح ( ع ) از هدايت پذيرى قوم حق ستيز خويش
فدعا ربّه أنّى مغلوب فانتصر
از تعبير «مغلوب»، استفاده مى شود كه نوح(ع) خود را در موضعى يافت كه ديگر تنها چاره را در انتقام الهى از قوم حق ستيزش مى ديد.
5 - غلبه همه جانبه قوم نوح بر آن حضرت و بستن تمامى راه هاى اميد بر روى ايشان
أنّى مغلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 4
4 - نااميدى كامل نوح ( ع ) ، از نجات يافتن قومش از گمراهى و ستم پيشگى
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
نفرين نوح(ع) عليه قومش، نشانه آن است كه آن حضرت از هدايت يافتن آنان كاملاً مأيوس بود; زيرا اصولاً پيامبران الهى
براى هدايت مردمان مبعوث شدند و نوح(ع) نيز ساليانى دراز; قومش را به هدايت دعوت كرد و چون آنان نپذيرفتند، عليه آنان نفرين فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 2
2 - نااميدى كامل نوح ( ع ) از ايمان آوردن قومش و نجات آنان از گمراهى شرك و بت پرستى
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 11
11ـ پيروان حضرت نوح ، ياوران او در ابلاغ رسالت و دعوت مردم به ايمان
أنلزمكموها
برداشت فوق از صيغه جمع «نلزم» ـ كه شامل نوح و پيروانش مى شود ـ استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 22 - 18
18 - « روى أنّ النبىّ (صلی الله علیه و آله) قرأ « أفمن شرح اللّه صدره للإسلام فهو على نور من ربّه » فقال إنّ النور إذا وقع فى القلب إنفسح له و انشرح ، قالوا : يا رسول اللّه فهل لذلك علامة يعرف بها ؟ قال : التجافى عن دارالغرور و الإنابة إلى دار الخلود و الإستعداد للموت قبل نزول الموت ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه آن حضرت آيه «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام فهو على نور من ربّه» را تلاوت كرد و آن گاه فرمود: هنگامى كه نور وارد قلب مى شود، قلب براى اسلام باز و گشاده مى گردد. گفتند: اى رسول خدا! آيا علامتى براى آن هست كه به وسيله آن شناخته شود؟ فرمود: علامت آن پهلو تهى كردن از خانه غرور و بازگشت به خانه جاويدان و آماده شدن براى مرگ قبل از آمدن آن است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 1
1 - سراسر زمين در عرصه قيامت به نور الهى روشن خواهد شد .
و أشرقت الأرض بنور ربّها
«إشراق» (مصدر «أشرقت») به معناى اضائه (روشن شدن) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 2 - 3
3 - نور ماه ، تابع نور خورشيد است . *
و القمر إذا تليها
جانشين بودن ماه براى خورشيد و نه عكس آن، بيانگر فرع بودن نور ماه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 43 - 11
11 - نور شديد ، از عوامل زدايش بينايى چشم *
يكاد سنا برقه يذهب بالأبصـر
«سنا» به معناى «ضياء» (روشنايى) و «برق» به معناى لمعان و نورى است كه بر اثر برخورد ابرها به وجود مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 1
1 ـ تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 5
5- سوره نور ، داراى اهميت و جايگاه ويژه و والا در قرآن
سورة أنزلنـها و فرضنـها و أنزلنا فيها ءايـت بيّنـت
برداشت فوق با توجه به سه نكته است: 1ـ اختصاص به ذكر يافتن اين سوره از ميان ديگر سوره هاى قرآن; 2ـ تنكير لفظ «سورة» كه دال بر تفخيم است; 3ـ تكرار لفظ «أنزلنا» به صورت فعل متكلم مع الغير و اسناد آن به اسم جلاله «اللّه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 40 - 6
6 - توالى شب و روز و نور و تاريكى در زندگى انسان ، جلوه قدرت و تدبير خداوند است .
و ءاية لهم الّيل . .. لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الّيل سابق النهار ..
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است; چنان كه در آيه 37 نيز به آن تصريح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 8
8 - اهميت نور ، تاريكى ، آب و هوا در حيات زمين
و اختلـف الّيل و النهار و ما أنزل اللّه . .. و تصريف الريـح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 19 - 4
4 - پيدايش مراحل گوناگون در طبيعت ( شفق ، تاريكى شب و نور ماه ) ، نشانى از امكان تغيير و تحول در نظام حيات بشر در دنيا و آخرت
فلا أقسم . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق
در قسم هاى قرآن، تناسب بين محتواى قسم و غرض از آن رعايت شده است و در اين مجموعه آيات نيز براى تأكيد بر تغيير حالات انسان، به تغييرات تكوينى سوگند ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 8
8 ـ پديده ظلمت و نور در جهان، نظامى تابع آفرينش آسمانها و زمين
الحمد للّه الذى خلق السموت . .. و جعل الظلمت و النور
در اين آيه آفرينش آسمان و زمين با فعل «خلق» بيان شده، ولى درباره ظلمت و نور از فعل «جعل» استفاده شده است. توجيه اين تفاوت، به گفته برخى از مفسران، تبعى بودن آفرينش نور و ظلمت نسبت به مجموعه هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 2
2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى
و لا الظلمـت و لا النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 4
4- مجموع آيات سوره نور ، شامل دو بخش است : احكام واجب الاجرا و معارف شايان توجه و تذكر .
سورة أنزلنـها و فرضنـها
«فرض» به معناى ايجاب قطعيت و الزام است (لسان العرب). از اين رو مفسران برآنند كه فرض كردن سوره، يا به اعتبار وجود احكام لازم الاجرا در اين سوره است و يا به اعتبار وجود عقايد و معارف خدشه ناپذير و شايان توجه در آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 5 - 3
3 ـ خورشيد ، داراى نور هاى گوناگون
هو الذى جعل الشمس ضياء
«ضياء» مى تواند جمع «ضوء» باشد. برداشت فوق بر همين پايه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 2
2 ـ موضع گيرى ها و تبليغات سوء يهود و نصارا ، عليه اسلام به مثابه پفى ناچيز در مقابل نور فروزنده و جاودان الهى
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 1
1 ـ ستايش مخصوص خداوند آفريدگار آسمانها و زمين و پديدآورنده تاريكيها و نور است.
الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض و جعل الظلمت و النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 2 - 1
1 ـ تنها خداوند پديدآورنده آسمانها و زمين و برقرار كننده نور و ظلمت، آفريدگار آدمى است.
الحمد للّه الذى خلق . .. هو الذى خلقكم من طين
معرفه بودن مسنداليه «هو» و مسند «الذى» مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 8 - 2
2 - هدف كافران از اتهام سحر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبارزه با اسلام و خاموش كردن نور خدا بود .
فلمّا جاءهم . .. قالوا هـذا سحر ... يريدون ليطفؤا نور اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 2
2 ـ آفرينش آسمانها و زمين و پديدآوردن نور و ظلمت به دست خداوند، دليل اختصاص ستايش به اوست.
الحمد للّه الذى خلق
«الذى خلق»، صفت «اللّه» و بيان وجه اختصاص حمد به اوست و اين تعليق، كه به گفته اهل ادب تعليق حكم «الحمدللّه» بر وصف «الذى خلق» است، بيانگر انحصار شايستگى ستايش به آفريننده هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 5
5 - پيدايش مستمر روز و شب و نور و ظلمت ، از نشانه هاى قدرت مطلق و ربوبيت يگانه خداوند است .
يكوّر الّيل على النهار و يكوّر النهار على الّيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 13
13 - مؤمنان در عرصه قيامت ، از خداوند خواستار اتمام و ازدياد نور خويش اند .
يقولون ربّنا أتمم لنا نورنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 5
5 ـ آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همراه با هدايت ( قرآن ) و دين حق ( اسلام ) در راستاى تكميل نور الهى و تحقق اراده خداست .
و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره . .. هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 1 - 2
2 - سوگند خداوند ، به نور گسترده خورشيد به هنگام چاشت
و ضحيها
«ضحى» در معانى گسترش نور خورشيد و «پهناور شدن روز» (مفردات راغب) و اندكى پس از بالا آمدن روز (قاموس) به كار مى رود. اضافه شدن «ضحى» به ضميرى كه به خورشيد برمى گردد، بيانگر آن است كه مراد از آن، گسترش نور خورشيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 9 - 3
3 - خداوند ، در تأكيد بر رستگارى اهل تزكيه ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » ، « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « روح » و « ذات خويش » ، سوگند ياد كرده است .
و الشمس . .. قد أفلح من زكّيها
جمله «قد أفلح . ..» جواب قسم هايى است كه از آغاز سوره مطرح شده بود. برخى آن را جمله معترضه دانسته، جواب قسم را جمله «كذّبت ثمود...» و يا محذوف دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 10 - 4
4 - خداوند ، در تأكيد بر زيان كارى و تباهى گناه كاران ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « نفس انسان » و « ذات خويش » سوگند ياد كرده است .
و الشّمس . .. و قد خاب من دسّيها
تكرار «قد»، نشانگر آن است كه جمله «قد خاب. ..»، جوابى مستقل براى قسم هاى پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 1 - 1،2
1 - سوگند خداوند ، به چاشت گاه و به گسترش نور خورشيد در آن زمان
و الضحى
«ضحى» در معانى گسترش نور خورشيد و «پهناور شدن روز» (مفردات راغب) و «اندكى پس از بالا آمدن روز» (قاموس) به كار مى رود.
2 - وقت چاشت و زمان پرتو افشانى خورشيد ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند
و الضحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 15
15 - نور خداوند ، در نهايت شدت و روشنايى و عارى از هر گونه ظلمت و تاريكى است .
نور على نور
حرف «على» در «نور على نور» براى استعلاى مجازى و به معناى تعاون است و غرض از آن، بيان شدت نورالهى و خالص بودن آن از هر ظلمت و تاريكى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 8
8 - نور خداوند ، ذاتى و به دور از هر گونه تيرگى و كدرى
مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ يوقد من شجر
برداشت ياد شده بر اساس دو نكته اى است كه در تشبيه نور خدا وجود دارد: 1ـ روغن و مايه نور، بدون دخالت عامل خارجى (عامل آتش زا)، مشتعل و نورافشان است (و لو لم تمسسه نار). اين حكايت از آن دارد كه نور خدا، از خود او است و به سبب عامل خارجى نيست. 2- نور چراغ هم چون ستاره اى درخشان بسيار پرفروغ و شفاف است و اين بيانگر اين حقيقت است كه نور خدا، از هر گونه تيرگى و كدرى منزه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 1 - 3
3 - خورشيد و نور گسترده آن هنگام چاشت ، آفريده هايى با عظمت و شگفت
و ضحيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 1 - 3
3 - خورشيد و نور گسترده آن هنگام چاشت ، آفريده هايى با عظمت و شگفت
و ضحيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 1 - 2
2 - وقت چاشت و زمان پرتو افشانى خورشيد ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند
و الضحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 13
13 - شيشه ، موجب انعكاس بيشتر و بهتر نور است .
فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ
تشبيه در مقام، اين است كه نور را پر فروغ نشان دهد و از اين روى مصباحى را مثل مى زند كه در شيشه است و شيشه نيز همانند ستاره درخشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 13
13 - شيشه ، موجب انعكاس بيشتر و بهتر نور است .
فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ
تشبيه در مقام، اين است كه نور را پر فروغ نشان دهد و از اين روى مصباحى را مثل مى زند كه در شيشه است و شيشه نيز همانند ستاره درخشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 5،7،9
5 - منافقان ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت
يوم يقول المنـفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم
7 - زنان منافق چونان مردان نفاق پيشه ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت
يوم . .. و المنـفقـت ... انظرونا نقتبس من نوركم
9 - كسب كردن نور از ديگران در قيامت ، در صورتى كه انسان نور نداشته باشد ، ممكن نيست .
يوم يقول المنـفقون . .. قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 3 - 7
7 - خداوند ، در تأكيد بر قطع نشدن ارتباط او با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ناخرسند نبودن از آن حضرت ، به نور خورشيد و تاريكى شب سوگند ياد كرده است .
و الضحى . و الّيل إذا سجى . ما ودّعك ربّك و ما قلى
اين آيه، جواب قسم هايى است كه در آغاز سوره آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 8
8- بيدارگرى و غفلت زدايى ، فلسفه نزول آيات سوره نور
سورة أنزلنـها . .. فيها ءايـت بيّنـت لعلّكم تذكّرون
«تذكر» (مصدر فعل «تذكّرون») به معناى به ياد آوردن اندوخته هاى ذهنى و معلوماتى است كه از خاطر رفته و به فراموشى سپرده شده است (برگرفته از لسان العرب). لازمه اين معنا، بيدارى و هوشيارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 14
14 ـ عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.
امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 9
9 - كسب كردن نور از ديگران در قيامت ، در صورتى كه انسان نور نداشته باشد ، ممكن نيست .
يوم يقول المنـفقون . .. قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 7
7 - مثل نور خداوند ، همانند چراغدانى است دربرگرينده چراغى در ميان آبگينه بلورين و چونان ستاره درخشان ; چراغى كه
از روغن زيتون با بركت و آماده اشتعال فروزان مى شود .
مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ يوقد من شجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 36 - 1،4
1 - مثل نور خدا ، همانند چراغ دانى است دربرگيرنده چراغى پر فروغ و نورافشان كه در خانه هايى است كه به اذن خداوند ، رتبه رفيع يافته اند و هماره مركز ياد خدا هستند .
مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذك
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «فى بيوت» متعلق به «مشكوة» و صفت براى آن باشد.
4 - مثل نور خداوند ، همانند چراغى است پرفروغ و درخشان در چراغ دانى كه در خانه ها و معابدى مرتفع واقع است كه همواره نام خداوند در آنها زنده مى باشد .
مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه
برداشت فوق بر دو چيز استوار است: 1ـ مراد از «ترفع» رفعت مادى باشد; چنان كه خداوند درباره حضرت ابراهيم (ع) فرمود: «و إذا يرفع إبراهيم القواعد من البيت; و آن گاه ابراهيم پايه هاى خانه (خانه خدا) را بالا برد» بقره، آيه 127. 2- جمله «فى بيوت» ادامه تمثيل خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 40 - 6،7
6 - محرومان از نورالهى ، بى بهره از هر گونه نور و هدايت اند .
و من لم يجعل اللّه له نورًا فما له من نور
7 - كافران ، به دليل بى بهره بودن از نور الهى ، محروم از هر گونه هدايت اند .
و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... إذا أخرج يده لم يكد يرها و من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 36 - 2،11
2 - خانه هايى كه به اذن خداوند عظمت و رفعت يافته اند و همواره ياد خدا در آنها زنده است ، مركز نور و هدايت خدا هستند .
مثل نوره كمشكوة . .. يهدى اللّه لنوره من يشاء... فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذك
برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه «فى بيوت» متعلق به «يهدى اللّه لنوره. ..» باشد.
11 - خانه هايى كه در آنها همواره ذكر و تسبيح خدا گفته مى شود ، مركز نور خدا است .
مثل نوره كمشكوة . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه يسبّح له فيها با
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 1
1 - خداوند خورشيد را چراغ فروزان و منبع نور و حرارت قرار داده است .
و جعلنا سراجًا وهّاجًا
«وَهَج» (ريشه «وهّاج»)، به معناى آتش و روشنايى آن است. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 40 - 8
8 - خداوند ، يگانه سرچشمه نور و هدايت است .
و من لم يجعل اللّه له نورًا فما له من نور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 3 - 1
1 - « طارق » ، ستاره اى است داراى پرتوى نافذ و شكافنده تاريكى ها در صحنه آسمان .
النجم الثاقب
«ثَقْب»; يعنى، دريدگى كم عمق (مصباح) و چون نور ستاره نفوذ مى كند، آن را «ثاقب» گويند. (مقاييس اللغة) استفهام از شناخت «طارق» ـ در آيه قبل ـ و توصيف آن به «نجم ثاقب» ـ در اين آيه ـ بيانگر آن است ستاره اى خاص مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 1
1 - خداوند ، نور آسمان ها و زمين است .
اللّه نور السمـوت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 71 - 10
10 - ايجاد روشنايى هم چون درخشش خورشيد ، خارج از توان غير خداوند است .
من إلـه غير اللّه يأتيكم بضياء
تنوين در «ضياء» اصطلاحاً تنوين تفخيم ناميده مى شود; يعنى، «ضياء عظيم» و آن به درخشش بزرگ و خيره كننده خورشيد اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 16 - 2
2 - مايه و سرچشمه نور خورشيد ، از درون خود آن و نور ماه از بيرون آن است .
و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا
مطلب ياد شده از تعبير «سراج» (چراغ) درباره خورشيد و «نور» در مورد «ماه» استفاده مى شود; زيرا نور «خورشيد» ـ مانند چراغ ـ از درون خودش مى چوشد. اما نور «ماه» از درون خودش نيست; بلكه مانند بازتابى كه از آينه منعكس مى شود، از نور خورشيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 1
1 - خداوند ، نور آسمان ها و زمين است .
اللّه نور السمـوت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 16 - 2
2 - مايه و سرچشمه نور خورشيد ، از درون خود آن و نور ماه از بيرون آن است .
و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا
مطلب ياد شده از تعبير «سراج» (چراغ) درباره خورشيد و «نور» در مورد «ماه» استفاده مى شود; زيرا نور «خورشيد» ـ مانند چراغ ـ از درون خودش مى چوشد. اما نور «ماه» از درون خودش نيست; بلكه مانند بازتابى كه از آينه منعكس مى شود، از نور خورشيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 2 - 3
3 - نور ماه ، تابع نور خورشيد است . *
و القمر إذا تليها
جانشين بودن ماه براى خورشيد و نه عكس آن، بيانگر فرع بودن نور ماه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 9
9- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور
به قرينه آيات بعد، كه درباره كافران و سدّ كنندگان راه خداست، مراد از «ظلمات»، كفر و مراد از «نور»، راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 1
1- سوره نور ، به صورت دفعى و يكباره نازل گشت .
سورة أنزلنـها
«سورة» خبر براى مبتداى محذوف (هـذه) است و مشاراليه «هـذه» مجموعه آياتى است كه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد. بنابراين لازمه اين امر، آن است كه اين مجموعه، يكباره و به هم پيوسته نازل شده باشد. گفتنى است اشاره شدن اين مجموعه با واژه «هـذه» ـ كه براى اشاره به نزديك است ـ مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 4
4 - وجود جلوه گرى جهان آفرينش ، پرتوى از نور خداوند است .
اللّه نور السمـوت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 40 - 5
5 - توالى شب و روز و پديدار شدن نور و تاريكى در زندگى ، از نعمت هاى الهى براى بشر است .
لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر . .. و كلّ فى فلك يسبحون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 1 - 4
4 - خورشيد و نور آن ، نعمتى الهى است .
و الشمس و ضحيها
«سوگند»، زمانى مى تواند مخاطب را به قبول سخن وادار سازد كه آنچه به آن سوگند ياد شده است; مورد علاقه او بوده و به حال او سودمند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 1 - 3
3 - نور خورشيد و برآمدن آن در صبحگاه ، نعمتى الهى است .
و الضحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 17 - 7،9
7 ـ خداوند ، با محروم ساختن منافقان از نور ايمان ، آنان را به ظلمتهايى شديد گرفتار مى سازد .
ذهب اللّه بنورهم و تركهم فى ظلمت لايبصرون
نكره بودن «ظلمات» حاكى از شدت ظلمت است.
9 ـ هيچ اميدى به راهيابى و هدايت منافقان پس از سلب شدن نور ايمان از آنان ، وجود ندارد .
و تركهم فى ظلمت لايبصرون
جمله «تركهم فى ظلمات» بيان مى كند كه: ظلمتها منافقان را احاطه كرده و در نتيجه راه به جايى نمى برند و جمله «لايبصرون» (آنها نمى بينند)، حاكى از آن است كه ابزار ديدن و هدايت شدن در آنان نابود شده است; يعنى علاوه بر اينكه موانع هدايت براى آنان ايجاد شده مقتضى هدايت نيز از آنان سلب گشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 5
5 ـ قرآن ، نور خداست .
يريدون أن يطفئوا نور اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 5،14
5 ـ قرآن ، نور خداست .
يريدون أن يطفئوا نور اللّه
14 ـ از على ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « صعد رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) المنبر فقال : ان اللّه نظر إلى أهل الأرض . . . فاختارنى منهم ثم نظر ثانية فاختار علياً . . . و هو نور الأرض بعدى . . . ثم تلا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : يريدون ليطفئوا نور اللّه بأفواههم . . . ;
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بالاى منبر رفته و فرمودند: خدا به اهل زمين توجه كرد پس مرا از بين آنان انتخاب فرمود، سپس توجه ديگرى كرد و على (ع) را انتخاب نمود . .. و او بعد از من، نور زمين است ... آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اين آيه را تلاوت فرمود: مى خواهند نور خدا را با دهانهاى خويش خاموش كنند ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 17،24
17 - هدايت يافتن انسان ها به نور خدا ، به مشيت او بستگى دارد .
يهدى اللّه لنوره من يشاء
24 - مشيت خداوند بر هدايت مردمان به نور خويش ، برخاسته از علم فراگير او است .
يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. و اللّه بكلّ شىء عليم
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و اللّه بكلّ شىء عليم»، عطف بر جمله «يهدى اللّه. ..» باشد. ياد كرد علم همه جانبه خداوند پس از مشيت مطلقه او; مى رساند كه مشيت خدا، مرتبط با علم او و برخاسته از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 40 - 9
9 - فرو رفتن كفرپيشگان در ظلالت و سردرگمى گريز ناپذير ، برخاسته از محروميت آنان از نور هدايت الهى است .
و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... من فوقه سحاب ظلمـت بعضها فوق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 69 - 3
3 - تابش نور عدل و قسط الهى بر اهل زمين در قيامت
و أشرقت الأرض بنور ربّها
بسيارى از مفسران گفته اند: مقصود از نور در اين آيه، به قرينه جمله هاى بعدى ـ كه درباره نامه اعمال و داورى به حق خداوند سخن گفته است ـ نور عدل و قسط الهى است; چنان كه در فرهنگ عرب، به پادشاهى كه عادل باشد گفته مى شود (أشرقت الأفاق بعدلك و أضائت الدنيا بقسطك).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 8 - 1
1 - اسلام و قرآن ، نور الهى است .
يريدون ليطفؤا نور اللّه
با توجه به آيه قبل، استفاده مى شود كه مراد از «نور اللّه» قرآن و اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 3
3- محو شدن نور ماه در شب و روشنگرى خورشيد ، دو نشانه از نشانه هاى خداست .
فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة
اين برداشت بنابراين است كه منظور از «آية الليل» ماه و «آية النهار» خورشيد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 257 - 3،4،6،7،9،11
3 ـ خداوند ، هدايتگر اهل ايمان ، از تاريكى ها به سوى نور
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
4 ـ هدايت مؤمنان از تاريكى ها به نور ، پرتويى از ولايت الهى بر آنان
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
جمله «يخرجهم . .. » پس از طرح ولايت الهى نسبت به مؤمنان، به منزله بيان و يا ارائه نمونه اى است از ولايت خداوندى.
6 ـ ايمان به خداوند ، زمينه ساز راهيابى انسان به نور
اللّه ولّى الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
7 ـ انسان ، همواره بر سر دوراهى نور و ظلمت
يخرجهم من الظّلمات الى النّور . .. يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
9 ـ كفر ، زمينه ساز سرپرستى و حاكميّت طاغوت و انحراف از نور به ظلمتها
و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
11 ـ حاكميّت طاغوت ، منحرف كننده جامعه ، به سوى ظلمت ها و تباهيها
اولياؤهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 16 - 9
9 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خارج كننده انسان ها از تاريكى و گمراهى به نور و هدايت با اذن خداوند
و يخرجهم من الظلمت إلى النور باذنه
در برداشت فوق «باذنه» متعلق به «يخرجهم» گرفته شده است. بر اين مبنا ضمير در «يخرجهم» بايد به «نور» و «كتاب» برگردانده شود، نه به «اللّه»، چون معنا ندارد كه خدا با اذن خودش كارى انجام دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 2
2 - حركت در عرصه تاريك قيامت ، نيازمند داشتن نور و روشنايى از خود
يوم يقول المنـفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 6
6 ـ تعدد تاريكيها و گمراهيها و وحدت نور و هدايت در جهان آفرينش
و جعل الظلمت و النور
جمع آوردن «ظلمات» در برابر «نور» به صورت مفرد مى تواند اشاره به تعدد راههاى گمراهى و يگانه بودن راه مستقيم هدايت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 43 - 6
6 - دعا و تحيت ملائكه بر مؤمنان ، زمينه ساز بيرون بردن آنان از ظلمت ها به نور است .
هو الذى يصلّى عليكم و ملـئكته ليخرجكم من الظلمـت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 1 - 1،4
1- سوره نور ، به صورت دفعى و يكباره نازل گشت .
سورة أنزلنـها
«سورة» خبر براى مبتداى محذوف (هـذه) است و مشاراليه «هـذه» مجموعه آياتى است كه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد. بنابراين لازمه اين امر، آن است كه اين مجموعه، يكباره و به هم پيوسته نازل شده باشد. گفتنى است اشاره شدن اين مجموعه با واژه «هـذه» ـ كه براى اشاره به نزديك است ـ مؤيد برداشت ياد شده است.
4- مجموع آيات سوره نور ، شامل دو بخش است : احكام واجب الاجرا و معارف شايان توجه و تذكر .
سورة أنزلنـها و فرضنـها
«فرض» به معناى ايجاب قطعيت و الزام است (لسان العرب). از اين رو مفسران برآنند كه فرض كردن سوره، يا به اعتبار وجود احكام لازم الاجرا در اين سوره است و يا به اعتبار وجود عقايد و معارف خدشه ناپذير و شايان توجه در آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 8،15
8 - نور خداوند ، ذاتى و به دور از هر گونه تيرگى و كدرى
مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ يوقد من شجر
برداشت ياد شده بر اساس دو نكته اى است كه در تشبيه نور خدا وجود دارد: 1ـ روغن و مايه نور، بدون دخالت عامل خارجى (عامل آتش زا)، مشتعل و نورافشان است (و لو لم تمسسه نار). اين حكايت از آن دارد كه نور خدا، از خود او است و به سبب عامل خارجى نيست. 2- نور چراغ هم چون ستاره اى درخشان بسيار پرفروغ و شفاف است و اين بيانگر اين حقيقت است كه نور خدا، از هر گونه تيرگى و كدرى منزه است.
15 - نور خداوند ، در نهايت شدت و روشنايى و عارى از هر گونه ظلمت و تاريكى است .
نور على نور
حرف «على» در «نور على نور» براى استعلاى مجازى و به معناى تعاون است و غرض از آن، بيان شدت نورالهى و خالص بودن آن از هر ظلمت و تاريكى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 4،5،11،12
4 - هدف از نزول قرآن ، بيرون آوردن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور و روشنايى ها است .
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) در پرتو تعاليم قرآن كريم
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور
11 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن ، در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و هدايت آنان به نور ايمان، هدفى دائمى است. از سوى ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسان ها، از دنيا خواهد رفت. بنابراين تنها سنت آن حضرت، مى تواند همواره چنين نقشى را ايفا كند.
12 - ايمان و عمل صالح ، نشانه رهايى از ظلمت ها و هدايت به نور است .
و من يؤمن باللّه و يعمل صـلحًا يدخله جنّـت
ذكر پاداش بهشت براى مؤمنان نيكوكار ـ پس از طرح مسأله ظلمت كفر و نور ايمان ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 16 - 10
10 ـ خداوند ، خارج كننده انسان ها از ظلمت و تاريكى به نور و هدايت
يخرجهم من الظلمت إلى النور
بنابر اينكه ضمير فاعلى در «يخرجهم» به «اللّه» برگردانده شود. بر اين مبنا «باذنه» به معناى «بعلمه» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 36 - 3
3 - هدايت و راه يابى به نور ويژه خداوند ، داراى راه ها و مكان هاى ويژه است .
يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 5
5 - مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، از هدايت خاص خداوند به نور خويش برخورداراند .
يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه ... يسبّح له فيها ... رجال لاتله
نور و ظلمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 257 - 3،4،6،7،9،11
3 ـ خداوند ، هدايتگر اهل ايمان ، از تاريكى ها به سوى نور
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
4 ـ هدايت مؤمنان از تاريكى ها به نور ، پرتويى از ولايت الهى بر آنان
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
جمله «يخرجهم . .. » پس از طرح ولايت الهى نسبت به مؤمنان، به منزله بيان و يا ارائه نمونه اى است از ولايت خداوندى.
6 ـ ايمان به خداوند ، زمينه ساز راهيابى انسان به نور
اللّه ولّى الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
7 ـ انسان ، همواره بر سر دوراهى نور و ظلمت
يخرجهم من الظّلمات الى النّور . .. يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
9 ـ كفر ، زمينه ساز سرپرستى و حاكميّت طاغوت و انحراف از نور به ظلمتها
و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
11 ـ حاكميّت طاغوت ، منحرف كننده جامعه ، به سوى ظلمت ها و تباهيها
اولياؤهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 16 - 9
9 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خارج كننده انسان ها از تاريكى و گمراهى به نور و هدايت با اذن خداوند
و يخرجهم من الظلمت إلى النور باذنه
در برداشت فوق «باذنه» متعلق به «يخرجهم» گرفته شده است. بر اين مبنا ضمير در «يخرجهم» بايد به «نور» و «كتاب» برگردانده شود، نه به «اللّه»، چون معنا ندارد كه خدا با اذن خودش كارى انجام دهد.
نورانيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 10
10 - انسان ، براى گذار از ظلمات قيامت ، بايد از خود نورى داشته باشد كه راه را براى او روشن كند .
و يجعل لكم نورًا تمشون به
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «تمشون»، پيمودن راه در عرصه قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 11
11 - خداوند ، در قيامت به مؤمنان تقواپيشه نورى عطا خواهد كرد كه در پرتو آن از ظلمات قيامت گذر كنند .
و يجعل لكم نورًا تمشون به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 4
4 - درخشش نور مؤمنان ، موجب روشن شدن راه ايشان از پيش رو ، سمت راست و سمت چپ آنان در قيامت
يوم ترى المؤمنين و المؤمنـت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمـنهم
در آيه شريفه از فن «اكتفا» استفاده شده است; يعنى، با ذكر «بأيمانهم» از بيان «و بشمائلهم» اكتفا شده است. بنابراين تقدير آيه چنين مى شود: «يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمانهم و بشمائلهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 11
11 - خداوند ، در قيامت به مؤمنان تقواپيشه نورى عطا خواهد كرد كه در پرتو آن از ظلمات قيامت گذر كنند .
و يجعل لكم نورًا تمشون به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 6
6 - منظره حركت شتابان زنان و مردان مؤمن در قيامت ، به سوى بهشت با چهره هايى چونان چراغ فروزان ، بس زيبا و چشم نواز براى بينندگان
يوم ترى المؤمنين و المؤمنـت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمـنهم
در صورتى كه مراد «ترى» هر فرد بيننده باشد، به نظر مى رسد آيه شريفه در مقام تصوير صحنه اى است كه نظر هر بيننده اى را در آن روز به خود جلب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 22 - 2
2 - آخرت طلبى و دل نبستن به دنيا ، موجب سرور و تابناكى چهره ها در قيامت
وجوه يومئذ ناضرة
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر جايگاه اخروى كسانى است كه در قطب مخالف دلبستگان به دنيا قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 1
1 - ياد خدا و تلاوت كلام او ( قرآن ) ، حيات و روشنى بخش دل ها است .
أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. و اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض
جمله «اعلموا أن اللّه. ..» تعليل براى جمله «ألم يأن... لذكر اللّه» است. در اين تعليل، دل هاى غافل از ياد خدا و بيگانه با كلام او (قرآن)، به زمين مرده و ياد خدا و كلام او (قرآن)، به باران تشبيه شده است. همان طور كه خداوند به وسيله باران، زمين مرده را زنده مى كند; ياد خدا و تلاوت كلام او (قرآن) نيز، دل هاى غافل و مرده را حيات مى بخشد و نورانى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 9
9 - ايمان و تقوا ، سبب مى شود كه خداوند ، در درون انسان نورى قرار دهد كه با آن بتواند راه درست را تشخيص داده و مسير زندگى را سالم طى كند .
و يجعل لكم نورًا تمشون به
جمله «يجعل لكم. ..» (نظير جمله پيشين) جواب براى شرط مقدر است. تقدير آن چنين مى شود: «إن تتّقوا و تؤمنوا برسوله يجعل لكم نوراً تمشون به».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 8 - 2
2 - تابندگى خورشيد ، تا آستانه برپايى قيامت
و خسف القمر
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نور ماه، بازتاب نور خورشيد است و بى فروغ شدن ماه در آستانه برپايى قيامت، به سبب بى فروغ شدن خورشيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 1
1 - خداوند خورشيد را چراغ فروزان و منبع نور و حرارت قرار داده است .
و جعلنا سراجًا وهّاجًا
«وَهَج» (ريشه «وهّاج»)، به معناى آتش و روشنايى آن است. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 14
14 - ايمان و تعاون در امر دين ، موجب نورانيت انسان ها در عرصه قيامت
نورهم يسعى بين أيديهم و بأيمـنهم يقولون ربّنا أتمم لنا نورنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 2،6
2 - حضور مردان و زنان مؤمن ، با چهره هايى تابان در عرصه قيامت
يوم ترى المؤمنين و المؤمنـت يسعى نورهم
6 - منظره حركت شتابان زنان و مردان مؤمن در قيامت ، به سوى بهشت با چهره هايى چونان چراغ فروزان ، بس زيبا و چشم نواز براى بينندگان
يوم ترى المؤمنين و المؤمنـت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمـنهم
در صورتى كه مراد «ترى» هر فرد بيننده باشد، به نظر مى رسد آيه شريفه در مقام تصوير صحنه اى است كه نظر هر بيننده اى را در آن روز به خود جلب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 19 - 10
10 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، در جهان آخرت داراى نورانيتى ويژه و مخصوص به خود هستند .
لهم . .. و نورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 19 - 10
10 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، در جهان آخرت داراى نورانيتى ويژه و مخصوص به خود هستند .
لهم . .. و نورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 2،3
2 - حضور مردان و زنان مؤمن ، با چهره هايى تابان در عرصه قيامت
يوم ترى المؤمنين و المؤمنـت يسعى نورهم
3 - فروغ چهره مؤمنان ، روشنگر راه آنان در قيامت به سوى بهشت
يوم ترى المؤمنين و المؤمنـت يسعى نورهم
«سعى» به معناى دويدن است. دويدن نور مؤمنان در پيش روى آنان، بيانگر آن است كه آنان دوان دوان به سويى در حركت اند. برخى از مفسران برآنند كه در اين حال، آنان به سوى بهشت مى روند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 3،8
3 - مؤمنان ، برخوردار از نور و روشنايى در صحنه تاريك قيامت
يوم يقول المنـفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم
8 - مهلت خواهى منافقان از مؤمنان در قيامت ، براى برگرفتن مقدارى از نور ايشان
يوم يقول المنـفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم
ماده «نظر» هرگاه بدون واسطه متعدى شود، به معناى انتظار كشيدن و مهلت دادن خواهد بود. بنابراين «انظرونا»; يعنى، انتظار ما را بكشيد و ما را مهلت دهيد. «قبس» (مبدأ اشتقاق «نقتبس») به شعله اى از يك آتش گفته مى شود. بنابراين «نقتبس من نوركم»; يعنى، تا شعله اى از نور شما برگيريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 12
12 - حضور مؤمنان در عرصه قيامت ، با درخشش نور از وجود آنان
نورهم يسعى بين أيديهم و بأيمـنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 8 - 1،4
1 - اسلام و قرآن ، نور الهى است .
يريدون ليطفؤا نور اللّه
با توجه به آيه قبل، استفاده مى شود كه مراد از «نور اللّه» قرآن و اسلام است.
4 - تلاش براى خاموش كردن نور اسلام ، تلاشى مذبوحانه و بى فرجام است .
يريدون ليطفؤا نور اللّه . .. و اللّه متمّ نوره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 3،6
3 ـ ايمان، حيات است و مولد نور و كفر، مرگ است و تاريكى.
أو من كان ميتا فأحيينه . .. كمن مثله فى الظلمت
6 ـ نور ايمان، روشنگر خطوط و افكار مختلف جامعه براى مؤمنان است.
و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 2
2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى
و لا الظلمـت و لا النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 12،13
12 - ايمان و عمل صالح ، نور است .
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
«إلتماس» (مصدر «التمسوا») به معناى تحصيل و به دست آوردن است. در صورتى كه مراد از «ورائكم» دنيا باشد، مقصود اين خواهد بود كه به دنيا برگرديد و با ايمان و عمل صالح، براى آخرت خود نور به دست آوريد.
13 - قيامت ، روز جلوه گر شدن حقيقت نورانى ايمان و عمل صالح
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 8
8 ـ روشنى و روشنگرى و هدايتگرى براى توده هاى مردم، از ويژگيهاى تورات است.
الكتب الذى جاء به موسى نورا و هدى للناس
از ويژگيهاى بارز براى «نور»، روشنى آن و همچنين روشن ساختن چيزهايى است كه در پرتو آن قرار گيرند. توصيف تورات به اين وصف بيانگر وجود اين دو ويژگى در آن كتاب آسمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 17
17ـ خداوند ، حقيقتى بصير و پرفروغ است و معبود هاى اهل شرك كور و تاريكند .
قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمـت والنور
برداشت فوق بر اين مبناست كه «أعمى» و «ظلمات» اوصاف معبودهاى اهل شرك و «بصير» و «نور» وصف خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 5 - 2
2 ـ فروزندگى خورشيد و تابندگى ماه ، جلوه هايى از ربوبيت و تدبير خدا نسبت به اهل زمين
إن ربكم اللّه . .. هو الذى جعل الشمس ضياء و القمر نوراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 16 - 1
1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .
و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 2
2 - خورشيد پر فروغ ، نعمتى الهى است .
و جعلنا سراجًا وهّاجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 9
9- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور
به قرينه آيات بعد، كه درباره كافران و سدّ كنندگان راه خداست، مراد از «ظلمات»، كفر و مراد از «نور»، راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 5
5- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
أخرج قومك من الظلمـت إلى النور
از آن جايى كه هدف پيامبران و از جمله موسى(ع) هدايت مردم بوده است; احتمالاً، مراد از خارج كردن مردم از ظلمت، نجات از كفر و بردن آنان به سوى نور، هدايت آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 7
7 - كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
من الظلمـت إلى النور
از اين قرينه كه مقصود از نور قرآن و راه خدا است; استفاده مى شود كه مراد از ظلمات، راه هاى كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 3 - 3
3 - كيوان يا پروين ، اخترى تابان كه نور آن تاريكى فضا را مى شكافد . *
و الطارق . .. النجم الثاقب
از ستارگانى كه «النجم الثاقب» توصيفگر آن است، ستاره زحل (كيوان) مى باشد (قاموس). برخى ديگر آن را بر «ثريا» (پروين) تطبيق داده و گفته اند: چون «النجم» هرگاه به صورت مطلق آورده شود، مراد از آن ستاره پروين است; پس در آيه نيز همان ستاره مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 3 - 4
4 - « عن أبان بن تغلب قال : كنت عند أبى عبداللّه ( ع ) إذ دخل عليه رجل من أهل اليمن . . . فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : . . .فما زحل عندكم فى النجوم ؟ فقال اليمانى : نجم نحس ، فقال له أبوعبداللّه ( ع ) : مه لاتقولنّ هـذا فإنّه نجم أميرالمؤمنين ( ع ) و هو نجم الأوصياء ( ع ) و هو النجم الثاقب الذى قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه فقال له اليمانى : فما يعنى بالثاقب قال : إنّ مطلعه فى السماء السابعة و إنّه ثقب بضوئه حتّى أضاء فى السماء الدنيا فمن ثَمّ سمّاه اللّه عزّوجلّ النجم الثاقب ;
از ابان بن تغلب روايت شده است: خدمت امام صادق(ع) بودم كه مردى از اهل يمن خدمت ايشان رسيد . .. امام صادق(ع) به او فرمود: مقام زحل در بين ستارگان نزد شما چگونه است؟ آن مرد يمنى گفت: ستاره نحسى است. امام صادق(ع) فرمود: بس كن و اين را مگو; زيرا زحل ستاره اميرالمؤمنين و ستاره اوصيا است و آن همان «نجم ثاقب» است كه خداى عزّوجلّ در كتابش ذكر كرده است. آن مرد يمنى گفت: مراد از ثاقب چيست؟ حضرت فرمود: طلوع آن در آسمان هفتم است. آن با نورش [آسمان ها را ]مى شكافد تا به نزديك ترين آسمان برسد و از آن جهت است كه خداى عزّوجلّ آن را «نجم ثاقب» (ستاره شكافنده) ناميده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 3 - 1
1 - « طارق » ، ستاره اى است داراى پرتوى نافذ و شكافنده تاريكى ها در صحنه آسمان .
النجم الثاقب
«ثَقْب»; يعنى، دريدگى كم عمق (مصباح) و چون نور ستاره نفوذ مى كند، آن را «ثاقب» گويند. (مقاييس اللغة) استفهام از شناخت «طارق» ـ در آيه قبل ـ و توصيف آن به «نجم ثاقب» ـ در اين آيه ـ بيانگر آن است ستاره اى خاص مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 3 - 3
3 - كيوان يا پروين ، اخترى تابان كه نور آن تاريكى فضا را مى شكافد . *
و الطارق . .. النجم الثاقب
از ستارگانى كه «النجم الثاقب» توصيفگر آن است، ستاره زحل (كيوان) مى باشد (قاموس). برخى ديگر آن را بر «ثريا» (پروين) تطبيق داده و گفته اند: چون «النجم» هرگاه به صورت مطلق آورده شود، مراد از آن ستاره پروين است; پس در آيه نيز همان ستاره مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 24 - 1،2
1 - وفور ، خرمى و طراوت نعمت هاى آخرت ، نيكوكاران را شاداب و داراى رخسارى درخشان خواهد ساخت .
تعرف فى وجوههم نضرة النعيم
«نعيم» به معناى نعمت فراوان، «نضرة» به معناى زيبايى و «نضرة النعيم» به معناى درخشندگى آن است (مفردات راغب). مراد از آن به قرينه «تعرف فى وجوههم»، تابناكى چهره بر اثر نعمت وافر است.
2 - تلألؤ نور و زيبايى در رخسار نيكوكاران بر اثر نعمت هاى آخرت ، بر هر بيننده اى آشكار و مشهود است .
تعرف فى وجوههم نضرة النعيم
«تعرف»، خطاب به نوع است و هر مخاطبى را شامل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 12،13
12 - ايمان و عمل صالح ، نور است .
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
«إلتماس» (مصدر «التمسوا») به معناى تحصيل و به دست آوردن است. در صورتى كه مراد از «ورائكم» دنيا باشد، مقصود اين خواهد بود كه به دنيا برگرديد و با ايمان و عمل صالح، براى آخرت خود نور به دست آوريد.
13 - قيامت ، روز جلوه گر شدن حقيقت نورانى ايمان و عمل صالح
قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 25
25 ـ قرآن سراسر نور و روشنگر راه رستگارى است .
فالذين . .. اتبعوا النور الذى أنزل معه أولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 52 - 9
9 - قرآن ، نور الهى در تاريكى هاى نادانى و موجب هدايت انسان از گمراهى است .
و لـكن جعلنـه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 8 - 4
4 - رهنمود ها و معارف قرآن ، همچون نور خود روشن و روشنايى بخش حيات بشر و روشنگر حقايق است .
والنور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 5،16،18
5 ـ شرح صدر نور الهى در قلب مؤمنان است. *
و جعلنا له نورا يمشى . .. فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره
«فاء» در «فمن يرد . .. » عطف و تفريع بر آيات قبل است. در آيه 122 (أو من كان ميتا ... ) مردم به دو دسته تقسيم شدند: حيات يافتگان داراى نور و فروماندگان در ظلمت. در اين آيه با نتيجه گيرى از مجموع آيات، هدايت يافتگان داراى شرح صدر و گمراهان مبتلا به تنگى صدر شمرده شده اند. محتمل است شرح صدر همان نورى باشد كه در آيه 122 مطرح شده است.
16 ـ لما نزلت هذه الآية سئل رسول الله(صلی الله علیه و آله) عن شرح الصدر ما هو؟ فقال: نور يقذفه الله فى قلب المؤمن فينشرح له صدره و ينفسح . .. .
آنگاه كه آيه «فمن يرد الله . .. » نازل شد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كردند، شرح صدر چيست؟ فرمود: نورى است كه خداوند در قلب مؤمن مى افكند و با آن سينه اش را بازمــى گرداند ... .
18 ـ عن أبى عبدالله(ع) قال: إن الله عز و جل إذا أراد بعبد خيرا نكت فى قلبه نكتة من نور و فتح مسامع قلبه و كل به ملكا يسدده و إذا أراد بعبد سوءا نكت فى قلبه نكتة سوداء و سد مسامع قلبه و وكل به شيطانا يضله ثم تلا هذه الآية: «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا».
امام صادق(ع) فرمود: هر گاه خداوند عز و جل براى بنده اى خيرى بخواهد، در دلش نقطه اى از نور ايجاد مى كند و گوشهاى دلش را بازمى گرداند و فرشته اى بر او مى گمارد كه وى را در كارهايش استوار نمايد. و آنگاه كه خدا براى بنده اى بدى بخواهد، در دلش نقطه اى سياه ايجاد كرده و گوشهاى دلش را مى بندد و شيطانى را بر او مى گمارد تا گمراهش كند، سپس امام صادق(ع) آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 16 - 1
1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .
و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 5 - 2
2 ـ فروزندگى خورشيد و تابندگى ماه ، جلوه هايى از ربوبيت و تدبير خدا نسبت به اهل زمين
إن ربكم اللّه . .. هو الذى جعل الشمس ضياء و القمر نوراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 5،7
5 ـ مؤمن با نور الهى مسير صحيح حركت را در جامعه و بين مردم درمى يابد.
و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس
7 ـ توجه دادن مؤمنان به حيات معنوى خود و برخوردارى از نور الهى، بازدارنده آنان از اطاعت مشركان و گمراهان
و إن أطعتموهم إنكم لمشركون. أو من كان ميتا فأحيينه و جعلنا له نورا يمشى به فى ال
تمثيل مذكور براى بر حذر داشتن مسلمانان از اطاعت مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 19 - 15
15 - « فى المجمع بعد ذكر هـذه الأية « لهم أجرهم و نورهم » أى لهم ثواب طاعاتهم و نور إيمانهم الذى يهتدون به إلى طريق الجنّة . . . رواه البراء بن عازب عن النبى (صلی الله علیه و آله) ;
در مجمع البيان بعد از ذكر آيه «لهم أجرهم و نورهم» آمده است: مقصود اين است كه براى آنان است پاداش طاعت و نور ايمانشان كه به وسيله آن به راه بهشت هدايت مى شوند و اين معنا را براءبن عازب از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت نموده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 8
8 - « ضلالت و گمراهى » ، ظلمت و تاريكى و « هدايت و رهيابى » ، نور و روشنايى است .
ليخرجكم من الظلمـت إلى النور
استعاره آوردن «ظلمت» براى ضلالت و «نور» براى هدايت بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 3
3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *
و الله أخرجكم من بطون أمّهـتكم لاتعلمون شيئًا
اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 13،14،15
13 - شيردادن مادران به نوزادن خود ، به مصالح و منافع نوزادان نزيك تر از دايگان است .
فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان راه كارهاى شايسته براى تأمين مصالح و منافع نوزادان است و در اين راستا، شيردادن مادران بر دايگان مقدم ذكر شده است.
14 - شيردادن دايگان ، به نوزادان زنان مطلّقه ، تنها در صورت ضرورت و با مشورت و هم فكرى پدر و مادر آنان ، شايسته و بجا است .
و أتمروا بينكم بمعروف و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
15 - رعايت مصالح و منافع نوزادان ، اساس جهت گيرى هاى تعاليم و رهنمود هاى الهى در زمينه طلاق است .
فأنفقوا عليهنّ حتّى يضعن حملهنّ . .. و أتمروا بينكم بمعروف و إن تعاسرتم فسترضع ل
فرمانِ خداوند، به تأمين هزينه زندگىِ زنان مطلّقه در ايّام باردارى و نيز پرداخت اجرتِ شيردادن به نوزادشان و يا گرفتن دايه براى آنان، همگى دليل توجه و عنايت ويژه تعاليم اسلام، به مصالح و منافع نوزادان در هنگام طلاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 3
3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *
و الله أخرجكم من بطون أمّهـتكم لاتعلمون شيئًا
اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 6،10،12،13
6 - مردان بايد به زنان مطلّقه ، بابت شيردادن فرزندان خود اجرت بپردازند .
فإن أرضعن لكم فـاتوهنّ أُجورهنّ
10 - در صورت به توافق نرسيدن مردان و زنان مطلّقه درباره شيردادن نوزاد خويش ـ به خاطر دشوار بودن آن و يا سخت گيرى آنان بر يكديگر ـ بايد نوزاد را به دايه بسپارند .
و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
12 - زنان مطلّقه ، داراى حق تقدّم و اولويت در شيردادن به نوزادان خود
فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
برداشت ياد شده، با توجه اين نكته است كه صورت شيردادن مادران مطلّقه به نوزادان خود، در آغاز مطرح شده است. سپس صورت اختلاف و دايه گرفتن براى نوزادان، بيان گرديده است.
13 - شيردادن مادران به نوزادن خود ، به مصالح و منافع نوزادان نزيك تر از دايگان است .
فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان راه كارهاى شايسته براى تأمين مصالح و منافع نوزادان است و در اين راستا، شيردادن مادران بر دايگان مقدم ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 6
6- زبان گشودن كودكى آرميده در گهواره و تشريح ماجراى ميلاد خويش ، براى قوم مريم قابل تصور نبود .
كيف نكلّم من كان فى المهد صبيًّا
«مهد» گهواره يا هر مكان ديگرى است كه براى آرميدن كودك اختصاص يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 3
3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *
و الله أخرجكم من بطون أمّهـتكم لاتعلمون شيئًا
اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 3
3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *
و الله أخرجكم من بطون أمّهـتكم لاتعلمون شيئًا
اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 189 - 12
12 ـ والدين در دوران جنينى كودك ، تنها خداوند را در اعطاى فرزندى سالم مؤثر مى دانند .
لئن ءاتيتنا صلحاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 190 - 3،7
3 ـ اعطاى فرزند و تأمين سلامت او به دست خدا و در اختيار اوست .
فلما ءاتيهما صلحاً
7 ـ انسان ها پس از برخوردار شدن از فرزند سالم ، على رغم اعتقادشان بر يگانگى خدا در آفرينش و تأمين سلامت جنين ، به شرك مى گرايند و غير او را در آفرينش و سلامت كودكشان مؤثر مى پندارند .
لئن ءاتيتنا . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء
نوزادى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 10،11،12،13،14
10 ـ عيسى ( ع ) برخوردار از توان سخن گويى در دوران نوزادى و خردسالى خويش
تكلم الناس فى المهد
11 ـ سخنان عيسى ( ع ) در كودكى گفتارى حكيمانه و همسنگ با سخنان او در دوران كهولت و كمال رشد
اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا
بديهى است كه سخن گفتن عيسى(ع) در سن كهولت نعمتى خاص براى وى نيست بنابراين عطف «كهلا» بر «فى المهد» مى تواند اشاره به اين باشد كه سخن گفتن او به هنگام نوزادى همانند دوران رشد يافتگى وى بوده است.
12 ـ روح القدس ، توانايى بخش عيسى ( ع ) براى گفتگوى با مردم در گهواره به هنگام بزرگسالى و آغاز دوران پيرى
اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا
«كهل» به مردى گفته مى شود كه دوران جوانى را سپرى كرده و در آغاز دوران پيرى است جمله «تكلم الناس . ..» بيان مصداقى است از جمله «ايدتك بروح القدس».
13 ـ توان مسيح ( ع ) بر سخن گفتن با مردم در تمامى مراحل حيات خويش ـ دوران شيرخوارگى و بزرگسالى ـ از جمله نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت
اذكر نعمتى عليك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا
14 ـ گفتگوى عيسى ( ع ) با مردم در گهواره ، از نعمت هاى خاص الهى به مادرش مريم .
اذكر نعمتى عليك و على ولدتك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 24 - 2،3،14
2- حضرت عيسى ( ع ) در شرايط سخت روحى و جسمى مادرش مريم ( س ) پس از زايمان با وى سخن گفت و او را دل دارى داد .
فحملته . .. فناديـها من تحتها ألاّتحزنى
مراد از ضمير فاعلى در «نادى» ـ به قرينه ضمائر «فحملته فانتبذت به» در آيات قبل ـ حضرت عيسى(ع) است و مراد از ضمير «من تحتها» همانند ضمير «فناداها» حضرت مريم(س) است. برخى فاعل «نادى» را جبرئيل دانسته و ضمير «من تحتها» را به «نخلة» يا «مريم» ارجاع داده اند; ولى سياق آيات با آنچه گفته شد سازگارتر است.
3- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به اندوهگين نبودن توصيه كرد .
فناديـها من تحتها ألاّتحزنى
14- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هـذا عيسى ابن مريم ( ع ) قال اللّه عزّوجلّ فيه « فناداها من تحتها ألاّتحزنى . . . » فكلّم أمّه وقت مولده ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. اين عيسى بن مريم(ع) است كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ در باره او فرمود «فناداها من
تحتها ألاّتحزنى ...» پس عيسى(ع) با مادرش به هنگام ولادت سخن گفت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 25 - 1
1- عيسى ( ع ) ، در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به تكان دادن درخت خرما و استفاده از ميوه آن راهنمايى كرد .
و هزّى إليك بجذع النخلة تسـقط عليك رطبًا جنيًّا
«هزّ» به معناى حركت دادن به چپ و راست است و به قرينه «إليك» در آن معناى «متمايل ساختن» نيز تضمين شده است. بنابراين «هزّى إليك»، يعنى درخت را به جانب خود بكش و به چپ و راست تكان ده اين راهنمايى چنان چه از آيه بعد پيدا است، به منظور تأمين غذاى مريم(س) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 1،3،7
1- حضرت عيسى ( ع ) در آغاز تولد خويش ، مادرش مريم ( س ) را به خوردن خرماى تازه و نوشيدن از آب نهر فرا خواند .
فناديـها من تحتها . .. تحتك سريًّا ... رطبًا جنيًّا . فكلى واشربى
3- سخن گفتن عيسى ( ع ) با مادر خود و تأمين آب و غذا به صورت خارق العاده ، زمينه هاى مسّرت و چشم روشنى مريم ( س ) و رفع نگرانى او از آينده بود .
فناديـها . .. فكلى و اشربى و قرّى عينًا
«عيناً» تمييز و بيانگر مراد جدى از فاعل است و «قرّى» از ماده «قرار» (آرام گرفتن) و يا «قُرّ» (سرد شدن) است. در صورت اول جمله «قرّى عيناً»، يعنى «چشم آرميده باش» و در صورت دوم، يعنى «خنك چشم باش» (چشمت از اشك سوزان به دور باشد) و در هر صورت، كنايه از خوش دلى و شادمانى است كه چشم از نگرانى و اضطراب باز مى ايستد و از سوزش اشك اندوه، مصون مى ماند. ارتباط جمله «قرّى عيناً» با جملات قبل، گوياى برداشت فوق است.
7- عيسى ( ع ) ، وظيفه دفاع از مادر خويش در مقابل تهمت هاى مردم را به عهده گرفت .
فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمـن صومًا
توصيه مادر به سكوت از جانب عيسى(ع) بدان معنا بود كه او نگران دفاع از خود نباشد، چرا كه عيسى(ع) خود آن را انجام خواهد داد. سخن گفتن عيسى(ع) با مادر پس از ولادت، اين اطمينان را به مريم داده بود كه او براين كار كاملاً توانا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 27 - 6
6- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا قالت العواتق . . . لمريم ( ع ) : « لقد جئت شيئاً فريّاً » أنطق اللّه تعالى عيسى ( ع ) عند ذلك ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: چون دختران نورس به مريم گفتند: «لقد جئت شيئاً فريّاً» خداوند در آن هنگام زبان عيسى(ع) را به سخن گفتن گشود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 3
3- حضرت مريم ( س ) به قدرت نوزادش عيسى ( ع ) در سخن گفتن و رفع اتهامات يقين داشت .
فأشارت إليه
آمدن مريم به ميان قوم خويش، آوردن علنى و آشكار فرزند و اشاره كردن به سوى نوزاد به جاى پاسخ گويى به اتهامات، بيانگر يقين او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 1،5،11
1- نوزاد مريم ( س ) با اشاره مادرش و در حضور مردم شروع به سخن گفتن كرد .
فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه
5- تكلم عيسى ( ع ) در گهواره و معرفى خود ، از معجزات او و برهانى كافى بر پاكدامنى مريم ( س ) و مبرّابودن او از اتهامات مردم بود .
فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه
11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هـذا عيسى بن مريم ( ع ) . . . حين أشارت إليه . . . قال : إنّى عبداللّه آتانى الكتاب » . . . أُعطى كتاب النبوة و أُوصى بالصلاة والزكاة فى ثلاثة أيّام من مولده و كلّمهم فى اليوم الثانى من مولده . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. و اين عيسى بن مريم(ع) است كه وقتى مريم به او اشاره كرد گفت: «إنّى عبداللّه آتانى الكتاب» ... كتابِ نبوت به او داده شد و به نماز و زكات سفارش گرديد (و اين همه) ظرف سه روز پس از ولادت او بود و در روز دوم ولادت با مردم سخن گفت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 33 - 1
1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .
والسلـم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا
«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 2،14
2- توهم فرزند بودن عيسى ( ع ) براى خداوند ، برخاسته از تحليل نادرست ماجراى تولد و سخن گفتن معجزنماى او بود .
ذلك عيسى ابن مريم . .. ما كان للّه أن يتّخذ من ولد
نفى فرزند از خداوند پس از بيان قصه تولد عيسى(ع) مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گروهى اين نوع امور معجزه آسا را دليل فرزند خدابودن او قرار داده اند.
14- ماجراى تولد و سخن گفتن عيسى ( ع ) ، نمودى از حاكميت اراده الهى بر هستى است ; نه نشان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 36 - 1،3
1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، خداوند را پروردگار خود و ديگر انسان ها معرفى كرد .
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم
جمله «إنّ اللّه ربّى . ..» عطف بر «إنّى عبد اللّه» در آيات قبل است. اين آيه نيز نقل بخشى از گفته هاى عيسى(ع) در گهواره است و آيات «ذلك عيسى ... كن فيكون» در اين بين معترضه مى باشد. تشابه اين جمله با آنچه در سوره آل عمران و زخرف از عيسى(ع) نقل شده، تأييد كننده اين نكته است.
3- دعوت همه مردم به پذيرش توحيد ربوبى و پرستش خداى يگانه ، از جمله سخنان عيسى ( ع ) در گهواره
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 5
5- مردم ، از واگذارشدن پاسخ اتهامات از سوى مريم ( س ) به نوزادش عيسى ( ع ) ، شگفت زده شده و آن را باور نكردند .
فأشارت إليه قالوا كيف نكلّم من كان فى المهد صبيًّا
استفهام در آيه انكارى است. اين انكار را چندين تأكيد نيز همراهى مى كند: 1) فعل «كان» كه در اين موارد بر ماضى دلالت ندارد، بلكه استقرار و ثبوت را مى فهماند; 2) قيد «فى المهد» كه نشانه ناتوانى عيسى(ع) از هرگونه حركتى است; 3) قيد «صبيّاً» كه با وجود «فى المهد» نيازى به آن نبود، ولى گويندگان آن را به منظور تأكيد انكار و تعجبشان افزودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 54 - 5،12
5 - بيرون آورنده انسان ها از ناتوانى دوران جنينى و نوزادى و رساننده آنها به كمال جسمانى ، خداوند است .
اللّه الذى خلقكم من ضعف ثمّ جعل من بعد ضعف قوّة
12 - رساندن انسان ها از دوران ناتوانى جنينى و نوزادى به توان مندى دوران جوانى و سپس فرتوت ساختن آنان ، نشانه توان مندى خداوند بر باز آفرينى انسان ها درقيامت است . *
اللّه الذى خلقكم . .. يخلق ما يشاء
عبارت «يخلق ما يشاء» به قرينه آيه پنجاه ـ كه در آن، بر توان مندى خداوند بر معاد انسان ها، برهان اقامه شده بود ـ و نيز آيه پنجاه و پنج ـ كه درباره برپايى قيامت است ـ مى تواند درباره معاد و بازآفرينى انسان ها، در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 3
3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .
ءاتينى الكتـب و جعلنى نبيًّا
نوزادى عيسى(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 10،11،12،13،14
10 ـ عيسى ( ع ) برخوردار از توان سخن گويى در دوران نوزادى و خردسالى خويش
تكلم الناس فى المهد
11 ـ سخنان عيسى ( ع ) در كودكى گفتارى حكيمانه و همسنگ با سخنان او در دوران كهولت و كمال رشد
اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا
بديهى است كه سخن گفتن عيسى(ع) در سن كهولت نعمتى خاص براى وى نيست بنابراين عطف «كهلا» بر «فى المهد» مى تواند اشاره به اين باشد كه سخن گفتن او به هنگام نوزادى همانند دوران رشد يافتگى وى بوده است.
12 ـ روح القدس ، توانايى بخش عيسى ( ع ) براى گفتگوى با مردم در گهواره به هنگام بزرگسالى و آغاز دوران پيرى
اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا
«كهل» به مردى گفته مى شود كه دوران جوانى را سپرى كرده و در آغاز دوران پيرى است جمله «تكلم الناس . ..» بيان مصداقى است از جمله «ايدتك بروح القدس».
13 ـ توان مسيح ( ع ) بر سخن گفتن با مردم در تمامى مراحل حيات خويش ـ دوران شيرخوارگى و بزرگسالى ـ از جمله نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت
اذكر نعمتى عليك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا
14 ـ گفتگوى عيسى ( ع ) با مردم در گهواره ، از نعمت هاى خاص الهى به مادرش مريم .
اذكر نعمتى عليك و على ولدتك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 3،4
3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .
ءاتينى الكتـب و جعلنى نبيًّا
4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .
قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتـب و جعلنى نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 2،5
2- عيسى ( ع ) در كودكى ، فرخندگى و فزايندگى خير و خوبى را از صفات خدادادى خويش برشمرد .
و جعلنى مباركًا أين ما كنت
5- اقامه نماز و پرداخت زكات در تمامى عمر ، از توصيه هاى خداوند به عيسى ( ع ) در نخستين روز هاى زندگى او
و أوصـنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 7
7- برخوردارى انسان در زندگى خانوادگى از يارى بى دريغ افرادى چون نوادگان و خويشاوندان ، از نعمت هاى خداوند و از نشانه هاى اوست .
و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة
ماده «حفدة» در مورد يارانى به كار مى رود كه از خدمت گزارى تعدى نمىورزند كه مفسّران مصداق اين معنا را نوادگان يا همه خويشاوندان دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 8
8- نوه هاى دخترى نيز ، همانند پسر و نوه هاى پسرى ، ذريه و فرزند شخصى ، به شمار مى آيند .
أُولـئك . .. و من ذرّيّة إبرهيم
از نظر تاريخى روشن است كه مريم و عيسى(ع) از نوادگان حضرت ابراهيم(ع) بوده اند و دراين آيه حضرت عيسى(ع)، يكى از افراد مورد نظر از «أُولئك» است كه از ذريّه انبيا شمرده شده است; بنابراين فرزندان دختر نيز از ذريّه به شمار مى آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 7
7- برخوردارى انسان در زندگى خانوادگى از يارى بى دريغ افرادى چون نوادگان و خويشاوندان ، از نعمت هاى خداوند و از نشانه هاى اوست .
و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة
ماده «حفدة» در مورد يارانى به كار مى رود كه از خدمت گزارى تعدى نمىورزند كه مفسّران مصداق اين معنا را نوادگان يا همه خويشاوندان دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 3
3- فرزندان و نوادگان ، موهبت و عطيه اى از جانب پروردگار است .
و وهبنا له إسحـق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 8
8- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « و وهبنا له اسحاق و يعقوب نافلة » قال : ولد الولد نافلة ;
از امام صادق(ع) در باره قول خداى عزّوجلّ : «و وهبنا له اسحاق و يعقوب نافلة» روايت شده كه فرمود: فرزندِ فرزند، نافله است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 71 - 9
9ـ خداوند ، به ساره بشارت داد كه اسحاق ، داراى فرزند پسرى خواهد شد .
فبشّرنـها بإسحـق و من ورآء إسحـق يعقوب
كلمه «يعقوب» عطف بر «اسحاق» است و عبارت «من وراء إسحاق» توصيفى براى «يعقوب» مى باشد; يعنى: فبشرناها بيعقوب كائناً من وراء اسحاق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 15
15- خداوند ، مشوّق آدمى به فراگيرى كشتى رانى و دريانوردى و استفاده بهينه از دريا ها و رودها
و سخـّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخـّر لكم الأنهـر
معنا و مفهوم تسخير دريا و كشتى براى انسان، فراهم بودن استعدادها و زمينه هاى لازم براى بهره گيرى است كه انسان بايد از اين استعدادها و زمينه ها با تلاش و كوشش علمى و . .. خود استفاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 4
4- نهر هاى آب و راه هاى زمين ، براى استفاده انسان ها آفريده شده است .
و ألقى فى الأرض . .. و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 16
16- اهميت و نقش حياتى نهر ها و رود ها براى انسان
و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 14،18
14- خداوند ، رام سازنده نهر ها و رود ها براى بهرهورى انسان
و سخـّر لكم الأنهـر
18- مسخّر و رام كردن كشتى ها ، نهر ها و رود ها براى انسان ، دليل و نشانه توحيد خداوند
الله الذى خلق . .. و سخـّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 3،10
3 - استغفار و ايمان ، از عوامل ازدياد اموال و فرزندان و آبادانى شهر ها و روستا ها ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
10 - تأثير نزول باران فراوان و پى درپى ، در آبادانى ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )
يرسل السماء عليكم مدرارًا . .. و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 4
4 - كفر و گناه ، از عوامل كم شدن اموال و تعداد فرزندان و خرابى شهر ها و روستا ها ( نابودى باغ ها ، نهر ها و . . . )
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 33 - 2
2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .
كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خلـلهما نهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 4،5،7
4- نهر هاى آب و راه هاى زمين ، براى استفاده انسان ها آفريده شده است .
و ألقى فى الأرض . .. و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
5- آفرينش نهر ها و راه هاى طبيعى ، علامتهايى است براى راهيابى آدميان
أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون . و علـمـت
احتمال دارد مراد از «لعلّكم تهتدون» به قرينه بيان منافع كوهها و نيز «علامات» در آيه بعدى، راهيابى باشد.
7- غرض از خلقت كوه ها ، نهر ها و راه ها هدايت انسان ها است .
و ألقى فى الأرض روسى . .. و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
برداشت مذكور، بنابراين نكته است كه مراد از «تهتدون» هدايت معنوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 16
16- اهميت و نقش حياتى نهر ها و رود ها براى انسان
و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 33 - 3
3- جريان رود ها و نهر ها ، به اراده خداوند است .
و فجّرنا خلـلهما نهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 10
10- دريا ها ، رودخانه ها ، خورشيد ، ماه و شب و روز ، هر كدام آيتى مستقل براى خداشناسى و برطرف كننده نيازى از نياز هاى انسان
و سخـّر لكم الفلك . .. و سخـّر لكم الأنهـر . و سخـّر لكم الشمس و القمر دائبين و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 24 - 4،5،12
4- خداوند ، هم زمان با ولادت عيسى ( ع ) ، در نقطه اى پايين تر از مكان استقرار مريم ( س ) ، جويبارى پديدار ساخت .
فناديـها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا
«سرىّ» به معناى نهر كوچك است و به معناى «رفيع» نيز استعمال شده است، ولى جمله «اشربى» ـ در آيات بعد ـ قرينه بر اراده معناى اول است.
5- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به روان شدن جويبارى در پايين دست او بشارت داد .
فناديـها . .. قد جعل ربّك تحتك سريًّا
12- در پى زايمان مريم ( س ) ، فرشته الهى ( جبرئيل ) او را از جارى شدن آب در پايين پايش با خبر ساخت .
فناديـها من تحتها ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا
محتمل است كه ضمير فاعلى در فناداها به فرشته الهى برگردد.
نهر ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 15
15- خداوند ، مشوّق آدمى به فراگيرى كشتى رانى و دريانوردى و استفاده بهينه از دريا ها و رودها
و سخـّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخـّر لكم الأنهـر
معنا و مفهوم تسخير دريا و كشتى براى انسان، فراهم بودن استعدادها و زمينه هاى لازم براى بهره گيرى است كه انسان بايد از اين استعدادها و زمينه ها با تلاش و كوشش علمى و . .. خود استفاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 4
4- نهر هاى آب و راه هاى زمين ، براى استفاده انسان ها آفريده شده است .
و ألقى فى الأرض . .. و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 16
16- اهميت و نقش حياتى نهر ها و رود ها براى انسان
و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 14،18
14- خداوند ، رام سازنده نهر ها و رود ها براى بهرهورى انسان
و سخـّر لكم الأنهـر
18- مسخّر و رام كردن كشتى ها ، نهر ها و رود ها براى انسان ، دليل و نشانه توحيد خداوند
الله الذى خلق . .. و سخـّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 3،10
3 - استغفار و ايمان ، از عوامل ازدياد اموال و فرزندان و آبادانى شهر ها و روستا ها ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
10 - تأثير نزول باران فراوان و پى درپى ، در آبادانى ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )
يرسل السماء عليكم مدرارًا . .. و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 4
4 - كفر و گناه ، از عوامل كم شدن اموال و تعداد فرزندان و خرابى شهر ها و روستا ها ( نابودى باغ ها ، نهر ها و . . . )
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 33 - 2
2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .
كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خلـلهما نهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 4،5،7
4- نهر هاى آب و راه هاى زمين ، براى استفاده انسان ها آفريده شده است .
و ألقى فى الأرض . .. و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
5- آفرينش نهر ها و راه هاى طبيعى ، علامتهايى است براى راهيابى آدميان
أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون . و علـمـت
احتمال دارد مراد از «لعلّكم تهتدون» به قرينه بيان منافع كوهها و نيز «علامات» در آيه بعدى، راهيابى باشد.
7- غرض از خلقت كوه ها ، نهر ها و راه ها هدايت انسان ها است .
و ألقى فى الأرض روسى . .. و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
برداشت مذكور، بنابراين نكته است كه مراد از «تهتدون» هدايت معنوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 16
16- اهميت و نقش حياتى نهر ها و رود ها براى انسان
و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 33 - 3
3- جريان رود ها و نهر ها ، به اراده خداوند است .
و فجّرنا خلـلهما نهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 10
10- دريا ها ، رودخانه ها ، خورشيد ، ماه و شب و روز ، هر كدام آيتى مستقل براى خداشناسى و برطرف كننده نيازى از نياز هاى انسان
و سخـّر لكم الفلك . .. و سخـّر لكم الأنهـر . و سخـّر لكم الشمس و القمر دائبين و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 14
14- گذشت و برخورد كريمانه با دشمنان و كافران در ابتداى نهضت اسلامى و تبليغات دينى ، امرى لازم و بايسته است .
فاصفح الصفح الجميل
نزول آيه فوق ـ كه از گذشت و عفو سخن به ميان آورده است ـ (در نيمه اول بعثت) و از جانب ديگر دستور به برخورد شديد با كافران و دشمنان در مدينه (نيمه دوم بعثت) مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
نهضت در راه خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 5
5- قيام براى خدا و در مسير توحيد ، در پى دارنده تأييدات الهى و موهبت هاى معنوى او
و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 2
2- قيام در راه توحيد و اعلان انديشه توحيدى ، داراى ارزشى والا و گرانْ سنگ است .
و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا فقالوا ربّنا ربّ السمـوت و الأرض
از جمله معانى «قيام»، «عزم و تصميم» است. لذا «قاموا» يعنى بر انديشه توحيدى خود مصمّم شدند. «فقالوا» نيز گوياى اعلان آن انديشه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 3
3- قيام براى خدا و دفاع از ارزش ها ، نيازمند قدرت روحى و قلبى نيرومند است .
و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
نهضت هاى دينى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 38
38- رشد نهضت هاى الهى ، همانند ديگر مظاهر جهان ، در قلمرو سنت هاى حاكم بر هستى *
كزرع أخرج شطـه . .. يعجب الزرّاع
تشبيه جريان ظهور و گسترش اسلام، به زراعت و مراحل رشد آن، اين حقيقت را مى رساند كه جريان هاى اجتماعى نيز مانند پديده هاى مادى طبيعت، در قلمرو قوانين صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 279 - 5
5 ـ لزوم شدّت عمل و برخورد نظامى ، با رباخوارانى كه دست از عمل ناپسند خود برنمى دارند .
فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 22
22 ـ وعده عذاب دردناك به بنى اسرائيل ، به جهت قتل چهل و سه پيامبر و صد و دوازده آمر به معروف و ناهى از منكر
و يقتلون النّبيّن بغير حقّ و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشّرهم بعذاب
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) به عنوان بيان مصداق براى آيه فوق فرمود: قتلت بنو اسرائيل ثلاثة و اربعين نبيّاً اول النّهار فى ساعة واحدة فقام مائة رجل و اثنى عشر رجلا من عبّاد بنى اسرائيل فامروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعاً من آخر النّهار فى ذلك اليوم.
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 4
4 ـ ضرورت واكنش جامعه اسلامى ، در برابر انحرافات اعتقادى
اولئك جزاؤهم انّ عليهم . .. و النّاس اجمعين
بنابراينكه مراد از «الناس»، مسلمانان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 98 - 3
3 ـ لزوم اعتراض ، در برابر كجروى هاى كافران و اهل كتاب
قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 99 - 4
4 ـ ضرورت اعتراض و برخورد با كسانى كه مانع راه خدا گشته و مؤمنان را ازآن بازمى دارند .
قل يا اهل الكتاب لم تصدّون عن سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 4،5،6،7،8،9،10
4 ـ دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر ، از شيوه هاى ايجاد وحدت در ميان مؤمنين
و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير
به نظر مى رسد «ولتكن» به مقتضاى ارتباط با آيه قبل، ارائه راهى براى تحقق اعتصام به ريسمان الهى باشد.
5 ـ ضرورت ايجاد تشكّل در ميان گروه هاى امركننده به معروف و نهى كننده از منكر
و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
«امّة» به جماعتى گفته مى شود كه داراى هدفى واحد باشند و لازمه اين معنى، تشكل آنان است.
6 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، دعوت به خير است . *
و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
بنابراينكه «واو» در «و يأمرون»، تفسيريّه براى «يدعون الى الخير» باشد، و يا مصداقى از دعوت به خير.
7 ـ نظارت بر اوضاع جامعه ، داراى دو مرحله است : تبيين اعمال خير و سپس امر به معروف و نهى از منكر *
و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
8 ـ اتحاد و برادرى ميان مؤمنين ، از مصاديق « معروف » است و تفرقه و دشمنى اهل ايمان با يكديگر ، از مصاديق « منكر » .
و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و
«ال» در «المعروف» و «المنكر»، مى تواند عهد ذكرى و اشاره به معروف ها و منكرها در آيه سابق باشد.
9 ـ دعوت به نيكى ها و امر به معروف و نهى از منكر ( نظارت همگانى ) ، وظيفه همه افراد جامعه اسلامى
و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
بنابراينكه من در «منكم» بيانيّه باشد.
10 ـ تنها دعوتگران به خير و امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ، اهل رستگارى هستند .
و لتكن منكم . .. اولئك هم المفلحون
بنابراينكه مشاراليه «اولئك»، دعوت كنندگان به خير و امركنندگان و نهى كنندگان باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 3
3 ـ فرمان به اعتصام به حبل الهى ، پرهيز از تفرقه ، دستور به دعوت خير ، امر به معروف و نهى از منكر ، از آيات بحق الهى
و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا . .. و لتكن منكم امّة ... تلك ايات اللّ
بنابراينكه مشاراليه «تلك»، تمامى مطالب گذشته در آيات قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 1،2،4،5،6،9،11
1 ـ مسلمانانِ امركننده به معروف ، نهى كننده از منكر و مؤمن به خدا ، بهترين امّت ها هستند .
كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر
2 ـ مسلمانان ، بهترين امّت براى خدمت به جوامع انسانى هستند ; مشروط به اينكه امر به معروف و نهى از منكر كنند و مؤمن به خدا باشند .
كنتم خير أمّة أخرجت للناس
جمله «تأمرون بالمعروف . .. »، حال است براى «خير امة»; يعنى شما زمانى بهترين امت خواهيد بود كه داراى چنين حالت و ويژگى باشيد; و قيد «براى خدمت»، از «لام» در «للناس» استفاده شده است.
4 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، ( نظارت همگانى ) و ايمان به خدا ، معيار و ملاك بهتر بودن يك جامعه در ميان جوامع انسانى
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون . .. و تؤمنون باللّه
5 ـ ايمان به خدا و اصلاح جامعه ( امر به معروف و نهى از منكر ) ، دو عامل رُشد جوامع انسانى
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون . .. و تؤمنون باللّه
رشد و تكامل جوامع از مصاديق خير است و آيه فوق، خير بودن امت را منوط به ايمان و اصلاح اجتماع (امر به معروف و نهى ازمنكر) كرده است.
6 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، وظيفه عمومى جامعه اسلامى براى رُشد خويش
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون . .. و تؤمنون باللّه
از مصاديق بارز «خير» براى جامعه، رُشد آن جامعه است.
9 ـ نظارت همگانى و اصلاح جوامع ( امر به معروف و نهى از منكر ) ، نگهدار ايمان به خداوند *
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون . .. و تؤمنون باللّه
تقدم «امر به معروف و نهى از منكر» در آيه شريفه بر «ايمان»، على رغم تقدم ذاتى ايمان بر آنها، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
11 ـ اهتمام مسلمانان آغاز بعثت به نظارت همگانى ( امر به معروف و نهى از منكر ) ، و تداومشان بر ايمان به خداوند
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف . .. و تؤمنون باللّه
به قرينه «كنتم»، آيه فوق بيانگر يك مسأله تاريخى است و آن عبارت است از رفتار و روش مسلمين در آغاز بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 1،2،5،7،8،13
1 ـ ايمان به خدا و روز قيامت ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در كار هاى خير ، از ويژگى هاى برخى اهل كتاب
من اهل الكتب . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنك
2 ـ تشريع امر به معروف و نهى از منكر ، در آيين اهل كتاب
من اهل الكتب . .. يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
ظاهر اين است كه اوصاف مذكور براى اهل كتاب، با وصف اهل كتاب بودن آنان است.
5 ـ ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر ، از اصول مشترك اعتقادى و عملى اديان الهى
من اهل الكتب . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنك
7 ـ گروهى از اهل كتاب كه مؤمن به خدا و روز واپسين و امركننده به معروف و نهى كننده از منكر و شتاب كنندگان به نيكى ها هستند ، از تبار صالحان هستند .
من اهل الكتب امة . .. يؤمنون باللّه ... و اولئك من الصالحين
8 ـ قيام به امر دين ( اطاعت خدا ) تلاوت آيات خدا ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر
و شتاب در امور خير ، ويژگى امّت شايسته و صالح
امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين
13 ـ قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات او ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، حبل الهى است . *
ضربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه ... ليسوا سواءً من اهل الكتب ... يؤمن
به نظر مى رسد صفات مذكور، بيانگر «حبل اللّه» است; چون دارندگان اين صفات، قطعاً از ذلت به دور هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 4،7
4 ـ قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات وى در شب هنگام در حال سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، از اعمال خير
من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير
7 ـ قيام به امر خدا ، تلاوت آيات او ، سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امر خير ، از ويژگى هاى تقواپيشگان
امّة قائمة يتلون ءايت اللّه . .. و اللّه عليم بالمتّقين
آيه، در صدد بيان پاداش كسانى است كه خصلتهاى مذكور را دارند، از آنها تعبير به متّقين كرده، پس آن خصلتها از آن متقين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 22
22 ـ خوددارى از گناه ، امر به معروف و نهى از منكر و آمادگى براى دفاع از ائمّه ( ع ) ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
امام صادق (ع) درباره «اصبروا» فرمود: عن المعاصى. و درباره «و اتّقوا اللّه»، فرمود: امروا بالمعروف و انهوا عن المنكر. و درباره «رابطوا» فرمود: ... و نحن الرباط الادنى فمن جاهد عنّا فقد جاهد عن النّبى (صلی الله علیه و آله) ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 212، ج 179 ; بحارالانوار، ج 24، ص 216، ح 8.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 4
4 - برخوردارى جامعه اسلامى از حمايت و نصرت خدا ، در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر است .
الذين ان مكّنّـهم فى الأرض . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 5،6
5 ـ ترك نهى از منكر و بى اعتنايى به رواج فساد در جامعه موجب گرفتار شدن به لعنت خدا و پيامبران
لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون.كانوا لايتناهون
6 ـ ترك نهى از منكر عامل روى آورى جوامع به كفرپيشگى
لعن الذين كفروا . .. ذلك بماعصوا و كانوا يعتدون.كانوا لايتناهون
در آيه قبل تجاوز و تعدى موجب گرفتار شدن به كفر و لعنت الهى دانسته شد و آيه مورد بحث ترك نهى از منكر را مصداقى بارز براى تعدى و تجاوز شمرده بنابراين ترك نهى از منكر عامل گرايش مردمان به كفر و گرفتار شدن به لعنت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 10،15
10 ـ عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، زمينه ساز پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان *
ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون ... يتولون الذين كفروا
بدان احتمال كه مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان، نتيجه اعمال ناپسندى باشد كه در آيات قبل درباره بنى اسرائيل بيان شد.
15 ـ عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، موجب سخط و غضب خداوند
ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون عن منكر ... سخط اللّه عليهم
«ماقدمت لهم انفسهم» مى تواند اشاره به تمامى رفتارهاى ناروايى باشد كه در اين آيه و آيات قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در اين صورت «ان سخط اللّه» مضافى همانند موجبات در تقدير دارد يعنى «موجبات سخط اللّه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 10
10 - « عن أبى سعيد الخدرى قال : سئل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عن قول اللّه « إذا وقع القول عليهم أخرجنالهم دابّة من الأرض تكلّمهم » قال إذا تركوا الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر وجب السخط عليهم ;
از ابى سعيد خدرى روايت شده كه از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خدا «إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم» سؤال شد، فرمود: زمانى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند، غضب خدا بر آنان محقق مى گردد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 105 - 2
2 ـ دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، مانع بروز تفرقه و اختلاف در جامعه
و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا
جمله «لا تكونوا . .. »، احتمالا بيان نتيجه آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 3
3 ـ اعتصام به ريسمان الهى ، دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسفيدى در قيامت
و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ي
به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، سفيدرويى مى تواند پاداش نيكيهاى مذكور در آيات قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 107 - 2،4
2 ـ اعتصام به حبل اللّه ، دعوت به نيكى ها و امر به معروف و نهى از منكر ، موجب استغراق در رحمت جاودانه الهى
و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ...
به مقتضاى ارتباط اين آيه و آيات پيشين، روسفيدى مى تواند نتيجه اعمال نيك ياد شده در آيات قبل باشد.
4 ـ تمسك كنندگان به ريسمان الهى و دعوت گران به خير ، امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ، روسفيدان در قيامت و مستغرق در رحمت جاودانه الهى
و اعتصموا بحبل اللّه . .. يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ... اما الذين ابيضّت
مستفاد از ارتباط ميان اين آيه و آيات قبل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 8
8 ـ ايمان مصلحان ( امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ) به خداوند ، شرط اعتلاى جامعه
كنتم خير امة . .. و تؤمنون باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 111 - 8
8 ـ تأثير ايمان به خدا و امر به معروف و نهى از منكر ، در شكست ناپذيرى مؤمنان در برابر هجوم دشمنان دين
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار
وحدت خطاب در «كنتم خير . .. » و «يقاتلوكم»، بيانگر برداشت فوق است. يعنى آن دسته شكست نمى خورند كه امركننده به معروف و ... باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 10
10 ـ صالح شدن انسان ها ، در گرو ايمان به خدا ، معاد ، امر به معروف و نهى از منكر ( اصلاح ديگران ) و شتاب در كار هاى نيك است .
يؤمنون باللّه . .. و اولئك من الصالحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 120 - 9
9 ـ ناتوانى جبهه كفر در برابر جامعه ايمانى ، آنگاه كه مؤمنان به دستور هاى الهى ( امر به معروف و نهى از منكر ) عمل
كنند .
كنتم خير امّة . .. لن يضرّوكم الّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ... ضربت عل
در برداشت فوق، تقوا به معناى عمل به دستورات الهى گرفته شده كه خداوند در آيات پيش به برخى از آنها (امر به معروف، ايمان واقعى و . .. ) اشاره كرده است. يعنى آنگاه كيد دشمنان بى اثر است كه تقوا داشته باشند و به دستورات الهى عمل كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 12
12 ـ نهى از منكر مايه رهايى يافتن از عذاب هاى تعيين شده براى جوامع گنهكار است .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 21
21 ـ امر به معروف ، نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسولش ، عامل جلب رحمت ويژه الهى
يأمرون بالمعروف . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 10
10ـ نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ، مايه نجات و رهايى از عذاب هاى الهى است .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 14
14 ـ خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .
و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 6
6ـ امر به معروف و نهى از منكر ، در صورتى كه احتمال تأثير در آن نباشد ، واجب نيست .
و لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم إن كان الله يريد أن يغويكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 7
7ـ وجوب نهى از منكر در اديان پيشين
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 4
4 ـ ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب ورزيدن به كار هاى نيك ، ملاك ارزش و شايستگى ( صالح بودن )
يؤمنون . .. يسارعون فى الخيرات و اولئك من الصالحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 3
3 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، ارزش هاى محورى در جامعه اسلامى
من ينصره . .. الذين إن مكّنّـهم فى الأرض ... و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 12
12 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از زيربنايى ترين ارزش ها است .
إنّ ذلك من عزم الأُمور
بنابراين كه «ذلك» اشاره به كلّ محتواى سخن لقمان در اين آيه باشد، مشاراليه «ذلك»، جملات «أقم . .. و أمُر ... و انْهَ...» است و «عَزْم» مصدر و به معناى مفعولى، و «عزم الأُمور» اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «الأُمور المعزوم». امر معزوم به هدف شايسته اى گويند كه لازم است بر آن دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 207 - 15
15 ـ كشته شدگان در راه امر به معروف و نهى از منكر ، مصداق خريداران رضايت خداوند در برابر ايثار جان
و من الناس من يشرى نفسه
اميرالمؤمنين (ع): ان المراد بالآية الرجل الذى يقتل على الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر.
مجمع البيان، ج 2، ص 535 ; تفسير صافى، ج 1، ص 241.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 14
14 ـ خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .
و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 1،11
1 ـ ضرورت وجود جمعى از اهل ايمان ، براى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر
و لتكن منكم امّة . .. عن المنكر
بنابراينكه «من» در «منكم»، تبعيضيّه باشد.
11 ـ نقش بنيادين دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر ، در رستگارى جامعه
و لتكن منكم امّة . .. و اولئك هم المفلحون
بنابراينكه مشاراليه «اولئك» جامعه اسلامى باشد; يعنى تنها خودِ امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر رستگار نيستند، بلكه افراد جامعه بخاطر وجود چنين افرادى بهره مند از رستگارى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 3
3 ـ اهميّت خاص امر به معروف و نهى از منكر
يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
پس از ذكر ايمان به خدا و قيامت، عنوان كردن امر به معروف و نهى از منكر، بيانگر اهميّت ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 6،9
6 ـ مسؤوليت ويژه عالمان دين ، در نهى از منكر و پيشگيرى از انحرافات جامعه
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
بنابر اينكه نهى از منكر و بازدارى ديگران از گناه مسؤوليت همگانى باشد، اعتراض خداوند به عالمان كه نهى از منكر را ترك كردند، حكايت از مسؤوليت خاص آنان در انجام اين وظيفه دارد.
9 ـ وظيفه نهى از منكر حتى در صورت گستردگى گناه در جامعه ، وظيفه اى ضرورى و ثابت
و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم . .. لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
سرزنش خداوند از عالمان يهود و نصارا به خاطر ترك نهى از منكر با وجود آلودگى افراد زيادى از اهل كتاب به گناه، دلالت مى كند كه آن تكليف در چنين صورتى نيز برداشته نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 1،3
1 ـ بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.
3 ـ نهى از منكر وظيفه اى ضرورى بر عهده همگان
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 7،8
7 ـ مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
8 ـ حفظ قداست قرآن و اسلام و بازداشتن ديگران از ياوه سرايى و تخطئه و استهزاى آن، وظيفه مسلمانان است.
و ما على الذين يتقون . .. و لكن ذكرى لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 4
4 ـ بازداشتن مردم از فحشا و لواط ، مهمترين و مقدمترين وظيفه لوط در رسالت هاى خويش
و لوطاً إذ قال لقومه أتأتون الفحشة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 14،18
14 ـ فرمان به كار هاى شايسته و برحذر داشتن از كار هاى ناروا ( امر به معروف و نهى از منكر ) از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت او
يأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر
18 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، حلال دانستن پاكيزه ها و حرام شمردن ناپاكى ها ، از علامت هاى موجود در تورات و انجيل براى شناسايى پيامبر اسلام
الذى يجدونه . .. يأمرهم بالمعروف ... و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
جمله هاى «يأمرهم و . .. » حال براى ضمير مفعولى در «يجدونه» است و لذا مى رساند كه مفاد اين جمله ها به عنوان صفات پيامبر موعود در تورات و انجيل بيان شده است. بر اين اساس مى توان گفت كه از اهداف بيان اين ويژگيها در تورات و انجيل، راهنمايى اهل كتاب است به امورى كه بايد در شناسايى پيامبر موعود در نظر داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 15
15 ـ پرهيزكنندگان از فساد در صورتى كه براى بازدارى جامعه از گناه تلاش نكنند ، در پيشگاه خداوند مسؤولند .
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 10
10 ـ نهى از منكر از مصاديق موعظه است .
لم تعظون . .. الذين ينهون عن السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 7،8،9،27
7 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، مهمترين وظيفه مؤمنان و بارزترين مشخصه جامعه اسلامى
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
از اينكه در رأس همه كارها و ارزشها، از امر به معروف و نهى از منكر ياد شده است، اهميت برتر آن استفاده مى شود.
8 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
9 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، وظيفه اى هميشگى و دايمى است نه تكليفى مقطعى .
يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
برداشت فوق از به كارگيرى فعل مضارع (يأمرون و ينهون) كه مفيد استمرار است، به دست مى آيد.
27 ـ از امام حسين ( ع ) روايت شده . . . و به اميرالمؤمنين ( ع ) نيز نسبت داده شده كه فرمودند : . . . خدا مى فرمايد : . . . « المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر » فبدءاللّه بالامر بالمعروف و النهى عن المنكر فريضة منه لعلمه بأن ها إذا اديت و اقيمت استقامت الفرائض كل ها هيّن ها و صعب ها . . . ;
. .. «مردان و زنان با ايمان ولى (و يار و ياور) يكديگرند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند». خداوند [قبل از نماز و زكات] از امر به معروف و نهى از منكر آغاز كرد ; زيرا مى دانست اگر اين دو فريضه عملى گردد همه فرايض ـ آسان و مشكل آن ـ پابرجا مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 12
12 ـ ستايش خداوند و حركت در مسير او و ركوع و سجود و امر به معروف و نهى از منكر ، از جلوه هاى بارز عبادت پروردگار *
التّئبون العبدون . .. و الناهون عن المنكر
برداشت فوق بدان احتمال است كه «الحامدون السائحون . .. » از باب ذكر خاص بعد از عام (العابدون) و بيانگر اهميت و ويژگى اين صفات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 6
6ـ لزوم نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ها و گناهان
فلولا كان . .. أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 12
12- سكوت در برابر منكرات و بى تفاوتى در رخداد هاى زيان بار براى مردم ، به دور از خوى و منش موسى ( ع ) بود .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 5
5 - نماز ، زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، مهم ترين تكاليف دينى
أقاموا الصلوة . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 10
10 - اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از فرمان هاى بس مهم خداوند است .
أقم الصلوة . .. إنّ ذلك من عزم الأُمور
«عَزْم» ممكن است به معناى «تصميم قطعى و جزمى» باشد كه در اين صورت، «عزم» به خداوند اسناد داده مى شود. صاحب كشاف، چنين معنايى را اختيار كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 9
9 - لزوم نهى از منكر و حمايت از دين و مبلغان دينى ، به وقت ضرورت و نياز
و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى
نقل داستان حبيب نجار، مى تواند هشدارى به همه مؤمنان باشد كه مانند او به دفاع از دين و دينداران بپردازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 8
8 ـ ترك نهى از منكر از اعمال زشت و ناپسند گروهى از بنى اسرائيل
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 7
7 ـ بنى اسرائيل همكيشان خود را از پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان نهى نمى كردند .
لايتناهون عن منكره فعلوه . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
آيه مورد بحث بيان مصداقى است از «منكر» كه در آيه قبل مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 10
10 ـ لعن شدن گروهى از بنى اسرائيل به سبب تأثيرناپذيرى آنان در برابر نهى از منكر و نيز گروه ناهى از منكر به سبب همنشينى با گنهكاران
لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
از حضرت على(ع) روايت شده: . .. و لما وقع التقصير فى بنى اسرائيل جعل الرجل منهم يرى اخاه على الذنب فينهاه فلاينهى فلايمنعه ذلك من ان يكون اكيله و جليسه و شربيه حتى ضرب اللّه عزوجل قلوب بعضهم ببعض و نزل فيهم القرآن حيث يقول عزوجل «لعن الذين كفروا من بنى اسرئيل ... كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه ... .»
ثواب الاعمال مترجم، ص 597، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 660، ح 312.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 15
15 ـ بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 5
5 ـ ترك كنندگان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، بى اعتنا به تذكار موعظه گران ( لزوم نهى از منكر )
فلما نسوا ما ذكروا به
ضمير در «نسوا» و «ذكروا» به تجاوزگران و نيز به ترك كنندگان نهى از منكر برمى گردد. تذكرى كه به ترك كنندگان نهى از منكر داده شد، همان است كه از جمله «معذرة إلى ربكم» فهميده مى شود. يعنى مصلحان به آنان تفهيم كردند كه شما نيز بايد نهى از منكر كنيد، و گر نه مسؤول هستيد ; اما آنان همچنان بى تفاوت ماندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1،4،6،8،11
1 ـ يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
4 ـ تاركان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، به موعظه گران اعتراض كردند و عمل آنان ( نهى از منكر ) را نابجا شمردند .
لم تعظون قوماً
6 ـ اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در
برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )
لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
8 ـ داشتن عذر در پيشگاه خداوند و نيز اميد به پرهيز تجاوزگران از تجاوز خويش ، پاسخ موعظه گران يهود به اعتراض تاركان نهى از منكر
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
«معذرة» مصدر و به معناى حجت داشتن است. اين كلمه مفعولٌ له براى فعل مقدّر «نعظهم» مى باشد ; يعنى آنان را موعظه مى كنيم تا در پيشگاه خدا حجت و عذر داشته باشيم.
11 ـ داستان مناظره دو گروه پرهيزكننده از صيد ماهى در ميان يهوديان ( موعظه گران و تاركان نهى از منكر ) داستانى آموزنده و شايان به ياد داشتن . *
إذ قالت أمة منهم لم تعظون . .. قالوا معذرة إلى ربكم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذ قالت . .. » متعلق به فعل محذوف «اذكر» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 166 - 6
6 ـ ترك كنندگان نهى از منكر از ميان مردم ايله ، به بوزينه تبديل نشدند .
فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة
عنوان «ما نهوا عنه» شامل ترك نهى از منكر نمى شود. به خلاف عنوان «ما ذكروا به» در آيه قبل كه شامل ترك نهى از منكر نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 13
13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 105 - 3
3 ـ سرانجام ترك دعوت به نيكى ها و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، تفرقه و اختلاف در جامعه
و لتكن منكم امة يدعون . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 4
4 ـ دعوت نكردن به خير و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسياهى در قيامت
يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر . .. و تسودّ وجوه
به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، روسياهى مى تواند كيفر گناهان مذكور در آن آيات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 11
11 ـ ترك نهى از منكر از سوى عالمان دينى ، مايه شكل گيرى جامعه با چهره اى زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ما»ى موصوله، جامعه اهل كتاب باشد ; يعنى عالمان يهود و نصارا ـ با ترك نهى از منكر ـ جامعه بدى را مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 4،8،9
4 ـ ترك نهى از منكر ، نمونه اى بارز از تجاوزگرى بنى اسرائيل
و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون
جمله «كانوا لايتناهون» تفسير جمله «كانوا يعتدون» و يا بيان مصداقى بارز از آن مى باشد.
8 ـ ترك نهى از منكر از اعمال زشت و ناپسند گروهى از بنى اسرائيل
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
9 ـ ترك نهى از منكر عملى زشت و ناپسند
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 8،16
8 ـ لزوم نظارت عمومى جامعه ايمانى بر صحنه روابط خارجى و بازداشتن مؤمنان از پذيرش ولايت كافران و پيوند هاى مودت آميز با آنان
كانوا لايتناهون عن منكر . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
16 ـ جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران
ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 16
16 ـ حق ناپذيرى فاسقان مجوّز ترك نهى از منكر نيست .
لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم . .. قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
موعظه گران يهود دو دليل براى نهى از منكر اقامه كردند: داشتن عذر در پيشگاه خدا (معذرة إلى ربكم)، احتمال تأثير (لعلهم يتقون). مقتضاى سخن آنان اين است كه نبود احتمال تأثير نمى تواند مجوّز ترك نهى از منكر باشد و عذر پذيرفته شده اى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 4،5
4 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
5 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، تبلور ولايت و محبت جامعه ايمانى نسبت به يكديگر
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 13
13 - امر به معروف و نهى از منكر ، با روش ناهنجار و داد و فرياد ، نفرت انگيز و داراى تأثير منفى است . *
و امر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اغضض من صوتك إنّ أنكر
احتمال دارد سفارش به روى نگرداندن از مردم و نيز رعايت اعتدال در رفتار و كاستن از صدا، پس از توصيه به امر به معروف و نهى از منكر، به اين منظور باشد كه در انجام امر به معروف و نهى از منكر، بايد موازين ياد شده رعايت گردد و گرنه، همان گونه كه صداى الاغ براى گوش ها ناهنجار است امر به معروف و نهى از منكر بدون رعايت موازين اخلاقى هم اثر منفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 1
1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .
يـبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 13
13 - امر به معروف و نهى از منكر ، با روش ناهنجار و داد و فرياد ، نفرت انگيز و داراى تأثير منفى است . *
و امر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اغضض من صوتك إنّ أنكر
احتمال دارد سفارش به روى نگرداندن از مردم و نيز رعايت اعتدال در رفتار و كاستن از صدا، پس از توصيه به امر به معروف و نهى از منكر، به اين منظور باشد كه در انجام امر به معروف و نهى از منكر، بايد موازين ياد شده رعايت گردد و گرنه، همان گونه كه صداى الاغ براى گوش ها ناهنجار است امر به معروف و نهى از منكر بدون رعايت موازين اخلاقى هم اثر منفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 13
13 ـ ترك نهى از منكر در برابر ستمگران ، از سوى علماى اهل كتاب ، به انگيزه حفظ منافع شخصى ـ تأمين شده از ناحيه آن ستمگران ـ و يا ترس از تهديداتشان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
از امام حسين(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و انما عاب اللّه ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنكر و الفساد فلاينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون ... .
تحف العقول، ص 137; بحارالانوار، ج 100، ص 79، ح 37.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .
و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك
احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.
13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 11
11 - امام صادق ( ع ) فرموده اند : « من لم ينسلخ عن هواجسه و لم يتخلص من آفات نفسه و شهواتها و لم يدخل فى كنف اللّه و أمان عصمته لايصلح له الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر . . . قال تعالى « أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم » . . . ;
كسى كه از خاطرات نفسانى جدا نشود و از آفتهاى نفس و شهوتهاى آن خلاص نگردد و در كنف رحمت، امان و حفظ خدا داخل نشود، سزاوار نيست امر به معروف و نهى از منكر كند . .. خداى تعالى فرموده است: آيا شما مردم را به خـــوبى امر مى كنيد و خود را فرموش مى كنيد؟ ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 7
7 ـ آشنايى عميق با احكام دين و معارف الهى ، از شرايط ضرورى براى نهى كنندگان از منكر
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
بدان احتمال كه نام بردن عالمان دين براى اشاره به اين باشد كه نهى از منكر تنها وظيفه آشنايان به احكام الهى، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 6
6ـ امر به معروف و نهى از منكر ، در صورتى كه احتمال تأثير در آن نباشد ، واجب نيست .
و لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم إن كان الله يريد أن يغويكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .
و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك
احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.
13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 4
4 ـ خداوند حتى آن گروه از يهوديان ايله را كه خود صالح بودند ، ولى متجاوزان را موعظه نكردند ، به عذابى شديد گرفتار ساخت .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
در آيه قبل در مقام تقسيم يهوديان ايله از نظر عملكرد، آنان را به سه گروه تقسيم كرد و آيه مورد بحث در مقام بيان سرنوشت آنان است و ايشان را در دو گروه قرار داده است. اين مقايسه نشان مى دهد كه خداوند ترك كنندگان نهى از منكر را از گروه ظالمان (الذين ظلموا) شمرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 13
13 ـ تلاش براى اصلاح جامعه و نهى از منكر ، امرى لازم بر عهده همگان
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 8
8 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 11
11 ـ ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 8،12
8 ـ داشتن عذر در پيشگاه خداوند و نيز اميد به پرهيز تجاوزگران از تجاوز خويش ، پاسخ موعظه گران يهود به اعتراض تاركان نهى از منكر
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
«معذرة» مصدر و به معناى حجت داشتن است. اين كلمه مفعولٌ له براى فعل مقدّر «نعظهم» مى باشد ; يعنى آنان را موعظه مى كنيم تا در پيشگاه خدا حجت و عذر داشته باشيم.
12 ـ نهى از منكر وسيله اى براى بازدارى مردم از گناهان
و لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 9
9 ـ ترك نهى از منكر و سكوت در برابر منحرفان و فسق و ستمگرى ، داراى كيفرى شديد است .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 9
9 ـ اصلاحگران ايله سكوت در برابر گناه را ناروا شمرده و تاركان نهى از منكر را در پيشگاه خدا معذور نمى دانستند .
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
ظاهر اقتضا مى كرد كه موعظه گران بگويند «ربنا» (پروردگارمان)، نه «ربكم» (پروردگار شما). اين جا به جايى اشاره به اين حقيقت دارد كه خداوند پروردگار شما نيز هست و بايد در برابر او عذرى داشته باشيد و بدانيد كه اگر نهى از منكر نكنيد، معذور نيستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 11
11 ـ ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 5
5 ـ ترك سخن و مجادله با مغالطه گران ياوه گو درباره قرآن، روشى در بازداشتن آنان از اين عمل ناپسند و مرتبه اى در نهى آنان از اين منكر است.
يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 5
5 ـ فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.
فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 3،6
3 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار بى اعتنايى به كسانى كه آيين آنها بازى و سرگرمى است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
6 ـ رها كردن و بى اعتنايى به كسانى كه دين خدا را بازيچه و سرگرمى انگاشته اند، وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 4
4 - با وجود احتمال تأثير گفتار در بازداشتن مردم از منكرات ، نبايد به ستيز عملى و برخورد با زور اقدام كرد .
فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى
از حرف «لعل» مى توان چنين فهميد كه تا اميد به تأثير گفتار نرم وجود دارد، درگير شدن و اقدام عملى براى ترك منكر جايز نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 5،9
5 ـ فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.
فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت
9 ـ قال أبو جعفر(ع): لما نزلت «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» قال المسلمون: كيف نصنع إن كان كلما استهزء المشركون بالقرآن قمنا و تركناهم فلاندخل إذا المسجد الحرام و لانطوف بالبيت الحرام فأنزل الله تعالى «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء» و أمرهم بتذكيرهم و تبصيرهم ما استطاعوا.
امام باقر(ع) فرمود: چون آيه «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» نازل شد، مسلمانان گفتند: حال كه هرگاه مشركان، قرآن را مسخره كنند، بايد برخيزيم و از آنان دورى كنيم، در نتيجه هيچگاه نبايد وارد مسجدالحرام شده و طواف خانه خدا را بجا آوريم، پس چه كنيم؟ در اين هنگام خداوند آيه «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى» را نازل كرد و در آن به مسلمانان دستور داد كه، كافران را متذكر نموده و در حد توان، آنان را با موعظه بيدار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1،3
1 ـ يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
3 ـ موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .
لم تعظون قوماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 7
7ـ وجوب نهى از منكر در اديان پيشين
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 3،4
3 ـ موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .
لم تعظون قوماً
4 ـ تاركان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، به موعظه گران اعتراض كردند و عمل آنان ( نهى از منكر ) را نابجا شمردند .
لم تعظون قوماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 1
1 ـ بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 13
13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 3
3 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر ، از زمره تعاليم شريعت عصر لقمان بود .
يـبنىّ أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 2
2 ـ توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا
إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّـهم . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 8
8 ـ پايدارى بر ركوع و سجده و امر به معروف و نهى از منكر ، از ويژگى هاى مؤمنان راستين
الركعون السجدون الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 16
16 - هارون ( ع ) ، در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه ارشاد ، هشدار ، امر به معروف و نهى از منكر را به نحو وافى انجام داد .
و لقد قال لهم هرون من قبل يـقوم . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 5
5 ـ لزوم نهى از منكر و مقابله با انحرافات جامعه
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت