ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 107
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 1،2،5
1 ـ بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى بزرگ براى مؤمنان
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا
فعل «منّ» از مصدر «منّة» به معناى نعمت بزرگ است.
2 ـ بهره جستن از نعمت بزرگ بعثت انبيا ، در گرو ايمان به آنهاست .
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا
بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نعمتى بزرگ براى همه انسانهاست ; بنابراين ذكر خصوص مؤمنان بدان جهت است كه بهره گيرى از آن نعمت بزرگ، مشروط به ايمان به اوست.
5 ـ برخاستن انبيا از ميان مردم و از جنس آنان بودن ، نعمتى براى انسانها
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم
جمله «منّ اللّه» علاوه بر بيان نعمت بودن اصل بعثت، بر نعمت بودن هر يك از قيدهاى مذكور در آيه نيز دلالت دارد كه از جمله آنها، از ميان مردم و از جنس آنان بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 6،9،12،14
6- مبتلا شدن جامعه به فقر ، گرسنگى و ناامنى ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
9- ابداع روش هاى جديد براى گناه و استمرار آن و نيز ناسپاسى در برابر خدا ، عامل پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى اجتماعى
فكفرت بأنعم الله . .. بما كانوا يصنعون
برداشت فوق، با توجه به واژه «يصنعون» كه دربردارنده معناى ابداع و ايجاد مسبوق به عدم است، استفاده گرديد.
12- گناهان و ناسپاسى هاى اجتماعى ، داراى آثار شوم براى كل جامعه
قرية كانت ءامنة . .. فكفرت ... فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى
ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك
برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 8
8 - كفران نعمت هاى الهى ، درپى دارنده گسيختگى زمام جامعه و از هم فروپاشى آن
و اشكروا له . .. فأعرضوا ... و مزّقنـهم كلّ ممزّق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 8
8- تداوم رفاه و آسايش و حيات اقتصادى جوامع ، در پرتو بهره گيرى از روزى هاى حلال و استفاده بهينه از آنها و اجتناب از كفران است .
و ضرب الله مثلاً قرية . .. فكفرت بأنعم الله ... فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيب
«فاء» در «فكلوا. ..» براى تفريع اين جمله به آيات پيشين است; يعنى، از روزيهاى حلال و دلپذير استفاده كنيد و شكر نعمت خدا را به جا آوريد تا گرفتار سرنوشت مردمى نشويد كه آنان در اوج رفاه و آسايش بودند; ولى در اثر كفران نعمت، دچار عذاب شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 2
2 - توجه به آفريننده نعمت ها ، به دنبال بهرهورى از آن ، امرى طبيعى و فطرى است .
لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 3
3 - توجّه به حسابرسى و مسؤوليت در برابر نعمت ها ، بازدارنده انسان از دل خوشى به فراوانى آن و زمينه ساز ترك افتخار بر ديگران است .
ألهيكم التكاثر. .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 6
6 ـ توجه به خدادادى بودن دارايى ها ، تسهيل كننده انفاق و درمان كننده بخل
الذين يبخلون . .. و انفقوا مما رزقهم اللّه
هدف از بيان اين حقيقت كه اموال آدمى داده هاى خداوند است (رزقهم اللّه)، اين است كه انسان را به انفاق در راه خدا ترغيب كند و بخل را از وى بزدايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 21
21 ـ يادآورى نعمت هاى الهى ، داراى تأثيرى بسزا در توجه آدمى به خدا و دستيابى به رستگارى است .
فاذكروا ءالاء اللّه لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 14،19
14 ـ به ياد داشتن نعمت هاى الهى ، نقشى بسزا در هدايت انسان ها و توجه آنان به خدا دارد .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه
19 ـ توجه به خدادادى بودن نعمت ها و به ياد داشتن همواره آن ، زمينه ساز پرهيز آدمى از فسادانگيزى است .
فاذكروا ءالاء اللّه و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
نهى از فسادانگيزى (لا تعثوا) در پى توجه دادن به نعمتهاى الهى، اشاره به اين نكته دارد كه توجه به نعمتهاى الهى مى تواند آدمى را از فسادانگيزى بر حذر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 5
5 ـ توجه به نعمت هاى الهى ، موجب پايدارى انسان بر توحيد و پرهيز وى از گرايش به شرك و بت پرستى است .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 3
3ـ يوسف ( ع ) با يادآورى نعمت هاى الهى و توجه به ربوبيّت و علم و حكمت فراگير خداوند ، خويشتن را در محضر او احساس كرد .
إن ربى لطيف لما يشاء إنه هو العليم الحكيم. رب قد ءاتيتنى
تغيير سياق ; يعنى، التفات از غيبت (إن ربى . .. إنه هو العليم) به خطاب (رب قد ءاتيتنى) حاوى نكاتى است از جمله اينكه يوسف(ع) با ياد كردن از نعمتهاى خدادادى و توجه به ربوبيّت و علم و حكمت مطلق الهى، به اين حقيقت توجه پيدا كرد كه خداوند حاضر و ناظر است. از اين رو خود را در محضر او احساس كرد و او را مخاطب قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6
6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .
إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 14 - 12
12- توجه به دريا و نعمت هاى آن ، علاوه بر ايجاد زمينه خداشناسى ، در پى دارنده شكر به درگاه خداست .
سخـّر البحر . .. و لعلّكم تشكرون
جمله «و لعلكم تشكرون» عطف به جمله محذوفى همانند «و لعلّكم تعرفونه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 13
13- توجه به نعمت ، مستلزم سپاسگزارى از نعمت دهنده است .
أفبالبـطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 8
8- توجه به اهميت شنوايى ، بينايى و ادراك ، مستلزم سپاسگزارى انسان از خداوند
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 11
11- توجه به اهميت و گستردگى نعمت هاى خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن انسان در برابر خواست و فرمان اوست .
كذلك يتمّ نعمته عليكم لعلّكم تسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 6
6 - به يادآوردن نعمت هاى خداوند ، موجب درك يگانگى خالقيت و رازقيت و اعتراف به آن است .
اذكروا نعمت اللّه عليكم هل من خـلق غير اللّه يرزقكم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، پيش از طرح مسأله خالقيت و رازقيت انحصارى خداوند، به ياد آوردن نعمت هاى الهى را توصيه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 15
15- توجه به نعمت هاى الهى و ارج نهادن به زحمات والدين ، از نمود هاى رشد عقلى و كمال وجودى انسان در چهل سالگى
حتّى إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى أن أشكر
خداوند، سن چهل سالگى را به عنوان زمينه و مقدمه توجه انسان به پروردگار و شكر نعمت ها و تقدير از والدين دانسته است.
اين مطلب نشانگر آن است كه انسان به طور طبيعى، در اين سن به دليل كمال وجودى و يا رشد قواى عقلانى، به ارزش ها مى انديشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 6
6 - توجه به نعمت هاى متنوع و گسترده زمين ، زمنيه ساز شناخت پروردگار جهان
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند با اين پرسش، در حقيقت انسان ها را به انديشه و توجه به نعمت ها فرا خوانده است تا از اين رهگذر به پروردگار خويش و شناخت او راه يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 36 - 6
6 ـ توجه به نعمت هاى گسترده الهى ، زمينه ساز شناخت پروردگار جهان
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 4
4 - توجه به نعمت هاى گسترده الهى ، زمينه ساز شناخت پروردگار جهان
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 40 - 3
3 - توجه به نعمت هاى گسترده الهى ، زمينه ساز شناخت پروردگار جهان
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند، با پرسش بالا در حقيقت خلق را به تأمل و توجه به نعمت ها فرا خوانده است; تا آنان از اين رهگذر به پروردگار خويش و شناخت او راه يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 42 - 4
4 - توجه به نعمت هاى گسترده الهى ، زمينه ساز شناخت پروردگار جهان
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 45 - 4
4 - توجه به نعمت هاى گسترده الهى ، زمينه ساز شناخت پروردگار جهان
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند، با پرسش بالا در حقيقت خلق را به تأمل و توجه به نعمت ها فراخوانده است; تا آنان از اين رهگذر به پروردگار جهان
و شناخت او راه يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 4 - 7
7 - توجّه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خدادادى بودن نعمت خوش نامى ، مايه اطمينان آن حضرت به دورى اش از قهر و خشم خداوند
ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و رفعنا لك ذكرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 11
11- سلب نعمت از انسان ، شرّ و مايه يأس اوست .
و إذا أنعمنا على الإنسـن . .. و إذا مسّه الشرّ
به قرينه مقابله «مسّه الشرّ» با «أنعمنا» احتمال دارد كه مراد از دچار شدن به سختى و شرّ، از دست دادن نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 7
7 - گرفتارى و از دست دادن نعمت ها ، بر اثر كيفر گناهان و خطا ها ، سبب توبه و روى آورى انسان ها به سوى خدا
بل نحن محرومون . .. إنّا إلى ربّنا رغبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 12
12 ـ سپاسگزارى و شكر نعمت هاى الهى ، موجب روسفيدى در قيامت *
و اذكروا نعمت اللّه . .. يوم تبيضّ وجوه
روسياهى در قيامت، ناشى از كفران نعمت است بنابراين، سفيدرويى ناشى از سپاسگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 15
15- صبر پيشه كردن در برابر مشكلات و بلايا و شكرگزارى در مقابل نعمت هاى الهى ، مايه رشد معرفت آدمى و درك بهتر آيات و نشانه هاى خدا
إن فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 1،2،3،5
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به يادآورى اعلام الهى به مردم به اينكه : هر كس سپاسگزار باشد ، قطعاً نعمتش فزونى مى يابد و هر كس كفران نمايد ، دچار عذاب شديد مى گردد .
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
«و إذ تأذّن» عطف بر «إذ قال» است كه در آن «اذكر» در تقدير است و مخاطب پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى باشد.
2- موسى ( ع ) از قوم خود خواست تا به ياد فرمان و توصيه خداوند باشند كه هر كس شكرگزارى نمايد خداوند نعمتش را افزون مى كند و هر كس كفران نمايد دچار عذاب شديد خواهد شد .
اذكروا نعمة الله عليكم . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
اين برداشت مبتنى بر اين نكته است كه «إذ تأذّن» مقول قول موسى(ع) و عطف به «اذكروا نعمة الله» باشد.
3- افزايش نعمت در صورت شكرگزارى و تهديد به عذاب در صورت كفران نعمت ، مقتضاى ربوبيت الهى
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 13
13- ناسپاسى نعمت ها ، موجب سلب آنها و شكرگزارى ، عامل بقاى آنهاست .
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
از مفهوم آيه استفاده مى شود كه اگر آنان ناسپاسى انجام نمى گرفت، نعمتها سلب نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 122 - 6
6- شكر نعمت ، موجب افزونى نعمت هاى دنيوى است .
شاكرًا لأنعمه . .. و ءاتينـه فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 38 - 7
7 - حفظ امانت و سپاس نعمت ، عامل دستيابى به محبت خدا
إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 20
20 - بازتاب سپاسگزارى و كفران انسان در برابر نعمت هاى خدا ، تنها متوجه خود او است .
و من شكر فإنّما يشكر لنفسه و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 16
16 - استفاده از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه از روحيه شكرگزارى برخوردار باشند .
إنّ فى ذلك لإيـت لكلّ . .. شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 35 - 2
2 - شكرگزارى لوط ( ع ) و خاندان مؤمن ايشان ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت و لطف ويژه خداوند و نجات يافتن از مهلكه عذاب
نجّينـهم . .. نعمة من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 5
5 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت كوثر ، وادارسازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نماز و اخلاص در آن
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ لربّك
حرف «فاء» در «فصلّ»، لزوم نماز را بر آيه قبل تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 19
19 - تخلف از فرمان هاى خدا و ناسپاسى در برابر نعمت هاى او ، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 8
8 - غفلت از ياد خدا و ناسپاسى نعمتهايش ، به منزله انكار اوست .
فاذكرونى . .. واشكروا لى و لاتكفرون
نهى از كفرورزى و انكار خدا (لاتكفرون) - پس از فرمان دادن به ذكر و سپاس او - مى رساند كه: غفلت از ياد خدا و ناسپاسى در برابر او، آدمى را به كفرورزى و انكار خدا مى كشاند و يا خود به منزله كفر و انكار خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 147 - 4
4 ـ كفر به خدا ، و ناسپاسى نعمت هاى او ، موجب گرفتار شدن انسان به عذاب الهى
ما يفعل اللّه بعذابكم إن شكرتم و ءامنتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 18
18 ـ ناسپاسى در برابر نعمت هاى خدا با گرايش به معبودانى دروغين ، نشانه جهل آدمى است .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قال إنكم قوم تجهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 22
22ـ « عن على بن الحسين ( ع ) يقول : الذنوب التى تغير النعم ، البغى على الناس و الزوال عن العادة فى الخير ، و اصطناع المعروف ، و كفران النعم ، و ترك الشكر . قال الله عزوجل : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » . . . ;
از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه مى فرمود: گناهانى كه موجب تغيير نعمتها مى شوند عبارتند از: ستمگرى بر مردم، دورى از عادت به كار خير و از انتخاب كردار نيك، كفران نعمتها و ترك شكرگزارى. خداوند عزوجل فرموده: إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 1،2،3،5
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به يادآورى اعلام الهى به مردم به اينكه : هر كس سپاسگزار باشد ، قطعاً نعمتش فزونى مى يابد و هر كس كفران نمايد ، دچار عذاب شديد مى گردد .
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
«و إذ تأذّن» عطف بر «إذ قال» است كه در آن «اذكر» در تقدير است و مخاطب پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى باشد.
2- موسى ( ع ) از قوم خود خواست تا به ياد فرمان و توصيه خداوند باشند كه هر كس شكرگزارى نمايد خداوند نعمتش را افزون مى كند و هر كس كفران نمايد دچار عذاب شديد خواهد شد .
اذكروا نعمة الله عليكم . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
اين برداشت مبتنى بر اين نكته است كه «إذ تأذّن» مقول قول موسى(ع) و عطف به «اذكروا نعمة الله» باشد.
3- افزايش نعمت در صورت شكرگزارى و تهديد به عذاب در صورت كفران نعمت ، مقتضاى ربوبيت الهى
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 3
3- كفران نعمت هاى خداوند هيچگونه زيانى به او نمى رساند .
إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا
مراد از «إن تكفروا» به قرينه «و لئن كفرتم»كه به معناى كفران بود، مى تواند ناسپاسى در برابر نعمتهاى خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 7
7- ناسپاسى نعمت ها موجب هلاكت و سرنوشت شوم است .
ألم تر إلى الذين . .. و أحلّوا قومهم دار البوار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 12،17
12- روحيه ستم پيشگى و ناسپاسى انسان ، فلسفه دريغ نمودن خداوند از برآوردن تمامى درخواست ها و تقاضا هاى او
و ءاتيـكم من كلّ ما سألتموه . .. إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «من كلّ» براى تبعيض و مقصود از سؤال درخواست زبانى باشد و نيز جمله «إن الإنسان لظلوم كفّار» تعليل براى جملات پيشين باشد.
17- كفران و ناسپاسى نعمت هاى الهى ، ظلم به خويشتن است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 13
13- ناسپاسى نعمت ها ، موجب سلب آنها و شكرگزارى ، عامل بقاى آنهاست .
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
از مفهوم آيه استفاده مى شود كه اگر آنان ناسپاسى انجام نمى گرفت، نعمتها سلب نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 17
17 - طغيان گرى در استفاده از نعمت ها ( ناسپاسى ، اسراف و . . . ) ، زمينه ساز فرا رسيدن غضب الهى و سيطره يافتن آن بر انسان است .
كلوا . .. و لاتطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى
«يحلّ»; يعنى، «ينزل» و نزول و اقامت غضب، كنايه از استقرار كامل آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 26
26 - كفران و ناسپاسى نعمت حاكميت دين داران و امنيت در پناه دين ، نشان فسق و تبه كارى و خروج از راه حق و صواب است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم . .. ليستخلفنّهم ... و ليمكّننّ لهم دينهم ... يعبدون
«فسق» به معناى عصيان و ترك فرمان هاى الهى و خروج از راه حق است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 135 - 3
3 - كفران نعمت هاى الهى ، درپى دارنده عذاب و كيفرى سخت
و اتّقوا الذى أمدّكم . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 20
20 - بازتاب سپاسگزارى و كفران انسان در برابر نعمت هاى خدا ، تنها متوجه خود او است .
و من شكر فإنّما يشكر لنفسه و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 73 - 10
10 - بناى خداوند بر فضل و رحمت نسبت به خلق و ناسپاسى هاى مردم زمينه ساز عذاب
و إنّ ربّك لذو فضل . .. و لـكنّ أكثرهم لايشكرون
مقدم شدن «فضل و رحمت» بر «شكر و ناسپاسى» مى رساند كه فضل الهى، داراى اصالت و خواست خدا است; ولى اين ناسپاسى ها است كه مردم را از آن محروم مى سازد و سبب نزول عذاب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 14،15
14 - آگاهى يافتن آرزومندان مال و ثروت به پى آمد شوم ناسپاسى در برابرنعمت هاى الهى ، با مشاهده نگون بختى قارون
ويكأنّه لايفلح الكـفرون
«كفر» (مصدر «كافرون») در اين جا مقابل «شكر» و به معناى ناسپاسى است. جمله «و يكأنّه لايفلح الكافرون» اعتراف دنياطلبان به ناسپاسى خود در مقابل خدا است و اشاره به علت هلاكت قارون دارد.
15 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، درپى دارنده هلاكت انسان و نابودى ثروت وى
فخسفنا به و بداره الأرض . .. ويكأنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 17 - 1،5
1 - راه افتادن سيل بنيان كن و درهم كوبيده شدن باغ هاى دل پذير قوم سبا ، كيفر ناسپاسى و كفران آنان بود .
فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنـهم بجنّتيهم . .. ذلك جزينـهم بما كفروا
به قرينه بحث شكر در دو آيه پيش، احتمال دارد مراد از «كفروا» كفران باشد.
5 - كفران نعمت هاى خداوند ، كيفر در پى دارد .
و اشكروا له . .. فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم... ذلك جزينـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 4،10،12
4 - برنتابيدن وفور نعمت و امنيت و آسايش ، ستم بر خويش است .
و جعلنا بينهم و بين القرى التى بـركنا فيها قرًى ظـهرة . ..سيروا فيها ... ءامنين
10 - تارومار شدن كامل قوم سبأ در پى كفران آنان ، به دست خداوند بود .
لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان . .. بلدة طيبة ... فقالوا ربّنا بـعد بين أسفا
12 - قصه مردم سبا و فروپاشى كامل آنان در پى كفران نعمت هاى الهى ، دربردارنده آيات خدا براى صبرپيشگان شكرگزار است .
إنّ فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 21
21 - دروغ پردازى و ناسپاسى ، باعث محروميت از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى من هو كـذب كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 13
13 - كفر و ناسپاسى ، گناهى سنگين و دامنگير خود مشركان و كافران
إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و لاتزر وازرة وزر أُخرى
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه مقصود از «وزر» در اين آيه، كفر و ناسپاسى است; زيرا آيه شريفه درباره همين موضوع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 20،21،23
20 - اندك و ناپايدار بودن بهرهورى كافران و ناسپاسان ، در سايه كفر و ناشكرى خويش
قل تمتّع بكفرك قليلاً
21 - شرك و ناسپاسى خدا ، موجب گرفتارى به آتش جهنم
قل تمتّع بكفرك قليلاً إنّك من أصحـب النار
23 - بهره هاى دنيايى تحت لواى كفر و ناسپاسى خدا ، در مقايسه با عذاب دايمى دوزخ بسى اندك و ناپايدار است .
قل تمتّع بكفرك قليلاً إنّك من أصحـب النار
جمله «إنـّك من أصحاب النار» براى تعليل و بيان چرايى ناچيز بودن و ناپايدارى بهره دنيايى شرك و ناسپاسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 8
8 - قشر مرفه و برخوردار ناسپاس ، در معرض عذاب و پيامد هاى هلاكت بار ناشكرى خود
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه، علاوه بر آن كه درصدد موعظه و درس آموزى است، در مقام تهديد و بازدارندگى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 2
2 - رفاه مندى و برخوردارى از نعمت ها در سايه تلاش و دانش اقتصادى ، در صورت همراه بودن آن با ناسپاسى و غفلت از منشأ خدايى آنها ، هلاكت و بدبختى در دنيا را در پى خواهد داشت .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون فأصابهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 52 - 5
5 - قرآن ، نعمتى از جانب خداوند و كفر به آن نتيجه كبر و ناسپاسى است .
و إذا أنعمنا على الإنسـن . .. ثمّ كفرتم به
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 17
17 - دلخوشى به مظاهر دنيا و كفران و ناسپاسى انسان ، موجب روى گردانى وى از پيام وحى است .
فإن أعرضوا . .. فإنّ الإنسـن كفور
جمله «و إنّا إذا . .. كفور» مى تواند اشاره به وجه اعراض و روى گردانى كافران از پيام وحى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 4 - 2
2 - كفران نعمت هدايت ، موجب عذاب سخت الهى ( همچون زنجير ، غل و آتش ) در قيامت
إنّا أعتدنا للكـفرين سلـسلاَْ و أغلـلاً و سعيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 12
12 - كفران نعمت هاى خداوند ، سرپيچى از فرمان او است .
ما أكفره . .. لمّا يقض ما أمره
چنانچه مراد از كفر در «ما أكفره» كفران نعمت باشد، شكرگزارى نعمت مصداق مورد نظر از «ما أمره» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 4
4 - ناسپاسى دشمنان اسلام در برابر ربوبيت خداوند ، دليل هجوم مجاهدان به صفوف آنان است .
و العـديـت . .. إنّ الإنسـن لربّه لكنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 7 - 4
4 - انكار آگاهانه نعمت هاى خداوند ، از سوى دشمنان اسلام ، دليل رويارويى سپاه مجاهدان با صفوف آنان است .
و العـديـت . .. إنّ الإنسـن لربّه لكنود . و إنّه على ذلك لشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 3
3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى و محروم ساختن
خويش از آن
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 4،21
4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد
هـذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما
21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجـدل فى الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 5
5- برخوردارى از نعمت ها ، مقتضى توجه انسان به نعمت آفرين و شكر و سپاس اوست نه روى برتافتن از او .
و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض و نئا بجانبه
توصيف حالات انسان به هنگام برخوردارى از نعمتهاى الهى، داراى لحنى آميخته به نكوهش است چنين بيانى صرفاً براى گزارش نيست و بلكه ترغيب انسانها به اداى حق منعم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 2
2 - برخوردارى از موهبت هاى طبيعى و نعمت هاى خدادادى ، مقتضى تقواپيشگى و سرپيچى نكردن از فرمان هاى خدا و رسول او .
فى جنّـت و عيون . و زروع ... و تنحتون من الجبال بيوتًا فـرهين . فاتّقوا اللّه و
تفريع «فاتّقوا. ..» بر آيات پيش بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 15 - 3
3 - لزوم حمد و ستايش به درگاه خدا ، در مقابل برخوردارى از نعمت علم و دانش
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا و قالا الحمد للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 16
16 - آسودگى ها و نعمت ها ، عرصه شناخت سپاس گزاران و ناسپاسان
فإذا مسّ الإنسـن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّلنـه نعمة ... بل هى فتنة
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه هر نعمتى، اقتضاى شكر وسپاس گزارى دارد. بنابراين آزمايش بودن نعمت هاى الهى، مى تواند در ارتباط با همين مسأله باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 2
2 - آسودگى و برخوردارى از نعمت ها ، همواره در طول تاريخ موجب غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى بوده است .
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 1،2،3،7
1 - اعراض و روى گردانى انسان از خداوند ، پس از دستيابى به نعمت
و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض و نـا بجانبه
2 - رفاه و نعمت ، زمينه پيدايش روحيه تكبر و غرور در آدمى است .
و إذا أنعمنا . .. نـا بجانبه
«نأى» (مصدر «نئا») به معناى دور شدن است و هرگاه با واژه «جانب» به كار رود، كنايه از تكبر و غرور خواهد بود.
3 - اعطاى نعمت از سوى خداوند به انسان ، مقتضى روى آورى به درگاه او و كرنش در برابر او
و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض
از لحن نكوهش آميز آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.
7 - كبر و غرور به هنگام نعمت و رفاه و جزع و ناآرامى به هنگام مصيبت و بلا ، امرى نكوهيده و ناپسند
و إذا أنعمنا . .. و إذا مسّه الشرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 9
9 - برخوردارى از نعمت و رفاه ، نشانه شرافت مندى در پيشگاه خداوند نيست .
و نعّمه فيقول ربّى أكرمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 15
15 - نعمت هاى الهى ـ حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ـ مسؤوليت آفرين است .
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ لربّك وانحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 18 - 9
9 - نعمت هاى موجود در زمين ، مقتضى توجه انسان به خداى نعمت آفرين
و أنزلنا من السماء ماء . .. و إنّا على ذهاب به لقـدرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 8
8 - انسان ، گرفتار سرخوشى به هنگام برخوردارى از كمترين رفاه و نعمت هاى دنيوى
و إنّا إذا أذقنا الإنسـن منّا رحمة فرح بها
«إذاقة» (مصدر «أذقنا») به معناى چشاندن است. اين تعبير در موردى به كار مى رود كه بهره كمى از چيزى گرفته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 4،6
4 - نعمت و رفاه فراوان ، زمينه ساز غرور و طغيان
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
6 - سرمستى و غرور ناشى از نعمت و رفاه فراوان ، از عوامل هلاكت جوامع بشرى است .
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 12
12 - آسودگى از گرفتارى ها به همراه برخوردارى از نعمت ها ، زمينه غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى
ثمّ إذا خوّلنـه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 17 - 5
5 - رفاه و وفور نعمت ، زمينه ساز غفلت از ياد خداوند
لأسقينـهم ماء غدقًا . .. و من يعرض عن ذكر ربّه
مطرح شدن اعراض و غفلت از ياد خدا ـ پس از يادآورى رفاه و وفور نعمت در سايه ايمان و ديندارى ـ نشانگر حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 24 - 1
1 - وفور ، خرمى و طراوت نعمت هاى آخرت ، نيكوكاران را شاداب و داراى رخسارى درخشان خواهد ساخت .
تعرف فى وجوههم نضرة النعيم
«نعيم» به معناى نعمت فراوان، «نضرة» به معناى زيبايى و «نضرة النعيم» به معناى درخشندگى آن است (مفردات راغب). مراد از آن به قرينه «تعرف فى وجوههم»، تابناكى چهره بر اثر نعمت وافر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 31
31ـ ارتكاب فحشا و ناسپاسى در برابر نعمت هاى خداوند ، مانع رستگارى است .
إنه لايفلح الظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 10
10- گفتن « ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه » به هنگام مشاهده نعمت ها ، كارى شايسته و لازم است .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 9
9- آرزوى سلب نعمت از كافرانى كه بر مؤمنان فخرفروشى مى كنند ، آرزويى شايسته و مطلوب است .
فعسى ربّى أن . .. يرسل عليها حسبانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 9
9- آرزوى سلب نعمت از كافرانى كه بر مؤمنان فخرفروشى مى كنند ، آرزويى شايسته و مطلوب است .
فعسى ربّى أن . .. يرسل عليها حسبانًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 1
1- مرد مؤمن ، با اظهار اميدبه پروردگار خويش ، نعمتى برتر از بوستان ثروت مند مغرور را آرزو كرد .
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 22
22- منافات نداشتن عبادت خالصانه ، با تمناى نعمت از درگاه خداوند
تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه
تعبير «ركعّاً سجّداً»، اشاره به عبادت و خضوع مؤمنان و تعبير «يبتغون فضلاً» بيانگر تمناى نعمت ها از درگاه الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 2
2- برخوردارى از نعمت و رفاه جاودان ، آرمانى اصيل و تحقق پذير براى موحدانِ راستين در قيامت
أُولـئك أصحـب الجنّة خـلدين فيها
با توجه به اين كه آرمان بقا و جاودانگى در موجود زنده، به صورت فطرى وجود دارد; خداوند اين آرمان را در مورد انسان مؤمن محقق شدنى و دست يافتنى اعلام كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 21،22،24
21 ـ روز غدير ( روز نصب على ( ع ) به امامت ) ، روز اكمال دين و اتمام نعمت خداوند بر مسلمانان
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى
مراد از «اليوم اكملت . ..»، با توجه به شأن نزول آيه و روايات متعدد، روز غدير خم بوده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حضرت على(ع) را به امامت منصوب كرد.
22 ـ تعيين امامت و رهبرى على ( ع ) در روز غدير ، موجب اكمال دين و اتمام نعمت
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى
24 ـ ولايت و امامت ، متمّم نعمت خداوند بر مردم
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى
ذكر اتمام نعمت پس از اكمال دين با تعيين امامت و رهبرى، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه تعيين امامت، موجب اتمام نعمت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 29،31،36
29 ـ هدف از تشريع وضو ، غسل و تيمم ، طهارت مؤمنان و اتمام نعمت الهى به آنان است ، نه ايجاد حرج و مشقت .
إذا قمتم إلى الصّلوة فاغسلوا . .. و لكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم
31 ـ اتمام نعمت الهى بر مؤمنان ، از اهداف جعل احكام
يأيها الذين ءامنوا . .. و لكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم
ظاهراً تشريع وضو، غسل و تيمم، به عنوان حكمى از احكام الهى، در اتمام نعمت، خصوصيتى نداشته باشد. بنابراين تشريع هر حكمى، نعمتى از جانب خداوند است.
36 ـ طهارت انسان و اتمام نعمت الهى بر او ، زمينه ساز سپاسگزارى از خداوند
و لكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم لعلكم تشكرون
در برداشت فوق «لعلكم»، غايت و تعليل براى «ليطهركم» و «ليتم» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 10
10- اتمام نعمت خداوند بر انسان ، با تدارك امكانات مختلف زندگى و متناسب با نياز هاى متنوع وى
و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا . .. أثـثًا و متـعًا ... و سربيل تقيكم بأسكم كذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 10،11،12،24
10ـ كامل شدن نعمت الهى بر يوسف و خاندان يعقوب ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) .
و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
11ـ يعقوب ( ع ) از رؤياى يوسف دريافت كه خداوند نعمت كامل خويش را بر يوسف ( ع ) و خاندان يعقوب ، ارزانى خواهد داشت .
إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
12ـ خداوند به واسطه يوسف ( ع ) ، نعمت كامل و تمام خويش را بر خاندان يعقوب ارزانى داشت .
و كذلك . .. و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
يوسف(ع) از خاندان يعقوب(ع) بود و «آل يعقوب» شامل او نيز مى شد. بنابراين آوردن «عليك» و عطف كردن «آل يعقوب» بر آن، مى تواند حاكى از نكته اى باشد كه در برداشت فوق آمده است. قابل ذكر است كه تأويل ستارگان، ماه و خورشيد بر برادران و پدر و مادر يوسف(ع) مؤيد آن نكته است.
24ـ حكمت خدا و علم او به خصلت هاى يوسف ( ع ) موجب شد تا نعمت خويش را بر خاندان يعقوب كامل كند .
و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب . .. إن ربك عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 13،15
13ـ ابراهيم و اسحاق ( ع ) از نعمت كامل و تمام الهى برخوردار بودند .
كما أتمّها على أبويك من قبل إبرهيم و إسحـق
15ـ يوسف ( ع ) آگاه به بهره مندى ابراهيم و اسحاق ( ع ) از نعمت هاى كامل الهى
كما أتمّها على أبويك من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 13،15
13ـ ابراهيم و اسحاق ( ع ) از نعمت كامل و تمام الهى برخوردار بودند .
كما أتمّها على أبويك من قبل إبرهيم و إسحـق
15ـ يوسف ( ع ) آگاه به بهره مندى ابراهيم و اسحاق ( ع ) از نعمت هاى كامل الهى
كما أتمّها على أبويك من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 3
3 - پديد آمدن اختلاف در ميان بنى اسرائيل ، در پى اتمام نعمت و حجت الهى بر آنان
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتـب و الحكم . .. و ءاتينـهم بيّنـت من الأمر فما اختلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 5
5 - صلح حديبيه ، اتمام نعمت خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ليغفر لك اللّه . .. و يتمّ نعمته عليك
«يتمّ نعمته» بيانگر پيامد و نتيجه مستقيم صلح حديبيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 10،11
10ـ كامل شدن نعمت الهى بر يوسف و خاندان يعقوب ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) .
و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
11ـ يعقوب ( ع ) از رؤياى يوسف دريافت كه خداوند نعمت كامل خويش را بر يوسف ( ع ) و خاندان يعقوب ، ارزانى خواهد داشت .
إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 7 - 5
5ـ سرگذشت يوسف ( ع ) بيانگر دليل و علت برگزيده شدنش از ناحيه خدا ، ياد دادن تعبير رؤيا و تحليل حوادث به او و اعطاى نعمت كامل به وى است .
يجتبيك ربك و يعلمك . .. لقد كان فى يوسف و إخوته ءايـت للسائلين
برداشت فوق ، ناظر به اين مطلب است كه متعلق كلمه «آيات»، «اجتبا و گزينش يوسف(ع) و. ..» باشد كه از جمله هاى «كذلك يجتبيك ربك و ...» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 5
5 - صلح حديبيه ، اتمام نعمت خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ليغفر لك اللّه . .. و يتمّ نعمته عليك
«يتمّ نعمته» بيانگر پيامد و نتيجه مستقيم صلح حديبيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 7
7 - ضرورت پرهيز از كفران نعمت هاى خداوند
و لاتكفرون
برداشت فوق بر اين اساس است كه «لاتكفرون» به تقدير «نعمة» در اصل «و لاتكفروا نعمتى» بوده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 3
3- توجه انسان به مقام و كرامت الهى خويش ، مستلزم پرهيز از ناسپاسى خداوند است .
فيغرقكم بما كفرتم . .. و لقد كرّمنا بنى ءادم
يادآورى كرامت انسانها پس از ذكر ماجراى كسانى كه پس از رهايى از خطر مرگ به كفران نعمتهاى الهى روى آوردند; مى تواند مذمتى باشد براى آنان و نيز به انسانها توجه بدهد كه كرامت انسانى مستلزم اجتناب از كفران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 132 - 1،2
1 - تأكيد هود ( ع ) بر تقواى الهى و پرهيز از ناسپاسى در برابر خداى نعمت بخش
و اتّقوا الذى أمدّكم بما تعلمون
«إمداد» (مصدر «أمدّكم») به معناى كمك كردن و «ما» در «بما تعلمون» كنايه از نعمت هايى است كه تفصيل آن در آيات بعد آمده است. متعلق «تعلمون» به خاطر رعايت فاصله آيات حذف شده و تقدير آن چنين است: «أمدّكم بما تعلمون أنّها من إمداده».
2 - لزوم پرهيز از مخالفت و ناسپاسى در برابر خداى نعمت دهنده
و اتّقوا الذى أمدّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 14
14 - استفاده و بهره بردن از نعمت ها و ارزاق الهى ، احكام و مقررات ويژه اى دارد .
كلوا من طيّبـت . .. و لاتطغوا فيه
طغيان، تجاوز از حد است. نهى شدن بنى اسرائيل از طغيان در استفاده از طيبات، حكايت از آن دارد كه استفاده از طيبات، داراى حد و مرز و مقرراتى است كه خروج از آنها، طغيان به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 14 - 11
11 ـ ارزش محدود و مقطعى بهره هاى دنيوى
ذلك متاع الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 94 - 11
11 - سراى آخرت و نعمت هاى آن بسى ارجمند و گرانقدر است .
إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 77 - 10
10 ـ بى ارزش بودن مواهب دنيوى در برابر نعمت هاى اخروى
انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. ثمناً قليلا اولئك لا خلاق لهم فى الاخرة
جمله «لا خلاق لهم . .. » مى تواند دليل اندك بودن بهره هاى دنيوى باشد، يعنى چون از مواهب آخرت محروم مى شوند، آنچه در دنيا كسب كنند، اندك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 27
27 ـ كم ارزشى و ناچيز بودن بهره هاى دنيوى در برابر آخرت و نعمت هاى آن
قل متاع الدنيا قليل و الاخرة خير لمن اتّقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 38 - 8
8 ـ بهره مندى هاى دنيوى ، در مقايسه با نعمت هاى اخروى ، متاعى است بسيار اندك و كم ارزش .
فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 7
7 - مجموعه بهره هاى دنيوى ، پست و حقير در مقايسه با موهبت هاى زندگى اخروى
فما أُوتيتم من شىء فمتـع الحيوة الدنيا و ما عند اللّه خير و أبقى
پستى و حقارت از دو نكته استفاده مى شود: الف) واژه دنيا كه به شكلى حامل معناى حقارت است. ب) خداوند نعمت هاى اخروى را به خاطر ارجمندى و اهميت آنها به خود نسبت داده است; ولى در مورد نعمت هاى دنيوى فعل را مجهول آورده، گويى كه ارزش انتساب نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 77 - 10
10 ـ بى ارزش بودن مواهب دنيوى در برابر نعمت هاى اخروى
انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. ثمناً قليلا اولئك لا خلاق لهم فى الاخرة
جمله «لا خلاق لهم . .. » مى تواند دليل اندك بودن بهره هاى دنيوى باشد، يعنى چون از مواهب آخرت محروم مى شوند، آنچه در دنيا كسب كنند، اندك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 27،28
27 ـ كم ارزشى و ناچيز بودن بهره هاى دنيوى در برابر آخرت و نعمت هاى آن
قل متاع الدنيا قليل و الاخرة خير لمن اتّقى
28 ـ ارزشمندى بهره هاى دنيوى در ديدگاه انسان ، زمينه تخلف و سرپيچى از جهاد و فرامين الهى
و قالوا ربّنا لم كتبت علينا القتال . .. قل متاع الدنيا قليل
جمله «قل متاع الدنيا»، چون جواب از اعتراض آنهاست، بيانگر اين است كه علّت اصلى تخلف از حكم جهاد، وابستگى به دنياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 78 - 2
2 ـ آخرت انديشى و توجّه به قطعى بودن مرگ و اندك بودن متاع دنيا ، زمينه حضور در صحنه جهاد
فلمّا كتب عليهم القتال . .. قل متاع الدّنيا قليل و الاخرة خير ... اين ما تكونوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 16
16 ـ برترى و فزونى غنائم و اجر و پاداش الهى ، بر بهر هاى دنيوى و غنائم جنگى
تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة
كلمه «عند اللّه» اشاره به برترى پاداشهاى الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 5
5 - حضور در جوار قرب ربوبى ، غيرقابل قياس با والاترين نعمت هاى دنيوى
و إن كلّ ذلك . .. و الأخرة عند ربّك للمتّقين
از «عند ربّك»، حضور در جوار قرب ربوبى استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 3
3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 21
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 4
4 - همه انسان ها داراى حق بهره گيرى از مواهب طبيعى و نعمت هاى الهى هستند .
فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 4،5
4 - همه انسان ها داراى حق بهره گيرى از مواهب زمين
خلق لكم ما فى الأرض
5 - حليت تصرف در همه موهبت هاى طبيعى زمين
خلق لكم ما فى الأرض جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 14
14 - بهره گيرى از نعمت ها و روزى هاى حلال و پاكيزه ، توصيه خداوند به بندگان
كلوا من طيبت ما رزقنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 172 - 2،9
2 - مسلمانان نبايد روزى ها و نعمت هاى پاكيزه را حرام شمرده و خويشتن را از منافع آنها محروم سازند .
يأيها الذين ءامنوا كلوا من طيبت ما رزقنكم
9 - لزوم شكرگزارى به درگاه خدا پس از تناول غذا و استفاده از مواهب الهى
كلوا من طيبت ما رزقنكم و اشكرواللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 8
8 ـ خوردن روزى خداوند و پيروى كردن از شيطان، كارى است ناشايست و نكوهيده.
كلوا مما رزقكم الله و لا تتبعوا خطوت الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 9
9- بهرهورى انسان از مواهب الهى و رفع سختى هاى او ، مطلوب خداوند است .
و الأنعـم خلقها لكم . ..لكم فيها دفءٌ و منـفع ... و تحمل أثقالكم ... إن ربّكم لر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 8
8- خداوند ، خواهان سعى و تلاش انسان در راه تأمين روزى خويش و برخوردارى از مظاهر طبيعت چون درياهاست .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 9
9 - بهره بردن از نعمت هاى الهى و بى مصرف نگذاشتن آنها ، هدف اصلى از اعطاى آنها است .
كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
«ما رزقناكم» عنوانى است كه به منزله تعليل براى «كلوا» و توجيه گر مخاطب، به ضرورت استفاده كردن از نعمت است و حكايت از اين دارد كه ما اين رزق را به شما داده ايم كه خوراك شما باشد; پس از مصرف آن دريغ نورزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 2
2 - بهرهورى از نعمت هاى الهى و تغذيه از غذا هاى پاكيزه ، توصيه خداوند به يكايك پيامبران
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت
از آن جايى كه پيامبران الهى به صورت متفرق و جدا جدا و در طول تاريخ فرستاده شده اند، اين آيه مى تواند به اين معنا باشد كه: «ما به يكايك پيامبران، توصيه كرديم كه از طيبات بهره گيرند و. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 6
6 - پيروى از شيوه زندگى پيامبران ( استفاده از نعمت هاى الهى ، داشتن كردار نيك و پرستش خداى يگانه ) توصيه أكيد خدا به يكايك امت ها
و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم
برداشت هاى پيشين بر اين اساس بود كه مراد از ضميرهاى خطاب در كلمه هاى «أمّتكم»، «ربّكم» و «فاتّقون» پيامبران باشد. احتمال ديگر اين است مقصود از اين ضميرها، پيروان هر يك از پيامبران باشد. در اين صورت و با توجه به عطف اين آيه به آيه قبل، معناى آن چنين مى شود: ما همان گونه كه شيوه زندگى را به يكايك پيامبران توصيه كرديم، به مردم نيز سفارش نموديم كه به آنان اقتدا كنند و از آيين آنان پيروى نمايند و از تغيير و تبديل در آن و يا اتخاذ شيوه ديگرى غير از آن سخت بپرهيزند. گفتنى است كه آيه بعدى، اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 7
7 - ياد معاد هنگام تسخير امكانات و برخوردارى از نعمت ها ، زمينه ساز زدايش غرور و غفلت
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه و تقولوا . .. و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
توصيه به يادآورى معاد پس از برخوردارى از نعمت هاى خداوند، مى تواند اشاره به تأثير آن در زدايش غرور و غفلت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 6 - 4
4 - افراط در گناه و طغيان گرى ، در كنار بهره بردن از نعمت ها و كرم الهى ، دور از انتظار و امرى ناشايسته است .
كلاّ إنّ الإنسـن ليطغى
مى توان گفت: حرف «كلاّ» ناظر به جمله هاى بعد است; نه آيه هاى قبل، زيرا زمان نزول آنها با زمان نزول اين آيه و آيات پس از آن، فاصله زيادى داشته است. در اين صورت مفاد «كلاّ»، باز داشتن انسان از طغيان و ساير كارهايى است كه تا «كلاّ لئن لم تنته ...» آمده است. در نتيجه حرف «كلاّ» در آن آيه نيز، تأكيد اين كلمه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 22
22 ـ بهره گيرى از « منّ » و « سلوى » و روزى هاى پاكيزه ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل
كلوا من طيبت ما رزقنكم
برداشت فوق با توجه به فعل امر (كلوا)، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 146 - 7
7 ـ روح دين الهى در صدد برداشتن موانع خرافى در راه استفاده از مواهب و نعمتهاى الهى است.
و قالوا هذه أنعم و حرث . .. قل ءالذكرين حرم ... و على الذين هادوا حرمنا
محور بحث از آيه 138 تا 145 درباره تحريمهاى خرافى و بى جاى مشركان است. آيه 146 بيان حكمى استثنايى است كه همان تحريم برخى مواهب بر يهود است. از اين حكم استثنايى، كه به سبب تجاوزكارى يهود بر آنان وضع گرديده، اين مطلب كه روح اديان الهى در نقطه مقابل تحريمهاى بى جا قرار دارد، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 9،10،11،12
9 ـ جواز استفاده مؤمن و كافر از زيباييها و روزيهاى پاكيزه خدا در دنيا
قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا خالصة يوم القيمة
كلمه «خالصة» حال است براى «هى» و «يوم القيامة» متعلق به آن مى باشد. ذكر نشدن اين كلمه در مورد «الحياة الدنيا» حاكى از انحصارى نبودن مواهب دنيا براى مؤمنان است. يعنى: قل هى للذين آمنوا و لغير هم فى الحياة الدنيا و لهم خالصة يوم القيامة.
10 ـ استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.
قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا
ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.
11 ـ ايمان، عامل شايستگى انسان براى استفاده از نعمتهاى خدا
قل من حرم . .. أخرج لعباده و الطيبت من الرزق قل هى للذين ءامنوا
12 ـ استفاده از زينتها و روزيها در دنيا، همواره آميخته با رنجها و كدورتهاست.
قل هى للذين . .. خالصة يوم القيمة
برخى برآنند كه «خالصة» در آيه مورد بحث به معناى خلوص از ناملايمات و كدورتها است. بر اين مبنا چون اين قيد براى قيامت ذكر نشده، مفهومش اين است كه در دنيا مواهب خدادادى آميخته با رنجها و ناملايمات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 5
5 - بهرهورى انسان از موهبت هاى طبيعى ، هدف اصلى از خلقت هستى
الذى جعل لكم الأرض مهدًا و جعل لكم فيها سبلاً
به كار رفتن كلمه «لكم» و تكرار آن، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه هدف از آفرينش نعمت ها بهوسيله خداوند، بهرهورى انسان از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 7
7 - لزوم تنزيه خداوند ، از هرگونه عيب ، نقص و شريك به هنگام بهره مندى از نعمت ها
و تقولوا سبحـن الذى سخّر لنا هـذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 14 - 11
11- خداوند ، فوايد و تفضلات بسيارى در دريا قرار داده كه با تلاش و كوشش مى توان از آنها بهره مند شد .
سخـّر البحر لتأكلوا منه . .. و لتبتغوا من فضله
«تبتغوا» (از ابتغاء) به معناى تلاش و كوشش در به دست آوردن خواسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 3
3 - تسلط بر موهبت هاى طبيعى و صنعتى ، نبايد به غرور و غفلت انسان بينجامد .
و جعل لكم من الفلك و الأنعـم . .. لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا است
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 8
8 - شكر نعمت هاى دنيوى ، استفاده از آن در مسير حيات اخروى است .
جعل لكم من الفلك و الأنعـم. .. ثمّ تذكروا... و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 13،14
13- بهره گيرى از نعمت هاى دنيوى و نينديشيدن به آفريننده آن ، شيوه اى حيوانى است . *
و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعـم
برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان هنگام بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى، به پديدآورنده آن نمى انديشد.
14- سود جستن از امكانات زندگى ، بدون هدفى متعالى و احساس مسؤوليت ، عملى حيوانى *
يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعـم
برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان در خوردن و لذّت جويى، جز ارضاى غريزه به هدفى ديگر نينديشيده و خود را مسؤول نمى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 7
7 - تقوا ، با بهره مندى از نعمت هاى مادى منافاتى ندارد .
ادخلوا الجنّة . .. يطاف عليهم ... و فيها ما تشتهيه الأنفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 22
22 ـ بهره گيرى از « منّ » و « سلوى » و روزى هاى پاكيزه ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل
كلوا من طيبت ما رزقنكم
برداشت فوق با توجه به فعل امر (كلوا)، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 10
10- شكر نعمت هاى اقتصادى و اجتماعى ، به بهره گيرى صحيح و مجاز از آنهاست . *
فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا و اشكروا نعمت الله
برداشت فوق، بدان احتمال است كه عبارت «و اشكروا نعمت الله» تفسير براى «كلوا . .. حلالاً طيّباً» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 12،13
12 - تجاوز نكردن از مرز تعادل و مقررات الهى در استفاده از نعمت ها ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل
كلوا من طيّبـت . .. و لاتطغوا فيه
13 - لزوم حفظ تعادل و حد و مرز در استفاده از نعمت هاى الهى و پرهيز از ناسپاسى و اسراف و تبذير در آن
كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم و لاتطغوا فيه
از مصاديق مهم و بارز طغيان گرى در مورد نعمت ها، كفران، ناسپاسى، اسراف و تبذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 7 - 1
1 - انسان هاى ناسپاس ، خود معترف و گواه بر خصلت نارواى خويش اند .
و إنّه على ذلك لشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 4
4 - صاحبان نعمت ، بايد هنگام بازگوكردن نعمت ها ، به وابستگى آنها به خداوند ، معترف باشند .
بنعمة ربّك فحدّث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 3
3ـ خداوند ، با اعطاى نعمت به انسان ها و نيز سلب آن نعمت ، ايشان را آزمايش مى كند .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً . .. و لـئن أذقنا الإنسـن منا رحمة ثم نزعنها منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 49 - 13،14
13 - انسان در رهگذر سختى ها و نيز نعمت ها و تفضلات الهى ، مورد آزمايش خداوند است .
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
14 - آزمون انسان ها با سختى ها و نيز نعمت ها و آسايش ها برخاسته از مقام ربوبى خدا و در جهت رشد و تربيت آنان است .
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
برداشت فوق با توجه به كلمه «رب» - كه به معناى مربى و مدير است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 13
13 ـ انسان با سختى ها و نعمت ها و تفضلات الهى ، مورد آزمايش خداوند قرار مى گيرد .
و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 17 - 9
9 ـ خداوند حتى با اعطاى نعمت و امور خوشايند به اهل ايمان ، آنان را آزمايش مى كند .
و ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 3
3ـ خداوند ، با اعطاى نعمت به انسان ها و نيز سلب آن نعمت ، ايشان را آزمايش مى كند .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً . .. و لـئن أذقنا الإنسـن منا رحمة ثم نزعنها منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 131 - 16
16 - نعمت هاى الهى و امكانات دنيا ، زمينه اى براى آزمايش انسان ها است .
متّعنا به . .. لنفتنهم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 16
16 - نعمت ها و امكانات خدادادى وسيله آزمون انسان
قال هـذا من فضل ربّى ليبلونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 15،18
15 - آسودگى از گرفتارى و برخوردارى از نعمت ها ، وسيله آزمايش الهى براى بشر است .
ثمّ إذا خوّلنـه نعمة منّا . .. بل هى فتنة
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «فتنة» به معناى امتحان و آزمايش باشد.
18 - جهل و بى خبرى بيشتر انسان ها نسبت به آزمايش بودن نعمت ها و آسودگى ها براى انسان
بل هى فتنة و لـكنّ أكثرهم لايعلمون
برداشت بالا مبتنى بر اين احتمال است كه متعلق علم در «لايعلمون»، فتنه بودن نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 17 - 2
2 - رفاه و نعمت ها ، از ابراز هاى آزمايش الهى
لنفتنهم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 3،8
3 - خداوند ، با بهره مند ساختن آبرومندانه مردم از ماديات و رساندن آنها به نعمت و رفاه ، آنان را آزمايش مى كند .
ابتليه ربّه فأكرمه و نعّمه
«اكرام» اين است كه بدون تحقير به كسى نفعى رسانده شود و يا به كسى عطاى شرافتمندانه اى داده شود(مفردات راغب). فعل «أكرمه» به معناى «او را با عظمت و بى عيب شمرد» نيز آمده و فعل «نعّمه»; يعنى، او را رفاهمند ساخت (قاموس). حرف فاء در «فأكرمه»، براى تفصيل مجمل به كار رفته و نوع امتحان را بيان مى كند.
8 - غفلت از آزمايش بودن نعمت ها ، مايه خطا در تحليل عوامل پيشرفت هاى اقتصادى
ابتليه ربّه . .. فيقول ربّى أكرمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 12
12 - آزمايش با نعمت ، سخت تر از امتحان با فقر است . *
نعّمه . .. فقدر عليه رزقه
تقديم امتحان با نعمت بر آزمايش با فقر، ممكن است بيانگر اهميت آن باشد.
امكان سلب نعمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 6،7
6- تبديل شدن بوستان هاى زيبا و حاصل خيز ، به كويرى خشك و بى حاصل ، با عذاب الهى ، در نتيجه كفر و فخر و مباهات به ديگران ، امرى ممكن است .
فعسى ربّى . .. يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا
«صعيد» يعنى، روى زمين و «زلق» يعنى، بدون گياه.
7- امكان زوال نعمت هاى مادّى ، هشدارى به دنياگرايان مغرور است .
يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 1
1- پيامبران و رسولان ، از نعمت هاى الهى براى امتها
فكفرت بأنعم الله . .. و لقد جاءهم رسول منهم
برداشت فوق، بر اين اساس است كه آيه شريفه بيانگر مصداق ديگرى باشد از نعمتهاى اعطايى خداوند به امتها كه در آيه قبل از آن ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 15
15ـ آبادانى و برخوردار شدن جامعه هاى بشرى از نعمت ها و موهبت هاى دنيوى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى است .
يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 5
5 - منتسب كردن نعمت ها و امداد هاى الهى به غير خداوند ، حركتى شرك آلود است .
و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون . .. و لئن أذقنـه ... ليقولنّ هـذا لى
با توجه به اين كه آيه قبل درباره حركت ها و فرجام مشركان بود، ارتباط اين آيه با آيه قبل مى تواند از آن جهت باشد كه انتساب نعمت هاى الهى به غير او، نمودى از شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 11
11- هشدار خداوند به ملت هاى متنعم و مرفه داراى امنيت ، نسبت به كفران نعمت هاى او
قرية كانت ءامنة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما كانوا ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 11
11- هشدار خداوند به ملت هاى متنعم و مرفه داراى امنيت ، نسبت به كفران نعمت هاى او
قرية كانت ءامنة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما كانوا ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 6 - 1
1 - واكنش بيشتر انسان ها در برابر نعمت دانش و هنر نويسندگى ، واكنشى نامناسب و به دور از انتظار است .
كلاّ
حرف «كلاّ»، براى باز داشتن از رويه اى است كه يا در جملات پيش از آن، تشريح يا اشاره شده باشد و يا از سياق آيات به دست آيد و در آيه ـ به قرينه «ليطغى» ـ ناظر به حالتى است كه نوع انسان ها در برابر نعمت علم و قلم به خود مى گيرند. تعبير «الإنسان ـ كه براى جنس به كار رفته ـ ناظر به غالب افراد آن است كه از آن به عموم عرفى تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 6 - 1
1 - واكنش بيشتر انسان ها در برابر نعمت دانش و هنر نويسندگى ، واكنشى نامناسب و به دور از انتظار است .
كلاّ
حرف «كلاّ»، براى باز داشتن از رويه اى است كه يا در جملات پيش از آن، تشريح يا اشاره شده باشد و يا از سياق آيات به دست آيد و در آيه ـ به قرينه «ليطغى» ـ ناظر به حالتى است كه نوع انسان ها در برابر نعمت علم و قلم به خود مى گيرند. تعبير «الإنسان ـ كه براى جنس به كار رفته ـ ناظر به غالب افراد آن است كه از آن به عموم عرفى تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 6
6 - انسان ها ، هنگام برخوردارى از نعمت و رفاه ، خود را نزد خداوند ، عزّت مند و با كرامت مى پندارند .
فأمّا الإنسـن إذا . .. نعّمه فيقول ربّى أكرمن
اكرام در فعل هاى «أكرمه» و «أكرمن»، به يك معنا نيست; زيرا لحن آيه شريفه گوينده «ربّى أكرمن» را نكوهش كرده; با آن كه اكرام را در «أكرمه» پذيرفته است. بنابراين در «أكرمه» مراد «رساندن نفع بدون خوارى و ذلت» است ـ كه در «مفردات راغب» از معانى اكرام شمرده شده ـ و در «أكرمن» مقصود «با عظمت شمردن و بى عيب دانستن» است كه در «قاموس» آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 2
2ـ آدمى ، به هنگام از دست دادن امكانات و موهبت هاى دنيوى ، از رحمت الهى مأيوس شده و تدبير خداوند در هستى را منكر مى شود .
و لـئن أذقنا الإنسـن . .. إنّه ليئوس كفور
«كفور» مى تواند از كفر ـ كه به معناى انكار است ـ گرفته شده باشد. بر اين اساس جمله «إنه ... كفور» اشاره به اين دارد كه: انسان در پى برخوردار شدن از نعمت و سلب آن نعمت از وى چنين مى پندارد كه تبديلها و تغييرها در هستى به دست خداوند نيست و از اختيار او بيرون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 3
3 - برخورداران از نعمت هاى جاودان آخرت ، شيفتگان اطاعت پروردگار و برپا دارندگان نماز
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 4
4 - اهميت دادن به تغذيه سالم و بهره گيرى از نعمت هاى الهى ، وجه مشترك همه اديان آسمانى
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 32 - 6
6- انسان ، بايد به الهى بودن امكانات و نعمت هاى دنيوى خويش ، توجه داشته باشد .
جعلنا لأحدهما جنّتين . .. و حففنـهما بنخل و جعلنا بينهما زرعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 7
7 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق ، به خدايى بودن نعمت هاى زمين
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
سرزنش تكذيب گران يا غافلانى كه با غفلت خويش، از جلوه هاى ربوبيت خداوند چشم پوشيده اند، در واقع بيانگر اين معنا است كه آنان به نعمت هاى او توجه كنند و خدايى بودن آن را دريابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 36 - 7
7 ـ خداوند ، خواهان توجه خلق ( جن و انس ) به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 40 - 4
4 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
سرزنش شدن تكذيب گران و يا غافلانى كه با غفلت خويش، از جلوه هاى ربوبيت خداوند چشم پوشيده اند; در واقع بدين منظور است كه آنان بيدار شده و خدايى بودن اين نعمت ها را دريابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 42 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 45 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 47 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 49 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
ذواتا أفنان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به خدايى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 53 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 55 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 57 - 4
4 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 59 - 4
4 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 61 - 4
4 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق بر الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 65 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمتها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 71 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 75 - 5
5 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق به الهى بودن نعمت ها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 4
4 - خداوند ، خواهان توجه خلق به نعمت هاى او و سپاس گزارى در برابر آنها
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 11
11 ـ ضرورت به خاطر آوردن نعمت هاى خدادادى
اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 2،3
2 ـ دعوت بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) به يادآورى نعمت هاى الهى بر آنان
و اذ قال موسى لقومه يقوم اذكروا نعمة اللّه عليكم
3 ـ لزوم توجه به نعمت هاى الهى و يادآور شدن آنها
اذكروا نعمة اللّه عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 3،5
3- موسى ( ع ) از قوم خويش خواستار آن شد تا يادآور نعمت هاى اعطايى خداوند بر خود باشند .
و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم
5- موسى ( ع ) از قومش درخواست كرد كه همواره به خاطر داشته باشند كه خداوند عامل رهايى آنان از شكنجه و كشتار فرعونيان بود .
إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 10
10- لزوم توجه انسان به خدايى بودن ابزار و امكانات مورد استفاده اش در تسلط بر طبيعت و بهرهورى از آن
كرّمنا . .. و حملنـهم ... و رزقنـهم ... فضّلنـهم
تكرار افعال متكلم مع الغير و اسناد كارهاى انسان، به خداوند، شايد به اين منظور باشد كه بخواهد انسانها را متوجه خدايى بودن آنها بكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 10
10 - لزوم توجه انسان به خدايى بودن نعمت ها و امكانات ، در اوج توانمندى و اقتدار
و أوتينا من كلّ شىء إنّ هـذا لهو الفضل المبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان در اوج شكوه و اقتدارش، تصريح مى كند كه همه امكانات و برخوردارى هايش تفضلى است كه از جانب خدا به او رسيده است و از جهت استحقاق ذاتى او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 1،2
1 - توصيه خداوند به همه مردم ، مبنى بر يادآوردن نعمت هايش
يـأيّها الناس اذكروا نعمت اللّه عليكم
2 - لزوم به يادآوردن نعمت هاى اعطايى خداوند به انسان ها
يـأيّها الناس اذكروا نعمت اللّه عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 1
1 - بازگو كردن نعمت هاى خدادادى و مستور نداشتن آنها از مردم ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و أمّا بنعمة ربّك فحدّث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 14 - 13
13- لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى
و لعلّكم تشكرون
از آن جايى كه خداوند فلسفه ذكر چندين نعمت خويش را ايجاد زمينه شكرگزارى در انسانها بيان مى كند، به دست مى آيد كه شكرگزارى امرى بايسته و لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 15
15 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت هاى او ، وظيفه اى است بر عهده بندگان
و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 34
34 ـ لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى
وليتم نعمته عليكم لعلكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 10 - 6،7
6 ـ لزوم شكرگزارى در برابر نعمتهاى الهى
و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون
7 ـ وجود وسائل معيشت در زمين، نعمتى بزرگ براى انسانها و بايسته سپاسگزارى است.
و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 140 - 7
7 ـ لزوم سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خدا با پرستش او
أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 15
15 ـ لزوم سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خدا
و كن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 9
9 ـ لزوم شكر و سپاسگزارى به درگاه خدا ، در برابر نعمت آسايش و رفاه و رفع گرفتاريها
فلما كشفنا عنه ضرّه مرّ كأن لم يدعنا إلى ضرّ مسّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 5
5 ـ شكر و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خداوند ، امرى شايسته و لازم
و إذا أذقنا الناس رحمة . .. إذا لهم مكر فى ءاياتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 24
24ـ لزوم سپاسگزارى در برابر تفضلات الهى
ذلك من فضل الله . .. و لـكنّ أكثر الناس لايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 8،17
8- ميوه ها و نباتات تأمين رزق و روزى انسان ، نمودى از نعمت و لطف الهى بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن، تشويق كننده بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الاءنسان لظلوم كفّار» در دو آيه بعد (آيه 34) مؤيد برداشت فوق است.
17- مسخّر و رام بودن نهر ها و رود ها ، نمودى از نعمت و لطف خداوند بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 5
5- رام بودن خورشيد ، ماه و شب و روز براى انسان ، نمودى از نعمت و لطف خداوند بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
الله الذى خلق . .. و سخـّر لكم الشمس و القمر دائبين و سخـّر لكم الّيل و النهار
آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن مشوّق بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الإنسان لظلوم كفّار» در آيه بعد مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 15
15- شكر و سپاس در برابر نعمت هاى الهى لازم است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
جمله «إن الإنسان لظلوم كفّار» در مقام بيان زشتى ستم و ناسپاسى نعمتهاى الهى است، و اين مى رساند كه شكر و سپاس در برابر نعمتهاى الهى، امرى لازم است; زيرا اگر لازم نبود، ترك آن زشت و ناپسند نمى نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 16،17
16- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند توفيق يافتن مردم و ذريه اش براى شكر نعمت هاى الهى را خواستار گرديد .
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. فاجعل أفئدة من الناس ... و ارزقهم من الثمرت لعلّه
17- شكر و سپاس خداوند هدف و مقصد نعمت ها و موهبت هاى الهى است .
و ارزقهم من الثمرت لعلّهم يشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 39 - 7
7- وجود فرزند ، نعمت الهى و شايسته حمد و سپاس است .
الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 18 - 3
3- تلاش براى اداى حق نعمت هاى خداوند ، امرى شايسته و بايسته است .
و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 9
9- شكر نعمت هاى خداوند ، امرى لازم و بايسته
و جعل لكم . .. لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 10
10- لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى
فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 2
2- لزوم شكرگزارى انسان ، در قبال بهرهورى از روزى هاى حلال و دلپذير الهى
فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيّبًا و اشكروا نعمت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 36 - 15
15 - لزوم شكر و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى خداوند
كذلك سخّرنـها لكم لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 10
10 - لزوم شكر و سپاس گزارى به درگاه خداوند ، در برابر استفاده از نعمت هاى او
كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
چنان چه «طّيّبات»به معناى غذاهاى پاكيزه و لذيذ باشد، دستور بعدى (واعملوا صالحاً) بدان معنا خواهد بود كه بايد به پاس آن نعمت ها كار شايسته انجام دهيد. و اگر به معناى «غذاهاى حلال»، باشد تقديم آن بر عمل صالح، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه تغذيه حلال، زمينه ساز عمل صالح است. برداشت فوق، براساس معناى اول مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 62 - 8
8 ـ شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى ، از نعمت هاى الهى و شايسته سپاس و تشكر
و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا
يادآورى سپاس گزارى انسان پس از بيان آفرينش شب و روز براى آدمى، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 7
7 - لزوم سپاس گزارى به درگاه خدا به خاطر نعمت هايش
ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 8
8 - لزوم اداى شكر به درگاه خداوند ، به پاس برقرار كردن نظام شب و روز براى منافع انسان ها
جعل لكم الّيل و النهار . .. و لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 66 - 2
2 - شكر نعمت هاى خداوند ، امرى بايسته و لازم است .
هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 15 - 5
5 - شكرگزارى به درگاه خداوند به خاطر اعطاى نعمت ، امرى بايسته و لازم
كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 18 - 9
9 - وجود امنيت در راه ها ، نعمتى شايسته شكرگزارى
لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية . .. و اشكروا له ... و جعلنا بينهم ... سيروا فيها ..
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 14
14 - لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى
و لعلّكم تشكرون
از اين كه خداوند فلسفه ذكر چند نعمت اعطايى خود را، شكرگزارى بندگان دانسته است، به دست مى آيد كه شكرگزارى بايسته و لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 7
7 - لزوم شكر و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى فراوان خداوند ، امرى روشن و بديهى است .
أفلايشكرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شگفتى از ناسپاسى انسان ها در برابر نعمت هاى الهى، نشانگر بديهى بودن زشتى ناسپاسى و لزوم شكرگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 6
6 - شكر و سپاس گزارى در خور شأن بندگان ، و كفر و ناسپاسى دور از شأن آنان است .
و لايرضى لعباده الكفر و إن تشكروا يرضه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 6
6 - سپاس نعمت هاى الهى و اعتراف به آن ، تكليفى بس مهم و انكار و ناسپاسى آن ، گناهى بس عظيم
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
از ده ها بار تكرار «فبأىّ ءالآء. ..» در اين سوره، مى توان برداشت بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 7 - 9
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 9
9 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود ! دع نعيم الدنيا و أكلها و حلاوت ها و حارّها و باردها و لينها و طيّبها و ألزم نفسك الصبر عنها فإنّك مسؤول عن ذلك كلّه قال اللّه تعالى : « ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) [به عبداللّه بن مسعود] فرمود: اى پسر مسعود! رها كن نعمت هاى دنيا و خوردنى هاى آن و شيرينى، گرم و سرد، نرم و گواراى آن را و نفس خود را وادار كن كه در برابر آنها، صبر پيشه كند زيرا تو از تمامى آنها، سؤال خواهى شد. خداى تعالى فرموده: «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 2
2 - نعمت ، وسعت و آسايش ، از مظاهر رحمت الهى است .
و لئن أذقنـه رحمة منّا من بعد ضرّاء مسّته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 58 - 3،4
3 ـ نعمت بهره مندى مؤمنان از قرآن ، نعمتى است بهتر و با ارزشتر از تمام دارايى ها و مال و منال ديگران .
قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا هو خير مما يج
در عود ضميرهاى فاعلى در «يفرحوا» و «يجمعون» سه احتمال است: الف) هر دو ضمير به «الناس» برگردد. ب) هر دو ضمير، عايد به «المؤمنين» باشد. ج) ضمير اول راجع به «المؤمنين» و ضمير دوم به «الناس» باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال سوم است.
4 ـ قرآن ، نعمتى است كه مؤمنان با بهره مندى از آن ، نبايد از تنگدستى خود و دارايى و اندوخته هاى مادى ديگران ، اندوهناك باشند .
قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. فبذلك فليفرحوا هو خير مما يجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 2
2 - موهبت هاى اخروى ، بهتر از بهرهورى هاى دنيايى و برتر از آن است .
فما أوتيتم . .. و ما عند اللّه خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 2
2 - زندگى مجلل و با شكوه دنيا ، حقير و ناچيز در برابر نعمت هاى اخروى
لبيوتهم سقفًا من فضّة . .. و إن كلّ ذلك لمّا متـع الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 4 - 3
3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .
إنّا هدينـه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكـفرين ... سعيرًا
از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 10
10ـ كامل شدن نعمت الهى بر يوسف و خاندان يعقوب ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) .
و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 2،3،5
2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .
قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك
هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».
3ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .
اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم
مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.
5ـ برخوردارى جامعه هاى مؤمن و موحد از سلامتى و نعمت هاى فراوان ، بشارت خداوند به حضرت نوح ( ع )
اهبط بسلـم منا و بركـت عليك و على أمم ممن معك
«على أمم» عطف بر «عليك» است; يعنى: سلام و بركات منا على أمم. مراد از «أمم ممن معك» به قرينه مقابله آن با «أمم سنمتعهم» امتها و جامعه هاى موحد و مؤمن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 1
1ـ يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .
ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس
فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 4
4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .
لايبغون عنها حولاً
درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند، مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 11 - 3
3 - بهره مندى از مقام قرب الهى در آخرت ، برترين نعمت
أُولـئك المقرّبون
ذكر مسأله تقرب به درگاه الهى قبل از «فى جنّات النعيم»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 56 - 2
2- بهشتيان ، فارغ از دغدغه مرگ و از دست دادن نعمت ها
لايذوقون فيها الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 65 - 12
12- صاحبان نعمت و دانش ـ حتى افراد برجسته و سرامد نيز ـ بايد خداوند را سرچشمه كمالات خود بدانند .
ءاتينـه رحمة من عندنا و علّمنه من لدنّا علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 7 - 9
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 9
9 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود ! دع نعيم الدنيا و أكلها و حلاوت ها و حارّها و باردها و لينها و طيّبها و ألزم نفسك الصبر عنها فإنّك مسؤول عن ذلك كلّه قال اللّه تعالى : « ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) [به عبداللّه بن مسعود] فرمود: اى پسر مسعود! رها كن نعمت هاى دنيا و خوردنى هاى آن و شيرينى، گرم و سرد، نرم و گواراى آن را و نفس خود را وادار كن كه در برابر آنها، صبر پيشه كند زيرا تو از تمامى آنها، سؤال خواهى شد. خداى تعالى فرموده: «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 7،9
7- ثروت مند مغرور ، باغ و بوستان و نعمت هاى خود را جاودانه و فناناپذير مى پنداشت .
قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا
«تبيد» از «بيد» به معناى هلاك و نابود شدن است.
9- ثروت مندان و قدرت مندان ، در خطر پندار جاودانگى نعمت ها در دنيايند .
أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا
داستان مذكور در آيه، چه واقعى باشد و چه سمبليك، بيان خصلت هاى آدمى و واكنش هاى او در شرايط مختلف است. از جمله اين خصلت ها آن است كه وقتى در اوج رفاه قرار گيرد و اموال خود را در اطراف خود مشاهده كند، چنين مى پندارد كه نعمت هاى اطراف او جاودانه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 1،9
1 ـ خداوند عطاكننده نعمت ها بر جوامع و بازگيرنده و تبديل كننده آنها به نقمت و عذاب
كفروا بايت اللّه . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها
9 ـ خداوند به سبب كفرورزى فرعونيان و اقوام پيش از آنها ، نعمت هاى خويش را از آنان سلب و به نقمت و عذاب تبديل كرد .
كدأب ءال فرعون . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا ... حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 4،5
4 ـ تحريم و ممنوعيت استفاده از نعمتهاى الهى به دلايل واهى مجاز نيست.
كلوا مما رزقكم الله و لا تتبعوا خطوت الشيطن
5 ـ حرام شمردن نعمتهاى خداوند، بدون دليل و يا به دلايل واهى، پيروى از راه و گام شيطان است.
و لا تتبعوا خطوت الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 88 - 11
11 ـ دستيابى به خيرات و نعمت هاى الهى ، نيازمند ايمان و عمل
ءامنوا معه جهدوا . .. و أولئك لهم الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 44
44 - رسيدن به مواهب آخرت تنها بهاى ارزشمند در مقابل جان آدمى است .
ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم
جمله «لقد علموا . ..» به ضميمه «لبئس ...» دلالت بر اين دارد كه: آدمى اگر به قيمت از دست دادن آخرت منافع دنيوى را كسب كند، خويشتن را به بهاى بدى فروخته و خود را تباه ساخته است. بنابراين تنها چيزى كه مى تواند جلوگير زيانكار شدن آدمى باشد، به دست آوردن آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور توجه دادن مردم به مبدأ پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او
قل هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 14 - 10
10- بيان تسخير دريا از سوى خداوند و نعمت هاى فراوان آن براى ترغيب انسان به شكرگزارى است .
سخـّر البحر لتأكلوا منه . .. و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 9
9- انسان ها داراى رتبه و درجات متفاوت در برخوردارى از نعمت هاى بزرگ خداوند
إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
پيامبران به همانندى خويش با مردم از جهت بشر بودن معترف بودند و همچنين يادآورى مى كردند كه آنان اين تفاوت را با ساير انسانها دارند كه از موهبت ويژه خداوند برخوردار شده اند و اين، از تفاوت رتبه انسانها حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 21 - 3
3- برخوردارى همه انسان ها از فيض و عطاى الهى ، به صورت يكسان و مساوى نيست .
كلاًّ نمدّ هـؤلاء و هـؤلاء من عطاء ربّك . .. انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 4
4 - برخوردارى از نعمت هاى الهى ، نبايد به تكبر و غرور آدمى بينجامد .
و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض و نـا بجانبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 7 - 6
6 - تلاش براى عبادت و دعا ، تكليفى الهى برعهده بهره مندان از نعمت
ألم نشرح . .. و وضعنا... و رفعنا... فإذا فرغت فانصب
خطاب آيه شريفه گرچه متوجّه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از تفريع «فإذا فرغت. ..» بر نعمت هاى بيان شده در آغاز سوره، مى توان اصلى كلى انتزاع كرد و بر همگان تعميم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 4
4 - دستيابى انسان ها به هدايت و كامل شدن نعمت الهى بر ايشان ، از اهداف بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
فولوا وجوهكم شطره . .. و لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا
چنانچه «كما أرسلنا . ..» بيانگر تشبيه مسأله تغيير قبله به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد; «لأتم نعمتى عليكم و لعلكم تهتدون» گوياى وجه شبه است; يعنى، همان گونه كه بعثت پيامبر براى اتمام نعمت بر بندگان و دستيابى آنان به هدايت مى باشد، تغيير قبله نيز داراى چنين هدفها و نتايجى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 9
9 - رهايى از جلوه هاى فانى دنيا و تلاش در راه نعمت هاى پايدار اخروى ، تنها در سايه ايمان و توكّل بر خدا ممكن است .
فما أُوتيتم من شىء . .. و ما عند اللّه ... للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 10
10- شايسته است برخورداران از نعمت هاى خداوند ، فروتنى پيشه كنند و برخوردارى خويش را تفضل الهى بدانند .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 12،14
12 ـ توجه انسان به خدادادى بودن نعمتهاى مادى و معنوى، از اهداف تبيين آيات قرآن و معارف دين
ذلك من ءايت الله لعلهم يذكرون
14 ـ ضرورت پرهيز از به فراموشى سپردن خدادادى بودن نعمتهاى مادى و معنوى
لعلهم يذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 13
13 - استفاده از نعمت هاى الهى ، سپاس گزارى از خدا و انجام اعمال شايسته ، رسم و راه زندگى ترسيم شده از سوى خدا براى يكايك پيامبران و همه مؤمنان
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 13
13 - استفاده از نعمت هاى الهى ، سپاس گزارى از خدا و انجام اعمال شايسته ، رسم و راه زندگى ترسيم شده از سوى خدا براى يكايك پيامبران و همه مؤمنان
يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 5
5 - دعاى سليمان در طلب توفيق از پروردگار براى شكر نعمت هايش ( نعمت دانش و قدرت )
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا. .. و قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك
«إيزاع» (مصدر «أوزع») مرادف «الهام» است; يعنى، پروردگارا در دلم افكن تا شكر نعمتت را به جا آورم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 4
4- توانمندى همراه با انفاقگرى ، از الطاف و نعمت هاى الهى به انسان است .
و من رزقنـه منا رزقًا حسنًا فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 22 - 3
3 ـ نعمت هاى جاودان اخروى ، اجرت و مزدى است در برابر عملكرد مؤمنان مهاجر و مجاهد .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. جنت لهم ... خلدين فيها أبداً إن اللّه عنده أج
«أجر» اجرت و مزد در برابر عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 3 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 3،8
3 - نعمت ها و بهرهورى هاى جهان آخرت ، جاويدان و زوال ناپذير است .
و ما عند اللّه خير و أبقى
8 - اهل ايمان و توكل كنندگان به خداوند ، برخوردار از نعمت هاى برتر و جاودان اخروى
خير و أبقى للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 13 - 4
4 - بهره مندى ابرار از نعمت هاى آخرت ، هميشگى است .
إنّ الأبرار لفى نعيم
حرف «فى» در آيه شريفه، براى ظرفيت مجازى است و بر استقرار ابرار در نعمت دلالت دارد. اسميه بودن جمله «إنّ الأبرار...»، تأكيدى بر مداومت و ثبوت و حرف «لام» در «لفى نعيم»، تأكيد بر تمام محتوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 6
6- زوال ناپذير شمردن نعمت هاى دنيا و ناديده گرفتن نقش خدا در پيدايش و زوال آنها ، مستلزم شرك در ربوبيّت است .
لـكنّاْ هو اللّه ربّى ولاأشرك بربّى أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 19
19ـ اظهار بهره مندى از نعمت هاى خدادادى و تفضّلات الهى ، جايز و امرى پسنديده است .
ذلكما مما علمنى ربى . .. ذلك من فضل الله علينا و على الناس
حتميت حسابرسى اخروى نعمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 2
2 - حسابرسى از نعمت ها در قيامت ، اجتناب ناپذير و بيرون از اختيار انسان ها است .
ثمّ لتسئلنّ
مجهول بودن «لتسئلنّ»، اشاره به نكته ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 14
14 ـ حرمت پنهان سازى نعمت هاى الهى به جهت ترك احسان
و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 4 - 2
2 - آگاهى تمام مردم ، از بى پايه بودن امتيازات مادى ، هنگام حسابرسى نعمت ها در قيامت
ثمّ كلاّ سوف تعلمون
آخرين آيه سوره، بيانگر زمانى است كه مفاد «سوف تعلمون» تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 1،4
1 - قيامت ، زمان حسابرسى از نعمت ها است .
ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم
«نعيم»، به معناى نعمت فراوان است. (مفردات)
4 - پرسش و حسابرسى از نعمت ها ، زمينه ساز گرفتارى برترى جويان و تفاخر كنندگان به آتش دوزخ
لترونّ الجحيم . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم
نشان دادن جهنم به اهل تكاثر ـ پيش از بازخواست نعمت ها ـ بيانگر آن است كه اهل تكاثر، بايد پس از طى مراحل بازخواست و حسابرسى، جهنم را جايگاه خويش بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 2
2 - همه انسان ها ، در آينده هنگام حسابرسى نعمت ها ، به پوچى افتخارات مادى پى خواهند برد .
سوف تعلمون
زمان مورد نظر در «سوف تعلمون» ـ به قرينه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» ـ هنگام حسابرسى نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 7
7 - حسابرسى از نعمت ها ، مرحله اى پس از مشاهده دوزخ و يقين به آن است .
ثمّ لترونّها . .. ثمّ لتسئلنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 1
1 - خداوند ، آفريننده همه موهبت هاى موجود در زمين است .
هو الذى خلق لكم ما فى الأرض جميعاً
كلمه «جميعاً» به معناى كل است و بدل براى «ما» ى موصوله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 6
6ـ هر نعمت و موهبتى در جهان هستى ، داراى مخزن و گنجينه اى خاص است .
خزائن الله
برداشت فوق ، از جمع آوردن كلمه «خزائن» به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 37 - 3
3 - مظاهر وجود و نعمت هاى هستى ، داراى منابع و خزاينى نزد پروردگار
أم عندهم خزائن ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 18
18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .
أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب
«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 18،19
18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .
أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب
«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 11
11 - آفرينش آسمان هاى هفتگانه و مواهب زمين ، آفرينشى عالمانه است .
هو الذى خلق . .. و هو بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 2
2 - نعمت ها و امكانات زندگى « خير » است .
لايسئم الإنسـن من دعاء الخير
از اين كه قرآن از تقاضاى اموال و مواهب زندگى از سوى انسان، به تقاضاى خير تعبير كرده است; مطلب بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 22
22 ـ از امام رضا ( ع ) روايت شده : . . . « إياك نعبد » رغبة و تقرب إلى اللّه تعالى ذكره و إخلاص له بالعمل دون غيره و « إياك نستعين » إستزادة من توفيقه و عبادته و إستدامة لما أنعم اللّه عليه و نصره . . . ;
. .. «إياك نعبد» ابراز رغبت و تقرب جستن عبد به سوى خداى تعالى و اظهار اخلاص در عمل براى اوست و نه غير او و «إياك نستعين» در خواست زياده توفيق خدا و زياده عبادت او و درخواست ادامه نعمتهاى داده شده و يارى خداوند است ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 14
14- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار بهبود وضعيت معيشتى و برخوردارى از انواع نعمت ها و محصولات براى فرزندانش و ساكنان مكه شد .
و ارزقهم من الثمرت
با توجه به اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را در سرزمين بى كشت و زرع اسكان داد، مقصود از «ثمرات» مى تواند انواع نعمتها و محصولات مادى و خوراكى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 14
14- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار بهبود وضعيت معيشتى و برخوردارى از انواع نعمت ها و محصولات براى فرزندانش و ساكنان مكه شد .
و ارزقهم من الثمرت
با توجه به اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را در سرزمين بى كشت و زرع اسكان داد، مقصود از «ثمرات» مى تواند انواع نعمتها و محصولات مادى و خوراكى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 13
13- خداوند ، مردم عصر داوود ( ع ) را به شكرگزارى در برابر اعطاى نعمت اسلحه سازى به ايشان ، فرا خواند .
و علّمنـه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شـكرون
استفهام در جمله «فهل أنتم شاكرون»، متضمن معناى امر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 9
9- توجه به تأثير كفران در نابودى نعمت ها ، باعث قناعت و بسنده كردن انسان به روزى هاى حلال و دلپذير و استفاده بهينه از آنهاست .
فكفرت بأنعم الله . .. فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا و اشكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 37 - 5
5 - همواره بايد نعمت هاى گذشته و حال را وابسته به خواست خداوند دانست .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 133 - 5
5 - لزوم توجه به خدايى بودن امكانات مادى و نعمت هاى طبيعى
و اتّقوا الذى أمدّكم . .. أمدّكم بأنعـم و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 11
11 - توجه دائمى سليمان ( ع ) به خدايى بودن امكانات خويش
فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هـذا من فضل ربّى
از آيه ياد شده و نيز آيات پيشين استفاده مى شود كه سليمان در اوج قدرت و شوكت نيز، از ياد خدا غافل نبوده، او را ياد مى كند و بر نعمت هاى او سپاس مى گزارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 13
13 ـ توجه و باور به خدادادى بودن نعمت ها ، بر انگيزنده انسان ها به پرستش خداوند است .
اعبدوا ربكم الذى . .. أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرت
از اينكه خداوند براى ايجاد روحيه پرستش در بندگان، آنان را متوجه نعمتهاى الهى مى كند، برداشت فوق بدست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 2،12
2 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را همواره به خاطر داشته باشند .
يبنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
12 ـ به ياد خدا بودن و نعمت ها را از جانب او دانستن ، هدف از ضرورت ياد كردن و به خاطر داشتن نعمتهاست .
اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
توصيف «نعمت» به اينكه خداوند آن را عطا فرموده (أنعمت عليكم)، به اين حقيقت اشاره دارد كه: ياد كردن نعمت بايد وسيله اى باشد براى ياد كردن منعم; يعنى، ياد كردن نعمت بايد ملازم با ديدن خدا در وراى هر نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 47 - 3،9
3 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كنند و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .
يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى
9 - به خاطر داشتن نعمت برترى بنى اسرائيل بر همگان ، سفارش و توصيه خداوند به آنان
اذكروا نعمتى . .. أنى فضلتكم على العلمين
عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» اقتضا مى كند كه: «أنى فضلتكم» نيز مفعول «اذكروا» باشد; يعنى: اذكروا . .. أنى فضلتكم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 122 - 3
3 - خداوند ، از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كرده و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .
يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 6
6 - تعيين خانه خدا براى حضور مردم و تأكيد بر حفظ امنيت حاضران در آن محيط ، از نعمت هاى الهى و شايسته و بايسته به يادداشتن
و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً
«إذ» مفعول براى «اذكروا» (به ياد داشته باشيد) است و لام در «للناس» حكايت از آن دارد كه قرار دادن كعبه براى حضور پياپى مردم در جهت منافع آنان است، كه از آن در برداشت، به نعمت تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 11
11 ـ برشمردن نعمتها و ترغيب به تقوا، از رهنمودهاى پندآميز خداوند
ذلك من ءايت الله لعلهم يذكرون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «آيات الله» جملات قرآن و محتواى آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 26
26ـ باور به ربوبيت خدا و توجه به احسان ها و نعمت هاى او ، زمينه ساز پرهيز از گناهان است .
معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 19
19ـ برخورداران از نعمت و عزت و مكنت ، بايد به خدادادى بودن آنها توجه داشته و بدان اقرار كنند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 26
26ـ ياد كردن از نعمت هاى خداوند و ستايش كردن او با صفاتى شايسته ، از آداب دعا به درگاه اوست .
رب قد ءاتيتنى من الملك . .. فاطر السموت و الأرض ... توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصـل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 7،8
7- نجات از نظام اجتماعى ظالمانه ، نعمتى الهى و شايسته به خاطر سپردن است .
اذكروا نمعة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون يسومونكم
8- روز نجات بنى اسرائيل از نظام ظالمانه فرعونيان ، از « ايام الله » است .
و ذكّرهم بأيّـم الله . .. و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم م
كلمه «اذكروا» در اين آيه مى تواند از مصداقهاى تذكر به «أيام الله» باشد كه موسى(ع) مأمور به ابلاغ آن بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 10
10 - بازگو كردن نعمت هاى الهى ، امرى لازم در جهت شكرگزارى
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم . .. و تقولوا سبحـن الذى سخّر لنا هـذا
در آيه شريفه پس از مسأله يادآورى و شكر نعمت الهى، بازگو كردن آن طلب شده است. (و تقولوا...). از اين نكته استفاده مى شود كه بازگو كردن نعمت از مراحل اساسى شكر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 1
1 - انسان هاى متذكر و متوجه به نعمت هاى الهى و تدبير خداوندى ، معترف به معاد و رستاخيز
و تقولوا سبحـن الذى سخّر لنا هـذا . .. و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 3،4
3 - برخوردارى از جاى امن ، هدايت و ثروت ، نعمت هاى الهى و سزاوار بازگو كردن براى ديگران است .
فـاوى . .. فهدى ... فأغنى ... و أمّا بنعمة ربّك فحدّث
4 - صاحبان نعمت ، بايد هنگام بازگوكردن نعمت ها ، به وابستگى آنها به خداوند ، معترف باشند .
بنعمة ربّك فحدّث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 1 - 3
3 - شرح صدر و تحمّل سختى ها ، نعمتى الهى و سزاوار بازگو كردن و اظهار خرسندى است .
و أمّا بنعمة ربّك فحدّث . بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألم نشرح لك صدرك
به گفته بسيارى از فقهاى اماميه، اين سوره، دنباله سوره قبل و متّحد با آن است. بر اين اساس مفاد آيه شريفه، اعتراف به يكى از نعمت هايى است كه آخرين آيه سوره قبل، به بازگو كردن آنها توصيه داشت. در اين ديدگاه، جمله «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ارتباط را قطع نمى كند; بلكه برخى از فقها، ترك آن را در نماز مجاز مى دانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 2
2 - لزوم توجه انسان به اهميت نعمت ايمان و الهى بودن آن
و لـكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمـن . .. فضلاً من اللّه و نعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 4
4 - توجه به خدادادى بودن نعمت بيان و ابزار آن ، مايه يقين به آگاهى خداوند از نيت ها ، افكار و دانسته هاى انسان است .
أيحسب أن لم يره أحد . ألم نجعل له ... و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 4
4 - توجّه به خدادادى بودن نعمت بينايى ، مايه يقين به پنهان نبودن چيزى از خداوند است .
أيحسب أن لم يره أحد . ألم نجعل له عينين
مطرح كردن نعمت بينايى ـ در پى سرزنش كسانى كه به آگاهى خداوند توجه ندارند ـ نوعى استدلال بر علم خداوند است. به اين بيان كه انسان بايد خداوند را آگاه تر از خود بداند; زيرا او ابزار اين آگاهى را در اختيار وى قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 4 - 7
7 - توجّه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خدادادى بودن نعمت خوش نامى ، مايه اطمينان آن حضرت به دورى اش از قهر و خشم خداوند
ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و رفعنا لك ذكرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 5
5 - ياد نعمت ها و تعظيم عطاياى خداوند ، نقل مجلس انس متقين ، در بهشت *
فـكهين بما ءاتيهم ربّهم
در معناى «فاكهين» گفت و گوهاى دوستانه در مجالس انس آورده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 66 - 8
8 - مشركان ناسپاس ، از زشتى كار خود ، آگاهى خواهند يافت .
هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم ... فسوف يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 7
7- بهرهورى از نعمت ها و امكانات خدادادى ، در پرتو سعى و تلاش امكان پذير است .
ربّكم الذى يزجى . .. لتبتغوا من فضله
خداوند، بهره گرفتن از فضل خود و امكانات موجود در درياها را با كلمه «ابتغاء» (=تلاش براى دستيابى به مطلوب) آورده
است و اين نشان دهنده آن است كه براى بهرهورى از امكانات، تلاش و كوشش لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 3
3- دريا ها و كشتى ها ، در دستيابى انسان به موهبت هاى طبيعت و نعمت هاى خداوندى ، نقش بس مهم و مؤثر دارند .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 15
15 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، زمينه ساز كامل شدن نعمت خدا بر مسلمانان
فولوا وجوهكم شطره . .. لأتم نعمتى عليكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «لأتم نعمتى . ..» عطف بر «لئلا يكون ...» باشد; در نتيجه «لأتم ...» بيان غايت و هدف براى جمله «فولوا وجوهكم شطره» خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 7
7 - بى تقوايى و مخالفت با پيامبران ، ناسپاسى و تهديد كننده بقاى نعمت هاى دنيايى
ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون ... أتتركون فى ما هـهنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 7
7- كفر به آيات خداوند ، زمينه ساز زوال نعمت ها و موهبت هاى الهى
و إذا تتلى عليهم ءايـتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 6
6 - ظلم و طغيان و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، سبب زوال نعمت ها و توبه و اميد به خداوند ، زمينه ساز بازگشت آنها است .
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا ظـلمين ... إنّا كنّا طـغين . عسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 13
13 ـ توجه به بحران هاى گذشته و برطرف شدن آن ، در پرتو امداد هاى الهى ، زمينه ساز گرايش به شكرگزارى خداوند در برابر نعمت هاى او
و اذكروا إذ أنتم قليل . .. فاويكم ... لعلكم تشكرون
«لعل» متعلق به «اذكروا» است و بيانگر هدف از ضرورت به ياد داشتن مطالبى است كه در آيه مطرح شد. از جمله مقايسه دو حالت قبل از هجرت و بعد از آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 13
13- توجه به نعمت ، مستلزم سپاسگزارى از نعمت دهنده است .
أفبالبـطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 5
5- برخوردارى از نعمت ها ، مقتضى توجه انسان به نعمت آفرين و شكر و سپاس اوست نه روى برتافتن از او .
و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض و نئا بجانبه
توصيف حالات انسان به هنگام برخوردارى از نعمتهاى الهى، داراى لحنى آميخته به نكوهش است چنين بيانى صرفاً براى گزارش نيست و بلكه ترغيب انسانها به اداى حق منعم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 4
4 - توجّه به تأمين مواد غذايى انسان از سوى خداوند ، بازدارنده او از كفران نعمت و وادارسازنده او به شكرگزارى است .
ما أكفره . .. فلينظر الإنسـن إلى طعامه
چنانچه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد، ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 6
6 ـ رفاه و آسايش بسيار ، زمينه ساز روحيه ناسپاسى و كفران
و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 11
11- انسان ، در معرض كفران نعمت هاى خداوند قرار دارد .
لعلّكم تشكرون
تعبير «لعلّكم» مى تواند اشاره به غفلت انسانها از شكرگزارى خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 8
8- آسايش و احساس امنيت ، زمينه گرايش انسان به كفران نعمت
فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم و كان الإنسـن كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 1
1- انسان ، به هنگام برخوردارى از رفاه و نعمت هاى الهى ، به ناسپاسى و خداگريزى مى گرايد .
و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض و نئا بجانبه
«نئا» به معناى «بَعُد» (دورى مى شود) است و «أعرض و نئا بجانبه» (اعراض كرد و كناره گرفت) كنايه از حق ناسپاسى و گريز از خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 66 - 1
1 - كفران نعمت هاى خداوند و بهره گيرى از امكانات دنيوى ، حاصل و عاقبت شرك مشركان است .
هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم و ليتمتّعوا
«لام» در «ليفكروا» احتمال دارد براى تعليل و به معناى «كى» و احتمال دارد براى امر باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «يكفرون» در آيه، به قرينه «بما آتيناهم» كفران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 34 - 1
1 - پيدايش روحيه كفران و ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، پيامد شرك است .
يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم
لام در «ليكفروا» لام عاقبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 13
13 - انسان ها هنگام رهايى از مشكلات و دستيابى به آسودگى ، موقعيت گذشته خود را فراموش كرده و ناسپاس مى شوند .
و إذا مسّ الإنسـن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 13
13 - كفران و ناسپاسى انسان ، به هنگام برخورد با كوچك ترين دشوارى در زندگى
و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم فإنّ الإنسـن كفور
از نكره آمدن «سيّئة» ـ كه براى تحقير است ـ «كوچك ترين دشوارى» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 16
16ـ نياكان در شايستگى نسلشان براى بهره مند شدن از نعمت هاى الهى ، نقشى بسزا دارند .
يتم نعمته عليك . .. كما أتمّها على أبويك من قبل
كلمه «كما» گاهى براى تشبيه به كار مى رود و گاهى براى تعليل برداشت فوق براساس دومين معناى ياد شده است. قابل ذكر است كه در اين گونه موارد مراد از علت ، علت تامه نيست بلكه مقصود اقتضا و زمينه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 9
9ـ گرايش ها و رفتار هاى جوامع بشرى ، زمينه ساز دستيابى آنان به نعمت و يا گرفتار شدن به سختيها
إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 8
8- تقوا ، زمينه ساز ورود به بهشت و رسيدن به مواهب بى كران الهى
دار المتّقين . جنّـت عدن ... لهم فيها ما يشاءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 122 - 5
5- كسب فضايل معنوى و كوشش خود انسان ، مؤثر در برخوردارى او از مواهب و نيكى ها در دنيا و مقامات عالى در آخرت
إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و إنه فى الأخرة لمن الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 5
5- عملكرد نياكان ، داراى نقشى بس مؤثر در برخوردارى فرزندانشان از هدايت ها و نعمت هاى خداوند
و ءاتينا موسى الكتـب . .. ذرّية من حملنا مع نوح
در اين برداشت، جمله «ذرّية من. ..» تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى الكتاب...) گرفته شده است; يعنى، چون بنى اسرائيل از فرزندان همراهان نوح(ع) در كشتى بودند، اين افتخار را يافته اند كه از هدايتهاى كتاب آسمانى (تورات) بهره مند شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 5
5- قيام براى خدا و در مسير توحيد ، در پى دارنده تأييدات الهى و موهبت هاى معنوى او
و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 4
4- هجرت و ترك سرزمين شرك و بت پرستى ، زمينه ساز بهرهورى از پاداش ها و موهبت هاى الهى است .
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 18
18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .
و لقد ءايتنا موسى و هـرون . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـش
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2ـ جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 50 - 5
5 - ايمان به خداى يگانه ( توحيد و نفى شرك ) ، مايه برخوردارى از غفران الهى و عمل صالح ، مايه بهره مندى از نعمت هاى بهشت
فالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم مغفرة و رزق كريم
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «مغفرت» مربوط به ايمان و «رزق كريم» مرتبط با عمل صالح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 25
25 - ربوبيت آميخته به غنا و كرم خداوند ، مقتضى نعمت بخشى به خلق حتى با وجود ناسپاسى آنان
و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم
ارتباط «فإنّ ربّى» با «من كفر» بيانگر اين نكته است كه گرچه ناسپاسان، مستحق دورى از رحمت و نعمت اند; اما چون خداوند در مقام ربوبيت است و غنى و كريم نيز مى باشد، باز بر آنان نعمت هايش را ارزانى مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 1
1 - پرهيزكنندگان از گناهان بزرگ و زشتى ها ، برخوردار از نعمت هاى جاودان الهى
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و الذين يجتنبون كبـئر الإثم و الفوحش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 4
4 - عبوديت و بندگى خداوند ، زمينه ساز دستيابى انسان به موهبت هاى خاص الهى است .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
از اين كه خداوند در ابتدا مسأله عبوديت عيسى(ع) و سپس اعطاى نعمت به ايشان را مطرح مى كند، مطلب ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 9
9 - دستيابى انسان ها به نعمت هاى الهى در پهنه هستى ، منوط به تلاش و پيگيرى خود آنان است .
لتبتغوا من فضله
در واژه «إبتغاء» طلب شديد و اراده اكيد نهفته است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 35 - 2
2 - شكرگزارى لوط ( ع ) و خاندان مؤمن ايشان ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت و لطف ويژه خداوند و نجات يافتن از مهلكه عذاب
نجّينـهم . .. نعمة من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 60 - 1
1 - نعمت هاى شگرف بهشت ، پاداش و احسان خداوند به اعمال نيك و شايسته خلق
كأنّهنّ الياقوت . .. هل جزاء الإحسـن إلاّالإحسـن
واژه «إحسان» در لغت عرب بر دو معنا اطلاق مى شود: الف) كار نيك، ب) نيكى به غير. در آيه شريفه «احسان» اول به معناى اول و احسان دوم به معناى دوم به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 2
2 - استغفار و ايمان ، از عوامل نزول باران و فزونى نعمت ها است .
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 50 - 3
3 - بخشودگى گناهان ، مقدمه برخوردارى انسان از نعمت هاى اخروى
لهم مغفرة و رزق كريم
با توجه به تقديم «مغفرة» بر «رزق كريم» برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 73 - 8
8ـ شايستگى هاى انسان ها در پيشگاه خدا ، زمينه ساز برخوردار شدن آنان از نعمت هاى خاص او
فبشّرنـها بإسحـق . .. أتعجبين من أمر الله رحمت الله و بركـته عليكم أهل البيت
جمله «رحمت الله و بركاته. ..» حكايت از شايستگيهاى خاندان ابراهيم و منزلت والاى آنان در نزد خدا دارد و اين جمله تعليل براى مفهومى است كه از «أتعجبين...» استفاده مى شود و گوياى اين معناست كه چون شما خاندان ابراهيم خاندانى شايسته هستى پس شگفتى ندارد كه او شما را از نعمتهاى خاص خويش بهره مند سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 20
20 ـ پديدار شدن ابر بر فراز قوم موسى ، زمينه فرود آمدن منّ و سلوى براى آنان *
و ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى
عطف شدن «أنزلنا . .. » بر جمله «ظلّلنا ... » مى تواند حاكى از ارتباط ميان آمدن ابر با نزول منّ و سلوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 20
20 ـ پديدار شدن ابر بر فراز قوم موسى ، زمينه فرود آمدن منّ و سلوى براى آنان *
و ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى
عطف شدن «أنزلنا . .. » بر جمله «ظلّلنا ... » مى تواند حاكى از ارتباط ميان آمدن ابر با نزول منّ و سلوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 10
10 - در گذشتن از خطاى ديگران به هنگام غضب ، مايه برخوردارى انسان از نعمت هاى جاودان آخرت
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و إذا ما غضبوا هم يغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 34 - 3
3 - تقواپيشگى ، موجب استحقاق پاداش الهى و برخوردارى از نعمت هاى سرشار بهشتى
إنّ للمتّقين عند ربّهم جنّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 5
5- فايده شكر نعمت و ضرر و زيان كفران آن به خود انسان باز مى گردد .
لئن شكرتم لأزيدنّكم و . .. إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حمي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 5
5- آسيب و زيان ناسپاسى توانگران در برابر نعمت هاى الهى ، دامنگير خود ايشان است .
فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 14
14 - خسارت كفران نعمت الهى ، به خود كفران كننده بازمى گردد .
و من كفر فإنّ اللّه غنىّ
به قرينه مقابله، «و من يشكر. ..» جواب شرط «من كفر» حذف شده است و «إنّ اللّه...» تعليل براى جواب مقدر است; يعنى، هركس كفران نعمت كند ضررش به خودش برمى گردد; چون خداوند نيازى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 7
7 - نفع و ضرر « ايمان و كفر » و « شكر و ناسپاسى » ، دامنگير خود انسان ها است ; نه خداوند .
إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و إن تشكروا يرضه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 23 - 2،3
2 - چشم نيكوكاران در آخرت ، بى نياز از خواب است و حتى به هنگام آرميدن بر تختخواب ، نظاره گر زيبايى نعمت ها است . *
على الأرائك ينظرون
«أرائك» (تخت خواب ها)، به معناى محل خوابيدن است كه در آيه شريفه محل نظاره گرى معرفى شده است. شايد اين تعبير، به نبود خواب در بهشت اشاره داشته باشد.
3 - نعمت هاى آخرت ، زيبا و تماشايى است .
لفى نعيم . .. ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 19
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 7 - 2
2 - تداوم ناسپاسى در انسان ، با وجود آگاهى او از خصلت نارواى خويش ، شگفت آور و سزاوار نكوهش افزون تر
إنّ الإنسـن لربّه لكنود . و إنّه على ذلك لشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 16
16- ناسپاسى در برابر نعمت و احسان ، امرى بس نكوهيده و ناپسند است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 18 - 6
6- ادا نكردن حق نعمت هاى فراوان خداوند ، نوعى نقصان و كاستى و سزاوار توبيخ و سرزنش است .
و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور رحيم
ذكر «إن الله لغفور» پس از بيان نعمتهاى فراوان خداوند، احتمال دارد از اين جهت باشد كه ادا نشدن شايسته حق نعمتهاى خداوند، نوعى نقصان تلقى مى شود و از اين جهت، مايه توبيخ است. عبارت «إن الله لغفور» بيان كننده ضمنى آن نقصان و كاستى است كه خداوند آن را مورد بخشايش خويش قرار مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 27 - 6
6- تبذير و كفران نعمت هاى پروردگار ، عملى بس نكوهيده و ناشايسته است .
إن المبذّرين . .. لربّه كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 6
6 - شكر و سپاس گزارى در خور شأن بندگان ، و كفر و ناسپاسى دور از شأن آنان است .
و لايرضى لعباده الكفر و إن تشكروا يرضه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 6 - 12
12 - كفران نعمت ، از كسى كه از كرم ( جود و عفو ) خداوند برخوردار است ، دور از انتظار و سرزنش بار است .
يـأيّها الإنسـن ما غرّك بربّك الكريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 7
7 ـ خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسايش خويش و غافل از سنت استدراج
فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 13
13 - كفر و ناسپاسى ، گناهى سنگين و دامنگير خود مشركان و كافران
إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و لاتزر وازرة وزر أُخرى
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه مقصود از «وزر» در اين آيه، كفر و ناسپاسى است; زيرا آيه شريفه درباره همين موضوع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 14
14 - استفاده و بهره بردن از نعمت ها و ارزاق الهى ، احكام و مقررات ويژه اى دارد .
كلوا من طيّبـت . .. و لاتطغوا فيه
طغيان، تجاوز از حد است. نهى شدن بنى اسرائيل از طغيان در استفاده از طيبات، حكايت از آن دارد كه استفاده از طيبات، داراى حد و مرز و مقرراتى است كه خروج از آنها، طغيان به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 2
2- برخوردارى از ارزش ها و نعمت هاى اخروى ، مشروط به سعى و تلاش وافى انسان در طريق آن است .
و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن فأُولـئك كان سعيهم مشكورًا
عبارت «و سعى لها سعيها» به منزله شرط براى «من أراد الأخرة» است; يعنى، اگر كسى آخرت را طلب كند ـ مشروط بر اينكه تلاش متناسب آن را نيز داشته باشد ـ از آخرت بهره مند خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 2
2- برخوردارى از ارزش ها و نعمت هاى اخروى ، مشروط به سعى و تلاش وافى انسان در طريق آن است .
و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن فأُولـئك كان سعيهم مشكورًا
عبارت «و سعى لها سعيها» به منزله شرط براى «من أراد الأخرة» است; يعنى، اگر كسى آخرت را طلب كند ـ مشروط بر اينكه تلاش متناسب آن را نيز داشته باشد ـ از آخرت بهره مند خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 276 - 7،8
7 ـ اهل انفاق و صدقه ، سپاسگزاران نعمت هاى الهى و اطاعت كنندگان فرمان او
يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم
از مقابله صدقه و ربا به دست مى آيد كه اين دو در آثار و تبعات متضادند; بنابراين چون رباخوار ناسپاس و گنهكار است، انفاق
كننده، سپاسگزار و فرمانبر خداست.
8 ـ صدقه و انفاق ، سپاسگزارى در برابر نعمت هاى الهى و پيروى از فرمان اوست .
يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 13،14،15،16
13 ـ پيكار اهل ايمان با دشمنان دين و پايدارى در هنگامه هاى دشوار ، سپاسگزارى از نعمت هاى الهى است .
و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين . .. و سنجزى الشّاكرين
14 ـ جهاد براى سپاسگزارى از نعمت هاى الهى ، بدون چشمداشت پاداش در دنيا و آخرت از مقدسترين نوع جهاد و مبارزه
و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا . .. من يرد ثواب الدّنيا ... ثواب الاخرة ... و س
از تعبير «سنجزى» براى شاكران و تعبير به «نؤته» براى خواستاران ثواب دنيا و آخرت به دست مى آيد كه پاداش شاكران، جزاى شكر آنان است نه اينكه مجرد اعطا باشد. اضافه بر اين، كلمه «منها» دلالت مى كند بر اينكه دو طايفه پيش تنها به برخى از خواسته خود دست مى يابند، ولى شاكران جزاى كامل دريافت مى دارند.
15 ـ سپاسگزارى نعمت هاى الهى ، برانگيزنده آدمى به جهاد و انجام تكاليف دينى
و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين
به نظر مى رسد خداوند مجاهدان را به سه دسته تقسيم كرده است و جمله «سنجزى الشّاكرين»، بيانگر دسته سوم مى باشد. يعنى آنان كه نه ثواب دنيا انگيزه جهاد آنهاست و نه ثواب آخرت، بلكه انگيزه آنان از جهاد تنها سپاسگزارى است.
16 ـ سپاسگزاران نعمت هاى خداوند ، بهره مند از پاداش هاى مخصوص او
و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 15
15 ـ يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين
جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 4،6
4 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، از نعمتهايى كه مسلمانان بايد به پاس آنها ، همواره به ياد خدا باشند .
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى
برداشت فوق از حرف «فاء» كه «اذكرونى» را بر نعمتهاى ياد شده (تغيير قبله و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تفريع كرده است، به دست مى آيد.
6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى
شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 172 - 8
8 - ضرورت سپاسگزارى به درگاه خدا و شكر نعمت هاى او
و اشكرواللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 2
2 ـ پيكار در راه خداوند ، شكر نعمت حيات
ثمّ احياهم . .. و لكن اكثر النّاس لا يشكرون. و قاتلوا فى سبيل اللّه
فرمان جهاد، پس از بيان ناسپاسى مردمان در برابر نعمت حيات، در واقع نشان دادن روشى است براى سپاس و شكر خداوند در برابر نعمت حيات.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 41 - 13
13 ـ كثرت ياد خدا و تسبيح او ، سپاس نعمت اوست .
ايتك . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح
پس از بشارت به اعطاى فرزند و قرار علامت براى الهى بودن بشارت، زكريا مأمور به ذكر خدا مى شود; لذا به نظر مى رسد دستور ذكر، براى شكر آن نعمتها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 14،15
14 ـ پرواپيشگى و خداترسى ، زمينه نيل به سپاسگزارى از نعمت هاى الهى
فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
15 ـ رعايت تقوا ، شكر نعمت هاى الهى است .
فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
برخى از مفسرين برآنند كه جمله «لعلّكم تشكرون»، به معنى «ليقوموا شكر نعمته» است; يعنى تقوا را رعايت كنيد تا به شكر و سپاس او قيام كرده باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 16،18،19
16 ـ پايدارى در دين و حركت در مسير انبياى الهى ، شكر نعمتِ هدايت و رسالت انبياست .
افاين مات او قتل انقلبتم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مراد از «الشّاكرين» در اين آيه، يا خصوص كسانى است كه هرگز مرتد نمى شوند و همچنان پايبند دين الهى هستند، و يا مؤمنان پايدار، مصداق مورد نظر براى «الشّاكرين» هستند.
18 ـ وعده خداوند به اعطاى پاداش به سپاسگزاران نعمت هاى الهى
و سيجزى اللّه الشّاكرين
19 ـ استقامت پيشگان و پايمردان پيكار احد ، شاكران نعمت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
انقلبتم على اعقابكم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 10
10 ـ رعايت تقوا و تنها بر خدا توكل داشتن ، شكر نعمت هاى خداوند و سپاسگزارى از امداد هاى اوست .
اذكروا نعمت اللّه . .. و اتقوا اللّه و على اللّه فليتوكل المؤمنون
امر به تقوا و توكل پس از يادآورى نعمتها و امدادهاى الهى، بيانگر آن است كه توكل بر خدا و رعايت تقوا، بزرگداشت و سپاس آن نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 21 - 5،6،7
5 ـ جهاد در راه خدا براى تصرف سرزمين مقدس ، سپاسگزارى قوم موسى ( ع ) در برابر نعمت هاى خداوند
اذكروا نعمة اللّه . .. يقوم ادخلوا الارض المقدسة
فرمان موسى(ع) به بنى اسرائيل (ادخلوا الارض) پس از بيان نعمتهاى الهى بر آنان، بيانگر آن است كه اجراى آن فرمان، سپاس نعمتهاى ياد شده است.
6 ـ فرمانبرى از خداوند و پيامبران او ، سپاس نعمت هاى الهى است .
اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. ادخلوا الارض المقدسة
7 ـ مسؤوليت آدمى در برابر نعمت هاى الهى
اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. ادخلوا الارض المقدسة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 22،23،24،25،26
22 ـ احكام الهى و تبيين آن ، از جمله نعمت هاى خداوند ، و مردمان وظيفه دار سپاس گزاردن آن
لاتحرموا . .. و احفظوا ايمنكم كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون
امر به شكرگزارى پس از بيان احكام، مى رساند كه احكام خداوند و بيان آنها از زمره نعمتهاى الهى هستند زيرا شكر همواره در برابر نعمت است.
23 ـ احكام سوگند و كفارات آن از نعمت هاى الهى و مستلزم سپاسگزارى در برابر آن
ذلك كفّرة ايمنكم . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون
24 ـ باز بودن راه جبران كوتاهى ها و پوشانيدن گناه ، نعمتى الهى و مستلزم سپاسگزارى
ذلك كفّرة ايمنكم . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون
از مصاديق مورد نظر براى كلمه «آيات» لزوم كفاره براى زدودن گناه حنث سوگند است.
25 ـ رزق هاى خدادادى ، جواز بهره جويى از آنها و گذشت از سوگند هاى لغو ، نعمتى الهى و بايسته سپاسگزارى
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون
با توجه به آيات قبل مى توان گفت از مصاديق مورد توجه از جمله «كذلك يبين اللّه لكم ءايته» مسايلى است كه در آن آيات بيان شد از جمله خدادادى بودن روزيها و . .. .
26 ـ عمل به احكام الهى ، سپاسگزارى از خداوند است . *
كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون
جمله «كذلك . ..» (اين چنين واضح و صريح خداوند احكامش را بيان مى كند) اقتضا مى كند كه پس از آن آورده شود (لعلكم تعملون) اين جايگزينى مى تواند اشاره به اين باشد كه عمل به احكام الهى شكرگزارى در برابر بيان احكام از سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 10
10 ـ خداوند، آگاهتر از هر كس به سپاسگزاران نعمتهاى خويش است.
أليس اللّه بأعلم بالشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 10 - 2،9،11
2 ـ توانايى انسانها بر بهره گيرى از امكانات زمين نعمتى بايسته شكرگزارى است.
و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون
9 ـ ايمان به آيات خداوند و پيروى از قوانين دين، شكرگزارى نعمتهاى الهى است.
اتبعوا ما أنزل إليكم . .. قليلا ما تشكرون
11 ـ تنها اندكى از مردمان شكرگزار نعمتهاى خداوند هستند.
قليلا ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 11 - 14
14 ـ ايجاد زمينه هاى تكامل معنوى در انسانها از نعمتهاى خدا و سزاوار شكر و سپاسگزارى از اوست.
قليلا ما تشكرون. و لقد خلقنكم ... ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 13
13 ـ گرايش انسان به شكرگزارى از خدا ، هدف بيان هاى گوناگون آيات الهى
كذلك نصرف الأيت لقوم يشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 9،10
9 ـ خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
10 ـ فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات
قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 189 - 15
15 ـ داشتن فرزند سالم و شايسته از نعمت هاى خدا و سزاوار شكرگزارى به درگاه اوست .
لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 15
15 ـ ضرورت شكرگزارى به درگاه خداوند به سبب نعمت ها ، امداد ها و روزى هاى پاكيزه او
فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت لعلكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 12
12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : فيما أوحى الله عزّوحلّ إلى موسى ( ع ) يا موسى اشكرنى حق شكرى فقال : يا ربّ و كيف أشكرك حق شكرك و ليس من شكر أشكرك به إلاّ و أنت أنعمت به علىّ ؟ قال : يا موسى الآن شكرتنى حين علمت أن ذلك منّى ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى ـ عزّوحلّ ـ به موسى (ع) وحى كرد كه اى موسى! شكر مرا به جاى آر، آن گونه كه حق شكر مرا ادا كنى. موسى(ع) گفت: چگونه شكر تو را بگويم كه آن حق شكر تو باشد و هيچ شكرى نيست كه با آن تو را شكر كنم، مگر آنكه آن شكر، خود باز نعمتى است كه به من داده اى. خداوند فرمود: اكنون كه دانستى كه اين (نعمت شكرگزارى)از من است شكر مرا به جا آوردى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 10،11
10- شكر نعمت هاى اقتصادى و اجتماعى ، به بهره گيرى صحيح و مجاز از آنهاست . *
فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا و اشكروا نعمت الله
برداشت فوق، بدان احتمال است كه عبارت «و اشكروا نعمت الله» تفسير براى «كلوا . .. حلالاً طيّباً» باشد.
11- روزى هاى حلال و دلپذير ، از نعمت هاى شايان شكرگزارى است .
فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا و اشكروا نعمت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 121 - 1
1- شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى ، از اوصاف و ويژگى هاى حضرت ابراهيم ( ع )
إن إبرهيم كان . .. شاكرًا لأنعمه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 13
13- تربيت فرزندان در دامان پر مهر پدر و مادر ، نعمتى بس بزرگ و شايسته قدردانى و موجب استحقاق هرگونه احسان و احترام از سوى فرزند به آنان
و بالولدين إحسـنًا . ... و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة و قل ربّ ارحمهما كما ر
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه خداوند در تعليم شيوه دعا كردن فرزندان براى پدر و مادرشان، مسأله تربيت والدين آنان را يادآور شد (كما ربّيانى صغيراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 86 - 7
7- نزول وحى و معارف الهى ( قرآن ) براى انسان ها ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .
لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك
آيه، در مقام تحذير درباره وحى و معارف آسمانى است و از تحذير به دست مى آيد كه موارد ياد شده عطايايى الهى است و بايد آنها را پاس داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 12
12- نجات از جامعه فاسد و ناپاك ، نعمتى بزرگ و درخور شكر و سپاس است .
و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فـسقين
آيه شريفه در مقام امتنان بر حضرت لوط(ع) است. بنابراين نجات از دست قوم فاسد، نعمتى است كه خداوند با آن كار بر حضرت لوط(ع) منت نهاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 14،15
14- دستيابى انسان به علوم و صنايع دفاعى ، نعمتى شايسته سپاس گزارى
و علّمنـه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شـكرون
15- امنيت كشور و حفظ منافع ملت ، نعمتى شايسته سپاس گزارى
علّمنـه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شـكرون
خداوند به خاطر آموزش صنعت اسلحه سازى به داوود(ع)، مردم را به شكرگزارى فرا خواند; ولى از آن جا كه اين صنعت بايد در جهت منافع مردم (لكم) و حفظ آنان از تعرض دشمن باشد، به دست مى آيد كه منافع مردم و امنيت آنان در برابر دشمن، هدف اصلى و مطلوب نهايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 34 - 9
9 - مراسم قربانى ، عبادت خدا و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى او است .
جعلنا منسكًا . .. على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 36 - 16
16 - نعمت هاى خداوند شايسته شكر و سپاس گزارى
و البدن . .. سخّرنـها لكم لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 4
4 - نيروى شنوايى ، بينايى و ادراكى انسان ، نعمت هايى الهى و در خور شكر و سپاس گزارى
و هو الذى أنشأ لكم . .. قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 50 - 7،8
7 ـ باران ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گزارى است .
لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا
8 ـ قرآن ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گذارى
و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 6
6 - انسان ، در قبال نعمت هاى الهى مسؤول است .
أتتركون فى ما هـهنا ءامنين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مقصود از «أتتركون» اين باشد كه خداوند انسان ها را در برابر نعمت هايى كه به آنان داده است، آسوده و بدون هيچ گونه مسؤوليتى رها نمى كند; بلكه شكر و سپاس آنها را از آنان مى خواهد و در صورت ناسپاسى و گناه، از ايشان سلب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 8
8 - قدرشناسى عميق سليمان ( ع ) از الطاف الهى در حق خود و پدرش داوود و اعلام آن به مردم
علّمنا منطق الطير و أوتينا من كلّ شىء إنّ هـذا لهو الفضل المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 8،11
8 - علم و قدرت ، دو نعمت بزرگ الهى و درخور شكر و سپاس
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... و قال ربّ أوزعنى أن
11 - لزوم سپاس گزارى انسان به درگاه خدا به خاطر نعمت هاى عطا شده از سوى او به پدر و مادرش
ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 21
21 - خداوند ، بى نياز از شكرگزارى خلق به درگاه او
و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 15
15 - روشنايى روز و آسايش يافتن در تاريكى شب ، از نعمت هاى بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى
قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا. .. إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا .
توحيد ربوبى و برشمرنده نعمت هاى الهى و شكرگزارى از آنها است. ذيل آيه بعد (لعلّكم تشكرون) مؤيد اين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 7
7 - برقرار شدن نظام شب و روز در جهت تأمين نياز ها و منافع انسان ها ، نعمتى بزرگ و سزاوار شكر و سپاس الهى
و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 9
9 - امنيت مكه ، نعمت الهى و شايسته سپاسگزارى است .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا. .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 17،18
17 - باد ها و رهاورد هاى آن ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .
يرسل الرياح . .. و لعلّكم تشكرون
«لعلّ» در آيه، به معناى تعليل است.
18 - انسان ها ، به رغم بهره مند بودن از نعمت و فوايد باد ، ممكن است از شكر آن نعمت ، سرباز زنند .
و لعلّكم تشكرون
«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و رجا است استعمال آن در آيه، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 9
9 - خداوند ، منشأ نعمت ها است و شكر وى ، لازم است .
أن اشكر للّه
«شكر» در لغت، «تصور نعمت و اظهار آن» است (مفردات راغب). اين كه در آيه، فرمان مى دهد «كه تنها براى خداوند شكر كنيد!»، نشان مى دهد كه او منشأ نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 13
13 - انسان ها ، موظف به شكر نعمت هاى خداوندند .
أن اشكرلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 15،16،17،18
15 - انسان ها ، در بيشتر لحظه هاى عمر ، از شكر نعمت هاى خداوند غافل اند .
قليلاً ما تشكرون
«قليلاً» مى تواند صفت براى موصوف محذوفى مانند «زماناً» باشد، در اين صورت، نكته ياد شده به دست مى آيد.
16 - قواى ادراكى انسان ( چشم و گوش و قلب ) مواهب الهى اند و شايسته است كه به خاطر آنها ، به درگاه وى شكرگزارى شود .
ثمّ سوّيـه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرو
17 - انسان ها ، شكرگزار نعمت هاى خداوند نيستند .
قليلاً ما تشكرون
به قرينه آيه بعد ـ كه در آن آمده است «و قالوا أءذا ضللنا. ..» ـ «قليلاً» مى تواند به معناى نفى باشد.
18 - انسان ها ، به شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى موظف اند .
قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 35 - 11
11 - احياى زمين با روياندن نباتات و درختان ميوه ، به منظور تغذيه انسان ها از سوى خدا ، شايسته شكر و سپاس گزارى است .
و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينـها و أخرجنا منها حبًّا. .. جنّـت من نخيل و أعنـب..
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 4
4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .
و لهم فيها منـفع و مشارب أفلايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 2 - 7
7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .
إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين
برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 14
14 - شبِ آرامش دهنده و روزِ روشنايى بخش ، دو نعمت بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى
اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصرًا . .. و لـكنّ أكثر الناس لاي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 9
9 - قرآن ، نعمتى بزرگ و فرو فرستنده آن شايسته ستايش و قدردانى است .
تنزيل من حكيم حميد
به كارگيرى وصف «حميد» براى خداوند ـ پس از بيان نزول قرآن ـ مى تواند از يكسو عظمت قرآن و نعمت بودن آن را بفهماند و از سوى ديگر كرنش و فروتنى انسان در برابر خدا را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 10
10 - بازگو كردن نعمت هاى الهى ، امرى لازم در جهت شكرگزارى
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم . .. و تقولوا سبحـن الذى سخّر لنا هـذا
در آيه شريفه پس از مسأله يادآورى و شكر نعمت الهى، بازگو كردن آن طلب شده است. (و تقولوا...). از اين نكته استفاده مى شود كه بازگو كردن نعمت از مراحل اساسى شكر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 16 - 3
3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *
خلق الإنسـن من صلصـل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 70 - 3
3 - آب شيرين و نقش حياتى آن در زندگى بشر ، نعمتى الهى و در خور شكر و سپاس
أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 82 - 2
2 - شرك پيشگان صدراسلام ، به جاى سپاس گزارى خداوند به خاطر فرستادن قرآن ، بر تكذيب آن پافشارى كردند .
و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون
برخى از مفسران بر آنند كه «رزق»، به معناى عطا است و آيه شريفه نيز به تقدير «و تجعلون شكر رزقكم. ..» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 5
5 - قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ، از نعمت هاى الهى و در خور شكر و سپاس
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 8
8 - هدايت ، نعمتى بزرگ و شايسته سپاس گزارى است .
إنّا هدينـه السبيل إمّا شاكرًا
از اين كه در آيه شريفه، به مؤمن هدايت يافته، «شاكر» گفته شده است، استفاده مى شود كه هدايت نعمتى در خور سپاس گزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 20 - 6
6 - فراهم بودن زمينه آشنايى با راه خدا و آسان بودن سلوك آن ، نعمتى سزاوار شكرگزارى است .
قتل الإنسـن ما أكفره . .. ثمّ السبيل يسّره
چنانچه كفر در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد; آيات پس از آن ـ از جمله اين آيه ـ درصدد بيان نعمت هايى خواهد بود كه ناسپاسى آنها، موجب نفرين خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 7
7 - مرگ براى انسان و دفن اموات ، دو نعمت از جانب خداوند و سزوار شكرگزارى است .
قتل الإنسـن ماأكفره . .. ثمّ أماته فأقبره
برداشت يادشده، بر اين اساس است كه كفر در «ماأكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 25 - 4
4 - باران و آب از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان به درگاه او است .
ما أكفره . .. إنّا صببنا الماء صبًّا
كفر در «ما أكفره» ـ به قرينه آيات پيشين ـ ممكن است به معناى كفران نعمت باشد. بنابراين آيه، در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 28 - 5
5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا
برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 29 - 2
2 - بهره مندى انسان از زيتون و از منافع گوناگون درخت خرما ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس گزارى است .
ما أكفره . .. و زيتونًا و نخلاً
«زيتون»، ميوه اى معروف (مصباح) و درختى معروف است و مى تواند جمع «زيتونة» باشد كه گاه بر درخت و گاه بر ميوه آن اطلاق مى گردد (لسان العرب). تعبير «نخل» ـ به جاى نام ميوه آن ـ ممكن است ناظر به اين باشد كه انسان علاوه بر خرما، از اجزاى ديگر نخل (از قبيل شاخ، برگ، تنه و ليف آن) نيز بهره مى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 30 - 2
2 - ايجاد باغ هاى پردرخت با نزول باران بر زمين مساعد ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
صببنا . .. شققنا ... فأنبتنا ... و حدائق غلبًا
چنانچه «غلبا» توصيف ذات «حدائق» باشد ـ نه درختان آن ـ ضخامت بستان كنايه از انبوه و متراكم بودن درختان آن خواهد بود. برداشت ياد شده، براساس ارتباط اين آيه با «ما أكفره» در آيات پيشين است. با توجّه به اين احتمال كه «كفر» در آن آيه، به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 2
2 - دستيابى انسان به ميوه ها و مراتع ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. و فـكهة و أبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينـه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها ـ به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد ـ مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين ـ كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود ـ قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين ـ كه نعمت هاى الهى را برشمرده ـ گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 13
13 - دل بستن به لطف خداوند ، خود از نعمت هاى الهى و سزاوار پاسخ گويى و سپاس گزارى است .
و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى
چنانچه استثنا در اين آيه، متصل باشد، «ابتغاء» از مصاديق «نعمة تجزى» خواهد بود. در نتيجه مفاد دو آيه، اين مى شود كه: كسى نزد انفاق گر نعمتى ندارد، جز يك نعمت [كه خداوند عطا كرده است] و آن حالت «ابتغاء» است. بنابراين وجود علاقه و دل بستگى به «وجه اللّه» ـ كه مايه «ابتغاء» است ـ نعمتى است كه بايد بهوسيله سپاس گزارى جزا داده شود
(نعمة تجزى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 8 - 5
5 - ابتهال و تضرّع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به درگاه خداوند ، پاسخى به نعمت هاى ويژه او به آن حضرت بود .
ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 8،9
8 - رزمندگانِ مجاهد ، سپاسگزار خداوند و پذيراى ربوبيت او هستند .
و العـديـت . .. إنّ الإنسـن لربّه لكنود
تمجيد مجاهدان از يك سو و نكوهش ناسپاسان از سويى ديگر، بيانگر آن است كه مجاهدان ناسپاس نيستند.
9 - جهاد در راه خدا ، شكر نعمت هاى او است .
و العـديـت . .. إنّ الإنسـن لربّه لكنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 1 - 9
9 - استوار ماندن قريش بر نظام معيشتى ديرپاى خويش ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس
لإيلـف قريش
چنانچه سوره «قريش» سوره اى مستقل باشد و با سوره «فيل» يك سوره تلقى نگردد; حرف «لام» در «لايلاف» متعلق به «فليعبدوا» در آيه سوم خواهد بود. در آن صورت مفاد آيه اين مى شود كه چون خداوند، نعمت ايلاف را به قريش عطا كرده است، بايد او را بندگى كنند. گفتنى است كه بندگى به پاس نعمت، شكرگزارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 3 - 5
5 - عبادت خداوند ، سپاس نعمت هاى او است .
لإيلـف . .. فليعبدوا
حرف «فاء»، لزوم عبادت را بر وجود نعمت «ايلاف» تفريع كرده است و هر كارى كه انسان خود را به جهت داشتن نعمتى، موظّف به آن سازد، سپاس آن نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 16
16 - برخوردارى از غذا و امنيت ، نعمتى است كه سپاس آن ، تنها عبادت خداوند است .
فليعبدوا ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 7،12
7 - نماز ، شكر نعمت هاى خداوند است .
إنّا أعطينـك الكوثر . فصلّ
12 - اهداى قربانى به پيشگاه پروردگار ، شكر نعمت هاى او است .
إنّا أعطينـك الكوثر . .. وانحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 52 - 10
10 - بخشوده شدن گناه ، نعمتى بايسته سپاسگزارى
ثم عفونا عنكم . .. لعلكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 9
9 ـ بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 12
12 ـ مؤمنان با ايمان خويش به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيين الهى سپاسگزار نعمت هدايت هستند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم . .. أليس اللّه بأعلم بالشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 9
9 ـ بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 7 - 2
2 - تداوم ناسپاسى در انسان ، با وجود آگاهى او از خصلت نارواى خويش ، شگفت آور و سزاوار نكوهش افزون تر
إنّ الإنسـن لربّه لكنود . و إنّه على ذلك لشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 6
6 - ناسپاسى انسان ها در برابر نعمت هاى الهى ، امرى شگفت آور و به دور از منزلت آدميان
أفلايشكرون
برداشت ياد شده از همزه استفهام «أفلايشكرون» ـ كه براى تعجب است ـ استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 1
1ـ صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .
إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 1
1ـ صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .
إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 4،6
4 ـ انسان ها ذاتا شايسته دريافت نعمت هاى خداوند هستند .
لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم
برداشت فوق با توجه به برداشت قبل و توضيح آن به دست مى آيد.
6 ـ فرعونيان و كفرپيشگان قبل از آنان در ابتداى تشكلشان امتهايى شايسته براى بهره مند شدن از نعمت هاى الهى بودند .
فأخذهم اللّه بذنوبهم . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا ... حتى يغيروا ما بأنفسهم
از نكاتى كه مى توان از ارتباط اين آيه و آيه قبل به دست آورد اين است كه فرعونيان و امتهاى پيش از آنها در ابتداى تشكلشان امتهاى كافر و منكر آيات الهى نبودند و اين حالت پس از گذشت زمان بر آنان عارض شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 4
4- شكر نعمت هاى خداوند ، داراى جايگاهى ويژه و امرى لازم
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم
اينكه خداوند، فرمان خاصى براى شكرگزارى صادر كرده است، حكايت از اهميت و جايگاه ويژه آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 30
30ـ ناديده گرفتن نعمت هاى الهى و ناسپاسى خدا ، با ارتكاب گناه ، ظلم است .
إنه ربى أحسن مثواى إنه لايفلح الظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 6
6 - ناسپاسى و ناديده گرفتن نقش خداوند در برخوردارى از نعمت ها ، ظلم است .
و الذين ظلموا من هـؤلاء
توصيف مرفهان ناسپاس به ستمگران، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 18 - 2
2- انسان ها ، توان شكرگزارى مطلوب و اداى حق نعمت هاى بى شمار خداوند را ندارند .
و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور رحيم
از اينكه خداوند پس از بيان نعمتهاى بى شمار بر بندگان، خود را با صفت «غفور» (آمرزنده) توصيف مى كند، مى توان استفاده كرد كه انسانها از عهده شكر نعمتهاى فراوان الهى بر نخواهند آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 9
9 ـ تحقق اراده الهى به عذاب دنيوى منافقان ، از طريق اعطاى مال وفرزند فراوان و نعمت هاى ظاهرى به آنان
إنما يريد اللّه أن يعذبهم بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 13
13 - قوم موسى در برابر نعمت هاى الهى ، مردمى ناسپاس بودند .
ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما ظلمونا و لكن . ..» در ارتباط با فرازهايى كه بيانگر نعمتهاى الهى است، لحاظ شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 5
5ـ علاقه و دلبستگى شديد انسان به نعمتهايى كه در اختيار دارد .
ثم نزعنها منه
كلمه «نزع» به معناى كندن است. به كارگيرى اين كلمه در سلب نعمت ، براى رساندن دلبستگى شديد انسان به موهبتهاى دنيوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 7 - 2،3
2 - تداوم ناسپاسى در انسان ، با وجود آگاهى او از خصلت نارواى خويش ، شگفت آور و سزاوار نكوهش افزون تر
إنّ الإنسـن لربّه لكنود . و إنّه على ذلك لشهيد
3 - خداوند ، در تأكيد بر آگاهى دشمنان اسلام از خوى ناسپاسى خويش ، به اسبان تيزپاى مجاهدان ، سوگند ياد كرده است .
و العـديـت . .. و إنّه على ذلك لشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 14
14 ـ شمول و فراگيرى نعمت و روزى خداوند در دنيا براى همه انسان ها ، حتى مشركان و كافران
متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر و كانوا قومًا بورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 1،2،3،5،9،11
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به يادآورى اعلام الهى به مردم به اينكه : هر كس سپاسگزار باشد ، قطعاً نعمتش فزونى مى يابد و هر كس كفران نمايد ، دچار عذاب شديد مى گردد .
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
«و إذ تأذّن» عطف بر «إذ قال» است كه در آن «اذكر» در تقدير است و مخاطب پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى باشد.
2- موسى ( ع ) از قوم خود خواست تا به ياد فرمان و توصيه خداوند باشند كه هر كس شكرگزارى نمايد خداوند نعمتش را افزون مى كند و هر كس كفران نمايد دچار عذاب شديد خواهد شد .
اذكروا نعمة الله عليكم . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
اين برداشت مبتنى بر اين نكته است كه «إذ تأذّن» مقول قول موسى(ع) و عطف به «اذكروا نعمة الله» باشد.
3- افزايش نعمت در صورت شكرگزارى و تهديد به عذاب در صورت كفران نعمت ، مقتضاى ربوبيت الهى
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
9- انسان ها ، خود در فزونى و يا كاستى نعمت ها نقش اساسى دارند .
لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
11- قال أبوعبدالله ( ع ) : أيّما عبد أنعم الله عليه بنعمة فعرف ها بقلبه و حمدالله على ها بلسانه لم تنفد حتى يأمر الله له بالزيادة و هو قوله : « لئن شكرتم لأزيدنّكم »
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: هر بنده اى كه خدا به او نعمتى عطا كند، پس او با قلبش آن را بشناسد و خدا را با زبان بر آن نعمت حمد گويد، هنوز حمد او پايان نپذيرفته كه خداوند امر مى كند تا آن نعمت براى او، زياد شود و اين
سخن خداوند است لئن شكرتم لأزيدنّكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 122 - 6
6- شكر نعمت ، موجب افزونى نعمت هاى دنيوى است .
شاكرًا لأنعمه . .. و ءاتينـه فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 13
13- ناسپاسى نعمت ها ، موجب سلب آنها و شكرگزارى ، عامل بقاى آنهاست .
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
از مفهوم آيه استفاده مى شود كه اگر آنان ناسپاسى انجام نمى گرفت، نعمتها سلب نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 22
22ـ « عن على بن الحسين ( ع ) يقول : الذنوب التى تغير النعم ، البغى على الناس و الزوال عن العادة فى الخير ، و اصطناع المعروف ، و كفران النعم ، و ترك الشكر . قال الله عزوجل : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » . . . ;
از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه مى فرمود: گناهانى كه موجب تغيير نعمتها مى شوند عبارتند از: ستمگرى بر مردم، دورى از عادت به كار خير و از انتخاب كردار نيك، كفران نعمتها و ترك شكرگزارى. خداوند عزوجل فرموده: إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 5
5 - نعمت هاى داده شده به انسان ها از ناحيه خدا بدون بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى كامل نبود .
و لأتم نعمتى عليكم و لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا
برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 11
11 ـ هلاكت فرعونيان و امت هاى كافر پيشين ، نمودى از زوال نعمت ها در نتيجه ظلم و گناه
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 21
21ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن أبى كان يقول : إن الله قضى قضاء حتماً لاينعم على عبده بنعم فسلبها إيّاه قبل أن يحدث العبد ذنباً يستوجب بذلك الذنب سلب تلك النّعمة و ذلك قول الله : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: پدرم مى فرمود خداوند به قضاى حتمى خود مقرر كرده است كه هر نعمتى را به بنده اش بدهد از او باز نستاند، مگر اينكه آن بنده گناهى را مرتكب شود كه موجب سلب آن نعمت گردد و اين است سخن خدا كه فرمود: «إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 5
5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 13
13- ناسپاسى نعمت ها ، موجب سلب آنها و شكرگزارى ، عامل بقاى آنهاست .
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
از مفهوم آيه استفاده مى شود كه اگر آنان ناسپاسى انجام نمى گرفت، نعمتها سلب نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 16 - 10
10 - روى گردانى از شكر نعمت خدا ، موجب از دست دادن آن نعمت است .
كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له . .. فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنـهم بج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 17 - 6
6 - از دست دادن نعمت و امكانات ، نوعى كيفر و مجازات است .
و اشكروا له . .. فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنـهم بجنّتيهم جنّتين ذوات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 27 - 3
3 - بخل و محروم كردن بينوايان از اموال خويش ، از عوامل زوال نعمت و محروميت صاحبان ثروت و مكنت
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. بل نحن محرومون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 3
3 - كفر و گناه ، از عوامل خشك سالى و سلب نعمت ها است .
استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 6
6 - حق ناپذيرى و عناد با دين ، موجب زوال نعمت ها است .
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ إنّه كان لأيـتنا عنيدًا
جمله «إنّه كان لآياتنا عنيداً» تعليل براى ردع (كلاّ) است; يعنى، چنين نخواهد شد (بر قدرت و ثروت او افزوده نخواهد شد); چون او نسبت به آيات ما عناد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 15
15- اعتقاد به اختصاص داشتن عبادت به خداوند ، مستلزم شكر نعمت هاى اوست .
و اشكروا نعمت الله إن كنتم إيّاه تعبدون
آمدن جمله «إن كنتم إيّاه تعبدون» به صورت جمله شرطيه براى «اشكروا . ..»، بيانگر وجود تلازم و پيوند ناگسستنى ميان شكر و اعتقاد به توحيد در عبادت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 64 - 9
9 - شرك ، مستلزم ناسپاسى انسان در برابر خالق و يگانه روزى دهنده خويش
أمّن يبدؤا الخلق . .. و من يرزقكم ... أءلـه مع اللّه
لحن آميخته با توبيخ «أءلـه مع اللّه» نشان دهنده آن است كه مشركان با شرك خويش، كفران خدايى كرده اند كه خالق و يگانه روزى دهنده آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 20 - 9
9 - ابليس ، عامل كفران مردم سبأ و برانگيزنده آنان به ظلم به نفس
و لقد صدّق عليهم إبليس ظنّه فاتّبعوه إلاّ فريقًا من المؤمنين
در عبارت «صدّق عليهم. .. ظنّه» ايجاز به حذف وجود دارد; براى اين كه صدق ظن، فرع بر دعوت و جواب مثبت دادن مردم است. بنابراين، معلوم مى شود كه ابليس از آنان خواسته و آنان نيز او را اجابت نموده و نعمت هاى خدا را كفران كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 160 - 3،4،12
3 ـ ظلم يهود ، موجب محروميت آنان از برخى نعمت هاى پاكيزه *
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
بدان احتمال كه مراد از تحريم، تحريم تكوينى باشد ; بنابراين «حرمنا . ..» به اين معنا است كه خداوند يهود را از دستيابى به برخى طيبات محروم ساخت.
4 ـ ظلم ، زمينه ساز محروميت انسان از مواهب خدادادى *
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من زرع حنطة فى ارض فلم يزك زرعه او خرج زرعه كثير الشعير فبظلم عمله . .. او بظلم لمزارعيه و اكرته لان اللّه عزوجل يقول: فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبت ... .
كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.
12 ـ محروميت آدمى از نعمت هاى الهى و مواهب طبيعى ، نتيجه اعمال خود وى
فبظلم من الذين . .. حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «تحريم» تحريم تكوينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 8
8 - ابليس ، دشمن و بدخواه انسان و در صدد محروم ساختن او از نعمت هاى الهى و گرفتار ساختن او به رنج و سختى
إنّ هـذا عدوّ لك و لزوجك . .. فتشقى
طرح خصومت ابليس با حوا، گوياى آن است كه وى با تمامى انسان ها دشمن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 45 - 10
10 - تكذيب پيامبران الهى از سوى ملت ها ، موجب محروميت آنان از مال و امكانات و نعمت هاى خداوند نمى شود .
و ما بلغوا معشار ما ءاتينـهم فكذّبوا رسلى فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 11
11 - هدف قرار دادن دنيا ، باعث محروميت كامل از موهبت هاى جهان آخرت
من كان يريد حرث الأخرة . .. يريد حرث الدنيا ... و ما له فى الأخرة من نصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 9
9- انسان ها ، خود در فزونى و يا كاستى نعمت ها نقش اساسى دارند .
لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 16 - 3
3 - ايمان و دين دارى ، موجب وفور نعمت و بركت و رفاه عالى است .
و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 3
3- دل بستگىِ شديد به دنيا و غفلت از نقش خداوند در آفرينش و اعطاى نعمت ها ، نشانه كفر است .
و كان له ثمر فقال . .. أنا أكثر منك مالاً ... ما أظنّ أن تبيد هذه ... قال له صاح
در پى گفته هاى مرد ثروت مند و فخرفروشى هاى او و انكار فناپذيرى نعمت ها، مرد مؤمن، با سؤال «أكفرت» با وى به گفتوگو پرداخت و اين نشان دهنده كفرورزى مرد ثروت مند در انديشه ها و گفته هايش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 2
2 - رفاه مندى و برخوردارى از نعمت ها در سايه تلاش و دانش اقتصادى ، در صورت همراه بودن آن با ناسپاسى و غفلت از منشأ خدايى آنها ، هلاكت و بدبختى در دنيا را در پى خواهد داشت .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون فأصابهم سيّئات ما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 2
2 - بى توجّهى به نعمت بينايى و غفلت از وابستگى آن به خداوند ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل له عينين
استفهام در «ألم نجعل . ..»، براى تعجب و گرفتن اقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 17
17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .
ثمّ إذا خوّلنـه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة
يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد ـ كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد ـ مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 268 - 7،8،10،13
7 ـ خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق
و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا
كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.
8 ـ انفاق ، موجب توسعه رزق و آمرزش گناهان
يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا
10 ـ آمرزش گناهان و افزونى مال از جانب خداوند ، پاداشى براى انفاق كنندگان
يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا
13 ـ خداوند ، آگاه به انفاق كنندگان در راه او و گشايش دهنده روزى آنان است .
و اللّه واسع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 1
1- مَثَل و مانند آوردن خداوند ، براى ترسيم فرجام شوم كفران نعمت هاى خويش
ضرب الله مثلاً قرية . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها ... بما كانوا يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 3
3 - برخورداران از نعمت هاى جاودان آخرت ، شيفتگان اطاعت پروردگار و برپا دارندگان نماز
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 2
2 - خداوند ، مواهب زمين را براى انسان ها و در راستاى منافع آنان آفريد .
هو الذى خلق لكم ما فى الأرض جميعاً
برداشت فوق با استفاده از لام انتفاع در «لكم» به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 172 - 3
3 - بهره ورى مؤمنان از روزى ها و نعمت هاى خداوند ، مقصود اصلى از اعطاى آنها به انسانهاست . *
يأيها الذين ءامنوا كلوا من طيبت ما رزقنكم
قرآن در توصيه به اهل ايمان - مبنى بر بهره گيرى از نعمتها - ( كلوا من طيبت ما رزقنكم) تصريح كرده كه خداوند آن نعمتها را روزى ايشان قرار داده است ولى در توصيه به عموم مردم در آيه 168 (كلوا مما فى الأرض) بيان نداشت كه خداوند امكانات زمين را روزى همگان قرار داده است. از مقايسه ميان اين دو تعبير و تفاوت ياد شده مى توان به برداشت فوق دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 10
10 ـ استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.
قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا
ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 47 - 6
6 - هدف از لزوم ياد كرد نعمت هاى الهى ، به ياد خدا بودن و نعمت ها را از جانب او دانستن است .
اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
توصيف «نعمت» - به اينكه خداوند آن را انعام كرده (أنعمت عليكم) - اشاره به اين معنا دارد كه: ياد كردن نعمت، بايد وسيله اى باشد براى ياد كردن بخشنده نعمت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 122 - 6
6 - هدف از لزوم ياد كردن نعمت ها ، ياد خدا بودن و نعمت ها را از جانب او دانستن است .
اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
توصيف «نعمت» به اينكه خداوند آنها را ارزانى كرده است (أنعمت عليكم) اشاره به اين معنا دارد كه: ياد كردن نعمت بايد وسيله اى باشد براى ياد كردن بخشنده نعمت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 13
13 - فلسفه از دست رفتن امكانات دنيوى ، در پى گناه ، تنبيه گناهكاران جهت بازگشت از خطا به صراط مستقيم است .
ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا
«لام» در «ليذيقهم» لام عاقبت است و «لعلّ» معناى تعليل دارد و مراد از «فساد» براساس ريشه لغوى آن، يعنى خروج شىء از اعتدال (تباه شدن)، قابل بهره بردارى نبودن امكانات و يا از دست دادن آنها است. بنابراين، خداوند، در پى آلوده شدن انسان ها، به گناه، آنان را مبتلا مى كند تا به اين صورت، بيدارشان سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 4
4- تحقّق يافتن بهترين عمل و برترين عامل ، فلسفه آفرينش انسان و موهبت هاى پيرامون او است .
إنّا جعلنا . .. لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً
عبارت «لنبلوهم. ..» در تبيين علّت و فلسفه آفرينش موهبت هاى زمين، به ايجاد زمينه براى تحقّق يافتن دو شاخصه اشاره كرده است: 1ـ بهترين عمل كننده از بين افراد انسان; 2ـ بهترين عمل از بين عمل ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 6
6 - آفرينش نعمت ها ، از سوى خداوند ، زمينه ساز هدايت انسان به يگانگى خداوند
الذى جعل لكم . .. لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 8
8 - وجود انسان ، محور پيدايش نعمت هاى گوناگون در طبيعت
فأنشأنا لكم . .. لكم فيها فوكه ... و منها تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 5
5- فايده شكر نعمت و ضرر و زيان كفران آن به خود انسان باز مى گردد .
لئن شكرتم لأزيدنّكم و . .. إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حمي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 10 - 10
10 ـ سپاس مردم در برابر نعمتها، همواره اندك و ناچيز است.
قليلا ما تشكرون
كلمه «قليلا» مى تواند صفت براى مفعول مطلق محذوف باشد. يعنى: تشكرون شكرا قليلا; و مى تواند حال براى فاعل «تشكرون» باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 17
17 ـ واپسگرايى و ارتداد ، كفران نعمتِ رسالت انبيا و هدايت الهى است .
و من ينقلب على عقبيه . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مفهوم جمله «و سيجزى اللّه الشّاكرين» اين است كه مرتدان، ناسپاس هستند، و به مناسبت حكم و موضوع، اين ناسپاسى در ارتباط با رسالت انبيا و هدايت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 13
13 ـ خوددارى از انفاق ، كفران نعمت و ستمگرى است .
انفقوا ممّا رزقناكم . .. و الكافرون هم الظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 276 - 5،6،9
5 ـ ناسپاسان از نعمت ها و گنهكاران ، محروم از محبّت الهى
و اللّه لا يحبّ كل كفّار اثيم
6 ـ رباخواران ، ناسپاسانى گنهكار و محروم از محبّت الهى
يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحبّ كلّ كفّار اثيم
كلمه «كفّار» (بسيار ناسپاس) و كلمه «اثيم» (فرو رفته در گناه و آلودگى) پس از بيان ربا و رباخوارى، اشاره به اين معنا دارد كه رباخواران از جمله مصاديق انسانهاى ناسپاس و آلوده به گناهند.
9 ـ رباخوارى ، ناسپاسى شديد نعمت و گنهكارى است .
يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحب كلّ كفّار اثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 10
10 ـ كفران و ناسپاسى نعمت هاى الهى ، موجب روسياهى در قيامت *
و اذكروا نعمت اللّه . .. فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم
بنابراينكه «اكفرتم» به معناى كفران نعمت باشد. و به مقتضاى ارتباط با آيات قبل مراد از نعمتهاى كفران شده همان نعمتهايى است كه در آيات قبل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 4،5،11،12،17
4 ـ خداوند كسانى را كه به جهت ترك احسان ، نعمت هاى خدادادى خويش را پنهان مى كنند ، دوست ندارد .
و بالوالدين احساناً . .. و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله
5 ـ فقرنمايى و پنهان سازى نعمت هاى الهى ، دستاويز بخيلان براى ترك احسان
الذين يبخلون . .. و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله
11 ـ كسانى كه به جهت ترك احسان نعمت هاى الهى را پنهان مى سازند ، كافر هستند .
الذين يبخلون . .. ما اتيهم اللّه ... و اعتدنا للكافرين
12 ـ بخيلان و دعوت كنندگان مردم به بخل ، كافر هستند .
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين
17 ـ بخلورزى ، كفران نعمت هاى الهى است .
الذين يبخلون . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
با توجّه به معناى لغوى كافر (ناسپاس)، مى توان گفت مراد از كافران، ناسپاسان هستند كه مصداق آن در آيه، همان بخيلانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 12
12 - بنى اسرائيل ، مردمى بسيار ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند
فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون . .. ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
هدف از بيان گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا، پس از بيان نعمتهاى بزرگ الهى به آنان، نشان دادن روحيه ناسپاسى در آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 56 - 5
5 - بنى اسرائيل ، مردمانى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند
لعلكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 19
19 - بنى اسرائيل ، مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى ارزشمند الهى ( منّ و سلوى )
لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 9
9 - ابوعمرو زبيرى از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : « الوجه الثالث من الكفر كفر النعم و ذلك قوله تعالى . . . فاذكرونى أذكـــركم و اشكـروا لـى و لاتكفرون . . . ;
وجه سوم از اقسام كفر، كفران نعمت است و اين است سخن خداوند كه مى فرمايد: . .. فاذكرونى أذكركم واشكروا لى و لاتكفرون ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 140 - 5،6
5 ـ موسى ( ع ) تمايل قوم خويش را به بت پرستى ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند دانست .
أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
6 ـ گرايش به شرك ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند است .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 31
31 ـ تخلف از فرمان خدا و ناسپاسى در برابر نعمت هاى او ، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 22
22ـ مردم در برابر نعمت وجود پيامبران و معلمان توحيد ، ناسپاسند .
ذلك من فضل الله علينا و على الناس و لـكنّ أكثر الناس لايشكرون
شكر، در برابر نعمت است و نعمتهايى كه آيه مورد بحث گوياى آن است عبارت است از: 1ـتوحيد (ما كان لنا أن نشرك . ..)، 2ـ وجود پيامبران به عنوان معلمان توحيد و بيانگران شريعت و آيين الهى (ملّة آبائى ابراهيم ...). برداشت فوق، ناظر به دومين نعمت ياد شده در آيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 11
11- « قال هارون لأبى الحسن موسى ( ع ) نحن كفار ؟ قال : لا و لـكنّ كما قال الله : « ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفراً و أحلّوا قومهم دار البوار » . . . ;
هارون به امام كاظم(ع) گفت [آيا]ما كافريم؟ آن حضرت فرمود: خير بلكه آن گونه [هستيد] كه خدا مى فرمايد: «ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفراً . ..»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 18
18- سرشت انسان با نوعى از ظلم به خويشتن و ناسپاسى عجين است .
إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 55 - 1،5
1- شرك ربوبى رهيدگان از ناگوارى ها ، كفران نعمت هاى خداوند است .
بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم
«لام» در «ليكفروا» احتمال دارد لام عاقبت باشد. بنابراين معنا چنين مى شود: عاقبت شرك آنان، كفران نعمتها شد. لازم
به ذكراست به تناسب «ما ءاتيناهم» مراد از «يكفروا» كفران است.
5- مشركان ناسپاس ، على رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آنها برخوردار بوده و به آنان مهلت حيات داده مى شود .
بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم فتمتّعوا فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 71 - 10
10- شرك به خدا ، كفران نعمت هاى اوست .
أفبنعمة الله يجحدون
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه مشركان مكه مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 12
12- ناديده گرفتن آثار وجود خداوند در مظاهر هستى ، كفران و ناسپاسى نعمت هاى اوست .
و الله جعل لكم . .. بنعمت الله هم يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 5
5- پرستش غير خدا ، ايمان به باطل و كفران نعمت هاى الهى است .
أفبالبـطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون . و يعبدون من دون الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 3
3- تكذيب رسولان و رهبران الهى ، ناسپاسى نعمت هاى خداوندى است .
فكفرت بأنعم الله . .. و لقد جاءهم رسول منهم فكذّبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 6،7
6- استفاده از چيز هاى حرام ، كفران نعمت هاى الهى است .
يأتيها رزقها رغدًا من كلّ مكان فكفرت بأنعم الله . .. فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلا
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه «كلو ممّا . .. حلالاً طيّباً» اشاره داشته باشد به اينكه كفران ياد شده در آيه قبل، استفاده از حرام بوده است.
7- تحريم روزى هاى حلال و دلپذير و بهره نگرفتن از آنها ، كفران نعمت هاى الهى است .
فكفرت بأنعم الله . .. فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا
با توجه به اينكه آيه بعد، خوردنيهاى حرام را در چند چيز محدود كرده است، معلوم مى شود كه مراد از «كفران» حرام كردن حلالها و استفاده نكردن از آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 27 - 3،5،7
3- شيطان ، كفران كننده نعمت هاى خداوند است .
و كان الشيطـن لربّه كفورًا
5- تبذير ( ريخت و پاش و به هدر دادن امكانات ) ، كفران نعمت هاى الهى است .
إن المبذّرين كانوا إخون الشيـطين و كان الشيطـن لربّه كفورًا
7- ناسپاسى در برابر لطف مربى ، شيوه اى شيطانى است .
و كان الشيطـن لربّه كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 89 - 8
8- انكار قرآن با وجود دلايل حقانيت و بى مانندى آن ، ناسپاسيى بس بزرگ و غير قابل توجيه است .
و لقد صرّفنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «كفور» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 44 - 6،8،9
6- شيطان ، موجودى بسيار نافرمان در برابر خداوند و ناسپاس و قدرناشناس دربرابر نعمت ها و رحمت واسعه او است .
إنّ الشيطـن كان للرحمن عصيًّا
«عصىّ» براى مبالغه به كار مى رود (مصباح).
8- اطاعت از شيطان ، ناسپاسى و قدرناشناسى رحمت واسعه الهى است .
لاتعبد الشيطـن إنّ الشيطـن كان للرحمن عصيًّا
«رحمن» صيغه مبالغه و از نام هاى خداوند است. تكيه براين نام در جمله «كان للرحمن...» به منزله تعليلى بر زشتى كار شيطان است، زيرا عصيان كردن او در برابر دارنده رحمت واسعه و اصرار بر آن نشانه ناسپاس بودن او است. و جمله «لاتعبد...» دلالت دارد كه هر كس از شيطان تبعيت نمايد، او نيز چنان خواهد بود.
9- اطاعت و پيروى از گنه پيشگان و سرپيچى كنندگان از فرمان خداوند ، امرى ناروا و ناسپاسى نعمت هاى او است .
لاتعبد الشيطـن إنّ الشيطـن كان للرحمن عصيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 38 - 5
5 - دشمنى با دين خدا ، خيانت در امانت او و ناسپاسى در برابر نعمت هدايت او است .
إنّ اللّه يدفع . .. إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 6
6 - كفر به يگانگى خدا ـ در عين برخوردارى از امكانات دنيوى ـ بارزترين نوع ناسپاسى در برابر نعمت هاى او است .
و قال الملأ من قومه الذين كفروا . .. و أترفنـهم فى الحيوة الدنيا
عبارت «و أترفناهم» حال است براى فاعل «كفروا»; يعنى، با اين كه خدا آنان را از امكانات دنيوى برخوردار ساخت، آنها به
يگانگى او كفر ورزيدند و به پرستش غير او رو آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 75 - 8
8 - ناسپاسى در برابر لطف و رحمت الهى و سوء استفاده از آن ، نمودى از انحراف و گمراهى منكران قيامت
و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو رحمنـهم ... فى طغيـنهم يعمهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 11
11 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى خدا و ناسپاسى در برابر ربوبيت او است .
و من يدع مع اللّه . .. إنّه لايفلح الكـفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 50 - 9
9 ـ اكثر مردم در نيمه نخست بعثت ، نعمت قرآن را قدر نشناخته و بدان بى اعتنايى كردند .
و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا
برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است كه نيمه نخست دوران بعثت در همين شهر سپرى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 28
28 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .الوجه الثالث من الكفر النعم و ذلك قوله تعالى يحكى قول سليمان « هـذا من فضل ربّى ليبلونى ءأشكر أم أكفر . . . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است:. ..قسم سوم از اقسام كفر، كفران نعمت ها است و اين سخن خداوند متعال است كه از زبان سليمان(ع) حكايت مى كند: «...ليبلونى ءأشكر أم أكفر»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 66 - 5
5 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات ، به شرك ، كفران نعمت هاى خدا است .
فلمّا نجّيـهم إلى البرّ إذا هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 10
10 - مشركان مكه ، به خاطر ناسپاسى نعمت هاى الهى ، از سوى خداوند سرزنش شدند .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 34 - 2
2 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات به شرك ربوبى ، كفران نعمت هاى خداوند است .
بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم
به قرينه «ما آتيناهم» مراد از «ليكفروا» كفران نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 18
18 - انسان ها ، به رغم بهره مند بودن از نعمت و فوايد باد ، ممكن است از شكر آن نعمت ، سرباز زنند .
و لعلّكم تشكرون
«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و رجا است استعمال آن در آيه، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 13
13 - كفران نعمت هاى الهى ، هيچ تأثيرى بر خداوند ندارد .
و من كفر فإنّ اللّه غنىّ حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 15
15 - انسان ، در معرض ناسپاسى نسبت به نعمت هاى الهى و حقوق والدين ونيازمند به تذكر است .
و وصّينا الإنسـن بولديه . .. أن اشكرلى و لولديك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 19
19 - چشم بستن بر مظاهر وجود خدا و پرداختن به جدال هاى جاهلانه درباره او ، كفرانِ نعمت است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ... و من الناس من يجـدل فى اللّه بغير
ذكر «و من الناس. ..» پس از بيان آيات خداوند ـ كه از جمله آنها وُفورِ نعمت بود ـ مى تواند اشاره به نكته مذكور باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى الهى است .
أفلايشكرون . و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة
از ارتباط ميان آيه قبل ـ كه از ناسپاسى انسان سخن به ميان آورده است ـ و آيه شريفه، برداشت ياد شده به دست مى آيد; يعنى، شرك و بت پرستى در واقع نوعى ناسپاسى به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 22
22 - شرك به خدا و اطاعت از غير او ، كفران نعمت خدا و ناسپاسى او است .
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كـذب كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 3
3 - كفر و شرك ، كفران نعمت هاى الهى است .
إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مقصود از كفر در «إن تكفروا» ـ به قرينه مقابله با «إن تشكروا. ..» ـ كفران نعمت و ناسپاسى است. بنابراين ياد كردن خداوند از كافران و مشركان به ناسپاسان، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 9،15
9 - انسان در برابر نعمت ها و لطف هاى خداوند ، موجودى ناسپاس است .
و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه
15 - شرك به خداوند ، كفران نعمت هاى الهى است .
ثمّ إذا خوّله نعمة منه . .. و جعل للّه أندادًا
«ندّ» (مفرد «انداد») به معناى مثل و نظير است و مقصود از آن شريك در كار خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 17
17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .
ثمّ إذا خوّلنـه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة
يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد ـ كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد ـ مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 13،15
13 - ناسپاسى ، رفتارى ريشه دار در انسان ها و خصلتى مشترك ميان آنان
إنّ اللّه لذو فضل على الناس و لـكنّ أكثر الناس لايشكرون
تصريح به لفظ «ناس» در جمله «و لـكن أكثر الناس لايشكرون» به جاى ضمير «هم» ـ كه به «الناس» قبل بازمى گردد ـ مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
15 - عبادت غير خدا و حاجت خواهى از غير او ، كفران نعمت هاى الهى است .
قال ربّكم ادعونى أستجب لكم . .. اللّه الذى جعل لكم الّيل ... و لـكنّ أكثر الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 14
14 - غرور دنياگرايان ، موجب ناسپاسى آنان نسبت به خداوند
ليقولنّ هـذا لى . .. و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
بنابراين كه لام در «هـذا لى» و «إنّ لى» افاده استحقاق كند، روشن مى شود كه دنياگرايان خود را مستحق برخوردارى از نعمت هاى دنيوى و اخروى مى دانند و بدين جهت خويشتن را موظف به سپاس گزارى در برابر خداوند نمى بينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 20
20 - نسبت دادن ناگوارى ها و سختى هاى زندگى به خداوند ، كفران و ناسپاسى است .
بما قدّمت أيديهم فإنّ الإنسـن كفور
خداوند باتصريح به «بما قدّمت أيديهم»، درصدد رفع اين انديشه باطل است كه معمولاً انسان هاى سطحى، مشكلات زندگى خود را به او نسبت مى دهند و احتمال نمى دهند كه نتيجه كارهاى خودشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 8
8 - ناخرسندى از داشتن فرزند دختر يا پسر ، كفران نعمت الهى و ناخرسندى از مشيت و موهبت او است .
فإنّ الإنسـن كفور . .. يهب لمن يشاء إنـثًا و يهب لمن يشاء الذكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 15 - 7
7 - پرستش مخلوقات خدا ( فرشتگان ) و فرزند او انگاشتن آنان ، اقدامى ناسپاسانه و كفرآميز
و جعلوا له . .. إنّ الإنسـن لكفور مبين
با توجه به فضاى آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان مكه فرشتگان را فرزند خدا مى دانستند و آنان را مورد پرستش قرار مى دادند. خداوند، پس از ياد كردن نعمت هاى خويش، اين پندار را نمونه بارز ناسپاسى مى شمارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 3
3 - نجات نوح ( ع ) و حمايت خداوند از ايشان ، پاداش صبر آن حضرت در قبال ناسپاسى هاى قومش
تجرى بأعيننا جزاء لمن كان كفر
مراد از «لمن كان كفر» نوح است كه مورد كفران مستمر قومش قرار گرفته بود و الطاف الهى در حق ايشان پاداش شكيبايى هاى آن حضرت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 70 - 4
4 - نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر ناسپاسى آنان در برابر نعمت هاى الهى
أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 23 - 6
6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « إلاّ من تولّى و كفر » يريد من لم يتعظ و لم يصدّقك و جحد ربوبيتى و كفر نعمتى . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «إلاّ من تولّى و كفر» روايت شده است: مقصود كسى است كه موعظه نمى پذيرد و تو را [اى محمد] تصديق نمى كند و پروردگارى مرا منكر است و نعمت من را كفران مى كند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 7 - 6
6 - گرفتارى به طغيان ، براى كسانى كه در سايه كرم خداوند و به كمك علوم خدادادى ، به ثروت رسيده و خود را بى نياز مى بينند ، خلاف انتظار و واكنشى ناشايست در برابر نعمت هاى الهى است .
الأكرم . الذى علّم ... كلاّ إنّ الإنسـن ليطغى . أن رءاه استغنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 1،7
1 - انسان ، داراى طبيعتى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند
إنّ الإنسـن لربّه لكنود
«ال» در «الإنسان» براى جنس است و بر استغراق افراد دلالت دارد. «كنود»، به معناى كفور است. برخى از قبايل عرب، آن را در معناى «عاصى» به كار مى برند. اسناد اين خصلت به عموم مردم، به معناى گرفتار بودن نوع انسان ها به آن است.
7 - خداوند ، در تأكيد بر ناسپاس بودن نوع انسان ها ، به اسبان تيزپاى مجاهدان سوگند ياد كرده است .
و العـديـت . .. إنّ الإنسـن لربّه لكنود
اين آيه و دو آيه بعد كه عطف بر آن است، جواب سوگندهايى است كه در آغاز سوره آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 11
11 - بيشتر مردم ، نسبت به نعمت ها و احسان هاى خداوند ، شاكر و سپاس گزار نيستند .
إنّ اللّه لذو فضل على الناس و لـكنّ أكثر الناس لايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 13،14
13- انسان در برابر نعمت هاى بيكران الهى ، بسيار ستم پيشه و ناسپاس است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
«ظلوم» و «كفّار» صيغه مبالغه است و بر كثرت و فراوانى معناى خود دلالت دارد.
14- انسان به خويشتن ستمكار و در برابر نعمت و احسان ، بسيار ناسپاس است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
مقصود از «ظلوم» بودن انسان، به قرينه بيان نعمتها و داده هاى الهى به وى، ظلم به خويشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 5
5- قرار گرفتن جامعه در معرض كفران نعمت هاى الهى پس از آسايش و رفاه مادى
قرية كانت ءامنة مطمئنّة يأتيها رزقها رغدًا . .. فكفرت بأنعم الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 17 - 1
1 - راه افتادن سيل بنيان كن و درهم كوبيده شدن باغ هاى دل پذير قوم سبا ، كيفر ناسپاسى و كفران آنان بود .
فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنـهم بجنّتيهم . .. ذلك جزينـهم بما كفروا
به قرينه بحث شكر در دو آيه پيش، احتمال دارد مراد از «كفروا» كفران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 9
9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 3،4
3 - ناسپاسى انسان ها در برابر آسودگى ها و نعمت هاى الهى ، داراى پيشينه طولانى در تاريخ قشر مرفه و متنعم جامعه
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
4 - همسانى طرز تلقى مرفهان ناسپاس از دنيا و نعمت هاى آن ، و يگانگى موضع آنان در برابر انديشه توحيدى پيامبران
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 7
7 - همسانى سرنوشت هلاكت بارِ مرفهان ناسپاس ، براى هميشه تاريخ و يكسانى سنت الهى درباره آنان
قد قالها الذين من قبلهم . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا و الذين ظلموا من هـؤلاء سيصي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 66 - 4
4 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى خداوند ، از امكانات و وسايل آسايش در دنيا ، بهره مندند .
هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم و ليتمتّعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 20
20 - مشركان ، مردمى دروغ پرداز و ناسپاس
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كـذب كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 8
8 - مشركان مكه ، به نعمت هاى خداوند ، كفر ورزيدند .
هم يشركون . .. و بنعمة اللّه يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 14
14 - انسان ها ، كم و اندك شكرگزار نعمت هاى خداوندند .
قليلاً ما تشكرون
«قليلاً» صفت موصوف محذوفى مانند واژه «شكراً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 6
6 - سپاس و شكر انسان ها در برابر نعمت هاى الهى ، بسيار اندك و ناچيز است .
قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 9
9 ـ عذاب خواركننده ، كيفر كسانى كه به جهت ترك احسان ، نعمت هاى خدادادى خويش را پنهان مى كنند .
و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 55 - 6
6- مشركان ناسپاس ، از سزاى ناسپاسى شان مطلع خواهند شد .
بربّهم يشركون . .. فتمتّعوا فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 7،17
7- كمترين كيفر الهى براى جامعه ناسپاس ، پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى فراگير است . *
فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «اذاق» اشاره به چشاندن و ظاهر ساختن گوشه اى از كيفر باشد و «لباس» اشاره به اثرات و فراگيرى آن كيفر داشته باشد.
17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . ان أهل قرية ممّن كان قبلكم كان الله قد أوسع عليهم حتى طغوا فقال بعضهم لبعض : لو عمدنا إلى شىء من هـذا النقى فجعلناه نستنجى به كان ألين علينا من الحجارة فلمّا فعلوا ذلك بعث الله على أرضهم دواباً أصغر من الجراد فلم يدع لهم شيئاً خلقه الله . . . إلاّ أكله من شجر أو غيره فبلغ بهم الجحد إلى أن أقبلوا على الذى كانوا يستنجون به فأكلوه و هى القرية التى قال الله : « ضرب الله مثلاً قرية كانت آمنة مطمئنّة يأتى ها رزق ها رغداً من كلّ مكان فكفرت بأنعم الله فأذاق ها الله لباس الجوع و الخوف بما كانوا يصنعون » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. قبل از شما اهل قريه اى بودند كه خداوند در زندگى به آنان كشايش داده بود تا اينكه طغيان كردند و بعضى به بعض ديگر گفتند: اگر به چيزى از اين نانها روى آوريم و آن را وسيله استنجا قرار دهيم، براى ما از سنگ نرم تر خواهد بود و چون چنين كردند، خداوند جنبنده هاى كوچك تر از ملخ را بر سرزمينهاى آنان فرستاد و آنها همه چيزهايى كه خداوند آفريده بود از درخت و غير آن خوردند. در نتيجه سختى به جايى رسيد كه آنان به همان نانهايى كه با آن استنجا كرده بودند، روى آوردند و آنها را خوردند و آن همان قريه اى است كه خداوند فرموده است: ضرب الله مثلاً قرية كانت آمنة مطمئنة ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 34 - 10
10 - مشركان ناسپاس ، از سزاى ناسپاسى شان ، مطّلع خواهند شد .
بربّهم يشركون . .. فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 7
7 - مردم سبأ ، به دنبال كفران نعمت هاى خدا و جارى شدن سيل سد مأرب ، به طور كلى متلاشى و پراكنده شدند .
فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم . .. و مزّقنـهم كلّ ممزّق
«مزق» در لغت به معناى پاره كردن و از بين بردن اثر آمده و در آيه پراكندن در اطراف و اكناف بلاد است (مجمع البحرين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 5
5 - مؤثر نبودن اموال و برخوردارى هاى انسان هاى ناسپاس در برابر نتايج ناگوار و پيامد هاى هلاكت بار ناسپاسى ( عذاب )
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
كارساز نبودن دارايى ها و نعمت ها ـ به قرينه صدر آيه بعد (فأصابهم سيئات ماكسبوا) در ارتباط با عذاب و پيامدهاى هلاكت بار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 6
6 - كفران نعمت ، مايه استحقاق شديدترين عقوبت ها است .
قتل الإنسـن ما أكفره
مراد از «كفر» در «ماأكفره» ممكن است كفران نعمت هاى خداوند باشد كه آيات بعد به بعضى از آنها اشاره دارد. نفرين «قتل الإنسان» در معناى عرفى آن ـ كه بيان استحقاق شديدترين عقوبت ها مى باشد ـ استعمال شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 9
9- ضرورت به كارگيرى امكانات و موهبت هاى خداوند در جهت تعيين شده از جانب او
و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا . .. ثمّ كلى من كلّ الثمرت فاسلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 18،19
18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .
أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب
«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 19
19 - طغيان در مورد نعمت هاى خداوند و خروج از مرز تعادل ، گناهى است بس بزرگ .
و لاتطغوا . .. و من يحلل عليه غضبى فقد هوى
غضب خداوند بر طغيان گران در مورد نعمت ها، نشانه بزرگى گناه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 17 - 9
9 - كفران نعمت هاى الهى ، گناهى بس بزرگ و غيرقابل بخشش در پيشگاه خداوند
و هل نجـزى إلاّ الكفور
تأكيد خداوند بر اين كه تنها كفران كنندگان نعمت ها، مورد مجازات قرار مى گيرند، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 6
6 - سپاس نعمت هاى الهى و اعتراف به آن ، تكليفى بس مهم و انكار و ناسپاسى آن ، گناهى بس عظيم
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
از ده ها بار تكرار «فبأىّ ءالآء. ..» در اين سوره، مى توان برداشت بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 4 - 3
3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .
إنّا هدينـه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكـفرين ... سعيرًا
از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 7
7ـ نعمت هاى هستى و گنجينه هاى آن ، به تمامى از آنِ خدا و در اختيار اوست .
خزائن الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 60 - 22
22 - اباحه بهره گيرى از نعمت هاى الهى تا آن جاست كه به فساد در زمين نينجامد .
كلوا و اشربوا من رزق اللّه و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
نهى از فسادگرى پس از توصيه به بهره گيرى از خوراكيها و نوشيدنيها، به منزله قيدى است براى آن توصيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 12
12- زندگى انسان در دنيا ، محدود و بهرهورى او از نعمت هاى دنيوى ، اندك و تا زمان معيّن است .
أثـثًا و متـعًا إلى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 3
3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 86 - 4
4 - نقض كنندگان پيمان هاى الهى ، از سراى آخرت و نعمت هاى آن نصيبى نخواهند داشت .
إذ أخذنا ميثقكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة
«أولئك» اشاره به همه گروههايى است كه در آيه قبل، اعمال و رفتار ناپسندشان بيان شد; از جمله: نقض كنندگان پيمان الهى، قاتلان همكيشان و . ..
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 40،41،49
40 - كسانى كه علم سحر را براى سوء استفاده و ضرر رسانى فراگيرند ، از مواهب آخرت محروم خواهند شد .
و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق
ضمير مفعولى در «اشتراه» به «ما يضرهم و لاينفعهم» - كه مراد آن سحرهاى زيان آور است - بر مى گردد.
41 - يهود در عين آگاهى به اينكه فراگيرى سحر موجب محروم شدن آنان از همه مواهب اخروى خواهد شد ، به آموزش آن پرداختند .
و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق
«خلاق» به معناى بهره وافر و نصيب نيكوست. نكره بودن كلمه «خلاق» به همراه «من» زايده، دلالت بر قلت دارد و ظاهر آن است كه ضمير در «علموا» به يهوديان بر مى گردد.
49 - يهوديان ساحر ، على رغم اطمينانشان به محروم بودن از سراى آخرت ، محروميت خويش را انكار مى كردند .
لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق
تأكيد جمله با لام قسم (لقد) و نيز لام تأكيد (لمن) گوياى اين است كه: يهوديان ساحر، حقيقتى را كه بدان علم داشتند، مورد انكار قرار مى دادند; زيرا تأكيد جمله غالباً در مواردى است كه مضمون آن مورد انكار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 13
13 - دنيامداران ، محروم از هرگونه بهره اخروى
و ما له فى الأخرة من نصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 126 - 5
5 - ابراهيم ( ع ) از خداوند خواست تا كافران مكه را از روزى هاى خويش بهره مند نسازد .
و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر
«من ءامن» به عنوان بدل براى «أهله» بيانگر مقصود ابراهيم(ع) از كلمه «أهله» است. آن حضرت با آوردن «من ءامن» اشاره به اين معنا دارد كه: خواهان اعطاى ثمرات به كافران مكه نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 45،46،49
45 - تباه شدن آدمى به محروميت از مواهب آخرت است .
ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم
46 - يهوديان ، ناآگاه به سوداى زيانبار خويش ( از دست دادن آخرت و دستيابى به منافع سحر )
لبئس ماشروا به أنفسهم لو كانوا يعلمون
مفعول «يعلمون» - به دليل قبل - زيانبارى فروختن مواهب آخرت در مقابل منافع دنيوى است; يعنى، اى كاش! مى
دانستند كه اين داد و ستد براى آنان زيانبار است.
49 - يهوديان ساحر ، على رغم اطمينانشان به محروم بودن از سراى آخرت ، محروميت خويش را انكار مى كردند .
لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق
تأكيد جمله با لام قسم (لقد) و نيز لام تأكيد (لمن) گوياى اين است كه: يهوديان ساحر، حقيقتى را كه بدان علم داشتند، مورد انكار قرار مى دادند; زيرا تأكيد جمله غالباً در مواردى است كه مضمون آن مورد انكار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 126 - 4
4 - ابراهيم ( ع ) ، كفرپيشگان مكه را شايسته بهره مند شدن از روزى هاى الهى نمى دانست .
و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 36 - 8
8 - كفر ، ناسپاسى شديد است و كافران ، مردمى بس ناسپاس اند .
و الذين كفروا لهم نار جهنّم . .. كذلك نجزى كلّ كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 4
4 - دستيابى انسان ها به هدايت و كامل شدن نعمت الهى بر ايشان ، از اهداف بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
فولوا وجوهكم شطره . .. و لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا
چنانچه «كما أرسلنا . ..» بيانگر تشبيه مسأله تغيير قبله به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد; «لأتم نعمتى عليكم و لعلكم تهتدون» گوياى وجه شبه است; يعنى، همان گونه كه بعثت پيامبر براى اتمام نعمت بر بندگان و دستيابى آنان به هدايت مى باشد، تغيير قبله نيز داراى چنين هدفها و نتايجى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 9
9 ـ اسلام و ايمان، نعمت و رحمتى بزرگ از جانب خداوند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
«منّ» در لغت به معناى «أنعم» آمده است. «منّ عليه مناً ... أنعم». (قاموس اللغة). اگر چه اين جمله نقل گفتار مشركان
است، ولى مطلبى است كه قرآن آن را نقل كرده و آن را رد نكرده است. بنابراين اسلام و ايمان نعمتى ويژه و برجسته است كه خداوند به مؤمنان عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 67 - 4
4 ـ شب و روز ، دو نعمت بزرگ الهى و مؤثر در استمرار حيات انسانى
هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 6
6ـ خداوند يوسف ( ع ) و بنيامين را از نعمتى بزرگ بهره مند ساخت .
قد منّ الله علينا
«منّ» به معناى احسان كردن و نعمت بخشيدن است. در «مفردات راغب» آمده كه «منّة» به معناى نعمت گران سنگ است. مراد از ضمير در «علينا» به قرينه جمله بعد (إنه من يتق ...) ـ كه تعليل براى «قد منّ الله علينا» است ـ يوسف(ع) و بنيامين مى باشد نه همه برادران.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 7،20،22
7ـ بهره مند شدن از قدرت و مكنت از نعمت هاى بزرگ الهى است .
رب قد ءاتيتنى من الملك
از آن جا كه يوسف(ع) در مقام سپاسگزارى و بيان الطاف خداوند است ، معلوم مى شود: آنچه نام برده از نعمتهاى الهى است و از اينكه در ميان نعمتهاى بى شمار الهى چندين نعمت را يادآور شده است ، عظمت و بزرگى آنها را مى توان استفاده كرد.
20ـ تسليم خدا بودن تا پايان عمر ، از نعمت هاى بزرگ الهى است .
توفنى مسلمًا
جمله «مرا در حال تسليم بميران» (توفنى مسلماً) كنايه از اين است كه من همواره تسليم تو باشم به گونه اى كه در هر لحظه و شرايطى كه جان دادم ، با اين وصف قرين بوده باشم.
22ـ زيستن با صالحان در سراى آخرت از نعمت هاى گران سنگ الهى است .
و ألحقنى بالصـلحين
جمله «ألحقنى» پس از «توفنى مسلماً» مى رساند كه مراد از الحاق ، الحاق در قيامت و سراى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 7
7- رهايى بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعونيان ، نعمتى بزرگ براى آنان و شايسته شكرگزارى
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم
عبارت «إذ تأذّن ربكم» ادامه كلام موسى(ع) است كه نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان را به آنان يادآورى كرد. با اين كلام، موسى(ع) به طور تلويحى به بنى اسرائيل متذكر شده كه نجات آنان، نعمت خدادادى و مستلزم شكرگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 4،5،7،8،9
4- خداوند به هر كس كه بخواهد نعمتى بزرگ عطا مى كند .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
«منّت» در لغت به معناى نعمت سنگين و بزرگ است.
5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
7- مقام پيامبرى ، موهبت و نعمتى بزرگ از سوى خداوند براى بندگانى خاص است .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
8- انبيا داراى تواضع خاص و ادبى ويژه در اعلام برخوردارى خويش از موهبت بزرگ الهى
إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
از اينكه انبيا براى بيان برخوردارى خود از نعمت خداوند به جاى اينكه بگويند: ما داراى چنين مقام و نعمتى هستيم، مى گفتند: خداوند چنين تفضلى كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
9- انسان ها داراى رتبه و درجات متفاوت در برخوردارى از نعمت هاى بزرگ خداوند
إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
پيامبران به همانندى خويش با مردم از جهت بشر بودن معترف بودند و همچنين يادآورى مى كردند كه آنان اين تفاوت را با ساير انسانها دارند كه از موهبت ويژه خداوند برخوردار شده اند و اين، از تفاوت رتبه انسانها حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 87 - 4
4- قرآن ، كتابى است با عظمت و نعمتى بزرگ
و لقد ءاتينك . .. و القرءان العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 6 - 14
14- وارث صالح و شايسته ، نعمتى بزرگ و گوهرى ارزشمند است .
يرثنى . .. واجعله ربّ رضيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 37 - 1،3،4
1 - برآورده شدن خواسته هاى موسى ( ع ) در وادى طوى ، نعمتى سنگين از جانب خداوند بر آن حضرت بود .
قد أُتيت سؤلك يـموسى . .. و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
«منّة» به معناى نعمت سنگين است (مفردات راغب).
3 - برخوردارى موسى ( ع ) از نعمت بزرگ خداوند در گذشته ، مايه اطمينان او به اجابت حتمى خواسته هايش در وادى طوى بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
تعبير «لقد» نشانه سوگند است. خبر از گذشته همراه با تأكيد، براى ايجاد اطمينان نسبت به وعده هاى مربوط به آينده
(أُوتيت سؤلك) است.
4 - نعمت عطا شده به موسى ( ع ) در كوه طور ، هم سان نعمت گران قدرى بود كه در گذشته موسى ( ع ) به او عطا شده بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 38 - 3
3 - وحى و پيام خداوند به مادر موسى ( ع ) از نعمت هاى بزرگ او به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننّا . .. إذ أوحينا إلى أُمّك مايوحى
«إذ» ظرف است براى «مننّا»; يعنى نعمت بزرگى كه در آيه قبل ياد شد، در آن زمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 21
21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت
مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 23
23 - رهايى موسى ( ع ) از عواقب وخيم قتل نفس ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند بر آن حضرت بود .
و قتلت نفسًا فنجّينـك من الغم
«قتلت» عطف بر «لقد مننّا» در آيات قبل است و بازگوكننده منّت و نعمت جديدى پس از ياد نعمت رهايى موسى(ع) از مشكلات دوران ولادت خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 12
12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .
أنجينـكم . .. وعدنـكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 12
12- نجات از جامعه فاسد و ناپاك ، نعمتى بزرگ و درخور شكر و سپاس است .
و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فـسقين
آيه شريفه در مقام امتنان بر حضرت لوط(ع) است. بنابراين نجات از دست قوم فاسد، نعمتى است كه خداوند با آن كار بر
حضرت لوط(ع) منت نهاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 8
8 - علم و قدرت ، دو نعمت بزرگ الهى و درخور شكر و سپاس
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... و قال ربّ أوزعنى أن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 7
7 - برقرار شدن نظام شب و روز در جهت تأمين نياز ها و منافع انسان ها ، نعمتى بزرگ و سزاوار شكر و سپاس الهى
و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 4،6
4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
6 - آزادى از ستم نظام ستمگر و نجات از مشكلات اندوه بار آن ، از نعمت هاى بزرگ الهى
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 116 - 3
3 - نصرت خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان و نيز پيروزى آنان بر فرعونيان در سايه اين يارى ، از نعمت هاى بزرگ الهى بر ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما... و نصرنـهم فكانوا هم الغـلبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 117 - 4
4 - اعطاى كتاب ( تورات ) به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از نعمت هاى بزرگ الهى به ايشان
و لقد مننّا على موسى و هـرون . .. و ءاتينـهما الكتـب المستبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 118 - 2
2 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )
و لقد مننّا على موسى و هـرون . .. و هدينـهما الصرط المستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 9
9 - قرآن ، نعمتى بزرگ و فرو فرستنده آن شايسته ستايش و قدردانى است .
تنزيل من حكيم حميد
به كارگيرى وصف «حميد» براى خداوند ـ پس از بيان نزول قرآن ـ مى تواند از يكسو عظمت قرآن و نعمت بودن آن را بفهماند و از سوى ديگر كرنش و فروتنى انسان در برابر خدا را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 17
17- غفران و خوشنودى پروردگار از بهشتيان ، نعمتى عظيم براى ايشان
فيها . .. و مغفرة من ربّهم
در اين آيه مغفرت پروردگار، همانند ساير نعمت ها، تذكر داده شده است و تنوين «مغفرة» دال بر تفخيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 9
9 - صلح با مشركان ، در شرايط سخت و دشوار مكه ، نعمتى بزرگ و راه گشاى حركت هاى سرنوشت ساز بعدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
فتحنا لك فتحًا . .. و يتمّ نعمته عليك و يهديك صرطًا مستقيمًا
با توجّه به اين كه صلح حديبيه، در شرايط دشوار صورت گرفته است; احتمال مى رودكه نعمت شمرده شدن آن، از اين جهت بوده كه فرصتى براى تجديد قوا پديد آورده و راه را به سوى حركت هاى مهم بعدى گشوده است (و يهديك صراطاً مستقيماً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 6
6 - رهايى از عذاب دوزخ در پرتو ربوبيت خداوند ، خود نعمتى بزرگ براى تقواپيشگان
و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 2 - 3
3 - تعليم قرآن ، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمت هاى ديگر
علّم القرءان . خلق الإنسـن
سوره «الرحمان»، حاوى بيان انواع نعمت هايى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. از اين كه مسأله تعليم قرآن، سرآغاز همه نعمت ها و حتى آفرينش انسان قرار گرفته، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 5
5 - باران فروان و پى درپى ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر
يرسل السماء عليكم مدرارًا
يادآورى نزول باران، به عنوان نخستين ثمره استغفار و ايمان، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 8
8 - هدايت ، نعمتى بزرگ و شايسته سپاس گزارى است .
إنّا هدينـه السبيل إمّا شاكرًا
از اين كه در آيه شريفه، به مؤمن هدايت يافته، «شاكر» گفته شده است، استفاده مى شود كه هدايت نعمتى در خور سپاس گزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 4 - 3
3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .
إنّا هدينـه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكـفرين ... سعيرًا
از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 1
1 - دو چشم انسان ، عطاى خداوند و نعمتى بزرگ است .
ألم نجعل له عينين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 9
9 - برطرف شدن تاريكى با طلوع سپيده دم ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 13
13- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : شكر النعمة إجتناب المحارم و تمام الشكر قول الرجل الحمد لله رب العالمين ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: شكر نعمت پرهيز از محرمات است و شكر كامل، سخن كسى است كه مى گويد:
الحمد لله رب ژ العالمين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 19
19ـ برخورداران از نعمت و عزت و مكنت ، بايد به خدادادى بودن آنها توجه داشته و بدان اقرار كنند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 2
2برخورداران نعمت ، بايد به مبدأ يگانه نعمت آفرين ، توجه داشته باشند و از دل بستگى به نعمت ها و غفلت از ياد خدا ، پرهيز كنند .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 6 - 13
13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . « . . . الصراط المستقيم » صراط الأنبياء و هم الذين أنعم اللّه عليهم ;
. .. «صراط المستقيم» راه انبياست و آنانند كه خداوند به آنها نعمت بخشيده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 7 - 9،10
9 - نعمت داده شدگان ( هدايت يافتگان ) ، كسانى هستند كه مورد غضب خدا واقع نشده و به گمراهى گرايش نداشته باشند .
صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين
برداشت فوق بر اين مبناست كه «غير المغضوب» صفت توضيحى يا بدل و عطف بيان براى «الذين» باشد.
10 - « عن جعفر بن محمد ( ع ) قال : قول اللّه عز و جل فى الحمد « صراط الذين أنعمت عليهم » ; يعنى ، محمداً و ذريته صلوات اللّه عليهم ;
از امام صادق (ع) درباره «صراط الذين أنعمت عليهم» در سوره حمد روايت شده كه مراد از «الذين أنعمت عليهم» حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و ذريه او مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 174 - 2
2 ـ شمول نعمت و فضل بزرگ الهى بر مؤمنان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا ، عامل آسيب نديدن آنان
فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء
در برداشت فوق «باء» در «بنعمة»، سببيّه و متعلق به «انقلبوا»، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 4
4 ـ پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان برخوردار از نعمت عظيم الهى
و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. و الصالحين
تصريح به اسم جلاله «اللّه» در جمله «انعم اللّه عليهم»، دلالت بر عظمت آن نعمت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 4
4 ـ دفع توطئه هاى دشمنان اسلام ، از نعمت هاى خداوند بر مؤمنان
اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ همّ . .. فكف ايديهم عنكم
جمله «اذ . .. فكف» بيان «نعمت» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 6،21
6 ـ يوشع و كالب ، مردانى بهره مند از نعمت هاى خداوند
قال رجلان . .. انعم اللّه عليهما
21 ـ بهره مندان از نعمت الهى ، تنها بر خداوند متكى هستند و مهياى پيكار در راه او و فراخوان مردم به جهاد و توكل .
قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا . .. و على اللّه فتوكلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 1،2،4،5،14،15،18
1 ـ عيسى ( ع ) و مادرش مريم بهره مند از نعمت هاى خاص الهى
اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على ولدتك
2 ـ حضرت مسيح ( ع ) ، وظيفه دار ياد كرد نعمت هاى ارزانى شده بر وى و مادرش مريم
اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على ولدتك
4 ـ خداوند ، در روز قيامت و در مجمع پيامبران ، نعمت هاى ارزانى شده به عيسى و مادرش مريم رابه وى يادآورى خواهد كرد .
يوم يجمع اللّه الرسل فيقول . .. اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و عل
كلمه «اذ» در «اذ قال اللّه» بدل اشتمال براى كلمه «يوم . ..» مى باشد.
5 ـ نعمت هاى ويژه ارزانى شده به عيسى ( ع ) ، به منزله نعمتهايى الهى براى مادرش مريم
اذكر نعمتى عليك و على ولدتك
نعمتهاى شمرده شده در اين بخش از آيات نعمتهايى است كه خداوند به عيسى(ع) عطا كرده است و از نعمتهاى ويژه خداوند به مريم سخنى به ميان نيامده است، بنابراين مى توان گفت عطاى آن نعمتها به عيسى(ع) به منزله عطاى آنها به مادرش
مريم است.
14 ـ گفتگوى عيسى ( ع ) با مردم در گهواره ، از نعمت هاى خاص الهى به مادرش مريم .
اذكر نعمتى عليك و على ولدتك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا
15 ـ عيسى ( ع ) و مشخصات بارز و برجسته او ، نعمتى الهى براى مريم
اذكر نعمتى عليك و على ولدتك اذ ايدتك بروح القدس . .. اذ جثتهم بالبينت
به نظر مى رسد ياد نكردن از نعمتهاى داده شده به مريم، با آنكه عنوان «نعمتى عليك و ولدتك» مقتضى ياد كردن از آنها نيز بود، اشاره به اين حقيقت دارد كه خود عيسى(ع) و مشخصات ياد شده وى همان نعمتى است كه خداوند به مريم (ع) عطا كرده است.
18 ـ آگاهى مسيح به كتاب و حكمت و تورات و انجيل ، از نعمت هاى خاص خدا به آن حضرت
و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 22 - 2
2 ـ مؤمنان هجرت كننده و مجاهد ، برخوردار از زندگى جاودان در باغ هاى سرشار از نعمت ، در سراى بهشت
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت لهم فيها نعيم مقيم. خلدين فيها أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 5،8
5ـ برخوردارى جامعه هاى مؤمن و موحد از سلامتى و نعمت هاى فراوان ، بشارت خداوند به حضرت نوح ( ع )
اهبط بسلـم منا و بركـت عليك و على أمم ممن معك
«على أمم» عطف بر «عليك» است; يعنى: سلام و بركات منا على أمم. مراد از «أمم ممن معك» به قرينه مقابله آن با «أمم سنمتعهم» امتها و جامعه هاى موحد و مؤمن هستند.
8ـ خداوند ، متاع هاى دنيوى را از كافران دريغ نمى كند .
و أمم سنمتعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 10،11،12،13،14
10ـ كامل شدن نعمت الهى بر يوسف و خاندان يعقوب ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) .
و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
11ـ يعقوب ( ع ) از رؤياى يوسف دريافت كه خداوند نعمت كامل خويش را بر يوسف ( ع ) و خاندان يعقوب ، ارزانى خواهد داشت .
إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
12ـ خداوند به واسطه يوسف ( ع ) ، نعمت كامل و تمام خويش را بر خاندان يعقوب ارزانى داشت .
و كذلك . .. و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب
يوسف(ع) از خاندان يعقوب(ع) بود و «آل يعقوب» شامل او نيز مى شد. بنابراين آوردن «عليك» و عطف كردن «آل يعقوب» بر آن، مى تواند حاكى از نكته اى باشد كه در برداشت فوق آمده است. قابل ذكر است كه تأويل ستارگان، ماه و خورشيد بر برادران و پدر و مادر يوسف(ع) مؤيد آن نكته است.
13ـ ابراهيم و اسحاق ( ع ) از نعمت كامل و تمام الهى برخوردار بودند .
كما أتمّها على أبويك من قبل إبرهيم و إسحـق
14ـ نعمتهايى كه خداوند به يوسف ( ع ) و آل يعقوب ارزانى داشت ، مسانخ و هم طراز نعمتهايى بود كه به ابراهيم و اسحاق ( ع ) اعطا كرده بود .
يتم نعمته عليك . .. كما أتمّها على أبويك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 13
13ـ قدرت و مكنت دانشمندان نيكوكار ، نعمت و رحمت الهى بر آنان است .
إنى حفيظ عليم. و كذلك مكّنّا ليوسف ... نصيب برحمتنا من نشاء
از مصداقهاى رحمت الهى (رحمتنا) به قرينه «مكّنّا ليوسف فى الأرض» دستيابى انسانهايى چون يوسف(ع) به قدرت و مكنت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 6
6ـ خداوند يوسف ( ع ) و بنيامين را از نعمتى بزرگ بهره مند ساخت .
قد منّ الله علينا
«منّ» به معناى احسان كردن و نعمت بخشيدن است. در «مفردات راغب» آمده كه «منّة» به معناى نعمت گران سنگ است. مراد از ضمير در «علينا» به قرينه جمله بعد (إنه من يتق ...) ـ كه تعليل براى «قد منّ الله علينا» است ـ يوسف(ع) و بنيامين مى باشد نه همه برادران.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 5،7،8
5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
7- مقام پيامبرى ، موهبت و نعمتى بزرگ از سوى خداوند براى بندگانى خاص است .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
8- انبيا داراى تواضع خاص و ادبى ويژه در اعلام برخوردارى خويش از موهبت بزرگ الهى
إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
از اينكه انبيا براى بيان برخوردارى خود از نعمت خداوند به جاى اينكه بگويند: ما داراى چنين مقام و نعمتى هستيم، مى گفتند: خداوند چنين تفضلى كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 6
6- انسان برخوردار از نعمت ها و احسان بيشمار الهى است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 122 - 1
1- ابراهيم ( ع ) ، برخوردار از مواهب و نيكى هاى خداوند در زندگى دنيوى
إن إبرهيم كان . .. و ءاتينـه فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 20 - 1،2،4
1- سنت الهى بر بهرهورى مستمر همه انسان ها ( دنياطلبان و آخرت طلبان ) از مزايا و نعمت هاى دنيوى است .
كلاًّ نمدّ هـؤلاء و هـؤلاء من عطاء ربّك
«امداد» (مصدر نمدّ) به معناى مدد و كمك رساندن است و فعل مضارع «نمدّ» دلالت بر استمرار دارد.
2- لطف و عطاى خداوند در دنيا ، فراگير همه انسان ها از مؤمن و كافر و نيك و بد
كلاًّ نمدّ هـؤلاء و هـؤلاء من عطاء ربّك
4- نعمت ها و امكانات مادى ، لطف و عطاى خداوند و امداد او براى آدميان است .
كلاًّ نمدّ . .. من عطاء ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 3
3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 65 - 8
8- حضرت خضر ( ع ) از علم مخصوص و موهبتىِ خداوند ، ( علم لدنى ) ، برخوردار بود .
و علّمنه من لدنّا علمًا
«من لدنا» و «من عندنا» در معنا تفاوتى ندارند و هر دو، بر داشتن منشأ الهى، دلالت مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 1،12
1- زكريا ، يحيى ، مريم ، عيسى ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل و ادريس ( ع ) برخوردار از نعمت ويژه خداوند
أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم
«ؤُولـئك» اشاره به تمامى موارد ذكر شده در سوره مريم از آغاز تا اين آيه است و روشن است كه مراد از نعمت در جمله «أنعم اللّه . ..» نعمت هاى معمولى و متعارف نيست، چرا كه افراد ديگر نيز از اين گونه نعمت ها برخوردارند. پس نعمتى كه با لسان امتنان بر اين گروه بيان گرديده، نعمتى ويژه است.
12- خداوند به افرادى ديگر غير از پيامبران نيز ، نعمت هايى ويژه داده است .
الذين أنعم اللّه عليهم من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا
«من هدينا. ..» عطف بر «النبيّن» است و مى فهماند: كسانى كه خداوند به آنها نعمت داد عبادتند از: پيامبران و كسانى كه از افراد هدايت يافته و منتخب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 6
6- بهشتيان ، همواره از نعمت هاى بهشتى و ارزاق آن بهره مند خواهند بود .
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
«صبح و عصر» مى تواند كنايه از تمام وقت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 37 - 1،2،3،4
1 - برآورده شدن خواسته هاى موسى ( ع ) در وادى طوى ، نعمتى سنگين از جانب خداوند بر آن حضرت بود .
قد أُتيت سؤلك يـموسى . .. و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
«منّة» به معناى نعمت سنگين است (مفردات راغب).
2 - موسى ( ع ) پيش از گام نهادن در وادى طوى نيز مورد لطف و عنايت و مشمول نعمت سنگين خداوند شده بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
3 - برخوردارى موسى ( ع ) از نعمت بزرگ خداوند در گذشته ، مايه اطمينان او به اجابت حتمى خواسته هايش در وادى طوى بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
تعبير «لقد» نشانه سوگند است. خبر از گذشته همراه با تأكيد، براى ايجاد اطمينان نسبت به وعده هاى مربوط به آينده (أُوتيت سؤلك) است.
4 - نعمت عطا شده به موسى ( ع ) در كوه طور ، هم سان نعمت گران قدرى بود كه در گذشته موسى ( ع ) به او عطا شده بود .
و لقد مننّا عليك مرّة أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 38 - 3
3 - وحى و پيام خداوند به مادر موسى ( ع ) از نعمت هاى بزرگ او به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننّا . .. إذ أوحينا إلى أُمّك مايوحى
«إذ» ظرف است براى «مننّا»; يعنى نعمت بزرگى كه در آيه قبل ياد شد، در آن زمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 24
24 - آگاهى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عطيه خداوند به آن حضرت
و قل ربّ زدنى علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 23
23 - نعمت هاى دنيا ، سرانجام در اختيار اهل تقوا قرار خواهد گرفت .
والعـقبة للتّقوى
ال در «العاقبة» ممكن است جانشين مضاف اليه محذوف باشد كه با توجه به آيه قبل، مراد «عاقبة الحياة الدنيا» خواهد بود و نيز ممكن است ال «جنسيه» باشد كه در اين صورت، مراد فرجام نيك خواهد بود. برداشت ياد شده بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 18
18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .
و لقد ءايتنا موسى و هـرون . .. إنّهم كانوا يسـرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خـش
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1ـ ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2ـ جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 13
13 - برخى از بندگان ، از روزى فراوان و چشمگير خدا برخوردارند .
و اللّه يرزق من يشاء بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 14
14 ـ شمول و فراگيرى نعمت و روزى خداوند در دنيا براى همه انسان ها ، حتى مشركان و كافران
متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر و كانوا قومًا بورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 10
10 - پدر و مادر سليمان ، برخوردار از نعمت هاى ويژه الهى
نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 3
3 - همه انسان ها ( كافران و مؤمنان ) ، از نعمت ها و روزى هاى خداوند برخورداراند .
يـأيّها الناس اذكروا نعمت اللّه عليكم
برداشت ياد شده، به خاطر آمدن واژه «ناس» (مردم) و نزول آيه شريفه در مكه و در آغاز بعثت ـ كه بيشتر مردم كافر و مشرك بودند ـ به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولـئك ... مكرمون . فى جنّـت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 114 - 1
1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، برخوردار از احسان ها و نعمت هاى خداوند
و لقد مننّا على موسى و هـرون
«مَنّ» به معناى «أحسَنَ» (احسان كرد) و «أنعم» (نعمت داد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 4،6
4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
6 - آزادى از ستم نظام ستمگر و نجات از مشكلات اندوه بار آن ، از نعمت هاى بزرگ الهى
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 119 - 2
2 - باقى ماندن نام و آوازه موسى و هارون ( عليهماالسلام ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليهما فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر موسى و هارون (عليهماالسلام) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 129 - 2
2 - باقى ماندن نام و آوازه الياس پيامبر در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام بر شمردن نعمت هاى خدا به حضرت الياس و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 148 - 2،3
2 - خداوند ، پس از ايمان آوردن قوم يونس ، آنان را از مواهب دنيوى تا پايان عمرشان بهره مند ساخت .
فــَامنوا فمتّعنـهم إلى حين
طبق گفته مفسران، مقصود از «إلى حين» فرا رسيدن اجل و عمر طبيعى آنان است.
3 - ايمان قوم يونس ، عامل بهره مند شدن آنان از موهبت هاى دنيوى
فــَامنوا فمتّعنـهم إلى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 39 - 1،4
1 - حكومت بزرگ و بى نظير سليمان ( ع ) ، عطيه بزرگ الهى بود .
و هب لى ملكًا . .. هـذا عطاؤنا
اضافه «عطا» به ضمير جلاله (نا) بر تعظيم دلالت مى كند.
4 - عطيه الهى به سليمان ( ع ) بى شمار و بسيار بود .
هـذا عطاؤنا . .. بغير حساب
برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه «بغير حساب» قيد براى «عطاؤنا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 3
3 - حضرت عيسى ( ع ) ، بهره مند از نعمت هاى ويژه الهى
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 23 - 2
2 - مؤمنان وفادار به ايمان ، براساس سنت الهى ، برخوردار از موهبت هاى مادى و معنوى خداوند
لقد رضى اللّه عن المؤمنين . .. وعدكم اللّه مغانم كثيرة ... سنّة اللّه الّتى قد خ
از ارتباط آيات به دست مى آيد كه آنچه خداوند از آن به عنوان «سنّة اللّه» ياد كرده است; مى تواند اعطاى موهتب هاى معنوى (لقد رضى اللّه عن المؤمنين) و نعمت هاى مادى (وعدكم اللّه مغانم. ..) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 35 - 1
1 - نجات لوط ( ع ) و خاندان آن حضرت از مهلكه عذاب ، نعمت و امتنان الهى بر ايشان
نجّينـهم . .. نعمة من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 4
4 - جن ، همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
در صورتى كه خطاب در آيه شريفه، متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 18 - 5
5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت چرخش منظم خورشيد *
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
بنابراين كه مخاطب «ربّكما» انسان و جن باشند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 2،5
2 - قانون مندى جريان آب هاى زمين ، نعمتى الهى براى جن و بشر
مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت ها و موهبت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 34 - 1
1 - تقواپيشگان ، برخوردار از بوستان هاى سرشار از نعمت هاى بى عيب و زوال ناپذير
إنّ للمتّقين عند ربّهم جنّـت النعيم
«نعيم»، به معناى نعمت بسيار است (مفردات راغب). اضافه «جنّات» به «نعيم» ـ كه مفيد اختصاص است ـ بيانگر اختصاصى و ويژه بودن بوستان هاى بهشتى است; يعنى، مانند بوستان هاى دنيا نيست كه داراى انواع آفت ها و اشياى موذى و زوال پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 49 - 1
1 - يونس ( ع ) پس از رهايى از شكم ماهى ، از نعمت و لطف ويژه الهى برخوردار گشت .
لولا أن تدركه نعمة من ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 5 - 3
3 - عطيه هاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جهان آخرت ، جلوه ربوبيت او و در راستاى رشد و كمال آن حضرت است .
يعطيك ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 4
4 - صاحبان نعمت ، بايد هنگام بازگوكردن نعمت ها ، به وابستگى آنها به خداوند ، معترف باشند .
بنعمة ربّك فحدّث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 8 - 6
6 - بهره مندان از نعمت هاى الهى ، بايد تنها به درگاه خداوند دعا كرده ، حاجت هاى خويش را از او طلب كنند .
ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 1 - 9
9 - استوار ماندن قريش بر نظام معيشتى ديرپاى خويش ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس
لإيلـف قريش
چنانچه سوره «قريش» سوره اى مستقل باشد و با سوره «فيل» يك سوره تلقى نگردد; حرف «لام» در «لايلاف» متعلق به «فليعبدوا» در آيه سوم خواهد بود. در آن صورت مفاد آيه اين مى شود كه چون خداوند، نعمت ايلاف را به قريش عطا كرده است، بايد او را بندگى كنند. گفتنى است كه بندگى به پاس نعمت، شكرگزارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 2 - 3
3 - امنيت راه هاى كوچ زمستانى و تابستانى قريش ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس
إيلـفهم رحلة الشتاء و الصيف
در برداشت ياد شده، سوره «قريش» مستقل از سوره «فيل» دانسته شده است. در اين صورت، اين آيه مانند آيه قبل، مربوط به «فليعبدوا» در آيه بعد خواهد بود; يعنى، حال كه اين ايلاف تداوم يافته است، قريش بايد خدا را بندگى كنند. گفتنى است كه التزام به بندگى به پاس نعمت، شكرگزارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 16
16 - برخوردارى از غذا و امنيت ، نعمتى است كه سپاس آن ، تنها عبادت خداوند است .
فليعبدوا ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 8
8ـ خداوند ، شعيب ( ع ) را از روزى و نعمت خاص و نيكوى خويش بهره مند ساخت و او را به مقام نبوت رسانيد .
أرءيتم إن . .. رزقنى منه رزقًا حسنًا
مقصود از «رزقاً حسناً» به مناسبت مورد ، مقام نبوت و پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 7 - 3
3 - هدايت يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به شريعت اسلام ، پس از ناآگاهى از آن ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
و وجدك ضالاًّ فهدى
آيه شريفه در مقام امتنان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برشمردن يكى از نعمت هاى بزرگ خداوند است و به همين جهت، نمى توان آن را مربوط به گم شدن آن حضرت در نزد حليمه، يا عبدالمطلب و يا ابوطالب دانست آنگونه كه برخى احتمال داده اند; زيرا اين امور نه ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده و نه اهميتى فوق العاده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 8 - 5
5 - ابتهال و تضرّع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به درگاه خداوند ، پاسخى به نعمت هاى ويژه او به آن حضرت بود .
ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 15،16
15 - نعمت هاى گسترده آشكار و نهان خدا براى انسان ، شايان تأمل و درس آموزى است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
16 - لازم است كه انسان ، براى رهيابى به معرفت خدا ، به نعمت هاى آشكار و نهان توجّه كند .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 6
6 ـ خيرات و نعمت هاى خداوند بر پايه تفضل اوست نه بر اساس لياقت و استحقاق انسان .
و إن يردك بخير فلا راد لفضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 4
4- خواست خداوند و نه استحقاق شحص ، اساس برخوردارى انسان از نعمت هاى الهى است .
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك
واژه «عسى» نشان دهنده اميدوارى است و اين اظهار اميدوارى، در قبال قاطعيت ثروت مند مغرور به شايستگى و استحقاق
خويش است كه گفت: «لئن رُددت إلى ربّى لأجدنّ خيراً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 6
6- عامل فزونى نعمت ، خداوند است .
لئن شكرتم لأزيدنّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 8
8- جاودانگى بهشتيان و برخوردارى ابدى آنان از نعمت ها ، متكى به مبدأ لايزال و پايان ناپذير فيض الهى است .
خـلدين فيها . .. قل لو كان البحر مدادًا لكلمـت ربّى لنفد البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 1
1ـ اعطاى نعمت به انسان ها و بازگرفتن آن ، به دست خدا و در اختيار اوست .
و لـئن أذقنا الإنسـن منا رحمة ثم نزعنها منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 13
13ـ زوال نعمت ها از ناحيه خداوند است و كردار ناپسند انسان ها زمينه ساز آن
إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم و إذا أراد الله بقوم سوءًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 4
4 - محبت و دلبستگى به دنيا ، سرچشمه گناه ، كفر و ناسپاسى است .
و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 13
13 ـ توجه و باور به خدادادى بودن نعمت ها ، بر انگيزنده انسان ها به پرستش خداوند است .
اعبدوا ربكم الذى . .. أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرت
از اينكه خداوند براى ايجاد روحيه پرستش در بندگان، آنان را متوجه نعمتهاى الهى مى كند، برداشت فوق بدست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 6
6 - خداوند در پى آفرينش مواهب زمين ، به معتدل ساختن آسمان پرداخت .
ثم استوى إلى السماء فسويهن
«إستواء» (مصدر استوى) آن گاه كه به «الى» متعدى شود، به معناى: روى آوردن و قصد كردن، است. جمله «فسواهن» (آسمانها را معتدل ساخت) هدف روى آوردن را بيان مى كند; يعنى: «استوى الى السماء لتسويتهن; خداوند به آسمانها روى كرد (اراده كرد) تا آنها را به اعتدال رساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 1
1 - خداوند بعد از آفرينش آسمان ها و مواهب زمين ، به خلقت انسان پرداخت ، تا او را به منصب خلافت برساند .
خلق لكم ما فى الأرض . .. و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة
با توجه به آيه 34 از همين سوره و آيات ديگرى كه درباره خلقت آدم (ع) است، مى توان گفت: سخن خداوند با فرشتگان درباره آدم، قبل از خلقت وى بوده است. بنابراين «إنى جاعل فى الأرض خليفة» علاوه بر بيان خلافت آدم(ع) دلالت بر آفرينش او نيز دارد; يعنى: مى خواهم ]موجودى[ بيافرينم و او را خليفه قرار دهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 10،12
10 - خداوند عطا كننده نعمت به آدميان است .
نعمتى التى أنعمت عليكم
12 ـ به ياد خدا بودن و نعمت ها را از جانب او دانستن ، هدف از ضرورت ياد كردن و به خاطر داشتن نعمتهاست .
اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
توصيف «نعمت» به اينكه خداوند آن را عطا فرموده (أنعمت عليكم)، به اين حقيقت اشاره دارد كه: ياد كردن نعمت بايد وسيله اى باشد براى ياد كردن منعم; يعنى، ياد كردن نعمت بايد ملازم با ديدن خدا در وراى هر نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 47 - 2،6
2 - خداوند ارزانى كننده نعمت بر بندگان خويش
نعمتى التى أنعمت عليكم
6 - هدف از لزوم ياد كرد نعمت هاى الهى ، به ياد خدا بودن و نعمت ها را از جانب او دانستن است .
اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
توصيف «نعمت» - به اينكه خداوند آن را انعام كرده (أنعمت عليكم) - اشاره به اين معنا دارد كه: ياد كردن نعمت، بايد وسيله اى باشد براى ياد كردن بخشنده نعمت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 122 - 6،10
6 - هدف از لزوم ياد كردن نعمت ها ، ياد خدا بودن و نعمت ها را از جانب او دانستن است .
اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
توصيف «نعمت» به اينكه خداوند آنها را ارزانى كرده است (أنعمت عليكم) اشاره به اين معنا دارد كه: ياد كردن نعمت بايد وسيله اى باشد براى ياد كردن بخشنده نعمت.
10 - به يادداشتن نعمت ها و از خدا دانستن آنها ، داراى نقشى بسزا در هدايت آدمى
يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 6
6 ـ فضل الهى ، سرچشمه دارايى هاى انسان
ما اتيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 6
6 ـ توجه به خدادادى بودن دارايى ها ، تسهيل كننده انفاق و درمان كننده بخل
الذين يبخلون . .. و انفقوا مما رزقهم اللّه
هدف از بيان اين حقيقت كه اموال آدمى داده هاى خداوند است (رزقهم اللّه)، اين است كه انسان را به انفاق در راه خدا ترغيب كند و بخل را از وى بزدايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 78 - 16
16 ـ خداوند ، منشأ تمام نعمت ها ( مانند سلامتى ، امنيت و گشايش روزى ) و تمام بلا ها ( از قبيل بيمارى ، ترس و گرسنگى )
و ان تصبهم حسنةٌ يقولوا هذه من عند اللّه و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك قل
از ائمه معصومين (ع) در معناى حسنات و سيئات در آيه فوق روايت شده است: . .. الصحة و السلامة و الامن و السعة فى الرزق و قد سمّاها اللّه حسنات ... يعنى بالسيّئة هاهنا المرض و الخوف و الجوع ... .
تفسير قمى، ج 1، ص 144 ; نورالثقلين، ج 1، ص 519، ح 416.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 7
7 ـ هيچ بخشنده نعمتى در مقابل خداوند وجود ندارد.
من إله غير اللّه يأتيكم به
كلمه «من» استفهام انكارى است و به منزله آن است كه فرموده باشد: «لا إله غير اللّه يأتيكم به».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 19
19 ـ توجه به خدادادى بودن نعمت ها و به ياد داشتن همواره آن ، زمينه ساز پرهيز آدمى از فسادانگيزى است .
فاذكروا ءالاء اللّه و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
نهى از فسادانگيزى (لا تعثوا) در پى توجه دادن به نعمتهاى الهى، اشاره به اين نكته دارد كه توجه به نعمتهاى الهى مى تواند آدمى را از فسادانگيزى بر حذر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 1
1ـ اعطاى نعمت به انسان ها و بازگرفتن آن ، به دست خدا و در اختيار اوست .
و لـئن أذقنا الإنسـن منا رحمة ثم نزعنها منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 10 - 1
1ـ خداوند ، بخشنده نعمت ها و موهبت هاى دنيوى به انسانهاست .
و لـئن أذقنه نعماء
«نعماء» به معناى نعمت است. انتخاب اين كلمه به خاطر هم وزن بودنش با كلمه «ضراء» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 6،7
6ـ هر نعمت و موهبتى در جهان هستى ، داراى مخزن و گنجينه اى خاص است .
خزائن الله
برداشت فوق ، از جمع آوردن كلمه «خزائن» به دست آمده است.
7ـ نعمت هاى هستى و گنجينه هاى آن ، به تمامى از آنِ خدا و در اختيار اوست .
خزائن الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 6
6ـ تأمين سلامت و امنيت جامعه هاى بشرى و ايجاد نعمت براى آنان ، به دست خدا و در اختيار اوست .
اهبط بسلـم منا و بركـت عليك و على أمم ممن معك و أمم سنمتعهم
برداشت فوق ، از «منا» استفاده مى شود. قابل ذكر است كه كلمه «منا» در مورد «بركات» مقدر است ، چنان چه كلمه «عليك» در مورد «بسلام» مقدر مى باشد; يعنى: بسلام منا عليك و بركات منا عليك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 19
19ـ برخورداران از نعمت و عزت و مكنت ، بايد به خدادادى بودن آنها توجه داشته و بدان اقرار كنند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 25
25ـ خداوند ، منشأ نعمت ها و تحقق نيكى ها و شيطان ، ترغيب كننده به فساد ها و تباهيهاست .
قد أحسن بى إذ أخرجنى من السجن و جاء بكم من البدو من بعد أن نزغ الشيطـن بينى و بي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 53 - 1،2،5
1- همه نعمتهايى كه در اختيار انسانهاست ، از خداوند است .
و ما بكم من نعمة فمن الله
2- سرمنشأ بودن خداوند براى تمامى نعمت ها ، مقتضى اختصاص دادن ترس ، به ترس از او
أفغير الله تتّقون . و ما بكم من نعمة فمن الله
از اينكه آيات داراى يك سياق بوده و در صدد بيان نكاتى است كه انسانها را تحريص به ترس از خداوند مى كند، بيان «و ما بكم من نعمة. ..» پس از توبيخ ترس از غير خدا، مى تواند به منظور ياد شده باشد.
5- منشأبودن خداوند براى تمامى نعمت ها و پناهگاه انحصارى بودن او براى گرفتاران و آسيب ديدگان ، دليل وحدانيت او و بطلان ثنويت
و قال الله لاتتخذوا إلـهين اثنين إنما هو إلـه وحد . .. و ما بكم من نعمة فمن الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 20 - 7
7- اعطاى نعمت از سوى خداوند و برخوردار ساختن همه انسان هاى خوب و بد و مؤمن و كافر از امكانات دنيايى ، برخاسته از فيض بى دريغ ازلى خداست .
كلاًّ نمدّ هـؤلاء و هـؤلاء من عطاء ربّك و ما كان عطاء ربّك محظورًا
جمله «و ما كان عطاء ربّك محظوراً» (در ذيل آيه) به منزله تعليل براى مضمون فراز قبل است; يعنى، چون خداوند عطايش را از هيچ كس دريغ نمى دارد، لذا خوبان و بدان و مؤمن و كافر از آن بهره مند مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 11
11- امكانات مادى و نعمت هاى خداوند ، نشأت يافته از ربوبيت خدا و در جهت رشد و تكامل انسان است .
ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 6،10
6- نعمت هاى خداوند براى بشر ، نشأت يافته از فضل و بخشش خداوند است .
ربّكم الذى يزجى . .. لتبتغوا من فضله
10- آماده شدن موهبت هاى طبيعى به منظور تأمين نياز هاى انسان ها ، برخاسته از رحمت گسترده خداوند به آنان است .
ربّكم الذى يزجى لكم . .. إنه كان بكم رحيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 9
9- خداوند ، تنها خير و نعمت به انسان ها عطا مى كند .
إذا أنعمنا على الإنسـن . .. و إذا مسّه الشرّ
از اينكه در آيه خداوند منشأ نعمتها معرفى شده اما شرور به او نسبت داده نشده است نكته فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 6
6- زوال ناپذير شمردن نعمت هاى دنيا و ناديده گرفتن نقش خدا در پيدايش و زوال آنها ، مستلزم شرك در ربوبيّت است .
لـكنّاْ هو اللّه ربّى ولاأشرك بربّى أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 41 - 4
4- مرد مؤمن ، با بيان ناتوانى ثروت مند مغرور از دسترسى به آب فرو رفته ، او را به وابستگى نعمت ها به مشيّت الهى ، آكاه ساخت .
لولا . .. قلت ما شاء اللّه ... أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 65 - 12
12- صاحبان نعمت و دانش ـ حتى افراد برجسته و سرامد نيز ـ بايد خداوند را سرچشمه كمالات خود بدانند .
ءاتينـه رحمة من عندنا و علّمنه من لدنّا علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 8
8- بهرهورى انسان از نعمت ها و مقدار عمر وى ، در اختيار خداوند و در قلمرو اراده او است .
بل متّعنا هـؤلاء . .. أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها أفهم الغـلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 5
5 - نعمت ها و امكانات مادى انسان ، از طرف خداوند است .
و أترفنـهم فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 80 - 4
4 - نسبت ندادن شرور ، به خداوند و انتساب رحمت ها و نعمت ها ، به او ادب حضرت ابراهيم نسبت به خداوند
و إذا مرضت فهو يشفين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ابراهيم(ع) مريضى را به خود و شفا را به خدا نسبت داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 10
10 - لزوم توجه انسان به خدايى بودن نعمت ها و امكانات ، در اوج توانمندى و اقتدار
و أوتينا من كلّ شىء إنّ هـذا لهو الفضل المبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان در اوج شكوه و اقتدارش، تصريح مى كند كه همه امكانات و برخوردارى هايش تفضلى است كه از جانب خدا به او رسيده است و از جهت استحقاق ذاتى او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 6
6 - توجه سليمان به خدايى بودن نعمت هاى عطا شده به او و پدر و مادرش
أن أشكر نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 23
23 - تفضلات و نعمت هاى خدا به خلق ، ناشى از كرم او است ، نه براى دريافت شكر از آنان .
و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 3
3 - نعمت هاى الهى ، نمود ربوبيت و تدبير او نسبت به مردمان
قال ربّ بما أنعمت علىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 9
9 - مردمان ، بندگان خدا و جيره خوار خوان نعمت اويند .
اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 66 - 3
3 - نعمت ها و امكانات در اختيار انسان ها ، خدادادى است .
بما ءاتينـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 9
9 - خداوند ، منشأ نعمت ها است و شكر وى ، لازم است .
أن اشكر للّه
«شكر» در لغت، «تصور نعمت و اظهار آن» است (مفردات راغب). اين كه در آيه، فرمان مى دهد «كه تنها براى خداوند شكر كنيد!»، نشان مى دهد كه او منشأ نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 6
6 - توجّه به در اختيار خداوند بودن همه موجودات عالم و نيز نعمت هاى اِعطا شده به انسان ، تبعيت از تعاليم آسمانى را اقتضا مى كند .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر . .. و أسبغ عليكم نعمه ... اتّبعوا ما أنزل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 11،19
11 - انسان ها ، آسودگى و برخوردارى از نعمت ها را ، نتيجه دانش و تلاش خود مى دانند .
ثمّ إذا خوّلنـه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم
19 - بيشتر انسان ها از منشأ اصلى نعمت ها و آسودگى ها ( خدايى بودن آنها ) و مقدار تأثير دانش بشرى در پديد آمدن آنها ، بى خبر و ناآگاه اند .
قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة و لـكنّ أكثرهم لايعلمون
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه متعلق علم در «لايعلمون»، مطلبى باشد كه از جمله «قال إنّما أُوتيته. ..» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 1
1 - دادن نقش اصلى به دانش و تلاش بشرى در برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها و ناديده گرفتن نقش خداوند در عرصه زندگى ، تفكر همه مرفهان و برخورداران در طول تاريخ
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 52 - 2
2 - ناآگاهى از مشيت و تقدير خداوند در رزق و روزى انسان ها ، سبب انتساب نعمت ها و برخوردارى ها به دانش بشرى است .
قال إنّما أُوتيته على علم . .. أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر
آيه شريفه در مقام بيان نقش خداوند در برخوردارى ها و نعمت هاى انسان ها است. اين مسأله مى تواند از چرايى منتسب كردن نعمت ها به دانش بشرى از سوى انسان ها حكايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 2،4
2 - خداوند ، زمين را بابركت و سرشار از نعمت ها قرار داد .
خلق الأرض . .. و بـرك فيها
4 - آفرينش كوه هاى استوار ، ايجاد نعمت ها و تقدير معيشت موجودات زمين در چهار روز ( مرحله )
و جعل فيها روسى من فوقها . .. فى أربعة أيّام
برداشت ياد شده براين اساس است كه «فى أربعة أيّام» ظرف براى مجموع عبارت هاى آيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 9
9 - خداوند ، منشأ نعمت ها و پيراسته از شرور و بدى ها
و إن مسّه الشرّ . .. و لئن أذقنـه رحمة ... و إذا أنعمنا على الإنسـن ... و إذا مس
از اين كه خداوند رحمت و نعمت را به خود نسبت داده; ولى شرور را به خويشتن منتسب نكرده است، مطلب بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 9،14
9 - غفلت از سرچشمه اصلى نعمت ها ( خداوند ) امرى ناشايست و زمينه ساز غرور و سرمستى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسـن منّا رحمة فرح بها
با توجه به تكرار ضمير «نا»، مى توان استفاده كرد كه خداوند غفلت و فراموشى از مبدأ اصلى نعمت ها را، مورد سرزنش قرار داده است.
14 - « نعمت ها » برخاسته از لطف و رحمت الهى و « مصائب و سختى ها » نتيجه عملكرد خود آدمى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسـن منّا رحمة . .. و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 37 - 1،3
1 - گنجينه هاى نعمت و رحمت ، در انحصار خداوند جهان
أم عندهم خزائن ربّك
3 - مظاهر وجود و نعمت هاى هستى ، داراى منابع و خزاينى نزد پروردگار
أم عندهم خزائن ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 6
6 - تمامى نعمت ها در نظام هستى ، بدون هيچ ترديدى از ناحيه خدا است .
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «تتمارى»، شك در اين جهت باشد كه آيا نعمتى هست كه غير خدا در پيدايش آن ـ به استقلال ـ دخالت داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 7
7 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان خلق ، به خدايى بودن نعمت هاى زمين
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
سرزنش تكذيب گران يا غافلانى كه با غفلت خويش، از جلوه هاى ربوبيت خداوند چشم پوشيده اند، در واقع بيانگر اين معنا است كه آنان به نعمت هاى او توجه كنند و خدايى بودن آن را دريابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 8 - 5
5 - همه نعمت هاى مادى و معنوى ، وابسته به خداوند است .
فـاوى . .. فهدى ... فأغنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 6
6 ـ تنها خداوند يكتا، قادر بر بازگرداندن و اعطاى شنوايى، بينايى و ادراك به انسان است.
إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 6
6 ـ تنها خداوند يكتا، قادر بر بازگرداندن و اعطاى شنوايى، بينايى و ادراك به انسان است.
إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 6
6 ـ تنها خداوند يكتا، قادر بر بازگرداندن و اعطاى شنوايى، بينايى و ادراك به انسان است.
إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 3
3 - توانايى انسان بر خواندن نوشته ها و آموختن معارف مكتوب ، هديه خداوند و نعمت او است .
الذى علّم بالقلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 4
4 - خداوند ، سرچشمه تمامى مواهب و نعمت هاى دنيا و آخرت
فما أُوتيتم من شىء . .. و ما عند اللّه
مجهول آمدن فعل «أُوتيتم» بيانگر اين مطلب است كه خداوند، سرچشمه موهبت ها و نعمت ها است ـ نه خود انسان ـ چنان كه تعبير «ما عند اللّه» نسبت به نعمت هاى اخروى ظهور در اين معنا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 5
5 - تسلط انسان بر زمين و بهره گيرى گسترده وى از نعمت هاى آن ، تدبيرى الهى و نشان دهنده الطاف خداوند در حق وى
و يجعلكم خلفاء الأرض
اسناد «جعل» به خداوند، براى يادآورى اين واقعيت است كه اگر شما بر گرده زمين سواريد و از آن سود مى جوييد، امرى اتفاقى نيست; بلكه در آن رموز و مناسبات زيادى به كار رفته كه همه وابسته به تدبير خداوند است و بر اين اساس است كه قادر به تصرف در زمين و تسلط بر آن هستيد. تعبير «خلفاء الأرض» اشاره به همين تصرف و تسلط دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 4
4 - خداوند ، سرچشمه تمامى مواهب و نعمت هاى دنيا و آخرت
فما أُوتيتم من شىء . .. و ما عند اللّه
مجهول آمدن فعل «أُوتيتم» بيانگر اين مطلب است كه خداوند، سرچشمه موهبت ها و نعمت ها است ـ نه خود انسان ـ چنان كه تعبير «ما عند اللّه» نسبت به نعمت هاى اخروى ظهور در اين معنا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 7
7 - نفع و ضرر « ايمان و كفر » و « شكر و ناسپاسى » ، دامنگير خود انسان ها است ; نه خداوند .
إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و إن تشكروا يرضه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 13
13 ـ ايمان و نيايش خالصانه به درگاه خداوند، سپاسگزارى است.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه . .. أليس اللّه بأعلم با
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 13
13 ـ فراگيرى پيام هاى خدا و به كارگيرى آنها در اعمال و رفتار ، سپاسگزارى از او در برابر نعمت دين است .
فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
مطرح كردن سپاسگزارى پس از اعطاى پيامهاى آسمانى، براى رساندن اين حقيقت است كه آن پيامها از نعمتهاست و بايد خداوند را به خاطر اعطاى آنها شاكر بود. فرمان به فراگيرى آنها مى رساند كه شكر اين نعمت به فراگرفتن و به كار بستن آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 51 - 11
11 - عمل صالح ، شكر استفاده از نعمت هاى الهى
كلوا من الطّيّبـت و اعملوا صـلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 10 - 8
8 ـ تبعيت از ولايتهاى غير الهى و تكذيب آيات خداوند، ناسپاسى نعمتهاى اوست.
و لاتتبعوا من دونه أولياء . .. قليلا ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 8
8 ـ بهره جويى هاى ظالمانه از دنيا ، ناسپاسى در برابر خداست .
لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من الشكرين. فلما أنجيهم إذا هم يبغون فى الأرض بغير ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 10
10 ـ تحريم حلال خدا ، ناسپاسى در برابر فضل اوست .
فجعلتم منه حراماً و حللا . .. إن اللّه لذو فضل على الناس و لكن أكثرهم لايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 93 - 10
10 ـ ايجاد اختلاف و بر هم زدن وحدت جامعه ، در عين برخوردارى از رفاه و آسايش ، كفران و ناسپاسى نعمت هاى خداوند است .
و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 24
24ـ ارتكاب گناه ، ناسپاسى و كفران نعمت هاى الهى است .
قال معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى إنه لايفلح الظـلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 25
25ـ شرك ورزى ، ناسپاسى در برابر خداست .
و لـكنّ أكثر الناس لايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 14
14- « عن الصادق ( ع ) : . . . إن الكبائر . . . كفران النعمة « و لئن كفرتم إن عذابى لشديد » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه در بيان گناهان كبيره فرمود: . .. همانا از گناهان كبيره ... كفران نعمت است [خداوند مى فرمايد]: و لئن كفرتم إن عذابى لشديد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 30 - 1
1- شرك به خدا ، كفران و ناسپاسى نعمت هاى اوست .
ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا . .. و جعلوا لله أندادًا
جمله «و جعلوا لله أنداداً» عطف بر جمله «بدّلوا نعمت الله . ..» است و مى تواند بيان و تفسير براى چگونگى تبديل نعمت
الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 7
7 - به كار نگرفتن عقل در جهت شناخت حق و صراط مستقيم ، مصداق بارز ناسپاسى
و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم . .. أنشأ لكم السمع ... قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 66 - 6
6 - شرك و عبادت غيرخدا ، ناسپاسى پروردگار است .
بل اللّه فاعبد و كن من الشـكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 9
9 - پيمودن راه دين ، شكر نعمت خداوند و انحراف از آن ، ناسپاسى او است .
إنّا هدينـه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 5
5 - افتخار بر ديگران در امتيازات مادى ، كفران نعمت و زمينه ساز گرفتارى به دوزخ پس از حسابرسى است .
ألهيكم التكاثر . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 13
13- تربيت فرزندان در دامان پر مهر پدر و مادر ، نعمتى بس بزرگ و شايسته قدردانى و موجب استحقاق هرگونه احسان و احترام از سوى فرزند به آنان
و بالولدين إحسـنًا . ... و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة و قل ربّ ارحمهما كما ر
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه خداوند در تعليم شيوه دعا كردن فرزندان براى پدر و مادرشان، مسأله تربيت والدين آنان را يادآور شد (كما ربّيانى صغيراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 40 - 5
5 - توجه به كيفر بى چون و چراى گناه كاران در قيامت ، بازدارنده خلق از كفر و تكذيب نعمت هاى خداوند
فيومئذ لايسـل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه خداوند پس از بيان راه نداشتن چون و چرا در برنامه هاى قيامت براى گناهكاران، خلق را به پرهيز از تكذيب نعمت ها توجه داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 3
3 - توجّه به حسابرسى و مسؤوليت در برابر نعمت ها ، بازدارنده انسان از دل خوشى به فراوانى آن و زمينه ساز ترك افتخار بر ديگران است .
ألهيكم التكاثر. .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 18 - 5
5 - توجّه انسان به مراحل آفرينش خويش به دست خداوند ، بازدارنده او از كفران نعمت هاى الهى
ما أكفره . من أىّ شىء خلقه
در برداشت ياد شده، مراد از كفر ـ در آيه قبل ـ كفران نعمت دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 4
4 - توجّه به تأمين مواد غذايى انسان از سوى خداوند ، بازدارنده او از كفران نعمت و وادارسازنده او به شكرگزارى است .
ما أكفره . .. فلينظر الإنسـن إلى طعامه
چنانچه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد، ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 30 - 3
3 - توجّه به جنگل هاى انبوه و درختان تناور ، مايه شناخت خداوند و قدرت او و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .
ما أكفره . .. فلينظر الإنسـن ... حدائق غلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 3
3 - توجّه به باغ هاى ميوه و مرغزار ها ، مايه شناخت خداى قادر و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .
ما أكفره . .. و فـكهة و أبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 5
5 - توجّه به ربوبيت و مدبّر بودن خداوند ، بازدارنده انسان از كفران نعمت ها است .
لربّه لكنود
تقديم «لربّه»، بيانگر اهتمام به آن است; يعنى، شگفتا كه انسان با آن كه خداوند «ربّ» و «مدبّر» او است، به كفران نعمت او رو آورده است!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 3
3 - لحظه خروج مردگان از قبر ها در قيامت ، وحشت انگيز و توجّه به آن ، بازدارنده انسان از كفران نعمت ، بخلورزى و دلبستگى شديد به ثروت است .
لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 5
5 - ارتكاب گناهان بزرگ و انجام اعمال زشت ، مانع بهره مندى انسان از نعمت هاى جاويدان اخروى
و ما عند اللّه خير . .. الذين يجتنبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 53،55
53 ـ اعلام جانشينى و ولايت على ( ع ) توسط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، موجب كمال دين و تمام نعمت و رضاى پروردگار
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه هنگام نزول آيه فوق فرمود: ان كمال الدين و تمام النعمة و رضى الرب بارسالى اليكم بالولاية بعدى لعلى ابن ابى طالب(ع).
امالى صدوق، ص 291، ح 10، مجلس 56; بحارالانوار، ج 37، ص 111، ح 3.
55 ـ كامل شدن دين و اتمام نعمت الهى بر مردم ، به سبب تعيين جانشينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند
اليوم اكملت لكم دينكم
از امام حسن عسكرى(ع) روايت شده: . .. فلما منّ اللّه عليكم باقامة الاولياء بعد نبيكم(صلی الله علیه و آله) قال اللّه عزوجل: اليوم اكملت لكم دينكم ... .
علل الشرايع، ص 249، ح 6، ب 182; نورالثقلين، ج 1، ص 590، ح 35.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 8
8 ـ نقش اصلى عمل خود انسان در جلب نقمت يا نعمت
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 53 - 5،6،9
5 ـ كفرورزى جوامع و ستيزه جويى با پيامبران ، از عوامل از ميان رفتن شايستگى آنان براى دستيابى به نعمت هاى الهى
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
6 ـ فرعونيان و كفرپيشگان قبل از آنان در ابتداى تشكلشان امتهايى شايسته براى بهره مند شدن از نعمت هاى الهى بودند .
فأخذهم اللّه بذنوبهم . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا ... حتى يغيروا ما بأنفسهم
از نكاتى كه مى توان از ارتباط اين آيه و آيه قبل به دست آورد اين است كه فرعونيان و امتهاى پيش از آنها در ابتداى تشكلشان امتهاى كافر و منكر آيات الهى نبودند و اين حالت پس از گذشت زمان بر آنان عارض شد.
9 ـ خداوند به سبب كفرورزى فرعونيان و اقوام پيش از آنها ، نعمت هاى خويش را از آنان سلب و به نقمت و عذاب تبديل كرد .
كدأب ءال فرعون . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا ... حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 3
3 ـ نيل به مقام قرب الهى ، بهره مندى كامل از بهشت و نعمت هاى آن و برخوردارى از فضل الهى ، پاداش مؤمنان متمسك به خداوند
فاما الذين ءامنوا . .. فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 2
2 ـ بهره مندى اهل كتاب از نعمت هاى آسمانى و زمينى ، در صورت باور به معارف تورات و انجيل و عمل به احكام آنها به
همراه ديگر تعاليم نازل شده بر آنان
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم لاكلوا من فوقهم
«اقامة» به معناى برپايى چيزى و يا كارى است با تمام شرايط آن و اقامه كتب آسمانى، باور به معارف آن و انجام تمامى تكاليف آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 122 - 3
3- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در برخوردارى او از نيكى ها و نعمت هاى الهى در دنيا و منزلت والا در آخرت
إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و ءاتينـه فى الدنيا حسنة و إنه فى الأخرة لمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 3،4،5
3 ـ صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولـئك يجزون الغرفة بم
متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن ـ به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند ـ مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.
4 ـ صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُولـ
5 ـ صبر و شكيبايى در انجام تكاليف و ترك محرمات الهى ، عامل بهره مندى از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ... و الذين لايشهدو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 3
3 - تقوا ، عامل بهره مندى از نعمت ها و موهبت هاى الهى در بهشت
إنّ للمتّقين لحسن مئاب . جنّـت عدن ... هـذا ما توعدون ليوم الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 57 - 7،8
7ـ ايمان بدون تقوا و تقوا بدون ايمان ، در برخوردار شدن از موهبت هاى اخروى كارساز نيست .
للذين ءامنوا و كانوا يتقون
8ـ ضرورت ايمان به قيامت و سراى آخرت و لزوم پرهيز از گناهان براى دستيابى به موهبت هاى اخروى
و لأجر الأخرة خير للذين ءامنوا و كانوا يتقون
در آيه شريفه بيان نشده كه متعلق ايمان (آمنوا) و تقوا (يتقون) چيست؟ به نظر مى رسد به قرينه «لأجرالأخرة» مراد از ايمان ، ايمان به آخرت و مراد از تقوا پرهيز از امورى باشد كه مايه محروميت از پاداشهاى اخروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 3
3 - بهشت و نعمت ها و خوشى هاى آن ، نتيجه و پاداش كردار انسان ها در دنيا است .
و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحـب الجنّة اليوم فى شغل فـكهون
از ارتباط ميان اين آيه ـ كه سخن از بهشت و نعمت هاى آن است ـ و آيه پيش ـ كه درباره پاداش مطابق رفتار و كردار بود ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 16 - 3
3 - چشم پوشى از گناه و لذّت هاى آلوده دنيا ، درپى دارنده نعمت هاى سرشار اخروى
إنّ المتقين فى جنّـت و عيون . ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم
«تقوا»; يعنى، خوددارى از مشتهياتى كه مورد منع دين قرار گرفته است. تقواپيشگان در برابر داشتن اين خصلت، از هداياى پروردگارشان بهره مند خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 17 - 2
2 - تأثير مهم عبادت شبانه ، در دستيابى به بهشت و نعمت هاى اخروى
إنّ المتقين فى جنّـت و عيون . .. كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 6
6 - انفاق به سائلان و محرومان ، از عوامل دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن
إنّ المتقين فى جنّـت و عيون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 13 - 1
1 - انسان هاى درست كار ، راست گفتار و مطيع خداوند ، به پاداش كردار خويش ، در ميان انبوه نعمت هاى آخرت جاى خواهند گرفت .
إنّ الأبرار لفى نعيم
از جمله معانى ذكر شده براى «برّ»، صلاح و درست كارى، اطاعت و صداقت است(لسان العرب). «نعيم»; يعنى، نعمت فراوان (مفردات راغب) نكره بودن «نعيم»، گوياى عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 9 - 2،5
2 - نعمت هاى آخرت ، پاداش كار و تلاش در دنيا است .
ناعمة . لسعيها راضية
5 - احساس رضايت و خشنود بودن از عاقبت كار و تلاش خويش ، از زمره نعمت هاى الهى در آخرت است .
ناعمة . لسعيها راضية
جمله «لسعيها راضية» و جمله هاى پس از آن، توضيح وصف «ناعمة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 5
5 - انسان ها در قيامت ، بر كفران نعمت ، بخلورزى و علاقه شديد به ثروت ، مؤاخذه خواهند شد .
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
هشدار به آگاهىِ خداوند از افكار، اسرار و نيت ها، اشاره به مؤاخذه و حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 11
11- مرفهان ستمگر ، در قبال تنعّم و بهره مندى از نعمت هاى الهى ، مورد مؤاخذه و سؤال قرار خواهند گرفت .
ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسـكنكم لعلّكم تسـلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 5
5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان
و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 6
6 - اهميت ويژه باران و رويش گياهان در مجموعه نعمت هاى بى كران الهى براى انسان
و أنزل لكم من السماء ماء فأنبتنا به حدائق
اختصاص به ذكر يافتن نزول باران و رويش گياهان از ميان ساير نعمت ها، دلالت بر اهميت ويژه آنها براى آدميان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 4
4 - حركت كشتى ها در دريا ، نعمتى مهم و اساسى براى انسان ها
سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره
از اين كه در ميان منافع دريا، جريان كشتى ها (كشتى رانى) اختصاص به ذكر يافته است، اهميت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 4 - 1
1 - تكلم و قدرت بيان مفاهيم ، از نعمت هاى مهم الهى براى انسان
الرحمـن . .. علّمه البيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 2
2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 2
2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 2
2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 2
2- امنيت و آسايش ، مهم ترين نعمت در كنار زيبايى ها و طراوت هاى بهشت
فى مقام أمين . فى جنّـت و عيون
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه قرآن، در مقام ذكر نعمت هاى اخروى متقين، از امنيت به عنوان نعمتى مهم و حتى مقدم بر ديگر نعمت ها نام برده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 13
13- لزوم توجه انسان به ناپايدارى نعمت هاى دنيوى
أثـثًا و متـعًا إلى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 5
5- امكانات مادّى دنيا ، ناپايدار و در معرض زوال و نابودى است .
فعسى ربّى أن . .. يرسل عليها حسبانًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 1
1 - هشدار صالح ( ع ) به ثموديان ، درباره پايدار نبودن زندگى دنيوى و نعمت ها و آسايش آن
أتتركون فى ما هـهنا ءامنين
استفهام در آيه بالا، انكارى و مفاد آن نفى است; يعنى، «أتتركون فى ما هـهنا آمنين; شما در نعمتهاى اين جا آسوده رها
نخواهيد شد». مقصود اين است كه اين برخوردارى ها شما را نفريبد و از مرگ غافل نكند; زيرا روزى پنجه هاى مرگ گريبان تان را خواهد گرفت و شما را از آنها جدا خواهد كرد. همچنين بر فرض كه مرگ در نرسد، خود رفاه و امنيت اين جا، پايدار نيست و ممكن است ناگهان اوضاع دگرگون شود و همه آنچه كه از آن برخوردار هستيد، از دستتان برود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 3
3 - لذت ها و نعمت هاى بهشتى ، پايدار و جاودان است ; نه چون نعمت هاى دنيا زوال پذير .
فى جنّـت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر
در صورتى كه عبارت «فى مقعد صدق»، در بيان اوصاف همان استقرار در باغ ها و نهرها باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 7
7 - تحريم نعمت ها و موهبت هاى الهى بر خويش ، عملى ناروا و پرهيزى نابه جا است .
كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
توصيه به استفاده كردن از طيبات، برترى اين كار را در برابر رياضت هاى افراطى نشان مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 16
16- ناسپاسى در برابر نعمت و احسان ، امرى بس نكوهيده و ناپسند است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسـن لظلوم كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 12
12 - ايمان به باطل و كفران نعمت هاى الهى ، امورى نكوهيده اند .
أفبالبـطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 6
6 - كفران نعمت ، خصلتى نكوهيده و انسان ناسپاس ، فردى مذموم است .
إنّ الإنسـن لربّه لكنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 19 - 5
5 - قتل نفس و ناسپاسى نعمت ، دو رفتار نامناسب با شأن و ادعاى پيامبرى در نظر فرعون
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكـفرين
به رخ كشيدن قتل نفس و ناسپاسى موسى(ع) از جانب فرعون، مى تواند به منظور خدشه دار كردن پيامبرى آن حضرت و منافى دانستن مقام نبوت با قتل نفس و ناسپاسى ادا شده باشد. گفتنى است آيه بعد ـ كه در آن حضرت موسى(ع) قتل نفس را عملى غير عمدى و ناخواسته مى شمرد ـ مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 9
9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )
يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 9
9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )
يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 17
17 - عمل صالح و جلب رضاى الهى ، نمود بارز شكر نعمت هاى او
أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـه
عبارت «و أن أعمل. ..» مى تواند عطف تفسيرى براى «أن أشكر نعمتك» باشد; يعنى، پروردگارا به من شكر نعمتت (انجام عمل صالح) را الهام فرما.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 6
6- روى برتافتن از ياد خدا در پى نجات از مشكلات ، نمودى از كفر به حق و كفران نعمت است .
أعرضتم . .. فيغرقكم بما كفرتم
از اينكه خدا از اعراض ياد خود به كفر (كفرتم) ياد كرده است، استفاده مى شود كه اعراض از خدا، كفر به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 15 - 9،10
9 - بى توجهى به نعمت هاى الهى ، و تدبير او در همسازى طبيعت با نياز هاى آدمى ، نمودى آشكار از كفر و ناسپاسى انسان
جعل لكم من الفلك و الأنعام . .. إنّ الإنسـن لكفور مبين
10 - شرك ، نمودى از كفر و ناسپاسى انسان ، در برابر خالق يگانه هستى است .
و جعلوا له من عباده جزءًا إنّ الإنسـن لكفور مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 2
2 - رويارويى با سپاه اسلام ، نشانه ناسپاسى انسان در برابر نعمت هاى خداوند است .
إنّ الإنسـن لربّه لكنود
بيان خصلت هاى ناروايى كه در نوع انسان ها وجود دارد ـ پس از تمجيد از سپاهيان اسلام در آغاز سوره ـ تعريض به دشمنان دين است و رسوخ آن خصلت ها را در آنان بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 18،19
18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .
أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب
«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.
19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .
و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 41 - 3
3- جريان آب هاى سطحى زمين و در دسترس بودن آن ، از نعمت هاى خداوند و از عوامل مهم آبادانى است .
أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 30 - 5
5 - آب هاى روان و جارى ، از نعمت هاى خداوند و جلوه رحمانيت و قدرت مطلق او است .
قل هو الرحمـن . .. قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 25 - 4
4 - باران و آب از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان به درگاه او است .
ما أكفره . .. إنّا صببنا الماء صبًّا
كفر در «ما أكفره» ـ به قرينه آيات پيشين ـ ممكن است به معناى كفران نعمت باشد. بنابراين آيه، در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 9
9 ـ جريان باد ها ، نزول باران ، احياى سرزمين هاى مرده و سيراب كردن دام ها و انسان ها از نعمت هاى الهى و از نشانه هاى ربوبيت خداوند
ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى أرسل ... أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به ب
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه اين آيه، مانند آيات گذشته، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى و اثبات ربوبيت مطلق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 70 - 3
3 - آب شيرين و نقش حياتى آن در زندگى بشر ، نعمتى الهى و در خور شكر و سپاس
أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 27 - 6
6 - تأمين آب گوارا در زمين ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و أسقينـكم ماء فراتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 80 - 4
4 - آتش ، نعمت بزرگ الهى و داراى نقش حياتى در زندگى بشر
الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا فإذا أنتم منه توقدون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه ـ ضمن آن كه بيانگر جلوه هاى قدرت خدا است ـ درصدد بيان نعمت هاى الهى و امتنان بر انسان نيز مى باشد. گفتنى است كه آمدن لام انتفاع (لكم) مؤيد اين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 13
13 ـ آرامش روحى در سختى ها ، نعمتى الهى و رمز موفقيت و پيروزى است .
فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 2
2- برخوردارى انسان از آرامش در خانه خود ، از نعمت هاى خداوندى
و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 2
2 - بودن در كنار همسران خود و برخوردارى از آرامش و موهبت هاى طبيعت ، از نعمت هاى الهى و دلپذير براى همگان
فى شغل فـكهون . هم و أزوجهم فى ظلـل على الأرائك متّكئون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد بيان نعمت هاى الهى براى اهل بهشت و تشويق مردم به ايمان براى برخوردار شدن از اين نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 51 - 3
3- امنيت و آرامش ، از نعمت هاى جهان آخرت
إنّ المتّقين فى مقام أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 13 - 8
8- آرامش روحى و نگرانى نداشتن از حال و آينده ، نعمتى مهم و موهبتى الهى
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
خداوند در قبال دو عنصر مهم «ايمان» و «استقامت»، نبود خوف و حزن را به عنوان بازتاب و نتيجه ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 8
8 - آرامش روحى و شكيبايى در بحران ها ، نعمتى الهى است .
فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين
تعبير «سكينة» و انتساب آن به خداوند، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 2 - 3
3 - آرامش موجودات در شب ، نعمتى بزرگ و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند
و الّيل إذا سجى
«آرامش يافتن» (يكى از معانى ذكر شده براى «سَجْو») در آيه شريفه به شب اسناد يافته است. اين اسناد يا حقيقى است; يعنى، با سيطره كامل تاريكى، گويا شب از پيشروى باز ايستاده است و يا اسناد مجازى است و شب آرام به معناى بى تحرّك بودن موجودات در شب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 3
3 ـ امنيت و آرامش خاطر، نعمتهايى ارزنده
فمن يرد الله . .. لهم دارالسلم عند ربهم
ياد كردن از «دارالسلام» (خانه امن)، به عنوان پاداشى ويژه براى متذكران، بيانگر ويژگى اين نعمت و ارزش فوق العاده آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 2
2- امنيت و آرامش اجتماعى ، از نعمت هاى مهم الهى است .
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. بأنعم الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 71 - 8
8- آزادى و استقلال در تمامى شؤون زندگى ، رزق و روزى خدادادى و از نعمت هاى روشن و برجسته الهى است .
فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء أفبنعمة الله يجحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 14
14 - آسايش و آسودگى از گرفتارى ها و رنج ها ، نعمتى است الهى .
و إذا مسّ الإنسـن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه
برداشت ياد شده از تعبير نعمت درباره آسودگى و رفع گرفتارى، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 10
10 - آسايش و دور ماندن از گرفتارى ها و رنج ها ، نعمتى است الهى .
فإذا مسّ الإنسـن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّلنـه نعمة منّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 2
2- امنيت و آسايش ، مهم ترين نعمت در كنار زيبايى ها و طراوت هاى بهشت
فى مقام أمين . فى جنّـت و عيون
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه قرآن، در مقام ذكر نعمت هاى اخروى متقين، از امنيت به عنوان نعمتى مهم و حتى مقدم بر ديگر نعمت ها نام برده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 3
3 - ساختار پر مقاومت آسمان ها بر فراز ساكنان زمين ، نعمتى الهى است .
و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 52 - 4،10
4 - آمرزش گناه ارتداد و گوساله پرستى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان
ثم عفونا عنكم من بعد ذلك
چون آيه هاى اين بخش از سوره، در صدد بيان نعمتهاى الهى به بنى اسرائيل است، مفاد جمله «عفونا عنكم» نيز به منظور بيان نعمت ايراد شده است و از آن جا كه اين معنا با حرف «ثم» به ديگر نعمتها عطف گرديده، اشاره به رتبه برتر نعمت آمرزش نسبت به نعمتهاى ديگر دارد.
10 - بخشوده شدن گناه ، نعمتى بايسته سپاسگزارى
ثم عفونا عنكم . .. لعلكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 17
17- غفران و خوشنودى پروردگار از بهشتيان ، نعمتى عظيم براى ايشان
فيها . .. و مغفرة من ربّهم
در اين آيه مغفرت پروردگار، همانند ساير نعمت ها، تذكر داده شده است و تنوين «مغفرة» دال بر تفخيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 17،25
17 ـ وحدت ، اُلفت و برادرى ميان افراد جامعه ، نعمتى الهى براى انسانها
و لا تفرّقوا و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم فاصبحتم ب
25 ـ رهايى از آتش تفرقه و دشمنى ميان افراد يك جامعه ، نعمتى الهى
و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً . .. و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذ
جمله «كنتم على»، عطف است بر «كنتم اعداءً». در نتيجه هر يك بيانى است از نعمت الهى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 9
9ـ استدلال ها و براهين ، افاضاتى است از ناحيه خداوند بر قلب و انديشه انسانها
ما أنزل الله بها من سلطـن
براى مردود شمردن پندار اهل شرك كافى بود كه گفته شود: مشركان دليلى براى عقيده و مرامشان ندارند. رد آن پندار با جمله «ما أنزل الله ...» (خداوند برهانى براى عبادت معبودها قرار نداده است) براى رساندن حقيقتى است، كه در برداشت فوق آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 61 - 1
1 - احسان هاى الهى در قبال نيكى هاى خلق ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
هل جزاء الإحسـن إلاّالإحسـن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 13
13 ـ احكام الهى و حكمت هاى آن ، از نعمت هاى خداوند بر مردم
و اذكروا نعمت اللّه عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب و الحكمة
بنابراينكه جمله «و ما انزل . .. » كه شامل احكام و حكمتهاى آن است، تفسير نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 9
9 ـ جريان باد ها ، نزول باران ، احياى سرزمين هاى مرده و سيراب كردن دام ها و انسان ها از نعمت هاى الهى و از نشانه هاى ربوبيت خداوند
ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى أرسل ... أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به ب
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه اين آيه، مانند آيات گذشته، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى و اثبات ربوبيت مطلق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 41 - 7
7 - اخلاص كامل موسى ( ع ) ، يكى از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
واصطنعتك لنفسى
اين آيه ممكن است عطف به جملاتى از قبيل «قتلت نفساً» باشد كه بيانگر منت ها و نعمت هاى خداوند بود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 17،29
17 ـ وحدت ، اُلفت و برادرى ميان افراد جامعه ، نعمتى الهى براى انسانها
و لا تفرّقوا و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم فاصبحتم ب
29 ـ وحدت و اُلفت ميان دل ها ، برادرى ميان افراد يك جامعه و نيز يادآورى اين قبيل نعمت ها ، از زمينه هاى هدايت انسانها
و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً . .. لعلكم تهتدون
بنابراينكه «لعلكم»، غايت تمامى مطالب مطرح شده در آيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 4
4 ـ شنوايى، بينايى و عقل و درك آدمى، از مهمترين نعمتهاى الهى در وجود انسان
إن أخذ اللّه سمعكم و أبصركم و ختم على قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 3
3- ازدواج و برخوردارى از همسر ، نعمتى الهى براى انسان
كذلك و زوّجنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 1
1- ازدواج با حوريان بهشتى ، نعمتى الهى براى متقين
كذلك و زوّجنـهم بحور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 85 - 9
9 ـ تحقق اراده الهى به عذاب دنيوى منافقان ، از طريق اعطاى مال وفرزند فراوان و نعمت هاى ظاهرى به آنان
إنما يريد اللّه أن يعذبهم بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 14
14- ثروت ، مكنت ، خوش نمايى و آراستگى زندگى كافران ، استدراج است .
هم أحسن أثـثًا و رءيًا . .. فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون
«استدراج»; يعنى، كسى را آهسته آهسته و به آرامى نزديك چيزى بردن (لسان العرب) در اين آيه «مدّاً» ـ كه مفعول مطلق است ـ بيان نوعى خاصى از امهال است كه مقصود از آن به قرينه «حتّى إذا. ..»، نزديك ساختن كافران به عذاب موعود الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 9
9 - « قال أبوعبداللّه ( ع ) . . .إذا أراد اللّه تعالى بعبد شرّاً فأذنب ذنباً تَبِعَه بنعمة ، لينسيه الإستغفار و يتمادى به و هو قول اللّه تعالى : « سنستدرجهم من حيث لايعلمون » . . . ;
امام صادق(ع) فرمود: . .. هرگاه خداوند اراده بدى نسبت به بنده اى داشته باشد و آن بنده گناهى انجام دهد، در پى آن گناه نعمتى به او مى دهد تا استغفار را فراموش كند و عمل خود را ادامه دهد. دليل آن، اين سخن خداى تعالى است كه مى فرمايد: (سنستدرجهم من حيث لايعلمون)...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 71 - 8
8- آزادى و استقلال در تمامى شؤون زندگى ، رزق و روزى خدادادى و از نعمت هاى روشن و برجسته الهى است .
فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء أفبنعمة الله يجحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 2
2- اسحاق و يعقوب ( ع ) موهبت خداوند به ابراهيم ( ع ) بود .
و وهبنا له إسحـق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 4
4 - اسلام ، نعمتى خدادادى و منّتى الهى بر مؤمنان
يـأيّها الذين ءامنوا . .. هو اجتبيكم
تقدير «هو اجتباكم» به قرينه جمله «و ما جعل عليكم فى الدين من حرج» مى تواند «هو اجتباكم للدين» باشد; يعنى، خدا است كه شما را براى دين خود برگزيد و توفيق ايمان را به شما عطا كرد; وگرنه شما نيز مانند ديگران كافر و مشرك بوديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 3
3 - دشمنان اسلام ، ناسپاس در برابر نعمت اسلام و مظاهر ربوبيت خداوند
إنّ الإنسـن لربّه لكنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 25
25 ـ دين اسلام ، نعمت والاى الهى براى مردم
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى
نسبت دادن نعمت به خداوند، حاكى از بزرگى آن نعمت مى باشد. مراد از نعمت، دين اسلام است و خداوند با نسبت دادن آن به خويش و گفتن «نعمتى» عظمت والاى آن را به مردمان گوشزد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 2
2 ـ اسلام ، نعمت الهى بر مؤمنان
و اذكروا نعمة اللّه عليكم
بنابر اينكه مراد از «نعمة اللّه»، به قرينه آيه سوم (اليوم . .. اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً)، دين اسلام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 9
9 ـ اسلام و ايمان، نعمت و رحمتى بزرگ از جانب خداوند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
«منّ» در لغت به معناى «أنعم» آمده است. «منّ عليه مناً ... أنعم». (قاموس اللغة). اگر چه اين جمله نقل گفتار مشركان است، ولى مطلبى است كه قرآن آن را نقل كرده و آن را رد نكرده است. بنابراين اسلام و ايمان نعمتى ويژه و برجسته است كه خداوند به مؤمنان عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 7 - 3
3 - هدايت يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به شريعت اسلام ، پس از ناآگاهى از آن ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
و وجدك ضالاًّ فهدى
آيه شريفه در مقام امتنان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برشمردن يكى از نعمت هاى بزرگ خداوند است و به همين جهت، نمى توان آن را مربوط به گم شدن آن حضرت در نزد حليمه، يا عبدالمطلب و يا ابوطالب دانست آنگونه كه برخى احتمال داده اند; زيرا اين امور نه ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده و نه اهميتى فوق العاده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 4
4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست
ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 21،22
21 ـ روز غدير ( روز نصب على ( ع ) به امامت ) ، روز اكمال دين و اتمام نعمت خداوند بر مسلمانان
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى
مراد از «اليوم اكملت . ..»، با توجه به شأن نزول آيه و روايات متعدد، روز غدير خم بوده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حضرت على(ع) را به امامت منصوب كرد.
22 ـ تعيين امامت و رهبرى على ( ع ) در روز غدير ، موجب اكمال دين و اتمام نعمت
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 46 - 4
4 ـ حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها
ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنـه إلينا قبضًا يسيرًا
آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 10 - 2
2 ـ توانايى انسانها بر بهره گيرى از امكانات زمين نعمتى بايسته شكرگزارى است.
و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 18 - 10
10 - امكانات فراوان و امنيت راه ها ، نعمت هايى خدايى است .
و جعلنا بينهم و بين القرى . .. قرًى ظـهرة ... سيروا فيها ... ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 14 - 2
2 - امكانات زندگى و وسايل معيشت ، از نعمت هاى الهى است .
و مهّدت له تمهيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 15
15- امنيت كشور و حفظ منافع ملت ، نعمتى شايسته سپاس گزارى
علّمنـه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شـكرون
خداوند به خاطر آموزش صنعت اسلحه سازى به داوود(ع)، مردم را به شكرگزارى فرا خواند; ولى از آن جا كه اين صنعت بايد در جهت منافع مردم (لكم) و حفظ آنان از تعرض دشمن باشد، به دست مى آيد كه منافع مردم و امنيت آنان در برابر دشمن،
هدف اصلى و مطلوب نهايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 26
26 - كفران و ناسپاسى نعمت حاكميت دين داران و امنيت در پناه دين ، نشان فسق و تبه كارى و خروج از راه حق و صواب است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم . .. ليستخلفنّهم ... و ليمكّننّ لهم دينهم ... يعبدون
«فسق» به معناى عصيان و ترك فرمان هاى الهى و خروج از راه حق است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 9،11
9 - امنيت مكه ، نعمت الهى و شايسته سپاسگزارى است .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا. .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون
11 - امنيت ، نعمتى الهى است و ناامنى و جوّ آدم ربايى ، امرى نامطلوب و نكوهيده است .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا و يتخطّف الناس من حولهم أفبالبـطل . .. و بنع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 51 - 3
3- امنيت و آرامش ، از نعمت هاى جهان آخرت
إنّ المتّقين فى مقام أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 3
3 - برخوردارى از جاى امن ، هدايت و ثروت ، نعمت هاى الهى و سزاوار بازگو كردن براى ديگران است .
فـاوى . .. فهدى ... فأغنى ... و أمّا بنعمة ربّك فحدّث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 7 - 8
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 8
8 - « فى المجمع ، فى تفسير قوله تعالى « ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم » ] هو الأمن و الصحّة . . . روى ذلك عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) ;
در «مجمع البيان» درباره تفسير سخن خداوند «. .. عن النعيم» آمده: «نعيم» امنيت و سلامتى است ... اين مطلب از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 2 - 3
3 - امنيت راه هاى كوچ زمستانى و تابستانى قريش ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس
إيلـفهم رحلة الشتاء و الصيف
در برداشت ياد شده، سوره «قريش» مستقل از سوره «فيل» دانسته شده است. در اين صورت، اين آيه مانند آيه قبل، مربوط به «فليعبدوا» در آيه بعد خواهد بود; يعنى، حال كه اين ايلاف تداوم يافته است، قريش بايد خدا را بندگى كنند. گفتنى است كه التزام به بندگى به پاس نعمت، شكرگزارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 3 - 6
6 - سپاس قريش از خداوند در برابر نعمت امنيت ، به پذيرش بندگى او بود .
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل . .. فليعبدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 16
16 - برخوردارى از غذا و امنيت ، نعمتى است كه سپاس آن ، تنها عبادت خداوند است .
فليعبدوا ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 6
6 - تعيين خانه خدا براى حضور مردم و تأكيد بر حفظ امنيت حاضران در آن محيط ، از نعمت هاى الهى و شايسته و بايسته به يادداشتن
و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً
«إذ» مفعول براى «اذكروا» (به ياد داشته باشيد) است و لام در «للناس» حكايت از آن دارد كه قرار دادن كعبه براى حضور پياپى مردم در جهت منافع آنان است، كه از آن در برداشت، به نعمت تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 3
3 ـ امنيت و آرامش خاطر، نعمتهايى ارزنده
فمن يرد الله . .. لهم دارالسلم عند ربهم
ياد كردن از «دارالسلام» (خانه امن)، به عنوان پاداشى ويژه براى متذكران، بيانگر ويژگى اين نعمت و ارزش فوق العاده آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 2
2- امنيت و آرامش اجتماعى ، از نعمت هاى مهم الهى است .
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. بأنعم الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 2
2- امنيت و آسايش ، مهم ترين نعمت در كنار زيبايى ها و طراوت هاى بهشت
فى مقام أمين . فى جنّـت و عيون
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه قرآن، در مقام ذكر نعمت هاى اخروى متقين، از امنيت به عنوان نعمتى مهم و حتى مقدم بر ديگر نعمت ها نام برده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 18 - 9،10
9 - وجود امنيت در راه ها ، نعمتى شايسته شكرگزارى
لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية . .. و اشكروا له ... و جعلنا بينهم ... سيروا فيها ..
10 - امكانات فراوان و امنيت راه ها ، نعمت هايى خدايى است .
و جعلنا بينهم و بين القرى . .. قرًى ظـهرة ... سيروا فيها ... ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 3
3 - سباييان ، نعمت امنيت راه ها و نزديكى منزل گاه هاى سفر را كفران نموده و به خويش ستم روا داشتند .
فقالوا ربّنا بـعد بين أسفارنا و ظلموا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 9
9 - امنيت مكه ، نعمت الهى و شايسته سپاسگزارى است .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا. .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 13
13 - دل بستن به لطف خداوند ، خود از نعمت هاى الهى و سزاوار پاسخ گويى و سپاس گزارى است .
و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى
چنانچه استثنا در اين آيه، متصل باشد، «ابتغاء» از مصاديق «نعمة تجزى» خواهد بود. در نتيجه مفاد دو آيه، اين مى شود كه: كسى نزد انفاق گر نعمتى ندارد، جز يك نعمت [كه خداوند عطا كرده است] و آن حالت «ابتغاء» است. بنابراين وجود علاقه و دل بستگى به «وجه اللّه» ـ كه مايه «ابتغاء» است ـ نعمتى است كه بايد بهوسيله سپاس گزارى جزا داده شود (نعمة تجزى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 8
8 ـ انسان ، موجودى ناسپاس در برابر نعمت بعثت پيامبران و تعليمات الهى آنان
و إذا أذقنا الناس رحمة . .. إذا لهم مكر فى ءاياتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 22
22ـ مردم در برابر نعمت وجود پيامبران و معلمان توحيد ، ناسپاسند .
ذلك من فضل الله علينا و على الناس و لـكنّ أكثر الناس لايشكرون
شكر، در برابر نعمت است و نعمتهايى كه آيه مورد بحث گوياى آن است عبارت است از: 1ـتوحيد (ما كان لنا أن نشرك . ..)، 2ـ وجود پيامبران به عنوان معلمان توحيد و بيانگران شريعت و آيين الهى (ملّة آبائى ابراهيم ...). برداشت فوق، ناظر به دومين نعمت ياد شده در آيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 41 - 1
1- بشر ، بهره مند از وجود پيامبران صاحب رسالت ، قبل از رسول خاتم (صلی الله علیه و آله)
و لقد استهزئَ برسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 4
4 - ارسال رسولان به سوى مردم ، نعمتى معنوى در كنار ساير نعمت هاى الهى براى بشر و نمودى ديگر از ربوبيت ، تدبير و نظارت دقيق او بر احوال خلق است .
و ما كنّا عن الخلق غـفلين . .. و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه
در آيات پيشين، آوردن تعبيرهايى چون: «أنزلنا»، «أسكنّا»، «أنشأنا» و «نسقيكم»، براى بيان نمونه هايى از نعمت هاى
مادى خداوند براى بشر و نمودهايى از تدبير او بود. اكنون تعبير «و لقد أرسلنا...» در كنار آن نعمت ها، بيانگر نعمت معنوى خدا و يادآور نمودى ديگراز ربوبيتو تدبيرونظارت اوبر كاربندگانش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 6
6 - بعثت پيامبران و انتخاب ايشان از ميان خود مردم و از جنس آنان ، از نعمت هاى الهى است .
ربنا وابعث فيهم رسولا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 6
6 - انتخاب پيامبران از ميان مردم و از جنس خودشان ، از نعمت هاى الهى است .
كما أرسلنا فيكم رسولا منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 4،6
4 ـ بنى اسرائيل ، برخوردار از نعمت پيامبرانى متعدد پيش از موسى ( ع )
اذ جعل فيكم انبياء
6 ـ بعثت پيامبران در ميان امت ها ، نعمتى بزرگ براى آنان
اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ جعل فيكم انبياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 1 - 2
2 - انجير و زيتون ، دو نعمت شايسته براى انسان و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند
و التين و الزيتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 3
3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 34 - 3
3 - خرما و انگور ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و جعلنا فيها جنّـت من نخيل و أعنـب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 9
9 ـ اسلام و ايمان، نعمت و رحمتى بزرگ از جانب خداوند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا
«منّ» در لغت به معناى «أنعم» آمده است. «منّ عليه مناً ... أنعم». (قاموس اللغة). اگر چه اين جمله نقل گفتار مشركان است، ولى مطلبى است كه قرآن آن را نقل كرده و آن را رد نكرده است. بنابراين اسلام و ايمان نعمتى ويژه و برجسته است كه خداوند به مؤمنان عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 10
10- « قال أميرالمؤمنين ( ع ) : ما بال أقوام غيّروا سنّة رسول الله (صلی الله علیه و آله) و عدلوا عن وصّيه ؟ لايتخوّفون أن ينزل بهم العذاب ، ثمّ تلا هـذه الآية : « ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفراً و أحلّوا قومهم دار البوار . . . » ثمّ قال : نحن النعمة التى أنعم الله بها على عباده . . . ;
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: تغيير دهندگان سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و روى گردانان از جانشين آن حضرت را چه شده كه از نزول عذاب بر خودشان نمى ترسند؟ سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «ألم تر إلى الذين بدّلوا . ..» سپس فرمود: ما آن نعمتى هستيم كه خدا به بندگانش عطا فرمود...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 17،18
17 - باد ها و رهاورد هاى آن ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .
يرسل الرياح . .. و لعلّكم تشكرون
«لعلّ» در آيه، به معناى تعليل است.
18 - انسان ها ، به رغم بهره مند بودن از نعمت و فوايد باد ، ممكن است از شكر آن نعمت ، سرباز زنند .
و لعلّكم تشكرون
«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و رجا است استعمال آن در آيه، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 9
9 ـ جريان باد ها ، نزول باران ، احياى سرزمين هاى مرده و سيراب كردن دام ها و انسان ها از نعمت هاى الهى و از نشانه هاى ربوبيت خداوند
ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى أرسل ... أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به ب
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه اين آيه، مانند آيات گذشته، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى و اثبات ربوبيت مطلق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 9
9 ـ جريان باد ها ، نزول باران ، احياى سرزمين هاى مرده و سيراب كردن دام ها و انسان ها از نعمت هاى الهى و از نشانه هاى ربوبيت خداوند
ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى أرسل ... أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به ب
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه اين آيه، مانند آيات گذشته، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى و اثبات ربوبيت مطلق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 50 - 7
7 ـ باران ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گزارى است .
لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 11 - 1
1 - نزول باران ، نعمتى الهى و براساس تقدير منظم و اندازه معين
و الذى نزّل من السماء ماء بقدر
واژه «قدر» (قيد «نزّل») مى تواند به معناى اندازه باشد; يعنى، باران را به اندازه معين نازل مى كند. هم چنين مى تواند به معناى تقدير و برنامه باشد; يعنى، باران براساس تقدير و برنامه منظم نازل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 15 - 1
1 - نزول باران بر زمين ، مايه توليد حبوبات و رويش گياهان است .
و أنزلنا . .. لنخرج به حبّـًا و نباتًا
«باء» در «به»، براى استعانت است و بيانگر نقش باران در رويش دانه ها و گياهان و نيز ميوه هايى است كه در بوستان هاى پوشيده از درخت، حاصل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 25 - 4
4 - باران و آب از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان به درگاه او است .
ما أكفره . .. إنّا صببنا الماء صبًّا
كفر در «ما أكفره» ـ به قرينه آيات پيشين ـ ممكن است به معناى كفران نعمت باشد. بنابراين آيه، در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 28 - 5
5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا
برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 6
6 ـ خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .
و ينزل عليكم من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 134 - 4
4 - باغستان هاى پوشيده از درخت و چشمه سار هاى روان در ميان آنها ، نمودى از نعمت بخشى و امداد الهى به بشر
أمدّكم . .. و جنّـت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 5،9
5 - اموال ، فرزندان ، باغ ها و نهر ها ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و يمددكم بأمول . .. و يجعل لكم أنهـرًا
9 - اموال ، اولاد و باغ هاى آباد ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و يمددكم بأمول و بنين و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 30 - 2
2 - ايجاد باغ هاى پردرخت با نزول باران بر زمين مساعد ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
صببنا . .. شققنا ... فأنبتنا ... و حدائق غلبًا
چنانچه «غلبا» توصيف ذات «حدائق» باشد ـ نه درختان آن ـ ضخامت بستان كنايه از انبوه و متراكم بودن درختان آن خواهد بود. برداشت ياد شده، براساس ارتباط اين آيه با «ما أكفره» در آيات پيشين است. با توجّه به اين احتمال كه «كفر» در آن آيه، به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 7
7 - دانه هايى چون گندم ، جو ، برنج و . . . ، از مهم ترين خوردنى ها و نعمت هاى الهى براى بشر است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
تقديم جار و مجرور (فمنه) بر متعلق خود (يأكلون)، مى تواند براى اهتمام و نيز توجه دادن انسان ها به اين نعمت ارزشمند الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 4،5،7
4- خداوند به هر كس كه بخواهد نعمتى بزرگ عطا مى كند .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
«منّت» در لغت به معناى نعمت سنگين و بزرگ است.
5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
7- مقام پيامبرى ، موهبت و نعمتى بزرگ از سوى خداوند براى بندگانى خاص است .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 9
9 - صلح با مشركان ، در شرايط سخت و دشوار مكه ، نعمتى بزرگ و راه گشاى حركت هاى سرنوشت ساز بعدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
فتحنا لك فتحًا . .. و يتمّ نعمته عليك و يهديك صرطًا مستقيمًا
با توجّه به اين كه صلح حديبيه، در شرايط دشوار صورت گرفته است; احتمال مى رودكه نعمت شمرده شدن آن، از اين جهت بوده كه فرصتى براى تجديد قوا پديد آورده و راه را به سوى حركت هاى مهم بعدى گشوده است (و يهديك صراطاً مستقيماً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 5
5 - باران فروان و پى درپى ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر
يرسل السماء عليكم مدرارًا
يادآورى نزول باران، به عنوان نخستين ثمره استغفار و ايمان، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 4 - 3
3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .
إنّا هدينـه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكـفرين ... سعيرًا
از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 9
9 - برطرف شدن تاريكى با طلوع سپيده دم ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 6
6 - « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى » ، از ارزش ها و نعمت هاى الهى براى انسان
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 6
6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى
شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 5
5- تضمين بقاى نسل انسان از طريق زوجيت و همسردارى ، از نعمت هاى خداوند است .
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 77 - 3
3 - بقاى نسل نوح ( ع ) براى هميشه تاريخ ، از نعمت ها و الطاف ويژه الهى به ايشان
و جعلنا ذرّيّته هم الباقين
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 9
9ـ بهشت و موهبت هاى آن ، عطايى الهى است .
عطاءً غير مجذوذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 47 - 1
1 - پاداش بهشت به بيمناكان مقام پروردگار ، نعمتى انكارناپذير و غير قابل تكذيب
و لمن . .. جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 3
3 - بهشت ، نعمت چشم گير و سلطنت بزرگ و گسترده است .
نعميًا و ملكًا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 4
4 - بهشت برين ، از نعمت هاى الهى براى انسان هاى كوشا و آخرت طلب
ناعمة . .. فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 3
3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 4 - 1
1 - تكلم و قدرت بيان مفاهيم ، از نعمت هاى مهم الهى براى انسان
الرحمـن . .. علّمه البيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 5
5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان
و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 7
7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .
و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً
خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 4
4 - نيروى شنوايى ، بينايى و ادراكى انسان ، نعمت هايى الهى و در خور شكر و سپاس گزارى
و هو الذى أنشأ لكم . .. قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 3،5،7،8،9
3 - پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او ( قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ) ، نشانه و جلوه قدرت خداى رحمان
الرحمـن . .. هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
5 - قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ، از نعمت هاى الهى و در خور شكر و سپاس
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
7 - استفاده بهينه نكردن كافران تكذيب گر از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكر نكردن انسان ها در برابر نعمت ها، به معناى استفاده صحيح نكردن از آنها است.
8 - ناسپاسى بسيار انسان ها ، در برابر نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينـه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها ـ به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد ـ مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين ـ كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود ـ قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين ـ كه نعمت هاى الهى را برشمرده ـ گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 4
4 ـ شنوايى، بينايى و عقل و درك آدمى، از مهمترين نعمتهاى الهى در وجود انسان
إن أخذ اللّه سمعكم و أبصركم و ختم على قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 28 - 11
11 - داشتن فرزند دانا و دانشمند ، از نعمت هاى الهى و شايسته بشارت و شادمانى
و بشّروه بغلـم عليم
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه واژه «بشارت» در جايى به كار مى رود كه خير و نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 8
8- به كار آمدن پشم ، كرك و موى حيوانات در ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، از نعمت هاى الهى است .
و من أصوافها و أوبارها و أشعارها أثـثًا و متـعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 6
6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .
و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 6
6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .
و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 6
6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .
و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 2
2 ـ لباسهايى كه زشتيهاى آدمى را مستور مى دارد و لباسهاى زينتى، از نعمتهاى خداوند است.
قد أنزلنا عليكم لباسا يورى سوءتكم و ريشا
«ريش» به معناى پسر پرندگان است، و از آنجا كه پرهاى پرندگان پوشش و زينت آنهاست، به اين مناسبت در مورد لباس زينتى به كار برده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 1
1 ـ مؤمنان عصر بعثت برخوردار از نعمت الفت و دوستى نسبت به يكديگر
و ألف بين قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 8
8- ميوه ها و نباتات تأمين رزق و روزى انسان ، نمودى از نعمت و لطف الهى بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن، تشويق كننده بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الاءنسان لظلوم كفّار» در دو آيه بعد (آيه 34) مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 40 - 5
5 - توالى شب و روز و پديدار شدن نور و تاريكى در زندگى ، از نعمت هاى الهى براى بشر است .
لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر . .. و كلّ فى فلك يسبحون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 4 - 4
4 - تاريك شدن زمين در شب ، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها
و الّيل إذا يغشيها
تأثير سوگند، زمانى است كه مخاطب، مورد سوگند را محبوب خود بيابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 2 - 2
2 - شب و سيطره افكندن تاريكى آن بر موجودات ، از نعمت هاى بزرگ الهى و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند
و الّيل إذا سجى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 1
1 - محبت به ايمان و بيزارى از كفر و گناه ، جلوه اى از فضل و نعمت الهى
و لـكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمـن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 17
17- مسخّر و رام بودن نهر ها و رود ها ، نمودى از نعمت و لطف خداوند بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
و سخـّر لكم الأنهـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 53 - 6
6 - وجود راه ها و امكان سير و انتقال ، بر اثر همواربودن زمين ، از موهبت هاى الهى براى انسان و پرتويى از ربوبيت خداوند
الذى . .. سلك لكم فيها سبلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 20
20ـ تسليم خدا بودن تا پايان عمر ، از نعمت هاى بزرگ الهى است .
توفنى مسلمًا
جمله «مرا در حال تسليم بميران» (توفنى مسلماً) كنايه از اين است كه من همواره تسليم تو باشم به گونه اى كه در هر لحظه و شرايطى كه جان دادم ، با اين وصف قرين بوده باشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 3،5،7،8،9
3 - پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او ( قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ) ، نشانه و جلوه قدرت خداى رحمان
الرحمـن . .. هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
5 - قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ، از نعمت هاى الهى و در خور شكر و سپاس
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
7 - استفاده بهينه نكردن كافران تكذيب گر از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكر نكردن انسان ها در برابر نعمت ها، به معناى استفاده صحيح نكردن از آنها است.
8 - ناسپاسى بسيار انسان ها ، در برابر نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 2 - 3
3 - تعليم قرآن ، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمت هاى ديگر
علّم القرءان . خلق الإنسـن
سوره «الرحمان»، حاوى بيان انواع نعمت هايى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. از اين كه مسأله تعليم قرآن، سرآغاز همه نعمت ها و حتى آفرينش انسان قرار گرفته، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، نعمتى بزرگ در رديف نعمت رسالت
فولوا وجوهكم شطره . .. لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه كاف در «كما» براى تشبيه باشد. بر اين مبنا تغيير قبله - كه از آيه قبل به دست مى آيد - «مشبّه» و ارسال پيامبر «مشبّه به» مى باشد و تشبيه مسأله قبله به نعمت رسالت، نشانگر عظمت آن مسأله و بزرگى آن نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 4،6
4 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، از نعمتهايى كه مسلمانان بايد به پاس آنها ، همواره به ياد خدا باشند .
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى
برداشت فوق از حرف «فاء» كه «اذكرونى» را بر نعمتهاى ياد شده (تغيير قبله و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تفريع كرده است، به دست مى آيد.
6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى
شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 3
3 - ره يابى انسان و جامعه به رشد و تعالى دينى ، فضل و نعمت خداوندى است .
أولـئك هم الرشدون . فضلاً من اللّه و نعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 4 - 1
1 - تكلم و قدرت بيان مفاهيم ، از نعمت هاى مهم الهى براى انسان
الرحمـن . .. علّمه البيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 28 - 2
2 - تنوع رنگ ها در انسان ها ، جنبندگان و دام ها ، از نعمت هاى الهى
و من الناس و الدّوابّ و الأنعـم مختلف ألونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 6
6 - وجود انواع ميوه ها با رنگ ها ، طعم ها و خواص گوناگون ، از نعمت هاى خداوند براى بشر
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
برخى از مفسران بر اين باورند كه اختلاف رنگ ميوه ها اشاره به طعم ها و خواص گوناگون آنها دارد; زيرا نوعاً ميوه هاى رنگارنگ، طعم ها و خواص گوناگونى دارند. گفتنى است اين آيه و آيه بعد، ضمن تبيين قدرت و يكتايى خداوند، در صدد برشمردن نعمت هاى الهى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 117 - 4
4 - اعطاى كتاب ( تورات ) به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از نعمت هاى بزرگ الهى به ايشان
و لقد مننّا على موسى و هـرون . .. و ءاتينـهما الكتـب المستبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 53 - 5
5 - تورات عطا شده به موسى ( ع ) از نعمت هاى خداوند به بنى اسرائيل
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان
با توجه به آيه 47 معلوم مى شود: اين بخش از آيات در صدد بيان نعمتهاى گرانقدرى است كه خداوند به بنى اسرائيل عطا فرموده است. بنابراين عطاى تورات و فرقان نيز در آيه مورد بحث، به عنوان يك نعمت بزرگ مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 154 - 5
5 ـ تورات، نعمتى كامل براى نيكوكاران قوم موسى
تماما على الذى أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 39 - 7
7 - قدرت ، مكنت و ثروت در صورت بودن در مسير الهى ، عطيه خداوندى است .
و هب لى ملكًا . .. هـذا عطاؤنا فامنن أو أمسك بغير حساب
از تعبير «عطاؤنا» درباره قدرت سياسى و مكنت و ثروت سليمان(ع) ـ كه در مسير رسالت الهى قرار داشت ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 12 - 2
2 - اموال و دارايى هاى بشر ، به قدرت و مشيت خداوند و از نعمت هاى او است .
و جعلت له مالاً ممدودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 3
3 - برخوردارى از جاى امن ، هدايت و ثروت ، نعمت هاى الهى و سزاوار بازگو كردن براى ديگران است .
فـاوى . .. فهدى ... فأغنى ... و أمّا بنعمة ربّك فحدّث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 2
2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق
و يبقى وجه ربّك ذو الجلـل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 2
2 - قانون مندى جريان آب هاى زمين ، نعمتى الهى براى جن و بشر
مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 7
7 - دانه هايى چون گندم ، جو ، برنج و . . . ، از مهم ترين خوردنى ها و نعمت هاى الهى براى بشر است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
تقديم جار و مجرور (فمنه) بر متعلق خود (يأكلون)، مى تواند براى اهتمام و نيز توجه دادن انسان ها به اين نعمت ارزشمند الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 16
16 - قواى ادراكى انسان ( چشم و گوش و قلب ) مواهب الهى اند و شايسته است كه به خاطر آنها ، به درگاه وى شكرگزارى شود .
ثمّ سوّيـه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 8 - 1
1 - دو چشم انسان ، عطاى خداوند و نعمتى بزرگ است .
ألم نجعل له عينين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 134 - 4
4 - باغستان هاى پوشيده از درخت و چشمه سار هاى روان در ميان آنها ، نمودى از نعمت بخشى و امداد الهى به بشر
أمدّكم . .. و جنّـت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 34 - 6
6 - چشمه ها ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و فجّرنا فيها من العيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 5 - 5
5- قابليت بهره بردارى از فرآورده هاى دامى ( گوشت ، لبنيات و . . . ) براى تغذيه آدمى ، از مواهب و نعمت هاى الهى است .
و الأنعـم خلقها لكم . .. و منها تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 42 - 3
3 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) از سوى خداوند ، به سود بشر و از نعمت هاى او است .
و ءاية لهم . .. و خلقنا لهم من مثله ما يركبون
گفتنى است كه لام در «لهم» براى انتفاع است; يعنى، مركب هاى مانند كشتى را به نفع انسان ها آفريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 79 - 2
2 - دام ها ، از نعمت هاى الهى براى بشر است .
اللّه الذى جعل لكم الأنعـم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى الهى بر بشر و امتنان بر آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 12 - 4
4 - مركب قرار گرفتن كشتى ها و دام ها ، از نعمت هاى الهى براى انسان است .
و جعل لكم من الفلك و الأنعـم ما تركبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 55 - 26
26 - كفران و ناسپاسى نعمت حاكميت دين داران و امنيت در پناه دين ، نشان فسق و تبه كارى و خروج از راه حق و صواب است .
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم . .. ليستخلفنّهم ... و ليمكّننّ لهم دينهم ... يعبدون
«فسق» به معناى عصيان و ترك فرمان هاى الهى و خروج از راه حق است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 15 - 3
3 - حبوبات و گياهان ، از نعمت هاى الهى
لنخرج به حبّـًا و نباتًا
سياق آيات مورد بحث، نشان مى دهد كه خداوند در مقام برشمردن آن دسته از آفريده هاى خويش است كه در زندگانى انسان ها مؤثر مى باشد. تقديم «حبّ» بر «نبات»، به دليل اهميت بيشتر دانه جات (از قبيل گندم، جو و...) در زندگى آنها است، به گونه اى كه در اكثر موارد، گياه را براى دانه اش مى خواهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 15 - 3
3 - حركت انسان ها ، بر روى زمين و اطراف و اكناف آن ، از نعمت هاى خداوند و جلوه لطف او است .
جعل لكم الأرض ذلولاً فامشوا فى مناكبها
مقصود از «مناكب» (شانه ها) در اين آيه، روى زمين و اطراف و اكناف آن است. گفتنى است برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى الهى به بشر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 46 - 4
4 ـ حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها
ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنـه إلينا قبضًا يسيرًا
آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 4
4 - حركت كشتى ها در دريا ، نعمتى مهم و اساسى براى انسان ها
سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره
از اين كه در ميان منافع دريا، جريان كشتى ها (كشتى رانى) اختصاص به ذكر يافته است، اهميت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 2
2 - اصل حسابرسى اعمال خلق در نظام جهان ، نعمتى الهى ، انكارناپذير و غير قابل تكذيب
سنفرغ لكم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تعبير «سنفرغ لكم. ..»، مى تواند نويدى باشد به از بين نرفتن اعمال خلق و به حساب آمدن نهايى آن و «ءالآء» نيز بر اين نعمت الهى اطلاق شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 15
15 ـ قرآن و حكمت هاى نازل شده ، از نعمت هاى الهى
و اذكروا نعمت اللّه عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب الحكمة
بنابراينكه جمله دوّم (و ما انزل . .. )، عطف تفسيرى براى «نعمت اللّه» باشد، و يا اينكه از موارد عطف خاص بر عام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 7
7ـ بهره مند شدن از قدرت و مكنت از نعمت هاى بزرگ الهى است .
رب قد ءاتيتنى من الملك
از آن جا كه يوسف(ع) در مقام سپاسگزارى و بيان الطاف خداوند است ، معلوم مى شود: آنچه نام برده از نعمتهاى الهى است و از اينكه در ميان نعمتهاى بى شمار الهى چندين نعمت را يادآور شده است ، عظمت و بزرگى آنها را مى توان استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 11
11 ـ فرمانروايى ، سرورى و استقلال امت ها ، از نعمت هاى بزرگ خداوند
اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ . .. جعلكم ملوكاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 6
6 - برخوردارى از حكومت الهى ، موهبتى والا همچون برخوردارى از كتاب آسمانى و نبوت
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتـب و الحكم و النبوّة
در صورتى كه «الحكم» نظر به حكومت داشته باشد; از اين كه در زمره كتاب و نبوت به عنوان موهبتى الهى براى بنى اسرائيل معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 1
1 - حوريان مستور در خيمه هاى بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير پروردگار و غيرقابل تكذيب
حور مقصورت . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 75 - 1
1 - حوريان عفيف و پاكدامن بهشتى ، از نعمت هاى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب الهى
لم يطمثهنّ إنس قبلهم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 3
3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 2
2 ـ پيكار در راه خداوند ، شكر نعمت حيات
ثمّ احياهم . .. و لكن اكثر النّاس لا يشكرون. و قاتلوا فى سبيل اللّه
فرمان جهاد، پس از بيان ناسپاسى مردمان در برابر نعمت حيات، در واقع نشان دادن روشى است براى سپاس و شكر خداوند در برابر نعمت حيات.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 15
15 ـ داشتن همسر ، خادم و مسكن ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل
و جعلكم ملوكاً
از رسوا خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح « جعلكم ملوكاَ» در آيه فوق روايت شده: زوجه و مسكن و خادم. حديث فوق در صدد بيان معناى تنزيلى براى «ملك» مى باشد، چنانكه در عرف عامه نيز مرسوم است كه مى گويند هر كس همسر، خادم و مسكن داشته باشد، پادشاه است.
الدر المنثور، ج 3، ص 47، سطر 5.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 2
2 - بودن در كنار همسران خود و برخوردارى از آرامش و موهبت هاى طبيعت ، از نعمت هاى الهى و دلپذير براى همگان
فى شغل فـكهون . هم و أزوجهم فى ظلـل على الأرائك متّكئون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد بيان نعمت هاى الهى براى اهل بهشت و تشويق مردم به ايمان براى برخوردار شدن از اين نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 43 - 5
5 - خانواده ( زن و فرزند ) ، نعمت و موهبت الهى
و وهبنا له أهله و مثلهم معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 11
11 ـ آمادگى زمين براى سكونت انسان ها و آگاهى آنان به خانه سازى ، از مواهب و نعمت هاى بزرگ الهى
و بوأكم فى الأرض تتخذون من سهولها قصوراً و تنحتون الجبال بيوتاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 34 - 3
3 - خرما و انگور ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و جعلنا فيها جنّـت من نخيل و أعنـب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 3
3 ـ صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا نعمت خلافت و سكونت گزيدن در سرزمين حجر را نعمتى از جانب خدا بدانند و آن را همواره به خاطر داشته باشند .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 2 - 3
3 - تعليم قرآن ، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمت هاى ديگر
علّم القرءان . خلق الإنسـن
سوره «الرحمان»، حاوى بيان انواع نعمت هايى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. از اين كه مسأله تعليم قرآن، سرآغاز همه نعمت ها و حتى آفرينش انسان قرار گرفته، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 3 - 5
5 - وجود انسان از سوى خداوند ، خود نعمتى است الهى .
خلق الإنسـن
از آيات بعدى استفاده مى شود كه خداوند در اين آيات درصدد بيان نعمت هاى الهى براى بشر است. بر اين اساس مى توان
گفت: اين آيه، اصل وجود انسان را به عنوان نخستين نعمت الهى معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 7
7 ـ آفرينش شب همچون لباس براى انسان ، خواب آرامش بخش و روز پرتلاش ، از نعمت هاى الهى
و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار نشورًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 9 - 2
2 - خواب ، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها است .
و جعلنا نومكم سباتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 5
5 ـ استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن
إذ يغشيكم النعاس أمنة منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 4
4 - خوردنى ها ، رزق و عطيه الهى است .
كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 61 - 11
11 ـ ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها است .
تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. قمرًا منيرًا
برداشت فوق، به خاطر اين است كه آيه شريفه، ضمن آن كه بيانگر قدرت خدا است، مى تواند در صدد امتنان و برشمردن
نعمت هاى الهى براى انسان ها نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 2
2 - خورشيد پر فروغ ، نعمتى الهى است .
و جعلنا سراجًا وهّاجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 1 - 4
4 - خورشيد و نور آن ، نعمتى الهى است .
و الشمس و ضحيها
«سوگند»، زمانى مى تواند مخاطب را به قبول سخن وادار سازد كه آنچه به آن سوگند ياد شده است; مورد علاقه او بوده و به حال او سودمند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 2 - 5
5 - ماه و پيدايش آن پس از خورشيد ، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها است .
و القمر إذا تليها
سوگند، نشانه علاقه مخاطب به چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 78 - 2
2 - باقى ماندن نام و آوازه نوح ( ع ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 108 - 2
2 - برجا ماندن نام و آوازه ابراهيم ( ع ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر حضرت ابراهيم(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 119 - 2
2 - باقى ماندن نام و آوازه موسى و هارون ( عليهماالسلام ) در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليهما فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى خداوند بر موسى و هارون (عليهماالسلام) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 129 - 2
2 - باقى ماندن نام و آوازه الياس پيامبر در ميان آيندگان ، از نعمت ها و الطاف الهى به ايشان
و تركنا عليه فى الأخرين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام بر شمردن نعمت هاى خدا به حضرت الياس و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 44 - 10
10 - نام و آوازه نيك ، نعمتى است خدادادى و داراى مسؤوليت . *
و إنّه لذكر . .. و سوف تسئلون
برداشت بالا بدان احتمال است كه منظور از «ذكر» ياد و نام خوش باشد; و نه تذكر، يادآورى و هشدار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 4 - 5
5 - خوش نامى ، نعمتى الهى و سزاوار بازگو كردن و اظهار خرسندى است .
وامّا بنعمة ربّك فحدّث. .. و رفعنا لك ذكرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 7
7- برخوردارى انسان در زندگى خانوادگى از يارى بى دريغ افرادى چون نوادگان و خويشاوندان ، از نعمت هاى خداوند و از نشانه هاى اوست .
و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة
ماده «حفدة» در مورد يارانى به كار مى رود كه از خدمت گزارى تعدى نمىورزند كه مفسّران مصداق اين معنا را نوادگان يا همه خويشاوندان دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 17
17ـ علم تعبير خواب و دانش تحليل حوادث ، از نعمت هاى خداوند است .
كذلك . .. و لنعلّمه من تأويل الأحاديث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 11
11ـ دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، دانشى گران قدر و از نعمت هاى خداوند است .
و علمتنى من تأويل الأحاديث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 17
17ـ علم تعبير خواب و دانش تحليل حوادث ، از نعمت هاى خداوند است .
كذلك . .. و لنعلّمه من تأويل الأحاديث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 11
11ـ دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، دانشى گران قدر و از نعمت هاى خداوند است .
و علمتنى من تأويل الأحاديث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 53 - 6
6- زندگى دنيوى انسان ها ، آميزه اى از برخوردارى از نعمت و محروميت
و ما بكم من نعمة فمن الله ثمّ إذا مسّكم الضرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 29 - 2
2 - بهره مندى انسان از زيتون و از منافع گوناگون درخت خرما ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس گزارى است .
ما أكفره . .. و زيتونًا و نخلاً
«زيتون»، ميوه اى معروف (مصباح) و درختى معروف است و مى تواند جمع «زيتونة» باشد كه گاه بر درخت و گاه بر ميوه آن اطلاق مى گردد (لسان العرب). تعبير «نخل» ـ به جاى نام ميوه آن ـ ممكن است ناظر به اين باشد كه انسان علاوه بر خرما، از اجزاى ديگر نخل (از قبيل شاخ، برگ، تنه و ليف آن) نيز بهره مى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 3
3 - امكان بهره بردارى انسان ها از دريا به وسيله كشتى در سير و سفر و حمل و نقل ، از نعمت هاى الهى است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 8
8 - نعمت ها و منافع دريا ، نمود لطف و فضل الهى براى آدميان
سخّر لكم البحر . .. و لتبتغوا من فضله
از اين كه بر منافع نهفته در دريا «فضل الهى» اطلاق شده است، مطلب بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 25 - 1
1 - امكان ساخت كشتى هاى عظيم و دريانوردى ، از نعمت هاى انكارناپذير الهى براى زمينيان و غيرقابل تكذيب
و له الجوار المنشـات . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 53 - 3
3 ـ وجود دو دريا با آب گوارا و شيرين و شور و تلخ در كنار هم بدون مخلوط شدن و درهم آميختن آن دو آب ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و هو الذى مرج البحرين هـذا عذب فرات . .. و حجرًا محجورًا
آيه شريفه، ضمن آن كه در مقام بيان نشانه هاى ربوبيت پروردگار است، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 53 - 3
3 ـ وجود دو دريا با آب گوارا و شيرين و شور و تلخ در كنار هم بدون مخلوط شدن و درهم آميختن آن دو آب ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و هو الذى مرج البحرين هـذا عذب فرات . .. و حجرًا محجورًا
آيه شريفه، ضمن آن كه در مقام بيان نشانه هاى ربوبيت پروردگار است، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 3
3 - وجود دو نوع دريا با آب هاى متفاوت « شيرين و گوارا » و « شور و تلخ » ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و ما يستوى البحران هـذا عذب فرات سائغ شرابه و هـذا ملح أُجاج
اين آيه ضمن آن كه در مقام بيان نشانه هاى قدرت و يكتايى پروردگار است، در صدد بر شمردن نعمت هاى الهى براى بشر نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 53 - 3
3 ـ وجود دو دريا با آب گوارا و شيرين و شور و تلخ در كنار هم بدون مخلوط شدن و درهم آميختن آن دو آب ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و هو الذى مرج البحرين هـذا عذب فرات . .. و حجرًا محجورًا
آيه شريفه، ضمن آن كه در مقام بيان نشانه هاى ربوبيت پروردگار است، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 3
3 - وجود دو نوع دريا با آب هاى متفاوت « شيرين و گوارا » و « شور و تلخ » ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و ما يستوى البحران هـذا عذب فرات سائغ شرابه و هـذا ملح أُجاج
اين آيه ضمن آن كه در مقام بيان نشانه هاى قدرت و يكتايى پروردگار است، در صدد بر شمردن نعمت هاى الهى براى بشر نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 7
7 - مرگ براى انسان و دفن اموات ، دو نعمت از جانب خداوند و سزوار شكرگزارى است .
قتل الإنسـن ماأكفره . .. ثمّ أماته فأقبره
برداشت يادشده، بر اين اساس است كه كفر در «ماأكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 14
14 ـ كم ارزشى و اصالت نداشتن بهره هاى دنيوى
تبتغون عرض الحيوة الدّنيا
«عرض» در لغت به معنى «ناپايدار» است و تعبير از حيات دنيوى به «عرض»، اشاره به كم ارزشى و ناپايدارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 1
1 ـ مؤمنان عصر بعثت برخوردار از نعمت الفت و دوستى نسبت به يكديگر
و ألف بين قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 12
12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .
أنجينـكم . .. وعدنـكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 53 - 2
2 - هدايت ( دين ) ، عطيه اى است الهى براى بشر .
و لقد ءاتينا موسى الهدى
«إيتاء» (مصدر «آتينا») مرادف «إعطاء» به معناى بخشش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 33
33 ـ دين ، نعمت الهى و احكام ، متمم آن است . *
وليتم نعمته
بنابر اينكه مراد از «نعمت»، دين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 13،14
13 ـ فراگيرى پيام هاى خدا و به كارگيرى آنها در اعمال و رفتار ، سپاسگزارى از او در برابر نعمت دين است .
فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
مطرح كردن سپاسگزارى پس از اعطاى پيامهاى آسمانى، براى رساندن اين حقيقت است كه آن پيامها از نعمتهاست و بايد خداوند را به خاطر اعطاى آنها شاكر بود. فرمان به فراگيرى آنها مى رساند كه شكر اين نعمت به فراگرفتن و به كار بستن آنها است.
14 ـ دين و تعاليم آسمانى ، از نعمت هاى خداوند براى بشريت است .
برسلتى . .. و كن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 36 - 14،16
14 - رام بودن شتر براى انسان ، از نعمت هاى خدا
كذلك سخّرنـها لكم
16 - نعمت هاى خداوند شايسته شكر و سپاس گزارى
و البدن . .. سخّرنـها لكم لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 8
8- كوه ها ، نهر ها و راه ها ، از نعمت هاى الهى است .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 3
3 - تدارك راه هاى طبيعى در زمين براى هدايت انسان ، نعمتى خدادادى است .
و جعل لكم فيها سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 6 - 3،4
3 - دشمنان اسلام ، ناسپاس در برابر نعمت اسلام و مظاهر ربوبيت خداوند
إنّ الإنسـن لربّه لكنود
4 - ناسپاسى دشمنان اسلام در برابر ربوبيت خداوند ، دليل هجوم مجاهدان به صفوف آنان است .
و العـديـت . .. إنّ الإنسـن لربّه لكنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 9
9 ـ خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، نعمتى بزرگ در رديف نعمت رسالت
فولوا وجوهكم شطره . .. لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه كاف در «كما» براى تشبيه باشد. بر اين مبنا تغيير قبله - كه از آيه قبل به دست مى آيد - «مشبّه» و ارسال پيامبر «مشبّه به» مى باشد و تشبيه مسأله قبله به نعمت رسالت، نشانگر عظمت آن مسأله و بزرگى آن نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 4
4 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، از نعمتهايى كه مسلمانان بايد به پاس آنها ، همواره به ياد خدا باشند .
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى
برداشت فوق از حرف «فاء» كه «اذكرونى» را بر نعمتهاى ياد شده (تغيير قبله و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تفريع كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 3
3- شكوفايى اقتصادى جامعه و داشتن مبادلات گسترده تجارى ، نعمتى خداوندى
قرية . .. يأتيها رزقها رغدًا من كلّ مكان فكفرت بأنعم الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 17
17- غفران و خوشنودى پروردگار از بهشتيان ، نعمتى عظيم براى ايشان
فيها . .. و مغفرة من ربّهم
در اين آيه مغفرت پروردگار، همانند ساير نعمت ها، تذكر داده شده است و تنوين «مغفرة» دال بر تفخيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 13
13ـ رفاه در زندگانى دنيا و برخوردار بودن از نفوذ و اقتدار ، از نعمت هاى الهى است .
كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 6
6 - آزادى از ستم نظام ستمگر و نجات از مشكلات اندوه بار آن ، از نعمت هاى بزرگ الهى
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 8
8 - زدايش عداوت هاى مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى والا از سوى خداوند براى آن حضرت
ليغفر لك . .. و يتمّ نعمته عليك
«و يتمّ. ..» ممكن است تفسير «ليغفر...» باشد; يعنى، نفس غفران، نعمت خداوندى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 55 - 3
3- برطرف ساختن گرفتارى ها و ناگوارى ها ، از نعمت ها و عطيه هاى خداوند است .
ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم . .. بما ءاتينـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 67 - 4
4 ـ شب و روز ، دو نعمت بزرگ الهى و مؤثر در استمرار حيات انسانى
هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 7
7 ـ آفرينش شب همچون لباس براى انسان ، خواب آرامش بخش و روز پرتلاش ، از نعمت هاى الهى
و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار نشورًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 62 - 8
8 ـ شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى ، از نعمت هاى الهى و شايسته سپاس و تشكر
و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا
يادآورى سپاس گزارى انسان پس از بيان آفرينش شب و روز براى آدمى، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 15
15 - روشنايى روز و آسايش يافتن در تاريكى شب ، از نعمت هاى بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى
قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا. .. إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا .
توحيد ربوبى و برشمرنده نعمت هاى الهى و شكرگزارى از آنها است. ذيل آيه بعد (لعلّكم تشكرون) مؤيد اين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 7،8
7 - برقرار شدن نظام شب و روز در جهت تأمين نياز ها و منافع انسان ها ، نعمتى بزرگ و سزاوار شكر و سپاس الهى
و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون
8 - لزوم اداى شكر به درگاه خداوند ، به پاس برقرار كردن نظام شب و روز براى منافع انسان ها
جعل لكم الّيل و النهار . .. و لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 14
14 - شبِ آرامش دهنده و روزِ روشنايى بخش ، دو نعمت بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى
اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصرًا . .. و لـكنّ أكثر الناس لاي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 11 - 4
4 - قابليت روز براى رفع نيازمندى هاى زندگانى در آن ، از نعمت هاى خداوند به انسان
و جعلنا النهار معاشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 12
12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .
أنجينـكم . .. وعدنـكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 6
6 - روزى هاى الهى ، مواهبى پاكيزه و خوشگوار براى انسان
طيّبـت ما رزقنـكم
اضافه «طيّبات» به «ما رزقناكم» ممكن است بيانيه بوده و گوياى اين نكته باشد كه هر آنچه به شما روزى كرده ايم، طيّب و پاكيزه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 15 - 5
5 - وجود روزى و نيازمندى هاى بشر در زمين ، از نعمت هاى خداوند و جلوه لطف او است .
هو الذى جعل لكم الأرض ذلولاً . .. و كلوا من رزقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 54 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن ، روزى و عطاى الهى است .
جنّـت عدن . .. إنّ هـذا لرزقنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 11
11- روزى هاى حلال و دلپذير ، از نعمت هاى شايان شكرگزارى است .
فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا و اشكروا نعمت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 3 - 3
3 - تابناك شدن زمين در روز ، از نعمت هاى خداوند است .
و النهار إذا جلّيها
سوگند، نشانه آن است كه آنچه به آن سوگند ياد شده است، براى مخاطب سودمند و مورد علاقه او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 2 - 3
3 - روشنى روز ، از نعمت هاى خداوند است .
و النهار إذا تجلّى
سوگند، نشانه آن است كه آنچه به آن سوگند ياد شده است. براى مخاطب سودمند و مورد علاقه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 28 - 5
5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا
برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 28 - 5
5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا
برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 6
6 - وجود رهبرى دينى و شريعت آسمانى ، تبلور فضل و نعمت الهى بر خلق *
و اعلموا أنّ فيكم رسول اللّه . .. فضلاً من اللّه و نعمة
برداشت بالا بدان احتمال است كه جمله «فضلاً من اللّه و نعمة» در رابطه با صدر آيه قبل (فيكم رسول اللّه) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 5 - 6
6 - در دست داشتن امامت و پيشوايى جامعه ، از نعمت هاى بزرگ الهى است .
و نريد أن نمنّ . .. و نجعلهم أئمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 1
1 - زبان و دو لب انسان ، عطاى الهى و نعمت هايى بزرگ است .
و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 6 - 5
5 - آفرينش زمين ، نعمتى الهى براى انسان ها و در جهت منافع حياتى آنان است .
ألم نجعل الأرض مهـدًا
«مَهْد» و «مِهاد»، به معناى مكانى است كه ممهّد و مهيّا باشد (مفردات راغب). بنابراين جمله «ألم نجعل...»، حاكى از اين است كه خداوند زمين را به گونه اى قرار داده است كه براى ادامه حيات بشر آماده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 43 - 5
5 - خانواده ( زن و فرزند ) ، نعمت و موهبت الهى
و وهبنا له أهله و مثلهم معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 11
11 ـ آمادگى زمين براى سكونت انسان ها و آگاهى آنان به خانه سازى ، از مواهب و نعمت هاى بزرگ الهى
و بوأكم فى الأرض تتخذون من سهولها قصوراً و تنحتون الجبال بيوتاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 93 - 4
4 ـ برخوردارى مؤمنان از مسكن مناسب و كيفيت خوب زندگى ، در ديدگاه اديان الهى ، امرى پسنديده و نعمت خدادادى است .
و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 20
20ـ زندگى خويشاوندان و بستگان در كنار يكديگر بدون كدورت و تباهى ، از نعمت هاى خداوند است .
قد أحسن بى إذ . .. جاء بكم من البدو
چنان چه منظور يوسف(ع) در «جاء بكم من البدو» تنها رها شدن خاندانش از صحرانشينى بود و به حضور آنان در كنار خويش نظر نداشت، فعل «جاءبكم» را به كار نمى برد ; بلكه مثلاً مى گفت: «إذ أنجاكم من البدو» قيد «من بعد أن نزغ . ..» گوياى اين است كه حسن زندگانى جمعى بستگان منوط به نبود فساد و تباهى در ميان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 13 - 4
4 - حضور فرزندان نزد پدر و مادر و زندگى در جوار آنان ، از نعمت هاى الهى است .
و بنين شهودًا
«شهود» به معناى حضور است. اين قيد مى رساند كه حضور فرزندان در نزد پدر و مادر، نعمتى افزون بر وجود آنان براى والدين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 2
2- زوجيت در نظام زندگى انسان ها ، نعمتى است در جهت منافع و مصالح آنان .
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
برداشت فوق با استفاده از «لام» در «لكم» است كه براى انتفاع مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 12
12 - بقاى نسل انسان از طريق زوجيت و همسردارى ، نشانه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها . .. يخلقكم فى بطون أُمّهـتكم خلقًا من بعد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 8 - 3
3 - وجود دو جنس مرد و زن در نوع انسان ، از نعمت هاى خداوند به او است .
و خلقنـكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 7
7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 7
7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 7
7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 7
7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 7
7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج
«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 29 - 2
2 - بهره مندى انسان از زيتون و از منافع گوناگون درخت خرما ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس گزارى است .
ما أكفره . .. و زيتونًا و نخلاً
«زيتون»، ميوه اى معروف (مصباح) و درختى معروف است و مى تواند جمع «زيتونة» باشد كه گاه بر درخت و گاه بر ميوه آن اطلاق مى گردد (لسان العرب). تعبير «نخل» ـ به جاى نام ميوه آن ـ ممكن است ناظر به اين باشد كه انسان علاوه بر خرما، از اجزاى ديگر نخل (از قبيل شاخ، برگ، تنه و ليف آن) نيز بهره مى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 1 - 2
2 - انجير و زيتون ، دو نعمت شايسته براى انسان و داراى ارزشى درخور سوگند خداوند
و التين و الزيتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 2
2- بهرهورى انسان از سايبان و سرپناه به وسيله اشياى مختلف ، از نعمت هاى الهى است .
و الله جعل لكم ممّا خلق ظلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 61 - 11
11 ـ ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها است .
تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. قمرًا منيرًا
برداشت فوق، به خاطر اين است كه آيه شريفه، ضمن آن كه بيانگر قدرت خدا است، مى تواند در صدد امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى انسان ها نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 9
9 - ستارگان پرفروغ و زيبا ، از نعمت هاى الهى براى بشر
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 8
8 - ستارگان پرفروغ و زيبا ، از نعمت هاى الهى براى بشر
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصـبيح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينـه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها ـ به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد ـ مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين ـ كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود ـ قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين ـ كه نعمت هاى الهى را برشمرده ـ گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»،
زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 15 - 11
11 - داشتن سرزمينى آباد و دل پذير ، امرى مطلوب و پسنديده است .
بلدة طيبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 3
3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 13
13- خداوند ، مردم عصر داوود ( ع ) را به شكرگزارى در برابر اعطاى نعمت اسلحه سازى به ايشان ، فرا خواند .
و علّمنـه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شـكرون
استفهام در جمله «فهل أنتم شاكرون»، متضمن معناى امر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 7 - 8
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 8
8 - « فى المجمع ، فى تفسير قوله تعالى « ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم » ] هو الأمن و الصحّة . . . روى ذلك عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) ;
در «مجمع البيان» درباره تفسير سخن خداوند «. .. عن النعيم» آمده: «نعيم» امنيت و سلامتى است ... اين مطلب از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 20 - 6
6 - فراهم بودن زمينه آشنايى با راه خدا و آسان بودن سلوك آن ، نعمتى سزاوار شكرگزارى است .
قتل الإنسـن ما أكفره . .. ثمّ السبيل يسّره
چنانچه كفر در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد; آيات پس از آن ـ از جمله اين آيه ـ درصدد بيان نعمت هايى خواهد بود كه ناسپاسى آنها، موجب نفرين خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 1
1 - « منّ و سلوى » ، عطيه الهى به بنى اسرائيل و از روزى هاى پاكيزه و گوارا
و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى . كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
طيب، چيزى است كه قواى حسى و نفس آدمى از آن لذت ببرد (مفردات راغب). «طاب»; يعنى، لذيذ و پاكيزه شد (قاموس). البته يكى از معانى «طيّب»، «حلال» است، ولى چون همه رزق هاى الهى حلال مى باشد، معنايى كه مفهوم آن تقسيم رزق به حلال و حرام است، معناى مناسبى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 18،19،26
18 ـ خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .
و أنزلنا عليهم المن و السلوى
كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.
19 ـ « منّ » و « سلوى » خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به بنى اسرائيل
و أنزلنا عليهم المن و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم
26 ـ ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا
فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 67 - 4
4 ـ شب و روز ، دو نعمت بزرگ الهى و مؤثر در استمرار حيات انسانى
هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 7
7 ـ آفرينش شب همچون لباس براى انسان ، خواب آرامش بخش و روز پرتلاش ، از نعمت هاى الهى
و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار نشورًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 62 - 8
8 ـ شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى ، از نعمت هاى الهى و شايسته سپاس و تشكر
و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا
يادآورى سپاس گزارى انسان پس از بيان آفرينش شب و روز براى آدمى، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 15
15 - روشنايى روز و آسايش يافتن در تاريكى شب ، از نعمت هاى بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى
قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا. .. إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا .
توحيد ربوبى و برشمرنده نعمت هاى الهى و شكرگزارى از آنها است. ذيل آيه بعد (لعلّكم تشكرون) مؤيد اين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 7،8
7 - برقرار شدن نظام شب و روز در جهت تأمين نياز ها و منافع انسان ها ، نعمتى بزرگ و سزاوار شكر و سپاس الهى
و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون
8 - لزوم اداى شكر به درگاه خداوند ، به پاس برقرار كردن نظام شب و روز براى منافع انسان ها
جعل لكم الّيل و النهار . .. و لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 14
14 - شبِ آرامش دهنده و روزِ روشنايى بخش ، دو نعمت بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى
اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصرًا . .. و لـكنّ أكثر الناس لاي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 13
13 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان
على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 34 - 8
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان
على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 133 - 4
4 - دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و فرزندان ، از نعمت ها و امداد هاى الهى به بشر
أمدّكم بأنعـم و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 4
4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .
و لهم فيها منـفع و مشارب أفلايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 6
6 - شتر ، حيوانى سودمند براى انسان و نعمتى الهى است .
أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت
ياد كردن از مخلوقى خاص، براى ترغيب انسان به تفكّر نشان تأثير مثبت اين مخلوق، در زندگانى انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 1 - 3
3 - شرح صدر و تحمّل سختى ها ، نعمتى الهى و سزاوار بازگو كردن و اظهار خرسندى است .
و أمّا بنعمة ربّك فحدّث . بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألم نشرح لك صدرك
به گفته بسيارى از فقهاى اماميه، اين سوره، دنباله سوره قبل و متّحد با آن است. بر اين اساس مفاد آيه شريفه، اعتراف به يكى از نعمت هايى است كه آخرين آيه سوره قبل، به بازگو كردن آنها توصيه داشت. در اين ديدگاه، جمله «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ارتباط را قطع نمى كند; بلكه برخى از فقها، ترك آن را در نماز مجاز مى دانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 12
12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : فيما أوحى الله عزّوحلّ إلى موسى ( ع ) يا موسى اشكرنى حق شكرى فقال : يا ربّ و كيف أشكرك حق شكرك و ليس من شكر أشكرك به إلاّ و أنت أنعمت به علىّ ؟ قال : يا موسى الآن شكرتنى حين علمت أن ذلك منّى ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى ـ عزّوحلّ ـ به موسى (ع) وحى كرد كه اى موسى! شكر مرا به جاى آر، آن گونه كه حق شكر مرا ادا كنى. موسى(ع) گفت: چگونه شكر تو را بگويم كه آن حق شكر تو باشد و هيچ شكرى نيست كه با آن تو را شكر كنم، مگر آنكه آن شكر، خود باز نعمتى است كه به من داده اى. خداوند فرمود: اكنون كه دانستى كه اين (نعمت شكرگزارى)از من است شكر مرا به جا آوردى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 6
6 - شناخت راه هاى نيك و بد ، نعمتى الهى و غفلت از آن ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل . .. و هدينـه النجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 6
6 - شناخت راه هاى نيك و بد ، نعمتى الهى و غفلت از آن ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل . .. و هدينـه النجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 5
5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان
و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 7
7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .
و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً
خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 100 - 5
5- شنوايى ، نعمتى مهم براى انسان ، حتى براى دوزخيان در جهنم
و هم فيها لايسمعون
از اين كه در اوصاف دوزخيان اين جهت ذكر شده، به دست مى آيد كه شنوايى نعمتى است كه خداوند از دوزخيان سلب كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 4
4 - نيروى شنوايى ، بينايى و ادراكى انسان ، نعمت هايى الهى و در خور شكر و سپاس گزارى
و هو الذى أنشأ لكم . .. قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 23 - 3،5،7،8،9
3 - پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او ( قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ) ، نشانه و جلوه قدرت خداى رحمان
الرحمـن . .. هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
5 - قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ، از نعمت هاى الهى و در خور شكر و سپاس
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
7 - استفاده بهينه نكردن كافران تكذيب گر از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكر نكردن انسان ها در برابر نعمت ها، به معناى استفاده صحيح نكردن از آنها است.
8 - ناسپاسى بسيار انسان ها ، در برابر نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .
و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 4
4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .
و لهم فيها منـفع و مشارب أفلايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 8
8 - آرامش روحى و شكيبايى در بحران ها ، نعمتى الهى است .
فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين
تعبير «سكينة» و انتساب آن به خداوند، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 24 - 4
4 - درگير نشدن مؤمنان و مكيان با يكديگر در « عمرة القضا » ، نعمتى مهم براى اهل ايمان *
و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة
برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «ببطن مكّة» اشاره به «عمرة القضا» داشته باشد كه مسلمانان پس از پيروزى حديبيه براساس قرارداد، سال بعد به شهر مكه وارد شدند و با آرامش كامل، مناسك عمره را به جا آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 2 - 5،6،9
5 - صلح حديبيه ، اتمام نعمت خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ليغفر لك اللّه . .. و يتمّ نعمته عليك
«يتمّ نعمته» بيانگر پيامد و نتيجه مستقيم صلح حديبيه است.
6 - صلح حديبيه ، پايانى بر خصومتورزى بى امان مشركان عليه اسلام و نعمتى والا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان
إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . .. و يتمّ نعمته عليك
اهميت صلح حديبيه و اطلاق «فتح مبين» بر آن، از آن جهت است كه اين صلح، مقطع جديدى در روابط و نگرش مشركان نسبت به اسلام و مسلمانان به وجود آورد و چه بسا نعمت شمردن آن نيز بر اين پايه بوده است.
9 - صلح با مشركان ، در شرايط سخت و دشوار مكه ، نعمتى بزرگ و راه گشاى حركت هاى سرنوشت ساز بعدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
فتحنا لك فتحًا . .. و يتمّ نعمته عليك و يهديك صرطًا مستقيمًا
با توجّه به اين كه صلح حديبيه، در شرايط دشوار صورت گرفته است; احتمال مى رودكه نعمت شمرده شدن آن، از اين جهت بوده كه فرصتى براى تجديد قوا پديد آورده و راه را به سوى حركت هاى مهم بعدى گشوده است (و يهديك صراطاً مستقيماً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 14
14- دستيابى انسان به علوم و صنايع دفاعى ، نعمتى شايسته سپاس گزارى
و علّمنـه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شـكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 2
2 - بودن در كنار همسران خود و برخوردارى از آرامش و موهبت هاى طبيعت ، از نعمت هاى الهى و دلپذير براى همگان
فى شغل فـكهون . هم و أزوجهم فى ظلـل على الأرائك متّكئون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد بيان نعمت هاى الهى براى اهل بهشت و تشويق مردم به ايمان براى برخوردار شدن از اين نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 18 - 3
3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى ، متجلى در طلوع و غروب خورشيد
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 1 - 3
3 - نور خورشيد و برآمدن آن در صبحگاه ، نعمتى الهى است .
و الضحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 9
9 - برطرف شدن تاريكى با طلوع سپيده دم ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 114 - 11
11- روزى هاى حلال و دلپذير ، از نعمت هاى شايان شكرگزارى است .
فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا و اشكروا نعمت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 6
6 - روزى هاى الهى ، مواهبى پاكيزه و خوشگوار براى انسان
طيّبـت ما رزقنـكم
اضافه «طيّبات» به «ما رزقناكم» ممكن است بيانيه بوده و گوياى اين نكته باشد كه هر آنچه به شما روزى كرده ايم، طيّب و پاكيزه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 2 - 3
3 - برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نعمت نبوت و عقل
ما أنت بنعمة ربّك بمجنون
واژه «جنون»، قرينه است بر اين كه نعمت اعطايى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عقل» است و برخى از مفسران آن را نعمت «نبوت» دانسته اند; چنان كه در آيه 164 سوره «آل عمران» بدان اشاره شده است: «لقد منّ اللّه على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولاً
من أنفسهم. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 4
4 ـ شنوايى، بينايى و عقل و درك آدمى، از مهمترين نعمتهاى الهى در وجود انسان
إن أخذ اللّه سمعكم و أبصركم و ختم على قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 1
1 - محبت به ايمان و بيزارى از كفر و گناه ، جلوه اى از فضل و نعمت الهى
و لـكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمـن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 19
19 - علم ، موهبتى از ناحيه خداوند و نشأت گرفته از ربوبيت او است .
و قل ربّ زدنى علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 2
2 - نور دانش و معرفت ، نعمت الهى و ارزش خدا دادى است .
و ليعلم الذين أُوتوا العلم
عبارت «الذين اُوتوا العلم» اشاره دارد به اين كه علم و معرفت نعمتى است كه از سوى خدا به عالمان داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 15 - 3
3 - لزوم حمد و ستايش به درگاه خدا ، در مقابل برخوردارى از نعمت علم و دانش
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا و قالا الحمد للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 8
8 - علم و قدرت ، دو نعمت بزرگ الهى و درخور شكر و سپاس
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... و قال ربّ أوزعنى أن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 49 - 5
5 - علم و آگاهى ، موهبتى الهى است .
الذين أوتوا العلم
فاعل محذوف فعل «أوتوا» به قرينه مقام، «اللّه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 5 - 1
1 - آموخته هاى انسان ، هديه خداوند و نعمت او است .
علّم الإنسـن ما لم يعلم
آيه شريفه، در مقام امتنان و برشمردن نعمت هايى است كه جلوه هاى كرم خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 7 - 6
6 - گرفتارى به طغيان ، براى كسانى كه در سايه كرم خداوند و به كمك علوم خدادادى ، به ثروت رسيده و خود را بى نياز مى بينند ، خلاف انتظار و واكنشى ناشايست در برابر نعمت هاى الهى است .
الأكرم . الذى علّم ... كلاّ إنّ الإنسـن ليطغى . أن رءاه استغنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 14
14- دستيابى انسان به علوم و صنايع دفاعى ، نعمتى شايسته سپاس گزارى
و علّمنـه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شـكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 19 - 4
4- عيسى ( ع ) ، موهبتى ويژه از جانب خداوند به مريم ( س ) بود .
إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلـمًا زكيًّا
با وجود آن كه القاى روح عيسى(ع) به مريم(س) با وسائط ديگر هم امكان پذير بوده است، ولى فرستادن جبرئيل و بشارت به مريم و برشمردن ويژگى هاى آن موهبت، جملگى بر ويژه بودن آن موهبت دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 15
15 ـ عيسى ( ع ) و مشخصات بارز و برجسته او ، نعمتى الهى براى مريم
اذكر نعمتى عليك و على ولدتك اذ ايدتك بروح القدس . .. اذ جثتهم بالبينت
به نظر مى رسد ياد نكردن از نعمتهاى داده شده به مريم، با آنكه عنوان «نعمتى عليك و ولدتك» مقتضى ياد كردن از آنها نيز بود، اشاره به اين حقيقت دارد كه خود عيسى(ع) و مشخصات ياد شده وى همان نعمتى است كه خداوند به مريم (ع) عطا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 16
16 - برخوردارى از غذا و امنيت ، نعمتى است كه سپاس آن ، تنها عبادت خداوند است .
فليعبدوا ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 9
9- بهرهورى انسان از غذا هاى پاكيزه و دلپذير ، از نعمت هاى خداوند و نشانه هاى اوست .
و الله جعل لكم . .. و رزقكم من الطيّبـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 18 - 3
3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى ، متجلى در طلوع و غروب خورشيد
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 39 - 7
7- وجود فرزند ، نعمت الهى و شايسته حمد و سپاس است .
الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمـعيل و إسحـق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 4
4- برخوردارى انسان ها از وجود فرزندانى در پرتو نظام همسردارى ، از نعمت هاى خداوند و نشانه هاى اوست .
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة
آيه فوق در شمار چندين آيه قبل است كه در مقام امتنان بر انسانها و بيان توحيد و اثبات بطلان شرك است. گفتنى است ذيل همين آيه (أفبالباطل يؤمنون ...) مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 8 - 3
3- زكريا ( ع ) ، موهبت فرزند را از جلوه هاى ربوبيت خداوند براى خويش مى دانست .
قال ربّ أنّى يكون لى غلـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 3
3- فرزندان و نوادگان ، موهبت و عطيه اى از جانب پروردگار است .
و وهبنا له إسحـق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 133 - 4
4 - دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و فرزندان ، از نعمت ها و امداد هاى الهى به بشر
أمدّكم بأنعـم و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 100 - 6،7
6 - فرزند ، نعمت الهى است .
ربّ هب لى من الصـلحين
برداشت ياد شده را از تعبير «هبه» و «بشارت» در آيه بعد، مى توان استفاده كرد; زيرا اين دو تعبير در امور خير و نعمت به كار مى رود.
7 - اعطاى فرزند از جانب خداوند به انسان ها ، تنها يك بخشش الهى است ; نه حق براى آنان .
ربّ هب لى من الصـلحين
با توجه به تعبير «هبه» برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 43 - 5
5 - خانواده ( زن و فرزند ) ، نعمت و موهبت الهى
و وهبنا له أهله و مثلهم معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 22
22- وجود فرزند ، نعمتى براى خود وى و والدين او است . *
قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك الّتى أنعمت علىّ و على ولدىّ
با توجه به مفرد بودن واژه «نعمة» و اين كه نعمت ياد شده، هم نعمت براى فرزند به شمار مى آيد و هم براى والدين; احتمال مى رود كه آن نعمت يگانه، اصل «وجود» باشد كه به فرزند عطا شده است و از اين رهگذر پدر و مادر نيز به داشتن نسل نائل آمده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 5،9
5 - اموال ، فرزندان ، باغ ها و نهر ها ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و يمددكم بأمول . .. و يجعل لكم أنهـرًا
9 - اموال ، اولاد و باغ هاى آباد ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و يمددكم بأمول و بنين و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 13 - 2
2 - فرزندان ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و بنين شهودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 3
3 - فرزند صالح و بردبار ، از نعمت هاى الهى و شايسته بشارت و مژده دادن
ربّ هب لى من الصـلحين . فبشّرنـه بغلـم حليم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه بشارت در جايى به كار مى رود كه خير و نعمت باشد و بشارت خداوند بيانگر اين حقيقت است كه فرزند، نعمتِ شايسته بشارت و مژده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 189 - 13،15
13 ـ آدم ( ع ) و حوا در پيشگاه خداوند ملتزم شدند كه در صورت دارا شدن فرزندى سالم و شايسته همواره از سپاسگزاران
وى باشند .
دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين
15 ـ داشتن فرزند سالم و شايسته از نعمت هاى خدا و سزاوار شكرگزارى به درگاه اوست .
لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 4
4- برخوردارى از فرزندى صالح و مهربان ، نعمتى الهى است .
يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 5 - 11
11- فرزند صالح و وارث نيك ، موهبتى الهى است .
فهب لى من لدنك وليًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 19 - 6
6- فرزند صالح و پاك نهاد ، از موهبت هاى الهى است .
لأهب لك غلـمًا زكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 8
8- فرزند صالح ، موهبتى الهى است .
وهبنا له إسحـق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 101 - 3
3 - فرزند صالح و بردبار ، از نعمت هاى الهى و شايسته بشارت و مژده دادن
ربّ هب لى من الصـلحين . فبشّرنـه بغلـم حليم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه بشارت در جايى به كار مى رود كه خير و نعمت باشد و بشارت خداوند بيانگر اين حقيقت است كه فرزند، نعمتِ شايسته بشارت و مژده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 112 - 6
6 - فرزند صالح ، نعمت الهى است .
و بشّرنـه بإسحـق نبيًّا من الصـلحين
برداشت ياد شده را مى توان از تعبير «بشارت» به دست آورد; زيرا اين تعبير در امور خير و نعمت به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 30 - 4
4 - فرزند صالح ، عطيه الهى براى والدين
و وهبنا لداود سليمـن نعم العبد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 189 - 13،15
13 ـ آدم ( ع ) و حوا در پيشگاه خداوند ملتزم شدند كه در صورت دارا شدن فرزندى سالم و شايسته همواره از سپاسگزاران وى باشند .
دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين
15 ـ داشتن فرزند سالم و شايسته از نعمت هاى خدا و سزاوار شكرگزارى به درگاه اوست .
لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 53 - 5
5- داشتن فرزندى دانا و دانشمند ، از نعمت ها و شايسته بشارت و مژده دادن
نبشّرك بغلـم عليم
واژه «بشارت» در جايى به كار مى رود كه خير و نعمت باشد. گفتنى است: از اينكه فرشتگان به فرزند دانا بشارت داده اند، برداشت مى شود كه فرزنددار شدن امرى است شايسته براى بشارت و تبريك گفتن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 4
4- برخوردارى از فرزندى صالح و مهربان ، نعمتى الهى است .
يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 7
7ـ بهره مند شدن از قدرت و مكنت از نعمت هاى بزرگ الهى است .
رب قد ءاتيتنى من الملك
از آن جا كه يوسف(ع) در مقام سپاسگزارى و بيان الطاف خداوند است ، معلوم مى شود: آنچه نام برده از نعمتهاى الهى است و از اينكه در ميان نعمتهاى بى شمار الهى چندين نعمت را يادآور شده است ، عظمت و بزرگى آنها را مى توان استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 8
8 - علم و قدرت ، دو نعمت بزرگ الهى و درخور شكر و سپاس
و لقد ءاتينا داود و سليمـن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... و قال ربّ أوزعنى أن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 17 - 7
7 - توانايى و قدرت ، نعمتى الهى است .
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ بما أنعمت علىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 39 - 7
7 - قدرت ، مكنت و ثروت در صورت بودن در مسير الهى ، عطيه خداوندى است .
و هب لى ملكًا . .. هـذا عطاؤنا فامنن أو أمسك بغير حساب
از تعبير «عطاؤنا» درباره قدرت سياسى و مكنت و ثروت سليمان(ع) ـ كه در مسير رسالت الهى قرار داشت ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 6
6 - « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى » ، از ارزش ها و نعمت هاى الهى براى انسان
إبرهيم و إسحـق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصـر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 2
2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق
و يبقى وجه ربّك ذو الجلـل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 58 - 2
2 ـ تنها نعمتى كه برخوردارى از آن ، بايد مايه خوشحالى و شادمانى مؤمنان باشد ، قرآن است .
قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فليفرحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 4
4- قرآن ، از نعمت هاى بارز خداوند براى انسان است .
و ننزّل من القرءان . .. و إذا أنعمنا على الإنسـن أعرض
از مصداقهاى مورد نظر نعمت به قرينه آيه قبل (و ننزّل من القرآن)، قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 86 - 7
7- نزول وحى و معارف الهى ( قرآن ) براى انسان ها ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .
لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك
آيه، در مقام تحذير درباره وحى و معارف آسمانى است و از تحذير به دست مى آيد كه موارد ياد شده عطايايى الهى است و بايد آنها را پاس داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 99 - 4
4 - قرآن ، عطيه بزرگ الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه تذكر و بيدارباش است .
و قد ءاتينـك من لدنّا ذكرًا
نكره بودن «ذكراً» دلالت بر عظمت آن دارد و مراد از «ذكر» به قرينه «من أعرض عنه» (درآيه بعد) قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 50 - 8،9
8 ـ قرآن ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گذارى
و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا
9 ـ اكثر مردم در نيمه نخست بعثت ، نعمت قرآن را قدر نشناخته و بدان بى اعتنايى كردند .
و لقد صرّفنـه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا
برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است كه نيمه نخست دوران بعثت در همين شهر سپرى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 2
2 - قرآن ، ارث و موهبت الهى براى جامعه اسلامى
ثمّ أورثنا الكتـب الذين اصطفينا من عبادنا
برداشت ياد شده، از تعبير ارث درباره اعطاى قرآن به دست مى آيد; زيرا ارث چيزى است كه براى آن تلاشى صورت نگرفته و در نتيجه حقى هم براى دريافت آن به وجود نيامده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 2 - 7
7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .
إنّا أنزلنا إليك الكتـب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين
برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 9
9 - قرآن ، نعمتى بزرگ و فرو فرستنده آن شايسته ستايش و قدردانى است .
تنزيل من حكيم حميد
به كارگيرى وصف «حميد» براى خداوند ـ پس از بيان نزول قرآن ـ مى تواند از يكسو عظمت قرآن و نعمت بودن آن را بفهماند و از سوى ديگر كرنش و فروتنى انسان در برابر خدا را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 52 - 5
5 - قرآن ، نعمتى از جانب خداوند و كفر به آن نتيجه كبر و ناسپاسى است .
و إذا أنعمنا على الإنسـن . .. ثمّ كفرتم به
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 82 - 2
2 - شرك پيشگان صدراسلام ، به جاى سپاس گزارى خداوند به خاطر فرستادن قرآن ، بر تكذيب آن پافشارى كردند .
و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون
برخى از مفسران بر آنند كه «رزق»، به معناى عطا است و آيه شريفه نيز به تقدير «و تجعلون شكر رزقكم. ..» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 15
15 ـ قرآن و حكمت هاى نازل شده ، از نعمت هاى الهى
و اذكروا نعمت اللّه عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب الحكمة
بنابراينكه جمله دوّم (و ما انزل . .. )، عطف تفسيرى براى «نعمت اللّه» باشد، و يا اينكه از موارد عطف خاص بر عام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 87 - 4
4- قرآن ، كتابى است با عظمت و نعمتى بزرگ
و لقد ءاتينك . .. و القرءان العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 5
5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان
و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 7
7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .
و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً
خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 16
16 - قواى ادراكى انسان ( چشم و گوش و قلب ) مواهب الهى اند و شايسته است كه به خاطر آنها ، به درگاه وى شكرگزارى شود .
ثمّ سوّيـه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 78 - 5
5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان
و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة
برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان
است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 78 - 4
4 - نيروى شنوايى ، بينايى و ادراكى انسان ، نعمت هايى الهى و در خور شكر و سپاس گزارى
و هو الذى أنشأ لكم . .. قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 46 - 4
4 ـ حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها
ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنـه إلينا قبضًا يسيرًا
آيه شريفه، هر چند در صدد بيان قدرت و ربوبيت خداوند نسبت به پديده هاى جهان است; ولى در عين حال مى تواند بازگو كننده نعمتى از نعمت هاى خداوند براى بشر نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 9
9 ـ توان نويسندگى ، موهبتى است الهى
ان يكتب كما علّمه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 6
6 - برخوردارى از حكومت الهى ، موهبتى والا همچون برخوردارى از كتاب آسمانى و نبوت
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتـب و الحكم و النبوّة
در صورتى كه «الحكم» نظر به حكومت داشته باشد; از اين كه در زمره كتاب و نبوت به عنوان موهبتى الهى براى بنى اسرائيل معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 53 - 6
6 - كتاب هاى آسمانى و اسباب هدايت انسان ها ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 7،8
7 ـ شعيب براى گرايش دادن مردم مدين به راه خدا ، عنايت خداوند در زياد كردن جمعيت اندك آنان را يادآور شد .
و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم
8 ـ انبوهى جمعيت هر ملت از نعمت هاى الهى بر آنان است .
و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 2
2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق
و يبقى وجه ربّك ذو الجلـل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 8
8- به كار آمدن پشم ، كرك و موى حيوانات در ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، از نعمت هاى الهى است .
و من أصوافها و أوبارها و أشعارها أثـثًا و متـعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 41 - 3
3 - امكان بهره بردارى انسان ها از دريا به وسيله كشتى در سير و سفر و حمل و نقل ، از نعمت هاى الهى است .
و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 42 - 3
3 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) از سوى خداوند ، به سود بشر و از نعمت هاى او است .
و ءاية لهم . .. و خلقنا لهم من مثله ما يركبون
گفتنى است كه لام در «لهم» براى انتفاع است; يعنى، مركب هاى مانند كشتى را به نفع انسان ها آفريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 25 - 1
1 - امكان ساخت كشتى هاى عظيم و دريانوردى ، از نعمت هاى انكارناپذير الهى براى زمينيان و غيرقابل تكذيب
و له الجوار المنشـات . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 12 - 4
4 - مركب قرار گرفتن كشتى ها و دام ها ، از نعمت هاى الهى براى انسان است .
و جعل لكم من الفلك و الأنعـم ما تركبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 14 - 8
8- گوشت هاى تازه دريايى و اشياى تزيينى آن و سهولت كشتيرانى ، از نعمت هاى خداوند است .
و هو الذى سخـّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و تر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 11
11 - گوشت هاى تازه دريايى و اشياى تزيينى آن و سهولت كشتيرانى ، از نعمت هاى الهى براى بشر
من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا و تستخرجون حلية تلبسونها و ترى الفلك فيه مواخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 25 - 4
4 - تكذيب نعمت هاى تجلى يافته الهى در حركت كشتى ها بر دريا ، مورد نكوهش خداوند
و له الجوار المنشـات . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 6
6 - تعيين خانه خدا براى حضور مردم و تأكيد بر حفظ امنيت حاضران در آن محيط ، از نعمت هاى الهى و شايسته و بايسته به يادداشتن
و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً
«إذ» مفعول براى «اذكروا» (به ياد داشته باشيد) است و لام در «للناس» حكايت از آن دارد كه قرار دادن كعبه براى حضور پياپى مردم در جهت منافع آنان است، كه از آن در برداشت، به نعمت تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 8
8- كوه ها ، نهر ها و راه ها ، از نعمت هاى الهى است .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 5
5- امكان مأوى گرفتن انسان در دل صخره ها و سنگر گرفتن در شكاف كوه ها ، از نعمت هاى الهى
و جعل لكم من الجبال أكنـنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 27 - 2
2 - وجود كوه هاى استوار و بلند ، از نعمت هاى الهى براى بشر و تأثيرگذار در زندگى انسان ها
و جعلنا فيها روسى شـمخـت
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين دسته از آيات، ضمن آن كه در بيان نشانه هاى قدرت عظيم خداوند است; مى تواند درصدد بيان نعمت هاى الهى براى بشر نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 7 - 5
5 - وجود كوه هاى استوار در زمين ، از نعمت هاى خداوند به انسان ها است .
ألم نجعل . .. و الجبال أوتادًا
بيان وصف كوه ها، بين مجموعه آياتى كه بيانگر بعضى از نعمت هاى خداوند به انسان ها است; نشان مى دهد كه استوارى كوه ها نيز از جمله آن نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 13
13 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان
على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 34 - 8
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان
على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 133 - 4
4 - دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و فرزندان ، از نعمت ها و امداد هاى الهى به بشر
أمدّكم بأنعـم و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 4
4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .
و لهم فيها منـفع و مشارب أفلايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 18 - 2،5
2 - نظام گردش خورشيد ، در جهت تأمين نياز هاى بشر و نعمتى غيرقابل انكار و تكذيب ناپذير
ربّ المشرقين و ربّ المغربين . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
از ارتباط بين دو آيه و نعمت خواندن گردش خورشيد، مطلب بالا برداشت مى شود.
5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت چرخش منظم خورشيد *
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
بنابراين كه مخاطب «ربّكما» انسان و جن باشند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 1 - 3
3 - گستردگى تاريكى شب ، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها است .
و الّيل إذا يغشى
تأثير سوگند، زمانى است كه مخاطب، مورد سوگند را محبوب خود بيابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 19 - 4
4 - گستردگى و پهناورى زمين براى بهرهورى ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 7
7 - دانه هايى چون گندم ، جو ، برنج و . . . ، از مهم ترين خوردنى ها و نعمت هاى الهى براى بشر است .
و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون
تقديم جار و مجرور (فمنه) بر متعلق خود (يأكلون)، مى تواند براى اهتمام و نيز توجه دادن انسان ها به اين نعمت ارزشمند الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 13
13 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان
على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 34 - 8
8 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان
على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 133 - 4
4 - دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و فرزندان ، از نعمت ها و امداد هاى الهى به بشر
أمدّكم بأنعـم و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 6
6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا
از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 4
4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .
و لهم فيها منـفع و مشارب أفلايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 16
16 - قواى ادراكى انسان ( چشم و گوش و قلب ) مواهب الهى اند و شايسته است كه به خاطر آنها ، به درگاه وى شكرگزارى شود .
ثمّ سوّيـه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 8
8- ميوه ها و نباتات تأمين رزق و روزى انسان ، نمودى از نعمت و لطف الهى بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن، تشويق كننده بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الاءنسان لظلوم كفّار» در دو آيه بعد (آيه 34) مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 15 - 3
3 - حبوبات و گياهان ، از نعمت هاى الهى
لنخرج به حبّـًا و نباتًا
سياق آيات مورد بحث، نشان مى دهد كه خداوند در مقام برشمردن آن دسته از آفريده هاى خويش است كه در زندگانى انسان ها مؤثر مى باشد. تقديم «حبّ» بر «نبات»، به دليل اهميت بيشتر دانه جات (از قبيل گندم، جو و...) در زندگى آنها است، به گونه اى كه در اكثر موارد، گياه را براى دانه اش مى خواهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 9 - 1
1 - زبان و دو لب انسان ، عطاى الهى و نعمت هايى بزرگ است .
و لسانًا و شفتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 7
7- دستيابى انسان ، به لباسى مناسب براى محافظت خويش از حرارت و شدايد جنگ ، نعمتى الهى است .
و جعل لكم سربيل تقيكم الحرّ و سربيل تقيكم بأسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 5،9
5 - اموال ، فرزندان ، باغ ها و نهر ها ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و يمددكم بأمول . .. و يجعل لكم أنهـرًا
9 - اموال ، اولاد و باغ هاى آباد ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و يمددكم بأمول و بنين و يجعل لكم جنّـت و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 61 - 11
11 ـ ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، از نعمت هاى الهى براى انسان ها است .
تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. قمرًا منيرًا
برداشت فوق، به خاطر اين است كه آيه شريفه، ضمن آن كه بيانگر قدرت خدا است، مى تواند در صدد امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى انسان ها نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 2 - 5
5 - ماه و پيدايش آن پس از خورشيد ، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها است .
و القمر إذا تليها
سوگند، نشانه علاقه مخاطب به چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 10
10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;
امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 2
2 - دستيابى انسان به ميوه ها و مراتع ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. و فـكهة و أبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 3
3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 28 - 1
1 - مرگ در زندگى دنيا ، نعمتى براى زمينيان است .
كلّ من عليها فان . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
اطلاق «ءالآء» بر فناى موجودات ذى شعور زمين، از آن جا كه آن فناى مطلق نيست و مرحله اى است در سير تكاملى خلق، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 7
7 - مرگ براى انسان و دفن اموات ، دو نعمت از جانب خداوند و سزوار شكرگزارى است .
قتل الإنسـن ماأكفره . .. ثمّ أماته فأقبره
برداشت يادشده، بر اين اساس است كه كفر در «ماأكفره» به معناى كفران نعمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 93 - 4
4 ـ برخوردارى مؤمنان از مسكن مناسب و كيفيت خوب زندگى ، در ديدگاه اديان الهى ، امرى پسنديده و نعمت خدادادى است .
و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 15
15 ـ داشتن همسر ، خادم و مسكن ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل
و جعلكم ملوكاً
از رسوا خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح « جعلكم ملوكاَ» در آيه فوق روايت شده: زوجه و مسكن و خادم. حديث فوق در صدد بيان معناى تنزيلى براى «ملك» مى باشد، چنانكه در عرف عامه نيز مرسوم است كه مى گويند هر كس همسر، خادم و مسكن داشته باشد، پادشاه است.
الدر المنثور، ج 3، ص 47، سطر 5.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 3
3 ـ صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا نعمت خلافت و سكونت گزيدن در سرزمين حجر را نعمتى از جانب خدا بدانند و آن را همواره به خاطر داشته باشند .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 30
30 - برخى از سختى هاى زندگانى ، نعمت خداوند بر انسان و نشانه لطف او است .
و لقد مننّا . .. و فتنّك فتونًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 211 - 7
7 ـ دستورات خداوند و معجزه هاى او ، از نعمت هاى الهى هستند .
اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 11 - 3
3 - بهره مندى از مقام قرب الهى در آخرت ، برترين نعمت
أُولـئك المقرّبون
ذكر مسأله تقرب به درگاه الهى قبل از «فى جنّات النعيم»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 1
1 - « منّ و سلوى » ، عطيه الهى به بنى اسرائيل و از روزى هاى پاكيزه و گوارا
و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى . كلوا من طيّبـت ما رزقنـكم
طيب، چيزى است كه قواى حسى و نفس آدمى از آن لذت ببرد (مفردات راغب). «طاب»; يعنى، لذيذ و پاكيزه شد (قاموس). البته يكى از معانى «طيّب»، «حلال» است، ولى چون همه رزق هاى الهى حلال مى باشد، معنايى كه مفهوم آن تقسيم رزق به حلال و حرام است، معناى مناسبى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 80 - 8
8- به كار آمدن پشم ، كرك و موى حيوانات در ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، از نعمت هاى الهى است .
و من أصوافها و أوبارها و أشعارها أثـثًا و متـعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 8
8- ميوه ها و نباتات تأمين رزق و روزى انسان ، نمودى از نعمت و لطف الهى بر بندگان و شايسته شكر و سپاس
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن، تشويق كننده بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الاءنسان لظلوم كفّار» در دو آيه بعد (آيه 34) مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 11 - 1
1 - امتنان الهى بر خلق ، به خاطر قرار دادن انواع ميوه ها در زمين ، براى آنان
و الأرض وضعها للأنام . فيها فـكهة
واژه «فاكهة» بر مطلق ميوه ـ از هر نوع باشد ـ اطلاق مى شود (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 31 - 2
2 - دستيابى انسان به ميوه ها و مراتع ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .
ما أكفره . .. و فـكهة و أبًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 5،7
5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
7- مقام پيامبرى ، موهبت و نعمتى بزرگ از سوى خداوند براى بندگانى خاص است .
و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 6
6- پيامبرى ، موهبتى است الهى كه خداوند ، به پيامبران اعطا كرده است .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 9 - 2
2 - مقام نبوت ، موهبت خداوند و جلوه اى از رحمت او است .
أم عندهم خزائن رحمة ربّك
مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه، درصدد پاسخ گفتن به كافران معترض به انتخاب پيامبراسلام براى رسالت است. ازاين رو مقصود از «رحمت» مى تواند مقام نبوت و رسالت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 5،7
5 - نبوت ، مرتبتى والا و از نعمت هاى ارجمند خدادادى است .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
مراد از نعمت در «أنعمنا» ممكن است خصوص نبوت باشد.
7 - تنها امتياز عيسى ( ع ) بر ساير بنى اسرائيل ، برخوردارى آن حضرت از نعمت خدادادى نبوت بود .
إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 16 - 6
6 - برخوردارى از حكومت الهى ، موهبتى والا همچون برخوردارى از كتاب آسمانى و نبوت
و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتـب و الحكم و النبوّة
در صورتى كه «الحكم» نظر به حكومت داشته باشد; از اين كه در زمره كتاب و نبوت به عنوان موهبتى الهى براى بنى اسرائيل معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 2 - 3
3 - برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نعمت نبوت و عقل
ما أنت بنعمة ربّك بمجنون
واژه «جنون»، قرينه است بر اين كه نعمت اعطايى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عقل» است و برخى از مفسران آن را نعمت «نبوت» دانسته اند; چنان كه در آيه 164 سوره «آل عمران» بدان اشاره شده است: «لقد منّ اللّه على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 16،17،19
16 ـ پايدارى در دين و حركت در مسير انبياى الهى ، شكر نعمتِ هدايت و رسالت انبياست .
افاين مات او قتل انقلبتم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مراد از «الشّاكرين» در اين آيه، يا خصوص كسانى است كه هرگز مرتد نمى شوند و همچنان پايبند دين الهى هستند، و يا مؤمنان پايدار، مصداق مورد نظر براى «الشّاكرين» هستند.
17 ـ واپسگرايى و ارتداد ، كفران نعمتِ رسالت انبيا و هدايت الهى است .
و من ينقلب على عقبيه . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مفهوم جمله «و سيجزى اللّه الشّاكرين» اين است كه مرتدان، ناسپاس هستند، و به مناسبت حكم و موضوع، اين ناسپاسى در ارتباط با رسالت انبيا و هدايت الهى است.
19 ـ استقامت پيشگان و پايمردان پيكار احد ، شاكران نعمت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
انقلبتم على اعقابكم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 1،2،5،15
1 ـ بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى بزرگ براى مؤمنان
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا
فعل «منّ» از مصدر «منّة» به معناى نعمت بزرگ است.
2 ـ بهره جستن از نعمت بزرگ بعثت انبيا ، در گرو ايمان به آنهاست .
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا
بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نعمتى بزرگ براى همه انسانهاست ; بنابراين ذكر خصوص مؤمنان بدان جهت است كه بهره گيرى از آن نعمت بزرگ، مشروط به ايمان به اوست.
5 ـ برخاستن انبيا از ميان مردم و از جنس آنان بودن ، نعمتى براى انسانها
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم
جمله «منّ اللّه» علاوه بر بيان نعمت بودن اصل بعثت، بر نعمت بودن هر يك از قيدهاى مذكور در آيه نيز دلالت دارد كه از جمله آنها، از ميان مردم و از جنس آنان بودن است.
15 ـ يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين
جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 14 - 4
4 - بعثت نوح ( ع ) ، نعمت الهى براى قومش
لمن كان كفر
از اينكه تكذيب نوح(ع) از سوى قومش كفران خوانده شده برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 12
12- نجات از جامعه فاسد و ناپاك ، نعمتى بزرگ و درخور شكر و سپاس است .
و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فـسقين
آيه شريفه در مقام امتنان بر حضرت لوط(ع) است. بنابراين نجات از دست قوم فاسد، نعمتى است كه خداوند با آن كار بر حضرت لوط(ع) منت نهاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 6،7
6 - رهايى از عذاب دوزخ در پرتو ربوبيت خداوند ، خود نعمتى بزرگ براى تقواپيشگان
و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم
7 - بهشتيان ، مسرور و شادمان از لطف پروردگار خويش ، به خاطر رهايى از دوزخ
فـكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 5
5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 4
4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان
و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 8
8- روز نجات بنى اسرائيل از نظام ظالمانه فرعونيان ، از « ايام الله » است .
و ذكّرهم بأيّـم الله . .. و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم م
كلمه «اذكروا» در اين آيه مى تواند از مصداقهاى تذكر به «أيام الله» باشد كه موسى(ع) مأمور به ابلاغ آن بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 12
12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .
أنجينـكم . .. وعدنـكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 20
20- آزمايش هاى خداوند از بندگان داراى مراتب است .
و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 35 - 1
1 - نجات لوط ( ع ) و خاندان آن حضرت از مهلكه عذاب ، نعمت و امتنان الهى بر ايشان
نجّينـهم . .. نعمة من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 9
9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 9
9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 84 - 9
9 ـ خداوند به نيكوكاران با كثرت ذريه صالح و هدايت يافته پاداش مى دهد.
و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و من ذريته داود و سليمن ... و كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 1
1 - محبت به ايمان و بيزارى از كفر و گناه ، جلوه اى از فضل و نعمت الهى
و لـكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمـن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 1
1 - محبت به ايمان و بيزارى از كفر و گناه ، جلوه اى از فضل و نعمت الهى
و لـكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمـن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 40 - 5
5 - توالى شب و روز و پديدار شدن نور و تاريكى در زندگى ، از نعمت هاى الهى براى بشر است .
لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر . .. و كلّ فى فلك يسبحون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 1 - 4
4 - خورشيد و نور آن ، نعمتى الهى است .
و الشمس و ضحيها
«سوگند»، زمانى مى تواند مخاطب را به قبول سخن وادار سازد كه آنچه به آن سوگند ياد شده است; مورد علاقه او بوده و به حال او سودمند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 1 - 3
3 - نور خورشيد و برآمدن آن در صبحگاه ، نعمتى الهى است .
و الضحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 7
7- برخوردارى انسان در زندگى خانوادگى از يارى بى دريغ افرادى چون نوادگان و خويشاوندان ، از نعمت هاى خداوند و از نشانه هاى اوست .
و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة
ماده «حفدة» در مورد يارانى به كار مى رود كه از خدمت گزارى تعدى نمىورزند كه مفسّران مصداق اين معنا را نوادگان يا همه خويشاوندان دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 3
3- فرزندان و نوادگان ، موهبت و عطيه اى از جانب پروردگار است .
و وهبنا له إسحـق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 15 - 8
8- كوه ها ، نهر ها و راه ها ، از نعمت هاى الهى است .
و ألقى فى الأرض روسى أن تميدبكم و أنهـرًا و سبلاً لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 5
5 - اموال ، فرزندان ، باغ ها و نهر ها ، از نعمت هاى الهى براى بشر
و يمددكم بأمول . .. و يجعل لكم أنهـرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 3
3 - غم ، شادى ، مرگ ، حيات و نيازمندى و غنا ، هر يك ضرورت و نعمتى در نظام زندگى انسان *
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه تعبير «آلاء» در مورد مطالب آيات پيشين به كار رفته باشد، مطلب ياد شده را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 6 - 14
14- وارث صالح و شايسته ، نعمتى بزرگ و گوهرى ارزشمند است .
يرثنى . .. واجعله ربّ رضيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 11 - 5
5 - باران فروان و پى درپى ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر
يرسل السماء عليكم مدرارًا
يادآورى نزول باران، به عنوان نخستين ثمره استغفار و ايمان، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 38
38 - « بعض اصحابنا رفعه فى قول اللّه عز و جل « و لتكبروا اللّه على ما هداكم » قال : « التكبير » التعظيم للّه ، و « الهداية » الولاية ;
از امام معصوم (ع) درباره سخن خداوند عز و جل كه فرموده «و لتكبروا اللّه على ما هداكم» روايت شده كه مراد از «تكبير»، تعظيم و بزرگداشت خداست و مراد از «هدايت» ولايت است (يعنى خدا را به عظمت ياد كنيد به خاطر نعمت ولايت)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 10
10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;
امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است
كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 86 - 1
1 - سراى آخرت و نعمت هاى آن ، سرمايه انسان ها در قبال ايمان و عمل به كتاب هاى آسمانى است .
أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 18،21
18 ـ جهان آخرت ، جهانى برتر و نعمت هاى آن ، بهتر از نعمت هاى دنياست .
و الدار الأخرة خير
در برداشت فوق كلمه «خير» افعل تفضيل گرفته شده است.
21 ـ پرهيزكنندگان از مال و منال نامشروع دنيا در سراى آخرت از نعمتهايى پايدار و سراسر خير بهره مند خواهند شد .
و الدار الأخرة خير للذين يتقون
متعلق «يتقون» رفتارها و باورهايى است كه در آيه شريفه مورد مذمت قرار گرفته است، مانند كسب مال از طريق نامشروع، انتساب امورى نابحق به خداوند و . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 15
15 ـ جارى شدن نهر ها در زير درختان انبوه بهشتى ، جلوه اى از نعمت هاى جذاب و لذت آفرين اخروى
لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 131 - 21
21 - نعمت هاى آخرت ، رزق الهى بوده و برخوردارى از آن به توفيق خداوند است .
و رزق ربّك
مقابله عبارت «رزق ربّك» با «زهرة الحياة الدنيا» گوياى اخروى بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 4
4 - نعمت هاى عظيم اخروى ، پاداش عمل مستمر خود مؤمنان است كه در دنيا انجام مى دهند .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 51 - 3
3- امنيت و آرامش ، از نعمت هاى جهان آخرت
إنّ المتّقين فى مقام أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 14،15،16
14 - انسان ، در احاطه نعمت هاى ظاهرى و باطنى خداوند است .
و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
«أسبغ» از ريشه «سبغ» است كه به معناى «تمام و وسيع اعطا كردن» است (مفردات راغب).
15 - نعمت هاى گسترده آشكار و نهان خدا براى انسان ، شايان تأمل و درس آموزى است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
16 - لازم است كه انسان ، براى رهيابى به معرفت خدا ، به نعمت هاى آشكار و نهان توجّه كند .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 7
7- رهايى بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعونيان ، نعمتى بزرگ براى آنان و شايسته شكرگزارى
إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم
عبارت «إذ تأذّن ربكم» ادامه كلام موسى(ع) است كه نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان را به آنان يادآورى كرد. با اين كلام، موسى(ع) به طور تلويحى به بنى اسرائيل متذكر شده كه نجات آنان، نعمت خدادادى و مستلزم شكرگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 87 - 4
4- قرآن ، كتابى است با عظمت و نعمتى بزرگ
و لقد ءاتينك . .. و القرءان العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 4
4- موهبت هاى طبيعى نهفته در درون دريا ها ، فضل الهى براى آدميان است .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 18
18 ـ جهان آخرت ، جهانى برتر و نعمت هاى آن ، بهتر از نعمت هاى دنياست .
و الدار الأخرة خير
در برداشت فوق كلمه «خير» افعل تفضيل گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 4
4- موهبت هاى طبيعى نهفته در درون دريا ها ، فضل الهى براى آدميان است .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 20 - 14
14 - آخرت طلبى ، موجب محروميت از نعمت هاى دنيوى نخواهد بود .
من كان يريد حرث الأخرة . .. حرث الدنيا نؤته منها و ما له فى الأخرة من نصيب
از اين كه آيه شريفه، براى دنياطلبان بهره اخروى را نفى كرده است، ولى نسبت به آخرت جويان اين نفى وجود ندارد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 14،15،16
14 - انسان ، در احاطه نعمت هاى ظاهرى و باطنى خداوند است .
و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
«أسبغ» از ريشه «سبغ» است كه به معناى «تمام و وسيع اعطا كردن» است (مفردات راغب).
15 - نعمت هاى گسترده آشكار و نهان خدا براى انسان ، شايان تأمل و درس آموزى است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
16 - لازم است كه انسان ، براى رهيابى به معرفت خدا ، به نعمت هاى آشكار و نهان توجّه كند .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 9،11
9 - نعمت هدايت برترين نعمت الهى و جلوه عظمت و كبريايى خداوند
لتكبّروا اللّه على ما هديكم
11 - كسانى كه به پاس نعمت هدايت ، به درگاه خدا سپاس مى گزارند و او را به بزرگى ياد مى كنند ، در زمره محسنان و نيكو كاران اند .
و بشّر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 38 - 5
5 - دشمنى با دين خدا ، خيانت در امانت او و ناسپاسى در برابر نعمت هدايت او است .
إنّ اللّه يدفع . .. إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 56 - 3
3 - هدايت ، نعمتى خدادادى و خارج از حوزه قدرت غير او
إنّك لاتهدى من أحببت و لـكنّ اللّه يهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 118 - 2
2 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )
و لقد مننّا على موسى و هـرون . .. و هدينـهما الصرط المستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 8
8 - هدايت ، نعمتى بزرگ و شايسته سپاس گزارى است .
إنّا هدينـه السبيل إمّا شاكرًا
از اين كه در آيه شريفه، به مؤمن هدايت يافته، «شاكر» گفته شده است، استفاده مى شود كه هدايت نعمتى در خور سپاس گزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينـه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها ـ به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد ـ مؤمنان به آيات
الهى است و آيات پيشين ـ كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود ـ قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين ـ كه نعمت هاى الهى را برشمرده ـ گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 3
3 - برخوردارى از جاى امن ، هدايت و ثروت ، نعمت هاى الهى و سزاوار بازگو كردن براى ديگران است .
فـاوى . .. فهدى ... فأغنى ... و أمّا بنعمة ربّك فحدّث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 7 - 3
3 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند است .
صرط الذين انعمت عليهم
اطلاق نعمت و اراده كردن نعمت هدايت، بيانگر اين است كه گوينده، نعمتهاى ديگر را در مقابل نعمت هدايت، نعمت به حساب نمى آورد، و اين، حكايت از والايى نعمت هدايت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 198 - 13
13 ـ ذكر خداوند ، بايد مناسب نعمتِ هدايت الهى باشد .
و اذكروه كما هديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 16،17
16 ـ پايدارى در دين و حركت در مسير انبياى الهى ، شكر نعمتِ هدايت و رسالت انبياست .
افاين مات او قتل انقلبتم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مراد از «الشّاكرين» در اين آيه، يا خصوص كسانى است كه هرگز مرتد نمى شوند و همچنان پايبند دين الهى هستند، و يا مؤمنان پايدار، مصداق مورد نظر براى «الشّاكرين» هستند.
17 ـ واپسگرايى و ارتداد ، كفران نعمتِ رسالت انبيا و هدايت الهى است .
و من ينقلب على عقبيه . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين
مفهوم جمله «و سيجزى اللّه الشّاكرين» اين است كه مرتدان، ناسپاس هستند، و به مناسبت حكم و موضوع، اين ناسپاسى در ارتباط با رسالت انبيا و هدايت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 53 - 12
12 ـ مؤمنان با ايمان خويش به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيين الهى سپاسگزار نعمت هدايت هستند.
أهؤلاء منّ اللّه عليهم . .. أليس اللّه بأعلم بالشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 12
12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .
أنجينـكم . .. وعدنـكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 4
4 - نابودى ملت هاى كافر و ستم پيشه ، خود نعمتى الهى بر ساير انسان ها *
و أنّه أهلك . .. فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه «آلاء» نظر به هلاكت قوم عاد، ثمود و. .. داشته و بر اين امور عنوان «آلاء» منطبق شده باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 4
4 - نابودى ملت هاى كافر و ستم پيشه ، خود نعمتى الهى بر ساير انسان ها *
و أنّه أهلك . .. فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه «آلاء» نظر به هلاكت قوم عاد، ثمود و. .. داشته و بر اين امور عنوان «آلاء» منطبق شده باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 1
1- قرار دادن همسرانى از جنس خود انسان ها براى آنان ، از نعمت هاى خداوند است .
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 6
6 - قرار دادن همسرانى از جنس خودِ انسان ها ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى
خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 5
5 - آفرينش همسر براى آدمى ، نعمتى خداوندى است .
جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
با توجه به اين كه آيه در مقام امتنان و بيان نعمت هاى الهى است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 3
3- ازدواج و برخوردارى از همسر ، نعمتى الهى براى انسان
كذلك و زوّجنـهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 20 - 15
15 ـ داشتن همسر ، خادم و مسكن ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل
و جعلكم ملوكاً
از رسوا خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح « جعلكم ملوكاَ» در آيه فوق روايت شده: زوجه و مسكن و خادم. حديث فوق در صدد بيان معناى تنزيلى براى «ملك» مى باشد، چنانكه در عرف عامه نيز مرسوم است كه مى گويند هر كس همسر، خادم و مسكن داشته باشد، پادشاه است.
الدر المنثور، ج 3، ص 47، سطر 5.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 9
9 - هم جوارى و هم زيستى با پدران ، همسران و فرزندان ، از نعمت هاى الهى و از خواسته هاى بشر
و أدخلهم جنـّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم
يادآورى ورود پدران، همسران و فرزندان به بهشت در جوار مؤمنان تائب، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 22
22ـ زيستن با صالحان در سراى آخرت از نعمت هاى گران سنگ الهى است .
و ألحقنى بالصـلحين
جمله «ألحقنى» پس از «توفنى مسلماً» مى رساند كه مراد از الحاق ، الحاق در قيامت و سراى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 9
9 - هم جوارى و هم زيستى با پدران ، همسران و فرزندان ، از نعمت هاى الهى و از خواسته هاى بشر
و أدخلهم جنـّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم
يادآورى ورود پدران، همسران و فرزندان به بهشت در جوار مؤمنان تائب، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 9
9 - هم جوارى و هم زيستى با پدران ، همسران و فرزندان ، از نعمت هاى الهى و از خواسته هاى بشر
و أدخلهم جنـّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّيـّتهم
يادآورى ورود پدران، همسران و فرزندان به بهشت در جوار مؤمنان تائب، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 53 - 2
2 - گستراندن و هموار ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند به انسان ها و در راستاى تربيت و رشد آنان است .
الذى جعل لكم الأرض مهدًا
در برداشت بالا سه نكته ملحوظ است: 1ـ لام در «لكم» نعمت بودن را مى فهماند. 2ـ «الذى» چه خبر باشد براى ضمير محذوفى كه به «ربّ» در آيه قبل برمى گردد و چه صفت براى آن، بيانگر وصفى از اوصاف ربوبى خداوند است كه در راستاى تدبير امور انسان ها است. 3ـ «مهداً» مصدر و به معناى ممهوده است; يعنى، مهيا و مسطح.
نعمت يعقوب(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 72 - 2
2- اسحاق و يعقوب ( ع ) موهبت خداوند به ابراهيم ( ع ) بود .
و وهبنا له إسحـق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 13
13ـ رفاه در زندگانى دنيا و برخوردار بودن از نفوذ و اقتدار ، از نعمت هاى الهى است .
كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 3
3 - برخورداران از نعمت هاى جاودان آخرت ، شيفتگان اطاعت پروردگار و برپا دارندگان نماز
و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و أقاموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 4
4- موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از كفران نعمت هاى الهى برحذر داشت .
و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم . .. و قال موسى إن تكفروا أنتم و من ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 8
8 - شكر و سپاس در برابر نعمت هاى الهى ، امرى لازم و واجب
أفلايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 73 - 7
7 - لزوم شكر و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى فراوان خداوند ، امرى روشن و بديهى است .
أفلايشكرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شگفتى از ناسپاسى انسان ها در برابر نعمت هاى الهى، نشانگر بديهى بودن زشتى ناسپاسى و لزوم شكرگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 15 - 6
6 - كفران و ناسپاسى انسان در برابر خداوند ، امرى علنى و پوشش ناپذير
إنّ الإنسـن لكفور مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 4
4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسـن أءذا ما متّ
چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 1،4،8
1 ـ گشوده شدن تمامى درهاى نعمت به روى مردم، در پى بى تفاوتى و فراموشكارى آنان نسبت به هشدارها و تذكارهاى الهى
فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء
جمله «فتحنا عليهم ابواب»، به قرينه «فرحوا بما»، به معناى باز شدن درهاى نعمت است. زيرا شادمانى آدمى غالباً از نعمت و آسايش حاصل مى شود.
4 ـ گشوده شدن درهاى نعمت به روى كسانى كه حتى در سختيها تضرع نمى كنند، جريان يافتن سنت استدراج الهى است.
فأخذنهم بالبأساء و الضراء . .. فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء
سنت استدراج اصطلاحى است برگرفته از آيه «سنستدرجهم من حيث لا يعلمون» (اعراف / 182). از مصاديق جريان استدراج همين آيه مورد بحث است كه درهاى نعمت الهى به سوى تكذيب كنندگان آيات گشوده مى شود (فتحنا عليهم) تا آن زمان كه عذاب الهى آنان را در بر گيرد.
8 ـ فراوانى و رفاه و آسايش همواره نشانه لطف و عنايت الهى نيست.
فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء حتى إذا فرحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، برخوردار از روزى ها و نعمت هاى بى اندازه و بسيار در بهشت
و من عمل صـلحًا . .. فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، برخوردار از روزى ها و نعمت هاى بى اندازه و بسيار در بهشت
و من عمل صـلحًا . .. فأُولـئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 15
15 - نعمت هاى گسترده آشكار و نهان خدا براى انسان ، شايان تأمل و درس آموزى است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 42
42 - سراى آخرت ، سرايى پرخير و نعمت
ما له فى الأخرة من خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 6
6 ـ آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.
و للدار الأخرة خير للذين يتقون
در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 3
3 - نعمت ها و بهرهورى هاى جهان آخرت ، جاويدان و زوال ناپذير است .
و ما عند اللّه خير و أبقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 22 - 2
2 - بهره مندى ابرار از نعمت هاى آخرت ، هميشگى است .
إنّ الأبرار لفى نعيم
حرف «فى» در اين آيه، براى ظرفيت مجازى است و بر استقرار ابرار در نعمت دلالت دارد. جمله اسميّه «إنّ الأبرار...»، تأكيدى بر مداومت و ثبوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 23 - 3
3 - نعمت هاى آخرت ، زيبا و تماشايى است .
لفى نعيم . .. ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 5
5 - هماهنگى نعمت هاى الهى و ذخاير و امكانات زمين با نياز هاى انسان ، نشانى از ربوبيت خداوند است .
و الذى خلق . .. ثمّ تذكروا نعمة ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 22
22ـ يوسف ( ع ) ، پذيرفتن تمناى زليخا ( درخواست وصال و آميزش ) را ، كفران احسان هاى خداوند به خويش دانست .
إنه ربى أحسن مثواى
نعمت ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 4،21
4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد
هـذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما
21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجـدل فى الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 146 - 7
7 ـ روح دين الهى در صدد برداشتن موانع خرافى در راه استفاده از مواهب و نعمتهاى الهى است.
و قالوا هذه أنعم و حرث . .. قل ءالذكرين حرم ... و على الذين هادوا حرمنا
محور بحث از آيه 138 تا 145 درباره تحريمهاى خرافى و بى جاى مشركان است. آيه 146 بيان حكمى استثنايى است كه همان تحريم برخى مواهب بر يهود است. از اين حكم استثنايى، كه به سبب تجاوزكارى يهود بر آنان وضع گرديده، اين مطلب كه روح اديان الهى در نقطه مقابل تحريمهاى بى جا قرار دارد، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 9،10،11،12
9 ـ جواز استفاده مؤمن و كافر از زيباييها و روزيهاى پاكيزه خدا در دنيا
قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا خالصة يوم القيمة
كلمه «خالصة» حال است براى «هى» و «يوم القيامة» متعلق به آن مى باشد. ذكر نشدن اين كلمه در مورد «الحياة الدنيا» حاكى از انحصارى نبودن مواهب دنيا براى مؤمنان است. يعنى: قل هى للذين آمنوا و لغير هم فى الحياة الدنيا و لهم خالصة يوم القيامة.
10 ـ استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.
قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا
ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.
11 ـ ايمان، عامل شايستگى انسان براى استفاده از نعمتهاى خدا
قل من حرم . .. أخرج لعباده و الطيبت من الرزق قل هى للذين ءامنوا
12 ـ استفاده از زينتها و روزيها در دنيا، همواره آميخته با رنجها و كدورتهاست.
قل هى للذين . .. خالصة يوم القيمة
برخى برآنند كه «خالصة» در آيه مورد بحث به معناى خلوص از ناملايمات و كدورتها است. بر اين مبنا چون اين قيد براى قيامت ذكر نشده، مفهومش اين است كه در دنيا مواهب خدادادى آميخته با رنجها و ناملايمات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 5
5 - بهرهورى انسان از موهبت هاى طبيعى ، هدف اصلى از خلقت هستى
الذى جعل لكم الأرض مهدًا و جعل لكم فيها سبلاً
به كار رفتن كلمه «لكم» و تكرار آن، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه هدف از آفرينش نعمت ها بهوسيله خداوند، بهرهورى انسان از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 7
7 - لزوم تنزيه خداوند ، از هرگونه عيب ، نقص و شريك به هنگام بهره مندى از نعمت ها
و تقولوا سبحـن الذى سخّر لنا هـذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 2
2 - همه انسان ها ، در آينده هنگام حسابرسى نعمت ها ، به پوچى افتخارات مادى پى خواهند برد .
سوف تعلمون
زمان مورد نظر در «سوف تعلمون» ـ به قرينه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» ـ هنگام حسابرسى نعمت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 11
11 - آفرينش آسمان هاى هفتگانه و مواهب زمين ، آفرينشى عالمانه است .
هو الذى خلق . .. و هو بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 10
10 ـ استفاده مؤمنان از زينتها و نعمتها، مقصود اصلى از آفرينش آنهاست.
قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا
ذكر نكردن «لغيرهم» پس از «للذين ءامنوا»، على رغم مقصود بودن آن، براى رساندن اين معناست كه زينتها و طيبات بالإصاله براى مؤمنان آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 6
6 - آفرينش نعمت ها ، از سوى خداوند ، زمينه ساز هدايت انسان به يگانگى خداوند
الذى جعل لكم . .. لعلّكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 15،16
15 - نعمت هاى گسترده آشكار و نهان خدا براى انسان ، شايان تأمل و درس آموزى است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
16 - لازم است كه انسان ، براى رهيابى به معرفت خدا ، به نعمت هاى آشكار و نهان توجّه كند .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 8
8- جاودانگى بهشتيان و برخوردارى ابدى آنان از نعمت ها ، متكى به مبدأ لايزال و پايان ناپذير فيض الهى است .
خـلدين فيها . .. قل لو كان البحر مدادًا لكلمـت ربّى لنفد البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 15
15 - نعمت هاى گسترده آشكار و نهان خدا براى انسان ، شايان تأمل و درس آموزى است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظـهرة و باطنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 5
5 - هماهنگى نعمت هاى الهى و ذخاير و امكانات زمين با نياز هاى انسان ، نشانى از ربوبيت خداوند است .
و الذى خلق . .. ثمّ تذكروا نعمة ربّكم
نعمت هاى خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 7 - 3
3 - هدايت يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به شريعت اسلام ، پس از ناآگاهى از آن ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند
و وجدك ضالاًّ فهدى
آيه شريفه در مقام امتنان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برشمردن يكى از نعمت هاى بزرگ خداوند است و به همين جهت، نمى توان آن را مربوط به گم شدن آن حضرت در نزد حليمه، يا عبدالمطلب و يا ابوطالب دانست آنگونه كه برخى احتمال داده اند; زيرا اين امور نه ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده و نه اهميتى فوق العاده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 8 - 5
5 - ابتهال و تضرّع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به درگاه خداوند ، پاسخى به نعمت هاى ويژه او به آن حضرت بود .
ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 118 - 15
15 ـ بدخواهى ، توطئه گرى و عداوت قلبى اهل كتاب نسبت به مؤمنان ، و خطر ايجاد روابط صميمانه جامعه ايمانى با آنان
يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم . .. صدورهم اكبر
بنابر اينكه مراد از «من دونكم»، اهل كتاب باشند; به قرينه آيات قبل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 12،17،23
12 ـ شركت نكردن منافقان در پيكار احد ، افشاگر چهره و موضع نفاق آلود ايشان
و ليعلم الّذين نافقوا و قيل لهم تعالوا . .. لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم
جمله «و قيل لهم تعالوا . .. » توضيحى است براى جمله «و ليعلم الّذين نافقوا». يعنى طريقه مشخّص كردن منافقان همان شركت نكردن آنان در نبرد است.
17 ـ دوگانگى گفتار منافقان با آنچه در دل و نهان خويش دارند .
يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم
23 ـ منافقان احد داراى جنبه هاى گوناگون نفاق ، و آگاهى مسلمانان تنها به بخشى از آنها
و اللّه اعلم بما يكتمون
عالمتر بودن خدا به راز دل منافقان (و اللّه اعلم . .. )، دلالت بر اين معنا دارد كه آنچه از نفاق منافقان براى مسلمانان بيان شد، تنها بخشى از نفاق آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 16
16 ـ برخورد منافقانه يهود ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله)
الّذين قالوا انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن لرسول . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقي
جمله «فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين»، بيانگر اين است كه يهود، على رغم ادعاى ايمان در صورت مشاهده معجزه قصد ايمان آوردن، نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 17 - 7
7 - نفاق ، عامل خلود در آتش دوزخ
هم فيها خـلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 10
10 ـ نفاق ، فساد در زمين و نصيحت ناپذيرى در برابر دعوت به تقوا ، گناه و موجب عذاب جهنّم
و من الناس من يعجبك . .. فحسبه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 72 - 5،6
5 ـ اظهار ايمان دروغين و داخل شدن در صفوف مسلمانان براى متزلزل ساختن آنان ، از حيله هاى دشمنان دين
و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون
6 ـ از شيوه هاى مؤثر در سست كردن پيروان يك مكتب ، اظهار عقيده به آن مكتب و سپس تبرّى از آن است . *
و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون
از اينكه خداوند توطئه يهود را در اين جهت افشا مى كند، معلوم مى شود عمل يهود اثر ويژه اى در تزلزل مؤمنان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 13
13 ـ سرباز زدن از حضور در پيكار با دشمنان دين و دفاع از كيان اسلامى ، از نشانه هاى نفاق
و ليعلم الّذين نافقوا . .. لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 4
4 ـ ايمان ، موجب طهارت و پاكى و نفاق ، موجب پليدى است .
ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطّيّب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 61 - 7
7 ـ نفاق ، ريشه نپذيرفتن حاكميت قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
تعالوا . .. رايت المنافقين يصدّون عنك صدوداً
كلمه «المنافقين» در آيه، اشاره به ريشه اعمال اعراض كنندگان دارد. يعنى نفاق منافقان، عامل گريز آنان از حاكميت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 62 - 9
9 ـ توجيه خلافكارى ها بر مبناى دروغ ، نمودى از انفاق
يريدون ان يتحاكموا . .. ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 89 - 11
11 ـ مشروعيت ترور منافقان ، در صورت اصرار بر نفاق و سر باز زدن از هجرت *
و اقتلوهم حيث وجدتموهم
جمله «حيث وجدتموهم»، دلالت مى كند كه امر به كشتن، تنها در مبارزه رو در رو نيست، بلكه شامل ترور نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 139 - 13
13 ـ نفاق ، مايه وابستگى سياسى به بيگانگان و عدم استقلال در عرصه هاى بين المللى است .
أيبتغون عندهم العزّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 143 - 3
3 ـ نفاق ، موجب تحير آدمى در موضعگيرى ها و مايه فقدان قدرت وى در انتخاب صحيح مسير زندگى است .
مذبذبين بين ذلك لا إلى هؤلاء و لا إلى هؤلاء و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 73 - 6
6 ـ كفر و نفاق ، عامل دوزخى شدن انسان
جهد الكفار و المنفقين . .. و مأويهم جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 3
3 ـ خوشحال بودن از مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دستورات دين ، خصلت منافقان و برخاسته از نفاق
فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 8
8 ـ نفاق ، بازدارنده انسان از جهاد در راه خدا و همگامى با رهبر الهى
فقل لن تخرجوا معى أبداً و لن تقتلوا معى عدواً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 12،13
12 ـ نفاق و تخلف از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كفر به خدا و رسول خداست .
فرح المخلفون . .. إنهم كفروا باللّه و رسوله
13 ـ نفاق و كفر و مرگ در حال فسق ، مايه محروميت از فيض نماز و دعاى اهل ايمان
و لاتصل . .. إنهم كفروا باللّه و رسوله و ماتوا و هم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 6
6 ـ كفرورزى و نفاق در برابر آيات عالمانه و حكيمانه خدا ، دليل بى فرهنگى و جهل انسان ، هر چند در ظاهر متمدن باشد .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه على رسوله و الل
گرچه آيه ظاهراً باديه نشينان را داراى خصلت كفر و نفاق شديد معرفى كرده، ولى با اين بيان، نوعى تلازم ميان كفر و نفاق و بى فرهنگى را اثبات كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 125 - 3
3 ـ كفر و نفاق ، نشان بيمارى دل و پليدى باطن است .
الذين فى قلوبهم مرض . .. رجسهم ... و هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 6
6- نفاق و امتناع از تكاليف دشوار دين ، به مثابه ارتداد است .
إنّ الذين ارتدّوا على أدبـرهم
با توجه به اين كه آيات پيشين در رابطه با بيماردلان گريزان از جهاد بود، «الذين ارتدّوا» ممكن است نظر به آنان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 27 - 12
12- ضربات شكنجه بر صورت و پشت منافقان ، به هنگام مرگ ، نتيجه دورويى آنان با دين و مؤمنان *
إذا توفّتهم الملـئكة يضربون وجوههم و أدبـرهم
برداشت بالا بدان احتمال است كه تصريح به «وجوههم» و «أدبارهم»، اشاره به اين باشد كه، چون منافق دو چهره دارد و در هر دو چهره نيز خائن است; لذا از دو سو عذاب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 28 - 9
9- ثمربخشى اعمال نيك ، منوط به حفظ آن تا پايان عمر و نابود نكردن آن باگناه و نفاق
ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعمـلهم
«فأحبط أعمالهم»، در حقيقت پاسخ به اين سؤال مقدر است كه: مرتدان و اهل نفاق، گرچه سرانجام به انحراف گراييدند; اما در آغاز، اعمال نيك نيز داشته اند و با وجود آن اعمال، چرا عذاب شوند؟ آيه شريفه پاسخ مى دهد كه نفس انجام نيكى ها، كافى نيست; بلكه بايد آن را از حبط و سقوط مصون داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 3،4
3 - نفاق و شرك و بدگمانى به خداوند ، مايه ابتلا به عذاب الهى
و يعذّب المنـفقين . .. و المشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء
وصف نفاق، شرك و ظن سوء به خداوند، مشعر به عليت است.
4 - تساوى مردان و زنان ، در ابتلا به نتايج نفاق و شرك خويش
و يعذّب المنـفقين و المنـفقـت و المشركين و المشركـت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 4،11،19
4 - جدا شدن منافقان از جمع مؤمنان ، در قيامت و محكوم شدن آنان به عذاب الهى ، نتيجه و محصول انگيزه هاى منافقانه آنان است .
ينادونهم ألم نكن معكم قالوا بلى و لـكنّكم فتنتم أنفسكم
مؤمنان در پاسخ منافقان مى گويند: درست است كه شما با ما در اعمال و تكاليف دينى شركت مى كرديد; لكن انگيزه هاى شما با ما يكى نبود. انگيزه هاى شما همواره خدعه و فريب، ريشخند و استهزا و ... بوده است و اينها شما را به اين روز هوناك انداخته است. گفتنى است كه معناى «فتون» (مصدر «فتنتم»)، در بلا و عذاب انداختن است. «فتنتم أنفسكم»; يعنى، خود را در گرفتارى عذاب انداختيد.
11 - باقى ماندن منافقان ، بر مواضع منافقانه خود تا لحظه مرگ ، مايه بدبختى و شقاوت آنان در آخرت
بلى و لـكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
مقصود از «أمراللّه» مرگ است.
19 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، ترديد در باور هاى دينى ، فريفتگى به آرزو هاى باطل و مظاهر دنيا و غفلت از خداوند ، از اوصاف منافقان و از نشانه هاى نفاق
و غرّكم باللّه الغرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 30
30 - ايمان و كفر و راستى و نفاق در نگاه وحى ، از معيار هاى دوستى و دشمنى و از مرز هاى خودى و غير خودى
لاتجد قومًا . .. ألا إنّ حزب اللّه هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 9
9 - چهره جدى و مصمم منافقان ، در مقام سخن و فاقد واقعيت در مرحله عمل
الذين نافقوا يقولون . .. لنخرجنّ ... و اللّه يشهد إنّهم لكـذبون
تأكيدهاى مكرر در «لنخرجنّ» و «لننصرنّكم»، چهره قاطع منافقان را در مرحله سخن مى نماياند و گواهى خداوند به سخن كذب آنان، عمل نكردن آنان را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 7
7 - نفاق و همسويى با كافران ، نمودى از ظلم
فكان عـقبتهما أنّهما فى النار . .. و ذلك جزؤا الظـلمين
چنانكه گفته شد آيه بر منافقان و كافران نيز تطبيق شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 6 - 4
4 - نفاق ، موجب محروم شدن از هدايت الهى
سواء عليهم . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 14
14 - بيماردلى و نفاق ، از موانع شناخت و حق پذيرى
و ليقول الذين فى قلوبهم مرض . .. ماذا أراد اللّه بهـذا مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 8،12
8 ـ دورى از نفاق ، جبران گذشته ، اعتصام به خدا و پرهيز از ريا ، شرط تحقق ايمان واقعى است .
الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه . .. فأولئك مع المؤمنين
12 ـ وعده پاداش بزرگ ، و تهديد به دوزخ ، از روش هاى قرآن براى ترغيب مردم به ايمان و دورى از كفر و نفاق
إنّ المنفقين فى الدرك . .. و سوف يؤت اللّه المؤمنين أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 24 - 13
13 ـ توجه به علم كامل خداوند بر انديشه ها ، زمينه ساز اجابت دعوت خدا و رسول و پرهيز از نفاق و دورويى
لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون . .. و اعلموا أن اللّه يحول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 89 - 7
7 ـ هجرت در راه خدا ، نشانه دست برداشتن از نفاق و كفر است .
ودّوا لو تكفرون . .. فلا تتّخذوا منهم اولياء حتّى يهاجروا فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 7
7 ـ نفاق ، پُل به قدرت رسيدن سياست بازانِ ناصالح
و اذا تولى سعى فى الأرض
در برداشت فوق، «تولى»، رسيدن به حكومت معنا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 36
36 ـ خداوند هرگز جان ودل ناپاك منافقان و يهوديان جاسوس و دروغپرداز را از آلودگى كفر و نفاق پاك نخواهد ساخت .
أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 226 - 2
2 - زشتى دوگانگى و تضاد گفتار انسان با رفتار وى
و أنّهم يقولون ما لايفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 1
1 ـ خط نفاق و كفر ، داراى پيشينه در ميان امت هاى گذشته
وعد اللّه المنفقين و المنفقت . .. كالذين من قبلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 13
13 - خط نفاق ، در ميان مسلمانان ، پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) آغاز شد . *
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه و
آيه بعد، مى تواند قرينه باشد بر اين كه اين افراد، داراى نوعى نفاق در ايمان بودند و اين جريان، قبل از هجرت، آغاز شده است. گفتنى است، چون سوره عنكبوت مكّى است، آيه هم وضعيّت برخى مسلمانان مكه را بازگو مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 11 - 4
4 - خط نفاق ، قبل از هجرت و در مكه شروع شد . *
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه .
اين كه خداوند، در سوره عنكبوت ـ كه سوره اى مكى است ـ بيان مى كند كه به دنبال بازشناسى مؤمنان از منافقان، است نشانه پديد آمدن، خط نفاق در مكه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 6
6 - پديد آمدن جريان نفاق و گروه منافقان در ميان مسلمانان ، هنگام تشكيل نظام اسلامى در مدينة الرسول
جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 18 - 6
6 - ثابت ماندن روحيه نفاق براى منافقان در قيامت
يوم يبعثهم اللّه جميعًا فيحلفون له كما يحلفون لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 13
13 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده : المنافق اذا حدّث عن اللّه و عن رسوله كذب و اذا وعد اللّه و رسوله اخلف . . . و ذلك قول اللّه عزوجل « فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم . . . بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون » . . . ;
منافق، هرگاه از خدا و رسولش سخن گويد، دروغ مى گويد و اگر به خدا و رسول او وعده دهد، خلف وعده مى كند . .. و اين است سخن خداوند كه مى فرمايد: پس خداوند، نفاق را تا روزى كه او را ملاقات كنند در دلهاى آنان قرار داد، بدين علت كه با خدا خلف وعده كردند و همواره دروغ مى گفتند ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 12 - 10
10ـ نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .
إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 8
8 ـ امكان عفو عناصر غير اصلى و خط گيرنده نفاق و غير قابل بخشش بودن جرم عناصر اصلى و خط دهنده *
إن نعف عن طائفة . .. نعذب طائفة ... بعضهم من بعض
«بعضهم من بعض» تحت تأثير بودن برخى از منافقان از برخى ديگر را افاده مى كند و نيز اين آيه تفسير آيه قبل مى باشد و علت عفو گروهى و كيفر گروهى ديگر را بيان مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 2
2 ـ حرمت انجام هر گونه عملى كه مايه تأييد كفر و نفاق و تقويت كافران و منافقان محارب و زمينه زيان و تفرقه مؤمنان باشد .
و الذين اتخذوا مسجداً . .. لا تقم فيه أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 16
16 ـ نفاق ، موضعگيرى و گرايشى بين ايمان و كفر
هم للكفر يومئذ اقرب منهم للايمان
مراد از نفاق در اين آيه، به قرينه «يومئذ اقرب»، اظهار ايمان و مخفى كردن كفر نيست، بلكه مرحله اى بين ايمان و كفر است ; به گونه اى كه با عملكردهاى متفاوت، گاهى به ايمان نزديك مى شوند و گاهى به كفر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 7
7 - بد گمانى به خداوند ، روح اصلى نفاق و شرك
المنـفقين . .. والمشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء
با توجّه به اين كه «الظانّين. ..» صفت براى هر دو گروه (منافقان و مشركان) است و در اين جا از ميان همه اوصاف آنان، اين صفت اختصاص به ذكر يافته است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 14
14 ـ شهرنشينى با وجود در پى داشتن فرهنگ بالاتر ، خطر نفاق و پيچيده تر شدن در طريق انحراف را نيز در پى دارد .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق
در آيه «97» با مذمت باديه نشينان ـ به خاطر فرهنگ پايينشان ـ تلويحاً پيوستن به مجامع بزرگ را تمجيد مى كند و در اين آيه، منافقان اهل مدينه را به مهارت داشتن در نفاق و زبر دست بودن بر باديه نشينان متهم مى كند; يعنى، در كنار آن ارزش، چنين ضد ارزشى بروز مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 4
4 ـ وجود خطر مبتلا شدن انسان به نفاق ، در نتيجه شكستن پيمان هاى خويش با خدا
فأعقبهم نفاقاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «فأعقبهم نفاقاً» به پيدايش اصل نفاق اشاره داشته باشد; يعنى، قبلا منافق نبوده اند ولى در نتيجه عملكردشان منافق شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 12
12 - امكان نفوذ جريان انحراف ، كفر و نفاق ، در ميان اعضاى بهترين خانواده ( همچون پيامبران )
امرأت نوح و امرأت لوط . .. فخانتاهما ... و قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 4
4 ـ حركت هاى نفاق آميز منافقان مدينه ، پيچيده تر و شديدتر از منافقان باديه نشين بود .
و ممن حولكم . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 9
9 ـ حركت هاى منافقانه ، كفرآميز و ضد خدا و دين ، حركتهايى سست ، مذبوحانه و محكوم به شكست است .
و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. و إرصاداً لمن حارب اللّه ... أسّس بنينه على شف
سست بودن بنيان اعمال منافقان و كافران، مى تواند كنايه از مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 10
10 ـ حاضران در مركز معرفت و پايگاه اسلامى ، داراى مسؤوليتى بيشتر و حركت منافقانه در آن جا ، داراى عذابى مضاعف *
و ممن حولكم من الأعراب . .. سنعذبهم مرتين
دو مرتبه عذاب شدن منافقان مذكور احتمال دارد از آن جهت باشد كه با وجود نزديك بودن به مؤمنان (ممن حولكم) و با وجود حضور در مركز تبليغ دين (المدينة) راه نفاق پيموده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 12
12 - بازگشت از مواضع منافقانه به ايمان و عمل خالصانه ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، مورد قبول خداوند و جبران كننده گناه دورويى و نفاق
و لـكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 61 - 3
3 ـ نپذيرفتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان حاكم و داور ، نشانه نفاق است .
و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول رايت المنافقين يصدّون عنك ص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 89 - 6
6 ـ بريدن از جامعه ايمانى و سر باز زدن از هجرت ، نشانه نفاق و بى ايمانى است .
فلا تتّخذوا منهم اولياء حتّى يهاجروا فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 1،2،7
1 ـ پيامد بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات ، گرفتار شدن آنان به نفاقى مزمن تا دم مرگ
فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم إلى يوم يلقونه
«فأعقبهم» تفريع بر فراز پيشين است; يعنى، منافقان در پى امتناع از پرداخت صدقات ـ على رغم پيمانى كه با خدا بسته بودند ـ مبتلا به نفاقى شدند كه تا دم مرگ آنان را رها نخواهد كرد.
2 ـ ابتلاى قلب منافقان عهدشكن و بخيل به نفاقى مزمن ، كيفر خداوند براى آنان
فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «أعقب» به «اللّه» در فراز پيشين بازگردد; يعنى، خداوند منافقان را در پى شكستن عهدشان با او و امتناع ورزيدن از پرداخت زكات، به نفاق مزمنى گرفتار كرد كه تا روز قيامت از آن رهايى نخواهند يافت.
7 ـ زير پا نهادن عهد خويش با خدا و عادت كردن به دروغ گويى ، مايه گرفتار شدن آدمى به نفاق مزمن و هميشگى
بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون
«كانوا يكذبون» بر استمرار دلالت دارد; زيرا فعل مضارع آن گاه كه همراه با فعل «كان» و نظاير آن باشد، بر استمرار دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 6
6 ـ تدبّر در قرآن ، زمينه برطرف شدن نفاق و ضعف ايمان
و يقولون طاعة . .. افلا يتدبّرون القران
ترغيب منافقان و مسلمانان ضعيف الايمان به تدبر در قرآن مى تواند به منظور ارائه رهنمودى براى برطرف شدن نفاق و ضعف ايمان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 10 - 3
3 - نفاق ، خدعه گرى و دروغ پردازى ، رذايلى هستند برخاسته از بيمارى دل
و من الناس من يقول ءامنا . .. يخدعون اللّه ... فى قلوبهم مرض
«فى قلوبهم مرض» بيانگر ريشه رذايلى است كه در آيات قبل و فرازهاى بعد، براى منافقان بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 4
4 ـ دنيامدارى ، عاملى براى تخلّف از جهاد و دوگانگى در برخورد ، به هنگام شكست و پيروزى
قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيدا . .. يا ليتنى كنت معهم معهم فافوز
جمله «يا ليتنى . .. » و «قد انعم اللّه ... »، بيانگر اين معناست كه به چنگ آوردن متاع دنيا و يا از دست دادن آن، تعيين كننده خط مشى سست عنصران متخلف از جهاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 145 - 2
2 ـ مؤمنان ، در صورت پذيرش ولايت كافران ، محكوم به نفاق خواهند بود .
لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. إنّ المنفقين فى الدرك الاسفل من النار
ظاهراً جمله «إنّ المنفقين . ..»، بيان علت براى جمله «لاتتخذوا ...» است. بنابراين مراد از «المنفقين»، همان كسانى خواهند بود كه ولايت كافران را پذيرا شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 10
10 ـ ايمان نداشتن به عزت و حكمت خدا و توكل نكردن بر وى از ريشه هاى نفاق است .
إذ يقول المنفقون و الذين . .. فإن اللّه عزيز حكيم
از اينكه خداوند منافقان و بيماردلان را قسيم متوكلان قرار داد و با جمله «إن اللّه عزيز حكيم» منشأ توكل متوكلان را ايمان به عزت و حكمت مطلق خداوند دانست، معلوم مى شود از ريشه هاى نفاق و ضعف ايمان، باور نداشتن به اقتدار خدا و حكيم بودن اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 12
12 ـ جهل و ناآگاهى ، عامل اصلى كفر و نفاق
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً و أجدر ألّا يعلموا
برداشت فوق با استفاده از ارتباط بين «أجدر ألّايعلموا» و «أشد كفراً و نفاقاً» به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 16
16 ـ پيوند تنگاتنگ ميان كفر ، نفاق و فسق
إنهم كفروا . .. فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 66 - 8
8 ـ سردمداران جريان نفاق و عاملان اصلى جرم و تبهكارى در جامعه ، غير قابل بخشش و مستحق مجازات
إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين
تعليل عذاب دسته اى از منافقان، به اينكه اينان گروه مجرم و تبهكارند ـ در برابر عفو گروهى ديگر ـ مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه: سردمداران جريان نفاق و عاملان اصلى جرم، شايسته بخشش نبوده و بايد مجازات شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 17 - 6
6 ـ گروهى از مردم على رغم ايمان راستين شان ، به نفاق گرايش دارند و از زمره منافقان مى شوند .
ذهب اللّه بنورهم
از اينكه جمله «ذهب اللّه بنورهم» توصيف شدگان را داراى نور شمرده مى توان اين معنا را محتمل دانست كه: آيه شريفه بيانگر آن گروه از منافقان است كه در بدو امر حقيقتاً ايمان مى آورند; ولى بر اثر عواملى به سوى نفاق مى گرايند. جمله «فهم لايرجعون» در آيه بعد مؤيد اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 68 - 8
8 ـ عذاب جاودان جهنم تنها مجازات كافى براى منافقان و كافران و برابر با گناه كفر و نفاق آنان
وعد اللّه المنفقين . .. و الكفار نار جهنم خلدين فيها هى حسبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 6 - 2
2 - نفاق ، گناهى نابخشودنى است .
سواء عليهم . .. أم لم تستغفر لهم لن يغفر اللّه لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 1،2،3،7
1 ـ پيامد بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات ، گرفتار شدن آنان به نفاقى مزمن تا دم مرگ
فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم إلى يوم يلقونه
«فأعقبهم» تفريع بر فراز پيشين است; يعنى، منافقان در پى امتناع از پرداخت صدقات ـ على رغم پيمانى كه با خدا بسته بودند ـ مبتلا به نفاقى شدند كه تا دم مرگ آنان را رها نخواهد كرد.
2 ـ ابتلاى قلب منافقان عهدشكن و بخيل به نفاقى مزمن ، كيفر خداوند براى آنان
فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «أعقب» به «اللّه» در فراز پيشين بازگردد; يعنى، خداوند منافقان را در پى شكستن عهدشان با او و امتناع ورزيدن از پرداخت زكات، به نفاق مزمنى گرفتار كرد كه تا روز قيامت از آن رهايى نخواهند يافت.
3 ـ نفاق ، داراى مراتب است .
و منهم من عهد اللّه . .. فأعقبهم نفاقاً
با توجه به اينكه ضمير «و منهم من عاهد اللّه» به منافقان باز مى گردد، مفاد جمله «فأعقبهم نفاقاً» مى تواند اين معنا باشد كه: آنان قبل از پيمان بستن با خدا نيز داراى نفاق بوده اند كه با پيمان شكنى به نفاق دايمى گرفتار شدند.
7 ـ زير پا نهادن عهد خويش با خدا و عادت كردن به دروغ گويى ، مايه گرفتار شدن آدمى به نفاق مزمن و هميشگى
بما أخلفوا اللّه ما وعدوه و بما كانوا يكذبون
«كانوا يكذبون» بر استمرار دلالت دارد; زيرا فعل مضارع آن گاه كه همراه با فعل «كان» و نظاير آن باشد، بر استمرار دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 3،4
3 ـ افراد بدوى و به دور از تمدن و فرهنگ ، داراى كفر و نفاقى سخت تر در مقايسه با مردم متمدن و داراى فرهنگ
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
4 ـ كفر و نفاق ، داراى مراتب و شدت و ضعف
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 1
1 ـ وجود مؤمنان واقعى به خدا و قيامت در ميان باديه نشينان صدر اسلام ، على رغم كفر و نفاق شديد عده اى ديگر از آنان
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه و اليوم الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 125 - 5
5 ـ كفر و نفاق ، داراى شدت و ضعف و مراتب گوناگون
و أما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجساً إلى رجسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 7
7 ـ سرپيچى از فرامين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناه ، نفاق و ستم بر خويشتن است .
و ما ارسلنا من رسول الّا ليطاع باذن اللّه و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
مراد از ظلم در «اذ ظلموا» به قرينه «ليطاع»، مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و با توجّه به آيات قبل كه اعراض كنندگان از رسول (صلی الله علیه و آله) را منافق شمرده، مى توان گفت هر گونه مخالفتى با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اعراض از او، نوعى نفاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 21 - 11
11 - پرستش خداوند ، آدمى را از گرفتار شدن در ورطه كفر و نفاق و پيامد هاى آن دو ، مصون مى دارد .
اعبدوا ربكم . .. لعلكم تتقون
از اهداف دعوت به پرستش خداوند - پس از بيان كفر و نفاق و عواقب شوم آنها - ارائه رهنمونى است به انسانها براى پاسدارى خويش از گرايش به كفر و نفاق. بر اين اساس «تتقون» به معناى لغوى آن و متعلقش كفر و نفاق خواهد بود; يعنى: اعبدوا ربكم لعلكم تتقون الكفر و النفاق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 21
21 ـ توجّه به دانايى خداوند بر راز دل ها و عملكرد هاى آدمى ، زمينه ساز پرهيز از نفاق و ارتكاب اعمال ناپسند
و اللّه اعلم بما يكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 11 - 5
5 - نفاق ، ايده اى جدا از ايمان و ناسازگار با آن است .
و ليعلمنّ اللّه الذين ءامنوا و ليعلمنّ المنـفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 3
3 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، بايد در موضع گيرى عليه جريان هاى باطل ( نفاق ) پيشگام باشد .
لا تقم فيه أبداً
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه ظاهراً به خاطر موقعيتى است كه آن حضرت داشتند (موقعيت رهبرى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 142 - 11،18،19
11 ـ رياكارى در نماز و عبادت ، از صفات منافقان و نشانه نفاق
و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى يراءون الناس
18 ـ ياد خدا در حضور ديگران و ترك آن در نهان ، يادى اندك و بى ارزش و نشانه نفاق
و لايذكرون اللّه إلاّ قليلا
اميرالمؤمنين(ع): . .. ان المنافقين كانوا يذكرون اللّه علانية و لايذكرونه فى السر، فقال اللّه عزوجل، «يراءون الناس و لايذكرون اللّه الا قليلا».
كافى، ج 2، ص 501، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 566، ح 637.
19 ـ عمل به دستورات خداوند از روى ريا ، خدعه با او و نشانه نفاق است .
إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از چگونگى خدعه نمودن با خداوند فرمود: يعمل بما امر اللّه ثم يريد به غيره . .. .
عقاب الاعمال، ص 303، ح 1، عقاب الرياء; تفسير عياشى، ج 1، ص 283، ح 295.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 45 - 5
5 ـ ترديد در انجام تكاليف دينى ، چون جهاد با مال و جان ، نمودار بى ايمانى و نفاق
إنما يستئذنك الذين لايؤمنون باللّه . .. و ارتابت قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 5،7
5 ـ كسالت و كاهلى در نماز ، از نشانه هاى نفاق و عدم ايمان واقعى به خدا و رسول اوست .
كفروا باللّه و برسوله و لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى
7 ـ انفاق از روى كراهت و بى ميلى ، نشانه نفاق و نداشتن ايمان واقعى به خدا و رسول اوست .
كفروا باللّه و برسوله . .. و لاينفقون إلا و هم كرهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 62 - 14
14 ـ تلاش در جلب رضايت مردم ، به جاى جلب رضايت خدا و رسول او ، نشانه نفاق و بى ايمانى
يحلفون باللّه لكم ليرضوكم و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه إن كانوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 7
7 ـ به بازى گرفتن ارزش هاى دينى ، نشانه نفاق و از شيوه منافقان است .
يحذر المنفقون . .. ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب ... كنتم تستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 5
5 ـ عهدشكنى ، از نشانه هاى نفاق است .
و منهم من عهد اللّه . ... فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 8
8 ـ كراهت و ناخرسندى از ايثار مال و جان در راه خدا ، نشانه نفاق
و كرهوا أن يجهدوا بأمولهم و أنفسهم فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 86 - 10
10 ـ گريز از جهاد با وجود داشتن قدرت و تمكن ، نشانه نفاق است .
استئذنك أولوا الطول منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 95 - 11
11 ـ تخلف از جهاد و سوگند دروغ ، علامت نفاق و نشانه پليدى است .
يعتذرون إليكم . .. سيحلفون باللّه ...إنهم رجس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 124 - 2
2 ـ موضع گيرى منفى و تمسخرآميز در برابر آيات الهى قرآن و ارزش هاى دينى ، نشانه نفاق است .
و إذا ما أنزلت سورة فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 127 - 4
4 ـ ناخشنودى از شنيدن آيات الهى ، نشانه نفاق است .
و إذا ما أنزلت سورة . .. هل يريكم من أحد ثم انصرفوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 47 - 6
6 - نافرمانى و روى گردانى از خدا و رسول او و برخلاف قول و قرار خود عمل كردن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان است .
و يقولون ءامنّا باللّه . .. ثمّ يتولّى فريق منهم من بعد ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 3
3 - نپذيرفتن داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان است .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 4
4 - انديشه سودجويانه ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 2،4،7،10
2 - بيمار دلى ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أفى قلوبهم مرض
4 - شك و ترديد نسبت به حقانيت اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از آن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أم ارتابوا
7 - گمان ناعادلانه بودن حكم خدا و رسول او ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله
10 - نسبت دادن جرم و گناه خويش به ديگران و چهره مظلومانه به خود گرفتن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله بل أُولـئك هم الظـلمون
منافقان خدا و رسول او را به ستم و اجحاف كردن در داورى هايشان متهم مى كردند. در مقابل خداوند نيز با تأكيد فراوان، آنان را ظالم معرفى كرده است اين مطلب مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 7
7 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره در مسائل عمومى بدون اذن خواستن ، نشانه نفاق و ضعف ايمان است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه إنّ الذين يستئذنونك أُولـئك
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزول آيه شريفه است كه درباره منافقان مى باشد و اين آيه، در حقيقت تعريضى است به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 7
7- بر زبان راندن شعار طاعت و سخنان زيبا و تن ندادن به جهاد ، بى صداقتى با خداوند است .
طاعة و قول معروف . .. فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم
از تعبير «فلو صدقوا اللّه» استفاده مى شود كه لازمه صداقت با خداوند، آن است كه انسان در همه زمينه ها، حتى تكليف دشوار جهاد، تابع خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 30 - 7
7- گفتار مرموز و نيشدار درباره دين ، نشانه نفاق و بيماردلى
و لتعرفنّهم فى لحن القول
«لحن القول»، به معناى آهنگ گفتار و نيز استعارات و كنايه هايى است كه در بد جلوه دادن و مخدوش كردن موضوع، تأثير دارد. خداوند، اين گونه سخن گفتن را وسيله اى براى رسوايى منافقان، معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 14 - 3،11
3 - روابط دوستانه منافقان با يهود ، از نشانه هاى روشن و قابل توجه نفاق آنان
ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم
11 - توسل به سوگند دورغ ، از نشانه هاى نفاق و از ترفند هاى منافقان براى پوشش دادن نفاق و دورويى خويش .
و يحلفون على الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 16 - 1
1 - منافقان ، زير سپر سوگند ، نفاقشان را پنهان مى كردند .
اتّخذوا أيمـنهم جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 3
3 - دوستى با دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه نفاق است .
لاتجد قومًا يؤمنون . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله
با توجه به آيات پيشين ـ كه درباره منافقان است ـ آيه بالا ـ كه در بيان ويژگى هاى مؤمنان راستين مى باشد ـ اشاره به نشانه هاى منافقين نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 13 - 3
3 - ترس از مردم و بيم نداشتن از خدا ، نشانه بارز نفاق است .
لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 118 - 16
16 ـ دورويى برخى از اهل كتاب با مسلمانان ، در صدر اسلام
قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر
به قرينه آيات قبل، «دونكم»، اهل كتاب هستند، و از اينكه كينه قلبى خود را پنهان مى داشتند، دورويى آنان استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 51 - 8
8 ـ تناقض آشكار ميان ادعا هاى اهل كتاب ( عالمان يهود ) و عمل آنان
الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت
خداوند از يكسو يهوديان را به دارا بودن كتاب آسمانى ـ كه طبعاً كتاب توحيد است ـ توصيف كرده و از سوى ديگر شرك آنان را گوشزد كرده تا تناقض در ادعا و عمل يهوديان را به خود آنان و به مسلمانان تفهيم كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 61 - 2،9
2 ـ نكوهش خداوند از اهل كتاب به خاطر برخورد منافقانه آنان با اهل ايمان
و إذا جاءوكم قالوا ءامنا و قد دخلوا بالكفر و هم قد خرجوا به
9 ـ اهل كتاب مورد تهديد و هشدار خداوند به خاطر برخورد منافقانه آنان با مسلمانان
و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون
هدف از بيان آگاهى كامل خدا به اسرار پليد گروهى از اهل كتاب، مى تواند تهديد آنان به رسوايى در دنيا و عذاب الهى در آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 3
3 ـ افراد بدوى و به دور از تمدن و فرهنگ ، داراى كفر و نفاقى سخت تر در مقايسه با مردم متمدن و داراى فرهنگ
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 4
4 ـ حركت هاى نفاق آميز منافقان مدينه ، پيچيده تر و شديدتر از منافقان باديه نشين بود .
و ممن حولكم . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 1
1 ـ باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، در كفر و نفاق پابرجاتر و در امتناع از پذيرش سخن حق ، سخت تر بودند .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 64 - 10
10 ـ نفاق و دورويى در دين ، استهزاى دين است .
يحذر المنفقون . .. قل استهزءوا
قبل از «استهزءوا» سخن خاصى از منافقان ذكر نشده كه حاكى از استهزا باشد ; بدين جهت احتمال مى رود كه نفس حالت نفاق، استهزا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 46
46- وجود برخى از افراد ناخالص ، در ميان همراهان پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت منهم
در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; احتمال مى رود كه قيد «منهم» تعريض به كسانى باشد كه منافقانه، همراه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند و يا در آينده منحرف خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 139 - 12
12 ـ نفاق سياسى ، نشأت يافته از نفاق عقيدتى و نشانه آن است .
أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 21
21 ـ برخورد منافقانه خودمحوران و دنياطلبان مسلمان با رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 9
9 ـ اعراض و بى اعتنايى به مسلمانان توطئه گر و دو رو ، توصيه و فرمان خداوند به پيامبر خويش
و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 2
2 - امكان پيدايش و نفوذ جريان نفاق ، در ميان صفوف مردان و زنان مسلمان در جامعه اسلامى
يقول المنـفقون و المنـفقـت . .. ألم نكن معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 1
1 ـ اظهار اطاعت كامل در پيشگاه رسول خدا و چاره انديشى براى مخالفت با وى در جلسات سرى ، شيوه گروهى از مسلمانان صدر اسلام
و يقولون طاعة فاذا برزوا من عندك بيّت طائفة منهم غير الذى تقول
«طاعة» خبر براى مبتداى محذوف مى باشد ; يعنى «امرنا طاعة» (كار ما اطاعت از توست). فعل مضارع «يقولون» و «يبيتون» دلالت بر استمرار دارد و حاكى از شيوه آنهاست. «يبيّتون»، از مصدر «تبييت»، به معناى تدبير امور است «غير الذى تقول» به معناى مخالفت امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 66 - 18
18 ـ از امام باقر ( ع ) درباره سخن خدا : « لا تعتذروا قد كفرتم بعد إيمانكم » روايت شده كه فرمود : هؤلاء قوم كانوا مؤمنين صادقين ارتابوا و شكوا و نافقوا بعد ايمانهم . . . ;
اينان گروهى از مؤمنان راستينى بودند كه دچار شك و ترديد گرديده و پس از ايمان گرفتار نفاق شدند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 139 - 12
12 ـ نفاق سياسى ، نشأت يافته از نفاق عقيدتى و نشانه آن است .
أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 51 - 8
8 ـ تناقض آشكار ميان ادعا هاى اهل كتاب ( عالمان يهود ) و عمل آنان
الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت
خداوند از يكسو يهوديان را به دارا بودن كتاب آسمانى ـ كه طبعاً كتاب توحيد است ـ توصيف كرده و از سوى ديگر شرك آنان را گوشزد كرده تا تناقض در ادعا و عمل يهوديان را به خود آنان و به مسلمانان تفهيم كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 13
13 - خط نفاق ، در ميان مسلمانان ، پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) آغاز شد . *
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه و
آيه بعد، مى تواند قرينه باشد بر اين كه اين افراد، داراى نوعى نفاق در ايمان بودند و اين جريان، قبل از هجرت، آغاز شده است. گفتنى است، چون سوره عنكبوت مكّى است، آيه هم وضعيّت برخى مسلمانان مكه را بازگو مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 11 - 4
4 - خط نفاق ، قبل از هجرت و در مكه شروع شد . *
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه .
اين كه خداوند، در سوره عنكبوت ـ كه سوره اى مكى است ـ بيان مى كند كه به دنبال بازشناسى مؤمنان از منافقان، است نشانه پديد آمدن، خط نفاق در مكه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 2،5
2 - كافران ، تكذيب قرآن را ابزار رسيدن به اهدافى ساخته بودند كه آن را اظهار نمى كردند .
بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون
از مصاديق «مايوعون»، نيت ها و مقاصدى است كه كافران، تكذيب قرآن را وسيله رسيدن به آن مقاصد كرده بودند.
5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .
و اللّه أعلم بما يوعون
تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 2،6
2 ـ متخلفان از جهاد ، داراى برخوردى دوگانه در برابر شكست و پيروزى مجاهدان
فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ
6 ـ متخلفان از جهاد ، پس از پيروزى به گونه اى سخن مى گويند كه گويا هيچ ارتباطى با مجاهدان نداشته و اطلاعى از درگيرى ها و جهاد نداشته اند .
و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ كان لم تكن بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 2،6
2 ـ متخلفان از جهاد ، داراى برخوردى دوگانه در برابر شكست و پيروزى مجاهدان
فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ
6 ـ متخلفان از جهاد ، پس از پيروزى به گونه اى سخن مى گويند كه گويا هيچ ارتباطى با مجاهدان نداشته و اطلاعى از درگيرى ها و جهاد نداشته اند .
و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ كان لم تكن بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 54 - 3
3 ـ متخلفان از جنگ تبوك ، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافر به خدا و رسول او بودند .
و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله
روى سخن در اين بخش از آيات با كسانى است كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 1،3
1 ـ باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، در كفر و نفاق پابرجاتر و در امتناع از پذيرش سخن حق ، سخت تر بودند .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
3 ـ افراد بدوى و به دور از تمدن و فرهنگ ، داراى كفر و نفاقى سخت تر در مقايسه با مردم متمدن و داراى فرهنگ
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 2
2 - برخى از تكذيب كنندگان كيفر هاى الهى ، منافقانه خود را در نظر مسلمانان ، افرادى ديندار جلوه مى دهند .
أرءيت الذى . .. الذين هم يراءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 14 - 1
1 - منافقان ، به هنگام حضورشان در ميان مؤمنان ، تظاهر به ايمان كرده و خود را مسلمان جلوه مى دهند .
و إذا لقوا الذين ءامنوا قالوا ءامنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 12،17،23
12 ـ شركت نكردن منافقان در پيكار احد ، افشاگر چهره و موضع نفاق آلود ايشان
و ليعلم الّذين نافقوا و قيل لهم تعالوا . .. لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم
جمله «و قيل لهم تعالوا . .. » توضيحى است براى جمله «و ليعلم الّذين نافقوا». يعنى طريقه مشخّص كردن منافقان همان شركت نكردن آنان در نبرد است.
17 ـ دوگانگى گفتار منافقان با آنچه در دل و نهان خويش دارند .
يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم
23 ـ منافقان احد داراى جنبه هاى گوناگون نفاق ، و آگاهى مسلمانان تنها به بخشى از آنها
و اللّه اعلم بما يكتمون
عالمتر بودن خدا به راز دل منافقان (و اللّه اعلم . .. )، دلالت بر اين معنا دارد كه آنچه از نفاق منافقان براى مسلمانان بيان شد، تنها بخشى از نفاق آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 62 - 4،12
4 ـ دوگانگى برخورد منافقان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، به هنگام سختى ها و آسايشها
فكيف اذا . .. ثمّ جاؤك يحلفون باللّه ان اردنا الّا احساناً
منافقان تا قبل از گرفتارى، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعراض كرده و به طاغوتها مى گرايند، و آنگاه كه به مشكلات برخورند، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) عذرخواهى مى كنند.
12 ـ تظاهر منافقان به اينكه مراجعه آنان به طاغوت براى قضاوت ، از سر بى ايمانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبوده است .
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً
مفهوم جمله «ان اردنا» اين است كه قصد ما اعراض از حكم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبوده است، بلكه مى خواستيم بين طرفين دعوا صلح دهيم و به آنان نيكى كرده باشيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 5
5 ـ دوگانگى نيّت و گفتار منافقان
ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 8
8 ـ بى شرمى منافقان و اصرار آنان بر دروغ پردازى و تزوير ، حتى پس از افشاى اسرار درونى و توطئه هاى آنان
و لئن سألتهم ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءو
جمله «قل أباللّه . .. » مى تواند رد ادعاى منافقان در مورد «نخوض و نلعب» باشد ; يعنى، آنان هنوز هم با اين سخنان در مقام تزويرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 79 - 10
10 ـ شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست
الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 18 - 7
7 - منافقان ، چهره نفاقشان را در ميان مسلمانان با سوگند هاى دروغشان پنهان مى كردند .
كما يحلفون لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 57 - 2
2 ـ عدم امكان گريز از جامعه اسلامى براى منافقان صدر اسلام ، عامل رو آوردن آنان به سوگند دروغ براى مؤمن جلوه دادن خود
و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. لو يجدون ملجئاً ... لولّوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 4
4 - منافقان عصر بعثت ، با ظاهر سازى و نفوذ در ميان صفوف مسلمانان ، پنهان و ناشناخته بودند .
إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم
برداشت ياد شده، از تعبير «منكم» (از ميان شما) ولحن افشاگرانه آيه شريفه، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 3
3 ـ وجود منافقانى مرموز و عادت كرده بر نفاق ، در ميان اهل مدينه
و من أهل المدينة مردوا على النفاق
يكى از معانى «مَرَدَ» «استمر» و «قَرِنَ» (استمرار و عادت) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 16
16 ـ پيوند تنگاتنگ ميان كفر ، نفاق و فسق
إنهم كفروا . .. فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 2،8
2 - همسران نوح و لوط پيامبر ، نمونه بارز و مثال زدنى ، براى جريان كفر و نفاق اند .
جـهد الكفّار و المنـفقين . .. ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط
8 - كفر و نفاق همسران نوح و لوط ، خيانت به آن دو پيامبر بود .
فخانتاهما
مفسران، مصداق بارز خيانت همسران نوح و لوط را، كفر و نفاق آنان دانسته اند و نيز روايت كرده اند كه آنان با تطميع ديگران عليه همسران خود اقدام كردند; مثلاً آنان اسرار خانه همسران خود را به دشمنان منتقل مى كردند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 72 - 7
7 ـ يهود ، آنچه را در اوّل روز بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده بود ( قبله بودن بيت المقدّس ) ، پذيرفتند و به آنچه در انت هاى روز نازل شده بود ( قبله بودن كعبه ) ، كفر ورزيدند تا مؤمنان را گمراه سازند .
و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون
برخى از مفسران برآنند كه «وجه النهار» و «آخره» متعلق به «انزل» است ; و سياق آيه مى رساند كه مراد از «الذى»، حكمى خاص است ; برخى روايات دلالت دارد كه آن حكم خاص، تغيير قبله بوده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عصرگاهى مأمور شد نماز را به سوى كعبه بخواند و قبله مسلمانان را كه تا صبحگاه آن روز، بيت المقدس بوده است تغيير دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 16
16 ـ برخورد منافقانه يهود ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله)
الّذين قالوا انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن لرسول . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقي
جمله «فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين»، بيانگر اين است كه يهود، على رغم ادعاى ايمان در صورت مشاهده معجزه قصد ايمان آوردن، نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 46 - 15
15 ـ نفاق و دورويى قوم يهود
يقولون سمعنا و عصينا واسمع غير مسمع و راعنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 12
12 ـ دميده شدن در صور، نقطه عطف و برهه تحولى مهم و اساسى در صحنه آفرينش است.
و له الملك يوم ينفخ فى الصور
بيان انحصار مالكيت براى خداوند در روز نفخ صور، با وجود آنكه مالكيت خداوند همواره بوده و خواهد بود، بيانگر دگرگونى و تحول مهمى است كه در هنگام نفخ صور رخ خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 1،2،5،8
1 - وحشت و هراس شديد موجودات آسمان ها و زمين در روز نفخ صور
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السمـوت و من فى الأرض
2 - دميده شدن در صور ، داراى پى آمد هاى سنگين و وحشت بار براى همه موجودات هستى
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السمـوت و من فى الأرض
تعبير «السماوات و الأرض» دربرگيرنده همه هستى است.
5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السمـوت و من فى الأرض
مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى ـ كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد ـ و نفخه ثانيه ـ كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود ـ باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.
8 - دميده شدن در صور ، مقدمه حضور همه موجودات هستى در پيشگاه خداوند
و يوم ينفخ فى الصور . .. و كلّ أتوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 12،16
12 - متلاشى شدن و به حركت درآمدن كوه ها در فضا ، بر اثر نفخ صور
و يوم ينفخ فى الصور . .. و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمرّ مرّ السحاب
ذكر «ترى الجبال. ..» در ادامه «يوم ينفخ فى الصور...» مى تواند به منظور بيان رخدادهايى باشد كه در پى دميده شدن در صور، در نظام طبيعت ظاهر مى گردد. بنابراين معناى آيه بالا چنين مى شود: تو اين كوه ها را مى بينى و مى پندارى كه
ايستا و غيرقابل حركت اند; در حالى كه آنها روزى كه در صور دميده شود، چون ابر در آسمان به حركت در خواهند آمد.
16 - رخداد هاى جهان بر اثر نفخ صور ، زمينه ساز برپايى قيامت و حسابرسى آدميان ، براساس علم دقيق خداوند به اعمال آنان
و يوم ينفخ فى الصور. .. و ترى الجبال... إنّه خبير بما تفعلون
برداشت ياد شده بنابراين فرض است كه «ترى الجبال. ..» ادامه «يوم ينفخ فى الصور...» و بيانگر حوادث جهان در پى دميده شدن در صور باشد. بنابراين جمله پايانى آيه (إنّه خبير بما تفعلون) مى رساند كه قيامت، براى حسابرسى است و اين كار متكى به علم دقيق الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 51 - 1،2
1 - با دميده شدن در صور ، انسان هاى موجود در گور ها ، زنده خواهند شد .
و نفخ فى الصور فإذا هم من الأجداث
«جدث» (مفرد «أجداث») به معناى قبر و گور است.
2 - جهان آخرت و رستاخيز انسان ها ، با نفخ صور آغاز خواهد شد .
و نفخ فى الصور فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 1،5،6،7،9،10،11،12
1 - تمامى موجودات زنده آسمان ها و زمين با دميده شدن در صور ( شيپور ) مى ميرند .
و نفخ فى الصور فصعق من فى السمـوت و من فى الأرض
«صعق» هم به معناى بى هوشى است و هم به معناى مرگ. در اين آيه ـ برابر نظر بيشتر مفسران ـ معناى دوم مراد است كه همان نفخ صور نخستين مى باشد كه موجب مرگ همه موجودات جهان مى شود. «نفخ» نيز به معناى دميدن است و «صور» به چيزى مانند شيپور گويند.
5 - برخى از موجودات آسمان ها و زمين ، از مرگ ناشى از نفخ صور ايمن خواهند بود .
و نفخ فى الصور فصعق من فى السمـوت و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه
6 - تعلق مشيت الهى بر زنده ماندن برخى از موجودات شعورمند در جهان پس از نفخ صور
و نفخ فى الصور فصعق من فى السمـوت و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه
7 - موجودات آسمان ها و زمين ، پس از مرگ با دميده شدن دوباره در صور ، زنده خواهند شد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
9 - به پاخاستن ناگهانى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
«إذا» براى مفاجات و مفيد معناى ناگهانى است و «قيام»، جمع «قائم») (به پاخاسته) است.
10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هـؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 20 - 1،3
1ـ دميده شدن در « صور » سرآغاز شكل گيرى رستاخيز
و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد
3ـ پايان نيافتن زندگى انسان با « مرگ » و تداوم آن در قيامت با « نفخ صور »
و جاءت سكرة الموت بالحقّ . .. و نفخ فى الصور
تذكر به «نفخ در صور» و برپايى روز جزا ـ در پى تذكر به مرگ ـ پيامدار معناى ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 15 - 1
1 - به هنگام دميده شدن در صور و متلاشى شدن نظم كنونى زمين و كوه ها ، واقعه قيامت رخ مى دهد .
فإذا نفخ فى الصور . .. و حملت الأرض ... فيومئذ وقعت الواقعة
به گفته مفسران، واژه «واقعة» همانند واژه هاى «حاقة»، «قارعة»، «غاشية» و. .. در قرآن ـ كه بدون موصوف و يا به تقدير آن آمده است ـ عَلَم براى قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 8 - 1
1 - آغاز شدن رستاخيز انسان ها ، با دميده شدن در صور
فإذا نقر فى الناقور
«ناقور» به معناى «صور» است (قاموس المحيط و مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 18 - 1،4
1 - دميده شدن در صور ، پيش درآمدى براى حضور مردم در صحنه قيامت است .
يوم ينفخ فى الصور فتأتون أفواجًا
«صور»; به معناى، شاخى است كه در آن دميده مى شود(قاموس). صحنه قيامت و گرد آورى مردم در آن ـ به هر وسيله اى باشد ـ به صحنه اى تشبيه شده است كه در آن جا در بوق دميده مى شود تا همگان حاضر گردند.
4 - حضور انسان در قيامت ، پس از نفخ صور ، فورى و بى درنگ است .
يوم ينفخ فى الصور فتأتون أفواجًا
حرف «فاء» علاوه بر تفريع، دلالت بر تعقيب دارد; يعنى، بيانگر اين است كه بين نفخ صور و آمدن مردم، فاصله اى نخواهد
بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 14 - 2
2 - حضور در قيامت ، ناگهانى است و با نفخه صور ، فاصله اى ندارد .
فإذا هم بالساهرة
حرف «إذا»، براى بيان مفاجاة و ناگهانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 2
2 - دميده شدن در صور ، داراى پى آمد هاى سنگين و وحشت بار براى همه موجودات هستى
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السمـوت و من فى الأرض
تعبير «السماوات و الأرض» دربرگيرنده همه هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 53 - 1
1 - نفخ صور در قيامت ، تنها يك صيحه عظيم و صداى سهمگين است .
و نفخ فى الصور . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة
اسم «كانت» به قرينه مقام ـ كه در دو آيه پيش سخن از نفخ صور بود ـ «نفخة» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 7،8،9
7 - موجودات آسمان ها و زمين ، پس از مرگ با دميده شدن دوباره در صور ، زنده خواهند شد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
8 - وجود فاصله ميان دو نفخ صور ( زمان مرگ همه موجودات جهان و زنده شدن دوباره آنها در قيامت )
و نفخ فى الصور فصعق . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى
برداشت ياد شده از كلمه «ثمّ» ـ كه مى تواند بر تراخى زمانى دلالت كند ـ به دست مى آيد.
9 - به پاخاستن ناگهانى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
«إذا» براى مفاجات و مفيد معناى ناگهانى است و «قيام»، جمع «قائم») (به پاخاسته) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 53 - 1
1 - نفخ صور در قيامت ، تنها يك صيحه عظيم و صداى سهمگين است .
و نفخ فى الصور . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة
اسم «كانت» به قرينه مقام ـ كه در دو آيه پيش سخن از نفخ صور بود ـ «نفخة» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 8
8 - وجود فاصله ميان دو نفخ صور ( زمان مرگ همه موجودات جهان و زنده شدن دوباره آنها در قيامت )
و نفخ فى الصور فصعق . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى
برداشت ياد شده از كلمه «ثمّ» ـ كه مى تواند بر تراخى زمانى دلالت كند ـ به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 6،7
6 - برخى از انسان ها و نيز برخى از موجودات آسمان ها ، ايمن از هراس و وحشت ناشى از نفخ صور
ففزع من فى السمـوت و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه
من شاء اللّه
7 - تعلق مشيت الهى بر ايمنى برخى موجودات از وحشت نفخ صور
ففزع . .. إلاّمن شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 10،11
10 ـ روز دميده شدن در صور، مالكيت مطلق و حاكميت انحصارى خداوند، ظهور خواهد يافت.
و له الملك يوم ينفخ فى الصور
«له الملك» بيانگر انحصار ملك در روز نفخ صور براى خداوند است. و چون اين مالكيت اكنون نيز وجود دارد، بنابراين مفاد حصر، ظهور اين مالكيت در آن روز به گونه اى كه جاى هيچ انكار براى كسى نماند، است.
11 ـ تمامى مالكيتها و حاكميتهاى اعتبارى در روز نفخ صور از ميان خواهد رفت.
و له الملك يوم ينفخ فى الصور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 38 - 4
4- « يحيى بن أبى العلاء . . . ان رجلاً دخل على أبى عبدالله ( ع ) فقال : أخبرنى عن قول الله عزّوحلّ لأبليس « فإنك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم » قال : . . . و يوم الوقت المعلوم يوم ينفخ فى الصور نفخة واحدة فيموت ابليس ما بين النفخة الأولى و الثانية ;
يحيى بن أبى العلاء روايت كرده است : شخصى وارد بر امام صادق(ع) شد و گفت : مرا از سخن خداى عزّ و جلّ كه به ابليس فرمود : «فإنك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم» خبر ده، حضرت فرمود: مراد از روز وقت معلوم، روزى است كه [هنوز فقط] يك بار در صور دميده شده; پس ابليس بين دميدن اول و دوم مى ميرد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 99 - 5
5- خداوند ، همه انسان ها را در صحنه قيامت ، با دميده شدن در صور ، گرد خواهد آورد .
و نفخ فى الصور فجمعنـهم جمعًا
«صور» محتمل است به يكى از دو معنا باشد: 1ـ به معناى «شاخ»; كه در اين صورت، مقصود، دميده شدن در بوق است; چرا كه در قديم، از شاخ حيوانات، بوق مى ساختند. 2ـ ممكن است «صور» جمع «صورة» باشد; در اين صورت، مقصود، دميده شدن در تمثال ها و پيكرهاى مردگان براى زنده ساختن آن ها است. بسيارى از اهل لغت، بر احتمال دوم، خرده گرفته اند و آن را با برخى از موارد استعمال كلمه «صور» در قرآن ناسازگار ديده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 102 - 1،2
1 - دميده شدن در صور ( بوق و يا صورت و تمثال ها ) ، از رخداد هاى روز قيامت
يوم ينفخ فى الصور
«صور» محتمل است به يكى از دو معنا باشد: 1ـ به معناى شاخ، كه در اين صورت مقصود دميده شدن در بوق خواهد بود; چرا كه در قديم، با سوراخ كردن شاخ حيوانات از آن بوق مى ساختند. 2ـ ممكن است «صور» جمع صورة باشد. براين اساس، مقصود دميده شدن در تمثال ها و پيكرهاى مردگان براى زنده شدن خواهد بود. بعضى از آياتى كه در آن كلمه «صور» آمده است، با معناى دوم سازگار نيست.
2 - دميده شدن در صور ، و حشر در قيامت ، دو رخداد مرتبط با يكديگر
يوم ينفخ فى الصور و نحشر المجرمين
عطف «حشر» بر «نفخ صور» نشان از ارتباط آن دو با يكديگر در حادثه برپايى قيامت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 7
7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد. سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 53 - 1
1 - نفخ صور در قيامت ، تنها يك صيحه عظيم و صداى سهمگين است .
و نفخ فى الصور . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة
اسم «كانت» به قرينه مقام ـ كه در دو آيه پيش سخن از نفخ صور بود ـ «نفخة» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 8،9،10،11،12
8 - وجود فاصله ميان دو نفخ صور ( زمان مرگ همه موجودات جهان و زنده شدن دوباره آنها در قيامت )
و نفخ فى الصور فصعق . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى
برداشت ياد شده از كلمه «ثمّ» ـ كه مى تواند بر تراخى زمانى دلالت كند ـ به دست مى آيد.
9 - به پاخاستن ناگهانى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
«إذا» براى مفاجات و مفيد معناى ناگهانى است و «قيام»، جمع «قائم») (به پاخاسته) است.
10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هـؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 13 - 1
1 - دميده شدن يك بار در صور ، در آستانه برپايى قيامت
فإذا نفخ فى الصور نفخة وحدة
مقصود از نفخ صور در اين آيه ـ به گفته مفسران ـ نفخ صور نخست است كه نظم موجود جهان را به هم مى ريزد. سپس قيامت با نفخ صور دوم برپا مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 15 - 1
1 - به هنگام دميده شدن در صور و متلاشى شدن نظم كنونى زمين و كوه ها ، واقعه قيامت رخ مى دهد .
فإذا نفخ فى الصور . .. و حملت الأرض ... فيومئذ وقعت الواقعة
به گفته مفسران، واژه «واقعة» همانند واژه هاى «حاقة»، «قارعة»، «غاشية» و. .. در قرآن ـ كه بدون موصوف و يا به تقدير آن آمده است ـ عَلَم براى قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 8 - 1
1 - آغاز شدن رستاخيز انسان ها ، با دميده شدن در صور
فإذا نقر فى الناقور
«ناقور» به معناى «صور» است (قاموس المحيط و مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 9 - 2
2 - لحظه دميده شدن صور در روز رستاخيز ، آغاز سختى ها و ناگوارى ها براى اهل محشر
فإذا نقر فى الناقور . فذلك يومئذ يوم عسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 33 - 2
2 - برپايى قيامت ، همراه با نفخ صور است . *
فإذا جاءت الصاخّة
تطبيق «صاخّة» بر قيامت، ممكن است به اعتبار غرشى باشد كه از آن در بعضى از آيات ديگر، به نفخ صور ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 101 - 1
1 - آغاز رستاخيز و زنده شدن دوباره انسان ها با نفخ صور
فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 8،9
8 - وجود فاصله ميان دو نفخ صور ( زمان مرگ همه موجودات جهان و زنده شدن دوباره آنها در قيامت )
و نفخ فى الصور فصعق . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى
برداشت ياد شده از كلمه «ثمّ» ـ كه مى تواند بر تراخى زمانى دلالت كند ـ به دست مى آيد.
9 - به پاخاستن ناگهانى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
«إذا» براى مفاجات و مفيد معناى ناگهانى است و «قيام»، جمع «قائم») (به پاخاسته) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 119 - 16
16 ـ نفرين پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نابودى دشمنان خشمگين دين و جامعه ايمانى
قل موتوا بغيظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 97 - 3
3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .
إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 6
6 ـ تضمين استجابت نفرينِ طرفِ حقّ ، در مباهله
فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ... نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 11 - 1
1 - اجابت دعاى نوح ( ع ) به درگاه خداوند ، براى انتقام از قوم حق ستيز خويش
فدعا ربّه . .. ففتحنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 16
16 - توأم كردن آمرزش خواهى با نفرين به وقت نيايش و دعا به درگاه الهى ، كارى پسنديده و شايسته است .
ربّ اغفر لى و لولدىّ . .. و للمؤمنين و المؤمنـت و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 2 - 6
6 - ثروت و مقام ، نمى تواند مانع تحقق نفرين خداوند باشد و عذاب او را دفع كند .
ما أغنى عنه ماله و ما كسب
به قرينه آيه بعد، جمله «ما أغنى . ..» به دفع آتش جهنم نيز نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 8
8 - نفرين بر ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ كارى پسنديده و روا
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 1
1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى
فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه
بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 2
2- فسادگرى در زمين و گسستن از خويشاوندان ، موجب خشم و نفرين الهى
تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم . أولـئك الذين لعنهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 8
8 - نفرين بر ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ كارى پسنديده و روا
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 3
3- نفرين موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از هدايت فرعونيان
و إن لم تؤمنوا . .. فدعا ربّه أنّ هـؤلاء قوم مجرمون
«دعا» در مقام شكايت، دربردارنده درخواست مجازات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 48 - 3
3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن يونس ( ع ) در اين باره
و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم
مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 11
11 - حضور بى رحمانه اصحاب اخدود براى سوزاندن و تماشاى سوختن مؤمنان ، موجب گرفتارى آنان به نفرين خداوند بود .
قتل أصحـب الأُخدود . .. إذ ... و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 2،5
2 - حفظ ديانت بندگان خدا و صيانت آنان از گمراهى ، فلسفه نفرين و درخواست نوح ( ع ) از خداوند ، براى نابودى كامل قوم گمراه گر خود
لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا . إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك
5 - به وجود آمدن فرزندان كافر و تبه كار در جامعه ، فلسفه نفرين نوح ( ع ) عليه قوم كافر و گمراه گر خويش
و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 13
13 - دشمنان اسلام و مسلمين ، شايسته لعن و نفرين اند .
هم العدوّ . .. قـتلهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 7
7 - ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ، مستحق نفرين اند .
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 8 - 1
1- كافران ، مورد نفرين خداوند و گرفتار ذلّت و خوارى
و الذين كفروا فتعسًا لهم
واژه «تعساً» (به معناى لغزيدن و به رو در افتادن) نشانگر ذلّت و خوارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 14
14- منافقان و افراد سست ايمانِ بيزار از جهاد ، مورد نفرين الهى و سزاوار مرگ
فأولى لهم
«أولى لهم» ممكن است در مقام انشا و نفرين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 10 - 1
1 - كافران حق ستيز و ياوه سرا ، مورد نفرين خداوند
قتل الخرّصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 12
12 - منافقان ، مورد لعن و نفرين سخت خداوند
قـتلهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 1
1 - تكذيب كنندگان دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى
عبارت «أولى لك فأولى» ـ مانند «ويل لك» ـ براى تهديد و نفرين عليه ديگرى به كار مى رود و نوعاً كسانى مورد خطاب اين جمله قرار مى گيرند كه در معرض هلاكت اند و بدين وسيله ترغيب مى شوند كه خود را از اين مهلكه نجات دهند (برگرفته از مفردات راغب و تفاسير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 1،3
1 - تكذيب گران دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى
گفتنى است كه اين آيه، تأكيد براى آيه پيشين است.
3 - ابوجهل ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب
أولى لك فأولى ثمّ أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 1
1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .
قتل الإنسـن ما أكفره
فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» ـ به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد ـ براى ماهيت است و جمله «ما أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 4 - 2
2 - ايجادكنندگان كوره آدم سوزى ( اصحاب اخدود ) ، مورد نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او
قتل أصحـب الأُخدود
فعل «قتل»، براى نفرين به كار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين درباره خداوند تصور ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 6 - 3
3 - اصحاب اخدود ، به دليل حضور بى رحمانه خود در مراسم سوزاندن مؤمنان و نشستن و نظاره كردن آن ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار قتل و نابودى شدند .
قتل أصحـب الأُخدود . .. إذ هم عليها قعود
كلمه «إذ»، ظرف براى «قتل» و بيانگر نقش آن لحظه در استحقاق نفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 11
11 - حضور بى رحمانه اصحاب اخدود براى سوزاندن و تماشاى سوختن مؤمنان ، موجب گرفتارى آنان به نفرين خداوند بود .
قتل أصحـب الأُخدود . .. إذ ... و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 4
4 - طعن زنندگان به مردم با سخن يا اشاره ، مورد نفرين خداوند و تهديد به عذاب جهنّم
ويل لكلّ همزة لمزة
برخى از مفسران، كلمه «ويل» را نفرين دانسته و گفته اند: نفرين در اين موارد، همان تهديد به عقاب است. برداشت ياد شده، علاوه بر بيان اين نظر، گوياى تفاوتى است كه برخى از اهل لغت، درباره «همزة» و «لمزة» بيان داشته و گفته اند: «همزة»; يعنى، كسى كه همنشين خود را با الفاظ بد، بيازارد و «لمزة»; يعنى، كسى كه با چشم يا سر، به همنشين خود اشاره كند. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 1،4
1 - برخى از نمازگزاران ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار عذاب و هلاكت اند .
فويل للمصلّين
«ويل» ـ كه در اصل به معناى عذاب و هلاكت است ـ كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. (لسان العرب)
اين كلمه نام درّه، يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن است (قاموس). مبتدا قرار گرفتن آن ـ با آن كه نكره است ـ نشان مى دهد كه در معناى نفرين به كار رفته است.
4 - نمازگزاران بى اعتقاد به معاد ، مورد نفرين خداوند
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 1
1 - رياكاران ، مورد نفرين خدابوده و به عذاب جهنم گرفتار خواهند شد .
فويل للمصلّين . .. الذين هم يراءون
«رائيته» (ماضى «يراءون»); يعنى، خود را بر خلاف آنچه بودم، به او نشان دادم (قاموس). «ريا»; يعنى، آشكار ساختن كار خويش براى مردم تا او را ببينند و به او نظر نيكو داشته باشند (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 1
1 - كسانى كه از عاريه دادن لوازم منزل ، دريغ ورزيده ، احتياجات مردم را ناديده مى گيرند ، گرفتار نفرين خدايند و عذاب جهنم ، فرجام آنان است .
فويل . .. و يمنعون الماعون
«ماعون»، عنوان عامى براى اثاثيه منزل، از قبيل ديگ، تبر، و كاسه است (مصباح). اين كلمه به معناى كار خير و باران و آب و هر چيز نافع نيز مى آيد (قاموس). ريشه آن «مَعْن» (چيزى كه كم و آسان باشد) است و برخى اصل آن را «معونة» (ابزار كمك دهنده) دانسته اند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 1،2
1 - خداوند ، با نفرين بر ابولهب ، او را به ضايع ساختن دستاورد ها و تلاش هايش تهديد كرد .
تبّت يدا أبى لهب و تبّ
«تَبٌّ» (مصدر «تبّت» و «تَبَّ»); يعنى، هلاكت (نهايه ابن اثير). «تَبٌّ» و «تبابٌ» به معناى قرار گرفتن دائم در خسارت است (مفردات). «تبّت يداه»; يعنى، دست هاى او ضايع شدند و زيان ديدند (قاموس). زيان ديدن دست، كنايه از هدر رفتن تلاش ها و دستاوردها است.
2 - ابولهب ، مورد نفرين و تهديد خداوند ، به گرفتارى در هلاكت و فرجامى زيان بار
و تبّ
فاعل «تبّ»، ابولهب است و نفرين خداوند به شخص او تعلق گرفته است. از آن جا كه معناى حقيقى نفرين، درباره خداوند تصور ندارد; مراد تهديد و توبيخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 12
12 ـ تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 2
2 - تكذيب دين و روى گردانى عمدى از تعاليم آن ، موجب هلاكت و نفرين الهى است .
و لـكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 2
2 - تكذيب دين و روى گردانى عمدى از تعاليم آن ، موجب هلاكت و نفرين الهى
و لـكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 10
10 - سرپيچى از فرمان خداوند ، موجب استحقاق نفرين او
قتل الإنسـن . .. لمّا يقض ما أمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 2
2- انبيا از هدايت شدن اقوام كافر نااميد شدند و آنان رانفرين كردند .
قالت لهم رسلهم . .. و استفتحوا
انبيا پس از ارائه بيّنات و چند گفت و گو با كافران و تهديد شدن از سوى آنان و اعلام تهديد خداوند، از خداوند طلب پيروزى براى خويش كردند و اين نشانگر اين است كه آنان اميدى به هدايت اقوام خويش نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 3
3 - ابوجهل ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب
أولى لك فأولى ثمّ أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 1،2
1 - خداوند ، با نفرين بر ابولهب ، او را به ضايع ساختن دستاورد ها و تلاش هايش تهديد كرد .
تبّت يدا أبى لهب و تبّ
«تَبٌّ» (مصدر «تبّت» و «تَبَّ»); يعنى، هلاكت (نهايه ابن اثير). «تَبٌّ» و «تبابٌ» به معناى قرار گرفتن دائم در خسارت است (مفردات). «تبّت يداه»; يعنى، دست هاى او ضايع شدند و زيان ديدند (قاموس). زيان ديدن دست، كنايه از هدر رفتن تلاش ها و دستاوردها است.
2 - ابولهب ، مورد نفرين و تهديد خداوند ، به گرفتارى در هلاكت و فرجامى زيان بار
و تبّ
فاعل «تبّ»، ابولهب است و نفرين خداوند به شخص او تعلق گرفته است. از آن جا كه معناى حقيقى نفرين، درباره خداوند تصور ندارد; مراد تهديد و توبيخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 4
4 - طعن زنندگان به مردم با سخن يا اشاره ، مورد نفرين خداوند و تهديد به عذاب جهنّم
ويل لكلّ همزة لمزة
برخى از مفسران، كلمه «ويل» را نفرين دانسته و گفته اند: نفرين در اين موارد، همان تهديد به عقاب است. برداشت ياد شده، علاوه بر بيان اين نظر، گوياى تفاوتى است كه برخى از اهل لغت، درباره «همزة» و «لمزة» بيان داشته و گفته اند: «همزة»; يعنى، كسى كه همنشين خود را با الفاظ بد، بيازارد و «لمزة»; يعنى، كسى كه با چشم يا سر، به همنشين خود اشاره كند. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 1
1 ـ خداوند ، دعاى موسى و هارون ( ع ) ، عليه فرعون و اطرافيانش را مستجاب كرد .
قال قد أجيبت دعوتكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 4 - 2
2 - ايجادكنندگان كوره آدم سوزى ( اصحاب اخدود ) ، مورد نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او
قتل أصحـب الأُخدود
فعل «قتل»، براى نفرين به كار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين درباره خداوند تصور ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 6 - 3
3 - اصحاب اخدود ، به دليل حضور بى رحمانه خود در مراسم سوزاندن مؤمنان و نشستن و نظاره كردن آن ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار قتل و نابودى شدند .
قتل أصحـب الأُخدود . .. إذ هم عليها قعود
كلمه «إذ»، ظرف براى «قتل» و بيانگر نقش آن لحظه در استحقاق نفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 2
2- انبيا از هدايت شدن اقوام كافر نااميد شدند و آنان رانفرين كردند .
قالت لهم رسلهم . .. و استفتحوا
انبيا پس از ارائه بيّنات و چند گفت و گو با كافران و تهديد شدن از سوى آنان و اعلام تهديد خداوند، از خداوند طلب پيروزى براى خويش كردند و اين نشانگر اين است كه آنان اميدى به هدايت اقوام خويش نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3،4
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 1
1 - كسانى كه از عاريه دادن لوازم منزل ، دريغ ورزيده ، احتياجات مردم را ناديده مى گيرند ، گرفتار نفرين خدايند و عذاب جهنم ، فرجام آنان است .
فويل . .. و يمنعون الماعون
«ماعون»، عنوان عامى براى اثاثيه منزل، از قبيل ديگ، تبر، و كاسه است (مصباح). اين كلمه به معناى كار خير و باران و آب و هر چيز نافع نيز مى آيد (قاموس). ريشه آن «مَعْن» (چيزى كه كم و آسان باشد) است و برخى اصل آن را «معونة» (ابزار كمك دهنده) دانسته اند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 9،12
9 ـ نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
12 ـ تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 14
14- منافقان و افراد سست ايمانِ بيزار از جهاد ، مورد نفرين الهى و سزاوار مرگ
فأولى لهم
«أولى لهم» ممكن است در مقام انشا و نفرين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 10 - 1
1 - كافران حق ستيز و ياوه سرا ، مورد نفرين خداوند
قتل الخرّصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 3
3- جواز لعن و نفرين حق گريزانِ فسادانگيز و فاقد عواطف انسانى
أولـئك الذين لعنهم اللّه
اعلام خداوند به ملعون بودن حق گريزان، نشانگر آن است كه لعن آن گروه، مورد رضاى الهى و هماهنگ با اراده او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3،4
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 17
17 - مؤمنان نمى توانند در برابر جامعه خويش بى تفاوت باشند ; بلكه بايد براى دوستان و همكيشان خود ، خيرخواه و نسبت به كافران و دشمنانِ اصلاح ناپذير ، آرزوى نابودى كنند .
ربّ اغفر لى . .. و للمؤمنين و المؤمنـت و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
برداشت ياد شده، از دعاى خير نوح(ع) براى مؤمنان و نفرين عليه كافران و دشمنان دعوتش، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 119 - 16
16 ـ نفرين پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نابودى دشمنان خشمگين دين و جامعه ايمانى
قل موتوا بغيظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 17
17 - مؤمنان نمى توانند در برابر جامعه خويش بى تفاوت باشند ; بلكه بايد براى دوستان و همكيشان خود ، خيرخواه و نسبت به كافران و دشمنانِ اصلاح ناپذير ، آرزوى نابودى كنند .
ربّ اغفر لى . .. و للمؤمنين و المؤمنـت و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
برداشت ياد شده، از دعاى خير نوح(ع) براى مؤمنان و نفرين عليه كافران و دشمنان دعوتش، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 13
13 - دشمنان اسلام و مسلمين ، شايسته لعن و نفرين اند .
هم العدوّ . .. قـتلهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 1
1 - رياكاران ، مورد نفرين خدابوده و به عذاب جهنم گرفتار خواهند شد .
فويل للمصلّين . .. الذين هم يراءون
«رائيته» (ماضى «يراءون»); يعنى، خود را بر خلاف آنچه بودم، به او نشان دادم (قاموس). «ريا»; يعنى، آشكار ساختن كار خويش براى مردم تا او را ببينند و به او نظر نيكو داشته باشند (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 97 - 3
3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .
إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 14
14- منافقان و افراد سست ايمانِ بيزار از جهاد ، مورد نفرين الهى و سزاوار مرگ
فأولى لهم
«أولى لهم» ممكن است در مقام انشا و نفرين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 61 - 3
3 - طغيان گران ، مورد نفرين پيروانشان در دوزخ
قالوا ربّنا من قدّم لنا هـذا فزده عذابًا ضعفًا فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 6
6 ـ ريشه كن شدن نسل ظالمان، نفرينى الهى بر آنان است.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
اگر جمله «فقطع دابر» انشايى باشد، نفرينى است در حق ظالمان در تمامى تاريخ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 7
7 - ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ، مستحق نفرين اند .
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 13،15
13 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن هلاكت و بدبختى ستمگران حق ناپذير
و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
«تبار»، به معناى هلاكت و نابودى است.
15 - ظالمان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 1
1 ـ خداوند ، دعاى موسى و هارون ( ع ) ، عليه فرعون و اطرافيانش را مستجاب كرد .
قال قد أجيبت دعوتكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 3
3- جواز لعن و نفرين حق گريزانِ فسادانگيز و فاقد عواطف انسانى
أولـئك الذين لعنهم اللّه
اعلام خداوند به ملعون بودن حق گريزان، نشانگر آن است كه لعن آن گروه، مورد رضاى الهى و هماهنگ با اراده او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 5
5 - نوح ( ع ) ، خواستار نزول عذاب بر كافران و نجات خود و مؤمنان از آن عذاب
فافتح بينى . .. و نجّنى و من معى من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 6،7
6 - نوح ( ع ) ، خواهان انتقام الهى از قوم حق ستيز خويش
أنّى مغلوب فانتصر
مفسران «فانتصر» را به معناى «فانتقم» دانسته اند.
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . قال : . . . فلبث فيهم نوح ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سرّاً و علانية فلمّا أبوا و عتوا قال « ربّ أنّى مغلوب فانتصر » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه . .. فرمود: ...نوح(ع) در ميان قوم خود هزار سال ـ پنجاه سال كم ـ توقف نمود و قومش را در نهان و آشكار [به توحيد] دعوت كرد. پس چون آنان ابا كرده و سركشى نمودند، گفت: پروردگارا! من مغلوب هستم، انتقام مرا [از اين قوم طغيان گر] بگير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 2
2 - حفظ ديانت بندگان خدا و صيانت آنان از گمراهى ، فلسفه نفرين و درخواست نوح ( ع ) از خداوند ، براى نابودى كامل قوم گمراه گر خود
لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا . إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 48 - 5
5 - يونس ( ع ) ، در غضب و نفرين كردن بر قوم خويش شتاب كرد .
و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 8 - 1
1- كافران ، مورد نفرين خداوند و گرفتار ذلّت و خوارى
و الذين كفروا فتعسًا لهم
واژه «تعساً» (به معناى لغزيدن و به رو در افتادن) نشانگر ذلّت و خوارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 1
1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى
فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه
بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 10 - 1
1 - كافران حق ستيز و ياوه سرا ، مورد نفرين خداوند
قتل الخرّصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 1،3،4
1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 17
17 - مؤمنان نمى توانند در برابر جامعه خويش بى تفاوت باشند ; بلكه بايد براى دوستان و همكيشان خود ، خيرخواه و نسبت به كافران و دشمنانِ اصلاح ناپذير ، آرزوى نابودى كنند .
ربّ اغفر لى . .. و للمؤمنين و المؤمنـت و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
برداشت ياد شده، از دعاى خير نوح(ع) براى مؤمنان و نفرين عليه كافران و دشمنان دعوتش، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 1
1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .
قتل الإنسـن ما أكفره
فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» ـ به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد ـ براى ماهيت است و جمله «ما أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 7
7 - ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ، مستحق نفرين اند .
و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 7 - 1
1 - دروغ پردازان گناه پيشه ، مورد نفرين و تهديد خداوند
ويل لكلّ أفّاك أثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 46 - 8
8 ـ توهين و نفرين برخى از يهوديان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ضمن سخن با آن حضرت
من الذين هادوا . .. واسمع غير مسمع
«غير مسمع» در برداشت فوق به معناى انشايى آن گرفته شده است. و مفهوم آن چنين است: خدا تو را كر و ناشنوا قرار دهد. و يا: خدا تو را نفهم گرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 9
9 ـ نفرين خداوند به يهود و نصارا ، به خاطر سخنان كفرآميزشان
قتلهم اللّه أنى يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 3
3- جواز لعن و نفرين حق گريزانِ فسادانگيز و فاقد عواطف انسانى
أولـئك الذين لعنهم اللّه
اعلام خداوند به ملعون بودن حق گريزان، نشانگر آن است كه لعن آن گروه، مورد رضاى الهى و هماهنگ با اراده او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 1
1 - تكذيب كنندگان دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى
عبارت «أولى لك فأولى» ـ مانند «ويل لك» ـ براى تهديد و نفرين عليه ديگرى به كار مى رود و نوعاً كسانى مورد خطاب اين جمله قرار مى گيرند كه در معرض هلاكت اند و بدين وسيله ترغيب مى شوند كه خود را از اين مهلكه نجات دهند (برگرفته از مفردات راغب و تفاسير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 127 - 8
8 ـ منافقان روى گردان از آيات الهى قرآن ، مورد نفرين خداوند
ثم انصرفوا صرف اللّه قلوبهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «صرف اللّه قلوبهم» خبر در مقام انشا بوده و براى نفرين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 14
14- منافقان و افراد سست ايمانِ بيزار از جهاد ، مورد نفرين الهى و سزاوار مرگ
فأولى لهم
«أولى لهم» ممكن است در مقام انشا و نفرين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 12
12 - منافقان ، مورد لعن و نفرين سخت خداوند
قـتلهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 1
1 - برخى از نمازگزاران ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار عذاب و هلاكت اند .
فويل للمصلّين
«ويل» ـ كه در اصل به معناى عذاب و هلاكت است ـ كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. (لسان العرب) اين كلمه نام درّه، يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن است (قاموس). مبتدا قرار گرفتن آن ـ با آن كه نكره است ـ نشان مى دهد كه در معناى نفرين به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 4
4 - نمازگزاران بى اعتقاد به معاد ، مورد نفرين خداوند
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 10 - 1
1 - كافران حق ستيز و ياوه سرا ، مورد نفرين خداوند
قتل الخرّصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 4،5،33
4 ـ درماندگى و ناتوانى هميشگى يهود ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
5 ـ گرفتارى يهوديان به بخل و خوددارى آنان از انفاق و يارى ديگران ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
جمله «ينفق كيف يشاء» دلالت مى كند كه از مصاديق مورد نظر در نفرين الهى بر يهود (غلت ايديهم) بسته بودن دست آنها از انفاق و بخيل گشتن آنهاست.
33 ـ ناكامى يهود در جنگ افروزى هاى خود عليه مسلمانان ، نمود ناتوانى آنان بر اثر نفرين خداوند
غلت ايديهم . .. كلما اوقدوا ناراً للحرب اطفأها اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «كلما اوقدوا . ..» بيان نتيجه اى براى «غلت ايديهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 9
9 ـ نفرين خداوند به يهود و نصارا ، به خاطر سخنان كفرآميزشان
قتلهم اللّه أنى يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 7 - 1
1 - دروغ پردازان گناه پيشه ، مورد نفرين و تهديد خداوند
ويل لكلّ أفّاك أثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 61 - 3
3 - طغيان گران ، مورد نفرين پيروانشان در دوزخ
قالوا ربّنا من قدّم لنا هـذا فزده عذابًا ضعفًا فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 4،5،33
4 ـ درماندگى و ناتوانى هميشگى يهود ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
5 ـ گرفتارى يهوديان به بخل و خوددارى آنان از انفاق و يارى ديگران ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
جمله «ينفق كيف يشاء» دلالت مى كند كه از مصاديق مورد نظر در نفرين الهى بر يهود (غلت ايديهم) بسته بودن دست آنها از انفاق و بخيل گشتن آنهاست.
33 ـ ناكامى يهود در جنگ افروزى هاى خود عليه مسلمانان ، نمود ناتوانى آنان بر اثر نفرين خداوند
غلت ايديهم . .. كلما اوقدوا ناراً للحرب اطفأها اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «كلما اوقدوا . ..» بيان نتيجه اى براى «غلت ايديهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 6
6 ـ ريشه كن شدن نسل ظالمان، نفرينى الهى بر آنان است.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
اگر جمله «فقطع دابر» انشايى باشد، نفرينى است در حق ظالمان در تمامى تاريخ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 7 - 1
1 - دروغ پردازان گناه پيشه ، مورد نفرين و تهديد خداوند
ويل لكلّ أفّاك أثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 3
3 - « عن عبدالعظيم بن عبداللّه الحسنى قال : سألت محمّد بن علىّ الرضا ( ع ) عن قوله عزّوجلّ : « أولى لك فأولى . ثمّ أولى لك فأولى » قال : يقول اللّه عزّوجلّ : بُعداً لك من خير الدنيا بُعداً ، و بُعداً لك من خير الآخرة ;
عبدالعظيم حسنى گويد: از امام جواد(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «أولى لك فأولى . ثمّ أولى لك فأولى» سؤال كردم; فرمود: خداى عزّوجلّ مى فرمايد: دورى باد تو را از خير دنيا و دورى باد تو را از خير آخرت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 1
1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 119 - 16
16 ـ نفرين پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نابودى دشمنان خشمگين دين و جامعه ايمانى
قل موتوا بغيظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 1
1 - تكذيب گران دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى
گفتنى است كه اين آيه، تأكيد براى آيه پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 9،12
9 ـ نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
12 ـ تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان
فافرق بيننا و بين القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 5
5 - نوح ( ع ) ، خواستار نزول عذاب بر كافران و نجات خود و مؤمنان از آن عذاب
فافتح بينى . .. و نجّنى و من معى من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 75 - 3
3 - نوح ( ع ) ، عليه قوم خود به درگاه الهى نفرين كرده ، يارى طلبيد .
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون
آيه بعد در پاسخ به نداى نوح(ع)، مسأله نجات آن حضرت و خاندانش را از عذاب الهى مطرح مى كند. از اين مطلب به دست مى آيد كه آنچه آن حضرت از خدا خواسته است، نفرينى بود عليه قوم خود. آيه 26 سوره «مؤمنون» (قال ربّ انصرنى بما كذّبون) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 10 - 6،7
6 - نوح ( ع ) ، خواهان انتقام الهى از قوم حق ستيز خويش
أنّى مغلوب فانتصر
مفسران «فانتصر» را به معناى «فانتقم» دانسته اند.
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . قال : . . . فلبث فيهم نوح ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سرّاً و علانية فلمّا أبوا و عتوا قال « ربّ أنّى مغلوب فانتصر » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه . .. فرمود: ...نوح(ع) در ميان قوم خود هزار سال ـ پنجاه سال كم ـ توقف نمود و قومش را در نهان و آشكار [به توحيد] دعوت كرد. پس چون آنان ابا كرده و سركشى نمودند، گفت: پروردگارا! من مغلوب هستم، انتقام مرا [از اين قوم طغيان گر] بگير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 1
1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا
واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 13
13 - « عن صالح بن ميثم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) : ما كان علم نوح ( ع ) حين دعا قومه إنّهم لايلدوا إلاّ فاجرًا كفارًا فقال : أما سمعتَ قولَ اللّه لنوح : « إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن » ;
صالح بن ميثم گويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: نوح(ع) هنگامى كه قوم خود را دعوت مى كرد از كجا آگاه بود كه اولاد آن قوم، غير از بدكار و كافر به دنيا نمى آيند; امام فرمود: آيا سخن خداوند را به نوح نشنيده اى كه فرمود: (إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 13
13 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن هلاكت و بدبختى ستمگران حق ناپذير
و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا
«تبار»، به معناى هلاكت و نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 48 - 3،4،5
3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن يونس ( ع ) در اين باره
و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم
مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».
4 - شتاب كردن يونس ( ع ) در نفرين عليه قومش ، غير قابل تحسين و الگوگيرى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم
5 - يونس ( ع ) ، در غضب و نفرين كردن بر قوم خويش شتاب كرد .
و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 2
2 ـ هارون ( ع ) با موسى ( ع ) ، در دعا عليه فرعون و اطرافيانش ، همراه و شريك بود .
دعوتكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 2
2 ـ هارون ( ع ) با موسى ( ع ) ، در دعا عليه فرعون و اطرافيانش ، همراه و شريك بود .
دعوتكما
نفرين خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 2 - 6
6 - ثروت و مقام ، نمى تواند مانع تحقق نفرين خداوند باشد و عذاب او را دفع كند .
ما أغنى عنه ماله و ما كسب
به قرينه آيه بعد، جمله «ما أغنى . ..» به دفع آتش جهنم نيز نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 9 - 1
1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى
فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه
بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 2
2- فسادگرى در زمين و گسستن از خويشاوندان ، موجب خشم و نفرين الهى
تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم . أولـئك الذين لعنهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 8 - 1
1- كافران ، مورد نفرين خداوند و گرفتار ذلّت و خوارى
و الذين كفروا فتعسًا لهم
واژه «تعساً» (به معناى لغزيدن و به رو در افتادن) نشانگر ذلّت و خوارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 14
14- منافقان و افراد سست ايمانِ بيزار از جهاد ، مورد نفرين الهى و سزاوار مرگ
فأولى لهم
«أولى لهم» ممكن است در مقام انشا و نفرين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 10 - 1
1 - كافران حق ستيز و ياوه سرا ، مورد نفرين خداوند
قتل الخرّصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 12
12 - منافقان ، مورد لعن و نفرين سخت خداوند
قـتلهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 1
1 - تكذيب كنندگان دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى
عبارت «أولى لك فأولى» ـ مانند «ويل لك» ـ براى تهديد و نفرين عليه ديگرى به كار مى رود و نوعاً كسانى مورد خطاب اين جمله قرار مى گيرند كه در معرض هلاكت اند و بدين وسيله ترغيب مى شوند كه خود را از اين مهلكه نجات دهند (برگرفته از مفردات راغب و تفاسير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 1،3
1 - تكذيب گران دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى
و لـكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى
گفتنى است كه اين آيه، تأكيد براى آيه پيشين است.
3 - ابوجهل ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب
أولى لك فأولى ثمّ أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 1
1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .
قتل الإنسـن ما أكفره
فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» ـ به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد ـ براى ماهيت است و جمله «ما أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 4 - 2
2 - ايجادكنندگان كوره آدم سوزى ( اصحاب اخدود ) ، مورد نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او
قتل أصحـب الأُخدود
فعل «قتل»، براى نفرين به كار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين درباره خداوند تصور ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 6 - 3
3 - اصحاب اخدود ، به دليل حضور بى رحمانه خود در مراسم سوزاندن مؤمنان و نشستن و نظاره كردن آن ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار قتل و نابودى شدند .
قتل أصحـب الأُخدود . .. إذ هم عليها قعود
كلمه «إذ»، ظرف براى «قتل» و بيانگر نقش آن لحظه در استحقاق نفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 7 - 11
11 - حضور بى رحمانه اصحاب اخدود براى سوزاندن و تماشاى سوختن مؤمنان ، موجب گرفتارى آنان به نفرين خداوند بود .
قتل أصحـب الأُخدود . .. إذ ... و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 4
4 - طعن زنندگان به مردم با سخن يا اشاره ، مورد نفرين خداوند و تهديد به عذاب جهنّم
ويل لكلّ همزة لمزة
برخى از مفسران، كلمه «ويل» را نفرين دانسته و گفته اند: نفرين در اين موارد، همان تهديد به عقاب است. برداشت ياد شده، علاوه بر بيان اين نظر، گوياى تفاوتى است كه برخى از اهل لغت، درباره «همزة» و «لمزة» بيان داشته و گفته اند: «همزة»; يعنى، كسى كه همنشين خود را با الفاظ بد، بيازارد و «لمزة»; يعنى، كسى كه با چشم يا سر، به همنشين خود اشاره كند. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 4 - 1،4
1 - برخى از نمازگزاران ، گرفتار نفرين خداوند و سزاوار عذاب و هلاكت اند .
فويل للمصلّين
«ويل» ـ كه در اصل به معناى عذاب و هلاكت است ـ كلمه اى است كه براى تهديد به عذاب به كار مى رود. (لسان العرب) اين كلمه نام درّه، يا چاه خاصى در جهنم و يا نام يكى از درهاى آن است (قاموس). مبتدا قرار گرفتن آن ـ با آن كه نكره است ـ نشان مى دهد كه در معناى نفرين به كار رفته است.
4 - نمازگزاران بى اعتقاد به معاد ، مورد نفرين خداوند
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 6 - 1
1 - رياكاران ، مورد نفرين خدابوده و به عذاب جهنم گرفتار خواهند شد .
فويل للمصلّين . .. الذين هم يراءون
«رائيته» (ماضى «يراءون»); يعنى، خود را بر خلاف آنچه بودم، به او نشان دادم (قاموس). «ريا»; يعنى، آشكار ساختن كار خويش براى مردم تا او را ببينند و به او نظر نيكو داشته باشند (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 1
1 - كسانى كه از عاريه دادن لوازم منزل ، دريغ ورزيده ، احتياجات مردم را ناديده مى گيرند ، گرفتار نفرين خدايند و عذاب جهنم ، فرجام آنان است .
فويل . .. و يمنعون الماعون
«ماعون»، عنوان عامى براى اثاثيه منزل، از قبيل ديگ، تبر، و كاسه است (مصباح). اين كلمه به معناى كار خير و باران و آب و هر چيز نافع نيز مى آيد (قاموس). ريشه آن «مَعْن» (چيزى كه كم و آسان باشد) است و برخى اصل آن را «معونة» (ابزار كمك دهنده) دانسته اند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 1،2
1 - خداوند ، با نفرين بر ابولهب ، او را به ضايع ساختن دستاورد ها و تلاش هايش تهديد كرد .
تبّت يدا أبى لهب و تبّ
«تَبٌّ» (مصدر «تبّت» و «تَبَّ»); يعنى، هلاكت (نهايه ابن اثير). «تَبٌّ» و «تبابٌ» به معناى قرار گرفتن دائم در خسارت است (مفردات). «تبّت يداه»; يعنى، دست هاى او ضايع شدند و زيان ديدند (قاموس). زيان ديدن دست، كنايه از هدر رفتن تلاش ها و دستاوردها است.
2 - ابولهب ، مورد نفرين و تهديد خداوند ، به گرفتارى در هلاكت و فرجامى زيان بار
و تبّ
فاعل «تبّ»، ابولهب است و نفرين خداوند به شخص او تعلق گرفته است. از آن جا كه معناى حقيقى نفرين، درباره خداوند تصور ندارد; مراد تهديد و توبيخ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 2
2 - تكذيب دين و روى گردانى عمدى از تعاليم آن ، موجب هلاكت و نفرين الهى است .
و لـكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 35 - 2
2 - تكذيب دين و روى گردانى عمدى از تعاليم آن ، موجب هلاكت و نفرين الهى
و لـكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 10
10 - سرپيچى از فرمان خداوند ، موجب استحقاق نفرين او
قتل الإنسـن . .. لمّا يقض ما أمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 4،5،33
4 ـ درماندگى و ناتوانى هميشگى يهود ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
5 ـ گرفتارى يهوديان به بخل و خوددارى آنان از انفاق و يارى ديگران ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
جمله «ينفق كيف يشاء» دلالت مى كند كه از مصاديق مورد نظر در نفرين الهى بر يهود (غلت ايديهم) بسته بودن دست آنها از انفاق و بخيل گشتن آنهاست.
33 ـ ناكامى يهود در جنگ افروزى هاى خود عليه مسلمانان ، نمود ناتوانى آنان بر اثر نفرين خداوند
غلت ايديهم . .. كلما اوقدوا ناراً للحرب اطفأها اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «كلما اوقدوا . ..» بيان نتيجه اى براى «غلت ايديهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 6
6 ـ ريشه كن شدن نسل ظالمان، نفرينى الهى بر آنان است.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
اگر جمله «فقطع دابر» انشايى باشد، نفرينى است در حق ظالمان در تمامى تاريخ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 7 - 1
1 - دروغ پردازان گناه پيشه ، مورد نفرين و تهديد خداوند
ويل لكلّ أفّاك أثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 34 - 3
3 - « عن عبدالعظيم بن عبداللّه الحسنى قال : سألت محمّد بن علىّ الرضا ( ع ) عن قوله عزّوجلّ : « أولى لك فأولى . ثمّ أولى لك فأولى » قال : يقول اللّه عزّوجلّ : بُعداً لك من خير الدنيا بُعداً ، و بُعداً لك من خير الآخرة ;
عبدالعظيم حسنى گويد: از امام جواد(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «أولى لك فأولى . ثمّ أولى لك فأولى» سؤال كردم; فرمود: خداى عزّوجلّ مى فرمايد: دورى باد تو را از خير دنيا و دورى باد تو را از خير آخرت».
نفرين شدگان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 11
11 ـ پندار فرزند داشتن خدا ، انحراف از مسير حق بوده و معتقدان به آن ، گرفتار لعن و نفرين خدا خواهند بود .
و لا يدينون دين الحق . .. و قالت اليهود عزير ابن اللّه ... قتلهم اللّه أنى يؤفكو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 2،3
2 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، كشتن برادر را بر او هموار ساخت .
فطوعت له نفسه
«طوعت» از مصدر «تطويع» به معناى «تسهيل» و نيز «متابعت» است. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 11
11 ـ حسد و هواى نفس آدمى ، جلوگير وى از پندپذيرى و عاقبت انديشى
انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 1
1 - هواى نفس ، معبود و خداى گروهى از مردمان
أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 3،4
3ـ نفس آدمى ، داراى انگيزش هاى منفى و مرموز
و نعلم ما توسوس به نفسه
«وسوسه» (مصدر «توسوس» ) در اصل به معناى صداى آهسته است و در اين جا كنايه از خواطر مذموم و ناپسند مى باشد.
4ـ انكار معاد ، ناشى از وسوسه هاى مرموز نفس و نه نارسايى برهان آن *
بل هم فى لبس من خلق جديد . .. و نعلم ما توسوس به نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 3 - 5
5 - هواى نفس ، منشأ اصلى سخنان باطل و القاى مفاهيم گمراه كننده
و ما ينطق عن الهوى
از اين كه «الهوى» به خصوص نفى گشته و عوامل ديگر ياد نشده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 1،2
1 - برخى از انسان ها در قيامت ، نفسى آرام و فارغ از دغدغه خاطر ، خواهند داشت .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
اطمينان نفس، سكونت و آرامش و زوال وحشت آن است. (العين)
2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين ـ كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود ـ خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 4
4 - انسان هاى داراى نفس لوّامه ، بسى ارجمند در پيشگاه خداوند
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 15
15 ـ پيروان هواى نفس ، در معرض خسارت و زيان
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله فاصبح من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 9
9ـ پيامبران با توفيق خدا و شمول رحمتش بر آنان ، از ارتكاب گناهان مصون مانده و از خطر نفس امّاره رهايى مى يابند .
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 9
9 ـ لزوم دورى جستن از مهلكه ها و حوادث مرگ آور
لا تاكلوا . .. و لا تقتلوا انفسكم
خداوند بدان جهت تصرّف ناروا در اموال ديگران را تحريم كرد كه موجب نابودى انسان و جوامع انسانى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 27
27 ـ لزوم احتياط براى حفظ نفوس و سعى در پيشگيرى از وقوع قتل خطائى
و من قتل مؤمناً خطا . .. توبة من اللّه
اگر چنين احتياطى لازم و ضرورى نبود، نبايد خداوند به خاطر كارى كه از اختيار انسان خارج است، وى را از رحمت خويش دور سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 5
5 ـ لزوم احتياط براى حفظ نفوس ، حتّى در شرايط جنگى
يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا و لا تقولوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 2
2 - اهميت و عظمت نفس لوامه و سرزنش گر در وجود انسان
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه سوگند خداوند به هر چيزى، نشان دهنده اهميت و عظمت آن چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 8
8ـ علم الهى به اعماق وجود آدمى ، هشدارى به وى در تأثيرپذيرى از وسوسه هاى نفس
و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن أقرب إليه من حبل الوريد
تعبير و «نحن أقرب. ..» ـ در پى «نعلم ما توسوس...» ـ مى تواند از آن جهت باشد كه آدمى با ناظر ديدن خدا، خود را از بند وسوسه هاى نفس رها مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 1
1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .
فادخلى فى عبـدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 1
1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .
فادخلى فى عبـدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 1،2
1 - خداوند در قيامت ، صاحبان قلب مطمئن را شايسته حضور در نزد خود خوانده و آنان را به قرب خويش دعوت خواهد كرد .
ارجعى إلى ربّك
2 - خداوند با فراخواندن صاحبان قلب آرام در قيامت به سوى خويش ، جلوه هاى ربوبيت خود را بر آنان مى گستراند .
ارجعى إلى ربّك
ذكر هر يك از اسماى خداوند در اين موارد، بيانگر نوع مواجه شدن افراد با او است و تعبير «ربّك»، بيانگر اين نكته است كه صاحبان نفس مطمئن، مشمول ربوبيت خداوند و كمال افزون تر خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 1
1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .
فادخلى فى عبـدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 1 - 1
1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه در راه جهاد تاخته و نفس نفس زده اند .
و العـديـت ضبحًا
«عاديات»، از ريشه «عَدْو» (دويدن) است و به قرينه آيات بعد ـ كه از جرقه هاى سُم و برپا كردن غبار سخن گفته است ـ مراد، اسبان دونده است. «ضبح»; يعنى، صداى نفس هاى اسب كه به «ضُباح» (صداى روباه) تشبيه شده است (مفردات). جمله «فأثرن...» در آيات بعد ـ كه خبر از گذشته مى دهد ـ بيانگر آن است كه مراد، اسبانى است كه در نبردى خاص حضور داشتند. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه آن نبرد، غزوه «ذات السلاسل» بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 1
1 - سوگند أكيد خداوند ، به نفس ملامت گر
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
ظلم به نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 5،14
5 ـ ماندن در سيطره مشركان و كافران و ترك هجرت ، ظلم به نفس است .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى ال
بنابر اينكه توبيخ ملائكه بر اصل هجرت نكردن باشد، نه اينكه ترك هجرت باعث عمل نكردن به تكاليف الهى مى شده است.
14 ـ عمل نكردن به تكاليف الهى ، ستم به خويشتن است .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم . .. قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاج
بنابر اينكه توبيخ ملائكه از ترك كنندگان هجرت، براى اين باشد كه چرا با ماندن در محيط كفر تكاليف الهى را ترك كرده ايد، نه اينكه سرزنش آنان به جهت خصوص ترك هجرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 10
10 ـ ناآگاهى از معارف دينى با وجود امكان يادگيرى آن ، گناه و ستم بر خويشتن است .
ظالمى انفسهم . .. قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها .. الّا المستضعفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 6،7،8
6 ـ رجوع مرد به زن مُطلّقه با قصد آزار ، ظلم به خويشتن است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
7 ـ تعدّى از حدود الهى ، ظلم به خويشتن است .
لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
8 ـ ظلم به ديگران ، ظلم به خويشتن است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 17
17 ـ محروميّت از بهره هاى اخروى ، تاوان ستمى است كه ترك كنندگان انفاق ، خود بر خويشتن روا داشته اند .
انفقوا ممّا رزقناكم من قبل . .. و الكافرون هم الظّالمون
خداوند با بيان اينكه در قيامت تجارتى نيست، در واقع به ترك كنندگان انفاق هشدار مى دهد كه از مواهب آخرت بى نصيبند كه در نتيجه بر خود ستم كرده و به مقتضاى حصر در جمله «و الكافرون . .. »، اين ستمكارى را از ناحيه خود آنان شمرده است، نه از ناحيه خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 6،8،9
6 ـ كفر آدمى ، ظلم به خويشتن
انّ الذين كفروا حرث قوم ظلموا انفسهم . .. و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
8 ـ انگيزه قرار دادن دنيا در انفاق ، ستمى است بر خويشتن . *
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم
9 ـ خداوند به اهل كفر ستمى روا ندارد ، بلكه آنها ، خود بر خويشتن ستم روا مى دارند .
و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 6،7
6 ـ مراجعه به طاغوت و دادگاه هاى ناصالح براى داورى ، ستم به خويشتن است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
7 ـ سرپيچى از فرامين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناه ، نفاق و ستم بر خويشتن است .
و ما ارسلنا من رسول الّا ليطاع باذن اللّه و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
مراد از ظلم در «اذ ظلموا» به قرينه «ليطاع»، مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و با توجّه به آيات قبل كه اعراض كنندگان از رسول (صلی الله علیه و آله) را منافق شمرده، مى توان گفت هر گونه مخالفتى با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اعراض از او، نوعى نفاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 9
9 ـ گستاخى نفس آدمى ، تا حد وادار سازى وى به قتل و جنايت
فطوعت له نفسه قتل اخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 2
2 - اهميت و عظمت نفس لوامه و سرزنش گر در وجود انسان
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه سوگند خداوند به هر چيزى، نشان دهنده اهميت و عظمت آن چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 1
1 - خداوند در قيامت ، صاحبان قلب مطمئن را شايسته حضور در نزد خود خوانده و آنان را به قرب خويش دعوت خواهد كرد .
ارجعى إلى ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 7
7ـ نفس آدمى بر آراستن كار هاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست .
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 8
8 ـ توانايى هواى نفس در سركوبى عواطف برادرى و انسانى
فطوعت له نفسه قتل اخيه
تصريح به كلمه «اخيه» براى رساندن اين است كه حتى عواطف برادرى نيز نتوانست نفس قابيل را از خواسته خويش (كشتن هابيل) باز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 21
21 ـ قاتلان پيامبران و قاتلان امر كنندگان به معروف ، گرفتار سخت ترين عذاب هاى الهى
و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط.
از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) سؤال شد: اىّ الناس اشد عذاباً يوم القيامة؟ آن حضرت فرمود: رجل قتل نبيّاً او رجلاً امر بمعروف او نهى عن منكر، سپس آن حضرت، اين آيه را تلاوت كرد: «انّ الّذين يكفرون . .. ».
تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 2
2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين ـ كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود ـ خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 4 - 2
2 - راه نداشتن كمترين سخن متكى بر هوا و هوس ، در قلمرو پيام ها و رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ما ينطق عن الهوى . إن هو إلاّ وحى يوحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 2
2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين ـ كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود ـ خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبـدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبـدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبـدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 5
5 - برخوردارى از نفس مطمئن و تقرب به درگاه خداوند در قيامت ، ويژه كسانى است كه رضايت خداوند را به دست آورده اند .
مرضيّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 14
14ـ ترحم خدا بر برخى انسان ها و نجات آنان از سيطره نفس امّاره ، برخاسته از رحمت و غفران اوست .
إن النفس . .. إلاّ ما رحم ربى إن ربى غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 7
7 ـ انسان ، داراى دو نيروى متضاد ( دعوت كننده به گناه و بازدارنده از آن ) در نهاد خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه
چنانچه «تطويع» به معناى تسهيل باشد، بيانگر آن است كه نيرويى در درون قابيل وى را از ارتكاب قتل باز مى داشته، ولى در نهايت هواى نفس بر آن نيروى بازدارنده غلبه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 6
6ـ نفس آدمى در صورت شمول رحمت خدا بر او ، به انجام بدى ها فرمان نمى دهد و به ارتكاب گناهان ترغيب نمى كند .
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 7
7 ـ انسان ، داراى دو نيروى متضاد ( دعوت كننده به گناه و بازدارنده از آن ) در نهاد خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه
چنانچه «تطويع» به معناى تسهيل باشد، بيانگر آن است كه نيرويى در درون قابيل وى را از ارتكاب قتل باز مى داشته، ولى در نهايت هواى نفس بر آن نيروى بازدارنده غلبه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 3
3ـ نفس آدميان بجز در پرتو امداد هاى الهى ، همواره آنان را به ارتكاب گناهان و بدى ها فرا مى خواند .
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
كلمه «امّارة» صيغه مبالغه و به معناى بسيار امر كننده و ترغيب كننده است. «ما» در «إلاّ ما رحم» ممكن است موصول اسمى و به معناى «التى» باشد. بر اين مبنا «إن النفس ...» ; يعنى، نفس آدميان ايشان را به بديها فرمان مى دهد مگر آن نفسى كه خداوند صاحبش را رحم كند. و محتمل است «ما» ظرفيه باشد. در اين صورت مستثنى منه «فى كل زمان» است و معناى جمله چنين مى شود: «نفس آدميان همواره آنان را به بدى فرامى خواند، مگر زمانى كه خداوند بر صاحب آن نفس رحم كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 5،6
5 - انسان هاى برخوردار از نفس لوّامه ، داراى فرجامى نيكو در قيامت *
لاأُقسم بيوم القيمه . و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
بيان سوگند به نفس لوّامه، پس از سوگند به روز قيامت، ممكن است بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 6
6 ـ هواى نفس آدمى ، گرايش دهنده او به اعمال ناپسند
فطوعت له نفسه قتل اخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 4
4 ـ قابيل ، فريفته وسوسه هاى نفس خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 1،3،4،16
1 ـ درگيرى و كشمكش درونى قابيل با هواى نفس خويش در مورد قتل هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
3 ـ وسوسه هاى نفسانى قابيل ، وادار كننده وى به كشتن هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
4 ـ قابيل ، فريفته وسوسه هاى نفس خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله
16 ـ نفس قابيل ، دام خواسته وى و پذيراى تصميم او بر قتل برادرش هابيل
فطوعت له نفسه قتل اخيه
«طوعت» مى تواند به معناى «تابعت» باشد، يعنى نفس قابيل در قتل برادرش هابيل پيرو او گرديد. بر اساس اين احتمال، قابيل نفس خو را فريب داده و آن را رام خود ساخته بود، نه اينكه فريفته وسوسه هاى خويش شده باشد.
نفس امّاره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 9
9ـ پيامبران با توفيق خدا و شمول رحمتش بر آنان ، از ارتكاب گناهان مصون مانده و از خطر نفس امّاره رهايى مى يابند .
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 14
14ـ ترحم خدا بر برخى انسان ها و نجات آنان از سيطره نفس امّاره ، برخاسته از رحمت و غفران اوست .
إن النفس . .. إلاّ ما رحم ربى إن ربى غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 7
7 ـ انسان ، داراى دو نيروى متضاد ( دعوت كننده به گناه و بازدارنده از آن ) در نهاد خويش
فطوعت له نفسه قتل اخيه
چنانچه «تطويع» به معناى تسهيل باشد، بيانگر آن است كه نيرويى در درون قابيل وى را از ارتكاب قتل باز مى داشته، ولى در نهايت هواى نفس بر آن نيروى بازدارنده غلبه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 6
6ـ نفس آدمى در صورت شمول رحمت خدا بر او ، به انجام بدى ها فرمان نمى دهد و به ارتكاب گناهان ترغيب نمى كند .
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 3
3ـ نفس آدميان بجز در پرتو امداد هاى الهى ، همواره آنان را به ارتكاب گناهان و بدى ها فرا مى خواند .
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
كلمه «امّارة» صيغه مبالغه و به معناى بسيار امر كننده و ترغيب كننده است. «ما» در «إلاّ ما رحم» ممكن است موصول اسمى و به معناى «التى» باشد. بر اين مبنا «إن النفس ...» ; يعنى، نفس آدميان ايشان را به بديها فرمان مى دهد مگر آن
نفسى كه خداوند صاحبش را رحم كند. و محتمل است «ما» ظرفيه باشد. در اين صورت مستثنى منه «فى كل زمان» است و معناى جمله چنين مى شود: «نفس آدميان همواره آنان را به بدى فرامى خواند، مگر زمانى كه خداوند بر صاحب آن نفس رحم كند».
نفس راضيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 7
7 - خشنود بودن از خداوند ، زمينه ساز كسب رضايت او است .
راضية مرضيّة
ترتيب ذكرى، ممكن است ناظر به ترتيب واقعى باشد; بنابراين، حالت «مرضية» بودن، فرع حالت رضايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 1
1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .
فادخلى فى عبـدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبـدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
نفس لوامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 4
4 - انسان هاى داراى نفس لوّامه ، بسى ارجمند در پيشگاه خداوند
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 2
2 - اهميت و عظمت نفس لوامه و سرزنش گر در وجود انسان
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه سوگند خداوند به هر چيزى، نشان دهنده اهميت و عظمت آن چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 1
1 - سوگند أكيد خداوند ، به نفس ملامت گر
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 2
2 - اهميت و عظمت نفس لوامه و سرزنش گر در وجود انسان
و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه سوگند خداوند به هر چيزى، نشان دهنده اهميت و عظمت آن چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 2 - 5،6
5 - انسان هاى برخوردار از نفس لوّامه ، داراى فرجامى نيكو در قيامت *
لاأُقسم بيوم القيمه . و لاأُقسم بالنفس اللوّامة
بيان سوگند به نفس لوّامه، پس از سوگند به روز قيامت، ممكن است بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».
نفس مرضيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 7
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 1
1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .
فادخلى فى عبـدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبـدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
آرامش اخروى صاحبان نفس مطمئنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 1،2
1 - برخى از انسان ها در قيامت ، نفسى آرام و فارغ از دغدغه خاطر ، خواهند داشت .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
اطمينان نفس، سكونت و آرامش و زوال وحشت آن است. (العين)
2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين ـ كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود ـ خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 1،2
1 - خداوند در قيامت ، صاحبان قلب مطمئن را شايسته حضور در نزد خود خوانده و آنان را به قرب خويش دعوت خواهد كرد .
ارجعى إلى ربّك
2 - خداوند با فراخواندن صاحبان قلب آرام در قيامت به سوى خويش ، جلوه هاى ربوبيت خود را بر آنان مى گستراند .
ارجعى إلى ربّك
ذكر هر يك از اسماى خداوند در اين موارد، بيانگر نوع مواجه شدن افراد با او است و تعبير «ربّك»، بيانگر اين نكته است كه صاحبان نفس مطمئن، مشمول ربوبيت خداوند و كمال افزون تر خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 1
1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .
فادخلى فى عبـدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 1
1 - خداوند در قيامت ، صاحبان قلب مطمئن را شايسته حضور در نزد خود خوانده و آنان را به قرب خويش دعوت خواهد كرد .
ارجعى إلى ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 2
2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين ـ كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود ـ خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 2
2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .
يـأيّتها النّفس المطمئنّة
خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين ـ كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود ـ خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبـدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 5
5 - برخوردارى از نفس مطمئن و تقرب به درگاه خداوند در قيامت ، ويژه كسانى است كه رضايت خداوند را به دست آورده اند .
مرضيّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 12،13،22
12 ـ ميزان متعارف نفقه و مخارج واجب بر شوهران ، بايد به اندازه توانايى مالى آنان باشد .
و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف لا تُكلف نفس الا وسعها
به نظر مى رسد جمله «لا تُكلّف . .. » تبيين كلمه «معروف» باشد; يعنى نبايد حدّ متعارف، بدون در نظر گرفتن توانايى مالى شوهر تعيين شود.
13 ـ وظيفه شوهر در تأمين مخارج زن ، بيش از توان او نيست .
و على المولود له . .. لا تُكلّف نفس الا وسعها
22 ـ پدر نبايد با محروم كردن همسر خود از تأمين مخارج حتى پس از طلاق او ، موجب ضرر فرزند شود .
لا تضارّ . .. و لا مولود له بولده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 3،4،6
3 ـ لزوم وصيّت مردان براى پرداخت هزينه يكسال به همسران خويش
و الذين يتوفّون منكم و يذرون ازواجاً وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول
4 ـ حق سكونت در خانه شوهر و نيز بهره گيرى از اموال او به مدّت يكسال ، از جمله حقوق زنان شوهر مُرده است .
وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول غير اخراج
ظهور كلمه «غير اخراج» در اين است كه نبايد زن شوهر مرده را از خانه شوهر بيرون كرد و لازمه اين معنا حق سكونت براى اوست.
6 ـ باقى ماندن زن در خانه شوهر ، شرط پرداخت هزينه زندگى وى تا يكسال
متاعاً الى الحول غير اخراج
بنابراينكه «غير اخراج» علاوه بر بيان حق سكونت براى زن، قيدى باشد بر حكم سابق (لزوم پرداخت متاع. ) يعنى آنگاه زن شوهر مرده مى تواند از مال شوهر بهره گيرد كه از خانه وى خارج نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 20
20 ـ خوددارى پدر از تأمين مخارج مادر ، موجب زيان كودك خويش
و على المولود له زرقهنّ . .. لا تضارّ ... و لا مولود له بولده
نهى از زيان رسانى پدر به كودك خويش، پس از الزام او به تأمين مخارج مادر، اشاره به اين معناست كه امتناع از تأمين مخارج مادر نهايتاً منجرّ به زيان كودك خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 2
2 - مخارج و مهريه اى كه مرد مؤمن براى همسر كافر خويش ، صرف كرده و اكنون به حكم اسلام از او جدا شده است ، بايد از بيت المال و غنايم جنگى ، به مرد مؤمن پرداخت شود .
و إن فاتكم شىء من أزوجكم إلى الكفّار فعاقبتم
واژه «عاقبتم»، به معناى «اصبتم منهم غنيمة» دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 3 - 13
13 ـ جواز تعدد همسران ، مشروط به رعايت عدالت در نفقه آنها
فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة
امام صادق (ع) درباره «فان خفتم الّا تعدلوا» در آيه فوق فرمود: يعنى فى النفقة.
كافى، ج 5، ص 363، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 439، ح 36.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 5
5 - نفقه ( هزينه زندگى ) زنان مطلّقه تا وقت تولد فرزند ، برعهده همسرانشان است .
و إن كنّ أُولـت حمل فأنفقوا عليهنّ حتّى يضعن حملهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 10
10 ـ مخارج زنان بر عهده همسرانشان است .
و بما انفقوا من اموالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 24
24 - « عن سعدبن أبى خَلَف قال : سألت أباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . .أليس اللّه عزّوجلّ يقول : « لاتخرجوهنّ من
بيوتهنّ و لايخرجن » قال : فقال إنّما عنى بذلك الّتى تطلّق تطيقة بعد تطليقة فتلك الّتى لاتَخرُج و لاتُخرَج حتّى تطلق الثالثة فإذا طلقت الثالثة فقد بانت منه و لانفقة ل ها ، و المرأة الّتى يطلّق ها الرجل تطليقة ثمّ يدع ها حتّى يخلوا أجل ها فهـذا أيضاً يقعد فى منزل زوج ها و ل ها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّت ها ;
سعدبن ابى خلف گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم. ..[و ]گفتم: آيا خداوند عزّوجلّ نفرموده: «لاتخرجوهنّ و لايخرجن» حضرت فرمود: خداوند [دراين دستور]زنى را قصد كرده كه دو بار [به طلاق رجعى] طلاق داده مى شود. اين زن [نبايد در زمان عدّه] از خانه خارج شود و نبايد شوهر او را خارج كند تا اين كه طلاق سوم واقع شود. پس آن گاه كه براى بار سوّم، طلاق داده شد از شوهر جدا مى شود و براى او نفقه نيست. و زنى كه شوهر او يك بار طلاق داده و او را رها نموده تا اين كه عدّه اش تمام شود، او نيز در منزل شوهرش مى نشيند [و نبايد خارج شود] و حق نفقه و سكنى دارد تا عدّه اش تمام شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 1
1 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه و اداى حقوق آنان ( همچون مسكن ، هزينه زندگى و برخورد شايسته ) فرمان هاى نازل شده از سوى خداوند
إذا طلّقتم النساء فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 1،2،3،4
1 - مردان متمكّن و توانگر ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان ـ افزون بر پرداخت اجرت شيردادن ـ بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
در اين كه حكم انفاق در اين آيه، اختصاص به دوران شيردادن زنان مطلّقه به نوزادشان دارد و يا شامل دوران عدّه نيز مى شود، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
2 - مردان متمكن و توانا ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه خود را در دوران عدّه بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
3 - مردان تنگ دست ، بايد به مقدار توانايى خويش هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان ـ افزون بر پرداخت اجرت شيردادن ـ بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
4 - مردان تنگ دست ، بايد به ميزان توانايى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در ايّام عدّه بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 3
3 ـ لزوم وصيّت مردان براى پرداخت هزينه يكسال به همسران خويش
و الذين يتوفّون منكم و يذرون ازواجاً وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 2
2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .
كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة
برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 1،2
1 - گردش پيوسته جام هاى نقره اى و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، جهت پذيرايى از ابرار در بهشت
و يطاف عليهم بـانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
«اناء» (مفرد «ءانية») به معناى ظرف است و «كوب» (مفرد «أكواب») در معناى كوزه بى دسته و قدح بى دسته استعمال مى شود. «قارورة» (مفرد «قوارير») نيز به معناى ظرف شيشه اى و بلورين است.
2 - جام هاى سيمين و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، از ظرف هاى بهشتى براى پذيرايى بهشتيان
و يطاف عليهم بـانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 1
1 - ابرار در بهشت ، از كوزه ها و قدح هاى بلورينى استفاده مى كنند كه از جنس نقره است .
قواريرَا من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 4
4 - دستواره هاى سيمين ، زينت ابرار در بهشت
و حلّوا أساور من فضّة
«سوار» (مفرد «أساور») به معناى دستواره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 5
5 - دستواره هاى سيمين ، از زينت هاى بهشتيان
و حلّوا أساور من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 33 - 3
3 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن زندگى كافران ، تا جايى كه سقف خانه هاى خود را از نقره بسازند و داراى پلكان هايى باشند كه بر آن بالا بروند .
لجعلنا. .. لبيوتهم سقفًا من فضّة و معارج عليها يظهرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 3
3 - لذت بخش بودن استفاده از ظرف هاى سيمين و بلورين ، براى بهشتيان
و يطاف عليهم بـانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان نعمت ها و لذت هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 17
17 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « . . . من رفع ديناراً أو درهماً أو تبراً أو فضة لا يعده لغريمه و لا ينفقه فى سبيل اللّه فهو كنز يكوى به يوم القيامة ;
كسى كه درهم و دينار (پول رايج) يا طلا و نقره اى را ذخيره كند، ـ بدون اينكه براى طلبكار كنار بگذارد ـ و آن را در راه خدا انفاق نكند اين مال كنز است و در قيامت، به وسيله آن داغ زده مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 35 - 2،3،5،7
2 ـ گنجينه هاى ثروت اندوزان را ، جهت نقره داغ كردن آنان ، با آتش دوزخ خواهند گداخت .
يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم
«احماء» مصدر «يحمى» يعنى چيزى را به شدت حرارت دادن و ضمير مؤنث «عليها» به «الذهب» و «الفضة» برمى گردد البته به اعتبار دنانير و دراهم و «يكوى» از ماده «كىّ» و كىّ به معناى چسباندن چيزى داغ به عضو بدن است.
3 ـ پيشانى ، پهلو و پشت كنزاندوزان را در دوزخ با طلا ها و نقره هاى گداخته ، داغ خواهند كرد .
فى نار جهنم فتكوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم
5 ـ طلا ها و نقره هاى گداخته شده در آتش دوزخ ، تجسمى از گنجينه شدن آنها در دنيا توسط كنزاندوزان
الذين يكنزون الذهب و الفضة . .. يوم يحمى عليها ... هذا ما كنزتم لأنفسكم
7 ـ شكنجه دوزخيان با طلا و نقره گداخته ، از عذاب هاى دردناك جهنم است .
و الذين يكنزون الذهب . .. فبشرهم بعذاب أليم. يوم يحمى عليها فى نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 10
10 ـ آنان كه طلا و نقره مى اندوزند و از انفاق آن در راه خدا ، امتناع مىورزند ، مستحق عذابى دردناكند .
و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 1
1 - طلا و نقره ، نماد تجمل و اشرافى گرى در دوره هاى تاريخ
سقفًا من فضّة . .. و زخرفًا
عده اى از لغويان «زخرف» را طلا دانسته اند. از ذكر طلا و نقره به عنوان نمادهاى زيور و تجمل، مطلب بالا استفاده مى شود.
كيفر نقره اندوزى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 10
10 ـ آنان كه طلا و نقره مى اندوزند و از انفاق آن در راه خدا ، امتناع مىورزند ، مستحق عذابى دردناكند .
و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 2 - 6
6 - نقص عضو ، از شخصيت و ارزش انسان نمى كاهد .
عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 3 - 4
4 - اندام ناقص ، مانع تزكيه نفس و پيدايش صلاح و درست كارى در افراد نيست .
أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 13 - 5
5 - تنافى نداشتن رسالت الهى با وجود بعضى كمبود هاى قابل جبران به وسيله داشتن ياور
قال ربّ . .. و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى فأرسل إلى هـرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 6
6 - تنافى نداشتن مقام رسالت الهى ، با وجود برخى كمبود هاى قابل جبران به وسيله معين و ياور
فأرسله معى ردءًا يصدّقنى
«ردا» به معناى معين و دستيار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 7 - 2
2 - خداوند ، انسان را آفريده اى كامل و به دور از هرگونه كاستى و اضافات قرار داده است .
فسوّيك
عبارت «سوّاك»; يعنى، تو را «سَوِىّ» قرار داد. «سَوِىّ» به چيزى گفته مى شود كه اندازه و كيفيت آن، از افراط و تفريط به دور باشد.(مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 21
21 - تكميل نقايص عملكرد نيك از سوى خدا ، نشانى از مغفرت بى پايان او است .
و من يقترف . .. إنّ اللّه غفور شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 16
16 - جبران كاستى اعمال نيك مؤمنان ، از سوى خداوند
و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا
برداشت ياد شده بنابر نظر عده اى از مفسران است كه «نزد له فيها حسناً» را بدين معنا گرفته اند: اگر در انجام عمل نيك نقص و كاستى باشد، خداوند آن را جبران نموده و بر حسن آن مى افزايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 20 - 2
2 - جبرئيل ، به دور از هرگونه نقص و ناتوانى در ابلاغ پيام خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ذى قوّة
مراد از «قوّة» ممكن است نيروى لازم براى انجام رسالت باشد. در اين صورت به معناى فراموش كار نبودن و توانمندى جبرئيل بر دريافت كامل قرآن و حفاظت از آن، تا مرحله رساندن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 4
4 ـ خدا ، كمال مطلق و منزه از هر عيب و نقص
دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 15
15 ـ خدا ، كمال مطلق و به دور از هر عيب و نقص
سبحنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 68 - 3
3 ـ برگزيدن فرزند ، بيانگر وجود نقص است و خداوند از هر نقصى ، مبرا و منزه مى باشد .
قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه هو الغنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 13 - 6
6ـ خداوند منزه از هر عيب و نقص و شايسته حمد و ستايش است .
و يسبّح الرعد بحمده و الملـئكة من خيفته
«تسبيح» (مصدر يسبح) به معناى منزّه دانستن از هر عيب و نقص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 108 - 1،2
1- پروردگار ، منزه از هر كاستى و نقص در بينش آگاهان به معارف آسمانى
إن الذين أُوتوا العلم من قبله . .. يقولون سبحـن ربّنا
2- عقيده به وجود نقص و كاستى در خداوند و شرك ، برخاسته از جهل و نادانى است .
إن الذين أُوتوا العلم . .. يقولون سبحـن ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 11 - 17
17- برخوردارى زكريا ( ع ) از فرزند در كهن سالى ، نشانگر منزه بودن خداوند از هرگونه كاستى و ناتوانى است .
أن سبّحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 5،6
5- خداوند ، منزه از هرگونه نقص و نياز است .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد سبحـنه
6- لزوم تنزيه ذات اقدس خداوند از هرگونه نقص و نياز
سبحـنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 92 - 4
4- فرزندگزينى ، نشانه نقص بوده و خداى رحمان از آن مبرّا است .
و ما ينبغى للرحمـن أن يتّخذ ولدًا
گزينش فرزند با فراگيرى رحمت سازگار نيست; زيرا فرزند خداوند، بايد هم جنس او بوده و در الوهيت مانند او باشد; در نتيجه بايد به رحمت او نيازى نداشته باشد; زيرا لازمه آن، فراگير نبودن رحمت الهى و نقصان آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 10
10 ـ فرمان روايى و حاكميت مطلق خداوند بر جهان ، جلوه اى از عظمت و منزه بودن او هر گونه عيب و نقص است .
تبارك الذى نزّل الفرقان . .. الذى له ملك السمـوت ... و لم يكن له شريك فى الملك
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «الذى له ملك السماوات. ..» بدل براى «الذى نزّل الفرقان...» و «تبارك» به معناى «تنزه» و «تعاظم» باشد; كه يكى از معانى لغوى «تبارك» است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 10،12
10 - خدا ، منزه از هر پيرايه و كاستى
و سبحـن اللّه ربّ العـلمين
12 - ربوبيت خدا بر نظام عظيم و پهناور هستى ، گواه نامحدود و منزه بودن او از هرگونه نقص و كاستى
و سبحـن اللّه ربّ العـلمين
وصف «ربّ العالمين» مشعر به عليت است; يعنى، چون او پروردگار همه عوالم هستى است، از هر نقص و كاستى منزه و از قرار گرفتن در مكان و محدود شدن در آن مبرّا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 68 - 9
9 - خدا ، كمال مطلق و به دور از هر عيب و نقص
سبحـن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 17 - 6
6 - خداوند ، تنزيه كننده خويش از هر عيب و نقصى است .
فسبحـن اللّه حين تمسون و حين تصبحون
احتمال دارد «فسبحان اللّه» تفريع بر آياتى باشد كه در آنها، مشركان، به دليل عدم تفكر درباره مخلوقات خدا، توبيخ شده بودند و نيز آياتى كه در آنها ديدگاه مشركان درباره انكار عالم آخرت (آيه 8) و قرار دادن شريك براى خدا آمده بود (آيه 13). در اين آيه، خداوند خود را از چنين نسبت هايى منزّه اعلام مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 36 - 1
1 - ساحت خداوند ، از هرگونه نقص و كاستى منزه و مبرا است .
سبحـن الذى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 83 - 1،4
1 - ساحت مقدس خداوند ، از هرگونه نقص و كاستى منزه و مبرا است .
فسبحـن الذى
4 - در دست داشتن حاكميت و مالكيت همه چيز در جهان هستى ، دليل و نشان كمال خدا و مبرا بودن او از هر نقص و كاستى
فسبحـن الذى بيده ملكوت كلّ شىء
برداشت ياد شده از ارتباط ميان تنزيه خدا از هر نقصى و توصيف او به «در دست داشتن ملكوت هر چيزى در جهان»، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 180 - 1
1 - ساحت پروردگار ، از هرگونه نقص و كاستى ، منزه و مبرّا است .
سبحـن ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 4 - 7،8
7 - اعتقاد به فرزندگزينى خدا ، اعتقاد به وجود نقص و ضعف در ذات اقدس الهى است .
لو أراد اللّه أن يتّخذ ولدًا . .. سبحـنه
تنزيه خداوند از فرزندگزينى، بيانگر اين است كه اين كار نشانه وجود نقص و ضعف در ذات الهى است.
8 - فرزند گزينى خدا ، برابر با ضعف و نقص ذات او و ناسازگار با كمال مطلق او
لو أراد اللّه أن يتّخذ ولدًا . .. سبحـنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 10
10 - خداوند ، كمال مطلق و به دور از هر عيب و نقص است .
سبحـنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 3
3 - خداوند ، از هر عيب و نقصى منزه و مبرا است .
يسبّحون بحمد ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 7 - 3
3 - خداوند از هر عيب و نقصى ، منزه و مبرا است .
يسبّحون بحمد ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 7
7 - لزوم تنزيه خداوند ، از هرگونه عيب ، نقص و شريك به هنگام بهره مندى از نعمت ها
و تقولوا سبحـن الذى سخّر لنا هـذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 9 - 12
12 - ذات الهى ، آراسته به همه كمالات و پيراسته از تمامى كاستى ها
و توقّروه و تسبّحوه
«توقير» به معناى تعظيم و بزرگ داشت و مى تواند اشاره به صفات جمال داشته باشد. «تسبيح» به معناى منزّه شمردن ذات حق از عيب و كاستى است كه مى تواند بيانگر صفات سلبى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 74 - 1
1 - ساحت خداوند ، منزه و مبرّا از هر عيب و نقص
فسبّح باسم ربّك العظيم
«تسبيح» به معناى تنزيه كردن از هر نقص و كاستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 96 - 1،2
1 - ساحت خداوند ، منزه و مبرّا از هر عيب و نقص است .
فسبّح باسم ربّك العظيم
«تسبيح»، به معناى تنزيه كردن از هر نقص و كاستى است.
2 - برپا ساختن قيامت براى كيفر و پاداش ، نمودى از كمال خداوند و مبرّا بودن ساحت او از هر نقص و كاستى
فسبّح باسم ربّك العظيم
تفريع «فسبّح باسم ربّك» بر مطالب پيشين (فأمّا إن كان من المقرّبين. ..) حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 1
1 - ساحت خداوند ، منزّه از هر عيب و نقص
سبّح للّه ما فى السمـوت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 23 - 4
4 - فرمانروايى خداوند بر هستى ، آكنده از پاكى و تقدس و به دور از كمترين ظلم و كاستى است .
الملك القدّوس
وصف «القدوس»، در پى «الملك»، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه فرمانروايى خداوند، از هر گونه آلودگى، ناپاكى، ظلم و كاستى مبرّا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 1،3
1 - ساحت خداوند ، منزّه و مبرّا از هر عيب و نقص است .
سبّح للّه ما فى السمـوت و ما فى الأرض
«تسبيح» (مصدر «سبّح») به معناى تنزيه و مبرّا كردن از نقص و كاستى است.
3 - موجودات هستى ، نمودى روشن بر منزّه بودن خداوند از هر نقص و كاستى
سبّح للّه ما فى السمـوت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه مراد از تسبيح در آيه شريفه، تسبيح تكوينى باشد. بر اين مبنا معناى آيه، بيانگر اين حقيقت خواهد بود كه وجود هر موجودى، نشانى گويا بر منزّه بودن خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 5
5 - ساحت خداوند ، مبرّا از هر نقص و عيب
يسبّح للّه ما فى السمـوت و ما فى الأرض
«تسبيح» (مصدر «يسبّح») به معناى تنزيه و مبرّا كردن از هر نقص و كاستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 2
2 - تمامى موجودات هستى ، شاهدى گويا بر منزّه بودن خداوند از هر عيب و نقص
يسبّح للّه ما فى السمـوت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه تسبيح در آيه شريفه، تسبيح تكوينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 52 - 1،4
1 - ساحت خداوند ، منزّه و مبرّا از هر عيب و نقص
فسبّح باسم ربّك
«تسبيح»، به معناى تنزيه كردن از هر نقص و عيب است.
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به تسبيح خدا و اعلام مبرّا بودن او از هر عيب و نقص
فسبّح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 2،3
2 - خداوند ، از هر عيب و نقصى مبرّا است .
سبّح اسم ربّك
لزوم منزّه قرار دادن نام، بيانگر منزّه بودن صاحب نام است.
3 - اعتراف به پاك بودن خداوند از هر عيب و نقصى ، وظيفه اى الهى بر عهده همه انسان ها است .
سبّح اسم ربّك
خطاب «سبّح»، ممكن است ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نباشد; گرچه روى سخن با آن حضرت است; زيرا مفاد آيات قرآن بدون توجه به آيه هاى قبل و بعد نيز مراد بوده و در محتواى عام خود قابل تمسك هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 4
4 - نبودن افراط و تفريط در ساختار مخلوقات ، دليل لزوم تسبيح خداوند و اعتراف به دور بودن او از هر عيب و نقص
سبّح اسم ربّك . .. الذى خلق فسوّى
وصف «الذى . ..»، بيانگر علت تسبيح است و حرف «فاء» در «فسوّى» دلالت دارد كه غرض اصلى از توصيف خداوند با جمله «خلق فسوّى»، بيان تسويه است و ذكر خلقت، به عنوان مقدمه براى بيان تسويه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 4
4 - خداوند ، به دليل ايجاد زمينه براى ظهور شايستگى هاى نهفته در هر يك از موجودات ، سزاوار تسبيح و مبرّا دانستن او از هر عيب و نقص
سبّح . .. الذى قدّر فهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 4 - 2
2 - توجّه به قدرت خداوند بر روياندن گياهان و به وجود آوردن چراگاه ها ، مايه منزّه دانستن او از هر عيب و نقص و پيراستن نام او ، از هر وصف ناروا است .
سبّح اسم . .. و الذى أخرج المرعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 4
4 - دور بودن خداوند از هر عيب و نقص ، در تغييرات و تحولات آفريده هاى او جلوه گر است .
سبّح . .. الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 2 - 6
6 - خداوند ، منزّه از كاستى هاى درونى و بى نياز از غذا و آب است .
اللّه الصمد
«صمد»; يعنى، «مُصْمَت» و آن موجودى است كه جوف (درون خالى) ندارد (تاج العروس). درون خالى نداشتن موجود زنده، بر بى نيازى او از غذا و آب دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 8
8 - آيات قرآن ، در طول زندگانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خطا و كاستى مصون ماند .
سنقرئك فلاتنسى
درباره مفاد «إلاّ ما شاء اللّه» در آيه بعد، دو ديدگاه وجود دارد: 1. بيان حاكميت مشيت خداوند كه در نتيجه مراد، استثناى حقيقى نخواهد بود; بلكه تنها نشانگر آن است كه «لاتنسى» هر چند مطلق است و هيچ استثنايى ندارد; ولى مشيت خداوند بر همه چيز حاكم است و نسيان و عدم نسيان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيرون از مشيت او نيست. 2. حرف «إلاّ» در استثناى حقيقى به كار رفته است و بيانگر آن است كه خداوند، بخشى از آيات را براساس مشيت خويش از ياد پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهد برد. برداشت ياد شده براساس نظر اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 111 - 3
3- معبود هستى ، واجد همه ارزش ها و كمالات و فاقد هر نقص و نياز
و قل الحمد لله
اختصاص داشتن همه ستايشها به خدا، مستلزم اين است كه همه ارزشهاى ستايش برانگيز در او جمع بوده و در نهايت نقص و نياز در او راه نداشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 27 - 5
5 - خداوند ، قادر به دفع امراض و رفع هرگونه نقص و عيب از موجودات است .
واحلل عقدة من لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 7 - 4
4 - كاستى ها و زشتى هاى پديده هاى زشت و ناقص ، ربطى به آفرينش خداوند ندارد .
أحسن كلّ شىء خلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 4
4- فرزندگزينى ، نشانه نقص و نياز است .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد سبحـنه
«سبحانه» مفعول مطلق براى فعل محذوف، مانند «سبّحوه» مى باشد; يعنى «منزه بدانيد او را منزه دانستنى». كاربرد تنزيه دراين مورد نشان از آن دارد كه «اتخاذ ولد» نشانه نقص و كاستى است و خداوند از آن منزه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 92 - 4
4- فرزندگزينى ، نشانه نقص بوده و خداى رحمان از آن مبرّا است .
و ما ينبغى للرحمـن أن يتّخذ ولدًا
گزينش فرزند با فراگيرى رحمت سازگار نيست; زيرا فرزند خداوند، بايد هم جنس او بوده و در الوهيت مانند او باشد; در نتيجه بايد به رحمت او نيازى نداشته باشد; زيرا لازمه آن، فراگير نبودن رحمت الهى و نقصان آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 8 - 5
5 - جز خداوند ، همه چيز داراى نقص و كاستى و فاقد كمال مطلق است .
له الأسماء الحسنى
تقديم «له» دلالت بر حصر مى كند; يعنى كسى كه همه اسماء حسنى را دارد، فقط خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 3
3 ـ همگان ، بجز خداوند ، داراى نقص و كاستى و فاقد كمال مطلق هستند .
و للّه الأسماء الحسنى
برداشت فوق با توجه به حصرى كه از تقديم «للّه» به دست آمده، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 16
16- غير از خداوند ، هيچ موجودى در كمال و جمال ، كامل و مستقل نيست .
الحمد لله
بى شك همه موجودات جهان از نوعى كمال و جمال برخوردارند. بنابراين انحصار تمامى ستايشها به خداوند، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه كمال و جمال آنها كامل و مستقل نيست; بلكه ناقص و وابسته به خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 131 - 9،10
9 - نگاه ، تحريك كننده تمايلات انسان و مايه شيفتگى او به منظره هاى دلربا است .
و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
10 - نگاه ، زمينه ساز وقوع در گناه است .
و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 7
7 - خيره شدن به نامحرمان و چشم چرانى ، زمينه ساز آلودگى به فحشا و فساد جنسى است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم و يحفظوا فروجهم
در آيه شريفه حكم حرمت چشم چرانى و نگاه به نامحرمان، بر حكم عفت گزينى و اجتناب از فحشا، مقدم داشته شده است و اين تقدم ذكرى، مى تواند حكايت از تقدم رتبى و ارتباط ميان اين دو حكم داشته باشد; به اين معنا كه پرهيز از چشم چرانى، زمينه عفت گزينى و اجتناب از آلودگى جنسى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 7
7 - خيره شدن به نامحرمان و چشم چرانى ، زمينه ساز آلودگى به فحشا و فساد جنسى است .
قل للمؤمنـت . .. يحفظن فروجهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 3
3 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از چشم دوختن و خيره شدن به شرمگاه ديگرانند .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم
مقصود از چشم فرو بستن (يغضّوا من أبصارهم) ـ به قرينه «و يحفظوا فروجهم» ـ مى تواند چشم فرو بستن از عورت و شرمگاه ديگران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 3،37
3 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ
37 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : قال اللّه تبارك و تعالى « و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ » من أن تنظر أحداهنّ إلى فرج أختها و تحفظ فرجها من أن ينظر إليها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه خداوند فرمود: «و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ» [; يعنى، زنان خوددارى كنند] از اينكه به عورت زن ديگرى نگاه كنند و نيز عورت خود را از نگاه ديگران حفظ نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 1،17
1 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از نظر دوختن و خيره شدن به نامحرمان اند .
و قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1. «غضّ» (مصدر «يغضّوا») به معناى كاستن از نگاه و صدا است (مفردات راغب). مقصود از آن در آيه شريقه، اجتناب از نظر دوختن و خيره شدن به نامحرمان است، نه نگاه اوليه و ناخودآگاه. 2. «من» در «من أبصارهم» براى تبعيض است و مقصود، فرو بستن چشم از چيزهايى است كه نگاه به آنها ناشايست و حرام است (مثل نگاه به نامحرمان).
17 « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . . ( فى قوله تعالى ) « قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم » . . . « و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ » . . . قال : كلّ شىء فى القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا إلاّ هـذه الآية فإنّ ها من النظر . . . ;
از امام صادق(ع) [درباره سخن خداى ـ تبارك و تعالى ـ] «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم. ..» روايت شده است: هر چيزى كه در قرآن درباره حفظ فرج آمده، مراد حفظ آن، از زنا است; مگر در اين آيه مراد حفظ آن، از نگاه ديگران است...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 1
1 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از نظر دوختن و خيره شدن به مردان نامحرم
و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 2،4
2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم
4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 2،4،37
2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .
و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ
4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ
37 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : قال اللّه تبارك و تعالى « و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ » من أن تنظر أحداهنّ إلى فرج أختها و تحفظ فرجها من أن ينظر إليها . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه خداوند فرمود: «و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ» [; يعنى، زنان خوددارى كنند] از اينكه به عورت زن ديگرى نگاه كنند و نيز عورت خود را از نگاه ديگران حفظ نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 6
6 - نگاه به زن ، به قصد ازداوج با او ، جايز است .
و لو أعجبك حسنهنّ
از اين كه خداوند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «اگرچه زيبايى آنان، براى تو خوشايند باشد»، استفاده مى شود كه چنين امرى، قبل از ازدواج بوده و احتمالاً آن حضرت زنى را مى ديده كه موجب خوشايندى اش مى شده است. اين عمل پيامبر(صلی الله علیه و آله) حجت است و مى تواند نكته بالا را برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 19 - 2
2 - حرمت هر نوع نگاه خائنانه و به دور از امانت و رضايت مندى
يعلم خائنة الأعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 8
8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه
ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 8
8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه
ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 4
4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 4
4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 2
2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .
و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 19 - 2
2 - حرمت هر نوع نگاه خائنانه و به دور از امانت و رضايت مندى
يعلم خائنة الأعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 15
15 - كسانى كه از نگاه كردن به نامحرمان و شرمگاه ديگران ابايى ندارند ، به مجازات الهى تهديد شده اند .
قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون
جمله «إنّ اللّه خبير بما يصنعون» ـ كه آگاهى همه جانبه الهى به بشر را يادآورى مى كند ـ هشدارى است به كسانى كه احكام يادشده را رعايت نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 15
15 - كسانى كه از نگاه كردن به نامحرمان و شرمگاه ديگران ابايى ندارند ، به مجازات الهى تهديد شده اند .
قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون
جمله «إنّ اللّه خبير بما يصنعون» ـ كه آگاهى همه جانبه الهى به بشر را يادآورى مى كند ـ هشدارى است به كسانى كه احكام يادشده را رعايت نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 88 - 2
2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، به هنگام فراخوانده شدن براى خروج از شهر ، به منظور تصميم گيرى در اين باره به ستارگان نگريست .
فنظر نظرة فى النجوم
برداشت ياد شده، بر اين اساس مبتنى است كه نگاه حضرت ابراهيم(ع) به ستارگان به معناى حقيقى آن باشد; نه كنايه از به تفكر فرورفتن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 2
2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 6
6 - نگاه به زن ، به قصد ازداوج با او ، جايز است .
و لو أعجبك حسنهنّ
از اين كه خداوند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «اگرچه زيبايى آنان، براى تو خوشايند باشد»، استفاده مى شود كه چنين امرى، قبل از ازدواج بوده و احتمالاً آن حضرت زنى را مى ديده كه موجب خوشايندى اش مى شده است. اين عمل پيامبر(صلی الله علیه و آله) حجت است و مى تواند نكته بالا را برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 19 - 1،8
1 - آگاهى خداوند ، به نگاه هاى خيانت بار و دزدانه بشر
يعلم خائنة الأعين
8 - « قال سألت أباعبداللّه ( ع ) ، عن قوله عزّوجلّ « يعلم خائنة الأعين » فقال : ألم تَرَ إلى الرجل ينظر إلى الشىء و كأنّه لاينظر إليه فذلك خائنة الأعين ;
[راوى] مى گويد: از امام صادق(ع) از آيه «يعلم خائنة الأعين» سؤال نمودم، حضرت فرمود: آيا نديده اى كه شخصى به چيزى به گونه اى [زير چشمى ]نگاه مى كند كه گويا به آن نگاه نمى كند و اين همان خيانت چشم ها است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 6
6 - نگاه به زن ، به قصد ازداوج با او ، جايز است .
و لو أعجبك حسنهنّ
از اين كه خداوند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: «اگرچه زيبايى آنان، براى تو خوشايند باشد»، استفاده مى شود كه چنين امرى، قبل از ازدواج بوده و احتمالاً آن حضرت زنى را مى ديده كه موجب خوشايندى اش مى شده است. اين عمل پيامبر(صلی الله علیه و آله) حجت است و مى تواند نكته بالا را برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 51 - 1
1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .
و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم
«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران، با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 3
3 - سرسپردگى و اطاعت كوركورانه ، داراى ريشه در كوته فكرى و سطحى نگرى انسان ها
و نادى فرعون . .. فاستخفّ قومه فأطاعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 10 - 11
11 - ترس و نگرانى شديد ، زمينه ساز افشاى راز هاى درون
إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 101 - 4
4 - شدت نگرانى و گرفتارى انسان ها در قيامت ، مشغول دارنده آنان به خويشتن و بازدارنده آنها از پرسش و پاسخ و گفتوگو با يكديگر
فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم يومئذ و لايتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 6
6 - ترس از خداوند و نگرانى از فرجام خويش ، پرهيز دهنده انسان از انكار معاد و باز دارنده او از طغيان گرى و رويارويى با پيامبران
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
عبرت گرفتن از داستان فرعون، به معناى دورى از رفتار و عقايد او است كه در آيات قبل نمونه هاى آن بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 49 - 7
7- خداترسى و نگرانى از قيامت ، زمينه ساز بهره مندى انسان از وحى و هدايت الهى
و ذكرًا للمتّقين . الذين يخشون ربّهم بالغيب و هم من الساعة مشفقون
خداوند، در آيه قبل، تقواپيشگان را شايسته بهره مند شدن از نور و هدايت خود دانسته و در اين آيه اوصاف آنان را بيان كرده است. از ارتباط ميان دو آيه مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 87 - 4
4 - لزوم دلواپسى انسان ، در هر مرتبه و مقام معنوى ، براى فرجام اخروى خويش .
و لاتخزنى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 1
1 ـ اقدام فرعون براى ايجاد نگرانى در اطرافيان خويش ، نسبت به اهداف نهايى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 67 - 2
2 - نگرانى موسى ( ع ) از تبعات سِحر ساحران ، تنها در دل او و بدون بروزى در ظاهر بود .
فأوجس فى نفسه خيفة موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 28 - 5
5 - اقدام ميهمانان ابراهيم ( ع ) ، به رفع نگرانى از آن حضرت با معرفى خويش
قالوا لاتخف
از مطالب بعد، استفاده مى شود كه ميهمانان بعد از گفتن «لاتخف»، خود را به ابراهيم(ع) معرفى كردند و نگرانى آن حضرت را برطرف نمودند; و گرنه صرف گفتن «لاتخف» نگرانى را نمى زدايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 3
3 - رفع نگرانى از مؤمنان مدينه از سوى خداوند ، نسبت به آينده بازماندگان ايشان در مكه
عسى اللّه . .. مودّة
با توجه به اين كه شأن نزول آيات پيشين، حركتى بود كه از حاطب بن أبى بلتعه ـ به انگيزه مصونيت دادن خانوده اش در مكه ـ صورت گرفته بود; خداوند پس از نفى شيوه وى، با اين نويد به او و امثالش، نوعى اطمينان بخشيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 51 - 8،11،13،14
8 - واگذارشدن طلاق هر يك از همسران و يا عدم آن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور رفع نگرانى از همسران آن حضرت است .
ترجى من تشاء منهنّ . .. ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ
«تقرّ» از ريشه «قرّ» به معناى «سردى»، و «قرّة العين» كنايه از سرور و خوشحالى است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه برداشت بالا، بنابراين است كه مشاراليه «ذلك» عبارت «ترجى من تشاء ... و تؤوى إليك من تشاء» باشد.
11 - برداشتن زمينه هاى نگرانى و اندوه همسران پيامبر در زندگى مشترك خود با آن حضرت ، مورد توجه خداوند بود .
ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ءاتيتهنّ كلّهنّ
13 - خدايى بودن حق تصميم گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره همخوابگى با همسران ، مايه شادمانى آنان و موجب رفع نگرانى شان است .
ترجى من تشاء منهنّ . .. ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ءاتيتهنّ
احتمال دارد كه مشارٌاليه «ذلك» اصلِ حكمى باشد كه آن حضرت، با آن، حقّ پيدا كرد تا مجاز به چنان رفتارى با همسران خود باشد. در اين صورت، رضايت و رفع نگرانى از آنان، باز مى گردد به اين كه آنان، چون به حكم خداوند تن در مى دهند، و آنچه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى رسد تابع حكم خدا است از آنان راضى اند.
14 - مُجاز بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به بازگرداندن زنى كه او را مطلّقه كرده ، حكمى است كه مايه شادمانى همسران آن حضرت و موجب رفع اندوه از آنان مى شود .
و من ابتغيت ممّن عزلت فلاجناح عليك ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ
بنابراين اين كه مشارٌاليه «ذلك» مفادِ فراز «مَن ابتغيت ممَّن عزلت. ..» باشد، نكته بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 8
8 - دستور به عدم حلّيت ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زنانى غير از همسران موجود و يا تعيين شده ، به منظور رفع نگرانى از آنان بوده است .
ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ . .. لايحلّ لك النساء من بعد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 38 - 6
6 - حفاظت از جان موسى ( ع ) و بر طرف كردن نگرانى مادر او ، به تدبير خداوند بود .
إذ أوحينا إلى أُمّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 112 - 5
5 ـ دلدارى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رفع نگرانى او نسبت به لجاجت مخالفان
و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا
از اهداف اين يادآورى تاريخى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند رفع ناراحتى و دلگيرى آن حضرت از خصومت و مخالفتهاى كافران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 27 - 2
2- مريم ( س ) به هنگام بازگشت ميان مردم ، فارغ از هرگونه هراس و نگرانى بود .
فكلى و اشربى . .. فإمّاترينّ من البشر ... فأتت به قومها تحمله
بااين كه جمله «أتت به قومها» براى بيان آوردن عيسى(ع) توسط مادرش، جمله اى كامل است، ولى جمله حاليه «تحمله» نيز بر آن اضافه گرديده است تا بر مباشرت مريم(س) در حمل كردن فرزندش دلالت كند; يعنى ديگر مريم(س) انگيزه اى براى پنهان داشتن فرزند خود نداشته است، بلكه آشكارا او را در بغل گرفته و به ميان مردم آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 9
9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان
قال لاتخف نجوت من القوم الظـلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 37 - 4
4 - گرفتارى ها و دل نگرانى هاى انسان در قيامت ، از نخستين لحظات آن آغاز مى شود .
فإذا جاءت الصاخّة . .. لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه
جمله «لكلّ امرىء. ..» ـ به دليل «يومئذ» ـ دلالت دارد كه زمان پيدايش «صاخّة» (غرّش كركننده)، هنگام بروز گرفتارى ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 23 - 4
4 - نيكوكارى ، مايه رفع نگرانى و آسودگى خاطر در آخرت است .
على الأرائك ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 57 - 1
1 - اعتقاد راستين به ربوبيت يگانه خداوند ، مستلزم بيم داشتن از عذاب او و نگران بودن از فرجام كار خويش
إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون
«خشية» به معناى ترس، بيم و هراس است. عبارت «من خشية ربّهم»، به تقدير «من خشية عذاب ربّهم» مى باشد. «إشفاق» (مصدر «مشفقون») نيز به معناى نگرانى، پريشانى، تشويش خاطر، اضطراب و در بيم و اميد بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 16
16- احاطه علم الهى بر احوال آدمى ، مقتضى نگرانى انسان از لغزش هاى خود و روى آورى به استغفار
و استغفر . .. و اللّه يعلم متقلّبكم و مثويـكم
از ارتباط دو بخش آيه («استغفر» و «و اللّه يعلم. ..») مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 2
2 - موضع گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفرورزى و عصيان خويشاوندان ، داراى پى آمد هاى دشوار و نگران كننده
و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ... و توكّل على العزيزالرحيم
دستور «توكّل على اللّه» پس از «فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 106 - 5
5 ـ بهانه جويى و اتهام كافران نبايد سبب نگرانى و تزلزل مؤمنان گردد.
و ليقولوا درست . .. اتبع ما أوحى اليك
فرمان به اتباع از وحى، پس از اشاره به شبهات كافران، تأكيدى بر لزوم استقامت مؤمنان در برابر شبهات كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 37 - 2
2 - تمام انسان ها در قيامت ، نگران وضعيت خود و در تلاش براى رفع گرفتارى هاى خويش اند .
لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 10
10 ـ نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان
و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 3
3- سخن گفتن عيسى ( ع ) با مادر خود و تأمين آب و غذا به صورت خارق العاده ، زمينه هاى مسّرت و چشم روشنى مريم ( س ) و رفع نگرانى او از آينده بود .
فناديـها . .. فكلى و اشربى و قرّى عينًا
«عيناً» تمييز و بيانگر مراد جدى از فاعل است و «قرّى» از ماده «قرار» (آرام گرفتن) و يا «قُرّ» (سرد شدن) است. در صورت اول جمله «قرّى عيناً»، يعنى «چشم آرميده باش» و در صورت دوم، يعنى «خنك چشم باش» (چشمت از اشك سوزان به دور باشد) و در هر صورت، كنايه از خوش دلى و شادمانى است كه چشم از نگرانى و اضطراب باز مى ايستد و از سوزش اشك اندوه، مصون مى ماند. ارتباط جمله «قرّى عيناً» با جملات قبل، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 12 - 4
4 - التجاى موسى ( ع ) به ربوبيت الهى براى كسب توان و زدودن نگرانى هاى خود
قال ربّ إنّى أخاف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 8،9
8 ـ برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .
و يذهب عنكم رجز الشيطن
9 ـ فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر
ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن
نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 12 - 5
5 - رسالت و هدايت خلق ، بارى سنگين و همراه با نگرانى ها و نيازمند التجا به درگاه الهى
قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 60 - 2
2 - توجه به انذار هاى الهى و واقعيت قيامت ، مايه نگرانى انسان و پرهيز از سرخوشى ها
أفمن هـذا الحديث تعجبون . و تضحكون و لاتبكون
لحن توبيخى آيه شريفه، مى رساند كه توجه به حقانيت معاد و مفاهيم وحى، مقتضى اين است كه آدمى، بر فرجام خويش گريان و اندوهناك باشد; نه سرمست و خندان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 53 - 4
4 - كفر در دنيا ، فزع و نگرانى را در قيامت به دنبال دارد .
و لو ترى إذ فزعوا . .. و قد كفروا به من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 21
21 - وجود قيامت ، دغدغه جدى انسان ، حتى براى آنان كه ظاهراً منكر آن هستند .
و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 20
20- مردان الهى ، از اعماق وجود ، نگران بدفرجامى توده ها و انسان هاى گمراه
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
با توجه به تعبير «أخا عاد»، از «إنّى أخاف . ..» استفاده مى شود كه نگرانى هود(ع) ريشه در عواطف وى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 89 - 7
7- نگرانى زكريا ( ع ) نسبت به آينده رسالت خويش با نبود فرزند و وارثى در زندگى اش
ربّ لاتذرنى فردًا و أنت خيرالورثين
ممكن است درخواست زكريا(ع) از خداوند براى فرزنددار شدنش به خاطر مسائل اجتماعى باشد; يعنى، آن حضرت خواسته است رسالتش و دستاوردهاى آن نگه دارى شده و تداوم يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 9 - 1
1 - ابن ام مكتوم مسلمانى خداترس بود و خطر محروميت از تزكيه او را نگران ساخته بود .
و هو يخشى
حذف بعضى از قيدهاى كلام، گاهى به منظور تعميم است تا مخاطب احتمالات گوناگونى را مد نظر داشته باشد. متعلق «خشيت» در اين آيه گويا به همين منظور ذكر نشده است تا احتمالاتى از قبيل ترس از خدا، نگرانى از سلب توفيق تزكيه، ترس از فرجام خويش و نظاير آن را در ذهن شنونده ترسيم كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 4
4 - بيم و نگرانى فرعون از گسترش و تأثير پيام موسى ( ع ) در ميان مردم مصر
و نادى فرعون . .. أفلاتبصرون
تبليغات فرعون، در جهت جلوگيرى از نفوذ پيام موسى(ع)، نشانگر نگرانى فرعون از گسترش آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 33 - 2،5،7،10،11
2 - با آمدن فرشتگان نزد لوط ( ع ) وى ، ناراحت شد و عرصه را بر خود تنگ ديد .
و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا
«سىء» متعدى به باى سببى است. «سىء بهم» يعنى، به سبب حضور آنان، ناراحت شد. «ضاق بهم ذرعاً» به معناى تنگ شدن ذراع دست و كنايه از ناتوانى است.
5 - حضرت لوط ( ع ) ، نگران تعرض قوم اش به ميهمانان اش بود .
و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا
7 - نگرانى لوط ( ع ) با ورود فرشتگان به نزد وى ، در چهره اش نمايان شد .
و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم . .. قالوا لاتخف
10 - لوط ( ع ) ، با ورود ملائكه به محضرش ، نگران شد و ترسيد .
و قالوا لاتخف و لاتحزن
11 - حضرت لوط ( ع ) نگران گرفتار شدن در عذاب فراگيرى بود كه براى قوم اش مقدر شده بود .
و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم . .. و قالوا لاتخف و لاتحزن إنّا منجّوك
دلدارى ملائكه به لوط(ع) و اطمينان بخشى به وى براى نجات حتمى از عذاب، مى تواند قرينه باشد بر اين كه نگرانى لوط(ع) به خاطر نكته بالا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 13 - 8
8 - حضور كودك در كنار مادر ، مايه سرور و روشنى ديدگان و فراق او ، موجب اندوه و نگرانى مادر
فرددنـه إلى أُمّه كى تقرّ عينها و لاتحزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 3 - 9
9 - تأخير وحى در برهه اى از دوران نزول قرآن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نگران ساخته ، در معرض زخم زبان دشمن قرار داد .
ما ودّعك ربّك و ما قلى
لحن آيه شريفه و همراه بودن آن با سوگندهاى خداوند، بيانگر اضطراب و رنجيدگى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و در صدد آرامش بخشيدن و تسلاى خاطر دادن به آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 22 - 3
3- باردارشدن حضرت مريم ( س ) ، نگرانى هايى را براى او همراه داشت .
فحملته فانتبذت به مكانًا قصيًّا
ترك محل سكونت و رفتن به مكانى دوردست، نشان آن است كه مريم(س) از روبه روشدن با مردم و پاسخ گويى به آنها نگران بوده است. لغت «إنتباذ» (انزواطلبى كسى كه براى حضور خود ارزش چندانى نمى بيند) نيز مؤيد آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 23 - 13
13- اشتهار مريم ( س ) به عفت و پاكدامنى در بين مردم ، فزاينده نگرانى او از بازتاب منفى تولد عيسى ( ع ) در افكار عمومى جامعه
يـليتنى متّ قبل هـذا و كنت نسيًا منسيًّا
«نَسْى»، چيزى است كه اهميت چندانى ندارد، گرچه هنوز از خاطرها محو نشده باشد (مفردات راغب). توصيف آن به «منسيّاً» (فراموش شده) گوياى آن است كه صرف شايستگى براى فراموشى، مطلوب مريم نبوده; بلكه تحقق فراموشى را آرزو مى كرده است. اين آرزو نشان مى دهد كه آن حضرت، پيش از اين به عنوان شخصيتى آبرومند در جامعه مطرح بوده و از اين كه اين حادثه بازتاب هاى منفى در مردم داشته باشد، نگران بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 24 - 6
6- نبود آب به هنگام زايمان ، موجب نگرانى شديد مريم ( س ) شده بود .
ألاّتحزنى قد جعل ربّك تحتك سريًّا
«قد جعل» تعليل براى «ألاّتحزنى» است، يعنى محزون نباش، زيرا خداوند در پايين دست تو آيى روان قرار داده است. از اين تعليل مى توان دريافت كه تا چه اندازه مريم(س) براى آب نگران بوده و اين بشارت چه نقشى در شادمانى وى ايفا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 21
21 - وجود قيامت ، دغدغه جدى انسان ، حتى براى آنان كه ظاهراً منكر آن هستند .
و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 6
6- نگرانى و ناخشنودى منافقان ، از نزول آيات جهاد
و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 19
19 - ارتكاب قتل ، مايه نگرانى موسى ( ع ) و موجب فرو رفتن او در غم و ناراحتى شده بود .
و قتلت نفسًا فنجّينـك من الغم
نجات موسى(ع) از غم و غصه، فرع اضطراب خاطر داشتن آن حضرت، در باره ماجراى قتل و احساس خطر او از سوى فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 67 - 1
1 - موسى ( ع ) ، پس از مشاهده سِحر ساحران فرعون ، در دل خويش از پى آمد هاى احتمالى آن احساس نگرانى كرد .
من سحرهم . .. فأوجس فى نفسه خيفة موسى
«أوجس» به معناى «أحسَّ» و نيز به معناى «أضمر(اخفاكرد)» آمده است (لسان العرب). در اين آيه، معناى «أحسَّ» به نظر مناسب تر مى رسد; چرا كه معناى «اخفا» در «فى نفسه» آمده است. بنابراين «أوجس فى نفسه...»; يعنى، موسى(ع) در دل خود نگرانى و ترسى را احساس كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 68 - 3
3 - موسى ( ع ) از القاى شبهه و احتمال گمراهى مردم به واسطه سِحر ساحران نگران بود .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جمله «إنّك أنت الاعلى» تعليل براى «لاتخف» است و دلالت مى كند كه موسى(ع) از اين نگران بود كه معجزه او با سحر ساحران مشتبه گردد و مردم به حقانيت او پى نبرند. خداوند با بيان برترى قطعى او، زمينه هراسش را از بين برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 14 - 5
5 - نگرانى موسى ( ع ) از عدم ايفاى كامل رسالت بود ، نه صرف كشته شدن .
أخاف أن يكذّبون . .. فأخاف أن يقتلون
سخنان پيشين موسى، در باره بررسى موانع رسالت و رفع آنهابود. اظهار نگرانى او از كشته شدن نيز مى تواند در آن جهت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 33 - 4،5
4 - موسى ( ع ) ، از نافرجام ماندن رسالت الهى خويش در صورت كشته شدن به دست فرعونيان نگران بود .
إلى فرعون و ملإيْه . .. قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
طرح موضوع قتل مرد قبطى، نه از آن باب است كه موسى(ع) بر جان خويش مى ترسيد; بلكه بدان جهت بود كه مبادا با دستگيرى و كشته شدن او، رسالت الهى ـ كه بر دوش او نهاده شده است ـ نافرجام بماند.
5 - موسى ( ع ) در وادى طور ، نگرانى خويش نسبت به موانع راه رسالت را با خدا در ميان گذاشت .
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 2
2 - نوح ( ع ) ، نگران تكذيب ارزش ها و تعاليم الهى از سوى مردم بود ; نه نگران تهديد خود او از سوى آنان .
قال ربّ إنّ قومى كذّبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكوه نوح(ع) به درگاه خدا در پى تهديدهاى سخت مخالفان، از تكذيب گرى آنان بود نه از تهديدهاى آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 7
7- پدر و مادر با ايمان ، با تمام وجود ، نگران و دلواپس تربيت ايمانى فرزند خويش
و هما يستغيثان اللّه ويلك ءامن
تعبير «يستغيثان» نگرانى عميق و شديد والدين مؤمن را مى رساند; زيرا استغاثه در مواردى صدق مى كند كه فرياد از جان برآيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 4
4ـ احتمال گرفتارى بنيامين به سرنوشت يوسف ( ع ) ، مايه نگرانى يعقوب ( ع ) از همراه سازى او با فرزندان خويش
إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
يعقوب(ع) با نام نبردن از يوسف(ع) و ياد كردن از او با عنوان برادر بنيامين ، اشاره اى لطيف به اين معنا دارد كه اخوّت آن دو با يكديگر مرا نگران همسانى سرنوشتشان (فراق و جدايى از پدر) كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 9
9ـ يعقوب ( ع ) نگران از چشم زخم و حسادت بر فرزندان خويش در صورت ورود جملگى آنان به مصر از يك دروازه آن
لاتدخلوا من باب وحد . .. و ما أُغنى عنكم من الله من شىء
آيه شريفه در اين باره كه يعقوب(ع) چه خطرى را براى فرزندان خويش و يا براى بنيامين احساس مى كرده، بيانى ندارد.
بسيارى از مفسران گفته اند از اينكه يعقوب(ع) از آنان خواسته متفرق شوند و از دربهاى متعدد وارد گردند، مى توان حدس زد كه وى از خطر چشم زخم و مانند آن هراسان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 35 - 4
4 - اقدام خداوند به اطمينان بخشيدن به موسى ( ع ) و برطرف ساختن نگرانى وى ( ترس او از كشته شدن به تقاص قتل مرد قبطى )
قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا . .. و نجعل لكما سلطـنًا فلايصلون إليكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 9
9- با داشتن دلايل روشن ، مجالى براى نگرانى در مسير حق نيست ; هر چند دشوارى ها و موانع آن فراوان باشد .
أفمن كان على بيّنة
آيه قبل، در مقام دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قبال ستم مشركان بود. اين آيه نيز در ادامه آن دلجويى مى تواند بيانگر اين پيام باشدكه: اى پيامبر! چون دليل روشن حق به همراه دارى، از كردار زشت و نارواى كفر پيشگان نگران مباش; زيرا حق و پيروزى و منطق با تو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 6
6 - شناخت تاريخ و آگاهى از موضع گيرى هاى همگون كافران در برابر پيامبران ، مانع نگرانى و دلسردى رهبران دينى است .
و كم أرسلنا . .. إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 2
2- ايمان ، عامل آرامش و استوارى روح و ثبات قدمى انسان در زندگى و موجب رفع هرگونه تزلزل ، اضطراب و نگرانى است .
الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 12 - 3
3 - مهم ترين نگرانى موسى ( ع ) ، بيم او از تكذيب رسالتش بود .
قال ربّ إنّى أخاف
تقديم بيم تكذيب از ساير نگرانى ها ـ كه در آيات بعد آمده ـ مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 3 - 4
4 - نگرانى براى كافران ، پس از ابلاغ آيات روشن الهى به آنان موردى ندارد .
تلك ءايـت الكتب المبين . لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 3
3 ـ آدم و حوا حتى پس از سوگند ابليس، نگران عواقب بهره گيرى از شجره نهى شده
فلما ذاقا الشجرة
كلمه «ذوق» كه به معناى چشيدن است، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه آدم و حوا با چشيدن از شجره نهى شده، و نخوردن از آن، در صدد امتحان برآمدند تا ببينند آيا اتفاق ناگوارى رخ خواهد نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 114 - 17
17 ـ ابراهيم ( ع ) داراى رحمت فراوان نسبت به مردم و متأسف از هدايت ناپذيرى مشركان
إن إبرهيم لأوّه حليم
يكى ديگر از معانى كه اهل لغت براى «أوّاه» نوشته اند، رقّت و رحمت است. يعنى ابراهيم (ع) بسيار رقيق القلب و نسبت به مردم، بسيار مهربان بود. برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن إبراهيم لأوّاه» بيانگر علت وعده ابراهيم (ع) به آزر
باشد ; يعنى، شدت رحمت ابراهيم (ع) سبب گرديد، براى جذب آزر به ايمان، وعده استغفار به وى بدهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4
4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 86 - 2
2 - نگرانى ابراهيم ( ع ) از گمراهى ديرينه پدر خود
و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه دعاى ابراهيم(ع) در زمان حيات پدرش بوده باشد. بر اين اساس به كارگيرى «كان» در جمله «إنّه كان من الضالّين» بيانگر گمراهى ديرينه پدرش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 87 - 3
3 - نگرانى ابراهيم ( ع ) براى فرجام اخروى خويش
و لاتخزنى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 32 - 1،2
1 - حضرت ابراهيم ( ع ) از عذاب قوم لوط ، با وجود لوط ( ع ) در ميان آنان ، نگران بود .
و لمّا جاءت رسلنا . .. قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية...قال إنّ فيها لوطًا
2 - حضرت ابراهيم ( ع ) با ملائكه درباره عذاب قوم لوط ، با وجود حضرت لوط ( ع ) در ميان آنان به گفت وگو پرداخت .
قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية . .. قال إنّ فيها لوطًا قالوا نحن أعلم بمن فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 3
3 - نگرانى ابراهيم ( ع ) و همراهانش ، از آسيب پذيرى ايمانشان در كوران مشكلات *
ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا
در صورتى كه «فتنة» به معناى «مفتوناً و معذّباً» باشد; از سياق آيات استفاده مى شود كه نگرانى ابراهيم(ع) و همراهانش، در نهايت متوجه ثبات بر توحيد و برائت از مشركان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 40 - 9
9 ـ نگرانى فردِ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ابوبكر ) به هنگام هجرت از مكه به مدينه و دلدارى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وى
إذ يقول لصحبه لاتحزن إن اللّه معنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 7 - 5
5 - نگرانى و سردرگمى آدميان ، در لحظه هاى آغازين رستاخيز و خروج از قبرها
يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر
تشبيه به «جراد منتشر»، بيانگر سردرگمى و حركت هاى نامنظم و حيرت زده آدميان، پس از خروج از قبرها در روز رستاخيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 8 - 2
2 - آدميان در روز رستاخيز ، دلواپس و گردن كشيده براى درك موقعيت خويش
مهطعين إلى الداع
در لفظ «مهطعين» حركت سريع و كشيدن سر به طرف بالا ـ از روى نگرانى ـ نهفته است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 14 - 4
4 - حاضران صحنه قيامت ، ناآرام و نگران اند .
فإذا هم بالساهرة
«ساهرة»; يعنى، زمين صاف و پهناورى كه پيمايندگان آن، در شب بيدار مى مانند (تاج العروس). بيدارى در صحنه قيامت، كنايه از خوف و اضطرابى است كه آرامش را از حاضران سلب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 13
13- كافران پس از مرگ ، به حقايقى دست مى يابند و از اعمال گذشته خود نگران مى شوند .
الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم ... ما كنّا نعمل من سوء
از اينكه كافران پس از مرگ، بى آنكه حرفى زده شود، به دفاع از خود مى پردازند و منكر كارهاى زشت خود مى شوند، به دست مى آيد كه آنان به چيزهايى از جمله به وضعيت بد خود و اينكه كردارشان باعث گرفتار شدن آنان به عذاب مى شود،
دست مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 7 - 1
1 - آثار ذلت و نگرانى ، نمايان در چشم كافران ، به هنگام خروج از قبر ها در رستاخيز
خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 11 - 1
1 - در عرصه قيامت ، هيچ راه فرار از نگرانى ها و سختى ها ، براى كافران وجود ندارد .
يقول الإنسـن يومئذ أين المفرّ . كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 13
13 - مستكبران گمراهگر در قيامت ، نگران فضاحت و بى حيثيتى خود هستند .
و قال الذين استضعفوا . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
احتمال دارد پنهان كردن پشيمانى، به خاطر احساس فضاحتى باشد كه در قيامت براى مستكبران رخ مى دهد; يعنى، كار خطايى را كه اكنون از آن پشيمان شده اند، رو نمى كنند تا كسى از آنان عيب جويى نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 10
10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .
يـويلتنا مال هـذا الكتـب لايغادر صغيرة و لاكبيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 102 - 4
4 - مجرمان در لحظه حضور در قيامت ، با نگرانى به فرجام خويش چشم دوخته و مات و حيرت زده خواهند بود .
و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا
«زرقاً» حال براى «المجرمين» است و مفرد آن «أزرق» يا «زرقاء» به كسى گفته مى شود كه سفيدى چشم او سياهى آن را بپوشاند (لسان العرب). اين حالت نشانِ چشم دوختن و خيره شدن مجرمان است و از اضطراب شديد درونى آنان حكايت دارد. برخى گفته اند: سفيد شدن چشم، ملازم با كورى آن است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 13
13 - مستكبران گمراهگر در قيامت ، نگران فضاحت و بى حيثيتى خود هستند .
و قال الذين استضعفوا . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
احتمال دارد پنهان كردن پشيمانى، به خاطر احساس فضاحتى باشد كه در قيامت براى مستكبران رخ مى دهد; يعنى، كار خطايى را كه اكنون از آن پشيمان شده اند، رو نمى كنند تا كسى از آنان عيب جويى نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 14
14 - مشركان ، با مشاهده عذاب الهى ، از بى آبرويى و فضاحت خود در قيامت نگران خواهند بود
و لو ترى إذ الظـلمون موقوفون عند ربّهم . .. إذ تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 11
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 11
11- نگرانى و اضطرابى ، براى آينده اقتصادى و زندگى مادى بشريت ، در بينش توحيدى وجود ندارد .
و لاتقتلوا . .. نحن نرزقهم و إيّاكم
اينكه خداوند، پس از نهى از قتل فرزند به خاطر فقر، روزى همه انسانها را از سوى خود تضمين شده معرفى مى كند، حكايت از آن دارد كه: جايى براى نگرانى از آينده اقتصادى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 14 - 3
3 - وجود زمينه هاى نگرانى براى مسلمانان از همدستى جامعه يهود عليه آنان ( پس از غزوه بنى نضير )
لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة
از اين كه خداوند، همدستى كافران در نبرد و رويارويى با مؤمنان را نفى كرده است; چنين احتمال مى رود كه نگرانى هايى در ميان مسلمانان وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 6
6 - توطئه گران عليه صالح ، نگران عكس العمل و مقاومت ياران وى در قبال هجوم علنى آنان
لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله
طرح هجوم شبانه و انديشه كردن در چگونگى پاسخ به ولىّ دم، نشانگر نگرانى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 39
39كافران ، آرزومند ضعف و وابستگى امت اسلامى و نگران از قدرت و استقلال آنان
كزرع أخرج . .. ليغيظ بهم الكفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 67 - 4
4 - نگرانى از فريفته شدن مردم با تبليغات سوء و مشتبه شدن حق و باطل بر آنان ، امرى بايسته و هراسى نيكو است .
فأوجس فى نفسه خيفة موسى
نهى از خوف كه در آيه بعد آمده است، موسى(ع) را به خاطر نگرانى اش، تخطئه نكرده است; بلكه جمله «إنّك أنت الأعلى» از فرجام كار و اين كه پيروزى با موسى(ع) خواهد بود، خبر مى دهد و نگرانى موسى(ع) را زايل مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 55 - 2
2 - اظهار شگفتى و نگرانى لوط ( ع ) ، از انحراف فضاحت بار قوم خويش
أئنّكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 5
5 - بيم فرعون از ناگزير شدن قبطيان به ترك سرزمين خويش با پيروزى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 3
3 - موسى و هارون ( ع ) از پيشدستى فرعون و اقدام او به كيفر فورى آنان ، پيش از هرگونه فرصت اظهار معجزه و بيان حقيقت ، نگران بودند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف أن يفرط علينا
«فَرَطَ»; يعنى، پيشى گرفت بدون آن كه افراط يا تفريط كرده باشد (مفردات راغب). مراد موسى و هارون(ع)، احتمال دست زدن فرعون به كارى است كه فرصت ابلاغ پيام الهى را از آنان بگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 60 - 7
7 - نگرانى از تأمين معاش و زندگى ، امرى طبيعى و رايج در ميان انسان ها است .
إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزفها
بنابراين احتمال كه اين آيه، در صدد دفع توهمى باشد كه در ميان مسلمانان مكه، پس از توصيه به هجرت پديد آمده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 4
4 - بيم و نگرانى فرعون از گسترش و تأثير پيام موسى ( ع ) در ميان مردم مصر
و نادى فرعون . .. أفلاتبصرون
تبليغات فرعون، در جهت جلوگيرى از نفوذ پيام موسى(ع)، نشانگر نگرانى فرعون از گسترش آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 14
14 - تسلى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نگران نبودن از روى گردانى مردم از حق و دين الهى
فإن تولّوا . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر حق گريزى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 5
5 - نگرانى موسى و هارون ( ع ) از ناكامى در ابلاغ پيام خداوند به فرعون
إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 5 - 1
1 - قيامت ، روزى با عظمت و سزاوار نگران بودن از دشوارى هاى آن
ليوم عظيم
عظمت روز قيامت، به سهمگين بودن حوادث و مراحل آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 2
2- همه انسان ها نسبت به سرنوشت خويش در قيامت ، نگرانند .
يوم تأتى كلّ نفس تجـدل عن نفسها
مجادله و دفاع كردن هر كسى از خويشتن، دليل نگرانى افراد در روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 4
4ـ احتمال گرفتارى بنيامين به سرنوشت يوسف ( ع ) ، مايه نگرانى يعقوب ( ع ) از همراه سازى او با فرزندان خويش
إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
يعقوب(ع) با نام نبردن از يوسف(ع) و ياد كردن از او با عنوان برادر بنيامين ، اشاره اى لطيف به اين معنا دارد كه اخوّت آن دو با يكديگر مرا نگران همسانى سرنوشتشان (فراق و جدايى از پدر) كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 6
6 - احساس خطر و نگرانى شديد مسلمانان در پى انتشار شايعه « افك » در ميان جامعه
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 4
4 - موسى و هارون ( ع ) ، از احتمال افزايش طغيان فرعون ، درپى ابلاغ دعوت الهى به او ، نگران بودند .
أو أن يطغى
خداوند در سخن با موسى(ع)، به طغيان گرى فرعون تصريح كرده بود. بنابراين مراد موسى و هارون(ع) از اين سخن، احتمال افزايش طغيان او است; به گونه اى كه زمينه پذيرش دعوت را در او به كلى از ميان ببرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 46 - 2
2 - خداوند به موسى و هارون ( ع ) اطمينان داد كه فرعون فرصت ابلاغ پيام رسالت را از آنان نگرفته و بر طغيان خود نخواهند افزود .
نخاف أن يفرط . .. قال لاتخافا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 65 - 8
8 ـ بندگان خالص خدا ، بسيار نگران و هراسناك از لغزش خويش و نافرمانى خدا
ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عذاب دوزخ براى كيفر دادن مجرمان است. بنابراين ترس عبادالرحمان از عذاب دوزخ، حاكى از آن است كه آنان از جرم و خطايى كه مرتكب شده اند ـ هر چند ارتكاب جرم از ايشان بسيار كم اتفاق مى افتد ـ بسيار نگران و مضطرب اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 82 - 4
4 - لزوم نگرانى همواره انسان از كردار و فرجام كار خويش و مطمئن نبودن به آمرزش الهى
و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين
وقتى حضرت ابراهيم(ع) خود را صرفاً اميدوار به مغفرت الهى معرفى كند، جاى اطمينانى براى ديگران نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 7
7- مؤمنانِ به آيات الهى ، همواره ، بايد نگران اَعمال گذشته خود و درصدد جبران و اصلاح آن باشند .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيـت ربّه فأعرض عنها و نسى ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 87 - 3
3 - نگرانى ابراهيم ( ع ) براى فرجام اخروى خويش
و لاتخزنى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 1
1 - متقين ، در دنيا همواره در انديشه آخرت و نگران از فرجام اخروى خويش
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
«اشفاق» در معناى «ترس و نگرانى» و «خير خواهى شديد» به كار مى رود (القاموس المحيط). در آيه شريفه اگر «فى أهلنا» متعلق به «كنّا» باشد، واژه «مشفقين» ظهور در معناى اول و اگر متعلق به «مشفقين» باشد، ظهور در معناى دوم دارد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 1
1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 82 - 4
4 - لزوم نگرانى همواره انسان از كردار و فرجام كار خويش و مطمئن نبودن به آمرزش الهى
و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين
وقتى حضرت ابراهيم(ع) خود را صرفاً اميدوار به مغفرت الهى معرفى كند، جاى اطمينانى براى ديگران نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 1
1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 135 - 1
1 - تأكيد هود ( ع ) بر بيمناك بودن درباره سرنوشت قومش ، به خاطر بى تقوايى و ناسپاسى آنان
فاتّقوا اللّه . .. الذى أمدّكم ... إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 20
20- مردان الهى ، از اعماق وجود ، نگران بدفرجامى توده ها و انسان هاى گمراه
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
با توجه به تعبير «أخا عاد»، از «إنّى أخاف . ..» استفاده مى شود كه نگرانى هود(ع) ريشه در عواطف وى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 4
4- انسان ها ، حتى با مالك بودن تمامى خزاين رحمت پروردگار ، باز هم گرفتار بخل و نگران تهى دستى خويشند .
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
با توجه به اينكه خداوند، خصلت بخل را براى تمامى انسانها دانسته است (و كان الإنسان قتوراً) احتمال دارد كه مخاطب (لو أنتم تملكون) تمامى انسانها باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 39
39كافران ، آرزومند ضعف و وابستگى امت اسلامى و نگران از قدرت و استقلال آنان
كزرع أخرج . .. ليغيظ بهم الكفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 21
21 - وجود قيامت ، دغدغه جدى انسان ، حتى براى آنان كه ظاهراً منكر آن هستند .
و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 118 - 3
3 - لزوم نگرانى هميشگى انسان ، از چگونگى عملكرد خود در برابر خدا
و قل ربّ اغفر و ارحم
از اين كه خداوند به صورت رهنمودى كلى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بالتبع همه انسان ها را به استغفار فرا خوانده است، مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4
4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4
4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 86 - 2
2 - نگرانى ابراهيم ( ع ) از گمراهى ديرينه پدر خود
و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه دعاى ابراهيم(ع) در زمان حيات پدرش بوده باشد. بر اين اساس به كارگيرى «كان» در جمله «إنّه كان من الضالّين» بيانگر گمراهى ديرينه پدرش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 68 - 3
3 - موسى ( ع ) از القاى شبهه و احتمال گمراهى مردم به واسطه سِحر ساحران نگران بود .
قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى
جمله «إنّك أنت الاعلى» تعليل براى «لاتخف» است و دلالت مى كند كه موسى(ع) از اين نگران بود كه معجزه او با سحر ساحران مشتبه گردد و مردم به حقانيت او پى نبرند. خداوند با بيان برترى قطعى او، زمينه هراسش را از بين برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 70 - 6
6 - بيم پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كارساز بودن توطئه هاى دشمنان و عقيم ماندن برنامه هاى تبليغى خود
و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون
ظاهراً پيامبر(صلی الله علیه و آله) نگران از اين بود كه طرح ها و نقشه هاى دشمنان عليه او و رسالت الهى اش مؤثر واقع شود و اين نگرانى، اسباب دلتنگى و آزردگى خاطر آن حضرت را فراهم كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 39 - 3
3 - نگرانى فرعون ، از نفوذ سخنان موسى ( ع ) در دل اركان حكومت خويش
فتولّى بركنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 6 - 2
2- زكريا ( ع ) ، نگران قرار گرفتن ميراث وى و همسرش در اختيار نااهلان بود .
فهب لى من لدنك وليًّا . يرثنى و يرث من ءال يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 5
5 - بيم فرعون از ناگزير شدن قبطيان به ترك سرزمين خويش با پيروزى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 4
4 - اشراف جامعه پس از نوح ، نگران گرايش توده مردم به پيامبرشان
هيهات هيهات لما توعدون
تأكيدهاى مكرر اشراف و اصرار شديد آنان بر دروغ بودن ادعاهاى پيامبر جامعه پس از نوح، حكايت از آن دارد كه وحشت آنان از اين بود كه مبادا توده هاى مردم، تحت تأثير سخنان آن پيامبر قرار گرفته و به او گرايش پيدا كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 4
4 - اشراف جامعه پس از نوح ، نگران گرايش توده مردم به پيامبرشان
هيهات هيهات لما توعدون
تأكيدهاى مكرر اشراف و اصرار شديد آنان بر دروغ بودن ادعاهاى پيامبر جامعه پس از نوح، حكايت از آن دارد كه وحشت آنان از اين بود كه مبادا توده هاى مردم، تحت تأثير سخنان آن پيامبر قرار گرفته و به او گرايش پيدا كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 6
6- نگرانى و ترس اقوام كفرپيشه از گسترش و تأثير تعاليم انبيا در صورت حضور آنان در جامعه
لنخرجنّكم من أرضنا أو لتعودنّ فى ملّتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 111 - 2
2- همه انسان ها نسبت به سرنوشت خويش در قيامت ، نگرانند .
يوم تأتى كلّ نفس تجـدل عن نفسها
مجادله و دفاع كردن هر كسى از خويشتن، دليل نگرانى افراد در روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 60 - 7
7 - نگرانى از تأمين معاش و زندگى ، امرى طبيعى و رايج در ميان انسان ها است .
إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزفها
بنابراين احتمال كه اين آيه، در صدد دفع توهمى باشد كه در ميان مسلمانان مكه، پس از توصيه به هجرت پديد آمده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 85 - 3
3ـ فرزندان يعقوب ، نگران وضعيت رو به وخامت پدر خويش و ناراحت از قرار گرفتنش در معرض بيمارى و هلاكت
قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف حتى تكون حرضًا أو تكون من الهـلكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 32 - 1،2
1 - حضرت ابراهيم ( ع ) از عذاب قوم لوط ، با وجود لوط ( ع ) در ميان آنان ، نگران بود .
و لمّا جاءت رسلنا . .. قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية...قال إنّ فيها لوطًا
2 - حضرت ابراهيم ( ع ) با ملائكه درباره عذاب قوم لوط ، با وجود حضرت لوط ( ع ) در ميان آنان به گفت وگو پرداخت .
قالوا إنّا مهلكوا أهل هـذه القرية . .. قال إنّ فيها لوطًا قالوا نحن أعلم بمن فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 65 - 8
8 ـ بندگان خالص خدا ، بسيار نگران و هراسناك از لغزش خويش و نافرمانى خدا
ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عذاب دوزخ براى كيفر دادن مجرمان است. بنابراين ترس عبادالرحمان از عذاب دوزخ، حاكى از آن است كه آنان از جرم و خطايى كه مرتكب شده اند ـ هر چند ارتكاب جرم از ايشان بسيار كم اتفاق مى افتد ـ بسيار نگران و مضطرب اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 9
9 ـ بهشتيان در آستانه ورود به بهشت در عين اميد به حضور در آن جايگاه رفيع ، نگران از تغيير سرنوشت خويشند .
لم يدخلوها و هم يطمعون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير فاعلى در «لم يدخلوها» و «يطمعون» به أصحاب الجنة، برگردانده شود. بر اين مبنا جمله «لم يدخلوها» حال براى «أصحاب الجنة» است. گفتنى است «يطمعون» (اميد دارند) اشاره به نگرانى آنان دارد كه مبادا از ورود به بهشت منع گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 7
7 ـ راهيان بهشت در عين اميدوارى براى ورود به بهشت ، نگران ملحق شدن به دوزخيان هستند .
ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 3
3 - افراد مريض و ناتوان از شركت در سفر حديبيه ، نگران از عدم حضور خود و همراهى نكردن مسلمانان در آن سفر *
ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج
توبيخ شديد متخلّفان از سفر حديبيه در آيات گذشته و استثناى معذوران در اين آيه; بيانگر آن است كه مؤمنان معذور، نگران آن بوده اند كه مشمول توبيخ خداوندباشند. خداوند در اين آيه، به رفع اين نگرانى آنان پرداخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 67 - 4
4 - نگرانى از فريفته شدن مردم با تبليغات سوء و مشتبه شدن حق و باطل بر آنان ، امرى بايسته و هراسى نيكو است .
فأوجس فى نفسه خيفة موسى
نهى از خوف كه در آيه بعد آمده است، موسى(ع) را به خاطر نگرانى اش، تخطئه نكرده است; بلكه جمله «إنّك أنت الأعلى» از فرجام كار و اين كه پيروزى با موسى(ع) خواهد بود، خبر مى دهد و نگرانى موسى(ع) را زايل مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 3
3 - نگرانى ابراهيم ( ع ) و همراهانش ، از آسيب پذيرى ايمانشان در كوران مشكلات *
ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا
در صورتى كه «فتنة» به معناى «مفتوناً و معذّباً» باشد; از سياق آيات استفاده مى شود كه نگرانى ابراهيم(ع) و همراهانش، در نهايت متوجه ثبات بر توحيد و برائت از مشركان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 41 - 5
5ـ پيروان نوح ، به هنگام سوارشدن بر كشتى نجات ، نگران گناهان و تخلفات خويش بودند .
قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 3
3 ـ آدم و حوا حتى پس از سوگند ابليس، نگران عواقب بهره گيرى از شجره نهى شده
فلما ذاقا الشجرة
كلمه «ذوق» كه به معناى چشيدن است، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه آدم و حوا با چشيدن از شجره نهى شده، و نخوردن از آن، در صدد امتحان برآمدند تا ببينند آيا اتفاق ناگوارى رخ خواهد نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 2،3
2 - خواهر موسى ، از افكنده شدن برادر كوچكش به نيل مطلع و نگران بود و گام به گام به تعقيب جعبه حامل وى پرداخت .
إذ تمشى أختك فتقول
حركت كردن خواهر موسى در پى او، نشانگر آن است كه وى از جريان موسى(ع) و به آب افكنده شدن او و نيز اجمال حوادثى كه در پيش است، مطلع بوده است.
3 - خواهر موسى ، تا زمان نجات او از آب و مشاهده تلاش درباريان فرعون براى يافتن دايه ، به تعقيب وى ادامه داد .
إذ تمشى أُختك فتقول هل أدلّكم
ظاهر «هل أدلّكم» آن است كه خواهر موسى، تصاحب او را از سوى فرعونيان ديده و با رساندن خود به درباريان، پيشنهاد خود را بدون واسطه با مقامات دربار و كسانى كه در طلب دايه بودند، مطرح كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 8،9
8 ـ برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .
و يذهب عنكم رجز الشيطن
9 ـ فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر
ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن
نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 40 - 7
7 - جايگاه حضور نزد خداوند ، مقامى رعب آور و شايسته دغدغه خاطر
و أمّا من خاف مقام ربّه
«مقام ربّه»، ممكن است به معناى «محضر پروردگار» باشد; يعنى، مقامى كه خداوند براى حسابرسى بندگان، آنان را در آن مقام قرار مى دهد. اين مقام، گرچه مستند به بندگان است; ولى چون آنان به فرمان خداوند در آن مقام قرار گرفته اند، عنوان «مقام ربّه» بر آن منطبق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 27 - 11
11- وجود نگرانى در مسلمانان ، نسبت به سرنوشت و خطرات « عمرة القضا »
لتدخلنّ المسجد الحرام إن شاء اللّه ءامنين. .. لاتخافون
تعبير «لاتخافون»، در واقع جنبه بشارتى دارد و در مقام اطمينان بخشى به مسلمانان و رفع نگرانى از آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 14 - 7
7 - صحنه گردانان نفاق در عصر بعثت ، نگران تمايل پيروانشان به اسلام بودند .
قالوا إنّا معكم إنما نحن مستهزءون
حصر در جمله «إنما . ..» حصر اضافى و از نوع «حصر قلب» است. كاربرد اين گونه حصر در موردى است كه گوينده در صدد بر طرف كردن توهمى باشد كه مخاطب به آن مى انديشد. اين توهم در جمله «إنما نحن ...» گرايش منافقان پيرو، به اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 5 - 1
1- زكريا ( ع ) ، نگران تصرفات نارواى آنان كه پس از مرگ او زمام مسؤوليت هاى وى را به دست مى گيرند .
و إنّى خفت المولى من وراءى
«مولى» و «ولىّ» به يك معنا است; يعنى، كسى كه پس از شخص، امور مربوط به او را سرپرستى كند (تاج العروس); گرچه با او خويشاوند نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 6 - 2
2- زكريا ( ع ) ، نگران قرار گرفتن ميراث وى و همسرش در اختيار نااهلان بود .
فهب لى من لدنك وليًّا . يرثنى و يرث من ءال يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 22
22ـ شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش
إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 15
15 - شعيب ( ع ) ، نگران رد شدن پيشنهاد وى از سوى موسى ( ع )
و ما أُريد أن أشقّ عليك
اين كه حضرت شعيب(ع) بلافاصله اعلام مى كند من قصد ندارم بر تو سخت بگيرم، در بردارنده نوعى درخواست از سوى شعيب(ع) است كه موسى(ع) پيشنهاد او را رد نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 16
16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، هراسان از فرجام خويش و نگران از كوتاهى در برابر عظمت خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. ذلك لمن خشى ربّه
ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خويش هنگام روبه رو شدن با او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 28 - 4
4ـ انسان هاى غافل از ياد خدا و ذكر او ، انسانهايى مضطرب و نگرانند .
ألا بذكر الله تطمئن القلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 2،5
2 - نگرانى فرعون از تأثير معجزات موسى در اطرافيانش
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
5 - بيم فرعون از ناگزير شدن قبطيان به ترك سرزمين خويش با پيروزى موسى ( ع )
يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 39 - 3
3 - نگرانى فرعون ، از نفوذ سخنان موسى ( ع ) در دل اركان حكومت خويش
فتولّى بركنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 12
12 ـ مسلمانان سست ايمان و بيماردل عصر بعثت ، نگران از سرنوشت خويش به خاطر پندار بى ثباتى و شكست اسلام
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
مراد از «دائرة» مى تواند چرخش وضع موجود و برگشت به حالت سابق باشد. يعنى شكست اسلام و برگشت كفر و شرك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 94 - 2
2 - شدت خشم و نگرانى قوم ابراهيم ، از شكسته شدن بت هاى شان
فأقبلوا إليه يزفّون
حركت شتابان قوم ابراهيم به جانب آن حضرت پس از شكسته شدن بت ها، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 39
39كافران ، آرزومند ضعف و وابستگى امت اسلامى و نگران از قدرت و استقلال آنان
كزرع أخرج . .. ليغيظ بهم الكفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 6
6 - توطئه گران عليه صالح ، نگران عكس العمل و مقاومت ياران وى در قبال هجوم علنى آنان
لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله
طرح هجوم شبانه و انديشه كردن در چگونگى پاسخ به ولىّ دم، نشانگر نگرانى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 77 - 4
4ـ لوط ( ع ) با ورود فرشتگان ، عرصه را بر خويشتن تنگ ديد و ناراحتى و اندوه وى را فرا گرفت .
و لما جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا
«ذرعاً» - كه به معناى كشيدن ذراع دست است - تمييزى مبدل از فاعل مى باشد. بنابر اين «ضاق بهم ذرعاً»; يعنى، ضاق ذرعه (تنگ شد ذراع دستش به سوى آنان) و تنگ شدن ذراع به طرف كسى يا چيزى مَثَل است براى كسى كه از انجام كارى ناتوان است و بدان دست رسى ندارد. «سىءَ» فعل مجهول «ساء» (ناراحتش كرد) است و «باء» در «بهم» سببيه است. بنابراين «سىء بهم» يعنى به سبب (آمدن) آنها براى لوط ناراحتى ايجاد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 7
7- حضرت لوط ( ع ) از نيت سوء و تجاوزكارانه قومش نسبت به مهمانان خويش باخبر و از آن به شدت نگران و بيمناك بود .
قال إن هـؤلاء ضيفى فلاتفضحون
درخواست لوط(ع) از قومش براى اجتناب از عملى شرم آور، به دنبال روانه شدن آنان به در خانه آن حضرت ـ بى آنكه توضيح ديگرى داده شده باشد ـ حكايت از اين نكته مى كند كه لوط(ع) از قصد آنان باخبر بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 55 - 2
2 - اظهار شگفتى و نگرانى لوط ( ع ) ، از انحراف فضاحت بار قوم خويش
أئنّكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 33 - 9
9 - فرشتگان ، به لوط ( ع ) براى بر طرف كردن دلهره و هراس او ، دلدارى دادند .
و قالوا لاتخف و لاتحزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 3
3 - افراد مريض و ناتوان از شركت در سفر حديبيه ، نگران از عدم حضور خود و همراهى نكردن مسلمانان در آن سفر *
ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج
توبيخ شديد متخلّفان از سفر حديبيه در آيات گذشته و استثناى معذوران در اين آيه; بيانگر آن است كه مؤمنان معذور، نگران آن بوده اند كه مشمول توبيخ خداوندباشند. خداوند در اين آيه، به رفع اين نگرانى آنان پرداخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 1
1 - متقين ، در دنيا همواره در انديشه آخرت و نگران از فرجام اخروى خويش
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
«اشفاق» در معناى «ترس و نگرانى» و «خير خواهى شديد» به كار مى رود (القاموس المحيط). در آيه شريفه اگر «فى أهلنا» متعلق به «كنّا» باشد، واژه «مشفقين» ظهور در معناى اول و اگر متعلق به «مشفقين» باشد، ظهور در معناى دوم دارد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 26 - 2
2 ـ نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام
ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود را مسؤول ايمان و عملكرد انسان ها دانسته ونگران انجام وظيفه خويش بود .
إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً و لاتسئل عن أصحب الجحيم
تعيين وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بشارت و انذار و نفى مؤاخذه او به خاطر كفرورزى مردم، گوياى نگرانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ايمان نياوردن آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 1
1 ـ گرايش سريع و تلاش مستمر برخى از مردم به سوى كفر ، دغدغه آفرين براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يأيها الرسول لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 13
13 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران آسيب رسانى يهود به اسلام و مسلمانان در صورت اعراض آن حضرت از داورى بين آنان
و إن تعرض عنهم فلن يضروك شيئاً
به نظر مى رسد مراد از «يضروك» آسيب رسانى به اسلام و جامعه ايمانى باشد، زيرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نگران آسيب ديدن شخص خود نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 46 - 2
2 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با اضطراب و نگرانى چشم به راه نزول عذاب از جانب خداوند بر مشركان بود .
و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم
آيه شريفه در مقام دلدارى دادن به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است و اين، از وجود نوعى نگرانى و ناراحتى در آن حضرت حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 17
17ـ محمد (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران از آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران
فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 95 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به دشمنى ، آزار روحى و تمسخر مشركان و كافران در صورت علنى و آشكارا نمودن دعوت خويش ، نگران بود .
فاصدع بما تؤمر . .. إنا كفينـك المستهزءين
جمله «إنا كفيناك المستهزءين» احتمال دارد پاسخى باشد در برابر نگرانيهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه ممكن بود پس از فرمان آشكار كردن دعوت خود و اعراض از مشركان (فاصدع بما تؤمر . .. و أعرض عن المشركين) بروز كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 14
14 - تسلى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نگران نبودن از روى گردانى مردم از حق و دين الهى
فإن تولّوا . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر حق گريزى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 3 - 1
1 - نگرانى و اندوه شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر عدم گرايش كافران به ايمان
لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين
واژه «لعلّ» در مواردى كه انتظار وقوع امر ناخوشايندى مى رود به معناى اشفاق و بيم داشتن است و «بَخْع» (مصدر «باخع») نيز به معناى تباه ساختن و از بين بردن مى باشد. بنابراين «لعلّك باخع نفسك»; يعنى، بيم آن مى رود كه تو جان خويش را تباه سازى. از اين رو معلوم مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اين كه كافران ايمان نمى آوردند، چنان اندوهگين مى شد كه ترس آن مى رفت كه جان خويش را از دست بدهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 70 - 6
6 - بيم پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كارساز بودن توطئه هاى دشمنان و عقيم ماندن برنامه هاى تبليغى خود
و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون
ظاهراً پيامبر(صلی الله علیه و آله) نگران از اين بود كه طرح ها و نقشه هاى دشمنان عليه او و رسالت الهى اش مؤثر واقع شود و اين نگرانى، اسباب دلتنگى و آزردگى خاطر آن حضرت را فراهم كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 80 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران كوتاهى خويش در تبليغ و رساندن پيام وحى به همگان
إنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين
احتمال مى رود كه اين آيه از آن جهت آمده باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نگران ايفاى رسالت خويش بوده است. خداوند براى رفع اين نگرانى، مى فرمايد: صداى تو رسا و تلاش تو كافى است; ولى آنان مرده و ناشنوايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با اضطراب و نگرانى چشم به راه نزول عذاب از جانب خداوند بر مشركان و كافران بود .
فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون
آيه شريفه، در مقام دلدارى به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و اين، از وجود نوعى نگرانى و ناراحتى در آن حضرت حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران فراموش كردن آيات قرآن و در تلاش براى حفظ آن
سنقرئك فلاتنسى
اطمينان بخشيدن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه قرآن را فراموش نخواهد كرد نشانگر نگرانى آن حضرت از خطر فراموشى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 6
6 ـ مرتدان بنى اسرائيل به خاطر دوران گوساله پرستى ، نگران آينده اى زيانبار براى خويش بودند .
لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 19 - 1
1- مأمور ويژه الهى در پاسخ به نگرانى مريم ( س ) خود را به او شناساند و فرستاده خدا بودن خود را به او ابلاغ كرد .
قالت إنّى أعوذ . .. قال إنّما أنا رسول ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 20 - 2
2- مريم ( س ) از متهم شدن به زنا ، درپى دريافت بشارت به عيسى ( ع ) نگران بود .
أنّى يكون . .. و لم أك بغيًّا
با اين كه «لم يمسسنى بشر» براى نفى اسباب عادى حامله شدن كافى بود، ولى جمله «و لم أك بغيّاً» نيز از مريم(س) صادر گرديد. برخى آن را قرينه براين قرار داده اند كه «لم يمسسنى...» تنها به نكاح مشروع نظر دارد و «لم أك بغيّاً» نوع نامشروع آن را نفى مى كند; و محتمل است مراد از «لم يمسسنى...» مطلق هم بسترى باشد و اضافه شدن «لم أك بغيّاً» به اين خاطر است كه مريم(س) دريافت كه در صورت حامله شدن، به زنا متهم خواهد شد. و با اين سخن، اظهار كرد كه تحمل آن اتهام، بر من سنگين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 21 - 2
2- جبرئيل در پاسخ به سؤال و نگرانى مريم بر حتمى بودن وعده الهى و حامله شدن او به عيسى ( ع ) تأكيد كرد .
قال كذلك
چنان چه مشاراليه «ذلك» مضمون رسالت جبرئيل باشد، در اين صورت تأكيدى بر تحقق حتمى بشارت است; يعنى «موضوع همان گونه است كه گفتم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 23 - 6،7
6- ناراحتى ها و فشار هاى روحى مريم ( س ) به هنگام تولد عيسى ( ع ) ، خارج از حدّ توصيف بود .
فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة قالت يـليتنى متّ قبل هـذا و كنت نسيًا منسيًّا
آرزوى مرگ از جانب شخصيتى چون مريم(س) كه مورد عنايت خاص خداوند بود، بايد در شرايطى صورت گرفته باشد كه وضعيتى فوق تحمل و طاقت برايش پيش آمده باشد، اين حالت ـ به قرينه آيات بعد ـ فشارهاى روحىِ ناشى از احتمال اتهام و آوارگى حاصل از آن است.
7- مرگ در حال باردارى و يا پس از وضع حمل ، نمى توانست پايان بخش نگرانى هاى مريم ( س ) باشد .
يـليتنى متّ قبل هـذا
«هـذا» در كلام مريم(س)، اشاره به اصل باردارى است نه آوارگى و تنهايى و سختى زايمان، زيرا پيدايش اين امور به خواست خود مريم و براى رهايى از زخم زبان مردم بود، بنابراين او كه از اتهام زنا، حتى پس از مرگ خود بيم داشت، رهايى از اتهام را در گرو مرگ پيش از باردارى مى ديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 9 - 1
1 ـ مشاهده سپاه برتر مشركان جنگ بدر مايه نگرانى مسلمانان و احساس خطر از سوى آنان براى كيان اسلام
إذ تستغيثون ربكم
واژه «استغاثه» معمولا در موردى به كار مى رود كه استغاثه كننده در طلب نجات از تنگنايى شديد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 12
12 ـ مسلمانان سست ايمان و بيماردل عصر بعثت ، نگران از سرنوشت خويش به خاطر پندار بى ثباتى و شكست اسلام
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
مراد از «دائرة» مى تواند چرخش وضع موجود و برگشت به حالت سابق باشد. يعنى شكست اسلام و برگشت كفر و شرك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 8
8 ـ مسلمانان صدر اسلام نگران توطئه هاى پنهانى كافرانى كه مخاصمات را ترك گفته و حاضر به صلح مى شدند .
فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير
جواب شرط «انتهوا» به قرينه «قتلوهم» جمله اى همانند «فلاتقاتلوهم» است ; يعنى اگر كافران دست از فتنه انگيزى برداشتند و راه مسالمت پيش گرفتند با آنان نبرد نكنيد. با توجه به اين معنا معلوم مى شود هدف از بيان آگاهى خداوندبه اعمال اين گروه از كافران، اين است كه مسلمانان را از اين نگرانى برهاند كه شايد صلح جويى آنان دستاويزى براى توطئه و فتنه اى ديگر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 24 - 7
7 ـ نگرانى برخى از مسلمانان صدر اسلام ، از قطع روابط خويشاوندى ، كسادى تجارت و از دست دادن خانه هاى دلپسندشان بر اثر ممنوع شدن از برقرارى روابط با كافران
يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. قل إن كان ءاباؤكم و أبناؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 8
8 ـ نگرانى برخى از مسلمانان ، از مختل شدن نظام اقتصادى خود در نتيجه قطع رفت و آمد مشركان به مكه
فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 6
6 - احساس خطر و نگرانى شديد مسلمانان در پى انتشار شايعه « افك » در ميان جامعه
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 14 - 3
3 - وجود زمينه هاى نگرانى براى مسلمانان از همدستى جامعه يهود عليه آنان ( پس از غزوه بنى نضير )
لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة
از اين كه خداوند، همدستى كافران در نبرد و رويارويى با مؤمنان را نفى كرده است; چنين احتمال مى رود كه نگرانى هايى در ميان مسلمانان وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 60 - 5
5 - مسلمانان مكه ، در صورت هجرت از مكه ، نگران معاش خود بودند .
إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم
اين كه خداوند پس از توصيه به هجرت براى حفظ ارزش دينى، رازقيت خود را مطرح مى كند و يادآورى مى كند كه خيلى از جنبندگان، قادر به تأمين روزى خود نيستند، احتمال دارد درصدد دفع توهم و پرسشى باشد كه مسلمانان، آن را در ذهن خود داشته اند. برداشت بالا براساس احتمال ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 3
3 - افراد مريض و ناتوان از شركت در سفر حديبيه ، نگران از عدم حضور خود و همراهى نكردن مسلمانان در آن سفر *
ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج
توبيخ شديد متخلّفان از سفر حديبيه در آيات گذشته و استثناى معذوران در اين آيه; بيانگر آن است كه مؤمنان معذور، نگران آن بوده اند كه مشمول توبيخ خداوندباشند. خداوند در اين آيه، به رفع اين نگرانى آنان پرداخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 2
2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد
أبصـرها خـشعة
فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 28 - 11
11- فرشتگان ، بر اثر ترس از خداوند ، هراسان و نگران اند .
و هم من خشيته مشفقون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مِن» براى تعليل و سببيت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 34 - 6
6 - نگرانى بلقيس از قدرت و غلبه سليمان ( ع ) ، على رغم اظهار آمادگى فرماندهان وى براى هر نبرد
قالوا نحن أُولوا قوّة . .. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها
طرح مسأله تباهى جامعه در صورت بروز جنگ، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 62 - 5
5 ـ منافقان از برملا شدن افكار و اهدافشان براى مؤمنان ، نگران بودند . *
يحلفون باللّه لكم ليرضوكم
از قسم خوردن منافقان، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 127 - 5
5 ـ نگرانى شديد منافقان از افشاى ماهيت پليد و برملا شدن ناخشنودى آنان از آيات الهى ، نزد ديگران
هل يريكم من أحد ثم انصرفوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 64 - 1
1 ـ بيم و نگرانى منافقان صدر اسلام ، از افشاى اسرارشان توسط وحى
يحذر المنفقون أن تنزل عليهم سورة تنبئهم بما فى قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 29 - 5
5- نگرانى شديد منافقان صدر اسلام ، از افشاى چهره واقعى آنان
أم حسب . .. أن لن يخرج اللّه أضغـنهم
از اين كه خداوند، منافقان را به افشاى اسرارشان تهديد كرده; معلوم مى شود كه شرايط آنان به گونه اى بوده كه رسوايى، برايشان بسيار سخت تمام مى شده است.
نگرانى موسى(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 5
5 ـ موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش شـــرايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا بــاللّه . .. ) رعايت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 19
19 ـ موسى ( ع ) نگران توطئه مفسدان بنى اسرائيل در غياب خويش
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 156 - 8،9
8 ـ موسى ( ع ) ، نگران شمول عذاب الهى بر همه قوم خويش *
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة . .. قال عذابى أصيب به من أشاء
به نظر مى رسد تقاضاى موسى(ع) با جمله «و اكتب لنا . .. » و تعليل آن با جمله «إنا هدنا إليك»، ناشى از واقعه اى است كه در آيه قبل بيان شد و آن عبارت بود از هلاكت همه همراهان به سبب سفاهت گروهى از ايشان. گويا موسى(ع) از آن واقعه چنين برداشت كرد كه با گناه گروهى از بنى اسرائيل همه آنان در خطر نابودى خواهند بود و لذا نگران شد و از خدا چنين تقاضايى كرد.
9 ـ خداوند با بيان عدم تقدير عذاب بر همگان و جريان آن بر اساس مشيت خويش ، موسى ( ع ) را از نگرانى شمول عذاب بر همه بنى اسرائيل ر ها ساخت .
قال عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى وسعت كل شىء
جمله «عذابى أصيب به من أشاء» در مقابل «و رحمتى وسعت كل شىء»، بيانگر اين است كه خداوند خواهان عذاب همگان نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 22
22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .
و قتلت نفسًا فنجّينـك من الغم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 5
5 - نگرانى موسى و هارون ( ع ) از ناكامى در ابلاغ پيام خداوند به فرعون
إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 3،4
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 77 - 12
12 - موسى ( ع ) ، از برخورد با نيرو هاى فرعون و بروز مشكلات ديگر در مسير هجرت از مصر نگران بود .
أسر بعبادى . .. لاتخـف دركًا و لاتخشى
«درك» به معناى ملحق شدن و رسيدن و نيز به معناى پى آمد است (قاموس). نفى هرگونه پى گيرى و پى آمد و نيز اطمينان بخشيدن به موسى(ع) در مورد امنيت مسير هجرت، نشان از وجود زمينه تعقيب شدن و نيز نگرانى هاى ديگر در اين مسير دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 12 - 1،2
1 - موسى ( ع ) نگران مواجه شدن با تكذيب فرعونيان
قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون
2 - اقدام موسى ( ع ) مبنى بر بيان ترس و نگرانى خويش به خداوند .
قال ربّ إنّى أخاف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 2
2 - موسى ( ع ) نگران پيش آمدن حادثه اى ناگوار براى خويش ، به هنگام خروج از شهر مصر بود .
فخرج منها خائفًا يترقّب
«تَرَقُّب» (مصدر «يترقّب») به معناى انتظار است. در اين جا مفعول «يترقّب» حذف شده است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 3
3 ـ مؤمنان راستين ، همواره نگران اعمال خويش و در حال استغفار
التّئبون العبدون الحمدون السئحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 3
3 - مؤمنان راستين ، در عين انجام تكاليف الهى ، از فرجام كار خويش نگران اند .
و قلوبهم وجلة أنّهم إلى ربّهم رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 18 - 8،10
8 - اقدام مؤمنان ، به بيعت رضوان ، على رغم همه نگرانى ها و احساس خطر ها *
يبايعونك تحت الشجرة فعلم ما فى قلوبهم
مى توان گفت: مراد از «ما فى قلوبهم» ـ به قرينه «فأنزل السكينة» ـ نوعى اضطراب و نگرانى و احساس خطر نسبت به رخدادهاى آينده آن سفر باشد.
10 - منافات نداشتن كمال و ارزش عمل مؤمنان ، با داشتن نگرانى از مشكلات آن
رضى اللّه عن المؤمنين . .. فأنزل السكينة عليهم
رضايت الهى، نشانگر ارزش بيعت مؤمنان است. «أنزل السكينة» نيز بيانگر وجود نوعى اضطراب و نگرانى در دل آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 27 - 1
1 - ترس و نگرانى از عذاب پروردگار ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين
و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 16
16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، هراسان از فرجام خويش و نگران از كوتاهى در برابر عظمت خداوند
الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. ذلك لمن خشى ربّه
ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خويش هنگام روبه رو شدن با او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 126 - 12
12 ـ مؤمنان راستين نگران حسن عاقبت خويش و باقى ماندن بر طريق ايمان تا آخرين لحظات
و توفنا مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 7
7 ـ نگرانى برخى از مؤمنان ، در رابطه با استغفار خويش براى بعضى از مشركان در گذشته ، پس از بيان حرمت آن از سوى خداوند
ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين . .. و ما كان اللّه ليضل قوماً
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل و نيز شأن نزول آن، استفاده مى شود كه آيه شريفه در مورد رفع نگرانى كسانى است كه قبل از علم به حرمت، براى مشركان استغفار كرده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 46 - 4
4 - با وجود تضمين همراهى و يارى خداوند ، نگرانى و ترس از عواقب كار ها ، فاقدتوجيه است .
لاتخافا إنّنى معكما
«إنّنى معكما» تعليل براى «لاتخافا» مى باشد; يعنى، نترسيد چون من با شما هستم پس آن جا كه تضمين يارى الهى در كار باشد، ترس و نگرانى بى مورد خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 18
18 ـ نوح ، نگران مبتلا شدن قومش به كيفر دنيوى ( طوفان ) بر اثر شركورزى و ترك پرستش خداوند
إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
بر اساس اين احتمال كه مراد از «يوم عظيم» زمان طوفان نوح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 26 - 12
12ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .
إنى أخاف عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 27 - 8
8 - نگرانى و احساس خطر نوح ( ع ) ، درباره به خطر افتادن ايمان مؤمنان و نسل هاى آينده جامعه ، از سوى كافران حق ناپذير و گمراه گر قوم خود
إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 5
5 - نگرانى موسى و هارون ( ع ) از ناكامى در ابلاغ پيام خداوند به فرعون
إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 3،4
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 135 - 1
1 - تأكيد هود ( ع ) بر بيمناك بودن درباره سرنوشت قومش ، به خاطر بى تقوايى و ناسپاسى آنان
فاتّقوا اللّه . .. الذى أمدّكم ... إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 17
17- اظهار نگرانى و هشدار هود ( ع ) ، نسبت به فرجام شوم قوم خويش و نزول عذاب الهى بر آنان
و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 4
4 - يعقوب ( ع ) ، نگران باور هاى دينى فرزندانش پس از مرگ خويش و نبودنش در ميان آنان
إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 5 - 5
5ـ يعقوب ( ع ) ، نگران آسيب ديدن يوسف ( ع ) از ناحيه برادرانش
فيكيدوا لك كيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 11 - 2
2ـ يعقوب ( ع ) همواره از كيد فرزندانش عليه يوسف ( ع ) نگران بود .
يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 14 - 3
3ـ فرزندان يعقوب با يادآور شدن كثرت نيرو و توان خويش ، نگرانى او ( احساس خطر حمله گرگ ها به يوسف ) را نابه جا شمردند .
أخاف . .. قالوا لئن أكله الذئب و نحن عصبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 4،5،6،8
4ـ يعقوب ( ع ) در سفر دوم فرزندانش به مصر ، حادثه اى را در كمين آنان احساس مى كرد و نگران پيشامدى ناگوار براى آنان بود .
لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء
5ـ يعقوب ( ع ) منشأ خطر براى فرزندانش را در آستانه ورودشان به مصر مى پنداشت .
لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء
6ـ يعقوب ( ع ) حادثه اى ناگوار را براى بنيامين در سفرش به مصر احساس كرده بود .
لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء
از اينكه يعقوب(ع) نه در سفر اول و نه در سفر سوم فرزندان خويش (اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه در آيه 87) ـ كه بنيامين همراه آنان نبود ـ نگرانى خاصى را ابراز نكرد و سفارش ويژه اى نداشت، معلوم مى شود در اين سفر، خطرى را براى بنيامين احساس كرده بود.
8ـ يعقوب ( ع ) ، ورود فرزندانش را به مصر از دروازه هاى متعدد ، راهى محتمل براى جلوگيرى از خطر احساس شده مى ديد . *
وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 7
7ـ يوسف ( ع ) نگران تأثير مكر و حيله زليخا و زنان اشراف در خود و واداشتنش بر گناه و معصيت
و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ