ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 102
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 264 - 2،4،5،9،10
2 - منّت و آزار ، باطل كننده صدقات
يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى
4 - منّت و آزار و رياى در عمل ، موجب از بين رفتن طاعات و نتايج اعمالِ نيكِ آدمى
لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس
5 - همانندى انفاقِ توأم با منّت و آزار مؤمنان ، با انفاق همراه با رياىِ كافران
يا ايّها الّذين امنوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه
انفاق مؤمنان آنگاه كه با منّتِ و آزار توأم شود، همانند انفاق كافرانى است كه با ريا باشد.
9 - مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .
فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا
10 - بى ثمر بودن انفاق هاى همراه با منّت و آزار و يا ريا
فمثله كمثل صفوان . .. لا يقدرون على شىء مما كسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 1،3
1 - تشبيه انفاق كننده از روى منّت و آزار و ريا ، به صاحب بوستانى از خرما و انگور كه جوى ها در پاى درختانش جارى و هر گونه ميوه اى دهد و خود پير شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد و ناگهان ، گِردبادى آتشزا به آن بوستان افتد و آنرا بسوزاند .
ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. و اصابه الكبر ... نار فاحترقت
3 - آزار و ريا و منّت ، موجب از بين رفتن انفاق مى گردد ; به گونه اى كه نه مال انفاق شده و نه آثار با بركت آن را بتوان تدارك كرد .
لا تبطلوا صدقاتكم بالمن . .. ايودّ احدكم ان تكون له جنّة ... فاحترقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 270 - 6
6 - ترك انفاق و يا انفاق را به ريا و منّت و آزار آلودن و نيز انفاق كردن از خبايث و عمل نكردن به نذر ، ستمگرى است .
لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى . .. انفقوا من طيّبات ... و ما للظالمين من انصا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 3
3 - منّت نهادن و چشم داشت داشتن در انفاق ها و عطايا ، از مصاديق اخلاق و اوصاف پليد و آلوده
و الرجز فاهجر . و لاتمنن تستكثر
برداشت ياد شده، از مناسبت عطف جمله «لاتمنن تستكثر» به «و الرجز فاهجر» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 6
6 - منت نهادن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منزله منت نهادن بر خداوند است .
يمنّون عليك . .. بل اللّه يمنّ عليكم
اعراب، بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) منت مى نهادند; ولى خداوند پاسخ آنان را به گونه اى داده است كه گويى آنان بر او منت نهاده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 4
4 - دورى از منت نهادن و زياد شمردن عطايا و خدمات خود ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان
و لاتمنن تستكثر
اهميت اجتناب از منت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 1
1 - پرهيز از منّت نهادن در انفاق و بخشش ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لاتمنن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 1
1 - پرهيز از منّت نهادن در انفاق و بخشش ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لاتمنن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 8 - 2،4
2 - خداوند در پاداش دادن به مؤمنان نيك كردار ، هيچ گونه منّتى بر آنان نخواهد گذاشت .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم أجر غير ممنون
برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «ممنون» از ماده «منت» اشتقاق يافته باشد.
4 - همراه بودن ايمان و عمل صالح ، شرط بهرهورى از اجر بى حساب و بى منت الهى
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم أجر غير ممنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 3 - 3،5
3 - پاداش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) پاداشى است بى منت .
و إنّ لك لأجرًا غير ممنون
5 - هدايت و تبليغ دين و تحمّل سختى ها و ناگوارى هاى برخاسته از آن ، داراى پاداشى بزرگ ، روز افزون و بى منت
و إنّ لك لأجرًا غير ممنون
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته ترديدناپذير است كه اجر بزرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به جهت رسالت او و تحمل سختى هاى آن (از جمله تحمل تهمت هاى ناروا همچون تهمت جنون و. ..) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 8
8 - خداوند در قيامت ، مؤمنان را با يادآورى مكرر پاداش هاى خويش ، آزار نداده و بر آنان منت نخواهد گذاشت .
لهم أجر غير ممنون
در معانى «مَنّ» آورده اند كه: منت گذاشتن بر كسى، به اين است كه احسان به او را بزرگ شمرده و به آن فخر كنند و درباره اش سخن را آغاز و تكرار كنند تا آن جا كه شخص را متنفر سازند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 6 - 8
8 - پاداش مؤمنانِ داراى عمل صالح ، پاداشى بى منت و به دور از محاسبه و محدوديت
فلهم أجر غير ممنون
در «قاموس» آمده است كه «غير ممنون»; يعنى، بدون محاسبه و صاحب «مصباح» مى گويد: «مننتَ عليه منّاً»; يعنى،
آنچه از نيكى ها براى كسى انجام داده اى، بر او شماره كردى. «راغب» در «مفردات»، اين كار را منّت زبانى و امرى نكوهيده خوانده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 7 - 5
5 - دستيابى مؤمنان داراى عمل صالح به پاداش بى منّت و پايان ناپذير ، حقيقتى انكارناپذير و غير قابل تكذيب است .
فما يكذّبك بعد بالدين
چنانچه «دين» به معناى جزا باشد (مفردات)، از مصاديق بارز آن اجرى خواهد بود كه در آيه قبل، به مؤمنان بشارت داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 4 - 8
8 - روزى مؤمنان داراى عمل صالح در قيامت ، از هرگونه رنج و منّتى به دور است .
الذين ءامنوا . .. أُولئك لهم ... رزق كريم
مقصود از رزق كريم - چنان كه در روح المعانى آمده است - روزى بى رنج و بى منّت است; زيرا روزى ها يا با تلاش خود انسان ها به دست مى آيد كه همراه با زحمت است و يا از سوى ديگران مى رسد كه نوعاً توأم با نوعى منّت مى باشد; ولى روزى خدا چنين نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 264 - 11
11 - انفاق هاى آميخته با ريا و همراه با منّت و اذيّت ، نوعى كفر است .
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اللّه لا يهدى القوم الكافرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 3
3 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رفع نگرانى و ناراحتى وى از انفاق آلوده به ريا و منّت و آزار برخى از مسلمانان
ليس عليك هديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 16
16- « قال الرضا ( ع ) فى قول الله عزّوحلّ : « فاصفح الصفح الجميل » قال : العفو من غير عتاب ;
از امام رضا(ع) درباره سخن خداوند «فاصفح الصفح الجميل» روايت شده است كه حضرت فرمود: مراد عفو و گذشت بدون سرزنش است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 2
2 - ساحت مسلمانان واقعى ، دور از منت نهادن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سبب اسلامشان
قالت الأعراب ءامنّا . .. يمنّون عليك أن أسلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 7
7- امتنان خدا بر آدميان به خاطر بهره مند كردن آنان از كرامت انسانى و نيز ذخيره هاى معيشتى دريا و خشكى
و لقد كرّمنا بنى ءادم و حملنهم . .. و رزقنهم من الطيّبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 11
11 - منت گزارى خداوند بر انسان ، به خاطر قرار دادن منافع طبيعت در خدمت وى
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 55 - 1
1 - امتنان خداوند بر خلق ، به خاطر قرار دادن پاداش هايى چون نعمت هاى بهشت براى ايشان
متّكين على فرش . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 11 - 1
1 - امتنان الهى بر خلق ، به خاطر قرار دادن انواع ميوه ها در زمين ، براى آنان
و الأرض وضعها للأنام . فيها فكهة
واژه «فاكهة» بر مطلق ميوه - از هر نوع باشد - اطلاق مى شود (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 52 - 5
5 - امتنان خدا بر بنى اسرائيل به خاطر آمرزش گناه گوساله پرستى ايشان
ثم عفونا عنكم من بعد ذلك
روشن است كه عفو از گناه پس از ارتكاب آن است. بنابراين «من بعد ذلك» بيانگر زمان آمرزش نخواهد بود; بلكه اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل استحقاق آمرزش را نداشت، ولى مع ذلك خداوند بر آنان تفضل كرده و گناهشان را بخشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 5 - 3،4
3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .
و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض
«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).
4 - قرار دادن بنى اسرائيل در مسند امامت و پيشوايى خلق ، نمود ديگر از امتنان الهى بر آنان
أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 6 - 2
2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ، نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها
و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 15
15 - امتنان الهى بر مؤمنان بهشتى ، با زدودن ياد تلخ لغزش هاى دنيوى از خاطره آنان *
و يكفّر عنهم سيّئاتهم
با توجّه به اين كه مسأله تكفير سيّئات پس از ورود مؤمنان به بهشت مطرح شده است - در حالى كه رتبه تكفير، قبل از مرحله ورود به بهشت است - احتمال مى رود كه مراد از تكفير در اين جا، بخشش گناهان نباشد; بلكه پوشاندن گناهان مورد نظر باشد; به گونه اى كه بهشتيان ديگر از آن پس، با به ياد آوردن لغزش هاى گذشته شرمنده و مكدّر نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 55 - 1
1 - امتنان خداوند بر خلق ، به خاطر قرار دادن پاداش هايى چون نعمت هاى بهشت براى ايشان
متّكين على فرش . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 5
5- امتنان الهى بر شركت كنندگان در « عمرة القضا » ، با يادآورى ممانعت مكيان از ايشان در سفر حديبيه *
هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام و الهدىَ معكوفًا
برداشت بالا بدان احتمال است كه آيه شريفه خطاب به مؤمنانى باشد كه در سال هفتم هجرى (يك سال پس از صلح حديبيه) براى انجام عمره وارد مسجدالحرام شدند. در چنين شرايطى خداوند، موقعيت دشوار گذشته رابه ياد ايشان آورد تا نعمت ها را از ياد نبرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 6
6 - منت نهادن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منزله منت نهادن بر خداوند است .
يمنّون عليك . .. بل اللّه يمنّ عليكم
اعراب، بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) منت مى نهادند; ولى خداوند پاسخ آنان را به گونه اى داده است كه گويى آنان بر او منت نهاده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 39 - 2
2 - امتنان خداوند بر سليمان ( ع ) ، به خاطر اعطاى حكومت عظيم و بى نظير به ايشان
هذا عطاؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 3
3 - امتنان الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سبب ايجاد الفت در قلب مؤمنان نسبت به يكديگر
و ألف بين قلوبهم . .. ما ألفت بين قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 74 - 4
4- امتنان خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر مصون داشتن او از كمترين لغزش در انجام رسالت خويش
و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 87 - 6
6- امتنان خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر تثبيت مفاهيم وحى در قلب او
و لئن شئنا لنذهبنّ . .. إن فضله كان عليك كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 1 - 1
1- امتنان خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر فتحى بزرگ و نمايان
إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 1،2
1 - منّت گذارى بى جاى اعراب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به سبب اسلام آوردن خود
يمنّون عليك أن أسلموا
2 - ساحت مسلمانان واقعى ، دور از منت نهادن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سبب اسلامشان
قالت الأعراب ءامنّا . .. يمنّون عليك أن أسلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 1
1 - امتنان خداوند بر مؤمنان صدراسلام به خاطر آرامش بخشيدن به قلب آنان در شرايط سخت و بحرانى
هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 1
1 - امتنان خداوند بر مؤمنان صدراسلام ، سبب حضور شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان آنان
و اعلموا أنّ فيكم رسول اللّه
تقدم «فيكم» بر «رسول اللّه » حصر را مى رساند و تذكر به اين موضوع، خود نوعى امتنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 18 - 1،3
1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او
قال ألم نربّك فينا وليدًا
«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.
3 - تلاش فرعون در جهت بى اساس جلوه دادن رسالت موسى ( ع ) ، از طريق به رخ كشيدن گذشته زندگى او
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. سنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 7
7 - امتنان الهى بر مؤمنان ، با رساندن ايشان به غنايم خيبر و كوتاه ساختن دست دشمنان از آنان
فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 24 - 2
2 - منت نهادن خداوند بر مؤمنان ، به خاطر مصون ماندن از گزند مشركان ، با وجود حضور در قلب سرزمين آنان
و هو الذى كفّ أيديهم عنكم . .. ببطن مكّة
مراد از «بطن مكّة» محل صلح حديبيه است كه سرزمينى نزديك به مكّه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 4
4 - امتنان الهى بر مؤمنان ، به سبب افكندن محبت ايمان و بيزارى از كفر در قلب آنان
و لكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 63 - 3
3 - امتنان الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سبب ايجاد الفت در قلب مؤمنان نسبت به يكديگر
و ألف بين قلوبهم . .. ما ألفت بين قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 6 - 3
3 - منّت نهادن و چشم داشت داشتن در انفاق ها و عطايا ، از مصاديق اخلاق و اوصاف پليد و آلوده
و الرجز فاهجر . و لاتمنن تستكثر
برداشت ياد شده، از مناسبت عطف جمله «لاتمنن تستكثر» به «و الرجز فاهجر» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 1،2
1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش
يقول أهلكت مالاً لبدًا
«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.
2 - افتخار به بذل و بخشش ها و خودنمايى در تأمين نيازمندى هاى مالى جامعه ، مذموم و مورد نكوهش خداوند است .
يقول أهلكت مالاً لبدًا
در آيه شريفه مورد مصرف اموال مشخص نشده است; ولى به قرينه آيات بعد (فكّ رقبة أو إطعام . ..) مى توان گفت: مراد هزينه كردن آن، در مصارف عمومى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 4
4 - مسلمانان ، مورد نهى الهى از منت نهادن اسلام خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل لا تمنّوا علىّ إسلمكم
منّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 5
5- فرزندان يعقوب به وى خاطرنشان كردند كه عزيز مصر ( يوسف ) بدون آگاهى ايشان و بدون كمترين امتنانى ، بضاعت آنان را بازگردانده است .
هذه بضعتنا ردّت إلينا
آوردن فعل «رُدّت» به صورت مجهول و ياد نكردن از فاعل آن براى رساندن اين معناست كه باز گرداننده به گونه اى عمل كرده كه ما متوجّه او نشويم و احساس كوچكى و شرمندگى نكنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 160 - 7،9،10
7 - يهوديان مردمانى بسيار منحرف و رويگردان از راه خدا
و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
كلمه «صداً» مى تواند به معناى بازدارى و نيز به معناى اعراض باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است، چنانچه برداشت پيش بر مبناى احتمال اول بود.
9 - انحراف عميق يهود از راه خدا و بازدارى مردمان از پيوستن به آن ، موجب تحريم نعمت هاى پاكيزه و حلال بر آنان
حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
ظاهراً كلمه «بصدهم» عطف بر «بظلم» است، يعنى «بظلم من الذين هادوا و بصدهم حرمنا عليهم». گفتنى است كه تكرار باء در «بصدهم» اشاره به اين دارد كه بازدارى آنان از راه خدا نيز مى توانست نقش مستقلى در تحريم داشته باشد.
10 - يهود ، ظالمانى منحرف و بسيار اغواگر
فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 167 - 1،2
1 - كافران بازدارنده از راه خدا ، منحرفانى سخت گمراه
إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً
عطف جمله «صدوا . ..» بر جمله «كفروا» بدون تكرار «الذين» دلالت بر اين دارد كه مجموع دو صفت كفر و بازدارى از راه خدا، ضلالت بعيد است.
2 - اهل كتاب به دليل كفرشان به قرآن و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازدارى مردمان از پيوستن به اسلام ، منحرفانى سخت گمراه
إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً
از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا . ..» به قرينه آيات پيشين (153 به بعد) آن گروه از اهل كتاب هستند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نپذيرفتند و قرآن را وحى الهى ندانستند ; و مراد از «سبيل اللّه» به دليل آيات گذشته دين اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 10
10 - بيشتر يهوديان و مسيحيان ، مردمانى منحرف و بريده از تعاليم آسمانى خويش
و إن اكثركم فسقون
«فاسق» غالباً به كسى گفته مى شود كه به برخى از آيين خويش و يا به تمامى آن پايبند نباشد. (مفردات راغب.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 16
16 - اكثريت مشركان صدر اسلام ، مردمى فاسق و بيرون از مسير حق بودند .
و أكثرهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 11
11 - پندار فرزند داشتن خدا ، انحراف از مسير حق بوده و معتقدان به آن ، گرفتار لعن و نفرين خدا خواهند بود .
و لا يدينون دين الحق . .. و قالت اليهود عزير ابن اللّه ... قتلهم اللّه أنى يؤفكو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 14
14 - منافقان ، مردمى فاسق و منحرف از مسير حق
إنهم كفروا . .. فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 8
8- كافرانى كه در برابر بينات و برهان هاى روشن انبيا لجاجت كرده و در مقابل آنان ايستادند ، مردمانى جبّار و منحرف بودند .
و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. و خاب كلّ جبّار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 6 - 11
11 - شرك ، آيينى انحرافى و مشركان مردمانى منحرف از راه راست
أنّما إلهكم إله وحد فاستقيموا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 3،6
3 - منحرفان در كمين براى گمراه سازى اهل ايمان
لايضركم من ضل إذا اهتديتم
6 - منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .
لايضركم من ضل إذا اهتديتم
برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 21
21 - پيروى از تمايلات منحرفان ، زمينه انحراف از حق
و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 7 - 2
2 - مردان بى عفت ( مردانى كه غرايز جنسى خود را به جز از طريق ازدواج يا تملّك كنيز ، ارضا مى كنند ) سرآمد تجاوزكاران اند0
فمن ابتغى . .. فأُولئك هم العادون
«أُولئك» مبتدا و «العادون» خبر است و «هم» ضمير فصل و مفيد حصر مى باشد; يعنى، بيانگر اين معنا است كه مضمون مسند (العادون) تنها براى مسنداليه (أُولئك) ثابت است و نه غير آن. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: تنها آنان تجاوز كارانند. گفتنى است كه ضمير «هم» مى تواند مبتدا و «العادون» خبر آن و جمله «هم العادون» خبر براى «أُولئك» باشد. در اين صورت «ال» در «العادون» بيانگر اين است كه: انسان هايى كه با عنوان تجاوزكاران مى شنيديد مصداق هاى آن انسان ها اينان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 8
8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات منحرفان بايد بر حذر باشد.
و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 19،21
19 - قضاوت بر اساس احكام الهى در گرو پرهيز از تمايلات و هوا هاى نفسانى منحرفان
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
نهى «لاتتبع» پس از «فاحكم» براى تفهيم اين معناست كه در صورت تبعيت از خواسته ديگران، قضاوت بر اساس احكام الهى ميسر نيست.
21 - پيروى از تمايلات منحرفان ، زمينه انحراف از حق
و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 2
2 - ظالمان و منحرفان از حق ، مردمى حقير و فاقد ارزش هاى انسانى در پيشگاه خداوند
و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
«حطب»، به معناى چوب خشك و هيزم است. تشبيه ظالمان و منحرفان از حق به آن، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 9
9 - خطر پيروى از تمايلات منحرفان و بدعتگذاران در كمين مؤمنان است.
و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا
گر چه «لا تتبع . .. » خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى روى سخن در حقيقت با همه مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 42 - 1
1 - كسانى در قيامت روسياه و تيره رخسارند كه كفرپيشه و منحرف بوده و بى باكانه در گناه پيش رفته اند .
أولئك هم الكفرة الفجرة
فعل «فجر»، در مورد كسى گفته مى شود كه سر خود را پايين انداخته و بى مبالات پيش مى رود; «فجور» در اصل به معناى انحراف از حق است و در معناى تاختن به سوى كارهاى غيرمجاز نيز استعمال مى شود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 2 - 8
8- لزوم برخورد قاطع و بدون ترحم با مرتكبان فساد جنسى و شكنندگان حريم عفت و حيا
الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و لاتأخذكم بهما رأفة فى دين اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 8
8 - وجود زمينه بيدارى و هدايت در تمامى انسان ها ، حتى منحرفان ستيزه گر
أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين
از اين گفته كه مخالفت شديد مشركان، مانع از ادامه نزول وحى بر آنان نخواهد شد، استفاده مى شود كه در تمامى انسان ها، زمينه هدايت و تأثير پذيرى از وحى وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 8
8 - وجود زمينه بيدارى و هدايت در تمامى انسان ها ، حتى منحرفان ستيزه گر
أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين
از اين گفته كه مخالفت شديد مشركان، مانع از ادامه نزول وحى بر آنان نخواهد شد، استفاده مى شود كه در تمامى انسان ها، زمينه هدايت و تأثير پذيرى از وحى وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 5
5- هر جبّار منحرفى دچار خسارت دنيوى است .
و خاب كلّ جبّار عنيد
«خاب» در لغت به معناى «خسر» و «عنيد» به معناى عدول كننده از درستى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 6
6 - منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .
لايضركم من ضل إذا اهتديتم
برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 14
14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .
و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 6 - 8
8 - فاسقان و منحرفان از حق ، محروم از هدايت و غفران الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 16 - 1،2
1- جبّاران منحرف ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز گرفتار جهنّم مى شوند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم
2- به جبّاران منحرف ، در جهنّم ، آبى چركين و متعفن نوشانده مى شود .
من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد
«صديد» به معناى چركى است كه بين گوشت و پوست به وجود مى آيد. اين واژه در نوشيدنيهاى جهنّميان استعمال مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 1،2
1- جبّاران منحرف ، آب چركين جهنّم را جرعه جرعه با كراهت تمام خواهند نوشيد .
يسقى من ماء صديد. يتجرّعه و لايكاد يسيغه
«إساغة» به معناى ريختن شراب در حلق است. بنابراين مراد از «لايكاد يسيغه» اين است كه آنان نمى خواهند به چنين نوشيدنى نزديك شوند.
2- تشنگى شديد جبّاران منحرف در جهنّم به حدى است كه على رغم كراهت و بى ميلى شديد ، از آب چركين خواهند نوشيد .
يسقى من ماء صديد . يتجرّعه و لايكاد يسيغه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 4
4 - منحرفان از راه توحيد ، گرفتار آتش دوزخ خواهند بود .
إنّ الذين يلحدون . .. أفمن يلقى فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 1
1 - ظالمان و منحرفان از حق ، هيزم جهنم اند .
و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 42 - 1
1 - كسانى در قيامت روسياه و تيره رخسارند كه كفرپيشه و منحرف بوده و بى باكانه در گناه پيش رفته اند .
أولئك هم الكفرة الفجرة
فعل «فجر»، در مورد كسى گفته مى شود كه سر خود را پايين انداخته و بى مبالات پيش مى رود; «فجور» در اصل به معناى انحراف از حق است و در معناى تاختن به سوى كارهاى غيرمجاز نيز استعمال مى شود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 99 - 5
5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .
و ما يكفر بها إلا الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 6
6 - منحرفان ، ناتوان از گمراه سازى مسلمانانى كه به تعاليم قرآن پايبند بوده و از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كنند .
لايضركم من ضل إذا اهتديتم
برداشت فوق بر اين اساس است كه حرف «لا» در «لايضركم» نافيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 1
1 - خداوند ، ناظر و مراقب اعمال كژانديشان و تحريف گران آيات الهى است .
إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا لايخفون علينا
«الحاد» (مصدر «يلحدون») به معناى ميل و انحراف است. منظور از آيات در «يلحدون فى آياتنا» آيه هاى قرآن كريم و يا دلايل و نشانه هاى ربوبيت خدا در جهان است كه در صورت دوم الحاد در آيات به معناى نگاه استقلالى به آيات و غفلت از جنبه نشانه بودن آنها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 6 - 3
3 - يقين به تأثيرناپذيرى منحرفان ، مجوز ترك تبليغ و ارشاد ايشان
فما تغن النذر . فتولّ عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 34 - 6
6 - هشدار و تهديد الهى نسبت به جوامع منحرف و زشتكردار
قل إنما حرم ربى الفوحش . .. و لكل أمة أجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 16 - 1
1- جبّاران منحرف ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز گرفتار جهنّم مى شوند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 8 - 3
3 - پرسش سرزنش آميز نگهبانان دوزخ از كافران دوزخى ، درباره آمدن پيامبر و اخطار دهنده الهى براى آنان
سألهم خزنتها ألم يأتكم نذير
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «ألم يأتكم. ..» توبيخى و تقريعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 72 - 1
1 - فرستاده شدن انسان هاىِ انذارگر و هشداردهنده در ميان امت هاى پيشين از سوى خداوند
و لقد أرسلنا فيهم منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 11
11- وجود انذارگرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان قوم عاد *
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
در صورتى كه واژه «النذر» شامل مطلق انذارگران شود - چه نبى و چه غير نبى - احتمال مى رود مراد آيه شريفه اين باشد كه تنها هود(ع) انذارگر قوم عاد نبود; بلكه قبل از او نيز انذارگرانى آمدند و حتى در زمان او هم موحدانى بودند كه مشركان را انذار مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 11
11- وجود انذارگرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان قوم عاد *
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
در صورتى كه واژه «النذر» شامل مطلق انذارگران شود - چه نبى و چه غير نبى - احتمال مى رود مراد آيه شريفه اين باشد كه تنها هود(ع) انذارگر قوم عاد نبود; بلكه قبل از او نيز انذارگرانى آمدند و حتى در زمان او هم موحدانى بودند كه مشركان را انذار مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 11
11- وجود انذارگرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان قوم عاد *
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
در صورتى كه واژه «النذر» شامل مطلق انذارگران شود - چه نبى و چه غير نبى - احتمال مى رود مراد آيه شريفه اين باشد كه تنها هود(ع) انذارگر قوم عاد نبود; بلكه قبل از او نيز انذارگرانى آمدند و حتى در زمان او هم موحدانى بودند كه مشركان را انذار مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 21 - 11
11- وجود انذارگرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان قوم عاد *
و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه
در صورتى كه واژه «النذر» شامل مطلق انذارگران شود - چه نبى و چه غير نبى - احتمال مى رود مراد آيه شريفه اين باشد كه تنها هود(ع) انذارگر قوم عاد نبود; بلكه قبل از او نيز انذارگرانى آمدند و حتى در زمان او هم موحدانى بودند كه مشركان را انذار مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 7،10
7 - غفلت و بى خبرى مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در جاهليت ، ناشى از نبودن پيامبر و منذر الهى در ميان آنها بوده است .
ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «ما» در «ما اُنذر» نافيه و جمله «فهم غافلون» متفرع بر نفى انذار باشد;
يعنى، انذار نشدنشان موجب غفلت آنان گرديد.
10 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : و سألته عن قول اللّه « لتنذر قوماً ما أُنذر آباؤهم فهم غافلون » قال : لتنذر القوم الذين أنت فيهم كما أنذر آباؤهم فهم غافلون عن اللّه و عن رسوله و عن وعيده . . . ;
ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «لتنذر قوماً ما أنذر آباؤهم فهم غافلون» سؤال كردم، فرمود: مقصود اين است: تا انذار كنى گروهى را كه در ميان آن ها هستى، همان گونه كه پدرانشان انذار شدند كه اينان از خدا و از رسول او و از وعيدهاى خدا غافل اند. ..».
منذران پيشين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 56 - 1
1 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بيم دهنده اى از زمره بيم دهندگان گذشته تاريخ
هذا نذير من النذر الأُولى
«هذا» هم مى تواند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و هم به قرآن اشاره داشته باشد. در برداشت بالا، هر دو احتمال رعايت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 9
9 - غفلت از سرچشمه اصلى نعمت ها ( خداوند ) امرى ناشايست و زمينه ساز غرور و سرمستى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة فرح بها
با توجه به تكرار ضمير «نا»، مى توان استفاده كرد كه خداوند غفلت و فراموشى از مبدأ اصلى نعمت ها را، مورد سرزنش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 2
2برخورداران نعمت ، بايد به مبدأ يگانه نعمت آفرين ، توجه داشته باشند و از دل بستگى به نعمت ها و غفلت از ياد خدا ، پرهيز كنند .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 10
10 - لزوم توجه انسان به خدايى بودن نعمت ها و امكانات ، در اوج توانمندى و اقتدار
و أوتينا من كلّ شىء إنّ هذا لهو الفضل المبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان در اوج شكوه و اقتدارش، تصريح مى كند كه همه امكانات و برخوردارى هايش تفضلى است كه از جانب خدا به او رسيده است و از جهت استحقاق ذاتى او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 10
10 - ولىّ نعمت كسى شدن ، حق امر و نهى كردن به آن شخص را ايجاد مى كند .
و إذ تقول للذى . .. و أنعمت عليه أمسك عليك زوجك و اتّق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 5
5- برخوردارى از نعمت ها ، مقتضى توجه انسان به نعمت آفرين و شكر و سپاس اوست نه روى برتافتن از او .
و إذا أنعمنا على الإنسن أعرض و نئا بجانبه
توصيف حالات انسان به هنگام برخوردارى از نعمتهاى الهى، داراى لحنى آميخته به نكوهش است چنين بيانى صرفاً براى گزارش نيست و بلكه ترغيب انسانها به اداى حق منعم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 1،2
1 - بهرهورى انسان از موهبت هاى طبيعى ( كشتى و حيوانات ) ، زمينه ساز توجه وى به نعمت دهنده بودن خداوند
جعل لكم من الفلك و الأنعم . .. لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استوي
2 - توجه به آفريننده نعمت ها ، به دنبال بهرهورى از آن ، امرى طبيعى و فطرى است .
لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 19
19- سپاس گزارى در برابر نعمت دهنده حقيقى ، لازمه كمال عقل و انديشه
حتّى إذا بلغ أشدّه . .. قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك
از اين كه خداوند اولين بازتاب وصول انسان به مرحله كمال عقلى (40 سالگى) را گرايش انسان به شكر منعم حقيقى دانسته است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 13
13- بهره گيرى از نعمت هاى دنيوى و نينديشيدن به آفريننده آن ، شيوه اى حيوانى است . *
و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم
برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان هنگام بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى، به پديدآورنده آن نمى انديشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 39
39 - سودجويى و طمعورزى ، از عوامل ناديده گرفتن احكام الهى و حكم نكردن بر اساس آن
يحكم بها . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 9
9 - دفع زيان و جلب منفعت ، انگيزه اى براى پرستش
اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 26
26 - دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشاوندان ، نمى تواند مجوز پايمال سازى حقوق ديگران باشد .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 3،4
3 - انديشه سودجويانه ، مانع از پذيرش حق است .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
4 - انديشه سودجويانه ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 3
3 - نقد طلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به حيات اخروى
إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً
به كارگيرى واژه «عاجلة» ( از ماده «عجله») جاى «الدنيا»، مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دلبسته شدن انسان به دنيا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 11 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 17 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير
وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 2
2 - انديشه سودجويانه منافقان ، مانع از مراجعه آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داورى به حق ميان آنان بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
از اين كه منافقان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را قبول نمى كردند و تنها در صورتى به آن تن مى دادند كه اين داورى به نفع آنان بود، مى توان به دست آورد كه عدم پذيرش آنان در آغاز و قبول آنان به وقت سودمند دانستن آن براى خويش، ناشى از انديشه سودجويانه آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 9 - 11
11 - همسر فرعون ، خواستار نگه دارى موسى ( ع ) با اميد به منتفع شدن از خدمات وى ، يا برگزيدن او به فرزندى خويش
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 16،17
16 - خداوند ، در تكليف بندگان به نماز ، براى خود سودى در نظر نداشته و به فكر تأمين رزق و آذوقه براى خود نبوده است .
وأمر أهلك بالصلوة . .. لانس-َلك رزقًا
مفاد جمله «لانسئلك رزقاً» ممكن است اين باشد كه ما با فرمان نماز، نمى خواهيم از تو رزقى را طلب كنيم و نياز خود را بر آورده سازيم.
17 - توجه به نياز همه بندگان به خداوند در تأمين معاش ، از ميان برنده پندار بهره بردن خداوند از عبادت بندگان است .
لانس-َلك رزقًا نحن نرزقك
در برداشت ياد شده جمله «نحن نرزقك» به منزله تعليل براى جمله قبل است; يعنى، چون رزق تو به دست ما تأمين مى شود، پس روشن است كه ما در فرمان نماز، درپى كسب روزى از جانب تو نيستيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 4،5
4 - انسان ها ، حتى پيامبران ، ناتوان از شناسايى سود و زيان خويش هستند .
قل لاأملك لنفسى نفعا و لا ضرا
با توجه به آيه قبل - كه آگاهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از زمان قيامت نفى مى كرد - و نيز جمله بعد - كه درباره آگاهى نداشتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از غيب است - مى توان گفت جمله «لاأملك . .. » ناظر به تمكن علمى به نفع و ضرر نيز مى باشد. بنابراين «لاأملك» اشاره به اين معنا نيز دارد كه انسان ناتوان از شناسايى منافع و مضار خويش است.
5 - آدمى تنها به خواست خداوند به سود و زيان خويش آگاه مى شود .
قل لاأملك لنفسى نفعا و لا ضرا إلا ما شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 4 - 7
7 - انتظار سود و فايده ، از جانب منافقان براى دين و مردم ، بى مورد است .
كأنّهم خشب مسنّدة
«خشب مسنّدة» به چوب هايى گفته مى شود كه در كنارى گذاشته شده و به كار صاحب آن نمى آيد; يعنى، نه به درد
سقف مى خورد، نه به درد ديوار و نه. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 1،2
1 - انسان ها ، حتى پيامبران ، بجز در سايه مشيت خدا ، نه بر جلب منفعت توانايى دارند و نه بر دفع ضرر
قل لاأملك لنفسى نفعا و لا ضرا إلا ما شاء اللّه
«ملك» به معناى توانايى و تمكن داشتن است. كلمه «لنفسى» مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از توانايى بر منفعت، توان جلب منفعت، و مقصود از تمكن بر ضرر، توانايى بر دفع ضرر است.
2 - انسان ها در صورت مشيت الهى ، توانا بر جلب منفعت و يا دفع ضرر از خويش خواهند شد .
قل لاأملك لنفسى نفعا و لا ضرا إلا ما شاء اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «ما» موصوله در «إلا ما شاء اللّه» تمكن بر نفع و ضرر باشد. بر اين مبنا استثنا، استثناى متصل است و معناى آيه چنين مى شود: من توانايى بر نفع و ضرر خويش ندارم، مگر خداوند به من توانايى بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 106 - 3
3 - جلب منفعت و دفع ضرر ، از انگيزه هاى عبادت و پرستش است .
و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 3
3 - تنها سود و زيانى كه مشيت الهى بر انجام آن باشد ، تحقق مى يابد .
قل لاأملك لنفسى نفعا و لا ضرا إلا ما شاء اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «ما» در «إلا ما شاء اللّه» نفع و ضرر باشد، نه تمكن بر آن. بر اين مبنا آيه چنين معنا مى شود من تمكنى بر نفع و ضرر خويش ندارم، ولى نفع و ضررى كه خداوند بخواهد به من خواهد رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 4
4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود
ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 6،9
6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته
طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان
أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت
مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 5
5 - خداوند يگانه، توانا بر رساندن نفع و ضرر به آدميان، شايسته پرستش است.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 6
6 - سود و زيان آدميان ، تنها در دست خداوند است .
و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 106 - 2،4
2 - هيچ معبودى به جز خداوند ، قادر بر رساندن سود و زيان به آدميان نيست .
و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك
4 - سود و زيان آدميان ، تنها به دست خداوند است .
و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 10
10 - تحقّق حتمى اراده الهى ، در صورت تعلّق اراده او به سود و زيان آدمى
قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 21 - 3،4
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مالك نفع و ضرر و سود و زيان مردمان نيست .
قل إنّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا
4 - سود و زيان و هدايت شدن و يا گمراه گشتن انسان ها ، تنها به دست خداوند است .
قل انّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا
آيه بعد - كه در آن از ناتوانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر خداوند مطرح شده است - قرينه است بر اين كه اعلام مالك نبودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به سود و زيان و هدايت شدن و گمراه گشتن انسان ها، بيانگر انحصار اين مالكيت براى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 9
9 - انفاق كردن مال ، به نفع خود انسان است .
و أنفقوا خيرًا لأنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 7
7 - نفع و ضرر « ايمان و كفر » و « شكر و ناسپاسى » ، دامنگير خود انسان ها است ; نه خداوند .
إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و إن تشكروا يرضه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 92 - 6
6 - بازتاب و منافع هدايت پذيرى انسان ، تنها متوجه خود او است .
فمن اهتدى فإنّما يهتدى لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 50 - 9
9 - فايده هدايت شدن ، به خود هدايت شده بازمى گردد .
إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى
به قرينه مقابله، (إن ضللت فإنّما أضلّ. ..) از ذكر «فلها» در «إن اهتديت» چشم پوشى شده و به منشأ هدايت پرداخته شده است. اين مسأله دلالت مى كند كه هدايت فايده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 41 - 9
9 - منفعت و بهره هدايت ، تنها متوجه خود هدايت يافتگان است .
فمن اهتدى فلنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 1
1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 7
7 - قدرت گسترده و اراده مطلق خداوند ، در رساندن سود و زيان و رحمت و نعمت به انسان ها
قل أفرءيتم . .. إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أرادنى برحمة هل هنّ م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 11
11- تنها كسى شايسته ولايت و سرپرستى است كه بر نفع رسانى و دفع ضرر توانا باشد .
لايملكون لأنفسهم نفعًا و لا ضرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 89 - 4
4 - قدرت بر پاسخ گويى و اجابت خواسته ها و توان نفع و ضرر رسانى ، از جمله ويژگى هاى لازم براى معبود حقيقى است .
أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا
«برگرداندن قول»، مفهومى است كه شامل اجابت دعا نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 3
3 - لازمه معبود راستين ، در دست داشتن عوامل و اسباب سود و زيان انسان
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 11
11 - موجود ناتوان از رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از وى ، شايسته پرستش نيست .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه . .. هل هنّ كشفت ضرّه ... برحمة هل هنّ ممسكت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 1
1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .
فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 7
7 - نفع و ضرر « ايمان و كفر » و « شكر و ناسپاسى » ، دامنگير خود انسان ها است ; نه خداوند .
إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و إن تشكروا يرضه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 3
3 - تلاش اشراف براى سوق دادن افكار عمومى ، در جهت منافع و باور هاى خويش
هيهات هيهات لما توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 6
6 - بهره گيرى قرآن از نفع طلبى انسان ، براى عملِ به نيكيها
و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 18
18 - بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 19
19 - تكيه بر سرشت سودجوى انسان و جهت دادن به آن ، از روش هاى قرآن براى تربيت
تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 134 - 4
4 - استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسان ها براى نيل آنان به سعادت ، از روش هاى تربيتى قرآن
من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 165 - 4
4 - توجه انبيا به منفعت خواهى و خطرگريزى انسان در انتخاب روش هدايت
رسلا مبشرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 6،8
6 - بهره گيرى قرآن از حس منفعت خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
8 - استفاده مثبت و سازنده از غريزه جلب منفعت، روشى در تبليغ دين
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 21 - 4
4 - سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان براى گمراه سازى ايشان
و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 6 - 2
2 - انسان ها ، موجوداتى اند كه در پى كسب منافع و سود براى خودشان اند .
و من جهد فإنّما يجهد لنفسه
ذكر بازگشت دستاورد تلاش هركس به خود او، نشان دهنده اين حقيقت است كه انسان ها، داراى چنين روحيه اى هستند و خداوند، به منظور تحريك و تشويق آنها، از آن روحيه، استفاده كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 1
1 - انسان ، موجودى خستگى ناپذير در طلب خير و منافع خويش
لايسئم الإنسن من دعاء الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 8
8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
و أقرضوا اللّه . .. يضعف لهم و لهم أجر كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 38
38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير
و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 41 - 4
4 - ساحران عصر فرعون ، قشرى سودجو و دنياگرا
أئنّ لنا لأجرًا إن كنّا نحن الغلبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران يا موسى(ع) را حق مى دانستند و يا باطل; در هر دو صورت درخواست مزد و پاداش در برابر احياى حق و يا نابودى آن، بيانگر سودجويى و دنيامدارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 9
9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .
و نصحت لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 12
12- توجه دنياگرايان به خدا ، براى منافع و مطامع مادّى آنان است . *
و أُحيط بثمره . .. و هى خاوية على عروشها و يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا
احتمال دارد كه تأسّف مرد مغرور سرمايه از دست داده، بر شرك خويش، نه از آن رو باشد كه به قبح ذاتى شرك پى برده، بلكه از آن رو باشد كه چرا شرك ورزيده تا منافع اش تهديد و سرمايه اش نابود شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 9 - 10
10 - تلاش آسيه در برانگيختن خوى منفعت طلبى و غريزه فرزندخواهى فرعون
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 5
5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 9
9 - مشركان ، مردمى خودبين ، هواپرست و منفعت طلب
ألكم الذّكر و له الأُنثى . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس
با توجه بدين نكته كه حتى شرك مشركان، برخاسته از هواپرستى و منفعت خواهى آنان است، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه در آيه «ألكم الذّكر...»، نمودى از اين خودبينى ارائه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 9 - 6
6 - شرك پيشگان صدر اسلام ، به خاطر تأمين و حفظ منافعِ مادى خود ، مردم را از گرويدن به اسلام و سلوك راه خدا باز مى داشتند .
اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله
آيه فوق - به قرينه آيات قبل درباره مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 3
3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود
و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 90 - 3
3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا
از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 17 - 2
2 - منافقان در سايه اظهار ايمان ، در تلاش براى منفعت جويى و رهايى يافتن از مشكلات اجتماعى هستند .
مثلهم كمثل الذى استوقد ناراً . .. ذهب اللّه بنورهم
از اينكه منافقان به كسى كه در تاريكى آتش ناپايدارى مى افروزد تشبيه شده اند اين معنا به دست مى آيد كه: كافر در جامعه ايمانى با مشكلات اجتماعى روبروست و خود را ناچار مى بيند كه تظاهر به ايمان كند تا از مشكلات برهد; ولى ديرى نمى پايد كه خداوند او را رسوا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 141 - 3،4
3 - رسيدن به دنيا و تأمين منافع شخصى ، تعيين كننده خط مشى منافقان در برقرارى روابط دوستى و اجتماعى است .
الذين يتربّصون بكم . .. ألم نستحوذ عليكم
4 - شركت منافقان در جنگ ، تنها براى تأمين منافع شخصى و سهيم شدن در غنايم جنگى است .
الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين
ظاهراً مراد از جمله «الم نكن معكم» شركت در جهاد و همراهى مسلمانان در جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 6
6 - منافقان ، تنها در چارچوب منافع خويش به دين روى مى آورند و در برابر فرمان هاى خدا و رسول او ، مطيع و منقاد مى شوند .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون 0 و إن يكن لهم الح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 1
1 - منافقان صدراسلام ، تنها در صورتى كه داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نفع آنان بود ، به آن تن مى دادند .
و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين
«اذعان» به معناى «انقياد» و «مذعنين» به معناى «منقادين» (فرمان برداران و اطاعت كنندگان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 8
8 - سود و زيان عمل هر كس ، تنها به خود وى بازمى گردد .
لنا أعملنا و لكم أعملكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 6
6 - منفعت و بهره هدايت ، تنها متوجه خود هدايت يافتگان است .
فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه
منفعت طلبى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 39
39 - سودجويى و طمعورزى ، از عوامل ناديده گرفتن احكام الهى و حكم نكردن بر اساس آن
يحكم بها . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 9
9 - دفع زيان و جلب منفعت ، انگيزه اى براى پرستش
اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 26
26 - دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشاوندان ، نمى تواند مجوز پايمال سازى حقوق ديگران باشد .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 3،4
3 - انديشه سودجويانه ، مانع از پذيرش حق است .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
4 - انديشه سودجويانه ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 3
3 - نقد طلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به حيات اخروى
إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً
به كارگيرى واژه «عاجلة» ( از ماده «عجله») جاى «الدنيا»، مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دلبسته شدن انسان به دنيا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 11 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 17 - 6
6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير
وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 2
2 - انديشه سودجويانه منافقان ، مانع از مراجعه آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داورى به حق ميان آنان بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون . و إن يكن لهم الح
از اين كه منافقان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را قبول نمى كردند و تنها در صورتى به آن تن مى دادند كه اين داورى به نفع آنان بود، مى توان به دست آورد كه عدم پذيرش آنان در آغاز و قبول آنان به وقت سودمند دانستن آن براى خويش، ناشى از انديشه
سودجويانه آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 3
3 - تلاش اشراف براى سوق دادن افكار عمومى ، در جهت منافع و باور هاى خويش
هيهات هيهات لما توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 271 - 6
6 - بهره گيرى قرآن از نفع طلبى انسان ، براى عملِ به نيكيها
و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 18
18 - بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك
و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 19
19 - تكيه بر سرشت سودجوى انسان و جهت دادن به آن ، از روش هاى قرآن براى تربيت
تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 134 - 4
4 - استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسان ها براى نيل آنان به سعادت ، از روش هاى تربيتى قرآن
من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 165 - 4
4 - توجه انبيا به منفعت خواهى و خطرگريزى انسان در انتخاب روش هدايت
رسلا مبشرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 6،8
6 - بهره گيرى قرآن از حس منفعت خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
8 - استفاده مثبت و سازنده از غريزه جلب منفعت، روشى در تبليغ دين
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 21 - 4
4 - سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان براى گمراه سازى ايشان
و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 6 - 2
2 - انسان ها ، موجوداتى اند كه در پى كسب منافع و سود براى خودشان اند .
و من جهد فإنّما يجهد لنفسه
ذكر بازگشت دستاورد تلاش هركس به خود او، نشان دهنده اين حقيقت است كه انسان ها، داراى چنين روحيه اى هستند و خداوند، به منظور تحريك و تشويق آنها، از آن روحيه، استفاده كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 1
1 - انسان ، موجودى خستگى ناپذير در طلب خير و منافع خويش
لايسئم الإنسن من دعاء الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 8
8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند
و أقرضوا اللّه . .. يضعف لهم و لهم أجر كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 38
38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير
و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 41 - 4
4 - ساحران عصر فرعون ، قشرى سودجو و دنياگرا
أئنّ لنا لأجرًا إن كنّا نحن الغلبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران يا موسى(ع) را حق مى دانستند و يا باطل; در هر دو صورت درخواست مزد و پاداش در برابر احياى حق و يا نابودى آن، بيانگر سودجويى و دنيامدارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 9
9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .
و نصحت لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 12
12- توجه دنياگرايان به خدا ، براى منافع و مطامع مادّى آنان است . *
و أُحيط بثمره . .. و هى خاوية على عروشها و يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا
احتمال دارد كه تأسّف مرد مغرور سرمايه از دست داده، بر شرك خويش، نه از آن رو باشد كه به قبح ذاتى شرك پى برده، بلكه از آن رو باشد كه چرا شرك ورزيده تا منافع اش تهديد و سرمايه اش نابود شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 9 - 10
10 - تلاش آسيه در برانگيختن خوى منفعت طلبى و غريزه فرزندخواهى فرعون
عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 5
5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 9
9 - مشركان ، مردمى خودبين ، هواپرست و منفعت طلب
ألكم الذّكر و له الأُنثى . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس
با توجه بدين نكته كه حتى شرك مشركان، برخاسته از هواپرستى و منفعت خواهى آنان است، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه در آيه «ألكم الذّكر...»، نمودى از اين خودبينى ارائه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 9 - 6
6 - شرك پيشگان صدر اسلام ، به خاطر تأمين و حفظ منافعِ مادى خود ، مردم را از گرويدن به اسلام و سلوك راه خدا باز مى داشتند .
اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله
آيه فوق - به قرينه آيات قبل درباره مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 3
3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود
و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 90 - 3
3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا
از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 17 - 2
2 - منافقان در سايه اظهار ايمان ، در تلاش براى منفعت جويى و رهايى يافتن از مشكلات اجتماعى هستند .
مثلهم كمثل الذى استوقد ناراً . .. ذهب اللّه بنورهم
از اينكه منافقان به كسى كه در تاريكى آتش ناپايدارى مى افروزد تشبيه شده اند اين معنا به دست مى آيد كه: كافر در جامعه ايمانى با مشكلات اجتماعى روبروست و خود را ناچار مى بيند كه تظاهر به ايمان كند تا از مشكلات برهد; ولى ديرى نمى پايد كه خداوند او را رسوا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 141 - 3،4
3 - رسيدن به دنيا و تأمين منافع شخصى ، تعيين كننده خط مشى منافقان در برقرارى روابط دوستى و اجتماعى است .
الذين يتربّصون بكم . .. ألم نستحوذ عليكم
4 - شركت منافقان در جنگ ، تنها براى تأمين منافع شخصى و سهيم شدن در غنايم جنگى است .
الذين يتربّصون بكم فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و نمنعكم من المؤمنين
ظاهراً مراد از جمله «الم نكن معكم» شركت در جهاد و همراهى مسلمانان در جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 6
6 - منافقان ، تنها در چارچوب منافع خويش به دين روى مى آورند و در برابر فرمان هاى خدا و رسول او ، مطيع و منقاد مى شوند .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون 0 و إن يكن لهم الح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 49 - 1
1 - منافقان صدراسلام ، تنها در صورتى كه داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نفع آنان بود ، به آن تن مى دادند .
و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين
«اذعان» به معناى «انقياد» و «مذعنين» به معناى «منقادين» (فرمان برداران و اطاعت كنندگان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 4
4 - برخوردارى جامعه اسلامى از حمايت و نصرت خدا ، در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر است .
الذين ان مكّنّ-هم فى الأرض . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 16،22
16 - ترويج زشتى ها و فساد ( منكر ) و پيشگيرى از تحقق نيكى ها و ارزش ها و نيز امتناع از انفاق ، نشانه هاى غفلت از خدا
يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه
22 - ترويج زشتى ها ، پيشگيرى از نيكى ها و امتناع از انفاق ، جرم و موجب عذاب حتمى
نعذب . .. مجرمين ... يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم
آيه شريفه، بيانگر خصوصيات مجرمانى است كه در آيه پيشين آمده است.
آثار ترك نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 5،6
5 - ترك نهى از منكر و بى اعتنايى به رواج فساد در جامعه موجب گرفتار شدن به لعنت خدا و پيامبران
لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون.كانوا لايتناهون
6 - ترك نهى از منكر عامل روى آورى جوامع به كفرپيشگى
لعن الذين كفروا . .. ذلك بماعصوا و كانوا يعتدون.كانوا لايتناهون
در آيه قبل تجاوز و تعدى موجب گرفتار شدن به كفر و لعنت الهى دانسته شد و آيه مورد بحث ترك نهى از منكر را مصداقى بارز براى تعدى و تجاوز شمرده بنابراين ترك نهى از منكر عامل گرايش مردمان به كفر و گرفتار شدن به لعنت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 10،15
10 - عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، زمينه ساز پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان *
ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون ... يتولون الذين كفروا
بدان احتمال كه مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان، نتيجه اعمال ناپسندى باشد كه در آيات قبل درباره بنى اسرائيل بيان شد.
15 - عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، موجب سخط و غضب خداوند
ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون عن منكر ... سخط اللّه عليهم
«ماقدمت لهم انفسهم» مى تواند اشاره به تمامى رفتارهاى ناروايى باشد كه در اين آيه و آيات قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در اين صورت «ان سخط اللّه» مضافى همانند موجبات در تقدير دارد يعنى «موجبات سخط اللّه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 10
10 - « عن أبى سعيد الخدرى قال : سئل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عن قول اللّه « إذا وقع القول عليهم أخرجنالهم دابّة من الأرض تكلّمهم » قال إذا تركوا الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر وجب السخط عليهم ;
از ابى سعيد خدرى روايت شده كه از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خدا «إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم» سؤال شد، فرمود: زمانى كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كنند، غضب خدا بر آنان محقق مى گردد».
آثار نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 105 - 2
2 - دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، مانع بروز تفرقه و اختلاف در جامعه
و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا
جمله «لا تكونوا . .. »، احتمالا بيان نتيجه آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 3
3 - اعتصام به ريسمان الهى ، دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسفيدى در قيامت
و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ي
به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، سفيدرويى مى تواند پاداش نيكيهاى مذكور در آيات قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 107 - 2،4
2 - اعتصام به حبل اللّه ، دعوت به نيكى ها و امر به معروف و نهى از منكر ، موجب استغراق در رحمت جاودانه الهى
و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ...
به مقتضاى ارتباط اين آيه و آيات پيشين، روسفيدى مى تواند نتيجه اعمال نيك ياد شده در آيات قبل باشد.
4 - تمسك كنندگان به ريسمان الهى و دعوت گران به خير ، امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ، روسفيدان در قيامت و مستغرق در رحمت جاودانه الهى
و اعتصموا بحبل اللّه . .. يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ... اما الذين ابيضّت
مستفاد از ارتباط ميان اين آيه و آيات قبل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 8
8 - ايمان مصلحان ( امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ) به خداوند ، شرط اعتلاى جامعه
كنتم خير امة . .. و تؤمنون باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 111 - 8
8 - تأثير ايمان به خدا و امر به معروف و نهى از منكر ، در شكست ناپذيرى مؤمنان در برابر هجوم دشمنان دين
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار
وحدت خطاب در «كنتم خير . .. » و «يقاتلوكم»، بيانگر برداشت فوق است. يعنى آن دسته شكست نمى خورند كه امركننده به معروف و ... باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 10
10 - صالح شدن انسان ها ، در گرو ايمان به خدا ، معاد ، امر به معروف و نهى از منكر ( اصلاح ديگران ) و شتاب در كار هاى نيك است .
يؤمنون باللّه . .. و اولئك من الصالحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 120 - 9
9 - ناتوانى جبهه كفر در برابر جامعه ايمانى ، آنگاه كه مؤمنان به دستور هاى الهى ( امر به معروف و نهى از منكر ) عمل كنند .
كنتم خير امّة . .. لن يضرّوكم الّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ... ضربت عل
در برداشت فوق، تقوا به معناى عمل به دستورات الهى گرفته شده كه خداوند در آيات پيش به برخى از آنها (امر به معروف، ايمان واقعى و . .. ) اشاره كرده است. يعنى آنگاه كيد دشمنان بى اثر است كه تقوا داشته باشند و به دستورات الهى عمل كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 12
12 - نهى از منكر مايه رهايى يافتن از عذاب هاى تعيين شده براى جوامع گنهكار است .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 21
21 - امر به معروف ، نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسولش ، عامل جلب رحمت ويژه الهى
يأمرون بالمعروف . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 10
10- نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ، مايه نجات و رهايى از عذاب هاى الهى است .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
احكام نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 14
14 - خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .
و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 6
6- امر به معروف و نهى از منكر ، در صورتى كه احتمال تأثير در آن نباشد ، واجب نيست .
و لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم إن كان الله يريد أن يغويكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 7
7- وجوب نهى از منكر در اديان پيشين
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
ارزش نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 4
4 - ايمان به خدا و روز واپسين ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب ورزيدن به كار هاى نيك ، ملاك ارزش و شايستگى ( صالح بودن )
يؤمنون . .. يسارعون فى الخيرات و اولئك من الصالحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 3
3 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، ارزش هاى محورى در جامعه اسلامى
من ينصره . .. الذين إن مكّنّ-هم فى الأرض ... و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 12
12 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از زيربنايى ترين ارزش ها است .
إنّ ذلك من عزم الأُمور
بنابراين كه «ذلك» اشاره به كلّ محتواى سخن لقمان در اين آيه باشد، مشاراليه «ذلك»، جملات «أقم . .. و أمُر ... و انْهَ...» است و «عَزْم» مصدر و به معناى مفعولى، و «عزم الأُمور» اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «الأُمور المعزوم». امر معزوم به هدف شايسته اى گويند كه لازم است بر آن دست يافت.
اهميت نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 207 - 15
15 - كشته شدگان در راه امر به معروف و نهى از منكر ، مصداق خريداران رضايت خداوند در برابر ايثار جان
و من الناس من يشرى نفسه
اميرالمؤمنين (ع): ان المراد بالآية الرجل الذى يقتل على الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر.
مجمع البيان، ج 2، ص 535 ; تفسير صافى، ج 1، ص 241.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 21 - 14
14 - خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .
و يقتلون الذين يأمرون بالقسط
زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 1،11
1 - ضرورت وجود جمعى از اهل ايمان ، براى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر
و لتكن منكم امّة . .. عن المنكر
بنابراينكه «من» در «منكم»، تبعيضيّه باشد.
11 - نقش بنيادين دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر ، در رستگارى جامعه
و لتكن منكم امّة . .. و اولئك هم المفلحون
بنابراينكه مشاراليه «اولئك» جامعه اسلامى باشد; يعنى تنها خودِ امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر رستگار
نيستند، بلكه افراد جامعه بخاطر وجود چنين افرادى بهره مند از رستگارى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 3
3 - اهميّت خاص امر به معروف و نهى از منكر
يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
پس از ذكر ايمان به خدا و قيامت، عنوان كردن امر به معروف و نهى از منكر، بيانگر اهميّت ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 6،9
6 - مسؤوليت ويژه عالمان دين ، در نهى از منكر و پيشگيرى از انحرافات جامعه
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
بنابر اينكه نهى از منكر و بازدارى ديگران از گناه مسؤوليت همگانى باشد، اعتراض خداوند به عالمان كه نهى از منكر را ترك كردند، حكايت از مسؤوليت خاص آنان در انجام اين وظيفه دارد.
9 - وظيفه نهى از منكر حتى در صورت گستردگى گناه در جامعه ، وظيفه اى ضرورى و ثابت
و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم . .. لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
سرزنش خداوند از عالمان يهود و نصارا به خاطر ترك نهى از منكر با وجود آلودگى افراد زيادى از اهل كتاب به گناه، دلالت مى كند كه آن تكليف در چنين صورتى نيز برداشته نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 1،3
1 - بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.
3 - نهى از منكر وظيفه اى ضرورى بر عهده همگان
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 7،8
7 - مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
8 - حفظ قداست قرآن و اسلام و بازداشتن ديگران از ياوه سرايى و تخطئه و استهزاى آن، وظيفه مسلمانان است.
و ما على الذين يتقون . .. و لكن ذكرى لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 4
4 - بازداشتن مردم از فحشا و لواط ، مهمترين و مقدمترين وظيفه لوط در رسالت هاى خويش
و لوطاً إذ قال لقومه أتأتون الفحشة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 14،18
14 - فرمان به كار هاى شايسته و برحذر داشتن از كار هاى ناروا ( امر به معروف و نهى از منكر ) از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت او
يأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر
18 - امر به معروف و نهى از منكر ، حلال دانستن پاكيزه ها و حرام شمردن ناپاكى ها ، از علامت هاى موجود در تورات و انجيل براى شناسايى پيامبر اسلام
الذى يجدونه . .. يأمرهم بالمعروف ... و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
جمله هاى «يأمرهم و . .. » حال براى ضمير مفعولى در «يجدونه» است و لذا مى رساند كه مفاد اين جمله ها به عنوان صفات پيامبر موعود در تورات و انجيل بيان شده است. بر اين اساس مى توان گفت كه از اهداف بيان اين ويژگيها در تورات و انجيل، راهنمايى اهل كتاب است به امورى كه بايد در شناسايى پيامبر موعود در نظر داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 15
15 - پرهيزكنندگان از فساد در صورتى كه براى بازدارى جامعه از گناه تلاش نكنند ، در پيشگاه خداوند مسؤولند .
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 10
10 - نهى از منكر از مصاديق موعظه است .
لم تعظون . .. الذين ينهون عن السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 7،8،9،27
7 - امر به معروف و نهى از منكر ، مهمترين وظيفه مؤمنان و بارزترين مشخصه جامعه اسلامى
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
از اينكه در رأس همه كارها و ارزشها، از امر به معروف و نهى از منكر ياد شده است، اهميت برتر آن استفاده مى شود.
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
9 - امر به معروف و نهى از منكر ، وظيفه اى هميشگى و دايمى است نه تكليفى مقطعى .
يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
برداشت فوق از به كارگيرى فعل مضارع (يأمرون و ينهون) كه مفيد استمرار است، به دست مى آيد.
27 - از امام حسين ( ع ) روايت شده . . . و به اميرالمؤمنين ( ع ) نيز نسبت داده شده كه فرمودند : . . . خدا مى فرمايد : . . . « المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر » فبدءاللّه بالامر بالمعروف و النهى عن
المنكر فريضة منه لعلمه بأن ها إذا اديت و اقيمت استقامت الفرائض كل ها هيّن ها و صعب ها . . . ;
. .. «مردان و زنان با ايمان ولى (و يار و ياور) يكديگرند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند». خداوند [قبل از نماز و زكات] از امر به معروف و نهى از منكر آغاز كرد ; زيرا مى دانست اگر اين دو فريضه عملى گردد همه فرايض - آسان و مشكل آن - پابرجا مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 12
12 - ستايش خداوند و حركت در مسير او و ركوع و سجود و امر به معروف و نهى از منكر ، از جلوه هاى بارز عبادت پروردگار *
التّئبون العبدون . .. و الناهون عن المنكر
برداشت فوق بدان احتمال است كه «الحامدون السائحون . .. » از باب ذكر خاص بعد از عام (العابدون) و بيانگر اهميت و ويژگى اين صفات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 6
6- لزوم نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ها و گناهان
فلولا كان . .. أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 12
12- سكوت در برابر منكرات و بى تفاوتى در رخداد هاى زيان بار براى مردم ، به دور از خوى و منش موسى ( ع ) بود .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 5
5 - نماز ، زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، مهم ترين تكاليف دينى
أقاموا الصلوة . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 10
10 - اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از فرمان هاى بس مهم خداوند است .
أقم الصلوة . .. إنّ ذلك من عزم الأُمور
«عَزْم» ممكن است به معناى «تصميم قطعى و جزمى» باشد كه در اين صورت، «عزم» به خداوند اسناد داده مى شود. صاحب كشاف، چنين معنايى را اختيار كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 9
9 - لزوم نهى از منكر و حمايت از دين و مبلغان دينى ، به وقت ضرورت و نياز
و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى
نقل داستان حبيب نجار، مى تواند هشدارى به همه مؤمنان باشد كه مانند او به دفاع از دين و دينداران بپردازند.
بنى اسرائيل و نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 8
8 - ترك نهى از منكر از اعمال زشت و ناپسند گروهى از بنى اسرائيل
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 7
7 - بنى اسرائيل همكيشان خود را از پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان نهى نمى كردند .
لايتناهون عن منكره فعلوه . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
آيه مورد بحث بيان مصداقى است از «منكر» كه در آيه قبل مطرح شده بود.
بى توجهى به نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 10
10 - لعن شدن گروهى از بنى اسرائيل به سبب تأثيرناپذيرى آنان در برابر نهى از منكر و نيز گروه ناهى از منكر به سبب همنشينى با گنهكاران
لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
از حضرت على(ع) روايت شده: . .. و لما وقع التقصير فى بنى اسرائيل جعل الرجل منهم يرى اخاه على الذنب فينهاه فلاينهى فلايمنعه ذلك من ان يكون اكيله و جليسه و شربيه حتى ضرب اللّه عزوجل قلوب بعضهم ببعض و نزل فيهم القرآن حيث يقول عزوجل «لعن الذين كفروا من بنى اسرئيل ... كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه ... .»
ثواب الاعمال مترجم، ص 597، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 660، ح 312.
پاداش نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 15
15 - بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
تاركان نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 5
5 - ترك كنندگان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، بى اعتنا به تذكار موعظه گران ( لزوم نهى از منكر )
فلما نسوا ما ذكروا به
ضمير در «نسوا» و «ذكروا» به تجاوزگران و نيز به ترك كنندگان نهى از منكر برمى گردد. تذكرى كه به ترك كنندگان نهى از منكر داده شد، همان است كه از جمله «معذرة إلى ربكم» فهميده مى شود. يعنى مصلحان به آنان تفهيم كردند كه شما نيز بايد نهى از منكر كنيد، و گر نه مسؤول هستيد ; اما آنان همچنان بى تفاوت ماندند.
تاركان نهى از منكر ايله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1،4،6،8،11
1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
4 - تاركان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، به موعظه گران اعتراض كردند و عمل آنان ( نهى از منكر ) را نابجا شمردند .
لم تعظون قوماً
6 - اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )
لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
8 - داشتن عذر در پيشگاه خداوند و نيز اميد به پرهيز تجاوزگران از تجاوز خويش ، پاسخ موعظه گران يهود به اعتراض تاركان نهى از منكر
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
«معذرة» مصدر و به معناى حجت داشتن است. اين كلمه مفعولٌ له براى فعل مقدّر «نعظهم» مى باشد ; يعنى آنان را موعظه مى كنيم تا در پيشگاه خدا حجت و عذر داشته باشيم.
11 - داستان مناظره دو گروه پرهيزكننده از صيد ماهى در ميان يهوديان ( موعظه گران و تاركان نهى از منكر ) داستانى آموزنده و شايان به ياد داشتن . *
إذ قالت أمة منهم لم تعظون . .. قالوا معذرة إلى ربكم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذ قالت . .. » متعلق به فعل محذوف «اذكر» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 166 - 6
6 - ترك كنندگان نهى از منكر از ميان مردم ايله ، به بوزينه تبديل نشدند .
فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة
عنوان «ما نهوا عنه» شامل ترك نهى از منكر نمى شود. به خلاف عنوان «ما ذكروا به» در آيه قبل كه شامل ترك نهى از منكر نيز هست.
تاريخ نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 13
13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن
ترك نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 105 - 3
3 - سرانجام ترك دعوت به نيكى ها و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، تفرقه و اختلاف در جامعه
و لتكن منكم امة يدعون . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 4
4 - دعوت نكردن به خير و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسياهى در قيامت
يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر . .. و تسودّ وجوه
به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، روسياهى مى تواند كيفر گناهان مذكور در آن آيات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 11
11 - ترك نهى از منكر از سوى عالمان دينى ، مايه شكل گيرى جامعه با چهره اى زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ما»ى موصوله، جامعه اهل كتاب باشد ; يعنى عالمان يهود و نصارا - با ترك نهى از منكر - جامعه بدى را مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 4،8،9
4 - ترك نهى از منكر ، نمونه اى بارز از تجاوزگرى بنى اسرائيل
و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون
جمله «كانوا لايتناهون» تفسير جمله «كانوا يعتدون» و يا بيان مصداقى بارز از آن مى باشد.
8 - ترك نهى از منكر از اعمال زشت و ناپسند گروهى از بنى اسرائيل
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
9 - ترك نهى از منكر عملى زشت و ناپسند
كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 8،16
8 - لزوم نظارت عمومى جامعه ايمانى بر صحنه روابط خارجى و بازداشتن مؤمنان از پذيرش ولايت كافران و پيوند هاى مودت آميز با آنان
كانوا لايتناهون عن منكر . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
16 - جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران
ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 16
16 - حق ناپذيرى فاسقان مجوّز ترك نهى از منكر نيست .
لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم . .. قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
موعظه گران يهود دو دليل براى نهى از منكر اقامه كردند: داشتن عذر در پيشگاه خدا (معذرة إلى ربكم)، احتمال تأثير (لعلهم يتقون). مقتضاى سخن آنان اين است كه نبود احتمال تأثير نمى تواند مجوّز ترك نهى از منكر باشد و عذر پذيرفته شده اى نخواهد بود.
جرم امر به منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 9
9 - شيوه منافقان ، ترويج امور زشت و منكر و پيشگيرى از تحقق معروف ( ارزش ها و نيكى ها )
المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف
حق نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 4،5
4 - امر به معروف و نهى از منكر ، حقى است برخاسته از شأن ولايت و سرپرستى عموم مؤمنان به يكديگر .
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
5 - امر به معروف و نهى از منكر ، تبلور ولايت و محبت جامعه ايمانى نسبت به يكديگر
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
خشونت در نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 13
13 - امر به معروف و نهى از منكر ، با روش ناهنجار و داد و فرياد ، نفرت انگيز و داراى تأثير منفى است . *
و امر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اغضض من صوتك إنّ أنكر
احتمال دارد سفارش به روى نگرداندن از مردم و نيز رعايت اعتدال در رفتار و كاستن از صدا، پس از توصيه به امر به معروف و نهى از منكر، به اين منظور باشد كه در انجام امر به معروف و نهى از منكر، بايد موازين ياد شده رعايت گردد و گرنه، همان گونه كه صداى الاغ براى گوش ها ناهنجار است امر به معروف و نهى از منكر بدون رعايت موازين اخلاقى هم اثر منفى دارد.
دعوت به نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 1
1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .
يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك
روش نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 13
13 - امر به معروف و نهى از منكر ، با روش ناهنجار و داد و فرياد ، نفرت انگيز و داراى تأثير منفى است . *
و امر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اغضض من صوتك إنّ أنكر
احتمال دارد سفارش به روى نگرداندن از مردم و نيز رعايت اعتدال در رفتار و كاستن از صدا، پس از توصيه به امر به معروف و نهى از منكر، به اين منظور باشد كه در انجام امر به معروف و نهى از منكر، بايد موازين ياد شده رعايت گردد و گرنه، همان گونه كه صداى الاغ براى گوش ها ناهنجار است امر به معروف و نهى از منكر بدون رعايت موازين اخلاقى هم اثر منفى دارد.
زمينه ترك نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 13
13 - ترك نهى از منكر در برابر ستمگران ، از سوى علماى اهل كتاب ، به انگيزه حفظ منافع شخصى - تأمين شده از ناحيه آن ستمگران - و يا ترس از تهديداتشان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
از امام حسين(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و انما عاب اللّه ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنكر و الفساد فلاينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون ... .
تحف العقول، ص 137; بحارالانوار، ج 100، ص 79، ح 37.
سختيهاى نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .
و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك
احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.
13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».
شرايط نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 11
11 - امام صادق ( ع ) فرموده اند : « من لم ينسلخ عن هواجسه و لم يتخلص من آفات نفسه و شهواتها و لم يدخل فى كنف اللّه و أمان عصمته لايصلح له الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر . . . قال تعالى « أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم » . . . ;
كسى كه از خاطرات نفسانى جدا نشود و از آفتهاى نفس و شهوتهاى آن خلاص نگردد و در كنف رحمت، امان و حفظ خدا داخل نشود، سزاوار نيست امر به معروف و نهى از منكر كند . .. خداى تعالى فرموده است: آيا شما مردم را به خ---وبى امر مى كنيد و خود را فرموش مى كنيد؟ ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 7
7 - آشنايى عميق با احكام دين و معارف الهى ، از شرايط ضرورى براى نهى كنندگان از منكر
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
بدان احتمال كه نام بردن عالمان دين براى اشاره به اين باشد كه نهى از منكر تنها وظيفه آشنايان به احكام الهى، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 6
6- امر به معروف و نهى از منكر ، در صورتى كه احتمال تأثير در آن نباشد ، واجب نيست .
و لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم إن كان الله يريد أن يغويكم
صبر در نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .
و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك
احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.
13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».
عذاب تاركان نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 4
4 - خداوند حتى آن گروه از يهوديان ايله را كه خود صالح بودند ، ولى متجاوزان را موعظه نكردند ، به عذابى شديد گرفتار ساخت .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
در آيه قبل در مقام تقسيم يهوديان ايله از نظر عملكرد، آنان را به سه گروه تقسيم كرد و آيه مورد بحث در مقام بيان سرنوشت آنان است و ايشان را در دو گروه قرار داده است. اين مقايسه نشان مى دهد كه خداوند ترك كنندگان نهى از منكر را از گروه ظالمان (الذين ظلموا) شمرده است.
عذر ناهيان از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 14
14 - تنها مصلحان و نهى كنندگان از منكر در جوامع فسادپيشه ، داراى عذرى قابل قبول در پيشگاه خداوند هستند .
لم تعظون قوماً . .. قالوا معذرة إلى ربكم
عموميت نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 13
13 - تلاش براى اصلاح جامعه و نهى از منكر ، امرى لازم بر عهده همگان
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 8
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
فرجام تاركان نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 11
11 - ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
فسق امر به منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 21
21 - ترويج زشتى ها ( منكر ) ، پيشگيرى از كار هاى نيك ، امتناع از انفاق و غفلت از ياد خدا ، فسق واقعى است .
يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه . .. إن المنفقين هم
فلسفه نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 8،12
8 - داشتن عذر در پيشگاه خداوند و نيز اميد به پرهيز تجاوزگران از تجاوز خويش ، پاسخ موعظه گران يهود به اعتراض تاركان نهى از منكر
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
«معذرة» مصدر و به معناى حجت داشتن است. اين كلمه مفعولٌ له براى فعل مقدّر «نعظهم» مى باشد ; يعنى آنان را موعظه مى كنيم تا در پيشگاه خدا حجت و عذر داشته باشيم.
12 - نهى از منكر وسيله اى براى بازدارى مردم از گناهان
و لعلهم يتقون
كمى ناهيان منكر در اقوام پيشين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 8،11
8- در ميان امت هاى هلاك شده پيشين ، تنها اندكى از آنان از فساد و تباهى به دور بوده و مردم را از گناه و فساد نهى مى
كردند .
فلولا كان . .. أُولُوا بقية ينهون عن الفساد فى الأرض إلاّ قليلاً
11- ناهيان از منكر در ميان اقوام هلاك شده پيشين به دليل اندك بودنشان ، نتوانستند جامعه خويش را از فساد و تباهى بازدارند .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
جمله «إلاّ قليلاً. ..» به قرينه «أنجيناهم» دلالت مى كند كه خداوند ناهيان از فساد را كه در برخى از جوامع بودند نجات داد و جامعه ايشان را به عذاب هلاك كرد. بنابراين آن صاحب خردان نتوانسته بودند جامعه خويش را از فساد بازدارند و لذا عذاب بر جامعه آنان نازل شد.
كيفر ترك نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 9
9 - ترك نهى از منكر و سكوت در برابر منحرفان و فسق و ستمگرى ، داراى كيفرى شديد است .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
گناه تاركان نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 9
9 - اصلاحگران ايله سكوت در برابر گناه را ناروا شمرده و تاركان نهى از منكر را در پيشگاه خدا معذور نمى دانستند .
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
ظاهر اقتضا مى كرد كه موعظه گران بگويند «ربنا» (پروردگارمان)، نه «ربكم» (پروردگار شما). اين جا به جايى اشاره به اين حقيقت دارد كه خداوند پروردگار شما نيز هست و بايد در برابر او عذرى داشته باشيد و بدانيد كه اگر نهى از منكر نكنيد، معذور نيستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 11
11 - ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
مراتب نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 5
5 - ترك سخن و مجادله با مغالطه گران ياوه گو درباره قرآن، روشى در بازداشتن آنان از اين عمل ناپسند و مرتبه اى در نهى آنان از اين منكر است.
يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 5
5 - فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.
فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 3،6
3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار بى اعتنايى به كسانى كه آيين آنها بازى و سرگرمى است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
6 - رها كردن و بى اعتنايى به كسانى كه دين خدا را بازيچه و سرگرمى انگاشته اند، وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 4
4 - با وجود احتمال تأثير گفتار در بازداشتن مردم از منكرات ، نبايد به ستيز عملى و برخورد با زور اقدام كرد .
فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى
از حرف «لعل» مى توان چنين فهميد كه تا اميد به تأثير گفتار نرم وجود دارد، درگير شدن و اقدام عملى براى ترك منكر جايز نيست.
معروف دانستن منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 13 - 10
10 - منكر شمردن معروف ها و معروف دانستن منكرات ، از ويژگى هاى منافقان
إذا قيل . .. و إذا قيل لهم ءامنوا ... قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء
از اينكه فساد را اصلاح گرى مى شمرند و ايمان را سفاهت مى پندارند، برداشت فوق به دست مى آيد.
منافقان و امر به منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 9،17
9 - شيوه منافقان ، ترويج امور زشت و منكر و پيشگيرى از تحقق معروف ( ارزش ها و نيكى ها )
المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف
17 - ترويج زشتى ها و فساد ( منكر ) و پيشگيرى از تحقق نيكى ها و ارزش ها و فراموشى خدا و فرمان هاى او ، از عملكرد ها و اوصاف منافقان
المنفقون . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا اللّه
منكر دانستن معروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 13 - 10
10 - منكر شمردن معروف ها و معروف دانستن منكرات ، از ويژگى هاى منافقان
إذا قيل . .. و إذا قيل لهم ءامنوا ... قالوا أنؤمن كما ءامن السفهاء
از اينكه فساد را اصلاح گرى مى شمرند و ايمان را سفاهت مى پندارند، برداشت فوق به دست مى آيد.
موارد منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 7
7 - خشونت و درشتى در سخن گفتن با مردم ، عملى بسيار زشت است .
و اغضض من صوتك إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير
در آيه، به جاى كاربرد تشبيه، از استعاره استفاده شده است. آوردن استعاره به جاى تشبيه، براى مبالغه در مذمت و بيان ناهنجارى و مستهجن بودن آن است.
موارد نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 5،9
5 - فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.
فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت
9 - قال أبو جعفر(ع): لما نزلت «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» قال المسلمون: كيف نصنع إن كان كلما استهزء المشركون بالقرآن قمنا و تركناهم فلاندخل إذا المسجد الحرام و لانطوف بالبيت الحرام فأنزل الله تعالى «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء» و أمرهم بتذكيرهم و تبصيرهم ما استطاعوا.
امام باقر(ع) فرمود: چون آيه «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» نازل شد، مسلمانان گفتند: حال كه هرگاه مشركان، قرآن را مسخره كنند، بايد برخيزيم و از آنان دورى كنيم، در نتيجه هيچگاه نبايد وارد مسجدالحرام شده و طواف خانه خدا را بجا آوريم، پس چه كنيم؟ در اين هنگام خداوند آيه «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى» را نازل كرد و در آن به مسلمانان دستور داد كه، كافران را متذكر نموده و در حد توان، آنان را با موعظه بيدار كنند.
ناهيان از منكر ايله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1،3،10
1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
3 - موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .
لم تعظون قوماً
10 - باور مصلحان يهود به ربوبيت خداوند بر بندگان ، واداركننده ايشان به تلاش براى اصلاح جامعه و بازدارى منحرفان از گناه و تجاوز
قالوا معذرة إلى ربكم
برداشت فوق از آوردن اسم «رب» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 1
1 - يهوديان متخلف در آبادى ايله ، به نصايح و مواعظ مصلحان و نهى كنندگان از منكر اعتنا نكردند و آن را به فراموشى سپردند .
فلما نسوا ما ذكروا به
ناهيان از منكر و افساد اقوام پيشين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 11
11- ناهيان از منكر در ميان اقوام هلاك شده پيشين به دليل اندك بودنشان ، نتوانستند جامعه خويش را از فساد و تباهى بازدارند .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
جمله «إلاّ قليلاً. ..» به قرينه «أنجيناهم» دلالت مى كند كه خداوند ناهيان از فساد را كه در برخى از جوامع بودند نجات داد و جامعه ايشان را به عذاب هلاك كرد. بنابراين آن صاحب خردان نتوانسته بودند جامعه خويش را از فساد بازدارند و لذا عذاب بر جامعه آنان نازل شد.
ناهيان منكر در اقوام پيشين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 4
4- امت هاى هلاكت شده پيشين ، فاقد جمعيتى از مصلحان دلسوز و بازدارنده مردم از فساد و تباهى
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
از معانى «بقية» فضل و نيكى است. در تفسير كشاف آمده: فلانى از «بقية القوم» است; يعنى، از نيكان آنان است. بنابراين «اُولُوا بقية»; يعنى، نيكان و دارندگان فضل كه به مناسبت مورد به مصلحان دلسوز تعبير شد. لولا به معناى «چرا نه» مى باشد و مفاد جمله «فلولا ...» اين است كه: چرا در ميان امتهاى پيش از شما گروهى از مصلحان دلسوز نبودند كه آن امتها را
از فساد و تباهى باز دارند؟.
نجات ناهيان از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 9
9- خداوند ، تنها صالحان ناهى از منكر را از عذاب هاى نازل شده بر امت هاى پيشين ، نجات داد .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
«منهم» قيد براى «قليلاً» است و ضمير در آن به «القرون» باز مى گردد و «من» در «ممن = مِن مَن» بيانيه است بنابراين «إلاّ قليلاً . ..»; يعنى، مگر اندكى از جوامع گذشته كه در آنها صاحب خردانى ناهى از فساد بودند همانها كه نجاتشان داديم.
نجات ناهيان از منكر ايله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 3
3 - خداوند از ميان يهوديان ايله تنها مصلحانِ نهى كننده از منكر را از گرفتار شدن به عذاب رهايى بخشيد .
أنجينا الذين ينهون عن السوء
نهى از منكر در اديان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1،3
1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
3 - موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .
لم تعظون قوماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 7
7- وجوب نهى از منكر در اديان پيشين
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
نهى از منكر در ايله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 3،4
3 - موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .
لم تعظون قوماً
4 - تاركان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، به موعظه گران اعتراض كردند و عمل آنان ( نهى از منكر ) را نابجا شمردند .
لم تعظون قوماً
نهى از منكر در بنى اسرائيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 1
1 - بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 13
13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن
نهى از منكر در دوران لقمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 3
3 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر ، از زمره تعاليم شريعت عصر لقمان بود .
يبنىّ أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر
نهى از منكر مجاهدان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 2
2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا
إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 2
2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او
الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر
نهى از منكر مؤمنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 8
8 - پايدارى بر ركوع و سجده و امر به معروف و نهى از منكر ، از ويژگى هاى مؤمنان راستين
الركعون السجدون الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر
نهى از منكر هارون(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 16
16 - هارون ( ع ) ، در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه ارشاد ، هشدار ، امر به معروف و نهى از منكر را به نحو وافى انجام داد .
و لقد قال لهم هرون من قبل يقوم . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى
وجوب نهى از منكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 5
5 - لزوم نهى از منكر و مقابله با انحرافات جامعه
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
منكرات
آثار اجتماعى منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 18
18 - جامعه هاى آلوده به فحشا و منكرات ، از فضل و رحمت خدا محروم اند .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب
آثار اجتناب از منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 16
16 - رشد و طهارت انسان در گرو مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل اللّه عليكم
آثار منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 11
11 - ناسازگارى ايمان با پيروى از شيطان و ارتكاب فحشا و منكرات
يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه خداوند پيش از نهى از فحشا و منكرات، مسلمانان را با وصف ايمان مورد خطاب قرار داد.
اصلاح منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 10
10 - سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.
تشويق به استقامت در منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 11
11 - تبليغ اعتقادات حق و ترغيب ديگران به مقاومت در برابر منكرات ، خصلتى ستوده و مايه كاميابى انسان
لفى خسر . إلاّ الذين ... تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
زمينه منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 2،7
2 - شيطان ، داراى راه هاى متعدد و وسايل گوناگون براى كشاندن انسان ها به فحشا و منكرات است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن
برداشت فوق، از جمع آمدن «خطوات» استفاده مى شود.
7 - نتيجه و ره آورد پيروى از شيطان ، فرو افتادن در منجلاب زشتى ها و ناپسندى ها ( فحشا و منكرات ) است .
و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
مبارزه با منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 82 - 2،4
2 - مبارزه لوط با برنامه هاى ضد اخلاقى قوم خويش موجب طرح پيشنهاد اخراج وى و همراهانش از ديارشان
و لوطاً إذ قال لقومه . .. قالوا أخرجوهم
پيشنهاد اخراج لوط از يكسو به مبارزات وى مرتبط شده است ; زيرا جمله «إلا أن قالوا . .. » در پاسخ تبليغات و هدايتگريهاى لوط ايراد گرديده است ; و از سوى ديگر اين پيشنهاد با جمله «انهم ... » تعليل شده است. بنابراين تصميم قوم لوط به اخراج وى و همراهانش به دو علت بوده است: يكى مبارزه وى با فسادها و ديگرى پاك زيستن وى و همراهانش.
4 - لوط در پاك زيستى و تنزه از اعمال زشت و مبارزه با كردار هاى ناپسند ، داراى همگامان و يارانى متعدد بود .
و ما كان جواب قومه إلا أن قالوا أخرجوهم من قريتكم إنهم أناس يتطهرون
ضماير جمع در جمله «اخرجوهم . .. » و نيز آوردن كلمه «اناس»، حكايت از آن دارد كه گروهى از مردم به لوط گرويده بودند و چون تصميم بر اخراج لوط و يارانش در پى اعتراضهايى كه در آيه قبل مطرح شد، گرفته شده، معلوم مى شود مؤمنان به لوط وى را در مبارزه با فسادها و مفسدان يارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 30 - 4،5
4 - لوط ( ع ) ، براى بازداشتن قوم اش از كردار زشت ، با آنان به مبارزه برخاست .
أئنّكم لتأتون الرجال و . .. ربّ انصرنى على القوم المفسدين
طلب نصرت از خدا بر ضد قوم مفسد، براى بيان اين است كه لوط(ع) با آنان به مبارزه برخاست و در مبارزه اش، نياز به امداد الهى داشت.
5 - لوط ( ع ) در مبارزه اش با كردار هاى زشت قوم خود ، تنها بود .
قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين
ضمير مفعولى «نى» در دعاى لوط(ع)، حكايت از تنهايى آن حضرت در مبارزه با فحشا مى كند.
منشأ اجتناب از منكرات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 17
17 - هيچ كس بيرون از مشيت خدا و بدون برخوردارى از فضل و رحمت او ، قادر بر مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات نيست .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب
منكرات در بنى اسرائيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 2،7
2 - رواج فساد و منكرات در بين بنى اسرائيل
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
استمرار ترك نهى از منكر كه از جمله «كانوا لايتناهون» به دست مى آيد، حكايت از استمرار و رواج كارهاى ناشايست در بين بنى اسرائيل دارد.
7 - بنى اسرائيل مردمانى آلوده به منكرات و گستاخ در برابر منهيات و محرمات دين
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
بدان احتمال كه «لايتناهون» به معناى «لاينتهون» باشد يعنى بنى اسرائيل دست از كار زشت بر نمى داشتند و به نهيبها و هشدارها ترتيب اثر نمى دادند.
منكران آيه تبليغ
منكران آيه تبليغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 15
15 - منكران و مخالفان پيام ويژه خداوند در « آيه تبليغ » ، مردمانى كافر
بلغ ما أنزل إليك . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين
از مصاديق مورد نظر براى كافران - به قرينه صدر آيه - كسانى هستند كه آن پيام ويژه را كه به منزله تمامى رسالت الهى است، منكر شوند.
منكران انبيا
آسايش منكران انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 95 - 8
8 - تحليل سختى هاى بيداركننده و هدفدار به حوادثى برخاسته از عوامل طبيعى و بدون هدف ، تحليل نادرست منكران رسالت پس از رسيدن به رفاه و آسايش
قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء
پوچى تلاش منكران انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 5
5 - زندگى و تلاش منكران رسالت ، سراسر بازيچه و بى ثمر در سعادت آنان است .
أن يأتيهم بأسنا ضحى و هم يلعبون
مى توان گفت مراد از «لَعْب» در «يلعبون» اشتغال به امور دنيوى و تلاش براى رفع نيازهاى مادى است كه چون در مسير حق و هدف تعيين شده براى انسان نمى باشد، از آن به «بازى كردن» تعبير شده است.
پوچى زندگى منكران انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 5
5 - زندگى و تلاش منكران رسالت ، سراسر بازيچه و بى ثمر در سعادت آنان است .
أن يأتيهم بأسنا ضحى و هم يلعبون
مى توان گفت مراد از «لَعْب» در «يلعبون» اشتغال به امور دنيوى و تلاش براى رفع نيازهاى مادى است كه چون در مسير حق و هدف تعيين شده براى انسان نمى باشد، از آن به «بازى كردن» تعبير شده است.
كيفر منكران انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 115 - 5
5 - منكران رسالت انبيا ، پس از مشاهده معجزات درخواستى ، سزاوار عذابى سهمگين
فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذاباً لا اعذبه احداً
منكران حق
همنشينى با منكران حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 140 - 19
19 - لزوم پرهيز از همنشينى با منكران و تكذيب گران حق و بدگويى كنندگان نسبت به حقگرايان
إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها
امام رضا(ع) درباره آيه فوق فرمود: اذا سمعت الرجل يجحد الحق و يكذب به و يقع فى اهله فقم من عنده و لاتقاعده.
تفسير عياشى، ج 1، ص 281، ح 290; نورالثقلين، ج 1، ص 564، ح 627.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 38 - 2
2 - مرحله اصلى شكل گيرى فرزند ، پس از علقه شدن ( تبديل منى به خون بسته ) است .
ألم يك نطفة . .. ثمّ كان علقة
«فاء» در «فخلق» براى ترتيب است. مترتب كردن خلقت انسان بر «علقه» - با آن كه «علقه» جزئى از مراحل آفرينش بشر است - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 6 - 2
2 - جسم انسان ، از آبى آفريده شده است كه از مرد و زن يكباره تخليه شده و از ظرف خود بيرون مى جهد .
ماء دافق
اين احتمال وجود دارد كه مراد از «ماء دافق»، نطفه مرد و تخمك زن - هر دو - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 2
2 - آفرينش انسان از منى ، برهان قدرت خداوند بر معاد و تجديد حيات انسان است .
خلق من ماء . .. يخرج ... إنّه على رجعه لقادر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 6 - 3
3 - آفرينش انسان از آب ، شگفت انگيز و نشانه قدرت خداوند بر معاد است .
عليها حافظ . .. خلق من ماء دافق
برداشت ياد شده، با توجه به ارتباط اين آيه با جمله «إنّه على رجعه لقادر» در آيات بعد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 1
1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .
يخرج من بين الصلب و الترائب
«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 6
6 - « دخل أبوحنيفة على الصادق ( ع ) قال ( ع ) . . .انّ المنى . . . يخرج من جميع الجسد . . . فقال أبوحنيفة : كيف يخرج من جميع الجسد و اللّه يقول : « يخرج من بين الصلب و الترائب » ؟ قال أبوعبداللّه ( ع ) فهل قال : لايخرج من غير هذين الموضعين ؟ . . . ;
ابوحنيفه خدمت امام صادق(ع) رسيد، حضرت فرمود: . .. منى ... از تمامى جسد خارج مى شود ... ابوحنيفه عرض كرد: چطور از تمامى بدن خارج مى شود; در حالى كه خداوند مى فرمايد: «يخرج من بين الصلب و الترائب»؟ امام صادق(ع) فرمود: آيا خدا فرموده است كه از غير اين دو موضع خارج نمى شود؟».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 8 - 1،2،3
1 - خداوند ، نسل انسان نخستين را ، از طريق آبى پست و بى مقدار تداوم بخشيد .
ثمّ جعل نسله من سللة من ماء مهين
2 - تكوّن وجود انسان ، تنها با بخشى از آب منى است .
و جعل نسله من سللة من ماء مهين
«سلالة» در لغت به معناى «جدا شده و كنده شده» است و مراد از «ماء مهين» منى است و «من» در «من ماء. ..» براى تبعيض و جزئيت است.
3 - تداوم نسل انسان ، با آبى پست ( منى ) ، نمونه عزت و علم و تدبير الهى است .
اللّه الذى . .. و بدأ خلق الإنسن من طين . ثمّ جعل نسله من سللة من ماء مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 58 - 1،2،3،4
1 - فرايند پيدايش انسان از منى در رحم ، شايان مطالعه و تأمل
أفرءيتم ما تمنون
مراد از «امناء» (مصدر «تمنون») ريختن منى در رحم است; يعنى، آيا به منى - كه آن را به صورت نطفه در رحم زن مى ريزيد - انديشيده ايد؟
2 - توجه به كيفيت پيدايش انسان از منى در رحم ، آسان كننده مسأله پذيرش معاد و توانايى خداوند بر احياى مجدد مردگان
أفرءيتم ما تمنون
روى سخن در آيه شريفه با منكران معاد است و مفاد آن چنين مى باشد: اگر شما به كيفيت پيدايش انسان از نطفه - كه در رحم مى ريزيد - توجه مى كرديد، در قدرت و توانايى خداوند بر آفرينش مجدد انسان ترديد نمى كرديد و به انكار معاد نمى پرداختيد.
3 - منى و نطفه مرد ، عنصر اصلى و مادى پيدايش انسان در رحم
أفرءيتم ما تمنون
4 - تشويق منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در فرايند پيدايش انسان از منى
أفرءيتم ما تمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 59 - 2،3
2 - نقش منحصر به فرد خداوند ، در ايجاد و آفرينش انسان از منى در رحم
أفرءيتم ما تمنون . .. أم نحن الخلقون
3 - آفرينش انسان از منى در رحم ، جلوه اى از عظمت و قدرت بى مانند خداوند
أم نحن الخلقون
به كارگيرى ضمير متكلم مع الغير (نحن) در مسأله آفرينش انسان از منى در رحم، بيانگر عظمت آفرينش انسان و جلوه اى از قدرت برتر آفريننده آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 74 - 2
2 - آفرينش انسان از منى ، بر آوردن دانه ها از دل خاك و رشد و نموّ دادن آن ، فرو فرستادن باران از آسمان و ايجاد درخت آتش زنه براى بيابان گردان ; بيانگر مبرّا بودن ساحت او از نقص و كاستى
أفرءيتم ما تمنون . .. فسبّح باسم ربّك العظيم
تفريع «فسبّح» بر مطالب آيات پيشين، نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 37 - 1،3
1 - نطفه ( منى ) ، مبدأ و آغاز تكوين انسان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى
3 - تكوين انسان از مايه اى ناچيز ( منى ) ، از نشانه هاى قدرت خداوند بر برپايى قيامت
ألم يك نطفة من منىّ يمنى
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيه در سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان مسأله معاد و اثبات آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 4
4 - نقش اصلى نطفه و منى مرد ، در تعيين جنسيت *
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فجعل منه الزوجين الذكر و الأُنثى
ضمير در «منه الزوجين. ..» به «منى» بازمى گردد. بر اين اساس مى توان گفت: احتمالاً اين نطفه مرد است كه زوجين (مرد و زن) را پديد مى آورد و جنسيت فرزند را تعيين مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 6 - 1
1 - منى ( نطفه مرد ) ، عنصر اصلى در آفرينش جسم انسان
خلق من ماء دافق
«دَفَقَ الماء»; يعنى، آب به شدّت ريخت; اين فعل به صورت لازم و متعدى استعمال مى شود; برخى تنها متعدى بودن آن را پذيرفته و «دافق» را به معناى «مدفوق» يا «ذى دفق» معنا كرده اند(مصباح). آب جهنده گرچه مى تواند بر منى مرد و تخمك زن تطبيق كند; زيرا هر دو از كيسه منى در مرد و تخمدان در زن بيرون مى جهند; ولى انصراف عرفى آن به نطفه مرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 167 - 2
2 - خيره سرى و مقاومت قوم لوط ، در برابر نصيحت هاى وى
قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 8
8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .
يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا
جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 2
2- نصايح مرد مؤمن ، در ثروت مند گرفتار كبر و غرور ، بى تأثير بود .
و أُحيط بثمره
روشن است كه اگر مرد ثروت مند، به نصايح مرد مؤمن گوش فرا مى داد، گرفتار نابودى اموال و سرمايه خود نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 13
13 - رفتار ناصحانه قوم قارون با وى ، امرى شايان توجه و يادآورى است .
إذ قال له قومه لاتفرح
«إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «اذكروا إذ قال له قومه. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 1
1 - مواعظ لقمان به پسرش ، شايسته يادآورى است .
و إذ قال لقمن لإبنه و هو يعظه
بنابراين احتمال كه «إذ» متعلق به «اُذكر» مقدر باشد، اين نكته به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 15
15 - رعايت احكام و موعظه هاى الهى ، نشانه تقواپيشگى است .
ذلكم يوعظ به . .. و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 4 - 11
11 - رعايت احكام و موعظه هاى الهى ، نشانه تقواپيشگى است .
والّ-ئى يئسن من المحيض . .. فعدّتهنّ ثلثة أشهر ... و من يتّق اللّه يجعل له من أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 20
20 - تقواپيشگى ، شرط بهره مندى از هدايت و پند و اندرز
هدى و موعظة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 13
13- تنها موعظه پذيران ، از توصيه ها و مواعظ الهى پند خواهند گرفت .
ذلك ذكرى للذكرين
زمخشرى در كشاف «ذكرى» را به موعظه و «ذاكرين» را به پندپذيران معنا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 9،10
9 - ايمان به خدا و روز قيامت ، مقتضى پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها است .
ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر
توصيف موعظه شدگان، به ايمان آورندگان به خدا و روز قيامت، اشاره به مطلب ياد شده دارد.
10 - پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها ، نشانه ايمان به خدا و روز قيامت است .
ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 17
17- موعظه هاى خداوند ، به منظور بيدار ساختن عقل و فطرت انسانهاست .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم لعلّكم تذكّرون
«تذكّر» (از ماده تذكّرون) به معناى يادآورى چيزى است كه فراموش شده باشد. بنابراين تذكر به مواعظ الهى، حاكى است كه اين موعظه ها از امورى است كه بشر بدون تعليم وحى به آن رسيده است و در واقع امرى است فطرى و عقلانى; ولى انسانها آنها را به فراموشى سپرده اند كه توسط وحى به آنان يادآورى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 9،10
9 - ايمان به خدا و روز قيامت ، مقتضى پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها است .
ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر
توصيف موعظه شدگان، به ايمان آورندگان به خدا و روز قيامت، اشاره به مطلب ياد شده دارد.
10 - پذيرش موعظه هاى الهى و عمل به آنها ، نشانه ايمان به خدا و روز قيامت است .
ذلكم يوعظ به من كان يؤمن باللّه و اليوم الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 79 - 9
9 - ضرورت محبت به خيرخواهان جامعه و پذيرش پند ها و نصايح آنان
و لكن لاتحبون النصحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 79 - 10
10 - محبت آدمى به نصيحت كنندگان در پى دارنده پذيرش سخنان ايشان است .
نصحت لكم و لكن لاتحبون النصحين
اقتضاى كلام اين بود كه پس از «نصحت لكم» گفته شود: «و لكن لا تطيعون» و يا «لا تسمعون»، ولى به جاى آن «لا تحبون . .. » آورده شد تا اشاره باشد به علت عدم پذيرش، يعنى: لا تحبون النصحين لكى تسمعوا لهم، يا: «لكى تطيعوهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 1
1- ابراهيم ( ع ) در اندرز خود به آزر ، عذاب سخت الهى را در كمين پرستشگران بت ها خواند و وى را به آن هشدار داد .
إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
نكره آوردن «عذاب» بر عظمت آن دلالت دارد. و «مسّ» (مصدر «يمسك») - چنانچه در مفردات راغب آمده است - در باره هرگونه آزارى كه به انسان برسد، استعمال مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 11،12
11 - مردم وظيفه دار باور به انذار هاى پيامبران و پرهيز از گرفتار آمدن به عذاب هاى الهى
لينذركم و لتتقوا
12 - پذيرش معارف دين و باور به اندرز هاى پيامبران ، زمينه ساز گرايش به تقوا و پرهيزگارى است .
لينذركم و لتتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 5
5 - پند و اندرز به مردم و هشدار دادن به آنان در باره فرجام كردار ناروا ، از رسالت هاى پيامبران
لعلّه يتذكّر أو يخشى
«تذكر» مطاوعه «تذكير» است و در «قاموس» آمده كه «تذكير»، به معناى موعظه كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 19
19 - تنها تقواپيشگان بهره مند از هدايت ها و اندرز هاى انجيل هستند . *
فيه هدى و نور . .. هدى و موعظة للمتقين
مقتضاى جمله «فيه هدى» اين است كه راه هدايت براى همه انسانها تبيين شده است. بنابراين «هدى للمتقين» مى تواند به اين معنا باشد كه تنها اهل تقوا مى توانند از آن هدايتها بهره مند شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 18
18 - انجيل ، داراى هدايت ها پندهايى افزون بر تورات
فيها هدى و نور . .. فيه هدى و نور و مصدقاً لما بين يديه من التورية و هدى و موعظة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 3،6
3 - الواح عطا شده به موسى ( ع ) ، دربردارنده پندهايى از هر چيز پندآموز
و كتبنا له فى الألواح من كل شىء موعظة
«موعظة» مفعول براى «كتبنا» و «من كل شىء» صفت براى «موعظة» است. مراد از «كل شىء»، به مناسبت مورد، هر چيز پندآموز است. بنابراين جمله «كتبنا له ... » يعنى: از هر چيز پندآموز موعظه اى را در الواح عطا شده به موسى نگاشتيم.
6 - پند و موعظه ، از تعاليم اساسى تورات
و كتبنا . .. موعظة و تفصيلا
تقديم «موعظة» بر «تفصيلاً» بيانگر اين است كه پندها و موعظه هاى تورات، نسبت به ديگر تعاليم آن، از جايگاه ويژه اى برخوردار بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 5
5- تورات ، كتاب ياد و يادآورى و پند و موعظه
من بعد الذكر
اين برداشت، از آن جا است كه بر تورات، اطلاقِ «ذكر» شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 16
16 - ساحران مؤمن با وجود تهديدات فرعون ، در صدد نصيحت و ارشاد و هدايت وى بودند .
ما جاءنا من البيّنت و الذى فطرنا فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا
اشاره ساحران به بينات موسى(ع) و خالقيت خداوند و محدوديت قدرت فرعون، پس از موضع گيرى خصمانه او، مى تواند به منظور رام ساختن و پند و اندرز دادن به او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 15،18
15- پرهيز از عمل جاهلانه ، پند و موعظه خداوند به حضرت نوح ( ع )
إنى أعظك أن تكون من الجهلين
«موعظة» به معناى پنددادن و نصيحت كردن است. چنان چه متعلق آن رفتار و اخلاق پسنديده باشد ، مفاد آن ترغيب به انجام دادن است و اگر متعلق آن رفتار و اخلاق ناپسند باشد ، مفاد آن توصيه به انجام ندادن است.
18- خداوند ، موعظه كننده پيامبران خويش
إنى أعظك أن تكون من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 9،11
9- دستور اقامه نماز هاى يوميه ، از مواعظ و پند هاى مهم خداوند است .
و أقم الصلوة . .. ذلك ذكرى
مشاراليه «ذلك» مى تواند همه دستورات و حقايقى باشد كه در اين آيه و دو آيه قبل بيان شده است. در برداشت فوق «ذلك ذكرى» در ارتباط با «أقم الصلاة» معنا شده است. به كارگيرى «ذلك» - كه براى اشاره به دور است - در مشاراليه نزديك، حاكى از عظمت و اهميت آن مشاراليه مى باشد.
11- لزوم پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان و سركشى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، از مواعظ و پند هاى مهم خداوند است .
فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا ... و لاتركنوا إلى الذين ظلموا... ذلك ذكرى للذكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 16
16- رعايت عدالت ، احسان ، اداى حق خويشاوندان و دورى از فحشا ، اعمال زشت و ستم ، از موعظه هاى خداوند به انسان است .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 8
8 - برخورد شايسته با زنان مطلّقه ، اداى حقّ آنان و انتخاب دو شاهد عادل بر امر طلاق يا رجوع ، از موعظه هاى الهى به مردان و زنان مؤمن
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ . .. و أقيموا الشهدة للّه ذلكم يوعظ به
«ذلك» اشاره به مجموعه رهنموهاى الهى در دو آيه اين سوره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 4
4- زبور كتابى كه حاوى پند ها و موعظه ها و ياد و يادآورى ها است .
و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر
برخى از مفسران «الذكر» را به يكى از معانى لغوى آن (تذكير، موعظه، ياد و يادآورى) گرفته اند. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: در كتاب زبور پس از يك سلسله تذكرات و موعظه ها و ياد و يادآورى ها نوشتيم....
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 120 - 10،11
10- سوره هود و داستان پيامبران مطرح شده در آن ، حاوى موعظه هايى ارجمند و مايه تذكار معارف و حقايق دينى است .
جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى
11- تنها مؤمنان از مواعظ سوره هود سود مى برند و متذكر حقايق و معارف الهى مى شوند .
موعظة و ذكرى للمؤمنين
روشن است كه سوره هود و داستانهاى نقل شده در آن ، براى همگان موعظه وتذكار است. بنابراين لام در «للمؤمنين» لام انتفاع است و حكايت از آن دارد كه تنها اهل ايمان از حقايق بيان شده در اين سوره بهره مى برند و از تذكارهاى آن سود مى جويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 185 - 1
1 - موضع گيرى خصمانه مردم اَيكه در برابر نصيحت هاى شعيب ( ع )
قالوا إنّما أنت من المسحّرين
ضمير فاعل در «قالوا» به «اصحاب الأيكة» بازمى گردد. «إنّما» از ادوات قصر است; بنابراين جمله «إنّما أنت من المسحّرين» به تقدير «ما أنت إلاّ من المسحّرين» مى باشد. «مسحّر» نيز به كسى گفته مى شود كه به سختى افسون شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 153 - 2
2 - موضع گيرى خصمانه ثموديان در برابر نصيحت هاى صالح ( ع )
قالواإنّما أنت من المسحّرين
چنان كه گفته شد، «مسحّر» به كسى گفته مى شود كه به شدت گرفتار سحر و افسون شده است. اين تهمت سخت، بيانگر عمق دشمنى ثموديان با صالح(ع)است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 138 - 9
9 - بيان احكام الهى ( لزوم پرهيز از رباخوارى ، پيروى از خدا و رسول و . . . ) ، روشنگر مردم و پندى براى تقواپيشگان و هدايت كننده آنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين
برخى برآنند كه «هذا»، اشاره به كليه مسائل و معارفى است كه در آيات 130 تا 137 تبيين شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 13 - 4
4 - قرآن ، مايه پند انسان ها و بيدارى از غفلت ها
و إذا ذكّروا لا يذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 4،5
4 - موعظه لقمان به پسرش درباره لزوم پرهيز از شرك ، نمودى از حكمت وى بود .
لقد ءاتينا لقمن . .. و إذ قال لقمن لإبنه ... لاتشرك باللّه
اگر «إذ» متعلق به «آتينا» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
5 - توصيه به اجتناب از شرك ، مهم ترين نصيحت لقمان به پسر خويش بود .
و إذ قال لقمن لإبنه و هو يعظه يبنىّ لاتشرك باللّه
از آن جايى كه نهى «لاتشرك» نخستين توصيه از وصاياى لقمان به فرزندش است، استفاده مى شود كه آن، مهم ترين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 1
1 - تذكر به نظارت دقيق الهى بر اعمال انسان ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .
يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه
احتمال دارد كه ضمير «إنّها» ضمير قصه باشد و در نتيجه، مرجعى لازم نداشته باشد و احتمال دارد ضميرى باشد كه مرجع آن، به قرينه سياق، چيزى مانند «خصلت پسنديده و ناپسند» و يا «عمل خوب و بد» و مانند آن باشد. نكته بالا بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 1
1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .
يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 1،2،5
1 - پرهيز از روى گرداندنِ متكبرانه از ديگران ، از جمله رهنمود هاى لقمان به پسر خويش بود .
و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحًا
«صَعْر» در لغت به معناى «متمايل كردن گردن به سويى است» و معناى باب تفعيل آن (تصعير)، متكبرانه سرگرداندن و گردن فرازى كردن است (مفردات راغب).
2 - سفارش لقمان به پرهيز از منش متكبرانه و گردن فرازى كردن ، جلوه اى از حكمت او است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... و لاتصعّر خدّك للناس
5 - لقمان به پسرش سفارش كرد كه از سرمستى كردن در زمين ، پرهيز كند .
و لاتمش فى الأرض مرحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 1،3،4،5
1 - سفارش لقمان به پسر خويش ، براى رعايت اعتدال در راه رفتن
يبنىّ . .. و اقصد فى مشيك
«قصد» به معناى، حد ميانى بين افراط و تفريط است (مفردات راغب) و نيز به معناى «اعتدال» است و «مشى»، انتقال از جايى به جايى است (مفردات راغب) كه از آن، به «راه رفتن» تعبير مى شود.
3 - پرهيز از رفتارِ همراهِ با ذلت و خوارى و نيز اجتناب از رفتارِ متكبرانه ، سفارش لقمان به پسر خويش است . *
يبنىّ . .. و اقصد فى مشيك
به قرينه آيه قبل - كه در آن، از رفتار و يا راه رفتن متكبرانه نهى شده است - احتمال دارد مراد از «و اقصد فى مشيك» نهى از راه رفتن و يا رفتارى باشد كه همراه با ذلت است.
4 - كاستن از طنين صدا ، از سفارش هاى لقمان به پسر خويش است .
و اغضض من صوتك
5 - توصيه لقمان به فرزندش ، براى رعايت اعتدال در رفتار و پرهيز از گفتار خشن ، نمودى از حكمت وى است .
و لقد ءايتنا لقمن الحكمة . .. و إذ قال ... و اقصد فى مشيك و اغضض من صوتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 9 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن تعاليم الهى در اذهان مردم
فذكّر
«تذكير» (مصدر «ذكّر») به معناى موعظه كردن است (قاموس)، ذكر و حفظ به يك معنا است; جز اين كه حفظ به فراگيرى نظر دارد و ذكر به حضور در ذهن. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 10 - 1
1 - كسانى كه عظمت خداوند را احساس كرده و از او هراس دارند ، در پذيرش موعظه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) درنگ نمى كنند .
سيذّكّر من يخشى
«خشيت» ترسى است كه آميخته با احساس عظمت باشد(مفردات راغب). «سيذّكّر» در اصل «سيتذكّر» بوده است و حرف «سين» در آن بر نبود تأنّى و تأخير در پذيرش تذكر دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 21 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن ياد قيامت در خاطره ها و توجّه دادن انسان ها ، به قدرت خداوند
فذكّر
«ذِكْر»، حالتى است در نفس انسان كه او را بر محافظت از معارفى كه فرا گرفته، توانا مى سازد. اين كلمه با «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه اصل فراگيرى «حفظ» و در خاطر حاضر داشتن، «ذكر» خوانده مى شود (مفردات راغب); بنابراين «ذكّر»; يعنى، متوجّه ساز و به ذهن آنان بيفكن. اين واژه - چنانچه در قاموس آمده است - در معناى موعظه كردن نيز به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 14
14 - نصيحت ها و هشدار هاى مؤمن آل فرعون ، نسبت به قتل موسى ( ع ) ، در فرعون بى تأثير بود .
أتقتلون رجلاً . .. قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 1،5
1 - بى تأثير خوانده شدن موعظه ها و اندرز هاى هود از سوى قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
5 - موعظه و پنددهى ، روش تبليغى حضرت هود ( ع ) در ارتباط با قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 1،6
1 - عاديان ، نصيحت هاى هود ( ع ) را تكرار شيوه مدعيان پيامبرى در گذشته خوانده و آن را فاقد ارزش و اعتبار اعلام كردند .
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين
واژه «خُلُق» به معناى شيوه و رفتار است. بنابراين «خلق الأوّلين»; يعنى، رفتار پيشينيان. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هذا» اشاره به رفتار ناصحانه هود(ع) داشته باشد. بر اين اساس مراد از«خلق الأوّلين» (شيوه پيشينيان)، شيوه پيامبران پيش از هود(ع) مى باشد.
6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 5
5 - توصيه به اجتناب از شرك ، مهم ترين نصيحت لقمان به پسر خويش بود .
و إذ قال لقمن لإبنه و هو يعظه يبنىّ لاتشرك باللّه
از آن جايى كه نهى «لاتشرك» نخستين توصيه از وصاياى لقمان به فرزندش است، استفاده مى شود كه آن، مهم ترين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 6
6 - قرآن ، دربردارنده رهنمود ها و مواعظ روشن و بدون ابهام براى مؤمنان
قد بيّنا لكم الأيت
موعظه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 39 - 3
3 - پاكى ، تذكّرپذيرى ، هدايت جويى و خداترسى ، چهره انسان را در قيامت خندان و شادمان خواهد ساخت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... ضاحكة مستبشرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 12 - 4
4 - تأثير بى بديل و منحصر به فرد موعظه و پندآموزى ، از راه شنيدن و گفتوگوى شفاهى و حضورى
لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية
مطلب ياد شده از توأم آمدن مسأله پندآموزى (تذكرة) و موضوع گوش شنوا (اُذن واعية)، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 7 - 7
7 - استقبال مردم از مجالس وعظ و ارشاد ، زمينه ساز تكليف مبلغان به پذيرش آنان و روى گردانى مردم از آن مجالس ، مايه رفع تكليف از ارشادگران است .
أن جاءه الأعمى . .. لعلّه يزّكّى ... من استغنى ... و ما عليك ألاّ يزّكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 16
16- نپذيرفتن نصيحت هاى پيامبران ، زمينه گرفتار شدن به كيفر هاى اخروى است .
و لاينفعكم نصحى إن أردت أن أنصح لكم . .. هو ربكم و إليه ترجعون
از هدفهاى بيان اين حقيقت كه نصيحت ناپذيران به خدا بازمى گردند ، هشدار دادن آنان به عذابهاى اخروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 7 - 7
7 - استقبال مردم از مجالس وعظ و ارشاد ، زمينه ساز تكليف مبلغان به پذيرش آنان و روى گردانى مردم از آن مجالس ، مايه رفع تكليف از ارشادگران است .
أن جاءه الأعمى . .. لعلّه يزّكّى ... من استغنى ... و ما عليك ألاّ يزّكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 14
14 - موعظه ، روشى مفيد براى دعوت مردم به نيكيها
انّ اللّه نعمّا يعظكم به
چون خداوند بهترين پاداشها را براى تربيت برمى گزيند، معلوم مى شود موعظه از روشهاى بسيار مفيد براى تربيت مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 1،3
1 - وعظ و ارشاد دينى ، زمينه ساز از ميان رفتن غفلت ها است .
أو يذّكّر
ذكر و حفظ به يك معنا است; با اين تفاوت كه به اصل ذخيره سازى اطلاعات «حفظ» و به حاضر ساختن آن در قلب يا زبان - چه پس از فراموشى و چه بدون آن - «ذكر» مى گويند (مفردات راغب). «ذكرى» اسم مصدر «تذكير» (تذكر دادن) است و به معناى «ذكر» و «تذكّر» و نقيض نسيان نيز آمده است (لسان العرب). اين كلمه در آيه - به قرينه «يذكّر» - به معناى اثرپذيرى از ذكر و برطرف شدن غفلت است كه در مورد آيه شريفه، حضور ابن ام مكتوم در مجلس وعظ و ارشاد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى توانست آن را به دنبال داشته باشد.
3 - تذكرات دينى براى انسان ، سودمند است و آموختن آن او را براى تزكيه آماده مى سازد .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر فتنفعه الذكرى
«فاء» در «فتنفعه»، انتفاع را نتيجه تذكّرپذيرى قرارداده است; يعنى، چنانچه با حضور در مجلس پند و اندرز تذكر حاصل شود، نافع بودن آن حتمى است. ارتباط اين آيه با آيه قبل، گوياى اين است كه نافع بودن تذكّر، در رساندن انسان به تزكيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 10
10 - امربه معروف ، پنددهى و پندپذيرى ، از خصلت هاى برجسته انسان هاى كامياب
لفى خسر . إلاّ الذين ... تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
«تواصوا»، از باب تفاعل و بيانگر آن است كه مؤمنان، در كنار توصيه به ديگران، از توصيه هاى آنان نيز بهره مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 12
12 - بهره بردن از پند و اندرز ديگران و سودمندى آن به حال انسان ، در گرو داشتن روحيه اى پندپذير و نصيحت خواه
أو يذّكّر فتنفعه الذكرى
«فاء» در «فتنفعه»، نافع بودن تذكر را فرع برخوردارى از روحيه تذكّرپذيرى ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 19
19 - خداوند ، هدايتگر مردم از طريق نزول آيات روشنگر ، تبيين سرگذشت امت هاى پيشين و موعظه و اندرزها
و لقد أنزلنا إليكم ءايت مبيّنت و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة . .. يهد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 14
14 - موعظه بايد به گونه اى باشد كه در وجود شنونده كارگر اُفتد .
و قل لهم فى انفسهم قولا بليغاً
با توجّه به اين احتمال كه «فى انفسهم» متعلق به «بليغاً» باشد، معناى جمله چنين است: به آنان سخنى بگو كه مؤثر در جان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 11 - 1
1 - تأكيد خداوند بر ضرورت ترك ترش رويى با اندرز خواهان ; هر چند آنان ، جسمى معلول داشته و از طبقات اشراف
نباشند .
كلاّ
كلمه «كلاّ» براى ممنوع ساختن و ردّ مطالبى است كه پيش از گفتن اين كلمه، مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 11
11 - خوددارى از ارشاد كسانى كه در مسير خودسازى قرار دارند و استنكاف از راهنمايى پندپذيران ، كردارى نكوهيده و ناروا است .
عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 4
4 - فراگيران پند و اندرز ، انسان هايى ارجمند و شايسته احترامى افزون تر از ديگران
و ما يدريك لعلّه . .. يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 5
5 - احتمال تأثيرپذيرى مردم از نصيحت ها ، كافى در لزوم استقبال از آنان در مجالس پند و اندرز
لعلّه . .. يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 15
15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .
اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 13
13 - پاكسازى خويش از آلودگى ها ، داراى اهميتى بيشتر از آموختن پند و اندرز است .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر
تقديم «تزكيه» بر «تذكر»، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 3 - 1
1- هدف از نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هشدار و توجه دادن به مردم ونصيحت كردن آنان است .
ما أنزّلنا . .. إلاّ تذكرة لمن يخشى
استثنا در «إلاّ تذكرة» منقطع است و «تذكرة» مفعولٌ له مى باشد; يعنى، «لكن أنزلنا للتذكرة».
«تذكرة» معنايى گسترده تر از «راهنمايى» و «نشانه دادن» دارد و هرچه را مايه توجه به چيزى گردد شامل مى شود (مفردات راغب و به معناى «وعظ» نيز مى آيد (مصباح و قاموس).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 22 - 4
4 - اثر نبخشيدن پند و اندرز هاى دينى براى مردم ، تكليف ابلاغ معارف الهى را ساقط نمى كند .
فذكّر . .. لست عليهم بمصيطر
آيه شريفه، بيانگر روگردانى برخى مردم، از تذكرات پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و بيان مى دارد كه در اين موارد، نبايد معارف الهى را بر مردم تحميل كرد. آيه قبل با توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «تذكر دهنده»، آن حضرت را حتى در اين موارد، به تذكر دادن مأمور ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 15
15- امر و نهى خداوند ، در جهت موعظه آدميان است .
إن الله يأمر . .. و ينهى ... يعظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 9
9 - موعظه انسان ها با منطق و برهانى محكم ، براى توجه دادن آنان به توحيد عملى حكيمانه است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال لقمن لإبنه... لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 15
15 - توصيه به ايمان و عمل صالح و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر ، از بهترين رهنمود ها به بشر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 2
2 - خداوند يهوديان متمرد در آبادى ايله را پس از مداومت بر صيد ماهى در روز شنبه و بى اعتنايى به مواعظ اصلاحگران به عذابى شديد گرفتار ساخت .
فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
«بئيس» به معناى شديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 1
1 - بى تأثير خوانده شدن موعظه ها و اندرز هاى هود از سوى قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 42 - 5
5- اعراض كافران از شنيدن كلام الهى و درك مفاهيم و معارف قرآنى ، دليل بى توجهى آنان به رحمت گسترده الهى و متأثر نشدن از مواعظ پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل من يكلؤكم . .. من الرحمن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن باشد; زيرا يكى از نام ها و اوصاف قرآن كريم ذكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 1
1 - تأثيرناپذيرى قارون در برابر اندرز هاى قوم خويش
إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... قال إنّما أُ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 5 - 1
1 - برخى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، خود را از پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى ديدند و از فرجام خود نگرانى نداشتند .
أمّا من استغنى
به قرينه «جاءك» و «يخشى» - در آيات بعد - مراد از جمله «استغنى»، احساس بى نيازى نسبت به حضور در مجلس وعظ و ارشاد و نيز بى خطر ديدن عاقبت خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 6 - 2
2 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تمام توجّه خود را معطوف كسى ساخته بود كه خود را از فراگيرى آموزه هاى آن مجلس بى نياز مى دانست .
أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 8
8 - كشف وجود روحيه پندپذيرى در افراد ، براى همه كس مقدور نيست .
و ما يدريك لعلّه . .. يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 6
6 - متمركز ساختن ذهن مخاطب و شنونده ، در موعظه و تبليغ ، امرى لازم است .
و هو يعظه يبنىّ
مخاطب قرار دادن فرزند، با «يا»ى ندا، هنگام موعظه، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد تا موعظه، اثر خود را ببخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 3
3 - ضرورت آميخته شدن نصيحت و هدايت كردن با محبت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب
قال لقمن لإبنه و هو يعظه يبنىّ
مصغّر آوردن «بُنىّ» براى مهرورزى و شفقت است و از آن، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 28 - 5
5 - باغداران يمنى ، نصيحت و هشدار برادر عاقل و معتدل خود را درباره حقِ مستمندان و ياد خداوند نمى پذيرفتند .
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 12
12- رعايت روش نيك و مؤثر ، از شرايط وعظ و خطابه
ادع . .. و الموعظة الحسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 3،6،9
3 - ضرورت آميخته شدن نصيحت و هدايت كردن با محبت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب
قال لقمن لإبنه و هو يعظه يبنىّ
مصغّر آوردن «بُنىّ» براى مهرورزى و شفقت است و از آن، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
6 - متمركز ساختن ذهن مخاطب و شنونده ، در موعظه و تبليغ ، امرى لازم است .
و هو يعظه يبنىّ
مخاطب قرار دادن فرزند، با «يا»ى ندا، هنگام موعظه، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد تا موعظه، اثر خود را ببخشد.
9 - موعظه انسان ها با منطق و برهانى محكم ، براى توجه دادن آنان به توحيد عملى حكيمانه است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال لقمن لإبنه... لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 7
7 - تقواپيشگى ، زمينه بهره بردارى از موعظه هاى الهى است .
و لقد أنزلنا . .. و موعظة للمتّقين
برداشت ياد شده، براين اساس است كه «لام» در «للمتّقين» لام نتيجه و عاقبت باشد; يعنى، مواعظ الهى در نهايت بر تقواپيشگان اثر مى گذارد و آنان زمينه لازم را براى پذيرش اين مواعظ دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 17 - 3
3 - ايمان و باور هاى دينى ، زمينه ساز پذيرش پند ها و موعظه ها
يعظكم اللّه أن تعودوا لمثله أبدًا إن كنتم مؤمنين
جواب محذوف جمله شرطيه «إن كنتم مؤمنين; اگر مؤمن هستيد» مى تواند جمله «فاتعظوا. ..» باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد شد: «اگر حقيقتاً ايمان داريد پس بايد موعظه ها و پندهاى الهى را پذيرا باشيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 3 - 7
7 - مداومت بر تصفيه درون و پاكسازى باطن ، مؤثر و سودمند در بهره گيرى از مجالس پند و اندرز
أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى
فعل مضارع «يزّكّى» - نظير هر مضارع ديگرى كه از حالت هاى شخص خبر دهد - بر استمرار دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 2
2 - امكان بهره گيرى انسان از تذكّرات و تعاليم دينى حتى در صورتى كه خود را تزكيه نكرده باشد .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر
حرف «أو» دلالت دارد كه هرگاه يكى از دو ويژگى (تزكيه يا تذكّر) محتمل باشد; بايد شخصى را كه مى خواهد به مجلس وعظ و ارشاد وارد شود، پذيرفت و نبايد او را تا پس از خودسازى و تزكيه از تذكرات دينى محروم كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 21 - 2
2 - تأمّل در نشانه هاى قدرت خداوندى در پهنه هستى ، زمينه ساز پذيرش پند و اندرز هاى دينى است .
أفلاينظرون إلى . .. فذكّر
حرف «فاء»، فرمان به تذكّر را بر آيات پيشين - كه از نشانه هاى قدرت خداوند سخن گفته بود - تفريع كرده است; يعنى، «حال كه چنين است به تذكّر اقدام كن».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 12
12 - بهره بردن از پند و اندرز ديگران و سودمندى آن به حال انسان ، در گرو داشتن روحيه اى پندپذير و نصيحت خواه
أو يذّكّر فتنفعه الذكرى
«فاء» در «فتنفعه»، نافع بودن تذكر را فرع برخوردارى از روحيه تذكّرپذيرى ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 11 - 2
2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت
كلاّ إنّها تذكرة
مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 6 - 1
1 - كسانى كه خود رااز پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى پندارند ، شايسته بذل توجّه كامل از سوى ارشادگران و مبلّغان نيستند .
فأنت له تصدّى
متصدى كسى است كه با كشيدن سر و سينه خود به بالا، در صدد ديدن چيزى برآيد (لسان العرب). اين تعبير حاكى از
معطوف داشتن تمام توجّه و عنايت، به سوى همنشين خود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 10
10- مؤثر بودن نصيحت ها در آدمى ، در گرو توفيق و خواست خداوند است .
و لاينفعكم نصحى . .. إن كان الله يريد أن يغويكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 4
4- تعاليم و نصيحت هاى پيامبران ، در كسانى كه خداوند خواهان گمراهى ايشان باشد ، بى تأثير است .
و لاينفعكم نصحى . .. إن كان الله يريد أن يغويكم
«إن كان الله . ..» به منزله تعليل براى «لاينفعكم نصحى» است; يعنى ، چون خداوند گمراهى شما را خواسته است ، نصيحت من در شما تأثيرى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 3 - 2
2 - احتمال علاقه مندى افراد به تزكيه نفس ، كافى در لزوم احترام آنان و استقبال از حضورشان در مجالس وعظ و ارشاد
و مايدريك لعلّه يزّكّى
كلمه «لعلّ»، بر رجا و اميدوارى دلالت دارد و جمله «لعلّه يزّكّى» اميد به وجود تزكيه را در لزوم پذيرش مستمعان كافى مى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 5،7
5 - احتمال تأثيرپذيرى مردم از نصيحت ها ، كافى در لزوم استقبال از آنان در مجالس پند و اندرز
لعلّه . .. يذّكّر
7 - تنها كسانى شايسته حضور در مجالس وعظ و ارشادند ، كه خود را در مسير خودسازى قرار داده يا افرادى توصيه پذير و نصيحت خواه باشند .
يزّكّى . أو يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 11
11 - اظهار مهربانى و عطوفت ، پيش از انتقاد و نصيحت ، امرى شايسته و نيكوست .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 12
12- رعايت روش نيك و مؤثر ، از شرايط وعظ و خطابه
ادع . .. و الموعظة الحسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 6
6 - شايستگى فرد براى ترجيح او بر ديگران در پند و اندرز ، به سلامتى كامل ، بينايى و فعال بودن تمام قواى جسمى وى وابسته نيست .
أن جاءه الأعمى . .. و ما يدريك لعلّه ... يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 9 - 5
5 - لزوم موعظه و ارشاد مردم ، مشروط به سودمند بودن آن است .
فذكّر إن نفعت الذكرى
«ذكرى» اسم مصدر براى «تذكير» است (قاموس)، اين كلمه نسبت به كلمه «ذكر»، مبالغه بيشترى دارد. (مفردات) حرف «ان» يا براى اشتراط حقيقى به كار رفته است و يا مراد از آن تشكيك است. برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «نفع» در آيه شريفه، اعم از اتمام حجت است; بنابراين تذكرى كه اتمام حجت باشد داراى نفع بوده و فرمان «ذكّر» شامل آن مى شود; ولى در مورد كسانى كه بر آنان اتمام حجت شده، شرط وجوب موعظه، تأثيرگذار بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 12 - 4
4 - تأثير بى بديل و منحصر به فرد موعظه و پندآموزى ، از راه شنيدن و گفتوگوى شفاهى و حضورى
لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية
مطلب ياد شده از توأم آمدن مسأله پندآموزى (تذكرة) و موضوع گوش شنوا (اُذن واعية)، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 6
6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 8
8 - تاريخ و سرگذشت امت ها ، منبعى براى موعظه و عبرت گيرى و درس آموزى
فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها و موعظة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 16،17
16 - خداوند به وسيله « كتاب » و « حكمت » ، مردم را موعظه مى كند .
و ما انزل عليكم من الكتاب و الحكمة يعظكم به
17 - قرآن ، كتاب موعظه
من الكتاب و الحكمة يعظكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 8
8 - فسادگرى و نصيحت ناپذيرى ، از نشانه هاى بيمارىِ دل و انديشه است .
فى قلوبهم مرض . .. و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض قالوا إنما نحن مصلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 4
4 - فراگيران پند و اندرز ، انسان هايى ارجمند و شايسته احترامى افزون تر از ديگران
و ما يدريك لعلّه . .. يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 13
13- تنها موعظه پذيران ، از توصيه ها و مواعظ الهى پند خواهند گرفت .
ذلك ذكرى للذكرين
زمخشرى در كشاف «ذكرى» را به موعظه و «ذاكرين» را به پندپذيران معنا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 9 - 5
5 - لزوم موعظه و ارشاد مردم ، مشروط به سودمند بودن آن است .
فذكّر إن نفعت الذكرى
«ذكرى» اسم مصدر براى «تذكير» است (قاموس)، اين كلمه نسبت به كلمه «ذكر»، مبالغه بيشترى دارد. (مفردات) حرف «ان» يا براى اشتراط حقيقى به كار رفته است و يا مراد از آن تشكيك است. برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «نفع» در آيه شريفه، اعم از اتمام حجت است; بنابراين تذكرى كه اتمام حجت باشد داراى نفع بوده و فرمان «ذكّر» شامل آن مى شود; ولى در مورد كسانى كه بر آنان اتمام حجت شده، شرط وجوب موعظه، تأثيرگذار بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 4
4 - قبول نصيحت ناصحان ، نشانه حكمت و دانايى است .
ءاتينه حكمًا و علمًا . .. فاخرج إنّى لك من النصحين . فخرج منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 3
3 - ضرورت آميخته شدن نصيحت و هدايت كردن با محبت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب
قال لقمن لإبنه و هو يعظه يبنىّ
مصغّر آوردن «بُنىّ» براى مهرورزى و شفقت است و از آن، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 12 - 4
4 - تأثير بى بديل و منحصر به فرد موعظه و پندآموزى ، از راه شنيدن و گفتوگوى شفاهى و حضورى
لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية
مطلب ياد شده از توأم آمدن مسأله پندآموزى (تذكرة) و موضوع گوش شنوا (اُذن واعية)، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 10
10 - نهى از منكر از مصاديق موعظه است .
لم تعظون . .. الذين ينهون عن السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 72 - 9
9- سرمستى و غفلت ، مانع پذيرفتن نصيحت و خيرانديشى ناصحان
لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 5 - 10
10 - استكبار و انحراف ، مانع از پذيرش نصيحت و خيرخواهى
و إذا قيل لهم . .. و رأيتهم يصدّون و هم مستكبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 9 - 4
4 - هدف از نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، توجّه دادن به مردم و نصيحت كردن آنان است .
سنقرئك . .. فذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 21 - 1،4،5
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن ياد قيامت در خاطره ها و توجّه دادن انسان ها ، به قدرت خداوند
فذكّر
«ذِكْر»، حالتى است در نفس انسان كه او را بر محافظت از معارفى كه فرا گرفته، توانا مى سازد. اين كلمه با «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه اصل فراگيرى «حفظ» و در خاطر حاضر داشتن، «ذكر» خوانده مى شود (مفردات راغب); بنابراين «ذكّر»; يعنى، متوجّه ساز و به ذهن آنان بيفكن. اين واژه - چنانچه در قاموس آمده است - در معناى موعظه كردن نيز به كار مى رود.
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به جز وظيفه موعظه و يادآورى ، مسؤوليتى ندارد و اجبار و اكراه مردم ، از وظايف او نيست .
إنّما أنت مذكّر
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسؤول واكنش هاى مردم در برابر پند و اندرزهايش نيست .
إنّما أنت مذكّر
حصر در «إنّما أنت مذكّر»، حصر اضافى است و به قرينه آيه بعد، ناظر به اثربخشى تذكّر است. مفاد آيه شريفه اين است كه: «وظيفه تو تنها تذكّر دادن است و پذيرش يا رد آن از سوى مردم، مؤاخذه اى را متوجّه تو نمى سازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 22 - 1
1 - اجبار و وادار ساختن مردم به پذيرش پند ها و موعظه ها ، از تكاليف و رسالت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيست .
لست عليهم بمصيطر
«صَطَر» و «سَطَر»، به يك معنا مى باشد (مفردات) و «مسيطر» به معناى عهده دار و مسلّط است. (مقاييس اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 12
12 - اقدام قوم قارون ( بنى اسرائيل ) به نصيحت كردن و برحذر داشتن وى از شادمانى و غرور بى جا
إذ قال له قومه لاتفرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 12،13
12 - اقدام قوم قارون ( بنى اسرائيل ) به نصيحت كردن و برحذر داشتن وى از شادمانى و غرور بى جا
إذ قال له قومه لاتفرح
13 - رفتار ناصحانه قوم قارون با وى ، امرى شايان توجه و يادآورى است .
إذ قال له قومه لاتفرح
«إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «اذكروا إذ قال له قومه. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 16
16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا داستان بلعم باعورا را براى تكذيب كنندگان آيات الهى گزارش كند .
فاقصص القصص
«قصّ» (مصدر «اُقصص») به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قصص» به معناى خبر و داستان است و «ال» در آن عهد ذكرى و اشاره به داستان بلعم باعورا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 14
14 - موعظه و رهنمود داوود ( ع ) به دو برادر متخاصم ، با توصيه به ايمان و نيك كردارى و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم
بيان اين نكته مهم و كلى كه «بسيارى از شريكان در حق يكديگر ستم مى كنند و تنها مؤمنان نيك كردار چنين نيستند»; مى تواند نوعى رهنمود و موعظه از سوى داوود(ع) به دو برادر متخاصم باشد. گفتنى است كه درخواست رهنمود از داوود(ع) از سوى آن دو نفر (و اهدنا إلى سواء الصراط) مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 9،13
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به موعظه منافقانى كه از مراجعه به طاغوت اظهار ندامت كردند .
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. فاعرض عنهم و عظهم
13 - موضعگيرى سازنده ، همراه با پند و اندرز پنهانى ، روش برخورد با منافقان
فاعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغاً
چنانچه «فى انفسهم» متعلّق به «قل» باشد، به اين معناست كه اين گفتار پندآموز تو بايد در بين خود آنان و به دور از چشم ديگران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 17 - 1
1 - پرهيز از تأثيرپذيرى در برابر شايعه ها و دامن زدن به آنها و نيز اجتناب از تهمت زدن به ديگران و بازى با حيثيت آنان ، اندرزى الهى به مؤمنان
يعظكم اللّه أن تعودوا لمثله أبدًا إن كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 8
8 - برخورد شايسته با زنان مطلّقه ، اداى حقّ آنان و انتخاب دو شاهد عادل بر امر طلاق يا رجوع ، از موعظه هاى الهى به مردان و زنان مؤمن
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ . .. و أقيموا الشهدة للّه ذلكم يوعظ به
«ذلك» اشاره به مجموعه رهنموهاى الهى در دو آيه اين سوره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 15
15- پرهيز از عمل جاهلانه ، پند و موعظه خداوند به حضرت نوح ( ع )
إنى أعظك أن تكون من الجهلين
«موعظة» به معناى پنددادن و نصيحت كردن است. چنان چه متعلق آن رفتار و اخلاق پسنديده باشد ، مفاد آن ترغيب به انجام دادن است و اگر متعلق آن رفتار و اخلاق ناپسند باشد ، مفاد آن توصيه به انجام ندادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 7
7 - تنها كسانى شايسته حضور در مجالس وعظ و ارشادند ، كه خود را در مسير خودسازى قرار داده يا افرادى توصيه پذير و نصيحت خواه باشند .
يزّكّى . أو يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 2
2 - حضور برخى از افراد حق طلب و نصيحت پذير در صفوف فرعونيان
فتنزعوا أمرهم بينهم
اختلاف نظر فرعونيان در باره موسى(ع)، نشان از متمايل شدن برخى از فرعونيان به موسى(ع) در روز مقابله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 22 - 9
9 - رهبران و داوران جامعه الهى ، بايد نصيحت پذير و حق شنو باشند .
فاحكم بيننا بالحقّ و لاتشطط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 10
10 - ابن ام مكتوم ، در تلاش براى تزكيه نفس يا پندآموزى و داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر
هر چند خداوند با كلمه «لعلّ» تنها احتمال وجود يكى از دو فضيلت را براى ابن ام مكتوم مطرح ساخته است; ولى انتقاد او از برخورد ناهنجار با وى و اختصاص آياتى در قرآن به اين موضوع، نشانگر مقام نيك وى نزد خداوند و دور نبودن او از آن
فضائل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 11،12
11 - فرمان به اداى امانت به اهل آن و قضاوت عادلانه ، از مواعظ بسيار نيكوى الهى به مردم
انّ اللّه يأمركم . .. انّ اللّه نعمّا يعظكم به
12 - خداوند ، موعظه گر بندگان
انّ اللّه نِعمّا يعظكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 10،11
10 - احكام الهى ( اوامر و نواهى ) مواعظ خداوند هستند .
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم
11 - ثبات و پايدارى در ايمان از نتايج عمل به احكام و مواعظ الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و اشدّ تثبيتاً
متعلق «تثبيتاً» به قرينه آيات قبل، ايمان گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 67 - 2
2 - پاداش بزرگ الهى ، پيامد تسليم همه جانبه در برابر احكام خداوند و عمل به مواعظ او
و يسلموا تسليما . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و اذاً لأَتيناهم من لدنّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 68 - 1
1 - هدايت به صراط مستقيم ، نتيجه عمل به احكام و مواعظ الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به . .. و لهديناهم صراطا مستقيما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 9
9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .
و نصحت لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 6،15
6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن
امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.
15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .
اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 5
5 - موعظه و پنددهى ، روش تبليغى حضرت هود ( ع ) در ارتباط با قوم عاد
قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 1،9
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة
«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.
9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 72 - 16
16 - ساحران مؤمن با وجود تهديدات فرعون ، در صدد نصيحت و ارشاد و هدايت وى بودند .
ما جاءنا من البيّنت و الذى فطرنا فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا
اشاره ساحران به بينات موسى(ع) و خالقيت خداوند و محدوديت قدرت فرعون، پس از موضع گيرى خصمانه او، مى تواند به منظور رام ساختن و پند و اندرز دادن به او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 58 - 6
6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .
إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 9
9 - قال أبو جعفر(ع): لما نزلت «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» قال المسلمون: كيف نصنع إن كان كلما استهزء المشركون بالقرآن قمنا و تركناهم فلاندخل إذا المسجد الحرام و لانطوف بالبيت الحرام فأنزل الله تعالى «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء» و أمرهم بتذكيرهم و تبصيرهم ما استطاعوا.
امام باقر(ع) فرمود: چون آيه «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» نازل شد، مسلمانان گفتند: حال كه هرگاه مشركان، قرآن را مسخره كنند، بايد برخيزيم و از آنان دورى كنيم، در نتيجه هيچگاه نبايد وارد مسجدالحرام شده و طواف خانه خدا را بجا آوريم، پس چه كنيم؟ در اين هنگام خداوند آيه «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى» را نازل كرد و در آن به مسلمانان دستور داد كه، كافران را متذكر نموده و در حد توان، آنان را با موعظه بيدار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 57 - 1،7
1 - قرآن ، براى همه مردم موعظه و براى بيمارى هاى نهفته در دل بيماردلان ، دارويى شفابخش است .
يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور
7 - موضوعات مطرح شده در قرآن ، در راستاى پندآموزى ، شفابخشى ، هدايتگرى و رحمت بخشى است .
يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم . .. و رحمة للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 3
3 - كيفر اصحاب سبت ، موعظه و پندى براى اهل تقواست .
فجعلنها . .. موعظة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 6
6 - خداوند ، بيانگر موعظه ها و انذارهايى براى تقواپيشگان
و موعظة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 42 - 5
5- اعراض كافران از شنيدن كلام الهى و درك مفاهيم و معارف قرآنى ، دليل بى توجهى آنان به رحمت گسترده الهى و متأثر نشدن از مواعظ پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل من يكلؤكم . .. من الرحمن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن باشد; زيرا يكى از نام ها و اوصاف قرآن كريم ذكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 8
8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .
يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا
جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 17
17 - مشركان ، به دليل پند نگرفتن از مواعظ خداوند ، از سوى او سرزنش شدند .
أم يقولون . .. أفلاتتذكّرون
استفهام در «أفلا» توبيخى است و به قرينه نفى شفيع در آيه، مى تواند كه مشركان مورد خطاب آيه باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 13 - 1
1 - مشركان صدر اسلام ، مردمى پندناپذير بودند .
و إذا ذكّروا لا يذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 11 - 6،7
6 - منافقان ، مردمانى نصيحت ناپذير
و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض قالوا إنما نحن مصلحون
7 - فسادگرى و نصيحت ناپذيرى منافقان ، برخاسته از بيمار دلى آنان است .
فى قلوبهم مرض . .. و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 5 - 1
1 - منافقان ، عناصرى نصيحت ناپذير
و إذا قيل لهم تعالوا . .. لوّوا رءوسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 13،15
13 - مواعظ و اندرز هاى خداوند ، تربيت كننده آدميان
فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى
كلمه «رب» به معناى مدبّر و تربيت كننده، بيانگر اين معناست كه مواعظ الهى براى تربيت انسانها و تدبير امور ايشان است.
15 - احكام الهى ، موعظه و اندرز خداوند به بندگان خويش
فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى
خداوند از حكم خويش (تحريم ربا) به «موعظه» تعبير كرده است; بنابراين احكام الهى، از جمله مواعظ اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 17 - 1
1 - پرهيز از تأثيرپذيرى در برابر شايعه ها و دامن زدن به آنها و نيز اجتناب از تهمت زدن به ديگران و بازى با حيثيت آنان ، اندرزى الهى به مؤمنان
يعظكم اللّه أن تعودوا لمثله أبدًا إن كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 6
6 - خداوند ، بيانگر موعظه ها و انذارهايى براى تقواپيشگان
و موعظة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 14
14 - موعظه و رهنمود داوود ( ع ) به دو برادر متخاصم ، با توصيه به ايمان و نيك كردارى و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم
بيان اين نكته مهم و كلى كه «بسيارى از شريكان در حق يكديگر ستم مى كنند و تنها مؤمنان نيك كردار چنين نيستند»; مى تواند نوعى رهنمود و موعظه از سوى داوود(ع) به دو برادر متخاصم باشد. گفتنى است كه درخواست رهنمود از داوود(ع) از سوى آن دو نفر (و اهدنا إلى سواء الصراط) مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 11
11 - اظهار مهربانى و عطوفت ، پيش از انتقاد و نصيحت ، امرى شايسته و نيكوست .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 23،30،31
23 - پند و اندرز ، اوّلين اقدام براى جلوگيرى از نشوز زن
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهُنّ
30 - لزوم مراعات ترتيب در كاربرد موعظه ، ترك همخوابگى و تنبيه بدنى در مورد زنان ناشزه
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ
31 - پند و اندرز ، بى اعتنايى و تنبيه بدنى ، از روش هاى اصلاح رفتار هاى ناهنجار
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 21
21- موعظه ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن براى بيدارى و هوشيارى مردمان است .
يعظكم لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 9
9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 10 - 5
5 - تقويت ايمان مؤمنان ، داراى اهميتى افزون تر از پافشارى بر هدايت معاندان و كافران پندناپذير
فأنت له تصدّى . .. فأنت عنه تلهّى
از مجموع اين بخش از آيات، استفاده مى شود كه اصرار بر ارشاد كافران، گرچه كارى پسنديده است; ولى هرگاه در تعارض با تقويت ايمان مسلمانى قرار گيرد، بايد آن را رها كرد.
موعظه پذيران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 11 - 1
1 - تأكيد خداوند بر ضرورت ترك ترش رويى با اندرز خواهان ; هر چند آنان ، جسمى معلول داشته و از طبقات اشراف نباشند .
كلاّ
كلمه «كلاّ» براى ممنوع ساختن و ردّ مطالبى است كه پيش از گفتن اين كلمه، مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 11
11 - خوددارى از ارشاد كسانى كه در مسير خودسازى قرار دارند و استنكاف از راهنمايى پندپذيران ، كردارى نكوهيده و ناروا است .
عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 4
4 - فراگيران پند و اندرز ، انسان هايى ارجمند و شايسته احترامى افزون تر از ديگران
و ما يدريك لعلّه . .. يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 8
8 - كشف وجود روحيه پندپذيرى در افراد ، براى همه كس مقدور نيست .
و ما يدريك لعلّه . .. يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 13
13- تنها موعظه پذيران ، از توصيه ها و مواعظ الهى پند خواهند گرفت .
ذلك ذكرى للذكرين
زمخشرى در كشاف «ذكرى» را به موعظه و «ذاكرين» را به پندپذيران معنا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 4
4 - فراگيران پند و اندرز ، انسان هايى ارجمند و شايسته احترامى افزون تر از ديگران
و ما يدريك لعلّه . .. يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 7
7 - تنها كسانى شايسته حضور در مجالس وعظ و ارشادند ، كه خود را در مسير خودسازى قرار داده يا افرادى توصيه پذير و نصيحت خواه باشند .
يزّكّى . أو يذّكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 2
2 - حضور برخى از افراد حق طلب و نصيحت پذير در صفوف فرعونيان
فتنزعوا أمرهم بينهم
اختلاف نظر فرعونيان در باره موسى(ع)، نشان از متمايل شدن برخى از فرعونيان به موسى(ع) در روز مقابله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 2
2 - انسان هاى پاك ، تذكّرپذير ، هدايت جو و خداترس ، در قيامت چهره اى نورانى خواهند داشت .
لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر ... جاءك يسعى . و هو يخشى ... وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 12
12 - تسبيح مظاهر هستى به درگاه خداوند ، تذكرى به انسان غافل از ياد آفريدگار
لو أنزلنا هذا القرءان على جبل . .. له الأسماء الحسنى يسبّح له ما فى السموت و ا
ارتباط اين آيه با آيات پيشين و هماهنگى سياق آنها گوياى اين نكته است كه اگر انسان در غفلت از ياد حق به سر مى برد، همه هستى - حتى جمادات - در حال تسبيح حق اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 5
5 - سياحت در زمين و تأمّل در پيدايش موجودات ، بر طرف كننده ترديد انسان در امكان تحقّق معاد است .
سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 4
4- آفرينش موجودات زمينى با رنگ هاى گوناگون ، نشانه اى از خداوند و نمونه اى از قدرت اوست .
و ما ذرأ لكم فى الأرض مختلفًا ألونه إن فى ذلك لأية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 28 - 4
4 - مظاهر گوناگون و متنوع طبيعت ، جلوه عظمت خداوند و سبب خشيت عالمان راستين و اهل معرفت
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. و من الناس ... مختلف ألونه كذلك إنّما ي
يادآورى خداترسى اهل معرفت - پس از برشمردن پديده هاى گوناگون طبيعت - مى تواند ناظر به اين حقيقت باشد كه در آن پديده ها، عظمت خدا چنان جلوه گر است كه موجب خشيت عالمان و اهل معرفت مى شود. واژه «خشيت» - كه در مورد ترسى به كار مى رود كه همراه با تعظيم و ناشى از آگاهى باشد (مفردات راغب) - مؤيد همين برداشت است. گفتنى است مقصود از علم در اين آيه، آشنايى با علوم مادى همچون فيزيك، شيمى و رياضى نيست; بلكه آشنايى با معارف و حقايق الهى است كه از صاحبان آن به اهل معرفت و عالمان راستين تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 4
4- مشاهده خلقت نخستين موجودات و شك در قدرت خداوند براى آفرينش مجدد آنها ، ناسازگار با يكديگر
أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد
از آيه شريفه، استفاده مى شود كه ميان خلقت نخستين موجودات و اعاده آنها از نظر امكان، حكمى يكسان جارى است; اگر اولى ممكن شد دومى نيز ممكن است. حال ممكن شمردن يكى و محال شمردن ديگرى، تناقض مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 2
2- آفرينش هر موجود ، خود گواه قدرت خداوند بر آفرينش مجدد آن ، پس از مرگ و نابودى
أفعيينا بالخلق الأوّل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 10
10- توجه به انقياد و تذلّل پديده هاى مادى در برابر خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن انسان در برابر اوست .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء . .. سجّدًا لله و هم دخرون
دعوت به ژرف انديشى درباره سجده و تذلّل موجودات مادى دربرابر خداوند، در واقع دعوت به عبرت آموزى از آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 5
5 - توجه به انقياد و كرنش تمامى پديده هاى جهان در برابر خداوند ، مقتضى گرويدن به خداى واحد و روى گرداندن از شرك و ديگر پرستى است .
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 10
10- توجه به انقياد و تذلّل پديده هاى مادى در برابر خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن انسان در برابر اوست .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء . .. سجّدًا لله و هم دخرون
دعوت به ژرف انديشى درباره سجده و تذلّل موجودات مادى دربرابر خداوند، در واقع دعوت به عبرت آموزى از آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 11
11 - توجه به فرجام امور و بازگشت تمامى موجودات به سوى خداوند ، موجب طرد مكاتب انحرافى و روى آورى به دين الهى است .
صرط اللّه . .. ألا إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 6
6- به خاطر آوردن پديده ها و مخلوقات خداوند ، عامل تنبه و پندگيرى و بازشناسى خالقيت خداوند از مدعيان دروغين آفرينشگرى است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلا تذكّرون
از اينكه خداوند پس از بيان مخلوقات فراوان - در قالب استفهام توبيخى - امر به تذكر و يادآورى مى كند، معلوم مى شود كه توجه به مخلوقات عامل تذكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 9
9- با مطالعه ژرف موجودات مادى ، مى توان انقياد و تذلل آنها را در برابر خداوند به دست آورد .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 4،21
4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما
21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجدل فى الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 102 - 6
6- بندگى و نياز همه موجودات به درگاه خدا ، خود ، دليل پوچى پندار ولايت براى آنان در برابر خداوند است .
أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء
با اين كه معناى آيه، بدون كلمه «عبادى» نيز تمام است، ولى ذكر «عبادى» براى توجه دادن به اين نكته است كه آنچه به عنوان «ولىّ» از سوى كافران انتخاب و در رتبه الوهيّت و ربوبيّت پنداشته شده است، جملگى عبد خدايند و چگونه است كه بى خردان، عبد را در رتبه معبود پنداشته اند؟! بنابراين، آيه، متضمن نوعى استدلال نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 10
10 - ايجاد مستمر موجودات و برگرداندن آنها به حالت نخست ، براى خداوند ، آسان است .
يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده إنّ ذلك على اللّه يسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 1
1 - آغاز همه چيز و اعاده آنها ، تنها به دست خداوند است .
إنّه هو يبدىء و يعيد
در آيه شريفه متعلق «يبدئ» و «يعيد» ذكر نشده است. در اين موارد، متكلم ذهن مخاطب را در فهم آن آزاد مى گذارد تا هر چه بتواند، متعلق را گسترش دهد. بنابراين مفاد آيه شريفه، اين مى شود كه همه آغازها، به دست خداوند است و تمام تكرارها نيز مستند به او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 3،4
3- آمار تمامى موجودات عاقل در آسمان ها و زمين ، به طور دقيق در اختيار خداوند و احاطه علمى او است .
إن كلّ من فى السموت . .. وعدّهم عدًّا
4- سلطه خداوند بر همه موجودات و برشمردن و ضبط دقيق تعداد آنها ، نشانگر عبوديت كامل موجودات براى خداوند است .
ءاتى الرحمن عبدًا . .. و عدّهم عدًّا
اين آيه، به منزله شاهد بر مدعاى آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 1
1 - آمار تمامى موجودات هستى به طور دقيق در اختيار خداوند و احاطه علمى او است .
و كلّ شىء أحصينه
«احصاء» از «حصى» (ريگ) مشتق شده است; به اين لحاظ كه براى شمردن از ريگ استفاده مى شد (مفردات راغب). احصاى همه چيز، به معناى احاطه علمى خداوند به آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 14
14 - « عن محمدبن مسلم قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى » قال : ليس شىء من خلق اللّه إلاّ و هو يعرف من شكله الذكر من الاُنثى ، قلت : ما يعنى « ثمّ هدى » ؟ قال : هداه للنكاح والسفاح من شكله ;
محمدبن مسلم گفت: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى» پرسيدم، فرمود: هيچ چيزى از مخلوقات خداوند نيست، مگر اين كه از جنس خود نر را از ماده تمييز مى دهد. گفتم: معناى «ثمّ هدى» چيست؟ فرمود: خداوند آن را با جفت گيرى صحيح و ناصحيح با هم نوعاً خود آشنا ساخته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 5
5 - تمامى آفريده هاى خداوند ، داراى ساختارى متقن و خالى از ضعف و كاستى
صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 3
3- موجودات هستى ، ناتوان و متكى به خداوند در حيات خويش
لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 2
2- احاطه كامل خداوند به خصوصيات و احوال موجودات هستى
لقد أحصيهم وعدّهم عدًّا
جمله «لقد أحصاهم. ..» پشنوانه درستى سخن پيشين (آتى الرحمان عبداً) است و بيان مى دارد كه همه موجودات - از ابتدا تا انتها - در قبضه خداوند و مقهور و حاكميت او هستند. خداوند ويژگى هاى آنها را مى داند و خبرى كه در باره عبوديت آنها داده است، از روى آگاهى كامل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 54 - 7
7 - احاطه همه جانبه خداوند بر تمامى موجودات هستى .
ألا إنّه بكلّ شىء محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 11
11 - همه موجودات جهان ، داراى نوعى ادراك نسبت به مقام آفريدگار خويش
يسبّح له ما فى السموت و الأرض
چنانچه مراد از تسبيح، بيانى و گفتارى باشد - و نه صرفاً به زبان حال - برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 11
11 - « الحمد للّه ربّ العالمين » ، ثنا و آخرين سخن خلايق در قيامت است .
و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 3،5
3 - پاكى و ناپاكى از جمله ملاك هاى حرمت و حليت اشياء
لايستوى الخبيث و الطيب
5 - پاكى و ناپاكى از جمله ملاك هاى ارزشگذارى اشياء
قل لايستوى الخبيث و الطيب و لو اعجبك كثرة الخبيث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 8
8 - حيات جانورى ، رو به گسترش در پهنه زمين *
و ما يبثّ من دابّة
فعل مضارع «يبثّ» - كه دلالت بر استمرار و پراكندگى دارد - مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 2
2- موجودات هستى و جلوه هاى آفرينش الهى ، نامتناهى و غيرقابل شمارش اند .
لنفد البحر قبل أن تنفد كلمت ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 2 - 4
4 - استعاذه به خداوند براى مصون ساختن خويش در برابر خطر تمامى مخلوقات ، توصيه او به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل أعوذ . .. من شرّ ما خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 7
7 - خلق و مرگ پديده ها ، امرى مدام و مستمر است .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 4
4 - اشتقاق مخلوقات از يكديگر ، جلوه ربوبيت خداوند بر آنان است .
بربّ الفلق
از جمله معانى «فَلَق»، تمام مخلوقات است (لسان العرب). اطلاق اين وصف بر آنها، به خاطر اين است كه «شقّه شدن» و «شكافتن»، در پيدايش آنها نقشى اساسى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 6 - 4
4 - تشويق انسان ها از سوى خداوند ، به سجده و فرمانبرى از قوانين الهى ، همچون ديگر موجودات طبيعت
و النجم و الشجر يسجدان
ذكر سجده و فرمانبرى ستارگان و گياهان براى خداوند، مى تواند به منظور تشويق و برانگيختن بشر به پيروى از قوانين الهى و خضوع در برابر آن، ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 20
20 - « كتاب مبين » ، مركز اطلاعات همه موجودات است .
و لا أصغر من ذلك و لا أكبر إلاّ فى كتب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 1
1 - آغاز همه چيز و اعاده آنها ، تنها به دست خداوند است .
إنّه هو يبدىء و يعيد
در آيه شريفه متعلق «يبدئ» و «يعيد» ذكر نشده است. در اين موارد، متكلم ذهن مخاطب را در فهم آن آزاد مى گذارد تا هر چه بتواند، متعلق را گسترش دهد. بنابراين مفاد آيه شريفه، اين مى شود كه همه آغازها، به دست خداوند است و تمام تكرارها نيز مستند به او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 16 - 8
8 - اعتراف همه خلايق در قيامت به اختصاص داشتن فرمان روايى جهان به خداوند
لمن الملك اليوم للّه الوحد القهّار
جمله «للّه الواحد القهّار» پاسخ سؤال در «لمن الملك اليوم» است; برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه گوينده اين پاسخ از سوى خلايق مى باشد; يعنى، همان مردمى كه در قيامت نمايان مى شوند (هم بارزون)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 14
14- وجود مخلوقاتى هم طراز با انسان و يا برتر از او در جهان آفرينش
و فضّلنهم على كثير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 10
10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .
كل له قنتون
«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 4
4 - آفريده ، همواره در اختيار آفريننده خويش و مطيع اوست .
كل له قنتون. بديع السموت و الأرض
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بديع السماوات» به منزله تعليل براى «كل له قانتون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 2،8
2- گروهى از موجودات از سر طاعت و به دلخواه بر خدا سجده مى كنند و گروهى ناخواسته و برخلاف تمايل خويش .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا
«طوع» و «كره» مصدرند و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (طائعين) و (كارهين) مى باشد. «طائع» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه كارى را از روى تمايل انجام دهد و «كاره» به كسى و يا چيزى مى گويند كه عملى را بدون تمايل و از روى كراهت به ثمر رساند.
8- موجودات هستى و آثار آنها همواره تسليم خدا بوده و در برابر او خاضعند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا و ظللهم
«ظلال» در آيه شريفه مى تواند به عنوان نمونه اى از آثار و تبعات موجودات، مطرح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 3
3- باور به نقش خدا در جهان آفرينش و علم همه جانبه او و فرمانبرى همگان از وى ، آدمى را به پذيرش ربوبيت مطلق او بر جهان هستى هدايت مى كند .
الله يعلم . .. هو الذى يريكم البرق ... لله يسجد ... قل من رب السموت و الأرض
بيان ربوبيّت خدا بر هستى با طرح سؤال از مشركان، پس از آياتى كه صفات و ويژگيهاى خداوند را مطرح كرد، مى رساند كه مضمون آيه مورد بحث به منزله نتيجه اى براى آيات گذشته است ; يعنى، آگاهى همه جانبه خدا (الله يعلم . ..)، دخل و تصرف او در هستى (هو الذى يريكم ...) و خضوع همگان در برابر او (لله يسجد ...) هر انديشمندى را به اين نتيجه مى رساند
كه: اوست رب و مالك همه هستى و غير او ربوبيتى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 9،11
9- با مطالعه ژرف موجودات مادى ، مى توان انقياد و تذلل آنها را در برابر خداوند به دست آورد .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و
11- همه پديده هاى مادى با خضوع تمام ، خداوند را سجده مى كنند .
أو لم يروا . .. من شىء ... سجّدًا لله و هم دخرون
«داخر» در لغت به معناى ذليل است و جمله «و هم داخرون» حال براى «ظلال» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 3،6
3 - تمامى پديده هاى هستى ، تنها در برابر خداوند ، خاضعانه فرمان بردارند .
و له من فى السموت و الأرض كلّ له قنتون
«قنوت» - ريشه «قانتون» - به معناى «اطاعت خاضعانه» است(مفردات راغب).
6 - فرمان بردارىِ محضِ موجودات عالم از خداوند ، دليل اطاعت انسان ها از نداى او براى زنده شدن مجدد در قيامت است .
إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السموت ... كلّ له قنتون
جمله «كلٌّ له قانتون» عطف به جمله «و له من فى . ..» است و جمله «و له من فى...» را مى توان به منزله دليلى براى آيه قبل تلقى كرد. بنابراين، معناى آيه چنين مى شود: به دليل اين كه همه، از جمله انسان ها تسليم محض خدايند، با صدور فرمان خداوند به برخاستن از قبر، زنده مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 8 - 6
6 - همه موجودات ، ناگزير از اطاعت خداوند و تنها انسان داراى حق انتخاب آگاهانه
و النجم و الشجر يسجدان . .. و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان
خداوند، در آيات پيشين «نجم» و «شجر» را تسليم بى چون و چراى فرمان حق شمرده و هستى را مسخر قوانين دانسته است; اما تنها از انسان مى خواهد كه خود با اختيار و انتخاب سر بر آستان معيارها بسايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 2 - 10
10 - خداوند ، هدف حركت همه موجودات
اللّه الصمد
«صَمَد»، با فعل «صَمَدَ اليه» (او را قصد كرد)، هم خانواده و «فَعَلَ» به معناى «مفعول» است; يعنى، مصمودٌ اليه و خداوند «صمد» است; يعنى، مقصود و مقصد نهائى موجودات است. حذف متعلقات «صمد» نشانه عموم است و مقصود بودن خداوند را به تمام موجودات و مقاصد آنها تعميم مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 5
5- انسان هاى متوجه و بيدار ، از آفرينش موجودات زمينى و رنگارنگ بودن آنها ، به وحدانيت خداوند پى مى برند .
و ما ذرأ لكم . .. لأية لقوم يذّكّرون
چون متعلق «لأية» محذوف است، مى تواند «لتوحيده» در تقدير باشد; يعنى، نشانه اى براى وحدانيت خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 1
1 - آفرينشِ نخستِ موجودات و بازگرداندن مجدد آنها ، تنها به دست خداوند است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
«خلق» حاصل مصدر و «ال» در آن، براى جنس است، بنابراين، دلالت بر همه پديده ها مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 6،10
6 - فرايند پيدايش مستمر موجودات و بازگشت آنان به حالت قبلى ، نمودى از قدرت خداوند است .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
عطف «يعيد» بر فعل «يبدئ» نشان مى دهد كه تمام موجودات، پس از خلق شدن، باز به حالت سابق شان برمى گردند.
10 - ايجاد مستمر موجودات و برگرداندن آنها به حالت نخست ، براى خداوند ، آسان است .
يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده إنّ ذلك على اللّه يسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 13
13 - كتاب مبين، مركز اطلاعات جامع درباره تمامى موجودات هستى و تحولات آنهاست.
و ما تسقط . .. و لا رطب و لا يابس إلا فى كتب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 6
6- وجود كتابى بس دقيق و نگهدارنده آمار و جزئيات هستى ، نزد خداوند
و عندنا كتب حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 2
2 - خداوند ، همه چيز را به صورت نوشته و تحت حفاظت خويش ، باقى نگه مى دارد .
و كلّ شىء أحصينه كتبًا
«كتاباً»، (مانند «كتابة»)، مصدر «كتب» و حال يا مفعول مطلق است. در صورت اول به معناى «مكتوب» است و در صورت دوم «احصاءَ كتاب» (شمارشى به گونه نوشتن) بوده است. «نوشتن هر چيز» - به هر معنايى باشد - حاكى از نوعى بقاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 35 - 3
3 - نياز پديده و شىء ممكن به علت پديد آورنده ، امرى بديهى و قابل فهم براى همگان
أم خلقوا من غير شىء
از اين كه خداوند اين مسأله را با پرسشى ساده و همراه با اعجاب و انكار مطرح كرده است; استفاده مى شود كه شبهه در نياز
معلول به علت، براى عقل سليم شگفت انگيز بوده و شك در امر بديهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 55 - 2،3
2 - انسانهايى كه بر اثر كفرورزى زمينه هاى ايمان را در خويش از ميان برده اند ، در پيشگاه خداوند بدترين جنبدگان هستند .
إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا فهم لايؤمنون
3 - كفرورزى تا مرز از دست دادن زمينه هاى ايمان ، عامل سقوط آدمى از مرتبه انسانيت به مرحله پست ترين حيوانات
إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا فهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 56 - 2،4
2 - كفرپيشگانى كه بر پيمانشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) وفادار نماندند از پست ترين جنبندگان هستند .
إن شر الدواب . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون
«الذين عهدت منهم» مى تواند بدل و يا عطف بيان براى «الذين كفروا» در آيه قبل باشد، و نيز مى تواند مبتدا و خبر آن «فاما تثقفنهم . .. » در آيه بعد باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
4 - يهوديان مدينه در عصر بعثت نمونه پست ترين جنبندگان به سبب اصرارشان بر كفر و از ميان بردن زمينه هاى ايمان در خويش و شكستن پيمانها
إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 7
7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .
الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين . .. أُولئك هم شرّ البريّة
«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 3
3 - برترى و شرافت انسان بر تمامى موجودات زمين
خلق لكم ما فى الأرض جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 6
6 - انسان ، در مقايسه با ديگر موجودات ، موجودى زيباتر ، برتر و كامل تر است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ و صوّركم فأحسن صوركم
اختصاص به ذكر يافتن انسان با وصف «فأحسن صوركم» - پس از يادآورى آفرينش آسمان ها و زمين - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 35 - 1،2
1 - دوزخ ، يكى از بزرگ ترين پديده هاى جهان هستى است .
إنّها لإحدى الكبر
2 - دوزخ ، پديده اى بى نظير در ميان پديده هاى بزرگ جهان
إنّها لإحدى الكبر
برخى از مفسران، بر آنند كه مقصود از «لإحدى الكبر» اين است كه در ميان پديده هاى بزرگ، دوزخ در عظمت و شگفتى، يگانه و بى نظير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 10
10 - ايجاد و استمرار بقاى موجودات به دست خداوند است.
فاطر السموت و الأرض و هو يطعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 3
3 - تمامى موجودات ، در بقاى خويش ، نيازمند به خداوندند .
أن تقوم السماء و الأرض بأمره
«السماء و الأرض» كنايه از عالم و آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 6
6 - آفريده هاى خداوند ، زيباترين و نيكوترين آفريده هاى ممكن
أحسن الخلقين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه وقتى خداوند نيكوترين خالق باشد، قهراً مخلوقات او نيز نيكوترين مخلوق خواهند بود و چون خالقى جز او در جهان هستى وجود ندارد، طبيعتاً آنچه آفريده است، نيكوترين مخلوقاتى است كه ممكن بود در عالم هستى پديد آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 4 - 3
3 - انسان ، كامل ترين موجودات و ارجمندترين آفريده ها است .
لقد خلقنا الإنسن فى أحسن تقويم
مراد از «أحسن تقويم» - به قرينه آيه بعد - نقطه مقابل «أسفل سافلين» است; يعنى، هر انسانى در اصل خلقت خويش، از برترين نوع آفرينش برخوردار است و سقوط برخى از انسان ها به پست ترين حالت ها، عارضى و غير اصيل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 2
2 - خداوند ، شريف ترين و احسان كننده ترين موجودات است .
و ربّك الأكرم
هر چيزى كه در باب خود شريف باشد، به او «كريم» گفته مى شود و زمانى كه «كَرَم»، وصف خداوند قرار گيرد، نام احسان و انعام فراوان او خواهد بود. برخى از دانشمندان گفته اند: كرم تنها در مورد نيكويى هاى بزرگ به كار مى رود. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 7 - 1
1 - افراد مؤمن و داراى عمل صالح ، بهترين مردم و برترين موجودات اند .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك هم خير البريّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 27 - 1،2،6
1 - كلمات الهى ( مخلوقات ) بى نهايت و غير قابل شمارش اند .
و لو أنّما . .. ما نفدت كلمت اللّه
2 - در صورت تبديل شدن همه درختان زمين به قلم و مركب شدن دريا هاى متعدد ( بيش از هفت دريا ) جهت كتابت كلمات الهى ، كلمات خداوند تمام نخواهد شد .
لو أنّما فى الأرض من شجرة أقلم و البحر يمدّه من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمت ال
«من» بيان براى «ما»ى موصول است و آوردن «شجرة» با تاى وحدت به جاى «شجر» براى اين است كه افاده استغراق
كند به گونه اى كه يكايك درختان را در برگيرد. گفتنى است كه «سبعة أبحر» دلالت بر كثرت مى كند و «من بعده» به معناى «بعد از اتمام آن دريا» و يا غير از آن است.
6 - عزت و حكمت خداوندى ، دليل بى شمارى كلمات و مقدّرات او است .
ما نفدت كلمت اللّه إنّ اللّه عزيز حكيم
جمله «إنّ اللّه عزيز حكيم» به منزله تعليل براى «مانفدت. ..» است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «كلمات خداوند، پايان ناپذير است; چون او حكيم و عزيز است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 2
2- كسى كه تمام موجودات را آفريده با كسى كه هيچ موجودى را نيافريده ، هيچ گونه شباهتى ندارد .
أفمن يخلق كمن لايخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 9
9 - استوارى ساختار انسان ، نمونه اى از اتقان و استحكام بى نظير آفريده هاى الهى است .
لقد خلقنا الإنسن فى أحسن تقويم . .. أليس اللّه بأحكم الحكمين
«حَكْم» (بر وزن صبر) با «اِحكام» (اتقان و استحكام بخشيدن) به يك معنا است. (قاموس) تعبير «أحكم الحاكمين»، اگر از اين ريشه گرفته شده باشد، آيه شريفه مى تواند ناظر به استحكام آفريده هاى خداوند باشد كه در آغاز سوره، به استحكام نمونه اى از آنها (انسان) اشاره شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 10
10 - پاكى طينت موجودات ، امرى اصيل و خباثت آنها ، امرى عرضى است . *
و البلد الطيب . .. و الذى خبث
توصيف زمين مستعد با وصف «الطيب» در مقابل توصيف زمين نامستعد با فعل «خبث»، مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد. زيرا وصف دلالت بر ثبوت دارد و فعل حاكى از حدوث است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 16 - 4
4 - پرسش از خلايق در روز قيامت ، درباره فرمان رواى حقيقى جهان در آن روز
لمن الملك اليوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 95 - 2،3،4
2 - خداوند پديدآورنده حيات از دل طبيعت بى جان و مرده است.
إن الله . .. يخرج الحى من الميت
3 - رويش گياهان و درختان از دانه ها و هسته ها، نمودى از بيرون آوردن موجود زنده از مرده است.
إن الله فالق الحب و النوى يخرج الحى من الميت و مخرج الميت من الحى
4 - پديد آمدن موجود زنده از دل مردگان و مرده از دل زندگان، قانونى مستمر در طبيعت است.
يخرج الحى من الميت و مخرج الميت من الحى
جمله «يخرج الحى»، كه جمله اى است فعليه و با فعل مضارع آغاز شده، دال بر استمرار و تجديد است. همچنين جمله دوم (مخرج الميت ... )، كه به صورت اسميه آمده، دال بر دوام و ثبوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 95 - 4،5
4 - پديد آمدن موجود زنده از دل مردگان و مرده از دل زندگان، قانونى مستمر در طبيعت است.
يخرج الحى من الميت و مخرج الميت من الحى
جمله «يخرج الحى»، كه جمله اى است فعليه و با فعل مضارع آغاز شده، دال بر استمرار و تجديد است. همچنين جمله دوم (مخرج الميت ... )، كه به صورت اسميه آمده، دال بر دوام و ثبوت است.
5 - خداوند از نهاد موجودات جاندار، موجوداتى بى جان و فاقد حيات پديد مى آورد.
إن الله . .. و مخرج الميت من الحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 51 - 11
11 - پديده هاى طبيعى ، از هم ، تأثير پذيرى مثبت و منفى دارند .
يرسل الرياح . .. فترى الودق يخرج من خلله ... فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه كيف يحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 22 - 7
7 - تدبير ، تقدير و قدرت الهى در تأمين روزى زمينيان از آسمان ، نشانه قدرت او بر تحقق وعده هاى خويش *
و فى السّماء رزقكم و ما توعدون
با توجه به اين كه در آيات پيشين سخن از تحقق رستاخيز و وجود دوزخ و بهشت بود; ممكن است اين آيه درصدد رفع شبهه انسان در قدرت خدا باشد. ازاين رو عبارت «و فى السّماء رزقكم» به عنوان نمودى از قدرت خداوند ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 7
7 - كوه هاى استوار ، بركت سرشار زمين ، تغيير فصل ها و تأمين نيار هاى غذايى موجودات ، از نشانه هاى ربوبيت بى همتاى خدا
ذلك ربّ العلمين . و جعل فيها روسى من فوقها و برك فيها و قدّر فيها أقوتها فى أرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 48 - 2
2 - تدارك نياز هاى خلق در پى آفرينش ايشان ، نمودى از ربوبيت يگانه خداوند
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه خلق ... و أنّه هو أغنى و أقنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 11
11- آفرينش موجودات و تأمين نيازمندى هاى جسمى و روحى آنان ، دليل بر توحيد ربوبى و خالقيت خداوند است .
خلق السموت . .. تعلى عمّا يشركون ... خلق الإنسن ... و الأنعم خلقهالكم ... إن
آوردن كلمه «ربّ» بعد از بيان آفرينش آسمانها و زمين و آفرينش انسان و حيوانات از سوى خداوند، بيانگر توحيد ربوبى است; كما اينكه اسناد آفرينش همه موجودات به خود بيان توحيد در خالقيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 11
11- آفرينش موجودات و تأمين نيازمندى هاى جسمى و روحى آنان ، دليل بر توحيد ربوبى و خالقيت خداوند است .
خلق السموت . .. تعلى عمّا يشركون ... خلق الإنسن ... و الأنعم خلقهالكم ... إن
آوردن كلمه «ربّ» بعد از بيان آفرينش آسمانها و زمين و آفرينش انسان و حيوانات از سوى خداوند، بيانگر توحيد ربوبى است; كما اينكه اسناد آفرينش همه موجودات به خود بيان توحيد در خالقيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 11
11 - آفرينش و تأمين نيازمنديهاى موجودات، از شؤون ولايت مطلقه الهى است.
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 8،9
8 - منابع و ذخاير غذايى زمين ، براى تأمين نياز هاى موجودات آن كافى است .
و قدّر فيها أقوتها . .. سواء للسائلين
«سواء» به معناى برابر و حال براى «أقواتها» است. «للسائلين» (نيازمندان) از ريشه «سؤل» است; يعنى، خداوند ذخاير غذايى را به گونه اى اندازه گيرى كرد كه بى كم و زياد نياز موجودات را تأمين مى كند.
9 - تمامى موجودات زمين ، داراى حقى برابر در تأمين نيازمندى هاى خويش از زمين
و قدّر فيها . .. سواء للسائلين
برداشت بالا با توجه به دو نكته است: 1- «سواء» مفعول مطلق براى فعل مقدر باشد; يعنى، «إستوت الأقوات المقدرة سواء للسائلين». 2- مراد از سائلين تمامى موجودات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 30 - 1
1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق
يسله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 5
5- جهان طبيعت ، داراى مراحل و دوره هايى در آفرينش
أنّ السموت والأرض كانتا رتقًا ففتقنهما و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 166 - 8
8 - امكان تبديل شدن موجودى به موجودى ديگر در جهان طبيعت
قلنا لهم كونوا قردة خسئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 8 - 1
1- خداوند ، تمام موهبت ها و موجودات زمين را ، به خاكى بى حاصل تبديل خواهد كرد .
إنّا جعلنا ما على الأرض . .. و إنّا لجعلون ما عليها صعيدًا جرزًا
«صعيد» يعنى «خاك»، و «جرز» به زمينى كه فاقد هرگونه گياه و روييدنى باشد، گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 14
14 - امكان تجلى خداوند بر موجودات طبيعى
فلما تجلى ربه للجبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 8
8 - خداوند ، توانا بر گردآورى موجودات زنده جهان ، هر زمان كه مشيتش بدان تعلق گيرد .
و هو على جمعهم إذا يشاء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 9،10،11،13
9 - افتادن دانه اى در تاريكيهاى زمين و در دل خاك تيره از حيطه علم خداوند خارج نيست.
و ما تسقط من ورقة . .. و لا حبة فى ظلمت الأرض
10 - هيچ تر و خشكى در پهنه هستى جابجا نمى شود و سقوط نمى كند، جز آنكه خداوند به آن آگاهى كامل دارد.
و ما تسقط من ورقة . .. و لا رطب و لا يابس إلا فى كتب مبين
11 - خداوند به حالات يكايك موجودات جهان و وضعيت آنها احاطه علمى كامل دارد.
و ما تسقط من ورقة إلا يعلمها . .. و لا رطب و لا يابس
13 - كتاب مبين، مركز اطلاعات جامع درباره تمامى موجودات هستى و تحولات آنهاست.
و ما تسقط . .. و لا رطب و لا يابس إلا فى كتب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 11
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 11
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 11
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 2
2 - تسبيح گويى موجودات براى خداوند ، تداوم داشته و هرگز قطع نمى شود .
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
به كارگيرى فعل مضارع «يسبّح» به جاى فعل ماضى، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 18
18 - جريان امور طبيعت و اداره آن در حيطه قدرت و قلمرو اراده خداوند است.
و هو الذى . .. فأخرجنا ... نخرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 11
11 - آفرينش و تدبير امور آفريده ها ، تنها از آن خدا و در اختيار اوست .
إن ربكم اللّه . .. ألا له الخلق و الأمر
«ال» در «الأمر» مى تواند جانشين مضاف اليه باشد ; يعنى «أمر الخلق». در اين صورت «أمر» به معناى تدبير كردن است. و نيز مى تواند «ال» براى جنس باشد. بر اين مبنا «أمر» به معناى فرمان دادن است. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. گفتنى است كلمه «خلق» به معناى مصدريش (آفريدن) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 4
4 - تمام موجودات جهان ، برخوردار از نظامى واحد و تدبيرى يگانه اند .
يدبّر الأمر
چون ضمير فاعلى در «يدبّر» مفرد است نشان مى دهد كه تدبير كننده، يكى است و تدبير كننده واحد از يگانگى تدبير حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 9
9 - تدبير امور آسمان ها و زمين و موجودات بين آنها از سوى خداوند ، بر پايه رحمت و عطوفت است .
لايملكون منه خطابًا
توصيف «ربّ» به «رحمان»، حاكى از نقش رحمت در تدبير نظام هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 1
1 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و پديده هاى ميان آنها ) ، تحت ربوبيت خداى يگانه است .
إنّ إلهكم لوحد . ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 40 - 13
13- عقيده به مطالبى كه مستلزم ترجيح خلق بر خدا شود ، بسى زشت و نارواست .
أفأصفكم . .. إنكم لتقولون قولاً عظيمًا
مشركان، با انتساب ملائكه به عنوان دختران خدا و پسردار بودن خود، قصد داشتند كه خود را بر خداوند ترجيح دهند. خداوند، چنين انديشه اى را نفى كرده و خلاف معرفى مى كند. چنين برخوردى حاكى است: هر چيزى كه بر خداوند ترجيح داده شود، زشت و ناپسند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 5
5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى - كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد - و نفخه ثانيه - كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود - باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 5
5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى - كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد - و نفخه ثانيه - كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود - باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 13،14
13 - ابراهيم(ع) ترس مفروض از پديده هاى جهان را به خواست و مشيت خداوند دانست، نه تأثير مستقل پديده ها و ربوبيت آنها
و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى شيئا
14 - خوف انگيز بودن برخى پديده ها و رخدادهاى جهان به مشيت خداوند است، نه ربوبيت پديده ها و تأثير آنها.
و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 9
9 - ترس از آسيب رسانى برخى موجودات، از عوامل شريك پنداشتن آنها براى خداوند است.
و كيف أخاف ما أشركتم . .. فأى الفريقين أحق بالأمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 1
1 - وحشت و هراس شديد موجودات آسمان ها و زمين در روز نفخ صور
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 1
1 - وحشت و هراس شديد موجودات آسمان ها و زمين در روز نفخ صور
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 10 - 9
9 - تمامى موجودات زمين ، داراى حقى برابر در تأمين نيازمندى هاى خويش از زمين
و قدّر فيها . .. سواء للسائلين
برداشت بالا با توجه به دو نكته است: 1- «سواء» مفعول مطلق براى فعل مقدر باشد; يعنى، «إستوت الأقوات المقدرة سواء للسائلين». 2- مراد از سائلين تمامى موجودات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 3
3 - برابرى همه مخلوقات ، در داشتن ابزار وجودى خاص خويش *
فسوّى
«تسويه» - آن گونه كه از «مقاييس اللغة» استفاده مى شود - ايجاد اعتدال بين دو چيز است. براساس اين معنا جمله «سوّى» دلالت دارد كه خداوند در اعطاى شرايط مناسب با وضعيت هر يك از مخلوقات، تبعيض روا نداشته و اين گونه نيست كه از ابزار لازم براى وجود برخى، بكاهد و يا افزون تر از ظرفيت وجودى برخى ديگر، به آنها عطا كند; بلكه به همه نگاهى برابر داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 -
1،7،9،10،11،18،21،22
1- آسمان هاى هفتگانه و زمين و ساكنان آنها ، همواره در حال تسبيح و تنزيه خداوندند .
تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ
7- موجودات هستى ، بدون استثنا در حال تسبيح خداوند يكتا ، همراه با ستايش اويند .
و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده
بنابر اينكه باى «بحمده» براى مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه موجودات، همراه با تسبيح، ثناگوى خداوندند.
9- تسبيح موجودات براى خداوند ، از طريق حمد و سپاس آنهاست .
يسبّح بحمده
بنابر حقيقى بودن اضافه «تسبيح» به موجودات و استعانت بودن «با» در «بحمده» نكته فوق به دست مى آيد.
10- همه موجودات ، علاوه بر تنزيه خداوند از هرگونه شريك و نقص ، بر اثبات تمامى شايستگى ها براى خداوند دلالت دارند .
يسبّح بحمده
بنابر اينكه «با» در «بحمده» مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه علاوه بر «تنزيه» او را حمد مى كنند و چون حمد، در برابر كمال و شايستگى صورت مى گيرد، موجودات با حمدشان، به وجود شايستگى و كمال خداوند اعتراف مى كنند.
11- با وجود تسبيح و ثناگويى تمامى موجودات آفرينش براى خداوند ، شرك به او و تنقيصش ، كارى ناروا و غير منطقى است .
أفأصفكم ربّكم بالبنين . .. تسبّح له السموت السبع و الأرض
ذكر «تسبح له السماوات و الأرض» پس از «أفأصفاكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملائكة إناثاً» به اين معناست كه: وقتى تمامى موجودات تسبيح گوى خداوندند، شريك گرفتن براى او عملى ناشايست است.
18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.
21- « عن الباقر ( ع ) : . . . دخل عليه رجل فقال : . . .يقول الله فى كتابه « و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم » فقال : نعم ، أما سمعت خشب البيت كيف ينقض ؟ و ذلك تسبيحه . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه شخصى وارد بر آن ضرت شد و گفت:. .. خداوند در كتابش مى فرمايد: «و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم» حضرت فرمود: آرى، آيا شكسته شدن چوب خانه را شنيده اى؟ آن صدا همان تسبيح اوست...».
22- « عن أبى الصباح عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : قول الله « و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده » قال : كلّ شىء يسبح بحمده و أنّا لنرى أن ينقض الجدر هو تسبيحها ;
ابى الصباح گويد: به امام صادق(ع) گفتم: مراد از سخن خداوند «و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده» چيست؟ حضرت جواب فرمود: تمام موجودات با سپاس و ستايش، تسبيح خدا مى كنند و همانا ما شكستن ديوار را تسبيح او مى بينيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 79 - 10
10- هم آوايى موجودات طبيعت با پيامبران براى تسبيح خداوند ، جلوه اى از قدرت الهى است .
و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فعلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 1،6،9
1 - همه موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خدا هستند .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود.
6 - تسبيح گويى همه موجودات عالم براى خداوند ، جلوه اى از هدايت گرى او نسبت به آنها است .
اللّه نور السموت و الأرض . .. يهدى اللّه لنوره من يشاء ... ألم تر أنّ اللّه يسب
9 - همه موجودات عالم ، آگاه و آشنا به نيايش خويش در برابر خداوند و تسبيح و تنزيه او
أنّ اللّه يسبّح له من . .. و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته و تسبيحه
«صلاة» در اصل به معناى دعا است و دعا به معناى نيايش و مسألت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 9
9 - همه خلايق در قيامت به حمد و ستايش خداوند خواهندپرداخت .
و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 2
2 - تمام پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خداوند و معترف به مبرّا بودن ساحت او از هر نقص و كاستى
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
«تسبيح»، به معناى تنزيه و مبرّا كردن است. «ما» از الفاظ عموم بوده و دربرگيرنده همه پديده ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 1
1 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، تسبيح كننده خداى يگانه اند .
سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 2
2 - تمامى موجوداتِ جهان آفرينش ، تسبيح گوى خدا هستند .
سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 1
1 - تمامى موجودات جهان ، تسبيح گوى خدايند .
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 1،3
1 - همه موجودات جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
«تسبيح»، به معناى تنزيه است.
3 - تسبيح و تنزيه موجودات عالم براى خداوند ، مستمر و دايمى است .
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
آمدن فعل مضارع «يسبّح»، دلالت بر استمرار دارد.
تسبيح موجودات آسمان ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 9
9 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، در حال تنزيه و تسبيح خداى يگانه اند .
يسبّح له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 9
9 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، در حال تنزيه و تسبيح خداى يگانه اند .
يسبّح له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 1
1- خداوند ، تمام مخلوقات زمين را براى آدميان رام و مسخر گردانيده است .
و سخ-ّر لكم الّيل . .. و ما ذرأ لكم فى الأرض مختلفًا ألونه
«الذرء» در لغت به معناى آفريدن و به عرصه ظهور آوردن است (لسان العرب). لازم به ذكر است كه برداشت فوق، بر اساس نصب «ما» و معطوف بودنش به «الليل» به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 1
1 - همه موجودات زمين ( جمادات ، نباتات و حيوانات ) در خدمت انسان و مسخر و رام شده براى بهره بردارى او
ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 1،4،8،10
1 - خداوند ، فراخوان به ژرف كاوى درباره مسخر و رام بودن همه موجودات آسمان ها و زمين ، براى مردم
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما
8 - خداوند ، رام و مسخر كننده موجودات آسمان ها و زمين است .
سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
10 - مسخّر و در خدمت انسان بودن همه موجودات ، امرى محسوس و قابل مشاهده است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 36 - 5
5 - تمامى موجودات هستى ، حتى شياطين ، مسخر خدا و محكوم اراده اويند .
و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا
از اين كه خداوند، تسلط شيطان را بر غافلان از ياد خودش، به خود نسبت داده (نقيّض)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 9
9 - مسخّر بودن آسمان ها و زمين براى انسان ، در بردارنده درس خداشناسى است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت
استفهام در آيه، مى تواند تقريرى باشد. بنابراين، مراد آيه اين خواهد بود كه شما، خود مى بينيد كه خداوند موجودات آسمان ها و زمين را مسخّر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 21
21 - لزوم انديشه و تفكر در آفرينش پديد ها براى رسيدن به توحيد و درك رحمانيت و رحيميت خداوند
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 8
8 - ژرف نگرى درباره چرخه حيات و مرگ موجودات ، برطرف كننده استبعاد معاد است .
أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
دعوت از كافران به تعمّق و مطالعه در كيفيت پيدايش موجودات و بازگشت آنها به حالت نخست شان، به منظور راه يافتن به قدرت خدااست و اين كه خداوندى كه بر پديد آوردن و ميراندن موجودات، قادر است، توانايى دارد كه معاد را تحقق بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 79 - 9
9 - تفكر در پديده ها و گذر از افول و زوال پذيرى آنان به سوى يگانه زوال ناپذير، رؤيت ملكوت جهان است.
و كذلك نرى إبرهيم . .. لا أحب الأفلين ... إنى وجهت وجهى للذى
آيات 76 تا 79 تفصيل «كذلك نرى» مى تواند باشد. يعنى اين سير - كه سيرى عقلانى و فكرى است - همان رؤيت ملكوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 24 - 10
10 - نگرش ژرف به پديده هاى هستى ، امرى لازم است .
و من ءايته يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 5
5 - خداوند ، هر موجودى را با شيوه بهره گيرى از اعضا و ويژگى هاى خويش ، آشنا ساخته و مصلحت ها و راه رسيدن به آن را به او آموخته است .
أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
متعلق «هدى» به قرينه جمله قبل، ويژگى هاى خلقت و نحوه به كارگيرى آن در جهت منافع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 3
3 - خداوند ، آفريده هاى با شعور خويش را بر شيوه به كار بردن توانمندى هاى خود ، آگاه ساخته است .
فهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 10،12
10 - شيطان ، در صدد وادار ساختن انسان ها به تغيير مخلوقات الهى ( همانند تبديل كردن زن به مرد و . . . )
و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه
12 - حرمت تغيير در آفرينش طبيعى و اوليه موجودات به انگيزه هاى شيطانى
و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه
ظاهراً «خلق»، به معناى مخلوق و آفريده هاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 121 - 4
4 - آرزو هاى شيطانى ، تحريم حلال هاى الهى و تغيير در آفرينش طبيعى و اوليه موجودات ، از عوامل ورود به جهنم
لامنينهم و الامرنهم فليبتكن ءإذان الانعم . .. أولئك ماويهم جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 10
10- خداوند داراى قدرت لازم براى ايجاد پديده ها و از بين بردن برخى و آوردن برخى ديگر به جاى آنان
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 13
13 - آنچه را كه خداوند آفريده است ، از حال خودشان ، بيرون نخواهد برد و تبديلى در آنها ايجاد نخواهد كرد .
لا تبديل لخلق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 6
6 - موجودات ، داراى قابليت هاى متفاوت در بهره گيرى از رحمت الهى
بين يدى رحمته . .. و البلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه و الذى خبث لايخرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 14 - 2
2 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه محبوب ها و خلايق زمينى اند ( انس ، جن و . . . ) .
و من فى الأرض جميعًا ثمّ ينجيه
«مَن» براى مطلق موجودات شعورمند وضع شده است و برداشت ياد شده، مبتنى بر همين وضع اصلى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 5
5 - پراكندگى ، كثرت و تنوع موجودات زنده در زمين ، شايان تأمل و درس آموزى
و ما يبثّ من دابّة
تعبير «يبثّ من دابّة» كثرت، تنوع و پراكندگى را مى رساند و تصريح به آن، اهميت موضوع را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 13
13 - دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت
فبأى حديث بعده يؤمنون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 4
4 - تأمل در وابستگى موجودات جهان به مالك هستى بخش ، راهنماى انسان به حاكميت مطلق خداى يگانه بر هستى است .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
چون روى سخن با مشركان است، معلوم مى شود هدف از فراخوانى آنان به دقت در ملكوت آسمانها و زمين رهنمون شدن آنان به حاكميت مطلق خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 12 - 4
4 - انديشه در پديده هاى زمين ، عامل راه يابى انسان به توحيد و جلوه هاى رحمت حق
الرحمن . .. و الأرض وضعها للأنام . فيها ... و الحبّ ذوالعصف و الريحان
با توجه به اين كه اين آيات با صفت رحمانيت خداوند آغاز گرديده و در هر بخش جلوه اى از رحمت حق به انسان يادآورى شده، مى توان استفاده كرد كه برشمردن اين نمونه ها، براى اين است كه آدمى با تأمل در آنها، به توحيد و رحمانيت خداوند پى ببرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 8 - 7
7- خداوند ، تعيين كننده مقدار و اندازه هر موجود
و كل شىء عنده بمقدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 12
12 - همه پديده هاى جهان ، از هر جهت ، داراى اندازه و مقدار مشخص است .
و خلق كلّ شىء فقدّره تقديرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 9
9 - خداوند ، براى هر چيزى اندازه اى و براى هر امرى در اين عالم ، اسباب و عللى قرار داده است .
قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 7
7 - تكامل تدريجى پديده هاى هستى
خلق فسوّى
حرف «فاء» در «فسوّى» ممكن است براى بيان ترتيب معنوى باشد، در نتيجه هر موجودى پس از آفريده شدن، وارد مرحله تسويه و تعديل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 4
4 - خداوند به هر موجودى ، خلقتى كامل و اعضا و ويژگى هايى متناسب با شأن او ، عطا كرده است .
الذى أعطى كلّ شىء خلقه
«خلق»، به معناى ايجاد، يا تقدير درست و يا هيئت و شكل است (مفردات راغب). معناى دوم و سوم رساننده نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 2
2 - خداوند ، آفريده هاى خويش را كامل و به دور از هرگونه كاستى و اضافات ، قرار داده است .
فسوّى
تسويه و تعديل، به يك معنا است (مصباح) و اعتدال هر چيز، به دور ماندن آن از افراط و تفريط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 6
6 - برخوردارى تمام موجودات در قيامت ، از قدرت نطق و سخن گويى
قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء
برداشت بالا بر اين پايه است كه ظرف «نطق» در «أنطق كلّ شىء» قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 6
6- توجه به علم همه جانبه خداوند به گفتار و اعمال موجودات جهان ، بازدارنده آدمى از حق ستيزى و گناه
أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض و هو السميع العليم
خداوند در پاسخ به توطئه ها و سخنان سرّى مشركان عليه اسلام، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه علم همه جانبه الهى را به آنان گوشزد كند. اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 51 - 4
4 - به سخن آوردن پديده هاى جهان طبيعت ، يكى از راه هاى سخن گفتن خداوند با انسان است .
أو من وراى حجاب
برداشت ياد شده بر اين پايه است كه مفسران، «حجاب» را در «من وراء حجاب» به معناى پديده هاى طبيعى تفسير كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 2
2- وجود سخن و كلام در ميان موجودات آسمانى
قال ربّى يعلم القول فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 12
12 - شعورمندى و تكليف تمامى موجودات زنده هستى *
و هو على جمعهم إذا يشاء قدير
چنانچه «دابّة» بر همه جنبندگان اطلاق شود و آيه شريفه محشور گشتن تمامى آنان در قيامت را متذكر گردد، اين احتمال قوت مى گيرد كه عقل، شعور و تكليف اختصاص به انسان ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 4 - 5
5 - جدايى كامل و شكاف عميق ، ميان مقام خالق و مخلوق
لو أراد اللّه أن يتّخذ ولدًا لاَصطفى ممّا يخلق ما يشاء
برخى از مفسران بر اين باوراند كه مفاد آيه شريفه اين است كه اگر خدا بخواهد فرزند برگزيند، بايد از ميان مخلوقات خود گزينش كند و اين محال است; زيرا ميان مقام خالق و مخلوق جدايى و دوگانگى كامل وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 2
2- مخلوقات زمين ، داراى رنگ هاى مختلف و گوناگون
و ما ذرأ لكم فى الأرض مختلفًا ألونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 4 - 4
4 - مخلوقات خداوند ، از نظر كمال و مراتب وجودى ، متفاوت و گوناگون اند .
لاَصطفى ممّا يخلق ما يشاء
برداشت ياد شده از آمدن ماده «إصطفاء» (گزينش كردن) استفاده مى شود; زيرا گزينش از ميان اشيايى صورت مى پذيرد كه از نظر كمال و خصوصيات وجودى، گوناگون و داراى مراتب مختلف هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 4
4- مظاهر طبيعت با گستردگى و تنوع ، در خدمت منافع انسان
و نزّلنا . .. فأنبتنا ... و النخل ... رزقًا للعباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 4
4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .
إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 3
3- موجودات آسمان ها و زمين براى غير خدا خاضع نبوده و به غير او سجده نمى كنند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض
تقديم «لله» بر «يسجد» حاكى از حصر است. بنابراين «لله يسجد ...» ; يعنى ، براى خداوند سجده مى كنند و به غير او سجده نمى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 14
14 - توحيد تكوينى تمام موجودات باشعور
و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: هو توحيد هم للّه عزّ و جل.
توحيد صدوق، ص 46، ح 7، ب 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 360، ح 220.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 18
18 - اشياى بزرگ و كوچك عالم ، در كتاب مبين الهى ثبت اند .
و لا أصغر من ذلك و لا أكبر إلاّ فى كتب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 8
8 - همه موجودات زمين و آسمان - از كوچكترين آنها تا بزرگترينشان - در منظر خدا و احاطه علمى او بوده و در كتابى روشن درج شده اند .
و ما يعزب عن ربك من مثقال ذرة فى الأرض و لا فى السماء و لا أصغر من ذلك و لا أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 3
3 - موجودات در پرتو ربوبيت خداوند به ثمر مى نشينند و بازدهى دارند .
يخرج نباته بإذن ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 21 - 7
7- « روى جعفربن محمد عن أبيه عن جدّه ( ع ) انه قال : فى العرش تمثال جميع ما خلق الله فى البر و البحر . . . و هذا تأويل قوله : « و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه » . . . ;
از امام سجاد(ع) روايت شده است كه فرمود: تمثال همه چيزهايى كه خداوند در خشكى و دريا آفريده، در عرش موجود است و اين است تأويل سخن خدا كه فرمود: و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 8 - 6
6 - همه موجودات ، ناگزير از اطاعت خداوند و تنها انسان داراى حق انتخاب آگاهانه
و النجم و الشجر يسجدان . .. و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان
خداوند، در آيات پيشين «نجم» و «شجر» را تسليم بى چون و چراى فرمان حق شمرده و هستى را مسخر قوانين دانسته است; اما تنها از انسان مى خواهد كه خود با اختيار و انتخاب سر بر آستان معيارها بسايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 36 - 6
6 - وجود پديده هايى خارج از قلمرو دانش بشر در جهان
و ممّا لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 6
6 - آگاهى نداشتن غيرخدا به لحظه برپايى رستاخيز ، دليل شايسته نبودن غير او براى پرستش
و ما يشعرون أيّان يبعثون
با توجه به اين كه معبودهاى دروغين مشركان، از مصاديق مورد نظر در «ما يشعرون» هستند، از ارتباط آن با صدر آيه استفاده مى شود كه موجوداتى كه زمان رستاخيز بر آنها مكشوف نباشد، اصولاً نمى توانند به عنوان معبود شناخته شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 13 - 1
1 - مالكيت و حاكميت مطلقه الهى بر هر موجود مستقر در شب و روز
و له ما سكن فى الّيل و النهار
«سكن»، از ماده «سكنى» (به معنى مسكن گزيد): و «ما سكن . .. »، شامل هر موجودى است كه در ظرف شب و روز قرار گرفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 52 - 1
1- مالكيت تمامى موجودات آسمان ها و زمين و حاكميت بر آنها ، در انحصار خداوند است .
و له ما فى السموت و الأرض
لازمه مالكيت، حاكميت است و «أفغير الله تتقون» (آيا از غير خدا مى ترسيد) مى تواند قرينه بر اين باشد كه: مراد از «له ما فى السماوات و. ..» حاكميت نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 1
1 - فرمانروايى جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و موجودات ميان آن دو ) تنها در اختيار خداوند است .
أم لهم ملك السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 22
22 - تنها خداوند مُنت ها اليه حركت تمامى موجودات است .
و إليه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 2 - 3
3 - خداوند به حركت ها و سكون هاى همه موجودات ، احاطه علمى كامل دارد .
يعلم ما يلج فى الأرض و ما يخرج منها و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها
علم خداوند به ورود چيزى در زمين و يا خروج اشيايى از آن و نيز علم او به آنچه از آسمان نازل مى شود و يا به سمت آن بالا مى رود، كنايه از احاطه علمى او به همه چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 23 - 6
6- تمامى مخلوقات با شعور جهان ، موجوداتى مسؤول و مورد بازپرسى خداوند
و هم يسلون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «هم» «مَن» در «من فى السماوات» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 7 - 1،2،3،7
1 - خداوند ، همه آفريده هاى خود را ، به صورتى نيكو و شايسته پديد آورده است .
اللّه . .. الذى أحسن كلّ شىء خلقه
2 - آفرينش موجودات به صورتى نيكو و شايسته ، نشانه تدبير و علم الهى است .
يدبّر الأمر . .. علم ... الذى أحسن كلّ شىء خلقه
3 - زيبا و نيكو آفريده شدن پديده ها ، از جمله آيات الهى است .
اللّه الذى . .. الذى أحسن كلّ شىء خلقه
7 - خلقت موجودى شگفت مانند انسان از گِلى بى شكل و فاقد حيات ، نمود آفرينش نيكوى خدا است .
أحسن كلّ شىء خلقه و بدأ خلق الإنسن من طين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 8
8 - تمامى جنبندگان زمين و پرندگان آسمان، مانند انسان، در قيامت برانگيخته مى شوند.
ثم إلى ربهم يحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 11
11 - تمامى موجودات زنده در قيامت ، محشور خواهند شد .
و هو على جمعهم إذا يشاء قدير
با توجه به ضمير «هم» در «جمعهم» - كه به همه موجودات (ما بثّ فيهما) بر مى گردد - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 9
9 - همه موجودات زنده و شعورمند آسمان ها و زمين ، داراى مرگ و رستاخيز
و ما يشعرون أيّان يبعثون
ضمير نايب فاعل در «يبعثون» مربوط به «من فى السماوات و الأرض» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 14
14 - حشر جمادات و اشيا در قيامت
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 11
11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين
ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه
بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 7
7 - فرمان خداوند بر پديدار شدن هر چيزى بر اساس حق و به دور از بيهودگى و بطلان است.
و يوم يقول كن فيكون قوله الحق
جمله «قوله الحق» مى تواند مبتدا و خبر و «يوم» ظرف مقدم شده براى مضمون جمله «قوله الحق» باشد. در اين صورت مفاد جمله چنين مى شود: روزى كه او فرمان به ايجاد چيزى دهد، گفتار او حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، آفرينشى بايسته و بحق
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 5
5 - اشياء ، داراى وجهه و حقيقتى غير از ظواهرشان
أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار
ظاهر اين است كه آتش مطرح شده در جمله « أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار» وجهه ديگر همان متاعى است كه از طريق دين فروشى تحصيل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 17 - 2
2- مخلوقات ، هرگز اسباب سرگرمى و لعب و لهو آفريدگار خويش نيستند .
لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا إن كنّا فعلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 9،10
9 - همه خلايق در قيامت به حمد و ستايش خداوند خواهندپرداخت .
و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
10 - همه خلايق در قيامت ، به خاطر قضاوت به حق و عادلانه خداوند ، به حمد و ستايش او خواهندپرداخت .
و قضى بينهم بالحقّ و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه حمد و ستايش خلايق در قيامت، به خاطر داورى به حق خداوند در ميان آنان مى باشد. ازاين رو اين ستايش و حمد پس از قضاوت خداوند انجام خواهد گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 18
18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 111 - 4
4- بازگشت همه ستايش ها براى هر موجود ، به حمد و ستايش خداى يكتا و بى همتاست .
و قل الحمد لله
مخصوص بودن همه ستايشها به ذات يكتاى خداوند، در عين وجود ارزشهايى ستايش برانگيز در مظاهر هستى، اشاره به اين معنا دارد كه: چون مخلوق همه وجودش را از خالق گرفته، پس ارزشهاى او از آنِ خداست و در حقيقت تنها خدا شايسته ستايش است و بس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 7
7- وجود حيات و شعور در موجودات ، حتى جمادات در آخرت
كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين
از ضمائر «ذوى القعول» در آيه شريفه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 44 - 2
2 - مرگ و حيات موجودات ، جلوه اى از ربوبيت يگانه خداوند بر هستى است .
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه هو أمات و أحيا
از ارتباط اين آيه با آيه «و أنّ إلى رب-ّك المنتهى»، مطلب بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 10
10 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « الحمد للّه » قال : الشكر للّه و فى قوله « رب العالمين » قال : خالق المخلوقين . . . ;
از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود: «الحمد للّه» يعنى شكر مخصوص خداست و «رب العالمين» يعنى، آفريننده مخلوقات . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 101 - 7
7 - خداوند آفريننده همه موجودات است.
و خلق كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 102 - 4
4 - خداوند آفريدگار هر موجودى است.
ذلكم الله . .. خلق كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 7
7 - خداوند آفريدگار همه موجودات و داراى سلطه اى كامل بر آنهاست .
أو لم ينظروا فى ملكوت . .. ما خلق اللّه من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 24
24- خداوند خالق و آفريننده همه پديده هاست .
قل الله خلق كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 10
10- خداوند داراى قدرت لازم براى ايجاد پديده ها و از بين بردن برخى و آوردن برخى ديگر به جاى آنان
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 8 - 5
5- خداوند ، پيوسته موجوداتى را پديد مى آورد كه انسان ها به آنها آگاهى ندارند .
خلق السموت و الأرض . .. خلق الإنسن ... و الأنعم خلقها لكم ... و يخلق ما لاتعلم
از اينكه «خلق» را در فرازهاى قبلى به صورت ماضى و در عبارت اخير به صورت مضارع به كار برده است، مطلب فوق برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 1
1- خداوند ، خالق و آفريننده تمام موجودات است .
خلق السموت و الأرض . .. خلق الإنسن ... و الأنعم خلقها لكم ... ويخلق ما لاتعلمو
از اينكه پس از بيان آفريده هاى مختلف فرمود: آيا كسى كه خلق مى كند نظير كسى است كه خلق نمى كند، استفاده مى شود كه او خالق همه چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 1
1- پديده هاى روى زمين و مظاهر طبيعت ، آفريده هاى خداوند و زينت بخش زمين است .
إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 12
12- رابطه خداوند با تمامى موجودات ، رابطه خالق و مخلوق است ; نه رابطه پدر و فرزند .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد سبحنه . .. يقول له كن فيكون
چنانچه پيدايش عيسى(ع) دليل فرزندى او براى خداوند باشد - آن گونه كه باطل انديشان مى گويند - تمامى موجودات را بايد فرزند خدا دانست، زيرا خداوند همه موجودات - از جمله عيسى(ع) - را با فرمان «كن» ايجاد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 3،4
3 - آفريننده همه موجودات و هدايتگر آنها در مسير خويش ، خداوند است .
أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
4 - خداوند به هر موجودى ، خلقتى كامل و اعضا و ويژگى هايى متناسب با شأن او ، عطا كرده است .
الذى أعطى كلّ شىء خلقه
«خلق»، به معناى ايجاد، يا تقدير درست و يا هيئت و شكل است (مفردات راغب). معناى دوم و سوم رساننده نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 11
11 - خداوند ، آفريننده همه پديد هاى جهان هستى است .
و خلق كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 2
2 - پديدآورنده موجودات ، خداوند است .
بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 2
2 - آفريننده آسمان ها و زمين و تمامى موجودات ، خداوند است .
ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 62 - 1
1 - خداوند ، آفريننده هر چيزى است .
اللّه خلق كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 62 - 3
3 - خداوند ، خالق همه چيز است .
خلق كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 4
4 - خداوند ، قادر و توانمند بر آفرينش هر آنچه بخواهد .
يخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 1
1 - خداوند آفريننده تمامى موجودات
الذى خلق
بيان نكردن مفعولى خاص براى «خلق»، بيانگر تعميم است و به آفرينش تمام مخلوقات نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 12
12 - خداوند ، خالق تمامى مخلوقات است .
الذى خلق
ذكر نشدن مفعولى خاص براى فعل «خلق»، افاده عموم مى كند و در اين صورت آيه بعد، ذكر خاص بعد از عام خواهد بود. در اين موارد مى توان گفت: «خلق» گرچه متعدى است; ولى به جهت نظر نداشتن به مفعولى خاص، به منزله فعل لازم دانسته شده است. و ممكن است گفته شود: مفعول مقدّر آن، لفظى است كه همه موجودات را شامل مى شود. برخى گفته اند: به قرينه آيه بعد، مفعول محذوف اين فعل نيز «الإنسان» است كه در اين صورت، آيه شريفه تنها به آفرينش انسان نظر خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 2 - 1
1 - خداوند ، آفريننده موجودات
ما خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 2
2 - خداى پديدآورنده موجودات آسمان و زمين از كتم عدم ، شايسته پرستش است ، نه مخلوقات و مظاهر طبيعت .
يسجدون للشمس . ..ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السموت و الأرض
«ال» در «الخبء» براى جنس و مفيد استغراق است «خَبْء» به معناى مستور (مصدر به معناى مفعول) مى باشد. بنابراين «يخرج الخبء»; يعنى، «يخرج جميع الأشياء المستورة تحت استار العدم منها إلى الوجود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 1
1 - خداوند ، آفريدگار آسمان ها و زمين و پديده هاى ميان آنها است .
الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 1
1 - خداوند ، آفريننده آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
اللّه الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 1
1 - خداوند ، خالق آسمان ، زمين و پديده هاى ميان آن دو است .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 58 - 10
10 - پاكى طينت موجودات ، امرى اصيل و خباثت آنها ، امرى عرضى است . *
و البلد الطيب . .. و الذى خبث
توصيف زمين مستعد با وصف «الطيب» در مقابل توصيف زمين نامستعد با فعل «خبث»، مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد. زيرا وصف دلالت بر ثبوت دارد و فعل حاكى از حدوث است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 12
12- رابطه خداوند با تمامى موجودات ، رابطه خالق و مخلوق است ; نه رابطه پدر و فرزند .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد سبحنه . .. يقول له كن فيكون
چنانچه پيدايش عيسى(ع) دليل فرزندى او براى خداوند باشد - آن گونه كه باطل انديشان مى گويند - تمامى موجودات را بايد فرزند خدا دانست، زيرا خداوند همه موجودات - از جمله عيسى(ع) - را با فرمان «كن» ايجاد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 11
11 - همه موجودات ، برخوردار از آگاهى و شعور به مقام خداوند هستند .
كل له قنتون
جمع بستن كلمه قانت به وسيله «ون» حكايت از آن دارد كه: موجودات آسمانها و زمين - در ارتباط با خداوند - از شعور و آگاهى برخوردار هستند; زيرا صفت مذكر آن گاه اين گونه جمع بسته مى شود كه موصوف از صاحبان عقل و شعور باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 3،10
3 - تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، معترف به وجود خداوند و تنزيه گوى او از هر گونه نقص و ناروايى
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
10 - همه موجودات عالم ، آگاه به شايستگى خداوند براى نيايش و تسبيح
كلّ قد علم صلاته و تسبيحه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 11
11 - علم حضورى و شهودى تمامى موجودات ، نسبت به پروردگار
أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء شهيد
بنابراين كه «شهيد» به معناى مشهود باشد، برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 11
11 - همه موجودات جهان ، داراى نوعى ادراك نسبت به مقام آفريدگار خويش
يسبّح له ما فى السموت و الأرض
چنانچه مراد از تسبيح، بيانى و گفتارى باشد - و نه صرفاً به زبان حال - برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 3
3 - معرفت و شناخت خدا ، سرشته در ذات همه موجودات هستى
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از تسبيح در آيه شريفه، تسبيح نطقى باشد; نه تسبيح تكوينى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 21 - 1
1- خزانه و گنجينه هر چيزى ، در نزد خداوند است .
و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 8
8- موجودات هستى و آثار آنها همواره تسليم خدا بوده و در برابر او خاضعند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا و ظللهم
«ظلال» در آيه شريفه مى تواند به عنوان نمونه اى از آثار و تبعات موجودات، مطرح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 9
9 - ذلت و خضوع همه موجودات در برابر خداوند در روز رستاخيز
و كلّ أتوه دخرين
«دُخُور» به معناى ذلت و كوچكى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 3
3- موجودات آسمان ها و زمين براى غير خدا خاضع نبوده و به غير او سجده نمى كنند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض
تقديم «لله» بر «يسجد» حاكى از حصر است. بنابراين «لله يسجد ...» ; يعنى ، براى خداوند سجده مى كنند و به غير او سجده نمى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 11
11- همه پديده هاى مادى با خضوع تمام ، خداوند را سجده مى كنند .
أو لم يروا . .. من شىء ... سجّدًا لله و هم دخرون
«داخر» در لغت به معناى ذليل است و جمله «و هم داخرون» حال براى «ظلال» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 3
3- نخستين وجود هر موجود ، برهان امكان معاد
أفعيينا بالخلق الأوّل
تعبير «أفعيينا بالخلق الأوّل» كافران را به وجود فعلى موجودات توجه مى دهد و همين توجّه را براى پى بردن به امكان معاد كافى مى شمارد; زيرا آن كس كه قادر بر خلق باشد، مرتبه نخست و مرتبه دوم برايش يكسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 8
8- خلق و آفرينش گرى خداوند ، مستمر بوده و همه موجودات را به يك باره خلق نكرده است .
إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون
«إذا» براى ظرف زمان مستقبل است و بر وقوع متعلق امر «كن» در آينده دلالت دارد، و نيز فعل «نقول» و «فيكون» به جاى «قلنا» و «كان» حاكى است كه آفرينش گرى خداوند در گذشته و به يك باره انجام نگرفته است; بلكه امرى ادامه دار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 1
1- آفرينش موجوداتى كه خاصيت سايبانى براى انسان داشته باشد ، به قدرت خداست .
و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 12
12 - آفرينش موجودات زمين و آسمان هاى هفتگانه ، دليل توانايى خدا بر زنده كردن مردگان است .
ثم يحييكم ثم إليه ترجعون. هو الذى خلق لكم ... فسويهن سبع سموت
جمله «هو الذى . ..» مى تواند مرتبط با ذيل آيه قبل باشد و نيز مى تواند با صدر آن آيه در ارتباط باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 9
9 - خداوند ، در ايجاد اشيا بى نياز از استخدام وسايط است .
إذا قضى أمراً فإنما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 13
13 - خداوند احياء كننده زمين ، ايجاد كننده موجودات زنده در آن و منتشر سازنده آنها در سراسر گيتى است .
فأحيا به الأرض . .. و بث فيها من كل دابة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 9
9 - آفرينش موجودات در جهت برخوردارى آنها از رحمت خداوند
قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه كتب على نفسه الرحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 10،11
10 - ايجاد و استمرار بقاى موجودات به دست خداوند است.
فاطر السموت و الأرض و هو يطعم
11 - آفرينش و تأمين نيازمنديهاى موجودات، از شؤون ولايت مطلقه الهى است.
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 95 - 4
4 - پديد آمدن موجود زنده از دل مردگان و مرده از دل زندگان، قانونى مستمر در طبيعت است.
يخرج الحى من الميت و مخرج الميت من الحى
جمله «يخرج الحى»، كه جمله اى است فعليه و با فعل مضارع آغاز شده، دال بر استمرار و تجديد است. همچنين جمله دوم (مخرج الميت ... )، كه به صورت اسميه آمده، دال بر دوام و ثبوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 10
10 - پيدايش مستمر و بىوقفه موجودات جاندار از پديده هاى بى جان و موجودات بى جان از پديده هاى جاندار ، از نشانه هاى ربوبيت خدا
و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 11
11- آفرينش موجودات و تأمين نيازمندى هاى جسمى و روحى آنان ، دليل بر توحيد ربوبى و خالقيت خداوند است .
خلق السموت . .. تعلى عمّا يشركون ... خلق الإنسن ... و الأنعم خلقهالكم ... إن
آوردن كلمه «ربّ» بعد از بيان آفرينش آسمانها و زمين و آفرينش انسان و حيوانات از سوى خداوند، بيانگر توحيد ربوبى است; كما اينكه اسناد آفرينش همه موجودات به خود بيان توحيد در خالقيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 12 - 4
4- وجود يافتن پديده ها در عالم غيبت ، به فعليّت رسيدنِ علمِ الهى است .
ثمّ بعثنهم لنعلم أىّ الحزبين
روشن است كه خداوند، بر همه چيز آگاه است و ابعاد زمان و مكان، مانعى در برابر علم الهى نيست. بنابراين، «لنعلم» بايد معنايى داشته باشد كه با اين اصل كلّى و مسلّم تنافى نداشته باشد. يكى از وجوه اين است كه مراد از «علم» در «لنعلم»
فعليّت يافتن علم خداوند باشد; يعنى، آنچه خداوند به واقع شدن آن عالم است، واقع شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 3
3- خداوند ، هر چه بخواهد ، وجود خواهد يافت .
ما شاء اللّه
«ما» در «ما شاء اللّه» موصول و مبتدا است و خبر آن «كائن» يا چيزى نظير آن است. معناى جمله، چنين است: «آنچه را خدا خواسته است خواهد شد.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 11
11- هيچ فاصله اى بين فرمان الهى بر تحقق چيزى و محقق شدن آن وجود ندارد .
يقول له كن فيكون
عطف «يكون» به وسيله «فاء» بر نبودن هيچ فصلى بين تعلق اراده الهى و تحقق مورد اراده، دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 6،11
6 - وجود حساب و اندازه ، در آفرينش موجودات
أعطى كلّ شىءء خلقه
11 - خلقت همه موجودات هستى و هدايت آنها ، برهان ربوبيت خدا است .
ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
تفصيل كلام موسى(ع)، به برهانى منطقى و محكم بازگشت دارد كه صورت آن آن چنين است: «اللّه ربّ لأنّه خالق و هاد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 6
6 - فرايند پيدايش مستمر موجودات و بازگشت آنان به حالت قبلى ، نمودى از قدرت خداوند است .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
عطف «يعيد» بر فعل «يبدئ» نشان مى دهد كه تمام موجودات، پس از خلق شدن، باز به حالت سابق شان برمى گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 3
3 - عرصه طبيعت ، مظهر قدرت نمايى خداوند در ايجاد پديده ها است .
سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 1
1 - آفرينشِ نخستِ موجودات و بازگرداندن مجدد آنها ، تنها به دست خداوند است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
«خلق» حاصل مصدر و «ال» در آن، براى جنس است، بنابراين، دلالت بر همه پديده ها مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 8
8 - احياى زمين مرده و فاقد حيات و پديد آوردن موجودات زنده در اين كره ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز رستاخيز
واللّه الذى أرسل الريح . .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 10
10 - آفرينش انبوه پديده هاى جهان و آگاهى همه جانبه از احوال آنها ، دليل و شاهد توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم بلى و هو الخلّ-ق العليم
يادآورى آفرينش و علم گسترده خداوند، در پايان آيه و در شرايطى كه آيه شريفه در مقام بيان توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است; مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 82 - 1،2
1 - خداوند هر چيزى را اراده كند ، با گفتن « باش » و « به هستى درآ » ، آن را پديد مى آورد .
إنّما أمره إذا أراد شيئًا أن يقول له كن فيكون
2 - خداوند در آفرينش پديده ها ، از هرگونه ابزار و وسايل و كمك و هم فكرى ، بى نياز است .
إنّما أمره إذا أراد شيئًا أن يقول له كن فيكون
قصر در «إنّما أمره. ..» قصر اضافى است. اين عبارت در مقابل عقيده منكران معاد ادا شده است; زيرا آنان تجديد حيات انسان ها از استخوان هاى پوسيده و پراكنده را، امرى غير ممكن مى دانستند; چرا كه بر اين تصور بودند كه جمع كردن استخوان هاى پوسيده و پراكنده و دميدن حيات در آن، نياز به ابزار، وسايل، كمك و هم فكرى ديگران داردو بايدوقت و زمانِ بسيارى صرف شود و خداوند از انجام چنين كارى ناتوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 1،7
1 - آفرينش آسمان ها و زمين و جانداران ، از نشانه هاى روشن خدا و قدرت او است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و ما بثّ فيهما من دابّة
7 - آفرينش آسمان ها ، زمين و موجودات زنده ، تنها بخشى از آيات الهى است .
و من ءايته
با توجه به معناى «من» - كه براى تبعيض است - به دست مى آيد كه جهان هستى سرشار از آيات خداوند است و آفرينش آسمان ها و زمين تنها بخشى از آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 5
5 - حاكميت مطلق خداوند در جهان هستى ، پشتوانه اجراى مشيت وى در آفرينش موجودات
للّه ملك السموت و الأرض يخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 12 - 3
3 - آفرينش انواع موجودات هستى ، نمودى از عزت و دانايى مطلق الهى است .
خلقهنّ العزيز العليم . .. و الذى خلق الأزوج كلّها
«أزواج»، ممكن است به معناى «اصناف» باشد. ارتباط اين آيه با دو آيه قبل، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 5
5- آفرينش بهينه آسمان ها و زمين و ساير موجودات ، نمود عزت و حكمت الهى است .
من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّبالحقّ
از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (من اللّه العزيز الحكيم)، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 1
1- راه نيافتن عجز و خستگى در خداوند ، به خاطر آفرينش موجودات
أفعيينا بالخلق الأوّل
از استفهام انكارى (أفعيينا بالخلق)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 49 - 1
1 - خداوند ، اشيا را جفت ( نر و ماده ) آفريده است .
و من كلّ شىء خلقنا زوجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 50 - 2،4
2 - بى نيازى خداوند به زمان ، براى خلق اشياء
و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
عبارت «كلمح بالبصر» (مانند چشم به هم زدن) ظاهراً اشاره به سرعت تحقق «امر» دارد; يعنى، به گونه اى است كه ميان فرمان و تحقق شىء هيچ فاصله اى نيست.
4 - تحقق آفرينش اشيا و تقدير و تنظيم آنها ، با صدور يك فرمان از جانب خداوند و بى نياز از بازنگرى *
إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر . و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
عبارت «و ما أمرنا» مى تواند نظر به آيه قبل داشته باشد; يعنى، خلقت و اندازه گيرى در دو مرحله صورت نمى گيرد; بلكه با
يك فرمان هم آفرينش است و هم تقدير و در اين آفرينش و تقدير تجديد نظر صورت نمى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 7
7- پديد آمدن اجسام سايه دار و گردش آن سايه ها ، به دست خداوند است .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 103 - 12
12 - عن أبى الحسن(ع) فى حديث: . .. انما قلنا اللطيف للخلق اللطيف و لعلمه بالشىء اللطيف او لاترى إلى اثر صنعه فى النبات اللطيف ... و من الحيوان الصغار ... و ما هو اصغر منها ما لا يكاد تستبينه العيون ... .
از ابوالحسن (امام رضا يا امام هادى عليهما السلام) روايت شده است: . .. اطلاق وصف «لطيف» بر خداوند به سبب آن است كه آفريننده اشيايى لطيف است و به اشياى لطيف علم دارد. آيا نشانه آفرينش او را در گياهان لطيف، حيوانات ريز و كوچكتر از آنها كه به چشم نمى آيد مشاهده نمى كنى ... ؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 6
6 - سجود و خضوع تمامى پديده هاى جهان در برابر خدا ، امرى قابل درك براى انسان ها
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض
همزه در «ألم تر» براى استفهام توبيخى است: «رؤيت» (مصدر «ترى») به معناى دانستن و به اصطلاح از افعال قلوب است; يعنى، «آيا ندانستى كه. ..». توبيخ خداوند بيانگر مطلب ياد شده است; چه اين كه سجود و خضوع موجودات اگر قابل درك نبود، خداوند انسان ها را توبيخ نمى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 6
6 - سجود و خضوع تمامى پديده هاى جهان در برابر خدا ، امرى قابل درك براى انسان ها
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض
همزه در «ألم تر» براى استفهام توبيخى است: «رؤيت» (مصدر «ترى») به معناى دانستن و به اصطلاح از افعال قلوب است; يعنى، «آيا ندانستى كه. ..». توبيخ خداوند بيانگر مطلب ياد شده است; چه اين كه سجود و خضوع موجودات اگر قابل درك نبود، خداوند انسان ها را توبيخ نمى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 84 - 4
4 - درك ماهيت تعلق و نياز زمين و موجودات روى آن به خداوند ، تنها در توان اهل دانش و خرد است .
قل لمن الأرض و من فيها إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 9،11
9 - همه موجودات عالم ، آگاه و آشنا به نيايش خويش در برابر خداوند و تسبيح و تنزيه او
أنّ اللّه يسبّح له من . .. و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته و تسبيحه
«صلاة» در اصل به معناى دعا است و دعا به معناى نيايش و مسألت است.
11 - آگاهى آدميان از نيايش و تسبيح همه موجودات عالم براى خداوند ، راهى براى هدايت آنان به سوى او است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه با بيان تسبيح موجودات براى خدا و آگاهى آنان از اين عمل، در صدد هدايت انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 15
15 - خداوند ، فراخوان انسان ها به شناخت جهت گيرى همه موجودات جهان آفرينش
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 5
5 - توانايى خداوند بر عذاب پيشينيان ، دليل توانمندى او بر اعاده آن براى نسل هاى آينده بشر *
قتل أصحب الأُخدود . .. إنّه هو يبدىء و يعيد
مفاد آيه شريفه - به قرينه تهديد بودن آن براى كافران - ممكن است اين باشد كه بايد آيندگان، از سرنوشت پيشينيان عبرت بگيرند; زيرا كسى كه عذاب ها را براى اولين بار به وجود آورد، بر اعاده آن نيز توانمند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 15
15 - توانايى مطلق خداوند بر انجام هر كارى ، دليلِ امكان آفرينش پديده هاى نو و توسعه جهان طبيعت
يزيد فى الخلق ما يشاء إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه على كلّ شىء قدير»، تعليل براى جمله «يزيد فى الخلق ما يشاء» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 4
4- سلطه خداوند بر همه موجودات و برشمردن و ضبط دقيق تعداد آنها ، نشانگر عبوديت كامل موجودات براى خداوند است .
ءاتى الرحمن عبدًا . .. و عدّهم عدًّا
اين آيه، به منزله شاهد بر مدعاى آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 13
13 - علم و توانايى خداوند ، دليل بر ناتوانى قدرت ها از بازداشتن تحقق اراده الهى است .
و ما كان اللّه ليعجزه من شىء . .. إنّه كان عليمًا قديرًا
جمله «إنّه كان عليماً قديراً» در مقام تعليل براى جمله پيشين است; يعنى، از آن جايى كه خداوند دانا و توانا است، هيچ نيرويى توانايى بازداشتن تحقق اراده الهى را ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 4
4- رحمانيت خداوند ، دليل مملوك بودن موجودات آسمان ها و زمين و مالكيت مطلق خداوند
إن كلّ من فى السموت والأرض إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 4
4- رحمانيت خداوند ، دليل مملوك بودن موجودات آسمان ها و زمين و مالكيت مطلق خداوند
إن كلّ من فى السموت والأرض إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 34 - 5
5 - توجه به قدرت برتر خداوند و عجز و ناتوانى خلق ، بازدارنده آنان از كفر و تكذيب
لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه غفلت جن و آدميان از قدرت خداوند، زمينه ساز تكذيب گرى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 10
10 - توجّه به ناچيز بودن همه موجودات در برابر علوّ خداوند ، زمينه ساز خلوص نيت و قصد تقرّب به او در انفاق ها است .
يؤتى ماله . .. ابتغاء وجه ربّه الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 30 - 3،4
3 - توجه به نياز و فقر ذاتى ممكنات ، زمينه خداشناسى و پرهيز از كفر و تكذيب
يسله من فى السموت و . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى دورساختن آدميان و جن از كفر و تكذيب حق، نياز و فقر ذاتى عالم ممكنات را به آنان يادآور شده است.
4 - خداوند ، خواهان توجه و اذعان جن و انس به فقر ذاتى موجودات و نياز آنها به خداوند
يسله من فى السموت و الأرض . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
سرزنش شدن تكذيب گران يا غافلانى كه با غفلت خويش، از جلوه هاى ربوبيت خداوند چشم پوشيده اند; در واقع بدين منظور است كه آنان بيدار شده و تجليات ربوبيت فراگيرالهى را در درباره خود دريابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 9
9 - ذلت و خضوع همه موجودات در برابر خداوند در روز رستاخيز
و كلّ أتوه دخرين
«دُخُور» به معناى ذلت و كوچكى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 21
21 - همه موجودات هستى داراى رمز و رازند و اعتراض به وجود هر يك از آنها نشانه جهل به حكمت وجودى آنهاست .
أتجعل فيها من يفسد . .. قال إنى أعلم ما لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 4
4 - آسمان ها ، راه ميان خدا و خلق است ، و نه حاجبى ميان او و آفريده ها .
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
«طريقة» گاهى به معناى راهى است كه بر اثر رفت و آمد رهروان، كوبيده و هموار شده باشد. بر اين فرض، معناى جمله فوق چنين مى شود: «به راستى كه ما بر فراز سر شما، هفت راه آفريديم». تسميه آسمان ها به «طرائق» نيز از آن رو است كه آسمان، ممرّ فرمانى است كه از سوى خدا به زمين نازل مى شود (يتنزل الأمر بينهنّ) طلاق / 12 و راههاى صعود گفته هاى پاك و اعمال صالح است (إليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه) فاطر/ 10 و محل رفت و آمد فرشتگان است (و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك) مريم / 64.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 4
4 - اشتقاق مخلوقات از يكديگر ، جلوه ربوبيت خداوند بر آنان است .
بربّ الفلق
از جمله معانى «فَلَق»، تمام مخلوقات است (لسان العرب). اطلاق اين وصف بر آنها، به خاطر اين است كه «شقّه شدن» و «شكافتن»، در پيدايش آنها نقشى اساسى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 2،11
2 - ناتوانى خداوند در انفاق و بخشش روزى به موجودات ، از باور هاى باطل يهود
و قالت اليهود يداللّه مغلولة
جمله «ينفق كيف يشاء» مى تواند قرينه باشد بر اينكه مراد از بسته بودن دست خدا و نافذ نبودن قدرت وى - در پندار يهود - تنها ناتوانى از اعطاى روزى و انفاق به انسانهاست.
11 - ميزان بخشش ها و نعمت هاى خداوند و مقدار بهره مندى موجودات از آن ، وابسته به مشيت اوست .
ينفق كيف يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 7
7 - تنها خداوند، روزى دهنده مخلوقات و خود بى نياز از روزى است.
و هو يطعم و لا يطعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 20 - 6
6- كره زمين ، داراى موجودات با شعور - از نوع غير انسان - كه روزى آنها به دست خداوند است .
و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين
لفظ «من موصول» نوعاً بر موجوداتى اطلاق مى شود كه داراى شعور و ادراك باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 19 - 4
4 - اعطاى روزى به خلق ، نمودى از لطف و رحمت و آگاهى خداوند به بندگان خويش
اللّه لطيف بعباده يرزق من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 11
11- شناخت حقيقت موجودات و شؤون آنها ، تنها از طريق برهان دست يافتنى است .
ما أنزل الله بها من سلطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 1
1 - خداوند ، براى هر يك از مخلوقات ، اندازه و ويژگى هاى مشخص قرار داده و زمينه پيدايش شكل ها و شايستگى هاى خاصى را در آن فراهم آورده است .
و الذى قدّر فهدى
مفاد «قدّر»، اشاره به آن چيزى است كه بالقوه در موجودات وجود دارد و در حالات پياپى، در صحنه وجود ظاهر مى شود و صورت مى پذيرد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 9
9 - درك عزت و حكمت مطلق خداوند ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح و تنزيه او
سبّح للّه . .. و هو العزيز الحكيم
جمله «و هو العزيز الحكيم» بيانگر دليل تسبيح گويى مخلوقات است; يعنى، آنها بدان جهت خداوند را تسبيح مى گويند كه او را عزيز و حكيم مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى آفرينش موجودات و هدايت آفريده ها به كمال وجودى آنها است .
ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 8
8 - دميده شدن در صور ، مقدمه حضور همه موجودات هستى در پيشگاه خداوند
و يوم ينفخ فى الصور . .. و كلّ أتوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى آفرينش موجودات و هدايت آفريده ها به كمال وجودى آنها است .
ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 80 - 7
7 - آمد و شد شب و روز و به وجود آمدن فصل هاى مختلف ، عامل پيدايش موجودات زنده و جريان مستمر مرگ و حيات در زمين
يحى و يميت و له اختلف الّيل و النهار
ذكر «اختلاف شب و روز» پس از بيان مرگ و حيات مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 10
10- تأمل در جهان طبيعت ، زمينه اى براى درك ويژگى هاى حيات موجودات است .
واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 6
6 - وجود حد و مرز مشخّص در استعداد هاى هر يك از موجودات و فراهم بودن زمينه ظهور آنها ، جلوه هايى از ربوبيت خداوند است .
ربّك الأعلى . .. الذى قدّر فهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى آفرينش موجودات و هدايت آفريده ها به كمال وجودى آنها است .
ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 13
13 - تمامى جنبندگان زمين و چگونگى زندگى آنها، آيات قدرت خداوند است.
إن اللّه قادر على أن ينزل . .. و ما من دابة فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 23 - 6
6- همه مالكيت ها ، جز مالكيت خداوند ، زوال پذير است .
نحن الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 7
7 - خلق و مرگ پديده ها ، امرى مدام و مستمر است .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 15
15 - آفرينش جهان و ايجاد نظام زوجيت ، تجلى ربوبيت بى همتاى خداوند
ذلكم اللّه ربّى . .. جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 49 - 1
1 - خداوند ، اشيا را جفت ( نر و ماده ) آفريده است .
و من كلّ شىء خلقنا زوجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 45 - 2
2 - نظام « زوجيت » در حيات بشر ، نمودى از ربوبيت يگانه خداوند
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه خلق الزوجين الذكر و الأُنثى
از ارتباط بين اين آيه و آيه «و أنّ إلى ربّك . ..»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 6
6 - آفريده هاى خداوند ، زيباترين و نيكوترين آفريده هاى ممكن
أحسن الخلقين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه وقتى خداوند نيكوترين خالق باشد، قهراً مخلوقات او نيز نيكوترين مخلوق خواهند بود و چون خالقى جز او در جهان هستى وجود ندارد، طبيعتاً آنچه آفريده است، نيكوترين مخلوقاتى است كه ممكن بود در عالم هستى پديد آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 4 - 5
5 - تمام آفريده هاى الهى ، نيكو و داراى ساختارى منظم اند . *
أحسن تقويم
«أحسن»، اسم تفضيل است و اثبات برترين قوام براى انسان، نيكو بودن قوام ديگر موجودات را در مفهوم خود گنجانيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 1،2،3،9
1- همه كسانى كه در آسمان ها و زمينند در برابر خداوند خاضعند و بر او سجده مى كنند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض
2- گروهى از موجودات از سر طاعت و به دلخواه بر خدا سجده مى كنند و گروهى ناخواسته و برخلاف تمايل خويش .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض طوعًا و كرهًا
«طوع» و «كره» مصدرند و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (طائعين) و (كارهين) مى باشد. «طائع» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه كارى را از روى تمايل انجام دهد و «كاره» به كسى و يا چيزى مى گويند كه عملى را بدون تمايل و از روى كراهت به ثمر رساند.
3- موجودات آسمان ها و زمين براى غير خدا خاضع نبوده و به غير او سجده نمى كنند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض
تقديم «لله» بر «يسجد» حاكى از حصر است. بنابراين «لله يسجد ...» ; يعنى ، براى خداوند سجده مى كنند و به غير او سجده نمى برند.
9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 11
11- همه پديده هاى مادى با خضوع تمام ، خداوند را سجده مى كنند .
أو لم يروا . .. من شىء ... سجّدًا لله و هم دخرون
«داخر» در لغت به معناى ذليل است و جمله «و هم داخرون» حال براى «ظلال» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 9
9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند،
آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 17 - 2
2- مخلوقات ، هرگز اسباب سرگرمى و لعب و لهو آفريدگار خويش نيستند .
لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا إن كنّا فعلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 7
7 - معاد ( رستاخيز ) سرنوشت قطعى تمامى پديده هاى جهان آفرينش
إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 2
2- خداوند ، اجرام آسمانى و موجودات فضا را ، از سقوط بر اهل زمين محفوظ داشته است . *
و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از آسمان، فضا و جوّ باشد كه نسبت به زمين چون سقف است و محفوظ بودن آن، به اعتبار سقوط اجرام آسمانى و فضايى و يا نفوذ اشعه كشنده كيهانى از جوّ به سوى زمين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 4
4- سلطه خداوند بر همه موجودات و برشمردن و ضبط دقيق تعداد آنها ، نشانگر عبوديت كامل موجودات براى خداوند است .
ءاتى الرحمن عبدًا . .. و عدّهم عدًّا
اين آيه، به منزله شاهد بر مدعاى آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 1
1- سلطه و سيطيره خداوند ، بر تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين
إن كلّ من فى السموت . .. لقد أحصيهم
«إحصاء» به معناى احاطه داشتن بر چيزى (لسان العرب) و يا به معناى شمارش كردن است; ولى دراين آيه به قرينه «عدّهم»، معناى احاطه و تحت سلطه خويش داشتن، مناسب تر به نظر مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 1 - 4
4 - « عن محمّد بن مسلم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « و الّيل إذا يغشى . . . » و ما أشبه ذلك فقال : إنّ للّه عزّوجلّ ان يُقْسِمَ من خلقه بما شاء و ليس لخلقه أن يُقْسِمُوا إلاّ به ;
از محمدبن مسلم روايت شده كه گفت: به امام باقر(ع) عرض كردم: قول خداى عزّوجلّ «و الّيل إذا يغشى. ..» [كه در آن به «شب» سوگند ياد شده]و مشابه اين [سوگندها چه حكمى دارد؟]فرمود: براى خداى عزّوجلّ است كه به مخلوقات خود، به هر چه كه خواست سوگند ياد كند; ولى مخلوقاتش نمى توانند سوگند ياد كنند، مگر به او».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 17 - 1،2
1 - سوگند خداوند به شب و تمامى موجودات پراكنده اى كه تاريكى شب آنها را گرد هم جمع مى كند .
و الّيل و ما وسق
واژه «وَسْق» به معناى جمع كردن چيزهايى است كه متفرق باشند(مفردات). گويا مراد جمع شدن جاندارانى است كه با فرارسيدن تاريكى شب، از همه طرف به محل استراحت خود مى روند.
2 - سوگند خداوند ، به هر چه تاريكى شب آن را فراگيرد . *
و ما وسق
«ما» در «ما وسق»، موصول است و ضميرى كه به آن برمى گردد، در كلام نيامده است. مصداق «ما وسق»، ممكن است تمام موجودات جاندار و بى جان باشد كه تاريكى شب، آنها را زير پرده سياه خود جمع مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 19 - 3
3 - خداوند ، در تأكيد بر تعدد و تنوّع مراحل آينده انسان ، به شفق ، شب ، موجودات زمينى و ماه ، سوگند ياد كرده است .
فلا أُقسم بالشفق . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 82 - 4
4 - آفرينش همه چيز براى خداوند ، امرى سهل و آسان است .
إنّما أمره إذا أراد شيئًا أن يقول له كن فيكون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آفرينش هر چيزى به صرف اراده كردن و خواستن خدا و بى هيچ ابزار و وسايلى، گوياى اين حقيقت است كه آفريدن هر چيزى براى او، سهل و آسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 68 - 6
6 - آفرينش همه چيز براى خداوند ، امرى سهل و آسان است .
فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
برداشت ياد شده، از آن جا است كه آفرينش هر چيزى به صرف تقدير و اراده آن و بى هيچ ابزار و كمكى، بيانگر اين حقيقت است كه براى خداوند متعال، آفريدن هر چيزى سهل و آسان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 50 - 3
3 - خلقت اشياء و تحقق بخشيدن به آن ، امرى سهل براى خداوند
إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر . و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه عبارت «كلمح بالبصر» اشاره به سهولت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 2
2 - انسان ، شريف ترين و گرامى ترين آفريده خدا در زمين
سخّر لكم ما فى الأرض . .. لرءوف رحيم
«استفهام» در «ألم تر. ..» براى تقرير مى باشد. «تسخير» (مصدر «سخر») به معناى رام قرار دادن است. گفتنى است روى سخن در اين قسمت نيز با انسان هايى است كه مى بينند خداوند در گستره زمين، همه چيز را - از جمادات و نباتات و حيوانات - رام آنها ساخته و در اختيارشان قرار داده است تا در سايه آن بتوانند انواع نيازهاى زندگى خود را برطرف سازند و چرخه زندگى شان بىوقفه بچرخد; اما در عين حال مى پندارند كه سرنوشتشان در دست خدايان ديگرى رقم خورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 7
7 - جهان آخرت ، جهان عينيت يافتن شعور و آگاهى برخى از پديده ها و آشكار شدن حقايق ناشناخته دنيا
يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون
از آيه شريفه، چنين استفاده مى شود كه اعضا و جوارح، داراى نوعى شعوراند و اعمال آدمى را درك كرده و با خود نگه مى دارند. البته اين حقيقت در عالم دنيا، براى همگان عينيت ندارد و تنها در جهان آخرت، همگان شاهد تحقق عينى اين معنا خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 7
7 - آخرت ، صحنه بروز و ظهور حيات و شعور موجودات *
قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 7
7- وجود حيات و شعور در موجودات ، حتى جمادات در آخرت
كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين
از ضمائر «ذوى القعول» در آيه شريفه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 11
11 - همه موجودات ، برخوردار از آگاهى و شعور به مقام خداوند هستند .
كل له قنتون
جمع بستن كلمه قانت به وسيله «ون» حكايت از آن دارد كه: موجودات آسمانها و زمين - در ارتباط با خداوند - از شعور و آگاهى برخوردار هستند; زيرا صفت مذكر آن گاه اين گونه جمع بسته مى شود كه موصوف از صاحبان عقل و شعور باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 6
6- ماده ، داراى شعور و نطق مخصوص به خويش *
تسبّح له السموت السبع والأرض و من فيهنّ و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده
بنابر اينكه مراد از تسبيح، تسبيح زبانى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 69 - 3
3- پديده هاى طبيعت ، چون آتش و . . . داراى نوعى شعور و آگاهى اند .
قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله (قلنا. ..) معناى حقيقى «گفتن» مقصود باشد. بنابراين لازمه شنيدن سخن خدا، شعور و آگاهى داشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 3
3 - تمامى پديده هاى جهان آفرينش ، موجوداتى اند شعورمند .
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت
به كارگيرى لفظ «من» براى همه پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين - با توجه به اين كه اين كلمه غالباً در ذوى العقول به كار مى رود - مى تواند اشعار به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 12
12 - همه موجودات عالم ، از نوعى شعور و ادراك برخورداراند .
يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته و تسبيحه
نيايش و تسبيح موجودات جهان از جمله پرندگان براى خداوند، حاكى از وجود نوعى شعور و ادراك در آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 9
9 - همه موجودات عالم ، از نوعى شعور و آگاهى برخوردارند .
كلّ له قنتون
جمع بسته شدن «قانتون» به «ون» - كه براى ذوى العقول است - از نكته ياد شده حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 12
12 - شعورمندى و تكليف تمامى موجودات زنده هستى *
و هو على جمعهم إذا يشاء قدير
چنانچه «دابّة» بر همه جنبندگان اطلاق شود و آيه شريفه محشور گشتن تمامى آنان در قيامت را متذكر گردد، اين احتمال قوت مى گيرد كه عقل، شعور و تكليف اختصاص به انسان ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 9
9- وجود نوعى شعور ، در همه موجودات جهان حتى جمادات *
و هم عن دعائهم غفلون
جاى انكار نيست كه در ميان معبودهاى مشركان، بت ها و جمادات نيز وجود داشته اند و خداوند در مورد چنين موجوداتى، اولاً ضمير ذوى العقول (هم) آورده و ثانياً صفتى را درباره آنان به كار برده (غافلون) كه از نوع عدم و ملكه است; زيرا غفلت در جايى صدق مى كند كه زمينه توجه، وجود داشته باشد. از اين دو تعبير استفاده مى شود كه جمادات نيز داراى نوعى توجه و شعوراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 4
4 - موجودات آسمان ها و زمين ، همگى برخوردار از نوعى شعور و ادراك
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
تسبيح خداوند و مبرّا دانستن ساحت مقدس او از عيب و كاستى، بيانگر معرفت و شناخت عالى موجودات نسبت به خالق و آفريننده خويش است. شناخت و معرفت كامل خدا، مبتنى بر اين است كه شناسنده، از نوعى ادراك و شعور بالايى برخوردار باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «سبّح...»، تسبيح متداول (تسبيح زبانى) باشد; نه تسبيح تكوينى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 2
2 - تمامى موجودات جهان ، داراى شعورى مخصوص به خود
سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه تسبيح موجودات صرفاً، تسبيح به زبان حال نباشد و تسبيح قولى را نيز دربرگيرد. در اين صورت اقرار به تنزيه پروردگار، مسبوق به نوعى شعور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 5
5 - همه موجودات هستى داراى شعور و نطق
سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از تسبيح در آيه شريفه، تسبيح نطقى باشد; نه تسبيح تكوينى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 4
4 - همه موجودات هستى ، داراى شعور و نطق
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 4
4 - همه موجودات عالم ، از نوعى شعور و آگاهى نسبت به خداوند برخوردارند .
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 3
3- مركّبى دو برابر حجم دريا ها ، ناكافى براى ثبت و شمارش آفريده هاى الهى است .
لو كان البحر مدادًا . .. لنفد البحر قبل أن تنفد كلمت ربّى
مراد از «مداد» در آيه «مركّب» است كه نويسنده را مدد مى رساند تا بيشتر بنويسد. مفاد جمله «لو كان البحر...» اين است كه اگر دو برابر درياها، مركّبى باشد كه بخواهند با آن كلمات پروردگار را بنويسند، مركّب ها تمام شده، ولى كلمات پروردگار همچنان باقى است. «مدداً» اگر به معناى «عون و كمك» باشد، حال است ;يعنى، گرچه مثل آن دريا را بياوريم، در حالى كه كمك رسان باشد. و اگر است به معناى «مداداً» (مركّب) باشد، تمييز «مثله» خواهد بود; يعنى: «و لو جئنا بمثله من المداد.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 4
4- سلطه خداوند بر همه موجودات و برشمردن و ضبط دقيق تعداد آنها ، نشانگر عبوديت كامل موجودات براى خداوند است .
ءاتى الرحمن عبدًا . .. و عدّهم عدًّا
اين آيه، به منزله شاهد بر مدعاى آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 6
6 - پديده هاى جهان هستى ، قابل شناخت و تفسير براى بشر
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 2 - 4
4 - فرود آمدن موجوداتى از آسمان به سوى زمين و بالا رفتن موجوداتى از ناحيه زمين به سوى آسمان
و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 117 - 5
5 - تأثيرپذيرى موجودات ، دليل عدم صلاحيت آنان براى خدايى و پرستش
ان يدعون من دونه الا انثاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 19
19 - نفى هرگونه قدرت در مقابل قدرت خدا
فلاتخشوهم و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 37 - 2
2- موجودات ديگرى جز ابليس ، داراى حيات طولانى تا روز قيامت
فإنك من المنظرين
از اينكه خداوند، در جواب درخواست مهلت ابليس مى فرمايد: «تو از مهلت داده شدگانى» نكته فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 5
5 - اشياء ، داراى وجهه و حقيقتى غير از ظواهرشان
أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار
ظاهر اين است كه آتش مطرح شده در جمله « أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار» وجهه ديگر همان متاعى است كه از طريق دين فروشى تحصيل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 10
10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .
كل له قنتون
«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 3
3- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات در آنها ، همواره در حال عبادت خداوندند .
تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ
اصل در لغت تسبيح «المرّ السريع فى عبادة الله» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 5
5 - پراكندگى ، كثرت و تنوع موجودات زنده در زمين ، شايان تأمل و درس آموزى
و ما يبثّ من دابّة
تعبير «يبثّ من دابّة» كثرت، تنوع و پراكندگى را مى رساند و تصريح به آن، اهميت موضوع را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 5
5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.
و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ
مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت
كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 49 - 3
3 - حاكميت قانون زوجيت بر موجودات جهان ، به تدبير الهى و شايان تأمل و درس آموزى
و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 6
6- به خاطر آوردن پديده ها و مخلوقات خداوند ، عامل تنبه و پندگيرى و بازشناسى خالقيت خداوند از مدعيان دروغين آفرينشگرى است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلا تذكّرون
از اينكه خداوند پس از بيان مخلوقات فراوان - در قالب استفهام توبيخى - امر به تذكر و يادآورى مى كند، معلوم مى شود كه توجه به مخلوقات عامل تذكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 93 - 1
1 - هر تكيه گاهى جز خدا ، فاقد قدرت و كارايى در قيامت
أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 58 - 4
4 - قيامت ، روز ظهور حاكميت مطلقه خداوند و بروز ناتوانى غير او
ليس لها من دون اللّه كاشفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 2 - 4
4 - عذاب كافران در قيامت ، امرى قطعى و غيرقابل دفع از سوى كسى
بعذاب واقع . للكفرين ليس له دافع
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مراد از عذاب در آيه شريفه، عذاب اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 13 - 2
2 - امدادگران و پناه دهندگان در دنيا ، ناتوان از نجات دادن انسان مجرم از عذاب الهى در آخرت
و فصيلته الّتى تويه
مطلب ياد شده، از وصف و قيد «الّتى تئويه» (آنان كه به او پناه مى دادند) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 4
4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 12،13
12- آدميان ، از درك عميق و فهم كامل تسبيح همه موجودات هستى براى خداوند ، ناتوانند .
و لكن لاتفقهون تسبيحهم
بنابر اينكه مخاطب آيه، همان گونه كه از ظاهر آن برمى آيد، انسانها باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
13- مشركان تسبيح و ثناگويى موجودات براى خداوند را درك نمى كنند .
و لكن لاتفقهون تسبيحهم
بنابر اينكه اين آيه، ادامه قول پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه خداوند خطاب به آن حضرت فرمود: «به مشركان بگو. ...»، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 35 - 7
7 - غير خدا ، ذاتاً فاقد توانايى ره يابى به سوى حق بوده و نيازمند هدايت خداست .
أفمن يهدى إلى الحق أن يتبع أمن لايهدّى إلا أن يهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 37 - 4
4 - هيچ مخلوقى ، توانايى آوردن كتابى همانند قرآن را ندارد .
و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 38 - 7
7 - غير خدا ، توانايى ساختن سوره اى همانند كوچكترين سوره قرآن را ندارد .
قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 2،4،5
2 - هيچ موجودى توانايى انجام كارى در جهت خنثى كردن كار خداوند را ندارد .
إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له إلا هو و إن يردك بخير فلا راد لفضله
4 - خداوند ، هرگاه كسى را به رنج و مصيبتى گرفتار فرمايد ، هيچ موجودى توانايى دفع آن را ندارد .
إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له إلا هو
5 - خداوند ، هرگاه خير كسى را بخواهد ، هيچ موجودى توانايى سلب آن خير را از وى نخواهد داشت .
و إن يردك بخير فلا راد لفضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 30 - 7
7- ناتوانى همه موجودات از دفع عذاب الهى ، حقيقتى كه همگان به درك و فهم آن توانايند .
من ينصرنى من الله . .. أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 33 - 6
6- هيچ كس و هيچ چيز ، بر خداوند حاكميتى ندارد .
فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 29
29- كارساز نبودن هيچ نيرويى جز خداوند در موفق ساختن آدمى ، دليل لزوم توكل بر او و روى آوردن به درگاه اوست .
ما توفيقى إلاّ بالله عليه توكلت و إليه أُنيب
جمله هاى «عليه توكلت و إليه اُنيب» به منزله نتيجه اى براى «ما توفيقى . ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 7
7- هيچ چيز و هيچ كس نمى تواند مانع نفوذ مشيّت الهى شود .
خلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 22
22- هيچ چيز و هيچ كس ، توان جلوگيرى از اراده و خواست خداوند را ندارد .
والله غالب على أمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 15
15- هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .
و ما لهم من دونه من وال
جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 21
21- غير خدا هيچ آفرينش و آفريده اى ندارد .
أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 33 - 2
2- هيچ كس و هيچ چيز ( معبود هاى اهل شرك و . . . ) هم پايه خداوند نبوده و به تدبير امور انسان ها و قوام بخشيدن به آنان توانا نيست .
أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت
«من» در «أفمن هو . ..» مبتداست و خبر آن شبه جمله اى همانند «كمن ليس كذلك» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 14
14- هيچ ياور و نگه دارنده اى نيست كه بتواند مستحقان عذاب الهى را از گرفتار شدن به عقوبت رهايى بخشد .
مالك من الله من ولىّ و لا واق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 41 - 7
7- هيچ كس و هيچ چيز نمى تواند حكم و فرمان خدا در هستى را نقض كند و آن را بى اثر سازد .
لامعقّب لحكمه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 84 - 5
5- هيچ نيرويى توانايى دفع عذاب الهى را ندارد .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 74 - 3
3- توجه به مالكيت و قدرت مطلقه خدا و ناتوانى موجودات در برابر او ، مستلزم تشبيه نكردن او به غير است .
و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. فلاتضربوا لله الأمثال
عمده ترين موضوعى كه از آيات قبل استفاده شد، مالكيت و قدرت مطلق الهى و نفى هرگونه مالكيت و قدرت از خدايان دروغين مشركان است و در اين آيه خداوند، نتيجه و لازمه مطلب فوق را، تمثيل نكردن خدا به غير او دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 1
1- مخلوق در مقايسه با خدا ، همانند برده اى مملوك كه فاقد كمترين اراده و اختيار است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 3،4
3- موجودات هستى ، ناتوان و متكى به خداوند در حيات خويش
لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله
4- همه پديده هاى جهان بدون امداد و تدبير خداوند ، ناتوان از سامان دادن به امور و ارائه راه خير و كمالند .
لايقدر على شىء . .. أينما يوجّهه لايأت بخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 17 - 16
16- هيچ قدرت و اراده اى در مقابل اراده الهى ، مؤثّر و كارساز نيست .
من يهد اللّه . .. و من يضلل فلن تجد له وليًّا مرشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 27 - 10
10- ناتوانى همگان از دگرگون ساختن قرآن و سخنان خداوند ، دليل شايستگى آن براى پذيرش و اطاعت است .
واتل ما أُحى إليك . .. لامبدّل لكلمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 92 - 3
3- مخلوقات - كه جملگى رهين نعمت و رحمت خداوند هستند - نمى توانند در رتبه الوهيت قرار گرفته و فرزند او به شمار آيند .
و ما ينبغى للرحمن أن يتّخذ ولدًا
ذكر نام «رحمان» در اين آيه، دربردارنده نوعى استدلال بر بطلان پندار فرزندگزينى خداوند است. يكى از وجوه اين استدلال آن است كه رابطه خداوند با موجودات، رابطه رحمت گستر و رحمت شده است و رحمت شده نمى تواند در رتبه رحمت گستر قرار گيرد; در نتيجه نمى تواند به عنوان «ولد» هم جنس والد بوده شأنى از الوهيت را دارا شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 46 - 8
8 - موسى و هارون ( ع ) ، به قدرت برتر خداوند آگاه بودند و ديگران را از مقابله با خواست و اراده خدا ناتوان مى دانستند .
إنّنى معكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 39 - 8
8- عناصر و قدرت هاى غير الهى و مورد اتكاى كافران ، فاقد هر گونه كارآيى در برابر اراده خداوند
لو يعلم الذين كفروا . .. و لا هم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 42 - 2
2- عجز و ناتوانى همه موجودات ، در برابر اراده الهى
قل من يكلؤكم . .. من الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 69 - 6
6- قدرت خداوند ، مطلق است و همه قدرت ها در برابر او ناتوان و بى اثراند .
قالوا حرّقوه . .. قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم
جمله «قلنا يانار. ..» پاسخ به قدرت نمايى بت پرستان است (قالوا حرّقوه). بنابراين جمله ياد شده گوياى اين حقيقت است كه انسان ها با همه توانايى هايشان در برابر اراده و قدرت خداوند ناتوان و مغلوب اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 4
4 - خداوند ، به هيچ موجودى ، هيچ گونه اقتدارى براى تدبير امور جهان ، عطا نكرده است .
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 63 - 7
7 - ناتوانى غيرخدا از پديد آوردن علايم راهنما ( چون ستارگان ) و عوامل نويدبخش و رحمت آفرين ( چون باد و باران ) به گستردگى پهنه زمين
أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر . .. أءله مع اللّه
از ارتباط «من يهدى» با «أءله مع اللّه» استفاده مى شود كه تنها خداوند، قادر به ايجاد عواملى است كه انسان را در ظلمت هاى شب در سراسر زمين (خشكى و دريا) هدايت كند و باران رحمت را در پى بادهاى مژده دهنده به دورترين نقاط برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 71 - 10
10 - ايجاد روشنايى هم چون درخشش خورشيد ، خارج از توان غير خداوند است .
من إله غير اللّه يأتيكم بضياء
تنوين در «ضياء» اصطلاحاً تنوين تفخيم ناميده مى شود; يعنى، «ضياء عظيم» و آن به درخشش بزرگ و خيره كننده خورشيد اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 8
8 - ناتوانى غيرخدا ، بر ايجاد شب ، در صورت اراده خدا بر ثابت قرار دادن روز
قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا . .. من إله غير اللّه يأتيكم بليل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 2 - 1،2
1 - هيچ نيرويى ، توانايى جلوگيرى از رحمت آفرينى خداوند به بندگانش را ندارد .
ما يفتح اللّه للناس من رحمة فلاممسك لها
2 - هيچ موجودى ، توانايى جلب رحمت منع شده خداوند از مردم را ندارد .
و ما يمسك فلامرسل له من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 1
1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 9
9 - هيچ نيرويى در جهان ، نمى تواند خداوند را از تحقق اراده اش ناتوان سازد .
و ما كان اللّه ليعجزه من شىء فى السموت و لا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 43 - 5
5 - هيچ نيرويى توانايى ممانعت از تحقق اراده و مشيت خدا را ندارد .
و إن نشأ نغرقهم فلاصريخ لهم و لا هم ينقذون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 8
8 - هيچ چيز مانع از تحقق اراده خداوند جز خود او نيست .
أفرءيتم . .. إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أرادنى برحمة هل هنّ ممسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 6
6 - فرمانروايى مطلق خداوند بر جهان هستى ، دليل در اختيار داشتن همه شفاعت ها در دست خدا و ناتوانى غير او از هرگونه شفاعت خودسرانه
قل للّه الشفعة جميعًا له ملك السموت و الأرض
جمله «له ملك السماوات. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (للّه الشفاعة جمياً) است; يعنى، چون فرمانروايى جهان به دست خداوند است، پس شفاعت هم - كه جزئى از فرمانروايى است - در اختيار او قرار خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 62 - 5
5 - نياز تمامى پديده هاى جهان ، در بقا و تدبير امورشان به خالق هستى ( خداوند )
اللّه خلق كلّ شىء و هو على كلّ شىء وكيل
يادآورى حفاظت و تدبير امور جهان از سوى خداوند - پس از ذكر خالقيت او - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 42 - 8
8- داورى نافذ الهى در قيامت و ناتوانى همه نيرو ها در قبال آن ، نمود عزت و اقتدار يگانه او است .
إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى ... إنّه هو العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 64 - 3
3 - نقش الهى در فرايند رشد دانه ها در زمين ، منحصر به فرد بوده و هيچ نيرويى توان چنين عملى را ندارد .
أم نحن الزرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 20 - 1
1 - هيچ نيرويى در عالم ، توانايى ايستادن در برابر اراده خداوند و مخالفت با آن را ندارد .
أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 21 - 7
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 28 - 6
6 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى پناه دادن به كافران در برابر عذاب دردناك الهى را ندارد .
فمن يجير الكفرين من عذاب أليم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «فمن يجير. ..» انكارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 30 - 3
3 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى مبارزه با خشكسالى و بازگرداندن آب هاى فرو رفته در زمين به امر خداوند را ندارد .
قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 2 - 3
3 - در برابر عذاب الهى ، هيچ فردى و هيچ نيروى بازدارنده اى وجود ندارد .
ليس له دافع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 12 - 4
4 - هيچ چيز نمى تواند در برابر خداوند ، به هنگام كيفر رساندن كافران ، مانع ايجاد كند .
إنّ بطش ربّك لشديد
واژه «بطش»، در خود معناى زور، قهر و غلبه را دارد و تأكيد آن با كلمه «لشديد»، بر شدّت قهر و غلبه در آن دلالت مى كند. مراد از قاهر و غالب بودن خداوند، بى تأثير بودن موانع در برابر كيفررسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 18 - 3
3 - مجموعه هاى سازمان يافته ، از هر گونه يارى رسانى به اعضاى خويش در برابر عذاب آخرت ناتوان اند .
فليدع نادية . سندع الزبانية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 45 - 3
3 - عذاب الهى به هنگام نزول ، گريزناپذير و غيرقابل دفاع براى انسان ها
فأخذتهم الصعقة . .. و ما كانوا منتصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 31 - 10
10 - « عن ابى العباس : عن ابى عبداللّه ( ع ) سألته عن قول اللّه « و علّم آدم الأسماء كلها » ماذا علمه ؟ قال : الأرضين و الجبال و الشعاب و الأودية ثم نظر إلى بساط تحته فقال : و هذا البساط مما علّمه ;
ابوالعباس گويد: درباره سخن خداوند «و تعليم داد خداوند به آدم تمامى اسامى را» از امام صادق سؤال كردم: چه چيز را خداوند به آدم تعليم داد؟ آن حضرت فرمود: زمينها، كوهها، دره ها و بيابانها بود. سپس امام نگاهى به فرش زير پا انداخت و فرمود: اسم اين فرش را نيز از اسامى تعليمى به آدم(ع) بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 31 - 6
6 - خداوند ، موجودات هستى را بر فرشتگان عرضه كرد و از آنان خواست تا اسامى آنها را بيان كند .
ثم عرضهم على الملئكة فقال أنبئونى بأسماء هؤلاء
«أنبئوا» فعل امر از مصدر «انباء» است و انباء به معناى خبر دادن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 32 - 1،9
1 - فرشتگان ، ناآگاه به حقايق عرضه شده بر آنان و ناتوان از بيان اسامى آنها
ثم عرضهم على الملئكة . .. قالوا سبحنك لاعلم لنا إلا ما علمتنا
9 - هدف از فرمان خدا به فرشتگان ( در بيان نام هاى حقايق ) ، يادآورى عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى و آگاه ساختن آنان به برترى علمى آدم ( ع ) بود .
أنبئونى بأسماء هؤلاء . .. قالوا سبحنك ... إنك أنت العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 3
3 - عظمت آفرينش آسمان ها ، زمين ، فرشتگان و ديگر موجودات آسمانى
أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 13
13 - مالكيت خداوند بر جهان هستى ، نشان آگاهى او بر همه پديده هاى جهان است .
ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض . .. و اللّه بكلّ شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 5،8
5 - همه موجودات آسمان ها و زمين ، در حيطه علم خداوندند .
يعلم ما فى السموت و الأرض
8 - احاطه علمى خداوند بر موجودات جهان ، دليل كفايت گواهى او براى حقانيت نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل كفى باللّه بينى و بينكم شهيدًا يعلم ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 5
5 - همه موجودات آسمان ها و زمين ، در حيطه علم خداوندند .
يعلم ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 11
11 - علم حضورى و شهودى تمامى موجودات ، نسبت به پروردگار
أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء شهيد
بنابراين كه «شهيد» به معناى مشهود باشد، برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 98 - 5
5 - تمامى پديده هاى هستى ، در گستره علم خداى يگانه قرار دارند .
اللّه الذى . .. وسع كلّ شىء علمًا
«علماً» تميز براى فاعل «وسع» مى باشد; يعنى، خداوند بر تمامى پديده ها، از نظر علم و آگاهى احاطه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 1
1 - احاطه علمى خداوند به تمام آنچه كه در آسمان ها و زمين هست .
ألم تعلم أنّ اللّه يعلم ما فى السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 7
7 - خداوند بر همه حقايق عالم ، از ريزترين موجودِ جاگرفته در دل سنگ سخت و يا در دورترين نقطه اى در آسمان ها و يا در دلِ زمين ، آگاهى دارد .
إنّها إن تك مثقال حبّة من خردل فتكن فى صخرة أو فى السموت أو فى الأرض يأت بها الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 11
11 - آگاهى كامل خداوند ، به تمامى موجودات جهان هستى
إنّه بكلّ شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 16 - 4،6
4 - آگاهى خداوند ، به تمامى موجودات آسمان ها و زمين
و اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض
6 - احاطه علم الهى بر تمامى اشياء
و اللّه بكلّ شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 4 - 1،5،6
1 - خداوند ، به همه موجودات هستى احاطه علمى دارد .
يعلم ما فى السموت و الأرض
5 - علم خداوند ، مطلق و فراگير همه ذرّات نهان و آشكار جهانِ هستى است .
يعلم ما فى السموت . .. و ما تعلنون و اللّه عليم بذات الصدور
يادآورى آگاهى خداوند از موجودات آسمان ها و زمين و نيز رفتارهاى نهانى و آشكارا و رازهاى دل بشر، اشاره به علم مطلق و فراگير خداوند است.
6 - آگاهى و عقيده به علم همه جانبه خداوند به جهان و انسان ، بازدارنده انسان ها از نافرمانى و گناه
يعلم ما فى السموت . .. و ما تعلنون واللّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 14 - 1
1 - خداوند ، آگاه به تمامى آفريده هاى خويش است .
ألا يعلم من خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 80 - 2
2 - موجودات ديگر جز ابليس ، داراى حيات طولانى تا روز قيامت اند .
قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون . قال فإنّك من المنظرين
از اين كه خداوند، ابليس را از زمره «منظرين» (مهلت يافتگان) برشمرده است، مى توان استفاده كرد كه در اين عالم، جز ابليس موجودات ديگرى نيز وجود دارند كه تا روز قيامت زنده بوده و مهلت داده شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 6
6- توجه به علم همه جانبه خداوند به گفتار و اعمال موجودات جهان ، بازدارنده آدمى از حق ستيزى و گناه
أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض و هو السميع العليم
خداوند در پاسخ به توطئه ها و سخنان سرّى مشركان عليه اسلام، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه علم همه جانبه الهى را به آنان گوشزد كند. اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 4
4 - نزول باران ، تدبيرى الهى در گسترش بخشيدن به پوشش گياهى و زندگى جانداران در پهنه زمين
و ما أنزل اللّه من السماء من رزق فأحيا به الأرض بعد موتها
تفريع حيات زمين بر نزول باران از آسمان، مى تواند بيانگر اهميت محورى و اساسى آن در حيات تمامى پهنه زمين و بهره مندى تمام عرصه حيات نباتى و حيوانى از آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 3
3 - آب مايه اصلى روييدن گياهان و هر موجود رشدكننده است.
فأخرجنا به نبات كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 65 - 4
4- خداوند ، آب را مايه حيات موجودات زنده قرار داده است .
فأحيا به الأرض بعد موتها
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الأرض» اهل زمين; يعنى، موجودات داراى حيات باشد كه شايسته مرگ و حياتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 11 - 2
2 - توجّه به تأثير آسمان در تداوم بازگشت بعضى از پديده ها ، زمينه ساز باور به معاد
و السماء ذات الرجع
ارتباط اين سوگند با قبل و بعد آن - به ويژه آيه «إنّه على رجعه لقادر» كه كلمه «رجع» در آن نيز آمده است - بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 7
7 - تمامى پديده هاى خشكى و دريا ، گرفتار آثار گناه آدميان است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 12
12 - بازگشت قهرى تمامىِ موجودات به سوى خداوند
و اليه يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 22
22 - تنها خداوند مُنت ها اليه حركت تمامى موجودات است .
و إليه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 11
11 - خداوند تنها غايت تمامى جنبندگان است و همگى به سوى او در حركتند.
ثم إلى ربهم يحشرون
مفاد حرف «إلى» بيان انتهاى غايت است. بنابراين «إلى ربهم» يعنى غايت حشر و نشر جنبندگان براى وصول به «رب» است و غير از او غايتى نيست. از همين رو «إلى ربهم» بر «يحشرون» مقدم گشته و مفيد حصر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 23 - 5
5- مرگ ، سرنوشت قطعى همه موجودات عالم ( از كران تا كران هستى )
و نحن الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 8 - 2
2- تمامى موجودات زمين و جلوه هاى ظاهرى آن ، محكوم به فنا و اضمحلال نهايى اند .
و إنّا لجعلون ما عليها صعيدًا جرزًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 40 - 5
5- بازگشت تمام مخلوقات زمينى به خداوند است .
و من عليها و إلينا يرجعون
مراد از «من عليها» مى تواند همه موجودات روى زمين باشد و به كار بردن واژه «مَن» از باب تغليب عاقلان بر غير آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 4
4 - تنها خداوند ، مقصد و منت هاى حركت تمامى موجودات جهان است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- تقدم خبر (إلى اللّه) بر مبتدا (المصير) مفيد حصر مى باشد. 2- «مصير» به معناى «مرجع» است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 16
16 - تنها خداوند ، مقصد و منتهااليه حركت تمامى موجودات جهان است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، ناظر به حركت و بازگشت همه موجودات باشد. گفتنى است «مصير» به معناى «مرجع» است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 1
1 - تمامى موجودات زنده آسمان ها و زمين با دميده شدن در صور ( شيپور ) مى ميرند .
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض
«صعق» هم به معناى بى هوشى است و هم به معناى مرگ. در اين آيه - برابر نظر بيشتر مفسران - معناى دوم مراد است كه همان نفخ صور نخستين مى باشد كه موجب مرگ همه موجودات جهان مى شود. «نفخ» نيز به معناى دميدن است و «صور» به چيزى مانند شيپور گويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 8
8 - بازگشت تمامى موجودات به سوى خداوند است .
ألا إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 43 - 4
4 - بازگشت و حركت تمامى موجودات ، تنها به سوى خداوند است .
و إلينا المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 8 - 1
1 - بازگشت هر موجودى به خداوند است .
إنّ إلى ربّك الرجعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 10
10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 10
10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 6
6 - انحصار فرمان روايى جهان به خداوند و مرجع و مقصد بودن او براى حركت تمامى موجودات ، فلسفه تسبيح همه آنها براى خداوند است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت . .. و للّه ملك السموت و الأرض و إلى ال
يادآورى فرمان روايى خداوند بر جهان آفرينش، پس از بيان تسبيح همه موجودات براى خداوند، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آنچه موجودات جهان را به تسبيح خدا برمى انگيزاند، مالكيت و فرمانروايى انحصارى خداوند بر جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 12
12- خداوند ، موجودات هستى را ممتاز و جدا از يكديگر قرار داد تا هر يك آيت و نشانى بر قدرت و يكتايى او در تدبير هستى باشد .
يفصّل الأيت
مراد از «الأيات» (نشانه ها) مى تواند موجودات هستى از قبيل آسمانها، زمين، گياهان و . .. باشد و مى تواند مراد از آن آيات قرآنى باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر اين مبنا «تفصيل» (مصدر يفصّل) به معناى جداسازى و ممتاز قراردادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 21
21 - همه موجودات هستى داراى رمز و رازند و اعتراض به وجود هر يك از آنها نشانه جهل به حكمت وجودى آنهاست .
أتجعل فيها من يفسد . .. قال إنى أعلم ما لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 1
1 - همه موجودات زمين ( جمادات ، نباتات و حيوانات ) در خدمت انسان و مسخر و رام شده براى بهره بردارى او
ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 14،16
14 - پديده هاى عالم آفرينش ، براى برآوردن منظور و هدفى ، آفريده شده اند .
أن يرسل الرياح مبشّرت و ليذيقكم . .. و لتبتغوا من فضله
16 - شكر و سپاس گزارى از خداوند ، هدف آفرينش پديده هاى طبيعى است .
و من ءايته أن يرسل الرياح . .. و لعلّكم تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 89 - 10
10- همه موجودات زنده ، مردنى و فنا شدنى اند و تنها خداوند زنده و جاويد است .
أنت خير الورثين
بهترين وارث بودن خداوند، ممكن است به اين خاطر باشد كه همه ارث برندگان، خود روزى خواهند مرد و آن چه را كه به ارث برده اند به ديگران واگذر خواهند كرد; ولى خداوند وارثى است جاويد و فناناپذير.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 3
3- تنوع رنگ هاى مخلوقات ، داراى نقش سودمند در زندگى انسانهاست .
و ما ذرأ لكم فى الأرض مختلفًا ألونه
«مختلفا ألوانه» حال از براى «ما ذرأ» است و معنا چنين مى شود: مخلوقات در حالى كه داراى رنگهاى گوناگون است، براى شما آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 19
19- انسان ، موظف به تلاش براى فهم حقايق هستى چون تسبيح و حمد موجودات براى خدا
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إنه كان حليماً غفوراً» تهديد مشركان به خاطر نينديشيدن درباره تسبيح موجودات باشد. بنابراين، عبارت، اِشعار دارد بر اينكه تلاش براى فهم حقايق عالم لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 2
2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» - كه از نوع تقريرى است - استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 19
19- انسان ، موظف به تلاش براى فهم حقايق هستى چون تسبيح و حمد موجودات براى خدا
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إنه كان حليماً غفوراً» تهديد مشركان به خاطر نينديشيدن درباره تسبيح موجودات باشد. بنابراين، عبارت، اِشعار دارد بر اينكه تلاش براى فهم حقايق عالم لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 21 - 4
4- همه پديده هاى عالم ، از نظر وجود و هستى و چگونگى خلقت ، محدود و متناهى و از پيش تعيين شده اند .
و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 56 - 2
2 - هدف مندى كار خداوند ، در آفرينش موجودات
و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون
از اين كه خداوند، براى آفرينش جن و انس، هدفى را معين كرده، استفاده مى شود كه فعل الهى، هدفدار است; و گرنه بيان يك مورد دليلى نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 1
1- آفرينش آسمان و زمين و موجودات فضا ( جهان هستى ) ، بيهوده و بازيچه نيست ; بلكه جهت دار و هدفمند است .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
«لعب» به معناى كارى است بى فايده كه مقصود صحيح و مصلحتى در آن نباشد. «لاعبين» نيز حال براى ضمير «خلقنا» است; يعنى، ما جهان را به قصد بازيچه و سرگرمى نيافريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 8
8- فرجام و پايان عمر عالم ماده و موجودات آن ، امرى قانونمند و تحت برنامه خداوند است ; نه اتفاقى و بى حساب .
ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
از واژه «بالحقّ»، قانونمندى و از كلمه «مسمّى» برنامه ريزى قبلى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 2،6
2 - خداوند ، هر يك از موجودات را در مسيرى مناسب ، با شايستگى هاى ذاتى اش قرار داده است .
فهدى
مراد از «هدايت»، يا ارشاد و راهنمايى است كه در اين صورت محدود به موجودات شعورمند خواهد شد و يا قرار دادن چيزى در جهت و مسيرى خاص است كه آن مسير را به طبيعت خود و يا از روى اختيار طىّ كند. در اين فرض همه موجودات، مشمول هدايت خواهند بود. متعلق «هدى» - به قرينه «قدّر» - تمام امورى است كه در وجود هر مخلوق تقدير شده است.
6 - وجود حد و مرز مشخّص در استعداد هاى هر يك از موجودات و فراهم بودن زمينه ظهور آنها ، جلوه هايى از ربوبيت خداوند است .
ربّك الأعلى . .. الذى قدّر فهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 3
3 - انديشه در چگونگى پيدايش حيات و نيروى حس و ادراك در موجودات زنده ، زمينه ره يابى به نشانه هاى متقن الهى
و فى خلقكم و ما . .. ءايت لقوم يوقنون
طرح خلقت انسان و جنبندگان، به عنوان زمينه ره يابى به يقين، مى تواند نظر به جنبه زنده بودن و حس و شعور داشتن آنها داشته باشد; چه اين كه پيدايش اين امور، در متن نظام مادى طبيعت، آيتى بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 12
12- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن و به دور از ابهام است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا . .. و من ... فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا هل يستون
پاسخ «هل يستون» به جهت بداهت و وضوح ذكر نشده است كه در واقع خداوند مى فرمايد: همان گونه كه برده اى فاقد اختيار، هرگز قابل مقايسه با آزاده اى توانمند و انفاقگر نيست و اين موضوعى است بديهى و بى نياز از توضيح، مقايسه خلق با خدا نيز اين چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 17
17- بيشتر مشركان نسبت به حقيقت صفات خدا و قابل مقايسه نبودن مخلوقات با او ، ناآگاهند .
بل أكثرهم لايعلمون
برداشت فوق به خاطر اين است كه صدر آيه سخن از قابل مقايسه نبودن خلق با خدا بود و نفى علم (لايعلمون) نيز به همين زمينه نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 1،8
1- خلق در مقايسه با خدا ، به مثابه لالهايى ناتوان و نيازمند سرپرستند .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله
8- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن ، بديهى و به دور از ابهام است .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بال
برداشت فوق، از حذف جواب استفهام (هل يستوى هو . ..) - كه مى تواند اين حذف به خاطر وضوح و بداهت آن باشد - استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 3
3 - خداوند اطلاعات دقيق درباره هر چيزى را در كتابى معين (لوح محفوظ) ثبت كرده است.
ما فرطنا فى الكتب من شىء
مراد از «الكتاب» مى تواند لوح محفوظ و يا هر جايگاه ديگرى براى ثبت اطلاعات كامل درباره موجودات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 5
5 - جانداران موجود در آسمان ها ، فراوان و گسترده اند ; نه اندك و استثنايى
و ما بثّ فيهما من دابّة
با توجه به واژه «بثّ» - كه به معناى پراكندگى است - فراوانى موجودات زنده در آسمان هارا مى توان استفاده كرد; زيرا با توجه به فراخناى آسمان ها، اگر موجودات زنده اندك باشند، تعبير «بثّ» مناسب نمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 15
15 - ارزش ها و كمالات موجودات جهان ، نمايانگر اقتدار و حكمت الهى
يسبّح له . .. العزيز الحكيم
در صورتى كه تسبيح وجودى و به زبان حال باشد، نمايانگر كمال وجودى موجودات است كه خود حكايت از عزت و حكمت آفريدگار آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 4
4 - نبودن افراط و تفريط در ساختار مخلوقات ، دليل لزوم تسبيح خداوند و اعتراف به دور بودن او از هر عيب و نقص
سبّح اسم ربّك . .. الذى خلق فسوّى
وصف «الذى . ..»، بيانگر علت تسبيح است و حرف «فاء» در «فسوّى» دلالت دارد كه غرض اصلى از توصيف خداوند با جمله «خلق فسوّى»، بيان تسويه است و ذكر خلقت، به عنوان مقدمه براى بيان تسويه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 5
5 - آنچه را خداوند اراده پيدايش آن را بنمايد، قطعاً و بدون تخلف پديدار خواهد شد.
و يوم يقول كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 13
13 - خداوند ، به چگونگى نيايش و تسبيح موجودات جهان براى او ، آگاه است .
يسبّح له من فى السموت . .. كلّ قد علم صلاته و تسبيحه
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه فاعل «علم» اللّه باشد. گفتنى است كه جمله «و اللّه عليم بما يفعلون» مى تواند شاهد همين معنا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 7،8
7 - آفرينش هر موجود در گرو تقدير خدا و فرمان او به تحقق آن است .
إذا قضى أمراً فإنما يقول له كن فيكون
8 - فرمان خدا بر پديد آمدن هر چيز ، كافى در تحقق يافتن آن است .
فإنما يقول له كن فيكون
حصر در جمله «إنما يقول . ..» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 13
13 - خداوند ، به چگونگى نيايش و تسبيح موجودات جهان براى او ، آگاه است .
يسبّح له من فى السموت . .. كلّ قد علم صلاته و تسبيحه
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه فاعل «علم» اللّه باشد. گفتنى است كه جمله «و اللّه عليم بما يفعلون» مى تواند شاهد همين معنا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 2
2 - تمامى موجودات هستى ، شاهدى گويا بر منزّه بودن خداوند از هر عيب و نقص
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه تسبيح در آيه شريفه، تسبيح تكوينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 7
7 - خداوند ، در مالكيت موجودات هستى شريكى ندارد .
له ما فى السموت و الأرض
برداشت فوق با توجه به حصر - كه از تقديم «له» بر «ما فى السماوات . ..» به دست مى آيد - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 1
1 - خداوند ، مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين است .
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك آسمان ها و زمين ( تمام هستى ) و حاكم بر آنها
الم تعلم إنّ اللّه له ملك السموت و الارض
آسمانها و زمين كنايه از تمامى هستى است. و ملك به معناى حاكميت و در دست داشتن زمام امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 2
2 - مالكيت مطلق خداوند بر موجودات آسمانها و زمين، بديهى و غيرقابل انكار
قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه
جواب خداوند به سؤال خود، نشانگر بديهى و غير قابل انكار بودن جواب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 13 - 1،2
1 - مالكيت و حاكميت مطلقه الهى بر هر موجود مستقر در شب و روز
و له ما سكن فى الّيل و النهار
«سكن»، از ماده «سكنى» (به معنى مسكن گزيد): و «ما سكن . .. »، شامل هر موجودى است كه در ظرف شب و روز قرار گرفته باشد.
2 - تنها خداوند مالك اشياى ساكن و متحرك در شب و روز
و له ما سكن فى الّيل و النهار
بنابراين كه «ما سكن»، به معنى ساكن، مقابل متحرك، باشد. نكته ديگر در آيه اينكه گاهى در زبان عرب يكى از ضدين ذكر مى گردد و ديگرى مسكوت مى ماند. چون مذكور، خود كافى از غير مذكور است. در آيه نيز گر چه تنها «ما سكن» آمده، ولى مراد متحركها نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 12
12 - تنها خداوند ، مالك همه آفريده ها و فرمانرواى آنهاست .
ألا له الخلق و الأمر
در برداشت فوق كلمه «الخلق» به معناى اسم مفعول (مخلوق)، و «أمر» به معناى فرمان دادن گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 2
2 - هر موجودى در جهان آفرينش مملوك و در وجود يافتن نيازمند آفريدگار است .
أو لم ينظروا فى ملكوت . .. و ما خلق اللّه من شىء
«ما خلق اللّه» عطف به «السموات» است. يعنى «أو لم ينظروا فى ملكوت ما خلق اللّه». «من شىء» بيان براى «ما» در «ما خلق اللّه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 68 - 6
6 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين از آن خداوند و ملك بى شريك اويند .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 13
13- مالك و مربى بودن خداوند بر همه چيز ، مستلزم مراقبت و حفاظت كامل او ، از آنهاست .
إن ربى على كل شىء حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 52 - 1
1- مالكيت تمامى موجودات آسمان ها و زمين و حاكميت بر آنها ، در انحصار خداوند است .
و له ما فى السموت و الأرض
لازمه مالكيت، حاكميت است و «أفغير الله تتقون» (آيا از غير خدا مى ترسيد) مى تواند قرينه بر اين باشد كه: مراد از «له ما فى السماوات و. ..» حاكميت نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 5،7
5 - آنچه در زيرخاك هاى نمناك جهان قرار دارد از آن خداوند است .
له . .. و ما تحت الثرى
«ثرى» به معناى خاك نمناك است (مصباح). ال در «الثرى» ظاهراً معناى جنس دارد، لذا شامل هر خاك نمناكى مى شود، چه در زمين باشد و چه در كرات ديگر، بلكه چون در آيه «ما فى الأرض» ذكر شده است، احتمال مى رود كه «ما تحت الثرى» مربوط به غير زمين باشد.
7 - سراسر هستى ، و تمامى موجودات آشكار و نهان ، در مالكيت خداونديگانه است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض . .. و ما تحت الثرى
تعبير «آسمان ها و زمين و آنچه بين آن دو است» كنايه از تمام جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 1
1- خدا ، مالك همه كسانى است كه در آسمان ها و زمين اند .
و له من فى السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 84 - 1
1 - زمين و هر آنچه در آن هست ، از آن خدا و متعلق به او است .
قل لمن الأرض و من فيها إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 85 - 1
1 - اعتراف به مالكيت خدا بر زمين و موجودات روى آن ، امرى ناگريز براى هر انسانِ اهل دانش و خرد
قل لمن الأرض . .. إن كنتم تعلمون . سيقولون للّه قل أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 1
1 - خداوند ، مالك همه پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ( جهان ) است .
ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين است .
و له من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 4
4 - ملك خداوند بودن تمامى موجودات ، با شريك خدا قرار دادن هر يك ازآنها ، ناسازگار است .
هل لكم من ما ملكت أيمنكم . .. تخافونهم كخيفتكم أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 1،3
1 - تمام موجودات آسمان و زمين ، ملك خداوندند .
للّه ما فى السموت و الأرض
3 - آفريدگارى خداوند ، مستلزم مالكيت او بر آفريده هاى خويش است .
من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه . .. للّه ما فى السموت و الأرض
«للّه ما فى. ..» به منزله نتيجه آيه قبل است و به خاطر روشن بودن اش، از حرف عطف استفاده نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 1 - 8،9
8 - مالكيت مطلق خدا بر موجودات و حكمت و آگاهى او ، جلوه اى از كمال هاى او است .
الحمد للّه الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض. .. و هو الحكيم الخبير
از آن جايى كه حمد در برابر كمال است، آوردن صفت هاى مالكيت، حكمت و آگاهى پس از بيان اختصاص داشتن همه حمدها به خداوند، مى تواند به منظور القاى نكته ياد شده باشد.
9 - مالكيت مطلق خداوند بر موجودات عالم ، مقتضى اختصاص همه حمد و ستايش ها به او است .
الحمد للّه الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
صله موصول «الذى» كه ما فى السماوات و ما فى الأرض است مى تواند علت انشاى ثنا و حمد براى موصول باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 37 - 2
2 - يگانه مالك گنجينه هاى وجود ، داراى اختيار در اعطاى رسالت به برگزيدگان خود
أم عندهم خزائن ربّك
از ارتباط آيات - كه در زمينه اثبات حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رد منكران آن است - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 6
6 - همه موجودات آسمان ها و زمين از آنِ خداوند است .
بل له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 132 - 1
1 - خداوند ، يگانه مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين ( تمام هستى )
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 2
2- تمامى موجودات آسمان ها و زمين فقط از آنِ خداوند است .
الله الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 3
3 - تمامى موجودات زمين و آسمان ، مملوك خداوند هستى اند .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 2
2 - مالكيت مطلق خداوند بر موجودات آسمانها و زمين، بديهى و غيرقابل انكار
قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه
جواب خداوند به سؤال خود، نشانگر بديهى و غير قابل انكار بودن جواب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 1
1 - خداوند يگانه مالك آسمان ها و زمين است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
تقديم «له» بر حصر دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين است .
و له من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 1
1 - تمام موجودات آسمان و زمين ، ملك خداوندند .
للّه ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 1
1 - خداوند ، مالك همه پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ( جهان ) است .
ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 6
6 - همه موجودات آسمان ها و زمين از آنِ خداوند است .
بل له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 132 - 1
1 - خداوند ، يگانه مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين ( تمام هستى )
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 2
2- تمامى موجودات آسمان ها و زمين فقط از آنِ خداوند است .
الله الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 1
1 - خداوند يگانه مالك آسمان ها و زمين است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
تقديم «له» بر حصر دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 3
3 - تمامى موجودات زمين و آسمان ، مملوك خداوند هستى اند .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 3
3 - تنها خداوند مالك تمامى موجودات مستقر در فاصله زمين و آسمان ها است .
له . .. ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 1
1- مخلوق در مقايسه با خدا ، همانند برده اى مملوك كه فاقد كمترين اراده و اختيار است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 1
1- خلق در مقايسه با خدا ، به مثابه لالهايى ناتوان و نيازمند سرپرستند .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 13
13- مالك و مربى بودن خداوند بر همه چيز ، مستلزم مراقبت و حفاظت كامل او ، از آنهاست .
إن ربى على كل شىء حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 21 - 12
12 - ربوبيت خداوند ، مقتضى نگهبانى بر هر چيز است .
و ربّك على كلّ شىء حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 2
2- خداوند ، اجرام آسمانى و موجودات فضا را ، از سقوط بر اهل زمين محفوظ داشته است . *
و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از آسمان، فضا و جوّ باشد كه نسبت به زمين چون سقف است و محفوظ بودن آن، به اعتبار سقوط اجرام آسمانى و فضايى و يا نفوذ اشعه كشنده كيهانى از جوّ به سوى زمين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 3
3 - محدوديت دانش غيرخدا ، دليل شايسته نبودن آنان براى پرستش
قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّ اللّه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جهت گيرى اصلى در اين آيه، نفى شرك مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 14 - 6
6 - آگاهى تمامى موجودات از حقايق در مقايسه با آگاهى هاى خداوند ، محدود و ناقص است .
و لاينبّئك مثل خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 21 - 4
4- همه پديده هاى عالم ، از نظر وجود و هستى و چگونگى خلقت ، محدود و متناهى و از پيش تعيين شده اند .
و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 7
7 - موجودات جهان ، محدود و متناهى اند .
و كلّ شىء أحصينه كتبًا
امكان احاطه بر هر چيز و احصاى آن، نشان محدود بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 6
6- موجودات ذى شعور جهان ، متناهى اند .
لقد أحصيهم وعدّهم عدًّا
به عدد و رقم درآمدن چيزى، نشانه متناهى بودن و پايان پذيرى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 101 - 8
8 - تصور وجود فرزند براى خدا، با توجه به مخلوق خدا بودن همه چيز، امرى نامعقول است.
أنى يكون له ولد . .. و خلق كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 102 - 9
9 - هر موجودى، جز خدا، مخلوق است و شايسته پرستش نيست.
لا إله إلا هو خلق كل شىء فاعبدوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 2
2 - پروردگار جهان ، همان مربّى و مدبّر آسمان ها و زمين و موجودات ميان آنها است .
قال فرعون و ما ربّ العلمين . قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبّر آسمان ها و زمين و تمام موجودات بين آنها است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 2
2 - آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو ، در شش روز ( شش مرحله و دوره ) انجام گرفته است .
خلق . .. فى ستّة أيّام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 8
8- وجود تمامى موجودات هستى ، خود تمجيد و ستايش آفريدگارشان است .
و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده
حمد و تسبيح موجودات براى خداوند تسبيح به زبان حال است. يعنى با هستى خود ثناگوى اند. به عبارت ديگر، اضافه «تسبيح» به موجودات، اضافه مجازى است نه حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 39 - 3
3- ستايش از هر موجودى ، ستايش خداوند است . *
الحمد لله
الف و لام «الحمد» براى جنس است. بنابراين، مى توان گفت كه مقصود از حمد اين است كه همه ستايشها بازگشتش به ستايش خداوند است; زيرا ستايش از هر چيزى به سبب كمالى است كه در آن وجود دارد و هر كمالى از ناحيه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 15 - 3
3 - تفاوت و گوناگونى درجه ها و منزلت هاى موجودات ( انسان ها ، فرشتگان و . . . )
رفيع الدرجت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 4 - 4
4 - مخلوقات خداوند ، از نظر كمال و مراتب وجودى ، متفاوت و گوناگون اند .
لاَصطفى ممّا يخلق ما يشاء
برداشت ياد شده از آمدن ماده «إصطفاء» (گزينش كردن) استفاده مى شود; زيرا گزينش از ميان اشيايى صورت مى پذيرد كه از نظر كمال و خصوصيات وجودى، گوناگون و داراى مراتب مختلف هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 4
4- تكوّن و پيدايش موجودات پس از دو مرحله تصميم ( قضا ) و فرمان خداوند است .
إنما قولنا لشىء إذا أردنه أن نقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 1
1 - آفرينش آسمان و زمين و موجودات هستى ، بهوسيله خداوند در شش مرحله
و لقد خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
مراد از «يوم» در آيه شريفه، معناى متعارف آن (روز يا شبانه روز) نيست; بلكه مقصود شش دوره و مرحله است; زيرا روز به معناى متعارف آن پس از آفرينش آسمان ها و زمين تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 24
24 - خداوند رشد دهنده تمامى جهانيان است.
لرب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 13
13- مالك و مربى بودن خداوند بر همه چيز ، مستلزم مراقبت و حفاظت كامل او ، از آنهاست .
إن ربى على كل شىء حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 18
18 - تمامى موجودات جهان هستى ، تحت ربوبيت خداوند هستند .
اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 1
1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .
إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 9
9 - همه موجودات زنده و شعورمند آسمان ها و زمين ، داراى مرگ و رستاخيز
و ما يشعرون أيّان يبعثون
ضمير نايب فاعل در «يبعثون» مربوط به «من فى السماوات و الأرض» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 5
5 - نظام حيات و مرگ در جهان هستى ، دليلى آشكار بر امكان معاد و احياى مجدد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 44 - 2
2 - مرگ و حيات موجودات ، جلوه اى از ربوبيت يگانه خداوند بر هستى است .
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه هو أمات و أحيا
از ارتباط اين آيه با آيه «و أنّ إلى رب-ّك المنتهى»، مطلب بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 27 - 8
8 - مرگ و فناى موجودات زنده ، نشانى از اقتدار يگانه پروردگار هستى
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك
از اين كه خداوند پس از يادآورى فناى موجودات، خود را به وصف «ذوالجلال» توصيف كرده است; مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 11
11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين
ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه
بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 8
8 - مطالعه در پديده هاى هستى ، راهنماى انسان به معرفت و شناخت خداوند
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 8
8- لزوم انديشيدن انسان در خواصّ اشياى مورد استفاده خود ، براى خداشناسى
ممّا خلق ظللاً . .. من الجبال أكننًا ... سربيل تقيكم الحرّ ... تقيكم بأسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بود تا پيام خداوند را مبنى بر سير در زمين و مطالعه در پديده هاى آفرينش ، ابلاغ كند .
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 1
1 - خداوند ، فراخوان به ژرف كاوى درباره مسخر و رام بودن همه موجودات آسمان ها و زمين ، براى مردم
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 1
1 - خداوند ، فراخوان به ژرف كاوى درباره مسخر و رام بودن همه موجودات آسمان ها و زمين ، براى مردم
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 3
3 - مشركان ، به خاطر ژرف ننگريستن درباره موجودات آسمان ها و زمين ، مورد سرزنش خداوندند .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
احتمال دارد مخاطب «ألم تروا» مشركانى باشد كه در اين سوره و قبل از پرداختن به قصه لقمان (فأرونى ماذا خلق. ..) از آنها سخن گفته شده است. در اين صورت، استفهام «ألم...» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 43 - 7
7- همه موجودات ، مقهور اراده و خواست خداوندند .
لا عاصم اليوم من أمر الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 9
9 - خداوند ، والاترينِ موجودات و در اوج كمال است و همه چيز مقهور او مى باشد .
ربّه الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 6
6 - كفرپيشگان به خاطر تفكر نكردن در جنبه ملكوتى موجودات براى پى بردن به معارف الهى ( ت--وحيد ، قيامت و . . . ) سزاوار سرزنش هستند .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
استفهام در جمله «أو لم ينظروا . .. » انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 194 - 3
3 - همگان ، چه معبودان و چه پرستش كنندگان ، بنده خدا و مملوك او هستند .
إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم
«عباد»، جمع «عبد»، و به معناى بندگان و مملوكان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 3
3 - تمامى موجودات زمين و آسمان ، مملوك خداوند هستى اند .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 12
12 - همه موجودات زمين و آسمان ، داراى منفعت و هدف غايى هستند .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
از شمول «ما» ى موصول، چنين استفاده مى شود كه هيچ موجود آسمانى يا زمينى، عبث و بيهوده نيست، بلكه به منظور هدف و منظورى آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 10 - 1
1 - زمين ، سامان يافته از سوى خداى رحمان ، در جهت منافع انسان
و الأرض وضعها للأنام
واژه «أنام» در يكى از اين معانى استعمال شده است: انسان يا جن و انس و يا همه موجودات روى زمين. در برداشت ياد شده معناى اول انتخاب شده است.
منشأ استعداد موجودات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 2،4
2 - خداوند ، هر يك از موجودات را در مسيرى مناسب ، با شايستگى هاى ذاتى اش قرار داده است .
فهدى
مراد از «هدايت»، يا ارشاد و راهنمايى است كه در اين صورت محدود به موجودات شعورمند خواهد شد و يا قرار دادن چيزى در جهت و مسيرى خاص است كه آن مسير را به طبيعت خود و يا از روى اختيار طىّ كند. در اين فرض همه موجودات، مشمول هدايت خواهند بود. متعلق «هدى» - به قرينه «قدّر» - تمام امورى است كه در وجود هر مخلوق تقدير شده است.
4 - خداوند ، به دليل ايجاد زمينه براى ظهور شايستگى هاى نهفته در هر يك از موجودات ، سزاوار تسبيح و مبرّا دانستن او از هر عيب و نقص
سبّح . .. الذى قدّر فهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 2
2 - خلق در بقاى خويش همانند اصل پيدايش ، همواره نيازمند و متكى به خالق خويش
يسله من فى السموت و الأرض
فعل مضارع «يسئله»، مى نماياند كه خلق پس از تكوّن، بى نياز از خالق نمى باشند; بلكه همچنان در تمناى كسب فيض از مبدأ فياض اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 1
1 - خداوند ، براى هر يك از مخلوقات ، اندازه و ويژگى هاى مشخص قرار داده و زمينه پيدايش شكل ها و شايستگى هاى خاصى را در آن فراهم آورده است .
و الذى قدّر فهدى
مفاد «قدّر»، اشاره به آن چيزى است كه بالقوه در موجودات وجود دارد و در حالات پياپى، در صحنه وجود ظاهر مى شود و صورت مى پذيرد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 1
1 - نياز خواهى پيوسته خلايق ، از پروردگار مقتدر و كرامت مند جهان هستى
ذو الجلل و الإكرام . .. يسله من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 166 - 4
4- فرمان خداوند و خواست او كافى در تبديل شدن موجودى به موجود ديگر
قلنا لهم كونوا قردة خسئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 21 - 8
8 - اشياى مادى با اذن و اراده خداوند ، از حقيقت فعلى خود ، به حقيقتى ديگر قابل تبديل اند .
سنعيدها سيرتها الأولى
خداوند از حالت اوليه عصاى موسى «سيرتها الأولى» تعبير نموده است. انتخاب اين تعبير و نياوردن تعابيرى چون: «سيرتها الأصليّة» يا «سيرتها الحقيقية» و... اين نكته را نشان مى هد كه هيئت و شكل هاى عارض بر ماده، هيچ يك اصالت نداشته، بلكه ماده قابل تبديل و تحول به هيئت هاى مختلف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 11
11 - دستاورد هاى بشرى در زمينه تسخير طبيعت و موجودات ، مرهون توفيق و امداد الهى است ; نه توانايى انسان .
و ما كنّا له مقرنين
«إقران» (مصدر «مقرنين»)، به معناى قدرت داشتن و توانا بودن بر چيزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 1
1 - مسخر بودن تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، به اراده الهى و در جهت منافع آدميان
و سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
«لام» در «لكم» براى منفعت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 5
5 - خداوند ، اعطا كننده قدرت نطق و سخن گويى به هر موجود
الذى أنطق كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 1
1 - خداوند ، براى هر يك از مخلوقات ، اندازه و ويژگى هاى مشخص قرار داده و زمينه پيدايش شكل ها و شايستگى هاى خاصى را در آن فراهم آورده است .
و الذى قدّر فهدى
مفاد «قدّر»، اشاره به آن چيزى است كه بالقوه در موجودات وجود دارد و در حالات پياپى، در صحنه وجود ظاهر مى شود و صورت مى پذيرد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 36 - 3
3 - خداوند ، پديدآورنده انواع و اصناف گوناگون پديده هاى شناخته شده و ناشناخته بشر است .
سبحن الذى خلق الأزوج كلّها ممّا تنبت . .. و ممّا لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 14
14 - حاكميت مطلق خداوند بر هستى ، دليل اقتدار او بر زنده كردن موجودات و ميراندن آنهاست .
الذى له ملك السموت و الأرض . .. يحى و يميت
بيان حاكميت انحصارى خدا بر هستى و سپس توصيف او به حيات بخشى و مرگ آفرينى مى تواند اشاره به اين معنا داشته باشد كه چون امور هستى در اختيار اوست، مرگ و حيات موجودات نيز به دست او خواهد بود. بنابراين «له ملك ... » مى تواند استدلال براى «يحى و يميت» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 6
6- ربوبيّت خداوند مايه پيدايش آفريده ها و ارائه رهنمود هاى او است .
لكلمت ربّى . .. كلمت ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 8،10
8- آفرينش هر موجود درگرو تقدير خدا و فرمان او به تحقق آن است .
إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
10- فرمان خداوند بر پديدار شدن چيزى ، براى تحقق يافتن آن كافى است .
إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
«إنّما» دال بر حصر است; يعنى براى تحقق يافتن موجودات، به چيزى جز فرمان الهى نياز نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 35 - 5
5 - پيدايش موجودات ، متكى به مبدئى بى نياز و قائم به ذات است .
أم خلقوا من غير شىء أم هم الخلقون
از مجموع آيه شريفه استفاده مى شود كه پديده، نيازمند به علتى است كه آن علت، خود پديده و وابسته به غير نباشد; زيرا در غير اين صورت پرسش انكارى همچنان باقى خواهد بود (چگونه معلولى بى علت پديد آمده است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 27 - 5
5 - خداوند ، قادر به دفع امراض و رفع هرگونه نقص و عيب از موجودات است .
واحلل عقدة من لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 27 - 5
5 - خداوند ، قادر به دفع امراض و رفع هرگونه نقص و عيب از موجودات است .
واحلل عقدة من لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 58 - 1
1 - خداوند ، يگانه روزى دهنده در نظام هستى
إنّ اللّه هو الرزّاق
ضمير فصل «هو»، تأكيد و اختصاص را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 49 - 3
3 - حاكميت قانون زوجيت بر موجودات جهان ، به تدبير الهى و شايان تأمل و درس آموزى
و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 45 - 1
1 - قانون « زوجيت » در نظام طبيعت ، پديد آمده به اراده يگانه خداوند
و أنّه خلق الزوجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 5
5 - تغيير صورت ها و شكل ها در جهان طبيعت ، در قلمرو تقدير و تدبير الهى است .
هو اللّه الخلق . .. المصوّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 13
13 - ناتوانى همگان ، از اعمال نظر و دخالت در تصميم گيرى هاى جهان آخرت ، برخاسته از فراگير بودن ربوبيت خداوند و گستردگى رحمت او است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما الرحمن لايملكون منه خطابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 8
8- توان و قدرت موجودات ، عطايى از خداوند به آنهاست .
ما أنزل الله بها من سلطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 14
14 - حاكميت مطلق خداوند بر هستى ، دليل اقتدار او بر زنده كردن موجودات و ميراندن آنهاست .
الذى له ملك السموت و الأرض . .. يحى و يميت
بيان حاكميت انحصارى خدا بر هستى و سپس توصيف او به حيات بخشى و مرگ آفرينى مى تواند اشاره به اين معنا داشته باشد كه چون امور هستى در اختيار اوست، مرگ و حيات موجودات نيز به دست او خواهد بود. بنابراين «له ملك ... » مى تواند استدلال براى «يحى و يميت» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 7 - 4
4 - كاستى ها و زشتى هاى پديده هاى زشت و ناقص ، ربطى به آفرينش خداوند ندارد .
أحسن كلّ شىء خلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 10
10 - آسمان ها دربردارنده موجوداتى است .
و يعلم ما فى السموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 12
12 - آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث
فى خلق السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 5
5 - برخى از موجودات آسمان ها و زمين ، از مرگ ناشى از نفخ صور ايمن خواهند بود .
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 2
2 - پديده هاى گوناگون در آسمان ها و زمين ، آيات و نشانه هاى توحيد و ربوبيت مطلق خدا بر جهان هستى است .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 1
1 - احاطه علمى خداوند به تمام آنچه كه در آسمان ها و زمين هست .
ألم تعلم أنّ اللّه يعلم ما فى السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 7
7 - آسمان ها ، مانند زمين ، داراى موجوداتى است .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 5
5 - آسمان ها ، چونان زمين ، دربردارنده موجوداتى قابل توجه اند .
للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 16 - 4
4 - آگاهى خداوند ، به تمامى موجودات آسمان ها و زمين
و اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 126 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك آسمان ها و زمين و آنچه در آنهاست ( تمامى هستى )
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
«ما فى السموات و ما فى الارض»، كنايه از تمامى هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 7
7 - خداوند به هر آنچه در دريا و خشكى است آگاهى دارد.
و يعلم ما فى البر و البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 5
5 - موجودات هستى و عوامل طبيعى در اختيار خدا و افعال آنها بسته به اراده اوست .
فأرسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 9
9- انسان ، موجودى بس شريف و بلند مرتبه در مجموعه نظام آفرينش و جهان مادى
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
از اينكه آسمانها، زمين، ماه، خورشيد و . .. با همه عظمتهايشان، براى انسان شده است، معلوم مى شود كه انسان موجودى با عظمت وارزشمندتر از همه آنها و يا دست كم داراى شرافت و مرتبه ويژه اى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 7
7 - جهان آفرينش ، افزون بر موجودات آشكار و شهودى ، داراى حقايق نهان و غيبى
يعلم السرّ فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 3
3 - موجودات هستى ، نمودى روشن بر منزّه بودن خداوند از هر نقص و كاستى
سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه مراد از تسبيح در آيه شريفه، تسبيح تكوينى باشد. بر اين مبنا معناى آيه، بيانگر اين حقيقت خواهد بود كه وجود هر موجودى، نشانى گويا بر منزّه بودن خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 20 - 6
6- كره زمين ، داراى موجودات با شعور - از نوع غير انسان - كه روزى آنها به دست خداوند است .
و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين
لفظ «من موصول» نوعاً بر موجوداتى اطلاق مى شود كه داراى شعور و ادراك باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 15
15- وجود مخلوقاتى شعورمند علاوه بر انسان ، در جهان آفرينش *
و فضّلنهم على كثير ممّن خلقنا
آوردن كلمه «من» - كه نوعاً براى ذوالعقول و موجودات باشعور به كار مى رود - به جاى «ما» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 88 - 9
9- جن ، همانند انسان موجودى شعورمند است .
قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 14
14- « جن » ، موجودى داراى شعور و اختيار است .
كان من الجنّ ففسق عن أمر ربّه
تمرد و سرپيچى، نشانه انتخاب گرى است و حق انتخاب گرى، به موجودى قابل اعطا است كه از قدرت تشخيص برخوردار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 3
3- وجود موجوداتى داراى شعور و عقل در آسمان ها و زمين
و له من فى السموت والأرض
«من» در موجوداتى استعمال مى شود كه داراى شعور و عقل باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 23 - 6
6- تمامى مخلوقات با شعور جهان ، موجوداتى مسؤول و مورد بازپرسى خداوند
و هم يسلون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «هم» «مَن» در «من فى السماوات» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 15 - 3
3 - آفرينش انسان و جن ، دو موجود شعورمند ، از دو عنصر كاملاً متفاوت ( خاك و آتش ) ، نمود قدرت خداوند
خلق الإنسن من . .. و خلق الجانّ من مارج من نار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 16 - 3
3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *
خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 31 - 4
4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان
سنفرغ لكم أيّه الثقلان
ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 2
2- وجود سخن و كلام در ميان موجودات آسمانى
قال ربّى يعلم القول فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 4
4 - وجود موجوداتى با شعور و عاقل در آسمانها
من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 5
5- آسمان ها حاوى موجوداتى مادى و داراى عقل و شعور
و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم
برداشت فوق از كلمه «من» و ضمير «هم» كه براى موجودات داراى شعور و عقل به كار مى رود استفاده شده است و سايه
داشتن آن موجودات حاكى از مادى بودن آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 4
4- آسمان ها ، داراى موجوداتى با شعور
تسبّح له السموت . .. و من فيهنّ
كاربرد «من» - كه نوعاً براى ذى العقول (موجودات با شعور) است، به جاى «ما» كه براى عموم موجودات است، دلالت بر نكته ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 5
5- در آسمان ها ، همچون زمين ، موجوداتى باشعور زندگى مى كنند .
أعلم بمن فى السموت و الأرض
استعمال «من» - كه غالباً براى موجودات ذى شعور اطلاق مى گردد - در آيه فوق، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 2،7
2- قائلان به فرزندگزينى خداوند ، فرزند خوانده او را از بين موجودات شعورمند آسمان ها و زمين مى دانستند .
من فى السموت والأرض
كلمه «من» موصولى است كه براى عاقلان به كار مى رود. به كار بردن آن، ممكن است ناظر به پندار فرزندخواندگى فرشتگان، عيسى و عزير(ع) براى خدا باشد در نتيجه تعبير «موجودات آسمان ها» كنايه از ملائكه و «موجودات زمين» كنايه از عيسى و عزير خواهد بود.
7- آسمان ها متعدد و داراى موجوداتى شعورمند است .
إن كلّ من فى السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 1،3
1- سلطه و سيطيره خداوند ، بر تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين
إن كلّ من فى السموت . .. لقد أحصيهم
«إحصاء» به معناى احاطه داشتن بر چيزى (لسان العرب) و يا به معناى شمارش كردن است; ولى دراين آيه به قرينه «عدّهم»، معناى احاطه و تحت سلطه خويش داشتن، مناسب تر به نظر مى رسد.
3- آمار تمامى موجودات عاقل در آسمان ها و زمين ، به طور دقيق در اختيار خداوند و احاطه علمى او است .
إن كلّ من فى السموت . .. وعدّهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 3
3- وجود موجوداتى داراى شعور و عقل در آسمان ها و زمين
و له من فى السموت والأرض
«من» در موجوداتى استعمال مى شود كه داراى شعور و عقل باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 9
9 - آسمان ها نيز ، همچون زمين در بردارنده موجوداتى شعورمند *
لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
كلمه «من» گرچه گاهى در غير ذوى العقول به كار مى رود; ولى غالباً در عقلا و موجودات شعورمند كاربرد دارد. برداشت فوق، بر پايه كاربرد دوم آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 1،2،3،4
1 - همه موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خدا هستند .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود.
2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» - كه از نوع تقريرى است - استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.
3 - تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، معترف به وجود خداوند و تنزيه گوى او از هر گونه نقص و ناروايى
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
4 - وجود موجودات با شعور در آسمان ها
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 8
8 - وجود موجوداتى شعورمند در آسمان ها
من فى السموت
واژه «من» نوعاً براى صاحبان عقل به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 4،11
4 - آسمان ها همچون زمين ، دربردارنده موجوداتى شعورمند و با احساس
ففزع من فى السموت و من فى الأرض
تعبير «فزع» نشانگر احساس و «مَن» بيانگر شعورمندى موجودات آسمانى است.
11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين
ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه
بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 4
4 - موجوداتى شعورمند ، در آسمان ها وجود دارند .
و له من فى السموت
از آن جايى كه «من» موصول نوعاً و غالباً براى موجودات داراى شعور به كار مى رود، نكته ياد شده فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 2،3
2 - آسمان ها و زمين ، دربردارنده موجوداتى زنده ، شعورمند و با احساس
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود. آمدن اين كلمه و نيز مسأله مردن و ايستادن و نگاه كردن موجودات آسمانى و زمينى در صحنه قيامت (إذا هم قيام ينظرون)، گوياى برداشت ياد شده است.
3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 3
3 - وجود مخلوقاتى شعورمند ، در آسمان ها
يسله من فى السموت
كلمه «من»، غالباً در مورد موجودات شعورمند به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 4
4 - موجودات آسمان ها و زمين ، همگى برخوردار از نوعى شعور و ادراك
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
تسبيح خداوند و مبرّا دانستن ساحت مقدس او از عيب و كاستى، بيانگر معرفت و شناخت عالى موجودات نسبت به خالق و آفريننده خويش است. شناخت و معرفت كامل خدا، مبتنى بر اين است كه شناسنده، از نوعى ادراك و شعور بالايى برخوردار باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «سبّح...»، تسبيح متداول (تسبيح زبانى) باشد; نه
تسبيح تكوينى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 2،3
2 - آسمان ها و زمين ، دربردارنده موجوداتى زنده ، شعورمند و با احساس
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود. آمدن اين كلمه و نيز مسأله مردن و ايستادن و نگاه كردن موجودات آسمانى و زمينى در صحنه قيامت (إذا هم قيام ينظرون)، گوياى برداشت ياد شده است.
3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 14
14- وجود مخلوقاتى هم طراز با انسان و يا برتر از او در جهان آفرينش
و فضّلنهم على كثير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 6
6- برخى موجودات و مخلوقات الهى ، فاقد سايه اند . *
و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً
برداشت فوق، بدان احتمال است كه «من» در «ممّا خلق» براى جدا ساختن مخلوقات بى سايه از موجودات سايه دار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 8
8 - شيطان ، موجودى با كردار هاى پليد و ناپاك
رجس من عمل الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 100 - 3
3 - جنيان (نيروها و موجودات پنهان) مخلوق خداوند هستند.
و جعلوا لله شركاء الجن و خلقهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 27 - 2
2- جن ، موجودى مستور و پوشيده از ديده انسانها
و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه احتمالاً وجه تسميه «جن» به اين اسم، با توجه به معناى لغوى آن باشد كه به معناى مستور بودن از حواس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 9،11
9 - همه خلايق در قيامت به حمد و ستايش خداوند خواهندپرداخت .
و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
11 - « الحمد للّه ربّ العالمين » ، ثنا و آخرين سخن خلايق در قيامت است .
و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 7
7 - خداوند به هر آنچه در دريا و خشكى است آگاهى دارد.
و يعلم ما فى البر و البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 23 - 1
1 - جلوه هاى زيبايى در موجودات دريايى ( چون مرواريد و مرجان ) ، نعمت انكارناپذير الهى براى آدميان و غير قابل تكذيب
يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 12
12 - آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث
فى خلق السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 2
2 - پديده هاى گوناگون در آسمان ها و زمين ، آيات و نشانه هاى توحيد و ربوبيت مطلق خدا بر جهان هستى است .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 8
8- شكافتن زمين و بيرون آمدن پديده هاى زمينى از آن و نيز شكافتن آسمان و نزول پديده هاى آسمانى از آن ، از نشانه هاى وجود خداوند
أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض
«فاطر» در لغت به معناى شكافتن است و احتمال دارد مراد از «فاطر السموات و الأرض» همان معناى لغوى آن باشد; يعنى، شكافتن آسمان و زمين براى بيرون آوردن پديده هاى آسمانى و زمينى از آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 20 - 6
6- كره زمين ، داراى موجودات با شعور - از نوع غير انسان - كه روزى آنها به دست خداوند است .
و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين
لفظ «من موصول» نوعاً بر موجوداتى اطلاق مى شود كه داراى شعور و ادراك باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 2
2- قائلان به فرزندگزينى خداوند ، فرزند خوانده او را از بين موجودات شعورمند آسمان ها و زمين مى دانستند .
من فى السموت والأرض
كلمه «من» موصولى است كه براى عاقلان به كار مى رود. به كار بردن آن، ممكن است ناظر به پندار فرزندخواندگى فرشتگان، عيسى و عزير(ع) براى خدا باشد در نتيجه تعبير «موجودات آسمان ها» كنايه از ملائكه و «موجودات زمين» كنايه از عيسى و عزير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 7
7 - آسمان ها ، مانند زمين ، داراى موجوداتى است .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 5
5 - آسمان ها ، چونان زمين ، دربردارنده موجوداتى قابل توجه اند .
للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 5
5 - برخى از موجودات آسمان ها و زمين ، از مرگ ناشى از نفخ صور ايمن خواهند بود .
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 16 - 4
4 - آگاهى خداوند ، به تمامى موجودات آسمان ها و زمين
و اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 24 - 4
4 - انسان ، موجودى زمينى و زمين بستر مناسب و طبيعى براى تكثير نسل او
ذرأكم فى الأرض
مطلب ياد شده، از قيد «فى الأرض» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 4،5
4 - آسمان ها ، دربردارنده موجودات زنده و جاندار
و ما بثّ فيهما من دابّة
برداشت ياد شده با توجه به معناى «دابّة» است كه به موجود زنده و داراى حركت، اطلاق مى شود.
5 - جانداران موجود در آسمان ها ، فراوان و گسترده اند ; نه اندك و استثنايى
و ما بثّ فيهما من دابّة
با توجه به واژه «بثّ» - كه به معناى پراكندگى است - فراوانى موجودات زنده در آسمان هارا مى توان استفاده كرد; زيرا با توجه به فراخناى آسمان ها، اگر موجودات زنده اندك باشند، تعبير «بثّ» مناسب نمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 13 - 2
2 - تنها خداوند مالك اشياى ساكن و متحرك در شب و روز
و له ما سكن فى الّيل و النهار
بنابراين كه «ما سكن»، به معنى ساكن، مقابل متحرك، باشد. نكته ديگر در آيه اينكه گاهى در زبان عرب يكى از ضدين ذكر مى گردد و ديگرى مسكوت مى ماند. چون مذكور، خود كافى از غير مذكور است. در آيه نيز گر چه تنها «ما سكن» آمده، ولى مراد متحركها نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 23
23 - وجود موجوداتى ميان آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 5
5 - شياطين ، موجوداتى غير آسمانى
لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 23
23 - وجود موجوداتى ميان آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 5
5 - شياطين ، موجوداتى غير آسمانى
لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 23
23 - وجود موجوداتى ميان آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 2
2 - وجود موجوداتى بين آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 2
2- فضاى ميان آسمان و زمين ، پديده ها و موجوداتى را در خود دارد .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 8
8 - موجوداتى ميان آسمان ها و زمين وجود دارد .
خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 4
4 - وجود موجوداتى ميان آسمان ها و زمين
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 5
5 - وجود پديده هايى در فضا و فاصله ميان آسمان ها و زمين
السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 4
4 - وجود پديده هايى ميان آسمان و زمين
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 5
5 - وجود پديده هايى در فاصله ميان آسمان ها و زمين
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 4
4 - وجود موجوداتى بين آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 3
3- ميان آسمان ها و زمين ( فضا ) ، پديده هايى وجود دارد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 2
2- حد فاصل بين آسمان ها و زمين ، مشتمل بر موجوداتى است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 29
29 - « عن ابى جعفر محمد بن على ( ع ) انه قال فى قول اللّه عز و جل : « و إذ قال ربك للملائكة إنى جاعل فى الأرض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و . . . » قال : . . . و إنما قال ذالك بعض الملائكة لما عرفوا من حال من كان فى الأرض من الجن قبل آدم . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند كه به ملائكه فرمود: «مى خواهم در زمين جانشين قرار دهم و ملائكه گفتند: آيا مى خواهى كسى را بر روى زمين قرار دهى كه فساد كند . ..؟» روايت شده كه فرمود: ... اين سخن بعضى از ملائكه بود; زيرا آنان قبل از آفرينش آدم فساد در زمين را از جن ديده بودند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 7 - 10
10 - قبل از انسان ها ، پديده هاى ديگرى چون گِل ( آب و خاك ) آفريده شده بودند .
و بدأ خلق الإنسن من طين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 5
5- پديده هاى مادى و پيدايش و گردش سايه هاى آنها از راست و چپ ، از آيات خداوند است .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
مورد سرزنش قرار دادن كسانى كه به اشياء و گردش سايه هاى آنان نظر عميق نمى كنند، قطعاً به خاطر خود آنان نيست; بلكه از اين جهت است كه با نظر به آنها مى توان به خداوند پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 5
5- آسمان ها حاوى موجوداتى مادى و داراى عقل و شعور
و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم
برداشت فوق از كلمه «من» و ضمير «هم» كه براى موجودات داراى شعور و عقل به كار مى رود استفاده شده است و سايه داشتن آن موجودات حاكى از مادى بودن آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 13 - 2
2 - تنها خداوند مالك اشياى ساكن و متحرك در شب و روز
و له ما سكن فى الّيل و النهار
بنابراين كه «ما سكن»، به معنى ساكن، مقابل متحرك، باشد. نكته ديگر در آيه اينكه گاهى در زبان عرب يكى از ضدين ذكر مى گردد و ديگرى مسكوت مى ماند. چون مذكور، خود كافى از غير مذكور است. در آيه نيز گر چه تنها «ما سكن» آمده،
ولى مراد متحركها نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 51 - 2
2 - عالَم طبيعت ، برخوردار از عوامل طبيعى خنثى كننده و از بين برنده يكديگر
فانظر . .. كيف يحى الأرض بعد موتها ... و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 2
2 - حيات تمامى موجودات زنده جهان ، حياتى است رو به زوال و وابسته به خداى جان آفرين .
هو الحىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 8 - 2
2- تمامى موجودات زمين و جلوه هاى ظاهرى آن ، محكوم به فنا و اضمحلال نهايى اند .
و إنّا لجعلون ما عليها صعيدًا جرزًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 1،2،3
1- تبيين عظمت آفريدگار و وسعت بى كران دامنه خلقت و نعمت هاى مادّى و كلامى او ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل لو كان البحر مدادًا لكلمت ربّى لنفد البحر
«كلمة» به لفظى كه معنايى را تفهيم كند، گفته مى شود. در مورد «كلمات خداوند دوگونه تفسير متصور است: 1- به معناى كلمات متعارف، همانند آيات قرآن باشد ; 2- به معنى موجودات هستى كه هريك به منزله لفظى هستند كه بر صانع خود دلالت دارند. چنان كه خداوند، مسيح(ع) را «كلمه» خود دانسته است. در حقيقت، معناى نخست نيز در مورد خداوند، چيزى جز مصداقى از معناى دوم نيست; زيرا، سخن هاى خداوند نيز آفريده هاى اويند. برداشت بالا، ناظر به معناى عام «كلمة» است.
2- موجودات هستى و جلوه هاى آفرينش الهى ، نامتناهى و غيرقابل شمارش اند .
لنفد البحر قبل أن تنفد كلمت ربّى
3- مركّبى دو برابر حجم دريا ها ، ناكافى براى ثبت و شمارش آفريده هاى الهى است .
لو كان البحر مدادًا . .. لنفد البحر قبل أن تنفد كلمت ربّى
مراد از «مداد» در آيه «مركّب» است كه نويسنده را مدد مى رساند تا بيشتر بنويسد. مفاد جمله «لو كان البحر...» اين است كه اگر دو برابر درياها، مركّبى باشد كه بخواهند با آن كلمات پروردگار را بنويسند، مركّب ها تمام شده، ولى كلمات پروردگار همچنان باقى است. «مدداً» اگر به معناى «عون و كمك» باشد، حال است ;يعنى، گرچه مثل آن دريا را بياوريم، در حالى كه كمك رسان باشد. و اگر است به معناى «مداداً» (مركّب) باشد، تمييز «مثله» خواهد بود; يعنى: «و لو جئنا بمثله من المداد.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 1،2،3
1 - خداوند به آدم ( ع ) فرمان داد تا نام هر يك از حقايق هستى را براى فرشتگان بازگو كند .
قال يأدم أنبئهم بأسمائهم
2 - آدم ( ع ) ، نام هاى حقايق هستى را براى فرشتگان بيان كرد .
فلمّا أنبأهم بأسمائهم
3 - فرشتگان در پى با خبر شدن از نام هاى حقايق هستى ، دانستند كه آسمان ها و زمين داراى غيب و نهان است .
فلمّا أنبأهم . .. قال ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 2 - 4
4 - فرود آمدن موجوداتى از آسمان به سوى زمين و بالا رفتن موجوداتى از ناحيه زمين به سوى آسمان
و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 4
4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .
إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 6
6- ماده ، داراى شعور و نطق مخصوص به خويش *
تسبّح له السموت السبع والأرض و من فيهنّ و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده
بنابر اينكه مراد از تسبيح، تسبيح زبانى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 5
5 - همه موجودات هستى داراى شعور و نطق
سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از تسبيح در آيه شريفه، تسبيح نطقى باشد; نه تسبيح تكوينى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 4
4 - همه موجودات هستى ، داراى شعور و نطق
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 2،8،10
2- آسمان ها و زمين و موجودات مستقر در آنها ، خود گوياترين دليل بر كمال آفريدگار و تنزيه او از شريك و هرگونه نقص و كاستى است .
تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ
«تسبيح» در لغت به معناى «تنزيه» است (مفردات راغب) و «تنزيه»; يعنى، دور دانستن خداوند از چيزهايى كه بر او سزاوار نيست (مجمع البحرين). گفتنى است، تنزيه به دو صورت ممكن است: تنزيه به زبان گفتار و تنزيه به زبان حال. برداشت فوق مبتنى بر صورت دوم است.
8- وجود تمامى موجودات هستى ، خود تمجيد و ستايش آفريدگارشان است .
و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده
حمد و تسبيح موجودات براى خداوند تسبيح به زبان حال است. يعنى با هستى خود ثناگوى اند. به عبارت ديگر، اضافه «تسبيح» به موجودات، اضافه مجازى است نه حقيقى.
10- همه موجودات ، علاوه بر تنزيه خداوند از هرگونه شريك و نقص ، بر اثبات تمامى شايستگى ها براى خداوند دلالت دارند .
يسبّح بحمده
بنابر اينكه «با» در «بحمده» مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه علاوه بر «تنزيه» او را حمد مى كنند و چون حمد، در برابر كمال و شايستگى صورت مى گيرد، موجودات با حمدشان، به وجود شايستگى و كمال خداوند اعتراف مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 12
12 - آسمان ها و زمين و موجودات عالم ، از منابع شناخت اند .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 10،12
10 - مسخّر و در خدمت انسان بودن همه موجودات ، امرى محسوس و قابل مشاهده است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
12 - همه موجودات زمين و آسمان ، داراى منفعت و هدف غايى هستند .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
از شمول «ما» ى موصول، چنين استفاده مى شود كه هيچ موجود آسمانى يا زمينى، عبث و بيهوده نيست، بلكه به منظور هدف و منظورى آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 5
5 - پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، هر يك نشانى كامل از آفريدگار و مبرّا بودن ذات او از هرگونه عيب و نقص
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
چنانچه مراد از «سبّح» تسبيح تكوينى باشد، به كارگيرى واژه «ما» - كه براى افاده عموم است - مى رساند كه وجود و هستى هر پديده اى، نشانى گويا از آفريدگار خود بوده و نشان مى دهد كه او از هر نقصى و كاستى منزّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 7
7 - موجودات هستى ، جلوه اى گويا بر منزّه بودن خداوند از نقص و كاستى
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
مراد از تسبيح در آيه شريفه، مى تواند تسبيح تكوينى باشد. بر اين مبنا عبارت «يسبّح للّه...» بيانگر اين حقيقت است كه وجود هر موجودى، نشانى روشن بر بى عيب و نقص بودن ساحت حق تعالى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 2 - 2
2 - انسان ، همواره در خطر آسيب ديدن از بعضى مخلوقات
من شرّ ما خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 6
6 - آسمان ها ، موجوداتى دارد كه همه آنها ، در خدمت انسان اند .
لكم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 5
5 - پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، هر يك نشانى كامل از آفريدگار و مبرّا بودن ذات او از هرگونه عيب و نقص
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
چنانچه مراد از «سبّح» تسبيح تكوينى باشد، به كارگيرى واژه «ما» - كه براى افاده عموم است - مى رساند كه وجود و هستى هر پديده اى، نشانى گويا از آفريدگار خود بوده و نشان مى دهد كه او از هر نقصى و كاستى منزّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 31 - 4
4 - نام و علامت اشيا ، داراى نقشى اساسى در فراگيرى علوم و معارف
و علّم ءادم الأسماء كلها
مراد از «الاسماء» حقايق هستى است نه فقط نامها و علامتهاى آنها. بنابراين تعبير كردن از حقايق هستى به نامها و علامتها، بيانگر اين است كه نام و نشان اشيا نقشى بسزا در علوم و معارف دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 180 - 3
3 - همگان ، بجز خداوند ، داراى نقص و كاستى و فاقد كمال مطلق هستند .
و للّه الأسماء الحسنى
برداشت فوق با توجه به حصرى كه از تقديم «للّه» به دست آمده، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 16
16- غير از خداوند ، هيچ موجودى در كمال و جمال ، كامل و مستقل نيست .
الحمد لله
بى شك همه موجودات جهان از نوعى كمال و جمال برخوردارند. بنابراين انحصار تمامى ستايشها به خداوند، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه كمال و جمال آنها كامل و مستقل نيست; بلكه ناقص و وابسته به خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 11
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 2
2 - هر موجودى در جهان آفرينش مملوك و در وجود يافتن نيازمند آفريدگار است .
أو لم ينظروا فى ملكوت . .. و ما خلق اللّه من شىء
«ما خلق اللّه» عطف به «السموات» است. يعنى «أو لم ينظروا فى ملكوت ما خلق اللّه». «من شىء» بيان براى «ما» در «ما خلق اللّه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 68 - 4
4 - خداوند ، غنى مطلق است و ماسواى او همه به او نيازمندند .
هو الغنى
«الغنى» مسند محلّى به «الف و لام جنس» مفيد حصر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 3
3 - تمامى موجودات ، در بقاى خويش ، نيازمند به خداوندند .
أن تقوم السماء و الأرض بأمره
«السماء و الأرض» كنايه از عالم و آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 62 - 5
5 - نياز تمامى پديده هاى جهان ، در بقا و تدبير امورشان به خالق هستى ( خداوند )
اللّه خلق كلّ شىء و هو على كلّ شىء وكيل
يادآورى حفاظت و تدبير امور جهان از سوى خداوند - پس از ذكر خالقيت او - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 8
8- خداوند ، بى نياز مطلق و خلق ، سراپا نياز به درگاه او
و اللّه الغنىّ و أنتم الفقراء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 78 - 5
5 - نياز مستمر موجودات هستى به هدايت خدا
الذى خلقنى فهو يهدين
تفريع «فهو يهدين» بر «الذى خلقنى»، بيانگر اين نكته است كه هر مخلوقى نيازمند هدايت است و چون خدا آن را خلق كرد، هدايتش هم خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 95 - 5
5- هر موجود شعورمند مستقر در زمين ، نيازمند به وحى الهى و هدايت آسمانى
قل لو كان فى الأرض ملئكة يمشون مطمئنّين لنزّلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 35 - 7
7 - غير خدا ، ذاتاً فاقد توانايى ره يابى به سوى حق بوده و نيازمند هدايت خداست .
أفمن يهدى إلى الحق أن يتبع أمن لايهدّى إلا أن يهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 95 - 3
3- ساكنان زمين - چه انسان باشند و چه فرشته - نيازمند رسولانى از جنس خويشند .
قل لو كان فى الأرض ملئكة . .. لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 15 - 6
6 - نياز بشر به خدا ، بيش از هر موجود ديگرى است .
أنتم الفقراء إلى اللّه
برخى از مفسران بر اين باورند كه تأكيد خداوند بر فقر و نياز انسان ها به خداوند - با آن كه همه موجودات عالم به او نيازمند هستند - گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 6 - 9
9- نزول قرآن و تقدير و تدبير امور خلق ، متكى بر آگاهى عميق خداوند از نياز آنان است .
إنّا أنزلنه . .. فيها يفرق كلّ أمر ... إنّه هو السميع العليم
جمله «إنّه هو السميع العليم» مى تواند تعليل براى «إنّا أنزلناه. ..» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 7
7 - خداوند ، برآورنده نياز هاى نظام جهان و تمامى موجودات آن
فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
ربوبيت و تدبير موجودات عالم از سوى پروردگار، ملازم با رفع نيازها و ايجاد زمينه براى رشد و پرورش آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 2
2 - خلق در بقاى خويش همانند اصل پيدايش ، همواره نيازمند و متكى به خالق خويش
يسله من فى السموت و الأرض
فعل مضارع «يسئله»، مى نماياند كه خلق پس از تكوّن، بى نياز از خالق نمى باشند; بلكه همچنان در تمناى كسب فيض از مبدأ فياض اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 2 - 2
2 - همه موجودات نيازمند به خدا
اللّه الصمد
مورد توجه بودن خداوند در همه امور و حوائج نشانگر نياز موجودات به او و بى نيازى او از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 3 - 6
6 - نياز همه موجودات به خداوند ، دليل بى نيازى او از فرزند و پدر و مادر است .
الصمد . لم يلد و لم يولد
اين آيه، مى تواند بيانگر لوازم «صمد» بودن خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 4 - 3
3 - نياز همه موجودات به خداوند ، دليل نبود همتا براى او است .
الصمد . .. و لم يكن له كفوًا أحد
اين آيه مانند آيه قبل، تفسير «صمد» است; يعنى، خداوند مرجع حاجت هاى همه موجودات است; بنابراين، چگونه مى توان موجودى را كه به او محتاج است، مشابه و نظير او دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 9
9 - نياز آسمان ها و زمين و همه موجودات ميان آن دو به مربّى و مدبّر
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 4
4 - تأمل در وابستگى موجودات جهان به مالك هستى بخش ، راهنماى انسان به حاكميت مطلق خداى يگانه بر هستى است .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
چون روى سخن با مشركان است، معلوم مى شود هدف از فراخوانى آنان به دقت در ملكوت آسمانها و زمين رهنمون شدن آنان به حاكميت مطلق خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 23 - 3
3- خداوند ، يگانه وارث همه موجودات است .
و نحن الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 16،17
16- موجودات آسمان ها و زمين ، فاقد ولىّ و سرپرستى جز خدا
له غيب السموت و الأرض . .. ما لهم من دونه من ولىّ
محتمل است كه ضمير «لهم» - به قرينه «السموات و الأرض» - به موجوداتى كه در آن ها است، بازگردد. در چنين مواردى، اهميت عقلا، ديگران را تحت الشعاع قرار مى دهد و ضمير، مناسب آنان آورده مى شود.
17- شايستگى براى ولايت و سرپرستى موجودات ، در انحصار مالك آگاه و هوشمند جهان هستى است .
له غيب السموت و الأرض أبصر به و أسمع ما لهم من دونه من ولىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 16
16- موجودات آسمان ها و زمين ، فاقد ولىّ و سرپرستى جز خدا
له غيب السموت و الأرض . .. ما لهم من دونه من ولىّ
محتمل است كه ضمير «لهم» - به قرينه «السموات و الأرض» - به موجوداتى كه در آن ها است، بازگردد. در چنين مواردى، اهميت عقلا، ديگران را تحت الشعاع قرار مى دهد و ضمير، مناسب آنان آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 2
2- تمامى موجودات شعورمند آفرينش در صحنه قيامت ، يكه و تنها و بدون ياور و همراه ، حاضر خواهند شد .
ءاتيه يوم القيمة فردًا
«فرداً» حال براى ضمير فاعلى «آتيه» مى باشد; يعنى، آمدن موجودات در قيامت در حال انفراد و تنهايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 2
2 - حيات تمامى موجودات زنده جهان ، حياتى است رو به زوال و وابسته به خداى جان آفرين .
هو الحىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 40 - 2
2- تمامى مالكيت ها ، جز مالكيت خداوند ، ملغى و فانى خواهد شد .
إنّا نحن نرث الأرض و من عليها
خداوند هم اكنون نيز مالك حقيقى هستى است; از اين رو مقصود از ارث بردن انتقال حقيقى مالكيت نيست; بلكه مقصود فناشدن مالكيت هاى اعتبارى دنيا و مالكان آن است، به گونه اى كه مالكيت حقيقى بروز و ظهور كامل پيدا كند و هيچ اعتبارى در برابر آن باقى نماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 3
3 - برابرى همه مخلوقات ، در داشتن ابزار وجودى خاص خويش *
فسوّى
«تسويه» - آن گونه كه از «مقاييس اللغة» استفاده مى شود - ايجاد اعتدال بين دو چيز است. براساس اين معنا جمله «سوّى» دلالت دارد كه خداوند در اعطاى شرايط مناسب با وضعيت هر يك از مخلوقات، تبعيض روا نداشته و اين گونه نيست كه از ابزار لازم براى وجود برخى، بكاهد و يا افزون تر از ظرفيت وجودى برخى ديگر، به آنها عطا كند; بلكه به همه نگاهى برابر داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 1
1 - خداوند ، براى هر يك از مخلوقات ، اندازه و ويژگى هاى مشخص قرار داده و زمينه پيدايش شكل ها و شايستگى هاى خاصى را در آن فراهم آورده است .
و الذى قدّر فهدى
مفاد «قدّر»، اشاره به آن چيزى است كه بالقوه در موجودات وجود دارد و در حالات پياپى، در صحنه وجود ظاهر مى شود و صورت مى پذيرد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 11،12
11 - خلقت همه موجودات هستى و هدايت آنها ، برهان ربوبيت خدا است .
ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
تفصيل كلام موسى(ع)، به برهانى منطقى و محكم بازگشت دارد كه صورت آن آن چنين است: «اللّه ربّ لأنّه خالق و هاد».
12 - همه موجودات از هدايت هاى الهى برخورداراند .
أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 5
5 - خداوند ، هدايتگر جهان هستى و پديده هاى آن است .
اللّه نور السموت و الأرض
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از نور، يكى از معانى كنايى و مجازى آن (يعنى، هدايتگرى) باشد; چرا كه از ويژگى هاى نور، روشنايى بخشى است و روشنايى بخشى خداوند نسبت به پديده هاى جهان به اين دليل است كه آنها را به مقصد خود هدايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 11
11 - آگاهى آدميان از نيايش و تسبيح همه موجودات عالم براى خداوند ، راهى براى هدايت آنان به سوى او است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه با بيان تسبيح موجودات براى خدا و آگاهى آنان از اين عمل، در صدد هدايت انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 3
3 - آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، آفريده هايى هدف دار و پيراسته از هرگونه باطل اند .
ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
«باء» در «بالحقّ» براى «ملابسه» است و دلالت مى كند كه حق بودن آفرينش، وصف انفكاك ناپذير آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 14
14 - پديده هاى عالم آفرينش ، براى برآوردن منظور و هدفى ، آفريده شده اند .
أن يرسل الرياح مبشّرت و ليذيقكم . .. و لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 2
2- وجود معاد و حيات اخروى ، معنادهنده به آفرينش آسمان ها و زمين و ساير پديده هاى جهان
إنّ هؤلاء ليقولون . .. و ما خلقنا السموت ... لعبين
خداوند، پس از بيان عقيده باطل كافران در زمينه نفى معاد و در جهت تبيين ضرورت معاد، به هدف مند بودن آفرينش اشاره كرده است; يعنى، اگر زندگى در حيات دنيا خلاصه شود، آفرنيش معنايى عالمانه و حكيمانه پيدا نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 12
12 - همه موجودات زمين و آسمان ، داراى منفعت و هدف غايى هستند .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
از شمول «ما» ى موصول، چنين استفاده مى شود كه هيچ موجود آسمانى يا زمينى، عبث و بيهوده نيست، بلكه به منظور هدف و منظورى آفريده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 88 - 7
7 - هر چه جز خدا ، در معرض هلاكت و نابودى است .
كلّ شىء هالك إلاّ وجهه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 10
10 - يعقوب ، ابراهيم ، اسماعيل و اسحق ( ع ) موحدانى پرستشگر خداى يكتا
نعبد إلهك و إله ءابائك إبرهيم و إسمعيل و إسحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 68 - 7
7 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به او ، همانند حضرت ابراهيم ، موحد و حنيف و تسليم محض خداوند
و لكن كان حنيفاً مسلماً . .. انّ اولى الناس ... و هذا النّبى و الّذين امنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 146 - 1
1 - پيكار بسيارى از خداپرستان ، در ركاب پيامبران الهى و تسليم ناپذيرى و پايدارى آنان
و كايّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون كثير فما وهنوا لما اصابهم
«ربّيّون» جمع «ربّى» است و به معنى كسى كه خود را مختص پروردگار كرده، يعنى جز پرستش خدا به كار ديگرى نمى پردازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 161 - 11
11 - ابراهيم(ع)، انسانى موحد و به دور از شرك و مشركان
و ما كان من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 16
16- يعقوب ( ع ) شخصيتى صبور و موحد كه تنها خداوند را بر يارى رسانى توانا مى دانست .
والله المستعان على ما تصفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 15
15- يوسف ( ع ) در عنفوان جوانى ، انسانى موحد ، مطيع و فرمانبردار خدا و در اوج تقوا و پرهيزگارى بود .
معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 9،10،16،20
9- يوسف ( ع ) و پدرانش ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ( ع ) ، موحدانى مبرّا از كمترين شركورزى به خدا
ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء
10- پيامبران ، پيراسته از هرگونه شركورزى و همتا پنداشتن براى خدا
ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء
16- اعتقاد ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب و يوسف ( ع ) و ديگر پيامبران به توحيد و مصونيتشان از هرگونه شركورزى ، تفضّلى از ناحيه خدا بر آنان بود .
ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء ذلك من فضل الله علينا
20- انبيا ، پيام آوران توحيد و معلمان يكتاپرستى بودند .
ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء ذلك من فضل الله علينا و على الناس
اعتقاد توحيدى پيامبران خدا را ، تفضّل خدا بر مردمان دانستن - كه مفاد «ذلك من فضل الله . .. على الناس» است - مى رساند كه: عموم مردم از طريق پيامبران ، به توحيد دسترسى پيدا مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 18
18- يوسف ( ع ) ، معتقد به توحيد افعالى ، و انسانى قدرشناس و سپاسگزار در برابر نعمت هاى الهى
قد جعلها ربى حقًا و قد أحسن بى إذ أخرجنى من السجن و جاء بكم من البدو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 108 - 6
6- پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مردمانى موحّد و بهره مند از دليل و حجّت بر عقيده توحيدى خويش
على بصيرة أنا و من اتبعنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 41 - 5
5- پدر و مادر حضرت ابراهيم ( ع ) مؤمن و موحد بودند .
ربّنا اغفرلى و لولدىّ
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) براى پدر و مادرش طلب آمرزش كرد، استفاده مى شود كه آنان مؤمن و موحد بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 120 - 2،7
2- ابراهيم ( ع ) در آغاز پيامبريش ، تنها موحد و عبادتگر عصر خويش بود .
إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله
برداشت فوق، بر اين اساس است كه اطلاق «أُمة» به ابراهيم(ع) از آن جهت باشد كه «امت موحد» در عصر او منحصر به شخص وى بوده است.
7- ابراهيم ( ع ) ، منزه از شرك و جدا از صف مشركان بود .
إن إبرهيم . .. و لم يك من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 123 - 5
5- موحد بودن ابراهيم ( ع ) و مبرّا بودنش از هرگونه كجى و افراط و تفريط ، فلسفه و حكمت پيروى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از آن حضرت
اتّبع ملّة إبرهيم
«حنيفاً» كه حال براى «إبراهيم» است، به منزله تعليل براى امر به متابعت است; يعنى، از آيين ابراهيم(ع) پيروى كن; چون او «حنيف» بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 6،12
6- اصحاب كهف ، گروهى يكتاپرست و داراى معرفت به ربوبيّت يگانه خدا
فقالوا ربّنا ءاتنا من لدنك رحمة
12- اصحاب كهف ، يكتاپرستانى بودند كه از غير خدا ، قطع اميد كرده ، نياز به درگاه او بردند و چشم به رحمت وى داشتند .
فقالوا ربّنا ءاتنا من لدنك رحمة
واژه «من لدنك» مى تواند حاكى از اين نكته باشد كه آنان، از غير خدا، قطع اميد كرده و تنها چشم به رحمتى از سوى او داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 6
6- اصحاب كهف ، نمونه اى از موحّدانى كه وعده هاى خداوند در باره آنان تحقّق يافته است .
ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ
كسانى كه از اصحاب كهف بازديد به عمل آوردند - به دليل ذيل آيه - مردمى بودند كه ربوبيّت خداوند را پذيرفته بودند. عرضه اصحاب كهف بر اين مردم، مى تواند به عنوان ارائه نمونه اى عينى از امدادهاى موعود خداوند باشد تا مردم، با مشاهده آن ها به حقانيّت وعده هاى خداوند، پى ببرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 7
7 - برخلاف همه پديده هاى جهان هستى ، مردم دو دسته اند : بسيارى از آنان معتقد به توحيد ربوبى و اهل خضوع و انقياد در برابر خدا و بسيارى ديگر منكر توحيد ربوبى و ديگر پرست هستند .
ألم تر أنّ اللّه يسجد . .. و كثير من الناس و كثير حقّ عليه العذاب
جمله «حقّ عليه العذاب» كنايه از شرك و ديگرپرستى و روى گردانى از خضوع در برابر خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 50 - 4
4 - توجه و اعتقاد ساحران گرويده به موسى ( ع ) ، نسبت به معاد هم پاى عقيده به پروردگار يگانه هستى
قالوا ءامنّا بربّ العلمين . .. إنّا إلى ربّنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 39 - 2
2 - تاريخ بشر ، همواره شاهد مردمانى مؤمن و خداجو بود .
و أصحب اليمين . .. ثلّة من الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 40 - 2
2 - آينده بشر براى هميشه ، شاهد مردمانى مؤمن و خدا جو خواهد بود .
و ثلّة من الأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 29 - 4
4 - تحير و درماندگى مشركان و آرامش و رضايت مندى موحدان در زندگى
ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون و رجلاً سلمًا لرجل
بيشتر مفسران براين عقيده اند كه تشبيه شدن مشركِ داراى چند معبود، به برده اى كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر مالكيت و حاكميت او نزاع دارند; گوياى اين حقيت است كه همان طورى كه چنين برده اى چشم به راه فرمان هاى مختلف و متعدد مالكان خود است و متحير است كه چگونه رضايت آنان را جلب كند و در صورت متضاد بودن فرمان ها، كدام يك از آنها را به اجرا در آورد، مشركان نيز در زندگى دچار چنين سردرگمى و تحير و تزلزل معرفتى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 2
2- برخوردارى از نعمت و رفاه جاودان ، آرمانى اصيل و تحقق پذير براى موحدانِ راستين در قيامت
أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
با توجه به اين كه آرمان بقا و جاودانگى در موجود زنده، به صورت فطرى وجود دارد; خداوند اين آرمان را در مورد انسان مؤمن محقق شدنى و دست يافتنى اعلام كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 12،21
12 - يكتا پرستى همگان ، آرمان موحدان است .
إياك نعبد
آوردن «نعبد» (ما عبادت مى كنيم» به جاى «أعبد» (من عبادت مى كنم) مى تواند اشاره به خواسته هر انسان موحدى باشد; يعنى، او با گفتن جمله «ما عبادت مى كنيم» بيان مى دارد كه خواهان يكتا پرستى همگان است.
21 - باور همگان به توحيد افعالى ، آرمان موحدان است .
إياك نستعين
به كارگيرى «نستعين» (استعانت مى جوييم) به جاى «أستعين» (استعانت مى جويم)، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 6 - 9
9 - هدايت همگان به صراط مستقيم ، آرمان انسان موحد است .
إهدنا الصرط المستقيم
به كارگيرى «اهدنا» (ما را هدايت كن) به جاى «اهدنى» (مرا هدايت كن) حاوى نكته اى است كه در برداشت فوق آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 5
5 - مشركان در اسارت اوهام شرك آلود ، و موحدان رهيده از آن
بعد إذ نجنا اللّه منها
به كارگيرى واژه «نجات» (نجينا اللّه)، براى دست كشيدن از آيينى و روى آورى به آيينى ديگر، اشاره به اين دارد كه آيين نخست مايه اسارت و گرفتارى بوده و آيين جديد فرحبخش و باعث آزادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 6
6 - خداوند ، لغزش ها و گناهان يكتاپرستان پايدار بر توحيد را ، مورد عفو و بخشش قرار مى دهد .
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. نزلاً من غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 10
10 - انسان يكتاپرست و دلبسته به خداى يكتا ، همواره متكى به او و اميدوار به رهگشايى هاى او
فإنّه سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 14
14 - « فى المجمع فى قوله تعالى « تتنزّل عليهم الملائكة » يعنى عند الموت . . . و روى ذالك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «تتنزّل عليهم الملائكة» آمده است: مقصود نزول ملائكة هنگام مرگ است . .. و اين مطلب از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 7
7- موّحد واقعى ، خدمتگزار و احسان كننده به پدر و مادر است .
و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 2
2- احسان به پدر و مادر ، همواره مورد توجه موحّدان و مايه دست يابى آنان به بهشت
جزاء بما كانوا يعملون . و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
بيان «وصّينا الإنسان. ..» - در پى «جزاء بماكانوا يعملون» - بيانگر اين ارتباط است كه يكى از وظايف مورد عمل يكتاپرستان، احسان به پدر و مادر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 6
6- اختلاف دائمى مشركان با موحدان
ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه متعلق اختلاف تعاليمى باشد كه انبيا آورده اند و مشركان آنها را مورد انكار قرار داده اند. لازم به ذكر است كه مضارع آمدن فعل «يختلفون» دائمى بودن اختلاف را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 13
13 - وجود نزاع و اختلاف مستمر ميان موحدان و مشركان در طول تاريخ
أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون
آمدن فعل «كانوا» و نيز كاربرد فعل «يختلفون» (به صيغه مضارع) دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 3
3 - توحيد در ربوبيت ، از محور هاى عمده اختلاف يكتاپرستان و مشركان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه
خداوند پس از بيان حال كافران، به بيان ويژگى ها و سرنوشت مؤمنان پرداخته و در اين راستا شعار «توحيد ربوبى» را به عنوان اولين ويژگى آنان مطرح مى كند. از اين مطلب برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 11
11 - مؤمنان موحد ، در صحنه قيامت داراى كرامت و برخوردار از اختيار
أفمن يلقى . .. أم من يأتى
تقابل فعل معلوم «يأتى» با فعل مجهول «يلقى»، افاده مى كند كه حركت مؤمنان يكتاپرست در قيامت، جبرى و ناخواسته نيست. برخلاف منحرفان از آيات الهى كه آنان حقير و مجبوراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 3
3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان
است ،
فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 54 - 6
6- انسانهايى وجود دارند كه در هر شرايط ، عقيده توحيدى خود را حفظ مى كنند .
ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 1
1- يكتاپرستانِ پايدار بر طريق ايمان ، برخوردار از زندگى جاودان در بهشت
إنّ الذين قالوا . .. أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 4
4 - خداوند خواهان استقلال و سلطه ناپذيرى پيروان اديان الهى در برابر كافران
ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 6 - 1،2
1 - شيوه ابراهيم ( ع ) و همگامان آن حضرت ، الگويى شايسته براى موحدان
لقد كان لكم فيهم أسوة حسنة
2 - دعا ها و نيايش هاى ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، الگويى شايسته براى يكتا پرستان
ربّنا . .. لقد كان لكم فيهم أسوة حسنة
تكرار الگو بودن ابراهيم(ع) پس از دعاى «ربّنا. ..»، مى رساند كه آن حضرت نه تنها در ميدان برائت از مشركان; بلكه در شيوه دعا نيز شايان پيروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 7
7 - امن و سلامت در عرصه محشر ، از نعمت هاى الهى براى مؤمنان يكتاپرست
أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 10،13
10 - موحدان، به جهت توحيد و يكتا پرستى، سزاوار در امان بودن از خشم خداوند هستند.
و لاتخافون أنكم أشركتم بالله . .. فأى الفريقين أحق بالأمن
13 - در امان نبودن مشركان از خشم خداوند و امنيت داشتن موحدان از آن حقيقتى متكى بر علم و آگاهى است.
فأى الفريقين أحق بالأمن إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 8
8 - فرشتگان الهى ، پيامدار امن و سرور براى يكتاپرستان پايدار بر حق
تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 5 - 12
12- يأس و نااميدى مطلق در قلب مردان الهى ، حتى در نامساعدترين شرايط ، راه نمى يابد .
و كانت امرأتى عاقرًا فهب لى من لدنك وليًّا
حضرت زكريا، با وجود پيرى و فرتوتى خود و همسرش و نيز نازايى او، باز به رحمت خداوند اميدوار بوده و در طلب كوشيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 51 - 9
9 - مؤمنان و موحّدان راستين ، داراى خوف و رجا در پيشگاه خداوند
إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطي-نا
ساحران از سويى خود را خطاكار مى دانستند و به همين جهت از عذاب الهى در هراس بودند. از سوى ديگر به خاطر پيشتازى در ايمان آوردن به موسى(ع)، اميدوار بودند كه خداوند آنان را ببخشايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 10
10 - انسان يكتاپرست و دلبسته به خداى يكتا ، همواره متكى به او و اميدوار به رهگشايى هاى او
فإنّه سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 10
10 - نگرانى و هراس انسان ها حتى يكتاپرستان در قيامت
تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به قيامت بوده و نگرانى موحدان از ناحيه سرنوشت و دشوارى هاى مراحل بعد پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 6 - 16
16- مردان الهى ، حتى در آرمان هاى مادى خويش ، به ارزش هاى معنوى ، توجه دارند .
فهب لى من لدنك وليًّا يرثنى . .. واجعله ربّ رضيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 3 - 8
8 - سرسختى مخالفان توحيد در مواضع خويش ، نبايد پايدارى اهل توحيد را متزلزل سازد .
و لا أنتم عبدون ما أعبد
پايدارى اهل توحيد، از مضارع بودن «أعبد» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 15
15- موحّدان معتقد به معاد ، هيچ گاه به دستاورد هاى فنى و آثار تمدن بشرى ، مغرور نشده و فرجام جهان را ويرانى و
انهدام مى بينند .
هذا رحمة ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 13 - 1
1- يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان ، ايمن از هر بيم و اندوه نسبت به گذشته و آينده
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
در معناى «لاخوف عليهم» گفته شده است كه «خوف» نسبت به آينده و موضوعى است كه در شرف وقوع مى باشد; ولى در «و لا هم يحزنون» حزن و اندوه، همواره بر امرى است كه تحقق يافته و سپرى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 5
5- مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .
هل يستويان مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 5
5- مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .
هل يستويان مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مژده دادن به موحدان و بشارت دادن آنان به عاقبتى خوش
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه . .. بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 11
11 - فرشتگان ، بشارت دهنده موحدان پايدار بر حق ، به بهشت موعود
و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون
«الإبشار» (مصدر «أبشروا») به معناى مسرور بودن است. بنابراين «أبشروا بالجنّة»; يعنى، به بهشت مسرور و خوشنود باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 85 - 5
5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )
لرادّك إلى معاد
«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 15
15- موحّدان معتقد به معاد ، هيچ گاه به دستاورد هاى فنى و آثار تمدن بشرى ، مغرور نشده و فرجام جهان را ويرانى و انهدام مى بينند .
هذا رحمة ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 5 - 13
13- اراده الهى ، در بينش موحدان راستين ، بر عوامل طبيعى ، حاكم است .
و كانت امرأتى عاقرًا فهب لى من لدنك وليًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 4
4- بهشت جاودان ، پاداش اعمال نيك و مستمر موحدان
أُولئك أصحب الجنّة . .. جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 4
4 - موحدانِ بيمناك از پروردگار و روز قيامت ، پيشتاز در انجام كار هاى نيك
و هم لها سبفون
«لها» متعلق به «سابقون» است كه مفعول آن محذوف مى باشد. پس تقدير آن چنين مى شود: «و هم سابقون غيرهم لها». «سبق» به معناى پيشى گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 39
39- يكتاپرستان ، از هر فرصت مناسب براى ترويج دين و انديشه الهى بهره مى گيرند .
قال الذين غلبوا على أمرهم لنتّخذنّ عليهم مسجدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 10
10 - نگرانى و هراس انسان ها حتى يكتاپرستان در قيامت
تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به قيامت بوده و نگرانى موحدان از ناحيه سرنوشت و دشوارى هاى مراحل بعد پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 51 - 9
9 - مؤمنان و موحّدان راستين ، داراى خوف و رجا در پيشگاه خداوند
إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطي-نا
ساحران از سويى خود را خطاكار مى دانستند و به همين جهت از عذاب الهى در هراس بودند. از سوى ديگر به خاطر پيشتازى در ايمان آوردن به موسى(ع)، اميدوار بودند كه خداوند آنان را ببخشايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 15
15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .
أم هل تستوى الظلمت والنور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 107 - 8،9
8 - فضل خداوند ، شامل حال كسانى است كه يكتا پرست و موحدند .
يصيب به من يشاء من عباده
9 - تفضل خداوند بر بندگان موحد خود ، جلوه غفاريت و رحيميت اوست .
فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عباده و هو الغفور الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 10
10- مشركان از زمره كافران و موحدان از زمره تقواپيشگانند .
تلك عقبى الذين اتقوا و عقبى الكفرين النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 33 - 5
5 - تنها پيروان انبياى الهى و اديان توحيدى ، از تقواپيشگان اند .
و الذى جاء بالصدق و صدّق به
ضمير فصل «هم» مفيد قصر و موجب اختصاص صفت تقوا به «الذى جاء. ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 4
4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست
ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 20
20 - تلاش براى تحقق و برپايى عدالت ، وظيفه دينى يكتاپرستان
و أُمرت لأعدل بينكم
برداشت ياد شده با توجه به اصل اوليه اشتراك احكام دينى بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 15
15- موحّدان معتقد به معاد ، هيچ گاه به دستاورد هاى فنى و آثار تمدن بشرى ، مغرور نشده و فرجام جهان را ويرانى و انهدام مى بينند .
هذا رحمة ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 1،9
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، بهره مند از حمايت و يارى فرشتگان در دنيا و آخرت
نحن أولياؤكم فى الحيوة الدّنيا و فى الأخرة
9 - « ( فى المجمع ) و قيل نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا أى نحرسكم فى الدينا و عند الموت و فى الآخرة عن أبى جعفر ( ع ) ;
در مجمع البيان ذيل آيه «نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا و فى الآخرة» آمده است: گفته شده (كه فرشتگان مى گويند) ما اولياى شما در زندگى دنيا هستيم; يعنى، در دنيا و هنگام مرگ و در آخرت از شما پاسدارى مى كنيم و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 1،9
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، بهره مند از حمايت و يارى فرشتگان در دنيا و آخرت
نحن أولياؤكم فى الحيوة الدّنيا و فى الأخرة
9 - « ( فى المجمع ) و قيل نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا أى نحرسكم فى الدينا و عند الموت و فى الآخرة عن أبى جعفر ( ع ) ;
در مجمع البيان ذيل آيه «نحن أولياؤكم فى الحياة الدنيا و فى الآخرة» آمده است: گفته شده (كه فرشتگان مى گويند) ما اولياى شما در زندگى دنيا هستيم; يعنى، در دنيا و هنگام مرگ و در آخرت از شما پاسدارى مى كنيم و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 30 - 1
1- خداوند ، حامى و پشتيبان موحدان و مؤمنان به رسالت پيامبران است .
من ينصرنى من الله إن طردتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 4
4 - تاريخ بشر ، شاهد حمايت ها و پشتيبانى هاى خداوند از جبهه توحيد و راه انبيا
و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير . .. فانتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 80 - 4
4 - حق شنوى و حق پذيرى ، نشانى از حيات جان و سلامت روان انسان در بينش الهى
إنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين
خداوند، كافران حق ناپذير را هم مرده خوانده است و هم ناشنوا، اين نشان مى دهد كسانى كه حق را به جان مى پذيرند و سخن حق را به گوش دل مى شنوند، نه مرده اند و نه ناشنوا.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 6
6 - مسجدالحرام ، از آن عموم مردم خداپرست است و قشر خاصى حق محروم كردن مردم از زيارت آن را ندارد .
الذى جعلنه للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 9
9 - انسان يكتاپرست و گام نهاده در مسير حق ، همواره مورد حمايت و برخوردار هدايت هاى نوين
فإنّه سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 61 - 4
4 - موحدانِ بيمناك از پروردگار و روز قيامت ، پيشتاز در انجام كار هاى نيك
و هم لها سبفون
«لها» متعلق به «سابقون» است كه مفعول آن محذوف مى باشد. پس تقدير آن چنين مى شود: «و هم سابقون غيرهم لها». «سبق» به معناى پيشى گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 95 - 6
6- خدمت گزارى به مردم ، بدون چشمداشت اجر و مزد ، از ويژگى هاى انسان هاى موحّد و بندگان شايسته خدااست .
فهل نجعل لك خرجًا . .. قال ما مكّنّى فيه ربّى خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 6 - 1
1 - درخواست هدايت به صراط مستقيم ، مهمترين خواسته انسان عارف به مقام الهى است .
الحمد للّه . .. إياك نستعين. إهدنا الصرط المستقيم
چنانچه «اهدنا الصراط المستقيم» در ارتباط با «الحمد للّه رب العالمين . ..» ملاحظه شود، حاوى اين پيام است كه انسان پس از شناخت خدا هدفش سلوك در صراط مستقيم خواهد بود; يعنى، همان راهى كه خداوند منتهى اليه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 7 - 6
6 - خداشناسان موحد ، خواهان هدايت به راه ثابت قدمان بر هدايت هستند .
الحمد للّه . .. إهدنا الصرط المستقيم. صرط الذين انعمت عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 6 - 16
16- مردان الهى ، حتى در آرمان هاى مادى خويش ، به ارزش هاى معنوى ، توجه دارند .
فهب لى من لدنك وليًّا يرثنى . .. واجعله ربّ رضيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 6
6- خصومت مشركان با يكتاپرستان به خاطر اعتقاد شرك آلودشان ، جريانى مستمر بوده است .
أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم
تركيب فعل «كنتم» و «تشاقّون» مفيد ماضى استمرارى و مشعر به معناى ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 19 - 1
1 - جبهه توحيد و جبهه شرك ، دو جبهه اى هستند متخاصم و دشمن يكديگر .
هذان خصمان
«هذان» اشاره است به فرقه هاى موحد و مشرك كه در آيه 17 از آنان ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 5
5 - شرك و توحيد ، دو جبهه متخاصم
فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 29 - 4
4 - تحير و درماندگى مشركان و آرامش و رضايت مندى موحدان در زندگى
ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون و رجلاً سلمًا لرجل
بيشتر مفسران براين عقيده اند كه تشبيه شدن مشركِ داراى چند معبود، به برده اى كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر
سر مالكيت و حاكميت او نزاع دارند; گوياى اين حقيت است كه همان طورى كه چنين برده اى چشم به راه فرمان هاى مختلف و متعدد مالكان خود است و متحير است كه چگونه رضايت آنان را جلب كند و در صورت متضاد بودن فرمان ها، كدام يك از آنها را به اجرا در آورد، مشركان نيز در زندگى دچار چنين سردرگمى و تحير و تزلزل معرفتى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 6 - 3
3 - ارائه الگو براى تربيت و تكامل موحدان در مسير ارزش ها ، از روش هاى تربيتى قرآن
لقد كان لكم فيهم أسوة حسنة
از تكرار اين نكته كه ابراهيم(ع) و همگامان آن حضرت براى مسلمانان الگو هستند; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 8
8 - فرشتگان الهى ، پيامدار امن و سرور براى يكتاپرستان پايدار بر حق
تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 105 - 6
6- موحدان و مؤمنانِ به رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروه سعادتمندان قيامتند .
فمنهم شقى و سعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 3
3- يكتاپرستان واقعى ، نمى توانند در قبال شرك و انحرافات عقيدتى مردم ، بى تفاوت باشند .
ربّنا ربّ السموت . .. هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة
خداوند، اصحاب كهف را به عنوان نمونه اى از موحّدان واقعى ياد كرده و در بيان حالات و خصلت هاى آنان - پس از اقرار به اصل توحيد - توجّه ايشان به جامعه بشرى و تأسف آنان به ضلالت مردم را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 9
9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى
هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى
مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 146 - 1،4،7،8
1 - پيكار بسيارى از خداپرستان ، در ركاب پيامبران الهى و تسليم ناپذيرى و پايدارى آنان
و كايّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون كثير فما وهنوا لما اصابهم
«ربّيّون» جمع «ربّى» است و به معنى كسى كه خود را مختص پروردگار كرده، يعنى جز پرستش خدا به كار ديگرى نمى پردازد.
4 - مصيبت ها و مشكلات ، آنگاه كه در راه خدا باشد ، هرگز مردان الهى را به ضعف و ناتوانى و تسليم در برابر دشمنان نخواهد كشيد .
فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه و ما ضعفوا و ما استكانوا
7 - يادآورى پايمردى و مقاومت خداپرستان پيشين ، از روش هاى قرآن براى ايجاد روحيّه مقاومت در مبارزه با دشمنان دين
و كايّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير . .. فى سبيل اللّه
8 - قدرت روحى ، استقامت و تسليم ناپذيرى در مقابل دشمن ، از ويژگى هاى مردان الهى
و كايّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير فما وهنوا . .. وما استكانوا
«وهن» به معناى فتور و سستى است، و كلمه «ما استكانوا»، از ماده «سكن»، به معنى خضوع است ; يعنى در برابر دشمن، خاضع و ذليل نمى شوند و تسليم نمى گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 9 - 4
4- پيدايش بوستان ها و كشتزار ها در پى نزول باران ، درسى براى خداجويان
و نزّلنا من السماء ماء مبركًا فأنبتنا به جنّت و حبّ الحصيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 19 - 2
2 - جبهه توحيد ، جبهه اى است معتقد به ربوبيت بى شريك خدا و جبهه شرك ، جبهه اى است منكر ربوبيت خدا و معتقد به پروردگارى غير او .
هذان خصمان اختصموا فى ربّهم فالذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 50 - 10
10 - مرگ ، بازگشت به سوى خدا در بينش يكتاپرستان
لأُصلّبنّكم أجمعين . قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 9
9 - موحدان راستين ، در خوف و هراس نسبت به سرنوشت اخروى خويش و اندوهناك از خطا ها و لغزش هاى خود
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا. .. ألاّتخافوا و لاتحزنوا
بنابراين نكته كه نزول ملائكه در دنيا و يا به هنگام مرگ باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 9
9 - موحدان راستين ، در خوف و هراس نسبت به سرنوشت اخروى خويش و اندوهناك از خطا ها و لغزش هاى خود
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا. .. ألاّتخافوا و لاتحزنوا
بنابراين نكته كه نزول ملائكه در دنيا و يا به هنگام مرگ باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 40
40- كشف ماجراى اصحاب كهف ، عامل تقويت موضع موحّدان و معتقدان به معاد بود .
إذ يتنزعون . .. قال الذين غلبوا على أمرهم
در بيان آنچه مورد نزاع و اختلاف مردم بود، دو احتمال بيان شد: اگر «إذ يتنازعون. ..» نظر به اختلاف آنان در باره معاد داشته باشد، «الذين غلبوا...» آن دسته از مردم خواهند بود كه معاد را پذيرا بودند و با بيدارى اصحاب كهف، به دليلى محكم و ملموس، در برابر خصم خود، دست يافته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 76 - 4،7
4 - توجه به ناتوانى معبود هاى ادعايى و عقيده به قدرت مطلق خداوند ، موجب تسلى خاطر و دل گرمى مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . لايستطيعون نصرهم... فلايحزنك قولهم
جمله «فلايحزنك قولهم» جواب براى شرط مقدر است; يعنى، «إذا كان هذا حالهم مع ربّهم حيث اتّخذوا رجاء النصر ءالهة من دون اللّه لايقدرون نصرهم فلاتحزن بسبب قولهم. ..; وقتى وضعيت آنان چنين است كه به اميد يارى، معبودهاى ديگرى جز خدا را - كه تواناى بر يارى رسانى ندارند - برگزيدند، پس تو از سخنان شان محزون مباش...».
7 - عقيده به آگاهى خداوند از تمامى رفتار ها و حركت هاى توطئه آميز كافران ، موجب دل گرمى و تسلى خاطر مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى است .
فلايحزنك قولهم إنّا نعلم ما يسرّون و ما يعلنون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا نعلم. ..» تعليل براى نهى در «فلايحزنك» است; يعنى، چون خداوند بر تمامى رفتارهاى آدميان - از جمله كافران - آگاه است، پس نبايد در برابر توطئه هاى آنان محزون بود; بلكه بايد با دل گرمى و پشتكار به تبليغ دين پرداخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 168 - 5
5 - مشركان ، مدعى بى اطلاعى از سرنوشت خوب و بد مؤمنان و يكتاپرستان گذشته بودند .
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «ذكر» در آيه شريفه به معناى «علم» باشد و مقصود از «الأوّلين» موحدان و مؤمنان گذشته باشد. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اگر ما از سرنوشت مؤمنان و موحدان گذشته آگاه بوديم و از جايگاه خوب آنان مطلع مى شديم، همچون آنان توحيد الهى و بندگى خداى يكتا را مى پذيرفتيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 1
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم
«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 2،5
2- حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .
مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع
5- مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .
هل يستويان مثلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 14،15
14- هرگز موحدان بصير با مشركان كوردل برابر نيستند .
قل هل يستوى الأعمى والبصير
15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .
أم هل تستوى الظلمت والنور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 18 - 2
2- موحّدان و مؤمنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و باورداران به قيامت ، اجابت كنندگان دعوت الهى اند .
للذين استجابوا لربهم الحسنى
آيات گذشته بيانگر اين است كه مراد از «الذين استجابوا» موحدان و مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و باورداران به قيامت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 5 - 12
12- يأس و نااميدى مطلق در قلب مردان الهى ، حتى در نامساعدترين شرايط ، راه نمى يابد .
و كانت امرأتى عاقرًا فهب لى من لدنك وليًّا
حضرت زكريا، با وجود پيرى و فرتوتى خود و همسرش و نيز نازايى او، باز به رحمت خداوند اميدوار بوده و در طلب كوشيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 33 - 5
5 - تنها پيروان انبياى الهى و اديان توحيدى ، از تقواپيشگان اند .
و الذى جاء بالصدق و صدّق به
ضمير فصل «هم» مفيد قصر و موجب اختصاص صفت تقوا به «الذى جاء. ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 6
6 - يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان ، برخوردار از جايگاهى ويژه در پيشگاه خداوند
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا تتنزّل عليهم الملئكة
نزول پياپى فرشتگان - كه از فعل مضارع «تتنزّل» فهميده مى شود - نشانگر عنايت ويژه خداوند به موحدان پايدار بر توحيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 11
11 - مؤمنان موحد ، در صحنه قيامت داراى كرامت و برخوردار از اختيار
أفمن يلقى . .. أم من يأتى
تقابل فعل معلوم «يأتى» با فعل مجهول «يلقى»، افاده مى كند كه حركت مؤمنان يكتاپرست در قيامت، جبرى و ناخواسته نيست. برخلاف منحرفان از آيات الهى كه آنان حقير و مجبوراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 161 - 2
2 - وانهاده شدن مشركان و معبودهايشان به خود و ناتوانى آنان در برابر خداپرستان و حق جويان
فإنّكم و ما تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 11
11 - مؤمنان موحد ، در صحنه قيامت داراى كرامت و برخوردار از اختيار
أفمن يلقى . .. أم من يأتى
تقابل فعل معلوم «يأتى» با فعل مجهول «يلقى»، افاده مى كند كه حركت مؤمنان يكتاپرست در قيامت، جبرى و ناخواسته نيست. برخلاف منحرفان از آيات الهى كه آنان حقير و مجبوراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 106 - 3
3- موحدانى كه توحيدشان خالص و از هر گونه شرك پيراسته باشد اندكند .
و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 103 - 4
4 - وجود اقليتى مؤمن و موحد در ميان قوم ابراهيم
و ما كان أكثرهم مؤمنين
ضمير«هم» در آيه، به قوم ابراهيم بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 18
18- تنها تعداد بسيار اندكى از قوم نوح ، به يكتايى خداوند ايمان آوردند و رسالت نوح را پذيرفتند .
و ما ءامن معه إلاّ قليل
كلمه «قليل» دلالت بر اندك بودن تعداد مؤمنان دارد و قرآن آن را با قيدى همانند «منهم» نياورد تا به اين نكته اشاره كند كه: تعداد مؤمنان فى نفسه اندك بودند نه در قياس با كفرپيشگان و لذا در برداشت با كلمه بسيار، بر قلّت مؤمنان تأكيد شد(اقتباس از الميزان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 2
2- كيفر روى گردانى از آيين شرك در عصر اصحاب كهف ، سنگ سار شدن بود .
إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم
از جمله معانى ذكر شده براى «رجم» سنگ سار كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 2
2- حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .
مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 29 - 3
3 - مؤمنان و موحدان ، همچون بردگانى اند كه تنها يك مالك داشته و فقط از او فرمان مى برند .
ضرب اللّه مثلاً. .. و رجلاً سلمًا لرجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 13 - 15
15- كفرپيشگان على رغم مشاهده نشانه هاى ربوبيت خدا بر سراسر جهان ، با موحدان درباره خداوند و ربوبيت او به جدال و جرّ و بحث مى پردازند .
هو الذى يريكم البرق . .. و هم يجدلون فى الله
جمله حاليه «و هم يجادلون فى الله» قيد براى همه جمله هايى است كه در آيات پيشين آمده است ; يعنى، با آنكه آثار وجودى خدا و ربوبيت او نمايان است و اوست كه برق، رعد، ابر و صاعقه را پديد مى آورد و همه امور را تحقق مى بخشد، آنان درباره وى به جرّوبحث مى پردازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مژده دادن به موحدان و بشارت دادن آنان به عاقبتى خوش
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه . .. بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 13 - 6
6- يكتاپرستان استوار بر طريق حق ، همان محسنان مورد بشارت قرآن اند .
و بشرى للمحسنين . إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا
از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 3
3- يكتاپرستان واقعى ، نمى توانند در قبال شرك و انحرافات عقيدتى مردم ، بى تفاوت باشند .
ربّنا ربّ السموت . .. هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة
خداوند، اصحاب كهف را به عنوان نمونه اى از موحّدان واقعى ياد كرده و در بيان حالات و خصلت هاى آنان - پس از اقرار به اصل توحيد - توجّه ايشان به جامعه بشرى و تأسف آنان به ضلالت مردم را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 9
9 - موحدان بايد در آستانه مرگ ، بازماندگان خويش را به توحيد و ملازمت بر عبادت خدا سفارش و وصيت كنند .
إذ حضر يعقوب الموت إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 4
4- يكتاپرستان ، نبايد خود را در محيط و شرايطى قرار دهند كه بر حفظ ايمان خويش قادر نباشند .
إنّهم إن يظهروا عليكم . .. يعيدوكم فى ملّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 9
9- انسان موحّد ، همواره ، بايد در هواى رسيدن به رضايت خداوند باشد .
إلهكم إله وحد فمن كان يرجوا لقاء ربّه
فعل ماضى (كان) در كنار فعل مضارع (يرجوا) بر استمرار دلالت دارد و «فاء» تفريع، گوياى برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 15
15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .
أم هل تستوى الظلمت والنور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 156 - 17
17 - موحدان ، پرداخت كنندگان زكات و مؤمنان به آيات الهى ، مصون از عذاب هاى الهى هستند .
عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى . .. فسأكتبها للذين ... بايتنا يؤمنون
جمله «سأكتبها» به منزله تفسيرى است براى «من أشاء». يعنى بيان مى كند كه چه كسانى مصون از عذاب الهى هستند و مشيت الهى بر عذاب نكردن آنان تعلق نمى گيرد و چه كسانى در خطر گرفتار شدن به عذاب الهى هستند. منطوق جمله «سأكتبها» بيانگر طايفه اول و مفهوم آن بيانگر طايفه دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 13 - 1
1- يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان ، ايمن از هر بيم و اندوه نسبت به گذشته و آينده
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون
در معناى «لاخوف عليهم» گفته شده است كه «خوف» نسبت به آينده و موضوعى است كه در شرف وقوع مى باشد; ولى در «و لا هم يحزنون» حزن و اندوه، همواره بر امرى است كه تحقق يافته و سپرى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 7
7- خداوند ، بر اعطاى معيشت نيكو به موحدان و عذاب كردن مشركان و پرستشگران غير او تواناست .
يمتعكم متعًا حسنًا . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير ... و هو على
در بر داشت فوق، جمله «و هو على . ..» در ارتباط با «يمتعكم» و «أخاف عليكم عذاب يوم كبير» معنا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 2 - 6
6- انسان موّحد و متكى به خداوند ، انسانى هدايت يافته است .
و جعلنه هدًى . .. ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً
«أن» در «ألاّتتخذوا» براى تفسير عبارت «جعلناه هدًى لبنى إسرائيل» است و توحيد و عدم اتكا به غير خدا را مظهر و مصداق هدايت معرفى مى كند. بنابراين موّحد، شخص هدايت يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 5
5- مشركان ، از معبود هاى ادعايى خويش به سختى دفاع كرده و با يكتاپرستان درباره آنها به منازعه مى پرداختند .
أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم
«تشاقّون» (از مصدر شقاق) به معناى مخالفت است به گونه اى كه شخصى در يك طرف و شخص ديگرى در طرف ديگر باشد. فعل «تشاقّون» از باب مفاعله است كه براى فعلهاى دو جانبه استفاده مى شود و به قرينه مقام طرف درگير با مشركان، كسانى اند كه معتقد به خداى واحد بودند و از آنها به موحدان تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 13
13 - وجود نزاع و اختلاف مستمر ميان موحدان و مشركان در طول تاريخ
أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون
آمدن فعل «كانوا» و نيز كاربرد فعل «يختلفون» (به صيغه مضارع) دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 2
2 - توجه به پشتيبانى مداوم فرشتگان ، مانع راه يابى هراس و اندوه در دل هاى موحدان
تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا . .. نحن أولياؤكم فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 7
7- توجه يكتاپرستان استوار بر ايمان به جاودانگى در بهشت ، زداينده هر گونه بيم و اندوه از ايشان
فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون . أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
با توجه به ارتباط اين آيه با «فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون» در آيه قبل، توجه به وعده خداوند به بهشتى بودن موحدان نيك كردار، مى تواند زداينده ترس و اندوه آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 2
2 - توجه به پشتيبانى مداوم فرشتگان ، مانع راه يابى هراس و اندوه در دل هاى موحدان
تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا . .. نحن أولياؤكم فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 7
7- توجه يكتاپرستان استوار بر ايمان به جاودانگى در بهشت ، زداينده هر گونه بيم و اندوه از ايشان
فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون . أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
با توجه به ارتباط اين آيه با «فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون» در آيه قبل، توجه به وعده خداوند به بهشتى بودن موحدان نيك كردار، مى تواند زداينده ترس و اندوه آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 19 - 4
4 - امت واحد و يكتاپرست نخستين ، ديرى نپاييد كه گرفتار تفرقه دينى شده و به دو دسته موحد و مشرك انشعاب يافتند .
و ما كان الناس إلا أمة وحدة فاختلفوا
قيد «ديرى نپاييد» از طرف «فاء» در «فاختلفوا»، بدست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 3
3- گروهى از مردم مدين ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند .
نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 1
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم
«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 1،6
1- يكتاپرستانِ پايدار بر طريق ايمان ، برخوردار از زندگى جاودان در بهشت
إنّ الذين قالوا . .. أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
6- بهره مندى هماره و سهل موحدان نيكوكار ، از نعمت هاى الهى در بهشت
أُولئك أصحب الجنّة
تعبير به «أصحاب» اشاره به همنشينى دائم و هميشگى يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان، با نعمت هاى بهشتى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 2
2- احسان به پدر و مادر ، همواره مورد توجه موحّدان و مايه دست يابى آنان به بهشت
جزاء بما كانوا يعملون . و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
بيان «وصّينا الإنسان. ..» - در پى «جزاء بماكانوا يعملون» - بيانگر اين ارتباط است كه يكى از وظايف مورد عمل يكتاپرستان، احسان به پدر و مادر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 146 - 1
1 - پيكار بسيارى از خداپرستان ، در ركاب پيامبران الهى و تسليم ناپذيرى و پايدارى آنان
و كايّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون كثير فما وهنوا لما اصابهم
«ربّيّون» جمع «ربّى» است و به معنى كسى كه خود را مختص پروردگار كرده، يعنى جز پرستش خدا به كار ديگرى نمى پردازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 146 - 4
4 - مصيبت ها و مشكلات ، آنگاه كه در راه خدا باشد ، هرگز مردان الهى را به ضعف و ناتوانى و تسليم در برابر دشمنان نخواهد كشيد .
فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه و ما ضعفوا و ما استكانوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 19 - 9
9 - قيامت ، روز داورى ميان موحدان و مشركان
و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون
از اينكه خداوند فرمود: دنيا جاى داورى ميان اهل شرك و توحيد نيست، معلوم مى شود محل داورى ميان آنان، جهانى ديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 3
3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .
يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا
«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 66 - 5
5- گروهى از قوم ثمود ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت صالح ( ع ) ايمان آوردند .
نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 58 - 4
4- گروهى از قوم عاد ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت هود ( ع ) ايمان آوردند .
والذين ءامنوا معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 1
1 - گروهى از قوم شعيب به توحيد گرويدند و سالكان راه خدا گشتند .
و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 106 - 2
2- بيشتر موحدان توحيد را به گونه اى با شرك درمى آميزند .
و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 4
4 - خداوند خواهان استقلال و سلطه ناپذيرى پيروان اديان الهى در برابر كافران
ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 3
3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .
يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا
«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 17
17 - هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب
قد جاءتكم بينة من ربكم
برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 1،14
1 - نزول فرشتگان الهى ، بر يكتاپرستان پايدار بر توحيد
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا تتنزّل عليهم الملئكة
14 - « فى المجمع فى قوله تعالى « تتنزّل عليهم الملائكة » يعنى عند الموت . . . و روى ذالك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «تتنزّل عليهم الملائكة» آمده است: مقصود نزول ملائكة هنگام مرگ است . .. و اين مطلب از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 7
7- موّحد واقعى ، خدمتگزار و احسان كننده به پدر و مادر است .
و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 7
7 - امن و سلامت در عرصه محشر ، از نعمت هاى الهى براى مؤمنان يكتاپرست
أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 4
4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست
ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 15
15- موحد بودن و مصونيت كامل از شرك ، نيازمند به توفيق خداوند و امداد اوست .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام
برداشت فوق به اين دليل است كه حضرت ابراهيم(ع) با آنكه از انبياى بزرگ الهى (اولواالعزم) بود، از خداوند خواستار مصونيت خود و فرزندانش از شرك شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 5
5 - انسان ها ، حتى موحدان راستين ، نيازمند مغفرت و آمرزش الهى
نزلاً من غفور رحيم
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 12
12 - بهشت ، وعده مكرر خداوند به يكتاپرستان پايدار بر توحيد
و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 95 - 6
6- خدمت گزارى به مردم ، بدون چشمداشت اجر و مزد ، از ويژگى هاى انسان هاى موحّد و بندگان شايسته خدااست .
فهل نجعل لك خرجًا . .. قال ما مكّنّى فيه ربّى خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 99 - 6
6 - ابراهيم ( ع ) ، افراد مؤمن و موحد را ، به هجرت از سرزمين شرك تشويق مى كرد .
و قال إنّى ذاهب إلى ربّى
اعلام ابراهيم(ع) به هجرت خود از سرزمين شرك، ممكن است به اين جهت باشد كه افراد اندكى كه ايمان آورده و موحد شده اند، همانند او هجرت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 9
9 - انسان يكتاپرست و گام نهاده در مسير حق ، همواره مورد حمايت و برخوردار هدايت هاى نوين
فإنّه سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 12
12 - توحيد، عقيده اى متكامل كه موحدان با هدايت خداوند به آن راه مى يابند.
أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا بعد إذ هدينا الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 2 - 6
6- انسان موّحد و متكى به خداوند ، انسانى هدايت يافته است .
و جعلنه هدًى . .. ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً
«أن» در «ألاّتتخذوا» براى تفسير عبارت «جعلناه هدًى لبنى إسرائيل» است و توحيد و عدم اتكا به غير خدا را مظهر و مصداق هدايت معرفى مى كند. بنابراين موّحد، شخص هدايت يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 5
5 - لغزيدن در دام هوسها و تمايلات مشركان و منحرفان، خطرى براى رهبران دين و همه موحدان
الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 9
9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى
هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى
مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 16 - 13
13- خداوند ، فراهم آورنده شرايط مناسب ، براى استوار ماندن يكتاپرستان مهاجر ، بر عقيده توحيدى خويش
و يهيّىء لكم من أمركم مرفقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 4
4 - دستور مورچه پيشوا به پنهان شدن مورچگان در لانه خود ، براى مصون ماندن از پايمال شدن توسط سليمان و سپاهيانش
ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده
«لا» در «لايحطمنّكم» ناهيه است. «حَطْم» (مصدر «يحطمنّ») در اصل به معناى شكستن و در اين جا معادل پايمال كردن است. تعبيرهاى «ادخلوا» و «لايحطمنّكم» - كه به صورت امر و نهى آمده - بيانگر نوعى رياست است; به ويژه اگر تنكير «نملة» براى تفخيم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 24
24 - « عن جعفربن محمد ( ع ) قال : لما قالت النملة « يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم . . . » حملت الريح صوت النملة إلى سليمان ( ع ) . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه آن مورچه [به ساير مورچگان] گفت: «يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم. ..» باد صداى آن مورچه را به سليمان رسانيد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 3،4
3 - سليمان ( ع ) ، قادر به شنيدن صداى مورچگان و فهم زبان آنها
فتبسّم ضاحكًا من قولها
4 - خشنودى سليمان از آگاهى به زبان مورچگان و سپاس گزارى او به درگاه خدا
فتبسّم ضاحكًا من قولها و قال ربّ أوزعنى أن أشكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 5
5 - وجود شعور ، نظام رهبرى و مديريت و نيز سازمان اطلاع رسانى در مورچگان
قالت نملة . .. لايحطمنّكم سليمن و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 1،3
1 - رسيدن سليمان ( ع ) و لشگريانش به سرزمين مورچگان ، در مسير حركت خود
حتّى إذا أتوا على واد النمل
3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها
قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 2
2 - قرار داشتن سرزمين مورچگان ، در منطقه اى پايين تر از منطقه اطراف آن
أتوا على واد النمل
واژه «على» براى استعلا به كار مى رود. بنابراين «على واد النمل» بيانگر اين نكته است كه منطقه اطراف سرزمين مورچگان مشرف بر آن بود و سرزمين مورچگان پايين تر از آن قرار داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 1،3
1 - رسيدن سليمان ( ع ) و لشگريانش به سرزمين مورچگان ، در مسير حركت خود
حتّى إذا أتوا على واد النمل
3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها
قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 5،7
5 - وجود شعور ، نظام رهبرى و مديريت و نيز سازمان اطلاع رسانى در مورچگان
قالت نملة . .. لايحطمنّكم سليمن و جنوده
7 - آگاهى مورچه به مقام معنوى و عدالت سليمان
لايحطمنّكم سليمن و جنوده و هم لايشعرون
تعبير «و هم لايشعرون» بيانگر اين نكته است كه آن مورچه مى دانست كه سليمان در صورت توجه، نخواهد گذاشت كه مورچگان مورد ستم قرار گيرند و پايمال شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 5
5 - وجود شعور ، نظام رهبرى و مديريت و نيز سازمان اطلاع رسانى در مورچگان
قالت نملة . .. لايحطمنّكم سليمن و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 3
3 - اخطار مورچه اى به ديگر مورچگان نسبت به ورود سليمان و لشگريانش به سرزمين آنها
قالت نملة يأيّها النمل ادخلوا مسكنكم لايحطمنّكم سليمن و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 45 - 1،2
1 - در صورت مؤاخذه شدن مردم در دنيا از سوى خداوند ، هيچ جنبنده اى در سطح زمين باقى نخواهد ماند .
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة
2 - در صورت مؤاخذه شدن مردم در دنيا از سوى خداوند ، هيچ انسانى - چه خوب و چه بد - در سطح زمين باقى نخواهد ماند .
و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مقصود از «دابّه» انسان ها باشد; زيرا مجازات و كيفر مربوط به آنان است. گفتنى است جمله «و لكن يؤخّرهم...» - كه در آن ضمير جمع به «الناس» بازمى گردد - تأييدكننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 7
7- در صورت تصميم خداوند بر عقوبت و مؤاخذه دنيوى ظالمان ، همه انسان ها به هلاكت مى رسيدند و نسلشان منقرض مى شد . *
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة
احتمال دارد به قرينه «الناس» و «بظلمهم» و نيز تناسب كيفر با گناه گناهكار، مراد از «دابّة» انسانها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 16 - 5
5 - تهديد شدن سران كفر و شرك در صدراسلام ، به مؤاخده شدن همچون مؤاخذه فرعون
إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شهدًا عليكم . .. فعصى فرعون الرسول فأخذنه أخذًا وبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 3
3 - خداوند ، با توبيخ كسانى كه به تفريحات خانوادگى سرگرم شده و معاد را بعيد شمردند ، آنان را به مؤاخذه اخروى تهديد كرد .
بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
خبر از آگاهى خداوند به كارها و خصلت هاى منكران معاد، تهديد آنان به مؤاخذه با تعبيرى توبيخ آميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 10
10- مورد مؤاخذه قرار گرفتن مشركان به خاطر افترا بستن به خداوند ، امرى قطعى است .
تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 62 - 1
1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى
و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى
«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 65 - 1
1 - مواجه شدن اهل شرك با بازخواست خداوند در روز رستاخيز ، امرى قابل توجه و شايان يادآورى
و يوم يناديهم
«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى «اذكر» محذوف است; يعنى، «و اذكر يوم يناديهم. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 74 - 1
1 - صحنه روبه رو شدن اهل شرك با مؤاخذه خداوند در روز رستاخيز ، صحنه اى شايان توجه و يادآورى
و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى
«يوم» در «يوم يناديهم» مفعول براى فعل محذوف «اذكر» است; يعنى، «اذكر يوم يناديهم. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 51 - 6
6 - گرفته شدن و مؤاخذه مشركان ، دور از دسترس نيست و به آسانى انجام مى گيرد .
و أُخذوا من مكان قريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 9
9 - شرك و كفر به خدا ، مؤاخذه و كيفر اخروى در پى دارد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 16 - 3
3 - عصيان و سرپيچى فرعون ، موجب مؤاخذه شدن او از جانب خداوند شد .
فعصى فرعون الرسول فأخذنه أخذًا وبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 19 - 10
10 - مشركان ، به خاطر ادعا هاى بى دليل و فاقد منطق ، مورد بازخواست و مؤاخذه خداوند قرار مى گيرند .
ستكتب شهدتهم و يسئلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 39 - 2
2 - اصحاب اليمين ( خوبان و نيكان ) ، در قيامت از اسارت كردار خويش آزاد و از بازخواست الهى در امان خواهند بود .
إلاّ أصحب اليمين
مقصود از اصحاب اليمين - به قرينه آيات مشابه; مانند آيه 27 سوره «واقعه» - خوبان و نيكان اند كه بهشت، براى آنان مقرر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 41 - 7
7 - مؤاخذه و كيفر خلايق ( جن و انس ) ، در قيامت براساس جرم آنان است .
يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 3
3 - محاكمه آدميان در قيامت ، براساس مدارك مضبوط و انكارناپذير
و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر . و كلّ صغير و كبير مستطر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 41 - 7
7 - مؤاخذه و كيفر خلايق ( جن و انس ) ، در قيامت براساس جرم آنان است .
يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 12 - 1
1 - ابليس، مورد سرزنش و بازپرسى خداوند به سبب تمرد از سجده بر آدم
قال ما منعك ألا تسجد
در توجيه وجود كلمه «لا» در «ألاتسجد» چند نظر وجود دارد: برخى گفته اند «لا» زايده و براى تأكيد است. و برخى ديگر گفته اند «منعك» متضمن معناى «دعاك» است كه در اين صورت لا نافيه خواهد بود. يعنى چه چيز تو را واداشت كه
سجده نكنى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 32 - 2
2- خداوند ، در پى سرپيچى ابليس از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، از انگيزه نافرمانى او جويا شد و وى را مورد بازخواست قرار داد .
قال يإبليس ما لك ألاّ تكون مع السجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 75 - 2
2 - خداوند ، از انگيزه نافرمانى ابليس از سجده بر آدم ، جويا شد و او را مورد بازخواست قرار داد .
قال يإبليس ما منعك أن تسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 13 - 6
6 - كافران كوشا براى اغواى مسلمانان ، در قيامت ، مؤاخذه خواهند شد .
و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليسئلنّ يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 7 - 5
5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت
و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 38 - 3
3 - انسان ، در برابر تمامى رفتار ها و كردار هاى خويش ، مسؤول و در قيامت مورد بازخواست است .
كلّ نفس بما كسبت رهينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 5
5 - جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت.
يمعشر الجن . .. و قال أولياؤهم من الإنس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 1
1- همه انسان ها در قيامت درباره رفتار و اعمالشان مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .
يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم
از اينكه خداوند فرموده است: «همه انسانها با پيشوايان خود در قيامت خوانده مى شوند» و نيز فرموده است: «هر كس كه كتابش در دست راستش باشد» به دست مى آيد كه همه، مورد بازخواست قرار مى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 16
16 - انسان ها ، پس از مرگ ، در پيشگاه خداوند درباره اعمال دنيوى شان ، مؤاخذه خواهند شد .
إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 25 - 9
9 - انسان ها در قيامت ، درباره عملشان مورد مؤاخذه و پرسش قرار خواهند گرفت .
قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 24 - 3
3 - وجود « موقف » و جايگاه سؤال و بازخواست از انسان ها ، در عرصه قيامت
وقفوهم إنّهم مسئولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 3
3 - انسان در قيامت ، بر باور ها و ملكات نفسانى خويش ، مؤاخذه خواهد شد .
يوم تبلى السرائر
مراد از آزمودن سريره ها، حسابرسى و سنجش ميزان كيفر آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 5
5 - انسان ها در قيامت ، بر كفران نعمت ، بخلورزى و علاقه شديد به ثروت ، مؤاخذه خواهند شد .
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
هشدار به آگاهىِ خداوند از افكار، اسرار و نيت ها، اشاره به مؤاخذه و حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 7 - 5
5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت
و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 5
5 - جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت.
يمعشر الجن . .. و قال أولياؤهم من الإنس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 1
1 - گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.
يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 2
2 - دشمنان خدا ، در آستانه دوزخ ، مورد محاكمه اى شگفت و داورى انكارناپذير
حتّى إذا ما جاءوها شهد عليهم سمعهم و . .. بما كانوا يعملون
گفتنى است كه گواهى و شهادت اعضا، در مقام محاكمه و داورى صورت مى گيرد و چون چنين محاكمه و شهادتى سابقه و نمونه اى ندارد و اعضاى انسان عليه خود او گواهى مى دهند، شگفت و انكارناپذير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 8 - 1
1 - در قيامت ، كسانى كه دختران را زنده به گور كرده اند ، مؤاخذه خواهند شد .
و إذا الموءودة سئلت
«موءودة»; يعنى، دخترى كه زنده به گور شود. (لسان العرب) مسؤول بودن دختر - با آن كه بايد قاتل او مسؤول باشد - يا به خاطر زمينه سازى است، تا او از خداوند درخواست انتقام كند و يا مجاز عقلى است; يعنى، از قاتل، درباره او مؤاخذه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 9 - 3
3 - قيامت روز مؤاخذه و محكوميت كسانى كه فرزندان خود را كشته اند .
بأىّ ذنب قتلت
فعل «قتلت»، گوياى اين است كه كشتن فرزند - گرچه دختر نباشد و يا او را زنده به گور نكرده باشند - مؤاخذه اخروى را در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 14
14- هشدار خداوند به نقض كنندگان عهد و سوگندشكنان ، مبنى بر مؤاخذه شدن آنان در قيامت
و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً ... و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما ك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 9
9 - شياطين ، مورد مؤاخذه و مجازات در روز قيامت *
نقيّض له شيطنًا . .. أنّكم فى العذاب مشتركون
عذاب شدن شياطين، مى تواند دال بر تكليف آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 134 - 2
2 - احضار ظالمان در قيامت و بازخواست و كيفر ايشان از وعده هاى تخلف ناپذير خداوند
و ينذرونكم لقاء يومكم هذا . .. إن ما توعدون لأت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 10
10 - مؤاخذه شدن ظالمان در پيشگاه پروردگار در قيامت
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 13،14
13- پيمان شكنان ، مورد مؤاخذه و داورى خداوند در قيامت ، قرار خواهند گرفت .
تتّخذون أيمنكم دخلاً . .. و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون
14- هشدار خداوند به نقض كنندگان عهد و سوگندشكنان ، مبنى بر مؤاخذه شدن آنان در قيامت
و أوفوا بعهد الله . .. تتّخذون أيمنكم دخلاً ... و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما ك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 8
8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه
جئنا بكم لفيفًا
بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 13 - 6،7،8
6 - كافران كوشا براى اغواى مسلمانان ، در قيامت ، مؤاخذه خواهند شد .
و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليسئلنّ يوم القيمة
7 - بازخواست كافران ، در قيامت ، به خاطر تلاش همواره آنان در افترا زدن است .
و ليسئلنّ يوم القيمة عمّا كانوا يفترون
8 - بازخواست كافران ، در قيامت ، بازخواستى ناخواسته و همراه با بى اعتنايى است .
و ليسئلنّ يوم القيمة عمّا كانوا يفترون
مجهول آورده شدن فعل «يُسئلنّ» - كه ضمير نايب فاعلى آن، به «كافران» باز مى گردد - حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 13،15
13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .
و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ
15 - ربوبيت الهى ، مقتضى مؤاخذه كافرانِ به قرآن
و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند رب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 2
2 - گمراهان براى حسابرسى و جزاى عملكردشان در روز قيامت برانگيخته خواهند شد.
و من يرد أن يضله . .. و يوم يحشرهم جميعا يمعشر الجن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 1
1 - گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.
يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 18
18 - مستضعفان تابع نيز ، در صورت انتخاب عقيده كفرآلود ، همچون مستكبران مؤاخذه خواهند شد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 18
18 - مستضعفان تابع نيز ، در صورت انتخاب عقيده كفرآلود ، همچون مستكبران مؤاخذه خواهند شد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 2،3،7،9،11
2- مشركان ، به خاطر عقيده شرك آلود خود ، در قيامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .
ثمّ يوم القيمة . .. و يقول أين شركاءى
3- خداوند ، خود بازخواست كننده مشركان در قيامت
و يقول أين شركاءى
7- مشركان در قيامت ، جوابى در برابر بازخواست خداوند نخواهند داشت .
أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم قال الذين أُوتوا العلم
از اينكه در آيه به جاى پرداختن به جواب مشركان، سخن اشخاص ديگرى را به ميان آورده است، به دست مى آيد كه مشركان در برابر مؤاخذه خداوند جوابى براى گفتن نخواهند داشت.
9- بازخواست مشركان در قيامت درباره خدايان ادعايى شان ، نمودى از خوارى و ذلت اخروى آنان است .
ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم
«واو» در «و يقول» عاطفه است و مى تواند عطف تفسيرى باشد. بنابراين «مورد مؤاخذه قرار گرفتن مشركان» نمودى از ذلت و تحقير آنان است.
11- محاكمه مشركان در قيامت ، با حضور عالمان انجام مى شود .
و يقول أين شركاءى . .. قال الذين أُوتوا العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 63 - 1
1 - سران و پيشوايان شرك ، به هنگام بازخواست پيروانشان از سوى خداوند در قيامت حاضر خواهند شد .
و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول
مراد از «الذين حقّ عليهم القول» (آنان كه سخن خدا درباره آنان مصداق يافت)، پيشوايان گمراهى و شرك اند. گفتنى است كه برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 9
9 - مؤاخذه شدن مشركان در پيشگاه خداوند در قيامت
و قال الذين كفروا . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 40 - 1
1 - در روز قيامت ، همه مشركان به منظور مؤاخذه و روشن شدن حقايق گردآورى خواهند شد .
و يوم يحشرهم جميعًا ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 24 - 1
1 - فرمان خداوند به توقف مشركان بر سر راه دوزخ به منظور بازخواست از آنان
وقفوهم إنّهم مسئولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 13،15
13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .
و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ
15 - ربوبيت الهى ، مقتضى مؤاخذه كافرانِ به قرآن
و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند رب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 9
9 - هدايت ناپذيران ، براى مؤاخذه و كيفر در روز رستاخيز احضار خواهند شد .
ثمّ هو يوم القيمة من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 19 - 12
12 - ادعا ها و گواهى هاى بدون پشتوانه علمى ، داراى مسؤوليت و مورد بازخواست
ستكتب شهدتهم و يسئلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 1
1 - مؤاخذه هلاكت بار ملت هاى كفرپيشه و مقتدر پيشين از سوى خداوند
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 64 - 12
12 - انسان ، نسبت به عقايد و باور هاى بنيادين خود ، مورد بازخواست خدا قرار خواهد گرفت .
قل هاتوا برهنكم
از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مأمور ساخت كه از مشركان، دليل بطلبد، استفاده مى شود كه اصولاً خداوند انسان را در برابر عقايدش بازخواست مى كند و در برابر هر عقيده اصولى از او دليل مى طلبد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 5
5 - انسان ها در قيامت ، بر كفران نعمت ، بخلورزى و علاقه شديد به ثروت ، مؤاخذه خواهند شد .
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
هشدار به آگاهىِ خداوند از افكار، اسرار و نيت ها، اشاره به مؤاخذه و حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 3
3 - انسان در قيامت ، بر باور ها و ملكات نفسانى خويش ، مؤاخذه خواهد شد .
يوم تبلى السرائر
مراد از آزمودن سريره ها، حسابرسى و سنجش ميزان كيفر آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 5
5 - انسان ها در قيامت ، بر كفران نعمت ، بخلورزى و علاقه شديد به ثروت ، مؤاخذه خواهند شد .
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
هشدار به آگاهىِ خداوند از افكار، اسرار و نيت ها، اشاره به مؤاخذه و حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 5
5 - انسان ها در قيامت ، بر كفران نعمت ، بخلورزى و علاقه شديد به ثروت ، مؤاخذه خواهند شد .
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
هشدار به آگاهىِ خداوند از افكار، اسرار و نيت ها، اشاره به مؤاخذه و حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 1
1 - گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.
يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 7
7 - جنيان اغواگر در برابر بازخواست خداوند از آنان به سبب گمراه ساختن آدميان، هيچ عذر و پاسخى ندارند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس
نقل پاسخ آدميان به جاى پاسخ جنيان، كه مستقيماً مورد سؤال بودند، مى تواند اشاره به درماندگى آنان از پاسخ و اعتذار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 109 - 5
5 - دادخواهى خداوند از خيانت پيشگان در قيامت
فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 6
6 - ربوبيت خداوند ، مقتضى حسابرسى و مؤاخذه خطاكاران است .
إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 76 - 13
13 - يهوديان معتقد به برپايى قيامت ، بر قرارى صحنه هاى محاكمه در آن روز و احتجاج انسان ها عليه يكديگر در پيشگاه خدا
أتحدثونهم . .. ليحاجوكم به عند ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 4،5،6
4 - بازخواست و محاكمه مشركان در قيامت به سبب شريك پنداشتن براى خداوند
أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
5 - پرسش از موقعيت و جايگاه معبودهاى پندارى مشركان، از صحنه هاى محاكمه آنان در قيامت
ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
6 - بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.
إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 3،8
3 - خداوند در قيامت از منكران معاد بازخواست مى كند.
و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين. و لو ترى إذ ... أليس هذا بالح
8 - مؤاخذه كافران به توحيد، نبوت و معاد در مواقف قيامت
و يوم نحشر هم جمعياً . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق
«أين شركاؤكم» (در آيه 22) مؤاخذه درباره توحيد، «لاتكذب بآيات ربنا» (در آيه 27) مؤاخذه درباره نبوت، «أليس هذا بالحق» (در آيه 30) مؤاخذه درباره قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 134 - 2
2 - احضار ظالمان در قيامت و بازخواست و كيفر ايشان از وعده هاى تخلف ناپذير خداوند
و ينذرونكم لقاء يومكم هذا . .. إن ما توعدون لأت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 149 - 10
10 - عن جعفر بن محمّد(ع) و قد سئل عن قوله تعالى «فلله الحجة البالغة» فقال: إن الله تعالى يقول للعبد يوم القيامة: عبدى اكنت عالما؟ فان قال نعم. قال له: افلا عملت بما علمت؟ و إن قال: كنت جاهلا. قال له: أفلا تعلمت حتى تعمل فيخصمه فتلك الحجة البالغة.
از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از آيه «فلله الحجة البالغة»، روايت شده است: خداوند متعال در قيامت به بنده اش مى فرمايد: آيا ]به وظايف خويش [آگاه بودى؟ اگر بگويد آرى، مى فرمايد چرا عمل نكردى؟ و اگر بگويد آگاه نبودم، به او مى فرمايد چرا ياد نگرفتى؟ و ]به اين گونه[ او را محكوم مى كند. و اين است حجت بالغه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 172 - 13
13 - قيامت روز مؤاخذه منكران ربوبيت خداست .
أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 2،3
2- مشركان ، به خاطر عقيده شرك آلود خود ، در قيامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .
ثمّ يوم القيمة . .. و يقول أين شركاءى
3- خداوند ، خود بازخواست كننده مشركان در قيامت
و يقول أين شركاءى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 1
1- همه انسان ها در قيامت درباره رفتار و اعمالشان مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .
يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم
از اينكه خداوند فرموده است: «همه انسانها با پيشوايان خود در قيامت خوانده مى شوند» و نيز فرموده است: «هر كس كه كتابش در دست راستش باشد» به دست مى آيد كه همه، مورد بازخواست قرار مى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 40 - 7
7 - مؤاخذه در روز قيامت ، صرفاً بر اساس آگاهى هاى پيشين خداوند نخواهد بود ; بلكه ممكن است با حضور طرف هاى ماجرا باشد .
و يوم يحشرهم . .. ثمّ يقول للملئكة أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 31 - 7
7 - قيامت ، روز بازخواست و محاكمه انسان ها و داورى ميان آنان است .
ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 44 - 9
9 - قيامت ، عرصه بازخواست و حسابرسى
و سوف تسئلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 41 - 2
2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى
فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 16 - 2
2 - مؤاخذه سخت و سنگين فرعون در دنيا از سوى خداوند
فأخذنه أخذًا وبيلاً
«وبيل» به معناى وخيم و سنگين است (مصباح المنير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 45 - 1
1 - مؤاخذه شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت دروغ بستن بر خداوند
لأخذنا منه باليمين
«أخذ بيمين» در آيه شريفه، كنايه از مؤاخذه شديد است; زيرا انسان ها كارهاى بزرگ و سخت را با دست راست انجام مى دهند كه نوعاً نيرومندتر از دست چپ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 16
16- نقش استقلالى قائل شدن به ابزار و عوامل ، افترايى است كه مؤاخذه در پى دارد .
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا . .. تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 11
11- مرفهان ستمگر ، در قبال تنعّم و بهره مندى از نعمت هاى الهى ، مورد مؤاخذه و سؤال قرار خواهند گرفت .
ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 1
1 - ستم پيشگان و تجاوزگران به حقوق مردم ، سزاوار پيگرد ، مؤاخذه و مجازات مى باشند .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 6 - 4
4 - مؤاخذه كفار به جرم مبارزه با اسلام ، پيش از ارائه معارف الهى قرآن به آنان و تمام شدن حجت بر ايشان ، ممنوع است .
و خذوهم و احصروهم . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 6 - 4
4 - مؤاخذه كفار به جرم مبارزه با اسلام ، پيش از ارائه معارف الهى قرآن به آنان و تمام شدن حجت بر ايشان ، ممنوع است .
و خذوهم و احصروهم . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 1
1 - مؤاخذه هلاكت بار ملت هاى كفرپيشه و مقتدر پيشين از سوى خداوند
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 43 - 3
3 - هشدار خداوند به كافران ، نسبت به نداشتن گواه آسمانى بر آزادى مطلق از مسؤوليت و مؤاخذه
أم لكم براءة فى الزّبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 8
8 - كافران ، بر ترك فروع دين نيز توبيخ مى شوند .
فما لهم . .. لايسجدون
مراد از سجود در آيه ممكن است معناى اصطلاحى آن و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 192 - 5
5 - در صورتى كه كافران محارب ايمان آورند ، نبايد بر خطا هاى پيشينشان ( كشتن مسلمانان ، فتنه انگيزى و . . . ) مورد مؤاخذه قرار گيرند .
فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 3
3 - بازخواست گنهكاران ، پس از لحظه مرگ از سوى فرشتگان
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 19 - 12
12 - ادعا ها و گواهى هاى بدون پشتوانه علمى ، داراى مسؤوليت و مورد بازخواست
ستكتب شهدتهم و يسئلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 1
1 - ستم پيشگان و تجاوزگران به حقوق مردم ، سزاوار پيگرد ، مؤاخذه و مجازات مى باشند .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 11
11- مرفهان ستمگر ، در قبال تنعّم و بهره مندى از نعمت هاى الهى ، مورد مؤاخذه و سؤال قرار خواهند گرفت .
ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 12،13،25
12 - رهبران دينى نبايد به خاطر خويشى و روابط نسبى از مؤاخذه مسؤولان چشمپوشى كنند .
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
13 - مسؤولان مقصر در امر جامعه ، هر چند داراى رتبه اى والا باشند ، بايد مؤاخذه شده و به سزايى لازم عقوبت شوند .
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
25 - شاد شدن دشمنان دين از مؤاخذه مسؤولان مقصر نبايد بهانه و عذرى براى چشمپوشى از مؤاخذه آنان به شمار آيد .
إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى فلا تشمت بى الأعداء
بديهى است كه موسى(ع) مى دانست مؤاخذه هارون موجب شاد شدن دشمنان دين مى شود، ولى در عين حال بدين سبب كه وى را مقصر تصور مى كرد، تصميم بر مؤاخذه او داشت. هارون نيز پس از بيان كوتاهى نورزيدن خويش، موسى(ع) را از شاد ساختن دشمن بر حذر داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 9
9- سوگند خداوند به ذات خود ، براى تهديد و مورد مؤاخذه قرار دادن مشركان
تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 173 - 6
6 - خداوند مشركان را در قيامت مؤاخذه مى كند و كيفر مى دهد .
أفتهلكنا بما فعل المبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 11
11- مرفهان ستمگر ، در قبال تنعّم و بهره مندى از نعمت هاى الهى ، مورد مؤاخذه و سؤال قرار خواهند گرفت .
ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 6 - 4
4 - مؤاخذه كفار به جرم مبارزه با اسلام ، پيش از ارائه معارف الهى قرآن به آنان و تمام شدن حجت بر ايشان ، ممنوع است .
و خذوهم و احصروهم . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 1
1 - منافقان ، در صورت بازخواست از عملكرد و سخنان ناروايشان ، به دروغ آن را شوخى و سرگرمى مى نمايانند .
يقولون هو أذن . .. و لئن سألتهم ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 11
11 - اهل ايمان بر رفتار و كردار نارواى گمراهان و عقايد ناصواب ايشان مؤاخذه نخواهند شد .
يايها الذين ءامنوا . .. لايضركم من ضل إذا اهتديتم إلى اللّه مرجعكم جميعاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لايضركم . ..» در ارتباط با عذابهاى الهى مطرح باشد بر اين مبنا جمله «عليكم انفسكم لايضركم ...» يعنى مراقب ايمان خويش باشيد، شما بر بى ايمانى كافران و اعمالشان مؤاخذه نخواهيد شد و بدين سبب ضررى از ناحيه آنان متوجه شما نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 10
10 - موسى ( ع ) به خاطر مقصر شناختن هارون در انحراف بنى اسرائيل ، با گرفتن مو هاى سر او و كشيدنش به سوى خود ، در صدد مؤاخذه وى برآمد .
أخذ برأس أخيه يجره إليه
مفسران در معناى جمله «أخذ برأس أخيه» گفته اند كه موسى موهاى هارون را گرفت. گويا تفسير «راس» به موهاى سر به دليل جمله بعد (يجره إليه، او را به سوى خود مى كشيد) باشد. زيرا اگر موسى سر هارون را گرفته بود، طبعاً هارون با او فاصله اى نداشت تا او را به سوى خود بكشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 11،16
11- نسبت دادن نجات از گرفتارى - كه كار خداست - به غير او ، مورد مؤاخذه شديد قرار خواهد گرفت .
ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نص
16- نقش استقلالى قائل شدن به ابزار و عوامل ، افترايى است كه مؤاخذه در پى دارد .
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا . .. تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 1
1 - مؤاخذه هلاكت بار ملت هاى كفرپيشه و مقتدر پيشين از سوى خداوند
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 16 - 2،3،4
2 - مؤاخذه سخت و سنگين فرعون در دنيا از سوى خداوند
فأخذنه أخذًا وبيلاً
«وبيل» به معناى وخيم و سنگين است (مصباح المنير).
3 - عصيان و سرپيچى فرعون ، موجب مؤاخذه شدن او از جانب خداوند شد .
فعصى فرعون الرسول فأخذنه أخذًا وبيلاً
4 - عصيان و سرپيچى در برابر دعوت پيامبران ، موجب مؤاخذه سخت الهى است .
فعصى فرعون الرسول فأخذنه أخذًا وبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 134 - 9
9 - مؤاخذه يهود به خاطر رفتار نادرست نياكانى از آنان ، از پندار هاى باطل ايشان *
و لاتسئلون عما كانوا يعملون
مخاطب قرار دادن يهوديان و يادآور شدن اين حقيقت كه شما مسؤول اعمال گذشتگان نيستيد، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.