علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 99

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 99

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- مفسد فى الارض

1- مفسد فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 9

9 - كافران ، مفسدان و تبه كاران روى زمين هستند .

كالمفسدين فى الأرض . .. كالفجّار

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام توصيف كسانى است كه در آيه قبل از آنان به «الذين كفروا» (كسانى كه كفر ورزيدند) ياد شده است.

2- مفسد فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

مفسدان

3- {مفسدان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 12 - 1

1 - منافقان ، مردمى فسادپيشه و تبهكارند .

ألا إنهم هم المفسدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 18

18 - نابودى دين و مردم ، روش منافقان

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل

امام صادق (ع): ان «الحرث» فى هذا الموضع، الدين و «النسل» الناس.


مجمع البيان، ج 2، ص 534 ; نورالثقلين، ج 1، ص 204، ح 754 و 755.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 2،3،8،9،11،12،14

2 - تكبّر ، غرور و سرسختى ، در قبال دعوت به تقوا ، از نشانه هاى حاكمان ناصالح و مفسد

و اذا تولّى سعى . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

در صورتى كه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد.

3 - سرسختى ، غرور و تكبّر برخاسته از گناه ، مانع نصيحت پذيرى حاكمان مفسد

و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «بالاثم»، متعلق به «العزّة» باشد.

8 - حاكمان مُفسد ، در حِصار سرسختى ، تكبّر و غرور برخاسته از گناه خويش هستند .

و اذا تولّى . .. اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد و «باء» در «بالاثم»، سببيّه و متعلّق به «العزّة» باشد.

9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .

اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.

11 - هيچ كيفرى جز عذاب جهنّم ، نمى تواند حاكمان مفسد ، سرسخت ، متكبّر و مغرور را رام كند .

و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنم

12 - جهنّم ، كيفر حاكمان مفسد ، سرسخت و حق ناپذير

و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنّم

14 - جهنّم ، اقامتگاه شومى براى متكبّران و مفسدان

اخذته العزّة بالاثم فحسبه جهنّم و لبئس المهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 12

12 - خداوند ، مفسدان و مصلحان را از يكديگر بازمى شناسد .

و اللّه يعلم المفسد من المصلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 5،6،8

5 - مفسدان ، در احاطه علمى خداوند

فانّ اللّه عليم بالمفسدين

6 - افساد مستمر نصارا

فانّ اللّه عليم بالمفسدين

مصداق مفسدان در اينجا نصارايند و واژه «مفسدين» با يك مرتبه افساد سازگار نيست بلكه ظهور در استمرار دارد.

8 - علماى نصاراى نجران ، مفسد ، مشرك ، مجادله گر ، حق ناپذير و مورد تهديد خداوند

فمن حاجّك . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

در شأن نزول آمده كه اين آيات درباره علماى نجران نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 35،36،38

35 - تلاش مستمر يهود براى ايجاد فساد و تباهى در زمين

و يسعون فى الارض فساداً

فعل مضارع «يسعون» حاكى از تلاش پيگير و مستمر است.

36 - مفسده جويى يهود ، برخاسته از طغيان گرى و كفرورزى آنان *

طغيناً و كفراً . .. و يسعون فى الارض فساداً

38 - مفسده جويى يهود ، عامل محروميت آنان از محبت خداوند

و يسعون فى الارض فساداً و اللّه لايحب المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 14

14 - سد كنندگان راه خدا و ترسيم كنندگان چهره اى ناپسند از دين ، مردمى فسادگر و در خطر گرفتارى به سرنوشتى شوم هستند .

تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 11،14

11 - فرعون و بزرگان دربارش ، مردمى فسادانگيز بودند .

إلى فرعون و ملإيه . .. فانظر كيف كان عقبة المفسدين

14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 6،8

6 - كسانى كه به آسمانى بودن قرآن باور دارند و در عين حال آن را تكذيب مى كنند ، مفسد هستند .

و منهم من يؤمن به . .. و ربك أعلم بالمفسدين

برداشت بالا مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به تكذيب كنندگان برگردد و مراد از «المفسدين» دسته اول (من يؤمن به) باشد.

8 - كسانى كه قرآن را تكذيب مى كنند ، مردمى مفسد هستند .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به و ربك أعلم بالمفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 6،7،8،11

6 - موسى ( ع ) ، با خطاب به ساحران ، آنان را گروهى مفسد و مقابله آنان با خود را عملى فسادانگيز خواند .

قال موسى ما جئتم به السحر . .. إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

7 - موسى ( ع ) ، فرعون و اطرافيانش را گروهى مفسد و توطئه هاى آنان را محكوم به شكست دانست .

إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

8 - مقابله با پيامبران ، عملى فسادانگيز است و مقابله كنندگان مردمى مفسدند .

قال موسى ما جئتم به السحر . .. إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

11 - سحر ، عامل فساد است و ساحران اهل فسادند .

ما جئتم به السحر . .. إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 82 - 5،7،8

5 - حق ستيزان ، مردمى تبهكار و مجرمند .

و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون

7 - فرعون و اطرافيان وى ، مردمانى تبهكار و مجرم بودند .

فرعون و ملإيه . .. و كانوا قوماً مجرمين ... و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره الم

8 - مخالفان راه انبيا ، مردمانى مجرم و تبهكارند .

و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 91 - 5،8

5 - فرعون ، مفسدى بود كه تا لحظه مرگ ، دست از فسادانگيزى برنداشت .

ءالئن . .. و كنت من المفسدين

8 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « . . . قال [ جبرئيل ] يا محمد لما أغرق اللّه فرعون « قال آمنت أنه لا اله إلا الذى آمنت به بنواسرائيل و أنا من المسلمين » فأخذت حمأة فوضعت ها فى فيه ثم قلت له : « آلئن و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين » و عملت ذلك من غير أمر اللّه خفت أن تلحقه الرحمة من اللّه عز و جل و يعذبنى اللّه على ما فعلت فلما كان الآن و أمرنى اللّه عزّ و جل أن اؤدى إليك ما قلته أنا لفرعون امنت و علمت أن ذلك كان للّه تعالى رضاً . . . ;

. .. جبرئيل گفت: اى محمد! هنگامى كه خدا فرعون را غرق كرد، فرعون گفت: ايمان آوردم كه خدايى نيست به جز خدايى كه بنى اسرائيل به او ايمان دارند و من از تسليم شدگانم. پس من قطعه اى از لجن برداشتم و در دهان او گذاشتم و گفتم اكنون؟! در حالى كه قبلا عصيان كردى و از مفسدان بودى. و اين كار را بدون فرمان خدا انجام دادم ; ترسيدم رحمت خدا به او برسد و خدا مرا براى اين كار عذاب كند. پس چون اين لحظه فرارسيد و خداوند فرمان داد آنچه را من به فرعون گفتم به شما برسانم، ايمن شدم و دانستم كه آن كار مورد رضاى خدا بوده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 1

1- فرزند ناخلف حضرت نوح ، انسانى ناصالح و فسادپيشه بود .

إنه عمل غير صلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 5

5- كافران مكه ، مردمانى مجرم و تبهكار بودند .

ربما يودّ الذين كفروا . .. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 3

3- جلوگيرى از رواج دين الهى ، فسادانگيزى است و سد كنندگان راه خدا مفسدند .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله . .. بما كانوا يفسدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 14

14 - زراندوزان قارون صفت ، عناصرى مجرم و تبه كاراند .

قال إنّما أُوتيته على علم عندى. .. و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 7

7 - قوم لوط ، مردمى مفسد بودند .

على القوم المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 12

12 - مردم مدين ، رويكردى تبهكارانه و فسادبرانگيز داشته اند .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

ذكر نهى «لاتعثوا» در نخستين دعوت شعيب(ع) و به همراه دعوت به توحيد و آخرت، احتمال دارد به خاطر اين بوده است كه آنان، مفسد بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 3

3 - خداوند ، به راه خير و شرّ و رهروان هر يك ، آگاه است .

و هدينه النجدين

اسناد هدايت به خداوند در «هدينا» - با توجّه به «أيحسب أن لم يره أحد» در آيات پيشين - بيانگر آن است كه چون خداوند راه خير و شرّ را به ديگران شناسانده است; پس خود به آن آگاه است و رهروان آنان بر او مشتبه نمى شوند تا مدعيان حقيقىِ انفاق را، از غير آنهاتشخيص ندهد.

4- آثار اطاعت از مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 23

23 - پيروى از راه و رسم مفسدان و انديشه هاى آنان ، مانع اصلاح جامعه است .

و أصلح و لا تتبع سبيل المفسدين

5- آثار قياس صالحان با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 2

2 - برابر دانستن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، به معناى باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش است .

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين

6- آثار هلاكت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 2

2 - هلاك شرك پيشگان مفسد و نجات مؤمنان به اراده الهى و در سايه تلاش هاى پيامبران ، شايان سپاس گزارى به درگاه خدا و فرستادن درود و سلام بر فرستادگان او

قل الحمد للّه و سلم على عباده الذين اصطفى

رهنمود الهى به حمد و ستايش براى او و فرستادن درود و سلام بر بندگان برگزيده اش (پيامبران)، در پى يادآورى مكرر نجات مؤمنان و هلاكت كافران، مطلب ياد شده را افاده مى كند.

7- اجتناب از اطاعت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 3

3 - لازمه تقواى الهى و پيروى از انبيا ، پرهيز از اطاعت مفسدان است .

فاتّقوا اللّه و أطيعون . و لاتطيعوا أمر المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض

8- احكام مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

9- ارزش جان مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 10

10 - خون و جان قاتلان نابحق و مفسدان در زمين ، فاقد ارزش و احترام

من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض

«باء» در «بغير نفس» براى مقابله است. بنابراين مفهوم جمله شرطيه «من قتل نفساً ...» اين است كه قتل نفس آنگاه كه در

مقابل كشتن كسى (قصاص) و يا در مقابل فسادانگيزى باشد، كيفر ندارد.

10- اسارت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 61 - 10

10 - ادامه دهندگان به فساد در جامعه را مى توان بازداشت كرده و به اسارت در آورد .

لئن لم ينته المنفقون . .. أينما ثقفوا أُخذوا

11- اعدام مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 11،12

11 - حكم قصاص نفس و قانون اعدام مفسدان ، از احكام الهى در آيين بنى اسرائيل

انه من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض

12 - فسادانگيزى در زمين ، موجب مجازات اعدام

من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5،22،23

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

22 - اعدام ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً فقتل قتل به . .. .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

23 - اعدام و بدار آويختن ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او يصلبوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان قتل و اخذ المال قتل و صلب ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

12- اعراض از مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 17،20

17 - پرهيز از پيروى از نظريات و روش هاى مفسدان ، وظيفه اى تعيين شده از سوى موسى براى خليفه اش هارون

و لا تتبع سبيل المفسدين

20 - اصلاح امور اجتماعى مردم و پرهيز از پيروى از افكار مفسدان ، از وظايف مهم انبيا و رهبران الهى است .

و أصلح و لا تتبع سبيل المفسدين

13- افزون طلبى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 2

2 - روح آلوده و فسادگر ، افزون طلب و اشباع ناپذير است . *

و لقد رودوه عن ضيفه

با اين كه تمامى قوم لوط، مبتلا به فساد اخلاق بودند و براى انجام اعمال زشت و انحراف جنسى خويش، محدوديتى نداشتند; با اين حال چشم از ميهمانى تازه وارد بر پيامبرى كه همواره در ستيز با ايشان بود، برنداشتند.

14- افشاى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 13

13 - ضرورت رسوا ساختن محاربان و فسادگران در جامعه

ذلك لهم خزى فى الدنيا

جمله «ذلك لهم خزى» مى رساند كه ضرورت رسوا ساختن محاربان و مفسدان، مفروض گرفته شده و اجراى حد، وسيله اى براى رسوا كردن آنان است.

15- اهميت سركوبى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 10

10- سركوبى برترى طلبان و فسادانگيزان ، حتى با توسل به زور و سلب امنيت از آنان ، امرى لازم و بايسته است .

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد فجاسوا خلل الديار

از اينكه خداوند فرموده است: «براى سركوبى فسادگران بنى اسرائيل نيروهاى قدرتمندى گسيل مى كنيم» استفاده مى شود كه افساد، امرى منفور و سركوبى آن، كارى پسنديده و مطلوب است.

16- اهميت شناسايى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 5

5- رهبران جامعه بايد احراز كنند كه بيگانگان وارد شده به قلمرو حكومتى آنان ، خرابكار و فسادگر نيستند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

17- اهميت مبارزه با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 5

5- لزوم مبارزه با مفسدان و تبه كاران

لو أن لى بكم قوّة

18- برخورد با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 14

14 - تنها در صورت اقدام عملى افسادگران ، بايد با آنها برخورد عملى كرد .

لئن لم ينته المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم

19- بى لياقتى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 22

22 - مفسدان شايسته حكومت بر مردم نيستند .

و لا تتبع سبيل المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 2

2 - اسراف گران و فسادانگيزان ، فاقد صلاحيت رهبرى و فرماندهى

و لاتطيعوا أمر المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض

20- بينش مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 4

4 - پايبندى عميق به ارزش ها ، ساده لوحى و حماقت در نظر جامعه فاسد و منحرف

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. قالواإنّما أنت من المسحّرين

نسبت دادن جنون به صالح پيامبر مى تواند صرفًا به دليل ادعاى رسالت از سوى وى نباشد بلكه بخاطر نصايح و اصرار وى بر رعايت تقوا و پايبندى به ارزش هاى الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 5

5 - پايبندى عميق به ارزش ها ، در نظر جامعه فاسد و منحرف ، ساده لوحى و حماقت است .

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. قالواإنّما أنت من المسحّرين

نسبت دادن جنون به شعيب(ع) مى تواند صرفًا به دليل ادعاى رسالت نباشد; بلكه به خاطر اندرزها و اصرار وى بر رعايت تقوا و پايبندى به ارزش هاى الهى باشد.

21- تبعيد مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 5

5 - محاربان و فسادگران در صورتى كه به تبعيد محكوم شوند ، همواره بايد در تبعيد بسر برند .

او ينفوا من الارض . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

ظاهر استثناء (الا الذين . ..) اين است كه به تمامى فرازهاى آيه پيش مربوط مى باشد. بنابراين حكم تبعيدى كه پس از دستگيرى صادر شود، هرگز الغا نخواهد شد، گر چه شخص تبعيدى توبه كند.

22- تحقيق تاريخ مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 4

4 - ضرورت بررسى تحليلى سرنوشت شوم مجرمان و تبهكاران تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

فعل «انظر» كه به معناى «دقت كن» است، دلالت بر بررسى دقيق و تحليلى دارد.

23- تشكل مفسدان قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 48 - 3

3 - فسادگران مخالف صالح ، سازمان يافته در نُه گروه

و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون فى الأرض

24- تعقل در فرجام مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 1

1 - خداوند ، خواهان انديشيدن انسان در فرجام فسادگران گذشته تاريخ

فانظر كيف كان عقبة مكرهم

25- توبه مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 1،2،7

1 - سقوط حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) از محاربان و فسادانگيزانى كه پيش از دستگيرى توبه

كنند .

انما جزؤا الذين يحاربون . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

2 - محاربان مفسد در صورتى كه پيش از دستگيرى توبه كنند ، به عذاب آخرت گرفتار نخواهند شد .

و لهم فى الاخرة عذاب عظيم. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

7 - راه توبه براى همه بندگان ، حتى محاربان و مفسدان ، باز است .

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

26- توطئه مفسدان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 19

19 - موسى ( ع ) نگران توطئه مفسدان بنى اسرائيل در غياب خويش

و لا تتبع سبيل المفسدين

27- تهديد مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 13،15

13 - تهديد خداوند ، نسبت به فسادگران در امور ايتام

قل اصلاح لهم خير . .. و اللّه يعلم المفسد من المصلح

15 - تهديد مصلح نما هاى مفسد و بشارت به مصلحان واقعى ، از جانب خدا

و اللّه يعلم المفسد من المصلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 3

3 - تهديد خداوند نسبت به مفسدان

فانّ اللّه عليم بالمفسدين

28- جداسازى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 97 - 5

5- جوامع شرور و غيرقابل اصلاح را ، بايد در پشت سد هاى دفاعى محصور ساخت .

فمااسطوا أن يظهروه و مااستطعوا له نقبًا

ذوالقرنين، با آن كه از شرق و غرب كشور خويش بازديد كرد، ولى به ديار يأجوج و مأجوج سفر نكرد و در متحول ساختن آنان به جامعه اى سالم، گامى برنداشت. دليل اين رفتار، مى تواند نااميدى او از اصلاح آن قبايل باشد. به همين جهت، ارتباط آنان را با جوامع ديگر قطع كرد تا ديگران از فسادگرى آنان در امان باشند.

29- جهاد با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 40 - 1

1 - اهل ايمان بايد با باور به يارى خداوند و سرپرستى او ، به جهاد با كافران فتنه انگيز بپردازند .

و إن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير

متعلق «تولوا» دست برداشتن از فتنه انگيزى است ; يعنى «إن تولوا عن الانتهاء فلم يتركوا الفتنة». و جواب شرط، به قرينه آيه قبل، جمله اى همانند «فقاتلوهم» است.

30- حتميت شكست مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 12

12 - شكست نهايى در جنگ بين حق و باطل ، سرنوشت محتوم حق ستيزان و باطل مداران مفسد است .

إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

31- حد مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

32- حق ناپذيرى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 6

6- بيماردلان گريزان از جهاد و فسادانگيز و قطع كننده رحم ، مردمى كر و كور در برابر حق

أولئك الذين . .. فأصمّهم و أعمى أبصرهم

33- خباثت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 9

9 - متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .

إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث

34- ذلت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 11

11- ذلّت و شكست ، مجازات دنيوى فسادانگيزان و عذاب حهنّم ، كيفر اخروى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

35- روحيه مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 16

16 - فسادگران داراى زمينه هايى براى تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

36- زمينه عذاب مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 14 - 5

5 - طغيان كنندگان فسادگر ، در معرض افتادن به كمين خداوند و گرفتارى ناگهانى به عذاب هاى الهى

الذين طغوا . .. الفساد ... إنّ ربّك لبالمرصاد

37- زوال قدرت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 6

6 - اضمحلال شكوه و شوكتِ مفسدان جاه طلب تاريخ ، شايان عبرت و درس آموزى

كيف كان عقبة المفسدين

38- سلب مصونيت از مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 8

8 - ادامه اعمال خلاف ، از سوى مفسدان در جامعه دينى ، باعث سلب مصونيت از آنان مى شود .

لئن لم ينته المنفقون والذين فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم

39- شكست مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 11

11- ذلّت و شكست ، مجازات دنيوى فسادانگيزان و عذاب حهنّم ، كيفر اخروى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

40- صفات مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 2

2 - روح آلوده و فسادگر ، افزون طلب و اشباع ناپذير است . *

و لقد رودوه عن ضيفه

با اين كه تمامى قوم لوط، مبتلا به فساد اخلاق بودند و براى انجام اعمال زشت و انحراف جنسى خويش، محدوديتى نداشتند; با اين حال چشم از ميهمانى تازه وارد بر پيامبرى كه همواره در ستيز با ايشان بود، برنداشتند.

41- ظلم مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 7

7 - كافران محارب ، فتنه انگيزان و بازدارندگان از گسترش و حاكميت دين الهى ، ظالم هستند .

فلا عدون إلا على الظلمين

42- عبرت از فرجام مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 12،13،15،16

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

15 - لزوم بررسى و تحليل فرجام شوم و عبرت آموز فسادگران تاريخ

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 6

6 - اضمحلال شكوه و شوكتِ مفسدان جاه طلب تاريخ ، شايان عبرت و درس آموزى

كيف كان عقبة المفسدين

43- عذاب دنيوى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 6

6 - مجرمان و تبهكاران در خطر گرفتارى به عذاب هاى دنيوى و سرنوشتى شوم

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

44- عذاب مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 8

8- عذاب استيصال هر قومى تنها شامل مجرمان و تبهكاران آن قوم مى شود و نه پاكان و بى گناهانشان .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 13 - 3

3 - عذاب طغيان گرانِ مفسد ، جلوه ربوبيت خداوند و در راستاى پيشبرد راه پيامبران است .

ربّك

45- علم خدا به مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 9

9 - خداوند ، بهتر و بيشتر از هر كس ، به حال مفسدان روى زمين آگاه است .

و ربك أعلم بالمفسدين

46- فرجام امداد به مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 9

9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها

فأغرقنه و من معه جميعًا

47- فرجام شوم مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 12

12- آنان كه در زمين فساد مى كنند ، به سرايى شوم ( دوزخ ) گرفتار خواهند شد .

و الذين . .. يفسدون فى الأرض ... لهم سوء الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 10

10 - مفسدان ، داراى فرجامى شوم

فانظر كيف كان عقبة المفسدين

48- فرجام مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 6

6 - مجرمان و تبهكاران در خطر گرفتارى به عذاب هاى دنيوى و سرنوشتى شوم

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 14

14 - سد كنندگان راه خدا و ترسيم كنندگان چهره اى ناپسند از دين ، مردمى فسادگر و در خطر گرفتارى به سرنوشتى شوم هستند .

تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 12،13

12 - فسادگران در معرض گرفتار آمدن به سرنوشتى شوم

فانظر كيف كان عقبة المفسدين

13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 9

9 - خداوند ، اجازه نمى دهد دستاورد اهل فساد ، فرجامى شايسته بگيرد .

إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

49- فرجام مفسدان قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 3

3 - سرنوشت شوم قوم تبهكار لوط ، سرنوشتى عبرت آموز و شايان بررسى دقيق

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

50- فسق مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 8

8 - آنان كه در زمين فسادانگيز هستند ، فاسقند .

إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض

51- قبول توبه مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 13،15

13 - خداوند پذيراى توبه بندگان ، حتى محاربان و فسادگران

الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

15 - سقوط حد از محاربان مفسد در صورت توبه ، پرتويى از رحمت و مغفرت الهى است .

الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

52- قتل مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 61 - 7،9

7 - ادامه دهندگان به فساد در جامعه ، با آزار و اذيت زنان مؤمن ، هيچ محل امنى ندارند و بايد به قتل برسند .

لئن لم ينته المنفقون و . .. لنغرينّك بهم ... ملعونين أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلو

«أيْنَ» مفيد عموم است و شامل همه جا مى شود و از آن، جايى استثنا نشده است.

9 - بر آحاد جامعه اسلامى ، روا و جايز است كه ادامه دهندگان به فساد را پس از فرمان حاكم اسلامى ، با رعايت مراحل و شرايط ، به قتل برسانند .

لئن لم ينته المنفقون . .. أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً

در آيه پيش وقتى سخن از تهديد منافقان و بيماردلان و. .. به ميان آمد، خداوند فرمود: «اگر آنان، ادامه بدهند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بر آنها چنان مسلط خواهد كرد كه ادامه زندگى براى شان ممكن نباشد» و در اين آيه، فعل هاى «أُخذوا» و «قتّلوا» را مجهول آورده و براى انجام دادن وظيفه ياد شده، كسى را معرفى نكرده است. به نظر مى رسد، با توجه به مهدورالدم اعلام شدن گروه هاى ياد شده، در آيه، به مسلمانان اجازه مى دهد كه آن افراد را به قتل برسانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 62 - 1

1 - كشتن فسادگران در جامعه ، سنّت جارى خداوندى در ميان امت هاى پيشين بود .

و قتّلوا تقتيلاً . سنّة اللّه فى الذين خلوا من قبل

53- قرآن و مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 9

9 - قرآن كسانى را به گمراهى مى كشاند كه : عهد هاى الهى را نقض كنند ، پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده بگسلند و در زمين به فسادگرى بپردازند .

و ما يضل به إلا الفسقين. الذين ... يفسدون فى الأرض

54- قصاص مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 11

11 - حكم قصاص نفس و قانون اعدام مفسدان ، از احكام الهى در آيين بنى اسرائيل

انه من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض

55- قياس صالحان با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 4،5

4 - مؤمنان نيكوكار در نگاه نظام ارزشى خدا با مفسدان برابر نيستند ، بلكه آنان برترند .

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين فى الأرض

5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار

برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.

56- قياس مؤمنان با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 4

4 - مؤمنان نيكوكار در نگاه نظام ارزشى خدا با مفسدان برابر نيستند ، بلكه آنان برترند .

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين فى الأرض

57- كرى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 6

6- بيماردلان گريزان از جهاد و فسادانگيز و قطع كننده رحم ، مردمى كر و كور در برابر حق

أولئك الذين . .. فأصمّهم و أعمى أبصرهم

58- كفر مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 12

12- فسادانگيزان سركش ، كافرند .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

59- كورى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 6

6- بيماردلان گريزان از جهاد و فسادانگيز و قطع كننده رحم ، مردمى كر و كور در برابر حق

أولئك الذين . .. فأصمّهم و أعمى أبصرهم

60- كيفر اخروى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 16

16 - مجازات دنيوى محاربان و فسادانگيزان در مقايسه با مجازات اخروى آنان ، بسى اندك و ناچيز است .

ذلك لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

تصريح به بزرگى عذاب محاربان در آخرت در مقابل كيفر دنيوى آنان، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 11

11- ذلّت و شكست ، مجازات دنيوى فسادانگيزان و عذاب حهنّم ، كيفر اخروى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

61- كيفر دنيوى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 16

16 - مجازات دنيوى محاربان و فسادانگيزان در مقايسه با مجازات اخروى آنان ، بسى اندك و ناچيز است .

ذلك لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

تصريح به بزرگى عذاب محاربان در آخرت در مقابل كيفر دنيوى آنان، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 11

11- ذلّت و شكست ، مجازات دنيوى فسادانگيزان و عذاب حهنّم ، كيفر اخروى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

62- كيفر مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5،7،12،14،23،24

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

7 - ضرورت اعمال حتمى كيفر محاربان و مفسدان و پرهيز از كوتاهى در اجراى حدود الهى بر ايشان

انما جزؤا الذين . .. ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم

فعل «يقتلوا» و «يصلبوا» و «تقطع» از باب تفعيل است و دلالت بر تأكيد اجراى حدود ياد شده دارد.

12 - كيفر هاى ويژه محاربان مفسد ، كيفرهايى خوار كننده و ذلت آور

ذلك لهم خزى فى الدنيا

14 - ضرورت برگزيدن شيوه اى ذلت آفرين و اهانت آميز در اجراى حد بر محارب مفسد

ذلك لهم خزى فى الدنيا

«لهم خزى» مى تواند ارشاد به چگونگى اجراى حد محاربان باشد. يعنى به گونه اى حدود الهى را بر آنان جارى كنيد كه به خوارى آنان منجر گردد.

23 - اعدام و بدار آويختن ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او يصلبوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان قتل و اخذ المال قتل و صلب ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

24 - قطع يك دست و يك پا از جهت مخالف ، مجازات محارب فسادگر در زمين ، در صورت غارت نمودن اموال بدون ارتكاب قتل

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلف

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان اخذ المال و لم يقتل قطعت يده و رجله من خلاف ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 4

4 - مردم ، فاقد هرگونه حقى در ثبوت و يا سقوط حد محاربان و مفسدان

الا الذين تابوا

خداوند حد محارب مفسد را در صورت توبه او ساقط كرده است و سقوط آن را مشروط به چيزى، مانند اعلام رضايت صاحبان حق، قرار نداده است. بنابراين در اثبات و نفى اين حد، براى مردم حقى وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 9

9- مجازات و كيفر فسادانگيزان ، از سنت هاى تخلف ناپذير الهى است .

و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

63- كيفر همكارى با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 9

9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها

فأغرقنه و من معه جميعًا

64- لعن بر مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 3

3- جواز لعن و نفرين حق گريزانِ فسادانگيز و فاقد عواطف انسانى

أولئك الذين لعنهم اللّه

اعلام خداوند به ملعون بودن حق گريزان، نشانگر آن است كه لعن آن گروه، مورد رضاى الهى و هماهنگ با اراده او است.

65- لعن برمفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 9

9- فسادگران در زمين به لعنت خداوند و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

و الذين . .. يفسدون فى الأرض أُولئك لهم اللعنة

66- مبارزه با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 2،8

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

8 - تنها بايد با ظالمان ( كافران محارب و فتنه انگيزان و مانعان از گسترش و حاكميت دين ) مبارزه كرد .

فلا عدون إلا على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 11

11 - ضرورت پاسدارى از امنيت و سلامت جامعه ايمانى با سركوب آشوبگران و فسادانگيزان

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً ان يقتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 21

21 - مبارزه با فساد و به انزوا كشاندن مفسدان ، از برنامه هاى اساسى پيامبران بود .

و لا تتبع سبيل المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 2

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 2،6

2- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان

قال لو أن لى بكم قوّة

«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.

6- آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .

لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 6

6 - شايسته است براى مبارزه با مفاسد اجتماعى و مفسدان ، از خداوند استمداد شود .

قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين

67- مبارزه با هجوم مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 11

11- تهيه و تدارك استحكامات دفاعى ، جهت جلوگيرى از رخنه مفسدان و دشمنان ويرانگر ، امرى لازم است .

إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض فهل نجعل لك خرجًا

68- مبغوضيت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 10

10 - مُفسد ، مبغوض خداوند است .

و اللّه لا يحب الفساد

69- محاصره مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 97 - 5

5- جوامع شرور و غيرقابل اصلاح را ، بايد در پشت سد هاى دفاعى محصور ساخت .

فمااسطوا أن يظهروه و مااستطعوا له نقبًا

ذوالقرنين، با آن كه از شرق و غرب كشور خويش بازديد كرد، ولى به ديار يأجوج و مأجوج سفر نكرد و در متحول ساختن آنان به جامعه اى سالم، گامى برنداشت. دليل اين رفتار، مى تواند نااميدى او از اصلاح آن قبايل باشد. به همين جهت، ارتباط آنان را با جوامع ديگر قطع كرد تا ديگران از فسادگرى آنان در امان باشند.

70- محروميت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 37

37 - مفسده جويان ، محروم از جلب محبت الهى

و اللّه لايحب المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 9

9 - متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .

إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 27

27 - فسادگران ، از لطف و محبت خداوند محروم اند .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

71- مسؤوليت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 6

6 - خداوند فراخوان محاربان و مفسدان به دست شستن از فسادگرى و ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

72- مفسد فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

73- مفسدان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 12

12- آنان كه در زمين فساد مى كنند ، به سرايى شوم ( دوزخ ) گرفتار خواهند شد .

و الذين . .. يفسدون فى الأرض ... لهم سوء الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 14

14 - جهنّم ، اقامتگاه شومى براى متكبّران و مفسدان

اخذته العزّة بالاثم فحسبه جهنّم و لبئس المهاد

74- مفسدان در حهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 11

11- ذلّت و شكست ، مجازات دنيوى فسادانگيزان و عذاب حهنّم ، كيفر اخروى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

75- مفسدان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 10

10 - قيامت ، روز باخواست از تبهكاران است .

و ليسئلنّ يوم القيمة

76- مفسدان دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 18

18 - جامعه بنى اسرائيل در عصر موسى حاوى گروهى مفسد و با انديشه ها و روشهايى نابهنجار

و لا تتبع سبيل المفسدين

77- مفسدان فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 20

20 - قارون ، عنصرى فسادگر و تباهى آفرين بود .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

78- مفسدان قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 4

4 - وجود افراد صد در صد فسادگر در جامعه ثموديان ، در عصر بعثت صالح ( ع )

الذين يفسدون فى الأرض و لايصلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 4

4 - وجود مؤمنانى با تقوا در ميان ثموديان ، على رغم وجود فساد و كفر فراگير در جامعه

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. دمّرنهم و قومهم أجمعين ... و أنجينا الذين ءامنوا

79- مفسدان مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 14

14 - فرعون ، از زمره مفسدان تاريخ مصر و از تبار آنان

إنّه كان من المفسدين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «من» در «من المفسدين»، نشويه و بيانگر خاستگاه خانوادگى فرعون باشد.

80- مفسدان و حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 22

22 - مفسدان شايسته حكومت بر مردم نيستند .

و لا تتبع سبيل المفسدين

81- ممانعت از مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 4

4 - جلوگيرى از فعاليت نيرو هاى مخرب و اخلال گر ، از مقتضيات حكومت مقتدر و آرمانى *

هب لى ملكًا . .. و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

برداشت ياد شده از آن جا است كه سليمان(ع) از خداوند خواستار حكومت مقتدر و بى نظير شد و خداوند به اين منظور، شياطين اخلال گر و مخرب را در بند قرار داد. اين نكته مى رساند كه براى اقتدار و موفقيت حكومت خوب و آرمانى، مبارزه با فعاليت نيروهاى مخرب و اخلال گر و سد راه آنان شدن، امرى لازم و ضرورى است.

82- ممانعت از هجوم مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 97 - 4

4- پيش گيرى از هجوم مفسدان به جامعه ، وظيفه حاكمان الهى است .

فما اسطعوا أن يظهروه و مااستطعوا له نقبًا

83- منشأ عذاب مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 76 - 8

8- نزول عذاب بر اقوام تبه كار ، برخاسته از ربوبيت خداوند است .

إنه قد جاء أمر ربك

84- مؤاخده اخروى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 10

10 - قيامت ، روز باخواست از تبهكاران است .

و ليسئلنّ يوم القيمة

85- ناخشنودى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 82 - 1

1 - سنت الهى حاكم بر جوامع انسانى ، على رغم ناخوشايندى تبه كاران و مجرمان ، پايدار كردن و بر كرسى نشاندن حق است .

و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون

86- ناكامى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 9

9 - خداوند ، اجازه نمى دهد دستاورد اهل فساد ، فرجامى شايسته بگيرد .

إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

87- نجات از مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 13

13 - رهاسازى انسان ها از اسارت نظام هاى فسادگر و غير توحيدى ، ارزشى الهى

فأرسل معى بنى إسراءيل

88- نفرين بر مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 3

3- جواز لعن و نفرين حق گريزانِ فسادانگيز و فاقد عواطف انسانى

أولئك الذين لعنهم اللّه

اعلام خداوند به ملعون بودن حق گريزان، نشانگر آن است كه لعن آن گروه، مورد رضاى الهى و هماهنگ با اراده او است.

89- هشدار به مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 12

12 - فسادگران در معرض گرفتار آمدن به سرنوشتى شوم

فانظر كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 7

7 - لزوم هشدار به افراد فسادگر ، براى پايان دادن به كار خود ، پيش از اقدام عملى عليه آنان

لئن لم ينته المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم

90- هلاكت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 17،18

17 - هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب

قد جاءتكم بينة من ربكم

برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.

18 - نابودى اقوام مشرك و فسادگر پيشين ، روشنگر حقانيت توحيد و رسالت پيامبران الهى است .

قد جاءتكم بينة من ربكم

2- مفلس

1- احكام مفلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 1،4،5،6

1 - لزوم مهلت دادن به بدهكارِ تنگدست ، تا هنگام پرداخت بدهى خويش به سهولت

و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة

4 - لزوم مهلت دادن رباخوار تائب به بدهكار تنگدست ، به هنگام باز پس گيرى اصل سرمايه اش

و ان تبتم . .. فنظرة الى ميسرة

5 - توقيف بدهكار تنگدست و دارايى هاى وى - كه بيش از گذران زندگى متعارفش نباشد - جايز نيست .

و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة

6 - جواز اجبار بدهكار متمكن از سوى طلبكار ، براى پرداخت بدهى

و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة

برداشت فوق از مفهوم جمله شرطيه «و ان كان . ..» به دست آمده، چون لازمه مهلت ندادن، اجبار به پرداخت است.

2- عفو مفلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 7،8،10،12،14

7 - ارجمندى والاتر گذشت طلبكار از بدهى وامداران تنگدست ، نسبت به مهلت دادن آنان

و ان تصدقوا خير لكم

بنابراين احتمال كه بهتر بودن گذشت، نسبت به مهلت دادن باشد; يعنى ثواب گذشت بيشتر از ثواب مهلت دادن است.

8 - ارزش والاى گذشت طلبكار از بدهى وامدار تنگدست ، به جاى بازپس گيرى وام از وى

و ان تصدّقوا خير لكم

بنابراينكه بهتر بودن گذشت، در مقايسه با بازپس گيرى وام باشد; يعنى گذشت از آن مال بهتر است از به دست آوردن آن ; چون

ثواب صدقه خواهد ماند، ولى مال به دست آمده بقايى ندارد.

10 - گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، نمونه اى از صدقه

و ان تصدقوا خير لكم ان كنتم تعلمون

گذشتِ از بدهى وامداران به صدقه تعبير شده است.

12 - آگاهى به فرجام اعمال نيك ( صدقه ، گذشت از وامداران تنگدست و . . . ) برانگيزنده آدمى براى انجام آن اعمال

و ان تصدّقوا خير لكم ان كنتم تعلمون

مفعول «تعلمون» در برداشت فوق خير بودن صدقه گرفته شده است; و جواب شرط (ان كنتم تعلمون) محذوف مى باشد يعنى: اگر به نيكى صدقه آگاه باشيد صدقه خواهيد داد.

14 - ارزش والاتر گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، در صورت توجه و آگاهى به تنگدستى آنان

خيرٌ لكم ان كنتم تعلمون

امام صادق (ع): «و ان كان ذو عسرة . .. »، ان كنتم تعلمون انه معسر فتصدقوا عليه بما لكم عليه فهو خيرٌ لكم


كافى، ج 4، ص 35، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 295، ح 1182.

3- مهلت به مفلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 1،4،7

1 - لزوم مهلت دادن به بدهكارِ تنگدست ، تا هنگام پرداخت بدهى خويش به سهولت

و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة

4 - لزوم مهلت دادن رباخوار تائب به بدهكار تنگدست ، به هنگام باز پس گيرى اصل سرمايه اش

و ان تبتم . .. فنظرة الى ميسرة

7 - ارجمندى والاتر گذشت طلبكار از بدهى وامداران تنگدست ، نسبت به مهلت دادن آنان

و ان تصدقوا خير لكم

بنابراين احتمال كه بهتر بودن گذشت، نسبت به مهلت دادن باشد; يعنى ثواب گذشت بيشتر از ثواب مهلت دادن است.

3- مقابله به مثل

1- مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 8

8 - جواز خدعه و نيرنگ ، در مقابل مكر و حيله دشمنان ( مقابله به مثل ) *

إنّ المنفقين يخدعون اللّه و هو خدعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 5

5 - قصاص و مجازات بدى و خطا ، بايد مطابق و مماثل با خطا باشد ; نه متفاوت با آن

و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

2- اجتناب از مقابله به مثل با جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 2

2 - پرهيز ايمان آوردگان از اهل كتاب ، از مقابله به مثل كردن در برابر سخنان ياوه و بى ادبانه افراد نادان

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

3- اجتناب از مقابله به مثل با ياوه گويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 2

2 - پرهيز ايمان آوردگان از اهل كتاب ، از مقابله به مثل كردن در برابر سخنان ياوه و بى ادبانه افراد نادان

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

4- ارزش مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 5

5- صبر و شكيبايى ، مفيدتر و ارزشمندتر از قصاص و مقابله به مثل است .

و إن عاقتبم فعاقبوا . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

5- بى عدالتى در مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 12،16

12 - بى عدالتى در مقابله به مثل ، خلاف تقواپيشگى است .

فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم و اتقوا اللّه

16 - خطر خروج از مرز عدالت و تقوا در جنگ و پاسخ به تعديات دشمن ( مقابله به مثل )

فاعتدوا عليه . .. و اتقوا اللّه

تأكيد به رعايت تقوا با جمله «واتقوا اللّه» و نيز «و اعلموا . ..» پس از تجويز مقابله به مثل، مى رساند كه: اجراى اين قانون خطر عدم رعايت حد و مرز مقابله به مثل و خروج از عدالت را در پى دارد; لذا براى جلوگيرى از ابتلا به اين امر ناروا، بر رعايت تقوا تأكيد شده است.

6- ترك مقابله به مثل با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 5،6

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مرحله نخست بعثت ( در مكه ) ، از هرگونه تعرّض به دشمنان بدگو ( پاسخ گفتن به بدگويى هاى آنان و مقابله به مثل ) منع شد .

و اهجرهم هجرًا جميلاً

آيه بعد (ذرنى و المكذّبين. ..) شاهد اين است كه اين «هجر»، به معناى عدم تعرض و مقابله به مثل نكردن است.

6 - خوددارى از تعرّض به مخالفان بدگو ( مقابله به مثل و پاسخ گويى به آنان ) در مرحله آغازين كار هدايت و تبليغ دين ، امرى سزاوار و بايسته

و اهجرهم هجرًا جميلاً

7- تقوا در مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 11

11 - اهل ايمان ، موظف به رعايت تقوا حتى در پاسخگويى به تجاوزات دشمن

فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم و اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 13

13 - نگهدارى حرمت ماه هاى حرام و رعايت تقوا در مقابله به مثل با دشمنان جنگ طلب در آن ماه ها ، مورد تأكيد و عنايت خداوند

فلا تظلموا فيهن أنفسكم . .. و اعلموا أن اللّه مع المتقين

8- جواز مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 6

6 - جواز مقابله به مثل در پاسخ به تجاوزگرى هاى دشمن

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 1

1 - جزاى بدى و كيفر خطا ها در حد مقابله به مثل ، مجاز و مشروع است .

و الذين إذا أصابهم البغى . .. و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

9- زمينه مقابله به مثل به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 7

7 - وجود شرايط مساعد براى اقدام سريع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويارويى با توطئه هاى كافران ، در عصر بعثت

فمهّل الكفرين

فرمان مهلت دادن، در صورتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده مى شود كه شرايط براى انجام عملى شتابزده عليه كافران فراهم باشد.

10- سرزنش مقابله به مثل با ياوه گويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 6

6 - مقابله به مثل كردن در برابر ياوه گويى جاهلان ، امرى نكوهيده در بينش الهى و به دور از شأن مؤمنان

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

11- شرايط مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 1،2

1- لزوم رعايت عدالت و انصاف ، در مقابله به مثل با دشمنان

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

2- لزوم رعايت تساوى همه جانبه در قصاص و مقابله به مثل

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

12- صبر در مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 7

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

13- عدالت در مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 14

14 - رعايت تقوا در جنگ و حفظ عدالت در مقابله به مثل ، موجب جلب حمايت و امداد هاى الهى است .

و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 1،2

1- لزوم رعايت عدالت و انصاف ، در مقابله به مثل با دشمنان

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

2- لزوم رعايت تساوى همه جانبه در قصاص و مقابله به مثل

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 3

3- رعايت عدالت در مقابله به مثل و يا گذشت از آن ، نشانه تقواپيشگى و احسان و موجب جلب حمايت خداوند است .

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم . .. إن الله مع الذين اتّقوا و

14- عفو از مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 3،8

3- رعايت عدالت در مقابله به مثل و يا گذشت از آن ، نشانه تقواپيشگى و احسان و موجب جلب حمايت خداوند است .

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم . .. إن الله مع الذين اتّقوا و

8- گذشت از دشمن و چشم پوشى از انتقام و مقابله به مثل در راه تبليغ دين ، از مصاديق احسان است .

و إن عاقبتم فعاقبوا . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين ... إن الله مع ... و الذين

15- لزوم مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 6

6 - لزوم برخورد با دشمن ، همانند خود او

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء

برخى مراد از «سواء» را تساوى با دشمن در برخوردها و عملكردها دانسته اند. برداشت فوق بر اساس اين معناست.

16- محدوده مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 8

8 - پاسخ به تجاوز دشمن در نقض مقررات پذيرفته شده ، نبايد بيش از آنچه دشمن مرتكب شده ، تحقق يابد .

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم

كلمه «مثل» گوياى برداشت فوق است.

17- مشروعيت مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 4

4- قصاص و مقابله به مثل ، امرى پذيرفته شده در اسلام

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

18- مقابله به مثل با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 11

11- جواز مقابله به مثل در پاسخ گويى به دشمنان دين

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 1،7

1- لزوم رعايت عدالت و انصاف ، در مقابله به مثل با دشمنان

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

19- مقابله به مثل با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 12

12 - تشويق شاعران مسلمان از سوى خداوند به مقابله به مثل كردن با شاعران كفرپيشه هجوگو

و انتصروا من بعد ما ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 2

2 - ممنوعيت رفتار دوستانه و مسالمت جويانه ، با كافران معاند ، صرفاً مقابله به مثل است ; نه [ جهاد ] ابتدايى .

لاينهيكم . .. إنّما ينهيكم اللّه

تأكيد خداوند در نهى از رابطه دوستى با كافران، بر اقدامات عملى آنان عليه مسلمانان، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 2

2 - مؤمنان در قيامت ، همسان برخوردى كه در دنيا از كافران ديده اند ، با آنان رفتار خواهند كرد .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

20- مقابله به مثل با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 15

15 - تقويت روحيه متقين از جانب خدا ، براى جنگ و مقابله به مثل با مشركان

و اعلموا أن اللّه مع المتقين

21- مقابله به مثل با هجوسرايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 12

12 - تشويق شاعران مسلمان از سوى خداوند به مقابله به مثل كردن با شاعران كفرپيشه هجوگو

و انتصروا من بعد ما ظلموا

22- مقابله به مثل با استهزاگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 10

10- جواز استهزا و مسخره كردن استهزاگران ، در حد استهزاى آنان

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون

23- مقابله به مثل جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 11

11- جواز مقابله به مثل در پاسخ گويى به دشمنان دين

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون

24- مقابله به مثل در عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 4

4 - جواز مقابله به مثل ، در برابر برخورد هاى ناپسند *

ادفع بالتى هى أحسن

از واژه «أحسن» - كه صفت تفضيلى است - مى توان استفاده كرد كه برخورد نيك در برابر اعمال نادرست، بهترين روش و شيوه احسن است و اين بدان معنا نيست كه مقابله به مثل، در برابر بدى فاقد حسن باشد.

25- مقابله به مثل در ماههاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 10

10 - حرمت آغاز جنگ در ماه هاى حرام و جواز جنگ هاى دفاعى و مقابله به مثل در برابر هجوم مشركان

منها أربعة حرم . .. فلا تظلموا فيهن أنفسكم و قتلوا المشركين كافة كما يقتلونكم

حرمت ماههاى حرام، مقتضى ترك جنگ در آن ماههاست ; ولى چون ممكن است دشمن اين حرمت را رعايت نكند، خداوند در اين صورت تكليف حرمت را از مسلمانان برداشته و فرموده كه همانند آنان، شما نيز بجنگيد.

26- مقابله به مثل مسلمانان مهاجر صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 3

3 - تجاوز دو باره مشركان به مسلمانانى كه با آنان ، مقابله به مثل كرده بودند ( يعنى نظير عقوبتى كه بر آنها رفته بود ، به آنان عقوبت رسانده بودند ) .

و من عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه

27- مقابله به مثل موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 10

10- مقابله به مثل و حقيقت گويى ، از ويژگى هاى برخورد موسى ( ع ) با فرعون

إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . .. و إنى لأظنّك يفرعون مثبورًا

28- مقابله به مثل مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 2

2 - مؤمنان در قيامت ، همسان برخوردى كه در دنيا از كافران ديده اند ، با آنان رفتار خواهند كرد .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

29- مقابله به مثل مهاجران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 2

2 - مقابله به مثل يكى از مؤمنان صدراسلام ، در پى عقوبتى كه از سوى مشركان بر او رفته بود .

و من عاقب بمثل ما عوقب به

از ظاهر آيه، چنين استفاده مى شود كه يكى از مؤمنان، در پى عقوبتى كه از سوى مشركان بر او رفته بود، دست به انتقام زد و مقابله به مثل كرد. سپس دوباره از سوى آنها مورد تجاوز و ستم قرار گرفت. خداوند در پى اين تجاوز، به او وعده أكيد داد كه او را يارى خواهد كرد تا انتقام خود را بگيرد. اما در عين حال، با تذكر به اين حقيقت كه خداوند بخشنده و غفور است، توصيه نمود كه اگر كه از آن تجاوز درگذرد و متجاوز را مورد عفو و آمرزش قرار دهد، مناسب تر و پسنديده تر خواهد بود.

30- وعده مقابله به مثل به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 3

3 - وعده خداوند بر مقابله به مثل با مكر كافران ، كافى براى شتاب نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد درخواست كيفر براى آنان

و أكيد كيدًا . فمهّل

برداشت ياد شده، از حرف «فاء» در «فمهّل» استفاده شده است; يعنى، حال كه از مكر خداوند درباره كافران آگاه شدى، با خاطرى آسوده به كافران فرصت ده; زيرا آنان هر چند در هر فرصت به مكر خود ادامه دهند، ولى مكر آنان مقهور مكر خداوند است.

4- مقارن بعثت

1- آگاهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 16

16- مردم عصر بعثت از كيفر هلاكت بار الهى نسبت به اقوام ستمگر پيشين آگاه بودند .

الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

2- اصرار بر كفر كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

3- افتراهاى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 12

12- اعتقاد برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عدم وحيانيت قرآن و ساختگى بودن آن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

از اينكه قرآن با قاطعيت تمام اعلام تحدى مى كند، مى توان آن را پاسخ اين شبهه كه «قرآن وحى نيست» تلقى كرد.

4- افراط مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 1

1 - افراط و زياده روى مردم عصر بعثت در مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع لطف خدا در فرستادن وحى نبود .

أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين

با توجه به مقام آيه - كه مسأله وحى را مطرح مى كند - مراد از «اسراف»، افراط و زياده روى در مخالفت با وحى خواهد بود.

5- افسانه هاى مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 3

3 - در عصر نزول قرآن ، داستان ها و افسانه هاى گوناگون مكتوب وجود داشت .

و قالوا أسطيرالأوّلين اكتتبها

6- اهل كتاب مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 4

4 - موقعيت ممتاز و برجسته اهل كتاب در جامعه عرب عصر بعثت

و سئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا

حَكَم قرار دادن اهل كتاب درباره شرك و توحيد، نشانى از موقعيت برجسته آنان دارد.

7- بت پرستى در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 9

9 - رواج شرك و بت پرستى در بين مردم جزيرة العرب مقارن ظهور اسلام

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

8- بت پرستى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 4

4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .

ليضلّنا عن ءالهتنا

«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.

9- بى احترامى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

10- بى سوادى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 2

2 - مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى بهره از سواد خواندن و نوشتن

هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم

«اُمّى» (مفرد «اُمّيين»); يعنى، بى سواد، كسى كه خواندن و نوشتن نمى داند.

11- بينش علماى دينى مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 9

9- بشر بودن پيامبران ، امرى مسلّم نزد عالمان دينى و آگاهان تاريخ انبيا در عصر بعثت

و ما أرسلنا . .. فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مقصود از «أهل الذكر» عالمان دينى است; زيرا اولاً عموم مردم از تاريخ پيامبران بى خبر بودند و اين نوع اطلاعات در اختيار عالمان دينى بود و ثانياً واژه «ذكر» در قرآن، بر كتاب هاى آسمانى و از جمله خودِ قرآن اطلاق گرديده است.

12- بينش مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 5

5- مردم عصر بعثت ، معتقد به توانايى علمى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ گويى به مسائل اسرارآميز و ناشناخته اى چون روح

يسئلونك عن الروح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 2،3،4

2- نزول داستان اصحاب كهف در قرآن ، زمينه ساز اظهار نظرهايى گوناگون در ميان مردم عصربعثت ، در باره تعداد آنان شد .

سيقولون . .. و يقولون ... و يقولون

حرف «سين» در «سيقولون» نشانه صدور آن گفته و گفته هاى بعدى در زمان آينده است و به قرينه «فلا تمار فيهم» اين اقوال، در زمان حيات رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) پيدا شده بود.

3- مردم عصربعثت ، با اظهار سه نظريه متفاوت ، اصحاب كهف را سه ، يا پنج و يا هفت نفر مى پنداشتند .

سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة . .. و يقولون سبعة

4- سگ اصحاب كهف ، چهارم يا ششم و يا هشتمين عضوگروه اصحاب كهف در نظر مردم بود .

سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة سادسهم كلبهم . .. و يقولون سبعة و ثامنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 4

4 - لزوم حفظ درختان بارور ، در باور مردمان عصر بعثت

ما قطعتم من لينة . .. فبإذن اللّه

از توضيح خداوند نسبت به مشروعيت عمل مسلمانان در قطع درختان بنى نضير، چنين استفاده مى شود كه عمل آنان، براى مردم مدينه چه بسا سؤال برانگيز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 1

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، قرآن را كلامى القا شده از سوى شيطان مى پنداشتند .

و ما هو بقول شيطن

13- بينش مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 3

3 - پندار مشركان عصر بعثت ، خاموش شدن فروغ دين و آيين نبوى ، با رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإمّا نذهبنّ بك فإنّا منهم منتقمون

آيه شريفه، گويا در پاسخ توهم مشركان است كه مى پنداشتند با رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تمامى مسائل خاتمه خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 12

12- ارج و منزلت تورات نزد مشركان عصر بعثت ، به رغم عدم پيروى از آن

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة و هذا كتب مصدّق

اين احتمال وجود دارد كه تذكّر به وجود مشابهت قرآن و تورات، از آن جهت باشد كه مشركان مكه - با اين كه عملاً پيرو تورات نبودند - نوعى احترام و قداست براى آن قائل بوده و به تكذيب آن اقدام نمى كردند. بر اين اساس خداوند فرموده است: شما چگونه قرآن را دروغ مى پنداريد، با اين كه شبيه تورات است كه نزد شما قرب و منزلت دارد.

14- بينش مورخان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 9

9- بشر بودن پيامبران ، امرى مسلّم نزد عالمان دينى و آگاهان تاريخ انبيا در عصر بعثت

و ما أرسلنا . .. فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مقصود از «أهل الذكر» عالمان دينى است; زيرا اولاً عموم مردم از تاريخ پيامبران بى خبر بودند و اين نوع اطلاعات در اختيار عالمان دينى بود و ثانياً واژه «ذكر» در قرآن، بر كتاب هاى آسمانى و از جمله خودِ قرآن اطلاق گرديده است.

15- پرسش مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 2

2- حقيقت روح ، امرى مبهم و سؤال برانگيز براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يسئلونك عن الروح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 1،4

1- مردم زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آن حضرت ، درباره ذوالقرنين ، پرسش هايى را مطرح ساخته بودند .

و يسئلونك عن ذى القرنين

«قرن» به معناى «شاخ» است. گفته اند وجه تسميه «ذوالقرنين» آن بوده كه وى، دو رشته گيسوان بافته، همانند دو شاخ داشته و يا اين كه بر كلاه او دو شاخ قرار داشته است. البته «قرن» به معناى مدّت زمانى متمادى كه مردم در آن زيست مى كنند

نيز آمده و لذا برخى نيز وجه تسميه را دوران طولانى حاكميت ذوالقرنين دانسته اند.

4- پرسشش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه نزول برخى آيات و تبيين مطالبى براى مردم بود .

و يسئلونك عن ذى القرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 42 - 1

1 - پرسش از زمان فرا رسيدن قيامت ، سؤال مكرر مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يسئلونك عن الساعة أيّان مرسيها

كلمه «مرسى»، به صورت هاى مصدر ميمى، اسم زمان، اسم مكان و اسم مفعول كاربرد دارد(مفردات راغب). اين كلمه در آيه شريفه - به قرينه «أيّان» كه سؤال از زمان است - مصدر ميمى مى باشد. در اين صورت «مرسى» به معناى وقوع و استقرار خواهد بود. مكرر بودن سؤال، از فعل مضارع «يسئلونك» استفاده شده است.

16- تأثير قرآن در مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 3

3 - قرآن ، داراى تأثيرى شگرف در ميان مردم عصر نزول

قالوا هذا سحر

اين كه مشركان قرآن را سحر مى خواندند، نشانگر تأثير عميق آن است.

17- تاريخ مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 7

7 - دعوت خدا و رسول او ، مورد تكذيب مردم در نيمه نخست بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) قرار گرفت .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم فقد كذّبتم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مكه نازل گرديده است كه نيمه نخست رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در آن قرار داشت. بنابراين خطاب «كذّبتم» به مردم همين دوره از رسالت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 4،6

4 - بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در عصرى بود كه مردمِ آن و پدرانشان هيچ پيامبرى را درك نكرده و از وجود رسولان الهى محروم بودند .

لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم

گفتنى است طبق آيات گوناگون از جمله آيه 24 سوره فاطر (و إن من أُمّة إلاّ خلا فيها نذير) تمامى امت ها از انذارگران الهى برخوردار بودند. بنابراين مقصود از آيه شريفه، اين نيست كه مردم عصر رسالت، در تمامى اعصار گذشته از وجود پيامبران الهى محروم بودند; بلكه مقصود پدران نزديك آنان است و يا مراد اين است كه هيچ پيامبرى به صورت مباشر و از نزديك به هدايت آنان نپرداخته است.

6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 11

11 - وجود مذاهب و اديان گوناگون در جزيرة العرب به هنگام بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليظهره على الدين كلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 2،9

2 - مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى بهره از سواد خواندن و نوشتن

هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم

«اُمّى» (مفرد «اُمّيين»); يعنى، بى سواد، كسى كه خواندن و نوشتن نمى داند.

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 5

5 - ايمان به قرآن در ميان مردم ، در نيمه نخست رسالت ( مكّه ) بسيار اندك بود .

قليلاً ما تؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى مردم از تعاليم قرآن ، در نيمه نخست رسالت بسيار ناچيز و اندك بود .

قليلاً ما تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى

تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 4 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در عصر بعثت ، نامدار و بلندآوازه ساخت و آن حضرت را در اوج شهرت قرار داد .

و رفعنا لك ذكرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مخالفانى متشكل و متحد با يكديگر داشت .

فليدع ناديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 16

16 - گمراهى مردم ، پيش از اسلام

و ان كنتم من قبله لمن الضالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 22

22 - جامعه جاهلى عصر بعثت ، هيچ حقى را براى زنان معتبر نمى شمرد .

و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف

با توجّه به اينكه حقوق مردان بر زنان (عليهنّ) را مُسلّم گرفته و در صدد اثبات حقوق زنان بر مردان (لهنّ) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 13،15،22

13 - مسلمانان قبل از پذيرش اسلام ، گرفتار پراكندگى ، تفرقه ، جنگ و خصومت

اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

15 - اخوت و برادرى مسلمانان در سايه اسلام ، پس از تاريخى آكنده از دشمنى و كينه ، برهان خداوند براى فرمان به اعتصام به ريسمان الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. واذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوب

22 - جامعه جزيرة العرب در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تفرقه و نزاع ، در معرض نابودى و هلاكت

و كنتم على شفا حفرة من النار

بنابراينكه «النار»، استعاره از هلاكت و نابودى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 12،13

12 - گمراهى آشكار مردم ، پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

13 - هواپرستى و رواج ضدارزش ها ، جهل و محروميّت از تعاليم دين ، از جلوه هاى گمراهى مردم ، پيش از ظهور پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 8

8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 4

4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها

18- تقويت روحيه مسلمانان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 10

10 - توجّه به ماجراى اصحاب فيل ، دلگرم كننده و اطمينان بخش براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان عصر بعثت

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل

19- تكذيبگرى كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

20- تكذيبگرى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 49 - 3

3 - تكذيب قرآن ، از سوى گروهى از مردم در عصر نزول وحى

و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين

21- توطئه كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

22- توطئه هاى كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 7

7 - وجود شرايط مساعد براى اقدام سريع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويارويى با توطئه هاى كافران ، در عصر بعثت

فمهّل الكفرين

فرمان مهلت دادن، در صورتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده مى شود كه شرايط براى انجام عملى شتابزده عليه كافران فراهم باشد.

23- تهديد اهل تكاثر مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 4

4 - خداوند ، تهديدكننده افزون نمايان عصر بعثت به كيفرى گريزناپذير

ألهيكم التكاثر . .. كلاّ سوف تعلمون

24- تهديد كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 6

6 - خداوند ، كافران عصر بعثت را به عذابى نزديك تهديد كرد .

فمهّل . .. رويدًا

دادن مهلت كوتاه به منزله تهديد به عذاب، پس از انقضاى مهلت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 7

7 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت به سرنوشتى نظير فرجام قوم عاد

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 9 - 6

6 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به فرجامى نظير هلاكت قوم ثمود

ألم تر كيف فعل ربّك . .. و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 10 - 4

4 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به گرفتار ساختن آنان در عقوبتى نظير فرجام قوم فرعون

ألم تر . .. و فرعون ذى الأوتاد

25- تهمتهاى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 1

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ديوانه شمرده و او را به تدوين قرآن براساس اختلالات عقلى ، متهم مى كردند .

و ما صاحبكم بمجنون

26- جادو در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 10

10- وجود پديده سحر و جادو ، در جامعه عصر بعثت

هذا سحر مبين

27- جنيان در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 4

4 - ايمان گروهى از جن به قرآن ، در مرحله آغازين نزول

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . يهدى إلى الرشد فامنّا به

28- حجاب زنان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 16

16 - استفاده از روسرى ، بدون پوشاندن گلو و سينه ، از پوشش هاى زنان جزيرة العرب پيش از تشريع حكم حجاب از جانب اسلام

و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ

29- خداشناسى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 88 - 2

2- شناخت مردم عصر بعثت از خداوند ، شناختى ضعيف و ناقص بود .

و قالوا اتّخذ الرحمن ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 91 - 3

3- « رحمان » از اسامى و اوصاف خداوند ، و شناخته شده براى مردم عصر بعثت

أن دعوا للرحمن ولدًا

30- خداشناسى مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 3،7

3 - باور مشركان عصر بعثت به رحمانيت خداى هستى

قل إن كان للرحمن ولد

7 - شناخت مشركان عصر پيامبر نسبت به خداوند با نام « رحمان »

قل إن كان للرحمن

31- دامدارى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

32- سرزمين ارم در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 8 - 1

1 - ساختمان هاى مرتفع سرزمين ارم ، بى نظير در تمام سرزمين ها تا عصر بعثت

الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

33- شرك در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 9

9 - رواج شرك و بت پرستى در بين مردم جزيرة العرب مقارن ظهور اسلام

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

34- شرك عبادى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 5

5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت

أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

35- شرك مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 8

8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين

36- عبرت مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 6

6 - آثار بر جا مانده از تمدن ها و دستاورد هاى اقوام و ملت هاى نيرومند پيشين ، قابل بازديد و مطالعه و درس آموز براى مردم عصر بعثت

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

37- عصيان مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 6

6 - اهل كتاب و مشركانى كه اسلام را نپذيرفتند ، كسانى بودند كه از پذيرش هر برهان روشنى سرباز مى زدند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

در برداشت ياد شده، «منفكّين» به معناى «منفكّين عن الكفر» دانسته شده است. «تأتيهم البيّنة» - به تقدير «أن» مصدريه - با «اتيان البيّنة» مرادف است و عبارت «حتّى اتيان البيّنة» را مى توان به معناى «حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «حتّى باتيان

البيّنة» دانست. در اين صورت، تقدير كلام چنين مى شود: «لم يكن ... منفكّين فى وقت من الأوقات حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «لم يكن ... منفكّين بأىّ طريق حتّى باتيان البيّنة».

38- عقيده باطل مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 2

2 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به وجود فرزند ، براى خداى رحمان

قل إن كان للرحمن ولد فأنا أوّل العبدين

39- عقيده مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 12

12- اعتقاد برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عدم وحيانيت قرآن و ساختگى بودن آن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

از اينكه قرآن با قاطعيت تمام اعلام تحدى مى كند، مى توان آن را پاسخ اين شبهه كه «قرآن وحى نيست» تلقى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 4

4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .

ليضلّنا عن ءالهتنا

«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 3

3 - وجود اعتقاد و باور به الوهيت عيسى ( ع ) در جامعه عصر بعثت

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

40- عقيده مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 3،7

3 - باور مشركان عصر بعثت به رحمانيت خداى هستى

قل إن كان للرحمن ولد

7 - شناخت مشركان عصر پيامبر نسبت به خداوند با نام « رحمان »

قل إن كان للرحمن

41- علم مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 1

1 - آگاهى مردم كافر عصر بعثت ، از سرنوشت شوم اقوام كافر پيش از خود

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل

استفهام در «ألم يأتكم»، تقريرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 4

4 - آشنايى مردم عصر نزول قرآن ، به سرنوشت هلاكت بار اقوام و ملّت هاى تكذيب گر پيش از خود

فكيف كان نكير

تعبير «فكيف كان نكير»(پس از انكار و كيفر من چگونه بود؟) مى رساند كه مخاطبان آيات قرآن، از چگونگى كيفر و عذاب اقوام پيش از خود، كم و بيش آشنا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

42- علماى مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 10

10- وجود افرادى مطلع و آگاه به تاريخ انبيا در محيط جاهلى مشركان عصر بعثت

فسلوا أهل الذكر

43- غفلت مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 6،7

6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.

7 - غفلت و بى خبرى مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در جاهليت ، ناشى از نبودن پيامبر و منذر الهى در ميان آنها بوده است .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «ما» در «ما اُنذر» نافيه و جمله «فهم غافلون» متفرع بر نفى انذار باشد; يعنى، انذار نشدنشان موجب غفلت آنان گرديد.

44- كشاورزى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

45- كشتيرانى در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 5

5 - اهميت كشتى رانى ، در زندگى اقتصادى جامعه عصر بعثت *

اللّه الذى سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره

46- كفران مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 9

9 - اكثر مردم در نيمه نخست بعثت ، نعمت قرآن را قدر نشناخته و بدان بى اعتنايى كردند .

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است كه نيمه نخست دوران بعثت در همين شهر سپرى شد.

47- گمراهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 9

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 10

10 - مردم ، پيش از بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها به سر مى برند .

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور

48- محدوده علم مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 15،16

15- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره حقيقت روح ، بسيار كم و ناچيز بود .

قل الروح من أمر ربّى و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً

بنابر اينكه مخاطبان آيه، مردم عصر بعثت باشند - نه همه انسانها در تمامى عصرها - برداشت فوق به دست مى آيد.

16- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار كم و ناچيز بود .

و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مخاطبان «و ما أُوتيتم من العلم» مردم عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند. و مراد از «العلم» مطلق دانش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 4

4 - مردم عصر بعثت ، اطلاعاتى مخدوش و نادرست از داستان موسى و فرعون داشتند .

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ

قيد «بالحقّ» نشان مى دهد كه آنچه در ميان مردم عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ماجراى موسى(ع) و فرعون مطرح بود، با واقعيت انطباق نداشت.

49- محمد(صلی الله علیه و آله) و كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 7

7 - وجود شرايط مساعد براى اقدام سريع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويارويى با توطئه هاى كافران ، در عصر بعثت

فمهّل الكفرين

فرمان مهلت دادن، در صورتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده مى شود كه شرايط براى انجام عملى شتابزده عليه كافران فراهم باشد.

50- محمد(صلی الله علیه و آله) و لعن كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فرصت دادن به كافران عصر بعثت و پرهيز از نفرين و درخواست عذاب سريع براى آنان

فمهّل الكفرين أمهلهم رويدًا

«مَهِّل» و «أمهِل» به يك معنا است; گرچه برخى گفته اند: «مَهِّل» فرمان به مهلت لحظه به لحظه و تدريجى است و «أمهل» فرمان به يك مهلت. تكرار فرمان با دو لفظ متفاوت - به گونه اى كه دو فرمان مستقل به نظر آيد - تأكيد بيشترى به همراه دارد. كلمه «رويداً» ممكن است، تصغير «رَوْد» (مهلت دادن) باشد; يعنى، مهلت كوتاه و نيز مى تواند اسم فعل و به معناى «أمهل» باشد كه براى سومين بار فرمان مهلت را تكرار كرده است.

51- مخالفت مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 1

1 - افراط و زياده روى مردم عصر بعثت در مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع لطف خدا در فرستادن وحى نبود .

أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين

با توجه به مقام آيه - كه مسأله وحى را مطرح مى كند - مراد از «اسراف»، افراط و زياده روى در مخالفت با وحى خواهد بود.

52- مردم مقارن بعثت و اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 2،16

2- نزول داستان اصحاب كهف در قرآن ، زمينه ساز اظهار نظرهايى گوناگون در ميان مردم عصربعثت ، در باره تعداد آنان شد .

سيقولون . .. و يقولون ... و يقولون

حرف «سين» در «سيقولون» نشانه صدور آن گفته و گفته هاى بعدى در زمان آينده است و به قرينه «فلا تمار فيهم» اين اقوال، در زمان حيات رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) پيدا شده بود.

16- تنها ، گروهى اندك از مردم عصر بعثت ، به شمارِ اصحاب كهف و زواياى سرگذشت آنان ، آگاهى داشتند .

مايعلمهم إلاّ قليل

با آن كه سخن در باره تعداد اصحاب كهف بود، در جمله «مايعلمهم. ..» آگاهى بر خود اصحاب كهف، از اكثريت مردم نفى شده است. اين مطلب، مى رساند كه ديگر زواياى ماجراى اصحاب كهف نيز مانند تعداد آنان، براى بيشتر مردم نامعلوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 1

1- مدّت درنگ اصحاب كهف در غار ، ميان مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد اختلاف بود .

قل اللّه أعلم

جمله «قل اللّه. ..» نشانه آن است كه برخى از مردم، در باره مدّت بيان شده در آيه قبل، تشكيك كرده و نظرى غير آن را مطرح ساخته بودند. پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پاسخ آنان، با بيان علم برتر الهى به زمان بندى ياد شده، تأكيد كرده و ترديد در آن را مردود دانسته است.

53- مردم مقارن بعثت و اطعام مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

54- مردم مقارن بعثت و ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 2

2- « ذوالقرنين » ، شخصيتى تاريخى و شناخته شده در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است .

و يسئلونك عن ذى القرنين

55- مردم مقارن بعثت و روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 15

15- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره حقيقت روح ، بسيار كم و ناچيز بود .

قل الروح من أمر ربّى و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً

بنابر اينكه مخاطبان آيه، مردم عصر بعثت باشند - نه همه انسانها در تمامى عصرها - برداشت فوق به دست مى آيد.

56- مردم مقارن بعثت و قصه اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 4

4- اطلاعات مردم عصر بعثت از اصحاب كهف و سرگذشت آنان ، اطلاعات غير واقعى و آميخته با خرافات بود .

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

قيد «بالحقّ» تعريضى است كه به ناقلان سرگذشت اصحاب كهف و بيان كننده اين كه نقل آنان، آميخته به امورى غير واقعى و خرافى است.

57- مردم مقارن بعثت و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

58- مردم مقارن بعثت و مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

59- مردم مقارن بعثت و يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

60- منابع كسب مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

61- منشأ گمراهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 5

5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت

أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

62- مورخان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 10

10- وجود افرادى مطلع و آگاه به تاريخ انبيا در محيط جاهلى مشركان عصر بعثت

فسلوا أهل الذكر

63- موقعيت فرهنگى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 3

3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية إذ جاءها المرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.

64- مهلت به كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فرصت دادن به كافران عصر بعثت و پرهيز از نفرين و درخواست عذاب سريع براى آنان

فمهّل الكفرين أمهلهم رويدًا

«مَهِّل» و «أمهِل» به يك معنا است; گرچه برخى گفته اند: «مَهِّل» فرمان به مهلت لحظه به لحظه و تدريجى است و «أمهل» فرمان به يك مهلت. تكرار فرمان با دو لفظ متفاوت - به گونه اى كه دو فرمان مستقل به نظر آيد - تأكيد بيشترى به همراه دارد. كلمه «رويداً» ممكن است، تصغير «رَوْد» (مهلت دادن) باشد; يعنى، مهلت كوتاه و نيز مى تواند اسم فعل و به معناى «أمهل» باشد كه براى سومين بار فرمان مهلت را تكرار كرده است.

65- نظام طبقاتى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 4

4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها

66- ويژگيهاى علم مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 2

2 - آگاهى مردم عصر بعثت ، از سرنوشت اقوام كافر پيش از خود ، از راه اخبار و اطلاعات واصله بود .

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل

مطلب ياد شده، از آمدن تعبير «نبأ» (خبر) به دست مى آيد.

5- مقام

1- آثار تفاخر به مقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 3

3 - تلاش براى افزون تر قلمداد كردن ثروت و منزلت خويش از ديگران ، درپى دارنده كيفر الهى است .

سوف تعلمون

جمله «سوف تعلمون» تهديد است و از آن جا كه صرف آگاهى به پوچى افتخارات، تهديد به شمار نمى آيد; مراد هشدار به فرجامى است كه اهل «تكاثر»، با آن مواجه خواهند شد.

2- ارزش مقام آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 19 - 7

7 - حضرت آدم داراى مقامى برتر در پيشگاه خداوند، نسبت به همسرش حوا

و يأدم أسكن أنت و زوجك الجنة

محور قرار گرفتن آدم در خطاب الهى، مى تواند نشان برترى وى نسبت به همسرش باشد.

3- ارزش مقام امامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 4

4- امامت ، مقام و منصبى برتر و سنگين تر از نبوت و پيامبرى است .

و كلاًّ جعلنا صلحين . و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا

صالح قرار دادن و اعطاى منصب امامت به ابراهيم(ع) از جانب خداوند، پس از نبوت و پيامبرى ايشان بود. اين مى تواند بيانگر برترى و سنگينى مقام امامت در مقايسه با منصب نبوت باشد.

4- ارزش مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 9

9 - مقام تسليم ، مقامى برتر از ايمان است .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 18

18- تسليم بودن در برابر خداوند ، مقامى بس بلند و ارزشمند

و الله جعل لكم . .. لعلّكم تسلمون

برداشت فوق، با توجه به اين است كه هدف و فلسفه آفرينش انسان و اعطاى نعمتهاى گوناگون به او، «تسليم بودن» دانسته شده است.

5- ارزش مقام تقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 9

9 - هدايت و رسيدن به خداوند ، پاداشى برتر از بهشت و نعمت هاى آن

فاما الذين ءامنوا باللّه . .. و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

غالباً در مقام بيان پاداش، اول ادنى و آنگاه اعلى را ذكر مى كنند ; بنابراين رسيدن به خدا و قرب به او «يهديهم اليه» مى تواند بهترين پاداش مؤمنان باشد.

6- ارزش مقام حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 19 - 7

7 - حضرت آدم داراى مقامى برتر در پيشگاه خداوند، نسبت به همسرش حوا

و يأدم أسكن أنت و زوجك الجنة

محور قرار گرفتن آدم در خطاب الهى، مى تواند نشان برترى وى نسبت به همسرش باشد.

7- ارزش مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 21

21 - مقام رضا ، موقعيتى رفيع و ارزش مند و وصول به آن دشوار است .

فاصبر . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

مسبوق شدن «ترضى» به حرف ترجى «لعلّ» و نيز برنامه ذكر شده در آيه براى هر شبانه روز، از موقعيت والاى مقام رضا و دشوارىِ رسيدن به آن حكايت دارد.

8- ارزش مقام رضوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 6

6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت

تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.

9- ارزش مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 8

8- عبوديت و بندگى انسان ، مقام و منزلتى والاست .

أسرى بعبده ليلاً

آوردن صفت «عبد» از ميان ساير صفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند بدان جهت باشد كه اين صفت بسيار ارزشمند و والاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 4

4- عبوديت و بندگى خدا ، مقامى بس والا و جايگاهى مستحكم

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

به كار رفتن واژه «عبادى» به جاى هر وصف ديگرى و نيز تذكر سلطه نيافتن شيطان بر انسانهاى واجد اين صفت، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 10

10- عبوديت ، مقامى ارجمند و جايگاهى رفيع

بل عباد مكرمون

خداوند متعال در توصيف، تمجيد و تكريم فرشتگان، عبوديت آنان را يادآور شده است و اين مطلب مى رساند كه عبوديت، مقامى رفيع و ارجمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 10

10 - عبوديت و بندگى ، مقامى بس ستوده و ارزشمند و زمينه ساز برخوردارى از فيوضات الهى

على عبده

اختصاص به ذكر يافتن صفت «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1- صفت «عبوديت» از جايگاه و ارزش ويژه اى برخوردار است. 2- همين صفت، موجب شايستگى پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) براى دريافت وحى گرديده است.

10- ارزش مقام محمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 16

16- « مقام محمود » جايگاهى بس ارجمند و والا در ميان مقامات معنوى

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

با اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مقام و منزلت بس رفيع برخوردار بود، خداوند به او مى فرمايد: «نماز شب بخوان تا به مقام محمود برسى» و اين حكايت از مطلب فوق دارد.

11- ارزش مقام نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 7

7- مشركان معتقد به برتر بودن مقام رسالت از شأن بشر

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 4

4- امامت ، مقام و منصبى برتر و سنگين تر از نبوت و پيامبرى است .

و كلاًّ جعلنا صلحين . و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا

صالح قرار دادن و اعطاى منصب امامت به ابراهيم(ع) از جانب خداوند، پس از نبوت و پيامبرى ايشان بود. اين مى تواند بيانگر برترى و سنگينى مقام امامت در مقايسه با منصب نبوت باشد.

12- استخفاف مقام الوهيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 43 - 4

4- هرگونه شرك ، مستلزم تنقيص و كوچك شمردن مقام رفيع خداوندى است .

قل لو كان معه ءالهة . .. سبحنه و تعلى عمّا يقولون علوًّا كبيرًا

13- اهميت دستيابى به مقام اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 8

8 - دستيابى به مقام « ولىّ اللّهى » و دريافت بشارت هاى ويژه در دنيا و آخرت ، براى اولياى خداوند كاميابى بسيار بزرگى است .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة ... ذلك هو الفو

14- اهميت مقام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 8،9

8 - مقام ابراهيم ، بايد به جايگاهى براى نماز اختصاص يابد .

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

«مصلًّى» اسم مكان از «صلاة» و به معناى جايگاه نماز است.

9 - مقام ابراهيم ، جايگاهى ارجمند و با عظمت

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

تعيين «مقام ابراهيم» به عنوان جايگاه نماز و ضرورت برپايى نماز در آن مكان، بيانگر شرافت آن است.

15- اهميت مقام امامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 12،17،18،24

12 - دستيابى به مقام امامت ، منوط به داشتن شايستگيهايى ويژه است .

و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً

هدف از آزمونهاى الهى - چنانچه از انتخاب اسم «رب» استفاده مى شود - رشد دادن و تربيت كردن است; به عبارت ديگر به فعليت رساندن استعدادهاست و از آن جا كه منصب امامت پس از موفقيت ابراهيم(ع) در آزمونها; يعنى، پس از رشد يافتن و به فعليت رسيدن استعدادهايش به او عطا شد، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

17 - پيراسته بودن از ظلم و ستمكارى ، از شرايط دستيابى به مقام امامت و پيشوايى مردم

قال لاينال عهدى الظلمين

18 - ستمكاران ، شايسته و سزاوار امامت و رهبرى نيستند .

لاينال عهدى الظلمين

24 - عصمت از گناه شرط امامت است .

قال لاينال عهدى الظلمين

16- اهميت مقام اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 2

2 - بشارت ها در دنيا و آخرت ، ويژه مؤمنانى است كه با رعايت تقواى مستمر الهى ، به مقام « ولىّ اللّهى » رسيدند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى استغراق باشد.

17- اهميت مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 - منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

18- اهميت مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 10

10- عبوديت ، مقامى ارجمند و جايگاهى رفيع

بل عباد مكرمون

خداوند متعال در توصيف، تمجيد و تكريم فرشتگان، عبوديت آنان را يادآور شده است و اين مطلب مى رساند كه عبوديت، مقامى رفيع و ارجمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 15

15 - بندگى شايسته خدا ، مقامى بس والا براى بشر

نعم العبد إنّه أوّاب

19- تفاخر به مقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 1

1 - عموم مردم تا لحظه مرگ ، گرفتار رقابت با يكديگر و تفاخر به مال و مقام اند .

حتّى زرتم المقابر

20- زمينه دستيابى به مقام ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 5

5 - نقش اساسى و محورى صبر در راه خدا ، در رسيدن انسان به مقام ابرار

إنّ الأبرار . .. جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا

21- زمينه مقام اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 63 - 3

3 - رعايت مستمر تقواى الهى ، زمينه ساز رسيدن به مقام ولى اللّهى است .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون

22- زمينه مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 24

24 - رضايت خاطر و آرامش درون ، از ثمرات تسبيح و تحميد خداوند در فرصت هاى مختلف شبانه روز *

و سبّح بحمد ربّك . .. لعلّك ترضى

ممكن است رضايت مطرح شده در اين آيه، مقابل دل گيرى حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) از سخنان كافران باشد كه در صدر آيه مطرح بود. در اين صورت مقصود، رضايت خاطر و آرام يافتن درون خواهد بود.

23- زمينه مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 11

11- دستيابى به مقام عبوديت و كرامت ، در پرتو تسليم محض در برابر خداوند است .

مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 14

14 - رجوع بسيار و توجه همواره به خدا در زندگى ، موجب دستيابى انسان به مقام والاى عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

24- سختى مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 21

21 - مقام رضا ، موقعيتى رفيع و ارزش مند و وصول به آن دشوار است .

فاصبر . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

مسبوق شدن «ترضى» به حرف ترجى «لعلّ» و نيز برنامه ذكر شده در آيه براى هر شبانه روز، از موقعيت والاى مقام رضا و دشوارىِ رسيدن به آن حكايت دارد.

25- فضيلت مقام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 27،28

27 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « نزلت ثلاثة أحجار من الجنة . . . و مقام إبراهيم . . . ;

سه سنگ از بهشت فرود آمده . .. و از جمله آنها مقام ابراهيم است ... ».

28 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . لقد وضع عبد من عباد اللّه قدمه على حجر فأمرنا اللّه تبارك و تعالى أن نتخذ ها مصلًّى . . . ;

. .. بنده اى از بندگان خدا (ابراهيم (ع)) پايش را بر سنگى نهاد، پس خداوند (براى تجديد خاطره) به ما دستور داد كه آن سنگ را جايگاه نماز خويش كنيم ... ».

26- فضيلت مقام رسالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 2

2 - فضيلت و برترى مقام رسالت بر نبوت

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ

با توجه به تقديم «رسول» بر «نبى»، مطلب فوق را به دست مى آيد.

27- فضيلت مقام نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 2

2 - فضيلت و برترى مقام رسالت بر نبوت

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ

با توجه به تقديم «رسول» بر «نبى»، مطلب فوق را به دست مى آيد.

28- مقام آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 2

2 - آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، داراى شايستگى هاى ويژه

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

قطعاً گزينش خداوند، بر اساس شايستگى بوده است; زيرا ترجيح بلا مرجح در مورد خداوند حكيم، محال است.

29- مقام آل ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 2

2 - آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، داراى شايستگى هاى ويژه

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

قطعاً گزينش خداوند، بر اساس شايستگى بوده است; زيرا ترجيح بلا مرجح در مورد خداوند حكيم، محال است.

30- مقام آل عمران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 2

2 - آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، داراى شايستگى هاى ويژه

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

قطعاً گزينش خداوند، بر اساس شايستگى بوده است; زيرا ترجيح بلا مرجح در مورد خداوند حكيم، محال است.

31- مقام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 65 - 1

1 - موقعيّت ممتاز حضرت ابراهيم ( ع ) ، حتى در ميان اهل كتاب

يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم

سعى هر يك از يهود و نصارا در انتساب ابراهيم به خويش، نشانه ارجمندى مقام آن حضرت نزد ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 5

5 - موقعيّت ممتاز حضرت ابراهيم ( ع ) ، حتى در ميان اهل كتاب

ما كان ابراهيم يهوديّاً و لا نصرانيّاً

هر يك از يهود و نصارا سعى داشتند ابراهيم (ع) را به خود منتسب نمايند و اين، حاكى از موقعيت ممتاز آن حضرت نزد ايشان

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 6

6 - جايگاه والاى حضرت ابراهيم ( ع ) در پيشگاه خداوند

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

ظاهراً ارجمندى مقام ابراهيم (ع) در مسجد الحرام به جهت انتساب آن مقام به ابراهيم (ع) است.

32- مقام ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 1،3

1 - ابليس داراى مقامى رفيع، قبل از كبرورزى و نافرمانى خداوند

قال فاهبط منها

مراد از ضمير در «منها» و «فيها» منزلتى است كه ابليس همراه فرشتگان در آن منزلت بوده است.

3 - ابليس از فرومايگان در پيشگاه خداوند است.

إنك من الصغرين

33- مقام اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 4

4 - منزلت و جايگاه اخروى انسان ها ، در گرو اعمال ايشان است ، نه ادّعا ها و آرزو هاى خيالى آنان !

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به

34- مقام الوهيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 6

6 - الوهيت مقامى ناسازگار با زاده شدن و زاييدن

اتخذونى و امى الهين

35- مقام امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 14

14 - حضرت على ( ع ) به منزله نفس پيامبر (صلی الله علیه و آله) و داراى مقامى والا و ارجمند

و انفسنا و انفسكم

با توجّه به تاريخ مسلم، از جمله شركت كنندگان در مباهله، على (ع) بوده كه از او تعبير به «انفسنا» شده است. و مؤيد آن روايات فراوانى از جمله روايت امام كاظم (ع) است كه فرمود: ... فكان تأويل قوله تعالى ... «و انفسنا» على بن ابيطالب (ع) ... .


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 85، ح 9، ب 7 ; نورالثقلين، ج 1، ص 348، ح 162.

36- مقام امامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 5،6،8،11

5 - خداوند ، ابراهيم ( ع ) را به مقام والاى امامت رسانيد .

قال إنى جاعلك للناس إماماً

6 - موفقيت ابراهيم ( ع ) در آزمون هاى الهى ، موجب شايستگى او براى مقام امامت شد .

فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً

8 - امامت ، مقامى برتر از نبوت *

و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً

11 - امامت ، عهد و منصبى است والا و الهى و عطا كننده آن خداوند است .

إنى جاعلك للناس إماماً . .. لاينال عهدى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 13

13 - امامت و پيشوايى بر امت ها ، منصبى غير از نبوت و رسالت است .

و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى

جمله «اخلفنى فى قومى» مى رساند كه موسى(ع) رسماً هارون را به امامت و رهبرى بنى اسرائيل منصوب كرد. اگر پيامبرى با امامت و رهبرى تفاوتى نداشت نيازى نبود كه موسى(ع) هارون را - كه از پيامبران بود - به امامت منصوب كند.

37- مقام انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 5،6

5 - انبيا ، انسانهايى ممتاز و برتر از همگان حتى فرشتگان و . . . .

انّ اللّه اصطفى . .. على العالمين

6 - يادآورى امتياز و برترى انبياى گذشته ، عامل تسهيل پذيرش اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

اطيعوا اللّه و الرسول . .. انّ اللّه اصطفى

پس از امر به اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله)، امتياز انبياى گذشته را يادآور مى شود تا بفهماند كه امّتهاى گذشته نيز مأمور به اطاعت بودند; باشد كه از اين طريق، اطاعت از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آسان گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 4

4 - پيامبران ، انسانهايى مافوق ، نه مافوق انسان

ما كان لبشر ان يؤتيه اللّه الكتاب و الحكم

38- مقام پاكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 9

9 - بهشتِ تقواپيشگان ، منزلگاه پاكان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

چون درآمدن به بهشتِ مهيّا شده براى تقواپيشگان در گرو آمرزش گناهان است، آن بهشت، جايگاه پاكان از گناه خواهد بود.

39- مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 2،6

2 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند خواستند تا از ميان نسلشان گروهى را به مقام تسليم نايل سازد .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

در برداشت فوق «من» در «من ذريتنا» به معناى بعض گرفته شده است.

6 - تمامى ذريه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، شايستگى نايل شدن به مراحل والاى تسليم را دارا نيستند .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

«من» در «من ذريتنا» براى تبعيض است و گوياى برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 8

8 - حواريون پس از اظهار ايمان خالصانه ، از خداوند خواستند تا بر نيلشان به مقام تسليم گواه باشد .

و اذ اوحيت . .. و اشهد باننا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 5،6

5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) داراى مقام تسليم و پذيرنده فرمانهاى خدا

و بذلك أمرت و أنا أول المسلمين

«اسلام»، مصدر «المسلمين»، به معناى تسليم شدن و متعلق «المسلمين» به دليل جمله قبل فرمانهاى خداوند است. بنابراين «انا أول المسلمين» يعنى من اول كسى هستم كه تسليم دستورهاى خدا شده ام.

6 - جايگاه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مقام تسليم، جايگاهى برتر از همه تسليم شدگان در برابر خدا

و أنا أول المسلمين

اول بودن گاهى به اعتبار زمان است و گاهى به اعتبار رتبه و مقام. به نظر مى رسد در جمله «أنا أول المسلمين» دومين معنا مراد باشد.

40- مقام تقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 3،8

3 - نيل به مقام قرب الهى ، بهره مندى كامل از بهشت و نعمت هاى آن و برخوردارى از فضل الهى ، پاداش مؤمنان متمسك به خداوند

فاما الذين ءامنوا . .. فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم إليه

8 - ورود به بهشت و برخوردارى از فضل خدا و رسيدن به مقام قرب الهى ، پاداش مؤمنان به خدا و پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 5،6

5 - لزوم سعى و تلاش براى يافتن راهى به مقام قرب الهى

يأيها الذين ءامنوا . .. و ابتغوا إليه الوسيلة

كلمه «اليه» متعلق به «الوسيلة» است و وسيله به چيزى گفته مى شود كه باعث تقرب گردد، يعنى در پى يافتن چيزى باشيد كه شما را به خدا و قرب او برساند.

6 - نيل به مقام قرب الهى ، داراى روش ها و ابزار هاى مشخص

و ابتغوا إليه الوسيلة

41- مقام رضاى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 22

22 - نيل پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مقام رضا ، درگرو صبر ، تسبيح و حمد مداوم پروردگار

فاصبر . .. و سبّح ... لعلّك ترضى

42- مقام رضاى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 35 - 1

1 - موسى ( ع ) با بيان آگاهى دقيق خداوند به خصوصيات او و خاندانش ، خود راپذيراى خواسته هاى خداوند و راضى به انتخاب هاى او خواند .

إنّك كنت بنا بصيرًا

مراد از «نا» موسى(ع) و اهل او از جمله هارون(ع) است، موسى(ع) پس از پيشنهاد وزارت براى هارون بيان مى دارد كه خداوندا! تو مرا و اعضاى خاندانم را خوب مى شناسى و ويژگى هاى برادرم هارون(ع) را نيز مى دانى، اين پيشنهاد من است، اما تصميم تو هر چه باشد، تصميمى آگاهانه و با بصيرت كامل است .

43- مقام زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 8

8 - مزلت متعالى يحيى و زكريا ، در پيشگاه خداوند

فنادته الملئكة . .. يبشّرك بيحيى

نزول ملائكه بر زكريا (ع)، دلالت بر عظمت مقام او دارد. و بشارت خداوند به اعطاى يحيى به وى حاكى از ارجمندى مقام يحيى است.

44- مقام زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 14

14 - طهارت و پاكدامنى ، ملاكى براى ارزيابى مقام زن

طهرك و اصطفيك

45- مقام شاكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 19

19 - شاكران ، داراى مقامى والاتر از تقواپيشگان

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

اگر «لعلّ»، بيان و غايت «فاتّقوا اللّه» باشد، شكر، هدف و غايت تقواپيشگى خواهد بود.

46- مقام شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 15

15 - منزلت والاى شهيدان

و يتّخذ منكم شهداء

برگزيدن شهيدان از سوى خداوند، حاكى از مقام والاى آنان است ; چون تا از آنان راضى نباشد و دوستشان نداشته باشد، آنان را برنمى گزيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 9

9 - اشتياق مؤمنان به حضور در ميدان جهاد و شهادت ، پس از آگاهى از درجات شهداى بدر

و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: فانّ المؤمنين لمّا اخبرهم اللّه بالّذى فعل بشهدائهم يوم بدر و منازلهم من الجنّة رغبوا فى ذلك فقالوا اللهمّ ارنا القتال نستشهد فيه.


تفسير قمى، ج 1، ص 119 ; تفسير برهان، ج 1، ص 319، ح 1.

47- مقام صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 12

12 - خداوند دوستدار پايمردان در جنگ و شكيبايان در برابر هجوم حوادث آن

فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 11

11 - پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

48- مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 8

8- بندگى براى خدا ، از شريف ترين و عزيزترين مرتبه ها ، براى انسان است .

أنزل على عبده الكتب

استفاده از عنوان «عبد» براى معرفى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشان دهنده جايگاه بلند اين رتبه و منزلت، در قاموسِ كمالات و فضيلت هاى انسانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 8

8- بندگى خداوند ، مرتبتى والا و موجب ورود به بهشت

جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 19

19 - عبوديت و بندگى خدا ، شرف و مقامى والا در بينش سليمان ( ع )

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 8

8 - بندگى شايسته خدا ، مقامى بس والا براى بشر

نعم العبد إنّه أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 5

5 - عبوديت خداوند ، مقامى است بس ارجمند .

أليس اللّه بكاف عبده

49- مقام عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 15،17

15 - عدالتخواهان جانباخته در طريق عدل ، رتبه اى پس از پيامبران را دارا هستند .

و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط من الناس فبشّرهم بعذاب ال

بيان يك گونه عذاب براى قاتلين انبيا و عدالتخواهان، دلالت بر نزديكى رتبه عدالتخواهان با انبيا دارد. و تقديم انبيا بر عدالتخواهان حاكى از فضيلت افزونتر آنان است.

17 - ارجمندى عدالتخواهى و عدالتخواهان ، نزد خداوند

و يقتلون النّبيّن . .. و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

مستفاد از ذكر عدالتخواهان در پى ذكر انبياى الهى و تهديد قاتلان آنان به عذاب دردناك.

50- مقام عصمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 9

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام عصمت

و جئنابك شهيدًا على هؤلاء

گواه بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به امت خويش، مستلزم عصمت اوست و گرنه او خود نيازمند شاهد ديگر بود.

51- مقام علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 12

12 - ارجمندى فرشتگان و دانشمندان ، در پيشگاه خداوند

شهداللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم

از ذكر نام آنان به عنوان شاهدان وحدانيّت خويش در كنار نام خود، استفاده شده است.

52- مقام عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 11

11 - حضرت مسيح ( ع ) ، كلمه اى از جانب خداوند

بكلمة من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 4،5،9،13،14

4 - عظمت و اهميّت بشارت اعطاى عيسى به مريم

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك

چون جمعى از فرشتگان اين بشارت را آوردند و نه يك فرشته، عظمت و اهميّت آن استفاده مى شود.

5 - عيسى ( ع ) ، كلمه اى والا ، از جانب خداوند

انّ اللّه يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم

«كلمة» به صورت نكره، دلالت بر عظمت آن دارد. گويا كلمه اى است كه به جهت عظمت آن، ناشناخته است.

9 - وجاهت و آبرومندى حضرت مسيح در دنيا و آخرت

اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيهاً فى الدنيا و الاخرة

13 - عيسى ( ع ) ، از مقربان درگاه الهى

عيسى ابن مريم . .. و من المقربين

14 - عظمت عيسى ( ع ) ، نزد خداوند

يبشّرك بكلمة منه . .. وجيهاً ... و من المقربين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 4،5،6

4 - حضرت عيسى ( ع ) ، انسانى ممتاز و استثنايى

و يكلّم الناس فى المهد و كهلا

سخن گفتن عيسى (ع) در گهواره، نشانگر شخصيّت ممتاز و استثنايى اوست.

5 - عيسى ( ع ) ، صالحى از نسل صالحان

اسمه المسيح عيسى ابن مريم . .. و من الصالحين

6 - صلاح و شايستگى عيسى ( ع ) ، مژده خداوند به مريم

يبشرك بكلمة منه . .. و من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 6

6 - مقام والاى حضرت عيسى ( ع ) و تقرّب وى در پيشگاه خداوند

انّى متوفّيك و رافعك الىّ

«رافعك الىّ»، كنايه از قُرب آن حضرت نزد خداست; چون قُرب مكانى براى خداوند، تصوّر ندارد.

53- مقام قرب خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 16

16 - بهشت ، مقام قرب الهى است . *

فى روضات الجنّات . .. عند ربّهم

بنابراين احتمال كه «عند ربّهم» خبر ديگرى براى «الذين. ..» باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 5

5 - بهشت ، سر منزل قرب و جوار الهى

ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة

54- مقام قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 5

5 - خداوند عطا كننده كتاب و منصب قضاوت و نبوت به پيامبران است.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

55- مقام قضاوت داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 4

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

56- مقام قضاوت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 4

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

57- مقام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 16

16 - مهلت يافتن و عمر طولانى كافران ، گوياى عزّت و قرب آنان در نزد خدا نيست .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين

58- مقام گواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 18

18 - منزلت والاى گواهان بر حوادث تاريخى ( شكست ها و پيروزى هاى مسلمانان ) و بيانگران علل آن حوادث

و يتّخذ منكم شهداء

چون در آيه شريفه متعلق شهادت ذكر نشده، مى توان به قرينه آيات قبل - كه علل حوادث تاريخى را تحليل كرده است - چنين احتمال داد كه مراد از شهيدان، گواهان شكستها و پيروزيهاى مسلمانان باشند تا گواهى دهند آنجا كه از خدا و رسولش پيروى شد و تقوا رعايت گرديد، مسلمانان پيروز شدند و آنجا كه بر خود اعتماد كردند و از خداوند غافل شدند و بى تقوايى و بى صبرى پيشه كردند، شكست خوردند.

59- مقام لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 11،19

11- مؤمنان قوم نوح ، مردمى مقرب درگاه خدا و برخوردار از مقام لقاى او

إنهم ملقوا ربهم

جمله «إنهم ملاقوا ربهم» مى تواند بيانگر حال فعلى پيروان نوح باشد; يعنى ، هم اكنون به مقام لقاى پروردگار رسيدند و همچنين مى تواند خبر از فرجام اخروى آنان دهد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

19- اشراف قوم نوح ، ناآگاه به مرتبه والاى « لقاءالله » و تقرب به درگاه خدا

إنهم ملقوا ربهم و لكنى أريكم قومًا تجهلون

60- مقام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 7

7 - تقواپيشگان ، مقرّب پروردگار خويش هستند .

للّذين اتقوا عند ربّهم

بهره مندى از بهشتى كه در پيشگاه پروردگار است مستلزم تقرّب متّقين نزد اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 6

6 - متّقين ، محبوب خدا هستند .

فانّ اللّه يحب المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 19

19 - شاكران ، داراى مقامى والاتر از تقواپيشگان

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

اگر «لعلّ»، بيان و غايت «فاتّقوا اللّه» باشد، شكر، هدف و غايت تقواپيشگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 18

18 - نيل به تقوا ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم آوردن زمينه آمرزش گناهان

و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة ... اعدّت للمتّ

معناى اينكه به سوى بهشت متّقيان بشتابيد، اين است كه از زمره متّقيان شويد و مخاطبين اين دعوت كسانى هستند كه به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم ساختن موجبات آمرزش، فراخوانده شدند. بنابراين از زمره اهل تقوا شدن به اين است كه از خدا و رسول او پيروى كرده و كارى كنند كه گناهشان آمرزيده شود.

61- مقام مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 11

11 - پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

62- مقام محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 10،11،12

10 - نيكوكاران ، محبوب خداوند هستند .

و اللّه يحبّ المحسنين

11 - پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

12 - معتقدين به خدايى بودن پيروزى ها و جويندگان بخشايش الهى ، از نيكوكاران و محبوبان خدا هستند .

ربّنا اغفر لنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين ... و اللّه يحبّ

كلمه «المحسنين» پس از آيات گذشته بيانگر اين معناست كه دارندگان ويژگيهاى شمرده شده، مصداق محسنان هستند و از جمله آن ويژگيها، اعتقاد به ربوبيت خداوند و باور به خدايى بودن پيروزيهاست.

63- مقام محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 6،9

6 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تكريم الهى نسبت به وى

نزّل عليك الكتاب

از تقدّم ظرف «عليك» بر مفعول صريح، و همچنين خطاب به پيغمبر (صلی الله علیه و آله)، تكريم خداوند به آن حضرت استفاده شده است.

9 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر اساس شايستگى آن حضرت *

بنابراينكه «بالحق» متعلق باشد به «نزّل» با قيد «عليك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 40

40 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) برترين راسخ در علم

و الراسخون فى العلم

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) افضل الراسخين.


بصائر الدرجات صفار، ص 203، ح 4 ب 10 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 164، ح 6.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 68 - 8

8 - عظمت و جلالت مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنانِ به او نزد خداوند

و هذا النّبى و الذين امنوا

از اختصاص به ذكر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان با آنكه «للذين اتبعوه» شامل آنان نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 74 - 3

3 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، مشمول رحمت خاص الهى

قل ان الفضل بيد الله . .. يختص برحمته من يشاء

بنابراينكه مراد از فضل الهى، نبوت و برگزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.

64- مقام مخلصان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 11

11 - خلوص و پاكى مريم و برگزيدگى او ، زمينه سرآمد شدن او بر زنان جهان

انّ اللّه اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين

به نظر مى رسد تقديم جمله «اصطفيك و طهّرك» بر «اصطفيك على نساء العالمين»، دلالت داشته باشد بر دخالت برگزيدگى و طهارت مريم براى سرآمد شدن او.

65- مقام مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 4،7،8،22

4 - عظمت شخصيّت حضرت مريم ( س ) در پيشگاه خداوند

و اللّه اعلم بما وضعت و ليس الذكر كالاُنثى

بنابراينكه «ال» در «الاُنثى»، عهد حضورى باشد. يعنى پسرى كه تو مى خواستى، مانند اين دختر كه به تو داديم نيست. و اين لحن، نشانگر عظمت شخصيّت حضرت مريم است.

7 - شرافت مريم ( س ) بر همه مردان عصر خويش

و ليس الذكر كالاُنثى

الف و لام در «الاُنثى»، عهد حضورى و اشاره به مريم است. الف و لام «الذكر»، براى جنس يا استغراق است. گفتنى است كه در

برداشت فوق جمله «و ليس الذكر كالاُنثى» كلام خدا دانسته شده است.

8 - اميدبخشى خداوند به مادر مريم ( س ) ، نسبت به آينده درخشان فرزندش

و ليس الذكر كالاُنثى

بنابراينكه «و ليس الذكر كالاُنثى»، كلام خدا باشد.

22 - اجابت دعاى همسر عمران ، در مورد حفظ مريم ( س ) و فرزندش از شرّ شيطان

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشّيطان الرّجيم

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. و قال عيسى (ع) فيما يثنى على ربه: و اعاذنى و امّى من الشّيطان الرجيم فلم يكن له علينا سبيل.


الدر المنثور، ج 2، ص 184.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 1،3،7،8،23

1 - مريم ( س ) ، در پى نذر مادرش ، از سوى خداوند به شايستگى پذيرفته شد .

فتقبّلها ربّها بقبول حسن

3 - عنايت ويژه خداوند به رشد و تربيت معنوى مريم ( س )

و انبتها نباتاً حسناً

7 - عظمت و تعالى معنوى و عصمت حضرت مريم ( س )

فتقبّلها ربّها . .. و انبتها

از اينكه خداوند، خودِ مريم را پذيرفته به دست مى آيد كه او از تمام جهات مورد رضايت خداوند است و اين معنا ملازم عصمت است.

8 - محفوظ ماندن از شر شيطان و نيز پرورش معنوى ، دو جنبه تربيت خداوند براى مريم

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشيطان الرجيم فتقبّلها ربّها . .. و انبتها نباتاً

23 - برخوردارى حضرت مريم ( س ) ، از رزق ويژه الهى

وجد عندها رزقاً . .. قالت هو من عنداللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 2،3،4

2 - اذعان زكريا به عظمت و مقام معنوى مريم ( س )

قالت هو من عند اللّه . .. هنا لك دعا زكريا

3 - دعاى زكريا و تقاضاى فرزند و نسل پاك ، تحت تأثير حالات و مقامات مريم ( س )

هنا لك دعا زكريا ربّه

بنابراينكه مشاراليه «هنا لك»، مشاهده مقامات عالى مريم (س) باشد.

4 - زكريا با مشاهده رزقى كه خارج از اسباب طبيعى به مريم اعطا شده بود ، على رغم كهنسالى خود ، از خدا تمناى فرزند كرد .

هنا لك دعا زكريا ربّه

بنابراينكه مشاراليه «هنا لك»، اعطاى رزق از راه غير طبيعى به مريم باشد كه خداوند، بدين گونه به آن اشاره كرده است: ان اللّه

يرزق من يشاء بغير حساب.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 -

3،5،6،7،8،9،11،12،15،17،18

3 - عظمت مقام و منزلت مريم ، نزد پروردگار

و اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه اصطفيك

نزول ملائكه بر مريم و برگزيدن وى، دلالت بر ارجمندى مقام مريم نزد خداوند دارد.

5 - برگزيدگى و پاكيزه گشتن مريم ( س ) از سوى خدا

يا مريم انّ اللّه اصطفيك و طهّرك

6 - پاكى و برگزيده شدن مريم ، زمينه برگزيده شدن خاندان عمران نزد خداوند

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

«و اذ قالت . .. » عطف است به «اذ قالت ... » در آيه سى و پنجم و ظرف است براى «اصطفى ... ال عمران» ; يعنى آنگاه آل عمران برگزيده شدند كه مريم را خداوند برگزيد و پاك گردانيد.

7 - مريم ، داراى مقام عصمت از گناه

انّ اللّه اصطفيك و طهّرك

متعلق تطهير حذف شده است و حذف متعلق، دلالت بر عموم دارد; يعنى تطهير از هر پليدى. و چون هر گناهى، پليدى است، بنابراين مريم (س) از ارتكاب هر گناهى مبرّا و معصوم است.

8 - عنايت خاص خداوند به مريم ( س )

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

9 - پاك گشتن مريم ، در پرتو خالص گردانيدن او

انّ اللّه اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين

از اينكه جمله «و طهرك . .. » پس از «اصطفيك » آمده، به نظر مى رسد خالص گرداندن مريم، دخيل در تطهير وى بوده است. گفتنى است كه معناى «اصطفاء» خالص گرداندن از پليديهايى است كه ديگران به آن مبتلا هستند (مفردات راغب).

11 - خلوص و پاكى مريم و برگزيدگى او ، زمينه سرآمد شدن او بر زنان جهان

انّ اللّه اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين

به نظر مى رسد تقديم جمله «اصطفيك و طهّرك» بر «اصطفيك على نساء العالمين»، دلالت داشته باشد بر دخالت برگزيدگى و طهارت مريم براى سرآمد شدن او.

12 - مريم ، نمونه و الگويى براى تمامى زنان عالم

اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين

15 - مريم ، برگزيده خداون از نسل انبياى الهى

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. اصطفيك من ذريّة الانبياء.


مجمع البيان، ج 2، ص 746، نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 130.

17 - پاكدامنى پدران و مادران حضرت مريم ( ع ) از زنا

طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. و طهّرها من ان يكون فى ولادتها من آبائها و امّهاتها سفاح ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 173، ح 47 ; نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 127 ; بحار الانوار، ج 14، ص 192، ح 2.

18 - مريم برگزيده و سرآمد زنان عصر خويش

و اصطفيك على نساء العالمين

امام صادق (ع) فرمود: فرشتگان به حضرت فاطمه زهرا (س) گفتند: . .. انّ مريم كانت سيّدة نساء عالمها ... .


علل الشرايع، ص 182، ح 1، باب 146. و ص 337، ح 131 ; نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 129.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 9،10

9 - شخصيّت والاى معنوى مريم ، مايه رقابت سران كنيسه در سرپرستى او *

و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم . .. اذ يختصمون

ظاهراً نزاع افراد براى به دست آوردن سرپرستى حضرت مريم بوده است و نه به عهده ديگرى گذاشتن

10 - شناخته بودن شخصيّت معنوى مريم ( س ) ، در عصر خويش *

ايّهم يكفل مريم . .. اذ يختصمون

چون هر يك از سران كنيسه خواهان سرپرستى مريم بودند و در اين باره با يكديگر نزاع مى كردند، معلوم مى شود كه عظمت شخصيّت آن حضرت براى همگان روشن و آشكار بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 7

7 - مريم ، مادرى ارزشمند و افتخارآفرين براى عيسى ( ع ) *

عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 5،7،8

5 - احساس حضور و قرب مريم ( س ) ، نسبت به خداوند

قالت الملئكة . .. قالت ربّ

از اينكه مريم در جواب بشارت ملائكه نفرمود كه از جانب من به خداوند بگوييد، بلكه مستقيماً با خداوند سخن گفت (رب انّى . .. )، معلوم مى شود كه خود را در حضور پروردگار مى دانست.

7 - گفتگوى مريم و خداوند

قالت ربّ . .. قال

8 - ادب حضرت مريم ( ع ) ، در مقابل تكلّم با خداوند

قالت ربّ . .. و لم يمسسنى بشر

از آميزش، تعبير به ملاقات و مسّ شده است.

66- مقام مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 110 - 1،2،10

1 - مسلمانانِ امركننده به معروف ، نهى كننده از منكر و مؤمن به خدا ، بهترين امّت ها هستند .

كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر

2 - مسلمانان ، بهترين امّت براى خدمت به جوامع انسانى هستند ; مشروط به اينكه امر به معروف و نهى از منكر كنند و مؤمن به خدا باشند .

كنتم خير أمّة أخرجت للناس

جمله «تأمرون بالمعروف . .. »، حال است براى «خير امة»; يعنى شما زمانى بهترين امت خواهيد بود كه داراى چنين حالت و ويژگى باشيد; و قيد «براى خدمت»، از «لام» در «للناس» استفاده شده است.

10 - مسلمانان در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از بهترين امّت ها و مورد ستايش خداوند بودند .

كنتم خير أمّة أخرجت للناس

به قرينه «كنتم»، آيه فوق بيانگر يك مسأله تاريخى است و آن عبارت است از رفتار و روش مسلمين در آغاز بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 7

7 - برترى مسلمانان بر ديگران ، در گرو ايمان آنان است .

و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

در برداشت فوق، جمله «و انتم الاعلون»، به منزله جواب شرط «ان كنتم . .. » گرفته شده است.

67- مقام ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 12

12 - ارجمندى فرشتگان و دانشمندان ، در پيشگاه خداوند

شهداللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم

از ذكر نام آنان به عنوان شاهدان وحدانيّت خويش در كنار نام خود، استفاده شده است.

68- مقام مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 4،11

4 - سرپرستى و مديريّت در جامعه اسلامى ، مخصوص مؤمنان است .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

11 - حاكميّت و سرپرستى كافران بر امور مؤمنان ، زمينه انحطاط و بى ارزشى مؤمنان در پيشگاه خدا

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اوليا ء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

خروج از ولايت خدا، مستلزم انحطاط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 68 - 6،7،8

6 - سزاوارترين مردم به انتساب و پيوند دينى به حضرت ابراهيم ( ع ) ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنانند ; نه يهود و نصارا .

ما كان ابرهيم يهودياً و لا نصرانياً . .. انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه

7 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به او ، همانند حضرت ابراهيم ، موحد و حنيف و تسليم محض خداوند

و لكن كان حنيفاً مسلماً . .. انّ اولى الناس ... و هذا النّبى و الّذين امنوا

8 - عظمت و جلالت مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنانِ به او نزد خداوند

و هذا النّبى و الذين امنوا

از اختصاص به ذكر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان با آنكه «للذين اتبعوه» شامل آنان نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 100 - 5

5 - توجه و لطف خاص خداوند به اهل ايمان

يا ايها الذين امنوا ان تطيعوا

با توجه به آيات قبل كه خطابِ مستقيم به اهل كتاب ندارد، ولى نسبت به اهل ايمان، خطابِ مستقيم شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 12

12 - ستايش خداوند ، از مؤمنين اهل كتاب

من اهل الكتب امة . .. يؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 9،10،12

9 - اعلام برترى مؤمنان بر ديگران ، برانگيزنده آدمى به ايمان واقعى

و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

خداوند برترى مسلمانان را در گرو ايمان واقعى آنان دانسته است. و چون انسانها ذاتاً خواهان برترى بر دشمنانشان هستند، براى

رسيدن به ايمان واقعى انگيزه پيدا مى كنند.

10 - نقش توجّه دادن اهل ايمان به برتريشان بر ديگران ، در تقويت روحيه آنان

و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

12 - ضرورت توجّه دادن مؤمنان به برترى آنان بر ديگران

و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

69- مقام نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 8

8 - امامت ، مقامى برتر از نبوت *

و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 4،5،8

4 - كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان

و لو جعلنه ملكا

5 - خداوند، جز از جنس بشر، پيامبرى براى آدميان قرار نخواهد داد.

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

8 - خداوند، فرشتگان را براى آدميان به پيامبرى برنمى گزيند.

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

حرف «لو» در مواردى به كار مى رود كه شرط، امرى ممتنع و غيرعملى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 5

5 - خداوند عطا كننده كتاب و منصب قضاوت و نبوت به پيامبران است.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 13

13 - امامت و پيشوايى بر امت ها ، منصبى غير از نبوت و رسالت است .

و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى

جمله «اخلفنى فى قومى» مى رساند كه موسى(ع) رسماً هارون را به امامت و رهبرى بنى اسرائيل منصوب كرد. اگر پيامبرى با امامت و رهبرى تفاوتى نداشت نيازى نبود كه موسى(ع) هارون را - كه از پيامبران بود - به امامت منصوب كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 5

5- بشر ، شايسته دستيابى به مقام رسالت و پيامبرى است .

و لاأقول إنى ملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 7

7- مقام نبوت ، رحمت خاص خداوند به پيامبران است .

و ءاتنى منه رحمة

نكره آوردن «رحمة» دلالت بر عظمت آن دارد كه در برداشت از آن به رحمت خاص تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 5

5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .

و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 7

7- نبوت ، مقامى انتصابى از ناحيه خداوند

و كلاًّ جعلنا نبيًّا

70- مقام نبوت و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 3

3- درخواست علامت از خدا براى اطمينان فزون تر ، با مقام پيامبرى سازگار است .

قال ربّ اجعل لى ءاية قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس

71- مقام نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 2

2 - آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، داراى شايستگى هاى ويژه

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

قطعاً گزينش خداوند، بر اساس شايستگى بوده است; زيرا ترجيح بلا مرجح در مورد خداوند حكيم، محال است.

72- مقام نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 8،12

8 - مقام برّ ، از درجات عالى كمال انسان

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

12 - رسيدن به مقام برّ ، در گرو پرداخت مقدارى از مال خويش به امام ( ع ) در هر سال

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

امام صادق (ع): شنيدم از پدرم كه مى گفت: من مضت له سنة لم يصلنا من ماله قلّ او كثر، لم ينظر اللّه اليه يوم القيامة . .. اذ يقول: «لن تنالوا البرّ ... » فنحن البرّ و التقوى.


تفسير عياشى، ج 1، ص 184، ح 85 ; نورالثقلين، ج 1، ص 364، ح 238.

73- مقام همسر عمران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 14

14 - تعالى روحى و معنوى مادرِ حضرت مريم ( همسر عمران )

اذ قالت . .. ربّ ... انّى سمّيتها مريم و انّى اعيذها

از توجه به خدا، خلوصش در نذر و نامى كه براى فرزند خويش انتخاب كرد (مريم به معنى عابده)، برداشت فوق استفاده شده است.

74- مقام يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 8،12،13،14

8 - مزلت متعالى يحيى و زكريا ، در پيشگاه خداوند

فنادته الملئكة . .. يبشّرك بيحيى

نزول ملائكه بر زكريا (ع)، دلالت بر عظمت مقام او دارد. و بشارت خداوند به اعطاى يحيى به وى حاكى از ارجمندى مقام يحيى است.

12 - حيات جاودانه حضرت يحيى ( ع ) *

يبشرك بيحيى

با توجّه به معناى لغوى كلمه «يحيى» (زنده مى ماند)، با صيغه مضارع كه حاكى از استمرار آن معناست.

13 - حضرت يحيى ، بزرگوار و شريف و دورى گزين از زنان ، به جهت پاكدامنى و عفت ، و پيامبرى از تبار صالحان

انّ اللّه يبشرك بيحيى . .. و سيداً و حصورا و نبياً من الصالحين

«حصور» به كسى گفته مى شود كه از زنان دورى گزيند، يا بجهت ناتوانى جنسى و يا بجهت عفت و كنترل تمايلات جنسى. (مفردات راغب) و چون آيه در مقام ستايش از يحيى (ع) است دورى وى از زنان بجهت پاكدامنى بوده و نه ناتوانى. برداشت فوق را روايت امام باقر (ع) تأييد مى كند كه فرمود: «وسيداً و حصوراً» و الحصور الذى يأبى النساء ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 172، ح 45 ; مجمع البيان، ج 2، ص 742.

14 - اعتقاد به نبوّت عيسى ( ع ) ، ارزشى براى يحيى

مصدقاً بكلمة من اللّه

75- مقام يقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 5

5 - رسيدن به يقين، مرتبه اى بلند براى انسان و قله اى براى معرفت و شناخت

و كذلك نرى . .. و ليكون من الموقنين

مطرح ساختن «يقين»، به عنوان اصليترين هدف «ارائه ملكوت»، گوياى عظمت يقين و اهل آن و همچنين نقطه نهايى در مقوله شناخت است.

76- موانع مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 8

8 - خيره شدن و دل بستگى به دنيا و زندگى مرفه ديگران ، مانع از دسترسى به مقام رضا است .

لعلّك ترضى . و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا

ممكن است اين آيه در ارتباط با آخرين جمله آيه قبل باشد. مقتضاى اين ارتباط آن است كه علاوه بر تسبيح و تنزيه پروردگار در شبانه روز - كه موجب كسب رضايت خاطر است - چشم ندوختن به مال و منال دنياى ديگران نيز، داراى نقش مؤثر در وصول انسان به مقام رضا است.

77- مؤمنان و مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 10

10 - راه يافتگان از مرحله ايمان به مقام تسليم ، بر توكل به خدا توانمندند .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

78- نعمت مقام تقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 11 - 3

3 - بهره مندى از مقام قرب الهى در آخرت ، برترين نعمت

أُولئك المقرّبون

ذكر مسأله تقرب به درگاه الهى قبل از «فى جنّات النعيم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

79- نقش مقام قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 13

13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس

يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى

80- نماز در مقام ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 7،8،26،28،30

7 - زيارت كنندگان خانه خدا ، بايد در مقام ابراهيم ، نماز بخوانند .

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

گويا مقصود از نمازى كه بايد در مقام ابراهيم خوانده شود، نماز طواف است، نه ساير نمازها.

8 - مقام ابراهيم ، بايد به جايگاهى براى نماز اختصاص يابد .

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

«مصلًّى» اسم مكان از «صلاة» و به معناى جايگاه نماز است.

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : . . . « ان اللّه فضل مكة و جعل بعض ها أفضل من بعض . فقال تعالى « واتخذوا

من مقام إبراهيم مصلًّى » . . . ;

خداوند، مكه را فضيلت و برترى داده و بعضى از قسمتهاى آن را بر قسمتهاى ديگر برترى داده و فرموده است: از مقام ابراهيم جايگاهى براى نماز خود قرار دهيد . .. ».

28 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . لقد وضع عبد من عباد اللّه قدمه على حجر فأمرنا اللّه تبارك و تعالى أن نتخذ ها مصلًّى . . . ;

. .. بنده اى از بندگان خدا (ابراهيم (ع)) پايش را بر سنگى نهاد، پس خداوند (براى تجديد خاطره) به ما دستور داد كه آن سنگ را جايگاه نماز خويش كنيم ... ».

30 - « عن ابى الصباح الكنانى ، قال سألت اباعبداللّه ( ع ) عن رجل نسى ان يصلى ركعتين عند مقام ابراهيم ( ع ) فى طواف الحج و العمرة ، فقال : ان كان فى البلد صلى ركعتين عند مقام ابراهيم ( ع ) فان اللّه عز و جل يقول : « و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلًّى » و ان كان قد ارتحل فلا آمره ان يرجع ;

ابى الصباح كنانى از امام صادق(ع) سؤال كرد درباره كسى كه دو ركعت نماز طواف حج و عمره را در مقام ابراهيم(ع) فراموش كرده است، حضرت فرمود: اگر هنوز در شهر مكه است، بايد نماز را در مقام ابراهيم (ع) به جا آورد; زيرا خداوند عز و جل فرموده: مقام ابراهيم را براى نماز خود قرار دهيد و اگر از شهر مكه كوچ كرده است من به او نمى گويم برگرد».

81- وصول به مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 8

8 - رسيدن امت ها به مقام تسليم در گرو بعثت پيامبران ; آموزش كتاب آسمانى و معارف و احكام دينى و پاك شدن از آلودگيهاست .

من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا ... يزكّيهم

به نظر مى رسد درخواست ابراهيم (ع) و اسماعيل(ع) براى بعثت پيامبرى از ميان ذريه آنها درپى درخواست تشكيل «امت مسلمه» بدين جهت باشد كه: بعثت و هدفهاى آن، از ضروريات بنيادى براى تشكيل «امت مسلمه» است.

82- ويژگيهاى مقام تقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 10 - 9

9 - مقام قرب الهى ، مقام امن و سلامت

إنّى لايخاف لدىّ المرسلون

83- مقام ابراهيم(ع)

{مقام ابراهيم(ع)}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 3،5،23

3 - مقام ابراهيم در كعبه ، از آيات روشن خداوند

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

5 - اهميّت و ارزشمندى مقام ابراهيم ( ع ) در كعبه

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

23 - مقام ابراهيم ( ع ) كه نقش دو پاى وى بر آن است و حجرالاسود و خانه اسماعيل نشانه هايى روشن در مسجدالحرام

فيه ايات بيّنات مقام ابراهيم

امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از «ايات بيّنات» در آيه فوق فرمود: مقام ابراهيم حيث قام على الحجر فاثّرت فيه قدماه و الحجرالاسود و منزل اسماعيل.


كافى، ج 4، ص 223، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 187، ح 99.

84- اهميت مقام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 8،9

8 - مقام ابراهيم ، بايد به جايگاهى براى نماز اختصاص يابد .

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

«مصلًّى» اسم مكان از «صلاة» و به معناى جايگاه نماز است.

9 - مقام ابراهيم ، جايگاهى ارجمند و با عظمت

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

تعيين «مقام ابراهيم» به عنوان جايگاه نماز و ضرورت برپايى نماز در آن مكان، بيانگر شرافت آن است.

85- فضيلت مقام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 27،28

27 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « نزلت ثلاثة أحجار من الجنة . . . و مقام إبراهيم . . . ;

سه سنگ از بهشت فرود آمده . .. و از جمله آنها مقام ابراهيم است ... ».

28 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . لقد وضع عبد من عباد اللّه قدمه على حجر فأمرنا اللّه تبارك و تعالى أن نتخذ ها

مصلًّى . . . ;

. .. بنده اى از بندگان خدا (ابراهيم (ع)) پايش را بر سنگى نهاد، پس خداوند (براى تجديد خاطره) به ما دستور داد كه آن سنگ را جايگاه نماز خويش كنيم ... ».

86- مقام ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 65 - 1

1 - موقعيّت ممتاز حضرت ابراهيم ( ع ) ، حتى در ميان اهل كتاب

يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم

سعى هر يك از يهود و نصارا در انتساب ابراهيم به خويش، نشانه ارجمندى مقام آن حضرت نزد ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 5

5 - موقعيّت ممتاز حضرت ابراهيم ( ع ) ، حتى در ميان اهل كتاب

ما كان ابراهيم يهوديّاً و لا نصرانيّاً

هر يك از يهود و نصارا سعى داشتند ابراهيم (ع) را به خود منتسب نمايند و اين، حاكى از موقعيت ممتاز آن حضرت نزد ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 6

6 - جايگاه والاى حضرت ابراهيم ( ع ) در پيشگاه خداوند

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

ظاهراً ارجمندى مقام ابراهيم (ع) در مسجد الحرام به جهت انتساب آن مقام به ابراهيم (ع) است.

مقام اطمينان

87- {مقام اطمينان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 3

3 - رسيدن به مقام اطمينان ، رضايت از كار هاى خداوند و مورد پسند خدا بودن ، از نشانه هاى رسيدن به مقام عبوديت است .

يأيّتها النّفس المطمئنّة . .. راضيّة مرضيّة . فادخلى فى عبدى

حرف «فاء»، براى تفريع ما بعد بر قبل است.

مقام رضا

88- {مقام رضا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 24

24 - مؤمنان راستين ، در بهشت از خداوند راضى و خرسنداند .

و رضوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 3

3 - رسيدن به مقام اطمينان ، رضايت از كار هاى خداوند و مورد پسند خدا بودن ، از نشانه هاى رسيدن به مقام عبوديت است .

يأيّتها النّفس المطمئنّة . .. راضيّة مرضيّة . فادخلى فى عبدى

حرف «فاء»، براى تفريع ما بعد بر قبل است.

89- ارزش مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 21

21 - مقام رضا ، موقعيتى رفيع و ارزش مند و وصول به آن دشوار است .

فاصبر . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

مسبوق شدن «ترضى» به حرف ترجى «لعلّ» و نيز برنامه ذكر شده در آيه براى هر شبانه روز، از موقعيت والاى مقام رضا و دشوارىِ رسيدن به آن حكايت دارد.

90- زمينه مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 24

24 - رضايت خاطر و آرامش درون ، از ثمرات تسبيح و تحميد خداوند در فرصت هاى مختلف شبانه روز *

و سبّح بحمد ربّك . .. لعلّك ترضى

ممكن است رضايت مطرح شده در اين آيه، مقابل دل گيرى حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) از سخنان كافران باشد كه در صدر آيه مطرح بود. در اين صورت مقصود، رضايت خاطر و آرام يافتن درون خواهد بود.

91- سختى مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 21

21 - مقام رضا ، موقعيتى رفيع و ارزش مند و وصول به آن دشوار است .

فاصبر . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

مسبوق شدن «ترضى» به حرف ترجى «لعلّ» و نيز برنامه ذكر شده در آيه براى هر شبانه روز، از موقعيت والاى مقام رضا و دشوارىِ رسيدن به آن حكايت دارد.

92- موانع مقام رضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 8

8 - خيره شدن و دل بستگى به دنيا و زندگى مرفه ديگران ، مانع از دسترسى به مقام رضا است .

لعلّك ترضى . و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا

ممكن است اين آيه در ارتباط با آخرين جمله آيه قبل باشد. مقتضاى اين ارتباط آن است كه علاوه بر تسبيح و تنزيه پروردگار در شبانه روز - كه موجب كسب رضايت خاطر است - چشم ندوختن به مال و منال دنياى ديگران نيز، داراى نقش مؤثر در وصول انسان به مقام رضا است.

مقام رضوان

93- {مقام رضوان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 3،4

3 - برخوردارى از مقام رضوان ( رضايت كامل خدا از انسان ) از موهبت هاى خاص خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم ... و رضون

4 - بهره مندى از رضوان الهى ( رضايت مندى خدا ) ره آورد ايمان ، هجرت و جهاد

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. يبشرهم ربهم برحمة ... و رضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 22 - 6

6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد ، علاوه بر بهره مندى از رحمت و رضوان الهى و بهشت ، از پاداشى ويژه و بزرگ در پيشگاه خداوند برخوردارند .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت ... إن اللّه عنده أجر عظيم

قرار گرفتن جمله «إن اللّه عنده أجر عظيم» - كه داراى معنانى عام و كلى است - پس از ذكر پاداشهاى گوناگون مؤمنانِ مهاجر و مجاهد، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

94- ارزش مقام رضوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 6

6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت

تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.

مقام عبوديت

95- {مقام عبوديت}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 3

3 - بندگى و عبوديت ، بالاترين مرتبه كمال وجودى انسان

إلاّ المتّقين . يعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 6

6 - عبوديت و بنده صالح خدا بودن ، مقامى بس والا براى آدميان

عبدين من عبادنا صلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 3

3 - رسيدن به مقام اطمينان ، رضايت از كار هاى خداوند و مورد پسند خدا بودن ، از نشانه هاى رسيدن به مقام عبوديت است .

يأيّتها النّفس المطمئنّة . .. راضيّة مرضيّة . فادخلى فى عبدى

حرف «فاء»، براى تفريع ما بعد بر قبل است.

96- ارزش مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 8

8- عبوديت و بندگى انسان ، مقام و منزلتى والاست .

أسرى بعبده ليلاً

آوردن صفت «عبد» از ميان ساير صفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند بدان جهت باشد كه اين صفت بسيار ارزشمند و والاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 4

4- عبوديت و بندگى خدا ، مقامى بس والا و جايگاهى مستحكم

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

به كار رفتن واژه «عبادى» به جاى هر وصف ديگرى و نيز تذكر سلطه نيافتن شيطان بر انسانهاى واجد اين صفت، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 10

10- عبوديت ، مقامى ارجمند و جايگاهى رفيع

بل عباد مكرمون

خداوند متعال در توصيف، تمجيد و تكريم فرشتگان، عبوديت آنان را يادآور شده است و اين مطلب مى رساند كه عبوديت، مقامى رفيع و ارجمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 10

10 - عبوديت و بندگى ، مقامى بس ستوده و ارزشمند و زمينه ساز برخوردارى از فيوضات الهى

على عبده

اختصاص به ذكر يافتن صفت «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1- صفت «عبوديت» از جايگاه و ارزش ويژه اى برخوردار است. 2- همين صفت، موجب شايستگى پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) براى دريافت وحى گرديده است.

97- اهميت مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 10

10- عبوديت ، مقامى ارجمند و جايگاهى رفيع

بل عباد مكرمون

خداوند متعال در توصيف، تمجيد و تكريم فرشتگان، عبوديت آنان را يادآور شده است و اين مطلب مى رساند كه عبوديت، مقامى رفيع و ارجمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 15

15 - بندگى شايسته خدا ، مقامى بس والا براى بشر

نعم العبد إنّه أوّاب

98- زمينه مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 11

11- دستيابى به مقام عبوديت و كرامت ، در پرتو تسليم محض در برابر خداوند است .

مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 14

14 - رجوع بسيار و توجه همواره به خدا در زندگى ، موجب دستيابى انسان به مقام والاى عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

99- مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 8

8- بندگى براى خدا ، از شريف ترين و عزيزترين مرتبه ها ، براى انسان است .

أنزل على عبده الكتب

استفاده از عنوان «عبد» براى معرفى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشان دهنده جايگاه بلند اين رتبه و منزلت، در قاموسِ كمالات و فضيلت هاى انسانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 8

8- بندگى خداوند ، مرتبتى والا و موجب ورود به بهشت

جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 19

19 - عبوديت و بندگى خدا ، شرف و مقامى والا در بينش سليمان ( ع )

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 8

8 - بندگى شايسته خدا ، مقامى بس والا براى بشر

نعم العبد إنّه أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 5

5 - عبوديت خداوند ، مقامى است بس ارجمند .

أليس اللّه بكاف عبده

مقامات

100- آثار مقامات دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 9

9- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : ما من عبد يريد أن يرتفع فى الدنيا درجة فارتفع إلاّ وضعه الله فى الأخرة درجة أكبر منها و أطول ثم قرء : « و للأخرة أكبر درجات و أكبر تفضيلاً » ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هيچ بنده اى نيست كه بخواهد در دنيا درجه اى [از نظر مادى ]پيشرفت كند و به آن هم دست يابد، مگر آنكه خداوند او را در آخرت درجه اى كه بزرگ تر و پايدارتر از درجه دنياست، پايين آورد; سپس [اين آيه را]تلاوت فرمود: و للأخرة أكبر درجات و أكبر تفضيلاً».

101- آثار مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 93 - 6

6 - عظمت معنوى انسان ها ، مقتضى پرداختن به سپاس و ستايش خدا در همه حال

أُمرت أن أعبد . .. أن أكون من المسلمين . و أن أتلوا القرءان ... و قل الحمدللّه

آيه بالا نشان مى دهد - كه حتى فردى مثل پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه نزديك ترين خلق به خدا است - هيچ گاه نبايد از ياد خدا و سپاس و ستايش او غافل شود; يعنى، اين گونه نيست كه انسان ها با رسيدن به مقامات معنوى، از عبوديت، تسليم و ستايش خدا معاف شوند.

102- آرزوى مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 15

15 - آرزوى بلند در امور معنوى ( رسيدن به اوج مرتبه كمال و مقامات معنوى ) ، امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

103- ارزش مقامات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 4

4- مراتب و فضايل اخروى ، بسى برتر و بزرگتر از درجات دنيوى است .

و للأخرة أكبر درجت و أكبر تفضيلاً

104- ارزش مقامات دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 4

4- مراتب و فضايل اخروى ، بسى برتر و بزرگتر از درجات دنيوى است .

و للأخرة أكبر درجت و أكبر تفضيلاً

105- ارزش مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 23

23 - شكوه و اقتدار مادى ، رنگ باخته و غيرقابل اتكا در مقايسه با مقام صالحان ، در نزد مردان الهى

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه سليمان(ع) با داشتن همه امكانات، باز آرزوى مقام صالحان را داشت.

106- ارزش مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 13،16

13- مقام ارجمند حاصل آمده از نماز شب ، جايگاهى مورد ستايش و تمجيد همگان

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

به صورت مطلق آورده شدن «مقاماً محموداً» مى تواند مشعر به اين باشد كه: مقام محمود، جايگاهى است مورد تمجيد همه خلايق.

16- « مقام محمود » جايگاهى بس ارجمند و والا در ميان مقامات معنوى

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

با اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مقام و منزلت بس رفيع برخوردار بود، خداوند به او مى فرمايد: «نماز شب بخوان تا به مقام محمود برسى» و اين حكايت از مطلب فوق دارد.

107- اهميت مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 3

3 - برخوردارى از حكمت و معرفت و قرار گرفتن در زمره صالحان ، اوج كمال و سعادت انسان

ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين

با توجه به اين كه حضرت ابراهيم(ع)، به عنوان بزرگ ترين آرمان هاى ارزشى، اين دو را از درگاه خدا تمنا كرده است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

108- برترى مقامات مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 2

2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .

يشهده المقرّبون

109- تنوع مقامات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 19 - 2

2 - درجات بالا در قيامت ، انواع گوناگون دارد و براى صعود به آن راه هاى فراوانى به وجود خواهد آمد .

و فتحت السماء فكانت أبوبًا

در سوره اعراف، آيه 40 آمده است: درب هاى آسمان به روى تكذيب گران و مستكبران گشوده نمى شود و آنان وارد بهشت نخواهند شد. بنابراين باز شدن آسمان و تعدد درهاى آن در اين آيه، ممكن است ناظر به نقطه مقابل آن باشد; يعنى براى ورود بهشتيان به بهشت، درب هاى گوناگون باز شده و راه هاى فراوانى به وجود خواهد آمد.

110- جهل به مقامات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 3

3 - عدم معرفت همراهان نزديك موسى ( ع ) به مقام وى و شكست ناپذيرى طرح و برنامه الهى او

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى. .. قال أصحب موسى إنّا لمدركون

تعبير «أصحاب موسى» به جاى بنى اسرائيل، مى تواند تعريضى باشد به اين كه نه تنها بنى اسرائيل بلكه حتى ياران نزديك موسى(ع) نيز به موفقيت آميز بودن طرح و برنامه وى اطمينان نداشتند; بلكه با مشاهده فرعون، شكست موسى(ع) و گرفتارى خود را قطعى مى دانستند.

111- درخواست مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 18

18 - دعاى سليمان به درگاه خدا ، براى قرار گرفتن در زمره بندگان صالح

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

112- درخواست مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 16

16 - تمناى آدمى بر نايل شدن فرزندانش به مقامات معنوى ، تمنايى شايسته و نيكوست .

و من ذرّيتى

113- زمينه مقامات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 5

5- كسب فضايل معنوى و كوشش خود انسان ، مؤثر در برخوردارى او از مواهب و نيكى ها در دنيا و مقامات عالى در آخرت

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

114- زمينه مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 20

20 - قرار گرفتن در زمره صالحان ، منوط به عمل نيك و رحمت ويژه الهى

و أن أعمل صلحًا ترضه وأدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

115- زمينه مقامات مادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 38 - 5

5 - عظمت فرزند ، مايه رفعت مقام مادر است .

إذ أوحينا إلى أُمّك

محتواى آنچه به مادر موسى(ع) گفته شد، نشان مى دهد كه هدف اصلى، حفاظت موسى(ع) بوده، گرچه اثر طبيعى آن، آرامش يافتن مادر موسى(ع) نيز بوده است. بنابراين دست يابىِ مادر موسى به وحى الهى، برخاسته از عظمت موسى(ع) است.

116- زمينه مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 11،12،15

11- كارسازى تهجّد و شب زنده دارى جهت نيل به مقام محمود ، بسته به اراده خداوند است .

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

12- اميد به دستيابى به مقامات رفيع معنوى ، آن گاه امكان پذير است كه رفتار و عملى مناسب خود را از پيش داشته باشد .

و من الّيل فتهجّد به . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز در مسير كسب كمالات معنوى برتر ، نيازمند انجام اعمالى مناسب با آن بود .

فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 7

7- خلوص ، زمينه ساز دستيابى به رتبه هاى معنوى است .

إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 6

6- نقش ويژه صداقت پيشگى در راه يابى به مقام هاى معنوى و الهى

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 18

18 - تأثير مثبت و سازنده دعا و آرزو كردن در نيل به مقامات والا و رشد و كمال معنوى

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 18

18 - نقش ممتاز صبر و شكيبايى ، در سعادت و بهره مندى انسان از پاداش هاى الهى و مقامات معنوى

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

117- شرايط تحصيل مقامات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 2،3

2 - حفظ ايمان تا زمان حضور در نزد پروردگار ( قيامت ) شرط برخوردارى از درجات عالى در آخرت

و من يأته مؤمن ا

3 - كثرت عمل صالح ، شرط حتمى در كنار ايمان ، جهت برخوردارى از درجات عالى آخرت است .

و من يأته . .. مؤمن ا قد عمل الصلحت

118- شرايط مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 12

12- اعطاى حكمت و مقام معنوى و اجتماعى از سوى خداوند به انسان ، به سنّى خاص مشروط نيست .

و ءاتينه الحكم صبيًّا

119- عزيز مصر و مقامات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 5

5- عزيز مصر در پى خريد يوسف ( ع ) ، به شخصيت والا و منزلت بلند او اطمينان پيدا كرد .

لامرأته أكرمى مثويه عسى أن ينفعنا

120- عقيده به مقامات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 10

10- مشركان براى ملائكه ، مقامات و رتبه عالى معتقد بودند .

و الملئكة و هم لايستكبرون . يخافون ربّهم

احتمال دارد اختصاص به ذكر ملائكه از ميان موجودات، براى بيان انقياد آنان در برابر خداوند به خاطر عقيده مشركان به مقامات عاليه ملائكه باشد و خداوند با تأكيد بر منقاد بودن آنان، مشركان را به كسب چنين روحيه اى دعوت مى كند.

121- عوامل مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 9،10

9- صبر و مقاومت ، داراى نقش اساسى در سعادت انسان و نيل به مقام والا در پيشگاه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

ذكر صفت صبر و مقاومت به صورت اختصاصى از ميان ديگر اوصاف خوب و ارزشمند مؤمنان، جهت پاداش و نيل به مقام معنوى، گوياى برداشت فوق است.

10- عمل مستمر خود انسان ، منشأ برخوردارى وى از فضل الهى و نيل به مقام معنوى و سعادت اخروى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 97 - 4

4- ايمان و عمل صالح ، دو عامل براى دستيابى انسان به كمال و حيات برتر

من عمل صلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة

مراد از جمله «نحيينّه حياة طيّبة» حيات معنوى است; چه اينكه روشن است كسانى كه عمل صالح انجام مى دهند، داراى حيات مادى اند و مراد از حيات معنوى، كمال وجودى و رشد و تعالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 8،13

8- تهجد و شب زنده دارى ، عاملى براى دستيازى انسان به مقامى ارجمند و پسنديده

فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

13- مقام ارجمند حاصل آمده از نماز شب ، جايگاهى مورد ستايش و تمجيد همگان

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

به صورت مطلق آورده شدن «مقاماً محموداً» مى تواند مشعر به اين باشد كه: مقام محمود، جايگاهى است مورد تمجيد همه خلايق.

122- عوامل مؤثر در مقامات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 6

6- تلاش انسان در تفاوت درجات و مزاياى اخروى او ، نقشى تعيين كننده دارد .

من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة و سعى لها ... فضّلنا بعضهم على بعض و ل

از اينكه خداوند در آيات پيش فرمود: «آخرت طلبان، در صورت تلاش متناسب با آخرت طلبى شان، جزا داده مى شوند» و در اين آيه مى فرمايد: «آخرت، داراى درجاتى بس فراتر و عظيم تر از دنياست» به دست مى آيد كه براى نيل به مدارج برتر آخرت، تلاشى متناسب با آن لازم است.

123- فقرا و مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 16

16- ناشايست شمردن تهى دستان ، براى كسب خير و مقام هاى معنوى ، گناه و پندارى است به دور از واقعيت .

لا أقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظلمين

124- مراتب مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 6

6 - مقامات معنوى، درجات و مراتب گوناگونى دارد.

نرفع درجت من نشاء

گزينش صيغه جمع «درجات» به جاى «درجة» مى تواند اشاره به تعدد درجات و مراتب گوناگون آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 22،23

22- مقامات معنوى ، داراى درجات و مراحل گوناگون است .

نرفع درجت من نشاء

برداشت فوق از جمع بودن كلمه «درجات» استفاده شده است.

23- تفاوت رتبه و منزلت انسان ها در پيشگاه خداوند

نرفع درجت من نشاء

125- مراتب مقامات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 10

10- « عن أبوعمروالزبيرى عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : إن للإيمان درجات و منازل ، . . . ؟ قال : نعم ، قلت له : صفه لى . . . قال : . . . ثمّ ذكر ما فضّل الله عزّوجلّ به أوليائه بعضهم على بعض فقال عزّوجلّ : . . . « انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض و للأخرة أكبر درجات و أكبر تفضيلاً » . . . فهذا ذكر درجات الإيمان و منازله عند الله عزّوجلّ ;

ابوعمرو زبيرى گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: [آيا ]براى ايمان درجات و منازلى است . ..؟ حضرت فرمود: بله، به حضرت گفتم: برايم توصيف كن ...، فرمود:... سپس [قرآن] آن چيزى كه به وسيله آن خداوند بعضى از اوليايش را بر برخى ديگر برترى داده، يادآور شده و فرموده: ... «انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض و للأخرة أكبر درجات و أكبر تفضيلاً» ... پس اين است از موارد ذكر درجات و منازل ايمان در نزد خداوند عزّوجلّ».

126- مقامات آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 4

4 - آدم ( ع ) ، خليفه خداوند ، واسطه اى براى رسيدن فيض الهى به فرشتگان

يأدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 1،5

1 - خداوند پس از تعليم حقايق هستى به آدم ( ع ) و اثبات لياقت وى براى خلافت ، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند .

و علّم ءادم الأسماء كلها . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

5 - آدم ( ع ) ، داراى منزلت و مقامى فراتر از فرشتگان

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

از آن جايى كه فرشتگان مأمور به سجده بر آدم(ع) شدند، فضيلت و برترى او معلوم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 4،7،8

4 - خداوند پس از خلقت آدم(ع)، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند.

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

7 - همه فرشتگان پس از فرمان خدا، بر آدم(ع) سجده كردند.

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا

8 - آدم(ع) انسانى ارجمند و برتر از فرشتگان

ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 5

5 - ابليس ، از اطاعت فرمان خداوند در مورد سجده در برابر آدم ، رو برتافت .

فسجدوا إلاّإبليس أبى

127- مقامات ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 28 - 2

2 - مقرّبان درگاه خداوند ، داراى مقامى برتر از نيكوكاران اند .

إنّ الأبرار . .. عينًا يشرب بها المقرّبون

128- مقامات ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 5،6،7،9

5 - خداوند ، ابراهيم ( ع ) را به مقام والاى امامت رسانيد .

قال إنى جاعلك للناس إماماً

6 - موفقيت ابراهيم ( ع ) در آزمون هاى الهى ، موجب شايستگى او براى مقام امامت شد .

فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً

7 - رسيدن ابراهيم ( ع ) به مقام امامت ، پس از احراز مقام نبوت بوده است .

قال إنى جاعلك للناس إماماً

«من ذريتى» دلالت مى كند كه: ابراهيم(ع) آن هنگام كه به مقام امامت رسيد، داراى فرزند بوده است و قطعاً ابراهيم(ع) پيش از آن كه داراى فرزند شود، به مقام نبوت رسيده بود. بنابراين، نبوت او پيش از امامتش بوده است.

9 - ابراهيم ( ع ) ، پيشوا و امامى براى همه انسانها

قال إنى جاعلك للناس إماماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 10،28

10 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، در پيشگاه خداوند داراى منزلتى والاست .

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

28 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . لقد وضع عبد من عباد اللّه قدمه على حجر فأمرنا اللّه تبارك و تعالى أن نتخذ ها مصلًّى . . . ;

. .. بنده اى از بندگان خدا (ابراهيم (ع)) پايش را بر سنگى نهاد، پس خداوند (براى تجديد خاطره) به ما دستور داد كه آن سنگ را جايگاه نماز خويش كنيم ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 8،9

8 - ابراهيم ( ع ) از برگزيدگان خدا در دنيا و از صالحان و شايستگان سراى آخرت

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

9 - ابراهيم ( ع ) از بندگان خالص خداوند

و لقد اصطفينه فى الدنيا

«اصطفاء» به معناى گزينش كردن صفوه (خالص و نيكوى) هر چيزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 9

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 8،13،14،15

8 - ابراهيم ( ع ) ، داراى مقامى بس والا در پيشگاه خداوند

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

13 - سجده هاى بسيار ابراهيم ( ع ) ، موجب برگزيده شدن وى ، از سوى خداوند ، به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) در مورد علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لكثرة سجوده على الارض.


علل الشرايع، ص 34، ح 1، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 584.

14 - رد نكردن درخواست نيازمندان و نياز نبردن به درگاه غير خدا ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) از سوى خداوند به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) درباره علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لانه لم يرد احداً و لم يسال احداً قط غير اللّه عز و جل.


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 76، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 583.

15 - اطعام مردم و نماز شب ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) به عنوان خليل ، از سوى خداوند

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ما اتخذ اللّه ابراهيم خليلا الا لاطعامه الطعام و صلوته بالليل و الناس نيام.


علل الشرايع، ص 35، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 555، ح 586.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 4

4 - ورود ابراهيم(ع) در زمره اهل يقين، برجسته ترين هدف نماياندن ملكوت (سلطنت و مالكيت خداوند) آسمانها و زمين به او بوده است.

و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت و الأرض و ليكون من الموقنين

جمله «و ليكون . ..» عطف بر محذوف است. يعنى ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) براى مقاصدى بوده و از آن جمله اينكه وى از اهل يقين باشد. بيان اين هدف از ميان اهداف ديگر، نشانه برجسته بودن و اهميت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 3

3 - ابراهيم(ع) داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند است.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم على قومه نرفع درجت من نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 2

2 - ابراهيم، اسحاق(ع) و يعقوب(ع) داراى مقامى رفيع و بهره مند از هدايتى ويژه به توحيد و برهانهاى آن، از جانب خداوند.

و وهبنا له إسحق و يعقوب كلاً هدينا

بهره مندى از هدايت ويژه الهى حاكى از مرتبه والاى آن پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 7

7- ابراهيم ( ع ) و خانواده او ، داراى منزلت و مقامى والا در پيشگاه خداوند

رحمت الله و بركته عليكم أهل البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) برگزيده خدا بود .

إن إبرهيم . .. اجتبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 5

5- حضرت ابراهيم ( ع ) از صدّيقان و از پيامبران الهى بود .

واذكر فى الكتب إبرهيم إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 1،2،10

1- حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، برخوردار از منصب پيشوايى و رهبرى در جامعه

و جعلنهم أئمة

2- امامت و رهبرى حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به انتخاب و انتصاب خداوند بود .

و جعلنهم أئمة

10- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى كه از سوى خداوند به آنان وحى مى شد .

و أوحينا إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 9

9 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، در دنيا و آخرت مورد عنايت و توجه خاص خداوند بود .

و وهبنا له إسحق . .. و ءاتينه أجره فى الدنيا و إنّه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 5

5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم

ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 109 - 2

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند

سلم على إبرهيم

برداشت ياد شده از سلامِ همراه با تكريم خدا به ابراهيم(ع) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 111 - 1،2

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّه من عبادنا المؤمنين

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّه من عبادنا

برجسته و مقرب بودن ابراهيم(ع) از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 3

3 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از بندگان حقيقى و بلندمرتبه خداوند

عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

تصريح به عبد بودن ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) - با آن كه همه انسان ها عبد هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 1،2

1 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از برگزيدگان خداوند از ميان انسان ها

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

«مصطفى» (مفرد «مصطفين») به معناى شخص برگزيده و انتخاب شده است.

2 - عظمت مقام و قرب ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) در پيشگاه خداوند

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

برگزيدگى ابراهيم(ع) و. .. از سوى خداوند با آمدن قيد «عندنا» (پيشگاه ما)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 4

4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 1

1 - نوح و ابراهيم ( ع ) ، از رسولان الهى

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم

129- مقامات ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 7

7 - ابليس پيش از تمرد از فرمان خدا ، همپايه فرشتگان بود و در منزلت ايشان بسر مى برد .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلا إبليس

از اينكه فرمان و خطاب خداوند به فرشتگان (قلنا للملائكة اسجدوا) شامل ابليس نيز بود، معلوم است كه: او در منزلت و مقام فرشتگان بسر مى برد به گونه اى كه از زمره ايشان محسوب مى شد و يا واقعاً خودش نيز فرشته بود. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 11

11 - ابليس پيش از تمرد فرمان خدا، همپايه فرشتگان بود و در منزلت آنان بود.

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلا إبليس

از اينكه فرمان و خطاب خداوند به ملائكه (قلنا للملائكه اسجدوا) شامل ابليس نيز مى شده، معلوم مى شود او همپايه فرشتگان بوده به گونه اى كه از زمره آنان محسوب مى شده است.

130- مقامات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 9

9- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : ما من عبد يريد أن يرتفع فى الدنيا درجة فارتفع إلاّ وضعه الله فى الأخرة درجة أكبر منها و أطول ثم قرء : « و للأخرة أكبر درجات و أكبر تفضيلاً » ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هيچ بنده اى نيست كه بخواهد در دنيا درجه اى [از نظر مادى ]پيشرفت كند و به آن هم دست يابد، مگر آنكه خداوند او را در آخرت درجه اى كه بزرگ تر و پايدارتر از درجه دنياست، پايين آورد; سپس [اين آيه را]تلاوت فرمود: و للأخرة أكبر درجات و أكبر تفضيلاً».

131- مقامات اخروى آخرت طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 8

8- آخرت طلبان مؤمن ، داراى مقامى بس ارجمند و برخوردار از درجات و مراتب بلند در روز رستاخيز

و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن . .. و للأخرة أكبر درجت و أكبر تفضيل

132- مقامات اخروى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 3

3- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در برخوردارى او از نيكى ها و نعمت هاى الهى در دنيا و منزلت والا در آخرت

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و ءاتينه فى الدنيا حسنة و إنه فى الأخرة لمن

133- مقامات اخروى اصحاب يمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 27 - 4

4 - اصحاب اليمين ، داراى مقام و موقعيتى بس والا و خيره كننده در جهان آخرت

و أصحب اليمين ما أصحب اليمين

استفهام تعجبى در «ما أصحاب اليمين»، حاكى از آن است كه اين گروه از مردم در قيامت در درجه اى از سعادت قرار مى گيرند كه قالب هاى لفظى گنجايش بيان حقيقت آن را ندارد و هر بيننده اى را به شگفتى وا مى دارد.

134- مقامات اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 1

1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا

و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.

135- مقامات اخروى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 24 - 1

1 - اهل بهشت در روز قيامت ، داراى برترين جايگاه و نيكوترين بستر براى استراحت

أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا و أحسن مقيلاً

«مقيلاً» اسم مكان از ماده «قيلولة» است و «قيلوله» به معناى استراحت ميان روز مى باشد و مقصود از آن در آيه شريفه، مطلق آسايشگاه و محل استراحت; يعنى، بهشت است.

136- مقامات اخروى پيشگامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 10 - 1

1 - مقام و منزلت والاى سابقون ( پيشتازان ) در آخرت ، غيرقابل توصيف است .

و السبقون السبقون

«السابقون» دوم، مى تواند تأكيد براى «السابقون» اول باشد و نيز مى تواند خبر براى آن باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است; زيرا با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام شناساندن مقام و جايگاه سابقون است، معرفى آنان با همان عنوان «السابقون» بيانگر اين است كه مقام و منزلت سابقون، چنان عظيم است كه در قالب هيچ لفظى نمى گنجد و تنها چيزى كه درباره آنها مى توان گفت، اين است كه بگوييم سابقون همان «سابقون»اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 11 - 1

1 - سابقون ( پيشتازان ) ، برخوردار از مقام قرب الهى در آخرت

و السبقون السبقون . أُولئك المقرّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 24 - 2

2 - برخوردارى پيشتازان ( سابقون ) ، از مقام قرب الهى در جهان آخرت و دستيابى آنان به بهشت سرشار از نعمت ، پاداش الهى به آنان در قبال اعمال صالح شان

و السبقون السبقون . أُولئك المقرّبون . فى جنّ-ت النعيم ... جزاء بما كانوا يعم

137- مقامات اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 4

4- مرتبه و جايگاه صالحان در آخرت ، مرتبه اى ويژه و متعالى

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

از اينكه خداوند در مقام امتنان بر حضرت ابراهيم(ع)، ايشان را از زمره صالحان برشمرده است، نشان مى دهد كه مقام و منزلت صالحان بس بلند و عالى است و افرادى چون ابراهيم(ع) شايسته چنين مقامى اند (و إنه فى الأخرة لمن الصالحين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 1

1 - مؤمنان داراى عمل صالح ، از درجات و مراتب بلندى در آخرت برخوردارند .

و من يأته مؤمن ا . .. لهم الدرجت العلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 76 - 5

5 - خلود در بهشت عدن ، تبلور درجات عالى مؤمنان داراى عمل صالح در آخرت

لهم الدرجت العلى . جنّت عدن ... خلدين

«جنّات عدن» بدل براى «الدرجات العلى» است; يعنى، آن درجات بلند، همان باغ هاى بهشت عدن است.

138- مقامات اخروى علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 10

10 - خداوند ، درجات اخروى مؤمنان ، به خصوص اهل علم را ، كه در مجالس - در صورت ازدحام جمعيت - از جاى خود برمى خيزند و آن را در اختيار ديگران قرار مى دهند ، بالا خواهد برد .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجت

139- مقامات اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 15

15- متقين در آخرت ، جايگاهى بس خوب دارند .

و لنعم دار المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 24 - 2

2 - متقين ، برخوردار از برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه در بهشت

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا أحسن مقيلاً

آيه شريفه جايگاه اهل بهشت و برخوردارى هاى آنان را، در برابر مجرمان مشخص كرده است; اما اين كه بهشتيان چه كسانى اند، در اين آيه از آنان ياد نشده است; ولى در آيه 15 اهل بهشت به «متقين» توصيف شده است. ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 3

3 - ظهور ارزش تقوا و مقام متقين در رستاخيز

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 7

7 - تقوا ، داراى مراتب مختلف و تقواپيشگان برخوردار از جايگاه هاى گوناگون در بهشت

و سيق . .. إلى الجنّة زمرًا حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها

تقسيم شدن تقواپيشگان به چند دسته و گروه (زمراً) و نيز ورود آنان از درب هاى گوناگون بهشت، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 2

2 - متقين در بهشت ، برخوردار از مقامات معنوى ، علاوه بر نعمت هاى مادى

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «فى مقعد صدق. ..» نعمتى متفاوت و حقيقتى ممتاز از نعمت باغ ها و نهرها باشد و به تعبير ديگر، نظر به ارزش هاى معنوى داشته باشد.

140- مقامات اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 8

8 - محسنان ، داراى مقام و جايگاهى حسرت برانگيز در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

141- مقامات اخروى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 17،19،20

17- تجلى مقام ستايش انگيز پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رستاخيز *

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه واژه «يبعثك» اشاره به بعث در قيامت و رستاخيز داشته باشد و «مقاماً» مصدر ميمى و مفعول مطلق براى «أن يبعثك» باشد كه در اين صورت تركيب آيه چنين مى شود: «عسى أن يبعثك ربك بعثاً محموداً; خداوند تو را به شكل پسنديده اى در قيامت مبعوث مى سازد».

19- « عن أحدهما قال : فى قوله : « عسى أن يبعثك ربك مقاماً محموداً » قال : هى الشفاعة ;

از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) درباره سخن خدا «عسى أن يبعثك ربك مقاماً محموداً» روايت شده است كه فرمود: مراد از مقام محمود شفاعت است».

20- « قال على بن أبى طالب ( ع ) : . . . ثمّ يجتمعون فى موطن آخر يكون فيه مقام محمد (صلی الله علیه و آله) و هو المقام المحمود فيثنى على الله تبارك و تعالى بما لم يثن عليه أحد قبله ثمّ يثنى على الملائكة كلّهم . . . ثمّ يثنى على الرسل . . . ثمّ يثنى على كلّ مؤمن و مؤمنة . . . فذلك قوله : « عسى أن يبعثك ربك مقاماً محموداً . . . و هذا كلّه قبل الحساب . . . ;

حضرت على بن ابى طالب فرمود:. .. سپس خداوند[در قيامت]مردم را در موضعى جمع مى كند كه مقام محمد(صلی الله علیه و آله) در آن جاست و آن مقام محمود است. پس پيامبر(صلی الله علیه و آله) ثناى خداى - تبارك و تعالى - مى گويد، به گونه اى كه احدى قبل از او چنين ثنايى نگفته است; سپس به [ترتيب]بر تمامى فرشتگان ... و رسولان ... و تمامى مردان و زنان مؤمن درود مى فرستد ... و اين همان سخن خداست كه: «عسى أن يبعثك ربك مقاماً محموداً...» و تمام اين امور پيش از حسابرسى است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 6،7

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى جايگاهى بس رفيع و بلند در جهان آخرت

إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد

برخى از مفسران آيه بالا را ادامه آيات پيشين - كه مربوط به جهان آخرت است - دانسته و «معاد» را به جايگاه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن جهان تفسير كرده اند. بر اين اساس نكره آمدن «معاد» حكايت از رفعت و بلندى عظيم آن جايگاه دارد.

7 - جايگاه رفيع پيامبر (صلی الله علیه و آله) در سراى آخرت ، پاداش رسالت او از جانب خداوند

إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «معاد» جايگاه اخروى پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: آن كسى كه اين بار سنگين رسالت را بر دوش تو نهاد، قطعاً پاداشى به تو در قبال آن خواهد داد كه در وصف نگنجد.

142- مقامات اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 101 - 4

4- مؤمنان راستين ، با فضيلت و مقرب الهى ، در قيامت در مكانى به دور از آتش دوزخ قرار خواهند گرفت .

إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أولئك عنها مبعدون

143- مقامات اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 20

20 - وعده خداوند به بهره مند ساختن مؤمنان راستين ، از رحمت خاص خويش در قيامت

و المؤمنون و المؤمنت . .. أولئك سيرحمهم اللّه

تعبير «سيرحمهم» كه اختصاص به آينده دارد به جاى «يرحم» مى تواند اشاره به قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 8

8- آخرت طلبان مؤمن ، داراى مقامى بس ارجمند و برخوردار از درجات و مراتب بلند در روز رستاخيز

و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن . .. و للأخرة أكبر درجت و أكبر تفضيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 1

1 - مؤمنان داراى عمل صالح ، از درجات و مراتب بلندى در آخرت برخوردارند .

و من يأته مؤمن ا . .. لهم الدرجت العلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 76 - 5

5 - خلود در بهشت عدن ، تبلور درجات عالى مؤمنان داراى عمل صالح در آخرت

لهم الدرجت العلى . جنّت عدن ... خلدين

«جنّات عدن» بدل براى «الدرجات العلى» است; يعنى، آن درجات بلند، همان باغ هاى بهشت عدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 101 - 4

4- مؤمنان راستين ، با فضيلت و مقرب الهى ، در قيامت در مكانى به دور از آتش دوزخ قرار خواهند گرفت .

إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أولئك عنها مبعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 4

4- بهشتيان و مؤمنان راستين ، برخوردار از مقام و منزلتى والا در روز رستاخيز

و تتلقّيهم الملئكة

استقبال فرشتگان از مؤمنان و بهشتيان، حاكى از منزلت و مقام والاى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 9

9 - پيوستن مؤمنان ، به درجه عالى پدران بهشتى خود ، تفضل الهى و نه مايه كم شدن از مقام پدر آنان و كاسته شدن از عمل آنان

ألحقنا بهم ذرّيّتهم و ما ألتنهم من عملهم من شىء

جمله «ما ألتناهم. ..» معادل «ما نقصناهم» است و ضميرهاى «هم» به «الذين آمنوا» بازمى گردد. مقصود اين است كه خداوند، در ملحق كردن ذريه بهشتيان به آنان، از منزلت و درجه پدران چيزى نمى كاهد; بلكه بر درجه ذريه مى افزايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 10

10 - خداوند ، درجات اخروى مؤمنان ، به خصوص اهل علم را ، كه در مجالس - در صورت ازدحام جمعيت - از جاى خود برمى خيزند و آن را در اختيار ديگران قرار مى دهند ، بالا خواهد برد .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجت

144- مقامات اخروى مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 18

18- عقيده مندان به نزول قرآن از جانب خداوند و خير بودن آن ، داراى جايگاهى خوب در عالم آخرت

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. و لنعم دار المتّقين

145- مقامات اخروى مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 1

1- خداوند ، به مسلمانهايى كه مورد ستم واقع شده و به خاطر او هجرت كردند ، جايگاه و مكانى شايسته در دنيا و پاداشى بس بزرگ تر در آخرت عطا مى كند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة و لأجر الأخرة أ

«فى» در «فى الله» به معناى «لام» و براى تعليل است. بنابراين معناى عبارت «هجرت براى كسب رضاى خداوند» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 59 - 2

2 - مؤمنان مهاجر ، برخوردار از جايگاهى مطلوب و دلپذير در جهان آخرت

و الذين هاجروا . .. ليدخلنّهم مدخلاً يرضونه

146- مقامات اخروى نياكان مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 9

9 - پيوستن مؤمنان ، به درجه عالى پدران بهشتى خود ، تفضل الهى و نه مايه كم شدن از مقام پدر آنان و كاسته شدن از عمل آنان

ألحقنا بهم ذرّيّتهم و ما ألتنهم من عملهم من شىء

جمله «ما ألتناهم. ..» معادل «ما نقصناهم» است و ضميرهاى «هم» به «الذين آمنوا» بازمى گردد. مقصود اين است كه خداوند، در ملحق كردن ذريه بهشتيان به آنان، از منزلت و درجه پدران چيزى نمى كاهد; بلكه بر درجه ذريه مى افزايد.

147- مقامات ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 3

3- حضرت ادريس ( ع ) ، از صدّيقان و داراى مقام نبوت بود .

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 57 - 1،4

1- خداوند ، ادريس ( ع ) را به مقام ارجمند و والايى ترقى داد .

و رفعنه مكانًا عليًّا

4- خداوند ، ادريس ( ع ) را به جايگاهى بلند بالا برد . *

و رفعنه مكانًا عليًّا

محتمل است مقصود از «مكان»، مكانى مادى باشد كه دراين صورت، مقصود عروج او به آسمان، همانند حضرت عيسى(ع) است.

148- مقامات اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 2

2 - ابراهيم، اسحاق(ع) و يعقوب(ع) داراى مقامى رفيع و بهره مند از هدايتى ويژه به توحيد و برهانهاى آن، از جانب خداوند.

و وهبنا له إسحق و يعقوب كلاً هدينا

بهره مندى از هدايت ويژه الهى حاكى از مرتبه والاى آن پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 5

5- اسحاق و يعقوب ( ع ) ، فرزندان ابراهيم و از پيامبران الهى بودند .

وهبنا له إسحق و يعقوب و كلاًّ جعلنا نبيًّا

اسحاق(ع)، فرزند ابراهيم(ع) بود، ولى يعقوب(ع) به دليل آيه بيست و هفتم سوره هود (و من وراء إسحاق يعقوب) فرزند اسحاق و نوه ابراهيم(ع) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 1،2،10

1- حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، برخوردار از منصب پيشوايى و رهبرى در جامعه

و جعلنهم أئمة

2- امامت و رهبرى حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به انتخاب و انتصاب خداوند بود .

و جعلنهم أئمة

10- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى كه از سوى خداوند به آنان وحى مى شد .

و أوحينا إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 112 - 2

2 - اسحاق ( ع ) ( فرزند ابراهيم ( ع ) ) ، از پيامبران الهى

و بشّرنه بإسحق نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 3

3 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از بندگان حقيقى و بلندمرتبه خداوند

عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

تصريح به عبد بودن ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) - با آن كه همه انسان ها عبد هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 1،2

1 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از برگزيدگان خداوند از ميان انسان ها

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

«مصطفى» (مفرد «مصطفين») به معناى شخص برگزيده و انتخاب شده است.

2 - عظمت مقام و قرب ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) در پيشگاه خداوند

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

برگزيدگى ابراهيم(ع) و. .. از سوى خداوند با آمدن قيد «عندنا» (پيشگاه ما)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

149- مقامات اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 107 - 2

2 - فرزند ابراهيم ( ع ) ( اسماعيل ) ، برخوردار از عظمت و مقام والا در پيشگاه خداوند

و فدينه بذبح عظيم

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه عظمت فديه در قبال هز چيزى، حكايت از عظمت آن چيز دارد.

150- مقامات اصحاب اعراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 2،4

2 - مردانى بلند مرتبه ( أصحاب اعراف ) ، بر بلنداى حجاب حايل بين دوزخيان و بهشتيان حضور خواهند داشت .

و بينهما حجاب و على الاعراف رجال

«عرف» به قسمتهاى بالا و رويين هر چيز بلند و مرتفع گفته مى شود و جمع آن «اعراف» است. (لسان العرب). ال در «الاعراف» جانشين مضاف إليه است، يعنى: و على اعراف الحجاب رجال.

4 - اعرافيان ، مؤمنانى با منزلتى بزرگ در پيشگاه خداوند و داراى مرتبه اى برتر از ديگر مؤمنان

و على الاعراف رجال يعرفون كلاً بسيمهم و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

از اينكه اصحاب اعراف در مكانى قرار دارند كه مشرف به همگان هستند و هر شخص و يا طايفه اى را با علامتهاى آنان مى شناسند

و در صحنه قيامت با بهشتيان سخن مى گويند و امنيت كامل را به آنان بشارت مى دهند و فرمان دخول به بهشت را به آنان اعلام مى دارند، مى توان فهميد كه آنان نسبت به ديگر مؤمنان، از مقامى برتر برخوردار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 9

9 - اصحاب اعراف داراى مرتبه اى والا در پيشگاه خداوند و از كارگزاران صحنه قيامت هستند .

قالوا . .. ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون

151- مقامات الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 123 - 1

1 - الياس ( ع ) ، از رسولان الهى

و إنّ إلياس لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 130 - 2

2 - الياس ( ع ) ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

سلم على إل ياسين

از سلام همراه با تكريم خدا به الياس پيامبر، مى تواند برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 132 - 1،2

1 - الياس ( ع ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّه من عبادنا المؤمنين

2 - الياس ( ع ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّه من عبادنا

152- مقامات اليسع(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

153- مقامات امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 82 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع) فى قول الله تعالى: «الذين امنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم . .. »: ... هذه الآية نزلت فى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) لأنه لم يشرك بالله طرفة عين قط و لم يعبد اللات و العزى ... .

از امام باقر(ع) درباره «الذين آمنوا . .. » روايت شده است: اين آيه درباره اميرالمؤمنين(ع) نازل شده ; زيرا آن حضرت حتى يك لحظه به خداوند شرك نورزيد و بتها (لات و عزى) را نپرستيد ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 16،17

16 - حمران: سمعت أبا جعفر(ع) يقول: فى قول الله تعالى: «و أن هذا صراطى مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل» قال: على (بن ابى طالب) و الائمة من ولد فاطمة، هم صراط الله فمن أباهم سلك السبل.

امام باقر(ع) درباره صراط در آيه فوق «و أن هذا ص--راطى . .. » فرمود: مراد، على بن ابى طالب(ع) و امامان از نسل فاطمه(س) هستند، هر كس از آنان دورى كند به راههاى غير الهى رفته است.

17 - عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): . .. معاشر الناس أنا صراط الله المستقيم الذى أمركم باتباعه ثم على من بعدى ثم ولدى من صلبه ائمة يهدون إلى الحق ... .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. اى مردم! من راه مستقيم خداوند هستم كه (خداوند)، به پيروى از آن دستور داده و بعد از من، على و فرزندان من از نسل وى امامانى هستند كه مردم را به سوى حق دعوت و هدايت مى كنند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 24

24- « سئل أبوالحسن الرضا ( ع ) عن قول الله عزوجل : « أفمن كان على بيّنة من ربه و يتلوه شاهد منه » فقال : أميرالمؤمنين صلوات الله عليه الشاهد على رسول الله (صلی الله علیه و آله) ، و رسول الله (صلی الله علیه و آله) على بيّنة من ربه ;

از امام رضا(ع) از قول خداى عزوجل «أفمن كان على بيّنة من ربه و يتلوه شاهد منه» سؤال شد، فرمود: أميرالمؤمنين - كه درود

خدا بر او باد - شاهد بر رسول خداست و رسول الله(صلی الله علیه و آله) بر حجتى روشن از جانب پروردگار خويش است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 6،7

6- « جابرالجعفى قال : سألت أباجعفرمحمد بن على الباقر ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . . . » قال : أمّا الشجرة فرسول الله (صلی الله علیه و آله) و فرعها على ( ع ) و غصن الشجرة فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ثمرها أولادها ( ع ) و ورقها شيعتنا . . . ;

جابر جعفى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة. ..» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: اما مراد از درخت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و شاخه هاى اصلى آن، على(ع) است و شاخه هاى فرعى آن، فاطمه(س) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و ميوه هاى آن، فرزندان او و برگهاى آن درخت، شيعيان ما مى باشند».

7- « عمرو بن حريث قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء » قال : فقال : رسول الله (صلی الله علیه و آله) أصلها و أميرالمؤمنين ( ع ) فرعها و الأئمة من ذريتهما أغصانها و علم الأئمة ثمرتها و شيعتهم المؤمنون ورقها . . . ;

عمرو بن حريث گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة أصلها. ..» سؤال كردم پس [آن حضرت] فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ريشه آن درخت و أميرالمؤمنين(ع) شاخه آن و ائمه(ع) از نسل آن دو، شاخه هاى فرعى آن و علم ائمه(ع) ميوه هاى آن درخت مى باشد و شيعيان مؤمن آنان برگهاى آن درختند...».

154- مقامات امت وسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 29

29 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « يدعى نوح يوم القيامة فيقال له : هل بلغت ؟ فيقول : نعم ، فيدعى قومه فيقال لهم هل بلغكم ؟ فيقولون : ما أتانا من نذير و ما أتانا من أحد ، فيقال لنوح : من يشهد لك ؟ فيقول : محمد (صلی الله علیه و آله) و أمته ، فذلك قوله : « و كذلك جعلناكم أمة وسطاً » قال : و الوسط العدل فتدعون فتشهدون له بالبلاغ . . . ;

روز قيامت نوح(ع) دعوت به حضور مى شود و به او گفته مى شود: آيا رسالت خود را ابلاغ كردى؟ مى گويد: آرى پيش قومش دعوت مى شوند و از آنان سؤال مى شود: آيا به شما ]رسالتش[ را ابلاغ كرده است؟ آنان مى گويند: ما را بيم دهنده اى نيامد. پس به نوح گفته مى شود: چه كسى به نفع تو شهادت مى دهد؟ پس وى مى گويد: محمد(صلی الله علیه و آله) و امتش; و اين است سخن خداوند: شما را امت وسط قرار داديم. رسول خدا فرمود: مراد از وسط، عدل است. پس شما (مسلمانان) دعوت مى شويد و به نفع او شهادت به ابلاغ رسالت مى دهيد ... ».

155- مقامات انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 3

3 - فرشتگان و پيامبران ، داراى منزلتى والا در پيشگاه خداوند

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله

از آن جا كه قرآن، فرشتگان و پيامبران را قرين كلمه «اللّه» ذكر كرده و دشمنان آنان را مبغوض درگاه خدا شمرده، منزلت والاى آنان در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 15

15 - جايگاه والاى پيامبران در پيشگاه خداوند

عزرتموهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 3

3 - پيامبران، آيات الهى هستند.

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون. و لقد كذبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 87 - 4

4 - پيامبران، برگزيدگان خداوند و رهيافتگان به صراط مستقيم هستند.

و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 1،5،6

1 - سلسله پيامبران(ع) از منزلتى والا در پيشگاه خداوند برخوردارند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب

5 - خداوند عطا كننده كتاب و منصب قضاوت و نبوت به پيامبران است.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

6 - پيامبران(ع) داراى حق حكومت و قضاوت در ميان مردم هستند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

از جمله معانى مذكور براى واژه «حكم» قضاوت و همچنين حكومت است، لازم به ذكر است اين دو معنى در طول يكديگر و با هم متقاربند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 6

6 - تسليم بودن در برابر فرمان خداوند ، مرتبه اى از مقامات انبياى الهى است .

أمرت أن أكون من المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 6

6- مقام نبوت ، رحمت خاص خداوند به پيامبران

و ءاتنى رحمة من عنده

نكره آوردن «رحمة» دلالت بر عظمت دارد و توصيفش به «من عنده» حاكى از ارجمندى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 7

7- مقام نبوت ، رحمت خاص خداوند به پيامبران است .

و ءاتنى منه رحمة

نكره آوردن «رحمة» دلالت بر عظمت آن دارد كه در برداشت از آن به رحمت خاص تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 10

10- مقام نبوت ، روزى خاص و نيكوى خداوند به پيامبران است .

و رزقنى منه رزقًا حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 8

8- پيامبران در پرتو امداد هاى الهى ، از گناه و فحشا ، مصون و معصومند .

كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء

از عبارت «لنصرف عنه . ..» (تا بدى و پليدى را از او دور سازيم) - كه دور ساختن گناه از يوسف(ع) را به خداوند نسبت داده است - معلوم مى شود مشاهده برهان نيز به توفيق الهى و امداد او بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 9

9- پيامبران ، بدون اذن و رخصت خداوند نمى توانند آيت و معجزه اى به مردم ارائه كنند .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 6،10

6- مرتبه و مقام معنوى انبيا ، متفاوت بوده و برخى از آنان بر بعضى ديگر برترى دارند .

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض

10- حضرت داوود ( ع ) ، از زمره انبياى برتر و برگزيده خداوند

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض و ءاتينا داود زبورًا

از اينكه خداوند، پس از ذكر برترى برخى از انبيا بر بعضى ديگر، از حضرت داوود(ع) سخن به ميان آورده است، مى تواند از باب ذكر خاص پس از عام، مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 6

6- پيامبران و رسولان الهى ، در پيش گاه خداوند ، داراى ارج اند .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا و اتخذوا ءايتى و رسلى هزوًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 5

5- بهره مندى پيامبران از وحى ، وجه امتياز و تفاوت آنان با ساير بشر

و ما أرسلنا قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 7

7 - پيامبران ، بندگان خدا و برگزيدگان از جانب او

و سلم على عباده الذين اصطفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 7

7 - رسولان الهى ، شخصيت هاى والا و ارجمند در پيشگاه خداوند

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

تنوين در «رسولاً» در اصطلاح اهل ادب، تنوين تفخيم و بيانگر عظمت و بزرگى «رسول» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 3

3 - پيامبران ، از هرگونه گناه و خطاكارى معصوم اند .

إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

از اين كه خداوند پيامبران را به آخرت انديشى خالص ساخت، مى توان عصمت آنان را به دست آورد; زيرا ريشه گناه و خطاكارى بشر دنياطلبى است و از آن جايى كه انبيا از چنين خواسته اى مبرا بوده و تنها طالب آخرت اند; استفاده مى شود كه آنان هرگز گناه نمى كنند و معصوم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 6

6 - پيامبران ، از هر گناه و خطاكارى معصوم اند .

إنّهم عندنا لمن المصطفين الأخيار

توصيف ابراهيم(ع) و . .. از سوى خداوند به «أخيار» - به صورت مطلق - گوياى اين حقيقت است كه پيامبران در همه افعال و صفات خود، از نيكان بودند و از آنان جز خوبى و كار خير سرنمى زد و اين همان حقيقت عصمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 5

5 - پيامبران ، از هرگونه گناه و خطاكارى معصوم اند .

و كلّ من الأخيار

توصيف اسماعيل(ع) و. .. از سوى خداوند به «أخيار» - به صورت مطلق - گوياى اين حقيقت است كه پيامبران در همه افعال و صفات خود از نيكان بودند و از آنان جز خوبى و كار خير، سرنمى زد و اين همان حقيقت عصمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 2

2 - رسولان الهى ، انسان هايى بزرگ و برجسته

و لقد أرسلنا رسلاً

تنكير «رسلاً» مى تواند براى افاده تعظيم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 51 - 5

5 - پيامبران و مرتبطان با علم وحى ، كلام الهى را بدون رؤيت خداوند دريافت مى كنند .

و ما كان لبشر أن يكلّمه اللّه إلاّ وحيًا

156- مقامات انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 2،25

2 - انسان داراى جايگاهى ويژه در فلسفه جهان آفرينش

هو الذى خلق لكم . .. ثم استوى إلى السماء ... و إذ قال ربّك

25 - انسان ، شايسته دستيابى به مقام خلافت الهى است .

إنى جاعل فى الأرض خليفة

به قرينه آيات بعد كه آدم (ع) - به عنوان نمونه اى از نوع انسان - برتر از فرشتگان و دارنده علم تمامى اسما معرفى شده و حقايقى (غيب آسمانها و زمين) به وى تعليم داده شده، اين نظر تأييد مى شود كه مراد از خلافت، خلافت الهى است; چرا كه او تنها موجودى معرفى شده كه مظهر علم الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 23،24

23 - كشتن انسانها به ناحق از محرمات الهى است.

و لاتقتلوا النفس التى حرم الله إلا بالحق

«بالحق» صفت براى مفعول مطلق محذوف، يعنى «قتلا»، و «با» در آن به معناى ملابست است; يعنى: « لاتقتلوا النفس إلا قتلا متلبسا بالحق».

24 - حرمت كشتن انسان، از مشخصه هاى او در پيشگاه خداوند

و لاتقتلوا النفس التى حرم الله إلا بالحق

«التى حرم الله» به دليل استثنا (إلا بالحق)، صفت توضيحى براى «النفس» است. و اين بدان معناست كه حرمت كشتن انسان از تعاريف انسان شمرده و از مشخصه هاى او دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 13

13 - انسانها داراى زمينه هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان.

لقد مكنكم فى الأرض . .. و لقد خلقنكم ... ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

آيه قبل دلالت مى كند كه مطالب عنوان شده در آيه مورد بحث - كه از جمله آنها سجده فرشتگان بر آدم(ع) است - از نعمتهاى الهى براى همه انسانهاست. در حالى كه نه سجده بر آدم به منزله سجده بر همگان است و نه سجده بر او نعمت براى ديگران، بنابراين، مى توان گفت جمله «قلنا للملائكه ...» پس از «خلقناكم» اشاره به اين دارد كه خداوند در همه انسانها اين زمينه را ايجاد كرده است كه بتوانند مسجود ملائكه بشوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 5

5 - سوق دادن مردم به جايگاه بايسته آنان ، پرتويى از ربوبيت خداوند بر ايشان است .

قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 8،13

8- انسان ، برخوردار از مقام و شرافتى خاص

فإذا سوژيته و نفخت فيه من روحى

اضافه «روح» به «ياى» متكلم، براى تشريف و تكريم است.

13- انسان ، داراى مقامى برتر از فرشتگان

إذ قال ربّك للملئكة . .. فقعوا له سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 30 - 3

3- انسان ، داراى مقامى برتر از فرشتگان

فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 15

15- انسان ، بهره مند از لطف خاص خداوند و برخوردار از كرامت و مقام ويژه در جهان

و الله جعل لكم من بيوتكم . .. و جعل لكم من الجبال ... لعلّكم تسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 70 - 3

3- توجه انسان به مقام و كرامت الهى خويش ، مستلزم پرهيز از ناسپاسى خداوند است .

فيغرقكم بما كفرتم . .. و لقد كرّمنا بنى ءادم

يادآورى كرامت انسانها پس از ذكر ماجراى كسانى كه پس از رهايى از خطر مرگ به كفران نعمتهاى الهى روى آوردند; مى تواند مذمتى باشد براى آنان و نيز به انسانها توجه بدهد كه كرامت انسانى مستلزم اجتناب از كفران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 8

8- بندگى براى خدا ، از شريف ترين و عزيزترين مرتبه ها ، براى انسان است .

أنزل على عبده الكتب

استفاده از عنوان «عبد» براى معرفى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشان دهنده جايگاه بلند اين رتبه و منزلت، در قاموسِ كمالات و فضيلت هاى انسانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 7

7 - انسان ، محور و هدفى اصلى ، در نظام هستى است .

سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 5

5 - مردم ، بنده خداوند هستند .

يبسط الرزق لمن يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 39 - 1

1 - خداوند ، انسان ها را جانشين خود در زمين براى چگونه زيستن و هرگونه دخل و تصرف و بهره جستن از آن قرار داده است .

هو الذى جعلكم خلئف فى الأرض

«خلافت» به معناى نيابت از غير است (مفردات راغب). در اين كه مقصود از نيابت چيست، ميان مفسران سه ديدگاه وجود دارد: 1- جانشنى انسان ها از خداوند در اداره زندگى خويش; 2- جانشينى انسان ها و ملت ها به جاى يكديگر و به ارث بردن تمامى دارايى ها و تمدن هاى پيشينيان. 3- جانشنى انسان هاى حاضر از انسان هاى پيش از خلقت آدم(ع). برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 75 - 4

4 - انسان ، برخوردار از مقام و جايگاهى بس والا و ارزشمند در پيشگاه خداوند

ما منعك أن تسجد لما خلقت بيدىّ

تعبير «خلقت بيدىّ» (با دو دست قدرت خويش آفريدم) - كه درباره آفرينش انسان است - مى تواند كنايه از اين حقيقت باشد كه انسان موجودى والا مقام است; زيرا كه او دست ساخته الهى است. همچنين اشاره به اين نكته دارد كه آفرينش او نيز بس مهم و مورد عنايت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 3

3 - بندگى و عبوديت ، بالاترين مرتبه كمال وجودى انسان

إلاّ المتّقين . يعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 9

9- هدف قرار دادن لذت جويى و شكمبارگى در زندگى ، منشى حيوانى و نه شايسته مقام انسانى

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم

لحن شديد توبيخى آيه و به شمار آوردن لذّت جويى صرف و به دور از عقيده و ايمان در حد زندگى حيوانى، مطلب بالا را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 5

5 - رتبه و مقام انسان در پيشگاه خداوند والاتر از نظام طبيعت است .

متعًا لكم

157- مقامات انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 20

20 - عن ابى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « و السّابقون الأوّلون من المهاجرين و الانصار و الذين اتّبعوهم باحسان . . . » : فبدء بالمهاجرين الاوّلين على درجة سبقهم ثم ثنّى بالأنصار ثم ثلّث بالتّابعين لهم باحسان فوضع كل قوم على قدر درجاتهم و منازلهم عنده . . . . ;

از امام صادق (ع) درباره سخن خداى تعالى: «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند . .. » روايت شده كه فرمود: پس خداى عز و جل مهاجران نخستين را بر اساس سابقه ايمانى آنان، در آغاز ذكر فرمود ; سپس انصار را در رتبه دوم و تابعين به احسان را در رتبه سوم ياد نمود. بدين ترتيب هر گروه را بر مبناى درجه و منزلتى كه نزد او داشتند [در كلام خود] جاى داد».

158- مقامات انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 5

5 - ارزش والاى انفاق و مقام عالى انفاق گران ، در پيشگاه خداوند

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

از اين كه انفاق به عنوان قرض به خدا شمرده شده و پاداشى مضاعف، در برابر آن وعده داده شده است، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

159- مقامات اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 33 - 16،18

16 - اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از عصمت الهى برخورداراند .

إنّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت

«رجس» در اصل به معناى، «آلودگى و پليدى مادى» است و در اين جا، استعاره براى گناه است.

18 - اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد توجه و عنايت خاص خداوند هستند .

إنّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت

160- مقامات ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 4

4 - ايوب ( ع ) ، بنده حقيقى و بلندمرتبه خداوند

واذكر عبدنا أيّوب

تصريح به عبد بودن ايوب(ع) - با آن كه همه انسان ها عبد خدا هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 11

11 - ايوب ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

161- مقامات ائمه(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 28

28 - « هشام بن الحكم عن ابى عبداللّه فى قول اللّه عز و جل : « إنى جاعلك للناس إماماً » قال : فقال : لو علم اللّه ان اسماً أفضل منه لسمانا به ;

هشام بن حكم از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عز و جل فرموده «إنى جاعلك للناس إماماً» روايت كرده، اگر خداوند بهتر و مناسبتر از لغت «امام» كلمه اى را مى يافت هر آينه ما (ائمه) را به آن اسم، نام مى نهاد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 28

28 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداى تبارك و تعالى كه مى فرمايد : « و كذلك جعلناكم أمة وسطاً لتكونوا شهداء على الناس » روايت شده كه فرمود : « نحن الشهداء على الناس بما عندهم من الحلال و الحرام و ماضيعوا منه ;

ما (ائمه) شاهد حلال و حرام و آنچه مردم از آن ضايع مى كنند، هستيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 16،17

16 - حمران: سمعت أبا جعفر(ع) يقول: فى قول الله تعالى: «و أن هذا صراطى مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل» قال: على (بن ابى طالب) و الائمة من ولد فاطمة، هم صراط الله فمن أباهم سلك السبل.

امام باقر(ع) درباره صراط در آيه فوق «و أن هذا ص--راطى . .. » فرمود: مراد، على بن ابى طالب(ع) و امامان از نسل فاطمه(س) هستند، هر كس از آنان دورى كند به راههاى غير الهى رفته است.

17 - عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): . .. معاشر الناس أنا صراط الله المستقيم الذى أمركم باتباعه ثم على من بعدى ثم ولدى من صلبه ائمة يهدون إلى الحق ... .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. اى مردم! من راه مستقيم خداوند هستم كه (خداوند)، به پيروى از آن دستور داده و بعد از من، على و فرزندان من از نسل وى امامانى هستند كه مردم را به سوى حق دعوت و هدايت مى كنند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 8

8- « عن الباقر ( ع ) : . . . نحن والله بقية الله فى أرضه . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. به خدا سوگند ما «بقية الله» در زمين هستيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 6،7

6- « جابرالجعفى قال : سألت أباجعفرمحمد بن على الباقر ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . . . » قال : أمّا الشجرة فرسول الله (صلی الله علیه و آله) و فرعها على ( ع ) و غصن الشجرة فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ثمرها أولادها ( ع ) و ورقها شيعتنا . . . ;

جابر جعفى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة. ..» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: اما مراد از درخت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و شاخه هاى اصلى آن، على(ع) است و شاخه هاى فرعى آن، فاطمه(س) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و ميوه هاى آن، فرزندان او و برگهاى آن درخت، شيعيان ما مى باشند».

7- « عمرو بن حريث قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء » قال : فقال : رسول الله (صلی الله علیه و آله) أصلها و أميرالمؤمنين ( ع ) فرعها و الأئمة من ذريتهما أغصانها و علم الأئمة ثمرتها و شيعتهم المؤمنون ورقها . . . ;

عمرو بن حريث گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة أصلها. ..» سؤال كردم پس [آن حضرت] فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ريشه آن درخت و أميرالمؤمنين(ع) شاخه آن و ائمه(ع) از نسل آن دو، شاخه هاى فرعى آن و علم ائمه(ع) ميوه هاى آن درخت مى باشد و شيعيان مؤمن آنان برگهاى آن درختند...».

162- مقامات برادران انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 4

4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.

و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

163- مقامات برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 126 - 6

6 - انسان هاى برگزيده خداوند ، با همه ارجمندى و شرافت ، بنده و مملوك اويند .

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جمله «للّه ما فى السموت . ..»، مى تواند به منظور پاسخ به سؤالى باشد كه ممكن است از گزينش ابراهيم به دوستى پيش آيد. يعنى مپنداريد كه خداوند، ابراهيم(ع) را براى رفع نياز به دوستى برگزيد. بلكه ابراهيم(ع) و تمامى هستى ملك اوست.

164- مقامات برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 9

9- مقام والاى برگزيدگان خداوند ، مانع تعجب و كنجكاوى آنان درباره رسالت هاى الهى فرشتگان و كسب اطلاعات درباره افعال خداوند نيست .

قالت أنّى يكون لى غلم و لم يمسسنى بشر

165- مقامات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 9

9 - بندگان خالص خدا ( عبادالرحمان ) داراى منزلت و مقامى بس رفيع در پيشگاه خداوند

و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

«أُولئك» براى اشاره به بعيد به كار مى رود و در آيه شريفه براى بيان رفعت معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 21

21 - مقام بندگان صالح ، بالاترين جايگاه كمالى انسان

أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صلحًا... و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان(ع) مقام «عباد صالح» را به عنوان آخرين و عالى ترين آرزوى خود مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 2

2 - بندگان مخلص خدا ، برخوردار از مقام و منزلتى بلند در پيشگاه خداوند

أولئك لهم رزق معلوم

اشاره كردن به بندگان خالص خدا با اسم اشاره بعيد (اولئك) - با آن كه در آيه پيش از آنان سخن گفته شد - گوياى علو مرتبه و منزلت والاى آنان در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 4

4 - هر يك از بندگان مخلَص خدا ، داراى مقام و منزلتى معين و معلوم در پيشگاه خداوند *

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- آيه شريفه چون پس از بحت از بندگان مخلَص خدا (عباد اللّه المخلصين) آمده است، مى تواند در اوصاف اينان باشد. 2- برخى از رواياتى كه امامان معصوم و اوصياى الهى را مصداق آيه شريفه دانسته اند (نورالثقلين، ج 4، ذيل آيه)، گوياى همين مطلب است.

166- مقامات بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 7

7 - جايگاه رفيع بهشتيان ، مشرف بر نهرهايى جارى

تجرى من تحتهم الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 9

9 - بهشتيان در آستانه ورود به بهشت در عين اميد به حضور در آن جايگاه رفيع ، نگران از تغيير سرنوشت خويشند .

لم يدخلوها و هم يطمعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير فاعلى در «لم يدخلوها» و «يطمعون» به أصحاب الجنة، برگردانده شود. بر اين مبنا جمله «لم يدخلوها» حال براى «أصحاب الجنة» است. گفتنى است «يطمعون» (اميد دارند) اشاره به نگرانى آنان دارد كه مبادا از ورود به بهشت منع گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 4

4 - اهل بهشت از درجات و مراتبى مختلف ، برخوردارند .

لهم الدرجت العلى

ذكر «الدرجات» به صورت جمع، از كثرت و تعدد درجات و تفاوت آنها با يكديگر حكايت دارد; زيرا اگر همه در يك رتبه بودند صيغه مفرد نيز براى افاده آن كافى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 4

4- بهشتيان و مؤمنان راستين ، برخوردار از مقام و منزلتى والا در روز رستاخيز

و تتلقّيهم الملئكة

استقبال فرشتگان از مؤمنان و بهشتيان، حاكى از منزلت و مقام والاى آنان است.

167- مقامات پاسداران دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 13

13 - حمايت و حراست كنندگان از دين خدا، نزد او از مرتبه اى بلند برخوردارند.

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

نكره آمدن كلمه «قوما» دال بر تفخيم و بزرگداشت است، علاوه بر آنكه توصيف اين قوم - با «و كلنا» و جملات پس از آن خالى از مدح نيست.

168- مقامات پدران انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 4

4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.

و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

169- مقامات پسر ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 3

3- پسر بشارت داده شده به ابراهيم ( ع ) داراى عظمت و مقامى والا

نبشّرك بغلم عليم

تنوين تنكير در «بغلام» براى تفخيم و تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 10

10 - پسر بشارت داده شده به ابراهيم ( ع ) ، داراى عظمت و مقامى والا

و بشّروه بغلم عليم

170- مقامات تسبيح كنندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 143 - 3

3 - تسبيح كنندگان ، داراى مقام والا در پيشگاه خداوند

فلولا أنّه كان من المسبّحين

تعبير «من المسبّحين» (او از تسبيح كنندگان است) درباره شخصيتى كه او خود از پيامبران است، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

171- مقامات جبرئيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 4

4 - جبرئيل و ميكائيل داراى مقامى برتر از ساير فرشتگان در پيشگاه خدا

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله جبريل و ميكل

كلمه «ملائكته» شامل جبرئيل و ميكائيل مى شود. بنابراين ذكر بخصوص آنها از ميان ساير فرشتگان، مى تواند اشاره به برترى مقام آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 7

7- جبرئيل ، موجودى غيرجسمانى ، شريف و عالى مرتبه *

فأرسلنا إليها روحنا

اضافه «روح» به «نا» اضافه تشريفيّه است. ارسال روح، گوياى اين است كه آن روح، موجودى مستقل و مطيع خداوند بوده و توان سير و اداى رسالت داشته است و محتواى رسالت خويش را درك مى كرده است و تمثيل او به صورت بشر، دليل قدرت او بر آن كار و سازگار بودن وجود او با تمثّلات جسمانى است. قابل انطباق بودن اين ويژگى ها بر جبرئيل سبب شده است كه برخى مفسران، فرشته نازل شده بر مريم(س) را، جبرئيل دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 7 - 3

3 - جايگاه جبرئيل ، در برترين مرتبه و افق هستى قرار دارد .

و هو بالأُفق الأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 3

3 - جبرئيل ، فرشته اى با عظمت و بلندمرتبه در سلسله فرشتگان و كارگزاران الهى در عالم

تعرج الملئكه و الروح إليه

مطلب ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن «روح» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 20 - 3،6

3 - جبرئيل ، نزد خداوند ، داراى قدر و منزلتى والا است .

عند ذى العرش مكين

«مكين»، به معناى جا افتاده و داراى قدر و منزلت است. (مفردات راغب)

6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « ذى قوّة عند ذى العرش مكين » قال : يعنى : جبرئيل . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «ذى قوّة عند ذى العرش مكين» روايت شده كه مراد جبرئيل است. ..».

172- مقامات خانواده ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 7

7- ابراهيم ( ع ) و خانواده او ، داراى منزلت و مقامى والا در پيشگاه خداوند

رحمت الله و بركته عليكم أهل البيت

173- مقامات خانواده محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 11

11 - خاندان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند ، از مقامى والا برخوردار بودند .

وأمر أهلك بالصلوة

174- مقامات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 1 - 11،12

11 - خداوند ، داراى برترين مقام ها و كامل ترين ويژگى ها است .

ربّك الأعلى

وصف «الأعلى» - به قرينه آيه بعد - به «ربّك» ارتباط دارد; نه «اسم ربّك».

12 - اختصاص والاترين مقام ها به خداوند ، دليل لزوم تنزيه نام او از هر عيب و نقص است .

سبّح اسم ربّك الأعلى

وصف «الأعلى»، در مقام تعليل براى «سبّح» است.

175- مقامات خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 13

13- « عن إبن مسعود قال : لمّا نزلت . . . « ياأيها الذين آمنوا قوا أنفسكم و أهليكم ناراً وقودهاالناس و الحجارة » تلا رسول الله (صلی الله علیه و آله) على أصحابه فخرّ فتى مغشياً عليه . . . فبشّره النبى (صلی الله علیه و آله) بالجنة فقال « ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد ;

ابن مسعود گفت: هنگامى كه آيه «ياأيها الذين آمنوا قوا أنفسكم . ..» نازل شد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن را براى اصحابش تلاوت كرد. پس جوانى بر زمين افتاد و از هوش رفت پس پيامبر(صلی الله علیه و آله) او را به بهشت بشارت داد و فرمود:... ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد».

176- مقامات خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 6

6- حصرت خضر ، داراى مقام نبوت بود . *

ءاتينه رحمة من عندنا

بدان احتمال كه مراد از «رحمة من عندنا» نبوت باشد. آوردن ضمير جمع در «عندنا» كه حاكى از نقش وسايط در رحمت مورد نظر است و نيز اطلاق «رحمت» بر «نبوت» در برخى آيات ديگر، اين احتمال را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 67 - 6

6- خضر ، داراى مرتبه اى برتر از موسى ( ع ) بود . *

إنّك لن تستطيع معى صبرًا

177- مقامات خويشاوندان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 4

4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.

و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

178- مقامات داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 10

10- حضرت داوود ( ع ) ، از زمره انبياى برتر و برگزيده خداوند

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض و ءاتينا داود زبورًا

از اينكه خداوند، پس از ذكر برترى برخى از انبيا بر بعضى ديگر، از حضرت داوود(ع) سخن به ميان آورده است، مى تواند از باب ذكر خاص پس از عام، مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 7

7- داوود و سليمان ( ع ) ، از مقام قضاوت در ميان مردم عصرخويش برخوردار بودند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 4

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 4

4 - داوود ( ع ) ، برخوردار از مقامى والا و ممتاز در پيشگاه خداوند

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

تسخير كوه ها براى تسبيح گويى به همراه داوود(ع)، از عظمت و والامقامى اين پيامبر حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 19 - 5

5 - داوود ( ع ) ، برخوردار از مقامى والا و ممتاز در پيشگاه خداوند

و الطير محشورة كلّ له أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 1،3

1 - خداوند ، داوود ( ع ) را جانشين خود در تدبير امور مردم قرار داد .

يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض

«خليفة» به معناى كسى است كه از ناحيه ديگرى و به جاى وى به تدبير امور مى پردازد و وقتى گفته شود: فلانى خليفه خدا در زمين است; يعنى، خداوند تدبير امور بندگانش را در زمين به او سپرده است (مجمع البيان، ذيل آيه).

3 - داوود ( ع ) ، برخوردار از مقام و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض

اعطاى مقام «خليفة اللهى» به داوود(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.

179- مقامات ذاكران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 1

1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.

فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم

180- مقامات ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 11

11- ذوالقرنين از پيامبران بود و به مقام دريافت سخن هاى خداوند نايل شده بود . *

قلنا يذا القرنين

ظاهر كلمه «قلنا» خطاب مستقيم است، گرچه احتمال الهام و يا رساندن پيام به وسيله پيامبرى ديگر نيز وجود دارد.

181- مقامات رسولان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 6

6- پيامبران و رسولان الهى ، در پيش گاه خداوند ، داراى ارج اند .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا و اتخذوا ءايتى و رسلى هزوًا

182- مقامات رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 9

9 - رهبرى حق در نظام اسلامى ، داراى جايگاهى رفيع و مسلمانان وظيفه دار ايثارو فداكارى براى او

و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه

از اينكه خداوند به مؤمنان فرمان داده است تا براى حفظ جان پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان رهبر به حق جامعه اسلامى جان فشانى كنند، برداشت فوق استفاده مى شود.

183- مقامات زائران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 9

9 - مؤمنان با درك محضر و زيارت پيامبر(صلی الله علیه و آله) سلام آن حضرت و پيام و رحمت خداوند را دريافت خواهند نمود. *

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

آمدن نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كه مضمون جمله «إذا جاءك» است، ظاهراً اختصاصى به زمان حيات ظاهرى آن حضرت ندارد و شامل پس از آن نيز مى گردد. كلمه «زيارت» در برداشت فوق براى اشاره بدين نكته آورده شده است.

184- مقامات زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 7 - 3

3- زكريا ( ع ) از مقام نبوّت و تلقى وحى ، برخوردار بود .

يزكريا إنّا نبشّرك بغلم

ظاهر آيه اين است كه زكريا، خود پيام الهى را دريافت كرده است، نه اين كه پيام خداوند را پيامبرى ديگرى دريافت كرده و به زكريا رسانده باشد.

185- مقامات زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 12

12- زن ، موجودى توان مند بر عروج به درجات بالاى معنويت و ملاقات و گفتوگو با فرشتگان

فأرسلنا إليها روحنا فتمثّل لها بشرًا سويًّا

186- مقامات سابق ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 11

11 - ابليس پيش از تمرد فرمان خدا، همپايه فرشتگان بود و در منزلت آنان بود.

قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلا إبليس

از اينكه فرمان و خطاب خداوند به ملائكه (قلنا للملائكه اسجدوا) شامل ابليس نيز مى شده، معلوم مى شود او همپايه فرشتگان بوده به گونه اى كه از زمره آنان محسوب مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 77 - 3

3 - برخوردارى ابليس از مقامى رفيع و منزلتى والا ، پيش از كبرورزى و نافرمانى خداوند

قال فاخرج منها

187- مقامات سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 7

7- داوود و سليمان ( ع ) ، از مقام قضاوت در ميان مردم عصرخويش برخوردار بودند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 4

4- داوود و سليمان ( ع ) ، داراى مقام قضاوت و برخوردار از علم خدا دادى

و داود و سليمن . .. و كلاًّ ءاتينا حكمًا و علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 9

9 - افتخار سليمان ( ع ) به مقام نبوت و رسالت الهى خود و نه مال و قدرت مادى

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

مراد از «ما آتان اللّه» حقيقتى متفاوت با امكانات مادى است; چرا كه اولاً دربار سبا نيز از آن امكانات مادى برخوردار بود ثانياً بجاى «خير» بايد مى فرمود «ما آتانى اللّه أكثر ممّا آتاكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 6

6 - رجوع و توجه همواره سليمان ( ع ) به خدا در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون سليمان بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود; بهترين عبد شناخته شد و به اين مقام دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 40 - 1

1 - سليمان ( ع ) ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

و إنّ له عندنا لزلفى

«الزلفى» به معناى قرب و منزلت است.

188- مقامات شاكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 9

9 - گناهان بزرگ ، مانع پديد آمدن زمينه هاى سپاسگزارى به درگاه خدا و رسيدن به منزلت شاكران

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 4

4 - رسيدن به مرتبه و منزلت شاكران ، از وظايف اساسى انسان و هدف از خلقت اوست .

ثم بعثنكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون

به نظر مى رسد سپاسگزارى - كه به عنوان هدف از «بعثناكم» بيان شده - در برابر خصوص حيات دوباره نباشد، بلكه به عنوان هدف براى اصل حيات و زندگى مطرح باشد; يعنى، خداوند صاعقه زدگان بنى اسرائيل را حيات بخشيد و هدف آن بود كه در حيات دنيوى سپاسگزار باشند و به منزلت شاكران نايل شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 11

11 - شكرگزاران، رهپويان صراط مستقيم الهى هستند.

لأقعدن لهم صرطك المستقيم . .. لاتجد أكثرهم شكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 16

16 - شاكران نعمت هاى خدا ، داراى مقامى بس والا در پيشگاه او

و كن من الشكرين

فرمان خداوند به پيامبرى بزرگ چون موسى مبنى بر اينكه از شاكران باشد، حكايت از مقام بلند شاكران دارد.

189- مقامات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 8،9

8- خداوند ، شعيب ( ع ) را از روزى و نعمت خاص و نيكوى خويش بهره مند ساخت و او را به مقام نبوت رسانيد .

أرءيتم إن . .. رزقنى منه رزقًا حسنًا

مقصود از «رزقاً حسناً» به مناسبت مورد ، مقام نبوت و پيامبرى است.

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 11

11- شعيب ( ع ) ، واسطه شمول رحمت خداوند بر توبه كنندگان قومش

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

چون خطاب در «استغفروا ربكم» متوجه مردم است، ظاهر آن بود كه به جاى «إن ربى» گفته مى شد «إن ربكم . ..». اين جابه جايى مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه: خداوند به واسطه پيامبرانش، مردمان را مشمول رحمت و محبت خويش قرار مى دهد و آنان، مجراى فيض الهى بر بندگانند.

190- مقامات شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 1،2

1 - كشته شدگان راه خدا ، زنده و برخوردار از حياتى ويژه اند .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

از آن جا كه غير شهيدان نيز از زندگى برزخى برخوردارند، معلوم مى شود: حياتى كه خداوند براى شهيدان بيان داشته، حيات و زندگانى ويژه اى است.

2 - نبايد كشته شدگان راه خدا را مرده خواند و آنان را در شمار مردگان قلمداد كرد .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

191- مقامات شيعيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 10

10 - سئل أبو عبدالله(ع) . .. عن قول الله عز و جل: «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها»، يجرى لهؤلاء ممن لا يعرف منهم هذا الأمر؟ فقال: إنما هذه للمؤمنين خاصة ... .

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از اينكه آيا آيه «من جاء بالحسنة . ..» شامل آنان كه شناختى به ولايت ندارند، مى شود؟ فرمود: اين آيه فقط براى مؤمنان (شيعيان) است ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 6،7

6- « جابرالجعفى قال : سألت أباجعفرمحمد بن على الباقر ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . . . » قال : أمّا الشجرة فرسول الله (صلی الله علیه و آله) و فرعها على ( ع ) و غصن الشجرة فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ثمرها أولادها ( ع ) و ورقها شيعتنا . . . ;

جابر جعفى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة. ..» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: اما مراد از درخت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و شاخه هاى اصلى آن، على(ع) است و شاخه هاى فرعى آن، فاطمه(س) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و ميوه هاى آن، فرزندان او و برگهاى آن درخت، شيعيان ما مى باشند».

7- « عمرو بن حريث قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء » قال : فقال : رسول الله (صلی الله علیه و آله) أصلها و أميرالمؤمنين ( ع ) فرعها و الأئمة من ذريتهما أغصانها و علم الأئمة ثمرتها و شيعتهم المؤمنون ورقها . . . ;

عمرو بن حريث گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة أصلها. ..» سؤال كردم پس [آن حضرت] فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ريشه آن درخت و أميرالمؤمنين(ع) شاخه آن و ائمه(ع) از نسل آن دو، شاخه هاى فرعى آن و علم ائمه(ع) ميوه هاى آن درخت مى باشد و شيعيان مؤمن آنان برگهاى آن درختند...».

192- مقامات صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 5

5- صابران ، برخوردار از عنايت و فضل ويژه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 6

6 - ارزش والاى صبر و مؤمنان شكيبا ، در نزد خداوند

إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

از آن جايى كه خداوند، خود پاداش مؤمنان صابر را متكفل شده است، ارجمندى صبر و مؤمنان شكيبا در نزد خدا، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 20

20 - صابران ، برخوردار از جايگاهى والا و ويژه در پيشگاه خداوند

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

اعطاى پاداش بى شمار به صابران و منحصر دانستن اين پاداش به آنان، گوياى برداشت ياد شده است.

193- مقامات صاحبان نفس راضيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 2

2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند

فادخلى فى عبدى

انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.

194- مقامات صاحبان نفس مرضيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 2

2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند

فادخلى فى عبدى

انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.

195- مقامات صاحبان نفس مطمئنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 2

2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند

فادخلى فى عبدى

انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.

196- مقامات صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 8،11

8 - مرتبه « صادقين » برترين مرتبه ايمان و ديندارى

اتقوا اللّه و كونوا مع الصدقين

دستور خدا به همراهى و همگامى با صادقان - پس از توصيه به تقواپيشگى - بيانگر اين حقيقت است كه «مرتبه صادقين» مرتبه اى فراتر از مرتبه كسانى است كه در راه تقوا گام مى نهند و به تعبير ديگر «صادقين» كسانى هستند كه در اوج رعايت تقوايند.

11 - « صادقين » گروهى برگزيده و داراى مقام عصمت *

و كونوا مع الصدقين

از اينكه خداوند به طور مطلق به همراه و همگام بودن با«صادقين» فرمان داده است، احتمال مى رود كه «صادقين» گروهى خاصِ باشند كه در همه اعمال و افكار خويش به مقام عصمت رسيده اند و فرمان به تبعيت مطلق از آنان، بدين جهت صورت گرفته است.

197- مقامات صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 1

1- صالح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى بود .

و لقد أرسلنا . .. و إلى ثمود أخاهم صلحًا

«إلى ثمود» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه بيست و پنجم است; يعنى: لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحاً.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 6

6- خداوند ، صالح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .

و ءاتنى منه رحمة

مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.

198- مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 12

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 10

10 - درآمدن به جرگه صالحان سراى آخرت ، در گرو تسليم بودن و اطاعت كردن از خداوند است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 6،7،8

6 - صالحان داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

7 - ايمان به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) زمينه عروج به درجه صالحان

و ما لنا لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق . .. يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جمله «و نطمع . ..» مى رساند كه حتى پس از اعتراف به خداى يگانه نمى توان به همنشينى باصالحان يقين داشت بلكه ايمان مذكور تنها مى تواند زمينه ساز نيل به درجه صالحان باشد.

8 - رسيدن به درجه و مقام صالحان در پرتو خواست و عنايت الهى است .

نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 6

6 - هدايت ويژه، پاداش خداوند به صالحان است.

كلا هدينا . .. كل من الصلحين

در آيه پيشين سخن از هدايت ويژه براى پيامبران بود و اين آيه آنان را از زمره صالحان مى شمارد. بنابراين وصف مذكور بايد در حصول هدايت ويژه داراى نقش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 4

4 - خداوند سرپرست و يارى دهنده همه صالحان است .

و هو يتولى الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 43

43- صالحان و مردان الهى ، پس از مرگ نيز شايسته احترام اند و آرامگاه آنان داراى منزلتى والا است .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح در پيشگاه پروردگارشان شأن و مقامى رفيع دارند .

و من يأته . .. فأولئك لهم الدرجت

اسم اشاره «أُولئك» كه براى اشاره بعيد به كار مى رود، حاوى تكريم و بزرگداشت مؤمنان از سوى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 10

10- صالحان ، بندگان خاص خداوند

عبادى الصلحون

بنابراين كه «الصالحون» قيد توضيحى براى «عبادى» باشد برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 21

21 - مقام بندگان صالح ، بالاترين جايگاه كمالى انسان

أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صلحًا... و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان(ع) مقام «عباد صالح» را به عنوان آخرين و عالى ترين آرزوى خود مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 9 - 1،5،6

1 - ايمان آورندگانِ داراى عمل صالح ، از سوى خداوند ، در زمره صالحان قرارخواهندگرفت .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

5 - صالحان ، در پيشگاه خداوند ، مقامى ارجمند دارند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

اين كه خداوند، به مؤمنانِ شايسته كردار، وعده حتمى داده است كه آنان را، وارد زمره صالحان بكند، نكته بالا، فهميده مى شود.

6 - خداوند ، مؤمنانِ داراى عمل صالح را ، در جايگاه صالحان ، وارد خواهد كرد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

«لندخلنّهم فى مدخل الصالحين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

199- مقامات طواف كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 20

20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

200- مقامات عابدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 20

20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

201- مقامات علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 14

14 - نابرابرى ناآگاهان و آگاهان به محدوده قدرت و وظايف پيامبران، مانند نابرابرى كوران و بينايان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك ... قل هل يستوى الأعمى و البصير أفلاتتفكرون

در اينكه مراد از «أعمى» و «بصير» در آيه چيست، احتمالاتى وجود دارد; از آن جمله اينكه كسانى كه پس از بيان محدوده قدرت و وظايف پيامبران اين حقايق را دريافته و پذيرا مى شوند، «بصير» و آن كسانى كه جاهلانه سخنهاى واهى گفته و درخواستهاى نابجا دارند «أعمى» (كور) هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 12

12- برخورداران از علوم اعطايى خداوند ، بينشى پسنديده و مقامى والا دارند .

قال الذين أُوتوا العلم إن الخزى اليوم و السوء على الكفرين

202- مقامات علماى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 8

8- علم به حقايق دينى ارزشمند بوده و عالمان به آن داراى جايگاه و مقام والا در پيشگاه خداوندند .

إن الذين أُوتوا العلم من قبله يخرّون للأذقان

203- مقامات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 20

20 - شخصيت فوق العاده حضرت عيسى ( ع ) زمينه غلو و گزافه گويى مسيحيان در مورد ايشان

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 5

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 4

4 - حضرت عيسى ( ع ) ، داراى منزلتى والا و ارجمند در پيشگاه خدا

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

نام بردن عيسى(ع) از ميان انبياى بنى اسرائيل، حكايت از ويژگى مقام آن حضرت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 2،3،4

2- بندگى خداوند ، اولين اعتراف عيسى ( ع ) و بالاترين مقام در ديدگاه آن حضرت

قال إنّى عبداللّه

تقديم وصف بندگى، حتى بر نبوت و داشتن كتاب آسمانى، نشانه اين است كه در ديدگاه عيسى(ع)، اين وصف برتر از ساير مقام هاى اوبود.

3- حضرت عيسى ( ع ) در دوران نوزادى ، داراى كتاب الهى و مقام نبوت بوده است .

ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .

قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 2

2- حضرت عيسى ( ع ) فرزند مريم ( ع ) و داراى منزلتى والا است .

ذلك عيسى ابن مريم

«ذلك» براى اشاره به بعيد به كار مى رود. به كار بردن آن در جايى كه مورد اشاره نزديك باشد، بيانگر برجستگى منزلت مورد اشاره و بزرگداشت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 9

9- فرزند مريم ( س ) ( عيسى ( ع ) ) ، پرتو روح الهى و داراى مقامى بس بلند در پيشگاه خداوند

فنفخنا فيها من روحنا

اضافه «روح» به «نا» اضافه تشريفى و براى بيان شرافت و عظمت اين روح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 5

5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم

ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 4

4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 4

4 - عيسى ( ع ) ، از پيامبران الهى

و قفّينا بعيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 11

11 - فرزند حضرت مريم ( س ) ( عيسى ( ع ) ) ، پرتو روح الهى و داراى مقامى بس بلند در پيشگاه خداوند

فنفخنا فيه من روحنا

اضافه «روح» به «نا»، اضافه تشريفى و براى بيان شرافت و عظمت اين روح است.

204- مقامات فاطمه(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 6

6- « جابرالجعفى قال : سألت أباجعفرمحمد بن على الباقر ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . . . » قال : أمّا الشجرة فرسول الله (صلی الله علیه و آله) و فرعها على ( ع ) و غصن الشجرة فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ثمرها أولادها ( ع ) و ورقها شيعتنا . . . ;

جابر جعفى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة. ..» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: اما مراد از درخت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و شاخه هاى اصلى آن، على(ع) است و شاخه هاى فرعى آن، فاطمه(س) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و ميوه هاى آن، فرزندان او و برگهاى آن درخت، شيعيان ما مى باشند».

205- مقامات فرزندان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 4

4 - برخى از پدران و فرزندان و برادران پيامبران پيشين (ابراهيم(ع)، اسحق و . ..) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بوده اند.

و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم . .. أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

206- مقامات قاريان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 5

5 - تلاوت وحى و قرآن كريم ، كارى ارزشمند است و قرائت كنندگان از جايگاهى بلند در پيشگاه خداوند برخوردارند .

فالتّليت ذكرًا

از سوگند خداوند به تلاوت كنندگان وحى و قرآن كريم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

207- مقامات كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 4

4 - ارجمندى ، عظمت و پيراستگى صفحات قرآن و مقام والاى نويسندگان آن ، تضمين كننده شايستگى آن براى غفلت زدايى و بيان حقايق

إنّها تذكرة . .. فى صحف مكرّمة . مرفوعة مطهّرة . بأيدى سفرة . كرام بررة

208- مقامات گواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 11،13

11 - مسيحيان عصر بعثت پس از پذيرش اسلام با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيوستن به صف شاهدان و گواهان حقانيت قرآن بودند .

ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين

13 - ايمان زمينه نيل به منزلت رفيع شاهدان

ءامنا فاكتبنا مع الشهدين

كلمه «فاء» در «فاكتبنا» رساننده برداشت فوق است.

209- مقامات گواهان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 5

5 - گواهان صحنه قيامت ، داراى مقامى ارجمنداند .

و شاهد

210- مقامات لقمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 2

2 - لقمان ، داراى مقامى والا نزد خداوند است .

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة

211- مقامات لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 4

4- حضرت لوط ( ع ) داراى مقام و منزلتى والا در پيشگاه خداوند

لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 2

2- حضرت لوط ( ع ) از جانب خداوند ، از منصب قضاوت و داورى برخوردار بود .

و لوطًا ءاتينه حكمًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حكم» به معناى «قضاوت» باشد (لسان العرب). گفتنى است كاربرد «حكم» به معناى «قضاوت»، بسيار شايع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 54 - 1

1 - لوط ( ع ) ، از پيامبران الهى و ادامه دهنده خط رسالت

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا . .. و لوطًا

كلمه «لوطاً» مى تواند عطف به «صالحاً» و به تقدير «و أرسلنا لوطاً» باشد. هم چنين مى تواند مفعول براى فعل محذوف و به تقدير «و اذكر لوطاً» باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 133 - 1

1 - لوط ( ع ) ، از رسولان الهى

و إنّ لوطًا لمن المرسلين

212- مقامات مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 15

15 - مادر موسى ، داراى مرتبت و مقامى ويژه در نزد خداوند

فرجعنك إلى أُمّك كى تقرّ عينها و لاتحزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 5

5 - مادر موسى ، برخوردار از منزلتى بلند در پيشگاه خداوند و مورد لطف و عنايت ويژه او

و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. و لتعلم أنّ وعد اللّه حقّ

مادر موسى، در اين بخش از آيات محور داستان موسى قرار گرفته است و اين مى تواند حاكى از منزلت و جايگاه بلند او در نزد خداوند باشد.

213- مقامات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 21

21 - ارجمندى تقواپيشگان در آيين مسيحيت

و ءاتينه الانجيل . .. هدى و موعظة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 6

6 - ولايت و سرپرستى بر مسجدالحرام ، تنها شايسته تقواپيشگان است .

و ما كانوا أولياؤه إن أولياؤه إلا المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 5

5 - تقواپيشگان ، داراى مقام و جايگاهى حسرت برانگيز در قيامت

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

از اين كه كافران مى گويند: اگر خداوند ما را هدايت مى كرد از تقواپيشگان بوديم، به دست مى آيد كه افراد با تقوا، از چنان مقامِ والايى برخورداراند كه كافران درباره آنان غبطه خورده و آرزو مى كنند كه اى كاش از زمره آنان بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 1،14

1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .

و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة

14 - تقواپيشگان ، در بهشت ، جاودانه خواهند ماند .

فادخلوها خلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 1

1 - تقواپيشگان ، بندگان خاص و راستين خداوند

إلاّ المتّقين . يعباد لا خوف

از اين كه خداوند، متقين را بنده خود خوانده است (يا عباد)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 1

1 - متقين ، برخوردار از جايگاهى والا و زوال ناپذير ، در پيشگاه خداوند

فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

راستين بودن جايگاه پرهيزكاران، ممكن است در مقام نوعى مقايسه ميان مقامات دنيوى - كه ناپايدار و اعتبارى است - با درجات آخرت - كه پايدار و جاويدانى است - باشد.

214- مقامات متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 6

6- انسان موّحد و متكى به خداوند ، انسانى هدايت يافته است .

و جعلنه هدًى . .. ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً

«أن» در «ألاّتتخذوا» براى تفسير عبارت «جعلناه هدًى لبنى إسرائيل» است و توحيد و عدم اتكا به غير خدا را مظهر و مصداق هدايت معرفى مى كند. بنابراين موّحد، شخص هدايت يافته است.

215- مقامات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 6

6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خدا ، داراى برترين مرتبه و بزرگترين درجه درپيشگاه خداوند

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 3،6

3 - برخوردارى از مقام رضوان ( رضايت كامل خدا از انسان ) از موهبت هاى خاص خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم ... و رضون

6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت

تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 5

5 - مجاهدان راه خدا ، برخوردار از جايگاه و مقامى رفيع در پيشگاه الهى

و الصفّ-ت صفًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 5

5 - مجاهدان راه خدا ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

فالزّجرت زجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 4

4 - مجاهدان راه خدا ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه الهى

فالتّليت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 4

4 - لشكريان الهى و مجاهدان راه خدا ، برخوردار از جايگاه بلند در پيشگاه خداوند

و إنّ جندنا لهم الغلبون

برداشت ياد شده از اضافه «جند» (لشكر) به «نا» (خدا) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 19

19 - مجاهدان و پيكارگران راه خداوند ، برخوردار از مقامى والا و ارزشمند در پيشگاه الهى

و ليعلم اللّه من ينصره و رسله

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه از «جهاد»، به نصرت خداوند و از «مجاهدان» به ياوران الهى، تعبير شده است.

216- مقامات محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 21

21 - محبوب خداوند شدن ، رستگارى است . *

لعلكم تفلحون . .. و اللّه يحب المحسنين

چون در آيه 90 حصول فلاح را در گرو اجتناب از شراب و قمار و . .. شمرد و آنگاه در آيه مورد بحث پرهيز از شراب و قمار و ... را مرحله اى براى رسيدن به حب الهى دانست. مى توان نتيجه گرفت كه حب الهى رستگارى است.

217- مقامات محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 17

17 - اطاعت كنندگان دستورات خدا - در صورت نيكوكار بودن - از پاداشى افزونتر از ديگران ، بهره مند خواهند شد .

و سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 11

11 - ايمان به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پرهيز از استكبار و نيكوكارى مايه رسيدن به مقام محسنين است .

و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 16،18

16 - رسيدن به مقام محسنين در گرو گذر از مراحل ايمان و تقوا

إذا ما اتقوا . .. ثم اتقوا و احسنوا و اللّه يحب المحسنين

18 - خداوند دوستار محسنان و نيكوكاران

و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 11،13

11 - كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.

و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

13 - تمسك به توحيد و مبارزه با شرك، شرط ورود به جرگه نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين

روشن است كه مصداق برتر نيكوكاران در اين آيه ابراهيم خليل(ع) است و طبيعى است كه موصوف شدن آن حضرت به اين وصف بايد در تناسب و ارتباط با آيات پيشين باشد، و چون آيات گذشته عموماً درباره توحيد ابراهيم(ع) و تلاش آن حضرت براى مبارزه با شرك بود، شايد بتوان گفت كه اين ويژگى از مقومات نيكوكار بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 8

8 - نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 69 - 5

5 - خداوند ، با محسنان است و به آنان عنايت دارد .

و إنّ اللّه لمع المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 6

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 2

2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .

يشهده المقرّبون

218- مقامات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) عبد خدا و داراى مقامى والا در بندگى اوست .

مما نزلنا على عبدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از بندگان خدا ، و بهره مند از فضل و بخشش خاص او

أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 14

14 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « انا دعوة ابراهيم قال و هو يرفع القواعد من البيت ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم . . . »

من اجابت شده دعاى ابراهيم(ع) هستم. ابراهيم در حالى كه پايه هاى خانه كعبه را بالا مى برد، گفت: پروردگارا! در ميان آنان پيامبرى از خودشان مبعوث كن ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 29

29 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « يدعى نوح يوم القيامة فيقال له : هل بلغت ؟ فيقول : نعم ، فيدعى قومه فيقال لهم هل بلغكم ؟ فيقولون : ما أتانا من نذير و ما أتانا من أحد ، فيقال لنوح : من يشهد لك ؟ فيقول : محمد (صلی الله علیه و آله) و أمته ، فذلك قوله : « و كذلك جعلناكم أمة وسطاً » قال : و الوسط العدل فتدعون فتشهدون له بالبلاغ . . . ;

روز قيامت نوح(ع) دعوت به حضور مى شود و به او گفته مى شود: آيا رسالت خود را ابلاغ كردى؟ مى گويد: آرى پيش قومش دعوت مى شوند و از آنان سؤال مى شود: آيا به شما ]رسالتش[ را ابلاغ كرده است؟ آنان مى گويند: ما را بيم دهنده اى نيامد. پس به نوح گفته مى شود: چه كسى به نفع تو شهادت مى دهد؟ پس وى مى گويد: محمد(صلی الله علیه و آله) و امتش; و اين است سخن خداوند: شما را امت وسط قرار داديم. رسول خدا فرمود: مراد از وسط، عدل است. پس شما (مسلمانان) دعوت مى شويد و به نفع او شهادت به ابلاغ رسالت مى دهيد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 7،8

7 - انتظار و اشتياق پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نسخ قبله سابق ( بيت المقدس ) داراى نقشى بسزا در نسخ آن بود .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها

تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر «قد نرى ...» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه انتظار و اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تغيير قبله در آن امر مؤثر بوده است.

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند از شأن و عظمتى والا برخوردار بود .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرستاده خداوند

قد جاءكم رسولنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 5

5 - خداوند، بزرگترين گواه رسالت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در برابر منكران است.

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه شهيد بينى و بينكم

با توجه به اين حقيقت كه نزاع بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان، نزاع شخصى نبوده، بلكه اختلاف بر سر درستى ادعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نزول وحى بر ايشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 8،11

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آيت الهى و تكذيب رسالت وى انكار آيات خداوند و ستم است.

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

11 - ستيز كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مقابله با مقام الوهيت خداوند است.

قد نعلم إنه ليحزنك . .. و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 8

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخوردار از ادله و براهين خداوند و داراى مقامى رفيع در پيشگاه اوست. *

و تلك حجتنا . .. نرفع درجت ... إن ربك حكيم عليم

ضمير «ربك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. عدول از غيبت به خطاب، همراه با تأكيد و تعليل، اشاره به مرتبه والاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برخوردارى آن حضرت از حجتهاى الهى، مانند حضرت ابراهيم(ع)، مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 8

8 - حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله)، داراى كتاب و مقام حكم و قضاوت و نبوت از جانب خداوند است.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة فإن يكفر بها هؤلاء

گر چه در اين آيه نام حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) به صراحت نيامده، ولى ياد انبياى گذشته و اشاره به مقامات آنان و همچنين سخن از كفر مردم مكه، با لطافتى تمام، اشاره به اين دارد كه خداوند همان مقامات را به حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله) نيز عطا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 17

17 - عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): . .. معاشر الناس أنا صراط الله المستقيم الذى أمركم باتباعه ثم على من بعدى ثم ولدى من صلبه ائمة يهدون إلى الحق ... .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. اى مردم! من راه مستقيم خداوند هستم كه (خداوند)، به پيروى از آن دستور داده و بعد از من، على و فرزندان من از نسل وى امامانى هستند كه مردم را به سوى حق دعوت و هدايت مى كنند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 5،6

5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) داراى مقام تسليم و پذيرنده فرمانهاى خدا

و بذلك أمرت و أنا أول المسلمين

«اسلام»، مصدر «المسلمين»، به معناى تسليم شدن و متعلق «المسلمين» به دليل جمله قبل فرمانهاى خداوند است. بنابراين «انا أول المسلمين» يعنى من اول كسى هستم كه تسليم دستورهاى خدا شده ام.

6 - جايگاه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مقام تسليم، جايگاهى برتر از همه تسليم شدگان در برابر خدا

و أنا أول المسلمين

اول بودن گاهى به اعتبار زمان است و گاهى به اعتبار رتبه و مقام. به نظر مى رسد در جمله «أنا أول المسلمين» دومين معنا مراد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 9

9 - تصريح تورات و انجيل به برخوردار بودن پيامبر موعود از مقام رسالت علاوه بر مقام نبوت

الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 158 - 16

16 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرى از جانب خدا و داراى مقام رسالت ، بدون آنكه درسى خوانده و يا خطى نوشته باشد .

فامنوا باللّه و رسوله النّبىّ لامّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 3

3 - ذلت و خوارى يهوديان با مسلط ساختن مردمى بر آنان ، پرتوى از ربوبيت خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در راستاى تقويت و گسترش آيين وى

و إذ تأذن ربك

برداشت فوق از كلمه «رب» و اضافه شدن آن به ضميرى كه براى خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كار رفته، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بنده كامل خداوند و داراى مقامى بس ارجمند در پيشگاه او

و ما أنزلنا على عبدنا

مراد از «عبدنا» پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است و توصيف خداوند از او به «بنده ما»، اشاره به خلوص كامل وى در بندگى خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 1

1 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده خداست .

هو الذى أرسل رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 14

14 - محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و فرستاده خدا

و الذين يؤذون رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 62 - 10

10 - منزلت والاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جايگاه ويژه اش در نزد خداوند

و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 63 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از حرمت و جايگاهى والا در نزد خداوند

من يحادد اللّه و رسوله

با توجه به اينكه خصومت با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) مساوى خصومت با خدا شمرده شده، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 19

19 - ولايت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، نشأت يافته از مقام رسالت آن حضرت

و يطيعون اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 16

16 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) واسطه رسيدن فيض الهى به جامعه اسلامى

أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله

ذكر «رسوله» بعد از «اللّه» و ارجاع ضمير «من فضله» تنها به خدا، بيانگر اين نكته مى تواند باشد كه: فضل و فيض از آن

خداست و رسولش، واسطه رساندن فيض خدا به خلق اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام ولايت و مؤمنان موظف به پيروى بى چون و چرا از آن حضرت

ما كان . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 14،19

14 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، امين وحى و پيرو بى چون و چراى فرمان هاى الهى

إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

19 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى معصوم و به دور از هر نافرمانى و گناه

إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 2

2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده خدا بوده و آيات قرآن را به دستور او بر مردم مى خواند .

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 8

8- رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از پيام هاى متقن ، روشن و اساسىِ قرآن

كتب أُحكمت ءايته ثم فصلت . .. إننى لكم منه نذير و بشير

جمله «إننى لكم منه . ..» نيز همانند «لاتعبدوا ...» تفسير «كتاب اُحكمت ...» مى باشد; يعنى ، از پيامهاى اين كتاب ، رسالت و نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 6،7

6- « جابرالجعفى قال : سألت أباجعفرمحمد بن على الباقر ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . . . » قال : أمّا الشجرة فرسول الله (صلی الله علیه و آله) و فرعها على ( ع ) و غصن الشجرة فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ثمرها أولادها ( ع ) و ورقها شيعتنا . . . ;

جابر جعفى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة. ..» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: اما مراد از درخت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و شاخه هاى اصلى آن، على(ع) است و شاخه هاى فرعى آن، فاطمه(س) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و ميوه هاى آن، فرزندان او و برگهاى آن درخت، شيعيان ما مى باشند».

7- « عمرو بن حريث قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء » قال : فقال :

رسول الله (صلی الله علیه و آله) أصلها و أميرالمؤمنين ( ع ) فرعها و الأئمة من ذريتهما أغصانها و علم الأئمة ثمرتها و شيعتهم المؤمنون ورقها . . . ;

عمرو بن حريث گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة أصلها. ..» سؤال كردم پس [آن حضرت] فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ريشه آن درخت و أميرالمؤمنين(ع) شاخه آن و ائمه(ع) از نسل آن دو، شاخه هاى فرعى آن و علم ائمه(ع) ميوه هاى آن درخت مى باشد و شيعيان مؤمن آنان برگهاى آن درختند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 2

2- پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) برخوردار از منزلت ويژه و مقامى والا در پيشگاه خداوند

لعمرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 9

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام عصمت

و جئنابك شهيدًا على هؤلاء

گواه بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به امت خويش، مستلزم عصمت اوست و گرنه او خود نيازمند شاهد ديگر بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 7

7- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در عين رفعت مقام و عروج به معراج ، عبد و بنده خدا بود .

أسرى بعبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 8

8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از زمره انبياى برتر و برگزيده خداوند است .

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض

ذكر «و لقد فضّلنا بعض . ..» پس از ذكر برخوردهاى مشركان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و سؤالهاى آنان احتمال دارد پاسخ سؤال مقدرى باشد و يا جواب اشكالى باشد كه مشركان درباره شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح مى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت ربوبيت و عنايت ويژه خداوند

إن ربّك أحاط بالناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مواضع دينى - اجتماعى خويش - به عنايت خداوند - معصوم بود .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى شخصيت و مقامى بس والا و با عظمت در پيشگاه الهى

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

احتمال دارد كه ذكر پيامد اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه، (هلاكت مشركان) به دليل شخصيت آن حضرت باشد و اين، نشان مى دهد كه چنين اهانتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى خداوند قابل تحمل نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 86 - 2

2- پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى كه از جانب خداوند به او وحى مى شد .

و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 87 - 5

5- جايگاه ويژه و رفيع پيامبر (صلی الله علیه و آله) نزد خداوند

إن فضله كان عليك كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 6،7

6- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، بنده خدا و مفتخَر به عبوديت او است .

أنزل على عبده الكتب

7- نقش عبادت و عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نايل شدن آن حضرت به مقام رسالت و نزول قرآن برايشان

أنزل على عبده الكتب

وصف و ياد كردن از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان «بندى خداوند» در بيان نازل كردن قرآن بر او، مى تواند اين معنا را برساند كه: «بنده خدا» بودن و او را بندگى و عبادت كردن، از زمينه هاى مهم براى تحمّل رسالت و دريافت وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 23

23 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز در زندگى خويش از تكامل معنوى برخوردار بود .

فاصبر . .. لعلّك ترضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 48 - 5

5 - قضاوت ميان مردم ، از مسؤوليت ها و منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 6

6 - قضاوت ميان مردم ، از مسؤوليت ها و منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 45 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده اى از جانب خداوند

و ما كنت ثاويًا فى أهل مدين . .. و لكنّا كنّا مرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 23 - 11

11 - مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، بزرگ داشته شده است .

فلاتكن فى مرية من لقائه

در صورتى كه مراد از «لقائه» رسيدن كتاب و وحى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، آوردن «لقاء» به جاى كلمه اى مثل «إيتاء» و امثال آن، حكايت از بزرگداشت و تعظيم پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت توجه و عنايت ويژه خداوند بود .

إنّ ربّك هو يفصل

اضافه «ربّ» به ضمير مخاطب - كه مرجع آن پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است - مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 1 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند ، شخصيتى گرامى و با عظمت

يأيّها النبىّ

مخاطب قرار دادن پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) با صفت «النبىّ» به جاى نام آن حضرت، مى تواند براى تعظيم و بزرگداشت آن بزرگوار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 2 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از عنايت ويژه خداوند ، برخوردار بود .

ما يوحى إليك من ربّك

اضافه شدن «ربّ» به ضمير مخاطب مفرد - كه مرجع آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - با توجه به اين كه خداوند، ربّ همه مؤمنان و انسان ها است، از عنايت ويژه خداوند به آن حضرت حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 5

5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم

ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى شأن و عظمتى بس مهم در پيشگاه خداوند

و إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله

ذكر «رسوله» در كنار «اللّه» و در مقابل «تردن الحياة الدنيا» با اين كه سخن از دنياخواهى و زيستن در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند اشاره به مقام و جلالت شأن آن حضرت، در نزد خداوند داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 31 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى شأن و منزلتى والا در پيشگاه خداوند

و من يقنت منكنّ للّه و رسوله

ذكر «رسوله» در كنار «اللّه» با اين كه سخن از ناسازگارى همسران پيامبر با او در زمينه مسايل دنيوى بود و بايد تنها از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تبعيت از آن حضرت سخن گفته مى شد، مى تواند براى بيان اين منظور باشد كه اطاعت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اطاعت خداوند، جدا نيست و اين حكايت از شأن و عظمت آن بزرگوار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 38 - 6

6 - خداوند به حفظ شخصيت اجتماعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) اهتمام ويژه اى داشته است .

ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له

آيه، در صدد دفاع از ازدواج پيامبر(صلی الله علیه و آله) با مطلَّقه پسرخوانده اش است. از آن جايى كه طبق شأن نزول ها، ازدواج با مطلَّقه پسرخوانده، امرى شايسته نبوده و پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه به فرمان خداوند، اقدام به آن كرده، احتمال داشت مورد شماتت قرار بگيرد خداوند، از آن حضرت دفاع كرده است. و اين، حكايت از عنايت خداوند به آن حضرت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 - 17

17 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حفظ حريم و حرمت او ، عنايت ويژه داشت .

لاتدخلوا بيوت النبىّ . .. فإذا طعمتم فانتشروا ... إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 2،4،5

2 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام و عظمتى ويژه در پيش گاه خداوند

إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النبىّ

از صلوات خداوند و فرشتگان بر آن حضرت، استفاده مى شود كه او شخصيتى صاحب فضيلت در پيش گاه خدا است.

4 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى شناخته شده و داراى منزلتى والا نزد ملائكه

إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النبىّ

5 - پيامبرى و نبوّت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مايه فضيلت و مورد عنايت خاص خدا بودن است .

إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النبىّ

احتمال دارد كه ذكر «نبىّ» با «ال» به جاى اسم خاص رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) براى بيان شأن و منزلت آن حضرت به خاطر وصف نبوّت باشد. به عبارت ديگر، وصف «النبىّ» مشعر به علت صلوات خداوند بر او و نيز لزوم صلوات مؤمنان بر او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 69 - 9

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) داراى شخصيتى والا در پيش گاه خداوند و مورد عنايت ويژه او بود .

يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، دريافت كننده وحى از جانب خداوند

و الذى أوحينا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 3 - 4

4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، از رسولان الهى است .

إنّك لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 3،4

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برجسته و مقرب خداوند

أليس اللّه بكاف عبده

برداشت ياد شده از اضافه «عبد» به ضمير اسم جلاله - كه از نوع اضافه تشريفى است - استفاده مى شود.

4 - عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برجسته ترين صفت آن حضرت

أليس اللّه بكاف عبده

توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صفت عبوديت وانتخاب اين صفت از ميان ديگر اوصاف آن حضرت، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 4

4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 1،11

1 - وحى به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، استمرار وحى بر انبياى پيشين است .

و كذلك أوحينا إليك

برداشت ياد شده بر اين پايه مبتنى است كه مشارٌاليه «ذلك»، مطلق وحى باشد (كه از آيه قبل استفاده مى شود).

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برگزيده خدا و بهره مند از هدايت ويژه قرآن

و لكن جعلنه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

با توجه به لفظ «لكن» - كه براى استدراك جمله قبل (ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الإيمان) است - مى توان گفت كه عبارت «من نشاء من عبادنا» گر چه عام است; ولى پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) از مصاديق بارز آن مى باشد. به ويژه كه در قسمت پايانى آيه شريفه آن حضرت را هدايتگر ديگر مردمان به راه حقيقت معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 17

17 - دستيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منصب رسالت در پرتو برخوردارى آن حضرت از ربوبيت ويژه الهى

و رحمت ربّك خير ممّا يجمعون

اضافه «ربّ» به كاف خطاب گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 33 - 5

5- ولايت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مردم ، نشأت يافته از منصب رسالت الهى آن حضرت

أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

وصف «الرسول»، مى تواند مشعر به عليت باشد; يعنى، رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ولايت بر خلق را براى او به ارمغان آورده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 9 - 2

2 - راهيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نهايت نزديكى و عالى ترين مرتبه تقرب به خداوند

فكان قاب قوسين أو أدنى

در صورتى كه ضماير غايب در آيات پيشين، مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تعبير «قاب قوسين» كنايه از شدت نزديكى و تقرب آن حضرت، به خداوند به هنگام دريافت وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 10 - 3،4

3 - تقرب فزاينده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خداوند ، زمينه قابليت آن حضرت براى دريافت مفاهيم عالى وحى *

ثمّ دنا . .. فأوحى إلى عبده ما أوحى

در صورتى كه ضماير آيات پيشين (هو . .. دنا...) به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازگردد، از ترتب «فأوحى...» بر «دنافتدلّى» مطلب بالا استفاده مى شود.

4 - « عبوديت » ، عالى ترين عنوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در اوج تقرب به خداوند

ثمّ دنا فتدلّى . .. فأوحى إلى عبده ما أوحى

به كار رفتن وصف «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - در پى ترسيم جايگاه قرب آن حضرت - بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 7 - 2

2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و فرستاده خداوند است .

ءامنوا باللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 8 - 4

4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و فرستاده خداوند است .

و الرسول يدعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 2

2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور او است .

اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 4

4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او

و معصيت الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 2

2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او بود .

يأيّها الذين ءامنوا إذا نجيتم الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 11

11 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او

و أطيعوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 20 - 3

3 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و پيام آور از جانب خداوند

يحادّون اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 7

7 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول و پيام آور از جانب خداوند

من حادّ اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 1

1 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، فرستاده خداوند است .

هو الذى أرسل رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 1 - 6

6 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسول خدا و پيام آور از جانب او

و اللّه يعلم إنّك لرسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 5 - 4

4 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) رسول خدا و پيام آور از جانب او

يستغفر لكم رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 7

7 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) رسول خدا و پيام آور از جانب او

على من عند رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى منصب حكومت و ولايت

و أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول

برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أطيعوا الرسول»، اطاعت در امور حكومتى و ولايى است; زيرا اگر مراد احكام و اوامر الهى باشد، ذكر «أطيعوا اللّه» كافى است و تكرار «أطيعوا» درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقامى والا در پيشگاه خداوند و شايسته اهداى شرح صدر

ألم نشرح لك صدرك

«لام» در «لك» يا براى تعليل است يا انتفاع. در صورت اول، مفاد آيه اين است كه: آيا به خاطر خودت به تو شرح صدر نداديم؟ اين تعبير دلالت دارد كه شخصيت نبى اكرم(صلی الله علیه و آله)، علّتى كافى براى عطاى شرح صدر بود. در صورت دوم، نشانه ارجمندى آن حضرت است كه خداوند، در جهت منافع پيامبر(صلی الله علیه و آله) نعمت شرح صدر را در اختيارش نهاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، برهانى روشن بر لزوم دست كشيدن اهل كتاب و مشركان از كفر و شرك خويش

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

219- مقامات مخلصان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 2

2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند

فادخلى فى عبدى

انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.

220- مقامات مخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 2

2 - بندگان مخلص خدا ، برخوردار از مقام و منزلتى بلند در پيشگاه خداوند

أولئك لهم رزق معلوم

اشاره كردن به بندگان خالص خدا با اسم اشاره بعيد (اولئك) - با آن كه در آيه پيش از آنان سخن گفته شد - گوياى علو مرتبه و منزلت والاى آنان در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 4

4 - هر يك از بندگان مخلَص خدا ، داراى مقام و منزلتى معين و معلوم در پيشگاه خداوند *

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- آيه شريفه چون پس از بحت از بندگان مخلَص خدا (عباد اللّه المخلصين) آمده است، مى تواند در اوصاف اينان باشد. 2- برخى از رواياتى كه امامان معصوم و اوصياى الهى را مصداق آيه شريفه دانسته اند (نورالثقلين، ج 4، ذيل آيه)، گوياى همين مطلب است.

221- مقامات مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 9

9 - مريم ( ع ) مادر مسيح ( ع ) ، بانويى بسيار راستگو

و امه صديقة

«صديق» به كسى گفته مى شود كه بسيار راستگو باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 5

5- مريم ( س ) ، داراى منزلتى والا در پيشگاه خداوند

فأرسلنا إليها روحنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 6،7

6- حضرت مريم ( س ) مورد عنايت ويژه خداوند و داراى كرامت بود .

و هزّى إليك . .. تسقط

7 - به بار نشستن فورى درخت خرما و نيرومندى مريم ( س ) براى تكان دادن آن ، از كرامات او بود .

و هزّى إليك . .. تسقط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 8

8 - عفّت و پاك دامنى مريم ( س ) ، زمينه ساز برخوردارى او از عنايات ويژه الهى

الّتى احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا

تقديم عبارت «الّتى أحصنت فرجها» بر «فنفخنا فيه من روحنا»، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

222- مقامات مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 29

29 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « يدعى نوح يوم القيامة فيقال له : هل بلغت ؟ فيقول : نعم ، فيدعى قومه فيقال لهم هل بلغكم ؟ فيقولون : ما أتانا من نذير و ما أتانا من أحد ، فيقال لنوح : من يشهد لك ؟ فيقول : محمد (صلی الله علیه و آله) و أمته ، فذلك قوله : « و كذلك جعلناكم أمة وسطاً » قال : و الوسط العدل فتدعون فتشهدون له بالبلاغ . . . ;

روز قيامت نوح(ع) دعوت به حضور مى شود و به او گفته مى شود: آيا رسالت خود را ابلاغ كردى؟ مى گويد: آرى پيش قومش دعوت مى شوند و از آنان سؤال مى شود: آيا به شما ]رسالتش[ را ابلاغ كرده است؟ آنان مى گويند: ما را بيم دهنده اى نيامد. پس به نوح گفته مى شود: چه كسى به نفع تو شهادت مى دهد؟ پس وى مى گويد: محمد(صلی الله علیه و آله) و امتش; و اين است سخن خداوند: شما را امت وسط قرار داديم. رسول خدا فرمود: مراد از وسط، عدل است. پس شما (مسلمانان) دعوت مى شويد و به نفع او شهادت به ابلاغ رسالت مى دهيد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 13

13 - جنگ با اسلام و مسلمين ، جنگ با خداست .

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

قرار داده شدن مشركان در برابر خدا - با اينكه آنان با اسلام و مسلمين مبارزه مى كردند - نشانگر اين حقيقت است كه: نبرد با اسلام و اسلامگرايان، جنگ با خداست.

223- مقامات مسيحيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 10

10 - مسيحيان فروتن و مؤمن به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در زمره محسنان اند .

و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين

224- مقامات مصلحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 5

5 - كسانى كه ايمان آورند و كار شايسته انجام دهند، نه از آينده خويش بيمناك و نه بر گذشته خويش غمناك هستند.

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

غالباً «خوف» در مورد ترس از آينده و «حزن» در مورد اندوه بر گذشته به كار مى رود.

225- مقامات معنوى داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 5

5 - همراهى كوه ها در تسبيح الهى با داوود ( ع ) ، نمود قدرت و مقام معنوى آن حضرت

ذاالأيد إنّه أوّاب . إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن

جمله «إنّا سخّرنا الجبال. ..» مى تواند تعليل براى «ذاالأيد...» باشد; يعنى، داوود(ع) شخصيتى نيرومند در عبادت بود، زيرا ما كوه ها را با او همراه كرديم تا در صبح و شام با وى به تسبيح بپردازند.

226- مقامات معنوى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 7

7 - آگاهى مورچه به مقام معنوى و عدالت سليمان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده و هم لايشعرون

تعبير «و هم لايشعرون» بيانگر اين نكته است كه آن مورچه مى دانست كه سليمان در صورت توجه، نخواهد گذاشت كه مورچگان مورد ستم قرار گيرند و پايمال شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 5

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

227- مقامات معنوى مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 4

4 - برخوردارى مادر موسى از مقام بالاى معنوى

و أوحيناإلى أُمّ موسى

شايستگى مادر موسى براى دريافت وحى از جانب خداوند، بيانگر مطلب ياد شده است.

228- مقامات معنوى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 7،15

7- بشارت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسيدن به مقامى پسنديده و ارجمند در پرتو تهجّد و شب زنده دارى

فتهجّد . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز در مسير كسب كمالات معنوى برتر ، نيازمند انجام اعمالى مناسب با آن بود .

فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

229- مقامات معنوى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 20

20- يوسف ( ع ) برخوردار از مقام هاى بلند معنوى و نايل شده به مراحل و درجاتى از كمال

نرفع درجت من نشاء

230- مقامات مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 1

1 - مقرّبان درگاه خداوند ، شاهد و ناظر ديوان اعمال نيكوكاران اند .

يشهده المقرّبون

ظاهر آن است كه مراد از «مقرّبون»، افرادى غير از «أبرار» است. اين گروه - با توجّه به «عيناً يشرب بها المقرّبون» در آيات بعد - ممكن است كسانى باشند كه گوى سبقت را از ابرار ربوده و به مقام قرب الهى رسيده اند. نظارت و مشاهده اعمال ابرار - كه از كارهاى مقرّبان شمرده شده - بيانگر برترى مقام آنان از مقام ابرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 28 - 2

2 - مقرّبان درگاه خداوند ، داراى مقامى برتر از نيكوكاران اند .

إنّ الأبرار . .. عينًا يشرب بها المقرّبون

231- مقامات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 3،4

3 - فرشتگان و پيامبران ، داراى منزلتى والا در پيشگاه خداوند

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله

از آن جا كه قرآن، فرشتگان و پيامبران را قرين كلمه «اللّه» ذكر كرده و دشمنان آنان را مبغوض درگاه خدا شمرده، منزلت والاى آنان در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

4 - جبرئيل و ميكائيل داراى مقامى برتر از ساير فرشتگان در پيشگاه خدا

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله جبريل و ميكل

كلمه «ملائكته» شامل جبرئيل و ميكائيل مى شود. بنابراين ذكر بخصوص آنها از ميان ساير فرشتگان، مى تواند اشاره به برترى مقام آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 5

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 6

6 - از ديدگاه برخى مردم در اختيار داشتن خزاين الهى و آگاهى به غيب و فرشته بودن، نشانه پيامبرى است.

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و لاأعلم الغيب و لاأقول لكم إنى ملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 - منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 5

5 - ابليس ، از اطاعت فرمان خداوند در مورد سجده در برابر آدم ، رو برتافت .

فسجدوا إلاّإبليس أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 2

2 - فرشتگان ، برخوردار از جايگاه و مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

و الصفّ-ت صفًّا

سوگند خداوند به فرشتگان، گوياى عظمت و مقام رفيع آنان در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 2

2 - فرشتگان ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

فالزّجرت زجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 2

2 - فرشتگان ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

فالتّليت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 1

1 - هر يك از فرشتگان ، داراى مقام و منزلتى معلوم و معين در پيشگاه خداوند

و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 6

6 - فرشتگان تدبيركننده امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

فالمدبّرت أمرًا

232- مقامات ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 1

1 - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها ، شخصيت هايى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند

كرامًا

آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به كَرَم توصيف مى شود. (مفردات راغب)

233- مقامات ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 5

5 - فرشتگان وحى ، موجوداتى بس بلند مرتبه و ارجمند در پيشگاه خداوند

و المرسلت عرفًا . .. فالملقيت ذكرًا

برداشت ياد شده، به اين سبب است كه فرشتگان، مورد سوگند الهى قرار گرفتند.

234- مقامات مناجات كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 12

12 - نيايش كنندگان به درگاه خداوند، نزد او ارزشمندند ; هر چند تهيدست باشند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

235- مقامات موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 6

6- انسان موّحد و متكى به خداوند ، انسانى هدايت يافته است .

و جعلنه هدًى . .. ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً

«أن» در «ألاّتتخذوا» براى تفسير عبارت «جعلناه هدًى لبنى إسرائيل» است و توحيد و عدم اتكا به غير خدا را مظهر و مصداق هدايت معرفى مى كند. بنابراين موّحد، شخص هدايت يافته است.

236- مقامات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 2

2 - موسى ( ع ) داراى مقامى والا در پيشگاه خداوند

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 164 - 5،7،10

5 - خداوند ، بدون واسطه با حضرت موسى ( ع ) سخن گفت .

و كلم اللّه موسى تكليماً

تصريح به اسم جلاله «اللّه» در جمله «كلم اللّه موسى» بر خلاف فعلهاى گذشته (اوحينا و . ..) براى رساندن اين معناست كه خداوند خود با وى سخن گفت و واسطه اى در بين نبود.

7 - عظمت خاص حضرت موسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *

و كلم اللّه موسى تكليماً

ذكر نام موسى(ع) جداى از ساير پيامبران و توصيف او به كليم اللّه، دلالت بر مقام والاى وى دارد.

10 - گفتگوى خداوند با موسى ( ع ) به مقدار صد و بيست و چهار هزار كلمه در مدت سه شبانه روز

و كلم اللّه موسى تكليماً

رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ان اللّه ناجى موسى بن عمران(ع) بمائة الف كلمة و اربعة و عشرين الف كلمة فى ثلثة ايام و لياليهن . .. .


خصال صدوق، ص 641، ح 20، باب ما بعد الالف; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 675.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 3

3 - موسى ( ع ) پيامبرى مستجاب الدعوه و از منزلتى والا در پيشگاه خدا برخوردار بود .

ادع لنا ربك بما عهد عندك

مراد از عهدى كه خداوند بر موسى دارد، به مناسبت تقاضاى فرعونيان از موسى و درخواست دعا براى آنان، استجابت دعاى او به درگاه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 12

12 - موسى ( ع ) ، علاوه بر مقام نبوت ، منصب امامت و رهبرى سياسى بنى اسرائيل را نيز عهده دار بود .

و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 1،2،3،5

1 - موسى ( ع ) برگزيده خدا و برتر از همه مردم عصر خويش

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

«اصطفا» به معناى به دست آوردن خالص هر چيزى است. (مفردات راغب). و چون «اصطفيتك» به «على» متعدى شده، معناى برترى نيز در آن تضمين شده است.

2 - خداوند به دليل خلوص موسى ( ع ) ، وى را برگزيد و بر همگان برترى داد .

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

چون «اصطفا» به معناى گزينش خالص يك چيز است، جمله «اصطفيتك» مى رساند كه موسى انسانى خالص بوده و همين خلوص وى دليل اختيار و انتخاب وى شده است.

3 - اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

5 - خداوند با اعطاى پيام هاى خويش به موسى ( ع ) و سخن گفتن با وى ، او را بر همه مردم عصرش برترى داد .

اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى

حرف «باء» در «برسالتى» و «بكلامى»، «باء» استعانت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 1

1- موسى ( ع ) از پيامبران داراى كتاب آسمانى است .

و لقد ءاتينا موسى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 1

1- حضرت موسى ( ع ) ، همراه با آيات و معجزات متعدد از سوى خداوند براى مردم عصر خويش مبعوث شد .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 67 - 6

6- خضر ، داراى مرتبه اى برتر از موسى ( ع ) بود . *

إنّك لن تستطيع معى صبرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 6

6- حضرت موسى ( ع ) برگزيده خداوند و داراى مقام رسالت و نبوت بود .

إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

فرق «رسول» و «نبىّ» اين است كه هر كس رسالت الهى دارد «نبىّ» نيز مى باشد، زيرا «نبىّ» يعنى داراى خبر، ولى ممكن است كسى نبىّ باشد، اما به سوى شخصى يا قومى ارسال نشده و حامل رسالت الهى نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 53 - 5

5- حضرت موسى ( ع ) ، در نزد خداوند ، مقامى برتر از هارون ( ع ) داشت .

و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا

چون نبوت هارون موهبت براى موسى(ع) دانسته شده; چنين برمى آيد كه مقام موسى بسى بلندتر از هارون باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 13 - 1،2،4

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به پيامبرى برگزيد و در وادى طوى او را از انتخاب شدن به رسالت ، آگاه ساخت .

و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى

به قرينه «لما يوحى»، اختيار شدن موسى(ع) به معناى گزينش او براى پيامبرى و تحمل وحى الهى است.

2 - موسى ( ع ) برگزيده خداوند و بهترين فرد زمان خويش براى دريافت وحى و ابلاغ پيام الهى بود .

و أنا اخترتك

«اختيار» از ماده خير و به معناى «اصطفاء» (برگرفتن خالص هرچيز) است (لسان العرب).

4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .

و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 32 - 5

5 - اصالت موسى ( ع ) در رسالت نسبت به هارون ( ع )

و أشركه فى أمرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 41 - 4

4 - موسى ( ع ) ، از مقامى والا و بلند مرتبه نزد خداوند و از اخلاصى كامل در برابر او برخوردار بود .

واصطنعتك لنفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 68 - 5

5 - خداوند ، به موسى ( ع ) اطمينان بخشيد كه توان او برتر از همه ساحران حاضر در صحنه مبارزه و مقام او رفيع تر از فرعون و فرعونيان است .

إنّك أنت الاعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 1،5

1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك

و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.

5- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر برخوردار از حجت و برهان الهى

و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان

يكى از معانى لغوى «فرقان» حجت و برهان است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 1

1 - موسى و هارون ( ع ) ، دو پيام آور الهى

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون بأيتنا و سلطن مبين

«آية» (مفرد «آيات») به معناى نشانه است و «سلطان» مرادف حجت و «مبين» (از «إبانة») به معناى روشن و آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 62 - 5

5 - موسى ( ع ) ، داراى مقامى ويژه در نزد خدا و واسطه وصول رحمت و هدايت الهى به بنى اسرائيل

إنّ معى ربّى سيهدين

آمدن تعبير «إنّ معى ربّى» (پروردگار من با من است) به جاى «إنّ معنا ربّنا» (پروردگار ما با ما است) نشان دهنده برخوردارى شخص موسى(ع) از امداد خاصه الهى است; كه در پرتو آن امداد، بنى اسرائيل نيز نجات مى يافتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 10 - 8

8 - اعطاى مقام رسالت از جانب خداوند به موسى ( ع ) در وادى طور

يموسى لاتخف إنّى لايخاف لدىّ المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 30 - 2

2 - آتش طور ، وسيله اى براى كشاندن موسى ( ع ) به وادى طور ، جهت سخن گفتن خدا با وى و دريافت رسالت الهى

فلمّا أتيها نودى . .. يموسى إنّى أنا اللّه ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 43 - 1

1 - موسى ( ع ) ، از پيامبران صاحب كتاب

و لقد ءاتينا موسى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 5

5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم

ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 2

2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند

سلم على موسى و هرون

از سلام همراه با تكريمِ خداوند به موسى و هارون (عليهماالسلام)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 1،2

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّهما من عبادنا المؤمنين

2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّهما من عبادنا المؤمنين

برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 4

4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 2

2 - موسى ( ع ) ، رسول الهى

و فى موسى إذ أرسلنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 4

4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

237- مقامات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 10

10 - عبداللّه بن سنان مى گويد از امام صادق ( ع ) از معناى « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سؤال كردم ، آن حضرت فرمود : « الباء بهاء اللّه و السين سناء اللّه و الميم مجد اللّه - و روى بعضهم ملك اللّه - واللّه إله كل شىء ] و [ الرحمن لجميع العالم و الرحيم بالمؤمنين خاصة ;

«باى» بسم اللّه، نشانگر خوبى و حسن خداوند و «سين» اشاره به رفعت او و «ميم» اشاره به مجد و عظمت اوست. و بعضى روايت كرده اند كه: ]ميم[ اشاره به ملك و سلطنت خداوند است و «اللّه» معبود همه چيز است ]و[ «رحمان» نظر به رحمت او در باره همه عالم و «رحيم» نظر به رحمت او فقط درباره مؤمنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 9

9 - مؤمنان راستين در پيشگاه خدا ، بسيار عزيز و محترم هستند .

إنما نحن مستهزءون. اللّه يستهزئ بهم

خداوند در مقام پاسخ، به استهزاگرى منافقان نسبت به مؤمنان خود در مقام پاسخ و دفاع برآمده و با ابتدا به نام جلاله «اللّه» خود را استهزا كننده آنان قرار داده است. اين نحوه برخورد گوياى نكاتى از جمله: مقام و عزت مؤمن در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 6،7

6 - كشتن مؤمنان به آيين الهى ، از محرمات مؤكّد است .

لاتسفكون دماءكم

هر چند آيه بيانگر ميثاقهاى خدا با بنى اسرائيل است، ولى بيان آن در قرآن، نشانه آن است كه رعايت آنها وظيفه همه مخاطبان قرآن مى باشد.

7 - بيرون كردن موحدان از كاشانه و ديارشان و آواره ساختن ايشان ، از محرمات مؤكّد الهى است .

و لاتخرجون أنفسكم من ديركم

جمله «لاتخرجون . ..» (]همكيشان[ خود را از خانه هايشان بيرون نمى كنيد) همانند جمله «لاتسفكون ...» جمله خبرى است در مقام انشا; يعنى، «... بيرون نكنيد». ايراد جمله خبرى در مقام انشا براى رساندن تأكيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 3

3 - بهره ورى مؤمنان از روزى ها و نعمت هاى خداوند ، مقصود اصلى از اعطاى آنها به انسانهاست . *

يأيها الذين ءامنوا كلوا من طيبت ما رزقنكم

قرآن در توصيه به اهل ايمان - مبنى بر بهره گيرى از نعمتها - ( كلوا من طيبت ما رزقنكم) تصريح كرده كه خداوند آن نعمتها را روزى ايشان قرار داده است ولى در توصيه به عموم مردم در آيه 168 (كلوا مما فى الأرض) بيان نداشت كه خداوند امكانات زمين را روزى همگان قرار داده است. از مقايسه ميان اين دو تعبير و تفاوت ياد شده مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 152 - 4

4 - كسانى كه به تمامى پيامبران الهى ايمان دارند ، از مقام و كرامتى والا ، برخوردارند .

و الذين ءامنوا باللّه و رسله و لم يفرقوا بين أحد منهم أولئك

اشاره به مؤمنان با كلمه «أولئك»، حكايت از مقام رفيع آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 3

3 - كرامت و مقام والاى مؤمنان در پيشگاه خداوند

يأيها الذين ءامنوا

خطاب مستقيم خداوند، نشانه كرامت مخاطبان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 5

5 - مؤمنان ، شايسته ترين انسان ها براى بهره جويى از مواهب پاكيزه خداوند

يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم

مخاطب قرار دادن اهل ايمان - نه همه مردم - و سپس توصيه به بهره بردارى از طيبات، اشاره به اين است كه تنها مؤمنان شايسته

ترين افراد براى بهره مندى از مواهب الهى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 2

2 - تفضل الهى بر اهل ايمان با برداشتن مؤاخذه و بازخواست از سوگند هاى لغو و بى هدف .

لايؤاخذكم اللّه باللغو فى أيمنكم

لحن امتنانى جمله «لايؤاخذكم» مى رساند كه عدم مؤاخذه نسبت به سوگندهاى لغو و بى هدف، برخاسته از تفضل و لطف خدا به مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 8

8 - كافران با مشاهده مقام و جايگاه مؤمنان در قيامت به آن حسرت مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 5

5 - كسانى كه ايمان آورند و كار شايسته انجام دهند، نه از آينده خويش بيمناك و نه بر گذشته خويش غمناك هستند.

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

غالباً «خوف» در مورد ترس از آينده و «حزن» در مورد اندوه بر گذشته به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 7

7 - مؤمنان در پيشگاه خداوند ارزشمندند ; هر چند كه فقير و فاقد موقعيت اجتماعى باشند.

أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 2،5،11

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به فروتنى در برابر مؤمنان و ابراز مهر و محبت به آنان

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

پيشى گرفتن در سلام از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها به عنوان يك وظيفه خاص و محدود مطرح نشده است، بلكه اين موضوع به عنوان جلوه اى از تواضع و اخلاق متعالى مطرح شده است.

5 - خداوند، مؤمنان به آيات خود را در سلامت و امنيت واقعى قرار مى دهد.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

سلام خداوند لفظ و كلام نيست، بلكه فعلى از افعال اوست كه همان نزول سلامتى و امنيت از جانب اوست. راغب اصفهانى در اين مورد گويد: «السلامة التعرى من الأفات الظاهرة و الباطنة ... كل ذلك من الناس بالقول، و من اللّه تعالى بالفعل».

11 - پروردگار عالم بر خود واجب كرده كه مؤمنان به آياتش را مشمول رحمت خويش گرداند.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 10

10 - سئل أبو عبدالله(ع) . .. عن قول الله عز و جل: «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها»، يجرى لهؤلاء ممن لا يعرف منهم هذا الأمر؟ فقال: إنما هذه للمؤمنين خاصة ... .

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از اينكه آيا آيه «من جاء بالحسنة . ..» شامل آنان كه شناختى به ولايت ندارند، مى شود؟ فرمود: اين آيه فقط براى مؤمنان (شيعيان) است ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 4

4 - اعرافيان ، مؤمنانى با منزلتى بزرگ در پيشگاه خداوند و داراى مرتبه اى برتر از ديگر مؤمنان

و على الاعراف رجال يعرفون كلاً بسيمهم و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

از اينكه اصحاب اعراف در مكانى قرار دارند كه مشرف به همگان هستند و هر شخص و يا طايفه اى را با علامتهاى آنان مى شناسند و در صحنه قيامت با بهشتيان سخن مى گويند و امنيت كامل را به آنان بشارت مى دهند و فرمان دخول به بهشت را به آنان اعلام مى دارند، مى توان فهميد كه آنان نسبت به ديگر مؤمنان، از مقامى برتر برخوردار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 4

4 - مؤمنان راهى بهشت با فرمان اصحاب اعراف به آن جايگاه رفيع وارد خواهند شد .

ادخلوا الجنة

ظاهر اين است كه جمله «اهؤلاء الذين . .. » دنباله سخنان اصحاب اعراف با كافران مستكبر باشد. يعنى: قالوا ... اهؤلاء الذين ... بر اين تقدير جمله «ادخلوا ... » نيز سخن اعرافيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 24

24 - لزوم پرهيز از تحقير مؤمنان وظيفه شناس در برابر دشمنان دين

فلا تشمت بى الأعداء

هارون با تفريع جمله «فلا تشمت . .. » به وسيله حرف «فاء»، بر كوتاهى نورزيدن خويش در مبارزه با عوامل فساد، اين نكته را گوشزد كرد كه چون وظيفه خويش را انجام داده است، شايسته نيست در برابر دشمنان مؤاخذه و تحقير شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 6

6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خدا ، داراى برترين مرتبه و بزرگترين درجه درپيشگاه خداوند

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 3،6

3 - برخوردارى از مقام رضوان ( رضايت كامل خدا از انسان ) از موهبت هاى خاص خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم ... و رضون

6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت

تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 12

12 - مؤمن ، داراى حرمتى والا در پيشگاه خداوند

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 11،14

11 - مؤمنان ، برخوردار از منزلتى والا و جايگاهى بلند در پيشگاه خداوند

و بشّر الذين ءامنوا أن لهم قدم صدق عند ربهم

«قدم صدق» مى تواند كنايه از ارزش والاى مؤمنان در نزد پروردگار باشد.

14 - برخوردارى از جايگاه بلند و حسن سابقه در پيشگاه پروردگار ، بشارت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مؤمنان

و بشّر الذين ءامنوا أن لهم قدم صدق عند ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 5

5 - مؤمنان در پيشگاه الهى ، از جايگاه ويژه برخوردار بوده و از الطاف خاص او بهره مند هستند .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 14

14 - مؤمنان ، در پيشگاه خداوند از جايگاه عظيمى برخوردارند .

أمرت أن أكون من المؤمنين

از اينكه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) خود را فردى از مؤمنان معرفى مى كند، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 2

2- بندگان راستين و مؤمن برخوردار از لطف و عنايت ويژه خداوند و داراى مقام و منزلتى خاص در پيشگاه او

قل لعبادى

برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه در «عبادى» تشريفيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح در پيشگاه پروردگارشان شأن و مقامى رفيع دارند .

و من يأته . .. فأولئك لهم الدرجت

اسم اشاره «أُولئك» كه براى اشاره بعيد به كار مى رود، حاوى تكريم و بزرگداشت مؤمنان از سوى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 9 - 1،6

1 - ايمان آورندگانِ داراى عمل صالح ، از سوى خداوند ، در زمره صالحان قرارخواهندگرفت .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

6 - خداوند ، مؤمنانِ داراى عمل صالح را ، در جايگاه صالحان ، وارد خواهد كرد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

«لندخلنّهم فى مدخل الصالحين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 2

2 - مؤمنان ، بندگان خاص خدايند .

يعبادى الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 7

7 - مؤمنان راستين ، تحت عنايت و توجه ويژه پروردگارند .

يدعون ربّهم

اضافه «ربّ» به ضمير «هم» - كه مرجع آن مؤمنان است - با توجه به اين كه پروردگار، ربّ همه انسان ها است، مى تواند به نكته ياد شده اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 11

11 - مؤمنان ، در پيش گاه خداوند ، شخصيتى برجسته دارند .

و كان بالمؤمنين رحيمًا

آوردن اسم ظاهر به جاى ضمير، مى تواند به خاطر تمجيد و ستايش از مؤمنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 7

7 - ايمان ، گوهرى بس ارزشمند و مؤمنان داراى مقامى والا نزد پروردگار

و يؤمنون به

مفسران گفته اند: يادآورى ايمان فرشتگان به خدا - با آن كه اين حقيقتى روشن براى همگان است - مى تواند به منظور بيان مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

238- مقامات مؤمنان به انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 5

5 - تصديق كنندگان پيامبران ، برخوردار از مقامى والا در نزد خداوند

إنّ المتّقين . .. فى مقعد صدق

با توجه به مقابله «المتقين» با تكذيب كنندگان پيامبران استفاده مى شود كه عنوان «متقى» بر «تصديق گران انبيا» اطلاق شده است و اينان از جايگاهى راستين برخوردارند.

239- مقامات مؤمنان راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 4 - 3

3 - مؤمنان حقيقى ، برخوردار از درجاتى والا در پيشگاه خداوند

لهم درجت عند ربهم

كلمه «درجت»، كه به صورت نكره آورده شده، حكايت از والايى آن درجات و مراتب قرب دارد ; به گونه اى كه براى انسانها ناشناخته است.

240- مقامات مؤمنان صابر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 3

3 - مؤمنانى كه از سر باور به « از خدا بودن و به او بازگشتن » مصايب راه ايمان را تحمل مى كنند ، از مقامى والا در پيشگاه خداوند برخوردارند .

قالوا إنا للّه و إنا إليه راجعون. أولئك عليهم صلوت من ربهم

241- مقامات مؤمنان صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 9

9- مؤمنان داراى عمل صالح ، به مقام عبوديت خداوند نائل شده اند .

من . .. ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة ... جنّت عدن التى وعد الرحمن عباد

242- مقامات مؤمنان عامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 6

6 - مؤمنانى كه كار شايسته انجام دهند، نه ترس بر آنان مسلط گردد و نه اسير اندوه دايم شوند.

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

از معانى حرف «على» استيلا و غلبه است. در اين جمله استيلاى ترس بر مؤمنان نفى شده است، نه اينكه هيچگاه در معرض آن قرار نمى گيرند. همچنين «لا يحزنون»، بيانگر نفى استمرار حزن بر آنان است نه تلقى مطلق حزن.

243- مقامات مؤمنان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 11،18

11- مؤمنان قوم نوح ، مردمى مقرب درگاه خدا و برخوردار از مقام لقاى او

إنهم ملقوا ربهم

جمله «إنهم ملاقوا ربهم» مى تواند بيانگر حال فعلى پيروان نوح باشد; يعنى ، هم اكنون به مقام لقاى پروردگار رسيدند و

همچنين مى تواند خبر از فرجام اخروى آنان دهد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

18- اشراف و سران كفرپيشه قوم نوح ، ناآگاه به مقام بلند مؤمنان و پيروان آن حضرت

و لكنى أريكم قومًا تجهلون

به قرينه «إنهم ملاقوا ربهم» مى توان گفت كه: مفعول «تجهلون» مقام والا و ارجمند مؤمنان به نوح(ع) است. براين اساس «أراكم ...»; يعنى ، مى دانم كه شما به مقام والاى مؤمنان (لقاى آنان با خدا) آگاهى نداريد.

244- مقامات مؤمنان نخستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 2،3

2 - كسانى كه در آينده ايمان آورند ، هجرت كنند و در صف مجاهدان به جهاد بپردازند ، همانند مؤمنان و مهاجران نخستين ، مؤمنانى حقيقى و راستين هستند .

أولئك هم المؤمنون حقا . .. و الذين ءامنوا من بعد ... فأولئك منكم

3 - كسانى كه پس از مؤمنان و مهاجران نخستين ايمان آورند ، همانند مؤمنان نخستين از مغفرت خدا و روزى هاى با كرامت او بهره مند خواهند شد .

لهم مغفرة و رزق كريم. و الذين ءامنوا من بعد ... فأولئك منكم

245- مقامات مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 11

11 - مؤمنان غير مهاجر در صورت هجرت ، همسان با ديگر مهاجران در برخوردارى از حقوق ولايت و حمايت مقرر شده در ميان مؤمنان

ما لكم من وليتهم من شىء حتى يهاجروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 6

6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خدا ، داراى برترين مرتبه و بزرگترين درجه درپيشگاه خداوند

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 3،6

3 - برخوردارى از مقام رضوان ( رضايت كامل خدا از انسان ) از موهبت هاى خاص خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم ... و رضون

6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت

تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 20

20 - عن ابى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « و السّابقون الأوّلون من المهاجرين و الانصار و الذين اتّبعوهم باحسان . . . » : فبدء بالمهاجرين الاوّلين على درجة سبقهم ثم ثنّى بالأنصار ثم ثلّث بالتّابعين لهم باحسان فوضع كل قوم على قدر درجاتهم و منازلهم عنده . . . . ;

از امام صادق (ع) درباره سخن خداى تعالى: «پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند . .. » روايت شده كه فرمود: پس خداى عز و جل مهاجران نخستين را بر اساس سابقه ايمانى آنان، در آغاز ذكر فرمود ; سپس انصار را در رتبه دوم و تابعين به احسان را در رتبه سوم ياد نمود. بدين ترتيب هر گروه را بر مبناى درجه و منزلتى كه نزد او داشتند [در كلام خود] جاى داد».

246- مقامات مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 9

9 - عنايت ويژه الهى به برخى هدايت يافتگان يا مستقر ساختن آنان بر راه مستقيم

يجعله على صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 1،4

1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.

فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم

4 - هدايت يافتگان هشيار و متذكر، مقرب درگاه پروردگار و در پرتوى ولايت او قرار دارند.

فمن يرد الله . .. لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم

247- مقامات ميكائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 4

4 - جبرئيل و ميكائيل داراى مقامى برتر از ساير فرشتگان در پيشگاه خدا

من كان عدواً للّه و ملئكته و رسله جبريل و ميكل

كلمه «ملائكته» شامل جبرئيل و ميكائيل مى شود. بنابراين ذكر بخصوص آنها از ميان ساير فرشتگان، مى تواند اشاره به برترى مقام آنان باشد.

248- مقامات ناظران عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 1

1 - فرشتگان ناظر و مراقب انسان ها ، شخصيت هايى ارجمند و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند

كرامًا

آنچه در مقوله خود داراى شرافت و برجستگى باشد، به كَرَم توصيف مى شود. (مفردات راغب)

249- مقامات نمازگزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 20

20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

250- مقامات نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 3،11

3 - نوح(ع) هدايت يافته به توحيد و برهانهاى آن و داراى مرتبه اى بلند بود.

و نوحا هدينا من قبل

11 - كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.

و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 4

4 - نوح ( ع ) و ديگر رسولان الهى ، داراى عصمت و مبرا از هر گونه گمراهى

ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين

جمله «لكنى رسول . .. » به منزله تعليلى است براى تبرئه نوح از هر گونه گمراهى. بنابراين جمله «ليس بى ضللة» به همراه «و لكنى ... » علاوه بر عصمت نوح، دلالت بر عصمت تمامى رسولان الهى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 25 - 1

1- نوح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى است .

و لقد أرسلنا نوحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 5

5- خداوند ، نوح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .

ءاتنى رحمة من عنده

مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 3

3- حضرت نوح ( ع ) ، از جانب خداوند ، از علم ، حكمت و منصب قضاوت برخوردار بود .

و لوطًا ءاتينه حكمًا و علمًا . .. و نوحًا إذ نادى

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه عبارت «نوحاً» عطف بر «و لوطاً آتيناه» باشد; يعنى، همان گونه كه به لوط(ع) علم، حكمت و. .. داديم، به نوح(ع) نيز عطا كرديم. گفتنى است واژه «حكم» هم به معناى حكمت استعمال مى شود و هم به معناى قضاوت (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 1

1 - نوح ( ع ) ، از رسولان الهى بود .

و لقد أرسلنا نوحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 5

5 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) چهره هاى شاخص انبياى الهى اند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح و إبرهيم و موسى و عيسى ابن مريم

ذكر نام اين انبيا پس از آوردن واژه «النبيّين» ذكر خاص پس از عام بوده و مى تواند نشانه برترى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 2،4

2 - نوح ( ع ) ، پيامبرى برجسته در سلسله پيامبران الهى و داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند

سلم على نوح فى العلمين

برداشت ياد شده از قيد «فى العالمين» براى سلام به دست مى آيد; زيرا در اين سوره خداوند سلام و تحيت خود را نسبت به چند پيامبر بزرگ (همچون ابراهيم، موسى و هارون عليهم السلام) نقل فرموده، ولى بدون اين قيد آورده است; مانند: آيه 109 (سلام على ابراهيم) و آيه 120 (سلام على موسى و هارون).

4 - نوح پيامبر ، برخوردار از مقام و احترام ويژه در ميان همه نسل ها و براى هميشه تاريخ

سلم على نوح فى العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 81 - 1،2،3

1 - حضرت نوح ، از بندگان مؤمن خدا

إنّه من عبادنا المؤمنين

2 - نوح پيامبر ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّه من عبادنا

برجسته و مقرب بودن نوح(ع)، از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.

3 - عبوديت و ايمان نوح ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همانند پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنه من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون نوح(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم. گفتنى است كه مقصود از آن، اجابتِ دعا، نجاتِ از مشكلات اندوه بار و باقى ماندن نسل و نام نيك آن حضرت در تاريخ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 4

4 - نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ( ع ) و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبران اولواالعزم و داراى شريعت

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و موسى و عيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 5

5 - مقام عبوديت و بندگى خداوند ، از اوصاف عالى حضرت نوح ( ع )

فكذّبوا عبدنا

وصف «عبدنا» در مقام يادكرد از تلاش هاى نوح(ع)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 1

1 - نوح و ابراهيم ( ع ) ، از رسولان الهى

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 1 - 1

1 - حضرت نوح ( ع ) ، از رسولان الهى

إنّا أرسلنا نوحًا

251- مقامات وفاداران به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 3

3 - وفادارانِ به عهد خود ، از مسلمانان مدينه ، مردانى مورد ستايش خداوندند .

من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه

آوردن «رجال» - به صورت نكره - براى زيادت در تعريف و تمجيد است.

252- مقامات هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 53 - 1،4،5

1- برانگيخته شدن هارون ( ع ) به نبوت ، موهبت خداوند و پرتوى از رحمت او به موسى ( ع ) بود .

و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا

4- هارون ، برادر موسى ( ع ) ، و داراى مقام رفيع نبوت

أاخاه هرون نبيًّا

5- حضرت موسى ( ع ) ، در نزد خداوند ، مقامى برتر از هارون ( ع ) داشت .

و وهبنا له من رحمتنا أخاه هرون نبيًّا

چون نبوت هارون موهبت براى موسى(ع) دانسته شده; چنين برمى آيد كه مقام موسى بسى بلندتر از هارون باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 32 - 5

5 - اصالت موسى ( ع ) در رسالت نسبت به هارون ( ع )

و أشركه فى أمرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 14

14 - هارون ، داراى حق ولايت و اطاعت بر بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) بود .

و لقد قال لهم هرون . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

فرمان هارون(ع) به پيروى و اطاعت مردم از او، حاكى از ثبوت حق ولايت و اطاعت او، بر عهده بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 7

7 - هارون ( ع ) در عين دارا بودن مقام نبوت ، موظف به پيروى از موسى ( ع ) و فرمان هاى او بود .

ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى

«ألاّتتّبعن» خطاب به هارون(ع) و دال براين نكته است كه او در عين نبوت، موظف به پيروى از فرمان هاى موسى(ع) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 1،5

1- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر داراى كتاب آسمانى و رسالت مشترك

و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الفرقان» كتاب آسمانى تورات باشد. بر اين اساس دادن كتاب آسمانى به هارون در كنار حضرت موسى(ع)، بيانگر اين است كه او نيز مانند موسى(ع) در نبوت و دريافت كتاب آسمانى شريك و برابر بود.

5- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، دو پيامبر برخوردار از حجت و برهان الهى

و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان

يكى از معانى لغوى «فرقان» حجت و برهان است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 1

1 - موسى و هارون ( ع ) ، دو پيام آور الهى

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون بأيتنا و سلطن مبين

«آية» (مفرد «آيات») به معناى نشانه است و «سلطان» مرادف حجت و «مبين» (از «إبانة») به معناى روشن و آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 2

2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند

سلم على موسى و هرون

از سلام همراه با تكريمِ خداوند به موسى و هارون (عليهماالسلام)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 1،2

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّهما من عبادنا المؤمنين

2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّهما من عبادنا المؤمنين

برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.

253- مقامات همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 13

13 - همسران رسول اللّه ، زنانى صاحب ارزش در نزد خداوند بودند .

و اتّقين اللّه

التفات از غيبت به خطاب در «اتّقين اللّه» مى تواند به خاطر اهتمام و عنايت خاص به آنان باشد كه حكايت از صاحب فضيلت بودن آنان مى كند.

254- مقامات هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 2،3

2 - هود ، رسولى از جانب خدا

و لكنى رسول من رب العلمين

3 - هود با استناد به رسالت الهى خود ، خويشتن را از هر گونه سفاهت و كم خردى مبرا دانست .

قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 3

3 - هود ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد

أبلغكم رسلت ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 2

2- رسالت هود ( ع ) ، محدود به قوم عاد بود .

و إلى عاد أخاهم هودًا

255- مقامات يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 7 - 9

9- حضرت يحيى ( ع ) ، شخصيتى الهى و مورد عنايت خاص خدا بود .

لم نجعل له من قبل سميًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 2،9،10،15

2- يحيى ( ع ) دريافت كننده وحى و داراى شخصيتى ممتاز در پيشگاه خداوند بود .

ييحيى خذ الكتب بقوّة

در باره اين كه نداى «يا يحيى» گفته چه كسى بود، دو احتمال وجود دارد: 1- از جانب خداوند و توسط فرشته وحى; 2- توصيه زكريا به فرزندش يحيى. ظاهر آيه مؤيد احتمال اول است. برداشت ياد شده نيز بر همين اساس است.

9- خداوند ، يحيى ( ع ) را در كودكى به اجراى احكام الهى توان مند ساخت .

و ءاتينه الحكم صبيًّا

در برداشت ياد شده «حكم» به معناى حاكميت و اجراى قضاوت گرفته شده است. در (قاموس) آمده است: حاكم به كسى گفته مى شود كه حكم را به مرحله اجرا درآورد.

10- حضرت يحيى ، برخوردار مقام قضاوت در ايام كودكى

و ءاتينه الحكم صبيًّا

«حكم» بر اساس يكى از معانى متعددى كه براى آن ذكر شده است، مصدر و به معناى قضاوت كدن است (لسان العرب).

15- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و آتيناه الحكم صبيّاً » قال : أعطى الفهم و العبادة و هو ابن سبع سنين ;

1 . الدرالمنثور، ج 5، ص 484.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 14 - 7

7- حضرت يحيى ( ع ) ، مبرّا از گناه در برابر خدا *

و لم يكن . .. عصيًّا

مى توان گفت جمله «و لم يكن . .. عصيّاً» بر نفى مطلق سرپيچى و عصيان (رد حاجت هاى مردم، معصيت پروردگار) دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 15 - 4

4- حضرت يحيى ( ع ) داراى كرامت و ارجمندى ويژه در پيشگاه خداوند

و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيًّا

256- مقامات يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 2

2 - ابراهيم، اسحاق(ع) و يعقوب(ع) داراى مقامى رفيع و بهره مند از هدايتى ويژه به توحيد و برهانهاى آن، از جانب خداوند.

و وهبنا له إسحق و يعقوب كلاً هدينا

بهره مندى از هدايت ويژه الهى حاكى از مرتبه والاى آن پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 5

5- اسحاق و يعقوب ( ع ) ، فرزندان ابراهيم و از پيامبران الهى بودند .

وهبنا له إسحق و يعقوب و كلاًّ جعلنا نبيًّا

اسحاق(ع)، فرزند ابراهيم(ع) بود، ولى يعقوب(ع) به دليل آيه بيست و هفتم سوره هود (و من وراء إسحاق يعقوب) فرزند اسحاق و نوه ابراهيم(ع) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 1،2،10

1- حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، برخوردار از منصب پيشوايى و رهبرى در جامعه

و جعلنهم أئمة

2- امامت و رهبرى حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به انتخاب و انتصاب خداوند بود .

و جعلنهم أئمة

10- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى كه از سوى خداوند به آنان وحى مى شد .

و أوحينا إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 3

3 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از بندگان حقيقى و بلندمرتبه خداوند

عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

تصريح به عبد بودن ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) - با آن كه همه انسان ها عبد هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 1،2

1 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از برگزيدگان خداوند از ميان انسان ها

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

«مصطفى» (مفرد «مصطفين») به معناى شخص برگزيده و انتخاب شده است.

2 - عظمت مقام و قرب ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) در پيشگاه خداوند

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

برگزيدگى ابراهيم(ع) و. .. از سوى خداوند با آمدن قيد «عندنا» (پيشگاه ما)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

257- مقامات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 2

2 - نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، يوسف، موسى و هارون(ع) بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

«أولئك» اشاره به انبياى مذكور در آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 2

2- رؤياى يوسف گوياى آن بود كه به مقامى رفيع نايل خواهد شد و بر برادرانش سيادت خواهد يافت .

يبنىّ لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا

از اينكه برادران يوسف در صورت شنيدن رؤيايش درصدد ضربه زدن به او برمى آمدند ، دو نكته روشن مى شود: 1- رتبه و منزلت والاى يوسف(ع) ;2- آشنايى برادران او به تعبير و تأويل رؤيا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 1،12

1- رؤياى يوسف ( ع ) حاكى از برگزيده شدنش از ناحيه خدا و خالص شدن او براى خداوند بود .

و كذلك يجتبيك ربك

«اجتباء» به معناى گزينش كردن و براى خود خالص ساختن است. بنابراين «يجتبيك ربك» ; يعنى ، پروردگارت تو را برمى گزيند و براى خويش خالص مى گرداند ، به طورى كه نصيبى در تو براى غير او نخواهد بود.

12- خداوند به واسطه يوسف ( ع ) ، نعمت كامل و تمام خويش را بر خاندان يعقوب ارزانى داشت .

و كذلك . .. و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب

يوسف(ع) از خاندان يعقوب(ع) بود و «آل يعقوب» شامل او نيز مى شد. بنابراين آوردن «عليك» و عطف كردن «آل يعقوب» بر آن، مى تواند حاكى از نكته اى باشد كه در برداشت فوق آمده است. قابل ذكر است كه تأويل ستارگان، ماه و خورشيد بر برادران و پدر و مادر يوسف(ع) مؤيد آن نكته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 10،12

10- يوسف ( ع ) در سنين كودكى ، شايستگى دريافت وحى را دارا بود .

فلما ذهبوا به . .. و أوحينا إليه

12- يوسف ( ع ) در سنين كودكى به نبوت رسيد . *

و أوحينا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 6

6- يوسف ( ع ) در سن جوانى و برخوردار شدن از رشد ، به مقام نبوّت نايل گرديد .

و لما بلغ أشدّه ءاتينه حكمًا و علمًا

برداشت فوق ، بر اساس نظر برخى از مفسران است كه «حكم» را به مقام نبوت و «علم» را به دانش شريعت ، تفسير كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 6،16

6- يوسف ( ع ) ، در عنفوان جوانى از ارتكاب هر گناه كوچك و بزرگى ، مصون و معصوم بود .

كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء إنه من عبادنا المخلصين

16- « عن الرضا ( ع ) : لقد همّت به و لولا أن رأى برهان ربّه لهمّ بها كما همّت به ، لكنّه كان معصوماً ، والمعصوم لايهمّ بذنب . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: آن زن قصد يوسف كرد و اگر يوسف برهان پروردگارش را نديده بود، قصد آن زن مى كرد همان گونه كه زن او را قصد كرد ; ولى يوسف معصوم بود و معصوم قصد گناه نمى كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 46 - 7

7- شناساندن ارزش و مقام يوسف ( ع ) به مردم ، از انگيزه هاى ساقى براى مراجعه به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب

لعلّى أرجع إلى الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 2

2- يوسف ( ع ) در سرزمين مصر به منزلتى والا و قدرتى بلامنازع دست يافت .

مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء

«تمكين» (مصدر مكّنّا) به معناى مكان دادن و نيز به معناى قدرت بخشيدن است. مناسبت حكم و موضوع و نيز قيد «فى الأرض» مى رساند كه معناى دوم اراده شده است. بنابراين «مكّنّا ليوسف فى الأرض» ; يعنى، به يوسف در سراسر سرزمين مصر قدرت و سلطنت بخشيديم. و «حيث يشاء» حاكى از نبود قدرتى در برابر اوست.

258- مقامات يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 3

3 - زكريا، يحيى، عيسى، الياس، اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، بهره مند از تعاليم آسمانى (كتاب) و داراى منصب قضاوت و مقام نبوت بودند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 139 - 1

1 - يونس ( ع ) ، از رسولان الهى

و إنّ يونس لمن المرسلين

259- منشأ مقامات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 36 - 4

4 - بهره مند ساختن تقواپيشگان از پاداش هاى آخرت ، جلوه تدبير خداوند در ترفيع بخشيدن به مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

ربّك

«ربّ» مصدر و به معناى تربيت است و مجازاً در معناى «تربيت كننده» استعمال مى شود (مفردات راغب). تأكيد بر واژه «ربّك»، گوياى آن است كه اعطاى پاداش به متقين، در راستاى تربيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و افزودن رشد آن حضرت است.

260- منشأ مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 13

13- خداوند ، اعطاكننده خير و نيكى به انسان ها و رساننده آنان به مقام هاى معنوى است .

لا أقول . .. لن يؤتيهم الله خيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 9

9- دستيازى به مقامات والاى معنوى ( مقام محمود ) ، هر چند با تلاش و كوشش قرين باشد ، منوط به امداد و توفيق الهى است .

فتهجّد به . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

261- منشأ مقامات معنوى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 24

24- خداوند بر اساس مشيّت خويش ، برترى دهنده برخى از انسان ها بر برخى ديگر و اعطا كننده كمال به بهره مندان از آن

نرفع درجت من نشاء

اساس مشيّت خويش ، برترى دهنده برخى از انسانها بر برخى ديگر و اعطا كننده كمال به بهره مندان از آن

262- مؤمنان و مقامات صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 9

9 - دستيابى به مرتبه صادقين ، آرمانى ارزشمند براى مؤمنان

اتقوا اللّه و كونوا مع الصدقين

263- نقش مقامات فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 38 - 5

5 - عظمت فرزند ، مايه رفعت مقام مادر است .

إذ أوحينا إلى أُمّك

محتواى آنچه به مادر موسى(ع) گفته شد، نشان مى دهد كه هدف اصلى، حفاظت موسى(ع) بوده، گرچه اثر طبيعى آن، آرامش يافتن مادر موسى(ع) نيز بوده است. بنابراين دست يابىِ مادر موسى به وحى الهى، برخاسته از عظمت موسى(ع) است.

مقامات معنوى

264- آثار مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 93 - 6

6 - عظمت معنوى انسان ها ، مقتضى پرداختن به سپاس و ستايش خدا در همه حال

أُمرت أن أعبد . .. أن أكون من المسلمين . و أن أتلوا القرءان ... و قل الحمدللّه

آيه بالا نشان مى دهد - كه حتى فردى مثل پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه نزديك ترين خلق به خدا است - هيچ گاه نبايد از ياد خدا و سپاس و ستايش او غافل شود; يعنى، اين گونه نيست كه انسان ها با رسيدن به مقامات معنوى، از عبوديت، تسليم و ستايش خدا معاف

شوند.

265- آرزوى مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 15

15 - آرزوى بلند در امور معنوى ( رسيدن به اوج مرتبه كمال و مقامات معنوى ) ، امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

266- ارزش مقام محمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 16

16- « مقام محمود » جايگاهى بس ارجمند و والا در ميان مقامات معنوى

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

با اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مقام و منزلت بس رفيع برخوردار بود، خداوند به او مى فرمايد: «نماز شب بخوان تا به مقام محمود برسى» و اين حكايت از مطلب فوق دارد.

267- ارزش مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 13،16

13- مقام ارجمند حاصل آمده از نماز شب ، جايگاهى مورد ستايش و تمجيد همگان

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

به صورت مطلق آورده شدن «مقاماً محموداً» مى تواند مشعر به اين باشد كه: مقام محمود، جايگاهى است مورد تمجيد همه خلايق.

16- « مقام محمود » جايگاهى بس ارجمند و والا در ميان مقامات معنوى

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

با اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مقام و منزلت بس رفيع برخوردار بود، خداوند به او مى فرمايد: «نماز شب بخوان تا به مقام محمود برسى» و اين حكايت از مطلب فوق دارد.

268- درخواست مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 16

16 - تمناى آدمى بر نايل شدن فرزندانش به مقامات معنوى ، تمنايى شايسته و نيكوست .

و من ذرّيتى

269- زمينه مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 11،12،15

11- كارسازى تهجّد و شب زنده دارى جهت نيل به مقام محمود ، بسته به اراده خداوند است .

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

12- اميد به دستيابى به مقامات رفيع معنوى ، آن گاه امكان پذير است كه رفتار و عملى مناسب خود را از پيش داشته باشد .

و من الّيل فتهجّد به . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز در مسير كسب كمالات معنوى برتر ، نيازمند انجام اعمالى مناسب با آن بود .

فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 7

7- خلوص ، زمينه ساز دستيابى به رتبه هاى معنوى است .

إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 6

6- نقش ويژه صداقت پيشگى در راه يابى به مقام هاى معنوى و الهى

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 18

18 - تأثير مثبت و سازنده دعا و آرزو كردن در نيل به مقامات والا و رشد و كمال معنوى

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 18

18 - نقش ممتاز صبر و شكيبايى ، در سعادت و بهره مندى انسان از پاداش هاى الهى و مقامات معنوى

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

270- شرايط مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 12

12- اعطاى حكمت و مقام معنوى و اجتماعى از سوى خداوند به انسان ، به سنّى خاص مشروط نيست .

و ءاتينه الحكم صبيًّا

271- عوامل مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 9،10

9- صبر و مقاومت ، داراى نقش اساسى در سعادت انسان و نيل به مقام والا در پيشگاه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

ذكر صفت صبر و مقاومت به صورت اختصاصى از ميان ديگر اوصاف خوب و ارزشمند مؤمنان، جهت پاداش و نيل به مقام معنوى، گوياى برداشت فوق است.

10- عمل مستمر خود انسان ، منشأ برخوردارى وى از فضل الهى و نيل به مقام معنوى و سعادت اخروى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 97 - 4

4- ايمان و عمل صالح ، دو عامل براى دستيابى انسان به كمال و حيات برتر

من عمل صلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة

مراد از جمله «نحيينّه حياة طيّبة» حيات معنوى است; چه اينكه روشن است كسانى كه عمل صالح انجام مى دهند، داراى حيات مادى اند و مراد از حيات معنوى، كمال وجودى و رشد و تعالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 8،13

8- تهجد و شب زنده دارى ، عاملى براى دستيازى انسان به مقامى ارجمند و پسنديده

فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

13- مقام ارجمند حاصل آمده از نماز شب ، جايگاهى مورد ستايش و تمجيد همگان

عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

به صورت مطلق آورده شدن «مقاماً محموداً» مى تواند مشعر به اين باشد كه: مقام محمود، جايگاهى است مورد تمجيد همه خلايق.

272- فقرا و مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 16

16- ناشايست شمردن تهى دستان ، براى كسب خير و مقام هاى معنوى ، گناه و پندارى است به دور از واقعيت .

لا أقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظلمين

273- مراتب مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 22،23

22- مقامات معنوى ، داراى درجات و مراحل گوناگون است .

نرفع درجت من نشاء

برداشت فوق از جمع بودن كلمه «درجات» استفاده شده است.

23- تفاوت رتبه و منزلت انسان ها در پيشگاه خداوند

نرفع درجت من نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 6

6 - مقامات معنوى، درجات و مراتب گوناگونى دارد.

نرفع درجت من نشاء

گزينش صيغه جمع «درجات» به جاى «درجة» مى تواند اشاره به تعدد درجات و مراتب گوناگون آن باشد.

274- مقامات معنوى داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 5

5 - همراهى كوه ها در تسبيح الهى با داوود ( ع ) ، نمود قدرت و مقام معنوى آن حضرت

ذاالأيد إنّه أوّاب . إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن

جمله «إنّا سخّرنا الجبال. ..» مى تواند تعليل براى «ذاالأيد...» باشد; يعنى، داوود(ع) شخصيتى نيرومند در عبادت بود، زيرا ما كوه ها را با او همراه كرديم تا در صبح و شام با وى به تسبيح بپردازند.

275- مقامات معنوى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 7

7 - آگاهى مورچه به مقام معنوى و عدالت سليمان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده و هم لايشعرون

تعبير «و هم لايشعرون» بيانگر اين نكته است كه آن مورچه مى دانست كه سليمان در صورت توجه، نخواهد گذاشت كه مورچگان مورد ستم قرار گيرند و پايمال شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 5

5 - اطلاع بلقيس از مقام معنوى و قدرت سليمان ( ع ) و تسليم شدنش در برابر او ، قبل از رسيدن به دربار وى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

ضمير «من قبلها» به آية و بينة برمى گردد كه از عمل خارق العاده دربار سليمان به دست مى آيد.

276- مقامات معنوى مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 4

4 - برخوردارى مادر موسى از مقام بالاى معنوى

و أوحيناإلى أُمّ موسى

شايستگى مادر موسى براى دريافت وحى از جانب خداوند، بيانگر مطلب ياد شده است.

277- مقامات معنوى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 7،15

7- بشارت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسيدن به مقامى پسنديده و ارجمند در پرتو تهجّد و شب زنده دارى

فتهجّد . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز در مسير كسب كمالات معنوى برتر ، نيازمند انجام اعمالى مناسب با آن بود .

فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

278- مقامات معنوى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 20

20- يوسف ( ع ) برخوردار از مقام هاى بلند معنوى و نايل شده به مراحل و درجاتى از كمال

نرفع درجت من نشاء

279- منشأ مقامات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 13

13- خداوند ، اعطاكننده خير و نيكى به انسان ها و رساننده آنان به مقام هاى معنوى است .

لا أقول . .. لن يؤتيهم الله خيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 9

9- دستيازى به مقامات والاى معنوى ( مقام محمود ) ، هر چند با تلاش و كوشش قرين باشد ، منوط به امداد و توفيق الهى است .

فتهجّد به . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

280- منشأ مقامات معنوى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 24

24- خداوند بر اساس مشيّت خويش ، برترى دهنده برخى از انسان ها بر برخى ديگر و اعطا كننده كمال به بهره مندان از آن

نرفع درجت من نشاء

اساس مشيّت خويش ، برترى دهنده برخى از انسانها بر برخى ديگر و اعطا كننده كمال به بهره مندان از آن

6- مقتضيات

1- احكام و مقتضيات زمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 1،4

1 - لزوم پايدارى اهل ايمان در برابر لشكرى با نيرويى ده برابر ، حكمى كه پس از گذشت مدتى تخفيف داده شد .

الئن خفف اللّه عنكم

4 - بروز ضعف در جامعه ايمانى صدر اسلام ، موجب تخفيف حكم پايدارى در برابر دشمنان شد .

الئن خفف اللّه عنكم و علم أن فيكم ضعفا

2- اسلام و مقتضيات زمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 3

3 - انعطاف پذيرى و تناسب با شرايط زمان و مكان ، ويژگى احكام اسلام

فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا

3- تورات و مقتضيات زمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 4

4 - الواح اهدا شده به موسى ( ع ) ( تورات ) تأمين كننده همه نياز هاى هدايتى مردم عصر موسى ( ع ) با بيانى روشن

و كتبنا . .. تفصيلا لكل شىء

4- دين و مقتضيات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 14

14 - انعطاف پذيرى احكام و قوانين دين و ملاحظه ضرورت ها در تشريع آن قوانين

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

5- قرآن و مقتضيات زمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 5

5 - قرآن ، در هر عصر و زمان و در سطح جهانى ، توانا و شايسته براى مبارزه با جريان كفر و شرك

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

فرمان خداوند به جهاد بزرگ با كافران به وسيله قرآن - پس از يادآورى جاودانگى و جهانى بودن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) - حاكى از آن است كه قرآن، كتابى توانا و شايسته براى مبارزه جهانى و هميشگى با جريان كفر و شرك است.

6- مقتضيات و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 25

25 - شرايط و مقتضيات خاص هر امت ، دليل ارائه شريعت هاى متعدد از جانب خداوند

لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجاً

ظاهراً «منكم» متعلق به «جعلنا» است و اشاره به ريشه تعدد شرايع دارد. يعنى اختصاص هر امتى از شما مردم به شريعتى خاص، برخاسته از خصلتهاى خودتان مى باشد.

7- مقتول

1- احياى مقتول بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 2،4،5،11،15

2 - مقتول قوم موسى در پى زده شدن پاره اى از گاو ذبح شده بر وى ، زنده شد .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

عبارت «كذلك يحى اللّه الموتى; خداوند بدين سان مردگان را زنده مى كند» پس از جمله «فقلنا . ..» دلالت بر زنده شدن آن مقتول دارد.

4 - مقتول قوم موسى پس از زنده شدن ، قاتل خويش را معرفى كرد .

واللّه مخرج ما كنتم تكتمون. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

بيان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل، پس از بيان وعده الهى به افشاى هويت قاتل، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى: فضربوه بها فصار حياً و قال إن فلاناً قتلنى.

5 - حيات بخشى به مقتول بنى اسرائيل ، كار خداوند بود .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

از هدفهاى بيان اين حقيقت كه «خداوند مردگان را زنده مى كند» - پس از بيان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل به وسيله زدن عضوى از گاو بر آن - رساندن اين معناست كه: حيات بخشى به آن مقتول فعل خداوند بود، نه اثرى از عضو آن گاو ذبح شده.

11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن

و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.

15 - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل و معرفى قاتل خويش ، از آيات خدا و از نشانه هاى اقتدار اوست .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك . .. يريكم ءايته لعلكم تعقلون

از مصداقهاى «آياته» - كه آيه ناظر به آن است - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل مى باشد.

2- اختيارات اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 8،12

8- تصميم گيرى درباره قاتل ، مخصوص اولياى مقتول است و بايد در جهت منافع آنان باشد .

فقد جعلنا لوليّه سلطنًا

برداشت فوق، با توجه به لام در «لوليّه» است كه اختصاص و منفعت را افاده مى كند.

12- سلطه اولياى مقتول بر قاتل ، زمينه لغزش و زياده روى آنان در اعمال سلطه خويش

جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل

نهى الهى، نوعى هشدار است و هشدار، نشانگر وجود لغزشگاه مى باشد و «فاء» در «فلايسرف» - كه براى نتيجه است - نيز تأييد ديگرى است بر مطلب فوق.

3- اختيارات اولياى مقتول در قصاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 8،10،11

8 - اولياى مقتول مى توانند قاتل را از قصاص عفو كنند .

فمن عفى له من أخيه شىء

مراد از «من» قاتل و مقصود از «أخيه» ولى مقتول مى باشد. ضميرهاى «له» و «أخيه» به «من»، يعنى قاتل باز مى گردد و «شىء» عبارت است از حق قصاص. بنابراين جمله «فمن عفى ...» چنين معنا مى شود: پس آن قاتلى كه از طرف ولى مقتول چيزى از حق قصاص بر او بخشيده شود ... .

10 - حق قصاص حتى با عفو يكى از اولياى مقتول ساقط مى شود .

فمن عفى له من أخيه شىء

مراد از «شىء» چنانچه گذشت حق قصاص است. نكره آوردن «شىء» اشاره به اين دارد كه: اگر بخشى از حق قصاص نيز مورد عفو قرار گيرد، قاتل قصاص نمى شود و اين فرض در صورتى است كه اولياى مقتول متعدد بوده و برخى از آنها قاتل را عفو كنند.

11 - ولىّ مقتول ، بهتر است قاتل را عفو كرده و از حق خويش ( قصاص ) درگذرد .

فمن عفى له من أخيه شىء

ترغيب ولىّ مقتول به گذشت از حق قصاص، از جمله اهدافى است كه مى توان از كاربرد كلمه «أخيه» به جاى ولىّ مقتول استفاده كرد.

4- حقوق اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 8

8 - اولياى مقتول مى توانند قاتل را از قصاص عفو كنند .

فمن عفى له من أخيه شىء

مراد از «من» قاتل و مقصود از «أخيه» ولى مقتول مى باشد. ضميرهاى «له» و «أخيه» به «من»، يعنى قاتل باز مى گردد و «شىء» عبارت است از حق قصاص. بنابراين جمله «فمن عفى ...» چنين معنا مى شود: پس آن قاتلى كه از طرف ولى مقتول چيزى از حق قصاص بر او بخشيده شود ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 32

32 - آزاد كردن بنده مؤمن در قتل خطائى ، اداى حق خداوند و پرداخت ديه آن ، اداى حقّ اولياى مقتول است .

و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله

امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: اما تحرير رقبةً مؤمنة ففيما بينه و بين اللّه و امّا الدّية المسلّمة الى اولياء المقتول. ..


تفسير عياشى، ج 1، ص 262، ح 217 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 473.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 6،7،8،10،11،16

6- خداوند ولى كسى را كه به ناحق و مظلومانه كشته شود ، بر قاتل او ، سلطه بخشيده است .

و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا

7- ولى مقتول بحق ( كسى كه مطابق قانون الهى كشته شده ) فاقد هرگونه سلطه بر قاتل است .

و لاتقتلوا . .. إلاّ بالحقّ و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا

8- تصميم گيرى درباره قاتل ، مخصوص اولياى مقتول است و بايد در جهت منافع آنان باشد .

فقد جعلنا لوليّه سلطنًا

برداشت فوق، با توجه به لام در «لوليّه» است كه اختصاص و منفعت را افاده مى كند.

10- زياده روى اولياى مقتول ، در انتقام گيرى از قاتل ، ممنوع و حرام است .

فلايسرف فى القتل

11- اولياى مقتول ، داراى حق قصاص و كشتن قاتل

جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل

16- تشريع حق قصاص و سلطه براى اولياى مقتول ، حمايت الهى از آنان است .

و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا . .. إنه كان منصورًا

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «إنه» به ولىّ مقتول باز گردد.

5- حمايت از اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 14،16

14- توجه ولى مقتول به حمايت خدا از او ، بازدارنده وى از زياده روى و تجاوز در قصاص است .

جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل إنه كان منصورًا

16- تشريع حق قصاص و سلطه براى اولياى مقتول ، حمايت الهى از آنان است .

و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا . .. إنه كان منصورًا

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «إنه» به ولىّ مقتول باز گردد.

6- حمايت از مقتول مظلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 17

17- حمايت از كشته شده به ظلم ، امرى عقلى و فطرى در ميان جوامع بشرى

و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه «يارى شدن مقتول» (منصوراً) از سوى خداوند نباشد; بلكه اصلى باشد كه در نزد همه مردم رايج است. و جمله «إنه كان منصوراً»، خبر از يك واقعيت عينى و اجتماعى مى دهد.

7- رفتار اولياى مقتول با قاتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 18

18 - اولياى مقتول در صورت گذشت از حق قصاص و مطالبه ديه از قاتل ، بايد با وى به گونه اى پسنديده رفتار كنند .

فمن عفى له من أخيه شىء فاتباع بالمعروف

فاعل «اتباع» محتمل است ولى مقتول، و محتمل است قاتل باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. بر اين مبنا «فاتباع بالمعروف»; يعنى، اولياى مقتول بايد به گونه اى پسنديده با قاتل رفتار كنند; وى را آزار ندهند; در گرفتن ديه بر او سخت نگيرند; و بيش از حد متعارف از او مطالبه نكنند و ... .

8- رفتار قاتل با اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 19

19 - قاتل بايد با نيكى و رفتارى پسنديده ، ديه را به اولياى مقتول بپردازد .

فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسن

فاعل «أداء» قاتل است و ضمير در «إليه» به «أخيه» - كه مراد از آن ولى مقتول است - باز مى گردد. بنابراين جمله «أداء إليه ...»; يعنى، قاتل بايد ديه را با رعايت احسان به ولى مقتول بپردازد; بدين صورت كه در پرداخت ديه تأخير نكند و كمتر از مقدار تعيين شده نپردازد و موجب ناراحتى اولياى مقتول نگردد.

9- زمينه لغزش اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 12

12- سلطه اولياى مقتول بر قاتل ، زمينه لغزش و زياده روى آنان در اعمال سلطه خويش

جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل

نهى الهى، نوعى هشدار است و هشدار، نشانگر وجود لغزشگاه مى باشد و «فاء» در «فلايسرف» - كه براى نتيجه است - نيز تأييد ديگرى است بر مطلب فوق.

10- گناه مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 7

7 - خداوند ، گناهان مقتول به ناحق را به پاى قاتل او ثبت خواهد كرد .

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «اثمى»، مطلق گناهان باشد. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام باقر(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من قتل مؤمناً متعمداً اثبت اللّه عليه جميع الذنوب و برى المقتول منها و ذلك قول اللّه تعالى «انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار».


ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (مترجم)، ص 636، ح 9، باب عقاب من قتل نفساً متعمداً; نورالثقلين، ج 1، ص 613، ح 133.

11- محدوده اختيارات اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 18

18- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إذا اجتمعت العدة على قتل رجل واحد حكم الوالى أن يقتل أيّهم شاؤوا و ليس لهم أن يقتلوا أكثر من واحد إن الله عزّوجلّ يقول : « و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطاناً فلايسرف فى القتل » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: هر گاه گروهى يك مرد را به قتل برسانند والى حكم مى كند كه هر كدام از قاتلين را كه اولياى دم بخواهند بكُشند و آنان حق ندارند بيش از يك نفر را بكُشند. همانا خداوند - عزّوجلّ - مى فرمايد: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليژه سلطاناً فلايسرف فى القتل».

12- مذكر بودن مقتول بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 6

6 - مقتول قوم موسى از جنس ذكور بود .

فقلنا اضربوه ببعضها

برداشت فوق از آوردن ضمير مذكر «ه» در «إضربوه» - كه به «نفساً» بر مى گردد - استفاده شده است.

13- مصالح اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 8

8- تصميم گيرى درباره قاتل ، مخصوص اولياى مقتول است و بايد در جهت منافع آنان باشد .

فقد جعلنا لوليّه سلطنًا

برداشت فوق، با توجه به لام در «لوليّه» است كه اختصاص و منفعت را افاده مى كند.

14- نسب فرعونى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 33 - 2

2 - مرد قبطى كشته شده به دست موسى ، از وابستگان حكومت فرعون بود .

قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا

15- نصرت اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 19

19- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى الحسن ( ع ) إن الله عزّوجلّ يقول فى كتابه : « . . .فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً

» فما هذا الإسراف الذى نهى الله عزّوجلّ عنه قال : نهى أن يقتل غير قاتله أو يمثل بالقاتل قلت : فما معنى قوله : « إنه كان منصوراً » قال : و أىّ نصرة أعظم من أن يدفع القاتل إلى أولياء المقتول فيقتله و لاتبعة تلزمه من قتله فى دين و لا دنيا ;

اسخاق بن عمار گويد: به امام موسى بن جعفر(ع) گفتم: همانا خداى - عزّوجلّ - در كتابش مى فرمايد: «. .. فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً» اين اسراف چه اسرافى است كه خداوند عزّوجلّ از آن نهى كرده است[راوى گويد]گفتم: پس معناى سخن خدا «إنه كان منصوراً» چيست؟ فرمود: چه نصرتى بزرگ تر از اينكه قاتل به اولياى مقتول داده مى شود و آنان قاتل را مى كُشند و پيامدهايى كه لازمه قتل است - چه پيامدهاى دينى و چه دنيايى - دامنگير آنان نمى شود».

16- ولايت اولياى مقتول در دوران صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 8

8 - وجود قانون ولايت اولياى مقتول براى خونخواهى وى ، در عصر صالح پيامبر

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

8- مقدر

1- بهترين مقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 23 - 3

3 - خداوند ، بهترين نظم دهنده و تقديركننده است .

فنعم القدرون

2- روزى مقدر انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 3،4

3 - هر انسانى داراى نصيب و بهره اى ثبت شده و حتمى در دنياست.

أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب

4 - همه مردم، حتى افترا زنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرا رسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد.

فمن أظلم . .. أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى إذا جاءتهم رسلنا

«الكتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول است، يعنى مكتوب و مقدر. «من» براى ابتداى غايت است. يعنى آنچه از مقدرات الهى سهم كافران است، به آنان خواهد رسيد.

مقدرات

3- آثار ايمان به مقدرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 10

10 - ايمان و اعتقاد به اينكه خوشى ها و ناخوشى ها ، و شكست ها و پيروزى ها بر اساس تقدير خداست ، مقتضى توكل بر او و روى بر تافتن از ديگران

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا . .. و على اللّه فليتوكل المؤمنون

4- آثار بى ايمانى به مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 6،8

6 - بى اعتقادى به تقدير الهى ، باعث مى شود كه رويداد هاى تلخ و ناگوار براى انسان ، امرى غيرمنتظره باشد و وى را از پاى درآورد .

ما أصاب من مصيبة . .. لكيلاتأسوا على ما فاتكم

8 - غمگين شدن در ناملايمات و شادمانى كردن در برخوردارى ها ، نشانه بى اعتقادى به تقدير الهى است .

لكيلاتأسوا على ما فاتكم و لاتفرحوا بما ءاتيكم

«أسى» (مصدر «تأسوا») به معناى اندوهگين شدن و «فرح» (مصدر «لاتفرحوا») به معناى شادمانى كردن است. بنابراين «لاتأسوا»; يعنى، غمگين نشويد و «لاتفرحوا»; يعنى، شادمانى نكنيد; زيرا آنچه به شما مى رسد - چه خوب و چه بد - قبلاً تعيين شده است.

5- اهميت تسليم به مقدرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 18

18- لزوم تسليم شدن در برابر خداوند و احكام و مقدرات او

توفنى مسلمًا

«اسلام» (مصدر مسلماً) به معناى تسليم شدن و انقياد است. نياوردن متعلق «مسلماً» براى رساندن شمول و عموم آن مى باشد ; يعنى ، تسليم در برابر هر آنچه خداوند بخواهد فرمان دهد و يا تقدير كند.

6- ايمان به مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 19

19 - پذيرش مقدرات الهى با ديده رضايت و خشنودى ، بازتاب شكيبايى و بى عيب و نقص خواندن خداوند در ساعات شبانه روز

و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

متعلق كلمه «ترضى» به قرينه آيه قبل - سنت امهال كافران است و مفاد آيه اين است كه به وسيله صبر و تسبيح و مداومت بر ثناى خداوند، محبت كارهاى او در نفس انسان رسوخ مى كند. در نتيجه مهلتى كه به كافران داده مى شود و نيز ديگر سنت هاى الهى را خواهد پسنديد. حرف «لعلّ» نيز بيانگر به وجود آمدن زمينه رضايت، پس از تسبيح مكرر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 3

3 - ايمان و اعتقاد به تقدير الهى ( هر چيزى در زندگى بشر از قبل تعيين و در كتابى نوشته شده است ) ، باعث مى گردد كه آدمى در مقابل رويداد ها - چه خوب و چه بد - خود را نبازد .

ما أصاب من مصيبة . .. لكيلاتأسوا على ما فاتكم و لاتفرحوا بما ءاتيكم

جمله «لكيلاتأسوا. ..» تعليل براى آيه پيشين است; يعنى، ما اين حقيقت را (هر حادثه اى از پيش مكتوب و مقدر شده است) بازگو كرديم; بدان جهت كه معرفت و آگاهى به آن، باعث شود تا شما در برابر ناملايمات، غمگين نشويد و نيز در مقابل برخوردارى ها، شادمانى نكنيد.

7- بينش مكذبان مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 7

7 - باورنداران به تقدير الهى ، برخوردارى ها و امكانات را نشانه شايستگى هاى خود پنداشته و دچار خودپسندى و فخرفروشى مى شوند .

لكيلا . .. و لاتفرحوا بما ءاتيكم و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

8- تغيير مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 17

17- تنها خداوند بر بازگرداندن گزند هاى تقدير شده ، تواناست .

فلامردّ له و ما لهم من دونه من وال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 39 - 4

4- تقدير هاى پيشين ، بر اساس مشيت الهى قابل تغيير و تحول و محو و اثباتند .

لكل أجل كتاب. يمحوا الله ما يشاء و يثبت

9- تفاخر مكذبان مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 7

7 - باورنداران به تقدير الهى ، برخوردارى ها و امكانات را نشانه شايستگى هاى خود پنداشته و دچار خودپسندى و فخرفروشى مى شوند .

لكيلا . .. و لاتفرحوا بما ءاتيكم و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

10- جهل به مقدرات انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 3

3 - محروميت جن از شناخت مقدّرات الهى ، درباره اهل زمين پس از ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

11- حاكميت مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 7

7- تقدير ها و مشيت هاى الهى ، حاكم بر تدبير بندگان است .

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم ما كان يغنى عنهم من الله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 8

8 - تقدير الهى ، حاكم بر جوامع بشرى و فرد فردِ اعضاى آن

إلاّ امرأته قدّرنها من الغبرين

از عبارت «قدّرناها» استفاده مى شود كه نه تنها جريان هاى عمومى در قلمرو تقدير الهى قرار دارند; بلكه سرنوشت هر فرد نيز در آن مشخص شده است.

12- حتميت مقدرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 4

4- پايدارى و خلل ناپذيرى امور ، پس از تقدير در شب قدر *

فيها يفرق كلّ أمر حكيم

مراد از «أمر حكيم»، ممكن است امور مستحكمى باشد كه در نتيجه تفريق و تقدير، تحقق آن حتمى شده و بى چون و چرا صورت خواهد گرفت.

13- حتميت مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 49 - 8

8 - هيچ امتى نه پيشتر از اجل قطعى و مدت مقدر خود منقرض مى شود و نه بيشتر از آن پايدار مى ماند .

لكل أمة أجل إذا جاء أجلهم فلايستئخرون ساعة و لايستقدمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 11،13

11- هيچ كس و هيچ تدبير و برنامه اى نمى تواند از اجراى تقديرها ، مشيت ها و فرمان هاى تكوينى خدا جلوگيرى كند .

ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله

«اغناء» (مصدر اُغنى) از غَنا و به معناى كفايت كردن و منع نمودن است (برگرفته شده از لسان العرب). «من شىء» مفعول براى «ما اُغنى» و «من الله» حال براى «شىء» مى باشد. بنابراين جمله «ما اُغنى عنكم ...» چنين معنا مى شود: من [با تدبير خويش ]كفايت نمى كنم و باز نمى دارم چيزى (بلا و مصيبتى) را كه از ناحيه خداوند [مقدّر] باشد.

13- حاكميت بر تمام هستى و علل و اسباب ، از آنِ خداوند است و جملگى مقهور حكم و تقدير اويند .

وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 6

6- تدبير يعقوب ( ع ) ( ورود فرزندانش به مصر از دروازه هاى متعدد ) مانع پيشامدى كه خداوند براى آنان مقدر كرده بود ، نشد .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء

ضمير در «يغنى» به يعقوب(ع) و يا تدبير او - كه از «ادخلوا من أبواب متفرقة» استفاده مى شود- برمى گردد. مآل هر دو احتمال يك معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 17

17- تنها خداوند بر بازگرداندن گزند هاى تقدير شده ، تواناست .

فلامردّ له و ما لهم من دونه من وال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 12

12 - مصونيت نيافتن انسان از مقدّرات الهى ، با گريز از خطرگاه هاى تكليف و مسؤوليت

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

با توجه به صدر آيه شريفه - كه درباره تخلّف برخى اعراب از دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود - تعبير «فمن يملك. ..» مى رساند كه اساس تخلّف آنان، تلاش براى گريز از خطراتى بود كه در سفر مكه پيش بينى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 1 - 9

9 - « عن الرضا ( ع ) ليلة القدر يقدّر اللّه عزّوجلّ فيها ما يكون من السنة إلى السنة من حياة أو موت أو خير أو شرّ أو رزق فما قدّره فى تلك الليلة فهو من المحتوم ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: خداوند در شب قدر، آنچه را كه از اين سال تا سال بعد پيش خواهد آمد مقدر مى فرمايد; از زندگى يا مرگ; از خوب يا بد، يا روزى. پس آنچه را خداوند در اين شب مقدر فرمود، آن حتمى خواهد بود».

14- خيريت مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 5 - 3

3 - هيچ شرّى ، در مقدرات الهى وجود ندارد .

سلم هى

سلامتى شب قدر، به سالم بودن مقدرات الهى در آن شب است; در نتيجه خداى تعالى در مقدرات خويش، تنها خير و سلامتى را تقدير مى كند. در احتمالى ديگر»، «من كلّ أمر» در آيه قبل، به «سلام هى» در اين آيه مربوط است و مفاد آن چنين مى شود: «هى سلام من كلّ أمر». در اين صورت بايد پس از «بإذن ربّهم» وقف كرد و مراد از «كلّ أمر» امور ناخوشايند خواهد بود.

15- رضايت به مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 20

20 - راضى بودن به آنچه خدا مقرر كرده و شكيبا بودن بر آن ، تأمين كننده خير و مصلحت واقعى انسان است .

لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 97 - 9

9- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) [ فى قوله تعالى « فلنحيينّه حياة طيّبة » قال ] : إنها القناعة و الرضا بما قسم الله ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه [درباره سخن خدا» «فلنحيينّه حياة طيبّة» فرمود]: همانا آن حيات طيبه قناعت و راضى بودن به آن چيزى است كه خدا قسمت كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 19،20

19 - پذيرش مقدرات الهى با ديده رضايت و خشنودى ، بازتاب شكيبايى و بى عيب و نقص خواندن خداوند در ساعات شبانه روز

و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

متعلق كلمه «ترضى» به قرينه آيه قبل - سنت امهال كافران است و مفاد آيه اين است كه به وسيله صبر و تسبيح و مداومت بر ثناى خداوند، محبت كارهاى او در نفس انسان رسوخ مى كند. در نتيجه مهلتى كه به كافران داده مى شود و نيز ديگر سنت هاى الهى را خواهد پسنديد. حرف «لعلّ» نيز بيانگر به وجود آمدن زمينه رضايت، پس از تسبيح مكرر است.

20 - انسان بايد به تمام خواسته ها ، تدبير ها و سنت هاى خداوند خشنود باشد و آنها را از هر عيب و نقص مبرا بداند .

لعلّك ترضى

16- شك در مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 5

5 - ترديد جن پس از ممنوع شدن از استراق سمع آسمان ، در شناخت تقدير الهى درباره اهل زمين و خير و رشد بودن آفرينش آنها *

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ممنوعيت جن از استراق سمع آسمان، ظرف زمان براى پيدايش اين سؤال باشد كه خداوند، براى چه منظورى اهل زمين را آفريد; نه اين كه به چه هدفى آنان از استراق سمع، ممنوع شدند؟

17- عجز از درك مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 2

2 - ناتوانى مؤمنان جن ، از درك صحيح تقدير الهى در ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

18- عقيده به مقدرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 1

1 - اعتقاد مؤمنان راستين به نرسيدن هيچ خوشى و ناخوشى به آنان ، جز بر اساس تقدير الهى

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا

19- علم به مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 9

9- عدم آگاهى كامل يونس ( ع ) از تمامى مقدرات الهى نسبت به خويش

و ذاالنون . .. فظنّ أن لن نقدر عليه

20- عوامل تحقق مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 18

18 - انسان و انتخاب او داراى نقشى بسزا در تحقق مقدرات الهى است .

و ابتغوا ما كتب اللّه لكم

فرمان الهى به انسانها، مبنى بر اينكه در پى دست يافتن به مقدرات الهى باشند (و ابتغوا ما كتب اللّه لكم) گوياى اين است كه: تحقق برخى از آنچه كه خداوند براى انسان مقدر كرده، مشروط به انتخاب و عملكرد او نيز هست; يعنى، انسان در تحقق آنها نقش دارد.

21- لاوى و مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 11

11- لاوى بازگشت از مصر بدون بنيامين را به پيام رخصتى از ناحيه يعقوب ( ع ) و يا به تقدير و حكمى از جانب خدا موكول كرد .

فلن أبرح الأرض حتى يأذن لى أبى أو يحكم الله لى

گويا مقصود لاوى از «حتى يأذن لى أبى» اين معنا باشد كه پدرش يعقوب اطمينان كند كه ما در نگه دارى از بنيامين كوتاهى

نكرديم و مصداق سخنى كه خود گفته بود (إلاّ أن يحاط بكم) تحقق يافت. و يا اگر چنين اطمينانى پيدا نكرد، از پيمان خويش چشم پوشى كند و در نتيجه اجازه بازگشت را به من بدهد. و مراد از «يحكم الله» شايد اين باشد كه تقدير الهى سبب شود من بتوانم بنيامين را از دست عزيز مصر برهانم و با او باز گردم.

22- مقدرات انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 2

2 - ثبت پيشاپيش همه مقدرات انسان ها ، از سوى خداوند

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا

23- مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 5

5 - خداوند تقدير خويش را بر خلقت و خلافت انسان در زمين ، به فرشتگان اعلام كرد .

و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 4

4 - يهوديان ، اختصاص يافتن بهشت را به قوم يهود ، حكم و تقديرى الهى مى شمرند .

إن كانت لكم الدار الأخرة عند اللّه

«عند اللّه» متعلق به «كانت» است و مفادش اين است كه ثبوت آخرت براى يهود در نزد خداست; يعنى، او اين معنا را پذيرفته، تحقق بخشيده و مقرر ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 83 - 2

2 - خداوند با خارج ساختن لوط و بستگان قومش از ديارشان ، وى را از عذاب مقدر شده براى قوم لوط نجات بخشيد .

فانجينه و أهله

چون جمله «فانجينه» در مقابل جمله «كانت من الغبرين» (همسر لوط در زمره باقى ماندگان بود) قرار گرفته است، معلوم مى شود نجات از عذاب قوم لوط در گرو خارج شدن از شهر و ديار آنان بوده است. بنابراين «فانجينه» يعنى: فانجينه باخراجنا اياه من بينهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 10

10 - تقدير الهى بر ذلت يهوديان متمرد ، امرى عبرت آموز و شايان به ياد داشتن

و إذ تأذن ربك ليبعثن

برداشت فوق با توجه به فعل مقدّر «أذكر» استفاده شده است ; يعنى: «أذكر إذ تأذن ربك . .. .»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 2،3

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

3 - تقدير خداوند بر وقوع جنگ بدر ، در جهت تدبير امور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در راستاى پيشبرد رسالت وى

أخرجك ربك من بيتك بالحق

«رب» به معناى مدبر و مربى است و اضافه آن به «ك» در جمله «كما أخرجك ربك» مى رساند كه از اهداف تقدير الهى بر خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تدبير امور وى بوده كه طبعاً براى تكميل رسالت او بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 9،10

9 - تقدير و اراده خداوند ، تحقق بخش جنگ بدر و شكل دهنده مقدمات آن

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 6

6 - انسان در تحقق سرنوشت خويش مؤثر است ; هر چند از سوى خداوند مقدّر شده باشد .

إذ يريكموهم إذالتقيتم . .. ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

تمهيداتى از قبيل رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كم جلوه دادن هر يك از دو سپاه در نظر ديگرى و مانند آنها، كه به منظور ترغيب طرفين به رويارويى است، نشان مى دهد كه تحقق جنگ بدر از اختيار طرفين خارج نبوده و امكان تخلف داشته است. جمله «و لو أريكهم كثيرا ... » در آيه قبل نيز اين معنا را تأييد مى كند. و اگر آن امر مقدر، يعنى تحقق جنگ بدر، از اختيار طرفين جنگ خارج بود، نيازى به اين تمهيدات ترغيب كننده نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 2،6

2 - گرفتار نشدن مجاهدان بدر به عذاب الهى در كارزار بدر ، امرى تقدير شده از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 3

3 - پيروزى و يا شكست سپاه اسلام ، منوط به مشيت خدا و تنها بر اساس تقدير اوست .

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 49 - 6

6 - خداوند ، براى حيات و انقراض هر جامعه و امتى ظرف زمانى مشخصى ، از پيش مقدر فرموده است .

لكل أمة أجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 15

15- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إن الله قدّر مقادير الخلايق قبل أن يخلق السموات و الأرض بخمسين ألف سنة و كان عرشه على الماء ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: خداوند پنجاه هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمين ، مقدرات مخلوقات را تعيين كرد در حالى كه عرش خدا بر آب بود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 14

14- تقدير الهى بر غرق شدن و هلاك گشتن برخى از افراد خانواده نوح

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 6

6- دورى از رحمت خدا در سراى آخرت ، امرى تقدير شده براى كفرپيشگان و ستمگران قوم نوح

فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظلمين

«بُعداً» مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) مى باشد و جمله در اصل چنين بوده: و قيل ليبعد بُعداً القوم الظالمون; يعنى، و گفته شد كه ستمگران قوم نوح بايد از رحمت خدا دور باشند و از آن جا كه آنان در دنيا عذاب شدند، معلوم مى شود مراد از جمله «و قيل . ..» دورى از رحمت خدا در آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 96 - 4

4- تسلط موسى ( ع ) بر فرعونيان و مغلوب ساختن آنان ، امرى تقدير شده از ناحيه خداوند

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين

در برداشت فوق ، «سلطان» به معناى تسلط و غلبه ظاهرى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 7،9

7- امتناع خداوند از داورى ميان حق و باطل در عرصه حيات دنيوى ، بر اساس تقديرى است كه خود مقرر كرده است .

لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

9- خداوند بر اساس تقدير خويش ، به منكران حقانيت تورات مهلت داده است و درباره آنان در دنيا داورى نخواهد كرد .

فاختلف فيه و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 13

13- اتراق كاروانيان در اطراف چاه كنعان ، نجات دادن يوسف ( ع ) از آن چاه و به همراه خويش بردن او ، به تقدير خداوند و تحت نظارت دقيق او انجام مى گرفت .

و جاءت سيّارة . .. والله عليم بما يعملون

مراد از «ما» در «ما يعملون» مى تواند كالا قرار دادن يوسف(ع) باشد (أسرّوه بضاعة). و نيز محتمل است همه داستان كاروان، در رابطه با يوسف(ع) باشد. بنابر فرض نخست، علم خدا به رفتار آنان (كالا قرار دادن) كنايه از كيفردهى است و بنابر فرض دوم، علم خدا كنايه از تقدير و تدبير اوست ; يعنى، تمام مقدماتى كه مايه نجات يوسف(ع) از چاه شد (گذر كردن كاروان در اطراف كنعان، منزل كردن در اطراف چاه و ...) همه به نظارت خدا و تدبير او بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 16،18

16- آموزش تحليل رخداد ها و تأويل رؤياها ، هدف تقدير الهى از كشاندن يوسف به خانه عزيز مصر

كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

«لام» در «لنعلّمه» لام غايت است و بيانگر غرض و هدف متعلق مى باشد.

18- روند حوادث و رخداد هاى تاريخ ، به تدبير و تقدير خدا و در اختيار اوست .

و قال الذى اشتريه . .. و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 5

5- خداوند پيشامد ناگوارى را براى فرزندان يعقوب در مصر ، تقدير كرده بود .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء

جمله «ما كان يغنى. ..» از آنچه ذيل شماره 11 از آيه قبل آورده شد ، معلوم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 21

21- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن أبى كان يقول : إن الله قضى قضاء حتماً لاينعم على عبده بنعم فسلبها إيّاه قبل أن يحدث العبد ذنباً يستوجب بذلك الذنب سلب تلك النّعمة و ذلك قول الله : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: پدرم مى فرمود خداوند به قضاى حتمى خود مقرر كرده است كه هر نعمتى را به بنده اش بدهد از او باز نستاند، مگر اينكه آن بنده گناهى را مرتكب شود كه موجب سلب آن نعمت گردد و اين است سخن خدا كه فرمود: «إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 10

10- حوادث و وقايع را خداوند از پيش تقدير و تعيين كرده است .

لكل أجل كتاب

«أجل» به معناى مدت و «كتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول (مكتوب) است و در آيه شريفه به معناى امر تقدير شده مى باشد. بنابراين «لكل أجل كتاب» ; يعنى ، براى هر زمانى تقديرى ثابت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 2

2- مرگ و مير ها و تحولات طبيعى در جوامع ، به دست خداوند و به تقدير اوست .

و ما أهلكنا من قرية إلاّ و لها كتاب معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 5 - 2

2- هر امتى ، داراى اجلى مقدر و تعيين شده از جانب خداوند و غير قابل تغيير

ما تسبق من أمة أجلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 21 - 3

3- خداوند ، هر چيزى را از خزانه خويش ، با حدّ معيّن و روشنى فرو مى فرستد .

و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 2

2- باقى ماندن همسر لوط ( ع ) در ميان عذاب شدگان قوم لوط ، به تقدير و دستور خدا بود .

إلاّ امرأته قدّرنا إنها لمن الغبرين

ترديدى نيست كه همه مقدرات به دست خداوند است و انتساب تقدير (قدّرنا) به فرشتگان، مى تواند به خاطر اين باشد كه آنان مجرى اين تقدير بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 1

1- خداوند ، پيشاپيش حضرت لوط ( ع ) را از مقدّر شدن عذاب بر قومش آگاه ساخت .

و قضينا إليه ذلك الأمر

متعدّى شدن «قضينا» به «إلى» متضمن معناى «أوحينا» است. بنابراين معناى جمله «و قضينا إليه ذلك الأمر» چنين مى شود: ما اين امر (عذاب) را به او (لوط(ع)) وحى كرديم و آگاهش ساختيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 16

16- خداوند ، شفاى امراض انسان را از راه علل و اسباب طبيعى ، مقدر كرده است .

شراب مختلف ألونه فيه شفاء للناس

برداشت فوق، به خاطر اين است كه خداوند بهبودى بيمارى انسان را به وسيله عسل - كه از راههاى طبيعى به دست مى آيد و خود از عوامل طبيعت است - قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 1

1- فزونى روزى برخى از انسان ها بر بعضى ديگر ، به دست خداوند و به تقدير اوست .

و الله فضّل بعضكم على بعض فى الرزق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 8

8- تنها روزى هاى حلال و پسنديده ، روزى مقدر و خدادادى است ، نه روزى هاى حرام و ناپسند .

و من رزقنه منّا رزقًا حسنًا

از اينكه خداوند روزى خويش را (رزقناه) به روزى حسن و پسنديده مقيد ساخته است (رزقاً حسناً) مى توان به اين برداشت دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 6

6- « عن محمدبن مسلم عن أبى جعفر و أبى عبدالله ( عليهماالسلام ) عن قوله : « و كلّ إنسان ألزمناه طائره فى عنقه » قال : قدره الذى قدر عليه ;

محمدبن مسلم از امام باقر و امام صادق - عليهماالسلام - درباره سخن خدا «و كلّ إنسان ألزمناه طائره فى عنقه» روايت كرده است كه فرمودند: كسى كه مى بايستى سرنوشت انسان را مقدر كند، تقدير كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 30 - 3

3- ربوبيت خدا ، مقتضى مقدر كردن تفاوت روزى براى بندگان است .

إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 4،5

4- ويرانى شهر ها و مرگ و مير همه مردمان قبل از قيامت ، امرى حتمى ، غير قابل تغيير و نوشته شده در كتاب تقدير الهى است .

كان ذلك فى الكتب مسطورًا

«ال» در «الكتاب» براى معرفه و عهد است و مراد از آن، لوح محفوظ و كتاب تقدير است.

5- خداوند ، داراى مقدراتى از پيش تعيين شده براى تحولات و رخداد هاى عالم

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها . .. أو معذّبوها ... كان ذلك فى الكتب مسطورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 13

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 7

7- خداوند داراى قدرت مطلق است و بر پديدآوردن هر آنچه تقدير كرده توانا است .

إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 38

38 - بازگشت موسى ( ع ) از مدين و آمدن به وادى طوى در كوه طور ، براساس تقدير و برنامه تنظيم شده از جانب خداوند بود .

فلبثت سنين فى أهل مدين ثمّ جئت على قدر يموسى

از معانى «قدر» قضاى الهى و تقدير او است. گفته شده است: اين كلمه، اسم مصدر براى «قدْر» به معناى مقدر ساختن است (لسان العرب). راغب نيز مى گويد: «قدر» زمان و مكان مقدر شده براى هر چيز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 101 - 2

2- داشتن ايمان راستين و منزلت نيكو و متصف بودن به خصال پسنديده ، بسته به تقدير الهى است .

إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى

جمله «سبقت لهم منّا» بيانگر مقدر شدن «الحسنى» (نيكوبودن) از پيش به وسيله خداوند است; يعنى، كسانى كه ما از قبل براى آنان مقدر كرديم. ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1

1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .

و إنّ لكم فى الأنعم لعبرة

«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 2 - 12،14

12 - همه پديده هاى جهان ، از هر جهت ، داراى اندازه و مقدار مشخص است .

و خلق كلّ شىء فقدّره تقديرًا

14 - جهان آفرينش ، جلوه تقدير خداوند

الذى له ملك السموت . .. و خلق كلّ شىء فقدّره تقديرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 1

1 - نزول باران به اندازه هاى مختلف - ( كم و يا فراوان ) - و در سرزمين هاى گوناگون ، به تقدير خداوند است .

و لقد صرّفنه بينهم

«تصريف» (مصدر «صرّفنا») به معناى تغيير دادن چيزى از حالتى به حالت ديگر است و چون اين واژه از باب تفعيل است، دلالت بر كثرت وقوع اين معنا مى كند. بر اين اساس، مقصود از تغيير دادن آبها (صرّفناه)، تغيير دادن مقدار و محل فرود آنها است. گفتنى است كه برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضمير مفرد در «صرّفناه» به «ماء» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 4

4 - مشكلات ثموديان ، بنا به تقدير الهى و در جهت آزمايش آنان بود ، نه معلول وجود صالح ( ع ) و پيروان او .

قال طئركم عند اللّه بل أنتم قوم تفتنون

عبارت «طائركم. ..»; يعنى، آنچه كه باعث بروز مشكلات و گرفتارى براى شما شده، نزد خدا است. مقصود اين است كه وجود من تأثيرى در پيدايش مشكلات شما ندارد; بلكه مشكلات تان بر اساس برنامه و تقدير الهى است كه در راستاى آزمايش شما تدارك ديده شده است. گفتنى است كه در برداشت ياد شده، «فتنة» در جمله «بل أنتم قوم تفتنون» به معناى آزمايش گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 2،7

2 - تقدير عذاب براى كافران و نيز نجات مؤمنان ، متكى به اراده الهى است .

فأنجينه و أهله إلاّ امرأته قدّرنها من الغبرين

برداشت ياد شده با توجه به انتساب فعل «أنجينا» و «قدّرنا» به خداوند است.

7 - فرو گذاشتن همسر لوط در ميان قوم محكوم به عذاب ، براساس تقدير الهى و برنامه از پيش تعيين شده

قدّرنها من الغبرين

«غبور» (مصدر «غابرين») به معناى باقى ماندن است; يعنى، ما مقدر كرديم كه همسر لوط از جمله باقى ماندگان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 5

5 - زيبايى ، طراوت و نشاط آفرينى گياهان براى انسان ، امرى مهم و براساس تقدير و برنامه الهى

فأنبتنا به حدائق ذات بهجة

تذكر خداوند به بهجت آفرينى بوستان ها براى آدميان، نشانگر اهميت آن و تدبير و تقدير الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 72 - 3

3 - تقدير كيفر اخروى براى كافران ، علاوه بر كيفر دنيوى آنان

ردف لكم بعض الذى تستعجلون

همان طور كه گفته شد، قيد «بعض الذى. ..» مى رساند كه عذاب دنيوى تنها بخشى از مجازات هاى الهى است كه در حق كافران اعمال مى شود و آنان بايد در انتظار كيفرهاى اخروى نيز باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 73 - 5

5 - توشه زندگى انسان ، تأمين شده از سوى خداوند

و لتبتغوا من فضله

از مفاد عبارت «لتبتغوا» (تا بجوييد) استفاده مى شود كه روزى انسان از پيش براى وى تأمين شده است; منتها انسان براى دستيابى به آن بايد به دنبالش برود و تلاش كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 37 - 4

4 - زيادى و كمى روزى انسان ها ، براساس مشيت و تقدير خداوند است .

أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

«يقدر» - از مصدر «قدر» - به معناى «اندازه گيرى» و نيز «سخت گيرى» آمده است (مفردات راغب). در آيه، به قرينه «يبسط» (گسترش مى دهد) معناى دوم مراد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 8

8 - توجّه به تقدير روزى انسان ها از سوى خداوند ، از بين برنده روحيه بخل و تنگ نظرى است .

أَوَلم يروا أنّ اللّه . .. فأَت ذا القربى حقّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 4

4 - مدت زمان اقامت انسان ها در برزخ ، امرى مقدر و تعيين شده در كتاب الهى ( لوح محفوظ ) است .

لقد لبثتم فى كتب اللّه إلى يوم البعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 27 - 4

4 - مقدّرات الهى ، در خلق و ايجاد پديده ها ، پايان ناپذيرند .

و لو أنّما فى الأرض من شجرة أقلم . .. ما نفدت كلمت اللّه

احتمال دارد مراد از «كلمات اللّه» آن دسته از مقدّراتى باشد كه هنوز به شرف تكوين نرسيده و در مرحله تقدير است. پايان ناپذيرى، و غيرمتناهى بودن، مى تواند قرينه باشد كه مراد از «كلمات» مقدّرات و اوامر تقديرى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 1

1 - براى بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، عذاب الهى مقرر شده بود .

لقد حقّ القول على أكثرهم

«حقّ» به معناى «ثبت» است و مقصود از «قول» عذاب الهى مى باشد. اين مطلب به قرينه ديگر آياتى است كه در آن واژه اى مشابه «قول» به كار رفته است مثل «و لكن حقّت كلمة العذاب على الكافرين»(زمر، آيه 71). گفتنى است مقصود از اكثريت در آيه شريفه - به دليل اين كه اين آيه در نيمه نخست رسالت و در مكه نازل گشت - آن دسته از مشركان و كافرانى است كه در ابتداى دعوت اسلام به مخالفت با آن برخاستند (مانند سران قريش، چون ابوجهل و ابولهب); نه اكثريت توده مردم كه پس از چندى مسلمان شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 37 - 3

3 - نظام حاكم بر شب و روز و توالى نور و ظلمت بر زندگى اهل زمين ، به تقدير و تدبير خدا است .

و ءاية لهم الّيل نسلخ منه النهار فإذا هم مظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 38 - 5

5 - حركت خورشيد بر مدارى مشخص و سمت و سوى قرارگاه ويژه خود ، به تقدير و تدبير خداوند است .

و الشمس تجرى لمستقر لها ذلك تقدير العزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 2

2 - حركت ماه به سمت و سوى منزل هاى خود ، به تقدير و تدبير خدا است .

و القمر قدّرنه منازل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 44 - 2

2 - رحمت خدا و تقدير زندگى محدود و موقت دنيا ، فلسفه استمرار حيات بشر و نجات او از عوامل مرگ و نابودى است .

و لا هم ينقذون . إلاّ رحمة منّا و متعًا إلى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 10

10 - مرگ ، قضا و حكم صادره از سوى خداوند و سرنوشتى محتوم

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك الّتى قضى عليها الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 68 - 3،4

3 - خداوند ، بر پديد آوردن هر آنچه تقدير كرده ، توانا است .

فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

4 - خداوند ، هر چيزى را تقدير كند با گفتن « باش و به هستى درآ » آن را پديد مى آورد .

فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 6

6 - تمامى معجزات فرستادگان الهى ، به اذن خدا و در چهار چوب مشيت و مصالح مقدر شده او بود .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 10 - 3

3 - خداوند ، پديدآورنده و تقديركننده مواد غذايى موجودات در زمين

و قدّر فيها أقوتها

بنابر اين كه مراد از «قدّر فيها. ..» پديدآوردن قوت موجودات همراه با تقدير و اندازه گيرى باشد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 12 - 7،8

7 - گشايش و تنگنايى روزى ، بر اساس خواست و تقدير خداوند است .

يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

8 - ميزان روزى آدميان ، همواره از سوى خداوند قابل تغيير و فزونى و كاستى است .

يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

برداشت ياد شده از فعل مضارع «يبسط» و «يقدر» - كه دلالت بر استمرار و تجدد مى كند - صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 5،6

5 - عوامل طبيعى جهان هستى ، تحقق بخش مقدرات و مشيت الهى است .

ينزّل بقدر ما يشاء . .. و ينشر رحمته

6 - بارش باران ، پس از خشكسالى و نوميدى انسان ، نمودى از تقدير الهى در معيشت انسان

و لكن ينزّل بقدر ما يشاء . .. ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 11 - 1

1 - نزول باران ، نعمتى الهى و براساس تقدير منظم و اندازه معين

و الذى نزّل من السماء ماء بقدر

واژه «قدر» (قيد «نزّل») مى تواند به معناى اندازه باشد; يعنى، باران را به اندازه معين نازل مى كند. هم چنين مى تواند به معناى تقدير و برنامه باشد; يعنى، باران براساس تقدير و برنامه منظم نازل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 6،7

6 - هر انسانى در زندگى مادى خويش ، داراى سهمى از قبل تعيين شده است .

نحن قسمنا بينهم معيشتهم فى الحيوة الدنيا

7 - طبقات اجتماعى و تفاوت سطح زندگى آنان ، بسته به تدبير الهى و تابع تقدير و برنامه ريزى او است .

و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 12 - 4

4 - رخداد ها و حوادث جهان ، مسبوق به تقدير و برنامه از پيش تعيين شده خداوند

فالتقى الماء على أمر قد قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 49 - 1

1 - تمامى موجودات و قوانين هستى ، براساس اندازه گيرى ، محاسبه و برنامه دقيق الهى شكل گرفته است .

إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 60 - 2،5

2 - خداوند ، تقديركننده مرگ ميان انسان ها

نحن قدّرنا بينكم الموت

5 - مرگ ، نشانه ناتوانى خداوند از زنده نگه داشتن مردم نيست ; بلكه تقديرى حكيمانه است .

نحن قدّرنا بينكم الموت و ما نحن بمسبوقين

آيه شريفه درصدد بيان اين حقيقت است كه وجود مرگ در ميان انسان ها، نشانگر اين نيست كه عواملى بيرون از اراده الهى آنان را از ميان مى برد و خداوند با اين كه مى خواهد كه آنها را زنده نگه دارد، آن عوامل بر اراده او غلبه پيدا مى كنند. خدا مغلوب چيزى واقع نمى شود; بلكه مرگ تقديرى حكيمانه از سوى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 87 - 2

2 - گريز ناپذير بودن مرگ ، نشان تقدير الهى بودن آن

نحن قدّرنا بينكم الموت . .. فلولا ... ترجعونها

فعل «ترجعونها» مدخول «لولا» در «فلولا إذا بلغت الحلقوم» است و تفريع آن بر آيه «نحن قدّرنا بينكم الموت»، بيانگر مطلب بالا مى باشد زيرا مفاد آن اين است كه اگر مرگ تقدير الهى نبود - بلكه امرى اتفاقى بود - امكان داشت از آن جلوگيرى يا چاره جويى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 3

3 - بنى نضير ، به خاطر توطئه و خيانت ، مستحق كيفر و مجازاتى سخت بودند و اجراى حكم تبعيد عليه آنان ، تقديرى همراه با تخفيف براى ايشان بود .

و لولا أن . .. لعذّبهم فى الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 4 - 6

6 - مقدرات الهى براى خلق ، داراى ملاك است .

كتب اللّه عليهم الجلاء . .. ذلك بأنّهم شاقّوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 9،11،12

9 - خداوند ، براى هر چيزى اندازه اى و براى هر امرى در اين عالم ، اسباب و عللى قرار داده است .

قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا

11 - در دست خدا بودن مقررات امور عالم ، مقتضى توكل بندگان به او است .

من يتوكّل على اللّه فهو فحسبه . .. قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه جمله «قد جعل اللّه. ..» در مقام بيان براى وجوب توكل بر خداوند (من يتوكّل على اللّه فهو حسبه) است.

12 - احكام و رهنمود هاى الهى درباره طلاق ، مبتنى بر تقدير حكيمانه خداوند است .

فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . ..فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ ...قد جعل اللّه لكلّ شىء قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 1،2

1 - خداوند ، تقديركننده مرگ و حيات انسان ها

الذى خلق الموت و الحيوة

«خلق» در اصل به معناى «تقدير» است (قاموس المحيط و مفردات راغب) و در آيه 60 سوره «واقعه» به همين معنا به كار رفته است «نحن قدّرنا بينكم الموت و ما نحن بمسبوقين».

2 - تقدير مرگ و حيات براى بشر ، جلوه فرمانروايى و قدرت مطلق و بى پايان خداوند است .

بيده الملك و هو على كلّ شىء قدير . الذى خلق الموت و الحيوة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «الذى خلق الموت. ..»، درصدد توضيح و تبيين آثار و جلوه هاى ملك و قدرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 3 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران و بازداشتن آن به تقدير و فرمان خداوند است .

بعذاب واقع . للكفرين ... من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 9

9 - اجل انسان ها ، به دست خدا و به تقدير او است .

إنّ أجل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 5

5 - بلندى و كوتاهى شب و روز ، به تقدير و اندازه گيرى خداوند است .

و اللّه يقدّر الّيل و النهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 23 - 1

1 - رشد جنين از آغاز تا كامل شدن خلقت وى ، با محاسبات و اندازه گيرى هاى دقيق از سوى خداوند همراه است .

ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا

عبارت «فقدرنا»، مى تواند عطف بر «جعلناه فى قرار. ..» و يا متفرع بر آن باشد. در صورت اول، مفاد آيه چنين مى شود: پس از اين كه نطفه را براى مدتى معين در رحم قرار داديم، به اندازه گيرى آن پرداختيم; يعنى، با محاسبات و اندازه گيرى هاى دقيق، نطفه را در رحم رشد مى دهيم تا آن گاه كه انسانى تام و كامل گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 19 - 6

6 - توانمندى هاى انسان و ويژگى هاى جسمى ، اخلاقى و رفتارى او ، داراى ميزانى تعيين شده از سوى خداوند

فقدّره

حدّ نهايى و اندازه هر چيزى را «قدر» آن مى گويند (مقاييس اللغة). بنابراين، تقدير; يعنى، اندازه و مقدار چيزى را مشخص ساختن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 20 - 4

4 - توانمندى براى حركت در راه اطاعت خداوند ، از جمله مقدرات الهى در وجود انسان است .

فقدّره . ثمّ السبيل يسّره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 7 - 7

7 - كيفر هاى تعيين شده براى فاجران ، حكم تقدير شده خداوند و گريزناپذير است . *

إنّ كتب الفجّار لفى سجّين

«كتاب» - در يك احتمال - به معناى مكتوب است. در اين احتمال، مراد نوشته هاى تقدير شده الهى، درباره كيفر فاجران و «كتابت» به معناى قضاى حتمى و حكم تخلف ناپذير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 5 - 3

3 - سير صعودى و نزولى گياهان و روييدن و تبديل شدن آنها به خاشاك ، نمونه اى از نظم تقدير شده آفريده هاى خداوند است .

الذى قدّر . .. أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى

24- مقدرات معلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 8

8 - وابستگى برخى مقدرات الهى به عملكرد آدميان ( تقدير معلق )

كتب اللّه لكم . .. فانها محرمة عليهم اربعين سنة

25- مقدرات همسر لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 18

18- همسر لوط ، بايد به عذابى كه براى قوم لوط مقدر شده بود ، گرفتار مى شد .

إنه مصيبها ما أصابهم

ضمير در «إنه» به اصطلاح ضمير شأن است و حاكى از تأكيد مى باشد.

26- مكذبان مقدرات خدا و امكانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 7

7 - باورنداران به تقدير الهى ، برخوردارى ها و امكانات را نشانه شايستگى هاى خود پنداشته و دچار خودپسندى و فخرفروشى مى شوند .

لكيلا . .. و لاتفرحوا بما ءاتيكم و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

27- مؤمنان و مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 6،7

6 - مؤمنان راستين ، همه مقدرات الهى ، حتى سختى ها ، را در جهت منافع و مصالح خويش مى دانند .

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا

به كارگيرى «لام» انتفاع (لنا) براى عموم رخدادها (خوشيها و ناخوشيها) بيانگر برداشت فوق است.

7 - مؤمنان راستين در انديشه انجام وظيفه و تسليم بودن به مشيت خدا و پذيراى هر پيروزى و شكست در راه او

إن تصبك حسنة تسؤهم قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا

28- نبوت و جهل به مقدرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 10

10- عدم تنافى مقام نبوت با آگاهى نداشتن از مقدرات الهى نسبت به خويش

فظنّ أن لن نقدر عليه

29- نقش مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 30 - 1،5

1- زيادى و كمى روزى انسان ها ، تنها متكى به مشيت خداوند و تقدير اوست .

إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

«يقدر» اگرچه به معناى اندازه و تقدير است، اما به قرينه «يبسط» (توسعه مى دهد) مراد از آن كم دادن است.

5- توجه به نقش اصلى مشيت و تقدير خدا در روزى انسان ها ، زمينه ساز اجتناب از بخل و افراط در انفاق به بخشش همه اموال و داراييهاست .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك . .. إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء

جمله «إن ربّك. ..» در مقام تعليل براى جمله «و لاتجعل يدك...» است. بنابراين مفهوم آيه چنين مى شود: خداوند روزى رسان است، پس نبايد از ترس تهيدستى، بخل ورزيد و انفاق نكرد.

9- مقدسات

1- آثار سوءاستفاده از مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 9

9- سست كردن ايمان مردم با سوء استفاده از مقدسات دين ، « صد عن سبيل الله » است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و تذوقوا السوء بما صددتّم عن سبيل الله

از اينكه خداوند از حنث سوگند و فريب كارى، به سد راه خدا تعبير كرد (بما صددتّم عن سبيل الله)، استفاده مى شود كه سست كردن ايمان مردم با حنث سوگند و فريب كارى، مصداق بارز سد راه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 3 - 7

7 - دروغ گويى ، استفاده ابزارى از مقدسات و عملكرد هاى ناپسند ، نشانه هاى مُهر شدن دل است .

ذلك بأنّهم ءامنوا ثمّ كفروا فطبع على قلوبهم

2- اجتناب از اهانت به مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 6

6 - ضرورت اجتناب و نيز بازداشتن مردم ، از به كارگيرى كلمات توهين آميز به مقدسات دين

لاتقولوا رعنا

3- احترام به مقدسات ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 7

7- رعايت ادب در برخورد با عقايد و مقدسات ديگران - هر چند باطل باشد - امرى پسنديده است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

كاربرد كلمات «الذين» و «هم» - كه در ذوى العقول استعمال مى شوند - براى معبودهاى مشركان - كه معمولاً از سنگ، چوب و. .. بوده اند - مى تواند اشاره به نكته ياد شده داشته باشد.

4- اهانت به مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 8

8 - سكوت و سازشكارى مؤمن در قبال اهانت به مقدسات و آيات الهى ، موجب همانندى وى با كافران و منافقان است .

فلاتقعدوا معهم . .. إنّكم إذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين و الكفرين فى جهنم

5- اهانت به مقدسات اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 2

2 - ممنوعيت اهانت به مقدسات اقوام و ملتها

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

فعل نهى «لاتسبوا» ظهور در حرمت دارد، گفتنى است اين برداشت مبتنى بر آن است كه جمله «فيسبوا الله . ..» حكمت براى نهى باشد، نه علت آن.

6- اهميت پاسدارى از مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 3،6

3 - لزوم حفظ و حراست حريم قدس خداوند از بدگويى ديگران

و لاتسبوا الذين . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

6 - لزوم پرهيز از برخوردهاى نادرستى كه سبب تحريك دشمنان عليه دين و اهانت به مقدسات مسلمين گردد.

و لاتسبوا الذين . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

7- حرمت مقدسات اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 2

2 - ممنوعيت اهانت به مقدسات اقوام و ملتها

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

فعل نهى «لاتسبوا» ظهور در حرمت دارد، گفتنى است اين برداشت مبتنى بر آن است كه جمله «فيسبوا الله . ..» حكمت براى نهى باشد، نه علت آن.

8- حرمت مقدسات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 1

1 - لزوم اجتناب از دشنام به بتها و ديگر مقدسات مشركان

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

درباره مراد از موصول «الذين . ..» دو احتمال وجود دارد: يكى آنكه مقصود مشركان و ديگر آنكه معبودهاى آنان باشد، يعنى: «لاتسبوا الذين يدعونهم». البته عائد صله «هم» حذف گرديده است.

9- دشنام به مقدسات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 - دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

10- سوء استفاده از مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 9،10

9 - قَسَم و شاهد گرفتن خداوند ، دستاويز منافقان براى اثبات اظهاراتِ خود

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

10 - بهره گيرى منافقان از باور ها و مقدّسات مؤمنان ، براى رسيدن به اغراض خويش

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

قسم به خداوند كه از مقدّسات مسلمين است، دستاويز برخى از مردم براى قبولاندن عقايد بى پايه خويش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 62 - 8

8 - سوء استفاده منافقان از مقدّسات

يحلفون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 15

15 - توجه به علم و آگاهى خداوند ، مانع سوء استفاده انسان ، از خصلت هاى الهى به مظلومان در بدگويى ظالمان

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً

جمله «كان اللّه . ..»، مى تواند هشدارى به مظلومان باشد كه مبادا از حكم الهى سوء استفاده كنند و در بدگويى و غيبت ظالم از حد تجاوز نمايند و يا هشدار به كسانى باشد كه مظلوم نيستند و به بهانه اين كه مظلومند، عليه بى گناهى افشاگرى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 3

3 - سوگند دروغ، شيوه اى شيطانى در فريب دادن ديگران

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 8

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 12

12 - سوء استفاده منافقان از ارزش ها و مقدسات مؤمنان در جهت اهداف خائنانه خويش

اتخذوا مسجداً . .. و ليحلفن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 2 - 2

2 - استفاده ابزارى از ارزش ها و مقدسات ، شيوه منافقان است .

اتّخذوا أيمنهم جنّة

11- سوگند به مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 3

3 - استفاده از سوگند به خدا و مقدسات دينى ، براى پوشش چهره كريه و مزورانه خويش و فرار از فريضه جهاد ، از اوصاف منافقان است .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

12- هتك مقدسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 4

4 - بى احترامى برخى اهل كتاب به مقدسات اسلام ، دليل تحريم ايجاد رابطه ولايى و دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً من الذين اوتوا الكتب . .. أولياء

هدف از تبيين «الذين» با جمله «اتخذوا . ..»، بيان علت تحريم ايجاد روابط دوستى با اهل كتاب است.

10- مقربان

1- مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 2

2 - موسى ( ع ) داراى مقامى والا در پيشگاه خداوند

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 10

10 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، در پيشگاه خداوند داراى منزلتى والاست .

و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 5

5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا

تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به ساختن كعبه داده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند از شأن و عظمتى والا برخوردار بود .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 1

1 - منزلت والاى رسولان الهى نزد خداوند

تلك الرّسل

كلمه «تلك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر مقام بلند و منزلت والاى پيامبران الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 4

4 - عظمت مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند

امن الرّسول بما انزل اليه من ربّه

اضافه «رب» به ضمير، اضافه تشريفيه است كه عظمت مقام آن حضرت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 7

7 - تقواپيشگان ، مقرّب پروردگار خويش هستند .

للّذين اتقوا عند ربّهم

بهره مندى از بهشتى كه در پيشگاه پروردگار است مستلزم تقرّب متّقين نزد اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 3

3 - عظمت مقام و منزلت مريم ، نزد پروردگار

و اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه اصطفيك

نزول ملائكه بر مريم و برگزيدن وى، دلالت بر ارجمندى مقام مريم نزد خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 13،14

13 - عيسى ( ع ) ، از مقربان درگاه الهى

عيسى ابن مريم . .. و من المقربين

14 - عظمت عيسى ( ع ) ، نزد خداوند

يبشّرك بكلمة منه . .. وجيهاً ... و من المقربين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 5

5 - احساس حضور و قرب مريم ( س ) ، نسبت به خداوند

قالت الملئكة . .. قالت ربّ

از اينكه مريم در جواب بشارت ملائكه نفرمود كه از جانب من به خداوند بگوييد، بلكه مستقيماً با خداوند سخن گفت (رب انّى . .. )،

معلوم مى شود كه خود را در حضور پروردگار مى دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 6

6 - مقام والاى حضرت عيسى ( ع ) و تقرّب وى در پيشگاه خداوند

انّى متوفّيك و رافعك الىّ

«رافعك الىّ»، كنايه از قُرب آن حضرت نزد خداست; چون قُرب مكانى براى خداوند، تصوّر ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 6

6 - جايگاه والاى حضرت ابراهيم ( ع ) در پيشگاه خداوند

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

ظاهراً ارجمندى مقام ابراهيم (ع) در مسجد الحرام به جهت انتساب آن مقام به ابراهيم (ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 22

22 - مقام والاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند

و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

از اينكه خداوند پذيرش توبه بندگان را مشروط به استغفار رسول براى آنان كرده، مقام والاى او نزد خداوند معلوم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 65 - 4

4 - مقام والاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پيشگاه خداوند

فلا و ربّك

اضافه «ربّ» به ضمير خطاب، اضافه تشريفيّه است و حكايت از مقام والاى مخاطب دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 2

2 - عظمت مقام رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند

و من يطع اللّه و الرّسول

قرار گرفتن اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رديف اطاعت از خداوند، حكايت از عظمت آن بزرگوار در پيشگاه او دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 80 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى منزلتى والا در پيشگاه خداوند

من يطع الرّسول فقد اطاع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 8

8 - ابراهيم ( ع ) ، داراى مقامى بس والا در پيشگاه خداوند

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 4

4 - مقام و منزلت خاص حضرت عيسى ( ع ) نزد خداوند

بل رفعه اللّه إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 13

13 - عظمت و احترام ويژه عيسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *

و أوحينا إلى . .. عيسى و ايوب و يونس و هرون و سليمن

پيامبران شمرده شده پس از عيسى، از نظر زمان مقدم بر او هستند ولى خداوند وى را قبل از آنان ذكر كرده تا به عظمت ويژه وى اشاره كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 164 - 7

7 - عظمت خاص حضرت موسى ( ع ) در پيشگاه خداوند *

و كلم اللّه موسى تكليماً

ذكر نام موسى(ع) جداى از ساير پيامبران و توصيف او به كليم اللّه، دلالت بر مقام والاى وى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 11،19

11 - عظمت حضرت مريم ( ع ) در پيشگاه الهى

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم

19 - عظمت و ارزش والاى حضرت عيسى ( ع ) در پيشگاه خداوند

انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم

از اينكه خداوند عيسى(ع) را به مسيح (مبارك) لقب داده، و نيز او را كلمه و روح خود شمرده، عظمت و قداست او نزد خداوند به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 15

15 - جايگاه والاى پيامبران در پيشگاه خداوند

عزرتموهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 3،15

3 - هر يك از يهود و نصارا ، خو را از مقربان خداوند مى پندارند .

و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه

بنابر اينكه مقصود از «ابناء»، معناى كتابى آن (مقربان) باشد.

15 - همسانى و همگونى يهود و نصارا با ديگر انسان ها ، دليل نادرستى پندار آنان بر محبوبيت و تقرب در پيشگاه خداوند

نحن ابنؤا اللّه و احبؤه . .. بل انتم بشر ممن خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 15

15 - مقام والاى هابيل در پيشگاه خداوند *

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

بر اساس اين احتمال كه هدف از فرستادن كلاغ و آموزش قابيل، پنهان سازى جسد هابيل باشد، نه برطرف كردن تحير و سرگردانى قابيل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 4

4 - حضرت عيسى ( ع ) ، داراى منزلتى والا و ارجمند در پيشگاه خدا

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

نام بردن عيسى(ع) از ميان انبياى بنى اسرائيل، حكايت از ويژگى مقام آن حضرت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 6

6 - صالحان داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 3،4،7،8،9

3 - ابراهيم(ع) داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند است.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم على قومه نرفع درجت من نشاء

4 - دريافت كنندگان براهين از جانب خداوند، داراى مقامى والا در پيشگاه او هستند.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم على قومه نرفع درجت من نشاء

7 - حاملان ادله و براهين توحيد، برخوردار از جايگاهى بلند در پيشگاه خداوند هستند.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم . .. نرفع درجت من نشاء

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخوردار از ادله و براهين خداوند و داراى مقامى رفيع در پيشگاه اوست. *

و تلك حجتنا . .. نرفع درجت ... إن ربك حكيم عليم

ضمير «ربك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. عدول از غيبت به خطاب، همراه با تأكيد و تعليل، اشاره به مرتبه والاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برخوردارى آن حضرت از حجتهاى الهى، مانند حضرت ابراهيم(ع)، مى تواند باشد.

9 - اعطاى برهانهاى توحيدى به رفعت يافتگانى از مردم (پيامبران)، جلوه اى از اتقان و استحكام بخشى خداوند به امور است.

و تلك حجتنا . .. نرفع درجت ... إن ربك حكيم عليم

از جمله معانى «حكيم»، محكم است، يعنى اتقان بخشى به چيزى. در لسان العرب آمده است: «و الحكيم ... او هو الذى يحكم الاشياء و متقنها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 1

1 - سلسله پيامبران(ع) از منزلتى والا در پيشگاه خداوند برخوردارند.

أولئك الذين ءاتينهم الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 6

6 - كسانى كه آيات الهى و معارف آن را فراگرفته و آن را به فراموشى نسپرده و غفلت نمى كنند، نزد خداوند ارجمندند.

قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 1،4

1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.

فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم

4 - هدايت يافتگان هشيار و متذكر، مقرب درگاه پروردگار و در پرتوى ولايت او قرار دارند.

فمن يرد الله . .. لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم و هو وليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 11

11 - تخلف آدم و همسرش از فرمان الهى، سبب دورگشتن آنان از مقام قرب خدا شد.

ناديهما ربهما ألم أنهكما عن تلكما الشجرة

واژه «ندا» معمولاً در مواردى به كار برده مى شود كه مخاطب فاصله نسبتاً زيادى با ندا دهنده داشته باشد. و خداوند اين واژه را پس از تخلف آدم و همسرش به كار برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 4

4 - اعرافيان ، مؤمنانى با منزلتى بزرگ در پيشگاه خداوند و داراى مرتبه اى برتر از ديگر مؤمنان

و على الاعراف رجال يعرفون كلاً بسيمهم و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

از اينكه اصحاب اعراف در مكانى قرار دارند كه مشرف به همگان هستند و هر شخص و يا طايفه اى را با علامتهاى آنان مى شناسند و در صحنه قيامت با بهشتيان سخن مى گويند و امنيت كامل را به آنان بشارت مى دهند و فرمان دخول به بهشت را به آنان اعلام مى دارند، مى توان فهميد كه آنان نسبت به ديگر مؤمنان، از مقامى برتر برخوردار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 9

9 - اصحاب اعراف داراى مرتبه اى والا در پيشگاه خداوند و از كارگزاران صحنه قيامت هستند .

قالوا . .. ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 3

3 - موسى ( ع ) پيامبرى مستجاب الدعوه و از منزلتى والا در پيشگاه خدا برخوردار بود .

ادع لنا ربك بما عهد عندك

مراد از عهدى كه خداوند بر موسى دارد، به مناسبت تقاضاى فرعونيان از موسى و درخواست دعا براى آنان، استجابت دعاى او به درگاه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 4 - 3

3 - مؤمنان حقيقى ، برخوردار از درجاتى والا در پيشگاه خداوند

لهم درجت عند ربهم

كلمه «درجت»، كه به صورت نكره آورده شده، حكايت از والايى آن درجات و مراتب قرب دارد ; به گونه اى كه براى انسانها ناشناخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى منزلتى عظيم و كرامتى والا در پيشگاه خداوند

و ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بنده كامل خداوند و داراى مقامى بس ارجمند در پيشگاه او

و ما أنزلنا على عبدنا

مراد از «عبدنا» پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است و توصيف خداوند از او به «بنده ما»، اشاره به خلوص كامل وى در بندگى خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 11

11- مؤمنان قوم نوح ، مردمى مقرب درگاه خدا و برخوردار از مقام لقاى او

إنهم ملقوا ربهم

جمله «إنهم ملاقوا ربهم» مى تواند بيانگر حال فعلى پيروان نوح باشد; يعنى ، هم اكنون به مقام لقاى پروردگار رسيدند و همچنين مى تواند خبر از فرجام اخروى آنان دهد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 2

2- بندگان راستين و مؤمن برخوردار از لطف و عنايت ويژه خداوند و داراى مقام و منزلتى خاص در پيشگاه او

قل لعبادى

برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه در «عبادى» تشريفيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 7

7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .

بل عباد مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 25 - 4

4 - داوود ( ع ) ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

و إنّ له عندنا لزلفى

«الزلفى» به معناى قرب و منزلت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 2

2 - عظمت مقام و قرب ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) در پيشگاه خداوند

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

برگزيدگى ابراهيم(ع) و. .. از سوى خداوند با آمدن قيد «عندنا» (پيشگاه ما)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 6

6 - تقواپيشگان ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

أُولئك هم المتّقون

«أُولئك» براى اشاره به افراد و اشخاص دور دست وضع شده است. استعمال آن در مورد تقواپيشگان، براى بيان عظمت و بلندمرتبگى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برجسته و مقرب خداوند

أليس اللّه بكاف عبده

برداشت ياد شده از اضافه «عبد» به ضمير اسم جلاله - كه از نوع اضافه تشريفى است - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 7

7 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، غنوده در جوار قرب الهى

هم الصدّيقون و الشّهداء عند ربّهم

2- آسايش اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 1

1 - ره يافتگان به مقام قرب الهى در جهان آخرت ( پيشتازان ) ، در اوج راحتى و آسايش

فأمّا إن كان من المقرّبين . فروح

«روح» در معانى راحت (آسايش) و رحمت به كار مى رود (القاموس المحيط). برداشت ياد شده بر پايه معناى اول است. گفتنى است كه نكره آمدن «روح»، نشان دهنده كمال آسايش مقربان در سراى آخرت است.

3- آشاميدنيهاى اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 28 - 1،3

1 - چشمه « تسنيم » سيراب كننده مقرّبان درگاه خداوند است .

عينًا يشرب بها المقرّبون

«عيناً» حال براى «تسنيم» است و «باء» در «بها» - كه براى استعانت مى باشد - قرينه است بر اين كه در فعل «يشرب» علاوه بر نوشيدن، معناى «سيراب شدن» نيز تضمين شده است. برخى آن را به معناى «من» گرفته و تضمين معناى سيراب شدن را ضرورى نمى دانند.

3 - آشاميدنى مقرّبان درگاه الهى ، تنها از چشمه تسنيم و خالص و ناب خواهد بود .

تسنيم . عينًا يشرب بها المقرّبون

در جمله «يشرب بها المقرّبون»، سخنى از امتزاج به ميان نيامده است; با آن كه درباره «رحيق» ابرار گفته شده: «مزاجه من تسنيم». بنابراين نوشيدنى مقربان، با چيزهاى ديگر آميخته نخواهد بود.

4- اخلاص مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 5،7

5 - مقربان درگاه خداوند همواره و خالصانه بر آستان او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. له يسجدون

تقديم «له» بر «يسجدون» دلالت بر حصر و حكايت از خلوص دارد.

7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص

اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته

5- اغواناپذيرى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 2

2- شگرد هاى مختلف شيطان در تسلّط بر بندگان واقعى خدا ، بى تأثير است .

و استفزز . .. و أجلب عليهم ... و شاركهم ... و عدهم ... إن عبادى ليس لك عليهم سلط

6- الگوگيرى از مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 7

7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص

اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته

7- برترى مقامات مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 2

2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .

يشهده المقرّبون

8- برترى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 28 - 2

2 - مقرّبان درگاه خداوند ، داراى مقامى برتر از نيكوكاران اند .

إنّ الأبرار . .. عينًا يشرب بها المقرّبون

9- پاداش مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 4

4 - ميهمانان قرب خداوند در آخرت ، به همه خواسته هاى خود دست يافته ، از پاداش خويش خشنود خواهند بود .

راضية

10- پاكى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 10

10 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) « لايمسّه إلاّ المطهّرون » قال : المقرّبون ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره «مطهّرون» در آيه »لايمسّه إلاّ المطهّرون» روايت شده كه مراد مقربان هستند».

11- تداوم تسبيح مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 1،2

1- تسبيح مداوم و شبانه روزى مقربان درگاه الهى

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار

2- سستى ناپذيرى مقربان الهى ( فرشتگان ) در تسبيح مستمر خداوند

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار لايفترون

«فتر» (مصدر «يفترون») به معناى ضعف و سستى است.

12- تسبيح مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 2،7

2 - مقربان درگاه خدا همواره او را تسبيح مى كنند و وى را از هر نقص و عيب منزه مى شمرند .

إن الذين عند ربك . .. يسبحونه

نزد خدا بودن به معناى تقرب داشتن به درگاه اوست. بنابراين «الذين عند ربك»، يعنى مقربان درگاه خدا.

7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص

اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته

13- تفاوت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 8

8 - تفاوت درجات در پيشگاه خداوند ، وابسته به عملكرد انسان

فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة

14- تقليد از مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 7

7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص

اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته

15- تواضع مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 1

1 - مقربان درگاه خدا هيچگاه در برابر او خود را بزرگ نمى شمرند و از پرستش او روگردان نمى شوند .

إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته

«استكبار» به معناى خودبزرگ بينى است و چون به حرف «عن» متعدى شده، معناى اعراض و رويگردانى در آن اشراب شده است. يعنى «لايعرضون عن عبادته مستكبرين».

16- حامى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 8

8- بندگان مقرب ، برخوردار از حمايت ( حفاظت و كارسازى ) خداوند در برابر وسوسه ها و بدخواهى هاى شيطان

و استفزز من استطعت . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن و كفى بربّك وكيلاً

«و كفى بربّك وكيلاً» مى تواند تعليلى بر عبارت «إن عبادى . ..» باشد. بنابراين، مقصود عبارت اين مى شود: ابليس بر بندگان خدا سلطه اى ندارد. چون خداوند، حامى كفايت كننده اى براى آنان است.

17- حسابرسى از مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 23 - 5

5- خدايان پندارى مشركان ( مقربان و فرشتگان ) خود مورد محاسبه و بازخواست قرار خواهند گرفت .

لايسل عمّا يفعل و هم يسلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به «من عنده» بازگردد; كه از آنان به مقربان درگاه الهى و مصداق بارز آن «فرشتگان» تعبير مى شود.

18- حسن فرجام مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 95 - 1

1 - برپايى قيامت ، تقسيم شدن مردم به سه دسته ( مقربان ، اصحاب اليمين و اصحاب الشمال ) و فرجام نيك دو دسته اول و بدفرجامى دسته آخر ، امرى قطعى ، يقنى و غيرقابل ترديد است .

إنّ هذا لهو حقّ اليقين

«هذا» به آنچه در سوره واقعه مطرح شده اشاره دارد و محور آن مطالبى است كه در برداشت بالا آمده است. گفتنى است كه تعبير «حقّ اليقين» از باب اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «اليقين الحقّ» و حق به معناى ثابت و استوار است. بنابراين «اليقين الحقّ»; يعنى، يقينى كه ثابت است و هرگز ترديد در آن راه ندارد.

19- خشيت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 15

15- خشيت و ترس از خداوند ، از ويژگى هاى بندگان مقرب و از اوصاف پسنديده است .

بل عباد مكرمون . .. و هم من خشيته مشفقون

20- خضوع مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 6

6- مقربان الهى ( فرشتگان ) ، از عبادت خداوند تكبر نمىورزند .

و من عنده لايستكبرون

مقصود از «من عنده» - طبق نظر مفسران - فرشتگان است.

21- دعاى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 3

3 - دعاى مقربان الهى درباره ديگران مقرون به اجابت

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا أنزل علينا مائدة من السماء

22- رضايت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 4

4 - ميهمانان قرب خداوند در آخرت ، به همه خواسته هاى خود دست يافته ، از پاداش خويش خشنود خواهند بود .

راضية

23- سجده مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 5

5 - مقربان درگاه خداوند همواره و خالصانه بر آستان او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. له يسجدون

تقديم «له» بر «يسجدون» دلالت بر حصر و حكايت از خلوص دارد.

24- عبادات مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 6،8

6- مقربان الهى ( فرشتگان ) ، از عبادت خداوند تكبر نمىورزند .

و من عنده لايستكبرون

مقصود از «من عنده» - طبق نظر مفسران - فرشتگان است.

8- مقربان درگاه خداوند از عبادت او هيچ گاه ملول و خسته نمى شوند .

من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

«استحسار» (مصدر «يستحسرون») به معناى تعب و ملالت است.

25- عبادت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 1،7

1 - مقربان درگاه خدا هيچگاه در برابر او خود را بزرگ نمى شمرند و از پرستش او روگردان نمى شوند .

إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته

«استكبار» به معناى خودبزرگ بينى است و چون به حرف «عن» متعدى شده، معناى اعراض و رويگردانى در آن اشراب شده است. يعنى «لايعرضون عن عبادته مستكبرين».

7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص

اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته

26- عبوديت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 4

4 - هيچيك از فرشتگان الهى حتى مقربان آنها از بندگى خدا ابايى ندارند .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

كلمه «مقربون» در برداشت فوق صفت احترازى گرفته شده است، و چون فرشتگان مقرب از عبادت خدا ابايى ندارند فرشتگان ديگر نيز بى ترديد چنان هستند.

27- عطر زندگى اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 3

3 - فضاى زندگى مقربان ( پيشتازان ) در آخرت ، معطر به وسيله انواع گياهان خوشبو

فأمّا إن كان من المقرّبين . .. و ريحان

«ريحان» اسم جنس و دربرگيرنده انواع گياهان خوشبو و معطر است.

28- عظمت روزى اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 4

4 - رزق و عطاى الهى به مقربان در جهان آخرت ، بس عظيم و قابل توجه است .

فأمّا إن كان من المقرّبين . .. و ريحان

«ريحان» به معناى رزق نيز آمده است. در اين صورت نكره آمدن آن، بيانگر مطلب ياد شده است.

29- فضايل اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 88 - 4

4 - ره يافتگان به مقام قرب الهى ( پيشتازان ) ، در جهان آخرت برخوردار از شأنى ويژه نزد خداوند

فأمّا إن كان من المقرّبين

تقديم مقربين بر ديگران، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 2

2 - مقربان ( پيشتازان ) ، بهره مند از رحمت بى كران و فراگير الهى در جهان آخرت

فأمّا إن كان من المقرّبين . فروح

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «روح» به معناى رحمت باشد.

30- فضايل مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 1،5

1 - مقربان درگاه خدا هيچگاه در برابر او خود را بزرگ نمى شمرند و از پرستش او روگردان نمى شوند .

إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته

«استكبار» به معناى خودبزرگ بينى است و چون به حرف «عن» متعدى شده، معناى اعراض و رويگردانى در آن اشراب شده است. يعنى «لايعرضون عن عبادته مستكبرين».

5 - مقربان درگاه خداوند همواره و خالصانه بر آستان او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. له يسجدون

تقديم «له» بر «يسجدون» دلالت بر حصر و حكايت از خلوص دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 8

8- مقربان درگاه خداوند از عبادت او هيچ گاه ملول و خسته نمى شوند .

من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

«استحسار» (مصدر «يستحسرون») به معناى تعب و ملالت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 79 - 10

10 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) « لايمسّه إلاّ المطهّرون » قال : المقرّبون ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره «مطهّرون» در آيه »لايمسّه إلاّ المطهّرون» روايت شده كه مراد مقربان هستند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 7

7 - « عن أبى بصير ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : « فأمّا إن كان من المقرّبين فروح و ريحان » قال : فى قبره « و جنّة نعيم » قال : فى الأخرة . . . ;

ابى بصير گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: اگر محتضر از مقربان باشد، «روح و ريحان» در قبر او و «جنّة نعيم» در آخرت او خواهد بود».

31- كمى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 6

6- بندگان نفوذناپذير خداوند ، داراى جمعيتى اندك در مقايسه با كل انسانها

لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

عبارت «إن عبادى ليس لك عليهم سلطان» به منزله بيان براى «إلاّ قليلاً» است; يعنى، اينكه شيطان گفت: جز اندكى همه را اغوا مى كنم، خداوند در صدد بيان مصداقهاى استثناى آن كلام است.

32- گواهى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 3

3 - مقرّبان درگاه خداوند گواهان نامه اعمال نيكوكاران اند .

يشهده المقرّبون

فعل «يشهد»، يا از «شهود» به معناى حضور است و يا از «شهادة» كه ابن اثير در نهايه آن را «خبر دادن از مشاهدات خويش» معنا كرده است; در هر صورت گواه بودن «مقرّبون» استفاده مى شود; زيرا در معناى اول حضور و نظارت آنان به منظور گواهى دادن است و معناى دوم - كه در آن صورت «يشهده» به معناى «يشهد به» خواهد بود - صريح در نكته ياد شده است.

33- مصونيت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 5

5- ابليس ، از سلطه بر بندگان خالص و مقرب خدا ، ناتوان است .

إلاّ عبادك منهم المخلصين . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از «عبادى» همان «عباد مخلص» باشد كه در جمله «إلاّ عبادك منهم المخلصين» آمده است كه خداوند در پاسخ ادعاى ابليس بر اغوا نكردن بندگان خالص مى فرمايد: «او اصلاً توانايى انجام چنين كارى را ندارد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 1

1- بندگان مقرب خدا ، مصون از سلطه شيطان هستند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

34- مقامات اخروى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 101 - 4

4- مؤمنان راستين ، با فضيلت و مقرب الهى ، در قيامت در مكانى به دور از آتش دوزخ قرار خواهند گرفت .

إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أولئك عنها مبعدون

35- مقامات مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 1

1 - مقرّبان درگاه خداوند ، شاهد و ناظر ديوان اعمال نيكوكاران اند .

يشهده المقرّبون

ظاهر آن است كه مراد از «مقرّبون»، افرادى غير از «أبرار» است. اين گروه - با توجّه به «عيناً يشرب بها المقرّبون» در آيات بعد - ممكن است كسانى باشند كه گوى سبقت را از ابرار ربوده و به مقام قرب الهى رسيده اند. نظارت و مشاهده اعمال ابرار - كه از كارهاى مقرّبان شمرده شده - بيانگر برترى مقام آنان از مقام ابرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 28 - 2

2 - مقرّبان درگاه خداوند ، داراى مقامى برتر از نيكوكاران اند .

إنّ الأبرار . .. عينًا يشرب بها المقرّبون

36- مقربان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 5

5 - ره يافتگان به مقام قرب در آخرت ( پيشتازان ) ، برخوردار از بهشتى سرشار از نعمت

فأمّا إن كان من المقرّبين . .. و جنّت نعيم

واژه «نعيم»، به معناى نعمت فراوان آمده است (مفردات راغب).

37- مقربان در قبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 89 - 7

7 - « عن أبى بصير ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : « فأمّا إن كان من المقرّبين فروح و ريحان » قال : فى قبره « و جنّة نعيم » قال : فى الأخرة . . . ;

ابى بصير گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: اگر محتضر از مقربان باشد، «روح و ريحان» در قبر او و «جنّة نعيم» در آخرت او خواهد بود».

38- مقربان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 88 - 1

1 - دسته اى از انسان ها در جهان آخرت ، جزء مقربان درگاه خداوند هستند .

فأمّا إن كان من المقرّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 4

4 - ميهمانان قرب خداوند در آخرت ، به همه خواسته هاى خود دست يافته ، از پاداش خويش خشنود خواهند بود .

راضية

39- مقربان فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 42 - 2

2 - تأكيد فرعون بر قرار گرفتن ساحران در زمره مقربان وى ، با پيروزى بر موسى ( ع )

و إنّكم إذًا لمن المقرّبين

40- مقربان و استكبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 7

7- مقام قرب خداوند ، جايگاه و مرتبتى ناسازگار با استكبار در عبادت و گردن فرازى در برابر او است .

و من عنده لايستكبرون عن عبادته

با توجه به آمدن تعبير «لايستكبرون عن عبادته» به جاى «لايستكبرون عنه» برداشت ياد شده به دست مى آيد.

41- نشاط مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 8

8- مقربان درگاه خداوند از عبادت او هيچ گاه ملول و خسته نمى شوند .

من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

«استحسار» (مصدر «يستحسرون») به معناى تعب و ملالت است.

42- نيازهاى معنوى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 7

7 - تمامى ره پويان مسير هدايت ، حتى بندگان مقرب الهى ، نيازمند بشارت هاى پيوسته و مستمر خداهستند .

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

برداشت ياد شده باتوجّه به دومطلب است: الف) بندگان مقرب الهى از «عباده الذين ءامنوا» استفاده مى شود. ب) با توجه به واژه «يبشّر» - كه از باب تفعيل و مفيد تكرار است - اين نكته بر مى آيد كه مؤمنان صالح، نيازمند بشارت هاى مداوم خداوند هستند.

43- نيازهاى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 10

10- انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد ، نيازمند به عبادت ( نماز و . . . ) و خدمت به خلق ( انفاق ) است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا ممّا رزقنهم

اضافه «عباد» به «ياء» متكلم، تشريفيه و بيانگر قرب و منزلت بندگان به پيشگاه خداوند است. بنابراين فرمان خداوند به آنان براى اقامه نماز و انفاق، نشانگر آن است كه بنده، هر چند به مقام قرب الهى رسيده باشد، نيازمند به انجام دو فريضه نماز و انفاق است.

44- ويژگيهاى مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 15

15- خشيت و ترس از خداوند ، از ويژگى هاى بندگان مقرب و از اوصاف پسنديده است .

بل عباد مكرمون . .. و هم من خشيته مشفقون

11- مقررات

1- اجتناب از مقررات غير دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 15

15 - نيل به تقوا در گرو عمل به احكام دين و پرهيز از قوانين غير الهى است.

ذلكم وصيكم به لعلكم تتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 4

4 - ضرورت پرهيز از قوانين و دستورهاى غير قرآنى

فاتبعوه و اتقوا

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «اتقوا» پيروى از غير قرآن باشد.

2- اهميت سهولت مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 9

9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .

قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا

3- پيروى از مقررات غير دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 9،10،11

9 - ضرورت پرهيز از احكام و قوانين غير الهى

و لا تتبعوا السبل

مراد از «سبل»، به دليل اينكه در مقابل «صراطى مستقيماً» - كه همان قوانين الهى است - قرار گرفته، مقررات و احكام غير الهى است.

10 - پيروى از قوانين غير الهى موجب دور ماندن از راه خدا و نرسيدن به مقام قرب او مى شود.

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله

11 - پيروى از قوانين غير الهى موجب تشتت و تفرقه جوامع و مانع وحدت آنان است.

و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم

ضمير در «فتفرق» به «السبل» برمى گردد و «باء» در «بكم» براى تعديه است. بنابراين «فتفرق بكم» يعنى آن راهها شما را گروه گروه ساخته و متفرق مى سازد.

4- حاكميت مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 7

7 - تدبير هاى الهى و قوانين اجتماعى ، داراى حاكميت بى چون و چرا بر زندگى انسان

و لولا أن يكون الناس أمّة

5- مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 38

38 - برقرارى مقررات الهى - اجتماعى در جامعه ، مرهون تعاون و همكارى است .

اوفوا بالعقود . .. تعاونوا على البر و التقوى

فرمان خداوند به تعاون در انجام كارهاى نيك پس از بيان مقررات اجتماعى - الهى (اوفوا بالعقود . .. لاتحلوا ...)، رهنمودى براى پياده كردن آن مقررات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 -

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 -

6- نقش مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 8

8 - دستيابى انسان به مال و ثروت ، تنها در پرتو استفاده وى از قوانين طبيعى و اجتماعى است .

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة

چنانچه مراد از «امت واحده» تساوى انسان ها در برابر بهره گيرى از اسباب و وسايل در تأمين معيشت باشد، مفاد آيه اين خواهد شد كه اگر نه اين بود كه همه مردم امت واحده هستند و در برابر قوانين طبيعت يكسانند، ما براى كافران استثنا قائل شده و آنها را از ثروت چشمگيرى بهره مند مى ساختيم; ولى همه با هم يكسانند و هر شخصى چه مؤمن باشد و چه كافر، تنها از ابزار مادى بايد بهره بگيرد.

مقررات اجتماعى

7- اهميت سهولت مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 9

9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .

قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا

8- حاكميت مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 7

7 - تدبير هاى الهى و قوانين اجتماعى ، داراى حاكميت بى چون و چرا بر زندگى انسان

و لولا أن يكون الناس أمّة

9- مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 38

38 - برقرارى مقررات الهى - اجتماعى در جامعه ، مرهون تعاون و همكارى است .

اوفوا بالعقود . .. تعاونوا على البر و التقوى

فرمان خداوند به تعاون در انجام كارهاى نيك پس از بيان مقررات اجتماعى - الهى (اوفوا بالعقود . .. لاتحلوا ...)، رهنمودى براى پياده كردن آن مقررات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 -

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 -

10- نقش مقررات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 8

8 - دستيابى انسان به مال و ثروت ، تنها در پرتو استفاده وى از قوانين طبيعى و اجتماعى است .

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة

چنانچه مراد از «امت واحده» تساوى انسان ها در برابر بهره گيرى از اسباب و وسايل در تأمين معيشت باشد، مفاد آيه اين خواهد شد كه اگر نه اين بود كه همه مردم امت واحده هستند و در برابر قوانين طبيعت يكسانند، ما براى كافران استثنا قائل شده و آنها را از ثروت چشمگيرى بهره مند مى ساختيم; ولى همه با هم يكسانند و هر شخصى چه مؤمن باشد و چه كافر، تنها از ابزار مادى بايد بهره بگيرد.

12- مكاران

1- اهميت امنيت از مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 12

12- لزوم تلاش براى در امان ماندن از مكر و حيله ديگران

لاتقصص . .. فيكيدوا لك كيدًا

2- توطئه مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 10

10 - علم و احاطه خداوند بر توطئه ها و نقشه هاى سرّى دغلبازان و عملكرد آنان

و هو معهم اذ يبيتون ما لايرضى من القول و كان اللّه بما يعملون محيطاً

«يبيتون»، از ماده «بيتوته»، به معناى شب را به صبح آوردن است، و به قرينه جمله هاى گذشته، مراد از آن، توطئه ها و نيرنگهايى است كه شبانه و در خلوت طرح مى شود.

3- حتميت عذاب مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 10

10 - سنّت و حكم الهى درباره عقوبت و عذاب حيله گران عليه اديان الهى ، تبديل ناپذير بوده و قابل انتقال به ديگران نيست .

و لايحيق المكر السّيّىِ إلاّ بأهله . .. فلن تجد لسنّت اللّه تبديلاً و لن تجد لسن

4- دشمنى مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 4

4 - فريبكاران ، دشمنان بشريت اند .

و لايغرنّكم باللّه الغرور . .. فاتّخذوه عدوًّا

5- سنت كيفر مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 7

7 - كيفر شدن مكاران تاريخ ، سنت الهى است .

فهل ينظرون إلاّ سنّت الأوّلين

6- نقش مكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 8

8 - دين و معارف الهى ، در معرض كج فهمى و تحريف معنوى با توطئه فريبكاران

و لايغرنّكم باللّه الغرور

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه فريب خوردن انسان به وسيله فريبكاران درباره خداوند و دين او، مى تواند با تحريف معارف الهى و معرفى نادرست آن صورت پذيرد.

13- مكان

1- آثار تبيين مكان بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 4

4- نماياندن جايگاه بهشتيان به آنان ، زداينده نگرانى ها از خاطر ايشان *

و يصلح بالهم . .. عرّفها لهم

ارتباط «يصلح بالهم» با «عرّفها لهم» ممكن است اين گونه باشد كه خداوند، با شناساندن جايگاه بهشتيان به آنان پس از شهادتشان، به همه نگرانى هاى آنان پايان داده و قلبشان را آرامش بخشيده و امورشان را اصلاح كرده باشد.

2- ارزش مكان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9

9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.

3- بدترين مكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 56 - 3

3 - دوزخ ، بستر و جايگاهى بد و ناگوار

جهنّم يصلونها فبئس المهاد

«مهاد» به معناى بستر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 59 - 2

2 - دوزخ ، مكانى بس ناگوار و سخت

هذا فوج مقتحم معكم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «مقتحم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 60 - 8

8 - دوزخ ، قرارگاهى بد و ناگوار

فبئس القرار

4- بهترين مكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 24 - 3

3 - بهشت ، برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه

أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا و أحسن مقيلاً

5- پاكى مكان گفتگوى خدا با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 12 - 10

10 - مكان هاى تكلم خداوند با پيامبران و بندگان خويش ، مكان هايى مقدس و طاهر و شايسته احترامند .

يموسى . إنّى أنا ربّك ... إنّك بالواد المقدّس طوًى

گرچه دليل تقدس وادى طوى در آيه نيامده است، ولى مجموع آيه حكايت از ارتباط تكلم خداوند با تقدس آن سرزمين دارد، چه تقدس سابق، سبب انتخاب آن براى تكلم شده باشد و چه تكلم خداوند به آن قداست بخشيده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 16 - 6

6 - جايگاه سخن گفتن خداوند با پيامبران ، جايگاهى مقدس و پاك و شايسته احترام است .

إذ ناديه ربّه بالواد المقدّس طوًى

ارتباط «ناداه» با «المقدس»، بيانگر اين است كه يا خداوند براى تكلّم با بندگان، جايى مقدس را برمى گزيند و يا تكلّم او، مايه تقدس آن سرزمين مى گردد. در هر دو صورت، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

6- تقدس مكان گفتگوى خدا با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 12 - 10

10 - مكان هاى تكلم خداوند با پيامبران و بندگان خويش ، مكان هايى مقدس و طاهر و شايسته احترامند .

يموسى . إنّى أنا ربّك ... إنّك بالواد المقدّس طوًى

گرچه دليل تقدس وادى طوى در آيه نيامده است، ولى مجموع آيه حكايت از ارتباط تكلم خداوند با تقدس آن سرزمين دارد، چه تقدس سابق، سبب انتخاب آن براى تكلم شده باشد و چه تكلم خداوند به آن قداست بخشيده باشد.

7- خدا و مكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 12

12- خداوند ، منزه از تحيز ، جسميت و قابل رؤيت بودن و ديگر اوصاف ماده است .

أو تأتى بالله . .. قل سبحان ربّى

چون درخواست مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) (أو تأتى بالله) مستلزم جسمانيت، جا به جايى و قابل رؤيت بودن خداوند بود، جمله «سبحان ربّى» مى تواند پاسخ چنين درخواست غير منطقى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 11

11 - خدا ، حقيقتى نامحدود ، منزه از مكان و جا گرفتن در آتش و محدود شدن در آن

أن بورك من فى النّار . .. و سبحن اللّه ربّ العلمين

مطرح شدن تسبيح الهى در پى تجلى خدا در آتش طور، بدان جهت است كه كسى اين نشانه را با پديدآورنده نشانه، اشتباه نگيرد و خداى لامكان را محدود در مكان نپندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 9

9 - « عن على بن الحسن بن على بن الفضّال عن أبيه قال : سألت الرضا على بن موسى ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « كلاّ إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون » فقال : إنّ اللّه تبارك و تعالى لايوصف بمكان يحلّ فيه فيُحجب عنه فيه عباده و لكنّه يعنى : أنّهم عن ثواب ربّهم لمحجوبون ;

على بن حسن بن على بن فضّال از پدرش (حسن) روايت كرده كه از امام رضا(ع) درباره قول خداى عزّوجلّ: «كلاّ إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون» سؤال كردم، فرمود: خداى تبارك و تعالى توصيف نمى شود به داشتن مكانى كه در آن جا گيرد و بندگانش از ديدن او در آن جا مانع داشته باشند; بلكه معناى آيه اين است كه آنان از ثواب پروردگارشان محجوب و محروم اند».

8- سوگند به مكان ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 3،5

3 - سوگند الهى ، به نظام ستارگان آسمان

فلاأُقسم بموقع النجوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «مواقع» به معناى مكان هاى استقرار ستارگان باشد.

5 - « عن بعض أصحابنا : قال : سألته عن قول اللّه عزّوجلّ : « فلااُقسم بمواقع النجوم » قال : أعظم إثم من يحلف بها ;

برخى از اصحاب از [امام] درباره سخن خداوند عزّوجلّ «فلااُقسم بمواقع النجوم» سؤال كردند، حضرت فرمود: بزرگ است گناه كسانى كه به آن (مواقع نجوم) قسم مى خورند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 1،3

1 - سوگند به نظام ستارگان ، سوگندى بزرگ و قابل توجه

فلاأُقسم بموقع النجوم . و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

3 - درك عظمت سوگند به نظام ستارگان ، در گرو داشتن علم نجوم ( كيهان شناسى )

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «لو تعلمون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «لو تعلمون احوال مواقع النجوم».

9- شرايط مكان خوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 31 - 6

6- جايگاه خوب ، جايى است كه تمامى خواسته هاى انسان در آن برآورده شود .

و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون

10- شومترين مكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 4

4 - كسانى كه در قيامت به روافتان به سوى جهنم سوق داده مى شوند ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسيراند .

الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنّم أُولئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «الذين» مبتدا و «أُولئك» خبر آن باشد.

11- فضيلت مكان ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 6

6 - كانون هاى ذكر خدا ، داراى عظمت و رفعت مقام

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه

12- قداست مكان گفتگوى خدا با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 16 - 6

6 - جايگاه سخن گفتن خداوند با پيامبران ، جايگاهى مقدس و پاك و شايسته احترام است .

إذ ناديه ربّه بالواد المقدّس طوًى

ارتباط «ناداه» با «المقدس»، بيانگر اين است كه يا خداوند براى تكلّم با بندگان، جايى مقدس را برمى گزيند و يا تكلّم او، مايه تقدس آن سرزمين مى گردد. در هر دو صورت، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

13- مكان آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 48 - 3

3- قسمت هاى درونى تر و مركزى دوزخ ، مكان جوشش و جريان آب هاى داغ

فاعتلوه إلى سواء الجحيم . ثمّ صبّوا فوق رأسه من عذاب الحميم

از ارتباط با آيه قبل - كه پس از كشانده شدن دوزخيان به قسمت هاى داخلى تر، فرمان ريختن آب هاى جوشان مطرح شده است - استفاده مى شود كه رسيدن آنان به وسط جهنم ريختن آب جوشان را ميسر مى سازد.

14- مكان آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 17 - 3

3 - آسمان هاى هفتگانه ، بر فراز سر آدميان و هر يك بر روى ديگرى قرار دارد .

و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق

15- مكان استقبال يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 5

5- يوسف ( ع ) در بيرون شهر مصر ، جايگاهى را براى مراسم استقبال از خاندانش تدارك ديد .

فلما دخلوا على يوسف

جمله «آن گاه كه بر يوسف(ع) وارد شدند» (فلما دخلوا على يوسف) مى رساند كه يوسف(ع) در ساختمان و يا چادرهايى منزل گرفته بود. در غير اين صورت واژه ورود و دخول جايگاهى نداشت ; بلكه كلمه ملاقات و مانند آن مناسب مى نمود.

16- مكان استقرار خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 6

6 - خداوند در برج ها و منزلگاه هاى آسمانى ، خورشيد را قرار داد .

و جعل فيها سراجًا

برداشت فوق، بر اين اساس مبتنى است كه ضمير «فيها» به «بروج» بازگردد.

17- مكان استقرار عرش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 17 - 5

5 - مسند قضاى الهى در قيامت ، بر فراز خلايق و در منظر همگان

و يحمل عرش ربّك فوقهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «فوقهم»، خلايق در محشر باشد.

18- مكان استقرار عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 5،12،13

5 - استقرار مريم و نوزادش ( عيسى ) ، در سرزمينى بلند ، آرام و داراى آبى روان

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

12 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : قال أميرالمؤمنين ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و آديناهما إلى ربوة ذات قرار و معين » قال الربوة الكوفة و القرار المسجد و المعين الفرات ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه اميرالمؤمنين(ع) درباره سخن خداى - عزّوجلّ - «و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و معين» فرمود: مراد از «ربوة» كوفه و «قرار» مسجد [كوفه] و «معين» فرات است».

13 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) انّه تلا هذه الآية « و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و و معين » . . . قال : هى بالشام بأرض يقال لها الغوطة ، مدينة يقال لها دمشق هى خير مدن الشام ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه آن حضرت آيه «و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و معين» را قرائت كرد و فرمود: اين (ربوه) در شام است در سرزمينى بنام غوطه. آن شهرى است به نام دمشق كه بهترين شهرهاى شام است».

19- مكان استقرار ماه (گردون)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 8

8 - خداوند در برج ها و منزلگاه هاى آسمانى ، ماه تابان را قرار داد .

بروجًا و جعل فيها . .. قمرًا منيرًا

20- مكان استقرار مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 5،12،13

5 - استقرار مريم و نوزادش ( عيسى ) ، در سرزمينى بلند ، آرام و داراى آبى روان

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

12 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : قال أميرالمؤمنين ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و آديناهما إلى ربوة ذات قرار و معين » قال الربوة الكوفة و القرار المسجد و المعين الفرات ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه اميرالمؤمنين(ع) درباره سخن خداى - عزّوجلّ - «و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و معين» فرمود: مراد از «ربوة» كوفه و «قرار» مسجد [كوفه] و «معين» فرات است».

13 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) انّه تلا هذه الآية « و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و و معين » . . . قال : هى بالشام بأرض يقال لها الغوطة ، مدينة يقال لها دمشق هى خير مدن الشام ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه آن حضرت آيه «و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و معين» را قرائت كرد و فرمود: اين (ربوه) در شام است در سرزمينى بنام غوطه. آن شهرى است به نام دمشق كه بهترين شهرهاى شام است».

21- مكان اعتكاف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 25،26

25 - اعتكاف كنندگان در مساجد حتى در شب هاى اعتكاف نيز از آميزش جنسى بايد پرهيز كنند .

فالن بشروهن . .. و لاتبشروهن و أنتم عكفون فى المسجد

جمله «و لاتباشروهن» به منزله تبصره اى است براى «فالآن باشروهن»; يعنى، توهّم نشود كه حليت آميزش در شبهاى روزه، شامل حال اعتكاف نيز مى شود.

26 - محل اعتكاف مساجد است .

و أنتم عكفون فى المسجد

قيد «فى المساجد» توضيحى و براى بيان محل اعتكاف است. بنابراين معناى جمله «و لاتباشروهن و أنتم ...» اين نيست كه اگر در مسجد اعتكاف كرديد آميزش حرام است و در غير آن حرام نيست; زيرا در اين صورت ظاهر آن بود كه عبارت به اين گونه بيان مى شد: و أنتم فى المساجد عاكفين.

22- مكان اغواگرى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 7

7- زمين ، مركز فعاليت و اغواگرى ابليس است .

لأزيننّ لهم فى الأرض

23- مكان افق اعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 14 - 2

2 - « سدرة المنتهى » ، در مكانى فروتر از افق اعلى ( مقام جبرئيل ) قرار دارد .

ثمّ دنا فتدلّى . .. و لقد رءاه نزلة أُخرى . عند سدرة المنتهى

به كار رفتن واژه «نزلة» - از ماده «نزول» (فرود آمدن) - نشانگر آن است كه جايگاه اصلى جبرئيل (افق اعلى) بسى فراتر از جايگاه «سدرة المنتهى» قرار دارد.

24- مكان امتحان انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 14 - 3

3 - دنيا ، محل تكليف و ميدان آزمون انسانهاست .

ثم جعلنكم خلئف فى الأرض . .. لننظر كيف تعملون

25- مكان انتصاب هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 36 - 5

5 - وادى طوى در كوه طور ، مكان اعطاى شرح صدر و بيان روان به موسى ( ع ) ونصب هارون به مقام وزارت موسى ( ع ) بود .

قال ربّ اشرح . .. قال قد أُتيت سؤلك

26- مكان انشقاق آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 1 - 4

4 - « عن علىّ قال : تنشق السماء من المجرّة ;

از على(ع) روايت شده كه فرمود: آسمان از طريق كهكشان از هم گسيخته مى شود».

27- مكان انعقاد نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 21 - 3

3 - رحم ، مناسب ترين و آسيب ناپذيرترين جا ، براى نطفه و تبديل آن به فرزندى سالم

فجعلنه فى قرار مكين

وصف «مكين»، ممكن است به مطلب ياد شده اشاره داشته باشد.

28- مكان بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 12

12 - با وجود تأثير باد ها در ايجاد ابر هاى باران زا ، انتخاب نقطه اى براى بارش باران ، به دست خداوند است .

يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. فترى الودق يخرج من خلله فإذا أصاب به من يشاء

29- مكان بازجويى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 62 - 3

3- بتكده قوم ابراهيم ، محل محاكمه و بازجويى ابراهيم ( ع ) *

قالوا ءأنت فعلت هذا بالهتنا يإبرهيم

«هذا» اشاره به شىء نزديك است و مشاراليه آن، عمل ابراهيم(ع) (شكستن بت ها) است. از اين رو مى توان استفاده كرد كه محل محاكمه آن حضرت در خود بتكده و يا نزديك به آن بوده است.

30- مكان باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 8

8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إنّا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنّة » . . . هى الجنّة الّتى كانت فى الدنيا و كانت فى اليمن يقال له الرضوان على تسعة أميال من صنعاء ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند (إنّا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنّة) روايت شده است:. .. [مراد از «جنّة»] باغى است كه در دنيا بوده و در يمن قرار داشت كه آن را «رضوان» مى گفتند و در فاصله نُه ميلى «صنعاء» واقع شده بود».

31- مكان باغهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 22 - 3

3 - بوستان هاى مؤمنان در بهشت ، مسرت آفرين و در جايى بلند قرار دارد .

فى جنّة عالية

32- مكان بحر مسجور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 6 - 3

3 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) فى قوله « و البحر المسجور » قال : البحر فى السّماء تحت العرش ;

از امام على(ع) درباره قول خداوند «و البحرالمسجور» روايت شده كه فرمود: دريايى است در آسمان در زير عرش».

33- مكان برگزيدگى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 36 - 6

6 - هارون ( ع ) در وادى طوى به مقام نبوت و رسالت برگزيده شد .

هرون أخى . .. و أشركه فى أمرى ... قد أُتيت سؤلك

چنانچه مراد از «أشركه فى أمرى» درخواست نبوت و رسالت براى هارون(ع) باشد، اجابت آن در وادى طوى انجام پذيرفت.

34- مكان بشارت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 11

11- نويد تولد اسحاق و يعقوب به ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، در جلسه پذيرايى ابراهيم از فرشتگان بيان شد .

فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب

35- مكان بشارت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 11

11- نويد تولد اسحاق و يعقوب به ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، در جلسه پذيرايى ابراهيم از فرشتگان بيان شد .

فبشّرنها بإسحق و من ورآء إسحق يعقوب

36- مكان بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 8،9

8 - بهشت، حقيقتى موجود در آسمان

لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «السماء» در جمله «لاتفتح . ..» حقيقتى مقابل زمين باشد. در اين صورت مراد از نگشودن درهاى آسمان، به قرينه فراز بعد، باز نبودن آنها براى ورود كافران به بهشت خواهد بود.

9 - آسمان حاوى بهشت، داراى درهايى متعدد و راههايى گوناگون براى ورود به آن جايگاه برين

لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 50 - 2

2 - بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ و با فاصله اى زياد از آن

و نادى اصحب النار اصحب الجنة أن أفيضوا علينا

كلمه «افاضه» كه به معناى ريزش است، حكايت از اين دارد كه بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ قرار گرفته است. به كارگيرى ندا (خواندن با صداى بلند)، اشاره به دورى بهشت و دوزخ از يكديگر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 22 - 5

5 - بهشت موعود الهى ، در آسمان قرار دارد . *

و فى السّماء . .. و ما توعدون

با توجه به اين كه عمده ترين وعده خداوند به آدميان بهشت است، بسيارى از مفسران «ما توعدون» را به معناى بهشت گرفته اند.

37- مكان بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 21

21 - حسين بن ميسّر گويد : « سألت أبا عبداللّه عن جنة آدم . فقال : جنة من جنان الدنيا تطلع فى ها الشمس و القمر و لو كانت من جنان الآخرة ما خرج من ها ابداً ;

از امام صادق (ع) از بهشت آدم(ع) سؤال كردم، فرمود: باغى از باغهاى دنيا بود كه ماه و خورشيد در آن طلوع مى كرد و اگر از بهشتهاى آخرت بود، هرگز از آن خارج نمى گشت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 18

18 - بهشتى كه آدم ( ع ) و حوا در آن سكونت داشتند ، مكانى غير از زمين و بالاتر و برتر از آن بود .

قلنا اهبطوا . .. و لكم فى الأرض مستقر

جمله «و لكم فى الأرض مستقر» دلالت مى كند بر اينكه: بهشتى كه آدم(ع) و حوا در آن سكونت داشتند در زمين نبوده و كلمه «اهبطوا» مى رساند كه آن جايگاه، برتر و بالاتر از زمين بوده است.

38- مكان بهشت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 11

11- « رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : جنة عدن و هى فى وسط الجنان . . . فسورها ياقوت أحمر و حصاها اللؤلؤ . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: بهشت عدن در وسط بهشت هاست . .. پس ديوار آن ياقوت سرخ و سنگريزه هاى آن لؤلؤ مى باشد ...».

39- مكان بيت المعمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 6،7،8

6 - « فى مجمع البيان ، ( فى قوله ) « و البيت المعمور » هو بيت فى السماء الرابعة بحيال الكعبة تعمره الملائكة بما يكون منها فيه من العبادة . . . و روى ايضاً عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : و يدخله كلّ يوم سبعون ألف ملك . . . ;

در مجمع البيان آمده است: بيت المعمور خانه اى است در آسمان چهارم موازى كعبه، كه فرشتگان با عبادت خود آن را آباد نگه مى دارند. .. و اين مطلب از امام على(ع) نيز روايت شده و فرموده است: در هر روزى هفتاد هزار فرشته [براى عبادت ]داخل آن بيت مى شوند...».

7 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) ، قال : « البيت المعمور » فى السماء السابعة يدخله كلّ يوم سبعون ألف ملك لايعودون إليه حتّى تقوم الساعة ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه بيت المعمور در آسمان هفتم قرار گرفته و هر روز، هفتاد هزار فرشته [براى عبادت] وارد آن مى شوند [و اين فرشتگان پس از خروج ]ديگر باز نمى گردند و اين كار تا قيامت ادامه دارد».

8 - « عن ابى هريرة عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : البيت المعمور فى السماء الدنيا . . . ;

ابى هريره از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت نموده كه بيت المعمور در آسمان دنيا است».

40- مكان بيعت رضوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 6

6 - صورت گرفتن بيعت رضوان ، در سايه درخت « سمره »

يبايعونك تحت الشجرة

«الف و لام» در «الشجرة» براى عهد است و اشاره به درخت خاصى دارد كه بيعت زير آن صورت گرفت.

41- مكان پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 10

10 - دنيا ، محل تلاش و آخرت جاى كيفر و پاداش و مواجه شدن با نتيجه تلاش است .

إنّ الساعة ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 7

7 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش است .

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 10

10 - « عن زيدبن وهب إنّ عليّاً ( ع ) قال : . . .و لكنّه جعل الدنيا دار الأعمال و جعل الأخرة دار الجزاء و القرار « ليجزى الذين أساؤا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى » . . . ;

زيدبنوهب گويد: امام على(ع) فرمود: . ..خداوند دنيا را خانه عمل و آخرت را منزل جزا و آرامش قرار داده است تا بدكاران را به كيفر بدى هايشان برساند و نيكوكاران را پاداش نيك دهد»... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 15

15 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش الهى

و فى الأخرة عذاب شديد و مغفرة من اللّه و رضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 35 - 3

3 - دنيا ، محل تلاش و آخرت ، جاى بهره مندى از تلاش ها است .

فإذا جاءت الطامّة الكبرى . يوم يتذكّر الإنسن ما سعى

بيان «يادآورى اعمال در قيامت»، صرفاً به منظور خبر از آينده نيست; بلكه بشارت دادن و انذار انسان ها نسبت به فرجام

اعمالشان است.

42- مكان پاداش عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 10

10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .

يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 10

10 - دنيا ، عرصه تلاش و كوشش و جهان آخرت ، عرصه اجر و پاداش

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

43- مكان پرورش نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 13 - 2

2 - رحم ، جايگاهى استوار و قرارگاهى امن براى پرورش نطفه

ثمّ جعلنه نطفة فى قرار مكين

44- مكان پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 4

4 - بهشت ، قرارگاه و اقامت گاهى نيكو و شايسته براى آدمى

حسنت مستقرًّا و مقامًا

45- مكان پيدايش معادن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 19 - 8

8- كوه ها ، محل پيدايش معادن

و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «فيها»، «رواسى» باشد. در اين صورت مراد آيه، پيدايش معدنها خواهد بود.

46- مكان پيدايش منى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 1

1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .

يخرج من بين الصلب و الترائب

«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.

47- مكان پيدايش نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 1،2

1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .

يخرج من بين الصلب و الترائب

«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.

2 - بين استخوان هاى قفسه سينه و تيره پشت مردان و زنان ، جايگاه خروج عنصر تشكيل دهنده جسم انسان است . *

يخرج من بين الصلب و الترائب

چنانچه مراد از «ماء دافق» در آيه قبل، نطفه مرد و تخمك زن باشد، مفاد اين آيه نيز مشترك خواهد بود.

48- مكان تبليغ يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 4

4 - محل تبليغ و رسالت يونس پيامبر ( ع ) ، به دريا نزديك بود . *

إذ أبق إلى الفلك المشحون

49- مكان تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 11

11 - مسجد ، بايد پايگاهى براى تربيت و تهذيب انسان هاى شايسته باشد .

لمسجد أسّس . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا

50- مكان تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 11،15

11 - مسجد ، بايد پايگاهى براى تربيت و تهذيب انسان هاى شايسته باشد .

لمسجد أسّس . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا

15 - مكان و محيط مناسب ، از زمينه هاى لازم براى طهارت و خودسازى و كمال معنوى

لمسجد أسّس على التقوى . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا

51- مكان تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 10

10 - منزل هاى عظمت يافته به اذن خداوند ، محل تسبيح شبانه روزى مردمان شايسته است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

52- مكان تشريع نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 31 - 5

5 - وجوب اقامه نماز ، در مكه تشريع شده است .

و أقيموا الصلوة

53- مكان تشريع نماز هاى يوميه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 18

18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت

و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» - كه حكم نماز ظهر در آن آمده - نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.

54- مكان تقدير روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 22 - 4

4 - تقدير روزى آدميان در آسمان و عالم بالا *

و فى السّماء رزقكم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «فى السّماء رزقكم» به قرينه برخى آيات ديگر - كه تقدير امور زمين از سوى آسمان دانسته شده - به معناى تقدير روزى مردم در آسمان باشد.

55- مكان توبه آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 37 - 3

3 - توبه آدم ( ع ) و دريافت كلمات از ناحيه خداوند ، پس از استقرارش در زمين بود . *

و لكم فى الأرض مستقر . .. فتلقى ءادم من ربه كلمت

برداشت فوق با عنايت به حرف «فاء» در «فتلقى . ..» - كه براى ترتيب است - استفاده مى شود.

56- مكان توقف كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 4

4- با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .

و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 11

11- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . فنزل نوح بالموصل من السفينة مع الثمانين . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. نوح با هشتاد نفر همراه در موصل از كشتى پياده شد ...».

57- مكان توليد عسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 10

10- شكم زنبور هاى عسل ، محل تبديل ميوه ها و شهد گياهان به عسل

ثمّ كلى من كلّ الثمرت . .. يخرج من بطونها شراب

58- مكان تيمم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 6 - 20،45

20 - چيزى كه بر آن تيمم مى شود ، بايد پاك ، پاكيزه و مباح باشد .

فتيمموا صعيداً طيباً

«طيب» در لغت به معناى طاهر و حلال آمده و حلال بودن خاك به معناى مباح بودن آن است.

45 - تيمم ، بايد بر زمين پاكيزه باشد .

فتيمموا صعيداً طيباً

از امام صادق(ع) درباره «صعيداَ طيباَ» در آيه فوق روايت شده: «الصعيد» الموضع المرتفع و« الطيب» الموضع الذي ينحدر عنه

الماء.

مرتفع بودن زمين و عبور آب بر روى آن كه در حديث آمده، كنايه از پاكيزه بودن زمين است چون اگر زمين گود باشد، جايگاه كثافات شده و آب در آن مانده و لجن مى گردد.


معانى الاخبار، ص 283; نورالثقلين، ج 1، ص 485، ح 275.

59- مكان جنة المأوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 15 - 1

1 - « جنة المأوى » ، در مجاورت « سدرة المنتهى » قرار دارد .

عند سدرة المنتهى . عندها جنّة المأوى

ضمير «عندها» به «سدرة المنتهى» بازمى گردد.

60- مكان جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 11

11- رحم زنان ، قرارگاه جنين

و نقرّ فى الأرحام مانشاء

61- مكان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 50 - 2

2 - بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ و با فاصله اى زياد از آن

و نادى اصحب النار اصحب الجنة أن أفيضوا علينا

كلمه «افاضه» كه به معناى ريزش است، حكايت از اين دارد كه بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ قرار گرفته است. به كارگيرى ندا (خواندن با صداى بلند)، اشاره به دورى بهشت و دوزخ از يكديگر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 2

2 - دوزخ ، در جايگاهى به دور از صحنه قيامت

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

فرمان خدا مبنى بر راندن مشركان به راهى كه به دوزخ مى انجامد (پس از محاكمه آنان) گوياى مطلب ياد شده است.

62- مكان چله نشينى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 14

14 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا مناجات و عبادت ويژه او در مكانى به دور از بنى اسرائيل باشد .

و وعدنا موسى . .. اخلفنى فى قومى

از اينكه موسى براى آمدن به ميقات، هارون را به جانشينى خويش معرفى كرد، معلوم مى شود وى در مدت ميقات در ميان بنى اسرائيل نبوده و از آنان فاصله داشته است.

63- مكان چوپانى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 18 - 6

6 - سرزمينى كه موسى ( ع ) در آن دام دارى و شبانى مى كرد ، درختانى داشت كه برگ آن براى تغذيه دام مناسب بود .

و أهشّ بها على غنمى

64- مكان حسابرسى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 2

2 - وجود نقطه اى مشخص ، براى محاكمه و حساب رسى كافران در قيامت

كأنّهم إلى نصب يوفضون

65- مكان حسابرسى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 4 - 3

3 - زمين پس از تحوّلاتى در سه مرحله ( « لرزش ويرانگر در پايان عمر دنيا » ، « اخراج مردگان از درون خود در آغاز قيامت » و « اظهار اطلاعات بايگانى شده در خود » ) ، مكان حسابرسى اعمال انسان ها خواهد شد .

إذا زلزلت . .. و أخرجت ... تحدّث أخبارها

آيات اين سوره مى تواند بيانگر حوادث آخرت باشد كه از پايان نظام موجود، شروع مى شود. تعبير «يومئذ» - در اين احتمال - نشانگر وقوع تمام آن حوادث، در يك زمان گسترده است.

66- مكان حشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 107 - 2

2 - زمين ، محل رخداد قيامت و حشر انسان ها *

فيذرها قاعًا صفصفًا . لاترى فيها عوجًا و لاأمتًا

مسطح شدن زمين ممكن است جهت آماده سازى آن براى برانگيختن مردم باشد. بنابراين قيامت و صحنه رعب انگيز آن، بر روى همين زمين اتفاق خواهد افتاد.

67- مكان حيوانات در كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3

3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .

فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك

برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.

68- مكان خروج منى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 6

6 - « دخل أبوحنيفة على الصادق ( ع ) قال ( ع ) . . .انّ المنى . . . يخرج من جميع الجسد . . . فقال أبوحنيفة : كيف يخرج من جميع الجسد و اللّه يقول : « يخرج من بين الصلب و الترائب » ؟ قال أبوعبداللّه ( ع ) فهل قال : لايخرج من غير هذين الموضعين ؟ . . . ;

ابوحنيفه خدمت امام صادق(ع) رسيد، حضرت فرمود: . .. منى ... از تمامى جسد خارج مى شود ... ابوحنيفه عرض كرد: چطور از تمامى بدن خارج مى شود; در حالى كه خداوند مى فرمايد: «يخرج من بين الصلب و الترائب»؟ امام صادق(ع) فرمود: آيا خدا فرموده است كه از غير اين دو موضع خارج نمى شود؟».

69- مكان خواب اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 11 - 8

8- غار ، محلِّ به خواب رفتن چند ساله اصحاب كهف

فضربنا على ءاذانهم فى الكهف سنين عددًا

70- مكان در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 4

4 - لزوم توجه به شرايط اجتماعى و زمان و مكان و نيز رعايت خصوصيات و حالات شخصى مخاطبان ، به هنگام تبليغ ، تربيت و هدايت

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا . .. و أسررت لهم إسرارًا

از اين كه نوح(ع)، گاهى مردم را به صوربّ مخفى و گاهى علنى دعوت مى كرد و يا برخى از مردم را به شكل خصوصى و برخى ديگر را به صورت عمومى به سوى خداوند فرامى خواند; مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

71- مكان درخت طوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 5

5- « سئل رسول الله (صلی الله علیه و آله) عن طوبى قال : شجرة أصلها فى دارى و فرعها على أهل الجنة ثم سئل عنها مرّة اُخرى فقال : فى دار على ( ع ) . . . ان دارى و دار على فى الجنة بمكان واحد ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره طوبى سؤال شد، فرمود: درختى است كه ريشه آن در خانه من و شاخه هاى آن بر سر بهشتيان است. سپس مرتبه ديگرى از [رسول خدا ]سؤال شد، حضرت فرمود: در خانه على(ع) است ... همانا خانه من و على(ع) در بهشت در يك مكان است».

72- مكان ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 7

7 - مساجد ، جايگاه عبادت خدا و ياد كردن نام اوست .

مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه

سجده، بارزترين نمود پرستش است و تعبير از پايگاههاى دينى اهل ايمان به مسجد (جايگاه سجده) بيانگر اين است كه: آن پايگاهها محل عبادت و پرستش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 1

1 - مثل نور خدا ، همانند چراغ دانى است دربرگيرنده چراغى پر فروغ و نورافشان كه در خانه هايى است كه به اذن خداوند ، رتبه رفيع يافته اند و هماره مركز ياد خدا هستند .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «فى بيوت» متعلق به «مشكوة» و صفت براى آن باشد.

73- مكان رشد ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 70 - 4

4 - رشد ابراهيم ( ع ) در محيط غير شرك و مواجهه او با محيط شرك آلود ، امرى سؤال انگيز براى وى

إذ قال لأبيه و قومه ما تعبدون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه پرسش ابراهيم(ع)، پرسشى طبيعى و برخاسته از فطرت توحيدى وى بود و نه تدبيرى در جهت طرح مسائل توحيدى با مردم. بر اين اساس روشن مى شود كه آن حضرت در محيطى غير شرك مى زيسته است از اين رو با مشاهده بت پرستى مردم، شگفت زده شد و از آن كار استفسار نمود.

74- مكان رشد جنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 13

13 - شكم مادران ، بستر مناسب رشد جنين و تكامل نطفه انسان .

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم خلقًا من بعد خلق فى ظلمت ثلث

تصريح به آفرينش انسان در شكم مادران، مى تواند گوياى مطلب بالا باشد.

75- مكان ركوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 18

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

76- مكان روزى جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 6 - 6

6- نام و نشان هر جنبنده ، مقدار و نوع روزى آن و نيز مكانى كه بايد در آن روزى داده شود ، در كتابى ثبت شده است .

و ما من دابّة. .. كل فى كتب

مضاف اليه كلمه «كل» محذوف است و جمله هاى پيشين گوياى آن است; يعنى: «كل دابة و ما يتعلق بها فى كتاب مبين»

77- مكان رويش درخت زقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 64 - 1

1 - « زقّوم » درختى است كه از قعر دوزخ مى رويد .

أم شجرة الزقّوم . .. إنّها شجرة تخرج فى أصل الجحيم

78- مكان زايمان مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 3

3- زايمان مريم ( س ) در سرزمينى گرمسير و داراى نهال هاى نخل صورت گرفت .

فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة

«نخل» در سرزمينى مى رويد كه داراى آب و هواى گرم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 1

1- مريم ( س ) ، در كنار درخت خرما وضع حمل نمود و عيسى ( ع ) را به دنيا آورد .

فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة . .. فناديها

«فاء» در «فناداها» فصيحه است و از جمله اى محذوف، قبل از خود، حكايت مى كند و مضمون آن جمله، خبر از ولادت عيسى(ع) در كنار درخت است.

79- مكان زندگى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 25 - 1

1 - زمين عرصه حيات و مرگ آدميان

قال فيها تحبون و فيها تموتون

80- مكان زندگى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 6

6- فرزندان يعقوب در كنار پدر و پيرامون او زندگى مى كردند .

و لما فتحوا متعهم . .. قالوا يأبانا ما نبغى هذه بضعتنا ردّت إلينا

81- مكان زندگى زنبورعسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 68 - 4

4- دامنه كوه ها ، بالاى درختان و بنا ها و سايبان ها ، مكانى طبيعى و مناسب براى زندگى زنبور هاى عسل

و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا و من الشجر و ممّا يعرشون

82- مكان زندگى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 25 - 2

2 - زمين، عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

قال فيها تحيون و فيها تموتون و منها تخرجون

تكرار كلمه «قال» (قال اهبطوا . .. قال فيها تحيون) مى تواند اشاره به تغيير مخاطب در دو جمله «اهبطوا ... » و «فيها تحيون» داشته باشد. در آيه قبل انسانها و نيز شيطان مورد خطاب بودند و در اين آيه تنها انسانها مخاطب هستند. و شياطين مورد خطاب نيستند. بنابراين مى توان گفت زمين عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

83- مكان ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 3

3 - خداوند ، در آسمان ها برج ها و منزلگاه هايى براى ستارگان قرار داد .

الذى جعل فى السماء بروجًا

«بروج» (جمع «برج») به معناى قصرها است; ولى مقصود از آن در آيه شريفه - مطابق ديدگاه بيشتر مفسران و اهل لغت - مى تواند دو چيز باشد: 1- منازل و قرارگاه هاى معين براى ستارگان و كواكب. 2- خود كواكب و ستارگان. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 2

2 - ستارگان آسمان ، داراى مكانى معين و فاصله هاى ثابت و تغييرناپذير

فلاأُقسم بموقع النجوم

در صورتى كه «موقع» (مفرد «مواقع») اسم مكان (محل استقرار) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 11 - 1

1 - آسمان ، داراى باران هاى پياپى و فائده هاى مداوم و جايگاه ظهور مكرر ستارگان

و السماء ذات الرجع

«رَجْع» به معناى بازگرداندن و «رجوع» به معناى بازگشتن است (مفردات راغب). «ذات الرجع» وصفى است كه بر ثبوت و تداوم دلالت دارد و مراد از آن مى تواند بازگشت دادن بخارهاى متصاعد به صورت باران باشد. گفته «مقاييس اللغة» - كه «رَجْع» را به معناى «باران» دانسته است - اين احتمال را تأييد مى كند. برخى از مفسران، آن را بر تمام فايده هاى آسمانى، ظهور مكرر ستارگان در شب ها، تأثير حوادث آسمانى در پيدايش مكرر فصول سال، تطبيق داده اند.

84- مكان سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 25

25 - از على ( ع ) روايت شده كه : « انه اراد جميع الارض لقول النبى (صلی الله علیه و آله) جعلت لى الارض مسجداً . . . ;

مراد از مساجد اللّه در آيه فوق، تمامى زمين است; به خاطر سخن پيامبر كه فرمود: زمين براى من جايگاه سجده قرار داده شد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 18

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

85- مكان سدرة المنتهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 14 - 2

2 - « سدرة المنتهى » ، در مكانى فروتر از افق اعلى ( مقام جبرئيل ) قرار دارد .

ثمّ دنا فتدلّى . .. و لقد رءاه نزلة أُخرى . عند سدرة المنتهى

به كار رفتن واژه «نزلة» - از ماده «نزول» (فرود آمدن) - نشانگر آن است كه جايگاه اصلى جبرئيل (افق اعلى) بسى فراتر از جايگاه «سدرة المنتهى» قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 15 - 1

1 - « جنة المأوى » ، در مجاورت « سدرة المنتهى » قرار دارد .

عند سدرة المنتهى . عندها جنّة المأوى

ضمير «عندها» به «سدرة المنتهى» بازمى گردد.

86- مكان سكونت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 10 - 3

3 - جنيان ، همانند انسان در زمين سكونت دارند .

و الأرض وضعها للأنام

در صورتى كه «أنام» به معناى جن و انس باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

87- مكان سكونت ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 26 - 5

5 - محل سكونت همسر ابراهيم ( ع ) مجزا از محيط پذيرايى ميهمانان *

فراغ إلى أهله

حركت مخفيانه ابراهيم(ع) به سوى اهل، در جايى فرض مى شود كه محيط خانواده آن حضرت در معرض ديد ميهمانان نبود.

88- مكان ظهور ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 4

4 - هر ناحيه اى از آسمان مى توانست و احتمال داشت كه محل ظهور و پيدايش فرشته وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء

از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى مشاهده نزول فرشته وحى به نقطه اى خاص و معين چشم نمى دوخت و صورتش را به هر سويى مى چرخانيد، به برداشت فوق مى توان دست يافت.

89- مكان ظهور وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 3

3 - آسمان محل ظهور و بروز وحى بر پيامبران

قد نرى تقلب وجهك فى السماء

90- مكان عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 7،10

7 - مساجد ، جايگاه عبادت خدا و ياد كردن نام اوست .

مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه

سجده، بارزترين نمود پرستش است و تعبير از پايگاههاى دينى اهل ايمان به مسجد (جايگاه سجده) بيانگر اين است كه: آن پايگاهها محل عبادت و پرستش مى باشد.

10 - غفلت از ياد خدا در جايگاه عبادت ( مسجد و . . . ) امرى نكوهيده و نارواست .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه

عبارت «أن يذكر فيها اسمه» بيانگر اين است كه: دليل ناروا بودن و ستمكار شمردن بازدارندگان مردم از حضور در مساجد، ياد نشدن نام خداست. بنابراين جمله «من أظلم ...» شامل كسانى كه در جايگاههاى عبادت از ياد خدا غافلند نيز، مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 115 - 6

6 - در هر كجاى زمين ، مى توان روى به خدا آورد و به عبادت و ياد او پرداخت .

فأينما تولوا فثم وجه اللّه

«أينما» از اسماى شرط و جواب آن محذوف است و جمله «فثم وجه اللّه» جانشين آن مى باشد. جمله با تقدير آن چنين است: «أينما تولوا فلا جناح عليكم لان هناك وجه اللّه». (اقتباس از الميزان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 158 - 1

1 - كوه صفا و مروه ، دو علامتى كه خداوند آنها را نشانه جايگاه عبادت قرار داده است .

إن الصفا و المروة من شعائر اللّه

بنابراين توصيف «صفا و مروة» به «شعائر اللّه» مى رساند كه: خداوند آن دو مكان را علامتى قرار داده تا بندگانش در آن جا، او را عبادت كنند.

91- مكان عبادت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 2

2 - كعبه ، محل عبادت حضرت ابراهيم ( ع )

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«تبوِئة» (مصدر «بوّأنا») به معناى «مَبائه و مرجع قراردادن است; يعنى، «به خاطر بسپار آن زمانى را كه ما محل كعبه را براى ابراهيم(ع) محل مراجعه قرارداديم». مراجعه مكرر حضرت ابراهيم (ع) به محل كعبه يا به منظور عبادت خدا بوده است و يا براى ساختن بناى آن، برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

92- مكان عبور بنى اسرائيل از رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 5

5- محل عبور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از رود نيل ، گذرگاهى وسيع و گسترده دامن

و اترك البحر رهوًا

برداشت يادشده بنابر اين نكته است كه «رهوًا» به معناى راه وسيع باشد; همان گونه كه راغب در «مفردات» آن را پذيرفته است.

93- مكان عبور موسى(ع) از رودنيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 5

5- محل عبور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از رود نيل ، گذرگاهى وسيع و گسترده دامن

و اترك البحر رهوًا

برداشت يادشده بنابر اين نكته است كه «رهوًا» به معناى راه وسيع باشد; همان گونه كه راغب در «مفردات» آن را پذيرفته است.

94- مكان عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 13

13 - « جهنم » ، نام محل عذاب در آخرت

حسبهم جهنّم يصلونها

95- مكان عذاب قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 5

5- سرزمين قوم لوط ، محل نزول عذاب الهى بر آنان

إلاّ امرأته إنها لمن الغبرين

«غابر» (مفرد غابرين) در لغت به معناى باقى و بازمانده است و مقصود از بازماندگان، عموم مردم لوط - به استثناى آل لوط - است كه در شهر ماندند و عذاب الهى آنان را فرا گرفت.

96- مكان فرود كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 5

5 - فرود آمدن كشتى نوح ، در محلى غير از محل زندگى نخستين او

و قل ربّ انزلنى منزلاً مباركًا

همان طور كه در برداشت پيشين گفته شد، «منزل» مى تواند اسم مكان باشد. بنابراين درخواست فرود آمدن در يك جاى پربركت، بيانگر تغيير مكان و مفيد برداشت فوق است.

97- مكان قتل هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 20

20 - كوه قاسيون در دمشق ، مكان كشته شدن هابيل توسط برادرش

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: بدمشق. حبل يقال له قاسيون فيه قتل ابن آدم اخاه.


الدرالمنثور، ج 3، ص 61.

98- مكان قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 10

10 - سينه ، جايگاه قلب آدميان

فتكون لهم قلوب . .. و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

99- مكان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 107 - 2

2 - زمين ، محل رخداد قيامت و حشر انسان ها *

فيذرها قاعًا صفصفًا . لاترى فيها عوجًا و لاأمتًا

مسطح شدن زمين ممكن است جهت آماده سازى آن براى برانگيختن مردم باشد. بنابراين قيامت و صحنه رعب انگيز آن، بر روى همين زمين اتفاق خواهد افتاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 14 - 3

3 - عرصه قيامت ، مكانى مشخص و از پيش تعيين شده است .

فإذا هم بالساهرة

حرف «ال» در «الساهرة»، گوياى اين است كه جايگاه حضور مردم در قيامت، از پيش مشخص شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 3

3 - كره زمين ، عرصه برپايى قيامت

يوم . .. و تكون الجبال

100- مكان كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 2،17

2- كارگاه كشتى سازى نوح ، مجاور گذرگاه عمومى و در ديد و منظر همگان بود .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه

17- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث ] : . . . فعمل نوح سفينة فى مسجد الكوفة بيده . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى ]فرمود:. .. نوح به دست خود در مسجد كوفه كشتى ساخت...».

101- مكان كشف آبخورى پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 3

3- يوسف ( ع ) در بازرسى بار بنيامين ، جام شاهى را از بار وى بيرون آورد .

ثم استخرجها من وعاء أخيه

ضمير مفعولى در «استخرجها» به «صواع» و يا «سقاية» باز مى گردد. قابل ذكر است كه آوردن فعل «استخرج» (بيرون آورد) به جاى «وجد» (يافت) به خاطر اين است كه يوسف(ع) مى دانست جام شاهى در اثاثيه بنيامين است.

102- مكان كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 7

7- كفر و ناسپاسى ، محدود به دنياست و در آخرت حتى كافران ، ثناگوى خداوند خواهند بود .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

بنابر اينكه مخاطب «يدعوكم» منكران قيامت باشد، استفاده مى شود كه آنان تنها در دنيا مجال كفر و كفران داشتند، ولى در آخرت حمد و ثنا خواهند گفت.

103- مكان كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 10

10 - دنيا ، محل تلاش و آخرت جاى كيفر و پاداش و مواجه شدن با نتيجه تلاش است .

إنّ الساعة ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 7

7 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش است .

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 15

15 - جهان آخرت ، جهان كيفر و پاداش الهى

و فى الأخرة عذاب شديد و مغفرة من اللّه و رضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 35 - 3

3 - دنيا ، محل تلاش و آخرت ، جاى بهره مندى از تلاش ها است .

فإذا جاءت الطامّة الكبرى . يوم يتذكّر الإنسن ما سعى

بيان «يادآورى اعمال در قيامت»، صرفاً به منظور خبر از آينده نيست; بلكه بشارت دادن و انذار انسان ها نسبت به فرجام اعمالشان است.

104- مكان كيفر عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 10

10- دنيا ، ميدان عمل و آخرت صحنه دريافت پاداش و كيفر است .

يوم تأتى . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت

105- مكان گفتگوى خدا با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 52 - 2

2- كوه طور ، مكانى مبارك و محلى كه خداوند از آن ناحيه با موسى ( ع ) سخن گفت .

و ندينه من جانب الطور الأيمن

«الأيمن» - كه دراين برداشت به معناى مبارك گرفته شده است - ممكن است وصف براى «الطور» باشد و ممكن است وصف براى «جانب» گرفته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 12 - 1

1 - دره طوى - در صحراى سينا - سرزمين تكلم خداوند با موسى ( ع )

يموسى . إنّى أنا ربّك ... إنّك بالواد المقدّس طوًى

«واد» مخفف «وادى»، يعنى حد فاصل بين كوه ها كه راه عبور سيلاب باشد (مصباح). «طُوى» ممكن است نام دره اى پايين كوه طور باشد (لسان العرب). در اين صورت بدل يا عطف بيان براى «الواد المقدس» خواهد بود و ممكن است به معناى «ساعة» و «لحظة» باشد (لسان العرب). كه ظرف براى «المقدس» مى شود; يعنى دره اى كه در برهه اى از زمان (اشاره به لحظه تكلم خداوند با موسى(ع)) تقدس يافته است.

106- مكان گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 3

3 - بنى اسرائيل ، محل استقرار گوساله سامرى را عبادت گاه خود قرار داده و ساعات فراوانى را به عبادت آن اختصاص دادند .

لن نبرح عليه عكفين

ملازمت و مداومت، از لغت «عاكفين» به دست مى آيد.

107- مكان مبارزه با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 7

7- جايگاه عبادت و راز و نياز با خدا ، ميدان نبرد با شيطان و ديگر موانع راه خدا *

المحراب

در وجه نام گذارى «محراب» گفته شده است كه نمازگزار در آن جا، با شيطان محاربه مى كند. هم چنين با پيداكردن حضور قلب با نفس خود مى جنگد (مصباح).

108- مكان مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 34 - 7

7 - انسان ها ، از جايگاه و مكان مرگ خويش ، بى اطلاع اند .

و ما تدرى نفس بأىّ أرض تموت

109- مكان مرگ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 25 - 2

2 - زمين، عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

قال فيها تحيون و فيها تموتون و منها تخرجون

تكرار كلمه «قال» (قال اهبطوا . .. قال فيها تحيون) مى تواند اشاره به تغيير مخاطب در دو جمله «اهبطوا ... » و «فيها تحيون» داشته باشد. در آيه قبل انسانها و نيز شيطان مورد خطاب بودند و در اين آيه تنها انسانها مخاطب هستند. و شياطين مورد خطاب نيستند. بنابراين مى توان گفت زمين عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

110- مكان مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 25

25 - از على ( ع ) روايت شده كه : « انه اراد جميع الارض لقول النبى (صلی الله علیه و آله) جعلت لى الارض مسجداً . . . ;

مراد از مساجد اللّه در آيه فوق، تمامى زمين است; به خاطر سخن پيامبر كه فرمود: زمين براى من جايگاه سجده قرار داده شد . .. ».

111- مكان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 8

8 - معاد انسان ها در عالم آخرت ، تحقق پيدا خواهد كرد .

كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة

112- مكان معاهده مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 5

5 - انعقاد پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان در كنار مسجدالحرام

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

113- مكان ملاقات موسى(ع) با خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 64 - 1،2

1- مسأله ماهى و حركت غيرعادى آن در آب ، نشانه اى براى جايگاه ملاقات موسى و خضر ( ع ) بود .

قال ذلك ما كنّا نبغ

«بغى» به معناى «طلب» است و «ذلك ما كنّا نبغ» يعنى: «آنچه پيوسته در طلب او بوديم، همان علامت و نشانه است. ». ياء «نبغى» - در پايان سخن موسى(ع) - به منظور تخفيف كلام، حذف شده است.

2- حضرت موسى ( ع ) ، از رخداد علائمى براى يافتن جايگاه حضرت خضر ( ع ) قبلاً مطلع بود .

قال ذلك ما كنّا نبغ

114- مكان ملاقات موسى(ع) و خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 60 - 6

6- موسى ( ع ) از امكان دسترسى به خضر ، در محل تلاقى دو دريا ، مطلع بود .

لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين

115- مكان مهمانى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 8

8 - زمين ، ضيافتگاه الهى براى انسان ها

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا

عبارت «منزلاً مباركاً» كنايه از سرزمينى پر خير و بركت است. به كارگيرى «منزل» براى سرزمين ها، مفيد برداشت فوق است.

116- مكان ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 1

1 - جهنم ، قرارگاه و اقامتگاهى بس بد و آزاردهنده

عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

«مستقراً» تميز براى ضمير مستتر در «ساءت» و به معناى محل استقرار است. «مقام» نيز اسم مكان و به معناى اقامتگاه مى باشد.

117- مكان نامه عمل كم فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 7 - 6

6 - نامه عمل كم فروشان ، در جايگاهى پست نگه دارى خواهد شد .

ويل للمطفّفين . .. إنّ كتب الفجّار لفى سجّين

118- مكان نزول تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 44 - 1

1 - بخش غربى وادى طور ، محل نزول تورات بر موسى ( ع )

و ما كنت بجانب الغربىّ إذ قضيناإلى موسى الأمر

مراد از «أمر مقضى» تورات است كه خداوند در كوه طور به موسى(ع) عطا فرمود.

119- مكان نفوذ شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 1

1 - قلب هر انسان دروغ پرداز و گنه پيشه ، محل واقعى نزول شياطين

تنزّل على كلّ أفّاك أثيم

«أفّاك» از ريشه «إفك» (قلب كردن حقيقت) مشتق شده است. بنابراين «أفّاك» به كسى گفته مى شود كه دروغ پردازى كند. «أثيم» نيز از ماده «إثم» (گناه) به معناى گنه پيشه است.

120- مكان نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 18

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

121- مكان نوح(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3

3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .

فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك

برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.

122- مكان ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 2

2 - اسحاق ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) از منطقه اصلى زندگى اش ، متولد شد .

و قال إنّى مهاجر . .. و وهبنا له إسحق

برداشت بنابراين است كه در آيات، آنچه بر حضرت ابراهيم(ع) به ترتيب رخ داده، منعكس شده است.

123- مكان هبوط آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 23،25

23 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « فأوحى اللّه تعالى إلى جبرئيل ان اهبطهما إلى البلدة المباركة مكة فهبط بهما جبرئيل فألقى آدم على الصفا و ألقى حواء على المروة . . . ;

خداوند به جبرئيل وحى كرد كه آدم و حوا را به شهر مبارك مكه فرود آور. پس جبرئيل آدم(ع) را بر كوه صفا و حوا را بر كوه مروه فرود آورد ...».

25 - « عن أمير المؤمنين ( ع ) ( فى حديث طويل ) و فيه سأله عن أكرم واد على وجه الأرض فقال واد يقال له « سرانديب » سقط فيه آدم من السماء ;

از امير المؤمنين (ع) در ضمن «حديثى طولانى» از شريف ترين مكانهاى روى زمين سؤال شد، آن حضرت فرمود: آن مكان «سرانديب» ]سرى لانكا، لغت نامه دهخدا[ است كه آدم (ع) از آسمان به آن جا نازل شد».

124- مكان هبوط حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 23

23 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « فأوحى اللّه تعالى إلى جبرئيل ان اهبطهما إلى البلدة المباركة مكة فهبط بهما جبرئيل فألقى آدم على الصفا و ألقى حواء على المروة . . . ;

خداوند به جبرئيل وحى كرد كه آدم و حوا را به شهر مبارك مكه فرود آور. پس جبرئيل آدم(ع) را بر كوه صفا و حوا را بر كوه مروه فرود آورد ...».

125- مكان هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 3

3 - هدايت و راه يابى به نور ويژه خداوند ، داراى راه ها و مكان هاى ويژه است .

يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع

126- مكان همسفران نوح(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3

3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .

فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك

برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.

127- نشانه هاى مكان ملاقات با خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 64 - 1،2

1- مسأله ماهى و حركت غيرعادى آن در آب ، نشانه اى براى جايگاه ملاقات موسى و خضر ( ع ) بود .

قال ذلك ما كنّا نبغ

«بغى» به معناى «طلب» است و «ذلك ما كنّا نبغ» يعنى: «آنچه پيوسته در طلب او بوديم، همان علامت و نشانه است. ». ياء «نبغى» - در پايان سخن موسى(ع) - به منظور تخفيف كلام، حذف شده است.

2- حضرت موسى ( ع ) ، از رخداد علائمى براى يافتن جايگاه حضرت خضر ( ع ) قبلاً مطلع بود .

قال ذلك ما كنّا نبغ

128- نقش مكان در جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 69 - 10

10 - سِحر ، عملى بى ارزش است و تغيير مكان دادن ساحر ، تأثيرى در ثمربخشى آن ندارد .

و لايفلح الساحر حيث أتى

129- نقش مكان عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 25

25 - نقش مكان عبادت در ارزش آن

اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى . .. طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 6

6- در آيين مريم ( س ) ، شرقِ خانه و يا معبد ، مكانى مناسب تر براى عبادت بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

است.

130- نقل مكان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 4

4 - نقل مكان كردن مريم به همراه نوزادش ( عيسى ) ، به محلى ديگر غير از زادگاه او

و ءاوينهما إلى ربوة

«إيواء» (مصدر «آوينا») به معناى امكان و جاى دادن است. «ربوة» نيز به تپه و هر زمين بلند گفته مى شود. «ذات قرار» (مرادف «مستقر») به معناى جاى زيست است و «معين» به آبى كه بر روى زمين جارى باشد، گفته مى شود.

131- نقل مكان مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 4

4 - نقل مكان كردن مريم به همراه نوزادش ( عيسى ) ، به محلى ديگر غير از زادگاه او

و ءاوينهما إلى ربوة

«إيواء» (مصدر «آوينا») به معناى امكان و جاى دادن است. «ربوة» نيز به تپه و هر زمين بلند گفته مى شود. «ذات قرار» (مرادف «مستقر») به معناى جاى زيست است و «معين» به آبى كه بر روى زمين جارى باشد، گفته مى شود.

132- ويژگيهاى مكان نامه عمل فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 8 - 2

2 - مخزن نامه هاى عمل بدكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است و پستى و گريزناپذير بودن آن قابل توصيف نيست .

و ما أدريك ما سجّين

ريشه كلمه «سجّين» بر زندان بودن جايگاه نامه عمل بدكاران دلالت دارد و پستىِ آن، از تقابل با «علّيّين» در آيات بعد استفاده مى شود.

مكان ها

133- ارزش مكان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9

9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.

134- نقشمكان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 11

11- مكان ها و موقعيت ها داراى نقش مؤثرى در توفيق يافتن انسان بر عبادت و اقامه نماز است .

أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

اسكان فرزندان در جوار خانه خدا براى اقامه نماز مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه مكانهاى مناسب، چون خانه خدا، در توفيق يافتن انسان براى عبادت مؤثر است.

14- مكذبان

1- آتش جهنم و مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 2

2 - آتش جهنم به هنگام ديدن تكذيب كنندگان قيامت از راه دور ، به جوش و خروش آمده و فرياد خشمگينانه سرخواهد داد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

2- آثار استكبار مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 10

10 - درخواست نزول ملائكه براى خويش و رؤيت خداوند از سوى منكران معاد ، برخاسته از روحيه استكبارى و خود برتربينى آنان

لولا أُنزل علينا الملئكة أو نرى ربّنا لقد استكبروا فى أنفسهم

3- آثار پندارهاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 1

1 - منكران معاد ، بر اثر پندارهايى انباشته در ذهن خود ، قرآن را تكذيب مى كنند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

«وِعاء»; يعنى، ظرف و «أوعيت الزاد و المتاع» زمانى گفته مى شود كه آن را در «وعاء» قرار دهى (لسان العرب). ظرف مورد نظر، ممكن است ذهن و قلب منكران معاد باشد كه جايگاه باورهاى آنان است.

4- آثار ترس اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 4

4 - آثار ترس و دلهره ، آشكار در چهره ستمكاران و منكران معاد ، در قيامت

ترى الظلمين مشفقين

واژه «ترى» اشعار به مطلب ياد شده دارد.

5- آثار دروغگويى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 9

9 - سيه رويى و ثبت نشانه دروغ گويى و گناه كارى بر پيشانى تكذيب گران دين ، كيفر مخالفت آنان با نماز ، هدايت و تقوا

لنسفعًا بالناصية

برداشت ياد شده، ناظر به معانى گوناگونى است كه براى «سفع» در توضيح برداشت هفتم ذكر شد. وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» (در آيه بعد)، مشخّصات نشانه را بيان كرده است.

6- آثار ذكر انحطاط مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 5

5 - توجّه به سقوط اخلاقى منكران معاد ، تا حد خشونت با يتيمان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .

فذلك الذى يدعّ اليتيم

7- آثار ذكر رذايل اخلاقى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 5

5 - توجّه به خصلت هاى نارواى تكذيب گران آخرت ، بازدارنده انسان از تكذيب آن است .

أرءيت الذى يكذّب بالدين

8- آثار ذكر فرجام مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 8

8 - آگاهى و توجه به سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبياى الهى ، بازدارنده انسان از تكذيب و زمينه ساز رويكرد به دين

فأذاقهم اللّه الخزى . .. أكبر لو كانوا يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 8

8 - توجه به معاد و سرنوشت تكذيب كنندگان پيامبران بازدارنده انسان از مخالفت با دعوت فرستادگان الهى است .

و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار

با توجه به تقدير «ذكّرهم» يا «أنذرهم» و امثال آن به عنوان عامل «يوم»، برداشت بالا استفاده مى شود.

9- آثار طغيانگرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 11

11 - درخواست نزول ملائكه براى خويش و رؤيت خداوند از سوى منكران معاد ، برخاسته از روح طغيان و سركشى در وجود آنان

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة أو نرى ربّنا لقد استكبروا ف

10- آثار عذاب مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 7

7 - باز ايستادن ظالمان تكذيب گر از نطق و سخن ، با مشاهده نزول عذاب الهى بر آنان

و وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «وقع القول. ..» حلول عذاب باشد.

11- آثار عذاب مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 5

5 - عذاب غافلگيرانه تكذيب كنندگان پيامبران در گذشته ، تهديدى عليه دشمنان دين است .

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تهديد و هشدارو عبرت آموزى است.

12- آثار گناه مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 9

9 - سيه رويى و ثبت نشانه دروغ گويى و گناه كارى بر پيشانى تكذيب گران دين ، كيفر مخالفت آنان با نماز ، هدايت و تقوا

لنسفعًا بالناصية

برداشت ياد شده، ناظر به معانى گوناگونى است كه براى «سفع» در توضيح برداشت هفتم ذكر شد. وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» (در آيه بعد)، مشخّصات نشانه را بيان كرده است.

13- آرزوى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 7

7 - منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

14- آسايش مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 2

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

15- آشاميدنيهاى اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 93 - 1

1 - آب داغ و جوشان ، نوشيدنى تكذيب گران گمراه در جهان آخرت

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . فنزل من حميم

«حميم»، به معناى آبى است كه به شدت گرم باشد.

16- ابتلاى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 17

17 - مرگ، آغاز گرفتارى مشركان و تكذيب كنندگان آيات الهى است.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 3

3 - تكذيب كنندگان آيات خداوند گرفتار مكر و كيد او خواهند شد .

إن كيدى متين

17- ابتلائات مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 11

11 - جوامع تكذيب كننده پيامبران الهى در خطر گرفتار شدن به كمبود ها و مشكلات زندگى

و لو أن أهل القرى ءامنوا . .. و لكن كذبوا فأخذنهم بما كانوا يكسبون

از مصاديق مورد نظر براى «فأخذنهم . .. » به دليل آيه 94، گرفتار شدن تكذيب كنندگان انبيا به كمبودها و مشكلات است.

18- اتحاد مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 13 - 2

2 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) اقوامى متشكل ، همسو و متحد در مخالفت با پيامبران خود

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود قوم لوط و أصحب لئيكة أُولئك الأحزاب

برداشت ياد شده از به كار رفتن تعبير «احزاب» درباره اين اقوام، استفاده مى شود.

19- اتمام حجت با مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 48 - 4

4 - هلاكت جوامع كفرپيشه و تكذيب گر تاريخ ، نتيجه عملكرد خود آنها و پس از اتمام حجت الهى بر آنان

ثمّ أرسلنا . .. بأيتنا و سلطن مبين ... فكذّبوهما فكانوا من المهلكين

20- اتمام حجت بر مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 2

2 - عذاب شدن كافران تكذيب گر پس از اتمام حجت و ارائه معجزات و دلايل آشكار و كتاب هاى روشنگر بوده است .

كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم بالبيّنت . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نك

21- اتمام حجت بر مكذبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 2

2 - با شناخت آيات و نشانه هاى خداوند ، هيچ عذرى از كافران و منكران خداوند پذيرفته نيست .

لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين . .. بلى قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها

آيه شريفه، پاسخى است به ادعاى كافران كه مى گفتند: اگر خداوند ما را هدايت مى كرد، ما با تقوا مى شديم و قهراً گرفتار عذاب نمى گشتيم.

22- اتمام حجت بر مكذبان نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 5

5 - آيات قرآن ، اتمام حجت خداوند بر منكران رسالت

أوَلم تأتهم بيّنة . .. و لو أنّا أهلكنهم بعذاب من قبله ... فنتّبع ءايتك

23- احتضار مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 2

2 - منكران معاد ، هنگام مرگ ملائكه را مشاهده خواهند كرد .

قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

مراد از «يوم» در آيه شريفه، هم مى تواند هنگام مرگ باشد و هم مى تواند روز قيامت. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

24- اختلاف مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 3 - 1،3

1 - منكران معاد در عصر بعثت ، درباره وضعيت انسان پس از مرگ ، تحليل هاى گوناگون و متناقضى ارائه مى كردند .

الذى هم فيه مختلفون

3 - منكران معاد ، در خوددارى از پذيرش آن بر هيچ شيوه و دستاوردى ، اتفاق نظر ندارند .

الذى هم فيه مختلفون

اختلاف منكران معاد، ممكن است در انگيزه ها و روش ها باشد; به اين كه برخى با ترديد و دسته اى با استبعاد، موضع گيرى مى كنند و جمعى عناد ورزيده و گروهى محال بودن آن را معتقداند.

25- ادعاى روشنفكرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 17

17- منكران معاد ، توجيه كنندگان كفر خويش ، با روشنفكر مآبى و اتهام ارتجاع به دين

فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين

آيه بعد، گوينده «ماهذا إلاّ. ..» را وعده به عذاب داده است. از اين نكته استفاده مى شود كه نسبت دادن «أساطير الأوّلين» به وعده هاى حق، نه از سر جهل و نادانى; بلكه به دليل كفر و گستاخى بوده است و با اين تعبير، كافران توجيه گر كفر خويش بوده اند.

26- ادعاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 4

4- منكران معاد ، مدعيان روشنفكرى و بالا بودن سطح فكرى خويش

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

27- ادعاى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 3

3 - منكران دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مدعى وجود حجابى نفوذناپذير ميان آنان و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

و قالوا . .. و من بيننا و بينك حجاب

28- ارزشگذارى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 4

4 - منكران جهان آخرت ، گرفتار ملاك هاى غلط در ميدان ارزش گذارى

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

29- ازدياد پليدى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 5

5 - خداوند ، پيوسته بر پليدى كافران و تكذيب كنندگان پيامبران خود مى افزايد .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

30- استكبار مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 3

3- آنان كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، قلبهايى حق ناپذير و روشى مستكبرانه دارند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون

31- استكبار مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 13

13 - تكذيب كنندگان پيامبران ، مردمى مستكبر و سركش بوده اند .

عذاب الخزى

«خزى» به معناى خوارى و ذلت است، اضافه «عذاب» به «خزى» از باب اضافه موصوف به صفت مى باشد. توصيف عذاب به خزى مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه خداوند، عذاب استيصال را در ازاى وضعيت روحى و عملكرد عذاب شوندگان، مقرر كرده است و چون تكذيب گران پيامبران، مردمانى مستكبر و سركش بودند، خداوند آنان را گرفتار عذابى كرد كه آنان را بشكند و به ذلت بكشاند.

32- استكبار مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 7

7 - كفرپيشگان و تكذيب گران صدراسلام ، مردمانى بودند خودبزرگ بين و استكبار پيشه .

و الذين كفروا و كذّبوا ب-َايتنا . .. عذاب مهين

33- استكبار مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 9

9 - منكران معاد ، گرفتار خود بزرگ بينى و استكبار در درون جان خويش

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. لقد استكبروا فى أنفسهم

34- استمهال مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 1

1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى

سنستدرجهم . .. و أُملى لهم

35- استمهال مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 1

1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى

سنستدرجهم . .. و أُملى لهم

36- استهزاهاى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 10

10- منكرانِ پيامبران ، در طول تاريخ ، آيات خداوند و انذار هاى رسولان الهى را به تمسخر و استهزا گرفتند .

و ما نرسل المرسلين . .. واتخذوا ءايتى و ما أُنذروا هزوًا

37- استهزاهاى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 12

12 - برخورد بازيگرانه و تمسخرآميز دين ناباوران با مسأله قيامت

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

38- استهزاهاى مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 2

2- منكران ربوبيت خدا و كافران به قيامت از سر استهزا و ناباورى ، خواهان تعجيل در فرا رسيدن عذاب هاى موعود

يستعجلونك بالسيئة

«استعجال» (مصدر يستعجلون) به معناى درخواست عجله است. حرف «باء» در «بالسيئة» براى تعديه و «ال» در آن عهد ذهنى است ; يعنى، آن بدى و مراد از آن به قرينه «قد خلت من قبلهم المثلات» عذاب است. بنابراين «يستعجلونك بالسيئة» ; يعنى، از تو مى خواهند در آوردن آن عذاب وعده داده شده تعجيل كنى.

39- استهزاهاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 2

2- منكران ربوبيت خدا و كافران به قيامت از سر استهزا و ناباورى ، خواهان تعجيل در فرا رسيدن عذاب هاى موعود

يستعجلونك بالسيئة

«استعجال» (مصدر يستعجلون) به معناى درخواست عجله است. حرف «باء» در «بالسيئة» براى تعديه و «ال» در آن عهد ذهنى است ; يعنى، آن بدى و مراد از آن به قرينه «قد خلت من قبلهم المثلات» عذاب است. بنابراين «يستعجلونك بالسيئة» ; يعنى، از تو مى خواهند در آوردن آن عذاب وعده داده شده تعجيل كنى.

40- استهزاهاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 19

19- منكران معاد ، پس از مشاهده ناكامى خويش در انكار معاد ، آن را به استهزا گرفتند .

فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو

اين احتمال كه سر تكان دادن آنان (فسينغضون إليك رءوسهم) از روى استهزا بوده، استفاده مى شود كه آنان درصدد استهزاى معاد برآمده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 1

1 - تمسخر و ريشخند ، برخورد منكران معاد در برابر گزارش هاى رستاخيز

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

فعل «قالوا» ممكن است از صدور اين گفتار در قيامت خبر دهد كه ماضى بودن آن، براى بيان قطعى بودن آن است و نيز مى تواند حاكى از گفته كافران در دنيا باشد. برداشت ياد شده، براساس دومين احتمال است. «تلك» - كه اشاره به بعيد است - مؤيد اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 14 - 2

2 - منكران معاد ، آيات مربوط به آن را ، عارى از حقيقت پنداشته و شوخى قلمداد مى كردند .

و ما هو بالهزل

هدف از توصيف قرآن به دورى از مزخرفات و مهملات، بيان اوصاف قرآن نيست; زيرا در توصيف چيزى، به بيان حداقل كمال آن بسنده نمى شود. بنابراين مراد، نفى پندار مخالفان است.

41- استهزاى اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

42- استهزاى اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 1

1 - استهزا شدن تكذيب گران در آستانه دوزخ ، به وسيله يادآورى سخنان كفرآلودشان به ايشان

أفسحر هذا

استفهام در «أفسحر هذا» براى تهكم و استهزا است.

43- استهزاى اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 5

5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

44- استهزاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 3

3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران

لقد وعدنا هذا. .. و يقولون متى هذا الوعد

مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

45- اصرار مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 3

3- اصرار كفرپيشگان بر تكذيب پيامبران و عناد و لجاجت آنان ، موجب يأس پيامبران از موفقيّت خويش و ايمان آوردن قومشان

حتّى إذا استيئس الرسل

متعلق «استيئس» ايمان آوردن مردم و موفقيت پيامبران است.

46- اضطراب اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 2

2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 8 - 2

2 - صحنه برپايى قيامت براى منكران معاد ، صحنه اى هراس انگيز و اضطراب آور خواهد بود .

قلوب يومئذ واجفة

مراد از «قلوب» - به قرينه «يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة» در آيات بعد - قلب منكران معاد است.

47- اعتراض مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 1

1- منكران اعجاز قرآن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ارائه نكردن معجزات اقتراحى و پيشنهادى آنان ، مورد انتقاد قرار مى دادند .

و قالوا لولا يأتينا ب--َاية من ربّه

48- اعراض مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 6

6- مشركان و منكران روز قيامت و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، روى گردانان از دعوت الهى اند .

والذين لم يستجيبوا له

آيات گذشته شاهد بر اين است كه مقصود از «الذين لم يستجيبوا له» مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناباوران به قيامت مى باشد.

49- اعراض مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 6

6- مشركان و منكران روز قيامت و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، روى گردانان از دعوت الهى اند .

والذين لم يستجيبوا له

آيات گذشته شاهد بر اين است كه مقصود از «الذين لم يستجيبوا له» مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناباوران به قيامت مى باشد.

50- اعراض مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 6

6- مشركان و منكران روز قيامت و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، روى گردانان از دعوت الهى اند .

والذين لم يستجيبوا له

آيات گذشته شاهد بر اين است كه مقصود از «الذين لم يستجيبوا له» مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ناباوران به قيامت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 2

2 - روى گردانى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سخن بيداربخش و پندآموز قرآن ، همراه با ترس و نگرانى از آينده خويش بود .

فرّت من قسورة

از تشبيه اعراض كافران از قرآن، به فرار گورخران از شير ژيان - كه همراه با ترس و اضطراب شديد است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

51- افتراهاى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 1

1 - نسبت كذب و افترا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از ديگر موضع گيرى هاى منكران ، در قبال وحى قرآنى

اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ . .. أم يقولون افترى على اللّه كذبًا

ارتباط اين آيه با آيات 17 و 18 مى تواند توجيه گر واژه «أم» باشد; يعنى، منكران قرآن گاهى با انكار معاد مى خواهند وحى را انكار كنند و زمانى هم با نسبت كذب به پيامبر درصدد انكار حقانيت قرآن مى باشند.

52- افساد مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 14

14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

53- افساد مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 14

14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

54- افساد مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 6،8

6 - كسانى كه به آسمانى بودن قرآن باور دارند و در عين حال آن را تكذيب مى كنند ، مفسد هستند .

و منهم من يؤمن به . .. و ربك أعلم بالمفسدين

برداشت بالا مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به تكذيب كنندگان برگردد و مراد از «المفسدين» دسته اول (من يؤمن به) باشد.

8 - كسانى كه قرآن را تكذيب مى كنند ، مردمى مفسد هستند .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به و ربك أعلم بالمفسدين

55- اقرار مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 2

2 - حتميت يافتن مجازات الهى درباره تكذيب كنندگان آيات او ، پس از متقاعد شدن آنان نسبت به مجرم بودن خويش

أكذّبتم بايتى . .. و وقع القول عليهم

برخى از مفسران كلمه «وقع» را به معناى «حَقَّ» (قطعيت يافت) گرفته اند. گفتنى است كه واژه «القول» - چنان كه پيش از اين نيز گفته شد - كنايه از عذاب است.

56- اقرار مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 5

5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 2

2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر

57- اقرار مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 4

4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 15

15 - اعتقاد و اعتراف برخى از منكران قيامت به ربوبيت خداى يگانه

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

58- اقرار مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 4

4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 8

8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن

قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين

از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).

59- اكثريت مكذبان نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 4

4- اكثر انكار كنندگان نعمت هاى الهى ، مصداق و مجسمه كامل كفرند .

يعرفون نعمت الله . .. و أكثرهم الكفرون

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «هم» به فاعل «يعرفون»باز گردد و الف و لام در «الكافرون» براى استغراق باشد.

60- انتقام از مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 4،6

4 - خداوند ، از مجرمان منكر آيات الهى قطعاً انتقام خواهد گرفت .

ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها إنّا من المجرمين منتقمون

6 - عذاب بزرگ اخروى ، همان انتقام الهى از مجرمان تكذيب كننده آيات خدا است .

ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون . .. العذاب الأكبر ... إنّا من المجرمين من

61- انتقام از مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 12،14،15

12 - انتقام خداوند از مخالفان انبيا و سركوب آنان ، ( جلوه اى از ) نصرت مؤمنان است .

فانتقمنا من الذين أجرموا و كان حقًّا علينا نصر المؤمنين

14 - تكذيب انبيا و برخورد منفى با پيام آنان ، درپى دارنده انتقام الهى و عذاب است .

فانتقمنا من الذين أجرموا

مراد از «أجرموا» به قرينه اين كه سخن از ارسال انبيا و انتقام از مخالفان آنان است، تكذيب است.

15 - دل دارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بازگويى مشكلات پيامبران پيشين و انتقام از مخالفان آنان

و لقد أرسلنا . .. و كان حقًّا علينا نصر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 1

1 - تكذيب كنندگان و مخالفان پيامبران ، گرفتار خشم و انتقام الهى در گذشته تاريخ

قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون . فانتقمنا منهم

62- انحطاط تدريجى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 5

5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .

سنستدرجهم

«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 2

2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان

سنستدرجهم. .. و أُملى لهم

عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.

63- انحطاط تدريجى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 5

5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .

سنستدرجهم

«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 2

2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان

سنستدرجهم. .. و أُملى لهم

عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.

64- انذار مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 3

3- هشدار خداوند به منكران عالم آخرت

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون و ما يعلن

اعلام علم قطعى خداوند به همه نيات و رفتارهاى منكران آخرت، كنايه از تهديد و هشدار به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 4

4 - هشدار خداوند به كافران به عالم آخرت ، مبنى بر اين كه آنان در احاطه كامل مأموران الهى اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم

«فا» در «أفلم يروا» تفريع بر «بل الذين لايؤمنون. ..» است. توجه دادن به اين كه پشت سرشان آسمان و زمين است، كنايه از احاطه مأموران الهى (آسمان - زمين) بر آنان است.

65- انذار مكذبان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 20 - 12

12 - خداوند ، به منكران آتش دوزخ ، هشدار داده است .

ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون

66- انذار مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بيم دادن به كسانى كه آيات روشن توحيد و ربوبيت خداوند را نپذيرفته ، از آن اعراض مى كنند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم

آيات پيشين - كه بيانگر دلايل توحيد و ربوبيت يگانه خداوند بود - قرينه بر اين است كه متعلق «أعرضوا» دلايل روشن توحيد و ربوبيت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .

و يستعجلونك بالسيئة

67- انذار مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 1

1 - انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در منكرانِ قرآن و كافران به آن ، بى تأثير بود .

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم

«انذار» (مصدر انذرت) به معناى خبر دادن و مطلع ساختن از چيزى است كه بايد از آن ترسيد و دورى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 10

10- كافران منكر حقانيت قرآن ، به عذاب استيصال تهديد شدند .

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم . ..

68- انذار مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 11

11- انذار غافلان و منكران قيامت و بيم دادن آنان از زمينه هاى حسرت در آن از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و أنذرهم يوم الحسرة . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 3

3 - ترسيم رخداد هاى پراضطراب هستى در آستانه قيامت ، هشدارى به تكذيب كنندگان آن است .

يوم تمور . .. و تسير الجبال ... فويل يومئذ للمكذّبين

69- انذار مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 10

10 - تهديد شدن تكذيب كنندگان دعوت خدا و رسول او ، به عذاب و كيفر از سوى خداوند

قل مايعبؤا بكم ربّى . .. فقد كذّبتم فسوف يكون لزامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام تهديد كافران و مشركان است; همان طور كه آيات گذشته در تشويق مؤمنان و بندگان خالص خدا بود.

70- انذار مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 7،9

7 - تهديد شدن منكران معاد از سوى خداوند ، به فرو بردن در زمين

إن نشأ نخسف بهم الأرض

9 - تهديد شدن منكران معاد ، به سقوط قطعه هايى از آسمان بر سرشان

إن نشأ . .. أو نسقط عليهم كسفًا من السماء

71- انگيزه مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 6

6- تكذيب كنندگان پيامبران ، داراى انگيزه ها و شيوه هاى مشترك در مخالفت با پيامبران

فليأتنا باية . .. ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها أفهم يؤمنون

خداوند در آيه قبلى، يادآور شد كه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستار معجزه اى (همانند معجزات پيامبران پيشين) براى اثبات رسالت خود شدند. در اين آيه نيز فرمود: امت هاى پيشين در عين ديدن معجزاتِ پيامبران، ايمان نياوردند، قهراً شما هم ايمان نخواهيد آورد. اين يادآورى حاكى از آن است كه انگيزه ها و شيوه هاى مبارزه تكذيب گران پيامبران همسان بوده است.

72- انگيزه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كرهون

73- انگيزه مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كرهون

74- اولين مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 5

5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب كننده پيامبر خود

فقد كذّبت قبلهم قوم نوح

ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوام تكذيب كننده، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 5

5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب گر پيامبر خود

كذّبت قبلهم قوم نوح

ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوامِ تكذيب گر، بيانگر مطلب ياد شده است.

75- بشارت شكست مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

76- بشارت شكست مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 7

7 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكست قريب الوقوع تكذيب كنندگان و بدگويان

و مهّلهم قليلاً

77- بهانه جويى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 6

6 - فروماندن ظالمان تكذيب كننده آيات خدا ، از عذرآورى و بهانه تراشى در محكمه الهى ، پس از قطعى شدن عذاب بر آنان

وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

در برداشت ياد شده قيد «پس از قطعى شدن. ..»، بر اين اساس است كه «وقع القول...» به معناى «حقّ القول...» باشد.

78- بهانه جويى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 9

9- درخواست معجزه ، همانند معجزات پيامبران پيشين ، از بهانه هاى مشركان براى نپذيرفتن رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أسرّواالنجوى الذين ظلموا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

79- بهانه جويى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 18

18- منكران معاد پس از دريافت دليل هاى قاطع و غير قابل انكار قرآن بر حقانيت معاد به طرح مسائلى بى ثمر و بى تأثير در اصل مسأله معاد ، روى آوردند .

و يقولون متى هو

منكران معاد على رغم پرسشهاى به ظاهر استدلالى نخستين، به پرسشهايى روى آوردند كه نه ثمرى براى آنان داشت و نه حقانيت معاد بر دانستن آنها متكى بود چه اينكه قيامت واقعيتى است حتمى الوقوع و دانستن و ندانستن زمان آن، در آن واقعيت تأثيرى ندارد.

80- بى ارزشى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 93 - 2

2 - تكذيب گران گمراه ، عناصرى بى ارزش و فاقد حرمت و احترام در آخرت

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . فنزل من حميم

واژه «نزل» به چيزى گفته مى شود كه صاحب خانه براى ميهمان مى آورد و از او پذيرايى مى كند و معمولاً بهترين خوردنى و آشاميدنى است كه صاحب خانه در اختيار دارد. به كار گيرى اين واژه (نزل) براى آشاميدنى دوزخيان، تعبيرى استهزاآميز بوده و بيانگر مطلب ياد شده است.

81- بى اعتنايى به مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 4

4 - خداوند ، برحذردارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ترتيب اثر دادن به تهديد هاى تكذيب كنندگان دين و هراس از آرايش نيروى آنان

فليدع ناديه . .. كلاّ لاتطعه

82- بى ايمانى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 3

3 - ايمان نياوردن تكذيب گران به قرآن ، امرى شگفت آور است .

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

83- بى ايمانى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 3

3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .

بل . .. يكذّبون

84- بى پناهى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

85- بى تأثيرى دفاع اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 2

2 - بى فايده بودن هر گونه سخن تكذيب گران ، در دفاع از خويش به روز رستاخيز

هذا يوم لاينطقون

مطابق نظر مفسران، سخن نگفتن تكذيب گران يا به دليل ترس شديد آنان و يا به خاطر بى فايده بودن سخن آنان، در دفاع از خويش است.

86- بى تأثيرى معجزه بر مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 8

8 - معجزات انبيا بى تأثير در كفرپيشگان و تكذيب كنندگان معارف الهى براى ايمان به آن معارف

و لقد جاءتهم رسلهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

87- بى تقوايى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 5

5 - بى تقوايى و هواپرستى ، بزرگ ترين مشكل تكذيب كنندگان دين در قيامت

فويل يومئذ للمكذّبين . .. هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون ... إنّ المتّقين فى

در اين آيات، «متّقين» جبهه مقابل «مكذّبين» قرار گرفته است. از اين تقابل مطلب استفاده مى شود.

88- بى تقوايى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 8

8 - تكذيب گران روز جزا ، فاقد تقوا و روح احسان و نيكوكارى اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . ..إنّ المتّقين ... إنّا كذلك نجزى المحسنين

از تقابل تكذيب گران با تقواپيشگان و محسنان در آيات مورد بحث، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

89- بى عقلى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 3

3 - كسانى كه پيامبران الهى را تكذيب كنند و به آيات و نشانه هاى خدا ايمان نياورند ، مردمى بى خرد و نادان هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

مراد از «الذين لايعقلون» - به قرينه مقابله با «ما كان لنفس أن تؤمن . ..» - تكذيب كنندگان و كافران هستند. گفتنى است ذكر «لايعقلون» به جاى «لايؤمنون» برداشت فوق را تأييد مى كند.

90- بى عقلى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 3

3 - كسانى كه پيامبران الهى را تكذيب كنند و به آيات و نشانه هاى خدا ايمان نياورند ، مردمى بى خرد و نادان هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

مراد از «الذين لايعقلون» - به قرينه مقابله با «ما كان لنفس أن تؤمن . ..» - تكذيب كنندگان و كافران هستند. گفتنى است ذكر «لايعقلون» به جاى «لايؤمنون» برداشت فوق را تأييد مى كند.

91- بى عقلى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 9

9- ناباوران به حقانيّت قرآن و الهى بودن آن ، از خردمندى بى بهره اند .

أفمن يعلم . .. كمن هو أعمى إنما يتذكّر أُولُوا الألبب

92- بى عقلى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 3

3 - درخواست نامه هاى سرگشاده و جداگانه براى خود ، جلوه نابخردى و سبك مغزى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فما لهم عن التذكرة معرضين . .. بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

93- بى لياقتى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 20

20- مشركان ، كافران به خدا و ناباوران به قيامت ، فاقد صلاحيت براى ارائه برنامه و مقررات براى انسانها

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

94- بى مبالاتى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 10 - 7

7 - بى مبالاتى در سوگند ياد كردن و فرومايگى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. حلاّف مهين

صفت «حلاّف مهين» و ديگر اوصافى كه در آيات بعد ذكر مى شود، مربوط به كافرانى است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند.

95- بى منطقى استدلال مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 6

6- زندگى ، تلاش و استدلال هاى منكران وحى ، حركتى بازيگرانه و فاقد بنياد هاى متقن

فى شكّ يلعبون

96- بى منطقى تلاش مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 6

6- زندگى ، تلاش و استدلال هاى منكران وحى ، حركتى بازيگرانه و فاقد بنياد هاى متقن

فى شكّ يلعبون

97- بى منطقى زندگى مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 6

6- زندگى ، تلاش و استدلال هاى منكران وحى ، حركتى بازيگرانه و فاقد بنياد هاى متقن

فى شكّ يلعبون

98- بى منطقى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 10

10 - تكذيب بى دليل آيات الهى ، شيوه مستمر و عادت هميشگى كافران

أمّاذا كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعملون» ماضى استمرارى و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 7

7 - دشمنان ديانت و ستيزه جويان با آيات الهى ، فاقد منطق و برهان

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم

برداشت يادشده بر اين اساس است كه «بغير سلطان . ..» قيد توضيحى باشد; يعنى، همواره چنين است كه مجادله گران با آيات الهى، بدون حجت و برهان به مجادله مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 2

2 - دشمنان ديانت و ستيزه جويان با آيات الهى ، فاقد منطق و برهان

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «بغير سلطان» قيد توضيحى باشد; يعنى، همواره چنين است كه مجادله گران در آيات الهى، بدون حجت و برهان به جدال برمى خيزند.

99- بى منطقى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 5

5 - سستى عقايد مشركان و ناتوانى آنان از برخورد منطقى با تعاليم قرآن

بل عجبت و يسخرون

توسّل مشركان به تمسخر در برابر تعاليم قرآن و رسالت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، گوياى حقيقت ياد شده است.

100- بى منطقى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 10

10- كافران و منكران برپايى قيامت ، فاقد توجيه و تفسير صحيح و حق مدارانه براى آفرينش جهانند و يا مردمى پوچ گرا مى باشند .

و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 3

3 - منكران قيامت ، فاقد دليل و برهان يقينى و اطمينان آور بر انكار آن

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

مطلب ياد شده با توجه به آمدن فعل «يحسب» (گمان مى كند)، استفاده مى شود.

101- بى منطقى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 7

7 - رفاه زدگان كفرپيشه عصر بعثت ، فاقد كمترين عذر قابل پذيرش در انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

حتّى اذا أخذنا مترفيهم . .. أفلم يدّبّروا القول ... بل جاءهم بالحقّ

102- بى منطقى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 8

8- مشركان در انكار معاد ، فاقد استدلال و دليل قطعى و تنها متكى بر استبعاد هستند .

أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

از اينكه مشركان، در انكار معاد تنها به استبعاد پرداختند، نشان مى دهد كه آنان دليلى براى تكذيب خود نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 4

4- انكار معاد از سوى مشركان ، صرفاً متكى بر استبعاد بود نه مبتنى بر دليل و برهان

و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 6

6 - منكران معاد ، متكى به صرف استبعاد و فاقد هرگونه دليل عقلى و يقينى

أفلاتعقلون . .. قالوا أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 48 - 3

3 - كافران ، براى انكار قيامت فاقد برهان اند و جز استبعاد و شگفت آور بودن برپايى آن ، دليلى ندارند .

أءنّا لمبعوثون . أو ءاباؤنا الأوّلون

برداشت ياد شده از آن جا است كه دو آيه مورد بحث - كه درصدد بيان دلايل انكار معاد از سوى كافران است - مطلبى از آنان جز استبعاد و شگفتى آنان ياد نكرده است.

103- بى ياورى اخروى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 7

7 - تكذيب كنندگان دين ، در قيامت از يارى هم نشينان خويش محروم خواهند بود .

فليدع ناديه

امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه شخص گرفتار، نمى توان هم نشينان خود را به يارى بخواند.

104- بى ياورى اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 1

1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.

105- بينش باطل مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 11 - 1

1 - انسان در ديدگاه منكران معاد ; پس از مرگ نابود شده و از او چيزى جز استخوان هاى پوسيده باقى نمى ماند .

أءذا كنّا عظمًا نخرة

«نَخير»; يعنى، صداى بينى و «نخرة» به استخوان كهنه و پوسيده اى گفته مى شود كه با اندك تماسى از هم بپاشد و چنانچه قدرى از آن باقى باشد - به گونه اى كه با وزش باد به صدا درآيد - به آن «ناخر» مى گويند. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 2

2 - منكران معاد ، حيات دوباره انسان ها را پس از مرگ ، حياتى بى ثمر و سراسر زيان وانمود مى كنند .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

«كرّة»; يعنى، رجوع. نسبت دادن زيان كارى به رجوع - نه رجوع كنندگان - مبالغه در ترسيم زيان كارى است.

106- بينش غلط مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 3

3 - بينش غلط منكران آخرت در تشخيص زشتى كردار خويش ، كيفرى الهى براى آنان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

تعبير «زيّنّا» (ما آراستيم) اشاره به اين حقيقت دارد كه بينش نادرست كافران در عرصه ارزش گذارى، نتيجه اى است كه خداوند در ازاى حق ناپذيرى آنان مقرر فرموده است.

107- بينش مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 8

8 - گروهى از انسان ها به خاطر نپذيرفتن قيامت ، دين خدا را دينى منحرف مى پندارند و از آن رويگردان مى شوند .

الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً و هم بالأخرة كفرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و هم بالأخرة كفرون» جمله حاليه و در مقام تعليل باشد كه در اصطلاح به آن حال معللّه گفته مى شود. بر اين مبنا آيه اشاره به اين معنا دارد كه: برخى انسانها به علت نپذيرفتن قيامت، مى پندارند دينى كه در آن زنده شدن مردگان مطرح باشد دينى بى اساس و داراى اعوجاج است و در نتيجه از آن رويگردان شده و ديگران را از آن بازمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 3

3- منكران قيامت ، زنده شدن مردگان خاك گشته را امرى بس بعيد مى شمرند .

أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد

استفهام در جمله «أءذا . ..» استفهام انكارى است و تكرار آن دلالت بر شدت انكار و استبعاد دارد.

108- بينش مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 2

2- منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ناديده گرفتن معجزه قرآن ، آن حضرت را فاقد هرگونه معجزه معرفى مى كردند .

و قالوا لولا يأتينا ب--َاية من ربّه أوَلم تأتهم بيّنة

109- بينش مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 2

2 - منكران معاد داراى بينشى سطحى و مادى هستند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 6

6- منكران معاد ، بر اين پندار بودند كه خداوند خود ، انسان هاى مرده را زنده نمى كند .

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 35 - 4

4 - در نظر منكران معاد ، انسان موجودى صرفاً مادى و جسمانى است .

أيعدكم . .. و كنتم ترابًا و عظمًا أنّكم مخرجون

از اين كه اشراف، خاك و استخوان شدن را به خود انسان نسبت داده اند نه به جسم او (يعنى نگفتند «و كان جسمكم تراباً. ..») استفاده مى شود كه آنان براى انسان، هويتى بيرون از كالبد و جسم او معتقد نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 14

14- وعده الهى به معاد ، اسطوره اى كهنه و بى اساس ، در نگاه نسل كافر عصيانگر

و الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 10 - 2،3

2 - منكران معاد ، زنده شدن اهل قبور را شگفت آور خوانده و آن را بعيد مى شمارند .

يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة

يكى از معانى «حافرة» قبر است (مفردات راغب). قيد «فى الحافرة» حال و مفاد جمله «أءنّا ...» اين است كه آيا ما در حالى كه در قبر هستيم، به زندگى بازگردانده خواهيم شد؟!

3 - استبعاد ، تنها واكنش منكران معاد

يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 11 - 2،3

2 - از هم پاشيده شدن اجزاى بدن انسان پس از مرگ ، مايه استبعاد معاد در ديدگاه منكران آن

أءذا كنّا عظمًا نخرة

3 - استبعاد تنها واكنش منكران معاد ، در برابر هشدار هاى الهى نسبت به حوادث پس از مرگ

أءذا كنّا عظمًا نخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 14 - 2

2 - منكران معاد ، آيات مربوط به آن را ، عارى از حقيقت پنداشته و شوخى قلمداد مى كردند .

و ما هو بالهزل

هدف از توصيف قرآن به دورى از مزخرفات و مهملات، بيان اوصاف قرآن نيست; زيرا در توصيف چيزى، به بيان حداقل كمال آن بسنده نمى شود. بنابراين مراد، نفى پندار مخالفان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 3

3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .

أهلكت مالاً لبدًا

انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.

110- بينش مكذبان مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 7

7 - باورنداران به تقدير الهى ، برخوردارى ها و امكانات را نشانه شايستگى هاى خود پنداشته و دچار خودپسندى و فخرفروشى مى شوند .

لكيلا . .. و لاتفرحوا بما ءاتيكم و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

111- پاسخ به شبهات مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به پرسش ها و شبهه انگيزى هاى كافران و منكران معاد ، در باور هاى دينى مردم و آگاهى دادن به آنان

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل إنّما العلم عند اللّه

112- پاسخ شبهات مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به كافران درباره وقوع حتمى قيامت

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة قل بلى

113- پاسخ شبهات مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 5،15،18

5- خداوند ، پيشاپيش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام كرد كه منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهه استبعاد معاد ، از پديدآورنده آن سؤال خواهند كرد .

فسيقولون من يعيدنا

15- منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهات خود درباره معاد ، با شگفتى از زمان وقوع آن مى پرسيدند .

فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو

بنابر اينكه حركت دادن سر، همانگونه كه در استعمال لغوى آن آمده است، براى اظهار تعجب و شگفتى باشد (لسان العرب)، برداشت فوق به دست مى آيد.

18- منكران معاد پس از دريافت دليل هاى قاطع و غير قابل انكار قرآن بر حقانيت معاد به طرح مسائلى بى ثمر و بى تأثير در اصل مسأله معاد ، روى آوردند .

و يقولون متى هو

منكران معاد على رغم پرسشهاى به ظاهر استدلالى نخستين، به پرسشهايى روى آوردند كه نه ثمرى براى آنان داشت و نه حقانيت معاد بر دانستن آنها متكى بود چه اينكه قيامت واقعيتى است حتمى الوقوع و دانستن و ندانستن زمان آن، در آن واقعيت تأثيرى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 79 - 2

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به شبهات كافران و منكران معاد با استدلال و برهان

قال من يحىِ العظم و هى رميم . قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة

114- پاسخ مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پاسخ گويى به اتهامات مشركان مبنى بر ساختگى بودن قرآن با روشن كردن حقيقت وحى

إنما أنت مفتر . .. قل نزّله روح القدس من ربّك

115- پرسش مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 5،15

5- خداوند ، پيشاپيش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام كرد كه منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهه استبعاد معاد ، از پديدآورنده آن سؤال خواهند كرد .

فسيقولون من يعيدنا

15- منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهات خود درباره معاد ، با شگفتى از زمان وقوع آن مى پرسيدند .

فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو

بنابر اينكه حركت دادن سر، همانگونه كه در استعمال لغوى آن آمده است، براى اظهار تعجب و شگفتى باشد (لسان العرب)، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 3

3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران

لقد وعدنا هذا. .. و يقولون متى هذا الوعد

مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

116- پرسشهاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 1

1 - منكران معاد در عصر بعثت ، با پرسش از يكديگر ، در پى تصور زواياى آن بودند .

عمّ يتساءلون

«عمّ» در اصل «عن ما» بوده و «ما» براى استفهام است. «تساؤل» (مصدر «يتسائلون»); يعنى، سؤال از يكديگر. آيات بعد - كه درباره مظاهر قدرت خداوند و اوصاف قيامت است - و نيز وعده حتمى به آگاه شدن - در جمله «سيعلمون» - جملگى گوياى آن است كه مورد پرسش، مسائل مربوط به جهان آخرت است و نشان مى دهد كه پرسش كنندگان، معاد را باور نداشتند و با سؤالات

خود - چنانچه به انگيزه كشف حقيقت باشد - درصدد آگاهى به كيفيت معاد بوده اند.

117- پشيمانى مكذبان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 3

3 - پشيمانى سخت تكذيب گران پيامبر جامعه پس از نوح ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال

قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

118- پشيمانى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 12

12 - منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

119- پشيمانى مكذبان هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 3

3 - پشيمانى سخت تكذيب گران پيامبر جامعه پس از نوح ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال

قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

120- پليدى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 2

2- غير مؤمنان به عالم آخرت ، زشت صفت و بد سيرتند .

للذين لايؤمنون بالأخرة مثل السوء

مراد از «مثل السوء» - چنان كه نوع مفسّران گفته اند - صفت سوء و زشت است.

121- پليدى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 4

4 - كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، مردمى پليد هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

122- پندار مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 14 - 3

3 - جاودانه پنداشتن دنيا و استبعاد معاد از سوى ناباوران ، بر پايه گمان است ; نه برهان و يقين .

إنّه ظنّ

123- پيروى از مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 13

13 - مؤمنان نبايد در افكار و اعمال و سنتها از مشركان و منكران معاد تقليد كنند.

و لا تتبع أهواء الذين . .. و هم بربهم يعدلون

124- پيشگويى شكست مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

125- تبرى از مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 13

13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

126- تبيين فرجام مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 4

4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى

فذكّر

ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.

127- تجاوزگرى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 8،9

8 - خداوند ، بر دل هاى تكذيب كنندگان پيامبرانِ پس از نوح ( ع ) ، به علت رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آنان ، مهر زده بود .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به اسم فاعل (المعتدين) بدون لحاظ زمان و مفعول، بيانگر ثبوت مبدأ اشتقاق (اعتدا) در ذات (مكذبان) است.

9 - تكذيب كنندگان پيامبران پس از نوح ( ع ) مردمى تجاوزپيشه و حق ستيز بودند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

128- تحدى با مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

129- تحقير اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 2

2 - افكنده شدن منكران قيامت به جهنم ، همراه با تحقير و اجبار است .

و إذا أُلقوا منها

واژه «أُلقوا» (به صيغه مجهول) به جاى «ادخلوا»، حاكى از اجبارى و تحقيرآميز بودن ورود به جهنم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 2

2 - تحقير و عذاب روحى تكذيب گران روز جزا ، در قيامت از سوى خداوند

فإن كان لكم كيد فكيدون

امر در «فكيدون»، تعجيزى و مفيد سرزنش و تحقير است.

130- تحقير اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 18 - 2

2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .

و أنتم دخرون

«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.

131- تحقير مكذبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

132- تحقير مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 8

8 - تكذيب دين و روى گردانى از آن ، در پى دارنده كيفرى تحقيرآميز و گريزناپذير

أرءيت إن كذّب و تولّى . .. كلاّ لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية

گرفتن موهاى جلو سر - علاوه بر تحقير - شخص را به طور كامل تسليم گيرنده آن مى سازد; به گونه اى كه مقاومت سودى نمى بخشد. كيفر ياد شده - به قرينه «سندع الزبانية» (در آيات بعد) - مربوط به قيامت است; ولى دلالت آيه شريفه بر كيفر دنيوى نيز بعيد نيست.

133- تحير مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 3

3 - سرگردانى و تحيّر در زندگى دنيايى ، عذابى جانكاه و رنجى طاقت فرسا براى منكران آخرت

فهم يعمهون . أُولئك الذين لهم سوء العذاب

جمله «أُولئك الذين. ..» مى تواند تفسير براى «عَمَه» در «فهم يعمهون» باشد.

134- تحير مكذبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

135- تحير مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 6،7،8

6 - خداوند منكران قرآن را در انكار و طغيانشان به حال خود ر ها مى سازد .

و يذرهم فى طغينهم

7 - كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

8 - كفرپيشگان منكر قرآن راهى براى نجات از تحير و سرگردانى ندارند .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

معناى جمله «يذرهم . .. » بنابراينكه «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون»باشد، چنين مى شود: خداوند منكران قرآن را رها نمى سازد تا همچنان در وادى طغيان، سرگردان بمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

136- تحير مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

137- تحير مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

138- تداوم عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 1

1 - استغاثه و درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى رهايى از آتش جهنم نتيجه بخش نبوده و عذابشان ادامه خواهد يافت .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از درخواست هلاكت، در حقيقت كنايه از نجات از وضع بسيار سخت دوزخ است; نه مرگ و نابودى واقعى.

139- تذكر به مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 2

2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى

كلاّ إذا بلغت التراقى

140- تذكر ذلت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

141- تذكر عجز اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

142- تذكر فرجام مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 6

6 - يادآورى سرنوشت شوم تكذيب كنندگان آيات حق ، هشدارى جدى براى مشركان عصر بعثت و مايه تحكيم روحيه استقامت و پايدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

143- ترس اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 2

2 - منكران رستاخيز و دنيامداران ، هراسناك از دستاورد هاى خود ، در قيامت

ترى الظلمين

تعبير «الظالمين» در آيه شريفه، عنوانى است كه بر منكران معاد و دنيامداران مطرح درآيات پيشين اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 1

1 - تكذيب گران روز جزا ، در آن روز از شدت ترس دم برنخواهند آورد .

هذا يوم لاينطقون

144- ترس اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 8 - 2

2 - صحنه برپايى قيامت براى منكران معاد ، صحنه اى هراس انگيز و اضطراب آور خواهد بود .

قلوب يومئذ واجفة

مراد از «قلوب» - به قرينه «يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة» در آيات بعد - قلب منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 1،2

1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .

أبصرها خشعة

«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.

2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد

أبصرها خشعة

فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.

145- ترس مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 2

2 - روى گردانى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سخن بيداربخش و پندآموز قرآن ، همراه با ترس و نگرانى از آينده خويش بود .

فرّت من قسورة

از تشبيه اعراض كافران از قرآن، به فرار گورخران از شير ژيان - كه همراه با ترس و اضطراب شديد است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

146- ترسناكى عذاب مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 3

3 - عذاب شدن كافران تكذيب گر ، بسيار هراس انگيز و شگفت آور بوده است .

ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير

استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجبى و بيانگر شدت كيفر است.

147- تشويق مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 58 - 4

4 - تشويق منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در فرايند پيدايش انسان از منى

أفرءيتم ما تمنون

148- تعجب اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 5

5 - بهت زدگى مشركان و منكران معاد ، پس از زنده شدن آنان در روز رستاخيز

فإذا هم ينظرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه نگاه كردن منكران قيامت، از نوع نظاره انسان بهت زده باشد; زيرا منكران معاد هرگز روزى را پيش بينى نمى كردند كه ناگهان زنده شوند و به مجازات برسند.

149- تعقل در فرجام مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 1

1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

150- تفاخر مكذبان مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 7

7 - باورنداران به تقدير الهى ، برخوردارى ها و امكانات را نشانه شايستگى هاى خود پنداشته و دچار خودپسندى و فخرفروشى مى شوند .

لكيلا . .. و لاتفرحوا بما ءاتيكم و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

151- تفريط مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 8

8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».

152- تكبر مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 1

1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.

153- تكبر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 1

1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر

«سلطان» به معناى حجت و برهان است.

154- تكبر مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 1

1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر

«سلطان» به معناى حجت و برهان است.

155- تكبر مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 2

2 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى مغرور و خودخواه بودند .

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

اين كه كافران براى هر يك از خودشان، در انتظار ارسال نامه اى جداگانه از سوى خدا بودند، نشانه غرور و خودخواهى آنان است.

156- تكبر مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 3

3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .

بل . .. يكذّبون

157- تكذيبگرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 3

3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .

بل . .. يكذّبون

158- تلاش مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 7

7 - منكران وقوع قيامت ، در صدد بودند تا با طرح عدم امكان بازآفرينى اجساد قطعه قطعه شده انسان ها پس از مرگ ، عقيده خود را توجيه كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئ

159- تلاش مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 5

5 - تلاش وحى ناباوران ، براى مأيوس ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از دعوت آنان به اسلام

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون

از مانع تراشى هاى مشركان و تأكيدهاى مكرر آنها مبنى بر نرسيدن دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آنان و نيز تأكيدشان بر پايبندى به كيش خويش، مطلب بالا استفاده مى شود.

160- تناقض گويى مكذبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

161- تناقض گويى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

162- تناقض گويى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

163- تناقض گويى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

164- تنوع عذاب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 17

17- عذاب كافران به قرآن ، ممكن است انواعى مغاير با عذاب پيشينيان باشد .

أن تأتيهم سنّة الأوّلين أو يأتيهم العذاب قبلاً

چنان چه «قُبُلاً» جمعِ «قبيل» باشد، به معناى انواع و اقسامِ گوناگون است و مراد آيه اين مى شود كه عذاب اين كافران، لزوماً، از همان انواع عذاب پيشينيان نيست، بلكه ممكن است آنان به انواع گوناگون ديگرى از عذاب مبتلا شوند.

165- توجيه گرى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 7

7 - منكران وقوع قيامت ، در صدد بودند تا با طرح عدم امكان بازآفرينى اجساد قطعه قطعه شده انسان ها پس از مرگ ، عقيده خود را توجيه كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئ

166- توجيه گرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 17

17- منكران معاد ، توجيه كنندگان كفر خويش ، با روشنفكر مآبى و اتهام ارتجاع به دين

فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين

آيه بعد، گوينده «ماهذا إلاّ. ..» را وعده به عذاب داده است. از اين نكته استفاده مى شود كه نسبت دادن «أساطير الأوّلين» به وعده هاى حق، نه از سر جهل و نادانى; بلكه به دليل كفر و گستاخى بوده است و با اين تعبير، كافران توجيه گر كفر خويش بوده اند.

167- توصيه به مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 95 - 2

2 - ايمان آوردن به معاد و دست برداشتن از انكار و تكذيب آن ، توصيه أكيد الهى به همه كافران و تكذيب گران

و أمّا إن كان من المكذّبين . .. إنّ هذا لهو حقّ اليقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 2

2 - توصيه خداوند به كافران و منكران قيامت به ايمان به خدا ، پيامبر اسلام و قرآن

فامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا

بيشتر مفسّران مقصود از «نور» در اين آيه را قرآن كريم مى دانند.

168- توصيه به مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 63 - 4

4 - توصيه منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در چگونگى رشد و نموّ دانه هاى پاشيده شده در زمين بهوسيله كشاورزان ، براى پى بردن به قدرت الهى و پذيرش امكان معاد

أفرءيتم ما تحرثون

169- توطئه مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 5

5 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال هجوم كافران و تكذيب گران

إنّ عذاب ربّك لوقع

از اين كه پس از تأكيدهاى فراوان، خداوند روى سخن را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) متوجه ساخته و به آن حضرت اطمينان مى دهد كه عذاب كافران قطعى است; مطلب بالا استفاده مى شود.

170- توطئه هاى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 2

2 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و كارشكنى هاى تكذيب گران

فذرنى و من يكذّب بهذا الحديث

171- تهديد مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 1

1 - كافران تكذيب گر ، از سوى خداوند به عذاب خفت بار تهديد شدند .

سنسمه على الخرطوم

«وَسْم» (از ريشه «نسمه») به معناى داغ نهادن است و «خرطوم» در اصل به معناى بينى فيل مى باشد. تعبير «بر بينى او داغ خواهيم زد»، كنايه از اين است كه او را به شدت ذليل خواهيم كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 1

1 - مرفهان تكذيب گر از سوى خداوند ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و ذرنى و المكذّبين

تعبير (مرا با تكذيب گران واگذار) تعبيرى تهديدآميز است. تهديد الهى هم ممكن است، ناظر به شكست كافران در جنگ ها باشد و هم عذاب اخروى.

172- تهديد مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 3

3 - كافران منكر نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكر آيات الهى قرآن ، مورد تهديد خداوندند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و قالوا لولا أنزل عليه ءايت ... أَوَلم يكف

اعلام كفايت گواهى خداوند ميان منكران و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند تهديدى براى كافران منكر قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كافرانِ منكر آيات الهى را ، به عذاب ، تهديد كرده بود .

و يستعجلونك بالعذاب

«ال» در «العذاب» مى تواند عهد باشد و اشاره به عذابى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آن وعده داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران منكر آيات الهى را ، تهديد به عذاب كرده بود .

يستعجلونك بالعذاب

173- تهديد مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 11

11- خداوند ، تكذيب كنندگان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به فرجام شوم و گرفتار آمدن به عذاب استيصال تهديد كرد .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 4

4 - كفرپيشگان تكذيب گر ، مورد تهديد خداوند و در معرض عذاب الهى

ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 3

3 - تهديد شدن كافران تكذيب گر ، به نزول عذاب الهى همچون اقوام و ملل پيشين

و لقد كذّب الذين من قبلهم فكيف كان نكير

174- تهديد مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 34 - 1

1 - تكذيب كنندگان دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى

و لكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى

عبارت «أولى لك فأولى» - مانند «ويل لك» - براى تهديد و نفرين عليه ديگرى به كار مى رود و نوعاً كسانى مورد خطاب اين جمله قرار مى گيرند كه در معرض هلاكت اند و بدين وسيله ترغيب مى شوند كه خود را از اين مهلكه نجات دهند (برگرفته از مفردات راغب و تفاسير).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 35 - 1

1 - تكذيب گران دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى

و لكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى

گفتنى است كه اين آيه، تأكيد براى آيه پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 15 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 17 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و نابودى

ثمّ نتبعهم الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 19 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 24 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 28 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 34 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 37 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 40 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 45 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 47 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 49 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 8 - 7

7 - حكم نافذ و قضاوت حكيمانه خداوند ، تهديدى براى تكذيب كنندگان دين و منكران قيامت

فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 13 - 4

4 - تكذيب كنندگان تعاليم هدايت گر دين و دستورات تقواپيشگىِ آن ، طغيان گر و مورد تهديد الهى اند .

ليطغى . .. أرءيت إن كذّب و تولّى

سياق آيات، بر تهديد دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 14 - 5

5 - خداوند ، تكذيب گران دين و روى گردانان از آن و نهى كنندگان مردم از نماز را ، به عذاب خويش تهديد كرده است .

ألم يعلم بأنّ اللّه يرى

جمله «ألم يعلم. ..» در مقام تهديد و حاكى از كيفرهايى است كه نظارت خداوند، آن را به دلالت التزامى مى رساند.

175- تهديد مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 3

3 - مشركانِ مخالف قرآن در صدراسلام ، به كيفر و عذاب الهى تهديد شدند .

فكفروا به فسوف يعلمون

جمله «فسوف يعلمون» جمله اى است تهديد آميز عليه مشركانِ مخالف قرآن. در اين كه اين تهديد مربوط به چه مسأله اى است و متعلق علم در (يعلمون) چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1- عذاب استيصال، 2- پى آمدهاى ناگوار اجتماعى و فردى كفر و شكست خوردن جبهه كفر در آينده نزديك. برداشت ياد شده مبتنى برديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 1

1- تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند

فإنّما يسّرنه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون

عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و معاد ، از سوى خداوند به عذاب تهديد شدند .

فذرنى و من يكذّب بهذا الحديث

مقصود از «حديث» يا قرآن است و يا مسأله معاد كه در آيه پيش مطرح شده است. گفتنى است كه تعبير «فذرنى و من يكذّب» و مانند آن، در مورد تهديد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 7

7 - خداوند ، منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن را ، به مؤاخذه افكار و كردارشان تهديد كرده است .

و اللّه أعلم بما يوعون

مقصود از بيان آگاهى خداوند، به افكار انباشته در ظرف ذهن و كردار موجود در نامه عمل، تهديد به مؤاخذه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 3

3 - خداوند ، تهديد كننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود

هل أتيك . .. فرعون و ثمود . بل الذين كفروا فى تكذيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 7

7 - خداوند ، تهديدكننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن ، به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود

هل أتيك حديث الجنود . .. و اللّه من ورائهم محيط

176- تهديد مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 2 - 3

3 - تهديد منكران قيامت ، به دست برداشتن از انكار آن تا فرصت باقى مانده

ليس لوقعتها كاذبة

«كاذبة» مى تواند صفت براى موصوف مقدر باشد (نفس كاذبة). در اين صورت آيه شريفه نظر به كافران دارد كه تا وقت باقى است، دست از انكار قيامت بردارند; زيرا روزى كه قيامت واقع شود، آنان جز تسليم شدن در برابر واقعيت و گرفتار سرافكندگى شدن فرجامى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 3

3 - تهديد تكذيب گران روز جزا ، به محروميت از موهبت هاى بهشتى

كلوا و تمتّعوا قليلاً

امر در «كلوا و تمتّعوا» در معناى تهديد و انذار به كار رفته است. در آيات گذشته، از مواهب بهشت و تأمين خواسته هاى تقواپيشگان در آن، سخن به ميان آمده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه اين تهديد، ناظر به محروميت از موهبت هاى بهشتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 8 - 7

7 - حكم نافذ و قضاوت حكيمانه خداوند ، تهديدى براى تكذيب كنندگان دين و منكران قيامت

فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين

177- تهديد مكذبان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 13 - 4

4 - تكذيب كنندگان تعاليم هدايت گر دين و دستورات تقواپيشگىِ آن ، طغيان گر و مورد تهديد الهى اند .

ليطغى . .. أرءيت إن كذّب و تولّى

سياق آيات، بر تهديد دلالت دارد.

178- تهديد مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 12

12 - خداوند ، تكذيب كنندگان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را به عذاب استيصال تهديد فرمود .

فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 48 - 1

1 - خداوند ، تكذيب كنندگان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را به عذاب استيصال تهديد كرده بود .

و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 13

13- خداوند ، مشركان عصر بعثت و منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به عذاب و كيفر تهديد كرد .

فما أغنت عنهم ءالهتهم . .. لما جاء أمر ربك

خطاب كردن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (لما جاء أمر ربك) و (ذلك من أنباء القرى نقصه عليك) در بيان نتيجه گيرى از سرگذشت اقوام پيشين، حاوى اين نكته است كه: مشركان عصر پيامبر نيز در خطر گرفتار شدن به آن گونه عذابها بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 1

1- خداوند منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را همواره به عذاب هاى دنيوى تهديد مى كرد .

و إن مَّا نرينّك بعض الذى نعدهم

تحقق بخشيدن برخى از عذابهاى موعود در حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه مفاد «نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفينّك» است - حاكى از آن است كه مراد از وعيدها (نعدهم) عذابهاى دنيوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 4

4- خداوند كفرپيشگان و منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به هلاك ساختن آنان و از ميان بردنشان تهديد كرد .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 3

3 - كافران منكر نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكر آيات الهى قرآن ، مورد تهديد خداوندند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و قالوا لولا أنزل عليه ءايت ... أَوَلم يكف

اعلام كفايت گواهى خداوند ميان منكران و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند تهديدى براى كافران منكر قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 10

10 - منكران نبوت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند تهديد شده اند .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة

به قرينه خطاب «ربّك» احتمال دارد مرجع ضمير در «بينهم» مشركان و كافرانى باشند كه نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را قبول نداشتند و خداوند، با اين بيان درصدد تهديد آنها است.

179- تهديد مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 8

8 - تهديد شدن منكران قيامت و جرم پيشگان ، به عذاب قهر الهى در قيامت

الذين لايرجون لقاءنا . .. لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 51 - 3

3 - تهديد منكران معاد از سوى خداوند ، به عذاب سخت اخروى

ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون

خبر «إنّ» - كه در آيه بعد آمده - بيانگر عذاب هولناك منكران رستاخيز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و معاد ، از سوى خداوند به عذاب تهديد شدند .

فذرنى و من يكذّب بهذا الحديث

مقصود از «حديث» يا قرآن است و يا مسأله معاد كه در آيه پيش مطرح شده است. گفتنى است كه تعبير «فذرنى و من يكذّب» و مانند آن، در مورد تهديد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 17 - 6

6 - صحنه داورى در قيامت ، تهديدى گريزناپذير براى منكران معاد و شبهه افكنان در حقانيّت آن

عمّ يتساءلون . .. إنّ يوم الفصل كان ميقتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 3

3 - خداوند ، با توبيخ كسانى كه به تفريحات خانوادگى سرگرم شده و معاد را بعيد شمردند ، آنان را به مؤاخذه اخروى تهديد كرد .

بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

خبر از آگاهى خداوند به كارها و خصلت هاى منكران معاد، تهديد آنان به مؤاخذه با تعبيرى توبيخ آميز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 7

7 - خداوند ، منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن را ، به مؤاخذه افكار و كردارشان تهديد كرده است .

و اللّه أعلم بما يوعون

مقصود از بيان آگاهى خداوند، به افكار انباشته در ظرف ذهن و كردار موجود در نامه عمل، تهديد به مؤاخذه است.

180- تهمتهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 1

1- منكران آخرت ، آيات قرآن را سخنانى ساختگى و قصه هاى نوشته شده پيشينيان قلمداد مى كردند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أس

«أساطير» (جمع اُسطوره) به معناى داستانهاى ساختگى و سخنان موهومى است كه به صورت مكتوب مى باشد.

181- تهمتهاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 3

3 - اتهام سحر و ساحرى به پيامبران و وحى ، زشت ترين موضع گيرى تكذيب گران عليه آنان *

أفسحر هذه

اختصاص به ذكر يافتن موضوع «سحر»، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 3،5،11

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، معارف قرآن را نوشته هايى بى اساس و ساخته و پرداخته پيشينيان مى دانند .

قال أسطير الأوّلين

(«أساطير» جمع «اُسطوره») به سخن هاى زيبا و نوشته شده اى گفته مى شود كه در محتوا، شبيه ياوه سرايى باشد (لسان العرب). مراد از استناد «أساطير» به «أوّلين» يا اين است كه اين اساطير، تراوش افكار آنان است و يا اين كه زندگانى آنان، در اين افسانه ها ترسيم شده است. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال نخست است.

5 - منكران قيامت ، قرآن را مجموعه اى افسانه اى ، درباره نسل هاى انقراض يافته بشر مى دانند .

إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين

ر. ك. توضيح 3

11 - منكران قيامت ، آن را خرافه اى ساخته و پرداخته افسانه پردازان پيشين مى دانند .

و ما يكذّب به إلاّ. .. قال أسطير الأوّلين

182- تهمتهاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 17

17- منكران معاد ، توجيه كنندگان كفر خويش ، با روشنفكر مآبى و اتهام ارتجاع به دين

فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين

آيه بعد، گوينده «ماهذا إلاّ. ..» را وعده به عذاب داده است. از اين نكته استفاده مى شود كه نسبت دادن «أساطير الأوّلين» به وعده هاى حق، نه از سر جهل و نادانى; بلكه به دليل كفر و گستاخى بوده است و با اين تعبير، كافران توجيه گر كفر خويش بوده اند.

183- جاودانگى عذاب مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 3

3 - كفرپيشه گان مكذّبان آيات الهى ، همواره در عذاب خواهند ماند .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

«محضرون» - اسم مفعول «إحضار» - به چيزى گفته مى شود كه همواره حاضر باشد. چنين نكته اى، مستلزم اين است كه افراد ياد شده، هيچ گاه از عذاب غايب نباشند.

184- جمعيت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 5

5 - تكذيب كنندگان انبياى پيشين بر اثر برخوردارى از رفاه و آسايش جمعيتشان افزايش يافت .

حتى عفوا

از معانى «عفو» زياد شدن است. در لسان العرب آمده: «عفا القوم: كثروا».

185- جهل مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 3

3 - كسانى كه پيامبران الهى را تكذيب كنند و به آيات و نشانه هاى خدا ايمان نياورند ، مردمى بى خرد و نادان هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

مراد از «الذين لايعقلون» - به قرينه مقابله با «ما كان لنفس أن تؤمن . ..» - تكذيب كنندگان و كافران هستند. گفتنى است ذكر «لايعقلون» به جاى «لايؤمنون» برداشت فوق را تأييد مى كند.

186- جهل مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 3

3 - كسانى كه پيامبران الهى را تكذيب كنند و به آيات و نشانه هاى خدا ايمان نياورند ، مردمى بى خرد و نادان هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

مراد از «الذين لايعقلون» - به قرينه مقابله با «ما كان لنفس أن تؤمن . ..» - تكذيب كنندگان و كافران هستند. گفتنى است ذكر «لايعقلون» به جاى «لايؤمنون» برداشت فوق را تأييد مى كند.

187- جهل مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 5

5- آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را باور ندارند ، كوردل و جاهلند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 7

7- بيشتر منكران و تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به حقيقت نسخ و حكمت آن جاهل بودند .

و إذا بدّلنا ءاية . .. أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 6

6 - عوامل و زمينه هاى سقوط و هلاكت تكذيب گران ، ناشناخته براى خود آنان

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

188- جهل مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 11 - 1

1 - منكران روز جزا ، فرومانده در گرداب جهالت و گرفتار غفلت و بى خبرى

الذين هم فى غمرة ساهون

«غمرة» به معناى فرو رفتن در جهل و نادانى و «ساهى» به معناى غافل و بى خبر است.

189- جهل مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 7

7- بيشتر منكران و تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به حقيقت نسخ و حكمت آن جاهل بودند .

و إذا بدّلنا ءاية . .. أكثرهم لايعلمون

190- چشمهاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 1

1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .

أبصرها خشعة

«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.

191- حالات اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 1،2

1 - تكذيب كنندگان قيامت در حالى كه به غل و زنجير بسته شده اند ، به جايگاهى تنگ در دوزخ افكنده خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا مقرّنين

«قرن» (ريشه «مقرنين») در اصل به معناى ريسمانى است كه چند شتر را به هم ببندند; ولى به قرينه آيه 49 سوره ابراهيم (ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد) مى توان گفت: مقصود غل و زنجيرى است كه به وسيله آن، منكران معاد را به هم مى بندند. غل و زنجير است.

2 - افكنده شدن منكران قيامت به جهنم ، همراه با تحقير و اجبار است .

و إذا أُلقوا منها

واژه «أُلقوا» (به صيغه مجهول) به جاى «ادخلوا»، حاكى از اجبارى و تحقيرآميز بودن ورود به جهنم است.

192- حالات مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 2

2 - تكذيب كنندگان آخرت ، داراى حالات و رفتارى شگفت آور و غيرقابل انتظار

أرءيت الذى يكذّب بالدين

استفهام با جمله «أرءيت» - آن هم در زمانى كه تكذيب گران معاد، فراوان و در ديد همگان اند - پرسش حقيقى از ديدن يا دانستن نيست; بلكه مجازى است كه براى بيان غير منتظره بودن حال آن افراد است. ادامه سوره، بيانگر اين است كه علت اين شگفتى، پيدايش آثارى است كه تكذيب معاد آنها را در پى دارد. مخاطب آيه شريفه، هر كسى است كه اين سخن به او مى رسد و

مى توان گفت: خطاب به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است; امّا چون جنبه رسالت او مورد نظر نبوده، اختصاص به شخص آن حضرت ندارد و مفاد آيه، ديگران را نيز دربرمى گيرد.

193- حالات مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 15

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 1،5

1 - حالت جوامع تكذيب كننده آيات الهى ، حالتى شوم است .

ساء مثلاً القوم الذين كذبوا بايتنا

5 - كسانى كه با تكذيب آيات الهى بر خود ستم مى كنند ، حالتى شوم و ناهنجار دارند .

ساء مثلا القوم الذين . .. أنفسهم كانوا يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر «كذبوا بأيتنا» باشد ; يعنى: «ساء مثلا القوم الذين أنفسهم كانوا يظلمون». قابل ذكر است كه در برداشتهاى گذش--ته جم---له «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر جمله «ساء مثلا ... » گرفته شده بود.

194- حتميت حشر مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 1

1- خداوند با سوگند به ربوبيت خويش ، بر ختمى بودن احضار منكران معاد و شياطين به گردآورى آنان در قيامت تأكيد كرده است .

فوربّك لنحشرنّهم والشيطين

ضمير مفعولى در «لنحشرنّهم» به «انسان» در آيه قبل بازمى گردد و مراد منكران معاد است كه زنده شدن دوباره را بعيد شمرده بودند. «حشر»; يعنى، جمع كردن و برخى آن را جمع كردنى كه افراد را به محل اجتماع سوق دهند، معنا نموده اند (مصباح).

195- حتميت عذاب مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 1

1 - تحقق عذاب الهى براى تكذيب گران ، حتمى و غير قابل ترديد است .

إنّ عذاب ربّك لوقع

متعلق «لواقع» حذف شده و به قرينه آيات بعد - كه درباره تكذيب گران است - تقدير آن بايد چنين باشد: «إنّ عذاب ربّك لواقع على المكذبين».

196- حتميت عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 1

1 - درماندگى تكذيب گران روز جزا در قيامت ، از هر گونه چاره انديشى براى رهايى خويش از عذاب الهى

فإن كان لكم كيد فكيدون

197- حتميت عذاب مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 6

6 - نبودن كمترين گريزگاه در قيامت براى منكران معاد

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

مفاد «حاق بهم» (نزول و احاطه بر كافران) مى تواند كنايه از اين باشد كه آنچه در قيامت بر كافران اتفاق مى افتد گريزناپذير است.

198- حتميت كيفر مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 2

2 - مظاهر قدرت خداوند ، در نظام تشريع و تكوين ، گواه حتمى بودن مجازات كافران تكذيب گر

و الطّور . و ... إنّ عذاب ربّك لوقع

در آيات پيشين، تعبير «و كتاب. ..»، اشاره به نظام تشريع و تعبير «والسقف...» اشاره به قدرت خداوند در نظام تكوين دارد. از ارتباط اين دو با «إنّ عذاب ربّك لواقع» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 2

2 - قرار و بى قرارى تكذيب گران در آتش دوزخ ، بى تأثير در تغيير كيفر آنان

فاصبروا أو لاتصبروا سواء عليكم

199- حتميت كيفر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 2،6

2 - حتميت يافتن مجازات الهى درباره تكذيب كنندگان آيات او ، پس از متقاعد شدن آنان نسبت به مجرم بودن خويش

أكذّبتم بايتى . .. و وقع القول عليهم

برخى از مفسران كلمه «وقع» را به معناى «حَقَّ» (قطعيت يافت) گرفته اند. گفتنى است كه واژه «القول» - چنان كه پيش از اين نيز گفته شد - كنايه از عذاب است.

6 - فروماندن ظالمان تكذيب كننده آيات خدا ، از عذرآورى و بهانه تراشى در محكمه الهى ، پس از قطعى شدن عذاب بر آنان

وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

در برداشت ياد شده قيد «پس از قطعى شدن. ..»، بر اين اساس است كه «وقع القول...» به معناى «حقّ القول...» باشد.

200- حتميت كيفر مكذبان دعوتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 8

8 - پيامد و كيفر تكذيب دعوت خدا و رسول او ، همواره با تكذيب كنندگان بوده و آنان حتماً گرفتار آن خواهند شد .

فقد كذّبتم فسوف يكون لزامًا

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- واژه «لزام» مصدر و به معناى لازم و پيوسته است. 2- فاعل «يكون» ضميرى است كه به مصدر فعل «كذّبتم» بازمى گردد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «فسوف يكون جزاء التكذيب لازماًلكم».

201- حتميت كيفر مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 6

6 - سوگند خداوند در تأكيد بر مؤاخذه حتمى تكذيب گران دين و مخالفان نماز ، هدايت و تقوا

لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية

«لام» در «لئن. ..» لام قسم است.

202- حتميت كيفر مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 8

8 - پيامد و كيفر تكذيب دعوت خدا و رسول او ، همواره با تكذيب كنندگان بوده و آنان حتماً گرفتار آن خواهند شد .

فقد كذّبتم فسوف يكون لزامًا

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- واژه «لزام» مصدر و به معناى لازم و پيوسته است. 2- فاعل «يكون» ضميرى است كه به مصدر فعل «كذّبتم» بازمى گردد. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «فسوف يكون جزاء التكذيب لازماًلكم».

203- حسابرسى اخروى از مكذبان الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 127 - 2

2 - قوم تكذيب كننده الياس ، در روز قيامت براى حسابرسى و كيفر احضار خواهند شد .

فإنّهم لمحضرون

204- حسابرسى اخروى از مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 127 - 3

3 - تكذيب كنندگان پيامبران و اديان الهى ، براى حسابرسى و كيفر در روز قيامت احضار خواهند شد .

فإنّهم لمحضرون

205- حسابرسى اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 2

2 - بصير بودن خداوند به ويژگى هاى منكران معاد ، دليل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است .

ظنّ أن لن يحور . بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

206- حسابرسى دنيوى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 11

11- حسابرسى و مجازات كفرپيشگان و منكران رسالت در دنيا

و علينا الحساب

از آن جا كه مقصود از تهديدهاى اشاره شده در اين آيه عذابهاى دنيوى است ، معلوم مى شود مراد از حساب در جمله «علينا الحساب» نيز حسابرسى در دنياست.

207- حسابرسى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 3

3 - روى گردانان از رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كافران به آن ، در قيامت مورد حسابرسى و مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

إلاّ من تولّى و كفر . .. ثمّ إنّ علينا حسابهم

208- حسابرسى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 23 - 1

1 - خداوند ، تمامى اعمال و رفتار مجرمان و منكران معاد را ، در روز رستاخيز محاسبه و رسيدگى خواهد كرد .

و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورًا

فعل «قدمنا» در آيه شريفه - طبق نظر مفسران - به معناى «قصدنا» «عمدنا» (قصد آهنگ [كارى ]كرديم) است و مقصود از آن، پرداختن به حساب اعمال مجرمان حساب اعمال مجرمان و بررسى آنها مى باشد.

209- حسرت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 1

1 - اظهار تأسف و حسرت منكران معاد بر حال زار خود ، پس از برانگيخته شدن در قيامت

فإذا هم ينظرون . و قالوا يويلنا

«ويل» واژه اى است كه براى اظهار تأسف و حسرت به كار مى رود و ضمير متكلم مع الغير (نا) براى تأكيد و اهتمام به اين امر است.

210- حسرت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 8

8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».

211- حشر اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 2

2 - بصير بودن خداوند به ويژگى هاى منكران معاد ، دليل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است .

ظنّ أن لن يحور . بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

212- حشر مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 5

5- برانگيختن منكران معاد و مجازات آنها ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

فوربّك لنحشرنّهم . .. حول جهنّم

213- حق ستيزى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 8،9

8 - خداوند ، بر دل هاى تكذيب كنندگان پيامبرانِ پس از نوح ( ع ) ، به علت رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آنان ، مهر زده بود .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به اسم فاعل (المعتدين) بدون لحاظ زمان و مفعول، بيانگر ثبوت مبدأ اشتقاق (اعتدا) در ذات (مكذبان) است.

9 - تكذيب كنندگان پيامبران پس از نوح ( ع ) مردمى تجاوزپيشه و حق ستيز بودند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 7

7- انكارِ رسولان الهى ، بينشى متّكى به باطل و در جهت ستيز با حقيقت است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ

214- حق ناپذيرى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 3

3- آنان كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، قلبهايى حق ناپذير و روشى مستكبرانه دارند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون

215- حق ناپذيرى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 8

8 - مشكل منكران قرآن ، نهفته در خودشان و نه ناشى از نارسايى مفاهيم وحى

نتلوها عليك بالحقّ فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون

خداوند با تعبير «فبأىّ حديث. ..»، تأثير و كارايى والا و بى نظير قرآن را يادآور شده است. اين تعبير تعريضى به كافران نيز دارد كه كفر و بى ايمانى آنان، برخاسته از نارسايى مفاهيم وحى نيست; بلكه ريشه در لجاج، عناد و سست انديشى نهفته در درون آنها دارد.

216- حق ناپذيرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 7

7 - تسلى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ناپذيرى منكران معاد

و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و ترى كلّ أمّة جاثية

217- حق ناپذيرى مكذبان نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 2

2- جدى نگرفتن حقايق و برخورد بازيگرانه با هستى ، ريشه حق ناپذيرى منكران وحى و رسالت

بل هم فى شكّ يلعبون

تعبير «يلعبون» بيانگر اين نكته است كه كافران، علاوه بر سست انديشى، گرفتار نوعى بازيگرى و دلبستگى كودكانه به مظاهر مادى و جدى نگرفتن حقايق هستند.

218- حق ناپذيرى مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 2

2- جدى نگرفتن حقايق و برخورد بازيگرانه با هستى ، ريشه حق ناپذيرى منكران وحى و رسالت

بل هم فى شكّ يلعبون

تعبير «يلعبون» بيانگر اين نكته است كه كافران، علاوه بر سست انديشى، گرفتار نوعى بازيگرى و دلبستگى كودكانه به مظاهر مادى و جدى نگرفتن حقايق هستند.

219- حق ناشنوايى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 6

6 - مردمى كه به آيات قرآن گوش سپارند و به آن ايمان نياورند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حق ناتوان است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

220- ختم قلب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 1

1- كسانى كه از موضع حق ناپذيرى ، به آخرت ايمان نمى آورند ، خداوند بر قلبهايشان پوششى قرار مى دهد كه قادر به فهم قرآن

نباشند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

221- ختم قلب مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 10

10 - خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .

كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 6،8

6 - اقوام تكذيب كننده پيامبران ، به خاطر مهر شدن دلهايشان و با وجود معجزات و براهين روشن ، توانايى پذيرش آنان را نداشتند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به «فما كانوا ليؤمنوا» به جاى «فما آمنوا بما كذبوا به» بيانگر وجود نوعى مانع است كه آنان را از ايمان آوردن بازمى داشت. در جمله بعد، از آن مانع تعبير به «طبعِ قلوب» شده است.

8 - خداوند ، بر دل هاى تكذيب كنندگان پيامبرانِ پس از نوح ( ع ) ، به علت رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آنان ، مهر زده بود .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به اسم فاعل (المعتدين) بدون لحاظ زمان و مفعول، بيانگر ثبوت مبدأ اشتقاق (اعتدا) در ذات (مكذبان) است.

222- ختم قلب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 1،2،4

1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم

«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

4 - مؤثر نبودن انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كافرانِ منكرِ قرآن ، ناشى از مسدود بودن ابزار درك و فهم ايشان است .

سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون. ختم اللّه على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 2

2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر

223- خجلت اخروى مكذبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 3

3 - منكران لقاء اللّه در قيامت ، مردمانى سرافكنده و شرمسارند .

بل هم بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم

224- خدا و مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 1

1- خداوند ، قطعاً به تمامى آنچه كه منكران آخرت پنهان مى سازند و يا علنى مى كنند ، آگاهى كامل دارد

لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

ضمير فاعلى در «ما يسرّون و ما يعلنون» به «الذين لايؤمنون بالأخرة» در آيه قبل برمى گردد.

225- خدا و مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 4

4- آگاهى خداوند از نيّت ها و حالات درونى منكران معاد ، برخاسته از علم غيب اوست .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون

226- خرافه پرستى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 28 - 4

4 - ناباوران نسبت به آخرت ، گرفتار توهمات و خرافات در معارف اعتقادى خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و ما لهم به من علم إن يتّبعون إلاّ الظنّ

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «ظن» در آيه شريفه، مفهوم گسترده لغوى آن را دارد; كه حتى شامل توهمات و احتمالات ضعيف نيز مى شود.

227- خست مكذبان كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 3 - 1

1 - تكذيب كنندگان مجازات هاى الهى ، نه خود به تغذيه مسكينان كمك مى كنند و نه ديگران را به آن وادار مى سازند .

و لايحضّ على طعام المسكين

تعبير «حضّه على الامر»; يعنى، او را بر آن كار وادار ساخت (مصباح). مراد از «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» است و ممكن است طعام[اسم مصدر و ]به معناى اطعام باشد; مانند «عطاء» به معناى «اعطاء». (البحرالمحيط)

228- خشونت اخروى با مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 13 - 1

1 - قيامت روز رانده شدن تكذيب گران ، با شدت و خشونت به سوى آتش دوزخ

يوم يدعّون إلى نار جهنّم دعًّا

«دعّ» (مصدر مجهول «يدعّون») به معناى رانده شدن همراه با تندى و خشونت است و ضمير «يدعّون» به «مكذّبين» بازمى گردد.

229- خواسته هاى اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، به هنگام گرفتارى در تنگناى آتشين دوزخ ، مرگ و نابودى خويش را خواهند خواست .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا مقرّنين دعوا هنالك ثبورًا

«ثبوراً» به معناى هلاكت است و «دعا» (ريشه «دعوا») به معناى خواندن با صداى بلند است و مقصود از «دعوا» اين است كه تكذيب كنندگان قيامت، فرياد مى كشند و مرگ را آرزو و طلب مى كنند.

230- خواسته هاى اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 5

5 - منكران معاد ، با مشاهده ملائكه در قيامت ، از آنان درخواست خواهند كرد كه متعرض ايشان نشده و اقدامى عليه آنان انجام ندهند .

يوم يرون الملئكة لابشرى . .. و يقولون حجرًا محجورًا

«حجراً محجوراً» سخنى است كه عرب به هنگام روبه رو شدن با دشمن و يا هجوم بلا و حوادث هولناك مى گويد و مقصود اصلى در اين كلام، امان خواستن و پناه بردن است.

231- خواسته هاى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 1،3

1 - كافرانِ منكرِ آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهانِ تعجيل در عذاب خود بودند .

و يستعجلونك بالعذاب

3 - كافران منكر آيات الهى ، بر عذاب خواهى خود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصرّ بودند و بر آن پافشارى مى كردند .

و يستعجلونك بالعذاب

فعل مضارع «يستعجلون» دلالت بر استمرار و پافشارى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 1،3

1 - كافران منكر آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار تعجيل در عذاب خود بودند .

يستعجلونك بالعذاب

3 - كافران منكر آيات الهى ، بر عذاب خواهى خود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) پافشارى مى كردند .

يستعجلونك بالعذاب

فعل مضارع «يستعجلون» بر استمرار و اصرار، دلالت دارد.

232- خواسته هاى مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 2

2- منكران ربوبيت خدا و كافران به قيامت از سر استهزا و ناباورى ، خواهان تعجيل در فرا رسيدن عذاب هاى موعود

يستعجلونك بالسيئة

«استعجال» (مصدر يستعجلون) به معناى درخواست عجله است. حرف «باء» در «بالسيئة» براى تعديه و «ال» در آن عهد ذهنى است ; يعنى، آن بدى و مراد از آن به قرينه «قد خلت من قبلهم المثلات» عذاب است. بنابراين «يستعجلونك بالسيئة» ; يعنى، از تو مى خواهند در آوردن آن عذاب وعده داده شده تعجيل كنى.

233- خواسته هاى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 1،2

1 - آمدن فرشتگان و يا آشكار شدن خداوند، از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة أو يأتى ربك

«نظر»، مصدر «ينظرون»، در اينجا به معناى انتظار و توقع است. استفهام به دليل «إلا» استفهام انكارى مى باشد و بنابراين «هل ينظرون» يعنى «ما ينتظرون». انتظارهايى كه در آيه شريفه مطرح شده هم مى تواند توقعاتى باشد كه از سوى مشركان مطرح شده و هم مى تواند بيان حالت آنان باشد. يعنى اگر كسى قرآن را، كه دليلى روشن است، نپذيرد، تنها در صورتى كه فرشتگان بر او حاضر شوند و يا ... ايمان مى آورد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

2 - تحقق برخى از آيات الهى (برخى از حقايق مطرح شده در قرآن، مانند قيامت) از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى بعض ءايت ربك

مراد از «بعض آيات ربك»، به دليل «لا ينفع نفساً إيمانها»، آيتى است كه مشاهده آن، حتى منكران قرآن را به ايمان وامى دارد. بنابراين مى توان گفت مقصود، قيامت و مانند آن است. گفتنى است تكرار فعل «إتيان» (تأتيهم، يأتى ربك و يأتى بعض آيات) در آيه شريفه حكايت از تفاوت معناى اراده شده از هر يك دارد. «إتيان» در «يأتى بعض آيات» به معناى تحقق يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 1

1- منكران اعجاز قرآن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ارائه نكردن معجزات اقتراحى و پيشنهادى آنان ، مورد انتقاد قرار مى دادند .

و قالوا لولا يأتينا ب--َاية من ربّه

234- خواسته هاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 2

2- منكران ربوبيت خدا و كافران به قيامت از سر استهزا و ناباورى ، خواهان تعجيل در فرا رسيدن عذاب هاى موعود

يستعجلونك بالسيئة

«استعجال» (مصدر يستعجلون) به معناى درخواست عجله است. حرف «باء» در «بالسيئة» براى تعديه و «ال» در آن عهد ذهنى است ; يعنى، آن بدى و مراد از آن به قرينه «قد خلت من قبلهم المثلات» عذاب است. بنابراين «يستعجلونك بالسيئة» ; يعنى، از تو مى خواهند در آوردن آن عذاب وعده داده شده تعجيل كنى.

235- خواسته هاى مكذبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 1

1 - منكران ملاقات با خدا ( معاد ) ، در صدراسلام ، معترضانه خواستار نزول ملائكه بر خويش و رؤيت آنها بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة

«رجاء» در لغت به معناى اميد است; ولى در جمله «لايرجون لقاءنا» كنايه از انكار قيامت و روبه رو شدن با جزاى الهى است.

236- خواسته هاى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 9

9 - منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) اصرار داشتند كه آن حضرت معجزه دلخواه آنان را سريعاً ارائه كند.

ما عندى ما تستعجلون به

همان گونه كه در آيات همين سوره، مانند آيه 8، 37 مطرح شده، از خواسته هاى منكران، نزول معجزاتى ويژه بوده است. لذا ممكن است مراد از «ما تستعجلون» همين گونه درخواستها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 3

3 - تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خواستار نزول سريع و بدون تأخير عذاب بودند .

و يستعجلونك بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 8 - 3

3 - سازش و دست برداشتن از مواضع عقيدتى ، درخواست كافران تكذيب گر از پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

فلاتطع المكذّبين

آيه بعد، قرينه است كه مورد اطاعت، سازش بر سر مواضع عقيدتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 3

3 - درخواست نامه هاى سرگشاده و جداگانه براى خود ، جلوه نابخردى و سبك مغزى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فما لهم عن التذكرة معرضين . .. بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

237- خواسته هاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 1

1 - منكران ملاقات با خدا ( معاد ) ، در صدراسلام ، معترضانه خواستار نزول ملائكه بر خويش و رؤيت آنها بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة

«رجاء» در لغت به معناى اميد است; ولى در جمله «لايرجون لقاءنا» كنايه از انكار قيامت و روبه رو شدن با جزاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 4

4 - كافران و منكران معاد ، خواستار تحقق سريع وعده برپايى قيامت

و يقولون متى هذا الوعد . .. و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون

«تدّعون» مى تواند از ماده «دعا» باشد. در اين صورت به معناى «تطلبون» (درخواست مى كرديد) خواهد بود. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

238- خيال پردازى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 5

5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت

إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل

ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.

239- خيرخواهى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

240- دروغگويى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 1

1 - نهى كنندگان از نماز و تكذيب گران دين ، مردمى خطاكار و دروغ گويند .

ينهى . .. كذّب ... ناصية كذبة خاطئة

241- دروغگويى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 13

13 - منكران قرآن به دروغ در حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب . .. فأتوا بسورة ... إن كنتم صدقين

متعلق «صادقين» به قرينه «إن كنتم فى ريب» شك و ترديد مشركان در آسمانى بودن قرآن است; يعنى: إن كنتم صادقين فى انكم مرتابون . ..; اگر در اظهار ترديد راستگو هستيد چنين كنيد. اين معنا كنايه از دروغگويى آنان در اظهار شك و ترديد است.

242- دروغگويى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 2

2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .

ناصية كذبة خاطئة

دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان

است.

243- دروغگويى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 7

7 - منكران معاد ، اشخاصى دروغگويند .

بل أتينهم بالحقّ و إنّهم لكذبون

244- دشمنى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 3

3- اصرار كفرپيشگان بر تكذيب پيامبران و عناد و لجاجت آنان ، موجب يأس پيامبران از موفقيّت خويش و ايمان آوردن قومشان

حتّى إذا استيئس الرسل

متعلق «استيئس» ايمان آوردن مردم و موفقيت پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 4

4 - مشركان و تكذيب كنندگان رسالت پيامبران ، دشمنان خدا هستند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم . .. يحشر أعداء اللّه إلى النار

245- دشمنى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 6

6 - كافران به وحى و رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، دشمنان خدا و امت اسلامى اند .

عدوّى و عدوّكم . .. و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

246- دشمنى مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 6

6 - كافران به وحى و رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، دشمنان خدا و امت اسلامى اند .

عدوّى و عدوّكم . .. و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

247- دعوت از مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 1

1 - دعوت خداوند ، از منكران قرآن براى هماوردى با مضامين بلند آن

فليأتوا بحديث مثله

248- دعوت از مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 68 - 2

2 - دعوت از منكران معاد ، به مطالعه در آب نوشيدنى و كيفيت قرار گرفتن آن در دسترس آنان براى پى بردن به قدرت الهى

أفرءيتم الماء الذى تشربون

خطاب در اين بخش از آيات، متوجه كافران و منكران معاد است. دعوت از آنان براى مطالعه در نقش آب شرب در زندگى بشر، بدان منظور است كه آنان پى به قدرت الهى ببرند و بدين وسيله از انكار رستاخيز - كه از غفلت كردن از قدرت الهى نشأت مى گيرد - دست بردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 3

3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان

أفرءيتم النار التى تورون

با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.

249- دلايل مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 4

4- بعيد شمردن حيات دوباره انسانها ، دليل انكار سراى آخرت از سوى كافران به قيامت

أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد

250- دلايل مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 5

5- چشم پوشى كافران ، از عظمت خدشه ناپذير قرآن و تمسك آنان به بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى انكار رسالت آن حضرت

و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم فقال الكفرون هذا شىء عجيب

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سوگند به ارجمندى قرآن بود - مى توان استفاده كرد كه خداوند قبل از هر چيز، عظمت خدشه ناپذير آيات قرآن را به كافران يادآور شده و ايشان را به سبب تمسك به مسائل بى ارزش، ملامت كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 10

10 - منافقان ، نازل نشدن عذاب الهى به خاطر اهانت هاى آنان به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) را دليل عدم رسالت آن حضرت مى پنداشتند .

و يقولون فى أنفسهم لولا يعذّبنا اللّه بما نقول

251- دلايل مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 4

4- بعيد شمردن حيات دوباره انسانها ، دليل انكار سراى آخرت از سوى كافران به قيامت

أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 66 - 2

2- استبعاد ، از مهم ترين پايه هاى باور و انديشه منكران معاد

أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا

مبناى قرآن در نقل سخنان ديگران، گزيده گويى است. نقل اين سخن از منكران معاد، نشانگر اين نكته است كه مهم ترين اساس بينش منكران معاد، همين استبعاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 78 - 4

4 - تبديل شدن انسان ها به استخوان كهنه و پوسيده ، دليل و شاهد مثالِ كافران براى دور شمردن برپايى قيامت و زنده شدن مجدد انسان ها

و ضرب لنا مثلاً . .. قال من يحىِ العظم و هى رميم

برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «قال من يحىِ. ..» استئناف بيانى است; يعنى، بيان براى جمله «ضرب لنا مثلاً» است.

252- ذكر مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 7

7 - ياد امت هاى هلاك شده و تكذيب گرانبيا در داستان ها ، تنها اثر بر جاى مانده از آنها در تاريخ

و جعلنهم أحاديث

«أحاديث» جمع «اُحدوثة»است. «اُحدوثه» نيز به داستان هاى شگفتى گفته مى شود كه با آب و تاب نقل شده و با ولعى خاص شنيده مى شود.

253- ذلت اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 13 - 2

2 - ذليل بودن و مقهوريت تكذيب گران ، در صحنه قيامت

يوم يدعّون إلى نار جهنّم دعًّا

254- ذلت اخروى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 10

10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا

أكذّبتم بايتى . .. و كلّ أتوه دخرين

هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.

255- ذلت اخروى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 14

14 - وضعيت كافران به قرآن در قيامت ، رقّت بار و شگفت آور است .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

جواب «لو» محذوف است و عبارت مى تواند چيزى همانند و لو ترى . .. لرأيت أمراً عجباً باشد.

256- ذلت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 18 - 2

2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .

و أنتم دخرون

«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 1

1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .

أبصرها خشعة

«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از

شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.

257- ذلت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 1

1 - عذاب دنيايى تكذيب كنندگان پيامبران الهى در تاريخ ، عذابى ذلت بار و خواركننده بود .

فأذاقهم اللّه الخزى فى الحيوة الدنيا

258- ذلت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 19

19 - منكران حقانيت قرآن و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عذابى خوار كننده گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

259- ذلت مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 19

19 - منكران حقانيت قرآن و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عذابى خوار كننده گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

260- ذلت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 1

1 - آوردن ذلتبار منكران به پيشگاه پروردگار در قيامت، صحنه اى عجيب و دهشتزا

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم

261- رازهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 1

1- خداوند ، قطعاً به تمامى آنچه كه منكران آخرت پنهان مى سازند و يا علنى مى كنند ، آگاهى كامل دارد

لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

ضمير فاعلى در «ما يسرّون و ما يعلنون» به «الذين لايؤمنون بالأخرة» در آيه قبل برمى گردد.

262- رازهاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 4

4- آگاهى خداوند از نيّت ها و حالات درونى منكران معاد ، برخاسته از علم غيب اوست .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون

263- رجعت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، بارزترين و محورى ترين جرم رجعت شوندگان

فوجًا ممّن يكذّب بايتنا

264- رد بهانه جويى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 69 - 6

6 - بستن راه توجيه منكران ، حكمت برانگيخته شدن پيامبران از ميان مردم محيط خويش

أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون

قرآن، ضمن ردّ موجه بودن انكار كافران، به اين نكته اشاره مى كند كه: اگر شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى شما ناشناخته بود و او در ميان شما رشد نكرده بود، راهى براى ترديد در حقانيت او وجود داشت; اما حتى چنين مجالى نيز، در اختيار شما گذاشته نشده است.

265- ردّ خواسته هاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 1،2

1 - استغاثه و درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى رهايى از آتش جهنم نتيجه بخش نبوده و عذابشان ادامه خواهد يافت .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از درخواست هلاكت، در حقيقت كنايه از نجات از وضع بسيار سخت دوزخ است; نه مرگ و نابودى واقعى.

2 - درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى مرگ و هلاكت خويش ، بى نتيجه بوده و آنان براى هميشه در آتش خشمگين جهنم خواهند سوخت .

بل كذّبوا بالساعة . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «و ادعوا ثبوراً كثيراً» كنايه از اين باشد كه چون درخواست كافران براى مرگ و يا نجات، پذيرفته نمى شود و بايد تا ابد در آتش بسوزند. از اين رو از روى استهزا به آنان گفته مى شود: بسيار درخواست هلاكت[و يا نجات] كنيد.

266- رد عذرخواهى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 36 - 1،2

1 - تكذيب كنندگان روز جزا ، در آن روز اجازه عذرخواهى نخواهند داشت .

و لايؤذن لهم فيعتذرون

2 - عذر كافران تكذيب گر در روز رستاخيز ، پذيرفته نخواهد شد .

و لايؤذن لهم فيعتذرون

267- رد عقيده مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 4 - 1

1 - رد پندار منكران معاد ( پندار عدم توانايى خدا بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها ) از سوى خداوند

أيحسب الإنسن . .. بلى قدرين

268- رذايل اخلاقى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 3

3 - پندناپذيرى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور است .

فما لهم عن التذكرة معرضين

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اسم استفهام «ما» براى افاده تعجب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 2

2 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى مغرور و خودخواه بودند .

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

اين كه كافران براى هر يك از خودشان، در انتظار ارسال نامه اى جداگانه از سوى خدا بودند، نشانه غرور و خودخواهى آنان است.

269- رفاه مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 2

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

270- رفاه مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 2،8

2 - خداوند تكذيب كنندگان انبياى پيشين را از سختى هاى بيداركننده رهانيد و زندگى آنان را به رفاه و آسايش خام كننده تبديل كرد .

أخذنا أهلها بالبأساء . .. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة حتى عفوا

8 - تحليل سختى هاى بيداركننده و هدفدار به حوادثى برخاسته از عوامل طبيعى و بدون هدف ، تحليل نادرست منكران رسالت پس از رسيدن به رفاه و آسايش

قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

271- رنجهاى اخروى مكذبان هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 15 - 5

5 - رنج كافران و منكران هدايت هاى الهى در آخرت ، سرآمد تمام رنج هاى ديگران در دنيا است .

الأشقى

«أشقى»، اسم تفضيل است و در اين كه مراد برترى شقاوت در مقايسه با چه كسى است; گفته هاى چندى ابراز شده است; از جمله اين كه «أشقى» تعبيرى ديگر از «كافر» است. چه آن كه تمام سختى هاى مردم در دنيا (از قبيل فقر و مرض و...) در برابر سختى و شقاوت حاصل از كفر، اندك است.

272- روحيه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 9

9 - تكذيب قرآن ، نشانه وجود روحيه جرم پيشگى و بزهكارى در تكذيبگر

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

273- روش اثبات حق ستيزى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

274- روش اثبات دروغگويى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

275- روش برخورد با مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

276- روش برخورد مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 66 - 4

4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .

جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ

چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 16

16- اهانت به پدر و مادر ، در شأن منكران معاد و نه معتقدان به حقانيت وعده هاى خداوند *

الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين

آيات پيشين، حاوى سفارش خداوند در زمينه احسان به والدين بود و در مقابل، در اين آيه به دو صفت ناشايست اشاره شده است: 1- بى احترامى به والدين، 2- انكار معاد. از قرين آمدن اين دو نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

277- روش پاسخ به مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 26 - 1

1 - خداوند ، شيوه پاسخ گويى به منكران معاد را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .

قالوا . .. قل

278- زشتى صورت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 1

1 - زشت و كريه شدن چهره هاى كافران و منكران معاد ، در لحظه مشاهده عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

واژه «سوء» مرادف «قبيح» و «سيئه» مقابل «حسنه» است.

279- زمينه تنبه مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 4

4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .

فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.

280- زمينه تهمتهاى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر دعوت مؤمنان به مودت اهل بيت ، در معرض اتهام كذب از سوى عناصر سست ايمان *

أم يقولون افترى على اللّه كذبًا

چنانچه مخاطب در «لا أسئلكم» مسلمانان باشند، از ارتباط «أم يقولون» با آيه شريفه، مى توان استفاده كرد كه فاعل «يقولون» عناصر سست ايمان هستند و نه مشركان.

281- زمينه ذلت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

282- زمينه عذاب مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 2

2 - عذاب شدن كافران تكذيب گر پس از اتمام حجت و ارائه معجزات و دلايل آشكار و كتاب هاى روشنگر بوده است .

كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم بالبيّنت . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نك

283- زمينه عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 3

3 - منكران قيامت ، در آستانه سقوط در عذاب الهى و لبه پرتگاه آن

إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

«قرب عذاب» - در اين برداشت - به معناى ارتباط نزديك آن به كافران گرفته شده است; يعنى، عذابى كه كافران به آن انذار شده اند، با آنان ارتباطى تنگاتنگ دارد. بيان وصف «قريباً» براى نفس عذاب - نه زمان آن - اين معنا را تقويت مى كند.

284- زمينه كفر مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 4

4 - ربوبيت خداوند ، مقتضى كيفر و مجازات كافران تكذيب گر و ثروتمندان مغرور

فلاتطع المكذّبين . ..أن كان ذا مال و بنين ... فطاف عليها طائف من ربّك

285- زمينه هلاكت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 6

6 - عوامل و زمينه هاى سقوط و هلاكت تكذيب گران ، ناشناخته براى خود آنان

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

286- زمينه يأس مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

287- زندگى دنيوى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 3

3 - سرگردانى و تحيّر در زندگى دنيايى ، عذابى جانكاه و رنجى طاقت فرسا براى منكران آخرت

فهم يعمهون . أُولئك الذين لهم سوء العذاب

جمله «أُولئك الذين. ..» مى تواند تفسير براى «عَمَه» در «فهم يعمهون» باشد.

288- زنگار قلب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 4

4 - قلب منكران قرآن ، زنگارگرفته و چركين است و از درك مفاهيم آن ناتوان مى باشد .

كلاّ بل ران على قلوبهم

«رَيْن» (مصدر «ران») به معناى زنگار و چرك است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.

289- زنگار قلب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.

290- زيان اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 6

6 - مردمى كه بر انكار معاد پاى فشردند و از اين گمراهى دست برنداشتند ، در قيامت مردمى زيانكار و ورشكسته خواهند بود .

و يوم يحشرهم . .. قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 3

3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.

291- زيان در بينش مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 3

3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .

أهلكت مالاً لبدًا

انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.

292- زيان مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 4،5

4 - كسانى كه على رغم تكذيب انبيا ، خويشتن را از عذاب الهى مصون مى پندراند ، زيانكار هستند .

و لكن كذبوا . .. فلا يأمن مكر اللّه إلا القوم الخسرون

5 - تكذيب كنندگان انبيا ، زيانكار هستند .

و لكن كذبوا . .. فلا يأمن مكر اللّه إلا القوم الخسرون

293- زيان مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 9

9 - خطرساز بودن رهبران متكبر و منكر قيامت و روز حساب براى جامعه

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

پناه بردن موسى(ع) از شر متكبران منكر قيامت (چون فرعونيان)، گوياى مطلب ياد شده است.

294- زيانكارى اخروى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 7

7 - مشركان و منكران قيامت ، زيان كارترين مردم در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

295- زيانكارى اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 5

5 - روز قيامت ، هنگامه خسران و زيان ديدن باطل گرايان و منكران معاد

و يوم تقوم الساعة يومئذ يخسر المبطلون

«مبطلون»، به معناى واردشوندگان در باطل است.

296- زيانكارى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 9

9 - گرفتار شدن به دوزخ نمود زيانكارى تكذيب كنندگان آيات الهى است .

فأولئك هم الخسرون. و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

آيه مورد بحث مى تواند توضيح زيانى باشد كه در ذيل آيه قبل براى گمراهان بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 1

1- كافرانِ به آيات پروردگار و منكرانِ قيامت ، زيانكارترين مردم اند .

الأخسرين أعملاً . .. أُولئك الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه

كفر به لقاى پروردگار، تعبيرى ديگر از كفر به قيامت است، از آن جهت كه ملاقات با پروردگار (با حساب و جزا و پاداش او) در قيامت صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 4

4 - كافران و منكران آيات الهى ، مردمى زيانكار و خسارت ديده اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

297- زيانكارى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 12

12 - منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

298- زيانكارى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 1

1- كافرانِ به آيات پروردگار و منكرانِ قيامت ، زيانكارترين مردم اند .

الأخسرين أعملاً . .. أُولئك الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه

كفر به لقاى پروردگار، تعبيرى ديگر از كفر به قيامت است، از آن جهت كه ملاقات با پروردگار (با حساب و جزا و پاداش او) در قيامت صورت مى گيرد.

299- زيانكارى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 1،5

1 - تكذيب كنندگان معاد و حضور در پيشگاه خداوند بى ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

5 - كسانى كه تا قبل از مرگ منكر ملاقات خدا و معاد هستند، بدون ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

مراد از «الساعة» مى تواند مرگ و يا قيامت باشد. در برداشت فوق «الساعة» به معنى مرگ گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 10

10- زندگى منكران معاد ، سراسر زيان كارى است .

إنّهم كانوا خسرين

تعبير «كانوا خاسرين»، دال بر استمرار و فراگيرى خسران نسبت به سراسر زندگى منكران معاد است.

300- سخت ترين روزگار مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 1

1 - روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة . .. يوم يرون الملئكة لابش

301- سخن چينى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

302- سرزنش اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

303- سرزنش اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 5،6

5 - منكران معاد ، به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت ، مورد سرزنش قرار خواهند گرفت .

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون

جمله «هذا يوم الفصل» در مقام توبيخ و تقريع است.

6 - سرزنش شدن ، نخستين عذاب روحى منكران معاد به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه پيش از طرح هرگونه عذابى براى منكران معاد، آنان مورد سرزنش الهى قرار خواهند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

304- سرزنش مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 8

8 - تكذيب كنندگان پيامبران ، مورد سرزنش و ملامت خداوند

فان كذّبوك . .. جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير

جمله «جاؤ بالبيّنات»، حال و يا صفت براى «رسل» است يعنى با اينكه انبيا دلايلى روشن براى رسالت خويش داشتند، امّا عده اى با آنان مخالفت كردند و اين تعبير، گوياى مذمّت شديد از آنان است.

305- سرزنش مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 115 - 1

1 - توبيخ كافران از سوى خدا ، به خاطر بى فرجام شمردن زندگى دنيوى و انكار حيات اخروى

أفحسبتم أنّما خلقنكم . .. لاترجعون

استفهام در آيه ياد شده، براى انكار توبيخى است و مراد از ضميرهاى خطاب، كافران و منكران معاد مى باشد. «حِسبان» (مصدر «حسبتم») به معناى پنداشتن و «عبث» به معناى بى هدف است.

306- سرزنش مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 2

2 - توبيخ كافران از سوى خدا ، به خاطر تكذيب بى دليل نشانه ها و آيات او

حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا

307- سرزنش مكذبان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 8

8 - كسانى كه انفاق را اتلاف مال مى پندارند ، گرفتار پندارى موهوم و مذموم اند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

308- سرزنش مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 10

10 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر انكار الهى بودن قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كامل آنان با شخصيت پيش از بعثت آن حضرت

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 5

5- كافران به خاطر انكار قرآن و حق ناشناسى آنان نسبت به آن ، مورد سرزنش خداوند قرار دارند .

أفأنتم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 4

4 - كسانى كه به قرآن ايمان نمى آورند ، شايسته سرزنش و نكوهش اند .

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

309- سرزنش مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 1

1 - فرمان ملامت بار خداوند به تكذيب كنندگان قيامت ، براى چشيدن حرارت دوزخ و تحمّل رنج آن

اصلوها

«صَلْىُ النار»; يعنى، چشيدن حرارت آتش و تحمل رنج آن. عبارت «اصلوها» (نظير آيه قبل) مى تواند كلام خداوند و يا سخن مأموران الهى باشد. در برداشت بالا، احتمال اول مورد نظر است.

310- سرزنش مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 10

10 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر انكار الهى بودن قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كامل آنان با شخصيت پيش از بعثت آن حضرت

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 18

18- آنان كه نبوّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر بشر بودنش انكار مى كنند ، سزاوار ملامتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 3

3 - سرزنش كافران از سوى خداوند ، به خاطر انكار پيامبر (صلی الله علیه و آله) بدون هيچ عذر قابل قبولى

أفلم يدّبّروا القول . .. أم تسئلهم خرجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 3

3 - روى گردانان از رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كافران به آن ، در قيامت مورد حسابرسى و مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

إلاّ من تولّى و كفر . .. ثمّ إنّ علينا حسابهم

311- سرزنش مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 8

8 - مردم انطاكيه به علت كفر به خدا و انكار معاد ، مورد انتقاد و سرزنش مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) قرار گرفتند .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى و إليه ترجعون

بيشتر مفسران برآنند كه آيه شريفه، در مقام تعريض و سرزنش مردم كافر انطاكيه مى باشد و آمدن آن در قالب «و ما لى لا أعبد»

به جاى «و ما لكم لاتعبدون» براى تأكيد بيشتر است. گفتنى است آمدن جمله «ترجعون» به صيغه مخاطب، مؤيد اين حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 81 - 8

8 - منكران معاد ، شايسته نكوهش و سرزنش اند .

أفبهذا الحديث أنتم مدهنون

در صورتى كه مراد از «هذا الحديث» خبر قيامت باشد; نكوهش الهى نسبت به منكران آن، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت

و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 3

3 - خداوند ، با توبيخ كسانى كه به تفريحات خانوادگى سرگرم شده و معاد را بعيد شمردند ، آنان را به مؤاخذه اخروى تهديد كرد .

بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

خبر از آگاهى خداوند به كارها و خصلت هاى منكران معاد، تهديد آنان به مؤاخذه با تعبيرى توبيخ آميز است.

312- سرزنش مكذبان نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 4

4 - تكذيب نعمت هاى تجلى يافته الهى در حركت كشتى ها بر دريا ، مورد نكوهش خداوند

و له الجوار المنشات . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 1

1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران

فيومئذ لايسل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

313- سرزنش مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 1

1 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر باور نداشتن حقايق وحى و وعده هاى الهى

أفمن هذا الحديث تعجبون

314- سرزنش مكذبان وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 1

1 - توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر باور نداشتن حقايق وحى و وعده هاى الهى

أفمن هذا الحديث تعجبون

315- سرزنشهاى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 3

3 - سرزنش شدن بندگان خالص خدا و باورداران به قيامت ، از سوى منكران آن

يقول أءنّك لمن المصدّقين

در برداشت ياد شده، استفهام «أءنّك» استفهام توبيخى دانسته شده است.

316- سفاهت مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 3

3 - درخواست نامه هاى سرگشاده و جداگانه براى خود ، جلوه نابخردى و سبك مغزى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فما لهم عن التذكرة معرضين . .. بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

317- سكوت اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 1

1 - تكذيب گران روز جزا ، در آن روز از شدت ترس دم برنخواهند آورد .

هذا يوم لاينطقون

318- سنتگرايى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 2

2 - تمسك پيامبران به استدلال و خرد ، در قبال سنت گرايى و آيين تقليدى منكران

قل أوَ لو جئتكم بأهدى

319- سنگينى گوش مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 11

11- برخى از مردم ، در برابر آيات قرآن ، مانند كسانى اند كه گوش شان ، سنگين ، و فهم آنها از كار افتاده است .

إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا

تعبيرهاى «على قلوبهم أكنّه» و «فى ءاذانهم وقراً» تعبيراتى كنايى هستند، نه اين كه واقعاً، گوش و قلب آن ها، خللى ظاهرى پيدا كرده باشد.

320- سياه رويى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 9

9 - سيه رويى و ثبت نشانه دروغ گويى و گناه كارى بر پيشانى تكذيب گران دين ، كيفر مخالفت آنان با نماز ، هدايت و تقوا

لنسفعًا بالناصية

برداشت ياد شده، ناظر به معانى گوناگونى است كه براى «سفع» در توضيح برداشت هفتم ذكر شد. وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» (در آيه بعد)، مشخّصات نشانه را بيان كرده است.

321- شخصيت مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 5

5 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، حقّ دستور دادن به نمازگزاران هدايت پيشه و ترويج كننده تقوا را ندارند .

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... كلاّ لاتطعه

322- شدت عذاب اخروى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 5

5 - عذاب تكذيب كنندگان پيامبران در آخرت ، بسى بزرگ تر و شديدتر از عذاب ذلت بار آنان در دنيااست .

فأذاقهم اللّه الخزى فى الحيوة الدنيا و لعذاب الأخرة أكبر

بزرگ تر بودن عذاب اخروى، مى تواند اشاره به شديدتر بودن آن در مقايسه با عذاب هاى دنيايى باشد.

323- شرايط ايمان مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 5

5 - رؤيت پروردگار ، شرط ديگر مشركان و منكران معاد براى ايمان آوردن به خداى يكتا و پذيرش نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. أو نرى ربّنا

324- شرخواهى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

325- شقاوت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 5

5- مشركان و منكران رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروهِ تيره بختان در سراى آخرتند .

و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم . .. فمنهم شقى

آيات پيشين كه سخن از شركورزى و انكار رسالت پيامبران داشت ، قرينه بر اين است كه مشركان و منكران رسالت ، مصداق بارزى از شقاوتمندانند.

326- شك مكذبان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 12

12- منكران حقانيت تورات ، على رغم نداشتن يقين به نادرستى آن ، منكر حقانيت آن شده بودند .

و إنهم لفى شك منه مريب

مراد از ضمير در «إنهم» كسانى اند كه تورات را نپذيرفتند; به اصطلاح اهل ادب اين ضمير به نحو استخدام به اختلاف كنندگان - كه از «فاختلف فيه» به دست مى آيد - برمى گردد. «مريب» يا لازم و به معناى داراى ريب و شك است و تأكيد «شك» مى باشد و يا متعدى و به معناى «ترديد افكن» است.

327- شك مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 32

32- برخى از منكران معاد - به دليل پى نبردن به زواياى سرگذشت اصحاب كهف - آن را نشانه امكان معاد نيافتند و بر ترديد سابق خويش باقى ماندند .

ليعلموا . .. أنّ الساعة لاريب فيها ... ربّهم أعلم بهم

چنان چه مشاهده اصحاب كهف براى همه بازديدكنندگان، مايه تقويت ايمان به معاد شده بود، مناسبتى نداشت كه بگويند: «ربّهم» بلكه مى بايست تعبير «ربّنا» را جايگزين آن سازند و نسبت به موضوع اصحاب كهف اظهار بى اطلاعى نكنند.

328- شك مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 1

1- كافران و منكران وحى ، گرفتار بازى در فضاى شك و ترديد

بل هم فى شكّ

اين آيه در حقيقت پاسخى به اين پرسش است كه: چرا على رغم دلايل روشن بر حقانيت وحى و رسالت پياميران، گروهى به كفر و انكار وحى مى گرايند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 12 - 4

4- پايان يافتن ترديد ها و سست انگارى هاى منكران وحى ، با تحقق وعده هاى الهى در قيامت

بل هم فى شكّ . .. فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين ... إنّا مؤمنون

بنابراين كه آيات پيشين در رابطه با قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

329- شكست مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 4

4 - اعلام خداوند مبنى بر شكست خوردن مشركان مخالف قرآن و گرفتار شدن آنان به پى آمد هاى سوء كفرشان در آينده نزديك

فكفروا به فسوف يعلمون

330- شكنجه جسمانى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

331- شكنجه روحى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

332- صفات مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

333- صفات مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 7

7 - كفرپيشگان و تكذيب گران صدراسلام ، مردمانى بودند خودبزرگ بين و استكبار پيشه .

و الذين كفروا و كذّبوا ب-َايتنا . .. عذاب مهين

334- صفات مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 8

8 - تكذيب گران روز جزا ، فاقد تقوا و روح احسان و نيكوكارى اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . ..إنّ المتّقين ... إنّا كذلك نجزى المحسنين

از تقابل تكذيب گران با تقواپيشگان و محسنان در آيات مورد بحث، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

335- صفات مكذبان كيفر اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 1

1 - پرخاش به يتيمان و راندن آنان از نزد خود ، از كسى سرمى زند كه جزاى آخرت را دروغ مى پندارد .

فذلك الذى يدعّ اليتيم

«ذلك»، اشاره به كسى است كه آيه قبل او را تكذيب كننده روز جزا معرفى كرد. «دَعٌّ» (مصدر «يَدُعُّ»)، به معناى دور ساختن با خشونت است (قاموس). تعبير «ذلك الذى...» - كه مبتداى معرفه در كنار خبر معرفه اى قرار گرفته كه بر جنس دلالت دارد - بيانگر حصر است.

336- صفات مكذبان كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 3 - 1

1 - تكذيب كنندگان مجازات هاى الهى ، نه خود به تغذيه مسكينان كمك مى كنند و نه ديگران را به آن وادار مى سازند .

و لايحضّ على طعام المسكين

تعبير «حضّه على الامر»; يعنى، او را بر آن كار وادار ساخت (مصباح). مراد از «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» است و ممكن است طعام[اسم مصدر و ]به معناى اطعام باشد; مانند «عطاء» به معناى «اعطاء». (البحرالمحيط)

337- صفات مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 9

9 - منكران معاد ، گرفتار خود بزرگ بينى و استكبار در درون جان خويش

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. لقد استكبروا فى أنفسهم

338- صورت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 6

6 - كافران و منكران معاد ، در رستاخيز تغيير شكل يافته و به صورت هايى غير از صورت انسانى محشور خواهند شد . *

على أن نبدّل أمثلكم

برخى از مفسران، احتمال داده اند كه «أمثال» در آيه شريفه جمع «مَثَل» و به معناى اوصاف است. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما مرگ را در ميان شما مقدر كرديم; براى اين كه در آينده، اوصاف شما را دگرگون كرده و در شكل و صورتى كه نمى دانيد ايجادتان كنيم». گفتنى است كه روى سخن در اين آيات، با كافران و منكران رستاخيز است.

339- ضعف علمى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 3

3 - منكران معاد ، ناتوان از رد علمى و يقينى آن

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

ضمير «عليهم» به منكران معاد بازمى گردد. بنابراين خداوند در رد آنان مى فرمايد: انكار آنها، انكار علمى و مبتنى برپايه برهان نيست و با همه دلايلى كه به خيال خود مى آورند، باز هم يقين به عدم قيامت پيدا نخواهند كرد.

340- طغيان مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 6،7

6 - خداوند منكران قرآن را در انكار و طغيانشان به حال خود ر ها مى سازد .

و يذرهم فى طغينهم

7 - كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

341- طغيانگرى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 13 - 4

4 - تكذيب كنندگان تعاليم هدايت گر دين و دستورات تقواپيشگىِ آن ، طغيان گر و مورد تهديد الهى اند .

ليطغى . .. أرءيت إن كذّب و تولّى

سياق آيات، بر تهديد دلالت دارد.

342- طغيانگرى مكذبان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 13 - 4

4 - تكذيب كنندگان تعاليم هدايت گر دين و دستورات تقواپيشگىِ آن ، طغيان گر و مورد تهديد الهى اند .

ليطغى . .. أرءيت إن كذّب و تولّى

سياق آيات، بر تهديد دلالت دارد.

343- طغيانگرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 12

12 - منكران معاد ، مردمانى سخت سركش و طغيانگراند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. و عتو عتوًّا كبيرًا

344- ظلم مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 7

7- منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كفرون

345- ظلم مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 1

1 - افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى، ستمكارترين مردمند.

فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 2،5

2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .

و أنفسهم كانوا يظلمون

5 - كسانى كه با تكذيب آيات الهى بر خود ستم مى كنند ، حالتى شوم و ناهنجار دارند .

ساء مثلا القوم الذين . .. أنفسهم كانوا يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر «كذبوا بأيتنا» باشد ; يعنى: «ساء مثلا القوم الذين أنفسهم كانوا يظلمون». قابل ذكر است كه در برداشتهاى گذش--ته جم---له «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر جمله «ساء مثلا ...

» گرفته شده بود.

346- ظلم مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 10

10 - تكذيب كنندگان قرآن ستمكارترين مردمند.

فمن أظلم ممن كذب بأيت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 52 - 3

3 - مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 12

12 - كافران به قرآن ، مردمانى ظالم اند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون

347- ظلم مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 6

6 - منكران قيامت ، از زمره ستمگران اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو أنّ للذين ظلموا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، از منكران قيامت تعبير به ظالم كرده است.

348- ظلم مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 9

9 - مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ستمگرند.

و الله أعلم بالظلمين

چون آيات گذشته در مقام احتجاج با مشركان است، مصداق مورد نظر از ستمگران، آنان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 52 - 3

3 - مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا

349- ظلم مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 7

7- منكران معاد ، در زمره ستم كاراند .

و يقول الإنسن . .. و نذر الظلمين فيها جثيًّا

از منكران معاد به عنوان «ظالم» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 3

3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا

برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.

350- ظلمت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

351- ظن مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 3،4

3 - انكار قيامت از سوى جن و انس ، مبتنى بر ظن و گمان است ; نه علم و يقين .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

از به كار رفتن ماده «ظن» در اين آيه و آيات مشابه، در مورد نفى و انكار قيامت، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

4 - هيچ كس در انكار قيامت ، علم و يقين ندارد .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

352- عبرت از سرنوشت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 6

6 - سرنوشت شوم و هلاكت بار تكذيب كنندگان پيامبران در گذشته ، عبرت آموز براى ديگران

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

353- عبرت از فرجام مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 7،10

7 - سرنوشت شوم و ناگوار تكذيب كنندگان پيامبران ، مايه عبرت براى همگان

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

354- عبرت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 5

5 - شكست نهايى فرعون در مبارزه با موسى ( ع ) ، درس عبرتى براى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكران معاد

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

نقل داستان موسى(ع) و فرعون - پس از بيان شبهات منكران معاد و نيز خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با جمله «هل أتاك. ..» - بيانگر اين است كه مراد از توصيف داستان مزبور به عبرت، تهديد منكران معاد و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه چه بسا آنان نيز در نهايت، همچون فرعون به عذاب الهى گرفتار شوند.

355- عبرت ناپذيرى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 3

3 - پندناپذيرى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور است .

فما لهم عن التذكرة معرضين

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اسم استفهام «ما» براى افاده تعجب باشد.

356- عبرت ناپذيرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

357- عجب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 4

4- منكران معاد ، مدعيان روشنفكرى و بالا بودن سطح فكرى خويش

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

358- عجب مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 2

2 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى مغرور و خودخواه بودند .

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

اين كه كافران براى هر يك از خودشان، در انتظار ارسال نامه اى جداگانه از سوى خدا بودند، نشانه غرور و خودخواهى آنان است.

359- عجز اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 2

2 - تكذيب كنندگان قيامت ، ناتوان از توجيه تكذيب گرى هاى خود به هنگام مشاهده آتش دوزخ

أفسحر هذا أم أنتم لاتبصرون

360- عجز مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 6

6 - اقوام تكذيب كننده پيامبران ، به خاطر مهر شدن دلهايشان و با وجود معجزات و براهين روشن ، توانايى پذيرش آنان را نداشتند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به «فما كانوا ليؤمنوا» به جاى «فما آمنوا بما كذبوا به» بيانگر وجود نوعى مانع است كه آنان را از ايمان آوردن بازمى داشت. در جمله بعد، از آن مانع تعبير به «طبعِ قلوب» شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 5

5 - منكران دين و رسالت پيامبران ، رودررو با اراده خداوند و ناتوان از مقابله با آن

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

361- عجز مكذبان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 1

1 - منكران قرآن و تورات ، ناتوان از پاسخ دادن به پيشنهاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ارائه كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات )

قالوا سحران تظهرا . .. فإن لم يستجيبوا لك

362- عجز مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 5

5 - منكران دين و رسالت پيامبران ، رودررو با اراده خداوند و ناتوان از مقابله با آن

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 2

2 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، هر چند فراوان و سازمان يافته باشند ، از مقاومت در برابر مأموران الهى عاجزاند .

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... فليدع ناديه. سندع الزبانية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 1

1 - تكذيب گران دين ، گرچه گروهى منسجم باشند ، از مانع شدن نمازگزاران ناتوان اند .

كلاّ

حرف «كلاّ» براى ردع و منع است و در آيه شريفه تكذيب گران دين را، از پندار موفقيت در باز داشتن مردم از نماز منع مى كند.

363- عجز مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 1

1 - منكران قرآن و تورات ، ناتوان از پاسخ دادن به پيشنهاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ارائه كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات )

قالوا سحران تظهرا . .. فإن لم يستجيبوا لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

364- عجز مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 4

4- ناباوران به قيامت از درك دلالت عذاب هاى دنيوى ، بر قيامت و عذاب هاى اخروى ناتوانند .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

روشن است كه دلالت عذابهاى دنيوى بر حقانيت قيامت، اختصاص به گروهى خاص ندارد. بنابراين لام در «لمن خاف ...» لام انتفاع است و بيانگر اين نكته مى باشد كه: هر چند آيت بودن عذابها اختصاص به كسى ندارد; ولى ناباوران به قيامت از فهم آن محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 8

8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن

قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين

از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 1

1 - درماندگى تكذيب گران روز جزا در قيامت ، از هر گونه چاره انديشى براى رهايى خويش از عذاب الهى

فإن كان لكم كيد فكيدون

365- عجز مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 3

3 - منكران معاد ، ناتوان از رد علمى و يقينى آن

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

ضمير «عليهم» به منكران معاد بازمى گردد. بنابراين خداوند در رد آنان مى فرمايد: انكار آنها، انكار علمى و مبتنى برپايه برهان نيست و با همه دلايلى كه به خيال خود مى آورند، باز هم يقين به عدم قيامت پيدا نخواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

366- عذاب اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 2

2 - تكذيب گرانِ دين ستيز در قيامت ، گرفتار عذابى دردآور

و المكذّبين . .. و عذابًا أليمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 31 - 2

2 - عذاب آتش دوزخ براى تكذيب گران ، مستمّر و لحظه به لحظه است .

لاظليل و لايغنى من اللّهب

سايه نبودن دود آتش و مانع نشدن آن از شعله ها، بيانگر استمرار و لحظه لحظه بودن آتش دوزخ براى تكذيب گران است.

367- عذاب اخروى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 8

8 - تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنهم ... و أعتدنا للظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 16

16 - مستكبران و منكران آيات الهى ، به عذاب هاى سخت اخروى گرفتار خواهند شد .

فاستكبروا فى الأرض . .. و كانوا بأيتنا يجحدون... و لعذاب الأخرة أخزى

368- عذاب اخروى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 8

8 - تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنهم ... و أعتدنا للظلمين

369- عذاب اخروى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 15 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 19 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 24 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 28 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 34 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 37 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 40 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 45 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 47 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 49 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

370- عذاب اخروى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 1

1- انكار كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) و اخروى اند .

أفأمنوا أن تأتيهم غشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

ضمير در «أفأمنوا» مى تواند به «أكثر الناس» در آيه 103 باز گردد. در اين صورت مقصود از آن ضمير كسانى اند كه به قرآن و وحى الهى و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كافر شدند و آنها را انكار كردند.

371- عذاب اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 2

2 - تحقير و عذاب روحى تكذيب گران روز جزا ، در قيامت از سوى خداوند

فإن كان لكم كيد فكيدون

امر در «فكيدون»، تعجيزى و مفيد سرزنش و تحقير است.

372- عذاب اخروى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 1

1- انكار كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) و اخروى اند .

أفأمنوا أن تأتيهم غشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

ضمير در «أفأمنوا» مى تواند به «أكثر الناس» در آيه 103 باز گردد. در اين صورت مقصود از آن ضمير كسانى اند كه به قرآن و وحى الهى و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كافر شدند و آنها را انكار كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 11

11 - خداوند ، به علّت در پيش بودن عذاب اخروى ، منافقان را به خاطر اهانت هايشان به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) عذاب نمى كرد .

و يقولون فى أنفسهم لولا يعذّبنا . .. حسبهم جهنّم

373- عذاب اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 8

8 - تهديد شدن منكران قيامت و جرم پيشگان ، به عذاب قهر الهى در قيامت

الذين لايرجون لقاءنا . .. لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 6

6 - سرزنش شدن ، نخستين عذاب روحى منكران معاد به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه پيش از طرح هرگونه عذابى براى منكران معاد، آنان مورد سرزنش الهى قرار خواهند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 5

5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2،3

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 4

4 - منكران معاد ، مورد شكنجه روحى و جسمى در قيامت

على النار يفتنون . ذوقوا فتنتكم

تعبير «يفتنون» ناظر به عذاب بدنى و عبارت هاى «ذوقوا» و «كنتم به تستعجلون»، دربردارنده سرزنش هايى است كه عذاب روحى كافران را به دنبال دارد.

عذاب استيصال مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 5

5 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفر پيشه تاريخ را پس از اين كه از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و انكار خود پاى فشردند ، با عذاب استيصال نابود كرد .

فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

«نكير» به معناى انكار (تغيير) است. و مقصود از آن به قرينه آيه بعد، تغيير نعمت به محنت، حيات به مرگ و نابودى و آبادانى به ويرانى است. گفتنى است كه استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجيبى و بيانگر شدت كيفر است.

374- عذاب جسمانى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 4

4 - منكران معاد ، مورد شكنجه روحى و جسمى در قيامت

على النار يفتنون . ذوقوا فتنتكم

تعبير «يفتنون» ناظر به عذاب بدنى و عبارت هاى «ذوقوا» و «كنتم به تستعجلون»، دربردارنده سرزنش هايى است كه عذاب روحى كافران را به دنبال دارد.

375- عذاب دنيوى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .

و يستعجلونك بالسيئة

376- عذاب دنيوى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 4

4 - كفرورزان به آيات و هدايت هاى الهى ، سزاوار كيفر و عذاب در دنيا هستند .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لزامًا

كلمه «لزاماً» مصدر باب مفاعله است و خبر قرار گرفتن مصدر، حاكى از مبالغه است. بنابراين مفاد جمله «لكان لزاماً» چنين مى

شود: [اگر سنت مهلت نبود ]عذاب، ملازم مخالفان بود و [حتى اندك زمانى] از آنان فاصله نمى گرفت.

377- عذاب دنيوى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 5

5 - عذاب تكذيب كنندگان پيامبران در آخرت ، بسى بزرگ تر و شديدتر از عذاب ذلت بار آنان در دنيااست .

فأذاقهم اللّه الخزى فى الحيوة الدنيا و لعذاب الأخرة أكبر

بزرگ تر بودن عذاب اخروى، مى تواند اشاره به شديدتر بودن آن در مقايسه با عذاب هاى دنيايى باشد.

378- عذاب دنيوى مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 16

16- انكار كنندگان ربوبيت خدا ، مخالفان پيامبران و پيروى كنندگان از سركشان ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .

و لما جاء أمرنا . .. و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم ... واتبعوا أمر كل جبار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .

و يستعجلونك بالسيئة

379- عذاب دنيوى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 1

1- انكار كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) و اخروى اند .

أفأمنوا أن تأتيهم غشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

ضمير در «أفأمنوا» مى تواند به «أكثر الناس» در آيه 103 باز گردد. در اين صورت مقصود از آن ضمير كسانى اند كه به قرآن و وحى الهى و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كافر شدند و آنها را انكار كردند.

380- عذاب دنيوى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 1

1- انكار كنندگان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) و اخروى اند .

أفأمنوا أن تأتيهم غشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

ضمير در «أفأمنوا» مى تواند به «أكثر الناس» در آيه 103 باز گردد. در اين صورت مقصود از آن ضمير كسانى اند كه به قرآن و وحى الهى و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كافر شدند و آنها را انكار كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 17

17- گنهكاران و تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى اند .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

381- عذاب دنيوى مكذبان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 5

5 - كافران تكذيب گر و ستيزه جوى قوم نوح و بعد از آنها ، به دليل دوزخى بودن ، به عذاب دنيوى نيز گرفتار شدند .

فأخذتهم فكيف كان عقاب . و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحب النار

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «أنّهم أصحاب النار» - به تقدير لام تعليل - در مقام تعليل باشد; يعنى، چون آنان از دوزخيان هستند، به عذاب الهى گرفتار آمدند.

382- عذاب ذلت بار مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 9

9 - جامعه هاى كفرپيشه و تكذيب گر ، در معرض عذاب ذلتبار الهى اند .

فلولا كانت قرية ءامنت . .. لها ءامنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى

383- عذاب روحى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 2

2 - تحقير و عذاب روحى تكذيب گران روز جزا ، در قيامت از سوى خداوند

فإن كان لكم كيد فكيدون

امر در «فكيدون»، تعجيزى و مفيد سرزنش و تحقير است.

384- عذاب روحى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 6

6 - سرزنش شدن ، نخستين عذاب روحى منكران معاد به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت

هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه پيش از طرح هرگونه عذابى براى منكران معاد، آنان مورد سرزنش الهى قرار خواهند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 5

5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت

فاهدوهم إلى صرط الجحيم

به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 2،3

2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ

ما لكم لاتناصرون

برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 4

4 - منكران معاد ، مورد شكنجه روحى و جسمى در قيامت

على النار يفتنون . ذوقوا فتنتكم

تعبير «يفتنون» ناظر به عذاب بدنى و عبارت هاى «ذوقوا» و «كنتم به تستعجلون»، دربردارنده سرزنش هايى است كه عذاب روحى كافران را به دنبال دارد.

385- عذاب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 4

4- كافران به قيامت و آنان كه براى منحرف نشان دادن راه خدا تلاش مى كنند ، در خطر گرفتارشدن به عذاب هاى دنيوى اند .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كفرون. أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 1،3

1 - عذاب سخت و رنج آور ، گريبانگير منكران قيامت

أُولئك الذين لهم سوء العذاب

«أُولئك» اشاره به منكران جهان آخرت دارد. «سوء العذاب» نيز از باب اضافه صفت به موصوف و به معناى «العذاب السوء» مى باشد; يعنى، اينان همان كسانى اند كه آن عذاب سخت و جانكاه برايشان مقدر شده است.

3 - سرگردانى و تحيّر در زندگى دنيايى ، عذابى جانكاه و رنجى طاقت فرسا براى منكران آخرت

فهم يعمهون . أُولئك الذين لهم سوء العذاب

جمله «أُولئك الذين. ..» مى تواند تفسير براى «عَمَه» در «فهم يعمهون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 1،2

1 - كافران دروغ انگارِ آيات الهى و آخرت ، گرفتار عذابند .

و أمّا الذين كفروا و كذّبوا بأيتنا و لقاىِ الأخرة فأولئك فى العذاب محضرون

2 - ورود و ماندگارى كافران و تكذيب گران آيات خدا و لقاء اللّه ، به عذاب ، به صورت جبرى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

به صورت مفعولى آورده شدن احضار افراد ياد شده به جهنم و يا حاضر بودن شان در آن، مى تواند اشاره به نكته فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 8

8 - كسانى كه به آخرت ايمان نمى آورند ، گرفتار عذاب خواهند شد .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب

386- عذاب مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 1،2

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى به عذاب گرفتار خواهند شد.

و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم الهذاب

2 - ترس و اندوه، عذاب دنيوى تكذيب كنندگان آيات الهى

فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب

مطرح شدن عذاب براى تكذيب كنندگان، پس از نفى ترس و اندوه براى مؤمنان، اشاره به اين است كه عذاب دنيوى تكذيب كنندگان همان ترس و اندوه دنيوى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 3

3 - بهشتيان براى ملامت و سرزنش دوزخيان ، از آنان جوياى تحقق وعيد هاى الهى براى منكران آيات خداوند خواهند شد .

و نادى . .. فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر گرفتار شدن به عذاب دنيوى هستند .

و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 9

9 - ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى

كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، مستحق عذاب استيصال و در معرض آن هستند .

و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 1،3

1 - تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، زمينه ساز گرفتارى مكذبان به عذاب استيصال است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه . .. إن الذين حقت عليهم كلمت ربك

از ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود كه: مراد از «الذين حقت عليهم» تكذيب كنندگان آيات الهى اند و از ذيل آيه بعد، جمله «حتى يروا العذاب الإليم» و ذيل آيه بعد از اين; يعنى، جمله «لما آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى فى الحياة الدنيا» استفاده مى شود كه مراد از «كلمت ربك» عذاب دنيوى استيصال است.

3 - محكوم شدن مكذبان آيات الهى به عذاب استيصال ، از شؤون ربوبيت الهى و مقتضاى آن است .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران تكذيب گر ، پس از پايان يافتن محاكمه آنان

قال أكذّبتم بايتى . .. و وقع القول عليهم

در تفسير «وقع القول عليهم» چند نظر ابراز شده است كه از جمله آنها «حلول عذاب» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 1،2

1 - كافران دروغ انگارِ آيات الهى و آخرت ، گرفتار عذابند .

و أمّا الذين كفروا و كذّبوا بأيتنا و لقاىِ الأخرة فأولئك فى العذاب محضرون

2 - ورود و ماندگارى كافران و تكذيب گران آيات خدا و لقاء اللّه ، به عذاب ، به صورت جبرى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

به صورت مفعولى آورده شدن احضار افراد ياد شده به جهنم و يا حاضر بودن شان در آن، مى تواند اشاره به نكته فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 11 - 2،5

2 - منكران آيات و نشانه هاى پروردگار ، داراى عذابى سخت و هول انگيز

و الذين كفروا بايت ربّهم لهم عذاب من رجز أليم

«رجز» در لغت، به معناى اضطراب مى باشد (مفردات راغب).

5 - عذاب سخت منكران آيات الهى ، در قيامت به وسيله موادى آلوده و نفرت انگيز *

لهم عذاب من رجز أليم

«رجز» مى تواند به معناى «رجس» و آلودگى باشد در اين صورت اگر «من» نشويه باشد، براشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 2

2 - گرفتارى به جهنم و عذاب الهى ، سرنوشت تكذيب كنندگان آيات الهى است .

ويل يومئذ للمكذّبين

به قرينه «إذا تتلى عليه آياتنا. ..» در آيات بعد، عنوان «مكذّبين»، تكذيب كنندگان آيات خداوند را در برمى گيرد.

387- عذاب مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 2

2 - تكذيب كنندگان انبياى الهى و رسالت هاى آنان در خطر نابودى با نزول عذابى سخت و ويرانگر

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 13

13 - خداوند ، گرفتاركننده گنهكاران و تكذيب گران انبيا به عذاب

و لكن كذبوا فأخذنهم بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 97 - 1،3

1 - امت هاى تكذيب كننده انبيا در معرض گرفتار آمدن به عذاب الهى به هر هنگام ، بويژه شبانگاهان در حال خواب و بى خبرى

أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا بيتا و هم نائمون

تفريع جمله «أفأمن . .. » بر «و لكن كذبوا فأخذنهم ... » مى رساند كه مراد از «أهل القرى» امتهاى تكذيب كننده انبياست.

3 - احساس مصونيت تكذيب كنندگان انبيا از گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ، احساسى نابجا و به دور از واقعيت است .

أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

استفهام در جمله «أفأمن . .. » استفهام انكارى توبيخى است. يعنى اقوام كفرپيشه احساس امنيت از عذاب الهى دارند، ولى به خاطر نابجا بودن چنين احساسى مورد ملامت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 98 - 1

1 - جوامع تكذيب كننده رسولان الهى همواره در خطر گرفتار شدن به عذاب الهى ، بويژه به هنگام اشتغال به سرگرمى ها و بازيچه هاى روزانه

أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا ضحى و هم يلعبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 8،10،11

8- تكذيب كنندگان پيامبران پيشين به عذاب هاى دنيوى گرفتار شدند .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

مراد از ضمير در «أفلم يسيروا» مشركان و مخالفان پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است و مقصود از «الذين من قبلهم» امتهاى پيش از ايشان مى باشد.

10- مطالعه آثار باقيمانده از تكذيب كنندگان انبيا ، گوياى عاقبت شوم آنان و گرفتار آمدنشان به عذاب هاى الهى است .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

11- خداوند ، تكذيب كنندگان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به فرجام شوم و گرفتار آمدن به عذاب استيصال تهديد كرد .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 8

8- نزول عذاب بر تكذيب كنندگان انبيا ، نمودى از امداد هاى خداوند به پيامبران خويش

جاءهم نصرنا فنجى من نشاء

مراد از يارى خدا (جاءهم نصرنا) به قرينه «فنجى من نشاء . ..» نزول عذاب است. بنابراين تعبير كردن از نزول عذاب به آمدن يارى ، حكايت از برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 6،7،8،9

6 - عذاب برخى از اقوام مكذِّب انبيا ( قوم عاد ) با طوفان شن بود .

فمنهم من أرسلنا عليه حاصبًا

«حاصب» به «باد شديدى كه حامل شن و ماسه است» گفته مى شود. گفتنى است كه عذاب هاى ياد شده در آيه، براساس لفّ و نشر مرتب، مطابق با اقوام و اشخاص ياد شده در آيات پيش است.

7 - برخى از اقوام مكذِّب انبيا ( قوم ثمود ) با صيحه و صدايى مهيب و وحشت ناك ، عذاب و نابود شدند .

و عادًا و ثمودًا . .. فكلاًّ أخذنا بذنبه ... و منهم من أخذته الصيحة

8 - برخى از مكذِّبان انبيا ( قارون ) ، در كام زمين فرو رفتند و نابود گرديدند .

و قرون . .. فكلاًّ أخذنا بذنبه ... و منهم من خسفنا به الأرض

9 - برخى از مكذِّبان انبيا ( فرعون و هامان ) ، گرفتار امواج دريا شدند و غرق شدند .

و فرعون و . .. فكلاًّ أخذنا بذنبه ... و منهم من أغرقنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 18

18 - امت هاى گذشته ، در پى اصرار بر تكذيب تعاليم انبيا ، به عذاب الهى گرفتار شدند .

و جاءتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

فعل «كانوا» با فعل مضارع «يظلمهم» مفيد استمرار و اِصرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 3،4

3 - تكذيب كنندگان پيامبران ، از ميان اقوام گذشته ، به عذاب الهى گرفتار شدند .

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب

4 - عذاب تكذيب كنندگان انبياى الهى ، غافلگيرانه بود .

فأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 1

1 - تكذيب كنندگان و مخالفان پيامبران ، گرفتار خشم و انتقام الهى در گذشته تاريخ

قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون . فانتقمنا منهم

388- عذاب مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 18

18- خداوند كفرپيشگانى كه على رغم مشاهده آيات خدا ، ربوبيت او را منكر شوند ، به عذاب شديد و مكرى سخت تهديد كرده است .

و هم يجدلون فى الله و هو شديد المحال

389- عذاب مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 1

1 - عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 1

1 - شعيب ( ع ) پس از حتميت نزول عذاب الهى بر تكذيب كنندگان رسالتش ، از آنان فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

390- عذاب مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 19

19 - منكران حقانيت قرآن و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عذابى خوار كننده گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 8

8 - در قيامت ، هيچ راه نجاتى براى كافرانِ به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود نخواهد داشت .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

هدف از توصيف قيامت، به اينكه فديه اى گرفته نمى شود و . ..; مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه راه نجاتى - جز ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - براى خويش توهم كرده و به اعتبار آن دل خوش كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 3

3 - تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، همواره در معرض عذاب ناگهانى استيصال ، قرار دارند .

قل أرءيتم إن أتيكم عذابه بيتاً أو نهاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 18

18- كافران به قرآن ، در خطر عذابى غافل گيرانه و يا عذابى رو در رو و آشكارند .

أن تأتيهم سنّة الأوّلين أو يأتيهم العذاب قبلاً

چنان چه «قُبُلاً» مفرد باشد، به معناى «رؤيت شده» و «روبه رو» است و مراد آيه اين مى شود كه كافران، چه بسا، به عذابى از نوع عذاب پيشينيان - كه به قرينه مقابله با «قُبُلاً» غافل گيرانه بود - كيفر شوند و ممكن است به عذابى آشكار و روياروى، گرفتار آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را

مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

391- عذاب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 4

4 - كيفر و عذاب تكذيب كنندگان قيامت ، بسيار شديد و هولناك خواهد بود .

سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

صداى خشمگينانه و پرخروش آتش جهنم، با ديدن منكران معاد از راه دور، حاكى از شدت و هولناكى عذاب و كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 4

4 - آتش دوزخ براى منكران قيامت ، بسيار زجرآور و طاقت فرسا خواهد بود .

دعوا هنالك ثبورًا

درخواست هلاكت و مرگ در آتش دوزخ، حاكى از شدت دردناكى و طاقت سوزى آن آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3،5

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

5 - جهنم ، داراى انواع عذاب هلاكت بار براى تكذيب كنندگان قيامت

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 6

6 - مجرمان و منكران قيامت ، به عذاب ابدى و پايان ناپذير گرفتار خواهند شد .

و لو ترى إذ المجرمون . .. و ذوقوا عذاب الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت در آن روز ، گرفتار جهنم و عذاب الهى خواهند بود .

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل» به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب). برخى آن را نام يكى از درب ها، يا درّه اى از جهنم مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

392- عذاب مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 19

19 - منكران حقانيت قرآن و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عذابى خوار كننده گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 8

8 - در قيامت ، هيچ راه نجاتى براى كافرانِ به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود نخواهد داشت .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

هدف از توصيف قيامت، به اينكه فديه اى گرفته نمى شود و . ..; مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه راه نجاتى - جز ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - براى خويش توهم كرده و به اعتبار آن دل خوش كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 7

7 - خداوند آگاهتر از هر كس به اينكه در چه زمان و شرايطى مشركان و منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) را عذاب كند.

لقضى الأمر بينى و بينكم و الله أعلم بالظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 3

3 - تكذيب كنندگان قرآن و رسالت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، همواره در معرض عذاب ناگهانى استيصال ، قرار دارند .

قل أرءيتم إن أتيكم عذابه بيتاً أو نهاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 2

2- برخى از عذاب هاى وعده داده شده به منكران رسالت ، در حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحقق يافت .

و إن مَّا نرينّك بعض الذى نعدهم

كلمه «بعض» در آيه شريفه گوياى برداشت فوق است ; يعنى، آن كلمه مى رساند كه سخن درباره برخى از عذابهاى اعلام شده است ; كه احتمالاً پس از وفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) تحقق مى يابد (أو نتوفينّك) ولى آن بعض ديگر يا پيش از نزول اين آيه تحقق يافته و يا پس از آن در زمان حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله) تحقق خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 24 - 1

1 - گرفتارى به بزرگ ترين عذاب هاى خداوند ، فرجام كسانى است كه از پند و اندرز هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) روى برگردانده ، به آن كفر مىورزند .

إلاّ من تولّى و كفر . فيعذّبه اللّه العذاب الأكبر

393- عذاب مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 10

10 - عذاب منكران معاد (كافران) به فرمان مستقيم خداوند در قيامت صورت مى گيرد.

قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 4

4 - كيفر منكران معاد و ختم فرجام ايشان با عذابى مرگبار ، از سنت هاى خداوند است .

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

تعبير «فانظروا» دربردارنده معناى عبرت گيرى و درس آموزى است و عبرت گرفتن در صورتى معنا دارد كه حكم جارى بر مجرمان پيشين، درباره نسل هاى بعد نيز استمرار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 10

10 - سقوط قطعه هايى از آسمان بر سر منكران معاد ، بسته به خواست و مشيت خدا است .

إن نشأ . .. أو نسقط عليهم كسفًا من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 4

4 - گرفتار آمدن منكران معاد ، در قيامت به عذابى كه آن را به استهزا مى گرفتند و انكار مى كردند .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

394- عذاب مكذبان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 2

2 - جارى شدن سيلاب و هجوم ملخ ها ، شپش ها و قورباغه ها و آلوده شدن زندگانى به خون ، از عذاب هاى نازل شده بر فرعونيانِ منكر رسالت موسى

فأرسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم

«طوفان» آب فراوانى است كه بر منطقه و يا مناطقى مستولى مى شود. هر يك از «جراد» (ملخ) و «قمل» (شپش) اسم جنس است. ضفادع جمع ضَفدَع يا ضفدَع (قورباغه) است.

395- عصيان مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 13

13 - تكذيب كنندگان پيامبران ، مردمى مستكبر و سركش بوده اند .

عذاب الخزى

«خزى» به معناى خوارى و ذلت است، اضافه «عذاب» به «خزى» از باب اضافه موصوف به صفت مى باشد. توصيف عذاب به خزى مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه خداوند، عذاب استيصال را در ازاى وضعيت روحى و عملكرد عذاب شوندگان، مقرر كرده است و چون تكذيب گران پيامبران، مردمانى مستكبر و سركش بودند، خداوند آنان را گرفتار عذابى كرد كه آنان را بشكند و به ذلت بكشاند.

396- عصيان مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 48 - 1

1 - سرپيچى تكذيب گران روز جزا ، از فرمان ركوع و فروتنى در مقابل خداوند

و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون

397- عقيده باطل مكذبان انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 8

8 - كسانى كه انفاق را اتلاف مال مى پندارند ، گرفتار پندارى موهوم و مذموم اند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

398- عقيده باطل مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 3

3 - منكران معاد ، فرو رفته در كفر و در اوج پافشارى بر پندار باطل خويش

ما أكفره

از آيات بعد - كه توجّه به مبدأ خلقت انسان را مقدمه توجّه به معاد در «ثمّ إذا شاء أنشره» قرار داده است - استفاده مى شود كه آيه شريفه بر منكران معاد نيز قابل تطبيق است. مفاد جمله «ماأكفره»، تعجّب از رسوخ كفر در كافران است تا آن حد كه به هيچ نحو زايل نمى شود. اين تعبير ممكن است، صيغه تعجب و يا استفهام باشد.

399- عقيده مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 97 - 2،3

2 - تكذيب كنندگان انبيا به پندار باطل خويشتن را از عذاب هاى الهى مصون مى شمرند .

أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

3 - احساس مصونيت تكذيب كنندگان انبيا از گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ، احساسى نابجا و به دور از واقعيت است .

أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

استفهام در جمله «أفأمن . .. » استفهام انكارى توبيخى است. يعنى اقوام كفرپيشه احساس امنيت از عذاب الهى دارند، ولى به خاطر نابجا بودن چنين احساسى مورد ملامت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 9

9 - امت هاى كفرپيشه و تكذيب كننده انبيا در تاريخ گذشته ، اهل ايمان و گرايش به معارف دين نبودند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

«ما» در «ما كانوا» براى نفى و «لام» در «ليؤمنوا» لام جحود و تقويت كننده نفى است. بنابراين جمله «فما كانوا» با تأكيد فراوان گرايش امتهاى گذشته را به ايمان نفى مى كند و آنها را اهل باور به دين نمى داند.

400- عقيده مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

401- عقيده مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 27 - 5

5 - منكران معاد در عصر بعثت ، آسمان را آفريده خداوند مى دانستند .

أم السماء بنيها

استدلال آيه شريفه بر امكان معاد، بدون پذيرش آفريدگارى خداوند براى آسمان، ناتمام است.

402- علايق مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 1

1 - علاقه شديد كافران تكذيب گر ، به سازش كردن و نرمش نشان دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان و تلاش آنان در اين راستا

ودّوا لو تدهن فيدهنون

«إدهان» (مصدر «تدهن و يدهنون») به معناى مدارا و نرمش نشان دادن است. مقصود از آن در اين آيه، سازش كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مواضع عقيدتى خويش و سستى كردن آن حضرت در برخورد با كافران است. گفتنى است سازش كردن و سستى نمودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در امر رسالت، تنها يك علاقه و تمايل براى كافران نبود; بلكه همراه با تلاش و اقدامات گسترده بوده است.

403- عمل مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 6

6 - خداوند ، به افكار و كردار منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن ، داناتر از هر كس ديگر است .

و اللّه أعلم بما يوعون

404- عمل مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 6

6 - خداوند ، به افكار و كردار منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن ، داناتر از هر كس ديگر است .

و اللّه أعلم بما يوعون

405- عمل ناپسند مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 1،3

1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.

3 - بينش غلط منكران آخرت در تشخيص زشتى كردار خويش ، كيفرى الهى براى آنان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

تعبير «زيّنّا» (ما آراستيم) اشاره به اين حقيقت دارد كه بينش نادرست كافران در عرصه ارزش گذارى، نتيجه اى است كه خداوند در ازاى حق ناپذيرى آنان مقرر فرموده است.

406- عمل ناپسند مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 6

6- كافران منكر حقانيت كتاب هاى آسمانى و استهزا كننده پيامبران ، داراى اعمال زشت متعددى بودند .

فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

407- عوامل اضطراب مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 35 - 5

5 - انديشه معاد و حيات اخروى ، برهم زننده آرامش اشراف و مورد تكذيب أكيد آنان

و قال الملأ من قومه . .. أيعدكم ... أنّكم مخرجون

408- عوامل حسرت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 4

4 - نظامِ كيفر و پاداش الهى در روز رستاخيز ، موجب تأسف و حسرت شديد منكران معاد خواهد شد .

و قالوا يويلنا هذا يوم الدين

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «هذا يوم الدين» استئنافيه و در مقام تعليل براى مفاد جمله قبل است.

409- عوامل محروميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

410- عوامل نگرانى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 21

21 - وجود قيامت ، دغدغه جدى انسان ، حتى براى آنان كه ظاهراً منكر آن هستند .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

411- عوامل هلاكت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 48 - 4

4 - هلاكت جوامع كفرپيشه و تكذيب گر تاريخ ، نتيجه عملكرد خود آنها و پس از اتمام حجت الهى بر آنان

ثمّ أرسلنا . .. بأيتنا و سلطن مبين ... فكذّبوهما فكانوا من المهلكين

412- عيب جويى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

413- غافلگيرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 4

4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .

فإذا هم ينظرون

«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.

414- غضب مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 5

5 - توجّه به سقوط اخلاقى منكران معاد ، تا حد خشونت با يتيمان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .

فذلك الذى يدعّ اليتيم

415- غفلت از فرجام مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 7

7 - تكذيب رسالت پيامبر اسلام از جانب كافران ، برخاسته از ناآگاهى و غفلت آنان ، از سرنوشت شوم تكذيب كنندگان بود .

فأذاقهم اللّه الخزى . .. لو كانوا يعلمون

416- غفلت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 2

2 - خداوند تكذيب كنندگان انبياى پيشين را از سختى هاى بيداركننده رهانيد و زندگى آنان را به رفاه و آسايش خام كننده تبديل كرد .

أخذنا أهلها بالبأساء . .. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة حتى عفوا

417- غفلت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 11 - 1

1 - منكران روز جزا ، فرومانده در گرداب جهالت و گرفتار غفلت و بى خبرى

الذين هم فى غمرة ساهون

«غمرة» به معناى فرو رفتن در جهل و نادانى و «ساهى» به معناى غافل و بى خبر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، عناصرى فرو رفته در باطل و سرگرم هوسرانى

للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون

«خوض» به معناى وارد شدن در كارهاى بيهوده و باطل و «لعب» (مصدر «يلعبون») به معناى سرگرمى و هوسرانى است.

418- فرجام اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 94 - 1

1 - چشيدن عذاب آتش دوزخ ، فرجام نهايى تكذيب گران گمراه

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . .. و تصلية جحيم

«صَلْى» (مبدأ اشتقاق «تصلية») در معانى چشيدن، بريان شدن و افتادن به كار مى رود. بنابراين «تصلية جحيم» مى تواند به معناى چشيدن آتش دوزخ، بريان شدن به وسيله آن و يا افتادن در آن باشد. برداشت بالا ناظر به معناى اول «تصلية» است.

419- فرجام اخروى مكذبان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 13 - 3

3 - آتش دوزخ ، فرجام تكذيب كنندگان آن

فويل . .. للمكذّبين ... يوم يدعّون إلى نار جهنّم دعًّا

420- فرجام دنيوى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 10

10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

421- فرجام سخت مكذبان پاداشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 1

1 - خداوند ، بخيلان و زراندوزانى را كه تكذيب گر پاداش هاى الهى اند ، به آينده اى سخت دچار و راه گرفتارى به آن را برايشان هموار مى سازد .

فسنيسّره للعسرى

تعبير «آسان ساختن» در اين آيه، لزوماً تعبيرى استهزاآميز نيست; زيرا مى توان گفت: مراد مهيّا ساختن زمينه درافتادن به فرجام سخت است.

422- فرجام شوم مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 1

1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .

و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)

423- فرجام شوم مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 10،11

10- مطالعه آثار باقيمانده از تكذيب كنندگان انبيا ، گوياى عاقبت شوم آنان و گرفتار آمدنشان به عذاب هاى الهى است .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

11- خداوند ، تكذيب كنندگان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به فرجام شوم و گرفتار آمدن به عذاب استيصال تهديد كرد .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 10

10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

424- فرجام شوم مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 4

4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى

فذكّر

ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.

425- فرجام شوم مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 1

1 - فرجامى بسيار سخت ، در انتظار منكران معاد

ثمّ كلاّ سيعلمون

«ثمّ» براى تراخى است و مراد از آن در آيه شريفه، تراخى رتبى است; يعنى، آينده منكران معاد، مراحلى دارد كه يكى از ديگرى دشوارتر خواهد بود.

426- فرجام مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 6،8

6 - ضرورت كاوش و دقّت در فرجام تكذيب كنندگان دين الهى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

8 - هشدار به مردم از عاقبت و فرجام شوم تكذيب كنندگان دين خداوند

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 3،5

3 - توجّه به سنّت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، روشنگر مردم است .

قد خلت من قبلكم سنن . .. هذا بيان للنّاس

بنابر اينكه «هذا»، اشاره به معارفى باشد كه در آيه قبل (قد خلت . .. ) بيان شده است.

5 - توجّه به سنت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، هدايتگر تقواپيشگان و پندى براى آنان

قد خلت من قبلكم سنن . .. هدىً و موعظة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 5

5 - توجّه به سنّت هاى الهى در فرجام شوم تكذيب كنندگان دين خداوند ، از ميان برنده هر گونه حزن و اندوه و سستى از جامعه ايمانى

فسيروا . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين ... و لاتهنوا و لاتحزنوا

اگر جمله «و لا تهنوا . .. »، عطف بر جمله «فانظروا كيف ...» باشد، معناى اين دو آيه چنين مى شود: شما محزون نباشيد، عاقبت تكذيب كنندگانِ آيات الهى (دشمن شما مسلمانان)، نابودى است.

427- فرجام مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 11

11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 1

1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)

و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 7

7 - ورود تكذيب كنندگان و مستكبران به بهشت، مخالف سنتهاى خداوند در نظام آفرينش

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

ورود شتر به روزنه سوزن گرچه عقلا محال نيست، ولى بر خلاف نظام جارى در طبيعت است. بنابراين به كارگيرى ضرب المثل مذكور مى تواند بيانگر اين باشد كه ورود تكذيب كنندگان به بهشت اگر چه امتناع عقلى ندارد، ولى با سنن الهى ناسازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 13،14

13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 18

18 - توجه به داستان بلعم باعورا برانگيزاننده آدمى به تفكر در سرنوشت شوم تكذيب كنندگان و ايجادكننده زمينه هاى هدايت در وى است .

فاقصص القصص لعلهم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 12

12 - تكذيب گران آيات الهى ( قرآن ) مردمانى بدفرجام

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 10

10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا

أكذّبتم بايتى . .. و كلّ أتوه دخرين

هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 2

2 - گرفتارى به جهنم و عذاب الهى ، سرنوشت تكذيب كنندگان آيات الهى است .

ويل يومئذ للمكذّبين

به قرينه «إذا تتلى عليه آياتنا. ..» در آيات بعد، عنوان «مكذّبين»، تكذيب كنندگان آيات خداوند را در برمى گيرد.

428- فرجام مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 1،9

1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

9 - لزوم نگرش عبرت آموز و توجه به سرانجام شوم تكذيب پيامبران و رسالت داران الهى

ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 1

1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)

و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 6

6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى

الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 97 - 5

5 - توجه جوامع بشرى به فرجام شوم تكذيب كنندگان انبيا ، زمينه ساز نگرانى ايشان در ابتلا به عذاب الهى و مايه گرايش آنان به ايمان و تقواست .

و لو أن أهل القرى . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

جمله «أفأمن . .. » عطف بر جمله «فاخذنهم بما كانوا يكسبون» است. يعنى آيا اقوام و ملتهاى كفرپيشه پس از آگاهى به سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا، باز هم عذاب الهى را انكار مى كنند و خويشتن را از گرفتار آمدن به آن مصون مى پندارند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 2،4

2 - خداوند ، تسلى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بيان سرگذشت شوم كفرپيشگان تكذيب كننده انبيا ( ع )

نقص عليك

مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عليك» در بيان سرگذشت امتهاى تكذيب كننده گذشته مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

4 - بيان سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا ( ع ) براى هشدار و تذكار آيندگان ، از روش هاى هدايتى قرآن

تلك القرى نقص عليك من أنبائها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 13،14

13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

429- فرجام مكذبان انذارهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 1

1 - كسانى كه هدايت و انذار هاى الهى را تكذيب كرده و از آن روى گردان شدند ، شقى ترين افراد و گرفتار دشوارترين فرجام اند .

الذى كذّب و تولّى

آيات پيشين - كه سخن از «هدايت» و «انذار» به ميان آورده بود - قرينه است بر اين كه تكذيب و تولّى در رابطه با همان امور است.

430- فرجام مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 3

3 - تكذيب كنندگان شعيب ( ع ) ، خود به فرجام زيانبارى كه براى مؤمنان پيش بينى مى كردند ، گرفتار شدند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرين . .. الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

حصرى كه از ضمير فصل استفاده مى شود حصر قلب است. يعنى بيان مى كند كه پندار كفرپيشگان (زيانكارى مؤمنان) باطل است و خود آنان زيانكار هستند.

431- فرجام مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 12

12 - تكذيب گران آيات الهى ( قرآن ) مردمانى بدفرجام

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 1

1- تهديد منكرانِ پيام هاى روشن و قابل درك قرآن ، به فرجامى سخت از سوى خداوند

فإنّما يسّرنه . .. فارتقب إنّهم مرتقبون

عبارت «إنّهم مرتقبون»، كنايه از اين است كه كافران به بيان هاى روشن وحى ايمان نمى آورند تا سرانجام وعيدهاى ما تحقق يابد.

432- فرجام مكذبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 11 - 12

12 - انكار لقاى پروردگار از سوى كافران ، باعث نمى شود كه آنان در پيشگاه خدا حاضر نشوند ، بلكه به اجبار به سوى خدا باز خواهند گشت .

بل هم بلقاء ربّهم كفرون . .. ثمّ إلى ربّكم ترجعون

433- فرجام مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 119 - 9

9 - دوزخ ، فرجام كافران به رسالت پيامبر و سرپيچى كنندگان از احكام اسلام

إنا أرسلنك بالحق . .. و لاتسئل عن أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 8

8 - خداوند تسلى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با تبيين فرجام تكذيب كنندگان و منكران رسالتهاى او

و كذلك نجزى الظلمين

حرف «ك» در «ذلك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از اهداف اين خطاب پس از بيان كفر منكران رسالتهاى الهى، تسلى دادن به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 24 - 1

1 - گرفتارى به بزرگ ترين عذاب هاى خداوند ، فرجام كسانى است كه از پند و اندرز هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) روى برگردانده ، به آن كفر مىورزند .

إلاّ من تولّى و كفر . فيعذّبه اللّه العذاب الأكبر

434- فرجام مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 15

15 - انكار معاد، گناه و بارى شوم بر دوش منكران معاد در قيامت است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. ألا ساء ما يزرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 4

4 - كيفر منكران معاد و ختم فرجام ايشان با عذابى مرگبار ، از سنت هاى خداوند است .

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

تعبير «فانظروا» دربردارنده معناى عبرت گيرى و درس آموزى است و عبرت گرفتن در صورتى معنا دارد كه حكم جارى بر مجرمان پيشين، درباره نسل هاى بعد نيز استمرار داشته باشد.

435- فرجام مكذبان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 8

8 - خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين

436- فرجام مكذبان هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 1

1 - كسانى كه هدايت و انذار هاى الهى را تكذيب كرده و از آن روى گردان شدند ، شقى ترين افراد و گرفتار دشوارترين فرجام اند .

الذى كذّب و تولّى

آيات پيشين - كه سخن از «هدايت» و «انذار» به ميان آورده بود - قرينه است بر اين كه تكذيب و تولّى در رابطه با همان امور است.

437- فروروى مكذبان خدا در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 8

8 - فرو كشيده شدن منكران معاد در زمين ، بسته به خواست و مشيت خداوند است .

إن نشأ نخسف بهم الأرض

438- فرومايگى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 10 - 7

7 - بى مبالاتى در سوگند ياد كردن و فرومايگى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. حلاّف مهين

صفت «حلاّف مهين» و ديگر اوصافى كه در آيات بعد ذكر مى شود، مربوط به كافرانى است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند.

439- فسق مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 8

8 - انكار قرآن و دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه فسق و انحراف انكار كننده است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

440- فسق مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 8

8 - انكار قرآن و دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه فسق و انحراف انكار كننده است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

441- فشار جهنم بر مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 6

6 - « إن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) سئل عن قول اللّه « و إذا أُلقوا منها مكاناً ضيّقاً مقرّنين » قال : و الذى نفسى بيده انّهم ليستكرهون فى النار كما يستكره الوتد فى الحائط .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره قول خدا «إذا أُلقوا منها مكاناً ضيّقاً. ..» سؤال شد؟ فرمود: قسم به كسى كه جانم در دست او است آنان با اكراه و فشار در جهنم جاى داده مى شوند; همان گونه كه ميخ با فشار در ديوار كوبيده مى شود.

442- فعليت عذاب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 6

6- عذاب از هم اكنون براى منكران آخرت آماده است .

أعتدنا لهم عذابًا أليمًا

«أعتدنا» (با صيغه ماضى) اشاره به آماده بودن فعلى عذاب دارد.

443- فلسفه زندگى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 2

2 - خورد و خوراك و بهره ناچيز از لذت هاى مادى ، هدف زندگى كافران و منكران قيامت

كلوا و تمتّعوا قليلاً

از اين كه به كافران گفته مى شود: بخوريد و بهره گيريد، مى توان به اين حقيقت دست يافت كه آنان جز همين كار، هدف ديگرى در زندگى ندارند و گرنه به آن فراخوانده مى شدند.

444- فلسفه مهلت به مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 4

4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .

فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.

445- فلسفه مهلت به مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 2

2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان

سنستدرجهم. .. و أُملى لهم

عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.

446- فلسفه مهلت به مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 2

2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان

سنستدرجهم. .. و أُملى لهم

عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.

447- فلسفه نقل عذاب مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 9

9 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با بيان عذاب شدن ملت هاى تكذيب كننده پيامبران

و كذّب الذين من قبلهم و ما بلغوا معشار ما ءاتينهم فكذّبوا رسلى فكيف كان نكير

448- قيدهاى اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 12 - 1

1 - تكذيب گران دين ستيز ، گرفتار قيد و بند هاى گران در عرصه قيامت

إنّ لدينا أنكالاً

«نِكْل» (مفرد «أنكال») به معناى «قيد شديد» است (قاموس المحيط).

449- كارگزاران خدا و مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

450- كرى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 1،2

1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم

«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 2

2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر

451- كفر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 9

9 - آيات خداوند را ، جز كافران ، كسى انكار نمى كند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

452- كفر مكذبان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 4

4 - منكران اسلام - چه از اهل كتاب باشند و چه مشرك - كافراند .

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

حرف «من» براى تبيين است و مصداق «الذين كفروا» را، اهل كتاب و مشركان معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 4

4 - منكران اسلام - چه اهل كتاب باشند و چه مشرك - كافراند .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين

453- كفر مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 2،8

2 - هيچ قومى از اقوام تكذيب كننده سابق - به جز قوم يونس - پيش از نزول عذاب استيصال ، به دست كشيدن از تكذيب پيامبر خود و اظهار ايمان به او موفق نشدند .

فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس

8 - از تمام اقوام تكذيب كننده پيشين ، تنها قوم يونس پيش از وقوع عذاب استيصال ، از تكذيب دست برداشته و ايمان آوردند .

فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس لما ءامنوا كشفنا عنهم عذاب الخز

454- كفر مكذبان توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 5 - 2

2 - منكران يگانگى خدا و معتقدان به تعدد معبود ، كافراند .

و قال الكفرون . .. أجعل الألهة إلهًا وحدًا

455- كفر مكذبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 9

9 - افترازنندگان به خدا و تكذيب كنندگان حق ، كافرند و جايشان در جهنم است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. أو كذّب بالحقّ... أليس فى جهنّم مثوًى للكفر

«ال» در «الكافرين» براى عهد بوده و اشاره به همين افرادى دارد كه در آيه، مورد بحث قرار گرفته اند.

456- كفر مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 2

2 - منكران قرآن ، به خدا و قيامت ايمان نخواهند آورد .

إن الذين كفروا . .. لايؤمنون

متعلَّق «لايؤمنون» به دليل آيه هشت و نيز آيات قبل، خدا و قيامت است; يعنى: لايؤمنون باللّه و لاباليوم الآخر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 7،8

7 - كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

8 - كفرپيشگان منكر قرآن راهى براى نجات از تحير و سرگردانى ندارند .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

معناى جمله «يذرهم . .. » بنابراينكه «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون»باشد، چنين مى شود: خداوند منكران قرآن را رها نمى سازد تا همچنان در وادى طغيان، سرگردان بمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 1

1 - منكران قرآن ، كافراند .

ثمّ أورثنا الكتب . .. و الذين كفروا

مقصود از كفر در اين آيه - به قرينه آيات پيشين كه درباره قرآن كريم بود - انكار قرآن است.

457- كفر مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 20

20 - يهوديان منكر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از زمره كافرانند و به عذابى خفت آور گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

458- كفر مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 3

3 - منكران معاد ، فرو رفته در كفر و در اوج پافشارى بر پندار باطل خويش

ما أكفره

از آيات بعد - كه توجّه به مبدأ خلقت انسان را مقدمه توجّه به معاد در «ثمّ إذا شاء أنشره» قرار داده است - استفاده مى شود كه آيه شريفه بر منكران معاد نيز قابل تطبيق است. مفاد جمله «ماأكفره»، تعجّب از رسوخ كفر در كافران است تا آن حد كه به هيچ نحو زايل نمى شود. اين تعبير ممكن است، صيغه تعجب و يا استفهام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 2

2 - منكران معاد ، كافراند .

لتركبنّ طبقًا عن طبق . .. بل الذين كفروا يكذّبون

459- كفر مكذبان نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 4

4- اكثر انكار كنندگان نعمت هاى الهى ، مصداق و مجسمه كامل كفرند .

يعرفون نعمت الله . .. و أكثرهم الكفرون

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «هم» به فاعل «يعرفون»باز گردد و الف و لام در «الكافرون» براى استغراق باشد.

460- كم فروشى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 4 - 5

5 - كم فروشى ، گناهى در خور منكران معاد است و صدور آن از باورداران آخرت مايه شگفتى است .

ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون

461- كوردلى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 5

5 - منكران آخرت ، مردمى كور باطن و فاقد بصيرت

بل هم منها عمون

«عمى» (مفرد «عمون») يعنى كور، و مقصود از كورى در آيه، كورى دل است و نه كورى سر.

462- كوردلى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 11

11 - تكذيب كنندگان قوم نوح ( ع ) ، مردمى كوردل بودند .

إنهم كانوا قوماً عمين

كلمه «عمين» جمع «عمى» به معناى فاقدان بصيرت است.

463- كوردلى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 11

11 - كافران و تكذيب كنندگان پيامبران ، نابينايان واقعى و محروم از بينايى دل

أفلم يسيروا فى الأرض . .. و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

464- كوردلى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 5

5- آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را باور ندارند ، كوردل و جاهلند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

465- كوردلى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 16

16 - مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته و تكذيب كنندگان او كور و گمراه هستند.

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

چون موضوع آيات اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «البصير» مؤمنان به آن حضرت و مراد از «الأعمى» تكذيب كنندگان آن حضرت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 2

2 - مردمى كه از نزديك ، اعمال و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نظاره كرده و از او تبعيت نمى كردند ، همانند آن نابينايى اند كه از نعمت بصيرت دل نيز محروم است .

و منهم من ينظر إليك أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

466- كورى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 2

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

467- كيفر اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 1

1 - تكذيب گران دين ستيز در قيامت ، با غذاى گلوگير كيفر مى شوند .

و المكذّبين . .. و طعامًا ذا غصّة

468- كيفر اخروى مكذبان الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 127 - 2

2 - قوم تكذيب كننده الياس ، در روز قيامت براى حسابرسى و كيفر احضار خواهند شد .

فإنّهم لمحضرون

469- كيفر اخروى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 127 - 3

3 - تكذيب كنندگان پيامبران و اديان الهى ، براى حسابرسى و كيفر در روز قيامت احضار خواهند شد .

فإنّهم لمحضرون

470- كيفر اخروى مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 11

11- منكران معاد و ربوبيت خدا در روز قيامت به غل ها و زنجيرهايى كه بر گردنشان آويخته مى شود ، گرفتار خواهند شد .

أُولئك الأغلل فى أعناقهم

471- كيفر اخروى مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 111 - 3

3- انكار كنندگان كتاب هاى آسمانى ، به كيفر و مجازات اخروى گرفتار خواهند شد .

و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم

قابل ذكر است كه مفسران درباره كلمه «لما» و معنا و جايگاه آن در آيه شريفه، سخنان بسيارى دارند. علاقه مندان را به كتابهاى مفصل تفسيرى و ادبى ارجاع مى دهيم. آنچه به نظر تكلفى ندارد اين است كه «لمّا» شرطيه است و فعل آن محذوف مى باشد كلام با تقدير آن چنين مى شود: إنّ كلاًّ لما أتتهم الساعة ليوفينّهم.

472- كيفر اخروى مكذبان كيفر هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 4

4 - گنه كاران و تكذيب كنندگان كيفر هاى اخروى ، در قيامت به كيفر گناه و تكذيب خود گرفتار خواهند شد .

بل تكذّبون بالدين . .. يعلمون ما تفعلون

مطرح ساختن كتابت و علم كاتبان - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - هشدارى به تكذيب گران است كه عمل آنان بى كيفر نخواهد ماند.

473- كيفر دنيوى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 5

5 - خداوند ، قوم نوح ( ع ) را به خاطر تكذيب آياتش ، با غرق كردن در آب به هلاكت رساند .

و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 11

11- حسابرسى و مجازات كفرپيشگان و منكران رسالت در دنيا

و علينا الحساب

از آن جا كه مقصود از تهديدهاى اشاره شده در اين آيه عذابهاى دنيوى است ، معلوم مى شود مراد از حساب در جمله «علينا الحساب» نيز حسابرسى در دنياست.

474- كيفر مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 5،8

5 - مجازات كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، از سنّت هاى خداوند است .

كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم

خداوند همه كافران را در همه عصرها، تهديد به عذاب كرده و از اين، عموميّت سنت الهى در مورد كافران، استنباط مى شود.

8 - فرعونيان و پيشينيانشان كه تكذيب كنندگان آيات الهى بودند ، گرفتار عقوبت شديد خدا شدند .

كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم و اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 12 - 2

2 - تكذيب گران دين ستيز ، به آتش برافروخته در قيامت گرفتار خواهند بود .

و جحيمًا

475- كيفر مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 3

3 - بينش غلط منكران آخرت در تشخيص زشتى كردار خويش ، كيفرى الهى براى آنان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

تعبير «زيّنّا» (ما آراستيم) اشاره به اين حقيقت دارد كه بينش نادرست كافران در عرصه ارزش گذارى، نتيجه اى است كه خداوند در ازاى حق ناپذيرى آنان مقرر فرموده است.

476- كيفر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 39 - 1

1 - آتش دوزخ ، كيفر و سزاى انكار كنندگان و تكذيب كنندگان آيات الهى است .

و الذين كفروا و كذبوا بأيتنا أولئك أصحب النار

«تكذيب» (مصدر كذبوا) به معناى: نسبت دروغ دادن است. «آياتنا» علاوه بر تعلقش به «كذبوا» متعلق به «كفروا» نيز مى باشد. جمله «الذين كفروا ...» عطف بر جمله «من تبع ...» است و بيانگر گروهى است كه هدايتها و رهنمودهاى الهى را پذيرا نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 10

10 - عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 1،3

1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)

و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون

3 - آتش دوزخ ابدى است و تكذيب كنندگان آيات الهى در آن جاودان هستند.

أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 2

2 - تكذيب كنندگان و اعراض كنندگان از آيات الهى در بسترى از آتش جهنم و توده هايى آتشين بر فراز خويش، گرفتار خواهند شد.

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 8

8 - بى اعتنايى خداوند به كافران و به فراموشى سپردن آنان در آخرت ، سزاى غفلت آنان از قيامت و انكار آيات الهى است .

فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون

حرف «كاف» در «كما نسوا» تعليليه است و «ما» مصدريه ; يعنى «لنسيانهم». همچنين «ما» در «ما كانوا» مصدريه است و عطف بر «ما نسوا»، يعنى: لكونهم باياتنا يجحدون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 1،2

1 - خداوند تكذيب كنندگان آياتش را بتدريج به ورطه هاى سقوط مى كشاند تا شايسته دوزخ شوند .

و الذين كذبوا بايتنا سنستدرجهم من حيث لايعلمون

«استدرجه إلى كذا» يعنى او را بتدريج و گام به گام به چيزى نزديك كرد. متعلق «سنستدرجهم»، به دليل آيه 179، جهنم است ; يعنى تكذيب كنندگان را بتدريج به جهنم نزديك مى كنيم.

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1،2،4

1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

2 - تكذيب كنندگان آيات الهى سزاوار عذاب از جانب خداوند هستند .

و أملى لهم

آنگاه مهلت دادن و تأخير انداختن عذاب موضوع پيدا مى كند كه استحقاق عذاب بالفعل وجود داشته باشد.

4 - تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با

ايشان است .

سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين

مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 5

5 - خداوند ، آن دسته از قوم نوح را كه آيات الهى را تكذيب كردند ، در آب غرق نمود .

و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 1

1- دوزخ ، جزاى كافرانِ به آيات الهى و منكران معاد است .

ذلك جزاؤهم جهنّم بما كفروا

مراد از كفر، به قرينه آيه قبل، كفر به آيات خدا و معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 6

6 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، عذابى دردناك خواهند داشت .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه . .. و أولئك لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 5

5 - گرفتار شدن تكذيب كنندگان آيات الهى به عذاب عظيم در قيامت ، حاصل و پى آمد اعراض آنان از آيات خدا ، پس از توجه به آنها است .

و لنذيقنّهم من العذاب . .. دون العذاب الأكبر ... و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

«و من أظلم. ..» به منزله تعليل آيه قبل است و درصدد تبيين چرايىِ گرفتار آمدن مجرمان به عذاب سخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 29 - 8

8 - مجازات الهى ، در انتظار منكران معاد و تكذيب كنندگان آيات او است .

إنّهم كانوا . .. و كلّ شىء أحصينه كتبًا

جمله «وكلّ شىء . ..»، - پس از بيان انكار معاد و تكذيب آيات از سوى طغيانگران - تهديد آنان به مجازات در آخرت است.

477- كيفر مكذبان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 1

1 - كافران به اسلام - چه اهل كتاب باشند و چه مشرك - به آتش جهنم ، گرفتار خواهند شد .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم

478- كيفر مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 1

1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)

و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 1

1 - تكذيب كنندگان انبيا ، در معرض مكر خداوند و برنامه هاى پنهانى و ناشناخته وى براى مجازات آنان

أفأمنوا مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 10

10- گروه ها و اقوامى كه در طول تاريخ ، انبياى الهى را تكذيب كردند ، گرفتار عذاب شدند .

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

دعوت از مردم براى جهانگردى جهت مطالعه در عاقبت تكذيب كنندگان انبيا، دلالت بر اين دارد كه آنان دچار عذاب شده اند و مطالعه آن عبرت آموز است و اگر چنان چه به مرگ طبيعى مرده بودند، با انسانهاى ديگر تفاوتى نداشتند و در نتيجه مزيتى براى مطالعه نخواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 7

7 - منكران رسالت پيامبران پس از دريافت آيات الهى ، سزاوار كيفرى سخت و نابودى با عذاب استيصال

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب من قبله لقالوا . .. فنتّبع ءايتك

«عذاب» نكره است و ناشناخته بودن عذاب، حاكى از شدت سختى آن است; به گونه اى كه حقيقت آن را نمى توان براى مخاطب ترسيم كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 1

1 - خداوند ، قوم نوح را به خاطر تكذيب رسولان الهى ، در ميان امواج آب و توفان ، غرق ساخت .

و قوم نوح لما كذّبوا الرسل أغرقنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 10

10 -تمامى اقوام تكذيب گر ( چون قوم نوح ) ، به خاطر مبارزه با حق ( تعاليم پيامبران ) ، در دنيا مورد عقوبت وكيفر الهى قرار گرفتند .

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ليدحضوا به الحقّ فأخذتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 6

6 - ربوبيت الهى ، مقتضى عذاب دادن و كيفر كردن كافران حق ستيز و تكذيب كننده

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحب النار

479- كيفر مكذبان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 17 - 4

4 - عذاب جهنم ، كيفر تكذيب كنندگان آن

ثمّ يقال هذا الذى كنتم به تكذّبون

480- كيفر مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 6

6 - منكران دين بدون اتمام حجت با آنان ، به آتش دوزخ گرفتار نخواهند شد .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

جواب شرط «فان لم تفعلوا» محذوف است و جمله «فاتقوا . ..» جانشين آن شده است. جمله با تقدير آن چنين است: فان لم تفعلوا تمت عليكم الحجة و ثبت لديكم ان القرآن منزل من عنداللّه فاتقوا ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 15 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 19 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 24 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 28 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 34 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 37 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 40 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 45 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 47 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 49 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 7،8

7 - گرفتن مو هاى بالاى پيشانى تكذيب گران دين و كشاندن ذليلانه آنان به سوى آتش ، كيفر مخالفت آنها با نماز ، هدايت و تقوا

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية

«ناصية» به معناى انتهاى رستنگاه مو از قسمت جلو سر است، ريشه اين كلمه بر «علوّ» دلالت دارد و چون رستنگاه ناصيه در قسمت بالاى سر است، اين نام را بر آن نهاده اند (مقاييس اللغة). قسمت جلو سر را نيز «ناصيه» گويند (تاج العروس). «نسفعن» - كه «نون تأكيد» آن به صورت تنوين نوشته مى شود - يعنى، چنگ مى زنيم و مى كشانيم و ممكن است به معناى «سياه مى كنيم»، «نشانه مى گذاريم» يا «به خوارى مى كشانيم» باشد. (برگرفته از قاموس)

8 - تكذيب دين و روى گردانى از آن ، در پى دارنده كيفرى تحقيرآميز و گريزناپذير

أرءيت إن كذّب و تولّى . .. كلاّ لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية

گرفتن موهاى جلو سر - علاوه بر تحقير - شخص را به طور كامل تسليم گيرنده آن مى سازد; به گونه اى كه مقاومت سودى نمى بخشد. كيفر ياد شده - به قرينه «سندع الزبانية» (در آيات بعد) - مربوط به قيامت است; ولى دلالت آيه شريفه بر كيفر دنيوى نيز

بعيد نيست.

481- كيفر مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 14

14 - منكران ربوبيت خداوند در قيامت مجازات خواهند شد.

فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون

برداشت فوق بر اين اساس است كه «خبر دادن» (فينبئكم)، كنايه از كيفر دهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 21 - 2

2 - شرك پيشگان منكر ربوبيت خدا ، سزاوار گرز هاى آهنين در دوزخ

و لهم مقمع من حديد

«مقمعة» (مفرد «مقامع») به معناى گرز است. پس «مقامع من حديد»; يعنى، گرزهاى آهنين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 6 - 1

1 - آتش جهنم ، كيفر منكران ربوبيت خداوند

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم

482- كيفر مكذبان عذاب كم فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 5

5 - كسانى كه عذاب كم فروشان را تكذيب كنند ، در قيامت به عذاب جهنم گرفتار خواهند شد .

ويل للمطفّفين . .. ويل يومئذ للمكذّبين

مراد از «مكذّبين» - به قرينه آيه بعد - تكذيب گران روز قيامت و رخدادهاى آن اند و از مصاديق بارز رخدادهاى قيامت، عذابى است كه آيه «ويل للمطفّفين» بيان داشته است.

483- كيفر مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 1

1 - دوزخ ، جايگاه ابدى مشركان و منكران رستاخيز

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. و الذين هم عن ءايتنا غفلون. أولئك مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 2،3،7

2 - مجازات كفار و منكران قيامت ( از ميان برداشتن ايشان ) منجر به انقراض نسل بشر خواهد شد .

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم

«ال» در «الناس» ال جنسيه و مفيد استغراق است; يعنى، اگر سنت الهى درباره جوامع بشرى اين بود كه هر انسان كفرپيشه را در دنيا بى درنگ مجازات كند، هر آينه تا كنون زمين از وجود انسان تهى شده و نسل بشر منقرض گشته بود. در حالى كه اين با فلسفه آفرينش انسان (و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين. بقره / 36) ناسازگار است.

3 - مجازات كفرپيشگان و منكران قيامت ( از ميان برداشتنشان ) ناسازگار با فلسفه آفرينش انسان

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم

7 - منكران قيامت ، مستحق كيفر و عذاب الهى در دنيا هستند .

و لو يعجل اللّه . .. لقضى إليهم أجلهم فنذر الذين لايرجون لقاءنا

از آيه شريفه استفاده مى شود كه: اگر مجازات منكران قيامت منجر به مرگ آنان نمى شد، خدا بدون مهلت آنان را سركوب مى كرد; يعنى، آنان استحقاق كيفر را دارند لكن مانع وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 3،6

3 - آتش بر افروخته و پرالتهاب دوزخ ، كيفر تكذيب قيامت

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

«سعير»، به معناى آتش پرالتهاب و برافروخته است.

6 - آتش جهنم ، هم اكنون ( پيش از برپايى قيامت ) براى تكذيب كنندگان قيامت ، آماده و مهيّا است .

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

آمدن فعل «أعتدنا» (آماده كرديم) به صورت فعل ماضى، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 4

4 - كيفر و عذاب تكذيب كنندگان قيامت ، بسيار شديد و هولناك خواهد بود .

سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

صداى خشمگينانه و پرخروش آتش جهنم، با ديدن منكران معاد از راه دور، حاكى از شدت و هولناكى عذاب و كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 3

3 - منكران قيامت ، در وسط دوزخ جاى خواهند داشت .

فرءاه فى سواء الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 5

5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .

كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين

484- كيفر مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 3

3- منكران حقانيت كتاب هاى آسمانى ، گرفتار عذاب شدند .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئ

485- كيفر مكذبان كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 4 - 3

3 - نمازخواندن تكذيب كنندگان كيفر هاى الهى ، بى ثمر بوده و مايه استحقاق عذاب جهنم است .

أرءيت الذى يكذّب بالدّين . .. فويل للمصلّين

486- كيفر مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 49 - 5

5 - تعيين زمان كيفر تكذيب كنندگان ، تنها در اختيار خداوند است .

و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لاأملك ... إلا ما شاء اللّه

487- كيفر مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 7

7 - محاكمه و مجازات منكران معاد، جلوه اى از ربوبيت خداوند است.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم . .. قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 12

12- منكران قيامت ، به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أُولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 1

1- دوزخ ، جزاى كافرانِ به آيات الهى و منكران معاد است .

ذلك جزاؤهم جهنّم بما كفروا

مراد از كفر، به قرينه آيه قبل، كفر به آيات خدا و معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 5

5- برانگيختن منكران معاد و مجازات آنها ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

فوربّك لنحشرنّهم . .. حول جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 4

4 - كيفر منكران معاد و ختم فرجام ايشان با عذابى مرگبار ، از سنت هاى خداوند است .

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

تعبير «فانظروا» دربردارنده معناى عبرت گيرى و درس آموزى است و عبرت گرفتن در صورتى معنا دارد كه حكم جارى بر مجرمان پيشين، درباره نسل هاى بعد نيز استمرار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 6

6 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، عذابى دردناك خواهند داشت .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه . .. و أولئك لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 19 - 9

9 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و منكران رستاخيز و لطف او به خلق مانع از سلب روزى آنان در دنيا است .

لفى ضلل بعيد . اللّه لطيف بعباده يرزق من يشاء و هو القوىّ العزيز

با توجه به معناى «لطيف» - كه حكايت از رحمت و لطف دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 4

4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان - كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده - بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 29 - 8

8 - مجازات الهى ، در انتظار منكران معاد و تكذيب كنندگان آيات او است .

إنّهم كانوا . .. و كلّ شىء أحصينه كتبًا

جمله «وكلّ شىء . ..»، - پس از بيان انكار معاد و تكذيب آيات از سوى طغيانگران - تهديد آنان به مجازات در آخرت است.

488- كيفراخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 11

11- منكران معاد و ربوبيت خدا در روز قيامت به غل ها و زنجيرهايى كه بر گردنشان آويخته مى شود ، گرفتار خواهند شد .

أُولئك الأغلل فى أعناقهم

489- كيفيت حشر مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

490- گرايشهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 3

3- منكران آخرت شرّ و بدى را بسان خير و خوبى خواستارند .

و أن الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «الإنسان» مطلق انسانها نباشد - چنانكه برخى از مفسّران گفته اند -; بلكه الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى است و اشاره به منكران معاد مى باشد كه در آيه قبل (الذين لايؤمنون بالأخرة. ..) آمده است.

491- گفتگوى كارگزاران خدا با مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

492- گفتگوى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 3

3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.

493- گمراهى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 92 - 4

4 - تكذيب گران ، عناصرى گرفتار ضلالت و گمراهى

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين

494- گمراهى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 9

9 - كسانى كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، در گمراهى ژرف اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب و الضلل البعيد

495- گمراهى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 7

7 - كافران تكذيب كننده دين ، در گمراهى عميق بسر مى برند .

إن أنتم إلاّ فى ضلل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» از سخنان نگهبانان دوزخ باشد.

496- گمراهى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 7

7 - كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

497- گمراهى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 8

8 - ناسپاسى در برابر لطف و رحمت الهى و سوء استفاده از آن ، نمودى از انحراف و گمراهى منكران قيامت

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو رحمنهم ... فى طغينهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 12

12 - پى بردن به حقانيت رستاخيز ، داراى راه علمى است و منكران آن گرفتار گمراهى اند .

و يعلمون أنّها الحقّ ألا إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

498- گمراهى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 51 - 4

4 - تكذيب گران معاد ، عناصرى گمراه

ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون

499- گناه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

500- گناه مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 2

2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .

ناصية كذبة خاطئة

دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان است.

501- گناه مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 12

12 - منكران معاد در قيامت با بار سنگين گناهان خويش حضور مى يابند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم

«أوزار»، جمع «وزر»، به معنى سنگينى است و مقصود از «أوزار» در آيه سنگينى گناهان است.

502- گناهكارى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.

503- گناهكارى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 4

4 - قلب تكذيب كنندگان قرآن و قيامت ، هرگز از آلودگى هاى گناه پاك نخواهد شد .

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ إنّهم ... محجوبون

جمله بعد از «كلاّ»، قرينه است بر اين كه آيه شريفه درصدد بيان تداوم يافتن نكته اى است كه آيه قبل درباره قلب تكذيب گران مطرح كرده بود.

504- گناهكارى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 4

4 - منكران معاد ، مردمانى تبه كار و مجرم

الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

505- لالى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1،13

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «الذين كذبوا باياتنا صم و بكم» يقول: «صم» عن الهدى و «بكم» لايتكلمون بخير «فى الظلمات» يعنى ظلمات الكفر . .. .

از امام باقر(ع) درباره آيه «الذين كذبوا باياتنا . ..» روايت شده است: تكذيب كنندگان آيات الهى «كرانند» از (شنيدن آيات) هدايت، «لالند» از سخن خير گفتن، «در تاريكيها قرار دارند» يعنى تاريكيهاى كفر ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 7

7 - باز ايستادن ظالمان تكذيب گر از نطق و سخن ، با مشاهده نزول عذاب الهى بر آنان

و وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «وقع القول. ..» حلول عذاب باشد.

506- لجاجت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 5

5 - تكذيب كنندگان رسالت پيامبران پس از نوح ( ع ) ، على رغم ارائه معجزات و دليل هاى روشن به آنان ، همچنان بر ناباورى و تكذيب خود ، پاى فشردند .

فجاءوهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مضاف اليه «قبل» ضمير عايد به «مجىء» كه از «جاءوهم بالبينات» استفاده مى شود، بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 3

3- اصرار كفرپيشگان بر تكذيب پيامبران و عناد و لجاجت آنان ، موجب يأس پيامبران از موفقيّت خويش و ايمان آوردن قومشان

حتّى إذا استيئس الرسل

متعلق «استيئس» ايمان آوردن مردم و موفقيت پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 10

10 - تكذيب شدن رسالت پيامبران الهى ، از روى عمد و لجاجت و باآگاهى از محتواى آن بوده است .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت و بالزّبر و بالكتب المنير

تكذيب شدن پيامبران الهى - به رغم آن كه آنان در متن جامعه بودند (جائتهم) و معجزات و دلايل روشنى را به مردم ارائه نموده و كتاب روشنگر و قابل فهمى را به ايشان عرضه مى كردند - حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

507- لجاجت مكذبان بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 3

3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .

إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .

508- لجاجت مكذبان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 2

2 - پافشارى مستمر تكذيب گران در دنيا ، بر انكار قيامت و عذاب دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «كنتم بها تكذّبون» ماضى استمرارى و بيانگر آن است كه كافران تكذيب گر; هرگز حاضر نشده اند حقايق مربوط به جهان آخرت را بپذيرند; بلكه مصرانه آن را انكار مى كنند.

509- لجاجت مكذبان حسابرسى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 3

3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .

إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .

510- لجاجت مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 2

2 - سرسختى و لجاجت تكذيب گران صدراسلام ، در پذيرش قرآن و اسلام

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

511- لجاجت مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 3

3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .

إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .

512- لجاجت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 2

2 - سرسختى و لجاجت تكذيب گران صدراسلام ، در پذيرش قرآن و اسلام

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

513- لجاجت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 2

2 - پافشارى مستمر تكذيب گران در دنيا ، بر انكار قيامت و عذاب دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «كنتم بها تكذّبون» ماضى استمرارى و بيانگر آن است كه كافران تكذيب گر; هرگز حاضر نشده اند حقايق مربوط به جهان آخرت را بپذيرند; بلكه مصرانه آن را انكار مى كنند.

514- لجاجت مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 8

8- وجود برخى از افراد آگاه و مغرض ، در ميان مشركان و تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 3

3 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تكذيب شدنش از سوى كافران و مشركان لجوج در صدراسلام

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

از آهنگ آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به خاطر تكذيب شدنش اندوهگين بود. ازاين رو برخى از مفسران جواب شرط «إن يكذّبوك» را محذوف و چنين دانسته اند: «إن يكذّبوك فلاتحزن و اصبر اذ قد كذّب رسل من قبلك».

515- لجاجت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 14،16

14- منكران معاد ، على رغم دريافت پاسخ شبهات خويش درباره معاد ، با تكان دادن سر همچنان آن را مستبعد مى شمردند .

فسينغضون إليك رءوسهم

تكان دادن سر از سوى مشركان، پس از دريافت پاسخ شبهات خويش درباره معاد، مى تواند به منظور استبعاد معاد باشد.

16- منكران معاد ، على رغم دريافت پاسخ شبهات خود درباره معاد ، همچنان بر حفظ ذهنيت خود پاى مى فشردند .

فسينغضون إليك رءوسهم

از اينكه منكران معاد، پس از دريافت پاسخ تمامى شبهات خود درباره معاد، با تكان دادن سر آن را به استهزا گرفته و انكار مى كردند، نشان مى دهد كه آنان، در پى حفظ ذهنيت ديرينه خود درباره معاد بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 6

6- خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) عنايت و لطف خاص داشته و او در قبال انكاركنندگان معاد ، دلجويى كرده است .

فوربّك لنحشرنّهم والشيطين

ضمير «فوربّك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. عنايت به آن حضرت هنگام قسم خوردن خداوند به نام مقدس خويش، نوعى اظهار لطف و دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قبال خيره سرى هاى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 3

3 - منكران معاد ، فرو رفته در كفر و در اوج پافشارى بر پندار باطل خويش

ما أكفره

از آيات بعد - كه توجّه به مبدأ خلقت انسان را مقدمه توجّه به معاد در «ثمّ إذا شاء أنشره» قرار داده است - استفاده مى شود كه آيه شريفه بر منكران معاد نيز قابل تطبيق است. مفاد جمله «ماأكفره»، تعجّب از رسوخ كفر در كافران است تا آن حد كه به هيچ نحو زايل نمى شود. اين تعبير ممكن است، صيغه تعجب و يا استفهام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 3

3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .

إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .

516- لذت گرايى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 2

2 - خورد و خوراك و بهره ناچيز از لذت هاى مادى ، هدف زندگى كافران و منكران قيامت

كلوا و تمتّعوا قليلاً

از اين كه به كافران گفته مى شود: بخوريد و بهره گيريد، مى توان به اين حقيقت دست يافت كه آنان جز همين كار، هدف ديگرى

در زندگى ندارند و گرنه به آن فراخوانده مى شدند.

517- ماديگرايى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 2

2 - منكران معاد داراى بينشى سطحى و مادى هستند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 35 - 4

4 - در نظر منكران معاد ، انسان موجودى صرفاً مادى و جسمانى است .

أيعدكم . .. و كنتم ترابًا و عظمًا أنّكم مخرجون

از اين كه اشراف، خاك و استخوان شدن را به خود انسان نسبت داده اند نه به جسم او (يعنى نگفتند «و كان جسمكم تراباً. ..») استفاده مى شود كه آنان براى انسان، هويتى بيرون از كالبد و جسم او معتقد نبودند.

518- مجازات مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 7

7 - منكران قيامت ، مستحق كيفر و عذاب الهى در دنيا هستند .

و لو يعجل اللّه . .. لقضى إليهم أجلهم فنذر الذين لايرجون لقاءنا

از آيه شريفه استفاده مى شود كه: اگر مجازات منكران قيامت منجر به مرگ آنان نمى شد، خدا بدون مهلت آنان را سركوب مى كرد; يعنى، آنان استحقاق كيفر را دارند لكن مانع وجود دارد.

519- مجرميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، مردمانى مجرم و تبهكارند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

احتمال دارد كه «ال» در «المجرمون» عهد بوده و مراد از آن، «الذين أسائوا السوأى» باشد. اين، از باب وضعِ اسم ظاهر به جاى

ضمير به جهت ذكر صفت ديگرى براى آنان است.

520- مجرميت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 10

10 - تكذيب كنندگان رسالت انبيا ، مردمانى مجرم اند .

فانتقمنا من الذين أجرموا

521- محاكمه مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 6

6 - فروماندن ظالمان تكذيب كننده آيات خدا ، از عذرآورى و بهانه تراشى در محكمه الهى ، پس از قطعى شدن عذاب بر آنان

وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

در برداشت ياد شده قيد «پس از قطعى شدن. ..»، بر اين اساس است كه «وقع القول...» به معناى «حقّ القول...» باشد.

522- محروميت اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 3

3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .

و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا

تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

523- محروميت اخروى مكذبان توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 5

5 - محروميت شرك پيشگان و منكران يگانگى خدا از سعادت اخروى

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

524- محروميت اخروى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 7

7 - تكذيب كنندگان دين ، در قيامت از يارى هم نشينان خويش محروم خواهند بود .

فليدع ناديه

امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه شخص گرفتار، نمى توان هم نشينان خود را به يارى بخواند.

525- محروميت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 7

7 - ملائكه هنگام روبه رو شدن با منكران معاد در قيامت ، به آنان خواهند گفت كه شما از غفران الهى و بهشت محروميد .

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه فاعل «يقولون» ملائكه باشد و «حجراً محجوراً» نيز مقول قول ايشان باشد. گفتنى است كه در اين صورت، مقصود از اين كلام، اعلام محروميت و ممنوعيت منكران معاد از غفران الهى و بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 1

1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.

526- محروميت مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 7

7- منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .

ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 6

6- منكران عالم آخرت ، محروم از محبت خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 5

5- كافران به آخرت ، از درك پيام هاى وحى محرومند .

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

احتمال دارد مراد از جعل حجاب بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كافران، اين باشد كه آنان در نتيجه ايمان نياوردن به آخرت از درك و فهم آيات قرآن محروم شدند.

527- محروميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 4

4 - محروميت تكذيب كنندگان آيات الهى از راههاى تحصيل معرفت و شناخت

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 1،5،6

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.

ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.

5 - تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران، محروم از ورود به بهشت

إن الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها . .. لايدخلون الجنة

6 - ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 2،5

2 - تكذيب كنندگانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند ، زمينه پذيرش دعوت پيامبران را از دست داده و هرگز به آيات و نشانه هاى الهى ايمان نخواهند آورد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

5 - محروم ساختن تكذيب كنندگان آيات الهى از ايمان ، سنت خدا و مقتضاى ربوبيت اوست .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه أولئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

528- محروميت مكذبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 7

7- منكران حق ، از محبت خداوند محرومند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

529- محروميت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،3،5،6

2 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

3 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

5 - مردمى كه به آيات قرآن گوش فرادهند و به آن ايمان نياورند ، مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از قوه عاقله بى نصيبند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

6 - مردمى كه به آيات قرآن گوش سپارند و به آن ايمان نياورند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حق ناتوان است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

530- محروميت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 10

10 - خداوند ، منكران قيامت را از بهشت و مواهب آن محروم خواهد كرد .

إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

از مصاديق كلمه «الكفرين» به دليل «كما نسوا لقاء يومهم هذا»، منكران قيامت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 3

3 - تهديد تكذيب گران روز جزا ، به محروميت از موهبت هاى بهشتى

كلوا و تمتّعوا قليلاً

امر در «كلوا و تمتّعوا» در معناى تهديد و انذار به كار رفته است. در آيات گذشته، از مواهب بهشت و تأمين خواسته هاى تقواپيشگان در آن، سخن به ميان آمده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه اين تهديد، ناظر به محروميت از موهبت هاى بهشتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

531- محروميت مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 2

2 - مردمى كه از نزديك ، اعمال و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نظاره كرده و از او تبعيت نمى كردند ، همانند آن نابينايى اند كه از نعمت بصيرت دل نيز محروم است .

و منهم من ينظر إليك أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

532- محروميت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه أولئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

533- محمد(صلی الله علیه و آله) و مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 26 - 1

1 - خداوند ، شيوه پاسخ گويى به منكران معاد را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .

قالوا . .. قل

534- مشكلات اخروى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 5

5 - بى تقوايى و هواپرستى ، بزرگ ترين مشكل تكذيب كنندگان دين در قيامت

فويل يومئذ للمكذّبين . .. هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون ... إنّ المتّقين فى

در اين آيات، «متّقين» جبهه مقابل «مكذّبين» قرار گرفته است. از اين تقابل مطلب استفاده مى شود.

535- مشكلات اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 1

1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.

536- مطالعه فرجام مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 9،10،17

9- خداوند ، فراخوان مردم به گشت و گذار در مناطق زمين براى مشاهده عاقبت و فرجام تكذيب كنندگان پيامبران

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

10- مطالعه آثار باقيمانده از تكذيب كنندگان انبيا ، گوياى عاقبت شوم آنان و گرفتار آمدنشان به عذاب هاى الهى است .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

17- آنان كه در فرجام تكذيب كنندگان پيامبران نمى انديشند و نيكويى سراى اخروى تقواپيشگان را درنمى يابند ، سزاوار سرزنش و ملامتند .

أفلم يسيروا . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 9

9- لزوم جهانگردى و سير و سياحت ، جهت مطالعه در عاقبت شوم تكذيب كنندگان انبيا

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

«انظروا» (از مصدر نظر) به معناى گرداندن چشم براى درك و دريافت چيزى و ديدن آن است.

537- معجزه براى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 18

18- اعطاى معجزه به امت هاى حق ناپذير و تكذيب كننده آيات الهى ، كارى بيهوده و دور از ساحت خداست .

و ما منعنا أن نرسل . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

عبارت «و ما نرسل بالأيات إلاّ تخويفاً»(ما معجزات را جز براى بيم دادن نفرستاديم) مى تواند توضيحى باشد براى امتناع خداوند از ارائه معجزه به امتهاى بعدى به خاطر تكذيب شدن معجزات توسط پيشينيان. با اين بيان كه هدف از ارائه معجزه بيم دادن است. وقتى امتها آن را تكذيب كنند، ارائه آن لغو و بيهوده خواهد بود و چنين امرى از ساحت خداوند به دور است.

538- مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 12

12 - مدعيان تحريمهاى بى اساس، تكذيب كننده آيات خداوند و منكران آخرت هستند.

قل هلم . .. و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا و الذين لا يؤمنون بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 17

17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 2

2- منكران عالم آخرت ، منكر نزول قرآن از جانب خداوند بودند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

رفع «أساطير» به خاطر خبر براى مبتداى محذوف بودن («المنزل» يا «الذى يسئل عنه») است كه مراد از آن قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 60 - 3

3- مشركان عصر جاهلى ، منكر عالم آخرت بودند .

للذين لايؤمنون بالأخرة

اين آيه، در سياق آياتى است كه در مذمت مشركان بود و اين خود قرينه اى است بر اينكه مراد از «الذين»، مشركانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 1

1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم

«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 39 - 6

6 - فرعون و سپاهيان سركش وى ، عناصرى بى ايمان و بى اعتقاد به آخرت بودند .

و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 3

3 - ايمان نداشتن به جهان آخرت ، از اوصاف مهم و شناخته شده مشركان صدراسلام

الذين لايؤمنون بالأخرة

توصيف مشركان به ايمان نداشتن به آخرت و انتخاب اين وصف از ميان اوصاف ديگر آنان، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

539- مكذبان آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 3

3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.

540- مكذبان آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 3

3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.

541- مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 1،2

1 - دوزخ جايگاه كفرپيشگان و تكذيب كنندگان آيات خداوند

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

2 - مشركان و يهوديان ، مردمانى كفر پيشه و تكذيب كننده آيات الهى

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود مصداق بارز از «الذين كفروا و كذبوا . ..» مشركان و يهوديان منكر قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 25

25 - بنى اسرائيل ، آيات خدا را انكار كردند و به آنها كفر ورزيدند .

كانوا يكفرون بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 2،6،8

2 - تكذيب كنندگان آيات خداوند، ستمگرترين مردم هستند.

و من أظلم ممن . .. أو كذب بايته

6 - مشركان، از مصاديق بارز افترا زنندگان به خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى هستند.

أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة . .. من أظلم ممن افترى ... أو كذب بايته

8 - علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون

مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 8

8 - كافران تكذيب كننده آيات الهى حتى در صورت بازگشت به دنيا ايمان نمى آورند.

فقالوا يليتنا نرد . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 6

6 - ستمكاران آيات الهى را انكار مى كنند.

و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 45 - 7

7 - قطع هر گونه امداد الهى به ظالمانِ تكذيب كننده آيات الهى*

فقطع دابر

«دابر» به معنى پشت و عقب است و از معانى محتمل كنايى در آيه قطع هر گونه امداد و فيض الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 12

12 - مدعيان تحريمهاى بى اساس، تكذيب كننده آيات خداوند و منكران آخرت هستند.

قل هلم . .. و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا و الذين لا يؤمنون بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 6

6 - آنان كه آيات الهى را دروغ بشمارند و از سر تكبّر آنها را انكار كنند، از ستم پيشگانند.

إن الذين كذبوا . .. كذلك نجزى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 16

16 - فسادگران داراى زمينه هايى براى تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 4،6،8

4 - فرعونيان آيات الهى را تكذيب كرده و به آن بى اعتنا بودند .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

در برداشت فوق ضمير «عنها» به «ايتنا» برگردانده شده است. گفتنى است كه در اين صورت «غفلت» به معناى بى اعتنايى خواهد بود، نه به معناى بى خبرى ; زيرا جمله قبل (كذبوا ... ) دلالت مى كند كه فرعونيان از آيات الهى بى خبر نبودند.

6 - فرعونيان با غفلت از انتقام گيرى خداوند ، آيات او را تكذيب كردند .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «عنها» به «نقمت» (برگرفته شده از «انتقمنا») برگردد و جمله «و كانوا . .. » حال براى ضمير «كذبوا» باشد. گفتنى است در اين صورت غفلت به معناى حقيقى آن (بى خبر بودن و توجه نداشتن) خواهد بود.

8 - بى اعتنايان به آيات الهى و تكذيب كنندگان آنها ، در خطر گرفتار شدن به انتقام خداوند هستند .

فانتقمنا منهم . .. بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 4،5،16

4 - گروهى از انسان ها هيچ نشانه اى را كه براى اثبات حقانيت دين به آنان ارائه شود ، تصديق نمى كنند و بدان ايمان نمى آورند .

و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

5 - خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.

16 - گروهى از مردم عصر موسى آيات خدا را دروغ پنداشتند و به آنها بى اعتنا بودند .

ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 17

17 - بلعم باعورا پس از ايمان به آيات الهى آنها را تكذيب كرد .

فمثله كمثل الكلب . .. ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 3،4

3 - تكذيب كنندگان آيات الهى با تكذيبشان ضررى را متوجه ساحت قدس الهى نخواهند كرد .

و أنفسهم كانوا يظلمون

تقديم «أنفسهم» بر «يظلمون» مفيد حصر است و اين حصر مى تواند در ارتباط با خداوند ايراد شده باشد ; يعنى: مكذبان با تكذيب آيات، به خداوند ضرر نمى رسانند و تنها به خود ستم مى كنند.

4 - تكذيب كنندگان آيات الهى با تكذيبشان ضررى را متوجه ديگران نخواهند كرد .

و أنفسهم كانوا يظلمون

برداشت فوق بر اين مبناست كه حصر در ارتباط با ديگران، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، مطرح باشد ; يعنى: تكذيب كنندگان با تكذيب آيات ضررى را متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا مسلمانان نخواهند كرد، بلكه خود ضرر خواهند ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 4

4 - تصديق كنندگان آيات الهى ، هدايت يافتگان ، و تكذيب كنندگان آيات الهى ، ضلالت پيشگانند .

الذين كذبوا بايتنا . .. من يهد اللّه فهو المهتدى و من يضلل

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مصداق مورد نظر براى ضلالت، تكذيب آيات خداوند است و مصاق هدايت، تصديق آيات و ايمان به آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 2،3،8

2 - فرعونيان و پيشينيان آنان مردمى گنهكار و تكذيب كننده آيات الهى

كذبوا بايت ربهم فأهلكنهم بذنوبهم

3 - آل فرعون از مظاهر بارز تكذيب كنندگان آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كذبوا بايت ربهم

8 - تكذيب كنندگان آيات و نشانه هاى خداوند ظالم هستند .

كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 1

1 - اقوام پيامبران پيشين ، آيات و نشانه هاى الهى را تكذيب كردند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه هاى قبل مى توان گفت كه مراد از « الذين كذبوا بأيت اللّه» اقوام پيامبران گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 2،8

2- اكثريت قاطع قوم عاد ، آيات الهى و نشانه هاى ربوبيت خداوند را انكار كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

با اينكه عده اى از مردم عاد ايمان آوردند، خداوند انكار آيات و مخالفت با پيامبران را به همه قوم نسبت مى دهد تا به اين نكته اشاره كند كه: اكثريت قريب به اتفاق آنان، به كفرورزى اصرار داشتند و مؤمنان در قياس با آنها، چيزى به شمار نمى آمدند. قابل ذكر است كه چون فعل «جحد» به وسيله حرف «با» متعدى شده، معناى «كفر» در آن اشراب شده است.

8- توده هاى قوم عاد ، به پيروى از فرمان سران خويش ، آيات الهى را انكار و با پيامبران مخالفت مى كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 99 - 11

11- تنها شيوه حق ناپذيران ستم پيشه در برخورد با آيات الهى ، انكار آنهاست .

فأبى الظلمون إلاّ كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 57 - 4

4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .

لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 1،2

1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .

و نصرنه من القوم الذين كذّبوا بايتنا

واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).

2- قوم نوح ، آيات الهى را تكذيب كردند .

و نصرنه من القوم الذين كذّبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4

4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى

ألم تكن ءايتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 4

4 - فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 3

3 - ترديد و ناباورى نسبت به آيات الهى ، مشكل مجموعه هاى آينده بشرى

أنّ الناس كانوا بايتنا لايوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 10

10 - اكثر مشركان مكه ، كافر بوده و به آيات خدا ، ايمان نياوردند .

و من هؤلاء من يؤمن به و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

به قرينه «و من هؤُلاء من يؤمن به»، «الكافرون»، اكثر مشركان مكه را تشكيل مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 8،9

8 - آيات الهى را ، جز ظالمان ، انكار نمى كنند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 4

4 - كافرانِ منكرِ آيات الهى ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را بر عذاب ، در صورت تداوم كفر ، باور نداشتند .

و يستعجلونك بالعذاب

شتاب كافران در گرفتار شدن به عذاب، با وجود اين كه هيچ كسى، حتى كافر، علاقه و تمايل به عذاب ندارد، نشان مى دهد كه آنان، تعجيل در عذاب را، از ناباورى و يا استهزا مى خواسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 16

16 - منكران آيات الهى ، جز دغلكاران ناسپاس نيستند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 1

1 - كافران صدراسلام از تمامى آيات و نشانه هاى پروردگار ، اعراض كرده و آنها را نپذيرفتند .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربّهم إلاّ كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 1

1 - فرعونيان ، تمامى آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

كذّبوا بايتنا كلّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 6

6 - قوم يهود ، تكذيب كنندگان آيات الهى ( قرآن )

بئس مثل القوم الذين كذّبوا بايت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 1

1 - كسانى كه به كفر و تكذيب آيات الهى بپردازند ، اهل دوزخ اند .

و الذين كفروا و كذّبوا بايتنا أُولئك أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 1

1 - طغيان گران دوزخى ، آيات الهى را دروغ شمرده و بر تكذيب آن اصرار مىورزيدند .

و كذّبوا بايتنا كذّابًا

«كذّاباً» (مصدر باب «تفعيل»)، مفعول مطلقى است كه بر تأكيد دلالت دارد.

542- مكذبان آيات خدا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 39 - 2

2 - كفر پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، براى هميشه در دوزخ خواهند بود .

أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 6

6 - عذابِ كافران منكر آيات خدا ، در جهنم قطعى است .

يستعجلونك بالعذاب و إنّ جهنّم لمحيطة بالكفرين

جمله اسميه "إنّ جهنّم" و تأكيد "إنّ" بر حتميت عذاب، دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 2

2 - ورود و ماندگارى كافران و تكذيب گران آيات خدا و لقاء اللّه ، به عذاب ، به صورت جبرى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

به صورت مفعولى آورده شدن احضار افراد ياد شده به جهنم و يا حاضر بودن شان در آن، مى تواند اشاره به نكته فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 11،12

11 - كافران و تكذيب گران آيات الهى ، اهل دوزخ اند .

و الذين كفروا و كذّبوا بايتنا أُولئك أصحب الجحيم

12 - دوزخ ، جايگاه ابدى كافران و تكذيب گران بوده و آنان هرگز از آن رهايى نخواهند يافت .

أُولئك أصحب الجحيم

«صاحب» (مفرد «أصحاب») به معناى يار و ملازم است. بنابراين «أصحاب الجحيم»; يعنى، كسانى كه با دوزخ يار و ملازم بوده و هرگز از آن جدا نخواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 2

2 - گرفتارى به جهنم و عذاب الهى ، سرنوشت تكذيب كنندگان آيات الهى است .

ويل يومئذ للمكذّبين

به قرينه «إذا تتلى عليه آياتنا. ..» در آيات بعد، عنوان «مكذّبين»، تكذيب كنندگان آيات خداوند را در برمى گيرد.

543- مكذبان آيات خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 7

7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

544- مكذبان آيات خدا و چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 12،13

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .

أولئك كالأنعم

همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.

13 - تكذيب كنندگان آيات الهى به دليل بهره نگرفتن از ابزار شناخت معارف الهى از چارپايان بدترند .

بل هم أضل

حرف «بل» براى اضراب است كه در اين مورد به معناى انتقال از غرضى به غرض مهمتر مى باشد. در نتيجه مفاد «بل» اين است كه اگر چه تكذيب كنندگان مانند چهارپايان از درك آيات الهى محرومند، ولى چون از ابزارى براى شناخت آيات الهى بهره مند بودند كه حيوانات فاقد آن هستند، بايد آنان را از چهارپايان نيز فرومايه تر خواند.

545- مكذبان آيات خدا و سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 15

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

546- مكذبان آيات خدا هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 97 - 2

2 - تكذيب كنندگان محكوم به عذاب استيصال ، آن گاه كه عذاب دردناك الهى را ببينند و راهى جز تسليم شدن براى آنان نماند ، از تكذيب دست برداشته و اظهار ايمان خواهند كرد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون . .. حتى يروا العذاب الأليم

547- مكذبان آيات معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 2

2 - آيات معاد در ديدگاه طغيان گران ، دروغ و به دور از واقعيت است .

و كذّبوا بايتنا كذّابًا

مراد از «آياتنا» - به قرينه «لايرجون حساباً» در آيه قبل - آياتى است كه معاد را مطرح كرده بود.

548- مكذبان ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 43 - 2

2 - انكار رسالت حضرت ابراهيم ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى ، از سوى قوم او ( كلدانيان )

فقد كذّبت . .. و قوم إبرهيم و قوم لوط

549- مكذبان احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 78 - 4،5

4 - تبديل شدن انسان ها به استخوان كهنه و پوسيده ، دليل و شاهد مثالِ كافران براى دور شمردن برپايى قيامت و زنده شدن مجدد انسان ها

و ضرب لنا مثلاً . .. قال من يحىِ العظم و هى رميم

برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «قال من يحىِ. ..» استئناف بيانى است; يعنى، بيان براى جمله «ضرب لنا مثلاً» است.

5 - كافران ، خدا را از احياى مجدد انسان ها پس از مرگ ، ناتوان مى دانستند .

و ضرب لنا مثلاً. .. قال من يحىِ العظم و هى رميم

مقصود از «ضرب لنا مثلاً» (براى ما مثل آورد) مى تواند اين معنا باشد كه: كافران، قدرت خدا را با قدرت ديگران يكى مى دانستند; يعنى، همان گونه كه همه از احياى استخوان كهنه ناتوان اند، او نيز مانند همه ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 81 - 7

7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .

أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.

550- مكذبان اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 8

8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.

551- مكذبان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 31 - 6

6 - ابوجهل ، نه دين اسلام را تصديق كرد و نه نماز گزارد .

فلاصدّق و لاصلّى

براساس شأن نزول، اين آيه تا آيه 35 درباره ابوجهل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 32 - 3

3 - ابوجهل ، دين اسلام را تكذيب و از پذيرش تعاليم آن امتناع كرد .

و لكن كذّب و تولّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 7

7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .

الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين . .. أُولئك هم شرّ البريّة

«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.

552- مكذبان اسلام در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 1

1 - كافران به اسلام - چه اهل كتاب باشند و چه مشرك - به آتش جهنم ، گرفتار خواهند شد .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم

553- مكذبان اعجاز قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 3

3- كافران عصر بعثت ، على رغم روشن بودن اعجاز قرآن و هماهنگى آن با ديگر كتاب هاى آسمانى ، آن را ناديده گرفتند و معجزه بودن آن را انكار مى كردند .

لولا يأتينا ب--َاية من ربّه أوَلم تأتهم

554- مكذبان الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 127 - 1

1 - الياس پيامبر ( ع ) از سوى قوم خود مورد تكذيب قرار گرفت .

و إنّ إلياس لمن المرسلين . إذ قال لقومه ألاتتّقون ... فكذّبوه

555- مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 16

16 - فسادگران داراى زمينه هايى براى تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 14

14 - از على ( ع ) روايت شده است : « قلت : أربعاً أنزل اللّه تعالى تصديقى بها فى كتابه . . . قلت : فمن جهل شيئاً عاداه ، فأنزل اللّه : « بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . . . ;

چهار مطلب گفتم كه خداوند تصديق مرا بر آن چهار مطلب، در كتاب خود نازل فرمود . . [يكى اينكه ]گفتم: كسى كه جاهل به چيزى باشد با آن دشمنى مى كند ; پس خداوند اين مطلب را نازل فرمود: بلكه چيزى را تكذيب كردند كه به علم آن احاطه نداشتند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 4،5،8،9

4 - هيچ پيامبرى بعد از نوح ( ع ) مبعوث نشد مگر اينكه قومش در برابرش ايستادند و رسالتش را انكار و او را به دروغ گويى متهم كردند .

ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم فجاءوهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به م

«فاء» در «فجاءوهم» فاى فصيحه بوده و بر حذف جمله قبل از خودش دلالت دارد و تقدير آن چنين است: « . .. رسلا إلى قومهم فكذبوهم فجاءوهم بالبينات ... ».

5 - تكذيب كنندگان رسالت پيامبران پس از نوح ( ع ) ، على رغم ارائه معجزات و دليل هاى روشن به آنان ، همچنان بر ناباورى و تكذيب خود ، پاى فشردند .

فجاءوهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مضاف اليه «قبل» ضمير عايد به «مجىء» كه از «جاءوهم بالبينات» استفاده مى شود، بازگردد.

8 - خداوند ، بر دل هاى تكذيب كنندگان پيامبرانِ پس از نوح ( ع ) ، به علت رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آنان ، مهر زده بود .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به اسم فاعل (المعتدين) بدون لحاظ زمان و مفعول، بيانگر ثبوت مبدأ اشتقاق (اعتدا) در ذات (مكذبان) است.

9 - تكذيب كنندگان پيامبران پس از نوح ( ع ) مردمى تجاوزپيشه و حق ستيز بودند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 10

10- طبقه سران و اشراف ملتها ، پيشتاز در كفر و انكار پيامبران الهى هستند .

فقال الملأ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 80 - 1

1- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) رسالت رسولان الهى را تكذيب كردند .

و لقد كذّب أصحب الحجر المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 9

9 - برخوردارى پيامبر از اوصاف بشرى ، دستاويز اشراف جامعه پس از نوح در انكار رسالت وى

ما هذا إلاّ بشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 4

4 - همه پيامبران ، مورد تكذيب و انكار جوامعى قرار گرفتند كه به سوى آن مبعوث شده بودند .

كلّ ما جاء أُمّة رسولها كذّبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 2

2 - قوم نوح ، رسالت و پيامبرى نوح ( ع ) و ديگر پيامبران الهى پيش از او را تكذيب كردند .

كذّبوا الرسل

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمع آمدن «رسل» به لحاظ مجموعه پيامبران الهى پيش از نوح(ع) باشد; كه در اين صورت الف و لام «الرسل» براى عهد خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 105 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) : فمكث نوح ( ع ) فى قومه ألف سنة إلاّ خمسين عاماً لم يشاركه فى نبوته أحد و لكنّه قدم على قوم مكذّبين للأنبياء ( ع ) الذين كانوا بينه و بين آدم ( ع ) و ذلك قول اللّه عزّوجلّ : « كذّبت قوم نوح المرسلين » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده: . .. نوح(ع) 950 سال در ميان قومش درنگ كرد و احدى در نبوتش با او شريك نبود; لكن نوح(ع) بر قومى فرستاده شده بود كه آن قوم پيامبرانى را كه بين نوح(ع) تا آدم(ع) بودند، تكذيب مى كردند. اين سخن خداوند عزّوجلّ است كه: «كذّبت قوم نوح المرسلين»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 2

2 - وجود تكذيبگران انبيا در امت هاى پيش از ظهور اسلام

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 8

8 - جمعى از مردم اقوام گذشته ، به پيامبران ايمان آوردند و جمعى ديگر ، آنان را تكذيب كردند .

لقد أرسلنا . .. رسلاً ... فانتقمنا من الذين أجرموا

«فاء» در «فانتقمنا» فصيحه است و حكايت از اين مى كند كه پس از آمدن انبيا، جمعى ايمان آوردند و جمعى، تكذيب كردند و خداوند، از گروه دوم، انتقام گرفت. لازم به ذكر است كه «و كان حقًّا...» نيز مؤيد نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 34 - 2،5

2 - مترفان ، به هر پيامبرى كه از جانب خداوند به سوى مردم مبعوث مى شد ، اعلام مى كردند كه تعاليم او را نمى پذيرند .

و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون

5 - مترفان ، هيچ تعليمى از تعاليم آسمانى پيامبران را قبول نداشتند .

قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون

برداشت ياد شده از آن جا است كه موصول «ما اُرسلتم به» اطلاق دارد و شامل هر تعليمى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 1

1 - ملت هاى قبل از مشركان مكه نيز ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

و كذّب الذين من قبلهم . .. فكذّبوا رسلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 12 - 1

1 - قوم نوح ، عاد و فرعون ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 13 - 1

1 - قوم ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم . .. ثمود و قوم لوط وأصحب لئيكة

مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أصحاب الأيكة» قوم شعيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1،2

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل

«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 1

1 - اقوامى پيش از مشركان صدراسلام ، به تكذيب پيامبران خويش پرداخته بودند .

كذّب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 2

2 - اقوام و ملت هاى پس از قوم نوح ، پيامبران الهى را تكذيب كردند .

كذّبت . .. و الأحزاب من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 2

2 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، پيوسته با دعوت پيامبران خود به مخالفت برمى خاستند .

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 12 - 3

3- قوم نوح ، اصحاب رسّ و ثمود ، از اقوام حق ستيز و تكذيب كننده رسولان الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح و أصحب الرسّ و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 13 - 1

1- قوم عاد و فرعون و قوم لوط ، از تكذيب كنندگان پيامبران ، در گذشته تاريخ

كذّبت قبلهم . .. و عاد و فرعون و إخون لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 1

1- اصحاب « ايكه » و قوم « تُبّع » ، از اقوام تكذيب كننده پيامبران

كذّبت قبلهم . .. و أصحب الأيكة و قوم تبّع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 1

1 - قوم عاد ، از جمله ملت هاى حق ستيز و تكذيب گر پيامبران

كذّبت عاد

556- مكذبان انبيا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 106 - 1

1- تيره بختان صحنه قيامت ( مشركان و كافران به رسالت انبيا ) روانه آتش دوزخ خواهند شد .

فأما الذين شقوا ففى النار

557- مكذبان انبيا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 5

5 - ظهور ماهيت زشت حق ستيزان منكر پيامبران ، در روز قيامت *

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

احتمال دارد «غداً» اشاره به روز قيامت داشته باشد.

558- مكذبان انبيا در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

559- مكذبان انذارهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 3

3 - قوم ثمود ، از جمله ملت هاى تكذيب كننده انذار هاى الهى ، پس از قوم نوح و عاد

كذّبت ثمود بالنّذر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مؤخر آمدن ذكر قوم ثمود پس از قوم نوح و عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح و عاد بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 33 - 1،3

1 - قوم لوط ، تكذيب گر انذار ها و هشدار هاى الهى

كذّبت قوم لوط بالنّذر

«نذر» جمع «نذير» است. «نذير» بر دو معنا اطلاق مى شود: «انذار» و «منذر»، مراد از «نذر» در اين آيه «انذارها» است; نه انذارگران.

3 - قوم لوط ، از جمله امت هاى تكذيب گر انذار هاى الهى ، پس از قوم ثمود

إنّا أرسلنا عليهم صيحة . .. كذّبت قوم لوط بالنّذر

مؤخر آمدن ذكر قوم لوط پس از قوم ثمود، مى تواند به دليل تقدم تاريخى قوم ثمود بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 4 - 2

2 - برخى از نمازگزاران ، كيفر هاى الهى را باور نداشته و هشدار به آن را دروغ مى دانند .

أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين

«فاء» در «فويل» براى تفريع است و دلالت دارد كه مراد از «مصلّين» (در اين آيه)، همان كسانى اند كه در آغاز سوره، به «تكذيب كنندگان جزا» توصيف شده اند.

560- مكذبان انذارهاى خدا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 2

2 - تكذيب كنندگان هدايت ها و انذار هاى الهى و اعراض كنندگان از آن ، در آتش جهنم مخلداند .

فأنذرتكم نارًا تلظّى . لايصليها إلاّ ... الذى كذّب و تولّى

561- مكذبان انذارهاى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 6

6- اظهار ناباورى كافران ، نسبت به درستى انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تحقق آن

فقال الكفرون هذا شىء عجيب

چنانچه «هذا» اشاره به پيام ها و محتواى انذارهاى «منذر» باشد - نه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) - برداشت بالا به دست مى آيد.

562- مكذبان انذارهاى هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 1

1 - قوم ثمود ، تكذيب گر انذار ها و هشدار هاى پيامبر خويش

كذّبت ثمود بالنّذر

«نذر» جمع «نذير» است. «نذير» بر دو معنا اطلاق مى شود: «انذار» و «منذر». در برداشت، معناى اول در نظر گرفته شده است.

563- مكذبان برترى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 2

2 - فرعونيان ، منكر هر گونه امتياز براى موسى و هارون ( ع )

فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا

564- مكذبان برترى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 2

2 - فرعونيان ، منكر هر گونه امتياز براى موسى و هارون ( ع )

فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا

565- مكذبان پاداش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 7

7 - مشركان ، هيچ اعتقادى به روز رستاخيز و انتظار كيفر و پاداش الهى در آن روز را نداشته اند .

بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 86 - 2

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، منكر هر گونه كيفر و پاداش پس از مرگ

فلولا إن كنتم غير مدينين

خطاب در آيه شريفه متوجه كسانى است كه مرگ را پايان زندگى دانسته و درباره كيفر و پاداش پس از مرگ، موضع انكارآميز داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 1

1 - گروهى از مدعيان اسلام در عصر بعثت ، جزاى اخروى را دروغ دانسته ، آن را تكذيب مى كردند .

الذى يكذّب بالدين

«دين»، به معناى جزا است و در معانى «عادت»، «عبادت»، «حساب»، «طاعت»، «سيرت» و «ملّت» نيز به كار مى رود (قاموس). آيات بعد - كه درباره نمازگزاران و رياكاران سخن مى گويد - قرينه بر اراده معناى «جزا» و «حساب» است. از كلمات «مصلّين» و نظاير آن - كه جمع آمده است - استفاده مى شود كه مراد از «الذى» در اين آيه، جنس است; هرچند در شأن نزول ها بر افرادى نظير وليد و ابوسفيان، تطبيق داده شده است.

566- مكذبان توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 2

2 - مشركان و كافران ، منكر توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام بودند .

أنتم عنه معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 9

9 - مردم مصر ( فرعونيان و قبطيان ) ، منكر يكتايى خدا و مشرك بودند .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

567- مكذبان توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 8

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، معتقد به خدا و منكر يكتايى او در ربوبيت بودند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 7

7- نجات يافتگانِ از ناگوارى ها كه به شرك روى مى آورند - با وجود التماس به درگاه خداوند به هنگام گرفتارى - توحيد ربوبى را قبول نداشته و عوامل ديگرى را در نجات خود دخيل مى دانند .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

«بربّهم» متعلق به فعل «يشركون» است. ذكر «ربّ» به جاى مطلق آوردن كلام و يا ذكر ساير موارد توحيد، حكايت از شرك ربوبى آنان مى كند و خود همين مى تواند قرينه باشد كه روى آوردن به شرك ربوبى، احتمال دارد ناشى از عقيده به تأثير عوامل ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 8

8 - كافران و مشركان ، منكر ربوبيت مطلق خدا هستند و همواره در برابر آن ايستاده و در اين راه پشتيبان يكديگراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

«الف و لام» در كلمه «الكافر» براى استغراق است و اين كلمه شامل تمامى كافران مى شود. «ظهير» (فعيل به معناى فاعل) نيز به معناى معين و پشتيبان است. گفتنى است آمدن فعل «كان» در آغاز مبتدا و خبر، بيانگر استمرار خبر براى مبتدا است.

568- مكذبان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 3

3- قوم موسى در حقانيت تورات اختلاف كرده ; گروهى آن را پذيرفتند و گروهى آن را انكار كردند .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 8،12

8 - انكار پيشين تورات از سوى كافران ، نشانه بهانه جويى و عدم صداقت آنان در پيشنهاد خويش

أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل

12 - اقدام حق ستيزان صدراسلام به انكار صريح قرآن و تورات و تأكيد بر كفر خويش نسبت به آن دو

و قالوا إنّا بكلٍّ كفرون

569- مكذبان تهديدهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 2

2 - قوم و قبيله پيامبر، تهديد به عذاب از جانب خداوند را باور نكرده و آن را تكذيب كردند.

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا . .. و كذّب به قومك

در آيه «قل هو القادر» وعيدهايى از جانب خداوند مطرح گرديد. محتمل است مرجع ضمير «كذب به» همان وعيدهاى مطرح

شده در آيه قبل باشد برداشت فوق بر اين اساس استوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 2

2 - كفرپيشگان ، بر تكذيب وعده ها و تهديد هاى الهى ، اصرار ورزيده و از فرجام پيشينيان عبرت نمى گيرند .

بل الذين كفروا فى تكذيب

حرف «فى»، ظرفيه و بيانگر غوطهور بودن كافران در تكذيب است. متعلق تكذيب به قرينه «بل هو قرآن مجيد» - در آيات بعد - قرآن است كه وعده ها و تهديدهايى كه در آيات قبل آمده بود، بخشى از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 5

5 - قوم ثمود ، كيفر هاى طغيان را دروغ انگاشته ، تهديد هاى الهى را تكذيب كردند .

كذّبت ثمود بطغويها

كلمه «طغواها»، مى تواند قرينه بر مراد از «كذّبت» باشد; يعنى، ثموديان هشدارهاى رسول الهى درباره عواقب طغيان را تكذيب مى كردند.

570- مكذبان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 43 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان صدراسلام نسبت به دوزخ و وجود درختى به نام زقّوم در آن

إنّ شجرت الزقّوم

تأكيد با «إنّ» و جمله اسميه از ترديد يا نكار مخاطبان نسبت به مضمون آن مى كند آيه 50 «إن هذا ما كنتم به تمترون» مؤيد برداشت مى باشد.

571- مكذبان حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 9

9 - منكران حدود الهى در حكم كافران اند .

و تلك حدود اللّه و للكفرين عذاب أليم

572- مكذبان حسابرسى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 2

2 - سران كفر و شرك ، در اوج غرور و ناباورى نسبت به معاد و حسابرسى الهى به سر مى بردند .

و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب

از استهزاى معاد به وسيله كافران و درخواست شتاب در نزول عذاب قيامت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 2

2 - طغيان گران دوزخى ، حسابرسى قيامت را انكار كرده و احتمال حقانيت آن را نيز مردود مى دانستند .

إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

نفى «اميد»، بيانگر اين است كه انكار قيامت از سوى دوزخيان، به حدى شديد بود كه آنان احتمال آن را نيز نمى دادند و حتى اندك اميدى به آن نداشتند.

573- مكذبان حشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 3،5

3 - مشركان به حشر و معاد ، كفر ورزيده و منكر آن بودند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به

5 - مشركان ، بدون اين كه درباره قيامت و حشر آگاهى داشته باشند ، آن را انكار مى كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و يقذفون بالغيب

متعلق «يقذفون بالغيب» ذكر نشده و به قرينه مقام مى تواند حشر، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن باشد. برداشت ياد شده بنابر احتمال اول است. گفتنى است كه مراد از «يقذفون بالغيب» و براساس تخمين و ناآگاهانه اظهار نظر كردن است.

574- مكذبان حق در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 9

9 - افترازنندگان به خدا و تكذيب كنندگان حق ، كافرند و جايشان در جهنم است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. أو كذّب بالحقّ... أليس فى جهنّم مثوًى للكفر

«ال» در «الكافرين» براى عهد بوده و اشاره به همين افرادى دارد كه در آيه، مورد بحث قرار گرفته اند.

575- مكذبان حقانيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 1

1- كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعىِ نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

576- مكذبان حقانيت وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 1

1 - ناباورى كفرپيشگان به حقانيت وعده هاى الهى ، حتى با مشاهده نمود هاى عينى عذاب و سقوط سنگى از آسمان بر آنان

و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم

577- مكذبان حيات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 1

1- سوگند مشركان به خدا ، براى مورد انكار قرار دادن حيات اخروى انسانها

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1،3

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

3 - برخى كافران، حتى در صورت بازگشت به دنيا، زندگى را منحصر به دنيا دانسته و قيامت را انكار مى كنند.

و لو ردوا لعادوا . .. و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جمله «و قالوا» مى تواند عطف بر جمله «لعادوا» باشد. يعنى اگر به دنيا بازگردند، به همان روش باطل خودروى آورده و باز هم معاد را انكار مى كنند.

578- مكذبان حيات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 7

7- خانواده يعقوب ، اظهارات او را درباره زنده بودن يوسف ( ع ) ، انكار مى كردند .

قال أبوهم . .. لولا أن تفنّدون

روشن است كه جمله «إنى لأجد . ..» نمى تواند بيانگر جواب «لولا ...» باشد ; زيرا يعقوب(ع) را چه به سستى انديشه متهم مى كردند يا نمى كردند، بوى يوسف(ع) را شنيده بود. بنابراين جواب شرط محذوف است و قرينه هاى حالى و مقامى مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه جواب شرط جمله اى است نظير «لما كذبتمونى و ...» (مرا تكذيب نمى كرديد و نزديك بودن وصال يوسف(ع) را باور مى كرديد).

579- مكذبان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 1

1 - دوزخ جايگاه كفرپيشگان و تكذيب كنندگان آيات خداوند

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 13 - 1،3

1 - قيامت روز رانده شدن تكذيب گران ، با شدت و خشونت به سوى آتش دوزخ

يوم يدعّون إلى نار جهنّم دعًّا

«دعّ» (مصدر مجهول «يدعّون») به معناى رانده شدن همراه با تندى و خشونت است و ضمير «يدعّون» به «مكذّبين» بازمى گردد.

3 - آتش دوزخ ، فرجام تكذيب كنندگان آن

فويل . .. للمكذّبين ... يوم يدعّون إلى نار جهنّم دعًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 3

3 - سخن ملامت بار و استهزاآميز مأموران الهى نسبت به تكذيب گران ، به هنگام روبه رو شدن آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جمله «هذه النار. ..»، مى تواند گفتار الهى و يا سخن مأموران خداوند (همانان كه تكذيب گران را به عنف و قهر به سوى دوزخ رانده اند) باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 94 - 1

1 - چشيدن عذاب آتش دوزخ ، فرجام نهايى تكذيب گران گمراه

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . .. و تصلية جحيم

«صَلْى» (مبدأ اشتقاق «تصلية») در معانى چشيدن، بريان شدن و افتادن به كار مى رود. بنابراين «تصلية جحيم» مى تواند به معناى چشيدن آتش دوزخ، بريان شدن به وسيله آن و يا افتادن در آن باشد. برداشت بالا ناظر به معناى اول «تصلية» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 12 - 2

2 - تكذيب گران دين ستيز ، به آتش برافروخته در قيامت گرفتار خواهند بود .

و جحيمًا

580- مكذبان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 2

2 - قيامت ، روزى بس سخت و ناگوار ، براى تكذيب كنندگان آن

فويل يومئذ للمكذّبين

مراد از «مكذّبين» - به قرينه آيه 14 - تكذيب كنندگان قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 1

1 - مواجه گشتن تكذيب گران ، با حقايق مورد انكار خويش در قيامت

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 12 - 1

1 - تكذيب گران دين ستيز ، گرفتار قيد و بند هاى گران در عرصه قيامت

إنّ لدينا أنكالاً

«نِكْل» (مفرد «أنكال») به معناى «قيد شديد» است (قاموس المحيط).

581- مكذبان درخت زقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 43 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان صدراسلام نسبت به دوزخ و وجود درختى به نام زقّوم در آن

إنّ شجرت الزقّوم

تأكيد با «إنّ» و جمله اسميه از ترديد يا نكار مخاطبان نسبت به مضمون آن مى كند آيه 50 «إن هذا ما كنتم به تمترون» مؤيد برداشت مى باشد.

582- مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 2

2 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، از خصوصيات كافران است .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

مخاطبان آيه شريفه - به قرينه ذيل آيه (مثوًى للكافرين) - كافران مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 1

1 - قوم نوح ، دين الهى و پيامبر خويش را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح

583- مكذبان دين در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 11

11 - جهنم ، جايگاه هميشگى و مجازات افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان قرآن و دين حق

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق . .. أليس فى جهنّم مثوًى للكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 15 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 19 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 24 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 28 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 34 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 37 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 40 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 45 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 47 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 49 - 2

2 - دوزخ ، جايگاه تكذيب گران دين

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، به وادى خاصى در جهنم و يا يكى از درهاى آن گفته مى شود (لسان العرب).

584- مكذبان رازقيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 4،8

4 - كافرانِ صدراسلام ، منكر رازقيت خدا براى بشر بودند و عقيده به آن را به مسخره مى گرفتند .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو ي

برداشت ياد شده از آن جا است كه كافران، جمله «من لو شاء اللّه أطعمه» (اگر خدا مى خواست او را مى خورانيد) را از سر استهزا و تمسخر مى گفتند و به آن باور نداشتند.

8 - كافرانِ صدراسلام ، عقيده به روزى رسانى خدا براى انسان ها را باطل دانسته و مؤمنان را در گمراهى محض مى پنداشتند .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعمه إن أنتم إلاّ فى ضلل م

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إن أنتم إلاّ فى ضلال مبين» دنباله گفتار كافران باشد.

585- مكذبان ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 13

13 - قيامت روز مؤاخذه منكران ربوبيت خداست .

أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 50 - 8

8 - فرعون و پيروان او ، به خداى آفريننده هستى معترف بودند و ربوبيت او را انكار مى كردند .

من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 5

5 - ربوبيت خداوند بر انسان ها مورد انكار كافران عصر بعثت قرار داشت .

من ربّه

چنانچه كافران به ربوبيت خداوند معترف بودند، مى گفتند: «ربّنا».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 2

2 - جبهه توحيد ، جبهه اى است معتقد به ربوبيت بى شريك خدا و جبهه شرك ، جبهه اى است منكر ربوبيت خدا و معتقد به پروردگارى غير او .

هذان خصمان اختصموا فى ربّهم فالذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 3

3 - مشركان مكه ، ربوبيت خداوند را بر همه قبول نداشتند .

لولا أنزل عليه ءايت من ربّه

تعبير «ربّه» و اضافه «ربّ» به ضمير مفرد مذكر غايب - كه مرجع اش پيامبر است - حكايت از نكته فوق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 126 - 1

1 - قوم الياس ، منكر ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها

أتدعون بعلاً . .. اللّه ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

يادآورى ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها، گوياى اين مطلب است كه قوم الياس، منكر اين حقيقت بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 8،15

8 - فرعون ، منكر ربوبيت خداوند

و ليدع ربّه

15 - اعتقاد به ربوبيت خداوند ، در آيين مردم عصر فرعون مردود بود .

و ليدع ربّه . .. أن يبدّل دينكم

دين حضرت موسى بر ربوبيت خداوند استوار بود. بنابراين دين مردم مصر - كه مطابق اعتقادات موسى(ع) در حال تغيير بود - در تضاد با اعتقاد به ربوبيت خداوند قرار داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 13

13 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به خالقيت خدا و منكر ربوبيت مطلقه وى بودند .

قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق . .. ذلك ربّ العلمين

تعبير «تجعلون له أنداداً» نشان مى دهد كه مشركان اصل وجود خدا و خالقيت او را قبول داشته اند ولى براى او شريك در آفرينش و ربوبيت قائل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 9

9 - اصرار و لجاجت فرعونيان ، در نپذيرفتن ربوبيت مطلقه الهى ، حتى پس از گرفتار آمدن به عذاب

ادع لنا ربّك

فرعونيان به جاى «ربّنا» «ربّك» گفته اند; با اين كه موسى(ع) خداوند را «ربّ العالمين» معرفى كرد. از اين مطلب اعتراف نكردن به ربوبيت مطلقه و در نتيجه لجاجت آنان استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 5

5 - بخش عظيمى از انسان ها - با وجود دلايل فراوان بر ربوبيت خداوند - همچنان بر انكار آن اصرار مىورزند .

قتل الإنسن ما أكفره

نفرين «قتل الإنسان» عموم انسان ها و افراد را مى گيرد زيرا حرف «ال» در آن يا براى استغراق است و يا بر ماهيت دلالت دارد و جنس انسان مورد نفرين قرار گرفته است. از آنجا كه در اين موارد عموم حقيقى مراد نيست، چنين تعبيرى بيانگر كثرت چشمگير افراد مورد نظر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 31 - 4،8،9،12

4 - شرك پيشگان عصر بعثت با وجود اعتقادشان به رازقيت و روزى بخشى خدا ، ربوبيت بى شريك او را باور نداشتند .

قل من يرزقكم من السماء و الأرض . .. فسيقولون اللّه

ضمير فاعلى در «سيقولون» به مشركان بر مى گردد.

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، در عين اينكه به مالكيت و حاكميت خدا بر قوا و حواس آدمى اعتقاد داشتند ، منكر ربوبيت او

بودند .

أمن يملك السمع و الأبصر. .. فسيقولون اللّه

9 - شرك پيشگان عرب جاهلى با وجود اينكه خدا را پديد آورنده جانداران از موجودات بى جان و موجودات بى جان را از جانداران مى دانستند ، منكر ربوبيت و پروردگارى او بودند .

و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه

12 - مشركان عرب جاهلى با وجود اعتقادشان به اينكه تدبير امور جهان در دست خداست ، منكر ربوبيت و پروردگارى بى همتاى او بودند .

و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 2

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، منكر ربوبيت خدا بودند .

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين. إن ربكم اللّه

به كارگيرى حرف تأكيد (إن) و اسميه بودن جمله «إن ربكم اللّه» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 1

1 - عرب جاهلى ، مردمانى شرك پيشه و منكر ربوبيت خداوند

و يعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 2

2- اكثريت قاطع قوم عاد ، آيات الهى و نشانه هاى ربوبيت خداوند را انكار كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

با اينكه عده اى از مردم عاد ايمان آوردند، خداوند انكار آيات و مخالفت با پيامبران را به همه قوم نسبت مى دهد تا به اين نكته اشاره كند كه: اكثريت قريب به اتفاق آنان، به كفرورزى اصرار داشتند و مؤمنان در قياس با آنها، چيزى به شمار نمى آمدند. قابل ذكر است كه چون فعل «جحد» به وسيله حرف «با» متعدى شده، معناى «كفر» در آن اشراب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 2

2- قوم عاد ، ربوبيت خدا را انكار كرده و از فرمانش سرپيچى كردند .

ألا إن عادًا كفروا ربهم

چون «ربهم» بدون واسطه حرف «باء» مفعول براى «كفروا» قرار گرفته است ، مى توان گفت: در «كفروا» معناى عصيان و نافرمانى اشراب شده است; يعنى: عصوا ربهم كافرين به.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 68 - 2

2- قوم ثمود ، ربوبيت خداوند را انكار كردند و از فرمانش سرپيچى نمودند .

ألا إن ثمودا كفروا ربهم

چون «ربهم» بدون واسطه حرف «باء» مفعول براى «كفروا» قرار گرفته است، مى توان گفت در «كفروا» معناى عصيان و نافرمانى اشراب شده است; يعنى: عصوا ربهم كافرين به.

586- مكذبان ربوبيت خدا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 6

6 - براى شرك پيشگان منكر ربوبيت خدا ، در دوزخ جامه هايى از آتشى ويژه مى برند و بر آنان مى پوشانند .

فالذين كفروا قطّعت لهم ثياب من نار

تنكير «نار» نشانگر اين نكته است كه جامه هايى كه براى اهل شرك خواهند بريد از جنس آتشى به خصوص خواهد بود نه از هر آتشى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 21 - 2

2 - شرك پيشگان منكر ربوبيت خدا ، سزاوار گرز هاى آهنين در دوزخ

و لهم مقمع من حديد

«مقمعة» (مفرد «مقامع») به معناى گرز است. پس «مقامع من حديد»; يعنى، گرزهاى آهنين.

587- مكذبان رحمانيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 7،8

7- كافران و مشركان مكه ، نسبت به نام « رحمان » براى خداوند ، بسيار حساس و منكر رحمانيت او بودند .

و هم بذكر الرحمن هم كفرون

اختصاص به ذكر يافتن نام «رحمان» از ميان ديگر نام هاى مقدس پروردگار و نيز تكرار «هم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

8- كافران مكه ، منكر خداى رحمان بودند .

و هم بذكر الرحمن هم كفرون

گفتنى است كه كافران منكر نام رحمان بودند; به اولويت استفاده مى شود كه منكر ذات خداى رحمان نيز بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 6

6 - مشركان صدراسلام ، منكر رحمانيت خدا بودند .

و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا

588- مكذبان رسالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 4

4 - يهود به سبب انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) منكر نزول هرگونه وحى بر افراد بشر شدند.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء

589- مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 2

2 - انكار رسالت شعيب ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى از سوى مردم مدين

فقد كذّبت . .. و أصحب مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 176 - 1

1 - تكذيب رسالت شعيب ، از سوى مردم سرزمين « ايكه »

كذّب أصحب ليكة المرسلين

بسيارى از مفسران برآنند كه «ايكه» سرزمينى است مجاور «مدين» كه شعيب(ع) بر آنان و اهل مدين مبعوث شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 1،2

1 - مردم اَيكه ، منكر هر گونه امتياز و شايستگى شعيب ( ع ) براى رسالت الهى

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

2 - بشر بودن ، مانع رسالت و پيامبرى در ديد مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 4

4 - پافشارى مردم اَيكه ، بر كفر و انكار رسالت شعيب ( ع )

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 1

1 - پافشارى مردم « ايكه » ، بر تكذيب شعيب ( ع ) و انكار رسالت او

فكذّبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 1

1 - مردم مدين ، رسالت شعيب ( ع ) را نپذيرفتند و او را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 4

4 - دو قوم عاد و ثمود ، پيامبرانى داشتند و آنان را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه فأخذتهم الرجفة...و عادًا و ثمودًا و قد تبيّ

به قرينه سياق، احتمال دارد كه جمله، حذف به ايجاز داشته باشد; يعنى، چنين باشد: «و لقد أرسلنا إلى عاد و ثمود رسلهم فكذّبوهم فأخذتهم الرجفة»

590- مكذبان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 80 - 3

3- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) رسالت حضرت صالح ( ع ) را مورد تكذيب قرار دادند .

و لقد كذّب أصحب الحجر المرسلين

برداشت فوق بنابراين احتمال است كه مراد از «المرسلين» حضرت صالح(ع) باشد كه پيامبر قوم ثمود بود و جمع آورده شدن «المرسلين» مى تواند به اين دليل باشد كه آن قوم با تكذيب صالح(ع) در حقيقت همه انبياى الهى را مورد تكذيب قرار مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 141 - 1

1 - تكذيب رسالت صالح ( ع ) از سوى قوم ثمود

كذّبت ثمود المرسلين

عده اى مفسران برآنند كه «ثمود» نام جد اعلاى قوم صالح مى باشد. بنابراين تسميه آن قوم به ثمود از باب تسميه يك قبيله به نام نياى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 1،3

1 - ثموديان ، منكر هرگونه امتياز و شايستگى صالح ( ع ) ، براى رسالت الهى

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

3 - ويژگى هاى بشرى صالح ( ع ) ، مانع از رسالت وى در ديدگاه ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 4

4 - دو قوم عاد و ثمود ، پيامبرانى داشتند و آنان را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه فأخذتهم الرجفة...و عادًا و ثمودًا و قد تبيّ

به قرينه سياق، احتمال دارد كه جمله، حذف به ايجاز داشته باشد; يعنى، چنين باشد: «و لقد أرسلنا إلى عاد و ثمود رسلهم فكذّبوهم فأخذتهم الرجفة»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 4

4 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قلت له : « كذّبت ثمود بالنّذر . . . » قال هذا كان بما كذّبوا صالحاً . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) درباره آيه «كذّبت ثمود بالنّذر. ..» سؤال نمود... امام فرمود: اين زمانى بود كه صالح(ع) را تكذيب كردند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 1

1 - قوم صالح ، رسالت او را تكذيب كرده ، فرمان رعايت ناقه و شرب آن را دروغ انگاشتند .

فكذّبوه

591- مكذبان عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 3

3- كافران مكه ، منكر قيامت و عذاب هاى اخروى بودند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 53 - 2

2 - مشركان ، تهديد به عذاب جاويدان قيامت را باور نكرده ، آن را ادعاى بى اساس مى انگاشتند .

ثم قيل . .. ذوقوا عذاب الخلد ... و يستنبئونك أحق هو

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «هو» به «عذاب الخلد» (در آيه پيش) عايد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 6،7

6 - مشركان ، منكر كيفر و عذاب در قيامت

ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذّبون

7 - تكذيب وجود عذاب و كيفر در قيامت از سوى مشركان ، امرى هميشگى است .

ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 9

9 - مشركان ، منكر برپايى قيامت و عذاب الهى در آن روز

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در توصيف مشركان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 6 - 1

1 - كافران ، برپايى قيامت و عذاب آن را ، امرى بعيد و به دور از حقيقت مى دانند .

إنّهم يرونه بعيدًا

با توجّه به اين كه كافران، منكر معاد بودند، مقصود آنان از «بعيد»، بعيد زمانى نيست; بلكه مقصود دور بودن از دايره امكان است.

592- مكذبان عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 53 - 1

1 - مشركان تهديد به عذاب استيصال را باور نكرده ، آن را ادعاى بى اساس مى انگاشتند .

و يستنبئونك أحق هو قل إى و ربى إنه لحق

جمله «إى و ربى إنه لحق» - كه مركب از قسم، جواب قسم، جمله اسميه و تأكيد است - بيانگر شدت انكار مشركان در مورد عذاب مى باشد.

593- مكذبان عذاب كم فروشان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 5

5 - كسانى كه عذاب كم فروشان را تكذيب كنند ، در قيامت به عذاب جهنم گرفتار خواهند شد .

ويل للمطفّفين . .. ويل يومئذ للمكذّبين

مراد از «مكذّبين» - به قرينه آيه بعد - تكذيب گران روز قيامت و رخدادهاى آن اند و از مصاديق بارز رخدادهاى قيامت، عذابى است كه آيه «ويل للمطفّفين» بيان داشته است.

594- مكذبان عذابهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 4

4 - فرعون با ناباورى نسبت به عملى شدن وعده عذاب در باره پيشينيان ، نظر موسى ( ع ) را در مورد آنان جويا شد .

قال فما بال القرون الأُولى

سؤال فرعون از حال پيشينيان، پس از گفته موسى(ع) (أنّ العذاب على من كذّب) از ناباورى او حكايت دارد; زيرا وى آنان را نابود شده و بى نشان و اثر مى دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 2

2 - كفرپيشگان عصر بعثت ، وعده عذاب را دروغ پنداشته و آن را به ريشخند مى گرفتند .

و يستعجلونك بالعذاب

از اين كه تكذيب گران، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند وعده خود را عملى سازد و هر چه زودتر عذاب را بر آنان نازل كند، معلوم مى شود كه آنان تهديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را تهديدى تو خالى مى انگاشتند و با درخواست تسريع عذاب، آن را به ريشخند مى گرفتند.

595- مكذبان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 2

2- گروهى از مردم زمان مريم به عيسى ( ع ) و گفته هاى او ايمان آوردند و گروهى كفر ورزيدند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 9

9 - بنى اسرائيل ، به رغم روشن بودن معجزات و دلايل حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، آنها را نپذيرفتند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر

596- مكذبان عيسى(ع) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 3

3- قيامت ، روزى سخت و هلاكت بار براى كفرورزان به عيسى ( ع ) و گفته هاى او

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

«ويل»، يعنى عذاب و هلاكت (لسان العرب). هلاكت بار بودن قيامت كنايه از شدت عذاب است، در حدى كه اگر در قيامت نيز مرگ وجود مى داشت گرفتاران به عذاب، زنده نمى ماندند.

597- مكذبان قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 78 - 5

5 - كافران ، خدا را از احياى مجدد انسان ها پس از مرگ ، ناتوان مى دانستند .

و ضرب لنا مثلاً. .. قال من يحىِ العظم و هى رميم

مقصود از «ضرب لنا مثلاً» (براى ما مثل آورد) مى تواند اين معنا باشد كه: كافران، قدرت خدا را با قدرت ديگران يكى مى دانستند; يعنى، همان گونه كه همه از احياى استخوان كهنه ناتوان اند، او نيز مانند همه ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 5

5 - انكار قدرت خداوند بر حيات مجدد انسان ها و برپايى قيامت از سوى كافران

قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا

اعتراف كافران در روز قيامت به دو بار مردن و زنده شدن و نيز گنه كار بودن شان، نشانگر آن است كه آنان در دنيا منكر توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها بودند. از اين رو به خطاكار بودن شان اعتراف مى كنند.

598- مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 15

15 - مخالفان هيچ شاهدى را كه بر وجود همانندى سخنى با قرآن شهادت بدهد نخواهند يافت .

وادعوا شهداءكم من دون اللّه

چنانچه «شهداء» به معناى گواهان باشد، استثناء «من دون اللّه» از جمله قبل، ناظر به سخن متعارفى است كه انسانها هنگام نداشتن شاهد بر مدعاى خويش آن را بر زبان جارى مى كنند; يعنى، گواهانى را فرا خوانيد تا نظر دهند و اگر نيافتيد نگوييد: خدا شاهد است كه اين سخن همانند قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 6

6 - مشركان صدر اسلام دليل روشن حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) را تكذيب مى كردند.

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 66 - 1

1 - قبيله و قوم پيامبر (قريش) با وجود حقانيت قرآن و معارف و وعده هاى آن به تكذيب آن پرداختند.

و كذّب به قومك و هو الحق

در آيه 57 «قل إنى على بينة» موضوع بحث «قرآن» بود و آيات بعد از آن نيز وعده هاى قرآن را مطرح ساخته است. بنابراين مرجع ضمير «به» مى تواند «قرآن» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 1،9

1 - تنها راه ايمان به قرآن براى منكران قرآن ، تحقق تهديد ها و بروز حقايق آن است .

و لقد جئنهم بكتب . .. هل ينظرون إلا تأويله

ضمير در «تأويله» به «كتب» در آيه قبل برمى گردد. و مراد از تأويل كتاب الهى، به قرينه فرازهاى بعد، بروز و ظهور حقايق قرآن و تحقق تهديدها و وعده هاى آن است. و جمله «هل ينظرون ... » با توجه به اينكه ناظر به آيه قبل است، چنين معنا مى شود: براى منكران قرآن جهت تصديق آن راهى جز ظهور حقايق قرآنى، كه در قيامت تحقق مى يابد، نيست.

9 - منكران قرآن با بى اعتنايى به معارف آن ، تباه كننده سرمايه عر خويش هستند .

قد خسروا أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 6

6 - انكار رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 1

1 - مشركان ، آياتى از قرآن را كه حامل معارفى بلند بوده و در ظرف كوچك ذهن آنان جاى نمى گرفت ، انكار مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما لم يحيطوا . .. » اشاره به دسته اى از آيات قرآن باشد و ماى محذوف در «لما يأتهم تأويله» - كه عطف بر «لم يحيطوا» و به تقدير «و كذبوا بما لما يأتهم تأويله» است - اشاره به دسته اى ديگر از آيات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 1،2،3

1 - برخى مشركان ، با اينكه آسمانى بودن قرآن را باور داشتند ، به تكذيب آن برمى خاستند .

بل كذبوا . .. و منهم من يؤمن به

اين برداشت مبتنى بر اين است كه: ضمير «هم» - با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - به تكذيب كنندگان قرآن برگردد و از «يؤمن» زمان حال اراده شده باشد.

2 - برخى مشركان ، آسمانى بودن قرآن را باور نداشته ، آن را تكذيب مى كردند .

و منهم من لا يؤمن به

اين برداشت نيز مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به تكذيب كنندگان قرآن برگردد.

3 - هرگز همه مردم روى زمين ، قرآن را انكار و تكذيب نخواهند كرد .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «منهم» عموم مردم باشد ; كه در اين صورت، آيه در مقام بيان حال آنان به هنگام روبرو شدنشان با قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 1

1 - برخى از مشركان با اينكه مكرراً به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش مى سپردند و آيات الهى را از زبان او مى شنيدند ، به تكذيب آن برخاسته ، انكارش مى كردند .

و منهم من يستمعون إليك . .. و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 5

5- گروههايى از اهل كتاب ، قسمتهايى از قرآن را نمى پذيرفتند و حقانيّت آن را انكار مى كردند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 2

2- كفار قريش ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، آيات قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و هر دسته را با تهمت و افترا و ترفند هاى گوناگون ، به استهزا گرفته و منكر شدند .

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از اين آيه و آيه قبل - چنان كه در شأن نزولها آمده است - كفار قريش باشد كه همگى (حدود 16 نفر) به شكلهاى گوناگون به هلاكت رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 2

2- منكران عالم آخرت ، منكر نزول قرآن از جانب خداوند بودند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

رفع «أساطير» به خاطر خبر براى مبتداى محذوف بودن («المنزل» يا «الذى يسئل عنه») است كه مراد از آن قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى - روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 9

9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را -كه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است - قبول نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 1

1 - كافران ، منكر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و قرآن را دروغ و ساخته و پرداخته او مى دانستند .

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 1

1 - مجرمان متعصب عرب ، منكر آسمانى بودن قرآن ، على رغم جريان آن درقلب هايشان به زبان عربى روشن

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

«كذلك» به فرض نزول قرآن به زبان غير عربى (و لو نزّلناه على بعض الأعجمين. ..) اشاره دارد. «سلوك» (مصدر «سلكنا») به معناى وارد كردن و راه دادن است. ضمير مفعول در «سلكناه» به قرآن بازمى گردد;يعنى، «مثل ذلك السلوك سلكنا القرآن فى قلوب المجرمين». مقصود اين است كه همان طور كه اگر قرآن به زبان عجمى نازل مى گرديد و بر اين مجرمان تلاوت مى شد، از آن چيزى نمى فهميدند، اكنون هم كه به زبان عربى شيوا و روشن نازل شده است، از آن چيزى نمى فهمند و به آن ايمان نمى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 12

12 - اقدام حق ستيزان صدراسلام به انكار صريح قرآن و تورات و تأكيد بر كفر خويش نسبت به آن دو

و قالوا إنّا بكلٍّ كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 12

12 - مشركان مكه ، از سر لجاجت ، قرآن را نپذيرفتند و به آن ايمان نياوردند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

«جحود» نفى كردن چيزى است كه دل، اثبات مى كند و اثباتِ چيزى است كه دل، نفى كرده است (مفردات راغب) بنابر معناى لغوى، «جحود»، منطبق بر لجاجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 10

10 - انكار قرآن از سوى مشركان مكه ، از سر لجاجت و حق ناپذيرى بود .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«جحود» در لغت نفى چيزى است كه دل آن را اثبات مى كند و اثبات چيزى است كه دل نفى مى كند. (مفردات راغب). «جحود» طبق معناى لغوى منطبق بر لجاجت است. گفتنى است: «ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 2

2 - مشركان مكه ، نزول وحى را ، به عنوان آيه اى از جانب خدا قبول نكرده و خواستار معجزه حسّى شدند .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا ... و قالوا لولا أنزل عليه ءاي-

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 1

1 - مشركان ، به رغم ادعاى آمادگى براى ايمان آوردن به كتاب آسمانى ، به قرآن كفر ورزيدند .

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين . فكفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 2

2 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، از خصوصيات كافران است .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

مخاطبان آيه شريفه - به قرينه ذيل آيه (مثوًى للكافرين) - كافران مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 2

2 - انكار لجاجت آميز وحى و قرآن ، از سوى مشركان مكه

و رسول مبين . و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر و إنّا به كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 4

4 - نكوهش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى تكذيب گرانه آنان در برابر قرآن

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 6

6 - قوم يهود ، تكذيب كنندگان آيات الهى ( قرآن )

بئس مثل القوم الذين كذّبوا بايت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 4

4 - تلاوت آيات قرآن بر كافران تكذيب گر و انكار عمدى آن از سوى آنان

إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 49 - 3

3 - تكذيب قرآن ، از سوى گروهى از مردم در عصر نزول وحى

و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 3

3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را

تكذيب مى كنند .

بل . .. يكذّبون

599- مكذبان قرآن در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 10

10 - منكران قرآن و سنگ هاى دوزخ ، هيزم و آتشگيره هاى آتش جهنمند .

فاتقوا النار وقودها الناس و الحجارة

«وقود» به هيزم و نيز به چيزى كه با آن آتش روشن مى كنند، گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 11

11 - جهنم ، جايگاه هميشگى و مجازات افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان قرآن و دين حق

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق . .. أليس فى جهنّم مثوًى للكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 2

2 - منكران حقانيت قرآن ، گرفتار آتش دوزخ در قيامت

إنّ الذين كفروا بالذّكر

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه خبر «إنّ» در «إنّ الذين كفروا» - به قرينه آيه قبل - جمله «يلقى فى النار» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

600- مكذبان قرآن در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 5،7،12

5 - منكران حقانيت قرآن ، در روز قيامت و بروز حقايق قرآن ، به حقانيت رسالت پيامبران اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير مفعولى در «نسوه» به«كتب» در آيه قبل برگردانده شود.

7 - منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

12 - منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

601- مكذبان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 11

11 - تكذيب كنندگان قوم نوح ( ع ) ، مردمى كوردل بودند .

إنهم كانوا قوماً عمين

كلمه «عمين» جمع «عمى» به معناى فاقدان بصيرت است.

602- مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 3

3- كافران مكه ، منكر قيامت و عذاب هاى اخروى بودند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 17

17 - آنان كه سرمايه جان را به خسارت از كف داده اند، منكر قيامت هستند.

ليجمعنكم إلى يوم القيمة . .. الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

متعلق «لا يؤمنون»، با توجه به جمله «ليجمعنكم إلى يوم القيامة» قيامت مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1،3

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

3 - برخى كافران، حتى در صورت بازگشت به دنيا، زندگى را منحصر به دنيا دانسته و قيامت را انكار مى كنند.

و لو ردوا لعادوا . .. و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جمله «و قالوا» مى تواند عطف بر جمله «لعادوا» باشد. يعنى اگر به دنيا بازگردند، به همان روش باطل خودروى آورده و باز هم معاد را انكار مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 2

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، منكر روز بازپسين بودند .

إن الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 4

4 - مشركان عصر بعثت ، منكر روز بازپسين بودند .

قال الذين لا يرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 3،5

3 - قيامت و روز بازپسين ، مورد انكار شرك پيشگان عصر بعثت

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

5 - تكذيب و انكار قيامت ، موضع گيرى مشترك همه شرك پيشگان تاريخ

بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. كذلك كذب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 12

12- كفرپيشگان ، قيامت را امرى گزاف و طرح آن را از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) چون سحر ، نيرنگى روشن قلمداد مى كردند .

إن هذا إلاّ سحر مبين

«هذا» به گفتار پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر زنده شدن مردگان و برپايى قيامت اشاره دارد. اطلاق «سحر» بر اين گفتار و ادعا، از باب تشبيه است و وجه شبه آن بطلان و نيرنگ مى باشد; يعنى، اين سخن ظاهرى فريبنده و باطنى پوچ و بى اساس دارد و در بطلان و نيرنگ بازى، همانند سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 1

1- اشراف و سران قوم نوح ، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند .

فقال الملأ الذين كفروا من قومه

متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل توحيد ، نبوت نوح و برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 83 - 5

5 - تحقق نيافتن وعده رستاخيز ، پس از گذشت زمانى دراز ، دليل بى اساس بودن آن در پندار كافران

لقد وعدنا نحن . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

مقصود كافران از عبارت «لقد وعدنا. .. من قبل» مى تواند اين باشد كه اگر قيامتى هست تا كنون بايستى تحقق مى يافت. بنابراين عدم تحقق آن تاكنون، دليل بى اساس بودن و واقعيت نداشتن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 7

7 - مشركان ، هيچ اعتقادى به روز رستاخيز و انتظار كيفر و پاداش الهى در آن روز را نداشته اند .

بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 20 - 10

10 - فاسقان ، قيامت و نظام كيفرى خدا را تكذيب مى كردند .

و أمّا الذين فسقوا . .. ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 1،2،4

1 - كافران ، مدعى تحقق پيدا نكردن روز قيامت اند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

2 - كافران ، وعده تحقق روز قيامت را وعده اى نادرست مى دانستند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

لازمه انكار قيامت از سوى كافران، اين است كه به آنان وعده اى مبنى بر وقوع قيامت داده شده باشد.

4 - كافران ، وقوع قيامت را امرى مسخره دانسته و آن را به استهزا مى گرفتند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

تعبير به نيامدن قيامت (لاتأتينا) يا به جهت اين است كه قيامت از جمله امور زمانى است و يا به جهت به سخره و استهزا گرفتن آن مى باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال دوّم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 5

5 - كافران ، به دليل امكان نداشتن بازآفرينى انسان ها ، وقوع قيامت را منكر بودند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا ... إذا مزّقتم كلّ ممزّ

اين آيه عطف به آيه «و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة. ..» است و به منزله اقامه دليل براى آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 29 - 4

4 - بيشتر مشركان ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره وقوع قيامت باور نداشتند .

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و يقولون متى هذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 5

5 - مشركان ، بدون اين كه درباره قيامت و حشر آگاهى داشته باشند ، آن را انكار مى كنند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و يقذفون بالغيب

متعلق «يقذفون بالغيب» ذكر نشده و به قرينه مقام مى تواند حشر، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن باشد. برداشت ياد شده بنابر احتمال اول است. گفتنى است كه مراد از «يقذفون بالغيب» و براساس تخمين و ناآگاهانه اظهار نظر كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 2،5

2 - كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و عقيده به آن را مورد استهزا قرار مى دادند .

و يقولون متى هذا الوعد

استفهام در «متى هذا الوعد» - برابر نظر بيشتر مفسران - براى تهكم و استهزا است.

5 - كافران صدراسلام ، مؤمنان را دروغگو دانسته و عقيده آنان به برپايى قيامت را بى اساس مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 81 - 7

7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .

أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 1

1 - كافران ، منكر قيامت و زنده شدن انسان ها هستند .

يقول أءنّك لمن المصدّقين

برداشت ياد شده از آن جا است كه گوينده، فرد كافر بوده و استفهام او از باب انكار مى باشد. گفتنى است كه مقصود از تصديق - به قرينه آيه بعد كه مربوط به قيامت است - تصديق به قيامت و رستاخيز انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 2

2 - مشركان و كافران ، منكر توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام بودند .

أنتم عنه معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 48 - 9

9 - مشركان ، منكر برپايى قيامت و عذاب الهى در آن روز

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در توصيف مشركان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 5

5 - انكار قدرت خداوند بر حيات مجدد انسان ها و برپايى قيامت از سوى كافران

قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا

اعتراف كافران در روز قيامت به دو بار مردن و زنده شدن و نيز گنه كار بودن شان، نشانگر آن است كه آنان در دنيا منكر توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها بودند. از اين رو به خطاكار بودن شان اعتراف مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 7،8

7 - فرعون فردى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بود .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

8 - مخالفان رسالت موسى ( ع ) ( فرعونيان ) ، گروهى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بودند .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 9

9 - معتقدان به آخرت - اما مأيوس از ثواب اخروى - مانند كافران ، بى اعتقاد به رستاخيزاند .

قد يئسوا من الأخرة كما يئس الكفّار من أصحب القبور

در صورتى كه مقدر آيه چنين باشد: «قد يئسوا من ثواب الآخرة. ..»; استفاده مى شود كه معتقدان به معاد - ولى نااميد از ثواب اخروى - همچون كافرانى اند كه اصولاً از زنده شدن دوباره مأيوس اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 4

4 - مشركان و كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و آن را دروغ مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 4 - 1

1 - تكذيب قيامت از سوى قوم ثمود و عاد

كذّبت ثمود و عاد بالقارعة

«القارعة» اسم فاعل از «قَرْع» (كوبيدن) و صفت براى موصوف مقدر (مانند الواقعة، الساعة و. ..) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 1

1 - گروهى از جن ، منكر قيامت و رستاخيزاند .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 47 - 1

1 - دوزخيان ، در سراسر عمرشان ، هرگز به تكليف نماز و اطعام مساكين نپرداخته اند و عمر خود را به بطالت و تكذيب روز جزا گذرانده اند .

قالوا لم نك من المصلّين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين . حتّى أتينا اليقين

مقصود از«يقين» مرگ است كه حقيقتى يقينى و ترديدناپذير براى تمامى انسان ها است. آمدن فعل هاى «لم نك»، «نخوض» و «نكذّب» - به صورت فعل مضارع - اشعار دارد كه اين اعمال از سوى دوزخيان، امرى مستمر و مكرر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 1

1 - تنها تجاوزگران و فرورفتگان در گناه ، به انكار قيامت كشانده مى شوند .

و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

مراد از «اعتداء» (تجاوزگرى) ناديده گرفتن حدود الهى است. «أثيم» مبالغه در «آثم» است (مصباح); يعنى، كسى كه در گناه زياده روى مى كند.

603- مكذبان قيامت در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 1

1 - دوزخ ، جايگاه ابدى مشركان و منكران رستاخيز

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. و الذين هم عن ءايتنا غفلون. أولئك مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 1،2،4،5

1 - تكذيب كنندگان قيامت در حالى كه به غل و زنجير بسته شده اند ، به جايگاهى تنگ در دوزخ افكنده خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا مقرّنين

«قرن» (ريشه «مقرنين») در اصل به معناى ريسمانى است كه چند شتر را به هم ببندند; ولى به قرينه آيه 49 سوره ابراهيم (ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد) مى توان گفت: مقصود غل و زنجيرى است كه به وسيله آن، منكران معاد را به هم مى بندند. غل و زنجير است.

2 - افكنده شدن منكران قيامت به جهنم ، همراه با تحقير و اجبار است .

و إذا أُلقوا منها

واژه «أُلقوا» (به صيغه مجهول) به جاى «ادخلوا»، حاكى از اجبارى و تحقيرآميز بودن ورود به جهنم است.

4 - آتش دوزخ براى منكران قيامت ، بسيار زجرآور و طاقت فرسا خواهد بود .

دعوا هنالك ثبورًا

درخواست هلاكت و مرگ در آتش دوزخ، حاكى از شدت دردناكى و طاقت سوزى آن آتش است.

5 - تكذيب كنندگان قيامت ، در اعماق دوزخ و در دورترين مكان آتشين جاى دارند .

دعوا هنالك ثبورًا

برداشت ياد شده، از اسم اشاره «هنالك» - كه براى اشاره به مكان دور وضع شده است - استفاده گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 1،4،5

1 - استغاثه و درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى رهايى از آتش جهنم نتيجه بخش نبوده و عذابشان ادامه خواهد يافت .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از درخواست هلاكت، در حقيقت كنايه از نجات از وضع بسيار سخت دوزخ است; نه مرگ و نابودى واقعى.

4 - تكذيب كنند قيامت ، در آتش دوزخ همواره در حال مرگ و زندگى بوده و به دفعات بى شمار مى ميرند و زنده مى شوند .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

از ديدگاه مفسران، اين كه به كافران گفته مى شود: «درخواست هلاكت بار خود را بسيار تكرار كنند» يا به خاطر اين است كه آنان به دفعات زنده مى شوند، و باز مى ميرند. پس بايد براى هر بار زنده شدن و عذاب شدن، درخواست مرگ كنند و يا به اين سبب است كه عذاب الهى كافران متعدد و گوناگون است. پس بايد آنان براى هر يك از آنها، درخواست مرگ كنند. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

5 - جهنم ، داراى انواع عذاب هلاكت بار براى تكذيب كنندگان قيامت

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 55 - 2،4

2 - بهشتيان ، هم نشينان كافر دنيايى خود را ، در وسط دوزخ مشاهده خواهند كرد .

فرءاه فى سواء الجحيم

«سواء» به معناى وسط است.

4 - دوزخ ، مجازات منكران قيامت

أءنّا لمدينون . .. فاطّلع فرءاه فى سواء الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 5

5 - يادآورى مواضع انكارآميز تكذيب كنندگان قيامت از سوى مأموران الهى ، به هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ

هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 2

2 - تكذيب كنندگان قيامت ، ناتوان از توجيه تكذيب گرى هاى خود به هنگام مشاهده آتش دوزخ

أفسحر هذا أم أنتم لاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 1

1 - فرمان ملامت بار خداوند به تكذيب كنندگان قيامت ، براى چشيدن حرارت دوزخ و تحمّل رنج آن

اصلوها

«صَلْىُ النار»; يعنى، چشيدن حرارت آتش و تحمل رنج آن. عبارت «اصلوها» (نظير آيه قبل) مى تواند كلام خداوند و يا سخن مأموران الهى باشد. در برداشت بالا، احتمال اول مورد نظر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 29 - 1

1 - حركت تكذيب گران روز جزا به سوى دوزخ ، به فرمان الهى

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذّبون

طبق گفته مفسران، مقصود از تكذيب در اين آيه، تكذيب دوزخ است. گفتنى است كه در روز قيامت، به كافران فرمان داده مى شود كه به سوى آن حركت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 3

3 - احاطه همه جانبه دود برخاسته از آتش ، بر تكذيب گران روز جزا و نبودن هيچ راه گريزى از آن

انطلقوا إلى ظلّ ذى ثلث شعب

تعبير «ثلاث شعب» به گفته مفسران - مى تواند اشاره به فراگير و همه جانبه بودن دود برخاسته از آتش و گريزناپذير بودن آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت در آن روز ، گرفتار جهنم و عذاب الهى خواهند بود .

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل» به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب). برخى آن را نام يكى از درب ها، يا درّه اى از جهنم مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را

مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

604- مكذبان قيامت در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 59 - 4

4 - بيشتر مردم صدر اسلام با وجود شواهد و دلايل اثباتگر قيامت ، به اين حقيقت ايمان نياوردند .

إنّ الساعة لأتية . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون

605- مكذبان قيامت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، آواى خشمگين و جوش و خروش آتش جهنم را از دور در قيامت خواهند شنيد .

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

«تغيظ»، به معناى شدت غضب و خشم و «زفير» به معناى گرفتن سينه از شدت غم و به جوش و خروش افتادن است (برگرفته از لسان العرب و مفردات راغب).

606- مكذبان قيامت و احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 3

3- منكران قيامت ، زنده شدن مردگان خاك گشته را امرى بس بعيد مى شمرند .

أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد

استفهام در جمله «أءذا . ..» استفهام انكارى است و تكرار آن دلالت بر شدت انكار و استبعاد دارد.

607- مكذبان قيامت و حوادث طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار

يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

608- مكذبان قيامت و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 8

8 - گروهى از انسان ها به خاطر نپذيرفتن قيامت ، دين خدا را دينى منحرف مى پندارند و از آن رويگردان مى شوند .

الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً و هم بالأخرة كفرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و هم بالأخرة كفرون» جمله حاليه و در مقام تعليل باشد كه در اصطلاح به آن حال معللّه گفته مى شود. بر اين مبنا آيه اشاره به اين معنا دارد كه: برخى انسانها به علت نپذيرفتن قيامت، مى پندارند دينى كه در آن زنده شدن مردگان مطرح باشد دينى بى اساس و داراى اعوجاج است و در نتيجه از آن رويگردان شده و ديگران را از آن بازمى دارند.

609- مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 6

6- خداوند ، حيات دنيا را عرصه داورى خويش ميان گروندگان به كتاب هاى آسمانى و منكران آنها ، قرار نداده است .

لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

مراد از «كلمة» امرى است كه خداوند مقدر كرده و آن بقاى انسانها و سپرى كردن حيات دنيوى است. آياتى نظير «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين; شما انسانها تا مدتى (تا سپرى شدن حيات دنيا) در زمين مستقر خواهيد بود و از اسباب معيشت بهره خواهيد برد. بقرة/36.» گوياى آن تقدير و كلمه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 111 - 1

1- خداوند در قيامت ، ميان مؤمنان به كتاب هاى آسمانى و انكار كنندگان آن قضاوت خواهد كرد .

و لولا كلمة سبقت . .. و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم

مراد از «كلاًّ» - به قرينه «فاختلف فيه» در آيه قبل - مؤمنان به كتابهاى آسمانى و انكار كنندگان آن است و به قرينه «لولا . .. لقضى بينهم» معلوم مى شود كه خداوند در صحنه قيامت، پيش از پاداش دهى و به كيفررسانى، ميان انسانها داورى خواهد كرد.

610- مكذبان كيفر اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 7

7 - مشركان ، هيچ اعتقادى به روز رستاخيز و انتظار كيفر و پاداش الهى در آن روز را نداشته اند .

بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 6،7

6 - مشركان ، منكر كيفر و عذاب در قيامت

ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذّبون

7 - تكذيب وجود عذاب و كيفر در قيامت از سوى مشركان ، امرى هميشگى است .

ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 86 - 2

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، منكر هر گونه كيفر و پاداش پس از مرگ

فلولا إن كنتم غير مدينين

خطاب در آيه شريفه متوجه كسانى است كه مرگ را پايان زندگى دانسته و درباره كيفر و پاداش پس از مرگ، موضع انكارآميز داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 1

1 - گروهى از مدعيان اسلام در عصر بعثت ، جزاى اخروى را دروغ دانسته ، آن را تكذيب مى كردند .

الذى يكذّب بالدين

«دين»، به معناى جزا است و در معانى «عادت»، «عبادت»، «حساب»، «طاعت»، «سيرت» و «ملّت» نيز به كار مى رود (قاموس). آيات بعد - كه درباره نمازگزاران و رياكاران سخن مى گويد - قرينه بر اراده معناى «جزا» و «حساب» است. از كلمات «مصلّين» و نظاير آن - كه جمع آمده است - استفاده مى شود كه مراد از «الذى» در اين آيه، جنس است; هرچند در شأن نزول ها بر افرادى نظير وليد و ابوسفيان، تطبيق داده شده است.

611- مكذبان كيفر طغيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 5

5 - قوم ثمود ، كيفر هاى طغيان را دروغ انگاشته ، تهديد هاى الهى را تكذيب كردند .

كذّبت ثمود بطغويها

كلمه «طغواها»، مى تواند قرينه بر مراد از «كذّبت» باشد; يعنى، ثموديان هشدارهاى رسول الهى درباره عواقب طغيان را تكذيب مى كردند.

612- مكذبان كيفر هاى اخروى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 4

4 - گنه كاران و تكذيب كنندگان كيفر هاى اخروى ، در قيامت به كيفر گناه و تكذيب خود گرفتار خواهند شد .

بل تكذّبون بالدين . .. يعلمون ما تفعلون

مطرح ساختن كتابت و علم كاتبان - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - هشدارى به تكذيب گران است كه عمل آنان بى كيفر نخواهد ماند.

613- مكذبان كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 4 - 2

2 - برخى از نمازگزاران ، كيفر هاى الهى را باور نداشته و هشدار به آن را دروغ مى دانند .

أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. فويل للمصلّين

«فاء» در «فويل» براى تفريع است و دلالت دارد كه مراد از «مصلّين» (در اين آيه)، همان كسانى اند كه در آغاز سوره، به «تكذيب كنندگان جزا» توصيف شده اند.

614- مكذبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 9

9 - بسيارى از مردم ، منكر معاد و لقاءاللّه اند .

و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون

615- مكذبان لقاءالله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 6،7

6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.

7 - منكران ملاقات پروردگار در قيامت بر تفريط و كوتاهيهاى خويش در دنيا تأسف و حسرت بسيار مى خورند.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت گوياى شدت و عمق ندامت است. ضمناً مرجع ضمير «فيها»، «حيات دنيا» گرفته شده كه مرجعى معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 3

3 - منكران لقاء اللّه در قيامت ، مردمانى سرافكنده و شرمسارند .

بل هم بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم

616- مكذبان لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 43 - 3

3 - مخالفت همگانى قوم لوط با رسالت او و دروغگو خوانده شدن وى از سوى آنان

و قوم إبرهيم و قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 160 - 1

1 - تكذيب رسالت لوط ( ع ) از سوى قومش

كذّبت قوم لوط المرسلين

617- مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 7،20

7 - مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، خواهان تحقق زودرس وعده هاى آن حضرت در مورد نزول عذاب بودند.

و كذبتم به به ما عندى ما تستعجلون به

در آيات متعددى، مانند آيه 6، 9 و 11 سوره انعام، به كافران وعده عذاب و كيفر دنيوى داده شده است. لذا ممكن است مراد از «ما

تستعجلون» نزول عذاب باشد كه كافران از سر انكار و تمسخر خواهان نزول سريع آن بودند.

20 - خداوند در زمان مناسب بهترين داورى را در بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و منكران آن حضرت خواهد كرد.

يقص الحق و هو خير الفصلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد در انتظار تكذيب از جانب مشركان و آماده رويارويى با آنها باشد.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة

جمله «إن كذبوك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيش بينى وقوع تكذيب در برابر آن حضرت است. «قل ربكم» و «و لا يرد ... » ارائه راه حل براى مقابله با اين تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 2

2 - منافقان ، گروهى كفرپيشه و منكر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 6

6 - انكار رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرءان غير هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 1

1 - برخى از مشركان با اينكه از نزديك ، ناظر اعمال و رفتار پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند ، از تبعيت او سر باز زده ، تكذيبش مى كردند .

و منهم من ينظر إليك . .. و لو كانوا لا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 1

1- كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعى نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 2

2- كفرپيشگان عصر بعثت ، رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار مى كردند .

و يقول الذين كفروا لست مرسلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 6

6- گزارش خداوند از صحنه قيامت و حشر مشركان ، تسليت و دل جويى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر انكار ها و دنياپرستى آنان است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك . .. و ترى الأرض ... على ربّك

خطاب در «ربّك» و «ترى» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است اين گونه خطاب در دل آياتِ مربوط به قيامت مشركان، نوعى تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر انكار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار و او را به دروغ گويى متهم مى كردند .

و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 69 - 1،4

1 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران و رفاه زدگان

أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون

همان طورى كه در ذيل آيه قبل آمده، اين بخش از آيات، در ردّ اتهاماتى است از سوى كافران نسبت به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وارد مى شد. خداوند با ارائه دلايل گوناگون، همه آنها را بى اساس خوانده و تهمت زنندگان را سخت مورد سرزنش قرار داده است. آيه فوق نيز، ظاهراً مربوط به تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نسبت دروغ گويى به ساحت آن حضرت مى باشد.

4 - سرزنش كافران از سوى خداوند ، به خاطر انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آگاهى آنان از شخصيت ارزشى و اخلاقى ( صداقت ، امانت و . . . ) آن حضرت

أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 1

1 - كافران مكه ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا . .. و إن تكذّبوا فقد كذّب

بنابراين كه مخاطَب آيه - طبق سياق - كافران مكه باشند، نكته ياد شده، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 3

3 - كافرانى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، را تكذيب كردند ، هيچ گريزى از قدرت خداوند ندارند .

و إن تكذّبوا . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نموده و او را به دروغ گويى متهم كردند .

و إن يكذّبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 3

3 - مشركان ، منكر رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و يقولون . .. لشاعر مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و إن كانوا ليقولون . لو أنّ عندنا ذكراً من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين » فهم كفّار قريش كانوا يقولون : قاتل اللّه اليهود و النصارى كيف كذبوا أنبياءهم ! أما و اللّه لو كان عندنا ذكراً من الأوّلين لكنّا عباد اللّه المخلصين يقول اللّه : « فكفروا به » حين جاءهم محمّد (صلی الله علیه و آله) . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و إن كانوا ليقولون لو أنّ عندنا ذكراً من الأوّلين لكنّا عباد اللّه المخلصين» روايت شده كه فرمود: آنان كفار قريش بودند كه مى گفتند: نفرين بر يهود و نصارا! چگونه پيامبران خود را تكذيب كردند. به خدا قسم! اگر يكى از كتاب هاى آسمانى پيشينيان نزد ما بود، به آنها ايمان مى آورديم و از بندگان خالص خدا مى شديم; اما هنگامى كه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بر آنان مبعوث شد به آن حضرت كفر ورزيدند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 68 - 2

2 - مشركان و كافران ، منكر توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام بودند .

أنتم عنه معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 13

13 - دلدارى خداوند به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در برابر تكذيب ، ستيزه جويى و توطئه كافران

فلايغررك تقلّبهم فى البلد . كذّبت قبلهم قوم نوح ... فأخذتهم فكيف كان عقاب

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در اين آيات با ذكر داستان انبياى گذشته، در صدد دلدارى به پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 14

14 - ناباورى عميق متخلّفان از حديبيه ، نسبت به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

كذلكم قال اللّه من قبل فسيقولون بل تحسدوننا

پس از ابلاغ كلام خداوند بهوسيله پيامبر(صلی الله علیه و آله) به متخلفان، مبنى بر عدم شركت ايشان در فتح خيبر، آنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به حسادت متهم كردند و اين بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 8،9

8 - منافقان ، منكر رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بودند .

و يقولون . .. لولا يعذّبنا اللّه بما نقول

مفاد اين گفته منافقان: (چرا خدا در برابر آنچه مى گوييم عذابمان نمى كند)، اين است كه اگر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) پيامبر بود، بايد ما عذاب مى شديم. اكنون كه از عذاب خبرى نيست، معلوم مى شود او پيامبر نيست.

9 - منافقان ، اعتقاد نداشتن به رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) را در بين خودشان ، علنى اعلام مى كردند .

و يقولون فى أنفسهم لولا يعذّبنا اللّه بما نقول

مفسران عبارت «يقولون فى أنفسهم» را دو صورت معنا كرده اند: الف) در دل خودشان مى گويند; ب) در ميان خودشان (با خودشان) مى گويند. برداشت ياد شده برپايه احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 13

13 - بنى اسرائيل ، به رغم در دست داشتن بشارت عيسى ( ع ) ، در برابر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) موضع گيرى كرده و رسالت آن حضرت را نپذيرفتند .

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 7

7 - كسانى كه از پذيرش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خوددارى ورزيده و آن حضرت را با داشتن معجزات و دلايل روشن ، به سحر و ساحرى متهم كردند ، افترازنندگان به خدا و از ستمكارترين مردم اند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت . .. و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 10

10 - تجاوزگرى ، گناه پيشگى و مانع خير شدن ، از خصوصيات كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و لاتطع المكذّبين . .. منّاع للخير معتد أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 1

1 - قوم ثمود ، پيام هاى الهى را دروغ پنداشته ، پيامبر خدا را تكذيب كردند .

كذّبت ثمود

به قرينه «فقال لهم رسول اللّه» (در آيات بعد)، مراد از تكذيب در جمله «كذّبت ثمود»، تكذيب فرستاده الهى و رسالت هاى او است.

618- مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله) در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 8

8 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حقانيت آن حضرت و دعوت او را در قيامت درمى يابند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

مراد از «الموتى» در آيه، به قرينه جملات قبل، كسانى هستند كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پاسخ مثبت نمى دهند، جمله «يبعثهم اللّه»، گذشته از اينكه خبر بعثت قيامت است، كنايه از اين مطلب است كه خداوند اين مرده دلان را برخواهد انگيخت تا حقانيت دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده هاى آن حضرت را دريابند.

619- مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 8

8 - مشركان ، منكر معاد بودند .

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 4

4- جد و جهد مشركان براى مورد انكار قرار دادن احياى مجدد انسان ها پس از مرگ

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

«جهد» مفعول مطلق نوعى براى فعل محذوف است كه براى تأكيد انجام فعل مى باشد. و نيز جمع آورده شدن «أيمان» (سوگندها) مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 1،10

1- مشركان مكه ، ناباورى و بى اعتقادى خود را به امكان حيات مجدد پس از تبديل شدن به استخوان خُرد و ريز ريز شده ، اعلام داشتند .

و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

«رفات» از ريشه «رَفْت» به معناى شكستن و خُرد و ريز ريز شدن است (مفردات راغب).

10- « جاء أُبّى بن خلف فأخذ عظماً بالياً من حائط ففتّه ، ثمّ قال : يا محمد « إذا كنّا عظاماً و رفاتاً أءنَّا لمبعوثون خلقاً جديداً . . . » ;

ابّى بن خلف استخوان پوسيده اى را از ديوارى برداشت [و خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)] آمد و با دستش آن را خرد كرد، سپس گفت: اى محمد! إذا كنّا عظاماً و رفاتاً أءنَّا لمبعوثون خلقاً جديداً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 1

1- انكار معاد و رستاخيز ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت

يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 4

4 - كفر ورزى و انكار معاد ، دو مشخصه عمده اشراف جامعه پس از نوح

و قال الملأ من قومه الذين كفروا و كذّبوا بلقاء الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 35 - 1،2

1 - حيات مجدد انسان ها و بيرون آوردن آنان از گورهايشان در روز رستاخيز ، مورد انكار و استهزاى اشراف كافر جامعه پس از نوح

أيعدكم . .. أنّكم مخرجون

استفهام در «أيعدكم» براى تهكم و استهزا است.

2 - تبديل دوباره خاك و استخوان به شكل انسان و دميده شدن حيات در آن ، امرى غير قابل قبول براى اشراف كفر پيشه

أيعدكم . .. أنّكم مخرجون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 36 - 1

1 - تبليغ شديد اشراف جامعه پس از نوح ، عليه وعده رستاخيز

هيهات هيهات لما توعدون

«هيهات» اسم فعل است به معناى «بعُد» (دور است) و براى استبعاد به كار مى رود. تكرار «هيهات» براى مبالغه در استبعاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 37 - 2

2 - انكار صريح معاد ، از سوى اشراف و سران جامعه پس از نوح

إن هى إلاّ حياتنا الدنيا نموت و نحيا و ما نحن بمبعوثين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 2

2 - تبديل دوباره استخوان هاى پوسيده مردگان به انسانى كامل ، امرى ناممكن در نظر كافران

قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 83 - 1

1 - معاد ، وعده اى بى اساس و افسانه اى كهن ، در نظر كافران و مشركان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . .. لقد وعدنا ... إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

«اسطورة» (مفرد «أساطير») به معناى افسانه است. بنابراين «أساطيرالأوّلين»; يعنى، افسانه هايى كه پيشينيان ساخته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 3

3 - كافران مكه ، منكر تحقق معاد بودند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده

آيه بعد، قرينه است بر اين كه اين آيه، در صدد اثبات تحقق معاد است. دعوت از كافران براى ژرف نگرى در قدرت خدا، نشان از انكار معاد از سوى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 9

9 - بسيارى از مردم ، منكر معاد و لقاءاللّه اند .

و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 9

9 - كافران ، نه تنها در معاد ترديد دارند بلكه منكر صريح آن اند .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كفرون

احتمال دارد كه «بل هم بلقاء ربّهم كافرون» ترقى از «أءذا ضللنا. ..» به جزم در نفى معاد باشد. لازم به ذكر است كه مراد از «لقاء ربّ» در صورتى كه معادل با معاد باشد، نكته ياد شده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 2

2 - كافران ، به خاطر استبعاد معاد ، منكر آن بودند .

و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد

از تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق. ..» استفاده مى شود كه آنان از طرح مسأله معاد شگفت داشتند و چنين امرى آنان را به انكار معاد واداشته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 3،5

3 - اظهار تعجب كافران از اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره تحقق قطعى معاد

ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه

همزه «أفترى» براى استفهام تعجيبى است و حكايت از اظهار شگفتى كافران از اظهار نظر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره معاد مى كند.

5 - كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر اظهار امكان بازآفرينى انسان ها در قيامت ، متهم به جنون مى كردند .

و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل . .. أم به جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 3

3 - مشركان به حشر و معاد ، كفر ورزيده و منكر آن بودند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 81 - 7

7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .

أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 1

1 - كافران ، منكر قيامت و زنده شدن انسان ها هستند .

يقول أءنّك لمن المصدّقين

برداشت ياد شده از آن جا است كه گوينده، فرد كافر بوده و استفهام او از باب انكار مى باشد. گفتنى است كه مقصود از تصديق - به قرينه آيه بعد كه مربوط به قيامت است - تصديق به قيامت و رستاخيز انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 2

2 - سران كفر و شرك ، در اوج غرور و ناباورى نسبت به معاد و حسابرسى الهى به سر مى بردند .

و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب

از استهزاى معاد به وسيله كافران و درخواست شتاب در نزول عذاب قيامت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 2

2 - مشركان عصر بعثت ، بى اعتقاد نسبت به معاد و جهان آخرت

يستعجل بها الذين لايؤمنون بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 34 - 1،2

1- موضع گيرى انكارآميز مشركان صدراسلام در برابر مسأله معاد

إنّ هؤلاء ليقولون

«إنّ هؤلاء. ..» جمله مستأنفه و «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه است. گفته انكارآميز آنان (مفعول «يقولون») در آيه بعد آمده است.

2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .

إنّ هؤلاء ليقولون

به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) - كه مفيد استمرار است - بيانگر مطلب فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 39 - 6

6- وجود عناصرى آگاه اما لجوج و حق ناپذير ، در ميان مشركان و منكران معاد

إنّ هؤلاء ليقولون . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

بنابراين كه ضمير «هم» به مشركان مكه بازگردد; از مفهوم «أكثرهم» استفاده مى شود كه اقليتى آگاه در ميان مشركان حضور داشتند كه به رغم درك حقانيت معاد، به انكار آن مى پرداختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 1

1 - مشركان ( دهريون ) ، حيات را منحصر در زندگى دنيا دانسته و منكر معاداند .

و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا

به قرينه آيه بعد، فاعل «قالوا» مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 2

2 - پندارگرايان دنيا زده غافل ، درصدد انكار معاد با تمسخر و استهزا *

الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون . يسئلون أيّان يوم الدّين

از ارتباط «يسئلون. ..» با آيات پيشين، استفاده مى شود كه اين سؤال نمونه اى از غفلت و دنيازدگى آنان است كه گاه اصل را انكار مى كنند و گاه با پرسش از زمان معاد، آن را بعيد و غير علمى مى نمايانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 51 - 2

2 - تكذيب و انكار معاد ، از سوى كافران صدراسلام

ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 14 - 2

2 - دوزخيان ، در دنيا در اين گمان به سر مى برند كه هرگز پس از مرگ ، حيات دوباره نخواهند يافت .

إنّه ظنّ أن لن يحور

«حَوْر»، تعبيرى ديگر از «حشر» است و به هلاكت يا نقص و انحطاطى نظر دارد كه در آخرت، نصيب منكران معاد خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 5

5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .

و اللّه أعلم بما يوعون

تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

620- مكذبان معاد اطراف جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

621- مكذبان معاد جسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 5

5- مشركان ، معاد جسمانى را امرى مستبعد و غير ممكن مى دانستند .

و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

از اينكه براى مشركان، بازسازى استخوانهاى خرد شده انسان امرى مستبعد و ناممكن مى نمود، به دست مى آيد كه آنان، معاد جسمانى را غير ممكن مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 2

2 - تبديل خاك ها و استخوان هاى مردگان به انسانى كامل ، امرى ناممكن در نظر كافران

يقول . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمدينون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 48 - 1

1 - احياى مجدد گذشتگان تاريخ ، موضوعى انكارآميزتر در پندار كافران

أو ءاباؤنا الأوّلون

آيه بالا تأكيدى بر آيه پيش است; يعنى، بر فرض بپذيريم كه ما پس از مرگ زنده مى شويم; زنده شدن نياكان ما - كه روزگارى دراز از مرگ آنان گذشته است - به هيچ وجه باور كردنى نيست.

622- مكذبان معاد در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 5 - 12

12- منكران قيامت ، به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أُولئك أصحب النار هم فيها خلدون

623- مكذبان معاد در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 1

1 - منكران معاد در عصر بعثت ، با پرسش از يكديگر ، در پى تصور زواياى آن بودند .

عمّ يتساءلون

«عمّ» در اصل «عن ما» بوده و «ما» براى استفهام است. «تساؤل» (مصدر «يتسائلون»); يعنى، سؤال از يكديگر. آيات بعد - كه درباره مظاهر قدرت خداوند و اوصاف قيامت است - و نيز وعده حتمى به آگاه شدن - در جمله «سيعلمون» - جملگى گوياى آن است كه مورد پرسش، مسائل مربوط به جهان آخرت است و نشان مى دهد كه پرسش كنندگان، معاد را باور نداشتند و با سؤالات خود - چنانچه به انگيزه كشف حقيقت باشد - درصدد آگاهى به كيفيت معاد بوده اند.

624- مكذبان معاد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 1،4

1 - آوردن ذلتبار منكران به پيشگاه پروردگار در قيامت، صحنه اى عجيب و دهشتزا

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم

4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 6،8،12

6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.

8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».

12 - منكران معاد در قيامت با بار سنگين گناهان خويش حضور مى يابند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم

«أوزار»، جمع «وزر»، به معنى سنگينى است و مقصود از «أوزار» در آيه سنگينى گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 12

12- منكران معاد ، با مشاهده حضور خود در صحنه قيامت ، به عمق نادرستى پندار خويش پى مى برند .

بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

تعبير «بل زعمتم. ..» در حقيقت، بازگو كننده حال كسى است كه على رغم باور خويش، خود را در صحنه قيامت مى بيند و از اين جهت شرمسار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 2

2- منكران معاد ، با شياطين در صحنه قيامت ، همراه و هم دوش خواهند بود .

لنحشرنّهم والشيطين ثمّ لنحضرنّهم

واو در «والشياطين« مى تواند عاطفه و يا به معناى «مع» باشد. در هر دو صورت برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 3

3 - منكران معاد ، در روز رستاخيز ملائكه را مشاهده خواهند كرد .

و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 19 - 4

4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .

فإذا هم ينظرون

«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 5

5 - منكران معاد ، پيش از برپايى قيامت و روبه رو شدن با مجازات الهى ، درباره آن آگاهى و سابقه ذهنى دارند .

و قالوا يويلنا هذا يوم الدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه جمله «هذا يوم الدين» ادامه سخنان منكران معاد باشد. در اين صورت سخن گفتن

از روز جزا با اسم اشاره «هذا»، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 1

1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 2،3

2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.

3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت

و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 4 - 3

3 - منكران معاد ، در قيامت به خطاى خود واقف شده و حقانيت معاد را درخواهند يافت .

كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 4

4 - منكران معاد ، در آخرت به حقانيت آن پى خواهند برد .

عمّ يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 1

1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .

أبصرها خشعة

«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 12 - 3

3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .

قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.

625- مكذبان معاد و انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 3

3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .

أهلكت مالاً لبدًا

انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.

626- مكذبان معاد و رويت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 2،5

2 - منكران معاد ، هنگام مرگ ملائكه را مشاهده خواهند كرد .

قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين

مراد از «يوم» در آيه شريفه، هم مى تواند هنگام مرگ باشد و هم مى تواند روز قيامت. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

5 - منكران معاد ، با مشاهده ملائكه در قيامت ، از آنان درخواست خواهند كرد كه متعرض ايشان نشده و اقدامى عليه آنان انجام ندهند .

يوم يرون الملئكة لابشرى . .. و يقولون حجرًا محجورًا

«حجراً محجوراً» سخنى است كه عرب به هنگام روبه رو شدن با دشمن و يا هجوم بلا و حوادث هولناك مى گويد و مقصود اصلى در اين كلام، امان خواستن و پناه بردن است.

627- مكذبان معاد و كيفر اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 5

5 - منكران معاد ، پيش از برپايى قيامت و روبه رو شدن با مجازات الهى ، درباره آن آگاهى و سابقه ذهنى دارند .

و قالوا يويلنا هذا يوم الدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه جمله «هذا يوم الدين» ادامه سخنان منكران معاد باشد. در اين صورت سخن گفتن از روز جزا با اسم اشاره «هذا»، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

628- مكذبان معاد و محمّد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 6

6 - خداوند تسلى بخش پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كارشكنيها و مخالفتهاى مشركان و منكران معاد

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بال

مخاطب مستقيم فعل «ترى»، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، و اين گونه خطا متضمن نوعى تسليت و دلجويى از آن حضرت در برابر انكارها و مخالفتهاى كافران است.

629- مكذبان معاد و نزول ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 1

1 - روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة . .. يوم يرون الملئكة لابش

630- مكذبان معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 1

1- كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعى نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 7،15

7- امت هاى مشرك و كافر پيشين ، پس از مشاهده معجزات درخواستيشان ، آنها را مورد انكار و تكذيب قرار دادند .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

15- قوم ثمود ، از مصداق هاى روشن و بارز تكذيب كنندگان معجزات الهى بودند .

كذّب بها الأوّلون و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 1

1 - فرعونيان ، تمامى آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

كذّبوا بايتنا كلّها

631- مكذبان معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 56 - 2،3

2 - فرعون ، معجزات ارائه شده از جانب موسى ( ع ) را تكذيب كرد و منكر دلالت آنها بر رسالت او شد .

و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب

3 - فرعون ، على رغم مشاهده تمامى معجزات و آيات موسى ( ع ) ، از پذيرفتن رسالت او امتناع كرد .

و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب و أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 57 - 4

4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .

لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى

632- مكذبان مقدرات خدا و امكانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 7

7 - باورنداران به تقدير الهى ، برخوردارى ها و امكانات را نشانه شايستگى هاى خود پنداشته و دچار خودپسندى و فخرفروشى مى شوند .

لكيلا . .. و لاتفرحوا بما ءاتيكم و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

633- مكذبان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 7،8،10

7 - فرعون و اطرافيان او ، على رغم مشاهده نشانه هاى حقانيت رسالت موسى و هارون ( ع ) ، آن را انكار كردند .

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا

8 - خودبرتربينى فرعون و اطرافيانش ، مانع از پذيرش رسالت موسى و هارون ( ع )

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا

10 - تبه كارى مستمر فرعون و اطرافيانش ، عامل سركشى آنان از پذيرش رسالت موسى و هارون ( ع )

ثم بعثنا . .. موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 97 - 3،4

3- فرعون و قوم او و بزرگان دربارش ، رسالت موسى ( ع ) را نپذيرفتند .

فاتبعوا أمر فرعون

پيروى از دستور فرعون (فاتبعوا أمر فرعون) پس از رسالت موسى(ع) (أرسلنا موسى) گوياى مخالفت قوم فرعون و بزرگان دربارش با رسالت موسى(ع) است.

4- درباريان و قوم فرعون به فرمان وى ، با رسالت موسى ( ع ) به مخالفت برخاستند .

فاتبعوا أمر فرعون

بيان مخالفت قوم فرعون با جمله «آنان از فرمان فرعون پيروى كردند» براى رساندن اين نكته است كه: مخالفت قوم فرعون با رسالت موسى(ع) برخاسته از فرمان فرعون بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 3

3 - تكذيب موسى ( ع ) از سوى فرعونيان

و كذّب موسى

از اين كه تكذيب حضرت موسى(ع) به قومش نسبت داده نشده، استفاده مى شود كه تنها فرعونيان با او به مخالفت برخاستند و بنى اسرائيل به او ايمان آوردند و دعوتش را پذيرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 48 - 1

1 - تكذيب نهايى موسى و هارون ( ع ) ، از سوى فرعون و اشراف وابسته به او

فكذّبوهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 4

4 - فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 18 - 3

3 - تلاش فرعون در جهت بى اساس جلوه دادن رسالت موسى ( ع ) ، از طريق به رخ كشيدن گذشته زندگى او

قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. سنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 25 - 2

2 - شدت انكار و شگفتى فرعون نسبت به سخنان موسى ( ع ) درباره پروردگار جهانيان

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون

لحن استهزاآميز فرعون بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 27 - 5

5 - تكبر فرعون و اباى وى از تصور رسالت موسى ( ع ) به سوى خود

قال إنّ رسولكم الذى أُرسل إليكم لمجنون

تعبير «رسولكم» به جاى «رسولنا» مى تواند از آن جهت باشد كه او در يك گفتار استهزاآميز نيز حاضر نبود رسالت موسى را متوجه خود بداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 3

3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 4

4 - انكار معجزات موسى از سوى فرعونيان ، به اتهام سحر و ساختگى بودن آنها

فلمّا جاءهم موسى بئايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ سحر مفترًى

634- مكذبان نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 105 - 4

4 - قوم نوح ، منكر حقيقتى به نام رسالت

كذّبت قوم نوح المرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمع آمدن واژه «المرسلين» از آن جهت باشد كه قوم نوح، اصولاً حقيقتى به عنوان رسالت را قبول نداشتند و اين به معناى انكار همه رسولان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 123 - 4

4 - قوم عاد ، منكر حقيقتى به نام رسالت

كذّبت عاد المرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه قوم عاد اصولاً حقيقتى به عنوان رسالت را قبول نداشتند. بديهى است كه اين امر، به منزله انكار همه پيامبران الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 141 - 4

4 - ثموديان ، منكر حقيقتى به نام رسالت

كذّبت ثمود المرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه نسبت دادن تكذيب همه فرستادگان الهى به ثمود، از آن جهت باشد كه آنان اصولاً حقيقتى به نام «رسالت» را قبول نداشتند و اين به منزله انكار همه رسولان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 160 - 4

4 - قوم لوط ، منكر حقيقتى به نام رسالت

كذّبت قوم لوط المرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمع آمدن واژه «المرسلين» از آن جهت باشد كه قوم لوط، اصولاً حقيقتى به نام رسالت را قبول نداشتند و اين به منزله انكار همه رسولان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 176 - 4

4 - اصحاب ايكه ، منكر حقيقتى به نام رسالت

كذّب أصحب ليكة المرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه نسبت دادن تكذيب همه رسولان به اصحاب ايكه، از آن جهت باشد كه آنان اصولاً حقيقتى به عنوان «رسالت» را قبول نداشتند و اين امر به منزله انكار همه رسولان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 6،7

6 - فرعونيان ، مدعى بى سابقه بودن مسأله نبوت در تاريخ گذشته آنان

و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

7 - ديرينه نداشتن موضوع نبوت در تاريخ گذشته مصر ، دستاويز فرعونيان براى انكار رسالت موسى ( ع )

و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 1

1 - قوم نوح ، نمونه اى عبرت انگيز از اقوام تكذيب كننده وحى و رسالت در طول تاريخ

من الأنباء ما فيه مزدجر . .. كذّبت قبلهم قوم نوح

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «من أنباء ما فيه مزدجر»، استفاده مى شود كه بيان كفر قوم نوح، از جمله اخبار هشداردهنده قرآن است.

635- مكذبان نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 1،6،23

1 - كسانى كه نزول وحى بر بشر و رسالت يافتن او را انكار مى كنند، خداوند را، آن گونه كه هست، نشناخته اند.

و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر

6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى

23 - نزول تورات دليلى بر امكان نزول وحى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گواهى بر بطلان پندار منكران نزول وحى بر بشر است.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر . .. قل من أنزل الكتب ... قل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 2

2- سران كفرپيشه قوم نوح ، بشر را شايسته رسالت نمى پنداشتند .

فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 1

1- مشركان مكه ، برگزيده شدن نوع بشر براى پيامبرى را منكر بودند و آن را امرى امكان ناپذير و ناشدنى تلقى مى كردند .

و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

«ال» در «الناس» عهد است و با توجه به آيات سابق مراد از آن، مشركان مكه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 10

10- ناسازگارى بشر بودن با دستيابى به مقام نبوت ، از ديدگاه مشركان

هل هذا إلاّبشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 2

2- منافات داشتن پيامبرى با بشر بودن ، پندار باطل مشركان

هل هذا إلاّبشر مثلكم . .. ما أرسلنا قبلك إلاّرجالاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 7

7 - اعتقاد اشراف قوم نوح ، به عدم صلاحيت بشر براى رسالت الهى

فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 1

1 - فرعون و اشراف دربار او ، منكر صلاحيت بشر براى دستيابى به مقام رسالت الهى

فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا

همزه در «أنؤمن» براى استفهام انكارى است. «قوم» به معناى طايفه و «عبادة» (مصدر «عابدون») در اين آيه، به معناى

خدمت گذارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 4

4 - در پندار مشركان ، بشر بودن و همچون مردم عادى زيستن ، ناسازگار با رسيدن به مقام نبوت و دريافت وحى از جانب خداوند

مالِ هذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

برداشت فوق، از اسم استفهام «ما» - كه در اين جا براى اظهار تعجب است - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 2

2 - بشر بودن ، مانع رسالت و پيامبرى در ديد مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 2،3

2 - مردم انطاكيه ، مسؤوليت پيامبرى را در شأن انسان نمى دانستند و او را شايسته تلقى وحى از جانب خداوند نمى انگاشتند .

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام بيان علل و انگيزه هاى تكذيب رسولان الهى از جانب مردم است; همان طور كه به اين نكته در ذيل آيه تصريح شده است: «ما أنزل الرحمان من شىء إن أنتم إلاّ تكذبون».

3 - انسان بودن ، دليل رد رسالت رسولان و نادرستى ادعا هاى آنان ، در ديدگاه مردم انطاكيه

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

636- مكذبان نبوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 9

9- مشركان مكه ، نسبت به آسمانى بودن قرآن و رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بى اعتقاد بودند .

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

از اينكه آنان، نامه و كتابى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند كه خود از آسمان آورده باشد، حكايت از آن دارد كه: قرآن را -كه به صورت وحى بر آن حضرت نازل مى شده است - قبول نداشتند.

637- مكذبان نبوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 56 - 2،3

2 - فرعون ، معجزات ارائه شده از جانب موسى ( ع ) را تكذيب كرد و منكر دلالت آنها بر رسالت او شد .

و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب

3 - فرعون ، على رغم مشاهده تمامى معجزات و آيات موسى ( ع ) ، از پذيرفتن رسالت او امتناع كرد .

و لقد أرينه ءايتنا كلّها فكذّب و أبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 2

2 - شرك و سِحر خواندن معجزات موسى و ادعاى آوردن همانند براى آن و تكذيب رسالت الهى آن حضرت ، از جمله افترا هاى فرعونيان به خداوند بود .

لاتفتروا على اللّه كذبًا

با توجه به آيات پيشين كه مشتمل بر بيان توحيد از زبان موسى(ع) و نيز ارائه معجزات، و عكس العمل فرعون در سحر خواندن آنها بود، مى توان به مواردى از افتراهاى فرعونيان اشاره كرد.

638- مكذبان نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 2

2- هدف رهيدگان از ناگوارى ها از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجاتشان است .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ . .. ليكفروا بما ءاتينهم

لام «ليكفروا» احتمال دارد به معناى «كى» باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آنان شرك ورزيدند تا اثبات كنند كه نجاتشان از جانب خداوند نبوده است. در اين برداشت مراد از «ما ءاتيناهم» رفع ناگوارى و معناى «يكفروا» همان پوشاندن و انكار كردن است.

639- مكذبان نزول ملائكه بر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 4

4 - مشركان صدراسلام ، منكر نزول ملائكه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة

از اين كه مشركان، اعتراض مى كردند كه چرا فرشتگان وحى به طور مستقيم بر خود آنان فرود نمى آيد؟ مى توان به دست آورد

كه آنان، در صدد اين بودند كه اصل نزول فرشيه وحى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) را زير سؤال ببرند و آن را انكار كنند. گفتنى است: آيه 7 سوره «حجر» مؤيد همين برداشت است (لو ما تأتينا بالملائكة إن كنت من الصادقين).

640- مكذبان نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 1،3

1- مشركان ، على رغم شناخت نعمت هاى الهى ، آن را عملاً انكار مى كنند و راه ناسپاسى مى پيمايند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها

در اين آيه انكار در مقابل عرفان و شناخت قرار گرفته است و اين مى رساند كه مراد از انكار نعمت، انكار عملى است نه ذهنى و اعتقادى.

3- بيشتر مشركان صدراسلام ، علاوه بر انكار عملى نعمت هاى الهى ، به زبان نيز كفر مىورزيدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكفرون

انكار و ناسپاسى نعمتهاى الهى يا با زبان است و يا با عمل. جمله «ثمّ ينكرونها» مى تواند گوياى كفران عملى و جمله «و أكثرهم الكافرون» بيانگر ناسپاسى با زبان باشد.

641- مكذبان نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 13 - 3

3 - تكذيب گران دين و اعراض كنندگان از آن ، بازدارنده مردم از نماز و هدايت و امر به تقوا

أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى . أر

642- مكذبان نوآورى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 6

6 - كافران ، در عصر بعثت منكر هر گونه نوآورى در قرآن بودند .

و قالوا أسطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

اين كه كافران، قرآن را افسانه هاى پيشينيان مى شمردند، حاكى از آن است كه آنان نه تنها منكر اصالت قرآن بودند; بلكه آن را فاقد هر گونه نوآورى نيز مى دانستند.

643- مكذبان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 1

1 - قوم نوح ، نبوت او را با وجود شواهد و براهين صدق ، نپذيرفته و آن حضرت را به دروغ گويى متهم كردند .

يقوم إن كان كبر عليكم مقامى . .. فإن توليتم فما سألتكم من أجر ... فكذبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 1

1- اشراف و سران قوم نوح ، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند .

فقال الملأ الذين كفروا من قومه

متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل توحيد ، نبوت نوح و برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 36 - 1

1- گروهى از قوم نوح ، به او ايمان آوردند و گروهى همچنان بر كفر و انكار رسالتش اصرار مىورزيدند .

أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 12

12- برخى از افراد خانواده نوح ( همسر و فرزندش ) در زمره كافران و تكذيب كنندگان رسالت او بودند . *

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

«ال» در «القول» عهد ذكرى و يا ذهنى است و اشاره به جمله «لاتخاطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون/37» دارد. بنابراين «إلاّ من ...»; يعنى، مگر آن كس كه از پيش به خاطر كفر و ظلمش، حكم غرق شدن را براى او مقدر ساخته ايم. مفسران برآنند كه مراد از «من سبق» همسرنوح به نام «واعله» و فرزندش به نام «يام» و يا «كنعان» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 5

5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب كننده پيامبر خود

فقد كذّبت قبلهم قوم نوح

ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوام تكذيب كننده، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 15

15 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : دعا نوح ( ع ) قومه علانية . . . فأمّا ولد قابيل فإنّهم كذّبوه و قالوا : ( ما سمعنا بهذا فى آبائنا الأوّلين ) . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح(ع) دعوت خود را در ميان قوم خويش آشكارا بيان كرد; اما فرزندان قابيل، نوح(ع) را تكذيب كردند و گفتند «ما سمعنا بهذا فى آبائنا الأوّلين». ..»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19

19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند - عزّوجلّ - به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 2

2 - قوم نوح ، رسالت و پيامبرى نوح ( ع ) و ديگر پيامبران الهى پيش از او را تكذيب كردند .

كذّبوا الرسل

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمع آمدن «رسل» به لحاظ مجموعه پيامبران الهى پيش از نوح(ع) باشد; كه در اين صورت الف و لام «الرسل» براى عهد خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 105 - 1

1 - تكذيب رسالت نوح ( ع ) از سوى قومش

كذّبت قوم نوح المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 1،5

1 - قوم نوح ، دين الهى و پيامبر خويش را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح

5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب گر پيامبر خود

كذّبت قبلهم قوم نوح

ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوامِ تكذيب گر، بيانگر مطلب ياد شده است.

644- مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 1،4،6

1 - كسانى كه نزول وحى بر بشر و رسالت يافتن او را انكار مى كنند، خداوند را، آن گونه كه هست، نشناخته اند.

و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر

4 - يهود به سبب انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) منكر نزول هرگونه وحى بر افراد بشر شدند.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء

6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 9

9 - ادعاى عدم نزول وحى، به دروغ مدعى نبوت شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، از روشهاى مخالفان براى مبارزه با اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود.

ما أنزل الله على بشر . .. افترى على الله كذبا أو قال أوحى إلىّ ... سأنزل مثل ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 1

1 - پافشارى اهل جرم و گناه بر انكار حقايق وحى ، تا مرز مشاهده عذاب دردناك الهى ( عذاب استيصال )

كذلك سلكنه . .. لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

«ال» در «العذاب» براى عهد است. بنابراين «العذاب الأليم» اشاره به عذابى دارد كه مشركان مكه به آن تهديد شدند (عذاب استيصال). آيه «أفبعذابنا يستعجلون» بيانگر آن است كه آنان تهديد به عذاب را جدى نگرفتند و بدان جهت از روى استهزا، خواستار تعجيل نزول آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 5،6

5 - مردم انطاكيه ، نزول چيزى را از ناحيه خداوند رحمان براى عالم دنيا و پديده هاى آن ( انسان و . . . ) ، ممكن نمى دانستند .

و ما أنزل الرحمن من شىء

6 - مردم انطاكيه ، نزول وحى و آمدن پيامى از جانب خداى رحمان بر پيامبران فرستاده شده به سوى خويش را ، انكار مى كردند .

و ما أنزل الرحمن من شىء

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه چون آيه شريفه در مقام بيان علتِ انكار وحى از سوى كافران است، مقصود از

«شىء» همان وحى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 2

2 - انكار لجاجت آميز وحى و قرآن ، از سوى مشركان مكه

و رسول مبين . و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر و إنّا به كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 1

1 - قوم نوح ، نمونه اى عبرت انگيز از اقوام تكذيب كننده وحى و رسالت در طول تاريخ

من الأنباء ما فيه مزدجر . .. كذّبت قبلهم قوم نوح

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «من أنباء ما فيه مزدجر»، استفاده مى شود كه بيان كفر قوم نوح، از جمله اخبار هشداردهنده قرآن است.

645- مكذبان وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 6

6 - مخالفان رسالت درباره آسمانى بودن قرآن و نزولش از جانب خدا ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 9

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن - از جمله آيه دوم همين سوره - از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 2

2 - دسته جمعى و به يكباره نازل نشدن آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل وحى نبودن آن در ديدگاه كافران صدراسلام

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 3

3 - كفرپيشگان حق ستيز ، منكر آسمانى بودن قرآن به بهانه عدم نزول دفعى آن

قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى

مقصود از «ما أُوتى موسى» تورات است كه يكباره نازل شده بود; يعنى، چرا قرآن مانند تورات، يكباره نازل نشده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 1

1 - مشركان ، منكر نزول قرآن كريم از جانب خداوند بودند .

تنزيل الكتب . .. من ربّ العلمين . أم يقولون افتريه

«أم»، منقطعه و به معناى «بل» است و معناى دو فراز دو آيه چنين مى شود: «قرآن، از جانب خداوند است و آنان، مدعى اند كه ساختگى است».

646- مكذبان وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 2

2 - كفرپيشگان عصر بعثت ، وعده عذاب را دروغ پنداشته و آن را به ريشخند مى گرفتند .

و يستعجلونك بالعذاب

از اين كه تكذيب گران، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند وعده خود را عملى سازد و هر چه زودتر عذاب را بر آنان نازل كند، معلوم مى شود كه آنان تهديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را تهديدى تو خالى مى انگاشتند و با درخواست تسريع عذاب، آن را به ريشخند مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 2

2 - كفرپيشگان ، بر تكذيب وعده ها و تهديد هاى الهى ، اصرار ورزيده و از فرجام پيشينيان عبرت نمى گيرند .

بل الذين كفروا فى تكذيب

حرف «فى»، ظرفيه و بيانگر غوطهور بودن كافران در تكذيب است. متعلق تكذيب به قرينه «بل هو قرآن مجيد» - در آيات بعد - قرآن است كه وعده ها و تهديدهايى كه در آيات قبل آمده بود، بخشى از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 1

1 - قوم ثمود ، پيام هاى الهى را دروغ پنداشته ، پيامبر خدا را تكذيب كردند .

كذّبت ثمود

به قرينه «فقال لهم رسول اللّه» (در آيات بعد)، مراد از تكذيب در جمله «كذّبت ثمود»، تكذيب فرستاده الهى و رسالت هاى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 9 - 1

1 - گروهى از مردم ، پاداش هاى موعود خداوند را دروغ پنداشته و وعده هاى الهى را تكذيب مى كنند .

و كذّب بالحسنى

647- مكذبان هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 7،8،10

7 - فرعون و اطرافيان او ، على رغم مشاهده نشانه هاى حقانيت رسالت موسى و هارون ( ع ) ، آن را انكار كردند .

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا

8 - خودبرتربينى فرعون و اطرافيانش ، مانع از پذيرش رسالت موسى و هارون ( ع )

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا

10 - تبه كارى مستمر فرعون و اطرافيانش ، عامل سركشى آنان از پذيرش رسالت موسى و هارون ( ع )

ثم بعثنا . .. موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه بأيتنا فاستكبروا و كانوا قوماً مجرمي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 48 - 1

1 - تكذيب نهايى موسى و هارون ( ع ) ، از سوى فرعون و اشراف وابسته به او

فكذّبوهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 4

4 - فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

648- مكذبان هدايتهاى خدا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 2

2 - تكذيب كنندگان هدايت ها و انذار هاى الهى و اعراض كنندگان از آن ، در آتش جهنم مخلداند .

فأنذرتكم نارًا تلظّى . لايصليها إلاّ ... الذى كذّب و تولّى

649- مكذبان هدفدارى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 8

8 - آفرينش جهان در نظر كافران ، باطل و بى هدف است .

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً ذلك ظنّ الذين كفروا

650- مكذبان هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 1

1- قوم عاد ، رسالت هود ( ع ) را نپذيرفتند و به شرك و كفر اصرار ورزيدند .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم ... و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 123 - 1

1 - تكذيب رسالت هود ( ع ) ، از سوى قوم عاد

كذّبت عاد المرسلين

گفتنى است كه «عاد» اسم جد اعلاى قوم هود است. بنابراين تمسيه آن قوم به عاد، از باب تسميه يك قبيله به نام نياى آن است.

651- مكذبان يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 6

6 - قوم يونس ، پيامبر خويش را در آغاز تكذيب كرده و از ايمان آوردن به دعوت هاى او سرباز زدند .

إلا قوم يونس لما ءامنوا كشفنا عنهم عذاب

652- مكر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 16

16 - منكران آيات الهى ، جز دغلكاران ناسپاس نيستند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

653- مكر مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 1

1 - خداوند در وادى طوى ، خطر منكران قيامت را در بازداشتن موسى ( ع ) از توجه به قيامت ، به او گوشزد كرد و او را از فريب كارى آنان برحذر داشت .

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

ضميرهاى «عنها» و «بها» به «الساعة» (در آيه قبل) برمى گردد.

654- ممنوعيت دوستى با مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 5

5 - ممنوعيت پيوند دوستانه اهل ايمان ، با كافران و منكران دين و پيامبر

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

655- ممنوعيت دوستى با مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 5

5 - ممنوعيت پيوند دوستانه اهل ايمان ، با كافران و منكران دين و پيامبر

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

656- منشأ انحطاط مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 5

5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .

سنستدرجهم

«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).

657- منشأ انحطاط مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 5

5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .

سنستدرجهم

«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).

658- منشأ پيروزى بر مكذبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 16

16- دليل و حجت نيرومند و توان پيروزمند در صحنه رويارويى با منكران حق و حقيقت ، در گرو امداد الهى است .

و اجعل لى من لدنك سلطنًا نصيرًا

659- منشأ عذاب مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 4

4- گرفتار شدن به عذاب ، در پى انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، دستاورد خود منكران است .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئ

660- منشأ گمراهى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

661- منشأ مهلت به مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 7

7 - موضع گيرى تكذيب گران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهلت دهى خداوند به آنان و تأخير در مجازات آنان ، قضاى الهى و مقتضاى ربوبيت او است .

و اصبر لحكم ربّك

«حكم» به معناى قضا است. مفسران با توجه به ارتباط آيه با آيات پيشين، بر آنند كه مراد از «لحكم ربّك» قضاى الهى درباره تكذيب كنندگان و افعال آنان است.

662- موضعگيرى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 7

7 - موضع گيرى تكذيب گران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهلت دهى خداوند به آنان و تأخير در مجازات آنان ، قضاى الهى و مقتضاى ربوبيت او است .

و اصبر لحكم ربّك

«حكم» به معناى قضا است. مفسران با توجه به ارتباط آيه با آيات پيشين، بر آنند كه مراد از «لحكم ربّك» قضاى الهى درباره تكذيب كنندگان و افعال آنان است.

663- موعظه به مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 16

16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا داستان بلعم باعورا را براى تكذيب كنندگان آيات الهى گزارش كند .

فاقصص القصص

«قصّ» (مصدر «اُقصص») به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قصص» به معناى خبر و داستان است و «ال» در آن عهد ذكرى و اشاره به داستان بلعم باعورا است.

664- مؤاخذه اخروى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13،15

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

15 - ربوبيت الهى ، مقتضى مؤاخذه كافرانِ به قرآن

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند رب

665- مهلت به مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 6

6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالت ، مبنى بر دادن مهلتى اندك به تكذيب گران و بدگويان دين ستيز

و اصبر على ما يقولون . .. و ذرنى و المكذّبين ... و مهّلهم قليلاً

666- مهلت به مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1،4،5

1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

4 - تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با ايشان است .

سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين

مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.

5 - امهال خداوند به كفرپيشگان تكذيب كننده ، زمينه ساز افزايش عذاب آنان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

چون امهال به عنوان «كيد» مطرح شده است، معلوم مى شود مهلت دادن در اينجا براى افزون شدن عذاب است.

667- مهلت به مكذبان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 9

9- خداوند بر اساس تقدير خويش ، به منكران حقانيت تورات مهلت داده است و درباره آنان در دنيا داورى نخواهد كرد .

فاختلف فيه و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

668- مهلت به مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 5

5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .

إنّ كيدى متين

جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.

669- مهلت به مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 11

11 - طغيان و سركشى ، نشانه بى ايمانى به روز رستاخيز

فنذر الذين لايرجون لقاءنا فى طغينهم يعمهون

670- مهلت به مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 4

4 - مهلت الهى به تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و هلاك نساختن آنان جلوه رحمت گسترده پروردگار است.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 48 - 5

5 - هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اين كه از فرصت داد شده استفاده كنند و خود را چونان جوامع پيشين ، گرفتار خشم و قهر الهى نسازند .

و إن يكذّبوك . .. و كأيّن من قرية أمليت لها ... أخذتها

671- مهلت به مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 5

5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .

إنّ كيدى متين

جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.

672- ميعاد اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 1

1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.

673- ناپايدارى تهمتهاى مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 11

11 - اتهام هاى منكران بر حقايق وحى ، ناپايدار و نابود شدنى است .

أم يقولون افترى . .. و يمح اللّه البطل

674- نامه عمل مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 4

4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .

بمايوعون

به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.

675- نامه عمل مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 5

5 - تكذيب قيامت ، در نامه عمل تكذيب كنندگان ثبت شده و براساس آن كيفر خواهند ديد .

كتب مرقوم . ويل يومئذ للمكذّبين . الذين يكذّبون بيوم الدين

676- نامه عمل مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 4

4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .

بمايوعون

به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.

677- نزديكى كيفر مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 5

5 - زمان كيفر ديدن مخالفان نماز ، تكذيب گران دين و دروغ گويان خطاكار ، نزديك است .

سندع الزبانية

حرف «سين»، براى آينده نزديك به كار مى رود.

678- نسب مكذبان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 111 - 10

10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال دعا نوح ( ع ) قومه علانية فلمّا سمع عقب هبة اللّه من نوح تصديق ما فى أيديهم من العلم صدّقوه ، فأمّا ولد قابيل فإنّهم كذّبوه . . . « قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون » يعنون عقب هبة اللّه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: نوح(ع) قوم خود را آشكارا دعوت كرد و هنگامى كه فرزندان هبة اللّه (پسرآدم(ع)) تصديق علومى را كه در دست آنها بود از نوح شنيدند، وى را تصديق نمودند; اما فرزندان قابيل، نوح را تكذيب كردند و گفتند: «أنومن لك و اتبعك الأرذلون» مقصود آنان فرزندان هبة اللّه بود».

679- نفاق مكذبان كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 6 - 2

2 - برخى از تكذيب كنندگان كيفر هاى الهى ، منافقانه خود را در نظر مسلمانان ، افرادى ديندار جلوه مى دهند .

أرءيت الذى . .. الذين هم يراءون

680- نفرت مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 3

3 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن به شدت نفرت داشتند .

عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

681- نفرين بر مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 34 - 1

1 - تكذيب كنندگان دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى

و لكن كذّب و تولّى . .. أولى لك فأولى

عبارت «أولى لك فأولى» - مانند «ويل لك» - براى تهديد و نفرين عليه ديگرى به كار مى رود و نوعاً كسانى مورد خطاب اين جمله قرار مى گيرند كه در معرض هلاكت اند و بدين وسيله ترغيب مى شوند كه خود را از اين مهلكه نجات دهند (برگرفته از

مفردات راغب و تفاسير).

682- نفرين مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 35 - 1

1 - تكذيب گران دين ، مورد نفرين و تهديد خداوند به عذاب و نابودى

و لكن كذّب و تولّى . .. ثمّ أولى لك فأولى

گفتنى است كه اين آيه، تأكيد براى آيه پيشين است.

683- نقش مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 4

4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .

بمايوعون

به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.

684- نقش مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 13

13- انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، چيزى بود كه خود منكران آن را برگزيدند و خداوند آنان را بر آن وادار نكرد .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

اين برداشت، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از ظلم به نفس، انحراف از مسير حق باشد كه خداوند آن را به منحرفان اسناد مى دهد و نقش خود را نفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 4

4- گرفتار شدن به عذاب ، در پى انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، دستاورد خود منكران است .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئ

685- نقش مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 4

4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .

بمايوعون

به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.

686- نگرانى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 2

2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد

أبصرها خشعة

فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.

687- نماز مكذبان كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 4 - 3

3 - نمازخواندن تكذيب كنندگان كيفر هاى الهى ، بى ثمر بوده و مايه استحقاق عذاب جهنم است .

أرءيت الذى يكذّب بالدّين . .. فويل للمصلّين

688- نيات مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 4

4- آگاهى خداوند از نيّت ها و حالات درونى منكران معاد ، برخاسته از علم غيب اوست .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون

689- ورود مكذبان قيامت به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 30 - 1

1 - فرمان حركت به تكذيب كنندگان روز جزا ، به سوى ستون هاى دود برخاسته از آتش دوزخ

انطلقوا إلى ظلّ

بنا به گفته مفسران، مقصود از «ظلّ»(سايه)، دود غليظ برخاسته از آتش دوزخ است كه به صورت سايه نمايان مى شود; مانند: «و ظلّ من يحموم; و سايه اى از دودى سخت سياه». (واقعه، آيه 43)

690- ويژگيهاى عذاب دنيوى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 1

1 - عذاب دنيايى تكذيب كنندگان پيامبران الهى در تاريخ ، عذابى ذلت بار و خواركننده بود .

فأذاقهم اللّه الخزى فى الحيوة الدنيا

691- ويژگيهاى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 5

5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت

إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل

ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.

692- ويژگيهاى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 13 - 3

3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحب لئيكة أُولئك الأحزاب

برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام

حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.

693- ويژگيهاى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 2

2 - منكران قرآن ، به خدا و قيامت ايمان نخواهند آورد .

إن الذين كفروا . .. لايؤمنون

متعلَّق «لايؤمنون» به دليل آيه هشت و نيز آيات قبل، خدا و قيامت است; يعنى: لايؤمنون باللّه و لاباليوم الآخر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 2

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

694- ويژگيهاى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 4

4 - تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه و صاحبان زر و زور بودند .

و المكذّبين أُولى النعمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 3

3 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن به شدت نفرت داشتند .

عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

695- ويژگيهاى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 2

2 - بصير بودن خداوند به ويژگى هاى منكران معاد ، دليل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است .

ظنّ أن لن يحور . بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

696- هدايت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 1

1 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، براى هدايت تكذيب كنندگان آيات و معجزات الهى ، به جانب آنان فرستاده شدند .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا

مقصود از «القوم الذين كذّبوا» فرعون و قوم او (قبطيان) است و مراد از «آياتنا» نشانه ها و معجزات الهى مى باشد نه آيات الهى در تورات; زيرا تورات پس از به هلاكت رسيدن فرعون و قوم او، براى بنى اسرائيل نازل گرديد.

697- هدايت ناپذيرى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 3

3 - اگر امور غيبى براى بهانه جويان و منكران آيات الهى محسوس شود، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة و كلمهم الموتى و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا

ملائكه، سخن گفتن مردگان، شهادت موجودات جملگى از امور غيبى هستند كه حتى در فرض محسوس شدن آنها، گروهى ايمان نخواهند آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 6

6 - هدايت ناپذيران از وحى و آيات الهى ، تأثيرناپذير از هر پيام و ابزار هدايتى ديگر

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون

جمله «فبأىّ حديث. ..» - كه مفيد استفهام تعجبى است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اگر انسان در پرتو آيات الهى هدايت نشود; ديگر به هدايتى دست نخواهد يافت; چه اين كه هدايت ديگرى نيست تا از آن بهره مند گردد.

698- هدايت ناپذيرى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 50 - 1

1 - آنان كه به قرآن ايمان نمى آورند ، به هيچ گفتار هدايت بخش ديگرى ، ايمان نخواهند آورد .

فبأىّ حديث بعده يؤمنون

استفهام «فبأىّ» انكارى و تعجيبى است. بر اين اساس مفاد آيه چنين است: «وقتى آنان قرآن را - كه با دلايل روشن همراه است - تصديق نمى كنند، پس مسلم به هيچ سخن حقى ايمان نخواهند آورد».

699- هدايت ناپذيرى مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 6

6 - هدايت ناپذيران از وحى و آيات الهى ، تأثيرناپذير از هر پيام و ابزار هدايتى ديگر

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون

جمله «فبأىّ حديث. ..» - كه مفيد استفهام تعجبى است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اگر انسان در پرتو آيات الهى هدايت نشود; ديگر به هدايتى دست نخواهد يافت; چه اين كه هدايت ديگرى نيست تا از آن بهره مند گردد.

700- هشدار به مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) منكران ربوبيت خدا و انكار كنندگان سراى آخرت را به عذاب هاى دنيوى هشدار مى داد .

و يستعجلونك بالسيئة

701- هشدار به مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 11

11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 9

9 - آگاهى خداوند به كردار آدميان ، هشدارى است نسبت به موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى .

ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. و ترى الجبال... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء إنّه

تذكر به «إنّه خبير. ..» پس از يادآورى آيات توحيدى، هشدارى است به آدميان كه مبادا از كنار اين آيات بى تفاوت بگذرند و آنها را ناديده بگيرند!

702- هشدار به مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 6

6- هلاكت تكذيب كنندگان انبيا در گذشته تاريخ ، هشدارى به تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى

كذّبت قبلهم . .. كلّ كذّب الرسل فحقّ وعيد

703- هشدار به مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 1

1- هشدار خداوند به منكران قرآن ، نسبت به عواقب كفرورزى آنان

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به

تعبير «أرأيتم . ..»، دربردارنده معناى هشدار و تذكر است.

704- هشدار به مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 13

13 - هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جمله «لكن الظالمين . .. » پس از نفى تكذيب شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تكذيب كافران را متوجه آيات خداوند دانسته است. از جمله نكاتى كه مى توان از اين سياق برداشت نمود تهديد مكذّبان و هشدار به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 48 - 5

5 - هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اين كه از فرصت داد شده استفاده كنند و خود را چونان جوامع پيشين ، گرفتار خشم و قهر الهى نسازند .

و إن يكذّبوك . .. و كأيّن من قرية أمليت لها ... أخذتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 6

6- هلاكت تكذيب كنندگان انبيا در گذشته تاريخ ، هشدارى به تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى

كذّبت قبلهم . .. كلّ كذّب الرسل فحقّ وعيد

705- هشدار به مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 1

1 - عبرت گرفتن از سرنوشت مجرمان گذشته تاريخ ، هشدار خداوند به منكران معاد

و قال الذين كفروا. .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين . قل سيروا فى الأرض فانظروا ك

706- هلاكت اخروى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 15 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 19 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 24 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 28 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 34 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 37 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 40 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 45 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 47 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 49 - 1

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب اخروى

ويل يومئذ للمكذّبين

«ويل»، در اصل به معناى عذاب و هلاكت است (لسان العرب) و در مقام تهديد و وعيد به كار مى رود.

707- هلاكت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 8

8 - خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .

قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 9

9 - ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى

كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 8

8- نابودى تكذيب كنندگان پيامبران و آيات الهى ، كيفرى كه هر لحظه و در هر شرايط انتظار وقوع آن وجود دارد .

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب . .. فتربّصوا فستعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 8

8 - تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنهم ... و أعتدنا للظلمين

708- هلاكت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 97 - 4

4 - هلاكت امت هاى بى تقوا و تكذيب كننده پيامبران ، عبرتى براى امت هاى بعدى است .

و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 8

8- نابودى تكذيب كنندگان پيامبران و آيات الهى ، كيفرى كه هر لحظه و در هر شرايط انتظار وقوع آن وجود دارد .

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب . .. فتربّصوا فستعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 5

5 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفر پيشه تاريخ را پس از اين كه از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و انكار خود پاى فشردند ، با عذاب استيصال نابود كرد .

فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

«نكير» به معناى انكار (تغيير) است. و مقصود از آن به قرينه آيه بعد، تغيير نعمت به محنت، حيات به مرگ و نابودى و آبادانى به ويرانى است. گفتنى است كه استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجيبى و بيانگر شدت كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 5،8

5 - گرفتارى تكذيب كنندگان پيامبران الهى و آيات او به قهر و هلاكت خداوند ، از نشانه هاى قدرت خدا و درس عبرتى براى همه مردمان

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا . و قوم نوح ... أغرقنهم و جعلنهم للناس

8 - تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنهم ... و أعتدنا للظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 6

6 - سرنوشت شوم و هلاكت بار تكذيب كنندگان پيامبران در گذشته ، عبرت آموز براى ديگران

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 6

6- هلاكت تكذيب كنندگان انبيا در گذشته تاريخ ، هشدارى به تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى

كذّبت قبلهم . .. كلّ كذّب الرسل فحقّ وعيد

709- هلاكت مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 16 - 1

1 - هلاكت و نابودى گروه هاى بسيارى از تكذيب كنندگان دين در گذشته

ألم نهلك الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 17 - 1،2

1 - تهديد شدن تكذيب گران دين ، از سوى خداوند به هلاكت و نابودى

ثمّ نتبعهم الأخرين

2 - تكذيب گران دين ، در معرض هلاكت و نابودى

ثمّ نتبعهم الأخرين

از اين كه خداوند، پيشينيان را نابود كرده و پسينيان را به هلاكت تهديد نموده است، استفاده مى شود كه تكذيب گران، هميشه در معرض چنين برخوردى از سوى خداوند مى باشند.

710- هلاكت مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 1

1 - عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.

711- هلاكت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 38 - 4

4 - آفريدگار جهان ، قادر بر نابود ساختن كافران و منكران معاد *

و كم أهلكنا . .. و لقد خلقنا السموت و الأرض

بنابراين كه تذكر به خالقيت خداوند، در ادامه آيات تهديدى (كم أهلكنا قبلهم من قرن) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

712- هلاكت مكذبان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 1

1 - خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و

713- هلاكت مكذبان هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 1

1 - هلاكت قوم عاد ، به اراده الهى و در پى تكذيب رسالت هود ( ع ) از سوى آنان بود .

فكذّبوه فأهلكنهم

714- هماهنگى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 9

9- مشركان و كافران طول تاريخ ، داراى جبهه اى واحد و انگيزه و عملكردى همگون در برخورد با آيات الهى و معجزه هاى انبيا

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

تعبير «الأوّلون» نشان مى دهد كه مشركان دوره هاى بعد، دنباله رو اسلاف خويشند و سرايت دادن حكم پيشينيان به نسلهاى بعدى، بيانگر انگيزه و عملكرد واحد آنان است.

715- هماهنگى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 6

6- تكذيب كنندگان پيامبران ، داراى انگيزه ها و شيوه هاى مشترك در مخالفت با پيامبران

فليأتنا باية . .. ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها أفهم يؤمنون

خداوند در آيه قبلى، يادآور شد كه مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستار معجزه اى (همانند معجزات پيامبران پيشين) براى اثبات رسالت خود شدند. در اين آيه نيز فرمود: امت هاى پيشين در عين ديدن معجزاتِ پيامبران، ايمان نياوردند، قهراً شما هم ايمان نخواهيد آورد. اين يادآورى حاكى از آن است كه انگيزه ها و شيوه هاى مبارزه تكذيب گران پيامبران همسان بوده است.

716- هماهنگى مكذبان معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 9

9- مشركان و كافران طول تاريخ ، داراى جبهه اى واحد و انگيزه و عملكردى همگون در برخورد با آيات الهى و معجزه هاى انبيا

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

تعبير «الأوّلون» نشان مى دهد كه مشركان دوره هاى بعد، دنباله رو اسلاف خويشند و سرايت دادن حكم پيشينيان به نسلهاى بعدى، بيانگر انگيزه و عملكرد واحد آنان است.

717- هماهنگى مكذبان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 117 - 3

3 - يكپارچگى قوم نوح در مخالفت با وى و تكذيب رسالت الهى او

إنّ قومى كذّبون

شمول نهفته در تعبير «إنّ قومى»، بيانگر مطلب ياد شده است.

718- هواپرستى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 27 - 5

5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت

إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل

ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.

719- هواپرستى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 5

5 - بى تقوايى و هواپرستى ، بزرگ ترين مشكل تكذيب كنندگان دين در قيامت

فويل يومئذ للمكذّبين . .. هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون ... إنّ المتّقين فى

در اين آيات، «متّقين» جبهه مقابل «مكذّبين» قرار گرفته است. از اين تقابل مطلب استفاده مى شود.

720- هواپرستى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 1

1 - تكذيب كنندگان قيامت ، عناصرى فرو رفته در باطل و سرگرم هوسرانى

للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون

«خوض» به معناى وارد شدن در كارهاى بيهوده و باطل و «لعب» (مصدر «يلعبون») به معناى سرگرمى و هوسرانى است.

721- يأس اخروى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 7

7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

722- يأس از مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 3

3- اصرار كفرپيشگان بر تكذيب پيامبران و عناد و لجاجت آنان ، موجب يأس پيامبران از موفقيّت خويش و ايمان آوردن قومشان

حتّى إذا استيئس الرسل

متعلق «استيئس» ايمان آوردن مردم و موفقيت پيامبران است.

723- يأس مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 1

1 - كافرانِ به آيات الهى و لقاءاللّه ، از رحمت خداوند ، مأيوس اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه أولئك يئسوا من رحمتى

724- يأس مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 3

3 - كافرانِ به قرآن ، مأيوس از رحمت خداوندند .

و الذين كفروا بأيت اللّه . .. أولئك يئسوا من رحمتى

725- يأس مكذبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 1

1 - كافرانِ به آيات الهى و لقاءاللّه ، از رحمت خداوند ، مأيوس اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه أولئك يئسوا من رحمتى

مكذّبان

726- اندوه مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 2

2 - ترس و اندوه، عذاب دنيوى تكذيب كنندگان آيات الهى

فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب

مطرح شدن عذاب براى تكذيب كنندگان، پس از نفى ترس و اندوه براى مؤمنان، اشاره به اين است كه عذاب دنيوى تكذيب كنندگان همان ترس و اندوه دنيوى آنان است.

727- انذار مكذّبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 1،13

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن تكذيب كنندگان وحى به رحمت واسعه خداوند و بيم دادن آنان از عذاب حتمى اوست.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

13 - ابلاغ رحمت خداوند به تكذيب كنندگان وحى و بيم دادن آنان از عذاب خداوند، روشهاى كلى مقابله با آنان است.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

728- بهانه جويى مكذّبان نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 4

4 - انكار معجزه بودن معجزات ارائه شده از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از بهانه هاى منكران رسالت

لئن جاءتهم ءاية ليؤمننّ بها

ترديدى نيست كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) معجزاتى را به مردم ارائه مى كرد، ولى مشركان با درخواست نزول آيات گويا در صدد انكار آن معجزات بودند.

729- بى ارزشى مكذّبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 25

25 - كسانى كه آگاهانه و از سر عناد و لجاجت حقايق را منكر شوند، فاقد ارزش هستند.

ما أنزل الله على بشر . .. قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

كاربرد واژه «ذر» درمواردى است كه چيزى را به جهت حقارت و بى ارزشى آن رها كرده و از آن بگذرند. آيه شريفه نيز در مقام فرمان به ترك مخاصمه با يهوديانى كه به جهت عناد با پيامبر(صلی الله علیه و آله) اصل نزول وحى بر بشر را منكر شده اند، اين واژه را به كار برده است.

730- پشيمانى مكذّبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 4

4 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن در قيامت بر كفرورزيهاى خويش در دنيا تأسف مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

731- تأثيرپذيرى مكذّبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 1

1 - منكران قيامت تحت تأثير تبليغات فريبنده شياطين جن و انس قرار مى گيرند.

و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخرة

732- ترس مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 2

2 - ترس و اندوه، عذاب دنيوى تكذيب كنندگان آيات الهى

فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب

مطرح شدن عذاب براى تكذيب كنندگان، پس از نفى ترس و اندوه براى مؤمنان، اشاره به اين است كه عذاب دنيوى تكذيب كنندگان همان ترس و اندوه دنيوى آنان است.

733- تفريط مكذّبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 7

7 - منكران ملاقات پروردگار در قيامت بر تفريط و كوتاهيهاى خويش در دنيا تأسف و حسرت بسيار مى خورند.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت گوياى شدت و عمق ندامت است. ضمناً مرجع ضمير «فيها»، «حيات دنيا» گرفته شده كه مرجعى معنوى است.

734- حسرت مكذّبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 7

7 - منكران ملاقات پروردگار در قيامت بر تفريط و كوتاهيهاى خويش در دنيا تأسف و حسرت بسيار مى خورند.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت گوياى شدت و عمق ندامت است. ضمناً مرجع ضمير «فيها»، «حيات دنيا» گرفته شده كه مرجعى معنوى است.

735- حيات مكذّبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 3

3 - واقعيت زندگى منكران معاد، جز بازى و سرگرمى چيز ديگرى نيست.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو

گر چه وجهه غالب دنيا لهو و لعب است، در عين حال مى دانيم كه همين دنيا سبب ارتقاى رتبه ها و كسب درجات است. لذا مى توان گفت اين آيه ناظر به آيات قبل است كه درباره منكران معاد بود. يعنى زندگى دنيا براى آنان جز لعب و لهو معناى ديگرى ندارد.

736- رضايت مكذّبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 5

5 - القائات شيطانى و تبليغات دشمنان انبيا مورد رضايت و پسند منكران معاد قرار مى گيرد.

و لتصغى . .. و ليرضوه

737- رضايت مكذّبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 6

6 - رضايت درونى منكران آخرت و قيامت، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.

زخرف القول غرورا . .. و ليرضوه و ليقترفوا ما هم مقترفون

«ليرضوه» عطف بر «غرورا» است; در نتيجه عامل آن فعل «يوحى» است; يعنى: «يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول ليرضوه».

738- روزى مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 4

4 - همه مردم، حتى افترا زنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرا رسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد.

فمن أظلم . .. أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى إذا جاءتهم رسلنا

«الكتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول است، يعنى مكتوب و مقدر. «من» براى ابتداى غايت است. يعنى آنچه از مقدرات الهى سهم كافران است، به آنان خواهد رسيد.

739- روش برخورد با مكذّبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 13

13 - ابلاغ رحمت خداوند به تكذيب كنندگان وحى و بيم دادن آنان از عذاب خداوند، روشهاى كلى مقابله با آنان است.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

740- زيان مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 1

1 - قيامت روز ظهور و بروز خسارت و زيانكارى تكذيب كنندگان آيات خداوند است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

741- زيانكارى مكذّبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 1،5

1 - تكذيب كنندگان معاد و حضور در پيشگاه خداوند بى ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه

5 - كسانى كه تا قبل از مرگ منكر ملاقات خدا و معاد هستند، بدون ترديد زيانكارند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة

مراد از «الساعة» مى تواند مرگ و يا قيامت باشد. در برداشت فوق «الساعة» به معنى مرگ گرفته شده است.

742- سرنوشت مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 4

4 - همه مردم، حتى افترا زنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرا رسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد.

فمن أظلم . .. أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى إذا جاءتهم رسلنا

«الكتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول است، يعنى مكتوب و مقدر. «من» براى ابتداى غايت است. يعنى آنچه از مقدرات الهى سهم كافران است، به آنان خواهد رسيد.

743- سوگند مكذّبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 4

4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

744- شرايط ايمان مكذّبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 2

2 - تحقق برخى از آيات الهى (برخى از حقايق مطرح شده در قرآن، مانند قيامت) از شرايط مشركان تكذيب كننده قرآن براى ايمان به آن

هل ينظرون إلا أن . .. يأتى بعض ءايت ربك

مراد از «بعض آيات ربك»، به دليل «لا ينفع نفساً إيمانها»، آيتى است كه مشاهده آن، حتى منكران قرآن را به ايمان وامى دارد. بنابراين مى توان گفت مقصود، قيامت و مانند آن است. گفتنى است تكرار فعل «إتيان» (تأتيهم، يأتى ربك و يأتى بعض آيات) در آيه شريفه حكايت از تفاوت معناى اراده شده از هر يك دارد. «إتيان» در «يأتى بعض آيات» به معناى تحقق يافتن است.

745- شياطين و مكذّبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 4،10

4 - تبليغات فريبنده شياطين (دشمنان انبيا) براى جذب دلهاى منكران آخرت و معاد است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخ

بنابراين كه «لتصغى» عطف به «غرورا» در آيه قبل، كه مفعول له است، باشد. «تصغى» از «صغى» يا «صغو» به معنى ميل پيدا نمود، است. (قاموس اللغة). لذا «لتصغى» يعنى براى جذب شدن و متمايل گشتن.

10 - هماهنگ شدن منكران آخرت با كردار شياطين، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.

و ليقترفوا ما هم مقترفون

746- شياطين و مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 17

17 - سلطه و حاكميت شياطين بر منكران آيات الهى، سنت خداوند و تحت اراده اوست.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

747- ظلمت مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

748- فسق مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 5

5 - تكذيب كنندگان آيات الهى، فاسقند.

و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب بما كانوا يفسقون

749- كرى مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1،13

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «الذين كذبوا باياتنا صم و بكم» يقول: «صم» عن الهدى و «بكم» لايتكلمون بخير «فى الظلمات» يعنى ظلمات الكفر . .. .

از امام باقر(ع) درباره آيه «الذين كذبوا باياتنا . ..» روايت شده است: تكذيب كنندگان آيات الهى «كرانند» از (شنيدن آيات) هدايت، «لالند» از سخن خير گفتن، «در تاريكيها قرار دارند» يعنى تاريكيهاى كفر ... .

750- كيفر مكذّبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 10

10 - عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

751- كيفر مكذّبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 10

10 - عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

752- گمراهى مكذّبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 16

16 - مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته و تكذيب كنندگان او كور و گمراه هستند.

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

چون موضوع آيات اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «البصير» مؤمنان به آن حضرت و مراد از «الأعمى» تكذيب كنندگان آن حضرت هستند.

753- گناه مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر معارف دين را نپذيرند، مردمى تجاوزگر و گناهكارند.

و كذلك نجزى المجرمين

«جرم» به معناى تعدى و گناه است.

754- لالى مكذّبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

755- محاكمه مكذّبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 3،7

3 - خداوند در قيامت از منكران معاد بازخواست مى كند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين. و لو ترى إذ ... أليس هذا بالح

7 - محاكمه و مجازات منكران معاد، جلوه اى از ربوبيت خداوند است.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم . .. قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب

756- مرگ مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 17

17 - مرگ، آغاز گرفتارى مشركان و تكذيب كنندگان آيات الهى است.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم قالوا

757- مكذّبان آيات خدا و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 16

16 - كافران و منكران آيات الهى تحت نفوذ و ولايت شياطين هستند.

ذلك من ءايت الله . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جمله «ذلك من آيات الله» در آيه قبل مى تواند بيانگر متعلق «لا يؤمنون» باشد.

758- مكذّبان اوصياى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 14

14 - أبو حمزه قال: سألت أبا جعفر(ع) عن قول اللّه عزو جل: «الذين كذبوا باياتنا صم و بكم فى الظلمات . ..» فقال: نزلت فى الذين كذبوا بأوصيائهم ... .

ابوحمزه گويد: از امام باقر(ع) درباره «الذين كذبوا . ..» سؤال كردم فرمود: «اين آيه درباره تكذيب كنندگان جانشينان پيامبرشان نازل شده است ... .

759- مكذّبان نزول وحى بر بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 4

4 - يهوديان به سبب ادعاى نازل نشدن وحى بر هيچيك از بشر ظالمترين مردم هستند.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء . .. و من أظلم ممن افترى على

760- هشدار به مكذّبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 8

8 - هشدار خداوند به تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و داعيان به خدا

ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين