ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 97
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 199 - 8،13
8 - لزوم استغفار ، به هنگام كوچ كردن از عرفات و مَشعرالحرام
ثم افيضوا . .. و استغفروا اللّه
در اين برداشت، هر دو نظ ر درباره جمله «ثم افيضوا» (افاضه از مشعر و يا عرفات)، ملحوظ شده است.
13 - طالبان آمرزش الهى به هنگام كوچ از مشعر و عرفات ، مشمول مغفرت و رحمت خداوند هستند .
ثم افيضوا . .. و استغفروا اللّه ان اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 198 - 8،10
8 - وجوب ذكر خداوند در مَشعرالحرام
فاذكروا اللّه عند المشعرالحرام
10 - كيفيّت ذكر خداوند در مشعرالحرام ، بايد طبق دستور وى باشد .
فاذكروا اللّه . .. و اذكروه كما هديكم
«كما هديكم» اى كما علّمكم. (همان گونه كه به شما آموخت.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 198 - 9
9 - قِداست سرزمين مَشعرالحرام
فاذكروا اللّه عند المشعرالحرام
توصيف «مَشعر» به «الحرام»، دلالت بر قداست و احترام خاص آن سرزمين مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 198 - 7
7 - وجوب رفتن و وقوف به مَشعرالحرام ، پس از وقوف در عرفات
فاذا افضتم من عرفات فاذكروا اللّه عند المشعرالحرام
لازمه وجوب ذكر خداوند در مشعرالحرام پس از وقوف به عرفات، وجوب رفتن و بودن (وقوف) در مشعرالحرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 199 - 1،3،5
1 - براى رفتن به مَشعر ، بايد همانند مردم از عرفات حركت كرد .
ثم افيضوا من حيث افاض الناس
برخى برآنند كه جمله «ثم افيضوا»، تأكيد همان افاضه از عرفات است ; به قرينه «من حيث . ..». چون قريش و هم پيمانان آنان بر خلاف مردم، اِفاضه اى از عرفات نداشتند.
3 - لزوم كوچ كردن از مَشعرالحرام ، همراه با مردم
ثم افيضوا من حيث افاض الناس
كلمه «ثم» دلالت مى كند كه مراد از افاضه، افاضه از مشعر است.
5 - وقوف در مشعرالحرام ، از مناسك حج
ثم افيضوا من حيث افاض الناس
بنابراينكه «ثم افيضوا»، مربوط به مشعرالحرام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 3 - 16
16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : الحج الأكبر الوقوف بعرفة و بجمع و برمى الجمار بمنى و الحج الأصغر العمرة ;
حج اكبر، وقوف به عرفه و وقوف به مشعر و رمى جمرات در منى است و حج اصغر، عمره است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 4
4 - وقوف در عرفات و مشعر ، نخستين تكليف حاجيان در مراسم حج ( پس از احرام )
ليشهدوا منفع لهم
جمله «و يذكروا اسم اللّه. ..» مربوط به مراسم قربانى است و آيه بعدى، در رابطه با مسأله حلق، تقصير و طواف مى باشد. پس با در نظر گرفتن اين مطلب كه مراسم حج - پس از پوشيدن احرام - به ترتيب عبارت است از: وقوف در عرفات و مشعر، قربانى كردن حلق و تقصير و طواف، بايد گفت كه حج در شريعت حضرت ابراهيم(ع)، با مراسم قربانى شروع و با طواف ختم مى شد و وقوفين جزو مراسم نبود و يا اين كه جمله «ليشهدوا منافع لهم» علاوه بر اين كه بيانگر فلسفه تشريع حج است، ناظر به مسأله حضور در عرفات و مشعر نيز مى باشد. برداشت فوق، بر پايه احتمال دوم استوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 51 - 8
8 - تحمل دشوارى ها در راه دين در نظر مؤمنان راستين ، تنها زمينه ساز برخوردارى از مغفرت الهى است و نه تضمينى حتمى .
قالوا لاضير . .. إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا
ساحران مؤمن، در عين اظهار آمادگى براى پذيرش هر دشوارى، خود را در آن مرتبه نديدند كه حتماً مورد غفران قرار مى گيرند; بلكه فقط اظهار اميدوارى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 14
14- استجابت دعاى ايوب ( ع ) و برطرف نمودن رنج و گرفتارى از آن حضرت ، مايه تذكر و بيدارى خداپرستان
فاستجبنا له . .. و ءاتينه ... رحمة من عندنا و ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 31 - 9،10
9 - بلا ها و تنگنا هاى زندگى ، زمينه ساز توجه انسان به ولايت الهى و ياورى خواستن از او
و ما أصبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
10 - مصيبت هاى بزرگ زندگى انسان ، ميدان بروز ناتوانى عوامل مادى و زمينه ساز توجه انسان به مبدأ يگانه فيض و رحمت ( خدا )
و ما أصبكم من مصيبة . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير
برداشت بالا بنابراين نكته است كه نكره آمدن «مصيبة» اشاره به مشكلات خاص و بزرگ داشته باشد كه رفع آنها از عوامل بشرى و مادى ميسر نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 11
11 - تنگنا هاى اجتماعى و روحى ، از زمينه هاى التجاى انسان به درگاه الهى
ضاقت عليهم الأرض . .. و ضاقت عليهم أنفسهم و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه
با توجه به شأن نزول كه محاصره اجتماعى متخلفان را از سوى مسلمانان زمينه التجاى آنان به خداوند شمرده است، اين برداشت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 5
5 - نقش فشار هاى اقتصادى ، در پراكندن مردم از پيرامون رهبرى
هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه حتّى ينفضّوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 2
2- تنگنا هاى زندگى و لحظه هاى خطرآفرين كه هيچ اميدى به رهايى از آنها نيست ، بيدارگر فطرت خداجويى در نهاد انسان
و إذا مسّكم الضرّ . .. ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
ذكر گرفتارى در دريا در ميان ابتلاهاى فراوانى كه ممكن است انسانها را گرفتار كند، به اين جهت است كه در تلاطم دريا اميدى براى نجات و رهايى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 36 - 6
6 - مشركان ، با برخوردارى از امكانات اندك ، شادمان شده و با اندك گرفتارى ، نااميد مى شوند .
و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سيّئة. .. يقنطون
ممكن است به قرينه آيات پيش - كه درباره مشركان است - «ال» در «الناس» عهد و مراد از «الناس» مشركان باشد. لازم به ذكر است كه تنوين «سيّئة» تنكير و براى قِلّت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 35
35 - موسى ( ع ) زمانى توفيق مناجات با خداوند در كوه طور و دريافت حكم رسالت را يافت كه از مرحله آزمون الهى و چشيدن سختى ها ، عبور كرد و شايستگى لازم را به دست آورده بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 25
25- قصد قربت با قصد رهايى از ناملايمات اجتماعى منافاتى ندارد .
إنّى نذرت للرحمن صومًا فلن أكلّم اليوم إنسيًّا
مريم(س) به منظور عذر آوردن نزد مردم براى سكوت خويش، روزه را نذر كرد، ولى با جمله «انّى نذرت للرحمان» نذر خود را وسيله تقرب به خدا قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 12
12 - اميد بستن به حل مشكلات زندگى مشترك و تبديل شدن سختى ها به آسانى ها - در پرتو لطف و عنايت خداوند - اميدى شايسته و بجا براى مؤمنان
سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
آيه شريفه، ضمن اميد بخشيدن به مردان و زنان درگير با مشكلات زندگى مشترك، آنان را به رفع شدن مشكلاتشان در پرتو عنايت و لطف خداوند، اميدوار ساخته و به اين اميدوارى تشويق و ترغيب كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 7
7 - بررسى مشكلات و موانع احتمالى مسؤوليت ها و ترس از ناكامى در ابلاغ رسالت هاى الهى ، منافاتى با مقام نبوت و اخلاص در برابر خداوند ندارد .
واصطنعتك لنفسى . .. إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 7
7 - بررسى مشكلات و موانع احتمالى مسؤوليت ها و ترس از ناكامى در ابلاغ رسالت هاى الهى ، منافاتى با مقام نبوت و اخلاص در برابر خداوند ندارد .
واصطنعتك لنفسى . .. إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 75 - 2،4،5
2- ابراهيم ( ع ) ، از گرفتار شدن مردمان به مشكلات ، متأثر مى شد و بر آنان دل مى سوزاند .
إن إبرهيم . .. أوّه
«أوّاه» به كسى گفته مى شود كه بسيار آه مى كشد و متأسف مى شود. توصيف ابراهيم(ع) به «أوّاه» پس از جمله «يجادلنا» مى رساند كه: تأسف و تأثر ابراهيم(ع) به خاطر مشكلات و گرفتاريهاى مردمان بوده است.
4- بردبارى ابراهيم ( ع ) و تأسفش بر مشكلات مردم و اعتقاد راسخش به خداوند ، برانگيزنده او به شفاعت درباره قوم لوط
يجدلنا فى قوم لوط. إن إبرهيم لحليم أوّه منيب
جمله «إن إبراهيم . ..» بيانگر علّت مجادله ابراهيم(ع) درباره قوم لوط و دفاع او از ايشان است.
5- بردبارى ، تأسف و تأثر بر مشكلات مردم و توجّه داشتن به خدا و درخواست حاجت ها از او ، صفات و خصلتهايى نيكو و
پسنديده است .
إن إبرهيم لحليم أوّه منيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 13 - 8
8 - بايد به هنگام پذيرش مسؤوليت هاى محوله ، تمامى مشكلات ، كاستى ها و پى آمد هاى آنها را با مقام بالاتر در ميان گذاشت .
و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين . . . قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون . و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 8
8 - مربيان و مديران جامعه ، بايد مشكلات راه هاى پيشنهادى را براى سالكان آن راه ها ، بيان كنند و عوامل موفقيت را نيز يادآور شوند .
و لنبلونكم بشىء من الخوف . .. و بشر الصبرين
ارائه راه صحيح و بيان مشكلات آن و نيز طريق پيروزى بر آنها - كه از آيات قبل و آيه مورد بحث به دست مى آيد - درسى است به همه مربيان و مديران كه تنها به پيشنهاد راه صحيح اكتفا نكنند; بلكه مشكلات و روش پيروزى بر آنها را نيز بيان دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 6،17،18
6 - حضور در كنار رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش در مسائل عمومى ، امرى لازم و بايسته
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
17 - پرداختن به امور مهم زندگى شخصى ، به جاى حل و فصل مسائل اجتماعى ، با اذن رهبرى ، خطايى است نيازمند به استغفار به درگاه الهى .
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم اللّه
توصيه خداوند به طلب مغفرت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى كسانى كه به اذن او عرصه حل و فصل امور اجتماعى را ترك مى كنند
حاكى از اين است كه اين عمل چون به اذن آن حضرت انجام گرفته جايز است; ولى در عين حال خطايى است كه بايد براى آن استغفار كرد.
18 - انجام كار هاى عمومى و حل و فصل مسائل اجتماعى در هر حال ، در اولويت نخست و از پرداختن به امور فردى و شخصى مهم تراست .
و إذا كانوا معه على امر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم و ا
خطا بودن ترك عرصه حل و فصل مسائل اجتماعى، به منظور رسيدگى به كارهاى شخصى - كه از طلب مغفرت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود - برداشت ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 14
14 - اهميت توجه به تنگنا ها و مشكلات اقتصادى جامعه اسلامى
و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 14
14- مردم ، در قبال مسائل جامعه خويش چون : بى عدالتى ، فحشا ، بزهكارى ، ستم ، فقر و نيازمندى هاى اقتصادى مردم ، مسؤولند .
إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 4
4 - اهتمام دين به مسائل اجتماعى و رفع خلأ هاى اقتصادى جامعه ، همپاى تعالى بخشيدن به معنويات و پرداختن به مسائل فردى
و بالأسحار هم يستغفرون . و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 7
7 - تقدم رسيدگى به حال سائلان و محرومان و رفع محروميت از آنان ، بر ديگر محرومان جامعه
و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تقدم سائلان بر محرومان، ممكن است به اين خاطر باشد كه سائلان، آبروى خود را در كف نهاده و به پرسش مى پردازند و اين كار معمولاً از سر استيصال و درماندگى انجام مى گيرد. ازاين رو لازم است در انفاق و امداد، آنان را در اولويت قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 7
7 - تقدم رسيدگى به حال سائلان و محرومان و رفع محروميت از آنان ، بر ديگر محرومان جامعه
و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تقدم سائلان بر محرومان، ممكن است به اين خاطر باشد كه سائلان، آبروى خود را در كف نهاده و به پرسش مى پردازند و اين كار معمولاً از سر استيصال و درماندگى انجام مى گيرد. ازاين رو لازم است در انفاق و امداد، آنان را در اولويت قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 5
5- سياست اسلام بر تحكيم پيوند خويشاوندى و رفع مشكلات موجود ميان خويشاوندان است .
إن الله يأمر . .. و إيتاىءِ ذى القربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 16 - 4
4- بلا ها و سختى هاى دنيا ، در مقايسه با دشوارى هاى قيامت ، امرى اندك و ناچيز
يوم نبطش البطشة الكبرى
در صورتى كه آيه شريفه نظر به قيامت داشته باشد، تعبير «البطشة الكبرى» مى نماياند كه مؤاخذه ها و بلاهاى دنيوى، هرچه باشند در مقابل مؤاخذه هاى اخروى كم و كوچك به شمار مى آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 5
5 - توجه و اهتمام ويژه اسلام ، به مشكل گرسنگى و نياز غذايى جامعه
و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا
از تصريح به اطعام و رفع نيازهاى غذايى نيازمندان جامعه - به جاى تأمين عموم نيازهاى نيازمندان - مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 9
9 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى ، به منظور پرداختن به امور زندگى شخصى ، بدون اذن خواستن ، حرام و ممنوع است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. فإذا استئذنوك لبعض شأن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 10 - 6
6 - انسان هاى بى تفاوت در قبال مشكلات و درگيرى هاى جامعه اسلامى ، فاقد روح واقعى ايمان
إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم
از فاى «فأصلحوا» استفاده مى شود كه نتيجه ايمان و برادرى واقعى، اقدام عملى در جهت ايجاد الفت و رفع مشكلات مؤمنان است. پس آن جا كه ثمره مشهود نباشد، اصل ايمان مورد ترديد قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 10 - 10
10 - فروهشتن مسؤوليت هاى دينى و بى تفاوتى در برابر مشكلات جامعه ، بى تقوايى است .
فأصلحوا . .. و اتّقوا اللّه
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر به وظايف ياد شده در صدر آيه عمل نشود و مؤمنان خود را در قبال ديگر برادران ايمانى مسؤول ندانند، تقوا را رعايت نكرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 10
10- رنج هاى تكوينى نيز همانند تحمل سختى در راه دين ، زمينه برخوردارى از اجر و پاداش الهى است .
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. أُولئك أصحب الجنّة ... و وصّينا
از ارتباط و پيوستگى اين آيه با آيات پيشين، مى توان استفاده كرد كه خداوند هيچ نوعى از سختى ها را ناديده نگرفته و در قبال هر رنجى، پاداشى در خور توجه قرار داده است; پاداش موحدانى را كه در طريق ايمان استقامت كنند و دشوارى ها را پشت سر بگذارند، بهشت قرار داده و مادران را نيز كه به حكم تكوين، ناگزيرند رنج باردارى و زايمان را تحمل كنند با توصيه به فرزندان، از خدمت هاى آنان بهره مند ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 10
10 - لزوم در ميان گذاشتن مشكلات ، كاستى ها و پى آمد هاى آن با مقام فرماندهى ، به هنگام پذيرش مسؤوليت هاى داده شده
نودى . .. يموسى ... إلى فرعون و ملإيْه ... قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا ... إنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 7
7 - ارائه راه هدايت به همراه بيان مشكلات آن و نيز ارائه طريق موفقيت بر آنها ، از روش هاى قرآن است .
يأيها الذين ءامنوا . .. لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصبرين
خداوند در اين بخش از آيات علاوه بر ارائه راه هدايت - كه همان ايمان به رسالت و . .. مى باشد - مشكلات سلوك در اين راه را نيز بر شمرده و براى فايق آمدن بر آنها، استعانت از نماز و صبر را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 4
4 - ايمان آورندگان به خدا ، بايد سختى ها و پيامد هاى ناگوارِ احتمالى ايمان شان را ، تحمل كنند .
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه
آيه، به دنبال سرزنش كسانى است كه ايمانى زبانى و سطحى دارند و چون به خاطر ايمان شان، سختى مى بينند، آن را تحمل نمى كنند. از سرزنش افراد ياد شده، استفاده مى شود كه مؤمنان، بايد در راه ايمان شان سختى ها را بر خود هموار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 2
2 - برخى از مدّعيان ايمان ، اذيّت و آزار در راه ايمان شان را ، در حدّ عذاب خدا تلقى كرده و آن را تحمل ناپذير مى دانند .
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه
تشبيه «فتنه و آزار» به «عذاب خدا»، كنايه از سختى و تحمل ناپذيرى آن است. گفتنى است كه «أُوذى» قرينه اين است كه مراد از «فتنة»، سختى و ناگوارى و آزار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 26 - 5
5 - دعا در آسان شدن مشكلات تبليغ دين ، داراى نقش اساسى است .
و يسّر لى أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 3،4،13
3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
4 - مؤمنان راستين ، به هنگام حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى ، براى حل و فصل امور مهم اجتماعى ، بدون اذن خواستن به دنبال كار ديگرى نمى رفتند .
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر لم يذهبوا حتّ
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 7
7- مشركان ، از خدايان خويش توقع داشتند مشكلات و گرفتارى هاى آنان را حل كرده و يا آن را به خوشى تبديل كنند .
ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 7
7- مشركان ، از خدايان خويش توقع داشتند مشكلات و گرفتارى هاى آنان را حل كرده و يا آن را به خوشى تبديل كنند .
ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 41 - 12
12 - دعا براى رفع گرفتارى و مشكلات دنيوى ، كارى شايسته است .
إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 10
10 - منافات نداشتن دعا و درخواست از خداوند براى رفع گرفتارى با مقام صبر و شكيبايى
إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن . .. إنّا وجدنه صابرًا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، ايوب(ع) را - كه درخواست رفع گرفتارى از خود را داشت - به صبور و شكيبا بودن توصيف و ستايش كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 16
16- ابراهيم ( ع ) ، در آستانه هجرت خود از ديار بت پرستان ، به رفع سختى ها و كسب سعادت خود اميدوار بود و دعا به درگاه خداوند را عامل آن مى دانست .
عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 10 - 3
3 - توصيه خداوند به مؤمنان ، براى جبران كمبود ها و نياز هاى اقتصادى اصحاب نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جهت خنثى كردن توطئه منافقان در انفاق به آنان
لاتنفقوا على من عند رسول اللّه . .. و أنفقوا من مّا رزقنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 2،6
2- خداوند ، مشكلات ايوب ( ع ) را گشود و غم و اندوه آن حضرت را از جسم و جان وى زدود .
و أيّوب . .. فكشفنا ما به من ضرّ
6- رفع بيمارى ، غم و گرفتارى ايوب ( ع ) و بازگشت خانواده اش به آن ، رحمتى از جانب خدا بر او بود .
فكشفنا ما به . .. رحمة من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 9
9- رسيدگى به مشكلات خويشاوندان حتى در صورت عدم مسكنت و در راه ماندگى آنان ، امرى لازم و واجب است .
و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل
ذكر «ذاالقربى» به صورت جداگانه، مى تواند إشعار به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 4 - 7
7- زكريا همواره از دعا ، براى رفع مشكلات خويش ، بهره مى گرفت .
و لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا
«باء» در «بدعائك» سببيه يا به معناى «فى» است و مفاد آيه اين است كه در دعاهاى گذشته ام هيچ گاه محروم نشده ام و به سبب آنها سعادت مند بوده ام.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 75 - 6
6 - سوء استفاده كافران ، از لطف و رحمت الهى در برطرف كردن گرفتارى هاى ايشان
و لو رحمنهم . .. للجّوا فى طغينهم يعمهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 11 - 4
4 - پاداش مؤمنان عمل كننده به توصيه الهى ( توصيه به جا باز كردن براى ديگران در مجالس ) ، حل مشكلات و گشايش در امور زندگى آنان از سوى خداوند است .
فافسحوا يفسح اللّه لكم
در صورتى كه مراد از «يفسح اللّه»، پاداش دنيوى باشد برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 3
3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح ( ع )
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلم على نوح فى العلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 141 - 5
5 - قرعه ، راهى مشروع و مجاز براى گشودن مشكل غيرقابل حل از راه فكر و انديشه
فساهم فكان من المدحضين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 5 - 4
4 - تأثير شب زنده دارى و تلاوت قرآن ، در بالا بردن توان انسان ها براى به دوش گرفتن مسؤوليتى سنگين ( همچون تبليغ دين و هدايت گمراهان )
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 8
8- ضرورت دل بستن به يارى خدا و رحمت او براى رفع مشكلات و تحقق خواسته ها
و لاتاْيئسوا من روح الله إنه لاياْيئس من روح الله إلاّ القوم الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 3 - 3
3- پيامبران نيز براى حل مشكلات خويش به دعا رو مى آوردند .
عبده زكريّا . إذ نادى ربّه نداءً خفيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 75 - 3
3 - لزوم سپاس گزارى به درگاه خداوند ، در رفع گرفتارى ها و برطرف شدن مشكلات
و لو رحمنهم و كشفنا ما بهم من ضرّ للجّوا
چنان كه در توضيح پيشين اشاره شد، جمله «للجّوا» به تقدير «للجّوا مكان الشكر» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 6
6 - رفع ناخوشايندى ها از انسان در پرتو دعا ، زمينه ساز اقتدار و توانمندى انسان در گستره حيات
و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الأرض
ذكر «يجعلكم خلفاء» بعد از «يكشف السوء» بيانگر اين نكته است كه اگر مشكلات همواره بر انسان هجوم آورد و خداوند آنها را از وى دور سازد، بشر زمينگير شده و قادر به ادامه حيات نخواهد بود. پس اين گره گشايى هاى خدا است كه زمينه آسايش و رفاه انسان را در پهنه زمين فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 21
21 - گذشت زمان ، روشنگر برخى از حقايق و حل كننده بعضى از مشكلات ناپيدا براى بشر
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. لاتدرى لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در فرصت عدّه، حقايقى همچون بدى ها و ضررهاى جدايى و تنهازيستى روشن مى شود و نيز همسران به عيب هاى خويش پى مى برند و همين موجب رجوع و بازگشت به زندگى مشترك و حل مشكل طلاق گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 13،14
13 - خداترسى و تقواپيشگىِ مردان و زنان مطلّقه ، موجب رهايى آنان از مشكلات در روابط زناشويى و خروج از تنگنا هاى زندگى
إذا طلّقتم النساء . .. و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
14 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب خروج انسان ها از مشكلات و تنگنا هاى زندگى است .
و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 3 - 5
5 - ايمان و توجه به كبريايى و عظمت خداوند ، هموار كننده مشكلات ناشى از انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين
قم فأنذر . و ربّك فكبّر
برداشت ياد شده، از ارتباط ميان موضوع قيام براى انذار مردمان و موضوع به عظمت ياد كردن خداوند، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 3 - 5
5 - ايمان و توجه به كبريايى و عظمت خداوند ، هموار كننده مشكلات ناشى از انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين
قم فأنذر . و ربّك فكبّر
برداشت ياد شده، از ارتباط ميان موضوع قيام براى انذار مردمان و موضوع به عظمت ياد كردن خداوند، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 8
8 - ابليس ، دشمن و بدخواه انسان و در صدد محروم ساختن او از نعمت هاى الهى و گرفتار ساختن او به رنج و سختى
إنّ هذا عدوّ لك و لزوجك . .. فتشقى
طرح خصومت ابليس با حوا، گوياى آن است كه وى با تمامى انسان ها دشمن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 14
14- گناهان ، پديد آورنده مشكلات و نابسامانى ها در شؤون زندگى انسان *
كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم
از تقدم «سيّئات» استفاده مى شودكه وجود گناهان عامل نابسامانى ها است و با آمرزش آنها، امور ديگر نيز سامان مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 6
6 - اعتماد به خبر فاسق ، بدون تحقيق و بررسى ، دربردارنده خطر براى جامعه
أن تصيبوا قومًا بجهلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 15
15- نظام اجتماعى ظالمانه ، همچون نظام استبدادى فرعون ، از ظلمتهاست .
أخرج قومك من الظلمت إلى النور . .. إذ أنجكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 41 - 7
7- حركت در مسير حق ، دربردارنده مشكلات و شدايد روحى و روانى مى باشد .
و لقد استهزئَ برسل من قبلك
از اين كه خداوند رنج ها و مشكلات رسولان پيشين را يادآورى فرموده است، چنين برداشت مى شود كه پيمودن راه حق، با مشكلاتى ملازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 80 - 13
13- حفاظت خداوند از ايمان والدين ، ريشه بروز برخى پيشامد هاى ناگوار براى فرزندان آنان است .
فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن يرهقهما طغينًا و كفرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 7 - 3
3 - دعوت پيامبراسلام و هشدار به مردم ، مشكلات و سختى هاى فراوانى براى آن حضرت در پى داشت .
قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 6
6 - تبعيت محض از حق و وحى الهى ، و صبر و بردبارى در برابر مشكلات آن ، از شرايط رهبرى الهى است .
قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 6
6 - تبعيت محض از حق و وحى الهى ، و صبر و بردبارى در برابر مشكلات آن ، از شرايط رهبرى الهى است .
قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 3
3 - مؤمنان به رسالت انبيا در معرض مشكل آفرينى كفرپيشگان و موظف به صبر و استقامت
إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 21
21 - تشويق و ترغيب خداوند به صبر و تحمل سختى ها و مشكلات ناشى از هجرت
و أرض اللّه وسعة إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 4 - 3
3 - بلند آوازگى و شهرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى نقشى بسزا در رفع مشكلات رسالت الهى و كاهش سنگينى آن
و وضعنا عنك وزرك . .. و رفعنا لك ذكرك
حرف «لام» در «لك» يا براى تعليل است و يا انتفاع. در صورت دوم دلالت دارد كه «رفعت ذكر»، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) سودمند
است. گفتنى است كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در «لك» - به قرينه «وزرك الذى أنقض ظهرك» - به اعتبار مقام رسالت و رهبرى آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 4 - 9
9 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب گشايش مشكلات و آسان شدن زندگى
من يتّق اللّه يجعل له من أمره يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 6 - 2
2 - در نگاه برخى از انسان ها ، گروهى از جن توانا بر حل مشكلات بشر و پناهگاهى امن در مواقع ترس و اضطراب
و أنّه كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ
پناه بردن به كسى و جايى، در وقتى است كه انسان با مشكلى سخت و مسائلى وحشتناك و اضطراب آور روبه رو شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 46 - 4
4 - قرار گرفتن ثموديان در مشكلات و گرفتارى ها به خاطر گناهان
لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون
از تعبير «لعلّكم ترحمون» استفاده مى شود كه ثموديان بر اثر گناهان، گرفتار بدبختى و مشكلات شده بودند و بيرون آمدن از آن و جلب رحمت خداوند، نيازمند استغفار بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 47 - 6
6 - مصايب و مشكلات ثموديان ، كيفر الهى و معلول گناهان خود آنان
يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. بل أنتم قوم تفتنون
برداشت فوق باتوجه به اين نكته است كه صالح پيامبر(ع) در رد پندار ثموديان كه بدبختى هاى خود را ناشى از بد يمنى وجود صالح و پيروان آن حضرت قلمدادمى كردند، فرمود: بدبختى هاى شما كيفرى است الهى و معلول گناهان خودتان. گفتنى است در فرض فوق واژه «تفتنون» از فتنه به معناى عذاب مشتق مى باشد; يعنى، «بل أنتم قوم تعذّبون; بلكه شما مردمى هستيد كه به كيفر گناه خود عذاب مى شويد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 15 - 6
6 - نقش دين دارى و خوشبينى به تأييدات الهى ، در دلگرمى به ادامه حيات و رهايى از پوچى و بن بست در زندگى
من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد... هل يذهبنّ كيده ما يغيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 20 - 3
3 - بهره بردن از مزاياى جامعه اسلامى و به كنار نشستن به هنگام دشوارى ها و سختى ها ، از ويژگى هاى منافقان است .
و إذا أظلم عليهم قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 47 - 4
4 - مشكلات ثموديان ، بنا به تقدير الهى و در جهت آزمايش آنان بود ، نه معلول وجود صالح ( ع ) و پيروان او .
قال طئركم عند اللّه بل أنتم قوم تفتنون
عبارت «طائركم. ..»; يعنى، آنچه كه باعث بروز مشكلات و گرفتارى براى شما شده، نزد خدا است. مقصود اين است كه وجود من تأثيرى در پيدايش مشكلات شما ندارد; بلكه مشكلات تان بر اساس برنامه و تقدير الهى است كه در راستاى آزمايش شما تدارك ديده شده است. گفتنى است كه در برداشت ياد شده، «فتنة» در جمله «بل أنتم قوم تفتنون» به معناى آزمايش گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 34
34 - سختى هاى زندگى موسى ( ع ) و آزمون هاى الهى او ، جهت رسيدن به رتبه و شايستگى لازم براى تحمل رسالت الهى بود .
و فتنّك فتونًا. .. ثمّ جئت على قدر يموسى
«قدَر»; يعنى، مبلغ و حد مطلوب. اين كلمه با قدْر و مقدار به يك معنا است (لسان العرب). «على قدر» حال براى فاعل «جئت» است; يعنى، اى موسى! تو در حالى كه بر مقدار لازم از شايستگى و استوارى رسيدى، به اين وادى گام نهادى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 168 - 6
6 - بازگشت ناصالحان يهود به صلاح و صواب ، از اهداف آزمون آنان با ايجاد سختى ها و آسايش ها در زندگانى ايشان بود .
و بلونهم بالحسنت و السيئات لعلهم يرجعون
چنانچه ضمير در «بلوناهم» به ناصالحان برگردد، ارجاع ضمير «لعلهم» به آنان طبيعى و روشن است. و اگر ضمير در «بلوناهم» به همگان، صالح و ناصالح، برگردد، مرجع ضمير «لعلهم» به طريقه استخدام، ناصالحان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 7
7 - برخوردارى انسان از نعمت هاى الهى در دنيا بيش از ابتلاى وى به شرور و سختى ها است .
لايسئم الإنسن من دعاء الخير و إن مسّه الشرّ
«إن» شرطيه در مواردى به كار رود كه تحقق شىء در آن موارد نادر و كم مى باشد به كارگيرى آن در مورد «شر» بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 12
12 - مشكلات و تنگنا هاى زندگى انسان ، در مقابل نعمت هاى اعطا شده از سوى خداوند به او اندك است .
و إذا أنعمنا. .. و إذا مسّه الشرّ
به كار رفتن واژه «مسّه» در مورد شرور - و نه مورد نعمت ها - بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 7
7 - برخوردارى انسان از نعمت هاى الهى در دنيا بيش از ابتلاى وى به شرور و سختى ها است .
لايسئم الإنسن من دعاء الخير و إن مسّه الشرّ
«إن» شرطيه در مواردى به كار رود كه تحقق شىء در آن موارد نادر و كم مى باشد به كارگيرى آن در مورد «شر» بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 12
12 - مشكلات و تنگنا هاى زندگى انسان ، در مقابل نعمت هاى اعطا شده از سوى خداوند به او اندك است .
و إذا أنعمنا. .. و إذا مسّه الشرّ
به كار رفتن واژه «مسّه» در مورد شرور - و نه مورد نعمت ها - بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به صبر و خويشتن دارى در برابر مشكلات رسالت تا فرارسيدن حكم و داورى خداوند بود .
و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 128 - 11
11 - رنج و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشكلات مسلمانان ، در عين فراخوانى آنان به جنگ با دشمنان و تحمل سختى هاى نبرد
رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم
با توجه به اينكه در آيات قبل، سخن از جنگ تبوك و مشكلات توان فرساى آن بود و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را به شركت در آن فرمان داده بود، يادآورى خصلتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پايان اين بخش، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 15
15 - شوهران بايد براى رفع رنج ها و سختى هاى همسران خويش تلاش كنند .
فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى
با توجه به اين كه دشمنى شيطان با آدم(ع) و حوا يكسان بوده است و وى در صدد آن بوده كه هر دو را از بهشت بيرون كند و به مشقت اندازد; ولى با اين حال فعل «تشقى» به صورت مفرد آمده است. بنابراين رفع رنج و سختى هاى حوا نيز، بر دوش آدم(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 8
8 - خداوند ، مؤمنان مدينه را در روز هاى سخت و وانفساى هجوم همه جانبه دشمن ، يارى كرد .
إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم و إذ زاغت الأبصر . .. هنالك ابتلى المؤمنون ..
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 7
7 - هشدار خداوند به آدم ( ع ) و حوا در مورد دشمنى شيطان با آنان ، بدان جهت بود كه آنان گرفتار رنج و سختى نشوند .
فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 3
3 - ترديد و ناباورى نسبت به آيات الهى ، مشكل مجموعه هاى آينده بشرى
أنّ الناس كانوا بايتنا لايوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 3
3 - بنى اسرائيل در حكومت فرعون ، زندگى سختى داشتند و جان پسران آنها در خطر بود .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 3،9
3- مسلمانان عصر بعثت ، گرفتار مشكلات اقتصادى و اجتماعى و سختى معيشت بودند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
مراد از «فريقين» به قرينه صدر آيه، مؤمنان و كافران است. كافران در پاسخ به مؤمنان دو چيز را مايه افتخار و برترى و حقانيت خود مى دانستند: يكى وصف «خيرمقاماً» و ديگرى «أحسن نديّاً»، از اين دو توصيف، آشكار شود كه مؤمنان از نظر ظاهرى، در نقطه مقابل اين دو وضعيت قرار داشتند.
9- كافران عصر بعثت ، مشكلات اقتصادى ، اجتماعى و سياسى مسلمانان را ، نشانه ناروابودن عقيده و تفكر آنان مى دانستند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 1
1 - دوزخيان در صحنه قيامت داراى موقعيتى بسيار شوم و دشوار
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا
هدف از بيان ناخوشايندى بهشتيان از مشاهده دوزخيان و بيان دعاى آنان پس از مشاهده ناخواسته ترسيم موقعيت دشوار و شوم دوزخيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 69 - 4
4- سنخيت هاى قيامت براى پيشتازان و سردمداران استكبار ، دشوارتر و كيفر آنها سنگين تر از كيفر ديگران خواهد بود .
ثمّ لننزعنّ . .. أيّهم أشدّ على الرحمن عتيًّا
جداكردن پيشتازان و سردمداران استكبار، حكايت از رسوايى فزون تر و نيز عقوبت و حساب سنگين ترى دارد كه در انتظار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 100 - 2
2- عرضه جهنم بر كافران در قيامت ، براى آنان صحنه اى دشوار و دهشت زا است .
و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين عرضًا
«عرضاً» علاوه بر تأكيد سخن - به دليل نكره بودن - بر عظمت كار نيز دلالت دارد و عظمت عرضه جهنم، به هول انگيز بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 6
6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .
و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 17
17 - كافران در قيامت ، حيات اخروى را سرآغاز سختى ها ديده و باقى ماندن به صورت خاك را آرزو خواهند كرد .
يليتنى كنت تربًا
آرزوى خاك بودن، ممكن است به اين معنا باشد كه كاش دوباره زنده نشده بودم و به همان حالت پس از مرگ - كه خاك شده بودم - باقى مى ماندم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 6
6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .
و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 5
5 - بى تقوايى و هواپرستى ، بزرگ ترين مشكل تكذيب كنندگان دين در قيامت
فويل يومئذ للمكذّبين . .. هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون ... إنّ المتّقين فى
در اين آيات، «متّقين» جبهه مقابل «مكذّبين» قرار گرفته است. از اين تقابل مطلب استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 34 - 1
1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت
و قيل اليوم ننسيكم
نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 14
14- اصحاب كهف ، خواهان امداد هاى الهى براى نجات از تنگنا ها و مشكلات حركت و قيام شان عليه شرك و پرستش غير او بودند .
و هيّىء لنا من أمرنا رشدًا
سُكنا گزيدن در غار، مى رساند كه حركت و قيام اصحاب كهف، مشكلات و تنگناهايى را براى آنان در پى داشته است، از اين رو مى توان گفت كه مراد از هدايت خواهى آنان، راهنمايى شدن در اتخاذ تصميم هاى بعدى و پيداكردن راه نجات از مشكلات و تنگناهايى است كه در انتظار ايشان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 16 - 6،11
6- اصحاب كهف ، زندگى سخت و پر مشقّت ولى همراه با توحيد را ، بر زندگى آسوده در محيط شرك و حاكميّت آن ترجيح دادند .
و إذ اعتزلتموهم و ما يعبدون إلاّ اللّه فأوُواْ إلى الكهف
11- اصحاب كهف ، در حلِّ معضلات و مشكلات حركت توحيدى ، متكى به خدا بودند .
و يهيّىء لكم من أمركم مرفقًا
تهيئة (مصدر «يهيّىء») به معناى فراهم ساختن و آماده كردن است. «مرفق» به چيزى گفته مى شود كه كار به مدد آن صورت مى گيرد. «من» در «من أمركم» در معناى ابتدا به كار رفته و ممكن است براى افاده معناى بدل باشد، كه در اين صورت معناى جمله چنين مى شود: «او، براى شما، در عوض كارتان، مدد فراهم خواهد ساخت.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 18
18 - پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حركت در راه خدا ، به دنبال دارنده سختى ها و مرارتها
ما كان . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه ... ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ و لا نصب و لا م
شمرده شدن سختيها و رنجها در آيه و ترغيب مؤمنان به تحمل آنها، بيانگر اين حقيقت است كه حركت در راه دين دربردارنده رنج و زحمت مى باشد و ايمان واقعى، مستلزم تحمل آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 3
3 - وجود مشكل مالى و اقتصادى ، در ميان اصحاب و ياران نزديك پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
لاتنفقوا على من عند رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 3،9
3- مسلمانان عصر بعثت ، گرفتار مشكلات اقتصادى و اجتماعى و سختى معيشت بودند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
مراد از «فريقين» به قرينه صدر آيه، مؤمنان و كافران است. كافران در پاسخ به مؤمنان دو چيز را مايه افتخار و برترى و حقانيت خود مى دانستند: يكى وصف «خيرمقاماً» و ديگرى «أحسن نديّاً»، از اين دو توصيف، آشكار شود كه مؤمنان از نظر ظاهرى، در نقطه مقابل اين دو وضعيت قرار داشتند.
9- كافران عصر بعثت ، مشكلات اقتصادى ، اجتماعى و سياسى مسلمانان را ، نشانه ناروابودن عقيده و تفكر آنان مى دانستند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 20 - 6
6 - شرايط مادى مسلمانان در مقطع زمانى صلح حديبيه ، همراه با تنگنا و نيازمند تقويت *
وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه
از اين كه خداوند وعده غنيمت داده و بر مؤمنان به خاطر دستيابى نزديكشان به بخشى از آن غنايم، امتنان كرده است; مى توان استفاده كرد كه اين غنايم، نقش مؤثرى در حيات مادى مسلمانان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 12
12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 3 - 3
3- پيامبران نيز براى حل مشكلات خويش به دعا رو مى آوردند .
عبده زكريّا . إذ نادى ربّه نداءً خفيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 2
2- رسولان الهى در طول تاريخ ، مواجه با مشكلات عظيم و برخوردار از اراده و عزمى بزرگ
فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل
چنانچه «من» بيانيه و عزم به معناى اراده و تصميم باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 47 - 15
15 - دل دارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بازگويى مشكلات پيامبران پيشين و انتقام از مخالفان آنان
و لقد أرسلنا . .. و كان حقًّا علينا نصر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 126 - 14
14 - دعا به درگاه خداوند و درخواست يارى از وى به هنگام مواجه شدن با مشكلات راه ايمان ، از خصلت هاى مؤمنان راستين است .
ربنا أفرغ علينا صبراً و توفنا مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 2
2 - مؤمنان وظيفه دار استعانت از خدا و پيشه سازى صبر و مقاومت در برابر مشكلات راه ايمان
استعينوا باللّه و اصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 8
8 - عناصر عافيت طلب ، به خاطر تحمل نكردن آزار و اذيت هاى وارد شده ، سرزنش شده اند .
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 83 - 2
2- ايوب ( ع ) به انواع ناگوارى ها ، ناراحتى ها ، فقر و مرض مبتلا بود .
أنّى مسّنى الضرّ
«الضرّ» اسم مصدر و به معناى سوء حال، فقر و ناراحتى بدنى مى باشد و نيز هر آن چه كه ضد نفع است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 2
2 - بنى اسرائيل ، در صورت ايمان به قرآن و قبول شريعت جديد ، با تنگنا ها و مشكلاتى شديد مواجه مى شدند .
يبنى إسرائيل اذكروا . .. و ءامنوا ... و استعينوا بالصبر و الصلوة
سفارش خداوند به بنى اسرائيل (پيشه كردن صبر و برپايى نماز) پس از دعوت آنان به ايمان، بيانگر اين است كه: آنان به خاطر پذيرش اسلام و ترك شريعت پيشين، با مشكلات فراوانى مواجه مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 6،7،16
6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .
إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى
7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .
إذ استسقه قومه
16 - قوم موسى پس از عبور از دريا به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .
و ظلّلنا عليهم الغمم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 5
5 - بنى اسرائيل ، زير سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود ، با ضعف و ذلت ، روز مى گذراندند .
فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 93 - 3
3 - وضعيت مسكن و معيشت بنى اسرائيل در دوران حكومت فرعون ، وضعيتى نابسامان و نامناسب بود .
و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 30 - 2
2- زندگى بنى اسرائيل در نظام فرعونى ، همراه با ذلت و مشقت هاى فراوان
و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 6
6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 5
5 - تبعيت محض از وحى الهى و گام نهادن در مدار حق ، ملازم با سختى ها و مشكلات است .
قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 5
5 - تبعيت محض از وحى الهى و گام نهادن در مدار حق ، ملازم با سختى ها و مشكلات است .
قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 4
4 - رسالت الهى و تبليغ دين ، مشكلات اندوه بارى را در پى دارد .
و نجّينه و أهله من الكرب العظيم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ياد داستان نوح(ع)، به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت است كه در مكه، با انواع مشكلات اندوه بار ايجاد شده از سوى كافران و مشركان، روبه رو بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 115 - 5
5 - رسالت الهى و تبليغ دين ، مشكلات اندوه بارى در پى دارد .
و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه بيان داستان موسى و هارون (عليهماالسلام) و مشكلات آنان به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت است كه در مكه با انواع مشكلات اندوه بار از سوى كافران و مشركان رو به رو بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 7
7 - تبليغ پيام الهى ، نيازمند تحمل دشوارى ها و مشكلات
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 5
5 - تبليغ دين ، همراه با مشكلات انبوه و نيازمند استقامت و پايدارى
فادع و استقم كما أمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 24 - 4
4 - تبليغ و اجراى تعاليم قرآن ، پيامددار سختى ها و مشكلات
فاصبر لحكم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 9
9 - استثمار و بى عدالتى اقتصادى ، از مشكلات عمده و اساسى جوامع در طول تاريخ
لقد أرسلنا رسلنا . .. و أنزلنا معهم الكتب و الميزان
با توجه به اين كه «ميزان» (ترازو) ابزارى است كه در مبادلات اقتصادى به كار مى رود و با آن كالاها را توزين مى كنند; مى توان گفت كه: اين واژه در آيه شريفه استعاره از خصوص عدالت اقتصادى است. بنابراين، پيام عدالت اقتصادى - كه در اين آيه به عنوان رسالت همه پيامبران برشمرده است - نشان مى دهد كه موضوع استثمار توده ها و ظلم و اجحاف اقتصادى به آنان، در تاريخ بشر ريشه داشته است و همه جوامع با آن مشكل دست به گريبان بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 6
6- بى منطقى در عقيده و سستى انديشه ، بزرگ ترين مشكل جامعه اصحاب كهف از ديدگاه خود آنان
اتخذوا من دونه ءالهة لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 5،11،12
5 - راهيان بهشت پس از مشاهده وضعيت نابهنجار دوزخيان و منظره هولناك دوزخ ، به دعا خواهند پرداخت
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا
11 - اعرافيان با نگاهى ناخواسته منظره ناخوشايند دوزخيان را مشاهده خواهند كرد .
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «ابصرهم» و «قالوا» اصحاب اعراف باشد.
12 - مشاهده منظره ناهنجار دوزخيان ، برانگيزنده اعرافيان به دعا به درگاه خداوند براى دور ماندن از ابتلا به سرنوشت آنها
إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 7
7 - هشدار خداوند به آدم ( ع ) و حوا در مورد دشمنى شيطان با آنان ، بدان جهت بود كه آنان گرفتار رنج و سختى نشوند .
فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 11
11 - موهومات و عقايد خرافى از مشكلات تبليغ توحيد
و لا أخاف ما تشركون به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 16 - 4
4- بلا ها و سختى هاى دنيا ، در مقايسه با دشوارى هاى قيامت ، امرى اندك و ناچيز
يوم نبطش البطشة الكبرى
در صورتى كه آيه شريفه نظر به قيامت داشته باشد، تعبير «البطشة الكبرى» مى نماياند كه مؤاخذه ها و بلاهاى دنيوى، هرچه باشند در مقابل مؤاخذه هاى اخروى كم و كوچك به شمار مى آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 83 - 6
6- همه انسان ها ، حتى پيامبران در معرض انواع رنج ها ، ناراحتى ها و ناگوارى ها در دنيا
و أيّوب . .. أنّى مسّنى الضرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 83 - 6
6- همه انسان ها ، حتى پيامبران در معرض انواع رنج ها ، ناراحتى ها و ناگوارى ها در دنيا
و أيّوب . .. أنّى مسّنى الضرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 2
2 - تقواپيشگان در دنيا ، گرفتار سخنان زشت و ياوه سرايى هاى مخالفان
لايسمعون فيها لغوًا
مژده به نبود بعضى از زشتى ها در بهشت - با توجّه به بى شمار بودن آنچه بهشت عارى از آن است - بيانگر اين مطلب است كه بهشتيان در دنيا، با اين امور ناخوشايند مواجه و از آن در رنج خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 7
7 - زندگانى مؤمنان نيك كردار در دنيا ، همراه با ايجاد ناامنى از سوى مستكبران و اندوهبار از سرزنش آنان *
أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة ادخلوا الجنة لا خوف عليكم
مطرح ساختن تحقير مؤمنان از سوى كافران و سپس بيان دو موهبت از ميان تمامى مواهب بهشتى اشاره به اين دارد كه اولاً زندگانى مؤمنان در دنيا آميخته به ناامنى و حزن است و ثانياً اين حزن عمدتاً از سوى كافران مستكبر ايجاد مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 88 - 3
3 - التجاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پروردگار خويش ، در مشكلات ابلاغ رسالت
و قيله يربّ إنّ هؤلاء قوم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 1 - 2
2 - نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام دل آزردگى و تألّمات روحى آن حضرت ، در راستاى رسالت
يأيّها المزّمّل
برداشت ياد شده از مجموع آنچه مفسران درباره شأن نزول اين آيات ذكر كرده اند، استفاده مى شود; مثلاً پيامبر(صلی الله علیه و آله) به وقت دريافت اولين وحى، احساس ناراحتى كرده، به حضرت خديجه فرمود: مرا جامه اى بپوشان و يا آن حضرت به وقت شنيدن تهمت كهانت، جنون و سحر درباره خود، احساس ناراحتى كرده به استراحت پرداخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 24 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش ، با مشكلات و مخالفت هايى روبه رو بود .
فاصبر لحكم ربّك
مطلب ياد شده، از فرمان به صبر، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 26 - 2
2 - موسى ( ع ) به دشوارى هاى رسالت خويش و مشكلات ارشاد و هدايت فرعون آگاه بود .
و يسّر لى أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 43 - 13
13 - رهبران الهى ، در ايفاى رسالت خويش و گذر از دشوارى ها ، نيازمند اطمينان و تأييد هاى خداوندى اند .
فاستمسمك . .. إنّك على صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 44 - 6
6 - دشواريهاى زندگى و رفاه و گشايش در آن، در اختيار خداوند است.
فأخذنهم بالبأساء و الضراء . .. فتحنا عليهم أبوب كل شىء
چون گشايش در زندگى و معيشت (فتحنا) و سختى و تنگنا (فأخذناهم)، هر دو با ضمير «نا» به خداوند نسبت داده شده است، معلوم مى شود كه هر دو حالت با اراده خداوند صورت مى پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 13
13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *
فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت
از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 13
13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *
فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت
از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 9
9 - حركت در مسير خدا و احياى ارزش ها ، درپى دارنده دشوارى ها و نيازمند شكيبايى است .
أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اصبر على ما أصابك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 9
9- كافران عصر بعثت ، مشكلات اقتصادى ، اجتماعى و سياسى مسلمانان را ، نشانه ناروابودن عقيده و تفكر آنان مى دانستند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 13 - 5
5- راه حق و بندگى خدا ، داراى سختى ها و مشكلات و نيازمند پايدارى و استقامت
قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا
واژه استقامت، نشان دهنده دشوارى راه و نيازمندى به پايدارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 5
5 - دربار فرعون در نگه دارى ، پرستارى و تغذيه موسى ( ع ) دچار مشكل شد .
هل أدلّكم على من يكفله
«هل أدلّكم» گوياى آن است كه دربار فرعون در طلب دايه و سرپرستى براى موسى(ع) بوده است. قبول پيشنهاد خواهر موسى، اين نكته را مى رساند كه هيچ يك از درباريان از عهده كار برنيامده بود و آنان براى نگه دارى و تغذيه موسى درمانده شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 47 - 2
2 - ابتلاى ثموديان به گرفتارى ها و مشكلات ، پس از رسالت صالح
قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك
شوم شمردن و بديمن خواندن، در صورتى است كه پس از مبعوث شدن صالح(ع)، مشكلات طبيعى، اجتماعى و . ..براى مردم رخ داده باشد و آنان از اين امر بهانه اى براى انكار صالح(ع) پيدا كرده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 94 - 2
2 - خداوند در پى ارسال هر يك از پيامبران در شهر ها و آبادانى ها ، كفرپيشگان را به سختى تنگدستى و رنج و اندوه گرفتار ساخت .
و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء
با توجه به دو آيه بعد (و لو أن أهل القرى . .. ) معلوم مى شود گرفتار ساختن امتهاى گذشته به بلاها و سختيها در صورتى بوده كه آنان با تبليغ و ارشاد پيامبران خويش ايمان نمى آوردند و همچنان بر كفرورزى پافشارى داشتند. در اين مرحله آنها را گرفتار مى ساخت تا شايد متنبّه شوند. بنابراين جمله «أخذنا أهلها ... » مقيد مى شود به «إذا لم يؤمنوا و لم يتقوا»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 15 - 5
5 - بى دينان و نااميدان از نصرت الهى ، گرفتار بن بستى گريزناپذير در زندگى
من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد بسبب الى السماء... هل يذهبنّ كيده ما يغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4
4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت
و لو رحمنهم و كشفنا ما بهم من ضرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 4
4 - انسان ناسپاس و خودخواه ، غافل از گشايش هاى خداوند براى او در شدايد و مشكلات
و لئن أذقنه . .. ليقولنّ هذا لى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 15 - 5
5 - بى دينان و نااميدان از نصرت الهى ، گرفتار بن بستى گريزناپذير در زندگى
من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد بسبب الى السماء... هل يذهبنّ كيده ما يغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 15
15 - خداوند ، داناى به رنج ها و مشقت هاى مجاهدان پيكارگر
ان تكونوا تألمون . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 5
5 - دربار فرعون در نگه دارى ، پرستارى و تغذيه موسى ( ع ) دچار مشكل شد .
هل أدلّكم على من يكفله
«هل أدلّكم» گوياى آن است كه دربار فرعون در طلب دايه و سرپرستى براى موسى(ع) بوده است. قبول پيشنهاد خواهر موسى، اين نكته را مى رساند كه هيچ يك از درباريان از عهده كار برنيامده بود و آنان براى نگه دارى و تغذيه موسى درمانده شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 13
13 - اعراض پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه گران ، دربردارنده پيامد ها و مشكلاتى براى آن حضرت
فاعرض عنهم و توكّل على اللّه
امر به توكل پس از امر به اعراض، دلالت بر اين دارد كه رويگردانى از متخلفان و بى اعتنايى به آنان ممكن است مشكلاتى در پى داشته باشد كه توكل بر خداوند را ايجاب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 13
13 - مقطع زمانى جنگ احد تا بدر صغرا ، برهه اى دشوار براى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
بيّت طائفة منهم . .. اذاعوا به ... فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك
با توجّه به مجموع آيات و شأن نزول.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 1
1 - رويگردانى مردم از اسلام و تكذيب آن، امرى سنگين و ناگوار براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.
بأيت اللّه يجحدون. و لقد كذبت رسل من قبلك ... و إن كان كبر عليك إعراضهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 9،15
9 - عدم دستيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منافع بسيار و بروز مشكلات و سختى ها در زندگانى وى ، نشانه آگاه نبودنش به غيب ها و امور نهانى است .
و لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير
«استكثار» (مصدر استكثرت) هنگامى كه پس از آن «من» آورده شود، به معناى زياد برداشت كردن و فراوان به دست آوردن است. بنابراين «استكثرت من الخير»، يعنى منافع بسيارى را برداشت مى كردم و به دست مى آوردم.
15 - زندگانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانند ديگر انسان ها ، آميخته با رنج و سختى بود .
و ما مسنى السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 5
5- شرايط مكه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان صدراسلام ، شرايطى دشوار و دين دارى امرى مشكل و نيازمند استقامت و پايدارى بوده است .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 4
4- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) نيز همچون ساير انبيا ، نيازمند تقويت روحيه و دلدارى در برابر مشكلات و ناملايمات برخاسته از تبليغ و رسالت الهى خويش
قالوا . .. إنك لمجنون ... و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين. و ما يأتيهم من رس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 127 - 7
7- اذيت ، آزار و تجاوزات دشمنان دين ، بسيار شديد و تحمل آنها امرى دشوار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و اصبر و ما صبرك إلاّ بالله
از اينكه خداوند فرموده است: صبر تو اى پيامبر! تنها به توفيق الهى است، مطلب فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 74 - 5
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انجام رسالت خويش ، با شديدترين و سنگين ترين ترفند ها و توطئه ها از سوى كافران و مشركان رو به رو شد .
و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم
از اينكه شخصيت بزرگى چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزديك بود در برخى مواضع خويش، به سازش كشيده شود و نيز يادآورى اين نكته كه اگر خدا به كمك او نمى آمد، چنين حادثه اى رخ مى نمود، حكايت از حقيقت ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 3
3- تلاش و جديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ايفاى رسالت خويش ، تلاشى طاقت فرسا و سنگين بود .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
«شقاوة» به معناى شدت و دشوارى است (قاموس المحيط) توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به سختى نكشيدن و خود را به زحمت نينداختن، نشان از تلاش طاقت فرساى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهت هدايت مردم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 3 - 2
2 - تبعيت نكردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خواسته كافران و منافقان ، درپى دارنده مشكلاتى براى آن حضرت بود .
و لاتطع الكفرين و المنفقين . .. و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً
فرمان به توكل، پس از فرمان به تبعيت نكردن از خواسته كافران و منافقان، احتمال دارد به خاطر پيامدها و مشكلاتى باشد كه در پى آن فرمان، به وجود مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 38 - 5
5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در انجام دادن برخى از كار هاى مباح و روا ، در تنگنا بوده و شرايط مناسب اجتماعى براى او ، فراهم نبوده است .
ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له
صدور چنين حكمى، از جانب خداوند درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) حكايت مى كند كه آن حضرت، در انجام دادن برخى از امور، مانند ازدواج با مطلَّقه پسرخوانده اش، در شرايط سختى قرار داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 36 - 14
14 - هدايت كردن مشركان و كافران در صدر اسلام ( نيمه نخست رسالت ) ، عملى مشكل و نااميدانه بود .
و من يضلل اللّه فما له من هاد
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه در مكه نازل گرديده بود و در آن زمان مشركان دست از مواضع شرك آلود خود برنمى داشتند. ازاين رو آيه شريفه درصدد بيان اين حقيقت است كه ايمان آوردن آنان، بسيار مشكل و مأيوسانه است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد بيش از اين، غم آنها را بخورد و خود را به زحمت بياندازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 55 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه نخست رسالت خود با انواع مشكلات و موانع روبه رو بود .
فاصبر
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مكه نازل شده است و توصيه خداوند به صبر، بيانگر وجود مشكلات بسيار مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 2
2 - دلدارى خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در مسير مبارزه با مشكلات رسالت
و كذلك ما أرسلنا من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 9
9 - تحمل تعصب هاى جاهلانه مشركان در حديبيه ، امرى دشوار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين
از نزول «آرامش» استفاده مى شود كه دستكم زمينه نگرانى و دشوارى براى مؤمنان وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 6
6 - تحمّل آداب و رسوم دوران جاهليت ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) سنگين و دشوار بود .
وزرك
«وزر»، مطلق است و قابليت دارد كه بر مصاديقى گوناگون - از جمله «سنت هاى سخت دوران جاهليت» - تطبيق يابد. هم چنين مى تواند ناظر به تمام مصاديقى باشد كه به ذهن خطور مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 3 - 4
4 - مهجور ماندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رسالت هاى او در بين مردم ، تاب و توان را از آن حضرت ربوده بود .
الذى أنقض ظهرك
برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه مراد از «وزر» (در آيه قبل)، نقطه مقابل رفعت ذكر (در آيه بعد) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 13 - 3
3- تسليت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در شرايط سخت و دشوار مكه
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 3
3- خطر هجوم يأجوج و مأجوج ( مغول و تاتار ) و تأمين امنيت ، عمده ترين مشكل مردم نواحى شمالى در زمان ذوالقرنين بود .
إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 7 - 5
5 - گرفتارى موسى ( ع ) و خانواده اش در سردى هوا ، تاريكى شب و گم كردن راه در مسير سفر
إذ قال موسى لأهله . .. سئاتيكم منها بخبر... لعلّكم تصطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 5
5- شرايط مكه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان صدراسلام ، شرايطى دشوار و دين دارى امرى مشكل و نيازمند استقامت و پايدارى بوده است .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 3
3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل
با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 9
9 - تحمل تعصب هاى جاهلانه مشركان در حديبيه ، امرى دشوار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين
از نزول «آرامش» استفاده مى شود كه دستكم زمينه نگرانى و دشوارى براى مؤمنان وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 11 - 3
3 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد ، در شرايط سختى قرار گرفتند .
و زلزلوا زلزالاً شديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 3
3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل
با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 13 - 3
3- تسليت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در شرايط سخت و دشوار مكه
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 10
10- مؤمنان مكه قبل از صلح حديبيه ، داراى شرايطى دشوار و ناگزير از تقيه شديد
رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم
آگاهى نداشتن مؤمنان مدينه از مؤمنان مكه، از آن جهت بوده است كه مؤمنان مكه در آن محيط، قادر به ابراز ايمان نبوده و شديداً تقيه مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 36 - 10
10 - دچار شدن مشركان به ناگوارى ، محصول دستاورد خود آنان است .
و إذا أذقنا الناس رحمة . .. و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 6
6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .
و اصبر نفسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 4،10
4 - برآورده شدن خواسته هاى موسى و هارون ( ع ) ( سخت شدن و مهرخوردن دل فرعون و اطرافيانش و وقوع عذاب استيصال ) مستلزم گذشت زمان و وارد آمدن فشار ها و سختى هاى بسيار بر موسى ( ع ) و هارون بود .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا . .. قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما
از اينكه خداوند پس از اعلام استجابت دعاى موسى و هارون (ع)، به آنان دستور استقامت و پايدارى مى دهد و استقامت را با فاى سببيه به اجابت دعا مرتبط مى كند. برداشت فوق استفاده مى گردد.
10 - موسى ( ع ) و برادرش ( هارون ) ، تحت فشار فرعون و اطرافيان او بودند .
قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا . .. ليضلوا عن سبيلك ... فاستق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 73 - 8
8- مفارقت از خضر ( ع ) و بازماندن از يادگيرى علوم او ، براى حضرت موسى ( ع ) امرى دشوار بود .
لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا
مقصود از «أمر» در «من أمرى» همان متابعت خضر(ع) و فراگيرى دانش از او است. بنابراين، مفاد اين قسمت آيه، آن است كه با لغو رخصت همراهى، مرا در مورد كار و هدف ام به زحمت و سختى مينداز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 28،29
28 - موسى ( ع ) در دوران زندگانى خويش ، با سختى هاى فراوانى مواجه شد .
و فتنّك فتونًا
«فتون» - چنانچه برخى گفته اند - جمع فتنة است و «فتنة»، در مورد شدايد و سختى ها استعمال بيشترى دارد (مفردات راغب).
29 - آزمايش موسى ( ع ) و گرفتارى هاى سخت دوران زندگانى او ، از نعمت هاى خداوند به آن حضرت بود .
و فتنّك فتونًا
از آن جايى كه اين آيات در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به موسى(ع) است و در ضمن آن، گرفتارى آن حضرت به فتنه (آزمايش يا سختى) مطرح شده است، چنين برمى آيد كه اين نوع سختى ها و آزمودن ها نيز از جمله نعمت هاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 35 - 4
4 - موسى ( ع ) در انجام رسالت الهى اش ، درگير با دشوارى هاى بسيار و توانفرسا و نيازمند به يار و ياورى همچون هارون بود .
و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 14 - 3
3 - پيش بينى موسى ( ع ) نسبت به مشكلات راه رسالت خود و استفسار وى از خدا
قال ربّ . .. و لهم علىَّ ذنب فأخاف أن يقتلون
موسى با بيان مشكلات خويش، در مقام شانه خالى كردن از زير بار رسالت نيست; بلكه با طرح مشكلات در درگاه خداوند، از او راه حل مى جويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 2
2 - حمايت قاطع خداوند از موسى ( ع ) در قبال مشكلات راه رسالت .
قال كلاّ . .. إنّا معكم مستمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 153 - 2
2 - ايمان به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پى دارنده مشكلات و ناملايماتى براى ايمان آورندگان
يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
توصيه به صبر و نماز و استعانت از آنها، پس از بيان رسالت پيامبر و مخاطب قرار دادن مؤمنان، اين نكته را به مخاطبان القا مى كند كه ايمان به سالت پيامبر، مستلزم مشكلات و ناملايماتى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 4
4 - مبتلا شدن به پيكار با دشمنان و پيامد هاى آن ( ترس ، گرسنگى ، زيان هاى مالى و جانى و كم محصولى ) از مشكلات راه ايمان است .
لاتقولوا لمن يقتل . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف
بيان كردن آزمون با ترس، گرسنگى و . .. پس از مطرح كردن جهاد و كشته شدن در راه خدا، گوياى اين است كه: مقصود از «الخوف و ...» ترسها و گرسنگيهايى است كه از مبتلا شدن به دشمنان دين به وجود مى آيد; يعنى، ايمان به رسالت مستلزم پيكار با دشمنان دين است و پيامد پيكار ترس، گرسنگى و ... مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 7
7 - بشارت الهى از آنِ مؤمنانى است كه در برخورد با مشكلات و ناملايمات ، تسليم قضاى الهى باشند .
و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 16
16 - دشوارى ها و سختى هاى پيش آمده براى اهل ايمان به هنگام نبرد با دشمنان ، داراى حكمت و مصلحت
ان تكونوا تألمون . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
توصيف خداوند به «حكيماً»، پس از بيان علم خداوند به دردها و مصيبتهاى اهل ايمان، براى رساندن اين معناست كه اين رنجها و گرفتاريها داراى حكمت و مصلحت است و لذا از آن جلوگيرى نمى كند، نه اينكه از ديد خداوند مخفى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 3
3 - مؤمنان به رسالت انبيا در معرض مشكل آفرينى كفرپيشگان و موظف به صبر و استقامت
إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 6
6 - حضور مؤمنان در بين كافران و ظالمان ، بلايى سخت و رهايى از آن لطفى بزرگ و الهى
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 3
3 - مؤمنان ، قبل از صلح حديبيه ، داراى شرايطى بحرانى و اضطراب روحى *
هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين
نزول آرامش، زمانى صادق است كه قبل از آن، اضطراب و ناآرامى وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3
3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 4،10
4 - برآورده شدن خواسته هاى موسى و هارون ( ع ) ( سخت شدن و مهرخوردن دل فرعون و اطرافيانش و وقوع عذاب استيصال ) مستلزم گذشت زمان و وارد آمدن فشار ها و سختى هاى بسيار بر موسى ( ع ) و هارون بود .
و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا . .. قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما
از اينكه خداوند پس از اعلام استجابت دعاى موسى و هارون (ع)، به آنان دستور استقامت و پايدارى مى دهد و استقامت را با فاى سببيه به اجابت دعا مرتبط مى كند. برداشت فوق استفاده مى گردد.
10 - موسى ( ع ) و برادرش ( هارون ) ، تحت فشار فرعون و اطرافيان او بودند .
قال موسى ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا . .. ليضلوا عن سبيلك ... فاستق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 89 - 8
8 - يهوديان مدينه ، پيش از اسلام در گير با كافران و از ناحيه آنان در سختى و فشار بودند .
و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 50 - 6
6 - كنار كشيدن از مسؤوليت و مشكلات جامعه در بينش منافقان ، تيزهوشى و كياست است .
و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 26 - 4
4 - آسان ساختن برنامه هاى تبليغى پيامبران ، جلوه ربوبيت خداوند و عنايت ويژه او به پيشبرد اهداف رسالت است .
ربّ . .. يسر لى أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 5 - 6
6 - فراهم آمدن تسهيلات براى رفع مشكلات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امداد ويژه خداوند به آن حضرت
فإنّ مع العسر يسرًا
حرف «ال» در «العسر»، مى تواند براى عهد يا جانشين مضاف اليه باشد; يعنى، «عسرك». در اين صورت «العسر»، اشاره به سختى هايى دارد كه براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) پيش آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 9
9- گشايش تنگنا هاى زندگى بشر و رفع مشكلات ايشان به دست خدا و در اختيار اوست .
و لاتاْيئسوا من روح الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 75 - 1
1 - رفع گرفتارى ها ، وابسته به مشيت خداوند و در گرو اراده او است .
و لو رحمنهم . .. للجّوا فى طغينهم يعمهون
«لو» در اين جا معادل «إن» شرطيه است. «رحمة» (مصدر «رحمنا») به معناى بخشش و «كشف» (مصدر «كشفنا») به معناى برطرف ساختن است. «لجاجة»، نيز به معناى اصرار ورزيدن و «عمه» به معناى سرگردانى و تحير است. «يعمهون» حال براى ضمير «لجّوا» و «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» مى باشد; يعنى، اگر آنها را مورد بخشش قرار دهيم و صدمات وارده به آنان را برطرف سازيم، آنان در طغيان شان سرگردان شده [و بر آن] اصرار خواهند ورزيد. گفتنى است آيه فوق، ادامه آيات پيشين و مربوط به اشراف و مرفهان كافر مكه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 12
12 - هر كس تقوا پيشه كند ، خداوند راه خروج از هر مشكل و بن بستى را براى او مى گشايد .
و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 10،12
10 - نويد خداوند به امكان رفع مشكل زنان مطلّقه و همسرانشان ، در صورت رعايت تعاليم و رهنمود هاى الهى
لينفق ذو سعة من سعته . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
12 - اميد بستن به حل مشكلات زندگى مشترك و تبديل شدن سختى ها به آسانى ها - در پرتو لطف و عنايت خداوند - اميدى شايسته و بجا براى مؤمنان
سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
آيه شريفه، ضمن اميد بخشيدن به مردان و زنان درگير با مشكلات زندگى مشترك، آنان را به رفع شدن مشكلاتشان در پرتو عنايت و لطف خداوند، اميدوار ساخته و به اين اميدوارى تشويق و ترغيب كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 8
8 - توجّه به عنايت هاى خداوند در رفع مشكلات رسالت ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند
ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و وضعنا عنك وزرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 31
31 - پشامد هاى زندگى و مشكلات آن ، وابسته به خداوند ومنتسب به او است .
و فتنّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 76 - 1
1 - بلا ها و گرفتارى هاى دنيوى ، بر اساس مشيت خدا و در جهت تنبه و هدايت غافلان و منحرفان
و لقد أخذنهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم
«أخذ» (مصدر «أخذنا») به معناى گرفتن ( گرفتار ساختن)است. «إستكانة» (مصدر «استكانوا») به معناى فروتنى و «تضرع» (مصدر «يتضرعون») به معناى ناليدن و زارى كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 31 - 11
11 - بازتاب گناهان انسان به صورت مشكلات دنيايى ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن انسان از سركشى و تجاوز است .
و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و ما لكم م
سياق آيات، نشانگر بيان گونه هاى مختلف از يك حقيقت است; چه اين كه باران، غفران، ولايت و نصرت گونه هايى از روزى خداوند براى انسان ها است كه از پس خشكسالى، گناه و مصيبت به انسان ارزانى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 5
5 - عملكرد غلط مسلمانان ، منشأ فتنه ها و مشكلات اجتماعى آنان
إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 10
10 - ابتلاى فرعونيان به گرفتارى ها و عذاب هاى دنيايى ، نمودى از آيات و نشانه هاى خداوند در حق آنان
و ما نريهم من ءاية . .. و أخذنهم بالعذاب
از ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 47 - 4
4 - مشكلات ثموديان ، بنا به تقدير الهى و در جهت آزمايش آنان بود ، نه معلول وجود صالح ( ع ) و پيروان او .
قال طئركم عند اللّه بل أنتم قوم تفتنون
عبارت «طائركم. ..»; يعنى، آنچه كه باعث بروز مشكلات و گرفتارى براى شما شده، نزد خدا است. مقصود اين است كه وجود من تأثيرى در پيدايش مشكلات شما ندارد; بلكه مشكلات تان بر اساس برنامه و تقدير الهى است كه در راستاى آزمايش شما تدارك ديده شده است. گفتنى است كه در برداشت ياد شده، «فتنة» در جمله «بل أنتم قوم تفتنون» به معناى آزمايش گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 18
18 - گشايش در كار مؤمنان و تفضل به آنان از جانب خداوند ، بر پايه علم گسترده او به مصالح و نياز هاى آنان است .
يغنهم اللّه من فضله و اللّه وسع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 34 - 6
6 - شدّت گرفتارى مردم در قيامت ، مانع پرداختن آنان به حلّ مشكلات ديگران ; حتى خويشاوندان خويش
يوم يفرّ المرء من أخيه
جمله «لكلّ . .. شأن يغنيه» در آيات بعد، مى تواند قرينه بر انگيزه فرار در قيامت باشد; يعنى، هر كس آن قدر به خود مشغول است كه گوش و چشم خود را بر فرياد و زارى ديگران فرو مى بندد و از درگير ساختن خود با مسائل آنان مى گريزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 128 - 9
9- توجه به حمايت خدا از تقواپيشگان و نيكوكاران ، مانع از قرار گرفتن آنان در تنگناى روحى است .
و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون . إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 15 - 7
7 - خودكشى ، تلاش بى ثمر در جهت رهايى از سرخوردگى و بن بست در زندگى
من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد بسبب الى السماء... هل يذهبنّ كيده ما يغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 30
30- بهره جستن از نذر براى فرار از تنگنا هاى اجتماعى جايز است .
إنّى نذرت . .. فلن أكلّم اليوم إنسيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 30
30 - برخى از سختى هاى زندگانى ، نعمت خداوند بر انسان و نشانه لطف او است .
و لقد مننّا . .. و فتنّك فتونًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 16
16- گرفتارى ها و مصائب و نيز بر طرف شدن آنها ، وسيله تذكر و توجه است .
فاستجبنا له . .. ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 9
9 - پيامبران الهى ، در راه ايفاى رسالت خود ، مواجه با مشكلاتى همگون و مشابه
و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها
مشكلات اجتماعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 11
11 - تنگنا هاى اجتماعى و روحى ، از زمينه هاى التجاى انسان به درگاه الهى
ضاقت عليهم الأرض . .. و ضاقت عليهم أنفسهم و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه
با توجه به شأن نزول كه محاصره اجتماعى متخلفان را از سوى مسلمانان زمينه التجاى آنان به خداوند شمرده است، اين برداشت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 25
25- قصد قربت با قصد رهايى از ناملايمات اجتماعى منافاتى ندارد .
إنّى نذرت للرحمن صومًا فلن أكلّم اليوم إنسيًّا
مريم(س) به منظور عذر آوردن نزد مردم براى سكوت خويش، روزه را نذر كرد، ولى با جمله «انّى نذرت للرحمان» نذر خود را وسيله تقرب به خدا قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 6،17،18
6 - حضور در كنار رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش در مسائل عمومى ، امرى لازم و بايسته
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
17 - پرداختن به امور مهم زندگى شخصى ، به جاى حل و فصل مسائل اجتماعى ، با اذن رهبرى ، خطايى است نيازمند به استغفار به درگاه الهى .
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم اللّه
توصيه خداوند به طلب مغفرت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى كسانى كه به اذن او عرصه حل و فصل امور اجتماعى را ترك مى كنند حاكى از اين است كه اين عمل چون به اذن آن حضرت انجام گرفته جايز است; ولى در عين حال خطايى است كه بايد براى آن استغفار كرد.
18 - انجام كار هاى عمومى و حل و فصل مسائل اجتماعى در هر حال ، در اولويت نخست و از پرداختن به امور فردى و شخصى مهم تراست .
و إذا كانوا معه على امر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم و ا
خطا بودن ترك عرصه حل و فصل مسائل اجتماعى، به منظور رسيدگى به كارهاى شخصى - كه از طلب مغفرت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود - برداشت ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 14
14- مردم ، در قبال مسائل جامعه خويش چون : بى عدالتى ، فحشا ، بزهكارى ، ستم ، فقر و نيازمندى هاى اقتصادى مردم ، مسؤولند .
إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 9
9 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى ، به منظور پرداختن به امور زندگى شخصى ، بدون اذن خواستن ، حرام و ممنوع است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. فإذا استئذنوك لبعض شأن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 3،4،13
3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
4 - مؤمنان راستين ، به هنگام حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى ، براى حل و فصل امور مهم اجتماعى ، بدون اذن خواستن به دنبال كار ديگرى نمى رفتند .
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر لم يذهبوا حتّ
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 6
6 - اعتماد به خبر فاسق ، بدون تحقيق و بررسى ، دربردارنده خطر براى جامعه
أن تصيبوا قومًا بجهلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 15
15- نظام اجتماعى ظالمانه ، همچون نظام استبدادى فرعون ، از ظلمتهاست .
أخرج قومك من الظلمت إلى النور . .. إذ أنجكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 3
3 - بنى اسرائيل در حكومت فرعون ، زندگى سختى داشتند و جان پسران آنها در خطر بود .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 3،9
3- مسلمانان عصر بعثت ، گرفتار مشكلات اقتصادى و اجتماعى و سختى معيشت بودند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
مراد از «فريقين» به قرينه صدر آيه، مؤمنان و كافران است. كافران در پاسخ به مؤمنان دو چيز را مايه افتخار و برترى و حقانيت خود مى دانستند: يكى وصف «خيرمقاماً» و ديگرى «أحسن نديّاً»، از اين دو توصيف، آشكار شود كه مؤمنان از نظر ظاهرى، در نقطه مقابل اين دو وضعيت قرار داشتند.
9- كافران عصر بعثت ، مشكلات اقتصادى ، اجتماعى و سياسى مسلمانان را ، نشانه ناروابودن عقيده و تفكر آنان مى دانستند .
أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 73 - 5
5 - عملكرد غلط مسلمانان ، منشأ فتنه ها و مشكلات اجتماعى آنان
إلا تفعلوه تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 30
30- بهره جستن از نذر براى فرار از تنگنا هاى اجتماعى جايز است .
إنّى نذرت . .. فلن أكلّم اليوم إنسيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 7
7 - توبه و استغفار ، شرط برخوردارى از مغفرت خداوند و رحمت خاص او
افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 26
26 - مؤمنى كه از سر جهل گناه كند، در صورت توبه و اصلاح حتماً مشمول مغفرت و رحمت خداوند قرار خواهد گرفت.
كتب ربكم على نفسه الرحمة أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب من بعده و أصلح فأنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 165 - 12
12 - كسانى كه در آزمونهاى الهى موفق باشند، از مغفرت الهى برخوردار و از رحمت او بهره مند خواهند شد.
ليبلوكم فى ما ءاتيكم . .. إنه لغفور رحيم
مشمولان لعن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 9،10
9 - يهود ، مورد نفرين و غضب خداوند به سبب پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و كشتن پيامبران
فبما نقضهم ميثقهم . .. و قتلهم الأنبياء
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما نقضهم . ..» به قرينه آيات مشابه، متعلق به فعلى محذوف همانند «لعناهم» باشد.
10 - غرور علمى يهود در برابر دعوت انبيا ، موجب گرفتارى آنان به لعنت خداوند
و قولهم قلوبنا غلف
كلمه «قولهم» عطف بر «نقضهم» است، بنابراين متعلق به فعل محذوف «لعناهم» است. يعنى «بقولهم ... لعناهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 156 - 7،8
7 - كفرورزى يهود با انكار رسالت حضرت مسيح ( ع ) ، موجب گرفتار شدن آنان به لعنت خداوند
و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «بكفرهم» عطف بر «بنقضهم» در آيه قبل باشد. بر اين مبنا «بكفرهم» متعلق به فعل محذوف «لعناهم» خواهد بود.
8 - اتهام نارواى يهود به حضرت مريم ( ع ) از عوامل محكوميت آنان به لعن و نفرين الهى
و قولهم على مريم بهتناً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 157 - 4
4 - ادعاى كشتن حضرت مسيح ( ع ) - على رغم اعتراف به پيامبرى وى - مايه گرفتارى يهود به لعنت و غضب خداوند
و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
بدان احتمال كه «قولهم» عطف بر «نقضهم» در آيه 155 باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 4
4 - گرفتارى بنى اسرائيل به لعن الهى و قساوت قلب ، كيفر پيمان شكنى آنان
فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 5،9،13،16،17،19
5 - گروهى از اهل كتاب ، گرفتار لعنت و غضب خداوند
من لعنه اللّه و غضب عليه
9 - گرفتارى اهل كتاب به لعنت و غضب خداوند ، پرستش طاغوت و مسخ شدنشان به ميمون و خوك ، سزاى رفتار هاى زشت
آنان
هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه من لعنه . .. و عبد الطغوت
كلمه «مثوبة» (سزا و جزا) مى رساند كه غضب و . .. به عنوان پيامدهاى شومى است كه اعمال نارواى اهل كتاب آنها را اقتضا مى كرده است.
13 - گرفتاران به لعنت و غضب خدا ، مسخ شدگان و طاغوت پرستان اهل كتاب خود سزاوار استهزا و نه مؤمنان به خدا و كتب آسمانى
الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. منهم القردة و الخنازير و عبد الطغوت
16 - گرفتاران به لعنت الهى و غضب الهى ، مسخ شدگان و طاغوت پرستان ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند
من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل كه روى سخن را با اهل كتاب قرار داده بود.
17 - بدترين جايگاه دوزخ از آن مسخ شدگان ، پرستندگان طاغوت ، گرفتاران به لعنت و غضب الهى است .
من لعنه اللّه و غضب عليه و جعل منهم . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
برخى از مفسران «مكاناً» را جايگاه دوزخى توصيف شدگان دانسته اند.
19 - پيشينيان اهل كتاب - بر اثر گرفتارى به لعنت و غضب خدا و در آمدن به شكل ميمون و خوك و پرستش طاغوت - ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند
من لعنه اللّه . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 7،14،23
7 - يهود ، مردمى به دور از رحمت خداوند و مورد لعنت او
و لعنوا
«لعنت» به معناى دورى از رحمت است.
14 - تأثير منفى قرآن در يهوديان - افزون بر كفر و طغيان آنان - ، برخاسته از گرفتارى ايشان به لعنت الهى
و لعنوا بما قالوا . .. ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً
واقع شدن جمله «و ليزيدن . ..» پس از بيان پندار باطل يهود و گرفتار شدن آنان به لعنت الهى بر اثر آن، مى رساند كه ازدياد كفر و طغيان آنان ريشه در ملعون شدن آنان و پندارهاى ناروا درباره خدا، دارد.
23 - دشمنى و كينه توزى يهود با يكديگر از پيامد هاى گرفتارى آنان به لعنت خدا و دورى از رحمت او
و لعنوا بما قالوا . .. و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة
جمله «و القينا . ..» مى تواند بيان پيامدى ديگر براى «لعنوا بما قالوا» باشد ; يعنى گرفتارى به لعنت الهى علاوه بر افزايش كفر و طغيان يهوديان، مايه گرفتارى آنان به دشمنى و كينه توزى با يكديگر نيز گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 1
1 - كافران بنى اسرائيل با نفرين داود ( ع ) و عيسى ( ع ) به لعنت و دورى از رحمت خداوند گرفتار شدند .
لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى
فاعل محذوف از «لعن» داود(ع) و عيسى(ع) مى باشد. بنابراين جمله «لعن ... على لسان داود و عيسى» به اين معناست كه كافران بنى اسرائيل مورد لعنت داود(ع) و عيسى(ع) قرار گرفتند گفتنى است، آنگاه كه لعنت بر زبان انسان جارى شود به معناى درخواست انقطاع از رحمت الهى از لعنت شونده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 37 - 5
5- امكان اجابت دعاى مطرودين درگاه الهى و لعن شدگان
فاخرج منها . .. و إن عليك اللعنة ... قال ربّ فأنظرنى ...قال فإنك من المنظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 12
12 - آدمى ، مى تواند حتى در زمان گرفتاريش به لعنت خدا ، خود رابه سوى ايمان گرايش داده و اهل ايمان گردد .
لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا ما يؤمنون
تفريع جمله «فقليلا ما يؤمنون» بر «لعنهم اللّه بكفرهم» مى رساند كه: كفر ورزى و دور شدن از رحمت خدا، بسيارى از زمينه هاى ايمان را از بين مى برد نه همه آنها را; يعنى، با وجود لعنت الهى انسان مى تواند خود را به سوى ايمان گرايش دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 18
18 - طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست
من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 88 - 4
4 - خداوند ، يهوديان حق ناپذير را از رحمت خويش محروم و به لعنت ، گرفتارشان كرد .
بل لعنهم اللّه بكفرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 89 - 12،13
12 - خداوند ، يهوديان كافر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن را از رحمت خويش به دور و آنان را مورد لعنت قرار داده است .
فلعنة اللّه على الكفرين
13 - كافران عنود و حق ناپذير ، مورد لعنت خداوند هستند .
فلعنة اللّه على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 6
6 - شمول لعنت الهى بر گنهكاران ، موجب سلب توفيق توبه از آنان نخواهد شد .
أولئك يلعنهم اللّه . .. إلاّ الذين تابوا و أصلحوا و بينوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 161 - 1،5،7
1 - كفرپيشگانى كه با كفر بميرند ، به لعنت خدا گرفتار شده و مورد نفرين و لعنت فرشتگان خواهند بود .
إن الذين كفروا و ماتوا و هم كفار أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين
5 - كتمان كنندگان حقايق دينى هم در دنيا و هم در آخرت به لعنت خداوند گرفتار خواهند بود .
أولئك يلعنهم اللّه . .. أولئك عليهم لعنة اللّه
جمله «أولئك يلعنهم اللّه» (در آيه 159) به قرينه «إلا الذين تابوا . ..» حاكى از آن است كه: كتمان كنندگان حقايق در دنيا به لعنت خدا گرفتارند و جمله «أولئك عليهم لعنة اللّه» به دليل «ماتوا و هم كفار» دلالت بر اين دارد كه در آخرت نيز مورد لعنت هستند.
7 - تأثير و نقش دعا و نفرين فرشتگان و انسان ها در دورى گنهكاران از رحمت الهى
أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 162 - 1،2
1 - كسانى كه كافر بميرند ، براى هميشه به لعنت خدا گرفتار خواهند بود .
أولئك عليهم لعنة اللّه . .. خلدين فيها
ظاهر اين است كه ضمير «فيها» به «لعنة اللّه . ..» (در آيه قبل) بازگردد.
2 - كتمان كنندگان حقايق دينى ، در صورتى كه بدون توبه بميرند ، همواره مورد لعنت خدا خواهند بود .
إن الذين يكتمون . .. أولئك عليهم لعنة اللّه ... خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 46 - 20
20 - گرفتارى برخى از يهود به لعنت خداوند
و لكن لعنهم اللّه بكفرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 16،17
16 - گرفتارى اصحاب سبت به لعنت الهى
كما لعنّا اصحاب السَّبت
17 - كافران به قرآن در خطر گرفتارى به لعنتى ، همسان لعنى كه اصحاب سبت بدان گرفتار شدند .
امنوا . .. او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 52 - 1،2،3،6
1 - اهل كتاب ( علماى يهود ) مشمول لعن خداوند به جهت حقپوشى و همسويى با كفار عليه مسلمانان
الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه
2 - ايمان به جبت و طاغوت ( كفر و شرك ) موجب لعن خداوند
الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً
3 - كسانى كه حقانيّت اسلام را مى پوشانند و راه شرك را بهتر از آن مى نمايانند ، مورد لعن الهى هستند .
الم تر الى الذين . .. يقولون هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلا. اولئك الّذين لعنه
6 - مشمولان لعن خداوند ، محروم از مدد هاى او
و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 7
7 - ندا دهنده اى در قيامت مأمور اعلام گرفتارى ظالمان به لعنت خداوند است .
فاذن مؤذن بينهم أن لعنة اللّه على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 45 - 4
4 - آنانكه در پى ناهنجار كردن و منحرف ساختن راه خدايند ، از زمره ستمكارانند و در قيامت مورد لعنت خدا قرار خواهند گرفت .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً
برداشت فوق بر اساس دومين مصداقى است كه در توضيح برداشت قبل براى پى جويى اعوجاج در دين بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 11
11 - پندار فرزند داشتن خدا ، انحراف از مسير حق بوده و معتقدان به آن ، گرفتار لعن و نفرين خدا خواهند بود .
و لا يدينون دين الحق . .. و قالت اليهود عزير ابن اللّه ... قتلهم اللّه أنى يؤفكو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 68 - 10،11
10 - منافقان و كافران ، مورد لعن و نفرين خداوند و محروم ابدى از رحمت او
المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه
11 - جواز لعن و نفرين بر منافقان و كافران
المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 98 - 10
10 - آرزومندان نزول بلا و نگون بختى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، مورد طرد و لعن خداوند هستند .
يتربّص بكم الدوائر عليهم داثرة السوء
ظاهراً جمله «عليهم داثرة السوء» در مقام نفرين مى باشد نه صرفاً إخبار از آينده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 10،11،14
10- ستمگران در قيامت ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .
ألا لعنة الله على الظلمين
11- كسانى كه به خداوند دروغ مى بندند ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .
هؤلاء الذين كذبوا على ربهم ألا لعنة الله على الظلمين
14- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . وأما الكافر فيقرأ ذنوبه على رؤوس الأشهاد ، « هؤلاء الذين كذبوا على ربّهم ألا لعنة الله على الظالمين » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. اما كافر پس گناهان او در ملأ عام و در حضور گواهان خوانده مى شود: اينانند كسانى كه به پروردگار خود دروغ بستند. آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمكاران باد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 60 - 1
1- قوم عاد ، در دنيا به لعنت خدا گرفتار شدند و در آخرت نيز از رحمت او محروم خواهند بود .
و أُتبعوا فى هذه الدنيا لعنة و يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 99 - 1
1- فرعون و پيروان وى در عرصه دنيا و آخرت ، به لعنت خدا گرفتار و از رحمت او به دورند .
و أُتبعوا فى هذه لعنة و يوم القيمة
ضمير در «اُتبعوا» به فرعون و قوم وى باز مى گردد. «اتباع» (مصدر اُتبعوا) به معناى ملحق كردن و به دنبال فرستادن است. بنابراين «واُتبعوا ...»; يعنى ، فرعون و قوم او در دنيا و آخرت ، لعنت و نفرين را به دنبال خواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 25 - 7،8،9
7- كسانى كه به پيمان هاى الهى پايبند نباشند ، به لعنت خدا و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .
والذين ينقضون عهد الله . .. أُولئك لهم اللعنة
8- آنان كه به برقرارى پيوندهايى كه خداوند به برقرار ساختن آنها فرمان داده ، ملتزم نباشند ، به لعنت و دورى از رحمت گرفتار خواهند شد .
والذين . .. يقطعون ما أمر الله به أن يوصل ... أُولئك لهم اللعنة
9- فسادگران در زمين به لعنت خداوند و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .
و الذين . .. يفسدون فى الأرض أُولئك لهم اللعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 39 - 13
13- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه قال فى قول الله عزوجل : « و قالت اليهود يدالله مغلولة » : لم يعنوا أنه هكذا ، و لكنّهم قالوا : قد فرغ من الأمر فلايزيد و لاينقص فقال الله جل جلاله تكذيباً لقولهم : « غلّت أيديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء » ألم تسمع الله عزوجل يقول : « يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده اُمّ الكتاب » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره قول خداى عزوجل: «و قالت اليهود يد الله مغلولة» فرمود: منظور يهود اين نبود كه واقعاً دستهاى خدا در غُلّ بسته است ; بلكه آنان مى گفتند: خدا از كار خلقت فارغ شده و ديگر چيزى را زياد و كم نمى كند. پس خداوند - جل جلاله - براى تكذيب سخن آنان فرمود: «دستهاى خودشان در غل بسته باد و به خاطر سخنى كه گفتند، لعنت بر آنان باد ; بلكه دستهاى خدا باز است و هرگونه مى خواهد مى بخشد».آيا نشنيده اى كه خداى عزوجل مى فرمايد: «يمحوا الله مايشاء و يثبت و عنده اُمّ الكتاب».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 17
17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن المؤمن إذا أُخرج من بيته شيّعته الملائكة إلى قبره . . . و إن كان كافراً خرجت الملائكة تشيّعه إلى قبره تلعنونه . . . ثمّ يدخل عليه ملكا القبر . . . فيقولان له : من ربّك ؟ فيتلجلج و يقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له : لادريت و يقولان له : ما دينك ؟ فيتلجلج فيقولان له : لادريت و يقولان له : من نبّيك ؟ فيقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له لادريت و يسأل عن إمام زمانه . . . و هو قول الله عزّوجلّ : « . . . و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه [جنازه] مؤمن را از منزلش بيرون مى برند، ملائكه او را تا قبرش تشييع مى كنند . .. و اگر كافر باشد فرشتگان او را تا قبرش تشييع و لعنت مى كنند ... سپس دو فرشته قبر، بر او وارد مى شوند ... پس به او مى گويند: پروردگارت كيست؟ پس او [در پاسخ] مردد مى شود و مى گويد: شنيده ام مردم [اين گونه] مى گويند. پس به او مى
گويند: [آيا] ندانستى؟ به او مى گويند دينت چيست؟ باز مردد مى شود و آنان به او مى گويند: [آيا] ندانستى؟ پس به او مى گويند: پيامبر تو كيست؟ پس پاسخ مى دهد: شنيده ام كه [اين گونه] مردم مى گويند. پس به او مى گويند [آيا ]ندانستى؟ و از او درباره امام زمانش سؤال مى كنند: ... و اين سخن خداوند عزّوحلّ است: ... يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 35 - 6
6- بازگشت همه لعن ها ، به ابليس است . *
و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «ال» در «اللعنة» براى جنس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 78 - 1،2
1 - ابليس به خاطر سرپيچى از فرمان سجده بر آدم ، مورد لعن و نفرين ابدى خداوند قرار گرفت .
و إنّ عليك لعنتى إلى يوم الدين
2 - طرد از درگاه خداوند و گرفتار شدن به لعن و نفرين ابدى ، كيفر دنيوى ابليس
فإنّك رجيم . و إنّ عليك لعنتى إلى يوم الدين
خداوند در هشت آيه بعد، ابليس را به عذاب جهنم تهديد و محكوم كرد. اين نكته مى رساند كه طرد و نفرين ابليس - آن هم با آمدن قيد «إلى يوم الدين» - مربوط به كيفر دنيايى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 7
7 - ستمگران ، گروهى مطرود و محروم از رحمت خداوند در قيامت
و لهم اللعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 3،6
3- كسانى كه دين و معارف الهى را نپذيرند و مردم را از پذيرش آن بازدارند ، در آخرت از رحمت خدا محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله
6- كسانى كه درپى منحرف ساختن دين و معارف الهى هستند ، ستمكارند و در آخرت به لعنت خدا گرفتار خواهند شد .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... يبغونها عوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 1
1 - قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، مورد نفرين در دنيا و آخرت
إنّ الذين يرمون المحصنت الغفلت المؤمنت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«محصنات» به معناى زنان عفيف و پاكدامن است (لسان العرب). مقصود از «غافلات» (زنان غافل) ممكن است زنانى باشند كه آن قدر از آلودگى جنسى به دوراند كه گويا به كلى از چنين مسائلى بى خبراند و ممكن است زنانى باشند كه از آنچه به آنان نسبت ناروا داده اند (فحشا)، كاملاً بى خبراند و در هر دو صورت به چنين زنانى زنان نجيب گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 35 - 1
1- ابليس ، به دليل تمرد از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، مورد لعن ابدى خداوند قرار گرفت .
و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 6
6 - ستم كاران ، مورد لعن و نفرين خداوند
فبعدًا للقوم الظلمين
نصب «بُعداً» به عنوان مفعول مطلق براى فعل محذوف مى باشد; يعنى، «بعدوا بُعداً». گفتنى است كه «بُعداً» از جمله مصدرهايى است كه همواره به جاى فعل مى آيد; يعنى، دور باد[از رحمت خدا] گروه ستم كاران!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 44 - 9
9 - جوامع كفرپيشه و بى ايمان ، مورد لعن و نفرين خداوند
فبعدًا لقوم لايؤمنون
كلمه «بُعداً» منصوب است به عنوان مفعول مطلق برا فعل محذوف; يعنى، «بعدوا بُعداً». گفتنى است كه «بُعداً» از مصادرهايى است كه همواره بجاى فعل مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 3
3 - مردانى كه با سوگند دروغين ، همسرانشان را متهم به زنا كنند ، مستحق لعنت خدايند .
والخمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 42 - 1
1 - لعنت خدا و دورى از رحمت حق ، تنها دست آورد فرعون و سپاهيانش از زندگى دنيوى
و أتبعنهم فى هذه الدنيا لعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 57 - 1،4،5،6
1 - آزاردهندگان و اذيت كنندگان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشمول لعن خدا در دنيا و آخرتند .
إنّ الذين يؤذون اللّه و رسوله لعنهم اللّه فى الدنيا و الأخرة
4 - كسانى كه وارد منزل پيامبر (صلی الله علیه و آله) شوند و اقامت خود را در حدّ آزاردهندگى آن حضرت ادامه دهند ، مورد لعن خدايند .
و لامستئنسين لحديث إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ . .. إنّ الذين يؤذون ... و رسوله لعن
5 - منافقان و كافران آزاردهنده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مورد لعن خدايند .
و لاتطع الكفرين و المنفقين و دَعْ أذيهم . .. إنّ الذين يؤذون ... و رسوله لعنهم
6 - مذاكره كنندگان بى پرده و رو در رو با همسران پيامبر - كه موجب آزار دادن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است - مشمول لعن خداوندند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب. .. و ما كان لكم أن تؤذوا رسول اللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 64 - 1
1 - همه كافران ، قطعاً مورد لعن خداوندند .
إنّ اللّه لعن الكفرين
«ال» در «الكافرين» مى تواند براى استغراق باشد. بنابراين، همه كافران را شامل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 1،4
1- عناصر بيماردلِ روى گردان از جهاد و دستورات الهى ، مورد نفرين خداوند
رأيت الذين فى قلوبهم مرض . .. فهل عسيتم إن تولّيتم ... أولئك الذين لعنهم اللّه
برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه مشاراليه «أولئك»، كسانى باشند كه «تولّيتم» خطاب به آنان است و «تولّى» به معناى روى گردانى از جهاد و يا مجموعه فرمان هاى حق باشد.
4- واليان و حاكمان فسادگر و بى عاطفه ، مورد نفرين الهى
إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض . .. أولئك الذين لعنهم اللّه
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «أولئك» اشاره باشد به همه متوليان امر كه فسادگر و قطع كننده رحم اند و گروهى از آنان در آيه قبل، مخاطب «إن تولّيتم أن تفسدوا. ..» قرار گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 11
11 - منافقان و مشركان ، مورد خشم و نفرين الهى و به دور از رحمت او
و غضب اللّه عليهم و لعنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 11 - 3
3 - كافران دوزخى ، مورد نفرين خدا و محروم از رحمت و لطف او هستند .
فسحقًا لأصحب السعير
«سحق» به معناى «بُعد» است و در اين آيه، به جاى لعن و نفرين به كار رفته است و مراد از آن، دورى از رحمت و لطف الهى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 19 - 1
1 - وليدبن مغيره ، مورد نفرين خداوند
فقتل كيف قدّر
عبارت «قتل»، براى نفرين و دعا عليه كسى به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 20 - 1
1 - وليدبن مغيره ، مورد نفرين شديد و سخت خداوند
ثمّ قتل كيف قدّر
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه تكرار آيه پيش و به منظور مبالغه ادا شده است و «ثمّ» براى دلالت بر تفاوت رتبه است; يعنى، عقوبت و نابودى كافران، به شديدترين وجهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 8
8 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) . . . « قتل الإنسان ما أكفره » أى لعن الإنسان ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه در معناى «قتل الإنسان ما أكفره» فرمود: يعنى لعنت بر اين انسان [چقدر ناسپاس است]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 1
1 - قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، مورد نفرين در دنيا و آخرت
إنّ الذين يرمون المحصنت الغفلت المؤمنت لعنوا فى الدنيا و الأخرة
«محصنات» به معناى زنان عفيف و پاكدامن است (لسان العرب). مقصود از «غافلات» (زنان غافل) ممكن است زنانى باشند كه آن قدر از آلودگى جنسى به دوراند كه گويا به كلى از چنين مسائلى بى خبراند و ممكن است زنانى باشند كه از آنچه به آنان نسبت ناروا داده اند (فحشا)، كاملاً بى خبراند و در هر دو صورت به چنين زنانى زنان نجيب گفته مى شود.
مشمولان محبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 19
19 - تنها عدالت پيشگان شايسته مهر و محبت هستند .
إنّ اللّه يحب المقسطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 8
8- مجموعه آفرينش جهان مادى ( آسمان ، زمين ، ماه ، خورشيد ، باران و . . . ) در خدمت انسان و هماهنگ و متناسب با نياز ها ، خواسته ها و مصالح او
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
از اينكه خداوند فرمود: آسمانها، زمين، ماه، خورشيد و . .. را براى انسان تسخير و رام ساختيم، حكايت از آن دارد كه همه آنها با خلقت انسان و نيازمنديهاى وى هماهنگ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 4
4- اهتمام اسلام به حمايت از مال و منافع يتيمان و عناصر ضعيف و بى پشتيبان جامعه
و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 4
4- اهتمام اسلام به حمايت از مال و منافع يتيمان و عناصر ضعيف و بى پشتيبان جامعه
و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 101 - 9
9 - ر ها شدن از فتنه هاى دشمن ، داراى مصلحتى بيشتر و مهمتر از انجام كامل نماز
فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 8
8- حفظ منافع و خير و صلاح مردم ، اصلى اساسى و معيارى تعيين كننده در نوع و مقدار توليد و گسترش سلاح و سياست كلى جامعه دينى در صنعت اسلحه سازى است .
و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم
برداشت ياد شده از «لام» انتفاع در «لكم» استفاده گرديد، بدين معنا كه آموزش صنعت اسلحه سازى به داوود(ع) در جهت حفظ منافع و خير و صلاح مردم بود و همين مسأله، تعيين كننده سياست كلى جامعه دينى در توليد و گسترش سلاح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 7،9
7 - تأكيد خداوند بر جهاد با مال و جان ( در عين بى نيازى او از جهاد و تلاش مردم ) ، به خاطر تأمين مصالح خود انسانهاست .
ما لكم إذا قيل لكم انفروا . .. إلا تنفروا يعذبكم ... انفروا خفافاً و ثقالا جهدوا
9 - احكام و قوانين الهى ، در جهت منافع و مصالح واقعى انسانهاست .
انفروا . .. و جهدوا ... ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 22
22 - دعوت به توبه و رهنمود هاى خداوند به انسان ها ، در جهت مصالح و منافع خود آنان است .
فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 7
7 - حرمت ماه هاى چهارگانه ، در راستاى مصالح جامعه و مايه قوام و استوارى آن
منها أربعة حرم ذلك الدين القيم فلا تظلموا فيهن أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 8
8- حكومت ها در شرايط بحرانى كشور ، مى توانند آزادى مردم را در تصرّف اموال و املاك خويش محدود ساخته ، آنان را به سمت مصالح همگانى سوق دهند .
اجعلنى على خزائن الأرض . .. كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 13،14،15
13 - شيردادن مادران به نوزادن خود ، به مصالح و منافع نوزادان نزيك تر از دايگان است .
فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان راه كارهاى شايسته براى تأمين مصالح و منافع نوزادان است و در اين راستا، شيردادن مادران بر دايگان مقدم ذكر شده است.
14 - شيردادن دايگان ، به نوزادان زنان مطلّقه ، تنها در صورت ضرورت و با مشورت و هم فكرى پدر و مادر آنان ، شايسته و بجا است .
و أتمروا بينكم بمعروف و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
15 - رعايت مصالح و منافع نوزادان ، اساس جهت گيرى هاى تعاليم و رهنمود هاى الهى در زمينه طلاق است .
فأنفقوا عليهنّ حتّى يضعن حملهنّ . .. و أتمروا بينكم بمعروف و إن تعاسرتم فسترضع ل
فرمانِ خداوند، به تأمين هزينه زندگىِ زنان مطلّقه در ايّام باردارى و نيز پرداخت اجرتِ شيردادن به نوزادشان و يا گرفتن دايه براى آنان، همگى دليل توجه و عنايت ويژه تعاليم اسلام، به مصالح و منافع نوزادان در هنگام طلاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 20
20 - تكاليف الهى ، تأمين كننده مصالح و منافع انسانهاست .
و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 20
20 - راضى بودن به آنچه خدا مقرر كرده و شكيبا بودن بر آن ، تأمين كننده خير و مصلحت واقعى انسان است .
لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 88 - 5
5- اديان الهى ، در جهت تأمين خير و صلاح جامعه بشرى است .
الذين كفروا . .. بما كانوا يفسدون
بازگشت معناى «افساد» به اين است كه: انسان خيرى را از ميان ببرد و يا از تحقق خيرى مانع شود. بنابراين مبارزه اديان الهى با مفسدان، در حقيقت دفاع از خير و صلاح در جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 179 - 4
4 - تقدم مصالح جامعه بر مصلحت فرد
و لكم فى القصاص حيوة يأولى الألبب
از اينكه قرآن قانون قصاص را - كه مرگ و نابودى فرد در آن است - براى حيات جامعه مقرر كرده است، مى توان به اين نكته رسيد كه: از نظر قرآن مصالح جامعه بر مصلحت فرد مقدم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 16
16 - عدم آگاهى انسان به تمامى مصالح و مفاسد خويش
فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 10
10 - ناآگاهى انسان ها ، نسبت به برخى مصالح و منافع واقعى خود
ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 12
12 - كافران حق ستيز ، فاقد بينش و درك لازم نسبت به مصالح و منافع خويش
بل أتينهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 12
12 - ناتوانى مردم از درك بعضى از مصالح اجتماعى خويش و نياز آنان به رهبرى الهى
لو يطيعكم فى كثير من الأمر لعنتّم
تعبير «لعنتّم» مى رساند كه مردم، تمايلاتى دارند كه اگر بنا باشد رهبرى جامعه از تمايلات آنان پيروى كند، خود مردم به مشقت مى افتند و اين نيست مگر از آن جهت كه تمايلات و آراى آنان، در چنين مواردى، غير واقع بينانه و مخالف مصالح واقعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 14
14 - اسير گرفتن از دشمن قبل از سركوبى كامل آنان ، زمينه ساز شكست و خلاف حكمت و مصلحت
ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم
تذكر به عزت و حكمت خداوند پس از نهى وى از اسير گرفتن قبل از تحكيم موقعيت، اشاره به اين حقيقت دارد كه تخلف از آن نهى خلاف مصلحت و زمينه ساز شكست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 6،10
6 - خيرخواهى نوح ( ع ) تنها در جهت منافع مردمان ، نه آميخته به منفعت هاى شخص خود بود .
و أنصح لكم
آوردن «لام» پس از مشتقات «نصيحت»، همانند «أنصح لكم»، حكايت از خلوص كامل نصيحت كننده نسبت به نصيحت شونده دارد. يعنى در نصيحتش (خيرخواهيش) هيچ شائبه منفعت شخصى ندارد و تنها خير او را در نظر گرفته است.
10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم بوده و نصايح خويش را آميخته به منافع شخصى نسازند .
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 6
6 - خيرخواهى هود ، تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش
و أنا لكم ناصح أمين
«لام» در «لكم» اشاره به خلوص هود در خيرخواهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 4،11
4 - به هنگام تصرف در اموال يتيمان بايد سودمندترين روش به حال آنان انتخاب شود.
و لاتقربوا مال اليتيم إلا بالتى هى أحسن
برداشت فوق با توجه به كلمه «أحسن» (بهتر و نيكوتر) استفاده شده است.
11 - مراعات كردن عدالت در مبادلات و انتخاب سودمندترين روش براى تصرف در اموال آنها بيش از توان متعارف واجب نيست.
إلا بالتى هى أحسن . .. و أوفوا الكيل ... لانكلف نفسا إلا وسعها
بيان اين حقيقت كه «خداوند انسان را بيش از توانش تكليف نمى كند» پس از فرمانهاى ياد شده، اشاره به اين دارد كه مكلفان براى رعايت آن فرمانها لازم نيست خود را به مشقت اندازند. چرا كه انجام تكليف تا حد قدرت متعارف فرض است و نه بيش از آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 7،8
7- تصرف در اموال و دارايى هاى يتيمان با رعايت مصالح آنان ، مجاز و مشروع است .
و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن
8- جواز تصرف در مال يتيم ، مشروط به رعايت بالاترين سطح مصالح وى است .
و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 2
2- جهاد در راه خداوند ، تضمين كننده صلاح جامعه و حافظ روابط عاطفى - اجتماعى
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم
«تولّيتم» به معناى روى گرداندن از جهاد است و مفهوم آيه بر مطلب بالا دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 12
12 - تكاليف و توصيه هاى الهى ، در جهت تأمين منافع و مصالح واقعى انسان ها است .
ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 10 - 4
4 - منوعيت جن از استراق سمع آسمان ، در جهت خير و صلاح اهل زمين است .
و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا
آيه دوم - كه گوياى هدايت گرى قرآن به سوى رشد و درستى است - قرينه است براين كه خداوند با نزول قرآن، خير و صلاح بشر را اراده كرده و در اين راستا جن را، از استراق سمع آسمان ممنوع ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 178 - 4
4 - كفر ، مانع انسان از شناخت نفع و ضرر حقيقى خود
و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم
«الّذين كفروا»، اشاره به عليّت چنين پندارى است ; يعنى چون كافرند، اين گونه مى پندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 2
2 - صلاحديد برگزارى نماز جماعت در ميدان نبرد ، بر عهده فرمانده نيروهاست .
و إذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة
اسناد اقامه نماز به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (فاقمت . ..)، اشاره به اين است كه اختيار تشكيل نماز جماعت بر عهده و صلاحديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا فرماندهى نيروهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 12
12 - تنظيم معيشت انسان ها ، در پرتو علم و آگاهى خداوند به مصالح نظام هستى
يبسط الرزق . .. إنّه بكلّ شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 3
3- خير و مصلحت واقعى انسان و جامعه ، در اجتناب كردن از كم فروشى و خيانت اقتصادى است .
و أوفوا الكيل . .. وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 27 - 8
8 - خوددارى از ورود به محل سكونت و خانه ديگران ، بدون اجازه و سلام كردن ، به خير و صلاح جامعه است .
لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا . .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 20
20 - سودبخشى و مصلحت آميز بودن تكاليف براى انسان ها ، ملاك تشريع آنها از سوى خداوند
و أن تصوموا خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 37
37 - احكام الهى داراى ملاك و مصلحت
اباءُوكم و ابناؤكم لا تدرون . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 8
8 - احكام و قوانين الهى ، حكيمانه و داراى مصلحت
من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل
تصريح به علت حرمت قتل و كيفر شديد آن، حاكى از آن است كه احكام الهى گزاف و بى دليل نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 9
9 - مصلحت و مفسده ، ملاك و حكمت امر و نهى الهى است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 18،22
18 - احكام و قوانين الهى ، بر اساس فلسفه و حكمتى است كه در متعلقات آنها وجود دارد .
ليستئذنكم . .. ثلث عورت لكم ... ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ طوّفون عليكم بع
خداوند متعال، با جمله «ثلاث عورات لكم» فلسفه و حكمت اذن خواستن از پدران و مادران در حال خلوت و برهنگى را بيان كرده و با جمله «طوّافون عليكم» فلسفه و حكمت عدم لزوم اجازه خواستن را مطرح ساخته است و چنين سخنى مى رساند كه احكام و قوانين الهى، بر اساس فلسفه و حكمتى است كه در متعلق آنها وجود دارد. گفتنى است ذكر صفت «عليم» و «حكيم» در پايان آيه مؤيد همين حقيقت است.
22 - احكام و قوانين الهى ، عالمانه ، حكيمانه و مطابق با علم و حكمت
ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت و اللّه عليم حكيم
آمدن جمله «و اللّه عليم حكيم»; يعنى، يادآورى علم و حكمت خداوند پس از بيان احكام مربوط به روابط فرزندان با پدر و مادرشان، مى تواند به منظور حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 59 - 7
7 - احكام و قوانين الهى ، عالمانه ، حكيمانه و مطابق با علم و حكمت است .
و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم فليستئذنوا . .. كذلك يبيّن اللّه لكم ءايته و اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 7
7 - احكام تكليفى ، داراى مصالح و فلسفه است .
و أقم الصلوة إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 19 - 15
15 - خداوند در بعضى از امور ناخوشايند انسان ، خير بسيار قرار داده است .
فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 18
18 - مصلحت انسان ها ، اساس احكام و فرمان هاى اديان الهى است .
ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 20
20 - سودبخشى و مصلحت آميز بودن تكاليف براى انسان ها ، ملاك تشريع آنها از سوى خداوند
و أن تصوموا خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 27 - 2
2 - نوسان در مدت شب و روز ، دربردارنده خير و مصالح انسان
بيدك الخير . .. تولج الّيل فى النهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 10
10 - مصلحت انسان ها پايه و اساس قوانين و احكام دين اسلام
طيبت ما احل اللّه لكم
كلمه طيب كه به معناى چيزى است كه خوشايند آدمى باشد و نيز حرف لام در «لكم» كه براى منفعت است مى رساند خداوند در حلال كردن چيزها سودبرى انسانها را لحاظ كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 6
6 - مصالح و مفاسد جوامع انسانى معيارى در تشريع احكام دين
انما الخمر . .. فاجتنبوه لعلكم تفلحون. انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 4
4 - عدم تبيين برخى حقايق از سوى خداوند ، به مصلحت جامعه انسانى است .
لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 19 - 4
4 - خير و صلاح انسان ها در پرهيز از ستيزه جويى با خدا و رسول او
و إن تنتهوا فهو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 8
8- مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسان ها ، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان ، در عرصه حيات دنياست .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
برداشت فوق ، از كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود; يعنى ، تقدير ياد شده (لولا كلمة سبقت . ..) در راستاى تدبير امور انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 71 - 3
3- اراده خداوند به تفاوت روزى انسان ها ، نشأت يافته از علم او به نياز ها و مصالح واقعى آنهاست . *
إن الله عليم قدير . و الله فضّل بعضكم على بعض فى الرزق
تصريح به اينكه خدا باعث برترى يافتن برخى بر برخى ديگر در روزى است - پس از تذكر به اينكه خدا عالم و قادر است - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين برترى دادنها عالمانه و نشأت يافته از آگاهى خداوند به مصالح و نيازهاى واقعى انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 2
2- زوجيت در نظام زندگى انسان ها ، نعمتى است در جهت منافع و مصالح آنان .
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
برداشت فوق با استفاده از «لام» در «لكم» است كه براى انتفاع مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 18
18- هدايت هاى خداوند ، همواره ، در جهت صلاح انسان و رساندن او به راه هاى درست و صحيح است .
عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
در المصباح المنير آمده است: « «رُشْد» صلاح است و آن، رسيدن به صواب و درستى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 129 - 8
8 - مصالح بشر و تدبير امور امت ها از سوى خداوند ، دليل نابود نكردن فورى مخالفان در دنيا است .
كلمة سبقت من ربّك
كلمه «ربّ» گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 30 - 7
7 - مصلحت در پنهان ماندن زمان وقوع قيامت است .
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لكم ميعاد يوم
از اين كه خداوند به جاى پرداختن به جواب سؤال و روشن كردن وقت وقوع قيامت، تأكيد مى كند كه وقوع آن قطعى است و تقديم و تأخير ندارد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 41 - 7
7 - قرآن ، كتابى سودمند براى بشر و در جهت منافع و مصالح او است .
إنّا أنزلنا عليك الكتب للناس
برداشت ياد شده با توجه به لام در «للناس» است كه متضمن معناى انتفاع مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 79 - 1،3
1 - خداوند ، دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) را به خاطر منافع و مصالح انسان ها آفريده است .
اللّه الذى جعل لكم الأنعم
لام در «لكم» براى تعليل است; يعنى، به خاطر شما، «أنعام» (جمع «نَعَمْ») در اصل به معناى شتر است; ولى گاهى براى مجموع «شتر، گاو و گوسفند» به كار مى رود. برداشت ياد شده بر اساس همين احتمال است.
3 - خداوند ، شتران را به خاطر منافع و مصالح انسان ها آفريد .
اللّه الذى جعل لكم الأنعم
جمله «و عليها و على الفلك تحملون» در آيه بعد، قرينه است براين كه مقصود از «أنعام» مى تواند تنها شتران (معناى اصلى اين واژه) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 3
3 - تشريع دين از سوى خداوند ، در جهت منافع و مصالح انسان است .
شرع لكم من الدين
با توجه به لام «لكم» - كه براى انتفاع است - و نيز از اين كه آيه در مقام امتنان است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 19 - 3
3 - گستردگى و پهناورى زمين ، براى انسان و در جهت مصالح و منافع او است .
و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا
مطلب ياد شده، از تعبير «لكم» (براى شما) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 19 - 7
7 - خداوند ، در پى آفرينش انسان از نطفه ، او را توانمند و مهيّا براى رسيدن به مصلحت هاى خويش قرار داد .
من نطفة خلقه فقدّره
برخى از اهل لغت، ضمن بر شمردن معانى متعددى براى «تقدير»، دقّت و تفكر در متعادل ساختن امور و مهيّا ساختن آنها را، از جمله معانى آن قرار داده اند (لسان العرب). «فاء» در «فقدّره» گوياى اين است كه مهيّا شدن انسان براى مصالح خويش، از آثار و پيامدهاى سيستم خلقت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 28
28 - خير و صلاح واقعى انسان ها در گرو يكتاپرستى ، سلامت امور اقتصادى و پرهيز از فسادانگيزى است .
ذلكم خير لكم
«ذلكم» اشاره به تمامى مسائلى است كه شعيب قوم خويش را بدانها رهنمون ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 95 - 7
7- نفع و صلاح واقعى انسان ها ، تنها در ارزش هاى معنوى و الهى نهفته است و نه در مطامع ناچيز دنيوى .
و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً إنما عند الله هو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 5
5 - بعثت پيامبران و تعاليم اديان ، در جهت تأمين منافع و مصالح انسان ها است .
إنّما أنا لكم نذير مبين
به كارگيرى «لام» انتفاع در «لكم» مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 60 - 12
12 - احكام و توصيه هاى الهى ، برخوردار از حكمت و فلسفه و در جهت منافع و مصالح انسان ها است .
ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن إنّه لكم عدوًّ مبين
توصيه خداوند به اطاعت نكردن از شيطان و بيان فلسفه و چرايى آن (إنّه لكم عدوٌّ مبين)، حاكى از حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 11 - 13،14
13 - احكام و قوانين الهى ، در جهت منافع و مصالح واقعى انسان ها است .
تؤمنون . .. و تجهدون ... ذلكم خير لكم
14 - ناآگاهى انسان ها ، نسبت به بعضى از مصالح و منافع واقعى خود
ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 2 - 11
11 - حكم خداوند مبنى بر شكستن سوگند درباره محروميت از مباحات و حلال ها ، عالمانه و حكيمانه بوده و در جهت مصالح و منافع انسان ها است .
قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم . .. و هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 2 - 6
6 - انذار ها و اخطار هاى پيامبران ، در جهت مصالح و منافع خود مردم است .
إنّى لكم نذير مبين
در برداشت ياد شده، لام در «لكم» براى تعليل دانسته شده است; يعنى، «لأجل نفعكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 8
8 - اوامر و نواهى الهى بر پايه مصالح و مفاسد انسان ها جعل شده است .
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 8
8- تصميم گيرى درباره قاتل ، مخصوص اولياى مقتول است و بايد در جهت منافع آنان باشد .
فقد جعلنا لوليّه سلطنًا
برداشت فوق، با توجه به لام در «لوليّه» است كه اختصاص و منفعت را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 5
5 - مأموريت يافتن هامان از سوى فرعون ، به تهيه آجر و ساختن برجى بلند جهت تحقيق وى درباره خداى موسى
فأوقد لى يه-من على الطين فاجعل لى صرحًا لعلّى أطّلع إلى إله موسى
«صرح» به هر بناى بلند و برافراشته گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 17
17 - قوم موسى به مصلحت خويش در انتخاب غذا ناآگاه بودند .
قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 9
9 - برخورد و درگيرى با فرعونيان ، راهى نادرست و برخلاف مصالح اسرائيليان در ديدگاه موسى ( ع )
قال له موسى إنّك لغوىّ مبين
«غوى» به كسى گفته مى شود كه از راه درست و صواب منحرف شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 12،13
12 - سود مصلحت واقعى فقرا و يا اغنيا ، از طريق شهادت نابحق تأمين نخواهد شد .
ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
13 - منافع شخصى و رعايت مصالح والدين ، بستگان ، فقيران و ثروتمندان ، بايد تحت الشعاع حق و رضايت خدا باشد .
كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين ان يكن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 5 - 10
10 - افرادى كه اموال خويش را در غير مصالح جامعه به كار مى گيرند ، در تلقى دين ، سفيه هستند . *
اموالكم الّتى جعل اللّه لكم قياماً
جمله «لا تؤتوا السّفهاء اموالكم التى . .. قياماً»، مى رساند كه خداوند از آن جهت پرداخت اموال سفيهان را به آنان ممنوع كرده كه آن را در غير مصالح جامعه و قوام و برپايى آن مصرف مى كنند. بنابراين، مصرف مال در غير مصلحت جامعه، مصرفى سفيهانه و مصرف كننده آن، سفيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 10
10 - تمسّك به قرآن و پيروى از رهنمود هاى آن ، به خير و صلاح جامعه و ترك آن ظلم به خويشتن است .
ثمّ أورثنا الكتب . .. فمنهم ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 13،20
13 - منافع شخصى و رعايت مصالح والدين ، بستگان ، فقيران و ثروتمندان ، بايد تحت الشعاع حق و رضايت خدا باشد .
كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين ان يكن
20 - مقدم داشتن مصالح خويش ، والدين و بستگان بر شهادت به حق ، هواپرستى و عدالت شكنى است .
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه و لو على أنفسكم . .. فلاتتبعوا الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 90 - 9
9- اعطاى فرزند به زكريا ( ع ) و اصلاح همسرش از جانب خداوند ، تنها به خاطر رعايت مصلحت و اجابت خواسته او بود .
فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه
تكرار «له» (براى او) - به ويژه در مورد اصلاح همسر - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 96 - 1،2،6،7
1- ذوالقرنين ، مردم را به تهيه پاره هاى آهن ، براى احداث سد فرمان داد .
ءاتونى زبر الحديد
«زُبَر» جمع «زُبرة» به معناى «قطعات» است. «زبر الحديد» يعنى: «قطعه هى آهن». راغب در مفردات آن را «قطعات بزرگ آهن» دانسته است.
2- آهن ، نقشى اصلى و مهم ، در بناى سد ذوالقرنين داشت .
ءاتونى زبر الحديد حتّى إذا ساوى بين الصدفين
گرچه در مصالح ساختمانى سدّ، از مس نيز استفاده شده، ولى از «حتى إذا ساوى . ..» دانسته مى شود كه تمام فضاى بين دو كوه، ابتدا، از آهن پاره ها آكنده شد و مس ذوب شده، تنها، براى پيوند آن قطعات به كار رفت.
6- ذوالقرنين ، به دميدن در كوره ها ، تا حدّ سرخ شدن پاره هاى آهن به كار رفته در ديواره سدّ ، فرمان داد .
قال انفخوا حتّى إذا جعله نارًا
7- ذوالفرنين ، از مسّ مذاب ، براى پر كردن ميان پاره هاى آهن اسكلت سد ، استفاده كرد .
ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا
«افراغ» به معناى «خالى كردن ظرف و ريختن محتويات آن» است و «قطرًا» (مسّ مذاب) مفعول براى «أُفرغ» است و مفعول
«آتونى» به قرينه «قطرًا» محذوف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 13،20
13 - منافع شخصى و رعايت مصالح والدين ، بستگان ، فقيران و ثروتمندان ، بايد تحت الشعاع حق و رضايت خدا باشد .
كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين ان يكن
20 - مقدم داشتن مصالح خويش ، والدين و بستگان بر شهادت به حق ، هواپرستى و عدالت شكنى است .
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه و لو على أنفسكم . .. فلاتتبعوا الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 16
16 - پذيرش آيين اسلام ، به خير و صلاح بشر
و لو أمن من اهل الكتب لكان خيراً لهم
گر چه خير بودن را براى اهل كتاب ذكر كرده است، ولى اهل كتاب در اين جهت، قطعاً خصوصيّتى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 -
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 9
9 - فريضه نماز جمعه و ر ها كردن داد و ستد به هنگام اقامه آن ، در جهت تأمين مصالح و منافع خود مؤمنان است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه. .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 179 - 4
4 - تقدم مصالح جامعه بر مصلحت فرد
و لكم فى القصاص حيوة يأولى الألبب
از اينكه قرآن قانون قصاص را - كه مرگ و نابودى فرد در آن است - براى حيات جامعه مقرر كرده است، مى توان به اين نكته رسيد كه: از نظر قرآن مصالح جامعه بر مصلحت فرد مقدم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 12،13
12 - سود مصلحت واقعى فقرا و يا اغنيا ، از طريق شهادت نابحق تأمين نخواهد شد .
ان يكن غنياً او فقيراً فاللّه اولى بهما
13 - منافع شخصى و رعايت مصالح والدين ، بستگان ، فقيران و ثروتمندان ، بايد تحت الشعاع حق و رضايت خدا باشد .
كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين ان يكن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 106 - 5
5 - مبهم گذاردن سرنوشت اخروى برخى از خطاكاران ، نشأت يافته از علم و حكمت الهى و داراى مصلحت است .
و ءاخرون مرجون لأمر اللّه . .. و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 11 - 11
11 - فريضه جهاد با مال و جان ، در جهت تأمين مصالح خود مجاهدان است .
و تجهدون . .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 11
11 - دشمنان خداوند نيز ممكن است ناخواسته در جهت مصالح انسان هاى محبوب خداوند قرار گيرند .
يأخذه عدوّ لى و عدوّ له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 86 - 6
6- گذشت و اغماض پيامبر (صلی الله علیه و آله) از دشمنان و كافران ، به خير و صلاح آن حضرت و در راستاى تربيت و كمال اوست .
فاصفح الصفح الجميل . إن ربّك هو الخلّ-ق العليم
جمله «إن ربك . ..» به منزله تعليل براى «فاصفح ...» است; يعنى، اى پيامبر! گذشت كن; زيرا پروردگار و مربى تو مى داند كه چه كارى به مصلحت و در جهت تربيت و رشد توست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 10 - 9،10
9 - زندگى مرفه و كاخ نشينى ، دور از شأن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخلاف مصلحت او بود .
تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت . .. و يجعل لك قصورًا
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه خداوند با آن كه فرمود: من قادر به اعطاى بوستان هاى آباد و كاخ هاى متعدد به پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستم در عين حال به آن حضرت اعطا نفرمود و اين مى رساند كه چنين كارى درخور شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) - آن گونه كه مشركان و كافران فكر مى كردند - و يا به مصلحت آن حضرت نبود.
10 - اعطاى گنج و ثروت فراوان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر خلاف حكمت الهى و مصلحت او بود .
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة . .. إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت ... و يجع
خداوند در آيه شريفه، به انتظار كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر داشتن باغ هاى پرثمر پاسخ گفت; ولى نسبت به داشتن گنج و ثروت فراوان پاسخ نفرمود. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه داشتن گنج و ثروت بسيار بر خلاف حكمت الهى و مصلحت است و اين امر، چنان روشن است كه نياز به پاسخ گويى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 14
14 - فرمان خداوند به مسلمانان در مورد تعقيب دشمنان ، فرمانى حكيمانه و با آگاهى كامل به مصالح آنان است .
و لاتهنوا فى ابتغاء القوم . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 27 - 6
6 - جامعه اسلامى و مصالح ملى آن ، داراى حرمتى عظيم نزد خداوند
لاتخونوا اللّه و الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 47 - 2
2 - عدم شركت بى ايمان ها و سست باوران ( منافقان ) در جنگ تبوك ، به خير و صلاح مؤمنان بود نه مايه ضرر آنان .
لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 51 - 6
6 - مؤمنان راستين ، همه مقدرات الهى ، حتى سختى ها ، را در جهت منافع و مصالح خويش مى دانند .
قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا
به كارگيرى «لام» انتفاع (لنا) براى عموم رخدادها (خوشيها و ناخوشيها) بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 126 - 7
7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .
ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 81 - 5،7
5- برخى از بلا ها و رخداد هاى ناگوار ، دربردارنده مصلحت و خير مؤمن است .
و أمّا الغلم . .. فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا
7- خداوند ، حامى مؤمن و تقدير كننده خير و مصلحت براى او است .
فكان أبواه مؤمنين . .. فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 77 - 10
10 - كاربرد اعجاز پيامبران در جهت مصالح مؤمنان
فاضرب لهم
باز شدن راهى خشك در دريا، به منظور اثبات حقانيت رسالت موسى(ع) بر منكران آن انجام نگرفت; بلكه منظور از آن نجات بنى اسرائيل و هلاكت فرعونيان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 6 - 11
11 - برنامه برائت از مشركان و نهى از مودّت با ايشان ، در جهت مصالح خود مؤمنان و نه خداوند
و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد
با توجه به اين كه اين آيات، در ادامه نهى مؤمنان از مودّت مشركان است، تعبير «و من يتوّل. ..» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 9
9 - فريضه نماز جمعه و ر ها كردن داد و ستد به هنگام اقامه آن ، در جهت تأمين مصالح و منافع خود مؤمنان است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه. .. ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 13،20
13 - منافع شخصى و رعايت مصالح والدين ، بستگان ، فقيران و ثروتمندان ، بايد تحت الشعاع حق و رضايت خدا باشد .
كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين ان يكن
20 - مقدم داشتن مصالح خويش ، والدين و بستگان بر شهادت به حق ، هواپرستى و عدالت شكنى است .
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه و لو على أنفسكم . .. فلاتتبعوا الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 3
3 - تصرف در داراييهاى يتيمان براى مصالح آنان، مجاز و مشروع است.
و لاتقربوا . .. إلا بالتى هى أحسن
«التى» صفت براى كلمه اى مانند «الخصلة» (طريقه و روش) است. بنابراين «لاتقربوا ... إلا ...» يعنى تصرف نكنيد مگر به بهترين روش تصرف. بديهى است كه مراد تصرفى است كه براى يتيم نيكو باشد.
مصالح اجتماعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 8
8- حفظ منافع و خير و صلاح مردم ، اصلى اساسى و معيارى تعيين كننده در نوع و مقدار توليد و گسترش سلاح و سياست كلى جامعه دينى در صنعت اسلحه سازى است .
و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم
برداشت ياد شده از «لام» انتفاع در «لكم» استفاده گرديد، بدين معنا كه آموزش صنعت اسلحه سازى به داوود(ع) در جهت حفظ منافع و خير و صلاح مردم بود و همين مسأله، تعيين كننده سياست كلى جامعه دينى در توليد و گسترش سلاح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 3
3- خير و مصلحت واقعى انسان و جامعه ، در اجتناب كردن از كم فروشى و خيانت اقتصادى است .
و أوفوا الكيل . .. وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 27 - 8
8 - خوددارى از ورود به محل سكونت و خانه ديگران ، بدون اجازه و سلام كردن ، به خير و صلاح جامعه است .
لاتدخلوا بيوتًا غير بيوتكم حتّى تستأنسوا . .. ذلكم خير لكم
مصالح عمومى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 8
8- حكومت ها در شرايط بحرانى كشور ، مى توانند آزادى مردم را در تصرّف اموال و املاك خويش محدود ساخته ، آنان را به سمت مصالح همگانى سوق دهند .
اجعلنى على خزائن الأرض . .. كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 16
16 - پذيرش آيين اسلام ، به خير و صلاح بشر
و لو أمن من اهل الكتب لكان خيراً لهم
گر چه خير بودن را براى اهل كتاب ذكر كرده است، ولى اهل كتاب در اين جهت، قطعاً خصوصيّتى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 -
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 9
9 - فريضه نماز جمعه و ر ها كردن داد و ستد به هنگام اقامه آن ، در جهت تأمين مصالح و منافع خود مؤمنان است .
إذا نودى للصلوة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه. .. ذلكم خير لكم
مصالح و مفاسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 9،12،14،15،18،19
9 - مصالح و مفاسد واقعى ، ملاك جعل احكام الهى
و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم . .. و عسى ... و هو شر لكم
12 - آگاهى خداوند به مصالح و مفاسد احكام و خير و شر امور
و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون
14 - احكام الهى ( وجوب جهاد و . . . ) ، بر اساس علم خداوند نسبت به مصالح و مفاسد انسانهاست .
كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى . .. و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون
15 - محدوديّت آگاهى انسان ، نسبت به كليّه مصالح و مفاسد احكام و خير و شر امور
و انتم لا تعلمون
18 - قانونگذار ، بايد آگاه به مصالح و مفاسد واقعى انسان باشد .
كتب عليكم القتال . .. و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون
19 - انسان بدون هدايت الهى ، در تشخيص مصالح و مفاسد خويش دچار اشتباه مى شود .
كتب عليكم القتال و هو كره لكم . .. و انتم لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 9
9 - احكام الهى ، بر اساس مصالح و مفاسد
عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 19
19 - تكاليف شرعى بر اساس مصالح و مفاسد انسان
و لا تنكحوا . .. و لا تنكحوا ... اولئك يدعون الى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 8
8 - احكام الهى بر اساس مصالح و مفاسد جعل شده است .
و يسئلونك عن المحيض قل هو اذىً فاعتزلوا النساء فى المحيض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 17
17 - نقش سختى ها و مصائب ، در ساخته شدن و رُشد انسانها
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم
ورود به بهشت، كمال است و سختيها، در رسيدن به آن نقش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 6
6 - استرجاع ، شعار مؤمنان صبور به هنگام مواجه شدن با مصيبت ها و سختيهاست .
و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون
«استرجاع» گفتنِ « إنا للّه و إنا إليه رجعون» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 6،10
6 - استرجاع ، شعار مؤمنان صبور به هنگام مواجه شدن با مصيبت ها و سختيهاست .
و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون
«استرجاع» گفتنِ « إنا للّه و إنا إليه رجعون» است.
10 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « أعطيت أمتى شيئاً لم يعطه أحد من الأمم أن يقولوا عند المصيبة « إنا للّه و إنا إليه راجعون » ;
به امت من چيزى عطا شده كه به هيچ يك از امتهاى پيشين عطا نشده است و آن اين است كه به هنگام مصيبت مى گويند: «إنا للّه و إنا إليه راجعون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 21
21 - مقاومت در برابر مصائب و مشكلات ، زمينه برخوردارى از نصرت الهى
ام حسبتم ان تدخلوا . .. متى نصر اللّه الا انّ نصر اللّه قريب
انبيا و مؤمنان پس از تحمّل مشكلات، منتظر نصرت الهى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 23 - 8
8 - غمگين شدن در ناملايمات و شادمانى كردن در برخوردارى ها ، نشانه بى اعتقادى به تقدير الهى است .
لكيلاتأسوا على ما فاتكم و لاتفرحوا بما ءاتيكم
«أسى» (مصدر «تأسوا») به معناى اندوهگين شدن و «فرح» (مصدر «لاتفرحوا») به معناى شادمانى كردن است. بنابراين «لاتأسوا»; يعنى، غمگين نشويد و «لاتفرحوا»; يعنى، شادمانى نكنيد; زيرا آنچه به شما مى رسد - چه خوب و چه بد - قبلاً تعيين شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 4
4 - باور به مالكيت خدا و بازگشت به او ، آسان كننده تحمل مصيبت ها و مشكلات
الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 8
8 - مصائب و بلا هاى جوامع بشرى ، تنها بازتاب و نتيجه بخشى از گناهان و خطا هاى مردم است .
و ما أصبكم . .. و يعفواْ عن كثير
از يادكرد «يعفواْ عن كثير» در پايان آيه، اين مطلب به دست مى آيد كه انسان گرفتار تمامى نتايج و آثار عملكرد خويش نيست; چه اين كه بسيارى از گناهان مورد عفو خداوند قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 4
4 - بلا ها و مصائب اجتماعى ، بازتاب گناهان جمعى مردمان است .
و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم
خطاب جمع «ما أصابكم»، مى تواند ناظر به حيثيت جمعى انسان هاباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 9
9 - انسان ، در معرض انواع گرفتارى ها و مصيبت ها
فإذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 157 - 3،4،8
3 - مؤمنانى كه از سر باور به « از خدا بودن و به او بازگشتن » مصايب راه ايمان را تحمل مى كنند ، از مقامى والا در پيشگاه خداوند برخوردارند .
قالوا إنا للّه و إنا إليه راجعون. أولئك عليهم صلوت من ربهم
4 - مؤمنانى كه در مصيبت هاى راه ايمان صابرند ، به هدايت واقعى نايل خواهند شد .
قالوا إنا للّه و إنا إليه راجعون . .. و أولئك هم المهتدون
8 - مؤمنانى كه در مصيبت ها و سختى ها صابر و تسليم قضاى الهى باشند ، تنها كسانى هستند كه به هدايت دست يافته اند .
و بشر الصبرين. الذين ... و أولئك هم المهتدون
ضمير فصل (هم) و معرفه بودن خبر (المهتدون) حاكى از حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 2،3
2 - ورود به بهشت ، بدون تحمّل سختى ها و مصائب ، پندارى بيش نيست .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة
3 - ايمان ، بدون تحمل مصائب ، براى ورود به بهشت كافى نيست .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة
با توجّه به اينكه خطاب به مؤمنان است ; ورود آنان را به بهشت، مشروط به تحمّل مصائب كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 62 - 2
2 - برخى مصائب و مشكلات ، پيامد نافرمانى از خدا و رسول است .
فكيف اذا اصابتهم مصيبة بما قدّمت ايديهم
ظاهراً مراد از «مصيبت»، مشكلات دنيوى است، نه اخروى ; به دليل «ثمّ جاؤك».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 10
10 - « على بن رئاب قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و ما أصابكم من مصيبة . . . » أرأيت ما أصاب عليّاً و أهل بيته هو بما كسبت أيديهم و هم أهل الطهارة معصومون ؟ ! فقال . . . انّ اللّه عزّوجلّ يخص أوليائه بالمصايب ليأجرهم عليها من غير ذنب ;
على بن رئاب مى گويد از امام صادق(ع) راجع به سخن خداوند عزّوجلّ : «ما أصابكم من مصبية. ..» سؤال نمودم: آيا مصايبى كه به على(ع) واهل بيت او رسيده به خاطر كارهايى بوده كه انجام داده اند ؟! در حاليكه آنان پاك و معصوم بودند، فرمود: همانا خداوند اولياى خود را بدون آن كه گناهى مرتكب شده باشند گرفتار مصيبت ها بلاها مى كند تا به آنان مزد و پاداش دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 10
10 - « على بن رئاب قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و ما أصابكم من مصيبة . . . » أرأيت ما أصاب عليّاً و أهل بيته هو بما كسبت أيديهم و هم أهل الطهارة معصومون ؟ ! فقال . . . انّ اللّه عزّوجلّ يخص أوليائه بالمصايب ليأجرهم عليها من غير ذنب ;
على بن رئاب مى گويد از امام صادق(ع) راجع به سخن خداوند عزّوجلّ : «ما أصابكم من مصبية. ..» سؤال نمودم: آيا مصايبى كه به على(ع) واهل بيت او رسيده به خاطر كارهايى بوده كه انجام داده اند ؟! در حاليكه آنان پاك و معصوم بودند، فرمود: همانا خداوند اولياى خود را بدون آن كه گناهى مرتكب شده باشند گرفتار مصيبت ها بلاها مى كند تا به آنان مزد و پاداش دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 10
10 - « على بن رئاب قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و ما أصابكم من مصيبة . . . » أرأيت ما أصاب عليّاً و أهل بيته هو بما كسبت أيديهم و هم أهل الطهارة معصومون ؟ ! فقال . . . انّ اللّه عزّوجلّ يخص أوليائه بالمصايب ليأجرهم عليها من غير ذنب ;
على بن رئاب مى گويد از امام صادق(ع) راجع به سخن خداوند عزّوجلّ : «ما أصابكم من مصبية. ..» سؤال نمودم: آيا مصايبى كه به على(ع) واهل بيت او رسيده به خاطر كارهايى بوده كه انجام داده اند ؟! در حاليكه آنان پاك و معصوم بودند، فرمود: همانا خداوند اولياى خود را بدون آن كه گناهى مرتكب شده باشند گرفتار مصيبت ها بلاها مى كند تا به آنان مزد و پاداش دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 76 - 3
3 - روى آورى به درگاه خداوند و تضرع و زارى در پيشگاه او ، از اهداف الهى در مبتلا كردن مردم به بلا ها و مصيبت ها
و لقد أخذنهم بالعذاب . .. و ما يتضرّعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 9
9 - ابوامامه گويد : « انقطع قبال النبى (صلی الله علیه و آله) فاسترجع فقالوا : مصيبة يا رسول اللّه ؟ فقال : ما أصاب المؤمن مما يكره فهو مصيبة ;
بند كفش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قطع شد، پس كلمه استرجاع (إنا للّه و إنا إليه راجعون) را به زبان آورد; اصحاب گفتند: اى رسول خدا! آيا اين هم مصيبت است؟ آن حضرت فرمود: هر كراهت و سختى كه به مؤمن رسد مصيبت است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 50 - 8
8 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله : « إن تصبك حسنة تسؤهم و إن تصبك مصيبة » : اما الحسنة فالغنيمة و العافية و اما المصيبة فالبلاء و الشدة ;
از امام باقر (ع) درباره قول خدا «ان تصبك حسنة . ..» روايت شده است: «حسنة» غنيمت و سلامتى و «مصيبت» بلا و سختى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 47 - 4
4 - عذاب اخروى براى كافران و حق ستيزان ، كيفرى گران و سخت مصيبت بار
و لولا أن تصيبهم مصيبة
«مصيبة» به بليه و هر امر مكروه، و ناخوشايند گفته مى شود و تنكير آن براى تفخيم است. بنابراين واژه «مصيبة» در اين آيه به معناى بلاى بزرگ مى باشد و مقصود از آن مى تواند عذاب استيصال باشد و مى تواند عذاب اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 47 - 4
4 - عذاب اخروى براى كافران و حق ستيزان ، كيفرى گران و سخت مصيبت بار
و لولا أن تصيبهم مصيبة
«مصيبة» به بليه و هر امر مكروه، و ناخوشايند گفته مى شود و تنكير آن براى تفخيم است. بنابراين واژه «مصيبة» در اين آيه به معناى بلاى بزرگ مى باشد و مقصود از آن مى تواند عذاب استيصال باشد و مى تواند عذاب اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 11
11- كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .
و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم
«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 11
11- كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .
و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم
«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 11
11- كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .
و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم
«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 79 - 2
2 - مصايب و مشكلات ، از جانب خدا و به سبب اعمال خود انسان است .
قل كلّ من عند اللّه . .. و ما اصابك من سيّئة فمن نفسك
از اينكه در آيه قبل رسيدن خوبيها و ناگواريها از ناحيه خداوند دانسته شده و در اين آيه عامل سيئات را خود انسان شمرده است، معلوم مى شود كه اعمال انسان باعث مى شود كه خداوند حادثه اى ناگوار را براى او ايجاد كند ; بنابراين اين حوادث ناگوار از يكسو به خدا و از سوى ديگر به خود انسان منتسب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 25
25- مصائب و حوادث جهان ، داراى توجيه و تفسير دقيق و ريشه دارند .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
مجموعِ داستان موسى وخضر(ع) اين نكته را روشن مى كند كه حوادث غير مترقبه و رخدادهاى مثبت و يا منفى را نبايد گتره اى پنداشت، بلكه دستى غيبى در كار است تا حوادث را به اين شكل سامان بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 47 - 6
6 - مصيبت ها و رنج هاى كافران ، پى آمد عملكرد خود آنان
و لولا أن تصيبهم مصيبة بما قدّمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 7
7 - عفو الهى نسبت به بسيارى از گناهان ، مانع بروز مصيبت هاى بيشتر و ويرانگر براى جامعه و مردم
و ما أصبكم . .. و يعفواْ عن كثير
از ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، استفاده مى شود كه بخشودگى بسيارى از گناهان، موجب مى شود كه بازتاب آن دامنگير انسان نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 16
16- گرفتارى ها و مصائب و نيز بر طرف شدن آنها ، وسيله تذكر و توجه است .
فاستجبنا له . .. ذكرى للعبدين
مصائب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 7
7 - آزمايش مردم با مصائب و مشكلات ، از سنت هاى الهى براى كليّه امّتها
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم مستهم البأساء و ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 9
9 - شدّت مصائب و تداوم مشكلات پيامبران گذشته و امت هاى آنان ، موجب آن شد كه خواهان تعجيل در يارى و امداد الهى شوند .
مستهم البأساء و الضراء و زلزلوا حتى يقول الرسول و الذين امنوا معه متى نصر اللّه
جمله «متى نصر اللّه»، دلالت بر ترديد آنان نسبت به يارى خدا ندارد; بلكه شدت مصائب و تداوم آن موجب شد كه خواهان تعجيل آن باشند; و يا چنين گمان كنند كه يارى خداوند نبايد بيش از اين به درازا كشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 70 - 3
3- يوسف ( ع ) به هنگام آماده كردن محموله برادرانش ، آبخورى مخصوص را در محموله بنيامين قرار داد .
فلما جهّزهم بجهازهم جعل السقاية فى رحل أخيه
«سقاية» به ظرفى گفته مى شود كه براى آب خوردن از آن استفاده مى شود. «ال» تعريف در آن مى رساند كه ظرف ويژه اى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 5
5- گذاشتن جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، جويا شدن از مجازات سارق در آيين فرزندان يعقوب و تفتيش بار بنيامين پس از ساير برادران ، از الهامات خدا به يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين نزد خود بود .
كذلك كدنا ليوسف
«كذلك» اشاره به مجموعه طرح و نقشه اى دارد كه آيات 70 تا 75 بيانگر آن بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 1
1- برادران يوسف با مشاهده جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، وى را سارق آن جام شناختند و به آن اعتراف كردند .
قالوا إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 14
14- يوسف ( ع ) با ابلاغ بى گناهى خويش به پادشاه ، بر اين نكته تأكيد كرد كه زندانى شدنش نتيجه مكر و كيد زنان اشراف بوده است .
إن ربى بكيدهنّ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 4
4- پادشاه مصر پيش از بازجويى از زنان اشراف ، به تقاضاى آنان ( درخواست كام روايى ) از يوسف ( ع ) و بى گناهى او آگاه شده بود .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«إذ» بدل اشتمال براى «خطبكنّ» است و بيانگر مقصود پادشاه از ماجرايى است كه درباره آن بازجويى مى كرد. بنابراين «ما خطبكنّ ...» ; يعنى، داستان شما چيست؟ منظورم آن داستانى است كه تقاضاى كام روايى از يوسف مى كرديد. تصريح شاه به اينكه شما زنان از يوسف(ع) تقاضا كرديد، مى رساندكه وى به مراوده آنان و بى گناهى يوسف(ع) آگاهى يافته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 2
2- آگاه شدن عزيز مصر به پرهيز يوسف ( ع ) از رابطه نامشروع با همسر وى ، از اهداف يوسف ( ع ) در تقاضاى دادرسى و بازجويى از زنان اشراف
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
چنان چه «ذلك ليعلم . ..» كلام يوسف(ع) باشد، مشاراليه «ذلك» خارج نشدن از زندان و تقاضاى دادرسى و محاكمه زنان اشراف است. ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» مى تواند به «عزيز» باز گردد و مى تواند مراد از آن «ملك» باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال نخست است. بنابراين «ذلك ليعلم ...» ; يعنى، بيرون نرفتن من از زندان و تقاضاى دادرسى بدان خاطر بود كه عزيز مصر بداند من در نهان به او خيانتى نكردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 9
9- شناخت عزيز مصر از روحيه زنان و آگاهى او به ترفندهايشان
إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 10
10- يوسف ( ع ) پس از انجام مراسم استقبال ، از پدر و مادر و خويشانش خواست به مصر وارد شوند و در آن ديار سكنى گزينند .
قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
امنيت خاندان يعقوب از ناحيه حكومت و دوران قحطى - كه «آمنين» بدان اشاره دارد - با اين معنا سازگار است كه مقصود يوسف(ع) از «ادخلوا . ..» سكنى گزينى و اقامت خاندان يعقوب در مصر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 123 - 8
8 - بيرون راندن و آواره ساختن مردم پايتخت مصر ، تحليل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ايمان آوردن آنان
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حكومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حكومتى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 6
6- رساندن تعبير خواب پادشاه به مردم ، از انگيزه هاى مراجعه ساقى به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب
أفتنا فى سبع بقرت . .. لعلّى أرجع إلى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 6
6- يوسف ( ع ) در دربار عزيز مصر ، شخصيتى بزرگ و مورد احترام بود .
و ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 57 - 3
3 - برنامه ريزى و توطئه براى بيرون راندن فرعون و فرعونيان از مصر و تلاش براى رسيدن به حكومت ، اتهام فرعون به حضرت موسى ( ع )
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 57 - 3،4
3 - برنامه ريزى و توطئه براى بيرون راندن فرعون و فرعونيان از مصر و تلاش براى رسيدن به حكومت ، اتهام فرعون به حضرت موسى ( ع )
أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .
لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 5
5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )
لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 57 - 1
1 - فرعون مدعى مالكيت خود و پيروانش ( قبطيان ) بر سرزمين مصر
لتخرجنا من أرضنا
از اضافه شدن «أرض» به ضمير متكلم «نا» برمى آيد كه فرعونيان، سرزمين مصر را متعلق به خويش و از آنِ خود مى دانستند و
براى ديگران حقى در آن قائل نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 70 - 8
8- جام پنهان شده در محموله بنيامين ، ظرفى قيمتى و با ارزش بود .
جعل السقاية . .. أذّن مؤذّن أيّتها العير إنكم لسرقون
از اين كه بر فرزندان يعقوب اطلاق شده كه سارقيد نه سرقت كرديد و اينكه مؤذّن مسأله را علنى اعلام مى نمايد و آن را تكرار مى كند، همچنين از اينكه يوسف(ع) مى توانست سارق جام را برده خويش سازد، معلوم مى شود كه آن جام، ظرفى با ارزش و قيمتى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 6
6- پيمانه مفقود شده در بارگاه يوسف ، داراى ارزشى فراوان
نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير
از اين كه براى يابنده پيمانه دربار يك بار شتر غله تعيين شد كه طبعاً در زمان قحطى و جيره بندى ارزش فراوانى داشت ، معلوم مى شود پيمانه مذكور ظرفى قيمتى و ارزشمند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 1
1- ساقى دربار با اجازه پادشاه ، به طرف زندان شتافت و با يوسف ( ع ) ملاقات كرد .
فأرسلون. يوسف أيّها الصديق أفتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 93 - 10
10- يوسف ( ع ) در حكومت مصر براى جاى دادن به يعقوب ( ع ) و خاندان او در آن ديار ، محدوديت و مشكلى نداشت .
وأتونى بأهلكم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 93 - 10
10- يوسف ( ع ) در حكومت مصر براى جاى دادن به يعقوب ( ع ) و خاندان او در آن ديار ، محدوديت و مشكلى نداشت .
وأتونى بأهلكم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 10
10- يوسف ( ع ) پس از انجام مراسم استقبال ، از پدر و مادر و خويشانش خواست به مصر وارد شوند و در آن ديار سكنى گزينند .
قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
امنيت خاندان يعقوب از ناحيه حكومت و دوران قحطى - كه «آمنين» بدان اشاره دارد - با اين معنا سازگار است كه مقصود يوسف(ع) از «ادخلوا . ..» سكنى گزينى و اقامت خاندان يعقوب در مصر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 5
5 - در عصر رسالت حضرت موسى ( ع ) ، قدرت و حاكميت سرزمين مصر ، در اختيار فرعون و اطرافيانش بود .
قالوا أجئتنا . .. و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 2
2- پادشاه مصر به راستى و درستى تعبير و تفسير يوسف ( ع ) ار رؤياى شگفتش ، اطمينان يافت .
و قال الملك ائتونى به
از اينكه پادشاه مصر پس از شنيدن تعبير و تأويل خواب خويش ، يوسف(ع) را احضار مى كند ، معلوم مى شود وى دريافته بود كه تعبير يوسف(ع) عالمانه و شايسته اعتنا كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 45 - 5
5- ساقى پادشاه ، به توانمندى يوسف ( ع ) در تعبير رؤياى شگفت پادشاه ، اطمينان داشت .
أنا أُنبّئكم بتأويله فأرسلون
تركيب «أنا أُنبّئكم» دلالت بر تأكيد مضمون جمله دارد و اين ، حاكى از اطمينان ساقى دربار به آگاهى ويژه يوسف(ع) از تعبير رؤياهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 5
5- گفت و گوى يوسف ( ع ) با پادشاه در نخستين ملاقات ، موجب توجه بيشتر و اعتماد افزون تر پادشاه به او شد .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «كلّمه» به يوسف(ع) و ضمير مفعولى آن به پادشاه برگردد. ترتب جمله «قال إنك...» مؤيد اين نظر است و چون پادشاه پس از گفت وگوى يوسف(ع) با وى اظهار داشت: «إنك اليوم ...»، معلوم مى شود سخنان يوسف(ع) باعث توجه افزون تر پادشاه به او شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 19
19- اعتراف يك پارچه زنان اشراف به زيبايى پرجاذبه يوسف ( ع ) و عظمت جمال او
فلما رأينه . .. و قلن حش لله ما هذا بشرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 44 - 2،3
2- خواب گزاران دربار ، تعبير رؤياى مختلط و آشفته را خارج از قلمرو دانش خويش دانستند .
و ما نحن بتأويل الأحلم بعلمين
«ال» در «الأحلام» عهد ذكرى است و اشاره به «أضغاث أحلام» دارد. بنابراين «ما نحن ...» ; يعنى: تأويل آن گونه از رؤياها را
كه همانند بافه هاى چند رشته است ، نمى دانيم.
3- معبّران دربار ، على رغم اظهار ناتوانى خويش از تعبير رؤياى پادشاه ، آن را داراى تعبير و تأويل مى دانستند .
قالوا . .. ما نحن بتأويل الأحلم بعلمين
مفاد جمله «و ما نحن . ..» اين است كه اين گونه رؤياها ، تعبير و تأويل دارد و لكن ما بدان واقف نيستيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 2
2 - يوسف ( ع ) ، پيامبر مردم مصر پيش از حضرت موسى ( ع )
و لقد جاءكم يوسف من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 4
4- پادشاه مصر پس از دريافت تعبير رؤيايش ، به آزادى يوسف ( ع ) از زندان و بار يافتن او به دربار فرمان داد .
و قال الملك ائتونى به . .. قال ارجع
از اينكه يوسف(ع) با فرستاده پادشاه از زندان خارج نمى شود و به دربار نمى آيد ، معلوم مى شود فرمان پادشاه مبنى بر احضار او (ائتونى به) احضار اجبارى نبوده است ; بلكه دستور به آزادى آن حضرت از زندان و بار يافتن به دربار بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 6،7
6- رساندن تعبير خواب پادشاه به مردم ، از انگيزه هاى مراجعه ساقى به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب
أفتنا فى سبع بقرت . .. لعلّى أرجع إلى الناس
7- شناساندن ارزش و مقام يوسف ( ع ) به مردم ، از انگيزه هاى ساقى براى مراجعه به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب
لعلّى أرجع إلى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 26 - 3
3- نقش مهم باغدارى و كشاورزى در اقتصاد مصريان ، در عصر موسى ( ع ) *
كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع
از اين كه خداوند تنها «جنات»، «عيون» و «زروع» را به خصوص از ميان نعمت ها نام برده است، مى توان فهميد كه نقش اين امور در شكوفايى و اقتدار اقتصادى مصريان در عصر موسى، بيش از ساير منابع بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 7
7 - حضور بنى اسرائيل در مصر ، براى فرعونيان اهميت بسيارى داشت .
فأرسل معنا بنى إسرءيل
مطرح نمودن درخواست اجازه فرعون، براى خروج بنى اسرائيل از مصر، نشانه اهميت حضور بنى اسرائيل در مصر و بيانگر نقش آنان در انجام امور فرعونيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 26 - 3
3- نقش مهم باغدارى و كشاورزى در اقتصاد مصريان ، در عصر موسى ( ع ) *
كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع
از اين كه خداوند تنها «جنات»، «عيون» و «زروع» را به خصوص از ميان نعمت ها نام برده است، مى توان فهميد كه نقش اين امور در شكوفايى و اقتدار اقتصادى مصريان در عصر موسى، بيش از ساير منابع بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 6
6- يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .
اجعلوا بضعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون
برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 1،2،3
1- پادشاه مصر به منظور بازجويى از زنان اشراف درباره ماجرايشان با يوسف ( ع ) آنان را احضار كرد .
قال ما خطبكنّ
2- پادشاه مصر داستان يوسف و زنان اشراف را ، ماجرايى بزرگ ارزيابى كرد و خود عهده دار بازجويى از زنان اشراف شد .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«خطب» به معناى كار و امر بزرگ است. و مراد از آن در اين جا داستان و ماجراست.
3- بازجويى پادشاه از زنان اشراف ، پاسخى به پيام و تقاضاى يوسف ( ع ) بود .
فسئله ما بال النسوة . .. قال ما خطبكنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 3
3- يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى و درخواست بازجويى از زنان ، درصدد بود تا به پادشاه اثبات كند كه هرگز با همسر وى رابطه نامشروع نداشته و به او خيانت نكرده است .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
برداشت فوق ، بر اين اساس است كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 1،2،3
1- پادشاه مصر به منظور بازجويى از زنان اشراف درباره ماجرايشان با يوسف ( ع ) آنان را احضار كرد .
قال ما خطبكنّ
2- پادشاه مصر داستان يوسف و زنان اشراف را ، ماجرايى بزرگ ارزيابى كرد و خود عهده دار بازجويى از زنان اشراف شد .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«خطب» به معناى كار و امر بزرگ است. و مراد از آن در اين جا داستان و ماجراست.
3- بازجويى پادشاه از زنان اشراف ، پاسخى به پيام و تقاضاى يوسف ( ع ) بود .
فسئله ما بال النسوة . .. قال ما خطبكنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 28 - 7
7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *
كذلك و أورثنها قومًا ءاخرين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 1
1 - بازگشتن موسى ( ع ) ، به مصر و ابلاغ رسالت الهى خويش به فرعونيان
فلمّا جاءهم موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 57 - 4
4 - ديار فرعونيان ، سرزمين باغ ها و چشمه ساران
فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 17
17- فرزندان يعقوب غلّه دريافتى در سفر اول را براى قحطى پيش آمده كافى نمى دانستند و سفر به مصر را براى دريافت سهميه اى ديگر ضرورى مى شمردند .
ذلك كيل يسير
«ذلك» اشاره به متاع و آذوقه اى است كه فرزندان يعقوب در سفر نخست دريافت كرده بودند. «يسير» به معناى اندك است و روشن است كه اندك بودن به لحاظ دوره قحطى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 11
11- يوسف ( ع ) به پدر و مادر و بستگانش نويد داد كه به خواست خدا در مصر ، از امنيت برخوردار بوده و از عواقب قحطى درامان خواهند بود .
قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
«اَمن» (مصدر آمنين) به معناى هراس نداشتن و برخوردار بودن از اطمينان خاطر است - كه به مناسبت زمان (دوران قحطى) و مكان (ورود به مملكت ديگران) - مصداق بارز از امنيت ، دغدغه معاش نداشتن و درامان بودن از ناحيه حكومت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 2
2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان
فأراد أن يستفزّهم من الأرض
بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 1،4
1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن
و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض
4- تسلط و حاكميت بنى اسرائيل با اذن الهى بر سرزمين مصر ( يا شام ) پس از هلاكت فرعون *
اسكنوا الأرض
برداشت فوق بدان احتمال است كه مراد از «اسكنوا» استقرار و حاكميت يافتن باشد كه تا آن روز بنى اسرائيل فاقد آن بودند و مراد از «الأرض» سرزمين شام [و يا مصر ]باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 2،4
2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.
4 - موسى و هارون ( ع ) ، از طرف خداوند مأموريت يافتند قوم خود را از مناطق مختلف ، گرد آورده و در شهر مصر متمركز كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بمصر» متعلق به «تبوئاً» باشد. به اين صورت كه بنى اسرائيل چون در مناطق مختلف مصر پراكنده بودند و خارج كردن آنان از آن سرزمين در اين حال براى موسى (ع) عادتاً ممكن نبود، خداوند با اين دستور مى خواست آنان در يك جا متمركز شوند تا در خارج كردنشان از مصر مواجه با مشكل نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 2
2- پادشاه مصر داستان يوسف و زنان اشراف را ، ماجرايى بزرگ ارزيابى كرد و خود عهده دار بازجويى از زنان اشراف شد .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«خطب» به معناى كار و امر بزرگ است. و مراد از آن در اين جا داستان و ماجراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 8
8- شيفته غلام زرخريد شدن و تقاضاى كام روايى از او ، خطا و لغزشى روشن از ديدگاه زنان اشراف و همپالگى هاى زليخا
قد شغفها حبًّا إنا لنريها فى ضلل مبين
هدف زنان اشراف از ياد كردن يوسف(ع) به عنوان «برده و جوانك زليخا»، خرده گرفتن بر اوست كه چرا به غلام زرخريد عشق مىورزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 23،24
23- زنان اشراف ، يوسف ( ع ) را بسان فرشته اى گرامى و بلند مرتبه يافتند .
إن هذا إلاّ ملك كريم
24- زنان ملامت كننده زليخا ، با مشاهده يوسف ( ع ) ، زليخا را در عشقش محق دانستند .
فلما رأينه أكبرنه . .. إن هذا إلاّ ملك كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 7
7- يوسف ( ع ) به دليل پاكدامنى شگفت انگيزش ، از آفريده هاى بى نظير خداوند در ديدگاه زنان اشراف مصر
قلن حش لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 8
8- ساقى ، احتمال مى داد دربار مانع رساندن تعبير خواب پادشاه به مردم شود .
لعلّى أرجع إلى الناس لعلّهم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 6
6- پادشاه مصر ، از معبّران و بزرگان دربار خواست تا رؤياى شگفتش را تعبير كنند .
و قال الملك إنى أرى . .. يأيها الملأ أفتونى
«ملأ» به معناى بزرگان است ، كه به مناسبت مورد مى توان گفت: مراد از آن در آيه شريفه ، خواب گزاران دربار است كه از موقعيتى خاص برخوردار بودند و از بزرگان و دانشمندان محسوب مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 10
10- پادشاه مصر در عصر يوسف ، دوستدار پاكدامنان ، دانشمندان و درستكاران امين بود .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 12
12- الغاى حكم بردگى يوسف ( ع ) به دست پادشاه مصر *
ائتونى به أستخلصه . .. قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جمله «أستخلصه لنفسى» و نيز متروك شدن قصه بردگى يوسف(ع) در ادامه داستان او ، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 14
14- پادشاه مصر در صورت آگاهى از وضعيت يوسف ( ع ) ، او را از زندان آزاد مى كرد .
فأنسيه الشيطن ذكر ربه فلبث فى السجن بضع سنين
«لبث» به معناى اقامت كردن (ماندگار شدن) است. برداشت فوق ، از تفريع جمله «لبث ...» بر جمله قبل معلوم مى شود ; يعنى ، شيطان ساقى پادشاه را به فراموشى انداخت و در نتيجه ، يوسف(ع) چند سال ديگر در زندان ماندگار شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 1
1- پادشاه مصر ، پيشنهاد يوسف ( ع ) را پذيرفت و مديريت كشت و برداشت محصولات و ذخيره سازى و توزيع آنها را به او سپرد .
اجعلنى على خزائن الأرض . .. و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 1،2،4
1- پادشاه مصر به منظور بازجويى از زنان اشراف درباره ماجرايشان با يوسف ( ع ) آنان را احضار كرد .
قال ما خطبكنّ
2- پادشاه مصر داستان يوسف و زنان اشراف را ، ماجرايى بزرگ ارزيابى كرد و خود عهده دار بازجويى از زنان اشراف شد .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«خطب» به معناى كار و امر بزرگ است. و مراد از آن در اين جا داستان و ماجراست.
4- پادشاه مصر پيش از بازجويى از زنان اشراف ، به تقاضاى آنان ( درخواست كام روايى ) از يوسف ( ع ) و بى گناهى او آگاه شده بود .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«إذ» بدل اشتمال براى «خطبكنّ» است و بيانگر مقصود پادشاه از ماجرايى است كه درباره آن بازجويى مى كرد. بنابراين «ما خطبكنّ ...» ; يعنى، داستان شما چيست؟ منظورم آن داستانى است كه تقاضاى كام روايى از يوسف مى كرديد. تصريح شاه به اينكه شما زنان از يوسف(ع) تقاضا كرديد، مى رساندكه وى به مراوده آنان و بى گناهى يوسف(ع) آگاهى يافته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 10
10- پادشاه مصر در عصر يوسف ، دوستدار پاكدامنان ، دانشمندان و درستكاران امين بود .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 10
10- پادشاه مصر در عصر يوسف ، دوستدار پاكدامنان ، دانشمندان و درستكاران امين بود .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 2
2- پادشاه مصر داستان يوسف و زنان اشراف را ، ماجرايى بزرگ ارزيابى كرد و خود عهده دار بازجويى از زنان اشراف شد .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«خطب» به معناى كار و امر بزرگ است. و مراد از آن در اين جا داستان و ماجراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 6،7
6- پادشاه مصر ، از معبّران و بزرگان دربار خواست تا رؤياى شگفتش را تعبير كنند .
و قال الملك إنى أرى . .. يأيها الملأ أفتونى
«ملأ» به معناى بزرگان است ، كه به مناسبت مورد مى توان گفت: مراد از آن در آيه شريفه ، خواب گزاران دربار است كه از موقعيتى خاص برخوردار بودند و از بزرگان و دانشمندان محسوب مى شدند.
7- پادشاه مصر درباره توان خواب گزاران دربار بر تعبير رؤيايش ، ترديد داشت .
أفتونى فى رءيى إن كنتم للرءيا تعبرون
برداشت فوق ، از «إن» شرطيه در جمله «إن كنتم . ..» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 3
3- پادشاه مصر پس از دريافت تعبير رؤيايش ، خواهان حضور يوسف ( ع ) در نزد خويش شد .
و قال الملك ائتونى به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 3،4
3- بازجويى پادشاه از زنان اشراف ، پاسخى به پيام و تقاضاى يوسف ( ع ) بود .
فسئله ما بال النسوة . .. قال ما خطبكنّ
4- پادشاه مصر پيش از بازجويى از زنان اشراف ، به تقاضاى آنان ( درخواست كام روايى ) از يوسف ( ع ) و بى گناهى او آگاه شده بود .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«إذ» بدل اشتمال براى «خطبكنّ» است و بيانگر مقصود پادشاه از ماجرايى است كه درباره آن بازجويى مى كرد. بنابراين «ما خطبكنّ ...» ; يعنى، داستان شما چيست؟ منظورم آن داستانى است كه تقاضاى كام روايى از يوسف مى كرديد. تصريح شاه به اينكه شما زنان از يوسف(ع) تقاضا كرديد، مى رساندكه وى به مراوده آنان و بى گناهى يوسف(ع) آگاهى يافته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 1،2
1- پادشاه مصر پس از آشكار شدن بى گناهى و كمال عفت و پاكدامنى يوسف ( ع ) ، به ديدار او دل بست و با فرمانى مجدد او را به دربار خويش فراخواند .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه . .. و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى
2- پادشاه مصر در فراخوانى يوسف ( ع ) به دربار ، يادآور شد كه وى را مشاور ويژه خويش خواهد ساخت .
قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى
آن گاه كه آدمى كسى را محرم اسرار خود قرار دهد و در امور خويش وى را مداخله دهد، گفته مى شود: «أستخلصه» (برگرفته شده از لسان العرب). بنابراين «أستخلصه لنفسى» ; يعنى، تا يوسف(ع) را محرم اسرار خويش سازم و در اداره امور مملكتى او را مداخله دهم. از اين معنا مى توان به مشاور مخصوص تعبير كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 6،7
6- زليخا به هر يك از زنان دعوت شده ، كاردى براى استفاده از خوردنى ها داد .
و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا
7- زليخا خود ، آرايش دهنده مجلس ضيافت و پذيرايى كننده از زنان اشراف بود .
و أعتدت لهنّ متّكئًا و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا
ضمير در «أعتدت» و «آتت» به «امرأت العزيز» برمى گردد. بنابراين ظاهر اين است كه او خود به انجام آن كارها پرداخته بود و گرنه فعلهاى مذكور به صورت مجهول (اُعتِد) و (اوتيت) آورده مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 10 - 7
7 - وجود اهرام مصر در عصر فرعون *
و فرعون ذى الأوتاد
گفته شده است: «اوتاد فرعون»، همان اهرام ثلاثه مصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 5
5 - در عصر رسالت حضرت موسى ( ع ) ، قدرت و حاكميت سرزمين مصر ، در اختيار فرعون و اطرافيانش بود .
قالوا أجئتنا . .. و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 86 - 2
2 - مصر ، سرزمين كفر بود .
من القوم الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 10
10 - حاكميت ديرين خاندان فرعون و اشراف دربار او بر سرزمين مصر *
و كانوا قومًا عالين
جمله «كانوا قوماً عالين» مى تواند بدين معنا باشد كه: فرعون و اشراف حكومت او، بدان جهت كه از دير زمانى بر مصر فرمان مى راندند و به آن خو گرفته بودند و پذيرش دعوت موسى، آنان را ناچار به فرمان پذيرى ى كرد، از پذيرش آن خود دارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 51 - 1
1 - تاريخ گذشته مصر ( قبل از فرعون معاصر موسى ) شاهد زندگى اقوامى بود كه گرفتار شرك ربوبى بوده و معتقد به ربوبيت خالق هستى نبودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى ... فما بال القرون الأُولى
«قرن»; يعنى، اهل يك زمان و «بال» به معناى «حال» است (قاموس); «أولى» نيز مؤنث «أوّل» است و مقصود از «قرون أولى»، مصريان قبل از فرعون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 14
14- تحريك عزيز مصر از سوى زليخا براى مؤاخذه و مجازات يوسف ( ع )
ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم
برداشت فوق ، از تصريح زليخا به «أهلك» (همسر تو) استفاده مى شود ; يعنى ، او با آوردن «أهلك» درصدد تحريك عزيز مصر براى مجازات يوسف(ع) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 2
2- تصميم قاطع دولت مردان مصر بر زندانى ساختن يوسف ( ع ) ، جهت رهايى از بحران و حفظ حيثيت دربار
ثم بدا لهم . .. ليسجننه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 1،4
1- هفت گاو چاق در رؤياى پادشاه ، نمودى از هفت سال آبادانى مصر و فراوانى محصول بود .
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
«هفت سال با جديت زراعت كنيد» گوياى هفت سال آبادانى است و ظاهر اين است كه يوسف(ع) اين معنا را از «سبع بقرات سمان» استفاده كرده بود.
4- خوشه هاى سبز و خشك در رؤياى ملك ، پيامدار لزوم زراعت محصولات خوشه دار در طى هفت سال آبادانى
فما حصدتم فذروه فى سنبله
جمله «تزرعون . ..» هر چند جمله اى خبرى است، ولى به قرينه «فذروه ...» در مقام انشا بوده و مراد از آن معناى دستورى است. بنابراين «تزرعون ...» ; يعنى، هفت سال با جديت تمام به زراعت بپردازيد. مراد يوسف(ع) از زراعت - به قرينه «فذروه فى سنبله» - كشت حبوبات خوشه دار است و يوسف(ع) كشت آن را از «سبع سنبلات خضر ...» استفاده كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 1،6
1- وقوع هفت سال قحطى و سختى پس از هفت سال آبادانى ، تعبير يوسف ( ع ) از هفت گاو لاغر در رؤياى پادشاه مصر
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
«شداد» (جمع شديد) از مصدر «شدة» (سختى و دشوارى) گرفته شده است و مراد از «سبع شداد» هفت سال قحطى و خشكسالى است و مشاراليه «ذلك» هفت سال آبادانى مى باشد.
6- گاو هاى لاغر در رؤيا ، نشانه پيشامد سختى ها و دشواريهاست و تعداد آنها حاكى از تعداد سالهاست .
يأكلهنّ سبع عجاف . .. ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 1
1- يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .
ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس
فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 1
1- پادشاه مصر از طريق ساقى و فرستاده دربار به نزد يوسف ( ع ) از تعبير رؤياى شگفت خويش آگاه شد .
و قال الملك ائتونى به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 1
1- پيشگويى يوسف ( ع ) بر مبناى رؤياى پادشاه ، به حقيقت پيوست و قحطى و خشكسالى ، مصر و اطراف آن ( كنعانو . . . ) را فرا گرفت .
و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه
آمدن برادران يوسف از كنعان به مصر براى دريافت آذوقه و نبود آذوقه در غير آن ديار - كه «منع منا الكيل» در آيه 63 حاكى از آن است- دلالت مى كند كه قحطى علاوه بر مصر ، اطراف و نواحى آن را نيز فرا گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 9
9- عشق زليخا به يوسف ( ع ) ، على رغم همسرى او براى عزيز مصر ، مايه شگفتى فراوان زنان اشراف و موجب مزيد ملامت گويى از وى شد .
امرأت العزيز ترود فتيها عن نفسه
هدف زنان اشراف از ياد كردن زليخا به عنوان «همسر عزيز مصر»، رساندن زشتى هر چه افزون تر ماجراى اوست ; يعنى، مراوده با بردگان زشت است و از همسر عزيز مصر ناپسندتر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 15،17
15- زنان اشراف مصر با مشاهده يوسف ( ع ) ، حيرت زده و مدهوش شدند .
فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ
«إكبار» (مصدر أكبرن) به معناى بزرگ ديدن و با عظمت شمردن است.
17- زنان اشراف با ديدن جمال حيرت انگيز يوسف ( ع ) ، به جاى خوردنيها ، كارد بر دست هاى خويش نهاده ، آن را چاك چاك كردند .
فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ
استفاده از ماده «قطع» - كه به معناى بريدن و جدا ساختن است - در مورد مجروح كردن، دلالت بر شدت بريدگى و جراحت دارد. بردن آن ماده به باب تفعيل (قطّعن) براى رساندن اين نكته است كه زنان اشراف، مواضع متعددى از دستهاى خويش را بريدند ; زيرا تقطيع به معناى قطعه قطعه كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 1
1- عزيز مصر براى كشف حقيقت ماجراى يوسف و زليخا ، شخصاً به بررسى و مشاهده پيراهن و نحوه پارگى آن پرداخت .
فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر
ظاهر اين است كه ضمير در «رأى» به عزيزمصر برگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 79 - 3
3 - سحر و جادو در عصر فرعون ، دانشى رايج بود و ساحران چيره دست بسيارى در كشور مصر مى زيستند .
قالوا إن هذا لسحر . .. و لا يفلح السحرون ... و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 112 - 2
2 - رواج سحر در سرزمين مصر به هنگام بعثت موسى ( ع )
يأتوك بكل سحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 5،7
5- يك بار شتر غلّه ، جايزه تعيين شده از جانب يوسف ( ع ) براى آورنده جام شاهى
و لمن جاء به حمل بعير
7- يوسف ( ع ) خود متعهد به پرداخت جايزه و اجرت به آورنده جام مفقودشده *
و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم
مقصود از «أنا» در «و أنا به زعيم» يوسف(ع) و يا رئيس و مسؤول كارگزاران او مى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 20
20- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « صواع الملك » قال : كان قدحاً من ذهب و قال : كان صواع يوسف إذ كيل به قال : لعن الله الخوّان لاتخونوا به بصوت حسن ;
امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «صواع الملك» فرمود: جامى از طلا بوده است و فرمود: جام يوسف چنين بود كه هرگاه با آن پيمانه مى شد، با صداى خوش مى گفت: خدا لعنت كند خيانت كنندگان را، در پيمانه خيانت نكنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 57 - 4
4 - ديار فرعونيان ، سرزمين باغ ها و چشمه ساران
فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 5
5 - در عصر رسالت حضرت موسى ( ع ) ، قدرت و حاكميت سرزمين مصر ، در اختيار فرعون و اطرافيانش بود .
قالوا أجئتنا . .. و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 10
10 - حاكميت ديرين خاندان فرعون و اشراف دربار او بر سرزمين مصر *
و كانوا قومًا عالين
جمله «كانوا قوماً عالين» مى تواند بدين معنا باشد كه: فرعون و اشراف حكومت او، بدان جهت كه از دير زمانى بر مصر فرمان مى راندند و به آن خو گرفته بودند و پذيرش دعوت موسى، آنان را ناچار به فرمان پذيرى ى كرد، از پذيرش آن خود دارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 1
1 - سرزمين مصر ، تحت سلطه و حاكميت فرعون و خويشاوندان وى
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون
«قوم شخص» به كسانى گفته مى شود كه از نزديكان وى بوده و در يك جد با او مشترك باشند. بنابراين، از تعبير «قوم فرعون» استفاده مى شود كه حاكميت سرزمين مصر در اختيار فرعون و خاندان ظالم وى قرار داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 4
4 - موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .
عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 9
9- پادشاه مصر در عصر يوسف ، فردى با فراست و از حكمت و تدبير برخوردار بود .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 6
6 - موسى ( ع ) ، نابودى حكومت فرعونى و تسلط مردمش بر سرزمين مصر را به آنان بشارت داد .
قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده
چون موسى(ع) در پى تهديدهاى فرعون با جمله «إن الأرض . .. » در صدد تسلى بخشيدن به بنى اسرائيل بود، اين جمله متضمن
إخبار به نابودى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 20 - 5،8
5 - مرد ناشناس ، خواهان خروج بى درنگ موسى ( ع ) از شهر بود .
فاخرج
8 - توصيه به خروج از شهر ، نمود خيرخواهى مرد ناشناس نسبت به موسى ( ع )
فاخرج إنّى لك من النصحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 1
1 - خارج شدن موسى ( ع ) از شهر مصر ، در پى توصيه مرد ناشناس
قال يموسى . .. فاخرج ... فخرج منها خائفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 22 - 1
1 - تلاش موسى ( ع ) پس از خروج از شهر مصر ، براى رساندن خود به سمت منتهى به مدين
فخرج منها . .. و لمّا توجّه تلقاء مدين
تعبير «لمّا توجّه. ..» نشان مى دهد كه موسى(ع) هم زمان با خارج شدن از شهر مصر، در جهت مدين قرار نداشت; بلكه مدتى راه پيمود تا خود را در آن سمت قرار دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 6
6- پادشاه مصر ، از معبّران و بزرگان دربار خواست تا رؤياى شگفتش را تعبير كنند .
و قال الملك إنى أرى . .. يأيها الملأ أفتونى
«ملأ» به معناى بزرگان است ، كه به مناسبت مورد مى توان گفت: مراد از آن در آيه شريفه ، خواب گزاران دربار است كه از موقعيتى خاص برخوردار بودند و از بزرگان و دانشمندان محسوب مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 3
3- پادشاه مصر پس از دريافت تعبير رؤيايش ، خواهان حضور يوسف ( ع ) در نزد خويش شد .
و قال الملك ائتونى به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 45 - 7
7- ساقى دربار ، از پادشاه و بزرگان دربار خواست وى را به زندان نزد يوسف ( ع ) بفرستند تا تعبير خواب را از او جويا شود .
أنا أُنبّئكم بتأويله فأرسلون
حرف «ن» در «فأرسلون» نون وقايه و كسره آن، حاكى از «ياء» متكلم محذوف است. متعلق آن (إلى يوسف فى السجن) نيز به خاطر وضوحش، در كلام آورده نشده است. بنابر اين «فأرسلون» ; يعنى: پس مرا به سوى يوسف(ع) - كه در زندان است - بفرستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 5
5- ساقى دربار ، از يوسف ( ع ) خواست تا رؤيايى را كه در آن هفت گاو لاغر ديده شده كه هفت گاو چاق را مى خورند و هفت خوشه سبز و خوشه هايى خشك ديده شده ، تعبير كند .
أفتنا فى سبع بقرت سمان يأكلهنّ سبع عجاف و سبع سنبلت خضر و أُخر يابست
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 8
8- عزيز مصر ، اداره امور يوسف ( ع ) را به همسرش زليخا واگذار كرد ، و از او خواست تا يوسف ( ع ) را گرامى داشته و منزلتش را پاس دارد .
لامرأته أكرمى مثويه
«مثوى» اسم مكان و به معناى منزل و اقامتگاه است. عبارت «أكرمى مثواه» ; يعنى ، منزل و مقامش را گرامى دار. اكرام منزل و اقامتگاه ، تأكيد بر بزرگداشت شخصى است كه در آن منزل اقامت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 29 - 1،3
1- عزيز مصر از يوسف ( ع ) خواست تا ماجراى زليخا را ناديده انگاشته و آن را مخفى سازد .
يوسف أعرض عن هذا
اعراض كردن از ماجراى زليخا - كه مفاد عبارت «أعرض عن هذا» است - در حقيقت توصيه به مخفى نگه داشتن و ناديده گرفتن است ، نه لب به شكايت نگشودن ; زيرا اقدام عليه زليخا با ملاحظه موقعيت يوسف(ع) - كه برده اى زرخريد بوده - ناسازگار است.
3- عزيز مصر ، پس از روشن شدن خطاى زليخا ، از وى خواست استغفار كند و از گناه خويش پوزش بطلبد .
واستغفرى لذنبك إنك كنت من الخاطئين
در جمله «استغفرى لذنبك» (براى گناهت طلب آمرزش كن) بيان نشده كه زليخا بايد از چه كسى آمرزش بخواهد. برخى از مفسران گفته اند: مراد ، استغفار به درگاه خداوند است و برخى برآنند كه مقصود ، پوزش خواستن از عزيز مصر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 10
10- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فلما سمع الملك كلام الصبى . . . قال ليوسف : « أعرض عن هذا . . . » و اكتمه قال : فلم يكتمه يوسف و أذاعه فى المدينة حتى قلن نسوة منهنّ إمرأة العزيز تراود فتاها عن نفسه . . . ;
از امام سجاد(ع) نقل شده است: . .. همين كه پادشاه سخن كودك را شنيد ... به يوسف گفت: از اين ماجرا درگذر ... و آن را پوشيده بدار. [امام فرمود:] يوسف ماجرا را پوشيده نداشت و آن را در شهر منتشر كرد تا اينكه عده اى اززنان شهر گفتند: همسر عزيز غلام خود را به خويش دعوت كرده است ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 10
10- زنان اشراف مصر و متهم كنندگان يوسف ( ع ) به خيانت ، از زمره خائنان بودند .
أن الله لايهدى كيد الخائنين
مصداق مورد نظر براى «الخائنين» زليخا و زنان اشراف و نيز درباريانى مى باشند كه تصميم به زندانى كردن يوسف(ع) گرفتند (ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيات ليسجننه) آيه 35.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 5
5- ساقى دربار ، از يوسف ( ع ) خواست تا رؤيايى را كه در آن هفت گاو لاغر ديده شده كه هفت گاو چاق را مى خورند و هفت خوشه سبز و خوشه هايى خشك ديده شده ، تعبير كند .
أفتنا فى سبع بقرت سمان يأكلهنّ سبع عجاف و سبع سنبلت خضر و أُخر يابست
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 17
17- زنان اشراف با ديدن جمال حيرت انگيز يوسف ( ع ) ، به جاى خوردنيها ، كارد بر دست هاى خويش نهاده ، آن را چاك چاك كردند .
فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ
استفاده از ماده «قطع» - كه به معناى بريدن و جدا ساختن است - در مورد مجروح كردن، دلالت بر شدت بريدگى و جراحت دارد. بردن آن ماده به باب تفعيل (قطّعن) براى رساندن اين نكته است كه زنان اشراف، مواضع متعددى از دستهاى خويش را بريدند ; زيرا تقطيع به معناى قطعه قطعه كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 29
29- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فأرسلت إليهنّ و هيأت لهنّ طعاماً و مجلساً ثم أتتهنّ باترج و « آتت كل واحدة منهنّ سكّيناً . . . » ;
از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. پس همسر عزيز [پيكى] به سوى بانوان فرستاد و از آنان دعوت كرد و برايشان طعامى آماده كرد و مجلسى آراست و آن گاه براى بانوان ترنج آورد و به هر يك كاردى داد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 3،4
3- زليخا ، پس از آگاهى به توطئه زنان و ملامت گرى هاى ايشان ، آنان را به منزل خويش دعوت كرد .
فلما سمعت بمكرهنّ أرسلت إليهنّ
مراد از «به سوى آنان فرستاد» - كه مفاد «أرسلت إليهنّ» است - به قرينه جمله «و أعتدت لهنّ متّكئاً و . ..» اين است كه آنان را به مهمانى دعوت كرد.
4- زليخا براى پاسخ گويى به زنان ملامت كننده ، ضيافتى ترتيب داد و مجلس ويژه اى آراست .
أرسلت إليهنّ و أعتدت لهنّ متّكئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 6
6- زنان اشراف مصر ( ميهمانان زليخا ) ، جملگى يوسف ( ع ) را به وصال خويش فرا مى خواندند .
مما يدعوننى إليه
«يدعون» در جمله فوق ، جمع مؤنث است و فاعل آن زنانى هستند كه ميهمان زليخا بودند - آنان نيز به قرينه «أصب إليهنّ» - يوسف(ع) را به خويش دعوت مى كردند و - به دليل مضارع بودن «يدعون» - بر آن اصرار مىورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 11
11- خداوند ، خنثى كننده مكر و حيله زنان اشراف و نجات بخش يوسف ( ع ) از زندان
أن الله لايهدى كيد الخائنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 4،7
4- يعقوب ( ع ) در سفر دوم فرزندانش به مصر ، حادثه اى را در كمين آنان احساس مى كرد و نگران پيشامدى ناگوار براى آنان بود .
لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء
7- يعقوب ( ع ) در آستانه سفر دوم فرزندانش به مصر ، به آنان توصيه كرد براى ورود به آن ديار ، دروازه هاى متعددى را برگزينند و از يك دروازه وارد نشوند .
يبنىّ لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 6
6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 2،3،5،8
2- هفت گاو چاق كه هفت گاو لاغر به خوردن آنها پرداخته بودند و هفت خوشه سبز و خوشه هايى خشك ، رؤياى شگفت پادشاه مصر بود .
إنى أرى سبع بقرت سمان . .. و أُخر يابست
«سمين» و «سمينة» (مفرد سِمان) به معناى چاق است. «اعجف» و «عجفاء» (مفرد عجاف) به معناى بسيار نحيف و لاغر است. تمييز «سبع» به قرينه جمله قبل ، «بقرات» است ; يعنى: يأكلهنّ سبع بقرات عجاف.
3- ملك مصر ، رؤياى شگفت خويش را به طور مكرر ديده بود .
إنى أرى سبع بقرت سمان
ظاهر آن بود كه ملك در بيان رؤياى خويش، فعل ماضى «رأيت» (در خواب ديدم) به كار مى برد. آوردن فعل مضارع «أرى» (در خواب مى بينم) مى تواند اشاره به استمرار آن رؤيا باشد ; يعنى، چندين شب چنين ديده ام، به گونه اى كه گمان دارم دوباره نيز خواهم ديد.
5- گاو هاى چاق و لاغر و خوشه هاى سبز و خشك ، در يك رؤياى پادشاه بودند نه هر كدام در رؤيايى جداگانه .
إنى أرى سبع بقرت . .. و سبع سنبلت خضر
برداشت فوق، از تكرار نشدن «أرى» در بيان ديدن خوشه هاى سبز و خشك استفاده مى شود ; زيرا اگر پادشاه خوشه ها را در غير رؤيايى كه در آن گاوها را مشاهده كرده بود مى ديد، ظاهر آن بود كه فعل «أرى» در «سبع سنبلات. ..» تكرار مى شد. مفرد آوردن «رؤياى» در جمله «أفتونى فى رؤياى» نيز حكايت از اين معنا دارد.
8- پادشاه مصر ، از رؤياى خويش دريافت كه آن رؤيا - علاوه بر حكايت از حادثه اى غير منتظره - گوياى توصيه و دستورالعملى نيز هست .
أفتونى فى رءيى إن كنتم للرءيا تعبرون
«افتاء» (مصدر أفتونى) به معناى بيان كردن حكم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 4
4- ساقى دربار ، رؤياى پادشاه را به طور كامل و دقيق براى يوسف ( ع ) بازگو كرد .
إنى أرى سبع بقرت . .. أفتنا فى سبع بقرت ... و أُخر يابست
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 2،3،5،6،7
2- رؤياى پادشاه مصر دربردارنده رمزهايى گوياى پيشامدهايى شيرين و تلخ طى يك دوره پانزده ساله
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
جمله «تزرعون سبع سنين دأباً» (هفت سال با جديت زراعت كنيد) گوياى هفت سال آبادانى و جمله «ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد» در آيه بعد گوياى هفت سال قحطى و خشكسالى است و جمله «ثم يأتى من بعد ذلك عام . ..» گوياى سالى پر باران پس از هفت سال قحطى مى باشد. بنابراين رؤياى پادشاه، بيانگر حوادثى از يك دوره پانزده ساله بود.
3- رؤياى پادشاه مصر گوياى برنامه و دستورالعملى براى مصون ماندن از مشكلات و حوادث تلخ و دشوار آينده
قال تزرعون سبع سنين دأبًا فما حصدتم فذروه فى سنبله
ظاهر اين است كه يوسف(ع) حقايق و دستورالعملهايى را كه در بيان رؤياى پادشاه يادآور شده بود ، از آن رؤيا استفاده كرده باشد. بنابراين آن رؤيا در ضمن حكايت از دوره پانزده ساله ، گوياى دستورالعمل نيز بوده است.
5- لزوم جديت و تلاش بسيار براى زراعت در هفت سال نخست ، پيامى نهفته در رؤياى پادشاه مصر
سبع بقرت سمان . .. قال تزرعون سبع سنين دأبًا
«دأب» مصدر و به معناى تلاش كردن است و «دأباً» در آيه شريفه در موضع اسم فاعل (دائبين) قرار گرفته و حال براى فاعل «تزرعون» مى باشد ; از اين رو دلالت بر تلاش فراوان دارد. به نظر مى رسد يوسف(ع) از چاق بودن گاوها چنين استنباط كرد كه: بايد با تلاش فراوان و به دست آوردن محصولات، انبارها را از مواد غذايى و غلات پر كنند.
6- خوشه هاى خشك در رؤياى پادشاه ، پيامدار لزوم ذخيره سازى محصولات كشت و درو شده به همراه خوشه هاى آن
و أُخر يابست . .. فما حصدتم فذروه فى سنبله
از آن جا كه دستور فوق (فذروه فى سنبله) با اين قسمت از رؤياى پادشاه كه خوشه هاى خشك را ديده بود ، تناسب دارد ; زيرا خوشه هاى خشك آماده براى ذخيره شدن است ، مى توان گفت: يوسف(ع) از عبارت «اُخر يابسات» دستور فوق را استنباط كرده بود.
7- لزوم صرفه جويى در مصرف محصولات هفت ساله ، پيامى نهفته در رؤياى ملك
فما حصدتم فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون
«حصاد» (مصدر حصدتم) به معناى درو كردن است و «ذروا» فعل امر و به معناى «رها سازيد» مى باشد. «من» در «مما» بيانيه و «إلاّ قليلاً» استثنا از «ما» در «ما حصدتم ...» است، بنابراين مفاد جمله «فما حصدتم ...» چنين مى شود: آنچه را درو مى كنيد در خوشه ها رها كنيد (آنها را نكوبيد و دانه ها را از خوشه ها جدا نسازيد) مگر مقدار اندكى كه به مصرف خوراكى مى رسانيد. تنها اين مقدار از برداشت را بكوبيد و از خوشه ها جدا سازيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 2،3،5
2- رؤياى پادشاه ، گوياى تأخّر سال هاى قحطى از هفت سال آبادانى بود .
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
به نظر مى رسد يوسف(ع) از اينكه در رؤياى پادشاه گاوهاى لاغر به خوردن گاوهاى چاق پرداخته اند، دريافت كه سالهاى قحطى پس از سالهاى آبادانى رخ خواهد داد. تقدم ذكرى گاوهاى چاق بر گاوهاى لاغر در بيان رؤيا نيز مى تواند دليل ديگرى براى يوسف(ع) در اين تعبير باشد.
3- استفاده از ارزاق ذخيره شده در سال هاى آبادانى طى هفت سال خشكسالى ، از پيام هاى نهفته در رؤياى پادشاه مصر
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد يأكلن ماقدمتم لهنّ
ضمير در «يأكلن» و «لهنّ» به «سبع شداد» باز مى گردد و مراد از «ما قدّمتم لهنّ» (آنچه براى آن سالها پيش فرستاده ايد)
ارزاق ذخيره شده در سالهاى آبادانى است. بنابراين «يأكلن ...» ; يعنى، سالهاى قحطى ذخايرى را كه در سالهاى آبادانى تهيه ديده ايد، مى خورند.
5- لزوم مصرف نكردن همه ذخاير غذايى در ساليان قحطى ، پيامى نهفته در رؤياى پادشاه مصر
يأكلن ما قدمتم لهنّ إلاّ قليلاً مما تحصنون
فعل مضارع «يأكلهنّ» در نقل رؤياى پادشاه (آيه 46) گوياى اين نكته بود كه گاوهاى لاغر به خوردن گاوهاى چاق پرداختند، ولى آنها را به تمامى نخوردند و گرنه فعل ماضى «اَكَلهنّ» به كار مى برد. به نظر مى رسد يوسف(ع) از نكته ياد شده دريافته بود كه بايد مقدارى از غلات باقى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 2
2- خواب پادشاه ، گوياى آمدن سالى پر بركت پس از سال هاى قحطى
أفتنا . .. ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس
يوسف(ع) از آن جايى كه گاوهاى لاغر در رؤياى پادشاه هفت رأس بودند ، دريافت كه پس از گذشت هفت سال ، قحطى پايان مى پذيرد و پايان پذيرفتن قحطى به اين است كه باران فرو ريزد ، گياهان رشد كند و ميوه جات فراوان گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 4
4- يوسف ( ع ) و پادشاه در نخستين ملاقاتشان با يكديگر ، درباره رؤياى پادشاه ، تعبير يوسف ( ع ) و گزينش او به سمت مشاور ، به گفت و گو پرداختند .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه
اگرچه در آيه شريفه تصريح نشده كه پادشاه و يوسف(ع) درباره چه موضوعى گفت و گو كردند ; ولى قراين حاليه و مقاليه حاكى است كه موضوع سخن درباره رؤياى پادشاه و تعبير يوسف(ع) و نيز دعوت از يوسف(ع) به همكارى و مشاوره و. .. بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 9
9- زليخا در دستگاه حكومتى و قضايى مصر ، نفوذى فراوان داشت .
و لئن لم يفعل ما ءامره ليسجنن و ليكونًا من الصغرين
حذف فاعل از «ليسجنن» (او حتماً زندانى مى شود) و آوردن فعل به صورت مجهول، حاوى اين نكته است كه حرف نشنوى يوسف(ع)، زندانى شدنش را در پى داشت ; يعنى، زليخا آن چنان نفوذى داشت كه گويا لازم نبود امر كند و اقدامى صورت دهد ; آن گاه كه فردى امرش را اطاعت نمى كرد، به زندانش مى انداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 18
18- زليخا در حضور پادشاه مصر ، بر صداقت و راستگويى يوسف ( ع ) تأكيد كرد .
و إنه لمن الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 11،29
11- زليخا ، هنگامى كه زنان بر جايگاه هاى خود تكيه زده و آماده استفاده از خوراكى ها شدند ، از يوسف ( ع ) خواست بر آنان گذر كند .
و قالت اخرج عليهنّ
29- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فأرسلت إليهنّ و هيأت لهنّ طعاماً و مجلساً ثم أتتهنّ باترج و « آتت كل واحدة منهنّ سكّيناً . . . » ;
از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. پس همسر عزيز [پيكى] به سوى بانوان فرستاد و از آنان دعوت كرد و برايشان طعامى آماده كرد و مجلسى آراست و آن گاه براى بانوان ترنج آورد و به هر يك كاردى داد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 1،2
1- زليخا ، با ارائه يوسف ( ع ) به زنان اشراف ، به ايشان فهماند كه نبايد وى را در عشقش به يوسف ( ع ) ملامت كنند .
قالت فذلكنّ الذى لمتننى فيه
2- زليخا ، نزد زنان اشراف به تقاضاى كام روايى از يوسف ( ع ) ، اقرار و اعتراف كرد .
لقد رودته عن نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 1،3
1- زليخا سرزنش زنان مصر را به خاطر عشقش به يوسف ( ع ) ، شنيد و به آن آگاهى يافت .
فلما سمعت بمكرهنّ
فعل «سمع» متعدى است و نيازى به حرف «باء» براى تعديه ندارد. بنابراين در «سمعت بمكرهنّ» معناى «علمت» اشراب شده است. ازاين رو مفاد آن چنين مى شود: زليخا به مكر زنان آگاه شد و اين آگاهى از طريق خبرهايى بود كه براى او نقل مى شد.
3- زليخا ، پس از آگاهى به توطئه زنان و ملامت گرى هاى ايشان ، آنان را به منزل خويش دعوت كرد .
فلما سمعت بمكرهنّ أرسلت إليهنّ
مراد از «به سوى آنان فرستاد» - كه مفاد «أرسلت إليهنّ» است - به قرينه جمله «و أعتدت لهنّ متّكئاً و . ..» اين است كه آنان را به مهمانى دعوت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 10
10- زليخا نيز در جلسه محاكمه اى كه براى كشف حقيقت ماجراى زنان با يوسف ( ع ) تشكيل شده بود ، حضور داشت .
قالت امرأت العزيز الئن حصحص الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 11
11- ماجراى ميهمانى زليخا از زنان اشراف و بريدن آنان دست هاى خويش را ، گوياترين صحنه براى اثبات منزلت والا و عفت و پاكدامنى يوسف ( ع )
فسئله ما بال النسوة الّ-تى قطعن أيديهنّ
يوسف(ع) براى رسيدگى به پرونده خويش با عبارت «الّ-تى قطعن أيديهنّ» داستان ميهمانى زليخا از زنان اشراف و اينكه آنان دستهاى خويش را بريدند را مطرح مى كند و از آن جا كه يوسف(ع) درصدد اثبات بى گناهى خويش است، مى توان گفت: داستان مذكور و مسائل پيرامون آن براى اثبات عفت، پاكدامنى و بى گناهى يوسف(ع) بهترين شاهد بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 34 - 3
3- زليخا و زنان اشراف ، در اثر توسل يوسف ( ع ) به درگاه خدا ، از او مأيوس گشته و از مكر و تزوير ، عليه او منصرف شدند .
فصرف عنه كيدهنّ
مراد از كيد زنان، تقاضاى مكرر آنان با عشوه ها و اظهار شيفتگى است. بنابراين عبارت «صرف عنه كيدهنّ» دلالت مى كند كه پس از دعاى يوسف(ع)، ديگر آن مراوده ها و تقاضاها از يوسف(ع) نشد. گفتنى است كه «ثم» در آيه بعد، مؤيد اين نكته است كه يأس زنان و انصرافشان از وى، پيش از زندانى شدن او بوده است، نه اينكه زندانى شدنش، عامل قطع مراوده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 7،9
7- زنان اشراف ، تقاضاى كام جويى زليخا از برده خويش را ، امرى نكوهيده دانسته و او را ملامت مى كردند .
و قال نسوة فى المدينة امرأت العزيز ترود فتيها عن نفسه قد شغفها حبًّا
«فتا» به معناى برده و عبد ، و نيز به معناى جوان است. به نظر مى رسد هر دو معناى «فتا» در «تراود فتاها» لحاظ شده باشد.
9- عشق زليخا به يوسف ( ع ) ، على رغم همسرى او براى عزيز مصر ، مايه شگفتى فراوان زنان اشراف و موجب مزيد ملامت گويى از وى شد .
امرأت العزيز ترود فتيها عن نفسه
هدف زنان اشراف از ياد كردن زليخا به عنوان «همسر عزيز مصر»، رساندن زشتى هر چه افزون تر ماجراى اوست ; يعنى، مراوده با بردگان زشت است و از همسر عزيز مصر ناپسندتر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 2،24
2- عشق زليخا به يوسف ( ع ) حربه زنان اشراف مصر ، براى جنجال و توطئه عليه او
قال نسوة فى المدينة . .. فلما سمعت بمكرهنّ
مراد از «مكر» نقل كردن و مطرح ساختن ماجراى زليخاست. اطلاق «مكر» به نقل آن ماجرا ، گوياى اين است كه زنان اشراف با مطرح كردن آن قصه ، درصدد ضربه زدن به شخصيت زليخا و توطئه عليه وى بودند.
24- زنان ملامت كننده زليخا ، با مشاهده يوسف ( ع ) ، زليخا را در عشقش محق دانستند .
فلما رأينه أكبرنه . .. إن هذا إلاّ ملك كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 14،15،16،17،19،22،23،24
14- زنان اشراف مصر در مجلس ضيافت زليخا ، براى اولين بار يوسف ( ع ) را مشاهده كردند .
فلما رأينه أكبرنه . .. و قلن حش لله ما هذا بشرًا
15- زنان اشراف مصر با مشاهده يوسف ( ع ) ، حيرت زده و مدهوش شدند .
فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ
«إكبار» (مصدر أكبرن) به معناى بزرگ ديدن و با عظمت شمردن است.
16- زنان اشراف با ديدن يوسف ( ع ) ، از خود بى خود شده و از ادراك هر چيز جز جمال او ناتوان گشتند .
فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ
17- زنان اشراف با ديدن جمال حيرت انگيز يوسف ( ع ) ، به جاى خوردنيها ، كارد بر دست هاى خويش نهاده ، آن را چاك چاك كردند .
فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ
استفاده از ماده «قطع» - كه به معناى بريدن و جدا ساختن است - در مورد مجروح كردن، دلالت بر شدت بريدگى و جراحت دارد. بردن آن ماده به باب تفعيل (قطّعن) براى رساندن اين نكته است كه زنان اشراف، مواضع متعددى از دستهاى خويش را بريدند ; زيرا تقطيع به معناى قطعه قطعه كردن است.
19- اعتراف يك پارچه زنان اشراف به زيبايى پرجاذبه يوسف ( ع ) و عظمت جمال او
فلما رأينه . .. و قلن حش لله ما هذا بشرًا
22- جمال بى مانند يوسف ( ع ) ، موجب اظهار ترديد زنان مصر در بشر بودن او شد .
حش لله ما هذا بشرًا
23- زنان اشراف ، يوسف ( ع ) را بسان فرشته اى گرامى و بلند مرتبه يافتند .
إن هذا إلاّ ملك كريم
24- زنان ملامت كننده زليخا ، با مشاهده يوسف ( ع ) ، زليخا را در عشقش محق دانستند .
فلما رأينه أكبرنه . .. إن هذا إلاّ ملك كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 6
6- زنان اشراف مصر ( ميهمانان زليخا ) ، جملگى يوسف ( ع ) را به وصال خويش فرا مى خواندند .
مما يدعوننى إليه
«يدعون» در جمله فوق ، جمع مؤنث است و فاعل آن زنانى هستند كه ميهمان زليخا بودند - آنان نيز به قرينه «أصب إليهنّ» - يوسف(ع) را به خويش دعوت مى كردند و - به دليل مضارع بودن «يدعون» - بر آن اصرار مىورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 5،6،7
5- زنان اشراف ، درخواست كام روايى از يوسف ( ع ) را انكار نكردند .
ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه قلن حش لله ما علمنا عليه من سوء
6- زنان اشراف در حضور پادشاه مصر ، بر پاكدامنى يوسف ( ع ) و مبرّا بودنش از هرگونه آلودگى شهادت دادند .
قلن حش لله ما علمنا عليه من سوء
كلمه (بدى و آلودگى) پس از نفى واقع شده است و از اين رو شامل هرگونه سوء و بدى مى شود و «من» زايده نيز اين معنا را تأكيد مى كند.
7- يوسف ( ع ) به دليل پاكدامنى شگفت انگيزش ، از آفريده هاى بى نظير خداوند در ديدگاه زنان اشراف مصر
قلن حش لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 2،3
2- زنان اشراف ، عامل شيوع خبر ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا در پايتخت مصر
و قال نسوة فى المدينة
برداشت فوق، بر اين اساس است كه «فى المدينة» متعلق به «قال» باشد. بر اين مبنا «قال نسوة فى المدينة ...» ; يعنى: زنان مراوده زليخا با يوسف(ع) را در آن شهر (پايتخت مصر) نشر دادند.
3- عشق زليخا به يوسف ( ع ) و تقاضاى مكرر او براى كام روايى از وى ، زبانزد زنان اشراف شده بود .
و قال نسوة فى المدينة امرأت العزيز ترود فتيها عن نفسه
«فى المدينة» مى تواند متعلق به «قال» باشد و نيز محتمل است صفت براى «نسوة» باشد. براساس احتمال دوم، مراد از «قال نسوة فى المدينة...» اين است كه: زنان شهر ، داستان زليخا را براى يك ديگر بازگو مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 45 - 3
3- ساقى پادشاه ( هم بند يوسف در زندان ) با مشاهده درماندگى خواب گزاران از تعبير رؤياى پادشاه ، يوسف ( ع ) و دانش او از تعبير رؤيا را به ياد آورد .
و قال الذى نجا منهما وادّكر بعد أُمّة
«ادّكر» (به ياد آورد) از ماده «ذكر» و در اصل «اذتكر» بوده كه بر اساس قواعد صرفى ، «ادّكر» شده است. «اُمّة» در آيه شريفه ، به معناى مدت و زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 45 - 2،3،4،6،7
2- ساقى پادشاه ( هم بند يوسف در زندان ) ، مدتى مديد يوسف ( ع ) را از ياد برده و از گرفتارى او در زندان غافل شده بود .
و قال الذى نجا منهما وادّكر بعد أُمّة
نكره آوردن «اُمّة» مى تواند حاكى از طولانى بودن آن باشد. جمله «فلبث فى السجن بضع سنين» در آيه 42 ، مؤيد اين معناست.
3- ساقى پادشاه ( هم بند يوسف در زندان ) با مشاهده درماندگى خواب گزاران از تعبير رؤياى پادشاه ، يوسف ( ع ) و دانش او از تعبير رؤيا را به ياد آورد .
و قال الذى نجا منهما وادّكر بعد أُمّة
«ادّكر» (به ياد آورد) از ماده «ذكر» و در اصل «اذتكر» بوده كه بر اساس قواعد صرفى ، «ادّكر» شده است. «اُمّة» در آيه شريفه ، به معناى مدت و زمان است.
4- ساقى دربار ، يوسف ( ع ) را براى تعبير رؤياى پادشاه معرفى كرد .
أنا أُنبّئكم بتأويله فأرسلون
6- ساقى پادشاه مصر ، با بيان دانش يوسف ( ع ) ، خاطر نشان ساخت كه او در زندان به سر مى برد .
أنا أُنبئكم بتأويله فأرسلون
تفريع جمله «أرسلون» به وسيله حرف «فاء» بر جمله «أنا أُنبّئكم بتأويله» مى رساند كه: ساقى دربار ، ماجراى يوسف(ع) و زندانى بودن او را در حد ضرورت بيان كرده بود.
7- ساقى دربار ، از پادشاه و بزرگان دربار خواست وى را به زندان نزد يوسف ( ع ) بفرستند تا تعبير خواب را از او جويا شود .
أنا أُنبّئكم بتأويله فأرسلون
حرف «ن» در «فأرسلون» نون وقايه و كسره آن، حاكى از «ياء» متكلم محذوف است. متعلق آن (إلى يوسف فى السجن) نيز به خاطر وضوحش، در كلام آورده نشده است. بنابر اين «فأرسلون» ; يعنى: پس مرا به سوى يوسف(ع) - كه در زندان است - بفرستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 46 - 1،2،3،4،5،6،7
1- ساقى دربار با اجازه پادشاه ، به طرف زندان شتافت و با يوسف ( ع ) ملاقات كرد .
فأرسلون. يوسف أيّها الصديق أفتنا
2- ساقى دربار ، يوسف ( ع ) را انسانى بسيار راستگو ناميد و با لقب « صدّيق » او را مخاطب قرار داد .
يوسف أيّها الصديق
3- ساقى پادشاه در ملاقاتش با يوسف ( ع ) ، راستى و درستى تعبير او را از رؤياى خويش بازگو كرد .
يوسف أيّها الصديق
4- ساقى دربار ، رؤياى پادشاه را به طور كامل و دقيق براى يوسف ( ع ) بازگو كرد .
إنى أرى سبع بقرت . .. أفتنا فى سبع بقرت ... و أُخر يابست
5- ساقى دربار ، از يوسف ( ع ) خواست تا رؤيايى را كه در آن هفت گاو لاغر ديده شده كه هفت گاو چاق را مى خورند و هفت خوشه سبز و خوشه هايى خشك ديده شده ، تعبير كند .
أفتنا فى سبع بقرت سمان يأكلهنّ سبع عجاف و سبع سنبلت خضر و أُخر يابست
6- رساندن تعبير خواب پادشاه به مردم ، از انگيزه هاى مراجعه ساقى به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب
أفتنا فى سبع بقرت . .. لعلّى أرجع إلى الناس
7- شناساندن ارزش و مقام يوسف ( ع ) به مردم ، از انگيزه هاى ساقى براى مراجعه به يوسف ( ع ) جهت تعبير خواب
لعلّى أرجع إلى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 5
5- ساقى پادشاه از طرف دربار براى آزادسازى يوسف ( ع ) و حاضر كردن او نزد پادشاه ، به سوى زندان روانه شد .
فلما جاءه الرسول
«ال» در «الرسول» عهد ذكرى است و به قرينه (فأرسلون) در آيه 45 معلوم مى شود كه اين فرستاده ، همان ساقى پادشاه بود كه براى دريافت تعبير خواب به سوى يوسف(ع) فرستاده شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 10
10- سرزمين مصر در زمان يوسف ( ع ) زمينه دار توليد غلات و محصولاتى بيش از مصرف سرانه آن سامان
قال تزرعون سبع سنين دأبًا فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 1،7،19
1- فرزندان يعقوب براى مرتبه سوم در دوران قحطى ، به مصر آمدند و به حضور يوسف ( ع ) رسيدند .
فلما دخلوا عليه
7- فرزندان يعقوب در نوبت سوم سفرشان به مصر ، بهاى كامل براى خريد سهميه خويش را نداشتند .
و جئنا ببضعة مزجية فأوف لنا الكيل
«مزجاة» به معناى ناچيز و حقير است.
19- اظهار مسكنت و ذلت برادران يوسف به پيشگاه او و شكايت آنان از فقر و تنگدستى ، در سومين سفر آنان به مصر
مسّنا و أهلنا الضر . .. و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 94 - 12
12- در سفر سوم فرزندان يعقوب به مصر براى جست و جو از يوسف ( ع ) و بنيامين ، تنها برخى از آنان راهى آن سفر شدند .
يبنىّ اذهبوا . .. و لما فصلت العير قال أبوهم ... لولا أن تفنّدون
جمله «قال أبوهم . ..» گوياى اين است كه گوينده ; يعنى، يعقوب(ع) پدر مخاطبان است. براين اساس مخاطبان يعقوب(ع) در جمله «لولا أن تفنّدون» فرزندان اويند و اين مى رساند كه برخى از فرزندانش براى جست و جوى يوسف(ع) و بنيامين (يبنىّ اذهبوا) به مصر رفتند و برخى از آنان نزد پدر ماندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 6
6- يوسف ( ع ) در دربار عزيز مصر ، شخصيتى بزرگ و مورد احترام بود .
و ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 1،2،4
1- پادشاه مصر ، پس از گذشت ساليانى از زندانى شدن يوسف ( ع ) ، رؤيايى شگفت ديد .
و قال الملك إنى أرى سبع بقرت سمان . .. إن كنتم للرءيا تعبرون
2- هفت گاو چاق كه هفت گاو لاغر به خوردن آنها پرداخته بودند و هفت خوشه سبز و خوشه هايى خشك ، رؤياى شگفت پادشاه مصر بود .
إنى أرى سبع بقرت سمان . .. و أُخر يابست
«سمين» و «سمينة» (مفرد سِمان) به معناى چاق است. «اعجف» و «عجفاء» (مفرد عجاف) به معناى بسيار نحيف و لاغر است. تمييز «سبع» به قرينه جمله قبل ، «بقرات» است ; يعنى: يأكلهنّ سبع بقرات عجاف.
4- پادشاه مصر ، رؤياى خويش ( گاو هاى چاق و لاغر و خوشه هاى سبز و خشك ) را رؤيايى شگفت ارزيابى كرد .
يأيها الملأ أفتونى فى رءيى إن كنتم للرءيا تعبرون
مطرح كردن رؤيا براى گروهى از معبّران و اظهار ترديد در توانايى آنان براى تعبير آن رؤيا ، گوياى اين مطلب است كه ملك خواب خويش را امرى شگفت تلقى كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 9
9- شيطان ، عامل فراموشى ساقى از يادآور شدن يوسف ( ع ) نزد پادشاه
فأنسيه الشيطن ذكر ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 16
16- زنان اشراف با ديدن يوسف ( ع ) ، از خود بى خود شده و از ادراك هر چيز جز جمال او ناتوان گشتند .
فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 44 - 2،3
2- خواب گزاران دربار ، تعبير رؤياى مختلط و آشفته را خارج از قلمرو دانش خويش دانستند .
و ما نحن بتأويل الأحلم بعلمين
«ال» در «الأحلام» عهد ذكرى است و اشاره به «أضغاث أحلام» دارد. بنابراين «ما نحن ...» ; يعنى: تأويل آن گونه از رؤياها را كه همانند بافه هاى چند رشته است ، نمى دانيم.
3- معبّران دربار ، على رغم اظهار ناتوانى خويش از تعبير رؤياى پادشاه ، آن را داراى تعبير و تأويل مى دانستند .
قالوا . .. ما نحن بتأويل الأحلم بعلمين
مفاد جمله «و ما نحن . ..» اين است كه اين گونه رؤياها ، تعبير و تأويل دارد و لكن ما بدان واقف نيستيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 2
2- پادشاه مصر در ديدگاه يوسف ( ع ) ، انسان ستمگرى نبود كه نتوان به عدل و انصاف او اميد داشت .
اذكرنى عند ربك
از اينكه يوسف(ع) از ساقى پادشاه مى خواهد كه داستان مظلوميت او را نزد پادشاه بيان كند ، معلوم مى شود يوسف(ع) به دادخواهى وى اميد داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 13
13- عدالت و انصاف عزيز مصر ، در قضاوت و ابلاغ نظر خويش در ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا
فلما رءا قميصه . .. قال إنه من كيدكنّ إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 5
5- يوسف ( ع ) ، عزيز مصر در سال هاى قحطى آن ديار
قالوا يأيها العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 3،7
3- عزيز مصر با پى بردن به صداقت يوسف ( ع ) ، زليخا را محكوم كرد و به نفع يوسف ( ع ) رأى داد .
فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ
7- عزيز مصر ، به دام انداختن يوسف ( ع ) را براى كام جويى ، از مكر هاى زنانه زليخا شمرد .
إنه من كيدكنّ
محتمل است ضمير در «إنه» به حقيقتى كه از جمله «غلّقت الأبواب . ..» استفاده مى شود ، ارجاع داده شود. برداشت فوق ، بر اساس اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 29 - 3
3- عزيز مصر ، پس از روشن شدن خطاى زليخا ، از وى خواست استغفار كند و از گناه خويش پوزش بطلبد .
واستغفرى لذنبك إنك كنت من الخاطئين
در جمله «استغفرى لذنبك» (براى گناهت طلب آمرزش كن) بيان نشده كه زليخا بايد از چه كسى آمرزش بخواهد. برخى از مفسران گفته اند: مراد ، استغفار به درگاه خداوند است و برخى برآنند كه مقصود ، پوزش خواستن از عزيز مصر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 2
2- عزيز مصر با ديدن پارگى پشت پيراهن يوسف ( ع ) ، به صداقت او پى برد .
فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 7
7- عزيز مصر در ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، پيشداورى نكرد و از تصميم گيرى عجولانه خوددارى نمود .
قالت . .. قال هى رودتنى عن نفسى و شهد شاهد من أهلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 1،7،8،13
1- عزيز مصر براى كشف حقيقت ماجراى يوسف و زليخا ، شخصاً به بررسى و مشاهده پيراهن و نحوه پارگى آن پرداخت .
فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر
ظاهر اين است كه ضمير در «رأى» به عزيزمصر برگردد.
7- عزيز مصر ، به دام انداختن يوسف ( ع ) را براى كام جويى ، از مكر هاى زنانه زليخا شمرد .
إنه من كيدكنّ
محتمل است ضمير در «إنه» به حقيقتى كه از جمله «غلّقت الأبواب . ..» استفاده مى شود ، ارجاع داده شود. برداشت فوق ، بر اساس اين احتمال است.
8- عزيز مصر ، پيشدستى زليخا در متهم ساختن يوسف ( ع ) و تعيين كيفر براى او را ، از مكر هاى زليخا شمرد .
قالت ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا . .. إنه من كيدكنّ
برداشت فوق، ناظر به اين احتمال است كه ضمير در «إنه . ..» به معنايى كه از «قالت ما جزاء ...» در آيه 25 استفاده مى شود ، برگردد و آن معنا ، پيشدستى كردن زليخا براى محقّ جلوه دادن خويش و گنه كار نشان دادن طرف مقابل است.
13- عدالت و انصاف عزيز مصر ، در قضاوت و ابلاغ نظر خويش در ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا
فلما رءا قميصه . .. قال إنه من كيدكنّ إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 14
14- تحريك عزيز مصر از سوى زليخا براى مؤاخذه و مجازات يوسف ( ع )
ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم
برداشت فوق ، از تصريح زليخا به «أهلك» (همسر تو) استفاده مى شود ; يعنى ، او با آوردن «أهلك» درصدد تحريك عزيز مصر براى مجازات يوسف(ع) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 5
5- عزيز مصر در پى خريد يوسف ( ع ) ، به شخصيت والا و منزلت بلند او اطمينان پيدا كرد .
لامرأته أكرمى مثويه عسى أن ينفعنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 9
9- شناخت عزيز مصر از روحيه زنان و آگاهى او به ترفندهايشان
إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 2،6،8
2- عزيز مصر ، يوسف ( ع ) را در مصر از كاروانيان خريدارى كرد .
و قال الذى اشتريه من مصر
«من مصر» محتمل است متعلق به «اشتراه» باشد ، و احتمال دارد حال براى «الذى اشتراه» باشد. برداشت فوق ، ناظر به احتمال اول است. آيات بعد ، بيانگر آن است كه مراد از «الذى اشتراه»، عزيز مصر است.
6- عزيز مصر در نظر داشت از يوسف ( ع ) در امور خويش بهره گيرد ، و يا او را به فرزندى خود و همسرش برگزيند .
قال الذى . .. أكرمى مثويه عسى أن ينفعنا أو نتخذه ولدًا
8- عزيز مصر ، اداره امور يوسف ( ع ) را به همسرش زليخا واگذار كرد ، و از او خواست تا يوسف ( ع ) را گرامى داشته و منزلتش را پاس دارد .
لامرأته أكرمى مثويه
«مثوى» اسم مكان و به معناى منزل و اقامتگاه است. عبارت «أكرمى مثواه» ; يعنى ، منزل و مقامش را گرامى دار. اكرام منزل و اقامتگاه ، تأكيد بر بزرگداشت شخصى است كه در آن منزل اقامت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 3،4،5
3- عزيز مصر با پى بردن به صداقت يوسف ( ع ) ، زليخا را محكوم كرد و به نفع يوسف ( ع ) رأى داد .
فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ
4- عزيز مصر شواهد ارائه شده از سوى داورِ ماجراى يوسف و زليخا را ، براى رفع اتهام از يوسف ( ع ) و اثبات بى گناهى او كافى دانست .
فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ
5- عزيز مصر پس از پى بردن به حقانيت يوسف ( ع ) ، زنان را انسانهايى پر مكر و حيله خواند .
إنه من كيدكنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 29 - 1،2
1- عزيز مصر از يوسف ( ع ) خواست تا ماجراى زليخا را ناديده انگاشته و آن را مخفى سازد .
يوسف أعرض عن هذا
اعراض كردن از ماجراى زليخا - كه مفاد عبارت «أعرض عن هذا» است - در حقيقت توصيه به مخفى نگه داشتن و ناديده گرفتن است ، نه لب به شكايت نگشودن ; زيرا اقدام عليه زليخا با ملاحظه موقعيت يوسف(ع) - كه برده اى زرخريد بوده - ناسازگار است.
2- تكريم و بزرگداشت يوسف ( ع ) از جانب عزيز ، پس از كشف حقيقت ماجرا
يوسف أعرض عن هذا
«يوسف» مناداست و حرف ندا (يا) از آن حذف شده است عزيز مصر با حذف كردن حرف ندا ، تقرب او را نزد خويش بيان مى دارد و با نام بردن از او ، لطف و مرحمت خويش را به وى اظهار مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 6
6- يوسف ( ع ) در دربار عزيز مصر ، شخصيتى بزرگ و مورد احترام بود .
و ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 6
6- آگاهى كامل عزيز و حاكمان مصر بر پاكدامنى يوسف ( ع ) ، با مشاهده دلايل و نشانه هاى متعدد
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 2
2- آگاه شدن عزيز مصر به پرهيز يوسف ( ع ) از رابطه نامشروع با همسر وى ، از اهداف يوسف ( ع ) در تقاضاى دادرسى و بازجويى از زنان اشراف
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
چنان چه «ذلك ليعلم . ..» كلام يوسف(ع) باشد، مشاراليه «ذلك» خارج نشدن از زندان و تقاضاى دادرسى و محاكمه زنان اشراف است. ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» مى تواند به «عزيز» باز گردد و مى تواند مراد از آن «ملك» باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال نخست است. بنابراين «ذلك ليعلم ...» ; يعنى، بيرون نرفتن من از زندان و تقاضاى دادرسى بدان خاطر بود كه عزيز
مصر بداند من در نهان به او خيانتى نكردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 4
4- همسر زليخا در زمان خريد يوسف ( ع ) ، سمت « عزيزى » را نداشت . *
و قال الذى اشتريه من مصر
ياد نكردن از عنوان عزيز مصر براى خريدار يوسف(ع) ، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 11
11- شوهر زليخا به هنگام محاكمه زنان اشراف زنده بود و هم چنان عهده دار منصب عزيزى در حكومت مصر بود .
قالت امرأت العزيز
توصيف زليخا با وصف «همسر عزيز» مى رساند كه شوهرش در هنگام محاكمه زنده بود و به سمت عزيزى اشتغال داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 1
1- داستان عشق زنان اشراف مصر به يوسف ( ع ) ، موجب بروز بحران در حكومت و خانه هاى اشراف شد .
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 9
9- پادشاه مصر و درباريان او در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، به وجود خداوند و منزّه بودنش اعتقاد داشتند .
قلن حش لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 9
9- پادشاه مصر و درباريان او در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، به وجود خداوند و منزّه بودنش اعتقاد داشتند .
قلن حش لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 9
9- عزيز مصر و همسرش زليخا ، از نعمت داشتن فرزند محروم بودند . *
أو نتخذه ولدًا
كسانى كه فردى را به فرزندى برمى گزينند، معمولاً اشخاصى هستند كه فرزند نداشته و از فرزنددار شدن نااميدند. بنابراين «نتخذه ولداً» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد. بيان گزينش يوسف(ع) به فرزندى با كلمه «عسى»، تأييدكننده اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 83 - 12
12 - خودكامگى و سلطه مدارى فرعون ، عامل ايجاد اختناق و خفقان در سرزمين مصر بود .
فما ءامن . .. إلا ذرية ... على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون لعال ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 8
8- ساقى پادشاه پس از رهايى از زندان ، درخواست يوسف ( ع ) ( يادآورى وضعيت او ) را فراموش كرد .
فأنسيه الشيطن ذكر ربه
«انساء» (مصدر أنساه) يعنى به فراموشى انداختن. ضمير در «أنساه» و «ربه» به «الذى» - كه مراد از آن ساقى پادشاه است - برمى گردد. بر اين اساس، جمله «فأنساه ...» چنين معنا مى شود: شيطان از خاطر ساقى زدود كه داستان يوسف(ع) را نزد پادشاه
يادآور شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 45 - 2
2- ساقى پادشاه ( هم بند يوسف در زندان ) ، مدتى مديد يوسف ( ع ) را از ياد برده و از گرفتارى او در زندان غافل شده بود .
و قال الذى نجا منهما وادّكر بعد أُمّة
نكره آوردن «اُمّة» مى تواند حاكى از طولانى بودن آن باشد. جمله «فلبث فى السجن بضع سنين» در آيه 42 ، مؤيد اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 7
7 - قارون و فرعون و هامان ، روحيه مستكبرانه داشتند و در سرزمين مصر ، مستكبرانه رفتار مى كردند .
و قرون و فرعون و هم-ن . .. فاستكبروا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 5
5 - در عصر رسالت حضرت موسى ( ع ) ، قدرت و حاكميت سرزمين مصر ، در اختيار فرعون و اطرافيانش بود .
قالوا أجئتنا . .. و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 9،10
9- پادشاه مصر در عصر يوسف ، فردى با فراست و از حكمت و تدبير برخوردار بود .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
10- پادشاه مصر در عصر يوسف ، دوستدار پاكدامنان ، دانشمندان و درستكاران امين بود .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 3
3- جام شاهى ، وسيله پيمانه كردن غلات براى تعيين سهميه افراد در دوران قحطى هفت ساله مصر
جعل السقاية فى رحل أخيه . .. نفقد صواع الملك
تعبير كردن از جام گمشده به «سقاية» (جام) و «صواع» (پيمانه) گوياى اين است كه پيمانه مورد استفاده براى تعيين سهميه افراد، همان ظرفى بود كه پيش از سپردن آن به يوسف(ع) براى نوشيدن آب و مانند آن مورد استفاده پادشاه قرار مى گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 7
7 - قارون و فرعون و هامان ، روحيه مستكبرانه داشتند و در سرزمين مصر ، مستكبرانه رفتار مى كردند .
و قرون و فرعون و هم-ن . .. فاستكبروا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 13
13- عدالت و انصاف عزيز مصر ، در قضاوت و ابلاغ نظر خويش در ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا
فلما رءا قميصه . .. قال إنه من كيدكنّ إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 1
1 - محروم گشتن فرعونيان از گنج ها و كاخ هاى باشكوه خويش ، به تدبير و طرح الهى
فأخرجنهم من جنّ-ت و . .. و كنوز و مقام كريم
«كنوز» (جمع «كنز») عبارت از اندوخته هاى مالى است. عبارت «مقام كريم» نيز اشاره به كاخ هاى باشكوه فرعونيان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 4،5
4- پادشاه مصر پيش از بازجويى از زنان اشراف ، به تقاضاى آنان ( درخواست كام روايى ) از يوسف ( ع ) و بى گناهى او آگاه شده بود .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«إذ» بدل اشتمال براى «خطبكنّ» است و بيانگر مقصود پادشاه از ماجرايى است كه درباره آن بازجويى مى كرد. بنابراين «ما خطبكنّ ...» ; يعنى، داستان شما چيست؟ منظورم آن داستانى است كه تقاضاى كام روايى از يوسف مى كرديد. تصريح شاه به اينكه شما زنان از يوسف(ع) تقاضا كرديد، مى رساندكه وى به مراوده آنان و بى گناهى يوسف(ع) آگاهى يافته بود.
5- زنان اشراف ، درخواست كام روايى از يوسف ( ع ) را انكار نكردند .
ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه قلن حش لله ما علمنا عليه من سوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 74 - 1،2
1- كارگزاران يوسف به فرزندان يعقوب اعلام كردند كه در صورت شناسايى سارق ، وى را مجازات خواهند كرد .
قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين
2- كارگزاران يوسف از متهمان ( فرزندان يعقوب ) خواستند ، تا خودشان كيفر سارق جام پادشاه را تعيين كنند .
قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين
ضمير در «جزاؤه» به سارق جامى شاهى ، كه از جمله هاى قبل استفاده مى شود ، برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 75 - 1،6
1- فرزندان يعقوب ، برده شدن را كيفر و مجازات سرقت كننده جام پادشاه دانستند .
قالوا فما جزؤه . .. قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه
مفاد جمله «فهو جزؤه» اين است كه سارق ملك كسى مى شود كه از اموال او دزدى شده است. در «مجمع البيان» آمده است كه: مدت اين استرقاق و ملكيت يك سال بوده است.
6- « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 4،5
4- يوسف ( ع ) و پادشاه در نخستين ملاقاتشان با يكديگر ، درباره رؤياى پادشاه ، تعبير يوسف ( ع ) و گزينش او به سمت مشاور ، به گفت و گو پرداختند .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه
اگرچه در آيه شريفه تصريح نشده كه پادشاه و يوسف(ع) درباره چه موضوعى گفت و گو كردند ; ولى قراين حاليه و مقاليه حاكى است كه موضوع سخن درباره رؤياى پادشاه و تعبير يوسف(ع) و نيز دعوت از يوسف(ع) به همكارى و مشاوره و. .. بوده است.
5- گفت و گوى يوسف ( ع ) با پادشاه در نخستين ملاقات ، موجب توجه بيشتر و اعتماد افزون تر پادشاه به او شد .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «كلّمه» به يوسف(ع) و ضمير مفعولى آن به پادشاه برگردد. ترتب جمله «قال إنك...» مؤيد اين نظر است و چون پادشاه پس از گفت وگوى يوسف(ع) با وى اظهار داشت: «إنك اليوم ...»، معلوم مى شود سخنان يوسف(ع) باعث توجه افزون تر پادشاه به او شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 1،3،16،18
1- يوسف ( ع ) از پادشاه خواست وى را به وزارت كشاورزى مصر و تصدى انبار هاى غله ، منصوب كند .
قال اجعلنى على خزائن الأرض
از آن جا كه يوسف(ع) در تعبير رؤياى پادشاه بيان داشت كه بايد هفت سال با جديّت به امر كاشت و برداشت و ذخيره سازى ارزاق بپردازند، چنين برمى آيد كه مقصود وى از «مرا بر گنجينه هاى زمين بگمار» اين است كه امور ياد شده را به من بسپار ; يعنى، امر كشت و برداشت (وزارت كشاورزى) و نيز انبارهاى غلّه در اختيار من باشد.
3- يوسف ( ع ) دليل صلاحيت خويش براى تصدى امور غذايى مردم مصر را براى پادشاه بيان كرد .
اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جمله «إنى حفيظ عليم»تعليل براى «اجعلنى. ..»است.
16- « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : . . . ان يوسف ( ع ) . . . لما دفعته الضرورة إلى تولى خزائن العزيز قال : اجعلنى على خزائن الأرض . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده است: . .. هنگامى كه ضرورت ايجاب كرد ، يوسف سرپرستى خزاين عزيز مصر را بپذيرد گفت: «اجعلنى على خزائن الأرض ...».
18- « عن أبى عبدالله ( ع ) أنه قال لقوم ممّن يظهرون الزّهد و يدعون الناس أن يكونوا معهم على مثل الذى هم عليه من التقشّف . . . أخبرونى أين أنتم عن . . .يوسف النبى ( ع ) حيث قال لملك مصر : « اجعلنى على خزائن الأرض . . . » فكان من أمره الذى كان أن اختار مملكة الملك و ما حول ها إلى اليمن . . . فلم نجد أحداً عاب ذلك عليه . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده خطاب به گروهى كه اظهار زهد مى كردند و مردم را دعوت مى نمودند كه همانند آنان زندگى را بر خود سخت گيرند . .. فرمود: مرا خبر دهيد شما درباره يوسف پيغمبر(ع) چگونه مى انديشيد كه او به پادشاه مصر گفت: «اجعلنى
على خزائن الأرض ...»؟ پس كار يوسف به آن جا رسيد كه همه كشور پادشاه و اطراف آن تا يمن را در اختيار گرفت ... در عين حال نيافتيم كسى را كه اين را بر او عيب گرفته باشد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 70 - 9
9- « عن أبى عبدالله عليه السلام . . . قال : إنهم سرقوا يوسف من أبيه ألا ترى أنه قال لهم حين قالوا : ماذا تفقدون ؟ قالوا : نفقد صواع الملك ، و لم يقولوا : سرقتم صواع الملك ، إنما عنى أنكم سرقتم يوسف من أبيه ;
از امام صادق(ع) روايت شده است [كه در پاسخ سؤال مردى كه از «إنكم لسارقون» پرسيده بود ]فرمود: آنان يوسف را از پدرش سرقت كرده بودند. آيا توجه نمى كنى كه هنگامى كه برادران يوسف گفتند: چه چيزى گم كرده ايد؟ او و كارگزارانش به آنان گفتند: «پيمانه پادشاه را گم كرده ايم» و نگفتند: پيمانه پادشاه را دزديديد. جز اين نيست كه نظر يوسف بر اين بود كه شما يوسف را از پدرش سرقت كرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 1
1- گم شدن جام آبخورى پادشاه ، دليل ارائه شده به فرزندان يعقوب براى متوقف ساختن و بازجويى از آنان
ماذا تفقدون. قالوا نفقد صواع الملك
«صواع» به معناى پيمانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 1
1 - محروم گشتن فرعونيان از گنج ها و كاخ هاى باشكوه خويش ، به تدبير و طرح الهى
فأخرجنهم من جنّ-ت و . .. و كنوز و مقام كريم
«كنوز» (جمع «كنز») عبارت از اندوخته هاى مالى است. عبارت «مقام كريم» نيز اشاره به كاخ هاى باشكوه فرعونيان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 6
6- زنان اشراف در حضور پادشاه مصر ، بر پاكدامنى يوسف ( ع ) و مبرّا بودنش از هرگونه آلودگى شهادت دادند .
قلن حش لله ما علمنا عليه من سوء
كلمه (بدى و آلودگى) پس از نفى واقع شده است و از اين رو شامل هرگونه سوء و بدى مى شود و «من» زايده نيز اين معنا را تأكيد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 5
5- فرزند ارشد يعقوب بر آن شد كه در سرزمين مصر بماند و به كنعان باز نگردد .
فلن أبرح الأرض حتى يأذن لى أبى
«براح» (مصدر أبرح) به معناى جدا شدن و فاصله گرفتن است. «ال» در «الأرض» عهد حضورى است و اشاره به شهر و ديارى دارد كه بنيامين در آن جا بازداشت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 8
8- مادر يوسف به هنگام كوچ خاندان يعقوب از كنعان به مصر زنده بود .
فلما دخلوا على يوسف ءاوى إليه أبويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 63 - 6
6 - فرعونيان ( قبطيان ) سرزمين مصر را از آن خود مى دانستند .
يخرجاكم من أرضكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 12
12- وضع قوانين و مقررات حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) ، در اختيار پادشاه بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 1
1 - محروم گشتن فرعونيان از گنج ها و كاخ هاى باشكوه خويش ، به تدبير و طرح الهى
فأخرجنهم من جنّ-ت و . .. و كنوز و مقام كريم
«كنوز» (جمع «كنز») عبارت از اندوخته هاى مالى است. عبارت «مقام كريم» نيز اشاره به كاخ هاى باشكوه فرعونيان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 9
9- پادشاه مصر در عصر يوسف ، فردى با فراست و از حكمت و تدبير برخوردار بود .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 5
5- برادران يوسف به دستور وى موظف شدند بنيامين را در سفر آينده به همراه خويش بياورند .
قال ائتونى بأخ لكم من أبيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 61 - 4،5،6،7
4- فرزندان يعقوب براى آوردن بنيامين به مصر ، راهى جز جلب رضايت يعقوب ( ع ) نداشتند .
قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفعلون
5- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه بنيامين را در نوبت بعد به حضور وى بياورند .
سنرود عنه أباه و إنا لفعلون
6- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه پدرشان يعقوب ( ع ) را براى روانه ساختن بنيامين متقاعد كنند .
قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفعلون
«مراوده» (مصدرنراود) به معناى درخواست با لطف و مداراست و «عنه» دلالت به مورد درخواست دارد. و مفاد «سنرود ...» چنين است، همانا با ملاطفت و مدارا از پدرش (پدر بنيامين) خواهيم خواست كه وى را در سفر آينده با ما همراه سازد.
7- تأكيد برادران يوسف بر توانايى خويش براى جلب رضايت پدر و آوردن بنيامين به نزد يوسف ( ع )
إنا لفعلون
جمله «سنرود عنه أباه» اين احتمال را براى يوسف(ع) ايجاد مى كند كه شايد پدرتان راضى نشد. برادران وى با جمله «إنا لفاعلون» به وى اطمينان مى دهند كه بدون هيچ ترديد ، رضايت پدر را جلب خواهند كرد و بنيامين را خواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 2،4
2- پادشاه مصر در فراخوانى يوسف ( ع ) به دربار ، يادآور شد كه وى را مشاور ويژه خويش خواهد ساخت .
قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى
آن گاه كه آدمى كسى را محرم اسرار خود قرار دهد و در امور خويش وى را مداخله دهد، گفته مى شود: «أستخلصه» (برگرفته شده از لسان العرب). بنابراين «أستخلصه لنفسى» ; يعنى، تا يوسف(ع) را محرم اسرار خويش سازم و در اداره امور مملكتى او را مداخله دهم. از اين معنا مى توان به مشاور مخصوص تعبير كرد.
4- يوسف ( ع ) و پادشاه در نخستين ملاقاتشان با يكديگر ، درباره رؤياى پادشاه ، تعبير يوسف ( ع ) و گزينش او به سمت مشاور ، به گفت و گو پرداختند .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه
اگرچه در آيه شريفه تصريح نشده كه پادشاه و يوسف(ع) درباره چه موضوعى گفت و گو كردند ; ولى قراين حاليه و مقاليه حاكى است كه موضوع سخن درباره رؤياى پادشاه و تعبير يوسف(ع) و نيز دعوت از يوسف(ع) به همكارى و مشاوره و. .. بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 51 - 1
1 - تاريخ گذشته مصر ( قبل از فرعون معاصر موسى ) شاهد زندگى اقوامى بود كه گرفتار شرك ربوبى بوده و معتقد به ربوبيت خالق هستى نبودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى ... فما بال القرون الأُولى
«قرن»; يعنى، اهل يك زمان و «بال» به معناى «حال» است (قاموس); «أولى» نيز مؤنث «أوّل» است و مقصود از «قرون أولى»، مصريان قبل از فرعون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 6
6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 12
12- مصر ، ديارى بهره مند از امنيت در عصر يوسف ( ع )
ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 44 - 1
1- خواب گزاران دربار ، رؤياى شگفت پادشاه مصر را رؤيايى آشفته و داراى رشته هاى گوناگون و نامشخص ، قلمداد كردند .
قالوا أضغث أحلم
«ضغث» (مفرد أضغاث) به دسته و بافه اى از گياه گفته مى شود. خواب گزاران با تشبيه رؤياى پادشاه به دسته ها و بافه هاى متعدد، به اين معنا اشاره دارند كه: رؤياى وى داراى رشته ها و اجزايى چند است، به گونه اى كه كشف ارتباط آنها با يكديگر و تفسير مجموعه آن، دشوار و يا ناممكن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 3
3- يوسف ( ع ) در بازرسى بار بنيامين ، جام شاهى را از بار وى بيرون آورد .
ثم استخرجها من وعاء أخيه
ضمير مفعولى در «استخرجها» به «صواع» و يا «سقاية» باز مى گردد. قابل ذكر است كه آوردن فعل «استخرج» (بيرون آورد)
به جاى «وجد» (يافت) به خاطر اين است كه يوسف(ع) مى دانست جام شاهى در اثاثيه بنيامين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 2
2- عشق زليخا به يوسف ( ع ) حربه زنان اشراف مصر ، براى جنجال و توطئه عليه او
قال نسوة فى المدينة . .. فلما سمعت بمكرهنّ
مراد از «مكر» نقل كردن و مطرح ساختن ماجراى زليخاست. اطلاق «مكر» به نقل آن ماجرا ، گوياى اين است كه زنان اشراف با مطرح كردن آن قصه ، درصدد ضربه زدن به شخصيت زليخا و توطئه عليه وى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 23
23- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . و خرجن النسوة من عندها ( إمرأة العزيز ) فأرسلت كل واحدة منهنّ إلى يوسف سرّاً من صاحبتها تسأله الزيارة فأبى عليهنّ و قال : « إلاّ تصرف عنّى كيدهنّ أصب إليهنّ و أكن من الجاهلين ;
از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. و بانوان از نزد همسر عزيز بيرون رفته و هر كدام پنهان از رفيق خويش (=زليخا) به نزد يوسف [پيام] فرستاد و از او درخواست ديدار كرد و يوسف نپذيرفت و گفت: [پروردگار] اگر نيرنگ زنان را از من نگردانى به آنان تمايل پيدا مى كنم و از جاهلان خواهم بود...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 15
15- تأكيد يوسف ( ع ) بر آگاهى كامل خداوند به كيد زنان اشراف درباره او
إن ربى بكيدهنّ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 8
8- پادشاه مصر در پى ملاقاتش با يوسف ( ع ) و احراز شخصيت و دانش او ، به وى اعلام كرد كه در دستگاه حكومتى ، رأيى نافذ و فرمانى مطاع خواهد داشت .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
به كسى كه داراى منزلتى والا و شأنى رفيع باشد «مكين» گفته مى شود. «أمين» نيز به كسى گفته مى شود كه از خيانت بپرهيزد و به صداقت گفتارش و درستى رفتارش اطمينان باشد. سخن پادشاه (تو نزد ما منزلتى والا دارى) كنايه از اين است كه:
دستوراتت نافذ است و آنچه در امر حكومت پيشنهاد كنى مورد قبول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 3
3- خريدار يوسف ( ع ) ( همسر زليخا ) از شهروندان مصرى بود .
و قال الذى اشتريه من مصر
برداشت فوق ، مبتنى بر اين احتمال است كه «من مصر» متعلق به محذوف و توصيفى براى «الذى اشتراه» باشد ; يعنى: قال الذى اشتراه و هو من اهل مصر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 9
9- شيطان ، عامل فراموشى ساقى از يادآور شدن يوسف ( ع ) نزد پادشاه
فأنسيه الشيطن ذكر ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 2
2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان
فأراد أن يستفزّهم من الأرض
بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 123 - 5
5 - برخورد و ملاقات ساحران با موسى ( ع ) در پايتخت مصر ، پيش از حضورشان در صحنه مبارزه
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 18 - 3
3 - درنگ موسى ( ع ) تا بامداد روز بعد در شهر ، همراه با هراس و انتظار پيشامد حادثه اى ناگوار براى خويش
فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب
«ترقّب» (مصدر «يترقّب») معادل «انتظار» است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به». مفعول «يترقّب» نيز حذف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 78 - 2
2 - فرعون و اطرافيانش ، حضرت موسى ( ع ) را متهم كردند كه تلاش او نه به خاطر هدايت ; بلكه براى برگرداندن آنان از سنّت و روش پدرانشان و تصاحب قدرت و حكومت بر سرزمين مصر است .
قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا و تكون لكما الكبرياء فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 5،8،10
5- زليخا براى لميدن زنانى كه به مهمانى دعوت كرده بود ، تكيه گاهى ويژه فراهم ساخت .
و أعتدت لهنّ متّكئًا
«اعتاد» (مصدر أعتدت) به معناى مهيّا ساختن و آماده كردن است. «متّكئاً» به چيزى گفته مى شود كه به آن تكيه مى دهند و نكره آوردن آن دلالت بر ويژگى آن دارد. قابل ذكر است كه «متّكئاً» به معناى طعام نيز آمده است. مفرد بودن آن و نيز آوردن جمله «آتت ...» (به هر يك كاردى [براى استفاده از خوراكيها] داد) مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه مراد از «متّكئاً» در آيه «طعام» است.
8- تعداد زنانى كه زليخا آنان را براى ديدار يوسف ( ع ) دعوت كرد ، بيش از ده نفر نبودند .
و قال نسوة فى المدينة . .. فلما سمعت بمكرهنّ أرسلت إليهنّ
ضمير در «مكرهنّ . ..» و «إليهنّ» به «نسوة» در آيه قبل برمى گردد و از آن جا كه «نسوة» از صيغه هاى جمع قلّه است ، معلوم مى شود تعداد زنان دعوت شده بيش از ده نفر نبود.
10- زليخا به منظور برخورد نكردن زنان دعوت شده با يوسف ( ع ) ، از او خواسته بود در اتاق هاى اندرونى ساختمان بماند .
و قالت اخرج عليهنّ
كلمه «خروج» به معناى از داخل به بيرون آمدن است. بنابراين «اخرج عليهنّ» مى رساند كه يوسف(ع) هنگامى كه زنان در مجلس ضيافت حاضر شدند، در مكانى بود كه نسبت به مجلس آنان داخل حساب مى شد ; يعنى، اگر مجلس پذيرايى در اتاق
بيرونى بود زليخا، يوسف(ع) را در اتاق اندرونى نگه داشته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 34 - 2،6
2- امداد خداوند ، مايه رهايى يوسف ( ع ) از گناه و مكر و افسون زليخا و زنان اشراف شد .
فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ
6- نجات يوسف ( ع ) از كيد زليخا و ديگر زنان ، جلوه اى از ربوبيت الهى بر آن حضرت
فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 45 - 1
1- يكى از دو هم بند زندانى يوسف ( ع ) ، از مرگ و زندان نجات پيدا كرد و به دربار راه يافت و ديگرى به اعدام محكوم شد .
و قال الذى نجا منهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 57 - 2،4
2 - حركت فرعونيان در پى بنى اسرائيل ، تدبير الهى براى جدا شدن آنان از نعمت هاى سرزمين مصر بود .
فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون
اسناد فعل «إخراج» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.
4 - ديار فرعونيان ، سرزمين باغ ها و چشمه ساران
فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 7
7 - وجود بنى اسرائيل در مصر ، در بردارنده منافعى مهم براى فرعونيان
أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون
اصرار فرعونيان بر نگه داشتن بنى اسرائيل در مصر، نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 1
1- پادشاه مصر از طريق ساقى و فرستاده دربار به نزد يوسف ( ع ) از تعبير رؤياى شگفت خويش آگاه شد .
و قال الملك ائتونى به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 4
4 - ماندن بنى اسرائيل در مصر و جدا نشدن آنان از ديگران ، امرى حياتى براى فرعون و فرعونيان
أسر بعبادى . .. فأتبعهم فرعون بجنوده
تعقيب بنى اسرائيل و تلاش براى جلوگيرى از هجرت آنان، نشانگر اين نكته است كه جداشدن بنى اسرائيل از جامعه مصر، خسارت و عواقب سنگينى براى آنان به همراه داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 59 - 2
2 - بنى اسرائيل ، وارث سرزمينى آباد و برخوردار از باغ ها و چشمه سار ها ، پس از خارج شدن آنان از مصر
كذلك و أورثنها بنى إسرءيل
ضمير «ها» در «أورثناها» به مطلق «جنّات» بازمى گردد; نه جنات مربوط به فرعونيان. بنابراين، آيه ياد شده و آيه قبل، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، از سويى فرعونيان را از باغ ها و كاخ هاى شان بيرون كرد و همه آنان را به دريا ريخت و از سوى ديگر بنى اسرائيل را كه در مصر فاقد هر گونه امكانات بودند، به جاى ديگرى منتقل كرد و سرزمينى آباد و پر بركت كه عبارت است از ارض مقدس باشد در اختيارشان قرار داد و به آنان فرمود «ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم»،(مائده(5) آيه 21).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 1
1- يعقوب ( ع ) و خاندان او پس از مراسم استقبال به مصر وارد شدند و به بارگاه يوسف ( ع ) درآمدند .
قال ادخلوا مصر . .. و رفع أبويه على العرش
ترتيب ذكرى ميان «ادخلوا مصر» و جمله هاى «رفع أبويه على العرش . ..» گوياى اين نكته است كه حقايق مطرح شده در آيه مورد بحث پس از ورود خاندان يعقوب به مصر، انجام گرفته است و كلمه «العرش» مى رساند كه آنان به دربار يوسف(ع) رفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 5،8
5- يعقوب ( ع ) منشأ خطر براى فرزندانش را در آستانه ورودشان به مصر مى پنداشت .
لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء
8- يعقوب ( ع ) ، ورود فرزندانش را به مصر از دروازه هاى متعدد ، راهى محتمل براى جلوگيرى از خطر احساس شده مى ديد . *
وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 68 - 1،2،6،12،13
1- ورود فرزندان يعقوب به مصر براى دومين بار
و جاء إخوة يوسف . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم
2- فرزندان يعقوب براساس فرمان آن حضرت ، در آستانه ورود به مصر متفرق شدند و از دروازه هاى متعدد به آن ديار وارد گشتند .
وادخلوا من أبوب متفرقة . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم
«حيث» اسم مكان و به معناى جا و محل است.
6- تدبير يعقوب ( ع ) ( ورود فرزندانش به مصر از دروازه هاى متعدد ) مانع پيشامدى كه خداوند براى آنان مقدر كرده بود ، نشد .
ما كان يغنى عنهم من الله من شىء
ضمير در «يغنى» به يعقوب(ع) و يا تدبير او - كه از «ادخلوا من أبواب متفرقة» استفاده مى شود- برمى گردد. مآل هر دو احتمال يك معناست.
12- خداوند خواسته يعقوب ( ع ) ( ورود فرزندانش از درب هاى متعدد ) را برآورده ساخت . *
إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها
برداشت فوق ، بر اساس اين احتمال است كه ضمير فاعلى در «قضاها» به «الله» باز گردد. بر اين اساس مفاد «و لما دخلوا» تا «قضاها» چنين مى شود: هر چند توصيه يعقوب(ع) اثرى نداشت ; لكن خداوند خواسته او را عملى ساخت.
13- اطاعت فرزندان يعقوب از او در مورد ورودشان از دروازه هاى متعدد ، به توفيق الهى بود .
و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم . .. إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها
از يك سو برآورده شدن خواسته يعقوب(ع) (ورود فرزندان از دربهاى متعدد) به خود آنان نسبت داده شده (و لما دخلوا من حيث أمرهم) و از سويى بيان شده كه خداوند خواسته او را برآورده ساخته است. از اين دو بيان معلوم مى شود كه توفيق خدا و اراده او موجب شد كه فرزندان يعقوب به آنچه پدرشان توصيه كرده بود، موفق شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 18
18- « عن الحسن بن اسباط قال : سألت أباالحسن فى كم دخل يعقوب من ولده على يوسف ؟ قال : فى أحد عشر إبناً له . . . ;
حسن بن اسباط گويد: از امام رضا(ع) سؤال كردم: يعقوب در ميان چند نفر از فرزندانش وارد بر يوسف شد؟ حضرت فرمود: در ميان يازده پسر خود . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 1
1 - ورود موسى ( ع ) به شهر مصر ، در ساعت استراحت و غفلت و بى خبرى مردم
و دخل المدينة على حين غفلة من أهلها
«غفلت» به معناى بى خبرى و مراد از «على حين غفلة من أهلها» (ساعت بى خبرى مردم شهر) زمانى است كه مردم دست از كسب و كار مى كشند و به خانه هايشان برمى گردند و از آنچه در شهر مى گذرد بى خبر مى مانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 18
18- « عن الحسن بن اسباط قال : سألت أباالحسن فى كم دخل يعقوب من ولده على يوسف ؟ قال : فى أحد عشر إبناً له . . . ;
حسن بن اسباط گويد: از امام رضا(ع) سؤال كردم: يعقوب در ميان چند نفر از فرزندانش وارد بر يوسف شد؟ حضرت فرمود: در ميان يازده پسر خود . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 1
1- يعقوب ( ع ) و خاندان او پس از مراسم استقبال به مصر وارد شدند و به بارگاه يوسف ( ع ) درآمدند .
قال ادخلوا مصر . .. و رفع أبويه على العرش
ترتيب ذكرى ميان «ادخلوا مصر» و جمله هاى «رفع أبويه على العرش . ..» گوياى اين نكته است كه حقايق مطرح شده در آيه
مورد بحث پس از ورود خاندان يعقوب به مصر، انجام گرفته است و كلمه «العرش» مى رساند كه آنان به دربار يوسف(ع) رفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 20
20- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « صواع الملك » قال : كان قدحاً من ذهب و قال : كان صواع يوسف إذ كيل به قال : لعن الله الخوّان لاتخونوا به بصوت حسن ;
امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «صواع الملك» فرمود: جامى از طلا بوده است و فرمود: جام يوسف چنين بود كه هرگاه با آن پيمانه مى شد، با صداى خوش مى گفت: خدا لعنت كند خيانت كنندگان را، در پيمانه خيانت نكنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 39 - 7
7 - قارون و فرعون و هامان ، روحيه مستكبرانه داشتند و در سرزمين مصر ، مستكبرانه رفتار مى كردند .
و قرون و فرعون و هم-ن . .. فاستكبروا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 86 - 6،7
6 - بنى اسرائيل ، خواهان هجرت از سرزمين مصر به سرزمين ديگر بودند .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين
7 - بنى اسرائيل ، در دعاى خويش از خداوند خواستند : زمينه هجرتشان از سرزمين مصر به سرزمينى ديگر را فراهم كند .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين
جمله «و نجنا برحمتك من القوم الكافرين» به معناى (ما را از كافران خلاص نما) است و مقصود از آن مى تواند درخواست هجرت به سرزمين ديگر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 17 - 2
2 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور هجرت از سرزمين مصر به همراه بنى اسرائيل
أن أرسل معنا بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 52 - 1
1 - وحى خداوند به موسى ( ع ) در خارج ساختن شبانه بنى اسرائيل از سرزمين مصر
و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 55 - 4
4 - گريز بنى اسرائيل از مصر ، تهديدى عليه منافع فرعونيان
و إنّهم لنا لغائظون
چنانچه خشم فرعونيان به خاطر اين باشد كه با گريز بنى اسرائيل از مصر، نيروى كار عظيمى از دستشان خارج مى شد و زيان بسيارى بر آنان وارد مى گشت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 57 - 3
3 - فرمان خداوند به حركت شبانه بنى اسرائيل ، طرحى براى بيرون كشاندن فرعونيان از سرزمينشان
أن أسر بعبادى . .. فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 60 - 2
2 - خط سير بنى اسرائيل ، از مصر به سمت مشرق بود . *
فأتبعوهم مشرقين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مشرقين» - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى «قاصدين جهة الشرق» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 62 - 9
9 - عدم اطلاع قلبى موسى ( ع ) از مراحل بعدى برنامه الهى براى او ، پس از مهاجرت از مصر
إنّ معى ربّى سيهدين
تعبير «سيهدين» مى رساند كه موسى(ع) از آغاز تمامى برنامه را نمى دانسته و در لحظه نزديكى سپاه فرعون و روبه رو شدن با دريا، منتظر دستور خداوند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 4
4- همسر پادشاه مصر از زنان حاضر در مجلس مهمانى زليخا و دلباخته يوسف ( ع ) بود .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
بر اين مبنا كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد ، از جمله «ذلك ليعلم . ..» معلوم مى شود كه همسر ملك نيز در زمره زنانى بود كه دستهاى خويش را بريدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 4
4- همسر پادشاه مصر از زنان حاضر در مجلس مهمانى زليخا و دلباخته يوسف ( ع ) بود .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
بر اين مبنا كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد ، از جمله «ذلك ليعلم . ..» معلوم مى شود كه همسر ملك نيز در زمره زنانى بود كه دستهاى خويش را بريدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 30 - 4
4- زليخا ، همسر عزيز مصر بود .
امرأت العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 34 - 3
3- زليخا و زنان اشراف ، در اثر توسل يوسف ( ع ) به درگاه خدا ، از او مأيوس گشته و از مكر و تزوير ، عليه او منصرف شدند .
فصرف عنه كيدهنّ
مراد از كيد زنان، تقاضاى مكرر آنان با عشوه ها و اظهار شيفتگى است. بنابراين عبارت «صرف عنه كيدهنّ» دلالت مى كند كه پس از دعاى يوسف(ع)، ديگر آن مراوده ها و تقاضاها از يوسف(ع) نشد. گفتنى است كه «ثم» در آيه بعد، مؤيد اين نكته است كه يأس زنان و انصرافشان از وى، پيش از زندانى شدن او بوده است، نه اينكه زندانى شدنش، عامل قطع مراوده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 12،14،16
12- آسودگى و رفاه يوسف ( ع ) در خانه عزيز مصر
كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
14- ورود يوسف به خانه عزيز مصر ، زمينه ساز تحقق يافتن وعده هاى الهى درباره او بود .
و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض و لنعلّمه من تأويل الأحاديث
عبارت «لنعلّمه» عطف بر عبارتى مقدر است ; يعنى: مكّنّا ليوسف لنفعل كذا و لنعلّمه . .. ; مراد از لنفعل كذا ، امورى است كه خداوند در ابتداى داستان يوسف بيان كرد مانند «رأيتهم لى ساجدين» و «كذلك يجتبيك ربك ...».
16- آموزش تحليل رخداد ها و تأويل رؤياها ، هدف تقدير الهى از كشاندن يوسف به خانه عزيز مصر
كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض و لنعلّمه من تأويل الأحاديث
«لام» در «لنعلّمه» لام غايت است و بيانگر غرض و هدف متعلق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 22 - 1
1- يوسف ( ع ) روزگار كودكى و نوجوانى را در خانه عزيز مصر به سر برد ، تا به جوانى و رشد جسمى و عقلى رسيد .
أكرمى مثويه . .. و لما بلغ أشدّه
كلمه «أشدّ» چنان چه لسان العرب از سيبويه نقل كرده - جمع شدّة (توان و قدرت) است. بنابراين «أشدّ» ; يعنى ، توانها و قدرتهاى متعدد كه به مناسبت مورد ، شامل توان جسمى و عقلى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 6
6- يوسف ( ع ) در دربار عزيز مصر ، شخصيتى بزرگ و مورد احترام بود .
و ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 3،5،8
3- يوسف ( ع ) پس از آشكار شدن بى گناهيش بر پادشاه و درباريان ، دعوت او را پذيرفت و بى درنگ از زندان به دربار رفت .
قال الملك ائتونى به . .. فلما كلّمه
اتصال جمله «فلما كلّمه» به «ائتونى به» و نياوردن مطالبى نظير رساندن فرمان پادشاه به يوسف(ع) ، اعلام نتيجه محاكمه زنان به وى و. .. براى رساندن اين معناست كه ميان فرمان پادشاه و گفت و گو با يوسف(ع) فاصله اى نبود.
5- گفت و گوى يوسف ( ع ) با پادشاه در نخستين ملاقات ، موجب توجه بيشتر و اعتماد افزون تر پادشاه به او شد .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
ظاهر اين است كه ضمير فاعلى در «كلّمه» به يوسف(ع) و ضمير مفعولى آن به پادشاه برگردد. ترتب جمله «قال إنك...» مؤيد اين نظر است و چون پادشاه پس از گفت وگوى يوسف(ع) با وى اظهار داشت: «إنك اليوم ...»، معلوم مى شود سخنان يوسف(ع) باعث توجه افزون تر پادشاه به او شد.
8- پادشاه مصر در پى ملاقاتش با يوسف ( ع ) و احراز شخصيت و دانش او ، به وى اعلام كرد كه در دستگاه حكومتى ، رأيى نافذ و فرمانى مطاع خواهد داشت .
فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
به كسى كه داراى منزلتى والا و شأنى رفيع باشد «مكين» گفته مى شود. «أمين» نيز به كسى گفته مى شود كه از خيانت بپرهيزد و به صداقت گفتارش و درستى رفتارش اطمينان باشد. سخن پادشاه (تو نزد ما منزلتى والا دارى) كنايه از اين است كه: دستوراتت نافذ است و آنچه در امر حكومت پيشنهاد كنى مورد قبول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 1،2،11
1- كاروان يابنده يوسف ( ع ) ، به مصر وارد شد و او را در آن ديار به فروش رساند .
و شروه بثمن . .. و قال الذى اشتريه من مصر
2- عزيز مصر ، يوسف ( ع ) را در مصر از كاروانيان خريدارى كرد .
و قال الذى اشتريه من مصر
«من مصر» محتمل است متعلق به «اشتراه» باشد ، و احتمال دارد حال براى «الذى اشتراه» باشد. برداشت فوق ، ناظر به احتمال اول است. آيات بعد ، بيانگر آن است كه مراد از «الذى اشتراه»، عزيز مصر است.
11- خداوند ، با وارد ساختن يوسف ( ع ) به خانواده عزيز مصر ، راه قدرتمند شدن يوسف ( ع ) و نفوذ او در سرزمين مصر را فراهم كرد .
و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
مراد از «الأرض» سرزمين مصر است. «تمكين» (مصدر مكّنّا) به معناى مكان دادن و نيز به معناى قدرت و سلطنت بخشيدن
است. قيد «فى الأرض» حكايت از آن دارد كه: مراد از «مكّنّا» در آيه شريفه ، معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 2،3،4
2- يوسف ( ع ) در سرزمين مصر به منزلتى والا و قدرتى بلامنازع دست يافت .
مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء
«تمكين» (مصدر مكّنّا) به معناى مكان دادن و نيز به معناى قدرت بخشيدن است. مناسبت حكم و موضوع و نيز قيد «فى الأرض» مى رساند كه معناى دوم اراده شده است. بنابراين «مكّنّا ليوسف فى الأرض» ; يعنى، به يوسف در سراسر سرزمين مصر قدرت و سلطنت بخشيديم. و «حيث يشاء» حاكى از نبود قدرتى در برابر اوست.
3- يوسف ( ع ) آزاد و متمكن براى استقرار و تصرف در هر نقطه از سرزمين مصر
مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء
«يتبوّأ» به معناى منزل گرفتن و اقامت كردن است. جمله «يتبوّأ منها حيث يشاء» (در هر جاى مصر كه مى خواست منزل مى گرفت و اقامت مى كرد) به منزله تفسير براى «مكّنّا...» است و لذا كنايه از اقتدار او براى دخل و تصرف در سراسر سرزمين مصر مى باشد.
4- يوسف ( ع ) داراى ولايت از جانب خداوند براى تصرف در تمامى سرزمين مصر
و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء
جمله «مكّنّا ليوسف . ..» هم شامل اقتدار تكوينى است و هم گوياى اقتدار تشريعى ; يعنى ، خداوند به او اجازه دخل و تصرف در همه سرزمين مصر را عطا كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 2
2- يوسف ( ع ) در ديار مصر داراى تخت و بارگاه فرمانروايى بود .
و رفع أبويه على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 2
2- پادشاه مصر در ديدگاه يوسف ( ع ) ، انسان ستمگرى نبود كه نتوان به عدل و انصاف او اميد داشت .
اذكرنى عند ربك
از اينكه يوسف(ع) از ساقى پادشاه مى خواهد كه داستان مظلوميت او را نزد پادشاه بيان كند ، معلوم مى شود يوسف(ع) به دادخواهى وى اميد داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 1،7،14،16،17،18
1- پادشاه مصر از طريق ساقى و فرستاده دربار به نزد يوسف ( ع ) از تعبير رؤياى شگفت خويش آگاه شد .
و قال الملك ائتونى به
7- بازجويى از زنانى كه در ماجراى ميهمانى زليخا دست هاى خويش را بريدند ، شرط يوسف ( ع ) براى بيرون آمدن از زندان و حاضر شدن در نزد پادشاه
قال ارجع إلى ربك فسئله ما بال النسوة الّ-تى قطعن أيديهنّ
14- يوسف ( ع ) با ابلاغ بى گناهى خويش به پادشاه ، بر اين نكته تأكيد كرد كه زندانى شدنش نتيجه مكر و كيد زنان اشراف بوده است .
إن ربى بكيدهنّ عليم
16- يوسف ( ع ) در پيامش به پادشاه ، خداوند را حقيقتى آگاه به امور انسان ها معرفى كرد .
إن ربى بكيدهنّ عليم
17- يوسف ( ع ) در پيامش به پادشاه مصر ، خداوند را رب و مدبر خويش معرفى كرد .
فسئله ما بال النسوة . .. إن ربى بكيدهنّ عليم
18- يوسف ( ع ) در پيامش به پادشاه ، به او گوشزد كرد كه وى را رب و مالك خويش نخواهد دانست و خود را بنده او نخواهد شمرد .
إن ربى بكيدهنّ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 3،12،13
3- يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى و درخواست بازجويى از زنان ، درصدد بود تا به پادشاه اثبات كند كه هرگز با همسر وى رابطه نامشروع نداشته و به او خيانت نكرده است .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
برداشت فوق ، بر اين اساس است كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد.
12- يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى درصدد بود به پادشاه مصر ثابت كند كه خيانتكاران هرگز به پيروزى نمى رسند و مكرشان فرجامى ندارد .
ذلك ليعلم . .. أن الله لايهدى كيد الخائنين
چنان چه گذشت عبارت «أن الله لايهدى . ..» عطف بر «أنى ...» است ; يعنى: «ذلك ليعلم أن الله ...». اين بدان خاطر بود كه عزيز و يا پادشاه بداند كه خداوند مكر خيانتكاران را به ثمر نمى نشاند.
13- تلاش يوسف ( ع ) براى متوجه ساختن پادشاه مصر به نقش تعيين كننده سنن و اراده الهى در شكل گيرى حوادث و رخدادها
ذلك ليعلم . .. أن الله لايهدى كيد الخائنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 11
11- يوسف ( ع ) على رغم آزار ديدن از حكومت مصر ، دانش خويش را از آنان دريغ نداشت .
قال تزرعون . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 1
1- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، علت هاى نپذيرفتن دعوت پادشاه و حاضر نشدن در نزد او و تقاضاى دادرسى را بيان كرد .
قال ارجع إلى ربك . .. ذلك ليعلم
در اينكه جمله «ذلك ليعلم . ..» تا آخر آيه بعد كلام يوسف(ع) است يا سخن زليخا، دو نظر ابراز شده است. دلايل متعددى مؤيد نظر نخست است كه به برخى از آنها اشاره مى شود: 1- ظاهر اين است كه «أن الله ...» عطف بر «أنى لم أخنه ...» باشد ; يعنى: «ذلك ليعلم... أن الله لايهدى ...». اين معنا محتمل نيست كه سخن زليخا باشد. 2- آنچه در آيه بعد آمده، حقايق و معارفى بلند است كه اعتقاد و باور به آنها از زنى چون زليخا - كه در سلك مشركان است - برنمى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 42 - 1
1- يوسف ( ع ) از هم بند خويش ، ساقى پادشاه ، خواست تا پس از رهايى ، داستان او را براى پادشاه بيان كند .
وقال للذى ظنّ أنه ناج منهما اذكرنى عند ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 6
6- يوسف ( ع ) پيك دربار را باز گرداند تا از پادشاه بخواهد درباره ماجراى مهمانان زليخا تحقيق كند .
قال ارجع إلى ربك فسئله ما بال النسوة
«بال» به معناى شأن و كار مهم است و مراد از آن در آيه شريفه ، ماجرا و داستان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 9
9- يوسف ( ع ) و زليخا ، پس از تعقيب و گريز و باز شدن درب ، با عزيز مصر در آستانه آن درب برخورد كردند .
و ألفيا سيدها لدا الباب
«إلفاء» (مصدر ألفيا) به معناى يافتن و مواجه شدن است. «سيّد» به معناى شريف و داراى مجد است ، و مراد از آن در اين جا ، شوهر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 26 - 2
2- يوسف ( ع ) در نزد عزيز مصر ، تمناى نامشروع زليخا و استنكاف خويش را فاش ساخت ، و خود را از هر گونه اراده سوئى مبرّا دانست .
قال هى رودتنى عن نفسى
تركيبهايى نظير «هى رودتنى» و «أنا قمت» - كه مبتدا در معنا فاعل است و خبر آن فعل مى باشد - گاهى حاكى از تأكيد است و گاهى دلالت بر حصر دارد. و از آن جا كه يوسف(ع) در مقام رفع اتهام از خويش بود، معلوم مى شود او از جمله «هى رودتنى» معناى حصر را اراده كرده است. بنابراين «هى راودتنى» ; يعنى، او (زليخا) از من درخواست كام جويى داشت و من چنين درخواستى نداشتم و استنكاف ورزيدم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 10
10- يوسف ( ع ) در زمان وزارتش ، نمى توانست با قوانين و مقررات حكومت مصر مخالفت كند .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 7،11
7- يوسف ( ع ) نگران تأثير مكر و حيله زليخا و زنان اشراف در خود و واداشتنش بر گناه و معصيت
و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ
11- يوسف ( ع ) ، براى رهايى از مكر زليخا و زنان اشراف و نجات از دام شهوت ، به نيايش با خدا و استمداد از او پرداخت .
رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ
«صبو» (مصدر أصب) به معناى ميل كردن و گرايش پيدا كردن است. جمله «و إلاّ تصرف ...» (اگر مكر آن زنان را از من باز نگردانى ، به آنان گرايش پيدا مى كنم) به قرينه آيه بعد (فاستجاب) خبرى است در مقام دعا و درخواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 3
3- يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى و درخواست بازجويى از زنان ، درصدد بود تا به پادشاه اثبات كند كه هرگز با همسر وى رابطه نامشروع نداشته و به او خيانت نكرده است .
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
برداشت فوق ، بر اين اساس است كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 13
13- يوسف ( ع ) در زمان قحطى مصر ، پادشاه آن ديار نبود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 5
5- يوسف ( ع ) ، عزيز مصر در سال هاى قحطى آن ديار
قالوا يأيها العزيز
مصرباستان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 1
1- هفت گاو چاق در رؤياى پادشاه ، نمودى از هفت سال آبادانى مصر و فراوانى محصول بود .
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
«هفت سال با جديت زراعت كنيد» گوياى هفت سال آبادانى است و ظاهر اين است كه يوسف(ع) اين معنا را از «سبع بقرات سمان» استفاده كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 2
2- رؤياى پادشاه ، گوياى تأخّر سال هاى قحطى از هفت سال آبادانى بود .
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
به نظر مى رسد يوسف(ع) از اينكه در رؤياى پادشاه گاوهاى لاغر به خوردن گاوهاى چاق پرداخته اند، دريافت كه سالهاى قحطى پس از سالهاى آبادانى رخ خواهد داد. تقدم ذكرى گاوهاى چاق بر گاوهاى لاغر در بيان رؤيا نيز مى تواند دليل ديگرى براى يوسف(ع) در اين تعبير باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 9
9 - آب هاى زراعى و آشاميدنى مردم مصر ، از قصر و اراضى فرعون عبور مى كرده است . *
و هذه الأنهر تجرى من تحتى أفلاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 9
9 - آب هاى زراعى و آشاميدنى مردم مصر ، از قصر و اراضى فرعون عبور مى كرده است . *
و هذه الأنهر تجرى من تحتى أفلاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 6
6 - وجود كوره هاى آجرپزى در مصر عهد فرعون
فأوقد لى يه-من على الطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 19
19- قصد تجاوز به همسران اشراف در مصر باستان ، موجب مجازات و كيفر بود .
ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 11
11- يوسف ( ع ) على رغم آزار ديدن از حكومت مصر ، دانش خويش را از آنان دريغ نداشت .
قال تزرعون . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 10
10- سرزمين مصر در زمان يوسف ( ع ) زمينه دار توليد غلات و محصولاتى بيش از مصرف سرانه آن سامان
قال تزرعون سبع سنين دأبًا فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 10
10- يوسف ( ع ) و كارگزارانش به هنگام اقتدار و حكومت در مصر ، از هر گونه ظلم و ستم اجتناب مى كردند .
قال معاذ الله ان . .. إنا إذًا لظلمون
مقصود يوسف از ضميرهاى متكلم مع الغير «نا» و «نحن» در حقايقى كه مطرح كرد (أن نأخذ . .. إنا إذًا لظالمون) خود او و كارگزارانش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 11
11- يوسف ( ع ) به پدر و مادر و بستگانش نويد داد كه به خواست خدا در مصر ، از امنيت برخوردار بوده و از عواقب قحطى درامان خواهند بود .
قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
«اَمن» (مصدر آمنين) به معناى هراس نداشتن و برخوردار بودن از اطمينان خاطر است - كه به مناسبت زمان (دوران قحطى) و مكان (ورود به مملكت ديگران) - مصداق بارز از امنيت ، دغدغه معاش نداشتن و درامان بودن از ناحيه حكومت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 12
12- مصر ، ديارى بهره مند از امنيت در عصر يوسف ( ع )
ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 25 - 2
2- سرزمين فرعونيان ( مصر ) ، حاصلخيز و داراى بوستان ها و چشمه ساران
كم تركوا من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 7
7 - مصريان عهد فرعون ، قادر بر ساختن برج هاى بلند آجرى بودند .
فأوقد لى يه-من على الطين فاجعل لى صرحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 9
9- قوانين جزايى مصر ، استرقاق سارقان را مجاز نمى شمرد .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 4
4- وجود وزن و كيل رسمى و قانونى در مصر زمان يوسف *
قالوا نفقد صواع الملك
اضافه «صواع» به «ملك» (پيمانه پادشاه) مى رساند كه آن پيمانه را پادشاه تعيين كرده بود ; چه براى همه اشيايى كه با پيمانه كردن داد و ستد مى شد و چه براى خصوص پيمانه كردن سهميه غلات افراد در زمان قحطى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 3
3- جام شاهى ، وسيله پيمانه كردن غلات براى تعيين سهميه افراد در دوران قحطى هفت ساله مصر
جعل السقاية فى رحل أخيه . .. نفقد صواع الملك
تعبير كردن از جام گمشده به «سقاية» (جام) و «صواع» (پيمانه) گوياى اين است كه پيمانه مورد استفاده براى تعيين سهميه افراد، همان ظرفى بود كه پيش از سپردن آن به يوسف(ع) براى نوشيدن آب و مانند آن مورد استفاده پادشاه قرار مى گرفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 2
2- رؤياى پادشاه مصر دربردارنده رمزهايى گوياى پيشامدهايى شيرين و تلخ طى يك دوره پانزده ساله
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
جمله «تزرعون سبع سنين دأباً» (هفت سال با جديت زراعت كنيد) گوياى هفت سال آبادانى و جمله «ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد» در آيه بعد گوياى هفت سال قحطى و خشكسالى است و جمله «ثم يأتى من بعد ذلك عام . ..» گوياى سالى پر باران پس از هفت سال قحطى مى باشد. بنابراين رؤياى پادشاه، بيانگر حوادثى از يك دوره پانزده ساله بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 1،3،4
1- يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .
ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس
فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.
3- روى آورى مصريان به افشره گرفتن از محصولات خويش بر اثر فراوانى آنها ، در نخستين سال پس از سال هاى قحطى
ثم يأتى . .. و فيه يعصرون
«عصر» به معناى آب گرفتن از چيزى مانند: ميوه ، لباس تر و . .. است. مفعول «يعصرون» - به قرينه سياق - محصولات كشاورزى همانند ميوه جات مى باشد.
4- مسؤوليت حاكمان مصر در نظارت بر توليد ، توزيع و مصرف غلات ، محدود به دوران چهارده ساله آبادانى و خشكسالى بود .
ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون
استفاده نكته فوق از تغيير سياقى است كه در سخنان يوسف(ع) مشاهده مى شود. او دستورالعملهاى دوران چهارده ساله را با فعلهاى مخاطب «تزرعون»و «فذروه» بيان داشت ; ولى در بيان چگونگى سال پانزدهم و پايان بحران فعلهاى «يغاث» و «يعصرون» به كار برد. از مقابله اين دو سياق معلوم مى شود، مخاطبان «تزرعون» و ... حكومت مصر بود كه بايد عهده دار توليد و توزيع مى شد و در سال پانزدهم خود مردم بدون دخالت و نظارت سيستم حكومت، به كار توليد و مصرف مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 4،5،6،8
4- طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .
و جاء إخوة يوسف
5- سرزمين مصر بر اثر پيش بينى يوسف ( ع ) و تدبير عالمانه او ، از عواقب فاجعه آميز قحطى مصون ماند .
و جاء إخوة يوسف
6- خبر انبار هاى غلات و آذوقه مصر به آفاق و اطراف آن ديار رسيد .
و جاء إخوة يوسف
8- مصر مركز مراجعه مردم آبادى هاى مجاور براى تهيه آذوقه ، در قحطى هفت ساله عصر يوسف ( ع ) .
و جاء إخوة يوسف . .. و لما جهزهم بجهازهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 2
2- مصر در عصر يوسف ( ع ) ، داراى دروازه هايى متعدد بود .
لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 75 - 5
5- حكومت مصر در زمان يوسف از شريعت يعقوب پيروى نمى كرد .
قالوا فما جزؤه . .. من وجد فى رحله فهو جزؤه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 5
5- يوسف ( ع ) ، عزيز مصر در سال هاى قحطى آن ديار
قالوا يأيها العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 12
12- مصر ، ديارى بهره مند از امنيت در عصر يوسف ( ع )
ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 1،3
1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.
3 - اجتماع مردم مصر در روز عيد ، به هنگام بالا آمدن و روشنايى كامل آفتاب بود .
يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
«ضحى» به زمانى گفته مى شود كه اندكى از بالا آمدن آفتاب گذشته باشد و «حشر» به معناى جمع است (قاموس). مجهول بودن «يُحشر» دلالت براين مى كند كه برگزاركنندگان مراسم عيد، براى جمع كردن مردم اقدام مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 7
7 - ديرينه نداشتن موضوع نبوت در تاريخ گذشته مصر ، دستاويز فرعونيان براى انكار رسالت موسى ( ع )
و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 7
7 - مصريان عهد فرعون ، قادر بر ساختن برج هاى بلند آجرى بودند .
فأوقد لى يه-من على الطين فاجعل لى صرحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 2
2 - سرزمين مصر تحت سلطه نفس گير سپاهيان سركش فرعون
و استكبر هو و جنوده فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 3
3 - فرمان روايى و سلطه كامل فرعونيان و قبطيان بر سرزمين مصر در عصر حضرت موسى
لكم الملك اليوم ظهرين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 2،5،6،7،10،11
2 - يوسف ( ع ) ، پيامبر مردم مصر پيش از حضرت موسى ( ع )
و لقد جاءكم يوسف من قبل
5 - شك و ترديد مستمر مردم مصر در رسالت يوسف ( ع ) تاپايان عمر ايشان ( على رغم مشاهده دلايل روشن بر صدق رسالت آن حضرت ) .
لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.
7 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى بى اعتنا به دعوت ايشان و گريزان از فهم صحيح آن
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
10 - حق ناپذيرى و ايمان نياوردن مردم مصر در عصر موسى ( ع ) ، داراى پيشينه در تاريخ گذشته آنان و به ارث رسيده از اجدادشان
لقد جاءكم يوسف من قبل . .. فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به حتّى إذا هلك قلتم لن يبع
11 - اعتقاد مردم مصر به ختم نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى پس از يوسف ( ع ) ، منشأ مخالفت آنان با دعوت موسى ( ع )
حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً
اعلام ختم نبوت پس از يوسف(ع) از سوى مردم مصر، مى تواند دليل و يا بهانه آنان در مخالفت با دعوت موسى(ع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 4
4 - وجود دو قشر ضعيف و توانمند ، در جامعه فرعون و حاكميت نظام طبقاتى بر آن جامعه
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 9
9 - آب هاى زراعى و آشاميدنى مردم مصر ، از قصر و اراضى فرعون عبور مى كرده است . *
و هذه الأنهر تجرى من تحتى أفلاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 24 - 4
4 - فرعون ، بر تمام امور زندگانى مردم مصر مسلّط بود .
أنا ربّكم الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 41 - 4
4- به دار كشيدن مجرمان و ر ها كردن آنان تا طعمه پرندگان گشتن ، كيفرى مرسوم در مصر باستان
و أما الأخر فيصلب فتأكل الطير من رأسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 2
2- مصر در عصر يوسف ( ع ) ، داراى دروازه هايى متعدد بود .
لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 7
7 - مصريان عهد فرعون ، قادر بر ساختن برج هاى بلند آجرى بودند .
فأوقد لى يه-من على الطين فاجعل لى صرحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 72 - 4
4- وجود وزن و كيل رسمى و قانونى در مصر زمان يوسف *
قالوا نفقد صواع الملك
اضافه «صواع» به «ملك» (پيمانه پادشاه) مى رساند كه آن پيمانه را پادشاه تعيين كرده بود ; چه براى همه اشيايى كه با پيمانه كردن داد و ستد مى شد و چه براى خصوص پيمانه كردن سهميه غلات افراد در زمان قحطى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 10
10- سرزمين مصر در زمان يوسف ( ع ) زمينه دار توليد غلات و محصولاتى بيش از مصرف سرانه آن سامان
قال تزرعون سبع سنين دأبًا فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 58 - 4
4 - وجود سِحر و ساحر ، در مصر باستان
فلنأتيّنك بسحر مثله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 25 - 2
2- سرزمين فرعونيان ( مصر ) ، حاصلخيز و داراى بوستان ها و چشمه ساران
كم تركوا من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 25 - 2
2- سرزمين فرعونيان ( مصر ) ، حاصلخيز و داراى بوستان ها و چشمه ساران
كم تركوا من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 1
1 - نظرخواهى و اقرارطلبى فرعون از قوم خويش ، درباره حاكميت و مالكيت او بر سرزمين مصر
يقوم أليس لى ملك مصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 6،7
6- آگاهى كامل عزيز و حاكمان مصر بر پاكدامنى يوسف ( ع ) ، با مشاهده دلايل و نشانه هاى متعدد
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت
7- حاكمان مصر على رغم آگاهى به پاكدامنى يوسف ( ع ) ، او را به زندان افكندند .
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 36 - 1
1- رجال مصر تصميم خويش را عملى ساختند و يوسف ( ع ) را به زندان افكندند .
بدا لهم . .. ليسجننه حتى حين. و دخل معه السجن فتيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 10
10- نظام حكومتى مصر در زمان عزيز ، نظامى استبدادى و فاقد دستگاه قضايى مستقل بود .
و لئن لم يفعل . .. ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 8
8- وحدت نظام سياسى و قضايى حكومت استبدادى مصر *
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 11
11- مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى حكومت پادشاهى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 10
10- نظام حكومتى مصر در زمان عزيز ، نظامى استبدادى و فاقد دستگاه قضايى مستقل بود .
و لئن لم يفعل . .. ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 11
11- مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى حكومت پادشاهى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 3
3- استفاده از ارزاق ذخيره شده در سال هاى آبادانى طى هفت سال خشكسالى ، از پيام هاى نهفته در رؤياى پادشاه مصر
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد يأكلن ماقدمتم لهنّ
ضمير در «يأكلن» و «لهنّ» به «سبع شداد» باز مى گردد و مراد از «ما قدّمتم لهنّ» (آنچه براى آن سالها پيش فرستاده ايد) ارزاق ذخيره شده در سالهاى آبادانى است. بنابراين «يأكلن ...» ; يعنى، سالهاى قحطى ذخايرى را كه در سالهاى آبادانى تهيه ديده ايد، مى خورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 9
9- خواب گزارى و تعبير رؤيا ، دانشى رايج در مصر باستان
أفتونى فى رءيى إن كنتم للرءيا تعبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 68 - 2،12،13
2- فرزندان يعقوب براساس فرمان آن حضرت ، در آستانه ورود به مصر متفرق شدند و از دروازه هاى متعدد به آن ديار وارد گشتند .
وادخلوا من أبوب متفرقة . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم
«حيث» اسم مكان و به معناى جا و محل است.
12- خداوند خواسته يعقوب ( ع ) ( ورود فرزندانش از درب هاى متعدد ) را برآورده ساخت . *
إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها
برداشت فوق ، بر اساس اين احتمال است كه ضمير فاعلى در «قضاها» به «الله» باز گردد. بر اين اساس مفاد «و لما دخلوا» تا «قضاها» چنين مى شود: هر چند توصيه يعقوب(ع) اثرى نداشت ; لكن خداوند خواسته او را عملى ساخت.
13- اطاعت فرزندان يعقوب از او در مورد ورودشان از دروازه هاى متعدد ، به توفيق الهى بود .
و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم . .. إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها
از يك سو برآورده شدن خواسته يعقوب(ع) (ورود فرزندان از دربهاى متعدد) به خود آنان نسبت داده شده (و لما دخلوا من حيث أمرهم) و از سويى بيان شده كه خداوند خواسته او را برآورده ساخته است. از اين دو بيان معلوم مى شود كه توفيق خدا و اراده او موجب شد كه فرزندان يعقوب به آنچه پدرشان توصيه كرده بود، موفق شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 75 - 5
5- حكومت مصر در زمان يوسف از شريعت يعقوب پيروى نمى كرد .
قالوا فما جزؤه . .. من وجد فى رحله فهو جزؤه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 4،6
4- طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .
و جاء إخوة يوسف
6- خبر انبار هاى غلات و آذوقه مصر به آفاق و اطراف آن ديار رسيد .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 17
17- وجود زندان در مصر باستان و در عصر حضرت يوسف ( ع )
إلا أن يسجن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 7
7- وجود زندان در مصر باستان
ليسجنن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 18
18- زندانى كردن مجرمان و شكنجه و آزار آنان در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، امرى معمول و متداول بود .
إلا أن يسجن أو عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 25 - 2
2- سرزمين فرعونيان ( مصر ) ، حاصلخيز و داراى بوستان ها و چشمه ساران
كم تركوا من جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 16
16- شتر وسيله متعارف حمل كالا ، در مصر و كنعان باستان
و نزداد كيل بعير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 36 - 10
10- شراب خوارى در ميان حاكمان مصر باستان ، امرى رايج بوده است .
إنى أرينى أعصر خمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 18
18- زندانى كردن مجرمان و شكنجه و آزار آنان در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، امرى معمول و متداول بود .
إلا أن يسجن أو عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 2
2- مصر در عصر يوسف ( ع ) ، داراى دروازه هايى متعدد بود .
لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 12
12- منصب عزيزى از مناصب حكومت پادشاهى مصر باستان
و قال الملك . .. قالت امرأت العزيز
ياد كردن برادران يوسف از او با عنوان «عزيز» در آيه 88، نشان مى دهد كه «عزيز» در «امرأت العزيز» نام همسر زليخا نبوده ; بلكه بيانگر سمت حكومتى وى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 9
9- پادشاه مصر و درباريان او در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، به وجود خداوند و منزّه بودنش اعتقاد داشتند .
قلن حش لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 1
1- داستان عشق زنان اشراف مصر به يوسف ( ع ) ، موجب بروز بحران در حكومت و خانه هاى اشراف شد .
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 21 - 10
10- انتخاب فردى به عنوان فرزند ( فرزندخواندگى ) ، امرى متعارف در زمان يوسف ( ع ) ، و داراى اعتبار قانونى در ديار مصر
باستان
أو نتخذه ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 12
12- وضع قوانين و مقررات حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) ، در اختيار پادشاه بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 1،2
1- وقوع هفت سال قحطى و سختى پس از هفت سال آبادانى ، تعبير يوسف ( ع ) از هفت گاو لاغر در رؤياى پادشاه مصر
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
«شداد» (جمع شديد) از مصدر «شدة» (سختى و دشوارى) گرفته شده است و مراد از «سبع شداد» هفت سال قحطى و خشكسالى است و مشاراليه «ذلك» هفت سال آبادانى مى باشد.
2- رؤياى پادشاه ، گوياى تأخّر سال هاى قحطى از هفت سال آبادانى بود .
ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد
به نظر مى رسد يوسف(ع) از اينكه در رؤياى پادشاه گاوهاى لاغر به خوردن گاوهاى چاق پرداخته اند، دريافت كه سالهاى قحطى پس از سالهاى آبادانى رخ خواهد داد. تقدم ذكرى گاوهاى چاق بر گاوهاى لاغر در بيان رؤيا نيز مى تواند دليل ديگرى براى يوسف(ع) در اين تعبير باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 1،4
1- پيشگويى يوسف ( ع ) بر مبناى رؤياى پادشاه ، به حقيقت پيوست و قحطى و خشكسالى ، مصر و اطراف آن ( كنعانو . . . ) را فرا گرفت .
و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه
آمدن برادران يوسف از كنعان به مصر براى دريافت آذوقه و نبود آذوقه در غير آن ديار - كه «منع منا الكيل» در آيه 63 حاكى از آن است- دلالت مى كند كه قحطى علاوه بر مصر ، اطراف و نواحى آن را نيز فرا گرفته بود.
4- طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 74 - 3
3- جواز عقوبت مجرمان بيگانه بر اساس قوانين كيفرى خود آنان ، از مقررات جزايى مصر در عصر يوسف
قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين
جمله «فما جزاؤه» كه پرسش از تعيين كيفر سارق است، مى تواند به اين معنا باشد كه متهمان خود كيفرى را براى سارق مشخص كنند. همچنين مى تواند به اين معنا باشد كه بيان كنند در شريعت و آيين آنان براى سارق چه كيفرى مقرر شده است. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 8،9،16
8- حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
9- قوانين جزايى مصر ، استرقاق سارقان را مجاز نمى شمرد .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
16- مجازات مجرمان بيگانه بر اساس مقررات خودِ آنان ، با قوانين و مقررات مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) مخالفتى نداشت .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 74 - 3
3- جواز عقوبت مجرمان بيگانه بر اساس قوانين كيفرى خود آنان ، از مقررات جزايى مصر در عصر يوسف
قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين
جمله «فما جزاؤه» كه پرسش از تعيين كيفر سارق است، مى تواند به اين معنا باشد كه متهمان خود كيفرى را براى سارق مشخص كنند. همچنين مى تواند به اين معنا باشد كه بيان كنند در شريعت و آيين آنان براى سارق چه كيفرى مقرر شده است. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 7،8
7- نگاه داشتن بنيامين در مصر حتى به جرم سرقت ، بر طبق قوانين جزايى پادشاه مصر ، براى يوسف ( ع ) مجاز نبود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
دين به معناى آيين و روش است و مراد از آن به اعتبار اضافه شدنش به «ملك» قوانين و مقررات حاكم بر مصر مى باشد. قابل ذكر است كه به قرينه «فما جزاؤه ...» در آيه 74، اگر سارق مى خواست بر اساس آيين خودش تنبيه شود، قاضى و حاكم مصر مى توانست بر آن اساس حكم كند.
8- حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 3
3- قوانين جزايى مصر در زمان يوسف ، كيفر بى گناهان را به جاى مجرمان هر چند داوطلبانه باشد ، مجاز نمى شمرد . *
معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده
برداشت فوق را مى توان از به كارگيرى ضميرهاى متكلم مع الغير به جاى ضمير متكلم وحده استفاده كرد ; يعنى، يوسف(ع) با جمله «بازداشت نمى كنيم» به جاى «بازداشت نمى كنم» اشاره به اين معنا مى كند كه قوانين مصر چنين اجازه اى به من نمى دهد كه بى گناه را به جاى گنهكار بازداشت كنم، هر چند او خود داوطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 10
10- سرزمين مصر در زمان يوسف ( ع ) زمينه دار توليد غلات و محصولاتى بيش از مصرف سرانه آن سامان
قال تزرعون سبع سنين دأبًا فما حصدتم فذروه فى سنبله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 4
4- طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 41 - 4
4- به دار كشيدن مجرمان و ر ها كردن آنان تا طعمه پرندگان گشتن ، كيفرى مرسوم در مصر باستان
و أما الأخر فيصلب فتأكل الطير من رأسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 3
3- سرزمين كنعان ، خارج از قلمرو حكومتى مصر در زمان يوسف ( ع ) *
و جاء إخوة يوسف
بعيد به نظر مى رسد كه يوسف(ع) همه غلات را از تمامى مناطق مصر به مركز حكومت منتقل كرده باشد ; زيرا طبيعى آن بود كه غلات هر منطقه - به ويژه در آن زمان كه حمل و نقل امرى مشكل بود - در همان جا ذخيره شود. بنابراين اگر كنعان در قلمرو حكومت يوسف(ع) بود، در آن جا نيز انبارى تهيه مى شد و غلات در آن ذخيره مى گرديد و نيازى به آمدن كنعانيان به مركز مصر نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 4
4- مسؤوليت حاكمان مصر در نظارت بر توليد ، توزيع و مصرف غلات ، محدود به دوران چهارده ساله آبادانى و خشكسالى بود .
ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون
استفاده نكته فوق از تغيير سياقى است كه در سخنان يوسف(ع) مشاهده مى شود. او دستورالعملهاى دوران چهارده ساله را با فعلهاى مخاطب «تزرعون»و «فذروه» بيان داشت ; ولى در بيان چگونگى سال پانزدهم و پايان بحران فعلهاى «يغاث» و «يعصرون» به كار برد. از مقابله اين دو سياق معلوم مى شود، مخاطبان «تزرعون» و ... حكومت مصر بود كه بايد عهده دار توليد و توزيع مى شد و در سال پانزدهم خود مردم بدون دخالت و نظارت سيستم حكومت، به كار توليد و مصرف مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 8
8- مصر مركز مراجعه مردم آبادى هاى مجاور براى تهيه آذوقه ، در قحطى هفت ساله عصر يوسف ( ع ) .
و جاء إخوة يوسف . .. و لما جهزهم بجهازهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 8
8- مصر مركز مراجعه مردم آبادى هاى مجاور براى تهيه آذوقه ، در قحطى هفت ساله عصر يوسف ( ع ) .
و جاء إخوة يوسف . .. و لما جهزهم بجهازهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 14
14 - فرعون ، از زمره مفسدان تاريخ مصر و از تبار آنان
إنّه كان من المفسدين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «من» در «من المفسدين»، نشويه و بيانگر خاستگاه خانوادگى فرعون باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 102 - 9
9- بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن
ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون
جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 12
12- منصب عزيزى از مناصب حكومت پادشاهى مصر باستان
و قال الملك . .. قالت امرأت العزيز
ياد كردن برادران يوسف از او با عنوان «عزيز» در آيه 88، نشان مى دهد كه «عزيز» در «امرأت العزيز» نام همسر زليخا نبوده ; بلكه بيانگر سمت حكومتى وى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 12
12- وضع قوانين و مقررات حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) ، در اختيار پادشاه بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 7
7- مصر و كنعان ، در يك منطقه جغرافيايى و متأثر از يك آب و هوا
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 7
7- مصر و كنعان ، در يك منطقه جغرافيايى و متأثر از يك آب و هوا
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 5
5- سرزمين مصر بر اثر پيش بينى يوسف ( ع ) و تدبير عالمانه او ، از عواقب فاجعه آميز قحطى مصون ماند .
و جاء إخوة يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 32 - 10
10- نظام حكومتى مصر در زمان عزيز ، نظامى استبدادى و فاقد دستگاه قضايى مستقل بود .
و لئن لم يفعل . .. ليكونًا من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 8
8- وحدت نظام سياسى و قضايى حكومت استبدادى مصر *
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 11
11- مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى حكومت پادشاهى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 5
5- عزيزى از سمت هاى حكومتى در زمان يوسف ( ع )
قالوا يأيها العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 8
8- وحدت نظام سياسى و قضايى حكومت استبدادى مصر *
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 35 - 8
8- وحدت نظام سياسى و قضايى حكومت استبدادى مصر *
ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 8
8- حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 16
16- شتر وسيله متعارف حمل كالا ، در مصر و كنعان باستان
و نزداد كيل بعير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 23 - 2،10
2- موسى ( ع ) ، مأمور خارج ساختن شبانه و مخفيانه بنى اسرائيل از مصر
فأسر بعبادى ليلاً
«إسراء» (مصدر «أسر») به معناى رفتن در شب است و «ليلاً» تأكيد آن مى باشد.
10- مهاجرت علنى بنى اسرائيل از سرزمين مصر ، امرى غيرممكن براى آنان
فأسر بعبادى ليلاً إنّكم متّبعون
مصريان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 11
11 - اعتقاد مردم مصر به ختم نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى پس از يوسف ( ع ) ، منشأ مخالفت آنان با دعوت موسى ( ع )
حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً
اعلام ختم نبوت پس از يوسف(ع) از سوى مردم مصر، مى تواند دليل و يا بهانه آنان در مخالفت با دعوت موسى(ع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 1
1 - فرعون با تبليغات گمراه كننده ، مردم مصر را تحميق كرده ، به اطاعت از خويش واداشته بود .
و نادى فرعون فى قومه . .. فاستخفّ قومه
«استخفّ» در آيه شريفه، به معناى سبك مغز ساختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 17
17 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مصر ، از دچار شدن به گمراهى ابدى بر اثر پافشارى بر مخالفت با دعوت موسى ( ع ) و ترديد در حقانيت آن
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 5
5 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مجادله گر و حق ستيز مصر ، درباره خشم انقلابى و انتقام مؤمنان طرفدار موسى ( ع )
الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. كبر مقتًا ... عندالذين ءامنوا
تذكر مؤمن آل فرعون به فرعونيان، مبنى بر اين كه ستيزه جويى در آيات الهى، موجب بغض و دشمنى مؤمنان مى شود; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه عمل آنان، موجب خشم انقلابى و شورش مؤمنان طرفدار موسى(ع) عليه آنان خواهدگرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 1
1- يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .
ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس
فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 10
10- مصريان باستان ، رؤيا ها را دريچه اى براى اطلاع از وقايع مى دانستند .
أفتونى فى رءيى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 10
10 - حق ناپذيرى و ايمان نياوردن مردم مصر در عصر موسى ( ع ) ، داراى پيشينه در تاريخ گذشته آنان و به ارث رسيده از اجدادشان
لقد جاءكم يوسف من قبل . .. فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به حتّى إذا هلك قلتم لن يبع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 13،14
13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
14- پيروى نكردن يوسف ( ع ) از آيين مصريان و ايمانش به خدا و آخرت ، موجب دستيابى او به علم غيب و دانش تعبير رؤيا شد .
ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون
جمله «إنى تركت . ..» تعليل براى «علمنى ربى» مى باشد ; يعنى ، خداوند به خاطر اينكه من آيين كافران را وانهادم و پيروى نكردم ، چنين علمى را به من آموخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 9
9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار
قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 6،7،15
6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.
7 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى بى اعتنا به دعوت ايشان و گريزان از فهم صحيح آن
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 26
26- مصريان زمان يوسف ( ع ) ، به خداوند و منزه بودن او ، معتقد بودند .
حش لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 15
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 1
1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 8
8 - نكوهش مؤمن آل فرعون از مردم مصر ، به خاطر ترديد كردن در رسالت يوسف ( ع ) در گذشته ( على رغم مشاهده دلايل روشن او )
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 1،3
1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.
3 - اجتماع مردم مصر در روز عيد ، به هنگام بالا آمدن و روشنايى كامل آفتاب بود .
يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
«ضحى» به زمانى گفته مى شود كه اندكى از بالا آمدن آفتاب گذشته باشد و «حشر» به معناى جمع است (قاموس). مجهول بودن «يُحشر» دلالت براين مى كند كه برگزاركنندگان مراسم عيد، براى جمع كردن مردم اقدام مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 6
6- مصريان باستان ، معتقد به خدايانى متعدد كه هر كدام تدبير كننده بخشى از امور جهان بودند .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 1
1- مصريان عصر يوسف ( ع ) و اجدادشان ، مردمى مشرك و پرستشگر خدايانى متعدد و دروغين بودند .
ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 5
5 - شك و ترديد مستمر مردم مصر در رسالت يوسف ( ع ) تاپايان عمر ايشان ( على رغم مشاهده دلايل روشن بر صدق رسالت آن حضرت ) .
لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 2
2 - تقسيم مردم مصر به طبقات و دسته هاى مختلف و پيرو ، نمود سياست خودكامه و سلطه جويى فرعون
إنّ فرعون علا فى الأرض و جعل أهلها شيعًا
جمله «جعل أهلها شيعاً» عطف تفسيرى بر «علا فى الأرض» و بيانگر نوع برترى جويى فرعون نسبت به مردم سرزمين مصر است. گفتنى است كه «شيع» جمع «شيعة» است و «شيعة» به فرد يا گروه پيرو اطلاق مى شود. بنابراين «جعل أهلها شيعاً»; يعنى، مردم آن سرزمين را به چند دسته پيرو درآورده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 9
9 - پندار باطل مردم مصر به پايان يافتن نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى از جانب خدا ، براى انسان هاى بعد از يوسف ( ع )
حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 26،27
26- مصريان زمان يوسف ( ع ) ، به خداوند و منزه بودن او ، معتقد بودند .
حش لله
27- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها
إن هذا إلاّ ملك كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 17
17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 6
6- مصريان باستان ، معتقد به خدايانى متعدد كه هر كدام تدبير كننده بخشى از امور جهان بودند .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 1
1- مصريان عصر يوسف ( ع ) و اجدادشان ، مردمى مشرك و پرستشگر خدايانى متعدد و دروغين بودند .
ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 2
2 - اعتقاد مردم مصر ، به وجود آسمان هاى متعدد در عصر فرعون
أسبب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 7
7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 1،2،3،4
1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.
2 - موسى ( ع ) ، روز عيد را به عنوان روز موعود براى مقابله با فرعون برگزيد .
قال موعدكم يوم الزينة
3 - اجتماع مردم مصر در روز عيد ، به هنگام بالا آمدن و روشنايى كامل آفتاب بود .
يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
«ضحى» به زمانى گفته مى شود كه اندكى از بالا آمدن آفتاب گذشته باشد و «حشر» به معناى جمع است (قاموس). مجهول بودن «يُحشر» دلالت براين مى كند كه برگزاركنندگان مراسم عيد، براى جمع كردن مردم اقدام مى كردند.
4 - هنگام بالا آمدن آفتاب و اجتماع مردم در روز عيد ، زمان مواعده موسى ( ع ) و فرعون
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 17
17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 10
10 - حق ناپذيرى و ايمان نياوردن مردم مصر در عصر موسى ( ع ) ، داراى پيشينه در تاريخ گذشته آنان و به ارث رسيده از اجدادشان
لقد جاءكم يوسف من قبل . .. فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به حتّى إذا هلك قلتم لن يبع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 6،8،15
6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.
8 - نكوهش مؤمن آل فرعون از مردم مصر ، به خاطر ترديد كردن در رسالت يوسف ( ع ) در گذشته ( على رغم مشاهده دلايل روشن او )
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 3
3- روى آورى مصريان به افشره گرفتن از محصولات خويش بر اثر فراوانى آنها ، در نخستين سال پس از سال هاى قحطى
ثم يأتى . .. و فيه يعصرون
«عصر» به معناى آب گرفتن از چيزى مانند: ميوه ، لباس تر و . .. است. مفعول «يعصرون» - به قرينه سياق - محصولات كشاورزى همانند ميوه جات مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 17
17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 6
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 6
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 10
10- مصريان باستان ، رؤيا ها را دريچه اى براى اطلاع از وقايع مى دانستند .
أفتونى فى رءيى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 27
27- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها
إن هذا إلاّ ملك كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 14
14- ناشناخته بودن حسب و نسب يوسف ( ع ) نزد عموم مصريان
فعرفهم و هم له منكرون
اگر عموم مردم مصر مى دانستند كه يوسف(ع) از كدام قبيله، جامعه و دودمان است طبعاً به گوش برادران وى نيز مى رسيد و يوسف(ع) براى آنان ناشناخته نمى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 6
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 6
6 - خداوند ، جسد فرعون را آيت و مايه عبرت مردم مصر قرار داد .
ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية
برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «لمن خلفك» مردمى باشند كه در مصر تحت حكومت فرعون مى زيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 4
4 - فرعون ، مورد پرستش مردم مصر
و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 12
12 - آشنايى مؤمن آل فرعون ، از تاريخ مردم مصر و سرگذشت يوسف پيامبر ( ع )
و لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت . .. حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 15 - 1
1 - ورود موسى ( ع ) به شهر مصر ، در ساعت استراحت و غفلت و بى خبرى مردم
و دخل المدينة على حين غفلة من أهلها
«غفلت» به معناى بى خبرى و مراد از «على حين غفلة من أهلها» (ساعت بى خبرى مردم شهر) زمانى است كه مردم دست از كسب و كار مى كشند و به خانه هايشان برمى گردند و از آنچه در شهر مى گذرد بى خبر مى مانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 6،15
6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 13،14
13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
14- پيروى نكردن يوسف ( ع ) از آيين مصريان و ايمانش به خدا و آخرت ، موجب دستيابى او به علم غيب و دانش تعبير رؤيا شد .
ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون
جمله «إنى تركت . ..» تعليل براى «علمنى ربى» مى باشد ; يعنى ، خداوند به خاطر اينكه من آيين كافران را وانهادم و پيروى نكردم ، چنين علمى را به من آموخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 8
8- هفت سال تلاش براى توليد غله ، ذخيره سازى غله ها با خوشه هاى آن ، صرفه جويى در مصرف ، توصيه هاى يوسف ( ع ) به مردم مصر براى مصون ماندن از مشكلات دوران هفت ساله قحطى و خشكسالى
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
برخى برآنند كه رؤياى پادشاه اشاره اى به دستورالعملها و چاره انديشيها ندارد و تدبيرهايى كه يوسف(ع) بيان داشته و دستوراتى كه صادر كرده از دانشى خدادادى او بوده و ارتباطى به رؤياى پادشاه ندارد. برداشت فوق بر اساس اين نظر است.
مصريان باستان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 11
11 - اعتقاد مردم مصر به ختم نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى پس از يوسف ( ع ) ، منشأ مخالفت آنان با دعوت موسى ( ع )
حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً
اعلام ختم نبوت پس از يوسف(ع) از سوى مردم مصر، مى تواند دليل و يا بهانه آنان در مخالفت با دعوت موسى(ع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 1
1 - فرعون با تبليغات گمراه كننده ، مردم مصر را تحميق كرده ، به اطاعت از خويش واداشته بود .
و نادى فرعون فى قومه . .. فاستخفّ قومه
«استخفّ» در آيه شريفه، به معناى سبك مغز ساختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 17
17 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مصر ، از دچار شدن به گمراهى ابدى بر اثر پافشارى بر مخالفت با دعوت موسى ( ع ) و ترديد در حقانيت آن
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 5
5 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مجادله گر و حق ستيز مصر ، درباره خشم انقلابى و انتقام مؤمنان طرفدار موسى ( ع )
الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. كبر مقتًا ... عندالذين ءامنوا
تذكر مؤمن آل فرعون به فرعونيان، مبنى بر اين كه ستيزه جويى در آيات الهى، موجب بغض و دشمنى مؤمنان مى شود; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه عمل آنان، موجب خشم انقلابى و شورش مؤمنان طرفدار موسى(ع) عليه آنان خواهدگرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 1
1- يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .
ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس
فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 10
10- مصريان باستان ، رؤيا ها را دريچه اى براى اطلاع از وقايع مى دانستند .
أفتونى فى رءيى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 10
10 - حق ناپذيرى و ايمان نياوردن مردم مصر در عصر موسى ( ع ) ، داراى پيشينه در تاريخ گذشته آنان و به ارث رسيده از اجدادشان
لقد جاءكم يوسف من قبل . .. فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به حتّى إذا هلك قلتم لن يبع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 13،14
13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
14- پيروى نكردن يوسف ( ع ) از آيين مصريان و ايمانش به خدا و آخرت ، موجب دستيابى او به علم غيب و دانش تعبير رؤيا شد .
ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون
جمله «إنى تركت . ..» تعليل براى «علمنى ربى» مى باشد ; يعنى ، خداوند به خاطر اينكه من آيين كافران را وانهادم و پيروى نكردم ، چنين علمى را به من آموخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 9
9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 6،7،15
6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.
7 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى بى اعتنا به دعوت ايشان و گريزان از فهم صحيح آن
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 26
26- مصريان زمان يوسف ( ع ) ، به خداوند و منزه بودن او ، معتقد بودند .
حش لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 15
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 1
1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 8
8 - نكوهش مؤمن آل فرعون از مردم مصر ، به خاطر ترديد كردن در رسالت يوسف ( ع ) در گذشته ( على رغم مشاهده دلايل روشن او )
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 1،3
1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.
3 - اجتماع مردم مصر در روز عيد ، به هنگام بالا آمدن و روشنايى كامل آفتاب بود .
يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
«ضحى» به زمانى گفته مى شود كه اندكى از بالا آمدن آفتاب گذشته باشد و «حشر» به معناى جمع است (قاموس). مجهول بودن «يُحشر» دلالت براين مى كند كه برگزاركنندگان مراسم عيد، براى جمع كردن مردم اقدام مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 6
6- مصريان باستان ، معتقد به خدايانى متعدد كه هر كدام تدبير كننده بخشى از امور جهان بودند .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 1
1- مصريان عصر يوسف ( ع ) و اجدادشان ، مردمى مشرك و پرستشگر خدايانى متعدد و دروغين بودند .
ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 5
5 - شك و ترديد مستمر مردم مصر در رسالت يوسف ( ع ) تاپايان عمر ايشان ( على رغم مشاهده دلايل روشن بر صدق رسالت آن حضرت ) .
لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 2
2 - تقسيم مردم مصر به طبقات و دسته هاى مختلف و پيرو ، نمود سياست خودكامه و سلطه جويى فرعون
إنّ فرعون علا فى الأرض و جعل أهلها شيعًا
جمله «جعل أهلها شيعاً» عطف تفسيرى بر «علا فى الأرض» و بيانگر نوع برترى جويى فرعون نسبت به مردم سرزمين مصر است. گفتنى است كه «شيع» جمع «شيعة» است و «شيعة» به فرد يا گروه پيرو اطلاق مى شود. بنابراين «جعل أهلها شيعاً»; يعنى، مردم آن سرزمين را به چند دسته پيرو درآورده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 9
9 - پندار باطل مردم مصر به پايان يافتن نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى از جانب خدا ، براى انسان هاى بعد از يوسف ( ع )
حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 26،27
26- مصريان زمان يوسف ( ع ) ، به خداوند و منزه بودن او ، معتقد بودند .
حش لله
27- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها
إن هذا إلاّ ملك كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 17
17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 6
6- مصريان باستان ، معتقد به خدايانى متعدد كه هر كدام تدبير كننده بخشى از امور جهان بودند .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 1
1- مصريان عصر يوسف ( ع ) و اجدادشان ، مردمى مشرك و پرستشگر خدايانى متعدد و دروغين بودند .
ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 2
2 - اعتقاد مردم مصر ، به وجود آسمان هاى متعدد در عصر فرعون
أسبب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 7
7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان
إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 1،2،3،4
1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.
2 - موسى ( ع ) ، روز عيد را به عنوان روز موعود براى مقابله با فرعون برگزيد .
قال موعدكم يوم الزينة
3 - اجتماع مردم مصر در روز عيد ، به هنگام بالا آمدن و روشنايى كامل آفتاب بود .
يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
«ضحى» به زمانى گفته مى شود كه اندكى از بالا آمدن آفتاب گذشته باشد و «حشر» به معناى جمع است (قاموس). مجهول بودن «يُحشر» دلالت براين مى كند كه برگزاركنندگان مراسم عيد، براى جمع كردن مردم اقدام مى كردند.
4 - هنگام بالا آمدن آفتاب و اجتماع مردم در روز عيد ، زمان مواعده موسى ( ع ) و فرعون
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 17
17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 10
10 - حق ناپذيرى و ايمان نياوردن مردم مصر در عصر موسى ( ع ) ، داراى پيشينه در تاريخ گذشته آنان و به ارث رسيده از اجدادشان
لقد جاءكم يوسف من قبل . .. فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به حتّى إذا هلك قلتم لن يبع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 6،8،15
6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.
8 - نكوهش مؤمن آل فرعون از مردم مصر ، به خاطر ترديد كردن در رسالت يوسف ( ع ) در گذشته ( على رغم مشاهده دلايل روشن او )
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 49 - 3
3- روى آورى مصريان به افشره گرفتن از محصولات خويش بر اثر فراوانى آنها ، در نخستين سال پس از سال هاى قحطى
ثم يأتى . .. و فيه يعصرون
«عصر» به معناى آب گرفتن از چيزى مانند: ميوه ، لباس تر و . .. است. مفعول «يعصرون» - به قرينه سياق - محصولات كشاورزى همانند ميوه جات مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 17
17- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 6
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 6
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 43 - 10
10- مصريان باستان ، رؤيا ها را دريچه اى براى اطلاع از وقايع مى دانستند .
أفتونى فى رءيى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 31 - 27
27- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها
إن هذا إلاّ ملك كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 14
14- ناشناخته بودن حسب و نسب يوسف ( ع ) نزد عموم مصريان
فعرفهم و هم له منكرون
اگر عموم مردم مصر مى دانستند كه يوسف(ع) از كدام قبيله، جامعه و دودمان است طبعاً به گوش برادران وى نيز مى رسيد و يوسف(ع) براى آنان ناشناخته نمى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 6
6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پيامبرانى شناخته شده براى مردم مصر
واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم و إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 4
4 - فرعون ، مورد پرستش مردم مصر
و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 12
12 - آشنايى مؤمن آل فرعون ، از تاريخ مردم مصر و سرگذشت يوسف پيامبر ( ع )
و لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت . .. حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 6،15
6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير
فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به
ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.
15 - مخالفت بيش از حد با دين الهى و ترديد در حقانيت آن ، از ويژگى هاى مردم مصر از عصر يوسف تا موسى ( ع )
كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 13،14
13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون
14- پيروى نكردن يوسف ( ع ) از آيين مصريان و ايمانش به خدا و آخرت ، موجب دستيابى او به علم غيب و دانش تعبير رؤيا شد .
ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون
جمله «إنى تركت . ..» تعليل براى «علمنى ربى» مى باشد ; يعنى ، خداوند به خاطر اينكه من آيين كافران را وانهادم و پيروى نكردم ، چنين علمى را به من آموخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 8
8- هفت سال تلاش براى توليد غله ، ذخيره سازى غله ها با خوشه هاى آن ، صرفه جويى در مصرف ، توصيه هاى يوسف ( ع ) به مردم مصر براى مصون ماندن از مشكلات دوران هفت ساله قحطى و خشكسالى
قال تزرعون سبع سنين دأبًا
برخى برآنند كه رؤياى پادشاه اشاره اى به دستورالعملها و چاره انديشيها ندارد و تدبيرهايى كه يوسف(ع) بيان داشته و دستوراتى كه صادر كرده از دانشى خدادادى او بوده و ارتباطى به رؤياى پادشاه ندارد. برداشت فوق بر اساس اين نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 19
19 - افراط و تفريط در بهره جويى از مواهب پاكيزه و حلال الهى ، عامل محروميت از محبت خداوند
لاتحرموا . .. و لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 19
19 - افراط و تفريط در بهره جويى از مواهب پاكيزه و حلال الهى ، عامل محروميت از محبت خداوند
لاتحرموا . .. و لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 7
7 - آنچه خداوند حلال كرده پاكيزه و گواراست .
لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
طيب به معناى چيزى است كه خوشايند آدمى باشد و اضافه طيبات به «ما احل اللّه»، اضافه بيانيه است يعنى «ما احل . .»
تفسيرى براى طيبات مى باشد. گويا سؤال مى شود طيبات چيست؟ در پاسخ گفته مى شود، آنچه خداوند حلال كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 3،4
3 - جواز بهره گيرى از روزى ها و امكانات مشروط به حلال و طيب بودن آنها است .
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «مما رزقكم . ..» مفعول براى «كلوا» و «حللا طيباً» حال براى «رزقكم اللّه» باشد يعنى از امكانات خدادادى استفاده كنيد در صورتى كه حلال و طيب باشد.
4 - ضرورت بهره گيرى از امكانات و روزى هاى الهى به شيوه حلال و پاكيزه ( در چارچوب احكام و قوانين الهى )
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «حللا طيباً» صفت براى مفعول مطلق محذوف «اكلا» باشد. بر اين مبنا بهره جستن و استفاده از امكانات خدادادى به دو گونه تقسيم مى شود يكى استفاده به گونه حلال و ديگر بهره ورى به شيوه حرام. هر چند خود امكانات حلال و طيب باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 7،17
7- لزوم صرفه جويى در مصرف محصولات هفت ساله ، پيامى نهفته در رؤياى ملك
فما حصدتم فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون
«حصاد» (مصدر حصدتم) به معناى درو كردن است و «ذروا» فعل امر و به معناى «رها سازيد» مى باشد. «من» در «مما» بيانيه و «إلاّ قليلاً» استثنا از «ما» در «ما حصدتم ...» است، بنابراين مفاد جمله «فما حصدتم ...» چنين مى شود: آنچه را درو مى كنيد در خوشه ها رها كنيد (آنها را نكوبيد و دانه ها را از خوشه ها جدا نسازيد) مگر مقدار اندكى كه به مصرف خوراكى مى رسانيد. تنها اين مقدار از برداشت را بكوبيد و از خوشه ها جدا سازيد.
17- ضرورت صرفه جويى در مصرف و آمادگى براى مقابله با شرايط بحرانى
فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 1
1- مؤمنان ، وظيفه دار رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق به ديگران و مصرف اموال و امكانات در زندگى شخصى
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 1،4
1 - اهل ايمان نبايد خويشتن را از بهرهورى مواهب پاكيزه و حلال الهى منع كنند .
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه تحريم در «لاتحرموا . ..»، تحريم عملى باشد يعنى خوددارى كردن و استفاده نبردن از حلالهاى الهى بدون اعتقاد به حرمت آن
4 - مؤمنان نبايستى مواهب پاكيزه و حلال الهى را با قسم و امثال آن بر خويش تحريم كنند .
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
با توجه به ارتباط اين بخش از آيات و بيان احكام قسم در آيه 89 مى توان گفت مراد از «لاتحرموا . ..» نهى از تحريم طيبات به وسيله قسم و امثال آن است گفتنى است كه بر اين مبنا مراد از تحريم، تحريم حقيقى و واقعى (حرام كردن) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 14
14 - اسراف (زياده روى در مصرف يا انفاق) كارى حرام و نكوهيده است.
و لاتسرفوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 11،17
11 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى و پرهيز از افراط و تفريط در بهره جويى از مواهب و طيبات
لاتحرموا . .. و لاتعتدوا
بدان احتمال كه جمله «لاتعتدوا» توضيحى درباره «لاتحرموا طيبات ما احل اللّه» باشد نه تأكيد و تفسير آن، يعنى از حلالها استفاده كنيد ولى نه به گونه اى كه از حد بگذرانيد و تجاوز كنيد.
17 - ناسازگارى ايمان با افراط و تفريط در بهره گيرى از مواهب الهى در دنيا
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا . .. و لاتعتدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 1
1- مؤمنان ، وظيفه دار رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق به ديگران و مصرف اموال و امكانات در زندگى شخصى
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 17
17 - ناسازگارى ايمان با افراط و تفريط در بهره گيرى از مواهب الهى در دنيا
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا . .. و لاتعتدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 7،17
7- لزوم صرفه جويى در مصرف محصولات هفت ساله ، پيامى نهفته در رؤياى ملك
فما حصدتم فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون
«حصاد» (مصدر حصدتم) به معناى درو كردن است و «ذروا» فعل امر و به معناى «رها سازيد» مى باشد. «من» در «مما» بيانيه و «إلاّ قليلاً» استثنا از «ما» در «ما حصدتم ...» است، بنابراين مفاد جمله «فما حصدتم ...» چنين مى شود: آنچه را درو مى كنيد در خوشه ها رها كنيد (آنها را نكوبيد و دانه ها را از خوشه ها جدا نسازيد) مگر مقدار اندكى كه به مصرف خوراكى مى رسانيد. تنها اين مقدار از برداشت را بكوبيد و از خوشه ها جدا سازيد.
17- ضرورت صرفه جويى در مصرف و آمادگى براى مقابله با شرايط بحرانى
فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 2
2 - انديشيدن در زمينه پيدايش مواد غذايى و تأمّل در مراحل توليد و مصرف آن ، از ميان برنده كفر به خداوند است .
فلينظر الإنسن إلى طعامه
فرمان به دقت در طعام (به قرينه «قتل الإنسان ما أكفره» در آيات پيشين - ارائه رهنمودى براى ايمان به خدا و كنار نهادن كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 17
17 - ناسازگارى ايمان با افراط و تفريط در بهره گيرى از مواهب الهى در دنيا
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا . .. و لاتعتدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 9
9 - ضرورت رعايت تقوا در بهره گيرى از امكانات و روزى هاى خدادادى
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 48 - 4،5
4- باقى گذاشتن مقدارى از ذخيره هاى هفت ساله و مصرف نكردن همه آنها در دوران قحطى ، توصيه يوسف ( ع ) به عهده داران حكومت مصر
يأكلن ما قدمتم لهنّ إلاّ قليلاً مما تحصنون
«احصان» (مصدر تحصنون) به معناى قرار دادن چيزى در محلى امن است. بنابراين حاصل معناى «إلاّ قليلاً مما تحصنون» چنين است: مقدارى از آنچه را در انبارها ذخيره مى كنيد در دوران قحطى نخوريد. حكمت اين امر احتمالاً دارا بودن بذر است براى كشت در سال پانزدهم.
5- لزوم مصرف نكردن همه ذخاير غذايى در ساليان قحطى ، پيامى نهفته در رؤياى پادشاه مصر
يأكلن ما قدمتم لهنّ إلاّ قليلاً مما تحصنون
فعل مضارع «يأكلهنّ» در نقل رؤياى پادشاه (آيه 46) گوياى اين نكته بود كه گاوهاى لاغر به خوردن گاوهاى چاق پرداختند، ولى آنها را به تمامى نخوردند و گرنه فعل ماضى «اَكَلهنّ» به كار مى برد. به نظر مى رسد يوسف(ع) از نكته ياد شده دريافته بود كه بايد مقدارى از غلات باقى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 9
9 - حرمت مصرف مال در مسير فحشا و بى عفتى
احلّ لكم . .. ان تبتغوا باموالكم محصنين غير مسافحين
«محصنين»، حال براى فاعل «ان تبتغوا» است ; و همان گونه كه مى تواند ابتغاء را مقيد به عفت و پاكدامنى كند، مصرف اموال را نيز مى تواند به آن مقيد سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 15
15 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه فرموده : « كذلك يريهم اللّه اعمالهم حسرات عليهم » روايت شده : « هو الرجل يدع المال لاينفقه فى طاعة اللّه بخلا ثم يموت فيدعه لمن هو يعمل فى طاعة اللّه او فى معصيته فان عمل به فى طاعة اللّه رأه فى ميزان غيره فزاده حسرة و قد كان المال له و ان كان عمل به فى معصية اللّه قواه بذلك المال حتى عمل به فى معصية اللّه ;
مراد شخصى است كه مال دنيا را به جا مى گذارد و از روى بخل آن را در طاعت خدا انفاق نمى كند و بعد از مرگش آن مال در طاعت و يا معصيت خدا خرج مى شود. پس اگر آن مال در طاعت خدا مصرف شود آن را در ميزان ديگرى مى بيند و حسرت او زيادتر مى شود; چون اين مال، ملك او بوده است و اگر در معصيت خدا صرف شده باشد، او آن گناهكار را به وسيله آن مال تقويت كرده تا بدين گونه نافرمانى خدا را نمايد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 1
1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند
فلينظر الإنسن إلى طعامه
فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 2
2 - لزوم صرف كردن دارايى ها در راه تعمير و آبادانى سراى آخرت
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة
مصرف مال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 24 - 9
9 - حرمت مصرف مال در مسير فحشا و بى عفتى
احلّ لكم . .. ان تبتغوا باموالكم محصنين غير مسافحين
«محصنين»، حال براى فاعل «ان تبتغوا» است ; و همان گونه كه مى تواند ابتغاء را مقيد به عفت و پاكدامنى كند، مصرف اموال را نيز مى تواند به آن مقيد سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 15
15 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه فرموده : « كذلك يريهم اللّه اعمالهم حسرات عليهم » روايت شده : « هو الرجل يدع المال لاينفقه فى طاعة اللّه بخلا ثم يموت فيدعه لمن هو يعمل فى طاعة اللّه او فى معصيته فان عمل به فى طاعة اللّه رأه فى ميزان غيره فزاده حسرة و قد كان المال له و ان كان عمل به فى معصية اللّه قواه بذلك المال حتى عمل به فى معصية اللّه ;
مراد شخصى است كه مال دنيا را به جا مى گذارد و از روى بخل آن را در طاعت خدا انفاق نمى كند و بعد از مرگش آن مال در طاعت و يا معصيت خدا خرج مى شود. پس اگر آن مال در طاعت خدا مصرف شود آن را در ميزان ديگرى مى بيند و حسرت او زيادتر مى شود; چون اين مال، ملك او بوده است و اگر در معصيت خدا صرف شده باشد، او آن گناهكار را به وسيله آن مال تقويت كرده تا بدين گونه نافرمانى خدا را نمايد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 2
2 - لزوم صرف كردن دارايى ها در راه تعمير و آبادانى سراى آخرت
و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 12
12 - خداوند ، مفسدان و مصلحان را از يكديگر بازمى شناسد .
و اللّه يعلم المفسد من المصلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 8
8 - ايمان مصلحان ( امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ) به خداوند ، شرط اعتلاى جامعه
كنتم خير امة . .. و تؤمنون باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 5
5 - كسانى كه ايمان آورند و كار شايسته انجام دهند، نه از آينده خويش بيمناك و نه بر گذشته خويش غمناك هستند.
فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
غالباً «خوف» در مورد ترس از آينده و «حزن» در مورد اندوه بر گذشته به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 8
8 - ايمان مصلحان ( امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ) به خداوند ، شرط اعتلاى جامعه
كنتم خير امة . .. و تؤمنون باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 14،15
14 - تشويق اصلاحگران امور ايتام و تضمين اجر آنان ، از جانب خداوند
قل اصلاح لهم خير . .. و اللّه يعلم المفسد من المصلح
15 - تهديد مصلح نما هاى مفسد و بشارت به مصلحان واقعى ، از جانب خدا
و اللّه يعلم المفسد من المصلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 5
5 - ترك كنندگان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، بى اعتنا به تذكار موعظه گران ( لزوم نهى از منكر )
فلما نسوا ما ذكروا به
ضمير در «نسوا» و «ذكروا» به تجاوزگران و نيز به ترك كنندگان نهى از منكر برمى گردد. تذكرى كه به ترك كنندگان نهى از منكر داده شد، همان است كه از جمله «معذرة إلى ربكم» فهميده مى شود. يعنى مصلحان به آنان تفهيم كردند كه شما نيز بايد نهى از منكر كنيد، و گر نه مسؤول هستيد ; اما آنان همچنان بى تفاوت ماندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 170 - 6،7
6 - اصلاحگران جوامع ، داراى پاداشى تضمين شده از جانب خداوند
إنا لانضيع أجر المصلحين
كلمه «مصلح» هم به كسى كه عمل صالح انجام مى دهد، يعنى در صدد اصلاح خويش است، گفته مى شود، و هم به شخصى كه
در تلاش براى اصلاح ديگران است، اطلاق مى گردد. برداشت فوق بر اساس معناى دوم است.
7 - انجام دهندگان اعمال صالح از پاداش هاى الهى بهره مند خواهند شد .
إنا لانضيع أجر المصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 6
6- چشم ندوختن به مال و دارايى مردم ، از نشانه هاى صداقت مصلحان جامعه و مبلغان راستين دين است .
و يقوم لا أسئلكم عليه مالاً إن أجرى إلاّ على الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 7
7- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . يا ابن مسعود انصف الناس من نفسك وانصح الأمة و ارحمهم ، فإذا كنت كذلك و غضب الله على أهل بلدة أنت فيها و أراد أن ينزل عليهم العذاب نظر إليك فرحمهم بك ، يقول الله تعالى : « و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است:. ..اى ابن مسعود! با مردم رفتار منصفانه داشته باش و خيرخواه امت باش و به ايشان رحم كن. اگر چنين باشى و خدا بر مردم شهرى غضب كند كه تو در ميان آنان باشى و بخواهد عذاب خود را بر ايشان نازل كند، به سوى تو نظر مى كند و به خاطر تو به آنان رحم مى نمايد. خداوند متعال مى فرمايد: و ما كان ربك ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 14
14 - تنها مصلحان و نهى كنندگان از منكر در جوامع فسادپيشه ، داراى عذرى قابل قبول در پيشگاه خداوند هستند .
لم تعظون قوماً . .. قالوا معذرة إلى ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 120 - 4
4- داستان پيامبران در قرآن ، حاوى حقايقى كه مصلحان و هدايتگران جوامع بشرى را بر پيشبرد هدف هاى خويش ، قوى و استوار مى سازد .
و كلاًّ نقصّ عليك من أنباء الرسل ما نثبت به فؤادك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 8
8- در ميان امت هاى هلاك شده پيشين ، تنها اندكى از آنان از فساد و تباهى به دور بوده و مردم را از گناه و فساد نهى مى كردند .
فلولا كان . .. أُولُوا بقية ينهون عن الفساد فى الأرض إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 17،30
17- ضرورت پايبندى مبلغان دين و مصلحان جامعه ، به تعاليم دينى و برنامه هاى اصلاحى خود
و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه
30- آنان كه درصدد اصلاح جامعه اند ، بايد فقط به خدا اتكال كنند و روى به درگاه او داشته باشند .
إن أُريد إلاّ الإصلح . .. عليه توكلت و إليه أُنيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 1،3،4،5،8،9،10
1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .
إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً
مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.
3 - موعظه گران يهود در آبادى ايله ، همكيشان خويش را از نافرمانى خدا ( شكستن احكام روز شنبه ) برحذر مى داشتند .
لم تعظون قوماً
4 - تاركان نهى از منكر در ميان يهوديان ايله ، به موعظه گران اعتراض كردند و عمل آنان ( نهى از منكر ) را نابجا شمردند .
لم تعظون قوماً
5 - پرهيزكنندگان از صيد ماهى در ميان يهوديان ايله ( چه موعظه گران و چه تاركان نهى از منكر ) مطمئن به نزول عذاب الهى بر متجاوزان و يا به هلاكت رسيدن ايشان به دست خدا
اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
8 - داشتن عذر در پيشگاه خداوند و نيز اميد به پرهيز تجاوزگران از تجاوز خويش ، پاسخ موعظه گران يهود به اعتراض تاركان نهى از منكر
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
«معذرة» مصدر و به معناى حجت داشتن است. اين كلمه مفعولٌ له براى فعل مقدّر «نعظهم» مى باشد ; يعنى آنان را موعظه مى كنيم تا در پيشگاه خدا حجت و عذر داشته باشيم.
9 - اصلاحگران ايله سكوت در برابر گناه را ناروا شمرده و تاركان نهى از منكر را در پيشگاه خدا معذور نمى دانستند .
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
ظاهر اقتضا مى كرد كه موعظه گران بگويند «ربنا» (پروردگارمان)، نه «ربكم» (پروردگار شما). اين جا به جايى اشاره به اين حقيقت دارد كه خداوند پروردگار شما نيز هست و بايد در برابر او عذرى داشته باشيد و بدانيد كه اگر نهى از منكر نكنيد، معذور نيستيد.
10 - باور مصلحان يهود به ربوبيت خداوند بر بندگان ، واداركننده ايشان به تلاش براى اصلاح جامعه و بازدارى منحرفان از گناه و تجاوز
قالوا معذرة إلى ربكم
برداشت فوق از آوردن اسم «رب» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 4
4- امت هاى هلاكت شده پيشين ، فاقد جمعيتى از مصلحان دلسوز و بازدارنده مردم از فساد و تباهى
فلولا كان من القرون من قبلكم أُولُوا بقية ينهون عن الفساد
از معانى «بقية» فضل و نيكى است. در تفسير كشاف آمده: فلانى از «بقية القوم» است; يعنى، از نيكان آنان است. بنابراين «اُولُوا بقية»; يعنى، نيكان و دارندگان فضل كه به مناسبت مورد به مصلحان دلسوز تعبير شد. لولا به معناى «چرا نه» مى باشد و مفاد جمله «فلولا ...» اين است كه: چرا در ميان امتهاى پيش از شما گروهى از مصلحان دلسوز نبودند كه آن امتها را از فساد و تباهى باز دارند؟.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 4
4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .
يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون
از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 5
5 - كسانى كه ايمان آورند و كار شايسته انجام دهند، نه از آينده خويش بيمناك و نه بر گذشته خويش غمناك هستند.
فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
غالباً «خوف» در مورد ترس از آينده و «حزن» در مورد اندوه بر گذشته به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 9
9- خداوند ، تنها صالحان ناهى از منكر را از عذاب هاى نازل شده بر امت هاى پيشين ، نجات داد .
إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم
«منهم» قيد براى «قليلاً» است و ضمير در آن به «القرون» باز مى گردد و «من» در «ممن = مِن مَن» بيانيه است بنابراين «إلاّ قليلاً . ..»; يعنى، مگر اندكى از جوامع گذشته كه در آنها صاحب خردانى ناهى از فساد بودند همانها كه نجاتشان داديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 3
3 - خداوند از ميان يهوديان ايله تنها مصلحانِ نهى كننده از منكر را از گرفتار شدن به عذاب رهايى بخشيد .
أنجينا الذين ينهون عن السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 6
6- چشم ندوختن به مال و دارايى مردم ، از نشانه هاى صداقت مصلحان جامعه و مبلغان راستين دين است .
و يقوم لا أسئلكم عليه مالاً إن أجرى إلاّ على الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 51 - 4
4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .
يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون
از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 1،2
1 - يهوديان متخلف در آبادى ايله ، به نصايح و مواعظ مصلحان و نهى كنندگان از منكر اعتنا نكردند و آن را به فراموشى سپردند .
فلما نسوا ما ذكروا به
2 - خداوند يهوديان متمرد در آبادى ايله را پس از مداومت بر صيد ماهى در روز شنبه و بى اعتنايى به مواعظ اصلاحگران به عذابى شديد گرفتار ساخت .
فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
«بئيس» به معناى شديد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 34 - 1
1 - مبارزه اشراف جامعه پس از نوح با پيامبرشان ، در چهره خير انديشى و مصلحت طلبى براى مردم
و لئن أطعتم بشرًا . .. لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 34 - 1
1 - مبارزه اشراف جامعه پس از نوح با پيامبرشان ، در چهره خير انديشى و مصلحت طلبى براى مردم
و لئن أطعتم بشرًا . .. لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 46 - 10
10- نجات فرزند فسادپيشه نوح از حادثه طوفان ، امرى خلاف حكمت و مصلحت در نزد خداوند
فلاتسئلن ما ليس لك به علم
«به» متعلق به «علم» است و مراد از آن «بمصلحته و حكمته و صوابه» مى باشد. بنابراين «فلاتسئلن ما ليس ...»; يعنى ،
درخواستى را كه نمى دانى درست است و يا مطابق مصلحت و حكمت است ، از من مخواه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 179 - 4
4 - تقدم مصالح جامعه بر مصلحت فرد
و لكم فى القصاص حيوة يأولى الألبب
از اينكه قرآن قانون قصاص را - كه مرگ و نابودى فرد در آن است - براى حيات جامعه مقرر كرده است، مى توان به اين نكته رسيد كه: از نظر قرآن مصالح جامعه بر مصلحت فرد مقدم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 8
8- برادران يوسف ، صلاح امور خويش و بهبود وضعيت خود را در كشتن و يا تبعيد او مى پنداشتند .
اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صلحين
مراد از صلاح در «قوماً صالحين» صلاح امور دنيوى است ; زيرا ظاهر آن است كه فعل مضارع «تكونوا» عطف بر «يخل» و جواب امر «اقتلوا» و «اطرحوه» مى باشد. بر اين اساس جمله «تكونوا ...» چنين معنا مى شود: اگر يوسف را بكشيد و يا تبعيدش كنيد، امور شما اصلاح مى شود و بدبختى از شما برطرف مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 14
14 - كليه حقايق و معارف كتب آسمانى به دور از مصلحت انديشيهاى شخصى بايد براى مردم تبيين شود.
تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا
مذمت عالمان يهود بر گزينشى عمل كردن در ميان حقايق تورات، گوشزد به همه حاملان كتب آسمانى است كه در تبيين و تفسير آنها نبايد منافع خويش را در نظر گرفت، بلكه بايد همه آنها را براى مردم تبيين كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 13
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 13
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 14،15،16
14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.
15 - گسستن سرنوشت خويش از سرنوشت اسلام و مسلمين ، على رغم اظهار ديانت ، نشانه بيمارى دل و سستى ايمان
فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
16 - زشتى و ناپسندى مصلحت انديشى در برابر فرامين الهى
لاتتخذوا . .. يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 66 - 14
14 - منافقان توطئه گر ، مستحق كيفر و مجازات دنيوى اند و عدم اعمال آن نسبت به برخى از آنان از جانب خداوند ، به اقتضاى مصلحت است . *
إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين
مراد از عفو و عذاب، مى تواند بخشش و كيفر دنيوى باشد نه اخروى ; در اين صورت به حكم عقل، عفو از يك گروه به خاطر مصلحتى صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 62 - 7
7 - فراخى و تنگى روزى بندگان ، براى رعايت مصلحت آنان است .
اللّه يبسط الرزق لمن يشاء . .. و يقدر له إنّ اللّه بكلّ شىء عليم
«لام» در «لمن» و «له» هر دو، براى منفعت است. نيز به دنبال فراخى و تنگى روزى بندگان، يادآورى علم همه جانبه خدا، مفيد اين حقيقت است كه قبض و بسط روزى انسان ها، تابع مصالحى است و آنها را، خدا مى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 5 - 5
5 - فرمان ها و رهنمود هاى خداوند ، همواره بر اساس حق و مصلحت است .
كما أخرجك ربك من بيتك بالحق
كلمه «كما» بيانگر اين است كه حقانيت خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر نمونه و مثالى است از حقانيت تمامى كارها و فرمانهاى خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 166 - 8
8 - رنج ها و شكست ها ، داراى مصلحتهايى پنهان از چشم ظاهربينان
و ما اصابكم يوم التقى الجمعان . .. و ليعلم المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 166 - 8
8 - رنج ها و شكست ها ، داراى مصلحتهايى پنهان از چشم ظاهربينان
و ما اصابكم يوم التقى الجمعان . .. و ليعلم المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 62 - 7
7 - فراخى و تنگى روزى بندگان ، براى رعايت مصلحت آنان است .
اللّه يبسط الرزق لمن يشاء . .. و يقدر له إنّ اللّه بكلّ شىء عليم
«لام» در «لمن» و «له» هر دو، براى منفعت است. نيز به دنبال فراخى و تنگى روزى بندگان، يادآورى علم همه جانبه خدا، مفيد اين حقيقت است كه قبض و بسط روزى انسان ها، تابع مصالحى است و آنها را، خدا مى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 19
19 - جواز بهره گيرى متعارف ولىّ يتيم از مال وى ، مشروط به صرف وقت خود در جهت مصلحت آن و كم نبودن ( كافى بودن ) آن مال
و من كان فقيراً فلياكل بالمعروف
امام صادق (ع) در مورد آيه فوق فرمود: ذلك رجل يحبس نفسه عن المعيشة فلابأس ان يأكل بالمعروف اذا كان يصلح لهم اموالهم فان كان المال قليلا فلاياكل منه شيئاً . .. .
كافى، ج 5، ص 130، ح 5 ; نورالثقلين، ج 1، ص 445، ح 69.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 46 - 16،18
16 - خير و صلاح يهود در گوش سپردن به گفته هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فرمانبردارى از آن حضرت
و لو انهم قالوا سمعنا و اطعنا . .. لكان خيراً لهم
18 - خير و قوام يهود ، در پرهيز از سخنان مبهم ، دو پهلو و تمسخرآميز در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لو انهم قالوا . .. واسمع و انظرنا لكان خيراً لهم و اقوم
مصلحت انديشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 8
8- برادران يوسف ، صلاح امور خويش و بهبود وضعيت خود را در كشتن و يا تبعيد او مى پنداشتند .
اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صلحين
مراد از صلاح در «قوماً صالحين» صلاح امور دنيوى است ; زيرا ظاهر آن است كه فعل مضارع «تكونوا» عطف بر «يخل» و جواب امر «اقتلوا» و «اطرحوه» مى باشد. بر اين اساس جمله «تكونوا ...» چنين معنا مى شود: اگر يوسف را بكشيد و يا تبعيدش كنيد، امور شما اصلاح مى شود و بدبختى از شما برطرف مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 14
14 - كليه حقايق و معارف كتب آسمانى به دور از مصلحت انديشيهاى شخصى بايد براى مردم تبيين شود.
تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا
مذمت عالمان يهود بر گزينشى عمل كردن در ميان حقايق تورات، گوشزد به همه حاملان كتب آسمانى است كه در تبيين و تفسير آنها نبايد منافع خويش را در نظر گرفت، بلكه بايد همه آنها را براى مردم تبيين كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 13
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 13
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 14،15،16
14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.
15 - گسستن سرنوشت خويش از سرنوشت اسلام و مسلمين ، على رغم اظهار ديانت ، نشانه بيمارى دل و سستى ايمان
فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
16 - زشتى و ناپسندى مصلحت انديشى در برابر فرامين الهى
لاتتخذوا . .. يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 1
1 - خداوند ، خالق انسان و مصنوعات و دست ساخته هاى او ( بت و . . . )
و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 24 - 3
3 - بهرهورى انسان از مصنوعات خويش ، تنها در قلمرو قوانين فائق الهى بر نظام طبيعت
و له الجوار المنشات فى البحر
خداوند با تعبير «له الجوار. ..» به انسان تذكر داده است كه اگر بشر مى تواند با ساخت وسايلى به بهرهورى بيشتر از دريا بپردازد، اين چيزى است كه در پرتو قوانين الهى حاكم بر ماده صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 8 - 15
15 - تمامى رفتار و دست ساخته هاى انسان ها ، در قلمرو علم خدا است .
إنّ اللّه عليم بما يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 24 - 2
2 - تجلى فعل الهى در تمامى جهان هستى ، حتى مصنوعات بشرى
و له الجوار المنشات
با اين كه در آيه شريفه، واژه «المنشئات» (ساخته شده به دست بشر) به كار رفته است; اما تعبير «له الجوار» (از آن او است كشتى ها) مى رساند كه هر چند كشتى ها ساخته دست بشر است; ولى انسان در همه ابعاد (مواد، طرح، محاسبه و. ..) مستقل از اراده خداوند نيست و با اندكى تأمل خويش را وامدار لطف و ربوبيت او مى بيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 2
2 - آفرينش هاى بشرى ، همواره متكى به امكانات و الگو هاى موجود است . *
هو اللّه الخلق البارئ
وصف «الخالق البارئ» مى تواند تعريضى به صنايع و افعال بشرى باشد كه تمايز آن با خلق الهى در اين است كه آفرينش هاى بشرى، متكى به امكانات و الگوى پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 34
34 - حوادث ايّام ، جنگ ها ، سختى ها ، مصيبت ها و مرگ ، آزمايش الهى است .
لبرز الّذين . .. و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 6
6 - سختى ها ، مصيبت ها و جنگ ها ( شكست ها و پيروزى ها ) ، وسايل آزمايش الهى براى بندگان
حتّى يميز الخبيث من الطّيّب
به مقتضاى ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين، از وسايل آزمايش الهى، همان نبردها مشكلات آن است ; چنانچه در نبرد احد پيش آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 20
20 - صبر در انجام فرائض و در برابر مصائب و آمادگى براى پيروى از دستورات ائمّه ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الأئمّة.
كافى، ج 2، ص 81، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 2 و 6 و 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 11
11 - ابتلا به مصائب و سختى ها ، زمينه ساز توبه و بازگشت انسان ها به سوى حق
و أخذنهم بالعذاب لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 38
38 - حوادث ايّام جنگ ، سختى ها و مصيبت هاى در راه خدا ، زمينه خالص شدن انديشه مؤمنان از عقايد جاهليّت و پالايش درون آنان از خواسته هاى دنيايى و مادّى
يظنّون باللّه غير الحقّ . .. و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم
«ليمحّص» از مادّه تمحيص به معناى خالص سازى از عيبها و نقصهاست و اين جمله بيانگر هدفى ديگر از اهداف شكست در نبرد احد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 2
2 - هنگامه هاى دشوار ( شكست ها ، رنج ها و مصيبت ها ) ، ابزارى براى شناسايى جناح منافقان و سست ايمانان ، از مؤمنان واقعى و استوار
و ما اصابكم . .. و ليعلم الّذين نافقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 41 - 10
10 - رنج ها و مصيبت ها ، ميدان و بسترى مناسب براى وسوسه هاى شياطين
أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 3،4،5
3 - گرفتارى ها و مصيبت ها ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه
4 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، روى به خدا آورده و او را به فريادرسى مى خوانند .
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه
«إنابة» (مصدر «منيباً») به معناى رجوع است و «منيباً إليه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).
5 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، به ناتوانى خود و قدرت يارى رسانى خداوند پى برده و اعتراف مى كنند .
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 3
3 - گرفتارى ها و مصيبت ها ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 8
8 - نقش مصايب و گرفتارى ها ، در توجه انسان به خدا
و إذا مسّه الشرّ فذو دعاء عريض
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مراد از «دعاء عريض» خواندن خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 34
34 - حوادث ايّام ، جنگ ها ، سختى ها ، مصيبت ها و مرگ ، آزمايش الهى است .
لبرز الّذين . .. و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 6
6 - سختى ها ، مصيبت ها و جنگ ها ( شكست ها و پيروزى ها ) ، وسايل آزمايش الهى براى بندگان
حتّى يميز الخبيث من الطّيّب
به مقتضاى ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين، از وسايل آزمايش الهى، همان نبردها مشكلات آن است ; چنانچه در نبرد احد پيش آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 11
11 - انسان ، در معرض انواع گرفتارى ها و مصيبت ها
و إذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 1،4
1 - نيايش خالصانه انسان با خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه
«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.
4 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، روى به خدا آورده و او را به فريادرسى مى خوانند .
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه
«إنابة» (مصدر «منيباً») به معناى رجوع است و «منيباً إليه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 1
1 - نيايش خالصانه انسان با خدا ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها
فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا
«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 11 - 5
5 - خداوند ، راه علاج و نحوى تحمل مصيبت ها و تكليف انسان در برابر آنها را به مؤمنان آموخته است .
و من يؤمن باللّه يهد قلبه
طبق نظر مفسران، چون در صدر آيه شريفه سخن از مصيبت هاى وارده بر انسان ها بوده، مى توان گفت از مصداق هاى هدايت قلبى مؤمنان، راهنمايى آنان به پيدا كردن راه علاج و تحمل مصيبت ها و نشان دادن تكليف مؤمنان در اين عرصه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 11 - 8
8 - آگاهى و ايمان مؤمنان به علم همه جانبه خداوند ، مايه تحمل مصيبت ها و پايدارى در برابر مشكلات است .
ما أصاب من مصيبة إلاّ بإذن اللّه . .. و اللّه بكلّ شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 7
7 - نيايش خالصانه به درگاه خدا ، عامل جلب رحمت او و بر طرف كننده گرفتارى ها است .
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه ثمّ إذا خوّله نعمة منه
«تخويل» (مصدر «خول») به معناى اعطا و بخشش است و مقصود از جمله «إذا خوّله نعمة منه»، رفع گرفتارى و اعطاى نعمت آسودگى است كه پس از دعا و نيايش بندگان به درگاه الهى تحقق مى پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 9
9 - انسان ، در معرض انواع گرفتارى ها و مصيبت ها
فإذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 30 - 4
4 - بلا ها و مصائب اجتماعى ، بازتاب گناهان جمعى مردمان است .
و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم
خطاب جمع «ما أصابكم»، مى تواند ناظر به حيثيت جمعى انسان هاباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 20
20 - صبر در انجام فرائض و در برابر مصائب و آمادگى براى پيروى از دستورات ائمّه ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الأئمّة.
كافى، ج 2، ص 81، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 2 و 6 و 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 12 - 7
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جزاهم بما صبروا جنّة و حريراً » قال : بما صبروا على الفقر و مصائب الدنيا ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و جزاهم بما صبروا جنّة و حريرًا» روايت شده كه فرمود: [اين پاداش] براى اين است كه بر فقر و مصيبت هاى دنيا صبر كرده اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 13
13 - « عن أبى ادريس الخولانى ( رض ) قال : سألت عبادة بن الصامت ( رض ) عن قول اللّه : « و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر » فقال : سألت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عنها ، فقال : هى المصائب و الأسقام و الأنصاب ، عذاب للمسرف فى الدنيا ، دون عذاب الأخرة . . . ;
ابوادريس خولانى گويد: از عبادة بن صامت(رض) از اين سخن خدا: «و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر» پرسيدم. گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسيدم، فرمود: عذاب نزديك تر، مصيبت ها و بيمارى ها و رنج ها است. [آن]، عذابى دنيايى است براى مسرف، نه اين كه عذاب آخرت باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 12
12- كفرورزى مردم عصر بعثت و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، عامل روى آوردن مصيبت هاى سخت و كوبنده بر آنان
و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم
برداشت فوق با توجه به حرف «باء» در «بما صنعوا» - كه به معناى سببيت است - استفاده مى شود. مراد از «ما صنعوا» به قرينه آيات گذشته ، انكار قرآن، مخالفت با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مانند آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 8
8 - رهايى انسان از گرفتارى ها و مصيبت ها ، در گرو مشيت خداوند و بسته به لطف و رحمت او است .
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه ثمّ إذا خوّله نعمة منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 50 - 8
8 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله : « إن تصبك حسنة تسؤهم و إن تصبك مصيبة » : اما الحسنة فالغنيمة و العافية و اما المصيبة فالبلاء و الشدة ;
از امام باقر (ع) درباره قول خدا «ان تصبك حسنة . ..» روايت شده است: «حسنة» غنيمت و سلامتى و «مصيبت» بلا و سختى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 9
9 - ابوامامه گويد : « انقطع قبال النبى (صلی الله علیه و آله) فاسترجع فقالوا : مصيبة يا رسول اللّه ؟ فقال : ما أصاب المؤمن مما يكره فهو مصيبة ;
بند كفش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قطع شد، پس كلمه استرجاع (إنا للّه و إنا إليه راجعون) را به زبان آورد; اصحاب گفتند: اى رسول خدا! آيا اين هم مصيبت است؟ آن حضرت فرمود: هر كراهت و سختى كه به مؤمن رسد مصيبت است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 6
6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه
روى سخن در اين سوره، با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 25 - 1،2
1 - علم و باور كافران به هنگام زنده شدنشان در قيامت ، به روبه رو شدن با مصيبتى بزرگ و كمرشكن
تظنّ أن يفعل بها فاقرة
«فاقرة» به معناى مصيبت بزرگ و كمرشكن است (العين). «ظنّ» به معناى گمان راجح است و گاهى نيز به جاى علم و يقين به كار مى رود. در اين آيه - مطابق نظر بيشتر مفسران - معناى اخير مراد است.
2 - كافران در قيامت ، دچار مصيبتى بزرگ و كمرشكن
تظنّ أن يفعل بها فاقرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 7
7 - مرگ ، مصيبت و حادثه اى سخت و ناگوار .
مصيبة الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 166 - 1
1 - مصيبت اهل ايمان به هنگام درگيرى با كافران در جنگ احد ، با رخصت خداوند
و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 8
8 - رهايى انسان از گرفتارى ها و مصيبت ها ، در گرو مشيت خدا و بسته به لطف و رحمت او است .
فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 14
14 - « نعمت ها » برخاسته از لطف و رحمت الهى و « مصائب و سختى ها » نتيجه عملكرد خود آدمى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة . .. و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 11 - 1
1 - همه مصيبت هاى وارده بر انسان ها ، در چارچوب رخصت خداوند است و او مانع فرود آنها نمى شود .
ما أصاب من مصيبه إلاّ بإذن اللّه
مقصودِ آيه شريفه، اين است كه هر حادثه اى براى بشر - كه بر اثر علل و اسباب ويژه خود پديد مى آيد - بيرون از اراده و اذن الهى نيست; يعنى، خداوند مانع از تأثير اين عوامل نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 7
7 - اجابت دعاى انسان در شرايط اضطرار و حل مشكلات وى ، از سوى خداوند ، نشانى روشن از يگانگى او و پوچى و بطلان شرك
أمّن يجيب المضط-ّر . .. و يكشف السوء ... أءله مع اللّه
«أءله مع اللّه»; يعنى، با توجه به اين كه تنها خداوند در شرايط اضطرار مى تواند نجات دهنده انسان ها باشد، آيا مجالى براى روى آورى به غيرخدا هست؟ هرگز!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 30
30 - ملاك مكّى بودن ، سكونت در شعاع هجده ميلى ، از هر سوى مسجد الحرام
لمن لم يكن اهله حاضرى المسجد الحرام
امام صادق (ع) درباره آيه مزبور، فرمود: من كان منزله على ثمانية عشر ميلا من بين يديها و ثمانية عشر ميلا من خلفها و ثمانية عشر ميلا عن يمينها و ثمانية عشر ميلا عن يسارها فلا متعة له . ..
كافى، ج 4، ص 300، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 192، ح 692.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 56
56 - بهره گيرى مضطر از مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوان ذبح شده به نام غير خدا و . . . ، مشروط به آن است كه از روى
عمد و قصد گناه نباشد .
فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم
از امام باقر(ع) در توضيح «غير متجانف» در آيه فوق روايت شده: غير متعمد لاثم.
تفسير قمى، ج 1، ص 162; تفسير برهان، ج 1، ص 447، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 12
12 - وظيفه مريض ، كه آب براى او ضرر داشته باشد ، تيمم است .
و إن كنتم مرضى . .. فلم تجدوا ماء فتيمموا
جمله «فلم تجدوا ماء» نسبت به مريض به اين معناست كه آب براى او موجب ضرر شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 7،8
7- اضطرار و ناگزيرى ، موجب رفع ممنوعيت از خوردنى هاى حرام است .
إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم
8- كسى كه در راستاى سركشى و ستم ، مضطر و ناگزير به خوردن حرام شده باشد ، مشمول احكام مضطر نمى شود .
إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد فإن الله غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 62 - 1
1 - خداوند ، اجابت كننده دعاى درماندگانى كه از تدبير ناتوانند .
أمّن يجيب المضط-ّر إذا دعاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 14،17
14- رفع حرمت از مضطر ، جلوه بخشش و رحمت گسترده الهى است .
إنما حرّم . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم
17- جواز خوردن خوراكى هاى حرام در حال اضطرار ، حكمى است امتنانى از جانب خداوند بر مكلفان .
إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم
برداشت فوق، از تعليل «فإن الله غفور رحيم» به دست مى آيد; چون غفران و گذشت در جايى قابل تصور است كه حقى باشد و حق خدا، ترك محرمات است. پس جواز ترك محرمات، نشان دهنده امتنان و لطف خاص خداوند به بندگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 9
9- رفع حرمت از مضطر ، مشروط به عدم اقدام وى در به اضطرار كشاندن خويش است .
فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد
«بغى» در اصل به معناى طلب است و «غير باغ» - به قرينه جملات پيشين -; يعنى، «غير طالب لأضطرار» (در حالى كه درصدد به اضطرار كشاندن خود نباشد).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 6
6 - آثار بر جا مانده از تمدن ها و دستاورد هاى اقوام و ملت هاى نيرومند پيشين ، قابل بازديد و مطالعه و درس آموز براى مردم عصر بعثت
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 4
4 - مطالعه بناى شگفت آسمان ، راهنماى انسان به عظمت قدرت و بى نيازى آفريدگار آن
و السّماء بنينها بأييْد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 3،5
3 - دقت نظر و مطالعه در پديده هاى آسمان ها و زمين ، مايه تحصيل ايمان و موجب پى بردن به توحيد ربوبى است .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
5 - در آسمان ها و زمين ، نشانه هاى نهفته بسيارى بر توحيد ربوبى هست كه بشر با جست و جو و مطالعه ، بدان دست خواهد يافت .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جمله «ماذا فى السماوات و الأرض» استفهاميه است; يعنى، چه چيزهايى در آسمانها و زمين هست؟ و اينكه خداوند دستور مى دهد روى اين سؤال تفكر كنيد، معنايش اين است كه جواب اين سؤال را با تفكر و مطالعه پيدا كنيد كه نتيجه آن رسيدن به توحيد ربوبى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 5
5- نگرش دقيق به آفرينش ، راهى براى شناخت آفريدگار عالم است .
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 5
5- مطالعه در پديده هاى نهفته در طبيعت ، هدايت كننده انسان به ربوبيت خداى يگانه
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
از اينكه خداوند براى گرايش دادن انسانها به ربوبيت خويش، آنها را به مواهب طبيعت توجه داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 10
10- تأمل در جهان طبيعت ، زمينه اى براى درك ويژگى هاى حيات موجودات است .
واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 45 - 2
2 - خداوند ، فراخوان انسان ها به شناخت ربوبيت او با مطالعه در پديده هاى آفرينش
ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ
استفهام در «ألم تر. ..» تقريرى و متضمن معناى تشويق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 11
11 - امكان شناخت و يقين به يگانگى خدا از طريق مطالعه در مظاهر هستى
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
«إن كنتم موقنين»; يعنى، اگر شما طالب يقين هستيد و بناى رسيدن به شناخت و حق را داريد، كافى است كه به حاكميت
تدبير و ربوبيت واحد بر نظام آسمان ها و زمين و موجودات ميان آنها توجه كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 61 - 11
11 - آگاهى انسان از نظام طبيعت ، زمينه ساز ارتقاى وى به بينش توحيدى
أمّن جعل الأرض قرارًا . .. و جعل ... أءله مع اللّه بل أكثرهم لايعلمون
طرح مسائل مربوط به نظام طبيعت، به انگيزه گشودن راه معرفت به روى انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 6
6 - مطالعه در مراحل آفرينش زمين ، زمينه ساز توجه انسان به يگانگى آفريدگار آن
قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض فى يومين و تجعلون له أندادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 8
8 - مطالعه و تدبر در جهان آفرينش ( آفاق و انفس ) ، زمينه ساز ره يابى انسان به توحيد و ربوبيت بى همتاى خداوند
سنريهم ءايتنا . .. أنّه الحق
بنابراين كه ضمير «أنّه» به «خدا» بازگردد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 7
7- مطالعه نظام و كيفيت اداره هستى ، زمينه ساز راهيابى انسان به مرحله يقين
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
از مطرح شدن مسأله يقين، پس از ذكر ربوبيت خداوند بر جهان هستى، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 7
7 - تشويق انسان از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در نظام طبيعت به انگيزه حق جويى و حق پذيرى
إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 5
5 - مطالعه طبيعت و نظام هستى ، زمينه خداشناسى و پى بردن به اقتدار و كاردانى آفريدگار جهان
سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم
خبر دادن خداوند از تسبيح موجودات، در حقيقت توجه دادن انسان ها به حقايق نهفته در متن طبيعت است كه هر يك با زبان
حال، وجود خدا و صفات كمالى او را نجوا مى كنند. گوش فرادادن به اين نجوا، زمينه ساز ادراك عزت و حكمت خداوندى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 11
11 - مطالعه در موجودات هستى ، راهنماى انسان به شناخت خدا و عزّت و حكمت او
سبّح للّه ما فى السموت . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 2،3
2 - بشر هر اندازه كه به جهان آفرينش بيشتر بنگرد ، بر شگفتى و فروتنى او در برابر عظمت آن افزوده خواهد شد .
ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
«خاسىء»به معناى دور شده از مراد و ناكام و «حسير» به معناى خسته و درمانده است. مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت است كه آدمى هرچند بسيار تلاش و فكر كند، به مراد خويش - كه پيدا كردن عيب و نقصى در نظام خلقت است - نخواهد رسيد; بلكه در برابر عظمت آن شگفت زده شده و سر تعظيم فرود خواهد آورد.
3 - تفكر و تأمل مكرّر و عميق تر در آفرينش جهان ، موجب آگاهى و شناخت فزون تر و ژرف تر نظم و انسجام آن خواهد شد .
هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 6
6 - مطالعه در مراحل آفرينش زمين ، زمينه ساز توجه انسان به يگانگى آفريدگار آن
قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض فى يومين و تجعلون له أندادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 8
8 - مطالعه و تدبر در جهان آفرينش ( آفاق و انفس ) ، زمينه ساز ره يابى انسان به توحيد و ربوبيت بى همتاى خداوند
سنريهم ءايتنا . .. أنّه الحق
بنابراين كه ضمير «أنّه» به «خدا» بازگردد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 8
8 - مطالعه و تدبر در جهان آفرينش ( آفاق و انفس ) ، زمينه ساز ره يابى انسان به توحيد و ربوبيت بى همتاى خداوند
سنريهم ءايتنا . .. أنّه الحق
بنابراين كه ضمير «أنّه» به «خدا» بازگردد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 17 - 13
13- مطالعه آيات الهى ، زمينه ساز نيل به هدايت است .
ذلك من ءايت اللّه من يهد اللّه فهو المهتد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 2
2- تأمل و انديشه در كيفيت آفرينش ، زيبايى و اتقان بناى آسمان ، زمينه ره جويى به حق
بل كذّبوا بالحقّ . .. أفلم ينظروا إلى السماء ... و ما لها من فروج
واژه «ينظر»، به معناى تأمل و نگاه از روى دقت و تحقيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 5،11
5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.
11 - تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.
انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 6
6 - مطالعه سرنوشت پيشينيان ، تأثيرى بسزا در پندگيرى انسان دارد .
إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 36 - 13
13- مطالعه تاريخ ، وسيله عبرت و درس آموزى است .
فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 6
6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن
فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 3
3 - مطالعه تاريخ و سرگذشت جوامع بشرى ، از زمينه هاى شناخت و كسب بينش درست
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين
دعوت به سير و سياحت در زمين (سيروا فى الأرض) و نگرش عميق در احوال و آثار پيشينيان (فانظروا. ..) بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 6 - 5
5 - استفاده قرآن كريم از تحولات و حوادث مهم ، به منظور جلب نظر مردم به سوى خداوند
غلبت الروم . .. للّه الأمر من قبل ... بنصر اللّه ينصر من يشاء ... وعد اللّه لايخ
پرداختن به حادثه اى تاريخى، مانند جنگ روميان و ايرانيان - كه خارج از قلمروِ حياتِ جمعىِ مسلمانان بوده - اگر چه مى تواند به خاطر نگرانى مؤمنان عصر بعثت از شكست معتقدان به كتاب آسمانى (روميان) باشد، اما تأكيد بر خدايى بودن حوادث در آن ماجرا (للّه الأمر. .. و بنصر اللّه...) مشعر به نكته بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 4،5
4 - مطالعه تاريخ و سرنوشت پيشينيان ، راهنماى آدمى به هدف دارى جهان است .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه ... إلاّ بالحقّ ... أَوَلم يسيروا فى الأرض فين
5 - تاريخ ، از منابع شناخت است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 47 - 11
11 - توجّه دادن به حوادث تلخ و شيرين گذشته تاريخ ، عامل تقويت روحيه مؤمنان است .
و لقد أرسلنا . .. رسلاً ... فانتقمنا من الذين أجرموا و كان حقًّا علينا نصر المؤم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 3
3- مطالعه تاريخ و فرجام ملت ها ، داراى نقش در جهان بينى و گرايش به ايمان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
واژه «ينظروا» به معناى نگريستن براى بينش يافتن است; بينشى كلى در رابطه با هستى كه جهان بينى انسان را تشكيل مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 31 - 7
7 - تفكر در تاريخ پيامبران و صبر و پايدارى آنان در برابر دشمنانشان ، نيروبخش و تقويت كننده روح مقاومت است .
و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 17
17- درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .
أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه
روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 2
2- تأمل و انديشه در كيفيت آفرينش ، زيبايى و اتقان بناى آسمان ، زمينه ره جويى به حق
بل كذّبوا بالحقّ . .. أفلم ينظروا إلى السماء ... و ما لها من فروج
واژه «ينظر»، به معناى تأمل و نگاه از روى دقت و تحقيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 20
20 - برانگيختن مردم به مطالعه در طبيعت و آفرينش آن ، راهى براى گرايش دادن آنان به توحيد
الذى جعل لكم الأرض فرشاً . .. فلا تجعلوا للّه أنداداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 19
19- دقّت در موجودات هستى و نظام آنها ، درپى دارنده باور به قيامت است .
الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات تكوينى از قبيل برافراشته شدن آسمانها و . .. باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 6
6 - مطالعه و تحقيق در نظام حيات ، راهى براى دستيابى انسان به يقين در خداشناسى
و فى خلقكم . .. لقوم يوقنون
از آيه شريفه استفاده مى شود كه از متن نظام طبيعت مى توان به يقين دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 3
3 - مطالعه در ويژگى هاى خورشيد و فوايد آن براى انسان ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و جعلنا سراجًا وهّاجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 9
9- با مطالعه ژرف موجودات مادى ، مى توان انقياد و تذلل آنها را در برابر خداوند به دست آورد .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 30
30 - مطالعه در چگونگى رويش و رشد گياهان گوناگون بر زمين هاى مرده ، زايل كننده هر گونه شك و ترديد در امكان برپايى رستاخيز و قدرت خدا بر احياى دوباره مردگان
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث . .. و ترى الأرض هامدة ... من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 48 - 3
3 - مطالعه در گستردگى سطح زمين و آرامش آن ، راهگشاى انسان به تدبير بهينه خداى جهان
و الأرض فرشنها فنعم المهدون
تعبير «فنعم الماهدون»، انسان را به اين حقيقت توجه مى دهد كه در تدبير بهينه خداوند، بينديشد و نمود اين تدبير عالى را در گستردگى سطح زمين و آرامش آن، مطالعه كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 18
18- در زندگى زنبور هاى عسل ، نشانه اى مهم بر خداشناسى براى اهل تفكر و انديشه وجود دارد .
و أوحى ربّك إلى النحل . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 2
2- تأمل و انديشه در كيفيت آفرينش ، زيبايى و اتقان بناى آسمان ، زمينه ره جويى به حق
بل كذّبوا بالحقّ . .. أفلم ينظروا إلى السماء ... و ما لها من فروج
واژه «ينظر»، به معناى تأمل و نگاه از روى دقت و تحقيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 3
3 - سير در سرزمين ها و مطالعه در سرگذشت پيشينيان ، مايه عبرت و درس آموز است .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 12
12 - مطالعه عوامل طبيعى در حياتبخشى به گياهان ، موجب پذيرش معاد و پى بردن به قدرت خداوند است .
هو الذى يرسل الريح . .. فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 13
13 - مطالعه جهان طبيعت ، زمينه پرورش روح توحيدى و دركى ژرف از صفات خداوند است .
فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه . .. و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 9
9 - مطالعه و تفكر در مظاهر هستى به منظور پى بردن به يك تايى آفريدگار جهان ، امرى لازم است .
خلق السموت . .. و ألقى فى الأرض ... بثّ فيها من كلّ دابّة ... و أنزلنا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 7
7 - خداوند ، فراخوان انسان ها به مطالعه در اَسرار طبيعت ، به منظور شناخت آفريدگار
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل . .. و سخّر الشمس و القمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 33 - 8
8 - مطالعه قوانين طبيعت ، زمينه ساز ره بردن انسان به قدرت الهى است .
و من ءايته الجوار . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 20 - 3،4
3 - مطالعه مظاهر طبيعت در زمين ، از راه هاى تحكيم مبانى توحيد و خداشناسى
و فى الأرض ءايت للموقنين
برداشت ياد شده در صورتى است كه «موقنين» نظر به كسانى داشته باشد كه بالفعل، داراى يقين به خدا و توحيداند. در نتيجه مطالعه آيات تكوينى خداوند در زمين، وسيله اى براى تحكيم پايه هاى معرفت و يقين آنان خواهد بود.
4 - حقانيت معاد ، داراى نشانه هايى در زمين و پهنه طبيعت *
و فى الأرض ءايت للموقنين
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در رابطه با معاد و حيات اخروى بود - احتمال مى رود كه كلمه «آيات»، اشاره به نشانه هاى امكان معاد و حقانيت آن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 31
31- مطالعه سرگذشت يوسف ( ع ) ، زمينه باور و توجه به ربوبيّت خدا و علم و حكمت اوست .
إن ربى لطيف لما يشاء إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 6
6 - مطالعه در مراحل آفرينش زمين ، زمينه ساز توجه انسان به يگانگى آفريدگار آن
قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض فى يومين و تجعلون له أندادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 4،21
4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما
21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجدل فى الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 4،21
4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما
21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجدل فى الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 7
7- آفرينش آسمان ها و زمين و سير تحولات آنها و نيز پيدايش حيات از آب ، از نشانه هاى توحيد ربوبى و يگانگى خداوند
أوَلم ير . .. السموت ... و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ أفلايؤمنون
برداشت ياد شده از اين جا است كه آيات شريفه، در مقام اثبات ربوبيت يگانه خدا و تشويق به ايمان به اين ربوبيت است; و گرنه مشركان - كه مخاطبان اين آيات هستند - منكر خالقيت خدا نبوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 1
1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت ، مردم را به مطالعه و تفكر در پديده هاى آسمان ها و زمين فراخواند .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 4،6
4- انسان ها با مشاهده پديده هاى مادى و تحولاتشان ، بايد به مطالعه عميق درباره آنها بپردازند .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
همزه «ألم يروا» توبيخى بوده و «رأى» به معناى ديدن است. اينكه خداوند مردم را به خاطر نديدن اشياى مادى مورد سرزنش قرار مى دهد; بى شك نديدن و نگاه نكردن به آنها نيست; چه اينكه مردم اشياى مادى را مى بينند. بنابراين سرزنش آنان بايد به خاطر ژرف انديشى نكردن درباره آنها باشد.
6- مشركان به خاطر ژرف انديشى نكردن در پديده هاى مادى ، مورد سرزنش خداوند قرار گرفتند .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 12
12 - مطالعه در مظاهر طبيعت و نظام تكوين ، از راه هاى دستيابى به جهان بينى صحيح
أمّن خلق السموت و الأرض . .أءله مع اللّه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند براى رهنمون ساختن انسان به سوى توحيد، زمينه هاى تكوينى و آيات آفاقى خود را به او يادآورى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 21 - 2
2 - آيات الهى در وجود انسان ، داراى اهميتى ويژه و شايان مطالعه عميق
و فى الأرض ءايت . .. و فى أنفسكم أفلاتبصرون
از اختصاص به ذكر يافتن «أنفسكم» در قبال همه مظاهر هستى، اهميت آن و از تعبير «أفلاتبصرون» لزوم مطالعه ژرف برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 9
9 - لزوم نگرش عبرت آموز و توجه به سرانجام شوم تكذيب پيامبران و رسالت داران الهى
ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 12،15،16
12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .
و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
15 - لزوم بررسى و تحليل فرجام شوم و عبرت آموز فسادگران تاريخ
و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين
قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 12
12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 7
7- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان براى پندگيرى و عبرت آموزى
و قد خلت من قبلهم المثلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 76 - 3
3- مطالعه در آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته
فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها ... إن فى ذلك لأيت ... و إنها لبسبيل م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 128 - 9
9 - لزوم تحقيق و مطالعه در آثار عبرت آموز به جاى مانده از امت هاى گذشته و ريشه يابى عوامل هلاكت آنان
كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت
مقتضاى آيت بودن تاريخ گذشتگان و آثار آنان، قابليت آن براى رهنمون شدن انسان به هدايت ها و درس هاى مهم و ارزنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 6
6- حاملان رسالت الهى ، براى موفّقيت در انجام رسالت خويش ، بايد به تاريخ انبيا و درس ها و تجربيات آن توجه كامل داشته باشند .
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 1
1 - لزوم تحقيق و مطالعه درباره آفريده هاى خداوند
أفلاينظرون
همزه استفهام در اين آيه، براى توبيخ است; بنابراين مفاد آيه شريفه، لزوم دقت نظر در كيفيت خلقت شتر و . .. است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 20 - 3
3 - آفرينش شتر ، برافراشتن آسمان ، استوارسازى كوه ها و هموار ساختن زمين ، داراى منافعى درخور توجه براى انسان ها است .
أفلاينظرون إلى . .. و إلى الأرض كيف سطحت
آيه شريفه، گرچه توجّه دادن انسان ها به مظاهر قدرت خداوند در زمين و آسمان است; ولى تكيه بر اوصاف ياد شده، نشانه سودمند بودن آنها به حال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 1 - 3
3 - مظاهر طبيعت ، ارزشمند ، درس آموز و شايان مطالعه و تأمل
و الذريت ذروًا
قسم، معمولاً به شىء ارزشمند تعلق مى گيرد و از آن جا كه همه اشيا در برابر ذات حق يكسان اند، اين ارجمندى در مقايسه با نيازها و زندگى آدمى خواهد بود. گفتنى است كه سوگند، انسان را به تأمل درباره متعلقات قسم فرا مى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 1 - 3
3 - مظاهر طبيعت ، شايان تأمل و درس آموزى است .
و النجم إذا هوى
سوگند به ستارگان، در حقيقت سوگند به مظهرى از مظاهر طبيعت است كه در ظهور و افول خويش براى انسان درس و پيام دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 13
13 - آثار فكرى و اعتقادى پيشينيان ، سزاوار تحقيق و بازنگرى است ; و نه سزاوار پيروى و تقليد .
على ءاثرهم مقتدون
از لحن انتقادى آيه شريفه نسبت به پيروى از آثار نياكان، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 17 - 4
4 - خداوند ، ترغيب كننده مردم به مطالعه و بررسى فرجام لشكر هاى قدرتمند پيشين
هل أتيك حديث الجنود
استفهام در «هل أتاك»، براى ترغيب به شنيدن پاسخ است; خطاب در آيه شريفه گرچه متوجّه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى به قرينه سياق آيات، تمام كسانى كه در حيطه رسالت آن حضرت قرار دارند نيز مورد نظر است. در اين موارد اختصاص خطاب، برخاسته از عظمت مخاطب و يا عهده دار بودن رهبرى جامعه و نظاير آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 1
1 - تشويق و ترغيب خداوند به مطالعه و دقت نظر در مظاهر طبيعت ; چون نزول باران و چگونگى پيدايش انواع ميوه ها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
«ثمرة» (مفرد «ثمرات») به معناى ميوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 7
7 - تشويق انسان از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در نظام طبيعت به انگيزه حق جويى و حق پذيرى
إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 6
6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها
ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 2
2 - برانگيختن مردم به بررسى و مطالعه تاريخ امتهاى پيشين و پندگيرى از آن، وظيفه مبلغان دين
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا
فعل امر «قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه آن حضرت را موظف به ترغيب مردم به بررسى و مطالعه در تاريخ كرده است. اين وظيفه، از نظر ملاك، اختصاصى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد، بلكه وظيفه اى همگانى، مخصوصاً براى مبلغان دين، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 10
10- آگاه شدن از تاريخ امت ها و تمدن ها و درس آموختن از آن ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند
أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
ماده «رؤيت» هرگاه به دو مفعول متعدى شود، به معناى «علم» خواهد بود (لسان العرب) و در اين آيه به همين معنا به كار رفته است; زيرا جمله «أنّا نأتى. ..» به تأويل مصدر رفته و جانشين دو مفعول شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 9
9 - تشويق و ترغيب مردم از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در سرنوشت هلاكت بار جوامع كفرپيشه گذشته
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم
استفهام در «ألم يأتكم. ..»، ضمن آن كه براى تقرير مسأله است، براى تشويق و ترغيب نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 36 - 4
4 - ترغيب خداوند ، به مطالعه درباره آفرينش انسان و هدف و فلسفه زندگى او
أيحسب الإنسن أن يترك سدًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 1 - 3
3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه در مبدأ پيدايش انسان و نعمت وجود او در جهان هستى
هل أتى على الإنسن حين من الدهر لم يكن شيئًا مذكورًا
آغاز شدن سوره با طرح مسأله پيدايش انسان در برهه اى از زمان، مى تواند به منظور جلب توجه انسان ها، به اين مسأله و ترغيب آنان به مطالعه درباره آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 25 - 2
2 - تشويق خداوند ، به مطالعه درباره زمين و چگونگى آفرينش آن براى انسان ها
ألم نجعل الأرض كفاتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 8 - 3
3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه سرگذشت تكذيب گرانى همچون قوم عاد و ثمود و درس آموزى از آن
فهل ترى لهم من باقية
مطلب ياد شده، از تعبير «فهل ترى» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 8 - 3
3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه سرگذشت تكذيب گرانى همچون قوم عاد و ثمود و درس آموزى از آن
فهل ترى لهم من باقية
مطلب ياد شده، از تعبير «فهل ترى» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 21 - 1
1 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به مطالعه در ماجراى گروه متخاصم و شاكى در نزد داوود ( ع )
و هل أتيك نبؤا الخصم
استفهام در «هل أتاك. ..» براى تحريض و تشويق مخاطب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 2
2- دعوت خداوند از مردم براى مطالعه عميق در آفرينش جهت پى بردن به هدفمندى آن
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 1،2،3
1- دعوت خداوند از انسان ها براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
برداشت فوق مبتنى بر نكات زير است :1. فعل «رأى» هرگاه به «إلى» وصل شود، متضمن معناى «نظر» است و «نظر» در لغت به معناى تأمل در چيزى با نگاه است. 2- مرجع ضمير «يروا» در آيه، احتمال دارد «ناس» باشد. 3- همزه استفهام، انكارى توبيخى است و نتيجه آن دعوت به مطالعه است.
2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله
مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.
3- دعوت خداوند ، براى مطالعه و دقت در حركات و آثار منظومه شمسى
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
دعوت براى ژرف نگرى در سايه هاى پديده هاى مادى، مى تواند إشعار به مطالعه در منظومه شمسى باشد; چه اينكه گردش سايه اجسام، معلول خود آنها نيست; بلكه حاصل طلوع و غروب و گردش منظومه شمسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 37 - 4
4 - فراخواندن خداوند ، به مطالعه درباره مبدأ و مراحل تكوين انسان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 4
4 - فراخوانى به مطالعه طبيعت ، براى پى بردن به قدرت خداوند ، و در نتيجه ، رفع ترديد در امكان معاد ، روش هدايتى قرآن است .
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 1،2
1- دعوت خداوند از انسان ها براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
برداشت فوق مبتنى بر نكات زير است :1. فعل «رأى» هرگاه به «إلى» وصل شود، متضمن معناى «نظر» است و «نظر» در لغت به معناى تأمل در چيزى با نگاه است. 2- مرجع ضمير «يروا» در آيه، احتمال دارد «ناس» باشد. 3- همزه استفهام، انكارى توبيخى است و نتيجه آن دعوت به مطالعه است.
2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله
مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 2
2 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آنها ، مورد توبيخ خداوند است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 4
4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آن ، مورد سرزنش خداوند
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم
استفهام در «أَوَلم يسيروا . ..» براى توبيخ مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 3
3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 1
1 - جهان گردى و سير در زمين ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جامانده از تمدن و قدرت آنان ، مورد تشويق خداوند
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 4
4 - آفرينش آسمان پرستاره و استوار ، امرى مهم و شايان مطالعه و تأمل
و السّماء ذات الحبك
سوگند، معمولاً به چيزهاى ارزشمند و بزرگ تعلق مى گيرد و انسان را به تأمل در متعلّقات آن فرا مى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 1
1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء
«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 16
16 - مطالعه كتاب آفرينش ، از راه هاى خدا شناسى است .
قل أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 7
7 - مطالعه در آفرينش و رويش مداوم نباتات ، راهبر انسان ها به مسأله معاد و آسان كننده درك و ايمان به آن است .
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 6
6 - تشويق خداوند به دقت نظر در افق هاى آسمان و زمين ، جهت آگاهى يافتن از قدرت خدا بر تجديد حيات مردگان
رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . ..أفلم يروا إلى ما بين أيد
«أفلم يروا» تشويق و تحريك بر انديشيدن در آسمان ها و زمين است و اين كه انسان ها در احاطه آنها هستند و هيچ راه گريزى از آن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 28 - 9
9 - مطالعه درباره طبيعت ، از راه هاى خداشناسى
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. الأنعم مختلف ألونه كذلك إنّما يخشى الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 37 - 10
10 - مطالعه آفاقى ، روشى كارآمد در جهت گرايش به توحيد
و من ءايته الّيل و النهار . .. و اسجدوا للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 2 - 2
2 - شكل گيرى ابر ها با توده هاى عظيم ذرات آب ، امرى مهم و شايان مطالعه
فالحملت وقرًا
سوگند الهى به نظام شكل گيرى ابرها و حمل توده هاى عظيم ذرات آب به وسيله آنها، نشان از اهميت آن دارد و انسان را به مطالعه و تأمل در آن فرا مى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 1
1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 19 - 1،2
1 - خداوند ، ترغيب كننده مردم به بررسى و دقّت در كيفيت استوار ماندن كوه ها در زمين
و إلى الجبال كيف نصبت
«نصب» به معناى برپاداشتن و راست نگه داشتن چيزى در حالت اعتدال است. (مقاييس اللغة)
2 - تحقيق و تدبر در علل برقرار ماندن كوه ها ، مايه توجه به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى الجبال كيف نصبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 1
1 - تشويق و ترغيب خداوند به مطالعه و دقت نظر در مظاهر طبيعت ; چون نزول باران و چگونگى پيدايش انواع ميوه ها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
«ثمرة» (مفرد «ثمرات») به معناى ميوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 2
2 - ضرورت ژرف انديشى در آثار بارش باران
فترى الودق يخرج من خلله . .. فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه
مراد از «رحمت» در آيه، به قرينه آيات سابق كه درباره كيفيت پيدايش و بارش نزولات آسمانى بود، باران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 11
11 - خداوند ، فراخوان انسان ها به مطالعه و نگاه عميق به مبدأ نزول باران و چگونگى رويش كشت هاى رنگارنگ و خشك و خرد شدن آنها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 1،2
1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء
«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.
2- دقت و انديشه در كيفيت پرواز پرندگان ، از راه هاى خداشناسى
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء ما يمسكهنّ إلاّ الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 135 - 5
5- گذشت زمان و مشاهده فرجام مؤمنان و كافران ، تنها راه كشف حقايق براى برخى از كفرپيشگان است .
قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون
فرمان به «انتظار» نشانگر از آن دارد كه ديگر اميدى به تنبّه يافتن مخاطبان نيست و تنها گذشت زمان، مى تواند حقيقت را براى آنان آشكار سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 3
3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به تشويق مردم براى سير و سفر در زمين ، جهت مطالعه در سرگذشت پيشينيان
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 5
5 - لزوم مطالعه در سرگذشت فرعونيان و فرجام شوم آنان
فأخذنه . .. فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 109 - 4
4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .
فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 49 - 10
10 - نگرش از سر تعقل و انديشه به تحولات طبيعت و پديده هاى آن ، شرط ره يافت به ربوبيت خداوند
ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. جعل لكم الّيل ... أرسل الريح ... أنزلنا من ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 27 - 10
10 - دعوت خداوند به بصيرت و دقت نظر در تحولات طبيعى ، به منظور پى بردن به گرداننده و ايجادكننده آنها است .
أوَلم يروا أنّا نسوق الماء . .. فنخرج به زرعًا... أفلايبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 4 - 3
3 - كيفيت رانش ابر ها به وسيله باد ها ، ريزش باران و برخوردارى قسمت هاى مختلف زمين از آن ، داراى اهميت و شايان مطالعه
فالمقسّمت أمرًا
برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه مراد از «مقسّمات» بادها باشند كه با راندن ابرها و ريزش تدريجى باران، ذخيره هاى حياتى آب را بر سرزمين هاى پست و بلند و دور و نزديك تقسيم مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 11
11 - خداوند ، فراخوان انسان ها به مطالعه و نگاه عميق به مبدأ نزول باران و چگونگى رويش كشت هاى رنگارنگ و خشك و خرد شدن آنها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 1
1 - تشويق و ترغيب خداوند به مطالعه و دقت نظر در مظاهر طبيعت ; چون نزول باران و چگونگى پيدايش انواع ميوه ها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
«ثمرة» (مفرد «ثمرات») به معناى ميوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 1
1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند
فلينظر الإنسن إلى طعامه
فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 4 - 3
3 - كيفيت رانش ابر ها به وسيله باد ها ، ريزش باران و برخوردارى قسمت هاى مختلف زمين از آن ، داراى اهميت و شايان مطالعه
فالمقسّمت أمرًا
برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه مراد از «مقسّمات» بادها باشند كه با راندن ابرها و ريزش تدريجى باران، ذخيره هاى حياتى آب را بر سرزمين هاى پست و بلند و دور و نزديك تقسيم مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 3 - 3
3 - حركت نرم توده هاى سنگين بار ابر در فضا با وزش باد ها ، امرى الهى و شايان تأمل
فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا
در صورتى كه «جاريات» وصف ابرها باشد، از ملاحظه «وقراً» (سنگين بارى ابرها) و «يسراً» (حركت نرم ابرها على رغم سنگين بارى آنها)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 3
3- تفكر در حركت منظم و رام شده اجرام آسمانى ، از راه هاى خداشناسى *
ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله
ممكن است منظور از «طير» تنها پرندگان نباشد; بلكه شامل همه اجسام شناور در فضا نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 3
3- دعوت خداوند ، براى مطالعه و دقت در حركات و آثار منظومه شمسى
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
دعوت براى ژرف نگرى در سايه هاى پديده هاى مادى، مى تواند إشعار به مطالعه در منظومه شمسى باشد; چه اينكه گردش سايه اجسام، معلول خود آنها نيست; بلكه حاصل طلوع و غروب و گردش منظومه شمسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 11
11 - خداوند ، فراخوان انسان ها به مطالعه و نگاه عميق به مبدأ نزول باران و چگونگى رويش كشت هاى رنگارنگ و خشك و خرد شدن آنها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 20 - 9
9 - پديد آمدن موجودى زنده به نام انسان از خاك مرده ، امرى غير منتظره و سزاوار تأمل است .
أن خلقكم من تراب ثمّ إذا أنتم بشر تنتشرون
«إذا»ى فجاييه در آيه، مى تواند حكايت از اين حقيقت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 46 - 2
2 - پيدايش زوجين ( نر و ماده ) ، از آبى اندك ( نطفه ) ، شايان تأمل و درس آموزى
و أنّه خلق الزوجين الذكر و الأُنثى . من نطفة
«نطفه» در اصل به آب اندكى گفته مى شود كه ته ظرف باقى مانده باشد (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 25 - 2
2 - تشويق خداوند ، به مطالعه درباره زمين و چگونگى آفرينش آن براى انسان ها
ألم نجعل الأرض كفاتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 21 - 1
1- خداوند ، فراخوان آدميان براى تأمل و درس آموزى از تفاوت رتبه دنيوى انسانها
انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 2
2- تشويق و ترغيب آدميان به تفكر درباره پيدايش آسمان ها و زمين ، جهت درك تحقق معاد
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 2
2- تشويق و ترغيب آدميان به تفكر درباره پيدايش آسمان ها و زمين ، جهت درك تحقق معاد
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 13
13 - مطالعه در سرگذشت بيدادگران تاريخ و فرجام شوم آنان ، امرى ضرورى و مايه عبرت است .
فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 8
8 - مطالعه در پديده هاى هستى ، راهنماى انسان به معرفت و شناخت خداوند
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 1
1 - رويش گياهان مختلف از زمين ، شايان تأمل و درس آموزى
أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 11
11 - خداوند ، فراخوان انسان ها به مطالعه و نگاه عميق به مبدأ نزول باران و چگونگى رويش كشت هاى رنگارنگ و خشك و خرد شدن آنها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 1
1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 10
10- لزوم دقت در سرنوشت پيشينيان و دريافت علل هلاكت آنان ، به منظور درس آموزى و عبرت گيرى
مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 12
12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 31 - 5
5 - لزوم مطالعه و كنكاش در سرنوشت اقوامِ عذاب شده و به هلاكت رسيده تاريخ
ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون أنّهم إليهم لايرجعون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد تشويق مردم به مطالعه و دقت در سرنوشت اقوام عذاب شده پيشين و عبرت گرفتن و درس آموختن از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 1
1 - تشويق جهان گردى و سير در زمين از سوى خدا ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جاى مانده از تمدن و قدرت آنان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 3
3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 16
16 - مطالعه و نگاه عميق به طبيعت ( جريان نزول باران ، چشمه سار ها و پيدايش كشت ها ) ، مايه بيدارى و پندگيرى صاحبان عقل و خرد است .
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب
«ذكرى» اسم براى «تذكير» و «تنبيه» (بيدارى و پندگيرى) است و «لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل و خرد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 1
1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 10
10 - ژرف نگرى در عاقبت بدفرجامان ، عامل تصحيح گرايش هاى فكرى نادرست است .
سيروا . .. فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 13
13 - لازم است كه پيش از الگو قرار دادن پيشينيان ، انگيزه ها و فرجام آنان ، بررسى شود .
قالوا بل نتّبع . .. أوَ لو كان الشيطن يدعوهم
استفهام انكارى «أوَ لو كان. ..» اِشعار دارد به اين كه براى قبول و يا عدم قبول انظار پيشينيان، بايد آن را بررسى كرده و به درستى آن، اطمينان پيدا كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 1،2
1 - خداوند ، مشركان را به سير در زمين و مطالعه سرگذشت اقوام نيرومند گذشته فرامى خواند .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
2 - سير در زمين و كاوش در سرگذشت پيشينيان ، مورد تشويق و ترغيب خداوند
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 1
1 - سير در زمين و توجّه به سرنوشت تمدن هاى پيشين ، مايه عبرت آدمى است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم كانوا أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 9
9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .
و ما هى من الظلمين ببعيد
بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 2
2 - سياحت در زمين براى مشاهده شهر هاى ويران شده و مطالعه در سرنوشت و فرجام شوم ستمگران تاريخ ، توصيه خداوند به گردنكشان و حق ستيزان
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون لهم قلوب يعقلون بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 5
5 - توصيه الهى به تأمل در سرنوشت تباه فرعونيان
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 73 - 1،3
1 - نگريستن به فرجام كافرانِ انذار شده از سوى رسولان پيشين ، توصيه خداوند به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
فانظر كيف كان عقبة المنذرين
3 - لزوم تأمل و انديشه در سرنوشت شوم كافران متعصب و لجوجى كه از سوى پيامبران پيشين انذار شده اند .
و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عقبة المنذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 175 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 179 - 1
1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصر
مفعول فعل «أبصر» - به قرينه آيه مشابه (175) - ضمير «هم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 175 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 179 - 1
1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصر
مفعول فعل «أبصر» - به قرينه آيه مشابه (175) - ضمير «هم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 9،10،17
9- خداوند ، فراخوان مردم به گشت و گذار در مناطق زمين براى مشاهده عاقبت و فرجام تكذيب كنندگان پيامبران
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
10- مطالعه آثار باقيمانده از تكذيب كنندگان انبيا ، گوياى عاقبت شوم آنان و گرفتار آمدنشان به عذاب هاى الهى است .
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
17- آنان كه در فرجام تكذيب كنندگان پيامبران نمى انديشند و نيكويى سراى اخروى تقواپيشگان را درنمى يابند ، سزاوار سرزنش و ملامتند .
أفلم يسيروا . .. أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 36 - 9
9- لزوم جهانگردى و سير و سياحت ، جهت مطالعه در عاقبت شوم تكذيب كنندگان انبيا
فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين
«انظروا» (از مصدر نظر) به معناى گرداندن چشم براى درك و دريافت چيزى و ديدن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 81 - 8
8- لزوم انديشيدن انسان در خواصّ اشياى مورد استفاده خود ، براى خداشناسى
ممّا خلق ظللاً . .. من الجبال أكننًا ... سربيل تقيكم الحرّ ... تقيكم بأسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 30
30 - « سئل الصادق ( ع ) عن قول اللّه -عزّوجلّ- « أَوَلم يسيروا فى الأرض » قال : معناه أَوَلم ينظروا فى القرآن ;
از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند «أوَلم يسيروا فى الأرض» سؤال شد. فرمود: مقصود «أوَلم ينظروا فى القرآن» است. توضيح: از روايت اين گونه استفاده مى شود كه مراد از سير در زمين، سير علمى و تاريخى است و قرآن از منابع آن است.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 69 - 1
1 - تلاوت ماجراى ابراهيم براى مردم ، فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اتل عليهم نبأ إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 3 - 6
6- مطالعه و دقت در داستان يوسف ، مايه دريافت حقايق و معارف الهى است .
إنا أنزلنه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون. نحن نقصّ عليك أحسن القصص
برداشت فوق ، مقتضاى ارتباط ميان جمله «لعلكم تعقلون» با «نحن نقصّ عليك» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 2
2 - بررسى قوانين حاكم بر آسمان و فضاى بالا ، زمينه ساز باور به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 6
6 - مطالعه در مبدأ و مراحل پيدايش انسان ، موجب راه يابى به هدف آفرينش آدمى و فلسفه زندگى او
أيحسب الإنسن أن يترك سدًى . ألم يك نطفة ... فخلق فسوّى . فجعل منه الزوجين الذكر
بيان سير تكوين انسان - پس از طرح موضوع بى هدف نبودن زندگى بشر - مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 5
5 - مطالعه در مبدأ و مراحل آفرينش انسان ، از راه هاى شناخت معاد و پى بردن به احياى مردگان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 20 - 5
5 - تشويق خداوند ، به مطالعه درباره مبدأ و سير تكوين انسان ها
ألم نخلقكم من ماء مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 23 - 8
8 - مطالعه و تأمّل در آفرينش انسان و مبدأ پيدايش و سير تكاملى آن ، موجب شناخت معاد و اثبات توانايى خداوند بر آن است .
ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا فنعم القدرون
از اين كه ماجراى خلقت انسان با استفهام تقريرى (ألم نخلقكم. ..) آغاز شده، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 6
6 - مطالعه در مبدأ و مراحل پيدايش انسان ، موجب راه يابى به هدف آفرينش آدمى و فلسفه زندگى او
أيحسب الإنسن أن يترك سدًى . ألم يك نطفة ... فخلق فسوّى . فجعل منه الزوجين الذكر
بيان سير تكوين انسان - پس از طرح موضوع بى هدف نبودن زندگى بشر - مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 5
5 - مطالعه در مبدأ و مراحل آفرينش انسان ، از راه هاى شناخت معاد و پى بردن به احياى مردگان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 20 - 5
5 - تشويق خداوند ، به مطالعه درباره مبدأ و سير تكوين انسان ها
ألم نخلقكم من ماء مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 23 - 8
8 - مطالعه و تأمّل در آفرينش انسان و مبدأ پيدايش و سير تكاملى آن ، موجب شناخت معاد و اثبات توانايى خداوند بر آن است .
ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا فنعم القدرون
از اين كه ماجراى خلقت انسان با استفهام تقريرى (ألم نخلقكم. ..) آغاز شده، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 1
1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند
فلينظر الإنسن إلى طعامه
فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 5 - 1،4
1 - تحقيق درباره منشأ آفرينش انسان و توجّه به عنصر اوليه جسم وى ، زمينه ساز باور به امكان احياى دوباره او است .
فلينظر الإنسن ممّ خلق
جمله «إنّه على رجعه لقادر» - در آيات بعد - بيانگر آن است كه آنچه از اين آيه به بعد مطرح شده، آماده سازنده ذهن انسان براى باور به امكان معاد است.
4 - لزوم تحقيق درباره منشأ آفرينش انسان و كشف عنصر اصلى در پيدايش جسم او
فلينظر الإنسن ممّ خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بود تا پيام خداوند را مبنى بر سير در زمين و مطالعه در پديده هاى آفرينش ، ابلاغ كند .
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 1
1 - خداوند ، فراخوان به ژرف كاوى درباره مسخر و رام بودن همه موجودات آسمان ها و زمين ، براى مردم
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 1
1 - خداوند ، فراخوان به ژرف كاوى درباره مسخر و رام بودن همه موجودات آسمان ها و زمين ، براى مردم
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 3
3 - مشركان ، به خاطر ژرف ننگريستن درباره موجودات آسمان ها و زمين ، مورد سرزنش خداوندند .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
احتمال دارد مخاطب «ألم تروا» مشركانى باشد كه در اين سوره و قبل از پرداختن به قصه لقمان (فأرونى ماذا خلق. ..) از آنها سخن گفته شده است. در اين صورت، استفهام «ألم...» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 13
13- سعادتمندان ، نامه اعمال خويش را در قيامت ، خود مورد مطالعه قرار مى دهند .
فمن أوتى كتبه بيمينه فأُولئك يقرءون كتبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 15،16
15 - نعمت هاى گسترده آشكار و نهان خدا براى انسان ، شايان تأمل و درس آموزى است .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظهرة و باطنة
16 - لازم است كه انسان ، براى رهيابى به معرفت خدا ، به نعمت هاى آشكار و نهان توجّه كند .
ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ظهرة و باطنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 27
27 - « عن الرضا ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة » قال : أذاها لأهل الرجل و سوء خلقها ;
از امام رضا(ع) درباره سخن خداوندعزّوجلّ «لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة» روايت شده كه فرمود: [مراد از فاحشه مبيّنه] آزار دادن زن به خانواده شوهر و بد خلقى او است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 3
3 - خداترسى و رعايت تقوا از سوى همسران ( مردان و زنان مطلّقه ) ، موجب ازدياد روزى و بهره مندى آنان از عطا هاى غيرمنتظره الهى
إذا طلّقتم النساء . .. من يتّق اللّه ... يرزقه من حيث لايحتسب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 4 - 10
10 - خداترسى و تقواپيشگى از مردان و زنان مطلّقه ، موجب رهايى آنان از مشكلات زناشويى و آسان شدن زندگى براى آنها
و الّ-ئى يئسن من المحيض . .. و من يتّق اللّه يجعل له من أمره يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 6،10
6 - رعايت تقوا از سوى مردان و زنان مطلّقه ، موجب زدايش بدى ها و گذشت خطاهايشان از جانب خداوند
إذا طلّقتم النساء . .. و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته
10 - رعايت تقوا از سوى مردان و زنان مطلّقه ، موجب بهره مند شدن آنان از اجر بزرگ الهى
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتّق اللّه ... يعظم له أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 13
13 - مردان ، مى توانند زنان مطلّقه خود را در صورت ارتكاب عملى بسيار زشت و روشن ( مانند زنا و . . . ) از خانه هاى خويش بيرون كنند .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة
به هر عمل و گناهى كه زشتى آن شديد و بزرگ باشد، «فاحشه» اطلاق مى شود; مانند زنا در مورد زنان (برگفته از قاموس المحيط و مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 13،14
13 - مردان ، مى توانند زنان مطلّقه خود را در صورت ارتكاب عملى بسيار زشت و روشن ( مانند زنا و . . . ) از خانه هاى خويش بيرون كنند .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة
به هر عمل و گناهى كه زشتى آن شديد و بزرگ باشد، «فاحشه» اطلاق مى شود; مانند زنا در مورد زنان (برگفته از قاموس المحيط و مفردات راغب).
14 - ارتكاب عمل بسيار زشت و آشكار از سوى زنان مطلّقه ، موجب سلب حق مسكن آنان از عهده همسران است .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 7
7 - زنان مطلّقه ، در شيردادن به نوزاد خويش و يا نپذيرفتن آن ، مختار و آزاداند .
فإن أرضعن لكم فاتوهنّ أُجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 13،24،26،27
13 - مردان ، مى توانند زنان مطلّقه خود را در صورت ارتكاب عملى بسيار زشت و روشن ( مانند زنا و . . . ) از خانه هاى خويش بيرون كنند .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة
به هر عمل و گناهى كه زشتى آن شديد و بزرگ باشد، «فاحشه» اطلاق مى شود; مانند زنا در مورد زنان (برگفته از قاموس المحيط و مفردات راغب).
24 - « عن سعدبن أبى خَلَف قال : سألت أباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . .أليس اللّه عزّوجلّ يقول : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن » قال : فقال إنّما عنى بذلك الّتى تطلّق تطيقة بعد تطليقة فتلك الّتى لاتَخرُج و لاتُخرَج حتّى تطلق الثالثة فإذا طلقت الثالثة فقد بانت منه و لانفقة ل ها ، و المرأة الّتى يطلّق ها الرجل تطليقة ثمّ يدع ها حتّى يخلوا أجل ها فهذا أيضاً يقعد فى منزل زوج ها و ل ها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّت ها ;
سعدبن ابى خلف گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم. ..[و ]گفتم: آيا خداوند عزّوجلّ نفرموده: «لاتخرجوهنّ و لايخرجن» حضرت فرمود: خداوند [دراين دستور]زنى را قصد كرده كه دو بار [به طلاق رجعى] طلاق داده مى شود. اين زن [نبايد در زمان عدّه] از خانه خارج شود و نبايد شوهر او را خارج كند تا اين كه طلاق سوم واقع شود. پس آن گاه كه براى بار سوّم، طلاق داده شد از شوهر جدا مى شود و براى او نفقه نيست. و زنى كه شوهر او يك بار طلاق داده و او را رها نموده تا اين كه عدّه اش تمام شود، او نيز در منزل شوهرش مى نشيند [و نبايد خارج شود] و حق نفقه و سكنى دارد تا عدّه اش تمام شود».
26 - « و سئل الصادق ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و اتقوا اللّه ربّكم لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة » قال : إلاّ أن تزنى فتخرج و يقام عليها الحدّ ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «. ..لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ الاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة» سؤال شد فرمود: [زن در عدّه طلاق رجعى نبايد از خانه خارج شود] مگر اين كه مرتكب زنا شود. در اين صورت او را از خانه بيرون مى برند و بر او حد جارى مى گردد».
27 - « عن الرضا ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة » قال : أذاها لأهل الرجل و سوء خلقها ;
از امام رضا(ع) درباره سخن خداوندعزّوجلّ «لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة» روايت شده كه فرمود: [مراد از فاحشه مبيّنه] آزار دادن زن به خانواده شوهر و بد خلقى او است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 8
8 - برخورد شايسته با زنان مطلّقه ، اداى حقّ آنان و انتخاب دو شاهد عادل بر امر طلاق يا رجوع ، از موعظه هاى الهى به مردان و زنان مؤمن
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ . .. و أقيموا الشهدة للّه ذلكم يوعظ به
«ذلك» اشاره به مجموعه رهنموهاى الهى در دو آيه اين سوره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 1
1 - حرمت ازدواج زنان مطلّقه قبل از به پايان رسيدن سه طُهر ( عِدّه )
و المطلقات يتربصن بانفسهنّ ثلثة قروء
بنابراينكه «قرء»، به معناى طُهر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 26،29
26 - در صدراسلام ، ازدواج با مطلَّقه پسرخوانده ، امرى ناروا شمرده مى شد .
زوّجنكها لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم
29 - در صورت پايان يافتن وقت مقرّر در طلاق ، مى توان با مطلَّقه پسرخوانده ، ازدواج كرد .
لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم إذا قضوا منهنّ وطرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 27
27 - فلسفه ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مطلَّقه پسرخوانده خويش ، شكستن سنّتى جاهلى و هموار كردن راه براى ديگران بود .
زوّجنكها لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 14
14 - اهتمام اسلام به حقوق زنان مطلّقه و دفاع از آنان در استيفاى آن
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. فأمسكوهنّ بمعروف ... أسكنوهنّ ... فأنفقوا عليهنّ ... سيج
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، آخرين آيه اى است كه درباره زنان مطلّقه و تكاليف شوهرانشان در برابر آنها مى باشد و در تمام آيات گذشته، مردان مورد خطاب قرار گرفته اند و از آنان خواسته شده كه حقوق همسران خود را (از قبيل مسكن، نفقه و اجرت شيردادن و . ..) پرداخت نمايند و نيز با آنان به طور شايسته و مطابق با موازين عقل و شرع رفتار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 18
18 - رعايت نكردن احكام و حدود الهى درباره طلاق از سوى همسران ، ظلم به نفس و زيان رساندن به خويشتن است .
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 5
5 - توصيه خداوند به مردان و زنان مطلّقه ، به توكل بر او در امور زندگى
إذا طلّقتم النساء . .. و من يتوكّل على اللّه فهو حسبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 3
3 - از سرگيرى زندگى با زن مطلّقه و يا جدايى هميشگى از او ، پس از گذشت زمان عدّه ، بايد به صورت پسنديده و براساس موازين عقل و شرع باشد .
فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف
«معروف» اسم براى هر كارى است كه از نظر عقل و شرع، حسن و خوبى آن شناخته شده باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 26
26 - « و سئل الصادق ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و اتقوا اللّه ربّكم لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة » قال : إلاّ أن تزنى فتخرج و يقام عليها الحدّ ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «. ..لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ الاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة» سؤال شد فرمود: [زن در عدّه طلاق رجعى نبايد از خانه خارج شود] مگر اين كه مرتكب زنا شود. در اين صورت او را از خانه بيرون مى برند و بر او حد جارى مى گردد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 7
7 - ارزش والاى توجّه به مسائل حقوقى زنان مطلّقه
حقّاً على المحسنين . .. و ان تعفوا اقرب للتقوى ... حقّاً على المتّقين
از مجموع آيات درباره زنان مطلّقه، خاصه اينكه با الفاظ گوناگونى از قبيل «حقّاً على المتّقين»، «حقّاً على المحسنين»، «و ان تعفوا اقرب للتقوى» و . .. بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 10،11،15،24
10 - مردان ، حق ندارند زنان مطلّقه خود را در ايّام عدّه ، از خانه هايشان بيرون كنند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
انتساب خانه ها به زنان (بيوتهنّ) گوياى اين نكته است كه زنان مطلّقه، بايد در همان منازلى زندگى كنند كه پيش از اقدام به طلاق در آن جا بوده اند.
11 - محل سكونت زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، همان محل پيش از طلاق است و مردان حق ندارند آن را تغيير دهند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
15 - احكام مربوط به زنان مطلّقه ، از حدود الهى است .
تلك حدود اللّه
24 - « عن سعدبن أبى خَلَف قال : سألت أباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . .أليس اللّه عزّوجلّ يقول : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن » قال : فقال إنّما عنى بذلك الّتى تطلّق تطيقة بعد تطليقة فتلك الّتى لاتَخرُج و لاتُخرَج حتّى تطلق الثالثة فإذا طلقت الثالثة فقد بانت منه و لانفقة ل ها ، و المرأة الّتى يطلّق ها الرجل تطليقة ثمّ يدع ها حتّى يخلوا أجل ها فهذا أيضاً يقعد فى
منزل زوج ها و ل ها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّت ها ;
سعدبن ابى خلف گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم. ..[و ]گفتم: آيا خداوند عزّوجلّ نفرموده: «لاتخرجوهنّ و لايخرجن» حضرت فرمود: خداوند [دراين دستور]زنى را قصد كرده كه دو بار [به طلاق رجعى] طلاق داده مى شود. اين زن [نبايد در زمان عدّه] از خانه خارج شود و نبايد شوهر او را خارج كند تا اين كه طلاق سوم واقع شود. پس آن گاه كه براى بار سوّم، طلاق داده شد از شوهر جدا مى شود و براى او نفقه نيست. و زنى كه شوهر او يك بار طلاق داده و او را رها نموده تا اين كه عدّه اش تمام شود، او نيز در منزل شوهرش مى نشيند [و نبايد خارج شود] و حق نفقه و سكنى دارد تا عدّه اش تمام شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 1
1 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه و اداى حقوق آنان ( همچون مسكن ، هزينه زندگى و برخورد شايسته ) فرمان هاى نازل شده از سوى خداوند
إذا طلّقتم النساء فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 1،2،3،4،5،6،12،17
1 - مسكن زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، برعهده همسرانشان است .
أسكنوهنّ
2 - مسكن زنان مطلّقه ، بايد در بخشى از همان محل سكونت و منزل همسرانشان باشد ; نه در منزل و محل ديگر .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم
گفتنى است «من» در «من حيث سكنتم» براى تبعيض است; يعنى، در بخشى از منزل مسكونى خويش، همسران را اسكان دهيد.
3 - مسكن زنان مطلّقه از نظر كميت و كيفيت ، بايد به مقدار دارايى و توانايى همسرانشان باشد ; نه كمتر از آن .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم من وجدكم
«وجد»، به معناى وسع و طاقت (توانايى) است.
4 - مردان حق ندارند با گزند رساندن و سخت گيرى كردن ، عرصه را بر زنان مطلّقه خويش تنگ سازند و زندگى آنان را در خانه خود ، غير قابل تحمل كنند .
و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ
5 - نفقه ( هزينه زندگى ) زنان مطلّقه تا وقت تولد فرزند ، برعهده همسرانشان است .
و إن كنّ أُولت حمل فأنفقوا عليهنّ حتّى يضعن حملهنّ
6 - مردان بايد به زنان مطلّقه ، بابت شيردادن فرزندان خود اجرت بپردازند .
فإن أرضعن لكم فاتوهنّ أُجورهنّ
12 - زنان مطلّقه ، داراى حق تقدّم و اولويت در شيردادن به نوزادان خود
فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
برداشت ياد شده، با توجه اين نكته است كه صورت شيردادن مادران مطلّقه به نوزادان خود، در آغاز مطرح شده است. سپس صورت اختلاف و دايه گرفتن براى نوزادان، بيان گرديده است.
17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 1،2،3،4،10
1 - مردان متمكّن و توانگر ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
در اين كه حكم انفاق در اين آيه، اختصاص به دوران شيردادن زنان مطلّقه به نوزادشان دارد و يا شامل دوران عدّه نيز مى شود، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
2 - مردان متمكن و توانا ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه خود را در دوران عدّه بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
3 - مردان تنگ دست ، بايد به مقدار توانايى خويش هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
4 - مردان تنگ دست ، بايد به ميزان توانايى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در ايّام عدّه بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
10 - نويد خداوند به امكان رفع مشكل زنان مطلّقه و همسرانشان ، در صورت رعايت تعاليم و رهنمود هاى الهى
لينفق ذو سعة من سعته . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 11
11 - زنان مطلّقه و شوهران تنگ دست آنان - در صورت رعايت آموزه ها و رهنمود هاى الهى - مورد عنايت و حمايت خدا قرار مى گيرند .
سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 12،24،25
12 - زنان مطلّقه ، حق ندارند در ايّام عدّه از خانه هايشان بيرون بروند .
و لايخرجن
24 - « عن سعدبن أبى خَلَف قال : سألت أباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . .أليس اللّه عزّوجلّ يقول : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن » قال : فقال إنّما عنى بذلك الّتى تطلّق تطيقة بعد تطليقة فتلك الّتى لاتَخرُج و لاتُخرَج حتّى تطلق الثالثة فإذا طلقت الثالثة فقد بانت منه و لانفقة ل ها ، و المرأة الّتى يطلّق ها الرجل تطليقة ثمّ يدع ها حتّى يخلوا أجل ها فهذا أيضاً يقعد فى منزل زوج ها و ل ها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّت ها ;
سعدبن ابى خلف گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم. ..[و ]گفتم: آيا خداوند عزّوجلّ نفرموده: «لاتخرجوهنّ و لايخرجن» حضرت فرمود: خداوند [دراين دستور]زنى را قصد كرده كه دو بار [به طلاق رجعى] طلاق داده مى شود. اين زن [نبايد در زمان عدّه] از خانه خارج شود و نبايد شوهر او را خارج كند تا اين كه طلاق سوم واقع شود. پس آن گاه كه براى بار سوّم، طلاق داده شد از شوهر جدا مى شود و براى او نفقه نيست. و زنى كه شوهر او يك بار طلاق داده و او را رها نموده تا اين كه عدّه اش تمام شود، او نيز در منزل شوهرش مى نشيند [و نبايد خارج شود] و حق نفقه و سكنى دارد تا عدّه اش تمام شود».
25 - « عن سماعة بن مهران ، قال : سألته عن المطلّقة أين تعتد ؟ قال فى بيتها لاتخرج و ان ارادت زيارة خرجت بعد نصف الليل و لاتخرج نهاراً و ليس لها أن تحجّ حتّى تنقض عدّتها ;
سماعة بن مهران گويد: از امام [صادق(ع)] پرسيدم: زنى كه طلاق داده شده در كجا عدّه نگه دارد (عدّه خود را در كجا بگذارد)؟ فرمود: در خانه اش و از آن خارج نشود، و اگر قصد زيارتى (ديدارى) را داشت، بعد از نيمه شب خارج گردد و روز بيرون نرود. و براى او جايز نيست حج به جا آورد، تا اين كه عدّه او تمام شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 3،8
3 - از سرگيرى زندگى با زن مطلّقه و يا جدايى هميشگى از او ، پس از گذشت زمان عدّه ، بايد به صورت پسنديده و براساس موازين عقل و شرع باشد .
فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف
«معروف» اسم براى هر كارى است كه از نظر عقل و شرع، حسن و خوبى آن شناخته شده باشد (مفردات راغب).
8 - برخورد شايسته با زنان مطلّقه ، اداى حقّ آنان و انتخاب دو شاهد عادل بر امر طلاق يا رجوع ، از موعظه هاى الهى به مردان و زنان مؤمن
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ . .. و أقيموا الشهدة للّه ذلكم يوعظ به
«ذلك» اشاره به مجموعه رهنموهاى الهى در دو آيه اين سوره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 1
1 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه و اداى حقوق آنان ( همچون مسكن ، هزينه زندگى و برخورد شايسته ) فرمان هاى نازل شده از سوى خداوند
إذا طلّقتم النساء فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 28
28 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : المطلّقة تكتحل و تختضب و تطيب و تلبس ما شاءت من الثياب لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمراً » لعلّها أن تقع فى نفسه فيراجعها ;
از امام صادق(ع) روايت شده: زن مطلّقه [رجعى ]خوب است سرمه كشد و خضاب كند و خود را خوشبو نمايد و آنچه دوست دارد، از لباس ها بپوشد; چون خداى عزّوجلّ فرمود است: «لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمراً». شايد آن زن در دل شوهرش [محبوب] واقع شود و شوهر به او رجوع كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 2،3،8
2 - مخيّر بودن مرد ، در رجوع به همسر خويش براى تداوم زندگى مشترك و يا جدا شدن دائمى از او ( از زمان اجراى صيغه طلاق تا پايان عدّه )
فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ
3 - از سرگيرى زندگى با زن مطلّقه و يا جدايى هميشگى از او ، پس از گذشت زمان عدّه ، بايد به صورت پسنديده و براساس موازين عقل و شرع باشد .
فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف
«معروف» اسم براى هر كارى است كه از نظر عقل و شرع، حسن و خوبى آن شناخته شده باشد (مفردات راغب).
8 - برخورد شايسته با زنان مطلّقه ، اداى حقّ آنان و انتخاب دو شاهد عادل بر امر طلاق يا رجوع ، از موعظه هاى الهى به مردان و زنان مؤمن
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ . .. و أقيموا الشهدة للّه ذلكم يوعظ به
«ذلك» اشاره به مجموعه رهنموهاى الهى در دو آيه اين سوره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 19
19 - فراهم شدن فرصت هاى مناسب براى حل مشكل طلاق و زمينه هاى رجوع مردان به زنان مطلّقه خويش ، فلسفه تعيين عدّه طلاق
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. لاتدرى لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمرًا
طبق نظر مفسران، ذيل آيه شريفه (لاتدرى لعلّ اللّه. ..) اشاره به نگه داشتن عدّه براى طلاق دارد كه شايد خداوند در مدت نگه دارى عدّه، جريانى (مانند آن كه طلاق دهنده پشيمان شود و بخواهد رجوع كند) پديد آورد تا مشكل طلاق حل گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 14
14 - ارتكاب عمل بسيار زشت و آشكار از سوى زنان مطلّقه ، موجب سلب حق مسكن آنان از عهده همسران است .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 4
4 - خداوند فراهم كننده زمينه ازدواج مجدد زن و مرد ، پس از طلاق
و إن يتفرقا يغن اللّه كلا من سعته
از مصاديق مورد نظر براى «يغن اللّه»، فراهم آوردن ازدواج مجدد است. چون ازدواج از مهمترين مسائلى است كه زن و شوهر پس از جدايى به آن نيازمند هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 17
17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 28
28 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : المطلّقة تكتحل و تختضب و تطيب و تلبس ما شاءت من الثياب لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمراً » لعلّها أن تقع فى نفسه فيراجعها ;
از امام صادق(ع) روايت شده: زن مطلّقه [رجعى ]خوب است سرمه كشد و خضاب كند و خود را خوشبو نمايد و آنچه دوست دارد، از لباس ها بپوشد; چون خداى عزّوجلّ فرمود است: «لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمراً». شايد آن زن در دل شوهرش [محبوب] واقع شود و شوهر به او رجوع كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 17
17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 4 - 3،4،6
3 - زنان يائسه ، اگر درباره علت قطع عادتشان ترديدى باشد ، تنها پس از گذشت سه ماه از آغاز اجراى طلاق درباره آنها ، مى توانند اقدام به ازدواج مجدد كنند و ازدواج آنان در ايّام عدّه باطل است .
و الّ-ئى يئسن من المحيض . .. فعدّتهنّ ثلثة أشهر و الّ-ئى لم يحضن
4 - آن دسته از زنانى كه حيض نمى بينند - ولى در سن حيض ديدن هستند - تنها پس از گذشت سه ماه از آغاز اجراى طلاق درباره آنها ، مى توانند اقدام به ازدواج مجدد كنند .
و الّ-ئى يئسن من المحيض . .. فعدّتهنّ ثلثة أشهر و الّ-ئى لم يحضن
6 - زنان باردارِ طلاق داده شده ، پيش از وضع حمل ، حق ازدواج مجدد را ندارند و تنها پس از آن مى توانند ازدواج كنند .
و أُولت الأحمال أجلهنّ أن يضعن حملهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 6،7،8،13،14،15
6 - لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنان مُطلّقه اى كه براى آنان مهريّه تعيين نشده است .
و متّعوهنّ . .. متاعاً بالمعروف
ظاهر اين است كه ضمير در «متّعوهنّ»، به طايفه دوّم از زنان مُطلّقه برگردد; يعنى زنانى كه مهر براى آنان تعيين نشده است.
7 - لزوم پرداخت متاعى مناسب و پسنديده از سوى شوهران ، به زنانى كه قبل از آميزش با آنان ، طلاق داده شوند .
ان طلّقتم النساء . .. و متّعوهنّ ... بالمعروف
بنابراين احتمال كه ضمير در «متّعوهنّ»، علاوه بر اينكه به طايفه دوّم ارجاع شود، شامل طايفه اوّل (يعنى زنانى كه با آنان آميزش نشده) نيز شود.
8 - مقدار متاع و كالاى مناسب و پسنديده براى پرداخت به زن مُطلّقه ، بايد متناسب با توان مالى شوهر باشد .
و متّعوهنّ على الموسع قدرُهُ و على المقتر قدرهُ متاعاً بالمعروف
13 - ضرورت پرهيز از افراط ( اسراف ) و تفريط ، در كالاى پرداختى به زنان مطلّقه *
متّعوهنّ . .. بالمعروف
افراط و تفريط، خارج از حدّ متعارف است ; لذا كلمه «بالمعروف» آن دو را نفى مى كند.
14 - پرداخت كالاى مناسب به زنان مُطلّقه ، حقّى ثابت بر عهده نيكوكاران
حقّاً على المحسنين
15 - پرداخت كالاى مناسب به زنان مطلّقه ، نشانه احسان و نيكوكارى مرد
حقّاً على المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 4،6
4 - حق سكونت در خانه شوهر و نيز بهره گيرى از اموال او به مدّت يكسال ، از جمله حقوق زنان شوهر مُرده است .
وصيةً لازواجهم متاعاً الى الحول غير اخراج
ظهور كلمه «غير اخراج» در اين است كه نبايد زن شوهر مرده را از خانه شوهر بيرون كرد و لازمه اين معنا حق سكونت براى اوست.
6 - باقى ماندن زن در خانه شوهر ، شرط پرداخت هزينه زندگى وى تا يكسال
متاعاً الى الحول غير اخراج
بنابراينكه «غير اخراج» علاوه بر بيان حق سكونت براى زن، قيدى باشد بر حكم سابق (لزوم پرداخت متاع. ) يعنى آنگاه زن شوهر مرده مى تواند از مال شوهر بهره گيرد كه از خانه وى خارج نشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 1،2،4،8
1 - لزوم پرداخت كالاى شايسته و مناسب به زنان مُطلّقه
و للمطلّقات متاع بالمعروف
2 - شؤون اجتماعى زن و مرد ، تعيين كننده مقدار و خصوصيّات متاعى كه بايد به زن مُطلّقه پرداخت شود . *
متاع بالمعروف
به نظر مى رسد بدون در نظر داشتن شؤون اجتماعى زن و مرد، نمى توان مقدار و يا خصوصيّات كالاى معروف و شايسته را تعيين كرد.
4 - پرداخت كالاى مناسب و شايسته به زنان مطلّقه ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .
و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين
8 - لزوم پرداخت كالاى شايسته به زنان مطلّقه در حدّ توانايى مرد ، پس از انقضاى مدّت عدّه
و للمطلّقات متاع بالمعروف
امام صادق (ع) درباره آيه «و للمطلقات . .. » فرمود: متاعها بعد ما تنقضى عدّتها «على الموسع قدره و على المقتر قدره»
كافى، ج 6، ص 105، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 240، ح 956 و 957.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 5
5 - نفقه ( هزينه زندگى ) زنان مطلّقه تا وقت تولد فرزند ، برعهده همسرانشان است .
و إن كنّ أُولت حمل فأنفقوا عليهنّ حتّى يضعن حملهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 10،11،14
10 - مردان ، حق ندارند زنان مطلّقه خود را در ايّام عدّه ، از خانه هايشان بيرون كنند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
انتساب خانه ها به زنان (بيوتهنّ) گوياى اين نكته است كه زنان مطلّقه، بايد در همان منازلى زندگى كنند كه پيش از اقدام به طلاق در آن جا بوده اند.
11 - محل سكونت زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، همان محل پيش از طلاق است و مردان حق ندارند آن را تغيير دهند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
14 - ارتكاب عمل بسيار زشت و آشكار از سوى زنان مطلّقه ، موجب سلب حق مسكن آنان از عهده همسران است .
و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 1
1 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه و اداى حقوق آنان ( همچون مسكن ، هزينه زندگى و برخورد شايسته ) فرمان هاى نازل شده از سوى خداوند
إذا طلّقتم النساء فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 1،2،3،17
1 - مسكن زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، برعهده همسرانشان است .
أسكنوهنّ
2 - مسكن زنان مطلّقه ، بايد در بخشى از همان محل سكونت و منزل همسرانشان باشد ; نه در منزل و محل ديگر .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم
گفتنى است «من» در «من حيث سكنتم» براى تبعيض است; يعنى، در بخشى از منزل مسكونى خويش، همسران را اسكان دهيد.
3 - مسكن زنان مطلّقه از نظر كميت و كيفيت ، بايد به مقدار دارايى و توانايى همسرانشان باشد ; نه كمتر از آن .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم من وجدكم
«وجد»، به معناى وسع و طاقت (توانايى) است.
17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 11
11 - مسؤوليت نگهدارى نوزادان زنان مطلّقه و گرفتن دايه براى آنان و هزينه آن ، برعهده مردان است .
و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 12
12 - زنان مطلّقه ، حق ندارند در ايّام عدّه از خانه هايشان بيرون بروند .
و لايخرجن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 6
6 - رعايت تقوا از سوى مردان و زنان مطلّقه ، موجب زدايش بدى ها و گذشت خطاهايشان از جانب خداوند
إذا طلّقتم النساء . .. و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 24
24 - « عن سعدبن أبى خَلَف قال : سألت أباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : . . .أليس اللّه عزّوجلّ يقول : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن » قال : فقال إنّما عنى بذلك الّتى تطلّق تطيقة بعد تطليقة فتلك الّتى لاتَخرُج و لاتُخرَج حتّى تطلق الثالثة فإذا طلقت الثالثة فقد بانت منه و لانفقة ل ها ، و المرأة الّتى يطلّق ها الرجل تطليقة ثمّ يدع ها حتّى يخلوا أجل ها فهذا أيضاً يقعد فى منزل زوج ها و ل ها النفقة و السكنى حتّى تنقضى عدّت ها ;
سعدبن ابى خلف گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم. ..[و ]گفتم: آيا خداوند عزّوجلّ نفرموده: «لاتخرجوهنّ و لايخرجن» حضرت فرمود: خداوند [دراين دستور]زنى را قصد كرده كه دو بار [به طلاق رجعى] طلاق داده مى شود. اين زن [نبايد در زمان عدّه] از خانه خارج شود و نبايد شوهر او را خارج كند تا اين كه طلاق سوم واقع شود. پس آن گاه كه براى بار سوّم، طلاق داده شد از شوهر جدا مى شود و براى او نفقه نيست. و زنى كه شوهر او يك بار طلاق داده و او را رها نموده تا اين كه عدّه اش تمام شود، او نيز در منزل شوهرش مى نشيند [و نبايد خارج شود] و حق نفقه و سكنى دارد تا عدّه اش تمام شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 1
1 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه و اداى حقوق آنان ( همچون مسكن ، هزينه زندگى و برخورد شايسته ) فرمان هاى نازل شده از سوى خداوند
إذا طلّقتم النساء فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 1،2،3،4
1 - مردان متمكّن و توانگر ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
در اين كه حكم انفاق در اين آيه، اختصاص به دوران شيردادن زنان مطلّقه به نوزادشان دارد و يا شامل دوران عدّه نيز مى شود، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
2 - مردان متمكن و توانا ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه خود را در دوران عدّه بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
3 - مردان تنگ دست ، بايد به مقدار توانايى خويش هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
4 - مردان تنگ دست ، بايد به ميزان توانايى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در ايّام عدّه بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
مطلّقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 49 - 5
5 - عُلقه ازدواج زنانى كه بدون آميزش ، طلاق داده شده اند ، بلافاصله پس از طلاق ، قطع مى شود و آزادند تا ازدواج كنند .
إذا نكحتم . .. ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لكم عليهنّ من عدّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 49 - 9
9 - بر مردان لازم است كه در صورت طلاق دادن همسران شان ، آنان را با خوش رفتارى و خير ، ر ها كنند .
ثمّ طلّقتموهنّ . .. و سرّحوهنّ سراحًا جميلاً
«سرح» در لغت، به معناى «رها كردن شتر براى چريدن» است (مفردات راغب) و در آيه، استعاره براى رها كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 49 - 9
9 - بر مردان لازم است كه در صورت طلاق دادن همسران شان ، آنان را با خوش رفتارى و خير ، ر ها كنند .
ثمّ طلّقتموهنّ . .. و سرّحوهنّ سراحًا جميلاً
«سرح» در لغت، به معناى «رها كردن شتر براى چريدن» است (مفردات راغب) و در آيه، استعاره براى رها كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 70 - 6
6 - كفايت علم خداوند براى تشخيص مطيعان و شايستگان تفضّل او
ذلك الفضل من اللّه و كفى باللّه عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 115 - 6
6- آنان كه بر اطاعت فرمان هاى خدا صبورى كنند ، از محسنانند .
واصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 10
10- يوسف ( ع ) از بندگان مطيع خدا و از خالص شدگان براى او بود .
إنه من عبادنا المخلصين
مراد از «مخلصين» (خالص شدگان) اين است كه غير خدا در آنان نصيبى ندارد و كاملاً در اختيار خداوند و اوامر او هستند. نه شيطان بر ايشان فرمان روايى مى كند و نه اسير هواهاى نفسانى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 11
11 - بشارت ( مژده به مطيعان ) و انذار ( ترساندن گناهكاران ) ، روح رسالت پيامبران الهى ( ع ) و شيوه تبليغ آنان
فقد جاءكم بشير و نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 13 - 1
1 - انسان هاى درست كار ، راست گفتار و مطيع خداوند ، به پاداش كردار خويش ، در ميان انبوه نعمت هاى آخرت جاى خواهند گرفت .
إنّ الأبرار لفى نعيم
از جمله معانى ذكر شده براى «برّ»، صلاح و درست كارى، اطاعت و صداقت است(لسان العرب). «نعيم»; يعنى، نعمت فراوان (مفردات راغب) نكره بودن «نعيم»، گوياى عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 17
17 - اطاعت كنندگان دستورات خدا - در صورت نيكوكار بودن - از پاداشى افزونتر از ديگران ، بهره مند خواهند شد .
و سنزيد المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 14 - 7
7 - بهره مندى مطيعان از بهشت و گرفتارى عصيانگران در آتش ، به اراده و خواست خداست .
و من يطع اللّه . .. يدخله جنات ... و من يعص اللّه ... يدخله ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 22 - 1
1 - انسان هاى درست كار ، راست گفتار و مطيع خداوند ، در انبوه نعمت هاى وصف ناپذير آخرت جاى خواهند گرفت .
إنّ الأبرار لفى نعيم
از جمله معانى بيان شده براى «برّ»، «صلاح و درست كارى»، «اطاعت» و «صداقت» است (لسان العرب). «نعيم»; يعنى، نعمت فراوان (مفردات راغب). نكره بودن آن، دلالت دارد كه وصف نعمت ها امكان پذير نيست. مراد از آن - به قرينه آيات بعد - نعمت هاى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 8
8 - هنر شعر ، از ابزار كارآمد مبارزه با ظلم و ستمگران و حمايت از مظلومان
و انتصروا من بعد ما ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 14
14 - خداوند ، آگاه به ستمگران و ستمديدگان و آگاه به دادخواهى مظلومان است .
لايحب اللّه . .. إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً
متعلق علم، مى تواند مطالبى باشد كه در آيه مطرح شده است، همانند ظالم، مظلوم و مقدار ستمى كه شده و . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 12
12 - انتقام از ستمگران در حضور ستمديدگان ، امرى است شايسته و نيكو
و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 6
6- خداوند ولى كسى را كه به ناحق و مظلومانه كشته شود ، بر قاتل او ، سلطه بخشيده است .
و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 5
5- احكام الهى ، در جهت اجراى حق و عدل و حمايت از مظلوم است .
و لاتقتلوا . .. إلاّ بالحقّ و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 80 - 10
10- لزوم به كارگيرى دانش ها و ابتكارات ، در راستاى دفاع از منافع انسان هاى مظلوم و مورد تجاوز دشمن
و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم
لام در «لكم» براى انتفاع و در «لتحصنكم» براى علت است و علت، مى تواند تعميم دهنده حكم باشد. در اين صورت مى توان گفت: هر چه در جهت منافع مردم باشد و انسان را از تجاوز ديگران مصون دارد - چه توليد سلاح باشد و چه چيز ديگر - امرى لازم و بايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 1
1- خداوند ، به مسلمانهايى كه مورد ستم واقع شده و به خاطر او هجرت كردند ، جايگاه و مكانى شايسته در دنيا و پاداشى بس بزرگ تر در آخرت عطا مى كند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة و لأجر الأخرة أ
«فى» در «فى الله» به معناى «لام» و براى تعليل است. بنابراين معناى عبارت «هجرت براى كسب رضاى خداوند» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 149 - 10
10 - خداوند با حفظ حق انتقام براى ستمديدگان ، آنان را به عفو و گذشت تشويق كرده است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً
جمله «ان تبدوا . .. او تعفوا»، مى تواند تكميل و توضيح «الا من ظلم» باشد. يعنى در عين اينكه براى مظلوم جايز است تا ماهيت ظالم را افشا كند، ولى بهتر است آبروى او را حفظ كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 60 - 6
6 - خداوند به فرد مسلمان مورد تجاوز مشركان ، توصيه كرد كه در گرفتن انتقام ، از دشمنانش در گذرد و آنان را مورد آمرزش قرار دهد .
و من عاقب . .. لينصرنّه اللّه إنّ اللّه لعفوّ غفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 14 - 2
2- خداوند از جبهه مظلومانِ حق طلب در برابر سركشى ظالمان حق ستيز ، دفاع و حمايت مى كند .
و قال الذين كفروا . .. لنخرجنّكم من أرضنا... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 77 - 6
6 - بندگان مظلوم و تحت شكنجه حكومت هاى ظالم ، مورد عنايت و لطف خداوند
أسر بعبادى
يادكردن از بنى اسرائيل به عنوان «عبادى» در حالى كه تحت ستم و شكنجه هاى فرعون قرار داشتند; دلالت براين نكته دارد كه بندگان تحت شكنجه ظالمان (در صورتى كه خواستار رهايى باشند) مورد نظر و عنايت خداوند قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 5،6
5 - مظلوم ، مجاز به دشنام دادن ظالم و افشاگرى عليه اوست .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
6 - مظلوم ، مجاز به هتك حرمت ظالم و آشكار ساختن خصلت هاى ظالمانه وى ، براى مردم
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
مناسبت حكم و موضوع اقتضا مى كند كه گفته شود مراد از اظهار عيوب ظالم گفتارى است كه مظلوم به وسيله آن ستمگرىِ ظالم را نسبت به خودش بيان كند، بنابراين مظلوم حق ندارد بديهاى ظالم را كه هيچ رابطه اى با وى ندارد، افشا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 7
7 - نظام حقوقى و اخلاقى اسلام ، مدافع مظلومان و ستمديدگان است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
مظلومان در آيه شريفه از حكم تحريم (بدگويى ديگران) استثنا شده و اجازه يافته اند تا براى رساندن نداى مظلوميتشان به افشاگرى عليه ظالمان بپردازند و اين بيانگر دفاع نظام حقوقى اسلام از ستمديدگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 17
17- حمايت از كشته شده به ظلم ، امرى عقلى و فطرى در ميان جوامع بشرى
و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه «يارى شدن مقتول» (منصوراً) از سوى خداوند نباشد; بلكه اصلى باشد كه در نزد همه مردم رايج است. و جمله «إنه كان منصوراً»، خبر از يك واقعيت عينى و اجتماعى مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 7
7 - شعر ارزشمند ، پيامدار ياد خدا و دفاع از مظلوم
و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 5
5 - مردان ، زنان و كودكان مانده در ستم ، از مصاديق مستضعفان
و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 15
15- سنت الهى بر حمايت ، نصرت و طرفدارى از مظلوم است .
و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «إنه» به مقتول مظلوم برگردد و اسميه بودن جمله «إنه. ..» و نيز آمدن فعل «كان» در آن جمله - كه براى استمرار و ديرينه بودن است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه حمايت از مقتول مظلوم، كار هميشگى و ديرينه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 12
12 - مجازات نكردن ستمگران ، ظلم بر ستمديدگان است .
ذوقوا عذاب الحريق . .. ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى است بر احتمال اوّل (عطف «انّ اللّه . .. » بر «ما قدّمت»)، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 15،16
15- گذشت مظلوم از ظالم كافى در آمرزش او نيست و به مغفرت و رحمت الهى نيز منوط است .
لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين
از اينكه يوسف(ع) پس از گذشتن از حق خويش و بخشودن برادرانش از خداوند مى خواهد گناه آنان را بيامرزد ، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
16- گذشت ستم ديدگان از ستم پيشگان ، زمينه ساز شمول مغفرت الهى بر ستمكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 17
17- حمايت از كشته شده به ظلم ، امرى عقلى و فطرى در ميان جوامع بشرى
و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه «يارى شدن مقتول» (منصوراً) از سوى خداوند نباشد; بلكه اصلى باشد كه در نزد همه مردم رايج است. و جمله «إنه كان منصوراً»، خبر از يك واقعيت عينى و اجتماعى مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 10
10 - نجات مظلومان از يوغ ستم و بردگى و رهايى آنان از سلطه نظام هاى غير توحيدى ، مطلوب خداوند و همسو با اهداف رسولان الهى است .
اذهبا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 17
17- حمايت از كشته شده به ظلم ، امرى عقلى و فطرى در ميان جوامع بشرى
و من قتل مظلومًا . .. إنه كان منصورًا
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه «يارى شدن مقتول» (منصوراً) از سوى خداوند نباشد; بلكه اصلى باشد كه در نزد همه مردم رايج است. و جمله «إنه كان منصوراً»، خبر از يك واقعيت عينى و اجتماعى مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 5
5 - مردان ، زنان و كودكان مانده در ستم ، از مصاديق مستضعفان
و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 5
5 - مردان ، زنان و كودكان مانده در ستم ، از مصاديق مستضعفان
و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 11
11 - مسؤوليت بين المللى جامعه اسلامى در برابر مستضعفان خداپرست تحت ستم
و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا م
مظلومان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 41 - 4
4 - يارى خواستن ستمديده ، براى انتقام از ستمگر ، حق مشروع او است .
و لمن انتصر بعد ظلمه
گروهى از مفسران «إنتصار» را به معناى يارى طلبيدن گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 2
2 - انسان ، در مسير يارى مؤمنان و مظلومان ، نبايد از جاده عدالت و اعتدال خارج شود .
و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون . و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 41 - 2،3،4
2 - مظلومانى كه از حق مشروع مقابله به مثل نمى گذرند ، سزاوار ملامت و سرزنش نيستند .
و لمن انتصر . .. ما عليهم من سبيل
3 - ستمديدگان ، به خاطر گرفتن انتقام خود از ستمگران ، در قيامت عقوبت نخواهند ديد .
فأولئك ما عليهم من سبيل
جمله «فأولئك ما عليهم من سبيل» به قرينه ذيل آيه بعد (أولئك لهم عذاب أليم)، مى تواند اشاره به برداشت بالا داشته باشد.
4 - يارى خواستن ستمديده ، براى انتقام از ستمگر ، حق مشروع او است .
و لمن انتصر بعد ظلمه
گروهى از مفسران «إنتصار» را به معناى يارى طلبيدن گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 3
3 - نجات ستمديدگان از بيدادگرى بيدادگران ، هدف خداوند از بعثت پيامبران در طول تاريخ
لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت
ذكر جمله «جاءتهم رسلهم» بعد از «لما ظلموا» حكايت از اين حقيقت دارد كه بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بيدادگرى و به منظور رهايى مظلومان از شرّ ظالمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 11
11 - بعثت پيامبران الهى ، در راستاى نجات مظلومان از ستم بيدادگران
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
رويارويى بيدادگران با رسولان الهى در طول تاريخ، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 43 - 3
3 - خويشتن دارى و گذشت به جاى انتقام جويى و مقابله به مثل ، توصيه اكيد خداوند به دادخواهان ستمديده است .
و لمن انتصر بعد ظلمه . .. و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور
لام در «لمن صبر» لام قسم و در «لمن عزم الأمور» لام تأكيد است كه در هر دو نمايانگر اهميت توصيه الهى به عفو و گذشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 60 - 5
5 - خداوند ، حامى و پشتيبان ستمديدگان و دشمن ستمگران و متجاوزان است .
و من عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه لينصرنّه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 61 - 1
1 - توانايى خداوند بر جا به جا كردن شب و روز ، دليلى است گويا براى توانايى او بر يارى رساندن به ستمديدگان در انتقام گرفتن آنان از ستمگران .
ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ اللّه سميع بصير
در آيه پيش، خداوند به آن مسلمانى كه مورد ستم و تجاوز مشركان قرار گرفته بود، وعده قطعى داد كه او را يارى خواهد كرد تا انتقامش را از متجاوزان بازستاند در اين آيه، براى اين كه كسى در توانايى خدا بر تحقق بخشيدن به وعدهايش و در حمايت و پشتيبانى از ستم ديدگان ترديدى نكند، گوشه اى از قدرت نهايت خود را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 3
3 - پيكار با دشمن مهاجم و ستم پيشه ، حق مشروع ستمديدگان
أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 3
3 - جنگ و پيكار آوارگان با زورگويانى كه آنان را به جرم ايمان و خداخواهى از سرزمين شان بيرون كردند ، حقى است مشروع كه خدا به آنان داده بود .
أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 41 - 1،2،4
1 - انتقام گرفتن از متجاوزان و ستمگران ، حق مشروع و مسلّم انسان هاى ستمديده است .
و لمن انتصر بعد ظلمه فأولئك ما عليهم من سبيل
2 - مظلومانى كه از حق مشروع مقابله به مثل نمى گذرند ، سزاوار ملامت و سرزنش نيستند .
و لمن انتصر . .. ما عليهم من سبيل
4 - يارى خواستن ستمديده ، براى انتقام از ستمگر ، حق مشروع او است .
و لمن انتصر بعد ظلمه
گروهى از مفسران «إنتصار» را به معناى يارى طلبيدن گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 41 - 3
3 - ستمديدگان ، به خاطر گرفتن انتقام خود از ستمگران ، در قيامت عقوبت نخواهند ديد .
فأولئك ما عليهم من سبيل
جمله «فأولئك ما عليهم من سبيل» به قرينه ذيل آيه بعد (أولئك لهم عذاب أليم)، مى تواند اشاره به برداشت بالا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 7
7 - خدا ، توانا بر نصرت و يارى رساندن به مؤمنان مورد تهاجم و مظلوم
و إنّ اللّه على نصرهم لقدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 60 - 4
4 - خداوند ، به مسلمان مورد ستم ، وعده قطعى داد كه او را نصرت و يارى خواهد داد تا انتقام خود را از ستمگران بازستاند .
و من عاقب . .. ثمّ بغى عليه لينصرنّه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 22
22 - لزوم دفاع از معابد و مراكز دينى و شعائر الهى در برابر تهاجم دشمنان
و لولا دفع اللّه . .. صومع و بيع ... و مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 16
16 - معابد ، مظهر حضور شريعت در جوامع و مورد تهاجم جبهه باطل در طول تاريخ
و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 16
16 - معابد ، مظهر حضور شريعت در جوامع و مورد تهاجم جبهه باطل در طول تاريخ
و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 18
18 - ياد خدا ، اساس حرمت و قداست معابد دينى
لهدّمت صومع . .. و مسجد يذكر فيها اسم اللّه كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 10
10 - حفاظت و پاسدارى از معابد و مراكز دينى ( صومعه ها ، كليسا ها ، كنيسه ها و مساجد ) فلسفه جهاد و دفاع
و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع و بيع ... و مسجد
«صوامع» جمع «صومعة» و «بيع» جمع «بيعة» و «صلوات» جمع «صلاة يا صَلوْة» است. «صومعه» - مرداف «دير» - جايى است كه راهبان در آن به رياضت مى پردازند. «بيعة» به كليساى نصارا گفته مى شود. «صلاة يا صلوة» كنيسه يهوديان است; يعنى، اگر خدا برخى از مردم را به بعضى ديگر دفع نمى كرد، صومعه ها، كليساها، كنيسه ها و مساجدى كه در آن بسيار ذكر خدا مى شود، تخريب مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 12
12 - اگر خداوند حكم جهاد را تشريع نمى كرد ، تمامى معابد و مراكز دينى توسط كافران و دين ستيزان تخريب و منهدم مى شد .
و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 16
16 - معابد ، مظهر حضور شريعت در جوامع و مورد تهاجم جبهه باطل در طول تاريخ
و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 14
14 - خداوند ، مبدأ همه انسانهاست و بازگشت آنان تنها به سوى اوست .
و اليه ترجعون
«رجوع»، يعنى بازگشت شخص به آنجا كه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 55 - 17
17 - مبدأ انسان ها ، خداوند است و بازگشتشان تنها به سوى اوست .
ثمّ الىّ مرجعكم
با توجّه به معناى «رجوع» كه بازگشت به جايى است كه در سابق بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 12
12 - بازگشت قهرى تمامىِ موجودات به سوى خداوند
و اليه يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 4
4- بعيد شمردن حيات دوباره انسانها ، دليل انكار سراى آخرت از سوى كافران به قيامت
أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 3
3- استبعاد و انكار معاد ، از زمينه هاى گريز از عبادت و اطاعت خداى يگانه
واصطبر لعبدته . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
از جمله وجوهى كه در بيان ارتباط اين آيه با آيات پيشين مى توان ارائه كرد، اين است كه: پس از فرمان به عبادت و صبر بر آن، گويااين آيه، سؤال مقدرى را مطرح كرده و پاسخ گفته است. سؤال مقدر اين است كهك: عبادت و اطاعت خداوند چه نتيجه اى دارد؟ ما كه پس از مرگ حياتى نداريم تا حالات و اعمال ما در دنيا در آن تفاوتى ايجاد كند! اين آيه و آيات بعد اين سؤال را پاسخ داده و عبادت را ضرورى شمرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 17 - 3
3 - بعيد شمردن حيات دوباره انسان هايى كه در گذشته دور مرده و به خاك و استخوان تبديل شده اند ، عامل انكار معاد از سوى مشركان
أءنّا لمبعوثون . أوَ ءاباؤنا الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 6 - 3
3 - استبعاد معاد ، دليل درخواست عذاب از سوى كافران حق ناپذير
سأل سائل بعذاب واقع . .. إنّهم يرونه بعيدًا
برداشت ياد شده، بر اين نكته مبتنى است كه جمله «إنّهم. ..»، تعليل براى جمله «سأل سائل بعذاب...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 14 - 4،5
4 - جاودانه پنداشتن دنيا و بعيد شمردن معاد ، ريشه دل خوشى هاى نابجا و دلبستگى به خانواده و خاندان است .
إنّه كان فى أهله مسرورًا . إنّه ظنّ أن لن يحور
حرف «إنّ» در «إنّه ظنّ»، براى بيان علت سُرورى است كه در «كان فى أهله مسروراً» بيان شده است.
5 - اعطاى نامه عمل از پشت سر ، فرياد هلاكت خواهى در قيامت و گرفتارى به آتش جهنم ، برخاسته از استبعاد معاد است .
و أمّا من أُوتى . .. إنّه ظنّ أن لن يحور
اين آيه، مى تواند بيانگر علت براى مطالب قبل باشد كه از جمله آنها «اُوتى كتابه وراء ظهره» بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 10
10 - درخواست نزول ملائكه براى خويش و رؤيت خداوند از سوى منكران معاد ، برخاسته از روحيه استكبارى و خود برتربينى آنان
لولا أُنزل علينا الملئكة أو نرى ربّنا لقد استكبروا فى أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 4
4 - گرفتار آمدن منكران معاد ، در قيامت به عذابى كه آن را به استهزا مى گرفتند و انكار مى كردند .
و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 13
13- باور به معاد ، حتى در حدّ گمان و اميد ، اهرمى كارامد در گرايش به عمل صالح و به دور از شرك و ريا است .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 4
4 - آخرت، سرايى خوب براى كسانى كه معاد را تكذيب نكرده و در انجام تكاليف كوتاهى نمى كنند.
و للدار الأخرة خير للذين يتقون
بنابراين كه «خير» صفت مشبهه باشد. يتقون» در اين آيه، به قرينه تقابلى كه با آيه قبل دارد و در آن آيه بحث از تكذيب لقاء اللّه و تفريط در دين و تكاليف الهى بود، به معناى تكذيب نكردن معاد و انجام تكاليف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 125 - 6
6 - باور به معاد و بازگشت به خدا پس از مرگ ، عامل نهراسيدن ساحران مؤمن از مجازات ها و شكنجه هاى فرعون
إنا إلى ربنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 13
13- باور به معاد ، حتى در حدّ گمان و اميد ، اهرمى كارامد در گرايش به عمل صالح و به دور از شرك و ريا است .
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 8
8- زندگى بدون ايمان به وحى و معاد ، بازيچه و بى هدف است .
ما يأتيهم من ذكر . .. و هم يلعبون
برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه «يلعبون» ناظر به زندگى طبيعى و روز مرّه مشركان باشد; يعنى، آنان به وقت نزول وحى به همان زندگى بى هدف و بازيچه مشغولند. بنابراين كسانى كه مبدأ و معاد را انكار كنند (مانند مشركان) به لعب و بازيچه در زندگى گرفتار مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 54 - 5
5 - باور به معاد و توجه به آن ، داراى نقش اساسى در حق پذيرى انسان
سنريهم ءايتنا فى الأفاق . .. ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 9 - 5
5 - ايمان به معاد و كيفر اعمال ، بازدارنده انسان از نافرمانى خداوند است .
ما غرّك . .. كلاّ بل تكذّبون بالدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 25 - 3
3 - باور داشتن معاد و معارف قرآن و انجام دادن كار هاى صالح ، نجات بخش انسان از عذاب دردناك است .
فبشّرهم بعذاب أليم . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
متعلق «آمنوا» - به قرينه آيات پيشين - معاد و قرآن است و «الصالحات» - كه جمع با حرف «ال» است - دلالت بر عموم مى كند. در اين موارد، مراد عموم عرفى است; يعنى، تمام صالحاتى كه امكان پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 5
5 - ايمان به معاد ، زمينه ساز از بين رفتن خصلت هاى ناروا است .
لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 1
1 - منكران معاد ، بر اثر پندارهايى انباشته در ذهن خود ، قرآن را تكذيب مى كنند .
بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون
«وِعاء»; يعنى، ظرف و «أوعيت الزاد و المتاع» زمانى گفته مى شود كه آن را در «وعاء» قرار دهى (لسان العرب). ظرف مورد نظر، ممكن است ذهن و قلب منكران معاد باشد كه جايگاه باورهاى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 7 - 1
1 - استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، به خاطر تبليغ آن حضرت از معاد
و قال الذين كفروا
تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق» قرينه است بر اين كه استفهام در اين آيه، براى استهزا و تمسخر است و حقيقى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 4
4 - آثار ترس و دلهره ، آشكار در چهره ستمكاران و منكران معاد ، در قيامت
ترى الظلمين مشفقين
واژه «ترى» اشعار به مطلب ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 9
9 - عذاب قيامت، پيامد مداومت در كفر و انكار معاد در دنياست.
فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 11،15
11 - پيامدهاى كفر و انكار معاد، بارى سنگين و طاقتفرسا بر دوش انسان است.
و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم
15 - انكار معاد، گناه و بارى شوم بر دوش منكران معاد در قيامت است.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. ألا ساء ما يزرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 12
12- انكار معاد ، كفر است .
و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كذبين
مراد از «الذين كفروا» كسانى اند كه رستاخيز را مورد انكار قرار مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 2
2- انكار معاد و ترديد در آن و مغرور شدن به زندگى دنيا ، انديشه و بينشى كفرآميز است .
و ما أظنّ الساعة قائمة . .. قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت بالذى خلقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 16
16- انكار معاد ، نكوهيده تر از دل بستگى به زندگانى دنيا و داراى نقشى مؤثرتر در آن در پيدايش شرك
لقد جئتمونا كما خلقناكم أوّل مرّة بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
حرف «بل» براى اضراب و نشان نابرابر بودن مابعد و ماقبل آن است. در اين برداشت، تشبيه در «كما خلقناكم»، ناظر به مال و فرزند نداشتن انسان در آغاز خلقت و هنگام اعاده آن، دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 9
9- بى اعتقادى به معاد ، از عوامل مهم و ريشه هاى عمده انجام دادن گناه است .
و عرضوا على ربّك . .. و وضع الكتب ... فترى المجرمين
«وضع الكتاب» عطف است بر «عرضوا» در آيه قبل و ارتباط دو آيه گوياى اين است كه مصداق مورد نظر از مجرمان در اين آيه، همان منكران معاد هستند كه در آيه قبل مطرح بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 5
5- اَعمال آدمى ، در نتيجه كفر به آيات پروردگار و انكار معاد ، تباه شده و در قيامت سودى نخواهد بخشيد .
الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه فحبطت أعملهم
«حبط» به معناى «هدر رفتن و تباه شدن و فساد عمل» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 3
3- استبعاد و انكار معاد ، از زمينه هاى گريز از عبادت و اطاعت خداى يگانه
واصطبر لعبدته . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
از جمله وجوهى كه در بيان ارتباط اين آيه با آيات پيشين مى توان ارائه كرد، اين است كه: پس از فرمان به عبادت و صبر بر آن، گويااين آيه، سؤال مقدرى را مطرح كرده و پاسخ گفته است. سؤال مقدر اين است كهك: عبادت و اطاعت خداوند چه نتيجه اى دارد؟ ما كه پس از مرگ حياتى نداريم تا حالات و اعمال ما در دنيا در آن تفاوتى ايجاد كند! اين آيه و آيات بعد اين سؤال را پاسخ داده و عبادت را ضرورى شمرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 115 - 4
4 - انكار معاد ، مستلزم بيهوده شمردن آفرينش انسان
أنّما خلقنكم عبثًا و أنّكم إلينا لاترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 1
1 - انكار معاد و بيهوده شمردن آفرينش انسان ، اهانت به ساحت آفريننده جهان ( خدا ) است .
أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثًا . .. لاترجعون . فتعلى اللّه
«تعالى» (مصدر «تعالى») به معناى والايى و بلندمرتبگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 8
8 - انكار معاد و عقيده به نبودن مجازات الهى براى انسان ، مانع پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عقيده به توحيد از سوى مشركان
و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة أو نرى ربّنا
توصيف مشركان به منكران «لقاء اللّه» در آغاز كلام، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اگر مشركان خواستار نزول فرشتگان وحى بر خود و رؤيت خدا بودند، اين خواسته ناشى از حقيقت خواهى آنان نبود; بلكه به خاطر عقيده مند نبودن آنان به معاد و انكار مجازات الهى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 23 - 2
2 - كفر و انكار معاد ، موجب حبط و بى ثمر شدن عمل آدمى
و قال الذين لايرجون لقاءنا و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورًا
«هباء» به معناى ذرات بسيار ريزى است كه در حال عادى ديده نمى شود و تنها به وقت تابش نور آفتاب، از روزنه اى به داخل مكان تاريك مشاهده مى گردد و «منثوراً» اسم مفعول از ماده «نثر» و به معناى پراكنده شده است. اين تعبير، حاكى از بى ارزش بودن اعمال مجرمان است كه چون گرد و غبار پراكنده، هيچ ارزش و خاصيتى نداشته و حبط خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 5
5 - بى ايمانى به جهان آخرت ، ريشه سركشى و بى عدالتى انسان ها است .
و استكبر هو . .. و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 23 - 6
6 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، عذابى دردناك خواهند داشت .
و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه . .. و أولئك لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 18 - 3
3 - انكار لجوجانه معاد و روح حق ناپذير ، موجب خوارى و ذلت آدمى در قيامت است .
و أنتم دخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 20 - 2
2 - انكار معاد ، موجب تأسف و اندوه انسان در قيامت
و قالوا يويلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 4
4 - كفر و انكار معاد ، موجب نابودى و سقوط انسان
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 7
7 - انكار معاد و روز حسابرسى ، مستلزم باطل و بى هدف دانستن آفرينش جهان است .
بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
يادآورى اين نكته كه ما جهان را بى هدف نيافريده ايم - پس از طرح مسأله فراموشى روز حساب - مى رساند كه نسيان و انكار معاد با هدف مندى و حق مدارى جهان، ناسازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 9
9 - دنياطلبى و انكار معاد ، عامل بازدارنده از انفاق و زكات
لايؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم كفرون
چنانچه جمله «هم بالآخرة. ..» حاليه باشد مى توان از ارتباط «هم بالآخرة هم كافرون» با جمله قبل، مطلب بالا را برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 6
6- انكار معاد ، مستلزم پوچ انگاشتن آفرينش و تنزل دادن آن در حد سرگرمى و تفنّن
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. و ما خلقنا السموت ... لعبين
با توجه به اين كه آيات پيشين نظر به مشركان منكر معاد داشت، اين آيه مى تواند ردى بر انديشه آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 10
10 - انكار معاد ، عامل خسران و زيان انسان
قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين . .. يومئذ يخسر المبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 4
4 - گرفتار آمدن منكران معاد ، در قيامت به عذابى كه آن را به استهزا مى گرفتند و انكار مى كردند .
و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 3،15
3- ناباورى نسبت به معاد و قيامت ، از عوامل مهم بى تعهدى فرزند در قبال والدين *
و الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج
رابطه دو بخش آيه («قال لوالديه اُفّ» و «أتعداننى أن اُخرج») مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه ميان گستاخى و بى تعهدى فرزند و عقيده كفرآلود وى به معاد، ارتباط و پيوستگى هست.
15- انسان بد رفتار با پدر و مادر و ناباور به وعده هاى الهى ، فاقد رشد و كمال *
أُلئك الذين نتقبّل . .. و الذى قال لولديه أُفّ ... ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
با توجه به مقابله «والذى قال. ..» با «اُولئك الذين نتقبّل...»، به دست مى آيد كه بد رفتاران با والدين و ناباوران به دين، در حقيقت از رشد و خرد بى بهره اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 20 - 5
5- بى اعتقادى به معاد ، گرايش دهنده انسان به لذّت جويى هر چه بيشتر از امكانات دنيايى
الذين كفروا . .. أذهبتم طيّبتكم ... و استمتعتم بها
مخاطب قرار گرفتن لذّت جويان با عنوان كفر، مى نماياند كه اين وصف در گرايش كافران به لذّت جويى و حرص بر لذّت هاى دنيايى نقشى اساسى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 9 - 1
1 - موضع گيرى ناباورانه در برابر مسأله معاد و روز جزا ، نشان كم عقلى و سطحى نگرى است .
إنّما توعدون لصادق . .. يؤفك عنه من أُفك
«افْك» (مصدر مجهول «يؤفك») به معناى برگردانده شدن است. ضمير در «عنه» به «ما توعدون» يا به «الدين» باز مى گردد. «من اُفك» معادل «مأفوك» است و آن بر انسان كم خرد و ضعيف الرأى اطلاق مى شود; يعنى، كسى كه از نعمت عقل و خرد بهره چندانى ندارد، از وعده هاى قرآن يا روز جزا روى گردان مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 14 - 2
2 - عذاب آتش دوزخ ، دستاورد خود كافران و منكران معاد
ذوقوا فتنتكم
اضافه «فتنة» به «كم»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 9 - 7
7 - ناباورى قوم نوح ، نسبت به معاد و قيامت ، زمينه موضع گيرى خصمانه آنان در قبال نوح ( ع )
كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «كذّبت» - به قرينه آيات پيشين - تكذيب قيامت باشد. كه در اين صورت «فاى تفريع» در «فكذّبوا عبدنا» مى رساند كه تكذيب پيامبران، ريشه در تكذيب معاد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 47 - 1
1 - عذاب اخروى اصحاب شمال ، ره آورد موضع گيرى ناباورانه آنان نسبت به معاد
و أصحب الشمال . .. فى سموم ... و كانوا يقولون ... أءنّا لمبعوثون
استفهام انكارى در عبارت «أئذا متنا. ..و أءنّا لمبعثون»، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 7
7 - تكذيب قرآن و معاد ، از عوامل و زمينه هاى سقوط تدريجى جوامع بشرى
سنستدرجهم من حيث لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 5
5 - انكار معاد ، زمينه ساز گرفتارى به عذاب الهى در آخرت است .
كلاّ سيعلمون
لحن تهديد گونه «كلاّ سيعلمون»، بيانگر مواجه شدن منكران معاد با مجازات الهى و عملى ديدن وعده هاى عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 27 - 5
5 - انكار معاد و حسابرسى قيامت ، عامل طغيان گرى و مايه گرفتارى به عذاب جهنم است .
للطّ-غين . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 28 - 5
5 - باور نداشتن معاد ، زمينه ساز انكار تعاليم الهى و آموزه هاى دينى است .
لايرجون حسابًا . و كذّبوا بايتنا كذّابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 30 - 2
2 - عذاب جهنم و افزايش آن ، نتيجه انكار معاد و تكذيب آيات الهى و عقوبتى متناسب با آن گناهان است .
فذوقوا فلن نزيدكم
«فاء» در «فذوقوا» و «فلن نزيدكم» دلالت مى كند كه چشيدن عذاب فزاينده پيامدى مناسب براى گناهان بيان شده در آيات پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 24 - 1
1 - انكار معاد و تكذيب قرآن ، درپى دارنده عذابى دردناك است .
فبشّرهم بعذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 2
2 - انكار معاد ، مايه سردى روابط انسان ها با يكديگر
الذى يكذّب . .. يدعّ اليتيم . و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 5
5 - انكار معاد ، بر روابط انسان با خلق و خالق ، تأثير منفى گذارده و مايه بى اعتنايى وى به آنها مى گردد .
الذى يكذّب . .. يدعّ اليتيم ... و لايحضّ ... الذين هم عن صلاتهم ساهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 2
2 - بى اعتقادى به معاد و پاداش و كيفر الهى ، مايه بى تفاوتى انسان در برابر ضروريات زندگى مردم
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. و يمنعون الماعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 15
15 - توجه به معاد، پشتوانه رعايت قسط و اخلاص در دين
أمر ربى بالقسط . .. مخلصين له الدين كما بدأكم تعودون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 2 - 5
5 - توجّه به سقوط اخلاقى منكران معاد ، تا حد خشونت با يتيمان ، مايه پرهيز از تكذيب آخرت است .
فذلك الذى يدعّ اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 13
13 - خوف از خداوند و يا معاد ، مانع ظلم و گناه و گرفتار آمدن به عذاب دوزخ
انى اخاف اللّه رب العلمين. انى اريد ان تبوا باثمى ... فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 5
5 - تقوا و در انديشه معاد بودن، راه رسيدن به زندگى برتر و نيكو در آخرت
و للدار الأخرة خير للذين يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 19 - 8
8 - توجه به معاد و سرنوشت تكذيب كنندگان پيامبران بازدارنده انسان از مخالفت با دعوت فرستادگان الهى است .
و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار
با توجه به تقدير «ذكّرهم» يا «أنذرهم» و امثال آن به عنوان عامل «يوم»، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 54 - 5
5 - باور به معاد و توجه به آن ، داراى نقش اساسى در حق پذيرى انسان
سنريهم ءايتنا فى الأفاق . .. ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 7
7 - ياد معاد هنگام تسخير امكانات و برخوردارى از نعمت ها ، زمينه ساز زدايش غرور و غفلت
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه و تقولوا . .. و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
توصيه به يادآورى معاد پس از برخوردارى از نعمت هاى خداوند، مى تواند اشاره به تأثير آن در زدايش غرور و غفلت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 2
2- انكار معاد و ترديد در آن و مغرور شدن به زندگى دنيا ، انديشه و بينشى كفرآميز است .
و ما أظنّ الساعة قائمة . .. قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت بالذى خلقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 6
6- شك در امكان معاد ، شك در قدرت خداوند است .
أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 8
8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق
قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 11
11 - درخواست نزول ملائكه براى خويش و رؤيت خداوند از سوى منكران معاد ، برخاسته از روح طغيان و سركشى در وجود آنان
و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة أو نرى ربّنا لقد استكبروا ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 7
7- ايمان نياوردن مشركان به معاد ، معلول عدم درك حقيقت معاد و استبعاد آن بوده است .
لايؤمنون بالأخرة . .. و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 8
8- عقيده به معاد ، ناسازگار با دنياپرستى و غيرقابل پذيرش براى دنياپرستان است .
أنا أكثر منك مالاً . .. و ما أظنّ الساعة قائمة
مرد ثروت مند، در پى غرور و افتخار به مال و منال و پندار جاودانه بودن آن، به انكار قيامت پرداخت. به نظر مى رسد كه ارتباط اين دو قسمت، به صورت زمينه و نتيجه باشد; يعنى، آنچه كه فرد را به موضع انكار قيامت كشاند، دنياپرستى و فريفته شدن بدان بود. فعل مجهول «رُددت» (برگردانده شوم) - كه حاكى از اجبار شدن است - نيز گوياى نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 5
5 - انديشه معاد و حيات اخروى ، برهم زننده آرامش اشراف و مورد تكذيب أكيد آنان
و قال الملأ من قومه . .. أيعدكم ... أنّكم مخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 9
9 - توحيد و معاد ، دو عقيده محورى و انسان ساز
ان الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أنّهم إلى ربّهم رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 50 - 6،7
6 - عقيده به معاد و بازگشت انسان به سوى خدا پس از مرگ ، عامل نهراسيدن ساحران مؤمن از مجازات مرگ
قال . .. لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف ... قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبو
7 - عقيده به معاد ، عاملى نيرومند در پايبندى انسان به ارزش ها و تحمل دشوارى هاى ناشى از تعهد به آنها
قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 33
33 - اعتقاد به توحيد و معاد ، محور مشترك براى وحدت و همبستگى پيروان اديان آسمانى
اللّه ربّنا و ربّكم . .. اللّه يجمع بيننا و بينكم
بنابراين كه مخاطبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل كتاب باشند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 8
8 - نقش مثبت و سازنده اعتقاد به معاد ، در تربيت آدميان و اصلاح آنان
يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا
مطلب ياد شده از تذكر به آتش دوزخ - به جاى موعظه و توصيه به تقوا و خودسازى و اصلاح خانواده - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 4 - 3
3 - اعتقاد به معاد ، حتى در حد گمان ، بازدارنده انسان از خيانت در سنجش كالاى ديگران
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 34 - 3
3 - محروميت كافران در قيامت از لطف و توجه حق ، نتيجه بى توجهى آنان به معاد است .
و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هذا
برداشت بالا، بر اين مبنا است كه «كما» در «كما نسيتم» براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 10
10 - درك معارف الهى ( توحيد ، معاد و . . . ) و ايمان به آنها ، عاملى اساسى در ايجاد توان فوق العاده در رزمندگان مؤمن
بأنهم قوم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 18 - 2
2- كفر به معاد و انكار حقانيت وعده هاى الهى ، درپى دارنده كيفرى حتمى
فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين . أُولئك الذين حقّ عليهم القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 27 - 4
4 - ناباورى به معاد ، زمينه ساز پيدايش و رشد عقايد خرافى و انحرافى در دين
إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى
از اين كه عدم ايمان به آخرت، موضوع براى عقايد انحرافى و خرافى مشركان قرار داده شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 2
2 - معاد و برپايى قيامت ، نمودى از تدبير خداوند هستى و شايسته حمد و ستايش
إنّ وعد اللّه حقّ . .. و قيل اليوم ننسيكم ... فاليوم لايخرجون ... فللّه الحمد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 3
3 - با وقوع معاد در آينده اى نزديك ، حقايق براى كافران كشف شده و اختلاف آنان درباره حوادث پس از مرگ ، برطرف خواهد شد .
الذى هم فيه مختلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 101 - 1
1 - آغاز رستاخيز و زنده شدن دوباره انسان ها با نفخ صور
فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 259 - 15،17،21
15 - مرگ صد ساله عزير و حيات وى پس از آن ، شاهد و نشانه اى است براى همگان بر زنده شدن مردگان در رستاخيز
قال انّى يحيى هذه اللّه . .. و لنجعلك ايةً للنّاس
17 - زنده شدن الاغ عزير پس از جمع آورى استخوان هاى آن و پوشاندن گوشت بر آنها ، پاسخى به پرسش وى از كيفيّت و امكان حيات مردگان
و انظر الى العظام كيف ننشزها ثمَّ نكسوها لحماً
مراد از «العظام» به قرينه «و انظر الى حمارك»، استخوانهاى همان الاغ است ; چون صرف نگاه به حمار، نشانه اى براى احياى مردگان نيست.
21 - مشاهده زنده شدنِ مردگان ، موجب شناخت قدرت مطلقِ خداوند
فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 12
12- بايد از انكار معاد و سركشى در برابر خداوند ، پرهيز كرد .
أوَلا يذكر الإنسن . .. أيّهم أشدّ على الرحمن عتيًّا ... ثمّ ننجّى الذين اتقوا
در اين مجموعه آيات، آنچه مطرح است مسائل عقيدتى و فكرى، به خصوص در زمينه معاد است. احتمالاً مقصود از «تقوا» در «اتقوا» - به قرينه آيات قبل - همان باور به معاد و پرهيز از خيره سرى و گردن كشى در برابر خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 2
2 - منكران معاد ، هنگام مرگ ملائكه را مشاهده خواهند كرد .
قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين
مراد از «يوم» در آيه شريفه، هم مى تواند هنگام مرگ باشد و هم مى تواند روز قيامت. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 3 - 1،2
1 - منكران معاد در عصر بعثت ، درباره وضعيت انسان پس از مرگ ، تحليل هاى گوناگون و متناقضى ارائه مى كردند .
الذى هم فيه مختلفون
2 - اختلاف نظر كافران درباره معاد ، دليل نابه جا بودن موضع گيرى استهزاآميز آنان است .
عمّ يتساءلون . .. الذى هم فيه مختلفون
توصيف منكران معاد به كسانى كه با هم اختلاف نظر دارند، اشاره به اين است كه نبايد آنان درباره چيزى كه خود درباره آن آراى گوناگون دارند، موضع انكارآميز برگزينند; بلكه بايد آن را محتمل دانسته و از استهزاى معتقدان به آن دست بردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 35 - 2
2- مسأله معاد ، از محور هاى اختلاف مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ هؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 3 - 1،3
1 - منكران معاد در عصر بعثت ، درباره وضعيت انسان پس از مرگ ، تحليل هاى گوناگون و متناقضى ارائه مى كردند .
الذى هم فيه مختلفون
3 - منكران معاد ، در خوددارى از پذيرش آن بر هيچ شيوه و دستاوردى ، اتفاق نظر ندارند .
الذى هم فيه مختلفون
اختلاف منكران معاد، ممكن است در انگيزه ها و روش ها باشد; به اين كه برخى با ترديد و دسته اى با استبعاد، موضع گيرى مى كنند و جمعى عناد ورزيده و گروهى محال بودن آن را معتقداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 17
17- منكران معاد ، توجيه كنندگان كفر خويش ، با روشنفكر مآبى و اتهام ارتجاع به دين
فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
آيه بعد، گوينده «ماهذا إلاّ. ..» را وعده به عذاب داده است. از اين نكته استفاده مى شود كه نسبت دادن «أساطير الأوّلين» به وعده هاى حق، نه از سر جهل و نادانى; بلكه به دليل كفر و گستاخى بوده است و با اين تعبير، كافران توجيه گر كفر خويش بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 3
3- منكران قيامت ، زنده شدن مردگان خاك گشته را امرى بس بعيد مى شمرند .
أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد
استفهام در جمله «أءذا . ..» استفهام انكارى است و تكرار آن دلالت بر شدت انكار و استبعاد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 3،5،8
3- مشركان ، مرگ را به منزله نيستى و نابودى پنداشته و حيات پس از آن را مستبعد مى شمردند .
أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
5- مشركان ، معاد جسمانى را امرى مستبعد و غير ممكن مى دانستند .
و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
از اينكه براى مشركان، بازسازى استخوانهاى خرد شده انسان امرى مستبعد و ناممكن مى نمود، به دست مى آيد كه آنان، معاد جسمانى را غير ممكن مى دانستند.
8- مشركان در انكار معاد ، فاقد استدلال و دليل قطعى و تنها متكى بر استبعاد هستند .
أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
از اينكه مشركان، در انكار معاد تنها به استبعاد پرداختند، نشان مى دهد كه آنان دليلى براى تكذيب خود نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 14
14- منكران معاد ، على رغم دريافت پاسخ شبهات خويش درباره معاد ، با تكان دادن سر همچنان آن را مستبعد مى شمردند .
فسينغضون إليك رءوسهم
تكان دادن سر از سوى مشركان، پس از دريافت پاسخ شبهات خويش درباره معاد، مى تواند به منظور استبعاد معاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 98 - 4
4- انكار معاد از سوى مشركان ، صرفاً متكى بر استبعاد بود نه مبتنى بر دليل و برهان
و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 2،4
2- استبعاد ، از مهم ترين پايه هاى باور و انديشه منكران معاد
أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
مبناى قرآن در نقل سخنان ديگران، گزيده گويى است. نقل اين سخن از منكران معاد، نشانگر اين نكته است كه مهم ترين اساس بينش منكران معاد، همين استبعاد است.
4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ
چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 6
6 - منكران معاد ، متكى به صرف استبعاد و فاقد هرگونه دليل عقلى و يقينى
أفلاتعقلون . .. قالوا أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 67 - 1،2،3
1 - تبديل ذرات خاك به بدن انسانى زنده ، امرى شگفت و باور نكردنى در نظر كافران عصر پيامبر
و قال الذين كفروا أءذا كنّا تربًا . .. أئنّا لمخرجون
كافران مى ديدند كه پيكر مرده انسان در خاك پوسيده و پس از روزگارى تبديل به ذرات خاك مى شود. پذيرش اين مطلب (تبديل دوباره ذرات و عناصر خاكى به بدن انسانى زنده) براى آنان غير قابل باور بود و از آن اظهار شگفتى مى كردند.
2 - كافران ، ناتوان از رد علمى و يقينى معاد و تنها بعيد شمارنده آن
بل ادّرك علمهم فى الأخرة. .. و قال الذين كفروا... أئنّا لمخرجون
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و بسنده كردن كافران به اظهار شگفتى و ناباورى (به جاى اقامه دليل و برهان) مطلب ياد شده به دست مى آيد.
3 - زنده شدن دوباره نسل هاى گذشته تاريخ با همه قدمت آنها ، غيرقابل پذيرش در نظر كافران
أءذا كنّا تربًا و ءاباؤنا أئنّا لمخرجون
آمدن كلمه «آباؤنا» در ضمن استبعاد كافران، ممكن است بدين جهت باشد كه به نظر آنان زنده شدن نياكان به جهت قدمت زمانى، امرى دشوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 1،5،6،7،9
1 - كافران در حيات دوباره انسان ، پس از ناپديد شدن اجزاى او در خاك ، تشكيك كردند .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد
5 - از نظر كافران ، پيوستن اجزاى پراكنده بدن مردگان ، در قيامت ، امرى مستبعد است .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد
«ضللنا» دو معنا دارد: يكى دفن شدن در قبر و ديگرى، تبديل به خاك شدن به گونه اى كه از ديگر اجزاى خاك نتوان تميز داد. طبق معناى دوم، اجزاى بدن انسان از هم جدا شده و در ميان خاك ها پراكنده خواهد شد. بازآفرينى چنين حالتى، براى كافران، مستبعد بوده است.
6 - كافران ، در انكار معاد ، تنها متكى بر استبعادند .
أءنّا لفى خلق جديد
7 - انكار لقاى پروردگار و نفى هرگونه مسؤوليت از انسان ، انگيزه اصلى كافران در محال شمردن معاد است .
و قالوا أءذا . .. بل هم بلقاء ربّهم كفرون
9 - كافران ، نه تنها در معاد ترديد دارند بلكه منكر صريح آن اند .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كفرون
احتمال دارد كه «بل هم بلقاء ربّهم كافرون» ترقى از «أءذا ضللنا. ..» به جزم در نفى معاد باشد. لازم به ذكر است كه مراد از «لقاء ربّ» در صورتى كه معادل با معاد باشد، نكته ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 28 - 8
8 - كافران ، درباره لحظه وقوع قيامت ، ناباور بودند و آن را محال مى دانستند . *
و يقولون متى هذا الفتح إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 7 - 2،3
2 - كافران ، به خاطر استبعاد معاد ، منكر آن بودند .
و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد
از تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق. ..» استفاده مى شود كه آنان از طرح مسأله معاد شگفت داشتند و چنين امرى آنان را به انكار معاد واداشته بود.
3 - بازآفرينى انسان ها پس از قطعه قطعه و پراكنده شدن اجزاى بدنشان ، امرى ناشدنى در ديدگاه كافران
و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد
«مزق» در لغت به معناى پاره پاره شدن و قطعه گرديدن است (العين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 8 - 4،6
4 - كافران ، بازآفرينى انسان ها را - پس از قطعه قطعه شدن - از سوى خداوند ، امرى ناشدنى مى دانستند .
هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم . ..أفترى على اللّه
كافران مدعى بودند كه امر بازآفرينى انسان ها در قيامت - كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح مى كند - افترا به خداوند است. احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان اين امر را حتى براى خدا ناشدنى مى دانستند. ازاين رو مى گفتند اسناد چنين امرى به خدا، دروغ بستن به او است.
6 - كافران ، امكان بازآفرينى انسان ها را پس از قطعه قطعه و پراكنده شدن ، امرى عقلانى نمى دانستند .
و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه
اين كه كافران به خاطر اظهار امكان تجديد حيات انسان ها پس از مرگ، به آن حضرت نسبت جنون دادند; به دست مى آيد كه احتمالاً آنان چنين اظهاراتى را اصلاً عاقلانه نمى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 5
5 - مشركان آفرينش مجدد انسان ها را در قيامت ، امرى بعيد و غيرممكن و بسيار سخت مى دانستند .
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 16 - 3
3 - برپايى قيامت و حيات دوباره انسان ها پس از متلاشى شدن بدن ، امرى غيرممكن و بس بعيد در نظر مشركان
أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 17 - 1
1 - مشركان ، تجديد حيات نياكانشان را پس از مرگ و تبديل شدن آنان را به خاك و استخوان ، امرى بسيار بعيد و غير قابل قبول مى دانستند .
أءنّا لمبعوثون . أوَ ءاباؤنا الأوّلون
«ءاباؤنا» مبتدا و خبر آن - به قرينه خبر موجود در آيه قبل (لمبعوثون) - حذف شده است. اين جمله (مبتدا و خبر) عطف بر جمله قبل (ءإنا لمبعوثون) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 53 - 1
1 - اظهار ترديد كردن كافران در زنده شدن انسان ها پس از مرگ ، هنگام رو به رو شدن با مؤمنان
إنّى كان لى قرين . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمدينون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 5
5- انكار معاد از سوى كافران ، متكى بر استبعاد و نه مستند به دلايل متقن
أتعداننى أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى
آنچه در آيه به عنوان دليل انكار معاد از قول فرد كافر، بيان شده، تنها پرسشى است آميخته با انكار و استبعاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 3 - 2
2- انكار معاد از سوى كافران ، متكى بر استبعاد و نه دليل قطعى
أءذا متنا و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 48 - 3
3 - كافران ، براى انكار قيامت فاقد برهان اند و جز استبعاد و شگفت آور بودن برپايى آن ، دليلى ندارند .
أءنّا لمبعوثون . أو ءاباؤنا الأوّلون
برداشت ياد شده از آن جا است كه دو آيه مورد بحث - كه درصدد بيان دلايل انكار معاد از سوى كافران است - مطلبى از آنان جز استبعاد و شگفتى آنان ياد نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 4
4 - استبعاد و ترديد در توانايى خداوند ، مشكل و بهانه كافران در پذيرش مسأله معاد و احياى مردگان
أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
طرح مسأله توانايى خداوند بر احياى مردگان به صورت سؤال، نشان دهنده حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 10 - 2،3،4
2 - منكران معاد ، زنده شدن اهل قبور را شگفت آور خوانده و آن را بعيد مى شمارند .
يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة
يكى از معانى «حافرة» قبر است (مفردات راغب). قيد «فى الحافرة» حال و مفاد جمله «أءنّا ...» اين است كه آيا ما در حالى كه در قبر هستيم، به زندگى بازگردانده خواهيم شد؟!
3 - استبعاد ، تنها واكنش منكران معاد
يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « أءنّا لمردودون فى الحافرة » يقول : فى الخلق الجديد ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أءنّا لمردودون فى الحافرة» روايت شده كه فرمود: خدا مى فرمايد: [مشركان مى گويند: آيا ما] در آفرينش مجدد [بازمى گرديم؟]»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 11 - 1،3
1 - انسان در ديدگاه منكران معاد ; پس از مرگ نابود شده و از او چيزى جز استخوان هاى پوسيده باقى نمى ماند .
أءذا كنّا عظمًا نخرة
«نَخير»; يعنى، صداى بينى و «نخرة» به استخوان كهنه و پوسيده اى گفته مى شود كه با اندك تماسى از هم بپاشد و چنانچه قدرى از آن باقى باشد - به گونه اى كه با وزش باد به صدا درآيد - به آن «ناخر» مى گويند. (لسان العرب)
3 - استبعاد تنها واكنش منكران معاد ، در برابر هشدار هاى الهى نسبت به حوادث پس از مرگ
أءذا كنّا عظمًا نخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 98 - 3
3- كافران ، حيات دوباره انسان را پس از تبديل شدن به خاك و استخوان پراكنده ، بعيد مى شمردند .
و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 7 - 7
7 - منكران وقوع قيامت ، در صدد بودند تا با طرح عدم امكان بازآفرينى اجساد قطعه قطعه شده انسان ها پس از مرگ ، عقيده خود را توجيه كنند .
و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 3
3 - زنده شدن انسان ها پس از تبديل شدن به استخوان كهنه و پوسيده ، امرى شگفت آور و ناممكن در ديدگاه كافران
قال من يحىِ العظم و هى رميم
«من» در آيه شريفه براى استفهام انكارى و تعجبى است و «رميم» به معناى كهنه و پوسيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 3 - 1،5
1- زنده شدن دوباره انسان ، پس از مردن و خاك شدن ، امرى بعيد از نظر كافران
أءذا متنا و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد
5- متلاشى شدن اجزاى بدن در خاك ، محور اشكال كافران در مسأله معاد
و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 47 - 3
3 - كافران ، زنده شدن انسان را پس از تبديل شدن وى به خاك و استخوان ، غيرقابل باور مى پنداشتند .
و كانوا يقولون أئذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 9
9 - منكران معاد ، گرفتار خود بزرگ بينى و استكبار در درون جان خويش
و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. لقد استكبروا فى أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 1
1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى
سنستدرجهم . .. و أُملى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 6 - 3
3 - وعده معاد ، مورد استهزا و ريشخند كافران عصر بعثت
فسيأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون
موضوع مورد استهزا به قرينه آيه بعد - كه استدلال براى امكان معاد است - مسأله رستاخيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 19
19- منكران معاد ، پس از مشاهده ناكامى خويش در انكار معاد ، آن را به استهزا گرفتند .
فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو
اين احتمال كه سر تكان دادن آنان (فسينغضون إليك رءوسهم) از روى استهزا بوده، استفاده مى شود كه آنان درصدد استهزاى معاد برآمده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 1
1 - تمسخر و ريشخند ، برخورد منكران معاد در برابر گزارش هاى رستاخيز
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
فعل «قالوا» ممكن است از صدور اين گفتار در قيامت خبر دهد كه ماضى بودن آن، براى بيان قطعى بودن آن است و نيز مى تواند حاكى از گفته كافران در دنيا باشد. برداشت ياد شده، براساس دومين احتمال است. «تلك» - كه اشاره به بعيد است - مؤيد اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 14 - 2
2 - منكران معاد ، آيات مربوط به آن را ، عارى از حقيقت پنداشته و شوخى قلمداد مى كردند .
و ما هو بالهزل
هدف از توصيف قرآن به دورى از مزخرفات و مهملات، بيان اوصاف قرآن نيست; زيرا در توصيف چيزى، به بيان حداقل كمال آن
بسنده نمى شود. بنابراين مراد، نفى پندار مخالفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 23 - 5
5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت
فاهدوهم إلى صرط الجحيم
به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 2
2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ
ما لكم لاتناصرون
برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 19
19- منكران معاد ، پس از مشاهده ناكامى خويش در انكار معاد ، آن را به استهزا گرفتند .
فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو
اين احتمال كه سر تكان دادن آنان (فسينغضون إليك رءوسهم) از روى استهزا بوده، استفاده مى شود كه آنان درصدد استهزاى معاد برآمده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 1
1 - حيات مجدد انسان ها و بيرون آوردن آنان از گورهايشان در روز رستاخيز ، مورد انكار و استهزاى اشراف كافر جامعه پس از نوح
أيعدكم . .. أنّكم مخرجون
استفهام در «أيعدكم» براى تهكم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 83 - 3
3 - وعده معاد ، مورد استهزا و ريشخند كافران در طول تاريخ
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . .. لقد وعدنا ... هذا من قبل إن هذا إلاّ أسطير
با توجه به، به كارگيرى كلمه «هذا»، كه براى اشاره به نزديك و بيانگر نوعى تحقير نسبت به موضوع بسيار مهمى چون معاد است، برداشت قوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 12 - 3
3 - مشركان - به رغم مشاهده عظمت آفرينش و آيات الهى در طبيعت - تعاليم قرآن ( معاد و احياى مجدد انسان ها و توحيد ربوبى و . . . ) را به تمسخر مى گرفتند .
إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت و يسخرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 12 - 2
2 - پندارگرايان دنيا زده غافل ، درصدد انكار معاد با تمسخر و استهزا *
الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون . يسئلون أيّان يوم الدّين
از ارتباط «يسئلون. ..» با آيات پيشين، استفاده مى شود كه اين سؤال نمونه اى از غفلت و دنيازدگى آنان است كه گاه اصل را انكار مى كنند و گاه با پرسش از زمان معاد، آن را بعيد و غير علمى مى نمايانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 47 - 2
2 - خبر زنده شدن دوباره انسان در روز رستاخيز ، مورد استهزا و ريشخند كافران
و كانوا يقولون أئذا متنا. .. أءنّا لمبعوثون
برداشت بالا، بدان احتمال است كه استفهام در آيه شريفه، براى استهزا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 2
2 - كافران عصر بعثت ، وعده معاد را ، به تمسخر گرفته و درباره حقايق آن پرسش ها و شبهه هايى بر سر زبان ها مى انداختند .
عمّ يتساءلون
تهديد پرسشگران با جمله «سيعلمون» - در آيات بعد - اين احتمال را تقويت مى كند كه هدف آنان از پرسش ها، كشف حقيقت نبود; بلكه آنان در پى ايجاد سؤال و شبهه در ذهن ديگران و طعنه و كنايه زدن به وعده معاد بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 3 - 2
2 - اختلاف نظر كافران درباره معاد ، دليل نابه جا بودن موضع گيرى استهزاآميز آنان است .
عمّ يتساءلون . .. الذى هم فيه مختلفون
توصيف منكران معاد به كسانى كه با هم اختلاف نظر دارند، اشاره به اين است كه نبايد آنان درباره چيزى كه خود درباره آن آراى گوناگون دارند، موضع انكارآميز برگزينند; بلكه بايد آن را محتمل دانسته و از استهزاى معتقدان به آن دست بردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 1
1 - تمسخر و ريشخند ، برخورد منكران معاد در برابر گزارش هاى رستاخيز
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
فعل «قالوا» ممكن است از صدور اين گفتار در قيامت خبر دهد كه ماضى بودن آن، براى بيان قطعى بودن آن است و نيز مى تواند حاكى از گفته كافران در دنيا باشد. برداشت ياد شده، براساس دومين احتمال است. «تلك» - كه اشاره به بعيد است - مؤيد اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 14 - 2
2 - منكران معاد ، آيات مربوط به آن را ، عارى از حقيقت پنداشته و شوخى قلمداد مى كردند .
و ما هو بالهزل
هدف از توصيف قرآن به دورى از مزخرفات و مهملات، بيان اوصاف قرآن نيست; زيرا در توصيف چيزى، به بيان حداقل كمال آن بسنده نمى شود. بنابراين مراد، نفى پندار مخالفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 71 - 3
3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران
لقد وعدنا هذا. .. و يقولون متى هذا الوعد
مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 27 - 2
2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت
فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا
زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 8 - 2
2 - صحنه برپايى قيامت براى منكران معاد ، صحنه اى هراس انگيز و اضطراب آور خواهد بود .
قلوب يومئذ واجفة
مراد از «قلوب» - به قرينه «يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة» در آيات بعد - قلب منكران معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 68 - 4
4 - در پندار كافران ، عقيده به معاد ، باورى ارتجاعى و افسانه اى ساخته و پرداخته پيشينيان است .
و قال الذين كفروا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين
«أسطوره» (مفرد «أساطير») معادل افسانه است و آن عبارت از هر حكايت و قصه بى اصل و دروغ است كه به قصد اخلاقى يا سرگرم كردن ساخته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 4
4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 1
1 - انسان هاى متذكر و متوجه به نعمت هاى الهى و تدبير خداوندى ، معترف به معاد و رستاخيز
و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا . .. و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 32 - 8
8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن
قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين
از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 4
4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 32 - 8
8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن
قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين
از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 8
8 - معاد ( رستاخيز انسان و جهان ) مادى و جسمانى است .
إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده
«اعادة» به معناى بازگرداندن خود شىء است. اعاده خود جهان آفرينش و انسان در روز رستاخيز، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 68 - 2
2 - كافران عصر بعثت ، مطلع از وجود مسأله اى به عنوان قيامت و معاد در ميان نسل هاى پيشين
لقد وعدنا هذا نحن و ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 12
12- امكان وقوع رستاخيز و نيز وجود نيرويى قادر به انجام آن ، دو موضوع زيربنايى در اثبات معاد است .
قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم
در آيه پيش، سؤال از امكان تبديل شدن استخوانهاى خرد شده به انسان مطرح شد و با فرض امكان آن، در اين آيه، قدرتى كه قادر به تحقق آن باشد مطرح گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 5
5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .
سنستدرجهم
«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 2
2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان
سنستدرجهم. .. و أُملى لهم
عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 2
2 - انذار پيوسته مردم به معاد ، از سوى پيامبر جامعه پس از نوح
هيهات هيهات لما توعدون
به كارگيرى فعل مضارع، بيانگر اين نكته است كه پيامبران جامعه پس از نوح، مردم را مستمراً نسبت به مسأله قيامت و معاد، بيم
مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 83 - 2
2 - وعده رستاخيز و هشدار مردمان به آن ، رسالت مشترك همه پيامبران
وعدنا نحن و ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 15 - 3
3 - بى تأثير ساختن هشدار هاى قرآن درباره معاد ، محور نيرنگ هاى كافران
إنّه لقول فصل . .. إنّهم يكيدون كيدًا
به قرينه آيات پيشين، مصداق بارز كيد و مكر كافران، توطئه براى جدى نگرفتن هشدارهاى قرآن به معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 3 - 6
6- معاد مورد انذار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معادى جسمانى و نه صرفاً روحانى
جاءهم منذر . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد
گفتنى است كه اشكال كافران در زمينه معاد جسمانى بوده و پذيرش گرد آمدن دوباره اجزاى بدن بر ايشان دشوار بوده است. اين نشان مى دهد كه آنان، از انذار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، معاد جسمانى را فهميده اند. آيه شريفه هم اصل فهم ايشان را رد نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 7،9
7 - تهديد شدن منكران معاد از سوى خداوند ، به فرو بردن در زمين
إن نشأ نخسف بهم الأرض
9 - تهديد شدن منكران معاد ، به سقوط قطعه هايى از آسمان بر سرشان
إن نشأ . .. أو نسقط عليهم كسفًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 9 - 5
5 - حسابرسى نهان كارى هاى انسان و چشيدن كيفر آن ، از اهداف معاد است .
إنّه على رجعه لقادر . يوم تبلى السرائر
«يوم» ظرف براى «رجعه» و بيانگر آن است كه ارجاع دوباره انسان، روزى به وقوع خواهد پيوست كه از مشخصات آن، محاسبه اعمال پنهانى و نيت هاى انسان براى تشخيص ميزان كيفر او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 3 - 3
3- معاد ، از مهم ترين انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى آدميان
جاءهم منذر . .. أءذا متنا ... ذلك رجع بعيد
از ارتباط «أءذا متنا» - كه در مورد قيامت است - با تعبير «منذر» در آيه قبل، استفاده مى شود كه يكى از محورهاى عمده انذارهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسأله معاد بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 4
4- ايمان به رستاخيز و معاد ، از تعاليم مهم دين و آموزه هاى قرآن است .
و قالوا أءذا . .. لمبعوثون خلقًا جديدًا
ذكر مسأله معاد پس از بيان موضوع قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ميان ساير تعاليم دين، حكايت از جايگاه ويژه آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 13
13- يقين به حقانيّت وعده هاى خداوند و باور به معاد ، تكليفى الهى و معرفتى ارجمند است .
أعثرنا عليهم ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لا ريب فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 14
14- ايمان به معاد و لقاى پروردگار ، در مجموعه اصول عقيدتى ، داراى اهميت خاصى است .
كفروا بأيت ربّهم و لقائه . .. فلانقيم لهم يوم القيمة وزنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 15 - 11
11 - آشنا شدن مردم با معاد و باور داشتن آن ، از اهداف نزول وحى
يلقى الروح . .. لينذر يوم التلاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 95 - 2
2 - ايمان آوردن به معاد و دست برداشتن از انكار و تكذيب آن ، توصيه أكيد الهى به همه كافران و تكذيب گران
و أمّا إن كان من المكذّبين . .. إنّ هذا لهو حقّ اليقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 4 - 4
4 - ضرورت تلاش براى بالا بردن آگاهى هاى خويش درباره معاد و تقويت ايمان به آن
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى به استبعاد منكران معاد
قالوا أءذا كنّا عظمًا . .. قل كونوا حجارة أو حديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 7 - 1
1 - لزوم توجّه به معاد و غفلت نداشتن از قيامت و زمان حضور در پيشگاه خداوند
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون . .. كلاّ
حرف «كلاّ» براى ردع است و مخاطب را از رويه اى كه جملات پيشين بر آن دلالت داشت، بازمى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 18 - 1
1 - لزوم توجّه به معاد و غفلت نداشتن از قيامت
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون . .. كلاّإنّ كتب الفجّار ... كلاّ إنّ كتب الأبر
حرف «كلاّ» در اين آيه، مفاد «كلاّ» در آيه مربوط به فاجران را تأكيد مى كند. مقابله «أبرار» با «فجّار» بيانگر اين ارتباط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 53 - 5
5 - عقيده به معاد ، ركن ركين دين و داراى جايگاه بلند در ميان اصول اعتقادى
أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمدينون
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته كه بهشتيان از ميان اصول و مبانى دينى، تنها به مسأله معاد پرداخته و انكار آن را از جانب كافران مطرح مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 4 - 4
4 - ضرورت تلاش براى بالا بردن آگاهى هاى خويش درباره معاد و تقويت ايمان به آن
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 8
8- معاد و قيامت ، از مهم ترين موضوعات معرفت دينى پس از توحيد *
و ما أمر الساعة إلاّ كلمح البصر
برداشت فوق، با استفاده از ارتباط آيات و اينكه در آيات گذشته، محور اصلى موضوع توحيد و پرهيز از شرك بود و در اين آيه سخن از برپايى قيامت مى باشد به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى به استبعاد منكران معاد
قالوا أءذا كنّا عظمًا . .. قل كونوا حجارة أو حديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 3
3- خلقت آسمان ها و زمين ، به مراتب مهمتر از حيات دوباره انسان پس از مرگ است .
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 16
16- توجه به مبدأ و معاد دو اصل عمده در بينش توحيدى است .
ما مكّنّى فيه ربّى خير . .. و كان وعد ربّى حقًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 115 - 5
5 - زندگى دنيوى ، در پرتو وجود معاد و حيات اخروى ، ارزشمند و هدفدار مى شود .
أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثًا و أنّكم إلينا لاترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 6 - 4
4 - معاد ، موضوعى بس مهم و در خور توجه
أنبؤا ما كانوا به يستهزءون
واژه «نبأ» به خبر و حادثه اى اطلاق مى شود كه مهم و شايان توجه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 88 - 13
13 - توحيد و معاد ، دو ركن اساسى تعليمات پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لاتدع مع اللّه . .. و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 6
6 - آفرينش آسمان ها و زمين ، بسى مهم تر و با عظمت تر از آفرينش مجدد انسان ها است .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
شگفت آور بودن انكار معاد از سوى كافران - على رغم مشاهده قدرت خدا بر خلق جهان طبيعت - مى تواند ناشى از اين حقيقت باشد كه آفرينش جهان طبيعت، بسى مهم تر و با عظمت تر از خلق مجدد يكى از پديده هاى طبيعت (يعنى انسان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 11 - 7
7 - مسأله معاد و فهم چگونگى و امكان آن ، از دل مشغولى هاى مهم بشر
كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 8
8 - مسأله معاد ، مهم ترين عقيده پس از توحيد و يگانه پرستى
له ملك السموت و الأرض . .. و عنده علم الساعة و إليه ترجعون
طرح مسأله قيامت و معاد، پس از تبيين فرمانروايى يگانه خداوند، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 35 - 4
4- معاد و اعتقاد به حيات اخروى ، از نخستين تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ هؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 2
2- وجود معاد و حيات اخروى ، معنادهنده به آفرينش آسمان ها و زمين و ساير پديده هاى جهان
إنّ هؤلاء ليقولون . .. و ما خلقنا السموت ... لعبين
خداوند، پس از بيان عقيده باطل كافران در زمينه نفى معاد و در جهت تبيين ضرورت معاد، به هدف مند بودن آفرينش اشاره كرده است; يعنى، اگر زندگى در حيات دنيا خلاصه شود، آفرنيش معنايى عالمانه و حكيمانه پيدا نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 9
9 - لازمه حقانيت آفرينش ، وجود معاد و عالمى ديگر ، غير از جهان مادى دنيوى
خلقنا . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون
چنانچه زندگى انسان، محدود به حيات دنيوى وى باشد، بسيارى از نابرابرى ها و بى عدالتى ها جبران نشده و حق حاكم نمى گردد. از اين بيان مى توان استفاده كرد كه لازمه حق بودن آفرينش، وجود جهان ديگرى پس از اين جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 5 - 6
6 - تلاش پيگير و مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى متوجه ساختن مردم به مسأله معاد
إنّما توعدون لصادق
فعل مضارع «توعدون» - كه مفيد استمرار است - نشان مى دهد كه مسأله قيامت، يكى از مسائل مهم است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صورت پيوسته مردم را به آن تذكر مى داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 47 - 4
4 - بيان توحيد و ضرورت معاد ، از تعاليم مشترك كتاب هاى آسمانى
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّ إلى ربّك المنتهى ... و أنّ عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 8
8 - انسان و احياى مجدد او در روز رستاخيز ، از مباحث اساسى و محورى قرآن در دوره نخستين رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لا أقسم بيوم القيمة . .. أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه ... أيحسب الإنسن أن يتر
برداشت ياد شده، به اين سبب است كه اين سوره - كه از سوره هاى مكى و نازل شده در مرحله نخستين رسالت است - از آغاز تا پايان، درباره دو موضوع انسان و قيامت بحث كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 2 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سال هاى نخست رسالت ، معاد و حوادث جهان آخرت را به مردم مكه ابلاغ كرده بود .
عن النبأ العظيم
اطلاق «نبأ» بر معاد، گوياى اين حقيقت است كه حوادث آن، براى مردم گزارش شده بود و از نازل شدن اين سوره در مكه، دانسته مى شود كه خبر معاد، در نخستين سال هاى رسالت ابلاغ شده بود.
2 - معاد و جهان آخرت ، رخدادى با عظمت در نظام هستى است .
عن النبأ العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 4
4 - بهره مند ساختن ساكنان زمين از آسمان هاى محكم و استوار ، دليل قدرت خداوند و ضرورت معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 10
10 - معادِ انسان ها ، جلوه ربوبيت خداوند بر آنان است .
بلى إنّ ربّه
ايمان به معاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 15
15 - ايمان به بازگشت و رجعت آدمى به سوى خداوند ، برانگيزاننده انسان ها به پيكار در راه او و انفاق
و قاتلوا فى سبيل اللّه . .. من ذا الّذى يقرض اللّه ... و اليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 260 - 6،12
6 - ايمان ابراهيم ( ع ) به اصل معاد و احياى مردگان
قال اولم تؤمن قال بلى
12 - دانايى به چگونگى احياى مردگان از جانب خداوند ، شرط ايمان به اصل معاد نيست .
ربّ ارنى كيف تحيى الموتى قال اَوَلم تُؤمِن قال بلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 13
13 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات او ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، حبل الهى است . *
ضربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه ... ليسوا سواءً من اهل الكتب ... يؤمن
به نظر مى رسد صفات مذكور، بيانگر «حبل اللّه» است; چون دارندگان اين صفات، قطعاً از ذلت به دور هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 10
10 - هابيل ، معتقد به معاد و معارف دين و داراى يقين به بهشت و دوزخ و آگاه به كيفر و پاداش اعمال
انى اخاف اللّه رب العلمين . .. تبوأ باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 60 - 3
3 - ايمان به يگانگى خداوند و لزوم پرستش او و باور به معاد ، پندارهايى باطل و واهى در ديدگاه اشراف قوم نوح
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 10
10 - درك معارف الهى ( توحيد ، معاد و . . . ) و ايمان به آنها ، عاملى اساسى در ايجاد توان فوق العاده در رزمندگان مؤمن
بأنهم قوم لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 45 - 9
9 - تكذيب و انكار معاد ، ضلالت و گمراهى ; و ايمان و اعتراف به آن ، هدايت است .
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه و ما كانوا مهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 18
18- اعتقاد و باور جزمى انسان ها به معاد و لقاى خداوند ، از هدف هاى قرآن در بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خدا و سلطه او بر هستى است .
يفصّل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات قرآنى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 8
8- باور به ربوبيّت خدا بر انسان ها ، وادار كننده انسان به پذيرش قيامت و زنده شدن مردگان براى حضور در صحنه آخرت
أُولئك الذين كفروا بربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 15،21
15- در بينش الهى ، ايمان به مبدأ و معاد ، از عمل صالح تفكيك ناپذير است .
إلهكم إله وحد فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صلحًا
ارتباط جملات اين آيه به هم با حرف «فاء» - كه معناى تفريع دارد - بر اين معنا شاهد است كه هريك از اين مراحل، لازمه انفكاك ناپذير مرحله قبل است; يعنى، موحّد بايد به لقاى پروردگار اميدوار باشد و كسى كه اين چنين است، بايستى عمل صالح پيشه كند.
21- ايمان به توحيد و نبوت و معاد و دعوت به انجام دادن عمل صالح ، چكيده دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل إنّما أنا بشر . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا
جمله «يوحى إلىّ . ..» نبوت و «أنّما إلهكم...» توحيد و «يرجو لقاء ...» معاد و «عملاً صالحاً» عمل صالح را مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 74 - 2
2 - ايمان به معاد و روز جزا ، از شاخصه هاى انديشه اعتقادى اديان آسمانى
و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنكبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 52 - 2
2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .
يقول أءنّك لمن المصدّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 36 - 1
1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .
فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 51 - 4
4- ساحت تقواپيشگان ، به دور از گناه و ترديد در معاد و حقايق اخروى
إنّ هذا ما كنتم به تمترون . إنّ المتّقين
از مقابله ميان متقين و گروه پيشين - كه با وصف «الأثيم» و «كنتم به تمترون» ياد شده اند - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 6 - 4
4 - توجّه به آفرينش زمين و ويژگى هاى آن ، مايه پى بردن به قدرت خداوند و زمينه ساز پذيرش معاد است .
عن النبأ العظيم . .. ألم نجعل الأرض مهدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 10 - 4
4 - انديشيدن درباره ماهيت شب و ويژگى هاى آن ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. و جعلنا الّيل لباسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 11 - 5
5 - توجّه به آسان سازى امور زندگانى انسان با آفرينش روز و ويژگى هاى آن ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و جعلنا النهار معاشًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 13 - 3
3 - مطالعه در ويژگى هاى خورشيد و فوايد آن براى انسان ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و جعلنا سراجًا وهّاجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 14 - 6
6 - توجّه به نزول باران و هدفدار بودن باران زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا
توجّه به نعمت باران، مى تواند انسان را به اين نكته رهنمون سازد كه اين نعمت ها، به گزاف در اختيار انسان قرار داده نشده و هدف از آن، جز با معاد تحقق نيافتنى است. هم چنين مى تواند بيانگر اين باشد كه حيات زمين مرده به وسيله باران، نمونه بارزى براى زنده شدن مردگان است و استبعاد معاد وجهى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 30 - 3
3 - توجّه به مراحل پيدايش زمين و تحوّل آن به جايگاهى قابل استفاده جانداران ، مايه پى بردن انسان به قدرت خداوند و زمينه باور داشتن معاد
ءأنتم أشدّ . .. و الأرض بعد ذلك دحيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 18 - 2
2 - توجّه به ماده اوليه خلقت انسان و سير پيدايش وى ، مانع كفر به خداوند و قدرت او و زمينه ساز باور به معاد
قتل الإنسن ماأكفره . من أىّ شىء خلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 19 - 4
4 - توجّه انسان به پيدايش او از نطفه اى ناچيز ، بازدارنده وى از كفرورزى به خداوند و قدرت او و مايه باور به معاد است .
ما أكفره . .. من نطفة خلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 6
6 - پذيرش معاد و ترك كفر ، فرمان خداوند به همه انسان ها است .
ما أكفره . .. ثمّ إذا شاء أنشره ... ما أمره
از مصاديق بارز «ما أمره» - به قرينه آيات پيشين - كنار نهادن كفر و پذيرش معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 2
2 - بررسى قوانين حاكم بر آسمان و فضاى بالا ، زمينه ساز باور به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 5
5 - توجّه به حكمت برتر خداوند ، زمينه ساز پذيرش معاد
فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين
ايمان به معاد در دوران اصحاب كهف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 19
19- برخى از ساكنان شهر مسكونى اصحاب كهف ، به هنگام بيدار شدن آنان ، به حقانيّت معاد معتقد بودند .
أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 18
18- منكران معاد پس از دريافت دليل هاى قاطع و غير قابل انكار قرآن بر حقانيت معاد به طرح مسائلى بى ثمر و بى تأثير در اصل مسأله معاد ، روى آوردند .
و يقولون متى هو
منكران معاد على رغم پرسشهاى به ظاهر استدلالى نخستين، به پرسشهايى روى آوردند كه نه ثمرى براى آنان داشت و نه حقانيت معاد بر دانستن آنها متكى بود چه اينكه قيامت واقعيتى است حتمى الوقوع و دانستن و ندانستن زمان آن، در آن واقعيت تأثيرى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 15 - 4
4 - جدى نگرفتن هشدار هاى قرآن به معاد و شوخى قلمداد كردن آن ، دسيسه كافران در مقابله با آيين الهى
و ما هو بالهزل . إنّهم يكيدون كيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 3
3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .
بل . .. يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 6
6- نفى معاد ، مبتنى بر ترديد و استبعاد و فاقد هرگونه دليل قطعى است .
و ما أظنّ الساعة قائمة
بيان نفى قيامت با فعل «ما أظنّ» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه انكارِ معاد، بر مبناى استبعاد است نه اين كه منكران به آن قطع داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 6
6- نفى معاد ، مبتنى بر ترديد و استبعاد و فاقد هرگونه دليل قطعى است .
و ما أظنّ الساعة قائمة
بيان نفى قيامت با فعل «ما أظنّ» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه انكارِ معاد، بر مبناى استبعاد است نه اين كه منكران به آن قطع داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 12
12- منكران معاد ، با مشاهده حضور خود در صحنه قيامت ، به عمق نادرستى پندار خويش پى مى برند .
بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
تعبير «بل زعمتم. ..» در حقيقت، بازگو كننده حال كسى است كه على رغم باور خويش، خود را در صحنه قيامت مى بيند و از اين جهت شرمسار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 10
10 - تكذيب معاد ، امرى غير مستند و فاقد دليل
ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و ما لهم بذلك من علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 5
5- انكار معاد از سوى كافران ، متكى بر استبعاد و نه مستند به دلايل متقن
أتعداننى أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى
آنچه در آيه به عنوان دليل انكار معاد از قول فرد كافر، بيان شده، تنها پرسشى است آميخته با انكار و استبعاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 10 - 2
2 - انكار معاد ، متكى بر گمان و فاقد دليل يقينى
قتل الخرّصون
«خرص» به معناى سخنى است كه مبتنى بر ظن و گمان و فاقد پايه علمى است. از آن جايى كه قبل و بعد اين آيه، در مورد روز جزا است، استفاده مى شود كه موضوع ياوه سرايى اينان، مسأله انكار معاد بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 4
4 - انكار معاد ، با وجود هشدار هاى قرآن ، نكوهيده ، شگفت آور و فاقد برهان است .
فما لهم لايؤمنون
«ما» اسم استفهام است و مراد از استفهام در اين موارد، تعجّب همراه با توبيخ است. تغيير سياق كلام از خطاب در «لتركبنّ» به غايب در «لهم»، بر نكوهش افزوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 11
11- نفى معاد ، مبتنى بر پندار و فاقد اساسى علمى و يقينى است .
بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
«زعم» عقيده و گفتارى است كه مبتنى بر گمان باشد. «موعد» اسم زمان به معناى زمان وعده است. در اين آيه، منظور از موعد، قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 8
8- مشركان در انكار معاد ، فاقد استدلال و دليل قطعى و تنها متكى بر استبعاد هستند .
أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
از اينكه مشركان، در انكار معاد تنها به استبعاد پرداختند، نشان مى دهد كه آنان دليلى براى تكذيب خود نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 98 - 4
4- انكار معاد از سوى مشركان ، صرفاً متكى بر استبعاد بود نه مبتنى بر دليل و برهان
و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 6
6 - منكران معاد ، متكى به صرف استبعاد و فاقد هرگونه دليل عقلى و يقينى
أفلاتعقلون . .. قالوا أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 48 - 3
3 - كافران ، براى انكار قيامت فاقد برهان اند و جز استبعاد و شگفت آور بودن برپايى آن ، دليلى ندارند .
أءنّا لمبعوثون . أو ءاباؤنا الأوّلون
برداشت ياد شده از آن جا است كه دو آيه مورد بحث - كه درصدد بيان دلايل انكار معاد از سوى كافران است - مطلبى از آنان جز استبعاد و شگفتى آنان ياد نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 34 - 1
1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت
و قيل اليوم ننسيكم
نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 11 - 1
1 - انسان در ديدگاه منكران معاد ; پس از مرگ نابود شده و از او چيزى جز استخوان هاى پوسيده باقى نمى ماند .
أءذا كنّا عظمًا نخرة
«نَخير»; يعنى، صداى بينى و «نخرة» به استخوان كهنه و پوسيده اى گفته مى شود كه با اندك تماسى از هم بپاشد و چنانچه قدرى از آن باقى باشد - به گونه اى كه با وزش باد به صدا درآيد - به آن «ناخر» مى گويند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 2
2 - منكران معاد ، حيات دوباره انسان ها را پس از مرگ ، حياتى بى ثمر و سراسر زيان وانمود مى كنند .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
«كرّة»; يعنى، رجوع. نسبت دادن زيان كارى به رجوع - نه رجوع كنندگان - مبالغه در ترسيم زيان كارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 29 - 2
2 - منكران معاد داراى بينشى سطحى و مادى هستند.
و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 6
6- منكران معاد ، بر اين پندار بودند كه خداوند خود ، انسان هاى مرده را زنده نمى كند .
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 4
4 - در نظر منكران معاد ، انسان موجودى صرفاً مادى و جسمانى است .
أيعدكم . .. و كنتم ترابًا و عظمًا أنّكم مخرجون
از اين كه اشراف، خاك و استخوان شدن را به خود انسان نسبت داده اند نه به جسم او (يعنى نگفتند «و كان جسمكم تراباً. ..») استفاده مى شود كه آنان براى انسان، هويتى بيرون از كالبد و جسم او معتقد نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 14
14- وعده الهى به معاد ، اسطوره اى كهنه و بى اساس ، در نگاه نسل كافر عصيانگر
و الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 10 - 2،3
2 - منكران معاد ، زنده شدن اهل قبور را شگفت آور خوانده و آن را بعيد مى شمارند .
يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة
يكى از معانى «حافرة» قبر است (مفردات راغب). قيد «فى الحافرة» حال و مفاد جمله «أءنّا ...» اين است كه آيا ما در حالى كه در قبر هستيم، به زندگى بازگردانده خواهيم شد؟!
3 - استبعاد ، تنها واكنش منكران معاد
يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 11 - 2،3
2 - از هم پاشيده شدن اجزاى بدن انسان پس از مرگ ، مايه استبعاد معاد در ديدگاه منكران آن
أءذا كنّا عظمًا نخرة
3 - استبعاد تنها واكنش منكران معاد ، در برابر هشدار هاى الهى نسبت به حوادث پس از مرگ
أءذا كنّا عظمًا نخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 14 - 2
2 - منكران معاد ، آيات مربوط به آن را ، عارى از حقيقت پنداشته و شوخى قلمداد مى كردند .
و ما هو بالهزل
هدف از توصيف قرآن به دورى از مزخرفات و مهملات، بيان اوصاف قرآن نيست; زيرا در توصيف چيزى، به بيان حداقل كمال آن بسنده نمى شود. بنابراين مراد، نفى پندار مخالفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 3
3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .
أهلكت مالاً لبدًا
انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 7
7 - پاسخگويى خداوند به شبهه ايجاد شده در ذهن افراد درباره معاد و تجديد حيات انسان ها پس از مرگ ، بر اساس آگاهى او است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة إنّ اللّه سميع بصير
ذكر «إنّ اللّه سميع. ..» در پايان آيه، به جاى اعلام قدرت مندى خداوند، مى تواند اين نكته را برساند كه چون خداوند، از شبهه ايجاد شده در ذهن ها خبر داشته، اقدام به پاسخگويى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 49 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيان حقايق مربوط به قيامت و پاسخ گويى به شبهات القا شده از سوى منكران آن
أءنّا لمبعوثون . .. قل إنّ الأوّلين و الأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 26 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به پرسش ها و شبهه انگيزى هاى كافران و منكران معاد ، در باور هاى دينى مردم و آگاهى دادن به آنان
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل إنّما العلم عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 1،2
1- خداوند ، شيوه پاسخ گويى به شبهات منكران معاد را ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .
قل كونوا حجارة أو حديدًا
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى به استبعاد منكران معاد
قالوا أءذا كنّا عظمًا . .. قل كونوا حجارة أو حديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 13
13- پاسخ قرآن به پرسش هاى انسان در زمينه معاد ، متكى بر استدلال است .
فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
از اينكه خداوند در پاسخ شبهات منكران معاد، به جاى بسنده كردن به تعبد، توجه آنان را به مبدأ آفرينش معطوف مى كند و آن را دليل امكان تحقق معاد برمى شمارد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 5،15،18
5- خداوند ، پيشاپيش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام كرد كه منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهه استبعاد معاد ، از پديدآورنده آن سؤال خواهند كرد .
فسيقولون من يعيدنا
15- منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهات خود درباره معاد ، با شگفتى از زمان وقوع آن مى پرسيدند .
فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو
بنابر اينكه حركت دادن سر، همانگونه كه در استعمال لغوى آن آمده است، براى اظهار تعجب و شگفتى باشد (لسان العرب)، برداشت فوق به دست مى آيد.
18- منكران معاد پس از دريافت دليل هاى قاطع و غير قابل انكار قرآن بر حقانيت معاد به طرح مسائلى بى ثمر و بى تأثير در اصل مسأله معاد ، روى آوردند .
و يقولون متى هو
منكران معاد على رغم پرسشهاى به ظاهر استدلالى نخستين، به پرسشهايى روى آوردند كه نه ثمرى براى آنان داشت و نه حقانيت معاد بر دانستن آنها متكى بود چه اينكه قيامت واقعيتى است حتمى الوقوع و دانستن و ندانستن زمان آن، در آن واقعيت تأثيرى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 2
2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به شبهات كافران و منكران معاد با استدلال و برهان
قال من يحىِ العظم و هى رميم . قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 15،18
15- منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهات خود درباره معاد ، با شگفتى از زمان وقوع آن مى پرسيدند .
فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو
بنابر اينكه حركت دادن سر، همانگونه كه در استعمال لغوى آن آمده است، براى اظهار تعجب و شگفتى باشد (لسان العرب)، برداشت فوق به دست مى آيد.
18- منكران معاد پس از دريافت دليل هاى قاطع و غير قابل انكار قرآن بر حقانيت معاد به طرح مسائلى بى ثمر و بى تأثير در اصل مسأله معاد ، روى آوردند .
و يقولون متى هو
منكران معاد على رغم پرسشهاى به ظاهر استدلالى نخستين، به پرسشهايى روى آوردند كه نه ثمرى براى آنان داشت و نه حقانيت معاد بر دانستن آنها متكى بود چه اينكه قيامت واقعيتى است حتمى الوقوع و دانستن و ندانستن زمان آن، در آن واقعيت تأثيرى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 1
1 - منكران معاد در عصر بعثت ، با پرسش از يكديگر ، در پى تصور زواياى آن بودند .
عمّ يتساءلون
«عمّ» در اصل «عن ما» بوده و «ما» براى استفهام است. «تساؤل» (مصدر «يتسائلون»); يعنى، سؤال از يكديگر. آيات بعد - كه درباره مظاهر قدرت خداوند و اوصاف قيامت است - و نيز وعده حتمى به آگاه شدن - در جمله «سيعلمون» - جملگى گوياى آن است كه مورد پرسش، مسائل مربوط به جهان آخرت است و نشان مى دهد كه پرسش كنندگان، معاد را باور نداشتند و با سؤالات خود - چنانچه به انگيزه كشف حقيقت باشد - درصدد آگاهى به كيفيت معاد بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 5،15
5- خداوند ، پيشاپيش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام كرد كه منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهه استبعاد معاد ، از پديدآورنده آن سؤال خواهند كرد .
فسيقولون من يعيدنا
15- منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهات خود درباره معاد ، با شگفتى از زمان وقوع آن مى پرسيدند .
فسينغضون إليك رءوسهم و يقولون متى هو
بنابر اينكه حركت دادن سر، همانگونه كه در استعمال لغوى آن آمده است، براى اظهار تعجب و شگفتى باشد (لسان العرب)، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 71 - 3
3 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز منكران معاد ، از زمان برپايى رستاخيز و مجازات كافران
لقد وعدنا هذا. .. و يقولون متى هذا الوعد
مراد از «الوعد» به قرينه آيات پيشين، مى تواند وعده رستاخيز باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 1
1 - منكران معاد در عصر بعثت ، با پرسش از يكديگر ، در پى تصور زواياى آن بودند .
عمّ يتساءلون
«عمّ» در اصل «عن ما» بوده و «ما» براى استفهام است. «تساؤل» (مصدر «يتسائلون»); يعنى، سؤال از يكديگر. آيات بعد - كه درباره مظاهر قدرت خداوند و اوصاف قيامت است - و نيز وعده حتمى به آگاه شدن - در جمله «سيعلمون» - جملگى گوياى آن است كه مورد پرسش، مسائل مربوط به جهان آخرت است و نشان مى دهد كه پرسش كنندگان، معاد را باور نداشتند و با سؤالات خود - چنانچه به انگيزه كشف حقيقت باشد - درصدد آگاهى به كيفيت معاد بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 14 - 3
3 - جاودانه پنداشتن دنيا و استبعاد معاد از سوى ناباوران ، بر پايه گمان است ; نه برهان و يقين .
إنّه ظنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 14 - 3
3 - جاودانه پنداشتن دنيا و استبعاد معاد از سوى ناباوران ، بر پايه گمان است ; نه برهان و يقين .
إنّه ظنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 13
13 - مؤمنان نبايد در افكار و اعمال و سنتها از مشركان و منكران معاد تقليد كنند.
و لا تتبع أهواء الذين . .. و هم بربهم يعدلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 3
3 - انكار معاد ، داراى ديرينه اى عميق در طول تاريخ كفر و شرك
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . قالوا أءذا متنا... أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 81 - 4
4 - توحيد و معاد ، دو اصل به هم پيوسته و انفكاك ناپذير در تعليمات ابراهيم
فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى يميتنى ثمّ يحيين
برداشت ياد شده از آن جا است كه حضرت ابراهيم(ع) در تعليمات خويش، ابتدا به نفى شرك و اثبات توحيد مى پرداخت; سپس به مسأله مرگ و حيات مجدد انسان اشاره مى كرد. و به اين دو مسأله بسنده مى نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 18 - 2
2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .
و أنتم دخرون
«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 4
4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج
يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 26 - 2
2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى
كلاّ إذا بلغت التراقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 3
3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان
ما لكم لاتناصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 3
3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان
ما لكم لاتناصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 81 - 3
3 - وجود معاد پس از مرگ و محدود نبودن زندگى به دنيا ، تذكر ديگر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خويش
و الذى يميتنى ثمّ يحيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 8 - 2
2 - صحنه برپايى قيامت براى منكران معاد ، صحنه اى هراس انگيز و اضطراب آور خواهد بود .
قلوب يومئذ واجفة
مراد از «قلوب» - به قرينه «يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة» در آيات بعد - قلب منكران معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 1،2
1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .
أبصرها خشعة
«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.
2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد
أبصرها خشعة
فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 2
2 - لزوم پرهيز از انكار معاد و تشكيك و شبهه افكنى درباره آن
ثمّ كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 2
2 - لزوم پرهيز از انكار معاد و تشكيك و شبهه افكنى درباره آن
ثمّ كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 11
11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .
ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها
به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 7
7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .
لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة
تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 5
5 - خروج مجدد انسان از زمين و حيات تازه او ، همانند آفرينش نخستين او از زمين خواهد بود .
و منها نخرجكم تارة أُخرى
«تارة أخرى»; يعنى، بار ديگر گفتنى است كه مرتبه اول بيرون آمدن انسان از خاك، همان خلقت اوليه او از نطفه است و بار دوم زمانى است كه پس از مرگ مجدداً از زمين برانگيخته خواهد شد. «تارة أخرى» اشاره به همين تشابه دارد تا استعبادها را نيز تلويحاً رد كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 1
1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 9
9 - احياى انسان ها در قيامت همچون احياى زمين از راه يك سلسله عوامل و زمينه هاى حيات آفرين خواهد بود .
فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور
برداشت ياد شده از تشبيه به كار رفته در آيه شريفه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 5
5 - چگونگى زنده شدن انسان ها در قيامت ، همچون روييدن نباتات است .
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 15 - 6
6 - معاد انسان ، شبيه رويش گياهان از زمين است .
لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا
ياد آورى اخراج دانه و گياه از زمين - در آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده - گوياى تشابه معاد با رويش گياهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 58 - 4
4 - تشويق منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در فرايند پيدايش انسان از منى
أفرءيتم ما تمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 5
5 - بهت زدگى مشركان و منكران معاد ، پس از زنده شدن آنان در روز رستاخيز
فإذا هم ينظرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه نگاه كردن منكران قيامت، از نوع نظاره انسان بهت زده باشد; زيرا منكران معاد هرگز
روزى را پيش بينى نمى كردند كه ناگهان زنده شوند و به مجازات برسند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 12 - 1
1 - تعجب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مواضع انكارآميز مشركان نسبت به معاد و يگانگى خداوند ; على رغم مشاهده عظمت آفرينش و قدرت خداوند در جهان
إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت
به قرينه آيات پيشين به دست مى آيد كه آنچه موجب شگفتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) گرديده بود، انكار توحيد ربوبى و معاد از سوى مشركان - به رغم مشاهده آيات الهى در طبيعت و عظمت آفرينش - بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 28 - 3
3 - بسيارى از آيات قرآن ، هشدار دهنده مردم درباره معاد و حسابرسى در قيامت است .
لايرجون حسابًا . و كذّبوا بايتنا كذّابًا
جمع بودن «آيات» بر نكته ياد شده دلالت دارد. به قرينه كلمه «حساباً» - در آيه قبل - موضوع حسابرسى در مجموعه آن آيات مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 2
2 - معاد ، داراى دلايل روشن و متعدد
ءايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 67 - 19
19 - شناخت خردورزانه مبدأ و منت هاى آفرينش ( خدا و معاد ) ، فلسفه خلقت انسان
هو الذى خلقكم من تراب . .. لعلّكم تعقلون
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در صدد شناساندن خدا به عنوان مبدأ آفرينش انسان و مسأله معاد است كه در آيه بعد از آن سخن به ميان خواهد آمد (هو الذى يحيى و يميت . ..).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 8
8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.
حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها
مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 3
3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .
بل . .. يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 42 - 2
2 - شرمسارى و رسوايى بى اندازه كافران به خدا و منكران معاد در قيامت
ماذا عليهم لو امنوا . .. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض
به دليل آيات گذشته، مراد از كفر، كفر به خدا و معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 1
1 - اكثريت عمده قوم نوح ( ع ) وى را تكذيب كردند و يگانگى خداوند ، معاد و رسالت را باورهايى دروغين پنداشتند .
فكذبوه
از اينكه خداوند تكذيب نوح(ع) را به همگان نسبت داده (فكذبوه)، در حالى كه عده اى از آنان، يعنى همراهانش در كشتى، رسالت وى را تصديق كردند، معلوم مى شود نسبت مؤمنان به كافران بسيار اندك بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 45 - 9
9 - تكذيب و انكار معاد ، ضلالت و گمراهى ; و ايمان و اعتراف به آن ، هدايت است .
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه و ما كانوا مهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 11
11- انكار معاد ، انكار ربوبيت خدا و استهزاى عذاب هاى موعود الهى ، از مصاديق ظلم است .
و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم
از مصداقهاى مورد نظر براى «ظلمهم» به قرينه «يستعجلونك» - كه گوياى استهزاست - و به قرينه آيه قبل - كه درباره انكار معاد و ربوبيت خدا بود - مواردى است كه در برداشت ذكر شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 9
9- باور نداشتن قيامت و غفلت از حسرت باربودن آن ستم گرى است .
لكن الظلمون . .. هم فى غفلة و هم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 4
4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ
چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 8 - 1
1 - كافران ، اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره تجديد حيات انسان ها پس از مرگ ، افتراى او بر خدا مى دانستند .
و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئكم . .. أفترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 3
3- تكذيب معاد ، تكذيب حقيقتى گريزناپذير
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم
بنابراين كه مراد از «الحقّ» معاد و وعده به آن باشد، مفاد آيه اين مى شود كه ما حقانيت معاد را با دلايل بيان كرديم و بر فرض كه كافران آن را نپذيرند، حقى را نپذيرفته اند كه خواه ناخواه صورت خواهد گرفت و انكار آنان حقيقت را تغيير نخواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 8 - 3
3 - تناقض گويى كافران مكه ، در انكار معاد و كيفر كردار
إنّكم لفى قول مختلف
با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد معاد و جزاى كردار و آيات بعد در زمينه روز جزا است، ممكن است «قول مختلف» نظر به همين موضوع (معاد) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 14 - 4
4 - انكار معاد ، عمده ترين محور مخالفت كافران با پيام دين
هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون
از سرزنش شدن كافران، به خاطر تكذيب دوزخ و حقيقت قيامت، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 3
3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .
بل . .. يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 4
4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج
يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 17
17- منكران معاد ، توجيه كنندگان كفر خويش ، با روشنفكر مآبى و اتهام ارتجاع به دين
فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
آيه بعد، گوينده «ماهذا إلاّ. ..» را وعده به عذاب داده است. از اين نكته استفاده مى شود كه نسبت دادن «أساطير الأوّلين» به وعده هاى حق، نه از سر جهل و نادانى; بلكه به دليل كفر و گستاخى بوده است و با اين تعبير، كافران توجيه گر كفر خويش بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 63 - 4
4 - توصيه منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در چگونگى رشد و نموّ دانه هاى پاشيده شده در زمين بهوسيله كشاورزان ، براى پى بردن به قدرت الهى و پذيرش امكان معاد
أفرءيتم ما تحرثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 17 - 6
6 - صحنه داورى در قيامت ، تهديدى گريزناپذير براى منكران معاد و شبهه افكنان در حقانيّت آن
عمّ يتساءلون . .. إنّ يوم الفصل كان ميقتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 8
8 - تهديد شدن منكران قيامت و جرم پيشگان ، به عذاب قهر الهى در قيامت
الذين لايرجون لقاءنا . .. لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 51 - 3
3 - تهديد منكران معاد از سوى خداوند ، به عذاب سخت اخروى
ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون
خبر «إنّ» - كه در آيه بعد آمده - بيانگر عذاب هولناك منكران رستاخيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 1
1 - تكذيب كنندگان قرآن و معاد ، از سوى خداوند به عذاب تهديد شدند .
فذرنى و من يكذّب بهذا الحديث
مقصود از «حديث» يا قرآن است و يا مسأله معاد كه در آيه پيش مطرح شده است. گفتنى است كه تعبير «فذرنى و من يكذّب» و مانند آن، در مورد تهديد به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 17 - 6
6 - صحنه داورى در قيامت ، تهديدى گريزناپذير براى منكران معاد و شبهه افكنان در حقانيّت آن
عمّ يتساءلون . .. إنّ يوم الفصل كان ميقتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 3
3 - خداوند ، با توبيخ كسانى كه به تفريحات خانوادگى سرگرم شده و معاد را بعيد شمردند ، آنان را به مؤاخذه اخروى تهديد كرد .
بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
خبر از آگاهى خداوند به كارها و خصلت هاى منكران معاد، تهديد آنان به مؤاخذه با تعبيرى توبيخ آميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 7
7 - خداوند ، منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن را ، به مؤاخذه افكار و كردارشان تهديد كرده است .
و اللّه أعلم بما يوعون
مقصود از بيان آگاهى خداوند، به افكار انباشته در ظرف ذهن و كردار موجود در نامه عمل، تهديد به مؤاخذه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 14
14- وعده الهى به معاد ، اسطوره اى كهنه و بى اساس ، در نگاه نسل كافر عصيانگر
و الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 17
17- منكران معاد ، توجيه كنندگان كفر خويش ، با روشنفكر مآبى و اتهام ارتجاع به دين
فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
آيه بعد، گوينده «ماهذا إلاّ. ..» را وعده به عذاب داده است. از اين نكته استفاده مى شود كه نسبت دادن «أساطير الأوّلين» به وعده هاى حق، نه از سر جهل و نادانى; بلكه به دليل كفر و گستاخى بوده است و با اين تعبير، كافران توجيه گر كفر خويش بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 125 - 3
3 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، معتقد به معاد و بازگشت به خدا پس از سپرى كردن حيات دنيا
إنا إلى ربنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 9،10،13
9- اكثريت انسان ها ، از قدرت خداوند در احياى مجدد انسان ها ناآگاهند .
بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
ممكن است به قرينهء تناسب موضوع - كه انكار و اثبات معاد است - متعلق «لايعلمون» قدرت خداوند بر احياى مجدد انسانها باشد.
10- اكثر مشركان مكه ، از قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها بى خبر بودند .
بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
برداشت فوق، بر اساس اين نكته است كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى بوده و مراد از آن مشركانى باشند كه در آيات قبل از آنها سخن به ميان آمده است.
13- اكثريت انسان ها ، درباره حقيقت معاد چيزى نمى دانند .
و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
احتمال دارد مفعول به «لايعلمون»، «شيئاً» محذوف باشد و بنابراين نكته ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 1
1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .
أبصرها خشعة
«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 1
1- خداوند با سوگند به ربوبيت خويش ، بر ختمى بودن احضار منكران معاد و شياطين به گردآورى آنان در قيامت تأكيد كرده است .
فوربّك لنحشرنّهم والشيطين
ضمير مفعولى در «لنحشرنّهم» به «انسان» در آيه قبل بازمى گردد و مراد منكران معاد است كه زنده شدن دوباره را بعيد شمرده بودند. «حشر»; يعنى، جمع كردن و برخى آن را جمع كردنى كه افراد را به محل اجتماع سوق دهند، معنا نموده اند (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 6
6 - نبودن كمترين گريزگاه در قيامت براى منكران معاد
و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
مفاد «حاق بهم» (نزول و احاطه بر كافران) مى تواند كنايه از اين باشد كه آنچه در قيامت بر كافران اتفاق مى افتد گريزناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 12
12 - معاد و حيات دوباره، امرى حتمى براى تمامى انسانها
كما بدأكم تعودون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 6،7
6 - معاد ( رستاخيز ) سرنوشت حتمى تمامى انسانهاست .
إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده
7 - معاد ( رستاخيز ) سرنوشت قطعى تمامى پديده هاى جهان آفرينش
إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 5
5- قدرت مطلق خدا ، پشتوانه تحقق معاد و برپايى روز قيامت است .
فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير. إلى الله مرجعكم و هو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 8
8- وعده قطعى و تخلف ناپذير خداوند به حيات مجدد انسان ها پس از مرگ
لايبعث الله . .. بلى وعدًا عليه حقًّا
«وعداً» و «حقّاً» مفعول مطلق براى فعلهاى محذوف مى باشند و دلالت بر تأكيد مى كنند. بنابراين معناى «بلى وعداً عليه حقّاً» چنين مى شود: آرى خبر رستاخيز انسانها، وعده اى است حق و باطل در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 1
1- تبديل انسان به سخت ترين اجسام و ماده بسيار دور از حيات ، پس از مرگ ، مانع رستاخيز و حيات دوباره او نيست .
قل كونوا حجارة أو حديدًا. أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 7
7- آفرينش دوباره انسان ها در قيامت ، حتمى و داراى زمان و برنامه اى از پيش تعيين شده
و جعل لهم أجلاً لاريب فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 108 - 8
8- معاد و حيات مجدد انسان ، وعده حتمى و تخلف ناپذير خداوند در بينش عالمان *
يقولون . .. إن كان وعد ربّنا لمفعولاً
احتمال دارد كه مراد از «وعد» - به قرينه آيات 97 و 98 همين سوره - مسأله حيات مجدّد انسانها و معاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 16
16- معاد و برپايى قيامت ، وعده حق و تخلّف ناپذير الهى است .
ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لاريب فيها
عبارت «أنّ الساعة. ..» ممكن است تفسير كننده «أنّ وعد اللّه حقّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 10
10- ذوالقرنين ، پس از پايان كار سد ، حقّانيّت معاد و حتميّت برپايى آن را يادآور شد .
قال . .. فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء و كان وعد ربّى حقًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 5 - 10
10 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) فى قوله تعالى « من كان يرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت » يعنى : من كان يؤمن بأنّه مبعوث ، فإنّ وعد اللّه لأت ، من الثواب و العقاب . فاللقاء هاهنا ليس بالرؤية و اللقاء هوالبعث . . . ;
از حضرت على(ع) درباره اين سخن خداى تعالى «من كان يرجوا لقاء اللّه فإنّ أجل اللّه لأت» روايت شده كه فرمود: مقصود، اين است كه هر كس ايمان دارد به اين كه (در قيامت) زنده مى شود، (بداند) كه وعده خدا كه عبارت از ثواب و عقاب است، آمدنى است. پس لقاى خدا، در اين آيه، به معناى ديدن او نيست، بلكه لقاء همان زنده شدن (در قيامت) است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 12
12 - معاد و بازگشت انسان به سوى خداوند ، امرى قهرى و خارج از اختيار و انتخاب آدمى است .
و إليه ترجعون
برداشت ياد شده از مجهول آمدن فعل «ترجعون» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 9
9 - رستاخيز مردگان ، امرى حتمى و غير قابل ترديد است .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
از كلمه «إنّ» و «لام» در «لمحى» حتمى بودن احياى مردگان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 13
13- كافران ، گريزان از هشدار هاى الهى نسبت به زوال پذيرى دنيا و وجود معاد
و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون
در اين آيه، پيش از مسأله انذار، موضوع حقانيت هستى و محدود بودن حيات دنيوى مطرح شده است. با توجه به اين مطلب مى توان گفت: يكى از موضوعات مورد انذار، ناپايدارى حيات دنيا و وجود رستاخيز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 11
11- معاد و خروج مردگان از خاك ، وعده حق و تخلف ناپذير الهى
أتعداننى أن أُخرج . .. إنّ وعد اللّه حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 3
3- تكذيب معاد ، تكذيب حقيقتى گريزناپذير
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم
بنابراين كه مراد از «الحقّ» معاد و وعده به آن باشد، مفاد آيه اين مى شود كه ما حقانيت معاد را با دلايل بيان كرديم و بر فرض كه كافران آن را نپذيرند، حقى را نپذيرفته اند كه خواه ناخواه صورت خواهد گرفت و انكار آنان حقيقت را تغيير نخواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 1
1 - زنده شدن مردگان در قيامت ، حتمى است .
ثمّ إذا شاء أنشره
«إنشار» (مصدر «أنشر») به معناى احيا است (لسان العرب). حرف شرط «إذا» در مواردى به كار مى رود كه وقوع كار، مسلّم گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 1
1 - بازگشت دوباره انسان به حيات در آخرت حتمى است .
إنّه ظنّ أن لن يحور . بلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 13 - 3
3 - گفتار خداوند درباره معاد و توان او بر احياى دوباره انسان ، گفتار نهايى و فيصله دهنده تمام گفتوگو ها است .
إنّه لقول فصل
ضمير «إنّه» چه به قرآن برگردد و چه به محتواى آيات پيشين - كه درباره قدرت خداوند بر معاد بود - برداشت ياد شده استفاده مى شود. «قول فصل»، به كلامى گفته مى شود كه «فصل الخطاب» باشد و به گفتوگوها خاتمه دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 2
2 - بصير بودن خداوند به ويژگى هاى منكران معاد ، دليل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است .
ظنّ أن لن يحور . بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 23 - 1
1 - خداوند ، تمامى اعمال و رفتار مجرمان و منكران معاد را ، در روز رستاخيز محاسبه و رسيدگى خواهد كرد .
و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورًا
فعل «قدمنا» در آيه شريفه - طبق نظر مفسران - به معناى «قصدنا» «عمدنا» (قصد آهنگ [كارى ]كرديم) است و مقصود از آن، پرداختن به حساب اعمال مجرمان حساب اعمال مجرمان و بررسى آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 20 - 1
1 - اظهار تأسف و حسرت منكران معاد بر حال زار خود ، پس از برانگيخته شدن در قيامت
فإذا هم ينظرون . و قالوا يويلنا
«ويل» واژه اى است كه براى اظهار تأسف و حسرت به كار مى رود و ضمير متكلم مع الغير (نا) براى تأكيد و اهتمام به اين امر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 8
8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.
حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها
مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 2
2 - بصير بودن خداوند به ويژگى هاى منكران معاد ، دليل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است .
ظنّ أن لن يحور . بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 5
5- برانگيختن منكران معاد و مجازات آنها ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .
فوربّك لنحشرنّهم . .. حول جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 28 - 7
7 - تسلى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ناپذيرى منكران معاد
و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و ترى كلّ أمّة جاثية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 28 - 3
3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.
بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل
مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 4
4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .
يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق
ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 16
16- معاد و برپايى قيامت ، وعده حق و تخلّف ناپذير الهى است .
ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لاريب فيها
عبارت «أنّ الساعة. ..» ممكن است تفسير كننده «أنّ وعد اللّه حقّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 17
17 - مجرمان در قيامت ، به حقانيت وعده هاى خداوند درباره معاد ، زبان مى گشايند .
ربّنا أبصرنا و سمعنا . .. إنّا موقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 3
3 - اتمام حجت الهى بر مشركان ، در زمينه حقانيت معاد و حيات اخروى
و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 3
3 - منكران معاد ، در قيامت به خطاى خود واقف شده و حقانيت معاد را درخواهند يافت .
كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 4
4 - منكران معاد ، در آخرت به حقانيت آن پى خواهند برد .
عمّ يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 6
6- رستاخيز و معاد انسان ، آفرينشى نو و جديد است .
أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 98 - 6
6- حيات پس از مرگ ، خلقتى جديد و تازه براى انسان است .
أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 115 - 7
7 - معاد ، بازگشت انسان به خدا و حضور در محضر او است .
و أنّكم إلينا لاترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 7
7- معاد ، آفرينش جديد
بل هم فى لبس من خلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 43 - 6
6 - معاد ، حضور موجودات در پيشگاه آفريننده مرگ و زندگى است .
إنّا نحن نحيى و نميت و إلينا المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 9 - 6
6 - مرگ و معاد انسان ، شبيه خواب و بيدارى است .
و جعلنا نومكم سباتًا
ياد كردن از خواب در ميان آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده; ممكن است به جهت تشابهى باشد كه بين خواب و مرگ و نيز بيدارى و معاد وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 10 - 1
1 - معاد ، بازگشت دوباره انسان به زندگى است .
لمردودون فى الحافرة
«حافرة» به معناى خلقت نخستين است (لسان العرب). هم چنين در بيان حالت كسانى كه به همان راهى بازگردانده شوند كه از آن آمده اند، «مردودون فى الحافرة» گويند (مفردات راغب). در اين معنا، «حافرة» به معناى «ذات حفر» يا «محفورة» و منطبق بر اثر پاى رونده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 3
3 - واقعيت زندگى منكران معاد، جز بازى و سرگرمى چيز ديگرى نيست.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو
گر چه وجهه غالب دنيا لهو و لعب است، در عين حال مى دانيم كه همين دنيا سبب ارتقاى رتبه ها و كسب درجات است. لذا مى توان گفت اين آيه ناظر به آيات قبل است كه درباره منكران معاد بود. يعنى زندگى دنيا براى آنان جز لعب و لهو معناى ديگرى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 3
3 - توانايى بر آفرينش هر چيزى ، دليل و شاهد امكانِ آفرينش مجدد آن است .
قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند در پاسخ به كسانى كه احياى مجدد انسان ها را غير ممكن مى دانستند، مسأله آفرينش آغازين را مطرح كرده است. بنابراين از اين پاسخ مى توان قانون كلى ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 8
8 - خداوندِ خالق آسمان ها و زمين ، بر آفرينش مجدد انسان ها و نوسازى آدمى از ذرات پوسيده و پراكنده دنيايى او در قيامت ، توانا است .
قال من يحىِ العظم و هى رميم . .. أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 59 - 4
4 - بر قلب بى خبران از روز معاد ، مهرخورده و غيرقابل نفوذ است .
فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون. .. كذلك يطبع اللّه على قلوب الذين لايعل
احتمال دارد كه مراد از «الذين لايعلمون» به قرينه آيه پنجاه و ششم، بى خبران از معاد و قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 23 - 4
4- آگاهى خداوند از نيّت ها و حالات درونى منكران معاد ، برخاسته از علم غيب اوست .
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 5
5 - منكران معاد ، با مشاهده ملائكه در قيامت ، از آنان درخواست خواهند كرد كه متعرض ايشان نشده و اقدامى عليه آنان انجام ندهند .
يوم يرون الملئكة لابشرى . .. و يقولون حجرًا محجورًا
«حجراً محجوراً» سخنى است كه عرب به هنگام روبه رو شدن با دشمن و يا هجوم بلا و حوادث هولناك مى گويد و مقصود اصلى در اين كلام، امان خواستن و پناه بردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 1
1 - منكران ملاقات با خدا ( معاد ) ، در صدراسلام ، معترضانه خواستار نزول ملائكه بر خويش و رؤيت آنها بودند .
و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة
«رجاء» در لغت به معناى اميد است; ولى در جمله «لايرجون لقاءنا» كنايه از انكار قيامت و روبه رو شدن با جزاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 27 - 4
4 - كافران و منكران معاد ، خواستار تحقق سريع وعده برپايى قيامت
و يقولون متى هذا الوعد . .. و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون
«تدّعون» مى تواند از ماده «دعا» باشد. در اين صورت به معناى «تطلبون» (درخواست مى كرديد) خواهد بود. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 90 - 7
7 - منكران معاد ، اشخاصى دروغگويند .
بل أتينهم بالحقّ و إنّهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 68 - 2
2 - دعوت از منكران معاد ، به مطالعه در آب نوشيدنى و كيفيت قرار گرفتن آن در دسترس آنان براى پى بردن به قدرت الهى
أفرءيتم الماء الذى تشربون
خطاب در اين بخش از آيات، متوجه كافران و منكران معاد است. دعوت از آنان براى مطالعه در نقش آب شرب در زندگى بشر، بدان منظور است كه آنان پى به قدرت الهى ببرند و بدين وسيله از انكار رستاخيز - كه از غفلت كردن از قدرت الهى نشأت مى گيرد - دست بردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 71 - 3
3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان
أفرءيتم النار التى تورون
با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 1
1 - كفرپيشگان عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به سبب دعوت به توحيد و معاد ، فردى مجنون مى پنداشتند .
أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة
«جنة» به معناى ديوانگى است. به دليل آيات بعد كه مسأله قيامت و توحيد مطرح شده است، مى توان گفت اين دو مسأله در بين معارف الهى بيشترين نقش را در متهم كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جنون داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 8
8 - آفريدن جهان و آگاهى از پديده هاى آن و اسرار نهفته در دل آدميان ، نشانه آسان بودن آفرينش مجدد انسان ها از جانب خداوند
خلق السموت . .. و اللّه عليم بذات الصدور ... و ربّى لتبعثنّ ... و ذلك على اللّه
مطلب ياد شده، از ذكر آفرينش جهان به قدرت خداوند و آگاهى همه جانبه او در آغاز و سپس ياد كردن آسانى برپايى قيامت براى او، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 5
5 - مشركان ، بى اعتقاد نسبت به دلايل عقلى و روشن معاد و خواهان مشاهده حسى امور
و ما يهلكنا إلاّ الدهر . .. ما كان حجّتهم إلاّ أن قالوا ائتوا بابائنا
درخواست زنده شدن پدران، در حقيقت ناشى از روحيه حسّ گرايى مشركان است. مفاد آيه قبل (مايهلكنا إلاّ الدهر) نيز تأييد و گواهى بر اين مدعا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 13،14
13 - شباهت و همگونى معاد انسانها با آغاز آفرينش آنان
كما بدأكم تعودون
14 - آفرينش نخستين انسان دليلى بر امكان معاد
كما بدأكم تعودون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 11
11 - زنده شدن گياهان مرده ، دليل امكان معاد و زنده شدن مردگان
كذلك نخرج الموتى لعلكم تذكرون
تشبيه زنده كردن مردگان به چگونگى رويش گياهان و تبديل دانه هاى بى جان به موجوداتى زنده، استدلالى است بر امكان معاد و زنده شدن مردگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 9
9 - توانايى خدا بر پديد آوردن جهان و انسان ، نشانه توانمندى او بر ايجاد رستاخيز است .
إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 1،2
1- انسان ها پس از مردن و به خاك تبديل شدن - براى حضور در صحنه قيامت - دوباره زنده مى شوند و آفرينشى جديد مى يابند .
أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد
2- آدمى پس از مردن و خاك گشتن ، در مسير آفرينشى جديد براى حضور در صحنه قيامت قرار مى گيرد .
أءنا لفى خلق جديد
كلمه «فى» در «أءنا لفى خلق جديد» مى رساند كه پديده جديد پس از خاك شدن شروع مى شود و در مسير آفرينش جديد قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 12
12- آفرينش آسمان ها و زمين ، نمودى از قدرت خداوند بر احياى مردگان در قيامت ( معاد ) است . *
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
اين برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه آيه در صدد طرح مسأله معاد و اثبات قدرت خداوند بر آن است و آيات قبل، كه كيفر اخروى كافران و حبط عمل آنها را مطرح كرد، مى تواند قرينه اى بر ادّعاى فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 8،9،10،12
8- حقيقت قادرى كه بار نخست انسان را آفريد ، قادر و توانا بر آفرينش مجدد اوست .
من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
9- حيات نخستين انسان ، خود گوياترين دليل بر امكان حيات دوباره اوست .
فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
10- از نيستى به هستى آوردن ، خود بهترين دليل قدرت خدا بر هستى دوباره است .
من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
با توجه به معناى «فطر» - كه پديد آوردن از نيستى به هستى است - برداشت فوق استفاده مى شود.
12- امكان وقوع رستاخيز و نيز وجود نيرويى قادر به انجام آن ، دو موضوع زيربنايى در اثبات معاد است .
قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم
در آيه پيش، سؤال از امكان تبديل شدن استخوانهاى خرد شده به انسان مطرح شد و با فرض امكان آن، در اين آيه، قدرتى كه قادر به تحقق آن باشد مطرح گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 9
9- سرگذشت اصحاب كهف ، دليل حقانيّت معاد و از ميان برنده زمينه هاى ترديد در آن
و كذلك أعثرنا عليهم ليعلموا . .. أنّ الساعة لاريب فيها
«ساعة» يعنى «پاره اى از وقت» و اين كه از قيامت به «ساعة» تعبير مى شود، به خاطر شباهت آن به پاره اى از وقت است; زيرا، حساب رسى در آن، به سرعت انجام مى پذيرد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 9
9- آفرينش انسان از خاك و نطفه و معتدل ساختن او ، دلايلى روشن بر امكان برپايى معاد و كافى در رفع استبعاد قيامت است .
و ما أظنّ الساعة قائمة . .. أكفرت بالذى خلقك من تراب
پاسخ مرد مؤمن به ثروت مند مغرور، با جمله «أكفرت بالذى. ..» حكايت از آن دارد كه انكار معاد از جانب او كه با جمله «و ما أظنّ...» بيان شده بود، به جهت استبعاد تجديد حيات آدمى پس از مرگ بوده است، لذا مرد مؤمن، با يادآورى قدرت خداوند و بيان سابقه خاك و نطفه بودن آدمى، به رفع اين استبعاد و بيان قدرت خداوند پرداخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 8
8- آفرينش نخستين انسان ها به دست خداوند ، دليل قدرت الهى بر آفرينش دوباره آنان پس از مرگ است .
لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة
تشبيه حضور آدميان در قيامت به تولدشان در دنيا، ممكن است در جهت رفع استبعاد معاد و نيز توبيخ مشركان به جهت انكار معاد باشد; يعنى، آن خلقت نخست، آيا دليل وافى و كافى براى پذيرش معاد و قدرت خداوند بر محقّق ساختن آن نبود؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 67 - 2،4
2- ترديد انسان در معاد ، با وجود توانايى هر انسان به شناخت خلقت نخستين خويش از عدم ، امرى شگفت آور و سزاوار توبيخ است .
أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه من قبل و لم يك شيئًا
همزه در «أوَلا يذكر» براى انكار توبيخى و متضمن معناى تعجب است. تكرار لفظ «انسان» در اين آيه - با آن كه آوردن ضمير ممكن بود - اشعار به اين نكته دارد كه لازمه انسان بودن ، دقت و تفكر است.
4- پديدارساختن انسان در صحنه هستى و آوردن او از عدم به وجود ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجدد او و معاد
أوَلا يذكر الإنسن . .. و لم يك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 10
10- آفرينش انسان از عناصر بى جانى چون : خاك ، نطفه ، علقه و مضغه ، جلوه روشنى از توانايى خدا بر احياى مجدد انسان در روز رستاخيز است .
فإنّا خلقنكم من تراب . .. لنبيّن لكم
«لنبيّن لكم» مفعولٌ له براى «خلقناكم» و به تقدير «لنبيّن لكم ان اللّه قادر على أن يحيى الموتى» است; يعنى، ما شما را از خاك و سپس از نطفه و سپس . .. آفريديم تا روشن سازيم كه خدا، بر احياى دوباره شما توانا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 4
4 - آفرينش انسان و انواع گياهان از بستر خاك مرده و بى جان ، نمايشى است از قدرتمندى و توانايى خداوند بر احياى همه مردگان در روز رستاخيز .
فإنا خلقناكم من تراب. .. و ترى الأرض هامدة... و أنّه يحى الموتى
جمله «و أنّه يحيى. ..» عطف بر «أنّ الله هو الحقّ» و به تقدير «و ذلك بأنّ اللّه يحيى الموتى » مى باشد; يعنى، آن قدرت نمايى ها بدان سبب است كه خداوند مى تواند مردگان را زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 8
8 - خلقت انسان و رويش انواع گياهان از خاك بى جان ، نشانگر توانمندى خدا بر احياى مردگان در روز رستاخيز
فإنّا خلقناكم . .. و ترى الأرض هامدة ... و أنّ اللّه يبعث من فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 2
2 - گوناگونى نباتات ، از زمينه هاى مطالعه براى پى بردن به امكان معاد و قدرت خدا بر احياى مردگان
فسيأتيهم أنبؤا . .. يستهزءون . أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا فيها
در اين جا روى سخن با كسانى است كه منكر معاد بوده و پذيرفتن آن براى آنان دشوار مى نمود. آيه ياد شده براى برطرف كردن استبعاد كافران و ارائه نشانه هاى امكان معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 8 - 1
1 - رويش گياهان و تنوع و زيبايى آنها ، نشانى از قدرت خدا براى ايجاد رستاخيز و احياى مجدد مردگان .
أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا . .. إن فى ذلك لاَية
واژه «ذلك» اشاره به رويش گياهان و انواع متنوع آن دارد. چنان كه در آيه پيش گفته شد، اين آيات درصدد ارائه نشانه هاى امكان معاد و برطرف كردن استبعاد كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 64 - 3
3 - آفرينش ابتدايى انسان ، خود گواه امكان معاد و احياى مجدد وى
أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
سخن گفتن خداوند درباره «بدء» و پديد آوردن خلق در كنار مسأله معاد، مى تواند از آن جهت باشد كه به انسان يادآورى كند كه اعاده حيات براى پديدآورنده آن، كارى دشوار و نشدنى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 13،14
13 - هدف دارى اجزا و مظاهر طبيعت ، گواه وجود معاد و بى فرجام نبودن مجموعه نظام حيات
ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. إنّ فى ذلك لأيت
آيه فوق، مى تواند درآمدى باشد بر آيه بعد كه درباره معاد است; يعنى، خداوندى كه پديده هايى چون شب و روز را مهمل و بى
هدف قرار نداده، چگونه ممكن است كه مجموعه حيات را بى فرجام بگذارد و مرگ انسان را به معاد پيوند نزند؟
14 - آمدن روز از پى شب ، گواه امكان آمدن رستاخيز از پى مرگ *
إنّ فى ذلك لأيت
يكى از آياتى كه از تعاقب شب و روز مى توان استفاده كرد، روشنى پس از تاريكى، حيات پس از مرگ و حركت پس از سكون است و اين نشان مى دهد كه خداى توانا بر آوردن روز از پى شب، قادر است كه حيات را دوباره از پى مرگ پديد آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 5
5 - نظام حيات و مرگ در جهان هستى ، دليلى آشكار بر امكان معاد و احياى مجدد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 20 - 6
6 - پديد آوردن موجودى زنده مانند انسان از دل خاك مرده ، از نشانه هاى توان مندى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است .
و كذلك تخرجون . و من ءايته أن خلقكم من تراب
از اين آيه به بعد، چندين آيه، در صدد شمارش آيات الهى است. از ميان آن آيات، ذكر مناسب ترين آيه با «و كذالك تخرجون» پس از آن، مى تواند در ضمن بيان آيات الهى، اشاره به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 9
9 - احياى زمين موات با نزول باران ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجددانسان ها در قيامت است .
و من ءايته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها ... ثمّ إذا دعاك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 54 - 12
12 - رساندن انسان ها از دوران ناتوانى جنينى و نوزادى به توان مندى دوران جوانى و سپس فرتوت ساختن آنان ، نشانه توان مندى خداوند بر باز آفرينى انسان ها درقيامت است . *
اللّه الذى خلقكم . .. يخلق ما يشاء
عبارت «يخلق ما يشاء» به قرينه آيه پنجاه - كه در آن، بر توان مندى خداوند بر معاد انسان ها، برهان اقامه شده بود - و نيز آيه پنجاه و پنج - كه درباره برپايى قيامت است - مى تواند درباره معاد و بازآفرينى انسان ها، در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 15
15 - احاطه علمى خداوند به ذرات پراكنده در زمين ، پشتوانه تحقق معاد و حيات مجدد انسان ها
يعلم ما يلج فى الأرض . .. و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة قل بلى و ربّى لتأتين
توجه دادن به اين حقيقت كه خداوند از اجزاى پراكنده اطلاع دارد، اشعار به امكان تحقّق معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 1،6
1 - احاطه قدرتمندانه خداوند بر جهان هستى ، دليل توانايى او بر تحقق معاد
هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . .. أفلم يروا
6 - تشويق خداوند به دقت نظر در افق هاى آسمان و زمين ، جهت آگاهى يافتن از قدرت خدا بر تجديد حيات مردگان
رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . ..أفلم يروا إلى ما بين أيد
«أفلم يروا» تشويق و تحريك بر انديشيدن در آسمان ها و زمين است و اين كه انسان ها در احاطه آنها هستند و هيچ راه گريزى از آن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 8
8 - احياى زمين مرده و فاقد حيات و پديد آوردن موجودات زنده در اين كره ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز رستاخيز
واللّه الذى أرسل الريح . .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 11 - 15
15 - آفرينش انسان در قالب زن و مرد و آگاهى از باردارى و زايمان زنان و مقدار عمر آدمى ، نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و احياى مجدد انسان ها
و اللّه خلقكم من تراب ثمّ من نطفة . .. إنّ ذلك على اللّه يسير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه، در سلسله آياتى قرار دارد كه در صدد اثبات قدرت مطلق خدا و نيز توانايى او بر احياى مردگان مى باشد; مانند آيه «و اللّه الذى أرسل الرياح. .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 6
6 - بازگشت انسان به حالت طفوليت - پس از دوران پيرى - از نظر قواى جسمى و عقلى ، نشانگر توانايى خداوند بر عذاب كافران و بازگرداندن آنان به روز رستاخيز است .
و لو نشاء لطمسنا على أعينهم . .. و من نعمّره ننكّسه فى الخلق
برداشت ياد شده براين اساس استوار است كه عبارت «من نعمّره . ..» عطف بر «و لو نشاء لطمسنا...» - از باب عطف علت بر معلول - باشد; يعنى، آيه شريفه درصدد ارئه شاهدى بر توانايى خداوند بر مسخ و زمين گير كردن انسان و بازگرداندن وى به روز رستاخيز براى محاكمه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 77 - 5
5 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و زنده كردن انسان
أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة
با توجه به آيات بعدى و نيز شأن نزول ها كه اين آيه و آيات بعدى را درباره فردى به نام «عاصب بنوائل» (از منكران معاد) دانسته است (مجمع البيان و ديگر تفاسير)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 1،7
1 - آفرينش نخستين انسان ها ، دليل و شاهدِ امكانِ برپايى قيامت و توانايى خدا بر احياى مجدد انسان ها
قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة
7 - آگاهى خداوند بر آفرينش و پديد آوردن هر چيزى ، دليل و نشانه امكان برپايى قيامت و توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها
و هو بكلّ خلق عليم
جمله «و هو بكلّ خلق عليم» ادامه استدلال براى امكان معاد و رد شبهه منكران قيامت است; يعنى، بعيد شمردن برپايى قيامت، ممكن است ناشى از اين شبهه باشد كه چگونه اجزاى پوسيده و پراكنده بشر، شناسايى و جمع خواهد شد. خداوند در پاسخ آن، مسأله علم مطلق خويش بر آفرينش جهان هستى را يادآور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 80 - 3
3 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت
الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا
برداشت ياد شده با توجه به آيات پيشين است كه درصدد بيان جلوه هاى قدرت خداوند براى اثبات معاد و رستاخيز انسان ها است; يعنى، خداوندى كه قادر است از درخت سبز آتش را پديد آورد و از آب، آتش را بيافريند; همو قادر است مرده را نيز زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 3،8،10
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و آفرينش مجدد انسان ها
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
8 - خداوندِ خالق آسمان ها و زمين ، بر آفرينش مجدد انسان ها و نوسازى آدمى از ذرات پوسيده و پراكنده دنيايى او در قيامت ، توانا است .
قال من يحىِ العظم و هى رميم . .. أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن ي
10 - آفرينش انبوه پديده هاى جهان و آگاهى همه جانبه از احوال آنها ، دليل و شاهد توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم بلى و هو الخلّ-ق العليم
يادآورى آفرينش و علم گسترده خداوند، در پايان آيه و در شرايطى كه آيه شريفه در مقام بيان توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است; مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 83 - 6
6 - حاكميت و مالكيت خداوند بر همه چيز و بازگشت همه انسان ها به سوى او ، دليل و نشانه توانايى او بر برپا كردن قيامت و احياى مجدد انسان ها
فسبحن الذى بيده ملكوت كلّ شىء و إليه ترجعون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات قيامت و ارائه جلوه هاى قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 4،7
4 - آفرينش جهانى سخت تر از آفرينش انسان ، ( آسمان ها ، زمين و فرشتگان ) گواه قدرت خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها در قيامت و آسان و ممكن بودن آن براى او است .
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
برداشت ياد شده از آن جا است كه روى سخن آيه شريفه مشركان اند; آنان كه منكر معاد بوده و آفرينش مجدد انسان ها را از خاك، امرى بعيد و بسيار سخت و ناممكن مى شمردند و «أءذا مِتنا و كنّا ترابا و عظاما أءنا لمبعوثون»، (آيه 16 همين سوره).
7 - آفرينش انسان از گِل چسبنده ، گواه برترى آفرينش جهان طبيعت بر آفرينش انسان و شاهد توانايى خدا بر احياى مجدد انسان ها از خاك است .
إنّا خلقنهم من طين لازب
برداشت فوق از آن جا است كه جمله «إنّا خلقناهم من طين لازب» تعليل است براى آنچه مورد استفتا و استفهام در جملات قبل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 15
15 - مرگ و نزول باران حيات آفرين ( رويش كشت ها و خشك و خرد شدن آنها ) ، نشانه قدرت خداوند بر حيات بخشيدن دوباره انسان ها در قيامت
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا
طبق نظر برخى از مفسران از آن جايى كه آيه شريفه پس از آيات مربوط به معاد و بهشت و جهنم آمده است، مى تواند درصدد اثبات قدرت خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 3
3 - آفرينش جهان پهناور ( آسمان ها و زمين ) ، دليل توانايى خداوند بر آفرينش مجدد و رستاخيز انسان ها و جهان است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات معاد و رد ديدگاه مشركان است; چنان كه در دو آيه بعد از آن بحث به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 7
7 - آفرينش شب و روز براى تأمين نياز هاى بشر ، جلوه اى از ربوبيت خداوند و نشانه توانايى او بر برپا كردن قيامت
إنّ الساعة لأتية . .. اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصرًا
آيه شريفه، درصدد اثبات و ارائه نشانه هاى درستى و راستى برپايى قيامت است كه در دو آيه قبل، با صراحت به آن تأكيد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 15
15 - خالقيت خداوند ، نمايانگر قدرت او بر معاد و آفرينش دوباره آدميان در قيامت
و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 7،14
7 - آن كس كه حيات دهنده زمين است ، حيات دهنده مردگان نيز خواهد بود .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
14 - احياى زمين خشكيده و افسرده به وسيله خداوند ، دليل آشكار بر امكان رستاخيز مردگان و وقوع معاد است .
إنّ الذى أحياها . .. على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 11 - 6
6 - بهار طبيعت و سرسبزى زمين پس از مرگ و پژمردگى ، دليلى محسوس و روشن بر امكان معاد
فأنشرنا به بلدة ميتًا كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 61 - 1
1 - معجزه عيسى ( ع ) در احياى مردگان ، دليلى آشكار بر امكان معاد
و إنّه لعلم للساعة
ضمير در «إنّه» به عيسى(ع) برمى گردد. آن حضرت از آن جهت دليل بر امكان معاد است كه مى توانسته مردگان را زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 3
3- حقانيت آفرينش جهان ، مستلزم وجود معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
از اين كه حقانيت آفرينش در مقام رد انديشه منكران معاد مطرح شده، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 1،4،8
1 - ارائه دلايل آشكار ، بر حقانيت معاد از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت
4 - بهانه جويى مشركان ، در قبال دلايل روشن وحى بر معاد
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت ما كان حجّتهم إلاّ أن قالوا ائتوا
8 - حقانيت معاد از نظر مشركان ، منوط به زنده شدن پدران آنان در برابر ديدگانشان
قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 26 - 3
3 - حيات نخستين آدميان ، خود برترين دليل بر حقانيت معاد
قل اللّه يحييكم ثمّ يميتكم ثمّ يجمعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 4
4- آفرينش توانمندانه آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، دليل قدرت او بر تجديد حيات مردگان
اللّه الذى خلق . .. و لم يعى بخلقهنّ بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 3
3- آفرينش شگفت ، زيبا و متقن آسمان ، نشانى از قدرت خداوند بر احياى مجدد مردگان
ذلك رجع بعيد . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 7 - 8
8- رويش گياهان زنده از دل مرده زمين ، نمودى از رستاخيز دوباره انسان از درون خاك
ذلك رجع بعيد . .. و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 7،8
7- پيدايشِ حيات به وسيله باران ، آيتى الهى و دليلى بر امكان معاد
و أحيينا به بلدة ميتًا كذلك الخروج
8- رويشِ دوباره گياهان در پى خزان ، نمودى از حيات دوباره انسان ها پس از مرگ
و أحيينا به بلدة ميتًا كذلك الخروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 2،3
2- آفرينش هر موجود ، خود گواه قدرت خداوند بر آفرينش مجدد آن ، پس از مرگ و نابودى
أفعيينا بالخلق الأوّل
3- نخستين وجود هر موجود ، برهان امكان معاد
أفعيينا بالخلق الأوّل
تعبير «أفعيينا بالخلق الأوّل» كافران را به وجود فعلى موجودات توجه مى دهد و همين توجّه را براى پى بردن به امكان معاد كافى مى شمارد; زيرا آن كس كه قادر بر خلق باشد، مرتبه نخست و مرتبه دوم برايش يكسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 6
6 - خلقت آسمان ها و زمين بدون كم ترين زحمت و دشوارى ، نشان قدرت خداوند بر معاد
و لقد خلقنا . .. و ما مسّنا من لغوب
با توجه به اين كه سياق عمده آيات پيشين، در اثبات معاد بود; طرح خالقيت خدا و آسان بودن خلقت براى او، مى تواند بيانگر امكان معاد و دشوار نبودن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 20 - 4
4 - حقانيت معاد ، داراى نشانه هايى در زمين و پهنه طبيعت *
و فى الأرض ءايت للموقنين
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در رابطه با معاد و حيات اخروى بود - احتمال مى رود كه كلمه «آيات»، اشاره به نشانه هاى امكان معاد و حقانيت آن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 44 - 3
3 - يگانه قدرت حاكم بر نظام مرگ و حيات ، قادر به برپايى صحنه معاد
و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه هو أمات و أحيا
در صورتى كه آيه «إلى ربّك المنتهى» نظر به فرجام زندگى و پايان حيات داشته باشد، ارتباط ميان آن و آيه «و أنّه هو أمات و أحيا»، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 63 - 3
3 - رويش و رشد دانه ها در بستر خاك ، نمودى از قدرت الهى و نشانى روشن از امكان معاد
أفرءيتم ما تحرثون
روى سخن در اين آيه، با منكران معاد است. تشويق آنان به مطالعه در چگونگى رشد گياهان، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 24 - 6
6 - آفرينش بشر و تكثير نسل او در زمين ، نشانه توانايى خداوند بر رستاخيز و حيات دوباره انسان ها در قيامت
قل هو الذى ذرأكم . .. و إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 5
5 - ربوبيت خداوند نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل توانايى او بر احياى مجدد انسان ها است .
بربّ المشرق و المغرب إنّا لقدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 5
5 - مطالعه در مبدأ و مراحل آفرينش انسان ، از راه هاى شناخت معاد و پى بردن به احياى مردگان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 11
11 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل قدرت خداوند بر آفرينش مجدد او در روز رستاخيز
هل أتى على الإنسن حين من الدهر لم يكن شيئًا مذكورًا . إنّا خلقنا الإنسن من نطف
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است، موضوع آيه 5 اين سوره تا پايان آن، درباره مسائل قيامت (مانند بهشت و جهنم و جايگاه كافران و خوبان و. ..) است. ضمن آن كه آيه پايانى سوره پيش - كه درباره اثبات توانايى خداوند بر احياى مردگان بود - تأييدكننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 23 - 7
7 - آفرينش انسان ، از مايعى ناچيز و سير متوازن و تكاملى وى در رحم ، نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان
ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا فنعم القدرون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيات تا آخر سوره، درصدد اثبات برپايى قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 7 - 4
4 - ميخكوب شدن كوه ها در زمين ، نشان قدرت خداوند و ضرورت معاد
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و الجبال أوتادًا
بيان آفرينش كوه ها، در پاسخ آنان كه درباره معاد پرسش هايى را مطرح كرده بودند; گوياى آن است كه اگر معاد نباشد، براى پديده هايى همچون زمين و كوه هاى آن توجيهى نمى توان يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 9 - 5
5 - قدرت خداوند بر ايجاد حالت خواب در انسان ، دليل امكان معاد است .
عمّ يتساءلون . .. و جعلنا نومكم سباتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 4
4 - بهره مند ساختن ساكنان زمين از آسمان هاى محكم و استوار ، دليل قدرت خداوند و ضرورت معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 15 - 4
4 - پيدايش محصولات كشاورزى و روييدن گياه در زمين ، دليل امكان معاد و حيات دوباره انسان است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 16 - 3
3 - باغ ها و جنگل هاى پوشيده از درخت ، نشان دهنده قدرت خداوند و امكان پذير بودن معاد
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... جنّ-ت ألفافًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 2
2 - آفرينش آسمان با وجود صلابت بيشتر آن نسبت به پيكر انسان ، برهانى آشكار بر امكان معاد و قدرت خداوند بر زنده كردن دوباره انسان ها
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها
«أنتم» خطاب به منكران معاد است كه آيات قبل سخنان آنان را نقل كرده بود. جمله «بناها» مستأنفه و مفاد آن اين است كه آسمان با آن كه محكم تر است، خداوند آن را ساخت; چگونه آفرينش دوباره خود را محال مى پنداريد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 4
4 - برافراشتن آسمان و تعديل آن ، دليل قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ . .. رفع سمكها فسوّيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 29 - 3
3 - توانمندى خداوند بر ايجاد شب و روز ، نشانه قدرت او بر احياى دوباره انسان است .
ءأنتم أشدّ . .. و أغطش ليلها و أخرج ضحيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 31 - 3
3 - بيرون آوردن آب و گياه از دل زمين ، نشانه قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ خلقًا . .. أخرج منها ماءها و مرعيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 32 - 2
2 - آفرينش كوه هاى پايدار و تزلزل ناپذير ، نشان قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم . .. و الجبال أرسيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 7
7 - قدرت خداوند بر آفرينش انسان ها ، تنظيم توانمندى هاى آنان ، هدايت تكوينى و نيز ميراندن و به گور افكندن آنها ، دليل قدرت او بر زنده ساختن آنان در قيامت است .
خلقه فقدّره . ثمّ السبيل يسّره . ثمّ أماته فأقبره . ثمّ إذا شاء أنشره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 7
7 - آگاهى دقيق خداوند به حقيقت انسان ، دليل سامان دادن معاد در مراحل هستى او است .
بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
جمله «إنّ ربّه. ..» در مقام تعليل است و بصيرت خداوند به انسان را دليل معاد قرار داده است; يعنى، انسان موجودى است كه بايد معاد داشته باشد و چون خداوند، به طور كامل به حقيقت انسان آگاهى دارد، براى او معاد قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 6
6 - آغاز خلقت ، دليل امكان پذير بودن معاد است . *
إنّه هو يبدىء و يعيد
استفاده برداشت ياد شده از آيه شريفه، با توجه به آغاز سوره است كه از «يوم موعود» سخن گفته بود. وجود مشابه اين عبارت در آيات ديگر مربوط به معاد، اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 5
5 - خروج جنين از رحم ، امرى شگفت و نشانه امكان معاد است . *
يخرج من بين الصلب و الترائب
ضمير فاعلى «يخرج»، ممكن است به «الانسان» در دو آيه قبل برگردد، در اين احتمال مراد از «ماء دافق» نطفه مرد و مراد از جمله «يخرج. ..»، تولّد نوزاد خواهد بود و «من بين الصلب و الترائب»، اشاره به جايگاه رحم است كه بين قسمت هاى جلو و پشت مادر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 2
2 - آفرينش انسان از منى ، برهان قدرت خداوند بر معاد و تجديد حيات انسان است .
خلق من ماء . .. يخرج ... إنّه على رجعه لقادر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 20 - 2
2 - هموار بودن زمين ، نشانه اى آشكار بر قدرت خداوند و دليل امكان معاد
و إلى الأرض كيف سطحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 9
9 - آفرينش نخست انسان ، دليل قدرت خداوند بر اعاده حيات او است .
لقد خلقنا الإنسن . .. أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
چنانچه در اين آيه، سخن از قدرت خداوند بر معاد باشد، تعبير «لقد خلقنا» در آيه قبل، براى رفع استبعاد معاد خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 6
6 - پيدايش انسان هاى نخستين ، دليل و شاهدِ امكانِ زنده شدن مجدد آنان پس از مرگ و خاكستر شدن بدن ها
و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه قال من يحىِ العظم و هى رميم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 57 - 3
3 - آفرينش نخستين انسان ها ، دليل امكان حيات مجدد و رستاخيز دوباره آنان از سوى خداوند است .
نحن خلقنكم فلولا تصدّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 68 - 3
3 - مطالعه در نقش آب شرب در حيات بشر ، راه را براى پذيرش قدرت الهى بر احياى مردگان در رستاخيز آسان مى سازد .
أفرءيتم الماء الذى تشربون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 71 - 3
3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان
أفرءيتم النار التى تورون
با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 72 - 3
3 - آفرينش چوب آتش زنه ، نشانه اى از توانايى خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها و برپايى قيامت
ءأنتم أنشأتم شجرتها أم نحن المنشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 6
6 - رويش نباتات در زمين و سپس خشك شدن و تبديل شدن آنها به خاك ، نشانه قدرت خداوند بر احياى مردگان در قيامت
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 4
4- بعيد شمردن حيات دوباره انسانها ، دليل انكار سراى آخرت از سوى كافران به قيامت
أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 2
2- استبعاد ، از مهم ترين پايه هاى باور و انديشه منكران معاد
أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
مبناى قرآن در نقل سخنان ديگران، گزيده گويى است. نقل اين سخن از منكران معاد، نشانگر اين نكته است كه مهم ترين اساس بينش منكران معاد، همين استبعاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 4
4 - تبديل شدن انسان ها به استخوان كهنه و پوسيده ، دليل و شاهد مثالِ كافران براى دور شمردن برپايى قيامت و زنده شدن مجدد انسان ها
و ضرب لنا مثلاً . .. قال من يحىِ العظم و هى رميم
برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «قال من يحىِ. ..» استئناف بيانى است; يعنى، بيان براى جمله «ضرب لنا مثلاً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 8
8- عقيده به معاد ، ناسازگار با دنياپرستى و غيرقابل پذيرش براى دنياپرستان است .
أنا أكثر منك مالاً . .. و ما أظنّ الساعة قائمة
مرد ثروت مند، در پى غرور و افتخار به مال و منال و پندار جاودانه بودن آن، به انكار قيامت پرداخت. به نظر مى رسد كه ارتباط اين دو قسمت، به صورت زمينه و نتيجه باشد; يعنى، آنچه كه فرد را به موضع انكار قيامت كشاند، دنياپرستى و فريفته شدن بدان بود. فعل مجهول «رُددت» (برگردانده شوم) - كه حاكى از اجبار شدن است - نيز گوياى نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 6 - 4
4 - معاد ، موضوعى بس مهم و در خور توجه
أنبؤا ما كانوا به يستهزءون
واژه «نبأ» به خبر و حادثه اى اطلاق مى شود كه مهم و شايان توجه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 7
7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .
ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا
«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 18 - 2
2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .
و أنتم دخرون
«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 1
1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .
أبصرها خشعة
«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 1
1 - آوردن ذلتبار منكران به پيشگاه پروردگار در قيامت، صحنه اى عجيب و دهشتزا
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 23 - 4
4- آگاهى خداوند از نيّت ها و حالات درونى منكران معاد ، برخاسته از علم غيب اوست .
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 15
15 - تصور صحيح از خداوند ، از بين برنده هرگونه ترديد و استبعاد در حقانيت معاد است .
فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه كيف يحى . .. و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 4 - 1
1 - رد پندار منكران معاد ( پندار عدم توانايى خدا بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها ) از سوى خداوند
أيحسب الإنسن . .. بلى قدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 113 - 6
6 - رضايت درونى منكران آخرت و قيامت، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.
زخرف القول غرورا . .. و ليرضوه و ليقترفوا ما هم مقترفون
«ليرضوه» عطف بر «غرورا» است; در نتيجه عامل آن فعل «يوحى» است; يعنى: «يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول
ليرضوه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 4
4 - فراخوانى به مطالعه طبيعت ، براى پى بردن به قدرت خداوند ، و در نتيجه ، رفع ترديد در امكان معاد ، روش هدايتى قرآن است .
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 16 - 5
5 - توجه به چگونگى خلقت نخستين انسان ، زداينده هر گونه ترديد در امكان معاد و توانايى خدا بر احياى مجدد مردگان
و لقد خلقنا الإنسن . .. ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 4
4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ
چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 16
16- اهانت به پدر و مادر ، در شأن منكران معاد و نه معتقدان به حقانيت وعده هاى خداوند *
الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
آيات پيشين، حاوى سفارش خداوند در زمينه احسان به والدين بود و در مقابل، در اين آيه به دو صفت ناشايست اشاره شده است: 1- بى احترامى به والدين، 2- انكار معاد. از قرين آمدن اين دو نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 26 - 1
1 - خداوند ، شيوه پاسخ گويى به منكران معاد را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .
قالوا . .. قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 27 - 1
1 - زشت و كريه شدن چهره هاى كافران و منكران معاد ، در لحظه مشاهده عذاب قيامت
فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا
واژه «سوء» مرادف «قبيح» و «سيئه» مقابل «حسنه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 5
5 - انبوهى شمار انسان ها ، فراهم آورنده زمينه تشكيك در معاد است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
به قرينه اين كه فرموده است، خلقت نخستين شما و خلق مجددتان، براى خداوند همانند خلق يك نفر است، مى توان استفاده كرد كه چه بسا تشكيك در معاد، مربوط به فراوانى انسان ها و در هم آميختگى آنها پس از مرگ باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 4
4 - ترديد در امكان معاد ، به رغم مشاهده قدرت خدا در آفرينش هستى ، برخاسته از بهره نگرفتن از ابزار شناخت و تعقل است .
جعل لكم السمع و . .. و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد
ذكر «و قالوا أءذا. ..» پس از بيان ناسپاسى انسان ها و يا كم سپاسى آنان در برابر نعمت قواى ادراكى اعطا شده از جانب خداوند، مى تواند بيان كننده اين نكته باشد كه انسان ها از نعمت قواى ادراكى، بهره نگرفتند. (ناسپاسى) و در نتيجه در مسأله معاد ترديد روا داشتند. لازم به ذكر است كه شكر نعمت قواى ادراكى به تناسب موضوع، به كاربردن آنها در راه شايسته و تعيين شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 11 - 2
2 - از هم پاشيده شدن اجزاى بدن انسان پس از مرگ ، مايه استبعاد معاد در ديدگاه منكران آن
أءذا كنّا عظمًا نخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 9 - 3
3 - اعتقاد به عزت و شكست ناپذيرى خدا ، هموار كننده راه ايمان به رستاخيز و توانايى خدا بر احياى مردگان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز
با توجه به مفاد آيات پيش (انكار معاد از سوى كافران و ارائه نشانه هاى قدرت خدا بر برپا ساختن رستاخيز و پايان بخشيدن موضوع ياد شده با ذكر عزت خدا) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 77 - 9
9 - توجه انسان به مبدأ پيدايش خود ، زمينه ساز ممكن دانستن معاد و تصديق به آن
أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة فإذا هو خصيم مبين
يادآورى مبدأ پيدايش انسان در شرايطى كه آيه شريفه و آيات بعد، درصدد اثبات معاد و رد شبهه منكران قيامت است، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 58 - 2
2 - توجه به كيفيت پيدايش انسان از منى در رحم ، آسان كننده مسأله پذيرش معاد و توانايى خداوند بر احياى مجدد مردگان
أفرءيتم ما تمنون
روى سخن در آيه شريفه با منكران معاد است و مفاد آن چنين مى باشد: اگر شما به كيفيت پيدايش انسان از نطفه - كه در رحم مى ريزيد - توجه مى كرديد، در قدرت و توانايى خداوند بر آفرينش مجدد انسان ترديد نمى كرديد و به انكار معاد نمى پرداختيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 5
5 - ترغيب كافران صدراسلام از سوى خداوند به توجه و تأمل در نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، براى هموار شدن راه پذيرش مسأله معاد
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
واژه «لولا» در «لولا تذكّرون»، براى تحضيض و ترغيب مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 63 - 4
4 - توصيه منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در چگونگى رشد و نموّ دانه هاى پاشيده شده در زمين بهوسيله كشاورزان ، براى پى بردن به قدرت الهى و پذيرش امكان معاد
أفرءيتم ما تحرثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 7
7 - مطالعه در آفرينش و رويش مداوم نباتات ، راهبر انسان ها به مسأله معاد و آسان كننده درك و ايمان به آن است .
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 23 - 8
8 - مطالعه و تأمّل در آفرينش انسان و مبدأ پيدايش و سير تكاملى آن ، موجب شناخت معاد و اثبات توانايى خداوند بر آن است .
ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا فنعم القدرون
از اين كه ماجراى خلقت انسان با استفهام تقريرى (ألم نخلقكم. ..) آغاز شده، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 8 - 4
4 - توجه به آفرينش انسان و تداوم نسل او در زمين ، زمينه ساز پذيرش معاد است .
عمّ يتساءلون . .. و خلقنكم أزوجًا
در آيه دو چيز به عنوان دليل بر معاد ذكر شده است; خلقت انسان ها و زوجيت آنان; يعنى، چنين آفريده اى نمى تواند معاد نداشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 5 - 1
1 - تحقيق درباره منشأ آفرينش انسان و توجّه به عنصر اوليه جسم وى ، زمينه ساز باور به امكان احياى دوباره او است .
فلينظر الإنسن ممّ خلق
جمله «إنّه على رجعه لقادر» - در آيات بعد - بيانگر آن است كه آنچه از اين آيه به بعد مطرح شده، آماده سازنده ذهن انسان براى باور به امكان معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 4
4 - خروج نطفه از فاصله بين ستون فقرات و قفسه سينه ، امرى شگفت آور و مايه رفع استبعاد از « معاد » است .
يخرج من بين الصلب و الترائب
ارتباط اين آيه با آيه بعد، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 11 - 2
2 - توجّه به تأثير آسمان در تداوم بازگشت بعضى از پديده ها ، زمينه ساز باور به معاد
و السماء ذات الرجع
ارتباط اين سوگند با قبل و بعد آن - به ويژه آيه «إنّه على رجعه لقادر» كه كلمه «رجع» در آن نيز آمده است - بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 11
11- شناخت معاد و حل شبهات آن ، متكى بر شناخت صحيح مبدأ آفرينش است .
فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
خداوند، براى پاسخ گويى به شبهات انسان در زمينه معاد، مسأله مبدأ آفرينش انسان را مطرح كرد و اين بيانگر آن است كه شناخت مبدأ آفرينش، موجب شناخت معاد و حل شبهات آن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 8
8 - جرم و تبه كارى ، زمينه مخالفت ورزيدن با پيامبران الهى و انكار معاد
إن هذا إلاّأسطير الأوّلين . .. فانظروا كيف كان عقبة المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 4
4 - گناه پيشگى و هواپرستى ، داراى پيوند با بى اعتقادى به حيات اخروى
اجترحوا السيّئات . .. اتّخذ إلهه هويه ... و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 8
8 - فريفته شدن به ثروت و قدرت ، زمينه ساز انكار معاد
أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
مفاد آيه شريفه، ممكن است اين باشد كه فرد قدرتمند، نبايد گمان كند كه كسى قادر بر زنده ساختن و محاسبه و عذاب او نيست. هم چنين به قرينه آيه بعد، فرد ثروتمند را از فريفته شدن به ثروت خويش و پندار رهايى از حساب و نظارت خداوند، برحذر داشته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 6
6 - نقش تعيين كننده انسان شناسى ، در درك معارف الهى ( معاد و . . . )
أيحسب الإنسن أن يترك سدًى . ألم يك نطفة ... أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه خداوند، براى اثبات توانايى خويش بر احياى مردگان و برپايى قيامت، مسأله هدفمند بودن زندگى انسان و سير آفرينش او را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 6
6 - توجّه به روييدن و خشكيدن گياهان ، زمينه ساز ياد معاد
أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
ارتباط آيات آغاز سوره، با جمله هايى نظير «يصلى النار الكبرى» و «و الأخرة خير و أبقى» (در ادامه سوره) بيانگر آن است كه اين آيات، زمينه توجّه به مفاد آيات مربوط به معاد را فراهم مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 9،18
9- سرگذشت اصحاب كهف ، دليل حقانيّت معاد و از ميان برنده زمينه هاى ترديد در آن
و كذلك أعثرنا عليهم ليعلموا . .. أنّ الساعة لاريب فيها
«ساعة» يعنى «پاره اى از وقت» و اين كه از قيامت به «ساعة» تعبير مى شود، به خاطر شباهت آن به پاره اى از وقت است;
زيرا، حساب رسى در آن، به سرعت انجام مى پذيرد (مفردات راغب).
18- خداوند ، در روزگار اختلاف و نزاع مردم درباره معاد ، اصحاب كهف را از خواب بيدار كرد .
أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 4
4- توجّه به علم گسترده الهى ، زداينده شبهات انسان در امكان معاد
ذلك رجع بعيد . قد علمنا ما تنقص الأرض منهم
از اين كه خداوند، در قبال شبهه كافران نسبت به معاد، علم ازلى خود را ياد آور شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 11
11- توجّه به علم و قدرت الهى و نمود هاى رستاخيز در طبيعت ، زداينده هر شك در امكان معاد
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها ... و
خداوند در پاسخ به شبهات منكران معاد، در اين آيات به سه نكته اشاره كرده است: 1- علم، 2- قدرت، 3نمودهاى رستاخيز در طبيعت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 6
6 - ناسپاسى دشمنان دين ، در برابر نعمت هاى خداوند و دلبستگى شديد آنها به دارايى خويش ، نشان بى توجهى آنان به معاد
إنّ الإنسن لربّه لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 7
7- ربوبيّت خدا بر انسانها ، مقتضى تشكيل دادن قيامت و آفرينش مجدد انسان ها پس از مرگ است .
أُولئك الذين كفروا بربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 9
9- كارايى و تأثير وسايط طبيعى ، در تحقق معاد و حيات مجدد انسان ها *
و أحيينا به بلدة ميتًا كذلك الخروج
از اين كه در «مشبّه به» تعبير «به» آمده است - كه واسطه بودن باران در حيات زمين را مى رساند - اين احتمال جان مى گيرد كه در «مشبّه» نيز وسايط مؤثّر باشند; يعنى، معاد انسان ها نيز، در نتيجه تحولاتى طبيعى به تدبير و اراده خداوند صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 3
3 - معاد و زنده شدن دوباره انسان ها ، در گرو انجام پذيرفتن تمام خواسته هاى تكوينى خداوند از انسان ها است .
كلاّ لمّا يقض ما أمره
مفاد «كلاّ» ممكن است ردع و زجر از چيزى باشد كه مخاطب با شنيدن «ثمّ إذا شاء أنشره» آن را توهم مى كند. به اين بيان كه نبايد در محشور شدن انسان ها تعجيل داشت; زيرا آنان هنوز خود را به پايان كارى كه برايشان مقرر شده است، نرسانده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 11
11- شناخت معاد و حل شبهات آن ، متكى بر شناخت صحيح مبدأ آفرينش است .
فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
خداوند، براى پاسخ گويى به شبهات انسان در زمينه معاد، مسأله مبدأ آفرينش انسان را مطرح كرد و اين بيانگر آن است كه شناخت مبدأ آفرينش، موجب شناخت معاد و حل شبهات آن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 1،2
1- توجه به خلقت آسمان ها و زمين ، عاملى براى پى بردن به قدرت خداوند در آفرينش دوباره انسانها
أو لم يروا أن الله . .. قادر على أن يخلق مثلهم
2- تشويق و ترغيب آدميان به تفكر درباره پيدايش آسمان ها و زمين ، جهت درك تحقق معاد
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 6
6 - حيات بشر ، غير قابل انفكاك از معاد است .
بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
در آيه شريفه، بصير بودن خداوند به انسان، دليل معاد گرفته شده است; يعنى، هر كس با ويژگى هاى اين مخلوق آشنا باشد، معاد را براى او ضرورى خواهد ديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 45 - 6
6 - مردمى كه بر انكار معاد پاى فشردند و از اين گمراهى دست برنداشتند ، در قيامت مردمى زيانكار و ورشكسته خواهند بود .
و يوم يحشرهم . .. قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 3
3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 3
3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .
أهلكت مالاً لبدًا
انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 5
5 - روز قيامت ، هنگامه خسران و زيان ديدن باطل گرايان و منكران معاد
و يوم تقوم الساعة يومئذ يخسر المبطلون
«مبطلون»، به معناى واردشوندگان در باطل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 1،5
1 - تكذيب كنندگان معاد و حضور در پيشگاه خداوند بى ترديد زيانكارند.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه
5 - كسانى كه تا قبل از مرگ منكر ملاقات خدا و معاد هستند، بدون ترديد زيانكارند.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة
مراد از «الساعة» مى تواند مرگ و يا قيامت باشد. در برداشت فوق «الساعة» به معنى مرگ گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 18 - 10
10- زندگى منكران معاد ، سراسر زيان كارى است .
إنّهم كانوا خسرين
تعبير «كانوا خاسرين»، دال بر استمرار و فراگيرى خسران نسبت به سراسر زندگى منكران معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 1
1 - روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .
و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة . .. يوم يرون الملئكة لابش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 21 - 5،6
5 - منكران معاد ، به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت ، مورد سرزنش قرار خواهند گرفت .
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون
جمله «هذا يوم الفصل» در مقام توبيخ و تقريع است.
6 - سرزنش شدن ، نخستين عذاب روحى منكران معاد به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون
برداشت ياد شده از آن جا است كه پيش از طرح هرگونه عذابى براى منكران معاد، آنان مورد سرزنش الهى قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 2
2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ
ما لكم لاتناصرون
برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 16
16- انكار معاد ، نكوهيده تر از دل بستگى به زندگانى دنيا و داراى نقشى مؤثرتر در آن در پيدايش شرك
لقد جئتمونا كما خلقناكم أوّل مرّة بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
حرف «بل» براى اضراب و نشان نابرابر بودن مابعد و ماقبل آن است. در اين برداشت، تشبيه در «كما خلقناكم»، ناظر به مال و فرزند نداشتن انسان در آغاز خلقت و هنگام اعاده آن، دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 57 - 4
4 - انكار معاد ، به رغم اعتقاد به خالقيت خداوند ، موضع گيرى نابخردانه و شايسته سرزنش
نحن خلقنكم فلولا تصدّقون
سرزنش در آيه شريفه، متوجه كسانى است كه با وجود اعتقاد به خالقيت خداوند، در برابر موضوع معاد موضع گيرى ناباورانه داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 4
4 - انكار معاد ، با وجود هشدار هاى قرآن ، نكوهيده ، شگفت آور و فاقد برهان است .
فما لهم لايؤمنون
«ما» اسم استفهام است و مراد از استفهام در اين موارد، تعجّب همراه با توبيخ است. تغيير سياق كلام از خطاب در «لتركبنّ» به غايب در «لهم»، بر نكوهش افزوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 2
2- شبهه اندازى درباره معاد و پيامبرى رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، عملى زشت و نكوهيده است .
و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت . .. و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجا
«سيّئات» (جمع سيّئة) به معناى هر عمل زشت است و مراد از «السيّئات» در آيه - به قرينه «فأصابهم سيّئات ما عملوا» - مى تواند شبهاتى باشد كه در آيات قبل از سوى مشركان مطرح شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 67 - 2
2- ترديد انسان در معاد ، با وجود توانايى هر انسان به شناخت خلقت نخستين خويش از عدم ، امرى شگفت آور و سزاوار توبيخ است .
أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه من قبل و لم يك شيئًا
همزه در «أوَلا يذكر» براى انكار توبيخى و متضمن معناى تعجب است. تكرار لفظ «انسان» در اين آيه - با آن كه آوردن ضمير ممكن بود - اشعار به اين نكته دارد كه لازمه انسان بودن ، دقت و تفكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 7
7 - لزوم شناخت ويژگى هاى معاد و غافل نبودن از خطر هاى آن
أفلايعلم
استفهام در آيه شريفه، «انكار تعجبى» است و بر اظهار شگفتى از جهل انسان، دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 22 - 8
8 - مردم انطاكيه به علت كفر به خدا و انكار معاد ، مورد انتقاد و سرزنش مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) قرار گرفتند .
و ما لى لا أعبد الذى فطرنى و إليه ترجعون
بيشتر مفسران برآنند كه آيه شريفه، در مقام تعريض و سرزنش مردم كافر انطاكيه مى باشد و آمدن آن در قالب «و ما لى لا أعبد» به جاى «و ما لكم لاتعبدون» براى تأكيد بيشتر است. گفتنى است آمدن جمله «ترجعون» به صيغه مخاطب، مؤيد اين حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 81 - 8
8 - منكران معاد ، شايسته نكوهش و سرزنش اند .
أفبهذا الحديث أنتم مدهنون
در صورتى كه مراد از «هذا الحديث» خبر قيامت باشد; نكوهش الهى نسبت به منكران آن، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 27 - 3
3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت
و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 3
3 - خداوند ، با توبيخ كسانى كه به تفريحات خانوادگى سرگرم شده و معاد را بعيد شمردند ، آنان را به مؤاخذه اخروى تهديد كرد .
بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
خبر از آگاهى خداوند به كارها و خصلت هاى منكران معاد، تهديد آنان به مؤاخذه با تعبيرى توبيخ آميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 2
2 - زنده شدن انسان ها در قيامت ، بسيار سريع و ناگهانى خواهدبود .
فإنّما هى زجرة وحدة
از اين كه انسان ها تنها با يك صيحه، زنده خواهند شد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 4
4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 52 - 4
4- آفرينش دوباره انسان ها در قيامت ، امرى سهل و آسان است .
قالوا أءذا كنّا . .. قل كونواحجارة ... فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 3،14
3 - بازآفرينى انسان ها ( معاد ) در قيامت براى خداوند بسى سهل و آسان است .
ثمّ يعيده و هو أهون عليه
مرجع ضمير «هو» مصدر فعل «يعيد» و مرجع ضمير مجرور «عليه» خداوند است كه از «هو الذى» مستفاد است. لازم به ذكر است كه افعل تفضيل «أهون» به معناى «هيّن» است. افعل تفضيل آوردن آن، احتمالاً، براى تقريب به ذهن مخاطبان است.
14 - عالى ترين صفات را داشتن ، دليل توانايى خداوند بر بازآفرينى آسان انسان هادر قيامت است .
ثمّ يعيده و هو أهون عليه و له المثل الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 1
1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 4
4 - گردش شب و روز به قدرت خداوند ، دليل توان مندى او بر آسان زنده كردن مجدد انسان ها پس از مرگ است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة . .. ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 82 - 5
5 - آفرينش مجدد انسان ها براى خداوند ، بسيار سهل و آسان است .
قال من يحىِ العظم . .. قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة... و هو الخلّ-ق العليم .
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در رديف آياتى قرار گرفته كه درصدد اثبات معاد و امكان حيات مجدد انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 4
4 - آفرينش جهانى سخت تر از آفرينش انسان ، ( آسمان ها ، زمين و فرشتگان ) گواه قدرت خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها در قيامت و آسان و ممكن بودن آن براى او است .
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
برداشت ياد شده از آن جا است كه روى سخن آيه شريفه مشركان اند; آنان كه منكر معاد بوده و آفرينش مجدد انسان ها را از خاك، امرى بعيد و بسيار سخت و ناممكن مى شمردند و «أءذا مِتنا و كنّا ترابا و عظاما أءنا لمبعوثون»، (آيه 16 همين سوره).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 3
3 - زنده شدن انسان ها پس از مرگ شان در قيامت ، امرى آسان براى خداوند
فإنّما هى زجرة وحدة
زنده شدن انسان ها تنها با يك صيحه، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 4
4 - آفرينش مجدد انسان ها در قيامت ، براى خداوند آسان تر از آفرينش آغازين جهان و انسان است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 68 - 7
7 - آفرينش مجدد انسان ها براى خداوند ، بسيار سهل و آسان است .
إنّ الساعة لأتية لاريب فيها . .. هو الذى يحيى و يميت فإذا قضى أمرًا فإنّما يقول
برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف آياتى قرار گرفته كه درصدد اثبات معاد و حيات مجدد انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 13 - 2
2 - معاد و زنده ساختن دوباره انسان ها براى خداوند آسان است .
فإنّما هى زجرة وحدة
جمله «فإنّما. ..» پاسخى به استبعاد منكران معاد است; يعنى، تمام آنچه كه آن را سخت و دشوار مى پنداريد، براى خداوند، تنها ايجاد يك خروش و بانگ حيات بخش است و بس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 259 - 1
1 - خداوند ، هدايت كننده مؤمنان ، از ظلمت شبهاتِ معاد به نورِ علم و يقين
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور . .. او كالذى مرّ ... فلمّ
داستان مورد بحث در آيه، مثال و ارائه نمونه اى براى ولايت الهى و نتيجه آن است ; يعنى هدايت مؤمنان به نور پس از خارج ساختن آنان از ظلمت و تاريكى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 4
4- انبوهى مردگان نسل هاى پيشين و زنده نشدن آنان با گذشت عصر ها ، دليل كافران بر انكار معاد و واقعيت نداشتن حيات دوباره انسان
أتعداننى أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى
مفاد «و قد خلت القرون. ..» اين است كه: نسل هاى فراوانى پيش از من مرده اند و براى آنان معادى صورت نگرفته است; حال چگونه مى توان باور كرد كه براى من معادى باشد؟!.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 17،18
17- كاشفان جايگاه اصحاب كهف ، به جدال و كشمكش درباره رستاخيز گرفتار بودند .
أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم
«إذ» ظرف است براى «أعثرنا» لذا مفاد آيه اين است كه مردم، هنگامى بر اصحاب كهف دست يافتند كه درباره امرى از امور مربوط به خويش، اختلاف داشتند. مراد از آن امر، به قرينه «أن الساعة لاريب فيها» برپايى قيامت است و مراد از ضمير در «أمرهم» همان مردمى هستند كه بر اصحاب كهف آگاهى يافتند.
18- خداوند ، در روزگار اختلاف و نزاع مردم درباره معاد ، اصحاب كهف را از خواب بيدار كرد .
أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 5
5 - شبهه افكنان در مورد معاد ، پاسخ خود را تنها با مشاهده قيامت خواهند يافت .
يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 9
9- ايجاد شبهه در ذهن مردم درباره خدا ، معاد و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از راه كار هاى بسيار زشت مشركان جهت بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدف خويش
قالوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و أقسموا بالله ... لايبعث الله من
اين برداشت بنابر صفت بودن «سيئات» براى مصدر محذوفى كه مفعول مطلق فعل «مكروا» بوده، مى باشد. بنابراين مراد از مكرهاى بد و سوء همين نكته هايى است كه از سوى مشركان در باره خدا، معاد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفته مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 2
2 - كافران عصر بعثت ، وعده معاد را ، به تمسخر گرفته و درباره حقايق آن پرسش ها و شبهه هايى بر سر زبان ها مى انداختند .
عمّ يتساءلون
تهديد پرسشگران با جمله «سيعلمون» - در آيات بعد - اين احتمال را تقويت مى كند كه هدف آنان از پرسش ها، كشف حقيقت نبود; بلكه آنان در پى ايجاد سؤال و شبهه در ذهن ديگران و طعنه و كنايه زدن به وعده معاد بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 5
5 - رؤيت پروردگار ، شرط ديگر مشركان و منكران معاد براى ايمان آوردن به خداى يكتا و پذيرش نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. أو نرى ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 6
6- مشركان ، به وجود نيرويى كه قادر به احياى دوباره جسد انسان باشد ، در ناباورى و ترديد بودند .
قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 1
1 - اظهار ترديد كافران در زنده شدن دوباره انسان ، پس از مرگ
قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 13
13 - ترديد مشركان عصر بعثت ، در امكان قيامت و رستاخيز مردگان
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير
تأكيد جمله «إنّ الذى أحياها لمحى الموتى» با حروف «إنّ» و «لام»، بيانگر ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 26 - 7
7 - معاد ، مورد جهل و ترديد بيشتر مردم در طول تاريخ
و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
از اين كه به جاى ارجاع ضمير به مشركان مكه، واژه «الناس» به كار رفته - كه داراى مفهومى عام و گسترده است - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 3
3- ترديد مشركان ، در امكان معاد ، در عين اعتقاد به وجود آفريدگار *
أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق . .. بقدر على أن يحيى الموتى
با توجه به اين كه مخاطب آيه شريفه، مشركان است و اصل وجود خداوند مسلم شمرده شده و صرفاً براى امكان معاد، برهان آمده است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 15 - 5
5- شك در امكان معاد ، در عين مشاهده آفرينش خداوند ، نمودى از گيجى و سردرگمى كافران
فهم فى أمر مريج . .. أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد
بيان تناقض گويى كافران در اين آيه، مى تواند در مقام ارائه نمونه اى از سرگردانى كافران باشد كه در آيات پيشين خداوند به آن اشاره فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 7
7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )
قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 5
5 - معاد ، مورد شك و ترديد كافران عصر بعثت بود .
عمّ يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 2
2- ترديد و ناباورى مشركان به معاد ، نمونه بارزى از گمراهى آنان است .
فضلّوا . .. و قالوا أءذا كنّا ... أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 32
32- برخى از منكران معاد - به دليل پى نبردن به زواياى سرگذشت اصحاب كهف - آن را نشانه امكان معاد نيافتند و بر ترديد سابق خويش باقى ماندند .
ليعلموا . .. أنّ الساعة لاريب فيها ... ربّهم أعلم بهم
چنان چه مشاهده اصحاب كهف براى همه بازديدكنندگان، مايه تقويت ايمان به معاد شده بود، مناسبتى نداشت كه بگويند: «ربّهم» بلكه مى بايست تعبير «ربّنا» را جايگزين آن سازند و نسبت به موضوع اصحاب كهف اظهار بى اطلاعى نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 3
3 - پرسش هاى ترديدآميز درباره معاد ، شگفت آور و دور از انتظار است .
عمّ يتساءلون
«ما» در «عمّ» براى استفهام تعجّبى است و دلالت بر غير منتظره بودن سؤال از معاد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 1
1- برخورد انسان با مسأله معاد و حيات پس از مرگ ، همراه با انكار و شگفتى است .
و يقول الإنسن أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
كلمه «يقول» فعل مضارعى است كه در مقام بيان حالت انسان ها به كار مى رود چنين افعالى بر استمرار در هر سه زمان دلالت دارند. «ال» در «الإنسان» براى جنس است كه در مورد فراوانى افراد هم به كار مى رود .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 5
5 - شگفت آور بودن انكار معاد و عالم آخرت ، با توجه به مخلوق خدا بودن آسمان و زمين
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم
استفهام در «أفلم» تعجيبى است و دلالت مى كند بر اين كه كفر به آخرت و انكار معاد، با توجه به اين كه آسمان و زمين در احاطه خدا قرار دارند، امر شگفت آورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 77 - 4
4 - انكار معاد و ممكن ندانستن آن در عين آگاهى از مبدأ پيدايش انسان ، امرى شگفت آور است .
أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة
برداشت ياد شده از آن جا است كه همزه در «أوَلم ير. ..» براى استفهام انكارى و تعجبى است. گفتنى است مخاطب آيه شريفه - به قرينه آيات بعد - منكران قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 5
5 - شگفت آور بودن انكار معاد و احياى مجدد انسان ها ، به قدرت خداى خالق آسمان ها و زمين
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام در «أوَليس . ..» استفهام انكارى و تعجبى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 12 - 2
2 - انكار توحيد ربوبى و احياى مجدد انسان ها - به رغم مشاهده عظمت آفرينش و قدرت خدا در جهان - امرى شگفت آور است .
إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 4
4 - انكار معاد ، با وجود هشدار هاى قرآن ، نكوهيده ، شگفت آور و فاقد برهان است .
فما لهم لايؤمنون
«ما» اسم استفهام است و مراد از استفهام در اين موارد، تعجّب همراه با توبيخ است. تغيير سياق كلام از خطاب در «لتركبنّ» به غايب در «لهم»، بر نكوهش افزوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 67 - 2
2- ترديد انسان در معاد ، با وجود توانايى هر انسان به شناخت خلقت نخستين خويش از عدم ، امرى شگفت آور و سزاوار توبيخ است .
أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه من قبل و لم يك شيئًا
همزه در «أوَلا يذكر» براى انكار توبيخى و متضمن معناى تعجب است. تكرار لفظ «انسان» در اين آيه - با آن كه آوردن ضمير ممكن بود - اشعار به اين نكته دارد كه لازمه انسان بودن ، دقت و تفكر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 3
3 - پرسش هاى ترديدآميز درباره معاد ، شگفت آور و دور از انتظار است .
عمّ يتساءلون
«ما» در «عمّ» براى استفهام تعجّبى است و دلالت بر غير منتظره بودن سؤال از معاد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 4 - 5
5 - كم فروشى ، گناهى در خور منكران معاد است و صدور آن از باورداران آخرت مايه شگفتى است .
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 1
1- برخورد انسان با مسأله معاد و حيات پس از مرگ ، همراه با انكار و شگفتى است .
و يقول الإنسن أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
كلمه «يقول» فعل مضارعى است كه در مقام بيان حالت انسان ها به كار مى رود چنين افعالى بر استمرار در هر سه زمان دلالت دارند. «ال» در «الإنسان» براى جنس است كه در مورد فراوانى افراد هم به كار مى رود .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 7
7 - لزوم شناخت ويژگى هاى معاد و غافل نبودن از خطر هاى آن
أفلايعلم
استفهام در آيه شريفه، «انكار تعجبى» است و بر اظهار شگفتى از جهل انسان، دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 9
9 - منكران معاد ، گرفتار خود بزرگ بينى و استكبار در درون جان خويش
و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. لقد استكبروا فى أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 61 - 6
6 - كافران و منكران معاد ، در رستاخيز تغيير شكل يافته و به صورت هايى غير از صورت انسانى محشور خواهند شد . *
على أن نبدّل أمثلكم
برخى از مفسران، احتمال داده اند كه «أمثال» در آيه شريفه جمع «مَثَل» و به معناى اوصاف است. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما مرگ را در ميان شما مقدر كرديم; براى اين كه در آينده، اوصاف شما را دگرگون كرده و در شكل و صورتى كه نمى دانيد ايجادتان كنيم». گفتنى است كه روى سخن در اين آيات، با كافران و منكران رستاخيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 14
14 - ضرورت برپايى قيامت و معاد براى دريافت تمامى جزا ها و پاداش هاى اعمال *
و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون
جمله «و هم لا يظلمون» (عدالت الهى)، پس از جمله «توفّى كلّ نفس ما كسبت»، بيانگر اين است كه ستم نشدن بر انسانها در گرو دريافت كامل جزا و پاداش اعمال آنان مى باشد ; و اين معنا تنها در قيامت تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 66 - 3
3 - منكران معاد ، ناتوان از رد علمى و يقينى آن
بل ادّرك علمهم فى الأخرة
ضمير «عليهم» به منكران معاد بازمى گردد. بنابراين خداوند در رد آنان مى فرمايد: انكار آنها، انكار علمى و مبتنى برپايه برهان نيست و با همه دلايلى كه به خيال خود مى آورند، باز هم يقين به عدم قيامت پيدا نخواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 12
12 - منكران معاد ، مردمانى سخت سركش و طغيانگراند .
و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. و عتو عتوًّا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 10
10- انكار معاد و ناديده گرفتن قدرت عظيم الهى در آفرينش جهان ، عملى ظالمانه است .
أو لم يروا . .. فأبى الظلمون إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 3
3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا
برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 7
7- منكران معاد ، در زمره ستم كاراند .
و يقول الإنسن . .. و نذر الظلمين فيها جثيًّا
از منكران معاد به عنوان «ظالم» ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 3
3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا
برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 5
5 - شكست نهايى فرعون در مبارزه با موسى ( ع ) ، درس عبرتى براى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكران معاد
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
نقل داستان موسى(ع) و فرعون - پس از بيان شبهات منكران معاد و نيز خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با جمله «هل أتاك. ..» - بيانگر اين
است كه مراد از توصيف داستان مزبور به عبرت، تهديد منكران معاد و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه چه بسا آنان نيز در نهايت، همچون فرعون به عذاب الهى گرفتار شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 9
9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ
يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 32 - 8
8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن
قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين
از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 66 - 3
3 - منكران معاد ، ناتوان از رد علمى و يقينى آن
بل ادّرك علمهم فى الأخرة
ضمير «عليهم» به منكران معاد بازمى گردد. بنابراين خداوند در رد آنان مى فرمايد: انكار آنها، انكار علمى و مبتنى برپايه برهان نيست و با همه دلايلى كه به خيال خود مى آورند، باز هم يقين به عدم قيامت پيدا نخواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 8
8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن
سنستدرجهم من حيث لايعلمون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 8
8 - تهديد شدن منكران قيامت و جرم پيشگان ، به عذاب قهر الهى در قيامت
الذين لايرجون لقاءنا . .. لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 21 - 6
6 - سرزنش شدن ، نخستين عذاب روحى منكران معاد به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون
برداشت ياد شده از آن جا است كه پيش از طرح هرگونه عذابى براى منكران معاد، آنان مورد سرزنش الهى قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 23 - 5
5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت
فاهدوهم إلى صرط الجحيم
به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 2،3
2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ
ما لكم لاتناصرون
برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.
3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان
ما لكم لاتناصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 14 - 4
4 - منكران معاد ، مورد شكنجه روحى و جسمى در قيامت
على النار يفتنون . ذوقوا فتنتكم
تعبير «يفتنون» ناظر به عذاب بدنى و عبارت هاى «ذوقوا» و «كنتم به تستعجلون»، دربردارنده سرزنش هايى است كه عذاب روحى كافران را به دنبال دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 14 - 4
4 - منكران معاد ، مورد شكنجه روحى و جسمى در قيامت
على النار يفتنون . ذوقوا فتنتكم
تعبير «يفتنون» ناظر به عذاب بدنى و عبارت هاى «ذوقوا» و «كنتم به تستعجلون»، دربردارنده سرزنش هايى است كه عذاب روحى كافران را به دنبال دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 21 - 6
6 - سرزنش شدن ، نخستين عذاب روحى منكران معاد به وقت زنده شدن شان در عرصه قيامت
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون
برداشت ياد شده از آن جا است كه پيش از طرح هرگونه عذابى براى منكران معاد، آنان مورد سرزنش الهى قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 23 - 5
5 - استهزا شدن ، از عذاب هاى روحى مشركان و منكران معاد در عرصه قيامت
فاهدوهم إلى صرط الجحيم
به كار رفتن واژه «هدايت» - كه براى راهنمايى به امر خير و مرغوب است - درباره راندن به دوزخ، از باب تهكّم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 2،3
2 - سرزنش و استهزا ، از عذاب هاى روحى منكران معاد و مشركان در موقف و بر سر راه دوزخ
ما لكم لاتناصرون
برداشت ياد شده از «ما»ى استفهاميه در «ما لكم» - كه درصدد توبيخ و تهكم است - به دست مى آيد.
3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان
ما لكم لاتناصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 14 - 4
4 - منكران معاد ، مورد شكنجه روحى و جسمى در قيامت
على النار يفتنون . ذوقوا فتنتكم
تعبير «يفتنون» ناظر به عذاب بدنى و عبارت هاى «ذوقوا» و «كنتم به تستعجلون»، دربردارنده سرزنش هايى است كه عذاب روحى كافران را به دنبال دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 10
10 - عذاب منكران معاد (كافران) به فرمان مستقيم خداوند در قيامت صورت مى گيرد.
قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 4
4 - كيفر منكران معاد و ختم فرجام ايشان با عذابى مرگبار ، از سنت هاى خداوند است .
فانظروا كيف كان عقبة المجرمين
تعبير «فانظروا» دربردارنده معناى عبرت گيرى و درس آموزى است و عبرت گرفتن در صورتى معنا دارد كه حكم جارى بر مجرمان پيشين، درباره نسل هاى بعد نيز استمرار داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 10
10 - سقوط قطعه هايى از آسمان بر سر منكران معاد ، بسته به خواست و مشيت خدا است .
إن نشأ . .. أو نسقط عليهم كسفًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 33 - 4
4 - گرفتار آمدن منكران معاد ، در قيامت به عذابى كه آن را به استهزا مى گرفتند و انكار مى كردند .
و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 2 - 2
2 - معاد و جهان آخرت ، رخدادى با عظمت در نظام هستى است .
عن النبأ العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 8 - 6
6 - كافران ، امكان بازآفرينى انسان ها را پس از قطعه قطعه و پراكنده شدن ، امرى عقلانى نمى دانستند .
و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه
اين كه كافران به خاطر اظهار امكان تجديد حيات انسان ها پس از مرگ، به آن حضرت نسبت جنون دادند; به دست مى آيد كه احتمالاً آنان چنين اظهاراتى را اصلاً عاقلانه نمى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 3
3 - منكران معاد ، فرو رفته در كفر و در اوج پافشارى بر پندار باطل خويش
ما أكفره
از آيات بعد - كه توجّه به مبدأ خلقت انسان را مقدمه توجّه به معاد در «ثمّ إذا شاء أنشره» قرار داده است - استفاده مى شود كه آيه شريفه بر منكران معاد نيز قابل تطبيق است. مفاد جمله «ماأكفره»، تعجّب از رسوخ كفر در كافران است تا آن حد كه به هيچ نحو زايل نمى شود. اين تعبير ممكن است، صيغه تعجب و يا استفهام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 125 - 3
3 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، معتقد به معاد و بازگشت به خدا پس از سپرى كردن حيات دنيا
إنا إلى ربنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 7
7- ذوالقرنين ، به معاد و وجود كيفر سخت اخروى براى ظالمان ، معتقد بود .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه عذابًا نكرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 50 - 4
4 - توجه و اعتقاد ساحران گرويده به موسى ( ع ) ، نسبت به معاد هم پاى عقيده به پروردگار يگانه هستى
قالوا ءامنّا بربّ العلمين . .. إنّا إلى ربّنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 68 - 4
4 - در پندار كافران ، عقيده به معاد ، باورى ارتجاعى و افسانه اى ساخته و پرداخته پيشينيان است .
و قال الذين كفروا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين
«أسطوره» (مفرد «أساطير») معادل افسانه است و آن عبارت از هر حكايت و قصه بى اصل و دروغ است كه به قصد اخلاقى يا سرگرم كردن ساخته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 19
19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 16 - 5
5 - اعتقاد به معاد و حيات دوباره انسان ها پس از متلاشى شدن جسم آدمى ، عقيده اى مسخره آميز و سحرگونه در نظر مشركان
و إذا رأوا ءاية يستسخرون . و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين . أءذا متنا و كنّا تراب
برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه و آيات گذشته است كه در آنها، از تمسخر مشركان نسبت به مسأله معاد و سحرآميز بودن چنين تعاليمى سخن به ميان رفته است. سخن مشركان در آيه شريفه، در واقع بيان سحر و مسخره آميز بودن اين تعاليم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 8
8 - مسأله معاد ، مهم ترين عقيده پس از توحيد و يگانه پرستى
له ملك السموت و الأرض . .. و عنده علم الساعة و إليه ترجعون
طرح مسأله قيامت و معاد، پس از تبيين فرمانروايى يگانه خداوند، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 35 - 4
4- معاد و اعتقاد به حيات اخروى ، از نخستين تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ هؤلاء ليقولون . إن هى إلاّ موتتنا الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 5
5 - منكران معاد در عصر بعثت ، آسمان را آفريده خداوند مى دانستند .
أم السماء بنيها
استدلال آيه شريفه بر امكان معاد، بدون پذيرش آفريدگارى خداوند براى آسمان، ناتمام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 14
14 - آگاهى و شهادت اعضا و جوارح آدمى در قيامت به آفريدگارى خداوند و بازگشت همگان به سوى او
قالوا . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و هو خلقكم . ..» ادامه گفتار اعضا و جوارح انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 8 - 1
1 - آگاهى از دلايل روشن الهى بر اثبات حقانيت تعاليم دين ( همچون معاد و جزاى انسان ها در آن روز ) ، مقتضى ايمان به خدا ، رسول او و قرآن است .
فامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه به منزله نتيجه براى مطالب ياد شده در آيات پيشين است. آن مطالب عبارت است از ارائه دلايل روشن بر حقانيت تعاليم الهى و نيز اثبات معاد و... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 6
6 - خداوند ، به افكار و كردار منكران معاد و تكذيب كنندگان قرآن ، داناتر از هر كس ديگر است .
و اللّه أعلم بما يوعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 3
3- استبعاد معاد پس از متلاشى شدن جسد انسان ، معلول غفلت از قدرت نامحدود خداست .
قل كونوا حجارة أو حديدًا . أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
تذكر جمله «كونوا حجارة . .. أو خلقاً ممّا يكبر ...» - كه اشاره به نامحدود بودن قدرت خدا دارد - براى بيرون آوردن مشركان از غفلتى است كه سبب ترديد آنان درباره زنده شدن استخوانهاى خرد شده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 1
1 - فراموشى و بى توجهى به مبدأ پيدايش انسان ، عامل دور شمردن برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها
و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «و نسى خلقه» حال براى فاعلِ «ضرب» است; يعنى، در حالى كه آفرينش خود را فراموش كرد، مَثَلى در رد عقيده به قيامت براى ما آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 7
7- بعيد شمردن تجديد حيات مردگان ، ناشى از سطحى نگرى انسان به هستى و خالق آن است .
أوَلم يروا أنّ اللّه خلق . .. بقدر على أن يحيى الموتى
تعبير «أوَلم يروا. ..» بيانگر نوعى سرزنش است; يعنى، منكران معاد، بدون تأمّل و انديشه در نظام هستى، به انكار آن پرداخته اند; در حالى كه اگر به دقت مى نگريستند، قدرت خداوند را بر حيات مردگان به وضوح درمى يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 48 - 2
2 - گذشت زمان بر مردگان ، تأثيرگذار در غير ممكن شدن احياى مجدد آنان در پندار كافران منكر معاد
أءنّا لمبعوثون . أو ءاباؤنا الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 9
9 - استبعاد معاد از سوى كافران ، ناشى از ناآگاهى آنان از قدرت مطلقه خداوند است .
خلق السموت . .. زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا قل بلى و ربّى لتبعثنّ ... و ذلك عل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 5
5 - انديشه معاد و حيات اخروى ، برهم زننده آرامش اشراف و مورد تكذيب أكيد آنان
و قال الملأ من قومه . .. أيعدكم ... أنّكم مخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 12
12 - مطالعه عوامل طبيعى در حياتبخشى به گياهان ، موجب پذيرش معاد و پى بردن به قدرت خداوند است .
هو الذى يرسل الريح . .. فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 6
6- توجه و باور به قدرت مطلق خدا ، زداينده هرگونه شبهه درباره معاد و برپايى قيامت
إلى الله مرجعكم و هو على كل شىء قدير
هدف از بيان قدرت خداوند ، پس از طرح مسأله معاد و روز قيامت ، اين است كه انسانها را متوجه قدرت همه جانبه خدا كند تا مبادا در تحقق يافتن قيامت - كه پذيرش آن براى نوع انسانها مشكل است - ترديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 4،30
4- توجه به پيدايش انسان و آفريده شدن وى از عناصرى بى جان ( خاك ، نطفه ، علقه و مضغه ) ، زداينده هر گونه ترديد در امكان برپايى رستاخيز و قدرت خدا بر بخشيدن حيات دو باره به مردگان
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنكم . ..ثمّ من مضغة
30 - مطالعه در چگونگى رويش و رشد گياهان گوناگون بر زمين هاى مرده ، زايل كننده هر گونه شك و ترديد در امكان برپايى رستاخيز و قدرت خدا بر احياى دوباره مردگان
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث . .. و ترى الأرض هامدة ... من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 16 - 5
5 - توجه به چگونگى خلقت نخستين انسان ، زداينده هر گونه ترديد در امكان معاد و توانايى خدا بر احياى مجدد مردگان
و لقد خلقنا الإنسن . .. ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 2
2 - دقت و انديشه در چگونگى پيدايش انسان ، زمينه ساز ممكن دانستن برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها
أوَلم ير الإنسن . .. و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 40
40- كشف ماجراى اصحاب كهف ، عامل تقويت موضع موحّدان و معتقدان به معاد بود .
إذ يتنزعون . .. قال الذين غلبوا على أمرهم
در بيان آنچه مورد نزاع و اختلاف مردم بود، دو احتمال بيان شد: اگر «إذ يتنازعون. ..» نظر به اختلاف آنان در باره معاد داشته باشد، «الذين غلبوا...» آن دسته از مردم خواهند بود كه معاد را پذيرا بودند و با بيدارى اصحاب كهف، به دليلى محكم و ملموس، در برابر خصم خود، دست يافته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 7
7- ايمان نياوردن مشركان به معاد ، معلول عدم درك حقيقت معاد و استبعاد آن بوده است .
لايؤمنون بالأخرة . .. و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 4
4- بى دقتى و جهل كافران به عظمت آفرينش آسمان ها و زمين ، زمينه ساز انكار حيات دوباره انسان از سوى آنان است .
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 11
11 - بى خبرى از قدرت خداوند ، مايه انكار معاد است .
أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق . .. إنّ ذلك على اللّه يسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 11
11 - نينديشيدن در حقانيت و هدف دارى جهانِ هستى ، موجب انكار معاد است .
أَوَلم يتفكّروا . .. و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون
تذكر به حقانيت و هدف دارى جهان و نيز پايان پذيرى آن، گوياى اين حقيقت است كه عالَم به پايان مى رسد و معاد برپا مى شود. يادآورى اين نكته كه بيشتر مردم منكر معادند، پس از توبيخ عدم تفكر در حقانيت جهان، به اين معنا است كه تفكر نكردن در جهان آفرينش، موجب انكار معاد مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 16 - 4
4 - بعيد شمردن حيات دوباره انسان ها پس از مرگ ، عامل انكار معاد از سوى مشركان
أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 17 - 3
3 - بعيد شمردن حيات دوباره انسان هايى كه در گذشته دور مرده و به خاك و استخوان تبديل شده اند ، عامل انكار معاد از سوى مشركان
أءنّا لمبعوثون . أوَ ءاباؤنا الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 4
4- بى دانشى نسبت به حقانيت هستى و اهداف ارزشى آفرينش ، عامل انكار معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون
از ارتباط ميان «إنّ هؤلاء ليقولون» با «و لكنّ أكثرهم لايعلمون» استفاده مى شود كه انكار معاد، ريشه در جهل نسبت به حقانيت آفرينش دارد.
عوامل حسرت اخروى مكذبان معاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 20 - 4
4 - نظامِ كيفر و پاداش الهى در روز رستاخيز ، موجب تأسف و حسرت شديد منكران معاد خواهد شد .
و قالوا يويلنا هذا يوم الدين
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «هذا يوم الدين» استئنافيه و در مقام تعليل براى مفاد جمله قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 67 - 3
3- توجه انسان به آفرينش و آمدن او از عدم به صحنه وجود ، زمينه استبعاد معاد و انكار آن را از بين مى برد .
أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه من قبل و لم يك شيئًا
مقصود از عدم و نيستى، الزاماً عدم مطلق نيست; بلكه مى تواند عدم نسبى باشد; يعنى، انسان قبلاً نبوده و الآن وجود دارد، گرچه مواد و عناصر او در قالب موجوداتى ديگر از قبل نيز وجود داشته باشد. اين احتمال نيز هست كه جمله «لم يك شيئاً» ناظر به دورانى باشد كه عناصر انسان، در قالب هيچ موجودى آفريده نشده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 8
8 - ژرف نگرى درباره چرخه حيات و مرگ موجودات ، برطرف كننده استبعاد معاد است .
أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
دعوت از كافران به تعمّق و مطالعه در كيفيت پيدايش موجودات و بازگشت آنها به حالت نخست شان، به منظور راه يافتن به قدرت خدااست و اين كه خداوندى كه بر پديد آوردن و ميراندن موجودات، قادر است، توانايى دارد كه معاد را تحقق بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 5،10
5 - سياحت در زمين و تأمّل در پيدايش موجودات ، بر طرف كننده ترديد انسان در امكان تحقّق معاد است .
سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة
10 - پى بردن به قدرت و توانايى خداوند ، برطرف كننده استبعاد در وقوع معاد است .
سيروا . .. فانظروا ... ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 5
5 - توجه به آفرينش انسان و استمرار مرگ و حيات در زمين ، زداينده هر گونه ترديد و دو دلى نسبت به معاد و حيات مجدد انسان
و هو الذى أنشأ لكم السمع . .. و هو الذى يحى و يميت ... أفلاتعقلون ... قالوا أءذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 13
13 - باور به علم مطلق خدا و قدرت گسترده و همه جانبه او ، زايل كننده هر گونه شبهه در راستى و درستى تحقق معاد و زنده شدن مردگان
ثم يحييكم ثم إليه ترجعون. هو الذى خلق ... و هو بكل شىء عليم
جمله «هو الذى . .. سبع سماوات» اشاره به قدرت بى انتهاى خداوند دارد و جمله «و هو بكل شىء عليم» حاكى از علم مطلق الهى است. از هدفهاى بيان قدرت و علم همه جانبه خداوند - پس از بيان معاد و زنده كردن مردگان (ثم يحييكم ثم إليه ترجعون) - بر طرف كردن هرگونه شبهه در راستى و درستى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 3
3- غفلت از معاد و ترديد در آن ، معلول دل بستگى شديد به دنيا است .
أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا . و ما أظنّ الساعة قائمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 36 - 6
6 - پوچ انگارى خلقت انسان و بى هدف دانستن زندگى او ، تأثيرگذار در انكار كردن معاد و ايمان نياوردن به روز قيامت
أيحسب الإنسن أن يترك سدًى
آيه شريفه در سلسله آيات مربوط به تكذيب معاد از سوى كافران قرار دارد. از اين رو مى تواند درصدد بيان علل تكذيب روز قيامت باشد; هم چنان كه مى تواند بيانگر نشانه هاى تحقّق چنين روزى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 21
21- شناخت خداوند و صفات او ، موجب يقين آدمى به معاد است .
الله الذى . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 4
4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .
فإذا هم ينظرون
«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 1
1 - فرجامى بسيار سخت ، در انتظار منكران معاد
ثمّ كلاّ سيعلمون
«ثمّ» براى تراخى است و مراد از آن در آيه شريفه، تراخى رتبى است; يعنى، آينده منكران معاد، مراحلى دارد كه يكى از ديگرى دشوارتر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 15
15 - انكار معاد، گناه و بارى شوم بر دوش منكران معاد در قيامت است.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. ألا ساء ما يزرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 4
4 - كيفر منكران معاد و ختم فرجام ايشان با عذابى مرگبار ، از سنت هاى خداوند است .
فانظروا كيف كان عقبة المجرمين
تعبير «فانظروا» دربردارنده معناى عبرت گيرى و درس آموزى است و عبرت گرفتن در صورتى معنا دارد كه حكم جارى بر مجرمان پيشين، درباره نسل هاى بعد نيز استمرار داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 7
7 - انكار لقاى پروردگار و نفى هرگونه مسؤوليت از انسان ، انگيزه اصلى كافران در محال شمردن معاد است .
و قالوا أءذا . .. بل هم بلقاء ربّهم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 10
10 - دستيابى مؤمنان به پاداش و ايمان و اعمال شايسته خويش و گرفتارى كافران به كيفر كفر و بزهكارى خود ، فلسفه اساسى معاد و برپايى رستاخيز است .
ثم يعيده ليجزى الذين ءامنوا . .. و الذين كفروا لهم شراب من حميم و عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 1،2،8
1- خداوند ، انسان ها را پس از مرگ زنده مى كند تا حقايق را براى آنان تبيين نمايد .
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
2- ظهور حقيقت امور اختلافى ، از دلايل زنده شدن انسان ها در قيامت است .
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
8- آگاهى يافتن كافران بر دروغ گويى خويش ، از جمله دلايل احياى مجدد انسان ها در قيامت
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 16
16 - هدف دارى نظام هستى و بى پايان نبودن عمران آن ، از دلايل معاد است .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه ... إلاّ بالحقّ و أجل مسمّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 15
15 - آگاهى يافتن بر اَعمال دنيوى و ديدن نتايج آن ، از اهداف معاد است .
إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 3
3 - معاد و بازگشت به سوى خداوند ، لازمه ربوبيت مدبرانه او نسبت به انسان و جهان
و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
از آيه قبل استفاده شد كه هماهنگى طبيعت با نيازهاى انسان يك اتفاق نيست; بلكه براساس تدبير و ربوبيت خاص و عالمانه شكل يافته است. اكنون در اين آيه نتيجه مى گيرد كه وجود همان ربوبيت حسابگر و آگاه، مستلزم آن است كه حركت انسان در طبيعت، بى فرجام نباشد و از حيطه تدبير و ربوبيت خداوند خارج نشود; بلكه به سوى او بازگردد و در حلقه فرمان الهى تداوم يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 11،12
11 - فلسفه معاد ، تحقق عدالت الهى و رسيدن انسان به نتيجه عملكرد خود
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
مسأله قيامت - كه از«إلى ربّكم ترجعون» استفاده مى شود - پس از اصل بازيابى نتايج اعمال، ياد شده است. از اين مطلب فهميده مى شود كه برپايى قيامت نيز در راستاى اجراى عدالت است.
12 - معاد ، نويدى به مؤمنان صالح و هشدارى به كافران بدكردار
من عمل صلحًا فلنفسه و من أساء فعليها ثمّ إلى ربّكم ترجعون
پيام آيه شريفه، نويد به نيكوكاران و هشدار به بدكاران است. تعبير «ثمّ إلى ربّكم...» نيز - كه اشاره به معاد دارد - در راستاى همين معنا آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 9
9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت
و لكلّ درجت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعملهم و هم لايظلمون
لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج
اعمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 2
2 - مهلت دادن به تكذيب گران ، در راستاى سقوط تدريجى آنان است ; نه در جهت منافع آنان
سنستدرجهم. .. و أُملى لهم
عبارت «اُملى لهم» تأكيد و بيان ديگرى براى مسأله سقوط تدريجى كافران است; يعنى، ما به آنان مهلت داديم تا سقوط تدريجى آنان تحقق يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 7
7- آفرينش دوباره انسان ها در قيامت ، حتمى و داراى زمان و برنامه اى از پيش تعيين شده
و جعل لهم أجلاً لاريب فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 7
7- نظام هستى و برنامه حيات و معاد ، داراى قوانينى دقيق و تخلف ناپذير *
و عندنا كتب حفيظ
برداشت بالا بدان احتمال است كه واژه «كتاب»، اشاره به قوانين تنظيم شده از سوى خداوند، داشته باشد. گفتنى است كه نظام هستى براساس آن قوانين، به گونه اى دقيق راه خود را مى پيمايد; يعنى، با همان قانونى كه نخستين بار آمده اند، دوباره گردآورى مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 4
4 - دو چيز ، معيار استحقاق معبوديت و سزاوار پرستش بودن است : « توانايى بر پديد آوردن جهان » و « قدرت بر برپا كردن دوباره آن » .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 12
12- امكان وقوع رستاخيز و نيز وجود نيرويى قادر به انجام آن ، دو موضوع زيربنايى در اثبات معاد است .
قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم
در آيه پيش، سؤال از امكان تبديل شدن استخوانهاى خرد شده به انسان مطرح شد و با فرض امكان آن، در اين آيه، قدرتى كه قادر به تحقق آن باشد مطرح گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 19 - 2
2 - تحقيق و تدبر در علل برقرار ماندن كوه ها ، مايه توجه به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى الجبال كيف نصبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 9،10
9- دروغ پردازى دائمى كافران درباره معاد
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... و ليعلم الذين كفروا أ
10- بى اطلاعى كافران در دنيا ، از دروغ گويى خويش درباره رستاخيز
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... و ليعلم الذين كفروا أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 1،5،6،7،9
1 - كافران در حيات دوباره انسان ، پس از ناپديد شدن اجزاى او در خاك ، تشكيك كردند .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد
5 - از نظر كافران ، پيوستن اجزاى پراكنده بدن مردگان ، در قيامت ، امرى مستبعد است .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد
«ضللنا» دو معنا دارد: يكى دفن شدن در قبر و ديگرى، تبديل به خاك شدن به گونه اى كه از ديگر اجزاى خاك نتوان تميز داد. طبق معناى دوم، اجزاى بدن انسان از هم جدا شده و در ميان خاك ها پراكنده خواهد شد. بازآفرينى چنين حالتى، براى كافران، مستبعد بوده است.
6 - كافران ، در انكار معاد ، تنها متكى بر استبعادند .
أءنّا لفى خلق جديد
7 - انكار لقاى پروردگار و نفى هرگونه مسؤوليت از انسان ، انگيزه اصلى كافران در محال شمردن معاد است .
و قالوا أءذا . .. بل هم بلقاء ربّهم كفرون
9 - كافران ، نه تنها در معاد ترديد دارند بلكه منكر صريح آن اند .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كفرون
احتمال دارد كه «بل هم بلقاء ربّهم كافرون» ترقى از «أءذا ضللنا. ..» به جزم در نفى معاد باشد. لازم به ذكر است كه مراد از «لقاء ربّ» در صورتى كه معادل با معاد باشد، نكته ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 32 - 7
7 - كافران ، مدعى كافى نبودن دلايل وحى براى اثبات معاد و اعتقاد به آن
و إذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ما الساعة إن نظنّ إلاّ ظنًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 6
6- پندار و تصوير نادرست كافران ، از مسأله معاد و چگونگى آن
أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى
تعبير «و قد خلت القرون من قبلى» - كه به عنوان علت براى انكار معاد از سوى كافر مطرح شده - نشانگر آن است كه معاد در پندار آنان، بازگشت به دنيا در زمانى است كه هنوز نسل هاى بعد در زمين زندگى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 14 - 4
4 - انكار معاد ، عمده ترين محور مخالفت كافران با پيام دين
هذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون
از سرزنش شدن كافران، به خاطر تكذيب دوزخ و حقيقت قيامت، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 19
19 - كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى
و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون
با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 8
8 - مؤاخذه كافران به توحيد، نبوت و معاد در مواقف قيامت
و يوم نحشر هم جمعياً . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق
«أين شركاؤكم» (در آيه 22) مؤاخذه درباره توحيد، «لاتكذب بآيات ربنا» (در آيه 27) مؤاخذه درباره نبوت، «أليس هذا بالحق» (در آيه 30) مؤاخذه درباره قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 12
12 - انكار معاد كفرورزى است.
أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 3
3 - منكران معاد ، فرو رفته در كفر و در اوج پافشارى بر پندار باطل خويش
ما أكفره
از آيات بعد - كه توجّه به مبدأ خلقت انسان را مقدمه توجّه به معاد در «ثمّ إذا شاء أنشره» قرار داده است - استفاده مى شود كه آيه شريفه بر منكران معاد نيز قابل تطبيق است. مفاد جمله «ماأكفره»، تعجّب از رسوخ كفر در كافران است تا آن حد كه به هيچ نحو زايل نمى شود. اين تعبير ممكن است، صيغه تعجب و يا استفهام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 2
2 - منكران معاد ، كافراند .
لتركبنّ طبقًا عن طبق . .. بل الذين كفروا يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 4 - 5
5 - كم فروشى ، گناهى در خور منكران معاد است و صدور آن از باورداران آخرت مايه شگفتى است .
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 37 - 8
8- انكار معاد ، جرمى مستحق هلاكت
إن هى إلاّ موتتنا . ..إنّهم كانوا مجرمين
اين آيه، همگونى مشركان با اقوام هلاك شده پيشين در مجرم بودن را اثبات مى كند و آنچه در آيات پيشين به عنوان نقطه منفى ياد شده، انكار معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 7
7 - محاكمه و مجازات منكران معاد، جلوه اى از ربوبيت خداوند است.
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم . .. قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 12
12- منكران قيامت ، به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .
أُولئك أصحب النار هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 106 - 1
1- دوزخ ، جزاى كافرانِ به آيات الهى و منكران معاد است .
ذلك جزاؤهم جهنّم بما كفروا
مراد از كفر، به قرينه آيه قبل، كفر به آيات خدا و معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 5
5- برانگيختن منكران معاد و مجازات آنها ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .
فوربّك لنحشرنّهم . .. حول جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 4
4 - كيفر منكران معاد و ختم فرجام ايشان با عذابى مرگبار ، از سنت هاى خداوند است .
فانظروا كيف كان عقبة المجرمين
تعبير «فانظروا» دربردارنده معناى عبرت گيرى و درس آموزى است و عبرت گرفتن در صورتى معنا دارد كه حكم جارى بر مجرمان پيشين، درباره نسل هاى بعد نيز استمرار داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 23 - 6
6 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، عذابى دردناك خواهند داشت .
و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه . .. و أولئك لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 19 - 9
9 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و منكران رستاخيز و لطف او به خلق مانع از سلب روزى آنان در دنيا است .
لفى ضلل بعيد . اللّه لطيف بعباده يرزق من يشاء و هو القوىّ العزيز
با توجه به معناى «لطيف» - كه حكايت از رحمت و لطف دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 27 - 4
4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد
لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا
كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان - كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده - بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 8
8 - مجازات الهى ، در انتظار منكران معاد و تكذيب كنندگان آيات او است .
إنّهم كانوا . .. و كلّ شىء أحصينه كتبًا
جمله «وكلّ شىء . ..»، - پس از بيان انكار معاد و تكذيب آيات از سوى طغيانگران - تهديد آنان به مجازات در آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 11
11- منكران معاد و ربوبيت خدا در روز قيامت به غل ها و زنجيرهايى كه بر گردنشان آويخته مى شود ، گرفتار خواهند شد .
أُولئك الأغلل فى أعناقهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 7
7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .
ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا
«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 61 - 5
5 - چگونگى خلقت انسان در جهان آخرت ، تنها در قلمرو علم خداوند
و ننشئكم فى ما لاتعلمون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ما» در «فيما» كنايه از خلق و آفرينش باشد; يعنى، شما را در خلقتى ايجاد مى كنيم كه نمى توانيد به آن دانش پيداكنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 3
3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 51 - 4
4 - تكذيب گران معاد ، عناصرى گمراه
ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 15
15 - انكار معاد، گناه و بارى شوم بر دوش منكران معاد در قيامت است.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. ألا ساء ما يزرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 2
2 - ترديد در معاد و انكار لقاى پروردگار ، عملى مجرمانه است .
بلقاء ربّهم كفرون . .. إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم
«ال» در «المجرمون» عهد است و به «هم بلقاء ربّهم كافرون» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 12
12 - منكران معاد در قيامت با بار سنگين گناهان خويش حضور مى يابند.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم
«أوزار»، جمع «وزر»، به معنى سنگينى است و مقصود از «أوزار» در آيه سنگينى گناهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 4
4 - منكران معاد ، مردمانى تبه كار و مجرم
الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 28 - 2
2 - عمق وجدان مشركان در دنيا گواه بر حقانيت توحيد و معاد مى دهد.
بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 14،16
14- منكران معاد ، على رغم دريافت پاسخ شبهات خويش درباره معاد ، با تكان دادن سر همچنان آن را مستبعد مى شمردند .
فسينغضون إليك رءوسهم
تكان دادن سر از سوى مشركان، پس از دريافت پاسخ شبهات خويش درباره معاد، مى تواند به منظور استبعاد معاد باشد.
16- منكران معاد ، على رغم دريافت پاسخ شبهات خود درباره معاد ، همچنان بر حفظ ذهنيت خود پاى مى فشردند .
فسينغضون إليك رءوسهم
از اينكه منكران معاد، پس از دريافت پاسخ تمامى شبهات خود درباره معاد، با تكان دادن سر آن را به استهزا گرفته و انكار مى كردند، نشان مى دهد كه آنان، در پى حفظ ذهنيت ديرينه خود درباره معاد بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 6
6- خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) عنايت و لطف خاص داشته و او در قبال انكاركنندگان معاد ، دلجويى كرده است .
فوربّك لنحشرنّهم والشيطين
ضمير «فوربّك» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. عنايت به آن حضرت هنگام قسم خوردن خداوند به نام مقدس خويش، نوعى اظهار لطف و دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قبال خيره سرى هاى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 3
3 - منكران معاد ، فرو رفته در كفر و در اوج پافشارى بر پندار باطل خويش
ما أكفره
از آيات بعد - كه توجّه به مبدأ خلقت انسان را مقدمه توجّه به معاد در «ثمّ إذا شاء أنشره» قرار داده است - استفاده مى شود كه آيه شريفه بر منكران معاد نيز قابل تطبيق است. مفاد جمله «ماأكفره»، تعجّب از رسوخ كفر در كافران است تا آن حد كه به هيچ نحو زايل نمى شود. اين تعبير ممكن است، صيغه تعجب و يا استفهام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 20 - 3
3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .
إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون
متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 29 - 2
2 - منكران معاد داراى بينشى سطحى و مادى هستند.
و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 4
4 - در نظر منكران معاد ، انسان موجودى صرفاً مادى و جسمانى است .
أيعدكم . .. و كنتم ترابًا و عظمًا أنّكم مخرجون
از اين كه اشراف، خاك و استخوان شدن را به خود انسان نسبت داده اند نه به جسم او (يعنى نگفتند «و كان جسمكم تراباً. ..») استفاده مى شود كه آنان براى انسان، هويتى بيرون از كالبد و جسم او معتقد نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 3
3- شيطان ، ترويج كننده كفر و انكار معاد
و يقول الإنس(ن . .. لنحشرنّهم والشيطين
يادكردن از شيطان در اين آيه به عنوان همراه و هم دوش كافران در صحنه قيامت، گوياى نقش شيطان در كفرورزى ها و سردمدارى او در اين صحنه ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 36 - 2
2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد
فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين
تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 3،7
3 - خداوند در قيامت از منكران معاد بازخواست مى كند.
و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا و ما نحن بمبعوثين. و لو ترى إذ ... أليس هذا بالح
7 - محاكمه و مجازات منكران معاد، جلوه اى از ربوبيت خداوند است.
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم . .. قالوا بلى و ربنا قال فذوقوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 7
7 - ملائكه هنگام روبه رو شدن با منكران معاد در قيامت ، به آنان خواهند گفت كه شما از غفران الهى و بهشت محروميد .
يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه فاعل «يقولون» ملائكه باشد و «حجراً محجوراً» نيز مقول قول ايشان باشد. گفتنى است
كه در اين صورت، مقصود از اين كلام، اعلام محروميت و ممنوعيت منكران معاد از غفران الهى و بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 34 - 1
1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت
و قيل اليوم ننسيكم
نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4
4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .
و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه أولئك يئسوا من رحمتى
«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 9
9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ
يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 26 - 1
1 - خداوند ، شيوه پاسخ گويى به منكران معاد را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) آموخت .
قالوا . .. قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 1
1- انكار معاد و رستاخيز ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 83 - 4
4 - اطلاع مشركان عصر بعثت ، از طرح مسأله معاد به وسيله رسولان الهى و در طول تاريخ
لقد وعدنا نحن و ءاباؤنا هذا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 84 - 4
4 - درك ماهيت تعلق و نياز زمين و موجودات روى آن به خداوند ، تنها در توان اهل دانش و خرد است .
قل لمن الأرض و من فيها إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 81 - 7
7 - مسأله معاد و رستاخيز مردگان در قيامت ، موضوعى نو و بى سابقه در فرهنگ مشركان صدراسلام
أفبهذا الحديث أنتم مدهنون
در صورتى كه مراد از «هذا الحديث» مسأله معاد باشد، جديد خوانده شدن خبر قيامت، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 28 - 2،3
2 - عمق وجدان مشركان در دنيا گواه بر حقانيت توحيد و معاد مى دهد.
بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل
3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.
بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل
مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 45 - 8
8 - مشركان ، منكر معاد بودند .
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 10
10- مشركان ، خداوند را قادر به احياى مجدد انسان ها پس از مرگ نمى دانستند .
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ
ذكر «إنما قولنا لشىء. ..» - كه براى اثبات قدرت مطلق خداوند است - پس از بيان ديدگاه مشركان درباره عدم احياى دوباره انسانها مى تواند تعريض به مشركان باشد; چون آنان داراى چنين ديدگاهى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 3
3- مشركان ، مرگ را به منزله نيستى و نابودى پنداشته و حيات پس از آن را مستبعد مى شمردند .
أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 4،8
4 - بهانه جويى مشركان ، در قبال دلايل روشن وحى بر معاد
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت ما كان حجّتهم إلاّ أن قالوا ائتوا
8 - حقانيت معاد از نظر مشركان ، منوط به زنده شدن پدران آنان در برابر ديدگانشان
قالوا ائتوا بابائنا إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 4
4 - معاد و رستاخيز مردگان ، موضوعى نو و بى سابقه در فرهنگ مشركان
فذرنى و من يكذّب بهذا الحديث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 34 - 1
1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت
و قيل اليوم ننسيكم
نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 3،4
3 - آدميان ، پس از مرگ ، بار ديگر از دل خاك خارج خواهند شد .
و منها نخرجكم
4 - مرگ و معاد ، سرنوشت همه انسان ها است .
و فيها نعيدكم و منها نخرجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 3،5
3 - آفرينش نخستين انسان ، نشانه قدرت مندى خداوند بر باز آفرينى وى در عالم آخرت است .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
اين آيه، به قرينه آيه بعد - كه درباره برپايى قيامت است - درصدد اثبات معاد از طريق توجه دادن به خلقتِ نخستينِ انسان ها است.
5 - انسان ها ، پس از باز آفرينى در عالم آخرت ، به سوى خداوند باز مى گردند .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 16 - 5
5 - انسان ها ، در عالم آخرت ، حيات مجدد پيدا مى كنند .
الذين كفروا و كذّبوا بأيتنا و لقاىِ الأخرة
مراد از «لقاء الآخرة» مى تواند تحقق لقاى انسان ها با خدا در عالم آخرت باشد كه در اين صورت، مستلزم حيات مجدد آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 3،4،7
3 - فاصله افتادن ميان خلقت نخستين انسان و زنده كردن مجدد او پس از مرگ ، تأثيرى در آن خلقت ندارد .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
چنان چه مفسران گفته اند، مشركان با تعجب سؤال مى كردند كه «چگونه امكان دارد كه انسانى پس از سال ها مردن، مجدداً زنده شود؟». آيه در صدد پاسخ به آن پرسش است و تشريح مى كند كه خلقت نخستين و دوباره، همانند آفريدن يك تن است و فاصله ايجاد شده، تأثيرى ندارد.
4 - انسان ها ، پس از مرگ ، از جانب خداوند مجدداً زنده خواهند شد .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
7 - پاسخگويى خداوند به شبهه ايجاد شده در ذهن افراد درباره معاد و تجديد حيات انسان ها پس از مرگ ، بر اساس آگاهى او است .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة إنّ اللّه سميع بصير
ذكر «إنّ اللّه سميع. ..» در پايان آيه، به جاى اعلام قدرت مندى خداوند، مى تواند اين نكته را برساند كه چون خداوند، از شبهه ايجاد شده در ذهن ها خبر داشته، اقدام به پاسخگويى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 259 - 2،3،4،5،15،17،18،20
2 - عبور فردى ( عزير ) در ضمن سفر از قريه ويران شده اى كه ديوار هاى آن روى سقفهايش فروريخته و مشاهده مردگان و پرسش وى از خداوند درباره چگونگىِ زنده شدن آنان
او كالّذى مرّ على قرية و هى خاوية على عروشها
بسيارى از مفسّران برآنند كه داستان ذكر شده درباره عزير پيامبر است; گر چه برخى آن را به ارميا نسبت داده اند. گفتنى است كه جمله «خاوية على عروشها» را برخى به معناى خالى از سكنه و برخى مخروبه و فروپاشيده دانسته اند.
3 - پيچيدگى كيفيّت زنده شدن مردگان
قال انّى يحيى هذه اللّه بعد موتها
«انّى»، متضمّنِ معناى كَيفَ و اَينَ است; يعنى چگونه و كجا. ولى به قرينه اين كه در جواب وى تنها به چگونگى زنده شدن مردگان اشاره شده است، مى توان گفت كه در اين آيه «انّى» تنها به معناى كَيفَ استعمال شده است.
4 - آگاهى عزير به اصل زنده شدن مردگان در رستاخيز و پرسش وى از چگونگىِ زنده شدن آنان
قال انّى يحيى هذه اللّه بعد موتها
«انّى يحيى» كه استفهام است، دلالت دارد بر اينكه عزير، اصل احيا را اذعان داشته و از كيفيّت آن پرسش كرده است.
5 - خداوند ، عزير را ميراند و پس از صد سال وى را زنده كرد تا پاسخى باشد به پرسش وى از چگونگى زنده شدن مردگان
قال انّى . .. فاماته اللّه مائة عام ثمّ بعثه
15 - مرگ صد ساله عزير و حيات وى پس از آن ، شاهد و نشانه اى است براى همگان بر زنده شدن مردگان در رستاخيز
قال انّى يحيى هذه اللّه . .. و لنجعلك ايةً للنّاس
17 - زنده شدن الاغ عزير پس از جمع آورى استخوان هاى آن و پوشاندن گوشت بر آنها ، پاسخى به پرسش وى از كيفيّت و امكان حيات مردگان
و انظر الى العظام كيف ننشزها ثمَّ نكسوها لحماً
مراد از «العظام» به قرينه «و انظر الى حمارك»، استخوانهاى همان الاغ است ; چون صرف نگاه به حمار، نشانه اى براى احياى مردگان نيست.
18 - جسمانى بودن معاد
قال انّى يحيى هذه اللّه بعد موتها . .. ثم نكسوها لحماً
20 - درك عزير از چگونگى معاد و توانايى خدا بر احياى مردگان ، پس از مشاهده زنده شدن خويش و عدم فساد طعام و نوشيدنى ها و زنده شدن الاغ
قال انّى يحيى . .. قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 260 - 17،20
17 - بازگشت آدميان به هنگامه رستاخيز ، با همان جسم دنيايى
كيف تحيى الموتى . .. ثم ادعهنّ يأتينك سعياً
20 - خداوند ، جمع كننده اجزاى پراكنده شده قبلى مردگان ، و زنده كننده آنان در هنگامه رستاخيز
قال فخذ اربعة من الطير . .. ثمّ ادعهنّ يأتينك سعياً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 16
16 - معاد ، جسمانى است .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
برداشت فوق بر اين مبناست كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » مراد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 56 - 7
7 - معاد ، جسمانى است .
كلّما نضجت جلودهم بدّلناهم جلوداً غيرها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 8
8 - معاد ( رستاخيز انسان و جهان ) مادى و جسمانى است .
إنه يبدؤا الخلق ثم يعيده
«اعادة» به معناى بازگرداندن خود شىء است. اعاده خود جهان آفرينش و انسان در روز رستاخيز، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 10
10 - معاد ، جسمانى است .
قل اللّه يبدؤا الخلق ثم يعيده
ضمير در «يعيده» به «الخلق» بر مى گردد و معناى حقيقى «اعاده»، برگرداندن خود شىء است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 5
5- حضور انسان در قيامت با جسم و روح است .
ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 50 - 5
5- انسان ها در قيامت با جسم و روح حضور خواهند يافت .
مقرّنين فى الأصفاد . سرابيلهم من قطران و تغشى وجوههم النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 4
4- حضور انسان ها در بهشت ، جسمانى است .
و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا على سرر متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 4
4- خداوند ، قادر بر زنده ساختن مجدد انسان ها ، حتى اگر به سنگ و آهن مبدل شوند .
قل كونوا حجارة أو حديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 2،4
2- براى خداوند ، احياى مجدد انسان از خاك ، سنگ ، آهن و يا ماده سخت تر از اين ها ، يكسان است .
قل كونوا حجارة أو حديدًا . أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
از حرف «أو» كه براى تخيير است و حكايت از تساوى معطوف و معطوف عليه در نزد متكلم دارد، استفاده مى شود كه: سنگ شدن يا آهن شدن انسان، باعث نمى شود كه خداوند در برخى موارد، نياز به اعمال قدرت افزون ترى داشته باشد.
4- معاد انسان ، جسمانى است .
قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا . قل كونوا حجارة أو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 97 - 9
9- حشر انسان در قيامت ، حشرى جسمانى است .
و نحشرهم يوم القيمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 6
6- حيات انسان ها در قيامت ، با جسمى همانند جسم دنيايى خواهد بود .
قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 23
23- معاد ، جسمانى است و انسان ، با بدنى مادّى ، در قيامت حضور خواهد يافت .
يغاثوا بماء . .. يشوى الوجوه بئس الشراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 8
8- معاد و حيات آدمى در سراى آخرت ، جسمانى و مادّى است .
يحلّون . .. و يلبسون ... متّكئين فيها على الأرائك
سخن از لباس و انواع آن و ترسيم حجله ها و تخت ها و نيز نهرهاى جارى از زير درختان، جملگى، گوياى جسمانى بودن معاد و وجود حيات مادّى در سراى آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 9
9- معادِ انسان ، معاد جسمانى و داراى خصوصيات بدن دنيوى وى است . *
لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة
تشبيه حضور انسان ها در قيامت به خلقت آغازين آن ها در دنيا، اين اقتضا را دارد كه در خصوصيّات عمده، با مانند جسمانى بودن، با هم مشابهت داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 99 - 6
6- قيامت ، با دميده شدن دوباره روح ها در اجساد و صورت هاى پيشين ، برپا مى شود . *
و نفخ فى الصور فجمعنهم جمعًا
برداشت بالا، بدان احتمال است كه «صور» جمع «صورة» باشد; يعنى: در «صورت ها (اجساد) روح، دميده مى شود. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 5،6
5- انسان هاپس از مرگ و فرارسيدن قيامت ، دوباره زنده شده و از زمين بيرون آورده خواهند شد .
أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
مراد از خروج در «اخراج» - به قرنيه ذهنيت متكلّم از معاد مورد قبول پيامبران - خروج از خاك و اجزاى زمين است; يعنى، «اخراج من الارض».
6- معاد انسان ها ، جسمانى و تخلف ناپذير است .
لسوف أُخرج حيًّا
«أُخرج» مجهول است و دلالت دارد كه اخراج قهرى است. اسناد آن به انسانى كه گوينده سخن است، گوياى مشابهت كامل وضع كنونى او از نظر جسم بودن و... با زمان خروج وى است. جمله «أءذا متّ...» گرچه كلام منكران معاد است; ولى نقل آن بدون رد و ايراد، دليل صحت گفتارى است كه مورد تعجّب قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 9
9 - معاد ، جسمانى است .
و منها نخرجكم تارة أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 125 - 11،12
11 - در ديدگاه حاضران صحنه قيامت بدن انسان در آن جا ، بايد با بدنى دنيايى او هماهنگ باشد .
لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا
12 - برانگيختن انسان ها در قيامت ، با ويژگى هاى جسمانى است .
قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 22 - 5
5 - معاد انسان ها ، معادى است جسمانى .
يصبّ من فوق رءوسهم الحميم . .. بطونهم و الجلود ... مقمع من حديد... ذوقوا عذاب ا
از به كارگيرى كلماتى مانند: «رؤوس»، «حميم»، «بطون»، «جلود» و «مقامع من حديد» مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 101 - 2
2 - برپايى قيامت ، بادميده شدن دو باره روح ها در اجساد و صورت هاى پيشين
فإذا نفخ فى الصور
برداشت فوق، بدان احتمال است كه «صور» جمع صورت باشد; يعنى، «آن گاه كه در صورت ها (اجساد) دميده شود. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 104 - 4
4 - معاد انسان در قيامت ، معادى جسمانى است .
تلفح وجوههم النار و هم فيها كلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 12 - 5
5 - معاد ، جسمانى است .
إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 11
11 - برانگيختن انسان در قيامت با بدن و حالات جسمانى او است .
فكبّت وجوههم فى النّار
تعبير «وجوه» و تهديد آنان به آتش، نشان مى دهد كه صورت بشر در قيامت همانند صورت دنيايى وى، در برابر آتش سخت آسيب پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 6
6 - معاد انسان ها ، جسمانى است .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
مرجع ضمير «يعيده»، واژه «الخلق» (انسان ها) است. الخلق، در لغت، به معناى مخلوقى است كه داراى صورت، شكل و هيبت قابل رؤيت باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 8
8 - معاد و حشر انسان ها در قيامت ، جسمانى است .
إذا دعاكم دعوة من الأرض إذا أنتم تخرجون
«من الأرض» متعلق به «دعاكم» است، در نتيجه آنچه در دل زمين قرار دارد و بيرون مى آيد، امرى جسمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 5
5 - معاد انسان ها ، جسمانى است .
يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
مرجع ضمير «يعيده» «الخلق» است و منظور از آن انسان است و انسان، عرفاً به كسى اطلاق مى شود كه داراى جسم و روح باشد. لازم به ذكر است كه «خلق»، در لغت، به پديده اى اطلاق مى شود كه داراى هيئت و شكل و صورت قابل مشاهده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 6
6 - حضور انسان در صحنه قيامت ، حضورى جسمانى است .
و لو ترى . .. ناكسوا رءوسهم
از سر به زير انداختن - كه علامت شرمسارى است - استفاده مى شود كه انسان ها در قيامت، با بدن مادى حضور پيدا مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 7 - 6
6 - سخن گفتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از بازآفرينى انسان ها در قيامت
رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 7
7 - معاد انسان و بهشت ، جسمانى است .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا و لباسهم فيها حرير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 5
5 - معاد ، جسمانى است .
إنّ أصحب الجنّة . .. فكهون ... فى ظلل على الأرائك متّكئون . لهم فيها فكهة و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 65 - 7
7 - انسان ها به روز قيامت ، در قالب جسمانى ( همانند جسم دنيايى محشور ) و زنده خواهند شد .
اليوم نختم على أفوههم و تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون
باز ايستادن از سخن گفتن و گواهى دادن دست و پا بر كردارهاى انسان، دليل جسمانى بودن معاد، همانند جسم دنيايى است كه داراى دهان، دست و پا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 4
4 - معاد انسان ، در قالب جسمِ داراى استخوان مى باشد .
قال من يحىِ العظم و هى رميم . قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة
برداشت ياد شده از آن جا است كه ضمير مؤنث «يحييها» به «عظام» بازمى گردد و خداوند، احياى مجدد انسان را، به احياى استخوان هاى او و حيات دار شدن آنها دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 4،8
4 - معاد انسان در روز قيامت در قالبى كاملاً مشابه قالبِ دنيا خواهد بود .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
8 - خداوندِ خالق آسمان ها و زمين ، بر آفرينش مجدد انسان ها و نوسازى آدمى از ذرات پوسيده و پراكنده دنيايى او در قيامت ، توانا است .
قال من يحىِ العظم و هى رميم . .. أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 16 - 1
1 - انسان ها پس از مردن و تبديل شدن به خاك و استخوان ، دوباره زنده شده و آفرينشى جديد خواهند يافت .
أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 18 - 1
1 - تمامى انسان ها ، پس از مرگ و تبديل شدن به خاك و استخوان ، دوباره زنده شده و آفرينشى جديد خواهند يافت .
أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون . .. قل نعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 49 - 4
4 - معاد انسان ها ، جسمانى است و آنان در قالب جسم زنده خواهند شد .
فوكه . .. فى جنّ-ت ... على سرر ... بكأس من معين... و عندهم قصرت الطرف عين . كأن
از ظاهر تعبيرات به كار رفته در آيات گذشته (چون ميوه ها، بوستان ها، تخت ها، شراب و زنان زيبا) مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 68 - 4
4 - جسمانى بودن معاد و رستاخيز انسان ها
أم شجرة الزقّوم . .. فإنّهم لأكلون منها ... عليها لشوبًا من حميم . ثمّ إنّ مرجعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 8
8 - معاد انسان ها ، جسمانى است .
متّكئين فيها يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب . و عندهم قصرت الطرف أتراب
تكيه كردن بر تخت، درخواست انواع ميوه ها و نوشيدنى ها و وجود زنان زيبا و جذاب، همگى حاكى از جسمانى بودن معاد انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 58 - 4
4 - معاد انسان ، جسمانى است .
فليذوقوه حميم و غسّاق . و ءاخر من شكله أزوج
خوراندن انواع نوشابه ها و غذاهاى ناگوار و مشمئزكننده به دوزخيان، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 16 - 6
6 - معاد ، جسمانى است .
لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 9
9 - معاد ، جسمانى است .
لهم غرف . .. تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 9
9 - انسان ها با مرگ از بين نمى روند ; بلكه دوباره زنده خواهند شد .
ثمّ إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 7
7 - موجودات آسمان ها و زمين ، پس از مرگ با دميده شدن دوباره در صور ، زنده خواهند شد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 5
5 - معاد ، جسمانى بوده و انسان ها در قيامت با همان اعضا و جوارح دنيوى مبعوث و محشور خواهند شد .
شهد عليهم سمعهم و أبصرهم و جلودهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 8
8 - معاد انسان در قيامت ، جسمانى است .
و تريهم . .. ينظرون من طرف خفىّ
از عبارت «ينظرون من طرف خفىّ» مى توان استفاده كرد كه معاد جسمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 3
3 - معاد ، جسمانى است .
ادخلوا الجنّة . .. منها تأكلون
مجموعه آيات گذشته، ظهور در جسمانى بودن معاد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 45 - 2
2- معاد انسان در قيامت ، معادى جسمانى است .
كالمهل يغلى فى البطون
توصيف هاى ياد شده در آيه شريفه، مستلزم جسمانى بودن معاد انسان است و حمل اين تعابير بر فرآيندهاى ادراكى و احساسى صرف، با ظاهر الفاظ آن نمى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 20 - 2
2- حيات مجدد انسان ها در قيامت ، با دميده شدن در صورت هاى آنان *
و نفخ فى الصور
«صور» در احتمالى ضعيف به معناى صورت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 42 - 5
5 - خروج جسم انسان ها از زمين در قيامت
ذلك يوم الخروج . .. يوم تشقّق الأرض عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 44 - 2
2 - انسان ، داراى معاد جسمانى
يوم تشقّق الأرض عنهم سراعًا
نقش داشتن زمين و شكافتن آن در رستاخيز انسان و خروج وى به سوى محشر; مى رساند كه انسان از بستر خاك برمى خيزد و اين معنا با معاد جسمانى همساز است; زيرا روح در دل زمين، محبوس نيست تا با شكافتن آن آزاد شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 5
5 - معاد آدميان در آخرت ، معادى جسمانى
كلوا و اشربوا . .. متّكين على سرر مصفوفة و زوّجنهم بحور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 7 - 3
3 - معاد آدميان در رستاخيز ، معادى جسمانى است .
يخرجون من الأجداث
آنچه در قبرها نهان شده، جسم آدميان است. پس خروج از قبر، بيرون آمدن اجسام ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 48 - 5
5 - معاد آدميان در قيامت ، معادى جسمانى
يوم يسحبون فى النار على وجوههم ذوقوا مسّ سقر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 61 - 3
3 - مرگ ، در پى دارنده حيات مجدد است ; نه فنا و نابودى .
نحن قدّرنا بينكم الموت . .. و ننشكم فى ما لاتعلمون
«و ننشئكم» - مانند «أن نبدّل» - مربوط به «نحن قدّرنا. ..» در آيه پيش است; يعنى، مرگ را بر اين اساس مقدر كرديم كه شما را در آينده، در آفرينش مجدد ايجاد كنيم; آفرينشى كه شما از آن آگاهى نداريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 6
6 - معاد انسان ، جسمانى است .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه . .. كلوا و اشربوا هنيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 32 - 3
3 - معاد انسان ، جسمانى است .
خذوه فغلّوه. .. ثمّ فى سلسلة ... فاسلكوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 37 - 3
3 - معاد انسان ، جسمانى است .
اليوم ههنا حميم . و لا طعام إلاّ من غسلين . لايأكله إلاّالخط-ون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 4
4 - انسان ها در قيامت ، در جسم و جانى برتر از دنيا و مناسب حيات اخروى ، محشور خواهند شد . *
على أن نبدّل خيرًا منهم . و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 43 - 4
4 - زنده شدن انسان ها در قيامت ، در قالب جسمانى است .
يوم يخرجون من الأجداث سراعًا كأنّهم إلى نصب يوفضون
بيرون آمدن از قبرها و با سرعت دويدن به نقطه اى مشخص، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 2،3،4،5
2 - زنده شدن انسان پس از مرگ در قيامت ، با همان عناصر نخستين آفرينش خود
و يخرجكم إخراجًا
3 - بازگشت انسان ها پس از مرگ ، به عناصر نخستين آفرينش خود و زنده شدن مجدد آنان از همان عناصر ، جلوه قدرت و عظمت خداوند
ما لكم لاترجون للّه وقارًا . .. ثمّ يعيدكم فيها و يخرجكم إخراجًا
4 - معاد انسان ، جسمانى است .
ثمّ يعيدكم فيها و يخرجكم إخراجًا
5 - چگونگى زنده شدن انسان ها در قيامت ، همچون روييدن نباتات است .
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 29 - 2
2 - معاد انسان ، جسمانى است .
سأُصليه سقر . .. لوّاحة للبشر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 4 - 4
4 - برانگيخته شدن انسان ها در قيامت ، در قالب جسمى همانند جسم دنيايى آنان
قدرين على أن نسوّى بنانه
تصريح به درست كردن انگشتان، مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 4 - 5
5 - معاد انسان ، جسمانى است .
إنّا أعتدنا للكفرين سلسلاَْ و أغللاً و سعيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 6 - 6
6 - معاد انسان ، جسمانى است .
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا . عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 4
4 - معاد انسان و زندگى اخروى او ، جسمانى است .
و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا . متّكئين فيها على الأرائك ... دانية عليهم ظلله
از مجموع پاداش هايى كه براى ابرار در خلال يازده آيه گذشته بيان شده، استفاده مى شود كه معاد انسان و حيات اخروى او جسمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 4
4 - معاد انسان ، جسمانى است .
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون . و فوكه ممّا يشتهون . كلوا و اشربوا هنيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 8
8 - معاد ، جسمانى است .
أنشره
مرجع ضمير مفعولى در «أنشره»، همان چيزى است كه ضمير «أماته فأقبره» به آن بازمى گردد. بنابراين آنچه محشور مى شود، از نوع همان چيزى است كه در قبر نهاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 38 - 4
4 - معاد ، جسمانى است .
وجوه يومئذ مسفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 40 - 3
3 - معاد ، جسمانى است .
و وجوه يومئذ عليها غبرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 4 - 5
5 - معاد ، جسمانى است .
و إذا القبور بعثرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 7 - 4
4 - معاد ، جسمانى است .
لايسمن
چاقى و لاغرى، تنها در مورد اجسام تصور دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 3
3 - معاد ، جسمانى است .
فيها سرر . .. و نمارق ... و زرابىّ مبثوثة
استفاده از پشتى، فرش و تختخواب، نشانگر آن است كه استفاده كننده، داراى جسم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 8
8 - معاد جسمانى است .
بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 4 - 10
10 - حالت انسان در آخرت ، تجسّمى از وضع او در دنيا است .
حمّالة الحطب
شأن نزول آيه شريفه - كه از هيزم كشى و خار ريختن ام جميل سر راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حكايت دارد - بيانگر اين است كه آنچه در اين آيه از حالت او در آخرت بيان شده، تجسّم وضع دنياى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 5
5 - قيامت و عذاب آن براى جن ، جسمانى است .
و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 18 - 6
6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان
حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس
قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 8
8 - معاد انسان ها در عالم آخرت ، تحقق پيدا خواهد كرد .
كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 18
18- وعده اديان الهى به معاد ، وعده اى پيشينه دار و پرسابقه در تاريخ بشر
أتعداننى أن أُخرج . .. فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
تعبير «الأولين»، نشان مى دهد كه مسأله معاد در ميان جوامع بشرى، از دير زمان مطرح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 5
5- حضور انسان در قيامت با جسم و روح است .
ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 50 - 5
5- انسان ها در قيامت با جسم و روح حضور خواهند يافت .
مقرّنين فى الأصفاد . سرابيلهم من قطران و تغشى وجوههم النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 4
4 - انسان ها در قيامت ، در جسم و جانى برتر از دنيا و مناسب حيات اخروى ، محشور خواهند شد . *
على أن نبدّل خيرًا منهم . و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 19 - 2
2 - تحقيق و تدبر در علل برقرار ماندن كوه ها ، مايه توجه به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى الجبال كيف نصبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 8
8- تحقق نيافتن معاد انسان قبل از قيامت ، معلول حاكميت نظم و برنامه در كار آفرينش است نه ناشى از عدم قدرت خداوند
قادر على أن يخلق مثلهم و جعل لهم أجلاً
تذكر «جعل لهم أجلاً» پس از «قادر على أن يخلق مثلهم» در واقع پاسخ گويى اين سؤال مقدّر است كه اگر خدا قادر بر خلقت دوباره انسانهاست، پس چرا از هم اكنون اين كار را نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 55 - 5
5 - كافران ، زنده شدن خود را در قيامت ، معلول فاصله زياد نداشتن مرگ شان تاروز قيامت مى دانند . *
و يوم . .. يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة
احتمال دارد قسم خوردن كافران بر طولانى نبودن حضورشان در برزخ و نيز جواب صاحبان علم و ايمان به آنان، براى طولانى بودن آن مدت، به خاطر ذكر اين نكته باشد كه كافران، با چنين ادعايى، در پى اثبات اين امر باشند كه بدن شان، هنوز آمادگى حيات داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 8
8 - معاد انسان ها در عالم آخرت ، تحقق پيدا خواهد كرد .
كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 28 - 2
2 - آيات معاد در ديدگاه طغيان گران ، دروغ و به دور از واقعيت است .
و كذّبوا بايتنا كذّابًا
مراد از «آياتنا» - به قرينه «لايرجون حساباً» در آيه قبل - آياتى است كه معاد را مطرح كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 45 - 8
8 - مشركان ، منكر معاد بودند .
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 4
4- جد و جهد مشركان براى مورد انكار قرار دادن احياى مجدد انسان ها پس از مرگ
و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت
«جهد» مفعول مطلق نوعى براى فعل محذوف است كه براى تأكيد انجام فعل مى باشد. و نيز جمع آورده شدن «أيمان» (سوگندها) مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 1،10
1- مشركان مكه ، ناباورى و بى اعتقادى خود را به امكان حيات مجدد پس از تبديل شدن به استخوان خُرد و ريز ريز شده ، اعلام داشتند .
و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
«رفات» از ريشه «رَفْت» به معناى شكستن و خُرد و ريز ريز شدن است (مفردات راغب).
10- « جاء أُبّى بن خلف فأخذ عظماً بالياً من حائط ففتّه ، ثمّ قال : يا محمد « إذا كنّا عظاماً و رفاتاً أءنَّا لمبعوثون خلقاً جديداً . . . » ;
ابّى بن خلف استخوان پوسيده اى را از ديوارى برداشت [و خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)] آمد و با دستش آن را خرد كرد، سپس گفت: اى محمد! إذا كنّا عظاماً و رفاتاً أءنَّا لمبعوثون خلقاً جديداً. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 1
1- انكار معاد و رستاخيز ، از ناحيه شرك پيشگان عصر بعثت
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 4
4 - كفر ورزى و انكار معاد ، دو مشخصه عمده اشراف جامعه پس از نوح
و قال الملأ من قومه الذين كفروا و كذّبوا بلقاء الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 1،2
1 - حيات مجدد انسان ها و بيرون آوردن آنان از گورهايشان در روز رستاخيز ، مورد انكار و استهزاى اشراف كافر جامعه پس از نوح
أيعدكم . .. أنّكم مخرجون
استفهام در «أيعدكم» براى تهكم و استهزا است.
2 - تبديل دوباره خاك و استخوان به شكل انسان و دميده شدن حيات در آن ، امرى غير قابل قبول براى اشراف كفر پيشه
أيعدكم . .. أنّكم مخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 36 - 1
1 - تبليغ شديد اشراف جامعه پس از نوح ، عليه وعده رستاخيز
هيهات هيهات لما توعدون
«هيهات» اسم فعل است به معناى «بعُد» (دور است) و براى استبعاد به كار مى رود. تكرار «هيهات» براى مبالغه در استبعاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 37 - 2
2 - انكار صريح معاد ، از سوى اشراف و سران جامعه پس از نوح
إن هى إلاّ حياتنا الدنيا نموت و نحيا و ما نحن بمبعوثين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 2
2 - تبديل دوباره استخوان هاى پوسيده مردگان به انسانى كامل ، امرى ناممكن در نظر كافران
قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 83 - 1
1 - معاد ، وعده اى بى اساس و افسانه اى كهن ، در نظر كافران و مشركان
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . .. لقد وعدنا ... إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين
«اسطورة» (مفرد «أساطير») به معناى افسانه است. بنابراين «أساطيرالأوّلين»; يعنى، افسانه هايى كه پيشينيان ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 3
3 - كافران مكه ، منكر تحقق معاد بودند .
أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
آيه بعد، قرينه است بر اين كه اين آيه، در صدد اثبات تحقق معاد است. دعوت از كافران براى ژرف نگرى در قدرت خدا، نشان از انكار معاد از سوى آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 9
9 - بسيارى از مردم ، منكر معاد و لقاءاللّه اند .
و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 9
9 - كافران ، نه تنها در معاد ترديد دارند بلكه منكر صريح آن اند .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كفرون
احتمال دارد كه «بل هم بلقاء ربّهم كافرون» ترقى از «أءذا ضللنا. ..» به جزم در نفى معاد باشد. لازم به ذكر است كه مراد از «لقاء ربّ» در صورتى كه معادل با معاد باشد، نكته ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 7 - 2
2 - كافران ، به خاطر استبعاد معاد ، منكر آن بودند .
و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد
از تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق. ..» استفاده مى شود كه آنان از طرح مسأله معاد شگفت داشتند و چنين امرى آنان را به انكار معاد واداشته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 8 - 3،5
3 - اظهار تعجب كافران از اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره تحقق قطعى معاد
ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه
همزه «أفترى» براى استفهام تعجيبى است و حكايت از اظهار شگفتى كافران از اظهار نظر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره معاد مى كند.
5 - كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر اظهار امكان بازآفرينى انسان ها در قيامت ، متهم به جنون مى كردند .
و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل . .. أم به جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 53 - 3
3 - مشركان به حشر و معاد ، كفر ورزيده و منكر آن بودند .
و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 7
7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 52 - 1
1 - كافران ، منكر قيامت و زنده شدن انسان ها هستند .
يقول أءنّك لمن المصدّقين
برداشت ياد شده از آن جا است كه گوينده، فرد كافر بوده و استفهام او از باب انكار مى باشد. گفتنى است كه مقصود از تصديق - به قرينه آيه بعد كه مربوط به قيامت است - تصديق به قيامت و رستاخيز انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 16 - 2
2 - سران كفر و شرك ، در اوج غرور و ناباورى نسبت به معاد و حسابرسى الهى به سر مى بردند .
و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب
از استهزاى معاد به وسيله كافران و درخواست شتاب در نزول عذاب قيامت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 18 - 2
2 - مشركان عصر بعثت ، بى اعتقاد نسبت به معاد و جهان آخرت
يستعجل بها الذين لايؤمنون بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 34 - 1،2
1- موضع گيرى انكارآميز مشركان صدراسلام در برابر مسأله معاد
إنّ هؤلاء ليقولون
«إنّ هؤلاء. ..» جمله مستأنفه و «هؤلاء» اشاره به مشركان مكه است. گفته انكارآميز آنان (مفعول «يقولون») در آيه بعد آمده است.
2- مشركان مكه بر موضع انكارآميز خود در باره معاد پافشارى كرده و بر آن اصرار مىورزيدند .
إنّ هؤلاء ليقولون
به كارگيرى فعل مضارع (يقولون) - كه مفيد استمرار است - بيانگر مطلب فوق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 6
6- وجود عناصرى آگاه اما لجوج و حق ناپذير ، در ميان مشركان و منكران معاد
إنّ هؤلاء ليقولون . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون
بنابراين كه ضمير «هم» به مشركان مكه بازگردد; از مفهوم «أكثرهم» استفاده مى شود كه اقليتى آگاه در ميان مشركان حضور داشتند كه به رغم درك حقانيت معاد، به انكار آن مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 1
1 - مشركان ( دهريون ) ، حيات را منحصر در زندگى دنيا دانسته و منكر معاداند .
و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا
به قرينه آيه بعد، فاعل «قالوا» مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 12 - 2
2 - پندارگرايان دنيا زده غافل ، درصدد انكار معاد با تمسخر و استهزا *
الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون . يسئلون أيّان يوم الدّين
از ارتباط «يسئلون. ..» با آيات پيشين، استفاده مى شود كه اين سؤال نمونه اى از غفلت و دنيازدگى آنان است كه گاه اصل را انكار مى كنند و گاه با پرسش از زمان معاد، آن را بعيد و غير علمى مى نمايانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 51 - 2
2 - تكذيب و انكار معاد ، از سوى كافران صدراسلام
ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 14 - 2
2 - دوزخيان ، در دنيا در اين گمان به سر مى برند كه هرگز پس از مرگ ، حيات دوباره نخواهند يافت .
إنّه ظنّ أن لن يحور
«حَوْر»، تعبيرى ديگر از «حشر» است و به هلاكت يا نقص و انحطاطى نظر دارد كه در آخرت، نصيب منكران معاد خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 5
5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .
و اللّه أعلم بما يوعون
تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 15 - 2
2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها
را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .
إنّهم يكيدون كيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 7
7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .
ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا
«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 49 - 5
5- مشركان ، معاد جسمانى را امرى مستبعد و غير ممكن مى دانستند .
و قالوا أءذا كنّا عظمًا و رفتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا
از اينكه براى مشركان، بازسازى استخوانهاى خرد شده انسان امرى مستبعد و ناممكن مى نمود، به دست مى آيد كه آنان، معاد جسمانى را غير ممكن مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 53 - 2
2 - تبديل خاك ها و استخوان هاى مردگان به انسانى كامل ، امرى ناممكن در نظر كافران
يقول . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمدينون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 48 - 1
1 - احياى مجدد گذشتگان تاريخ ، موضوعى انكارآميزتر در پندار كافران
أو ءاباؤنا الأوّلون
آيه بالا تأكيدى بر آيه پيش است; يعنى، بر فرض بپذيريم كه ما پس از مرگ زنده مى شويم; زنده شدن نياكان ما - كه روزگارى دراز از مرگ آنان گذشته است - به هيچ وجه باور كردنى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 12
12- منكران قيامت ، به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .
أُولئك أصحب النار هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 1
1 - منكران معاد در عصر بعثت ، با پرسش از يكديگر ، در پى تصور زواياى آن بودند .
عمّ يتساءلون
«عمّ» در اصل «عن ما» بوده و «ما» براى استفهام است. «تساؤل» (مصدر «يتسائلون»); يعنى، سؤال از يكديگر. آيات بعد - كه درباره مظاهر قدرت خداوند و اوصاف قيامت است - و نيز وعده حتمى به آگاه شدن - در جمله «سيعلمون» - جملگى گوياى آن است كه مورد پرسش، مسائل مربوط به جهان آخرت است و نشان مى دهد كه پرسش كنندگان، معاد را باور نداشتند و با سؤالات خود - چنانچه به انگيزه كشف حقيقت باشد - درصدد آگاهى به كيفيت معاد بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 1،4
1 - آوردن ذلتبار منكران به پيشگاه پروردگار در قيامت، صحنه اى عجيب و دهشتزا
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم
4 - منكران معاد در قيامت به حقانيت رستاخيز با سوگند اقرار مى كنند.
و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 6،8،12
6 - قيامت، هنگامه ظهور زيانكارى منكران معاد و ملاقات پروردگار است.
حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها
منادا قرار گرفتن حسرت، گوياى مشهود و عيان بودن آن در صحنه قيامت است. به گونه اى كه مورد «نداء» قرار مى گيرد.
8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.
حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها
مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».
12 - منكران معاد در قيامت با بار سنگين گناهان خويش حضور مى يابند.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم
«أوزار»، جمع «وزر»، به معنى سنگينى است و مقصود از «أوزار» در آيه سنگينى گناهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 12
12- منكران معاد ، با مشاهده حضور خود در صحنه قيامت ، به عمق نادرستى پندار خويش پى مى برند .
بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
تعبير «بل زعمتم. ..» در حقيقت، بازگو كننده حال كسى است كه على رغم باور خويش، خود را در صحنه قيامت مى بيند و از اين جهت شرمسار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 68 - 2
2- منكران معاد ، با شياطين در صحنه قيامت ، همراه و هم دوش خواهند بود .
لنحشرنّهم والشيطين ثمّ لنحضرنّهم
واو در «والشياطين« مى تواند عاطفه و يا به معناى «مع» باشد. در هر دو صورت برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 3
3 - منكران معاد ، در روز رستاخيز ملائكه را مشاهده خواهند كرد .
و قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 4
4 - مشركان و منكران معاد ، خود را به طور ناگهانى در قيامت يافته و بر حال زار خود نظاره گر خواهندبود .
فإذا هم ينظرون
«إذا» براى مفاجات است كه حاكى از ناگهانى انجام شدن مفاد آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 20 - 5
5 - منكران معاد ، پيش از برپايى قيامت و روبه رو شدن با مجازات الهى ، درباره آن آگاهى و سابقه ذهنى دارند .
و قالوا يويلنا هذا يوم الدين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه جمله «هذا يوم الدين» ادامه سخنان منكران معاد باشد. در اين صورت سخن گفتن از روز جزا با اسم اشاره «هذا»، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 40 - 1
1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد
إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 27 - 2،3
2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت
فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا
زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.
3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت
و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 3
3 - منكران معاد ، در قيامت به خطاى خود واقف شده و حقانيت معاد را درخواهند يافت .
كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 5 - 4
4 - منكران معاد ، در آخرت به حقانيت آن پى خواهند برد .
عمّ يتساءلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 1
1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .
أبصرها خشعة
«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 3
3 - منكران معاد در قيامت ، زيان كارى خود را مشاهده كرده و به يكديگر بازگو خواهند كرد .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
برداشت ياد شده، ناظر به احتمال صدور سخن منكران معاد در قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 3
3 - مصرف ثروت براى رفع نيازمندى هاى مردم ، در ديدگاه منكران معاد ، خسارتى سنگين و جبران ناپذير است .
أهلكت مالاً لبدًا
انتخاب تعبير «أهلكت» و پرهيز از گفتن «أنفقت» و نظاير آن، بيانگر اين است كه گوينده، مال هاى مصرف شده را «هلاك شده» مى پندارد. اين بينش ممكن است برخاسته از انكار پاداش انفاق، بر اثر انكار معاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 2،5
2 - منكران معاد ، هنگام مرگ ملائكه را مشاهده خواهند كرد .
قال الذين لايرجون لقاءنا . .. يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين
مراد از «يوم» در آيه شريفه، هم مى تواند هنگام مرگ باشد و هم مى تواند روز قيامت. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
5 - منكران معاد ، با مشاهده ملائكه در قيامت ، از آنان درخواست خواهند كرد كه متعرض ايشان نشده و اقدامى عليه آنان انجام ندهند .
يوم يرون الملئكة لابشرى . .. و يقولون حجرًا محجورًا
«حجراً محجوراً» سخنى است كه عرب به هنگام روبه رو شدن با دشمن و يا هجوم بلا و حوادث هولناك مى گويد و مقصود اصلى
در اين كلام، امان خواستن و پناه بردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 20 - 5
5 - منكران معاد ، پيش از برپايى قيامت و روبه رو شدن با مجازات الهى ، درباره آن آگاهى و سابقه ذهنى دارند .
و قالوا يويلنا هذا يوم الدين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه جمله «هذا يوم الدين» ادامه سخنان منكران معاد باشد. در اين صورت سخن گفتن از روز جزا با اسم اشاره «هذا»، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 6
6 - خداوند تسلى بخش پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كارشكنيها و مخالفتهاى مشركان و منكران معاد
و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بال
مخاطب مستقيم فعل «ترى»، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، و اين گونه خطا متضمن نوعى تسليت و دلجويى از آن حضرت در برابر انكارها و مخالفتهاى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 1
1 - روزى كه خواسته مشركان مجرم و منكران معاد مبنى بر نزول فرشتگان بر ايشان ، تحقق يابد ، روزى تلخ و ناخوشايند براى آنان خواهد بود .
و قال الذين لايرجون لقاءنا لولا أُنزل علينا الملئكة . .. يوم يرون الملئكة لابش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 7
7 - استهزا و ريشخند كردن مسأله معاد از سوى كافران ، معلول سطحى نگرى آنان به مظاهر با ارزش حيات
أنبؤا ما كانوا به يستهزءون . أَوَلم يرواإلى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 5
5 - خداوند ، تكذيب كنندگان قرآن و معاد را به تدريج به ورطه سقوط مى كشاند .
سنستدرجهم
«إستدراج» (مصدر «سنستدرج») در اصل به معناى نزديك كردن كسى به سوى چيزى است و مقصود از آن در اين آيه، بردن ونزديك كردن كافران به ورطه سقوط و هلاكت است; به گونه اى كه خود متوجه آن نشوند (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 11
11- انكار رستاخيز و معاد ، برخاسته از جهل و ناآگاهى است .
بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 16 - 4
4- انكار معاد ، ناشى از وسوسه هاى مرموز نفس و نه نارسايى برهان آن *
بل هم فى لبس من خلق جديد . .. و نعلم ما توسوس به نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 5 - 3
3 - منشأ انكار معاد ، تمايل انسان به فسق و فجور است ; نه وجود شبهه اى علمى .
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد ألإنسن ليفجر أمامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 2
2 - انكار معاد ، برخاسته از ترك انديشه و بررسى درباره آفريده هاى خداوند است .
أفلاينظرون
به قرينه آغاز و پايان اين سوره، آيات مورد بحث درباره معاد و اثبات قدرت خداوند بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 7
7 - هوا هاى نفسانى ، ريشه اشكال تراشى در عقيده به معاد و مجازات هاى الهى در آخرت است .
فلايصدّنك عنها من . .. اتبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 2
2- غفلت از قدرت نامحدود خدا ، منشأ شك و ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد و حيات دوباره انسان
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنكم
جواب شرط در جمله «إن كنتم فى ريب من البعث» حذف شده است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن كنتم فى ريب من البعث فانظروا إلى بدء خلقكم; اگر در امكان برپايى رستاخيز ترديد داريد، به آغاز پيدايش خود بنگريد». مقصود از جمله ياد شده اين است كه: همان طور كه خداوند توانست انسان ها را در اين نشأه بيافريند مسلّماً قدرت آن را دارد كه دوباره و در نشأه ديگر آنان را زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 4
4 - سطحى نگرى و غفلت از قدرت بى انت هاى خداوند ، منشأ ترديد و استبعاد كافران نسبت به مسأله رستاخيز
و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون. و هو الذى يحى و يميت... أفلاتعقلون ...قا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 26 - 8
8 - ترديد در امكان و تحقق معاد ، ناشى از جهل آدميان است ; نه معقول نبودن آن .
لاريب فيه و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
جمله «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» مى تواند جواب سؤال مقدر باشد; به اين كه اگر معاد، ترديد را بر نمى تابد، پس انكار آن از چه رو است؟ قرآن پاسخ مى دهد: بيشتر مردم جاهل اند و جهلشان آنان را به تمسك واداشته است; نه پيچدگى مسأله معاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 7
7 - خداوند مردگان را در قيامت برخواهد انگيخت.
و الموتى يبعثهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 5،7
5- خداوند ، پيشاپيش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام كرد كه منكران معاد ، پس از دريافت جواب شبهه استبعاد معاد ، از پديدآورنده آن سؤال خواهند كرد .
فسيقولون من يعيدنا
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى به مشركان ، درباره پديد آورنده رستاخيز است .
فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 6
6 - آفرينش انسان از زمين و بازگشت دو باره او به آن و نيز رستاخيز و معاد او ، به اراده و خواست خداوند است .
خلقنكم . .. نعيدكم ... نخرجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 8،10
8 - حيات مجدد انسان ها در عالم آخرت ، به دست خداوند بوده و خارج از اختيار انسان ها است .
و كذلك تخرجون
مجهول آورده شدن فعل «تخرجون» مى تواند اشاره به اختيارى نبودن بعث اخروى انسان ها داشته باشد و فعل هاى «يخرج الحىّ من. ..» و «و يخرج الميّت...» قرينه است بر اين كه فاعل فعل محذوف «تخرجون» خداوند است.
10 - پديد آوردن موجود جان دار از موجود بى جان و موجود بى جان از جان دار ، نشانه قدرت مندى خداوند بر احياى مجدّد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 7
7 - مالكيت مطلقِ خداوند بر تمامى هستى ، دليل توانايى وى بر حشر انسان ها درقيامت است .
ثمّ إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السموت و الأرض
«و له من فى السماوات و. ..» مى تواند به منزله دليلى براى «ثمّ إذا دعاكم ... تخرجون» در آيه قبلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 2،4،13
2 - خداوند ، آغازكننده آفرينش انسان و بازآفريننده او پس از مرگ است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
«ال» در «الخلق» به قرينه «تخرجون»، در آيات قبل، مى تواند عهد باشد و منظور از آن انسان است.
4 - آفرينش نخست انسان ، نشانه قدرت مندى خداوند بر باز آفرينى او در عالم آخرت است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
13 - آفرينش نخست انسان ها و بازآفرينى آنان پس از مرگ ، مقتضاى حكمت و عزت خداوند است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 40 - 3
3 - مرگ انسان ها و حيات مجدد آنها ، به دست خداوند است .
ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 8،12،19
8 - احياى مجدد زمين مرده با باران ، نشانه اى گويا بر توان مندى خداوند در بازآفرينى انسان ها ، در قيامت است .
يحى الأرض بعد موتها إنّ ذلك لمحى الموتى
12 - بازآفرينى انسان ها در قيامت ، ناشى از رحمت خداوند است .
إلى ءاثر رحمت اللّه كيف يحى الأرض بعد موتهاإنّ ذلك لمحى الموتى
19 - بازآفرينى انسان ها در قيامت ، برخاسته از قدرت مطلق خداوند است .
إنّ ذلك لمحى الموتى و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 28 - 4
4 - انسان ها ، پس از مرگ ، از جانب خداوند مجدداً زنده خواهند شد .
ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 1
1 - خداوند ، آغازكننده آفرينش انسان و بازآفريننده او پس از مرگ است .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
«ال» در «الخلق» عهد است و مراد از آن به قرينه «ترجعون» انسان هايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 57 - 2
2 - اعتقاد به خالقيت خداوند ، ناسازگار با تكذيب معاد
نحن خلقنكم فلولا تصدّقون
آيه شريفه درصدد اثبات معاد است. به اين صورت كه اگر قبول داريد كه ما شما را آفريده ايم، پس بايد بپذيريد كه مى توانيم بار ديگر پس از مرگ شما را زنده كنيم. بنابراين راهى براى تكذيب رستاخيز - كه پيامبران ما از آن خبر داده اند - نداريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 26 - 6
6 - ترس از خداوند و نگرانى از فرجام خويش ، پرهيز دهنده انسان از انكار معاد و باز دارنده او از طغيان گرى و رويارويى با پيامبران
إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى
عبرت گرفتن از داستان فرعون، به معناى دورى از رفتار و عقايد او است كه در آيات قبل نمونه هاى آن بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 7
7 - توجه به عجز انسان در برابر قدرت خداوند ، مانع انكار معاد
أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
جمله «أهلكت مالاً لبداً» (در آيه بعد)، مى تواند حاكى از آن باشد كه گوينده آن، به اين دليل انفاق ها را اتلاف مال مى داند كه منكر پاداش پس از مرگ است. در اين صورت آيه شريفه، ريشه آن پندار را مى زند و مى گويد: مگر انسان گمان مى كند كه كسى قادر نيست او را حيات بخشيده و به او پاداش دهد كه مى گويد: انفاق هايم مايه اتلاف اموالم شد؟ آرى خداوند بر اعاده او قدرتمند است; گرچه انفاق هاى چنين شخصى در آن روز پاداشى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 4
4 - شناخت حاكميت مطلق خداوند بر هستى و توجه به آن ، زداينده هرگونه شك و ترديد درباره امكان معاد
لاريب فيه و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و للّه ملك السموت و الأرض و يوم تقوم ال
تذكر به حاكميت مطلق خداوند - پس از بيان «أكثر الناس لايعلمون» - مى تواند در مقام آگاه ساختن انسان و ارائه طريق درك حقيقت به او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 19
19- برخى از ساكنان شهر مسكونى اصحاب كهف ، به هنگام بيدار شدن آنان ، به حقانيّت معاد معتقد بودند .
أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 45 - 5
5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .
إنّ كيدى متين
جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 40 - 1
1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد
إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 4
4 - معاد و بر پايى جهان آخرت ، نزديك است .
كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 11
11- توجّه به علم و قدرت الهى و نمود هاى رستاخيز در طبيعت ، زداينده هر شك در امكان معاد
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها ... و
خداوند در پاسخ به شبهات منكران معاد، در اين آيات به سه نكته اشاره كرده است: 1- علم، 2- قدرت، 3نمودهاى رستاخيز در طبيعت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 12 - 5
5 - بازگشت هاى مكرر نزولات آسمانى و رويش گياهان از دل زمين ، از نشانه هاى امكان معاد است .
ذات الرجع . .. ذات الصدع
توصيف آسمان و زمين به اوصاف ياد شده - در سياق آيات معاد - به همسانى آن اوصاف، با اعاده انسان در آخرت اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 7
7 - آفرينش شتر ، با ويژگى هاى برجسته آن ، نشان قدرت خداوند بر اعاده انسان ها است .
أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت
با توجّه به اين كه آغاز سوره با ياد قيامت شروع شده، اين آيات نيز ناظر به معاد و امكان آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 4
4 - وجود معاد ، لازمه فرمان روايى مطلق و حاكميت به حق خدا
أفحسبتم . .. و أنّكم إلينا لاترجعون . فتعلى اللّه الملك الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 11
11 - معاد ، عرصه رجوع و حضور در محضر خدا است .
أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 8 - 6
6 - رسيدن انسان به هدف آفرينشِ خود ، در گرو معاد او است .
عن النبأ العظيم . .. و خلقنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 4
4 - معاد ، تهديدى براى مال دوستان و ناسپاسان
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 23 - 4
4 - تكذيب كنندگان قرآن و منكران معاد ، خود رقم زننده نامه عمل خويش اند و كردار ناپسند خود را در آن ذخيره مى سازند .
بمايوعون
به قرينه آيات پيشين - كه درباره نامه هاى اعمال بود - مى توان گفت: مراد از «وعاء» در «يوعون»، همان نامه عمل است كه منكران معاد آن را ظرف كردار خود ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 9 - 2
2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد
أبصرها خشعة
فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 2
2 - خداوند ، منكران معاد را از شبهه افكنى و استهزا بر حذر ساخته است .
يتساءلون . .. مختلفون . كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 2
2 - خداوند ، منكران معاد را از شبهه افكنى و استهزا بر حذر ساخته است .
يتساءلون . .. مختلفون . كلاّ سيعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 23 - 4
4- آگاهى خداوند از نيّت ها و حالات درونى منكران معاد ، برخاسته از علم غيب اوست .
فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة . .. لاجرم أن الله يعلم ما يسرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 9
9 - خداوند ، بر انجام هر چيزى ، قادر است .
إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 1 - 4
4 - حتمى بودن معاد ، امرى روشن و باور كردن آن بى نياز از تحقيق و بررسى است .
عمّ يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 4 - 1
1 - معاد ، حقيقتى انكارناپذير و غير قابل تشكيك و ترديد
كلاّ
«كلاّ» براى ردع است و انديشه يا گفتارى را كه پيش از آن آمده، تخطئه مى كند، اين كلمه در آيه شريفه بر ناروا بودن تشكيك و اختلاف درباره معاد دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 7
7 - دلايل و نشانه هاى معاد و رستاخيز ، چنان روشن و گويا است كه هيچ ترديدى در آن باقى نمى گذارد .
و أنّ الساعة ءاتية لاريب فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 2
2 - معاد ، داراى دلايل روشن و متعدد
ءايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 2
2 - معاد و بازگشت انسان ها به سوى خدا ، وعده الهى است .
إليه مرجعكم جميعاً وعد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 3
3 - وعده معاد و حيات دوباره انسان ها در قيامت ، يكى ديگر از مهم ترين پيام هاى پيامبر جامعه پس از نوح
أيعدكم . .. و كنتم ترابًا و عظمًا انّكم مخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 18
18- وعده اديان الهى به معاد ، وعده اى پيشينه دار و پرسابقه در تاريخ بشر
أتعداننى أن أُخرج . .. فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
تعبير «الأولين»، نشان مى دهد كه مسأله معاد در ميان جوامع بشرى، از دير زمان مطرح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 9
9- معادِ انسان ، معاد جسمانى و داراى خصوصيات بدن دنيوى وى است . *
لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة
تشبيه حضور انسان ها در قيامت به خلقت آغازين آن ها در دنيا، اين اقتضا را دارد كه در خصوصيّات عمده، با مانند جسمانى بودن، با هم مشابهت داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 2
2 - بصير بودن خداوند به ويژگى هاى منكران معاد ، دليل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است .
ظنّ أن لن يحور . بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 28 - 3
3 - بسيارى از آيات قرآن ، هشدار دهنده مردم درباره معاد و حسابرسى در قيامت است .
لايرجون حسابًا . و كذّبوا بايتنا كذّابًا
جمع بودن «آيات» بر نكته ياد شده دلالت دارد. به قرينه كلمه «حساباً» - در آيه قبل - موضوع حسابرسى در مجموعه آن آيات مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 1
1 - عبرت گرفتن از سرنوشت مجرمان گذشته تاريخ ، هشدار خداوند به منكران معاد
و قال الذين كفروا. .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين . قل سيروا فى الأرض فانظروا ك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 4
4 - آفريدگار جهان ، قادر بر نابود ساختن كافران و منكران معاد *
و كم أهلكنا . .. و لقد خلقنا السموت و الأرض
بنابراين كه تذكر به خالقيت خداوند، در ادامه آيات تهديدى (كم أهلكنا قبلهم من قرن) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
معادشناسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 39 - 4
4 - توجه به مبدأ پيدايش بشر و سير تكوين او ، راهنماى انسان ها به مسأله معاد
إنّا خلقنهم ممّا يعلمون
مطلب ياد شده، از يادآورى مسأله پيدايش بشر براى منكران قيامت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 14 - 3
3 - ابليس، آگاه به پيدايش نسلهايى از آدم و وجود رستاخيز براى ايشان
أنظرنى إلى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 19 - 9
9- وجود زمين هاى هموار و پديدارى كوه ها ، براى ثبات و استقرار زمين و رويش گياهان و پديده هاى معدنى ، از آيات الهى است .
و الأرض مددنها و ألقينا فيها روسى و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 21 - 2
2- رويش متناسب گياهان و پديده هاى معدنى و اعطاى مواهب و وسايل معيشت ، از خزانه الهى است .
و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون. و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين . و إ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 19 - 7
7- تمامى پديده هاى معدنى ، داراى اجزاى متناسب و موزون است .
و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 19 - 10
10- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون » فرمود : فإن الله تبارك و تعالى أنبت فى الجبال الذهب و الفضة و الجوهر و الصفر و النحاس و الحديد و الرصاص و الكحل و الزرنيخ و أشباه هذه لا تباع إلاّ وزناً ;
از امام باقر(ع) در باره سخن خدا «و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون» روايت شده است كه فرمود: خداوند - تبارك و تعالى - در كوهها طلا، نقره، سنگهاى قيمتى، فلز برنج، مس، آهن، سرب، زرنيخ و امثال اينها را رويانيد، و اين اشيا فقط با وزن فروخته مى شوند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 19 - 8
8- كوه ها ، محل پيدايش معادن
و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «فيها»، «رواسى» باشد. در اين صورت مراد آيه، پيدايش معدنها خواهد بود.