علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 82

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 82

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- كتابت

1- ابزار كتابت در دوران سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 9

9 - ظرافت ابزار مورد استفاده براى كتابت ( كاغذ ، پوست و . . . ) در عهد سليمان ( ع )

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

از آن جا كه پيكى چون هدهد تنها مى تواند حامل اشيايى سبك و كوچك باشد، مطلب ياد شده را مى توان استفاده كرد.

2- احكام كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 47،50

47 - لزوم جبران خسارتهايى كه بر كاتب و شاهد ، از ناحيه كتابت و شهادت به وجود مى آيد .

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد

بنابراينكه «لا يضار» مجهول باشد، مقصود از ضرر، خسارتهاى ناشى از شهادت و كتابت است يعنى نبايد كاتب و شاهد در اين ميان متحمّل ضرر و زيانى شوند كه لازمه آن جبران خسارتهاى ايشان است. مثل بيكارى، كرايه رفت و آمد و ... .

50 - جبران نكردن خسارتهايى كه بر كاتب و شاهد از ناحيه كتابت و شهادت وارد مى شود ، موجب فسق و انحراف از حق

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم

بر مبناى مجهول بودن «لا يضارّ»، مقصود از «ضرر»، ضررهاى ناشى از «كتابت» است. يعنى اگر ضررى متوجه كاتب و شاهد گرديد و خسارتهاى ايشان را جبران ننموديد، از حق منحرف شده ايد و فاسق گشته ايد.

3- انسان ها و نعمت كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 1

1 - واكنش بيشتر انسان ها در برابر نعمت دانش و هنر نويسندگى ، واكنشى نامناسب و به دور از انتظار است .

كلاّ

حرف «كلاّ»، براى باز داشتن از رويه اى است كه يا در جملات پيش از آن، تشريح يا اشاره شده باشد و يا از سياق آيات به

دست آيد و در آيه - به قرينه «ليطغى» - ناظر به حالتى است كه نوع انسان ها در برابر نعمت علم و قلم به خود مى گيرند. تعبير «الإنسان - كه براى جنس به كار رفته - ناظر به غالب افراد آن است كه از آن به عموم عرفى تعبير مى شود.

4- اهتمام اسلام به كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 10

10 - نويسندگى هنرى مطلوب و مورد ترغيب از آغاز ظهور اسلام

الذى علّم بالقلم

نزول اين آيات در نخستين ساعات بعثت، گوياى برداشت ياد شده است.

5- اهميت كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 46

46 - لزوم حفظ و مصونيّت نويسنده و گواهان بر مبادلات از زيان

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد

بنابراينكه «لا يضار» مجهول باشد و «كاتب» و «شهيد» نايب فاعل.

6- تاريخ كتابت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 5

5 - قرآن به صورت كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن، حاكى از اين است كه قرآن به صورت كتاب و نوشته بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى شد و يا در آن عصر آن را مى نوشتند و به صورت كتاب در مى آوردند; و گرنه اطلاق كتاب بر آن صحيح نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

كتب أنزلنه إليك

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. در هر دو فرض، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

7- تشويق به كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 4،8

4 - تشويق خداوند ، به نويسندگى و نوشتن مطالب

و القلم و ما يسطرون

مطلب ياد شده، از سوگند خداوند به دست مى آيد.

8 - مبارزه با بى سوادى و ترغيب به دانش آموزى و نوشتن و خواندن ، داراى اولويت نخست در برنامه هدايتى و تربيتى جامعه اسلامى

و القلم و ما يسطرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه اين آيه، در دوره نخستين بعثت در مكه نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 10

10 - نويسندگى هنرى مطلوب و مورد ترغيب از آغاز ظهور اسلام

الذى علّم بالقلم

نزول اين آيات در نخستين ساعات بعثت، گوياى برداشت ياد شده است.

8- دانش كتابت در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 48 - 2

2 - خواندن و نوشتن ، در صدراسلام ، وجود داشته است .

و ما كنت تتلوا من قبله من كتب و لاتخطّه بيمينك

9- سوگند به كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 2

2 - سوگند خداوند ، به قلم زدن و نويسندگى

و ما يسطرون

«ما» در «ما يسطرون» يا مصدريه (يعنى «و سطرهم») و يا موصوله (يعنى «الذى يسطرونه») است. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

10- عدالت در كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 5

5 - عدالت در نويسندگى ، شرط گزينش نويسنده براى ثبت اسناد دين و مطالبات

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

بنابراينكه كلمه «بالعدل» قيدى براى نويسنده سند باشد.

11- كتابت با دست راست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 48 - 3

3 - كتابت و نگارش با دست راست ، طبيعت اولى انسان ها است .

و لاتخطّه بيمينك

قيد «بيمينك»، تأكيدى است و حاكى از شكل رايج نوشتن در ميان مردم است.

12- كتابت بدهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 35

35 - ثبت ديون و مدّت آن و ثبت حقوق - كم باشد و يا زياد - ، از عادلانه ترين اعمال نزد خداوند و استوارترين و مددكارترين چيز براى اقامه شهادت

ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة

13- كتابت حقوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 35

35 - ثبت ديون و مدّت آن و ثبت حقوق - كم باشد و يا زياد - ، از عادلانه ترين اعمال نزد خداوند و استوارترين و مددكارترين چيز براى اقامه شهادت

ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة

14- كتابت در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 15

15 - وجود كتاب و صنعت كتابت در عصر بعثت

يكتبون الكتب بأيديهم

15- كتابت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 2

2 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد و يا به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مى شده است. احتمال اول و دوم گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 4،7

4 - نزول قرآن به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

نزّل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال اوّل استفاده شده است.

7 - كتابت قرآن در عصر نزول توسّط كُتّاب وحى *

نزّل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال دوم استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 4

4 - كتابت قرآن در عصر نزول *

هو الّذى انزل عليك الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 7

7 - قرآن پس از نزول و در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نگارش يافته بر اوراق و تدوين شده به شكل كتاب

و ما يتلى عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 5

5 - قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نوشته شده بر سطوح و تدوين يافته به صورت كتاب

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله و الكتب الذى نزل على رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 4

4 - قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن حاكى از آن است كه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 6

6- كتابت قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كت--ب أُحكمت ءاي--ته

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته ) بر قرآن ، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن ، پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد ، به صورت كتاب درآيد. در هر دو صورت ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 4

4- كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايت الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت است كه آيات آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب و نوشته درآيد. به هر تقدير ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 5

5 - نوشته شدن قرآن توسط كاتبان وحى در پى نزول هر آيه يا هر سوره آن

تلك ءايت القرءان و كتاب مبين

«كتاب»، مصدر به معناى مفعول (مكتوب) است. «كتاب مبين»; يعنى، نوشته اى روشن. بنابراين اطلاق «كتاب» بر قرآن مى تواند از آن جهت باشد كه پس از نزول، نوشته مى شد و يا توصيه اى است بر اين كه بايد نوشته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 4

4 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 3

3 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتب

اطلاق كتابت (نوشته و نگارش) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است. و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هردو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 4

4 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اللّه نزّل أحسن الحديث كتبًا

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو احتمال گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّا أنزلنا عليك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هر دو فرض مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 2

2 -كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت .

تنزيل الكتب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) به قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 8

8- انجام كتابت و جمع آورى قرآن ، در عهد پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) *

و الكتب المبين

آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، به صورت مكتوب و مدوّن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 3

3 - قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتب

اطلاق كتاب (نوشته) بر قرآن، مى تواند حاكى از آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 3

3- قرآن ، داراى عنوان « كتاب » و به صورت تدوين شده در عصر بعثت

تنزيل الكتب من اللّه

قرآن، خود عنوان كتاب را بر آيات نازل شده منطبق ساخته است. از اين نكته و با توجه به مكّى بودن آيات، استفاده مى شود كه آيات قرآن، از آغاز نزول داراى عنوان كتاب بوده و مدوّن و مكتوب مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 13 - 1،3،4

1 - معارف قرآن ، نوشته هايى ثبت شده در ورقه هايى متعدد

فى صحف

عبارت «فى صحف» با «إنّها تذكرة» ارتباط دارد; يعنى، آن تذكره در صحيفه هايى متعدد است. «صحيفة» (مفرد «صحف»); يعنى، هر چه در آن چيزى نوشته شود.(مفردات راغب)

3 - لزوم گرامى داشتن و ارج نهادن به ورق قرآن و آيات مكتوب آن

فى صحف مكرّمة

توصيف صفحات قرآن به «مكرّمة»، گرچه خبر از حقيقتى خارجى مى دهد; ولى متضمن توصيه شدن مسلمانان به حفظ احترام قرآن نيز هست.

4 - قرآن ، پيش از نزول - در صفحه هايى متعدد - مكتوب بوده است .

فى صحف مكرّمة

توصيف قرآن به «فى صحف» - با توجه به نزول سوره «عبس» در مكه - يا پيشگويى از نوشته شدن آن در آينده است و يا از نوشته بودن آن پيش از نزول كامل خبر مى دهد. در صورت دوّم، مراد اين است كه ملائكه قرآن را از لوح محفوظ برگرفته و به صورت نوشته هايى در صفحات متعدد، آن را به مراحل بعدى نازل مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 15 - 2

2 - نوشتن قرآن در صفحه هاى پاكيزه و با عظمت ، رسالت الهى بر عهده سفيران متعدد

بأيدى سفرة

«سفرة» يا به معناى نويسندگان است و يا رسولان. در كتب لغت درباره اين كلمه چنين آمده است: «سفر» [در تمام مشتقاتش] بر مكشوف و آشكار شدن دلالت دارد و «سَفْر»; يعنى، كتابت و «سفرة»; يعنى، نويسندگان; آنها را از آن جهت به اين نام ناميدند كه كتابت، آشكار سازنده چيزى است كه مورد نياز از نوشته است (مقاييس اللغة). كلمه «سفير» بر رسول نيز اطلاق مى شود; زيرا او مأموريت خود را آشكار مى سازد (تاج العروس). جمع «سفير»، گرچه «سفراء» است; ولى از آنجا كه در لسان العرب، كلمه «سفرة» بر فرشتگانى كه بين خدا و پيامبران او سفارت (رسالت) دارند، اطلاق شده است، مى توان گفت: «سفرة»، به معناى «سفراء» نيز استعمال شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 1

1 - قرآن ، بر صفحه لوحى نوشته شده كه حقيقت آن ناشناخته است .

فى لوح

«لوح»، به تخته يا چيز ديگرى گفته مى شود كه بر روى آن بنويسند (مفردات راغب). نكره آمدن «لوح»، ممكن است به منظور بيان ناشناخته ماندن آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 11

11 - نزول قرآن به صورت قابل نوشتن ، وعده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در لحظات آغازين بعثت

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

طرح امورى كه مربوط به قلم است، به دنبال فرمان قرائت قرآن در نخستين لحظات آغاز وحى، بيانگر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 9

9 - ثبت آيات قرآن ، در صحيفه ها و ورق ها ، برنامه اى پيش بينى شده از جانب خداوند و القا شده به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «صحف» (جمع «صحيفه»; يعنى، چيزى كه در آن مى نويسند)، اشاره به آينده قرآن و مكتوب شدن آن دارد. اسناد «يتلوا» به «صحفاً» - با آن كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آيات الهى را از روى صحيفه هاى موجود تلاوت نمى كرد - به اعتبار مكتوب شدن پيام ها، پس از تلاوت آن است.

16- كتابت قرآن در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 6

6- كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايت الكتب المبين

اطلاق «الكتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن ، يابدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه

اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب درآيد.

17- منشأ كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 6،7

6 - توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

7 - ربوبيت خداوند بر انسان ها ، جلوه گر در توانا ساختن آنان بر خواندن و نوشتن

و ربّك الاكرم . الذى علّم بالقلم

18- منشأ كتابت قلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 4

4 - تراوشات قلم نويسندگان و تأثير آن در انتقال اطلاعات به ديگران ، وابسته به خداوند است .

الذى علّم بالقلم

19- نعمت كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 9

9 - توان نويسندگى ، موهبتى است الهى

ان يكتب كما علّمه اللّه

20- نقش كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 5

5 - دانستن و توانايى بر خواندن و نوشتن ، براى باز داشتن انسان از طغيان گرى كافى نيست .

علّم بالقلم . علّم الإنسن ما لم يعلم . كلاّ إنّ الإنسن ليطغى

21- نقش كتابت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 3،5

3 - خلقت ويژه انسان و برخوردارى او از دانش و هنر نويسندگى ، دور ماندن او را از هر گونه انحراف تضمين نمى كند .

خلق الإنسن . .. علّم بالقلم ... كلاّ

حرف «كلاّ» مانع پيدايش پندارى است كه ممكن است با شنيدن آيات پيشين كه درباره آفرينش انسان و علم او بود، براى مخاطب به وجود آيد و انسان را از خطر هر انحرافى دور بداند.

5 - دانستن و توانايى بر خواندن و نوشتن ، براى باز داشتن انسان از طغيان گرى كافى نيست .

علّم بالقلم . علّم الإنسن ما لم يعلم . كلاّ إنّ الإنسن ليطغى

2- كتب آسمانى

1- كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 3،4،7،10،11

3 - نقش تعيين كننده كتب آسمانى ، در تحقق رسالت و اهداف انبيا

نزّل عليك الكتاب . .. و انزل التّورية و الانجيل. من قبل هدى للنّاس

4 - نياز مردم به هدايت الهى و كتب آسمانى

نزّل عليك الكتاب . .. من قبل هدى للنّاس

بهره مندى مردم از هدايت الهى و كتب آسمانى، حاكى است از نياز مردم به آن.

7 - نزول فرقان از جانب خداوند ، براى پيگيرى اهداف كتب آسمانى پيشين

و انزل التّورية و الانجيل. من قبل ... و انزل الفرقان

10 - عذاب شديد كافران پس از اتمام حجت بر آنان از طريق كتب آسمانى

نزّل عليك الكتاب . .. انّ الّذين كفروا بايات اللّه لهم عذاب شديد

11 - كتب آسمانى ( قرآن ، تورات و انجيل ) ، از آيات الهى

انزل التورية و الانجيل . .. و انزل الفرقان اِنّ الّذين كفروا بايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 -

1،2،3،4،5،7،10،12،14

1 - تمرّد اهل كتاب در برابر دعوت به كتاب خداوند براى داورى ، بسى شگفت آفرين است .

الم تر الى الذين . .. و هم معرضون

2 - تمرّد اهل كتاب از حاكميّت كتاب خدا ، شاهد و دليل كفر آنان

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً . .. و هم معرضون

به نظر مى رسد اين آيه، عهده دار بيان كفر اهل كتاب باشد كه در آيه قبل، به آن تصريح شده است.

3 - اطلاعات ناقص برخى اهل كتاب ( يهود ) ، از كتاب آسمانى خويش

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتاب

4 - تحريف حقايق كتب آسمانى پيشين و عدم دستيابى اهل كتاب ، جز به برخى از حقايق آن *

اوتوا نصيباً من الكتاب

5 - هدايت پذيرى از كتاب آسمانى ، مبتنى بر آگاهى همه جانبه نسبت به آن است .

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتاب

7 - كتاب آسمانى ، كتاب قانون و حكم

يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم

10 - برخى از عالمان اهل كتاب ، حَكَميّت و حاكميّت كتاب خدا را پذيرفتند .

ثمّ يتولى فريق منهم

نپذيرفتن گروهى با دلالت مفهومى، اشاره به پذيرش گروهى ديگر دارد.

12 - وجود موضعگيرى هاى متضاد در ميان عالمان اهل كتاب در برابر دعوت به حكميت كتاب آسمانى

ثمّ يتولى فريق منهم

14 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان يهوديان بر اساس تورات ، و عدم پذيرش حكم تورات توسط برخى از آنان

يدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم ثم يتولى فريق منهم

در شأن نزول آيه آمده است، پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره زن و مردى از يهود كه مرتكب زنا شده بودند; به استناد تورات، حكم به رجم آنان نمود كه سبب خشم يهوديان گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 5

5 - عالمان اهل كتاب كه از داورى كتاب خدا رويگردان بودند ، به گناهكارى خود اذعان داشتند .

لن تمسّنا النار الاّ اياماً معدودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 3،5

3 - تعليم و تعلّم كتاب الهى و حكمت ، ارزشى والا

و يعلّمه الكتاب و الحكمة

5 - تورات و انجيل ( كتب الهى ) ، دربردارنده قوانين و معارف الهى *

و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل

عطف تورات و انجيل بر كتاب و حكمت، از باب عطف فرد بر جنس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 5،6،9

5 - تصريح حواريون به ايمان به چيزهايى كه خداوند فرءوف رستاده ( كتب آسمانى ) و پيروى از رسولش ( عيسى )

ربّنا امنا بما انزلت و اتّبعنا الرسول

6 - حُسن اظهار ايمان به كتاب الهى و پيروى از رسولان الهى ، در پيشگاه ربوبى

ربّنا امنا بما انزلت و اتّبعنا الرسول

9 - ايمان به كتاب آسمانى و پيروى از پيامبر ، زمينه راهيابى به منزلت انبيا

و اشهد بانّا مسلمون. ربّنا امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين

به قرينه «و اشهد . .. »، منظور از «الشاهدين»، همان عيسى (ع) و ديگر پيامبرانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 1

1 - كفر آگاهانه عالمان اهل كتاب به آيات خداوند ( قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) و توبيخ آنان از سوى خداوند

يا اهل الكتاب لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون

با توجّه به آيات قبل و بعد كه درباره محاجّه، كتمان و درآميختن حق به باطل است، استفاده مى شود كه مقصود از اهل كتاب، عالمان آنان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 3،5،6،7

3 - كتب الهى ، عهد خداوند در ميان مردم

انّ الذين يشترون بعهد اللّه . .. و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب

5 - كتب آسمانى ، داراى قالب و آهنگى مشخص و ممتاز از ساير نوشته ها و گفته ها *

يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب

از اينكه يهوديان نوشته هاى خويش را به آهنگ تورات مى خواندند معلوم مى شود تورات داراى آهنگ و قالبى خاص بوده است.

6 - برخى از اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى فريب مردم ، دست نوشته خود را همانند كتاب خدا تلاوت مى كردند .

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب

7 - تلاش برخى اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى انحراف مسلمانان ، با قلمداد كردن نوشته هاى خود به عنوان تورات و انجيل

و انّ منهم لفريقاً . .. لتحسبوه من الكتاب

از ظاهر «لتحسبوه» كه بايد خطاب به مؤمنان و مسلمانان باشد استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 5،9،13،19

5 - كتاب و حكمت ، عطيّه الهى به انبيا

ان يؤتيه اللّه الكتاب و الحكم

بنابراينكه «الحكم»، به معنى حكمت باشد.

9 - ناسازگارى مقام نبوّت و دارا بودن كتاب و حكمت ، با دعوت مردم به پرستش خويش

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه

13 - تعليم و تعلم كتب آسمانى ، زمينه ربّانى شدن انسان

كونوا ربّانيّن بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون

19 - كتب آسمانى ، قابل فهم براى مردم

بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 - 3،8،11،12،23،24

3 - كتاب و حكمت ، عطيّه الهى به انبيا

لما اتيتكم من كتاب و حكمة

8 - ميثاق الهى از انبيا ، قبل از دادن كتاب و حكمت به آنها

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن لما اتيتكم من كتاب و حكمة

بنابراينكه «لما»، شرطيه باشد.

11 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تصديق كننده انبيا و كتب الهى گذشته

ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم

بنابراينكه مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.

12 - تصديق كتب آسمانى و انبياى گذشته ، شرطى براى صحت ادعاى پيامبرى

ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم

23 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، تصديق كننده انبيا و كتب آسمانى پيش از خود

ثمّ جاءكم رسول مصدّق لما معكم

امام صادق (ع): . .. «ثمّ جاءكم رسول مصدّق لما معكم»، يعنى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله).


تفسير قمى، ج 1، ص 247، ذيل آيه 172 اعراف ; نورالثقلين، ج 1، ص 358، ح 211.

24 - پيامبران الهى متعهد به معرفى پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و بعثت و اوصاف او و فرمان به تصديق آن حضرت

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن

اميرالمؤمنين (ع): انّ اللّه تعالى أخذ الميثاق على الانبياء قبل نبيّنا ان يخبروا اممهم بمبعثه و نعمته و يبشروهم به و يأمروهم بتصديقه.


مجمع البيان، ج 2، ص 784 ; نورالثقلين، ج 1، ص 359، ح 215.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 4،5،7،9،10

4 - لزوم توأم بودن ايمان به خدا و ايمان به همه انبياى الهى و كتب آسمانى

قل امنا باللّه . .. و النّبيّون من ربّهم

5 - ايمان به همه پيامبران و كتب آسمانى ، عمل به ميثاق الهى است .

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. قل امنا باللّه و ما انزل ... و النّبيّون من ر

7 - ايمان به خدا و كليه انبيا و كتب آسمانى ، از اركان مهمّ اعتقادى

قل امنا باللّه . .. و النّبيّون من ربّهم

«قل امنا»، عهده دار تبيين «دين» در آيه سابق است. بنابراين اركان مهم دين، مطالبى است كه در اين آيه مطرح شده است.

9 - نبوّت پيامبران و نزول كتب آسمانى بر آنان ، پرتويى از ربوبيّت الهى

و ما اُوتى . .. و النّبيّون من ربّهم

10 - ايمان نداشتن به تمامى پيامبران و كتب نازل شده بر آنان ، حاكى از تسليم نبودن در برابر خداست .

امنا . .. لا نفرّق بين احد منهم و نحن له مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 8

8 - بطلان نظريات منتسب به هر يك از اديان الهى ، در صورت مخالفت با كتاب آسمانى آن دين

قل فاْتوا بالتورية فاتلوها ان كنتم صادقين

آيه فوق، براى ردّ نظريه يهود، آنان را به تورات ارجاع مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 4،6،7،8

4 - مسلمانان به خاطر ايمانشان به كتب آسمانى ، دوستدار همه پيروان اديان الهى

ها انتم اولاء تحبّونهم و لا يحبّونكم و تؤمنون بالكتب كلّه

بنابر اينكه «تؤمنون»، علّت براى «تحبونهم» باشد.

6 - مسلمانان ، مؤمن به تمامى كتب آسمانى

و تؤمنون بالكتب كلّه

اگر چه «كتاب» به لفظ مفرد آمده، ولى به معناى جمع است; چون الف و لام آن براى جنس است.

7 - بى اعتقادى كافران ( اهل كتاب ) ، به برخى از كتاب هاى آسمانى

ها انتم اولاء . .. و تؤمنون بالكتب كلّه

ايمان مسلمانان به تمامى كتب، به قرينه مقابله، بيانگر اين است كه اهل كتاب، به تمامى كتب ايمان ندارند.

8 - برخورد منافقانه برخى از اهل كتاب با مسلمانان ، در اظهار ايمان به تمامى كتب آسمانى ( قرآن و . . . )

و اذا لقوكم قالوا امنا و اذا خلوا عضّوا عليكم الأنامل

به قرينه «و تؤمنون بالكتاب كلّه»، متعلّق «امنا»، تمامى كتب آسمانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 12

12 - تكذيب رسالت بسيارى از انبيا ، على رغم برخوردارى ايشان از دلايل روشن و كتب آسمانى و احكام حلال و حرام

فان كذّبوك . .. جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: «فان كذّبوك فقد . .. جاؤ بالبيّنات»، هى الآيات «و الزّبر» و هى كتب الانبياء بالنبوة «و الكتاب المنير»، الحلال و الحرام.


تفسير قمى، ج 1، ص 127 ; تفسير برهان، ج 1، ص 328، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 -

3،4،6،10،12،14،16

3 - مسؤوليّت سنگين عالمانِ به كتاب هاى آسمانى در بيان حقايق آن براى مردم

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس

4 - كتمان حقايق كتب آسمانى گذشته ( تورات و انجيل ) از سوى علماى اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

6 - وجود حقايقى درباره اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كتب آسمانى گذشته *

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

از موارد مهمّى كه مى توانست سودى را براى عالمان اهل كتاب تضمين كند (و اشتروا به ثمناً . .. )، كتمان حقانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام است، چرا كه هستى خويش را در كتمان آن مى ديدند.

10 - ر ها ساختن و پشت سر انداختن كتاب هاى آسمانى و ميثاق الهى از سوى عالمان اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب . .. فنبذوه ورآء ظهورهم

ضمير مفعولى در «فنبذوه» به كتاب برمى گردد و چون بيان كتاب، ميثاق و پيمان الهى است، مراد از آن ضمير، پيمان الهى نيز مى باشد ; يعنى كتاب و بيان آن را ترك كردند.

12 - مبارزه و كارشكنى عالمان اهل كتاب با اسلام به وسيله كتمان حقايق كتب آسمانى

و اذ اخذ اللّه . .. و لا تكتمونه فنبذوه ورآء ظهورهم

برداشت فوق، بر اين مبناست كه آنچه كتمان مى كردند، بشارت تورات و انجيل به بعثت پيامبر، حقانيت اسلام و قرآن باشد.

14 - سوداگرى عالمان اهل كتاب با كتب آسمانى و ميثاق الهى در برابر بهره هاى ناچيز

و اشتروا به ثمناً قليلاً

16 - عالمان اهل كتاب ، بيان محتواى كتب آسمانى را به زيان دنياى خود مى انگاشتند .

و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. لتبيّننّه ... و اشتروا به ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 2،4،5

2 - شادمانى عالمان اهل كتاب از كتمان حقايق كتب آسمانى براى مردم

و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. و لا تكتمونه ... لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا

برخى برآنند كه مراد از «الّذين»، اهل كتاب هستند ; چنانچه در آيه قبل از آنان سخن رفت. و مراد از «ما اتوا» (آنچه را انجام دادند)، همان كتمان حقايق و پشت سر انداختن كتابهاى آسمانى و ميثاق الهى است.

4 - شادمانى عالمان اهل كتاب از بيان برخى حقايق كتاب هاى آسمانى ( آنچه با دنياخواهى آنان منافات نداشته )

لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا

مراد از «مآ اتوا»، مى تواند بيان حقايقى از كتاب باشد كه به قرينه «و اشتروا به ثمناً»، با دنياطلبى آنان برخوردى نداشته است.

5 - انتظار ستايش عالمان يهود و نصارا از پيروانشان به جهت بيان نكردن حقايقى از تورات و انجيل

لا تحسبنّ الّذين . .. يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا

بنابر اينكه مراد از «ما لم يفعلوا» (آنچه را انجام ندادند)، وفادار نبودنشان به پيمان الهى و كتمان حقايق باشد كه در آيه قبل به آن تصريح شد. و انتظار ستايش شايد بدان جهت بوده كه آنان با كتمان حقايق، دين اجدادى مردم خويش را محفوظ مى داشتند و لذا فاعل محذوف در «يُحمدوا» به پيروان آنان تفسير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 1،3،10،20،28

1 - ايمان واقعى گروهى از عالمان اهل كتاب به خداوند ، قرآن و كتب آسمانى خويش

وَ اِنّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و ما انزل اليكم . .. خاشعين للّه

سوداگرى با آيات الهى از امورى است كه اغلب با عالمان و دانشمندان دينى سنخيّت دارد ; جمله «لتبيّننّه للناس»، در آيه 187 اين معنا را تأييد مى كند.

3 - خشوع و فروتنى گروهى از عالمان اهل كتاب ، زمينه ساز ايمان واقعى آنان به خدا و كتب آسمانى

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه

توصيف اهل كتاب به خشوع و فروتنى، مى تواند اشاره به علّت ايمان و اقرار آنان به حقانيّت قرآن و ايمان واقعى به تورات و انجيل باشد.

10 - سوداگرى نكردن با آيات الهى ، ويژگى اهل كتابِ مؤمنِ به خدا و قرآن و ديگر كتب آسمانى

لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلاً

20 - آن گروه از اهل كتاب كه به خدا ، قرآن و كتب آسمانى خويش ايمان آورند ; از پاداشى ويژه و والا بهره مند خواهند شد .

اولئك لهم اجرهم عند ربّهم

كلمه «عند ربّهم»، توصيف «اجرهم» است و مى رساند كه آن پاداش، پاداشى ويژه و ارزشمند است.

28 - نجاشى ( پادشاه حبشه ) ، مؤمن به خدا ، قرآن و كتب آسمانى و خاضع در برابر خداوند

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از مرگ نجاشى، به ياران خود فرمود: انّ اخاكم النّجاشى قد مات، قوموا فصلّوا عليه; فقال رجل يا رسول اللّه كيف نصلى عليه و قد مات فى كفره؟ قال (صلی الله علیه و آله) الا تسمعون قول اللّه «و انّ من اهل الكتاب . .. »


الدّرالمنثور، ج 2، ص 416.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 56 - 2

2 - كتب آسمانى ، نبوّت و حكومت پيامبران ، از آيات خداوند

فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً. .. انّ الذين كفروا با

با توجه به آيه 54 مى توان گفت: كتاب، حكمت و ملك عظيم از مصاديق «بآياتنا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 1

1 - قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند نازل شده است .

مما أنزلنا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 1 - 7

7- قرآن ، كتابى است از ناحيهء خداوند .

كت--ب . . . من لدن حكيم خبير

((من لدن . . . )) مى تواند هم قيد براى ((فصلت )) و ((اُحكمت )) باشد و هم مى تواند قيد براى كتاب گرفته شود. بنابراين آيه شريفه دلالت مى كند كه قرآن از ناحيهء خداوند حكيم و خبير است و اتقان و تبيين آياتش نيز از جانب اوست .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 8

8- تورات ، كتابى نازل شده بر موسى ( ع )

و من قبله كتب موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 2

2- قرآن ، نام كتاب نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنا أنزلنه قرء نًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 7

7- قرآن ، نام كتاب آسمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بما أوحينا إليك هذا القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 2

2- قرآن ، كتابى است كه از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است .

كتب أنزلنه إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 3

3- قرآن كتابى وحى شده به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند است .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

حرف «من» در «من كتاب ربك» براى تبيين است و گوياى اين كه آنچه وحى شده است، همان كتاب خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 1

1- قرآن ، كتاب آسمانى فرستاده شده از سوى خداوند

لقد أنزلنا إليكم كتبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 4

4 - قرآن و تورات ، دو كتاب آسمانى و نازل شده از جانب خداوند

فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

ضمير «هما» در «منهما» به تورات و قرآن بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 70 - 3

3 - فرستادگان الهى ، علاوه بر داشتن كتاب آسمانى ، داراى رهنمود ها و دريافت كننده الهام هاى خاصى از جانب خداوند بودند .

بالكتب و بما أرسلنا به رسلنا

در صورتى كه مقصود از «كتاب» جنس كتاب و مجموعه كتاب هاى آسمانى باشد; مراد از «بما أرسلنا به رسلنا»

رهنمودهاى پيامبران و يا الهام هاى الهى به آنان - جدا از كتاب آسمانى - خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 15

15- « عن أبى عبيدة قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قوله تعالى « ائتونى بكتاب من قبل هذا أو أثارة من علم إن كنتم صادقين » قال : عنى بالكتاب التوراة و الإنجيل « و أثارة من علم » فإنّما عنى بذلك علم اوصياء الأنبياء عليهم السلام ;

ابوعبيده گويد: از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند تعالى «ائتونى بكتاب من قبل هذا أو اثارة من علم إن كنتم صادقين» سؤال كردم، حضرت فرمود: مراد از «كتاب»، تورات و انجيل است و مراد از «أثارة من علم» علم جانشينان پيامبران است».

2- آثار اعراض از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 18

18 - عالمان دينى در صورت بى توجهى به تعاليم كتاب هاى آسمانى ، سزاوار توبيخ و ملامت بوده و در قيامت بسزاى كردارشان خواهند رسيد .

قالت اليهود . .. و هم يتلون الكتب ... فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 5

5 - گرفتارى اهل كتاب در تنگنا هاى اقتصادى ، پيامد بى اعتنايى آنان به كتب آسمانى و فرامين الهى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 9

9 - اعراض از معارف و احكام كتاب هاى آسمانى ، مايه خسارت و تباه كردن هستى خويش

خذوا ما أتينكم بقوة . .. ثم توليتم من بعد ذلك فلولا ... لكنتم من الخسرين

3- آثار ايمان به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 13

13 - ايمان به قرآن و التزام به حقايق ديگر كتاب هاى آسمانى ، مايه مصون ماندن از عذاب هاى الهى است .

و إيّى فاتّقون

«اتقاء» (مصدر اتقوا); يعنى: در اختيار گرفتن وسيله اى براى مصون ماندن از حادثه ها و مشكلاتى كه آدمى از پيشامدن آنها در هراس است. بنابراين «فاتقون»; يعنى، براى مصون ماندن از عذابهاى الهى بايد وسيله اى در اختيار داشته باشيد. فرازهاى پيشين بيان مى دارد كه آن وسيله: ايمان به قرآن و التزام به حقايق كتابهاى آسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 1

1 - رسيدن به هدايت ، در گرو ايمان به خدا و ايمان به همه پيامبران و كتاب هاى آسمانى ، و تسليم بودن در برابر خداوند است .

فإن ءامنوا بمثل ما ءامنتم به فقد اهتدوا

4- آثار تدبر در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 13

13- تدبر و تأمل در كتاب هاى آسمانى ، زمينه و شرطى لازم براى برخوردارى از حكمت و علم

ييحيى خذ الكتب بقوّة و ءاتينه الحكم صبيًّا

جمله و «آتيناه» نمى تواند بدون ارتباط معنايى با «خذ الكتاب بقوّة» باشد. بعيد به نظر نمى رسد كه مفاد «خذ الكتاب» زمينه اى براى «آتيناه الحكم» باشد.

5- آثار تكذيب كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 8

8- كافران ، با انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، به خود ستم كردند .

و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

6- آثار جهل به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 4

4 - نازل نشدن قرآن موجب اعتراض گمراهان و مشركان در قيامت به سبب نداشتن كتاب آسمانى و دور ماندن از هدايتهاى الهى

أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

7- آثار كتمان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 9

9 - ضرورت نفرين و لعنت بر كسانى كه حقايق كتاب هاى آسمانى را از مردم پنهان مى كنند .

أولئك . .. يلعنهم اللعنون

تكرار فعل «يلعن» به تفاوت لعنت خدا و لعنت ديگران اشاره دارد. لعنت خدا به معناى مطرود ساختن از رحمت است و لعنت مردم به معناى نفرين و درخواست از خدا بر قطع رحمت از لعنت شونده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 5

5 - عالمان اهل كتاب با كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى ، گمراه شدند و عذاب الهى را براى خويش كسب كردند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

8- آثار نزول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 4

4 - نزول كتاب آسمانى ، لازمه حقانيت آفرينش و عبث نبودن آن *

تنزيل الكتب . .. ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ

از ارتباط «تنزيل الكتاب . ..» با «و ما خلقنا السماوات ...إلاّ بالحقّ»، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

9- آيات خدا در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

10- اتمام حجت با كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 3

3 - اتمام حجت خداوند از طريق كتاب هاى آسمانى ، همواركننده راه مجازات كافران *

و كتب مسطور . .. إنّ عذاب ربّك لوقع

در آيات پيشين سخن از «كتاب مسطور» (تورات يا كتاب هاى آسمانى) به ميان آمده است. ارتباط «إنّ عذاب...» با «كتاب مسطور»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

11- اختلاف در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 5

5- اختلاف انسان ها در پذيرش و عدم پذيرش كتاب هاى آسمانى ، مقتضى داورى خداوند ميان آنان و زمينه ساز پيامد هاى آن داورى ( پاداش و كيفر ) است .

فاختلف فيه و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

12- ادعاى همانندسازى براى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 6

6 - ادعاى آوردن همانندى براى وحى و كتب آسمانى از بالاترين ظلمهاست.

و من أظلم . .. و من قال سأنزل مثل ما أنزل الله

13- ارزش تعاليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 12

12 - حقايق و معارف كتاب هاى آسمانى ارزشمندتر از همه منافع دنيوى

و يشترون به ثمناً قليلا

14- استفاده از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 7

7 - بهره عالمان اهل كتاب از كتاب آسمانى خويش ، براى راهيابى به هدايت كافى است .

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يشترون الضلالة

مى توان گفت توصيف اهل كتاب به «اوتوا نصيباً . .. » اشاره به زشتى گمراهى آنان دارد. يعنى با اينكه از كتاب آسمانى بهره مند بودند، راه ضلالت را برگزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 3

3 - بهره مندى ناقص و غير جامع از كتب آسمانى ، زمينه انحراف و كج انديشى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

«نصيباً من الكتاب»، كه به معناى بهره اندك است، در مقام تعليل براى جمله «يؤمنون بالجبت و الطّاغوت» مى باشد.

15- استقلال كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 38 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى ، تابع تمايلات و خواهش هاى نفسانى بشر نيست .

إنّ لكم فيه لما تخيّرون

16- اسلام در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 6

6 - وجود حقايقى درباره اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كتب آسمانى گذشته *

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

از موارد مهمّى كه مى توانست سودى را براى عالمان اهل كتاب تضمين كند (و اشتروا به ثمناً . .. )، كتمان حقانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام است، چرا كه هستى خويش را در كتمان آن مى ديدند.

17- اظهار ايمان به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 13

13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مكلف به اعلام ايمان خويش به تمامى كتاب هاى آسمانى

و قل ءامنت بما أنزل اللّه من كتب

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه منظور از «كتاب» در جمله «ءامنت بما أنزل اللّه من كتاب» همه كتاب هاى نازل شده از سوى خداوند (تورات، انجيل و قرآن) باشد. گفتنى است كه تنوين «كتاب» - كه براى تنويع است - مطلب بالا را تأييد مى كند.

18- اعتدال كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 20

20 - فرامين و رهنمود هاى كتب آسمانى ، متعادل و بدور از هرگونه افراط و تفريط

و لو انهم اقاموا التورية . .. منهم امة مقتصدة

19- اعراض از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 14

14 - بى اعتنايى به برخى از دستورات و يا معارف كتاب هاى آسمانى ، به منزله بى اعتنايى به همه آنهاست .

نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

روشن است كه عالمان يهود، پس از بعثت همه احكام و معارف تورات را ناديده نگرفتند; بلكه بخشهايى از آن را، كه درباره شخصيت پيامبر اسلام بود، مورد بى اعتنايى قرار دادند ولى خداوند مى فرمايد: «آنان كتاب خدا را به دور افكندند» و اين تعبير بيانگر آن است كه ناديده گرفتن برخى از معارف كتابهاى آسمانى، به منزله ناديده گرفتن همه آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 23

23 - بى اعتنايى اهل كتاب به كتب آسمانى خويش ، كردارى نكوهيده و ناپسند

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. و كثير منهم ساء ما يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 26

26 - برپا نداشتن كتب آسمانى در جامعه ، كفر به آنهاست . *

حتّى تقيموا التورية و الانجيل . .. فلاتأس على القوم الكفرين

جمله «فلاتأس . ..» علاوه بر ارتباط آن با جمله «و ليزيدن ...» مى تواند تفريع بر ترك اقامه تورات، انجيل و ديگر كتب آسمانى نيز باشد. بنابراين كسانى كه به كتب آسمانى پايبند نيستند از مصاديق كافران خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 7

7 - بى توجهى به كتاب هاى آسمانى ، منشأ غلو و گزافه گويى در دين

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم غير الحق

مخاطب قرار دادن مسيحيان با عنوان اهل كتاب، براى اشاره به اين حقيقت است كه غلو در دين با پيروى از كتب آسمانى ناسازگار است. بنابراين غلو پيروان اديان الهى ريشه در بى توجهى آنان به كتب آسمانى خويش دارد.

20- اعطاى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 7

7 - اعطاى كتاب هاى آسمانى به پيامبران و نازل كردن احكام و معارف دين بر آنان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

و ما أوتى النبيّون من ربهم

برداشت فوق با توجه به كلمه «رب» استفاده شده است.

21- التزام به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 13

13 - ضرورت پايبند بودن به همه معارف و احكام بيان شده در كتاب هاى آسمانى

نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

22- الگوگيرى از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 5

5- كتاب آسمانى ، راهنما و سرمشق زندگى جوامع بشرى ( انسان ) در تمامى ابعاد

كتب موسى إمامًا و رحمة

از اين كه عنوان «امام» به صورت مطلق بر كتاب موسى اطلاق شده است، استفاده مى شود كه كتاب آسمانى، پيشواى انسان ها است و آنان بايد در تمامى ابعاد پيرو و عامل به آن باشند.

23- انبيا در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

24- انتظار كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 7

7 - اهل كتاب و مشركان در عصر جاهليت ، خود را در انتظار پيام هاى مكتوب و پيراسته از باطل قلمداد مى كردند كه آن را از رسولى الهى دريافت كنند .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

25- انجيل از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 10

10 - انجيل ، كتاب آسمانى عيسى ( ع ) و عطايى از جانب خداوند به وى

و ءاتينه الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 1

1- يهود و نصارا ، از كتاب آسمانى ( تورات و انجيل ) برخوردار بودند .

والذين ءاتينهم الكتب

در اينكه مراد از «الذين . ..» چه كسانى اند چند نظر ابراز شده است: 1- يهود و نصارا ، 2- آنها و مجوس ، 3- مسلمانان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 52 - 3

3 - تورات و انجيل ، دو كتاب آسمانى

الذين ءاتينهم الكتب

مراد از «الكتاب» تورات و انجيل است; زيرا اهل كتاب در قرآن به يهود و نصارا اطلاق مى شود.

26- انذارهاى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 19

19- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « على من يشاء من عباده أن انذروا أنه لا إله إلاّ إنا فاتقون » : يقول : بالكتاب و النبوة ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «على من يشاء من عباده أن انذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون» روايت شده است كه فرمود: به وسيله كتاب و نبوت [انذار كنيد]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 56 - 3

3 - هماهنگى كتاب هاى آسمانى ، در بيان انذار ها و هدايت خلق

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... هذا نذير من النذر الأُولى

27- اولين كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 19 - 5

5 - صحيفه هاى حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، از نخستين كتاب هاى آسمانى بوده است .

لفى الصحف الأُولى . صحف إبرهيم و موسى

وصف «الاُولى» (در آيه قبل)، ممكن است در مقايسه با زمان نزول قرآن بوده و تنها ناظر به تقدم «صحف» بر قرآن باشد همچنين مى تواند به معناى حقيقى آن بوده و به دوران آغازين نزول كتاب هاى آسمانى، نظر داشته باشد. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

28- اهداف كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 13،16،33،40،42

13 - حكومت ، داورى و حل اختلافات مردم ، از اهداف بعثت پيامبران و نزول كتاب هاى آسمانى

و اَنزل مَعهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

16 - كتاب هاى آسمانى ، معيار شناخت حق از باطل و قضاوت صحيح

و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

33 - كتاب هاى آسمانى ، دلايل روشن الهى است .

و انزل معهم الكتاب . .. من بعد ما جاءتهم البيّنات

ظاهراً مراد از «بيّنات» (دلايل روشن) همان كتابهاى آسمانى است.

40 - كتاب هاى الهى ، ارائه دهنده راه حل صحيح اختلافات جوامع انسانى

و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه

42 - هدف از بعثت انبيا و ارسال كتاب هاى آسمانى ، راهنمايى انسان ها به صراط مستقيم است .

فبعث اللّه . .. و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 12

12 - نزول تورات و انجيل ، به صورت دفعى نه تدريجى و براى هدايت انسانها *

و انزل التورية و الانجيل. من قبل هدى للنّاس

نزول دفعى، از «انزل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 2

2 - هدايت انسان ها ، فلسفه اصلى نزول كتب آسمانى و ويژگى مهمّ آنها

نزّل عليك الكتاب . .. و انزل التّورية و الانجيل. من قبل هدى للنّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 16

16 - كتب آسمانى ، براى ياد دادن و ياد گرفتن است .

بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 8

8 - هدف و انگيزه از تلاوت آيات الهى ( انزال قرآن ) و ارسال پيامبران ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .

و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه فقد هُدى الى صراط مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 4

4 - بنده خالص و برگزيده خدا شدن ، روح اديان الهى و ثمره اصلى كتاب هاى آسمانى

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

از اين كه مشركان گفته اند: اگر كتاب آسمانى براى ما نازل مى شد، ما هم بنده خالص و برگزيده خدا مى بوديم; مى توان استفاده كرد كه اين بندگى بر اثر تعاليم كتاب هاى آسمانى به وجود مى آيد.

29- اهل عذاب در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

30- اهل كتاب و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 -

1،2،3،4،10،12،14

1 - تمرّد اهل كتاب در برابر دعوت به كتاب خداوند براى داورى ، بسى شگفت آفرين است .

الم تر الى الذين . .. و هم معرضون

2 - تمرّد اهل كتاب از حاكميّت كتاب خدا ، شاهد و دليل كفر آنان

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً . .. و هم معرضون

به نظر مى رسد اين آيه، عهده دار بيان كفر اهل كتاب باشد كه در آيه قبل، به آن تصريح شده است.

3 - اطلاعات ناقص برخى اهل كتاب ( يهود ) ، از كتاب آسمانى خويش

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتاب

4 - تحريف حقايق كتب آسمانى پيشين و عدم دستيابى اهل كتاب ، جز به برخى از حقايق آن *

اوتوا نصيباً من الكتاب

10 - برخى از عالمان اهل كتاب ، حَكَميّت و حاكميّت كتاب خدا را پذيرفتند .

ثمّ يتولى فريق منهم

نپذيرفتن گروهى با دلالت مفهومى، اشاره به پذيرش گروهى ديگر دارد.

12 - وجود موضعگيرى هاى متضاد در ميان عالمان اهل كتاب در برابر دعوت به حكميت كتاب آسمانى

ثمّ يتولى فريق منهم

14 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان يهوديان بر اساس تورات ، و عدم پذيرش حكم تورات توسط برخى از آنان

يدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم ثم يتولى فريق منهم

در شأن نزول آيه آمده است، پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره زن و مردى از يهود كه مرتكب زنا شده بودند; به استناد تورات، حكم به رجم آنان نمود كه سبب خشم يهوديان گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 5

5 - عالمان اهل كتاب كه از داورى كتاب خدا رويگردان بودند ، به گناهكارى خود اذعان داشتند .

لن تمسّنا النار الاّ اياماً معدودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 1

1 - كفر آگاهانه عالمان اهل كتاب به آيات خداوند ( قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) و توبيخ آنان از سوى خداوند

يا اهل الكتاب لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون

با توجّه به آيات قبل و بعد كه درباره محاجّه، كتمان و درآميختن حق به باطل است، استفاده مى شود كه مقصود از اهل كتاب، عالمان آنان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 6،8

6 - برخى از اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى فريب مردم ، دست نوشته خود را همانند كتاب خدا تلاوت مى كردند .

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب

8 - برخى اهل كتاب ( عالمان آنان ) نوشته هاى خود را به عنوان كتاب خدا به مردم ارائه مى دادند .

و يقولون هو من عند اللّه و ما هو من عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 7،8

7 - بى اعتقادى كافران ( اهل كتاب ) ، به برخى از كتاب هاى آسمانى

ها انتم اولاء . .. و تؤمنون بالكتب كلّه

ايمان مسلمانان به تمامى كتب، به قرينه مقابله، بيانگر اين است كه اهل كتاب، به تمامى كتب ايمان ندارند.

8 - برخورد منافقانه برخى از اهل كتاب با مسلمانان ، در اظهار ايمان به تمامى كتب آسمانى ( قرآن و . . . )

و اذا لقوكم قالوا امنا و اذا خلوا عضّوا عليكم الأنامل

به قرينه «و تؤمنون بالكتاب كلّه»، متعلّق «امنا»، تمامى كتب آسمانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 4

4 - شرك برخى از اهل كتاب ( علماى يهود ) ، على رغم بهره مندى آنان از كتاب هاى آسمانى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جمله «اوتوا نصيباً . .. » مى تواند اشاره به علّت سرزنش و اعتراضى باشد كه از جمله «الم تر ... » به دست مى آيد. يعنى چگونه است كه از كتاب خداوند بهره مند هستند، ولى كافر و مشرك مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 4،16،17،23

4 - اهل كتاب فاقد انگيزه كافى براى برپا داشتن تورات و انجيل و ديگر كتب آسمانى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل

بيان شرط با كلمه «لو» حكايت از آن دارد كه اقامه تورات و انجيل از سوى اهل كتاب، امرى بعيد و به دور از انتظار است.

16 - جمعى از اهل كتاب ، مردمى متعادل و متعهد به كتب آسمانى خويش

و لو انهم اقاموا التورية . .. منهم امة مقتصدة

«مقتصدة» از مصدر اقتصاد به معناى اعتدال در اعمال و رفتار است و مراد از آن به دليل «لو انهم اقاموا التورية . ..» تعهد به تورات و انجيل و عمل به احكام آنهاست.

17 - متعهدان به كتب آسمانى از قبايل اهل كتاب ، گروهى هماهنگ و داراى هدفى مشترك

منهم امة مقتصدة

«امة» به معناى گروهى است كه داراى مقصد و هدفى مشترك باشند.

23 - بى اعتنايى اهل كتاب به كتب آسمانى خويش ، كردارى نكوهيده و ناپسند

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. و كثير منهم ساء ما يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 2،5

2 - اهل كتاب مردمى بى اعتنا به كتب آسمانى خويش و رويگردان از اقامه احكام و معارف آن *

لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل

5 - اهل كتاب به خاطر بى توجهى به كتاب آسمانى ، فاقد هرگونه پايگاه براى دفاع از عقايد و آراى دينى خويش

لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل

در برداشت فوق كلمه «حتى» به معناى «كى» تعليليه و كلمه «شىء» با توجه به حرف «على» به معناى پايگاه گرفته شده است و مراد از آن - به قرينه حتى تقيموا التورية و الانجيل - زير بناهاى فكرى قابل اعتمادى است كه بتوان به وسيله آن از عقايد و آراى دينى دفاع كرد.

31- اهميت احياى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 11

11 - ضرورت زنده نگه داشتن محتوا و معارف كتاب هاى آسمانى

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

32- اهميت ايمان به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 6

6 - ضرورت ايمان به كتاب هاى آسمانى همه پيامبران و احكام و معارف نازل شده بر آنان

ءامنا باللّه . .. و ما أوتى النبيّون من ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 5

5 - مؤمنان ، بايد به كتاب هاى آسمانى پيشين ، همچون قرآن ، ايمان بياورند .

لن نؤمن بهذا القرءان و لا بالذى بين يديه

از اين كه كافران به صراحت و قاطعيت اعلام كرده اند كه به قرآن، تورات و انجيل ايمان نمى آورند، استفاده مى شود كه ايمان به كتاب هاى پيشين نيز لازم است.

33- اهميت تبعيت از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 6

6 - ضرورت تبعيت از كتاب هاى آسمانى

يتلونه حق تلاوته

34- اهميت تعقل در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 7

7- لزوم نگرش عقلانى و جدى در وحى الهى و كتاب هاى آسمانى

ما يأتيهم من ذكر . .. هم يلعبون

35- اهميت تفكر در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 6

6- لزوم ژرف انديشى عالمان و رهبران دينى در كتاب هاى آسمانى و استوارسازى كردار خويش برپايه آن

ييحيى خذ الكتب بقوّة

36- اهميت تلاوت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 8

8 - خواندن و تلاوت كتاب هاى آسمانى وظيفه اى بر عهده همگان

يتلونه حق تلاوته

37- اهميت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 9

9 - ضرورت صلابت و جديت در ديندارى و اهتمام به كتاب هاى آسمانى

خذوا ما ءاتينكم بقوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 11

11 - امت ها ، بدون داشتن كتاب آسمانى و تدين به اديان الهى ، مردمى جاهلند .

كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 9

9 - ضرورت نفرين و لعنت بر كسانى كه حقايق كتاب هاى آسمانى را از مردم پنهان مى كنند .

أولئك . .. يلعنهم اللعنون

تكرار فعل «يلعن» به تفاوت لعنت خدا و لعنت ديگران اشاره دارد. لعنت خدا به معناى مطرود ساختن از رحمت است و لعنت مردم به معناى نفرين و درخواست از خدا بر قطع رحمت از لعنت شونده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 10

10- انسانها ، بايد كتاب هاى آسمانى را پيشوا و مقتداى خويش قرار دهند .

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 1

1 - ضرورت وجود داشتن كتابى آسمانى در اختيار مردم ، بر فرض آسمانى نبودن قرآن و تورات

قل فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

آيه بالا تفريع بر «قالوا سحران تظاهرا» است و اين تفريع در صورتى درست است كه لازم باشد همواره در ميان مردم كتابى آسمانى باشد و مردم از آن پيروى كنند; زيرا در اين صورت است كه اگر فرضاً تورات و قرآن آسمانى نبودند، قطعاً بايد كتاب ديگرى مى بود و در نتيجه از كافران خواسته مى شد كه آن را معرفى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 2 - 4

4 - نقش مهم كتاب هاى آسمانى و قوانين الهى ، در تعالى فرهنگ بشر *

و كتب مسطور

خداوند با سوگند خوردن به تورات و يا كتاب هاى آسمانى - در صورتى كه مراد مطلق كتاب باشد - در حقيقت بشر را به اهميت اين كتاب ها در فكر و فرهنگ بشر توجه داده است.

38- ايمان به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 2

2 - تقوا پيشگان ، مؤمن به كتاب هاى آسمانىِ اديان گذشته و معارف و احكام آنها

و الذين يؤمنون بما انزل إليك و ما انزل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 23

23 - ناسازگارى ايمان به كتاب هاى آسمانى و قتل پيامبران

قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. قل فلم تقتلون أنبياء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 20

20 - ادعاى ايمان به كتاب هاى آسمانى و پيامبران الهى ، ناسازگار با گرايش به اعمال نارواست .

بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 7

7 - پيروى از دستورات كتاب هاى آسمانى ، نشانه ايمان داشتن به آنهاست .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

«الذين» مبتدا و «أولئك يؤمنون به» خبر براى آن است و جمله «يتلونه . ..» حال براى «الذين» مى باشد. بنابراين معناى جمله فوق با توجه به ارجاع ضمير «به» به «الكتاب» چنين است: كسانى از اهل كتاب - كه از كتاب خويش پيروى مى كنند - به آن ايمان دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 6،10،16،17

6 - ضرورت ايمان به كتاب هاى آسمانى همه پيامبران و احكام و معارف نازل شده بر آنان

ءامنا باللّه . .. و ما أوتى النبيّون من ربهم

10 - مسلمانان ، بايد به يهود و نصارا ابلاغ كنند كه به قرآن و همه پيامبران و احكام و معارف نازل شده بر آنان و به تمامى كتاب هاى آسمانى ، ايمان دارند .

قولوا ءامنا باللّه و ما أنزل إلينا و ما أنزل إلى إبرهيم . .. و ما أوتى النبيّون

برداشت فوق از كلمه «قولوا» (بگوييد) استفاده مى شود. آيه قبل گوياى اين است كه «مقول له» (كسى كه بايد به او ابلاغ شود) يهود و نصاراست.

16 - تسليم بودن در برابر خدا ، مستلزم ايمان به همه پيامبران و كتاب هاى آسمانى است .

ءامنا باللّه و ما أنزل إلينا . .. و نحن له مسلمون

جمله «و نحن له مسلمون» مى تواند به منزله دليل و علت براى حقايق بيان شده در آيه مورد بحث باشد.

17 - ايمان به خدا ، پيامبران ، و كتاب هاى آسمانى و تسليم بودن در برابر خدا ، از اركان دين اسلام است .

قولوا ءامنا باللّه . .. و نحن له مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 5،7،17

5 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران و پرداخت مال ( انفاق ) براى رفع نياز مستمندان و آزادى بردگان از مسائل اساسى دين است .

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ءامن باللّه ... و ءاتى المال على حبه

7 - ضرورت ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و تمامى پيامبران

و لكن البر من ءامن باللّه و اليوم الأخر و الملئكة و الكتب و النبيين

17 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران مشخصه نيكان

و لكن البر من ءامن باللّه . .. و النبيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 7،11،12

7 - ايمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به خدا ، ملائكه ، كتب آسمانى و پيامبران الهى

امن الرّسول . .. و المؤمنون كلّ امن باللّه و ملئكته و كتبه و رسله

كلمه «كلّ» علاوه بر مؤمنان، شامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز مى شود. يعنى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، همگى ايمان به خدا و ... دارند.

11 - لزوم ايمان به فرد فرد انبيا و كتب آسمانى

كلّ امن . .. و كتبه و رسله لا نفرّق بين احد من رسله

12 - ايمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به همه انبياى گذشته و كتب آسمانى

كلّ امن . .. لا نفرّق بين احد من رسله

بنابراينكه كلمه «كل» علاوه بر اينكه شامل همه مؤمنان است، شامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز باشد. در نتيجه جمله «لا نفرّق ... » مقول قول پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 5،6،9

5 - تصريح حواريون به ايمان به چيزهايى كه خداوند فرءوف رستاده ( كتب آسمانى ) و پيروى از رسولش ( عيسى )

ربّنا امنا بما انزلت و اتّبعنا الرسول

6 - حُسن اظهار ايمان به كتاب الهى و پيروى از رسولان الهى ، در پيشگاه ربوبى

ربّنا امنا بما انزلت و اتّبعنا الرسول

9 - ايمان به كتاب آسمانى و پيروى از پيامبر ، زمينه راهيابى به منزلت انبيا

و اشهد بانّا مسلمون. ربّنا امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين

به قرينه «و اشهد . .. »، منظور از «الشاهدين»، همان عيسى (ع) و ديگر پيامبرانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 - 12

12 - تصديق كتب آسمانى و انبياى گذشته ، شرطى براى صحت ادعاى پيامبرى

ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 4،5،7

4 - لزوم توأم بودن ايمان به خدا و ايمان به همه انبياى الهى و كتب آسمانى

قل امنا باللّه . .. و النّبيّون من ربّهم

5 - ايمان به همه پيامبران و كتب آسمانى ، عمل به ميثاق الهى است .

و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. قل امنا باللّه و ما انزل ... و النّبيّون من ر

7 - ايمان به خدا و كليه انبيا و كتب آسمانى ، از اركان مهمّ اعتقادى

قل امنا باللّه . .. و النّبيّون من ربّهم

«قل امنا»، عهده دار تبيين «دين» در آيه سابق است. بنابراين اركان مهم دين، مطالبى است كه در اين آيه مطرح شده

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 4،6

4 - مسلمانان به خاطر ايمانشان به كتب آسمانى ، دوستدار همه پيروان اديان الهى

ها انتم اولاء تحبّونهم و لا يحبّونكم و تؤمنون بالكتب كلّه

بنابر اينكه «تؤمنون»، علّت براى «تحبونهم» باشد.

6 - مسلمانان ، مؤمن به تمامى كتب آسمانى

و تؤمنون بالكتب كلّه

اگر چه «كتاب» به لفظ مفرد آمده، ولى به معناى جمع است; چون الف و لام آن براى جنس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 1،2

1 - تصميم بر ارجاع داورى به طاغوت ، ناسازگار با ايمان به قرآن و ديگر كتب آسمانى است .

الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت

1 - جمله «يريدون . .. » دلالت مى كند كه حتّى تصميم بر چنين كارى نيز خطاست ; چه رسد به انجام آن. 2 - كلمه «طاغوت»، مصدر و به معناى اسم فاعل است ; يعنى: هر انسان متجاوز، ظالم و جبّار.

2 - ناسازگارى ايمان به قرآن و كتب آسمانى ، با ارجاع داورى به طاغوتها

الم تر الى الذين يزعمون . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 1،9

1 - ضرورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله . .. و الكتب الذى أنزل من قبل

9 - اعتقاد به خدا ، پيامبران ، روز قيامت ، فرشتگان و كتب آسمانى ، اركان هدايت و شرط تحقق ايمان

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله . .. فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 2،3،4،5،10،11،16

2 - عالمان ژرفنگر يهود و مؤمنان واقعى آنها ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .

لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

3 - لزوم ايمان به كتب آسمانى پيشين در كنار ايمان به قرآن

لكن الرسخون . .. و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

4 - نقش ايمان واقعى به اديان گذشته در پذيرش قرآن و ديگر كتب آسمانى

و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

5 - نقش مثبت و سازنده علم در ايمان به قرآن و ديگر كتب آسمانى

لكن الرسخون فى العلم . .. يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

10 - يهوديان بپادارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .

و لكن الرسخون . .. و المقيمين الصلوة و المؤتون الزكوة

گفتنى است كه «المقيمين» به وسيله فعلى همانند «امدح» و يا «اخص» منصوب شده و در اصل چنين بوده «و المقيمون الصلوة اخصهم و امدحهم» كه بنابر قواعد ادبى المقيمون و فعل اخص و امدح حذف شده است و ضمير در «امدحهم» به صورت اسم ظاهر در آمده است.

11 - يهوديان مؤمن به خدا و قيامت ، به قرآن و ديگر كتب آسمانى ايمان مى آورند .

و لكن الرسخون فى العلم منهم . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر

بنابر اينكه «المؤمنون باللّه . ..» عطف باشد بر «الرسخون».

16 - ايمان به خدا و قيامت ، مستلزم ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك . .. و المؤمنون باللّه و اليوم الاخر

كلمه «المؤمنون باللّه» عطف بر «الراسخون» است و در نتيجه «يؤمنون بما انزل . ..» خبر براى «المؤمنون باللّه» نيز مى باشد. گفتنى است كه لازمه ايمان به قرآن، ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و لذا در برداشت فوق ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 2،3،6

2 - نكوهش خداوند از اهل كتاب به خاطر انتقاد آنان از ايمان مؤمنان به خدا ، قرآن و كتب آسمانى

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و ما أنزل من قبل

3 - ايمان مسلمانان به خدا ، قرآن و تمامى كتب آسمانى ، برانگيزنده اهل كتاب بر تمسخر نماز و ديگر شعاير اسلام

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و ما أنزل من قبل

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ان ءامنا» به تقدير «لام»، بيانگر كراهت و ناخرسندى اهل كتاب نسبت به مسلمانان باشد، يعنى «ما تنقمون منا ديننا و صلاتنا لشىء الا ايماننا باللّه . .. ».

6 - مؤمنان به خدا و قرآن ، وظيفه دار ايمان به تمامى كتب آسمانى

هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما أنزل الينا و ما أنزل من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 15

15 - فرمانبرى از طغيانگران ، ناسازگار با ايمان به خدا و كتب آسمانى

هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و عبد الطغوت

توصيف پيشينيان يهود و نصارا به بندگى و اطاعت طاغوت در پاسخ استهزاى اهل كتاب نسبت به مؤمنان، حاكى از ناسازگارى ايمان به خدا با اطاعت طاغوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 1

1 - گروهى از اهل كتاب در حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به دروغ مدعى ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

با توجه به آيه 57، 58 كه اهل كتاب را استهزا كننده اسلام و نماز معرفى كرده بود، معلوم مى شود تنها گروهى از آنان نزد

مسلمانان، خود را اهل ايمان قلمداد مى كردند. گفتنى است كه مراد از «ءامنا» به قرينه آيه 59 ايمان به خدا، قرآن و ديگر كتب آسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 1،2،3،7

1 - وعده حتمى خداوند به آمرزش تمامى گناهان گذشته اهل كتاب در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همه كتب آسمانى و پرهيز از گناهان

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

با توجه به آيه 59 (هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما انزل الينا و ما انزل من قبل) و نيز آيه 61 (و اذا جاءوكم قالوا ءامنا)، معلوم مى شود مراد از ايمان در «ءامنوا» ايمان به خدا، قرآن، همه كتب آسمانى و ايمان به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است.

2 - دعوت خداوند از اهل كتاب به رعايت تقوا و ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

3 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى و دامن گرفتن از گناه ، موجب آمرزش گناهان گذشته آدمى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

متعلق «واتقوا» به قرينه «سيئاتهم» گناهان است، و مراد از «سيئاتهم» در «لكفرنا عنهم سيئاتهم» گناهان پيش از ايمان است.

7 - تأكيد خداوند بر وارد ساختن اهل كتاب به بهشت پر نعمت در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تمامى كتب آسمانى و رعايت تقوا

و لو ان أهل الكتب . .. لادخلنهم جنت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 5

5 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى راه رسيدن به استقلال و رهايى از يوغ بندگى كافران

و لو كانوا يؤمنون . .. ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه ولى به معناى سرپرست باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 9

9 - مسلمان ، بايد به قرآن و كتاب هاى آسمانى ، ايمان داشته باشد .

ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 1

1 - كافران مكه اعلام كردند كه به هيچ رو به قرآن و كتاب هاى پيشينِ آسمانى ايمان نمى آورند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان و لا بالذى بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 15

15 - ايمان به پيامبران پيشين و كتاب هاى آسمانى آنان ، بخشى از باور هاى دين اسلام

و قل ءامنت بما أنزل اللّه من كتب

از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور بود به كتاب هاى آسمانى پيشين ايمان آورد و با توجه به اسوه بودن آن حضرت، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 12

12 - مريم ( س ) ، مؤمن به وحى و كتاب هاى آسمانى و تصديق كننده آنها بود .

و صدّقت بكلمت ربّها و كتبه

39- بشارتهاى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 196 - 1

1 - كتاب هاى آسمانى پيشين ، دربردارنده بشارت نزول قرآن

و إنّه لفى زبر الأوّلين

«زبور» (مفرد «زُبُر») به معناى كتاب است; يعنى، «و إنّ خبرالقرآن، أو خبر نزول القرآن عليك مذكور فى كتب الماضين من الأنبياء; بشارت قرآن يا بشارت نزول آن بر تو، در كتاب هاى پيامبران پيشين مذكور بوده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 8

8 - وجود وعده و بشارت آمدن كتاب آسمانى به نام « قرآن » ، پيش از نزول آن در مدارك دينى اهل كتاب

إنّا كنّا من قبله مسلمين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته روشن است كه اهل كتاب آگاهى خود از آمدن قرآن را، تنها از راه مدارك دينى خود به دست آورده بودند.

40- بنى اسرائيل و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 9

9 - بنى اسرائيل با انكار قرآن ، خود پيشتاز كفر به كتاب هاى آسمانى خويش خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «به» به «ما معكم» برگردد. بنابراين جمله «و لاتكونوا ...» در ارتباط با جمله «ءامنوا بما أنزلت» چنين معنا مى شود: اى بنى اسرائيل! به قرآن ايمان آوريد و از نخستين كسانى نباشيد كه به كتب آسمانى خود كافر مى شوند; يعنى، در صورت انكار قرآن كتابهاى آسمانى خود را انكار كرده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 11

11 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، همسان با اسلاف گذشتگان خويش در برخورد با كتاب هاى آسمانى و احكام دين

ثم توليتم

نسبت دادن رفتار پيشينيان بنى اسرائيل به موجودين عصر بعثت و عصرهاى پس از آن (ثم توليتم)، بيانگر اتحاد و اشتراك آنان در خصلتها و ويژگيهاست.

41- بهترين كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 7

7 - لزوم برگزيدن برترين كتاب آسمانى ، براى پيروى از رهنمود هاى آن

قل فأتوا بكتب . .. هو أهدى منهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 3

3 - قرآن ، بهترين كتاب آسمانى در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى

اللّه نزّل أحسن الحديث

بهترين بودن قرآن، ممكن است در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى سنجيده شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 5

5 - قرآن ، كامل ترين كتاب آسمانى و اسلام جامع ترين دين الهى

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

در برداشت ياد شده، برتر بودن قرآن در مقايسه با ديگر كتاب هاى آسمانى و به لحاظ كمال و جامعيت سنجيده شد.

42- بى نظيرى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 6،7

6 - ادعاى آوردن همانندى براى وحى و كتب آسمانى از بالاترين ظلمهاست.

و من أظلم . .. و من قال سأنزل مثل ما أنزل الله

7 - كسى را قدرت آوردن همانندى براى وحى و كتب آسمانى نيست.

و من قال سأنزل مثل ما أنزل الله

43- بيان حقايق كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 8

8 - بيان حقايق كتاب هاى آسمانى ، موجب دستيابى به هدايت و مغفرت الهى است .

إن الذين يكتمون . .. أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

برداشت فوق از مفهوم آيه به دست مى آيد.

44- پاداش عمل به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 3

3 - چنگ زدن به كتاب هاى آسمانى و برپا داشتن نماز ، داراى پاداشى تضمين شده از جانب خداوند

و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين

45- پاسدارى از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 11

11 - ضرورت زنده نگه داشتن محتوا و معارف كتاب هاى آسمانى

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 14،15،20،38

14 - احياى كتب آسمانى و حراست آنها از تبديل و تحريف ، در گرو حكم و قضاوت بر اساس آنهاست .

يحكم بها النبيون . .. و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه

«باء» در «بما استحفظوا» سببيه است و بيانگر اين است كه چون مسؤوليت حراست از كتب آسمانى بر عهده آنهاست، بايد بر اساس آن حكم كنند. يعنى حراست از كتب آسمانى در گرو اين است كه احكام آن در جامعه پياده شود.

15 - ضرورت حضور عالمان ربانى و دانشمندان دينى در هر عصر ، براى حفاظت كامل از كتب الهى

و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه

20 - حراست و نگهبانى از كتب آسمانى و شهادت بر حقانيت آن ، مسؤوليت انبياى الهى *

يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء

بنابر اينكه ضمير در «استحفظوا» به «النبيون» نيز برگردانده شود.

38 - عالمان بيمناك از دشمنى مردم ، در خطر ترجيح رفاه و آسايش بر ديندارى و نگهبانى از كتاب خدا

فلاتخشوا الناس . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا

46- پاكى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 6

6 - رسولان الهى در طول تاريخ ، كتاب هايى پاك و استوار بر مردم تلاوت نموده ، معارف آن را به همگان ابلاغ كرده اند .

البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة ... إلاّ من بعد ما ج

مراد از «البيّنة» (در اين آيه) جنس آن است; نه مصداقى كه در آيات پيشين مراد بود; ولى بيان وضع گذشتگان به عنوان نمونه بارز، بيانگر تشابه كامل بين دو «بيّنه» است. بنابراين بيّنه گذشتگان نيز مانند بيّنه درخواستى كافران، رسولى همراه با تلاوت كتاب هاى مطهر و قيم بوده است.

47- پيروزى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 7

7 - لزوم برگزيدن برترين كتاب آسمانى ، براى پيروى از رهنمود هاى آن

قل فأتوا بكتب . .. هو أهدى منهما

48- پيشگويى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 2

2 - كتب آسمانى پيشين، بيانگر اوصاف پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و پيشگويى رسالت آن حضرت

قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 7

7 - نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به عنوان خبرى غيبى، در كتب آسمانى گذشته مطرح بوده است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك مصدق الذى بين يديه

از معانى محتمل براى «مصدق» تصديق خبرهاى كتب گذشته مبنى بر آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است، يعنى بدان جهت كه اين اخبار در آن كتب معهود بوده، نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) صدق آن خبرها را معلوم ساخته است.

49- پيشينه كفر به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 7

7 - توجّه به سابقه دار بودن امتناعِ كفرپيشگان از پذيرش فرستادگان الهى و كتاب هاى آسمانى ، تسلاّبخش پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لم يكن . .. منفكّين ... و ما تفرّق الّذين أُوتوا الكتب إلاّ من بعد ما جاءتهم ال

50- تاريخ كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 8

8 - قبل از نزول قرآن ، چندين كتاب آسمانى ديگر نازل شده بود .

الصحف الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 7

7 - نزول كتاب از سوى خدا ، داراى سابقه ديرين در تاريخ بشر

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «ما» در «ما لم يأت» كنايه از كتاب باشد; يعنى «أم جاءهم من الكتاب ما لم يأت. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 2

2 - نزول كتاب ، از سوى خداوند ، بر برگزيدگان خود ، داراى پيشينه است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب

احتمال دارد كه «كذلك» اشاره به نزول كتاب هاى پيشين باشد. بنابراين، تقدير جمله، چنين است: «كما أنزلنا الكتاب من قبلك، أنزلنا إليك الكتاب...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 4

4 - مشركان مكه ، پيش از قرآن ، از هيچ كتاب آسمانى برخوردار نبودند .

و ما ءاتينهم من كتب يدرسونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 5

5- نزول كتاب و فرستادن رسولان از سوى خداوند براى بشر ، ديرينه و داراى سابقه طولانى

إنّا كنّا مرسلين

ديرينگى نزول كتاب و فرستادن رسولان از عبارت «كنّا. ..» استفاده مى شود. در اين صورت پيام آيه شريفه، نفى استبعاد

نسبت به نزول قرآن است; يعنى، اين تنها قرآن نيست كه از سوى ما فرود آمده است; بلكه از دير زمان نظير آن را فرو فرستاده ايم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 3

3 - نزول قرآن ، در ادامه نزول كتاب هاى آسمانى بر امت هاى پيشين

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

اين آيه از نظر سياق و محتوا، با نخستين آيات سوره - كه درباره نزول قرآن بود - ارتباط دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 19 - 5

5 - صحيفه هاى حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، از نخستين كتاب هاى آسمانى بوده است .

لفى الصحف الأُولى . صحف إبرهيم و موسى

وصف «الاُولى» (در آيه قبل)، ممكن است در مقايسه با زمان نزول قرآن بوده و تنها ناظر به تقدم «صحف» بر قرآن باشد همچنين مى تواند به معناى حقيقى آن بوده و به دوران آغازين نزول كتاب هاى آسمانى، نظر داشته باشد. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

51- تبعيت از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 5،7

5 - كسانى از يهود و نصارا به كتاب آسمانى خويش ايمان دارند كه از آن به خوبى وشايستگى پيروى مى كنند .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

در برداشت فوق، ضمير «به» به «الكتاب» - كه مقصود از آن تورات و انجيل است - برگردانده شده است.

7 - پيروى از دستورات كتاب هاى آسمانى ، نشانه ايمان داشتن به آنهاست .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

«الذين» مبتدا و «أولئك يؤمنون به» خبر براى آن است و جمله «يتلونه . ..» حال براى «الذين» مى باشد. بنابراين معناى جمله فوق با توجه به ارجاع ضمير «به» به «الكتاب» چنين است: كسانى از اهل كتاب - كه از كتاب خويش پيروى مى كنند - به آن ايمان دارند.

52- تبعيض در تعاليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 7

7 - پذيرش برخى از احكام و معارف كتاب هاى آسمانى و انكار برخى ديگر ، مخالفت با حق و دور شدن از آن است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

مفسران درباره اختلاف در كتابهاى آسمانى - كه مفاد جمله «اختلفوا فى الكتاب» است - چند وجه گفته اند و برداشت فوق بيان يكى از آن وجوه مى باشد. «شقاق» به معناى عداوت و دشمنى است و مفعول آن به قرينه جمله قبل كلمه اى همانند «الحق» مى تواند باشد.

53- تبليغ تعاليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 14

14 - كليه حقايق و معارف كتب آسمانى به دور از مصلحت انديشيهاى شخصى بايد براى مردم تبيين شود.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

مذمت عالمان يهود بر گزينشى عمل كردن در ميان حقايق تورات، گوشزد به همه حاملان كتب آسمانى است كه در تبيين و تفسير آنها نبايد منافع خويش را در نظر گرفت، بلكه بايد همه آنها را براى مردم تبيين كرد.

54- تبليغ كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 4

4 - ابلاغ و تعليم حقايق كتاب هاى آسمانى ( احكام و معارف دين و براهين آنها ) به مردم ، وظيفه اى بر عهده عالمان دينى

إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس

55- تبيين كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 2،7،9

2 - تبيين محتواى كتب آسمانى و كتمان نكردن آن ، ميثاق سنگين خداوند از علماى اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

ضمير مفعولى در «لتبيّننّه»، به كتاب برمى گردد.

7 - ضرورت وجود مبلغان و تبيين كنندگان كتب آسمانى در جامعه

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس

گرفتن ميثاق از عالمان و تأكيد خداوند بر لزوم تبيين آن براى مردم، مبيّن مطلب فوق است.

9 - شكستن پيمان الهى ( تبيين محتواى كتب آسمانى و كتمان نكردن آن ) ، از سوى عالمان اهل كتاب

فنبذوه ورآء ظهورهم

56- تجزى در قبول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 14

14 - بى اعتنايى به برخى از دستورات و يا معارف كتاب هاى آسمانى ، به منزله بى اعتنايى به همه آنهاست .

نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

روشن است كه عالمان يهود، پس از بعثت همه احكام و معارف تورات را ناديده نگرفتند; بلكه بخشهايى از آن را، كه درباره شخصيت پيامبر اسلام بود، مورد بى اعتنايى قرار دادند ولى خداوند مى فرمايد: «آنان كتاب خدا را به دور افكندند» و اين تعبير بيانگر آن است كه ناديده گرفتن برخى از معارف كتابهاى آسمانى، به منزله ناديده گرفتن همه آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 7،8،9،10

7 - پذيرش برخى از احكام و معارف كتاب هاى آسمانى و انكار برخى ديگر ، مخالفت با حق و دور شدن از آن است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

مفسران درباره اختلاف در كتابهاى آسمانى - كه مفاد جمله «اختلفوا فى الكتاب» است - چند وجه گفته اند و برداشت فوق بيان يكى از آن وجوه مى باشد. «شقاق» به معناى عداوت و دشمنى است و مفعول آن به قرينه جمله قبل كلمه اى همانند «الحق» مى تواند باشد.

8 - ايمان به برخى از كتب آسمانى و انكار برخى ديگر ، مخالفت با حق و دور شدن از آن است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

برداشت فوق از جمله وجوهى است كه در تفسير «اختلفوا فى الكتاب» بيان شده است.

9 - پذيرش برخى از احكام و معارف كتاب هاى آسمانى و انكار برخى ديگر ، موجب پديد آمدن مذاهب مختلف دينى و مايه دشمنى و ستيز است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «شقاق» دشمنى برخى با برخى ديگر باشد; يعنى: شقاق بعضهم بعضاً.

10 - اهل كتاب به خاطر اختلاف در كتب آسمانى ( پذيرش برخى و انكار و كتمان برخى ديگر ) از حق فاصله گرفته و با يكديگر به دشمنى و ستيز پرداختند .

مفسران برآنند كه مصداق مورد نظر براى «الذين» اهل كتاب مى باشد.

57- تحريف كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 8

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 17

17 - سلامت كتاب هاى آسمانى در سير نزول ، از نفوذ تحريف و باطل

و انزل معهم الكتاب بالحق

بنابراينكه «بالحق»، متعلّق به «انزل» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 4

4 - تحريف حقايق كتب آسمانى پيشين و عدم دستيابى اهل كتاب ، جز به برخى از حقايق آن *

اوتوا نصيباً من الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 2

2 - عدم تحريف تورات تا عصر حضرت عيسى ( ع ) *

و مصدقاً لما بين يدىّ من التورية

به نظر مى رسد جمله «لما بين يدىّ من التورية»، اشاره باشد به تورات متداولى كه در دسترس مردم بوده است. لذا تصديق آن، دلالت بر عدم تحريف تورات موجود در آن عصر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 4،10

4 - فريبكارى گروهى از اهل كتاب با سعى در تحريف كتب آسمانى

و انّ منهم لفريقاً . .. لتحسبوه من الكتاب

10 - نقش تحريف كتب آسمانى و عالمان تحريفگر در انحراف جوامع

و انّ منهم لفريقاً . .. و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون

از ذكر تحريف و بيان كيفيّت آن و لحن تند آيه نسبت به علماى اهل كتاب برمى آيد كه اين عمل در گمراه كردن مردم سهم بسزايى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 2

2 - نسبت ادعاى معبوديّت پيامبران براى خود ، از بافته هاى تحريفگران كتب الهى

و انّ منهم لفريفاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب . .. ما كان لبشر ان يؤ

از ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 9

9 - وجود آياتى تحريف نشده در كتاب هاى آسمانى اهل كتاب ، تا عصر بعثت

من اهل الكتب امّة قائمة يتلون ءايت اللّه

چون آيه درباره اهل كتاب است، منظور از «ايات اللّه»، مى تواند تورات و انجيل باشد و ارزش تلاوت آنها، بيانگر عدم تحريف آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 10

10 - تفسير غلط كتب آسمانى ، توسط بنى اسرائيل

يحرفون الكلم عن مواضعه

تحريف به معنى تغيير است و همان گونه كه شامل جابجايى كلمات، كاستن و افزودن مى شود، تأويل و تفسير ناروا را نيز فرا مى گيرد.

58- تداوم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 5

5 - بشريت ، هرگز از كتاب آسمانى محروم نبوده است . *

لقد أرسلنا رسلنا . .. و أنزلنا معهم الكتب

59- تذكرات كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 10

10- قرآن و كتاب هاى آسمانى ( تورات ، زبور و انجيل ) ، مايه احياى فطرت خفته و يادآور دانستنى هاى فراموش شده انسان ها

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

«ذكر» از نظر معنا، مانند «حفظ» است; با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، ممكن است به اين اعتبار باشد. كه يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافل است.

60- تشابه برخورد دشمنان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 7

7- دشمنان كتاب هاى آسمانى ، در برخورد با آن كتاب ها شيوه واحدى داشتند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

61- تصديق كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 8

8- قرآن تصديق كننده و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لكن تصديق الذى بين يديه

«تصديق» مصدر است و به معناى اسم فاعل تصديق كننده مى باشد. اين كلمه به وسيله «لكن» بر «حديثاً» عطف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 6

6 - قرآن ، دليلى روشن بر راستى و درستى ديگر كتاب هاى آسمانى است .

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف لأُولى

عنوان «ما فى الصحف الأُولى» قرينه است براين كه مراد از «بيّنة»، كتاب آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) است كه معارفى نظير معارف ديگر كتاب هاى آسمانى دارد و به دليل نزول مستقيم آن از جانب خداوند، برهان صحتِ معارف آن كتاب ها نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 8

8- قرآن ، تصديق كننده كتاب هاى آسمانى پيشين

كتبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا لما بين يديه

62- تعاليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 7

7 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، حاوى بشارت به نزول قرآن و نشانه هاى حقانيت آن است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 4،6

4 - عالمان به كتاب هاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن ، داراى مسؤوليت بيشتر در عمل كردن به كردار هاى نيك ( دستورات كتاب هاى آسمانى )

و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

روشن است كه هر كس ديگران را به نيكيها فرمان دهد و خود بدانها عمل نكند، سزاوار سرزنش است; چه از عالمان باشد يا

از غير آنان، بنابراين جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» تأكيدى است در مورد عالمان كتابهاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن.

6 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، توبيخ كننده مبلغان و ارشادگران بى عمل

أتأمرون الناس . .. و أنتم تتلون الكتب

چون جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» (در حالى كه شما كتاب ]تورات يا انجيل [را تلاوت مى كنيد) به عنوان دليل نكوهش و مذمت ارشاد كنندگان بى عمل مطرح شده، معلوم مى شود: در كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل بر ناروايى چنين كردارى تأكيد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 10

10 - محتواى كتاب هاى آسمانى و معارف آن ، عارى از خيالات خام و واهى است .

لايعلمون الكتب إلا امانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 19

19 - كتاب هاى آسمانى و اديان الهى ، هرگز آدميان را به كار هاى ناروا فرا نمى خوانند .

بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 13

13 - ضرورت پايبند بودن به همه معارف و احكام بيان شده در كتاب هاى آسمانى

نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 1،2

1 - كتاب هاى آسمانى ، حاوى احكام و معارف دينى و در بردارنده دلايلى روشن بر حقانيت آنها

ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب

2 - خداوند ، احكام و معارف دينى و دلايل حقانيت آنها را نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى بيان داشته است .

ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب

«هدى» به معناى هدايت كننده است و مقصود از آن در آيه شريفه احكام و معارف دين مى باشد. «بينات» به معناى دلايل روشن است و مراد از آن در آيه، دلايل و براهينى است كه براى معارف و احكام دينى ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 3

3 - محتواى كتاب هاى آسمانى سراسر حق و پيراسته از هر گونه باطل است .

نزل الكتب بالحق

«بالحق» متعلق به كلمه اى همانند «متلبساً» و حال براى «الكتاب» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 14

14 - لزوم عمل به آموخته هاى برگرفته از كتب آسمانى

كونوا ربّانيّن بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون

چون فرمان ربانى شدن را به كسانى مى دهد كه كتب آسمانى را آموخته اند، معلوم مى شود علم به آن كافى نبوده و عمل نيز لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 9،10

9 - رسولان الهى برخوردار از دلايل روشن ( برهان و معجزه ) و داراى « زُبُر » ( كتاب هاى مشتمل بر حكمت و موعظه ) و نيز آورنده كتابِ روشن و روشنگر

رسل من قبلك جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير

«منير»، به معناى روشنگر و نيز به معناى روشن آمده است.

10 - روشنگرى كتب آسمانى در همه ابعاد مورد نياز

جاءو . .. و الكتب المنير

بر اين مبنا كه «منير»، به معناى روشنگر باشد، متعلق آن حذف شده است تا دلالت بر عموم و شمول كند. يعنى هر آنچه مردم از آن كتاب توقع داشته و بدان نيازمند باشند، در آن بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 8

8 - حرمت كتمان حقايق كتب آسمانى و وجوب اظهار معارف دينى

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 3

3 - آگاهى بر مجموعه محتواى كتاب آسمانى ، شرط هدايت

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يشترون الضلالة

به نظر مى رسد توصيف اهل كتاب به اينكه تنها بهره اى اندك از كتاب دارند، به منزله دليلى براى جمله «يشترون الضلالة . .. » است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 8،20

8 - كتب آسمانى ، مشتمل بر رهنمود هاى اقتصادى و راهگشاى تأمين نياز هاى جامعه *

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم لاكلوا

ترتب رفاه اقتصادى بر عمل به تورات و انجيل مى تواند به اين معنا باشد كه خداوند به عنوان پاداش، بركتهاى زمين و آسمان را به روى عمل كنندگان بگشايد و مى تواند به اين معنا باشد كه در خود تورات و انجيل رهنمودهايى است ه عمل به آنها

رونق اقتصادى را براى جامعه در پى دارد. برداشت فوق بر اساس معناى دوم است.

20 - فرامين و رهنمود هاى كتب آسمانى ، متعادل و بدور از هرگونه افراط و تفريط

و لو انهم اقاموا التورية . .. منهم امة مقتصدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 2

2 - كتب آسمانى پيشين، بيانگر اوصاف پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و پيشگويى رسالت آن حضرت

قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 8

8 - كتاب هاى آسمانى ، روشنگر حقايق و آموزنده معرفت هاى درست است .

من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 2

2 - وجود اطلاعاتى در كتاب هاى آسمانى پيشين درباره پيامبراسلام

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان و لا بالذى بين يديه

احتمال دارد غرض كافران از اعلام عدم ايمان به كتاب هاى پيشين، به خاطر وجود اطلاعاتى درباره پيامبراسلام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 8

8 - خالى بودن كتاب هاى آسمانى تحريف نشده از انتساب فرزند به خدا

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

فرمان تعجيزى خداوند به آوردن كتاب آسمانى، بر درستى نسبت فرزنددار بودن خداوند; گوياى اين حقيقت است كه در هيچ يك از كتاب هاى آسمانى اصيل و تحريف نشده چنين نسبتى وجود ندارد; بلكه اين نسبت، دروغ محض و ساخته و پرداخته خود مشركان است. از اين رو خداوند در شش آيه قبل، آنان را دروغگو خوانده است (و إنّهم لكاذبون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 11

11- هماهنگى كامل كتاب هاى آسمانى ، در تبليغ توحيد

ائتونى بكتب من قبل هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 37 - 1

1 - در هيچ كتاب آسمانى ، مسلمانان و اطاعت كنندگان از خدا ، با مجرمان و تبهكاران يكسان تلقى نشده اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. أم لكم كتب فيه تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 38 - 1،2

1 - هيچ كتاب آسمانى ، آدميان را در انتخاب راه درست و نادرست ، آزاد ندانسته ; بلكه همگان را به گزينش راه درست مكلف ساخته است .

إنّ لكم فيه لما تخيّرون

2 - انسان در ديدگاه كتاب هاى آسمانى ، موجودى مكلف و مسؤول است ; نه آزاد مطلق و عنان گسيخته .

إنّ لكم فيه لما تخيّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 39 - 6

6 - داورى مشركان درباره مسائل دينى ، مخالف داورى خداوند و تعاليم كتاب هاى آسمانى است .

أم لكم أيمن . .. إنّ لكم لما تحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 1،4

1 - جاودانگى جهان آخرت و برترى آن بر زندگانى دنيا ، در تمام كتاب هاى آسمانى مطرح شده است .

و الأخرة خير و أبقى . إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

«الصحف»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. تصريح به بعضى از صحف در آيه بعد، تنها بر اهميت آنها دلالت دارد و عموم را از بين نمى برد.

4 - تعاليم كتاب هاى آسمانى ، همسو و هماهنگ با هم است .

إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

63- تعاليم كتب آسمانى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى امت هاى گذشته ، رستگارى را در گرو تزكيه ، يادِ نام خدا و اداى نماز دانسته ، از ترجيح زندگانى دنيا بر آخرت نكوهش كرده اند .

قد أفلح . .. إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

مشاراليه «هذا» مى تواند آيه قبل (و الآخرة خير و أبقى) باشد و ممكن است آن را اشاره به مفاد آيات «قد أفلح. ..» به بعد بدانيم. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

64- تعاليم كتب آسمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 10

10 - تلاش براى آزاد سازى اسيران بنى اسرائيل ، از فرمان هاى كتب آسمانى آنان

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم . .. فتؤمنون ببعض الكتب

جمله «أفتؤمنون ببعض الكتاب» دلالت بر اين معنا دارد كه: انگيزه يهوديان در آزاد سازى اسيران يهودى، عمل كردن به تورات بوده است.

65- تعدد كتب آسمانى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 2

2 - پيشينيان ، داراى كتاب هاى آسمانى متعدد

الصحف الأُولى

صحيفه (مفرد «صحف»); يعنى، چيزى كه در آن كتابت شود (مفردات راغب) و مراد از آن - به قرينه استشهاد قرآن به محتواى آن - كتاب هاى آسمانى است.

66- تعلم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 3

3 - همه مردم ، مخاطبان كتب آسمانى و موظف به فراگيرى معارف و احكام آن هستند .

من بعد ما بينه للناس

67- تعليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 13

13 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اعمال بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 4

4 - ابلاغ و تعليم حقايق كتاب هاى آسمانى ( احكام و معارف دين و براهين آنها ) به مردم ، وظيفه اى بر عهده عالمان دينى

إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 17

17 - خداوند آموزگار مسيح در فراگيرى علوم ، معارف دين و كتب آسمانى

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 11

11 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اصول بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

68- تغيير قبله در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 18

18 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حقيقتى عنوان شده در كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات و انجيل و . . . )

إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق

بيان آگاهى يهود و نصارا به حقانيت تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه، با عنوان «اهل كتاب» مى رساند كه منشأ و منبع آگاهى آنان، كتاب آسمانى شان (تورات و انجيل) بود.

69- تفسير كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 11

11 - ضرورت پرهيز از تفسير كتاب هاى آسمانى با حدس و گمان

لايعلمون الكتب إلا امانى و إن هم إلا يظنون

70- تقوا در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 9

9 - رسيدن انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى بر ايشان است .

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون

71- تكذيب بخشى از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 7،8،9،10

7 - پذيرش برخى از احكام و معارف كتاب هاى آسمانى و انكار برخى ديگر ، مخالفت با حق و دور شدن از آن است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

مفسران درباره اختلاف در كتابهاى آسمانى - كه مفاد جمله «اختلفوا فى الكتاب» است - چند وجه گفته اند و برداشت فوق بيان يكى از آن وجوه مى باشد. «شقاق» به معناى عداوت و دشمنى است و مفعول آن به قرينه جمله قبل كلمه اى همانند «الحق» مى تواند باشد.

8 - ايمان به برخى از كتب آسمانى و انكار برخى ديگر ، مخالفت با حق و دور شدن از آن است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

برداشت فوق از جمله وجوهى است كه در تفسير «اختلفوا فى الكتاب» بيان شده است.

9 - پذيرش برخى از احكام و معارف كتاب هاى آسمانى و انكار برخى ديگر ، موجب پديد آمدن مذاهب مختلف دينى و مايه دشمنى و ستيز است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «شقاق» دشمنى برخى با برخى ديگر باشد; يعنى: شقاق بعضهم بعضاً.

10 - اهل كتاب به خاطر اختلاف در كتب آسمانى ( پذيرش برخى و انكار و كتمان برخى ديگر ) از حق فاصله گرفته و با يكديگر به دشمنى و ستيز پرداختند .

مفسران برآنند كه مصداق مورد نظر براى «الذين» اهل كتاب مى باشد.

72- تكذيب كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 10

10 - انكار هر يك از حقايق ( خدا ، پيامبران ، فرشتگان ، كتب آسمانى و روز قيامت ) ، كفر و به منزله انكار تمامى آنهاست .

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر فقد ضل ضللا بعيداً

با توجه به صدر آيه كه ضرورت ايمان به تك تك معارف ياد شده را مطرح ساخت، معلوم مى شود ضلالت بعيد نتيجه انكار هر يك از معارف ياد شده است، نه نتيجه اى براى مجموع آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 9

9- كفر به وحى و كتاب هاى آسمانى ، ظلم به خويش است .

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم و ما

73- تلاوت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 4

4 - عالمان به كتاب هاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن ، داراى مسؤوليت بيشتر در عمل كردن به كردار هاى نيك ( دستورات كتاب هاى آسمانى )

و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

روشن است كه هر كس ديگران را به نيكيها فرمان دهد و خود بدانها عمل نكند، سزاوار سرزنش است; چه از عالمان باشد يا از غير آنان، بنابراين جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» تأكيدى است در مورد عالمان كتابهاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن.

74- تنزيه كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 10

10 - محتواى كتاب هاى آسمانى و معارف آن ، عارى از خيالات خام و واهى است .

لايعلمون الكتب إلا امانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 5

5 - كتاب هاى آسمانى ، منادى توحيد و پيراسته از عقايد و باور هاى خرافى و شرك آلود

و قالوا لو شاء الرحمن . .. أم ءاتينهم كتبًا من قبله

آيه شريفه پس از طرح عقايد شرك آلود و خرافى مشركان مى گويد: اين انديشه ها در هيچ يك از كتاب هاى پيشين نيامده است. از اين نكته مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 10

10- كتاب هاى آسمانى ، مبرّا از كمترين آثار و نشانه هاى شرك

ائتونى بكتب من قبل هذا

بارزترين مصداق براى «كتاب من قبل هذا» كتاب هاى آسمانى پيش از قرآن است. قرآن با قاطعيت در برابر تمامى اهل كتاب عصر نزول، اعلام كرده است كه هيچ كتاب آسمانى، نظريه «شرك» را تأييد نكرده است.

75- توحيد در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 5

5 - كتاب هاى آسمانى ، منادى توحيد و پيراسته از عقايد و باور هاى خرافى و شرك آلود

و قالوا لو شاء الرحمن . .. أم ءاتينهم كتبًا من قبله

آيه شريفه پس از طرح عقايد شرك آلود و خرافى مشركان مى گويد: اين انديشه ها در هيچ يك از كتاب هاى پيشين نيامده

است. از اين نكته مطلب بالا استفاده مى شود.

76- تورات از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 4

4 - تورات كتابى است از جانب خداوند و عطا شده به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما»ى موصوله در «ما آتيناكم» تورات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 16

16 - قرآن ، تأييد كننده محتواى تورات و تصديق كننده آسمانى بودن آن

و هو الحق مصدقاً لما معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 4

4 - تورات ، كتابى از جانب خدا و عطا شده به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما اتيناكم» (آنچه را به شما داديم) تورات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 1

1 - تورات ، كتابى آسمانى و خداوند ، نازل كننده آن

إنّا انزلنا التورية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 3

3 - تورات ، كتابى از جانب خدا براى بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما ءاتينكم» تورات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 1

1- يهود و نصارا ، از كتاب آسمانى ( تورات و انجيل ) برخوردار بودند .

والذين ءاتينهم الكتب

در اينكه مراد از «الذين . ..» چه كسانى اند چند نظر ابراز شده است: 1- يهود و نصارا ، 2- آنها و مجوس ، 3- مسلمانان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 1

1- خداوند به « موسى ( ع ) » كتاب آسمانى ( تورات ) اعطا كرد تا بنى اسرائيل به وسيله آن هدايت شوند .

و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 2

2- تورات ، كتابى آسمانى و نازل شده از سوى خداوند

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «الكتاب» - به قرينه «ال» كه عهد ذكرى است - «تورات» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 49 - 2

2 - كتاب آسمانى موسى ( ع ) ( تورات ) ، كتاب هدايت

لعلّهم يهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 35 - 1

1 - موسى ( ع ) ، از پيامبران داراى كتاب ( تورات ) و شريعت مستقل از جانب خداوند

و لقد ءاتينا موسى الكتب

دريافت كتاب آسمانى، حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 52 - 3

3 - تورات و انجيل ، دو كتاب آسمانى

الذين ءاتينهم الكتب

مراد از «الكتاب» تورات و انجيل است; زيرا اهل كتاب در قرآن به يهود و نصارا اطلاق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 117 - 1

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، برخوردار از كتاب آسمانى ( تورات ) و شريعت مستقل و جدا از شريعت الهى پيشين

و ءاتينهما الكتب

دريافت كتاب آسمانى، مى تواند حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 5

5 - تورات ، كتاب آسمانى پيش از عيسى ( ع )

لما بين يدىّ من التورية

«ما بين يدىّ»; يعنى، كتابى كه پيش از من نازل شده است.

77- حاكميّت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 9

9 - پيامبران و عدالتخواهانى كه به دست كافران كشته شدند ، خواهان حاكميت كتب آسمانى بودند . *

يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم

بنابراينكه فاعل محذوف «يدعون»، همان كشته شدگان مذكور در آيه قبل باشند; يعنى: يدعوهم المقتولون الى كتاب اللّه

78- حجيت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 11

11 - قابل فهم بودن كتب آسمانى و حجيّت ظواهر آن

جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير

اگر كتب آسمانى قابل فهم نباشد، نه روشن خواهد بود و نه روشنگر، و آنگاه كه قابل فهم باشد، ظاهر آن براى مكلّفين حجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 4

4 - حجيت كتاب هاى آسمانى در مسائل دينى

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

جمله «فأتوا. ..» جواب براى شرط مقدر است و مقدر - با توجه به آيه قبل (أم لكم سلطان مبين) - مى تواند چنين باشد: «إن كان لكم حجة فأتوا...». بر اين اساس پيام آيه چنين است: اگر بر درستى عقايدتان حجت داريد پس كتابى بياوريد; زيرا كتاب الهى حجت خوبى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 37 - 5

5 - حجيت كتاب هاى آسمانى در مسائل دينى

أم لكم كتب فيه تدرسون

آيه شريفه، در مقام مطالبه دليلى از كتاب آسمانى براى اثبات درستى عقايد و مسائل دينى خويش از مشركان است. اين مطالبه آن گاه درست و بجا است كه كتاب هاى آسمانى حجّت باشد; و گرنه رجوع به آن براى اثبات هيچ حقيقتى، مفيد و

منطقى نخواهد بود.

79- حدوث كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 11

11- « عن الرضا ( ع ) قال : التوراة و الإنجيل والزبور والفرقان و كلّ كتاب انزل كان كلام اللّه تعالى أنزله للعالمين نوراً و هدًى و هى كلّها محدثة و هى غير اللّه . . . قال : « ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث إلاّ استمعوه و هم يلعبون » و اللّه أحدث الكتب كلّها الذى أنزلها ;

از امام رضا(ع) روايت شده است كه فرمود: تورات و انجيل و زبور و قرآن و هر كتابى كه نازل شده، كلام خداى تعالى است كه آن را براى روشن گرى و هدايتِ جهانيان نازل كرده است و تمامى اين كتاب ها حادث و غير خدا هستند . .. خداوند فرمود: «مايأتيهم من ذكر من ربّهم محدث إلاّ استمعوه و هم يلعبون». و خدا همه كتاب هايى را كه نازل فرموده ايجاد كرده است».

80- حقانيت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 4

4 - قرآن تصديق كننده حقانيت كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ( تورات ، انجيل و . . . )

ءامنوا بما أنزلت مصدقاً لما معكم

مراد از «ما»ى موصوله در «لما معكم»: كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل است كه تورات و انجيل از مصداقهاى بارز و مورد نظر آن مى باشد. تصديق (مصدر مصدّقاً) نسبت دادن صدق و درستى به كسى يا چيزى است. بنابراين «مصدقاً لما معكم»; يعنى: قرآن كتابهاى آسمانى شما را، راست و درست مى داند و حقانيت آنها را تصديق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 3

3 - محتواى كتاب هاى آسمانى سراسر حق و پيراسته از هر گونه باطل است .

نزل الكتب بالحق

«بالحق» متعلق به كلمه اى همانند «متلبساً» و حال براى «الكتاب» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 15

15 - حقانيّت محتواى كتاب هاى آسمانى

و انزل معهم الكتاب بالحقّ

بنابراينكه «بالحق»، متعلّق به عامل مقدر و حال از «الكتاب» باشد ; يعنى كتابى كه مصاحب حق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 18،20

18 - محور قرار دادن كتب آسمانى در قضاوت ها ، شهادت بر حقانيت آنهاست .

يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء

20 - حراست و نگهبانى از كتب آسمانى و شهادت بر حقانيت آن ، مسؤوليت انبياى الهى *

يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء

بنابر اينكه ضمير در «استحفظوا» به «النبيون» نيز برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 5،6

5 - گواهى قرآن بر راستى و درستى كتب آسمانى پيشين ( تورات و انجيل )

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

به دليل آيات گذشته مراد از «ما بين يديه من الكتب»، تورات و انجيل است.

6 - وجود قرآن ، گواه راستى و درستى كتب آسمانى پيشين

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

با در نظر گرفتن اينكه كتابهاى آسمانى به آمدن قرآن نويد داده بودند، لذا نزول قرآن دليل حقانيت آنها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 9

9 - كتاب هاى آسمانى و تعاليم الهى ، داراى حقايقى روشن و قابل فهم براى انسان ها

جاءتهم رسلهم . .. بالكتب المنير

از توصيف كتاب به «منير» (روشن و روشنگر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 1

1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .

اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ

الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى خواهد بود.

81- دلايل حقانيت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 6

6- كافران عصر هاى پيش از اسلام ، در انتظار آمدن فرشتگان و يا نزول امر ويژه اى از سوى خداوند جهت تأييد حقانيت كتاب آسمانى خود بودند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

82- دلايل صداقت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 10

10- قرآن ، دليل راستى و درستى كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لكن تصديق الذى بين يديه

تصديق كتابهاى آسمانى پيشين از سوى قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد ، اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. از اين رو نزول قرآن خود دليلى براى اثبات راستى و درستى آن كتابهاست.

83- رحمت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 21

21- آيات الهى در قرآن و ديگر كتب آسمانى ، جلوه رحمت واسعه او است .

إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن

استناد «آيات» به «رحمن» گوياى برداشت ياد شده است. مضارع بودن «تتلى» دلالت دارد كه وصف «النبيّن» و «من هدينا واجتبينا» در هر زمان، چنين اقتضايى دارد; بنابراين «آيات الرحمن» شامل قرآن نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 6

6- كتاب هاى آسمانى ، پيامدار رحمت براى خلق و دربردارنده منافع حقيقى آنان

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه قرآن نيز مانند تورات، امام و رحمت است و اين دو بعد، مخصوص به كتاب موسى نيست; بلكه ويژگى تمامى كتاب هاى آسمانى است.

84- رسالت مبلغان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 8

8 - ابلاغ گرانِ پيام هاى مكتوب خداوند ، رسولانى با عظمت و داراى رسالتى بزرگ

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «رسول من اللّه» - با آن كه «رسول اللّه» نيز مفادى شبيه آن داشت - ممكن است براى ابقاى كلمه «رسول» بر نكره بودن باشد تا عظمت رسول و رسالت را برجسته سازد.

85- روش فهم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 9

9 - حدس و گمان در شناخت محتواى كتاب هاى آسمانى ، طريقى است نادرست و بى اعتبار .

لايعلمون الكتب إلا امانى و إن هم إلا يظنون

86- روشنگرى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 8

8 - كتاب هاى آسمانى ، روشنگر حقايق و آموزنده معرفت هاى درست است .

من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير

87- رهبرى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 10

10- انسانها ، بايد كتاب هاى آسمانى را پيشوا و مقتداى خويش قرار دهند .

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة

88- زبور از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 14

14 - حضرت داود ( ع ) از پيامبران پس از نوح ( ع ) و داراى كتابى از جانب خدا به نام زبور

و ءاتينا داود زبوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 9

9- خداوند ، به داوود ( ع ) كتاب آسمانى « زبور » را اعطا كرد .

و ءاتينا داود زبورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 3

3- زبور ، كتاب آسمانى نازل شده بعد از تورات

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر

89- زمينه استفاده از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 3

3 - داشتن خردناب و عقل سليم ، شرط بهره جستن و تأثير پذيرفتن از تعاليم پيامبران و كتاب هاى آسمانى ( تورات و . . . )

هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

90- زمينه ايمان به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 25

25 - باور به ربوبيت خداى يگانه ، مقتضى ايمان به همه كتاب هاى آسمانى است .

و قل ءامنت بما أنزل اللّه من كتب . .. اللّه ربّنا و ربّكم

91- زمينه فراموشى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 45 - 4

4 - گذشت زمان و انقراض نسل هاى پيشين ، باعث از ميان رفتن خاطرات پيامبران ، كتاب هاى آسمانى ، شرايع الهى و محروم شدن مردم عصر بعثت از آنها شد .

و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر

92- زمينه فهم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 2

2- بيداردلى و هوشمندى ، زمينه لازم براى فهم صحيح حقايق الهى و اثرپذيرى از وحى و كتاب هاى آسمانى

ما يأتيهم . .. لاهية قلوبهم

93- زمينه نزول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 2 - 3

3 - فرمان روايى و حكومت خداوند بر آسمان ها و زمين ، خاستگاه نزول كتابى كه تبيين كننده حق از باطل براى انسان ها است .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده . .. الذى له ملك السموت و الأرض

94- سهولت فهم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 9

9 - كتاب هاى آسمانى و تعاليم الهى ، داراى حقايقى روشن و قابل فهم براى انسان ها

جاءتهم رسلهم . .. بالكتب المنير

از توصيف كتاب به «منير» (روشن و روشنگر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

95- شرايط نزول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 7

7- دارا شدن مقام نبوت و كتاب آسمانى ، به سن و سال خاصى مقيد نيست .

كيف نكلّم من كان فى المهد . .. قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

96- شرك ستيزى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

97- شرك و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 1

1 - آيين شرك ، فاقد كتاب آسمانى و بى ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

اين آيه، درصدد بيان آخرين توجيهى است كه مشركان، مى توانند براى درستى آيين خود ارائه دهند; يعنى، آنان ادعا كنند كه با عالم غيب ارتباط برقرار كردند و حقايق و اسرار غيبى و اسرار غيبى را مكتوب داشتند. بر اين اساس ارتباط با عالم غيب نشانه درستى هر آئينى است و ناتوانى از آن، علامت بطلان آن است.

98- شك در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 17

17 - اهل كتاب زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به محتواى متون دينى خويش گرفتار ترديد و بدبينى بودند .

و إنّ الذين أورثوا الكتب من بعدهم لفى شك منه مريب

«مريب» به شكى گفته مى شود كه آميخته با بد گمانى و سوء ظن باشد.

99- ظلم دشمنان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 7

7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم

و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

100- عذاب كتمان كنندگان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 4

4 - كتمان كنندگان احكام و معارف دين و حقايق كتب آسمانى ، براى هميشه به عذاب اخروى گرفتار خواهند بود .

إن الذين كفروا و ماتوا . .. خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

101- عصيان از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 8

8 - پيروى نكردن از كتب آسمانى در صورت دسترسى نداشتن به محتواى آنها، عذرى قابل پذيرش در پيشگاه خدا

و إن كنا عن دراستهم لغفلين

102- عظمت مبلغان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 8

8 - ابلاغ گرانِ پيام هاى مكتوب خداوند ، رسولانى با عظمت و داراى رسالتى بزرگ

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «رسول من اللّه» - با آن كه «رسول اللّه» نيز مفادى شبيه آن داشت - ممكن است براى ابقاى كلمه «رسول» بر نكره بودن باشد تا عظمت رسول و رسالت را برجسته سازد.

103- عقيده به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 5

5 - اقامه نماز ، زمينه ساز توانايى انسان بر تمسك به كتاب هاى آسمانى و پايبندى به محتواى آنهاست .

و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة

در بيان تمسك به كتاب از فعل مضارع استفاده شده و در بيان اقامه نماز فعل ماضى به كار رفته است كه اين تفاوت تعبير مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

104- علماى دين و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 5

5 - نسخه هاى كتاب هاى آسمانى پيشين در عصر نزول قرآن ، محدود و تنها در اختيار علماى اديان بود .

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك

105- عمل به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 4

4 - عالمان به كتاب هاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن ، داراى مسؤوليت بيشتر در عمل كردن به كردار هاى نيك ( دستورات كتاب هاى آسمانى )

و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب

روشن است كه هر كس ديگران را به نيكيها فرمان دهد و خود بدانها عمل نكند، سزاوار سرزنش است; چه از عالمان باشد يا

از غير آنان، بنابراين جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» تأكيدى است در مورد عالمان كتابهاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 16،17،18

16 - پايبندى به همه دستورات كتاب آسمانى ، وظيفه مؤمنان به آن كتاب است .

أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض

17 - نشانه ايمان به كتاب آسمانى ، عمل كردن به دستورات آن است .

أفتؤمنون ببعض الكتب

تفريع جمله «أفتؤمنون . ..» به وسيله حرف «فاء» بر جمله «و إن يأتوكم ...» بيانگر برداشت فوق است; يعنى، از آن جا كه شما به حكم تورات در صدد آزادسازى اسيران هستيد، بر مى آيد كه به اين قسمت از تورات ايمان داريد; و از آن جا كه همكيشان خود را بيرون مى رانيد، معلوم مى شود به حرمت اين كار - كه در تورات آمده - كافريد. بنابراين عمل كردن به دستورات دين، نشانه ايمان و وانهادن آنها، به منزله كفر و نشانه آن است.

18 - عمل نكردن به دستورات كتاب آسمانى ، به منزله انكار كردن آن كتاب و نشانه كافر شدن به آن است .

أفتؤمنون . .. و تكفرون ببعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 8

8 - پذيرش تعاليم و برنامه هاى كتاب هاى آسمانى و عمل به آنها ، از پيمان هاى خداوند با بندگان است .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 6،7،18

6 - بپاداشتن كتب آسمانى و فرامين الهى در جامعه ، موجب رفاه اقتصادى و بهره مند شدن از نعمت هاى الهى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم

7 - نقش برپايى كتب آسمانى در نزول باران و ديگر مواهب آسمانى و رويش گياهان و دستيابى به ديگر نعمت هاى زمين

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم

18 - تشكيل امت ( جامعه هماهنگ ) شرط لازم براى برپايى كتب آسمانى و احكام الهى

و لو انهم اقاموا التورية . .. منهم امة مقتصدة

ياد كردن از متعهدان به كتب آسمانى با كلمه «امة» مى تواند اشاره به اين باشد كه موفقيت آنان رهين هماهنگيشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 2،4،6

2 - اهل كتاب مردمى بى اعتنا به كتب آسمانى خويش و رويگردان از اقامه احكام و معارف آن *

لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل

4 - پايبندى به كتاب هاى آسمانى و اديان الهى - نه مجرد انتساب به آن - ، تعيين كننده ارزشمندى جوامع

ياهل الكتب لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل

مخاطب قرار دادن يهود و نصارا با عنوان اهل كتاب و سپس تعيين ملاك ارجمندى يعنى پايبندى به كتب آسمانى، اشاره به اين است كه صرف انتساب به دين و آيين الهى كارساز نيست، بلكه پايبندى به آن موجب ارجمندى خواهد شد.

6 - لزوم برپاداشتن همه جانبه كتب آسمانى و ديگر فرامين الهى و محور قرار دادن آنها در جوامع

لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 5

5 - خداترسان با به كار بستن پيام هاى آسمانى ، مشمول رحمت خدا خواهند شد .

و فى نسختها هدى و رحمة للذين هم لربهم يرهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 5

5 - اقامه نماز ، زمينه ساز توانايى انسان بر تمسك به كتاب هاى آسمانى و پايبندى به محتواى آنهاست .

و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة

در بيان تمسك به كتاب از فعل مضارع استفاده شده و در بيان اقامه نماز فعل ماضى به كار رفته است كه اين تفاوت تعبير مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

106- عمل ناپسند مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 6

6- كافران منكر حقانيت كتاب هاى آسمانى و استهزا كننده پيامبران ، داراى اعمال زشت متعددى بودند .

فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

107- عموميت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 2

2 - خداوند ، براى تمامى انسان ها ، كتاب آسمانى فرستاده است .

الذين أُوتوا الكتب

تفاوتى كه تعبير «الذين اُوتوا الكتاب» با تعبير «أهل الكتاب» دارد، ناظر به اختلاف مصاديق آنها است. «أهل الكتاب» - كه اصطلاح خاصى است - تنها بر يهود و نصارا و يا به ضميمه صابئان و مجوسيان اطلاق مى گردد; ولى «الذين اُوتوا الكتاب» - كه عنوان گروه مشخصى نيست - بر همه كسانى صادق است كه رسولان الهى، پيام خداوند را به آنان رسانده اند; گرچه مشرك يا بى دين باشند.

108- عوام يهود و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 4

4 - عوام يهود ، خيالات واهى و نسبت داده شده به تورات را به عنوان كتاب آسمانى و دستورات الهى پذيرفته بودند .

لايعلمون الكتب إلا امانى

«امانى» (جمع امنية) به معناى خيالات واهى و دروغهاى بافته شده است. استثنا در جمله فوق، استثناى منقطع است. بنابراين «لا يعلمون ...»; يعنى، عوام يهود به محتواى تورات آگاهى ندارند، بلكه خيالات واهى و مطالب دروغين را به عنوان كتاب مى شناسند.

109- عوامل كتمان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 6

6 - گرايش انسان ها به شرك و پرستش غير خدا ، از عوامل وادار كننده آنان به كتمان حقايق دينى و معارف كتاب هاى آسمانى است . *

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. و إلهكم إله وحد لا إله إلا هو

110- عوامل نزول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 5

5 - ربوبيت الهى ، مقتضى فرستادن كتاب و راهنمايى مردم به وسيله آن است .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى

111- فاقدان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 6

6 - مذاهب شرك ، فاقد كتاب آسمانى و دليل نقلى معتبر از ناحيه خداوند بر اثبات درستى خويش

قل أرءيتم . .. أم ءاتينهم كتبًا فهم على بيّنت منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 37 - 2

2 - مشركان ، فاقد دليل و كتاب آسمانى بر درستى عقايد خويش اند .

أم لكم كتب فيه تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 1

1 - آيين شرك ، فاقد كتاب آسمانى و بى ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

اين آيه، درصدد بيان آخرين توجيهى است كه مشركان، مى توانند براى درستى آيين خود ارائه دهند; يعنى، آنان ادعا كنند كه با عالم غيب ارتباط برقرار كردند و حقايق و اسرار غيبى و اسرار غيبى را مكتوب داشتند. بر اين اساس ارتباط با عالم غيب نشانه درستى هر آئينى است و ناتوانى از آن، علامت بطلان آن است.

112- فضايل متقين در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 9

9- تقوا ، از ارزش هاى برتر است و تقواپيشگان از فضيلت و شرافت ويژه در تمامى كتاب هاى آسمانى و اديان توحيدى برخوردارند .

ضياءً و ذكرًا للمتّقين

از اين كه متّقين غايت و هدف نزول كتاب آسمانى موسى و هارون و دريافت نور و هدايت الهى قرار گرفته اند و قرآن نيز كه مسأله تقوا را از محورهاى آموزه هاى خود قرار داده است، به دست مى آيد كه تقوا در همه اديان توحيدى داراى جايگاه ويژه و برتر بوده است.

113- فلسفه تكذيب كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 10

10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل

و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا

كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.

114- فلسفه نزول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 53 - 8

8 - دستيابى انسان ها به هدايت ، هدف از نزول كتاب هاى آسمانى است .

و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 10

10 - نيل انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى است .

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 9

9 - رسيدن انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى بر ايشان است .

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون

115- فهم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 8

8 - دستيابى به محتواى كتاب هاى آسمانى وظيفه اى بر عهده همگان

منهم أميون لايعلمون الكتب

لحن آيه، گوياى سرزنش كسانى است كه از محتواى كتاب آسمانى خويش اطلاعى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 11

11 - قابل فهم بودن كتب آسمانى و حجيّت ظواهر آن

جاءو بالبيّنات و الزّبر و الكتب المنير

اگر كتب آسمانى قابل فهم نباشد، نه روشن خواهد بود و نه روشنگر، و آنگاه كه قابل فهم باشد، ظاهر آن براى مكلّفين حجت است.

116- قاريان كتب آسمانى در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 4

4 - وجود عالمان دين و قاريان كتاب هاى آسمانى در عهد نزول قرآن

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك

117- قبول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 8

8 - پذيرش تعاليم و برنامه هاى كتاب هاى آسمانى و عمل به آنها ، از پيمان هاى خداوند با بندگان است .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

118- قرآن از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 14

14 - آسمانى بودن قرآن حتى در نظر مخالفان رسالت ، امرى روشن بود .

إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 1

1 - قرآن ، كتابى فرو فرستاده شده از جانب خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 1

1 - قرآن، كتابى است آسمانى، باعظمت و نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

كتب أنزل إليك

كلمه «كتاب» نكره است و اشاره به عظمت قرآن دارد و توصيف آن به «أنزل» بيانگر آسمانى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 3،11

3 - قرآن ، نام كتاب آسمانى پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

11 - قرآن ، كتابى است الهى .

من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 7

7- قرآن ، نام كتاب آسمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بما أوحينا إليك هذا القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 4

4 - قرآن ، كتابى آسمانى و نازل شده از جانب خداوند

قد كانت ءايتى تتلى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 3

3 - قرآن ، كتابى آسمانى و نازل شده از سوى خداوند

بل أتينهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 2

2 - قرآن ، كتاب آسمانى و وحى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

تنزيل الكتب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن - با آن كه ادعاى آورنده آن (پيامبراسلام) نيز همين بوده است - مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى .

إنّا أنزلنا إليك الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 1

1 - قرآن ، كتابى الهى و آسمانى است ; نه بشرى

إنّا أنزلنا عليك الكتب

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن - با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بود - مى تواند به اين خاطر باشد كه تمامى مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 1

1 -قرآن ، كتابى نازل شده از جانب خداوند است ; نه دستاورد بشر .

تنزيل الكتب من اللّه

تصريح و تأكيد خداوند بر الهى بودن قرآن - با آن كه ادعاى آورنده اش (پيامبراسلام) نيز همين بوده است - مى تواند به اين خاطر باشد كه مخالفان اسلام، اين كتاب را بشرى و ساخته و پرداخته پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دانستند.

119- قرآن در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 7،8

7 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، حاوى بشارت به نزول قرآن و نشانه هاى حقانيت آن است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 7

7 - نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به عنوان خبرى غيبى، در كتب آسمانى گذشته مطرح بوده است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك مصدق الذى بين يديه

از معانى محتمل براى «مصدق» تصديق خبرهاى كتب گذشته مبنى بر آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است، يعنى بدان جهت كه اين اخبار در آن كتب معهود بوده، نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) صدق آن خبرها را معلوم ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 4

4- عالمان اهل كتاب ، مطلع از وعده هاى خداوند در كتاب هاى آسمانى پيشين به نزول كتاب آسمانى قرآن

الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون . .. يقولون سبحن ربّنا إن كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 196 - 2

2 - نزول قرآن بر شخص پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ياد شده در كتاب هاى آسمانى پيشين

و إنّه لفى زبر الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 8

8 - وجود وعده و بشارت آمدن كتاب آسمانى به نام « قرآن » ، پيش از نزول آن در مدارك دينى اهل كتاب

إنّا كنّا من قبله مسلمين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته روشن است كه اهل كتاب آگاهى خود از آمدن قرآن را، تنها از راه مدارك دينى خود به دست آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 7

7- وجود قرينه هايى در متن تورات ، بر حقانيت قرآن *

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن

مترتب شدن ايمان به قرآن، بر ايمان به تورات و آيين موسى، ممكن است از آن جهت باشد كه در تورات، قرينه هايى بر حقانيت قرآن وجود داشته است.

120- قرآن و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 4

4 - قرآن تصديق كننده حقانيت كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ( تورات ، انجيل و . . . )

ءامنوا بما أنزلت مصدقاً لما معكم

مراد از «ما»ى موصوله در «لما معكم»: كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل است كه تورات و انجيل از مصداقهاى بارز و مورد نظر آن مى باشد. تصديق (مصدر مصدّقاً) نسبت دادن صدق و درستى به كسى يا چيزى است. بنابراين «مصدقاً لما معكم»; يعنى: قرآن كتابهاى آسمانى شما را، راست و درست مى داند و حقانيت آنها را تصديق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 10،15

10 - قرآن ، تأييدكننده ساير كتاب هاى آسمانى ( همانند تورات و انجيل )

مصدقاً لما بين يديه و انزل التورية و الانجيل

15 - قرآن ، دليلى براى حقانيّت كتب آسمانى گذشته ( همانند تورات و انجيل ) است . *

مصدقاً لما بين يديه و انزل التّورية و الانجيل

چون در تورات و انجيل، بشارت به نزول قرآن داده شده، طبعاً نزول آن، گواه راستى و صحت آن كتب خواهد بود ; و اين احتمالى است براى مصدّق بودن قرآن نسبت به ديگر كتب آسمانى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 6،9

6 - وجود قرآن ، گواه راستى و درستى كتب آسمانى پيشين

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

با در نظر گرفتن اينكه كتابهاى آسمانى به آمدن قرآن نويد داده بودند، لذا نزول قرآن دليل حقانيت آنها خواهد بود.

9 - عظمت و ارزش برتر قرآن نسبت به ديگر كتاب هاى آسمانى

و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً . .. و مهيمناً عليه

حفاظت و نگهبانى از كتابهاى آسمانى كه به عهده قرآن گذارده شده است، نشانه برترى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 7

7 - شرافت و برترى قرآن ، بر ديگر كتب آسمانى *

ءامنا باللّه و ما أنزل الينا و ما أنزل من قبل

تقديم «ما انزل الينا» بر «ما انزل من قبل» - على رغم تقدم زمانى كتب آسمانى گذشته - مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 6،8

6 - قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

و لكن تصديق الذى بين يديه

8 - قرآن ، شرح و تفصيل كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) است .

و تفصيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 8،10

8- قرآن تصديق كننده و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لكن تصديق الذى بين يديه

«تصديق» مصدر است و به معناى اسم فاعل تصديق كننده مى باشد. اين كلمه به وسيله «لكن» بر «حديثاً» عطف شده است.

10- قرآن ، دليل راستى و درستى كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لكن تصديق الذى بين يديه

تصديق كتابهاى آسمانى پيشين از سوى قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد ، اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. از اين رو نزول قرآن خود دليلى براى اثبات راستى و درستى آن كتابهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 5

5 - قرآن ، تصديق و تأييد كننده كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

مصدّقًا لما بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 3 - 3

3 - هماهنگى معارف قرآنى ، با كتاب هاى آسمانى پيشين

كذلك يوحى إليك و إلى الذين من قبلك

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «كذلك» اشاره به محتواى وحى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 4

4 - قرآن ، حاوى معارف كتاب هاى آسمانى گذشته است . *

يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة

121- كافران صدر اسلام و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 9

9 - كافران عصر بعثت ، از محتواى كتاب هاى آسمانى پيشين آگاه بودند .

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

122- كافران و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 4

4- كافران دوران هاى قبل از اسلام در برخورد با كتاب آسمانى خويش ، مثل كافران صدراسلام عمل مى كردند .

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم

123- كتب آسمانى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 7

7 - نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع ) ، هيچ گاه از كتاب آسمانى محروم نبوده اند .

و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة و الكتب

124- كتب آسمانى امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 5

5 - بروز اختلاف در ميان امت هاى پيشين ، با وجود دستيابى آنان به كتاب آسمانى و برهان ، نمونه اى از انفكاك ناپذيرى برخى كافران از مرام خويش ; حتى با پى بردن به تضاد آن با برهان

لم يكن . .. منفكّين ... حتّى تأتيهم البيّنة ... و ما تفرّق... إلاّ من بعد ما جاء

125- كتب آسمانى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 8

8 - برخى از رسولان الهى ، داراى كتاب آسمانى بودند .

جاءتهم رسلهم . .. بالكتب المنير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 1،5

1 - خداوند ، با فرستادن رسولى كه مكتوباتى منزّه و به دور از انحراف را بر مردم بخواند ، بر آنان اتمام حجت مى كند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

5 - اتمام حجت بر تمام مردم ، با ارسال پيامبرى همراه با كتاب آسمانى ، سنّت تخلّف ناپذير خداوند است .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

126- كتب آسمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 7

7 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، حاوى بشارت به نزول قرآن و نشانه هاى حقانيت آن است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 6

6 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، توبيخ كننده مبلغان و ارشادگران بى عمل

أتأمرون الناس . .. و أنتم تتلون الكتب

چون جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» (در حالى كه شما كتاب ]تورات يا انجيل [را تلاوت مى كنيد) به عنوان دليل نكوهش و مذمت ارشاد كنندگان بى عمل مطرح شده، معلوم مى شود: در كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل بر ناروايى چنين كردارى تأكيد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 4

4 - تورات كتابى است از جانب خداوند و عطا شده به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما»ى موصوله در «ما آتيناكم» تورات است.

127- كتب آسمانى پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 131 - 6

6 - اعطاى كتاب آسمانى به امت هاى پيش از اسلام

و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم

128- كتب آسمانى در اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 1

1 - آگاهى ناقص دانشمندان اهل كتاب به كتب آسمانى خويش

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب

ظاهراً «من» براى تبعيض است و «من الكتاب»، وصف براى «نصيباً» است. يعنى بهره آنان تنها نسبت به بخشى از كتاب است.

129- كتب آسمانى در دوران مريم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 13

13 - آمدن كتاب هاى آسمانى متعدد تا عصر حضرت مريم ( س )

و صدّقت بكلمت ربّها و كتبه

130- كتب آسمانى قبل از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 4

4 - نزول كتاب آسمانى بر دو طايفه غير عرب (يهود و نصارا) قبل از نزول قرآن

إنما أنزل الكتب على طائفتين من قبلنا

131- كتب آسمانى نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 7

7 - نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع ) ، هيچ گاه از كتاب آسمانى محروم نبوده اند .

و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة و الكتب

132- كتب آسمانى نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 7

7 - نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع ) ، هيچ گاه از كتاب آسمانى محروم نبوده اند .

و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة و الكتب

133- كتب آسمانى و خرافات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 5

5 - كتاب هاى آسمانى ، منادى توحيد و پيراسته از عقايد و باور هاى خرافى و شرك آلود

و قالوا لو شاء الرحمن . .. أم ءاتينهم كتبًا من قبله

آيه شريفه پس از طرح عقايد شرك آلود و خرافى مشركان مى گويد: اين انديشه ها در هيچ يك از كتاب هاى پيشين نيامده است. از اين نكته مطلب بالا استفاده مى شود.

134- كتب آسمانى و عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 6

6 - معارف متكى بر برهان هاى عقلى ، الهامات ربانى و كتاب هاى آسمانى ، تنها معارف شايسته اعتقاد و ارزشمند در بينش قرآنى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير

در آيه ياد شده معرفت هاى قابل اعتماد و شايسته دفاع معارفى است كه از يكى از سه راه ذيل به دست بيايد: «علم» «هدايت» و «كتاب». به نظر مى رسد كه مراد از «علم» معرفت هايى است كه از راه براهين عقلى و مقصود از «هدايت» دريافت هايى است كه از طريق رؤيت قلبى و الهامات درونى و منظور از «كتاب منير» حقايقى است كه به وسيله شنيدن از رسولان الهى و مراجعه به كتاب هاى آسمانى به دست مى آيد.

135- كتب آسمانى و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى پيشين ، سند زنده اى براى اثبات حقانيت و الهى بودن آيات قرآن كريم

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك

تذكر اين نكته لازم است كه مراد از كتابهاى آسمانى پيشين، كتابهايى است كه دست تحريف، آنها را دگرگون نكرده است.

136- كتمان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 7

7 - كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 4

4 - كتمان حقايق دينى و معارف كتب آسمانى ، فسادانگيز است .

إلا الذين تابوا و أصلحوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 2

2 - كتمان معارف و احكام دين و حقايق كتاب هاى آسمانى ، كفرپيشگى است .

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. إن الذين كفروا و ماتوا و هم كفار

آوردن جمله «إن الذين كفروا . ..» پس از «إن الذين يكتمون» - بدون حرف فاصله اى همانند واو - گوياى اين است كه: «الذين كفروا» همان كتمان كنندگان هستند و يا كتمان كنندگان از مصاديق كفرپيشگان مى باشند. به هر تقدير اين معنا كه كتمان حقايق دينى كفر است، از ارتباط دو آيه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 4

4 - كتمان كنندگان احكام و معارف دين و حقايق كتب آسمانى ، براى هميشه به عذاب اخروى گرفتار خواهند بود .

إن الذين كفروا و ماتوا . .. خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 4

4 - تناول از منافع به دست آمده از دين فروشى و كتمان معارف كتاب هاى آسمانى ، در حقيقت خوردن آتش و پركردن شكم از آن است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 2،4

2 - ناسازگارى حقايق كتاب هاى آسمانى با منافع عالمان دنياطلب ، وادار كننده آنان به كتمان آن حقايق

إن الذين يكتمون . .. و يشترون ... ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به «كتمان» - كه از جمله «يكتمون . ..» به دست مى آيد - داشته باشد. بر اين مبنا از يك سو حق ستيزى دليل كتمان معارف و احكام كتب آسمانى دانسته شده است (ذلك ]الكتمان[ بأن اللّه نزل الكتاب بالحق) و از سوى ديگر جمله «يشترون به ثمناً قليلا در آيه 174» رسيدن به منافع دنيوى را دليل و انگيزه كتمان معارف مى شمرد. نتيجه اين دو دليل اين است كه: حقايق كتابهاى آسمانى با منافع گروهى دنياطلب ناسازگار است و اين ناسازگارى مايه كتمان آن حقايق مى شود.

4 - كتمان محتواى كتاب هاى آسمانى ، كتمان حق است و كتمان كنندگان مردمى حق ستيزند .

ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

137- كتمان كنندگان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 2

2 - دين فروشان و كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 4

4 - كتمان محتواى كتاب هاى آسمانى ، كتمان حق است و كتمان كنندگان مردمى حق ستيزند .

ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

138- كفر به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 9

9 - بنى اسرائيل با انكار قرآن ، خود پيشتاز كفر به كتاب هاى آسمانى خويش خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «به» به «ما معكم» برگردد. بنابراين جمله «و لاتكونوا ...» در ارتباط با جمله «ءامنوا بما أنزلت» چنين معنا مى شود: اى بنى اسرائيل! به قرآن ايمان آوريد و از نخستين كسانى نباشيد كه به كتب آسمانى خود كافر مى شوند; يعنى، در صورت انكار قرآن كتابهاى آسمانى خود را انكار كرده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 18

18 - عمل نكردن به دستورات كتاب آسمانى ، به منزله انكار كردن آن كتاب و نشانه كافر شدن به آن است .

أفتؤمنون . .. و تكفرون ببعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 18

18 - اعمال نارواى يهود در طول تاريخ ( كشتن پيامبران ، گوساله پرستى و . . . ) نشانه ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل و كتاب هاى آسمانى خويش است .

قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. قل بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين

چون جمله «قل بئسما . ..» (اگر ايمان داريد، ايمانتان شما را به كارهاى ناروايى واداشته است) در جواب «نؤمن بما أنزل علينا» قرار گرفته، بيانگر آن است كه: شما يهوديان به كتابهاى آسمانى ايمان نداريد كه چنين اعمال ناپسندى را مرتكب مى شويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 7

7 - اكثريت يهود ، حتى به پيامبران و كتاب هاى آسمانى خويش ايمان ندارند .

بل اكثرهم لايؤمنون

متعلق ايمان - به قرينه آيات گذشته - پيامبران و كتابهاى آسمانى است. «بل» در جمله فوق براى ترقى است; يعنى، و بالاتر از پيمان شكنى اين است كه اكثر آنها اهل ايمان نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 5

5 - شرك و كفر عالمان به كتاب هاى آسمانى ، دور از انتظار و مايه شگفتى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 8

8 - كافرانِ به خدا ، ملائكه ، كتب آسمانى ، پيامبران الهى و روز قيامت ، در گمراهى ژرف

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 9

9 - جهل ، سطحى نگرى و روحيه ناباورى در اكثريت يهود ، مايه كفر آنان به قرآن و ديگر كتب آسمانى

لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون يؤمنون بما أنزل إليك و ما أنزل من قبلك

در برداشت فوق كلمه «لكن» استدراك از جمله «فلايؤمنون الا قليلا» (155) گرفته شده است، يعنى اكثر يهوديان ايمان نمى آورند و لكن عالمان ژرفنگر ايشان و آنانكه اهل باور به حقيقت هستند به قرآن ايمان خواهند آورد. بنابراين جمله «لكن

...» مى رساند كه جهل و روحيه ناباورى در اكثريت يهود مانع ايمان آوردن آنان به قرآن شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 10

10 - انكار حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كفر به همه انبيا و كتب آسمانى است. *

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا

«هؤلاء» اشاره به كفر مردم مكه است. با توجه به اينكه در اين آيات سخن آنها، كه دال بر كفر به انبياى گذشته باشد، نقل نشده، به نظر مى رسد كه كفر آنها به انبياى پيشين تابع كفر آنان به پيامبر باشد. چون همه انبيا مورد تصديق اسلام و قرآن و پيامبرند، كفر به پيامبر كفر به همه انبيا قلمداد شده است.

139- كيفر اخروى مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 111 - 3

3- انكار كنندگان كتاب هاى آسمانى ، به كيفر و مجازات اخروى گرفتار خواهند شد .

و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم

قابل ذكر است كه مفسران درباره كلمه «لما» و معنا و جايگاه آن در آيه شريفه، سخنان بسيارى دارند. علاقه مندان را به كتابهاى مفصل تفسيرى و ادبى ارجاع مى دهيم. آنچه به نظر تكلفى ندارد اين است كه «لمّا» شرطيه است و فعل آن محذوف مى باشد كلام با تقدير آن چنين مى شود: إنّ كلاًّ لما أتتهم الساعة ليوفينّهم.

140- كيفر اعراض از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 18

18 - عالمان دينى در صورت بى توجهى به تعاليم كتاب هاى آسمانى ، سزاوار توبيخ و ملامت بوده و در قيامت بسزاى كردارشان خواهند رسيد .

قالت اليهود . .. و هم يتلون الكتب ... فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة

141- كيفر تكذيب كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 4

4 - ستيزه جويى و تكذيب لجوجانه كتاب هاى آسمانى و فرستادگان الهى ، موجب انواع گوناگون عذاب ( در غل و زنجير شدن ، سوخته شدن به آب داغ و آتش دوزخ )

الذين يجدلون . .. الذين كذّبوا بالكتب ... إذ الأغلل فى أعنقهم ... ثمّ فى الن

142- كيفر كتمان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 2

2 - كسانى كه احكام و معارف كتاب هاى آسمانى را كتمان كرده اند تا بدين وسيله به متاع دنيا برسند ، در قيامت به عذاب دردناكى گرفتار خواهند شد .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

143- كيفر مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 3

3- منكران حقانيت كتاب هاى آسمانى ، گرفتار عذاب شدند .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئ

144- گمراهى كتمان كنندگان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 1

1 - دين فروشان و كتمان كنندگان احكام و معارف كتاب هاى آسمانى ، ضلالت پيشه و به دور از هدايتند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى

145- گناه كتمان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 7

7 - كتمان حقايق دينى و معارف كتب آسمانى از گناهان بزرگ است .

خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

دورى هميشگى كتمان كنندگان حقايق از رحمت خدا و نيز ابتلاى آنان به عذابى تخفيف ناپذير، حكايت از بزرگى گناه آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 1،8

1 - كتمان معارف و احكامى كه خدا نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى ثبت شده ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

8 - عالمان دينى ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى و احكام الهى هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب

146- گناه كتمان كنندگان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 14

14 - خداوند ، كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى را از گناهان و آلودگى ها پاك نخواهد كرد .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايزكيهم

147- گواهان حقّانيت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 5

5 - قرآن، گواه صدق كتب آسمانى گذشته است.

مصدق الذى بين يديه

148- گواهى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 3

3 - كتب آسمانى پيشين مشتمل بر گواهى خداوند بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه

چون در آيه قبل شهادت خداوند مطرح شده و قرآن نيز به عنوان شاهد ذكر گرديده و در پى آن از آشنايى اهل كتاب با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن رفته است، مى توان دريافت كه اولاً منبع آگاهى آنان كتب آسمانى بوده و ثانياً آن كتب نيز شاهدى بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند.

149- محمد(صلی الله علیه و آله) در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 3

3 - اهل كتاب در انطباق ويژگى هاى پيامبر موعود بر پيامبر اسلام ، هيچ ترديدى نداشتند .

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 2،3،4

2 - كتب آسمانى پيشين، بيانگر اوصاف پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و پيشگويى رسالت آن حضرت

قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

3 - كتب آسمانى پيشين مشتمل بر گواهى خداوند بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه

چون در آيه قبل شهادت خداوند مطرح شده و قرآن نيز به عنوان شاهد ذكر گرديده و در پى آن از آشنايى اهل كتاب با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن رفته است، مى توان دريافت كه اولاً منبع آگاهى آنان كتب آسمانى بوده و ثانياً آن كتب نيز شاهدى بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند.

4 - خداوند حجت را بر اهل كتاب در مورد رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به وسيله كتب آسمانى آنان تمام كرده است.

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم . .. فهم لا يؤمنون

با توجه به اينكه منبع و منشأ شناخت اهل كتاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) تورات و انجيل بوده و آنها منكر رسالت آن حضرتند، پس تورات و انجيل وسيله اتمام حجت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 7

7 - نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به عنوان خبرى غيبى، در كتب آسمانى گذشته مطرح بوده است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك مصدق الذى بين يديه

از معانى محتمل براى «مصدق» تصديق خبرهاى كتب گذشته مبنى بر آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است، يعنى بدان جهت كه اين اخبار در آن كتب معهود بوده، نزول قرآن و بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) صدق آن خبرها را معلوم ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 196 - 2

2 - نزول قرآن بر شخص پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ياد شده در كتاب هاى آسمانى پيشين

و إنّه لفى زبر الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 2

2 - وجود اطلاعاتى در كتاب هاى آسمانى پيشين درباره پيامبراسلام

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان و لا بالذى بين يديه

احتمال دارد غرض كافران از اعلام عدم ايمان به كتاب هاى پيشين، به خاطر وجود اطلاعاتى درباره پيامبراسلام باشد.

150- محمد(صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 13

13 - وجود نشانه هاى صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تورات *

اگر چنين نشانه هايى در تورات نبود، دعوت به حكميت تورات براى رفع اختلاف در مورد دعوت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، صحيح نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 - 11،23

11 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تصديق كننده انبيا و كتب الهى گذشته

ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم

بنابراينكه مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.

23 - پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، تصديق كننده انبيا و كتب آسمانى پيش از خود

ثمّ جاءكم رسول مصدّق لما معكم

امام صادق (ع): . .. «ثمّ جاءكم رسول مصدّق لما معكم»، يعنى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله).


تفسير قمى، ج 1، ص 247، ذيل آيه 172 اعراف ; نورالثقلين، ج 1، ص 358، ح 211.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 5

5 - اطلاع پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حقايق كتب آسمانى گذشته

رسولنا يبين لكم كثيراً مما كنتم تخفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تعاليم كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات و انجيل ) آگاهى داشته است .

و لا بالذى بين يديه

تعبير از كتاب هاى پيشين آسمانى به «الذى بين يديه» حكايت از آگاهى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از آنها داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 7

7 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، پيش از نزول وحى با كتاب هاى آسمانى و مفاهيم قرآن هيچ آشنا نبود .

ما كنت تدرى ما الكتب و لا الإيمن

151- مخاطبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 3

3 - همه مردم ، مخاطبان كتب آسمانى و موظف به فراگيرى معارف و احكام آن هستند .

من بعد ما بينه للناس

152- مردم صدر اسلام و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 10

10 - آگاهى مردم عصر بعثت ، به سابقه داشتن بعثت و نزول كتاب از سوى خداوند

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

153- مسلمان در كتب آسمانى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 16

16 - « مسلمان » ، نام امت پيامبر در كتاب هاى آسمانى پيشين و قرآن

هو سمّيكم المسلمين من قبل و فى هذا

154- مسلمانان و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 4،6

4 - مسلمانان به خاطر ايمانشان به كتب آسمانى ، دوستدار همه پيروان اديان الهى

ها انتم اولاء تحبّونهم و لا يحبّونكم و تؤمنون بالكتب كلّه

بنابر اينكه «تؤمنون»، علّت براى «تحبونهم» باشد.

6 - مسلمانان ، مؤمن به تمامى كتب آسمانى

و تؤمنون بالكتب كلّه

اگر چه «كتاب» به لفظ مفرد آمده، ولى به معناى جمع است; چون الف و لام آن براى جنس است.

155- مصونيت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 28 - 4

4 - وحى و كتاب هاى آسمانى در ايام بعثت پيامبران ، مصون از تحريف و دستبرد بود .

ليعلم أن قد أبلغوا رسل-ت ربّهم

156- مكذبان انبيا در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

157- مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 6

6- خداوند ، حيات دنيا را عرصه داورى خويش ميان گروندگان به كتاب هاى آسمانى و منكران آنها ، قرار نداده است .

لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

مراد از «كلمة» امرى است كه خداوند مقدر كرده و آن بقاى انسانها و سپرى كردن حيات دنيوى است. آياتى نظير «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين; شما انسانها تا مدتى (تا سپرى شدن حيات دنيا) در زمين مستقر خواهيد بود و از اسباب معيشت بهره خواهيد برد. بقرة/36.» گوياى آن تقدير و كلمه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 111 - 1

1- خداوند در قيامت ، ميان مؤمنان به كتاب هاى آسمانى و انكار كنندگان آن قضاوت خواهد كرد .

و لولا كلمة سبقت . .. و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم

مراد از «كلاًّ» - به قرينه «فاختلف فيه» در آيه قبل - مؤمنان به كتابهاى آسمانى و انكار كنندگان آن است و به قرينه «لولا . .. لقضى بينهم» معلوم مى شود كه خداوند در صحنه قيامت، پيش از پاداش دهى و به كيفررسانى، ميان انسانها داورى خواهد كرد.

158- ملاك بهترين كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 8

8 - هدايت بخش تر بودن ، از معيار هاى الهى براى گزينش برترين كتاب آسمانى

قل فأتوا بكتب . .. هو أهدى منهما

159- ملاك كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 12

12- وجود نشانه هاى شرك در هر متن ، دليل آسمانى نبودن آن

ائتونى بكتب من قبل هذا

از اظهار قاطع قرآن، به اين كه كتاب هاى آسمانى به دور از تبليغ شرك است; اين نتيجه به دست مى آيد كه هرگاه اثرى از شرك در كتابى ديده شد، بايد اذعان داشت كه دست تحريف گران در آن راه يافته است.

160- ممانعت از ايمان به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 5

5 - بازدارى مردم از درك معارف و حقايق كتاب هاى آسمانى و ايمان به آنها ، فسادانگيزى است .

إلا الذين تابوا و أصلحوا

161- ممانعت از فهم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 5

5 - بازدارى مردم از درك معارف و حقايق كتاب هاى آسمانى و ايمان به آنها ، فسادانگيزى است .

إلا الذين تابوا و أصلحوا

162- منشأ تعاليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 3 - 8

8 - معارف والاى كتاب هاى آسمانى ، برخاسته از حكمت گسترده و عزت خداوندى است .

يوحى إليك . .. العزيز الحكيم

ذكر صفت عزت و حكمت براى خداوند و ارتباط صدر و ذيل آيه، بيانگر برداشت ياد شده است.

163- منشأ تكذيب كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 70 - 1

1 - تكذيب كتاب هاى آسمانى و فرستادگان الهى ، برخاسته از روح ستيزه جويى و حق ناپذيرى است .

ألم تر إلى الذين يجدلون . .. الذين كذّبوا بالكتب و بما أرسلنا به رسلنا

جمله «الذين كذّبوا بالكتاب . ..» بدل براى «الذين يجادلون...» مى باشد. در واقع تكذيب كنندگان همان مجادله گران اند كه از سر لجاجت به تكذيب آيات الهى مى پردازند.

164- منشأ عذاب مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 4

4- گرفتار شدن به عذاب ، در پى انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، دستاورد خود منكران است .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئ

165- منشأ كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 2

2- خداوند ، اعطا كننده كتاب آسمانى به پيامبران خويش

و لقد ءاتينا موسى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 6

6- اعطاى كتاب آسمانى و مقام نبوت ، به دست خداوند است .

ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 4 - 3

3 - لوح محفوظ ، « اُمّ الكتاب » ( ريشه و اصل كتاب هاى آسمانى ) است .

و إنّه فى أُمّ الكتب لدينا

«ال» در «اُمّ الكتاب»، «ال» جنس و مفيد استغراق است; يعنى، مادرِ همه كتاب ها.

166- منشأ نزول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 6

6 - ربوبيت الهى ، مقتضى نزول وحى و كتاب آسمانى

أُنزل إليكم من ربّكم

167- موانع عمل به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 24

24 - هراس از مردم ، مانعى در عمل به احكام و مقررات كتب آسمانى

يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس

168- موانع كتمان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 5

5 - باور به يگانگى خدا ونبود معبودى جز او ، بازدارنده آدمى از كتمان معارف الهى و حقايق كتاب هاى آسمانى است . *

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. و إلهكم إله وحد لا إله إلا هو

برداشت فوق و نيز برداشتهاى بعدى، بيانگر وجه ارتباط ميان آيه مورد بحث و آيات پيشين است.

169- موسى(ع) در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

170- مؤمنان به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 5

5 - كسانى از يهود و نصارا به كتاب آسمانى خويش ايمان دارند كه از آن به خوبى وشايستگى پيروى مى كنند .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

در برداشت فوق، ضمير «به» به «الكتاب» - كه مقصود از آن تورات و انجيل است - برگردانده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 6

6- خداوند ، حيات دنيا را عرصه داورى خويش ميان گروندگان به كتاب هاى آسمانى و منكران آنها ، قرار نداده است .

لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

مراد از «كلمة» امرى است كه خداوند مقدر كرده و آن بقاى انسانها و سپرى كردن حيات دنيوى است. آياتى نظير «و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين; شما انسانها تا مدتى (تا سپرى شدن حيات دنيا) در زمين مستقر خواهيد بود و از اسباب معيشت بهره خواهيد برد. بقرة/36.» گوياى آن تقدير و كلمه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 111 - 1،2

1- خداوند در قيامت ، ميان مؤمنان به كتاب هاى آسمانى و انكار كنندگان آن قضاوت خواهد كرد .

و لولا كلمة سبقت . .. و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم

مراد از «كلاًّ» - به قرينه «فاختلف فيه» در آيه قبل - مؤمنان به كتابهاى آسمانى و انكار كنندگان آن است و به قرينه «لولا . .. لقضى بينهم» معلوم مى شود كه خداوند در صحنه قيامت، پيش از پاداش دهى و به كيفررسانى، ميان انسانها داورى خواهد كرد.

2- مؤمنان به كتاب هاى آسمانى ، در قيامت به پاداش كامل كردار خويش دست خواهند يافت .

و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعملهم

مراد از «أعمالهم» كيفر و پاداش اعمال مى باشد. بنابراين «إنّ كلاًّ ...»; يعنى ، همانا پروردگارت پاداش و كيفر اعمال همگان را به طور كامل پرداخت خواهد كرد.

171- نامهاى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 4

4 - ذكر ، از نام هاى قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى

فالملقيت ذكرًا

172- نزول كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 17

17 - سلامت كتاب هاى آسمانى در سير نزول ، از نفوذ تحريف و باطل

و انزل معهم الكتاب بالحق

بنابراينكه «بالحق»، متعلّق به «انزل» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 6

6 - نزول قرآن ، تدريجى و نزول ديگر كتب آسمانى ، دفعى و يكباره بوده است .

و الكتب الذى نزل على رسوله و الكتب الذى أنزل من قبل

برخى از مفسران همانند زمخشرى برآنند كه «نزل» در مورد نزول تدريجى و «انزل» در مورد نزول دفعى به كار گرفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 15

15 - نزول كتب آسمانى و تعاليم الهى ، نمودى از ربوبيت خداوند نسبت به بندگان

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم

گزينش كلمه «رب»، مبين ارتباط نازل كردن كتب آسمانى با ربوبيت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 1

1 - در صورت نزول كتابى ملموس از سوى خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كفرورزان آن را سحر خواهند دانست.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 5

5 - نزول كتاب از سوى خدا براى مردم ، نمود رحمت الهى بر آنان است .

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتب إلاّ رحمة من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 5

5- نزول كتاب و فرستادن رسولان از سوى خداوند براى بشر ، ديرينه و داراى سابقه طولانى

إنّا كنّا مرسلين

ديرينگى نزول كتاب و فرستادن رسولان از عبارت «كنّا. ..» استفاده مى شود. در اين صورت پيام آيه شريفه، نفى استبعاد نسبت به نزول قرآن است; يعنى، اين تنها قرآن نيست كه از سوى ما فرود آمده است; بلكه از دير زمان نظير آن را فرو فرستاده ايم.

173- نزول كتب آسمانى بر انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 2

2 - فرشتگان ، ابلاغ كننده وحى و كتاب هاى آسمانى به رسولان

فالملقيت ذكرًا

مقصود از «ذكر»، وحى و كتاب هاى آسمانى است و اطلاق ذكر بر اين معنا، در قرآن بسيار است.

174- نزول كتب آسمانى در شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 6

6- شب قدر ، شب نزول كتاب هاى آسمانى پيشين بر پيامبران *

إنّا أنزلنه فى ليلة مبركة . .. إنّا كنّا مرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه عبارت «إنّا كنّا. ..» به مجموع «إنّا أنزلناه فى ليلة مباركة» نظر داشته باشد; يعنى، ما قرآن را در شب قدر، نازل كرديم و اين امر در مورد كتاب هاى آسمانى پيشين نيز تحقق يافته است.

175- نسخه هاى كتب آسمانى در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 5

5 - نسخه هاى كتاب هاى آسمانى پيشين در عصر نزول قرآن ، محدود و تنها در اختيار علماى اديان بود .

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك

176- نعمت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 53 - 6

6 - كتاب هاى آسمانى و اسباب هدايت انسان ها ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 6

6 - برخوردارى از حكومت الهى ، موهبتى والا همچون برخوردارى از كتاب آسمانى و نبوت

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة

در صورتى كه «الحكم» نظر به حكومت داشته باشد; از اين كه در زمره كتاب و نبوت به عنوان موهبتى الهى براى بنى

اسرائيل معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

177- نقش اخروى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 11،12

11 - داورى خداوند در قيامت ، درباره هر امت ، براساس كتاب آسمانى آنان است . *

كلّ أمّة تدعى إلى كتبها

در صورتى كه مراد از «كتاب» در «كتابها» كتاب آسمانى ويژه هر امت باشد; از دعوت شدن آنان به سوى كتاب آسمانى شان برداشت بالا استفاده مى شود.

12 - گروه بندى امت ها در قيامت ، براساس كتاب آسمانى ويژه آنان خواهد بود . *

و ترى كلّ أمّة جاثية كلّ أمّة تدعى إلى كتبها

در صورتى كه مراد از «كتاب» كتاب آسمانى باشد; از فراخوانده شدن هر امت به كتاب خويش، استفاده مى شود كه انسان ها براساس كتاب آسمانى خويش، در قيامت گروه گروه خواهند شد.

178- نقش كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 53 - 8

8 - دستيابى انسان ها به هدايت ، هدف از نزول كتاب هاى آسمانى است .

و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 10،13

10 - نيل انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى است .

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون

13 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اعمال بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 113 - 7،11

7 - كتاب آسمانى هر امت ، بايد مرجع عقايد و باور هاى دينى آنان باشد .

و هم يتلون الكتب

11 - امت ها ، بدون داشتن كتاب آسمانى و تدين به اديان الهى ، مردمى جاهلند .

كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 1

1 - كتاب هاى آسمانى ، حاوى احكام و معارف دينى و در بردارنده دلايلى روشن بر حقانيت آنها

ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 7

7 - كتاب هاى آسمانى و احكام نازل شده از ناحيه خدا ، هدايت آفرين و زمينه ساز جلب مغفرت الهى اند .

إن الذين يكتمون . .. أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 16

16 - خداوند به وسيله « كتاب » و « حكمت » ، مردم را موعظه مى كند .

و ما انزل عليكم من الكتاب و الحكمة يعظكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 7

7 - پيام هاى الهى ، بيانگر راه ايجاد وحدت

من بعد ما جاءهم البيّنات

به مناسبتِ بحث اختلاف و تفرقه، مراد از «بيّنات»، پيامهاى وحدت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 6

6 - هدايت و تربيت تمامى انسان ها ، هدف از بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى

يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 11،18،23،28

11 - قضاوت و حكومت بر مبناى كتب آسمانى ، جارى ساختن نور و هدايت در جامعه است .

فيها هدى و نور يحكم بها النبيون . .. و الربنيون و الاحبار

يادآورى قضاوت پيامبران بر اساس تورات، پس از توصيف آنان به هدايتگرى و نورانيت، بيانگر آن است كه پياده كردن احكام آن در جامعه، موجب هدايت و نورانيت مردمان خواهد شد.

18 - محور قرار دادن كتب آسمانى در قضاوت ها ، شهادت بر حقانيت آنهاست .

يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء

23 - ترس از مردم در قضاوت بر اساس كتاب هاى آسمانى ، ناروا و مورد نهى خداوند

يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس

28 - خشيت از خداوند ( ترس برخاسته از عظمت او ) ، وادار كننده عالمان به داورى بر اساس كتاب هاى آسمانى و

خوددارى از كتمان احكام الهى

يحكم بها . .. و اخشون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 16،17،19

16 - انجيل ، هدايتگر تقواپيشگان و پندآموز آنان

و ءاتينه الانجيل . .. هدى و موعظة لمتقين

17 - انجيل ، در بردارنده هدايت هاى ويژه براى تقواپيشگان

فيه هدى و نور . .. هدى و موعظة للمتقين

تكرار «هدى» مى رساند كه هدايت دوم (هدى . .. للمتقين) هدايتى ويژه است.

19 - تنها تقواپيشگان بهره مند از هدايت ها و اندرز هاى انجيل هستند . *

فيه هدى و نور . .. هدى و موعظة للمتقين

مقتضاى جمله «فيه هدى» اين است كه راه هدايت براى همه انسانها تبيين شده است. بنابراين «هدى للمتقين» مى تواند به اين معنا باشد كه تنها اهل تقوا مى توانند از آن هدايتها بهره مند شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 47 - 1

1 - مسيحيان وظيفه دار حكم و داورى بر اساس انجيل

و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 11

11 - لزوم تلاش براى محور قرار دادن كتب آسمانى در كليه شؤون جامعه

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم

اقامه كتب آسمانى به معناى اداى كامل حق آنها و كنايه از حضور تعاليم آنها در تمامى شؤون زندگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 16

16 - هدايت پيامبران و كتب آسمانى، يادآورى و بيدار ساختن فطرت آدمى است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

«ذكر» به معناى يادآورى است و معمولا در مواردى به كار مى رود كه موضوع مورد نظر قبلا فراگرفته شده، ولى از ياد رفته باشد. بنابراين هدايتهاى انبيا يادآورى آموخته هاى فطرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 22

22 - كتب آسمانى داراى نقشى برجسته در رشد دانش بشر و آموخته هاى اوست.

و علمتم ما لم تعلموا أنتم و لا ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 8

8 - محور قرار گرفتن كتاب هاى آسمانى در جامعه و گرايش به نماز ، زمينه ساز صلاح پيشگى ملتهاست .

و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة إنا لانضيع أجر المصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 11

11 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اصول بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 11

11 - كتاب هاى آسمانى ، مايه علم و آگاهى انسان است .

حتى جاءهم العلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» تورات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 6

6- لزوم ژرف انديشى عالمان و رهبران دينى در كتاب هاى آسمانى و استوارسازى كردار خويش برپايه آن

ييحيى خذ الكتب بقوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 10

10- قرآن و كتاب هاى آسمانى ( تورات ، زبور و انجيل ) ، مايه احياى فطرت خفته و يادآور دانستنى هاى فراموش شده انسان ها

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

«ذكر» از نظر معنا، مانند «حفظ» است; با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، ممكن است به اين اعتبار باشد. كه يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 2 - 3

3 - فرمان روايى و حكومت خداوند بر آسمان ها و زمين ، خاستگاه نزول كتابى كه تبيين كننده حق از باطل براى انسان ها است .

تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده . .. الذى له ملك السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى ، متكفل هدايت و راهنمايى بشر

فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 22

22 - آگاهى عقلانى و وحى و كتاب آسمانى ، سه منبع معتبر در جهان بينى است .

يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير

ذكر «علم» در كنار «هدًى» و. .. مى تواند به آن دسته از آگاهى هايى اشاره داشته باشد كه از طريق عقل به دست مى آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 2

2 - عذاب شدن كافران تكذيب گر پس از اتمام حجت و ارائه معجزات و دلايل آشكار و كتاب هاى روشنگر بوده است .

كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم بالبيّنت . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى ، مبناى داورى درباره درستى و نادرستى عقايد دينى و معارف الهى

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 4

4 - كتاب هاى آسمانى ، مايه يادآورى و بيدارى انسان ها است .

ذكرًا من الأوّلين

از توصيف و نام گذارى كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 1

1 - مشركان ، مدعى پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت برخوردار بودن از كتاب آسمانى

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 53 - 6

6 - كتاب هاى آسمانى ، وسيله تداوم هدايت و رسالت پيامبران در طول تاريخ

و لقد ءاتينا موسى الهدى و أورثنا بنى إسرءيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 1،3،5

1 - اعتقاد به دختر بودن و الوهيت فرشتگان ، سخنى گزاف و غير مستند به كتاب هاى آسمانى

و جعلوا له من عباده جزءًا . .. أم ءاتينهم كتبًا من قبله فهم به مستمسكون

3 - كتاب هاى آسمانى ، معيارى براى سنجش باور ها و تفكيك عقايد درست از نادرست

أم ءاتينهم كتبًا من قبله فهم به مستمسكون

خداوند براى تخطئه اعتقاد مشركان به الوهيت فرشتگان، اين نكته را متذكر مى شود كه اين سخن در هيچ يك از كتاب هاى آسمانى نيامده است. از اين نكته برداشت مى شود كه كتاب هاى آسمانى، محور و معيار تشخيص اعتقادات حق از باورهاى باطل و نادرست است.

5 - كتاب هاى آسمانى ، منادى توحيد و پيراسته از عقايد و باور هاى خرافى و شرك آلود

و قالوا لو شاء الرحمن . .. أم ءاتينهم كتبًا من قبله

آيه شريفه پس از طرح عقايد شرك آلود و خرافى مشركان مى گويد: اين انديشه ها در هيچ يك از كتاب هاى پيشين نيامده است. از اين نكته مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 5،6

5- كتاب آسمانى ، راهنما و سرمشق زندگى جوامع بشرى ( انسان ) در تمامى ابعاد

كتب موسى إمامًا و رحمة

از اين كه عنوان «امام» به صورت مطلق بر كتاب موسى اطلاق شده است، استفاده مى شود كه كتاب آسمانى، پيشواى انسان ها است و آنان بايد در تمامى ابعاد پيرو و عامل به آن باشند.

6- كتاب هاى آسمانى ، پيامدار رحمت براى خلق و دربردارنده منافع حقيقى آنان

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه قرآن نيز مانند تورات، امام و رحمت است و اين دو بعد، مخصوص به كتاب موسى نيست; بلكه ويژگى تمامى كتاب هاى آسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 2 - 4

4 - نقش مهم كتاب هاى آسمانى و قوانين الهى ، در تعالى فرهنگ بشر *

و كتب مسطور

خداوند با سوگند خوردن به تورات و يا كتاب هاى آسمانى - در صورتى كه مراد مطلق كتاب باشد - در حقيقت بشر را به اهميت اين كتاب ها در فكر و فرهنگ بشر توجه داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 3

3 - اتمام حجت خداوند از طريق كتاب هاى آسمانى ، همواركننده راه مجازات كافران *

و كتب مسطور . .. إنّ عذاب ربّك لوقع

در آيات پيشين سخن از «كتاب مسطور» (تورات يا كتاب هاى آسمانى) به ميان آمده است. ارتباط «إنّ عذاب...» با «كتاب

مسطور»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 37 - 3،4

3 - داورى درباره دين ، بايد بر مبناى وحى و كتاب آسمانى باشد .

أم لكم كتب فيه تدرسون

4 - وحى و كتاب هاى آسمانى ، مبناى داورى درباره درستى و نادرستى عقايد و مسائل دينى است .

أم لكم كتب فيه تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 4 - 3

3 - وحى و كتاب هاى آسمانى ، جداكننده حق از باطل اند .

فالفرقت فرقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 5 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى و قرآن ، مايه ياد و يادآورى انسان ها

فالملقيت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 2،3

2 - وحى و كتاب هاى آسمانى ، وسيله اتمام حجت خداوند بر خلق و انذار و اخطار بدان ها است .

ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

3 - ارائه وحى و كتاب هاى آسمانى از سوى فرشتگان ، مايه عذرخواهى و اثبات بى گناهى مؤمنان در پيشگاه خداوند

فالملقيت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «عذراً»، اعذار (عذر خواستن) مؤمنان در پيشگاه خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى و برهان هاى روشن الهى ، فاقد هرگونه زمينه تفرقه ، و محورى شايسته براى وحدت

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب إلاّ من بعد ما جاءتهم البيّنة

179- نقش مكذبان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 13

13- انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، چيزى بود كه خود منكران آن را برگزيدند و خداوند آنان را بر آن وادار نكرد .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

اين برداشت، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از ظلم به نفس، انحراف از مسير حق باشد كه خداوند آن را به منحرفان اسناد مى دهد و نقش خود را نفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 4

4- گرفتار شدن به عذاب ، در پى انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، دستاورد خود منكران است .

كذلك فعل الذين من قبلهم و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئ

180- نگهبانان جهنم در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 8

8 - تعداد فرشتگان نگهبان دوزخ ، از حقايق بازگو شده در كتاب هاى آسمانى پيشين

ليستيقن الذين أُوتوا الكتب

مفسّران درباره چگونگى يقين پيدا كردن اهل كتاب از تعداد ذكر شده در قرآن براى نگهبانان دوزخ، گفته اند: چون اين عدد در كتاب هاى آسمانى اهل كتاب نيز ذكر شده است، آنان به حقانيت و درستى قرآن پى برده اند و بر ايمانشان افزوده شده است.

181- نوح(ع) در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

182- نياز به كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 1

1 - ضرورت وجود داشتن كتابى آسمانى در اختيار مردم ، بر فرض آسمانى نبودن قرآن و تورات

قل فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

آيه بالا تفريع بر «قالوا سحران تظاهرا» است و اين تفريع در صورتى درست است كه لازم باشد همواره در ميان مردم كتابى آسمانى باشد و مردم از آن پيروى كنند; زيرا در اين صورت است كه اگر فرضاً تورات و قرآن آسمانى نبودند، قطعاً بايد كتاب ديگرى مى بود و در نتيجه از كافران خواسته مى شد كه آن را معرفى كنند.

183- وارثان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 5

5 - وارثان كتاب هاى آسمانى بايد از دلبستگى به مظاهر ناپايدار دنيا پيراسته باشند و از چنگ اندازى به مال و منال دنيا از راه هاى ناصواب بپرهيزند .

ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى

184- وحيانيت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 1

1 - خداوند ، نازل كننده كتاب هاى آسمانى ( تورات ، انجيل ، قرآن و . . . )

ذلك بأن اللّه نزل الكتب

«ال» در «الكتاب» براى جنس است و «الكتاب» شامل همه كتابهاى آسمانى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 1

1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .

اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ

الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى خواهد بود.

185- وضوح كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 9

9 - كتاب هاى آسمانى و تعاليم الهى ، داراى حقايقى روشن و قابل فهم براى انسان ها

جاءتهم رسلهم . .. بالكتب المنير

از توصيف كتاب به «منير» (روشن و روشنگر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

186- وعده هاى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 4

4- عالمان اهل كتاب ، مطلع از وعده هاى خداوند در كتاب هاى آسمانى پيشين به نزول كتاب آسمانى قرآن

الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون . .. يقولون سبحن ربّنا إن كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 8

8 - وجود وعده و بشارت آمدن كتاب آسمانى به نام « قرآن » ، پيش از نزول آن در مدارك دينى اهل كتاب

إنّا كنّا من قبله مسلمين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته روشن است كه اهل كتاب آگاهى خود از آمدن قرآن را، تنها از راه مدارك دينى خود به دست آورده بودند.

187- ويژگى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 13

13 - كتب الهى ( تورات ، انجيل و . . . ) ، عارى از هر گونه اختلاف

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

چون ملاك عدم اختلافات، از جانب خدا بودن دانسته شده است، بنابراين همه كتابهاى آسمانى داراى اين ويژگى (پيراسته بودن از اختلاف) هستند.

188- ويژگيهاى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 1

1 - خداوند ، قرآن و ساير كتاب هاى آسمانى را به حق و پيراسته از هر گونه باطل فرو فرستاد .

اللّه الذى أنزل الكتب بالحقّ

الف و لام در «الكتاب» مى تواند براى عهد باشد و نيز مى تواند براى جنس باشد كه در اين صورت شامل همه كتاب هاى آسمانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 5

5 - كتاب هاى آسمانى ، منادى توحيد و پيراسته از عقايد و باور هاى خرافى و شرك آلود

و قالوا لو شاء الرحمن . .. أم ءاتينهم كتبًا من قبله

آيه شريفه پس از طرح عقايد شرك آلود و خرافى مشركان مى گويد: اين انديشه ها در هيچ يك از كتاب هاى پيشين نيامده است. از اين نكته مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 11

11- هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم ، اصيل ترين ويژگى قرآن و هر كتاب آسمانى

كتبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا لما بين يديه يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

ابتدا قرآن با كتاب هاى آسمانى هماهنگ معرفى شده و سپس به عنوان اصيل ترين بُعد هماهنگى آن دو، هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم مورد تصريح واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 38 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى ، تابع تمايلات و خواهش هاى نفسانى بشر نيست .

إنّ لكم فيه لما تخيّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 6

6 - رسولان الهى در طول تاريخ ، كتاب هايى پاك و استوار بر مردم تلاوت نموده ، معارف آن را به همگان ابلاغ كرده اند .

البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة ... إلاّ من بعد ما ج

مراد از «البيّنة» (در اين آيه) جنس آن است; نه مصداقى كه در آيات پيشين مراد بود; ولى بيان وضع گذشتگان به عنوان نمونه بارز، بيانگر تشابه كامل بين دو «بيّنه» است. بنابراين بيّنه گذشتگان نيز مانند بيّنه درخواستى كافران، رسولى همراه با تلاوت كتاب هاى مطهر و قيم بوده است.

189- هدايتگرى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 7

7 - كتاب هاى آسمانى و احكام نازل شده از ناحيه خدا ، هدايت آفرين و زمينه ساز جلب مغفرت الهى اند .

إن الذين يكتمون . .. أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 16

16 - هدايت پيامبران و كتب آسمانى، يادآورى و بيدار ساختن فطرت آدمى است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

«ذكر» به معناى يادآورى است و معمولا در مواردى به كار مى رود كه موضوع مورد نظر قبلا فراگرفته شده، ولى از ياد رفته باشد. بنابراين هدايتهاى انبيا يادآورى آموخته هاى فطرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 77 - 2

2 - هدايت خلق به وسيله كتاب آسمانى ، بارزترين نمود لطف و رحمت الهى بر آنان

و إنّه لهدًى و رحمة

از اين كه خداوند پس از مطرح ساختن بُعد هدايتى قرآن، تنها به يك صفت ديگر (رحمت بودن آن) بسنده كرده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 3،6،8

3 - كتاب هاى آسمانى ، متكفل هدايت و راهنمايى بشر

فأتوا بكتب من عند اللّه هو أهدى منهما

6 - كتاب هاى آسمانى ، راهنماى عمل انسان در زندگى

هو أهدى منهما

از تصريح و تأكيد آيه شريفه بر پيروى كردن از كتابى كه در هدايت مردم نيرومندتر باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

8 - هدايت بخش تر بودن ، از معيار هاى الهى براى گزينش برترين كتاب آسمانى

قل فأتوا بكتب . .. هو أهدى منهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 53 - 6

6 - كتاب هاى آسمانى ، وسيله تداوم هدايت و رسالت پيامبران در طول تاريخ

و لقد ءاتينا موسى الهدى و أورثنا بنى إسرءيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 9،11

9- وحدت و هماهنگى كتاب هاى آسمانى در هدايت گرى به سوى حق

سمعنا كتبًا . .. مصدّقًا لما بين يديه يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

واژه «مصدّقاً» هماهنگى و عدم تناقض را مى رساند و اين هماهنگى، در پيام هاى اصولى است كه همان هدايت به حق و راه مستقيم مى باشد.

11- هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم ، اصيل ترين ويژگى قرآن و هر كتاب آسمانى

كتبًا أُنزل من بعد موسى مصدّقًا لما بين يديه يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

ابتدا قرآن با كتاب هاى آسمانى هماهنگ معرفى شده و سپس به عنوان اصيل ترين بُعد هماهنگى آن دو، هدايت گرى به سوى حق و راه مستقيم مورد تصريح واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 56 - 3

3 - هماهنگى كتاب هاى آسمانى ، در بيان انذار ها و هدايت خلق

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... هذا نذير من النذر الأُولى

190- هدايتهاى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 7

7- تقوا ، شرط بهره مندى از هدايت الهى و كتاب هاى آسمانى

ذكرًا للمتّقين

191- هماهنگى قرآن با كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 10

10- هماهنگى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ، دليل آسمانى بودن آن

يقومنا إنّا سمعنا كتبًا أُنزل . .. مصدّقًا لما بين يديه

جنيان با استناد به هماهنگى قرآن با كتاب آسمانى ديگر (تورات) درصدد بودند تا آسمانى بودن قرآن را به همنوعانشان اثبات كنند.

192- هماهنگى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 11

11 - هماهنگى و همگونى كتاب هاى آسمانى

مصدقاً لما بين يديه و انزل التورية و الانجيل

بنابر اينكه مصدق بودن، به معناى تصديق محتواى ديگر كتابهاى آسمانى باشد كه طبعاً دلالت بر هماهنگى و همگونى آنها دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 7

7 - سازگارى محتواى كتب آسمانى و متناقض نبودن آنها با يكديگر

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و ما انزل اليكم و ما انزل اليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 13

13 - كتب الهى ( تورات ، انجيل و . . . ) ، عارى از هر گونه اختلاف

و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

چون ملاك عدم اختلافات، از جانب خدا بودن دانسته شده است، بنابراين همه كتابهاى آسمانى داراى اين ويژگى (پيراسته بودن از اختلاف) هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 12،13،14،15

12 - گواهى و تأييد انجيل بر راستى و درستى تورات موجود در عصر عيسى ( ع )

و ءاتينه الانجيل . .. مصدقاً لما بين يديه من التورية

13 - وجود انجيل ، گواه بر راستى و درستى تورات

و ءاتينه الانجيل . .. و مصدقاً لما بين يديه من التورية

14 - همسويى تورات و انجيل در تعاليم نظرى و رفتارى ( اصول ، آرمان و احكام )

إنّا انزلناه التورية فيها هدى و نور . .. و ءاتينه الانجيل فيه هدى و نور

توصيف هر دو كتاب به نور و هدايت در آياتى مرتبط به يكديگر، مى رساند كه آنها داراى اصول و اهدافى مشترك هستند.

15 - آيين يهوديان و مسيحيان ، داراى احكام و قوانين يكسان در قصاص *

و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس . .. مصدقاً لما بين يديه من التورية

توصيف تورات به نور و هدايت و سپس بيان احكام قصاص مى رساند كه آن احكام از مصاديق نور و هدايت است و چون انجيل بلافاصله به نور و هدايت توصيف شده، معلوم مى شود آن احكام بر اهل انجيل نيز نوشته شده است. جمله «و قفينا على ءاثرهم» و نيز كلمه «مصدقاً» اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 7

7 - كتاب هاى آسمانى و اديان الهى ، همسو و هماهنگ با يكديگر

و ءاتينه الانجيل . .. و انزلنا إليك الكتب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 9

9 - تورات و انجيل ، هماهنگ و مكمل يكديگر *

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل

عطف انجيل بر تورات با حرف «واو» مى رساند كه اقامه هر يك به تنهايى نمى تواند سعادت دنيوى اهل كتاب را در پى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 8

8 - تورات و انجيل ، هماهنگ و تكميل كننده يكديگر *

حتّى تقيموا التورية و الانجيل

عطف انجيل بر تورات با «واو» جمع ممكن است براى رساندن اين معنا باشد كه اقامه هر يك به تنهايى، نمى تواند براى اهل كتاب پايگاه مستحكمى ايجاد كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 6

6 - كتب آسمانى داراى اصول و آرمان و اهداف مشترك هستند.

مصدق الذى بين يديه

از لوازم تصديق كتب آسمانى گذشته آن است كه در اصول و اهداف با يكديگر مباين نباشند ; زيرا در غير اين صورت مصدق يكديگر نبوده، بلكه نافى هم هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 20

20 - هماهنگى اديان الهى و كتاب هاى آسمانى در بيان اصول عقيدتى و ارزشى

إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم . .. وعداً عليه حقاً فى التورية و الإ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 5،7

5 - وحدت و يگانگى معارف قرآن با معارف كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . )

و لكن تصديق الذى بين يديه و تفصيل الكتب

7 - شباهت و همگونى قرآن با كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات ، انجيل و . . . ) دستاويز مشركان صدر اسلام براى زدن برچسب « ساختگى بودن » به آن

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه و لكن تصديق الذى بين يديه و تفصيل الك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 9

9- كتاب هاى آسمانى هماهنگ و هم خوان با يكديگرند .

و لكن تصديق الذى بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 6،7

6 - قرآن ، دليلى روشن بر راستى و درستى ديگر كتاب هاى آسمانى است .

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف لأُولى

عنوان «ما فى الصحف الأُولى» قرينه است براين كه مراد از «بيّنة»، كتاب آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قرآن) است كه معارفى نظير معارف ديگر كتاب هاى آسمانى دارد و به دليل نزول مستقيم آن از جانب خداوند، برهان صحتِ معارف آن كتاب ها نيز مى باشد.

7 - قرآن ، حاوى معارف كتاب هاى آسمانى پيشين

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

توصيف قرآن به اين كه «بيّنه ديگر كتاب هاى آسمانى است»، دو نكته را روشن مى سازد: اول اين كه مطالب قرآن و آن كتاب ها شبيه يكديگر است; دوم اين كه اين كتاب، شاهد صدقى بر آن كتاب ها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 8

8 - پيام هاى قرآن ، هماهنگ با پيام هاى آسمانى پيشين

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «ما» در «ما لم يأت» محتوا و پيام هاى قرآن باشد، يعنى «أم جاءهم من الوحى ما لم يأت. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 196 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى ، تأييدكننده يكديگر

و إنّه لفى زبر الأوّلين

برداشت ياد شده از آن جا است كه بشارت نزول قرآن، در كتاب هاى آسمانى پيشين ذكر شده است; زيرا معنا ندارد كه كتابى خبر از كتاب ديگرى بدهد و با آن در تضاد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 6

6 - وحدت و هم سويى تعاليم قرآن ، با تعاليم كتاب هاى آسمانى پيشين

مصدّقًا لما بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 3 - 3

3 - هماهنگى معارف قرآنى ، با كتاب هاى آسمانى پيشين

كذلك يوحى إليك و إلى الذين من قبلك

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «كذلك» اشاره به محتواى وحى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 5

5 - كتاب هاى آسمانى ، منادى توحيد و پيراسته از عقايد و باور هاى خرافى و شرك آلود

و قالوا لو شاء الرحمن . .. أم ءاتينهم كتبًا من قبله

آيه شريفه پس از طرح عقايد شرك آلود و خرافى مشركان مى گويد: اين انديشه ها در هيچ يك از كتاب هاى پيشين نيامده است. از اين نكته مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 11

11- هماهنگى كامل كتاب هاى آسمانى ، در تبليغ توحيد

ائتونى بكتب من قبل هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 5

5- تورات [ اصلى ] ، كتابى همانند قرآن از نظر پيام هاى اصولى

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن

واژه «على مثله»، وجود هماهنگى و مشابهت بين تورات اصلى و قرآن را مى رساند; زيرا مراد از «مثله»، كتاب آسمانى موسى(ع) است كه همانند قرآن، معرفى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 9

9- وحدت و هماهنگى كتاب هاى آسمانى در هدايت گرى به سوى حق

سمعنا كتبًا . .. مصدّقًا لما بين يديه يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

واژه «مصدّقاً» هماهنگى و عدم تناقض را مى رساند و اين هماهنگى، در پيام هاى اصولى است كه همان هدايت به حق و راه مستقيم مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 47 - 4

4 - بيان توحيد و ضرورت معاد ، از تعاليم مشترك كتاب هاى آسمانى

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّ إلى ربّك المنتهى ... و أنّ عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 56 - 3

3 - هماهنگى كتاب هاى آسمانى ، در بيان انذار ها و هدايت خلق

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... هذا نذير من النذر الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 14

14 - انجيل عيسى ( ع ) ، مكمل تورات موسى ( ع ) بوده و اين دو كتاب از نظر اهداف و اصول تعاليم ، يكسان و در يك راستا قرار داشتند .

و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب من قبل

مراد از «الكتاب» تورات و انجيل است. بنابراين كاربرد تعبير «الكتاب» - به صورت مفرد - به جاى «الكتابين»، مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 1،4

1 - جاودانگى جهان آخرت و برترى آن بر زندگانى دنيا ، در تمام كتاب هاى آسمانى مطرح شده است .

و الأخرة خير و أبقى . إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

«الصحف»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. تصريح به بعضى از صحف در آيه بعد، تنها بر اهميت آنها دلالت دارد و عموم را از بين نمى برد.

4 - تعاليم كتاب هاى آسمانى ، همسو و هماهنگ با هم است .

إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

193- هماهنگى مخالفان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 4

4 - همگونى برخورد هاى مشركان عصر بعثت با كافران عصر موسى ، در مورد كتاب آسمانى

و لو جعلنه قرءانًا . .. و لقد ءاتينا ... فاختلف فيه

194- هواپرستى دشمنان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 7

7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم

و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

195- يهود و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 12

12 - يهوديان ، به هر كتاب آسمانى كه آورنده آن از بنى اسرائيل نباشد ، كافر مى شوند .

و يكفرون بما وراءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 18

18 - اعمال نارواى يهود در طول تاريخ ( كشتن پيامبران ، گوساله پرستى و . . . ) نشانه ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل و كتاب هاى آسمانى خويش است .

قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. قل بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين

چون جمله «قل بئسما . ..» (اگر ايمان داريد، ايمانتان شما را به كارهاى ناروايى واداشته است) در جواب «نؤمن بما أنزل علينا» قرار گرفته، بيانگر آن است كه: شما يهوديان به كتابهاى آسمانى ايمان نداريد كه چنين اعمال ناپسندى را مرتكب مى شويد.

3- كتمان حق

1- كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 2

2 - انكار و پوشاندن آيات الهى توسط اهل كتاب ، وسيله اى براى گمراه كردن ديگران

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. لم تكفرون بايات اللّه

كفر، در لغت - چه همراه باء باشد و يا نباشد - به معناى انكار و پوشاندن است (القاموس المحيط. )

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 73 - 9

9 - توصيه علماى يهود به يكديگر ، بر مخفى كردن ادلّه رسالت پيامبر اسلام *

و لا تؤمنوا . .. ان يؤتى احد مثل ما اوتيتم

احتمالا مراد از «ما اوتيتم»، دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 4

4 - عالمان يهود ، داراى اهداف دنيوى در كتمان و تحريف عهد خدا ( حقايق مربوط به پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم

با توجّه به شأن نزول، مقصود از «عهد اللّه»، حقايق مربوط به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در تورات است كه به دست عالمان يهود تحريف گشته.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 9

9 - پنهان كردن تورات ، توسط يهوديان *

قل فاْتوا بالتورية فاتلوها

دعوت به آوردن تورات و تلاوت آن، اين را گوشزد مى كند كه آنها تورات را از دسترس مردم خارج كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 5

5 - اهل كتاب ، منكر نشانه هاى روشن الهى در خانه خدا

اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 12،13

12 - شهادت بسيارى از انبياى الهى به دست يهود ، على رغم مشاهده معجزات و علم به حقّانيّت آنان

قل قد جآءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

هنگامى به يك دليل، «بيّنه» گفته مى شود كه حقّ را براى طرف مقابل روشن كند و او را به حقانيّت آن آگاه كند. بنابراين يهوديان مى دانستند و براى آنان روشن بود كه پيامبران واقعى را مى كشند.

13 - يهود ، حتّى با مشاهده معجزه مورد درخواست خود ( سوختن قربانى در آتشى از غيب ) از پيامبران ، نه تنها به آنان ايمان نياوردند ، بلكه آنان را كشتند .

قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 2،4،5،9،10،12

2 - تبيين محتواى كتب آسمانى و كتمان نكردن آن ، ميثاق سنگين خداوند از علماى اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

ضمير مفعولى در «لتبيّننّه»، به كتاب برمى گردد.

4 - كتمان حقايق كتب آسمانى گذشته ( تورات و انجيل ) از سوى علماى اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

5 - گمراهى و ايمان نياوردن گروهى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از كتمان حقايق از سوى عالمان اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه . .. و لا تكتمونه

9 - شكستن پيمان الهى ( تبيين محتواى كتب آسمانى و كتمان نكردن آن ) ، از سوى عالمان اهل كتاب

فنبذوه ورآء ظهورهم

10 - ر ها ساختن و پشت سر انداختن كتاب هاى آسمانى و ميثاق الهى از سوى عالمان اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب . .. فنبذوه ورآء ظهورهم

ضمير مفعولى در «فنبذوه» به كتاب برمى گردد و چون بيان كتاب، ميثاق و پيمان الهى است، مراد از آن ضمير، پيمان الهى نيز مى باشد ; يعنى كتاب و بيان آن را ترك كردند.

12 - مبارزه و كارشكنى عالمان اهل كتاب با اسلام به وسيله كتمان حقايق كتب آسمانى

و اذ اخذ اللّه . .. و لا تكتمونه فنبذوه ورآء ظهورهم

برداشت فوق، بر اين مبناست كه آنچه كتمان مى كردند، بشارت تورات و انجيل به بعثت پيامبر، حقانيت اسلام و قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 2،5،12

2 - شادمانى عالمان اهل كتاب از كتمان حقايق كتب آسمانى براى مردم

و اذ اخذ اللّه ميثاق . .. و لا تكتمونه ... لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا

برخى برآنند كه مراد از «الّذين»، اهل كتاب هستند ; چنانچه در آيه قبل از آنان سخن رفت. و مراد از «ما اتوا» (آنچه را

انجام دادند)، همان كتمان حقايق و پشت سر انداختن كتابهاى آسمانى و ميثاق الهى است.

5 - انتظار ستايش عالمان يهود و نصارا از پيروانشان به جهت بيان نكردن حقايقى از تورات و انجيل

لا تحسبنّ الّذين . .. يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا

بنابر اينكه مراد از «ما لم يفعلوا» (آنچه را انجام ندادند)، وفادار نبودنشان به پيمان الهى و كتمان حقايق باشد كه در آيه قبل به آن تصريح شد. و انتظار ستايش شايد بدان جهت بوده كه آنان با كتمان حقايق، دين اجدادى مردم خويش را محفوظ مى داشتند و لذا فاعل محذوف در «يُحمدوا» به پيروان آنان تفسير شد.

12 - كتمان حقايق و ديگر ترفند هاى عالمان اهل كتاب ، آنان را از عذاب دنيا ( ذلّت ، شكست و . . . ) نجات نخواهد داد .

لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب

در برداشت فوق، عذاب اوّل، به قرينه تكرار آن، عذاب دنيوى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 15

15 - ناديده گرفتن آيات بيانگر حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تورات از سوى علماى يهود ، به خاطر متاع اندك دنيا

انّ من اهل الكتب لمن . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

تمجيد خداوند از عالمان مؤمن اهل كتاب، به خاطر ايمان به قرآن و سوداگرى نكردن بر سر آيات الهى

2- آثار كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 86 - 3

3 - يهود و نصارا ، محروم از هدايت ، به جهت انكار آگاهانه حقانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) با وجود دلايل روشن بر آن

كيف يهدى اللّه قوماً . .. و اللّه لا يهدى القوم الظالمين

آيه در مورد اهل كتاب نازل شده و آنان با وجود شهادت قبلى بر حقّانيّت آن حضرت، منكر حقّانيت وى شدند. (روح المعانى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 1

1 - اهل كتاب ( علماى يهود ) مشمول لعن خداوند به جهت حقپوشى و همسويى با كفار عليه مسلمانان

الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 8،10

8 - كتمان كنندگان حقايق دينى ، به لعنت خدا و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

إن الذين يكتمون . .. أولئك يلعنهم اللّه

10 - علماى يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايق و معارف كتب آسمانى از رحمت خدا محروم شده و مورد لعن و نفرين لعنت كنندگان هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه و يلعنهم اللعنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 4

4 - كتمان حقايق دينى و معارف كتب آسمانى ، فسادانگيز است .

إلا الذين تابوا و أصلحوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 5

5 - عالمان اهل كتاب با كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى ، گمراه شدند و عذاب الهى را براى خويش كسب كردند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 16

16 - لجاجت در برابر حق و تكذيب آن ، موجب استحقاق لعن و نفرين خدا

فمن حاجّك . .. فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 13

13 - محروميت از هدايت الهى، نتيجه حق پوشى و مغالطه كارى خود انسان

و للبسنا عليهم ما يلبسون

تلبيس خداوند (للبسنا)، از نظر رتبه، پس از تلبيس خود آدمى (ما يلبسون) قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 5

5- سرپوش گذاشتن بر حق و مداومت بر آن ، پديد آورنده روحيه عناد و دشمنى عميق با ارزش ها *

كلّ كفّار عنيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه تقدم «كفّار» بر «عنيد»، اشاره به تقدم رتبى و علّى داشته باشد.

3- اجتناب از كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 2

2 - كتمان نكردن حقايق ، توصيه و سفارش خداوند به بنى اسرائيل

و لاتلبسوا . .. و تكتموا الحق

كتمان (مصدر تكتموا) به معناى مخفى كردن است. فعل «تكتموا» عطف بر «تلبسوا» مى باشد; يعنى: «و لاتكتموا»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 5

5 - صبر و نماز عوامل كارآمد براى موفق شدن در پرهيز از محرمات الهى ( كفر به قرآن ، دين فروشى ، كتمان حق و . . . )

و لاتكونوا أول كافر به . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 10

10 - ضرورت پرهيز از كتمان حقايق دينى

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

4- اصلاح مفاسد كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 3

3 - اصلاح مفاسدى كه بر اثر كتمان حقايق دين پديدار شده و نيز بيان آن حقايق ، از شرايط پذيرش توبه كتمان كنندگان است .

إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا فأولئك أتوب عليهم

5- اهل كتاب و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 4،8

4 - گروهى از اهل كتاب على رغم شناخت حقيقت ( پيامبرى رسول اكرم ) آن را كتمان مى كردند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

8 - گروهى از عالمان اهل كتاب على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ، آن را كتمان مى كردند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

جمله «و هم يعلمون» اشاره به اين معنا دارد كه كتمان كنندگان از عالمان دينى اهل كتاب بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 2

2 - انكار و پوشاندن آيات الهى توسط اهل كتاب ، وسيله اى براى گمراه كردن ديگران

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. لم تكفرون بايات اللّه

كفر، در لغت - چه همراه باء باشد و يا نباشد - به معناى انكار و پوشاندن است (القاموس المحيط. )

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 71 - 1،2

1 - آميختن آگاهانه حق به باطل و كتمان آن توسط علماى يهود و نصارا ، و نكوهش آنان از سوى خداوند

يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تكتمون الحق و انتم تعلمون

2 - علماى اهل كتاب با درآميختن حق به باطل و كتمان حق ، مردم را گمراه مى ساختند .

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 73 - 9

9 - توصيه علماى يهود به يكديگر ، بر مخفى كردن ادلّه رسالت پيامبر اسلام *

و لا تؤمنوا . .. ان يؤتى احد مثل ما اوتيتم

احتمالا مراد از «ما اوتيتم»، دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 5

5 - اهل كتاب ، منكر نشانه هاى روشن الهى در خانه خدا

اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 99 - 9

9 - مبارزه عالمان اهل كتاب با اسلام ، با علم و آگاهى به حقّانيّت آن

قل يا اهل الكتاب لم تصدّون عن سبيل اللّه . .. و انتم شهداء

مقصود از «سبيل اللّه»، اسلام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 1

1 - اهل كتاب ( علماى يهود ) مشمول لعن خداوند به جهت حقپوشى و همسويى با كفار عليه مسلمانان

الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 3،7

3 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، همواره بسيارى از حقايق تورات و انجيل را مخفى مى كردند .

مما كنتم تخفون من الكتب

با توجه به آيات پيشين، مراد از اهل كتاب هم يهوديان هستند و هم نصارا. بنابراين مقصود از «الكتب» تورات و انجيل خواهد بود.

7 - چشمپوشى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از افشا و بيان حقايق مخفى شده توسط اهل كتاب

يبين لكم . .. و يعفوا عن كثير

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «كثير»، به قرينه فراز پيشين، حقايق مخفى شده باشد. بنابراين عفو به معناى فاش نساختن و مسكوت گذاشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 6،7،12

6 - عناد و لجاجت اهل كتاب در مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در عين آگاهى كامل از حقانيت آن حضرت

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم . .. فهم لا يؤمنون

7 - اهل كتاب، مورد توبيخ خداوند به جهت كتمان حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان نياوردن به او

الذين ءاتينهم الكتب . .. الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

12 - كتمان كنندگان حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اهل كتاب، ايمان نخواهند آورد.

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. فهم لا يؤمنون

6- بنى اسرائيل و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 16

16 - وجود افراد غير مؤمن ( لجوج و ناباور ) ، در ميان بنى اسرائيل ، على رغم وجود نشانه روشن الهى بر زمامدارى طالوت

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

تعبير «ان كنتم مؤمنين» اشاره است به اينكه افرادى غيرمؤمن (ناباوران) در ميان بنى اسرائيل وجود داشته اند.

7- حرمت كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 8

8 - حرمت كتمان حقايق كتب آسمانى و وجوب اظهار معارف دينى

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 4

4 - كتمان حقايق دينى و ايجاد عواملى براى ناشناخته ماندن معارف الهى ، امر نكوهيده و حرام است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

8- سرزنش كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 4،5

4 - كتمان حقايق دينى و ايجاد عواملى براى ناشناخته ماندن معارف الهى ، امر نكوهيده و حرام است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

5 - كتمان حقايق دينى از سوى عالمان دين ، بسى نكوهيده تر و ناپسنديده تر است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند به منزله فعل لازم لحاظ شده و مفعولى براى آن در نظر نباشد. بر اين مبنا «و أنتم تعلمون»; يعنى، در حالى كه شما اهل علم و دانش هستيد - و از آنجايى كه حق پوشى از سوى همگان ناپسند است - جمله حاليه، دلالت بر اين معنا دارد كه: كتمان حقايق دينى از سوى عالمان ناپسنديده تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 15

15 - كتمان معارف و حقايق كتب آسمانى امرى نكوهيده است.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

9- ظلم كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 140 - 7

7 - ظالمترين مردم كسى است كه حقايق دينى و معارف الهى را كتمان كرده و از ارائه آنها به ديگران خوددارى كند .

و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه

«من اللّه» همانند «عنده» صفت براى «شهادة» است. بنابراين «شهادة عنده من اللّه»; يعنى، شهادتى كه در نزد اوست از ناحيه خدا دريافت كرده است. مقصود از شهادت كه از ناحيه خدا در اختيار انسان مى باشد، حقايق دينى و معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 5

5 - كتمان حقانيت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز تكذيب آيات الهى و از بزرگترين ظلمهاست.

الذين ءاتينهم الكتب . .. و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته

در آيه قبل سخن از تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و اين آيه در مقام هشدار به تكذيب كنندگان آن حضرت است. چرا كه وى مصداقى روشن براى آيات الهى است.

10- علماى اهل كتاب و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 140 - 14

14 - عالمان اهل كتاب ، مورد تهديد خداوند به خاطر كتمان حقايق آسمانى

و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه و ما اللّه بغفل عما تعملون

هدف از بيان آگاهى خدا و غفلت نداشتن از رفتار عالمان اهل كتاب، تهديد كردن آنان به كيفر و مجازات مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 19

19 - عالمان اهل كتاب ، حقانيت تغيير قبله را كتمان مى كردند .

إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 8

8 - گروهى از عالمان اهل كتاب على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ، آن را كتمان مى كردند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

جمله «و هم يعلمون» اشاره به اين معنا دارد كه كتمان كنندگان از عالمان دينى اهل كتاب بودند.

11- علماى دنيا طلب و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 2

2 - ناسازگارى حقايق كتاب هاى آسمانى با منافع عالمان دنياطلب ، وادار كننده آنان به كتمان آن حقايق

إن الذين يكتمون . .. و يشترون ... ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به «كتمان» - كه از جمله «يكتمون . ..» به دست مى آيد - داشته باشد. بر اين مبنا از يك سو حق ستيزى دليل كتمان معارف و احكام كتب آسمانى دانسته شده است (ذلك ]الكتمان[ بأن اللّه نزل الكتاب بالحق) و از سوى ديگر جمله «يشترون به ثمناً قليلا در آيه 174» رسيدن به منافع دنيوى را دليل و انگيزه كتمان معارف مى شمرد. نتيجه اين دو دليل اين است كه: حقايق كتابهاى آسمانى با منافع گروهى دنياطلب ناسازگار است و اين ناسازگارى مايه كتمان آن حقايق مى شود.

12- علماى دين و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 5

5 - كتمان حقايق دينى از سوى عالمان دين ، بسى نكوهيده تر و ناپسنديده تر است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند به منزله فعل لازم لحاظ شده و مفعولى براى آن در نظر نباشد. بر اين مبنا «و أنتم تعلمون»; يعنى، در حالى كه شما اهل علم و دانش هستيد - و از آنجايى كه حق پوشى از سوى همگان ناپسند است - جمله حاليه، دلالت بر اين معنا دارد كه: كتمان حقايق دينى از سوى عالمان ناپسنديده تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 12

12 - معتقدان به مكاتب الهى ، حتى عالمان دينى و دانايان به كتاب هاى آسمانى ، در خطر انحراف و حق پوشى هستند .

نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 9،11

9 - كتمان كنندگان مسايل دينى بويژه اگر از عالمان دين باشند ، سزاوار سرزنش و ملامتند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

لحن جمله «إن فريقاً . ..» گوياى ملامت و سرزنش كسانى است كه حقيقت را فهميده و آن را انكار مى كنند.

11 - عالمان اديان ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق هستند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

13- علماى مسيحيت و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 6،10

6 - عالمان يهود و نصارا در عصر بعثت ، شواهد و نشانه هاى حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام اسلام را كتمان مى كردند .

الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب

10 - علماى يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايق و معارف كتب آسمانى از رحمت خدا محروم شده و مورد لعن و نفرين لعنت كنندگان هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه و يلعنهم اللعنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 5

5 - حق ستيزى و حق پوشى علماى يهود و نصارا

إن الذين يكتمون . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

14- علماى يهود و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 12

12 - پيشوايان و عالمان يهود ، اعتراف به حقايق دينى و معارف الهى را ، در صورتى كه مخدوش كننده منافع قومى آنان گردد ، ناروا و برخاسته از بى خردى مى دانستند .

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 6،10

6 - عالمان يهود و نصارا در عصر بعثت ، شواهد و نشانه هاى حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام اسلام را كتمان مى كردند .

الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب

10 - علماى يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايق و معارف كتب آسمانى از رحمت خدا محروم شده و مورد لعن و نفرين لعنت كنندگان هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه و يلعنهم اللعنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 5

5 - حق ستيزى و حق پوشى علماى يهود و نصارا

إن الذين يكتمون . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 11،12،13،16

11 - عالمان يهود برخى از حقايق تورات را براى مردم بيان مى كردند و بسيارى از حقايق آن را از مردم پنهان مى ساختند.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

12 - عالمان يهود مانع دسترسى مردم به حقايق كتاب آسمانى خود (تورات) بودند.

هدى للناس تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

13 - تورات مشتمل بر حقايقى بوده، كه بيان آن به نفع و مصلحت عالمان يهود نبوده است.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

16 - عالمان يهود با پنهان كردن بسيارى از معارف تورات آن را تحريف كردند.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

كتمان بسيارى از نوشته هاى تورات از ديد و اطلاع مردم طبيعتاً منجر به فراموش شدن آن قسمتها مى شود و در نتيجه كتاب آسمانى به شكل ناقص در اختيار مردم قرار مى گيرد كه اين خود نوعى تحريف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 1

1 - اهل كتاب ( علماى يهود ) مشمول لعن خداوند به جهت حقپوشى و همسويى با كفار عليه مسلمانان

الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 25

25 - خداوند ، بر حذر دارنده عالمان يهود از كتمان حقايق تورات

و كانوا عليه شهداء فلاتخشوا الناس

برداشت فوق بر اين مبناست كه متعلق «فلاتخشوا . ..» مضمونى باشد كه از «كانوا عليه شهداء» به دست مى آيد. يعنى در اظهار آنچه در تورات است، از مردم نترسيد.

15- عوامل كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 3

3 - كتمان حقيقت ، هدف يهود و نصارا از آميختن حق و باطل

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

تكرار نكردن «لا»ى ناهيه در «تكتموا» به اين معنا اشاره دارد كه: هدف يهود و نصارا در آميختن حق به باطل، مخفى نگاه داشتن حق بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 2

2 - ناسازگارى حقايق كتاب هاى آسمانى با منافع عالمان دنياطلب ، وادار كننده آنان به كتمان آن حقايق

إن الذين يكتمون . .. و يشترون ... ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به «كتمان» - كه از جمله «يكتمون . ..» به دست مى آيد - داشته باشد. بر اين مبنا از يك سو حق ستيزى دليل كتمان معارف و احكام كتب آسمانى دانسته شده است (ذلك ]الكتمان[ بأن اللّه نزل الكتاب بالحق) و از سوى ديگر جمله «يشترون به ثمناً قليلا در آيه 174» رسيدن به منافع دنيوى را دليل و انگيزه كتمان معارف مى شمرد. نتيجه اين دو دليل اين است كه: حقايق كتابهاى آسمانى با منافع گروهى دنياطلب ناسازگار است و اين ناسازگارى مايه كتمان آن حقايق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 42

42 - ترس از مردم و مال پرستى ، عامل كفرپيشگى و كتمان حقايق آسمانى

فلاتخشوا الناس . .. و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 118 - 9

9- اختلاف انسان ها در دين ، مايه پوشيده شدن حقيقت بر عموم آنان مى شود .

و لايزالون مختلفين

چون «إلاّ من رحم» در آيه بعد استثنا از «لايزالون مختلفين» است معلوم مى شود همه اختلاف كنندگان در دين - جز كسى كه مورد رحمت الهى قرار گيرد - بر طريق ناصوابند بنابراين اختلاف در دين باعث مى شود كه حق بر همه گروهها پوشيده بماند و همگان بيراهه بروند.

16- كافران و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 8،11

8 - پشيمانى و تأسف شديد كافران در قيامت از كتمان كردن حقايق در دنيا

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

بنابر اينكه «لا يكتمون» عطف بر جمله «تسوّى» باشد.

11 - شرمسارى و پشيمانى كافران در قيامت ، از كتمان حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

مصداق مورد نظر از كتمان حديث در آيه شريفه، به دليل «كفروا و عصوا الرسول»، كتمان حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 11

11 - كافران به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حق پوش و مغالطه كارند.

و للبسنا عليهم ما يلبسون

«يلبسون»، فعل مضارع و بيانگر استمرار تلبيس كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 5

5 - خوددارى كافران از اعتراف به مالكيت مطلق خداوند، على رغم آگاهى بدان

قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5

5 - تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

17- كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 4

4 - كتمان محتواى كتاب هاى آسمانى ، كتمان حق است و كتمان كنندگان مردمى حق ستيزند .

ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 71 - 1،2

1 - آميختن آگاهانه حق به باطل و كتمان آن توسط علماى يهود و نصارا ، و نكوهش آنان از سوى خداوند

يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تكتمون الحق و انتم تعلمون

2 - علماى اهل كتاب با درآميختن حق به باطل و كتمان حق ، مردم را گمراه مى ساختند .

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 22 - 1

1 - انسان هاى حق ناشنوا و خاموش از بيان معارف حق و فاقدان فهم حقايق دينى ، بدترين جنبندگان در پيشگاه خداوند

إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم الذين لايعقلون

كلمات «الصم» و «البكم» به ترتيب جمع «الاصم = كر» و «الابكم = لال» است. «الذين لايعقلون» خبر سوم براى «إن» مى باشد. قابل ذكر است كه صفت بودن آن براى «الصم» و «البكم» نيز محتمل است.

18- كتمان حق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 40

40- كشف ماجراى اصحاب كهف ، عامل تقويت موضع موحّدان و معتقدان به معاد بود .

إذ يتنزعون . .. قال الذين غلبوا على أمرهم

در بيان آنچه مورد نزاع و اختلاف مردم بود، دو احتمال بيان شد: اگر «إذ يتنازعون. ..» نظر به اختلاف آنان در باره معاد داشته باشد، «الذين غلبوا...» آن دسته از مردم خواهند بود كه معاد را پذيرا بودند و با بيدارى اصحاب كهف، به دليلى محكم و ملموس، در برابر خصم خود، دست يافته بودند.

19- كتمان حق مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 2

2- حق پوشى ، كارشكنى در طريق دين و پيامبرستيزى ، ويژگى مشركان عصر نزول

إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه و شاقّوا الرسول

20- كيفر كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 87 - 6

6 - كسانى از يهود و نصارا كه آگاهانه نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نمودند ، گرفتار لعنت خدا و فرشتگان و مردم هستند .

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم ... و النّاس اجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 10،13

10 - واهى بودن پندار نجات عالمان اهل كتاب از عذاب الهى ، با وجود عملكرد ناشايست آنان ( كتمان حقايق و . . . )

لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب

كلمه «مفازة»، مصدر ميمى و به معناى خلاص و نجات يافتن است.

13 - عذابى دردناك در انتظار عالمان اهل كتاب به جهت كتمان حقايق و انتظار چاپلوسى و ستايش بيجا

لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 3

3 - كسانى كه حقانيّت اسلام را مى پوشانند و راه شرك را بهتر از آن مى نمايانند ، مورد لعن الهى هستند .

الم تر الى الذين . .. يقولون هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلا. اولئك الّذين لعنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 26

26 - فرجام كتمان كنندگان احكام خداوند ، فرجامى هراس انگيز

و اخشون

21- گناه كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 11

11 - عالمان اديان ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق هستند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 7

7 - كتمان حقايق دينى و معارف كتب آسمانى از گناهان بزرگ است .

خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

دورى هميشگى كتمان كنندگان حقايق از رحمت خدا و نيز ابتلاى آنان به عذابى تخفيف ناپذير، حكايت از بزرگى گناه آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 8

8 - عالمان دينى ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى و احكام الهى هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب

22- مسيحيان و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 3

3 - كتمان حقيقت ، هدف يهود و نصارا از آميختن حق و باطل

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

تكرار نكردن «لا»ى ناهيه در «تكتموا» به اين معنا اشاره دارد كه: هدف يهود و نصارا در آميختن حق به باطل، مخفى نگاه داشتن حق بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 140 - 9،10

9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .

أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه

از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.

10 - يهود و نصارا ، حقيقتى را كه بايد به آن شهادت مى دادند ، كتمان كرده و از ارائه آن خوددارى نمودند .

و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 3

3 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، همواره بسيارى از حقايق تورات و انجيل را مخفى مى كردند .

مما كنتم تخفون من الكتب

با توجه به آيات پيشين، مراد از اهل كتاب هم يهوديان هستند و هم نصارا. بنابراين مقصود از «الكتب» تورات و انجيل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 7

7 - تبيين حقايق و معارف كتمان شده به دست يهود و نصارا ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قد جاءكم رسولنا يبين

بنابر اينكه مفعول حذف شده از «يبين»، به قرينه آيه پانزدهم، حقايقى باشد كه علماى اهل كتاب آنها را مخفى مى داشتند.

23- مشركان و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 3

3 - مشركان، على رغم گواهى ضميرشان بر حقانيت توحيد و معاد، آن را پنهان مى كنند.

بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از «ما يخفون»، به قرينه آيات پيشين، حقايق ايمانى، از قبيل توحيد و معاد، است كه مشركان آن را در ضمير خويش پنهان مى ساختند.

24- موانع كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 189 - 3

3 - توجّه به مالكيّت و فرمانروايى مطلق خداوند ، زمينه پرهيز از شكستن ميثاق ، كتمان حقايق ، دين فروشى و خودپسندى

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه . .. و لا تكتمونه ... و اشتروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 5

5 - باور به يگانگى خدا ونبود معبودى جز او ، بازدارنده آدمى از كتمان معارف الهى و حقايق كتاب هاى آسمانى است . *

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. و إلهكم إله وحد لا إله إلا هو

برداشت فوق و نيز برداشتهاى بعدى، بيانگر وجه ارتباط ميان آيه مورد بحث و آيات پيشين است.

25- يهود صدر اسلام و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 7

7 - يهوديان عصر بعثت در تلاش براى كتمان حقانيت اسلام و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم

26- يهود و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 17

17 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه : « انه قال كان قوم من اليهود ليسوا من المعاندين المتواطئين إذا لقوا المسلمين حدثوهم بما فى التوراة من صفة محمد (صلی الله علیه و آله) فنهاهم كبرائهم عن ذلك ، و قالوا : لا تخبروهم بما فى التوراة ، من صفة محمد (صلی الله علیه و آله) فيحاجوكم به عند ربكم فنزلت هذه الآية ;

گروهى از يهود - كه كينه اى به مسلمانان نداشتند - هنگامى كه با مسلمانان روبرو مى شدند از اوصاف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه در تورات آمده بود سخن مى گفتند; بزرگان يهود با خبر شده و آنها را نهى كردند و گفتند: از صفات محمد ]ص[ - كه در تورات آمده - مسلمانان را مطلع نسازيد كه به وسيله آن با شما در نزد پروردگارتان استدلال و احتجاج خواهند نمود، پس آيه فوق نازل گشت. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 140 - 9،10

9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .

أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه

از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.

10 - يهود و نصارا ، حقيقتى را كه بايد به آن شهادت مى دادند ، كتمان كرده و از ارائه آن خوددارى نمودند .

و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 73 - 9

9 - توصيه علماى يهود به يكديگر ، بر مخفى كردن ادلّه رسالت پيامبر اسلام *

و لا تؤمنوا . .. ان يؤتى احد مثل ما اوتيتم

احتمالا مراد از «ما اوتيتم»، دلايل رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 4

4 - عالمان يهود ، داراى اهداف دنيوى در كتمان و تحريف عهد خدا ( حقايق مربوط به پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم

با توجّه به شأن نزول، مقصود از «عهد اللّه»، حقايق مربوط به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در تورات است كه به دست عالمان يهود تحريف گشته.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 9

9 - پنهان كردن تورات ، توسط يهوديان *

قل فاْتوا بالتورية فاتلوها

دعوت به آوردن تورات و تلاوت آن، اين را گوشزد مى كند كه آنها تورات را از دسترس مردم خارج كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 3

3 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، همواره بسيارى از حقايق تورات و انجيل را مخفى مى كردند .

مما كنتم تخفون من الكتب

با توجه به آيات پيشين، مراد از اهل كتاب هم يهوديان هستند و هم نصارا. بنابراين مقصود از «الكتب» تورات و انجيل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 7

7 - تبيين حقايق و معارف كتمان شده به دست يهود و نصارا ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قد جاءكم رسولنا يبين

بنابر اينكه مفعول حذف شده از «يبين»، به قرينه آيه پانزدهم، حقايقى باشد كه علماى اهل كتاب آنها را مخفى مى داشتند.

4- كرامت

1- آثار ذكر كرامت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 70 - 3

3- توجه انسان به مقام و كرامت الهى خويش ، مستلزم پرهيز از ناسپاسى خداوند است .

فيغرقكم بما كفرتم . .. و لقد كرّمنا بنى ءادم

يادآورى كرامت انسانها پس از ذكر ماجراى كسانى كه پس از رهايى از خطر مرگ به كفران نعمتهاى الهى روى آوردند; مى تواند مذمتى باشد براى آنان و نيز به انسانها توجه بدهد كه كرامت انسانى مستلزم اجتناب از كفران است.

2- آثار ذكر كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 3

3 - توجّه به بزرگوارى و شرافت برتر خداوند ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ و ربّك الأكرم

3- آثار كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 8

8 - خداوند ، به دليل رفتار مدبرانه و كريمانه با انسان ، سزاوار اطاعت و ترك گستاخى و بى پروايى در برابر او است .

ما غرّك بربّك الكريم

4- ادعاى كرامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 15 - 6

6 - انسان ها ، هنگام برخوردارى از نعمت و رفاه ، خود را نزد خداوند ، عزّت مند و با كرامت مى پندارند .

فأمّا الإنسن إذا . .. نعّمه فيقول ربّى أكرمن

اكرام در فعل هاى «أكرمه» و «أكرمن»، به يك معنا نيست; زيرا لحن آيه شريفه گوينده «ربّى أكرمن» را نكوهش كرده; با آن كه اكرام را در «أكرمه» پذيرفته است. بنابراين در «أكرمه» مراد «رساندن نفع بدون خوارى و ذلت» است - كه در «مفردات راغب» از معانى اكرام شمرده شده - و در «أكرمن» مقصود «با عظمت شمردن و بى عيب دانستن» است كه در «قاموس» آمده است.

5- اهميت كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 29 - 1

1 - نياز خواهى پيوسته خلايق ، از پروردگار مقتدر و كرامت مند جهان هستى

ذو الجلل و الإكرام . .. يسله من فى السموت و الأرض

6- ذكر كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 2،3

2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق

و يبقى وجه ربّك ذو الجلل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.

3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به ناپايدارى زندگى دنيايى و اقتدار و كرامت جاودان پروردگار هستى

كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

پرسش سرزنش آميز آيه شريفه، در مورد نعمت هاى انكارناپذير، درصدد توجه دادن انسان به نعمت هايى است كه در آيات پيشين مطرح شده است (از جمله ناپايدارى دنيا و بقاى اقتدار خداوند).

7- زمينه كرامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 11

11- دستيابى به مقام عبوديت و كرامت ، در پرتو تسليم محض در برابر خداوند است .

مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 27 - 6

6 - ايمان و دفاع از دين تا مرز شهادت و ايثار ، موجب غفران الهى و رسيدن به عزت و كرامت در پيشگاه خدا است .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. إنّى ءامنت بربّكم فاسمعون . قيل ادخل الجنّة ... ب

8- عوامل كرامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 9

9- عبوديت ، عامل دستيابى به مقام كرامت و قرب الهى است .

بل عباد مكرمون

9- عوامل كرامت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 18

18 - ملاك قرار گرفتن تقوا ، به عنوان يگانه عامل كرامت انسان ها ، متكى بر علم و كاردانى خداوند است .

إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم إنّ اللّه عليم خبير

10- فاقدان كرامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 7

7- پيروان ابليس ، فاقد كرامت و امتياز انسانى و قرار گرفته در جرگه حيوانات *

و استفزز من استطعت منهم بصوتك

«صوت» به معناى صدا و نغمه بى معناست و معمولاً آن را در تحريك حيوانات استفاده مى كنند. بنابراين تحريك شيطان با صوت، در واقع به منزله حيوان تلقى كردن پيروان خويش است.

11- كرامت اخروى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 11

11 - مؤمنان موحد ، در صحنه قيامت داراى كرامت و برخوردار از اختيار

أفمن يلقى . .. أم من يأتى

تقابل فعل معلوم «يأتى» با فعل مجهول «يلقى»، افاده مى كند كه حركت مؤمنان يكتاپرست در قيامت، جبرى و ناخواسته

نيست. برخلاف منحرفان از آيات الهى كه آنان حقير و مجبوراند.

12- كرامت اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 11

11 - مؤمنان موحد ، در صحنه قيامت داراى كرامت و برخوردار از اختيار

أفمن يلقى . .. أم من يأتى

تقابل فعل معلوم «يأتى» با فعل مجهول «يلقى»، افاده مى كند كه حركت مؤمنان يكتاپرست در قيامت، جبرى و ناخواسته نيست. برخلاف منحرفان از آيات الهى كه آنان حقير و مجبوراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 5

5 - جايگاه مؤمنان در آخرت ، نشانه عزّت و كرامت آنان و جايگاه كافران ، پست و ذلّت آفرين است .

هم أصحب المشئمة

راست و چپ، كنايه از عظمت و پستى جايگاه است; زيرا در جوامع انسانى، مرسوم است كه سمت راست، نشانه كرامت و سمت چپ رمز شوم بودن است; وگرنه راست و چپ حقيقى، وابسته به اعتبارات و با در نظر گرفتن مركزيتى خاص است كه در اين آيات، از آن سخنى به ميان نيامده است.

13- كرامت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 192 - 5

5 - خردمندان ، خواستار كرامت انسانى و گريزان از خذلان و خوارى

لاولى الالباب . .. ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته

خردمندان از آن جهت خواهان دورى از آتشند كه ورود در آتش را حاكى از خوارى و خفّت خويش در پيشگاه خداوند مى دانند و اين معنا كاشف از كرامتخواهى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 22 - 3

3 - حق شنوايى و بيان حقايق و معارف دين و درك آنها ، از ملاك هاى ارزش و كرامت آدمى در پيشگاه خداوند

إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم الذين لايعقلون

كلمه «دواب»، به معناى بهائم و يا جنبندگان، براى اشاره به اين است كه توصيف شدگان به منزله حيوانات هستند و ارزش نام انسان را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 15

15- انسان ، بهره مند از لطف خاص خداوند و برخوردار از كرامت و مقام ويژه در جهان

و الله جعل لكم من بيوتكم . .. و جعل لكم من الجبال ... لعلّكم تسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 16

16 - آگاهى خداوند ، به ميزان تقوا و كرامت انسان ها

إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم إنّ اللّه عليم خبير

با توجّه به ارتباط «إنّ اللّه. ..» با «إنّ أكرمكم...»، برداشت بالا به دست مى آيد.

14- كرامت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 5،7

5 - بندگان خالص خدا ، به وقت روبه رو شدن با رفتار و گفتار لغو و بيهوده ، با بزرگوارى و متانت از آن مى گذرند .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

7 - بندگان خالص خدا ، مردمى بزرگوار و متين

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

15- كرامت جبرئيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 4

4 - جبرئيل ، داراى ويژگى ها و رفتارى پسنديده و فرستاده اى بزرگوار براى ابلاغ قرآن

رسول كريم

«كرم» واژه اى است كه در مورد زيبايى هاى والا و كارهاى پسنديده كاربرد دارد. (مفردات راغب)

16- كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 27 - 2،5

2 - فناى زمينيان ، بى تأثير در ساحت اقتدار ، شكوه ، كرامت و بزرگوارى جاودان پروردگار

كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ذو الجلل و الإكرام

گفتنى است كه قدرت، اقتدار و شكوه فرمانروايان، به وجود رعيت و فرمانبران ايشان وابسته است; اما اين آيه چنين وابستگى را از ذات پروردگار نفى مى كند.

5 - جلال و شكوه خداوند ، آميخته با كرم و بزرگوارى او

ذو الجلل و الإكرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 10

10 - جلال و شكوه خداوند ، آميخته با كرم و بزرگوارى او است .

تبرك اسم ربّك ذى الجلل و الإكرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 7

7 - خداوند ، بخشنده و بخشايشگر و جامع هرگونه شرافت و فضيلت است .

بربّك الكريم

كريم (در اوصاف خداوند); يعنى، داراى جود و عطاى بى پايان و جامع انواع خير و شرف و فضل (نهايه ابن اثير). برخى آن را به معناى «صفوح» (كسى كه از خطاى ديگران بسيار چشم پوشى مى كند) مى دانند. (مقاييس اللغة)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 2

2 - خداوند ، شريف ترين و احسان كننده ترين موجودات است .

و ربّك الأكرم

هر چيزى كه در باب خود شريف باشد، به او «كريم» گفته مى شود و زمانى كه «كَرَم»، وصف خداوند قرار گيرد، نام احسان و انعام فراوان او خواهد بود. برخى از دانشمندان گفته اند: كرم تنها در مورد نيكويى هاى بزرگ به كار مى رود. (مفردات)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 8

8 - توانا ساختن انسان بر خواندن و نوشتن و آموختن علوم به او ، برخاسته از كرم والاى خداوند است .

و ربّك الأكرم . الذى علّم بالقلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 4

4 - افراط در گناه و طغيان گرى ، در كنار بهره بردن از نعمت ها و كرم الهى ، دور از انتظار و امرى ناشايسته است .

كلاّ إنّ الإنسن ليطغى

مى توان گفت: حرف «كلاّ» ناظر به جمله هاى بعد است; نه آيه هاى قبل، زيرا زمان نزول آنها با زمان نزول اين آيه و آيات پس از آن، فاصله زيادى داشته است. در اين صورت مفاد «كلاّ»، باز داشتن انسان از طغيان و ساير كارهايى است كه تا «كلاّ لئن لم تنته ...» آمده است. در نتيجه حرف «كلاّ» در آن آيه نيز، تأكيد اين كلمه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 7 - 6

6 - گرفتارى به طغيان ، براى كسانى كه در سايه كرم خداوند و به كمك علوم خدادادى ، به ثروت رسيده و خود را بى نياز مى بينند ، خلاف انتظار و واكنشى ناشايست در برابر نعمت هاى الهى است .

الأكرم . الذى علّم ... كلاّ إنّ الإنسن ليطغى . أن رءاه استغنى

17- كرامت كاتبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 1

1 - نويسندگان قرآن در صفحه هاى پاكيزه و با عظمت ، شخصيت هايى بزرگوار و داراى ارزش و احترام در پيشگاه خداوند

بأيدى سفرة . كرام

18- كرامت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار عفو كريمانه و گذشت شايسته از كافران و مشركان و ناديده گرفتن اذيت و آزار آنان بود .

فاصفح الصفح الجميل

«صفح» به معناى عفو بدون ملامت كردن و به رخ كشيدن است كه از آن مى توان گذشت كريمانه و بزرگوارانه برداشت كرد.

19- كرامت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 24

24 - كرامت مريم ( س ) ، و ظهور امور خارق العاده براى وى

وجد عندها رزقاً . .. قالت هو من عنداللّه

20- كرامت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 7

7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .

بل عباد مكرمون

21- كرامت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 5

5- موسى ( ع ) ، پيامبرى با كرامت و ارجمند در پيشگاه خداوند

و جاءهم رسول كريم

22- كرامت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 152 - 4

4 - كسانى كه به تمامى پيامبران الهى ايمان دارند ، از مقام و كرامتى والا ، برخوردارند .

و الذين ءامنوا باللّه و رسله و لم يفرقوا بين أحد منهم أولئك

اشاره به مؤمنان با كلمه «أولئك»، حكايت از مقام رفيع آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 3

3 - كرامت و مقام والاى مؤمنان در پيشگاه خداوند

يأيها الذين ءامنوا

خطاب مستقيم خداوند، نشانه كرامت مخاطبان است.

23- كرامت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 25

25- سيماى يوسف ( ع ) ، نمايانگر بزرگوارى و كرامت والاى او بود .

إن هذا إلاّ ملك كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 13

13- يوسف ( ع ) شخصيتى با عظمت ، بزرگوار و در اوج كرامت و آزادگى

قال الملك ائتونى به . .. فسئله ما بال النسوة الّ-تى قطعن أيديهنّ

24- مشمولان كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 5

5 - القاى وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانمند ساختن او بر قرائت قرآن ، احسان و كرم خداوند به آن حضرت است .

اقرأ و ربّك الأكرم

25- منشأ كرامت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 9

9- شرافت و كرامت انسان ، به روح الهى اوست .

إنى خلق بشرًا من صلصل . .. فإذا ... نفخت فيه من روحى

خداوند، در توصيف مايه جسمانى انسان، آن را گِلى بد بو و متغير ذكر كرد و در القاى روح به او، روح را به خود نسبت داد و چنين نسبتى، حاكى از نكته فوق است.

26- نشانه هاى كرامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 8

8 - گذر از گفتار و كردار لغو و بيهوده و پرهيز از حضور در اين گونه مجالس ، نشان كرامت و بزرگوارى انسان است .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

27- نشانه هاى كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 7 - 5

5 - آفرينش انسان و هماهنگ ساختن اجزاى او ، جلوه كرم خداوند است .

بربّك الكريم . الذى خلقك فسوّيك فعدلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 8 - 5

5 - هيئت و سيماى هر انسان ، جلوه گاه كرم و ربوبيت الهى است .

بربّك الكريم . .. فى أىّ صورة ما شاء ركّبك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 5 - 4

4 - ر ها ساختن انسان از جهل ، جلوه كرم والاى خداوند است .

و ربّك الأكرم. الّذى ... علّم الإنسن ما لم يعلم

28- نعمت كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 2

2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق

و يبقى وجه ربّك ذو الجلل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.

29- كرامت خدا

آثار ذكر كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 3

3 - توجّه به بزرگوارى و شرافت برتر خداوند ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .

اقرأ و ربّك الأكرم

30- آثار كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 8

8 - خداوند ، به دليل رفتار مدبرانه و كريمانه با انسان ، سزاوار اطاعت و ترك گستاخى و بى پروايى در برابر او است .

ما غرّك بربّك الكريم

31- اهميت كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 29 - 1

1 - نياز خواهى پيوسته خلايق ، از پروردگار مقتدر و كرامت مند جهان هستى

ذو الجلل و الإكرام . .. يسله من فى السموت و الأرض

32- ذكر كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 2،3

2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق

و يبقى وجه ربّك ذو الجلل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.

3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به ناپايدارى زندگى دنيايى و اقتدار و كرامت جاودان پروردگار هستى

كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ... فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

پرسش سرزنش آميز آيه شريفه، در مورد نعمت هاى انكارناپذير، درصدد توجه دادن انسان به نعمت هايى است كه در آيات پيشين مطرح شده است (از جمله ناپايدارى دنيا و بقاى اقتدار خداوند).

33- كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 27 - 2،5

2 - فناى زمينيان ، بى تأثير در ساحت اقتدار ، شكوه ، كرامت و بزرگوارى جاودان پروردگار

كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك ذو الجلل و الإكرام

گفتنى است كه قدرت، اقتدار و شكوه فرمانروايان، به وجود رعيت و فرمانبران ايشان وابسته است; اما اين آيه چنين وابستگى را از ذات پروردگار نفى مى كند.

5 - جلال و شكوه خداوند ، آميخته با كرم و بزرگوارى او

ذو الجلل و الإكرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 10

10 - جلال و شكوه خداوند ، آميخته با كرم و بزرگوارى او است .

تبرك اسم ربّك ذى الجلل و الإكرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 7

7 - خداوند ، بخشنده و بخشايشگر و جامع هرگونه شرافت و فضيلت است .

بربّك الكريم

كريم (در اوصاف خداوند); يعنى، داراى جود و عطاى بى پايان و جامع انواع خير و شرف و فضل (نهايه ابن اثير). برخى آن را به معناى «صفوح» (كسى كه از خطاى ديگران بسيار چشم پوشى مى كند) مى دانند. (مقاييس اللغة)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 2

2 - خداوند ، شريف ترين و احسان كننده ترين موجودات است .

و ربّك الأكرم

هر چيزى كه در باب خود شريف باشد، به او «كريم» گفته مى شود و زمانى كه «كَرَم»، وصف خداوند قرار گيرد، نام احسان و انعام فراوان او خواهد بود. برخى از دانشمندان گفته اند: كرم تنها در مورد نيكويى هاى بزرگ به كار مى رود. (مفردات)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 8

8 - توانا ساختن انسان بر خواندن و نوشتن و آموختن علوم به او ، برخاسته از كرم والاى خداوند است .

و ربّك الأكرم . الذى علّم بالقلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 4

4 - افراط در گناه و طغيان گرى ، در كنار بهره بردن از نعمت ها و كرم الهى ، دور از انتظار و امرى ناشايسته است .

كلاّ إنّ الإنسن ليطغى

مى توان گفت: حرف «كلاّ» ناظر به جمله هاى بعد است; نه آيه هاى قبل، زيرا زمان نزول آنها با زمان نزول اين آيه و آيات پس از آن، فاصله زيادى داشته است. در اين صورت مفاد «كلاّ»، باز داشتن انسان از طغيان و ساير كارهايى است كه تا «كلاّ لئن لم تنته ...» آمده است. در نتيجه حرف «كلاّ» در آن آيه نيز، تأكيد اين كلمه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 7 - 6

6 - گرفتارى به طغيان ، براى كسانى كه در سايه كرم خداوند و به كمك علوم خدادادى ، به ثروت رسيده و خود را بى نياز مى بينند ، خلاف انتظار و واكنشى ناشايست در برابر نعمت هاى الهى است .

الأكرم . الذى علّم ... كلاّ إنّ الإنسن ليطغى . أن رءاه استغنى

34- مشمولان كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 3 - 5

5 - القاى وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانمند ساختن او بر قرائت قرآن ، احسان و كرم خداوند به آن حضرت است .

اقرأ و ربّك الأكرم

35- نشانه هاى كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 7 - 5

5 - آفرينش انسان و هماهنگ ساختن اجزاى او ، جلوه كرم خداوند است .

بربّك الكريم . الذى خلقك فسوّيك فعدلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 8 - 5

5 - هيئت و سيماى هر انسان ، جلوه گاه كرم و ربوبيت الهى است .

بربّك الكريم . .. فى أىّ صورة ما شاء ركّبك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 5 - 4

4 - ر ها ساختن انسان از جهل ، جلوه كرم والاى خداوند است .

و ربّك الأكرم. الّذى ... علّم الإنسن ما لم يعلم

36- نعمت كرامت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 2

2 - اقتدار و كرامت زوال ناپذير خداوند ، نعمتى شايان توجه براى خلق

و يبقى وجه ربّك ذو الجلل و الإكرام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به اين كه فناى زمينيان، فناى مطلق و ابدى نيست و آنان پس از مرگ همچنان نيازمند و وابسته به فيض خداوند مى باشند، اقتدار و كرامت جاودان خدا نويد و نعمتى براى آنان است.

كرامات

37- كرامات غير انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 7

7- تحقق كرامات و امور خارق العاده ، اختصاص به پيامبران ندارد .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

38- كرامات مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 6،7

6- حضرت مريم ( س ) مورد عنايت ويژه خداوند و داراى كرامت بود .

و هزّى إليك . .. تسقط

7 - به بار نشستن فورى درخت خرما و نيرومندى مريم ( س ) براى تكان دادن آن ، از كرامات او بود .

و هزّى إليك . .. تسقط

39- كرامات يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 3،4

3- يعقوب ( ع ) هم زمان با حركت فرزندانش از مصر ، يافته خويش ( شنيدن بوى يوسف ) را براى اطرافيانش ابراز كرد .

و لما فصلت العير قال أبوهم إنى لأجد ريح يوسف

4- شامّه معجزه آساى يعقوب ( ع ) و كرامت او در شنيدن بوى يوسف ( ع ) از راه بسيار دور

و لما فصلت العير قال أبوهم إنى لأجد ريح يوسف

40- كرامات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 93 - 7

7- بينا شدن يعقوب ( ع ) به وسيله پيراهن يوسف ( ع ) ، كرامتى از يوسف

فألقوه على وجه أبى يأت بصيرًا

فعل «يأت» جواب امر «فألقوه» است و لذا با حرف شرطى مقدر مجزوم شده است. تقدير كلام چنين مى باشد: «إن تلقوه على وجه أبى يأت بصيراً». اين معنا گوياى تأثير پيراهن يوسف(ع) در بينا شدن چشم يعقوب(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 4،8

4- چشمان يعقوب ( ع ) بلافاصله پس از قرار گرفتن پيراهن يوسف ( ع ) بر آن ، فروغ گرفت و بيناييش بازگشت .

ألقيه على وجهه فارتد بصيرًا

«ارتداد» (مصدر ارتد) به معناى بازگشتن چيزى و يا حالتى به صورت و حالت سابق خود است. حرف «فاء» در جمله «فارتد ...» حاكى از دو معناست:1- ترتّب و سببيّت ميان افكندن پيراهن و بينا شدن يعقوب(ع)، 2- نبود فاصله و تراخى ميان آن دو.

8- ظهور كرامت و معجزه يوسف ( ع ) با شفا يافتن چشمان بى فروغ يعقوب ( ع ) به وسيله پيراهن او

ألقيه على وجهه فارتد بصيرًا

5- كري

1- كرى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 6

6- گمراهان ، در قيامت به صورت خزندگانى فاقد هرگونه شنوايى ، بينايى و نطق محشور خواهند شد .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

2- كرى بت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 2

2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 3

3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها

و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون

3- كرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 8

8 - پندار مصونيت از امتحان و عذاب الهى ، از ميان برنده حق شنوى و بصيرت دينى بنى اسرائيل

فعموا و صموا

4- كرى بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 6

6- بيماردلان گريزان از جهاد و فسادانگيز و قطع كننده رحم ، مردمى كر و كور در برابر حق

أولئك الذين . .. فأصمّهم و أعمى أبصرهم

5- كرى تاركان جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 6

6- بيماردلان گريزان از جهاد و فسادانگيز و قطع كننده رحم ، مردمى كر و كور در برابر حق

أولئك الذين . .. فأصمّهم و أعمى أبصرهم

6- كرى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 2

2 - حق گريزان ، انسان هايى هستند همانند مردگان كَر

فإنّك لاتسمع الموتى و لاتسمع الصمّ الدعاء إذا ولّوا مدبرين

«فاء» در «فإنّك» فصيحه است و بر كلام مقدرى دلالت مى كند كه مى تواند چنين باشد: «حال كه آنان، كفر را بر ايمان برگزيده اند، مانند مردگان اند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 22 - 2

2 - آنان كه حقايق دينى را ناشنيده گيرند ، كرند و آنان كه حقايق دينى را بازگو نكنند ، لالند و آنان كه معارف الهى را درك نكنند ، فاقد عقلند .

إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم الذين لايعقلون

7- كرى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1،4

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم

8- كرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 4

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

9- كرى مرتدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

10- كرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 3

3- محروميت مشركان از شنوايى در جهنم

و هم فيها لايسمعون

11- كرى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 1

1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم

12- كرى مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11،13

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون » . . . قال : لم يعتبهم بما صنع قلوبهم و لكن يعاتبهم بما صنعوا . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون» فرمود: خداوند آنان را براى آنچه قلبهايشان انجام داده نكوهش نكرده; بلكه براى آنچه خود، انجام داده اند نكوهش كرده است . ..».

13- كرى مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 6

6- بيماردلان گريزان از جهاد و فسادانگيز و قطع كننده رحم ، مردمى كر و كور در برابر حق

أولئك الذين . .. فأصمّهم و أعمى أبصرهم

14- كرى مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1،13

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «الذين كذبوا باياتنا صم و بكم» يقول: «صم» عن الهدى و «بكم» لايتكلمون بخير «فى

الظلمات» يعنى ظلمات الكفر . .. .

از امام باقر(ع) درباره آيه «الذين كذبوا باياتنا . ..» روايت شده است: تكذيب كنندگان آيات الهى «كرانند» از (شنيدن آيات) هدايت، «لالند» از سخن خير گفتن، «در تاريكيها قرار دارند» يعنى تاريكيهاى كفر ... .

15- كرى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 1،2

1 - خداوند قلب منكران قرآن را از فهميدن معارف دين و گوش آنان را از شنيدن حقايق دينى ، بازداشته است .

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم

«ختم» به معناى بستن درب چيزى با گل و مانند آن و به اصطلاح لاك و مهر كردن، است. بسته شدن قلب، كنايه از درك نكردن و نفهميدن است. و «على سمعهم» مى تواند عطف بر «على قلوبهم» باشد و نيز مى تواند خبر براى «غشاوة» باشد. در برداشت فوق، احتمال اول لحاظ شده است.

2 - بر گوش و چشم منكران آن ، حجابى است كه آنان را از شنيدن و ديدن حقايق دين ، ناتوان ساخته است .

و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

«غشاوة» به معناى پرده و مانند آن است. در برداشت فوق «على سمعهم» خبر براى «غشاوة» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 2

2 - تصريح منكران قرآن ، به نفوذناپذيرى قلب و گوش آنان در برابر وحى

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. و فى ءاذاننا وقر

16- كرى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 16

16 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « كأنّهم خشب مسنّدة » يقول : لايسمعون و لايعقلون ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «كأنّهم خشب مسنّدة» روايت شده مقصود خداوند [از اين تشبيه ]اين است كه آنان نه گوش شنوا دارند و نه تعقل مى كنند».

17- كرى هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 12

12 - پرستشگران هواى نفس - براساس سنت الهى - ناشنوا ، نابينا و تأثيرناپذير در برابر حق

من اتّخذ إلهه هويه و أضلّه اللّه على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غ

18- نشانه هاى كرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 3

3- گرايش هاى شرك آلود و انكار حقانيت قرآن ، نشانه ناشنوايى ضمير و كورى دل است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 13

13 - شركورزى ، نشانه كرى و حق ناشنوايى است .

قل أرءيتم . .. أفلاتسمعون

19- نشانه هاى كرى دهريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 2

2 - محدود شمردن زندگى به مجال دنيا ، نمودى از ناشنوايى ، نابينايى و حق ناپذير بودن دهريون

و أضلّه اللّه على علم و ختم على سمعه . .. و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا

6- كشاورزي

1- آثار توليد محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 4

4 - پيدايش محصولات كشاورزى و روييدن گياه در زمين ، دليل امكان معاد و حيات دوباره انسان است .

عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا

2- ابزار كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

3- استفاده از محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 9

9 - جواز استفاده از انواع ميوه ها و محصولات كشاورزى براى انسان

كلوا من ثمره إذا أثمر

4- انفاق از محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 10،11

10 - خداوند حقى براى خود در محصولات كشاورزى قرار داده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

مرجع ضمير «حقه»، به قرينه صدر آيه، ممكن است «الله» باشد.

11 - لزوم پرداخت بخشى از محصولات كشاورزى به هنگام چيدن ميوه ها و درو كردن غلات

و ءاتوا حقه يوم حصاده

5- اهميت كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 5،6،11،13

5 - ارزش و اهميّت كشاورزى و نيروى انسانى و نقش آن در قوام جامعه

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل

از اينكه نابود ساختن اين دو، فساد در زمين معرّفى شده، اهميّت و ارزش آن به دست مى آيد.

6 - اصلاح جامعه و حفظ كشاورزى و نسل ، از ويژگى هاى حكومت صالح

و اذا تولى . .. ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

از اينكه خداوند، فساد و . .. را از كارهاى حكومتى منافقان مى داند; معلوم مى شود كه در حكومت صالحان، چنين اعمالى نبايد باشد.

11 - نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد

13 - از وظايف حكومت ، حفظ كشاورزى و نيروى انسانى و اصلاح آنهاست .

و اذا تولى سعى فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 5

5- لزوم جديت و تلاش بسيار براى زراعت در هفت سال نخست ، پيامى نهفته در رؤياى پادشاه مصر

سبع بقرت سمان . .. قال تزرعون سبع سنين دأبًا

«دأب» مصدر و به معناى تلاش كردن است و «دأباً» در آيه شريفه در موضع اسم فاعل (دائبين) قرار گرفته و حال براى فاعل «تزرعون» مى باشد ; از اين رو دلالت بر تلاش فراوان دارد. به نظر مى رسد يوسف(ع) از چاق بودن گاوها چنين استنباط كرد كه: بايد با تلاش فراوان و به دست آوردن محصولات، انبارها را از مواد غذايى و غلات پر كنند.

6- اهميت كشاورزى در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 26 - 3

3- نقش مهم باغدارى و كشاورزى در اقتصاد مصريان ، در عصر موسى ( ع ) *

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع

از اين كه خداوند تنها «جنات»، «عيون» و «زروع» را به خصوص از ميان نعمت ها نام برده است، مى توان فهميد كه نقش اين امور در شكوفايى و اقتدار اقتصادى مصريان در عصر موسى، بيش از ساير منابع بوده است.

7- اهميت كشاورزى در مصر باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 26 - 3

3- نقش مهم باغدارى و كشاورزى در اقتصاد مصريان ، در عصر موسى ( ع ) *

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع

از اين كه خداوند تنها «جنات»، «عيون» و «زروع» را به خصوص از ميان نعمت ها نام برده است، مى توان فهميد كه نقش اين امور در شكوفايى و اقتدار اقتصادى مصريان در عصر موسى، بيش از ساير منابع بوده است.

8- اهميت محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 1

1 - از بين رفتن محصولات كشاورزى ، خسارتى سنگين و تكان دهنده براى انسان ها

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

9- پيدايش محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 2،5

2 - خداوند پديد آورنده باغستانها، درختان خرما و كشتزارهاست.

و هو الذى أنشأ جنت . .. و النخل و الزرع

5 - گوناگونى ميوه ها و محصولات كشاورزى از آثار قدرت الهى

و الزرع مختلفا أكله

«اكل» به معناى ميوه و ثمرهاى خوراكى است.

10- تخريب كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 4،11

4 - نابود ساختن كشاورزى و نسل كشى ، از بارزترين نوع فساد در زمين است .

ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

بنابراينكه جمله «و يُهلك الحرث و . ..»، تفسير جمله «ليفسد فيها» باشد.

11 - نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد

11- توسعه كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 6

6 - برخوردارى از توان رزمىِ فراوان و توسعه كشاورزى و آبادانى سرزمين ها ، برترين جلوه هاى تمدن در جوامع پيشين بوده است .

كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأرض و عمروها أكثر ممّا عمروها

«إثارة» (مصدر «أثاروا») به معناى «زير و رو كردن» است و در اين جا، منظور، زير و رو كردن خاك براى زراعت يا ساختمان سازى و غير آن است.

12- حق الله در محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 10

10 - خداوند حقى براى خود در محصولات كشاورزى قرار داده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

مرجع ضمير «حقه»، به قرينه صدر آيه، ممكن است «الله» باشد.

13- حقوق محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 17،19،20،21

17 - عن أبى عبدالله(ع): لاتصرم بالليل و لاتحصد بالليل . .. و إن حصدت بالليل لم يأتك السؤال و هو قول الله تعالى: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» ... يعنى القبضة بعد القبضة إذا حصدته و إذا خرج فالحفنة بعد الحفنة ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: ميوه را در شب نچين و شبانه درو نكن . .. زيرا اگر در شب، درو كنى فقيران نزد تو نمى آيند و اين سخن خداوند متعال است كه مى فرمايد: «حق محصول را روز درو بپردازيد» ... يعنى هنگام درو، دسته دسته و هنگام جدا شدن دانه، مشت مشت بپردازيد ... .

19 - عبدالله بن سنان عن أبى عبدالله(ع) قال: سألته عن قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: اعط من حضرك من المسلمين و إن لم يحضرك إلا مشرك فاعطه.

عبدالله بن سنان گويد: از امام صادق(ع) درباره «و ءاتوا حقه يوم حصاده» سؤال كردم، فرمود: اگر كسى از مسلمانان هنگام برداشت محصول حضور داشت، حق الحصاد را به او بده و اگر كسى غير از مشرك نبود، به او بپرداز.

20 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: حقه يوم حصاده عليك واجب و ليس من الزكاة . .. .

از امام صادق(ع) درباره آيه «و ءاتوا حقه يوم حصاده» روايت شده است: پرداخت حق الحصاد در روز درو، بر تو واجب است و اين حق، غير از زكات است . .. .

21 - عن النبى(صلی الله علیه و آله) فى قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: ما سقط من السنبل.

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح آيه «و ءاتوا حقه يوم حصاده» روايت شده است: خوشه هاى بر زمين ريخته شده در هنگام درو، حق الحصاد است.

14- دانش كشاورزى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 5،6

5- يوسف ( ع ) بر نحوه كشت و برداشت و ذخيره سازى آذوقه ها و چگونگى تقسيم و توزيع آنها ، آگاهى كامل داشت .

قال اجعلنى على خزائن الأرض إنى . .. عليم

6- يوسف ( ع ) بر به كارگيرى توان و دانش خويش در امركشت و برداشت و ذخيره سازى غلات و توزيع آنها تأكيد كرد .

اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم

جمله «إنى حفيظ عليم» علاوه بر اينكه حاكى از توان و دانش يوسف(ع) بر امور ياد شده است ، دلالت بر اين نيز دارد كه وى دانش و توانايى اش را در امورى كه به او سپرده شود ، به كار مى گيرد و بدان متعهد مى شود.

15- درو محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 11

11 - لزوم پرداخت بخشى از محصولات كشاورزى به هنگام چيدن ميوه ها و درو كردن غلات

و ءاتوا حقه يوم حصاده

16- روش مبارزه با آفات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 9

9- غلات با نگهدارى در خوشه ها و غلاف هاى آن ، مصونيت بيشترى را در مقابل آفات خواهند يافت .

فما حصدتم فذروه فى سنبله

17- روياننده محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 1

1- خداوند ، روياننده كشتزار ها و درختان زيتون ، خرما و انگور و تمامى محصولات كشاورزى است .

ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنب و من كلّ الثمرت

18- زكات محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 10،11،12،13

10 - خداوند حقى براى خود در محصولات كشاورزى قرار داده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

مرجع ضمير «حقه»، به قرينه صدر آيه، ممكن است «الله» باشد.

11 - لزوم پرداخت بخشى از محصولات كشاورزى به هنگام چيدن ميوه ها و درو كردن غلات

و ءاتوا حقه يوم حصاده

12 - حكم زكات در مكه شامل همه محصولات كشاورزى مى شده است. *

جنت . .. و النخل و الزرع ... و الزيتون و الرمان ... و ءاتوا حقه يوم حصاده

فرمان به اداى حق محصولات كشاورزى در روز چيدن اختصاص به محصولات خاصى، مانند غلات، ندارد. و چون در آيات مكى ديگر نيز فرمان زكات ياد شده، محتمل است فرمان به «ايتاء حق الحصاد» اشاره به همان حكم زكات باشد.

13 - حكم پرداخت حقوق مالى (زكات يا حق الحصاد) از محصولات كشاورزى در مكه نازل شده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

19- زمين كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 8

8 - زمين مرتفع ، داراى استعداد بيشتر براى ثمردهى است .

كمثل جنّة بربوة اصابها وابل فاتت اُكُلها ضعفين

20- زيان به محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 1

1 - آسيب ديدن محصولات كشاورزى ، يأس آور براى انسان ها و باعث احساس حرمان براى آنان

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون ... بل نحن محرومون

21- فوايد كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 12

12 - آب فراوان و رونق كشاورزى از شاخصه هاى توانمندى و قدرت اقوام و تمدنها

و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر تجرى من تحتهم

22- كشاورزى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

23- كشاورزى در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى از منابع درآمد مردم در عصر جاهليت بوده است.

مما ذراً من الحرث و الأنعم

24- كشاورزى در مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 10

10- سرزمين مصر در زمان يوسف ( ع ) زمينه دار توليد غلات و محصولاتى بيش از مصرف سرانه آن سامان

قال تزرعون سبع سنين دأبًا فما حصدتم فذروه فى سنبله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 58 - 4

4- طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .

و جاء إخوة يوسف

25- كشاورزى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 148 - 2

2 - كشاورزى ، يكى ديگر از محور هاى فعاليت اقتصادى ثموديان

و زروع

26- كشاورزى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

27- محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 10

10 - محصولات طبيعى ، روزى خدادادى است .

جنّتان عن يمين و شمال كلوا من رزق ربّكم

28- منابع آب كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 3

3 - آب باران ، مناسب ترين آب براى كشاورزى و احياى زمين هاى مرده

و أنزلنا من السماء ماء طهورًا لنحيى به بلدة ميتًا

از اين كه خداوند از ميان انواع آب ها، آب باران را عامل احياى زمين برشمرده و قيد «طهور» (پاك و پاك كننده) را بر آن افزوده است، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

29- منشأ توسعه كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 65 - 4

4 - رونق كشاورزى ، نشانه لطف و رحمت الهى به انسان ها است .

لو نشاء لجعلنه حطمًا . فظلتم تفكّهون

30- نابودى محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 1

1 - از بين رفتن محصولات كشاورزى ، خسارتى سنگين و تكان دهنده براى انسان ها

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

31- نياز به محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 65 - 3

3 - وابستگى شديد مردم ، به محصولات كشاورزى

لو نشاء لجعلنه حطمًا فظلتم تفكّهون

طرح موضوع كشاورزى و اين كه اگر خداوند مانع محصول دادن آن شود، كافران به وضع رقّت بارى گرفتار خواهند شد، نشانگر مطلب ياد شده است.

32- يوسف(ع) و وزارت كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 1

1- يوسف ( ع ) از پادشاه خواست وى را به وزارت كشاورزى مصر و تصدى انبار هاى غله ، منصوب كند .

قال اجعلنى على خزائن الأرض

از آن جا كه يوسف(ع) در تعبير رؤياى پادشاه بيان داشت كه بايد هفت سال با جديّت به امر كاشت و برداشت و ذخيره سازى ارزاق بپردازند، چنين برمى آيد كه مقصود وى از «مرا بر گنجينه هاى زمين بگمار» اين است كه امور ياد شده را به من بسپار ; يعنى، امر كشت و برداشت (وزارت كشاورزى) و نيز انبارهاى غلّه در اختيار من باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 1

1- پادشاه مصر ، پيشنهاد يوسف ( ع ) را پذيرفت و مديريت كشت و برداشت محصولات و ذخيره سازى و توزيع آنها را به او

سپرد .

اجعلنى على خزائن الأرض . .. و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

كشاورزان

33- عوامل سرور كشاورزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 13

13 - بارش باران و سرسبز شدن مزارع ، برانگيزاننده شگفتى كشاورزان و مايه سرور و شادمانى آنان

كمثل غيث أعجب الكفّار نباته

«اعجاب» (مصدر «أعجب») به معناى به شگفتى واداشتن است و «كافر» (مفرد «كفّار») در اين جا به معناى كشاورز مى باشد.

7- كشتزار

1- آثار سرسبزى كشتزار ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 13

13 - بارش باران و سرسبز شدن مزارع ، برانگيزاننده شگفتى كشاورزان و مايه سرور و شادمانى آنان

كمثل غيث أعجب الكفّار نباته

«اعجاب» (مصدر «أعجب») به معناى به شگفتى واداشتن است و «كافر» (مفرد «كفّار») در اين جا به معناى كشاورز مى باشد.

2- اهميت كشتزار ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 7

7- درخت ها و كشتزار ها ، دو نمود بركت باران و بقاى رحمت آن

ماء مبركًا فأنبتنا به جنّ-ت و حبّ الحصيد

3- تشبيه به كشتزار پرمحصول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 33

33- تشبيه پيامبراسلام و ياران آن حضرت در انجيل ، به زراعتى شكوفا ، پرحاصل و شگفت انگيز

و مثلهم فى الإنجيل كزرع أخرج شطه فازره

«كزرع. ..» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

4- تمثيل به كشتزار سرسبز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 1،2

1 - زندگى دنيوى مانند كشتزار سرسبزى است كه در معرض انواع رخداد ها و آفت هاى بنيان كن مى باشد .

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت ... أتيها أمر

2 - دنيامداران ، به دهقانى مى مانند كه مزرعه خرم و به خوشه نشسته اش وى را مست و بى خود سازد و با خاطرى آسوده - و غافل از تمامى حوادث و آفت هاى در كمين نشسته - به خوابى خوش فرو رود .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها أتيها أمرنا ليلا أو نهار

5- روياننده كشتزار ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 1

1- خداوند ، روياننده كشتزار ها و درختان زيتون ، خرما و انگور و تمامى محصولات كشاورزى است .

ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنب و من كلّ الثمرت

6- زيان كشتزار قصه داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 5

5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين

نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.

7- زيان كشتزار قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 5

5- داوود و سليمان ( ع ) ، در تطبيق و چگونگى پياده كردن حكم خدا در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، اختلاف نظر داشتند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم و كنّا لحكمهم شهدين

نوع مفسران برآنند كه «ففهّمناها» مى رساند كه خداوند نظر سليمان را تأييد كرد. از سوى ديگر، جمله هاى «كنّا لحكمهم شاهدين» و «و كلاًّ آتينا حكماً و علماً» مى فهماند كه نظر هر دو براساس نظارت، حكم و علم الهى بوده است. جمع ميان اين دو سخن، به اين است كه بگوييم: اختلاف آن دو در حكم الهى نبود; بلكه در تطبيق و چگونگى پياده كردن آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 1

1- حكم و داورى سليمان ( ع ) در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، با الهام خداوند بود .

ففهّمنها سليمن

«فا» در «ففهّمنا» براى تعقيب است و ضمير «ها» به حكومت (قضاوت) بازمى گردد; يعنى، در مشاوره و داورى داوود و سليمان(ع) حكم واقعى را به سليمان فهمانديم.

8- زيبايى كشتزار ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 33 - 2

2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .

كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خللهما نهرًا

9- كشتزار قصه داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 2،3،9،10،11

2- داورى داوود و سليمان ( ع ) ، در باره كشتزار چراشده در شبان گاه به وسيله گوسفندان مردم

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

«نفش» به معناى چريدن حيوان در شب، بدون چوپان و يا بى اطلاع وى است.

3- داوود و سليمان ( ع ) ، در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، به مشورت پرداختند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «يحكمان» با صيغه تثنيه، اشاره به مشورت داوود و سليمان داشته باشد، چه اين كه حكم هر يك به صورت استقلالى در يك واقعه، بعيد به نظر مى رسد.

9- « أحمدبن عمرالحلبى قال : سألت أباالحسن ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » قال : كان حكم داوود ( ع ) رقاب الغنم ، و الذى فهّم اللّه عزّوجلّ سليمان ( ع ) أن احكم لصاحب الحرث باللبن و الصوف ذلك العام كلّه ;

احمدبن عمر حلبى گويد: از امام ابى الحسن(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» سؤال كردم، فرمود: حكم داوود(ع) دادن گوسفندان به صاحب زراعت بود و چيزى را كه خداوند به سليمان فهماند، اين بود كه براى صاحب زراعت حكم كن تا شير و پشم گوسفندان در كلّ آن سال براى او باشد».

10- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : كان فى بنى اسرائيل رجل له كرم و نفشت فيه غنم رجل آخر بالليل و قضمته و أفسدته فجاء صاحب الكرم إلى داود فاستعدى على صاحب الغنم فقال داود ( ع ) : إذهبا إلى سليمان ( ع ) ليحكم بينكما فذهبا إليه فقال : سليمان إن كانت الغنم أكلت الأصل و الفرع فعلى صاحب الغنم أن يدفع إلى صاحب الكرم الغنم و ما فى بطن ها و إن كانت ذهبت بالفرع و لم تذهب بالأصل فإنّه يدفع ولد ها إلى صاحب الكرم و كان هذا حكم داود . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده: مردى از بنى اسرائيل داراى تاكستانى بود، گوسفندان فردى شبان گاه وارد آن شدند و آن را خوردند و تباه كردند . .. صاحب تاكستان از صاحب گوسفندان نزد داوود شكايت برد، او گفت: نزد سليمان برويد تا ميان شما داورى كند. پس نزد سليمان رفتند، وى گفت: اگر گوسفند اصل و فرع تاك را خورده، پس بر صاحب گوسفند است كه بايد گوسفند و بچه در شكم او را به صاحب تاك بدهد و اگر فرع درخت را خورده و اصل درخت باقى است، بچه گوسفند را به صاحب تاكستان بدهد و نظر داوود هم همين بود...».

11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) ( فى ) قول اللّه عزّوجلّ : « و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث » . . . قال : إنّه كان أوحى اللّه عزّوجلّ إلى النبيين قبل داود إلى أن بعث اللّه داود ( ع ) أى غنم نفشت فى الحرث فلصاحب الحرث رقاب الغنم . . . فحكم داود ( ع ) بما حكمت به الأنبياء ( ع ) من قبله و أوحى اللّه عزّوجلّ إلى سليمان ( ع ) أى غنم نفشت فى الزرع فليس لصاحب الزرع إلاّ ما خرج من بطون ها و كذلك جرت السنّة بعد سليمان » ;

از امام صادق(ع) [در باره] قول خداى عزّوجلّ «و داود و سليمان إذ يحكمان فى الحرث» روايت شده . .. كه فرمود: همانا خداى عزّوجلّ به پيامبران قبل از داوود - تا زمانى كه او را برانگيخت - وحى نموده بود كه هر گوسفندى شبانه وارد زراعتى شود، براى صاحب زراعت است كه آن گوسفند را به تملك خود درآورد ... پس داوود به همان حكم پيامبران پيش از خودحكم داد و خداى عزّوجلّ به سليمان وحى نمود: هر گوسفندى كه شبانه وارد زراعتى شود، صاحب زراعت حقى ندارد; مگر به چيزى (بچه اى) كه از شكم آن بيرون مى آيد و بعد از سليمان همين سنت جريان داشت...».

10- كشتزار قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 78 - 2،3

2- داورى داوود و سليمان ( ع ) ، در باره كشتزار چراشده در شبان گاه به وسيله گوسفندان مردم

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

«نفش» به معناى چريدن حيوان در شب، بدون چوپان و يا بى اطلاع وى است.

3- داوود و سليمان ( ع ) ، در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، به مشورت پرداختند .

و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «يحكمان» با صيغه تثنيه، اشاره به مشورت داوود و سليمان داشته باشد، چه اين كه حكم هر يك به صورت استقلالى در يك واقعه، بعيد به نظر مى رسد.

11- منشأ پيدايش كشتزار ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 4

4- پيدايش بوستان ها و كشتزار ها در پى نزول باران ، درسى براى خداجويان

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا فأنبتنا به جنّت و حبّ الحصيد

8- كشتي

1- آثار حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 66 - 1

1- حركت پيوسته كشتى ها و قوانين حاكم بر آن ، در جهت منافع انسان و جلوه اى از ربوبيت خداوند است .

ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله

2- آثار سوراخ كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 10

10- معيوب بودن كشتى حامل خضر و موسى ( ع ) ، عامل صرف نظر پادشاه غاصب از تصرّف و مصادره آن شد .

فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا

3- آسيب پذيرى كشتى بادبانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 7

7 - كشتى هاى بادبانى مورد استفاده در عصر بعثت براى سفر هاى دريايى ، آسيب پذير در برابر طوفان و امواج دريا

حتى إذا كنتم فى الفلك . .. جاءتها ريح عاصف و جاءهم الموج من كل مكان و ظنوا أنهم

4- استحكام كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 4

4- كشتى نوح ، سفينه اى بسيار مقاوم و برخوردار از بهترين اصول فنى و تكنيكى

و هى تجرى بهم فى موج كالجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 6

6 - كشتى نوح ، برخوردار از استحكام بالا و كيفيتى پيشرفته

فأنجينه و من معه فى الفلك المشحون

انباشته بودن و نيز نجات يافتن نوح(ع) و پيروانش از طوفان بزرگ، نمايان گر استحكام و كيفيت بسيار بالاى ساختمان كشتى است.

5- استفاده از كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 1

1 - بهرهورى انسان از موهبت هاى طبيعى ( كشتى و حيوانات ) ، زمينه ساز توجه وى به نعمت دهنده بودن خداوند

جعل لكم من الفلك و الأنعم . .. لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استوي

6- استفاده از كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 11

11- مسخّر و رام بودن كشتى ها از سوى خداوند ، به منظور بهرهورى و سود بردن انسان است .

و سخ-ّر لكم الفلك

7- امكانات كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 5

5 - كشتى نوح ، انباشته از امكانات ضرورى و مورد نياز سرنشينان آن

فى الفلك المشحون

«شَحْن» (مصدر مجهول «مشحون») به معناى پُر گردانيده شدن است. بنابراين «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پر شده. گفتنى است كه متعلق «مشحون» حذف شده و تقدير آن چنين است: «فى الفلك المشحون بما يفتقر إليه.

8- اهميت صنعت كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 4

4 - اهميت و نقش سازنده صنعت كشتى سازى و حمل و نقل دريايى براى بشر

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

قرار گرفتن نعمت كشتى رانى در كنار نعمت بزرگ خورشيد و ماه براى بشر، گوياى اهميت و نقش سازنده صنعت كشتى سازى و حمل و نقل دريايى براى انسان ها است.

9- اهميت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 8

8- نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به او ، در گرو ساخت كشتى بود .

واصنع الفلك . .. إنهم مغرقون

10- بقاى كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 7،8

7 - كشتى نوح ( ع ) ، اثرى باقيمانده از طوفان نوح ، و آيه بزرگ الهى براى همه جهانيان است .

فأنجينه و أصحب السفينة و جعلنها ءاية للعلمين

8 - نجات نوح ( ع ) و اصحاب كشتى وى و باقى ماندن كشتى ، به عنوان آيه الهى براى مردم ، به دست خداوند بود .

فأنجينه و أصحب السفينة و جعلنها ءاية للعلمين

11- بقاياى كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 1،2

1 - برجاى ماندن كشتى نوح - براى چندى - در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.

2 - برجاى ماندن بقاياى كشتى نوح ، تا عصر نزول قرآن *

و لقد تركنها ءاية

در صورتى كه «تركنا» به معناى برجاى نهادن آثار و بقايا باشد - و نه صرفاً به معناى باقى گذاشتن خاطره و ياد كشتى نوح - از قيد «هل من مدّكر» مطلب بالا استفاده مى شود.

12- پسر نوح(ع) و كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 5،6

5- فرزند نوح ، به هنگام حركت كشتى ، با فاصله اى نسبتاً دور از كشتى بسر مى برد .

و نادى نوح ابنه و كان فى معزل

متعلق «معزل» أبيه و يا الفلك مى باشد. بنابراين «و كان ...»; يعنى ، فرزند نوح در كنارى و به دور از پدرش يا كشتى بسر مى برد.

6- فرزند نوح ، على رغم مشاهده دريايى از آب خروشان ، از همراهى با نوح ( ع ) و سوار شدن بر كشتى نجات ، كناره گرفت .

و هى تجرى بهم فى موج كالجبال و نادى نوح ابنه و كان فى معزل

وقوع جمله «و نادى نوح» پس از «هى تجرى بهم . ..» گوياى اين است كه گفتوگوى حضرت نوح(ع) با فرزندش، پس از بالا آمدن آب و حركت كشتى بوده است جمله و «حال بينهما الموج» - در آيه بعد - مؤيد اين معنا مى باشد. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، جمله «نادى نوح ...» را عطف بر «قال اركبوا ...» دانسته و گفته اند: گفتوگوى ياد شده، پيش از حادثه طوفان و بالا آمدن آب بوده است.

13- پيروان نوح(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 1

1- پيروان نوح ، پس از شروع طوفان و درپى فرمان او ، به كشتى سوار شدند .

و قال اركبوا فيها . .. و هى تجرى بهم

جمله «هى تجرى . ..» عطف بر جمله اى مقدر است كه به خاطر وضوح و اختصار در كلام ذكر نشده است; يعنى: فركبوا فيها و هى تجرى بهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 2

2 - نوح ( ع ) و جمعى از مردم مؤمن به وى ، در واقعه طوفان ، بر كشتى سوار شدند .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينه و أصحب السفينة

14- پيشگويى كشتى هاى غول پيكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 8

8 - پيش بينى قرآن ، از ساخت و حركت كشتى هاى كوه پيكر در اقيانوس ها *

و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم

بنابراين كه در عصر نزول، كشتى هاى كوه پيكر هنوز ساخته نشده بود، آيه شريفه مى تواند نظر به آينده كشتى سازى بشر داشته باشد.

15- تاريخ كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 5

5- كشتى سازى ، داراى سابقه طولانى در تاريخ بشر

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 3

3 - وجود صنعت كشتى سازى و سفر دريايى در زمان يونس ( ع )

إذ أبق إلى الفلك المشحون

16- تخته هاى كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 3،4

3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *

و حملنه على ذات ألوح و دسر

«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ - كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند - در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.

4 - كشتى نوح ، داراى شكلى ابتدايى و تشكيل شده از مشتى تخته و ميخ *

و حملنه على ذات ألوح و دسر

از تعبير «ذات ألواح و دسر» نوعى كوچك نمايى و ناچيزشمارى كشتى حضرت نوح استفاده مى شود. اين گفتار درصدد تبيين اين جهت است كه اگر نوح(ع) نجات يافت، با حمايت و لطف خداوند بود - نه در پرتو استحكام كشتى او; زيرا اين كشتى تاب مقاومت در برابر آن طوفان سهمگين را نداشت.

17- تسخير كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 22 - 3

3 - رام بودن شتر براى بشر و مكانيسم طبيعى قرار گرفتن و حركت كشتى بر سطح آب تدبيرى الهى است .

و عليها و على الفلك تحملون

18- تسخير كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 18

18- مسخّر و رام كردن كشتى ها ، نهر ها و رود ها براى انسان ، دليل و نشانه توحيد خداوند

الله الذى خلق . .. و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخ-ّر لكم الأنهر

19- توقف كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 9

9- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . أمر الله الأرض أن تبلع مائها و هو قوله « و قيل يا أرض ابلعى مائك . . . » . . . فبلعت الأرض ماءها فأراد ماء السماء أن يدخل فى الأرض فامتنعت الأرض من قبولها و قالت : إنما أمرنى الله عز و جل أن أبلع مائى فبقى ماء السماء على وجه الأرض و استوت السفينة على جبل الجودى و هو بالموصل جبل عظيم ، فبعث الله جبرئيل فساق الماء إلى البحار حول الدنيا . . . ;

[در مورد طوفان نوح] از امام صادق(ع) روايت شده است كه: خداوند به زمين فرمان داد تا آب خود را فرو برد و اين سخن خداست كه فرمود: «. .. يا أرض ابلعى مائك ...»... پس زمين آب خود را فرو برد. آبى كه از آسمان آمده بود خواست در زمين فرو رود، زمين از قبول آن امتناع كرد و گفت: خداى عزوجل مرا فرمان داده فقط آب خود را فرو ببرم، پس آب آسمان روى زمين باقى ماند و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و آن كوه بزرگى است در موصل. پس خداوند جبرئيل را برانگيخت و او آبها را به درياهاى اطراف دنيا سوق داد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 1

1- خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .

واستوت على الجودى . .. قيل ينوح اهبط

«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» - به قرينه «استوت على الجودى» - كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.

20- جايگاه حيوانات در كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 8

8 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال ( فى ) الفلك المشحون » : اتخذ نوح ( ع ) فيه تسعين بيتاً للبهائم ;

أميرالمؤمنين(ع) درباره «الفلك المشحون» فرمود: نوح در آن كشتى نود جايگاه براى چهارپايان قرار داده بود».

21- حركت كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 2

2 - حركت كشتى ها بر سطح دريا ، در سايه وزش باد هاى ملايم و موافق ، از جلوه هاى ربوبيت و پروردگارى خدا

هو الذى يسيركم فى البر و البحر حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 4،13

4 - توجه به تسخير طبيعت براى انسان ، حركت كشتى در دريا و امنيت زمين از برخورد با كرات و سنگ هاى آسمانى ، زمينه روشنى براى ره يابى به توحيد ربوبى خداوند

ألم تر أنّ اللّه سخّر. .. أن تقع على الأرض

13 - رام بودن طبيعت براى انسان ، حركت كشتى در دريا و امنيت زمين از برخورد كرات آسمانى با آن ، جلوه هاى رأفت و رحمت گسترده خدا به انسان

ألم تر أنّ اللّه سخّر . .. إنّ اللّه بالناس لرءوف رحيم

22- حركت كشتى در دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 6

6 - حركت كشتى ها در دريا در جهت منافع انسان ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .

إن فى . .. الفلك تجرى فى البحر بما ينفع الناس ... لأيت

كلمه «ما» در «بما ينفع» مى تواند موصوله باشد كه در اين صورت «باء» به معناى مصاحبت است. بر اين مبنا «التى تجرى...»; يعنى، آن كشتيهايى كه در دريا حركت مى كنند و چيزهايى (از قبيل مال التجاره ها و ...) به همراه دارند كه براى مردم سودبخش است ... و نيز «ما» مى تواند مصدريه باشد كه در اين صورت «باء» به معناى سبب است; يعنى، كشتيهايى كه در دريا به خاطر نفع رسانى به مردم در حركت هستند.

23- حركت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 3

3- كشتى نوح ، او و همراهانش را در ميان موج هاى عظيمى بسان كوهها ، به پيش مى برد .

و هى تجرى بهم فى موج كالجبال

«موج» اسم جنس است و بر يك موج و نيز موجهاى متعدد و كثير اطلاق مى شود از آن جا كه در آيه شريفه ، كلمه «موج» به «جبال» (كوهها ) تشبيه شده ، معلوم مى شود مراد از آن ، امواج متعدد و كثير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 14 - 1

1 - حركت كشتى حضرت نوح بر امواج طوفان ، در پرتو حمايت و نظارت الهى

تجرى بأعيننا

24- حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 4،6

4 - آمادگى شرايط طبيعى و خصوصيات اجسام ، براى ساختن كشتى و حركت بر آب ، از نشانه هاى خدا است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

6 - فلسفه فراهم آوردن امكانات حركت كشتى در آب ، ارائه برخى از آيات خدا به بندگان است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، آيه اى الهى و نشانى از تدبير ، علم و قدرت خداوند است .

و من ءايته الجوار فى البحر

«جوار» (جمع «جارية») وصف «سفن» (جمع «سفينة») است كه به دليل اختصار حذف گشته، و وصف جريان و حركت كشتى ها جايگزين آن شده است.

25- حيوانات در كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 6،7،22

6- بردن انواع حيوانات به كشتى و نجات دادن آنها از غرق شدن ، از وظايف نوح ( ع ) پس از پيدايش نشانه طوفان ( فوران آب از تنور )

قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين

7- نوح ( ع ) ، موظف بود از هر نوع حيوان تنها يك جفت ( نر و ماده ) را به كشتى سوار كند .

قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين

مضاف اليه «كل» كلمه اى همانند «حيوان» است; يعنى: من كل حيوان . ... كلمه «اثنين» تأكيد براى زوجين است و

اشاره به اين معنا دارد كه از هر حيوان ، بيشتر از يك جفت نبايد به كشتى برده شود.

22- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : حمل نوح ( ع ) فى السفينة الأزواج الثمانية التى قال الله عزوجل : « ثمانية أزواج من الضأن اثنين و من المعز اثنين و من الإبل اثنين و من البقر اثنين » فكان من الضأن اثنين زوج داجنة يربّيها الناس و الزوج الأخر الضأن التى تكون فى الجبال الوحشيّة . . . و من المعز اثنين زوج داجنة . . . والزوج الأخر الظبى التى تكون فى المفاوز و من الإبل اثنين البخاتى والعراب و من البقر اثنين زوج داجنة للناس و الزوج الآخر البقر الوحشية ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح هشت زوجى را كه خدا فرموده «ثمانية أزواج من الضأن اثنين . ..» در كشتى قرار داد: از ميش دو جفت يك جفت اهلى كه مردم تربيت مى كنند و جفت ديگر وحشى كه در كوههاست ... و از بز دو جفت: يكى اهلى ... و ديگرى آهو كه در بيابانهاست و از شتر دو جفت: يكى بخاتى (شتر خراسانى كه از شتر عربى و شتر فالج به وجود آيد) و ديگرى عربى و از گاو دو جفت: يكى اهلى و ديگرى وحشى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8

8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان

فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 2

2 - استقرار نوح ( ع ) و مؤمنان همراه او در كشتى ، پس از جاى دادن حيوانات و خاندانش در آن

فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك . .. فإذا استويت أنت و من معك على الفلك

از تفريع عبارت «فإذا استويت» بر آيه قبل، استفاده مى شود كه حضرت نوح(ع) نخست حيوانات و خاندانش را در كشتى جاى داد و آن گاه خود و يارانش بر آن سوار شدند.

26- خانواده نوح(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 11

11- نوح ( ع ) از ناحيه خداوند به نجات خانواده خويش و سوار كردن آنان به كشتى موظف شد .

قلنا احمل فيها . .. أهلك

كلمه «أهل» در «أهلك» عطف بر «زوجين» و در حقيقت مفعول براى «احمل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8

8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان

فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

27- خضر(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 71 - 2،4،6

2- موسى و خضر ( ع ) در نخستين مراحل همراهى ، سوار كشتى شدند .

فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة

4- خضر ( ع ) پس از سوار شدن بر كشتى ، در بدنه آن شكافى ايجاد كرد كه سرنشنيان آن در خطر غرق شدن قرار گرفتند .

حتّى إذا ركبا فى السفينة خرقها

«خرق» به معناى «شكافتن و دريدن» است.

6- اقدام خضر به سوراخ كردن كشتى ، دور از چشم سرنشينان كشتى بوده است .

خرقها قال أخرقتها لتغرق أهلها

روشن است كه اگر سوراخ كردن كشتى، در ديد مردم قرار داشت، خضر(ع)، مورد اعتراض آن ها قرار مى گرفت و مانع او مى شدند. از اين كه تنها، موسى(ع)اعتراض كرده، چنين بر مى آيد كه اين كار، از چشم ديگران به دور بوده است .

28- خطر در كشتى قصه يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 141 - 2

2 - وجود خطر براى كشتى حامل يونس ( ع ) و رفع آن ، با افكنده شدن يك نفر به دريا

إذ أبق إلى الفلك المشحون . فساهم فكان من المدحضين

29- خلقت كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 81 - 2

2 - آفرينش دام ها و كشتى ها ، از نشانه ها و دلايل قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند

اللّه الذى جعل لكم الأنعم . .. و عليها و على الفلك تحملون . و يريكم ءايته

از مصاديق مورد نظر آيه شريفه براى آيات الهى، دام ها و كشتى ها (موضوع بحث آيه قبل) مى باشد.

30- درخواست فرود كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 1

1 - روى آوردن به دعا - پس از استقرار يافتن در كشتى - و درخواست فرود آمدن در جايى پر بركت ، رهنمود ديگر خداوند به نوح ( ع )

فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه ... و قل ربّ أنزلنى ... و أنت خير المنزلين

واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان مصدر (تربيت كردن) و وصف ( مربى و تربيت كننده) است كه در اين جا معناى وصفى دارد. «منزل» مى تواند مصدر ميمى به معناى إنزال باشد و نيز مى تواند اسم مكان به معناى منزلگاه و مهمان سرا باشد.

31- زمان بارگيرى كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 3

3- خداوند ، زمان بارگيرى كشتى نوح و سوار شدن بر آن را تعيين كرد .

حتّى إذا جاء أمرنا و فار التّنّور قلنا احمل فيها

32- زمان حركت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 9

9- « عن أبى عبدالله ( ع ) : إن نوحاً ( ع ) ركب السفينة أوّل يوم من رجب . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: حضرت نوح اول ماه رجب بر كشتى سوار شد. ..».

33- زوجيت حيوانات كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 9،11

9 - نوح ( ع ) ، طبق دستور الهى مى بايست از هر حيوان ، تنها يك نر و يك ماده را وارد كشتى كند .

فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين

11 - كشتى نوح ، ظرفيت بيش از يك جفت ( يك نر و يك ماده ) از هر حيوان مورد نياز را نداشت .

فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين

تأكيد خداوند بر اين كه از هر حيوان تنها يك نر و يك ماده - و نه بيشتر - را در كشتى جاى دهند (من كلِّ زوجين اثنين)، بيانگر مطلب فوق است.

34- سفر با كشتى بادبانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 8

8 - دريانوردى با كشتى هاى بادبانى ، سفرى آميخته با بيم و اميد

حتى إذا كنتم فى الفلك . .. و فرحوا بها ... و ظنوا أنهم أحيط بهم

35- سوراخ كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 71 - 4،5،6،8

4- خضر ( ع ) پس از سوار شدن بر كشتى ، در بدنه آن شكافى ايجاد كرد كه سرنشنيان آن در خطر غرق شدن قرار گرفتند .

حتّى إذا ركبا فى السفينة خرقها

«خرق» به معناى «شكافتن و دريدن» است.

5- موسى ( ع ) از عملكرد خضر ( ع ) در شكافتن بدنه كشتى ، شگفت زده شد و به او اعتراض كرد .

قال أخرقتها لتغرق أهلها

6- اقدام خضر به سوراخ كردن كشتى ، دور از چشم سرنشينان كشتى بوده است .

خرقها قال أخرقتها لتغرق أهلها

روشن است كه اگر سوراخ كردن كشتى، در ديد مردم قرار داشت، خضر(ع)، مورد اعتراض آن ها قرار مى گرفت و مانع او مى شدند. از اين كه تنها، موسى(ع)اعتراض كرده، چنين بر مى آيد كه اين كار، از چشم ديگران به دور بوده است .

8- آسيب رساندن خضر ( ع ) به كشتى ، امرى بس ناروا و غيرقابل توجيه در نظر موسى ( ع ) بود .

لقد جئت شيئًا إمرًا

«إمر» به معناى «منكَر عظيم» و نيز «منكَر عجيب» آمده است. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 3

3- خضر ( ع ) با بيان آگاه نبودن موسى ( ع ) به راز معيوب ساختن كشتى ، پندار وى را در مورد انگيزه آن كار ، تخطئه كرد .

أخرقتها لتغرق أهلها . .. ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

36- شگفتى حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 7

7- حركت كشتى در دريا با شكافتن آب آن ، منظره اى ديدنى و شگفت آور

و ترى الفلك مواخر فيه

عبارت «و ترى الفلك مواخر فيه» معترضه است و بين چند جمله اى واقع شده كه به همديگر عطف شده اند. آوردن جمله معترضه - در صورتى كه امكان عطف وجود دارد - به خاطر مخالفت با اسلوب جمله و بيان تعجب آور بودن آن است. لازم به ذكر است كه «مواخر» جمع «مأخره» (از ماده مخر) بوده و به معناى شكافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 3

3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به شگفتى حركت كشتى هاى عظيم بر دريا و درس آموزى از آن

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

37- ظرفيت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 11

11 - كشتى نوح ، ظرفيت بيش از يك جفت ( يك نر و يك ماده ) از هر حيوان مورد نياز را نداشت .

فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين

تأكيد خداوند بر اين كه از هر حيوان تنها يك نر و يك ماده - و نه بيشتر - را در كشتى جاى دهند (من كلِّ زوجين اثنين)، بيانگر مطلب فوق است.

38- عبرت از حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 1

1 - حركت كشتى ها بر پهنه دريا ، در پرتوِ مواهب الهى ، شايسته تأمل و درس آموزى است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 3

3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به شگفتى حركت كشتى هاى عظيم بر دريا و درس آموزى از آن

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

39- عبرت از كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 1

1 - برجاى ماندن كشتى نوح - براى چندى - در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.

40- عظمت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 9

9- كشتى نوح ، سفينه اى فوق العاده بزرگ و عظيم

قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين

ظرفيت كشتى براى حمل يك جفت از هر حيوان ، حكايت از بزرگى و عظمت فوق العاده آن دارد.

41- عوامل توقف كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 2

2- كشتى نوح ، با نام خدا حركت مى كرد و با نام خدا از حركت باز مى ايستاد .

بسم الله مجريها و مرسيها

«مجرى» و «مرسى» مصدرهاى ميمى هستند و در كلام مبتدا واقع شده اند و به ترتيب به معناى «جرى» (حركت كردن) و «إرساء» (از حركت بازداشتن) مى باشد. حرف «باء» براى استعانت و «بسم الله» خبر براى «مجريها ...» است. بنابراين جمله «بسم الله مجريها ...» چنين معنا مى شود: [نوح گفت: ]حركت اين كشتى و نيز بازداشتن آن از حركت، با نام خدا تحقق مى يابد.

42- عوامل توقف كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 1

1 - ركود و سكون كشتى ها با جلوگيرى از وزش باد ، امرى سهل و آسان براى خداوند است .

إن يشأ يسكن الريح فيظللن رواكد على ظهره

43- عوامل حركت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 2

2- كشتى نوح ، با نام خدا حركت مى كرد و با نام خدا از حركت باز مى ايستاد .

بسم الله مجريها و مرسيها

«مجرى» و «مرسى» مصدرهاى ميمى هستند و در كلام مبتدا واقع شده اند و به ترتيب به معناى «جرى» (حركت كردن) و «إرساء» (از حركت بازداشتن) مى باشد. حرف «باء» براى استعانت و «بسم الله» خبر براى «مجريها ...» است. بنابراين جمله «بسم الله مجريها ...» چنين معنا مى شود: [نوح گفت: ]حركت اين كشتى و نيز بازداشتن آن از حركت، با نام خدا تحقق مى يابد.

44- عوامل حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 9

9 - از جمله فوايد باد ها ، به حركت در آوردن كشتى ها در دريا ها است .

أن يرسل الرياح . .. و لتجرى الفلك بأمره

«لام» در «لتجرى» تعليل براى فعل «يرسل» است.

45- عوامل غرق كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 1

1 - غرق شدن كشتى ها در اثر عملكرد ناشايست انسان ها ، ناشى از اراده و مشيت خداوند است .

إن يشأ يسكن الريح . .. أو يوبقهنّ بما كسبوا

«إيباق» (مصدر «يوبق») به معناى اهلاك و كنايه از غرق كردن است.

46- غرق كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 6

6 - فرو نرفتن كشتى هاى كوه پيكر در اعماق دريا ها ، از شگفتى هاى جهان طبيعت و نشانه قدرت بى مانند خداوند است .

و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم

اشاره به كوه پيكر بودن كشتى ها، مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه فرونرفتن چنين اجسامى در دل درياها، امرى بس شگفت بوده و نشان از قدرتى بى مانند دارد.

47- غرق مسافران كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 43 - 1

1 - خداوند بر غرق ساختن تمامى سرنشينان كشتى ها در اعماق دريا ها توانا است .

و إن نشأ نغرقهم فلاصريخ لهم و لا هم ينقذون

فقر مالكان كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 2

2- كشتى سوراخ شده به دست خضر ( ع ) ، در مالكيت گروهى از محرومان بود و تنها وسيله ارتزاق آنان به شمار مى آمد .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

48- فلسفه تسخير كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 11

11- مسخّر و رام بودن كشتى ها از سوى خداوند ، به منظور بهرهورى و سود بردن انسان است .

و سخ-ّر لكم الفلك

49- فلسفه سوراخ كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 1،13

1- هدف خضر ( ع ) از اقدام به معيوب ساختن كشتى ، نجات دادن آن از غارت و مصادره سلطان غاصب بود .

أمّا السفينة . .. فأردت أن أعيبها ... يأخذ كلّ سفينة غصبًا

13- عملكرد خضر ( ع ) در مورد كشتى ، مصداقى از تقديم اهم ، به هنگام مزاحمت آن با امرى مهم است .

و أمّا السفينة فكانت لمسكين . .. يأخذ كلّ سفينة غصبًا

50- فوايد كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 22 - 1

1 - امكان بهرهورى بشر از شتران و كشتى ها در جهت سوارى و حمل و نقل ، نمونه اى ديگر از تدبير الهى

و عليها و على الفلك تحملون

ضمير در «عليها» به أنعام بازمى گردد و مراد از آن - به قرينه «تحملون» - تنها شتران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 3

3 - سفر دريايى و استفاده از كشتى ، در عصر ظهور اسلام ، رواج داشته است .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 3

3 - امكان بهره بردارى انسان ها از دريا به وسيله كشتى در سير و سفر و حمل و نقل ، از نعمت هاى الهى است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 3

3 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) از سوى خداوند ، به سود بشر و از نعمت هاى او است .

و ءاية لهم . .. و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

گفتنى است كه لام در «لهم» براى انتفاع است; يعنى، مركب هاى مانند كشتى را به نفع انسان ها آفريديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 80 - 5

5 - شتران و كشتى ها ، از وسايل فراهم شده از سوى خداوند ، براى حمل و نقل انسان ها در دريا و خشكى

و عليها و على الفلك تحملون

51- فوايد كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 66 - 3

3- دريا ها و كشتى ها ، در دستيابى انسان به موهبت هاى طبيعت و نعمت هاى خداوندى ، نقش بس مهم و مؤثر دارند .

ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 12 - 4

4 - مركب قرار گرفتن كشتى ها و دام ها ، از نعمت هاى الهى براى انسان است .

و جعل لكم من الفلك و الأنعم ما تركبون

52- فوايد كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 6

6 - حركت كشتى ها در دريا در جهت منافع انسان ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .

إن فى . .. الفلك تجرى فى البحر بما ينفع الناس ... لأيت

كلمه «ما» در «بما ينفع» مى تواند موصوله باشد كه در اين صورت «باء» به معناى مصاحبت است. بر اين مبنا «التى تجرى...»; يعنى، آن كشتيهايى كه در دريا حركت مى كنند و چيزهايى (از قبيل مال التجاره ها و ...) به همراه دارند كه براى

مردم سودبخش است ... و نيز «ما» مى تواند مصدريه باشد كه در اين صورت «باء» به معناى سبب است; يعنى، كشتيهايى كه در دريا به خاطر نفع رسانى به مردم در حركت هستند.

53- قوم نوح و كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 39 - 4

4- كفرپيشگان ، ساختن كشتى را آزار و عذابى بى جا و تحميل شده بر نوح ( ع ) و پيروانش قلمداد كرده و آن را مايه شرمسارى ايشان مى شمردند .

يصنع الفلك . .. فسوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه

54- كشتى از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 1

1 - سوار شدن انسان ها بر كشتى هاى پربار و مجهز ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

«مشحون» به معناى «مملو» است و «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پربار و مجهز به تجهيزات لازم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 2

2 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) در سير و سفر و حمل و نقل براى بشر ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون . و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «و خلقنا لهم. ..» عطف بر جمله «حملنا ذرّيّتهم» مى باشد و درصدد بيان نشانه هاى تدبير و قدرت خداوند است.

55- كشتى بادبانى در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 7

7 - كشتى هاى بادبانى مورد استفاده در عصر بعثت براى سفر هاى دريايى ، آسيب پذير در برابر طوفان و امواج دريا

حتى إذا كنتم فى الفلك . .. جاءتها ريح عاصف و جاءهم الموج من كل مكان و ظنوا أنهم

56- كشتى سازى پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 12

12- پيروان نوح ، همراه و همگام با او براى ساختن كشتى

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم

برداشت فوق ، مقتضاى آوردن ضمير جمع در «منا» و «إنا» و «نسخر» است.

57- كشتى سازى در دوران يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 3

3 - وجود صنعت كشتى سازى و سفر دريايى در زمان يونس ( ع )

إذ أبق إلى الفلك المشحون

58- كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 1،3،4

1- خداوند ، در پى باخبر ساختن نوح از ايمان نياوردن قومش ، او را به ساختن كشتى فرمان داد .

أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك . .. واصنع الفلك

3- نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى مؤيد به مراقبت و محافظت همه جانبه خداوند بود .

واصنع الفلك بأعيننا

«عين» به معناى چشم و در آيه شريفه كنايه از مراقبت و محافظت مى باشد. جمع آوردن آن (أعين) براى مبالغه و رساندن كمال مراقبت است و «بأعيننا» حال براى فاعل «اصنع» مى باشد. بنابراين «اصنع الفلك بأعيننا»; يعنى، آن كشتى را بساز در حالى كه قرين محافظت و مراقبت كامل ما (خداوند) هستى.

4- نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى با دريافت وحى ، از تعاليم و راهنمايى هاى خداوند بهره مى برد .

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 1،3،4،5،12،14،15،16

1- نوح ( ع ) در پى فرمان خداوند ، به ساختن كشتى پرداخت .

واصنع الفلك . .. و يصنع الفلك

در كلام عرب ، گاهى فعل مضارع به جاى فعل ماضى به كار مى رود و منظور از آن ترسيم حادثه هاى گذشته است به گونه اى كه گويا پيش روى مخاطبان قرار دارد. در آيه شريفه نيز ، فعل «يصنع» به همين منظور به جاى «صنع» استعمال شده است.

3- كفرپيشگان ، به هنگام مواجه شدن با نوح ( ع ) او را به خاطر كشتى سازى به استهزا و مسخره مى گرفتند .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه

4- كفرپيشگان ، آن گاه كه دسته جمعى و گروه گروه با نوح ( ع ) مواجه مى شدند ، او را به خاطر كشتى سازى به تمسخر مى گرفتند .

كلما مرّ عليه ملأ من قومه

برداشت فوق ، از كلمه «ملأ» - كه در اين جا به معناى گروه و جماعت است - استفاده شده است.

5- نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه

بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.

12- پيروان نوح ، همراه و همگام با او براى ساختن كشتى

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم

برداشت فوق ، مقتضاى آوردن ضمير جمع در «منا» و «إنا» و «نسخر» است.

14- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . فلما أتى عليهم تسعمأة سنة همّ أن يدعو عليهم . . . فأمره الله عزوجل أن يغرس النخل . . . فلما أتى لذلك خمسون سنة و بلغ النخل و استحكم أمر بقطعه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة و أمر جبرئيل ( ع ) أن ينزل عليه و يعلمه كيف يتخذ ها فقدر طول ها فى الأرض ألفاً و مأتى ذراع و عرض ها ثمانمأة ذراع و طول ها فى السماء ثمانون ذراعاً . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه نهصد سال بر قوم نوح گذشت [و دعوت او را اجابت نكردند ]خواست كه بر آنان نفرين كند; پس خداوند عزوجل به او امر فرمود كه درخت خرما بكارد . .. پس چون پنجاه سال گذشت و درخت كامل و محكمى شد، آن حضرت را به بريدن آن فرمان داد ... آن گاه امر فرمود كشتى را بسازد و جبرئيل را مأمور كرد كه بر نوح نازل شود و به او ياد دهد كه كشتى را چگونه بسازد. پس جبرئيل طول كشتى را هزار و دويست ذراع و عرض آن را هشتصد ذراع و ارتفاع آن را هشتاد ذراع تعيين كرد ...».

15- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث قال بعد ما قرأ قوله تعالى ] : « كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه . . . » : . . . كانوا يسخرون منه و يقولون : ينحت سفينة فى البرّ ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى بعد از قراءت آيه مزبور] فرمود: . .. قوم نوح او را مسخره مى كردند و مى گفتند: او در خشكى كشتى مى سازد!».

16- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : بقى نوح فى قومه ثلاثمأة سنة يدعوهم إلى الله فلم يجيبوه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة . . . فقال : يا رب من يعيننى على اتخاذها ؟ فأوحى الله إليه ناد فى قومك من أعاننى عليها و نجر منها شيئاً صار ما ينجره ذهباً و فضة فنادى نوح ( ع ) فيهم بذلك فأعانوه عليها . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح سيصد سال در بين قوم خود باقى ماند و آنها را به خدا دعوت كرد، ولى او را اجابت نكردند . .. پس خداوند وى را امر كرد تا كشتى بسازد ... نوح گفت: پروردگارا! چه كسى مرا در ساختن كشتى كمك مى كند؟ به او وحى شد در بين قوم خود ندا كن: هر كس مرا در ساختن كشتى كمك كند، تراشه هاى چوبى كه مى تراشد براى او طلا و نقره مى شود. نوح اين ندا را داد، پس قوم او در ساختن كشتى به او كمك كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 2

2 - وحى الهى به نوح ( ع ) در ساختن كشتى

فأوحينا إليه أن اصنع الفلك

59- كشتى سوارى يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 1

1 - يونس پيامبر ، با سوار شدن بر كشتى مملو از بار و مسافر ، از ميان قوم خود گريخت .

إذ أبق إلى الفلك المشحون

«أبُق» (مصدر «أبَقَ») به معناى فرار عبد از مالك است و «مشحون» به معناى مملو است.

60- كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 3،4،10

3 - خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را به وسيله كشتى از غرق شدن رهايى بخشيد .

فكذبوه فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا

4 - مؤمنان به رسالت نوح ( ع ) ، همراه و همسفر او در كشتى

فانجينه و الذين معه فى الفلك

10 - گروهى از همسفران نوح ( ع ) در كشتى نجات ، نه از مؤمنان بودند و نه از تكذيب كنندگان آيات الهى

فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا

از اينكه خداوند نجات يافتگان را توصيف نكرد كه اهل ايمان بودند، مثلا نفرمود «و الذين آمنوا»، مى توان گفت گروهى از همراهان نوح(ع) در كشتى به وى ايمان نداشتند. و از جمله «و أغرقنا ... » مى توان فهمى آن گروه وى را تكذيب نيز نكردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 2

2- نوح ( ع ) پيش از مأموريتش براى ساختن كشتى ، به چگونگى ( اندازه ، شكل و . . . ) آن آگاه بود .

واصنع الفلك

ظاهر اين است كه «ال» در «الفلك» عهد ذهنى است و اشاره به سفينه اى خاص دارد كه نوح(ع) به آن آشنايى داشت. براين اساس خداوند، پيش از فرمان به ساختن كشتى، طرح و دورنمايى از آن را به او نشان داده بود. گفته شده كه آن حضرت كشتى مورد نظر را در رؤيا ديده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19

19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند - عزّوجلّ - به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».

61- كشتى نوح(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 1

1 - برجاى ماندن كشتى نوح - براى چندى - در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.

62- كشتى نوح(ع) در دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 3

3- كشتى نوح ، او و همراهانش را در ميان موج هاى عظيمى بسان كوهها ، به پيش مى برد .

و هى تجرى بهم فى موج كالجبال

«موج» اسم جنس است و بر يك موج و نيز موجهاى متعدد و كثير اطلاق مى شود از آن جا كه در آيه شريفه ، كلمه «موج» به «جبال» (كوهها ) تشبيه شده ، معلوم مى شود مراد از آن ، امواج متعدد و كثير است.

63- كشتى نوح(ع) در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 2

2 - برجاى ماندن بقاياى كشتى نوح ، تا عصر نزول قرآن *

و لقد تركنها ءاية

در صورتى كه «تركنا» به معناى برجاى نهادن آثار و بقايا باشد - و نه صرفاً به معناى باقى گذاشتن خاطره و ياد كشتى نوح - از قيد «هل من مدّكر» مطلب بالا استفاده مى شود.

64- كشتى نوح(ع) در كوه جودى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 4

4- با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .

و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى

65- كشتى هاى بادبانى در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 5

5 - آشنايى مردم عصر بعثت ، با كشتى هاى بزرگ بادى

و من ءايته . .. إن يشأ يسكن الريح فيظللن رواكد

طرح كشتى هاى غول پيكر به عنوان آيات الهى، نشانگر اين مطلب است كه مردم عصر بعثت با اين پديده آشنا بودند.

66- مبدأ حركت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 10

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : جاء رجل إلى أميرالمؤمنين ( ع ) و هو فى مسجد الكوفة فقال ( ع ) : . . . صلّ فى هذا المسجد . . . منه سارت سفينة نوح . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: اميرالمؤمنين(ع) در مسجد كوفه بود. مردى نزد وى آمد،آن حضرت فرمود:...در اين مسجد نماز بخوان... از همين مسجد كشتى نوح سير خود را آغاز كرد ...».

67- محروميت مالكان كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 2

2- كشتى سوراخ شده به دست خضر ( ع ) ، در مالكيت گروهى از محرومان بود و تنها وسيله ارتزاق آنان به شمار مى آمد .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

68- مدت حركت كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 10

10- « عن المفضل قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) . . . كم لبث نوح و من معه فى السفينة حتى نضب الماء و خرجوا منها ؟ فقال : لبثوا فيها سبعة أيام و لياليها و طافت بالبيت ثم استوت على الجودى . . . ;

مفضل گويد: به امام صادق(ع) گفتم: . .. چه مدتى نوح و همراهان در كشتى ماندند تا آب فرو نشست و از كشتى خارج شدند؟ فرمود: هفت شبانه روز در كشتى ماندند و كشتى بر خانه خدا طواف كرد، سپس بر كوه جودى استقرار يافت ...».

69- مدت كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 15

15- « عن المفضل بن عمر قال : قلت ( لأبى عبدالله ( ع ) ) : جعلت فداك فى كم عمل نوح سفينته حتى فرغ منها ؟ قال : فى دورين ؟ قلت : و كم الدورين ؟ قال : ثمانين سنة . . . ;

مفضل بن عمر گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدايت شوم! نوح در چه مدتى كشتى خود را ساخت تا از آن فارغ شد؟ فرمود: در دو دور، گفتم: دو دور چقدر است؟ فرمود: هشتادسال . ..».

70- مسافران كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 71 - 7،10

7- قرار گرفتن سرنشينان كشتى در معرض غرق ، علّت اعتراض موسى ( ع ) به عمل خضر ( ع ) بود .

قال أخرقتها لتغرق أهلها

10- كشتى سوراخ شده به دست خضر ( ع ) حامل مسافر بوده است .

أخرقتها لتغرق أهلها

71- مسافرت با كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 2،3

2 - سفر دريايى با كشتى ، خطرآفرين است و كشتى نشين ، احساس خطر مى كند .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين

3 - سفر دريايى و استفاده از كشتى ، در عصر ظهور اسلام ، رواج داشته است .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 1

1 - سوار شدن انسان ها بر كشتى هاى پربار و مجهز ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

«مشحون» به معناى «مملو» است و «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پربار و مجهز به تجهيزات لازم.

72- مكان توقف كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 4

4- با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .

و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 11

11- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . فنزل نوح بالموصل من السفينة مع الثمانين . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. نوح با هشتاد نفر همراه در موصل از كشتى پياده شد ...».

73- مكان حيوانات در كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3

3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .

فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك

برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.

74- مكان فرود كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 5

5 - فرود آمدن كشتى نوح ، در محلى غير از محل زندگى نخستين او

و قل ربّ انزلنى منزلاً مباركًا

همان طور كه در برداشت پيشين گفته شد، «منزل» مى تواند اسم مكان باشد. بنابراين درخواست فرود آمدن در يك جاى پربركت، بيانگر تغيير مكان و مفيد برداشت فوق است.

75- مكان كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 2،17

2- كارگاه كشتى سازى نوح ، مجاور گذرگاه عمومى و در ديد و منظر همگان بود .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه

17- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث ] : . . . فعمل نوح سفينة فى مسجد الكوفة بيده . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى ]فرمود:. .. نوح به دست خود در مسجد كوفه كشتى ساخت...».

76- مكان نوح(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3

3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .

فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك

برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.

77- مكان همسفران نوح(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 3

3 - داخل كشتى نوح ، محل استقرار حيوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پيروانش بود .

فاسلك فيها . .. و أهلك فإذا استويت أنت ... على الفلك

برداشت ياد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلك فيها» (در كشتى وارد كن) و «إذا استويت. .. على الفلك» (هرگاه تو... بر كشتى استقرار يافتى)، به دست آمده است.

78- منشأ پيدايش كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 1

1 - خداوند ، مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) در سير و سفر و حمل و نقل براى بشر آفريده است .

و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

79- منشأ تسخير كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 12

12- حركت كشتى ها و رام بودن آنها براى انسان ها به فرمان خداوند است .

و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره

80- منشأ توقف كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 6

6 - انسان هاى صبور و شاكر ، بهره مند از فهم و درك نشانه هاى قدرت الهى در حركت و سكون كشتى ها

و من ءايته . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

با توجه به اين كه لام در «لكلّ صبّار شكور» لام انتفاع است، مطلب بالا استفاده مى شود.

81- منشأ حركت كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 6

6 - حركت كشتى ها در دريا ، به اذن خدا و تحت فرمان او است .

و الفلك تجرى فى البحر بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 6

6 - انسان هاى صبور و شاكر ، بهره مند از فهم و درك نشانه هاى قدرت الهى در حركت و سكون كشتى ها

و من ءايته . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

با توجه به اين كه لام در «لكلّ صبّار شكور» لام انتفاع است، مطلب بالا استفاده مى شود.

82- منشأ حركت كشتى بادبانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 5

5 - سفر هاى دريايى با كشتى هاى بادبانى ، در گرو وزش باد هاى ملايم و موافق

حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة

83- منشأ حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 12

12- حركت كشتى ها و رام بودن آنها براى انسان ها به فرمان خداوند است .

و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 8

8 - حركت كشتى ها در دريا ها ، به امر خداوند است .

يرسل الرياح . .. و لتجرى الفلك بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 3

3 - خداوند ، فراهم آورنده اسباب و وسايل حركت كشتى ها در دريا است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه

«با» در «بنعمت» مى تواند براى مصاحبه و يا براى تعديه و يا براى سبب باشد. برداشت بالا، بر اساس احتمال سوم است. لازم به ذكر است كه «بنعمت اللّه» براساس ياد شده، احسانِ خداوند در تهيه اسباب حركت كشتى ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 3

3 - حركت كشتى ها بر پهنه آب هاى دريا ، به امر و فرمان الهى

لتجرى الفلك فيه بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

84- منشأ غرق كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 1

1 - غرق شدن كشتى ها در اثر عملكرد ناشايست انسان ها ، ناشى از اراده و مشيت خداوند است .

إن يشأ يسكن الريح . .. أو يوبقهنّ بما كسبوا

«إيباق» (مصدر «يوبق») به معناى اهلاك و كنايه از غرق كردن است.

85- منشأ غرق مسافران كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 43 - 6

6 - هيچ يك از سرنشينان كشتى ها در دريا ها ، امنيت كامل نداشته و امكان غرق شدن آنان به اراده الهى وجود دارد .

و إن نشأ نغرقهم فلاصريخ لهم و لا هم ينقذون

اين آيه شريفه با آيه قبل، درصدد بيان نعمت و آيت الهى مى باشد; ولى در عين حال لحن هشدار دهنده نيز دارند كه مبادا اين نعمت ها موجب غرور بشر شود و آنان از آنها سوء استفاده كنند; كه در اين صورت ممكن است با قهر الهى دچار غرق و نابودى شوند.

86- منشأ كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 12 - 5

5 - توان انسان در ساختن كشتى و دريانوردى و به خدمت گرفتن حيوانات ، پرتوى از علم و عزت آفريدگار هستى است .

خلقهنّ العزيز العليم . .. و جعل لكم من الفلك و الأنعم ما تركبون

ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه خداوند درصدد بيان جلوه هاى عزت و دانايى خود در نظام هستى است.

87- منشأ كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 3

3 - ساختن كشتى و نجات يافتن عده اى از قوم نوح به وسيله آن ، با هدايت و تدبير الهى بود .

حملنكم فى الجارية

نسبت داده شدن فعل «حملناكم» به خداوند، گوياى مطلب ياد شده است. تصريح به اين مطلب در آيات ديگر مؤيد آن است (فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا...). (مؤمنون (23) آيه 27).

88- مواد كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 4

4 - آمادگى شرايط طبيعى و خصوصيات اجسام ، براى ساختن كشتى و حركت بر آب ، از نشانه هاى خدا است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

89- موانع غصب كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 10

10- معيوب بودن كشتى حامل خضر و موسى ( ع ) ، عامل صرف نظر پادشاه غاصب از تصرّف و مصادره آن شد .

فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا

90- موسى(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 71 - 2

2- موسى و خضر ( ع ) در نخستين مراحل همراهى ، سوار كشتى شدند .

فانطلقا حتّى إذا ركبا فى السفينة

91- ميخهاى كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 3،4

3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *

و حملنه على ذات ألوح و دسر

«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ - كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند - در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.

4 - كشتى نوح ، داراى شكلى ابتدايى و تشكيل شده از مشتى تخته و ميخ *

و حملنه على ذات ألوح و دسر

از تعبير «ذات ألواح و دسر» نوعى كوچك نمايى و ناچيزشمارى كشتى حضرت نوح استفاده مى شود. اين گفتار درصدد تبيين اين جهت است كه اگر نوح(ع) نجات يافت، با حمايت و لطف خداوند بود - نه در پرتو استحكام كشتى او; زيرا اين كشتى تاب مقاومت در برابر آن طوفان سهمگين را نداشت.

92- ناخداى كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 10

10- خداوند ، ناخداى كشتى نوح و هدايت كننده آن به مقصد بود .

و ممّن حملنا مع نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 7

7 - خدا ، ناخداى حقيقى كشتى نوح

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

اين كه نوح(ع) مى خواند: «خدايا! مرا در جايى پر خير و بركت فرود آور»، مى رساند كه در واقع سكاندار آن كشتى خدا بوده است.

93- ناظر كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 3

3 - نوح ( ع ) ، مأمور ساختن كشتى تحت نظارت و هدايت خداوند

أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا

94- نعمت حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 4

4 - حركت كشتى ها در دريا ، نعمتى مهم و اساسى براى انسان ها

سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره

از اين كه در ميان منافع دريا، جريان كشتى ها (كشتى رانى) اختصاص به ذكر يافته است، اهميت استفاده مى شود.

95- نعمت كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 3

3 - امكان بهره بردارى انسان ها از دريا به وسيله كشتى در سير و سفر و حمل و نقل ، از نعمت هاى الهى است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 3

3 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) از سوى خداوند ، به سود بشر و از نعمت هاى او است .

و ءاية لهم . .. و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

گفتنى است كه لام در «لهم» براى انتفاع است; يعنى، مركب هاى مانند كشتى را به نفع انسان ها آفريديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 1

1 - امكان ساخت كشتى هاى عظيم و دريانوردى ، از نعمت هاى انكارناپذير الهى براى زمينيان و غيرقابل تكذيب

و له الجوار المنشات . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

96- نعمت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 12 - 4

4 - مركب قرار گرفتن كشتى ها و دام ها ، از نعمت هاى الهى براى انسان است .

و جعل لكم من الفلك و الأنعم ما تركبون

97- نقش كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 5

5 - « جميل عن أبى عبداللّه فى قوله . . . « فالجاريات يسراً » قال هى السفن . . . ;

جميل از امام صادق(ع) درباره «فالجاريات يسراً» سؤال كرد، آن حضرت فرمود: مراد كشتى ها است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 5

5 - « عن على ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و له الجوار المنشئات فى البحر كالأعلام » قال : السفن ;

از امام على(ع) درباره قول خداى عزّوجلّ: «. ..الجوار المنشئات» روايت شده كه مراد كشتى ها هستند».

98- نقش كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 3

3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *

و حملنه على ذات ألوح و دسر

«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ - كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند - در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 14 - 2

2 - حمايت و لطف الهى ، عامل اصلى نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به آن حضرت از مهلكه طوفان ; و نه صرفاً ابزار مادى ( كشتى ) *

تجرى بأعيننا

در صورتى كه «بأعيننا» كنايه از نظارت، حمايت و لطف الهى باشد، ذكر «تجرى بأعيننا» - پس از «حملناه على ذات. ..» - بيانگر اين معنا است كه هر چند كشتى نوح از ابزار بايسته اى ساخته شده بود; اما اين حمايت و نظارت لحظه به لحظه ما بود كه در نهايت كارساز و نجات آفرين بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 2

2 - نجات يافتن عده اى از قوم نوح بهوسيله كشتى از هلاكت و غرق شدن

حملنكم فى الجارية

99- نوح(ع) در كشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 1

1 - روى آوردن به حمد و ستايش الهى ، پس از استقرار در كشتى ، رهنمود خداوند به نوح ( ع )

فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه

«إستواء» (مصدر «استويت») به معناى قرار گرفتن و استقرار يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 2

2 - نوح ( ع ) و جمعى از مردم مؤمن به وى ، در واقعه طوفان ، بر كشتى سوار شدند .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينه و أصحب السفينة

100- ويژگيهاى كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 6

6- كشتى نوح ، داراى ويژگيهايى خاص و برخوردار از صنعتى شگرف و بى سابقه

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

تصريح به اينكه برنامه ساخت كشتى نوح از ناحيه خداوند بود و انجام امور آن ، تحت نظارت همه جانبه او انجام گرفت ، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 9

9- كشتى نوح ، سفينه اى فوق العاده بزرگ و عظيم

قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين

ظرفيت كشتى براى حمل يك جفت از هر حيوان ، حكايت از بزرگى و عظمت فوق العاده آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 4

4- كشتى نوح ، سفينه اى بسيار مقاوم و برخوردار از بهترين اصول فنى و تكنيكى

و هى تجرى بهم فى موج كالجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 6،7

6 - كشتى نوح ، برخوردار از استحكام بالا و كيفيتى پيشرفته

فأنجينه و من معه فى الفلك المشحون

انباشته بودن و نيز نجات يافتن نوح(ع) و پيروانش از طوفان بزرگ، نمايان گر استحكام و كيفيت بسيار بالاى ساختمان كشتى است.

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « الفلك المشحون » المجهز الذى قد فرغ منه و لم يبق إلاّ رفعه ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «الفلك المشحون» روايت شده است: (مراد) كشتى مجهزى است كه از ساخت آن فارغ شده اند و كارى نمانده مگر بلند شدن آن».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 4

4 - كشتى نوح ، داراى شكلى ابتدايى و تشكيل شده از مشتى تخته و ميخ *

و حملنه على ذات ألوح و دسر

از تعبير «ذات ألواح و دسر» نوعى كوچك نمايى و ناچيزشمارى كشتى حضرت نوح استفاده مى شود. اين گفتار درصدد تبيين اين جهت است كه اگر نوح(ع) نجات يافت، با حمايت و لطف خداوند بود - نه در پرتو استحكام كشتى او; زيرا اين كشتى تاب مقاومت در برابر آن طوفان سهمگين را نداشت.

كشتى سازى

101- اهميت صنعت كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 4

4 - اهميت و نقش سازنده صنعت كشتى سازى و حمل و نقل دريايى براى بشر

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

قرار گرفتن نعمت كشتى رانى در كنار نعمت بزرگ خورشيد و ماه براى بشر، گوياى اهميت و نقش سازنده صنعت كشتى سازى و حمل و نقل دريايى براى انسان ها است.

102- تاريخ كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 5

5- كشتى سازى ، داراى سابقه طولانى در تاريخ بشر

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 3

3 - وجود صنعت كشتى سازى و سفر دريايى در زمان يونس ( ع )

إذ أبق إلى الفلك المشحون

103- كشتى سازى پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 12

12- پيروان نوح ، همراه و همگام با او براى ساختن كشتى

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم

برداشت فوق ، مقتضاى آوردن ضمير جمع در «منا» و «إنا» و «نسخر» است.

104- كشتى سازى در دوران يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 3

3 - وجود صنعت كشتى سازى و سفر دريايى در زمان يونس ( ع )

إذ أبق إلى الفلك المشحون

105- كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 1،3،4

1- خداوند ، در پى باخبر ساختن نوح از ايمان نياوردن قومش ، او را به ساختن كشتى فرمان داد .

أُوحى إلى نوح أنه لن يؤمن من قومك . .. واصنع الفلك

3- نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى مؤيد به مراقبت و محافظت همه جانبه خداوند بود .

واصنع الفلك بأعيننا

«عين» به معناى چشم و در آيه شريفه كنايه از مراقبت و محافظت مى باشد. جمع آوردن آن (أعين) براى مبالغه و رساندن كمال مراقبت است و «بأعيننا» حال براى فاعل «اصنع» مى باشد. بنابراين «اصنع الفلك بأعيننا»; يعنى، آن كشتى را بساز در حالى كه قرين محافظت و مراقبت كامل ما (خداوند) هستى.

4- نوح ( ع ) ، در ساخت كشتى با دريافت وحى ، از تعاليم و راهنمايى هاى خداوند بهره مى برد .

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 1،3،4،5،12،14،15،16

1- نوح ( ع ) در پى فرمان خداوند ، به ساختن كشتى پرداخت .

واصنع الفلك . .. و يصنع الفلك

در كلام عرب ، گاهى فعل مضارع به جاى فعل ماضى به كار مى رود و منظور از آن ترسيم حادثه هاى گذشته است به گونه اى كه گويا پيش روى مخاطبان قرار دارد. در آيه شريفه نيز ، فعل «يصنع» به همين منظور به جاى «صنع» استعمال شده است.

3- كفرپيشگان ، به هنگام مواجه شدن با نوح ( ع ) او را به خاطر كشتى سازى به استهزا و مسخره مى گرفتند .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه

4- كفرپيشگان ، آن گاه كه دسته جمعى و گروه گروه با نوح ( ع ) مواجه مى شدند ، او را به خاطر كشتى سازى به تمسخر مى گرفتند .

كلما مرّ عليه ملأ من قومه

برداشت فوق ، از كلمه «ملأ» - كه در اين جا به معناى گروه و جماعت است - استفاده شده است.

5- نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه

بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.

12- پيروان نوح ، همراه و همگام با او براى ساختن كشتى

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم

برداشت فوق ، مقتضاى آوردن ضمير جمع در «منا» و «إنا» و «نسخر» است.

14- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . فلما أتى عليهم تسعمأة سنة همّ أن يدعو عليهم . . . فأمره الله عزوجل أن يغرس النخل . . .

فلما أتى لذلك خمسون سنة و بلغ النخل و استحكم أمر بقطعه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة و أمر جبرئيل ( ع ) أن ينزل عليه و يعلمه كيف يتخذ ها فقدر طول ها فى الأرض ألفاً و مأتى ذراع و عرض ها ثمانمأة ذراع و طول ها فى السماء ثمانون ذراعاً . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه نهصد سال بر قوم نوح گذشت [و دعوت او را اجابت نكردند ]خواست كه بر آنان نفرين كند; پس خداوند عزوجل به او امر فرمود كه درخت خرما بكارد . .. پس چون پنجاه سال گذشت و درخت كامل و محكمى شد، آن حضرت را به بريدن آن فرمان داد ... آن گاه امر فرمود كشتى را بسازد و جبرئيل را مأمور كرد كه بر نوح نازل شود و به او ياد دهد كه كشتى را چگونه بسازد. پس جبرئيل طول كشتى را هزار و دويست ذراع و عرض آن را هشتصد ذراع و ارتفاع آن را هشتاد ذراع تعيين كرد ...».

15- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث قال بعد ما قرأ قوله تعالى ] : « كلما مرّ عليه ملأ من قومه سخروا منه . . . » : . . . كانوا يسخرون منه و يقولون : ينحت سفينة فى البرّ ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى بعد از قراءت آيه مزبور] فرمود: . .. قوم نوح او را مسخره مى كردند و مى گفتند: او در خشكى كشتى مى سازد!».

16- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : بقى نوح فى قومه ثلاثمأة سنة يدعوهم إلى الله فلم يجيبوه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة . . . فقال : يا رب من يعيننى على اتخاذها ؟ فأوحى الله إليه ناد فى قومك من أعاننى عليها و نجر منها شيئاً صار ما ينجره ذهباً و فضة فنادى نوح ( ع ) فيهم بذلك فأعانوه عليها . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: نوح سيصد سال در بين قوم خود باقى ماند و آنها را به خدا دعوت كرد، ولى او را اجابت نكردند . .. پس خداوند وى را امر كرد تا كشتى بسازد ... نوح گفت: پروردگارا! چه كسى مرا در ساختن كشتى كمك مى كند؟ به او وحى شد در بين قوم خود ندا كن: هر كس مرا در ساختن كشتى كمك كند، تراشه هاى چوبى كه مى تراشد براى او طلا و نقره مى شود. نوح اين ندا را داد، پس قوم او در ساختن كشتى به او كمك كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 2

2 - وحى الهى به نوح ( ع ) در ساختن كشتى

فأوحينا إليه أن اصنع الفلك

106- مدت كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 15

15- « عن المفضل بن عمر قال : قلت ( لأبى عبدالله ( ع ) ) : جعلت فداك فى كم عمل نوح سفينته حتى فرغ منها ؟ قال : فى دورين ؟ قلت : و كم الدورين ؟ قال : ثمانين سنة . . . ;

مفضل بن عمر گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدايت شوم! نوح در چه مدتى كشتى خود را ساخت تا از آن فارغ شد؟ فرمود: در دو دور، گفتم: دو دور چقدر است؟ فرمود: هشتادسال . ..».

107- مكان كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 2،17

2- كارگاه كشتى سازى نوح ، مجاور گذرگاه عمومى و در ديد و منظر همگان بود .

و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأ من قومه

17- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى حديث ] : . . . فعمل نوح سفينة فى مسجد الكوفة بيده . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه [ضمن حديثى ]فرمود:. .. نوح به دست خود در مسجد كوفه كشتى ساخت...».

108- منشأ كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 12 - 5

5 - توان انسان در ساختن كشتى و دريانوردى و به خدمت گرفتن حيوانات ، پرتوى از علم و عزت آفريدگار هستى است .

خلقهنّ العزيز العليم . .. و جعل لكم من الفلك و الأنعم ما تركبون

ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه خداوند درصدد بيان جلوه هاى عزت و دانايى خود در نظام هستى است.

109- منشأ كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 3

3 - ساختن كشتى و نجات يافتن عده اى از قوم نوح به وسيله آن ، با هدايت و تدبير الهى بود .

حملنكم فى الجارية

نسبت داده شدن فعل «حملناكم» به خداوند، گوياى مطلب ياد شده است. تصريح به اين مطلب در آيات ديگر مؤيد آن است (فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا...). (مؤمنون (23) آيه 27).

110- مواد كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 4

4 - آمادگى شرايط طبيعى و خصوصيات اجسام ، براى ساختن كشتى و حركت بر آب ، از نشانه هاى خدا است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

111- ناظر كشتى سازى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 3

3 - نوح ( ع ) ، مأمور ساختن كشتى تحت نظارت و هدايت خداوند

أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا

كشتيرانى

112- اهميت كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 13

13- اهميت و نقش حياتى دريا و كشتى رانى براى انسان

و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 5

5 - كشتيرانى ، داراى اهميتى اساسى در حمل و نقل نيازمندى هاى بشر و مواهب الهى به نقاط مختلف است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

بنابراين كه «با» در «بنعمت» براى تعدى و يا مصاحبة باشد، نكته بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 5

5 - اهميت كشتى رانى ، در زندگى اقتصادى جامعه عصر بعثت *

اللّه الذى سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره

113- تاريخ كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 4

4 - استفاده از كشتى هاى بادبانى براى سفر هاى دريايى در عصر بعثت

حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 4

4 - وجود كشتى هاى كوه پيكر و استفاده از آنها در عصر نزول قرآن

و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 4

4 - استفاده از كشتى هاى عظيم ، امرى آشنا براى عرب عصر نزول

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

114- تعلم كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 15

15- خداوند ، مشوّق آدمى به فراگيرى كشتى رانى و دريانوردى و استفاده بهينه از دريا ها و رودها

و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخ-ّر لكم الأنهر

معنا و مفهوم تسخير دريا و كشتى براى انسان، فراهم بودن استعدادها و زمينه هاى لازم براى بهره گيرى است كه انسان بايد از اين استعدادها و زمينه ها با تلاش و كوشش علمى و . .. خود استفاده كند.

115- فوايد كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 6

6 - حركت كشتى ها در دريا در جهت منافع انسان ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .

إن فى . .. الفلك تجرى فى البحر بما ينفع الناس ... لأيت

كلمه «ما» در «بما ينفع» مى تواند موصوله باشد كه در اين صورت «باء» به معناى مصاحبت است. بر اين مبنا «التى تجرى...»; يعنى، آن كشتيهايى كه در دريا حركت مى كنند و چيزهايى (از قبيل مال التجاره ها و ...) به همراه دارند كه براى مردم سودبخش است ... و نيز «ما» مى تواند مصدريه باشد كه در اين صورت «باء» به معناى سبب است; يعنى، كشتيهايى كه در دريا به خاطر نفع رسانى به مردم در حركت هستند.

116- كشتيرانى در دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 3

3- تغذيه با گوشت هاى تازه ، استفاده از زيور هاى دريايى و كشتيرانى ، از فوايد درياست .

سخ-ّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و ترى الفلك

«طرى» به معناى جديد و تازه و «حلية» به معناى زيور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 8،10،15

8 - دريا ها ، بستر تحرك كشتى ها براى تجارت و سفر

و ترى الفلك فيه مواخر لتبتغوا من فضله

«ماخرة» (مفرد «مواخر») از ماده «مخر» و به معناى شكافنده آب ها است.

10 - تغذيه با گوشت هاى تازه و استفاده از زيور هاى دريايى و كشتيرانى ، از فوايد دريا ها است .

و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا . .. و ترى الفلك فيه مواخر

15 - آثار متفاوت و مشترك آب هاى دريا ها و استفاده چند منظوره انسان ها از آن ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند است .

و ما يستوى البحران هذا عذب فرات . .. و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا ... لتبتغوا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره قدرت مطلق و يكتايى خداوند متعال سخن مى گويد.

117- كشتيرانى در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 5

5 - اهميت كشتى رانى ، در زندگى اقتصادى جامعه عصر بعثت *

اللّه الذى سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره

118- كشتيرانى در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 3

3- كشتى و حمل و نقل دريايى ، در زمان حضرت موسى ( ع ) از منابع درامد بود .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

119- كشتيرانى در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 4

4 - استفاده از كشتى هاى بادبانى براى سفر هاى دريايى در عصر بعثت

حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 4

4 - وجود كشتى هاى كوه پيكر و استفاده از آنها در عصر نزول قرآن

و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 4

4 - استفاده از كشتى هاى عظيم ، امرى آشنا براى عرب عصر نزول

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

120- نعمت كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 8

8- گوشت هاى تازه دريايى و اشياى تزيينى آن و سهولت كشتيرانى ، از نعمت هاى خداوند است .

و هو الذى سخ-ّر البحر لتأكلوا منه لحمًا طريًّا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و تر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 11

11 - گوشت هاى تازه دريايى و اشياى تزيينى آن و سهولت كشتيرانى ، از نعمت هاى الهى براى بشر

من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا و تستخرجون حلية تلبسونها و ترى الفلك فيه مواخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 4

4 - تكذيب نعمت هاى تجلى يافته الهى در حركت كشتى ها بر دريا ، مورد نكوهش خداوند

و له الجوار المنشات . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

121- نقش كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 15

15 - به حركت درآمدن كشتى ها در دريا ، وسيله اى مناسب براى كسب روزى است . *

و لتجرى الفلك بأمره و لتبتغوا من فضله

ممكن است تعليل در «لتبتغوا» براى جمله قبل (ولتجرى الفلك . ..) باشد. در اين صورت، استفاده مى شود كه حركت كشتى ها بر روى آب، وسيله مناسبى براى تحصيل فضل خداوند است.

كشتيها

122- اهميت ذكر حركت كشتيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 3

3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به شگفتى حركت كشتى هاى عظيم بر دريا و درس آموزى از آن

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

123- تشبيه كشتيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

124- سوگند به كشتيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به كشتى هاى روان بر آب هاى دريا به آسانى و نرمى

فالجريت يسرًا

«يسر» نقطه مقابل «عسر» و به معناى سهولت و آسانى است. مراد از «جاريات» كشتى هايى است كه در دريا، به آرامى و نرمى حركت مى كنند.

125- غصب كشتيها در دوران خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 8

8- مقارن با وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، پادشاهى ، كلّيه كشتى هاى سالم را در آن منطقه ، مصادره مى كرد .

و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا

مراد از «كلّ سفينة» - به قرينه «أن أعيبها» «كلّ سفينة صالحة» بوده است.

126- غصب كشتيها در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 8

8- مقارن با وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، پادشاهى ، كلّيه كشتى هاى سالم را در آن منطقه ، مصادره مى كرد .

و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا

مراد از «كلّ سفينة» - به قرينه «أن أعيبها» «كلّ سفينة صالحة» بوده است.

9- كشيشان

1- كشيشان پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 11

11 - تمجيد خدا از كشيشان و راهبان وارسته و مسيحيان حق پذير و فروتن

ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايستكبرون

2- كشيشان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 10

10 - گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا

3- كشيشان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 3،10

3 - گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن

منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.

10 - گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا

4- گريه كشيشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 3

3 - گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن

منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.

5- نقش كشيشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 6،8،18

6 - حضور كشيشان و راهبان خداترس در بين مسيحيان موجب دوستى و نزديكى آنان با مسلمانان

اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً

8 - نقش مؤثرتر كشيشان از راهبان در هدايتگرى مردم

ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً

تقديم ذكرى «قسيسين» بر «رهباناً» مى تواند اشاره به نقش مؤثرتر قسيسين داشته باشد.

18 - وجود كشيشان و راهبان منتظر بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در ميان مسيحيان ، موجب محبت آنان ، به مسلمانان

و لتجدن اقربهم مودة للذين ءامنوا . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايست

از امام صادق(ع) روايت شده كه پس از خواندن آيه فوق فرمود: أولئك كانوا قوماً بين عيسى(ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) ينتظرون مجيىء محمد(صلی الله علیه و آله).


تفسير عياشى، ج 1، ص 335، ح 162; نورالثقلين، ج 1، ص 662، ح 317.

10- كعبه

1- كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 72 - 7،10،11

7 - يهود ، آنچه را در اوّل روز بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده بود ( قبله بودن بيت المقدّس ) ، پذيرفتند و به آنچه در انت هاى روز نازل شده بود ( قبله بودن كعبه ) ، كفر ورزيدند تا مؤمنان را گمراه سازند .

و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون

برخى از مفسران برآنند كه «وجه النهار» و «آخره» متعلق به «انزل» است ; و سياق آيه مى رساند كه مراد از «الذى»، حكمى خاص است ; برخى روايات دلالت دارد كه آن حكم خاص، تغيير قبله بوده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عصرگاهى مأمور شد نماز را به سوى كعبه بخواند و قبله مسلمانان را كه تا صبحگاه آن روز، بيت المقدس بوده است تغيير دهد.

10 - دستور علماى يهود به پيروان خود مبنى بر پذيرش بيت المقدس به عنوان قبله و مخالفت با كعبه

و قالت طائفة من اهل الكتاب امنوا بالّذى انزل . .. و اكفروا اخره

امام باقر (ع): . .. فقالوا صلى محمد الغداة فاستقبل قبلتنا فامنوا بالّذى انزل على محمد وجه النهار و اكفروا اخره يعنون القبلة حين استقبل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) المسجد الحرام.


تفسير قمى، ج 1، ص 105 ; تفسير برهان، ج 1، ص 292، ح 11.

11 - اميدوارى يهود به قبله قرار داده شدن مجدد بيت المقدس ، به جاى كعبه براى مسلمانان

لعلّهم يرجعون

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. لعلّهم يرجعون الى قبلتنا.


تفسير قمى، ج 1، ص 105 ; بحار الانوار، ج 83، ص 98.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 4،5

4 - كعبه ، عبادتگاه حضرت ابراهيم ( ع ) *

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

بنابراينكه مراد از «مقام ابراهيم»، مقام عبادت آن حضرت باشد ; چنانچه علامه طباطبائى احتمال داده اند.

5 - اهميّت و ارزشمندى مقام ابراهيم ( ع ) در كعبه

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 5

5 - اهل كتاب ، منكر نشانه هاى روشن الهى در خانه خدا

اللّه

2- آبادانى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 3

3 - آبادانى كعبه و روى آوردن خلق به آن ، در تاريخ پيش از اسلام

و البيت المعمور

در صورتى كه «بيت المعمور» كعبه باشد; آوردن وصف «المعمور» مى تواند اشاره به آوازه بلند و آبادانى كعبه در گذشته تاريخ داشته باشد.

3- آثار امنيت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 3،10

3 - امنيت كعبه و كوچ زمستانى و تابستانى قريش ، زمينه دست يابى آنان به مواد خوراكى بود .

إيلفهم رحلة الشتاء و الصيف . فليعبدوا ... الذى أطعمهم من جوع

10 - امنيت قريش ، مرهون وجود كعبه و امنيت آن بود .

ربّ هذا البيت . .. و ءامنهم من خوف

تعبير «ربّ هذا البيت» به جاى «اللّه» - پيش از توصيف خداوند به پديد آورنده امنيت - نشانگر نقش كعبه در امنيت قريش است كه قبايل عرب، آنها را اهل حرم دانسته و به آنان تعرض نمى كردند. ارتباط اين سوره با سوره قبل، بيانگر نقش هلاكت اصحاب فيل، در پيدايش امنيت براى كعبه و در نتيجه براى قريش است.

4- آثار قبله شدن كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 12

12 - قبله شدن كعبه ، زمينه ساز هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .

ما وليهم عن قبلتهم . .. يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

جمله «للّه المشرق . ..» بيانگر اين است كه: كعبه و بيت المقدس هر دو ملك خداست و از اين جهت تفاوتى ندارند و جمله «يهدى ...» اشاره به اين دارد كه انتخاب كعبه به عنوان قبله، زمينه ساز هدايت انسانهاست و لذا آن را قبله همگان قرار داد.

5- آثار قداست كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 13

13 - حرمت و قداست كعبه در نزد مردم جزيرة العرب مانع از تجاوز ديگران به مكه و برهم زدن امنيت و آرامش ساكنان آن

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

6- ابراهيم(ع) و بناى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 1،3،16،18

1 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، برپا كنندگان ديوار هاى كعبه و سازنده آنها

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

قواعد (جمع قاعدة) به معناى پايه هاست و در آيه به مناسبت «البيت» مراد از آن پايه هاى ديوار مى باشد. بالا بردن پايه هاى ديوار (يرفع ابراهيم القواعد) به معناى ساختن ديوار بر پايه هاست.

3 - ابراهيم ( ع ) ، بناكننده اصلى كعبه و اسماعيل ( ع ) ياور او بود .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

عطف كردن فاعلى بر فاعل ديگر، پس از آوردن فاعل نخست و متعلقات فعل - چنانچه در آيه شريفه اين گونه است - مى تواند اشاره به تفاوت آن دو فاعل در انجام كار باشد. بنابراين و به مناسبت مورد سخن از ساختن و بنا كردن است، مى توان گفت: ابراهيم سازنده اصلى و اسماعيل ياور او بوده است.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . فلما أمراللّه عز و جل ابراهيم ان يبنى البيت و لم يدر فى اىّ مكان يبنيه فبعث اللّه جبرئيل فخطّ له موضع البيت فانزل اللّه عليه القواعد من الجنة . . . فبنى ابراهيم البيت و نقل اسماعيل الحجر من ذى طوى فرفعه الى السماء تسعة اذرع . . . ;

. .. چون خداوند عز و جل ابراهيم(ع) را مأمور بناى كعبه كرد، او نمى دانست كه كعبه را در كجا بنا كند. خداوند جبرئيل را فرستاد و او در مكان كعبه، خطى روى زمين كشيد. سپس خداوند، پايه هاى كعبه را از بهشت فرو فرستاد ... و ابراهيم(ع) خانه را بنا كرد و اسماعيل(ع) از «ذى طوى» سنگ آورد و ابراهيم(ع) ]ديوارهاى[ خانه را تا نه ذراع بالا آورد ...».

18 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « . . . كان البيت درة بيضاء فرفعه اللّه إلى السماء و بقى أساسه . . . فأمر اللّه ابراهيم و اسماعيل أن يبنيا البيت على القواعد ;

. .. خانه كعبه چون درّ سفيدى بود، پس خداوند آن را به آسمان بالا برد و اساس آن باقى ماند ... پس خداوند ابراهيم و اسماعيل (ع) را مأمور كرد كه خانه كعبه را بر همان پايه هاى قبلى بنا كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 15

15 - از حضرت على بن ابى طالب ( ع ) روايت شده است كه : « لما فرغ ابراهيم من بناء البيت قال : فعلت أى رب فأرنا مناسكنا ، ابرز ها لنا ، علّمنا ها ، فبعث اللّه جبرئيل فحجّ به ;

چون ابراهيم(ع) از ساختن خانه كعبه فارغ گشت، عرض كرد: پروردگارا! من مأموريت خود را انجام دادم، پس شيوه انجام

اعمال حج را به ما نشان بده و آن را بر ما آشكار كن و به ما بياموز. پس خداوند جبرئيل را فرستاد تا به همراهى ابراهيم حج نمايد ]و به صورت عملى به ابراهيم(ع) نشان دهد[ ».

7- ابراهيم(ع) و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 4،5

4 - كعبه ، عبادتگاه حضرت ابراهيم ( ع ) *

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

بنابراينكه مراد از «مقام ابراهيم»، مقام عبادت آن حضرت باشد ; چنانچه علامه طباطبائى احتمال داده اند.

5 - اهميّت و ارزشمندى مقام ابراهيم ( ع ) در كعبه

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

8- احترام به كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 9

9 - كعبه ، خانه و جايگاهى مقدس و سزاوار احترام خاص

لاتحلوا . .. و لا ءآمين البيت الحرام

9- احترام كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 9

9 - كعبه ، خانه اى بسيار مقدس و داراى حرمتى بس والا در پيشگاه خداوند

و طهّر بيتى

اضافه «بيت» به «ياى» متكلم، اضافه تشريفيه و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 2 - 6

6 - احترام كعبه و ساكنان مكه ، نزد مردم در مسير كاروان هاى قريش ، مرهون ظهور حمايت خداوند از كعبه در « عام الفيل »

إيلفهم رحلة الشتاء و الصيف

تأمين امنيت براى كاروان هاى قريش به وسيله نابود ساختن اصحاب فيل، مى تواند از آن جهت باشد كه قبيله هاى بين راه، پس از حادثه فيل براى كعبه و قريش - كه اهل حرم بودند - احترام ويژه اى قائل شدند.

10- ارزش كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 2،5،6،11

2 - مردمى بودن ، ارزشى براى بناى كعبه *

انّ اوّل بيت وضع للناس

5 - شرافت كعبه بر بيت المقدس ، على رغم پندار يهوديان

انّ اوّل بيت وضع للناس

با توجه به شأن نزول كه يهوديان مى گفتند بيت المقدّس، برتر و باارزشتر از كعبه است.

6 - قدمت كعبه ، ملاك شرافت آن بر بيت المقدس

انّ اوّل بيت وضع للناس

با توجه به شأن نزول ذكر شده در مجمع البيان.

11 - كعبه ، وسيله هدايت جهانيان

انّ اوّل بيت . .. و هدىً للعالمين

11- اسماعيل(ع) و بناى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 1،3،16،18

1 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، برپا كنندگان ديوار هاى كعبه و سازنده آنها

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

قواعد (جمع قاعدة) به معناى پايه هاست و در آيه به مناسبت «البيت» مراد از آن پايه هاى ديوار مى باشد. بالا بردن پايه هاى ديوار (يرفع ابراهيم القواعد) به معناى ساختن ديوار بر پايه هاست.

3 - ابراهيم ( ع ) ، بناكننده اصلى كعبه و اسماعيل ( ع ) ياور او بود .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

عطف كردن فاعلى بر فاعل ديگر، پس از آوردن فاعل نخست و متعلقات فعل - چنانچه در آيه شريفه اين گونه است - مى تواند اشاره به تفاوت آن دو فاعل در انجام كار باشد. بنابراين و به مناسبت مورد سخن از ساختن و بنا كردن است، مى توان گفت: ابراهيم سازنده اصلى و اسماعيل ياور او بوده است.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . فلما أمراللّه عز و جل ابراهيم ان يبنى البيت و لم يدر فى اىّ مكان يبنيه فبعث اللّه جبرئيل فخطّ له موضع البيت فانزل اللّه عليه القواعد من الجنة . . . فبنى ابراهيم البيت و نقل اسماعيل الحجر من ذى طوى فرفعه الى السماء تسعة اذرع . . . ;

. .. چون خداوند عز و جل ابراهيم(ع) را مأمور بناى كعبه كرد، او نمى دانست كه كعبه را در كجا بنا كند. خداوند جبرئيل را فرستاد و او در مكان كعبه، خطى روى زمين كشيد. سپس خداوند، پايه هاى كعبه را از بهشت فرو فرستاد ... و ابراهيم(ع) خانه را بنا كرد و اسماعيل(ع) از «ذى طوى» سنگ آورد و ابراهيم(ع) ]ديوارهاى[ خانه را تا نه ذراع بالا آورد ...».

18 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « . . . كان البيت درة بيضاء فرفعه اللّه إلى السماء و بقى أساسه . . . فأمر اللّه

ابراهيم و اسماعيل أن يبنيا البيت على القواعد ;

. .. خانه كعبه چون درّ سفيدى بود، پس خداوند آن را به آسمان بالا برد و اساس آن باقى ماند ... پس خداوند ابراهيم و اسماعيل (ع) را مأمور كرد كه خانه كعبه را بر همان پايه هاى قبلى بنا كنند».

12- اعتكاف در كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 18،21

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

21 - طواف خانه خدا و اعتكاف در آن جايگاه ، از احكام شريعت ابراهيم

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين

13- امنيت در كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 1،2

1 - خداوند ، كعبه را ملجأ و جايگاهى براى حضور مردم و مكانى بسيار امن قرار داد .

و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً

«مثابة»; يعنى، مكانى كه مردم پى در پى بدان جا روى مى آورند (لسان العرب). «أمن» مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل (آمناً = داراى امنيت) مى باشد. آوردن مصدر به جاى اسم فاعل، دلالت بر تأكيد دارد. بنابراين «أمناً»; يعنى، آكنده از امنيت.

2 - بايد همگان حتى حيوانات در خانه خدا ، امنيت كامل داشته و از هرگونه آزارى مصون باشند .

و إذ جعلنا البيت . .. أمناً

تقييد كلمه «مثابة» به وسيله «الناس» و مقيد نساختن «أمناً» به آن قيد، گوياى اين نكته است كه: امنيت مكه بايد براى هر ذى روحى - چه انسان و چه غير انسان - تأمين شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 7،8

7 - امنيّت كامل براى كسانى كه وارد كعبه مى شوند .

و من دخله كان امناً

8 - لزوم حفظ و برقرارى امنيّت در كعبه

و من دخله كان امناً

بنابراينكه جمله خبريّه در مقام انشاء باشد.

14- اهميت آبادانى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 4

4 - لزوم اقبال خلق به كعبه و آباد نگه داشتن آن

و البيت المعمور

توصيف كعبه به «بيت معمور»، مى تواند دستورى از جانب خداوند به مردم باشد كه بايد كعبه را همواره آباد نگه دارند و از آن روى نگردانند.

15- اهميت توجه به كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 4

4 - لزوم اقبال خلق به كعبه و آباد نگه داشتن آن

و البيت المعمور

توصيف كعبه به «بيت معمور»، مى تواند دستورى از جانب خداوند به مردم باشد كه بايد كعبه را همواره آباد نگه دارند و از آن روى نگردانند.

16- اهميت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 1

1 - وجود نشانه هاى روشن براى هدايت جهانيان ، در كعبه

و هدى للعالمين. فيه ايات بيّنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 - كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاته--م . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

17- بانيان كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 1،3

1 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، برپا كنندگان ديوار هاى كعبه و سازنده آنها

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

قواعد (جمع قاعدة) به معناى پايه هاست و در آيه به مناسبت «البيت» مراد از آن پايه هاى ديوار مى باشد. بالا بردن پايه هاى ديوار (يرفع ابراهيم القواعد) به معناى ساختن ديوار بر پايه هاست.

3 - ابراهيم ( ع ) ، بناكننده اصلى كعبه و اسماعيل ( ع ) ياور او بود .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

عطف كردن فاعلى بر فاعل ديگر، پس از آوردن فاعل نخست و متعلقات فعل - چنانچه در آيه شريفه اين گونه است - مى تواند اشاره به تفاوت آن دو فاعل در انجام كار باشد. بنابراين و به مناسبت مورد سخن از ساختن و بنا كردن است، مى توان گفت: ابراهيم سازنده اصلى و اسماعيل ياور او بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 1

1 - تأسيس كعبه به دست ابراهيم ( ع ) ، واقعه اى بس مهم و شايان يادآورى

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«إذ» اسم زمان در محل نصب و مفعول براى «اُذكر» محذوف است; يعنى، «به ياد بسپار آن زمانى را كه ما. ..».

18- بركت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 10

10 - كعبه ، خانه اى مبارك ( داراى خير و بركت فراوان )

وضع للناس للذى ببكّة مباركاً

19- بناى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 1،3،4،5،8،16،18

1 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، برپا كنندگان ديوار هاى كعبه و سازنده آنها

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

قواعد (جمع قاعدة) به معناى پايه هاست و در آيه به مناسبت «البيت» مراد از آن پايه هاى ديوار مى باشد. بالا بردن پايه هاى ديوار (يرفع ابراهيم القواعد) به معناى ساختن ديوار بر پايه هاست.

3 - ابراهيم ( ع ) ، بناكننده اصلى كعبه و اسماعيل ( ع ) ياور او بود .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

عطف كردن فاعلى بر فاعل ديگر، پس از آوردن فاعل نخست و متعلقات فعل - چنانچه در آيه شريفه اين گونه است - مى تواند اشاره به تفاوت آن دو فاعل در انجام كار باشد. بنابراين و به مناسبت مورد سخن از ساختن و بنا كردن است، مى توان گفت: ابراهيم سازنده اصلى و اسماعيل ياور او بوده است.

4 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، با دعا به درگاه خدا خواستار پذيرفته شدن عملشان ( ساختن كعبه ) شدند .

ربنا تقبل منا

5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا

تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به ساختن كعبه داده باشد.

8 - توجه و خلوص كامل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به خداوند ، هنگام ساختن كعبه

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا

سياق جمله فوق مقتضى اين است كه «ربنا تقبل منا» با كلمه اى همانند «قالا» آورده شود. حذف اين كلمه اشاره به اين نكته دارد كه: توجه ابراهيم و اسماعيل (ع) به خداوند هنگام بناى كعبه، چنان بود كه گويا از مرحله سخن گذشته و به يك حالت و صفت براى آنان تبديل شده بود.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . فلما أمراللّه عز و جل ابراهيم ان يبنى البيت و لم يدر فى اىّ مكان يبنيه فبعث اللّه جبرئيل فخطّ له موضع البيت فانزل اللّه عليه القواعد من الجنة . . . فبنى ابراهيم البيت و نقل اسماعيل الحجر من ذى طوى فرفعه الى السماء تسعة اذرع . . . ;

. .. چون خداوند عز و جل ابراهيم(ع) را مأمور بناى كعبه كرد، او نمى دانست كه كعبه را در كجا بنا كند. خداوند جبرئيل را فرستاد و او در مكان كعبه، خطى روى زمين كشيد. سپس خداوند، پايه هاى كعبه را از بهشت فرو فرستاد ... و ابراهيم(ع) خانه را بنا كرد و اسماعيل(ع) از «ذى طوى» سنگ آورد و ابراهيم(ع) ]ديوارهاى[ خانه را تا نه ذراع بالا آورد ...».

18 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « . . . كان البيت درة بيضاء فرفعه اللّه إلى السماء و بقى أساسه . . . فأمر اللّه ابراهيم و اسماعيل أن يبنيا البيت على القواعد ;

. .. خانه كعبه چون درّ سفيدى بود، پس خداوند آن را به آسمان بالا برد و اساس آن باقى ماند ... پس خداوند ابراهيم و اسماعيل (ع) را مأمور كرد كه خانه كعبه را بر همان پايه هاى قبلى بنا كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 1،8،15

1 - تسيلم خدا شدن ، از دعا هاى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به هنگام ساختن كعبه

و إذ يرفع إبرهيم القواعد . .. ربنا واجعلنا مسلمين لك

8 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به هنگام ساختن كعبه ، از خداوند خواستند تا چگونگى اعمال حج را به آنان بياموزد .

ربنا . .. أرنا مناسكنا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مناسك - چنانچه برخى از اهل لغت و نيز برخى از مفسران گفته اند - به معناى اعمال حج باشد.

15 - از حضرت على بن ابى طالب ( ع ) روايت شده است كه : « لما فرغ ابراهيم من بناء البيت قال : فعلت أى رب فأرنا مناسكنا ، ابرز ها لنا ، علّمنا ها ، فبعث اللّه جبرئيل فحجّ به ;

چون ابراهيم(ع) از ساختن خانه كعبه فارغ گشت، عرض كرد: پروردگارا! من مأموريت خود را انجام دادم، پس شيوه انجام اعمال حج را به ما نشان بده و آن را بر ما آشكار كن و به ما بياموز. پس خداوند جبرئيل را فرستاد تا به همراهى ابراهيم حج

نمايد ]و به صورت عملى به ابراهيم(ع) نشان دهد[ ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 1

1 - بعثت پيامبرى از نسل اسماعيل ، از دعا ها و درخواست هاى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به هنگام بناى كعبه

و من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم

ضمير در «فيهم» و «منهم» محتمل است به «أمة مسلمة» در آيه قبل برگردد و نيز محتمل است به «أهله» در آيه 126 بازگردانده شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، «ربنا وابعث فى ذريتنا المسلمة رسولا منهم». دعاى مشترك ابراهيم و اسماعيل گوياى اين است كه: پيامبر مورد نظر ابراهيم نيز فردى از نسل اسماعيل است نه از نسل ديگر فرزندانش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 2

2 - كفر اهل كتاب به آيات الهى ( انكار حليّت خوردنى ها قبل از نزول تورات در آيين ابراهيم و انكار تقدّم تاريخى بناى كعبه )

كل الطعام . .. قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

مراد از «ايات اللّه»، مضامينى است كه در آيه هاى قبل بيان شد.

20- بنيانگذار كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 4

4 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، بنيان گذار كعبه و معمار آن

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

21- بى حرمتى به كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 2،12

2 - شكستن حرمت كعبه و ماه هاى حرام ، موجب عقاب شديد از سوى خداوند

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام . .. اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود، از جمله كسانى كه به عقاب شديد تهديد شده اند كسانى هستند كه با مضامين و احكام مطرح شده در آيه قبل مخالفت كنند. برداشت فوق به گروهى از آنان اشاره دارد و در برداشتهاى بعدى ديگر موارد منعكس خواهد شد.

12 - شكنندگان حرمت كعبه و ماه هاى حرام و اعراض كنندگان از حكم قربانى نبايد از رحمت و مغفرت الهى مأيوس باشند .

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام . .. إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

22- بينش اهالى جزيرة العرب و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 13

13 - حرمت و قداست كعبه در نزد مردم جزيرة العرب مانع از تجاوز ديگران به مكه و برهم زدن امنيت و آرامش ساكنان آن

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

23- پاسدارى از قداست كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 8

8 - پاسدارى از حرمت كعبه و ماه هاى حرام عامل بهره مندى از مغفرت و رحمت الهى

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس . .. و إنّ اللّه غفور رحيم

آيه قبل نشان دهنده مصاديقى است كه از مغفرت و رحمت الهى بهره مند مى شوند و ازجمله آنان كسانى هستند كه حرمت كعبه و ماههاى حرام را پاس مى دارند. در برداشتهاى بعدى ديگر مصاديق آن منعكس خواهد شد.

24- تاريخ كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 23

23 - خانه خدا ( كعبه ) داراى قدمت تاريخى

و إذ جعلنا البيت . .. و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 2،3،16

2 - پايه ها و اساس كعبه پيش از آنكه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، ديوار هاى آن را بنا كنند ، وجود داشته است .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

از اينكه بالا بردن و ساختن ديوارهاى كعبه به ابراهيم و اسماعيل (ع) نسبت داده شده، ولى بناى پايه و اساس آن به ايشان نسبت داده نشده، چنين بر مى آيد كه: پايه ها و اساس كعبه از ديرباز وجود داشته است.

3 - ابراهيم ( ع ) ، بناكننده اصلى كعبه و اسماعيل ( ع ) ياور او بود .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

عطف كردن فاعلى بر فاعل ديگر، پس از آوردن فاعل نخست و متعلقات فعل - چنانچه در آيه شريفه اين گونه است - مى تواند اشاره به تفاوت آن دو فاعل در انجام كار باشد. بنابراين و به مناسبت مورد سخن از ساختن و بنا كردن است، مى توان

گفت: ابراهيم سازنده اصلى و اسماعيل ياور او بوده است.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . فلما أمراللّه عز و جل ابراهيم ان يبنى البيت و لم يدر فى اىّ مكان يبنيه فبعث اللّه جبرئيل فخطّ له موضع البيت فانزل اللّه عليه القواعد من الجنة . . . فبنى ابراهيم البيت و نقل اسماعيل الحجر من ذى طوى فرفعه الى السماء تسعة اذرع . . . ;

. .. چون خداوند عز و جل ابراهيم(ع) را مأمور بناى كعبه كرد، او نمى دانست كه كعبه را در كجا بنا كند. خداوند جبرئيل را فرستاد و او در مكان كعبه، خطى روى زمين كشيد. سپس خداوند، پايه هاى كعبه را از بهشت فرو فرستاد ... و ابراهيم(ع) خانه را بنا كرد و اسماعيل(ع) از «ذى طوى» سنگ آورد و ابراهيم(ع) ]ديوارهاى[ خانه را تا نه ذراع بالا آورد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 1،4

1 - تأسيس كعبه به دست ابراهيم ( ع ) ، واقعه اى بس مهم و شايان يادآورى

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«إذ» اسم زمان در محل نصب و مفعول براى «اُذكر» محذوف است; يعنى، «به ياد بسپار آن زمانى را كه ما. ..».

4 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، بنيان گذار كعبه و معمار آن

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 6،10

6 - كعبه ، داراى قدمت و پيشينه تاريخى

بالبيت العتيق

«عتيق» به هر چيزى گفته مى شود كه داراى تقدم زمانى، مكانى و يا رتبه اى باشد. و بدين جهت است كه به «قديم»، «عتيق» نيز مى گويند. بنابراين «بيت عتيق»; يعنى، خانه اى كه داراى قدمت و پيشينه تاريخى است.

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه عزّوجلّ أغرق الأرض كلّها يوم نوح إلاّ البيت فيومئذ سمّى العتيق لأنّه اُعتق يومئذ من الغرق . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ در روز طوفان نوح، همه زمين را غرق كرد، مگر «بيت[اللّه]». پس در آن روز عتيق ناميده شد; زيرا در آن روز از غرق شدن آزاد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 33 - 5

5 - كعبه ، داراى قدمت و سابقه تاريخى در ميان ساير اماكن مقدس

إلى البيت العتيق

«عتيق» به هر چيزى گفته مى شود كه داراى تقدم زمانى يا مكانى و يا رتبه اى باشد. بدين جهت به قديم، عتيق نيز گفته مى شود. بنابراين «بيت عتيق»; يعنى، خانه اى كه داراى قدمت و پيشينه تاريخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 13

13 - حرمت و قداست كعبه در نزد مردم جزيرة العرب مانع از تجاوز ديگران به مكه و برهم زدن امنيت و آرامش ساكنان آن

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 3

3 - آبادانى كعبه و روى آوردن خلق به آن ، در تاريخ پيش از اسلام

و البيت المعمور

در صورتى كه «بيت المعمور» كعبه باشد; آوردن وصف «المعمور» مى تواند اشاره به آوازه بلند و آبادانى كعبه در گذشته تاريخ داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 6

6 - كعبه ، حتى در عصر جاهليت و سلطه شرك ، داراى شرافت و عظمت در پيشگاه خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك . .. فجعلهم كعصف مأكول

25- تطهير كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 11،12،29

11 - تطهير خانه خدا و مصون داشتن آن از هر ناپاكى و آلودگى ، توصيه و فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

12 - خانه خدا ، بايد همواره پاك و از آلودگى ها پيراسته شود .

أن طهرا بيتى

29 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه درباره قول خدا « طهرا بيتى للطائفين . . . فرمود : يعنى نحّيا عنه المشركين . . . ;

مشركان را از خانه من دور كنيد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 10

10 - توليت كعبه ، پاكيزه و آماده سازى آن براى زائران ، از وظايف الهى حضرت ابراهيم ( ع )

و طهّر بيتى للطّائفين

26- جايگاه كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 13

13 - جايگاه بناى كعبه ، اولين نقطه آفريده شده از زمين

انّ اوّل بيت وضع للناس

امام صادق(ع) : ... لما اراد الله تعالى ان يخلق الارض ... فجمعه في موضع البيت ثم جعل جبلاَ من زبد ثم دحى الارض من تحته وهو قول الله عزّ وجل :( ان اول بيت . .. ».


كافى، ج 4، ص 189، ح 7 ; نورالثقلين، ج 1، ص 365، ح 244 و 246.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 6

6 - كعبه از آن تمامى مردم نه قشر و طايفه اى خاص

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس

27- حمايت از كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 2 - 6

6 - احترام كعبه و ساكنان مكه ، نزد مردم در مسير كاروان هاى قريش ، مرهون ظهور حمايت خداوند از كعبه در « عام الفيل »

إيلفهم رحلة الشتاء و الصيف

تأمين امنيت براى كاروان هاى قريش به وسيله نابود ساختن اصحاب فيل، مى تواند از آن جهت باشد كه قبيله هاى بين راه، پس از حادثه فيل براى كعبه و قريش - كه اهل حرم بودند - احترام ويژه اى قائل شدند.

28- خدمتگزاران كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 17

17 - ابراهيم ( ع ) و اسماعيل ( ع ) ، از خدمتگزاران خانه خدا ( كعبه ) بودند .

عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

29- ذكر بناى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 15

15 - خاطره بناى كعبه از سوى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و دعا هاى آنان در آن هنگام ، خاطره اى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 1

1 - تأسيس كعبه به دست ابراهيم ( ع ) ، واقعه اى بس مهم و شايان يادآورى

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«إذ» اسم زمان در محل نصب و مفعول براى «اُذكر» محذوف است; يعنى، «به ياد بسپار آن زمانى را كه ما. ..».

30- زيارت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 3،5

3 - مردم ، بايد پياپى براى زيارت خانه خدا ( حج و عمره ) به سوى آن جايگاه روانه شوند .

و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً و اتخذوا

جمله «إتخذوا . ..» كه جمله اى انشايى و دستورى است مى تواند قرينه بر اين باشد كه مقصود از «جعلنا البيت ...» نيز معنايى انشايى و دستورى است; يعنى، مراد از «جعل»، تشريع قانون است. بنابراين مفاد جمله چنين مى شود: بايد مردم به سوى خانه خدا بيايند و امنيت آن را به شايستگى پاس بدارند.

5 - حضور در خانه خدا ( كعبه ) حقى براى عموم مردم است .

إذ جعلنا البيت مثابة للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 34

34 - انجام عمره و زيارت خانه خدا ، امرى مرسوم در نزد مشركان عصر بعثت

و لاءآمين البيت الحرام . .. و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه مشركان براى عمره و زيارت خانه خدا راهى مكه بودند و مسلمانان خواهان هجوم به آنان شدند، در آن هنگام اين آيه نازل شد. (مجمع البيان) جمله «و لايجرمنكم» اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 3

3- مسلمانان در جريان سفر حديبيه ، مصمّم به زيارت خانه خدا و قربانى كردن هدى

و صدّوكم عن المسجد الحرام و الهدىَ معكوفًا أن يبلغ محلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 3

3 - آبادانى كعبه و روى آوردن خلق به آن ، در تاريخ پيش از اسلام

و البيت المعمور

در صورتى كه «بيت المعمور» كعبه باشد; آوردن وصف «المعمور» مى تواند اشاره به آوازه بلند و آبادانى كعبه در گذشته

تاريخ داشته باشد.

31- سوگند به كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 1

1 - سوگند خداوند ، به كعبه

و البيت المعمور

«واو» در «و البيت. ..» براى قسم و مقصود از «بيت معمور» (خانه آباد) كعبه است.

32- شرافت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 6

6 - كعبه ، حتى در عصر جاهليت و سلطه شرك ، داراى شرافت و عظمت در پيشگاه خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك . .. فجعلهم كعصف مأكول

33- طواف كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 14،18،20،21

14 - مهيّا كردن و آماده ساختن خانه خدا براى طواف ، عبادت ، ركوع و سجود ، فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

در برداشت فوق «تطهير» - چنانچه بعضى از مفسران گفته اند - كنايه از مهيّا ساختن و اختصاص دادن، گرفته شده است.

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

21 - طواف خانه خدا و اعتكاف در آن جايگاه ، از احكام شريعت ابراهيم

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين

34- عبادت در كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 2،3

2 - كعبه ، محل عبادت حضرت ابراهيم ( ع )

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«تبوِئة» (مصدر «بوّأنا») به معناى «مَبائه و مرجع قراردادن است; يعنى، «به خاطر بسپار آن زمانى را كه ما محل كعبه را براى ابراهيم(ع) محل مراجعه قرارداديم». مراجعه مكرر حضرت ابراهيم (ع) به محل كعبه يا به منظور عبادت خدا بوده است و يا براى ساختن بناى آن، برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

3 - محل كعبه ، محلى تعيين شده از جانب خدا براى عبادت

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 14،18،20

14 - مهيّا كردن و آماده ساختن خانه خدا براى طواف ، عبادت ، ركوع و سجود ، فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

در برداشت فوق «تطهير» - چنانچه بعضى از مفسران گفته اند - كنايه از مهيّا ساختن و اختصاص دادن، گرفته شده است.

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

35- عظمت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 3،4،11،12،17،19

3 - مردم ، بايد پياپى براى زيارت خانه خدا ( حج و عمره ) به سوى آن جايگاه روانه شوند .

و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً و اتخذوا

جمله «إتخذوا . ..» كه جمله اى انشايى و دستورى است مى تواند قرينه بر اين باشد كه مقصود از «جعلنا البيت ...» نيز معنايى انشايى و دستورى است; يعنى، مراد از «جعل»، تشريع قانون است. بنابراين مفاد جمله چنين مى شود: بايد مردم به

سوى خانه خدا بيايند و امنيت آن را به شايستگى پاس بدارند.

4 - ضرورت ايجاد امنيت براى حاضران در محيط خانه خدا و حراست آنان در برابر هرگونه آسيب و گزند .

و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً

11 - تطهير خانه خدا و مصون داشتن آن از هر ناپاكى و آلودگى ، توصيه و فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

12 - خانه خدا ، بايد همواره پاك و از آلودگى ها پيراسته شود .

أن طهرا بيتى

17 - ابراهيم ( ع ) و اسماعيل ( ع ) ، از خدمتگزاران خانه خدا ( كعبه ) بودند .

عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

19 - كعبه ، داراى شرافت و قداستى خاص در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى

نسبت دادن كعبه به خداوند، با اضافه تشريفى «بيت» به «يا» متكلم، براى رساندن عظمت و قداست خاص كعبه در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 6

6 - كعبه ، حتى در عصر جاهليت و سلطه شرك ، داراى شرافت و عظمت در پيشگاه خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك . .. فجعلهم كعصف مأكول

36- فضايل كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 18

18 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « . . . كان البيت درة بيضاء فرفعه اللّه إلى السماء و بقى أساسه . . . فأمر اللّه ابراهيم و اسماعيل أن يبنيا البيت على القواعد ;

. .. خانه كعبه چون درّ سفيدى بود، پس خداوند آن را به آسمان بالا برد و اساس آن باقى ماند ... پس خداوند ابراهيم و اسماعيل (ع) را مأمور كرد كه خانه كعبه را بر همان پايه هاى قبلى بنا كنند».

37- فضيلت عبادت كنار كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9

9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.

38- فضيلت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 18

18 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . ما خلق اللّه بقعة فى الأرض أحب إليه من ها - ثم أومىء بيده نحو الكعبة - . . . ل ها حرّم اللّه الاشهر الحرم فى كتابه . . . ثلاثة متوالية للحج : شوال و ذوالقعده و ذوالحجة و شهر مفرد للعمرة و هو رجب ;

. .. خداوند هيچ بقعه اى را خلق نفرموده كه براى او محبوب تر از اين باشد - و با دست خويش به كعبه اشاره فرمود - [و افزود ]به احترام اين كعبه، خداوند در قرآن ماههاى حرام را محترم شمرد. سه ماه متوالى براى حج: شوال، ذى قعده و ذى حجه و يك ماه رجب، جدا براى عمره [مفرده]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 4

4 - كعبه ، داراى حرمت و قداستى والا در پيشگاه خداوند

و يصدّون عن سبيل اللّه و المسجد الحرام

تهديد شدن كافران به عذاب دوزخ، به خاطر ممانعت كردن مردم از زيارت مسجدالحرام، بيانگر مطلب فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 5،9

5 - كعبه ، جلوه گاه توحيد و يكتاپرستى

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت أن لاتشرك بى شيئًا

9 - كعبه ، خانه اى بسيار مقدس و داراى حرمتى بس والا در پيشگاه خداوند

و طهّر بيتى

اضافه «بيت» به «ياى» متكلم، اضافه تشريفيه و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 8

8 - كعبه ، بيتى شرافت مند و وابسته به خداوند

ربّ هذا البيت

اسم اشاره (هذا)، به قرينه سياق براى تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 15

15 - رفع گرسنگى و ناامنى از ساكنان مكه ، در راستاى اعتلا و شكوفايى كعبه و از جلوه هاى ربوبيت خداوند است .

ربّ هذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف

«الذى»، وصف «ربّ» و بيانگر جلوه هاى آن است.

39- فضيلت نماز كنار كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9

9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.

40- فلسفه نامگذارى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 10،11

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه عزّوجلّ أغرق الأرض كلّها يوم نوح إلاّ البيت فيومئذ سمّى العتيق لأنّه اُعتق يومئذ من الغرق . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ در روز طوفان نوح، همه زمين را غرق كرد، مگر «بيت[اللّه]». پس در آن روز عتيق ناميده شد; زيرا در آن روز از غرق شدن آزاد شد».

11 - « عن أبى حمزة الثمالى قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) فى المسجد الحرام : لأىّ شىء سمّاه اللّه العتيق ؟ فقال : إنّه ليس من بيت وضعه اللّه على وجه الأرض إلاّ له ربّ و سكان يسكنونه غير هذا البيت فإنّه لاربّ له إلاّ اللّه عزّوجلّ و هو الحرّ . . . ;

ابوحمزه ثمالى گويد: به امام باقر(ع) در مسجدالحرام گفتم: چرا خدا[ بيت اللّه] را عتيق ناميده است؟ فرمود: خداوند هيچ خانه اى را بر روى زمين ننهاده است مگر اين كه صاحب و ساكنانى دارد كه در آن سكنى گزيده اند; غير از اين بيت كه صاحبى به جز خداى عزّوجلّ ندارد و آن [از مالكيت اشخاص] آزاد است. ..».

41- قبله بودن كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 5

5 - يهود و نصارا از سر عناد و لجاجت ، قبله بودن كعبه را پذيرا نيستند .

و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك

42- قبله شدن كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 2

2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .

ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء

جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 18

18 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حقيقتى عنوان شده در كتاب هاى آسمانى پيشين ( تورات و انجيل و . . . )

إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق

بيان آگاهى يهود و نصارا به حقانيت تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه، با عنوان «اهل كتاب» مى رساند كه منشأ و منبع آگاهى آنان، كتاب آسمانى شان (تورات و انجيل) بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 6

6 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه و حقانيت آن ، موضوعى مطرح شده در تورات و انجيل *

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «يعرفونه» به تغيير قبله بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 147 - 3

3 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حق و پيراسته و از هرگونه بطلان و ناروايى

الحق من ربك

به دليل آيات قبل مصداق مورد نظر براى «الحق»، تغيير قبله مى باشد.

43- قداست كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 19

19 - كعبه ، داراى شرافت و قداستى خاص در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى

نسبت دادن كعبه به خداوند، با اضافه تشريفى «بيت» به «يا» متكلم، براى رساندن عظمت و قداست خاص كعبه در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 9

9 - كعبه ، خانه و جايگاهى مقدس و سزاوار احترام خاص

لاتحلوا . .. و لا ءآمين البيت الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 2،3،5،12،14،15

2 - كعبه داراى حرمتى خاص و منزلتى بلند در پيشگاه خداوند .

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام

3 - لزوم حفظ حرمت كعبه و ماه هاى حرام

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس و الشهر الحرام

5 - نقش كعبه و ماه هاى حرام در قوام و ثبات جوامع منوط به حفظ حرمت آنها از سوى انسان ها است .

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس

12 - دستيابى اهل ايمان به جامعه اى با قوام در پرتو حراست از حرمت كعبه و انجام مناسك حج ، موجب آگاهى آنان به علم گسترده و همه جانبه خداوند .

جعل اللّه . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ذلك» اشاره به خود حقايق بيان شده باشد نه بيان آن حقايق، يعنى آنگاه كه انسانها در پرتو احترام به كعبه و ماههاى حرام و انجام مناسك آن به جامعه اى با قوام رسيدند، در مى يابند كه خداوند داراى علمى گسترده است.

14 - گزينش كعبه از ميان تمامى نقاط زمين براى انجام مناسك حج ، نشان آگاهى خداوند به نظام آسمان ها و زمين *

جعل اللّه الكعبة . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض

ارتباط عميق بين جعل كعبه و خصوصيات آن با آگاهى خداوند بر آسمانها و زمين اين احتمال را در ذهن ترسيم مى كند كه آيه ناظر به ويژگيهاى منطقه اى و جغرافيايى كعبه باشد.

15 - فرمان به انجام مناسك حج و محترم شمردن كعبه براى رسيدن به جامعه اى با قوام ، فرمانى برخاسته از علم گسترده خداوند

جعل اللّه الكعبة . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض

چون توجه به نقش كعبه و ماههاى حرام و قربانى در قوام جامعه آدمى را به علم خداوند رهنمون مى سازد،الزاماً بايد جعل آنها براى تأمين اين هدف، عالمانه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 2،12

2 - شكستن حرمت كعبه و ماه هاى حرام ، موجب عقاب شديد از سوى خداوند

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام . .. اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود، از جمله كسانى كه به عقاب شديد تهديد شده اند كسانى هستند كه با مضامين و احكام مطرح شده در آيه قبل مخالفت كنند. برداشت فوق به گروهى از آنان اشاره دارد و در برداشتهاى بعدى ديگر موارد منعكس خواهد شد.

12 - شكنندگان حرمت كعبه و ماه هاى حرام و اعراض كنندگان از حكم قربانى نبايد از رحمت و مغفرت الهى مأيوس باشند .

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام . .. إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 4

4 - كعبه ، داراى حرمت و قداستى والا در پيشگاه خداوند

و يصدّون عن سبيل اللّه و المسجد الحرام

تهديد شدن كافران به عذاب دوزخ، به خاطر ممانعت كردن مردم از زيارت مسجدالحرام، بيانگر مطلب فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 9

9 - كعبه ، خانه اى بسيار مقدس و داراى حرمتى بس والا در پيشگاه خداوند

و طهّر بيتى

اضافه «بيت» به «ياى» متكلم، اضافه تشريفيه و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 2

2 - كعبه ، مكانى مقدس و والا

و البيت المعمور

برداشت ياد شده به اين دليل است كه كعبه، مورد سوگند خداوند قرار گرفته است.

44- قدمت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 23

23 - خانه خدا ( كعبه ) داراى قدمت تاريخى

و إذ جعلنا البيت . .. و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 2

2 - پايه ها و اساس كعبه پيش از آنكه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، ديوار هاى آن را بنا كنند ، وجود داشته است .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

از اينكه بالا بردن و ساختن ديوارهاى كعبه به ابراهيم و اسماعيل (ع) نسبت داده شده، ولى بناى پايه و اساس آن به ايشان نسبت داده نشده، چنين بر مى آيد كه: پايه ها و اساس كعبه از ديرباز وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 6

6 - قدمت كعبه ، ملاك شرافت آن بر بيت المقدس

انّ اوّل بيت وضع للناس

با توجه به شأن نزول ذكر شده در مجمع البيان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 2

2 - كعبه داراى نشانه هايى روشن بر قدمت تاريخى آن و گوياى نخستين بنا مردمى *

انّ اوّل بيت . .. فيه ايات بيّنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 6

6 - كعبه ، داراى قدمت و پيشينه تاريخى

بالبيت العتيق

«عتيق» به هر چيزى گفته مى شود كه داراى تقدم زمانى، مكانى و يا رتبه اى باشد. و بدين جهت است كه به «قديم»، «عتيق» نيز مى گويند. بنابراين «بيت عتيق»; يعنى، خانه اى كه داراى قدمت و پيشينه تاريخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 33 - 5

5 - كعبه ، داراى قدمت و سابقه تاريخى در ميان ساير اماكن مقدس

إلى البيت العتيق

«عتيق» به هر چيزى گفته مى شود كه داراى تقدم زمانى يا مكانى و يا رتبه اى باشد. بدين جهت به قديم، عتيق نيز گفته مى شود. بنابراين «بيت عتيق»; يعنى، خانه اى كه داراى قدمت و پيشينه تاريخى است.

45- قربانى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 8

8 - جريمه و سزاى شكار در حال احرام و يا در حرم مكه ( شتر ، گاو و يا گوسفند ) بايد به آستان كعبه تقديم شود .

فجزاء مثل ما قتل . .. هدياً بلغ الكعبة

46- كافران مكه و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 - كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاته--م . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

47- كعبه در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 6

6 - كعبه ، حتى در عصر جاهليت و سلطه شرك ، داراى شرافت و عظمت در پيشگاه خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك . .. فجعلهم كعصف مأكول

48- كعبه در طوفان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 14

14- « قال أبوعبدالله ( ع ) : . . . غرق جميع الدنيا إلاّ موضع البيت . . . ;

امام صادق(ع) فرمود: . .. [در طوفان نوح] همه دنيا غرق شد مگر جايگاه خانه خدا ...».

49- كعبه و اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 72 - 10

10 - دستور علماى يهود به پيروان خود مبنى بر پذيرش بيت المقدس به عنوان قبله و مخالفت با كعبه

و قالت طائفة من اهل الكتاب امنوا بالّذى انزل . .. و اكفروا اخره

امام باقر (ع): . .. فقالوا صلى محمد الغداة فاستقبل قبلتنا فامنوا بالّذى انزل على محمد وجه النهار و اكفروا اخره يعنون القبلة حين استقبل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) المسجد الحرام.


تفسير قمى، ج 1، ص 105 ; تفسير برهان، ج 1، ص 292، ح 11.

50- كعبه هنگام طوفان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 10

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه عزّوجلّ أغرق الأرض كلّها يوم نوح إلاّ البيت فيومئذ سمّى العتيق لأنّه اُعتق يومئذ من الغرق . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ در روز طوفان نوح، همه زمين را غرق كرد، مگر «بيت[اللّه]». پس در آن روز عتيق ناميده شد; زيرا در آن روز از غرق شدن آزاد شد».

51- كيفر حرمت شكنى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 7

7 - هجوم آورندگان به كعبه و حرمت شكنان آن ، در معرض عذابى سخت از جانب خداوند

فجعلهم كعصف مأكول

نقل داستان ابرهه، با جمله «ألم تر»، دل گرمى دادن به مؤمنان و تهديد كسانى است كه حرمت كعبه را پاس نمى دارند.

52- كيفر هجوم به كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 7

7 - هجوم آورندگان به كعبه و حرمت شكنان آن ، در معرض عذابى سخت از جانب خداوند

فجعلهم كعصف مأكول

نقل داستان ابرهه، با جمله «ألم تر»، دل گرمى دادن به مؤمنان و تهديد كسانى است كه حرمت كعبه را پاس نمى دارند.

53- مالك كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 2،3،8

2 - خداوند ، مالك كعبه و مدبّر امور آن است .

ربّ هذا البيت

«ربّ»، در اصل به معناى «تربيت» است (مفردات) و به معناى مالك و مدبر نيز آمده است (لسان العرب).

3 - مالكيت خداوند بر كعبه و سيطره ربوبيت و تدبير او بر آن ، برهان الزام قريش به عبادت او است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

8 - كعبه ، بيتى شرافت مند و وابسته به خداوند

ربّ هذا البيت

اسم اشاره (هذا)، به قرينه سياق براى تعظيم است.

54- مالكيت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 11

11 - « عن أبى حمزة الثمالى قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) فى المسجد الحرام : لأىّ شىء سمّاه اللّه العتيق ؟ فقال : إنّه ليس

من بيت وضعه اللّه على وجه الأرض إلاّ له ربّ و سكان يسكنونه غير هذا البيت فإنّه لاربّ له إلاّ اللّه عزّوجلّ و هو الحرّ . . . ;

ابوحمزه ثمالى گويد: به امام باقر(ع) در مسجدالحرام گفتم: چرا خدا[ بيت اللّه] را عتيق ناميده است؟ فرمود: خداوند هيچ خانه اى را بر روى زمين ننهاده است مگر اين كه صاحب و ساكنانى دارد كه در آن سكنى گزيده اند; غير از اين بيت كه صاحبى به جز خداى عزّوجلّ ندارد و آن [از مالكيت اشخاص] آزاد است. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 8

8 - كعبه ، بيتى شرافت مند و وابسته به خداوند

ربّ هذا البيت

اسم اشاره (هذا)، به قرينه سياق براى تعظيم است.

55- متوليان كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 10

10 - توليت كعبه ، پاكيزه و آماده سازى آن براى زائران ، از وظايف الهى حضرت ابراهيم ( ع )

و طهّر بيتى للطّائفين

56- مدبر كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 2،3

2 - خداوند ، مالك كعبه و مدبّر امور آن است .

ربّ هذا البيت

«ربّ»، در اصل به معناى «تربيت» است (مفردات) و به معناى مالك و مدبر نيز آمده است (لسان العرب).

3 - مالكيت خداوند بر كعبه و سيطره ربوبيت و تدبير او بر آن ، برهان الزام قريش به عبادت او است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

57- مشركان و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 21

21 - ممنوعيت ورود مشركان به خانه خدا ، سبب نامگذارى آن به بيت اللّه الحرام

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام

از امام صادق(ع) نقل شده كه در پاسخ سؤال از سبب نامگذارى خانه خدا به بيت اللّه الحرام فرمود: لانه حرم على المشركين

ان يدخلوه.


علل الشرايع، ص 398، ح 1، ب 139; نورالثقلين، ج 1، ص 680، ح 401.

58- ممانعت از ورود مشركان به كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 29

29 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه درباره قول خدا « طهرا بيتى للطائفين . . . فرمود : يعنى نحّيا عنه المشركين . . . ;

مشركان را از خانه من دور كنيد . .. ».

59- منشأ تعيين كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 3،18

3 - محل كعبه ، محلى تعيين شده از جانب خدا براى عبادت

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

18 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) : . . . فلمّا أمر اللّه عزّوجلّ إبراهيم أن يبنى البيت و لم يدر فى أىّ مكان يبنيه فبعث اللّه جبرئيل فخط له موضع البيت . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . ..چون خداوند عزّوجلّ حضرت ابراهيم(ع) را مأمور بناى كعبه كرد، او نمى دانست كعبه را در كجا بنا كند; خداوند جبرئيل را فرستاد و او در جاى كعبه، براى وى خط كشيد...».

60- نامگذارى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 21

21 - ممنوعيت ورود مشركان به خانه خدا ، سبب نامگذارى آن به بيت اللّه الحرام

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام

از امام صادق(ع) نقل شده كه در پاسخ سؤال از سبب نامگذارى خانه خدا به بيت اللّه الحرام فرمود: لانه حرم على المشركين ان يدخلوه.


علل الشرايع، ص 398، ح 1، ب 139; نورالثقلين، ج 1، ص 680، ح 401.

61- نامهاى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 5

5 - « بيت المعمور » نام ديگر كعبه

و البيت المعمور

تعبير «و البيت المعمور» - به جاى «و الكعبة» - مى تواند بدان جهت باشد كه در آن زمان، كعبه به اين نام نيز خوانده مى شده است.

62- نشانه هاى توحيد عبادى در كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 5

5 - كعبه ، جلوه گاه توحيد و يكتاپرستى

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت أن لاتشرك بى شيئًا

63- نعمت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 6

6 - تعيين خانه خدا براى حضور مردم و تأكيد بر حفظ امنيت حاضران در آن محيط ، از نعمت هاى الهى و شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً

«إذ» مفعول براى «اذكروا» (به ياد داشته باشيد) است و لام در «للناس» حكايت از آن دارد كه قرار دادن كعبه براى حضور پياپى مردم در جهت منافع آنان است، كه از آن در برداشت، به نعمت تعبير شده است.

64- نقش كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 18

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 1،4،5،10،11،12

1 - كعبه داراى نقشى مهم در قيام و قوام زندگى انسانها

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس

برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه درمورد آيه فوق فرمودند: جعلها اللّه لدينهم و معيشهم.


تفسير عياشى، ج 1، ص 346، ح 211; تفسير برهان، ج 1، ص 505، ح 1.

4 - مركزيت كعبه براى قوام مردمان ، لطف الهى به ايشان

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس

لحن آيه حكايت از امتنان خداوند بر بندگان دارد.

5 - نقش كعبه و ماه هاى حرام در قوام و ثبات جوامع منوط به حفظ حرمت آنها از سوى انسان ها است .

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس

10 - نقش اساسى تر كعبه در قوام جامعه نسبت به ماه هاى حرام و قربانى حج

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس و الشهر الحرام و الهدى و القلئد

تقديم ذكرى كعبه و نيز حذف «قيماً للناس» نسبت به «الشهر الحرام . ..» اشاره به اين دارد كه نقش ماههاى حرام و قربانى حج و ... در قوام جوامع بواسطه كعبه مى باشد.

11 - آگاهى انسان ها به علم گسترده خداوند ، از اهداف بيان نقش كعبه و ماه هاى حرام و قربانى در قوام جامعه

جعل اللّه . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض

«ذلك» مى تواند اشاره به بيان مطالب ياد شده باشد، يعنى خداوند فلسفه ايجاد كعبه و نيز احكام مربوط به آن را بيان كرد تا انسانها بدانند افعال خداوند و احكام او عالمانه و داراى اهدافى والاست و اين را نشان و علامتى از علم گسترده خداوند بشمارند.

12 - دستيابى اهل ايمان به جامعه اى با قوام در پرتو حراست از حرمت كعبه و انجام مناسك حج ، موجب آگاهى آنان به علم گسترده و همه جانبه خداوند .

جعل اللّه . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ذلك» اشاره به خود حقايق بيان شده باشد نه بيان آن حقايق، يعنى آنگاه كه انسانها در پرتو احترام به كعبه و ماههاى حرام و انجام مناسك آن به جامعه اى با قوام رسيدند، در مى يابند كه خداوند داراى علمى گسترده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 33 - 6

6 - محوريت كعبه در مراسم حج

و ليطّوّفوا بالبيت العتيق . .. ثمّ محلّها الى البيت العتيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 8

8 - كعبه وسيله اتحاد ، امنيت ، اعتبار و تحصيل مال قريش

لإيلف قريش

اگر «ايلاف» در اين آيه، عام و در آيه بعد خاص باشد; مى توان گفت كه در اين آيه، ائتلاف قريش با يكديگر نيز مورد نظر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 7

7 - « كعبه » ، مظهر ربوبيت خداوند و نشانى گويا بر لزوم عبادت او است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 10

10 - امنيت قريش ، مرهون وجود كعبه و امنيت آن بود .

ربّ هذا البيت . .. و ءامنهم من خوف

تعبير «ربّ هذا البيت» به جاى «اللّه» - پيش از توصيف خداوند به پديد آورنده امنيت - نشانگر نقش كعبه در امنيت قريش است كه قبايل عرب، آنها را اهل حرم دانسته و به آنان تعرض نمى كردند. ارتباط اين سوره با سوره قبل، بيانگر نقش هلاكت اصحاب فيل، در پيدايش امنيت براى كعبه و در نتيجه براى قريش است.

65- نماز در كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 20

20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

66- ويژگى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 1،2،4

1 - كعبه ، نخستين خانه و مأواى مردمى

انّ اوّل بيت وضع للناس

«بيت» در لغت به معناى مأواى شبانه است.

2 - مردمى بودن ، ارزشى براى بناى كعبه *

انّ اوّل بيت وضع للناس

4 - كعبه ، براى تمامى انسانهاست ; و نه براى جمعيت و يا نژادى خاص

وضع للناس

67- ويژگيهاى كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 1

1 - خداوند ، كعبه را ملجأ و جايگاهى براى حضور مردم و مكانى بسيار امن قرار داد .

و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً

«مثابة»; يعنى، مكانى كه مردم پى در پى بدان جا روى مى آورند (لسان العرب). «أمن» مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل (آمناً = داراى امنيت) مى باشد. آوردن مصدر به جاى اسم فاعل، دلالت بر تأكيد دارد. بنابراين «أمناً»; يعنى، آكنده از امنيت.

68- هتك قداست كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 99 - 5

5 - بى اعتنايى به احكام صيد و كفاره آن در نهان و شكستن حرمت كعبه و ماه هاى حرام به دور از چشم مردم ، پديدار و آشكار در محضر خداوند

و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون

از مصاديق مورد نظر براى «ماتكتمون» - با توجه به آيات قبل - افعال و رفتارى است كه در برداشت به آنها اشاره شد.

69- هشدار به دشمنان كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 9

9 - هشدار خداوند به مخالفان و حرمت شكنان كعبه و تهديد آنان به كيفرى نظير نابودى اصحاب فيل

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل

11- كفاره

1- احكام كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 -

9،10،17،29،31،32،33

9 - نوع متعارف غذاى خانوادگى كفاره دهنده ، كمترين حد براى نوع غذا در كفاره قسم

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم

برداشت فوق را فرمايش امام باقر(ع) تأييد مى كند كه در پاسخ سؤال از «اوسط ما تطعمون» در آيه فوق فرمود: ما تقوتون به عيالكم من اوسط ذلك . .. .


كافى، ج 7، ص 454، ح 14; تفسير برهان، ج 1، ص 495، ح 4.

10 - پوشاك متعارف در خانواده شكننده سوگند ، پوشاكى است كه وى مى تواند براى كفاره قسم خويش بپردازد .

من اوسط ما تطعمون اهليكم او كسوتهم

بيان نوع خوراك در مورد اطعام مى تواند قرينه اى براى نوع پوشاك نيز باشد.

17 - لزوم كسب و بدست آوردن امكانات مادى جهت پرداخت كفاره قسم *

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

جمله «فمن لم يجد» حكايت از آن دارد كه شكننده سوگند بايد براى بدست آوردن امكاناتى جهت پرداخت كفاره تلاش كند زيرا فعل «لم يجد» (نيافت) در مواردى استعمال مى شود كه شخص پس از تلاش و پى گيرى امرى به آن دست نيابد.

29 - اطعام ده مسكين ، هر نفر به مقدار يك مُدّ ( ده سير ) ، كفاره شكستن قسم

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم

امام صادق(ع) در توضيح «اوسط ما تطعمون» در آيه فوق فرمود: هو كما يكون انه يكون فى البيت من يأكل اكثر من المد و منهم من يأكل اقل من المد فبين ذلك . .. .


كافى، ج 7، ص 453، ح 7; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 333.

31 - بالاپوش و پايين پوش براى مرد و مقدار پوشش لازم ( پيراهن ، روسرى و پايين پوش ) براى زن ، پوشاكى كه در كفاره قسم داده مى شود .

فكفّرته . .. او كسوتهم

از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما كسوتهم ... لكل مسكين ازار و رداء و للمراة ما يوارى ما يحرم منها ازار و خمار و درع ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 337، ح 167; تفسير برهان، ج 1، ص 496، ح 12.

32 - يك نوبت غذاى سير يا يك تن پوش ، حداقل كفاره قسم كه به هر يك از ده مسكين داده مى شود .

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم او كسوتهم

امام باقر(ع) در توضيح معنى «اوسط» در آيه فوق فرمود: . .. تشبعهم به مرة واحدة. قلت: كسوتهم؟ قال: ثوب واحد.


كافى، ج 7، ص 454، ح 14; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 334.

33 - سه روز روزه ، كفاره قسم كسى كه بيش از مخارج لازم خانواده خويش را ندارد .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

امام كاظم(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: اذا لم يكن عند فضل عن قوت عياله فهو ممن لايجد.


كافى، ج 7، ص 452، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 336.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 5،9،11،12،13،19،25،26،27

5 - نظر و گواهى دو مرد مسلمان عادل ، مرجع تشخيص همسانى صيد با جريمه و كفاره آن

يحكم به ذوا عدل منكم

ضمير در «به» به «مثل» بر مى گردد از كلمه «ذوا» كه تثنيه ذو است مرد بودن و دو نفر بودن به دست مى آيد و از «منكم» مسلمان بودن آنها معلوم مى شود.

9 - اطراف كعبه ، تنها مكان مجاز براى قربانى كردن كفاره صيد

هدياً بلغ الكعبة

برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من وجب عليه هدى فى احرامه فله ان ينحره حيث شاء الا فداء الصيد فان اللّه يقول «هدياً بالغ الكعبة».


كافى، ج 4، ص 384، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 504، ح 14.

11 - تهيه غذا براى مساكين ، بايستى در حد قيمت شكار صيد شده باشد

او كفرة طعام مسكين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «كفّرة» خبر براى مبتداى محذوف (هى) باشد بر اين مبنا جمله «هى كفارة» عطف بر محل «من النعم» مى شود و در حقيقت وصف و توضيحى ديگر است براى «جزاء مثل ما قتل» يعنى بر عهده شكار كننده سزايى است همسان با شكار، كه بايد به عنوان كفاره و بصورت طعام به مساكين داده شود.

12 - تعداد روزه در كفاره صيد ، بايستى به تعداد مساكين در آن كفاره باشد .

او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

در برداشت قبل روشن شد كه قيمت شكار، به صورت غذا به مساكين پرداخت مى شود بر اين اساس معناى «او عدل ذلك صياماً» اين است كه اگر مكلف روزه، را به عنوان كفاره برگزيد بايد حساب كند كه به طور معمول چند مسكين را مى توان با قيمت شكار اطعام كرد، به همان تعداد بايد روزه بگيرد. امام باقر(ع) درباره آيه فوق فرمود: ... فان لم يكن عنده فليصم بقدر ما بلغ لكل مسكين يوماً.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 342، ح 97، ب 25; تفسير برهان، ج 1، ص 503، ح 3.

13 - ارزش والاتر قربانى بر اطعام مساكين ، و اطعام مساكين بر روزه ، در كفاره صيد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

برداشت فوق از تقديم ذكرى قربانى بر اطعام و تقديم اطعام بر روزه استفاده شده است.

19 - تكرار شكار در حال احرام موجب تكرار كفّاره نخواهد شد .

و من عاد فينتقم اللّه منه

بيان انتقام الهى در جزاى تكرار صيد پس از بيان حكم كفّاره شكار حاكى از اين است كه هيچ جزائى جز خشم و انتقام خداوند در خور گناه تكرار صيد نيست.

25 - روزه كفاره شكار در حال احرام ، بيش از شصت روز نيست ، اگر چه معادل خوراكى آن ، از شصت تجاوز كند .

او عدل ذلك صياماً

از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. «ثم يصوم لكل مد يوماً فاذا زادت الامداد على شهرين فليس عليه اكثر منه.


كافى، ج 4، ص 386، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 677، ح 381.

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

27 - كفّاره صيد در حال احرام ، قربانى و در صورت ناتوانى از آن ، انفاق قيمت آن و در حال عدم تمكن از قيمت ، روزه مى باشد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

از امام صادع(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: من اصاب صيداَ وهو محرم فاصاب جزاء مثله من النعم اهداه و ان لم يجد هدياَ كان عليه ان يتصدق بثمنه واما قوله « اوعدل ذلك صياماَ » يعني عدل الكفارة اذا لم يجد الفدية ولم يجد الثمن.

دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حلّ تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


دعائم الاسلام، ج 1، ص 307; بحارالانوار، ج 99، ص 161، ح 65.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 3،4،5

3 - دو ماه روزه اى كه به عنوان كفّاره ظهار گرفته مى شود ، بايد پى درپى باشد .

فمن لم يجد فصيام شهرين متتابعين

4 - ظهاركننده ، روزه ظهار را بايد پيش از تماس و آميزش با زنش بگيرد .

فصيام شهرين متتابعين من قبل أن يتماسّا

5 - در صورتى كه گرفتن روزه براى ظهاركننده مقدور نباشد ، بايد شصت مسكين را اطعام كند .

فمن لم يستطع فإطعام ستّين مسكينًا

2- ارزش روزه كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 13

13 - ارزش والاتر قربانى بر اطعام مساكين ، و اطعام مساكين بر روزه ، در كفاره صيد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

برداشت فوق از تقديم ذكرى قربانى بر اطعام و تقديم اطعام بر روزه استفاده شده است.

3- ارزش قربانى كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 13

13 - ارزش والاتر قربانى بر اطعام مساكين ، و اطعام مساكين بر روزه ، در كفاره صيد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

برداشت فوق از تقديم ذكرى قربانى بر اطعام و تقديم اطعام بر روزه استفاده شده است.

4- اطعام در كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 7،8،14،32

7 - تغذيه ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن يك برده كفاره شكستن سوگند

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. اهليكم او كسوتهم او تحرير رقبة

8 - شكننده قسم ، مخيّر در برگزيدن هر يك از انواع سه گانه كفاره قسم ( تغذيه مساكين ، تهيه پوشاك براى آنان و آزاد كردن برده )

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. او كسوتهم او تحرير رقبة

تفريع جمله «فمن لم يجد» بر جملات پيشين تصريح به اين دارد كه مكلف در انتخاب هر يك از موارد سه گانه مخيّر است چنانچه فرموده بود «او صيام ثلثة ايام» احتمال لزوم مراعات ترتيب بين آن موارد وجود داشت.

14 - كفاره شكستن سوگند - در صورت ناتوانى از اطعام ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن برده - ، سه روز روزه گرفتن است .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

32 - يك نوبت غذاى سير يا يك تن پوش ، حداقل كفاره قسم كه به هر يك از ده مسكين داده مى شود .

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم او كسوتهم

امام باقر(ع) در توضيح معنى «اوسط» در آيه فوق فرمود: . .. تشبعهم به مرة واحدة. قلت: كسوتهم؟ قال: ثوب واحد.


كافى، ج 7، ص 454، ح 14; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 334.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 5،14

5 - در صورتى كه گرفتن روزه براى ظهاركننده مقدور نباشد ، بايد شصت مسكين را اطعام كند .

فمن لم يستطع فإطعام ستّين مسكينًا

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله عزّوجلّ . . . « و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً » قال : من مرض أو عطاش ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ . ..«و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً» روايت شده كه فرمود: [مراد، عدم استطاعت بر صوم]، ناشى از مرض يا بيمارى تشنگى است».

5- پوشاك در كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 7،8،10،14،30،31،32

7 - تغذيه ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن يك برده كفاره شكستن سوگند

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. اهليكم او كسوتهم او تحرير رقبة

8 - شكننده قسم ، مخيّر در برگزيدن هر يك از انواع سه گانه كفاره قسم ( تغذيه مساكين ، تهيه پوشاك براى آنان و آزاد كردن برده )

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. او كسوتهم او تحرير رقبة

تفريع جمله «فمن لم يجد» بر جملات پيشين تصريح به اين دارد كه مكلف در انتخاب هر يك از موارد سه گانه مخيّر است چنانچه فرموده بود «او صيام ثلثة ايام» احتمال لزوم مراعات ترتيب بين آن موارد وجود داشت.

10 - پوشاك متعارف در خانواده شكننده سوگند ، پوشاكى است كه وى مى تواند براى كفاره قسم خويش بپردازد .

من اوسط ما تطعمون اهليكم او كسوتهم

بيان نوع خوراك در مورد اطعام مى تواند قرينه اى براى نوع پوشاك نيز باشد.

14 - كفاره شكستن سوگند - در صورت ناتوانى از اطعام ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن برده - ، سه روز روزه گرفتن است .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

30 - لزوم رعايت تناسب كيفيت پوشاكى كه در كفاره قسم داده مى شود با فصل سال ( تابستان و زمستان ) و مرد يا زن بودن فقير

فكفّرته . .. او كسوتهم

از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما كسوتهم فان وافقت به التشاء فكسوته، و ان وافقت به الصيف فكسوته، لكل مسكين ازار و رداء و للمراة ما يوارى ما يحرم منها ازار و خمار و درع ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 337، ح 167; تفسير برهان، ج 1، ص 496، ح 12.

31 - بالاپوش و پايين پوش براى مرد و مقدار پوشش لازم ( پيراهن ، روسرى و پايين پوش ) براى زن ، پوشاكى كه در كفاره قسم داده مى شود .

فكفّرته . .. او كسوتهم

از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما كسوتهم ... لكل مسكين ازار و رداء و للمراة ما يوارى ما يحرم منها ازار و خمار و درع ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 337، ح 167; تفسير برهان، ج 1، ص 496، ح 12.

32 - يك نوبت غذاى سير يا يك تن پوش ، حداقل كفاره قسم كه به هر يك از ده مسكين داده مى شود .

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم او كسوتهم

امام باقر(ع) در توضيح معنى «اوسط» در آيه فوق فرمود: . .. تشبعهم به مرة واحدة. قلت: كسوتهم؟ قال: ثوب واحد.


كافى، ج 7، ص 454، ح 14; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 334.

6- روزه كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 14،33

14 - كفاره شكستن سوگند - در صورت ناتوانى از اطعام ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن برده - ، سه روز روزه گرفتن است .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

33 - سه روز روزه ، كفاره قسم كسى كه بيش از مخارج لازم خانواده خويش را ندارد .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

امام كاظم(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: اذا لم يكن عند فضل عن قوت عياله فهو ممن لايجد.


كافى، ج 7، ص 452، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 336.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 10،12،24،25،27

10 - قربانى ، اطعام مساكين و روزه ، كفارات تخييرى در كشتن صيد در حرم و نيز در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

مؤيد برداشت فوق فرمايش منقول از امام صادق(ع) است كه فرمود: . .. و كل شىء من القرآن «او» فصاحبه بالخيار ما يشاء ... دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حل تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


كافى، ج 4، ص 358، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 504، ح 14.

12 - تعداد روزه در كفاره صيد ، بايستى به تعداد مساكين در آن كفاره باشد .

او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

در برداشت قبل روشن شد كه قيمت شكار، به صورت غذا به مساكين پرداخت مى شود بر اين اساس معناى «او عدل ذلك صياماً» اين است كه اگر مكلف روزه، را به عنوان كفاره برگزيد بايد حساب كند كه به طور معمول چند مسكين را مى توان با قيمت شكار اطعام كرد، به همان تعداد بايد روزه بگيرد. امام باقر(ع) درباره آيه فوق فرمود: ... فان لم يكن عنده فليصم بقدر ما بلغ لكل مسكين يوماً.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 342، ح 97، ب 25; تفسير برهان، ج 1، ص 503، ح 3.

24 - ارزش حيوانى كه در كفّاره شكار در حال احرام بايد ادا شود ، تعيين كننده تعداد روزه هاى معادل آن با احتساب هر

يك چارك طعام مقابل يك روز روزه

كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يثمن قيمة الهدى طعاماً ثم يصوم لكل مد يوماً . .. .


كافى، ج 4، ص 386، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 677، ح 381.

25 - روزه كفاره شكار در حال احرام ، بيش از شصت روز نيست ، اگر چه معادل خوراكى آن ، از شصت تجاوز كند .

او عدل ذلك صياماً

از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. «ثم يصوم لكل مد يوماً فاذا زادت الامداد على شهرين فليس عليه اكثر منه.


كافى، ج 4، ص 386، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 677، ح 381.

27 - كفّاره صيد در حال احرام ، قربانى و در صورت ناتوانى از آن ، انفاق قيمت آن و در حال عدم تمكن از قيمت ، روزه مى باشد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

از امام صادع(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: من اصاب صيداَ وهو محرم فاصاب جزاء مثله من النعم اهداه و ان لم يجد هدياَ كان عليه ان يتصدق بثمنه واما قوله « اوعدل ذلك صياماَ » يعني عدل الكفارة اذا لم يجد الفدية ولم يجد الثمن.

دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حلّ تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


دعائم الاسلام، ج 1، ص 307; بحارالانوار، ج 99، ص 161، ح 65.

7- شتر در كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 4،8،26

4 - جريمه و سزاى كشتن شكار ، قربانى كردن دام اهلى ( شتر ، گاو و گوسفند ) همانند آن شكار است .

و من قتله . . فجزاء مثل ما قتل من النعم

«نعم» مفرد كلمه انعام است و به شتر و گاو گوسفند گفته مى شود. «جزاء» مبتدائى است كه خبر آن حذف شده است يعنى عليه جزاء و كلمه «مثل» صفت «جزاء» مى باشد و مراد از آن مى تواند همگونى در جنس و وزن و يا همانندى در قيمت باشد. «من النعم» صفت و يا حال براى «جزاء» است. امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص341، ح 94، ب 25.

8 - جريمه و سزاى شكار در حال احرام و يا در حرم مكه ( شتر ، گاو و يا گوسفند ) بايد به آستان كعبه تقديم شود .

فجزاء مثل ما قتل . .. هدياً بلغ الكعبة

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

8- صدقه كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 10،29،40

10 - روزه يا صدقه و يا قربانى ، فديه ( كفاره ) تراشيدن سر قبل از قربانى ، براى مُحرِم معذور

فمن كان منكم . .. ففدية من صيام او صدقة او نُسُك

29 - كفاره تراشيدن سر قبل از قربانى ، سه روز روزه و يا صدقه به شش مسكين و يا قربانى كردن يك گوسفند است .

فمن كان منكم مريضاً . .. او صدقة او نسك

امام صادق (ع): . .. و جعل الصيام ثلاثة ايام و الصدقة على ستّة مساكين لكل مسكين مدّين و النّسك شاة ...


كافى، ج 4، ص 358، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 187، ح 664 و 666.

40 - در صورت مشكل بودن روزه ، كفاره تراشيدن اضطرارى سر در حج ، صدقه است .

ففدية من صيام او صدقة او نسك

امام رضا (ع) درباره آيه فوق فرمود: فاقام الصّدقة مقام الصيام اذا عسر عليه


عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 118، ح 1 ; علل الشرايع، ج 1، ص 271، ح 9، باب 182.

9- فلسفه كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 14

14 - چشيدن آزار و اذيت ، هدف از تشريع كفّارات صيد از سوى خداوند

كفرة طعام مسكين . .. ليذوق و بال امره

10- قربانى كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 9،27

9 - اطراف كعبه ، تنها مكان مجاز براى قربانى كردن كفاره صيد

هدياً بلغ الكعبة

برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من وجب عليه هدى فى احرامه فله ان ينحره حيث شاء الا فداء الصيد فان اللّه يقول «هدياً بالغ الكعبة».


كافى، ج 4، ص 384، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 504، ح 14.

27 - كفّاره صيد در حال احرام ، قربانى و در صورت ناتوانى از آن ، انفاق قيمت آن و در حال عدم تمكن از قيمت ، روزه مى باشد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

از امام صادع(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: من اصاب صيداَ وهو محرم فاصاب جزاء مثله من النعم اهداه و ان لم يجد هدياَ كان عليه ان يتصدق بثمنه واما قوله « اوعدل ذلك صياماَ » يعني عدل الكفارة اذا لم يجد الفدية ولم يجد الثمن.

دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حلّ تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


دعائم الاسلام، ج 1، ص 307; بحارالانوار، ج 99، ص 161، ح 65.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 10

10 - روزه يا صدقه و يا قربانى ، فديه ( كفاره ) تراشيدن سر قبل از قربانى ، براى مُحرِم معذور

فمن كان منكم . .. ففدية من صيام او صدقة او نُسُك

11- كفّاره تخييرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 10

10 - قربانى ، اطعام مساكين و روزه ، كفارات تخييرى در كشتن صيد در حرم و نيز در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

مؤيد برداشت فوق فرمايش منقول از امام صادق(ع) است كه فرمود: . .. و كل شىء من القرآن «او» فصاحبه بالخيار ما يشاء ... دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حل تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


كافى، ج 4، ص 358، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 504، ح 14.

12- كفّاره حنث سوگند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 -

6،7،8،9،10،14،17،19،23،29،31،32،33

6 - شكستن سوگند گناه و پرداخت كفاره موجب بخشايش آن است .

و لكن يؤاخذكم بما عقدتم الأيمن فكفّرته . .. ذلك كفّرة ايمنكم

مؤاخذه سوگندشكنان دليل عصيانگرى آنان است و كلمه كفاره كه به معناى پوشاننده است اشاره به بخشودگى گناه - در پى پرداخت كفاره - دارد.

7 - تغذيه ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن يك برده كفاره شكستن سوگند

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. اهليكم او كسوتهم او تحرير رقبة

8 - شكننده قسم ، مخيّر در برگزيدن هر يك از انواع سه گانه كفاره قسم ( تغذيه مساكين ، تهيه پوشاك براى آنان و آزاد كردن برده )

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. او كسوتهم او تحرير رقبة

تفريع جمله «فمن لم يجد» بر جملات پيشين تصريح به اين دارد كه مكلف در انتخاب هر يك از موارد سه گانه مخيّر است چنانچه فرموده بود «او صيام ثلثة ايام» احتمال لزوم مراعات ترتيب بين آن موارد وجود داشت.

9 - نوع متعارف غذاى خانوادگى كفاره دهنده ، كمترين حد براى نوع غذا در كفاره قسم

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم

برداشت فوق را فرمايش امام باقر(ع) تأييد مى كند كه در پاسخ سؤال از «اوسط ما تطعمون» در آيه فوق فرمود: ما تقوتون به عيالكم من اوسط ذلك . .. .


كافى، ج 7، ص 454، ح 14; تفسير برهان، ج 1، ص 495، ح 4.

10 - پوشاك متعارف در خانواده شكننده سوگند ، پوشاكى است كه وى مى تواند براى كفاره قسم خويش بپردازد .

من اوسط ما تطعمون اهليكم او كسوتهم

بيان نوع خوراك در مورد اطعام مى تواند قرينه اى براى نوع پوشاك نيز باشد.

14 - كفاره شكستن سوگند - در صورت ناتوانى از اطعام ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن برده - ، سه روز روزه گرفتن است .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

17 - لزوم كسب و بدست آوردن امكانات مادى جهت پرداخت كفاره قسم *

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

جمله «فمن لم يجد» حكايت از آن دارد كه شكننده سوگند بايد براى بدست آوردن امكاناتى جهت پرداخت كفاره تلاش كند زيرا فعل «لم يجد» (نيافت) در مواردى استعمال مى شود كه شخص پس از تلاش و پى گيرى امرى به آن دست نيابد.

19 - تعيين كفاره براى قسم نبايستى دستاويزى براى شكستن سوگند قرار گيرد .

ذلك كفّرة ايمنكم إذا حلفتم و احفظوا ايمنكم

فرمان وفادارى به سوگند (واحفظوا أيمنكم) پس از بيان كفارات قسم اشاره به اين دارد كه اگر چه پرداخت كفاره موجب بخشايش گناه آن مى شود ولى مكلف نبايد آن را مجوز شكستن سوگند خويش بپندارد.

23 - احكام سوگند و كفارات آن از نعمت هاى الهى و مستلزم سپاسگزارى در برابر آن

ذلك كفّرة ايمنكم . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون

29 - اطعام ده مسكين ، هر نفر به مقدار يك مُدّ ( ده سير ) ، كفاره شكستن قسم

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم

امام صادق(ع) در توضيح «اوسط ما تطعمون» در آيه فوق فرمود: هو كما يكون انه يكون فى البيت من يأكل اكثر من المد و منهم من يأكل اقل من المد فبين ذلك . .. .


كافى، ج 7، ص 453، ح 7; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 333.

31 - بالاپوش و پايين پوش براى مرد و مقدار پوشش لازم ( پيراهن ، روسرى و پايين پوش ) براى زن ، پوشاكى كه در كفاره قسم داده مى شود .

فكفّرته . .. او كسوتهم

از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما كسوتهم ... لكل مسكين ازار و رداء و للمراة ما

يوارى ما يحرم منها ازار و خمار و درع ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 337، ح 167; تفسير برهان، ج 1، ص 496، ح 12.

32 - يك نوبت غذاى سير يا يك تن پوش ، حداقل كفاره قسم كه به هر يك از ده مسكين داده مى شود .

فكفّرته اطعام عشرة مسكين من اوسط ما تطعمون اهليكم او كسوتهم

امام باقر(ع) در توضيح معنى «اوسط» در آيه فوق فرمود: . .. تشبعهم به مرة واحدة. قلت: كسوتهم؟ قال: ثوب واحد.


كافى، ج 7، ص 454، ح 14; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 334.

33 - سه روز روزه ، كفاره قسم كسى كه بيش از مخارج لازم خانواده خويش را ندارد .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

امام كاظم(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: اذا لم يكن عند فضل عن قوت عياله فهو ممن لايجد.


كافى، ج 7، ص 452، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 667، ح 336.

13- كفّاره صيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 99 - 5

5 - بى اعتنايى به احكام صيد و كفاره آن در نهان و شكستن حرمت كعبه و ماه هاى حرام به دور از چشم مردم ، پديدار و آشكار در محضر خداوند

و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون

از مصاديق مورد نظر براى «ماتكتمون» - با توجه به آيات قبل - افعال و رفتارى است كه در برداشت به آنها اشاره شد.

14- كفّاره صيد آهو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 26

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

15- كفّاره صيد الاغ وحشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 26

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

16- كفّاره صيد در احرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 8،10،24،25،26،27

8 - جريمه و سزاى شكار در حال احرام و يا در حرم مكه ( شتر ، گاو و يا گوسفند ) بايد به آستان كعبه تقديم شود .

فجزاء مثل ما قتل . .. هدياً بلغ الكعبة

10 - قربانى ، اطعام مساكين و روزه ، كفارات تخييرى در كشتن صيد در حرم و نيز در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

مؤيد برداشت فوق فرمايش منقول از امام صادق(ع) است كه فرمود: . .. و كل شىء من القرآن «او» فصاحبه بالخيار ما يشاء ... دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حل تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


كافى، ج 4، ص 358، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 504، ح 14.

24 - ارزش حيوانى كه در كفّاره شكار در حال احرام بايد ادا شود ، تعيين كننده تعداد روزه هاى معادل آن با احتساب هر يك چارك طعام مقابل يك روز روزه

كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يثمن قيمة الهدى طعاماً ثم يصوم لكل مد يوماً . .. .


كافى، ج 4، ص 386، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 677، ح 381.

25 - روزه كفاره شكار در حال احرام ، بيش از شصت روز نيست ، اگر چه معادل خوراكى آن ، از شصت تجاوز كند .

او عدل ذلك صياماً

از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. «ثم يصوم لكل مد يوماً فاذا زادت الامداد على شهرين فليس عليه اكثر منه.


كافى، ج 4، ص 386، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 677، ح 381.

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

27 - كفّاره صيد در حال احرام ، قربانى و در صورت ناتوانى از آن ، انفاق قيمت آن و در حال عدم تمكن از قيمت ، روزه مى باشد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

از امام صادع(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: من اصاب صيداَ وهو محرم فاصاب جزاء مثله من النعم اهداه و ان لم يجد هدياَ كان عليه ان يتصدق بثمنه واما قوله « اوعدل ذلك صياماَ » يعني عدل الكفارة اذا لم يجد الفدية ولم يجد الثمن.

دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حلّ تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


دعائم الاسلام، ج 1، ص 307; بحارالانوار، ج 99، ص 161، ح 65.

17- كفّاره صيد در حرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 -

4،5،8،9،10،11،12،13،14

4 - جريمه و سزاى كشتن شكار ، قربانى كردن دام اهلى ( شتر ، گاو و گوسفند ) همانند آن شكار است .

و من قتله . . فجزاء مثل ما قتل من النعم

«نعم» مفرد كلمه انعام است و به شتر و گاو گوسفند گفته مى شود. «جزاء» مبتدائى است كه خبر آن حذف شده است يعنى عليه جزاء و كلمه «مثل» صفت «جزاء» مى باشد و مراد از آن مى تواند همگونى در جنس و وزن و يا همانندى در قيمت باشد. «من النعم» صفت و يا حال براى «جزاء» است. امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص341، ح 94، ب 25.

5 - نظر و گواهى دو مرد مسلمان عادل ، مرجع تشخيص همسانى صيد با جريمه و كفاره آن

يحكم به ذوا عدل منكم

ضمير در «به» به «مثل» بر مى گردد از كلمه «ذوا» كه تثنيه ذو است مرد بودن و دو نفر بودن به دست مى آيد و از «منكم» مسلمان بودن آنها معلوم مى شود.

8 - جريمه و سزاى شكار در حال احرام و يا در حرم مكه ( شتر ، گاو و يا گوسفند ) بايد به آستان كعبه تقديم شود .

فجزاء مثل ما قتل . .. هدياً بلغ الكعبة

9 - اطراف كعبه ، تنها مكان مجاز براى قربانى كردن كفاره صيد

هدياً بلغ الكعبة

برداشت فوق را فرمايش منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من وجب عليه هدى فى احرامه فله ان ينحره حيث شاء الا فداء الصيد فان اللّه يقول «هدياً بالغ الكعبة».


كافى، ج 4، ص 384، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 504، ح 14.

10 - قربانى ، اطعام مساكين و روزه ، كفارات تخييرى در كشتن صيد در حرم و نيز در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

مؤيد برداشت فوق فرمايش منقول از امام صادق(ع) است كه فرمود: . .. و كل شىء من القرآن «او» فصاحبه بالخيار ما يشاء ... دو روايت مدرك برداشت شماره 10 و 27 با هم معارض و حل تعارض بين آن دو موكول به اجتهاد است.


كافى، ج 4، ص 358، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 504، ح 14.

11 - تهيه غذا براى مساكين ، بايستى در حد قيمت شكار صيد شده باشد

او كفرة طعام مسكين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «كفّرة» خبر براى مبتداى محذوف (هى) باشد بر اين مبنا جمله «هى كفارة» عطف بر محل «من النعم» مى شود و در حقيقت وصف و توضيحى ديگر است براى «جزاء مثل ما قتل» يعنى بر عهده شكار كننده سزايى است همسان با شكار، كه بايد به عنوان كفاره و بصورت طعام به مساكين داده شود.

12 - تعداد روزه در كفاره صيد ، بايستى به تعداد مساكين در آن كفاره باشد .

او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

در برداشت قبل روشن شد كه قيمت شكار، به صورت غذا به مساكين پرداخت مى شود بر اين اساس معناى «او عدل ذلك صياماً» اين است كه اگر مكلف روزه، را به عنوان كفاره برگزيد بايد حساب كند كه به طور معمول چند مسكين را مى توان با قيمت شكار اطعام كرد، به همان تعداد بايد روزه بگيرد. امام باقر(ع) درباره آيه فوق فرمود: ... فان لم يكن عنده فليصم بقدر ما بلغ لكل مسكين يوماً.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 342، ح 97، ب 25; تفسير برهان، ج 1، ص 503، ح 3.

13 - ارزش والاتر قربانى بر اطعام مساكين ، و اطعام مساكين بر روزه ، در كفاره صيد .

فجزاء مثل ما قتل من النعم . .. او كفرة طعام مسكين او عدل ذلك صياماً

برداشت فوق از تقديم ذكرى قربانى بر اطعام و تقديم اطعام بر روزه استفاده شده است.

14 - چشيدن آزار و اذيت ، هدف از تشريع كفّارات صيد از سوى خداوند

كفرة طعام مسكين . .. ليذوق و بال امره

18- كفّاره صيد شتر مرغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 26

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

19- كفّاره صيد گاو وحشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 26

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

20- كفّاره گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 24

24 - باز بودن راه جبران كوتاهى ها و پوشانيدن گناه ، نعمتى الهى و مستلزم سپاسگزارى

ذلك كفّرة ايمنكم . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «آيات» لزوم كفاره براى زدودن گناه حنث سوگند است.

21- كفّاره مرتبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 1،5،14

1 - ظهاركننده ، در صورتى كه آزاد كردن بنده برايش مقدور نباشد ، بايد دو ماه روزه بگيرد .

فمن لم يجد فصيام شهرين

5 - در صورتى كه گرفتن روزه براى ظهاركننده مقدور نباشد ، بايد شصت مسكين را اطعام كند .

فمن لم يستطع فإطعام ستّين مسكينًا

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله عزّوجلّ . . . « و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً » قال : من مرض أو عطاش ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ . ..«و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً» روايت شده كه فرمود: [مراد، عدم استطاعت بر صوم]، ناشى از مرض يا بيمارى تشنگى است».

22- گاو در كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 4،8،26

4 - جريمه و سزاى كشتن شكار ، قربانى كردن دام اهلى ( شتر ، گاو و گوسفند ) همانند آن شكار است .

و من قتله . . فجزاء مثل ما قتل من النعم

«نعم» مفرد كلمه انعام است و به شتر و گاو گوسفند گفته مى شود. «جزاء» مبتدائى است كه خبر آن حذف شده است يعنى عليه جزاء و كلمه «مثل» صفت «جزاء» مى باشد و مراد از آن مى تواند همگونى در جنس و وزن و يا همانندى در قيمت باشد. «من النعم» صفت و يا حال براى «جزاء» است. امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص341، ح 94، ب 25.

8 - جريمه و سزاى شكار در حال احرام و يا در حرم مكه ( شتر ، گاو و يا گوسفند ) بايد به آستان كعبه تقديم شود .

فجزاء مثل ما قتل . .. هدياً بلغ الكعبة

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

23- گوسفند در كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 4،8،26

4 - جريمه و سزاى كشتن شكار ، قربانى كردن دام اهلى ( شتر ، گاو و گوسفند ) همانند آن شكار است .

و من قتله . . فجزاء مثل ما قتل من النعم

«نعم» مفرد كلمه انعام است و به شتر و گاو گوسفند گفته مى شود. «جزاء» مبتدائى است كه خبر آن حذف شده است يعنى عليه جزاء و كلمه «مثل» صفت «جزاء» مى باشد و مراد از آن مى تواند همگونى در جنس و وزن و يا همانندى در قيمت باشد. «من النعم» صفت و يا حال براى «جزاء» است. امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص341، ح 94، ب 25.

8 - جريمه و سزاى شكار در حال احرام و يا در حرم مكه ( شتر ، گاو و يا گوسفند ) بايد به آستان كعبه تقديم شود .

فجزاء مثل ما قتل . .. هدياً بلغ الكعبة

26 - شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

24- مرجع تشخيص كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 5

5 - نظر و گواهى دو مرد مسلمان عادل ، مرجع تشخيص همسانى صيد با جريمه و كفاره آن

يحكم به ذوا عدل منكم

ضمير در «به» به «مثل» بر مى گردد از كلمه «ذوا» كه تثنيه ذو است مرد بودن و دو نفر بودن به دست مى آيد و از «منكم» مسلمان بودن آنها معلوم مى شود.

كفارات

25- {كفارات}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 10،14،29،40

10 - روزه يا صدقه و يا قربانى ، فديه ( كفاره ) تراشيدن سر قبل از قربانى ، براى مُحرِم معذور

فمن كان منكم . .. ففدية من صيام او صدقة او نُسُك

14 - وجوب روزه به مدّت سه روز در حج و هفت روز پس از بازگشت ( ده روز كامل ) ، براى فاقد قربانى

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام فى الحج و سبعة . .. تلك عشرة كاملة

29 - كفاره تراشيدن سر قبل از قربانى ، سه روز روزه و يا صدقه به شش مسكين و يا قربانى كردن يك گوسفند است .

فمن كان منكم مريضاً . .. او صدقة او نسك

امام صادق (ع): . .. و جعل الصيام ثلاثة ايام و الصدقة على ستّة مساكين لكل مسكين مدّين و النّسك شاة ...


كافى، ج 4، ص 358، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 187، ح 664 و 666.

40 - در صورت مشكل بودن روزه ، كفاره تراشيدن اضطرارى سر در حج ، صدقه است .

ففدية من صيام او صدقة او نسك

امام رضا (ع) درباره آيه فوق فرمود: فاقام الصّدقة مقام الصيام اذا عسر عليه


عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 118، ح 1 ; علل الشرايع، ج 1، ص 271، ح 9، باب 182.

26- احكام كفارات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 6،12،15

6 - كفّاره كشتن مؤمن از روى خطا ، آزاد كردن يك برده با ايمان است .

و من قتل مؤمنا خطاً فتحرير رقبة مؤمنة

12 - در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن باشد ، ولى خانواده اش از دشمنان مسلمانان ، كفّاره اش تنها آزادسازى برده اى با ايمان است .

فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة

15 - در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن و خانواده اش از كافران همپيمان با مسلمانان باشند ، كفّاره آن آزادسازى يك برده با ايمان است .

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

ظاهراً مراد از ضمير در «كان»، مقتول است، شرط ايمان در برده اى كه بايد آزاد شود، اين معنا را تقويت مى كند.

27- فلسفه كفارات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 30

30 - تشريع قانون ديه و كفّاره در مورد قتل خطائى ، بر اساس علم و حكمت گسترده خداوند است .

و من قتل مؤمناً خطاً . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

12- كفالت

1- احكام كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 232 - 1

1 - هيچكس - حتى خويشاوندان و اوليا - ، حق جلوگيرى از ازدواج زن با شوهر سابق يا ديگرى را پس ازانقضاى عِدّه ندارد .

و اذا طلّقتم النساء فبلغن اجلهنّ فلا تعضلوهنّ ان ينكحن ازواجهنّ

«فبلغن اجلهنّ» در اين آيه به معناى پايان مدّت عدّه است; به قرينه «ان ينكحن». چون پس از انقضاى عدّه، زن مى تواند ازدواج كند; نه قبل از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 19

19 - لزوم رعايت عدالت از سوى اوليا و سرپرستان ، در شؤون افراد تحت ولايت خود

فليملل وليّه بالعدل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 14

14- ضمان و كفالت ، از قرارداد هاى مشروع و داراى اعتبار قانونى است .

و أنا به زعيم

«ضمان» در اصطلاح به معناى تعهد پرداخت مال به طلبكار از جانب بدهكار است. تعهد كننده را «ضامن» ; بدهكار را «مضمون عنه» و طلبكار را «مضمون له» مى نامند و «كفالت» در اصطلاح تعهد به احضار شخصى است براى كسى كه حقى بر گردن آن شخص دارد و تعهد كننده را كفيل مى نامند. چنان چه ضمير غائب در «أنا به زعيم» به «حمل بعير» باز گردد، مراد از «زعيم» (متعهد) ضامن مى باشد و اگر ضمير در «به» به گوينده «لمن جاء ...» (يعنى جاعل) باز گردد، مقصود از «زعيم» كفيل خواهد بود.

2- تاريخ كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 19

19- جعاله ، ضمان و كفالت ، قراردادهايى مرسوم در عصر يوسف ( ع )

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

3- عدالت در كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 19،20

19 - لزوم رعايت عدالت از سوى اوليا و سرپرستان ، در شؤون افراد تحت ولايت خود

فليملل وليّه بالعدل

20 - نفوذ املا و اعمالِ ولايتِ ولىّ ، در صورت رعايت عدالت از سوى وى

فليملل وليّه بالعدل

4- عقد كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 14

14- ضمان و كفالت ، از قرارداد هاى مشروع و داراى اعتبار قانونى است .

و أنا به زعيم

«ضمان» در اصطلاح به معناى تعهد پرداخت مال به طلبكار از جانب بدهكار است. تعهد كننده را «ضامن» ; بدهكار را «مضمون عنه» و طلبكار را «مضمون له» مى نامند و «كفالت» در اصطلاح تعهد به احضار شخصى است براى كسى كه حقى بر گردن آن شخص دارد و تعهد كننده را كفيل مى نامند. چنان چه ضمير غائب در «أنا به زعيم» به «حمل بعير» باز گردد، مراد از «زعيم» (متعهد) ضامن مى باشد و اگر ضمير در «به» به گوينده «لمن جاء ...» (يعنى جاعل) باز گردد، مقصود از «زعيم» كفيل خواهد بود.

5- كفالت بر سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 18

18 - سفيهان و ناتوانان ، نيازمند ولىّ و سرپرست در مناسبات اجتماعى خويش هستند .

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً . .. فليملل وليّه بالعدل

6- كفالت بر ضعفا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 18

18 - سفيهان و ناتوانان ، نيازمند ولىّ و سرپرست در مناسبات اجتماعى خويش هستند .

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً . .. فليملل وليّه بالعدل

7- كفالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 7

7- عهد بستن با خدا و سوگند خوردن به او ، در حقيقت ضامن و كفيل گرفتن خداوند بر خويش است .

و أوفوا بعهد الله . .. و قد جعلتم الله عليكم كفيلاً

8- كفالت در دوران يوسف (ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 19

19- جعاله ، ضمان و كفالت ، قراردادهايى مرسوم در عصر يوسف ( ع )

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

9- كفالت سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 5

5 - اموال سفيه ، بايد در اختيار ولىّ او باشد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

جمله «لا تؤتوا . .. » (اموال را به سفيهان نپردازيد)، فرض را بر اين قرار داده كه اموال آنان بايد در اختيار ديگرى باشد، و چون مخاطبان آيه در مورد يكايك سفيهان نمى تواند همه مسلمانان باشد، به نظر مى رسد خطاب متوجّه ولىّ سفيه است.

10- كفالت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 11،13،15،19

11 - زكريا ، عهده دار سرپرستى مريم ( س ) ، از جانب خدا

و كفّلها زكريا

«كفّل»، دو مفولى است; بنابراين معناى «كفّلها زكريّا»، چنين مى شود: جعل اللّه زكريا كفيلا لمريم.

13 - نقش سرپرستى حضرت زكريا ، در رشد و تعالى معنوى مريم ( س )

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

تصريح خداوند به سپردن كفالت مريم به زكريا پس از «انبتها . .. »، بيانگر ارتباط ميان رشد معنوى مريم و كفالت زكريا است.

15 - خداوند ، مريم را به رشد جسمى شايسته اى رسانيد و سپس زكريا را كفيل او قرار داد .

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

بنابراينكه مراد از «انبات» (رشد دادن) رشد و پرورش جسمى نيز باشد، گفتنى است كه تقديم «انبتها» بر «كفّلها»، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه سپردن كفالت مريم به زكريا پس از رشد جسمانى او بوده است.

19 - نظارت همه جانبه و دقيق حضرت زكريا بر زندگى مريم ( س )

كلما دخل عليها . .. قال يا مريم انّى لك هذا

زيرا حضرت زكريا حتى نسبت به غذاى او كه از كجا آمده است، توجه داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 7،8،9،12،13

7 - نزاع ميان سران كنيسه در سرپرستى مريم ، و روى آوردن آنان به قرعه براى تعيين سرپرست

اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم . .. اذ يختصمون

8 - شگفتى سرگذشت نزاع ميان سران كنيسه ، در مورد سرپرستى مريم و توسل آنان به قرعه *

و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم و ما كنت لديهم اذ يختصمون

به نظر مى رسد تكرار «ما كنت لديهم»، اشاره به شگفتى جريان نزاع باشد.

9 - شخصيّت والاى معنوى مريم ، مايه رقابت سران كنيسه در سرپرستى او *

و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم . .. اذ يختصمون

ظاهراً نزاع افراد براى به دست آوردن سرپرستى حضرت مريم بوده است و نه به عهده ديگرى گذاشتن

12 - انجام قرعه كشى بين شش نفر ، براى تعيين سرپرست مريم ( س )

وما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم

امام باقر (ع): اول من سوهم عليه مريم بنت عمران و هو قول اللّه عزّ و جل «و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايهم يكفل مريم» و السهام ستة.


من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 51، ح 1، ب 38 ; خصال صدوق، ص 156، ح 198، باب الثلاثة.

13 - قرعه كشى براى تعيين سرپرست مريم ، به هنگام درگذشت پدر وى

اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم

امام باقر (ع): . .. «اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم» حين أيتمت من ابيها.


تفسير عياشى، ج 1، ص 173، ح 47 ; بحار الانوار، ج 14، ص 192، ح 2.

11- كفالت يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 7،20،21

7 - صحت تصرف كودكان يتيم در اموال ، با اذن و نظارت ولىّ

و ابتلوا اليتامى حتّى اذا بلغوا النّكاح

چون بدون تصرف يتيم در اموال و بدون نظارت ولىّ بر آن تصرفات، آزمايش تحقق نمى يابد.

20 - جواز بهره گيرى سرپرست يتيم از دارايى وى ، در صورت نياز ضرورى به آن

فلياكل بالمعروف

امام صادق (ع) در مورد آيه فوق فرمود: المعروف هو القوت و انما عنى الوصّى او القيّم فى اموالهم و ما يصلحهم.


كافى، ج 5، ص 130، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 4546، ح 67.

21 - جواز برداشت سرپرست يتيم از دارايى وى به عنوان قرض ، در صورت نياز ضرورى به آن

فلياكل بالمعروف

امام باقر (ع) در مورد آيه فوق فرمود: معناه من كان فقيراً فليأخذ من مال اليتيم قدر الحاجة و الكفاية على جهة القرض ثم يردّ عليه ما أخذ اذا وجد.


مجمع البيان، ج 3، ص 17 ; تفسير برهان، ج 1، ص 345، ح 20.

12- مشروعيت كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 14

14- ضمان و كفالت ، از قرارداد هاى مشروع و داراى اعتبار قانونى است .

و أنا به زعيم

«ضمان» در اصطلاح به معناى تعهد پرداخت مال به طلبكار از جانب بدهكار است. تعهد كننده را «ضامن» ; بدهكار را «مضمون عنه» و طلبكار را «مضمون له» مى نامند و «كفالت» در اصطلاح تعهد به احضار شخصى است براى كسى كه حقى بر گردن آن شخص دارد و تعهد كننده را كفيل مى نامند. چنان چه ضمير غائب در «أنا به زعيم» به «حمل بعير» باز گردد، مراد از «زعيم» (متعهد) ضامن مى باشد و اگر ضمير در «به» به گوينده «لمن جاء ...» (يعنى جاعل) باز گردد، مقصود از «زعيم» كفيل خواهد بود.

13- نظارت در كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 20

20 - مطلوبيت نظارت همه جانبه بر شخص تحت تكفل ، پس از پذيرش سرپرستى و كفالت وى

و كفّلها زكريّا كلما دخل عليها زكريا . .. قال يا مريم انّى لك هذا

از چگونگى برخورد زكريا با مريم (س)، مطلب فوق استفاده شده است.

كفيل

14- اختيارات كفيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 237 - 5

5 - اختيار ازدواج زن - در صورتى كه شرعاً داراى ولىّ باشد - با ولىّ اوست .

الّذى بيده عقدة النكاح

بنابراينكه مراد از كلمه «الذى»، ولىّ زن باشد و اين ولىّ، توصيف شده به اينكه نكاح به دست اوست.

15- كفيل سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 16

16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب

16- كفيل ضعفا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 16

16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب

17- كفيل مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 13

13 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را كفيل و قيّم ايمان و كفر مردم قرار نداده است .

فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها و ما أنا عليكم بوكيل

«وكيل» به معناى قيّم و كفيل است (لسان العرب).

13- كفايت

1- كفايت حمايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 7

7- خداوند ، براى همگان كارساز و حامى كافى است و جز او به كسى نيازى نيست .

و كفى بربّك وكيلاً

2- كفايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 1

1 - خداوند ، كفايت كننده امور بندگان و بى نيازكننده آنان از ديگران است .

أليس اللّه بكاف عبده

«كافى» به كسى گفته مى شود كه با وجود او، از ديگران بى نيازى حاصل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 15،16

15 - خداوند ، كفايت كننده امور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مواضع او در برابر دشمنان

قل حسبى اللّه

«حَسْبُ» به معناى «كفايت» است. مقصود از كفايت خداوند - كه به فرمان اعلام به مردم (قل) همراه شده - اعلام حمايت خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دفع شرّ و توطئه دشمنان از آن حضرت است.

16 - خداوند ، شايسته ترين كفايت كننده تمامى امور بندگان و دفع كننده هر نوع شر دشمنان از آنان است .

قل حسبى اللّه

حذف متعلق «حسبى»; يعنى، ذكر نشدن موارد كفايت، دلالت بر عموم و توسعه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 4

4 - خداوند ، كفايت كننده امور متوكلان و بى نيازكننده آنان است .

و من يتوكّل على اللّه فهو حسبه

3- كفايت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 1

1- معارف قرآن ، براى هدايت و سعادت قوم عبادتگر خدا ، كافى و بسنده است .

إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به قرآن و مجموعه مطالب اين سوره باشد. و «بلاغ» به معناى كفايت باشد (لسان العرب).

4- كفايت گواهى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 6

6- گواهى خداوند بر هر امرى در اثبات آن كافى و تمام است .

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 2

2- خداوند ، گواه و ناظرى كافى ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مشركان

كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه كفايت گواهى خداوند را ميان او و معجزه خواهان كافر ابلاغ كند .

قل كفى باللّه بينى و بينكم شهيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 10

10- خداوند ، شاهدى كافى براى داورى ميان حق و باطل

قل . .. كفى به شهيدًا بينى و بينكم

برداشت ياد شده، مبتنى بر الغاى خصوصيت از مورد آيه است.

5- كفايت گواهى عالمان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 11

11- شهادت و گواهى عالمان به قرآن ، بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در اثبات آن كافى و تمام است .

كفى بالله . .. و من عنده علم الكتب

«من عنده . ..» عطف بر «الله» است و در حقيقت فاعل براى «كفى» مى باشد ; يعنى: «كفى بمن عنده علم الكتاب شهيدًا».

6- كفايت نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 3

3 - خداوند بى مدد ديگران ، ياورى كافى براى انسان در زندگى و تأمين كننده نياز هاى هدايتى او

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

7- كفايت وكالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 3 - 5

5 - خداوند ، وكيل و كارسازى كفايت كننده ، براى توكل كنندگان است .

و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 13،14

13 - خداوند ، كارساز و وكيلى كفايت كننده است .

و كفى باللّه وكيلاً

14 - كفايت كنندگى و كارسازى خداوند ، دليل وجوب توكل بر او در همه امور است .

و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

8- كفايت هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 3

3 - خداوند بى مدد ديگران ، ياورى كافى براى انسان در زندگى و تأمين كننده نياز هاى هدايتى او

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

14- كفالت

1- احكام كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 232 - 1

1 - هيچكس - حتى خويشاوندان و اوليا - ، حق جلوگيرى از ازدواج زن با شوهر سابق يا ديگرى را پس ازانقضاى عِدّه ندارد .

و اذا طلّقتم النساء فبلغن اجلهنّ فلا تعضلوهنّ ان ينكحن ازواجهنّ

«فبلغن اجلهنّ» در اين آيه به معناى پايان مدّت عدّه است; به قرينه «ان ينكحن». چون پس از انقضاى عدّه، زن مى تواند ازدواج كند; نه قبل از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 19

19 - لزوم رعايت عدالت از سوى اوليا و سرپرستان ، در شؤون افراد تحت ولايت خود

فليملل وليّه بالعدل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 14

14- ضمان و كفالت ، از قرارداد هاى مشروع و داراى اعتبار قانونى است .

و أنا به زعيم

«ضمان» در اصطلاح به معناى تعهد پرداخت مال به طلبكار از جانب بدهكار است. تعهد كننده را «ضامن» ; بدهكار را «مضمون عنه» و طلبكار را «مضمون له» مى نامند و «كفالت» در اصطلاح تعهد به احضار شخصى است براى كسى كه حقى بر گردن آن شخص دارد و تعهد كننده را كفيل مى نامند. چنان چه ضمير غائب در «أنا به زعيم» به «حمل بعير» باز گردد، مراد از «زعيم» (متعهد) ضامن مى باشد و اگر ضمير در «به» به گوينده «لمن جاء ...» (يعنى جاعل) باز گردد، مقصود از «زعيم» كفيل خواهد بود.

2- تاريخ كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 19

19- جعاله ، ضمان و كفالت ، قراردادهايى مرسوم در عصر يوسف ( ع )

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

3- عدالت در كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 19،20

19 - لزوم رعايت عدالت از سوى اوليا و سرپرستان ، در شؤون افراد تحت ولايت خود

فليملل وليّه بالعدل

20 - نفوذ املا و اعمالِ ولايتِ ولىّ ، در صورت رعايت عدالت از سوى وى

فليملل وليّه بالعدل

4- عقد كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 14

14- ضمان و كفالت ، از قرارداد هاى مشروع و داراى اعتبار قانونى است .

و أنا به زعيم

«ضمان» در اصطلاح به معناى تعهد پرداخت مال به طلبكار از جانب بدهكار است. تعهد كننده را «ضامن» ; بدهكار را «مضمون عنه» و طلبكار را «مضمون له» مى نامند و «كفالت» در اصطلاح تعهد به احضار شخصى است براى كسى كه حقى بر گردن آن شخص دارد و تعهد كننده را كفيل مى نامند. چنان چه ضمير غائب در «أنا به زعيم» به «حمل بعير» باز گردد، مراد از «زعيم» (متعهد) ضامن مى باشد و اگر ضمير در «به» به گوينده «لمن جاء ...» (يعنى جاعل) باز گردد، مقصود از «زعيم» كفيل خواهد بود.

5- كفالت بر سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 18

18 - سفيهان و ناتوانان ، نيازمند ولىّ و سرپرست در مناسبات اجتماعى خويش هستند .

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً . .. فليملل وليّه بالعدل

6- كفالت بر ضعفا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 18

18 - سفيهان و ناتوانان ، نيازمند ولىّ و سرپرست در مناسبات اجتماعى خويش هستند .

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً . .. فليملل وليّه بالعدل

7- كفالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 7

7- عهد بستن با خدا و سوگند خوردن به او ، در حقيقت ضامن و كفيل گرفتن خداوند بر خويش است .

و أوفوا بعهد الله . .. و قد جعلتم الله عليكم كفيلاً

8- كفالت در دوران يوسف (ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 19

19- جعاله ، ضمان و كفالت ، قراردادهايى مرسوم در عصر يوسف ( ع )

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

9- كفالت سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 5

5 - اموال سفيه ، بايد در اختيار ولىّ او باشد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

جمله «لا تؤتوا . .. » (اموال را به سفيهان نپردازيد)، فرض را بر اين قرار داده كه اموال آنان بايد در اختيار ديگرى باشد، و چون مخاطبان آيه در مورد يكايك سفيهان نمى تواند همه مسلمانان باشد، به نظر مى رسد خطاب متوجّه ولىّ سفيه است.

10- كفالت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 11،13،15،19

11 - زكريا ، عهده دار سرپرستى مريم ( س ) ، از جانب خدا

و كفّلها زكريا

«كفّل»، دو مفولى است; بنابراين معناى «كفّلها زكريّا»، چنين مى شود: جعل اللّه زكريا كفيلا لمريم.

13 - نقش سرپرستى حضرت زكريا ، در رشد و تعالى معنوى مريم ( س )

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

تصريح خداوند به سپردن كفالت مريم به زكريا پس از «انبتها . .. »، بيانگر ارتباط ميان رشد معنوى مريم و كفالت زكريا است.

15 - خداوند ، مريم را به رشد جسمى شايسته اى رسانيد و سپس زكريا را كفيل او قرار داد .

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

بنابراينكه مراد از «انبات» (رشد دادن) رشد و پرورش جسمى نيز باشد، گفتنى است كه تقديم «انبتها» بر «كفّلها»، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه سپردن كفالت مريم به زكريا پس از رشد جسمانى او بوده است.

19 - نظارت همه جانبه و دقيق حضرت زكريا بر زندگى مريم ( س )

كلما دخل عليها . .. قال يا مريم انّى لك هذا

زيرا حضرت زكريا حتى نسبت به غذاى او كه از كجا آمده است، توجه داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 7،8،9،12،13

7 - نزاع ميان سران كنيسه در سرپرستى مريم ، و روى آوردن آنان به قرعه براى تعيين سرپرست

اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم . .. اذ يختصمون

8 - شگفتى سرگذشت نزاع ميان سران كنيسه ، در مورد سرپرستى مريم و توسل آنان به قرعه *

و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم و ما كنت لديهم اذ يختصمون

به نظر مى رسد تكرار «ما كنت لديهم»، اشاره به شگفتى جريان نزاع باشد.

9 - شخصيّت والاى معنوى مريم ، مايه رقابت سران كنيسه در سرپرستى او *

و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم . .. اذ يختصمون

ظاهراً نزاع افراد براى به دست آوردن سرپرستى حضرت مريم بوده است و نه به عهده ديگرى گذاشتن

12 - انجام قرعه كشى بين شش نفر ، براى تعيين سرپرست مريم ( س )

وما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم

امام باقر (ع): اول من سوهم عليه مريم بنت عمران و هو قول اللّه عزّ و جل «و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايهم يكفل مريم» و السهام ستة.


من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 51، ح 1، ب 38 ; خصال صدوق، ص 156، ح 198، باب الثلاثة.

13 - قرعه كشى براى تعيين سرپرست مريم ، به هنگام درگذشت پدر وى

اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم

امام باقر (ع): . .. «اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم» حين أيتمت من ابيها.


تفسير عياشى، ج 1، ص 173، ح 47 ; بحار الانوار، ج 14، ص 192، ح 2.

11- كفالت يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 7،20،21

7 - صحت تصرف كودكان يتيم در اموال ، با اذن و نظارت ولىّ

و ابتلوا اليتامى حتّى اذا بلغوا النّكاح

چون بدون تصرف يتيم در اموال و بدون نظارت ولىّ بر آن تصرفات، آزمايش تحقق نمى يابد.

20 - جواز بهره گيرى سرپرست يتيم از دارايى وى ، در صورت نياز ضرورى به آن

فلياكل بالمعروف

امام صادق (ع) در مورد آيه فوق فرمود: المعروف هو القوت و انما عنى الوصّى او القيّم فى اموالهم و ما يصلحهم.


كافى، ج 5، ص 130، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 4546، ح 67.

21 - جواز برداشت سرپرست يتيم از دارايى وى به عنوان قرض ، در صورت نياز ضرورى به آن

فلياكل بالمعروف

امام باقر (ع) در مورد آيه فوق فرمود: معناه من كان فقيراً فليأخذ من مال اليتيم قدر الحاجة و الكفاية على جهة القرض ثم يردّ عليه ما أخذ اذا وجد.


مجمع البيان، ج 3، ص 17 ; تفسير برهان، ج 1، ص 345، ح 20.

12- مشروعيت كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 14

14- ضمان و كفالت ، از قرارداد هاى مشروع و داراى اعتبار قانونى است .

و أنا به زعيم

«ضمان» در اصطلاح به معناى تعهد پرداخت مال به طلبكار از جانب بدهكار است. تعهد كننده را «ضامن» ; بدهكار را «مضمون عنه» و طلبكار را «مضمون له» مى نامند و «كفالت» در اصطلاح تعهد به احضار شخصى است براى كسى كه حقى بر گردن آن شخص دارد و تعهد كننده را كفيل مى نامند. چنان چه ضمير غائب در «أنا به زعيم» به «حمل بعير» باز گردد، مراد از «زعيم» (متعهد) ضامن مى باشد و اگر ضمير در «به» به گوينده «لمن جاء ...» (يعنى جاعل) باز گردد، مقصود از «زعيم» كفيل خواهد بود.

13- نظارت در كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 20

20 - مطلوبيت نظارت همه جانبه بر شخص تحت تكفل ، پس از پذيرش سرپرستى و كفالت وى

و كفّلها زكريّا كلما دخل عليها زكريا . .. قال يا مريم انّى لك هذا

از چگونگى برخورد زكريا با مريم (س)، مطلب فوق استفاده شده است.

كفيل

14- اختيارات كفيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 237 - 5

5 - اختيار ازدواج زن - در صورتى كه شرعاً داراى ولىّ باشد - با ولىّ اوست .

الّذى بيده عقدة النكاح

بنابراينكه مراد از كلمه «الذى»، ولىّ زن باشد و اين ولىّ، توصيف شده به اينكه نكاح به دست اوست.

15- كفيل سفيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 16

16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب

16- كفيل ضعفا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 16

16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب

17- كفيل مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 13

13 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را كفيل و قيّم ايمان و كفر مردم قرار نداده است .

فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها و ما أنا عليكم بوكيل

«وكيل» به معناى قيّم و كفيل است (لسان العرب).