ghaemiyeh.com
سرشناسه:حسینی قمی، سید محمدمهدی
عنوان و نام پدیدآور:قم از منظر اهل بیت علیهمالسلام/محمدمهدی حسینیقمی ؛ تحقیق و تصحیح علیاشرف عبدی.
مشخصات نشر:قم: آستانه مقدسه قم،انتشارات زائر، ۱۳۸۹.
مشخصات ظاهری:[۷۶] ص.
فروست:پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبایی (ره)؛ ۳۴.
شابک:۱۰۰۰۰ ریال978-964-180-131-3 :
یادداشت:کتابنامه: ص. [۷۶].
موضوع:معصومه (س) بنت موسیکاظم(ع)، - ۲۰۱؟ق.
موضوع:قم -- احادیث
شناسه افزوده:عبدی، علیاشرف، ۱۳۴۸ -
شناسه افزوده:پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبایی(ره)
شناسه افزوده:آستانه مقدسه قم. انتشارات زائر
رده بندی کنگره:BP۲۶۴/۳/ح۵ق۸ ۱۳۸۹
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۶۷۳
شماره کتابشناسی ملی:۲۲۶۳۰۲۴
بسم الله الرحمن الرحیم
قم از منظر اهل بیت علیهمالسلام
محمدمهدی حسینیقمی
تحقیق و تصحیح علیاشرف عبدی
پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبائی رحمه الله -.
حسینی قمی، سید محمد مهدی.
تحقیق و تصحیح: عبدی، علی اشرف، 1348.
قم از منظر اهل بیت علیهم السلام - علی اشرف عبدی -.
قم؛ زائر، 1389.
77 ص................. 3-131-180-964-978
کتابنامه ص 77 و همچنین بصورت زیرنویس.
2 ع 795 م/ 2113 DSR
شماره: 34
پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبائی آستانه مقدسه
عنوان:........ قم از منظر اهل بیت علیهم السلام
تألیف:.... سید محمد مهدی حسینی قمی
تحقیق و تصحیح:.... علی اشرف عبدی....
ناشر:.... انتشارات زائر
چاپخانه:.... زائر
نوبت چاپ:.... اول / بهار 1389
شمارگان:.... 2000 نسخه
قیمت:.... 1000 تومان
شابک:.... 3-131-180-964-978
کلیه حقوق برای پژوهشکده علامه طباطبائی رحمه الله محفوظ است.
مرکز پخش: قم / چهارراه شهداء / انتشارات زائر
تلفن: 7742519 - ص. پ: 3597-37185
مقدمه پژوهشکده.... 9
مقدمه.... 11
آغاز.... 17
قم معدن شیعیان.... 19
قم باب الجنّه.... 21
حجت بودن قم و اهل آن بر مردم.... 23
قم معدن علم.... 25
قم توقفگاه کشتی نوح علیه السلام.... 27
قم شهر برگزیده.... 27
برداشته شدن بلا از قم.... 28
وَراَردِهار، مکانی خوب.... 28
قم موضعی مناسب.... 29
دفع بلا از قم.... 29
اهل قم یاران ما.... 30
قم کاشانه آل محمد صلی الله علیه و آله.... 31
قم، جایگاه فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام.... 31
خوشا به حال اهل قم.... 33
پناهگاه بودن قم.... 33
قم پناهگاه شیعیان.... 34
حوادث قم، قبل از ظهور.... 35
قم خاستگاه انقلاب.... 37
اهل قم یاران امام زمان (عج).... 38
اهل قم، شیعیان برگزیده.... 39
اهل قم، مصداق آیه قرآن.... 40
قم حرم اهل بیت علیهم السلام.... 41
قم، سرزمین رانده شدن ابلیس.... 42
اهل قم نگهبان دین.... 42
قم، شهر بیبلا.... 43
دوری بلا از قم به برکت محدثین.... 44
ملک الهی، نگهبان قم.... 44
قم خاستگاه یاران حضرت مهدی (عج).... 46
قم سرزمین حشر و محاسبه.... 47
مقدس بودن خاک قم.... 51
قم دارالمؤمنین.... 52
علت نامگذاری قم.... 62
قم، مجتمع مؤمنین و منتظرین امام زمان (عج).... 64
قم اهل بیت نجبا.... 65
قم اقامتگاه نجبا.... 66
حضرت معصومه علیها السلام شفیعه شیعیان.... 68
بهشت برای زائرین حضرت معصومه علیها السلام.... 69
قم، محلی امن.... 69
سه در از بهشت برای اهل قم.... 69
سلام و رحمت خدا بر اهل قم.... 70
ولایتپذیری نواحی قم.... 71
اهل قم، شیعیان حقیقی.... 72
آمرزش اهل قم و اهل آبه.... 73
کتابنامه.... 77
«إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ...»
قرآن کتاب انسان سازی است و بزرگترین معجزه جاوید است، اگر نوع مردم در برابر معجزات فعلی چون شق القمر و تسبیح سنگ ریزه و شفای مریضان و زنده کردن مردگان انگشت تعجب به دندان گرفته و به عجز و ناتوانی خود اعتراف و اقرار میکنند، عالمان و فرهیختگان در برابر قرآن کریم که معجزه قولی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله است به خاک افتاده و خدای آنرا پرستش و سجده میکنند و اشک شوق از قلب و دل در برابر عظمت قرآن جاری کرده و گویای آن هستند که «الخواص للقولیة و العوام للفعلیة اطوع».
وجه اعجاز قرآن گرچه در فصاحت و بلاغت آشکار است اما مهمترین رویکرد اعجاز قرآن به معجزات علمی و صرفه یا... نبوده بلکه قرآن کتاب انسان سازی است و تربیت قرآنی، فردی چون حضرت امیر علیه السلام پدید آورده است که فخر کائنات و سرآمد و قطب اولیاءالله است، اعجاز قرآن را باید در معارف بلند آن و در خداشناسی و معرفی اسماء و صفات الهی جستجو نمود، هرگز و هرگز کتابی در معرض توحید که غایت آمال و کعبه آرزوهای اولیاءالله
است به پایه قرآن نمیرسد این همه فیلسوف و متکلم و عارف در طول تاریخ آمدهاند و همه ریزه خوار سفره قرآن بوده و هستند و همه در برابر آن سر تعظیم فرود آوردهاند.
در همین راستا پژوهشکده علوم و معارف قرآنی علامه طباطبائی رحمه الله با فضل و عنایت خداوند متعال و با استعانت از حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه شریف) و در پرتو کرامات حضرت فاطمه معصومه علیها السلام که با هدف جذب محققان، مولفان و مترجمان و صاحب نظران زمینههای مختلف علوم و معارف قرآنی جهت استفاده از ظرفیتهای موجود انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی به منظور پژوهش و تحقیق در علوم قرآنی، ترویج و تبیین معارف والای قرآن کریم، تدوین کتب و پژوهشهای علمی و تحقیقی و تربیت محققان و مدرسان در حوزههای مختلف علوم قرآنی توسط آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در سال 1388 تأسیس گردید و پژوهشهای روز آمد را وجهه همّت خود قرار داده است.
تأسیس این پژوهشکده از اهداف دیرینه حضرت آیة الله مسعودی خمینی تولیت معظم آستانه مقدسه بوده و با زحمات و تلاش پیگیر و مجدّانه ایشان به انجام رسید و اکنون دست همهی محققان این عرصه را به گرمی میفشارد. در اینجا لازم است از محقق و مترجم اثر حاضر جناب آقای علی اشرف عبدی که در سامان بخشیدن اثر حاضر تلاش فراوان داشتهاند صمیمانه تشکر کنم.
احمد عابدی
سیّد محمد مهدی حسینی قمی مشهور به «توحید»، زنده در سال 1116 قمری از خطبا و وعاظ مشهور قم و از شاگردان مرحوم قاضی سعید قمی شمرده میشود و دارای دو اثر مکتوب است:
موضوع کتاب، آنگونه که از اسم آن استفاده میشود، مطالب فلسفی و عرفانی است و چون مؤلف، شاگرد قاضی سعید بوده، قهراً باید تحت تأثیر آراء و اندیشههای استاد خود به ویژه در الهیات سلبی باشد. گرچه نسخهای از این کتاب به دست نیامد، ولی برخی از نسخهشناسان آن را در ضمن مجموعهای اینگونه معرفی کردهاند.
استنساخ این اثر وزین، در تاریخهای مختلف و در مکانهایی مثل قم و اصفهان با خط نسخ و نستعلیق انجام شده است. در این کتاب بیش از سی رساله فلسفی و عرفانی از ابنسینا، قاضی سعید، ملاصدرا، غزالی، خواجه نصیرالدین طوسی، فارابی، میرفندرسکی، عبدالرّزّاق کاشانی و ابوسلمان سنجری آمده است. علاوه بر اینها از محیالدّین عربی و دیگران نیز رسائلی در سفینه درج شده است.
تاریخ نگارش بسیاری از رسائل موجود نیز روشن است؛ مثلاً: رساله «فوائد الرّضویه» قاضی سعید در تاریخ چهارشنبه دهه دوم جمادیالاولی 1084 به سرانجام رسیده؛ و یا رساله «مرقات الاسر» قاضی سعید در تاریخ 14 ربیعالاوّل 1095 پایان یافته است(1)
رک: کتابشناسی آثار مربوط به قم، مدرسی طباطبایی.
. بنا به نوشته آقای مدرسی در کتاب بیاض، دو مطلب دیگر به چشم میخورد: اول اینکه بعد از رساله «عروس» ابنسینا مقالهای تحت عنوان استادی و استنادی آورده است. دوم آنکه در پایان کتاب حکایت بنای مسجد جمکران را یادآور است.تنها منبعی که از این کتاب یاد کرده، کتابشناسی آثار مربوط به قم، به قلم آقای مدرسی طباطبایی است که در (ص 64) آورده است: «مجموعه مورد بحث را پیشتر ما در تهران نزد مالک خصوصی آن دیده بودم و اکنون که برای تدوین این سطور مورد بررسی مجدد و بازبینی قرار میگیرد، نسخه آن متعلق به دوست دانشمندم آقای حاج سیدمحمود آیتالله زاده مرعشی نجفی در قم و جزء کتابهای کتابخانه شخصی ایشان است.»
البته ما در کتابخانه مرحوم آیةالله مرعشی، به نسخهای از کتاب دسترسی پیدا نکردیم و اگرچه جستجوی لازم برای یافتن آن در سایر کتابخانهها نیز انجام شد ولی متأسفانه در جای دیگری هم پیدا نشد. ضمناً مرحوم آقابزرگ تهرانی هم در الذریعه فقط بوارق را آورده است، ولی نامی از این کتاب نبرده است.
1) (1)
نسخه دیگر آن در کتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار قدیم) به شماره 286 موجود است و ظاهراً از روی این نسخه خطی که مجموعاً 68 صفحه است، در سال 1287-1275 جناب آقای علی اکبر فیض با خط ثلث یک نسخه نوشته و به اعتضادالسلطنه وزیر علوم وقت داده است که به شماره 4927 کتابخانه ملی ثبت شده است. البته آقای طباطبایی تاریخ کتابت را 1289 ضبط نموده است(2)و تحقیق و نوشته پیش رو نیز از روی همین نسخه به سرانجام رسیده است.
از آنجا که نسخه قدیمی؛ یعنی نسخه موجود در کتابخانه مدرسه مبارکه فیضیه «الف» نسبت به نسخه دوم (کتابخانه مجلس شورای اسلامی) «ب» تفاوتهایی دارد و تعداد روایات نسخه دوم «ب» نسبت به نسخه اولی «الف» بیشتر است - به گونهای که تعداد احادیث نسخه اول 28 روایت و تعداد روایات نسخه دوم 43 روایت است - در نتیجه، به علت کثرت روایات و کامل بودن احادیث، نسخه دوم محور تصحیح قرار گرفت و اختلاف نسخ اوّل در پاورقی روایات بیان گردیده.
در ضمن، منبع اصلی هر دو نسخه، بحارالانوار مرحوم مجلسی میباشد و غرض از تحقیق، احیای نسخه خطی بوده است. به امید آنکه خداوند منان
1) (1)
ر. ک: ج 2، صص 171-170.
2) (2) کتابشناسی آثار مربوط به قم.
توفیق خدمت را عنایت فرماید.
اما در مجموعه 2038 فهرست نسخههای خطی مدرسه فیضیه که یک بخش از آن به نام فضائل قم و اهل قم در این کتاب یاد شده، اصل این مجموعه دارای بخشهای ذیل میباشد:
منظومه بحرالعلوم در فقه.
حدیث قدسی، 18 سوره.
تجارب الانسان و انوارالحکمة.
احادیثی از عدّة الداعی ابن فهد حلی.
بوارق در فضیلت قم، احادیثی از بحار [الانوار] مجلسی است.
پراکندهها از جمله داستان مسجد جمکران قم به نقل از خط صاحب مقامع در حاشیه «نقدالرجال» و او از خط سید نعمتاله و او نیز از «مونس الحزین» صدوق نقل کرده است.
البته بخش آخر کتاب؛ یعنی نقل داستان مسجد جمکران در هر دو کتاب مؤلف آمده است.
مرحوم آقا بزرگ تهرانی میفرماید: «البوارق: فی فضیلة قم، للسید محمدمهدی القمی، قال فی أوّله - بعد ذکر الحمد و الصلاة -: هذه جملة أحادیث فضیلة بلدة قم و أهلها علی ما نقلها مولانا محمد باقر فی بحارالأنوار و غیره فی کتبهم. یقول جامعالأحادیث محمدمهدی الحسینی القمی.... نسخته الموقوفة فی مدرسة سپهسالار الجدیدة تاریخ کتابتها سنة 1289.(1)
الذریعه، ج 3، ص 153.
1) (1)
حدیث شماره 25 این نوشته با حدیث شماره 38 تکراری، و هر دو از امام رضا علیه السلام نقل شده است. تفاوت این دو حدیث در این است که کلمه «البلایا» در حدیث دوم بیشتر از حدیث اوّل است. همچنین در حدیث اول، کلمه آخر «عنها» است، ولی در حدیث دوم «عنهما» است. و مرحوم مجلسی این دو روایت را در جلد 60 بحارالانوار (ص 217 ح 44) و نیز در همان جلد (ص 228، ح 61) با همان تفاوت فوق آورده است.
حدیث شماره 27 و 40 که مرحوم مجلسی این دو روایت را در جلد 60 بحار، (ص 217، ح 46) و نیز (ص 228، ح 63) آورده است. حدیث دوم، قسمتی از روایت اول است گرچه روایت اول از امام صادق علیه السلام ولی روایت دوم از امیرالمؤمنین علی علیه السلام است.
مرحوم مجلسی بعد از ذکر بخشی از قسمت اوّل حدیث دوّم میفرماید: این حدیث تا آخر حدیثی است که از امام صادق علیه السلام (حدیث 27) گذشت و تنها تفاوت در این است که در حدیث اوّل امام علیه السلام میفرماید: «سلام الله علی اهل قم» ، ولی در حدیث دوّم فرموده: «صلوات الله علی اهل قم و رحمة الله علی اهل قم»(1)
آنچه به نظر میرسد این است که اصل حدیث از امام علی علیه السلام است و امام صادق احتمالاً از جدّ بزرگوارش نقل فرموده و روات در نقل سهلانگاری کرده باشند.
.1) (1)
از کتاب «تاریخ قم»، در قسمت آخر کتاب آورده که روایت نیست و مثل پایان حدیث 31 و آخرین مطلب نوشته شده، از تاریخ قم مطالبی را گزینش نموده و در لابهلای همان جملات، روایاتی را در مدح اشعریون که در تاریخ قم موجود است آورده است.
برای دسترسی سریع به روایات، عناوینی انتخاب شده و در داخل قرار گرفته است. علاوه بر آن، در برخی موارد مطالبی که به توضیح و یا اشاره نیاز داشته، داخل قلاب اضافه شده استو در برخی موارد نیز شعر متناسب به ترجمه اضافه شده است. در ضمن این اشعار، بعضاً از لحاظ عروضی و وزن شعر دارای اشکالاتی است که جهت حفظ امانت در نگارش، اصل آن بدون تغییر آورده شده است.
از حجةالاسلام والمسلمین سیدحسن نقیبی که در نسخهخوانی و مقابله این تحقیق، نگارنده را یاری نمودند و نیز از حروفچین محترم جناب آقای محمدرضا هوایی و صفحه آرا آقای محسن زند که تقبل زحمت نمودند، صمیمانه تقدیر و تشکر مینمایم.
پیشاپیش از خوانندگان محترم بهویژه سرورانی که با اظهار نظر و نقد این مجموعه، محقق را مورد تفقد خود قرار میدهند، سپاسگزارم.
وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
قم، جمادیالآخرة 1431 ق
علی اشرف عبدی
هذه جملة أحادیث فی فضیلة بلدة قم و أهلها(1)
نسخة «الف»: و شرافة اهلها.
-علی ما نقلها(2)مولانا محمّد باقر فی(3)بحارالأنوار(4)و غیره فی کتابهم-
فقال جامع الأحادیث محمّد مهدی الحسینی القمی رحمه الله تعالی:
بسم الله الرّحمن الرّحیم(5)
الحمد لله ربّ العالمین، و العاقبة للمتّقین، و الصّلاة و السّلام علی محمّد و آله(6)الطّیّبین الطّاهرین.
أما بعد فهذه جملة أحادیث ورد(7)عن أئمّتنا المعصومین فی شرافة قم و أهله - علی ما ضبطها علمائنا رضوان الله علیهم - و الحمد لله الّذی جعلنا من شیعة آل محمّد و من أهل هذه البلدة الطّیّبة و أسأل الله تعالی أن تکون(8)تلک البلدة مقرّی حین حیاتی و مدفنی فی مماتی و هو حسبی و نعم الوکیل(9).
1) (1)
2) (2) نسخة «الف»: علی ما نقلها الفاضل العالم و النّحریر الکامل الماهر.
3) (3) نسخة «الف»: فی کتابه المشهور ببحارالانوار.
4) (4) نسخة «الف»: رفع الله درجاته و حشره مع موالیه.
5) (5) نسخة «الف»: و به نستعین.
6) (6) نسخة «الف»: و آله الطّاهرین.
7) (7) نسخة «الف»: وردت.
8) (8) نسخة «الف»: ان یکون.
9) (9) نسخة «الف»: نعم الوکیل نعم المولی و نعم النّصیر.
این بخشی از احادیث، درباره فضیلت قم و اهل آن است که مرحوم محمدباقر مجلسی در [کتاب] بحارالانوار و غیر او در کتابهای خود آنها را نقل کردهاند. جامع احادیث [گردآورنده احادیث] محمدمهدی حسینی قمی رحمةالله علیه میگوید:
به نام خداوند بخشاینده و مهربان
سپاس خدا را که پروردگار جهانیان است و عاقبت از آن پرهیزگاران است و درود و سلام بر محمد صلی الله علیه و آله و خاندان پاک و طاهرینش.
اما بعد، این دستهای از احادیثی است که از امام معصوم علیه السلام درباره شرافت قم و اهل آن، بنابر آنچه علمای ما که رضوان خدا بر آنها باد، وارد شده است. و سپاس خدایی که ما را از شیعیان آل محمد و اهل این شهر پاک، قرار داد و از خدای متعال میخواهم این شهر را هنگام زندگی [دنیا] محل سکونت و در هنگام مرگم، مدفنم قرار دهد، و خداوند برای من بهترین وکیل است.
1.قال الحسن(1)
نسخة «الف»: عن الحسن القمّی قال روی سعید بن عبدالله ابی خلف.
بن محمّد بن الحسن، عن عبدالله بن سنان القمی، قال: روانی سعد بن عبدالله بن أبی خلف. عن الحسن بن محمّد بن سعد، عن الحسن علیّ الخُزاعی(2)، عن عبدالله بن سنان: أنّه(3)سُئل ابوعبدالله علیه السلام أین(4)بِلاد الجبل؟ فإنّه(5)قد روینا أنّه اذا رُدّ إلیکم الأمر یخسف(6)ببعضها، فقال علیه السلام: إنّ فیها موضعاً یقال له: بحر و یسمّی بقم و هو معدن شیعتنا، فأمّا الرّی فویلٌ له من جناحیه و إنّ الأمن فیه من جهة قم و اهله، قیل ما جناحاه؟ قال علیه السلام: احدهما بغداد و الآخر خراسان، فانّه تلتقی فیه سیوف الخراسانیّین و سیوف البغدادیّین، فعجّل(7)الله عقوبتهم فیهلکهم، فیاوی اهلُ الرّی الی قم فیؤویهم اهله، ثمّ ینقلون(8)الی موضع یقال له: اردستان.(9)1) (1)
2) (2) نسخة «الف»: عن الحسن بن الخزاعی.
3) (3) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: عن عبدالله بن سنان سئل.
4) (4) نسخة «الف»: عن بلاد الجبل.
5) (5) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: فانّا.
6) (6) فی نسخة «الف»: یخف.
7) (7) فی بحارالانوار: فیُعَجِّلُ.
8) (8) فی بحارالانوار: ینتقلون منه.
9) (9) بحارالأنوار، ج 60، ص 212، ح 20؛ تاریخ قم، فی هامشه، ص 137: مع الاختلاف فی السند والمتن.
عبدالله بن سنان میگوید: از امام ششم علیه السلام سئوال شد بلاد جبل کجاست؟ زیرا برای ما روایت شده که هرگاه امامت به شما برگردد، بعضی از آن پوشیده شود. حضرت علیه السلام فرمود: در بلاد جبل، جایی [موضعی] است که به آن دریا گفته میشود، و قم نامیده میشود؛ آنجا معدن [کان] شیعیان ماست. اما ری، وای! بر آن از دو سویش. و همانا امنیت ری، از ناحیه «قم» و اهل قم است.
سئوال شد: دو سوی آن کجاست؟ حضرت علیه السلام فرمودند: یکی از آن دو جناح، بغداد و دیگری خراسان است. همانا در ری بین خراسانیها و بغدادیها جنگ درمیگیرد [با شمشیر همدیگر را ملاقات میکنند] پس خداوند در عقوبت آنها تعجیل میکند و آنان را به هلاکت میرساند. پس اهل ری به «قم» پناهنده میشوند و اهل قم به آنها پناه میدهند، سپس به جایی منتقل میشوند که به آن اردستان گفته میشود.
2.و باسناده عن(1)
نسخة «الف»: روی عن عبدالواحد البصری.
عبدالواحد البصریّ، عن ابی وائل (2)[بن داود]، عن عبدالله اللّیثیّ، عن ثابت البنانی(3)، عن انس بن مالک قال: کنت ذات یومٍ جالساً عند النّبی صلی الله علیه و آله اذ دخل علیه امیرالمؤمنین(4)علی بن ابیطالب علیه السلام، فقال صلی الله علیه و آله: الیّ یا اباالحسن(5)، ثمّ اعتنقه و قبّل بین عینیه و قال: یا علیّ! انّ الله عزّ اسمه عرض ولایتک علی السّماوات فسبقت الیها السّماء(6)الدّنیا فزیّنها بالکواکب، ثمّ عرضها علی الارضین فسبقت الیها مکّة فزیّنها بالکعبة، ثمّ سبقت الیها المدینة فزیّنها بی، ثمّ سبقت الیها الکوفة فزیّنها بک، ثمّ سبق الیها قم فزیّنه(7)بالعرب، و فتح الیه باباً من ابواب الجنّة.(8)1) (1)
2) (2) نسخة «الف»: عن ابی وابل.
3) (3) فی بحارالانوار فی هامشه: فی اکثر النسخ «ثابتة الشبانی» و فی بعضها «ثابت النباتی» و الظاهر انّ الصواب ما اثبتناه فی المتن و هو ثابت بن اسلم البنانی - بضم الموحدة منسوب الی بنانه و هم بنو سعد بن لوی - و هو الذی یروی عن انس بن مالک و غیره.
4) (4) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: دخل علیه علی بن ابیطالب علیه السلام.
5) (5) نسخة «الف»: فقال صلی الله علیه و آله: یا ابالحسن.
6) (6) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: السماء السّابعة فزیّنها بالعرش ثمّ سبقت الیها السماء الرابعة فزینّها بالبیت المعمور ثم سبقت الیها السماء.
7) (7) فی بحارالانوار: فزیّنها.
8) (8) بحارالأنوار، ج 60، ص 212، ح 21؛ تاریخ قم فی هامشه ص 138: مع الاختلاف فی السند و المتن و مستدرک الوسائل، ج 10، ص 204.
انس بن مالک میگوید: روزی نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نشسته بودیم. وقتی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام وارد شد، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای ابوالحسن، به سوی من بیا. سپس وی [علی علیه السلام] را بغل گرفت و میان دو چشمش را بوسید، آنگاه حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: ای علی! همانا خداوند، ولایت تو را بر آسمانها عرضه نمود، آسمان دنیا بر آن پیشی گرفت؛ خداوند آن را با ستارگان آراست، سپس آن را به زمینها عرضه کرد و مکه بر آن پیشی گرفت؛ خداوند آن را با کعبه آراست، سپس مدینه بر آن پیشی گرفت؛ خداوند آنرا با من آراسته نمود و سپس کوفه بر آن پیشی گرفت؛ خداوند آن را به وسیله تو زینت داد، بعد از آن قم پیشی گرفت؛ خداوند آن را به وسیله عرب آراست، و خداوند دری از درهای بهشت بر آن [قم] گشود.
3.و عن محمّد(1)
نسخة «الف»: روی محمد بن قتیبة الهمدانی.
بن قتیبة الهمدانی(2)و الحسن بن علیّ الکمسارخانی [الکمشارجانی](3)عن علیّ بن النّعمان، عن ابی الاکراد علیّ بن میمون الصّائغ، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: انّ الله احتجّ بالکوفة علی سائر البلاد، و بالمؤمنین من اهلها علی(4)غیرهم من اهل البلاد، و احتج ببلدة قم علی سائر البلاد، و باهلها علی جمیع اهل المشرق و المغرب من الجنّ و الانس و لم یدع الله قم و اهله مستضعفاً بک، وفّقهم الله(5)و ایّدهم، ثمّ(6)انّ الدّین و اهله بقم ضعیفٌ ذلیلٌ(7)، و لو لا ذلک لاسرع النّاس الیه فخرب قم و بطل اهله، فلم یکن حجّة علی سائر البلاد، و اذا کان کذلک لم تستقرّ السّماء و الارض و لم ینظروا طرفة عین، و انّ البلایا مدفوعٌ(8)عن قم و اهله، و سیاتی زمانٌ تکون بلدة قم و اهلها حجّة علی الخلائق،1) (1)
2) (2) تاریخ قم فی هامشه، ص 138: «ط»: محمد بن فقیه همدانی.
3) (3) فی بحارالانوار هامشه: الکمشارجانی (خ) و فی تاریخ قم: «ط»: مکشارجانی.
4) (4) نسخة «الف»: جملة «علی غیرهم من اهل البلاد، واحتج ببلدة قم علی سائر البلاد و باهلها علی» ساقط.
5) (5) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: بل وفقهم و ایّدهم.
6) (6) فی بحارالانوار: ثم قال انّ الدّین.
7) (7) فی بحارالانوار: بقم ذلیل.
8) (8) فی بحارالانوار: مدفوعة.
وذلک فی زمان غیبة قائمنا علیه السلام الی ظهوره، و لو لا ذلک لساخت الارض باهلها و انّ الملائکة لتدفع البلایا عن قم و اهله، و ما قصده جبّارٌ بسوءٍ الّا قصمه قاصم من(1)
فی بحارالانوار: قاصم الجبّارین.
الجبّارین و شغلهم(2)عنهم بداهیة او مصیبة او عدوٌّ(3)، ینسی الله الجبّارین فی دولتهم ذکر قم و اهله، کما نسوا ذکر الله.(4)علی بن میمون صائغ از حضرت امام صادق علیه السلام نقل میکند که امام علیه السلام فرمود: خداوند به وسیله مردم کوفه بر سایر شهرها احتجاج میکند؛ و به وسیله مؤمنان اهل کوفه بر مؤمنین اهالی سایر شهرها، احتجاج میکند؛ و به وسیله شهر قم بر سایر شهرها، و به وسیله اهل قم بر تمام اهل مشرق و مغرب از جنّ و انس احتجاج میکند. خداوند «قم» و اهل قم را مستضعف قرار نمیدهد [ولایتپذیر هستند] بلکه آنان را موفق داشته، تأیید میکند.
علی بن میمون میگوید: سپس امام علیه السلام فرمود: همانا دین و اهل دین خوارند، اگر چنین نبود مردم به سوی قم هجوم میآوردند و در نتیجه قم خراب میشد، و اهل قم باطل میشدند، و دیگر بر سایر شهرها حجت و برهان نبودند. و زمانی که چنین میشد [اگر این اتفاق میافتاد] آسمان و زمین استقرار نداشتند. و حتی به اندازه یک چشم به هم زدن مهلت داده نمیشدند. و همانا
بلاها و گرفتاریها از قم و اهلش دفع شده است.
به زودی قم و اهل قم بر همه آفریدگان حجت خواهند شد. و این در زمان غیبت قائم ما علیه السلام است تا ظهور آن حضرت (عج). و اگر این نبود، زمین اهلش را فرو میبرد و به راستی ملائکه، بلاها را از قم و اهلش دفع میکنند و هیچ جباری [ظالمی] نیّت بد به قم نمیکند، جزء اینکه در هم شکنندهای از جباران [قاصمالجبارین] او را درهم میشکند و ظالم را به وسیله بلای سخت یا مصیبت یا دشمن از بلا رساندن به قم باز میدارد. و خداوند قم و اهلش را از خاطرشان [ظالمان] میبرد؛ چنان که آنان خدا را از یاد بردهاند.
4.ثمّ قال و روی باسانید عن الصّادق علیه السلام انّه ذکر کوفة، قال: ستخلوا الکوفة من المؤمنین و یأزر العلم کما یأزر الحیّة فی جحرها، ثمّ یظهر العلم ببلدة یقال لها قم(1)
نسخة «الف»: یقال قم.
. و یصیر(2)معدناً للعلم و الفضل، حتی لا یبقی فی الارض مستضعف فی الدّین حتّی المخدّرات فی الحجال، و ذلک قرب غیبة قائمنا(3)، فیجعل الله قم و اهله قائمین مقام الحجّة، و لو لا ذلک لساخت الارض باهلها، و لم یبق فی الارض حجّة، فیفیض العلم منه الی سائر البلاد فی المشرق و المغرب، فیتمّ حجّة الله علی الخلق حتّی لایبقی احد علی الارض لم یبلغ الیه العلم و الدّین(1)
فی بحارالانوار: الدّین و العلم.
، ثمّ یظهر القائم و یصیر(2)سبباً لنقمة الله و سخطه علی العباد، لانّ الله لا ینتقم من العباد الّا بعد انکارهم حجته.(3)سپس گفت که با چند سند از امام صادق علیه السلام روایت شده که آن حضرت، کوفه را یادآوری نمود و فرمود: به زودی کوفه از مؤمنین خالی میشود، و علم و دانش نهان میگردد، همانگونه که مار در لانه خود پنهان میشود. سپس علم در شهری که به آن قم میگویند ظاهر میشود، و آنجا معدن علم و فضیلت میگردد. حتی در زمین، مستضعف در دین باقی نمیماند، حتی زنان پردهنشین؛ و این نزدیک ظهور قائم ماست. پس خداوند قم و اهلش را قائم مقام حجت قرار میدهد. و اگر اینگونه نبود، زمین اهل خودش را فرو میبرد، و در زمین برهان و حجتی باقی نمیماند، و علم از قم به سایر کشورهای مشرق و مغرب منتشر [سرازیر] میگردد، پس حجت خدا بر همه مردم تمام میشود، تا باقی نماند در زمین کسی که علم و دین به او نرسد باقی نماند. سپس حضرت قائم (عج) ظهور خواهد کرد، و آن حضرت، سبب عذاب و عقوبت خداوند بر بندگان خواهد شد، زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمیگیرد، مگر بعد از انکار حجت او.
5.و عن ابی مقاتل الدّیلمی نقیب الرّی قال: سمعت اباالحسن علیّ بن محمّد علیهما السلام یقول: انّما سمّی قم به لانّه لمّا وصلت السّفینة الیه فی طوفان نوحٍ علیه السلام قامت، و هو قطعة من بیت المقدس.(1)
بحارالأنوار، ج 60، ص 213، ح 24؛ تاریخ قم، فی هامشه، ص 241: مع الاختلاف فی السند و المتن.
و از ابومقاتل دیلمی که سالار [فرماندار] ری است گفت: شنیدم که ابوالحسن علی بن محمد [امام دهم علیهما السلام] فرمود: همانا قم را بدان جهت قم نامیدهاند که وقتی کشتی نوح علیه السلام در طوفان به آن مکان رسید، ایستاد و قم قطعهای از بیتالمقدّس است.
محفوظ از بلا بُود این دارالمؤمنین طوفان به دور نوح نیامد در این سرزمین(2)
6.و عن الحسن بن یوسف، عن خالد بن ابی یزید(3)، عن ابیعبدالله علیه السلام قال: انّ الله اختار من جمیع البلاد کوفة و قم و تفلیس.(4)
خالد بن ابویزید از امام صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود: خداوند از بین همه شهرها، کوفه، قم و تفلیس را برگزید.
1) (1)
2) (2) انوارالمشعشعین، ج 1، ص 268.
3) (3) فی بحارالانوار: «خالد بن یزید»، و فی هامشه: «فی اکثر النسخ «خالد بن أبی یزید» و الظاهر أنه أبویزید خالد بن یزید العکلی الثقة، فاشتبه علی بعض النساخ کنیته بکنیة أبیه».
4) (4) بحارالأنوار، ج 60، ص 214، ح 25؛ تاریخ قم، فی هامشه، ص 141: مع الاختلاف فی السند.
7.و عن احمد بن محمّد بن عیسی، عن الحسن بن محبوب، عن ابی جمیلة المفضّل بن صالح حبلی عن رجل(1)
فی بحارالانوار و نسخة «الف»: عن ابی جمیلة المفضّل ابن صالح، عن رجل عن ابیعبدالله علیه السلام.
اسدی عن ابیعبدالله علیه السلام قال: اذا عمّت البلدان الفتن؛ فعلیکم بقم و حوالیها و نواحیها، فانّ البلاء مدفوعٌ عنها.(2)امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه فتنه تمام شهرها را فرا گرفت، بر شما باد قم و اطراف و جوانب آن، چون که بلا از آن برطرف [دور] شده است.
8.و عن احمد بن خزرج بن سعد، عن اخیه موسی بن خزرج بن سعد قال: قال لی ابواالحسن الرّضا علیه السلام أتعرف موضعا یقال له وراردهار؟ قلت نعم و لی فیه ضیعتان، فقال: الزمه و تمسّک به، ثمّ قال - ثلاث [ثلاث] مرّات -: نعم الموضع وراردهار.(3)
موسی بن خزرج بن سعد میگوید: ابوالحسن الرضا امام هشتم علیه السلام به من فرمود: آیا میشناسی مکان [جایی] را که به آن وراردهار میگویند؟ گفتم: آری، و من دو قطعه ملک دارم، فرمود: آنها را نگه دار و حفظ کن، سپس سه بار فرمود: خوب جایی است وراردهار(4).
9.و عنه(1)
فی بحارالانوار: و عن احمد.
و عن احمد بن محمّد بن عیسی، عن محمّد بن خالد البرقی، عن سعد بن سعد(2)الاشعری، عن جماعة عن ابیعبدالله علیه السلام قال: اذا عمّت البلایا فالامن فی کوفة و نواحیها من السّواد و قم من الجبل و نعم للخائف الطّائف(3).سعد بن سعد اشعری [به نقل] از گروهی، از امام صادق علیه السلام روایت میکند که فرمود: زمانی که بلاها فراگیر [عمومی] شود، پس امنیت در کوفه و اطراف آن از سواد [زمین عراق] و قم از جبل است، و قم مکان [موضع] خوبی برای ترسان سرگردان است.
10.و عن محمّد بن سهل(4)الیسع، عن ابیه عن جدّه، عن ابیعبدالله علیه السلام قال: اذا فقد الامن من البلاد(5)و رکب النّاس علی الخیول و اعتزلوا النّساء و الطّیب فالهرب الهرب الهرب عن جوارهم قلت(6): جعلت فداک الی این؟ قال: الی کوفة و نواحیها او الی قم و حوالیها، فانّ البلاء مدفوعٌ عنها(7). (8)
1) (1)
2) (2) تاریخ قم فی هامشه ص 142: عن سعد بن اسعد.
3) (3) بحارالانوار، ج 60، ص 214، ح 8؛ تاریخ قم، ص 142: نسخه خطی «ط» نیک موضعی است مردم خائف را و طائف را. [فی المصدر: نعم الموضع قم للخائف الطائف.]
4) (4) فی بحارالانوار: سهل بن الیسع.
5) (5) فی بحارالانوار: من العباد.
6) (6) فی بحارالانوار: فقلت.
7) (7) فی بحارالانوار: عنهما.
8) (8) بحارالانوار، ج 60، ص 214، ح 29؛ تاریخ قم، ص 14، فی هامشه: مع الاختلاف فی المتن.
محمد بن سهل بن یسع از پدرش، و او از جدّش، و او از امام صادق علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمود: هرگاه از شهرها [یا بندگان خدا] امنیت برداشته شود و مردم بر اسب سوار شوند [آماده جنگ شوند] و از زنان و عطر کنارهگیری کنند، پس فرار از جوار و همسایگی آنان است. راوی میگوید: گفتم به کجا فدایت شوم؟ حضرت فرمود: به کوفه و اطراف آن یا به قم و اطراف آن، پس همانا بلا از آن [از آن دو] دفع شده است.
11.و عن یعقوب بن یزید(1)
فی تاریخ قم، ص 143: یزید کاتب.
، عن محمّد بن ابی عمیر(2)، عن جمیل بن درّاج عن زرارة(3)بن اعین عن الصّادق علیه السلام قال: اهل خراسان اعلامنا، و اهل قم انصارنا، و اهل کوفة اوتادنا، و اهل هذا السّواد منّا و نحن منهم(4).زراره از امام صادق علیه السلام روایت میکند که حضرت فرمود: اهل خراسان پرچمهای برافراشته ما، و اهل قم یاران ما، و اهل کوفه استوارکنندگان مکتب ما هستند، و اهل این خطهها [مناطق] از ما هستند و ما نیز از آنان هستیم.
12.و عن سهل بن زیاد، عن عبدالعظیم الحسنی عن اسحاق النّاصح - مولی جعفر عن ابی الحسن الاول علیه السلام - قال: قم عشّ آل محمّد و مأوی شیعتهم، و لکن سیهلک جماعة من شبابهم بمعصیة(1)
بحارالانوار فی هامشه: بعقوبة (خ).
آبائهم، و الاستخفاف و السّخریة بکبرائهم و مشایخهم، و مع ذلک یدفع(2)عنهم شرّ الاعادی و کل سوء(3).عبدالعظیم حسنی از اسحاق، ناصح و او از ابوالحسن الاوّل امام هفتم علیه السلام روایت میکند که حضرت علیه السلام فرمود: قم، کاشانه آل محمد و مأوای [پناهگاه] شیعیان آنهاست، و لکن به زودی جماعتی از جوانان آنجا هلاک میشوند، زیرا از پدرانشان نافرمانی میکنند، و بزرگان خود را کوچک میشمارند و مسخره میکنند، و با این حال، خداوند شرّ هر دشمن و بدی را از آنان دفع میکند.
13.و عن سهل، عن الحسین محمّد الکوفی، عن محمّد بن حمزة بن القاسم العلوی، عن عبدالله بن العباس الهاشمی، عن محمّد بن جعفر، عن ابیه الصّادق علیه السلام، قال: اذا اصابتکم بلیّة و عناء فعلیکم بقم، فانّه مأوی الفاطمیّین و مستراح المؤمنین، و سیاتی زمانٌ ینفر اولیائنا و محبّونا عنّا،
ویبعدون منّا، و ذلک مصلحة لهم لکیلا یعرفوا بولایتنا، و یحقنوا بذلک دمائهم و اموالهم. و ما اراد احد بقم و اهله سواً الّا اذلّه الله و ابعده من رحمته(1)
بحارالانوار، ج 60، ص 215-214، ح 32؛ تاریخ قم، صص 144-143.
.محمد بن جعفر امام باقر علیه السلام از پدرش امام صادق علیه السلام نقل میفرماید که حضرت فرمود: هرگاه بلا و رنجی [گرفتاری و سختی] به شما رسید به قم پناه برید، پس همانا قم جایگاه [پناهگاه] فرزندان فاطمه و آسایشگاه [محل استراحت] مؤمنان است. و زمانی برسد که دوستان ما از ما فرار کنند و از ما دور شوند و این کار به صلاح آنان است، تا به دوستی ما شناخته نشوند. و با این عمل، خون و مالشان محفوظ میماند. و هیچ کس قصد سوء [بد] به قم و مردم قم نکند، جز آنکه خدا او را ذلیل و از رحمت خود دور کرد.
هستند چهار صد و چهل و چار از شرف مدفون به امر حقّ شده دُرّ در این صدف
اولاد مرتضی علیّ آن شاه «لو کُشِف» فرق مدان میان قم و کعبه و نجف
جان میدهند اهل خود در نثار قم(2)
14.و عن سهل، عن احمد بن عیسی البزّاز(1)
تاریخ قم فی هامشه ص 144: «ع» احمد بن عیسی بزّاز.
القمی، عن ابی اسحاق العلّاف النّشابوری(2)، عن واسط بن سلیمان، عن ابی الحسن الرّضا علیه السلام قال: انّ للجنّة ثمانیة ابواب، و لاهل قم واحد منهم(3)، فطوبی لهم ثمّ طوبی لهم(4). (5)ابوالحسن الرّضا امام هشتم علیه السلام میفرماید: راستی برای بهشت هشت در میباشد، و برای اهل قم یکی از آن درهاست، پس خوشا به حال اهل قم، پس خوشا به حال آنها، پس خوشا به حال آنها.
15.و عن احمد بن محمّد بن عیسی، عن محمّد بن خالد، عن بعض اصحابه، عن ابیعبدالله علیه السلام قال: کنّا عنده جالسین اذ قال مبتدئاً: خراسان! خراسان! سجستان! سجستان! کانّی انظر الی اهلها(6)راکبین علی الجمال مسرعین الی قم(7).
از احمد بن محمد بن عیسی، از محمد بن خالد برقی، از بعضی از اصحاب از امام صادق علیه السلام روایت است که روزی خدمت آن حضرت نشسته بودیم
1) (1)
2) (2) فی بحارالانوار: النیشابوری و نسخة «الف»: النیسابوری.
3) (3) فی بحارالانوار: منها.
4) (4) فی بحارالانوار و تاریخ قم: ثم طوبی لهم، (تکرر ثلاث مرّات).
5) (5) بحارالانوار، ج 60، ص 215، ح 33؛ تاریخ قم، ص 144.
6) (6) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: اهلهما.
7) (7) بحارالانوار، ج 60، ص 215، ح 34؛ تاریخ قم، ص 144.
[هیچ ذکری از خراسان و جای دیگری در میان نبود] پس حضرت ابتدائاً فرمودند: خراسان، خراسان، سجستان، سجستان، گویا میبینم و مشاهده میکنم که اهل این دو بر شتران نشسته و به جانب قم میروند(1)
در کتاب ترجمه تاریخ قم و همچنین خلاصة البلدان این روایت به کوچ اهل ری اشاره میکند.
.16.و عن یعقوب بن یزید، عن ابی الحسن الکرخیّ، عن سلیمان بن صالح، قال: کنّا ذات یوم عند ابیعبدالله علیه السلام. فذکر فتن بنی عبّاس و ما یصیب النّاس منهم. فقلنا: جعلنا فداک فاین المفزع و المفرّ منهم(2)فی ذلک الزّمان؟ فقال: الی کوفة(3)و حوالیها و الی قم و نواحیها، ثمّ قال: فی قم شیعتنا و موالینا و تکثر فیه(4)الغماره(5)، و تقصده(6)النّاس، و یجتمعون فیه حتّی یکون الجمر بین بلدتهم(7).
وفی بعض روایات الشّیعه: انّ قم یبلغ فی العمارة الی ان یشتری موضع فرس بالف درهم(8).
سلیمان بن صالح میگوید: روزی نزد امام صادق علیه السلام بودیم که از فتنه
1) (1)
2) (2) فی بحارالانوار: فأین المفزع و المفرّ فی ذلک الزّمان.
3) (3) فی بحارالانوار: الکوفة.
4) (4) فی بحارالانوار: فیها.
5) (5) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: العماره.
6) (6) فی بحارالانوار و نسخة «الف»: یقصده.
7) (7) بحارالانوار، ج 60، ص 215، ح 35؛ تاریخ قم، ص 145، فی هامشه: مع الاختلاف فی السند.
8) (8) بحارالانوار، ج 60، ص 215، ح 35.
بنیعباس و از آنچه از آنها به مردم میرسد، یاد شد.
پس گفتیم فدایت گردیم، هنگام این فتنه، پناهگاه و محل فرار کجاست؟ فرمود: به کوفه و حوالی آن و به قم و نواحی آن. سپس حضرت فرمود: در قم شیعیان ما [پیروان ما] و دوستان ما میباشند و عمارت [آبادی] در آن بسیار میشود، و مردم به طرف قم روی میآورند و در آن اجتماع مینمایند تا جَمر [رودخانه جمر] وسط شهر قرار میگیرد.
و در بعضی از روایات شیعه آمده است که قم در عمارت و آبادانی تا جایی میرسد که زمین به اندازه خوابگاه [بستن] یک اسب به هزار درهم فروخته میشود.
17.و فی خطبة الملاحم لامیرالمؤمنین علیه السلام - الّتی خطب بها بعد واقعة(1)
فی بحارالانوار: وقعة.
الجمل بالبصرة - قال: یخرج الحسنی صاحب طبرستان مع جمّ کثیر من خیله و رجله؛ حتّی یاتی نیشابور(2)لیفتحها(3)و تقسم ابوابها، ثمّ یاتی اصبهان، ثمّ الی قم، فیقع بینه و بین اهل قم وقعة عظیمة یقبل(4)فیها خلقٌ کثیر؛ فیهزم(5)اهل قم فینهب الحسنی اموالهم، و یسبی ذراریهم ونسائهم، و یخرب دورهم، فیفزع اهل قم الی جبل یقال له وراردهار، فیقیم الحسنی ببلادهم اربعین یوماً و یقتل منهم عشرین رجلاً، و یطلب(1)
فی بحارالانوار و نسخة «الف»: یصلب.
منهم رجلین و یرحل عنهم(2).امیرالمؤمنین علی علیه السلام بعد از جنگ جمل که از بصره بیرون میآمدند در خطبهای فرمودند: حسنی صاحب طبرستان با عدهای کثیر خروج کرده، غلبه میکند و انبوهی از سواران و پیادهها، تا نیشابور میرسند و آن را فتح مینمایند، درهای شهر را تقسیم میکنند، و سپس به طرف اصفهان و بعد به طرف قم میرود. پس [اتفاق میافتد] بین حسنی و اهل قم اتفاق [جنگ - واقعه] بزرگی واقع میشود، و در آن واقعه مردمان زیادی کشته میشوند. اهل قم شکست میخورند و حسنی اموال آنها را غارت میکند و فرزندان و زنان اهل قم را به اسارت میبرد. و خانهها [سراها] ی آنها را خراب میکند. پس اهل قم، به کوهی که به آن وراردهار میگویند، پناه میبرند. پس حسنی چهل روز در شهرشان اقامت میکند و بیست مرد را میکشد و نفر مرد را از آنها طلب میکند و به دار میآویزد و از بین آنها کوچ میکند.
18.و عن علی بن عیسی، عن ایوب بن یحیی بن جندب(1)
فی بحارالانوار: یحیی الجندل. و فی تاریخ قم ص 145: یحیی بن الجندل.
، عن ابیالحسن الاول علیه السلام قال: رجل من اهل قم یدعو(2)النّاس الی الحق، یجتمع معه قوم کزبر الحدید، لاتزلّهم الرّیاح العواصف، و لا یمیلون(3)من الحرب. و لا یخیبون(4)و علی الله یتوکّلون، والعاقبة للمتّقین(5).از ابوالحسن الاوّل امام موسی کاظم علیه السلام روایت شده که حضرت علیه السلام فرمود: مردی از اهل قم، به حق دعوت میکند [قیام میکند] و مردم دور او مانند برادههای آهن، جمع میشوند و تندباد حوادث آنها را نمیلرزاند، و از جنگ خسته و ملول نمیشوند و نمیترسند. [ترسی به دل راه نمیدهند] به خدا توکل میکنند و عاقبت از آنِ پرهیزکاران است.
19.و باسناده عن عثمان(1)
فی بحارالانوار: عفّان البصریّ.
البصری، عن ابیعبدالله علیه السلام قال: قال(2): اتدری لم سمّی قم(3)؟ لان اهله یجتمعون مع قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله، و یقومون معه، و یستقیمون علیه و ینصرون(4). (5)عفان [یا عثمان] بصری از امام صادق علیه السلام نقل میکند که حضرت علیه السلام فرمود: آیا میدانی چرا قم را، قم مینامند؟ [عرض کردم: خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و شما آگاهتر هستید، فرمود: به آن قم میگویند] چون اهل قم، با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله اجتماع میکنند و با او قیام میکنند و بر فرمانبرداری آن حضرت استوار هستند و او را یاری میکنند.
20.عن علی بن عیسی، عن علی بن محمّد بن الرّبیع(1)
فی بحارالانوار: محمد الربیع.
، عن صفوان یحیی (2)- تباع السّائری (3)- قال: کنت یوماً عند ابی الحسن علیه السلام، فجری ذکر قم و اهله و میلهم الی المهدیّ علیه السلام، فترّحم علیهم و قال: رضی الله عنهم. ثمّ قال: انّ للجنّة ثمانیة ابواب و واحدٌ منها لاهل قم، و هم خیار شیعتنا من بین سائر البلاد. خمّر الله تعالی ولایتنا فی طینتهم(4).راوی میگوید: روزی در محضر ابوالحسن امام هفتم علیه السلام بودم که ذکر و یادی از قم و اهل قم و میل و اشتیاق آنها نسبت به حضرت مهدی علیه السلام شد، پس حضرت بر آنها درود فرستاد و فرمود: خداوند سبحان از آنها راضی باشد، پس فرمود: همانا برای بهشت هشت در است و یکی از آن درها برای اهل قم است و آنها شیعیان برگزیدهی ما از بین سایر شهرها هستند. خداوند تعالی ولایت ما را با سرشت [طینت] آنها عجین کرده است.
در فضل او بس است که خلّاق عالمین یک دری زبهشت خُلد گشاید از این زمین
قم را نموده مدفن اخیار مؤمنین از لطف حقّ شرافت این خاک را ببین
بوی بهشت میوزد از مرغزار قم هر ذرّهاش به چشم چه کحل الجواهر است(5)
21.و روی بعض اصحابنا قال کنت عند ابیعبدالله علیه السلام جالساً اذ قرء هذه الایة فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولاً1 فقلنا جعلنا فداک من هؤلاء؟ فقال علیه السلام - ثلاث مرّات -: و الله(1)اهل قم(2).
بعضی از اصحاب ما روایت کردهاند که روزی در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بودیم این آیه را قرائت فرمودند: «و هنگامی که نخستین وعده [از آن] دو فرا رسید، [گروهی از] بندگان سخت نیرومندمان را بر شما میشورانیم و میان خانهها به جست و جو درآیند و این وعده واقع شده است» ما گفتیم جان ما فدای شما باشد، اینها چه کسانی هستند؟ امام علیه السلام سه مرتبه فرمودند: به خدا قسم که اینها اهل قم هستند.
22.و روی عن عدّة من اهل الرّی انّهم دخلوا علی ابیعبدالله علیه السلام و قالوا: نحن اهل الرّی، فقال: علیه السلام مرحباً باخواننا من اهل قم، فقالوا: نحن من اهل الرّی، فاعاد علیه السلام الکلام، قالوا ذلک مرارا، و اجابهم علیه السلام بمثل ما اجاب به اوّلا، ثمّ(1)
فی بحارالانوار: فقال.
قال علیه السلام: انّ لله حرما و هو مکة، و انّ لرسوله(2)حرما و هو المدینة، و انّ لامیرالمؤمنین علیه السلام حرما و هو الکوفة، و انّ لنا حرما و هو بلدة قم، و ستدفن فیها امرئة من اولادی تسمّی فاطمة، فمن زارها وجبت له الجنّة، قال الرّاوی: و کان هذا الکلام منه علیه السلام قبل ان تولّد الکاظم علیه السلام(3).روایت شده که گروهی از اهل ریّ خدمت امام صادق علیه السلام رسیدند [وارد شدند] و گفتند: ما اهل ری هستیم، حضرت فرمودند: مرحبا [خوشا به حال] برادران ما از اهل قم، گفتند: ما اهل ری هستیم، حضرت دوباره جمله اول را تکرار فرمود. آنها چندین مرتبه کلام خود را تکرار کردند و امام علیه السلام جواب آنها را مثل بار اول دادند. سپس فرمود: همانا برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرمی است و آن مدینه است، و برای امیرالمؤمنین علیه السلام حرمی است و آن کوفه است و برای ما [اهل بیت علیهم السلام] حرمی
است و آن شهر قم است. به زودی در آنجا زنی [دختری] از اولاد من به نام فاطمه دفن میشود. پس هر کسی او [فاطمه] را زیارت کند، بهشت بر او واجب [سزاوار] می شود.
راوی میگوید: این کلام را امام صادق علیه السلام قبل از ولادت امام موسی کاظم علیه السلام فرموده است.
23.و فی روایات الشّیعة انّ رسول الله صلی الله علیه و آله لمّا اسری به رأی ابلیس بارکاً بهذه البقعة، فقال له: قم یا ملعون فسمّیت بذلک(1)
بحارالانوار، ج 60، ص 217، ح 42.
.در روایات شیعه آمده است که وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به معراج میرفت ابلیس را بر روی این سرزمین دید. حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: ای ملعون، بلند شو، و به این جهت [این سرزمین] قم نامیده شد.
24.و روی عن الائمة علیهم السلام: لو لا القمّیّون لضاع الدّین(2).
از ائمه علیهم السلام روایت شده است: اگر قمیها نبودند دین ضایع میشد.
25.و روی مرفوعا الی محمّد بن یعقوب الکلینی؛ باسناده الی علیّ بن موسی الرّضا علیه السلام قال: اذا عمّت البلدان الفتن فعلیکم بقم و حوالیها و نواحیها، فانّ البلاء مدفوعٌ(1)
فی بحارالانوار: مرفوع. و فی نسخة «الف»: مدفوع عنهما.
عنها(2).از امام هشتم علی بن موسی الرضا علیهما السلام نقل شده است: هر زمانی که فتنه، تمام شهرها را فرا گرفت، به قم و اطراف، و نواحی آن شهر بروید، زیرا بلا از آن شهر برداشته شده است.
وهرجا که موج فتنه تو را در میان گرفت طغیان نمود ظلم و تمام جهان گرفت
فصل بهار زندگیت را خزان گرفت باید که پند از ذکی باغبان گرفت
خود را کشید و رفت به قم یا جواد قم(3)
26.و قال علیه السلام - لزکریّا بن آدم القمّی، حین قال الشّیخ عنده: یا سیّدی انّی ارید الخروج عن اهل بیتی، فقد کثرت السّفهاء، فقال: لا تفعل، فأنّ البلاء تدفع(1)
فی بحارالانوار و نسخه «الف»: یدفع.
بک عن اهل قم؛ کما تدفع(2)البلاء عن اهل بغداد بابی الحسن الکاظم علیه السلام(3).امام صادق علیه السلام به زکریا بن آدم - هنگامی که او [ساکن قم بود] به حضرت گفت: آقای من، قصد کردهام از خانوادهام بیرون روم، چون سفیهان زیاد شدهاند - حضرت علیه السلام فرمود: این کار را نکن، زیرا به واسطهی تو بلا از اهل قم دفع میشود. همچنانکه بلاء از اهل بغداد به خاطر پدرم ابوالحسن الکاظم علیهما السلام دفع میشود.
27.و عن سهل بن زیاد، عن علیّ بن ابراهیم الجعفری، عن محمّد بن الفضل(4)، عن عدة من اصحابنا(5)، عن الصّادق جعفر بن محمّد علیهما السلام قال: انّ لعلی قم ملکا رفرف علیها بجناحیه؛ لا یریدها جبّارٌ بسوء الّا اذابه الله کذوب الملح فی الماء، ثمّ اشار الی عیسی بن عبدالله فقال علیه السلام: سلامالله
علی اهل قم، سقی(1)
فی بحارالانوار: یسقی و هامشه: سقی.
الله بلادهم الغیث، و ینزّل(2)علیهم البرکات، و یبدّل الله سیّئاتهم حسنات، هم اهل رکوع و سجود و قیام و قعود، هم الفقهاء العلماء الفهماء، هم اهل الدّیانة(3)و الرّوایة و حسن العبادة(4).امام صادق علیه السلام فرمود: همانا فرشتهای با بالهای گشوده خود بر فراز قم مسلط است، هیچ ظالم و ستمگری قصد بد به قم نمیکند، مگر اینکه خداوند او را ذوب کند مانند ذوب کردن نمک در آب.
روزی که ظلم در همهجا باب میشود رحم از میان خلق چه نایاب میشود
روی زمین چه کوره سیمان میشود ظالم به دست قم چه نمک آب میشود
گردنکشان چه بهره ندارد از دیار قم(5)
سپس اشاره فرمود به عیسی بن عبدالله و فرمود: سلام خدا بر اهل قم، خدا شهر آنها را از باران رحمت سیراب میکند، و بر آنها برکات نازل میکند، و گناههایشان را به نیکی تبدیل میکند، آنها اهل رکوع و سجود، و قیام و قعودند و آنان فقیهان و عالمان و اهل فهم و درایت هستند، و خوب عبادت میکنند.
28.و قال ابوعبدالله الفقیه الهمدانیّ - فی کتاب البلدان -: انّ ابا موسی الأشعری(1)
فی نسخة «الف»: ابا موسی روی.
روی انّه سئل امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیه السلام مِن(2)اسلم المدن و خیر المواضع عند نزول الفتن و ظهور السّیف؟ فقال: اسلم المواضع یومئذ ارض الجبل، فاذا اضطربت خراسان و وقعت الحرب بین اهل جرجان و طبرستان و خربت سجستان؛ فاسلم المواضع یومئذ قصبة قم، تلک البلدة الّتی یخرج منها انصار خیر النّاس ابا و امّا و جدّا و جدّة و عمّاً و عمّة، تلک الّتی تسمّی الزّهراء، بها موضع قدم جبرئیل، و هو الموضع الّذی نبع منه الماء الّذی(3)عجن الطّیر، الّذی عمل منه کهیئة الطّیر، و منه یغتسل الرّضا علیه السلام، و من ذلک الموضع یخرج کبش ابراهیم و عصی موسی و خاتم سلیمان(4).ابوموسی اشعری روایت میکند که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام از سالمترین شهرها و مکانها، هنگامی که فتنهها نازل میشود و شمشیر از غلاف بیرون میآید [جنگ اتفاق میافتد]؟ پرسیدم، آن حضرت فرمود: سالمترین مکانها [شهرها] در آن زمان سرزمین جبل است. پس زمانی که خراسان بر هم بخورد [شورش بکند] و جنگ بین اهل جرجان [گرگان] و طبرستان بیفتد و
سجستان خراب گردد، پس سالمترین مکانها [شهرها] در آن وقت، قصبه [شهر] قم است. و آن شهری است که از آن شهر یاران بهترین مردم از لحاظ [جانب] پدر و مادر و جدّ و جدّه و عمو و عمّه، خروج میکند و این ناحیه را زهرا مینامند. قدمگاه جبرئیل در این شهر است و آن [قم] شهری که است آبی از آن میجوشد، که هر کسی از آن آب بنوشد از درد در امان است، و از آن آب، طینت [سرشت] گِلی است که از آن گل، صورت مرغی را [عیسی علیه السلام] ساخت. و از این آب حضرت رضا علیه السلام غسل میکند و گوسفندان ابراهیم علیه السلام و عصای موسی و انگشتر سلیمان از اینجاست.
29.و من روایات الشّیعه فی فضل قم و اهلها ما رواه الحسین علی بن الحسین(1)
فی بحارالانوار و نسخه «الف»: ابن موسی بن بابویه القمی باسانید.
بن بابویه القمّی باسانید ذکرها عن ابیعبدالله الصّادق علیه السلام، انّ رجلا دخل علیه فقال: یابن رسول الله انّی ارید ان اسألک عن مسألة لم یسألک احد قبلی و لا یسألک احد بعدی، فقال: عساک تسألنی عن المحشر و المنشر(2)فقال الرّجل: ای والّذی بعث محمّدا بالحقّ بشیرا و نذیراً ما اسئلک الّا عنه، فقال: محشر النّاس کلّهم الی بیت المقدس الّا بقعة بارض الجبل یقال لها قم، فانّهم یحاسبون فی حفرهم و یحشرون من حفرهم الی الجنّة. ثمّ قال: اهل قم مغفور لهم. قال: فوثب الرّجل علیرجلیه و قال: یابن رسول الله هذا خاصّة لاهل قم؟ قال: نعم و من یقول بمثل(1)
فی بحارالانوار: و من یقول مقالتهم. و فی نسخة «الف»: «و من یقول بمثل مقالتهم، ثم قال: انّی ازیدک» ساقط.
مقالتهم، ثمّ قال: انّی(2)ازیدک؟ قال: نعم قال: حدّثنی ابی عن ابیه عن جدّه قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: نظرت الی بقعة بارض الجبل خضراء احسن لوناً من الزّعفران و اطیب رائحه من المسک، و اذا فیها شیخٌ بارک علی راسه برنسٌ، فقلت: حبیبی جبرئیل ما هذه البقعة؟ قال فیها شیعة وصیّک علی بن ابیطالب علیه السلام قلت: فمن الشّیخ النازل(3)فیها؟ قال: ذلک ابلیس اللّعین، قلت: فما یرید منهم؟ قال: یرید ان یصدّهم عن ولایة وصیّک علیّ و یدعوهم الی الفسق و الفجور، فقلت: یا جبرئیل اهوینا(4)الیه، فاهوی بنا الیه من(5)اسرع من برق خاطفٍ، فقلت له: قم یا ملعون؛ فتارک(6)المرجئة فی نسائهم و اموالهم، لانّ اهل قم شیعتی و شیعة وصیّی علیّ بن ابیطالب علیه السلام(7).ابن بابویه قمی در فضیلت قم و اهل قم، روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل
کرده که مردی خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شد و عرض کرد: یابن رسولالله من میخواهم از شما مسئلهای را بپرسم که کسی قبل از من از شما نپرسیده و بعد از من نیز نخواهد پرسید. امام علیه السلام فرمود: شاید قصد داری از حشر و نشر بپرسی؟ عرض کرد: بله، قسم به او که محمد صلی الله علیه و آله را حقّاً بشیر و نذیر مبعوث کرد، سؤال من غیر از این چیزی نیست.
حضرت فرمود: مکان حشر همه مردم، بیتالمقدّس است، مگر قطعهای از سرزمین جبل که به آن قم میگویند. آنها [اهل قم] در قبرهایشان محاسبه میشوند، و از آنجا محشور شده، به بهشت میروند. سپس فرمود: اهل قم آمرزیده شدهاند.
راوی میگوید: آن مرد از جای خود برخاست و به روی دو پا ایستاد: و گفت یابن رسول الله این مخصوص و ویژه اهل قم است؟ حضرت فرمود: بله و هر کس که مثل آنان بگوید [عقیده داشته باشد به ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و اولاد او.]
روزی که حشر و نشر و قیامت به پا شود ایمان و کفر و نیک از هم جدا شود
بهر حساب خلق، چه میزان به پا شود بر اهل قم محاسبهی در قبرها شود
خرّم کسی که دفن شود در مزار قم(1)
انوارالمشعشعین، ج 1، ص 272.
1) (1)
امام علیه السلام فرمود: میخواهی بیشتر از این [از فضایل قم و اهل آن] برایت بگویم؟ عرض کرد: بله. فرمود: حدیث کرد مرا پدرم و او از پدرش و او از جدّش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله که فرمود: [وقتی به معراج میرفتم] نگاهم به بقعهای از سرزمین جبل افتاد، بسیار سبز که از زعفران خوشرنگتر و از مشک خوشبوتر بود. ناگاه در آن بقعه، پیرمردی را دیدم که بر سرش برنس [کلاهی] داشت. پس به دوستم جبرئیل گفتم: این چه بقعهای است؟ گفت: در آن بقعه پیروان [شیعیان] وصی تو علی بن ابیطالب علیه السلام میباشند. گفتم: پس این پیرمرد در بین آنها کیست؟ گفت: این ابلیس ملعون [لعن شده] است. گفتم: قصد او در بین آنها چیست؟ گفت: میخواهد آنها را از ولایت وصی تو علی علیه السلام باز دارد، و آنها را به فسق و فجور دعوت کند. پس گفتم: ای جبرئیل مرا پیش او ببر. جبرئیل مرا سریعتر از برق، پیش او برد. پس به او گفتم: بلند شو ای ملعون؛ اینجا را ترک کن و شریک شو با ملعونین در دین و زنان آنها، همانا اهل قم شیعیان من و شیعیان وصیّ من علی بن ابیطالب علیه السلام هستند.
نور محمّدی چه به معراج در رسید ابلیس را به بقعهی قم باسپاه دید
زد بانگ احمدی که بشو دور ای پلید این سرزمین بهشت نه جای تو و مرید
اخرج تو ای لعین پلیدِ تباه کار(1)
انوارالمشعشعین، ج 1، ص 273.
1) (1)
30.و روی محمّد بن الحسین بن ابی الخطاب، عن محمّد بن الحسن الخضرمی، عن محمّد بن بهلول، عن ابی سلمة(1)
فی بحارالانوار: ابی مسلم.
العبدی، عن ابیعبدالله الصّادق علیه السلام قال: تربة قم مقدسة و اهلها منّا و نحن منهم، لا یریدهم جبّارٌ بسوء الّا عجّلت عقوبته نار جهنّم(2).از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: خاک قم مقدس است، و اهل قم از ما [اهلبیت علیهم السلام] و ما از اهل قم میباشیم، و هیچ جبّار و ستمکاری قصد بدی به آنها ننماید، مگر آن که به زودی در آتش جهنم معذّب و معاقب میشود.
وروی مشایخ قم انّه: لمّا اخرج المامون علیّ بن موسی الرّضا علیهما السلام من المدینة الی المرو فی سنة ماتین؛ خرجت فاطمة اخته علیهما السلام فی سنة احدی و ماتین تطلبه فلما وصلت الی ساوه مرضت، فسألت کم بینی و بین قم؟ قالوا: عشرة فراسخ، فامرت خادمها فذهب بها الی قم، و انزلها فی بیت موسی بن خزرج بن سعد. و الاصحّ انّه لمّا وصل الخبر الی آل سعد؛ اتّفقوا و خرجوا الیها ان یطلبوا منها النزول فی بلدة قم، فخرج من بینهم موسی بن خزرج، فلمّا وصل الیها اخذ بزمام ناقتها، و جرّها الی
1) (1)
مابین المعقوفین لم یوجد فی بحارالانوار بل یوجد فی سفینة البحار: ج 2، ص 447.
2) (2) من هنا الی آخر الحدیث تتمة الحدیث السابق علی ما فی البحار و لکن جعلها المؤلف من تتمة هذا الحدیث.
3) (3) فی بحارالانوار: جبار.
4) (4) فی بحارالانوار: ما لم یحولوا احوالهم (خ) و فی نسخة «الف»: ما لم یجلوا احوالهم.
قم، و انزلها فی داره، فکانت فیها سبعة(1)
فی بحارالانوار: ستّة.
عشر یوما.مضت الی رحمة الله و رضوانه، فدفنها موسی بعد التّغسیل و التّکفین(2)فی ارض له، و هی الّتی الآن مدفنها و بنی علی قبرها سقفاً من البواری الی ان مضت بنت زینب بنت الجواد علیهما السلام قبة علیها(3).
وحدّثنی حسین(4)بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه، عن محمّد بن الحسن بن احمد بن الولید، انّه: لمّا توفّت(5)فاطمة رضی الله عنها و غسّلوها و کفّنوها ذهبوا بها الی بابلان و وضعوها الی(6)سرداب حفروه بها(7)فاختلف آلسعد بینهم فی من یدخل السّرداب و یدفنها فیه فاتّفقوا علی خادم لهم شیخٌ کبیرٌ صالحٌ یقال له قادر فلمّا بعثوا الیه رأوا راکبین سریعین ملثمن(8)یاتیان من جانب الرّملة فلمّا قربا من الجنازة نزلا و صلیا(9)علیها و دخلا السّرداب و اخذا الجنازة فدفناها ثمّ خرجا و رکبا و ذهبا و لم یعلم احدٌ من هما؟
1) (1)
2) (2) فی نسخة «الف»: بعد التّغسیل و التّلقین.
3) (3) فی نسخة «الف»: قبة.
4) (4) فی بحارالانوار و نسخه «الف»: حدثنی الحسین.
5) (5) فی بحارالانوار: توفّیت.
6) (6) فی بحارلانوار و نسخه «الف»: علی.
7) (7) فی بحارالانوار و نسخه «الف»: لها.
8) (8) فی بحارالانوار و نسخه «الف»: متلثّمین یأتیان.
9) (9) فی بحارالانوار: صلّیاً.
والمحراب الّذی کانت فاطمة تصلی علیها موجودٌ الی الآن فی دار موسی بن خزرج.
ثمّ ماتت امّ محمّد بنت موسی بن محمّد بن علیّ الرّضا علیهم السلام، فدفنوها فی بیت(1)
فی بحارالانوار و نسخه «الف»: جنب.
فاطمة رضی الله عنها، ثمّ توفّیت میمونه اختها فدفنوها هناک ایضاً، و بنوا علیهما(2)قبّة، و دُفن فیها امّ اسحاق جاریة محمّد امّ حبیبه(3)جاریة محمّد بن احمد بن الرّضا و اخت محمّد بن موسی علیه السلام.و(4)منها قبر ابی جعفر محمّد بن موسی بن محمّد بن علی الرّضا علیه السلام، قال: و هو اوّل من دخل من السّادات الرّضویة قم، و کان مبرقعا دائما فاخرجه العرب من قم، ثمّ اعتذروا منه و ادخلوه و اکرموه، و اشتروا من اموالهم له داراً و مزارع، و حسن حاله، و اشتری من ماله ایضاً قری و مزارع، فجائت الیه اخواته زینب و امّ محمّد و میمونه بنات الجواد علیهم السلام، ثمّ بریهیة بنت موسی فدفن کلّهنّ عند فاطمة رضی الله عنها، و توفّی محمّد بن موسی لیلة الاربعاء ثامن شهر ربیع الآخر من سنة ستّ و تسعین و ماتین، و دفن فی الموضع المعروف بانّه مدفنه.
ومنها قبر ابی علی محمّد بن احمد بن موسی بن محمّد بن علی الرّضا علیه السلام، توفّی فی سنة خمس عشر و ثلاثمأة، و دفن فی مقبرة محمّد
بن موسی.
ثمّ ذکر مقابر کثیر من السّادات الرّضویّة و کثیر من اولاد محمّد بن جعفر الصّادق علیه السلام، و کثیر من احفاد علیّ بن جعفر، و قبور کثیر من السّادات الحسینیة(1)
فی بحارالانوار: الحسنیّة.
، و کان اکثر اهل قم من الاشعریّین، و قال رسولالله صلی الله علیه و آله: اللّهم اغفر للاشعریّین صغیرهم و کبیرهم و قال: الاشعریّون منّی و انا منهم.وروی(2)احمد بن محمّد بن عیسی، عن محمّد بن خالد، عن ابی البختری، عن محمّد بن اسحاق، عن الزّهری قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الازد و الاشعریّون و کندة منّی لا یعدلون و لا یجبنون، و بهذا الاسناد عن ابی البختری عن الزّهری عن زید بن اسلم قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله - للاشعریّین لمّا قدموا -: انتم المهاجرون الی الانبیاء من ولد اسماعیل. ثمّ ذکر اخبارا کثیرة فی فضائلهم ثمّ قال: من مفاخرهم انّ اوّل من اظهر التّشیّع بقم موسی بن عبدالله بن سعد الاشعری(3).
ومنها انّه قال الرّضا علیه السلام - لزکریّا بن ادم بن عبدالله سعد الاشعری -: انّ الله یدفع البلاء بک عن اهل قم، کما یدفع البلاء عن اهل بغداد بقبر موسی بن جعفر علیهما السلام.
ومنها انّهم الفوا(1)
فی بحارالانوار: وقفوا.
المزارع و العقارات الکثیرة علی الائمّة علیهم السلام.ومنها انّهم اوّل من بعث الخمس الیهم علیهم السلام.
ومنها انّهم علیهم السلام اکرموا جماعة کثیرة منهم بالهدایا و التّحف والاکفان، کابی جریر زکریّا ابن ادریس، و زکریّا بن ادم، و عیسی بن عبدالله بن سعد، و غیرهم ممّن یطول بذکرهم الکلام، و شرّفوا بعضهم بالخواتیم و الخلع، و انّهم اشتروا من دعبل الخزاعی اثواب(2)الرّضا علیه السلام بالف دینار من الذّهب.
ومنها انّ الصّادق علیه السلام قال - لعمران بن عبدالله -: اظلّک الله یوم لاظلّ الاظلّة انتهی ما أخرجته من تاریخ قم و مؤلفه من علماء الامامیّة(3)، هذا ما ذکر فی بحارالانوار و نقل من الکتاب المختلفة من مصنّفات العلما الامامیّة رضوان الله علیهم.
ابومسلم عبدی از امام صادق علیه السلام روایت میکند که آن حضرت فرمود: خاک قم، مقدّس است و اهل قم از ما اهلبیت علیهم السلام هستند و ما از آنهاییم و هیچ جبار و ظالمی به آنها ظلم و بدی نکند مگر اینکه خداوند متعال در عقوبت و کیفر آنان تعجیل نماید (و این تعجیل عقوبت تا زمانی است) که اهل قم نسبت به برادران خود خیانت نکنند و اگر چنین کنند خداوند ظالمان را برآنها مسلط میگرداند. اما اهل قم انصار قائم ما - عجل الله تعالی فرجه شریف - و دعوت
کنندگان حق ما هستند.
سپس حضرت علیه السلام سرش را به آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا آنها را از هر آفتی نگهدار و از هر هلاکتی نجاتشان بده.(1)
از این جمله به بعد مرحوم مجلسی مطالبی را از تاریخ قم نقل میکند و در بین این مطالب احادیثی هم در منقبت و فضیلت اشعریون بیان شده است.
سپس صاحب تاریخ قم مشاهد و قبور واقع شده در شهر قم را ذکر میکند و میگوید: از جمله آن مشاهد، قبر فاطمه علیها السلام دختر موسی بن جعفر علیهما السلام است و روایت میکند: «همانا [ثواب] زیارت فاطمه معصومه علیها السلام برابر بهشت است.»
بزرگان قم، روایت کردهاند: زمانی که امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام را به دستور مأمون در سال 200 ق از مدینه به طرف مرو [خراسان] آوردند، فاطمه معصومه علیها السلام در سال 201 ق به طلب برادرش از مدینه بیرون آمد. وقتی به شهر ساوه رسید مریض شد، پس فرمود: بین من و بین شهر قم چقدر فاصله است؟ گفتند: 10 فرسخ. به خادم خود امر کرد او را به قم ببرد، و در سرای «موسی بن خزرج بن سعد» نزول کند [وارد شود].
و روایت صحیح و درست، آن است که وقتی خبر به آل سعد رسید، همگی اتفاق کردند و از شهر به طرف حضرت فاطمه معصومه علیها السلام خارج شدند تا از او طلب کنند به شهر قم وارد شوند، از بین آنها «موسی بن خزرج» خارج شد، چون خدمت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام رسید زمام ناقه حضرت را گرفت و به طرف شهر قم کشید و حضرت وارد منزل او شد و 17 روز [16 روز بنابر
1) (1)
نقل بحار] در قید حیات بود.
زمانی که وقت وفات آن حضرت رسید [از دنیا رفت]، بعد از غسل و تکفین و نماز، موسی بن خزرج ایشان را در ملک خودش به نام بابلان [آستانه مقدسه امروز] دفن نمود. و بر سر قبر آن حضرت، سقفی از بوریا بنا کرد. [این بنا بود] تا زمانی که زینب، دختر امام جواد علیه السلام قبهای بر سر قبر آن حضرت بنا نمود.
و روایت کرد مرا، علی بن حسین بن موسی بن بابویه، از محمد بن حسن بن احمد بن ولید، که وقتی فاطمه معصومه علیها السلام وفات کرد و او را غسل و کفن کردند و جنازهاش را به طرف بابلان بردند، و حضرت را در سردابی قرار دادند، و قبری برای حضرت حفر کردند، سپس بین آلسعد در اینکه چه کسی وارد سرداب بشود و حضرت را دفن کند اختلاف افتاد، همه اتفاق [قبول] کردند خادمی به نام قادر که شخصی پیر و صالح بود، وارد قبر مطهر شود تا حضرت را داخل قبر بگذارد. وقتی او را حاضر کردند، دیدند از طرف قبله، دو سواره آمدند در حالی که صورت را [نقاب به صورت] بسته بودند، بر جنازه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام نزدیک شدند و نماز خواندند و جنازه را داخل سرداب نموده و دفن کردند، سپس خارج شدند و سوار شده و رفتند، کسی ندانست آنها [آن دو] چه کسانی بودند؟ و محرابی که حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در آن نماز خواندهاند تا امروز در خانه موسی بن خزرج موجود است(1)
خیابان 45 متری عمار یاسر بیتالنور.
.1) (1)
سپس وقتی امّ محمد، دختر موسی بن محمد بن علی الرضا علیهم السلام وفات کرد، او را در کنار فاطمه معصومه علیها السلام دفن کردند. سپس، میمونه خواهرش [خواهر ام محمد] وفات کرد که او را نیز در آن مکان دفن کردند و بر سر قبر این دو خواهر [ام محمد و میمونه] قبهای گذاشتند و در آن مکان [سرداب] اماسحاق جاریه محمد امحبیبه و جاریه محمد بن احمد بن الرضا و خواهر محمد بن موسی علیهم السلام دفن شدهاند.
و از آن مشاهد و قبور؛ قبر ابوجعفر محمد موسی بن علی الرضا علیه السلام است. راوی [ابوعلی حسین بن محمد بن نصر بن سالم] میگوید: ابوجعفر محمد بن موسی بن جعفر علیهم السلام [موسی مبرقع] اولین نفر از خاندان سادات رضوی است که وارد شهر قم شده است، و همیشه برقع [پوشیه روی صورت] به صورت داشت و عربها [رؤسای عرب] او را از قم اخراج کردند، سپس آنها از ایشان عذرخواهی کردند، و وی را به قم برگرداندند و اکرام نمودند، و از اموالشان برای او منزل و مزارعی خریدند و حال [زندگی] او خوب شد. و از مال خود چند روستا و مزارع دیگری خریداری کرد. پس خواهران او زینب، ام محمد و میمونه دختران امام جواد علیه السلام پیش او آمدند و بعد از آنها بریهیّه دختر موسی نیز آمد. پس همه آنها را پیش فاطمه معصومه علیها السلام دفن کردند و محمد بن موسی(1)
صحیح آن موسی بن محمد است.
شب چهارشنبه هشتم ماه ربیعالآخر از سال 276 وفات یافت و او را در جایی که مشهور به «مشهد(2)» اوست دفن کردند.و از آن مشاهد و قبور، قبر ابوعلی محمد بن احمد بن موسی بن محمد بن علی الرضا علیه السلام است که در سال 315 وفات یافت و او را در مقبره محمد بن موسی دفن کردند.
سپس بسیاری از سادات رضوی، و بسیاری از اولاد محمد بن جعفر الصادق علیه السلام، و بسیاری از نوادگان علی بن جعفر، و قبور کثیری از سادات حسینیه را ذکر میکند. و اکثر اهل قم از خاندان اشعریون بودند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «خدایا اشعریون را بیامرز، صغیر آنها و کبیر آنها را». و فرمود: «اشعریون از من هستند و من از آنها هستم».
و احمد بن محمد بن عیسی از محمد بن خالد، و او از ابوالبختری و او از محمد بن اسحاق و او از زهری روایت میکند که گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ازد و اشعریون و کنده از من هستند، عدول نمیکنند [از عقیده و اسلام برنمیگردند] و هراس ندارند [بد دل نمیشوند]». و به همین اسناد از ابوالبختری و او از زید بن اسلم نقل میکند: پیامبر صلی الله علیه و آله «هنگامی که جماعت اشعریون پیش آمدند [ایشان را ملاقات کردند] فرمود: «شما مهاجرانی هستید که نسلتان از طریق حضرت اسماعیل به پیامبران میرسد».
صاحب تاریخ قم، روایات زیادی در فضائل اشعریون ذکر کرده و بعد گفته است از مفاخر آنها این است که اولین کسی که تشیع را به قم آورد، موسی بن عبدالله بن سعد اشعری است.
و از فضائل اشعریون این است که امام رضا علیه السلام به زکریا بن آدم بن عبدالله سعد اشعری فرمود: «همانا خداوند بلا را از شهر قم به واسطه تو دفع میکند، همچنان که بلا را از اهل بغداد به واسطه قبر موسی بن جعفر علیهما السلام دفع
میکند.»
و از آن فضائل اینکه آنها [اشعریون] باغها و مزارع زیادی وقف ائمه علیهم السلام کردند. و از آن فضائل اینکه آنها اولین کسانی بودند که خمس را برای ائمه علیهم السلام میفرستادند.
و از دیگر فضائل آنها اینکه، ائمه علیهم السلام جمعی زیادی از اشعریان را گرامی داشتند و برای آنها هدایا و تحف، و برای بعضیها کفن فرستادند. مثل ابوجریر زکریا بن ادریس، و زکریا بن آدم، و عیسی بن عبدالله بن سعد، و غیر آنها که با نام بردن اسامی آنها کلام طولانی میشود. و بعضی از آنها به انگشترها و لباسها و اینکه آنها از دعبل خزاعی لباس امام رضا علیه السلام را به هزار دینار طلا خریدند. [یعنی از باب تبرّک و تیمّن و بُعد معنوی خریدند].
و از فضایل آنها اینکه امام صادق علیه السلام به عمران بن عبدالله فرمود: «خداوند تو را در سایه رحمت خود قرار دهد در روزی که هیچ سایهای جز سایه رحمت او نباشد».
آنچه را که از تاریخ قم استخراج کردم، به پایان رسید و این مطالبی است که در بحارالانوار و کتب مختلف دیگر از مصنفات امامیه، ذکر شده است(1)
مرحوم مجلسی در کتاب بحارالانوار، مطالبی را از تاریخ قم آورده بود که در لابهلای این مطالب روایات و احادیثی به خصوص در فضیلت اشعریون وجود دارد و این مطالب را مرحوم سیدمحمدمهدی حسینی نیز در نسخه خطی خودشان آورده بودند که ما هم عیناً همهی مطالب را به فارسی برگرداندیم.
.1) (1)
32.فمنها ما فی علل الشّرایع من مصنّفات شیخنا - رئیس الموحّدین - محمّد بن علیّ بن بابویه القمّی فی العلل، عن علی بن عبدالله، عن احمد بن محمّد بن عیسی(1)
فی بحارالانوار: الوراق، عن سعد، عن ابن عیسی.
، و الفضل بن عامر، عن سلیمان بن مقبل، عن محمّد بن زیاد الازدی، عن عیسی بن عبدالله الاشعری، عن الصّادق(2)علیه السلام قال: حدّثنی ابی عن جدّی(3)علیه السلام، قال(4)رسول الله صلی الله علیه و آله: لمّا اسری بی الی السّماء؛ حملنی جبرئیل الی کتفه الایسر(5)، فنظرت الی بقعة بارض الجبل حمراء احسن لوناً من الزّعفران، و اطیب ریحاً من المسک، فاذا فیها شیخٌ علی راسه برنسٌ! فقلت لجبرئیل: ما هذه البقعة الحمراء الّتی هی احسن لوناً من الزّعفران، و اطیب ریحا من المسک؟ قال: بقعة شیعتک و شیعة وصیّک علیّ، فقلت: من الشّیخ صاحب البرنس؟ قال: ابلیس علیه اللّعنة(6)، قلت: فما یرید منهم؟ قال: یرید ان یصدّهم من(7)ولایة امیرالمؤمنین علیه السلام و یدعوهم الی الفسق و الفجور! فقلت: یا جبرئیل اهوینا(8)الیهم، فاهوی بنا الیهم اسرع من البرق الخاطف و البصر اللامح، فقلت: قم یا معلون! فشارک اعدائهم فی اموالهم و اولادهم و نسائهم،1) (1)
2) (2) فی بحارالانوار: الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام.
3) (3) فی علل الشرایع؛ عن ابیه علیهم السلام.
4) (4) فی علل الشرایع و بحارالانوار: قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله.
5) (5) فی علل الشرایع و بحارالانوار: الایمن.
6) (6) فی علل الشرایع و بحارالانوار: ابلیس.
7) (7) فی علل الشرایع و بحارالانوار: عن.
8) (8) فی علل الشرایع و بحارالانوار: اهوبنا.
فانّ شیعتی و شیعة علیّ لیس لک علیهم سلطانٌ، فسمّیت قمّ(1)
علل الشرایع، 191؛ بحارالانوار، ج 18، ص 407، ح 115؛ همان، ج 60، ص 218، ح 48؛ تاریخ قم، صص 136-135.
.از آن روایات، روایتی است که در عللالشرایع، محمد بن علی بن بابویه قمی از امام صادق علیه السلام آمده که میفرماید: پدرم روایت کرد از جدش و او از پدرش و او از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: هنگامی که مرا به آسمان بردند [معراج رفتم] بر شانه جبرئیل بودم، نگاهم به سرزمینی افتاد که رنگی سرخ و زیباتر از زعفران و خوشبوتر از مشک داشت. پیری دیدم که بر سرش کلاه درازی داشت. به جبرئیل گفتم: این سرزمین زیبا که رنگ آن در سرخی از زعفران زیباتر و بوی آن از مشک خوشبوتر است کجاست؟ جبرئیل گفت: سرزمین پیروان تو و پیروان وصی تو علی علیه السلام است. گفتم: پیر صاحب کلاه کیست؟ گفت: این ابلیس علیهاللعنة است. گفتم: از آنها چه میخواهد؟ گفت: میخواهد آنها از ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام باز دارد و آنان را به فسق و فجور [گناه و عصیان] دعوت کند. گفتم: ای جبرئیل مرا به سوی او پایین ببر؛ پس با سرعت زیاد، تندتر از برق و در یک چشم به هم زدن، مرا به پایین برد.
گفتم: ای ملعون بلند شو، و برو با دشمنان آنها [ائمه علیهم السلام] در اموال و اولاد و زنان شریک شو، همانا تو بر پیروان من و پیروان، علی تسلط نخواهی داشت، به این علت و جهت آنجا «قم» نامیدهشد.
به ابلیس گفتا شه دین که: قم از این بقعه، ملعون تو میباش گم
به «قم» گفتن سیّد المرسلین مسمّی به «قم» گشت این سرزمین(2)
33.الاختصاص روی عن علی بن محمّد العسکری علیه السلام، عن ابیه، عن جدّه، عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لمّا اسری بی الی السّماء الرّابعة؛ نظرت الی قبّة من لؤلؤء لها اربعة ارکان، و اربعة ابواب کلّها من استبرق اخضر، قلت: یا جبرئیل! ما هذه البقعة(1)
فی الاختصاص: القبة.
الّتی لم ار فی السّماء الرّابعة احسن منها؟ فقال حبیبی(2)هذه صورة مدینة یقال لها قم، یجتمع فیها عبادالله المؤمنون، ینتظرون محمّدا و شفاعته للقیامة و الحساب، یجری علیهم الغمّ و الهمّ و الاحزان و المکاره. قال: و سألت علی بن محمّد العسکری علیه السلام متی ینتظرون الفرج؟ قال: اذا ظهر الماء علی وجه الارض.(3)امام دهم علی بن محمد علیهما السلام از پدرش و او نیز از جدّش و او از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: زمانی که به آسمانها سیر میکردم،
در آسمان چهارم گنبدی از لؤلؤ دیدم که چهار ستون و چهار در، مانند استبرق سبز داشت. گفتم: ای جبرئیل، این جایی که بهتر از آن در آسمان چهارم ندیدهام کجاست؟ گفت: ای دوست من [دوست من محمد صلی الله علیه و آله] این صورت شهری است که به آن «قم» میگویند، بندگان مؤمن خدا در آن جمع شده، منتظر محمد و شفاعت او در قیامت و روز حساب میشوند. بر آنها غم و همّ و حزن و ناراحتی جاری خواهدشد. راوی میگوید: به حضرت علیه السلام عرض کردم: تا چه موقع انتظار فرج داشته باشند؟ امام علیه السلام فرمود: تا زمانی که آب برروی زمین ظاهر گردد.
34.الکشی عن محمّد بن مسعود و علیّ بن محمّد معاً(1)
فی بحارالانوار: ابن قولویه، عن العیاشی، عن ابیه عن علی بن محمد.
، عن الحسین بن عبدالله، عن عبدالله بن محمّد بن علیّ، عن احمد بن حمزة، عن عمران القمّی، عن حماد الباب(2)قال: کنّا عند ابیعبدالله علیه السلام - و نحن جماعة - اذ دخل علیه عمران بن عبدالله القمّی فساله و برّه و بشه(3)، فلمّا ان قام قلت لابیعبدالله علیه السلام -: من هذا الّذی بررت(4)هذا البرّ؟ فقال(5): من اهل بیت النّجباء(6)یعنی اهل قم، ما ارادهم جبّارٌ من الجبابرة الّا قصمه الله.(7)کشّی از حماد باب، نقل کرده و میگوید: جماعتی نزد امام صادق علیه السلام
1) (1)
2) (2) فی بحارالانوار: النّاب.
3) (3) فی بحارالانوار فی هامشه: بشه: ای ابتش به بال سرو فرح به و اقبل علیه بطاقة وجه.
4) (4) فی رجال الکشی و بحارالانوار: بررته.
5) (5) فی رجال الکشی و بحارالانوار: فقال هذا.
6) (6) فی رجال الکشی و بحارالانوار: النجباء ما ارادهم.
7) (7) رجال کشی، ص 333؛ بحارالأنوار، ج 47، ص 335، ح 6.
بودیم که عمران بن عبدالله قمی بر حضرت علیه السلام وارد شد. حضرت با خوشرویی و مهربانی از او احوالپرسی کرد. وقتی او برخاست به حضرت عرض کردم: این شخص چه کسی است که این همه به او نیکی و مهربانی کردی؟ حضرت علیه السلام فرمود: از اهل بیت نجباء؛ یعنی اهل «قم» است، اگر ظالمی از جباران قصد بدی به آنان داشته باشد خداوند او را شکست میدهد.
35.و منه بهذا الاسناد عن احمد بن حمزه، عن المرزبان بن عمران، عن ابان بن عثمان، قال: دخل عمران بن عبدالله(1)
رجال الکشی: عمران بن عبدالله القمی.
علی ابیعبدالله علیه السلام، فقرّبه ابوعبدالله، فقال له: کیف انت و کیف ولدک و کیف اهلک و کیف بنو عمّک و کیف اهل بیتک؟ ثمّ حدّثه ملیّا فلمّا خرج قیل لابیعبدالله علیه السلام: من هذا؟ قال: هذا نجیب قوم النّجباء، ما نصب لهم جبّارٌ الّا قصّمه الله قال حسین: عرضت هذین الحدیثین علی احمد بن حمزة فقال: اعرفهما و لا احفظ من رواهما(2). (3)کشی به همین اسناد از ابان بن عثمان روایتی نقل میکند و میگوید: عمران بن عبدالله به محضر امام صادق علیه السلام وارد شد. حضرت علیه السلام او را به نزدیک خواند. [از او خواست که نزدیک امام بنشیند] امام علیه السلام به او فرمود:
خودت چطوری، پسرت چطور است، اهل شما چطور، و پسر عمویت چطور است و اهل بیت شما چطور است؟ [حضرت احوال همه بستگان و اهل شهر را پرسید] بعد حضرت خیلی نرم و مهربان با او صحبت کرد، و زمانی که خارج شد، از حضرت علیه السلام سئوال شد: این شخص چه کسی بود؟ حضرت فرمود: این نجیب قوم نجباء بود. و هرگز ستمکاری به آنها نخواهد رسید، مگر اینکه خداوند او را به سزای عمل برساند. حسین میگوید: این دو روایت را به احمد بن حمزه عرضه کردم و او گفت: این دو روایت را میشناسم [میدانم]، ولی حفظ نیستم که چه کسی آن دو را روایت کرده است.
36.و روی القاضی نورالله التّستری [قدّس الله روحه] فی کتاب مجالس المؤمنین عن الصّادق علیه السلام انّه قال: انّ(1)
مجالس المؤمنین: الا انّ لله.
لله حرما و هو مکة، الا انّ لرسولالله صلی الله علیه و آله حرما و هو المدینة، الا انّ لامیرالمؤمنین علیه السلام حرما و هو الکوفة(2)، الا انّ قم الکوفة الصغیرة الا انّ للجنّة ثمانیة ابواب ثلاثة منها الی قم، تقبض فیها امرئة(3)من اولادی(4)، هی من ولدی(5)، اسمها: فاطمة بنت موسی؛ و تدخل بشفاعتها شیعتی الجنّة باجمعهم.(6)قاضی نورالله شوشتری در کتاب «مجالس المؤمنین» روایت کرده امام صادق علیه السلام فرمود: همانا برای خدا حرمی است و آن مکه معظمه است؛ و آگاه باشید که برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرمی است و آن مدینه منوره؛ است، و بدانید و آگاه باشید که برای امیرالمؤمنین حرمی است و آن کوفه است. آگاه باشید که حرم من و حرم اولاد بعد از من قم است. بدانید قم، کوفه صغیره است، پس بدانید بهشت هشت در دارد و سه در از آن هشت در به قم باز میشود. دختری از اولاد من به نام فاطمه دختر موسی بن جعفر در آن شهر قبض روح [فوت] میشود و به شفاعت او تمام شیعیان وارد بهشت میشوند.
37.و عن سعد بن سعد، عن الرّضا علیه السلام قال: یا سعد من زارها فله الجنّة(1)
بحارالأنوار، ج 60، ص 228، ح 60.
.سعد بن سعد از امام رضا علیه السلام نقل کرده که آن حضرت میفرماید: کسی که او [فاطمه معصومه] را زیارت کند برای او بهشت است.
38.و عنه علیه السلام قال: اذا عمّت البلدان الفتن و البلایا؛ فعلیکم بقم و حوالیها و نواحیها، فانّ البلایا مدفوع(2)عنهما(3). (4)
از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمود: هرگاه شهرها را بلا و فتنه فرا گرفت، به قم و اطراف و نواحی آن، پناه ببرید. همانا بلا از آن [آن دو، قم و نواحی] دفع شده است.
39.و عن الرّضا علیه السلام قال: للجنّة ثمانیة ابواب فثلاثة منها لاهل قم، فطوبی لهم ثمّ طوبی لهم(5).
امام رضا علیه السلام فرمود: برای بهشت هشت در است، پس سه تا از آنها برای اهل قم است، خوشا به حالشان، خوشا به حالشان.
40.و عن امیرالمؤمنین علیه السلام انّه قال: صلوات(1)
مجالس المؤمنین؛ سلام الله و رحمة الله علی اهل قم.
الله علی اهل قم(2)، سقی الله بلادهم الغیث، و ینزّل علیهم البرکات، و یبدّل الله سیّئاتهم حسنات، هم اهل رکوع و سجود و قیام و قعود(3)، هم الفقهاء العلماء الفهماء، هم اهل الدّیانة و الرّوایة(4)و حسن العبادة(5).از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت شده که فرمود: سلام و صلوات خدا بر اهل قم باد، خداوند شهر آنها را از باران رحمت سیراب گرداند و برکاتش را بر آنها نازل فرماید و گناهانشان را به حسنات تبدیل نماید، آنها اهل رکوع و سجود و قیام و قعود هستند. آنها فقیه و عالم و فهیم هستند، و آنان اهل درایت و روایت و حسن عبادتاند.
41.و روی شیخ الاجل عبدالجلیل الرّازی - فی کتاب النّقض (1)
فی بحارالانوار: القصص.
- باسناده عن النّبی صلی الله علیه و آله قال: لمّا عرج بی الی السّماء مررت بارض بیضاء کافوریّة، شممت منه(2)رائحة طیبة، فقلت: یا جبرئیل ما هذه البقعة؟ قال: یقال لها «آبه» عرضت لها(3)رسالتک و ولایة ذرّیتک، فقبلت، و انّ الله یخلق منه(4)رجالا یتولّونک و یتولّون ذرّیّتک، فتبارک الله فیها(5)و علی اهلها.(6)شیخ عبدالجلیل رازی در کتاب «النقض» روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هنگام معراج به آسمان رفتم و از سرزمین سفید نورانی گذشتم که از آن بوی خوش و طیبی را استشمام کردم. گفتم: یا جبرئیل، این سرزمین [بقعه] کجاست؟ جبرئیل گفت: به آن بقعه «آبه»(7)میگویند، رسالت شما و ولایت ذریه شما به آن عرضه شده، پس قبول کرده است، و همانا خداوند از آن، مردانی را خلق میکند که ولایت تو و ولایت ذریهات را میپذیرند. پس مبارک باد بر آن بقعه و اهل آن بقعه [سرزمین] ولایت و مودّت شما.
42.العیون: عن تمیم بن عبدالله القرشی، عن ابیه، عن احمد بن علی الانصاری، عن ابی الصّلت الهروی، قال: کنت عند ابی عبدالله(1)
فی عیون اخبار الرّضا علیه السلام و بحارالانوار: الرّضا علیه السلام.
، فدخل علیه قومٌ من اهل قم، فسلّموا علیه، فردّ علیهم و قرّبهم، ثمّ قال لهم: مرحبا بکم و اهلا، فانتم شیعتنا حقّا، فسیاتی علیکم یوما تزورونی(2)فیه تربتی بطوس، الا فمن زارنی - و هو علی غسل - خرج من ذنوبه کیوم ولدته امّه(3).از اباصلت هروی نقل شده که میگوید: خدمت امام رضا علیه السلام بودم که عدهای از اهل قم بر آن حضرت وارد شدند. آنها [اهل قم] بر حضرت، سلام دادند و امام علیه السلام جواب سلام آنها را داد، و آنان را نزد خود نشاند؛ سپس به آنان فرمود: مرحبا به شما و خوش آمدید، شما به حقّ، پیروان و شیعیان ما هستید، زمانی بر شما میآید که تربت مرا در طوس زیارت میکنید، آگاه باشید کسی که مرا در حالی که غسل [زیارت] کرده باشد، زیارت کند از گناهانش خارج میشود، مثل روزی که از مادر متولد شده باشد.
43.و منه عن محمّد بن احمد الشّیبانی(1)
فی عیون اخبار الرّضا علیه السلام و بحارالانوار: السنانی.
، عن محمّد بن جعفر الاسدی، عن سهل بن زیاد، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، قال: سمعت علیّ بن محمّد العسکری علیه السلام یقول: اهل قم و اهل آبه مغفور لهم، لزیارتهم بجدّی(2)علی بن موسی الرّضا بطوس، الا و من زاره فاصابه فی طریقه قطرة من السّماء؛ حرّم الله جسده علی النّار(3).عبدالعظیم حسنی میگوید: از امام دهم علی بن محمد عسکری علیهم السلام شنیدم که فرمود: اهل قم و اهل آبه آمرزیدهاند، به خاطر اینکه آنان جدّم علی بن موسی الرضا علیهم السلام را در طوس زیارت میکنند، آگاه باش که هر کس او را زیارت کند و در مسیر، قطرهای از آسمان به او برسد، خداوند، جسد او را بر آتش جهنم حرام میکند.
44.و فی تاریخ قم: انّه اوّل من ورد من السّادات الرّضویّة الی قم؛ ابوجعفر محمّد بن موسی بن محمّد بن علی بن موسی الرّضا، و کان وروده الیها من الکوفة سنة ستّ و خمسین و ماتین، ثمّ ورد الیها بعده اخواته: زینب و ام محمّد و میمونه بنات موسی بن محمّد بن علی بن موسی
الرّضا علیه السلام، و توفّی هو فی ربیعالآخر سنة ستّ و تسعین و ماتین، و دفن فی مدینة المعروف فی قم، و توفّت بعده اخته میمونه، و دفنت بمقبرة بابلان بقبّة ملصفة لقبّة السّتّ فاطمة علیها السلام. و امّا امّ محمّد؛ فمدفونه فی القبّة الّتی فیها السّت فاطمة بجنب ضریحها، و فی تلک القبّة - ایضاً - قبر امّ اسحاق جاریة محمّد بن موسی، ففی هذه القبّة المقدّسّة ثلثة قبور: قبر السّت فاطمة علیها السلام، و قبر امّ محمّد، و قبر امّ اسحاق جاریة محمّد بن موسی رحمهم الله(1)
تاریخ قم، ص 314، مع الاختلاف فی المتن. (فقره آخر روایت نمیباشد بلکه یک مطلب تاریخی است که مرحوم مؤلف آوردهاند.)
.حرّره العبد الجانی علی اکبر سنه1275
در(2)تاریخ قم آمده است که اولین کسی که از سادات رضوی به قم وارد شد، ابوجعفر محمد بن موسی بن محمد بن علی بن موسی الرضا علیه السلام است. سال ورود او به قم از کوفه در سال 256 قمری است و پس از او خواهرانش وارد قم شدند، و آنها عبارتند از: زینب و ام محمد و میمونه، دختران موسی بن محمد بن علی بن موسی الرضا علیه السلام. و او [محمد بن موسی] در ربیعالآخر سال 296 ق وفات یافت و او را در سرایی معروف او را دفن کردند. و بعد از او خواهرش میمونه وفات کرد و او را در بابلان، الصاق [متصل] به بقعه حضرت
فاطمه معصومه علیها السلام دفن کردند.
و اما امّ محمد، محل دفن او زیر گنبدی که فاطمه معصومه علیها السلام در آن دفن است، و ام محمد در جوار ضریح حضرت معصومه علیها السلام میباشد و در این قبه [گنبد] نیز قبهی ام اسحاق، جاریه محمد بن موسی میباشد. پس در این گنبد مقدسه سه قبر است: قبر سید فاطمه علیها السلام و قبر اممحمد، و قبر ام اسحاق جاریه محمد بن موسی. رحمت الهی بر همه آنها باد.
این را علی اکبر [فیض] در سال 1275. ق. نوشته است.
قرآن کریم
الاختصاص، شیخ مفید، کنگره شیخ مفید، 1413 ق.
انوارالمشعشعین، کچوئی قمی، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، 1381 ش.
بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ق.
ترجمه تاریخ قم، حسن بن حسن، آستانه مقدسه، قم، 1385 ش.
خلاصة البلدان، صفیالدّین محمد بن محمد هاشم حسینی قمی، بیتا.
الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، دارالاضواء، بیروت، 1403 ق.
رجال کشی، کشی، دانشگاه مفید، 1348 ش.
سفینة البحار، شیخ عباس قمی، دارالاسوه، 1416 ق.
عللالشرایع، شیخ صدوق، مکتبة الداوری، قم، بیتا.
عیون اخبارالرضا، انتشارات ذویالقربی، 1427 ق.
کتاب فهرست نسخههای خطی مدرسه فیضیه، رضا استادی.
کتابشناسی آثار مربوط به قم، مدرسی طباطبایی، حکمت، قم، 1353 ش.
مجالس المؤمنین، شوشتری، کتابفروشی اسلامیه، 1354 ش.
نسخه خطی 2038 - فهرست نسخههای خطی مدرسه فیضیه - رضا استادی.