ghaemiyeh.com
سرشناسه:صافی گلپایگانی، لطفالله، ۱۲۹۸ -
عنوان و نام پديدآور:پیامهای مهدوی [کتاب] : مجموعه پیامهای آیتاللهالعظمی صافیگلپایگانی مد ظلهالشریف به همایشها و مراکز منسوب به حضرت بقیةاللهالاعظم علیهالسلام/ صافیگلپایگانی.
وضعيت ويراست:ويراست۲.
مشخصات نشر:قم: دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی حاج شیخ لطفالله صافیگلپایگانی، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۲۳۳ ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵ سم.
فروست:سلسله مباحث امامت و مهدویت؛ ۱۶.
شابک:۸۵۰۰۰ ریال:978-600-5105-96-4
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:کتابنامه: ص. [۲۲۷]- ۲۳۳؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر:مجموعه پیامهای آیتاللهالعظمی صافیگلپایگانی مد ظلهالشریف به همایشها و مراکز منسوب به حضرت بقیةاللهالاعظم علیهالسلام.
موضوع:صافی گلپایگانی، لطفالله، ۱۲۹۸ - -- پیامها و سخنرانیها
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق -
موضوع:مهدویت -- انتظار
شناسه افزوده:دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی حاج شیخ لطفالله صافی گلپایگانی
رده بندی کنگره:BP۵۵/۳ /ص۱۷آ۵ ۱۳۹۳الف
رده بندی دیویی:۲۹۷/۹۹۸
شماره کتابشناسی ملی:۳۶۷۸۸۳۸
سلسله مباحث امامت و مهدويت (16)
پیامهای مهدوی
مجموعه پیامهای آیتالله العظمى صافی گلپایگانی مدظلهالشریف
به همایشها و مراکز منسوب به حضرت بقیةالله الاعظم(علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
پیام اول: 15
پیام دوم: 19
شوق ديدار. 19
ظاهر و باطن جشن ميلاد. 19
پیام سوم: 21
بشارت قرآنی. 22
قوّت نورانيت امام عصر(علیه السلام) 23
حضوری پر معنا 23
نور حقّ در برابر ظلمت باطل. 24
پیام چهارم: 27
وظايف شيعه در عصر غيبت.. 27
مسئوليّت منتظر حقيقی. 28
منتظر ظهور، آگاه است.. 28
جشن ميلاد و تعهّد دينی. 29
حفظ جلوه ملکوتی جشن. 29
پیام پنجم: 30
حرکت بهسوی حکومت مهدوی.. 30
عوامل سُرور و حزن امام عصر(علیه السلام) 31
پیام ششم: 32
ياد امام عصر(علیه السلام)، نجات از مرگ جاهلی. 33
پیام هفتم: 34
رايحه رهايی. 35
پیام هشتم: 36
نيمه شعبان، فرصتی برای محاسبه نفس.. 36
سعادت در گرو رضايت امام منتظر. 37
نعمت معرفت امام و شکران آن. 38
وظايف مؤمنان در عصر غيبت.. 38
عصر غيبت، خطرات و مخاطرات.. 38
پاداش استقامت در عصر غيبت.. 39
توصيهای به جوانان و بانوان. 42
وظايف منتظران. 43
عمل به تکليف در عصر غيبت.. 44
پیام نهم: 45
از دين خدا، دفاع کنيد. 47
نقشههای دشمنان دين. 47
هراس دشمن از موج اسلامخواهی. 48
حسّاسيّت وظيفه در عصر غيبت.. 48
پیام دهم: 50
ويژگیهای جهان معاصر... 50
ويژگیهای عالم خلقت.. 50
بحران معنويت در دنيای کنونی. 51
آرامش روحی در پرتو دينداری.. 52
بشارت اميدآفرين اديان الهی. 54
مختصّات دولت کريمه. 54
اميد و حرکت، مفهوم انتظار. 55
به ياد او. 56
ترويج فرهنگ انتظار. 57
انتظار، حرکتآفرين است.. 58
معرفت ولیّ خدا، نياز همه ما 59
نامگذاری دهه مهدويّت.. 61
پیام یازدهم: 64
فضیلت و ثواب انتظار ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) 64
ولادت امام عصر(علیه السلام) فرصت اسلامشناسی و امامشناسی. 65
ویژگیهای جامعه منتظر ظهور. 66
تحقّق جامعه منتظر واقعی با تمسّک تامّ به احکام اسلام. 67
رضایت ولیّعصر(علیه السلام) در گرو تلاش برای رفع معایب و نواقص... 68
پیام دوازدهم: 70
پیام سیزدهم: 72
سرانجام جهان. 73
بشارت به دولت کريمه. 74
پیام چهاردهم: 76
اصالت مهدويت.. 77
پیام پانزدهم: 79
اثرات سوء نااميدی.. 79
راز پيروزی.. 79
چشمانداز نشاطآفرين. 80
برکات عينی عقيده به مهدويت.. 82
پیام شانزدهم: 84
مسئوليّت بیتفاوتی. 85
نيمه شعبان، روز اميد. 86
ظاهر و باطن برنامههای روز ميلاد. 86
دلنگرانیهای امامزمان(علیه السلام) 87
پيام نيمه شعبان. 87
حفظ هويّت اسلامی. 88
امّت پيروز. 89
پیام هفدهم: 90
روزها و رازها 90
گمگشته همه انسانها 91
بهرهگيری مناسب از جشن ميلاد. 92
فرصتی برای رفع کاستیها 92
نيمه شعبان، نمود تعهّد دينی. 93
پیام هجدهم: 95
از محکمترين اسناد ولايت.. 97
امامسجاد(علیه السلام) و چشمانداز ظهور. 97
لزوم توجّه به دعای چهلوهفتم صحيفه سجادیه. 98
پیام نوزدهم: 100
يک رويداد بزرگ.. 101
بهسوی آيندهای درخشان. 101
بشارت آسمانی. 101
دادگستر جهان. 102
پیام بیستم: 104
آيندهشناسی اسلامی. 104
اخبار غيبی. 105
اخبار تحقّقيافته. 105
اخبار محقّقالوقوع. 106
پیام بیستویکم: 109
نعمت بزرگ حجّت.. 109
شکر نعمت.. 110
مسئوليّت ما در برابر حجّت خدا 110
پیام بیستودوم: 112
اصول جامعه مهدوی.. 113
تناقض در دنيای بهاصطلاح متمدّن. 115
بهسوی مدينه فاضله. 116
راه سعادت.. 117
نمونهای از جامعه مهدوی.. 117
پیام بیستوسوم: 118
برکات تعظيم مکتب مهدويت.. 119
عصر امتحان. 119
مهمترين وظيفه در عصر غيبت.. 120
دشمن و سياست اسلامزدايی. 120
تأکيد بر استقامت در عصر غيبت.. 122
معنای ولايتمداری.. 122
پیام بیستوچهارم: 124
توجّه به صفت علم و قدرت الهی. 124
غفلت از قدرت الهی. 127
نقش زيربنايی توحيد. 127
عقيده به مهدويت.. 128
پیام بیستوپنجم: 130
حرکت جهان بهسوی کمال. 130
يک دوران استثنايی. 131
ويژگیهای عصر موعود. 132
آزمونی خطير. 133
پیام بیستوششم: 135
برنامههای مهدوی و معرفتافزايی. 135
معرفت حجّت، نجات از مرگ جاهلی. 136
يگانه راه رستگاری.. 138
پیام بیستوهفتم: 140
انتظار، نور اميد و حرکت.. 140
سحر، نزديک است.. 141
پیام بیستوهشتم: 142
توصيه به حفظ هويّت دينی. 143
پوچی در دنيای کفر. 144
پیام بیستونهم: 145
عقيده به مهدويت شخصی. 146
تحقيقات مهدوی، بايدها و نبايدها 149
تبليغات مهدوی، خوشصورت و پرمحتوا 149
توجّه به رضايت حضرت در برنامهها 149
پیام سیام: 151
پيرامون فلسفه جشن بزرگ نيمه شعبان. 151
نوید حکومت عدل جهانی توسط پیامبران و امامان(علیهم السلام) 152
اتفاق نظر مسلمانان در پیروزی حق بر باطل. 153
جشن میلاد و امیدبخشی به بشریّت.. 153
احیای نیمه شعبان، اعلام وفاداری به اسلام. 154
پیام سیویکم: 156
ماه بابرکت شعبان فرصت تجدید عهد با اهلبیت(علیهم السلام) 156
عصر غیبت، عصر امتحان و تخلیص... 158
امام عصر(علیه السلام) ناظر اعمال ما 158
توصیههای مهم به منتظران ظهور جهت حفظ هویت دینی. 159
پیام سیودوم: 161
تعظیم روز امامت و ولایت حضرت ولی عصر(علیه السلام) 161
اشاعه فرهنگ مهدوی مصداق بارز تعظیم شعائر الهی. 162
پیام سیوسوم: 164
شور و شوق جشن میلاد. 164
دهه مهدویت تجدید عهد با حضرت ولی عصر(علیه السلام) 165
دعا برای تعجیل در ظهور. 166
پیام سیوچهارم: 167
ویژگیها و اوصاف شخص منتظر. 167
روابط زن و مرد در اسلام. 168
فرهنگ حجاب و کرامت زن. 169
ظهور انتظار واقعی در جامعه با التزام به احکام اسلامی. 170
پیام سیوپنجم: 172
هویّت حقیقی انسان در احساس فقر و نیاز در برابر خالق. 172
دعا و تضرّع به درگاه الهی رمز برتری پیامبران و امامان(علیهم السلام) 173
فضیلت دعا 175
جامعیّت کتاب نفیس مکیالالمکارم. 176
پیام سیوششم: 177
آینده جهان از نگاه منتظران ظهور. 177
پیام شیعیان در برگزاری مراسم جشن نیمه شعبان. 178
وعده حتمی الهی به تحقّق صلح و عدالت جهانی. 178
پیام سیوهفتم: 180
تحقّق عدالت در سایه ظهور حضرت ولی عصر(علیه السلام) 181
عصر غیبت، عصر امتحان. 183
برگزاری جشن میلاد. 183
مسائل مهم مورد توجه در ایّام میلاد. 183
پیام سیوهشتم: 187
اصالت موضوع مهدویت.. 187
مهدویّت هویت اسلام و ایمان. 188
عقیده مهدویّت در شیعه. 189
پیام سیونهم: 192
یأس و نومیدی در نظامهای معاصر... 192
امید به آینده از امتیازات ادیان الهی و مکتب اسلام. 193
بشارت ادیان الهی به حکومت واحد الهی. 193
لزوم تبلیغ آموزههای مکتب امیدبخش اسلام. 194
پیام چهلم: 196
ماه شعبان فرصت احیای امر اهلبیت(علیهم السلام) 196
توصیه به دعاکردن در اسلام. 197
آثار و فوائد دعا 198
دعا برای حضرت صاحبالامر(علیه السلام) برنامهای همگانی. 199
پیام چهلویکم: . 200
مصادیق ایمان به غیب.. 200
فضیلت ایمان به انبیای گذشته و امامان(علیهم السلام) 201
ویژگیهای مؤمن به وجود امام عصر(علیه السلام) و عصر غیبت.. 203
فرق ایمان به غیب در عصر غیبت با اعصار دیگر. 204
وظایف مؤمنان در عصر غیبت.. 205
پیام چهلودوم: 206
اهمیّت موضوع مهدویّت.. 207
دهه مهدویّت فرصت تدارک کاستیها 207
حفظ عزّت در گرو احیای امر ولایت.. 208
پیام چهلوسوم: 210
مشکلات دنیای معاصر... 210
نقش گرایش به مهدویت در رفع مشکلات.. 211
بشارتهای مهدوی در قرآن و روایات.. 212
پیام چهلوچهارم: 215
بزرگداشت آغاز عصر مهدوی.. 215
وجود حجّت خدا بزرگترین نعمت هر عصر... 216
وظایف شیعیان در عصر غیبت.. 216
پیام چهلوپنجم: 218
باور به مهدویّت عقیدهای اسلامی. 219
ویژگیهای عصر ظهور. 219
سعادت بشر در عمل به اصول و مبانی جامعه مهدوی.. 220
پیام چهلوششم: 222
معرفی شخصیت ولیّعصر(علیه السلام) بر اساس آیات و روایات.. 222
نقش مهدیّهها در تحقّق جامعه مهدوی.. 224
لقب «المهدی» در روایات.. 224
کتابنامه 227
آثار حضرت آيتالله العظمى صافى گلپایگانیمدظلهالعالى در يک نگاه 234
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللهُ وَالْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِوِلَايَةِ مَوْلَانَا الْمَهْدِيِّ الْمُنْتَظَرِ وَالْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ وَالْإِمَامِ الثَّانِي عَشَرَ؛
خلف انبياي مرسلين، شرف اولياي صالحين مقصود از:
«فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»(1)
مصداق:
«وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فى إمَامٍ مُبِينٍ»(2)
هادی کل، مهدی گردون سرير
تازهترين سرو رياض وجود
مِهر از آن روی خود آراسته
شمع سُبُل، خسرو آفاقگير
زبدهترين گوهر دريای جود
نور رخش رونق مَه کاسته
و صلوات زاکيات و تحيّات ناميات بر ارواح طيّبة انبيا و اوليا خصوصاً خواجه ممکنات و مفخر مخلوقات حضرت محمد مصطفي و آل و عترت طاهرين و امامان دين که همگان جهانيان را به ظهور
موفورالسّرور حضرت مهدي(علیه السلام) و آن عصر عدالت جهاني و دوران نوراني و آن روز الهي نويد و بشارت دادهاند.
درود بیشمار بیتناهی
ز ما بر اوّلين فيض الهی
نبیّ مصطفی نور مؤيّد
سراج حقّ ابوالقاسم محمد
بر آل طاهريناش نيز از ما
تحيّات فزون از حدّ احصا
همه روشنکن شمع زعامت
همه بنيانکَن نخل غوايت
خصوصاً واقف اسرار لاهوت
نگهدارنده ارکان ناسوت
اميرالمؤمنين حيدر که يزدان
شدش اندر کتاب خود ثناخوان
ديگر ختم ملوک مُلک هستی
نگهدارنده بالا و پستی
سپهر دين و دانش، قطب امکان
ولیّ عصر، سلطان جهانبان
براي اين حقير، بسيار مسرّتانگيز و افتخارآميز است که در اين ايّامالله نيمة شعبان، خجستهروز الهي، روز موعود و ميلاد سراسر بهجت و سُرور، بهترين تبريکات را نثار مقدم شيعيان و منتظران ظهور آن حضرت نموده و خاک پاي همگان را توتياي چشم خود سازم.
نيمة شعبان روز اميد انسانها، روز منتظران عدالت جهاني و صلح و دوستي همگاني است.
مژده که اندر تن ما جان رسيد
بار ديگر نيمه شعبان رسيد
نيمه شعبان شد و روز نشاط
باد صبا زد به گلستان بساط
از صدف غيب به مُلک شهود
رحمت حقّ، گوهر خود را نمود
وه چه شبی جلوه روز َاَلست
روشن از آن آنچه به بالا و پست
هر شب اگر صبح به دستور زاد
اين شب فيروز همه نور زاد
نازده اين خسرو گردون عَلَم
زد به جهان خسرو عالَم قدم
فروزان شبي که از صبح وصال نکورويان، سبقت ربوده و درخشان روزي که چون عارض خوبان، رنگ غم از آينة دلها زدوده.
شد سپری شام غم، روز فرَج شد پديد
گل به گلستان شکفت سبزه به بستانرسيد
مژده که يعقوب دهر، زندگی از سر گرفت
يوسف مصر بقا باز به کنعان رسيد
جهان را از حلول اين عيد سعيد زيب و زينتي است تازه و فرشتگان و شيعيان را فرح و سُرور بياندازه.
رسيد عيد و ز دل غبار غم برگرفت
جهان پير کهن، جوانی از سر گرفت
فرح زمان تا زمان گره ز دلها گشود
زمین کران تا کران رونق دیگر گرفت
چه عيد عيدی که شد به صبح آنآشکار
يگانه نور خدا امير گيتیمدار
غرض ز فصلالخطاب، معنی امّالکتاب
شهنشه دينپناه، اميرپروردگار
اميد به کَرَم و لطف خداوند متعال آنکه در اين ايّام خجسته و فرخنده، همگان با تجديد عهد و ميثاق با آستان فرشتهدربان آن وليّ يگانة دوران و امان جهان و صاحب زمان، تعهّدات ديني خود را در انجام فرايض، اداي واجبات، ترک محرّمات، تعظيم شعاير، حفظ هويّت اسلامي و مقاومت در برابر هجوم بيدينان و غربگرايي تازه
نموده و با ثبات و استقامت در راه کسب رضاي آن حضرت، قدم برداشته و از امتحاناتي که پيش آمده و پيش ميآيد سربلند بيرون آييم.
بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ
لطفالله صافي(1)
1) . تاريخ اين پيام، مضبوط نيست.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«اَلسَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْاُمَمَ»(1)
هر سال با اقبال نيمة شعبان، دلهاي شيعيان و چشمبهراهان ظهور موفورالسّرور حضرت صاحبالامر، مولانا المهدي - ارواح العالمين له الفداء - از شور و شوق ولايت و اشتياق شرف حضور و برقراري حكومت جهاني اسلامي و نجات مستضعفان، لبريز ميشود، و با برپايي مراسمي اين علاقه را اظهار و پيوند قلبي و ميثاق ايماني و تعهّد خود را در عمل به وظايف و مسئوليّتهاي خطيري كه در عصر غيبت، در ارتباط با اسلام و قرآن و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) دارند تجديد مينمايند.
اين مراسم، اگرچه بيشتر يك سلسله برنامههاي ظاهري است، امّا در باطن و حقيقت، اعلام حمايت از دين و حفاظت از ارزشها و
1) . کفعمی، البلدالامين، ص286؛ همو، المصباح، ص498.
سنّتهاي اسلامي وطرفداري از محرومان و مستضعفان و ستيز با مستكبران و ستمگران است.
با اين برنامهها همه حضور خود را در سنگرهاي جهاد و عمل و تلاش براي اعلاي كلمة اسلام و عزّت و عظمت مسلمين و دفع مبدعين و ملحدين، اعلام مينمايند.
شهر مذهبي تبريز در اين برنامههاي بامعنا و پرمحتوا، همهساله، علاقة كامل خود را به ولايت اهلبيت(علیهم السلام) اظهار داشته و انتظار واقعي خود را از آن عصر عدالت جهاني و حاكميت كامل احكام الهي نشان ميدهد.
حقير با اعلام وصول لوح زيباي منتشر شده، از سوي مهدية انصارالحسين(علیه السلام) مسجد عربلر، زنجيرزنان ميرچوپان، مسجد ميانه، مسجد توحيد، مسجد طه، پايگاه مقاومت شهيد قصاب، عبداللهي، مسجد سفيد بهار و مسجد آيتالله انگجي، از همة عزيزان و اعضاي محترم اين هيئت ديني و مذهبي و همكاران ايشان تقدير و تشكّر نموده و از خداوند متعال، توفيق عمل به وظايف و تعظيم شعاير و پاسداري از حريم دين و مذهب را براي همگان مسئلت دارم.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرکَاتُهُ
لطفالله صافي(1)
1) . تاريخ اين پيام، مضبوط نیست.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»(1)
با عرض تبريک و تهنيت عيد سعيد ولادت امام يازدهم حضرت ابومحمد الحسن العسکري(علیه السلام) به پيشگاه فرزند بيمانند آن حضرت، و به عموم شيعيان و بهويژه حضّار محترم.
با عرض سلام به محضر عزيزان و ارادتمندان چاکر درگاه اقدس و اعلي و اشرف امام مبين و حصن حصين و غياث مضطرّ مستکين،
1) . مائده، 54. «اي کساني که ايمان آورديد؛ هرکس از شما که از دينش مرتدّ شود، پس خداوند گروهي را برميانگيزد که آنان را دوست دارد و آنان نيز خداوند را دوست دارند؛ نسبت به مؤمنان، فروتن و نسبت به کافران، سرفراز و مقتدرند؛ در راه خداوند، جهاد ميکنند و از ملامت ملامتکنندگان نميهراسند؛ اين فضل خداست به هرکس که بخواهد عطا ميکند و خداوند، وسعتدهنده و داناست».
وارث انبيا و مرسلين، و مقصود از «فَمَنْ يَأْتِيکُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»(1)و مطلوب اوليای کاملين، حضرت بقيّةالله فی الارضين مولانا المهدی - عليه سلام الله تعالی و سلام ملائکته المقرّبين و رسله اجمعين - که در اين جلسه و محفل پرفيض ولايی افتخار شرکت يافتهايد و اين برنامه را گرامي ميداريد.
با الهام از اين آية شريفه که همواره و در هر عصر و زمان، اميدبخش دلهاي مأيوس و حياتآفرين احساسات مُرده است و مخصوصاً در عصر غيبت، منتظران حقيقي ظهور را نويددهنده و نگهدار مواضع ديني و مذهبي است، اين کلمه را تقديم ميدارم.
گرايش مقدّس و اقبال پاک و روحاني جامعه و خصوصاً علاقة محکم نسل جوان به حفظ هويّت مذهبي و فرهنگ عالي، انسانساز و معرفتبخش مهدويت و آشنايي با ابعاد و جوانب گستردة آن در عصر حاضر و در ميان اينهمه تبليغات مسموم و هجوم فرهنگهاي جاهلي و غربي، حقيقت و واقعيتي است که اين آية شريفه، ما و همة مسلمانان را در هر عصر و زمان به آن نويد ميدهد که در هر شرايط و اوضاع سخت و
ناگوار و هجوم و حملة هر دشمن به ظاهر نيرومند، و ارتداد هرکس و هر عدّه از دين خدا، پايدار بمانند و بدانند که خدا
1) .ملک، 30. «اگر آب در زمين فرو رود ]و ناپدید گردد[ چه کسي براي شما آب روان ميآورد؟».
کساني و مردماني را ميآورد که آنها را دوست ميدارد و آنها خدا را دوست ميدارند و نسبت به مؤمنان، متواضع، مهربان و فروتن و نسبت به کفّار با عزّت و امتناع از تسليم ميباشند.
يکي از مصاديق بارز اين وعدة الهي در زمان ما قوّت نورانيت ولايت امام عصر(علیه السلام) در قلوب بسياري از مردم، از زن و مرد و پير و جوان است؛ مجامعي که به نام نامي و اسم گرامي آن حضرت تشکيل ميشود حضور مردم در آن بيشتر است. منابر و سخنرانيهايي که پيرامون خصائص و بشارات ظهور آن يگانه دوران برگزار ميشود مستمعانش بيشتر و شنوندهاش زيادتر است؛ کتابهايي که در ارتباط با هرکدام از ابعاد وجودي و شخصيّت آن اميد مستضعفان و نجاتبخش جهان باشد جذّابتر است و يکي از نمونههاي آن، گرايش جديد و معنادار عموم به حضور در مسجد مقدّس جمکران، نماز و عرض نياز و توسّل در آن مسجد است.
چه کسي اين خلق عظيم و گروههاي گوناگون را از هر قشر و طبقه به اين ابراز علاقة بسيار شکوهمند برانگيخته است؟
اين جلوهها و حضورها و مجامع را چه کسي غير از ملهم حقيقي آن که برحسب اين آية شريفه، خداوند متعال است رهبري مينمايد؟
در ميان اينهمه نعرههاي فساد و دعوتهاي ضدّاخلاق و ضدّدين و مذهب، در ميان اينهمه تشويق و ترغيب به تضعيف شخصيّت اسلامي جامعه و تلاش براي اختلاط زن و مرد و مبارزه با حجاب و ترک سنّتها و ارزشهاي اسلامي که حتّي با عرضة لباسهاي ضدّعفّت و مانتوهاي کذايي و حمايت بعضي از بدحجابي و در ميان اينهمه، تشويق از طبقة مطرب، خواننده و نوازنده به اسم هنر و در ميان مفاسد ديگر که همه را راديوهاي بيگانه و عوامل استکبار و استعمار، رهبري مينمايند، امروز اين تابلوهاي يااباصالح المهدي و اين مجامع و دلباختگي جوانان عزيز از قشر دانشجو، کارگر و پيشهور و غيره همه نويدبخش اين است که نور اسلام، خاموش نميشود و قلوب پاک مؤمنين به مددهاي غيبي محکم است، و کساني که فريفتة ابتذال فرهنگهاي منحط غربي و عمّال مستکبران هستند محکوم ميباشند.
گوارا باد بر شيعيان آن حضرت در اين عصر غيبت و امتحان، اين خلوص و ايمان و اين مقاومت و استقامت و گوارا باد بر آنها اين حال شوق و اشتياق و تعهّد به کسب رضاي آن عزيز خدا و عدالتگستر جهان؛
«طُوبَی لِلصَّابِرِينَ فِي غَيْبَتِهِ، طُوبَی لِلْمُتَّقِينَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِكَ وَصَفَهُمُ اللهُ فِي کِتَابِهِ وَقَالَ: «الَّذِينَ
يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»(1)وَقَالَ: «أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(2)».(3)
اينهمه مؤسسات و بنيادهاي خيري و علمي که به نام حضرت صاحبالامر(علیه السلام) تأسيس ميشود نمونهاي از اين شور و حضور است.
افتتاح مرکز تخصّصي حضرت وليّ عصر(علیه السلام) که در اصفهان سالهاست تأسيس گرديده و اکنون شعبة آن در تهران و در اين مکان شريف، تأسيس ميشود نيز از اين جلوههاي نوراني است.
با تقدير از مؤسّس عالم و بزرگوار آن حجّتالاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد محمد بحرالعلوم ميردامادي - دامت افاضاته - و همکاران محترم ايشان، اميد است اين شعبه و فرع، مانند اصل مورد استقبال همگان مخصوصاً جوانان مؤمن قرار گيرد. علاقهمندان از برکات و فوائد روزافزون آن در خدمت به بيداري و آگاهي ديني و مذهبي بهرهمند گرديده و موجبات مسرّت خاطر انور صاحب اين برنامه و همة حوزههاي علميّه و بنيادهاي خيري و مذهبي، شخص شخيص
1) . بقره، 3 .
2) . مجادله، 22.
3) . خزاز قمى، کفايةالاثر،ص60؛ مجلسي، بحارالانوار، ج36، ص306؛ ج52، ص143؛ بحرانی اصفهانی، عوالمالعلوم، ص122. «خوشا به حال صابران در غيبت او؛ خوشا به حال پرهيزکاران در طريقتشان؛ همانها که خداوند آنان را در کتاب خويش اينگونه وصف فرموده است: «کساني که به جهان غيب ايمان آوردند» و فرمود: « آنان حزباللهاند؛ آگاه باشيد که بهراستي حزبالله، رستگارانند».
يگانة جهان- أرواحنا لتراب مقدمه الفداء - فراهم شود.
«اَللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ کَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ».(1)
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَة اللهِ وَبَرَکَاتُهُ
لطفالله صافي(2)
1) . کليني، الکافي، ج3، ص424؛ طوسی، تهذیبالاحکام، ج3، ص111؛ همو، مصباحالمتهجد، ج2، ص581؛ ابنطاووس، اقبالالاعمال، ج1، ص142 ؛ کفعمی، البلدالامين، ص195؛ همو، المصباح، ص581؛ مجلسی، زادالمعاد، ص89. (دعای افتتاح). «بارخدايا! بهراستي ما در دولتي کريمه بهسوي تو راغبيم که اسلام و اهلش در آن عزيز و نفاق و اهلش در آن خوار گردند و ما را در آن دولت از دعوتکنندگان به طاعت خود قرار دهي».
2) . پيام به مناسبت افتتاح کتابخانه تخصّصي حضرت وليّ عصر×، مسجد رضوان تهران. تاريخ این پيام، مضبوط نيست.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمينَ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى خَيْرِ خَلْقِهِ وَأَشْرَفِ بَرِيَّتِهِ مُحَمَّدٍ وَعِتْرَتِهِ الطَّاهِرِینَ وَلَعْنَةُ اللهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ ثُمَّ السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْاُمَمَ.
هيئت محترم برگزاركنندة مراسم جشن نيمة شعبان تبريز
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
مرقوم شريف آن عزيزان در تبريك و تهنيت عيد سعيد ولادت منجی جهان، حامی مستضعفان، قامع مستكبران و ستمگران، حضرت بقيّةالله - ارواح العالمين له الفداء - زيارت شد. با تشكر، حقير نيز اين عيد بزرگ را خدمت شما و عموم شيعيان جهان، تبريك عرض نموده، از خداوند متعال، توفيق و سعادت بيشتر براي شما مسئلت مينمايم.
احياي امر اهلبيت(علیهم السلام) كه در عصر غيبت، يكي از بزرگترين مصاديق آن عرض ادب، ثناخواني و دعا براي تعجيل فرج حضرت صاحبالامر(علیه السلام) و زنده نگاهداشتن ياد آن امام عظيمالشأن در قلوب است، از اهمّ وظايفي است كه شيعه بايد به آن ملتزم و متعهّد باشد.
عصر غيبت، عصر امتحان، عصر عمل، عصر ثبات و استقامت و عصر پاسداري از احكام نوراني قرآن و هدايت اسلام است. در اين عصر وظيفة همگان خطير است، و همه بايد در تحقّق اهداف عاليه اسلام و مبارزه با بِدَع و موضعگيري محكم در برابر كفر، شرك، استكبار و استيلا، صابرانه و سرسختانه عمل نمايند.
وظايفي كه مؤمنين در عصر غيبت در ابعاد مختلف دارند، از وظايفي كه در عصر حضور دارند كمتر نيست. مسئوليّت منتظربودن و به حقيقت، انتظار ظهور داشتن، مسئوليّتي است كه همه بايد در ايفاي آن ساعي و كوشا باشند.
منتظر حقيقي كه منتظر فرج ظهور آن عدل جهاني و دولت كريمة حضرت صاحبالزّمان(علیه السلام) است، آيندة دنيا و روزي را كه دين اسلام عالمگير ميشود و همهجا عدل، برادري و برابري اسلامي حاكم ميگردد، عقلها تكامل يافته، و علم و معرفت، تاريكيهاي جهالتها و گمراهيها را از ميان برميدارد، به چشم ايمان ميبيند و خود نيز بايد در مسير تحقّق اين اهداف قدم بردارد؛ هميشه پيشقدم باشد و در صحنة عمليات اسلامي و ميدانهاي كار و تلاش براي هرچه بيشترشدن اعتلاي اسلام و عزّت مسلمين، حضور داشته باشد و از آنچه در گوشه و كنار دنيا، در ارتباط با اسلام و مسلمين ميگذرد
مطّلع باشد، تا مسئوليّتي را كه به عهدة هر مسلمان است، ايفا نمايد.
يقيناً كسي كه از چگونگي مظالم استكبار آمريكا و صهيونيسم در فلسطين
و قدس عزيز بيخبر است يا از جنايتهاي قشون خونخوار و وحشي روسيه در چچن مسلمان و مقاومت مجاهدانه و دليرانة مردم چچن مطّلع نيست و در برابر اينگونه حوادث بيتفاوت است، منتظر ظهور نيست.
مفهوم تمام برنامههاي نيمه شعبان و اين جشن و چراغانيها، كه بايد بيشتر و باشكوهتر از آنچه هست، انجام شود، اعلام تعهّد به احكام اسلام و حركت بهسوي حاكميّت اسلام و حفظ مواضع و سنگرهاي اسلامي و مدافعه از حدود و ثغور فكري و جغرافيايي اسلام است.
توقّع و انتظار اين است كه در انجام اين مراسم، در عين اهتمام به شكوه و جلال جشنها و مجالس، مواظبت شود كه در محدودة آداب و برنامههاي ديني انجام گيرد، و عملي كه مانع از قبول اين خدمات گردد از كسي صادر نشود و جلوة ملكوتي اين مجالس را حفظ نمايند.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ
أَقَلُّ الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِ وِلَايَتِهِ(علیه السلام)
شعبانالمعظم 1415
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به جشن نيمة شعبانالمعظم، تبريز، 1415 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
هيئت محترم برگزاري مراسم نيمة شعبان مسجد توحيد - ايّدهم الله تعالي -.
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ
نامة تبريك عيد سعيد ولادت حضرت غوثالوري و خاتمالاوليا، قطب عالم امكان، نجاتبخش عالميان و براندازندة حكومتهاي ظالمان و مستكبران، مولانا المهدي - ارواح العالمين له الفداء وكحّل الله ابصارنا بتراب اقدام خواصه والمتشرّفين بلقائه - موجب كمال تشكّر گرديد. حقير متقابلاً اين عيد مبارك را به شما برادران عزيز و مشتاقان ظهور موفورالسّرور و حكومت عدل اسلامي و جهاني آن حضرت، تبريك عرض ميكنم.
اين احساسات مشحون از ايمان و علاقه به احياي امر آن وليّ اعظم خدا، كه همهساله در نيمة شعبان متجلّي و با برنامههاي معرفتبخش و بصيرتافزا، باشكوه و معنويت، عرضة آن نو و تجديد ميشود، بسيار قابل تقدير است.
ارتباطيافتن و ارتباطدادن اشخاص به آن آستان فرشتهپاسبان و اهداف و مقاصدي كه با ظهور آن بزرگوار محقّق مي شود و عدل و داد و برادري
و توحيد و ايمان و صلح و مودّت و صفا را عالمگير ميگرداند، بايد منتظران ظهور را در مسير كار و عمل بهسوي آن عصر الهي قرار دهد.
اعلاي كلمة اسلام و احياي معالم مذهب و آثار اهلبيت(علیهم السلام) تعظيم شعاير، اعانت ضعفا، قضاي حوايج و امر به معروف و نهي از منكر، مبارزه با بِدَع و پاسداري از احكام شرع، از اهمّ اموري است كه موجب خشنودي آن حضرت است و منتظر حقيقي ظهور بايد به آن ملتزم و متعهّد باشد.
يقيناً آن حضرت از مظاهر خالصانة اسلامي و آنچه موجب عزّت و عظمت مسلمين ميشود، شاد و مسرور ميگردند و از ظواهر فساد، منكرات و اشتغال مردم به ملاهي و مناهي، غمناك ميشوند.
اميد است ما و همة منتظران ظهور و مشتاقان درك لقا و شرف حضور در خطّ تحصيل تقرّب به آن صاحب وقت، با ايمان و عمل صالح، هميشه پيشگام و پيشقدم باشيم.
در خاتمه با اعلام وصول دو هدية گرانبها ويژهنامه و كتاب به ياد مهدی زهرا(علیها السلام) توفيق بيشتر آن عزيزان را از خداوند متعال مسئلت مينمايم.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم 1416
لطفالله صافی(1)
1) .پيام به جشن نيمة شعبانالمعظم، مسجد توحید تبريز، 1416 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
هيئت محترم برگزاركنندگان مراسم نيمة شعبان، مسجد آيتالله انگجي - زيد عزّهم -.
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ
نامة تبريك عيد سعيد ولادت موليالوري، وليّالله اعظم، حضرت
بقيّةالله - ارواح العالمين له الفداء - با دو هدية گرانبها كتاب مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) مقتدای مسيح(علیه السلام) و ويژهنامة در انتظار خورشيد زيارت و موجب خرسندي، بهجت و مسرّت گرديد؛ بوسيدم و بوييدم و بر ديده نهادم.
از اينكه در تعظيم اين شعار ديني و بزرگداشت ميلاد فرخندة آن عزيز يگانة خدا و آن موعود انبيا و نشر فضايل و مناقب و احياي امر آن حضرت ساعي و كوشا هستيد و اين مراسم ارزشمند و مقدّس را هر سال از سال گذشته باشكوهتر و با معنويّت بيشتر انجام ميدهيد به همة
آن برادران ارجمند، تبريك و تهنيت عرض ميكنم.
يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً.
اميد است انجام اين برنامهها، سخنرانيها، مديحهسراييها و توزيع نشريات، كه موجب قوّت بصيرت و معرفت و نجات از مرگ جاهلي است بيشازپيش همگان را به اهداف عاليه و الهية آن دادگستر حقيقي، آشنا سازد.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَشِيعَتِهِ وَالْمُجَاهِدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ وَارْزُقْنَا زِيَارَتَهُ فِيالدُّنْيَا وَشَفَاعَتَهُ فِي الْعُقْبَی.
در خاتمه در مظانّ اجابت، داعي و مستدعي دعا بوده و هستم.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم 1417
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به ستاد بزرگداشت جشن نيمة شعبان مسجد آیتالله انگجی تبريز، 1417 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلسَّلَامُ عَلَى مَوْلَانَا صَاحِبِ الْعَصْرِ وَالزَّمَانِ بَقِيَّةِ اللهِ - أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ - وَعَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرينَ وَعَلَى شِيعَتِهِ الْمُتَمَسِّكِينَ بِأَمْرِهِ وَالْفَائِزينَ بِوِلَايَتِهِ الْمُنْتَظِرينَ لِظُهُورِهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ يَا إِخْوَانِيَّ الْأَجِلَّاءَ أَيُّهَا الْقَائِمُونَ بِإِعْلَانِ الْوُدِّ وَالْوِلَاءِ لِمَوْلَانَا(علیه السلام) وَتَعْظِيمِ أَمْرِهِ وَ إِعْلَاءِ كَلِمَتِهِ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً.
عزيزان من، شيفتگان و دلباختگان حجّت خدا و موعود انبيا و اوليا!
برادراني كه هر سال در نيمة ماه مبارك شعبان بهوسيلة مراسم مقدّسي كه بر پا ميكنيد، عهد و ميثاق خود را با مقام ولايت و امامت آن كهف امان و وليّ يزدان، تحكيم و تجديد مينماييد، به دلها روشني ميبخشيد و نااميدان را به آيندة درخشان جهان، اميدوار نموده و بشارت و نويد ميدهيد و بر همه ميخوانيد و اعلام ميكنيد كه آيندة زمين از آنِ صالحان و شايستگان و پيروزي از آنِ مؤمنان است.
روزگار رهايي و زمان خلاصي از ستم و ستمگران و مستكبران و روز نجات مستضعفان فرا ميرسد؛ حاكميت اسلام و احكامالله در سراسر عالم برقرار ميگردد و خداوند بهواسطة عزيزترين بندگانش، كه وجودش مدار بقاي عالم و زمين و زمان است، جهان را پر از عدل و داد مينمايد بعد از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد.
نامة تبريك شما را كه انوار ايمان از آن در تجلّي بود، زيارت كردم و بسيار مسرور و خوشحال شدم. هَنِيئاً لَكُمْ هَذِهِ النِّعْمَةُ الْعُظْمَی.
حقير نيز صميمانهترين تبريكات خود را به مقدمتان و هركس كه در اين آستان، موفّق به عرض ادب و خدمتي است، نثار مينمايم و از خداوند متعال براي همگان در اين عصر غيبت و عصر امتحانات بزرگ الهي، صبر، ثبات، استقامت و توفيق عمل به احكام دين و نجات از وقوع در شبكههای مفسدين و مبدعين مسئلت دارم.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللِه وَبَرَكَاتُهُ
التماس دعا
شعبانالمعظم 1417
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به ستاد بزرگداشت مراسم نيمه شعبان مسجد آيتالله انگجي تبريز، ميلاد امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف، شعبانالمعظم 1417 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللهُ وَصَلَّى اللهُ عَلَى رَسُولِ اللهِ وَآلِهِ أَوْلِيَاءِ اللهِ سِيَّمَا مَوْلَانَا بَقِيَّةُ اللهِ.
قَالَ اللهُ تَعَالَى:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرݧݩݩݩݩْضَ يَرِثُها عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(1)
مراسم شكوهمند تعظيم عيد بزرگ نيمه شعبان، ولايت يگانه منجي عالم، موعود انبيا و اوصيا و صفيّ انبيا، صاحب زمان و كهف امان، حضرت بقيّةالله - ارواح العالمين له الفداء - براي عموم شيعيان و دوستان
آن وليّ يزدان، فرصتي بسيار مبارك و ارزنده است كه در آن ضمن كسب شرف مشاركت در تجليل بزرگداشت اين زادروز
1) . انبياء، 105. «و بهراستي در زبور، پس از ذکر (تورات) نوشتهايم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث ميبرند».
عزيز و يومالله مبارك و حضور در مجالس روحاني و اجتماعات ولايي، نوراني و برنامههاي جشن و شادماني، وضع ارتباط معنوي با آن حضرت و مرتبة مطابقت و موافقت اخلاق، اعمال، رفتار شخصي و اوضاع اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي را با انتظاراتي كه آن برگزيدة خداوند متعال از شيعيان و دوستان خود دارند بررسي نمايند.
آن شخص و جامعهاي سعادتمند است كه در اين محاسبه و در تحصيل رضايت خاطر انور آن حضرت، موفّق باشد.
به اين مناسبت حقير براي كسب افتخار مشاركت در اين جشن مربوط به امام منتظر، حضرت وليّ عصر(علیه السلام) و توجّه به حقايق و معاني انتظار ظهور، اين چند كلمه را خدمت برادران و خواهران ايماني تقديم ميدارم.
اميد است انوار معاني آن، كه از مشكات قرآن مجيد و احاديث شريفه در لمعان است، بر نورانيت قلوب مؤمنين و مؤمنات بيفزايد.
عزيزان من! شما كه همهساله به افتخار شركت در مراسم اين جشن بزرگ نايل ميشويد و با چراغانيها، تزيين بازار، خيابان، مساجد و حسينيهها و تشكيل مجالس سخنراني و بيان فضايل و مناقب و انشا و انشاد و سرودن و خواندن اشعار و قصايد و مدايح، ولايت و ارادت خود را به آن آستان
فرشتهپاسبان، اظهار ميداريد؛ با ضيافتها، اطعام و تبريكات، بر نشاط روحي و ايماني خود و ديگران ميافزاييد؛ به شيعهبودن خود ميباليد و از
طول مدّت هجران و درد فراق ناله ميزنيد، اشك ميريزيد، آن حضرت را ميخوانيد و يا ابن الحسن، يا ابن الحسن ميگوييد.
بر همة شما درود و سلام و رحمت خدا باد! و اين شور و شوق و شعور و اين حال و اين احساسات و اين درك و آگاهي و سير در ملكوت ولايت، مبارك باد!
خداي را سپاسگزار و شاكر باشيد كه دلهاي شما را سرشار از معرفت امامزمان(علیه السلام) نمود و از مرگ جاهليّت نجات بخشيده و به سرمنزل حقيقت، ايمان و معرفت حجّت تامة بالغة دوران و كلمة كاملة باقية سبحان، هدايت فرموده است.
وظايفي را كه شما و هر مؤمن و مؤمنة منتظر ظهور و يومالموعود دارد، نصبالعين قرار دهيد و همة همّ و همّت خود را در انجام اين تكاليف، صرف نماييد.
عصر غيبت، عصر امتحان و آزمايش، عصر تمحيص و تخليص است.
سعادتمندان و مؤمناني را كه در ايمان، ثابتقدم ميباشند و در اين مكتب انسانساز غيبت، خود را ميسازند، حوادث گوناگون، فشارها و سختيها تكان
نميدهد؛ ايمانشان را متزلزل نميسازد و مانند كوه در برابر بادهاي تند و شديد، پايدار وبرقرارند و از افراد سستايمان و ضعيفالاراده، جدا و ممتاز ميگردند.
هرچه تمسّك به دين و دينداري دشوارتر شود و با انواع محروميتهاي ظاهري توأم گردد ايمان و تعهّد آنها قويتر ميشود و صدق و راستي احاديثي كه در آنها از وقايع دورة غيبت، شيوع بعضي معاصي و ملاهي و غنا و موسيقي، از وضع بعضي جوانان و بانوان، از اختلاط زن و مرد و امور ديگر خبر دادهاند بر ايشان روشنتر ميشود.
در آن شرايط برحسب بعضي روايات، تا آنجا نگهداري دين، سخت و دشوار ميگردد كه مانند نگهداشتن آتش در كف دست ميشود،(1)يا
چنانكه در حديث ديگر است:
«إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةً، اَلْمُتَمَسَّكُ فِيهَا بِدِيِنِهِ كَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ».(2)
در اين عصر غيبت، مردمان ثابتالايمان، ثواب كساني را دارند كه در پيش روي رسول اعظم اسلام(صلی الله علیه و آله)، با شمشير، جهاد مينمودند و
1) . احمد بن حنبل، مسند، ج2، ص390 – 391؛ مقریزی، امتاعالاسماع، ج12، ص335؛ هیثمی، مجمعالزوائد، ج7، ص281.
2) . ابنبابويه، الامامة و التبصره، ص126؛ کلینی، الکافی، ج1، ص335؛ مسعودی، اثباتالوصیه، ص267؛ صدوق، کمالالدین، ص346؛ فیض کاشانی، الوافی، ج2، ص405؛ حر عاملی، اثباتالهداة، ج5، ص54. «براي صاحب اين امر [امام مهدي×] غيبتي است و كسي كه بخواهد دينش را حفظ كند، مانند کسی است که دست خود را به خارهای درخت قتاد بکشد».
بهقدري بلندپايه هستند كه پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، ايشان را برادر خود خوانده و به ديدارشان برحسب احاديث، اظهار اشتياق فرموده است.(1)
مؤمنان به غيبت و حزبالله، منتظران حقيقي ظهور و حكومت جهاني اسلاماند كه در احاديث شريفه فرمودهاند:
«اُولَئِكَ هُمُ الْمُخْلِصُونَ حَقًّا وَشِيعَتُنَا صِدْقاً وَالدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ سِرّاً وَجَهْراً»؛(2)
طُوبَی لِلصَّابِرِینَ فِي غَیْبَتِهِ، طُوبَی لِلْمُقِیمِینَ عَلَی مَحَجَّتِهِمْ اُولَئِكَ وَصَفَهُمُ اللهُ فِي کِتَابِهِ وَقَالَ: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»(3)وَقَالَ: «أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(4)».(5)
1) . صفار، بصائرالدرجات، ص104؛ مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص123 – 124.
2) . صدوق، کمالالدین، ص320؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص50، بحرانی،مدینة معاجز الائمة الاثنیعشر×، ج4، ص320؛ مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص387. «به تحقيق ايشان مخلص بوده و از سر صدق و صفا شيعه ما و دعوتكنندگان به دين خدا در آشكار و نهان هستند».
3) . بقره، 3.
4) . مجادله، 22.
5) . خزاز قمی، کفایةالاثر، ص60؛ مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص306؛ قندوزی، ینابیعالموده، ج3، ص285؛ صافی گلپایگانی، منتخبالاثر، ج2، ص198 – 199. «خوشا به حال صابران در غيب او؛ خوشا به حال پرهيزکاران در طريقتشان؛ همانها که خداوند آنان را در کتاب خويش اينگونه وصف فرموده است: «کساني که به جهان غيبت ايمان آوردند» و فرمود: « آنان حزباللهاند؛ آگاه باشيد که بهراستي حزبالله، رستگارانند».
و برحسب حديث شريف:
«اَلْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنَا كَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ».(1)
مانند كسي هستند كه در راه خدا به خون خود غلتيده باشد.
اينها همه فضايل شما شيعيان، زنان و مردان منتظر و متعهّد و ملتزم به احكام و وفادار به امامزمان(علیه السلام) است؛ بههوش باشيد و از اين فضايل، پاسداري كنيد.
مبادا تحتتأثير تلقينات سوء و الفاظ فريبنده، مثل رفع تبعيض جنسي يا حكومت ملّي و مردمي، تسليم خود را به احكام الهي از دست بدهيد يا از تحت حكومت الله و حكومت قرآن و امامزمان(علیه السلام) خارج شويد.
حقوق بشر و حقوق انسانها و مرد و زن همان است كه خداي بشر، خداي زن و مرد، معيّن فرموده است؛ غير از آن، همه ضلالت، گمراهي، فساد و تباهي و سير بهسوي زندگي حيواني است.
هر زن و مرد و پير و جوان كه هركدام از احكام خدا را قبول نداشته باشد يا چون آن احکام، مخالف فرهنگ بيبندوبار غرب است، آنها را مناسب وضع زمان نداند، ايمانش مخدوش ميشود و به همين دليل در احاديث شريفه وارد است كه: «در عصر غيبت، شخص مؤمن در حال ايمان، صبح ميكند و شب ميكند درحاليكه از دين خارج شده است».(2)
1) . صدوق، الخصال، ص625؛ همو، کمالالدين، ص645؛ ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص115؛ فیض کاشانی، الوافی، ج2، ص422 – 423؛ مجلسی، بحارالانوار، ج10، ص104؛ ج52، ص123؛ ج65، ص61. «كسي كه منتظر امر ما باشد، مانند آن است كه در راه خدا به خون خود غلتان است».
2) . ابنحماد، الفتن، ص15، 23، 95؛ احمد بن حنبل، مسند، ج2، ص372، ص390 – 391، 523؛ ج3، ص453؛ ج4، ص277، 408، 416؛ ترمذی، سنن، ج3، ص330 – 331؛ ابویعلی، موصلی، مسند، ج7، ص252؛ ج11، ص396؛ طبرانی، المعجمالاوسط، ج2، ص380 – 3881؛ ج3، ص49، 156؛ ج5، ص29؛ هیثمی، مجمعالزوائد، ج7، ص281، 301، 304، 308 – 309.
بهخصوص به جوانان و بانوان، سفارش ميكنم كه مواظب باشند تا در مسائلي كه برخي ميخواهند احكام اسلام را با فرهنگ غرب، لاييك، لاديني و حكومت مردم بر مردم تطبيق و تأويل كنند به اشتباه نيفتند؛ اينها دورة جاهليّت ديگر را پيريزي مينمايند.
دورة غيبت برحسب روايات به درازا ميكشد تا حدّي كه حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) ميفرمايد:
«مَا أَطْوَلَ هَذَا الْعَنَاءَ وَأَبْعَدَ هَذَا الرَّجَاءَ».(1)
انسانها در مسير تحوّلات شگرف و تغييرات بنيادي، مكتبها و نظامهاي گوناگون را تجربه مينمايند و همه را براي تأمين سعادت عمومي بشر فاقد شرايط لازم مييابند و از برقراري قسط و عدل، عاجز و ناتوان ميبينند و هرچند عالم پر از ظلم و جور و فساد و ناامني و تباهي ميگردد، اما بهحكم: اَلشَّيْءُ إِذَا جَاوَزَ حَدُّهُ اِنْعَكَسَ ضِدُّهُ(2)، جوامع بشري براي برقرارشدن آن نظم الهي اسلامي و حكومت عدل واحد جهاني آماده ميشوند و با ظهور آن حضرت، جهان به نقطة كمال نايل ميشوند.
دوستداران آقا و منتظران ظهور! عصر غيبت، عصر عمل و كار، تحمّل مسئوليّت، انجام وظيفه و عصر مقاومت، حركت، استقامت، صبر و شكيبايي در امر دين است.
در ارتباط با تعظيم شعاير، اعلاي كلمةالله، با تبليغ اسلام، فراهمكردن موجبات استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي و رهايي از وابستگي به كفّار، شكوفايي علم و صنعت و بسط و نشر تعليم و تربيت، امر به معروف و نهي از منكر، تعاون بر نيكي و تقوا، رسيدگي به وضع مستمندان، قضاي حوايج نيازمندان، دستگيري از افتادگان، دفاع از مرزها و ثغور جغرافيايي وطن اسلامي و حدود فكري و عقيدتي، رفع بِدَع و رويارويي با اهل شكوك و شُبَه ومبارزه با مظاهر فساد و ملاهي و هتك احترام احكام الهي همه مسئوليم و همة مسلمانان متعهّدند و اين شما و همه شيعيان و منتظران ظهوريد كه بايد با كار و كوشش براي حصول اهداف اسلام تلاش نماييد.
مسلّماً بايد در برابر جريانهاي ضدّارزشهاي اسلامي موضعگيري مناسب و منطقي و مؤثر داشته باشيد.
در هر كاري كه وارد ميشويد، با هر حزب و جمعيّت همصدا ميشويد؛ با هر رأيي كه به صندوقهاي رأي ميريزيد، مسئولید و مسئوليّت شما در اين امور كه در نهايت، مربوط به كلّ جامعة اسلامي و مسلمانان ميشود، بسيار شَديد است.
خطّي كه بهعنوان خطّ روشنفكري و بيتعهّدي به سنن و مبادي اسلامي و تقليد از مكاتب و نظامهاي غربي ترويج ميشود بهسوي اسلام نيست و به خدا، قرآن و رضايت امامزمان(علیه السلام) منتهي نميشود.
اشتباه نكنيد؛ بهخصوص جوانان و بانوان، اين خطّ را بشناسيد كه خطّ استعمار، استضعاف و استكبار است؛ خطّ اختلاط زن و مرد، خطّ تغيير شخصيت و استقلال اسلامي جامعه و بيالتزامي به احكام خداست.
خطراتي كه جوامع اسلامي را تهديد كرده و تا حدّ زيادي، بسياري از جوامع را در ورطة ضعف و زبوني و اطاعت از كفار گرفتار كرده، شناسايي كنيد و نگذاريد جامعة ما و نسل جوان عزيز ما به آن مبتلا شوند.
عصر غيبت، عصر تكليف است؛ عصر اقدام و عمل، عصر اميد به آينده و پيروزي حقّ بر باطل است.
منتظر باشيد و عمل كنيد كه خداوند ميفرمايد:
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَری اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنونَ»(1)
وَالسَّلَامْ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللِه وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم 1418
لطفالله صافي(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«اَلسَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِىِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْاُمَمَ»(1)
سلام بر حضرت مهدى(علیه السلام)، موعود انبيا و خاتم اوصيا و مطلوب اصفيا، امام وقت و صاحب عصر، بقيّةالله فى الارضين، محبوب ملائكه مقرّبين، فاتح حصون مستكبرين، معزّالاسلام والمسلمين، نجاتبخش مقهورين و مستضعفين، مقصود از «فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»(2)و مصداق «وَ كُلَّ شَىْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ»(3)، نور ابصار سالكين، شمع محفل ارباب يقين، نخل بلند بوستان موحّدين، نهال برومند روضه «طه» و «يس»، دادگستر راستين، امين خدا و امان اسيران زمين، شرف اوليای صالحين، خلف انبيای مرسلين، قطب جهان و كهف حصين، غياث المضطرّ المستكين، حضرت حجّت، ولیّ عصر، ختم هشت و چار، عدل يزدان، نور تابان، رحمت پروردگار، غوث اعظم، فخر آدم،
پيشوای دينپناه، عِدل قرآن، روح ايمان، مِهر چرخ اقتدار، حافظ شرع
نبيّ، معنايی از «نَأْتِ بِخَيْرٍ»(1)آيت عظمي، جمالالله، فخر روزگار.
سَلَامُ اللهِ تَعَالَى عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ. ثُمَّ السَّلَامُ عَلَيْکُمْ يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ يَا أَيَّتُهَا الْفِئَةُ الْمُؤْمِنَةُ وَالْفِرْقَةُ النَّاجِيَةُ بُشْرَى لَکُمْ ثُمَّ بُشْرَى وَطُوبَى لَکُمْ ثُمَّ طُوبَى فَأَنْتُمْ فِئَةُ اللهِ تَعَالَى وَحِزْبُهُ وَالْفَائِزُونَ بِکَرَامَتِهِ وَالْمُتَشَرِّفُونَ بِوِلَايَةِ وَلِيِّهِ الَّذِي بُشِّرَ بِظُهُورِهِ الْاُمَمُ فُزْتُمْ وَاللهِ فَوْزًا عَظِيمًا هَنِيئًا لَکُمْ ثُمَّ هَنِيئًا لَکَمْ هَذِهِ السَّعَادَةُ العُظْمَى وَالدَّرَجَةُ الْکُبْرَى.
سلام بر ماه شعبان، سلام بر شب نيمة شعبان، سلام بر بامداد روز ميلاد، سلام بر آن مادرى كه پيامبران عالىقدر خدا، مردم را به نوزاد او بشارت دادند؛ سلام بر نرگس، ملكة عظمای جهان و سلام بر حضرت امام حسن عسكری(علیه السلام).
سلام بر شما شيعيان و منتظران ظهور، سلام بر عزيزاني كه ماه شعبان را گرامي ميدارند و زادروز حجّت خدا - ارواح العالمين له الفداء - را با شكوه و عظمت و شوق و ذوق استقبال میكنند و با مراسمی كه بر پا مىدارند، پايدارى، استقامت و ارادت خود را به آقا و مولايشان اعلام كرده، وفاداری خويش به اسلام و پاسدارى از ارزشها و سنّتهاى دينى و مذهبی را به دنيا نشان ميدهند و دشمنان را از اينكه بتوانند در اين صف منتظران بيداردل و مؤمنان غيرتمند و ملتزم به احكام اسلام،
رخنه نمايند، مأيوس ميسازند.
گوارا باد بر شما اين حُسن اعتقاد و قوّت ايمان ! گوارا باد بر شما اين
1) [1]. بقره، 106. «(هر آيهاي را كه نسخ كنيم يا فروگذاريم)، بهتر از آن يا همانندش را در ميان آوريم».
درك و فهم از انتظار ظهور! و گوارا باد بر شما اين شعور و احساسات!
شما گروه خدا و حزبالله حقيقي هستيد، بر راه و عقيده و روش خود استوار و ثابت باشيد و دين خدا را يارى كنيد و آقا و مولايتان را از خود، شاد و مسرور سازيد.
عزيزان دين و عزيزان خدا و جوانان اسلام و فرزندان قرآن! در اين عصر غيبت، در برابر اينهمه دشمناني كه ميخواهند به اسلام ضربه بزنند و در برابر اينهمه كيد و مكر و سياستهاى مكارانه و اينهمه هجوم فرهنگي و الحادى و اسلامزدايي و اين تبليغات شوم، شما جوانان غيرتمند مسلمان هستيد كه بايد از اسلام دفاع كنيد و اين توطئهها را بياثر سازيد.
تلاش دشمن اين است كه تعهّد ما را به احكام، كمرنگ و ضعيف سازد؛ آنها زن و مرد مسلمان، جوان مسلمان، دانشجوى مسلمان و مدرسه و دانشگاه مسلمانان را هدف قرار دادهاند و ميخواهند سنگرهاى
فرهنگي و علمي ما را تصرّف كنند و آن را از اسلام و از افتخار به گذشتههاى مسلمين خالي كنند؛ به اسم مليّت، قوميّت، تمدّن منهاى اخلاق و معنويات، و به بهانة حمايت از آزادى و عدالت، به نام دفاع از حقوق بانوان و روشنفكرى و بهانهها و عناوين فريبنده و گمراهكنندة ديگر، به معنويّت و اسلاميّت ما حمله ميكنند.
آنان از اين موج اسلامگرايي كه درياى متلاطم جامعة ميلياردى اسلام را فرا گرفته و زن و مرد را براى بازگشت به عزّت ديرين، بسيج كرده، كه در مثل كشور تركيه، باوجود ارتش لاييك و ضدّاسلام، آنگونه شخصيّت اسلامي خود را ابراز مىدارند، هراسناك ميباشند و از شور و شوقى كه در مسلمانان به حاكميت اسلام و بازگشت بانوان به حجاب و حشمت اسلامي ميبينند، به وحشت افتاده و در برابر مسلمانان بيدار و متعهّد از هيچگونه توطئه و تحريكي دست بر نميدارند.
تجديد قدرت اسلام در تركيه، فلسطين، الجزاير، ازبكستان، قرقيزستان، آذربايجان، چچن، داغستان و تاتارستان و ديگر نقاط جهان، خواب آرام را از دشمنان اسلام ربوده و تلاش ملل اسلامى براى پارهكردن زنجيرهاى سلطه و استكبار شرق و غرب، و اجتماع مسلمين در زير
لواى اسلام، آنها را سخت، پريشان ساخته است.
در اين شرايط حسّاس، وظيفة شما منتظران ظهور و شيعيان امام عصر(علیه السلام) مخصوصاً شما جوانان عزيز، بسيار حسّاس است.
اميد است كه همگان مسئوليّتهايي را كه در برابر اين تحريكات شوم و توطئههاى فرهنگي و سياسي داريم، درك كنيم؛ مواضع اسلامي خود را حفظ نماييم و ترقّي و تعالي جامعة اسلامي را در علم، صنعت، اخلاق و
فضايل و خودكفايي و بينيازى از بيگانگان، وجهة همّت قرار دهيم.
نگذاريم كه شخصيّت اسلامي ما را با گرايش بهسوى چپ و راست، ترويج فحشا و فساد، تأسيس مراكز لهو و لعب، اشتغال به كارها و سرگرميهاى عمر بر باد ده، همراه با تبليغ اختلاط زن و مرد و رواج موسيقي و ديگر ملاهي و مناهي تغيير دهند و به سرنوشت اندلس و اسپانيا گرفتار كنند.
همه بايد با زبان، با مال و با هر امكاني كه در اختيار داريم و با جهاد در سنگرهاى اسلام، از مرزهاى فكرى و عقيدتي اسلامي حفاظت كنيم و در نيمة شعبان اين مسائل را بررسي نماييم.
به اميد رشادتها و جوانمرديهاى جوانان غيور مسلمان و فرزندان عزيز اسلام و قرآن؛
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنونَ»(1)
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللِه وَ بَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم 1419
لطفالله صافى(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
جهان معاصر، جهان ترقّي فنون و صنايع، جهان ارتباطات، جهان آگاهي از ذرّات و مخلوقات مادّي كوچكتر از ذرّه تا بزرگترين كرات موجود است؛ در فضايي كه وسعت و بُعد آن را بشر تا حدّ ميلياردها سال نوري كشف كرده است.
جهاني كه هر بخش كوچك و بزرگ، هر موجود مرئي و نامرئي، هر انسان و حيوان، هر درخت و برگ درخت، هر شكوفه و ميوه، سنگ و سنگريزه، هر كوه و معدن، اقيانوس، دريا و رودخانه و هر جاندار دريايي، آسماني و زميني آن، خود جهاني بزرگ و حاوي خوّاص، عجايب و آيات بسيار است.
در چنين جهاني كه قلم بشر از توصيف واقعي آن ناتوان است و شمار و عدد حروف و كلمات بيحدّوحصر آن را، كه كتاب تكوين و
كتاب خلقت است، خالق قادر عالم چنين توصيف فرموده است:
«قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا»(1)
در چنين جهاني، بشر، مشكلات بسيار و بسياري را كه از ديرباز و روزگاران كهن، لاينحل باقي مانده بود، به نيروي علم و تحقيق و استعداد خداداد خود حل نموده است و از سوي ديگر به ابزارهاي خطرناك كشتارهاي جمعي و ويرانگر كه او را تهديد ميكند دست يافته؛ بهجاي اينكه سكون خاطر، آرامش قلب، اطمينان به آينده و علاقه به ادامة زندگي و بقا و حيات در او بيشتر شود، اين علايق و احساسات عالي در او ضعيف ميشود و چنين جلوه ميكند كه روبهزوال است و بهجاي اينكه نور اميد در باطن او روشنتر و پرفروغتر شود، به خاموشي گراييده است.
تفسيرهاي نوميدكننده از حيات و مكتبهاي مادّي، اين دستگاه عظيم و اين انسان و اينهمه نشانهها و آيات و اسرار بيشماري را كه در آن است، همه را پوچ و پوك جلوه ميدهند و جامعة انسانيت را با خطر بيقيدي و بيميلي جوانان و نسل آينده به حيات، مواجه ساخته است.
1) . كهف، 109. «بگو، اگر دريا براي [نوشتن] كلمات پروردگارم، مركّب باشد، بيشك آن دريا، پيش از به پايان رسيدن كلمات پروردگارم، به پايان ميرسد، ولو آنكه مددي همانند آن به ميان آوريم».
در اين ميان، بيعدالتيها، ظلمها، استكبار و استضعاف اقويا و دولتهاي بزرگ و بهاصطلاح ابرقدرت و بازيهاي سياسي و اقتصادي آنها و قرارگرفتن بخش بزرگ جامعة بشري در زير خطّ فقر و فشارهاي گوناگون و صرف صدها ميليارد دلار در راه تسليحات و دهها و صدها عوامل ديگر نيز كمك نموده تا مخصوصاً بشر را از اين نظاماتي كه بر معنويات اتّكا ندارند، و نسل جوان را به موادّ مخدّر و سرگرميهاي غافلكننده، گرايش داده است مأيوس مينمايد؛ تبليغات، روزنامهها، مجلّات و راديو و تلويزيونها و برنامههايي كه عرضه ميشود همه اين يأس و نااميدي را تقويت كرده و شعور انساني را تخدير نموده و فضايل و مكارم انسانيت، رحم، عاطفه و عدالت را بيقدر و اهميّت مينمايند.
با تمام پيشرفتهاي صناعي و با همة آشناييهايي كه به ظاهر فراهم است، اميد بشر به حيات و آرامش باطن، كمتر شده و روبهافول گذارده و دليل آن همين پناهندگي او به اعتياد و موادّ مخدر است كه نسل آينده را بدتر از ايدز تهديد مينمايد.
يكي از امتيازات بزرگ اديان الهي، اطمينان و آرامشي است كه در دلها ايجاد ميكنند و همه را به آيندة خوبتر و كمال بيشتر اميدوار ميسازند. دين اسلام اين خصيصه را در حدّ اعلا تبليغ كرده و بشر را
به آينده، اميدوار نموده، و عوامل يأس و نااميدي را از بين ميبرد و براي حيات و مصيبات و زحماتي كه بشر با آن دست به گريبان است، تفسير درستي ارائه نموده و همه را در مسير تعالي و ترقّي و كمال او معرّفي مينمايد؛ صداي روحبخش و دلنواز قرآن كريم که ميفرمايد:
«لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ»(1)
«وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللهِ»(2)
هر مسلمان مؤمن را بانشاط، اميدوار، آيندهنگر و مقاوم ميسازد و اين قرآن و هدايت قرآن است كه در يك آيه مثل:
«عَسَی أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَی أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ»(3)
به انسان چنان روحيّه ميدهد كه در موقف بسيار خطرناك، ايستادگي کند و پويا و پيشتاز به پيش رود.
اعادة حيثيت بشر معاصر، در بازگشت به دين، معارف صحيح و ديني و هدايتهاي وحياني است.
چنانكه همه ميدانند يكي از بشارتهاي اميدبخش كه همة اديان الهي، بلكه ساير اديان هم بر آن اتّفاق دارند، بشارت و مژده به دورة استقرار عدل جهاني و حكومت واحدة همگاني است؛ حكومت مسئولان و مديران شايسته و صالح، حكومت عبادالله و جامعة عبادالله، حكومتي كه رهبر آن پاكترين فرد انساني، صالحترين عبادالله و مؤيّد من عندالله و بقيّةالله و خلف و وارث برگزيدة انبياءالله و اولياءالله است.
دوره و عصري كه بركات و نعمتهاي ظاهري و باطني همه را شامل و به هم واصل باشد؛ فقر و زيردستي و زبردستي در آن نباشد؛ همهجا معمور، و همه خادم و مخدوم باشند، حكومت مهدي، موعود انبيا، قائم آل محمّد - صلوات الله عليهم اجمعين - و حكومت صاحبالامر و صاحبالزّمان است؛ حكومت آنكس كه:
«يَمْلَأُ اللهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً».(1)
حكومتي كه كتابهاي آسماني تورات، انجيل، زبور و قرآن مجيد برهان بزرگ و باقي و جاودان حقّانيّت رسالت همة پيغمبران بشريّت را به آن بشارت داده و اميدوار نمودهاند.
1) . مجلسي، بحارالانوار، ج36، ص316. «خداوند بهوسيله او زمين را از عدل و داد پر ميكند، هنگامي كه از ظلم و جور، پر گشته است».
حكومتي كه صدها آيات قرآن را تفسير ميكند و آياتي مثل:
«فَإِِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً»؛(1)
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ»(2)
و «وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»(3)
را حتمي و قطعي اعلام مينمايد.
همه بايد به اين آينده، اميدوار باشند؛ در انتظار آن دوره و آن عصر و آن ظهور كامل حقّ و عدل باشند؛ براي آن عمل كنند و حيات خود و همة انسانها را براي آن معاني بزرگ و هدفهاي ارزشمند بدانند.
اين ايمان كه «اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»(4)بدان تفسير شده، بسيار عالي، قوّتبخش، تحرّكآفرين و كوششزا و تلاشافزاست.
مثل اين آيه:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(5)
1) .انشراح، 5 – 6. «بيگمان در جنب دشواري، آساني است. آري، در جنب دشواري، آساني است».
2) . قصص، 5. «و ما ميخواهيم بر مستضعفان زمین منّت نهیم».
3) . نور، 55. «خداوند به كساني از شما كه ايمان آوردهاند و كارهاي شايسته كردهاند، وعده داده است».
4) . بقره، 3. «همان كساني كه به غيب، ايمان دارند».
5) . انبياء، 105. «و بهراستي در زبور، پس از ذکر (تورات) نوشتهايم كه زمين را بندگان شايستة من به ارث ميبرند».
در آيات قرآن، كه همه نور و شفا است و نورانيت خاصّ خود را دارد، هشدار ميدهد كه در هيچ شرايطي و در هيچ موقعيتي و هرچه اهل باطل و ظلم و زور، غلبه كنند عقبنشيني و رهاكردن سنگر اخلاص و سعي و عمل، جايز نيست؛ ضعف و سستي و نااميدي در قاموس انتظار و اميد، وجود ندارد.
بايد هميشه مثل اين روايت:
«لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَبْعَثَ فِيهِ رَجُلاً مِنْ اُمَّتي وَمِنْ أَهْلِ بَيْتِي يُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وظُلْماً».(1)
كه با كمال تأكيد، بشر را اميدوار ميكند و آن آينده را محقّق الوقوع اعلام مينمايد در برابر چشم انسانهاي فعّال، مبارز، جهادگر و پيشرو باشد.
در بين سخنان پرمعنا و جذّاب، نوشتهها، رسالهها و كتابهايي كه براي هدايت بشر و قوّت روح و مقاومت در برابر سختيها و براي ثبات، استقامت و پايداري او نوشته شده، سخناني كه پيرامون اين آيندة
1) . ماحوزي، الاربعين، ص208؛ ابنصباغ مالکی، الفصولالمهمه، ج2، ص1109 – 1110 (با اندک تفاوتي در عبارت). «اگر از دنيا حتّي يك روز هم باقي مانده باشد، خداوند آن روز را آنچنان طولاني ميكند تا مردي از امّت من و اهلبيتم برخيزد، كه نامش، همنام من است و بهوسيله او زمين، پس از آنكه از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد پر خواهد شد».
نوراني و آن شخصيّت بيمانند خدايي باشد و دلها را بهسوي او متوجّه نمايد، جلوه و جذّابيت و دلربايي خاصّ خود را دارد و همه چون
خود را نااميد و درهاي فرج و اميد را بسته ميبينند و نقطة اتّكايي در پيرامون خود نمييابند، ميخواهند از او بشنوند و از آن روزگار رهايي و خلاص، ياد كنند؛ اين كتابها را ميخوانند، ورق ميزنند، گريه ميكنند، ناله سر ميدهند و الغوث و الامان ميگويند.
به مكانها و مقاماتي كه به آن عزيز خدا انتساب دارد، علاقة ويژه نشان ميدهند.
در بين اشعار، اشعاري كه اين شور و شوق و اميد آنها را زياد كند، دلپذيرتر است و معنا و درسي كه از مثل اين اشعار ميگيرند، به نشاط و اميد آنها ميافزايد.
بايد اين مكتب براي بشر، براي زن و مرد، براي جوان و سالمند، براي همه تبليغ شود؛ همه را بايد اميدوار نمود تا فرهنگ انتظار، عمومي و همگاني باشد و ريشة يأس و نااميدي و خودكشي و بيتفاوتي و سير قهقرايي و سستي و گرفتاري به مواد مخدّر و ملاهي و مناهي خشكانده شود.
بايد همه بدانند و باور كنند كه تاريكيها برطرف ميشود، بهحكم:
«وَيَأْبَی اللهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ»(1)
نور حقايق، نور اسلام، نور ايمان، نور عدل، و نور علم و معرفت، كامل و سراسر جهان را فرا ميگيرد.
در احاديث شريفه است:
«إِنْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَفْضَلِ الْعَمَلِ».(2)
و
«أَفْضَلُ أَعْمَالِ اُمَّتِي إِنْتِظَارُ الْفَرَجِ».(3)
اين انتظار اميد است، نيروبخش است، حيات و نشاط و جهاد است، خمودي و خاموشي و افسردگي و ضعف و كمكاري و بيچارگي و سستي نيست. عمل براي خدا براي اعلاي كلمةالله براي خير و آسايش عبادالله و سير الي الله است.
1) . توبه، 32. «و خداوند جز اين نميخواهد که نور خود را کامل کند».
2) . بحرانی، مدینة معاجز الائمة الاثنیعشر×، ج4، ص320؛ صافی گلپایگانی، منتخبالأثر، ج2، ص216. «انتظار فرج، از بزرگترين اعمال است» .در برخی منابع «مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَجِ» آمده است. ر.ک: صدوق، کمالالدین، ص320؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص50، مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص387؛ ج52، ص122؛ صافی گلپایگانی، منتخبالأثر، ج2، ص207، 218؛ ج3، ص206.
3) .صدوق، کمالالدين، ص644؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج3، ص527؛ حر عاملی، اثباتالهداة، ج5، ص203؛ مجلسی، بحارالانوار،ج 50، ص 318؛ ج52، ص128؛ ج74، ص141. «بزرگترين جهاد امّت من، انتظار فرج است».
امروز جامعة ما، جوانان ما، همة ما، به آشنايي به اين مكتب، به ديدن اين مدرسة الهي محتاجيم، بايد معرفت خود را به امامزمان و وليّ دوران كامل و كاملتر كنيم.
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) ميفرمايد:
«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ ميتَةً جَاهِلِيَّةً».(1)
و درحديث ديگر است:
«فَلْيَمُتْ إِنْ شَاءَ يَهُودِيّاً وَإِنْ شَاءَ نَصْرَانِيّاً».(2)
اين تأكيد، بسيار هشداردهنده است، بايد امامزمان را بشناسيم، آيات و رواياتي را كه مربوط به آن حضرت است بخوانيم و مطرح كنيم؛ در منابر، در سخنرانيها و در مقالات اين مقوله را شرح و بسط دهيم. راجع به غيبت آن حضرت و خصوصيّات اين عصر و امتحانات و برنامههايي كه هست و تخليص و تمحيصي كه پيش ميآيد آگاه باشيم؛ بايد در حدّ توان به مقاصد آن حضرت، آشنا
1) .صدوق، کمالالدین، ص409؛ خزاز قمی، کفایةالاثر، ص296؛ ابنحمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، ص495؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج1، ص212؛ ج3، ص18؛ محدّث نوری، کشفالاستار، ص78 -79. «هركس بميرد، درحاليكه امام عصر خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلي مرده است».
2) . فخر رازي، المسائلالخمسون في اصولالدين، ص71، مسأله 47. «پس بمیرد؛ خواه یهودی بمیرد و خواه مسیحی بمیرد».
شويم، از صدها كتاب كه از پيش از ولادت آن حضرت تا زمان ما نوشته شده، بهره بگيريم.
در حديث است:
كه از حضرت سيّدالشهدا، امامحسين(علیه السلام) سؤال شد:
يَا ابْنَ رَسوُلِ اللهِ بِأَبِي أَنْتَ وَاُمِّي فَمَا مَعْرِفَةُ اللهِ؟
معرفت خدا چيست؟[يعني به چه چيز كامل ميشود؟]
فرمود:
«مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمْ الَّذِي یَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ».(1)
معرفت اهل هر زمان و عصر به امامشان معرفةالله است؛ چون بدون معرفت امام، معرفت خدا، چنانكه سزاوار است، فراهم نميشود.
«بِكُمْ عَبَدَ اللُه وَبِكُمْ عَرَفَ اللُه».
بايد اين فرهنگ امامشناسي كه تكميل خداشناسي، پيغمبرشناسي و اسلامشناسي است، در جامعه هرچه بيشتر ترويج شود.
قَالَ مَوْلَانَا الْإِمَامُ الْهِمَامُ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيُّ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرينَ وَخَلَفِهِ خَلِيفَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ صَلَوَاتُ اللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَخَلْقِهِ أَجْمَعِينَ:
1) . صدوق، عللالشرائع، ج1، ص9؛ ر.ک: کراجکی، کنزالفوائد، ص151؛ حلوانی، نزهةالناظر، ص80؛ مجلسي، بحارالانوار، ج5، ص312؛ ج23، ص83، 93. «معرفت اهل هر زمان و عصر به امامشان، معرفت خداست».
«وُلِدَ وَلِيُّ اللهِ وَحُجَّةُ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ وَخَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَخَمْسِينَ وَمِأَتَيْنِ عِنْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَأَوَّلُ مَنْ غَسَلَهُ رِضْوَانُ خَازِنُ الْجَنَّةِ وَجَمْعٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ بِمَاءِ الْكَوْثَرِ وَالسَّلْسَبِيلِ ثُمَّ غَسَلَهُ عَمَّتِي الْحَكِيمَةُ بِنْتُ الْإِمَامِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا(علیه السلام)».(1)
اينك كه ماه شريف و مبارك شعبانالمعظّم 1421 هجري قمري را در پيش داريم، ماهي كه مطلع و مشرق آفتاب جهانتاب وجود اقدس وليّ دوران و كهف امان، امام مبين و خلف صالح انبيای مرسلين و غياث مضطرّ مستكين، حصن حصين و ماء مَعين، حضرت بقيّةالله، صاحبالامر و غوثالدّهر، مولانا المهدي - ارواح العالمين له الفداء - است، در اين فرصت عزيز، و در اين ماه پربركت، مناسب است كه شيعيان و
1) . صافي گلپايگاني، منتخبالاثر، ج2، ص393 – 394. آقای ما امام بزرگوار ابومحمد حسن بن علی عسکری که درود خدا و پیامبران و فرشتگان و همه آفریدگانش بر او بر پدران پاکش و جانشینش، خلیفه خدای جهان باد فرمود: «ولیّ و حجّت خدا بر مردم و جانشین من پس از من در شب نیمه ماه شعبان سال دویستوپنجاهوپنج هنگام طلوع سپیدهدم از مادر زاده شد و اوّلین کسی که او را شستشو داد رضوان خازن بهشت و گروهی از فرشتگان مقرّب خدا بودند که آن جناب را با آب کوثر و سلسبیل شستند، سپس عمّهام حکیمه خاتون دختر امام محمد بن علیالرضا× او را شست».
دوستان و منتظران آن حضرت، دهة دوم اين ماه شريف را به نام نامي و اسم گرامي آن حضرت «دهة
مهدويت» نامگذاري كنند و با مراسم تجليل و تعظيم از اين ميلاد عظيم، ارادت و شدّت شوق و شور انتظار خود را اظهار نمايند و مجالس و محافل بزرگ پاك و منزّه از ملاهي براي ذكر فضايل و مقامات ملكوتيه و شئون قدسية آن حجّت خدا تشكيل دهند و خلاصه به سخنرانيها، نوشتن اعلاميّه و چاپ پوسترها، انتشار مقالات و طبع و نشر كتابها و برگزاري ميزگردها و هر كار و عملي كه جامعه را بيشتر با آن حضرت آشنايي ميدهد، اقدام نمايند و آن را بهعنوان يك سنّت حسنة بزرگ، باقي و برقرار بدارند كه همهساله اين دهة مباركه به نام «دهة مهدويت» مشحون به بركات و ظهور احساسات ولايي، براي همگان منبع كسب معارف و حقايق گردد.
اميد است شروع اين اقدام در شهر بزرگ و مذهبي اصفهان با آن سوابق درخشان علمي و ولايي و آن مردم عزيز و مؤمن و دلباخته اهلبيت(علیهم السلام) موجب اعلاي امرالله گرديده و خدمات همگان مقبول و مأجور باشد.
در خاتمه از خداوند متعال، تعجيل در فرج آن وليّ خدا و خاتم ائمّه هدي(علیهم السلام) را مسئلت مينمايم و با كمال ضراعت عرض ميكنم:
«اَللَّهُمَّ إِنَّ إِبْلِيسَ الْمُتَمَرِّدَ اللَّعِينَ قَدْ عَشَّشَ وَكَثُرَتْ جُنُودُهُ وَازْدَحَمَتْ جُيُوشُهُ، وَانْتَشَرَتْ دُعاتُهُ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ، اَللَّهُمَّ طَهِّرْ بِلَادَكَ مِنْهُمْ وَابْسُطْ عَدْلَكَ، وَأَظْهِرْ دِينَكَ، وَقَوِّ أَوْلِيَاءَكَ، وَأَوْرِثْ دِيَارَ
إِبْلِيسَ وَدِيَارَ أَوْلِيَائِهِ أَوْلِيَاءَكَ».(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَ وَلِيِّكَ وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.(2)
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم 1421
لطفالله صافي(3)
1) . مجلسی، بحارالانوار، ج99، ص70. «خداوندا! ابلیس سرکش ملعون لانه نهاده و لشکرش زیاد شده و سپاهش افزون گشته است و دعوتکنندگان بهسوی او در اطراف زمین پراکنده شدهاند، خداوندا شهرهای خودت را از وجود آنان پاکسازی کن و عدل و داد خودت را بگستران، و دین خودت را آشکار ساز، و دوستان خودت را نیرومند فرما، و دیار ابلیس و دوستانش را برای دوستانت به ارث بگذار».
2) . خدایا بر محمّد و آل محمّد درود فرست و در فرج پیروزی ولیّ خودت عجله کن و او را بهخوبی یاری فرما و ما را از یاران او قرار ده. تو قبولکننده و شنونده دعا هستی و آخرین خواستهها شکر و ستایش پروردگار عالم است.
3) . پيام به مکتب امید و انتظار به مناسبت نيمة شعبانالمعظم 1421 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللهِ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْمَهْدِيُّ الْمُنْتَظَرُ يَا مُنْقِذَ الْبَشَرِيَّةِ مِنْ مَظَالِمِ الْمُسْتَکْبِرِينَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْكَ وَعَلَی آبَائِكَ الطَّاهِرِينَ.
ای نجات بشر از ظلم و ستم
قطب عالم سر وسالار امم
مهدی آل نبی غوث زمان
حافظ دين خدا جان جهان
ما همه عاشق رخسار توايم
بیخود از خويش گرفتار توايم
بر تو از جانب خلّاق ودود
باد انواع تحيّات و درود
در آيات کريمه و احاديث شريفه براي انتظار ظهور مهدي آل محمد- صلوات الله عليهم اجمعين- حضرت بقيةالله في الارضين- کحّل الله ابصارنا بتراب مقدم خوّاصه و اوليائه- فضائل و ثواب بسيار بيان شده است تا حدي که آن را افضل اعمال و منتظران حقيقي را افضل از اهل هر زمان شمردهاند و به:
«أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(1)
و
«اَلْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ».(2)
توصيف فرمودهاند.
سنّت حسنه برگزاري مراسم عيد سعيد ولادت آن وليّ دوران و صاحب جهان و تشکيل مجالس جشن و محافل تبريک و تهنيت و ذکر و دعا و سخنراني و شعر و مديحهخواني در اين ايّام خجسته نيمه شعبان از فرصتهاي بسيار عزيز و مغتنمي است که بايد از آن براي تبليغات اسلامي و امامشناسي و مخصوصاً بررسي روحية انتظار و ارزش شأن و هويّت ولایي و اسلامي جامعه به حساب و رسيدگي بنشينيم و سير شخصي خود و عمومي جامعه را در رشتههاي متعدد از اخلاق و نظام و سياست و اقتصاد و کمالات انساني و اسلامي و ترقّي علمي و نيز نقاط ضعف و قوت را، بدون هيچ غرض شخصي، بررسي کنيم تا اگر دانستيم در جامعه ما موجباتي که سبب نگراني و رنجش خاطر انور آن حضرت ميشود وجود دارد، خود و جامعه را اصلاح و
آن موجبات را برطرف سازيم؛ بديهي است اين موضوع بسيار مهمّي است که نبايد درضمن اين برنامه مقدس و نوراني از آن غفلت شود.
جامعه منتظر جامعه اسلام ناب پيرو ولايت اهلبيت(علیهم السلام) اسلام شعار، اسلام نظام، اسلام انديشه و اسلام هويّت و شخصيّت است؛ از هر سو و هر طرف به اسلام منتهي ميشود و مشروعيّت هر برنامه و هر اقدام و هر نمايش و همايش را با هدايتهاي اسلام ميسنجد.
جامعه منتظر و منتظران به جاهليّتهاي پيش از اسلام نه فقط افتخار نميکند بلکه پيوند خود را با آنها بريده، غير قابل وصل و همه را بازگشت به عقب و قهقري ميداند.
جامعه منتظر، تمدّنش اسلامي و برگرفته از قرآن مجيد و بر اساس:
«...تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا ... »(1)
و «لَا فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلَی عَجَمِيٍّ»(2)
و هدايتهاي وحياني و قرآني است.
1) . آل عمران، 64. « بگو: «اي اهل کتاب! بياييد بهسوي سخني که ميان ما و شما يکسان است؛ که جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم؛ و بعضي از ما، بعضي ديگر را (غير از خداي يگانه) به خدايي نپذيرد».
2) . کراجکی، معدنالجواهر، ص21؛ اميني، الغدير، ج6، ص187. «هيچ فضيلتي براي عرب بر عجم وجود ندارد».
جامعة منتظر، زنده، قوي و قدرتمند، شجاع، صادق، خودکفا، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»(1)
و «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ»(2)است.
در جامعة منتظر، زن و مرد، مسلم و مسلمه، مؤمن و مؤمنه، منتظر و منتظره باهم در تشکيل هويّت اسلامي تشريک مساعي دارند. در اين جامعه، بانوان کرامت ويژه و خاص دارند و با مردان بيگانه اختلاط ندارند.
جامعة منتظر، جامعة حجاب و عفّت و پارسايي و پرهيز از ملاهي و مناهي است.
اينها و دهها ويژگي پسنديدة ديگر از امتيازات جامعة منتظر ظهور است. البتّه هرچه روح انتظار در جامعه بيشتر دميده شده باشد، اين امتيازات در آن ظاهرتر است.
حقير در اين بيانيه نميخواهم حسناتي را که - الحمدلله - به برکت مکتب نوراني اسلام و همچنين مکتب سازندة انتظار در جامعه وجود دارد، کمارج و کمارزش بدانم يا - العياذ بالله - عنوان جامعه منتظر را بر اين جامعهاي که به هويّت انتظار آن موعود بزرگ انبيا افتخار ميکند،
صادق ندانم. هرگز، هرگز، اينهمه ابراز احساسات، اينهمه زحمات و خدمات، اين همه اظهار علاقه، اينهمه شور و شعور جوانان در مراسم نيمه شعبان و فرصتهاي ديگر همه جلوه و نمايش روح انتظار است. همه منتظرند؛ امّا ميخواهم به خودم و همگان هشدار دهم که جامعه منتظر بايد بهتر و کاملتر از آنچه هست، باشد؛ برنامههايش صحيحتر باشد؛ صداوسيما و روزنامه و مجلّات و مجالس و همايشها و نمايشهايش بايد در مسير انتظار باشد. خطّ غربگرايي و تضعيف استقلال اسلامي بايد منفور باشد. بايد تمسّک تامّ و تمام به هويّت اسلامي افتخار، و گرايش به بيگانگان ننگ و عار باشد.
اگر شئون و شخصيّت اسلامي و شعائر اسلام و احکام اسلام در جامعه کمرنگ شود و مورد اهانت قرار بگيرد، يقيناً کسي که از هرکس بيشتر نگران و آزردهخاطر ميشود، شخص شخيص آن وليّ اعظم خدا است.
در گرو تلاش برای رفع معایب و نواقص عزيزان، برادران، خواهران، سروران خودم، نميخواهم روي موارد انگشت بگذارم و گلهها و کاستيهايي را که هست مطرح کنم؛ امّا ميدانم و شما هم بيشتر ميدانيد که چه کارها و اعمال ما، قلب مبارک آن قلب عالم امکان را آزرده ميسازد. اگر ميخواهيم آن وليّ خدا از
ما راضي و خشنود باشند، بايد در کاستيها و کمبودها بينديشيم و براي رفع معايب و نواقص کمر همّت بنديم اينهمه اسراف و تبذير، اينهمه افراط و تفريط، اينهمه اختلاف طبقاتي و فقر و پريشاني شايسته جامعة منتظر نيست. اميد است همه و هرکس به سهم خود، براي متجلّيشدن جلوههاي جامعة منتظر، آنچه در توان دارند به کار گيرند؛ و باز هم تأکيد ميکنم همه، بهخصوص جوانان عزيز، بر شخصيّت و هويّت اسلامي که در معرض هجوم دشمنان اسلام و هدف نقشههاي
سياسي و حتّي بهظاهر خيرخواهانة آنها است، تأکيد داشته باشند؛ بر استقامت ديني و استقلال اسلامي خود ثابتقدم برقرار و پايدار باشند و به نصر خدا و پيروزي اسلام اميدوار باشند.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
دوازدهم شعبانالمعظم1422
لطفالله صافی(1)
1) . پیام به جامعه منتظر به مناسبت نیمه شعبانالمعظم 1422ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
جناب مستطاب آيتالله آقاي حاج سيد ابوالحسن مولانا و برادران عزيز و گرامي اعضای محترم ستاد بزرگداشت نيمه شعبان - زيدت توفيقاتهم الشريفه - با اعلام وصول نامه تبريک، عيد سعيد ولادت حضرت غوث زمان و کهف امان بقيةالله و وليّه و حجته مولانا المهدي - ارواح العالمين له الفداء - را نخست به پيشگاه ارواح طيّبه طاهره انبيا و اوليا خصوصاً حضرت خاتمالانبيا و حضرات ائمّه هدي(علیهم السلام) مبشّران وجود و ظهور موفورالسرور آن حضرت و به فرشتگان مقرّب الهي و ملأ اعلي و سپس به عموم شيعيان و مسلمانان و همه انسانهاي عدالتخواه و ستمستيز تبريک عرض ميکنم و به عزيزاني که در اين ايّامالله و گرامي داشت سالروز مبارک آن ذخيره يگانه الهي احساسات ديني و ولايي خود را اظهار و مجالس و برنامههاي نيمه شعبان اين شعار بزرگ و آموزنده و بيدارساز و آگاهيبخش را با شکوه و عظمت بر پا ميدارند
و با ناحيه اقدس آقا و مولاي خود تجديد عهد و ميثاق مينمايند شادباش عرض مينمايم. حقير از
اعضای محترم ستاد بزرگزاري جشنهاي نيمه شعبان مسجد مرحوم آيتالله انگجي و هيئتها و جمعيتهاي اسلامي و عموم اهالي محترم شهر مذهبي تبريز که با شعور و احساسات زنده همواره در تجليل و تعظيم شعائر ديني و حفظ هويت اسلامي و پاسداري از احکام نوراني اسلامي، مساعي جميله و جليله دارند بسيار تقدير و تشکر مينمايم و براي همگان توفيق کسب رضا و خشنودي آن امام مبين را مسئلت نموده و اميدوارم از امتحانات و آزمايشهايي که در عصر غيبت پيش ميآيد همه سربلند و موفق بيرون بيايند و خدمات و زحمات آن عزيزان مقبول و مشکور باشد.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
سیزدهم شعبانالمعظم 1422
لطفالله صافی(1)
1) . پیام به ستاد بزرگداشت مراسم نیمه شعبانالمعظم مسجد آیتالله انگجی تبریز، 1422ه.ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی:
« كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ»(1)
برحسب آنچه از آيات قرآن کريم، و روايات شريفه استفاده ميشود، استعلا، استضعاف و استکبار در جهت مخالف با اهداف خلقت انسان و از پديدههاي غيراصلي و حاصل طغيان بشر و مخالفت با فطرت است. به مقتضاي آيه کريمه « كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً...»بشر، امّت واحده است؛ استعلا و استضعاف باعث تفرقه، اختلاف و خروج از حدّ اعتدال و مخالف خواستهاي حقيقي فطرت است.
1) . بقره، 213. «مردم (در آغاز) يک دسته بودند (و تضادّي در ميان آنها وجود نداشت؛ بهتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادّهايي در ميان آنها پيدا شد (در اين حال) خداوند پيامبراني برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و کتاب آسماني که بهسوي حقّ دعوت ميکرد بر آنها نازل نمود تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند داوري کند».
بعثت پيغامبران با نويد و هشيار و بشارت و انذار و نزول کتابهاي آسماني و قوانين الهي، براي حکم در اختلافات بهمنظور حفظ اين وحدت و نهادينهکردن آن و محکومکردن استضعاف و استعلاست.
پديدة استضعاف، انحرافي است و همواره در تاريخ انسانيت در کمون و ظهور بوده و عوامل خاصّ، آن را پديد ميآورد؛ پديدهاي منفور و تحميلي بر وجدان انسان و مانند پديدههاي شوم ديگر عارضي؛ اما چون سير آن خلاف مسير جهان و حرکت دوران و زمان است، سرانجام از جلورفتن و رسيدن به پيروزي نهايي ناتوان، و مقهور سير سالم و اصلي ضدّاستضعاف ميگردد:
«وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبْدِيلاً»(1)
برحسب آيات قرآن مجيد و روايات، سرانجام، امّت واحدة جهاني و خالص از استضعاف برقرار ميشود که در آن اگرچه تفاوتهايي که لازمة تمدّن صحيح است و بدون آن تمدّن و تعاون و تعامل، امکانپذير نيست نقش سازنده دارد، استکبار و استغصاب، موضع و نقشي ندارد و منتهياليه سير جوامع انساني (پس از تجربههاي بسيار و گذشت از فرازونشيبهاي بيشمار و پشت سر گذاردن مکتبهاي گوناگون
مادّي) جامعة الهي خواهد بود.
1) . احزاب، 62. «و براي سنّت الهي هيچگونه تغييري نخواهي يافت».
اين رويداد و اين روز نو و اين عصر عدل و اين جامعه و امّت واحده و دولت کريمه و اين دور انقراض استضعاف و زورمآبيها را قرآن مجيد در آيات متعدّد، نويد داده است و پيامبران از آن خبر داده و در کتابهاي گذشته مثل تورات و انجيل و زبور اين سنّت الهي ثبت و مکتوب شده است.
روايات متواتر بر اين حقيقت تأکيد دارند، که با ظهور حضرت مهدي - ارواح العالمين له الفداء - آن امام مبين و خلف انبيای مرسلين و همنام و همکنية حضرت خاتمالنبيّين - صلوات الله عليهم اجمعين - حکومت عدل و جهاني برقرار و به قدرت خدا، و به دست آن عزيز خدا، مشارق و مغارب زمين مفتوح، و پرچم توحيد و تکبير به اهتزاز درآمده، علم و عدل و قسط در همهجا حاکم، و جهل و ظلم و جور و استضعاف، محکوم ميگردد.
در بيان اين معاني همان آية کريمه:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(1)
و همان بيان معجزنظام و قاطع قرآن ناطق، اميرالمؤمنين(علیه السلام) کافي است
1) . قصص، 5. «و ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم».
که فرمود:
«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وُلْدِهَا. ثُمَّ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ ««وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ...»».(1)
روزي که به پيروزی و ظفر
رايات فرازد، به فَرَقدانژ
روشن کند از نور خود، زمين
با رايت عدل آيت امان
انگشتری مصطفی به دست
شمشير علی بسته بر ميان
آيد ز پی خدمتش فرود
آن روز مسيحا ز آسمان
خاصّان خدايش ز شرق و غرب
تازند به خدمت يکان يکان
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَمُقَوِّيَةِ سُلْطَانِهِ.
لطفالله صافي(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللُه تَعَالَی:
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَی اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنونَ»(1)
با تقدير و تشکر از برگزارکنندگان عزيز و موفّق اجلاس يکروزة «مهدويت و آيندة بشريّت» ويژة اساتيد محترم دانشگاههاي آزاد اسلامي منطقة 3.
اميد است حاصل اين اجلاس که - انشاءالله تعالي - با حضور نخبگان و انديشمندان و شخصيّتهاي علمي حوزه و دانشگاه و ديگر اقشار آگاه و مشتاق، برگزار ميشود، موجب ارتباط بيشتر همگان با آستان فرشتهدربان، آن وليّ دوران و قطب عالم امکان - ارواح العالمين له الفداء - گردد. بديهي است اختصاص يک روز و يک جلسه و يک سال و بيشتر
پيرامون اين موضوع بزرگ و کثيرالجوانب و مفصّلالابعاد هرچه هم عميق برگزار شود، حاصل آن اندکي از بسيار نخواهد بود:
1) . توبه، 105. «و بگو كارتان را بكنيد، بهزودي خداوند و پيامبر او و مؤمنان در كار شما خواهند نگريست».
«قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَاداً لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً»(1)
در عصر حاضر، امامزمان، حضرت صاحبالامر(علیه السلام) کلمةالله العظمي و اسم اعظم الهي است.
موضوع ظهور مصلح آخرالزّمان از زمانهاي آسماني بسيار دور و کهن، در زمان انبيا و حتّي مکتبها و مذاهب ديگر مطرح بوده است و کتابهاي آسماني مثل تورات و انجيل و زبور به آن بشارت دادهاند و قرآن کريم، اين يگانه سند باقي وحي و برهان حقّانيّت همة پيغمبران خدا و حجّت خاتميت دين اسلام، نيز در آيات متعدّد، جامعة بشريّت را به آن نويد داده و در انتظار آن آيندة پاک و پر از نور، علم، آگاهي، بيداري و عدل و قسط قرار داده است و احاديث بسيار معتبر که قبل از ولادت حضرت وليّ عصر - اروحنا له الفداء - در تأليفات محدّثين نامدار ثبت و روايت شده است آن موعود انبيا و آن مصلح بزرگ جهاني را به حَسَب و نسب و نام و نشان معرّفي نمودهاند.
اجلاس يکروزه، اگرچه در برابر اقيانوس بيکران، قطرهاي از درياست، اما در ذات خود اگر يک دقيقه هم باشد ارزش و گرانسنگي معنوي آن از کوهها بزرگتر است.
1) . کهف، 109. «بگو اگر درياها براي نوشتن کلمات پروردگارم مرکّب شود، درياها پايان ميگيرد پيش از آنکه کلمات پروردگارم پايان يابد؛ هرچند همانند آن درياها را کمک آن قرار دهيم».
حقير اين روز و اين حضور و اين اقدام را بزرگ ميشمارم و با تواضع کامل به همة شرکتکنندگان سلام و تبريک عرض مينمايم. خداوند متعال همگان را در راه شناخت معارف اسلام و عمل به احکامالله که يگانه درمان دردهاي بشريّت متحيّر زمان است موفّق فرمايد.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ مَوْلَانَا صَاحِبِ الْعَصْرِ وَالزَّمَانِ وَاجْعَلْنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ وَمُقَوِّيَةِ سُلْطَانِهِ وَالرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ. آمِّينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به اجلاس مهدويت و آيندة بشريّت، اساتيد دانشگاه آزاد اسلامي، منطقه 3.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»(1)
يأس و نوميدي يکي از عوامل مهمّ بازدارندة افراد از کار و تلاش و پيگيري و تعقيب مقاصد و مطالب است، بسيار و بلکه بيشتر اشخاصي که در زندگي و نيل به خواستههاي خود شکست خوردهاند، در اثر نااميدي و قبول شکست بوده است.
تأمّل در تاريخ رجال موفّق، نشان ميدهد که رمز مهمّ پيشرفت آنان، نااميدنشدن و اميدواري به موفّقيت بوده است؛ از آن روزي که اسلام تنها با شخص پيامبر و اميرالمؤمنين و خديجه(علیهم السلام) بود تا فتح
1) . يوسف، 87. «پسرانم برويد و از يوسف و برادرانش جستجو کنيد و از رحمت خداوند، مأيوس نشويد که تنها گروه کافران از رحمت خداوند مأيوس ميشوند».
مکّه و سپس فتوحات ديگري که نصيب مسلمانان در شرق و غرب جهان شد، همواره در غزوات و جنگها، و در شدّتها و سختيها، نويدها و وعدههاي حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) که اين دين به پيش ميرود و صيت و صوت آن جهانگير ميشود، و به هر نقطهاي که شب يا روز به آنجا رسيده باشد، ميرسد نگهدار قلوب مسلمانان بود؛ چنانچه نويد به اينکه دين حقّ اسلام بر کلّ اديان، ظاهر و غالب ميشود و در تأکيد بر وقوع اين غلبة جهانگير که به دست حضرت وليّ عصر صاحبالامر - ارواح العالمين له الفداء - صورت وقوع مييابد فرمودند:
«اگر از دنيا فقط يک روز باقي بماند خدا آن روز را آنقدر طولاني مينمايد تا آن شخصيّتي که همنام پيغمبر و از فرزندان پيغمبر(صلی الله علیه و آله) يعني علي و زهرا(علیها السلام) است ظاهر فرمايد و بهوسیله او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد».(1)
اين نويد، مسلمانان را در انتظار آينده و روز خلاص و نجات گذارده تا با ايمان به اين حقيقت، در هر عصر و زمان و تحت هر
1) . مفید، الارشاد، ج2، ص340 – 341؛ فتّال نیشابوری، روضةالواعظین، ص261؛ سيوطي، الجامعالصغير، ج2، ص438؛ ما حوزي، الاربعين، ص208. (با اندک تفاوتي در عبارت).
شرايطي، دست از اسلام نکشند؛ به عقب باز نگردند؛ به چپ و راست متمايل نشوند و انتظار آن روز را از افضل اعمال بلکه افضل از جهاد بدانند؛ انتظار هم جهاد است و هم استقامت است؛ هم صبر و مقاومت است؛ هم عمل است و هم حرکت است و هم عبادت.
مظاهر آن در اعتقادات، معرفت به خدا، معرفت نبوّت و نبوّت ختميه و معرفت به امامت و مخصوصاً امامت امامزمان و معرفت و ايمان به معاد و ساير عقاید حَقّه است.
اين معارف و اين عقاید همه اميدبخش و نشاطآفرين است؛ قلب را نوراني مينمايد و عقبگرد و واپسگرايي و نااميدي را از ميان ميبرد.
اين نگاه به آينده، و اميد به وعدههاي قرآني و سنّت غير قابل تغيير الهي، مثل نصوص:
«لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ»؛(1)
«وَيُرِيدُ اللّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ»؛(2)
«يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»؛(1)
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»(2)
و آيات متعدّد ديگر همه نگهدارندة شيعيان در مواضع ولايي و ايماني و استقامت و مقاومت در دورانهاي حکومتهاي بنياميّه و بنيعبّاس و ستمگران بيباک تاريخ بوده است.
در همين يکصد سال اخير، در دوران ديکتاتور خونخوار و بيسوادي مثل رضاخان، آنهمه شدّت و اِعمال زور، ارعاب، حبس، شکنجه و کشتار براي نفي هويّت اسلامي جامعه، صورت گرفت و سياستهاي مزوّرانهاي به اسم روشنفکري و اصلاحطلبي و ترقّي و آزاديخواهي و تقليد از غرب اجرا شد که حتّي جشنها و چراغانيهاي نيمه شعبان را تعطيل کردند اما آنچه بحمد الله هويّت اسلامي و مذهبي اين جامعه را نگاه داشت همان ايمان به ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) بود و اينهمه از برکات همين عقيده به مهدويت بود و اينکه آينده براي قرآن، اسلام و براي ظهور و حکومت و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) است.
در حال حاضر نيز به فضل خدا با همين ايمان و عقيده به مهدويت در برابر دشمناني که محو اسلام را وجهة نظر قرار دادهاند در حفظ
همة مواضع به شرط التزام به احکام اسلام و بيروننرفتن از خطّ هدايت اهلبيت(علیهم السلام) پيروز خواهيم بود. انشاءالله تعالي.
وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَقَرِّبْ زَمَانَهُ، وَاجْعَلْنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ، آمِّينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.
لطفالله صافي(1)
1) . تاریخ این پیام مضبوط نيست.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی:
«وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ * وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»(1)
با عرض سلام و صلوات به درگاه ملازمان آستان فرشتهپاسبان وليّ دوران و كهف امان، خلف انبيای مرسلين، خاتم خلفای مرضيّين، مقصود از:
«فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»(2)
مصداق:
«وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ»(3)
حصنالله الحصين و فاتح حصون مستكبرين، منجي محرومين و مستضعفين و نور قلوب مؤمنين، حجةالله الطّاهرة و کلمته التامّة و يدالله الباسطة وعينه الناظرة حضرت بقيّةالله مولانا و مولي الخلائق اجمعين الامام الامين المؤتمن الحجة بن الحسن العسكري - ارواح العالمين له الفداء -.
صميمانهترين سلام و تبريكات و خالصانهترين شادباشها را به مناسبت خجسته ايّام مهدويه به حضور شريف و مبارك شيعيان و منتظران ظهور عدل جهاني و حكومت عالمي اسلامي، حكومت حَقّه الهيه، بهويژه عزيزاني كه در اين ايّام فرخنده با شعار اظهار ولايت و برگزاري مراسم، عهد و ميثاق خود را با آن حجّت يگانة خدا تجديد و بر تعهّد خود در عمل به احكام نوراني اسلام و پاسداري از هويّت ديني تأكيد مينمايند و حضور و استقامت خود را در سنگر ياري دين و امر به معروف و نهي از منكر و دفع بِدَع مبدعين، ابزار ميدارند.
هُمْ أَنْصَارُ اللهِ وَأَنْصَارُ رَسُولِهِ وَأَنْصَارُ وَلِيِّهِ، هُمُ الْمُؤْمِنُونَ الْمُخْلَصُونَ، وَهُمْ حِزْبُ اللهِ الْفَائِزُونَ، وَاُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَاُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
پس از اين عرض سلام و تبريك، موقع را براي توجّه و رسيدگي به مسئوليّتهاي زياد و تكاليف بزرگي كه اوضاع و احوال عمومي كل جهان و عامّة مسلمانان و اوضاع خاصّ شيعيان و مردم اين مملكت،
بر دوش همه گذارده غنيمت دانسته، خودم و همگان را به التزام به اسلام و حفظ هويّت اسلامي دعوت مينمايم و يقين دارم كه مسئوليّت بيتفاوتبودن نسبت به خطراتي كه از جانب دشمنان خارج و داخل، احكام خدا و هويّت ما را از زن و مرد تهديد مينمايد و نينديشيدن و چارهجويي و مدافعهنكردن، بسيار شديد است.
عزيزان من، برنامههاي تجليل و تعظيم در عيد بزرگ نيمه شعبان، هرچه باشكوهتر انجام شود، سزاوار و شايسته و بايسته است؛ نيمة شعبان، شعار الله، شعار دين و ولايت، روز خدا و روز اميد بشر و نويد فتح، ظفر، خلاصي، نجات، عدالت و رستگاري است.
اما اين برنامهها و شعارها مثل ساير مراسم و شعاير و پديدههاي اين عالم، مركّب از ظاهر و باطن، صورت و معنا، و جسم و روح است؛ ظاهر، صورت و جسم آنها همين چراغانيها، جشنها، مديحهسراييها، مديحهخوانيها، اجتماعات و محافل و مجالس و فريادهاي تكبير و تهليل و
صلوات است كه همه شورانگيز، روحبخش و حركتآفرين است و باطن و معنای اين مظاهر هم دعوتها و پيامهايي است كه خطاب به همگان دارند؛ پيامهايي سازنده، هدايتبخش، عزّتآفرين؛ پيامهايي برگرفته از قرآن كريم و احاديث شريفه؛ اين پيامها را بايد
درضمن انجام اين برنامههاي ايّام مهدويه دريافت كنيم و از اين ظواهر به حقايق عالي و شعور و بيداري كامل برسيم.
پيامها هم فردي و راجع به خود اشخاصي است كه در اين مراسم حضور و شركت مييابند، و هم راجع به جامعة شيعه و مسلمانان جهان است و هم مخاطبش كل دنيا و همة مردم جهان و مخصوصاً مستكبران و زورگويان است.
همة اصناف و اقشار، علماي اعلام، زعما، حوزههاي علميّه، وعّاظ و طلّاب، دانشگاهيان، استادان، دانشجويان، نويسندگان، صدا و سيما، ارباب قلم و روزنامهها، نشريات و مجلّات، بازرگان، كشاورز، صنعتگر، همه بايد پيامهاي اين عيد سعيد را در ارتباط با وظايف شخصي و اجتماعي و سياسي خود دريافت دارند و به گوش دل نداي آقا و مولاي خود را كه سخت نگران احوال و اوضاع است، بشنويم.
آن حضرت از شيوع مفاسد، از مراكز فساد و از فرهنگسراها و ارگانهاي هنري و موسيقي، از ابتذالي كه بانوان را به آن دعوت مينمايند، از گرايش آنها به ترك چادر، از شركت آنها در بعضي از مسابقات ورزشي و عواقب سويي كه اين امور دارد، از همه نگران ميباشد.
پيام اين مراسم عزيز اين است:
مسلمانان و شيعيان! همه هشيار باشيد؛ مسئوليّتها را درك كنيد،
جريانها، اوضاع و احوال را زير نظر داشته باشيد؛ از حركتها و توطئههاي دشمنان؛ غافل نباشيد، فريب تبليغات مسموم را نخوريد؛ به پيش برويد؛ در علوم و فضايل و صنعت، پيشگام باشيد؛ در تحقيق، اكتشاف و ابتكار براي امّت اسلام، عزّتآفرين باشيد. استقلال اسلامي و هويّت ديني خود را حفظ كنيد؛ به آن افتخار كنيد، نگذاريد بدخواهان و بدانديشان آن را تغيير دهند يا كمرنگ كنند؛ هويّت اسلامي شما قرآن است؛ اذان است؛ نماز است؛ نماز جماعت است، ماه رمضان، ماه محرّم و صفر است؛ مكه، مدينه، كربلا، نجف و مشهد است. عيد نيمه شعبان، عيد فطر و اضحي، عيد غدير و عيدهاي اسلامي است؛ حجاب است، حرمت شرب خمر و قمار است؛ حرمت موسيقي، خوانندگي و نوازندگي است. پيام اين مراسم، علم، دانش، كمال، امامت و تقواست. مواضع اسلامي را نگاه داريد. غربگرايي، افتخار به دورانهاي جاهليّت، اختلاط زن و مرد، ملاهي و مناهي و موسيقي همه ضدّارزش و ضدّ هويّت اسلامي است.
هويّت اسلامي در نوع تجارت، صنعت، در نوع لباس و مسكن، در هنر، در معاشرتها و ارتباطات و در همة شئون زندگي، مشخّص است؛ بيگانگان هم مسلمانان را به آن ميشناسند؛ اين هويّت همواره هدف دشمنان اسلام بوده است. مسلمان بايد اين هويّت را در هر كجا
باشد اگرچه در قلب اروپا و آفريقا باشد حفظ كند؛ بدان بنازد و به شخصيّت خود ببالد و افتخار كند و عزّت اسلامي خود را نشان بدهد.
پيام اين عيد بزرگ اين است كه مسلمانان بر جاي خود بمانيد. شعار تكبير و صلوات را زنده نگاه داريد و نگذاريد به سوت و كفزدن تبديل شود.
برحسب روايات، حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) امّت خود را به مثل اين
جملة «هُمُ الْقَادِرُونَ وَهُمُ الْقَاهِرُونَ»(1)توصيف مينمايد؛ پس اگر امتي مقهور و مغلوب بيگانگان شد، اگرچه ادّعاي اسلام كند، در امّت آن حضرت بودن به كمال نرسيده است.
خداوند متعال از بركات اين عيد سعيد و به دعاي صاحب بزرگ آن، مسلمانان را در همة مواضع و مقامات، پيروز فرمايد:
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظّم 1423
لطفالله صافي(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاَتٌ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا».(1)
ايّامالله و روزهايي که در دور سال به مناسبتهايي، عزيز و گرامي و مبارک ميباشند، فرصتهاي خوبي هستند که اگر از آنها براي کسب برکات و نوسازي شعایر و تجديد حيات حقيقي و تقويت مباني اصولي و رشد ايماني و اخلاقي و شعور انساني و تعميم ملکات فاضله و همبستگي اجتماعي و برادري و اخوّت ديني استفاده شود، ثمرات بزرگ آن در جهت ساختن يک جامعة نيرومند، مستقلّ، زنده و پويا در مسير ترقّي و کمال بيشتر چشمگير خواهد بود.
1) . طبرانی، المعجمالاوسط، ج3، ص180؛ همو، المعجمالکبیر، ج19، ص334؛ فخر رازي، التفسیرالکبیر، ج17، ص116؛ ج30، ص174؛ سیوطی، الجامعالصغیر، ص367؛ فیض کاشانی، الوافی، ج1، ص552؛ ج9، ص1310 – 1311؛ مجلسي، بحارالانوار، ج68، ص221؛ ج80، ص352؛ ج84، ص267؛ ج87، ص95. «نسيمهاي رحمتي از جانب پروردگارتان در ايّام زندگيتان هست؛ آگاه باشيد در برابر آن نسيمها، قرار بگيريد».
ماه مبارک شعبان بهواسطة اعياد و زادروزهاي مبارک، داراي تلألؤ خاصّ و جلوههاي ويژه ميباشد. روز مقدّس ميلاد سَرور احرار، «بِحَقِّ الْحُسَیْنِ الَّذِي بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنْ حِیرَةِ الظَّلَامِ وَالظَّلَالِ إِلَى الْهُدَى»(1)، سيدالشهدا(علیه السلام) فرصت، مکتب و مدرسي است و درسهايي که از آن ميتوان آموخت هميشه و در طول تاريخ انسانيت مورد نياز و کوبندة ظلم، استعلا و استکبار است.
حضور پرنشاط و پرشور جوامع شيعه خصوصاً در اين کشور اهلبيت(علیهم السلام) کشور ايران اسلامي در مراسم بزرگداشت نيمة شعبان و عيد ولادت يگانه اميد همگان و نجاتبخش جهان و جهانيان و مصلح موعود آخرالزّمان «اَلَّذِي يَمْلَأُ اللُه تَعَالَی بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»،(2)ظهور درخشان قوّت ايمان، و ميل فطري همگان به برقراري حکومت جهاني عدل و احسان و محکومبودن ظلم و عدوان، و استضعاف و طغيان است.
از اين برنامهها که بهعنوان جشن و مجالس چراغاني، شادباش، مديحهسرايي، سخنراني و همايش و توزيع نشريات سودمند برگزار ميشود، بايد در جهت اهداف عالي آن وجود مقدّس و حجةالله يگانة زمان، بهرهبرداري شود و پيرامون شخصيّت منحصربهفرد آن وليّ خدا و ابعاد و اطراف و خصايص مأموريت بزرگي که بر عهدة آن حضرت است و درحقيقت مکمّل بعثت همة انبيا و رسالات آسماني است تبليغ شود که همة اين برنامهها موجب خشنودي و رضايت خاطر آن حضرت است و نيز همگان را از کارها و اعمالي که باعث نگراني و رنجش خاطر آن حضرت ميشود، بر حذر دارد.
در اين ايّام پربرکت شعبانيه، بايد کاستيها و نقاط ضعفي را که در جامعه داريم، مطرح کنيم؛ براي ترميم و برطرفکردن آنها تصميم بگيريم؛ بکوشيم در اين فرصتي که تعبير به فرصت طلايي براي آن بسيار کم است، استفادة فراوان کنيم؛ در برابر مظاهر فسادي که معنويات، اخلاق و انسانيت جهان را بهسوي سقوط، سِير ميدهد، در برابر مراکز فساد و ابتذال، اختلاط زن و مرد، رواج معاصي و گناه به اسم هنر و به اسم تقسيم موسيقي به سنّتي و غيرسنّتي، در برابر يک سلسله مسابقههاي نامشروع و در يک کلمه ترويج فساد اخلاق که بهوسيلة مفسدين و نويسندگان غيرمتعهّد، مطبوعات، نشريات،
مجلّات و جرايد ضالّه انجام ميگيرد عکسالعمل نشان دهيم.
بايد مسلمانان و شيعيان اهلبيت(علیهم السلام) با اين حضورهاي مخلصانه و تعظيم و تجليل از اين شعاير و استفاده صحيح و آگاهانه از اين مراسم، هويّت ديني خود و استقلال اسلامي را هرچه بيشتر آشکار کنند و نگذارند اينهمه احساسات خالصانه و اين علاقههاي پاک و بيشائبه به هدر رود.
نيمة شعبان يعني اظهار وجود اسلامي و ولايي؛ ابراز شخصيّت و استقلال ديني؛ حمايت از اسلام و مکتب اهلبيت(علیهم السلام) نيمة شعبان يعني مبارزه با فساد و بدحجابي و مظاهر گناه، محکومکردن همة انحرافات اجتماعي، سياسي و اقتصادي و موضعگيري، موضعداري و بيتفاوتنبودن در برابر جريانهاي انحرافي و اسلامزدايي؛ نيمة شعبان يعني امر به معروف و نهي از منکر، اجراي احکام اسلام و مقاومت در مقابل استکبار و غربگرايي، و درحقيقت، حرکت، ايمان، استقامت و تلاش براي اعلاي کلمةالله و عزّت و عظمت اسلام و مسلمانان.
برگزاري اين همايش که بهعنوان مهدويت و جهان آينده است، بسيار قابل تقدير است.
اينجانب به سهم خود از برگزارکنندگان عزيز اين همايش که بحمدالله تعالي در مسير توسعة فرهنگ انتظار و ولايت، خدمات سودمندي را به جامعه و به نسل جوان تقديم ميدارند، تشکر ميکنم.
و نيز براي تمام اشخاصي که در برنامههاي نيمه شعبان، احساسات
پاک ولايي و ارادت خود را به پيشگاه ملازمان خاصّ حضرت بقيّةالله(علیه السلام) اظهار مينمايند، تأييد و تسديد مسئلت مينمايم. اميد آنکه همگان مشمول دعوات و عنايات آن امام همام باشند.
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ
شعبانالمعظّم 1424
لطفالله صافی(1)
1) . پيام به همايش مهدويت و جهان آينده، نيمة شعبانالمعظم 1424 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ مَوْلَانَا زَيْنُ الْعَابِدِينَ(علیه السلام) فِي دُعَائِهِ يَوْمَ عَرَفَةَ يَذْکُرُ فِيهِ مَوْلَانَا الْمَهْدِيَّ(علیه السلام) وَيَدْعُو لَهُ:
«رَبِّ صَلِّ عَلَى أَطَايِبِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِكَ، وَجَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ... اَللَّهُمَّ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِي كُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ، وَمَنَاراً فِي بِلَادِكَ بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ،... فَهُوَ عِصْمَةُ اللَّائِذِينَ، وَكَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ وَعُرْوَةُ الْمُتَمَسِّكِينَ، وَبَهَاءُ الْعَالَمِينَ. اَللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِيِّكَ شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيْهِ،... وَأَقِمْ بِهِ كِتَابَكَ وَحُدُودَكَ وَشَرَائِعَكَ وَسُنَنَ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَآلِهِ،... اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلَى أَوْلِيَائِهِمُ
الْمُعْتَرِفِينَ بِمَقَامِهِمْ،... الْمُسْتَمْسِكِينَ بِعُرْوَتِهِمْ، الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلَايَتِهِمْ، الْمُؤْتَمِّينَ
بِإِمَامَتِهِمْ، الْمُسَلِّمِينَ لِأَمْرِهِمْ، الْمُجْتَهِدِينَ فِي طَاعَتِهِمْ، الْمُنْتَظِرِينَ أَيَّامَهُمْ،...».(1)
با سلام و درود خالصانه خدمت حضّار محترم، ارادتمندان و چاکران آستان فرشتهپاسبان صاحب ولايت کامله تامّه عبد يگانه خدا، حضرت بقيّةالله،
امام مبين و خلف انبيای مرسلين، مولانا و سيدنا الامام المهدي - ارواح العالمين له الفداء - که در اين همايش مقدّس، همايش احاديث انتظار، و اين مجلس باشکوه و عظمت روحاني به شرف حضور نايل شده و خود را در معرض نسیمهای برکات و رحمتهايي که در آن نازل ميشود قرار دادهايد.
و با عرض تبريک و تهنيت خجسته سالروز آغاز ولادت آن امام عالميان و صاحب زمان و وليّ دوران(علیه السلام) فرازهايي بلند و مشحون به حقايق عاليه ولايي از دعاي عاليةالمضامين روز عرفه را که تلاوت
1) . صحيفه سجاديه، ص216 – 220 (دعای 47، دعاي روز عرفه). «بارخدايا! بر پاکيزگان اهلبيت پيامبر، آنان که براي امر خويش اختيارشان نمودي و خزانهدار علم خويش قرارشان دادي درود بفرست... بارخدايا! بهراستي تو در هر دوران، دينت را تأييد نمودي و امامي را که نشانهاي براي بندگانت و مشعلي در بلاد توست برانگيختي پس از آنکه ريسمان او را به ريسمان خود گره زدي ... پس او پناه پناهندگان و امان مؤمنان و دستاويز محکم چنگزنندگان و جمال جهانيان است. بارخدايا! پس به وليّ خود شکر نعمتي که به او عطا فرمودي الهام نما...و بهوسيلة او کتابت و دستوراتت و شرايعت و سنّتهاي پيامبرت که درود خدا بر او و خاندانش باد را بر پا کن... بارخدايا! بر دوستانت که به مقام آنان معترفاند درود فرست... آنها که به ولايت ايشان، چنگ زدهاند و به امامتشان اقتدا کردهاند؛ تسليم امر ايشاناند و در فرمانبرداري از آنها کوشايند و روزگار ايشان را انتظار ميکشند».
شد و صدور آن از حضرت امام زينالعابدين(علیه السلام) ثابت و مسلّم است بهعنوان هدية ثمينهاي که ابواب معارف عاليه را بر قلوب، مفتوح مينمايد تقديم ميدارم.
اين دعا که از ادعية صحيفة کاملة زبور اهلبيت و انجيل آل محمد - صلوات الله عليهم اجمعين - است يکي از محکمترين اسناد ولايت اهلبيت ائمّه طاهرين(علیهم السلام) است که براي اثبات ولايت و شئون، ابعاد و جهات مقدّس آن اگر فرضاً هيچ سند ديگر نبود همين دعا در اثبات آن کافي و وافي بود.
حضرت امام زينالعابدين(علیه السلام) در اين دعا پيرامون مسائل مهمّ ولايي مانند اصطفا و خصايص اهلبيت(علیهم السلام) و اختصاص آنها به شئون خاصّه و مقامات عاليه و علوم لدنيّه و اصل مسئلة لزوم وجود حجّت و امام در هر عصر و زمان و انحصار راه نجات به پيروي از ائمّه(علیهم السلام) و وجوب اطاعت و تمسک به ايشان، مطالب بسيار مهمّ و حسّاسي را در کمال صراحت، بيان فرموده است.
سيره و وظايف امامان و وظايف امّت را نسبت به آن بزرگواران، همه را گوشزد نموده و مخصوصاً براي حضرت وليّ عصر(علیه السلام) دعا
فرموده است و در طيّ آن به کارهاي بزرگي که به دست آن حضرت، انجام خواهد شد، به سيره و چگونگي برنامههاي گستردة آن حضرت و اقامة عدل و داد و ازالة ظلم و جور و وظايف شيعيان و فضايل منتظران ظهور و امور مهمّ ديگر اشاره فرموده است؛ هرکدام از اين فرازها و اين سند عزيز و بيهمتا عنوان کتاب بزرگي در مسئلة امامت و انتظار است.
متأسّفانه چنانکه شايسته است اين فرازهاي ولايي و نوراني مورد شرح و تفسير قرار نگرفته است. اميد است علما و بزرگان اهل فنّ و تحقيق، اين دعا و اين هدايتهاي صددرصد صواب را مورد دقت و استفاده قرار داده و قلوب همگان را از لمعان انوار هدايت آن، منوّر و روشن سازند.
حقير عرايضم را به پايان جملههايي از دعا و صلوات آن حضرت بر منتظران ظهور و متمسکين به ولايت و عاملين به تکاليف و وظايف، خاتمه ميدهم و حسن مقطع را با حسن مطلع، مقرون ميسازم.
«اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلَى أَوْلِيَائِهِمْ... الْمُنْتَظِرِينَ أَيَّامَهُمْ،... ، الصَّلَوَاتِ الْمُبَارَكَاتِ الزَّاكِيَاتِ النَّامِيَاتِ الْغَادِيَاتِ الرَّائِحَات وَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَعَلَى
أَرْوَاحِهِمْ، وَاجْمَعْ عَلَى التَّقْوَى أَمْرَهُمْ، وَأَصْلِحْ لَهُمْ شُؤُونَهُمْ، وَتُبْ عَلَيْهِمْ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، وَخَيْرُ الْغَافِرِينَ، وَاجْعَلْنَا مَعَهُمْ فِي دَارِ السَّلَامِ بِرَحْمَتِكَ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».(1)
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
بیستوچهارم صفرالمظفر 1424
لطفالله صافي(2)
1) . صحیفه سجادیه، ص220 (دعای 47). «بارخدايا بر دوستان اهلبيتت درود فرست؛ همان منتظران دوران ايشان؛ درودهايي پربرکت، پاکيزه و فزاينده در هر صبح و شام و بر ایشان و روانشان درود فرست و کارشان را بر تقوا فراهم نما و امرشان را اصلاح فرما و توبه آنان را بپذیر؛ زیرا تو بسیار توبهپذیر و مهربانی و بهترین آمرزندگانی و ما را بهسبب رحمت و مهربانیات در سرای سلامت (بهشت) با ایشان قرار ده، ای مهربانترین مهربانان».
2) . پيام به همايش حديث انتظار، دانشجويان علوم پزشکي سراسر کشور، آمل، فروردین 1382ه. ش.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(1)
اَلسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
سلام بر همة شيفتگان عدالت؛ سلام بر منتظران حکومت و جامعه واحد جهاني؛ سلام بر دوران و عصر دادگستر موعود.
سلام خدا و سلام همه انبيا و اوليا و فرشتگان و سلام ما و سلام عزيزاني که در اين همايش مبارک و شريف حضور دارند بر امام مبين حضرت مهدي بقيّةالله - ارواح العالمين له الفداء و عجّل الله تعالي له الفرج -.
با تجليل و تقدير فراوان از برگزارکنندگان محترم اين اجتماع نوراني و پرفيض که با نامگذاري آن به نام «همايش دانشجويي عدالت و مهدويت» يکي از بزرگترين رويدادهايي را يادآور شدهاند که سير جهان و حرکت زمان
1) . قصص، 5. «و ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم».
بهطور قطع و يقين باذنالله تعالي به آن منتهي ميشود، اينجانب نيز بهطور اختصار پيرامون اهمّیّت اين موضوع چند کلمهاي را به عرض مي رسانم:
اين رويداد بزرگ، حکومت عدل حقيقي و جهاني، دنياي علم و دانش و عدالتگستري و حقّپروري و برادري است؛ رويداد برچيدهشدن هر بساط ظلم، بيدادگري، جهل، ناداني و خودسري است.
عالم و جامعة انسانيت چنين عصر درخشاني را پيش رو دارد و سنّةالله بر اين قرار دارد که اين عصر تحقّق يابد؛ بر اساس اين قاعده و سنّت همه بايد به آيندة جهان، اميدوار باشند و با اين نور اميد، انتظار نشاطبخش و عامل حرکت، مقاومت و استقامت، پيشگام و بهسوي آيندهاي درخشان در حرکت باشند.
آيات متعدّدي
از قرآن مجيد اين آينده را به بشريّت نويد داده و انبياي سلف و احاديث معتبر بسيار ازطريق شيعه و سني همگان را به آن وعده دادهاند.
خلاصة اين بشارت آن است که در زماني که جهان پر از ظلم و جور، جهل و خودسري، زورگويي، استکبار، استعلا و استضعاف شده باشد
به امر خدا، صالحترين بندگان خداوند، ظاهر ميشود و عالم را پر از عدل و داد ميفرمايد.
در حدود يکصدوپنجاه حديث علاوه بر آيات قرآن مجيد بر اين معنا دلالت دارند که عبارت بسياري از اين روايات همان جملة معروف در:
«يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً».(1)
ميباشد و عبارت ديگر به اين تعبير است:
«يَمْلَأُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ الْأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِهَا وَعَدْلاً بَعْدَ جَوْرِهَا وَعِلْماً بَعْدَ جَهْلِهَا».(2)
خداوند متعال بهوسيلة آن شخصّيت يگانه بعد از اينکه زمين را ظلمت و تاريکي فرا ميگيرد پر از نور ميفرمايد؛ پس از آنکه جور و ستم آن را فرا گرفته باشد پر از عدل ميفرمايد و بعد از اينکه جهل و ناداني آن
را فرا گرفته باشد پر از علم و دانش ميفرمايد.
اين شخصيّت يگانه، ابرمرد الهي است که برحسب 223 روايت ملقّب به «المهدي» و برحسب 361 حديث ملقّب به لقب «القائم» است و از القابش حجةالله و بقيّةالله و صاحبالامر و صاحبالزّمان و خاتمالائمّه و منقذالامّه و غايةالنّور و مصدرالامور است.
1) . طبرسي، الاحتجاج، ج1،ص 88. «زمين را از قسط و عدل پر ميکند همچنان که از ظلم و جور پر شده است».
2) . صدوق، کمالالدين، ص260؛ طبرسی، اعلامالوری، ج2، ص185؛ مجلسي، بحارالانوار، ج36، ص 253؛ بحرانی اصفهانی، عوالمالعلوم، ص203. «خداوند بهوسيلة او زمين را پس از ظلمت و ستم و ناداني پر از نور و عدل و علم ميکند».
او همان امام دوازدهم و وليّ دوران و صاحب زمان حضرت حجة ابن الامام الحسن العسکري ابن الامام الهادي علي النّقي ابن الامام الجواد محمد التّقي ابن الامام الرّضا علي بن موسي ابن الامام الکاظم موسي ابن الامام جعفر الصّادق ابن الامام محمد الباقر ابن الامام السجّاد علي زينالعابدين ابن الامام سيّدالشّهداء ريحانةالرّسول ابيعبدالله الحسين ابن مولانا اميرالمؤمنين و يعسوبالدّين و قائد الغرّ المحجّلين علي بن ابيطالب(علیهم السلام) است و هو المسمّي باسم جدّه رسولالله(صلی الله علیه و آله) و المكنّي بكنيته - کحّل الله ابصارنا بتراب مقدم خدامه وعجّل فرجه -.
در خاتمه با تشکر از دانشجويان عزيز و حضرات اساتيد محترم دانشگاه - ايّدهم الله تعالي - از خداوند متعال براي همگان تأييد و توفيق مسئلت مينمايم. اميد است در شرايطي که هويّت اسلامي جامعه مورد هجوم و حملة بيگانگان قرار گرفته است با استقامت، آگاهي و بيداري، مراکز علمي مخصوصاً دانشگاهها بيشازپيش، حفظ اين هويّت و استقلال
اسلامي را نصبالعين قرار داده و خاطر انورحضرت وليّ عصر(علیه السلام) را مسرور و خشنود نمايند.
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
بيستم ربيعالمولود 1424
اوّل خرداد 1382
لطفالله صافي(1)
اروميه، خرداد 1382 ه. ش.
1) . پيام به همايش دانشجويي عدالت و مهدويت،
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی:
«وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ»(1)
با استقبال از برقراري اين همايش باشکوه و با تشکر فراوان از برگزارکنندگان آگاه و انديشمند اين همايش عزيز و با تقديم عرض تبريک به حضور فرهيختگان و علاقهمندان به بحث و بررسي پيرامون ابعاد عقيده به مهدويت و ظهور منجي بزرگ بشريّت در اين همايش؛ اميد است ثمرات علمي و عقيدتي و ايماني و تربيتي اينگونه همايشها بر استقامت و ثبات بر هويّت و استقلال اسلامي و روحية انتظار، اميد و حرکت بهسوي آينده بهتر بيفزايد.
چنانکه ميدانيم بخش مهمّي از تعليمات و هدايتها و عقايد اسلامي و
قرآني و شعبة بزرگي از دعوت اين دين حنيف، نگاه به آينده و حوادث و وقايع آينده و اِخبار از آينده و جهان آينده است؛ وقايعي که اگر اجمال آنها
1) . ص، 88. «و خبر آن را بعد از مدّتي ميشنويد».
در دسترس درک عقل باشد دسترسي به تفاصيل و اشخاص و افراد آنها جز ازطريق وحي و دلالت انبيا ميسّر نيست. دعوت انبياي سلف همه متضمّن اين پيشگويي و اِخبار از آينده و مغيبات است.
يکي از معجزات بزرگ و صددرصد قطعي که براي هرکس که در تاريخ اسلام، مطالعه داشته باشد موجب يقين کامل ميشود اخبار حضرت رسول اعظم اسلام(صلی الله علیه و آله) و اميرالمؤمنين(علیه السلام) از مغيبات و آينده است و همانگونه که وجود شخص اين دو شخصيّت عظيم، ثابت است خبرها و پيشگوييهايشان از وقايع غيبي که در مسير تاريخ وقوع يافت نيز ثابت است و از دلايل بزرگ عالم غيب و حقّانيّت اديان الهي است.
بهطورکلي اخبارات انبيا و خصوصاً شخص شخيص حضرت خاتم انبيا و حضرات ائمّه طاهرين - صلوات الله عليهم اجمعين - بر دو قسم است:
بخشي از آن خبرهاي انبياي سلف و کتابهاي آسماني و بهويژه قرآن مجيد و احاديث شريفه از وقايع بسياري که همه طبق آنچه خبر دادهاند وقوع يافته و از مسلّمات تاريخ و غيرقابلانکار است. اين بخش بسيار گسترده و مطالعة آن موجب قوّت معرفت و بصيرت است. خبر از اين بخش از اوّلين روز مبعث و
دعوت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و به توحيد و
گفتن کلمة توحيد آغاز شد و به مناسبتهاي مختلف بر آن افزوده شد و مرور زمان و وقوع آن حوادث بر قوّت ايمان مؤمنان ميافزايد و معناي:
«وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ»(1)
آشکار گرديد.
بديهي است ايمان مؤمنان صدر اوّل که هنوز اين اخبار صورت وقوع نيافته بود متّکي بر معجزات و شواهد ديگر بود ولي بهتدريج هرچه بر تاريخ اسلام گذشت و به آيندههايي که اسلام از آن خبر داده ميرسيدند ايمان مسلمانان بيشتر و اعتقادشان به ساير خبرها از آينده کاملتر ميگرديد.
باري! اين يک قسم اخبار از آينده است که صفحات بسياري از تاريخ اسلام را فرا گرفته است.
قسم دوم اخبار از ملاحم و وقايعي است که هنوز زمان وقوع آنها نرسيده است اما باتوجهبه وقوع آن بخش نخست معجزات و دلائل ديگر در آينده، واقع ميشود: مانند انفطار آسمان، انتثار کواکب، تکوير آفتاب، انکدار نجوم،
خروج دابّةالارض، نزول عيسي(علیه السلام)، خروج دجّال و بالأخره معاد، قيامت و حساب و غيره، همة اين اموري که يا در قرآن مجيد و يا در احاديث معتبر از آن خبر داده شده، در آينده واقع خواهد شد.
1) . ص، 88. «و خبر آن را بعد از مدّتي ميشنويد».
يکي از اين امور که اخبار از آن در رديف ثابتترين خبرها و بشارتهاست و در آيندة جهان حتميالوقوع است و انبياي عظام از آن خبر دادهاند و قرآن مجيد برحسب تفاسير محکم و متقن وعدة آن را داده است و روايات و احاديث بسيار که تواتر معنوي و اجمالي و بلکه لفظي و تفصيلي بعضي از آنها ثابت است، ظهور موفورالسّرور حضرت خاتمالائمّه و منقذالامّه، خلف انبيای مرسلين، امام مبين و حصن حصين و غياث مضطرّ مستکين، امام عصر و صاحب زمان، مولانا و موليالثّقلين حضرت حجة بن الحسن العسکري المهدي - ارواح العالمين له الفداء - است.
برحسب بشارت قرآن و روايات، جهان بهسوي دوران ظهور آن حجّت الهي يزدان و حکومت عدل جهاني در حرکت و سير است؛ حوادث و وقايعي که پيش ميآيد، ناکاميهايي که نصيب بشر ميشود و ظلم و ستمها و جنايتهايي که بروز ميکند و جاهليّتي که بهسوي فراگيري پيش ميرود و به نظامها و حکومتهاي فاسد بر بشر مسلط ميشود همه آن روز را نويد ميدهند؛ علايم، هر روز بيشتر و بيشتر ميشود و اميدها به نزديکشدن زمان
يا وقوع علايم آن زيادتر ميشود و اگر اين اشعار را زبان حال بدانيم و به فال نيک گرفته و به آن مترنّم باشيم سزاوار است.
لَقَدْ ظَهَرَتْ بَيْنَ الْأَنَامِ الْعَلَائِمُ
وَهَذَا إِمَامُ الْعَصْرِ بِالنَّصْرِ قَادِمُ
لَقَدْ بَشَّرَتْنَا بِالسُّرُورِ مَلَاحِمُ
وَمَا کَذَبَتْ وَاللهِ تِلْكَ الْمَلَاحِمُ
کَأَنِّي بِهِ وَالسَّعْدُ يَمْشِي أَمَامَهُ
وَمِنْ خَلْفِهِ تَسْرِي الْعُلَی وَالْمَکَارِمُ
کَأَنِّي بِهِ وَالْعِلْمُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ
بِهِ عَادَ حَيّاً بَحْرُهُ الْمُتَلَاطِمُ
کَأَنِّي بِهِ وَالدِّينُ بَعْدَ انْهِدَامِهِ
بِهِ بُنِيَتْ آسَاسُهُ وَالدَّعَائِمُ
کَأَنِّي بِجَبْرَائِيلَ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ
فَنَادَی خَطِيباً بِاسْمِهِ وَهُوَ بَاسِمُ
کَأَنِّي بِمِيکَائِيلَ يَسْعَی بِأَمْرِهِ
کَمَا قَدْ سَعَی فِي أَمْرِ مَوْلَاهُ خَادِمُ
کَأَنِّي بِإِسْرَافِيلَ تَهْدِفُ أَنَّنِي
بِأَمْرِكَ فَاحْکُمْ بِالَّذِي أَنْتَ حَاکِمُ
کَأَنِّي بِعِزْرَائِيلَ فِي إِثْرِ سَيْفِهِ
سَرَی حَيْثُ آجَالُ الْعِدَی تَتَزَاحَمُ
کَأَنِّي بِرَوْحِ اللهِ فِي الْبَيْتِ قَدْ غَدَا
يُصَلِّي وَرَاهُ وَهُوَ بِالنَّاسِ قَائِمُ
کَأَنِّي بِأَمْلَاكِ السَّمَاءِ تَحُفُّهُ
وَمِنْ حَوْلِهِ اصْطَفَّتْ أُسُودٌ ضَرَاغِمُ(1)
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظّم 1424
لطفالله صافي(2)
1) . به تحقيق در ميان مردم، علايمي ظاهر شد و اين امام عصر است که با نصرت، ميآيد. اخبار غيبي با شادي ما را بشارت دادند و به خدا قسم آن اخبار، کذب نيست. سعادت را ميبينم که پيشاپيش امام است و بزرگي و مکرمتها در عقب اوست. ميبينم که پس از مرگ علم، دوباره بحر متلاطم آن زندگي يافته است. دين را ميبينم که پس از ويرانيها، اکنون بهوسيلة او پايههايش بنا ميگردد. جبرائيل را ميبينم که بر بالاي سر اوست و اسم حضرتش را ميآورد و امام متبسّم است. ميکائيل را ميبينم که همچون خادمي در خدمت اوست. اسرافيل را ميبينم که صدا ميزند من تحت فرمان توام؛ پس حکم کن که تو حاکمي. عزرائيل را ميبينم که به دنبال شمشير او ميرود بهگونهای که (از شدت قتال حضرت) اجلهای دشمنان (که در حال به پایان رسیدن هستند) متراکم شده (و در شلوغی به وجود آمده از این بابت به هم فشار میآورند). و دشمنان را میبینی که اجلهایشان شلوغ شده است. عيسي را ميبينم که همراه با مردم در بيتالله به او اقتدا کرده است. فرشتگان آسمان را ميبينم که بر گرد اويند و در اطرافش شيران شجاع و يارانش هستند.
2) . پيام به مناسبت نيمة شعبانالمعظم 1424 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«اَلسَّلَامُ عَلَی الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْاُمَمَ».(1)
و «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللهُ»(2)
ازدست و
زبان كه برآيد
كز عهده
شكرش به در آيد
اعظم نعمتهاي الهي در هر عصر و زمان، وجود حجةالله است كه بهتصريح حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) زمين خالي از وجود او نخواهد بود كه يا ظاهر و مشهور و يا غائب و مستور است. اوست كه نگهدارندة حجّتها و آيات و بيّنات الهي از زوال و بطلان و ضياع است.(3)اين
نعمت اگرچه در يك كلمه «حجّت» عنوان ميشود، اما مشتمل بر نعمتهاي بسيار و منبع و مصدر مواهب و عطيّات بيشمار است.
از وظايف بسيار مهمّ هركس، شكر اين نعمت است كه هرچه بيشتر و وسيعتر برگزار شود، موجب كسب بركات زيادتر و قرب و معرفت افزونتر ميشود.
يكي از مظاهر درخشان شكر اين نعمت، بهخصوص ياد حجّت خدا در ايّام متبرّك و روزها و اوقات منتسب به آن حضرت و گراميداشت اين روزها و شبها به دعا و عبادت و پرستش خدا و اصلاح امور و شئون ديني و احياي امر آن حضرت و تجديد عهد و انابه و بازگشت به خدا و رسيدگي و محاسبة نفس و مخصوصاً دعا براي تعجيل فرج و ظهور آن حضرت ميباشد كه افضل اعمال است.
منتظران و دلباختگان شيداي حضرتش همواره با وجد و شوق و علاقة وصفناشدني، احساسات تابناك ولايي و ايماني خود را اظهار ميدارند كه راستي بايد اينهمه اظهار ارادت و خلوص را به درگاه ملازمان آستان آن وليّ دوران و امام زمان، از پديدههاي بزرگ دانست و نشانة تصرّفات غيبي در قلوب اين مردم مشتاق شمرد.
بايد قدر اين نعمت را بدانيم و همواره سپاسگزار و شاكر باشيم و با
پاسداري از شعاير دين و هويّت اسلامي، هجومهاي اسلامستيز و غربشعار را محكوم و بياثر سازيم و با حفظ عزّت و استقلال
اسلامي و غيرت ديني، قلب مبارك آن يگانة عالم را از خود مسرور داريم و مخصوصاً در شب مبارك ولادت آن وليّ خدا، علاوهبراين مراسم عزيز، با جشنها و چراغانيها و برنامههايي كه همه اعلام موجوديت و شعور و حيات و ايستادگي در مواقف و مواضع است، دشمنان را مرعوب و مأيوس سازيم، مراسم احيا و استغاثه و دعا براي تعجيل در فرج آن حضرت را با شكوه و عظمت انجام دهيم و خود را در مسير رحمتها و بركاتي كه نازل ميشود قرار دهيم.
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
چهاردهم شعبانالمعظّم 1424
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به مناسبت نيمة شعبانالمعظم 1424 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
خدمت ارجمندان عزيز و گرامي دانشجو و دانشور اعضاي محترم جامعة اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز - ايّدهم الله تعالي -.
سلام عليكم ورحمة الله وبركاته
با اعلام وصول نامة آن جامعة علمي، بشارت همايش با عنوان «جامعه مهدوي» كه - انشاءالله تعالي - با حضور اساتيد معظّم و ديگر فرهيختگان و دوستداران تحقّق جامعة جهاني عدالتگستر مهدوي و دولت كريمه برگزار خواهد شد موجب كمال مسرّت و ابتهاج گرديد.
حقير اين ايّام خجسته و عيد فرخندة ولادت منجي حقيقي جهان و مصلح بزرگ دوران - عجّل الله تعالي فرجه الشريف - را خدمت همة عزيزاني كه به شرف حضور در آن همايش روحاني مشرّف و زينتافزاي آن ميباشند تبريك و تهنيت عرض مينمايم. اميدوارم برگزاري اين همايشها بر درك و بينش و شعور مذهبي و رشد فكري همگان بيفزايد.
انتخاب عنوان «جامعة مهدوي» متضمّن معاني عالي و پيامهاي سازنده
و نشانة توجّه به نواقص جوامع ديگر است كه هركدام در بوتة
آزمايش، بشر را قانع نكرده و جوابگوي مطالبات او در برقراري يك جامعه و نظام سالم و صالح نميباشند.
در حال حاضر نظام و جامعهاي كه در دنيا بيشتر عنوان دموكراسي و مردمسالاري و مدني را به خود ميبندد و نمونة جوامع بهاصطلاح مدني ميباشد رژيم آمريكاست كه علناً در دنيا اوّل پرچمدار استعلا و استكبار و استضعاف جوامع ديگر است و درعينحال خودش در استضعاف صهيونيسم و بدترين مكتبهاي نژادپرست قرار دارد تا حدّي كه سرانش بهجاي آنكه خود مستقلّ باشند تسليم نيّات پليد صهيونيستها هستند؛ همان گروه اندكي كه خود را بشر مافوق و درجه اوّل و شش ميليارد انسانهاي دنيا را بشر درجة دوم ميدانند اما تناقضهاي اين نظام چه در داخل و چه در خارج آن بسيار است.
جامعة مهدوي جامعهاي است، بر اساس نفي تمايز نژادي و نفي تناقضهاي اجتماعي، بر اساس اصل و اعلان:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ
عِنْدَ اللّهِ أَتْقَاكُمْ » (1)
1) . حجرات، 13. «اي مردم! ما شما را از مرد و زن آفريديم و گروهها و قبايلي قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد؛ بهراستيکه گراميترين شما نزد خداوند، پرهيزکارترين شماست».
بر اساس نفي برتريجويي و نفي هرگونه استعلا، و هدايت به شعار اين آيه:
«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً»(1)
بر اساس نفي طواغيت و قلدران زمين و قلدرمآبي و استبداد و بنا به اصل:
«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ((2)
بر اساس عدالت در همة امور و الهام از:
«كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ»(3)
و نيز
)وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»(4)
1) . قصص، 83. «آن خانة آخرت است که براي کساني که طلب برتري و فساد نداشتند قرار داديم».
2) . نحل، 36. «و به تحقيق در هر امتي، فرستادهاي را برانگيختيم تا خداوند را عبادت کنند و از طاغوت بپرهيزند».
3) . نساء، 135. «کاملاً قيام به عدالت کنيد؛ براي خدا شهادت دهيد اگرچه اين گواهي به زيانتان باشد».
4) . مائده ، 8. «دشمني با جمعيتي شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند؛ عدالت پيشه کنيد که عدالت به پرهيزکاري نزديکتر است».
بر اساس اصول:
«قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»(1)
«وَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ»(2)
«اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»(3)
و همچنين:
«وَلَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَقَدْ جَعَلَكَ اللهُ حُرّاً»(4)
و نيز اصول متعدّد ديگر كه در همه، نفي ظلم و خيانت و سوءاستفاده
از مقام و جاهطلبي و رياستخواهي و افراط و تفريط و نفي تناقضهاي اجتماعي و مفاسد ديگر منظور است.
در دنياي امروز كه رژيمهاي لاييك بيشتر بر آن حاكماند و قدرت مادّي و سلاحهاي كشتار جمعي را در دست دارند تناقضهايي ديده
1) . بقره، 83. «با مردم به نيکي سخن بگوييد».
2) . نهجالبلاغه، نامه31 (ج3، ص45)؛ ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص74؛ ابنطاووس، کشفالمحجه، ص226؛ مجلسی، بحارالانوار، ج72، ص29؛ ج74، ص203، 222. «آنچه براي خود ميپسندي براي ديگران نيز بپسند».
3) . فصّلت، 34. «بدي را با نيکي دفع کن».
4) . نهجالبلاغه، نامه31 (ج3، ص51)؛ ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص77؛ ورّام بن ابیفراس، تنبیهالخواطر، ج1، ص72؛ ج2، ص105؛ دیلمی، اعلامالدین، ص286. «بندة غير مباش؛ بهراستيکه خداوند تو را آزاد آفريده است».
ميشود كه براي هر انساني كه ذرّهاي از فطرت انسانيت را داشته قابل قبول نيست. اين تناقضها در خود جوامع و در مراكز تصميمگيري در مثل شوراي امنيّت و بهوسيلة مستكبران قويپنجه ظاهر است و تمدّن كنوني را زير سؤال ميبرد؛ تناقضاتي كه بين جامعههاي سير و مرفّه و جامعههاي محروم است از اين تناقضهاست؛ درحاليكه ميليونها بشر از كودك و سالمند و زن و مرد در آفريقا و جاهاي ديگر محروم و گرسنه به سر ميبرند در جامعههاي زورگو كه ثروت دنيا را بلعيده و ميبلعند گاه مخارج يك مجلس خوشگذراني و عشرت و شهوتراني به مبلغي ميرسد كه اگر به همان انسانهاي شرافتمند فقير بدهند خرج سال هزاران هزار نفر آنها را تأمين مينمايد.
جامعة مهدوي يعني نفي تمام اين ضعفها و فسادها، يعني انتظار چنان جامعة واحد جهاني و مدينة فاضلة حقيقي كه همة اركان و اعضا و نهادهايش همانگونه كه طرح آن ازطرف شخص رسول اعظم(صلی الله علیه و آله) داده شده، مانند اعضاي بدن انسان واحد، انجام وظيفه مينمايد.
مسير همة جوامع بهسوي اين جامعه است و رسيدن بشر به اين جامعه، سنّت الهي و قاعدة تخلّفناپذير است، هرکس که بخواهد مانع از تحقّق اين جامعة مهدوي شود معارضه و ممانعت وي در هم كوبيده ميشود.
در
اينجا تذكّر اين نكته مناسب است كه تا دنيا به آن جامعة بزرگ مهدوي نرسيده است جامعههاي كوچك اگر بخواهند در سعادت، آسايش، قدرت، قوّت، عزّت و عدالت، زندگي كنند بايد همان اصول و مباني جامعه مهدوي را اصل و مبناي حيات اجتماعي، سياسي و اقتصادي خود قرار دهند و آن را معيار بدانند و صلاح يا فساد خود را با آن بسنجند.
اکنون با اين ميزان از جوامع كوچك شهري و روستايي، ميتوان
جامعهاي را كه مهدوي است شناسايي كرد؛ در هر شهر و روستايي كه حقّ رعايت ميشود، از حقّ حمايت ميكنند، به حقّ عمل مينمايند، اتّحاد و برادري به چشم ميخورد، تعليموتربيت صحيح و تقدير از اخيار و دانشمندان در آنجا رايج است، در امانت، خيانت نميكنند و خلاصه، حيات ديني و انساني دارند؛ آن جامعه اگرچه يك روستا باشد جامعة مهدوي است.
من از خداوند منّان ميخواهم كه فرج آن امام عزيز و مصلح جهاني را نزديك نمايد و همة ما را از ياوران و سربازان حقيقي ايشان قرار دهد و اسلام و اسلاميان را نصرت و قوّت و شوكت عنايت فرمايد.
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم 1424
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به افتتاحية همايش دانشجويي جامعة مهدوي، تبريز، 28 و 29 مهر1382 ه. ش.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَلسَّلَامُ عَلَى مَوْلَانَا الْمَهْدِيِّ صَاحِبِ الزَّمَانِ، وَمُعْلِنِ أَحْکَامِ الْقُرْآنِ، وَبَاسِطِ الْأَمْنِ وَالْأَمَانِ، بَقِيَّةِ اللهِ فِي أَرْضِهِ، وَخَلِيفَتِهِ عَلَى عِبَادِهِ - أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ - وَالسَّلَامُ عَلَی شِیعَتِهِ الثَّابِتِينَ عَلَی وِلَايَتِهِ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ.
با عرض تبريک و تهنيت به مناسبت ايّام الهي و خجستة مهدويت، اين سعادت بزرگ را که همهساله جهت تعظيم و تکريم از عيد سعيد ولادت غوث امان و يگانة دوران و صاحب عصر و زمان، امام جهان و جهانيان و موعود همة اديان و پيامبران، نعمةالله العامه و کلمته التّامّه، النّور المبين و
الکهف الحصين، حضرت مولانا المهدي الحجّة بن الحسن العسکري - عليه وعلي آبائه الطّاهرين افضل صلوات المصلّين - برگزار
1) . آل عمران، 200. «اي کساني که ايمان آوردهايد! ( در برابر مشکلات و هوسها) استقامت کنيد و در برابر دشمنان نيز پايدار باشيد و از مرزهاي خود، مراقبت کنيد و تقواي خدا را پيشه کنيد تا رستگار شويد».
ميگردد و توفيق ابراز احساسات ولايي و مذهبي و اعلان و اعلام حيات و وجود اسلامي فراهم ميشود گرامي ميداريم.
تعظيم و تجليل از فرهنگ و مکتب مهدويت و انتظار فرج از افضل و اعظم حسنات و اشرف قربات است؛ در ايّام مهدويت، مکتب حياتبخش اسلام و قرآن کريم، مکتب آگاهي و بيداري، مکتب ايمان و حيات و رشد و شعور، مکتب گرايش به عدل و داد و انصاف و احسان و برادري، مکتب علم و معرفت و بصيرت، ترويج ميشود و درسها و پيامهايي از اين مکتب به همگان ابلاغ ميگردد که نااميديها را به اميد و توقفها را به حرکت و افسردگيها را به نشاط و شور و شوق، مبدّل ميسازد. در اين ايّام مبارک، بايد به عمق برنامهها و ابعاد مفيد و معنوي آن، که از هر جهت، سازنده و فراگير است توجّه شود و نقاط ضعف و قوّت جامعه مطرح گردد و منابر و مقالات و سخنرانيها و نشريات، همه، اجتماع را بهسوي فرهنگ مهدويت و انتظار، دعوت نمايند.
فرهنگ انتظار و مهدويت که همان فرهنگ راستين اسلام و قرآن است
در عصر ما که عصر ارتباطات است مورد هجوم سياستمداران و رياستطلبان و جهانخواراني که اسلام را مانع بزرگ رسيدن به اهدافشان ميدانند قرارگرفته است و از هر طرف به اسلام و جامعة
مسلمانان، حمله ميکنند و همانگونه که دراحاديث شريفه از آن خبر داده شده است براي اين امّت و شيعيان اهلبيت(علیهم السلام) امتحانات خطيري پيش خواهد آمد و آنان تخليص وتمحيص ميشوند تا حدّي که جز آنان که ثبات قدم و استقامت ميورزند و مانند کوه بر جاي خويش، استوار ميمانند کسي بر جاي نميماند و ديگران، هويّت مذهبي و استقامت ديني خود را از دست ميدهند.
چنانکه از احاديث شريف استفاده ميشود مهمترين وظيفهاي که هر مسلماني در عصر غيبت دارد حفظ هويّت و شخصيّت اسلامي است، همان چيزي که دنياي استکبار و کفر براي مخدوشکردن و کمرنگکردن آن با همة عوامل تبليغاتي و ايادي مزدور و سياستهاي مزوّرانه در همة کشورهاي اسلامي و هر کجا که مسلماني باشد تلاش ميکند.
اگر کسي به همين تاريخ اسلام در يکصدسال پيش تاکنون رجوع نمايد ميفهمد که دشمنان اسلام براي اسلامزدايي و محو هويّت مسلماني و
مهجورشدن شعارها و سنّتهاي ديني چه نقشههايي را پياده کرده و چه دستهايي در کار بوده و هست که التزامات و تعهّدات مسلمانان را به اسلام و قرآن، ضعيف نمايند و آنها را در اظهار وجود و استقلال اسلامي و اجراي قوانين اسلامي بيتعهّد نمايند، هرکدام از دولتهاي استعمارگر در بخشي از جهان وسيع اسلام، اين سياست را
دنبال کردند و تا آنجا پيش رفتند که در بعضي نقاط، مسلمانان را به تغيير اسمهاي اسلامي مجبور نمودند؛ در اينجا مجال شرح سياستهاي بهاصطلاح اسلام برانداز آنها و خيانت عوامل بهاصطلاح روشنفکر و افرادي مثل رضاخان و مصطفي کمال و... و روزنامهها و قلم به دستهاي مزدور، نيست؛ اجمالاً مشروطة منهاي مشروعه، کشف حجاب، ممنوعشدن شعاير ديني و مجالس تبليغي و روضه و حتّي همين برنامههاي مهدويت و آزادي منکرات و اختلاط فيزيکي زن و مرد، همهوهمه براي نفي هويّت اسلامي بود و اکنون هم ادامه دارد. مسئلة منع حجاب مسلمانان در مدارس و دانشگاههاي فرانسه و قرارگرفتن آن در صدر مسائل و رويکردهاي آن دولت، از شعب همين برنامهها است؛ بدحجابيهايي که در خود جامعة ما نيز هست و حمايتهايي که از آن مينمايند و اصرار بر ترويج موسيقي و فيلمهاي مبتذّل و تشويق
خوانندگان و نوازندگان و برنامههايي از اين قبيل و هدايايي که به آنها از بيتالمال داده ميشود و مراکز و مطبوعاتي که هنر را ابزار ترويج ملاهي و مناهي و مطالب غيراسلامي کردهاند، همه را عمّال سياستهاي معارض با اسلام اجرا مينمايند و اين اسلام و مسلمانان متعهّد و فداکار و مخلص هستند که در برابر اين اعمال مقاومت نموده و بر حسّاسيّت اسلامي خود پايداري مينمايند و شعار الله اکبر را بلندتر و رساتر در قول و عمل، زنده نگاه ميدارند.
در اين عصر غيبت و امتحان، وظيفة همگان است که در حفظ شخصيّت اسلامي خود و نفي اين سياستها استقامت ورزند و اعلام وجود و حيثيت و شخصيّت بنمايند. در اخبار و احاديث در مورد حفظ هويّت اسلامي در عصر غيبت تأکيد و سفارش بسيار شده است؛ اين روايت را ملاحظه فرماييد: در کتاب شريف کمالالدين، شيخ اجلّ صدوق از امام زينالعابدين(علیه السلام) روايت نموده است که فرمود:
«مَنْ ثَبَتَ عَلَی مُوَالَاتِنَا (وِلَايَتِنَا) فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا، أَعْطَاهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ أَجْرَ أَلْفِ شَهِيدٍ مِنْ شُهَدَاءِ
بَدْرٍ وَاُحُدٍ»؛(1)
«هرکس در غيبت قائم ما بر موالات و ولايت ما ثابت بماند خداوند متعال اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد را به او عطا ميفرمايد».
اين ثبات بر ولايت که آنهمه ثواب دارد ثبات بر هويّت و بر شخصيّت ديني و استقامت بر تعهّدات اسلامي است و بر همين حفظ هويّت ديني و استقلال مذهبي و صبر و پايداري تأکيد دارد. مسلمان
1) . صدوق، کمالالدين، ص323؛ قطب راوندی، الدعوات، ص247؛ اربلی، کشفالغمه، ج3، ص329؛ فیض کاشانی، الوافی، ج2، ص442؛ حر عاملی، اثباتالهداة، ج5، ص81؛ صافی گلپایگانی، منتخبالاثر، ج3، ص238.
صاحبالزّماني تحتتأثير هيچ جوّي تن به ذلّت نميدهد؛ با شجاعت، با قدرت و همّت و با نيروي ايمان و علم، با شعارهاي توحيدي الله اکبر و لا اله الّا الله با اقتدار بايد به پيش برود و بداند که جهان، بهسوي اسلام، بهسوي جامعة جهاني اسلام و بهسوي مدنيت قرآني و جامعة مهدوي است و اين وعدة الهي تخلّفناپذير است.
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظّم 1425
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به مناسبت نيمة شعبانالمعظم 1425 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«اَللّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً»(1)
يکي از عقايد اصليه که بر اساس آن عقايد مهمّ ديگر، مقبول و ثابت است عقيده به علم و قدرت نامحدود خداوند متعال - جلّت قدرته وحکمته - است. صفت علم و قدرت خداوند در تمام ماسوا، و مخلوقات و کائنات زميني و آسماني و اجزا و اعضاي عالم ظهور دارد و حتّي آياتي که در بخشي از وجودي واحد مثل يک درخت يا حيوان يا انسان وجود دارد
غير قابل احصاست و هرکدام، موضوع علم و فنّ خاصّي است که دانشمندان در آن مطالعه و تحقيق مينمايند، همة اين
1) . طلاق، 12. «خداوند کسي است که هفت آسمان را آفريد و از زمين نيز همانند آنها را؛ فرمانش پيوسته در ميان آنها فرود ميآيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينکه علم خداوند بر هر چيز احاطه دارد».
کائنات، آيات و کلمات الهيه هستند که بر آنها در آياتي مثل:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِاُولِي الْألْبَابِ»(1)
وَقَوْلُهُ تَعَالَی:
«وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ»(2)
وَقَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ:
«وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ»(3)
وَقَوْلُهُ تَعَالَی:
«قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَاداً لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً»(4)
1) . آل عمران، 190. «بهراستيکه در آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز، نشانههايي براي صاحبان بصيرت است».
2) . يوسف، 105. «و چه بسيار نشانة خداوند در آسمانها و زمين که آنان بر آن ميگذرند درحاليکه از آن روي گردانند».
3) . لقمان، 27. «و اگر همة درختان زمين، قلم شوند و دريا بر آن مرکّب شود و هفت درياچه به آن افزوده شود کلمات خداوند پايان نميپذيرد».
4) . کهف، 109. «بگو، اگر دريا براي [ نوشتن ] كلمات پروردگارم، مركّب باشد، بيشك آن دريا، پيش از به پايان رسيدن كلمات پروردگارم، به پايان ميرسد، ولو آنكه مددي همانند آن به ميان آوريم».
وَقَوْلُهُ عَزَّ اسْمُهُ:
«وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ»(1)
وَقَوْلُهُ تَعَالَی:
«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»(2)
اشاره شده است که نه تنها در همه بلکه بسا در يک واحد آنها که با چشم غيرمسلّح غير قابل رؤيتاند آيات بسيار باشد، دلايل علم و حکمت و قدرت حقّ هستند و زبان و بيان از توصيف آن، عاجز است و همانگونه که با قدرت غيرمحدود خداوند، امکان وجود هزاران منظومه و حوزههاي ديگر غير از آنچه تا به حال کشف شده ثابت است، امکان و تحقّق عالم غيب و بهشت و جهنّم و عرش و کرسي و عالم برزخ و قيامت و ملائکه و معجزات انبيا مثل قلب عصا به اژدها يا خروج ناقه از سنگ و احياي موتي و معراج، همه بر اصل محکم «إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»(3)ثابت است.
اگرچه آنچه در عالم وجود است به قدرت خداي قادر موجود است اما عادت انسان به مشاهدة آنها موجب غفلت او از توجّه به عظمت آنها شده است؛ به اين جهت معجزات انبيا و برخي حالاتشان و توجّه و عنايات خاصّي که به آنها شده است و خبرهايي که آنان از برخي عوالم و وقايع آينده دادهاند براي بعضي مورد استعجاب و استبعاد ميشود بلکه بسا بعضی جهّال آنها را انکار نمايند و قدرت قادري را که جهان خلقت و آسمانها و زمين را آفريده است در مثل معجزات و آياتي که به دست انبيا و اوليا، ظاهر شده غريبالوقوع بشمارند.
بههرحال، غرض از اين مقدّمه، بيان اين نکته است که بخشهاي مهمّي از مسائل اعتقادي زياد بر پاية اعتقاد به قدرت الهيه، غير قابل نفي و انکار است و با ثبوت اخبار پيغمبر ثابتالنبوّه و يا امام ثابتالامامه تحقّق آن ثابت است؛ بنابراين همة مسائلي که در قرآن مجيد و احاديث صحيحه از عوالم غيبي و ملائکه و معجزات انبيا، بهشت و جهنّم، عذاب و عقاب و ثواب، عالم برزخ و شفاعت و معراج و ظهور حضرت
مهدي(علیه السلام) و مطالب ديگر از آنها خبر داده شده همه ثابت و مسلّمالتّحقّق است و وجهي براي انکار يا استغراب آنها
نيست چنانکه در آيات پاياني سورة مبارکه «يس» در مورد معاد، خداوند متعال، استبعاد کفّار را به همين عموم علم و قدرت، جواب فرموده است.
يکي از اعتقادات صحيحهاي که بر اساس خرق عادات، مثل معجزات انبيا است و هر مسلمان اعمّ از شيعه و ديگران بايد به آن اعتقاد داشته باشد عقيده به وجود حضرت مهدي، الحجة بن الحسن العسکري(علیه السلام) است که تقريباً بيشتر جوانب وجودي ايشان از ولادت و غيبت و عمر طولاني و کيفيت ظهور و جهات ديگر بهصورت خرق عادت و معجزه است؛ مثل بقاي عيسي و نزول او در آخرالزّمان و اقتداي او به حضرت مهدي(علیه السلام)، علامات حتمية ظهور مثل صيحة آسماني و خسف بيداء، همة اين امور، بهطور اعجاز، واقع ميشود؛ بنابراين توجيه و تفسير اين امور برحسب قواعد عاديه، غيرلازم بلکه خارج از موضوع است و بسا که موجب اقناع بعضي نشود. مسئله، مسئلة اعجاز و تعلّق قدرت الهي است مثل مسئلة تکلّم عيسي(علیه السلام) در گهواره و بلکه خلقت عالم و زمين و آسمان است که براي آن نميتوان چيزي را
مشابه آورد و با شواهد طبيعي آن را قياس کرد؛ طول عمر حضرت وليّ عصر(علیه السلام) و بعضی جهات ديگر مربوط به آن حضرت از معجزات و از آيات الهيه است و استشهاد براي آن به طول عمر طبيعي حضرت نوح(علیه السلام) يا معمّرين ديگر لازم نيست و اگر اصلاً نظير هم نداشته باشد ثابت است چنانکه خلقت حضرت آدم و حوا و
حضرت عيسي(علیهم السلام) هم به همان نحو بيسابقه، ثابت است؛ اين امور، امر الهي است و هرکس به خدا و رسول، مؤمن باشد بايد همانطور که به خدا و رسول و به عالم غيب معتقد است به امر حضرت مهدي(علیه السلام) معتقد باشد. چنانکه مسلمانان صدر اسلام به اخبار غيبيهاي که از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) ميشنيدند پيش از وقوع آنها ايمان داشتند و چنانکه در اين زمان و در هر زمان ديگر هر مسلمان به خبرهاي قرآن کريم از آيندههايي که هنوز نيامده و وقايع و حوادثي که اتّفاق خواهد افتاد ايمان دارد جوهر و حقيقت ايمان به صدق انبيا از ايمان به مثل ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) و ظهور آن آيات و معجزات از آن حضرت و نزول حضرت عيسي مسيح(علیه السلام) و اقتدايش به حضرت مهدي(علیه السلام)، در نماز و پرشدن جهان از عدل و داد، غير قابل انفکاک است.
«ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»(1)
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظّم 1425
لطفالله صافي(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(1)
کتابهاي آسماني، انبيا و پيغمبران و کساني که بهواسطة تخصّص علمي خود حتّي از راه نجوم و علوم غريبه و فلسفة تاريخ و مطالعه در سير جوامع و حوادث و حرکاتي که در کائنات وجود دارد و عليالدّوام همه را در تغيير و حرکت ميبينند و حرکتها را از مبدأ تا منتهي و پايان مشاهده مينمايند، همه بر اين اتّفاق دارند که اين قاعدة حاکم بر اجزاي جهان، کلّ عالم را نيز شامل ميشود و همانگونه که يک دانه در اثر حرکت، شکافته ميشود و بروز و ظهور و حرکت ميکند و مراتب را
يکي پس از ديگري طيّ مينمايد تا به مرتبة کمال و ظهور ميرسد مجتمع انساني نيز در حرکتش همواره در تغيير است
1) . انبياء، 105. «و بهراستي در زبور، پس از ذکر (تورات) نوشتهايم كه زمين را بندگان شايستة من به ارث ميبرند».
تا به تحوّلي شگرف و فراگير و جهانشمول خواهد رسيد. مجتمعاتي را که پشت سر ميگذارد هيچکدام - اگرچه داراي نقاط قوّتي نسبت به ديگران باشد - نقطة بلوغ و کمال مجتمع انساني و اسلامي نيستند، و عدل و امنّيت فراگير، و علم و معرفت گسترده ندارند؛ نقطة نهايي کمال و بلوغ مجتمع انساني، آن جامعة يگانة جهاني است که همة اين نعمتها براي همه و در اختيار همه باشد و اعلان:
«إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ»(1)
در آن تحقّق عيني يابد.
برحسب تمام اين مدارک و مباني اين عصري که جهان در پيش رو دارد در طول حضور بشر در روي زمين بيسابقه است و ويژگيهاي آن در عصر هيچيک از انبيا و رجال، ظاهر نشده است، عصر همة پيغمبران به لحاظِ نسبت به پيامبرِ هر عصر، شرافت و فضيلت داشته است و حادثة ظهور آن پيغمبر، جالب و براي مجتمع بشر حرکتي بهسوي پيش بوده است اما هيچکدام به استثناي عصر حضرت خاتمالانبيا، محمد مصطفي(صلی الله علیه و آله) که به
جهت اشتمال آن بر عصر حضرت مهدي(علیه السلام) ويژگيهاي عصر مهدوي را نيز داراست اعظمالاعصار و اشرفالازمان
1) . مؤمنون، 52. «بهراستيکه اين امت، امّت واحده است و من پروردگار شمايم پس از مخالفت فرمان من بپرهيزيد».
است پايان اعصار و نهايت حرکت مجتمع نبودهاند و همة پيغمبران اين اعصار و حتّي شخص حضرت خاتم الانبيا(صلی الله علیه و آله) بشريّت را به اين عصر بشارت داده و در انتظار اين عصر گذاردهاند.
عصري که در آن زمين پر از عدل و قسط گردد و همهجا امنيّت و آرامش و اطمينان حاکم گردد و ميلياردها بشر در همهجا تحت حکومت واحد و قانون واحد قرار بگيرند و برکات زمين و آسمان ظاهر گردد عصري نمونه است و کسي که بهوسيلة او و به دست او، دگرگوني جهان صورت تحقّق مييابد، بايد او باشد و او بيايد و فقط او مرد اين موقعيت است. امام عصر بلکه صاحب اعصار حضرت مهدي الحجة بن الحسن العسکري - علیه و علی آبائه الطّاهرین الصلاة و السلام - است که عصر ظهورش عصر اسلام، عصر عدل و انصاف، عصر برادري و رحم و اخلاق و احسان و عصر عقل و علم و روشنايي و بيداري و هوشياري و معرفت و آگاهي است.
اگر سوگند خداوند متعال در سورة عصر:
«وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ»(1)
سوگند به اين عصر باشد چنانکه بعضي روايات بر آن دلالت دارند(2)
عظمت اين عصر معلوم ميشود و مثل سوگند به صافّات و زاجرات و تاليات و ذاريات و حاملات و شمس و قمر و شب و روز، اشاره و سوگند به مظاهر بزرگ قدرت الهي است.
عصر غيبت امام(علیه السلام) هم عصر امتحان و عصر تمحيص و تخليص است؛ کساني در اين عصر در هويّت اسلامي و مذهبي ثابت ميمانند که در اين امتحانات و نمونهگيريها خود را نباخته و با استقامت و ثبات قدم، شخصيّت اسلامي خويش را حفظ نمايند و با کمال استقلال بر سنّتهاي اسلامي پايدار بمانند و از تشبّه به کفّار و غربگرايي در سنّتها، لباس و عادات محفوظ بمانند. برحسب بعضی از اخبار امتحانات آنقدر شديد ميشود که بسا شخص صبح کند در حال ايمان و شب کند درحاليکه از اسلام خارج شده و کافر باشد؛(1)مؤمنين بايد
بسيار مواظب خود باشند، مواظب گفتار و حرفهايي که ميزنند و نوشتههايي که مينويسند و ميخوانند و اظهارنظرهايي که ميکنند. کتب و مطبوعات و مجلّات و جرايد ضلال و مراکز فساد بهعنوان هنر و غيره زياد شده است. خطراتي که مخصوصاً ايمان و اخلاق جوانان و عفّت و حجاب و شخصيّت بانوان را تهديد مينمايد بسيار است.
1) . ابنحماد، الفتن، ص15، 23، 95؛ احمد بن حنبل، مسند، ج2، ص372، ص390 – 391، 523؛ ج3، ص453؛ ج4، ص277؛ 408، 416؛ ترمذی، سنن، ج3، ص330 – 331؛ طبرانی، المعجمالاوسط، ج2، ص380 – 3881؛ ج3، ص49، 156؛ ج5، ص29؛ هیثمی، مجمعالزوائد، ج7، ص281، 301، 304، 308 – 309.
تشويقاتي که از ابتذال و از اختلاط زن و مرد و مناهي و ملاهي بهعنوان هنر و سينما و غيره ميشود همه امتحان است و در اخبار آخرالزّمان از شيوع اين برنامهها و بهاصطلاح آزاديها، خبر دادهاند همانطور که در سوره عصر ميفرمايد:
«همه در خسارت و زياناند مگر آنها که ايمان و عمل صالح دارند و يکديگر را به حقّ و صبر و شکيبايي سفارش مينمايند».(1)
اميد آنکه خداوند متعال با دعاي حضرت بقيّةالله (علیه السلام) جامعة ما خصوصاً جوانان عزيز را از خطرات آخرالزّمان حفظ فرمايد.
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظّم 1425
لطفالله صافي(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
با عرض سلام و تبريک يومالله نيمة شعبان، عيد سعيد ولادت حضرت منجي بشر، وليّالله منتظر، امام مبين و کهف حصين، مولانا المهدي، بقيّةالله - ارواح العالمين له الفداء - ؛ اين چند کلمه را خدمت برگزارکنندگان پنجمين اجلاس بررسي ابعاد آن وجود مبارک، تقديم ميدارم.
همايشها و اجلاسيهها و ميزگردها و هر برنامة ديگر که بهمنظور تجديد ياد و عهد، و تحکيم ارتباط با حضرت موليالوري، خلف انبياي مرسلين، مصداق:
«وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ»(1)
و مقصود از:
«فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»(2)
باسطالامن و الامان، صاحبالزّمان - عجّل الله تعالي فرجه - برگزار ميشود براي معرفت شئون عاليه و مقامات متعالية آن حضرت، اوضاع جهان پيش از ظهور در عصر غيبت و بعد از ظهور و مطالب مهمّ ديگر بسيار لازم و مفيد است و بر آگاهي همگان، بهخصوص نسل جوان از آن آيندة درخشان و وظايف و مسئوليّتهايي که در اين دورة غيبت بر عهده داريم ميافزايد.
اوّلين و مهمّترين فايدة آن، نجات از مرگ جاهليّت است که برحسب حديث شريف مسلّمالصّدور و متّفقٌعليه بين الخاصّ و العامّ، هرکس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليّت، مُرده است:
«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ (فَقَدْ) مَاتَ ميتَةً جَاهِلِيَّةً».(1)
ايوبي قندهاري از علماي اهلسنّت در حاشية شرح عقائد نسفيه که اين حديث را بهطور ارسال مسلّم نقل نموده است ميگويد:
وَلَا يَخْفَی مَا فِيهِ مِنَ التَّشْدِيدِ الْعَظِيمِ؛
آنچه در اين حديث از تشديد بزرگ بر امر امامت است پوشيده نماند.
بديهي است چنين تشديد، تعظيم و تأکيدي بر زمامداران و حکّامي
1) . صدوق، کمالالدین، ص409؛ خزاز قمی، کفایةالاثر، ص296؛ ابنحمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، ص495؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج1، ص212. «هرکس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليّت مرده است».
که بدون لياقت و صلاحيت و نصب شرعي، واجبالاطاعه شمرده شدند، قابل انطباق نيست؛ امثال حاکمان بنياميّه مثل معاويه، يزيد، مروان، وليد و حاکمان بنيعبّاس مانند هارون، منصور و سلاطين ديگر را شامل نميشود و اين تعبير و تشديد فقط مناسب کساني است که برحسب احاديث متواتر ثقلين، عِدل قرآن کريم هستند:
«ولَنْ يَتَفَرَّقَا (وَلَنْ يَفْتَرِقَا) حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ».(1)
عظما و نخبگاني که تقدّم بر آنها و تأخّر از آنان موجب هلاکت است.
اين تهديد به موت جاهليّت، در مورد ترک معرفت کساني است که برحسب احاديث شريفة امان،(2)وجودشان براي اهل زمين امان است و
برحسب احاديث سفينه،(3)مانند کشتي نوح، وسيلة نجاتند که هرکس بر آن سوار شد نجات مييابد و هرکس تخلّف کند هلاک ميگردد.
1) . صفار، بصائرالدرجات، ص413 – 414؛ ابنبابویه، الامامة والتبصره، ص135؛ کلینی، الکافی، ج2، ص415؛ نعمانی، الغیبه، ص78؛ صدوق، کمالالدين، 235؛ خزاز قمی، کفایةالاثر، ص92؛ مفید، الارشاد، ج1، ص176؛ طبری امامی، المسترشد، ص559؛ فتال نیشابوری، روضةالواعظین، ص273. «و اين دو از هم جدا نخواهند شد تا اينکه بر من در حوض کوثر وارد شوند».
2) . صدوق، الامالی، ص252 – 253؛ همو، عللالشرائع، ج1، ص123؛ همو، کمالالدین، ص205، 207؛ خزاز قمی، کفایةالاثر، ص29؛ طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص48؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج3، ص149؛ سیوطی، الجامعالصغیر، ج2، ص680.
3) . صدوق، الامالی، ص342؛ همو، کمالالدین،ص241؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج2، ص343؛ ج3، ص151؛ طبرانی، المعجمالاوسط، ج5، ص355؛ ج6، ص85؛ هیثمی، مجمعالزوائد، ج9، ص168.
اين تعظيم و تجليل از امر امامت در مورد حجج و اماماني است که زمين از وجود آنها خالي نخواهد ماند و اميرالمؤمنين(علیه السلام) برحسب روايت بسيار معتبري که علماي بزرگ شيعه و سنّي از آن حضرت روايت کردهاند و سيد رضي+ نيز آن را در نهجالبلاغه روايت کرده است در شأن آنها ميفرمايد:
«اَللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً أَوْ خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللهِ وَبَيَّناتُهُ».(1)
اين تأکيد رسا در مورد امامت همان دوازده نفري است که فقط احاديث متواتر ائمة اثنيعشر(علیهم السلام) بر آنها انطباق دارد؛ احاديثي که تنها در مسند احمد از سیوچهار طريق(2)و در صحيح مسلم(3)از چند طريق و در المعجمالکبیر طبراني(4)از سیوهفت طريق و... در مجموع بيش از سیصد حديث و نص قاطع بر امامت اين دوازده نفر وارد شده است که
1) . نهجالبلاغه، حکمت147 (ج4، ص37)؛ ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص170 – 171. «بلي به خدا؛ زمين از قيامکننده براي خدا با حجّتي که يا ظاهر و مشهور است و يا ترسان و پوشيده خالي نخواهد ماند تا حجّتهاي خداوند و بيّنات او از بين نرود».
2) . احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص85 – 108.
3) . مسلم نیشابوری، صحیح، ج6، ص3 – 5.
4) . طبرانی، المعجمالکبیر، ج2، ص195 – 199، 208، 214، 253، 255.
اوّل آنها حضرت موليالموحّدين و يعسوبالدّين اميرالمؤمنين(علیه السلام) است و خاتم و دوازدهمين آنها آقايي است که امروز يگانه راه رستگاري و نجات از مرگ جاهلي، معرفت او و عمل در مسير رضاي اوست.
حضرت حجة بن الحسن العسکري، مهدي موعود (علیه السلام) سَرور و مولايي است که انبياي گذشته و صحف آسماني و قرآن، ظهور موفورالسّرورش را بشارت دادهاند و حدود يکهزار حديث در شأن و مقامات و ابعاد شخصيّت او وارد شده است.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَارْزُقْنَا لِقَاءَهُ وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ
عَدْلاً وَقِسْطاً بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً.
غرّة شعبانالمعظّم 1426
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به پنجمين اجلاس ابعاد وجودي حضرت بقيّةالله الاعظم امامزمان×، شعبانالمعظم 1426 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلسَّلَامُ عَلَی الْمَهْدِيِّ الْمُنْتَظَرِ
سلام بر منتظران ظهور و مشتاقان فيض تشرّف به طور حضور، عزيزاني که با طلوع هلال نوراني و غرّة غراي ماه شعبان هر سال، براي اعلام وجود ولايي خود آمادة خدمت و براي تعظيم يومالله عظيم نيمة شعبان، روز فرخندة ولادت نورالله الاکبر و حجةالله الثانيعشر، بزرگداشت اين روز عزيز را هرچه بيشتر و باشکوهتر از پيش، وجهة همّت و تلاش و کوشش مضاعف قرار ميدهند و با اين برنامههاي هشدارده و بيدارساز، جهانيان را به آيندهاي روشن و پر از ارزش و اطمينان و احساس امنيّت و فارغ از ستم و استکبار و استضعاف، بشارت و نويد ميدهند.
آري! بايد اين روز را گرامي بداريم و با اين نور الهي و انتظار، همواره
دلها روشن و اميدوار بماند، بشريّت در هيچ شرايط شدّت و سختي، در هجوم خطرات و مصائب و تسلّط حکومتهاي
استعمارگر، مأيوس و نااميد نماند؛ شعلة نشاط و شوق و شور در او خاموش نگردد؛ به وعدههاي الهي و انبياي عظام و کتابهاي آسماني مخصوصاً قرآن کريم و بشارات قطعي و مؤکّد حضرت ختمي مرتبت رسول اعظم و اوصياي طاهرين آن حضرت - صلوات الله عليهم اجمعين - ايمان استوار داشته باشد؛ همواره بهسوي آينده گام برداشته و پيشرو باشد؛ در مواضع درست و انساني و اسلامي خود بايستد؛ سنگرهاي ايمان، استقامت و مقاومت را حفظ نمايد؛ از آن روزگار نجات و رهايي چشم بر ندارد و بداند که سنّت الهي تخلّفناپذير است.
روز عدل حقيقي، روز برادري، روز همه، روز آزادي بشر، روز حکومت جهاني، روز قرآن و اسلام، روز امن و امان، روز منجي حقيقي جهان و در يک کلمه روز مهدي آل محمد - صلوات الله عليهم اجمعين - در پيش است؛ همه بهسوي آن روز به جلو ميرويم و به هويّت اسلامي خود افتخار ميکنيم. اسلام، دين ما، قانون ما، ملّيت و هويّت ما، جامعة ما و اخلاق و آداب
ماست و الله اکبر و لا اله الا الله شعار و اعلام مواضع ماست و نيمة شعبان روز ماست.
غرّة شعبانالمعظّم 1426
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به مناسبت شعبانالمعظم 1426 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(1)
حضرات فرهيختگان و ارباب توفيق و عزيزان مشرّف به حضور در محفل ولايي و اجتماع نوراني همايش سراسري علمي تخصّصي خورشيد مغرب و هيئت جوانان و دانشجويان آل طه، دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اردبيل.
حقير با کمال اشتياقی که به حضور در مثل آن مجمع روحاني و زيارت برادران ايماني و دلباختگان مخلص به ولاي آقا و مولايمان خليفةالله في عباده و بقيّةالله في ارضه الامامالمبين والکهفالحصين خلف انبياءالمرسلين و خاتم الائمة الطيّبين الطّاهرين المعصومين - ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء - داشته و دارم، متأسّفانه از فيض حضور در آن همايش شريف که
قرارداشتن در صف نعال آن را موجب افتخار ميدانم معذور و محروم ميباشم.
1) . قصص، 5. «و ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم».
با عرض سلام خالصانه و تقديم احترامات فائقه، مراتب سپاس و تشکر خود را از برگزاري آن همايش، ابراز ميدارم؛ به اميد آنکه بهحکم «اَلرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ»(1)از برکات کثيره و رحمتهاي واسعة الهيه که - انشاءالله تعالي - بر آن همايش، نازل خواهد شد بهرهمند و در شمار آن سعادتمندان محسوب شوم.
درضمن، خود و همگان را در اين عصر غيبت کبري، عصر امتحان و تخليص و تمحيص به تمسک به هدايت قرآن کريم و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) سفارش ميکنم.
حفظ استقلال، شخصيّت ديني، افتخار به هويّت مذهبي، ثبات و استقامت بر سنن اسلامي، اجتناب از وقوع در جاهليّت ثانيه و گرايشهاي انحرافي فکري و عملي بايد وجهة همّت همه مخصوصاً جوانان عزيز باشد؛ همه بايد آية کريمة «وَلِلّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»(2)را نصبالعين قرار داده و عزّت و غيرت ايماني خود را گرامي بداريم و با آن
همواره در علم و فرهنگ و تحصيل و قوّت و قدرت، رو به جلو و تقدّم، و در کسب مکارم و عزّت، کوشاتر باشيم؛ مقهور هيچ
1) . نهجالبلاغه، حکمت154 (ج4، ص40)؛ سید رضی، خصائصالائمه، ص107؛ لیثی واسطی، عیونالحکم و المواعظ، ص64؛ آمدی، تصنیف غررالحکم، ص331 – 433؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج18، ص362. «کسی که به کار گروهی رضایت دهد مثل کسی است که در انجام کار همراه آنان بوده است».
2) . منافقون، 8. «و عزّت از آن خداوند و فرستادة او و مؤمنان است».
قدرت مادّي نباشيم و در هر ميدان، هر جا و هر جامعة بينالمللي با عزّت اسلامي عرض وجود و اعلام موضع نماييم.
امروز دنياي
غرب بسياري از قبايح و مظالم را فخر و مدح دانسته و از معنويات و فضايل و ايمان به عالَم غيب اين يگانه چيزي که به وجود انسان و تمام کائنات معنا ميدهد
و از آن، تفسيري درست و سودمند مينمايد کنار رفته و به بيمعنايي و پوچي اين جهان و ابتذال، گرايش دارد و به بهانه و اسمهاي
به ظاهر خوب، فساد، فحشا و ملاهي و مناهي را ترويج مينمايد.
اين بيداري و هشياري و آگاهي جوانان و دانشجويان عزيز و دانشگاهيان و اين علائق خالصانه از سوي آنان به احياي امر ولايت حضرت وليّ عصر - ارواح العالمين له الفداء - موجب اميدواري و نويدبخش آيندة بهتر و درخشانتر و طليعة جامعهاي پوياتر و مقاومتر است.
قَالَ اللهُ تَعَالَی:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»(1)
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللِه وَ بَرَکَاتُهُ
شعبانالمعظم 1426
لطفالله صافی(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لَا أَنْ هَدَانَا اللهُ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّد الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ أَبِى الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ سِيَّمَا الْإِمَامِ الْمُبِينِ وَالْکَهْفِ الْحَصِينِ، بَقِيَّةِ اللهِ وَحُجَّتِهِ، الْإِمَامِ الثَّانِي عَشَرَ - أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ - اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ.
وَبَعْدُ قَالَ اللهُ تَعَالَى:
«وَنُرِِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(1)
با عرض سلام و تبريک صميمانه به حضرات فضلا و اساتيد و بزرگواران شرکتکننده در اجلاس علمي دوسالانة حضرت مهدي(علیه السلام) و با تشکر فراوان از برگزارکنندگان عزيز آن، اميد است قلوب
همگان به انوار ايمان به مهدويت بيشازپيش منوّر و همواره پرتلألؤ، و تشعشع و لمعان آن در افزايش باشد.
1) . قصص، 5. «و ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين، قرار دهيم».
يکي از اسلاميترين مقبولات و باورهاي مسلمين که از عصر رسالت تاکنون مسلمانان به آن دل بسته و ايمان داشته و دارند ظهور شخصي الهي در آخرالزّمان است؛ شخصي که جهان را پر از علم و قسط و عدل نمايد چنانکه از جهل و جور و ظلم پر شده باشد؛ شخصي که از برکت ظهورش توحيد اسلام جهانگير و خاور و باختر و هر قارّه و کشور تحت حکومت و حاکميت احکام قرآن و عدالت حقيقي قرار خواهد گرفت و امّت واحده، حکومت واحده، قانون و نظام واحد در همهجا گسترش مييابد؛ شخصي همنام و همکنية رسول خدا و از فرزندان علي و فاطمه(علیهم السلام) که امام دوازدهم از ائمة اثنيعشر(علیهم السلام) است؛ از آنها که برحسب روايات متواتر بينالفريقين(1)به وجود ايشان دينْ باقي، و اسلام، عزيز و منيع و پايدار خواهد بود.
شخصي که براي اقتدا به نماز او عيسي روحالله از جايگاه رفيع آسماني خود به زمين نزول مينمايد؛ شخصي كه ظهورش با صيحه و صداي آسماني به جهانيان اعلام ميگردد.
هر مسلمان معتقد به رسالت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) او را با اين خصايص و خصايص ديگري تفصيلاً يا حدّاقل به اجمال بهعنوان
1) . اين احاديث تنها در مسند احمد به سیوچهار طریق روايت شده است. ر.ک: احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص85 – 108.
مهدي شخصي، يعني شخص يگانه در عالم بشريّت از آدم تا خاتم و از خاتم تا قيام ساعت ميشناسد و انتظار روز او و عصر و دور او را دارند.
اکنون كه يکهزار و يکصد و هفتادودو سال از ولادت آن امام دوازدهم و وليّ و خليفة ثانيعشر ميگذرد آن حضرت در عالم امکان و در اين دنيا حضور دارند و خدا ميداند که تا چه مدّت زمان نزديک و کوتاه و يا بسيار طولاني اين حضور ادامه خواهد يافت و زمين به وجود آن حضرت برجا و برقرار خواهد ماند.
اجمالاً وجود و طول عمر و غيبت آن حضرت از آيات الهيه است. چنانکه اين دنيا و زمين و آسمان و شمس و قمر و هزاران منظومه و کهکشان به اراده و قدرت الهي باقي است، بقاي نظام جهان هم به امرالله تعالي وابسته به آن وجود اقدس است؛ و چنانکه نظام جهان و وابستگيهاي محيّرالعقول در تمام کائنات، از ذرّات لا يري و اتُم و کوچکتر از اتم و پديدههاي بزرگ و فوق تصوّر، همه آيات الهي هستند؛
«وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ»(1)
اهل بينش و معرفت را به اعتراف واميدارد، وجود امام، آن عزيز خدا نيز آية خاصّ خداست و پاسخ به همة آن سؤالات در يک جملة:
«ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»(2)
ميباشد. در اينجا اشارات و نکات بسيار است که بيان آنها به فرصتي ديگر موکول است.
مجدّداً به نويدها و بشارات قرآن و روايات پيامبران سَلَف و تورات، انجيل و زبور و اتّفاق همة ملل بر ظهور مصلح عظيمالشأن اشاره ميکنيم؛ پيام همه اين است که حرکت و سير جهان بهسوي کمال و خير و صلاح همگان و عدل و داد، و امن و امان است؛ از اين اتّفاق و آيندهنگري ميتوان استفاده نمود که مسئله مصلح جهاني و برچيدهشدن بساط استبداد، استعباد، استضعاف و استعلا، خواست فطرت بشر است و در نهاد انسانها ريشه دارد؛ و:
«فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا»(1)
در اينجا نيز جاري است؛ همه منتظرند و همه چشم به راهاند؛ همه زوال اين
نابرابريها، ستمگريها و اين رژيمهاي فاسد را بالفطره ميخواهند و از اين نظامات فاسد به ستوه آمدهاند و اميدوارند که دست قدرت الهي از آستين يک انسان خدايي و خدا شعار، از پشت پردة غيبت ظاهر گردد تا جهان را با شعار الله اکبر و بر اساس ارزشهاي والايي که بشر همواره در طول تاريخ، آرزومند تحقّق آنها بوده بسازد.
در خاتمه دو نکته را که بايد ارادتمندان به ساحت مقدّس حضرت بقيّةالله الاعظم - ارواحنا فداه – بهويژه عالمان و فرهيختگان به آن توجّه داشته باشند يادآور ميشوم:
1) . روم، 30. «اين فطرتي است که خداوند انسانها را بر آن آفريده است».
در زمينه تحقيقات مهدوي، پرهيز از عوامگرايي، اجتناب از کمّيت گرايي در پژوهشها بدون توجّه ويژه به کيفيّت و دوري از انجام کارهاي تکراري و غيرمفيد همواره بايد مدّنظر باشد؛ ضمن آنکه رويکرد عملگرايانه و ارتباط ميان مقولات مهدوي و توجّه به ساحت اخلاق و معنويت و تربيت جامعه و اهتمام به ارتقاي فرهنگ تشيّع اصيل و انتظارات آن يگانة دوران از شيعيان و ارادتمندانش در رأس کارهاي پژوهشي قرار گيرد.
در زمينة تبليغات مهدوي، شايسته است در جهت شناساندن آن محبوب دلها و آرمان والايش از همه ظرفيتهاي موجود رسانهاي و تبليغاتي استفاده کرد و چهره نوراني و تابناک حضرتش را با ابزارهاي نوين و آنچنان که زيبندة آن امام بزرگوار است در داخل و خارج معرّفي کرد. بديهي است براي دستيافتن به توفيق در چنين امري، استفاده از متخصّصان خوشفکر بلکه صحيحالفکر حوزه مهدويت يک ضرورت است تا امور تبليغاتي همواره در مسير صحيح و تقويت ايمان و رشد تفکّر ادامه داشته باشد.
همچنين هرگونه حرکت تبليغاتي در اين زمينه، از برنامههاي
رسانهاي گرفته تا جشنها و چراغانيها، بايد به نحوي باشد که موجبات رضايت خاطر آن وليّ دوران را فراهم نمايد و از ملاهي و مناهي در آن جدّاً پرهيز گردد چه آنکه مجلسي که منسوب به امام زمان - ارواحنا فداه - است نبايد به گناه و معصيت، آلوده گردد.
اين جشنها و همايشها و چراغانيها و ابراز احساسات همه اظهار علاقه به جامعة مهدوي است که تا حدّ امکان، جامعة خود را به آن
جامعه نزديک و شبيه سازيم و ارزشهايي را که در آن دوران مهدوي نمايانگر ميشود در جامعه پياده کنيم و انتظار حقيقي خويش را با التزام به تعاليم اسلام و امر به معروف و نهي از منکر نشان بدهيم.
با تشکر
وَالسَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
یازدهم شعبانالمعظّم 1427
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به اجلاس دوسالانة حضرت مهدي×، گرگان، 15شهريور 1385 ه. ش.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
تبريك عيد سعيد ولادت امام المبين و حجةالله علي العالمين، فاتح قلاع مشركين و كافرين، و وارث انبيا و مرسلين، حضرت حجة بن الحسن العسكري - ارواح العالمين له الفداء - به آستان فرشتهپاسبان حضرت ثامن الائمة الطاهرين، مولانا ابوالحسن علي بن موسي الرضا - عليه آلاف التحية والثناء -
در آستان رضا قدر نيمه شعبان
فزونتر است ز مهر و ماه و از كيوان
فرشتگان همه تبريک و تهنیت گويند
ولادت شه دين قطب عالم امكان
شعار مرد و زن و پير و نوجوان اين است
حياتبخش بود عيد نيمه شعبان
درود باد بر آن امّتی كه منتظر است
ظهور دولت حقّ، عصر صالحان جهان
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ
1) . صافات، 171 – 172. «وعده قطعی ما برای بندگان فرستادهشده ما از پیش مسلّم شده است، که آنان یاریشدگاننند و لشکریان ما پیروزند».
تاريخ، سرگذشت رودررويي و درگيري و جنگ و معارضه جنود الهي و رحماني با جنود اهريمني و ابليسي، و پاسداران حقّ و علم و عقل، و عدالتطلبان خيرخواه با حاميان جهل و باطل و ستم و حقّكشي و شرانگيزي است.
حوادث مهم تلخ و شيرين تاريخ را اين مقابله و اين دو گروه بهوجود آوردهاند؛ با اين تفاوت كه فعّاليّت و موضعگيري گروه عدالتخواه و حقّطلب عكسالعمل مواضع طغيان و تجاوزات و حقكشي گروه ظلم و استضعافگر بوده و هست، و موضعگيري صالحان در برابر مفسدان و رفع آنها تحميل همان جنود شرّ بر جنود خير است.
انبيا و پيروان راستين آنها؛ ابراهم خليل و موسي و عيسي و حضرت خاتمالانبيا صلوات الله عليهم و اوصيا و خلفای آن حضرت از حضرت علي(علیه السلام) تا حضرت مهدي(عج الله تعالی فرجه الشریف) اين جبهه حق را رهبري كرده و پيشواي خيرخواهان بشريّت و حمايت از حقوق ضعفا و اجراي برنامههاي الهي ميباشند.
در كتابهاي آسماني، بهخصوص قرآن مجيد و در سخنان و احاديث شريفه اهلبيت(علیهم السلام) و در سيره مرضيّه حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) و اميرالمؤمنين و سائر ائمه(علیهم السلام) اين برنامه متجلّي و درخشان است، و همه به
بشريّت اين مبارزه با ظلم و جهل و زور و استكبار را ميآموزند و به فتح و پيروزي و غلبه نهايي اهل حقّ بر باطل و برقراري حكومت عدل جهاني اسلام نويد داده و وعده حتمي و قطعي دادهاند. آيات قرآن كريم در اين زمينه متعدّد است كه ازجمله همين آيات پاياني سوره «صافّات» است.
مسلمانان عموماً در وقوع اين پيروزي جهاني حقّ بر باطل و آمدن روزگاري كه حكومت جهاني صالحان و دين اسلام عالمگير و دين واحد بشر گردد متّفقالكلمه ميباشند، و شيعيان اهلبيت(علیهم السلام) بالخصوص در انتظار آن روزگار الهي كه تعبير از آن به عصر طلايي بسيار ناقص و كوتاه است هستند، و همه ايامالله را منتهي به آن روز بزرگ خدايي روز حضرت مهدي(علیه السلام) دانسته و بر اين عقيده محكم پاي فشرده، اظهار وجود مينمايند كه برحسب نصوص قطعيّه، اين واقعه جهاني و رستاخير و ظهور قدرت الهي به دست يداللّهي باكفايت وارث علوم تمام انبيا و يگانه ذخيره
حقّاني، فرزند حضرت امام حسن عسكري(علیه السلام) بهوقوع خواهد پيوست و عيسي مسيح(علیه السلام) از جايگاه خود فرود آيد و در نماز به او اقتدا نمايد.
در زادروز آن حضرت، همهساله و با شكوه هرچه بيشتر، مجلّلترين برنامههاي جشنهاي سالم و مجالس سخنراني را برگزار مينمايند، و به
بشريّت مأيوس و ملّتهاي افسرده اميدواري ميدهند و با اينگونه برنامهها استضعافگران و سركردگان استدلال و استحقار و ظلم و ستم را محكوم ميكنند و درحقيقت بانگ نجات و بشارت نابودي حكومت ظالمان را سر ميدهند و گرايش خود را به عدل و انصاف اعلام ميكنند؛ هشدار ميدهند كه سير جهان بهسوي تكامل و آسايش و آرامش است.
در شب نيمه شعبان با مجالس احيا و عبادت و خودسازي، پايبندي و علاقهمندي خود را به اين آرمانهاي اصل و اصيل نشان ميدهند، عهد خود را و پيمان خود را با آن وليّ خدا تازه و جديد مينمايند و براي تعجيل در فرج آن حضرت دعا ميكنند، و در كلّ اين برنامهها وفاداري خود را به مطالب و
مقاصد آن حضرت كه همانا اجراي احكام الهي و پرهيز از معاصي و ملاهي و مناهي و غربگرايي است، اعلام مينمايند، و برنامههاي ضدّ عفاف و كرامت و ارزش بانوان و اختلاط آنها با مردان و ترويج غنا و موسيقي را محكوم ميسازند و با احساس مسئوليت، اوضاع ديني و مذهبي جامعه را بررسي نموده و عمل به وظايف مهمّي كه در اين عصر غيبت و دوره امتحان دارند را وجهه همّت خود قرار ميدهند؛ مسئوليتهايي كه در ارتباط با ترويج اسلام و حفظ هويّت اسلامي همگان؛ مخصوصاً جوانان و جلوگيري از مفاسد به عهده دارند؛ و خلاصه درضمن انجام اين برنامهها و
جشن و چراغاني و اين شور و شوق مقدّس، در جهت حيات ديني و مذهبي و نيل به قلّههاي كمال و معرفت و رشد و ترقّي همواره سعي و جديّت مينمايند، و اين آيه شريفه را نصبالعين قرار ميدهند:
«وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»(1)
وَالصَّلَاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، سِيَّمَا بَقِيةِ اللهِ فِي الْأَرَضِينَ. وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
شعبانالمعظم 1429
لطفالله صافی(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاَتٌ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا».(1)
«اَلسَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْأُمَمَ».(2)
تجديد عهد و تازهکردن پيمان و نوساختن ايمان اگرچه همواره مطلوب و بازسازي حال و روحيه ولايي و شکرگذاري بر نعمت اسلام و مودت و محبّت اهلبيت(علیهم السلام) هميشه و در هر زمان وظيفه و غنيمت است ولي در روزهاي شريف و فرصتهاي مبارک، برکات ويژه و عنوان تعظيم شعائر و
بزرگداشت و تجليل از دوستان و تذليل دشمنان دارد.
1) . طبرانی، المعجمالاوسط، ج3، ص180؛ همو، المعجمالکبیر، ج19، ص334؛ فخر رازي، التفسیرالکبیر، ج17، ص116؛ ج30، ص174؛ سیوطی، الجامعالصغیر، ص367؛ فیض کاشانی، الوافی، ج1، ص552؛ ج9، ص1310 – 1311؛ مجلسي، بحارالانوار، ج68، ص221؛ ج80، ص352؛ ج84، ص267؛ ج87، ص95. «نسيمهاي رحمتي از جانب پروردگارتان در ايّام زندگيتان هست؛ آگاه باشيد در برابر آن نسيمها، قرار بگيريد».
2) . کفعمی، البلدالامین، ص286؛ همو، المصباح، ص498. «سلام بر مهدی که خداوند امّتها را (به ظهور) او وعده داده است».
يکي از اين فرصتهاي عظيم و بابرکت، ماه شعبان و عيد ولادت حضرت سيدالشّهدا(علیه السلام) و مخصوصاً دهه مهدويت و نيمه شعبان و عيد ولادت حضرت صاحبالأمر و الزّمان بقيةالله في ارضه و خليفته في عباده مولانا المهدي المنتظر(عج الله تعالی فرجه الشریف) است که اگرچه از اساس اين روز الهي همواره روز جشن و سُرور و اعلام وجود و حضور شيعيان و دوستان اهلبيت بوده و هست و بر جلوه جهاني و شکوه ملکوتي آن افزوده ميشود. اينک چند سالي است که بهعنوان دهه مهدويت وسعت زماني و گستردگي برنامههاي آن در داخل و خارج از کشور بيشتر و پربارتر شده و با نشاط و شور و رونق و اخلاص کاملتر برگزار ميشود. در واقع اين دهه، مدرسه همگاني و دانشگاه بزرگ ولايي ميشود که شعب حياتي فرهنگي و اخلاقي و تربيتي آن در جوامع شيعه بلکه ساير جوامع فراگير شده و مرد و زن و پير و جوان و عالم و جاهل همه از برکات معرفت و هدايت آن بهرهمند ميشوند و چه آفاق جديدي که هر سال از آن ظاهر و ابواب علم و معرفت و بصيرت بيشتر که از آن به روي مردم گشوده ميشود. همه اقشار و طبقات بهويژه جوانان مؤمن و پرشور در اين ميدان وسيع با اظهار وجود عزّت و کرامت اسلام و قداست و معنويت و استعلاي فرهنگ مهدوي را گرامي ميدارند و فِرَق ضالّه را مأيوس ميسازند.
هَنِيئاً لَهُمْ ذَلِكَ! بر همه اين اظهار ايمان مبارک و فرخنده و خجسته باد.
در خاتمه به همه منتظران و دلباختگان حضرت وليّالله الاعظم - ارواحنا فداه - يادآور ميشوم که عصر غيبت امام(علیه السلام)، عصر امتحان و عصر تمحيص و تخليص است؛ کساني در اين عصر در هويّت اسلامي و مذهبي ثابت ميمانند که در اين امتحانات و نمونهگيريها خود را نباخته و با استقامت و ثبات قدم، شخصيّت اسلامي خويش را حفظ نمايند.
عزيزان من! دنيا، سراي غرور و فريب است؛ بههوش باشيد که جلوههاي رنگارنگ اين دنياي فاني شما را در گرداب گناه و معصيت و ظلم و عصيان که آخرتسوز است قرار ندهد.
برحسب بعضی اخبار امتحانات آنقدر شَديد ميشود که بسا شخص صبح کند در حال ايمان و شب کند در حاليکه از اسلام خارج شده و کافر باشد؛(1)
مؤمنين بايد بسيار مواظب خود باشند.
السلام) ناظر اعمال ما
عزيزان من! بدانيد تمامي اعمال شما و نيز حرفهايي که ميزنيد و نوشتههايي که مينويسيد و ميخوانيد و اظهارنظرهايي که ميکنيد در مرآي و منظر آن حجّت بالغه الهي است؛ پس با عمل صالح و انجام وظايف شرعيّه و دوري از معاصي، موجبات سُرور خاطر آن جان جانان و وليّ دوران را فراهم نماييد.
1) . ابنحماد، الفتن، ص15، 23، 95؛ احمد بن حنبل، مسند، ج2، ص372، 390-391، 523؛ ج3، ص453؛ ج4، ص277، 408، 416.
اين کلام الهي در سوره عصر را مکرر به ياد آوريد که:
«همه در
خسارت و زياناند مگر
آنها که ايمان
و عمل صالح
دارند و يکديگر
را به حق
و صبر و
شکيبايي سفارش مينمايند».(1)
اميد آنکه خداوند متعال با دعاي حضرت بقيةالله(عج الله تعالی فرجه الشریف) جامعة ما خصوصاً جوانان عزيز را از خطرات آخرالزّمان حفظ فرمايد.
حقير اين بزرگ عيد سعيد را به عموم شيفتگان عدالت حقيقي و برادري جهاني اسلامي و نجات بشريّت از شرّ استضعاف و استحقار مخصوصاً منتظران ظهور آن ولي دوران و قطب عالم امکان - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - تبريک عرض مينمايم و همگان را به ثبات و استقامت اسلامي و حفظ هويت
ديني در برابر گرايشهاي الحادي و مادّي و اتّحاد و اتّفاق و رعايت عدل و انصاف و قضاي حوائج بندگان خدا و ساير موجبات خشنودي آن حضرت توصيه مينمايم و به چند نکته مهم اشاره ميکنم:
منتظران آن حضرت بايد با بصيرت کامل و با حفظ هويت ديني در برابر گرايشهاي الحادي و مادي ثبات و استقامت داشته و با اتحاد و برادري دسيسهها و ترفندهاي دشمنان دين و مذهب را خنثي نموده و از آرمانهاي بلند ديني خود دفاع نمايند.
منتظران آن حضرت بايد در قضاي حوائج بندگان و رفع مشکلات
1) . عصر، 2 – 3.
برادران و خواهران ديني خود کوشا باشند و نگذارند حتي يک نفر از دوستداران آن حضرت در سختي و مضيقه باشد، اگر کسي ميخواهد آن وجود مقدس از آنان خشنود باشند بايد شيعه آن حضرت را مسرور نمايد.
مسلمانان بايد به هر وسيله که ميتوانند با چراغاني و تشکيل مجالس شادي و جشن و سُرور و چاپ کتابهاي ديني و مذهبي و اهداي جوايز به جوانان، خود
را در اين جشن بزرگ، سهيم نمايند و از برکات آن استفاده نمايند و اين مجالس نوراني را از آلودهشدن به مناهي و ملاهي منزه و پاک نگه دارند.
به اميد آن روزي که حاکميت اسلام و قرآن و مکتب نوراني اهلبيت(علیهم السلام) در سراسر جهان برقرار شود.
«إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا»(1)
وَ السَّلَامُ عَلَيْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ
سوم شعبانالمعظّم 1430
لطفالله صافی
1) . معارج، 6 – 7. «آنها آن روز را دور میبینند و ما آن را نزدیک میبینیم».
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللهِ»(2)
قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله): «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ ذَلِكَ الْیَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ قَائِمُنَا فَيَمْلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»(3)
يكي از ايامالله بزرگ و مقدّس، روز شريف نهم ربيعالمولود است. اين روز فرخنده و پربركت، آغاز ظهور ولايت حضرت وليّالله الاعظم امام مبين و حصن حصين بقیةالله في الارضين موعود انبيای مرسلين، مقصود از:
«فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»(4)،
1) . پیام به مناسبت شعبانالمعظم 1430ه. ق.
2) . ابراهیم، 5.
3) . خزاز قمی، کفایةالاثر، ص165؛ حر عاملی، اثباتالهداة، ج2، ص170؛ صافی گلپایگانی، منتخبالاثر، ج1، ص191. «اگر از دنیا باقی نماند مگر یک روز، خداوند متعال آن روز را آنقدر طولانی میفرماید که حضرت مهدی آل محمد – صلوات الله علیهم اجمعین – ظهور فرماید و جهان را پر از قسط و عدل نماید چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد».
4) . ملک، 30. «اگر آب در زمین فرو رود ]و ناپدید گردد[ چه کسی برای شما آب روان میآورد؟».
خاتم الاوصياء المعصومين، مولانا المنتظر والعدل المشتهر والامام الثانيعشر الحجة بن الحسن المهدي - ارواح العالمين له الفداء - ميباشد.
منتظران روزگار رهايي و عصر نجات و خلاص بشر از ظلم و استكبار و استضعاف بايد اين روز را گرامي بدارند و تعظيم آن را براي خود افتخاري بزرگ بدانند.
رسيد عيد و زِ دل غبار غم برگرفت
فرح زمان تا
زمان گره ز دلها گشود
جهان پير كهن، جوانی از سرگرفت
زمين كران تا
كران رونق ديگر گرفت
درحقيقت بايد گفت كه از امروز و از درون تاريخ هجري، تاريخ نوين عصر مهدوي آغاز ميشود.
اين همايشي كه به نام همايش بيعت با امام موعود(علیه السلام) در آستان عزّت و عصمت و عظمت كريمه اهلبيت حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) برگزار ميشود، اقدام بسيار پسنديده و شايسته ميباشد كه با دعوت از شيعيان بر تولّي و تبرّي و تجديد عهد ولايت و بيعت با آن قطب يگانة عالم و موعود خداوند متعال و انبيا و از آدم تا خاتم ميباشد.
اين همايش مصداق بارز تعظيم شعائر الهي و موجب اعلای کلمةالله و ترويج معارف نوراني مكتب اهلبيت(علیهم السلام) و ابلاغ پيامهاي حياتبخش و تحرّكآفرين آن به منتظران ظهور موفورالسّرور آن حضرت است.
انشاءالله تعالي، اساتيد بزرگواري كه در اين نشست علمي شركت دارند با استعانت از آستان مقدّس حضرت وليّالله الاعظم - ارواحنا فداه - بتوانند در گسترش فرهنگ مهدويّت به بهترين وجه خدمت كنند و جوانان عزيزمان را با آن امام همام آشناتر نمايند.
در پايان بر برگزاركنندگان مخلص اين همايش و شركتكنندگان آن و اساتيد و فضلاي محترم درود ميفرستم و توفيق آنان را در اشاعة فرهنگ اميدبخش مهدوي از خداوند متعال مسئلت دارم.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَقَرِّبْ زَمَانَهُ وَاجْعَلْنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ
نهم ربيعالمولود 1431
لطفالله صافی(1)
1) . پيام به همايش بيعت با امام موعود×، 9 ربیعالمولود 1431ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ»(1)
«إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٌ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا».(2)
«اَلسَّلَامُ عَلَی الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْاُمَمَ وَعَلَی الْمُؤْمِنِينَ الْمُنْتَظِرِينَ».
خداوند متعال را سپاسگزاريم كه هرساله و همواره بر احيای امر حضرت صاحبالأمر مولانا و سيدنا بقيةالله المهدي - ارواح العالمين له الفداء - ميافزايد و شور و شوق، و اشتياق قلوب را به آن ناحيه مقدسه بيشازپيش متوجّه
ميسازد، چنانكه نااميدان، اميدوار و اميدواران، اميدوارتر ميشوند. خلأ معنويّت و روآوردن به انحطاط حيوانيّت اگرچه بيشتر ميشود، در مقابل
1) . ابراهیم، 5. «و روزهای خدا را به آنان یادآوری کن».
2) . طبرانی، المعجمالاوسط، ج3، ص180؛ همو، المعجمالکبير، ج19، ص334؛ فخررازی، التفسيرالکبير، ج17، ص116؛ ج30، ص174؛ سيوطی، الجامعالصغیر، ص367؛ فیض کاشانی، الوافی، ج1، ص552؛ ج9، ص310 – 311؛ مجلسی، بحارالانوار، ج68، ص221؛ ج80، ص352؛ ج84، ص267؛ ج87، ص95.
ايمان به ظهور آن يگانه منجي الهي از اهلبيت(علیهم السلام)، از فرزندان فاطمه(علیها السلام) و از نسل حسين(علیه السلام) قلوب را روشن و دلها را از گرايش به الحاد بيمه مينمايد و قوّت و شمول و عموميّت آن بهخصوص در نسل جوان و تحصيلكرده، افكار دينستيزانه را به عقب ميراند و دژ محكم مهدويّت همه حملهها را شكست ميدهد.
كمتر موضوعي پيدا ميشود كه مانند موضوع مهدويّت و سخنگفتن از آن وليّ يگانه شنونده را به وجد و نشاط آورد و كمتر نوشتهاي مانند كتابها و مقالاتي كه در ارتباط با معرفي آن حضرت نوشته شود خواننده دارد. در طول سال اگرچه دلهاي مؤمنان به ياد آن حضرت و حضور در مجالس و محافل ولایي مشغول است ولي همگان منتظر حلول ماه مبارك شعبان و در انتظار انجام مراسم دهه مباركه مهدويّت ميباشند كه عهد خود را با آن حضرت تجديد و ايمان و شعور ديني خود را تازه و نو نمايند.
دهه فرخنده مهدويّت مكتب و مدرسه و دانشگاهي است كه با آن كاستيهايي كه بهواسطه غفلت برخي در حيات ديني و سياسي اسلامي و اخلاق اجتماعي پيش ميآيد تدارك ميشود همگان به حفظ سنّتهاي اسلامي و احترام از استقلال ديني ترغيب ميشوند؛ اين دهه، دهه امر به معروف و
نهي از منكر، دهه مطالبه مقاصد اسلامي، دهه مقاومت در برابر غربزدگي است، دهه سراسر نور مهدويّت را گرامي بداريد.
انتظار اين است كه در سال جاري برنامهها باشكوه بيشتر و عظمت افزونتر برگزار گردد و با حفظ تمام شئون اسلامي، بركات بزرگ معنوي و تقرّب به درگاه الهي تأمين شود؛ و همه منتظران يكپارچه در شب ميلاد مسعود آن پيشواي جهانيان، كه شبِ احيا و نيايش به درگاه الهي ميباشد تعجيل در فرج آن حضرت را از خداوند درخواست نمايند و اين عرض نياز و تضرّع به درگاه حضرت احديّت - عزّ اسمه - به درجه استجابت برسد.
بِحَقِّهِ وَبِحَقِّ آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.
شعبانالمعظم 1431
لطفاللّه صافی(1)
1) . پيام به مناسبت فرارسيدن دهه فرخنده مهدويّت، نیمه شعبانالمعظم 1431 ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
طُوبَي لِلْمُنْتَظِرينَ فِي غَيْبَتِهِ طُوبَي لِلصَّابِرِينَ فِي مَحَبَّتِهِ
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ
رسيد عيد و ز دل غبار غم برگرفت
جهان پير كهن جوانی از سر گرفت
فرح، زمان تا زمان گره ز دلها گشود
زمين، كران تا كران رونق ديگر گرفت
با عرض تبريك و شادباش به مناسبت دهه مباركه مهدويّت و تقدير و تشكر از خادمان آستان مقدس حضرت بقيةاللّه الاعظم - ارواح العالمين له الفداء - و برگزاركنندگان «كنفرانس گسترش فرهنگ حجاب و عفاف در عصر انتظار»
عصر انتظار، عصر تمسك به شعائر دين و التزام به عمل به احكام شرع مبين و عصر امتحان و تخليص است. از شخص منتظر بايد جلوههاي اخلاق قرآني و آگاهي از معارف وحياني درخشان و در لمعان باشد. تمدّن اسلامي برخاسته و ساخته شده از هدايتهاي اين دين حنيف است. شخص منتظر بايد حفظ
هويّت و استقلال اسلامي را هميشه و در هر مناسبت، شعار و افتخار خود بداند.
يكي از مشخصات بارزه اين امّت بزرگ و امّت وسط،(1)
حجاب بانوان و عدم اختلاط و نظامات حافظ قداست و كرامت بانوان است كه هم مردان را به وظايف خاصّ موظّف مينمايد و هم زنان را ملزم به تكاليف ويژه ميسازد. اين نظامات براي همه مسلمانان فرهنگ است، اصل است، همه بايد آن را رعايت نمايند. آياتي مانند:
«وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّ جْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى»(2)
ظاهر نشوید».
«وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ»(3)
«وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ»(4)
«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ»(5)
فرهنگ اسلام است و وحي است كه بايد در همه امورِ زن و مرد و در همه روابط، فرهنگ گردد كه متأسّفانه اين فرهنگ بهواسطه غربگرايي و
1) . ر.ک: بقره، 143.
2) . احزاب، 33. «و در خانههای خود بمانید و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم)
3) . احزاب، 53. «و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (بهعنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) میخواهید، از پشت پرده بخواهید».
4) . نور، 31. «و هنگام راهرفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود».
5) . احزاب، 32. «بهگونهای هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند».
عدم آگاهي از فلسفه احكام و مقاصد الهي و قرآني مورد هجوم قرار گرفته و مظاهر جامعه در كار و شغل از آن فاصله ميگيرد.
بايد فرهنگ حجاب را در معناي گسترده آن بياموزيم و به آن تعهّد داشته باشيم؛ بايد بدانيم كرامتي كه اسلام براي زن قرار داده است بزرگترين ارزش اوست؛ خانهداري زن، بيكاري نيست؛ خانهداري افتخار است؛ شريفترين شغلها و جهاد و سير الي الله و از عبادات است. دورانهايي كه زن با همسر دارد همه مشحون به ثواب است و حيات طيّبه است و در ارزشهاي حقيقي اين دو جنس مكمّل يكديگرند و براي هم مانند لباس و يك واحد كامل انساني هستند. طيّ درجات علم و عمل و كسب معالي و مقامات براي هر دو پيشبيني شده است و هر دو در كنار هم قرار گرفتهاند.
«إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا
يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ»؛(1)
«إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ
1) . حدید، 18. «مردان انفاقکننده و زن انفاقکننده و آنها که به خدا «قرضالحسنه» دهند (این قرضالحسنه) برای آنان مضاعف میشود و پاداش پرارزشی دارند».
وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا»(1)
در انتظار حضرت بقيةالله - ارواح العالمين له الفداء - بودن، بايد از جامعه منتظر، ظاهر و آشكار باشد؛ شكستن حريمهاي ديني و گرايش به فرهنگ غرب، ضدّ انتظار و عبور از خطّقرمزهاي قرآني است. انتظار بايد عينيّت داشته باشد نه
فقط حجاب، بلكه انتظار در همهجا بايد ظاهر باشد؛ بهخصوص در جرايد، صداوسيما و در همايشها و...
بهطور مثال اگر كسي شخص عاليمقام را دعوت كرده باشد و منتظر مقدمش باشد براي پذيرايي او آنچه موجب خشنودي اوست فراهم ميكند؛ جامعه منتظر هم بايد اگر منتظر است، آماده پذيرايي باشد.
از آن يگانهمرد خدايي حضرت مهدي(علیه السلام) چگونه بايد و چگونه ميخواهيم پذيرايي كنيم و مدّعي انتظار باشيم؟ يقيناً با صداقت، با امانت، با برادري، با مروّت و ايثار، با علم و معرفت، با تقوا و پرهيزكاري و با التزام به اسلام ميتوانيم منتظر باشيم.
1) . احزاب، 35. «بهیقین مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان باایمان و زنان باایمان و مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا و مردان باخشوع و زنان باخشوع و مردان انفاقکننده و زنان انفاقکننده و مردان روزهدار و زنان روزهدار و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که زیاد به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا میکنند، خداوند برای همه آنها آمرزش و پاداش بزرگی فراهم ساخته است».
انتظار از شخصي مثل وليّ خدا، با گناه، با خيانت، با بيتعهّديهاي اخلاقي، با موسيقي و كنسرت و تشويق اهل ملاهي و مناهي هرگز محقّق نخواهد شد و جامعهاي كه اين رفتارهاي زشت را به اسم هنر و عناوين ديگر ترويج مينمايد جامعه منتظر نيست.
اميد است ما درضمن برنامههاي جشن ميلاد و تعظيم دهه مهدويّت به اين حقايق برسيم و جلوه انتظار را در همه برنامهها شايع و ظاهر سازيم. به اميد حركت بيشتر و جامعهاي صددرصد مهدوي.
«إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا»(1)
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُاللهِ وَبَرَكَاتُهُ.
شعبانالمعظم 1431
لطفالله صافی(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»(1)
هويّت حقيقي مخلوق و ممكنالوجود، فقر و نياز به خالق و واجبالوجود - جلّت أسماءه وعظمت آلاؤه - ميباشد و كمال انسان نيايش و احساس و التفات به اين فقر و اظهار حاجت و اعتراف به اين هويّت است. انسان هرچه بيشتر در اين وادي سير نمايد و در خودشناسي و خداشناسي مراتب بالاتري را كسب كند و اين نياز ذاتي خود را به خالق خويش و بينيازي او - عزّ اسمه - را در پرتو معرفت صفات جلاليّه و جماليّة او بيشتر درك نمايد مقامش اعلي و ارفع ميشود:
به پيش آنكه بیپيوند و خويش است
هر آن را معرفت بيش است پيش است
1) . غافر، 60. «پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم. کسانی که از عبادت من تکبّر میورزند بهزودی با ذلّت وارد دوزخ میشوند».
شخص اول ممكنات، حضرت خاتمالانبيا(صلی الله علیه و آله) و اهلبيت آن حضرت - صلوات الله عليهم اجمعين - در اين احساس فقر و نياز به خداي بينياز بالاترين درجات را حائز بودند و رمز اشرفيّت و برتري آنها بر همه حتّي ملائكه مقرّب همين درك و احساس است. الذّ لذائذ براي آن بزرگواران جلوس بر بساط عبوديّت و اظهار فقر به درگاه الهي وعرض نيايش و نياز و طلب حاجات و دعا است كه حضوري براي انسان بالاتر از آن نيست بلكه حضور و لقا و اتصال به عالم غيب و غيبِ عالم، همه همين و در همين است و مقامات و درجات معنوي و اصطفا و اجتبا به اين حاصل ميشود. از آية شريفهاي كه تلاوت شد اين معناي بالا و بلند استفاده ميشود كه دعا و درخواست و طلب حاجت عين عبادت و عبوديّت و پرستش است و ترك دعا و نيايش، استكبار از پرستش و عبادت و هاوية سقوط است و چنانكه در حديث شريف است:
«الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ»(1)
خواندن خدا و «يا الله» و «يا رزاق» و «يا شافي» و «يا غفّار» و ... گفتن اصل نيايش و مغز پرستش است. اين حال توجّه به خدا چنانكه در قرآن مجيد به آن اشاره شده است در حال بروز حوادث و نزول بليّات و شدائد كه انسان از همه وسايل نجات نااميد ميشود و براي كساني كه غافل از اين معاني هستند نيز حاصل ميشود.
1) . راوندی، الدعوات، ص18؛ ديلمی، ارشادالقلوب، ج1، ص148؛ مجلسی، بحارالانوار، ج90، ص300. «دعا مغز عبادت است».
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ»(1)
اين معنا را برحسب روايت، حضرت كشّاف حقائق، امامصادق(علیه السلام) در جواب شخصي كه از آن حضرت دربارة خدا سؤال نمود بيان فرمودند:
«هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَةً قَطُّ؟».
«آيا تاكنون سوار كشتي شدهاي»؟
سائل: بلي سوار شدهام.
امام(علیه السلام): «آيا اتفاق افتاده است كه كشتياي كه بر آن سوار بودي شكسته شده باشد و هيچ وسيلة ظاهري براي نجات تو نباشد و در معرض خطر قطعي گرفتار باشي؟».
سائل: اتفاق افتاده است.
امام(علیه السلام): «آيا در اين حال هولناك، خطرناك دل تو متوجّه شده است كه كسي هست كه قادر بر نجات از
اين خطر و هلاكت باشد؟».
سائل: بلي همينگونه شده است.
امام(علیه السلام): «آنكس، خداوند متعال است كه توانا بر نجاتدادن است هنگامي كه نجاتدهندهاي نيست و فريادرس است هنگامي كه فريادرسي نيست».
1) . فصلت، 51. «و هرگاه به انسان (غافل و بیخبر) نعمت دهیم، روی میگرداند و با حال تکبّر از حق دور میشود؛ و هرگاه مختصر ناراحتی به او رسد، تقاضای فراوان و مستمر (برای برطرفشدن) آن دارد».
خداوندی كه بیقرين و عديل است
وجود او نه محتاج دليل است
اگر از شبهه دل را پاک سازی
در اثباتش ز برهان بینيازی
اگر افتی به دام ابتلايی
به جز او از كه میخواهی رهايی؟
ندارد چون خرد در او تأمل
چرا افتی پی دور و تسلسل؟
راجع به فضيلت دعا همين بس كه در روايت است كه از امام(علیه السلام) در مورد فضيلت قرائت قرآن و دعا سؤال شد به اين صورت كه دو نفر نماز خواندند، يكي در نماز، بيشتر قرآن تلاوت كرد و ديگري بيشتر دعا خواند؛ كدام افضل است؟ فرمود: «هر دو فضيلت دارند»، سائل بار ديگر از فضيلت سؤال كرد. امام(علیه السلام) از فضليت نمازي كه در آن دعا بيشتر خوانده شده بود خبر داد و فرمود:
«هِيَ وَاللهِ أَفْضَلُ هِيَ وَاللهِ العِبَادَةُ».(1)
باتوجهبه اين دستور ولايي معلوم ميشود كه در ارتباط با عرض ادب و بندگي به پيشگاه اقدس حضرت بقيةالله مولانا المهدي - ارواحنا العالمين له الفداء - نيز، دعا براي آن حضرت و براي تعجيل در فرج و برآمدن حوائج آن حضرت، از نيايشها و دعاهايي كثير بالبركات است و از اينكه شخص، حاجات خود را بخواهد بهمراتب بالاتر و ثوابش بيشتر است.
1) . طوسی، تهذيبالاحکام، ج2، ص104؛ ابنفهد حلی، عدةالداعی، ص35؛ حر عاملی، وسائلالشیعه، ج6، ص438. «نماز همراه دعای بسیار برترین عبادت است؛ به خدا سوگند این نماز عبادت است».
اين همايش كه براي تشويق همگان به دعا براي آن حضرت و نيايش و التماس و تضرّع به درگاه الهي براي تعجيل در امر فرج آن يگانة دوران و صاحب زمان است همايش عظيم و داراي منزلتي جليل است و به اين مناسبت از يكي از بهترين و جامعترين كتابها در اين موضوع كتاب نفيس و شريف مكيالالمكارم في فوائد الدعاء للقائم(علیه السلام) تاليف شيعة مخلص و چاكر درگاه حضرت بقيةالله الاعظم - ارواح العالمين له الفداء - حضرت آيتالله آقاي حاج سيد محمدتقي اصفهاني - اعلي الله مقامه - از كتاب و از مؤلّف تجليل و تقدير به عمل ميآيد. الحق كتاب در نوع خود بينظير و نسخة بهترين ارتباط با ناحية مقدّسه و دعا براي آن حضرت است.
سزاوار است همه از آن استفاده نمايند و امامشناسي خود را بهوسيلة آن تكميل كنند و با نيايش و دعا براي آن حضرت، همواره عهد خود را تجديد و شدّت انتظار و اشتياقشان را به آن ظهور موفورالسّرور و روز موعود و روز نجات و خلاصي بشر آشكار سازند.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ
شعبانالمعظم 1431
لطفالله صافی(1)
1) . پيام به همايش نيايش و دعا براي تعجيل فرج و تجليل از كتاب ارزنده و مهدوي مكيالالمكارم، نیمه شعبانالمعظم 1431ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(1)
سلام و درود بر برادران و خواهران عزيز شيعيان مسکو و سائر مناطق کشور بزرگ روسيه
عيد سعيد ولادت حضرت موعود همه پيغمبران و سفراي آسماني را به شما و همه مسلمانان و دوستداران علم، عدالت، و نجات از خيانت، استبداد و استضعاف تبريک عرض ميکنم.
منتظران ظهور حضرت مهدي(علیه السلام)، همه آينده جهان را روشن و دور از جنگ و بيرحمي و قساوت ميدانند و عدل جهاني و برادري همگاني را به
جهانيان پيشنهاد مينمايند؛ آن جهاني که انتظار دارند، جهاني است که همه باهم در تفاهم و تعامل کامل باشند، هرجومرجها، زورگوييها،
1) . انبياء، 105. «و بهراستي در زبور، پس از ذکر (تورات) نوشتهايم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث ميبرند».
تروريسم و سلب امنيت در آن محکوم است؛ خير براي همه، آسايش براي همه، رفاه و قانون براي همه.
شيعيان در هر کجاي دنيا باشد با مراسم شادماني و جشن، اين پيام را به دنيا ابلاغ ميکنند که شيعه براي همه بنينوع انسان خير و سعادت و نظم و امنيّت ميخواهد و برنامههاي خشن ضدّانسانيت و تروريسم و مردمکشيهاي انتحاري را با روح دعوت اسلام و قرآن و مکتب انتظار حضرت صاحبالزّمان(علیه السلام) در تعارض ميداند. جوامع بشري بايد بر اساس اسماء حسناي الهي «الرحمن» و «الرحيم» و «العادل» همزيستي داشته باشند و بر اساس تعاون ايماني و قرآني زندگي کنند که حقيقت انسانيت، معنويّات و ايمان به خدا و اخلاق کريمه است.
ما در هر سال، در سالروز ولادت منجي الهي بشر با آن يگانه اميد احياگر عدل و انصاف تجديد عهد مينماييم و روح و روان خود را از ناهنجاريها و کينهتوزيها و عدالتستيزي و بدخواهي پالايش داده و همه را بهسوي نور و روشنايي و آفاق سراسر صلح و خير و کمک به انسانها دعوت مينماييم و
چنين دنيايي را براي بشر پيشبيني نمودهايم و به آن ايمان داريم و يقين داشته که تاريکي و تسلّط اهريمنان، مغلوب صالحين عالم و
خيرخواهان بنيآدم و مؤمنان راستين خواهد شد و همه را وعده حتمي الهي ميدانيم که قرآن مجيد در کمال تأکيد، بشريّت را به آن نويد داده است.
اميد است برادران منتظر در مسکو و سائر نقاط روسيه با اين برنامههاي انتظار و تعليمات قرآني از درخشش خاصّ در اخلاق و رفتار و علاقه به خير همگان نمونه باشند و اين عيد سعيد بر همه مبارک باشد و همه در ارتباط با آن حضرت وليّ اکبر و اعظم الهي و تجديد عهد و نيّت قلبي با آن امام بزرگوار و واسطه فيض پروردگار موفّق باشند.
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُاللهِ وَبَرَكَاتُهُ
به اميد آن روز و آن دنيای روشن
شعبانالمعظم 1431
لطفاللّه صافی
بسماللّه الرّحمن الرّحيم
«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّهُ»(2)
اَلَّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
اَللَّهُمَّ وَإِنَّ إِبْلِيسَ الْمُتَمَرِّدَ اللَّعِينَ قَدْ عَشَّشَ وَكَثُرَتْ جُنُودُهُ وَازْدَحَمَتْ جُيُوشُهُ وَانْتَشَرَتْ دُعَاتُهُ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ فَأَضَلُّوا عِبَادَكَ وَأَفْسَدُوا دِينَكَ وَحَرَّفُوا الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَجَعَلُوا عِبَادَكَ شِيَعاً مُتَفَرِّقِينَ وَأَحْزَاباً مُتَمَرِّدِينَ وَقَدْ وَعَدْتَ نَقْضَ بُنْيَانِهِ وَتَمْزِيقَ شَأْنِهِ فَأَهْلِكْ أَوْلَادَهُ وَجُيُوشَهُ وَطَهِّرْ بِلَادَكَ مِنِ اخْتِرَاعَاتِهِ وَاخْتِلَافَاتِهِ وَأَرِحْ عِبَادَكَ مِنْ مَذَاهِبِهِ وَأَظْهِرْ دِينَكَ».(3)
1) . پیام به مسلمانان روسیه به مناسبت نیمه شعبانالمعظم، 1431ه.ق.
2) . اعراف، 43. «ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما (به اینها) راه نمییافتیم».
3) . ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج99، ص70. «خداوندا! ابلیس سرکش ملعون لانه نهاده و لشکرش زیاد شده و سپاهش افزون گشته است و دعوتکنندگان بهسوی او در اطراف زمین پراکنده شدهاند، تا بندگانت را گمراه سازند و دینت را تباه سازند و سخنان (حق) را از جایگاهش تحریف کنند و بندگانت را به صورت گروههای پراکنده و احزاب طغیانگر درآورند درحالیکه وعده دادی که بنیانش را درهم شکنی و قدرت و مقام او را متلاشی کنی؛ پس ای خدا فرزندان و سربازانش را نابود کن و شهرهایت را از بدعتها و اختلافات او پاک گردان و بندگانت را از مذاهب و عقائدش رها کن و دین خودت را آشکار ساز، و دینت را آشکار کن». و در فرج ولیّت تعجیل کن و ما را از یاران و از عملکنندگانی که خشنودی او را در عصر غیبتش فراهم میکنند قرار ده».
وَعَجِّلْ فَرَجَ وَلیِّكَ وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَمِنَ الْعَامِلِینَ لِمَرضَاتِهِ فِی غَیْبَتِهِ.(1)
(قسمتي از دعای بعد از زيارت حضرت امام حسن عسكري(علیه السلام))
خداوند متعال را بر نعمت ولايت حضرت خاتمالاوصيا و شمس آسمان اِصطفا، بقیةالله في الارضين، الخلف الهادي المهدي مولانا الامام الثانيعشر ارواح العالمين له الفداء سپاسگزاريم.
دهه مباركه مهدويّت و عيد بزرگ الهي و جهاني ولادت باسعادت
آن حضرت را به عموم مردم عدالتخواه و ظلمستيز، خصوصاً
شيعيان و منتظران روز بزرگ و عصر ظهور آن حضرت تبريك عرض مينماييم؛ ظهوري كه هرچه بشر، دورانها را پشت سر بگذارد و عصرهاي بسيار بر جهان بگذرد، عالم سپري نخواهد گشت تا آن ظهور تحقق يابد.
همه مسلمانان؛ از سنّي و شيعه، بر اين اتّفاق دارند كه برحسب حديث قطعيالصّدور از حضرت رسول اعظم(صلی الله علیه و آله):
«اگر از دنيا باقي نماند مگر يك روز، خداوند متعال آن روز را آنقدر طولاني ميفرمايد كه حضرت مهدي آل
1) . و در فرج ولیّت تعجیل کن و ما را از یاران و از عملکنندگانی که خشنودی او را در عصر غیبتش فراهم میکنند قرار ده.
محمد صلوات الله عليهم اجمعين ظهور فرمايد و عالم را پر از قسط و عدل نمايد، چنانكه پر از ظلم و جور شده باشد».(1)
آري! شكي نيست كه دنيا چنين دوره و عصر و زماني را در پيش دارد، و سير شب و روز و حركت ماه و خورشيد، بهسوي آن روز است. و اگرچه مثل قيامت دور باشد، بهمضمون:
«اِقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ»(2)
در حسابهاي الهي نزديك است، و اگر هرچه به تأخير افتد و عصر غيبت طولاني شود جز مؤمنان قويالاعتقاد و ثابتالايمان - كه خدا دل آنها را به ايمان، امتحان فرموده است - كسي به ايمان به امامت آن حضرت باقي نماند؛ و اگرچه در عصر غيبت، دشواريها پيش ميآيد و افراد رياستخواه، دعاوي
باطله مينمايند و خود يا اوضاع و احوال را به شرايط خاصّ ظهور آن حضرت جلوه ميدهند و گمراهيها زياد ميشود و تصرّفات و تحريفات در احكام صورت ميگيرد و بهطور كلّي، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال، و اختلاط زن و مرد و ملاهي و مناهي و لهوولعب رايج ميشود و منكر، معروف و معروف، منكر ميگردد؛ اما درعينحال، سير حقيقي بهسوي
آن روز كمال و عدل جهانگير است. عكسالعمل جهالتها و ضلالتها و ظلم و ستمها، چنان دوران عزيز است.
عصر غيبت، عصر تمحيص و تخليص است. همه امتحان ميشوند؛ زمامداران و حكومتها يكي پس از ديگري آنقدر امتحان ميشوند كه اكثريّت نااميد ميگردند و با يك صداي الهي و صيحه آسماني بيدار و هشيار ميشوند. اين ظهور، بشارت انبيای گذشته و كتب آسماني قبل از اسلام و بشارت قرآن مجيد است.
شايسته است ميلاد آن عزيزي كه قهرمان اين ظهور و به امر خدا سازنده جهان نوين و عصر طلائي اسلام است را، همه جشن بگيرند و بههم تبريك بگويند و از خداوند، تعجيل ظهور آن حضرت را مسئلت نمايند.
اين ظهور، روز پايان استضعاف و روز حكومت صالحان است؛ نظامي كه اميرالمؤمنين(علیه السلام) با كمال تأكيد، آن را بشارت داده است.
مطالب و مسائل مهمّي كه بايد در اين ايام فرخنده و مجالس جشن و سخنراني عنوان شود زياد است كه در اين مقاله، مجال عرض و بيان آن نيست. تنها به مواردي از آن اشاره ميكنم:
«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ اِمَامِ زَمَانِهِ مَاتَ ميتَةً جَاهِلِيَّةً»(1)
معرفت امام، اعتبار و اهميّت بسيار بالايي دارد كه اگر كسي بميرد - در هر عصر و زماني - و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهليّت مرده است.
تأكيدي از اين بالاتر نيست. پيامهاي اين اعلام، آموزنده و معرفتبخش است. همه بايد امام زمان(علیه السلام) را بشناسند و به او معرفت داشته باشند تا به مردن جاهليّت نميرند و به مثل آنچه در السنه و افواه بين عوامّ و افراد بيمعرفت مطرح ميشود، از قربِ ظهور و تطبيق بعضی روايات بر اشخاص، اعتنا نكنند و اين زمزمه واهي در جامعه ولايي و صاحب معرفت مطرود و محكوم گردد.
بنابراين بايد در حوزه امامشناسي، همه وارد شوند و مقالات و سخنرانيها بسيار باشد. كتابهاي مستند تأليف گردد كه ديگر مثل اين صحنه اخير تجديد نشود و اسم ظهور و قرب ظهور، وسيله نيل به مقاصد شخصي و رياستطلبي نگردد.
1) . صدوق، کمالالدین، ص409؛ خزاز قمی، کفایةالاثر، ص296؛ ابنحمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، ص495؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج1، ص212؛ ج3، ص18؛ محدث نوری، کشفالاستار، ص78 – 79. «کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است».
اين ايّام مبارك و جشن و عيد نيمه شعبان را همه مخصوصاً نسل جوان، بايد غنيمت بدانيم و آن را فرصتي براي تجديد عهد با آن حضرت و بررسي حال و وضع خود، جامعه و زن و مردِمان و مسئولان بدانيم؛ آيا به آن حضرت نزديكتر
شده و انتظارات ايشان را از خودمان و از نظام برآورده كردهايم؟ در امر به معروف و نهي از منكر و حفظ سنتهاي الهي و هويّت اسلامي، قضاي حوائج عبادالله، خصوصاً طبقه محروم و احيای دين و استقلال و قطع نياز از بيگانگان چه پيشرفتهایي داشتهايم؟ به امور و ارزشهاي اخلاقي و حقيقي اهميّت ميدهيم يا مطالب بيارزش را ترويج ميكنيم؟! در مبارزه با تهاجم فرهنگي و غربگرایي - كه به زبان ميگویيم - در عمل چگونهايم؟
شب نيمه شعبان، مثل شبهاي قدر يكي از شبهاي مقدّسه سال است كه بايد غنيمت شمرد؛ شب دعا و توجّه به خداوند متعال و توبه و استغفار و اعمال خير و احسان است، و شب پاكسازي دلها از غلّوغشّ و كينهتوزي و افكار و نيّات پليد ميباشد. در اين شب، همه با نيّت پاك، دست انابه و تضرّع به درگاه خداوند متعال برداشته و فرج موفورالسّرور حضرت مهدي موعود(عج الله تعالی فرجه الشریف) را از خداوند متعال مسئلت مينماييم. مبادا اين جشنها و شاديها كه از شعائر دين و اعلام وجود و افتخار به ولايت ائمّه طاهرين(علیهم السلام) است، به گناه و لهو و لعب و غنا و طرب آلوده گردد.
در پايان از خداوند براي همه عزيزان؛ برادران و خواهران، توفيق
الهي و دعا و عنايات حضرت وليّ عصر - ارواح العالمين له الفداء - را مسئلت مينمايم.
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُاللهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم1432
لطفالله صافی(1)
1) . پيام به مناسبت دهه فرخنده مهدويّت و نیمه شعبانالمعظم 1432ه. ق، در تقبيح و محكومنمودن استفاده ابزاري از ظهور و نام مقدّس امامزمان×
بِسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله): «لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَقوُمَ بِأُمَّتِى رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْمَاً».(1)
با عرض ادب و احترام و تجليل و تكريم شايان از بزرگواران فرهيخته و مهديپژوهان والامقام، نمايندگان انجمنها و مجامع عاليِ علمي حوزه كه به تأسيس انجمن مهدويّت همّت گماشتهاند؛ اين فكر عالي و هدف متعالي را ميستايم.
موضوع مهدويّت اگرچه از عصر اول در كنار ساير دعوتهاي رسالت و اخبار از ملاحم و مغيبات و آينده زمان و جهان مطرح بوده و اصالت آن در همه اعصار مورد اتّفاق همه محدّثين اسلام است و كتب حديث و جوامع و
مسانيد و صحاح نيز در مرور اعصار اين اصالت را حفظ كرده، كه هر مؤمن به كتاب و سنّت انتظارِ آن جهان آينده و دوره درخشان و طلائي و آن روز
1) . صافی گلپایگانی، منتخبالاثر، ج2، ص74، ح382. «دنیا به پایان نمیرسد تا اینکه در امّت من مردی از فرزندان حسین ظهور کند که زمین را پر از عدل کند، همانطور که از ظلم پر شده باشد».
بزرگ الهي را دارد؛ اما وابستگي شيعه اماميّه اثنيعشريّه، به آن هويّت و شخصيّت است؛ اگر سايرين به اجمال به آن معتقدند شيعه به تفاصيل آن اعتقاد دارد؛ اگر ديگران آن را شناسایي نكرده و مهمل گذاردهاند شيعه حسبالوظيفه امامشناسي و بهحكم محكم:
«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ میتَةً جَاهِليَّةً».(1)
ايشان را به حسب و نسب و علائم و صفات خاصّه شناخته و امام عصر خود ميدانند و ولايت او را كشتي نجات و وجود مبارك او را امان و بقيةالله و واسطه بقای جهان و زمين و زمان ميدانند.
اين عقيده از عقايد حقّهاي است كه از ايمان به خدا و توحيد آغاز و پايه و اساس ميگيرد و به عقيده به امامت حضرت حجة بن الحسن مهدي موعود(عج الله تعالی فرجه الشریف) كامل ميگردد و چنانكه عرض شد اين عقيده، هويّت است، اسلام تمام و ايمان كامل است و اگر كسي در سير امم و ملل و تطوّرات مختلف كه در مرور اعصار بسيار روي داده و همواره در تحوّل و گردش است تعمّق كند
1) . صدوق، کمالالدین، ص409؛ خزاز قمی، کفایةالاثر، ص296؛ ابنحمزه طوسی، الثاقب فی المناقب، ص495؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج1، ص212؛ ج3، ص18؛ محدث نوری، کشفالاستار، ص78 – 79. «کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است».
ميفهمد كه اين سيرهاي بسيار و تغييرات بيشمار هدفمند و بهسوي يك تمركز عالي جريان دارد كه رضايت بشريّت در آن تأمين ميشود و آن همان عصر ظهور و عصر نجات و عصر عدالت و عصر قرآني:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ»(1)
است، بايد با تشكيل انجمنها و كنگرهها در تعميق و تحقيق اين هويّت و الزام و تعهّد به آن و مخصوصاً آشنايي بيشتر نسل جوان با مبادي و مباني و فوائد و نتايج آن، سير جامعه بهسوي كمال و مطالب و مقاصد آن فراهم شود.
اين افتخار ايمان به امام زنده غايب در بين همه فرق اسلامي تاج افتخاري است كه شيعه به آن مفتخر است، حتّي ديگران از اهل تحقيق و اديانشناسي كه در فرق و اديان بررسي مينمايند آثار و بركات اين عقيده را براي شيعه جهاني و منحصربهفرد ميدانند، يكي از آنان ميگويد:
شيعه پرندهاي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست، پرندهاي كه دو بال دارد، يك بال سبز و يك بال سرخ؛ بال سبز اين پرنده همان مهدويّت و عدالتخواهي اوست؛ چون شيعه در انتظار عدالت به سر ميبرد، اميدوار است و انسان اميدوار شكستناپذير است، نميتوانيد كسي را تسخير كنيد
كه مدّعي است فردي خواهد آمد كه در اوج ظلم و جور دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد.
1) . قصص، 5. «و ما میخواستیم بر مستضعفان روی زمین منّت نهیم».
بر اساس نظريه اين شخص كه (فوكوياما) نام دارد بال سبز شيعه همان فلسفه انتظار و عدالتخواهي و ايمان به مهدي(علیه السلام) است. او ميگويد: بال سرخ شيعه شهادتطلبي است كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فناناپذير كرده است و تيرهاي زهرآگين سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي به آن نميرسد.
اين ايمان حافظ جامعه شيعه است چون ايمان به بقا و انتظار است؛ ايمان به آينده عدالتمند و صالح است؛ عقبگرد و ارتجاع در اين ايمان كه اسلام آن را عنوان كرده و قرآن بر آن تصريح دارد:
«أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(1)
وجود ندارد و انديشههاي آن در عمق ايمان هر مسلمان از هر فرقه و گروه وجود دارد ولي بهطور مستقلّ و حسابشده به آن التفات ندارند و لذا ايمان آنها در ابهام و اجمال باقي مانده است، ولي شيعه همواره و در هر عصر به آن التفات داشته و دارد، اين التفات و اين شناخت كامل و صحيح حافظ هويّت شيعه بهعنوان مسلمان و بهعنوان شيعه است، معنايش اين است كه شيعه و تشيّع نميميرد و منقرض نميشود، آيه شريفه:
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»(2)
هميشه برابر چشم شيعه است، تابلو است چنين بينش و معرفت و اعتقاد را بايد گرامي داشت، بايد بهعنوان مهدويّت انجمنها و مؤسّسات، كتابخانهها تأسيس شود. استقلال شيعه استضعافستيزي و استعمارزدایي همه نهفته در همين انتظار است آن پيغمبر بزرگي كه جهان بشريّت مانند او را نديده و مهندس الهي عوالم سير و حركت انسان و اين امّت بزرگ اسلام است ميفرمايد:
«إِنْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَفْضَلِ الْعَمَلِ».(1)
در خاتمه اميد آنکه اين تشكّل مقدّس و اين انجمن كه در آن فضلاي حوزه شركت دارند موجب رشد بيشتر و التفات همگان به مفهوم وسيع جهاني و وحياني مهدويّت گردد، توفيقات بيشتر آقايان محترم را در خدمت به فرهنگ بانشاط و نوراني مهدويّت و زدودن خرافات و پيرايهها و انديشههاي غيرديني و پاسخدادن به شبهات ارائة مكتب واقعي انتظار از خداوند متعال مسئلت دارم.
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُاللهِ وَبَرَكَاتُهُ
پنجم ذیالحجه 1432
لطفالله صافی(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(1)
در جهان معاصر، جهان ترقّي فنون و صنايع، جهان ارتباطات، جهان آگاهيهايي از کوچکترين ذرّات تا بزرگترين کرات، جهاني که قلم بشر از توصيف واقعي آن ناتوان است، بهجاي اينکه بااينهمه پيشرفت، اسباب آرامش و آسايش بيشتر شود، و سکون خاطر و آرامش قلب و اطمينان به آينده و علاقه به ادامه زندگي و بقا و حيات در او افزونتر گردد، اين علائق و احساسات عالي در انسانها ضعيفتر گشته، و چنين جلوه ميکند که رو به زوال و فنا است.
تفسيرهاي نوميدکننده از حيات بشر توسّط مکتبهاي مادّي، زندگي بشر را
پوچ و پوک جلوه ميدهد، و جامعه انسانيت را با خطر بيقيدي و بيميلي به زندگاني مواجه ساخته است، و بشر را از اين نظاماتي که بر معنويّات اتکا ندارند، مأيوس نموده است.
1) . قصص، 5. «ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!».
در مقابل، يکي از امتيازات بزرگ اديان الهي، اطمينان و آرامشي است که در دلها ايجاد ميکند، و همه را به آينده بهتر و کمال بيشتر اميدوار ميسازند، و خصوصاً دين اسلام، اين خصيصه را در حدّ اعلي تبليغ کرده و بشر را به آينده اميدوار نموده، و عوامل يأس و نوميدي را از بين برده است، و براي حيات و مصيبات و زحماتي که بشر با آن دست به گريبان است، تفسيري درست ارائه نموده، و همه را در مسير تعالي و ترقّي و کمال او معرفي مينمايد.
صداي روحبخش و دلنواز:
«لَا تَقْنطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ»؛(1)
«وَلَا تَيْأسوا مِن رَوحِ اللهِ»(2)
قرآن کريم، هر شخص مؤمن به خدايي را بانشاط، اميدوار، آيندهنگر و مقاوم ميسازد؛ و به انسان چنان روحيّهاي ميدهد که در مواقف بسيار خطرناک، پويا و پيشتاز جلو ميرود.
ازجمله اين بشارتهاي نشاطبخش، بشارت و مژده به دوره استقرار عدل
جهاني و حکومت واحد همگاني است که همه اديان الهي و بلکه سائر اديان هم بر آن اتفاق دارند.
حکومت واحد الهي، يعني حکومت جهاني مسئولان و مديران شايسته و صالح، حکومت عبادالله، حکومتي که رهبر آن پاکترين فرد انساني، صالحترين عبادالله و مؤيّد من عندالله و بقيةالله و خلف و وارث برگزيده انبياءالله و اولياءالله است.
دوره و عصري که برکات و نعمتهاي ظاهريّه و باطنيّه همه را شامل باشد، و فقر و زيردستي در آن نباشد، و خلاصه حکومت حضرت مهدي، قائم آل محمد - صلوات الله عليهم اجمعين -، حکومت صاحبالامر و صاحبالزّمان - عليه آلاف التحية و الثناء -.
بايد در اين جهان رو به يأس، اين مکتب اميدبخش و نشاطافزا به همه بشر از زن و مرد تبليغ شود، و همه را اميدوار نمود تا ريشه يأس و نااميدي و خودکشي و بيتفاوتي و سير قهقرائي و سستي و گرفتاري به موادّ مخدّر و ملاهي و مناهي خشکانده شود.
امروز جامعه اسلامي و جوانان امت اسلام، به آشنايي به اين مکتب و به ديدن اين مدرسه الهي محتاجند. همه مسلمانان بايد از دانشگاه بزرگ مهدويت،
درس بياموزند و پس از آن، آموزههاي والاي اين مکتب نجاتبخش را به گوش تمام جهانيان برسانند.
«اَللَّهُمَّ إِنَّ إِبْلِيسَ الْمُتَمَرِّدَ اللَّعِينَ قَدْ عَشَّشَ وَكَثُرَتْ جُنُودُهُ وَازْدَحَمَتْ جُيُوشُهُ، وَانْتَشَرَتْ دُعاتُهُ فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ، اَللَّهُمَّ طَهِّرْ بِلَادَكَ مِنْهُمْ وَابْسُطْ عَدْلَكَ، وَأَظْهِرْ دِينَكَ، وَقَوِّ أَوْلِيَاءَكَ، وَأَوْرِثْ دِيَارَ إِبْلِيسَ وَدِيَارَ أَوْلِيَائِهِ أَوْلِيَاءَكَ».(1)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَ وَلِيِّكَ وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.(2)
رجبالمرجب 1433
لطفالله صافی
1) . مجلسی، بحارالانوار، ج99، ص70. «خداوندا! ابلیس سرکش ملعون لانه نهاده و لشکرش زیاد شده و سپاهش افزون گشته است و دعوتکنندگان بهسوی او در اطراف زمین پراکنده شدهاند، خداوندا شهرهای خودت را از وجود آنان پاکسازی کن و عدل و داد خودت را بگستران، و دین خودت را آشکار ساز، و دوستان خودت را نیرومند فرما، و دیار ابلیس و دوستانش را برای دوستانت به ارث بگذار».
2) . خدایا بر محمّد و آل محمّد درود فرست و در فرج پیروزی ولیّ خودت عجله کن و او را بهخوبی یاری فرما و ما را از یاران او قرار ده. تو قبولکننده و شنونده دعا هستی و آخرین خواسته ما شکر و ستایش پروردگار عالم است.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
«قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ»(2)
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلَاسیَّمَا عَلَى وَليِّكَ الْمُحْيِي سُنَّتِكَ الْقَائِمِ بِأَمْرِكَ الدَّاعِي إِلَيْكَ الدَّلِيلِ عَلَيْكَ؛ اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَارْزُقْنَا لِقَائَهُ وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ.
اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
با عرض تبريك و تهنيت، حلول ماه مبارك شعبان، ماه نزول بركات، ماه اعياد شريفه، ماه تجلّي انوار الهيّه را گرامي ميداريم.
السلام)
اين ماه شريف، فرصتي بسيار مناسب و عزيز و شكوهمند براي دعا و طلب
فرج آل محمد(علیهم السلام) و درخواست تعجيل در ظهور و تحقّق وعده الهي به انبيای عظام و همه ملل و امم، مخصوصاً مستضعفان و مشتاقان روزگار آن عدل جهاني و حكومت توحيدي اسلامي و تعظيم شعائر و احيای
امر اهلبيت(علیهم السلام) و اعلام حيات ولايي و برنامههاي وسيع دعایي است.
سزاوار است در سراسر اين ماه، ياد و ذكر فضايل اهلبيت(علیهم السلام) و معالي مقامات و درجات عاليات ايشان از زبانها نيفتد و مجالس و محافل و سخنرانيها همه را بهسوي عوالم قرب و كمال معنوي سوق دهند. مخصوصاً در دعا براي تعجيل فرج حضرت بقيةالله مولانا المهدي(علیه السلام) در تمام اين ماه، همگان؛ بهطور فردي و همگاني، در خلوت و جلوت، اصرار و اهتمام ويژه داشته باشند.
دعا براي آن حضرت و براي تعجيل در ظهور، دعا براي همه بشريّت، براي همه طوائف و قبايل و اقويا و ضعفا، عالم و جاهل، و فقير و غنيّ است. ظهور آن حضرت و تعجيل در امر فرج آن يگانه خليفه الهي و خلف يكتاي همه انبيای مرسلين و ائمّه طاهرين، نجات همگان از جهالت و ضلالت و گمراهي از ظلم و جور است.
بخش مهمّي از تعليمات اسلام و هدايتهاي اولياي دين، توصيه به دعا و نيايش و خواندن خدا و مناجات با خداست تا آنجا كه فرمودند:
«الدُّعَاءُ مُخُّ العِبَادَةِ»؛(1)
«مغز عبادت و پرستش، دعا است».
1) . راوندی، الدعوات، ص18؛ ديلمی، ارشادالقلوب، ج1، ص148؛ مجلسی، بحارالانوار، ج90، ص300.
آيات قرآن و احاديث و روايات همه با تأكيدات مؤكّد توصيه به دعا و خواندن خدا به اسماءالحسني نمودهاند:
«وَلِلّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا»(1)
دعا به هر كدام از اسماءالحسني، آثار خاص و پيامهاي بزرگ معرفتبخشي دارد. دعا، قلب را روشن و نوراني مينمايد، ظلمتها را از بين ميبرد، بنده را بالا ميبرد، و سبب عروج او ميشود. اين دعا اگر براي حوائج عامّه و خير و سعادت همگان باشد، اجرش بيشتر، و فضيلتش زيادتر است، و اگر براي وليّ امر و حجّت خدا دعا شود، درك اجر و فضلش براي ما قابل تصوّر نيست. دعا براي آن حضرت، دعا براي هر موجودي از جنّ و انس و ملائكه است. فرج آن حضرت، فرج همه انبيا و اوليا و شيفتگان عدالت، علم، آگاهي، بيداري، امنيّت و آسايش است.
در اين فرصت، فوائد بزرگ و آثار عظيمه آن بهشمار درنميآيد، و نميتوان از معاني و مطالب و هدايتهايي كه بعضی ادعيّه مرويّه براي آن حضرت، مشتمل بر آن است سخن گفت. دعا مكتب است، دعا درس و دانشگاه الهي و همگاني است، درس شناخت خدا و پيغمبر و امام است.
1) . اعراف، 180. «و برای خدا نامهای نیک است؛ خدا را با آن (نامها) بخوانید».
السلام) برنامهای همگانی
سزاوار است برنامههاي دعا براي حضرت صاحبالأمر(علیه السلام) گسترده و فراگير و همگاني، مخصوصاً در اين ماه شريف برگزار شود، و همه از بركات ماه شعبان و عيد نيمه شعبان مستفيض گردند، بهويژه در شب نيمه ماه مبارك، شب باعظمت و پرخير و بركت ميلاد آن يگانه موعود انبيا و اوليا كه از شبهاي بسيار بافضيلت و همطراز با شبهاي قدر بلكه يكي از ليالي قدر است. اميد است در اثر دعاهاي مؤمنين و اصرار آنها بر دعا براي تعجيل فرج، اسباب فرج آن حضرت فراهم گردد.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَليِّكَ وَحُجَّتِكَ، وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ، وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
خجسته بر همگان ماه فرّخ شعبان
اول شعبانالمعظم 1433
لطفالله صافی(1)
1) . پيام به مناسبت حلول ماه شعبانالمعظم 1433ه. ق.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَى: «ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»(1)
اعتقاد به عالم غيب در به وجود آمدن اديان الهي و ايمان به انبيا، و تحقق هويّت خداباوري، اصل و اساسي است كه بدون آن هر انديشه و باوري كفر و الحاد است.
ايمان به جهان غيب و عالم غيرمحسوسِ به حواسّ ظاهره، مثل بهشت و جهنّم و حور و غلمان و ملائكه، و ايمان به عرش و كرسي، و براي ما ايمان به انبيای گذشته، و ايمان به ائمّه طاهرين(علیهم السلام) كه فعلاً در اين جهان حضور جسماني ندارند - و ايمان به اخبار قرآن و حضرت رسول و ائمّه طاهرين(علیهم
السلام)از مغيبات و وقايع آينده، و ايمان به حضرت وليّ عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) كه اگرچه در همين عالم حضور جسماني دارند و مردم از ايشان غايب نيستند
1) . بقره، 2-3. «آن کتاب باعظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است. (پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب ایمان دارند».
ولي تا يوم ظهور از مردم عموماً مگر برخي خواص غايب ميباشند - همه در تحت جمله شريفه «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»(1)قرار دارند، و ايمان به آنها، ايمان به غيب است.
ازجمله رواياتي كه بر فضيلت ايمان به انبيای گذشته و معجزات آنها، و ايمان به پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، و ائمه طاهرين تا امام يازدهم(علیهم السلام) دلالت دارد، روايت ذيل است كه از طرق اهلسنّت و در تفاسير ايشان از سنن دارمی روايت شده است:
روايت اين است كه حرث بن قيس كه از تابعين است و به ديدار حضرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تشرف نيافته بود، به عبدالله بن مسعود كه از اصحاب است گفت:
عِنْدَ اللهِ نَحْتَسِبُ مَا سَبَقْتُمُونَا إِلَيْهِ مِنْ رُؤْيَةِ
رَسُولِ اللهِ(صلی
الله علیه و آله)؛
ما از خداوند محروميّت از اين فضيلتي را كه بر ما به آن پيشي گرفتيد، و به ديدار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مشرّف شديد طلب اجر و جبران داريم.
ابنمسعود گفت:
عِنْدَ اللهِ نَحْتَسِبُ إِيمَانَكُمْ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ تَرَوْهُ. إِنَّ أَمْرَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
1) . بقره، 3.
وَسَلَّمَ كَانَ بِيِّناً لِمَنْ رَآهُ، وَالَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا مِنْ أَحَدٍ أَفْضَلُ مِنْ إِيمَانٍ بِغَيْبٍ؛
يعني ما هم از خدا طلب اجر و جبران ميكنيم از جهت محروميّت از فيض ايمان به غيب، يعني ايمان به پيغمبر(صلی الله علیه و آله) که شما بر آن هستيد و آن حضرت را نديدهايد. سوگند به خدايي كه غير از او خدايي نيست احدي فاضلتر از آنكه ايمان به غيب دارد نيست.
برحسب اين روايت، در حال حاضر ايمان به انبيای گذشته و حضرت خاتمالانبيا(صلی الله علیه و آله)، و اميرالمؤمنين و ائمه(علیهم السلام) تا حضرت امام حسن عسكري(علیه السلام) ايمان به غيب است، چنانكه ايمان به حضرت وليّ عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) نيز ايمان به غيب است، و از ثواب همه اين ايمانها بهرهمنديم كه در رأس آنها ايمان به خداوند متعال است كه اگرچه عالم و ماسوا و همه كائنات، آيات جمال و جلال الهي هستند و به ذكرش هرچه بيني در خروش است و چيزي و ذرّهاي از او غايب نيست، امّا او به ذات و حقيقت
صفات از همه حتّي انبيا غايب است.
«لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ»(1)
و «لَا تَرَاهُ الْعُيوُنُ بِمُشَاهِدَةِ الْعَيَانِ وَلَكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقِیقَةِالْإِيمَانِ»(2)
به صفات سلبيه بيشتر معروف است تا به صفات ثبوتيه كه:
«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»(1)
بنابراين مصداق اتم و اكمل ايمان به غيب، ايمان به خداوند متعال است.
ايمان به وجود حضرت بقيةالله(عج الله تعالی فرجه الشریف) و عصر غيبت، ويژگيها و فضائل خاصي دارد، و مؤمن به غيب در اين عصر، هم ايمانش به انبيا و ائمه گذشته ايمان به غيب است، و هم ايمانش به امام حيّ صاحب زمان ايمان به غيب است.
ايمان گذشتگانِ از اين امّت هم از زماني كه پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله)
بشارت به ظهور مهدي از اولاد فاطمه(علیها السلام) ميداد ايمان به غيب است كه از غير شيعه به اجمال و از شيعه به تفصيل است. همه ايمان به غيب است، ايمان به ناديده است، و همه داخل در ايمان به غيب و ايمان به خدا و صدق حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) است.
بايد مؤمنين قدر اين مرتبه را بدانند كه مثل ابنمسعود آن صحابي معروف آرزومند آن بوده و محروميّت از آن را فقداني ميداند كه اجر آن را از خدا ميخواهد، و بر خود ببالند كه خدا در بيان اوصاف متّقين پيش از همه اوصاف جليله متّقين، ايمان به غيب را بيان ميفرمايد.
1) . شوری، 11. «هیچچیز همانند او نیست».
فرق ايمان به غيب در عصر غيبت با اعصار ديگر اين است كه مؤمنين تخليص و تمحيص ميشوند؛ امتحانات شديد برايشان جلو ميآيد كه بسياري در اين امتحانات ساقط ميشوند. زنها، مردها، جوانها و حكّام و مسئولين حتّي علما همه امتحانات خاص دارند.
از جهت ظهور بدعتها، از جهت اصرار بر ملاهي و مناهي و ترويج منكرات و ترك امر به معروف، و نفي سنّتها مسائلي پيش ميآيد كه فتنه و فساد و اعراض از حقّ ظاهر و بلكه مورد افتخار و اعطای جوائز ميشود؛
اموري كه بعضی مظاهر آنها در معرض ديد همگان است، و جز كساني كه «إِمْتَحَنَ اللهُ تَعَالَی قُلُوبَهُمْ بِالْإِيمَانِ» كسي باقي نميماند.
لقمه و مال حلال اگر ناياب نباشد كمياب ميشود. قوانين و سنّتهاي اسلامي حتّي به اسم اسلام متروك ميگردد، و خلاصه برطبق اين روايت كه از حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) است:
«أَيُّهَا النَّاسُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِيهِ»؛(1)
اسلام دگرگون ميشود، يعني واژگون ميگردد چنانكه ظرف به آنچه در آن است واژگون ميشود.
1) . نهجالبلاغه، خطبه 103 (ج1، ص198)؛ دیلمی، ارشادالقلوب، ج1، ص35. «ای مردم زمانی برای شما فرا خواهد رسید که اسلام واژگون میشود همانگونه که ظرف به آنچه در آن است واژگون میشود».
در اين شرایط و وظایف دشوار و مسئوليتهاي سنگين، افراد شجاع و دلسوز و باايمان بايد به ياري اسلام بشتابند، و امر به معروف و نهي از منكر نمايند. برنامهها و روشهاي غيراسلامي را محكوم و به مردم معرفي نمايند، و بر حفظ هويّت اسلامي پافشاري كنند و فداكاري نمايند.
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»(1)
وَقَالَ سُبْحَانَهُ: «وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»(2)
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ
شعبانالمعظم 1433
لطفالله صافی
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلسَّلَامُ عَلَی مَوْلَانَا صَاحِبَ الْعَصْرِ وَالزَّمَانِ بَقِیَةُ اللهِ - أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ - وَعَلَی آبَائِهِ الطَّاهِرِينَ وَعَلَی شِيعَتِهِ الْمُتَمَسِّكِينَ بِأَمْرِهِ، وَالْفَائِزِينَ بِوِلَایَةِ اَلمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.
با سلام و تبريك صميمانه و خالصانه خدمت حضّار محترم، ارادتمندان و چاكران آستان فرشتهپاسبان صاحب ولايت كامله تامّه عبد يگانه خدا حضرت بقیّةالله مولانا الامام المهدي - ارواح العالمين له الفداء - كه در اين جشن باشكوه به شرف حضور نايل شده، و خود را در معرض نسايم بركات و رحمتهايي كه در آن نازل ميشود قرار دادهاند، مراتب سپاس و تشكّر خود را از برگزاري اين مجلس قدسي ابراز ميدارم؛ به اميد آنكه بهحكم:
«اَلرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فيِهِ مَعَهُمْ»(2)
1) . نوشتاری از حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی به مناسبت شعبانالمعظم 1433 ه. ق.
2) . نهجالبلاغه، حکمت154 (ج4، ص40)؛ سید رضی، خصائصالائمه، ص107؛ لیثی واسطی، عیونالحکم و المواعظ، ص64؛ آمدی، تصنیف غررالحکم، ص331؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج18، ص362. «کسی که به کار گروهی رضایت دهد مثل کسی است که در انجام کار همراه آنان بوده است».
بركات كثيره و رحمتهاي واسعه الهيّه كه - انشاءالله تعالي - بر اين جلسه و امثال آن نازل خواهد شد بهرهمند، و در شمار آن سعادتمندان محسوب شوم.
كمتر موضوعي پيدا ميشود كه مانند موضوع مهدويّت و سخنگفتن از آن وليّ يگانه، شنونده را به وجد و نشاط آورد، و كمتر نوشتهاي مانند كتابها و مقالاتي كه در ارتباط با معرفي آن حضرت نوشته شود خواننده دارد.
در طول سال، اگرچه دلهاي مؤمنان به ياد آن حضرت و حضور در مجالس و محافل ولایي مشغول است ولي همگان منتظر ايام بابركت شعبانالمعظم و در انتظار انجام مراسم دهه مباركه مهدويّت ميباشند كه عهد خود را با آن حضرت تجديد، و ايمان و شعور ديني خود را تازه و نو نمايند.
دهه فرخنده مهدويّت، مكتب و دانشگاهي است كه با آن كاستيهايي كه بهواسطه غفلت برخي در حيات ديني و سياسي اسلامي و اخلاق اجتماعي پيش ميآيد تدارك ميشود، و همگان به حفظ سنّتهاي اسلامي و احترام از استقلال ديني ترغيب ميشوند.
امروز دنياي بهاصطلاح متمدّن، بسياري از قبايح و مظالم را فخر و مدح دانسته و از معنويّات و فضايل و ايمان به عالَم غيب كنار رفته و به
بيمعنايي و پوچي اين جهان و ابتذال، گرايش دارد و به بهانه و اسمهاي بهظاهر خوب، فساد، فحشا و ملاهي و مناهي را ترويج مينمايد.
در اين اوضاع، حفظ استقلال، شخصيت ديني، افتخار به هويّت مذهبي، ثبات و استقامت بر سنن اسلامي، اجتناب از وقوع در جاهليّت ثانيه و گرايشهاي انحرافي فكري و عملي بايد وجهه همّت همه مخصوصاً جوانان عزيز باشد، و همگان با نصبالعين قراردادن آيه كريمه:
«وَلِلّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»(1)
عزّت و غيرت ايماني خود را گرامي بدارند، و باتوجهبه آن همواره در علم و تحصيل و قدرت و فرهنگ، رو به جلو و تقدّم، و در كسب مكارم و عزّت، كوشاتر باشند.
امثال اين برنامهها همه نشان از بيداري و هشياري و آگاهي جوانان دارد، و اين علائق خالصانه از سوي آنان كه باعث احياي امر ولايت حضرت ولي
عصر - ارواح العالمين له الفداء - ميباشد، همه موجب اميدواري و نويدبخش آينده بهتر و درخشانتر و طليعه جامعهاي پوياتر و مقاومتر است.
در پايان، دست نياز به درگاه خداوند متعال برداشته، و با حالت انابه و تضرّع عرض ميكنيم:
1) . منافقون، 8. «عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است».
خداوندا فرج موفورالسرور آن امام عزيز و مهربان را نزديك فرما، و جهان را از عدالت واقعي و سعادت حقيقي در ظلّ عنايات آن حضرت برخوردار فرما، و پرچم اسلام راستين - كه همان تشيّع و ولايت اهلبيت(علیهم السلام) است - را در سراسر دنيا در اهتزاز درآور.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَاَنْصَارِهِ وَمِنَ الْمُسُتَشْهِدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ.
قَالَ اللّهُ تَعَالَى: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»(1)
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
دهم شعبانالمعظم1433
لطفاللّه صافی
1) . آل عمران، 139. «و سست نشوید و غمگین نگردید و شما برترید اگر ایمان داشته باشید».
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
اَلسَّلَامُ عَلَی مَوْلَانَا الْمَهْدِيّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عِلْماً وَقِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ مَا مُلِئَتْ جَهْلاً وَظُلْماً وَجَوْراً
سلام بر دانشجويان عزيز، برگزاركنندگان همايش سراسري دانشجویي مهدويّت كه با طرح معارف مهدوي، حركت دانشجويان را به كسب علم، معرفت و فتح قلّههاي بلند دانش و بينش شتاب ميدهند، و قلب آقا و مولايشان را از دانشگاهيان پاكاعتقاد و دانشجويان نيكنهاد و مؤمنان مخلص به آن حضرت، شاد مينمايند.
حضّار محترم، فرهيختگان، دانشوران و اساتيد بزرگوار!
دنياي معاصر باهمه جلوهها و ظواهر - كه پيشرفت بشر را در صنايع و تكنولوژي همواره رو به جلو نشان ميدهد و زندگي مادي را توسعه ميدهد - در
معنويّت و فضائل رو به عقب ميرود؛ تنگناهاي روحي و فشارهاي باطني، او را سخت نگران نموده است.
1) . پيام به هشتمين جشنواره فرهنگي دهه مباركه مهدويّت، 10 شعبانالمعظم 1433 ه. ق.
اطمينان قلبي، ارزش روحي و امّيد به آينده و بلكه حال خود را ندارد. تفسير درستي از حيات ندارد و معنایي براي اين تمدّن مادي نمييابد؛ و چنان جلوه ميكند كه جاهليّت دوّم در حال ظهور ميباشد.
اكثريّت بزرگ بشر نسبت به امور انساني و مميّزات انسان از حيوان بيتفاوت هستند. سرگرميهاي بهاصطلاح سالم و مسابقات آنها - كه به آن افتخار مينمايند و مدال و جايزه ميگيرند - در ميدان افتخارات و ارزشهاي اصيل هرگز روح او را قانع نميسازد و بهطور موقّت او را از نواقص و انحطاطي كه در آن سقوط كرده غافل مينمايد و اين زندگي بيمعنا، او را نااميد ميكند.
چيزي كه باعث امّيدواري ميباشد و بشر را به عالم غيب و شناخت صحيح از زندگي و نجات از سقوط كنوني و انحطاط حيواني نويد ميدهد، گرايشهاي مذهبي و وعدههاي خلاص و مژدههاي نجات است.
گرايش مهدويّت، گرايش به عصر عدالت، عقلانيّت و فضيلت است. تفسيري كه با ايمان به مهدويّت و ظهور منجي از عالم ميشود، نگرانيها را برطرف، و تحيّرها را زايل ميسازد.
خلقت عالم بيهوده نيست و حيات انسان و ديدن اينهمه برنامهها، كسب
معلومات و كشف اسرار كائنات، همه سير، ترقّي و صعود است.
هبوطها و سقوطها همه محكوم است. آينده بشر مثل آينده جنين در رحم مادر است كه در پي آن محيط تنگ و تاريك، جهانِ وسيع؛ زمين، آسمان، منظومهها، ماه، مهرها، اقيانوسها، درياها، كوهها، زيبایيها، باغها، گلها، شكوفهها و ميلياردها انسان و ... است.
مهدويّت، پيشبيني پيروزي عدل بر ظلم، علم بر جهل و روشنايي بر تاريكي است. اين معنایي است كه بشر را راضي ميكند و به او نشاط و نيرو ميدهد. اين بشارتهاي قرآني:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»(1)
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(2)
«وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ»(3)
و صدها بشارات قرآني و روایي همه اميدبخش و نشاطآفرين است.
1) . انبیاء، 105. «و بهراستي در زبور، پس از ذکر (تورات) نوشتهايم كه زمين را بندگان شايستة من به ارث ميبرند».
2) . قصص، 5. «ما میخواستیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم».
3) . نور، 55. «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده داده است».
و همچنين حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) در مثل اين پيام و اعلامي كه به امّت و جهانيان داده است:
«لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ قَائِمُنَا فَيَمْلَأُهَا قِسْطاً وَعَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً»(1)
بقای دين، بقای اصول انسانيّت، عدالت و حكومت حضرت مهدي(عج الله تعالی فرجه الشریف) را بشارت و به آن تأكيد بليغ فرموده است.
اعتقاد به ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) در آخرالزمان همه خمودها، بيحركتيها، بيتفاوتيها و غفلتها را از بين ميبرد. اين دعوت به اصلاح، دعوت به نظام استوار، صلح و خير است و اين مكتب را بايد گرامي بداريم.
در پرتو آن، همه ضعفها را برطرف ميسازيم، كشور را آباد ميكنيم، با
فسادها مبارزه مينماييم، امر به معروف و نهي از منكر ميكنيم و با اين همايشها، فراگيري مفهوم مهدويّت را كه جهانشمول است تبليغ ميكنيم.
اين حركتي كه در جامعه ما در ارتباط با درك معاني مهدويّت و التزام منتظران ظهور به اعلای كلمه اسلام است غنيمت دانسته و مخصوصاً نسل جوان را بهوسيله اين مكتب ولایي و معرفتبخش از خطرات اعتقادي و
1) . خزاز قمی، کفایةالاثر، ص165؛ حر عاملی، اثباتالهداة، ج2، ص170؛ صافی گلپایگانی، منتخبالاثر، ج1، ص191. «اگر از دنيا حتّي يك روز هم باقي مانده باشد، خداوند آن روز را آنچنان طولاني ميكند تا مردي از امّت من و اهلبيتم برخيزد، او كه نامش، همنام من است و بهوسيله او زمين، پس از آنكه از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد پر خواهد شد».
اخلاقي بيمه مينماييم.
اينجانب در خاتمه با تشكر وافر از دانشجويان عزيز و حضرات اساتيد محترم دانشگاه - أَيدّهم الله تعالي - كه در اين همايش و اجتماع نوراني شركت كردهاند، از خداوند متعال براي همه تأييد و توفيق مسئلت مينمايم.
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِيِّكَ وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ.
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُاللهِ وَبَرَكَاتُهُ
لطفالله صافی(1)
1) . پيام به همايش سراسري دانشجويي مهدويّت با عنوان «رهپويان فرج»، کاشان، 1433ه. ق؛ مهرماه 1391 ه. ش.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللّهُ تَعَالَى: «وَذَ كِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللهِ»(1)
«اَلسَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللّهُ بِهِ الْأُمَمَ»(2)
يومالله بزرگ نهم ربيعالمولود، سالروز آغاز ظهور موفورالسرور ولايت و امامت حضرت وليالله الأعظم امام مبين و حصن حصين، بقيةالله في الأرضين موعود انبياء مرسلين و مقصود از «فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ»(3)
الامام الثانيعشر الحجة ابن الحسن المهدي - ارواح العالمين له الفداء - ميباشد.
اين روز مقدّس را به ساحت مبارك آن وليّ دوران و به عموم منتظران روزگار رهايي و عصر نجات و خلاص بشر از ظلم و بيعدالتي و استكبار،
تبريك و تهنيت عرض ميكنم. درحقيقت بايد گفت از امروز و از درون تاريخ هجري، تاريخ پربركت و نوين عصر مهدوي آغاز ميشود.
ملّت شريف ايران و تمام شيعيان جهان افتخار دارند كه چنين روز بزرگي را جشن گرفته و آن را عزيز و گرامي دارند.
بزرگترين نعمت الهي در هر عصر و زمان، وجود ذيجود حجةالله است كه بهتصريح حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) زمين، خالي از وجود او نخواهد بود كه يا ظاهر و مشهور و يا غايب و مستور است و اوست كه آيات و بيّنات الهي را از زوال و بطلان نگه ميدارد.(1)
از وظايف بسيار مهمّ شيعيان در عصر غيبت، شكر اين نعمت بزرگ است كه هرچه بيشتر و گستردهتر بروز داشته باشد آثار مفيد و بركات آن موجب قُرب الهي و نشان از حيات و زندهبودن جامعه مهدوي دارد.
از مظاهر درخشان شكر اين نعمت بالخصوص ياد حجّت خدا در ايّام متبرّك و روزها و زمانهاي منسوب به آن حضرت و گراميداشت اين روزها و
شبها، به دعا و عبادت، اصلاح امور و شئون ديني، احياي امر آن امام عزيز و تجديد عهد و بازگشت به خدا و محاسبه نفس و مخصوصاً دعا
1) . نهجالبلاغه، حکمت147(ج4، ص37)؛ ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص170 – 171.
براي تعجيل فرج و ظهور آن حضرت است كه افضل اعمال ميباشد.
ما امروز وظيفه داريم كه خصوصيّات و امتيازات جامعه مهدوي و دولت كريمه الهي را به جهان معرّفي نماييم كه جهان تشنه عدل و مواسات و جهانِ خسته از ظلم و جنايات و قتل و خونريزي خود را براي روز رهايي و روز زيباي مهرباني آماده كند و امّيدوار و منتظر وعده الهي براي برپايي حكومت واحد عدالت باشد كه:
«إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً * وَ نَرَاهُ قَرِيباً»(1)
نهم ربيعالمولود 1434
لطفالله صافی(2)
بسم الله الرّحمن الرّحيم
قَالَ اللهُ تَعَالَی: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»(1)
«اَلسَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْأُمَمَ».(2)
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ
با تقدير و تشكر از برگزاركنندگان عزيز و موفّق كنگره ملّي مهدويّت دارالمؤمنين شوشتر امّيد است حاصل اين مجلس باعظمت كه با حضور نخبگان و انديشمندان و شخصيتهاي علمي حوزه و دانشگاه و ديگر اقشار آگاه و مشتاق برگزار ميشود، موجب ارتباط بيشتر همگان با آستان آن وليّ دوران و قطب عالم
امكان - ارواح العالمين له الفداء - گردد.
يكي از اسلاميترين مقبولات و باورهاي مسلمين كه از عصر رسالت تاكنون مسلمانان به آن دل بسته و ايمان داشته و دارند ظهور شخصي الهي در آخرالزّمان است؛ شخصي كه جهان را پر از علم و قسط و عدل نمايد چنانكه از جهل و جور و ظلم پر شده باشد؛ شخصي كه از بركت ظهورش، توحيد اسلام جهانگير و خاور و باختر و هر قارّه و كشور تحت حكومت و حاكميّت احكام قرآن و عدالت حقيقي قرار خواهد گرفت.
اين عصري كه جهان در پيش رو دارد در طول حضور بشر در روي زمين بيسابقه است و ويژگيهاي آن در عصر هيچيك از انبيا و رجال، ظاهر نشده است؛ عصري كه در آن زمين پر از عدل و قسط گردد و همهجا امنيّت و آرامش و اطمينان حاكم گردد و ميلياردها بشر در همهجا تحت حكومت واحد و قانون واحد قرار بگيرند و بركات زمين و آسمان ظاهر گردد عصري نمونه است.
عصر مهدوي، يعني نفي تمام ضعفها و فسادها، يعني انتظارِ چنان جامعه واحد جهاني و مدينه فاضله حقيقي كه همه اركان و اعضا و نهادهايش همانگونه كه طرح آن ازطرف شخص رسول اعظم(صلی الله علیه و آله) داده
شده، مانند اعضاي بدن انسان واحد، انجام وظيفه مينمايد.
مسير همه جوامع بهسوي اين جامعه است و رسيدن بشر به اين جامعه، سنّت الهي و قاعده تخلّفناپذير است، هركس كه بخواهد مانع از تحقّق اين جامعه مهدوي شود معارضه و ممانعت وي در هم كوبيده ميشود.
در اينجا تذكر اين نكته مناسب است كه تا دنيا به آن عصر و جامعه بزرگ مهدوي نرسيده است جامعههاي فعلي اگر بخواهند در سعادت، آسايش، قدرت، قوّت، عزّت و عدالت، زندگي كنند بايد همان اصول و مباني جامعه مهدوي را اصل و مبناي حيات اجتماعي، سياسي و اقتصادي خود قرار دهند و آن را معيار بدانند و صلاح يا فساد خود را با آن بسنجند.
اكنون با اين ميزان از جوامع كوچك شهري و روستايي، ميتوان جامعهاي را كه مهدوي است شناسايي كرد؛ در هر شهر و روستايي كه حقّ رعايت ميشود، از حقّ حمايت ميكنند، به حقّ عمل مينمايند، اتحاد و برادري به چشم ميخورد، تعليموتربيت صحيح و تقدير از اخيار و دانشمندان در آنجا رايج است، در امانت، خيانت نميكنند و خلاصه، حيات ديني و انساني دارند؛ آن جامعه اگرچه كوچك هم باشد جامعه مهدوي است.
در جامعه مهدوي و مملكت امامزمان(علیه السلام) اگر بخواهند انسانهايي را تشويق كنند و به آنها جايزه بدهند انسانهاي پاك، صادق، وارسته و دانشمندان هستند؛ انسانهايي كه به فرهنگ اسلامي و اخلاق و سنّتهاي
الهي خدمت كنند نه به آنهايي كه در جامعه، فساد و بيبندوباري و ياوهگويي و دروغ و قانونشكني را ترويج كنند.
به آنهايي جايزه بايد داد كه رفتار و گفتارشان يكي باشد و جامعه را براي حكومت جهاني حضرت مهدي(عج الله تعالی فرجه الشریف) آماده نمايند.
به امّيد روزي كه همه احساس مسئوليت كنند و در رفع مشكلات و نابسامانيهاي مردم قدم بردارند.
در پايان، اينجانب به سهم خود از برگزاركنندگان عزيز اين جلسه نوراني تشكر ميكنم و از خداوند متعال تأييد و تسديد براي همگان
مسئلت مينمايم.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ
بیستم جمادیالثانيه 1434
لطفالله صافی
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلسَّلَامُ عَلَی مَوْلَانَا الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللهُ بِهِ الْاُمَمَ وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ
با عرض ادب و احترام خدمت مسئولان و اعضای محترم مهديههاي سراسر كشور كه به دعوت مجتمع عالي مهديّه اصفهان اين همايش را برگزار ميكنند.
اين گردهمايي را كه موجب افتخار، اعلام وجود ولايي، تعظيم امر ولايت، ترويج و تعظيم مكتب انتظار و متضمّن بركات است با تحسين و تقدير وافر تبريك عرض ميكنم؛ اميد است در آينده نيز اين همايش و تبادلنظرها و همكاريها بين مهديّهها ادامه يافته و تصميمات اين همايش جهت ترويج و نشر معارف ولایي و اعلام هدايتهاي مكتب اهلبيت(علیهم السلام) و رساندن پيامهاي آن به جهان معاصر همواره شكوفا و مفيد باشد.
السلام) بر اساس آیات و روایات
در شرايط كنوني كه به عنايات غيبي، اقبال و استقبال مردم از جلوههاي ولايي و اظهار شوق به ياد و تكريم آن حضرت و حضور در جلسات و
1) . پيام به كنگره ملّي مهدويت، شوشتر، 20 جمادیالثانیه 1434 ه.ق.
سخنرانيها پيرامون معرفت امام عصر(علیه السلام) روزافزون است و حركتي معنوي را بهسوي جلو و خودسازي تحت لوای اظهار اخلاص به آستان اقدس آن وليّ خدا(عج الله تعالی فرجه الشریف) به وجود آورده است، چنانكه از كتابهايي كه بيشتر خواننده و خريدار دارد و مجالس و سخنرانيهايي كه بيشتر به آن اظهار رغبت و حضور ميشود و خصوص نسل جوان را بهسوي اين معارف بسيج نموده، معلوم است، اگر مؤسسات مهديه سراسر كشور، اين مراكز را تحت برنامههاي برگرفته از آيات و روايات پيرامون معرّفي شخص و شخصيّت آن يگانه ذخيره الهي و وظايف و تكليف همگان در عصر غيبت - كه عصر بزرگ امتحان و تمحيص الهي است - با مشورت از علما و محقّقان فعّال نمايند، خدمتي است كه همه شعب زندگي جامعه را ميتوان با آن اسلامي و موجب ترقّي فكري، معنوي، اخلاق، سياست، اقتصاد و فرهنگ قرار داد و نقاط ضعف را برطرف نمود، و از سير جامعه بهسوي فساد، ملاهي، مناهي و غربگرايي جلوگيري نمود.
اين عنوان، عنواني است كه با گستردگي تمام، همه شئون جامعه را زير پوشش قرار ميدهد و مصالح دين و دنيا را تأمين مينمايد كه اگر در اين همايشها عالمانه و آگاهانه، مسائل و مطالب مكتب انتظار و اميد بشر به آينده جهان مطرح شود، همه مشكلات با آن برطرف ميشود و برادري اسلامي و
احكام اسلام احيا ميگردد.
به عقيده اينجانب اين بزرگترين وسيلهاي است كه جامعه شيعه و منتظران ظهور در اختيار دارند و بايد آن را غنيمت شمرد كه تحقّق جامعه تمام مهدوي در مطبوعات، رسانههاي اسلامي، اشخاص، نهادها، مجالس، دانشگاهها و حوزهها باشد و اين فاصلههايي كه بين ما و نيل به اين مقاصد در حال حاضر وجود دارد از ميان برود.
در پايان بهمناسبت قداست اسم مهديّه تذكر ميدهم كه يكي از القاب شريفه آقا حضرت وليّ عصر - ارواح العالمين له الفداء - كه مشهور و معروف است و از عصر پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و از زبان خود آن حضرت جاري شده و تا امروز همه مسلمانان آن موعود عزيز را به اين لقب مي خوانند، لقب «المهدي» است كه تنها در كتاب منتخبالاثر بيش از دويستوهفتاد حديث درباره اين لقب عنوان شده است كه ازجمله خطبه اعجازآميز اميرالمؤمنين(علیه السلام) است كه يكي از مشاهير بزرگ و معروف در علم تاريخ جهان مخصوصاً تاريخ
اسلام، مسعودي مقدمه كتاب و اثر مهم خود مروجالذهب را به آن مزيّن نموده است اشاره مي نماييم.
اين خطبه مشتمل بر مسائل و مطالب ژرف، عالي، خواندني و دانستني است كه سزاوار است محقّقان بزرگ درك مطالب آن را وجهه همّت قرار دهند.
روايت اين خطبه با اين مطالب در مقدمه كتابي مثل مروجالذهب، دليل اعتماد مسعودي بر آن و ايمان او به مضامين آن است. ازجمله بخشهاي نوراني اين خطبه در ارتباط با حضرت مهدي(علیه السلام) اين فرازهاي عالي است كه اينجانب آن را به اين همايش و حضّار عزيز و بزرگوار هديه مينمايم:
امام(علیه السلام) سخن را ادامه ميدهد تا آنجا كه ميفرمايد:
«فَكَانَ حَظُّ آدَمَ مِنَ الْخَیْرِ مَا أَرَاهُ مِنْ مُسْتَوْدَعِ نُورِنَا وَ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ تَعَالَى يَخْبَأُ النُّورَ تَحْتَ الزَّمَانِ إِلَى أَنْ فَصَلَ مُحَمَّداً».
إِلَی أَنْ قَالَ: «ثُمَّ انْتَقَلَ النُّورُ إِلَى غَرَائِزِنَا وَلَمَعَ مَعَ أَئِمَّتِنَا فَنَحْنُ أَنْوَارُ السَّمَاءِ وَأَنْوَارُ الْأَرْضِ فِينَا النَّجَاةُ وَمِنَّا مَكْنُونُ الْعِلْمِ وَإِلَيْنَا مَصِيرُ الْأُمُورِ وَبِمَهْدِیِّنَا تَقْطَعُ الْحُجَجُ وَخَاتِمَةُ الْأَئِمَّةِ وَمُنْقِذُ الْاُمَّةِ وَغَايَةُ النُّورِ وَ مَصْدَرُ الْاُمُورِ فَنَحْنُ أَفْضَلُ الْمَخْلُوقِينَ وَأَشْرَفُ الْمُوَحِّدِینَ وَحُجَجُ رَبِّ الْعَالَمِينَ
فَلْیُهَنَّأْ بِالنِّعْمَةِ مَنْ تَمَسَّكَ بِوِلَايَتِنَا وَقَبَضَ عَلَی عُرْوَتِنَا».(1)
1) . مسعودی، مروجالذهب، ج1، ص42 - 44؛ صافیگلپایگانی، منتخبالأثر، ج2، ص93 – 95. «بهره آدم از خیر، به همان مقداری بود که خداوند از نور به ودیعت سپردهشده ما در او فرود آورده بود و بر همین منوال خداوند تعالی پیوسته آن نور را در گذران زمانها پنهان میداشت تا اینکه محمد را که درود و سلام خدا و اهلبیتش باد برتری و فضیلت داد. سپس آن نور در طبیعتهای ما منتقل شد و در امامان ما درخشید. پس ما نورهای آسمان و زمین هستیم، و بهوسیله ما نجات و رستگاری خواهد بود و علم پنهانداشته نزد ماست و بازگشت امور بهسوی ماست و با قیام مهدی ما حجّتها خاتمه خواهد یافت. اوست خاتم پیشوایان و نجاتدهنده امّت و غایت نور و محل صدور امور. پس ما برترین آفریدگان و شریفترین یکتاپرستان و حجّتهای الهی هستیم. پس گوارا باد به نعمت الهیّه کسی که به ولایت ما تمسّک جوید و دستاویز ولایت ما را به دست گیرد».
وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَاجْعَلْنَا وَإِيَّاكُمْ مِنْ شِيعَتِهِمُ الْمُخْلَصِينَ وَ مِنْ أَنْصَارِ دِينِهِمْ وَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِ وِلَايَتِهِمْ أَجْمَعِينَ وَمِنَ الْمُسَارِعِينَ لِأَعْلَاءِ كَلِمَتِهِمْ وَالدَّعْوَةِ إِلَی هُدَاهُمْ إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعَاءِ.
لطفالله صافي(1)
1) . پيام به همايش سراسري مهديههاي سراسر كشور.
قرآن کريم.
نهج البلاغه، الامام علی بن ابیطالب(علیه السلام)، الشریفالرضی، تحقیق و شرح محمد عبده، بیروت، دارالمعرفة، 1412ق.
اثباةالهداة بالنصوص و المعجزات،حر عاملی، محمد بن حسن (م. 1104ق.)، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1425ق.
اثباتالوصیة للامام علی بن ابیطالب(علیه السلام)، مسعودی، علی بن حسین (م. 345ق.)، قم، انتشارات انصاریان، 1423ق.
الاحتجاج، طبرسی، احمد بن علی (م. 560ق.)، تحقیق سید محمدباقر موسوی خرسان، النجفالاشرف،دارالنعمان، 1386ق.
الاربعین، ماحوزی، سلیمان بن عبدالله (م. 1121ق.)، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، مطبعة امیر، 1417ق.
ارشادالقلوب، دیلمی، حسن بن محمد (م. 841ق.)، قم، الشریفالرضی، 1412ق.
الارشاد فی معرفة حججالله علی العباد، مفید، محمد بن محمد (م. 413ق.)، تحقیق مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لتحقیق التراث،
بیروت، دارالمفید، 1414ق.
اعلامالدین، دیلمی،حسن بن محمد (م. 841ق.)، قم، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، 1408ق.
إعلامالوری بأعلامالهدی، طبرسی، فضل بن حسن (م. 548ق.)، قم، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، 1417ق.
اقبال الاعمال، ابنطاووس، سیدعلی بن موسی (م. 664ق.)، تحقیق جواد قیومی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1414ق.
الامالی، صدوق، محمد بن علی (م. 381ق.)، قم، مؤسسة البعثة، 1417ق.
الامامة و التبصرة من الحیره، ابنبابویه، علی بن حسین (م. 329ق.)، قم، مدرسه امام مهدی(علیه السلام)، 1404ق.
امتاعالاسماع بما للنبی من الاحوال و الاموال و الحفدة و المتاع، مقریزی، احمد بن علی (م. 845ق.)، تحقیق محمد نمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1420ق.
بحارالانوارالجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(علیهم السلام)، مجلسی، محمدباقر (م. 1111ق.)، تحقیق محمدباقر بهبودی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403ق.
البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم حسینی (م. 1107ق.)، تهران، بنیاد بعثت، 1416ق.
بصائرالدرجات فی فضائل آل محمد(صلی الله علیه و آله)،
صفار، محمد بن حسن (م. 290ق.)، تحقیق میرزامحسن کوچهباغی،
تهران، مؤسسة الاعلمی، 1404ق.
البلدالامین و الدرعالحصین، کفعمی، ابراهیم بن علی (م. 905ق.)، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1418ق.
تحفالعقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، ابنشعبه حرانی، حسن بن علی (م. قرن4)، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، نشر اسلامی، 1404ق.
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، آمدی، عبدالواحد بن محمد (م. 510ق.)، تحقیق مصطفی درایتی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1366ش.
تفسیرالکبیر، فخررازی، محمد بن عمر (م.606ق.)، قم، مکتب الاعلام الاسلامی،1413ق.
تفسیرالمحیطالاعظم و البحرالخضم، آملی،سید حیدر (م. 782ق.)، تحقیق سید محسن موسوی تبریزی، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1422ق.
تفسیرنورالثقلین، حویزی،عبدعلی بن جمعه (م. 1112ق.)، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1415ق.
تفسیرالصافی، فیض کاشانی، محسن بن مرتضی (م. 1091ق.)، تهران، انتشارات صدر، 1415ق.
تنبیهالخواطر و نزهةالنواظر (مجموعه ورّام)، ورّام بن ابیفراس، مسعود بن ورّام (م. 605ق.)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1368ش.
تهذیبالاحکام، طوسی، محمد بن حسن (م. 460ق.)، تحقیق سید حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1364ش.
الثاقب فی المناقب، ابنحمزه طوسی، محمد بن علی (م. 560ق.)، تحقیق نبیل رضا علوان، قم، انتشارات انصاریان، 1412ق.
الجامعالصغیر فی احادیث البشیرالنذیر، سیوطی، جلالالدین (م. 911ق.)، بیروت، دارالفکر، 1401ق.
الخصال، صدوق، محمد بن علی (م. 381ق.)، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، نشر اسلامی، 1403ق.
خصائصالائمه(علیهم السلام)، سید رضی، محمد بن حسین (م. 406ق.)، تحقیق محمدهادی امینی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1406ق.
روحالمعانی فی تفسیر القرآنالعظیم، آلوسی، سید محمود (م. 1270ق.)، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
الدعوات، قطب راوندی، سعید بن هبةالله (م. 573ق.)، قم، مدرسة الامام المهدی(علیه السلام)، 1407ق.
روضةالواعظین و بصیرةالمتعظین، فتال نیشابوری، محمد بن حسن (م. 508ق.)، قم، الشریفالرضی، 1375ش.
زادالمعاد، مجلسی، محمدباقر(م. 1111ق.)، تحقیق علاءالدین اعلمی، بیروت،مؤسسة الاعلمی، 1423ق.
سننالترمذی، ترمذی، محمد بن عیسی (م. 279ق.)، تحقیق عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، دارالفکر، 1403ق.
شرح نهجالبلاغه،ابن ابیالحدید،عزالدین (م. 656ق.)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، داراحیاء الکتب العربیة، 1378ق.
شرحالاسماء او شرح دعاء الجوشن الکبیر، سبزواری، ملاهادی (م. 1289ق.)، قم، مکتبة بصیرتی.
صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج (م. 261ق.)، بیروت، دارالفکر.
صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج (م. 261ق.)،بیروت، دارالفکر.
الصحیفةالسجادیه، الامام علی بن الحسین(علیها السلام) (م. 94ق.)، قم، نشرالهادی، 1376ش.
عدةالداعی و نجاحالساعی، ابن فهد حلی، احمد بن محمد(م. 841ق.)، قم، مکتبة وجدانی.
عللالشرائع، صدوق، محمد بن علی (م. 381ق.)، تحقیق سیدمحمدصادق بحرالعلوم، النجفالاشرف، المکتبة الحیدریة، 1385ق.
عوالمالعلوم و المعارف و الاحوال (الامام علی بن ابیطالب(علیه السلام))، بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نورالله (م. قرن 12)، قم، مؤسسه امام مهدی(علیه
السلام)، 1382ش.
عیونالحکم و المواعظ،لیثی واسطی، علی بن محمد (م. قرن 6)، تحقیق حسین حسنی، قم، انتشارات دارالحدیث، 1376ش.
الغارات، ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد (م. 283ق.)، تحقیق سید جلالالدین حسینی ارموی، چاپخانه بهمن.
الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، امینی، عبدالحسین (م. 1392ق.)، بیروت،دارالکتاب العربی، 1397ق.
الغیبه، نعمانی،محمد بن ابراهیم (م. 360ق.)، تحقیق فارس حسون کریم، قم، انتشارات انوارالهدی، 1422ق.
الفتن، ابنحماد،نعیم بن حماد مروزی (م. 229ق.)، بیروت، دارالفکر، 1414ق.
الفصولالمهمة فی معرفةالائمه(علیهم السلام)، ابنصباغ مالکی، علی بن محمد (م. 855ق.)، تحقیق سامی غریری، قم، دارالحدیث، 1422ق.
الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب (م. 329ق.)، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران،دارالکتب الاسلامیة، 1363ش.
کشفالاستار عن وجه الغائب عن الابصار، محدّث نوری، میرزا حسین (م. 1320ق.)، المطبعة الجدیده.
کشفالغمة فی معرفةالائمه(علیهم السلام)، اربلی، علی بن عیسی (م. 693ق.)، بیروت، دارالاضواء، 1405ق.
کشفالمحجة لثمرةالمهجه، ابنطاووس، سید علی بن موسی (م. 664ق.)، النجفالاشرف، المطبعة الحیدریة، 1370ق.
کفایةالاثر فی النص علی الائمة الاثنیعشر(علیهم السلام)، خزاز قمی، علی بن محمد (م. 400ق.)، تحقیق سید عبداللطیف حسینی کوهکمری، قم،انتشارات بیدار، 1401ق.
کمالالدین و تمامالنعمه، صدوق، محمد بن علی (م. 381ق.)، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، نشر اسلامی، 1405ق.
کنزالفوائد، کراجکی، محمد بن علی (م. 449ق.)، قم، مکتبة المصطفوی، 1369ش.
مجمعالزوائد و منبعالفوائد، هیثمی، علی بن ابیبکر (م. 807ق.)،بیروت، دارالکتب العلمیة، 1408ق.
مدینة معاجز الائمة الاثنیعشر و دلائل الحجج علی البشر، بحرانی،
سید هاشم حسینی (م. 1107ق.)، تحقیق عزتالله مولائی، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، 1413ق.
مروجالذهب و معادنالجوهر، مسعودی، علی بن حسین (م. 345ق.)، قم، دارالهجرة، 1409ق.
المسائلالخمسون فی اصولالدین، فخر رازی، محمد بن عمر (م. 606ق.)، تحقیق احمد حجازی سقا، القاهرة، المکتبة الثقافیة، 1989م.
المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله (م. 405ق.)، تحقیق یوسف مرعشلی، بیروت، دارالمعرفه.
المسترشد فی امامة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، طبری امامی، محمد بن جریر (م. قرن 5)، تحقیق احمد محمودی، مؤسسه فرهنگ اسلامی کوشانپور، 1415ق.
مسند ابویعلی الموصلی، ابویعلی موصلی، اسماعیل بن محمد (م. 307ق.)، تحقیق حسین سلیم اسد، دمشق، دارالمأمون للتراث.
مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، شیبانی (م. 241ق.)، بیروت، دار صادر.
المصباح،کفعمی، ابراهیم بن علی (م. 905ق.)، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1403ق.
مصباحالمتهجد، طوسی، محمد بن حسن (م. 460ق.)، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، 1411ق.
المعجمالاوسط، طبرانی، سلیمان بن احمد (م. 360ق.)،دارالحرمین، 1415ق.
المعجمالکبیر، طبرانی، سلیمان بن احمد (م. 360ق.)، تحقیق حمدی سلفی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1404ق.
معدنالجواهر و ریاضةالخواطر، کراجکی، محمد بن علی (م. 449ق.)، تهران، المکتبة المرتضویة، 1353ش.
مناقب آل ابیطالب، ابنشهرآشوب، محمد بن علی (م. 588ق.)، تحقیق گروهی از اساتید نجف اشرف، النجفالاشرف، المکتبة الحیدریة، 1376ق.
منتخبالاثر فی الامام الثانیعشر(علیه السلام)، صافی گلپایگانی، لطفالله، قم، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانیمدظلهالعالی، 1422ق.
نزهةالناظر و تنبیهالخواطر، حلوانی، حسین بن محمد (م. قرن 5)، قم، مدرسة الامام المهدی(علیه السلام)، 1408ق.
الوافی، فیض کاشانی، محسن بن مرتضی (م. 1091ق.)، تحقیق سید ضیاءالدین حسینی، اصفهان،کتابخانه امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)، 1406ق.
وسائلالشیعه، حرعاملی، محمد بن حسن (م. 1104ق.)، قم، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، 1414ق.
ینابیعالمودة لذویالقربی، قندوزی، سلیمان بن ابراهیم (م. 1294ق.)، تحقیق سید علی جمال اشرف حسینی، دارالاسوة، 1416ق.