علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 61

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 61

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- شخم

1- شخم زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 63 - 2

2 - نقش انسان تنها شخم زدن زمين و پاشيدن بذر در آن است ; و نه بيشتر از آن .

أفرءيتم ما تحرثون

در آيه شريفه، تنها «حرث» (عمل آماده كردن زمين و پاشيدن دانه ها در آن)، به انسان نسبت داده شده است.

2- شخم زنى با گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

3- فوايد شخم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 27 - 2

2 - بارش باران و نرم شدن خاك زمين و شيار خوردن آن ، زمينه ساز حصول غله جات و تأمين غذاى انسان ها

صببنا الماء . .. شققنا الأرض .... فأنبتنا فيها حبًّا

4- منشأ شخم زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 26 - 3

3 - شخم زدن زمين و ايجاد شيار در دل خاك و آماده سازى آن براى كشت و ايجاد هرگونه دگرگونى در سطح زمين ، در

حقيقت مستند به خداوند است .

ثمّ شققنا الأرض شقًّا

فعل «شققنا» اطلاق دارد و زير و رو كردن خاك زمين را - به هر شكلى باشد - مستند به خداوند مى كند; هر چند به دست انسان يا ديگر عوامل طبيعت انجام پذيرد.

شخم زنى

5- شخم زنى با گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

2- شر

1- ابزار شناخت شر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 3

3 - انسان ، به دليل برخوردارى از ابزار هاى شناخت ( توانايى بر ديدن و گفتن و نيز تشخيص راه خير و شر ) توانا بر پذيرش تكاليف دشوار و برداشتن گام هاى سنگين در راه خير

ألم نجعل . .. فلااقتحم العقبة

2- انتخاب شر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 5

5 - انسان ، موجودى مختار و توانا بر حركت در راه خير يا شر و داراى ابزار لازم آن

ألم نجعل له . .. و هدينه النجدين

بيان برخوردارى انسان از چشم و زبان - پيش از اشاره به آشناسازى او با راه هاى خير و شرّ - به منظور اتمام حجت بر او است كه براى شناخت راه صحيح و انتخاب آن، ابزار لازم در اختيار او نهاده شده است.

3- دفع شر استهزاگران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 2

2- نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دفع شرّ استهزا كنندگان آن حضرت و قرآن

إنا كفينك المستهزءين

4- دفع شر دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 6

6 - خداوند ، براى دفع شر و خنثى كردن توطئه ستيزه گران با انبيا ، كافى است .

فسيكفيكهم اللّه

5- دفع شر مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 5

5 - دفع شر يهوديان و نصرانيان از جامعه اسلامى ، وعده و نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإنما هم فى شقاق فسيكفيكهم اللّه و هو السميع العليم

6- دفع شر يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 5

5 - دفع شر يهوديان و نصرانيان از جامعه اسلامى ، وعده و نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإنما هم فى شقاق فسيكفيكهم اللّه و هو السميع العليم

7- راه شر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 3،7

3 - خداوند ، به راه خير و شرّ و رهروان هر يك ، آگاه است .

و هدينه النجدين

اسناد هدايت به خداوند در «هدينا» - با توجّه به «أيحسب أن لم يره أحد» در آيات پيشين - بيانگر آن است كه چون خداوند راه خير و شرّ را به ديگران شناسانده است; پس خود به آن آگاه است و رهروان آنان بر او مشتبه نمى شوند تا مدعيان حقيقىِ انفاق را، از غير آنهاتشخيص ندهد.

7 - « عن حمزة بن محمّد عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن قول اللّه عزّوجلّ « و هديناه النجدين » قال : نجد الخير و الشرّ ;

حمزة بن محمد گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و هديناه النجدين» سؤال كرد، فرمود: مراد راه خير و شرّ است».

8- منشأ دفع شر دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 2

2 - خداوند ، شايسته ترين حامى بندگان و دفع كننده شر دشمنان از آنان است .

أليس اللّه بكاف عبده

مقصود از كفايت خداوند، با توجه به جملات بعدى آيه شريفه - كه درباره تهديدها و ارعاب هاى دشمنان سخن مى گويد - حمايت الهى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در برابر دشمنان است.

9- منشأ شر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 18

18 - شرور ، ناشى از ضعف و ناتوانى است .

بيدك الخير انّك على كلّ شىء قدير

جمله «انّك على . .. » بيانگر علت مضمون جمله «بيدك الخير» است ; يعنى چون خدا داراى قدرت مطلق است، تنها خير از او صادر مى شود. بنابراين، شرور همواره نتيجه نقصها و ناتوانيها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 22

22 - اجابت دعاى همسر عمران ، در مورد حفظ مريم ( س ) و فرزندش از شرّ شيطان

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشّيطان الرّجيم

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. و قال عيسى (ع) فيما يثنى على ربه: و اعاذنى و امّى من الشّيطان الرجيم فلم يكن له علينا سبيل.


الدر المنثور، ج 2، ص 184.

10- موارد شر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 11

11- سلب نعمت از انسان ، شرّ و مايه يأس اوست .

و إذا أنعمنا على الإنسن . .. و إذا مسّه الشرّ

به قرينه مقابله «مسّه الشرّ» با «أنعمنا» احتمال دارد كه مراد از دچار شدن به سختى و شرّ، از دست دادن نعمت باشد.

شرور

11- استعاذه از شرور شبانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 1

1 - پناه بردن به خداوند از شرور شبانه ، به ويژه زمان تاريكى مطلق آن ، توصيه الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أعوذ . .. و من شرّ غاسق إذا وقب

«غَسَق»; يعنى، آغاز تاريكى شب (صحاح) و «وقوب» (مصدر «وقب»)، به معناى داخل شدن در همه چيز است (لسان العرب). مراد از «غاسق إذا وقب»، شب است; زمانى كه در همه چيز وارد شده و آن را تاريك سازد (لسان العرب به نقل از فراء). كلمه «غاسق» با فعل «غَسَقَ» (جريان يافت)، از يك ريشه و نشانگر پخش شدن شب بر موجودات است. اسناد شرّ به شب به جهت مناسب تر بودن آن از روز، براى جريان شرور است.

12- امتحان با شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 35 - 3،10

3- آدميان ، به وسيله شرّ و خير موجود در جهان آزموده مى شوند .

و نبلوكم بالشرّ و الخير فتنة

10- « روى عن أبى عبداللّه ( ع ) : إنّ أميرالمؤمنين ( ع ) مرض فعاداه إخوانه فقالوا : كيف تجدك يا أميرالمؤمنين ( ع ) ؟ قال : بشرٍّ قالوا : ما هذا كلام مثلك قال : إنّ اللّه تعالى يقول : « ونبلوكم بالشرّ والخير فتنة » فالخير الصحة والغنى و الشرّ المرض و الفقر ;

از امام صادق(ع) روايت شده: اميرالمؤمنين(ع) بيمار شد، برادران [دينى] وى از آن حضرت عيادت كردند و گفتند:[حال] خود را چگونه مى يابى اى امير مؤمنان؟ فرمود: به شرّ[مبتلى شده ام]، گفتند: اين كلام افرادى مانند شما نيست؟ فرمود: خداوند تعالى مى فرمايد «و نبلوكم بالشرّ والخير فتنة» سلامتى و بى نيازى خير و بيمارى و تنگدستى شرّ است».

13- تشبيه شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

14- حاكميّت تكوينى شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 79 - 4

4 - حاكميت نظام تكوينى خير و شرّ بر تمامى انسان ها ، و حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ما اصابك من حسنة فمن اللّه و ما اصابك من سيّئة فمن نفسك

15- خدا و شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 8

8 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه امور ( خوبى ها و بدى ها )

قل كلّ من عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 51 - 9

9 - خداوند ، منشأ نعمت ها و پيراسته از شرور و بدى ها

و إن مسّه الشرّ . .. و لئن أذقنه رحمة ... و إذا أنعمنا على الإنسن ... و إذا مس

از اين كه خداوند رحمت و نعمت را به خود نسبت داده; ولى شرور را به خويشتن منتسب نكرده است، مطلب بالا به دست مى آيد.

16- رفع شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 17 - 9

9 - خداوند ، تنها كسى است كه مى تواند شر و بدى خود آفريده را ، رفع كند .

من ذا الذى يعصمكم من اللّه إن أراد بكم سوءًا. .. و لايجدون لهم من دون اللّه وليّ

17- زمينه بهره گيرى از شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 5

5- انسان بر اثر خصلت شتابزدگى براى نيل به خواسته هاى خود ، از ابزار و وسايل شرّ و ناپسند بهره مى گيرد .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه باء در «بالشرّ» و «بالخير» براى استعانت باشد; يعنى، انسان عجول وسايل خير و شرّ را مساوى مى بيند; مثلاً براى رسيدن به رفاه زندگى، از ابزارى چون دزدى، استثمار و احتكار استفاده مى كند.

18- زمينه شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 9

9 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « . . .فسنيسّره للعسرى » قال : لايريد شيئاً من الشرّ إلاّ يسّره له ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «فسنيسّره للعسرى»، روايت شده كه فرمود: [هركه بخل ورزد و خود را از خدا بى نياز بيند و نيكوترين پاداش الهى را تكذيب كند]، درباره انجام دادن هيچ شرّى تصميم نمى گيرد; جز آن كه خداوند آن را براى او آسان مى سازد».

19- شرور در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 6

6 - آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.

20- شرور شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 6

6 - خدا ، تنها پناهگاه انسان براى ايمن ماندن از شرّ هاى شياطين

أعوذ بك من همزت الشيطين . و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

21- عوامل مصونيت از شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 93 - 4

4 - نقش مؤثر دعا ، در ايمن ماندن از شرور

قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون

22- عوامل نجات از شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 7

7 - تقوا ، موجب نجات انسان از هرگونه بدى و اندوه در قيامت

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء و لا هم يحزنون

23- فسلفه شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 3

3 - وجود امورى ناخوشايند كه نهايتاً براى انسان خير است .

عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم

24- گرايش به شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 29

29 - وجود زمينه هاى گرايش به خير و شر در انسان از آغاز آفرينش

قال لاقتلنك . .. انما يتقبل اللّه من المتقين

با توجه به اينكه هابيل و قابيل هر دو فرزندان آدم بودند، لكن راههاى متضادى را برگزيدند، معلوم مى شود گرايشهاى درونى انسانها متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 1،2

1- انسان ، شرّ و بدى را چونان خير و خوبى ، طالب و خواستار است .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

مراد از «دعا» مطلق درخواست است اعم از اينكه به لفظ دعا باشد و يا به غير آن.

2- خيرطلبى در انسان ، اصيل و در پى شرّ بودنش ، تبعى و غير اصيل است .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق از تشبيه شرخواهى انسان به طالب خير بودنش استفاده گرديده است; يعنى، همان طور كه انسان همواره و به طور طبيعى و اصيل طالب خير است، به دنبال شر هم خواهد رفت.

25- مراد از شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 35 - 10

26- مصونيت از شرور قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 1،3

1 - خداوند ، ابرار را از تمامى شرور و گزند هاى روز قيامت حفظ خواهد كرد .

فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

3 - مصونيت ابرار از شرور و گزند هاى قيامت و شادابى رخسار و سرور دل آنان ، به دليل ايمان آنان به قيامت و خوف آنان از آن روز است .

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

«فا» در «فوقاهم» براى تفريع اين آيه بر آيه قبل است; يعنى، مصونيت ابرار از شرور قيامت، به اين دليل است كه آنان، از احوال آن روز در هراس بودند; روزى كه چهره هاى كافران عبوس و دل هاى آنان محزون است.

27- منشأ شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 6،8،10

6 - خير ها را از جانب خدا دانستن و شر ها را از ناحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) پنداشتن ، انديشه برخى از مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ان تصبهم حسنة يقولوا هذه من عنداللّه و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك

ظاهراً مراد از ضمير در «تصبهم» مسلمانان ضعيف الايمان هستند. آنها مى پنداشتند مشكلاتى كه پس از مسلمان شدنشان به آنها روى آورده، از ناحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است.

8 - خداوند ، سرچشمه و منشأ همه امور ( خوبى ها و بدى ها )

قل كلّ من عند اللّه

10 - نسبت دادن خوبى ها به خدا و بدى ها به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ثنويت ) ، نشانه دورى كامل از درك دقيق معارف الهى

فمال هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا

مراد از «حديثا» به مناسبت مورد، معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 79 - 1،7

1 - هر نيكى به انسان رسد ، از خدا است و هر بدى به او رسد ، از خود او .

ما اصابك من حسنة فمن اللّه و ما اصابك من سيّئة فمن نفسك

اگر چه مخاطب اين آيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) است، ولى مقصود از آن همه افراد هستند. چون بين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ديگران از نظر احكام واقعى و حقيقى هيچ تفاوتى نيست.

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رسولى در جهت خير و سعادت مردم ، نه منشأ شرور

و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك . .. و ارسلناك للنّاس رسولا

جمله «و ارسلناك للناس» (تو پيامبرى سودمند برى مردم هستى)، در رد پندار كسانى است كه وى را منشأ شرور معرفى مى كردند: «يقولوا هذه من عندك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 6،8

6 - اقتدار بر رساندن هر گونه خير و شر، از شؤون ولايت الهى است.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

8 - تعدد منشأ براى خير و شر، پندارى باطل و موهوم است.

و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 18 - 2،5

2 - قدرت بدون رقيب خداوند در رساندن خير و شر به آدمى، نشانه اقتدار و غلبه او بر تمامى بندگان

و إن يمسسك اللّه بضر . .. و هو القاهر فوق عباده

5 - نفع و ضرر رساندن خداوند به آدميان بر اساس حكمت و آگاهى

و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو . .. هو الحكيم الخبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 4

4 - نسبت ندادن شرور ، به خداوند و انتساب رحمت ها و نعمت ها ، به او ادب حضرت ابراهيم نسبت به خداوند

و إذا مرضت فهو يشفين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ابراهيم(ع) مريضى را به خود و شفا را به خدا نسبت داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 5

5 - شرور ، مستند به مخلوقات اند ، نه خالق .

من شرّ ما خلق

اضافه «شرّ» به «ما» - كه عنوان مخلوقات است - بيانگر استناد شرور به آنها است.

28- نقش شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 49 - 4

4 - سيطره يأس و نااميدى بر انسان ، به هنگام مواجه شدن با سختى و ناكامى ها ( شرور )

و إن مسّه الشرّ فيئوس قنوط

3- شرابخوار

1- احكام شرابخوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 15

15 - ممنوعيت سپردن اموال به شرابخوار ، به دليل سفاهت وى

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام صادق (ع) در مقام نهى از امين قرار دادن شرابخوار فرمود: «و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم» فاىُّ سفيه اسفه من شارب الخمر؟


كافى، ج 5، ص 299، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 443، ح 52.

2- تحقير شرابخوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . لاتجالسوا مع شارب الخمر . . . فإنّهم كلاب أهل النار كما قال اللّه : « اخسئوا فيها و لاتكلّمون » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:. .. با شراب خوار همنشينى نكنيد... زيرا آنان سگ هاى جهنم اند; همان طور كه خداوند فرموده است: اخسئوا فيها و لاتكلّمون».

3- سفاهت شرابخوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 15

15 - ممنوعيت سپردن اموال به شرابخوار ، به دليل سفاهت وى

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام صادق (ع) در مقام نهى از امين قرار دادن شرابخوار فرمود: «و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم» فاىُّ سفيه اسفه من شارب الخمر؟


كافى، ج 5، ص 299، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 443، ح 52.

4- شرابخوار در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . لاتجالسوا مع شارب الخمر . . . فإنّهم كلاب أهل النار كما قال اللّه : « اخسئوا فيها و لاتكلّمون » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:. .. با شراب خوار همنشينى نكنيد... زيرا آنان سگ هاى جهنم اند; همان طور كه خداوند فرموده است: اخسئوا فيها و لاتكلّمون».

شرابخوارى

5- مسابقه براى شرابخوارى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 26 - 3

3 - به كار گرفتن تمام تلاش براى رقابت با ديگران ، تنها شايسته خوش گذرانى و شراب خوارى در جهان آخرت است .

و فى ذلك فليتنافس المتنفسون

«تَنافُس»; يعنى، هر يك از رقابت كنندگان، نيروى نَفْس خويش را در برابر ديگرى آشكار سازد (مقاييس اللغة). «ذلك»، به محتواى آيات «على الأرائك ينظرون» و «يسقون» اشاره دارد.

4- شرح صدر

1- شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 2

2 - شرح صدر موهبتى الهى است.

يشرح صدره

2- آثار شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 1،19،20

1 - شرح صدر زمينه هدايت پذيرى انسان

فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره

شرح صدر به معناى توسعه قلب و مغز و انديشه آدمى و در برابر ضيق صدر است.

19 - عن أبى الحسن الرضا(ع) فى قوله تعالى: «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام» قال: من يرد الله أن يهديه بايمانه . .. يشرح صدره للتسليم لله و الثقة به و السكون إلى ما وعده من ثوابه ... و من يرد ان يضله ... لكفره به و عصيانه له فى الدنيا يجعل صدره ضيقا حرجا حتى يشك فى كفره و يضطرب من اعتقاد قلب--ه ... .

امام رضا(ع) درباره آيه «فمن يرد الله . .. » فرمود: كسى كه خدا بخواهد او را بخاطر ايمان اش هدايت كند ... سينه اش را براى تسليم شدن در برابر خداوند و اعتماد به او و آرامش يافتن به وعده هاى پاداش الهى، باز و گشوده مى سازد ... و كسى كه خدا بخواهد او را به خاطر كفر و نافرمانيش در دنيا گمراه كند، سينه اش را تنگ و در فشار قرار مى دهد، بدان گونه كه در كفر خود شك كند و در اعتقادات قلبى خويش مضطرب و نگران باشد ... .

20 - عن أبى عبدالله(ع) فى قول الله عز و جل: «و من يرد ان يضله يجعل صدره ضيقا حرجا» فقال: قد يكون ضيقا و له منفذ يسمع منها و يبصر و «الحرج» الملتئم الذى لا منفذ له يسمع به و لا يبصر به.

از امام صادق(ع) درباره آيه «و من يرد أن يضله . .. » روايت شده است: گاهى سينه انسان تنگ مى شود اما هنوز راه نفوذى براى آن باقى مانده كه از طريق آن مى شنود و مى بيند و «حرج»، آن سينه اى است كه فشرده شده و هيچ راه نفوذى به آن وجود ندارد كه از آن راه بشنود و يا ببيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 8

8 - نبوت و دريافت وحى ، نيازمند سينه اى فراخ و ظرفيتى گسترده است .

قال ربّ اشرح لى صدرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 34 - 3

3 - موسى ( ع ) ، پيدايش شرح صدر و خوش بيانى را ، مايه فراهم آمدن زمينه ياد فراوان خداوند مى دانست .

قال ربّ اشرح لى صدرى . .. و نذكرك كثيرًا

تعليل «و نذكرك» مى تواند به تمامى خواسته هاى موسى(ع) - از جمله درخواست شرح صدر و روان گويى - مربوط باشد. موسى(ع) هدف خود را از آن خواسته ها، توفيق افزون تر براى ياد خدا در هر كوى و برزن و هنگام موعظه هر فرد و گروه، اعلام كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 4

4 - شرح صدر ، زمينه ساز تابش نور هدايت خداوند بر قلب انسان و استفاده از دلايل و برهان هاى الهى

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه

«نور» در آيه شريفه، كنايه از هدايت، دلايل و براهين الهى است. تفريع «فهو على نور من ربّه» بر «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام»، گوياى برداشت بالا است.

3- آثار شرح صدر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 13

13 - سعه صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گوش دادن به سخنان مردم ، مايه رحمت براى مؤمنان

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم . .. و رحمة للذين ءامنوا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 3

3 - شرح صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراهم سازنده زمينه لازم براى اجراى برنامه هاى سنگين رسالت و انجام دادن تكاليف دشوار

ألم نشرح . .. و وضعنا عنك وزرك

4- آثار شرح صدر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 2

2 - موسى ( ع ) ، تسبيح و تنزيه خداوند در برابر مشركان ، خود را نيازمند شرح صدر و داشتن بيان واضح مى دانست .

ربّ اشرح لى . .. كى نسبّحك كثيرًا

«كى نسبّحك» مى تواند تعليل براى تمام خواسته هاى موسى(ع)، از جمله درخواست شرح صدر و كاهش لكنت زبان باشد. موسى(ع) مى خواست براى رد آنچه گمراهان در باره خداوند توهم كرده اند، توان لازم را داشته باشد.

5- ارزش شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 6

6 - حسن خلق و سعه صدر ، داراى ارزشى والا و توصيف ناپذير در ميان مكارم اخلاقى است .

و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا و ما يلقّيهاإلاّ ذوحظّ عظيم

از انحصار فضيلت بالا به صابران و بهرهوران از ارزش هاى انسانى و نيز تكرار «و مايلقّاها»، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

6- اظهار سرور از شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 3

3 - شرح صدر و تحمّل سختى ها ، نعمتى الهى و سزاوار بازگو كردن و اظهار خرسندى است .

و أمّا بنعمة ربّك فحدّث . بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألم نشرح لك صدرك

به گفته بسيارى از فقهاى اماميه، اين سوره، دنباله سوره قبل و متّحد با آن است. بر اين اساس مفاد آيه شريفه، اعتراف به يكى از نعمت هايى است كه آخرين آيه سوره قبل، به بازگو كردن آنها توصيه داشت. در اين ديدگاه، جمله «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ارتباط را قطع نمى كند; بلكه برخى از فقها، ترك آن را در نماز مجاز مى دانند.

7- اهميت شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 10

10 - شرح صدر ، گذشت و تحمّل برخورد هاى مخالفين ، از وظايف رهبران الهى

اولئك الّذين . .. فاعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 5

5 - شرح صدر نور الهى در قلب مؤمنان است. *

و جعلنا له نورا يمشى . .. فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره

«فاء» در «فمن يرد . .. » عطف و تفريع بر آيات قبل است. در آيه 122 (أو من كان ميتا ... ) مردم به دو دسته تقسيم شدند: حيات يافتگان داراى نور و فروماندگان در ظلمت. در اين آيه با نتيجه گيرى از مجموع آيات، هدايت يافتگان داراى

شرح صدر و گمراهان مبتلا به تنگى صدر شمرده شده اند. محتمل است شرح صدر همان نورى باشد كه در آيه 122 مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 9

9 - گوش فرادادن به سخنان همه طيف هاى جامعه و داشتن سعه صدر در برابر آنان ، خصلتى شايسته و بايسته براى رهبران و مسؤولان جامعه اسلامى

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 4

4 - شرح صدر از مهم ترين ويژگى هاى لازم براى رسولان الهى و رهبران و مبلغان دين است .

قال ربّ اشرح لى صدرى

اين كه موسى(ع) شرح صدر را بر خواسته هاى ديگر خود مقدم داشته است، نشانِ جايگاه مهم و نقش آن در انجام يافتن مسؤوليت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 2

2 - گرايش به دين اسلام ، در گرو وجود سعه صدر و روح پذيرش حق در انسان است .

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 7

7 - ترويج دين و گسترش دين دارى در جامعه ، مستلزم سعه صدر ، صبر و خويشتن دارى است .

و اصبر . .. و اهجرهم هجرًا جميلاً

8- اهميت شرح صدر رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 3

3 - سعه صدر و حسن برخورد - حتى با مخالفان - امرى بايسته براى رهبران جامعه اسلامى

ادفع بالتى هى أحسن

9- حقيقت شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 16

16 - لما نزلت هذه الآية سئل رسول الله(صلی الله علیه و آله) عن شرح الصدر ما هو؟ فقال: نور يقذفه الله فى قلب المؤمن فينشرح له صدره و ينفسح . .. .

آنگاه كه آيه «فمن يرد الله . .. » نازل شد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كردند، شرح صدر چيست؟ فرمود: نورى است كه خداوند در قلب مؤمن مى افكند و با آن سينه اش را بازم--ى گرداند ... .

10- درخواست شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 1

1 - موسى ( ع ) جهت انجام رسالت خويش و بازداشتن فرعون از طغيان گرى ، با دعابه درگاه خداوند ، خواهان شرح صدر خويش شد .

اذهب . .. قال ربّ اشرح لى صدرى

فراخى سينه، كنايه از خويشتن دارى و كنترل خود و اختيار از كف ندادن است.

11- ذكر شرح صدر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 2

2 - خداوند ، برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از شرح صدر ، به او يادآور شده ، آن را عطاى ويژه خويش به آن حضرت خواند .

ألم نشرح لك صدرك

12- ذكر منشأ شرح صدر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 4

4 - توجّه به خدادادى بودن شرح صدر ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. ألم نشرح لك صدرك

هدف از استفهام در «ألم نشرح. ..» - كه براى تقرير است - با توجّه به ارتباط آن با محتواى سوره قبل، توجّه دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نعمت هايى است كه نشان محبوب بودن او نزد خداوند است تا نگرانى هاى احتمالى آن حضرت از ميان برود.

13- شرح صدر ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 12

12- برخورد ابراهيم ( ع ) با بت پرستان ، همراه با شكيبايى و سعه صدر بود .

سلم عليك سأستغفر لك ربّى

14- شرح صدر اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 7

7 - شرح صدر و برخوردارى از نور و برهان هاى الهى ، از اوصاف صاحبان عقل و خردناب است .

لكن الذين اتّقوا . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب . أفمن شرح اللّه صدره للإ

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه استوار است كه آيه شريفه، تفريع بر دو آيه پيشين بوده و بيان براى آن دو باشد كه در اوصاف تقواپيشگان و صاحبان عقل و خردناب است.

15- شرح صدر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9،10

9 - بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» - به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است - سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

10 - بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

16- شرح صدر حق پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 2

2 - گمراه كردن حقگريزان با ضيق صدر و هدايت حقپويان با شرح صدر، صراط مستقيم پروردگار و سنت استوار اوست.

فمن يرد الله ان يهديه . .. هذا صرط ربك مستقيما

ظاهراً مشاراليه «هذا» مفاد آيه قبل است كه به منزله نتيجه اى بر آيات گذشته بود. بنابراين «هذا» اشاره به شرح صدر و ضيق صدر و ... است.

17- شرح صدر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 2،4

2 - پرهيز از دلتنگى و ملالت در تبليغ قرآن، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فلا يكن فى صدرك حرج منه

مى توان گفت جمله «فلا يكن . ..»، كه تفريع بر «أنزل إليك» است، به قرينه «لتنذر» از آن دلتنگى اى نهى مى كند كه ناشى از انذار و متذكر كردن مردم باشد. يعنى اى پيامبر چون قرآن كتاب آسمانى است، مبادا مشكلات انذار مردم با تبليغ قرآن، مايه دلتنگى و ملالت خاطر براى تو شود.

4 - تبليغ قرآن، مسؤوليتى سنگين و نيازمند تحمل فراوان و سعه صدر

كتب أنزل إليك فلا يكن فى صدرك حرج منه

جمله «فلا يكن . ..»، كه در صدد پيشگيرى از ملالت خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، بيانگر آن است كه تبليغ قرآن مشكلات فراوانى به همراه خواهد داشت كه جز با تحمل و سعه صدر نمى توان به آن پرداخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 3

3 - راهنمايى و ارشاد طغيان گران و تبليغ پيام الهى ، نيازمند شرح صدر وتحمل فراوان است .

اذهب . .. قال ربّ اشرح لى صدرى

18- شرح صدر در مناظره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 12

12 - لزوم سعه صدر در گفت وگو هاى علمى و در عرصه تضارب افكار و بيان انديشه هاى گوناگون

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

19- شرح صدر رهبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 13 - 2

2 - اهميت سعه صدر و فصاحت بيان ، در كار رهبرى و هدايت جامعه

و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى

20- شرح صدر رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 5

5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 5

5 - شرح صدر و تحمّل سختى ها ، از ويژگى هاى لازم براى رهبران الهى

ألم نشرح لك صدرك

21- شرح صدر صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 1،2

1 - پاسخ نيك به رفتار ناپسند مخالفان و معاندان ، تنها در توان صاحبان صبر و شكيبايى است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا

2 - آزمودگان ميدان صبر ، برخوردار از سعه صدر و توان تحمل مخالفان

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا

فعل ماضى «صبروا» مى رساند كه افرادى مى توانند به بدگويى و بدرفتارى مخالفان پاسخ نيك دهند كه قبلاً اهل صبر و بردبارى بوده و در آن ميدان موفق شده اند.

22- شرح صدر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 5

5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما

23- شرح صدر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 4،5،6

4 - سوء استفاده منافقان از عطوفت و سعه صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( گوش فرادادن آن حضرت به سخنان مردم )

الذين يؤذون النبى و يقولون هو أذن

5 - گوش فرادادن به سخنان گوناگون مردم ، با شكيبايى و سعه صدر كامل ، از خصلت هاى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم

6 - ستايش خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر سعه صدر و گوش فرادادن او به همه سخنان مردم

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 37 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى سعه صدر و پذيراى اجتماع كافران مخالف در اطراف خويش

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين . عن اليمين و عن الشمال عزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقامى والا در پيشگاه خداوند و شايسته اهداى شرح صدر

ألم نشرح لك صدرك

«لام» در «لك» يا براى تعليل است يا انتفاع. در صورت اول، مفاد آيه اين است كه: آيا به خاطر خودت به تو شرح صدر نداديم؟ اين تعبير دلالت دارد كه شخصيت نبى اكرم(صلی الله علیه و آله)، علّتى كافى براى عطاى شرح صدر بود. در صورت دوم، نشانه ارجمندى آن حضرت است كه خداوند، در جهت منافع پيامبر(صلی الله علیه و آله) نعمت شرح صدر را در اختيارش نهاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 5 - 2

2 - شرح صدر و سبك بار بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بلندآوازگى آن حضرت ، نمونه اى از انفكاك ناپذيرى مشكلات از آسانى ها

ألم نشرح . .. و وضعنا... و رفعنا... فإنّ مع العسر يسرًا

جمله «فإنّ. ..» بيانگر آن است كه آنچه در آيات پيشين آمد، ريشه در يك قانون كلى دارد و آن همراه بودن «عسر» با «يسر» است. حرف «فاء»، بيان قانون را بر كاشف آن، تفريع كرده است; يعنى، آنچه براى تو انجام داديم، بايد انجام مى گرفت; زيرا سختى بدون آسانى نمى شود.

24- شرح صدر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 36 - 1،5

1 - خداوند تمامى خواسته هاى موسى ( ع ) را پذيرفت و به او شرح صدر و بيان روان عطا كرد و هارون را وزير او قرار داد .

قال ربّ . .. قال قد أُوتيت سؤلك يموسى

«سؤل»; يعنى احتياجى كه نفس انسان بر تحصيل آن حرص مىورزد و فرق آن با آرزو اين است كه آرزو در فكر انسان مى

گذرد، ولى «سؤل» پى گيرى مى شود. گويا همواره رتبه «سول» بعد از آرزو است.

5 - وادى طوى در كوه طور ، مكان اعطاى شرح صدر و بيان روان به موسى ( ع ) ونصب هارون به مقام وزارت موسى ( ع ) بود .

قال ربّ اشرح . .. قال قد أُتيت سؤلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 4

4 - سعه صدر موسى ( ع ) در برابر تكبر ، استهزا و تهمت فرعون

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب

پرداختن موسى به تبيين «ربّ العالمين» بدون توجه به عكس العمل هاى متكبرانه و استهزا آميز فرعون، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 2

2 - سعه صدر و پيگيرى حضرت موسى ( ع ) ، در تبليغ و هدايت مردم

ادع لنا . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه فرعونيان حضرت موسى(ع) را ساحر مى خواندند و پيام او را به مسخره و استهزا مى گرفتند; اما آن حضرت در راستاى هدايت آنان براى نجاتشان از عذاب دعا كرد.

25- شرح صدر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 5

5 - شرح صدر نور الهى در قلب مؤمنان است. *

و جعلنا له نورا يمشى . .. فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره

«فاء» در «فمن يرد . .. » عطف و تفريع بر آيات قبل است. در آيه 122 (أو من كان ميتا ... ) مردم به دو دسته تقسيم شدند: حيات يافتگان داراى نور و فروماندگان در ظلمت. در اين آيه با نتيجه گيرى از مجموع آيات، هدايت يافتگان داراى شرح صدر و گمراهان مبتلا به تنگى صدر شمرده شده اند. محتمل است شرح صدر همان نورى باشد كه در آيه 122 مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 1،10

1 - مؤمنان ، برخوردار از شرح صدر و روح تسليم و انقياد در برابر حق

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم

«شرح» به معناى بسط و سعه است و شرح صدر به معناى بسط و گشادن سينه و قلب براى تحمل و پذيرش سخن حق است. «اسلام» در دو معنا به كار مى رود 1- تسليم و انقياد، 2- دين اسلام. گفتنى است كه برداشت بالا مبتنى بر معناى

نخست اسلام است آيه شريفه نيز درصدد بيان اوصاف مؤمنان است.

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن - به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) - جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

26- عوامل شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 19،20

19 - عن أبى الحسن الرضا(ع) فى قوله تعالى: «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام» قال: من يرد الله أن يهديه بايمانه . .. يشرح صدره للتسليم لله و الثقة به و السكون إلى ما وعده من ثوابه ... و من يرد ان يضله ... لكفره به و عصيانه له فى الدنيا يجعل صدره ضيقا حرجا حتى يشك فى كفره و يضطرب من اعتقاد قلب--ه ... .

امام رضا(ع) درباره آيه «فمن يرد الله . .. » فرمود: كسى كه خدا بخواهد او را بخاطر ايمان اش هدايت كند ... سينه اش را براى تسليم شدن در برابر خداوند و اعتماد به او و آرامش يافتن به وعده هاى پاداش الهى، باز و گشوده مى سازد ... و كسى كه خدا بخواهد او را به خاطر كفر و نافرمانيش در دنيا گمراه كند، سينه اش را تنگ و در فشار قرار مى دهد، بدان گونه كه در كفر خود شك كند و در اعتقادات قلبى خويش مضطرب و نگران باشد ... .

20 - عن أبى عبدالله(ع) فى قول الله عز و جل: «و من يرد ان يضله يجعل صدره ضيقا حرجا» فقال: قد يكون ضيقا و له منفذ يسمع منها و يبصر و «الحرج» الملتئم الذى لا منفذ له يسمع به و لا يبصر به.

از امام صادق(ع) درباره آيه «و من يرد أن يضله . .. » روايت شده است: گاهى سينه انسان تنگ مى شود اما هنوز راه نفوذى براى آن باقى مانده كه از طريق آن مى شنود و مى بيند و «حرج»، آن سينه اى است كه فشرده شده و هيچ راه نفوذى به آن وجود ندارد كه از آن راه بشنود و يا ببيند.

27- منشأ شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 5

5 - شرح صدر ، بخشش خداوند و برخاسته از مقام ربوبيت او است .

قال ربّ اشرح لى صدرى

28- منشأ شرح صدر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 1

1 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شرح صدر عنايت كرده و قواى باطنى آن حضرت را پذيراى حقيقت قرار داد و توانمندى هاى او را ، براى تحمّل سختى ها و تكاليف ، فزونى بخشيد .

ألم نشرح لك صدرك

شرح صدر، گنجايش دادن آن براى قبول حق است (لسان العرب). «صدر» و «قلب»، كنايه از نفس انسان است كه داراى فهم و درك است. گفته شده «صدر» اعم از «قلب» است; زيرا شامل تمام قواى انسان مى شود. (برگرفته شده از مفردات راغب)

29- نشانه هاى شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 4

4 - حالت پذيرش در برابر معارف آسمانى اسلام نشانه شرح صدر است.

فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للإسلم

در برداشت فوق اسلام به معنى اصطلاحى آن كه دين اسلام است، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 14،18

14 - ياد خدا ، نشانه شرح صدر و نرم دلى و پاكى از قساوت قلب است .

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه

در اين آيه از ويژگى هاى سنگدلان، غفلت و دورى از ياد خدا برشمرده شده است. بنابراين مى توان استفاده كرد آنان كه ياد خدا مى كنند چنين نيستند; بلكه همواره با شرح صدر و نرم دلى به سر مى برند.

18 - « روى أنّ النبىّ (صلی الله علیه و آله) قرأ « أفمن شرح اللّه صدره للإسلام فهو على نور من ربّه » فقال إنّ النور إذا وقع فى القلب إنفسح له و انشرح ، قالوا : يا رسول اللّه فهل لذلك علامة يعرف بها ؟ قال : التجافى عن دارالغرور و الإنابة إلى دار الخلود و الإستعداد للموت قبل نزول الموت ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه آن حضرت آيه «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام فهو على نور من ربّه» را تلاوت كرد و آن گاه فرمود: هنگامى كه نور وارد قلب مى شود، قلب براى اسلام باز و گشاده مى گردد. گفتند: اى رسول خدا! آيا علامتى براى آن هست كه به وسيله آن شناخته شود؟ فرمود: علامت آن پهلو تهى كردن از خانه غرور و بازگشت به خانه جاويدان و آماده شدن براى مرگ قبل از آمدن آن است».

30- نعمت شرح صدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 3

3 - شرح صدر و تحمّل سختى ها ، نعمتى الهى و سزاوار بازگو كردن و اظهار خرسندى است .

و أمّا بنعمة ربّك فحدّث . بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألم نشرح لك صدرك

به گفته بسيارى از فقهاى اماميه، اين سوره، دنباله سوره قبل و متّحد با آن است. بر اين اساس مفاد آيه شريفه، اعتراف به

يكى از نعمت هايى است كه آخرين آيه سوره قبل، به بازگو كردن آنها توصيه داشت. در اين ديدگاه، جمله «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ارتباط را قطع نمى كند; بلكه برخى از فقها، ترك آن را در نماز مجاز مى دانند.

5- شرك

1- شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 8

8 - يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين

بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 95 - 6

6 - ابراهيم ( ع ) ، هيچگاه مشرك نبوده است .

و ما كان من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 6

6 - نكوهش و محكوميّت فردپرستى

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 20

20 - آمرزش گناهان و بهشت ، پاداش خداوند به هجرت كنندگان از شرك و كفر *

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم . .. لاكفّرنّ عنهم سيّاتهم و لادخلنّهم جنّات

مى توان گفت مراد از هجرت به قرينه ادامه آيه (اخرجوا من ديارهم)، هجرتى است كه رانده شدن از خانه و كاشانه را در پى داشته باشد. و اين هجرت همان ترك شرك و كفر است.

2- آثار اجتماعى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 9

9 - شرك ، زمينه ساز آدم كشى ، زنا و روابط ناسالم جنسى در جامعه

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

عطف جمله «لايقتلون . .. و لايزنون» بر جمله قبل - بدون تكرار اسم موصول (الذين) - نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان گناه آدم كشى و زنا با شرك است و طرح مسأله شرك در آغاز آيه شريفه، حاكى از آن است كه شرك مبدأ پيدايش و زمينه ساز آدم كشى و زنا در جامعه است.

3- آثار اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 16 - 3

3 - تسليم شدن در برابر خداوند و دورى از شرك، زمينه برخوردارى از رحمت الهى است.

قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم . .. من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 82 - 7

7 - كمال ايمان و درجات آن، وابسته به ميزان پالايش آن از شرك و ظلم است.

الذين ءامنوا و لم يلبسوا إيمنهم بظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 29

29 - عمل به توصيه هاى پنجگانه (پرهيز از شرك و . ..) زمينه ساز شكوفايى عقل و انديشه

ذلكم وصيكم به لعلكم تعقلون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «تعقلون» به منزله فعل لازم بوده و نياز به مفعول نداشته باشد و مراد از توصيه عملكردن به احكام ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 12

12- برخوردار شدن از پاداش هاى الهى در آخرت ، منوط به يكتاپرستى ، پرهيز از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. يؤت كل ذى فضل فضله

استفاده برداشت فوق از آيه ، بر اساس اين احتمال است كه: جمله «يؤت . ..» بيانگر پاداش اخروى باشد. وجود «إلى أجل» در جمله قبل و نبود آن در اين جمله ، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 8

8- نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش

و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 19

19- استغفار از گناهان ، پرستش خدا و پرهيز از شرك ، مقدمه هايى لازم براى تقرب به درگاه خداوند

فاستغفروه ثم توبوا إليه

برداشت فوق ، با توجه به حرف «ثم» - كه بر تأخر مرحله توبه از مرحله استغفار دلالت دارد - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 14

14- رعايت تقوا و پرهيز از شرك و مخالفت با انبيا ، وسيله نيل به سعادت اخروى است .

و لدار الأخرة خير للذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 2

2- آنان كه از شرك بپرهيزند و از استهزاى پيامبران و از كفر به ايشان حذر كنند ، به بهشت خواهند رفت .

مثل الجنة التى وعد المتقون . .. تلك عقبى الذين اتقوا

مقصود اولى از «متقون» و «الذين اتقوا» - به قرينه آيات گذشته - كسانى اند كه از شرك ، استهزاى پيامبران و كفر به آنان حذر كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 10

10- پايبندى به ارزش هاى اخلاقى - اجتماعى ، تنها در پرتو توحيد و پرهيز از شرك ، امكان پذير است . *

ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر

آورده شدن تعاليم اخلاقى و اجتماعى اسلام در اين آيات بين دو نهى از شرك، مى تواند بيانگر اين معنا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 7

7 - پرستش خداى يگانه و پرهيز از شرك ورزى به او ، زيربنايى ترين اصل عقيدتى و پايه هر تحول معنوى

فأرسلنا فيهم رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 20

20 - عبادت خداى واحد و دورى از شرك ، دليل و سبب وعده كردن خداوند به مؤمنان صدراسلام براى اعطاى خلافت ، پيروزى و امنيت به آنان

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» حال براى ضماير غايب گذشته و يا جمله اى استينافيه بيانيه باشد; كه در هر صورت بيانگر علت و دليل اعطاى خلافت پيروزى و امنيت به مؤمنان از سوى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 4

4 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 5

5 - پرهيز از شرك و رهايى از وسوسه هاى شيطان ، مقدمه و پيش شرط ورود به آستان بندگى خدا و گام نهادن در صراط مستقيم الهى است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

از تقدم توصيه خداوند به پرهيز از اطاعت شيطان، بر فرمان به عبادت خالص خدا و دعوت به صراط مستقيم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 3

3 - دورى از شرك ، نشانه سلامت قلب و دل است .

إذ جاء ربّه بقلب سليم . إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إذ قال لأبيه. ..»، بدل اشتمال از «إذ جاء ربه بقلب سليم» است; يعنى، چون ابراهيم(ع) داراى قلب سليم بود، اين سخن ضد شرك از او صادر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 14

14 - دست برداشتن مشركان از شرك ، تنها شرط رفع خصومت مؤمنان با آنان

بدا بيننا و بينكم العدوة و البغضاء أبدًا حتّى تؤمنوا باللّه وحده

4- آثار اجتناب از شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 6

6- تقوا ( پرهيز از شرك در عقيده و عبادت ) ، عامل نزديكى انسان به خداوند و بهره بردن از رحمت گسترده او است .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

5- آثار اخروى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 1،2

1 - كسانى كه رو به سوى شرك آرند و دست به آدم كشى و زنا بيالايند ، در قيامت دو چندان عذاب و كيفر خواهند شد .

يضعف له العذاب يوم القيمة

در اين كه چرا افراد ياد شده، دو چندان مجازات خواهند شد، ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1- مقصود از «يضاعف. ..» دو چندان شدن مجازات كسانى است كه هر سه گناه شرك، آدم كشى و زنا را با هم مرتكب شوند; زيرا شرك موجب دو چندان شدن مجازات بزه كارى مى شود. برداشت ياد شده و برداشت بعدى مبتنى بر اين نظريه است. 2- مقصود، تشديد مجازات افراد ياد شده است نه دو چندان شدن آن.

2 - شرك ، موجب دو چندان شدن كيفر بزه كارى ( آدمكشى ، زنا و . . . ) در قيامت

يضعف له العذاب يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 5

5- توجه به تبديل پيوند هاى شرك آلود به روابط خصمانه در آخرت ، مايه پرهيز انسان از شرك

و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

آيه شريفه، با تذكر دادن به عداوت اخروى معبودهاى دروغين با عبادت گران خويش، درصدد دور نمودن انسان ها از شرك و روى آورى به غير خدا است.

6- آثار استهزاهاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 3

3 - استهزا و تبليغات سوء و مغرضانه سران كفر و شرك عليه اسلام ، بسيار شديد و موجب دل آزردگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

اصبر على ما يقولون

از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى توصيه شده است - با آن كه آن حضرت شخصيتى بزرگ و داراى سعه صدر بود - مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

7- آثار اصرار بر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 2

2 - اصرار بر كفر و شرك از سر حق ستيزى، موجب افكنده شدن حجاب بر دل و سنگينى بر گوش آدمى است.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

«اصرار» و «حق ستيزى» از جملات ديگر آيه، مانند «كل ءاية . .. » و «يجادلونك ... »، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 13

13 - عدم تأثير استغفار ابراهيم ( ع ) براى پدرش به خاطر اصرار وى بر شرك

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 5

5 - پافشارى بر شرك ، تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انكار قرآن ، ظلم بوده و در پى دارنده عذاب است .

و إن كذبوك . .. أثم إذا ما وقع ءامنتم به ... و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 6

6 - استمرار و پافشارى بر شرك و كفر ، موجب گرفتار شدن به عذاب شديد در قيامت است .

ثم نذيقهم العذاب الشديد بما كانوا يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 2

2- خداوند ، در پى اصرار قوم عاد بر كفر و شرك ، عذابى سخت و سهمگين بر آنان نازل كرد .

و لما جاء أمرنا . .. و نجّينهم من عذاب غليظ

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم عاد است. «عذاب غليظ» در ذيل آيه - بنابر يك احتمال، يعنى دنيوى بودن عذاب - دلالت بر سهمگينى عذاب نازل شده بر قوم عاد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 1

1- پافشارى مشركان بر شرك خود ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آماده درخواست عذابى سريع براى آنان كرده بود .

فلاتعجل عليهم إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 8

8 - پافشارى بر عقيده شرك آلود ، اضلال الهى را در پى دارد .

اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

تعبير از «أشركوا» به «ظلموا» براى بيان اين نكته است كه آنان، با وجود دلايل زياد و روشن براى اثبات وحدانيت خداوند، باز بر عقيده خويش پاى فشردند و در نتيجه، به جايى رسيدند كه به اضلال كيفرى خداوند گرفتار آمدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 17

17 - پافشارى بر شرك و روى گردانى از استغفار ، در پى دارنده فرجامى زيان بار براى انسان

فاستقيمواإليه و استغفروه و ويل للمشركين

8- آثار اعراض از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 9

9 - نجات از شرك و پذيرش ربوبيت خداوند ، عامل بى پروايى ساحران مؤمن در برابر مجازات ها و شكنجه هاى فرعونى

إنا إلى ربنا منقلبون

در برداشت فوق جمله «إنا إلى ربنا منقلبون» توصيف تحولات عقيدتى ساحران و انقلاب درونى آنان گرفته شده است. در اين صورت مراد از آن جمله، بازگشت به خدا با رها شدن از باورهاى باطل و پذيرش ربوبيت وى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 4

4 - استجابت دعا و قبولى نيايش انسان به درگاه الهى ، مشروط به عبادت به دور از شرك و خالصانه او است .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين

برداشت ياد شده از توصيه خداوند به اخلاص در عبادت - پس از فراخواندن به دعا و نيايش - استفاده مى شود.

9- آثار بهانه جويى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 - گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

10- آثار پوچى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 9

9- بى بنيادى و حقيقت نداشتن شرك ، مايه اضمحلال و ناپايدارى آن است .

أتى أمر الله . .. سبحنه و تعلى عمّا يشركون

11- آثار تبرى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 5

5- پرستش خدا ، بيزارى از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

ظاهر اين است كه «توبوا إليه» عطف به همه جمله هاى سابق «ألاّ تعبدوا. ..»، «إننى لكم منه ...» و «أن استغفروا ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 7

7 - اعتقاد راسخ حضرت ابراهيم ( ع ) ، به برخوردار شدن از هدايت الهى در پرتو برائت از شرك و بت پرستى

إنّنى براء ممّا تعبدون . .. فإنّه سيهدين

12- آثار ترك شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 8

8 - فرمان رفع حصر از مشركان محاصره شده ( آنان كه به علت نقض فرمان منع رفت و آمد در غير ماه هاى حرام محاصره مى شدند ) در صورت قبول اسلام و ترك شرك

و احصروهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

13- آثار تزيين شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 15

15- خودفريبى مشركان و آراسته ديدن پندار شرك ، آنان را از گرايش به توحيد باز داشت .

و صدّوا عن السبيل

«صدّ» (مصدر صدّوا) به معناى بازگرداندن است. به نظر مى رسد فاعل محذوف از «صدّوا» مكر و حيله كه مايه شركورزى مشركان شده است، باشد.

14- آثار تكبر رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 3

3 - تكبر و خودبزرگ بينى ، منشأ مخالفت و ستيزه جويى سردمداران شرك با اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. ثانى عطفه

15- آثار جاه طلبى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 4

4 - رويارويى سران شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از حسادت و خوى جاه طلبى آنان بود .

أءنزل عليه الذكر من بيننا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «بيننا» خود سران كفر و شرك باشد. بر اين اساس اعتراض آنان به انتخاب پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از ميان آنها، مى تواند ناشى از جاه طلبى و حسادت آنان به آن حضرت باشد.

16- آثار حسادت رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 4

4 - رويارويى سران شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از حسادت و خوى جاه طلبى آنان بود .

أءنزل عليه الذكر من بيننا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «بيننا» خود سران كفر و شرك باشد. بر اين اساس اعتراض آنان به انتخاب پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از ميان آنها، مى تواند ناشى از جاه طلبى و حسادت آنان به آن حضرت باشد.

17- آثار دشمنى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 - گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

18- آثار دعوت به اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 10

10- حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله

طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.

19- آثار دعوت به شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 11

11- فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، نشانه صداقت در پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

20- آثار ذكر فرجام شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 5

5- توجه به تبديل پيوند هاى شرك آلود به روابط خصمانه در آخرت ، مايه پرهيز انسان از شرك

و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

آيه شريفه، با تذكر دادن به عداوت اخروى معبودهاى دروغين با عبادت گران خويش، درصدد دور نمودن انسان ها از شرك و روى آورى به غير خدا است.

21- آثار شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 6

6 - گرايش انسان ها به شرك و پرستش غير خدا ، از عوامل وادار كننده آنان به كتمان حقايق دينى و معارف كتاب هاى آسمانى است . *

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. و إلهكم إله وحد لا إله إلا هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 2

2 - غير خدا را همتا و شريك خدا پنداشتن ، نشانه انديشه نكردن در آيات الهى است .

لأيت لقوم يعقلون. و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 12

12 - شركورزى ، محبت به سران شرك و پيروى از آنان ، عمل هاى حسرت آفرين و اندوهبار در سراى آخرت براى مشركان پيرو

كذلك يريهم اللّه أعملهم حسرت عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 17

17 - شركورزى نشانه بى خردى است .

أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 7

7 - شرك به خدا ، از عوامل گرفتارى آدمى به دلهره و هراس

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 1

1 - شرك ، انحراف و لغزشى غير قابل آمرزش

انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 2

2 - ايمان به جبت و طاغوت ( كفر و شرك ) موجب لعن خداوند

الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 35

35 - قاتل ، معاف از پرداخت ديه مؤمن مقتول به قتل خطائى ، در صورت مشرك بودن اولياى وى

فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اذا كان من اهل الشرك فتحرير رقبة مؤمنة فيما بينه و بين اللّه و ليس عليه دية . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 263، ح 218 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 474.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 5

5 - ماندن در سيطره مشركان و كافران و ترك هجرت ، ظلم به نفس است .

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى ال

بنابر اينكه توبيخ ملائكه بر اصل هجرت نكردن باشد، نه اينكه ترك هجرت باعث عمل نكردن به تكاليف الهى مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 8

8 - روى آورى به مظاهر شرك زمينه ساز غفلت از ياد خدا و ترك نماز

انما الخمر و الميسر و الانصاب . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

نياوردن قيد «فى الخمر و الميسر» در جمله «و يصدكم . ..» - به خلاف جمله «ان يوقع ..» -، مى تواند اشاره به اين باشد كه منشأ ترك ياد خدا و برپايى نماز مخصوص شراب و قمار نيست بلكه برخاسته از گرايش به انصاب و ازلام (مظاهر شرك) نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 4،5

4 - شرك و پذيرش ولايت غير خدا، عصيان بر اوست.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و لا تكونن من المشركين. قل إنى أخاف إن عصيت ربى

5 - شرك و پذيرش ولايت غير خدا، موجب گرفتارى به عذاب شديد اخروى

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و لا تكونن من المشركين. قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 10

10 - شرك به خدا، بزرگترين ظلم و مانع سعادت و رستگارى است.

و إننى برىء مما تشركون . .. و من أظلم ممن افترى ... إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 6

6 - شرك، مصداق كامل ناسپاسى به درگاه خداوند است.

لئن أنجنا من هذه لنكونن من الشكرين. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

روشن است كه مصاديق ناسپاسى آدمى فراوان است. كاربرد جمله «ثم أنتم تشركون» به جاى «تكفرون» و يا «ما تشكرون» به اين نكته اشعار دارد كه شرك بارزترين مصداق ناسپاسى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 8

8 - شرك زمينه ساز نزول عذابهاى گوناگون و پيدايش جنگ و اختلاف در جامعه

ثم أنتم تشركون. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 16

16 - شرك و ارتداد، زمينه ساز حيرت و سرگردانى است.

و نرد على . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 11

11 - توحيد و شرك، ملاكى براى مرزبندى و طبقه بندى انسانها

إنى برىء مما تشركون . .. و ما أنا من المشركين

با توجه به اينكه ابراهيم(ع) پس از بيان عقيده توحيد و ابطال شرك صف خود را از مشركان جدا مى سازد و بر آن تأكيد مىورزد ملاكى براى طبقه بندى جوامع ارائه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 3

3 - مشركان سزاوار هراس از خداوند به سبب شريك پنداشتن براى او هستند.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 88 - 6،7،10

6 - پيامبران و رهنوردان صراط مستقيم نيز اگر شرك بورزند، اعمال آنان تباه و فاسد مى شود.

ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون

7 - شرك به خداوند موجب تباه و فاسد گشتن اعمال آدمى مى شود.

و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون

10 - ارجمندى عمل و تداوم آن، مانع فساد و تباهى آن در صورت آميختگى با شرك نيست.

ذلك هدى الله يهدى . .. و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون

فاعل «أشركوا» انبياى الهى(ع) و هدايت شدگان به صراط مستقيم هستند. عنايت به اين نكته و همچنين مفاد «كانوا يعملون»، كه ماضى استمرارى است، بر دو نكته ياد شده در برداشت فوق، يعنى «ارجمندى» و «تداوم»، گواه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 6،19

6 - عقايد شرك آلود و جاهلانه موجب گرايش انسان به اعمال ناشايست و خلاف فطرت و وجدان است.

و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم

19 - شريك پنداشتن براى خداوند افترا به اوست.

فذرهم و ما يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 3

3 - كفر و شرك مانع راهيابى به عالم برتر براى كسب رحمتهاى ويژه الهى است.

إن الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 14

14 - ترك پرستش خداوند و پندار شريك براى او ، موجب گرفتار شدن به عذاب روز قيامت خواهد شد .

يقوم . .. إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 9

9 - هود ( ع ) مردمش را در صورت مقامت بر شرك و پرستش نكردن خداى يگانه به عذاب الهى تهديد كرد .

فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 1،3

1 - خداوند ، قوم عاد را به سبب شركورزى و انكار رسالت هود به پليدى گرفتار ساخت و بر آنان غضب كرد .

قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

3 - شركورزى و انكار رسالت انبيا ، موجب پليدى انسان و روايى غضب خداوند بر اوست .

قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 8

8 - آلودگى بنى اسرائيل به شرك و گوساله پرستى ، از ميان برنده زمينه ابلاغ تورات و تعليم پيام ها و موعظه هاى آن

و ألقى الألواح

گويا هدف از بيان اين بخش از داستان كه موسى(ع) با مشاهده گوساله پرستى تورات را بر زمين افكند، اين نكته باشد كه موسى(ع) جامعه نابخرد خويش را شايسته تورات ندانست و زمينه تعاليم آن را بر باد رفته ديد و لذا آن را بر زمين نهاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 8

8 - پرستش غير خدا و گرايش هاى شرك آلود ، افترا بستن به خداوند است .

إن الذين اتخذوا العجل . .. و كذلك نجزى المفترين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 16

16 - توحيد مايه حيات آدمى و شرك ، موجب هلاكت واقعى وى

ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از هلاكت در «ليهلك» و «هلك» كفر و ضلالت و مقصود از حيات در «يحيى» و «حى»، ايمان و هدايت باشد. كلمه «بينة» به دليل تناسبش با ضلالت و هدايت اين احتمال را تقويت مى كند. يعنى تا گمراهى كفرپيشگان از سر دليل باشد و بر آنان اتمام حجت شده باشد و تا هدايت مؤمنان از روى برهان بوده و ايمانشان بر دليلى روشن استوار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 9

9 - تهديد خداوند به مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به شكست خفت بار و خواركننده در صورت تسليم نشدن و پاى فشردن بر شرك و كفر

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

«اخزاء» (مصدر مخزى) به معناى خوار و خفيف كردن است. به كارگيرى اسم فاعل به جاى فعل در جمله «و أن اللّه مخزى الكافرين» بيانگر سنت قطعى خداوند درباره شكست كفر و كفرپيشگان بوده و تهديدى براى مشركان پيمان شكن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 1

1 - شرك ، مايه پليدى است و مشركان مردمانى پليدند .

يأيها الذين ءامنوا إنما المشركون نجس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 6

6 - شرك و دوزخى بودن ، مانع تأثير استغفار مؤمنان براى مشركان و دوزخيان

ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين . .. أنهم أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 21

21- شرك و كفر ، نشانه نادانى و بى خردى است .

و لكنى أريكم قومًا تجهلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 12

12- شركورزى و انكار رسالت پيامبران ، نشانه بى خردى است .

يقوم اعبدوا الله . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 9،10

9- قوم عاد ، بر اثر شركورزى و ارتكاب گناه ، به كمبود باران مبتلا شده بودند .

ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

نويد به نزول باران و فراوانى آن ، آن گاه مى توانست مؤثر باشد و مردمان را به پذيرش تعاليم و دستورهاى هود(ع) گرايش دهد كه آنان از كمبود باران در زحمت باشند.

10- شركورزى ، ارتكاب گناهان و مخالفت با پيامبران الهى ، از عوامل كمبود موهبت هاى دنيوى است .

استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 8

8- شركورزى و مخالفت با تعاليم و توصيه هاى پيامبران ، از عوامل مهم نابودى جامعه ها و تحولات تاريخ و دگرگونى هاى آن است .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 95 - 3

3- شركورزى ، ستمگرى ، كم فروشى و بى عدالتى در مبادلات ، عامل هاى دورى از رحمت خدا و زمينه ساز هلاكت است .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. ألا بُعدًا لمدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 5

5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .

و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم

مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 3

3- عذاب هاى الهى آن گاه بر شهر ها و آبادى ها فرو مى ريزد كه عموم افرادش ستم پيشه بوده و آثار كفر و شرك در همه جا مشهود باشد .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة

نسبت دادن ظلم به آباديها (و هى ظالمة) نسبتى مجازى است و هدف از آن رساندن اين معناست كه: همه و يا اكثر قريب به اتفاق اهل آن آباديها ، ستمكار بودند; به گونه اى كه گويا ستم كارى در هر كوى و برزن نمايان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 4

4- شرك و پرستش غير خدا ، ظلم و درپى دارنده آتش دوزخ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار

از مصداقهاى مورد نظر براى ظلم - به قرينه آيات پيشين - شركورزى و پرستش غيرخداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 19

19- شريك پنداشتن براى خدا ، به منزله انكار اوست .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله

با توجه به آيه بعد كه در آن مسأله شرك به خدا مطرح شده است ، مى توان گفت: يوسف(ع) از آن رو مصريان عصرش را كافر به خدا شمرده كه براى او شريك مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 15،25

15- شرك و كفر ، از موانع دستيابى به علوم موهبتى و خدادادى است .

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله . .. ما كان لنا أن نشرك بال

25- شرك ورزى ، ناسپاسى در برابر خداست .

و لكنّ أكثر الناس لايشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 1

1- شرك به خدا ، كفران و ناسپاسى نعمت هاى اوست .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا . .. و جعلوا لله أندادًا

جمله «و جعلوا لله أنداداً» عطف بر جمله «بدّلوا نعمت الله . ..» است و مى تواند بيان و تفسير براى چگونگى تبديل نعمت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 6

6- شرك و بت پرستى ، مظهر گمراهى و انحراف از مسير حق و حقيقت است .

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 2،6

2- مشركان ، به خاطر عقيده شرك آلود خود ، در قيامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت .

ثمّ يوم القيمة . .. و يقول أين شركاءى

6- خصومت مشركان با يكتاپرستان به خاطر اعتقاد شرك آلودشان ، جريانى مستمر بوده است .

أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم

تركيب فعل «كنتم» و «تشاقّون» مفيد ماضى استمرارى و مشعر به معناى ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 6

6- شرك ، زمينه ساز سلطه و سيطره شيطان بر انسان

إنما سلطنه على . .. الذين هم به مشركون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه ضمير «به» به «الله» برگردد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: و نيز سلطه شيطان بر كسانى است كه به خدا شرك مىورزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 43 - 4

4- هرگونه شرك ، مستلزم تنقيص و كوچك شمردن مقام رفيع خداوندى است .

قل لو كان معه ءالهة . .. سبحنه و تعلى عمّا يقولون علوًّا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 9

9- پذيرش اجبارى شرك - در صورتى كه مقدّمات آن اختيارى باشد - سدّ راه رستگارى است .

أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

روشن است كه انسان مى تواند - در صورت اضطرار - تظاهر به شرك كند، ولى اصحاب كهف، آن را مجوِّز شركورزى نمى ديدند; زيرا، آنان، از اضطرارى سخن مى گفتند كه ممكن بود در نتيجه بى احتياطى افرادشان حاصل شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 6

6- شرك و دنياپرستى و مغرور شدن به مال و فرزند ، گناه و مايه دلهره و وحشت در آخرت است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

آيات گذشته، در باره دنياپرستى و شرك بود، لذا مصداق مورد نظر از «مجرمين» همان مشركان سرمست به مواهب دنيوى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 4

4- شرك ، جرم و گناه است و آتش دوزخ را در پى دارد .

نادوا شركاءى . .. و رءا المجرمون النار فظنّوا أنّهم مواقعوها

مصداق بارز جرم، در اين آيه، به قرينه آيه قبل، شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 6

6- شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، گناهى بزرگ و موجب دوزخى شدن است .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 8

8- شرك و بت پرستى ، مصداقى آشكار از خود بيگانگى انسان است .

ءأنت فعلت هذا بالهتنا . .. فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون

از اين كه بت پرستان پس از به خود آمدن و متنبه شدن به بطلان شرك پى برده بودند، مى توان استفاده كرد كه بت پرستان انسان هاى از خود بيگانه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 6

6 - شرك ورزيدن به خداى يگانه ، فرو افتادن از اوج كمالات انسانى و تبديل شدن به طعمه شيطان و گرفتار گشتن در دام او است .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 5

5 - توحيد و شرك ( خدا پرستى و بت پرستى ) ، مبناى داورى خدا و تعيين كيفر و پاداش در روز رستاخيز

اللّه يحكم . .. فيما كنتم فيه تختلفون

با توجه به عبارت پيشين «ما» در «فيما كنتم» به معناى «الذى» است كه به مسأله توحيد و شرك - كه محور اختلاف ميان موحدان و مشركان تاريخ بوده است - اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 11

11 - پيامد شركورزى ، گرفتار شدن به قهر الهى است .

ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

متعلق «أفلاتتّقون» حذف شده است; يعنى: «أفلاتتّقون أن يعذبكم اللّه; آيا از عذاب قهر خدا نمى ترسيد؟»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 9

9 - عذاب قهر الهى ، پيامد شركورزى و انحراف از توحيد است .

ان اعبدوا اللّه . .. أفلاتتّقون

«إتقاء» (مصدر «تتّقون») به معناى ترسيدن است. متعلق «تتّقون» حذف شده و تقدير چنين است: «أفلاتتّقون أن يعذبكم اللّه; آيا نمى ترسيد كه خدا شما را عذاب نمايد؟».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 92 - 3

3 - شرك ، مستلزم ناقص شمردن ذات كامل حق و نسبت دادن جهل و ناآگاهى به ساحت او

سبحن اللّه عمّا يصفون . علم الغيب و الشهدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 11

11 - هواپرستى و شرك ، موجب سقوط انسان از منزلت انسانى خويش

أرءيت من اتّخذ إلهه هويه . .. إن هم إلاّ كالأنعم بل هم أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 98 - 1،3

1 - غير خدا را همتاى او شمردن ، گمراهيى بس آشكار است .

إن كنّا لفى ضلل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العلمين

خطاب در «نسوّيكم» متوجه معبودهاى اهل شرك است. «تسوية» (مصدر «نسوّى») به معناى برابر كردن و همتا قرار دادن است.

3 - شرك ، عمده ترين گناه دوزخيان و ريشه همه تباهى ها

إن كنّا لفى ضلل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العلمين

از اين كه دوزخيان گمراه، از ميان همه تبه كارى هاى خود، تنها به گناه شركشان پرداخته اند; احتمالاً بدين منظور باشد كه شرك را بزرگ ترين خطاى خود شمرده و يا منشأ ساير خطاها دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 100 - 1

1 - شرك به خدا ، مايه محروميت از شفاعت شفيعان در قيامت

إذ نسوّيكم بربّ العلمين . .. فما لنا من شفعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 115 - 6

6 - هشدار روشن و بى ابهام نوح ( ع ) به قومش ، نسبت به خطر « عذاب استيصال » در صورت پافشارى آنان بر شرك و مبارزه با توحيد

إن أنا إلاّ نذير مبين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه نوح(ع) در راستاى اتمام حجت با قومش، از پيش آنان را به نزول عذاب استيصال هشدار داده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 3،6

3 - ابتلاى به شرك ، خطرى جدى در مسير عقيده و عمل انسان

فلاتدع مع اللّه إِلهًا ءاخر

نهى الهى - آن هم در ظاهر خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - نشانگر آن است كه اصولاً انسان در معرض چنين خطرى قرار دارد; زيرا

وقتى آن حضرت مورد هشدار قرار گيرد، تكليف ديگران روشن است.

6 - شرك به خدا در اعتقاد و عمل ، در پى دارنده عذاب

فلاتدع مع اللّه إِلهًا ءاخر فتكون من المعذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 11

11 - شرك و پيمودن راه باطل ، ستم بر خويش است .

وجدتها و قومها يسجدون للشمس . .. قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 9

9 - شريك قرار دادن براى خدا ، كوچك شمردن جايگاه والا و يگانه او است .

تعلى اللّه عمّا يشركون

تعبير «تعالى اللّه» نشان مى دهد كه انديشه شرك، مايه تنقيص خداى يكتا بوده و اصولاً برخاسته از ناآگاهى به منزلت والاى او و مستلزم كوچك شمردن جايگاه يگانه او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 9

9 - شرك ، مستلزم ناسپاسى انسان در برابر خالق و يگانه روزى دهنده خويش

أمّن يبدؤا الخلق . .. و من يرزقكم ... أءله مع اللّه

لحن آميخته با توبيخ «أءله مع اللّه» نشان دهنده آن است كه مشركان با شرك خويش، كفران خدايى كرده اند كه خالق و يگانه روزى دهنده آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 13

13 - شركورزى ، نشانه كرى و حق ناشنوايى است .

قل أرءيتم . .. أفلاتسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 16

16 - شركورزى ، نشانه بى بصيرتى است .

أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 1

1 - كفران نعمت هاى خداوند و بهره گيرى از امكانات دنيوى ، حاصل و عاقبت شرك مشركان است .

هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم و ليتمتّعوا

«لام» در «ليفكروا» احتمال دارد براى تعليل و به معناى «كى» و احتمال دارد براى امر باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «يكفرون» در آيه، به قرينه «بما آتيناهم» كفران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 19

19 - شريك قرار دادن موجودات مخلوق براى خداوند ، با بى همتايى او و داشتن عالى ترين صفات ، ناسازگار است .

و له المثل الأعلى . .. ضرب لكم مثلاً ... هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 31 - 3

3 - رويكرد به شرك ، با سرشت و فطرت انسان ها ، ناسازگار است .

فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها . .. و لاتكونوا من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 2

2 - شرك ، نابود كننده مايه هاى قِوام وحدت اجتماعى است .

المشركين . من الذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 1

1 - پيدايش روحيه كفران و ناسپاسى در برابر نعمت هاى الهى ، پيامد شرك است .

يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم

لام در «ليكفروا» لام عاقبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 3

3 - شرك ، فساد آفرين و عاملِ تباهى كره زمين است .

سبحنه و تعلى عمّا يشركون . ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس

ممكن است مراد از «ما كسبت . ..» شركى باشد كه در آيه قبل، از آن سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 9

9 - شرك و كفر به خدا ، مؤاخذه و كيفر اخروى در پى دارد .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 1،2

1 - مؤمن انطاكيه به مردم اعلان كرد : شرك و پرستش غيرخدا ، گمراهى آشكارى است .

ءأتّخذ من دونه ءالهة . .. إنّى إذًا لفى ضلل مبين

«إذاً» در آيه شريفه براى جواب و جزاى مقدر است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن اتّخذت من دون اللّه ءالهة أكن فى ضلال مبين»; يعنى، اگر من به جز خدا معبود ديگرى برگيرم، در گمراهى آشكارى به سر خواهم برد.

2 - شرك و پرستش غيرخدا ، گمراهى آشكارى است .

إنّى إذًا لفى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى الهى است .

أفلايشكرون . و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة

از ارتباط ميان آيه قبل - كه از ناسپاسى انسان سخن به ميان آورده است - و آيه شريفه، برداشت ياد شده به دست مى آيد; يعنى، شرك و بت پرستى در واقع نوعى ناسپاسى به شمار مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 38 - 2

2 - شرك به خدا ، تكذيب رسالت پيامبران و استكبار در برابر حق ، موجب عذاب دردناك اخروى

و إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون . .. إنّكم لذائقوا العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 4

4 - شرك ، نوعى از بيمارى هاى قلبى است .

إذ جاء ربّه بقلب سليم . إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 5

5 - كفر و شرك ، ظلم به خويشتن است .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه

تعبير «ظالم به نفس» درباره كافران و مشركان، رساننده مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 2

2 - آيين شرك و بت پرستى ، تنها در انسان هاى بدطينت و حق گريز زمينه تأثير و نفوذ دارد .

ما أنتم عليه بفتنين . إلاّ من هو صال الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 22

22 - شرك به خدا و اطاعت از غير او ، كفران نعمت خدا و ناسپاسى او است .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كذب كفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 3

3 - كفر و شرك ، كفران نعمت هاى الهى است .

إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مقصود از كفر در «إن تكفروا» - به قرينه مقابله با «إن تشكروا. ..» - كفران نعمت و ناسپاسى است. بنابراين ياد كردن خداوند از كافران و مشركان به ناسپاسان، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 21

21 - شرك و ناسپاسى خدا ، موجب گرفتارى به آتش جهنم

قل تمتّع بكفرك قليلاً إنّك من أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 4

4 - آيين شرك و عبادت غيرخدا ، مايه خسارت و از كف دادن سرمايه عمر آدمى و محروميت از بهره هاى بايسته از خانواده در عرصه قيامت

فاعبدوا ما شئتم من دونه قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 2

2 - نفوذ آيين شرك در قلب و جان مشركان صدراسلام و حساسيت شديد آنان نسبت به آيين يكتاپرستى

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت قلوب الذين لايؤمنون بالأخرة

از تنفر و انزجار قلبى مشركان به صرف ياد كردن نام خداوند، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 4

4 - شرك و عبادت غير خدا ، نشانه جهل و نادانى نسبت به حقيقت الوهيت است .

اللّه خلق كلّ شىء . .. له مقاليد السموت ... أفغير اللّه تأمرونّى أعبد أيّها ال

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «جاهلون» متعدى باشد و متعلق جهل، حقايقى باشد درباره خداوند كه در آيات پيشين از آن ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 5

5 - شرك ، باعث حبط عمل خوب ( بى اثر شدن و به هدر رفتن تلاش هاى پسنديده ) مى شود .

لئن أشركت ليحبطنّ عملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 6

6 - شرك و عبادت غيرخدا ، ناسپاسى پروردگار است .

بل اللّه فاعبد و كن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 1،4

1 - كفر و گرايش به شرك ، سبب پذيرفته نشدن عذرخواهى و درخواست كافران و مشركان براى رهايى خويش از عذاب الهى

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

«ذلكم» اشاره به مطلب گذشته (عذاب شدن) دارد; يعنى، «ذلكم الذى أنتم فيه من العذاب». گفتنى است كه «باء» در «بأنّه» براى سببيت مى باشد.

4 - گرايش به شرك ، پس از آگاهى از يگانگى خداوند ، موجب عذاب گريزناپذير در قيامت است .

فهل إلى خروج من سبيل . ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 16

16 - آيين شرك ، سازگار با حكومت استبدادى و ستم پيشه فرعونى و آيين توحيدى ، در تضاد با چنين حكومتى

و ليدع ربّه . .. أن يبدّل دينكم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه حكومت فرعون در زمان حاكميت آيين شرك قرار داشت و او با آيين توحيدى موسى(ع) به مبارزه برخاسته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 2

2 - كفر به خدا و شريك قرار دادن براى او ، عامل دوزخى شدن انسان

تدعوننى إلى النار . تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

جمله «تدعوننى لأكفر باللّه. ..» بيان براى جمله «تدعوننى إلى النار» در آيه پيش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 6

6 - تكذيب پيامبران ، مجادله در آيات الهى و شركورزى ، نمودهايى از اضلال خداوند است .

الذين يجدلون فى ءايت . .. الذين كذّبوا بالكتب و بما أرسلنا به ... كذلك يضلّ ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 9،10

9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى ، در گذشته تاريخ به خاطر كفر و شركشان

فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

جمله «فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون» (ولى آنچه به دست مى آورند، به حالشان سودى نبخشيد)، به نزول عذاب گريز ناپذير و سود نبخشيدن تلاش هاى كافران محكوم به عذاب اشاره دارد. گفتنى است چون اين آيه درباره كافران و مشركان مى باشد، مى توان استفاده كرد كه سبب محكوميت آنان به عذاب، همان كفر و شرك آنان بود.

10 - شرك و كفر ، زمينه ساز عذاب الهى و نابود شدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى

فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 5

5 - كفر و شرك به خدا ، مايه خسارت و از كف دادن سرمايه ها ، توانمندى ها و تمدن ها است .

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض . .. كنّا به مشركين ... و خسر هنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 8

8 - شرك ، در بردارنده كفر و مستلزم انكار ربوبيت يگانه خداوند

و ويل للمشركين . .. قل أئنّكم لتكفرون ... و تجعلون له أندادًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 4

4 - شرك ، گناهى بس بزرگ و موجب محروميت از رحمت الهى در قيامت

و لكن يدخل من يشاء فى رحمته والظلمون. .. أم اتّخذوا من دونه أولياء

از آيه قبل استفاده مى شود كه ظالمان از رحمت الهى به دوراند (يدخل من يشاء فى رحمته و الظالمون ما لهم. ..) و از آن جا كه شرك مصداق بارز ظلم به شمار مى آيد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 10

10 - شرك ، نمودى از كفر و ناسپاسى انسان ، در برابر خالق يگانه هستى است .

و جعلوا له من عباده جزءًا إنّ الإنسن لكفور مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 7

7 - نافرمانى در برابر دعوت پيامبران و روى آورى به شرك ، ظلم آدمى به خويشتن

فاتّقوا اللّه و أطيعون . .. فاعبدوه ... فويل للذين ظلموا من عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 76 - 6

6 - گام نهادن آدمى در وادى كفر ، شرك و گناه ، در حقيقت ظلم آدمى به خويشتن است .

إنّ المجرمين . .. و ما ظلمنهم و لكن كانوا هم الظلمين

به كار رفتن واژه «ظالم» به جاى «مجرم»، حاكى از آن است كه جرم و گناه بيان شده در آيات پيشين، همان ظلم و ستم آدمى به خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 2

2- پيوند هاى باطل و شرك آلود دنيوى ، مايه عناد و ستيز در صحنه قيامت *

يدعوا من دون اللّه . .. و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء

موجوداتى را كه انسان در دنيا به غلط تكريم نموده و با آنان پيوند عبوديت و پرستش برقرار كرده; در قيامت اين پيوند به خصومت منتهى خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 3،4

3 - نفاق و شرك و بدگمانى به خداوند ، مايه ابتلا به عذاب الهى

و يعذّب المنفقين . .. و المشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء

وصف نفاق، شرك و ظن سوء به خداوند، مشعر به عليت است.

4 - تساوى مردان و زنان ، در ابتلا به نتايج نفاق و شرك خويش

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 1

1 - تاريخ ، شاهد نابودى بسيارى از ملت هاى توان مند ، به خاطر كفر و شرك آنان

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا

«قرن» به معناى امت و گروهى از مردم است كه در يك زمان قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 5

5 - آيين شرك ، حافظ منافع صاحبان زر و زور بوده و آيين توحيدى ناسازگار با آن است .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 2

2 - شرك و بت پرستى و دورى از رهنمود هاى پيامبران الهى ، گمراهى است .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم . .. و قد أضلّوا كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، زمينه ساز انواع گوناگون خطا ها و گناهان است .

ممّا خطي--تهم أُغرقوا

از اين كه در آيه شريفه، خطاها و گناهان قوم نوح، عامل هلاكت آنان دانسته شد - با آن كه آنان بت پرست و مشرك بودند - مى تواند نشانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 8

8 - عقيده به شريك داشتن خدا ، در تضاد با ايمان به قرآن

فامنّا به و لن نشرك بربّنا أحدًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جنيان پس از درك هدايت گرى قرآن، دو نكته را با هم بر اين درك تفريع كردند: 1- ايمان به قرآن، 2- شريك نگرفتن براى خدا.

22- آثار شرك آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 13

13 - عدم تأثير استغفار ابراهيم ( ع ) براى پدرش به خاطر اصرار وى بر شرك

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

23- آثار شرك افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 11

11 - كفر به يگانگى خداوند در آفرينش، زمينه پندار شرك در ربوبيت و تدبير عالم هستى

الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض . .. ثم الذين كفروا بربهم يعدلون

بنابراينكه «بربهم» متعلق به «يعدلون» باشد. در اين صورت «يعدلون» از ماده «عدل» به معناى همسان دانستن است و «كفروا»، با توجه به صدر آيه، به معنى كفر به توحيد در خلق است.

24- آثار شرك اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 7

7 - شرك ورزى ، از عوامل هلاكت امت هاى پيشين

فتكون من المعذّبين

«ال» در «المعذّبين» اشاره به اقوام هلاك شده اى دارد كه سرگذشت آنان در آيات پيشين به تفصيل بيان شده است.

25- آثار شرك حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 5

5 - حق ناپذيران لجوج ، شاهد بازتاب كفر و شرك خويش در فرجامى نه چندان دور

فسوف يعلمون

26- آثار شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 50 - 4

4 - شرك در ربوبيت خداوند ، عامل نابودى قوم عاد *

و أنّه هو ربّ الشعرى . و أنّه أهلك عادًا الأُولى

بيان هلاكت قوم عاد - در پى تأكيد بر ربوبيت يگانه خدا - مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه شرك در ربوبيت، ريشه ظلم و طغيان قوم عاد و هلاكت آنان، بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 51 - 4

4 - شرك در ربوبيت خداوند ، عامل نابودى قوم ثمود *

و أنّه هو ربّ الشعرى . .. و ثموداْ فما أبقى

بيان هلاكت قوم ثمود - در پى تأكيد بر ربوبيت يگانه خدا - مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه شرك در ربوبيت، ريشه ظلم و طغيان قوم ثمود و هلاكت آنان بوده است.

27- آثار شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 3،5

3- نقش عمده روحيه گوش به فرمان خدا بودن ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در گزينش وى از سوى خدا

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا و لم يك من المشركين . شاكرًا لأنعمه اجتبه

خداوند، پس از بيان چهار صفت اكتسابى براى حضرت ابراهيم(ع)، مسأله انتخاب و برگزيده بودن او را مطرح ساخت. از ارتباط ميان اين دو كلام، استفاده مى شود كه كسب اوصاف معنوى و فضايل اخلاقى، در گزينش حضرت ابراهيم(ع) تأثير مهمى داشته است.

5- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) در هدايت شدنش به « صراط مستقيم »

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا و لم يك من المشركين . شاكرًا لأنعمه اجتبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 3

3- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در برخوردارى او از نيكى ها و نعمت هاى الهى در دنيا و منزلت والا در آخرت

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و ءاتينه فى الدنيا حسنة و إنه فى الأخرة لمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 2

2- دعوت حضرت ابراهيم ( ع ) به توحيد و ردّ انديشه شرك و بت پرستى ، موجب ترديد مردم بت پرست در عقيده خود شد .

ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين . قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت م

28- آثار شرك ستيزى مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 45 - 2

2 - مؤمن آل فرعون ، پس از اعلان مواضع اعتقادى خويش و مبارزه با عقيده شرك آلود ، با انواع مكر ها و نقشه هاى شوم فرعونيان روبه رو شد .

فوقيه اللّه سيّئات ما مكروا

جمع آمدن «سيّئات» نشانگر تعدد و گوناگونى مكرهاى فرعونيان است.

29- آثار شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 7

7 - شرك و پرستش هر معبودى جز خداوند، گمراهى است.

إنى نهيت أن أعبد الذين . .. قد ضللت إذاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 7

7 - شركورزى و پرستش غير خدا ، كردارى ناشايسته و مايه محروميت از ولايت و حمايت هاى خداوند است .

و هو يتولى الصلحين

مصداق مورد نظر براى صلاح و صالحان، به قرينه آيات گذشته، توحيد و مؤمنان موحد است و در مقابل آن شرك و مشركان خواهد بود. بنابراين مفهوم جمله «و هو ... » عدم حمايت خداوند از مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 14

14- پرستش غير خدا و شرك در عبادت ، عذاب روز قيامت را در پى دارد .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

«تولّوا» فعل مضارع و در اصل «تتولّوا» بوده است. «تولّى» به معناى اعراض كردن است و متعلق آن از دستورات پيشين استفاده مى شود. بنابراين «إن تولّوا...»; يعنى: اگر از توحيد در عبادت و... اعراض كنيد... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 23

23- پرستش غير خدا ، شرك در عبادت و ظلم و اجحاف در مبادلات ، درپى دارنده عذاب قيامت است .

اعبدوا الله . .. و لاتنقصوا المكيال ...إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 7

7 - كفر ورزى و پرستش غير خدا ، سقوط از اوج هدايت ، نور و روشنايى ، به حضيض ضلالت ، ظلمت و تاريكى است .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 52 - 8

8 - رهبانيت و زهدورزى هاى بى جا ، ارتكاب اعمال ناشايست و شرك ورزى در عبادت ، انحراف از طريقه پيامبران

يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت . .. و إنّ هذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 19

19- شرك و پرستش غير خدا ، در پى دارنده عذاب سخت الهى

ألاّتعبدوا إلاّ اللّه إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

از ارتباط «ألاّتعبدوا. ..» با «إنّى أخاف عليكم...»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

30- آثار شرك قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 2

2- خداوند ، در پى اصرار قوم ثمود بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) ، عذابى سخت بر آنان نازل كرد .

فلما جاء أمرنا

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم ثمود است. اضافه آن به ضمير «نا» حاكى از بزرگى آن عذاب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 51 - 4

4 - شرك در ربوبيت خداوند ، عامل نابودى قوم ثمود *

و أنّه هو ربّ الشعرى . .. و ثموداْ فما أبقى

بيان هلاكت قوم ثمود - در پى تأكيد بر ربوبيت يگانه خدا - مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه شرك در ربوبيت، ريشه ظلم و طغيان قوم ثمود و هلاكت آنان بوده است.

31- آثار شرك قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 1،2،7

1 - محيط و عادت هاى شرك آلود ، مانع هدايت بلقيس به راه راست و يكتاپرستى در گذشته عمر وى

و صدّها ما كانت . .. إنّها كانت من قوم كفرين

«صَدّ» (مصدر «صَدَّ») به معناى منع و بازداشتن است. متعلق «صَدَّ» محذوف و به تقدير «صدّها عن السبيل» مى باشد. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه ياد شده ناظر به پاسخ اين پرسش باشد كه بلقيس چرا پيش از اين ماجرا (ماجراى ميان او و سليمان(ع)) با فراستى كه داشت، از راه راست منحرف شده بود.

2 - تعلق بلقيس به جامعه شرك و كفر ، مانع پيوستن رسمى وى به آيين توحيدى سليمان ( ع ) با وجود اذعان قلبى

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين . و صدّها... إنّها كانت من قوم كفرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه مذكور در مقام توضيح اين نكته باشد كه چرا بلقيس على رغم علم و اذعان قلبى خود، پيش از اين رسماً تسليم سليمان(ع) نشده و به يكتاپرستى نگرويده بود.

7 - قوم سبا ، داراى پيشينه شرك و كفر

إنّها كانت من قوم كفرين

32- آثار شرك قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 8

8 - گرفتار شدن قوم نوح به سيلى عظيم و در نتيجه به هلاكت رسيدن ، پيامد مداومت آنان به شرك و قبول نكردن دعوت نوح بود .

و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه . .. فأخذهم الطوفان و هم ظلمون

به قرينه مقام، مراد از ظلمى كه به قوم نوح نسبت داده شده است، ممكن است ظلم اصطلاحى نباشد و بلكه شرك و مداومت بر آن باشد.

33- آثار شرك نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 4

4 - شركورزى پدران زمينه ساز گرايش فرزندان به شرك است .

إنما أشرك ءاباؤنا من قبل و كنا ذرية من بعدهم

34- آثار شرك والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 9 - 5

5 - شرك پدر و مادر و انحراف آنها از اديان الهى ، مجوّز كشتن فرزندان آنان نيست .

و إذا الموءودة سئلت . بأىّ ذنب قتلت

آيه شريفه ناظر به رفتارى است كه برخى از مشركان عصر بعثت با دختران خود داشتند. محكوميت اين رفتار، حاكى از مصونيت جان فرزندان آنان است.

35- آثار شك رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 5

5 - مخالفت سران كفر و شرك با پيامبراسلام ، به خاطر شك و ترديد آنان در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن بود ; نه در شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسالت .

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شكّ من ذكرى

«بل» در جمله «بل هم فى شكّ من ذكرى» براى اضراب مى باشد. بر اين اساس مقصود از آيه شريفه اين است كه مخالفت سران كفر و شرك با رسول خدا، ناشى از شك و ترديد آنان در درستى قرآن است و بحث از شايستگى آن حضرت براى رسالت، معلول چنين ترديدى مى باشد.

36- آثار شومى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 7

7 - بيم دادن خداوند به بندگانش ، درباره پيامد شوم كفر و شرك و گرفتار شدن به آتش دوزخ

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده

37- آثار گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 5

5 - پيشوايان شرك در عرصه قيامت ، گمراهى خود را ، عامل انحراف ديگران معرفى خواهند كرد .

فأغوينكم إنّا كنّا غوين

برداشت ياد شده به خاطر تعليل بودنِ جمله «إنّا كنّا غاوين» براى جمله پيشين (فأغويناكم) است.

38- آدم(ع) و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 4

4 - آدم ( ع ) و حوا با مؤثر پنداشتن غير خدا در آفرينش و تأمين سلامت كودكانشان ، به شرك گراييدند .

فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء فيما ءاتيهما

برخى از مفسران به دليل جمله «جعلا له شركاء» (براى او شريك قرار دادند) بر اين نظر هستند كه مراد از نفس واحده و همسرش، آدم(ع) و حوا نيستند ; زيرا آنان منزه از شركورزى مى باشند، بلكه مراد مطلق پدران و مادران مى باشند. برخى ديگر بر اين باورند كه مراد از شرك در اينجا توجه به اسباب و علل طبيعى است، به گونه اى كه با اخلاص كامل تنافى داشته ولى با اصل توحيد ناسازگار نبوده و نسبت اين معنا به آدم(ع) اشكالى ندارد.

39- آمرزش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 1،5،7،13

1 - شرك ، انحراف و لغزشى غير قابل آمرزش

انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

5 - هر گناهى - كوچكتر از شرك - قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

7 - گناهانى كه در حدّ شرك باشد ، قابل آمرزش نيست .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

برداشت فوق با توجّه به معناى كلمه «دون» (كمتر و پايينتر) استفاده شده است.

13 - تمامى گناهان ، حتّى گناهان كبيره - بجز شرك - قابل آمرزش و بخشش

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمودك الكبتئر فما سواها ... .

مقصود از قابل آمرزش بودن همه گناهان - بجز شرك - بخشش بدون توبه است ; زيرا مشرك هم اگر از شرك توبه كند،

بخشيده مى شود.


كافى، ج 2، ص 284، ح 18 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 283، 284، و ص 488، ح 290 ; تفسير برهان، ج 1، ص 374، ح 1، 2، 7 ; من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 376، ح 36، ب 179.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 2

2 - خداوند ، آمرزنده گناه شرك و غير شرك ، در صورت استغفار و توبه

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

گفته شده مقصود از ظلم در «يظلم نفسه»، شرك است و مقصود از «سوء»، گناهانى غير از شرك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 9

9 - شرك ، گناهى نابخشودنى است .

ما كان للمشركين . .. أولئك حبطت أعملهم و فى النار هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 4

4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 9

9- ابراهيم ( ع ) ، شرك برخى از مشركان را قابل بخشش مى دانست .

سأستغفر لك ربّى

40- آمرزش گناه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 6

6- ارتداد ( مشرك شدن پس از توحيد و كفرورزى پس از ايمان ) گناهى قابل بخشش است .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

41- ابراهيم(ع) و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 135 - 8

8 - ابراهيم ( ع ) ، هرگز به شرك گرايش پيدا نكرد و از مشركان نبود .

و ما كان من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 7

7 - ابراهيم ( ع ) ، هرگز مشرك نبود .

و ما كان من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 120 - 7

7- ابراهيم ( ع ) ، منزه از شرك و جدا از صف مشركان بود .

إن إبرهيم . .. و لم يك من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 123 - 6

6- ابراهيم ( ع ) ، شخصيتى حق گرا و مبرّا از شرك و جدا از مرام مشركان در همه عمر خويش

ملّة إبرهيم حنيفًا و ما كان من المشركين

42- ابزار مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مبارزه گسترده فرهنگى و تبليغى با جريان كفر و شرك ، با محور قرار دادن قرآن

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

مرجع ضمير «به» به قرينه مقام (يعنى، آيه قبل كه از انذار رسول به مردمان سخن گفته است) قرآن كريم است و آمدن مفعول مطق (جهاداً) و توصيف آن به «كبيراً»، بيانگر گستردگى و بزرگى اين جهاد مى باشد.

43- اتحاد رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 3

3 - سران كفر و شرك ، گروهى متشكل ، همسو و متحد در برابر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

برداشت ياد شده، از تعبير «جند» و «أحزاب» به دست مى آيد.

44- اجبار اصحاب كهف به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 1

1- اصحاب كهف ، خود را در صورت اسارت به دست كافران ، محكوم به سنگ سار و يا مجبور به پذيرش آيين شرك مى ديدند .

إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم

«ملّة» به معناى دين و آيين است و جمله «يعيدوكم فى ملّتهم» يعنى: شما را به دين و آيين خود، برمى گردانند.

45- اجتناب از رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 1

1 - پرهيز از عبادت و اطاعت طاغوت ها و سردمداران كفر و شرك ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خدا

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها

«طاغوت» در اصل به هر متجاوز و رئيس گمراه گر گفته مى شود. اين كلمه در قرآن، هم به اين معنا آمده و هم در بت و صنم به كار رفته است. چنانچه اين واژه در آيه شريفه در معناى نخست به كار رفته باشد، مقصود از عبادت (أن يعبدوها) اطاعت خواهد بود. گفتنى است آيه شريفه درصدد توصيف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است (كه از آيات بعد نيز قابل استفاده است).

46- اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 17

17 - ضرورت پرهيز از توهّم بودن همتا و همانند براى خداوند

فلا تجعلوا للّه أنداداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 1،2،5

1 - لزوم پرستش خداوند و پرهيز از هر گونه شرك

و اعبدوا اللّه و لا تشركوا به شيئاً

2 - عبادت خداوند بايد خالصانه و دور از هر گونه شائبه شرك باشد .

و اعبدوا اللّه و لا تشركوا به شيئاً

5 - عبادت خالصانه خداوند و پرهيز از هر گونه شرك ، زمينه دور ماندن زندگى زناشويى از هر گونه ناسازگارى *

و ان خفتم شقاق بينهما . .. و اعبدوا اللّه

به مقتضاى ارتباط بين آيات مى توان احتمال داد كه آيه مورد بحث در حقيقت بيانگر راه حلى است براى جلوگيرى از ناسازگارى بين زن و شوهر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 27

27 - پرهيز از شرك ، زمينه خير و سعادت انسان

و لاتقولوا ثلثة انتهوا خيراً لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 5،11

5 - اهل ايمان وظيفه دار اجتناب از شرابخوارى ، قماربازى و مظاهر شرك

يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر . .. فاجتنبوه

11 - پرهيز از شراب خوارى ، قماربازى و مظاهر شرك ، زمينه ساز نيل به فلاح و رستگارى *

انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم . .. فاجتنبوه لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 92 - 6

6 - دورى جستن از پليدى ها ( شراب ، قمار ، مظاهر شرك ) نشانگر اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم . .. و اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 11

11 - سوق دادن بيمناكان از حشر و قيامت براى اجتناب از كفر و شرك از اهداف انذار است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم . .. لعلهم يتقون

«يتقون» در اين آيه به معناى تقواى اصطلاحى نيست، بلكه با توجه به آيات اين سوره - كه بحث از كفر و تكذيب بود - مراد، اجتناب از كفر و تكذيب و گناهانى از اين قبيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 - آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 82 - 5،6

5 - جامعه ايمانى به دور از هر گونه شرك و ظلم، از خشم و عذاب خداوند در امان است.

فأى الفريقين أحق بالأمن . .. الذين ءامنوا ... أولئك لهم الأمن

چون در آيه قبل از موحدان و مشركان به عنوان دو گروه ياد شده و در اين آيه نيز از موحدان با صيغه ها و ضماير جمع ياد شده، چنين برمى آيد كه امنيت از آن جامعه با هويت جمعى آن است، گر چه آحاد نيز مشمول آن باشند.

6 - دستاورد ايمان افراد جامعه به دور از هر گونه ظلم و شرك، امنيت است. *

الذين ءامنوا و لم يلبسوا . .. أولئك لهم الأمن

گر چه «ظلم» در اين آيه، به قرينه آيات گذشته، به شرك تفسير شده، ولى منافاتى با عموميت مفاد «ظلم» و «الامن» ندارد. بنابراين جامعه ايمانى در صورت دورى از ظلم به امنيت همه جانبه خواهد رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 6

6 - ضرورت پرستش آفريدگار يگانه هستى و شريك قرار ندادن براى او در عبادت

و جعلوا لله شركاء الجن . .. ذلكم الله ربكم لا إله إلا هو ... فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 25،28

25 - كناره گيرى از شرك، احسان به پدر و مادر و پرهيز از كشتن فرزندان، از سفارشهاى خداوند به انسانها

ألا تشركوا به شيئا . .. ذلكم وصيكم به

28 - تعاليم پنجگانه (اجتناب از شرك، احسان به والدين و . ..) تعاليمى مطابق با عقل

ذلكم وصيكم به لعلكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 1،4،8

1 - پرهيز از شرك، فرزندكشى، كردارهاى شنيع، كشتن بيگناهان، تجاوز به دارايى يتيمان، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

ألا تشركوا به شيئاً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير متكلم در «صراطى» خداوند باشد. صراط خداوند يعنى راهى كه به سوى اوست.

4 - احكام نه گانه (پرهيز از شرك و . ..) داراى ارتباطى تنگاتنگ و به منزله حكمى واحد

و أن هذا صرطى مستقيماً

«هذا» اشاره به دستورهايى است كه در دو آيه پيشين مطرح شده است. به كارگيرى اسم اشاره مفرد براى دستورهاى نه گانه حكايت از وجود ارتباطى شديد ميان آنها دارد ; به گونه اى كه گويا امرى واحد هستند.

8 - الهى بودن محرمات و قوانين نه گانه (پرهيز از شرك و . .. ) و خالى بودن آنها از كجى و انحراف، ايجاب كننده پيروى از آن فرمانها و سلوك بر اساس آن

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه

حرف «فاء» در «فاتبعوه» سببيه است ; يعنى بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده در «أن هذا . .. » (الهى بودن و ... )، علت لزوم پيروى است. گفتنى است كه تقدير «لام» علت بر «أن ه--ذا ... »، همان گونه كه نظر برخى از مفسران است، اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 1،2

1 - خداوند وصاياى دهگانه (پرهيز از شرك و . .. ) را به موسى(ع) ابلاغ كرد.

ثم ءاتينا موسى الكتب

به كارگيرى فعل «وصاكم» به صورت ماضى در ذيل آيات گذشته و وجود ارتباط ميان آيه مورد بحث با آيات پيشين مى رساند كه احكام دهگانه مخصوص امت اسلامى نيست، بلكه در همه اديان و از جمله شريعت موسى(ع) بوده است. بنابراين مى توان از ميان نظرات مختلفى كه درباره معطوف عليه «ثم» داده شده، اين نظررا تأييد كرد كه معطوف عليه آن جمله اى مانند «وصينا موسى بتلك الوصايا ثم ... » است.

2 - خداوند پس از ابلاغ احكام دهگانه (پرهيز از شرك و . .. )، تورات را به موسى(ع) عطا كرد.

ثم ءاتينا موسى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 8

8 - پايبندى خالصانه به دين و پرهيز از شرك و التقاط، از شرايط دعا و نيايش به درگاه خداوند

و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 9

9 - دستيابى به توحيد و پرهيز از شرك در گرو خواست خداوند و توفيقات اوست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 174 - 3

3 - بازگشت مردم از شرك به توحيد ، از اهداف تبيين آيات از سوى خداوند است .

نفصل الأيت و لعلهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 123 - 2

2- لزوم پيروى از حضرت ابراهيم ( ع ) ، در اجتناب از هرگونه انحراف و شرك

ثمّ أوحينا إليك أن اتّبع ملّة إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 9

9- لزوم دور ماندن احسان به پدر و مادر ، از شائبه شرك

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا

قرار گرفتن تكليف احسان به والدين پس از فرمان به توحيد و پرهيز از شرك، ممكن است إشعار به اين مطلب داشته باشد كه علاقه و احسان بيش از حد به پدر و مادر، ممكن است انسان را به شرك بكشاند. بنابراين بايد اين علاقه و احسان از شائبه شرك خالى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 6

6- اجتناب از شرك به خداوند ، تكليفى الهى بر بندگان

و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 4

4- پرهيز از شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، نمودى كامل از تقوااست .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

چون محور بحث در آيات گذشته، در باره شرك و پرستش معبودهاى گوناگون بود; مناسبت چنين اقتضا دارد كه مراد از «متّقين» در اين آيه، كسانى باشند كه از شركورزى و پرستش معبودهاى باطل پرهيز مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 5،6

5 - پابندى مخلصانه به دين و پرهيز از هرگونه شرك و التقاط ، امرى لازم است .

دعوا اللّه مخلصين له الدّين

چون جمله «دعوا اللّه مخلصين له الدين» در مقام تعريف گرفتاران در خطر است، استفاده مى شود كه داشتن حالت اخلاص در دين و نداشتن هيچ گونه شركى، مطلوب خداوند است.

6 - اخلاص در دعا و پرهيز از هرگونه شرك ، امرى بايسته و لازم است .

دعوا اللّه مخلصين له الدّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 31 - 2،4

2 - لزوم ترس از خدا و برپايى نماز و پرهيز از هرگونه شرك

و اتّقوه و أقيموا الصلوة و لاتكونوا من المشركين

4 - اقامه نماز و پرهيز از شرك ، تجلى روح تقوا در آدمى است .

و اتّقوه و أقيموا الصلوة و لاتكونوا من المشركين

«تقوا» در لغت، حفظ خود از خطر، و در شريعت، حفظ خود از افتادن در گناه است. طبيعى است كه مصداق حفظ خود از گناه، ترك محرّمات و انجام دادن واجبات است. ذكر اقامه نماز و پرهيز از شرك، مى تواند به منزله ذكر خاص بعد از عام و مفيد نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 13

13 - رويكرد به خداوند و اجتناب از شرك ، در وضعيّت آسايش ، مانند وضعيت سختى و ناگوارى امرى بايسته و لازم است .

و إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة ... يشركون

از آن جايى كه آيه، درصدد سرزنش كسانى است كه به هنگام مواجهه با سختى ها، به خداوند روى مى آورند، اما همين كه از آن مى رهند، شرك مىورزند، نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 4

4 - موعظه لقمان به پسرش درباره لزوم پرهيز از شرك ، نمودى از حكمت وى بود .

لقد ءاتينا لقمن . .. و إذ قال لقمن لإبنه ... لاتشرك باللّه

اگر «إذ» متعلق به «آتينا» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 4

4 - حفظ عقيده توحيدى ، ضرورى است و قبول شرك ، به هيچ قيمتى روا نيست .

و إن جهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 2

2 - لزوم اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت از سردمداران ضلالت

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 5

5 - نزول رزق انسان ( باران ) از سوى خداوند ، مقتضى دعا و عبادت به دور از شرك و خالصانه او است .

و ينزّل لكم من السماء رزقًا . .. فادعوا اللّه مخلصين له الدين

با توجه به تفريع جمله «فادعوا اللّه . ..» بر جملات پيشين (ينزّل لكم من السماء رزقاً) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 6

6 - پرهيز از كمترين شرك به خداوند ، نخستين موضوع بيعت زنان مؤمن با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

على أن لايشركن باللّه شيئًا

47- اجتناب از شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 5

5- توحيد ، مستلزم پرهيز از هرگونه شركورزى در ربوبيّت خدا است .

لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا

48- اجتناب از شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 2،10

2 - پرستش خداى يگانه و پرهيز از پرستش غير او ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل لاتعبدون إلا اللّه

10 - وجوب پرستش خدا و پرهيز از پرستش غير او

لاتعبدون إلا اللّه

جمله «لاتعبدون إلا اللّه» (پرستش نمى كنيد جز خدا را) نهى است به صورت نفى و به عبارت ديگر خبر است در مقام انشا; يعنى، پرستش نكنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 1

1- لزوم پرستش خدا و پرهيز از پرستش غير او

ألاّ تعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 1

1- لزوم پرستش خدا و پرهيز از عبادت غير او

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 8

8- لزوم پرستش خدا و ضرورت پرهيز از شرك در عبادت

قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

49- اجتناب مخلصين از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 128 - 3

3 - تقوا ، يكتاپرستى و دورى از شرك ، از اوصاف بندگان مخلَص

ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين . اللّه ربّكم ... إلاّ عباد اللّه

50- احتجاج عليه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 13

13 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر حجتى روشن عليه شرك و دليلى واضح بر حقانيت توحيد و اسلام

ليقضى اللّه . .. ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

«ليهلك» متعلق به «يقضى» است. يعنى هدف از تحقق جنگ بدر اين بود كه ... .

51- احساس خطر رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 3

3 - احساس خطر سران كفر و شرك ، از دعوت پيامبراسلام به توحيد و نفى شرك و نفوذ آن حضرت در ميان توده ها

و اصبروا على ءالهتكم

فراخواندن مردم به پراكنده شدن از اطراف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و پايدارى بر آيين شرك، گوياى برداشت ياد شده است.

52- اختيار در شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 15

15 - اختيار تكوينى انسان در انتخاب مسير شرك و توحيد

و لو شاء الله ما فعلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 18

18 - خداوند كسى را به پذيرش عقيده شرك مجبور نساخته است.

لو شاء الله ما أشركنا . .. إن أنتم إلا تخرصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 10

10 - پيشوايان شرك منكر مجبور كردن مردم به پرستش خويش

ما كانوا إيّانا يعبدون

53- اختيار رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 3

3 - سران شرك در قيامت ، بدون اجبار به نقش خود در گمراهى مشركان اقرار خواهند كرد .

و ما كان لنا عليكم من سلطن بل كنتم قومًا طغين

برداشت ياد شده از آن جا است كه پيشوايان شرك، در پاسخ به اتهامِ داشتن نقش در گمراهى مشركان، تنها به اجبار نكردن بر گمراهى اكتفا كرده و اصل نقش داشتن خود را نفى نخواهند كرد. پذيرش دست داشتن در گمراهى مشركان در دو آيه بعد (فأغويناكم إنا كنا غاوين)، مؤيد اين برداشت است.

54- ادعاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 10

10 - پيشوايان شرك منكر مجبور كردن مردم به پرستش خويش

ما كانوا إيّانا يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 7 - 2

2 - سران شرك و كفر ، مدعى نبودن اثرى از توحيد و يكتاپرستى در آخرين دين الهى ( مسيحيت )

أجعل الألهة إلهًا وحدًا . .. ما سمعنا بهذا فى الملّة الأخرة

«ملّة» در آيه شريفه، به معناى «دين» است و مقصود از قيد «الأخرة» (پسين) در برابر «اولين» (پيشينيان) - كه در آيات ديگر آمده - دين مسيحيت است. گفتنى است كه مسيحيت آخرين دين پيش از اسلام در جزيرة العرب بود و كافران نيز از آن آگاهى داشتند.

55- ارتجاع رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 7 - 6

6 - سران كفر و شرك در صدراسلام ، مردمى مرتجع و مخالف نوگرايى و پويايى فكرى و عقيدتى در جامعه

ما سمعنا بهذا فى الملّة الأخرة إن هذا إلاّ اختلق

56- ارزش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 4

4 - ايمان ، ملاك و اساس ارجمندى و شرك ، مايه سقوط و بى ارزشى است .

و لا تنكحوا المشركات . .. و لامة مؤمنة خير من مشركة ... و لا تنكحوا المشركين حتى

57- استغفار از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 2

2- طلب بخشايش گناهان از خداوند ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، از توصيه هاو پيام هاى هود ( ع ) به مردم خويش

و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 14

14 - توصيه خداوند ، به لزوم استغفار انسان از هر گونه شرك و گناه

و استغفروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 2،7

2- ضرورت استغفار از گناهان ( پرستش غير خدا و . . . ) از پيام هاى اساسى ، متقن و روشنِ قرآن است .

و أن استغفروا ربكم

«أن» در جمله فوق تفسيريه است و لذا «استغفروا ربكم» نيز همانند «لاتعبدوا. ..» تفسير «كتاب اُحكمت...» مى باشد.

7- يكتاپرستى ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استغفار از شرك و گناه و حركت به سوى خدا ، موجب جلب عنايت خدا و دستيابى به معيشتى نيكو در دنياست .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 20

20- طلب بخشايش گناهان از خدا ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، توصيه ها و پيام هاى صالح ( ع ) به قوم ثمود

قال يقوم . .. فاستغفروه ثم توبوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 4

4 - كفر و شرك ، گناه و نيازمند توبه و طلب مغفرت از پيشگاه خداوند

ليغفر لنا خطينا

مصداق مورد نظر از خطيئة - به قرينه آيات بعد كه جرم و ايمان را در مقابل يكديگر قرار داده است - گناه كفر به خداوند و انكار رسالت موسى(ع) است.

58- استقامت در برابر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 2

2- ارزش و ثمربخشى اقرار به توحيد ، در گرو پايدارى در برابر عوامل شرك و گناه

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

«فلا» بيانگر نتيجه حقيقتى است كه از دو عنصر به هم پيوسته تشكيل شده است: 1- اقرار به توحيد; 2- استقامت در طريق آن.

59- استقامت در شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 2،5

2 - سران كفر و شرك در عصر بعثت ، مردم را به صبر و پايدارى بر آيين شرك و مواضع عقيدتى خود فرامى خواندند .

و اصبروا على ءالهتكم

«صبر بر آلهه» كنايه از پايدارى بر پرستش معبودها و ادامه آن است.

5 - سران كفر و شرك ، صبر و پايدارى بر آيين شرك و بت پرستى را ، امرى مطلوب و تكليف دينى خود مى دانستند .

و اصبروا على ءالهتكم إنّ هذا لشىء يراد

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «هذا» به صبر اشاره داشته و مقصود از «يراد» (خواسته شده) اقتضاى اعتقاد به آيين شرك باشد.

60- استهزاهاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 1

1 - سران كفر و شرك از روى استهزا ، از خداوند خواستار شتاب در نزول عذاب ويژه اخروى خود بودند .

و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب

«قطّ» به معناى نصيب و بهره معين و جدا شده است و مقصود از آن در اين آيه، بهره و نصيب كافران از عذاب قيامت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 2

2 - استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كار هميشگى و روش سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

آمدن فعل «يقولون» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين گفتار دارد.

61- اصحاب كهف و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 11،12

11- اصحاب كهف ، تمامى راه هاى گريز از شرك را - در صورت پذيرش اجبارى آيين مشركان - برخويش بسته مى ديدند .

او يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

مراد از «فلاح» - به مناسبت مورد - رستن و رهايى از شرك است.

12- اصحاب كهف ، ارتداد و پذيرش دوباره شرك را ، گناهى بزرگ و مانع سعادت جاودان خود مى دانستند .

أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

62- اصرار بر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 9

9 - پايبندى مشركان صدر اسلام به آيين شرك و دفاع از معبود هاى خود در برابر دعوت به توحيد

و إذا قيل لهم لا إله إلاّاللّه يستكبرون . و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .

لكم دينكم

63- اصرار بر شرك اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 1

1- خداوند ، در پى اصرار مردم مدين بر شركورزى و نپذيرفتن تعاليم شعيب ( ع ) ، آنان را به عذابى سخت گرفتار ساخت .

و لما جاء أمرنا

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم شعيب است. اضافه آن به ضمير «نا» حكايت از بزرگى آن عذاب دارد.

64- اصرار بر شرك قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 1

1- قوم ثمود ، بدون بهره گرفتن از مهلت سه روزه ، از كشتن ناقه اظهار ندامت نكردند و بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) اصرار ورزيدند .

فلما جاء أمرنا

65- اصرار بر شرك قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 4

4- اصرار و پافشارى و تعصب قوم هود ، بر شركورزى و پرستش غير خدا

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

جمله اسميه «ما نحن . ..» و آوردن «با» ى زايده در خبر (تاركى ءالهتنا) حكايت از تأكيد و اصرار قوم عاد بر پرستش بتها دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 1،2

1- قوم عاد ، رسالت هود ( ع ) را نپذيرفتند و به شرك و كفر اصرار ورزيدند .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم ... و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا

2- خداوند ، در پى اصرار قوم عاد بر كفر و شرك ، عذابى سخت و سهمگين بر آنان نازل كرد .

و لما جاء أمرنا . .. و نجّينهم من عذاب غليظ

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم عاد است. «عذاب غليظ» در ذيل آيه - بنابر يك احتمال، يعنى دنيوى بودن عذاب - دلالت بر سهمگينى عذاب نازل شده بر قوم عاد دارد.

66- اظهار بى گناهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 29 - 1

1 - پيشوايان شرك ، در روز رستاخيز در برابر اتهام داشتن نقش در فريب و گمراهى مشركان ، به دفاع برخاسته و به تبرئه خود خواهند پرداخت .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا . .. قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 1

1 - پيشوايان شرك در قيامت ، هرگونه اعمال زور و سلطه از ناحيه خود را براى به گمراهى كشاندن مشركان ، مردود خواهند دانست .

و ما كان لنا عليكم من سلطن

67- اعتماد به مردم و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 10

10- مؤثر دانستن افراد در محافظت از چيزى و يا شخصى ، موجب شرك نمى شود و با توكّل و مقام نبوّت تنافى ندارد .

كما أمنتكم على أخيه من قبل

به دليل آيه 38 از همين سوره (ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء) يعقوب(ع) هرگز به اندكى از شرك نيز گرايش نداشت و عبارت (كما أمنتكم على أخيه) مى رساند كه يعقوب(ع) فرزندانش را امين پنداشت و حفاظت از يوسف(ع) را برعهده آنان سپرد. بنابراين مؤثر دانستن افراد در حفاظت از چيزى شرك آور نيست و با مقام نبوت نيز ناسازگار نخواهد بود.

68- اعراض از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 19

19- اعتقاد به يگانگى خداوند ، ( توحيد نظرى ) بايد با عبادت خالصانه او و ترك پرستش غير او ( توحيد عملى ) همراه باشد .

إلهكم إله وحد فمن كان . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 4

4- حضرت ابراهيم ( ع ) ، آزر را به رهاساختن شرك و پيروى از وى فرا خواند .

يأبت إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 6

6 - دست شستن از گرايش هاى شرك آلود و روى كردن به تعاليم پيامبران ( همچون يگانه پرستى ) و عقيده به قيامت ، در ديدگاه اهل شرك ، گمراهى و انحراف است .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 7

7 - اعتقاد جنيان استماع كننده قرآن ، به ربوبيت يگانه خدا و دورى آنان از شركورزى به او

و لن نشرك بربّنا أحدًا

69- اعلام بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام در دست داشتن دلايل و برهان هاى روشن بر بطلان عقيده شرك آلود و درستى آيين توحيدى

إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت

70- اغواگرى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 12

12 - اغواگرى سران كفر و شرك و واداشتن ديگران به ضلالت، ادعاى دوزخيان پيرو عليه رهبران خويش در پيشگاه خداوند

قالت أخريهم لأوليهم ربنا هؤلاء أضلونا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 7

7 - تلاش اغواگرانه - به اعتقاد پيشوايان شرك - تنها دعوت و فراخوانى است ; نه اجبار و سلب كردن اختيار از ديگران

أغوينهم كما غوينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 1،2،7

1 - اعتراف سران شرك به دست داشتن خود در گمراهى توده هاى مشرك

فأغوينكم

2 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از اغواگرى سردمداران شرك

بل كنتم قومًا طغين . .. فأغوينكم

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فأغويناكم» مى تواند متفرع بر جمله «بل كنتم قوما طاغين» باشد; يعنى، چون شما مردم سركشى بوديد، پس ما توانستيم به اغواى شما بپردازيم.

7 - تلاش سران شرك پيشه گمراه به هم فكر و هم سان ساختن ديگران با افكار و عقايد خويش

فأغوينكم إنّا كنّا غوين

طبق نظر مفسران، فلسفه اين كه سران شرك گمراهى مردم را به دليل انحراف خود مى دانند، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان در دنيا درصدد هم فكر ساختن و هم سان درست كردن با افكار و عقايد خود بودند.

71- افتراى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 3

3 - شرك به خدا ، دروغ و افترا به خدا است .

هم يشركون . .. و من أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 8

8 - شرك، افترا و پندارى باطل و ساختگى است.

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

72- افتراى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 8

8 - شرك، افترا و پندارى باطل و ساختگى است.

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 3

3 - شرك به خدا ، دروغ و افترا به خدا است .

هم يشركون . .. و من أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا

73- اقرار اخروى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 4،5

4 - اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت خداوند در قيامت

قال الذين حقّ عليهم القول ربّنا

5 - اقرار پيشوايان شرك در قيامت ، به نقش اغواگرانه خويش در گرويدن مردم به شرك

قال الذين حقّ عليهم القول ربّنا هؤلاء الذين أغوينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 3

3 - سران شرك در قيامت ، بدون اجبار به نقش خود در گمراهى مشركان اقرار خواهند كرد .

و ما كان لنا عليكم من سلطن بل كنتم قومًا طغين

برداشت ياد شده از آن جا است كه پيشوايان شرك، در پاسخ به اتهامِ داشتن نقش در گمراهى مشركان، تنها به اجبار نكردن بر گمراهى اكتفا كرده و اصل نقش داشتن خود را نفى نخواهند كرد. پذيرش دست داشتن در گمراهى مشركان در دو آيه بعد (فأغويناكم إنا كنا غاوين)، مؤيد اين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 3

3 - پذيرش مقصر بودن و داشتن نقش در گمراهى مشركان ، از سوى پيشوايان شرك در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

اين كه پيشوايانِ شرك، خود را در استحقاق عذاب الهى شريك مى دانند، حاكى از پذيرش نوعى از مسؤوليت در گمراهى مشركان است.

74- اقرار به بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 13

13 - اعتراف مشركان در قيامت ، به بطلان باورهايشان نسبت به معبود هاى خويش

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

75- اقرار به شرك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

76- اقرار رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 4،5

4 - پيشوايان شرك در عرصه قيامت ، به دوزخى بودن خويش و اين كه مستحق كيفر الهى اند ، اعتراف خواهند كرد .

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

5 - اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت الهى در حضور مشركان در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 1،4

1 - اعتراف سران شرك به دست داشتن خود در گمراهى توده هاى مشرك

فأغوينكم

4 - اعتراف سردمداران شرك در عرصه قيامت به گمراهى خود

إنّا كنّا غوين

77- اقسام شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 12

12- شرك ، داراى انواع و مراتبى متفاوت است .

ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه مراد از «شىء» شرك ورزى باشد.

78- اكثريت رهبران شرك صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 7

7 - ايمان آوردن به تعليمات پيامبران ، در گرو وجود زمينه آن در ايمان آورنده

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

79- التقاط توحيد و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 2

2- بيشتر موحدان توحيد را به گونه اى با شرك درمى آميزند .

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون

80- انبيا و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 88 - 8

8 - پيامبران خدا هيچگاه به شرك دچار نشدند.

و لو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون

حرف شرط «لو» غالباً در مواردى به كار مى رود كه شرط آن امرى ممتنع و دست نيافتنى باشد، لذا در آيه شريفه «شرك» در مورد پيامبران امرى حاصل نشدنى فرض شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 10،16

10- پيامبران ، پيراسته از هرگونه شركورزى و همتا پنداشتن براى خدا

ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء

16- اعتقاد ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب و يوسف ( ع ) و ديگر پيامبران به توحيد و مصونيتشان از هرگونه شركورزى ، تفضّلى از ناحيه خدا بر آنان بود .

ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء ذلك من فضل الله علينا

81- انبيا و نفى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 17

17- بعثت پيامبران براى آموزش توحيد و نفى شرك ، از تفضّلات الهى بر مردم است .

ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله ... على الناس

82- انحراف شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 17

17- شرك و بت پرستى ، مسلكى ناهنجار و نامتعادل است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 9

9 - شرك و بت پرستى ، حركتى است مخالف جريان طبيعى نظام هستى .

أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و كثير حقّ عليه

83- انذار از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 214 - 1

1 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انذار و اخطار بستگان نزديك خويش از عواقب شركورزى و مخالفت با خدا

فلاتدع مع اللّه . .. و أنذر عشيرتك الأقربين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 13

13- دعوت به توحيد و انذار از عواقب شرك ، محور اصلى و مشترك دعوت پيامبران

ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

بنابراين كه «ألاّتعبدوا. ..» در ادامه «و قد خلت النذر» و مصداق انذار آنان باشد - و نه صرفاً ادامه سخن هود - برداشت بالا به دست مى آيد.

84- انذار از فرجام شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 17

17- خداوند ، مردمان را همواره از فرجام شرك ، كفر و نافرمانى بيم داده و مى ترساند .

و نخوّفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 12

12 - نوح ( ع ) ، قومش را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد0

ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 10

10 - پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح ) ، قوم خود را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد .

ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 51 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انذارگر و بيم دهنده آدميان از عواقب شوم شرك

و لاتجعلوا مع اللّه . .. إنّى لكم منه نذير

85- انذار رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 7

7- تهديد سران مشرك و ستيزه جوى مكه از سوى خداوند

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

چنان كه از لحن آيات و برخى از تفاسير استفاده مى شود، اين آيات تعريضى به سردمداران شرك مكه دارد.

86- انذار فرجام شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 3

3 - آگاه ساختن مردم از عواقب شرك و ترساندن آنان از پيامد هاى اخروى آن ، اساس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را تشكيل مى داد .

قل يأيّها الناس

87- انكار شرك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

88- انگيزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 5

5- دستيابى به منافع مادى و رسيدن به حكومت و مقام ، انگيزه اصلى سازندگان آيين شرك و بت پرستى

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا

جمله «قل تمتعوا» (بگو برخوردار شويد)، پيش از جمله «فإن مصيركم إلى النار»، مى تواند كنايه از آن باشد كه هر چند شما به دنبال تمتع و كاميابى از دنيا هستيد، ولى مسير و نهايت كار شما دوزخ است. گفتنى است موضوع رسيدن به حكومت و مقام، از جمله «و أحلّوا قومهم ...» استفاده شده است.

89- انگيزه شرك قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 7

7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود

قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

90- اهميت اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 82 - 8

8 - مؤمنانى كه ايمان خويش را به هيچگونه شرك و ظلمى نياميزند، برخوردار از هدايت كاملند.

الذين ءامنوا و لم يلبسوا . .. أولئك لهم الأمن و هم مهتدون

در آيه شريفه، مؤمنانى كه ايمانشان خالى از هر گونه ظلم باشد، هدايت يافته شمرده شده اند. با توجه به اينكه مؤمن در هر مرتبه اى كه باشد، از هدايتى نسبى برخوردار است، به نظر مى رسد مراد از «هم مهتدون» هدايت كامل اين گروه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 14

14- لزوم عبادت خدا و ضرورت پرهيز از پرستش غير او ، فرمان خداوند به انسانهاست .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 7

7- پرهيز از شرك به خدا ، داراى اهميتى ويژه در مجموعه آموزه هاى دين

و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر

برداشت فوق، از تكرار نهى «لاتجعل مع الله إلها ءاخر» - كه يكى در آغاز مجموعه اوامر و نهيهاى خداوند در اين سوره (آيه

22. و ديگرى در پايان آنها (آيه مورد بحث) آمده است - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 7

7- لزوم شكيبايى و پايدارى در عبادت و اطاعتِ خداوند يگانه و پرهيز از هرگونه شرك

فاعبده واصطبر لعبدته هل تعلم له سميًّا

«اصطبار» نوعاً با «على» متعدّى مى شود. تعديه آن به «لام» دراين آيه، به جهت تضمين معناى «ثبات» است. جمله «هل تعلم» نيز قرينه است براين كه مراد از «واصطبر...»، صبر بر توحيد در عبادت و اجتناب از پرستش غير او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 6

6 - تأكيد بر لزوم عبادت خداوند و پرهيز از پرستش غير او ، اولين تذكر خداوند به موسى ( ع ) در آغاز نبوت او

لا إله إلاّ أنا فاعبدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 2

2 - لزوم روى برتافتن از غير خدا و گرويدن به خداى يگانه

فاجتنبوا الرجس من الأوثن . .. حنفاء للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 10

10 - توحيد و پرهيز از شرك ، زيربنايى ترين اصل عقيدتى و اساس هر تحول معنوى

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 2

2 - اعتقاد به توحيد و يگانه پرستى و دورى از شرك و چندگانه پرستى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 5

5 - توصيه به اجتناب از شرك ، مهم ترين نصيحت لقمان به پسر خويش بود .

و إذ قال لقمن لإبنه و هو يعظه يبنىّ لاتشرك باللّه

از آن جايى كه نهى «لاتشرك» نخستين توصيه از وصاياى لقمان به فرزندش است، استفاده مى شود كه آن، مهم ترين است.

91- اهميت اعراض از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 4

4- لزوم تلاش براى پيراسته ساختن عقيده توحيدى از هر گونه شرك

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 7

7 - لزوم يكتاپرستى و دورى از شرك در عبادت و نيايش ، در عين ناخوشايندى كافران و مشركان از اين عمل

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكفرون

92- اهميت تبرى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 2

2- لزوم اظهار تنفر و انزجار از مشركان و عقايد انحرافى و باطل آنها و ارائه راه هدايت به آنان

إذ قال لأبيه . .. أُفّ لكم و لماتعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 8

8 - بيزارى جستن از مظاهر كفر و شرك ، همانند تبرّى جستن از انديشه كفر ، امرى بايسته

كانت لكم أسوة حسنة . .. إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و ممّا تعبدون

93- اهميت ترك شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 3

3 - ضرورت پرستش خداى يگانه و پرهيز از پرستش غير او

ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه

94- اهميت شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 3

3- دعوت به توحيد و مبارزه با شرك ، مهمترين رسالت پيامبران

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 8

8- صالح ( ع ) ، موظف به ابلاغ توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى بود .

إن كنت على بيّنة من ربى . .. فمن ينصرنى من الله إن عصيته

جمله «إن عصيته» (اگر خداوند را نافرمانى كنم) مى رساند كه جمله اى همانند «و أمرنى بإبلاغ رسالاته» قبل از «فمن ينصرنى» در تقدير است. بر اين اساس، حاصل معناى «إن كنت ...» چنين مى شود: [شما خود قضاوت كنيد] اگر من پيامبر باشم و خداوند مرا به ابلاغ رسالتهايى فرمان داده باشد، اگر نافرمانى كنم و به ابلاغ رسالتهاى الهى همّت نگمارم، چه كسى مرا از عقوبت هاى الهى نجات خواهد داد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنا عملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 13

13- خويشاوندى و پيوند هاى اجتماعى ، نبايد مانعى براى تبليغ و مخالفت با الحاد گردد .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 7

7- خويشاوندى ، نبايستى موجب ترك تبليغ دين و توحيد و مبارزه با شرك گردد .

يأبت لِمَ تعبد . .. يأبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 6

6 - ضرورت مبارزه قاطع و بدون كمترين تعلل با حاكميت شرك و مشركان

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

از سياق آيات استفاده مى شود كه هدف اصلى سليمان، مبارزه با حاكميت شرك و مشركان بوده است. به همين خاطر هديه آنها را نمى پذيرد و قاطعانه اعلام جنگ مى كند و حاكمان مشرك را به تبعيد، آوارگى، ذلت و خوارى تهديد مى نمايد. روش سليمان(ع) به عنوان پيامبر الهى، الگويى است كه بايد از آن سرمشق گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 16،17

16 - لزوم خشكاندن ريشه هاى شرك و پرستش غير خدا و محو آثار آن از زندگى مردم

إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

17 - ارزش هاى مادى و هنرى ، نبايد موجب سستى در مبارزه با شرك و نابود كردن نمود ها و زمينه هاى آن گردد .

وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

با وجود آن كه گوساله سامرى از فلزات قيمتى ساخته شده بود و امكان اين وجود داشت كه از آن استفاده هاى صحيح نيز صورت گيرد; در عين حال موسى(ع) به سوزاندن و نابود ساختن آن فرمان داد; چرا كه ارزش حفاظت از عقايد صحيح و مبارزه با انحرافات عقيدتى، قابل مقايسه با ارزش هاى مادى نيست.

95- اهميت مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 93 - 6

6 - لزوم مبارزه با بت پرستى و از بين بردن مظاهر شرك همچون بت ها

فراغ عليهم ضربًا باليمين

96- اهميت نجات از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 1

1 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به منظور نجات آنان از آيين شرك و بازگشت به توحيد و اسلام ، بود .

فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

برداشت فوق از تفريع جمله «إن تابوا . .. » بر الغاى صلحنامه و اعلام جنگ با مشركان پيمان شكن (كيف يكون للمشركين عهد ... ) استفاده مى شود. قابل ذكر است كه «توبة» (مصدر تابوا) به معناى بازگشتن است ; يعنى، اگر مشركان به اسلام و توحيد بازگردند و ... .

97- اهميت نفى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 14

14- توحيد و نفى شرك اساس دين اسلام

قل هذه سبيلى . .. و ما أنا من المشركين

98- اهميت هجرت از سرزمين شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 99 - 8

8 - مهاجرت از محيط شرك و آلوده به گناه ، به محيطى پاك و سالم ، هجرت به سوى خداوند است .

و قال إنّى ذاهب إلى ربّى سيهدين

99- ايجاد اختناق رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 7

7 - سلب آزادى از مردم و ايجاد مانع بر سر راه آگاهى آنان از حقايق الهى ، از شيوه هاى مبارزه سران كفر و شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و انطلق الملأمنهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

پراكنده كردن توده هاى مردم از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توصيه به پايدارى بر عقيده خود از سوى سران كفر، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

100- ايمان و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 30

30 - ناسازگارى اعتقاد به تثليث با اعتقاد به خدا و يگانگى او ( توحيد )

فامنوا باللّه و رسله و لاتقولوا ثلثة . .. انما اللّه اله وحد

101- بدفرجامى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 3

3 - راه كفر و شرك ، آميخته با ماده گرايى و سرگرمى هاى پوچ و بدفرجام

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

102- برائت از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 7

7 - ابراهيم ( ع ) ، هرگز مشرك نبود .

و ما كان من المشركين

103- بشارت شكست رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 4

4 - بشارت و نويد خداوند به شكست سران كفر و شرك و پيروزى مسلمانان در دوران بعثت

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

104- بشارت نابودى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 14

14- نويد خداوند به نابودى جوامع كفرپيشه و شركورز و پيروزى اسلام و توسعه قلمرو سرزمين هاى اسلامى

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

برخى از مفسران برآنند كه مقصود از كاستن زمين و اهل آن - به قرينه اين كه اين آيات در باره كافران و منكران قرآن است - كاستن از تعداد كافران و افزايش نفرات مسلمانان است. ضمير غايب در «أفلايرون» و همزه استفهامى انكارى در «أفهم الغالبون» مى تواند مؤيد همين برداشت باشد.

105- بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 24

24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 3،8

3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»

8 - شرك، افترا و پندارى باطل و ساختگى است.

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 2

2 - مشاهده ملكوت، عيان ديدن بطلان و ضلالت شرك و لمس توحيد در جهان هستى است.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 3،5،21

3 - اظهار شگفتى ابراهيم(ع) از لجاجت مردم بر شرك، على رغم وجود دلايل واضح بر بطلان آن

و حاجه قومه قال أتحجونى فى الله

5 - استدلالهاى ابراهيم(ع) بر ابطال شرك و پرستش بتها و اجرام آسمانى به هدايت خداوند بود.

أتتخذ أصناما . .. قال لاأحب الأفلين ... و قد هدين

21 - تذكر و زدودن غفلت، براى درك حقانيت توحيد و بطلان شرك كافى است.

قال أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون

به كار رفتن «تتذكرون» به جاى «تتفكرون» و مانند آن، بيانگر اين نكته است كه تذكر و زدودن غبار غفلت براى اقرار به توحيد كافى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 9

9 - گرايش به توحيد امرى فطرى و معقول، و شرك پندارى دور از حقيقت و موجب شگفتى است.

ذلكم الله فأنى تؤفكون

در مفردات راغب آمده است كه «افك» به معناى دروغ و نيز هر چيزى است كه در غير مجرا و مسير صحيح خود قرار گرفته باشد. جمله «فأنى تؤفكون» در عين استفهام همراه با تعجب، بر انحراف و دروغ بودن شرك و در نتيجه بر حقانيت و راستى توحيد اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 6،9

6 - شريك پنداشتن براى خداوند و انتساب فرزند به او، پندارى باطل و از سر نادانى است.

و خرقوا له بنين و بنت بغير علم

9 - خداوند از داشتن شريك و فرزندان منزه است.

و خرقوا له بنين و بنت . .. سبحنه و تعلى عما يصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 7

7 - شركورزى ، مرامى باطل و مشركان ، باطلگرا هستند .

أفتهلكنا بما فعل المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 5،8

5 - توجه دادن اهل شرك به همسانى آنان با معبودانشان در ناتوانى و نيازمندى ، زمينه ساز باور آنان به بطلان شرك و شايسته نبودن معبودان براى پرستش

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

8 - ناتوانى معبودان از اجابت خواسته هاى پرستشگران خويش ، افشاگر پندار باطل و دروغين مشركان ( پندار شريك براى خداوند )

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 4

4 - خداوند با تشريح ناتوانى بت ها ، مشركان را به بطلان شرك و باورهايشان رهنمون ساخت .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 10

10 - شرك ( اعتقاد به وجود مولويت و ربوبيت براى غير خدا ) پندارى باطل و افترا بر خداوند است .

و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 4

4 - شرك ( اعتقاد به ربوبيت غير خدا ) آيينى باطل و بت پرستى ضلالت و گمراهى است .

فذلكم اللّه ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 33 - 6

6 - شرك و بت پرستى ، خروج از مدار حق و گردش بر مدار باطل است .

فماذا بعد الحق إلا الضلل . .. كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 16،23

16- توحيد و يكتاپرستى ، آيينى بدون كمترين انحراف و كجى ، و شرك پندارى منحرف و نادرست است .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

«قيّم» به معناى مستقيم و بدون انحراف و كجى است.

23- اكثر مشركان ، ناآگاه به درستى و استوارى توحيد و سستى و نادرستى شرك

ما تعبدون من دونه . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «الناس» مشركان باشد. بنابراين «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» گوياى اين

نكته است كه: بيشتر مشركان [حقيقت] را نمى دانند و برخى از آنان بدان آگاهند ; ولى به خاطر عناد يا خوف از دست دادن رياست و مانند اينها، به توحيد نمى گرايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 9

9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 7

7- قيامت ، روز ظهور حقايق و بطلان شركورزى و بروز ناتوانى معبود هاى ساختگى مشركان از عزت بخشيدن به آنها

ليكونوا لهم عزًّا . .. سيكفرون بعبادتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 5

5 - شرك ، انديشه اى نادرست ، دروغ و نا منطبق با واقعيت هاى جهان هستى

بل أتينهم بالحقّ و إنّهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 6

6 - شرك ، بنيادى پوچ و باطل دارد .

هم يشركون . .. أفبالبطل يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 35 - 1

1 - شرك ، انديشه اى بى اساس و به دور از كمترين منطق و برهان است .

أم أنزلنا عليهم سلطنًا

«أم» به معناى «بل» منقطعه است و استفهام آن، انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 13

13 - مشركان ، به بطلان عقيده شرك آلودشان ، اعتراف ضمنى دارند .

و لئن سألتهم من خلق السموت . .. ليقولنّ اللّه قل الحمد للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 5

5 - خدايان ادعايى مشركان ، هرگز شريك براى خدا نيستند .

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء كلاّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 35 - 3

3 - فراخوانى به توحيد و نفى شرك ، محور اصلى رسالت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون

طرح تنهاى مسأله توحيد و استكبار در برابر آن، براى مجرم و دوزخى شناختن مشركان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 14

14 - داشتن شريك ، دور از ساحت بلند ربوبيت خدا است .

و تجعلون له أندادًا ذلك ربّ العلمين

تعبير «ذلك» كه اشاره به دور است مى تواند بيان كننده رفعت مقام ربوبى از داشتن شريك باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 4

4 - قيامت ، صحنه آشكار شدن بطلان شرك و باور هاى شرك آلود

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

بنابراين كه مراد از «ما» آرا و ادعاهايى باشد كه مشركان در ارتباط با خدايانشان مطرح مى كردند، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 10

10 - شرك ، عقيده اى نادرست و ضد رشد

يهدى إلى الرشد . .. و لن نشرك بربّنا أحدًا

تصريح جنيان به اين مطلب كه ما به خدا شرك نمىورزيم - پس از پى بردن به راهنما بودن قرآن به سوى رشد و درستى - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 3

3 - قرآن ، بازگوكننده شأن و منزلت برتر خداوند ، در عالم هستى و بيانگر يكتايى او و بطلان شرك

يهدى إلى الرشد . .. و أنّه تعلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صحبة و لا ولدًا

106- بطلان شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 1

1- شركورزى و پرستش غير خدا ، كردارى باطل و بى اساس است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

روا نبودن شك و ترديد درباره معبودهاى اهل شرك - كه مفاد جمله «فلاتك فى مرية. ..» است - تصريح ندارد كه در چه جنبه و يا جنبه هايى ترديد نبايد كرد; قرينه هاى كلامى بيانگر آن جهات است. اگر «كما» در آيه شريفه براى تعليل باشد، مى رساند كه روا نبودن شك و ترديد، ناشى از اين است كه مشركان براى پرستش بتها، هيچ دليلى جز تقليد از پدرانشان ندارند و جايى براى شك و ترديد در بطلان آن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 16

16- توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس

به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل - كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است - توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.

107- بهانه جويى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 7 - 3

3 - سران شرك و كفر ، نوپيدايى و بى سابقه بودن پيام توحيدى پيامبراسلام را در تاريخ اديان گذشته ، بهانه اى بر مخالفت خود قرار داده بودند .

ما سمعنا بهذا فى الملّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 3

3 - سران كفر و شرك ، برگزيده شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به رسالت بدون برخوردار بودن آن حضرت از امتياز و شايستگى هاى لازم ، دليل نپذيرفتن دعوت او اعلام كردند .

أءنزل عليه الذكر من بيننا

قيد «من بيننا» در حقيقت در مقام بيان تعليل براى انكار رسالت است; يعنى، پيامبراسلام از ميان ما انتخاب شده است و مانند ما هيچ امتياز و برترى و شايستگى براى دريافت وحى ندارد; پس نمى توان ادعاى او را تصديق كرد.

108- بى ارزشى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 3

3 - شرك ، انديشه اى بى بنياد و فاقد هرگونه اعتبار در پيشگاه خداوند

و الذين يحاجّون . .. حجّتهم داحضة عند ربّهم

109- بى ارزشى شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 8

8 - عبادت هاى آلوده به شرك ، فاقد ارزش در پيشگاه خداوند

أن لاتشرك بى شيئًا

110- بى حرمتى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 7

7 - مظاهر شرك و عقايد خرافى ، فاقد تقدس و حرمت

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... و اللّه خلقكم و ما تعملون

111- بى گواهى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 4

4 - مشركان ، از ارائه هر گونه شاهد عقلى و نقلى - چه از اين جهان و چه از عالم غيب - بر راستى و درستى آيين شرك ناتوان اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. أم لكم كتب فيه تدرسون ... أم لهم شركاء ... أم عن

از مجموع آيات مربوط به مشركان - كه به صورت پرسش و درخواست از آنان براى ارائه دلايل درستى آيين خويش مطرح شده است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

112- بى منطقى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 22

22 - مشركان، فاقد هر گونه دليل و گواه بر درستى و حقانيت عقايد شرك آلود خويش هستند.

قل أى شىء أكبر شهدة . .. أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 4

4 - ظهور بى پايگى و پوچى عقيده شرك در قيامت، صحنه اى در خور تأمل و درس آموز

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 20

20 - شرك ورزى، على رغم دلايل روشن توحيد، امرى شگفت انگيز است.

أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 1،7

1 - نترسيدن از پيامد شرك به خداى يگانه و در هراس بودن از شريكان موهوم او، كارى شگفت و نابخردانه است.

و كيف أخاف ما أشركتم و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

7 - شريك پنداشتن براى خداوند، عقيده اى بدون دليل و برهان است.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله ما لم ينزل به عليكم سلطنا

«سلطان» به معنى حجت و برهان است. بنابراين جمله «لم ينزل به عليكم سلطانا»، يعنى خداوند هيچ حجت و برهانى بر موهومات مشركان نازل نكرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 7

7 - شريك پنداشتن براى خداوند و پندار شفاعت آنها، امرى خيالى و موهوم است.

الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 5

5 - شرك، عقيده اى برخاسته از پندار و اوهام مشركان است.

فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا فما كان لشركائهم

منتسب كردن «شركاء» به مشركان و نه به خداوند، گويا اشاره بدين نكته باشد كه آنچه را آنان شريك خدا مى پندارند به ساخته هاى ذهنى آنان مربوط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 12

12 - شرك، فاقد هر گونه برهان و دليل

و أن تشركوا بالله ما لم ينزل به سلطنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 13

13 - شرك ، فاقد هر گونه دليل و برهان

ما نزل اللّه بها من سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 11

11 - شرك ، انديشه اى خيالى و فاقد اساس و پايه هاى علمى و برهانى

و يعبدون من دون اللّه . .. قل أتنبئون اللّه بما لا يعلم فى السموت و لا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 3

3 - شرك وبت پرستى ، آيينى است بى پايه ، غير قابل دفاع و ساخته اوهام نابخردان .

قل هل من شركائكم . .. فأنى تؤفكون

اضافه «شركاء» به ضمير «كم» حاكى از ساختگى بودن شرك است. و استفهام تعجبى در جمله «أنى تؤفكون» نشانگر نابخردى معتقدان به آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 36 - 2

2 - شرك ، آيينى خرافى و فاقد اساس و پايه هاى علمى و برهانى است .

قل هل من شركائكم . .. و ما يتبع أكثرهم إلا ظناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 10

10 - پندار وجود شريك براى خداوند ، پندارى است نامنطبق با واقع و دروغ محض .

و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء . .. و إن هم إلا يخرصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 68 - 9

9 - اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، پندارى باطل و فاقد هر گونه دليل و برهان است .

قالوا اتخذ اللّه ولداً . .. إن عندكم من سلطن بهذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 2

2- مشركان براى عقايد شرك آميز خويش ، هيچ دليل و حجتى ندارند .

ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 10

10- مرام اهل شرك ، على رغم روشنى بطلان آن و نبود دليلى بر آن ، مرامى آراسته شده و زينت داده شده براى آنان بود .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

مراد از «مكرهم» مرام و عقيده مشركان ; يعنى ، شريك پنداشتن براى خدا و پرستش آن شريكان است ; زيرا اين چيزى است كه براى آنان زينت داده شده و آراسته جلوه كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 4

4- شرك ، دروغ پردازى و انديشه هاى شرك آلود ، پوچ و بى اساس است .

و إذا رءا الذين أشركوا . .. و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 6

6- اعتقاد مشركان به وجود معبود ها و خدايانى جز خداوند ، بر پايه علم و يقين نيست ; بلكه متكى بر پندار و احتمال است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه

«زعم» در قول و كلامى كه در صدق و درستى آنها ترديد باشد، استعمال مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 7

7- شرك ، مرامى غيرمنطقى و فاقد دليل و برهان است .

هؤلاء قومنا اتّخذوا من دونه ءالهة لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 4

4- شرك ، انديشه اى جاهلانه ، بى اساس و غير قابل دفاع است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 5

5 - شرك ، انديشه اى جاهلانه و غير قابل دفاع است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

در اين جا سخن درباره مشركانى است كه به منظور دفاع از انديشه خود پيرامون توحيد و يگانگى خدا به بحث و جدل پرداختند و از سوى خدا مورد نكوهش قرار گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 13

13 - شرك و كفر ، بينشى غير علمى و مخالف با مبانى عقلى

و هو الذى يحى . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، آيينى فاقد دليل و برهان

و من يدع مع اللّه إلهًا ءاخر لابرهن له به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 6

6 - شرك ، فاقد مبانى علمى و برهان و متكى به تقليد از نياكان و پيروى از سنت هاى گذشتگان

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 11

11 - شرك ، دروغ و فاقد هرگونه دليل و برهان است .

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 5

5 - شرك ، انديشه اى مبتنى بر حدس و گمان است ; نه بر پايه دليل و برهان .

أين شركاءى الذين كنتم تزعمون

«زعم» (مصدر «تزعمون») به سخنى گفته مى شود كه گوينده درباره درستى آن، ترديد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 5

5 - شرك ، انديشه اى مبتنى بر حدس و گمان است ; نه بر پايه دليل و برهان .

أين شركاءى الذين كنتم تزعمون

«زعم» (مصدر «تزعمون») به سخنى گفته مى شود كه گوينده درباره درستى آن ترديد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 5،8،10

5 - شرك ، انديشه اى فاقد دليل و برهان

فقلنا هاتوا برهنكم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه امر «هاتوا» براى تعجيز است; يعنى، ممكن نيست كسى بتواند برهانى بياورد.

8 - آگاهان جوامع شرك پيشه از اقامه برهان ، براى اثبات حقانيت شرك در قيامت ناتوان خواهند بود .

فقلنا هاتوا برهنكم فعلموا أنّ الحقّ للّه و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

تعبير «ضلّ عنهم ما كانوا يفترون» كنايه از اين نكته است كه آنان هيچ چيزى كه بتواند موضوع شرك را توجيه كند، به خاطر نخواهد آورد.

10 - شرك ، پندارى دروغين و ساخته ذهن شركورزان است .

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 8

8 - عقيده به شريك داشتن خدا ، عقيده اى درست و قابل قبول نيست .

و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 42 - 3

3 - تشريح بى بنيادى شرك - همانند بى بنيادى خانه عنكبوت - برخاسته از علم خداوند است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. إنّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 4

4 - مشركان ، در انكار وحدانيت خداوند و گزينش معبودان خويش ، دليل و منطقى نداشته و از هواى نفس خويش تبعيت كردند .

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم

مراد از ظلم - كه در آيه، به عنوان صفت مشركان ذكر شده است - عقيده شرك آلود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 35 - 1،5

1 - شرك ، انديشه اى بى اساس و به دور از كمترين منطق و برهان است .

أم أنزلنا عليهم سلطنًا

«أم» به معناى «بل» منقطعه است و استفهام آن، انكارى است.

5 - براى اثبات ادعاى مشركان درباره عقايدشان ، هيچ گونه دليل آسمانى وجود ندارد .

أم أنزلنا عليهم سلطنًا فهو يتكلّم

اين كه براى نفى هرگونه دليل، جهت اثبات عقيده مشركان، گفته است: «أم أنزلنا عليهم. ..» و نفرموده است: «آنان، هيچ گونه دليلى ندارند.»، مى تواند به نكته بالا، نظر داشته باشد. در ضمن، احتمال دارد مراد از «سلطان» فرشته باشد. در اين صورت نيز نكته بالا، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 5،6

5 - مذاهب شرك ، فاقد برهان عقلى بر اثبات درستى خويش

قل أرءيتم شركاءكم الذين تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك

6 - مذاهب شرك ، فاقد كتاب آسمانى و دليل نقلى معتبر از ناحيه خداوند بر اثبات درستى خويش

قل أرءيتم . .. أم ءاتينهم كتبًا فهم على بيّنت منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 97 - 3

3 - ناتوانى مشركان از مقابله با منطق و استدلال ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك و بت پرستى

فى الجحيم

تصميم مشركان بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن آن حضرت - پس از شنيدن سخن منطقى و خردبرانگيزش - گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 6

6 - نيايش شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت عقيده توحيدى

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

برداشت ياد شده از آن جا است كه مخاطبان آيه شريفه، مشركان مكه هستند و اين آيه، در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 4

4 - شرك ، عقيده اى غير علمى و فاقد برهان و دليل

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به ما ليس لى به علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 62 - 7

7 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده آيات و نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه

خلق كلّ شىء لا إله إلاّ هو فأنّى تؤفكون

«أنّى» (اسم استفهام) به معناى كجا و چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد و «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سوى مى رويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 23 - 3

3 - شرك ، باورى بنا شده بر ظن و گمان است ; نه علم و يقين .

و ذلكم ظنّكم الذى ظننتم بربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 15

15 - شرك ، باورى پوچ و فاقد هر گونه سند و دليل

ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 3

3 - شرك ، انديشه اى بى بنياد و فاقد هرگونه اعتبار در پيشگاه خداوند

و الذين يحاجّون . .. حجّتهم داحضة عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 3

3 - شرك ، فاقد هر گونه اعتبار و مشروعيت است .

أم لهم شركؤا شرعوا لهم من الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 2

2 - شرك ، فاقد پشتوانه عقلى و نقلى است .

ما لهم بذلك من علم . .. أم ءاتينهم كتبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 2

2 - شرك و حق ستيزى ، امرى مبتنى بر حدس و گمان و فاقد دلايل مستند

أم يحسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 8 - 6

6- بنياد هاى علمى و عقلى توحيد ربوبى ، شايسته اعتماد و اتكا است ; نه باور هاى موهوم فرهنگ شرك .

ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

در آيات پيشين، دلايل علمى و عقلى توحيد ربوبى مورد اشاره قرار گرفته است و از آن جا كه يكى از بهانه هاى مشركان در نفى توحيد، استناد به شيوه و باور پيشينيان بوده است; تعبير «ربّكم و ربّ آبائكم» - در پى آن استدلال هاى عقلى و علمى - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 9

9- شرك و پرستش غير خدا ، فاقد كمترين دليل معتبر نقلى و برهان علمى

ائتونى بكتب من قبل هذا أو أثرة من علم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «كتاب» مطلق نوشته ها و نقل هايى باشد كه قابل اتكاء است و «أثارة من علم» ناظر به هرگونه دليل علمى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 4

4 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از خيال پردازى و موهوم گرايى بشر و فاقد هر گونه پشتوانه منطقى

سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم ما أنزل اللّه بها من سلطن

از تأكيد خداوند بر اين كه بت ها، جز نام هاى ساخته و پرداخته بشر، چيزى نيستند; مى توان به دست آورد كه خيال پردازى و موهوم گرايى انسان، او را به وادى شرك كشانيده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 1

1 - آيين شرك ، فاقد كتاب آسمانى و بى ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

اين آيه، درصدد بيان آخرين توجيهى است كه مشركان، مى توانند براى درستى آيين خود ارائه دهند; يعنى، آنان ادعا كنند كه با عالم غيب ارتباط برقرار كردند و حقايق و اسرار غيبى و اسرار غيبى را مكتوب داشتند. بر اين اساس ارتباط با عالم غيب نشانه درستى هر آئينى است و ناتوانى از آن، علامت بطلان آن است.

113- بى منطقى شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 8

8 - انديشه شرك در ربوبيت خداوند ، انديشه اى واهى و مبتنى بر ظن و گمان است .

و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء إن يتبعون إلا الظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 9

9 - توصيف مخلوقى ناتوان به ربوبيت ، در برابر خداوند خالق انسان ، كارى ناروا و فاقد دليل و برهان است .

لن نؤثرك . .. والذى فطرنا

عبارت «والذى فطرنا» عطف بر «ما جائنا» است; يعنى، «لن نؤثرك على الذى فطرنا» (ما تو را [اى فرعون كه مخلوقى بيش نيستى] بر خدايى كه ما را آفريده است بر نمى گزينيم). اين جمله، حاوى استدلالى متقن است; يعنى، چون خدا آفريدگار است و نيز ربوبيت خود را با بينات به ما ابلاغ نموده است، انتخاب غير او براى ربوبيت سزاوار نيست.

114- بى منطقى شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 6

6- شرك ، پندارى فاقد دليل عقلى و نقلى ، و پرستش معبودهايى جز خدا ، عارى از هر نوع برهان و حجت

ما أنزل الله بها من سلطن

«سلطان» مى تواند به معناى حجت، اعم از عقلى و نقلى باشد و مى تواند به معناى سيطره - كه برخاسته از اقتدار است - باشد. برداشت فوق، ناظر به معناى اول است. گفتنى است كه بر اين مبنا، ضمير در «بها» به عبادت - كه از «تعبدون» استفاده مى شود - باز مى گردد.

115- بى منطقى شرك قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 2

2- شرك و بت پرستى قوم ابراهيم ، برهان و دليل منطقى نداشت و صرفاً متكى بر تقليد كوركورانه از اجداد و نياكان بود .

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

از اين كه مردم در پاسخ سؤال ابراهيم(ع) از علت پرستيدن بت ها، صرفاً پيروى از نياكان و اجداد خود را مطرح ساختند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

116- بيگانگى شرك با فطرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 13

13 - شرك، بيگانگى با فطرت، و توحيد، آشنايى با فطرت است.

بل إياه تدعون . .. و تنسون ما تشركون

117- بينش رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 5،14

5 - خودكفايى مالى و بى نيازى از تلاش اقتصادى ، حداقل شرط پيامبرى و كمترين شايستگى لازم براى احراز مقام نبوت ، در ديدگاه سران كفر و شرك

أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها

برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه پيش آمده بود: «كافران اين نكته را القا كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از نظر جسمى نبايد نيازمند به تغذيه و داد و ستد اقتصادى باشد»; ولى در اين آيه از آن نكته صرف نظر كردند و گفتند: «پيامبر بايد از نظر معيشتى و مالى خودكفا باشد».

14 - قرآن ، كتابى پرجاذبه و شگفت آور در نظر سران كفر وشرك

و قالوا أسطيرالأوّلين . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

اسطوره خواندن قرآن و سحر دانستن آن از سوى سران كفر و شرك، گوياى اين نكته است كه اين كتاب الهى، همانند اسطوره، سحر و جادو، براى آنان جاذبه داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 7

7 - تلاش اغواگرانه - به اعتقاد پيشوايان شرك - تنها دعوت و فراخوانى است ; نه اجبار و سلب كردن اختيار از ديگران

أغوينهم كما غوينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 29 - 2

2 - پيشوايان شرك ، در گفت و گو با مشركان فريب خورده در روز رستاخيز ، سوء اختيار خود آنان را عامل گمراهى شان معرفى خواهند كرد .

قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 1،2

1 - پيشوايان شرك در قيامت ، هرگونه اعمال زور و سلطه از ناحيه خود را براى به گمراهى كشاندن مشركان ، مردود خواهند دانست .

و ما كان لنا عليكم من سلطن

2 - پيشوايان شرك ، عامل اصلى گمراهى مشركان را ، روح طغيان و حق ناپذيرى خود آنان معرفى خواهند كرد .

بل كنتم قومًا طغين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 1

1 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، موجب مستحق بودن آنان به عذاب الهى ( دوزخ ) در نظر سران شرك

بل كنتم قومًا طغين . فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 5

5 - پيشوايان شرك در عرصه قيامت ، گمراهى خود را ، عامل انحراف ديگران معرفى خواهند كرد .

فأغوينكم إنّا كنّا غوين

برداشت ياد شده به خاطر تعليل بودنِ جمله «إنّا كنّا غاوين» براى جمله پيشين (فأغويناكم) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 5،6

5 - سران كفر و شرك ، صبر و پايدارى بر آيين شرك و بت پرستى را ، امرى مطلوب و تكليف دينى خود مى دانستند .

و اصبروا على ءالهتكم إنّ هذا لشىء يراد

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «هذا» به صبر اشاره داشته و مقصود از «يراد» (خواسته شده) اقتضاى اعتقاد به آيين شرك باشد.

6 - سران شرك و كفر ، هدف و انگيزه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از دعوت به يكتاپرستى را ، دستيابى به رياست و آقايى بر دينداران مى دانستند .

أجعل الألهة إلهًا وحدًا . .. إنّ هذا لشىء يراد

برداشت ياد شده، براساس اين ديدگاه است كه «هذا» اشاره به يكتاپرستى و نفى آيين شرك (مضمون دعوت پيامبراسلام) باشد و مقصود از «شىء يراد» سيادت و آقايى بر مردم باشد كه در نگاه سران كفر، هدف و آرزوى پيامبراسلام بود; زيرا با يكى شدن پرستش ها، قهراً آن حضرت رهبرى امت يكتاپرست را به عهده مى گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 7 - 1

1 - سران كفر و شرك ، پيام توحيدى پيامبراسلام را ، سخنى نو ظهور و بى سابقه مى دانستند .

أجعل الألهة إلهًا وحدًا . .. ما سمعنا بهذا فى الملّة الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 2

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در نظر سران كفر و شرك ، فاقد هرگونه ملاك برترى و شايستگى براى رسالت و دريافت وحى الهى

أءنزل عليه الذكر من بيننا

همزه در «أءنزل» براى استفهام انكارى است و قيد «من بيننا» (از ميان ما) قرينه است بر اين كه نفى و انكار آنان، مربوط به شايستگى پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى رسالت بود.

118- پاداش اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 76 - 6

6 - خلود در بهشت هاى عدن ، پاداش پاكى و دورى جستن از كفر و شرك و گناه است .

جنّت عدن . .. خلدين فيها و ذلك جزاء من تزكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 2

2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن

الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة

119- پاداش اعراض از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 3

3- اعطاى اسحاق و يعقوب به حضرت ابراهيم ( ع ) ، موهبتى الهى و پاداش هجرت او بود .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

حرف «لمّا» بيانگر ترتب جزا(وهبنا . ..) بر شرط (اعتزلهم ...) مى باشد و دلالت مى كند كه وجود جزا، به خاطر وجود شرط بوده است.

120- پشيمانى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 2

2 - ندامت ساحران از گذشته شرك آلود و غفلت بار خود در پيشگاه خدا

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطي-نا

121- پليدى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 12

12 - شرك ورزى ، دور شدن از طهارت و پاكى و آلوده شدن به پليدى و ناپاكى است .

أن لاتشرك بى شيئًا و طهّر بيتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 26 - 2

2- شرك ، سرآمد پليدى ها و بارزترين جرم دوزخيان *

ألقيا فى جهنّم . .. الذى جعل مع اللّه إلهًا ءاخر

تعبير «الذى جعل. ..» - در پى اوصاف متعدد دوزخيان - مى نمايد كه همه آن اوصاف، در شرك نهفته است و جدا آمدن «الذى جعل...»، مى تواند اشاره به اهميت آن داشته باشد.

122- پوچى ايمان به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 8 - 6

6- بنياد هاى علمى و عقلى توحيد ربوبى ، شايسته اعتماد و اتكا است ; نه باور هاى موهوم فرهنگ شرك .

ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

در آيات پيشين، دلايل علمى و عقلى توحيد ربوبى مورد اشاره قرار گرفته است و از آن جا كه يكى از بهانه هاى مشركان در نفى توحيد، استناد به شيوه و باور پيشينيان بوده است; تعبير «ربّكم و ربّ آبائكم» - در پى آن استدلال هاى عقلى و علمى - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

123- پوچى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 10

10- پندار شريك براى خداوند ، پندارى موهوم و ساختگى است .

ما لكم من إله غيره إن أنتم إلاّ مفترون

«مفترون» اسم فاعل از «إفتراء» است و «إفتراء» به معناى دروغ بافتن است. جمله «ما لكم من إله غيره» بيان مى دارد كه مقصود از افترا ، اعتقاد به وجود شريك براى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 10

10- اعتقاد به وجود خدايان مقهور و باور به شايستگى آنها براى پرستش ، اعتقادى سخيف و نادرست است .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 18،23

18- توحيد و يكتاپرستى ، آيينى استوار و متكى بر برهان ، و شركْ پندارى سست و بى بنياد است .

ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً . .. أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

از معانى «قيّم» مستقيم و استوار است و از آن جا كه يوسف(ع) پس از اقامه برهان بر توحيد و لزوم يكتاپرستى و يادآورى نبود دليل بر شرك و پرستش غير خدا، فرمود: «ذلك الدين القيم» معلوم مى شود: ثبات و استوارى توحيد به خاطر برهانى بودن آن، و سستى شرك ناشى از نبود دليل بر آن است.

23- اكثر مشركان ، ناآگاه به درستى و استوارى توحيد و سستى و نادرستى شرك

ما تعبدون من دونه . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «الناس» مشركان باشد. بنابراين «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» گوياى اين نكته است كه: بيشتر مشركان [حقيقت] را نمى دانند و برخى از آنان بدان آگاهند ; ولى به خاطر عناد يا خوف از دست دادن رياست و مانند اينها، به توحيد نمى گرايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 9

9- ادعاى مشركان مبنى بر وجود شريك براى خدا ، ادعايى پوچ و بدون واقعيت است .

أم بظهر من القول

«ظاهر من القول» ; يعنى، گفتارى كه واقعيت نداشته و عارى از حقيقت است. «بظاهر» متعلق به فعلى محذوف است و

كلام با تقدير آن چنين مى باشد: «قل ... أم تسمّونهم شركاء بظاهر من القول» (بگو ... بلكه آيا به سخن ظاهرى و بدون واقعيت آنها را شريكهاى خدا مى ناميد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 3

3- شرك ، آيينى ساختگى و به وجود آمده پس از عقيده به توحيد و خداى يگانه است .

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله

از تعبير « جعلوا لله أنداداً» (براى خدا شريك قرار دادند)، استفاده مى شود كه آنان اصل وجود خداى يگانه را قبول داشتند، ولى سپس براى او شريك قرار دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 4

4- شرك ، دروغ پردازى و انديشه هاى شرك آلود ، پوچ و بى اساس است .

و إذا رءا الذين أشركوا . .. و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 6

6- اعتقاد مشركان به وجود معبود ها و خدايانى جز خداوند ، بر پايه علم و يقين نيست ; بلكه متكى بر پندار و احتمال است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه

«زعم» در قول و كلامى كه در صدق و درستى آنها ترديد باشد، استعمال مى شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 5،8

5- شرك ، عقيده اى فاقد پشتوانه در عينيّت و حقيقت هستى است .

يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا . .. هنالك الولية للّه الحقّ

متصف كردن «اللّه» به «الحقّ» پس از بيان پايان شوم شركْورزى در آيات پيشين، به اين نكته اشاره دارد كه شرك، در همه انواع خود، فاقد حقّانيّت است و آنچه حقِّ محض است و داراى واقعيّت و حقيقت است، فقط، خدا است.

8- پوچى و بى حاصلى و فرجام ناخوشايند ، پى آمد شرك و دنياپرستى است .

و لم تكن له فئة ينصرونه من دون اللّه . .. هو خير ثوابًا و خير عقبًا

بيان سرگذشت مرد ثروت مند و پايان خسارت بار و بى حاصل او و سپس تذكر اين كه خداوند، بهترين پاداش دهنده و فراهم كننده سرانجام نيك براى بندگان است، اين نتيجه را در پى دارد كه دنياپرستى و شرك، بدفرجامى و بى حاصلى را در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 10

10- شرك ، مبتنى بر پندار و فاقد بنيان و اساس حقيقى است .

شركاءى الذين زعمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 7

7- شرك ، انديشه و باورى بى دليل ، پوچ و غير قابل اثبات است .

قل هاتوا برهنكم

امرِ «هاتوا» تعجيزى است كه نشان مى دهد مشركان، از آوردن دليل و برهان ناتوان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 2

2 - فراخوانى مشركان براى استماع ضرب المثل خداوند ، در تبيين سستى بنيان انديشه شرك

يأيّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 2

2 - آشكار گشتن پوچى عقايد شرك آلود ، براى مشركان در قيامت

و قيل لهم أين ما كنتم . .. هل ينصرونكم أو ينتصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 86 - 3

3 - شرك ، آيين ساختگى و شريك داشتن خدا ، دروغ محض است .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون

«إفكاً» مى تواند مفعول به براى «تريدون» و «ءالهة» بدل كل از آن باشد. در اين صورت «إفكا ءالهة» حاكى از برابر بودن عقيده به معبودها، با دروغ است كه در برداشت ياد شده از اين معنا، به دروغ محض تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 5

5 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى احتجاج با مشركان و اثبات ناتوانى مطلق معبود ها و پوچى آيين شرك

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

برداشت ياد شده از تصريح به ابلاغ حقيقت ياد شده (قل) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 15

15 - شرك ، باورى پوچ و فاقد هر گونه سند و دليل

ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 3

3 - راه كفر و شرك ، آميخته با ماده گرايى و سرگرمى هاى پوچ و بدفرجام

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 8

8- شرك ، دروغ و افترا به خداوند است .

ات-ّخذوا من دون اللّه . .. و ذلك إفكهم و ما كانوا يفترون

«ذلك» اشاره به اتخاذ آلهه است - كه از «اتّخذوا من دون اللّه» استفاده مى شود - و «إفك» در آيه شريفه مصداقى جز شرك و وسيله تقرب قرار دادن آلهه ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 2

2 - فراخوانى مشركان از سوى خداوند ، به انديشه و تأمل درباره پوچى مكتب شرك

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى

از واژه «أفرأيتم» مطلب بالا استفاده مى شود.

124- پوچى شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 15

15- معتقدان به شرك ربوبى ( شريك داشتن خدا در روزى رسانى ) ، اعتقاد خود را بر دروغى ساختگى بنا كرده اند .

بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ... عمّا كنتم تفترون

«يفترون» (از مصدر ثلاثى فرى) به معناى دروغ است و تفاوتش با كذب (عدم مطابقت خبر با واقع) در اين است كه افترا، ساختگى و جعلى است (فرى فلان الكذب إذا اختلقه).

125- پيدايش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 174 - 4

4 - انسان ها پيش از گرايش به شرك موحد بودند .

و لعلهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 3

3- شرك ، آيينى ساختگى و به وجود آمده پس از عقيده به توحيد و خداى يگانه است .

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله

از تعبير « جعلوا لله أنداداً» (براى خدا شريك قرار دادند)، استفاده مى شود كه آنان اصل وجود خداى يگانه را قبول داشتند، ولى سپس براى او شريك قرار دادند.

126- پيشگويى شكست رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 1

1 - پيشگويى خداوند از شكست سران كفر و شرك در برابر سپاه اسلام

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه، در مقام پيشگويى از آينده سران كفر و شرك است، آنانى كه در مكه در اكثريت بودند و قدرت را در دست داشتند و در حالى كه مسلمانان در اقليت و ضعف قرار داشتند. ازاين رو خداوند از شكست كافران در جنگ هاى بدر، احزاب، حنين و يا فتح مكه خبر مى دهد.

127- تاريخ شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 30 - 6

6 - پندار فرزند داشتن خدا ، داراى پيشينه اى قبل از پيدايش دين يهود و نصارا

يضهئون قول الذين كفروا من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 4

4 - شرك ، آيينى سابقه دار در تاريخ بشر

كذلك كذب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 3

3- شرك ، آيينى ساختگى و به وجود آمده پس از عقيده به توحيد و خداى يگانه است .

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله

از تعبير « جعلوا لله أنداداً» (براى خدا شريك قرار دادند)، استفاده مى شود كه آنان اصل وجود خداى يگانه را قبول داشتند، ولى سپس براى او شريك قرار دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 4

4- انديشه كفر و شرك ، داراى سابقه طولانى در سرزمين مكه

عن ذكر ربّهم معرضون . أم لهم ءالهة ... بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم

از اين كه خداوند، پدران و اجداد مردم مكه را جزء اعراض كنندگان از خدا و بهره مندان از متاع هاى دنيوى و عمرى طولانى برشمرده، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 5

5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6

6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .

فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5

5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )

ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 3

3 - انكار معاد ، داراى ديرينه اى عميق در طول تاريخ كفر و شرك

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . قالوا أءذا متنا... أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 3

3 - تسليم شدن در برابر طبيعت تا سر حد پرستش و به خدايى گرفتن آن ، داراى ديرينه در تاريخ بشر

وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 2

2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 15

15 - شرك در طول تاريخ ، داراى ريشه در ماديت و قوم گرايى

إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 4

4 - شرك ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم مكه

بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم عرب جاهلى

سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم

128- تبرى اخروى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 8

8 - اقدام پيشوايان شرك به اظهار برائت از پيروان خويش در قيامت

و يوم يناديهم . .. تبرّأنا إليك

129- تبرى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 3

3 - انديشه توحيدى و مبرا از شرك ، سفيهانه و نامعقول در نظر كافران قوم هود

قال الملأ الذين كفروا من قومه إنا لنريك فى سفاهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 3

3 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، بيزار از گرايش به آيين شرك و افترا بستن بر خدا

قال أو لو كنا كرهين. قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 17

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير

منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 23،24

23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان

قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 8،11،12،14

8 - ابراهيم(ع) با افول خورشيد، بيزارى خويش نسبت به پندارهاى شرك قوم خويش پرده برداشت.

فلما أفلت قال يقوم إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «ما تشركون» مصدريه باشد، مضمون جمله چنين مى شود: «برىء من اشراككم». برداشت فوق بر اين اساس است.

11 - ضرورت بيزارى جستن از معبودهاى مشركان و عقايد شرك

إنى برء مما تشركون

12 - عن الرضا(ع): إن إبراهيم(ع) وقع إلى ثلاثة اصناف . .. صنف يعبد الشمس ... «فلما» اصبح و «رأى الشمس بازغة قال هذا ربى هذا أكبر» من الزهرة و القمر على الانكار و الاستخبار ... «فلما افلت» قال للاصناف الثلاثة من عبدة الزهرة و القمر و الشمس «يا قوم إنى برىء مما تشركون ... ».

از امام رضا(ع) روايت شده است: . .. ابراهيم(ع) با سه گروه برخورد كرد ... گروهى كه خورشيد را مى پرستيدند ... پس چون صبحگاهان خورشيد را تابان ديد از روى انكار و استخبار گفت: اين پروردگار من است اين، از ستاره زهره و ماه بزرگتر است ... . پس هنگامى كه غروب كرد به گروههاى سه گانه پرستنده زهره، ماه و خورشيد گفت: «اى قوم من، من از آنچه شما شريك خدا مى دانيد، بيزارم» ... .

14 - عن أبى عبدالله(ع): . .. كشف الله له (إبراهيم) عن السموات حتى رأى العرش و من عليه و اراه الله ملكوت السموات و الأرض فعند ذلك «قال يا قوم إنى برىء مما تشركون» ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. خداوند براى ابراهيم(ع) آسمانها را نمايان كرد تا اينكه عرش و ساكنان آن را مشاهده نمود و خدا ملكوت آسمانها و زمين را به او نماياند، در اين هنگام گفت: «اى قوم من، از آنچه شريك خدا مى دانيد، بيزارم» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 2

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت انعطاف ناپذيرى خود را نسبت به آيين شرك به عنوان فرمانى صريح از جانب خداوند ، به مشركان ابلاغ كند .

قل يأيها الناس . .. و أمرت أن أكون من المؤمنين. و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 1

1 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از نيايش به درگاه هر چيزى غير خودش بر حذر داشته است .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 7

7- اعلام بيزارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شركورزى مشركان مكه و گناهان آنان

و أنا برىءٌ مما تجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 9

9- يوسف ( ع ) و پدرانش ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ( ع ) ، موحدانى مبرّا از كمترين شركورزى به خدا

ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 2

2- مرد مؤمن ، با اعتراف به ربوبيّت خداى يگانه و اظهار بى زارى از شرك ، انديشه خود را از افكار انحرافى ثروت مند مغرور ، متمايز ساخت .

لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا

«لكنّاْ» در اصل «لكنْ أنا» بوده است و پس از حذف همزه «أنا» و ادغام نون ها، دو كلمه، به صورت يك كلمه نوشته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 2

2 - اعتقاد به يگانگى خدا و بيزارى از شرك و بت پرستى ، نشانه بهره مندى از قلب سليم

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

در آيات پيشين، سخن درباره مبارزه حضرت ابراهيم(ع) با شرك و بت پرستى است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه مراد آن حضرت از قلب سليم، قلب خالى از شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، يكتاپرستى خود و بيزارى اش از شرك و بت پرستى را اعلام كرد .

ءأتّخذ من دونه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 1،4

1 - اعلان برائت حضرت ابراهيم ( ع ) از شرك و بت پرستى قوم خود

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

4 - آيين شرك ، مورد نفرت و انزجار عميق ابراهيم ( ع )

إنّنى براء ممّا تعبدون

به كارگيرى كلمه «براء» (مصدر «برء») به جاى «برىء» حاكى از شدت تنفر و انزجار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 4

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 6،11

6 - اظهار برائت و بيزارى ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، از مظاهر شرك و قوم مشرك خويش

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و مم-ّا تعبدون

11 - بيزارى از شرك ، نقد و انكار شخصيت مشركان و ستيز علنى با آنان ، سه مرحله حركت توحيدى ابراهيم ( ع )

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة والبغضاء

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه عبارت هاى «إنّا براءؤا»، «كفرنا بكم» و «بدا بيننا و بينكم» - چنان كه ظاهر ترتيب مقتضى آن است - بيانگر سه مرحله متوالى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 4 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گذشته زندگى خود را از آلودگى به شرك مبرّا خواند .

و لا أنا عابد ما عبدتم

130- تبرى از شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 18

18- يوسف ( ع ) در پيامش به پادشاه ، به او گوشزد كرد كه وى را رب و مالك خويش نخواهد دانست و خود را بنده او نخواهد شمرد .

إن ربى بكيدهنّ عليم

131- تبرى از شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 4

4 - اهل ايمان ، از شرك در عبادت منزه و مبرا هستند .

و نحن له عبدون

برداشت فوق، از تقديم «له» بر «عابدون»، كه دلالت بر حصر دارد، استفاده شده است.

132- تبرى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 6

6 - پيشوايان شرك مدعى مسؤوليت نداشتن نسبت به گرويدن پيروانشان به آيين شرك

أغوينهم كما غوينا

به گفته مفسران، عبارت «كما غوينا» صفت براى مصدرى است كه با فعلش حذف شده و تقدير آن چنين است: «أغويناهم فغووا غيّاً مثل ما غوينا» مقصود گروه ياد شده اين است كه ما آنان را مجبور به پذيرش شرك نكرديم و در اين جهت ما و آنها با هم برابريم. همان طورى كه شرك را خودمان اختيار كرديم و كسى ما را مجبور به آن نكرد، آنها نيز خودشان شرك را پذيرا شدند و ما آنان را مجبور نكرديم.

133- تبليغ شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 10

10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.

قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا

134- تبيين پوچى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 1

1- تبيين بى اساس بودن انديشه شرك و بت پرستى در اسلوبى زيبا ، مختصر ، بديع و روشن همچون مَثَل ، از سوى خداوند

يأيّها الناس ضرب مثل

خطاب در «يا أيّها الناس» متوجه مشركان است. «إستماع» (مصدر «استمعوا») به معناى گوش فرا دادن و «دعا» (مصدر «يدعون») به معناى ندا كردن و فرياد استغاثه برداشتن است. گفتنى است: «مَثَل» جمله اى است مختصر و مشتمل بر تشبيه يا مضمون حكيمانه كه بسبب روانى لفظ، روشنى معنا و لطف تركيب، شهرت عام يافته و همگان آن را بدون تغيير در محاوره به كار برند. در آيه ياد شده، سستى بنيان شرك و بت پرستى، با اسلوبى چنان زيبا، مختصر، بديع و روشن بيان شده كه سزاوار است همچون مَثَلى، شهرت عام يافته و دهان به دهان گردد. و بدين جهت خدا از آن به مَثَل تعبير كرده است. بدان جهت است كه خدا از آن به مثل تعبير كرده است.

135- تحقير شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 4

4 - شكستن ابّهت و تقدس بت ها ، در مرحله نخست و سپس گفتوگوى خردبرانگيز ، شيوه مبارزه ابراهيم ( ع ) با مشركان و مظاهر شرك

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّ

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز مبارزه با شرك و بت پرستى، ابتدا به سراغ بتكده رفته و ضمن به تمسخر گرفتن بت ها، آنها را درهم شكست. سپس با مخاطب قرار دادن مردم، آيين آنان را زير سؤال برد (أتعبدون ما تنحتون) و به تأمّل و انديشه واداشت.

136- تحقيق در شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 22

22 - لزوم ريشه يابى و تحليل زمينه هاى گريز از حق و گرايش به عقايد شرك آلود و انحرافى

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

كلمه «انى» گاه به معناى «من اين» بكار مى رود، بنابراين جمله «ثم انظر . ..» مى تواند فرمان به تأمل و انديشه در منشأ انحراف بنى اسرائيل باشد.

137- ترجيح كيفر بر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 10

10- اصحاب كهف ، در صورت گرفتارى به دست كافران ، سنگ سار شدن را بر پذيرش آيين شرك ترجيح مى دادند .

يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

ارتباط جمله «و لن تفلحوا. ..» با «يعيدوكم» گوياى اين است كه اصحاب كهف، تنها، شرك و بازگشت به آيين قوم خويش را مانع رستگارى مى دانستند و درباره سنگ سار شدن چنين ديدگاهى نداشتند.

138- ترك شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 14

14 - شعيب با ارائه بينه اى روشنگر ، قوم خويش را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 10

10 - خداوند در پى اعطاى مهلت چهار ماهه به مشركان ، آنان را به ر ها كردن شرك و گرويدن به آيين توحيد ، سفارش كرد .

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه و أن اللّه مخزى الكفرين

اعلام حاكميت گسترده خداوند به مشركان پيمان شكن و عدم امكان مقاومت در برابر او و فرار از حاكميت او (اعلموا أنكم غير معجزى اللّه) و نيز هشدار به فرجام شوم و ذلت بار مستكبران كفرپيشه (و أن الله مخزى الكافرين) در حقيقت توصيه و اندرزى است از جانب خداوند به اينكه از فرصت داده شده استفاده كنند و به دامن توحيد و اسلام بازگردند و خود را گرفتار عاقبت شوم خوارى و ذلت شكست نسازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 8

8 - توصيه خداوند به عموم مشركان مبنى بر ر ها كردن شرك و گرويدن به توحيد و اسلام در پى ابلاغ پيام برائت خدا و رسول به آنان

و أذن من اللّه . .. فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 5

5 - همه انسان ها ، مأمور به پرستش و اطاعت بى چون و چراى خداى يگانه و پرهيز از شريك گرفتن غير ، براى اويند .

و ما أمروا إلا ليعبدوا إلها وحداً لا إله إلا هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 7

7 - لزوم تنزيه خداوند ، از هرگونه عيب ، نقص و شريك به هنگام بهره مندى از نعمت ها

و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا

139- ترك شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 32

32 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . انّ اللّه عزّوجلّ بعث نوحاً إلى قومه « أن اعبدوا اللّه واتّقوه و أطيعون » ثمّ دعاهم إلى اللّه وحده و أن يعبدوه و لايشركوا به شيئاًثمّ بعث الأنبياء على ذلك إلى أن بلغوا محمداً فدعاهم إلى أن يعبدوا اللّه و لايشركوا به شيئاً و قال : « شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحاً و الذى أوحينا . . . » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند عزّوجلّ نوح را به سوى قومش مبعوث نمود كه خدا را عبادت نماييد و از او پروا داشته باشيد و مرا اطاعت كنيد. سپس آنها را دعوت نمود به خداى يگانه كه او را عبادت نماييد و هيچ گونه شريكى براى او نگيريد و بعد پيامبران را بر همين منوال فرستاد تا به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيد، و آنان را به عبادت خدا و اين كه نسبت به او هيچ گونه شركى نورزند، فرا خوانده و فرمود: شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحاً...».

140- تزيين شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 10

10- مرام اهل شرك ، على رغم روشنى بطلان آن و نبود دليلى بر آن ، مرامى آراسته شده و زينت داده شده براى آنان بود .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

مراد از «مكرهم» مرام و عقيده مشركان ; يعنى ، شريك پنداشتن براى خدا و پرستش آن شريكان است ; زيرا اين چيزى است كه براى آنان زينت داده شده و آراسته جلوه كرده بود.

141- تشويق به ترك شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

142- تشويق به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 9

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

143- تظاهر به خيرخواهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 3،5

3 - پيشوايان شرك با تظاهر به خيرخواهى ، عامل اصلى فريب خوردن و دور شدن از مسير خير و حق در ديدگاه مشركانِ گمراه شده

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

«يمين» مى تواند مشتق از «يمن» (خير و بركت) باشد. بر اين اساس، معناى آيه چنين مى شود: شما از سر خيرخواهى به سراغ ما مى آمديد. اما متعدى شدن فعل «تأتوننا» به «عن» - كه براى مجاوزت است - موجب مى شود كه اين كلمه متضمن معناى «تصددننا» - كه متناسب با معناى مجاوزت است - باشد. بر اين اساس، پيام اصلى آيه چنين خواهد بود: شما بوديد كه در ظاهر از سر خيرخواهى به سراغ ما آمده و ما را از مسير حق و خير گمراه مى كرديد.

5 - استفاده از قدرت و تظاهر به خيرخواهى ، از روش هاى پيشوايان كفر و شرك براى فريب و گمراهى توده ها

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

144- تعقل در روش مبارزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2،3

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

145- تقدير عذاب رهبران شرك صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 1

1 - براى بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، عذاب الهى مقرر شده بود .

لقد حقّ القول على أكثرهم

«حقّ» به معناى «ثبت» است و مقصود از «قول» عذاب الهى مى باشد. اين مطلب به قرينه ديگر آياتى است كه در آن واژه اى مشابه «قول» به كار رفته است مثل «و لكن حقّت كلمة العذاب على الكافرين»(زمر، آيه 71). گفتنى است مقصود از اكثريت در آيه شريفه - به دليل اين كه اين آيه در نيمه نخست رسالت و در مكه نازل گشت - آن دسته از مشركان و كافرانى است كه در ابتداى دعوت اسلام به مخالفت با آن برخاستند (مانند سران قريش، چون ابوجهل و ابولهب); نه اكثريت توده مردم كه پس از چندى مسلمان شدند.

146- تكبر رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 2

2 - سران كفر و شرك ، در اوج غرور و ناباورى نسبت به معاد و حسابرسى الهى به سر مى بردند .

و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب

از استهزاى معاد به وسيله كافران و درخواست شتاب در نزول عذاب قيامت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

147- تلاش رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 7

7 - تلاش سران شرك پيشه گمراه به هم فكر و هم سان ساختن ديگران با افكار و عقايد خويش

فأغوينكم إنّا كنّا غوين

طبق نظر مفسران، فلسفه اين كه سران شرك گمراهى مردم را به دليل انحراف خود مى دانند، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان در دنيا درصدد هم فكر ساختن و هم سان درست كردن با افكار و عقايد خود بودند.

148- تمثيل شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 8

8 - تمثيلِ بى بنيادىِ شرك به خانه عنكبوت ناشى از علم و برهان است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم

149- تنزيه از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 10

10- كتاب هاى آسمانى ، مبرّا از كمترين آثار و نشانه هاى شرك

ائتونى بكتب من قبل هذا

بارزترين مصداق براى «كتاب من قبل هذا» كتاب هاى آسمانى پيش از قرآن است. قرآن با قاطعيت در برابر تمامى اهل كتاب عصر نزول، اعلام كرده است كه هيچ كتاب آسمانى، نظريه «شرك» را تأييد نكرده است.

150- توبه از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 17

17- وعده خداوند به آمرزش مشركان ، در صورت بازگشت از شرك

تعلى عمّا يقولون . .. إنه كان حليمًا غفورًا

ذكر تعليل «غفور» در پايان جمله، مى تواند نويدى باشد بر مشركان كه على رغم گناه بزرگ و سخنان ناروا درباره خداوند، امكان آمرزش آنان، وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 5

5 - هارون ، با يادآورى رحمت گسترده خداوند به بنى اسرائيل ، باز بودن راه بازگشت از شرك و ارتداد را به آنان يادآورى كرد .

إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن

توصيف خداوند در كلام هارون(ع)، با عنوان «الرحمان» و با توجه به گوساله پرستى و عصيان بنى اسرائيل، متضمن وعده رحمت الهى به آنان، در صورت توبه و بازگشت از شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 67 - 1

1 - توبه از كفر و شرك و گرايش به ايمان ، توصيه خداوند به مشركان

فأمّا من تاب و ءامن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 15

15 - توبه و بازگشت از گناهِ كفر و شرك ، مورد پذيرش خداوند

و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 95 - 4

4- بازگشت از شرك و كفر ( توبه ) براى كافران و مشركانى كه هلاكتشان مقدر شده ممكن نيست .

و حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «لا» در «لايرجعون» زايده و مقصود از رجوع، بازگشت از كفر و شرك باشد.

151- توجيه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 2

2 - جبر، دستاويز مشركان در توجيه شرك خويش و پدرانشان و حرام كردن حلال خدا

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا و لا حرمنا من شىء

152- توحيد و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 7

7- يوسف ( ع ) از هم بندان خويش خواست تا با مقايسه و سنجش عقيده توحيدى با عقيده به خدايان متعدد ، عقيده درست را برگزينند .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

153- توصيه هاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 2

2 - سران كفر و شرك در عصر بعثت ، مردم را به صبر و پايدارى بر آيين شرك و مواضع عقيدتى خود فرامى خواندند .

و اصبروا على ءالهتكم

«صبر بر آلهه» كنايه از پايدارى بر پرستش معبودها و ادامه آن است.

154- توطئه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 7

7 - سران كفر و شرك ، سازندگان تهمت و افترا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تخريب گران افكار عمومى جامعه صدراسلام بودند .

و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

از جمله «إن تتّبعون إلاّ. ..; پيروى نمى كنيد مگر...» استفاده مى شود كه دو گروه در جامعه بودند: 1- گويندگان اين سخن، 2- مخاطبان و پيروان. و به قرينه صفت «الظالمون» مى توان گفت كه: «گويندگان از سران كفر و شرك بودند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 1

1 - رفتن سران شرك و كفر از حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تحريك ديگران به پراكنده شدن از اطراف آن حضرت

و انطلق الملأ منهم أن امشوا

«انطلاق» به معناى انصراف و رفتن و «ملأ» به معناى سران و دانه درشتان جامعه است. «أن» در «أن امشوا» تفسيرى و متضمن معناى قول است; يعنى، «انطلقوا و قالوا امشوا...». مفسران گفته اند: آيه شريفه درباره كسانى نازل شده كه در مجلس ابوطالب و با حضور پيامبراسلام شركت داشتند; ولى پس از دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به يگانه پرستى، آن مجلس را ترك كردند و ديگران را به پراكنده شدن از اطراف آن حضرت تحريك نمودند.

155- تهديد رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 9

9 - سران كفر و شرك در عصر بعثت ، مورد تهديد خداوند به عذاب استيصال

بل لمّا يذوقوا عذاب

برداشت ياد شده از لحن تهديدآميز آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 5

5 - سران كفر و شرك در صدراسلام ، به كيفر و عذاب استيصال تهديد شدند .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل فحقّ عقاب

اين آيه و آيات گذشته - كه سرگذشت هلاكت بار اقوام بزرگ و مقتدر پيشين را يادآور شده - در واقع در جهت تهديد كافران و مشركان مكه است كه رهبرى جريان مخالف با رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) را در دست داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 1

1 - تهديد سران كفر و شرك عصر بعثت ، به عذاب ناگهانى ( بانگ سهمگين ) از سوى خداوند

و ما ينظر هؤلاء إلاّ صيحة وحدة

«ينظر» (از مصدر «نظر») به معناى «انتظار» است و مقصود از «صيحة» عذاب استيصال مى باشد كه ممكن است به صورت صاعقه و بانگ سهمگين باشد. آمدن كلمه «واحدة» نيز براى اشاره به ناگهانى و يكباره بودن نزول عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 16 - 5

5 - تهديد شدن سران كفر و شرك در صدراسلام ، به مؤاخده شدن همچون مؤاخذه فرعون

إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شهدًا عليكم . .. فعصى فرعون الرسول فأخذنه أخذًا وبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 2

2 - سران كفر و شرك ، مورد تهديد خداوند به عذاب و شكست

ذرنى و من خلقت وحيدًا

156- تهمتهاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 7،12

7 - سران كفر و شرك ، سازندگان تهمت و افترا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تخريب گران افكار عمومى جامعه صدراسلام بودند .

و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

از جمله «إن تتّبعون إلاّ. ..; پيروى نمى كنيد مگر...» استفاده مى شود كه دو گروه در جامعه بودند: 1- گويندگان اين سخن، 2- مخاطبان و پيروان. و به قرينه صفت «الظالمون» مى توان گفت كه: «گويندگان از سران كفر و شرك بودند».

12 - تهمت سحر زدگى ، آخرين توجيه و حربه سران كفر و شرك عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

سران كفر و شرك، به ترتيب چند تهمت و افترا را عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كردند كه اولين آن، تهمت دروغ گويى به آن حضرت و خدشه در اصالت وحى بود. آخرين آن نيز تهمت سحرزدگى به ايشان بود. در تاريخ آمده است كه گويندگان اين سخن عتبة بن ربيعه، ابوسفيان و ... بوده اند كه از سران شرك و كفر به شمار مى آمدند. بنابراين آنچه در تاريخ آمده، مؤيد ديگرى براى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 6

6 - سران شرك و كفر ، هدف و انگيزه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از دعوت به يكتاپرستى را ، دستيابى به رياست و آقايى بر دينداران مى دانستند .

أجعل الألهة إلهًا وحدًا . .. إنّ هذا لشىء يراد

برداشت ياد شده، براساس اين ديدگاه است كه «هذا» اشاره به يكتاپرستى و نفى آيين شرك (مضمون دعوت پيامبراسلام) باشد و مقصود از «شىء يراد» سيادت و آقايى بر مردم باشد كه در نگاه سران كفر، هدف و آرزوى پيامبراسلام بود; زيرا با

يكى شدن پرستش ها، قهراً آن حضرت رهبرى امت يكتاپرست را به عهده مى گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 7 - 4

4 - سران كفر و شرك ، كلام توحيدى و يكتاپرستى رسول خدا را ، سخنى دروغ و ساختگى مى پنداشتند .

إن هذا إلاّ اختلق

مقصود از واژه «اختلاق» - هنگامى كه در وصف كلامى آورده شود - سخن ساختگى و دروغى است كه سابقه نداشته باشد.

157- ثروتمندى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 6

6- سازندگان آيين شرك و بت پرستى برخوردار از رياست ، مكنت و ثروت بودند .

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا

158- جاهلانه بودن شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 2

2 - عقيده به شريك داشتن خداوند ، عقيده اى جاهلانه است .

على أن تشرك بى ما ليس لك به علم

آوردن قيد «ما ليس لك به علم» براى شرك، حكايت از آن دارد كه اساس شرك، بر جهل استوار است.

159- جرم رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 2

2 - سردمداران شرك و كفر و توده هاى كافر و مشرك ، در پيشگاه عدل الهى مجرم اند .

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمين» دو گروه پيشوايان شرك و توده هاى مشرك اند كه در آيات پيشين از آنان سخن به ميان آمد.

160- جرم شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 35 - 6

6 - كفر و شرك ، جرم است و كافران و مشركان از تبهكاران اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين

از مقابله مجرمان با مسلمانان به دست مى آيد كه مقصود از آن، كافران و مشركان است.

161- جنگ با رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 8،12

8 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به پيكار با سران و پيشوايان شرك و كفر ، در صورت نقض پيمان صلح از سوى آنان ، فراخواند .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر

12 - پيكار با سران شرك و كفر ، به منظور وادار كردن آنان به رعايت عهد و پيمان و بازداشتن ايشان از ضربه زدن به اسلام و مسلمانان است .

و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر ... لعلهم ينتهون

162- جنيان و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 3

3 - جن ، پيش از نزول قرآن ، از دروغ و ساختگى بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند آگاه نبودند .

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . .. و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذ

163- جهل رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 18،19

18 - سران كفر و شرك و پيروان آنان، بى خبر از مضاعف بودن عذاب يكديگر

لكل ضعف و لكن لاتعلمون

مفعول «لاتعلمون» به قرينه «لكل ضعف»، ان لكل ضعفا است.

19 - سران شرك و كفر و پيروانشان، بى خبر از مضاعف بودن عذاب خويش

لكل ضعف و لكن لاتعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه سران شرك نيز، همچون پيروان آنان، مخاطب «لاتعلمون» باشند.

164- حاميان شرك در دوران نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 12

12 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت كفر و شرك و عليه دعوت توحيدى آن حضرت بود .

قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله وولده إلاّ خسارًا

165- حتميت عذاب رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 6

6 - چشيدن عذاب دوزخ براى مشركان و سران آنان ، وعده حتمى و تخلف ناپذير خداوند

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

برداشت ياد شده از آن جا است كه «حَقَّ» به معناى «ثَبَتَ» و «لَزَمَ» است و ثابت و لازم بودن عذاب، حاكى از حتمى و تخلف ناپذير بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 3

3 - اشتراك عذاب و كيفر رهبران شرك و كفر و توده هاى مشرك و كافر ، وعده حتمى خداوند

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

166- حتميت گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 - گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

167- حرمت شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 7

7 - شريك براى خدا پنداشتن از محرمات الهى است.

ألا تشركوا به شيئا

«أن» در «ألا تشركوا» تفسيريه و «لا» ناهيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 6

6 - پندار وجود شريك براى خداوند و افتراى بر او از محرمات الهى است.

أن تشركوا بالله ما لم ينزل به سلطنا و أن تقولوا على الله ما لا تعلمون

168- حق ستيزى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 2

2 - سران كفر و شرك ، آن چنان لجوج و حق ستيز بودند كه تنها نزول عذاب ناگهانى پايان بخش تكذيب آنان بود .

و ما ينظر هؤلاء إلاّ صيحة وحدة

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از اين كه كافران تنها در انتظار نزول عذاب سهمگين هستند، بيان اين حقيقت است كه آنان از سر لجاجت، بر راه نادرست خود تا پايان عمر پاى مى فشرند و به حقيقت اسلام تن درنمى دهند.

169- حق ناپذيرى اكثريت رهبران شرك صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 2

2 - بيشتر سران كفر و شرك در صدراسلام ، دچار روح لجاجت و حق ناپذيرى و مصمم بر نپذيرفتن ايمان

فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 10 - 2

2 - بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، گرفتار روح لجاجت و حق ناپذيرى بودند .

و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

170- حق ناپذيرى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 8

8 - سران كفر و شرك در صدراسلام ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

بل لمّا يذوقوا عذاب

جمله «بل لمّا يذوقوا عذاب» (بلكه هنوز عذاب مرا نچشيده اند) كنايه از اين نكته است كه آنان آن چنان در شك و ترديد نسبت به قرآن به سر مى برند و زير بار رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) نمى روند كه تنها با چشيدن عذاب الهى دست از مخالفت برمى دارند و به سخن حق تن در مى دهند. اين نكته نشانگر اوج لجاجت و حق ناپذيرى آنان است.

171- حقيقت شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 2،8

2 - شرك، باطل و اعتقاد به آن تحميل دروغ بر خويشتن است.

انظر كيف كذبوا على أنفسهم

جمله «كذبوا . ..» بيان حال مشركان در دنيا مى تواند باشد. يعنى مشركان در دنيا با عقيده شرك بر خود نيز دروغ بستند. زيرا فطرت و جان آدمى گواه بر توحيد است.

8 - شرك، افترا و پندارى باطل و ساختگى است.

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 2

2 - شركورزى ، افترا بر خداوند است .

قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 7

7 - آيين شرك ، بر شالوده عبادت براى آلهه و نفى عبادت « اللّه » بنا شده است .

الذين تعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 6

6 - شرك ، انحراف از دين حنيف و صراط مستقيم است .

و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لاتكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 12

12- شركورزى و پرستش غير خدا ، طغيان گرى و تجاوز از حقيقت است .

و لاتطغوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 13

13- شريك براى خدا پنداشتن ، در حقيقت ايمان نداشتن به اوست .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله . .. اتبعت ملّة ءاباءِى ... ما كان لنا أن نشرك

از جمله «ما كان لنا أن نشرك بالله» معلوم مى شود مراد از «لايؤمنون بالله» در آيه قبل ، اين است كه براى خدا شريك مى پندارند. تعبير كردن از شركورزى به ايمان نداشتن به خدا ، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 16،18

16- توحيد و يكتاپرستى ، آيينى بدون كمترين انحراف و كجى ، و شرك پندارى منحرف و نادرست است .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

«قيّم» به معناى مستقيم و بدون انحراف و كجى است.

18- توحيد و يكتاپرستى ، آيينى استوار و متكى بر برهان ، و شركْ پندارى سست و بى بنياد است .

ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً . .. أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

از معانى «قيّم» مستقيم و استوار است و از آن جا كه يوسف(ع) پس از اقامه برهان بر توحيد و لزوم يكتاپرستى و يادآورى نبود دليل بر شرك و پرستش غير خدا، فرمود: «ذلك الدين القيم» معلوم مى شود: ثبات و استوارى توحيد به خاطر برهانى بودن آن، و سستى شرك ناشى از نبود دليل بر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 10

10- مؤثر دانستن افراد در محافظت از چيزى و يا شخصى ، موجب شرك نمى شود و با توكّل و مقام نبوّت تنافى ندارد .

كما أمنتكم على أخيه من قبل

به دليل آيه 38 از همين سوره (ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء) يعقوب(ع) هرگز به اندكى از شرك نيز گرايش نداشت و عبارت (كما أمنتكم على أخيه) مى رساند كه يعقوب(ع) فرزندانش را امين پنداشت و حفاظت از يوسف(ع) را برعهده آنان سپرد. بنابراين مؤثر دانستن افراد در حفاظت از چيزى شرك آور نيست و با مقام نبوت نيز ناسازگار نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 4

4- شرك ، ظلم به نفس است .

و يقول أين شركاءى . .. الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 10

10- شرك به خدا ، كفران نعمت هاى اوست .

أفبنعمة الله يجحدون

برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه مشركان مكه مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 5

5- پرستش غير خدا ، ايمان به باطل و كفران نعمت هاى الهى است .

أفبالبطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون . و يعبدون من دون الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 7

7- شرك ، كفر به خداوند است .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة . .. على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 3

3- بت پرستى و شرك ، ضلالت و گمراهى آشكار است .

ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 9

9 - شرك و بت پرستى ، حركتى است مخالف جريان طبيعى نظام هستى .

أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و كثير حقّ عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 12

12 - شرك ورزى ، دور شدن از طهارت و پاكى و آلوده شدن به پليدى و ناپاكى است .

أن لاتشرك بى شيئًا و طهّر بيتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 10،11

10 - شرك ، در حقيقت كفر به خدا و انكار صفات كمالى او است .

و من يدع مع اللّه . .. إنّه لايفلح الكفرون

«كافرون» مى تواند در مقابل «مؤمنون» باشد و يا در مقابل «شاكرون». برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

11 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى خدا و ناسپاسى در برابر ربوبيت او است .

و من يدع مع اللّه . .. إنّه لايفلح الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 10

10 - شرك ، متكى بر تبليغات فريبكارانه است .

بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 15،17

15 - شرك به خداوند ، كفران نعمت هاى الهى است .

ثمّ إذا خوّله نعمة منه . .. و جعل للّه أندادًا

«ندّ» (مفرد «انداد») به معناى مثل و نظير است و مقصود از آن شريك در كار خداوند است.

17 - آيين شرك ، آيينى راه زن و گمراه كننده

و جعل للّه أندادًا ليضلّ عن سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 8

8 - شرك ، در واقع كفر به خدا و انكار او است .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه پيش از طرح مسأله شرك به خدا، مسأله كفر به خدا مطرح گشته و دعوت به شرك، دعوت به كفر به خدا دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 6

6 - شريك پنداشتن براى خدا ، به منزله كفر و انكار خدا است .

كنّا به مشركين . .. خسر هنالك الكفرون

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه در آيه شريفه از مشركان، به كافران تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 11

11 - شرك ، آيينى انحرافى و مشركان مردمانى منحرف از راه راست

أنّما إلهكم إله وحد فاستقيموا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 4

4 - آيين شرك ، انديشه اى دنيامدار و فاقد گرايش به آخرت

من كان يريد حرث الدنيا . .. أم لهم شركؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 2

2 - شرك و حق ستيزى ، امرى مبتنى بر حدس و گمان و فاقد دلايل مستند

أم يحسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 3

3 - راه كفر و شرك ، آميخته با ماده گرايى و سرگرمى هاى پوچ و بدفرجام

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 8

8- شرك ، دروغ و افترا به خداوند است .

ات-ّخذوا من دون اللّه . .. و ذلك إفكهم و ما كانوا يفترون

«ذلك» اشاره به اتخاذ آلهه است - كه از «اتّخذوا من دون اللّه» استفاده مى شود - و «إفك» در آيه شريفه مصداقى جز شرك و وسيله تقرب قرار دادن آلهه ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 7

7 - بد گمانى به خداوند ، روح اصلى نفاق و شرك

المنفقين . .. والمشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء

با توجّه به اين كه «الظانّين. ..» صفت براى هر دو گروه (منافقان و مشركان) است و در اين جا از ميان همه اوصاف آنان، اين صفت اختصاص به ذكر يافته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 14

14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .

و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا

مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.

172- خدا و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 1

1 - خداوند ، هرگز به شرك و بندگى غير او فرمان نداده است .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه

173- خطر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 6

6 - هشدار خداوند به مؤمنان در مورد خطر گرايش آنان به كفر و شرك

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

مخاطب قرار دادن مؤمنان و سپس بيان سرنوشت شرك آلود اهل كتاب، تعريضى به مخاطبان است كه چنين خطرى شما را نيز تهديد مى كند و هشيار باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 22 - 5

5- همه انسان ها ، در معرض خطر شركند .

لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «لاتجعل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز باشد. بنابراين از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مخاطب اين هشدار قرار گرفته است، معلوم مى شود كه ابتلاى به شرك خطرى است همگانى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 9

9- انسان ، همواره در معرض ابتلا به شرك و نيازمند به هشدار است . *

لاتجعل مع الله إلهًاءاخر . .. و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه ... لاتجعل مع ال

تأكيد بر پرهيز از شرك در اين مجموعه آيات (آيه 22 - 38) كه درباره مباحث مختلف خانوادگى و اجتماعى است بيانگر اين نكته است كه احتمال لغزش انسانها زياد است و بايد به آنها توجه داده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 59 - 3

3 - شرك ، خطرى جدى در مسير انسان ها است .

و الذين هم بربّهم لايشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 3

3 - ابتلاى به شرك ، خطرى جدى در مسير عقيده و عمل انسان

فلاتدع مع اللّه إِلهًا ءاخر

نهى الهى - آن هم در ظاهر خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - نشانگر آن است كه اصولاً انسان در معرض چنين خطرى قرار دارد; زيرا وقتى آن حضرت مورد هشدار قرار گيرد، تكليف ديگران روشن است.

174- خطر گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 1

1 - هشدار خداوند به يكايك پيامبران در باره گرايش پيدا كردن به شرك و پرستش غير او

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

مفرد آمدن خطاب در «أشركت» و «عملك» - با آن كه همه پيامبران مخاطب وحى الهى بودند - مى رساند كه اين وحى به يكايك پيامبران به طور جداگانه و مستقل، ابلاغ شده است.

175- درخواست شغل از حكومت شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 7

7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك

قال اجعلنى على خزائن الأرض

176- دروغ بودن شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 5 - 2،6

2 - آگاهى و اعتراف گروهى از جن ، به دروغ بودن شرك ، همسرگزينى و فرزنددارى خداوند

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

6 - شريك داشتن خداوند و همسر و فرزند گزيدن او ، كذب محض و ساخته دست انس و جن است .

و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا

177- دشمنى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 13

13 - سران كفر و شرك ، براى جلوگيرى از نفوذ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و گسترش اسلام ، از شيوه هاى گوناگون تبليغى و سياسى و از راهبرد هاى متنوع و ممكن استفاده مى كردند .

و قالوا أسطيرالأوّلين . .. مالِ هذا الرسول يأكل الطعام ... إن تتّبعون إلاّ رجل

تهمت دروغ پردازى و سحرزدگى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايراد و خرده گيرى از ايشان، حاكى از گوناگونى شيوه ها و راه هاى مبارزه كافران با پيامبر و قرآن است. گفتنى است تعبير «ضربوا لك الأمثال; براى تو مثل ها زده و توصيف ها كرده اند» در آيه بعد، مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 2

2 - گفت و گوى اعتراض آميز و خصومت گونه مشركان فريب خورده با پيشوايان فريب كار خود بر سر راه دوزخ

و قفوهم . .. و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

مقصود از «على بعض» - به قرينه سه آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان و. ..) - پيشوايان فريب كاراند. بر اين اساس،

گفت و گوى مشركان با پيشوايان شان از سر اعتراض و خصمانه خواهد بود.

178- دعوت به اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 20

20- هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .

و لاتتولوا مجرمين

«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 15

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 3

3- يوسف ( ع ) ، هم بندان خويش را به توحيد و دورى از شرك فراخواند .

يص-حبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 4

4- دعوت به توحيد و نفى شرك ، روح اديان الهى

و قال الله لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 6

6 - توحيد و يكتاپرستى ، راه خدا و اسلام ، فراخوان مردم به پيمودن اين راه و ترك آيين هاى شرك

و من الناس من يجدل فى اللّه . .. ليضلّ عن سبيل اللّه

179- دعوت به ترك شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 4

4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

180- دعوت به رد شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 20 - 4

4 - توحيد و نفى شرك ، اساس و محور دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل إنّما أدعوا ربّى و لاأُشرك به أحدًا

181- دعوت به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 18

18 - مشركان، مرتدان متحير را به شرك دعوت مى كنند و خود را هدايت يافته مى پندارند.

له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

مراد از «اصحاب»، بنا بر يك احتمال، مشركان و منحرفانى هستند كه مرتدان را تشويق مى كنند و به جانب خود سوق مى دهند و راه خود را طريق هدايت مى شمارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 7

7 - تلاش اغواگرانه - به اعتقاد پيشوايان شرك - تنها دعوت و فراخوانى است ; نه اجبار و سلب كردن اختيار از ديگران

أغوينهم كما غوينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 1

1 - مردم مصر ( قبطيان و فرعونيان ) ، مؤمن آل فرعون را به كفر و شرك به خدا فراخواندند .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 1

1 - توصيه أكيد صاحبان زر و زور به مردم در عصر نوح ( ع ) ، به دست بر نداشتن از عبادت معبود هاى خويش

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم

«إله» (مفرد «آلهه») به معناى معبود است. گفتنى است تأكيد در برداشت ياد شده از آمدن «ن» تأكيد ثقيله «لاتذرنّ» استفاده مى شود.

182- دعوت به شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 5،9

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر عقيده توحيدى خويش و نفى شرك و نيز لزوم فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، از دليل و حجّتى روشن برخوردار بود .

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

«بصيرة» به معناى حجت و دليل روشن است (لسان العرب). آيات قبل و نيز آيه مورد بحث، بيانگر متعلق «بصيرة» است كه در برداشت، برخى از آنها آورده شد. قابل ذكر است كه در تركيب اين فراز چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه «على بصيرة» خبر براى «أنا» و «من اتبعنى» عطف بر «أنا» است ; يعنى: «أنا و من اتبعنى على بصيرة».

9- پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «على بصيرة» متعلق به «أدعوا» باشد. بر اين مبنا «أنا» تأكيد براى ضمير «أدعوا» و «من اتبعنى» عطف بر فاعل «أدعوا» مى شود ; يعنى: «أنا أدعوا إلى الله على بصيرة و من اتبعنى يدعو إلى الله على بصيرة».

183- دعوت رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 - سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

184- دفاع اخروى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 29 - 1

1 - پيشوايان شرك ، در روز رستاخيز در برابر اتهام داشتن نقش در فريب و گمراهى مشركان ، به دفاع برخاسته و به تبرئه خود خواهند پرداخت .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا . .. قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

185- دلايل اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 5

5- يگانگى خداوند و باطل بودن هر معبودى غير از او ، دليل لزوم اجتناب از شرك

و قال الله لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد

جمله «إنما هو إله واحد» تعليل براى نهى «لاتتخذوا» است و دلالت دارد بر وحدانيت خداوند و بطلان هر چه كه غير خداست و به خدايى خوانده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 12

12 - ظالمانه بودن شرك ، دليل لزوم اجتناب از آن است .

لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظلم عظيم

186- دلايل بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 5

5 - خداوند هيچ دليلى كه گواه نقش شريكانى براى خود در تدبير و ربوبيت جهان باشد، نازل نفرموده است.

ما لم ينزل به عليكم سلطنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 2،4

2 - چون جنيان، مخلوق خدا هستند، شريك او نمى توانند باشند.

و جعلوا لله شركاء الجن و خلقهم

4 - مخلوق نمى تواند شريك خالق خود باشد.

و جعلوا لله شركاء الجن و خلقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 149 - 3

3 - خداوند داراى دلايل و حجتهاى رسا بر نفى پندار جبر و عقايد شرك است.

قل فلله الحجة البلغة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 4

4 - ناتوانى معبودان اهل شرك از هدايت آنان و اجابت خواسته هايشان ، دليل بطلان شرك و شايسته نبودن آنها براى پرستش

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 6

6 - ناتوانى معبودان اهل شرك در دفاع از خود و ديگران ، دليلى بر بطلان شرك است .

و لايستطيعون نصركم و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 8

8 - ناتوانى معبودان اهل شرك از اجابت درخواست ها ، شنيدن سخنان و ديدن اشيا ، دليل بطلان شرك و ناروايى پرستش غير خدا

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا . .. و هم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 31 - 13

13 - وحدت تدبير در جهان آفرينش ، نشانه وحدت ربوبيت و بى اساس بودن انديشه شرك است .

و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه

وحدت تدبير از وحدت مدبر - كه جمله «و من يدبر الأمر» بر آن دلالت دارد - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 4

4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 10

10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها

ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ

حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 4

4 - گردش شب و روز در سايه تدبير خدا ، آيتى روشن بر بطلان مرام شرك و پوچى خدايان ديگر

بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ ما يدعون من دونه هو البطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 10

10 - عجز و ناتوانى خدايان از بازپس گرفتن چيز ربوده شده از آنان به وسيله موجود ناتوانى چون مگس ، يكى ديگر از دلايل

بديهى و غير قابل انكار بر بى اساس بودن انديشه و مرام مشركان

و إن يسلبهم الذباب شيئًا لايستنقذوه منه

«سَلَب» (مصدر «يسلب») به معناى ربودن و «إستنقاذ» (مصدر «يستنقذون») به معناى رهانيدن و بازپس گرفتن است; يعنى، اگر همان مگس چيزى را از آنها بربايد، نمى توانند آن را از او بازپس گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 91 - 7

7 - نظام هماهنگ و سامان مند جهان ، دليل يگانه بودن خدا و بطلان پندار شرك

و لعلا بعضهم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 11

11 - نظام هستى ، شاهدى گويا بر يگانگى خداوند و پوچى و بطلان شرك

أمّن خلق السموت. .. أءله مع اللّه

در آيه مورد بحث، خداوند نخست، نمودهاى قدرت بى چون خود را در نظام طبيعت به رخ انسان كشيده و مظاهر هماهنگ آن را به وى نمايانده است و پس از آن، وى را مورد خطاب قرار داده كه: آيا به جز او، خداى ديگرى نيز وجود دارد كه شريك و همتاى او قرار گيرد؟ پاسخ اين است كه: هرگز!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 6

6 - ستارگان راهنما ، باد هاى بشارت بخش و باران هاى رحمت آفرين ، نشانه هاى روشن توحيد و پوچى و بطلان شرك

أمّن يهديكم . .. أءله مع اللّه

مفاد جمله «أءله مع اللّه» با توجه به صدر آيه اين است كه: با وجود اين نشانه ها - كه بيانگر نقش اراده خدا در حيات بشر است - مجالى براى روى آوردن به غيرخدا نمى ماند; زيرا اصولاً كسى جز او نقشى در تدبير نظام هستى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 11

11 - عزت و حكمت خداوند ، مقتضى نداشتن هرگونه شريكى است .

كلاّ بل هو اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 11

11 - ناتوانى معبود ها از شفاعت كردن به پيشگاه خداوند و نجات دادن پرستندگان خويش به هنگام گرفتارى ، دليل ناشايستگى آنها براى پرستش

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا و لاينقذون

برداشت ياد شده به جهت اين نكته است كه جمله «إن يردن الرحمان. ..» در مقام تعليل براى جمله «ءأتّخذ من دونه» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 3

3 - ناكارآمدى معبود هاى مشركان در قيامت ، گواه نادرستى كرنش و عبادت در برابر آنها در دنيا

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 6

6- انديشه در ماهيت بت ها ، كافى براى پى بردن به بطلان شرك

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

187- دلايل بطلان شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 3

3 - محدوديت دانش غيرخدا ، دليل شايسته نبودن آنان براى پرستش

قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّ اللّه

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جهت گيرى اصلى در اين آيه، نفى شرك مى باشد.

188- دلايل بى منطقى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 6

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصايب ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا

روى سخن در اين سوره با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دليلهاى روشن توحيد ربوبى و پوچى انديشه شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 6

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، هنگام گرفتارى و مصيبت ها ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

روى سخن در اين سوره، با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دلايل روشن بر اثبات توحيد الهى و پوچى انديشه شرك است.

189- دلايل پوچى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 5

5 - جهان و نظام آن ، زمينه اى مناسب براى خدا شناسى و ره يابى به توحيد و پوچى مرام شرك

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ . .. و أنّ اللّه هو العلىّ الكبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 7

7 - اجابت دعاى انسان در شرايط اضطرار و حل مشكلات وى ، از سوى خداوند ، نشانى روشن از يگانگى او و پوچى و بطلان شرك

أمّن يجيب المضط-ّر . .. و يكشف السوء ... أءله مع اللّه

«أءله مع اللّه»; يعنى، با توجه به اين كه تنها خداوند در شرايط اضطرار مى تواند نجات دهنده انسان ها باشد، آيا مجالى براى روى آورى به غيرخدا هست؟ هرگز!

190- دلايل رد شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 11

11- ربوبيت و تدبير خداوند بر عرش ( مركز اداره جهان ) ، دليل يگانگى او و نبودن شريك و معبود ديگرى در عالم هستى است .

لو كان فيهما ءالهة . .. فسبحن اللّه ربّ العرش عمّا يصفون

«ربّ العرش» صفت براى اسم جلاله (اللّه) است. توصيف خداوند به اين صفت - پس از نفى معبودها و خدايان ديگر در عالم مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه صفت «ربّ» و تدبير امور، تنها در انحصار خداوند است و شريكى براى او نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام در دست داشتن دلايل و برهان هاى روشن بر بطلان عقيده شرك آلود و درستى آيين توحيدى

إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 1 - 8

8 - عزّت و حكمت خداوند ، نشانه منزّه بودن او از هر عيب و نقص ( همچون داشتن شريك و . . . )

ما فى السموت و الأرض و هو العزيز الحكيم

توصيف خداوند به «عزيز» و «حكيم» بودن - پس از يادآورى تسبيح همه موجودات براى خداوند - حكايت از آن دارد كه حقيقتى مانند خداوندِ عزيز و حكيم، از هر عيب و نقصى (مانند داشتن شريك) مبرّا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 2 - 2

2 - انحصار فرمانروايى براى خداوند ، نشانه منزّه بودن او از هر عيب و نقصى ( همچون داشتن شريك و . . . )

سبّح للّه ما فى السموت . .. له ملك السموت و الأرض

ذكر فرمانروايى انحصارى خداوند - پس از ياد كردن تسبيح موجودات عالم براى او - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 11

11 - خداوند ، با چيزى تركيب نمى شود .

أحد

برگزيدن تعبير «أحد» بر «واحد»،به اين دليل است كه «واحد»، در شمارش قرار مى گيرد و ممكن است چيزى به آن ضميمه شود; ولى «أحد» چنين نيست. (مجمع البيان)

191- دلايل شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر عقيده توحيدى خويش و نفى شرك و نيز لزوم فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، از دليل و حجّتى روشن برخوردار بود .

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

«بصيرة» به معناى حجت و دليل روشن است (لسان العرب). آيات قبل و نيز آيه مورد بحث، بيانگر متعلق «بصيرة» است كه در برداشت، برخى از آنها آورده شد. قابل ذكر است كه در تركيب اين فراز چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه «على بصيرة» خبر براى «أنا» و «من اتبعنى» عطف بر «أنا» است ; يعنى: «أنا و من اتبعنى على بصيرة».

192- دليل بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 8

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى

مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

193- دنياطلبى در شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 4

4 - آيين شرك ، انديشه اى دنيامدار و فاقد گرايش به آخرت

من كان يريد حرث الدنيا . .. أم لهم شركؤا

194- دنياطلبى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 5

5- دستيابى به منافع مادى و رسيدن به حكومت و مقام ، انگيزه اصلى سازندگان آيين شرك و بت پرستى

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا

جمله «قل تمتعوا» (بگو برخوردار شويد)، پيش از جمله «فإن مصيركم إلى النار»، مى تواند كنايه از آن باشد كه هر چند شما به دنبال تمتع و كاميابى از دنيا هستيد، ولى مسير و نهايت كار شما دوزخ است. گفتنى است موضوع رسيدن به حكومت و مقام، از جمله «و أحلّوا قومهم ...» استفاده شده است.

195- راههاى تنبه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 2

2 - سران كفر و شرك ، آن چنان لجوج و حق ستيز بودند كه تنها نزول عذاب ناگهانى پايان بخش تكذيب آنان بود .

و ما ينظر هؤلاء إلاّ صيحة وحدة

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از اين كه كافران تنها در انتظار نزول عذاب سهمگين هستند، بيان اين حقيقت است كه آنان از سر لجاجت، بر راه نادرست خود تا پايان عمر پاى مى فشرند و به حقيقت اسلام تن درنمى دهند.

196- رد دعوت به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 6،7

6 - از هر دعوت و تلاش شرك آلودى ، بايد سرپيجى كرد .

و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

7 - هشدار خداوند ، به فرزند ، درباره جواب مساعد دادن به دعوت و تلاش والدين در جهت مشرك ساختن او

و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

197- رد شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 16،21

16 - همتا و همسانى براى خداوند نيست .

فلا تجعلوا للّه أنداداً

«ند» (مفرد أنداد) به معناى مثل و نظير است.

21 - براى خدا شريك و همتا پنداشتن ، با علم و انديشه صحيح ناسازگار است .

فلا تجعلوا للّه أنداداً و أنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 10

10 - شريكى براى خدا در مالكيت جهت ها و مكان ها وجود ندارد .

للّه المشرق و المغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 5

5- خداوند ، هيچ رخصتى براى پرستش معبود هاى اهل شرك نداده است .

ما أنزل الله بها من سلطن

برداشت فوق، ناظر به اين مطلب است كه مراد از «سلطاناً»، حجت و دليل نقلى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 27

27- موجودى كه خود مخلوق خداوند است نمى تواند شريك خدا در ربوبيت بوده و به خدايى پذيرفته شود .

أم جعلوا لله شركاء . .. قل الله خلق كل شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ رهنمود خداوند به مشركان ، در اثبات توحيد و نفى شرك

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 8

8- خداوند ، تنها فرمانرواى هستى و مبرّا از داشتن هرگونه شريك در جهاندارى

و لم يكن له شريك فى الملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 15

15- اعتقاد به ربوبيّت و الوهيت براى غيرخدا ، پندارى بسيار دور از حقّ و واقعيت

لن ندعوا من دونه إلهًا لقد قلنا إذًا شططًا

«شطط» به معناى دورى از حق و افراط و زياده روى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 17،23

17- هيچ موجودى - حتى پيامبران - براى قرار گرفتن در كنار خدا ، به عنوان شريك ، صلاحيّت ندارند .

قل إنّما أنا بشر مثلكم . .. إلهكم إله وحد ... و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

23- « الحسن بن على الوشّاء قال : دخلت على الرضا ( ع ) و بين يديه إبريق يريد أن يتهيأ منه للصلاة . فدنوت منه لأصبّ عليه فأبى ذلك و قال : . . . أما سمعت اللّه عزّوجلّ يقول : « من كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صالحاً و لايشرك بعبادة ربّه أحداً » وها أنا ذا أتوضأ للصلاة و هى العبادة فأكره أن يشركنى فيها أحد ;

حسن بن على وشّاء گفت: بر امام رضا(ع) وارد شدم. در مقابل ايشان، ظرف آبى بود كه مى خواست از آن (وضو بگيرد و) براى نماز آماده شود. نزديك شدم كه آب را بر دست اش بريزم، امام نپذيرفت و فرمود: مگر نشنيده اى كه خداى عزّوجلّ مى فرمايد: «...و لايشرك بعبادة ربّه أحداً»؟ من، اكنون مى خواهم براى نماز، وضو بگيرم و آن عبادت است و خوش ندارم كسى با من در آن شريك گردد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 10

10 - توجه به منبع يگانه تشريع ، مقتضى پذيرش معبوديت خدا و نفى پرستش گرى غير او

و لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا . .. فإلهكم إله وحد

«فاء» در «فإلهكم» تفريعيه بوده و بيانگر اين نكته است كه هر كس پيرامون مراسم قربانى، انديشه كند و ببيند كه همه امت هاى پيشين داراى يك رويه مشترك در آن بودند (همه موظف بودند كه قربانى را با نام خدا و به منظور تقرب به او ذبح كنند) پى خواهد برد كه سرچشمه تشريع قربانى، تنها خداوند است و اگر خدايان ديگرى وجود مى داشتند، قهراً اين مراسم به صورت هاى ديگرى نيز تشريع مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 11

11 - ساحت خداوند ، از داشتن هرگونه شريك منزّه و برتر است .

تعلى عمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 43 - 3

3 - ساحت خداوندِ هستى ، مبرّا از آلودگى و شرك

سبحن اللّه عمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 4 - 2

2 - آگاه ساختن مشركان به غير قابل پذيرش بودن شرك براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه الهى آن حضرت

قل يأيّها الكفرون . .. و لا أنا عابد ما عبدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 13

13 - تعدد درباره خداوند ، امكان پذير نيست .

أحد

در فرق «أحد» و «واحد» گفته شده است كه مى توان براى «واحد» دومى قرار داد; ولى «أحد» چنين نيست; زيرا «أحد» تمام جنس خود را فرامى گيرد. (مجمع البيان)

198- رد شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 7

7- استفاده و كمك گرفتن از عوامل گمراهى در كار تدبير عالم ، دور از ساحت خداوند است .

و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا

جمله «ما كنت» (من اين چنين نبوده و نيستم) بيان سنت و قاعده اى در كار خداوند است. «مضلّ»، يعنى «گمراه كننده» و مصداق آن، در آيه، شياطين هستند. «عضد» به معناى «بازو» است و مراد از آن، در اين جا، كمك كار و ياور است.

199- رد شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 9

9 - ضرورت پرستش خداوند و باور به نبودن معبودى سزاوار پرستش جز او

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

200- رواج شرك در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 5 - 5

5 - رواج آيين شرك و پرستش معبود هاى متعدد ، در ميان مردم عصر بعثت و نبود آيين يكتاپرستى در بين آنان

أجعل الألهة إلهًا وحدًا إنّ هذا لشىء عجاب

از اظهار شگفتى شديد كافران از دعوت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) به يكتاپرستى، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

201- روش اضلال رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 2

2- سران كفر و شرك ، براى منحرف كردن مردم از مسير خدا و توحيد ، به ساختن شبيه و مانند براى خداوند روى آوردند .

أحلّوا قومهم دار البوار . .. و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله

از سياق اين آيه و آيات قبل استفاده مى شود كه درباره سران كفر و شرك است . زيرا مبتلا كردن مردم به سرنوشت و جايگاه شوم (و أحلّوا قومهم دار البوار) و نيز مانند درست كردن براى خدا و اضلال مردم از راه خدا (و جعلوا لله أنداداً ليضلّوا عن سبيله) كار رهبران و سران كفر و شرك است.

202- روش اغواگرى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 5

5 - استفاده از قدرت و تظاهر به خيرخواهى ، از روش هاى پيشوايان كفر و شرك براى فريب و گمراهى توده ها

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

203- روش برخورد رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 6

6- استفاده از احساسات و عقايد دينى مردم و تحريك آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى سران شرك و كفر در برخورد با آن حضرت

أهذا الذى يذكر ءالهتكم

از اين كه كفار مكه، مردم را مخاطب خود قرار داده و «آلهتكم» گفته اند و نه «آلهتنا» استفاده مى شود كه آنان از احساسات و عقايد مردم عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بهره مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 2

2 - استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كار هميشگى و روش سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

آمدن فعل «يقولون» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين گفتار دارد.

204- روش بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات حقانيت توحيد و بطلان شرك ، از روش مدارا و تدريج استفاده مى كرد .

قل من يرزقكم . .. و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل ... لاتسئلون عمّا أجرمنا

205- روش شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 58 - 6

6 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بت ها و سالم باقى گذاشتن بت بزرگ ، تدبيرى از سوى آن حضرت براى جلب نظر مردم و توجه دادن آنان به بطلان بت پرستى بود .

و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم . .. فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون

«فاء» در «فجعلهم» يا براى ترتيب است و يا براى تعقيب. در هر دو صورت گوياى اين است كه عمل حضرت ابراهيم(ع) مصداق همان حيله و تدبيرى بود كه بر آن سوگند ياد كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 4

4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .

فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 4

4 - شكستن ابّهت و تقدس بت ها ، در مرحله نخست و سپس گفتوگوى خردبرانگيز ، شيوه مبارزه ابراهيم ( ع ) با مشركان و مظاهر شرك

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّ

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز مبارزه با شرك و بت پرستى، ابتدا به سراغ بتكده رفته و ضمن به تمسخر گرفتن بت ها، آنها را درهم شكست. سپس با مخاطب قرار دادن مردم، آيين آنان را زير سؤال برد (أتعبدون ما تنحتون) و به تأمّل و انديشه واداشت.

206- روش شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات حقانيت توحيد و بطلان شرك ، از روش مدارا و تدريج استفاده مى كرد .

قل من يرزقكم . .. و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل ... لاتسئلون عمّا أجرمنا

207- روش شرك ستيزى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 15

15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل

إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.

208- روش مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 2

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله و براى ابطال عقايد شرك آميز قوم خويش تظاهر به خورشيدپرستى كرد.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 5

5 - تبليغ دين و دفاع صريح و قاطعانه از مواضع عقيدتى خود در محيط خفقان آور و پرخطر كفر و شرك ، بايد پس از طى مراحلى چون دفاع غيرمستقيم و برخورد دلسوزانه با مخالفان و . . . انجام گيرد .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. و مالى لا أعبد الذى فطرنى ... ءأتّخذ من دونه ءال

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنّى آمنت بربّكم. ..» - كه آخرين كلام مؤمن انطاكيه با مردم است - در مقام

نتيجه گيرى و بيان هدف نهايى او از مجموعه سخنانى است كه در ضمن پنج آيه پيش بيان شده است. بدين صورت كه او در ابتدا سخن خود را با لحنى خيرخواهانه و نرم آغاز كرد و در پايان با زبان صريح و قاطعانه، مواضع عقيدتى خود را اظهار داشت.

209- روش مبارزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 13

13 - سران كفر و شرك ، براى جلوگيرى از نفوذ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و گسترش اسلام ، از شيوه هاى گوناگون تبليغى و سياسى و از راهبرد هاى متنوع و ممكن استفاده مى كردند .

و قالوا أسطيرالأوّلين . .. مالِ هذا الرسول يأكل الطعام ... إن تتّبعون إلاّ رجل

تهمت دروغ پردازى و سحرزدگى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايراد و خرده گيرى از ايشان، حاكى از گوناگونى شيوه ها و راه هاى مبارزه كافران با پيامبر و قرآن است. گفتنى است تعبير «ضربوا لك الأمثال; براى تو مثل ها زده و توصيف ها كرده اند» در آيه بعد، مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 7

7 - سلب آزادى از مردم و ايجاد مانع بر سر راه آگاهى آنان از حقايق الهى ، از شيوه هاى مبارزه سران كفر و شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و انطلق الملأمنهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

پراكنده كردن توده هاى مردم از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توصيه به پايدارى بر عقيده خود از سوى سران كفر، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

210- رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 3

3- شيطان ، سردمدار دعوت مردم به شرك و بت پرستى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن

211- رهبران شرك در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 11

11 - دوزخيان پيرو پس از اجتماعشان در جهنم با سران كفر و شرك، عليه آنان اقامه دعوا خواهند كرد.

حتى إذا اداركوا فيها جميعا قالت أخريهم لأوليهم ربنا هؤلاء أضلونا

«حتى إذا اداركوا . ..» يعنى تا آنگاه كه امتها بر يكديگر ملحق و مجتمع گردند. «اداركوا» در اصل تداركوا بوده و پس از ساكن كردن تاء و ادغام آن در دال، همزه وصل به آن اضافه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 1

1 - سران كفر و شرك و پيروانشان پس از ورود به جهنم به مجادله و كشمكش خواهند پرداخت.

قالت أخريهم لأوليهم . .. و قالت أليهم لأخريهم فما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 2

2 - پيشوايان شرك و گمراه كنندگان خلق ، مصداق هاى بارز و قطعى دوزخيان

قال الذين حقّ عليهم القول

خداوند در آغاز آفرينش آدم، در پاسخ ابليس كه گفته بود: «ربّ بما أغويتنى لأُغوينهم أجمعين» فرمود: «لأملئنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين». كلمه «القول» اشاره به همين سخن خداوند دارد. بنابراين «الذين حقّ عليهم القول»; يعنى، آنان كه آن سخن خدا درباره ايشان مصداق و قطعيت يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 6

6 - چشيدن عذاب دوزخ براى مشركان و سران آنان ، وعده حتمى و تخلف ناپذير خداوند

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

برداشت ياد شده از آن جا است كه «حَقَّ» به معناى «ثَبَتَ» و «لَزَمَ» است و ثابت و لازم بودن عذاب، حاكى از حتمى و تخلف ناپذير بودن آن است.

212- رهبران شرك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 1

1 - سران و پيشوايان شرك ، به هنگام بازخواست پيروانشان از سوى خداوند در قيامت حاضر خواهند شد .

و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول

مراد از «الذين حقّ عليهم القول» (آنان كه سخن خدا درباره آنان مصداق يافت)، پيشوايان گمراهى و شرك اند. گفتنى است كه برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 1

1 - مشركانِ فريب خورده ، در عرصه قيامت رو در روى پيشوايان فريب كارِ خود قرار خواهند گرفت .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 6

6 - مشركان فريب خورده و پيشوايان شان در قيامت ، يكديگر را به دست داشتن در گمراهى و انحراف از مسير حق ، متهم خواهند كرد .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون . قالوا إنّكم كنتم تأتوننا ... قالوا ... و ما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 5

5 - اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت الهى در حضور مشركان در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 4

4 - اعتراف سردمداران شرك در عرصه قيامت به گمراهى خود

إنّا كنّا غوين

213- رهبران شرك و بطلان بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 4

4- سازندگان آيين شرك و بت پرستى به يگانگى خداوند و بطلان آيين بت پرستى آگاه بودند .

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا فإن مصيركم إلى النار

از تعبير «جعلوا لله أندادا» (براى خدا شريك قرار دادند)، و همچنين با توجه به اينكه اين كار مربوط به سران و سازندگان اصلى آيين شرك است، استفاده مى شود كه آنان آگاهانه و از روى عمد به چنين عملى دست زدند.

214- رهبران شرك و توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 4

4- سازندگان آيين شرك و بت پرستى به يگانگى خداوند و بطلان آيين بت پرستى آگاه بودند .

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا فإن مصيركم إلى النار

از تعبير «جعلوا لله أندادا» (براى خدا شريك قرار دادند)، و همچنين با توجه به اينكه اين كار مربوط به سران و سازندگان اصلى آيين شرك است، استفاده مى شود كه آنان آگاهانه و از روى عمد به چنين عملى دست زدند.

215- رهبران شرك و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 14

14 - قرآن ، كتابى پرجاذبه و شگفت آور در نظر سران كفر وشرك

و قالوا أسطيرالأوّلين . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

اسطوره خواندن قرآن و سحر دانستن آن از سوى سران كفر و شرك، گوياى اين نكته است كه اين كتاب الهى، همانند اسطوره، سحر و جادو، براى آنان جاذبه داشت.

216- رهبران شرك و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 2،3

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در نظر سران كفر و شرك ، فاقد هرگونه ملاك برترى و شايستگى براى رسالت و دريافت وحى الهى

أءنزل عليه الذكر من بيننا

همزه در «أءنزل» براى استفهام انكارى است و قيد «من بيننا» (از ميان ما) قرينه است بر اين كه نفى و انكار آنان، مربوط به شايستگى پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى رسالت بود.

3 - سران كفر و شرك ، برگزيده شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به رسالت بدون برخوردار بودن آن حضرت از امتياز و شايستگى هاى لازم ، دليل نپذيرفتن دعوت او اعلام كردند .

أءنزل عليه الذكر من بيننا

قيد «من بيننا» در حقيقت در مقام بيان تعليل براى انكار رسالت است; يعنى، پيامبراسلام از ميان ما انتخاب شده است و مانند ما هيچ امتياز و برترى و شايستگى براى دريافت وحى ندارد; پس نمى توان ادعاى او را تصديق كرد.

217- رهبران شرك و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 5

5 - خودكفايى مالى و بى نيازى از تلاش اقتصادى ، حداقل شرط پيامبرى و كمترين شايستگى لازم براى احراز مقام نبوت ، در ديدگاه سران كفر و شرك

أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها

برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه پيش آمده بود: «كافران اين نكته را القا كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از نظر جسمى نبايد نيازمند به تغذيه و داد و ستد اقتصادى باشد»; ولى در اين آيه از آن نكته صرف نظر كردند و گفتند: «پيامبر بايد از نظر معيشتى و مالى خودكفا باشد».

218- رياست طلبىرهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 6

6- سازندگان آيين شرك و بت پرستى برخوردار از رياست ، مكنت و ثروت بودند .

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا

219- زمينه اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 7

7 - توجه به اقتدار بى مانع خداوند بر رساندن نفع و ضرر، زمينه ساز اعتقاد به توحيد و پرهيز از شرك

و لا تكونن من المشركين . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 18

18- پرهيز از شرك و گرايش به توحيد ، تنها در پرتو عنايت ها و امداد هاى الهى ميسّر است .

ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 74 - 1

1- مالكيت و قدرت مطلقه خداوند ، مقتضى گرايش انسان به توحيد و پرهيز از شرك به اوست .

فلاتضربوا لله الأمثال

برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) «فاء» مضمون اين آيه را متفرع بر آيه قبل كرده است و در آيه قبل سخن از مالكيت و قدرت مطلقه الهى به ميان آمده بود. ب) بنابر اينكه مراد از «ضرب مَثَل» جعل شريك براى خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 22 - 2

2- يگانگى خداوند در آفرينش و در پاداش و كيفر دادن به انسان ها و نيز اعطاى نعمت ها ، مقتضى پرهيز از هرگونه شرك در عقيده و عمل

و جعلنا الّيل و النهار . .. و كلّ إنسن ألزمنه طئره ... لاتجعل مع الله إلهًا

برداشت ياد شده با عنايت به دو نكته است: 1- جمله «لاتجعل مع الله إلها . ..» به منزله نتيجه براى آيات پيشين است و با پيام هاى اصلى آن آيات - كه در سه محور ياد شده در برداشت فوق خلاصه مى شود - مرتبط است. 2- اطلاق واژه «لاتجعل» كه شامل نهى از هرگونه شرك مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 59 - 1

1 - پرهيز از شرك ، لازمه ايمان راستين به پروردگار يگانه

و الذين هم بربّهم لايشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 1

1 - نزول قرآن ، از مبدأ يگانه وحى ، مقتضى پرهيز از هرگونه شرك

و ما تنزّلت به الشيطين . .. فلاتدع مع اللّه إلهًا ءاخر

از اين كه خداوند پس از نفى هر گونه دخالت شياطين در امر وحى، نتيجه گيرى كرده (با «فاء» تفريع) و خطاب را متوجه دعوت به توحيد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 2

2 - اختصاص داشتن عبادت خالصانه و اطاعت محض به خداوند ، مستلزم طرد اطاعت ديگران و ترك شرك و ريا در عبادت است .

فاعبد اللّه مخلصًا له الدين . ألا للّه الدين الخالص

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «ألا للّه الدين الخالص» در مقام تعليل براى امر به عبادت خالصانه (فاعبد اللّه مخلصاً له. ..) است; يعنى، به اين دليل بايد خدا را خالصانه عبادت كرد كه چون عبادت خالصانه اختصاص به او دارد.

220- زمينه اعراض از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 5

5 - توجه به انقياد و كرنش تمامى پديده هاى جهان در برابر خداوند ، مقتضى گرويدن به خداى واحد و روى گرداندن از شرك و ديگر پرستى است .

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 9

9 - راهنما بودن قرآن از سوى خداوند ، مقتضى شرك نورزيدن و شريك ندانستن هيچ كس براى او است .

يهدى إلى الرشد فامنّا به و لن نشرك بربّنا أحدًا

221- زمينه ترك شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 15

15 - تهديد مشركان به كيفر هاى اخروى ، زمينه ساز گرايش آنان به پرستش خداى يگانه و پرهيز از شرك و دوگانه پرستى

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

222- زمينه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 4

4 - شرك برخاسته از جهل و مشركان مردمى نادانند .

و قال الذين لايعلمون

مراد از «الذين لايعلمون»، مشركان است. توصيف مشركان به نادانان، اشاره به دو حقيقت دارد: اول اينكه ريشه شرك، جهل است و دوم اينكه، پيشنهاد آنان مبنى بر سخن گفتن با خدا با آنها و يا آمدن معجزه، نشانه نادانى ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 9

9 - اصرار مردم عصر بعثت بر شركورزى و تحريم برخى از حلال ها ، برخاسته از تقليد آنان از نياكانشان بود .

كلوا مما فى الأرض . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ... قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاب

از مصاديق مورد نظر براى «ما ألفينا عليه آباءنا» - به قرينه آيه 165 و 168 - شركورزى و حرام دانستن برخى از نعمتهاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 24

24 - تبليغات سوء ، شك برانگيز و شرك آلوده مسلمانان سست انديشه احد ، پس از پايان آن كارزار

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 54 - 6

6 - حسادت يهوديان بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منزلت وى ، مايه گرايش آنان به كفر و شرك

يؤمنون بالجبت و الطاغوت . .. ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 5

5 - برآمدن صداى گاو از مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، زمينه ساز روى آورى قوم موسى به پرستش آن

له خوار

معمولا ياد كردن از ويژگيهاى يك شىء ناظر به علت احكامى است كه بر آن مترتب شده است. بنابراين مى توان گفت خداوند با بيان اين ويژگى از مجسمه گوساله (بروز دادن صداى گاو) اشاره به يكى از علل گرايش آنان به پرستش آن گوساله دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 4

4 - شركورزى پدران زمينه ساز گرايش فرزندان به شرك است .

إنما أشرك ءاباؤنا من قبل و كنا ذرية من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 6

6 - انسان ها معمولاً پس از بيرون آمدن از نگرانى ها و اضطراب ها ، نجاتبخش خويش ( خداوند ) را فراموش مى كنند و براى او شريك قرار مى دهند .

لئن ءاتيتنا . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 12

12- درك نكردن معارف و حقايق دين ، ريشه گرايش به كفر و شرك است .

أُولئك . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جمله «ما كانوا . ..» بيانگر دليل و ريشه كفرورزى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 22 - 5

5- همه انسان ها ، در معرض خطر شركند .

لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «لاتجعل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز باشد. بنابراين از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مخاطب اين هشدار قرار گرفته است، معلوم مى شود كه ابتلاى به شرك خطرى است همگانى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 9

9- انسان ، همواره در معرض ابتلا به شرك و نيازمند به هشدار است . *

لاتجعل مع الله إلهًاءاخر . .. و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه ... لاتجعل مع ال

تأكيد بر پرهيز از شرك در اين مجموعه آيات (آيه 22 - 38) كه درباره مباحث مختلف خانوادگى و اجتماعى است بيانگر اين نكته است كه احتمال لغزش انسانها زياد است و بايد به آنها توجه داده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 13

13- جهل زمينه ساز شركورزى و بت پرستى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. يأبت إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك

حضرت ابراهيم(ع) به جهت رعايت ادب، آزر را به جهل متهم نكرد، بلكه خود را به علم منتسب ساخت و مفهوم كلامش آن است كه آزر جاهل است و همين جهل وى موجب آن شده كه به پرستش بت رو آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 4

4 - فقر ، تنگدستى ، بيچارگى و درماندگى زمينه ساز يأس و نوميدى از خدا ( كفر ) و پناهنده شدن به غير او ( شرك )

من كان يظنّ . .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

روى سخن در اين بخش، با آن اشخاصى است كه به خداپرستى گرويده بودند و همين كه با برخى از ناملايمات زندگى روبه رو شدند از عبادت او روى برتافتند و به گمان آن كه در هستى جز خدا، نيروهاى ديگرى نيز دخالت دارند، به شرك (آيين سابقشان) بازگشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 11،19

11 - گروهى از مردم ، به هنگام برخوردارى از رفاه و آسايش و رهيدن از خطرات و سختى ها ، ناسپاسى مى كنند و شرك مىورزند .

و إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم ... إذا فريق منهم بربّهم يشركون

19 - توجّه به عوامل غير الهى ، در نجات از ناملايمات ، عامل روى آوردن به شرك است .

إذا فريق منهم بربّهم يشركون

احتمال دارد مراد از «يشركون» اين باشد كه آنان، عامل نجات خويش را از سختى ها، عوامل مادى تلقى مى كنند و به جاى اين كه سر منشأ همه امور را، خداوند بدانند، عوامل ظاهرى را نجات بخش مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 12

12 - گرايش به شرك ، معلول جهل و بى دانشى است .

و لئن سألتهم . .. بل أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 8

8 - آيين مشركان ، آيينى موروثى بود .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا . .. يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 4

4 - روح طغيان و حق ناپذير ، از عوامل تأثيرپذيرى از جريان كفر و شرك

بل كنتم قومًا طغين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 12

12 - بى تقوايى ، زمينه ساز انحراف از مسير حق و افتادن در دام آيين شرك و بت پرستى

إذ قال لقومه ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع)، پيش از سرزنش قوم خود به جهت گرويدن آنان به آيين شرك، آنان را به دليل بى تقوايى سرزنش كرده است و اين مطلب مى رساند كه بى تقوايى، زمينه ساز گرايش به آيين هاى باطل (همچون بت پرستى) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 16

16 - رهايى از گرفتارى و برخوردارى از نعمت آسودگى ، زمينه شركورزى و مؤثر دانستن غير خدا در وضعيت خويش

إذا خوّله نعمة منه . .. و جعل للّه أندادًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 4

4 - عبادت غيرخدا ، شرك است .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. لئن أشركت ... بل اللّه فاعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 2

2 - شرك و عبادت غيرخدا ، انديشه اى برخاسته از عدم شناخت درست خدا است .

و ما قدروا اللّه حقّ قدره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 51 - 3

3 - انسان ، همواره در معرض ابتلا به شرك و نيازمند حفظ بينش توحيدى خويش

ففرّوا إلى اللّه . .. و لاتجعلوا مع اللّه إلهًا ءاخر

هشدار هميشگى قرآن، به (لاتجعلوا مع اللّه. ..) مى رساند كه انسان هميشه در معرض شرك پيشگى قرار دارد و بايد خود را از ابتلاى به آن دور نگه دارد و به خدا پناه برد.

223- زمينه شرك افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 7

7 - انسان ها پس از برخوردار شدن از فرزند سالم ، على رغم اعتقادشان بر يگانگى خدا در آفرينش و تأمين سلامت جنين ، به شرك مى گرايند و غير او را در آفرينش و سلامت كودكشان مؤثر مى پندارند .

لئن ءاتيتنا . .. فلما ءاتيهما صلحاً جعلا له شركاء

224- زمينه شرك اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 6

6 - درونمايه هاى فرهنگ طبقاتى و مادى مردم مكه ، زمينه ساز گرايش آنان به كفر و شرك

و إنّا به كفرون . و قالوا لولا نزّل هذا القرءان

با توجه به اين كه آيه شريفه پس از بيان كفر مشركان (إنّا به كافرون) روحيه مادى گرايانه آنان را بازگو مى كند، تأثير اين بينش در انحراف و كفر استفاده مى شود.

225- زمينه شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 11

11 - كفر به يگانگى خداوند در آفرينش، زمينه پندار شرك در ربوبيت و تدبير عالم هستى

الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض . .. ثم الذين كفروا بربهم يعدلون

بنابراينكه «بربهم» متعلق به «يعدلون» باشد. در اين صورت «يعدلون» از ماده «عدل» به معناى همسان دانستن است و «كفروا»، با توجه به صدر آيه، به معنى كفر به توحيد در خلق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 6،8

6- زوال ناپذير شمردن نعمت هاى دنيا و ناديده گرفتن نقش خدا در پيدايش و زوال آنها ، مستلزم شرك در ربوبيّت است .

لكنّاْ هو اللّه ربّى ولاأشرك بربّى أحدًا

8- شرك و غفلت از ربوبيّت خدا ، مهم ترين خطر رفاه زدگى و سرمستى به امكانات دنيوى است .

لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا

مرد مؤمن، براى جدا كردن صف خويش از ثروت مند مغرور، به دو نكته اشاره كرده است: ربوبيّت خدا و عدم شرك و با اين تعبير، ثروت مند مغرور را به غفلت از خدا و گرفتارى به شرك، هشدار داده است.

226- زمينه شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 8

8 - شرك و پرستش غير خدا ، برخاسته از ناآگاهى به مالك حقيقى سود و زيان و سرچشمه قدرت در هستى

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 7

7- تقليد از گذشتگان و پيروى از سنت پيشينيان ، وادار كننده مشركان عصر بعثت به پرستش معبود هاى دروغين

ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل

در برداشت فوق «كما» براى تعليل گرفته شده است. بنابراين مفاد «ما يعبدون ...» چنين مى شود: تنها دليل گرايش مشركان به بت پرستى ، اين است كه پدرانشان بت پرست بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 22

22- جهل و نادانى مردم ، زمينه ساز پيدايش شرك و پرستش غير خدا

ما أنزل الله بها من سلطن . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

227- زمينه شرك مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 4

4 - تلاش فرعونيان ، براى ارتداد و مشرك شدن مؤمن آل فرعون

و تدعوننى إلى النار

فراخواندن به آتش، كنايه از دعوت به كفر و شرك است كه در آيه بعد به صراحت از آن ياد شده است (تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به. ..).

228- زمينه گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 8

8 - احساس بى نيازى از خداوند، زمينه غفلت از ياد او و گرايش به شرك است.

تدعونه تضرعاً و خفية . .. قل الله ينجيكم منها و من كل كرب ثم أنتم تشركون

229- زيان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 4

4 - شرك ورزى و پرستش غير خدا ، ضرر و زيانى را متوجه خداوند نخواهد كرد .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 17

17 - ناآگاهى بيشتر مردم از شايستگى انحصارى خداوند به عبادت و پرستش و ضرر و زيان شرك

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. بل أكثرهم لايعلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه متعلق جهل، مسأله برابر نبودن دو مثل مربوط به مؤمن و مشرك و سرنوشت ايمان و شرك باشد; يعنى،«بل أكثرهم لايعلمون أنّهما لايستويان»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 7

7 - شرك ، بى ترديد به زيان انسان ها است .

لئن أشركت . .. و لتكوننّ من الخسرين

«نون» در «لتكوننّ» براى تأكيد و رفع ترديد است.

230- سختى اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

231- سختى ترك شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 22

22 - ترك شرك و پذيرش توحيد ، امرى گران و دشوار براى مشركان

كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

232- سختى عذاب شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

233- سختى مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 6

6 - مبارزه با جريان كفر و شرك ، كارى است سخت كه تلاش گسترده و طاقت فرسايى را مى طلبد .

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

شده باشد.

234- سرزنش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 5

5 - شرك و كفر عالمان به كتاب هاى آسمانى ، دور از انتظار و مايه شگفتى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 20

20 - شرك ورزى، على رغم دلايل روشن توحيد، امرى شگفت انگيز است.

أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 31 - 16

16 - شرك پيشگى و انكار ربوبيت خدا - على رغم اعتقاد به رازقيت ، حاكميت ، حيات بخشى و تدبير بىوقفه خدا نسبت به امور جهان - نشانه اى از وجود روحيه بى پروايى در انسان است .

قل من يرزقكم . .. فسيقولون اللّه فقل أفلاتتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 66 - 6

6 - شرك و بت پرستى و سرباز زدن از توحيد ، اوج ناسپاسى انسان در برابر خدا

و هو الذى أحياكم . .. إنّ الإنسن لكفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 89 - 3

3 - شركورزى ، على رغم اعتقاد به حاكميت فراگير خدا بر سراسر هستى ، سزاوار نكوهش و سرزنش

قل فأنّى تسحرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 7

7 - روى آوردن به پرستش غيرخدا با وجود دلايل روشن بر يگانگى او در تدبير ، امرى شگفت و شايان توبيخ

أمّن جعل الأرض قرارًا . .. أءله مع اللّه

استفهام در «أءله. ..» دربردارنده توبيخ و سرزنش است.

235- سرزنش شرك افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 11

11 - نكوهش و تحقير كسانى كه خداوند را محور همه حوادث عالم نمى دانند و آن را درك نمى كنند .

فمال هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا

از مصاديق مورد نظر براى «حديثا»، خدامحورى حوادث عالم است.

236- سرزنش شرك در رازقيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 7

7- سهيم دانستن معبود هاى باطل در روزى دهى ، مورد سرزنش خداوند

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ

237- سرزنش گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 7

7 - روى برتافتن از توحيد و يكتاپرستى و گرايش به شرك و بت پرستى ، كارى شگفت و در پى دارنده نكوهش سخت خداوند

فذلكم اللّه ربكم الحق . .. فأنى تصرفون

238- سرزنشهاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 - سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

239- سستى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 8

8 - تمثيلِ بى بنيادىِ شرك به خانه عنكبوت ناشى از علم و برهان است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم

240- سنگينى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 19

19 - شرك آدميان ، امرى سنگين و غيرقابل تحمل براى مجموعه نظام هستى

له ما فى السموت . .. تكاد السموت يتفطّرن

جمله «تكادالسماوات» كنايه از غير قابل تحمل بودن امرى عظيم براى آسمان ها است. اين مطلب به قرينه آيه بعد - كه درباره شرك است - مى تواند ناظر به شرك مشركان باشد.

241- سوگند بر شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 57 - 1

1- سوگند مؤكد ابراهيم ( ع ) بر حيله و تدبير كردن ، براى ضربه زدن به بت ها در غياب بت پرستان

و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد أن تولّوا مدبرين

«كيد» به معناى حيله و تدبيرى پنهانى براى ضربه زدن به غير است.

242- شرايط آمرزش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 13

13 - پذيرش توبه و بخشش گناهان ، مشروط به مداومت بر ترك آنها و پرهيز از گناه مجدد است .

و إنّى لغفّار لمن تاب . .. ثمّ اهتدى

«ثمّ اهتدى» كه به مرحله بعد از توبه نظر دارد، گوياى اين نكته است كه اگر پس از توبه، راه هدايت ترك شود و آنچه از آن توبه شده، دوباره انجام گيرد، انسان مشمول مغفرت الهى نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 15

15 - شرك ، گناهى قابل بخشش در پرتو گرايش به توحيد و استغفار

فاستقيموا إليه و استغفروه

خداوند، در اين آيه و در پى دعوت به توحيد، مشركان را به روى آوردن به استغفار فراخوانده است; از اين مطلب روشن مى شود كه چنانچه مجالى براى پذيرش استغفار نبود، دعوت بدان بى معنا مى نمود.

243- شرايط مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 6

6 - رهبران دين ، حتى پيامبران ، بدون داشتن پيروانى فرمانبر ، قادر به مبارزه با شرك و كفر نخواهند شد .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

چنانچه «من اتبعك» عطف بر «اللّه» باشد، مراد از كفايت مؤمنان براى پيامبران اين نيست كه آنان نيز همانند خداوند قادر به حمايت از رسول خدا هستند، بلكه آيه مورد بحث با توجه به اينكه در رابطه با مبارزه عليه مشركان و كافران ايراد شده، در صدد بيان اين است كه مبادا كفايت خداوند به اين معنا تفسير شود كه در مبارزه با مشركان نيازى به مؤمنان نيست و خداوند خود ايشان را از صحنه مبارزه بيرون خواهد كرد.

244- شرك آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 2،3،5

2- آزر ( پدر يا عموى حضرت ابراهيم ( ع ) ) ، مشرك و بت پرست بوده است .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

«آزر» يا پدر حضرت ابراهيم بوده است، چنانچه ظاهر برخى آيات چنين اقتضا دارد و برخى روايات نيز مؤيد آن است و يا اين كه مطابق برخى روايات ديگر عموى او بوده است. واژه «أب» در زبان عرب بر «عمو» نيز اطلاق مى گردد. در قرآن نيز در سوره بقره آيه صد و سى و سوم به همين معنا استعمال شده است (نعبد إلهك و إله آبائك إبراهيم و إسماعيل). دراين آيه لفظ «أب» در مورد «عمو» نيز به كار رفته، زيرا اسماعيل عموى يعقوب بوده است. گفتنى است كه برخى مفسران، آزر را جد مادرى ابراهيم دانسته اند.

3- برخورد منطقى و استدلالى حضرت ابراهيم با انحراف عقيدتى و شرك آزر

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر

5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها

ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 86 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) ، پدر و قومش را به سبب گرايش به معبودهايى جز اللّه ، مورد سرزنش قرار داد .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون

استفهام در «أئفكا» متضمن معناى توبيخ است و «إله» مفرد «ءالهة» به معناى معبود مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 3

3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

245- شرك استهزاگران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 1

1- استهزاگران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى مشرك و معتقد به معبود ديگرى جز الله

المستهزءين. الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر

246- شرك اشراف قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 1

1- اشراف و سران قوم نوح ، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند .

فقال الملأ الذين كفروا من قومه

متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل توحيد ، نبوت نوح و برپايى قيامت است.

247- شرك اعراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 5

5- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » إنها نزلت فى مشركى العرب إذ سئلوا من خلق السماوات و الأرض و ينزل المطر ؟ قالوا : الله ثم هم يشركون و كانوا يقولون فى تلبيتهم : لبيك لا شريك لك إلاّ شريكاً هو لك تملكه و ما ملك ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى تعالى «وما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» روايت شده است كه: اين آيه درباره مشركان عرب نازل شده است، هنگامى كه از آنان سؤال شد: چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرده و باران را نازل مى كند؟ گفتند: خدا، سپس شرك مىورزيدند و در تلبيه خود مى گفتند: لبيك شريكى براى تو نيست مگر شريكى كه او از آنِ توست.

تو مالك اويى و مالك آنچه كه او مالك است».

248- شرك افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 3

3 - اتّكاى به غير خدا ، هرگز خلأ ها و نياز هاى حقيقى انسان را برآورده نمى كند .

لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 19

19 - پندار حاكميّت غير خداوند ( شرك افعالى ) در تدبير امور هستى ، پندارى جاهلانه و باطل

يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة . .. قل انّ الامر كلّه للّه

«اِنّ الامر . .. » مى رساند كه گمان جاهلى، اعتقاد به تأثير مستقل غير خداوند در امور هستى است. و اين خود نوعى از شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 5،8،10،11

5- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » إنها نزلت فى مشركى العرب إذ سئلوا من خلق السماوات و الأرض و ينزل المطر ؟ قالوا : الله ثم هم يشركون و كانوا يقولون فى تلبيتهم : لبيك لا شريك لك إلاّ شريكاً هو لك تملكه و ما ملك ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى تعالى «وما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» روايت شده است كه: اين آيه درباره مشركان عرب نازل شده است، هنگامى كه از آنان سؤال شد: چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرده و باران را نازل مى كند؟ گفتند: خدا، سپس شرك مىورزيدند و در تلبيه خود مى گفتند: لبيك شريكى براى تو نيست مگر شريكى كه او از آنِ توست. تو مالك اويى و مالك آنچه كه او مالك است».

8- « عن أبى جعفر ( ع ) : فى قول الله تبارك و تعالى : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » قال : شرك طاعة و ليس شرك عبادة و المعاصى التى يرتكبون شرك طاعة أطاعوا فيها الشيطان فأشركوا بالله فى الطاعة لغيره . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداى تبارك و تعالى: «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» روايت شده است كه فرمود: [مراد از شرك] شرك طاعت است نه شرك عبادت. و گناهانى را كه مرتكب مى شوند شرك طاعت است كه در آنها شيطان را اطاعت كرده اند، پس با اطاعت از غير خدا براى خدا شريك قرار داده اند...».

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » قال : هو الرجل يقول : لولا فلان لهلكت و لولا فلان لأصبت كذا و كذا و لولا فلان لضاع عيالى . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» روايت شده است: مقصود كسى است كه مى گويد: اگر فلانى نبود، هلاك مى شدم و اگر فلانى نبود، بر سر من چنين و چنان مى آمد و اگر فلانى نبود، اهل و عيال من از بين رفته بودند . ..».

11- « عن يعقوب بن شعيب قال : سألت أباعبدالله ( ع ) « ومايؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » قال : كانوا يقولون :

نمطر بنوء كذا و بنوء كذا ومنها انهم كانوا يأتون الكهّان فيصدّقونهم فيما يقولون ;

يعقوب بن شعيب گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خدا: «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» سؤال كردم حضرت فرمود: آنان مى گفتند: باران بر ما مى بارد به خاطر فلان حالت فلان ستاره و فلان ستاره و ديگر آن كه آنان به نزد كاهنان مى آمدند و سخن آنان را مى پذيرفتند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 2

2- مشركان ، براى اسباب و علل ظاهرى در انجام امور ، نقش مستقل قائل بودند .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم ... و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقن-

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه «ما»ى موصول اسباب و عواملى باشد كه مشركان آنها را در نجات خود از ناگواريها دخيل مى دانستند، در حالى كه خبر از وضعيت آنها هم نداشتند و از اينكه خداوند مشركان را به خاطر چنين تفكرى مورد سرزنش قرار داده است، استفاده مى شود كه آنان براى چنين اسبابى نقش مستقل قائل بوده اند و گرنه جاى سرزنش و توبيخ نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 20

20- مشركان به برخوردارى شياطين و جن از حق تصميم گيرى در كار جهان و تدبير امور آن ، معتقد بودند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

به قرينه آيه بعد، مراد از توهم ولايت شياطين، اين پندار است كه آنان، در امور عالم و كار آفرينش، دخالت و نظارت دارند . اين اعتقاد مشركان را وادار مى كرد كه براى پرهيز از شر شياطين، به ستايش آنان بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 11

11 - عقيده به مالكيت غير خدا بر بخشى از عالم و سهيم دانستن غير او در آن و اعتقاد به كمك غير خدا به او در تدبير عالم ، مشركانه است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة . .. و ما لهم فيهما من شرك

249- شرك افعالى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 10

10 - قوم ابراهيم ، نياز هاى مادى شان را از بت ها ، طلب مى كردند .

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق

250- شرك اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 21

21- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، خدايان نياكان خود را مى پرستيدند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

251- شرك اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 23

23- اكثريت مردم آلوده به شركند .

ما كان لنا أن نشرك بالله . .. و لكنّ أكثر الناس لايشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 19

19- اكثريت مردم ( مشركان ) ، ناآگاه به استوارى توحيد و يگانه پرستى و اتكاى آن بر برهان

ذلك الدين القيم و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

در برداشت فوق ، «الناس» عموم مردم گرفته شده است. بر اين اساس ، مقصود از «أكثر» مشركان خواهد بود. مفعول «لايعلمون» به قرينه جمله هاى قبل ، استوارى توحيد بر برهان و دليل برهانى نداشتن شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 1

1- بيشتر مدعيان ايمان و معترفان به وجود خدا براى او شريك مى پندارند .

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 17

17 - شرك اكثريت مردم ، عامل فساد زمين و درپى دارنده عذاب استيصال

ظهر الفساد . .. بما كسبت أيدى الناس ... فانظرواكيف كان عقبة الذين من قبل كان أك

«كان أكثرهم» به منزله تعليل براى «كيف كان. ..» است و بنابراين، بيانگر اين حقيقت است كه شرك اكثريت، باعث فساد و در نتيجه عذاب هلاكت بار بوده است.

252- شرك اكثريت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 2

2- آيين شرك و عقيده به وجود خدايى جز الله ، دين غالب و آيين مردم مكه بود .

و أعرض عن المشركين . .. الذين يجعلون مع الله إلهًا ءاخر

بود.

253- شرك اكثريت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 22

22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم

254- شرك اكراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 9

9- پذيرش اجبارى شرك - در صورتى كه مقدّمات آن اختيارى باشد - سدّ راه رستگارى است .

أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

روشن است كه انسان مى تواند - در صورت اضطرار - تظاهر به شرك كند، ولى اصحاب كهف، آن را مجوِّز شركورزى نمى ديدند; زيرا، آنان، از اضطرارى سخن مى گفتند كه ممكن بود در نتيجه بى احتياطى افرادشان حاصل شود.

255- شرك اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 5

5 - شرك و نيز اعتقاد به معبود هاى متعدد ، از ويژگى هاى مردم انطاكيه بود .

ءأتّخذ من دونه ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ. .. لاينقذون

256- شرك اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 12

12 - اكثريت هلاك شدگان به عذاب الهى ، مشرك و چندگانه پرست بودند .

كان أكثرهم مشركين

دعوت به ژرف نگرى در فرجام پيشينيان مشرك، گوياى اين نكته است كه افراد ياد شده، سرانجام خوبى نداشته و گرفتار عذاب الهى شده اند.

257- شرك اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 3

3 - اهل كتاب ، مردمى مشرك ، به خاطر كفر به قرآن

فلا يؤمنون الّا قليلا . .. يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا ... انّ ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 4

4 - شرك برخى از اهل كتاب ( علماى يهود ) ، على رغم بهره مندى آنان از كتاب هاى آسمانى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جمله «اوتوا نصيباً . .. » مى تواند اشاره به علّت سرزنش و اعتراضى باشد كه از جمله «الم تر ... » به دست مى آيد. يعنى چگونه است كه از كتاب خداوند بهره مند هستند، ولى كافر و مشرك مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 6

6- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « و ما يؤمن أكثرهم بالله و إلاّ و هم مشركون » إنهم أهل الكتاب آمنوا بالله و اليوم الأخر و التوراة و الإنجيل ثم أشركوا بإنكار القرآن و إنكار نبوة نبيّنا محمد (صلی الله علیه و آله) ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى تعالى: «وما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» روايت شده است كه: همانا آنان اهل كتاب هستند كه به خدا و روز واپسين و تورات و انجيل ايمان آوردند، سپس با انكار قرآن و نبوت پيامبر ما حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) مشرك شدند».

258- شرك اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 10

10 - مردم مدين مشرك بودند .

و إلى مدين . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 9

9- قوم شعيب ، مردمى مشرك و روى گردان از پرستش خداوند

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 4،5،6

4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

5- شعيب ( ع ) ، مردمان را به ترك پرستش غير خدا فرا مى خواند و عليه شركورزى قومش مبارزه مى كرد .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.

259- شرك اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 4،6

4 - شرك ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم مكه

بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم

6 - مردم مكّه پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، برهه اى طولانى در شرك و بت پرستى بسر مى بردند .

بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ و رسول مبين

260- شرك باغدار متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 8

8- ثروت مند خودپرست ، پس از نابودى اموال خويش ، به خود آمده و بر مواضع شرك آلود گذشته خويش تأسّف مى خورد .

يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

261- شرك بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 8،11،26

8 - آلودگى بنى اسرائيل به شرك و گوساله پرستى ، از ميان برنده زمينه ابلاغ تورات و تعليم پيام ها و موعظه هاى آن

و ألقى الألواح

گويا هدف از بيان اين بخش از داستان كه موسى(ع) با مشاهده گوساله پرستى تورات را بر زمين افكند، اين نكته باشد كه موسى(ع) جامعه نابخرد خويش را شايسته تورات ندانست و زمينه تعاليم آن را بر باد رفته ديد و لذا آن را بر زمين نهاد.

11 - بازدارى بنى اسرائيل از گرايش به شرك و گوساله پرستى ، مسؤوليت هارون از ديدگاه موسى ( ع )

و أخذ برأس أخيه يجره إليه

26 - هارون با بيان مبارزه خويش عليه شركورزى بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواست تا وى را همسنگ ستمكاران شرك پيشه قرار ندهد .

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى . .. و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

روشن است كه موسى(ع) هرگز گمان نمى كرد كه هارون از ستمكاران باشد. بنابراين «مع» در جمله «لا تجعلنى مع» معيت حكمى است ; يعنى مرا در حكم ستمكاران قرار مده.

262- شرك به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 11

11 - معبود هاى اهل شرك ، عارى از هر گونه نشانه اى بر شريك بودنشان با خداوند

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 10

10 - پندار وجود شريك براى خدا ، افترا و نسبتى ناروا

و من يشرك باللّه فقد افترى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 50 - 4

4 - هر نوع شرك به خدا ، افترا و نسبتى دروغين بر اوست .

و من يشرك باللّه فقد افترى . .. انظر كيف يفترون على اللّه الكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 16

16 - شرك به خدا ، كفر به اوست .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. من يشرك باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 13

13- خداوند را داراى شريك دانستن ، پندارى دروغ و افترا بر او است .

فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا

263- شرك پدر ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) ، آيين شرك و بت پرستى پدر و قومش را زير سؤال برد و آن را محكوم كرد .

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

264- شرك پس از نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5

5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )

ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه

265- شرك پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 17،18،20

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

18- شيطان در قيامت اظهار مى دارد كه وى قبل از شرك پيروانش ، به خداوند كافر شده بود . *

إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در «بما أشركتمون» موصول و به معناى «من» باشد و ضمير صله هم محذوف و «من قبل» نيز متعلق به «كفرت» باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من پيش از آنكه شما مرا شريك خدا قرار دهيد (در عهد آدم) به او كافر شدم.

20- پيروان شيطان او را در اطاعت ، شريك خداوند قرار مى دهند و از القائات او تبعيت مى كنند .

إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

266- شرك جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 26 - 2

2- شرك ، سرآمد پليدى ها و بارزترين جرم دوزخيان *

ألقيا فى جهنّم . .. الذى جعل مع اللّه إلهًا ءاخر

تعبير «الذى جعل. ..» - در پى اوصاف متعدد دوزخيان - مى نمايد كه همه آن اوصاف، در شرك نهفته است و جدا آمدن «الذى جعل...»، مى تواند اشاره به اهميت آن داشته باشد.

267- شرك خدا هنگام رفع سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 1

1- شرك ربوبى رهيدگان از ناگوارى ها ، كفران نعمت هاى خداوند است .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم

«لام» در «ليكفروا» احتمال دارد لام عاقبت باشد. بنابراين معنا چنين مى شود: عاقبت شرك آنان، كفران نعمتها شد. لازم به ذكراست به تناسب «ما ءاتيناهم» مراد از «يكفروا» كفران است.

268- شرك در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

269- شرك در اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 7

7 - گرايش گروهى از اهل كتاب به بت پرستى و عبادت غير خدا

و عبد الطغوت

طاغوت از ماده «طغى» به معناى طغيانگر و متجاوز است و اهل لغت آن را بر شيطان، بت و سران كفر و ضلالت اطلاق كرده اند.

270- شرك در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 12

12 - جامعه جاهلى در عصر بعثت جامعه اى آلوده به شرك و بى اهتمام نسبت به پدران و مادران بود.

و بالولدين إحسنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 12

12 - آميختگى مراسم حج و قربانى ، با مظاهر شرك و بت پرستى در عصر جاهليت

و أُحلّت لكم الأنعم إلاّ ما يتلى عليكم فاجتنبوا الرجس من الأوثن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 23

23 - اعراب جاهلى ، مرمادنى شرك پيشه و بت پرست

ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 1

1 - عرب جاهلى ، مردمانى شرك پيشه و منكر ربوبيت خداوند

و يعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 29 - 2

2 - عرب جاهلى ، مردمى بودند مشرك و بت پرست .

فكفى . .. إن كنا عن عبادتكم لغفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 2

2 - عرب هاى جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .

قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 2

2 - اعراب جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 10

10 - شرك ، سرقت ، زنا ، فرزندكشى ، انتساب فرزند زنا به شوهران از جمله ناهنجارى هاى اعتقادى - اخلاقى زنان عرب پيش از اسلام

أن لايشركن . .. لايسرقن ... لايزنين ... و لايقتلن أولدهنّ و لايأتين ببهتن

تصريح پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، به لزوم پرهيز زنان عرب از موارد ياد شده; بيانگر وجود چنين زمينه هايى در ميان زنان عرب جاهلى است.

271- شرك در دوران اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 8

8- محيط اجتماعىِ اصحاب كهف ، محيطى شرك آلود و نامساعد براى ابراز توحيد بود .

و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا فقالوا

چنان چه محيط براى اظهار نظر اصحاب كهف مساعد بود، نيازى به قيام نبود و امدادهاى ويژه الهى (ربطنا . ..) ضرورتى نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 1،2،5

1- جامعه اصحاب كهف ، جامعه اى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدّد بود .

هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة

2- اصحاب كهف ، از شرك و انحراف عقيدتى مردم جامعه خويش ، نگران و در رنج روحى بودند .

هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة

لحن جمله «هؤلاء. ..» گوياى تحسّر و اندوه اصحاب كهف بر ضلالت و گمراهى مردم زمان خويش است.

5- جامعه اصحاب كهف ، فاقد هرگونه دليل و برهان بر عقايد شرك آلود خويش بودند .

هؤلاء قومنا . .. لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن

272- شرك در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 9

9 - رواج شرك و بت پرستى در بين مردم جزيرة العرب مقارن ظهور اسلام

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

273- شرك در رازقيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 1،12،13

1- مشركان ، براى معبود هاى خويش سهمى در روزى دهى قائل بودند .

يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم

آيه، ادامه بيان كارهاى خلاف مشركان است و برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ما» ى موصول، معبودهاست و مفعولٌ به فعل «لايعلمون» محذوف است.

12- دخيل دانستن معبود هاى باطل در امر روزى رسانى به بندگان ، افترايى بيش نيست .

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

ممكن است متعلق «تفترون»، «جعل نصيب» براى معبودهاى باطل از سوى مشركان باشد و مراد از سهم قرار دادن براى معبودها، دخيل دانستن آنها در امر روزى رسانى است.

13- افترا بستن به خدا ( مبنى بر شريك داشتن خداوند در امر روزى ) كار دائمى معتقدان به شرك ربوبى

بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم ... كنتم تفترون

احتمال دارد مراد از «تفترون» همان نكته اى باشد كه در آيه آمده است و آن دخالت دادن و سهيم دانستن معبودها و يا اسباب و عوامل در امر روزى دهى و يا نجات است.

274- شرك در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 10

10 - رواج شراب خوراى ، قمار بازى و گرايش به مظاهر شرك در عصر بعثت

يايها الذين ءامنوا انما الخمر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

275- شرك در قانونگذارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 16

16 - پذيرش تحليل و تحريم ( قانونگذراى ) ديگران ، پذيرش آنان به عنوان ربّ است .

و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ شخصى كه مى گفت: ما كنّا نعبدهم، فرمود: اما كانوا يحلّون لكم و يحرّمون فتأخذون بقولهم؟ فقال: نعم، فقال النّبى (صلی الله علیه و آله): هو ذاك.


مجمع البيان، ج 2، ص 767.

276- شرك در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 1

1 - شرك و بت پرستى در كنار كعبه ( خانه توحيد ) ، نمونه اى بارز از اقدام انسان ها براى تغيير آيين پيامبران و انحراف از طريقه آنان

فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم

«وَذْر» (مصدر «ذرهم») به معناى ترك كردن و وا نهادن است. ضمير «هم» - به قرينه مقام - كنايه از مردم مكّه و پيرامون آن است; كه سيره يكتاپرستى حضرت ابراهيم(ع) را تغيير دادند و به شرك ورزى روى آوردند و بر آن پافشارى كردند «غمرة» به معناى غرقاب است و در اين جا استعاره از ورطه جهل و گمراهى مى باشد.

277- شرك در نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 8

8 - وجود افرادى شرك پيشه ، در نسل ابراهيم ( ع )

لعلّهم يرجعون

با توجه به رجوع ضمير «هم» به نسل ابراهيم(ع)، استفاده مى شود كه برخى از آنان آلوده به شرك بودند; بنابراين مفاد آيه اين مى شود كه توحيد در گروهى از نسل ابراهيم باقى ماند تا زمينه آن شود كه گروه ديگر آنان نيز به توحيد بازگردند.

278- شرك دين سازان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 4

4 - دين سازان و مروجان آيين هاى منسوخ ، در حقيقت خود را در رتبه خدا و شريك او قرار داده اند .

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا . .. انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

279- شرك ذاتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 4

4 - شرك در الوهيت و عبادت ، در حقيقت انكار خداوند است .

اتخذونى و امى الهين من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 8

8 - قرار دادن مخلوق خداوند در كنار او و جزء وى به شمار آوردن آن ، كفرى آشكار و سرپوشى رسوا بر خرد آدمى و واقعيت هستى است .

و جعلوا له من عباده جزءًا إنّ الإنسن لكفور مبين

واژه «كفور» و «مبين» با توجه به ريشه آنها - كه يكى پوشيدن و مخفى داشتن حق و ديگرى آشكار بودن و پوشش ناپذيرى است - مى تواند اشاره به خردناپذير بودن و متناقض بودن مطلب مورد ادعاى مشركان داشته باشد.

280- شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 9

9 - پندار ربوبيت براى غير آفريننده هستى، شگفت آور و مورد سرزنش خداوند

ثم الذين كفروا بربهم يعدلون

حرف «ثم» در آيه معنى استبعاد و توبيخ افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 6

6- مصريان باستان ، معتقد به خدايانى متعدد كه هر كدام تدبير كننده بخشى از امور جهان بودند .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 12

12 - برخى از مشركان ، به رغم رويكرد به خدا ، به هنگام ابتلا به ناملايمات و سختى ها ، به محض احساس رهايى از آن و دست يابى به اندك آسايش ، شرك ربوبى پيدا مى كنند .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم

تعبير «أذاق» - كه به معناى «چشاند» است و معمولا، براى «خوردن كم» به كار مى رود - به جاى «برخوردار كردن» و «عطا كردن» و امثال آنها و نيز تنوين تنكير «رحمة» - كه دلالت بر قِلّت مى كند، حكايت از دست يابى به رفاه اندك دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 14

14 - اعتقاد به جدايى خالقيت خدا از ربوبيت او و نسبت دادن ربوبيت و تدبير امور جهان به غيرخدا ، شرك است .

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه قل أفرءيتم ما تدعون من دون الل

281- شرك ربوبى در دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 47 - 6

6 - جامعه فرعونى ، گرفتار شرك ربوبى و منكر « ربّ العالمين »

قالوا ءامنّا بربّ العلمين

282- شرك ربوبى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 13

13 - جامعه فرعونى ، گرفتار شرك در ربوبيت خداوند *

فقال إنّى رسول ربّ العلمين

283- شرك ربوبى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 4

4- شرك قوم ابراهيم ، در ربوبيت و تدبير جهان بود ; نه در خالقيت آن .

قال بل ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ

284- شرك ربوبى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 13 - 3

3 - قوم نوح ، فاقد هرگونه دليل و برهان در گرايش به شرك و انكار توحيد ربوبى

ما لكم لاترجون للّه وقارًا

«ما» در «ما لكم» اسم استفهام و براى انكار است و اين استفهام متوجه سبب قبول نداشتن «وقار» براى خدا است. بر اين اساس، مفاد آيه شريفه چنين مى شود: «أىّ سبب حصل لكم حال كونكم غير خائفين و غير معتقدين للّه عظمة».

285- شرك ربوبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 14

14 - مشركان معتقد به وجود شريك براى خدا در ربوبيت هستند.

و الذين لا يؤمنون بالأخرة و هم بربهم يعدلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 5

5- مشركان ، در تدبير هستى ، كسانى را جايگزين خداوند قرار داده اند كه خود ، مخلوق خدا و فاقد كمترين نقش در خلقت خويش اند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء . .. ما أشهدتّهم ... خلق أنفسهم

286- شرك ربوبى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 8

8 - شرك پيشگان عصر بعثت ، معتقد به خدا و منكر يكتايى او در ربوبيت بودند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه

287- شرك ربوبى يهود دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 3

3 - يهوديان در عصر عيسى ( ع ) ، گرفتار شرك در ربوبيت و دور ماندن از پرستش پروردگار يگانه

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از تأكيد عيسى(ع) بر ربوبيت الهى، مطلب بالا استفاده مى شود.

288- شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 2

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله با تظاهر به ماه پرستى به ابطال آن پرداخت.

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى فلما أفل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 2،9

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله و براى ابطال عقايد شرك آميز قوم خويش تظاهر به خورشيدپرستى كرد.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

9 - ابراهيم(ع) در پى ابطال مستدل عقايد شرك آميز قوم خويش، به صراحت از معبودهاى آنان بيزارى جست.

فلما رءا الشمس . .. إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «مما تشركون» موصول باشد، مضمون جمله چنين است: «برىء من الذى تشركون به». يعنى از چيزهاييكه به آن شرك مىورزيد بيزارم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 1

1 - ابراهيم(ع) در پى مجادله با مردم و ابطال باورهاى شرك آلود آنان، بر يگانه پرستى خويش تأكيد كرد.

فلما أفل . .. إنى وجهت وجهى للذى فطر السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 5

5 - استدلالهاى ابراهيم(ع) بر ابطال شرك و پرستش بتها و اجرام آسمانى به هدايت خداوند بود.

أتتخذ أصناما . .. قال لاأحب الأفلين ... و قد هدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 5

5- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند درخواست امنيت و مصونيت سرزمين مكه از نفوذ و رخنه آيين شرك و بت پرستى كرد . *

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

درخواست حضرت ابراهيم(ع) براى مصونيت خود و خاندانش از گرايش به شرك، مى تواند قرينه اى باشد بر اينكه مقصود از امنيت مكه، مصونيت آن از شرّ نفوذ آيين شرك و بت پرستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4

4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 1،3،11

1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، به خاطر بت پرستى آزر با او به بحث و گفت وگو پرداخت .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

چنانچه در سوره انعام آمده است، نام مخاطب ابراهيم(ع) «آزر» بوده است.

3- برخورد منطقى و استدلالى حضرت ابراهيم با انحراف عقيدتى و شرك آزر

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر

11- مناظرات ابراهيم ( ع ) با آزر در مورد نفى بت پرستى ، بسيار مهم و شايسته يادآورى و بزرگداشت است .

واذكر فى الكتب إبرهيم . .. إذ قال لأبيه ... ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئ

«إذ» در «إذ قال» بدل از ابراهيم و در حقيقت مفعول براى «اذكر» است. بيان نحوه استدلال ابراهيم(ع) و مواد به كار رفته در قياس هاى آن، گوياى آن است كه اين مجموعه داراى ارزش و سزاوار يادكرد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 1،4

1- اظهار شگفتى و ناباورى نسبت به عقايد توحيدى حضرت ابراهيم ( ع ) ، پاسخ آزر به منطق توحيدى و بت ستيزى آن حضرت بود .

قال أراغب أنت عن ءالهتى يأبرهيم

همزه در «أراغب» براى استفهام توبيخى است كه تعجب نيز از آن فهميده مى شود.

4- آزر ، با سوگند بر سنگساركردن ابراهيم ( ع ) ، در صورت ادامه مبارزه با بت پرستى ، او را براى مدتى طولانى از خانه اش بيرون كرد .

واهجرنى مليًّا

«مليّاً» به معناى مدت طولانى است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 1،5،7

1- ابراهيم ( ع ) در حضور پدر و قومش ، بت پرستى را زير سؤال برد و آشكارا با آن به مخالفت برخاست .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

استفهام در «ما هذه التماثيل. ..» سؤال از حقيقت بت ها است، نه نام آنها. و از آن جايى كه ابراهيم(ع) از حقيقت آنها آگاه بود و نيازى به سؤال نداشت، استفهام ايشان به منظور زير سؤال بردن و محكوم كردن بت پرستى و نوعى اظهار مخالفت با آن بوده است.

5- مبارزه با انديشه هاى خرافى و شرك آلود ، تبلور رشد و كمال ابراهيم ( ع ) بود .

و لقد ءاتينا إبرهيم رشده . .. إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

; يعنى، اعطاى رشد به ابراهيم(ع) هنگامى بود كه او به پدر و قومش گفت. ...

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 2

2- مخالفت قاطع و صريح ابراهيم ( ع ) با شرك و تقليد كوركورانه پدر و قوم خويش

إذ قال لأبيه و قومه . .. لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 57 - 3،4،7

3- تصميم ابراهيم ( ع ) بر نابودى بت و بت پرستى ، پس از يك سلسله كار فرهنگى و فكرى او براى هدايت و اصلاح انديشه مردمان بود .

لقد كنتم . .. فى ضلل مبين ... ربّكم ربّ السموت ... و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه حضرت ابراهيم(ع) در آغاز مخالفت با بت پرستى، پدر و قومش را مخاطب قرار داد و يك سلسله دلايل روشن بر اثبات توحيد و نفى شرك به آنان ارائه كرد. سپس در مرحله دوم تهديد نمود كه بت ها را نابود خواهد كرد و در نهايت به تهديد خود عمل كرد و همه بت ها را نابود ساخت.

4- حضرت ابراهيم ( ع ) در مبارزه عليه بت پرستى ، داراى عزمى راسخ و شجاعت بسيار بود .

تاللّه لأكيدنّ أصنمكم

تأكيد كلام حضرت ابراهيم(ع) به وسيله «تاء» و «لام» قسم (تاللّه لأكيدنّ . ..)، دليل بر عزم راسخ آن حضرت است. اظهار چنين كلام مؤكدى در حضور بت پرستان - كه حرف خطاب «كم» در «أصنامكم» و نيز مخاطب آمدن فعل «تولّوا» بر آن دلالت دارد - گوياى شجاعت بسيار ايشان است.

7- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . فلمّا تولّوا عنه مدبرين إلى عيد لهم دخل إبراهيم ( ع ) إلى آلهتهم بقدوم فكسرها إلاّ كبيراً لهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده: چون نمروديان از ابراهيم(ع) دور شدند و به طرف محل جشن ويژه خود رفتند، آن حضرت با تيشه داخل بتخانه شد و غير از بت بزرگ، همه بت ها را شكست. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 65 - 6

6- بت پرستان ، استدلال هاى ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك را نادرست انگاشته و او را به خاطر شكستن بت ها مجرم دانستند .

فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. ثمّ نكسوا على رءوسهم لقد علمت ما هؤلاء ينطقون

جمله «لقد علمت ما هؤلاء ينطقون» پاسخ مشركان به كلام ابراهيم(ع) (فسئلوهم إن كانوا ينطقون) است; يعنى، تو مى دانى كه بت ها از سخن گفتن عاجزاند، پس چرا ما را به سؤال كردن از بت ها حواله مى دهى. لابد سؤال تو براى فرار از اتهام بت شكنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) ، آيين شرك و بت پرستى پدر و قومش را زير سؤال برد و آن را محكوم كرد .

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 97 - 4،5

4 - ابراهيم ( ع ) ، در آغاز مبارزه اش با شرك و بت پرستى ، قدرت اجتماعى و جايگاه نيرومندى در ميان قوم خود نداشت .

قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم

تصميم بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن او، در انبوهى از آتشى كه مردم هيزم آور آن بودند - بدون اين كه احدى از او دفاع كند - مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

5 - ابراهيم ( ع ) ، مظهر يكتاپرستى و الگوى مقاومت در مبارزه با شرك و بت پرستى

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . .. و اللّه خلقكم و ما تعملون . قالوا ابنوا له بن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 2،7

2 - داستان مبارزه حضرت ابراهيم ( ع ) با شرك و بت پرستى ، داستانى زنده و درس آموز براى هميشه تاريخ

و إذ قال إبرهيم

كلمه «إذ» در محل نصب و مفعول به براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ قال. ..».

7 - ابراهيم ( ع ) ، نماد شجاعت و اسوه مبارزه با شرك و بت پرستى

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه

از يادآورى داستان ابراهيم(ع)، اسوه بودن آن حضرت در مبارزه با بت پرستى و از موضع گيرى ايشان در برابر جامعه خويش - حتى نزديك ترين خويشاوندان خود - شجاعت آن حضرت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 23

23 - قيام ابراهيم ( ع ) ، عليه محيط اجتماعى و خويشاوندى شرك آلود

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و ممّا تعبدون من دون اللّه

289- شرك ستيزى اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 1

1 - تمامى پيامبران و اديان آسمانى ، مبلغ توحيد و مخالف شرك و چندگانه پرستى بوده اند .

وسئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا . .. ءالهة يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 4

4 - مبارزه ديرين اديان آسمانى ، با شرك و ربوبيت مظاهر مادى

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّه هو ربّ الشعرى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه آيه شريفه در مقام نفى ربوبيت غير خدا باشد و نيز با انديشه نقش ستارگان در ربوبيت، مبارزه نمايد و اين آيات در ادامه مطالب موجود در صحف موسى و ابراهيم(ع) به شمار آيد.

290- شرك ستيزى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 4

4- مبارزه گسترده اسلام با شرك و حركت هاى شرك آلود

حرّم عليكم . .. ما أهلّ لغير الله به

برداشت فوق، به خاطر اين است كه خداوند حتى خوردن گوشتى را كه نام غير خدا بر آن برده شود، تحريم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 13

13 - شرك ستيزى ، از مشخصه هاى بارز و اصلى اسلام

ليظهره على الدين كلّه و لو كره المشركون

291- شرك ستيزى اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 14

14- اصحاب كهف ، خواهان امداد هاى الهى براى نجات از تنگنا ها و مشكلات حركت و قيام شان عليه شرك و پرستش غير او بودند .

و هيّىء لنا من أمرنا رشدًا

سُكنا گزيدن در غار، مى رساند كه حركت و قيام اصحاب كهف، مشكلات و تنگناهايى را براى آنان در پى داشته است، از اين رو مى توان گفت كه مراد از هدايت خواهى آنان، راهنمايى شدن در اتخاذ تصميم هاى بعدى و پيداكردن راه نجات از مشكلات و تنگناهايى است كه در انتظار ايشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 7

7- اعلام ربوبيّت يگانه خدا بر كلّ هستى و بيزارى از پرستش غير او ، شعار و محور قيام اصحاب كهف بود .

فقالوا ربّنا ربّ السموت و الأرض لن ندعوا من دونه إلهًا

292- شرك ستيزى الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 8

8 - دعوت به توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى ، از اهداف مهم و اصولى الياس پيامبر

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

293- شرك ستيزى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 3

3- دعوت به توحيد و مبارزه با شرك ، مهمترين رسالت پيامبران

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 25

25- تقليد از نياكان در عبادت غير خدا ، عمل باطلى است كه انبيا به مبارزه با آن برخاستند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 4

4 - توحيد ، اساس همه اديان آسمانى و مبارزه با شرك ، سرلوحه مبارزات پيامبران الهى

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 1

1 - تمامى پيامبران و اديان آسمانى ، مبلغ توحيد و مخالف شرك و چندگانه پرستى بوده اند .

وسئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا . .. ءالهة يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 13

13- دعوت به توحيد و انذار از عواقب شرك ، محور اصلى و مشترك دعوت پيامبران

ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

بنابراين كه «ألاّتعبدوا. ..» در ادامه «و قد خلت النذر» و مصداق انذار آنان باشد - و نه صرفاً ادامه سخن هود - برداشت بالا به دست مى آيد.

294- شرك ستيزى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 4

4 - سليمان ( ع ) ، درصدد از ميان بردن حاكميت كفر و شرك از سرزمين سبا

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

تسليم سليمان شدن، در حقيقت دست برداشتن از شرك و پذيرش منطق توحيدى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 12

12 - مقام سليمان ، مبرّا از پذيرش هديه براى سكوت از حق و چشم پوشى از كفر و شرك

قال أتمدّونن بمال . .. بل أنتم بهديّتكم تفرحون

295- شرك ستيزى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 14

14- مبارزه با شرك ، از وظيفه هاى اصلى حضرت شعيب ( ع )

قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 5،17

5- شعيب ( ع ) ، مردمان را به ترك پرستش غير خدا فرا مى خواند و عليه شركورزى قومش مبارزه مى كرد .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

17- مردم مدين ، مبارزه شعيب ( ع ) با پرستش خدايان اهل شرك را ، خلاف درايت و رشد او مى شمردند .

أو أن نفعل فى أمولنا ما نشؤا إنك لأنت الحليم الرشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 11

11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .

و ما أنت علينا بعزيز

«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 3

3- شعيب ( ع ) موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنى عمل

296- شرك ستيزى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 6،7،8

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

8- قوم ثمود ، اميد هاى خويش درباره صالح ( ع ) را به خاطر مبارزه او عليه شرك ، بر باد رفته مى ديدند .

قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

قيد «قبل هذا» دلالت بر قطع اميد قوم ثمود از صالح(ع) دارد و جمله «أتنهنا» بيانگر دليل و علت آن است.

297- شرك ستيزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 5

5 - قرآن ، در هر عصر و زمان و در سطح جهانى ، توانا و شايسته براى مبارزه با جريان كفر و شرك

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

فرمان خداوند به جهاد بزرگ با كافران به وسيله قرآن - پس از يادآورى جاودانگى و جهانى بودن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) - حاكى از آن است كه قرآن، كتابى توانا و شايسته براى مبارزه جهانى و هميشگى با جريان كفر و شرك است.

298- شرك ستيزى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

299- شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنا عملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 1

1- ابلاغ توحيد ، تبليغ قرآن و مبارزه با شرك ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .

قل هذه سبيلى

«هذه» اشاره به مطالبى است كه آيات قبل به آنها اشاره داشت. از جمله آنهاست: ابلاغ توحيد ، نفى شرك ، تبليغ قرآن و تعاليم وحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 4

4- مبارزه با شرك و معبود هاى پندارى و باطل مشركان ، در رأس برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أهذا الذى يذكر ءالهتكم

ذكر و يادكردن، هم به خير است و هم به شر; ولى در اين آيه - به قرينه مقام - ذكر به شرّ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 7

7 - مبارزه با شرك و بت پرستى ، در رأس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام قاطعانه موضع استوار خويش مبنى بر توحيد و نفى شرك

إنّما أُمرت أن أعبد ربّ هذه البلدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 5

5 - مشركان ، پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) را شخصى معمولى مى دانستند كه هدفش بازداشتن مردم از دين و آيين پدرانشان بود .

قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

تعبير از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «رجل» - آن هم به صورت نكره - حاكى از نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 44 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه علنى و صريح با عقايد مشركان ( چون عقيده به شفاعت كردن معبود ها و توانايى آنان بر اين كار )

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون . قل للّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 2،7

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مخالفت خود با عبادت غيرخدا و منصرف كردن مشركان از فكر تأثيرگذارى در عقايد آن حضرت

إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت

پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به در دست داشتن دلايل و براهين روشن در مخالفت خود با عبادت غير خدا تصريح فرمود. اين مطلب مى تواند به منظور مأيوس ساختن مشركان باشد; زيرا كسى كه در عقيده خود داراى دلايل روشن باشد، تأثيرپذيرى او از ديگر عقايد نا ممكن خواهد بود.

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام صريح مواضع عقيدتى خويش و تسليم ناپذير بودنش ، در برابر دشمنان و عقايد باطل و شرك آلود

و أُمرت أن أُسلم لربّ العلمين

تصريح پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تسليم محض بودن خود در برابر خداوند، مى تواند پاسخى به فشارها و تهديدهاى دشمنان و مشركان عليه ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 10

10 - هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان و موضع گيرى آنان در برابر مشركان ، حركتى ابراهيمى

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه

با توجه به آيات پيشين - كه درباره هجرت و موضع گيرى بايسته مسلمانان در برابر مشركان است - طرح «اسوه» بودن ابراهيم(ع) پس از اين آيات و توصيه ها، مطلب بالا را مى فهماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 2

2 - گروهى از كافران در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى خبر از موضع قاطع آن حضرت در برابر كفر و اميدوار به تنزل او در برابر شرك

قل يأيّها الكفرون

ادامه سوره، قرينه است بر اين كه مراد از «الكافرون»، همه كافران نيستند; بلكه تنها آن گروه مخاطب اند كه اميدى به ايمان آنان نمى رفت. سخن گفتن با آنان در اين باره - كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل سازش نيست - بيانگر آن است كه آنان تسامح و تساهل

را براى آن حضرت، امكان پذير مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1،3،5

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأيوس سازنده كافران از پيوستن به آنان در شرك

لا أعبد ما تعبدون

حرف «لا» گرچه براى نفى مستقبل است; ولى مفهوم سخن، شامل زمان حال نيز مى شود.

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ تباين معبود خود با معبود هاى مشركان و تصريح به ناهماهنگى كامل ، بين شرك و توحيد

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

300- شرك ستيزى مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 10

10 - هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان و موضع گيرى آنان در برابر مشركان ، حركتى ابراهيمى

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه

با توجه به آيات پيشين - كه درباره هجرت و موضع گيرى بايسته مسلمانان در برابر مشركان است - طرح «اسوه» بودن ابراهيم(ع) پس از اين آيات و توصيه ها، مطلب بالا را مى فهماند.

301- شرك ستيزى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 3

3- يكتاپرستان واقعى ، نمى توانند در قبال شرك و انحرافات عقيدتى مردم ، بى تفاوت باشند .

ربّنا ربّ السموت . .. هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة

خداوند، اصحاب كهف را به عنوان نمونه اى از موحّدان واقعى ياد كرده و در بيان حالات و خصلت هاى آنان - پس از اقرار به اصل توحيد - توجّه ايشان به جامعه بشرى و تأسف آنان به ضلالت مردم را مطرح ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

302- شرك ستيزى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 9

9 - موسى ( ع ) ، در راستاى اثبات توحيد ربوبى و ابطال شرك ، منطقى قوى و كوبنده و برهانى روشن و غير قابل ترديد داشت .

ثمّ أرسلنا موسى . .. و سلطن مبين

كلمه «سلطان» به معناى قهر و غلبه است. حجت و برهان را نيز بدان اعتبار كه صاحب آن، بر قلوب مخاطبان هجوم مى برد و آنها را فتح مى كند، سلطان گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 47 - 7

7 - مبارزه با شرك و دعوت مردم به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان هستى ، پيام اصلى حضرت موسى ( ع )

قالوا ءامنّا بربّ العلمين

برداشت ياد شده از اعتراف ساحران در حضور موسى(ع)، به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان به دست مى آيد.

303- شرك ستيزى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 3،5

3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .

إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .

5 - حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .

مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 32 - 2

2- بحث و گفت و گو و ارائه دليل و برهان ، از روش هاى نوح ( ع ) براى بازدارى مردم از شرك و گرايش دادن آنان به توحيد

قالوا ينوح قد جدلتنا فأكثرت جدلنا

«جدال» به معناى مناظره كردن و آوردن برهان براى ابطال دليلها ، انديشه ها و باورهاى طرف مقابل است.

304- شرك ستيزى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 17،19،20،26

17 - هارون در غياب موسى ( ع ) با شركورزى و گوساله پرستى بنى اسرائيل به مبارزه پرداخته بود .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

19 - گوساله پرستان بنى اسرائيل مهياى كشتن هارون به خاطر مبارزه پى گير وى با شركورزى آنان

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

20 - هارون با بيان مبارزه خويش با گوساله پرستان و ناتوانيش از بازدارى آنان ، در تلاش جهت اثبات بى گناهى خويش براى موسى ( ع )

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

26 - هارون با بيان مبارزه خويش عليه شركورزى بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواست تا وى را همسنگ ستمكاران شرك پيشه قرار ندهد .

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى . .. و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

روشن است كه موسى(ع) هرگز گمان نمى كرد كه هارون از ستمكاران باشد. بنابراين «مع» در جمله «لا تجعلنى مع» معيت حكمى است ; يعنى مرا در حكم ستمكاران قرار مده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 17

17 - هارون ( ع ) ، داراى برنامه اى مشخص براى مقابله با گوساله پرستى و احياى توحيد در بنى اسرائيل بود .

أطيعوا أمرى

دعوت هارون(ع) از بنى اسرائيل به اطاعت فرمان هاى او، پس از فرمان «اتّبعونى»، حاكى از آن است كه وى براى بنى اسرائيل در صورت پيروى آنان از او، دستور العمل هايى را تدارك ديده بود.

305- شرك ستيزى هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 12

12- مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى حضرت هود ( ع )

يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 8

8- قاطعيت و صلابت هود ( ع ) ، در امر رسالت و مبارزه با شرك و بت پرستى

قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 2

2- هود ( ع ) ، همه مشركان قوم عاد و خدايان آنان را ، به توطئه و مبارزه عليه خويش فرا خواند .

فكيدونى جميعًا

چون در آيه قبل ، سخن از مشركان و نيز بتهاى آنان بود ، مقصود از «جميعاً» تمامى مشركان و همه بتهاست.

306- شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 7

7 - پرستش هر معبودى جز خداوند ، در حقيقت شيطان پرستى است .

ان يدعون . .. و إن يدعون شيطناً مريداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 1،2،3،7

1 - گروهى از مسيحيان ، آلوده به عبادت و پرستش غير خدا

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك

با توجه به آيات گذشته، معلوم مى شود كه مخاطبان جمله «اتعبدون» مسيحيان مى باشند.

2 - مسيحيان ، مورد نكوهش خداوند به خاطر پرستش غير خدا

قل اتعبدون من دون اللّه

3 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، معبود برخى مسيحيان

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. قل اتعبدون من دون اللّه

مصداق مورد نظر از «من دون اللّه» - به قرينه آيات گذشته - مسيح(ع) و مادرش مريم است.

7 - پندار قدرت مسيح ( ع ) و مريم بر سود و زيان رسانى به مردم ، از عوامل پرستش آن دو ، از سوى مسيحيان *

قل اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

استدلال بر ناروايى پرستش مسيح(ع) و مادرش مريم به ناتوانى آنان از ضرر رسانى و نفع بخشى، مى تواند اشاره به ريشه و عامل پرستش مسيح(ع) و مريم، از سوى نصارا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 4

4 - شرك در الوهيت و عبادت ، در حقيقت انكار خداوند است .

اتخذونى و امى الهين من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 23

23 - پرستش غير خدا ، دشمنى با دين و رسولان الهى است .

فلا تشمت بى الأعداء

مراد از «الأعداء» پرستشگران غير خدا هستند و هارون آنان را دشمنان دين و رسالت دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 7

7 - پرستش غير خداوند ، شرك است .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه . .. و لاتكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 6

6 - پرستش و نيايش غير خداوند ، شرك است .

و لاتدع من دون اللّه . .. فإن فعلت فإنك إذاً من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 4،6

4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 22

22- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « . . .و لايشرك بعبادة ربّه أحداً » : « فهذا الشرك شرك رياء » ;

از امام صادق(ع) درباره اين سخن خدا «. ..و لايشرك بعبادة ربّه أحداً» روايت شده: اين شرك، شرك ريا است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 6

6 - اطاعت و پيروى مطلق از هواى نفس ، به منزله شرك و پرستش غير خداوند است .

أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه

از آن جا كه اطاعت مردمان از هواى نفس خويش، با هدف عبوديت و پرستش صورت نمى پذيرد; خداوند با تعابير هشداردهنده آيه شريفه، به اين نكته تذكر مى دهد كه تبعيت و پيروى مطلق از هوا و هوس، به منزله شرك و عبوديت غير خداوند است.

307- شرك عبادى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 4

4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان

براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى

برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.

308- شرك عبادى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 6

6 - فرعون و اشراف دربار او ، مورد پرستش بردگان تحت سلطه آنان

و قومهما لنا عبدون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «عبادة» (مصدر «عابدون»)، در جمله فوق، به معناى پرستيدن باشد.

309- شرك عبادى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 4

4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان

براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى

برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.

310- شرك عبادى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 16

16- قوم عاد ، گرفتار شرك و انحراف در پرستش

و اذكر أخا عاد . .. ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

از انذار هود(ع) و محتواى پيام او، دانسته مى شود كه مشكل اساسى قوم عاد، شرك و انحراف در پرستش بوده است.

311- شرك عبادى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 5

5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت

أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

312- شرك عبادى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 4

4 - شرك پيشگان عصر بعثت براى معبودان پندارى خود ، تنديسهايى مى ساختند و در برابر آنها ، به پرستش مى پرداختند .

و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم

به كارگيرى لفظ «ما» - كه بيشتر در مورد چيزهاى فاقد عقل و انديشه كاربرد دارد - بيانگر برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 7

7 - مشركان ، معبود هاى متعددى را مى پرستيدند .

الذين يدعون من دون اللّه شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 12

12- مشركان در پرستش خدايان دروغين ، خويشتن را فريب داده بودند .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

در اينكه فاعل محذوف از «زيّن» چيست؟ چند احتمال وجود دارد 1- شيطان 2- سران كفر و شرك 3خودِ كافران. برداشت فوق بر اساس سومين احتمال است. بر اين مبنا معناى جمله چنين مى شود: «زيّن الكافرون لأنفسهم مكرَهم» و مفاد آن اين است كه كفرپيشگان با دليلهايى واهى شرك را توجيه كردند و كم كم آنها را زيبا ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 11

11- شرك در عبادت و تحريم مباح ها و اسناد آن به مشيت خداوند ، از سنت هاى رايج مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

313- شرك عبادى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 4

4 - مشركان صدر اسلام ، معبود هاى متعددى را مى پرستيدند .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 7

7- تقليد از گذشتگان و پيروى از سنت پيشينيان ، وادار كننده مشركان عصر بعثت به پرستش معبود هاى دروغين

ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل

در برداشت فوق «كما» براى تعليل گرفته شده است. بنابراين مفاد «ما يعبدون ...» چنين مى شود: تنها دليل گرايش مشركان به بت پرستى ، اين است كه پدرانشان بت پرست بودند.

314- شرك عبادى يهود دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 3

3 - يهوديان در عصر عيسى ( ع ) ، گرفتار شرك در ربوبيت و دور ماندن از پرستش پروردگار يگانه

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از تأكيد عيسى(ع) بر ربوبيت الهى، مطلب بالا استفاده مى شود.

315- شرك عقيده به تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 8

8 - اعتقاد به تثليث على رغم آگاهى به شرك آميز بودن آن ، موجب عذاب دردناك در قيامت

ان لم ينتهوا عما يقولون ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم

316- شرك علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 5

5 - شرك و كفر عالمان به كتاب هاى آسمانى ، دور از انتظار و مايه شگفتى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

317- شرك علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 4

4 - شرك برخى از اهل كتاب ( علماى يهود ) ، على رغم بهره مندى آنان از كتاب هاى آسمانى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جمله «اوتوا نصيباً . .. » مى تواند اشاره به علّت سرزنش و اعتراضى باشد كه از جمله «الم تر ... » به دست مى آيد. يعنى چگونه است كه از كتاب خداوند بهره مند هستند، ولى كافر و مشرك مى شوند.

318- شرك عملى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 9 - 7

7 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « . . . من يخادع اللّه يخدعه . . . قيل له و كيف يخادع اللّه ؟ قال يعمل بما أمره اللّه عز و جل ثم يريد به غيره . . . ;

. .. كسى كه ]به خيال خود[ خدا را فريب دهد، خدا او را فريب مى دهد ... به آن حضرت گفته شد: چگونه او خدا را فريب مى دهد؟ فرمود: به آنچه خدا دستور داده عمل مى كند ولى نيت او غير خداست ...».

319- شرك فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 10

10 - فرعون ، حاكمى مشرك و معتقد به وجود خدايان و معبودهايى متعدد

و يذرك و ءالهتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 8

8 - فرعون ، تا پيش از غرق شدن ، معتقد به آيين شرك بود .

حتى إذا أدركه الغرق قال ءامنت أنه لا إله إلا الذى ءامنت به بنوا إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 2،6

2 - فرعون با مطرح ساختن شرك ربوبى اقوام گذشته ، براى موسى ( ع ) به استبعاد و القاى شبهه در مورد توحيد ربوبى پرداخت .

قال فما بال القرون الأُولى

6 - فرعون با استناد به عقايد و افكار اقوام گذشته ، سعى در مقابله با موسى ( ع ) و تثبيت حقانيت شرك داشت .

قال فما بال القرون الأُولى

تمسّك فرعون به افكار پيشينيان و اين كه اگر رسالت موسى حق است، چرا براى اقوام گذشته چنين رسولى نيامد و چرا آنها عذاب نشدند، نشان مى دهد كه در ديدگاه او، پذيرفته هاى نسل هاى قبل، صحيح و قابل تبعيت است.

320- شرك فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 9

9 - مردم مصر ( فرعونيان و قبطيان ) ، منكر يكتايى خدا و مشرك بودند .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

321- شرك قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 1،8،9

1 - پرستش خورشيد، آيينى رايج در ميان مردم زمان ابراهيم بود.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

8 - ابراهيم(ع) با افول خورشيد، بيزارى خويش نسبت به پندارهاى شرك قوم خويش پرده برداشت.

فلما أفلت قال يقوم إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «ما تشركون» مصدريه باشد، مضمون جمله چنين مى شود: «برىء من اشراككم». برداشت فوق بر اين اساس است.

9 - ابراهيم(ع) در پى ابطال مستدل عقايد شرك آميز قوم خويش، به صراحت از معبودهاى آنان بيزارى جست.

فلما رءا الشمس . .. إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «مما تشركون» موصول باشد، مضمون جمله چنين است: «برىء من الذى تشركون به». يعنى از چيزهاييكه به آن شرك مىورزيد بيزارم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 2،3،10

2 - تعصب و پافشارى قوم ابراهيم بر عقيده شرك خويش، على رغم استدلالهاى آن حضرت بر بطلان آن

و حاجه قومه قال أتحجونى فى الله

3 - اظهار شگفتى ابراهيم(ع) از لجاجت مردم بر شرك، على رغم وجود دلايل واضح بر بطلان آن

و حاجه قومه قال أتحجونى فى الله

10 - ترس موهوم و خرافى قوم ابراهيم از معبودهاى پندارى خويش، از عوامل پافشارى آنان بر شرك خويش بود.

و لا أخاف ما تشركون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 4

4 - قوم ابراهيم علاوه بر عقيده و تأثير و نقش بتها و اجرام آسمانى در تدبير و ربوبيت جهان، به خداوند نيز معتقد بودند.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در جمله «و لاتخافون . ..» در صورتى تام است كه آنها عقيده به «الله» داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 11

11- شرك قوم ابراهيم ، در قالب پرستش مجسمه هاى بى جان و صورت ها نقش بسته بود .

ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون

«تمثال» (مفرد «تماثيل») به معناى شىء مصوّر و صورت هاى نقش بسته است (مفردات راغب). يكى از مصاديق بارز آن، مجسمه هاى بى جانى بود كه بت پرستان به شكل هاى گوناگون مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 5

5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 59 - 5

5- قوم ابراهيم ، معتقد به چند معبود و داراى بت هاى متعدد بودند .

ما هذه التماثيل . .. لأكيدنّ أصنمكم ... من فعل هذا بالهتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 65 - 2،3

2- بت پرستان ، على رغم قانع شدن از استدلال محكم ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك ، بار ديگر در صدد دفاع از عقيده شرك آميز خويش برآمدند .

ثمّ نكسوا على رءوسهم لقد علمت ما هؤلاء ينطقون

برداشت ياد شده براين مبنا استوار است كه مقصود از بالا و پايين شدن - كه در جمله كنايى «ثمّ نكسوا على رءوسهم» موجود است - زير و رو شدن عقايد و مواضع اعتقادى بت پرستان باشد; يعنى، آنان در آغاز بر اثر استدلال ابراهيم(ع) به بطلان شرك دست يافتند; ولى باز به عقيده پيشين بازگشتند. و مجدداً به دفاع از آن برداختند.

3- تغيير شخصيت قوم بت پرست ابراهيم ، با روى آوردن مجدد آنان به شرك و بت پرستى

فقالوا إنّكم أنتم الظلمون . ثمّ نكسوا على رءوسهم

برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه مقصود از زير و رو شدن در جمله «ثمّ نكسوا على رءوسهم» تغيير عقيده بت

پرستان باشد. براين اساس تشبيه كردن چنين تغييرى به واژگون شدن انسان، مى تواند كنايه از تغيير و دگرگونى اساسى شخصيت بت پرستان باشد كه براثر اين تغيير، عقايد آنان نيز تغيير يافت .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 1

1- ابراهيم ( ع ) قومش را به خاطر عبادت غير خداى يكتا ، مورد سرزنش قرار داد .

قال أفتعبدون من دون اللّه

همزه در «أفتعبدون» از نوع استفهام انكارى توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 71 - 3

3 - دلبستگى عميق و تفاخر قوم ابراهيم ، به مسلك شرك آلود خويش

إذ قال . .. ما تعبدون . قالوا نعبد أصنامًا فنظلّ لها عكفين

در جواب حضرت ابراهيم(ع) كه از قومش پرسيد: «چه مى پرستيد»، بايد آنان مى گفتند: «بت». اما آنها در پاسخ گفتند: «بت ها را مى پرستيم و همواره ملازم آنها هستيم». اين نشان مى دهد كه مى خواستند علاوه بر جواب او، فخر و دل بستگى شديد خود را به مسلك شرك، براى ابراهيم(ع) بيان كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 2

2 - قوم ابراهيم ، در عقايد شرك آلود خود مردمى متعصب بودند .

إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا . .. فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 16

16 - جايگاه قوم مشرك ابراهيم ، آتش جهنم است .

و مأويكم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 1،2

1 - ابراهيم ( ع ) ، آيين شرك و بت پرستى پدر و قومش را زير سؤال برد و آن را محكوم كرد .

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 86 - 1،4

1 - ابراهيم ( ع ) ، پدر و قومش را به سبب گرايش به معبودهايى جز اللّه ، مورد سرزنش قرار داد .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون

استفهام در «أئفكا» متضمن معناى توبيخ است و «إله» مفرد «ءالهة» به معناى معبود مى باشد.

4 - قوم ابراهيم ، معتقد به معبود هاى متعدد

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون

جمع آمدن «ءالهة»، گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 3

3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

322- شرك قوم الياس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 2

2 - قوم الياس ، مردمى مشرك و بت پرست بودند .

أتدعون بعلاً

323- شرك قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 9

9 - قوم ثمود ، مردمى مشرك

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 8

8- قوم ثمود ، مردمى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدد

يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 5،6

5- قوم صالح و پدرانشان ، مردمانى مشرك و پرستشگر غير خدا بودند .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 21

21- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، خدايان نياكان خود را مى پرستيدند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

324- شرك قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 1

1 - ملكه سبا و قوم وى ، مردمى مشرك و خورشيدپرست

وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون اللّه

325- شرك قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 10

10 - قوم عاد ، مردمى مشرك بودند .

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 6

6 - قوم عاد در عين اعتقاد به معبودانى دروغين و ضرورت پرستش آنها ، معتقد به خداوند و پرستشگر او بودند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 18

18 - هود در انتظار نزول عذاب الهى بر قوم عاد ، پس از ابلاغ رسالت هاى الهى و اصرار آنان بر انكار توحيد و رسالت وى

فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 8

8- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبود هاى خود ساخته

ما لكم من إله غيره إن أنتم إلاّ مفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 9

9- قوم عاد ، بر اثر شركورزى و ارتكاب گناه ، به كمبود باران مبتلا شده بودند .

ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

نويد به نزول باران و فراوانى آن ، آن گاه مى توانست مؤثر باشد و مردمان را به پذيرش تعاليم و دستورهاى هود(ع) گرايش دهد كه آنان از كمبود باران در زحمت باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 5،6

5- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودهايى چند

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

«آلهه» جمع «إلاه» و به معناى معبودهاست.

6- دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 1

1- قوم عاد ، پرستشگر معبودهايى متعدد و معتقد به تأثيرگذارى آنها در امور جهان

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

تعدد معبودها از كلمه «آلهه» كه جمع «إلاه» (معبود) است ، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 21

21- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، خدايان نياكان خود را مى پرستيدند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 50 - 4

4 - شرك در ربوبيت خداوند ، عامل نابودى قوم عاد *

و أنّه هو ربّ الشعرى . و أنّه أهلك عادًا الأُولى

بيان هلاكت قوم عاد - در پى تأكيد بر ربوبيت يگانه خدا - مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه شرك در ربوبيت، ريشه ظلم و طغيان قوم عاد و هلاكت آنان، بوده است.

326- شرك قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 9

9 - قوم نوح ، مردمانى مشرك بودند .

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 7

7 - قوم نوح ، مردمانى مشرك و بت پرست بودند .

يقوم . . فأجمعوا أمركم و شركاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 4

4- قوم نوح ، مردمانى مشرك بودند .

أن لاتعبدوا إلاّ الله

نهى از عبادت غير خدا و فرمان به پرستش او - كه جمله «أن لاتعبدوا إلاّ الله» گوياى آن است - مى رساند كه قوم نوح شريك و يا شريكهايى را براى خدا پذيرفته بودند و آنها را عبادت مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 21

21- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، خدايان نياكان خود را مى پرستيدند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6،12

6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .

فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

12 - نوح ( ع ) ، قومش را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد0

ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 7،12

7 - قوم نوح ، پيام الهى نوح ( ع ) را نپذيرفتند و بر شرك خود پايبند ماندند .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان

«فاء» در «فأخذهم» براى فصاحت است و دلالت بر حذف جمله اى مى كند و آن، به قرينه ارسال نوح(ع) مى تواند «عدم قبول» و يا «تكذيب» و مانند آن باشد.

12 - قوم نوح ، در شرك شان ، جزم انديش بودند .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا . .. و هم ظلمون

طولانى بودن رسالت نوح(ع) در ميان قوم اش و تأثير ناپذيرى آنان در اين مدت، حكايت از جزميّت آنان دارد. گفتنى است كه «ظالمون» در آيه، به قرينه مقام، مشرك بودن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 13 - 4

4 - سرزنش شدن قوم نوح ، به خاطر بى توجهى آنان نسبت به عظمت خداوند و روى آوردن به شرك و بت پرستى

ما لكم لاترجون للّه وقارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 2

2 - مردم در عصر بعثت نوح ( ع ) ، مردمى مشرك و بت پرست و داراى چند معبود بودند .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 26 - 2

2 - نااميدى كامل نوح ( ع ) از ايمان آوردن قومش و نجات آنان از گمراهى شرك و بت پرستى

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا

327- شرك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .

لكم دينكم

328- شرك كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 5 - 4

4 - اعتقاد كافران عصر بعثت به معبود هاى بى شمار

أجعل الألهة إلهًا وحدًا

329- شرك مدعيان ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 1

1- بيشتر مدعيان ايمان و معترفان به وجود خدا براى او شريك مى پندارند .

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون

330- شرك مردم در دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 4

4 - فرعون ، مورد پرستش مردم مصر

و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى

331- شرك مردم صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 4 - 3

3 - مردم در صدر اسلام ، مردمى سخت پايبند به آيين شرك و انعطاف ناپذير در برابر سخن حق و مستدل

و الصفّ-ت صفًّا . .. إنّ إلهكم لوحد

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند در آغاز سوره مباركه بر اثبات توحيد سوگند متعدد ياد كرده است. اين در حالى است كه خداوند پيش از آن، دلايل و شواهد كافى بر اثبات اين حقيقت در قرآن كريم ارائه فرموده بود.

332- شرك مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 8

8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين

333- شرك مرفهان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 5

5 - رويارويى و مخالفت قشر مرفّه صدراسلام ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعصب و جمود آنان بر شركورزى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين . أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

334- شرك مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 8

8 - يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين

بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 33

33 - مسيحيان ، معتقد به فرزندى حضرت عيسى ( ع ) براى خداوند

ياهل الكتب . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و رو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 2

2 - مسيحيان ، مورد نكوهش خداوند به خاطر پرستش غير خدا

قل اتعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 7

7 - عيسى ( ع ) منزه از هرگونه نقشى در گرايش هاى شرك آلود امت خويش

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

مسيح(ع) با جداسازى سرنوشت مسيحيان مشرك از سرنوشت خويش با جمله «ان تعذبهم . ..» و نه «ان تعذبنا» اشاره به اين دارد كه وى هيچگونه نقشى در گرايش امت خويش به شرك نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 10

10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه . .. سبحنه عما يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 10

10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. و لو كره المشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 9

9- گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» - كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است - در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.

335- شرك مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 4

4 - مشاهده عذاب قيامت زمينه آگاهى و وقوف مشركان بر شرك خويش

ما كنا مشركين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

مراد از جمله «ما كانوا يخفون»، به قرينه آيت پيشين ( . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين) مى تواند شرك و اختفاى آن از سوى مشركان در برخى از مواقف قيامت باشد. «من قبل» اشاره به آن موقف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 2

2 - مشركان لجوج، حتى در صورت نزول ملائكه بر ايشان، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة . .. ما كانوا ليؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 5،6

5 - انبساط خاطر و شادمانى مشركان به هنگام ياد شدن نام معبودهايى جز خداوند ( معبود هاى ادعايى آنان )

و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

336- شرك مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 1

1 - مشركان صدر اسلام، شرك خويش و پدرانشان و بدعتهاى ديگر را به مشيت خدا و رضايت او مى پنداشتند.

سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 2

2 - مشركان عصر بعثت ، به ربوبيت و پروردگارى خدايان متعدد معتقد بودند و آنها را مى پرستيدند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا

337- شرك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 3

3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 4

4 - مشركان مكه ، گرفتار شرك در زمينه هايى غير از زمينه خالقيت خداوند

و لئن سألتهم من خلق

338- شرك مصريان باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 6

6- مصريان باستان ، معتقد به خدايانى متعدد كه هر كدام تدبير كننده بخشى از امور جهان بودند .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 1

1- مصريان عصر يوسف ( ع ) و اجدادشان ، مردمى مشرك و پرستشگر خدايانى متعدد و دروغين بودند .

ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها أنتم و ءاباؤكم

339- شرك ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 1

1 - ملكه سبا و قوم وى ، مردمى مشرك و خورشيدپرست

وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون اللّه

340- شرك منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 62 - 9

9 - منافقان ، داراى روحيه اى شرك آلود

يحلفون باللّه لكم ليرضوكم و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه

كوشش منافقان در جلب رضايت مردم (ليرضوكم) و غفلت از رضايت خدا (و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه)، نشانگر روحيه شرك آلود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 8

8 - منافقان ، به رغم ظاهرشان بر آيين شرك باقى بودند .

ما هم منكم و لا منهم

341- شرك منافقان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 14 - 1،2،7

1 - در صورت ورود احزاب متّحد از نواحى و اطراف به خانه هاى منافقان در مدينه و درخواست اظهار شرك ، آنان ، با ايشان همسويى مى كردند .

و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها و ما تلبّثوا بها إلاّ يسيرًا

نايب فاعل فعل «دخلت» مى تواند «بيوت» و مى تواند «يثرب» باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال نخست است. لازم به ذكر است كه «اقطار» جمع «قطر» است كه به معناى جانب است (مفردات راغب). مراد از «الفتنة» به قرينه مقام، شرك است.

2 - منافقان مدينه ، دل در گرو شرك داشتند و ايمان شان ظاهرى بود .

و لو دخلت عليهم . .. ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها

7 - منافقان مدينه ، به قدرى در عقيده خود متزلزل بودند كه در صورت درخواست اظهار شرك ، آنان بى درنگ شرك مىورزيدند .

و لو دخلت عليهم . .. ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها ... و ما تلبّثوا بها إلاّيسيرًا

استثناى در كلام، براى تقويت نفى مستثنا است. بنابراين، معنا چنين است كه آنان، در پاسخ درخواست شرك، هيچ درنگ

نمى كردند و اظهار شرك مى كردند.

342- شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 10

10 - مردم گرفتار در خطر دريا ، پس از رهايى از آن و رسيدن به خشكى ، به رغم دعاى مخلصانه شان در هنگام خطر ، به خدا شرك مىورزند !

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه . .. فلمّا نجّيهم إلى البرّ إذا هم يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 5

5 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات ، به شرك ، كفران نعمت هاى خدا است .

فلمّا نجّيهم إلى البرّ إذا هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم

343- شرك نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 2

2 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات به شرك ربوبى ، كفران نعمت هاى خداوند است .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم

به قرينه «ما آتيناهم» مراد از «ليكفروا» كفران نعمت است.

344- شرك نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 5

5 - گرايش به شرك به خاطر شركورزى پدران ، عذر واهى و ناپذيرفتنى در پيشگاه خداوند

أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا من قبل و كنا ذرية من بعدهم

345- شرك نياكان اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 4

4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

346- شرك نياكان قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 4

4 - دودمان و پيشينيان قوم هود ، مردمى مشرك و پرستش كننده معبودانى دروغين

و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

347- شرك و آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 4

4 - آيين شرك ، انديشه اى دنيامدار و فاقد گرايش به آخرت

من كان يريد حرث الدنيا . .. أم لهم شركؤا

348- شرك و توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 9

9- تصور خدايان متعدد در قبال خداوند ، مساوق و هم عنان با تصور مقهوريت آنان است .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

از آن جا كه يوسف(ع) خداوند را به «قهار» بودن توصيف كرد معلوم مى شود وى «مقهور بودن» معبودان دروغين را نيز قصد كرده است ولى آن را در عبارت ذكر نكرد تا به اين نكته اشاره كند كه تصور متفرق بودن آنان كافى است در اينكه آدمى بداند خدايان متعدد در برابر خداى يگانه همواره مقهورند و شايسته خدايى نيستند.

349- شرك و سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 18

18 - ناسازگارى راه شرك با راه خدا

و جعل للّه أندادًا ليضلّ عن سبيله

350- شرك و عالم غيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 1

1 - آيين شرك ، فاقد كتاب آسمانى و بى ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

اين آيه، درصدد بيان آخرين توجيهى است كه مشركان، مى توانند براى درستى آيين خود ارائه دهند; يعنى، آنان ادعا كنند كه با عالم غيب ارتباط برقرار كردند و حقايق و اسرار غيبى و اسرار غيبى را مكتوب داشتند. بر اين اساس ارتباط با عالم غيب نشانه درستى هر آئينى است و ناتوانى از آن، علامت بطلان آن است.

351- شرك و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 1

1 - آيين شرك ، فاقد كتاب آسمانى و بى ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

اين آيه، درصدد بيان آخرين توجيهى است كه مشركان، مى توانند براى درستى آيين خود ارائه دهند; يعنى، آنان ادعا كنند كه با عالم غيب ارتباط برقرار كردند و حقايق و اسرار غيبى و اسرار غيبى را مكتوب داشتند. بر اين اساس ارتباط با عالم غيب نشانه درستى هر آئينى است و ناتوانى از آن، علامت بطلان آن است.

352- شرك همبندان يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 2

2- دو زندانى هم بند يوسف ( ع ) ، از مشركان بودند .

يص-حبى السجن ءأرباب متفرقون خير

353- شرك هنگام رفع سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 1،4

1- با وجود روى آوردن متضرعانه انسان ها به خداوند در هنگام گرفتارى ، با برطرف شدن مشكلات ، گروهى از او روى گردان شده و شرك مىورزند .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون . ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منهم بربّهم ي

4- شرك ربوبى انسان هاى رهيده از ناگوارى - در حالى كه ناگوارى ها ، آنان را به سوى خداوند سوق داده بود - امرى خلاف انتظار و شگفت آور است .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

استعمال «إذا» ى فجائيه در مقام - كه در امور ناگهانى و خلاف انتظار كاربرد دارد - مى تواند به دليل ياد شده باشد. اضافه شدن «ربّ» به ضمير «هم» نيز مى تواند مؤيدى براى برداشت فوق باشد.

354- شرك يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 8

8 - يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين

بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 54 - 6

6 - حسادت يهوديان بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منزلت وى ، مايه گرايش آنان به كفر و شرك

يؤمنون بالجبت و الطاغوت . .. ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 10

10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه . .. سبحنه عما يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 10

10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. و لو كره المشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 9

9- گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» - كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است - در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.

355- شكست توطئه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

356- شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 1

1- صدور فرمان پيروزى اسلام و توحيد و خذلان شرك و مشركان از جانب خداوند

أتى أمر الله فلاتستعجلوه سبحنه و تعلى عمّا يشركون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «أمر» به معناى فرمان باشد; اما اينكه فرمان در باره چه چيزى است، ذيل آيه (سبحانه و تعالى عما يشركون) مى تواند قرينه باشد بر اينكه آن امر در باره شرك و شكست و خذلان آن و پيروزى توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 11

11 - پيشگويى قرآن به شكست جبهه كفر و شرك و پيروزى فراگير و گسترده جبهه توحيد و اسلام در عصر بعثت

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض و ليمكّننّ لهم

357- شگفتى روش مبارزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 3

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

358- شگفتى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 20

20 - شگفت آور بودن اعتقاد به تعدد خدايان، با توجه به بديهى بودن توحيد و شهادت خدا و قرآن بر بطلان شرك

أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى

همزه استفهام در «أئنكم» دال بر شگفتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 7

7 - روى برتافتن از توحيد و يكتاپرستى و گرايش به شرك و بت پرستى ، كارى شگفت و در پى دارنده نكوهش سخت خداوند

فذلكم اللّه ربكم الحق . .. فأنى تصرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 3 - 11

11 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه است .

يزيد فى الخلق ما يشاء . .. هل من خلق غير اللّه... لا إله إلاّ هو ... فأنّى تؤفك

«أنّى» اسم استفهام و به معناى كجاو چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد. «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». گفتنى است كه به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سو برده مى شويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 25

25 - با وجود نشانه هاى مشهود و بى شمار توحيد ربوبى و يگانگى خدا در عالم ، انكار آن و روى آوردن به شرك ، امرى شگفت آور است .

فأنّى تصرفون

استفهام«أنّى» در آيه شريفه براى تعجب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 62 - 7

7 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده آيات و نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه

خلق كلّ شىء لا إله إلاّ هو فأنّى تؤفكون

«أنّى» (اسم استفهام) به معناى كجا و چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد و «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سوى مى رويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 1

1 - كفر و شرك به خداوند ، با وجود آيات آشكار او ، امرى شگفت و تعجب آور

قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض

359- شگفتى شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 12

12 - پرستش غير خدا از سوى انسان ها ، امرى شگفت و به دور از انتظار است .

لاتعبدون إلا اللّه

دليل اينكه خداوند به جاى جمله انشايى و گفتن «نبايد غير خدا را عبادت كنيد» جمله اى خبرى به كار برد و فرمود: «غير خدا را پرستش نمى كنيد» بيان اين حقيقت است كه پرستش خدا و پرهيز از پرستش غير او آن چنان وظيفه اى روشن و آميخته با فطرت انسان است كه نياز به نهى كردن ندارد و انتظار خلاف آن نمى رود.

360- شگفتى شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

361- صبر بر استهزاهاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

362- صبر در اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

363- صحابه و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 7

7- صحابه پيامبر پيش از ايمانشان به آن حضرت ، مردمى مشرك بودند و با گرايش به توحيد از شرك توبه كردند .

و من تاب معك

364- ظلم شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 3

3 - آدمى ، با شرك ورزى و پرستش غير خدا به خود ستم مى كند .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 17

17 - كسانى كه براى خداوند مثل و مانندى بپندارند ، از ظالمانند .

و لو يرى الذين ظلموا

مقصود از «الذين ظلموا» مشركان مى باشد. تعبير كردن از مشركان به «الذين ظلموا» براى رساندن اين حقيقت است كه شرك ورزى، ظلم و تعدى به حق خداوند، (ضرورت يكتا دانستن او) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 23

23 - كفر و شرك ، ستمكارى است .

انه من يشرك باللّه . .. و ما للظلمين من انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 47 - 6

6 - شرك و تسليم نشدن در برابر آيات روشن قرآن، ظلم است.

انظر كيف نصرف الأيت ثم هم يصدفون . .. هل يهلك إلا القوم الظلمون

مخاطب فعل «أرءيتم» همان كسانى هستند كه از آيات الهى اعراض كردند كه از آنان به عنوان ظالم ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 82 - 3،9

3 - شرك، به هر صورت و در هر مرحله كه باشد، ظلم است.

و لم يلبسوا إيمنهم بظلم

آيات پيشين جملگى در مورد توحيد و ابطال شرك بود. اين آيه به منزله جمع بندى و نتيجه اى در پى آن مجموعه است. لذا مراد از «ظلم» در اين آيه، به قرينه آيات گذشته، شرك است.

9 - عن أبى عبدالله(ع) (فى حديث فى قوله تعالى «بظلم») قال: هو الشرك . .. .

از امام صادق(ع) ضمن حديثى آمده است: مراد از «ظلم»، در «و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» شرك است . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 22

22 - كفر و شرك از بزرگترين ستمهاست.

فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب . .. أنهم كانوا كفرين

جمله «أين ما كنتم . ..» كه بيان شرك مشركان است، توضيح مصداقى براى «فمن أظلم ...» مى باشد. بنابراين شرك از ستمهاى بزرگ است و چون مشركان در ذيل آيه كافر ناميده شده اند، كفر نيز از ستمهاى بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 28

28 - شرك ، ظلم است و مشركان مردمى ظالم هستند .

و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

مراد از «الظلمين» همان مشركان و گوساله پرستان هستند. بنابراين هدف از آوردن كلمه «الظلمين» به جاى «المشركين» ظالم خواندن مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 5

5- شركورزى و انكار رسالت پيامبران ، ستمگرى است .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة

مقصود از «الذين ظلموا» مشركان و انكاركنندگان رسالت صالحند. تعبير كردن از آنان به ستمكاران ، اشاره اى است به برداشت فوق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 9

9- شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و رعايت نكردن عدل و انصاف در مبادلات ، ستمگرى است .

و أخذت الذين ظلموا الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 3

3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .

و لكن ظلموا أنفسهم

مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت فوق ناظر به لِحاظ نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 4

4- شرك و پرستش غير خدا ، ظلم و درپى دارنده آتش دوزخ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار

از مصداقهاى مورد نظر براى ظلم - به قرينه آيات پيشين - شركورزى و پرستش غيرخداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 17

17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « لن ندعوا من دونه إلهاً لقد قلنا إذاً شططاً » يعنى : جوراً على اللّه إنْ قلنا إنّ له شريكاً ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «لن ندعوا من دونه إلهاً لقد قلنا إذاً شططاً» روايت شده: مقصود آيه، اين است كه اگر بگوييم براى او شريكى هست، ستم بر خدا است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 6

6- كفر ، شرك و استهزاى پيامبران ، ظلم و ستمى آشكار است .

يويلنا إنّا كنّا ظلمين

اعتراف مشركان و كافران استهزاگر به ستم كار بودن خود، حكايت از اين دارد كه كفر و شرك و استهزاى پيامبران، ظلم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 5

5- بت پرستى و شرك ، از ديد فطرت انسانى ، ظلم و ستم است .

فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «أنفسهم» به خود آمدن و ضمير و وجدان آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 8

8 - شرك و بت پرستى ظلم است .

و يعبدون من دون اللّه . .. و ما للظلمين من نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 17

17 - شرك ، حق ناپذيرى و تكذيب پيامبران ، ظلمى است هلاكت بار .

فقال الملؤا الذين كفروا . .. و لاتخطبنى فى الذين ظلموا إنّهم مغرقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 5

5 - كفر و شرك ، ظلم است .

و من يظلم منكم نذقه عذابًا كبيرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخاطب «من يظلم منكم» كافران و مشركان اند كه خداوند آنان را ستم كار دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 4

4 - شرك به خدا ، بزرگ ترين ظلم است .

هم يشركون . .. ممّن افترى على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 2

2 - مشركان ، مردمانى ظالم و ستم گرند و شرك ، از موارد ستم است .

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 10،12

10 - شرك ، ظلمى بس بزرگ است .

إنّ الشرك لظلم عظيم

12 - ظالمانه بودن شرك ، دليل لزوم اجتناب از آن است .

لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظلم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 11

11 - شرك ، ظلم است و مشركان ، ظالم اند .

بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 9

9 - كفر و شرك ، ظلم است .

و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون

مقصود از «ظالمان»، كافران و مشركان است. توصيف آنان با صفت ظلم، بيانگر اين حقيقت است كه كفر و شرك ظلم است و همين ظلم، موجب دوزخى شدن آنان مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 4

4 - شرك ، افترا و دروغ بستن به خداوند ، بزرگ ترين ظلم به شمار مى رود .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

يكى از مصاديق مورد نظر دروغ بستن به خدا - با توجه به اين كه آيه شريفه در رديف آيات مربوط به مشركان قرار دارد و نيز اين سوره از سوره هاى مكى است و مردم مكه بيشتر مشرك بودند - شريك قائل شدن براى خداوند يكتا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 13

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 5

5 - كفر و شرك ، ستمى غيرقابل بخشش و عذرناپذير در پيشگاه خداوند

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

مقصود از «الظالمين» - به قرينه آيات گذشته - كافران و مشركان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 8

8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .

أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 2

2 - شركورزيدن به خدا و انكار دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ظلم است .

و إنّ للذين ظلموا عذابًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه عنوان «ظلموا» در آيه شريفه، بر منكران پيامبر و مشركان اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 14

14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .

و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا

مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.

365- ظلم شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 16

16 - پرستش غير خداوند ، ظلم است .

ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 11

11 - پرستش غير خدا ظلم است .

ثم أتخذتم العجل . .. و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 12

12 - پرستش غير خدا و گرايش هاى شرك آلود ، ستمكارى است .

اتخذوه و كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 7

7 - كسانى كه غير خداوند را نيايش و عبادت كنند ، ظالم هستند .

و لاتدع من دون اللّه . .. فإنك إذاً من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 13

13- پرستش غير خدا ، انكار رسالت پيامبران و مخالفت با پيام هاى آنان ظلم است .

و لاتخطبنى فى الذين ظلموا

مقصود از «الذين ظلموا» همان مشركان و منكران رسالت نوح هستند.

366- ظهور بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 4

4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان

ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 4

4 - ظهور بى پايگى و پوچى عقيده شرك در قيامت، صحنه اى در خور تأمل و درس آموز

انظر كيف كذبوا على أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 7

7 - آشكار شدن بطلان هر گونه شرك و گرايش به غير خدا به هنگام عذاب و مرگ و ديگر سختيها

قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة أغير اللّه تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 3

3 - قيامت ، عرصه آشكار شدن بطلان شرك و تجلى كردن وحدت و يگانگى خداوند

و يوم يناديهم . .. قال الذين حقّ عليهم القول ربّنا

اعتراف پيشوايان شرك به ربوبيت خداوند بيانگر مطلب ياد شده است.

367- عجز رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

368- عجز شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 2،4

2 - ناتوانى آيين شرك و بت پرستى ، در مبارزه با آيين توحيد و يكتاپرستى

ما أنتم عليه بفتنين

برداشت ياد شده از آن جا است كه ناتوانى مشركان از اغواى مردم از راه خدا، بيانگر ناتوانى آيين آنان در مبارزه با آيين توحيدى است.

4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن

ما أنتم عليه بفتنين

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.

369- عذاب استيصال رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 10

10 - سران كفر و شرك ، مستحق چشيدن عذاب الهى استيصال اند .

بل لمّا يذوقوا عذاب

370- عذاب رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 2

2 - تساوى پيروان و سران شرك در استحقاق عذاب مضاعف، پاسخى از سوى سران شرك به پيروان خويش

و قالت أليهم لأخريهم فما كان لكم علينا من فضل فذوقوا العذاب

371- عقيده به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 15

15 - پندار شريك براى خدا، افترا بر وى و تكذيب آيات اوست.

فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا . .. أين ما كنتم تدعون من دون الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 5

5 - گرايش به شرك به خاطر شركورزى پدران ، عذر واهى و ناپذيرفتنى در پيشگاه خداوند

أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا من قبل و كنا ذرية من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 4

4 - شرك ( اعتقاد به ربوبيت غير خدا ) آيينى باطل و بت پرستى ضلالت و گمراهى است .

فذلكم اللّه ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 10

10- اعتقاد به وجود خدايان مقهور و باور به شايستگى آنها براى پرستش ، اعتقادى سخيف و نادرست است .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 3 - 6

6- قرار دادن هرگونه شريك براى خداوند ، نشانه تصور ناصحيح و غير واقعى از اوست .

تعلى عمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 11

11 - عقيده به شرك ، عقيده اى باطل است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء . .. إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 10

10 - اعتقاد به شرك ، ظلم و سيه كارى است .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 158 - 2

2 - مشركان ، مدعى شريك بودن جن با خداوند

و جعلوا بينه و بين الجنّة نسبًا

در اين كه مقصود از «نسبت» در آيه شريفه، چيست، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. برخى گفته اند كه مقصود شريك بودن جن با خداوند است، چنان كه در سوره انعام آيه 100 به اين مضمون تصريح شده است: «و جعلوا للّه شركاء الجنّ; براى خدا شريكانى از جن قرار دادند». گفتنى است كه در فرض فوق «نسباً» در معناى مجازى استعمال شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 3 - 6

6 - جنيان ، پيش از نزول قرآن و بعثت پيامبراسلام ، معتقد به شرك و وجود همسر و فرزند براى خداوند

و أنّه تعلى جدّ ربّنا ما اتّخذ صحبة و لا ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 4 - 2

2 - شرك و عقيده به همسرگزينى و فرزنددارى خداوند ، عقيده اى سفيهانه و به دور از خرد

و أنّه كان يقول سفيهنا على اللّه شططًا

372- عقيده به شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 13

13- افترا بستن به خدا ( مبنى بر شريك داشتن خداوند در امر روزى ) كار دائمى معتقدان به شرك ربوبى

بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم ... كنتم تفترون

احتمال دارد مراد از «تفترون» همان نكته اى باشد كه در آيه آمده است و آن دخالت دادن و سهيم دانستن معبودها و يا اسباب و عوامل در امر روزى دهى و يا نجات است.

373- علاقه به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 7

7- مشركان مكه ، به عقايد شرك آلود خويش شديداً علاقه مند و دلبسته بودند .

و إذا ذكرت ربّك . .. ولّوا على أدبرهم

374- علايم شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 65 - 16

16 - گفتار ها و باور هاى ترديدآميز در كيفيّت افعال الهى و كردار و سلوك پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مدّعيان بندگى خداوند ، نشانه شرك آنان

لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً

امام صادق (ع) فرمود: لو انَّ قوماً عبدوا اللّه . .. ثمّ قالوا لشىء صنعه اللّه او صنعه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الّا صنع خلاف الّذى صنع؟ او وجدوا ذلك فى قلوبهم لكانوا بذلك مشركين. سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت فرمود ... .


كافى، ج 1، ص 390، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 511، ح 374 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 255، ح 374.

375- عمل شرك آلود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 8

8 - قبول بخشى از دين و ر ها ساختن جنبه هاى ديگر آن ، عملى مشركانه است .

و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا

مراد از «دين» مى تواند اسلام باشد. متفرق ساختن آن، به معناى پذيرش بخشى از آن و قبول نكردن بخشى ديگر است. لازم به ذكر است كه فعل ماضى «فرّقوا» در صورت ياد شده منسلخ از زمان مى باشد.

376- عوامل اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 14

14 - توجه به نظارت الهى بر هستى عامل گرايش انسان به عبوديت براى خدا و پرهيز از شرك و نافرمانى

فاعبدوه و هو على كل شىء وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 4،5

4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.

5 - توجه به نعمت هاى الهى ، موجب پايدارى انسان بر توحيد و پرهيز وى از گرايش به شرك و بت پرستى است .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 21

21- باور به انحصار خالقيت به خداوند ، وادار كننده انسان به پرستش او و پرهيز از شرك و دورى از گناه و استغفار از گناهان گذشته است .

هو أنشأكم من الأرض . .. فاستغفروه

برداشت فوق، از حرف «فاء» كه جمله «استغفروه . ..» را بر «هو أنشأكم ...» تفريع كرده است به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 20

20- توجه به ربوبيّت خداوند ، برانگيزاننده انسان به عبادت خالصانه او و پرهيز از شركورزى است .

و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 13

13 - تصور صحيح از خداوند ، از بين برنده هرگونه گرايش به غير خدا است .

اللّه الذى خلقكم . .. سبحنه و تعلى عمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 50 - 1

1 - توجه به آيات الهى ، عامل گريز انسان از شرك و كفر و شتاب به سوى خداوند

ففرّوا إلى اللّه

در آيات پيشين سخن از نشانه هاى خداوند بود و «فاء» در «ففرّوا» مى رساند كه نتيجه توجه به نشانه هاى الهى حركت پر شتاب به سوى خداوند، براى گريز از مهلكه كفر و شرك است.

377- عوامل تداوم شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 6

6 - پيروى و تقليد از نياكان ، عامل استمرار آيين شرك در ميان ملت ها

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

با توجه به آيات پيشين - كه در زمينه نفى شرك است - مطلب بالا استفاده مى شود.

378- عوامل دشمنى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 3

3 - تكبر و خودبزرگ بينى ، منشأ مخالفت و ستيزه جويى سردمداران شرك با اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. ثانى عطفه

379- عوامل شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 22

22 - پندار وجود همانند براى خدا ، برخاسته از جهل و نادانى است .

فلا تجعلوا للّه أنداداً و أنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 20

20 - شرك ورزى و دست نيافتن به توحيد ، نشانه انديشه نكردن و درك نكردن پيوند و هماهنگى در جهان آفرينش است .

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 22

22 - نشناختن قدرت خدا و پندار قدرت براى غير او ، از عوامل شرك است .

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. أن القوة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 9

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 4،7

4 - رويگردانى از توحيد ( شرك ) ، افساد است .

فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

7 - اعتقاد به الوهيت حضرت مسيح ( ع ) و عدم پذيرش توحيد ، برخاسته از افساد و تباهيگرى *

فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

احتمال دارد كلمه «بالمفسدين»، اشاره به علت و زمينه شرك باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 54 - 7

7 - حسادت ، خطرى براى ايمان و اعتقاد و عاملى براى گرايش به شرك و كفر

يؤمنون بالجبت و الطاغوت . .. ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله

«ام يحسدون»، چنانچه گذشت، بيان علت مسائلى است كه در آيه 51 مطرح شد كه از جمله آنها، گرايش و ايمان برخى از يهوديان به كفر و شرك است. يعنى حسادت باعث شد تا به «جبت» و «طاغوت» ايمان بياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 10

10 - گمان و حدس تنها تكيه گاه مشركان در پذيرش شريك براى خداوند

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 10

10 - اعتقاد به توحيد، نتيجه حقگرايى، و شرك، گمراهى و مولود گريز از راه مستقيم است.

وجهت وجهى . .. حنيفا و ما أنا من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 9،14

9 - ترس از آسيب رسانى برخى موجودات، از عوامل شريك پنداشتن آنها براى خداوند است.

و كيف أخاف ما أشركتم . .. فأى الفريقين أحق بالأمن

14 - شرك زاييده نادانى است.

فأى الفريقين أحق بالأمن إن كنتم تعلمون

تعليق مضمون آيه بر جمله شرطيه «إن كنتم تعلمون» به اين نكته اشاره دارد كه مشركان مردمى نادان و در نتيجه عقايد موهوم آنان نيز متكى بر نادانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 5

5 - شرك و انكار ربوبيت خدا ، اعتقادى است برخاسته از جهل و غفلت .

و الذين هم عن ءايتنا غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 18

18- شرك ، معلول جهل و كوته فكرى است .

بل أكثرهم لايعلمون

خداوند براى تفهيم قابل مقايسه نبودن خلق با خدا، از مثالى بديهى استفاده كرده و مى فرمايد: با همه اين روشنى باز هم اگر مشركان ره شرك مى روند، علتى جز جهل و نادانى آنان ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 7

7- شيطان ، عامل اصلى شرك به خداوند است .

و الذين هم به مشركون

برداشت فوق، بر اين احتمال است كه ضمير «به» به شيطان برگردد و «باء» دال بر سببيت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 16

16- انكار معاد ، نكوهيده تر از دل بستگى به زندگانى دنيا و داراى نقشى مؤثرتر در آن در پيدايش شرك

لقد جئتمونا كما خلقناكم أوّل مرّة بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

حرف «بل» براى اضراب و نشان نابرابر بودن مابعد و ماقبل آن است. در اين برداشت، تشبيه در «كما خلقناكم»، ناظر به مال و فرزند نداشتن انسان در آغاز خلقت و هنگام اعاده آن، دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 12

12- جهل و ناآگاهى ، عامل روى گردانى اكثريت مشركان از حق و روى آوردن آنان به شرك است .

بل أكثرهم لايعلمون الحقّ فهم معرضون

«فاء» در «فهم معرضون» عاطفه و براى ربط ميان مسبب و سبب است; يعنى، به دليل اين كه آنان جاهل اند، از حق اعراض مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 3

3 - نقش ابليس و سپاهيانش ، در گمراهى و شركورزى آدميان

فكبكبوا فيها هم و الغاون . و جنود إبليس أجمعون

به دوزخ افكنده شدن ابليس و سپاهيانش به همراه مشركان و معبودهايشان، بيانگر مطلب ياد شده است.

380- عوامل شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 2

2 - شرك و اعتقاد به ربوبيت جز خداوند ، نتيجه سست انديشى و دور ماندن از حكمت

قد جئتكم بالحكمة . .. إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم

381- عوامل شرك مستضعفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 5

5 - مستضعان در قيامت ، مستكبران را عامل اصلى شريك گرفتن براى خدا معرفى خواهند كرد .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا . .. تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أنداد

382- عوامل شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 12

12 - تأثير عميق جنگ بدر در تحكيم پايه هاى توحيد و آيين اسلام و شكست شرك و كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

383- عوامل ظهور بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 8

8 - بطلان شرك و ناكارامدى عقيده به آن ، به هنگام مواجهه با سختى ها بروز مى كند .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم

بنابراين كه مراد از «الناس» مشركان باشد، روى آوردن آنان به خداوند، براى نجات خويش از ناملايمات نشان دهنده حقيقت ياد شده است.

384- عوامل گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 - گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

385- عوامل مصونيت از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 15

15- موحد بودن و مصونيت كامل از شرك ، نيازمند به توفيق خداوند و امداد اوست .

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام

برداشت فوق به اين دليل است كه حضرت ابراهيم(ع) با آنكه از انبياى بزرگ الهى (اولواالعزم) بود، از خداوند خواستار مصونيت خود و فرزندانش از شرك شد.

386- عيسى(ع) و شرك مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 10

10 - عيسى ( ع ) - به هنگام حضور در ميان امت خويش - بازدارنده آنان از گرايش به شرك بود .

و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم

كلمه «شهيداً» به قرينه كلمه «رقيب» در فراز بعد مى تواند علاوه بر گواهى عيسى(ع) بر امت خويش، حاكى از مراقبت وى

براى راه نيافتن انحراف در عقايد آنان نيز باشد.

387- فرجام تبليغ شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 8

8- دوزخ ، سرانجام تلاش براى ترويج آيين شرك و گمراه كردن مردم از مسير خدا و يگانه پرستى

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله . .. فإن مصيركم إلى النار

388- فرجام شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 18

18 - هشدار مسيح ( ع ) به بنى اسرائيل در مورد فرجام ناميمون شرك

قال المسيح . .. انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة

ظاهراً جمله «انه من يشرك . ..» گفتار حضرت مسيح(ع) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 1

1 - نترسيدن از پيامد شرك به خداى يگانه و در هراس بودن از شريكان موهوم او، كارى شگفت و نابخردانه است.

و كيف أخاف ما أشركتم و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 8

8- پوچى و بى حاصلى و فرجام ناخوشايند ، پى آمد شرك و دنياپرستى است .

و لم تكن له فئة ينصرونه من دون اللّه . .. هو خير ثوابًا و خير عقبًا

بيان سرگذشت مرد ثروت مند و پايان خسارت بار و بى حاصل او و سپس تذكر اين كه خداوند، بهترين پاداش دهنده و فراهم كننده سرانجام نيك براى بندگان است، اين نتيجه را در پى دارد كه دنياپرستى و شرك، بدفرجامى و بى حاصلى را در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 13

13 - شرك ، سرانجامى شوم و ناگوار دارد .

فانظروا كيف كان عقبة الذين . .. كان أكثرهم مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 5

5 - حق ناپذيران لجوج ، شاهد بازتاب كفر و شرك خويش در فرجامى نه چندان دور

فسوف يعلمون

389- فرجام شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 3

3- پرستش غير خدا ، فرجام شوم و ناميمونى را درپى خواهد داشت .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير

جمله «ألاّ تعبدوا إلاّ الله» حاوى دو معناست: 1. نهى از پرستش غير خدا; 2. لزوم پرستش خداوند. «انذار» كه به معناى ترساندن از فرجامى شوم است، در ارتباط با معناى نخست و بشارت كه به معناى مژدگانى به عاقبتى خوش است، در ارتباط با معناى دوم ايراد شده است. لام در «لكم» لام تقويت و متعلق به «نذير و بشير» است.

390- فرجام شوم شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 17

17 - پافشارى بر شرك و روى گردانى از استغفار ، در پى دارنده فرجامى زيان بار براى انسان

فاستقيمواإليه و استغفروه و ويل للمشركين

391- فطرت و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 31 - 3

3 - رويكرد به شرك ، با سرشت و فطرت انسان ها ، ناسازگار است .

فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها . .. و لاتكونوا من المشركين

392- فلسفه شرك نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 5

5 - هدف رهيدگان از ناگوارى ها ، از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجات شان است .

إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة ... يشركون . ليكفروا

«لام» در «ليكفروا» لامِ عاقبت است و مفيد اين نكته است كه آنان، مشرك شدند تا سرانجام كفران نعمت كنند.

393- قساوت قلب اكثريت رهبران شرك صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 10 - 1

1 - بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، به گونه اى بودند كه انذار و اخطارِ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان كارساز نبوده و ايمان نمى آوردند .

لقد حقّ القول على أكثرهم . .. و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

394- كفر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 16

16 - شرك، كفرورزى و مشرك، كافر است.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. يقول الذين كفروا

مرجع ضمير «منهم من يستمع» در صدر آيه، مشركان مطرح شده در آيات قبل است. و از آنجا كه در پايان آيه از همان گروه با توصيف «الذين كفروا» ياد شده، - كه در حقيقت اظهار در مورد اضمار است - برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 3

3 - شرك ، كفر است و مشركان ، كافراند .

إنّ الذين كفروا . .. ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در اين آيات، مشركان با عنوان كافران معرفى شده اند.

395- كفران رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 8

8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.

396- كيفر اخروى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 33 - 1

1 - مشترك بودن رهبران شرك و كفر اغواگر با توده هاى مشرك و كافر اغوا شده در كيفر و عذاب دوزخ

فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون

397- كيفر اخروى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 5

5 - توحيد و شرك ( خدا پرستى و بت پرستى ) ، مبناى داورى خدا و تعيين كيفر و پاداش در روز رستاخيز

اللّه يحكم . .. فيما كنتم فيه تختلفون

با توجه به عبارت پيشين «ما» در «فيما كنتم» به معناى «الذى» است كه به مسأله توحيد و شرك - كه محور اختلاف ميان موحدان و مشركان تاريخ بوده است - اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 10

10 - مشركان ، آدم كشان و زناكاران ، به روز رستاخيز با كيفر اعمالشان روبه رو خواهند شد .

والذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون و من يفعل ذلك يلق أثامًا

«ذلك» اشاره است به سه گناهى كه در جمله هاى قبل ياد شده است و «اثام» به معناى جزا و كيفر گناه مى باشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 4،7

4 - گناه شرك ، آدم كشى و زنا در پى دارنده اشد مجازات در قيامت

يضعف له العذاب يوم القيمة

7 - گناه شرك ، آدم كشى و زنا ، در پى دارنده عذاب طولانى و خواركننده در قيامت

و يخلد فيه مهانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 8

8 - كفر و شرك ، جرمى بزرگ و كيفرآور در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

توصيف كافران و مشركان، به «جرم پيشه»، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

398- كيفر اصرار بر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 1

1 - خداوند ، قوم عاد را پس از اصرارشان به شرك و انكار رسالت هود ، به عذابى فراگير گرفتار ساخت .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا و قطعنا دابر الذين كذبوا

399- كيفر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 17

17 - سرانجامِ شرك ، جهنّم است .

اولئك يدعون الى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 14

14 - شرك ، از گناهان كبيره و موجب گرفتارى به آتش دوزخ

انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

امام صادق (ع) در معرّفى و شمارش گناهان كبيره فرمود: . .. و هنّ ممّا اوجب اللّه عز و جل عليهن النّار قال اللّه عزّ و جل: «انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به ... ».


عقاب الاعمال "مترجم"، ص 525، ح 1، باب عقاب من اتى الكبائر ; نورالثقلين، ج 1، ص 488، ح 292.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 3

3 - كسانى كه حقانيّت اسلام را مى پوشانند و راه شرك را بهتر از آن مى نمايانند ، مورد لعن الهى هستند .

الم تر الى الذين . .. يقولون هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلا. اولئك الّذين لعنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 1

1 - شرك ، انحراف و لغزش غير قابل آمرزش

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 4

4 - بازخواست و محاكمه مشركان در قيامت به سبب شريك پنداشتن براى خداوند

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 4

4 - جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 18

18 - نوح ، نگران مبتلا شدن قومش به كيفر دنيوى ( طوفان ) بر اثر شركورزى و ترك پرستش خداوند

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

بر اساس اين احتمال كه مراد از «يوم عظيم» زمان طوفان نوح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 13

13 - هود برحذردارنده قوم خويش از گرفتار شدن به عذاب هاى الهى به سبب پرستش نكردن خداى يكتا و پرهيز نكردن از گرايش هاى شرك آلود

أفلاتتقون

«اتقاء» مصدر «تتقون» به معناى گرفتن حفاظ براى دورى از مكروه و مانع شدن از رسيدن مكروه است. در اينجا به مناسبت مورد و تأييد آيات بعد (همانند آيه 70)، مراد از مكروه، عذابهاى الهى است، يعنى: أفلا تتقون عذاب اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 1

1- خداوند ، در پى اصرار مردم مدين بر شركورزى و نپذيرفتن تعاليم شعيب ( ع ) ، آنان را به عذابى سخت گرفتار ساخت .

و لما جاء أمرنا

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم شعيب است. اضافه آن به ضمير «نا» حكايت از بزرگى آن عذاب دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 16

16- طغيان و سركشى در برابر خدا و گرايش به شرك و پرستش غير خدا ، عقوبت و كيفر الهى را درپى دارد .

و لاتطغوا إنه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 4

4- عقوبت افترا به خدا و شرك ، به قدرى شديد و سنگين است كه در صورت وقوع ، همه جنبندگان را فرا مى گيرد .

بربّهم يشركون . .. كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت ... و لو يؤاخذ الله الناس ب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 5

5 - شرك و انكار ربوبيت خدا ، گناهى نابخشودنى و گرفتار كننده به آتش دورخ است .

فالذين كفروا قطّعت لهم ثياب من نار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 8

8 - شرك ، گناهى بزرگ و داراى كيفرى ويژه در نزد پروردگار

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 23 - 3

3 - شرك و هم نشينى و هم فكرى با مشركان ستم پيشه ، عامل دخول در دوزخ

احشروا الذين . .. يعبدون . من دون اللّه فاهدوهم إلى صرط الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 35 - 1

1 - عذاب دوزخ ، كيفر شرك و استكبار ، در مقابل كلمه توحيد

إنّهم كانوا إذا قيل لهم لا إله إلاّاللّه يستكبرون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنهم كانوا إذا. ..» تعليل براى جملات پيشين است كه در آنها از دوزخى بودن كافران و مشركان سخن به ميان آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 2

2 - عذاب دردناك دوزخ ، كيفرى عادلانه و متناسب با رفتار شرك آلود و استكبار در برابر حق

العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 6

6 - شركورزى و تكذيب پيامبران الهى ، درپى دارنده آتش دوزخ است .

و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در مورد تكذيب پيامبران بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 9

9 - امت هايى از جن و انس در گذشته تاريخ بر اثر دشمنى با خداوند ( شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و . . . ) به عذاب الهى گرفتار شدند .

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

400- كيفر شرك ستيزى در دوران اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 2

2- كيفر روى گردانى از آيين شرك در عصر اصحاب كهف ، سنگ سار شدن بود .

إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم

از جمله معانى ذكر شده براى «رجم» سنگ سار كردن است.

401- كيفر شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 15

15 - شرك و عبادت ناخالص خداوند ، امرى محكوم و مورد مؤاخذه الهى

أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى إنّ اللّه يحكم بينهم فى ما هم فيه

402- كيفر شرك مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 30 - 12

12 - يهود و نصارا ، به دليل اعتقاد شرك آميزشان ( فرزند خدا خواندن عزير و مسيح ) مستحق كيفر مرگ

و قالت اليهود عزير ابن اللّه . .. قتلهم اللّه أنى يؤفكون

403- كيفر شرك يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 30 - 12

12 - يهود و نصارا ، به دليل اعتقاد شرك آميزشان ( فرزند خدا خواندن عزير و مسيح ) مستحق كيفر مرگ

و قالت اليهود عزير ابن اللّه . .. قتلهم اللّه أنى يؤفكون

404- گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 17

17 - گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى

إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 1،7

1 - شعيب ( ع ) در پاسخ اشراف كفرپيشه مدين ، گرايش به آيين شرك را افترا بر خداوند دانست .

قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

7 - شعيب ( ع ) بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك تنها در صورت تعلق مشيت الهى ، ممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 6

6 - گرايش به شرك ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند است .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 - آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 11

11 - گرايش به شرك پس از توحيد (ارتداد)، حركتى ضد تكاملى و ارتجاعى است.

أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا بعد إذ هدينا الله

معناى جمله «نرد على . .. » صرفاً به معناى بازگشت به گذشته تاريخى نيست بلكه حكايت از بازگشت به جهل و عقب ماندگى فكرى نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 9

9- گرايش انسان ها به كفر و شرك ، نه دلالت بر خروج آنان از سيطره خدا دارد و نه بيانگر ولايت غير خدا بر آنان است .

أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأرض . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

خداوند، با بيان ريشه كفرورزى كافران (ماكانوا . ..)، پس از اعلام ولايت خدا بر آنان، به اين حقيقت اشاره مى كند كه: مخالفت كافران با برنامه هاى الهى به خاطر خروج آنان از حاكميت خدا و سلطه غير او بر ايشان نيست; بلكه به دليل ناتوانى آنان از درك معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 9

9- گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» - كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است - در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.

405- گفتگوى رهبران شرك با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 27 - 2

2 - گفت و گوى اعتراض آميز و خصومت گونه مشركان فريب خورده با پيشوايان فريب كار خود بر سر راه دوزخ

و قفوهم . .. و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون

مقصود از «على بعض» - به قرينه سه آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان و. ..) - پيشوايان فريب كاراند. بر اين اساس، گفت و گوى مشركان با پيشوايان شان از سر اعتراض و خصمانه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 29 - 2

2 - پيشوايان شرك ، در گفت و گو با مشركان فريب خورده در روز رستاخيز ، سوء اختيار خود آنان را عامل گمراهى شان معرفى خواهند كرد .

قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

406- گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 4

4 - اعتراف سردمداران شرك در عرصه قيامت به گمراهى خود

إنّا كنّا غوين

407- گمراهى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 16

16- توحيد و يكتاپرستى ، آيينى بدون كمترين انحراف و كجى ، و شرك پندارى منحرف و نادرست است .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

«قيّم» به معناى مستقيم و بدون انحراف و كجى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 5

5 - شرك و بت پرستى ، بدترين و عميق ترين نوع گمراهى

ذلك هو الضلل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، گمراهى و انحراف از صراط مستقيم است .

فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 8

8 - شركورزى ، ضلالت و گمراهى است .

لو أنّهم كانوا يهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 14

14 - شركورزى ، گمراهى آشكار و بى نياز به دليل

و من هو فى ضلل مبين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه روى سخن در اين بخش از آيات، با اهل شرك مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 5

5 - شركورزى و پرستش غير خدا ، گمراهى و كورى است .

فاستحبّوا العمى على الهدى

مصداق بارز براى ضلالت و كوردلى قوم ثمود - به قرينه «ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه» در آيه 14 - شرك و پرستش غير خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 8

8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .

أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 3

3 - توحيد ، امرى فطرى و شرك انحراف از فطرت انسانى است .

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

در صورتى كه آيه شريفه را مستقل از قبل بدانيم و ضمير «هم» به مطلق بشر بازگردد، استفاده مى شود كه توحيد در فطرى بودن انسان نهفته است.

408- گناه دعوت به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

409- گناه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

410- گناه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 11،14

11 - شرك به خدا ، گناهى بزرگ

و من يشرك باللّه فقد افترى اثماً عظيماً

14 - شرك ، از گناهان كبيره و موجب گرفتارى به آتش دوزخ

انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

امام صادق (ع) در معرّفى و شمارش گناهان كبيره فرمود: . .. و هنّ ممّا اوجب اللّه عز و جل عليهن النّار قال اللّه عزّ و جل: «انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به ... ».


عقاب الاعمال "مترجم"، ص 525، ح 1، باب عقاب من اتى الكبائر ; نورالثقلين، ج 1، ص 488، ح 292.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 1،2،3،5

1 - شرك ، انحراف و لغزش غير قابل آمرزش

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

2 - هر گناهى ، كمتر از شرك ، قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

3 - گناه در حد شرك ، قابل آمرزش نيست .

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است. بنابراين اگر گناهى در حد شرك باشد قابل آمرزش نيست.

5 - شرك به خدا از بزرگترين گناهان

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .

ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 27

27 - شرك ، بزرگترين گناه كبيره و موجب گرفتارى به عذاب دوزخ

انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. اكبر الكبائر، الشرك باللّه يقول اللّه عزوجل: « انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار ... . »


عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 285، ح 33، ب 28; بحارالانوار، ج 79، ص 6، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 4

4 - گرايش به مظاهر شرك از گناهان كبيره است .

و الانصاب و الازلم رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 5

5 - شرك و كفر ، جرم است و مشركان و كافران ، مجرم هستند .

و لو كره المجرمون

از مصاديق مورد نظر براى «المجرمون» مشركان مكه هستند مكه از آنان در آيه قبل به كافران تعبير كرد. بنابراين مجرم بر كافر و مشرك اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 9

9 - شرك ، گناهى نابخشودنى است .

ما كان للمشركين . .. أولئك حبطت أعملهم و فى النار هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 7

7 - شرك ، گناهى است نابخشودنى .

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 13

13- « دخل عمرو بن عبيد على أبى عبدالله ( ع ) فلما سلّم و جلس . . . قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب الله عزوجل ، فقال : . . . منها : . . . نقض العهد و قطيعة الرحم لأن الله عزوجل يقول : « اُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار » . . . ;

عمرو بن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد و بعد از سلام نشست . .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم، پس حضرت فرمود:... يكى از آن گناهان ... عهدشكنى و قطع رحم است ; چون خداوند عزوجل مى فرمايد: أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 4

4- شرك ، جرم و گناه است و آتش دوزخ را در پى دارد .

نادوا شركاءى . .. و رءا المجرمون النار فظنّوا أنّهم مواقعوها

مصداق بارز جرم، در اين آيه، به قرينه آيه قبل، شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 9

9- ابراهيم ( ع ) ، شرك برخى از مشركان را قابل بخشش مى دانست .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 5،6

5- شرك جرم است و مشرك ، مجرم و گناهكار .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم

از آن جايى كه آيات گذشته، درباره شرك بود، تناسب چنين اقتصا مى كند كه مراد از مجرمان، «مشركان»باشد. احتمال تعلق كلمه «يوم» در «يوم نحشر»، به يكى از فعل هاى «سيكفرون» و يا «يكونون» در آيات پيشين، گوياترين وجه براى ارتباط اين آيات است.

6- شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، گناهى بزرگ و موجب دوزخى شدن است .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 4

4 - كفر و شرك ، گناه و نيازمند توبه و طلب مغفرت از پيشگاه خداوند

ليغفر لنا خطينا

مصداق مورد نظر از خطيئة - به قرينه آيات بعد كه جرم و ايمان را در مقابل يكديگر قرار داده است - گناه كفر به خداوند و انكار رسالت موسى(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 5

5- شرك ، گناهى بزرگ و مستوجب خلود در آتش جهنم است .

إنّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. و كلٌّ فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 8

8 - شرك ، گناهى است نابخشودنى كه اهل آن مستحق عذاب الهى اند .

و كثير حقّ عليه العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 5

5 - شرك و انكار ربوبيت خدا ، گناهى نابخشودنى و گرفتار كننده به آتش دورخ است .

فالذين كفروا قطّعت لهم ثياب من نار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 8،9

8 - شرك ، گناهى بزرگ و داراى كيفرى ويژه در نزد پروردگار

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

9 - شرك ، گناهى غير قابل شفاعت *

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

تعبير «إنّما حسابه عند ربّه» ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه كمترين اجازه ميانجى گرى و شفاعت در شرك، به ديگران داده نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 9

9 - شرك ، آدم كشى و زنا ، از گناهان بزرگ و خطير

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دو چندان، دائمى و ذلت بار براى گناهان ياد شده، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 3

3 - شرك و عبادت غيرخدا ، از سوى هركس كه باشد - حتى پيامبران - در پيشگاه خداوند ، گناهى نابخشودنى است .

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 5

5 - عبادت غير خدا ، گناه و حرام است .

قل إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 4

4 - شرك ، گناهى بس بزرگ و موجب محروميت از رحمت الهى در قيامت

و لكن يدخل من يشاء فى رحمته والظلمون. .. أم اتّخذوا من دونه أولياء

از آيه قبل استفاده مى شود كه ظالمان از رحمت الهى به دوراند (يدخل من يشاء فى رحمته و الظالمون ما لهم. ..) و از آن جا كه شرك مصداق بارز ظلم به شمار مى آيد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 74 - 3

3 - كفر و شرك ، جرمى نابخشودنى

إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم خلدون

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در مورد مشركان بود - بيانگر آن است كه مشركان، مجرمانى اند كه قابل بخشش نيستند و در جهنم براى هميشه ماندگاراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 8

8 - كفر و شرك ، جرمى بزرگ و كيفرآور در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

توصيف كافران و مشركان، به «جرم پيشه»، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 4

4 - شركورزى ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و باعث دوزخى شدن انسان

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

برخى از مفسران برآنند كه مراد از «حنث» در آيه شريفه، شكستن پيمان توحيد است (پيمانى كه خداوند فطرتاً و در عالم ذر از انسان ها گرفته است). بر اين مبنا، مفاد آيه چنين مى شود: اصحاب شمال به خاطر شكستن پيمان توحيد و روى آوردن به شرك و اصرار بر آن، گرفتار عذاب دوزخ خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 6

6 - كفر و شرك ، جرمى نابخشنودنى

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه

مقرر شدن عذابى كه فديه بردار نيست، بيانگر اين حقيقت است كه جرم كفر و شرك، جرمى نابخشودنى است.

411- گناه شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 7

7 - ارتداد و شركورزى و پرستش غير خدا ، گناهى همسنگ با همه گناهان

و الذين عملوا السيئات

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «السيئات»، به دليل آيات گذشته، شرك و ارتداد باشد. بر اين اساس خداوند از آن گناه به «السيئات» (همه گناهان) تعبير كرد تا بر اين معنا اشاره كند كه شرك و ارتداد گناهى است همسنگ همه گناهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 6

6- شركورزى و پرستش غير خدا ، جرم و گناه است .

و أنا برىءٌ مما تجرمون

چون مخاطبان «تجرمون» مشركان و پرستش كنندگان غير خدا هستند ، مى توان گفت: منظور از گناه در جمله «تجرمون» شرك ورزى و پرستش غير خداست. قابل ذكر است كه «ما» در «مما» مصدريه مى باشد; يعنى: أنا برىءٌ من إجرامكم.

412- گواهان بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 9،17،20

9 - خداوند، بزرگترين شاهد بر بطلان شرك و حقانيت توحيد

و لا تكونن من المشركين . .. قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه شهيد بينى و بينكم

17 - قرآن، گواه يگانگى خداوند و بطلان شرك

قل أغير اللّه اتّخذ وليا . .. قل اللّه ... و أوحى إلىّ هذا القرءان

از ارتباط اين آيه با آيات قبل چنين برمى آيد كه قرآن تحقق عينى شهادت خداوند است.

20 - شگفت آور بودن اعتقاد به تعدد خدايان، با توجه به بديهى بودن توحيد و شهادت خدا و قرآن بر بطلان شرك

أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى

همزه استفهام در «أئنكم» دال بر شگفتى است.

413- لجاجت اكثريت رهبران شرك صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 2

2 - بيشتر سران كفر و شرك در صدراسلام ، دچار روح لجاجت و حق ناپذيرى و مصمم بر نپذيرفتن ايمان

فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 10 - 2

2 - بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، گرفتار روح لجاجت و حق ناپذيرى بودند .

و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

414- لجاجت رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 8

8 - سران كفر و شرك در صدراسلام ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

بل لمّا يذوقوا عذاب

جمله «بل لمّا يذوقوا عذاب» (بلكه هنوز عذاب مرا نچشيده اند) كنايه از اين نكته است كه آنان آن چنان در شك و ترديد نسبت به قرآن به سر مى برند و زير بار رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) نمى روند كه تنها با چشيدن عذاب الهى دست از مخالفت برمى دارند و به سخن حق تن در مى دهند. اين نكته نشانگر اوج لجاجت و حق ناپذيرى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 2

2 - سران كفر و شرك ، آن چنان لجوج و حق ستيز بودند كه تنها نزول عذاب ناگهانى پايان بخش تكذيب آنان بود .

و ما ينظر هؤلاء إلاّ صيحة وحدة

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از اين كه كافران تنها در انتظار نزول عذاب سهمگين هستند، بيان اين حقيقت است كه آنان از سر لجاجت، بر راه نادرست خود تا پايان عمر پاى مى فشرند و به حقيقت اسلام تن درنمى دهند.

415- ماديگريى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 3

3 - راه كفر و شرك ، آميخته با ماده گرايى و سرگرمى هاى پوچ و بدفرجام

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون

416- مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 5

5 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى

إنما حرم . .. و ما أهل به لغير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 10

10 - « و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة » أى شرك . . . و هو المروى عن الصادق ( ع )

از امام صادق(ع) درباره آيه «و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة» روايت شده كه مراد از «فتنة» شرك است . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 10

10 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى و فرهنگ جاهليت

حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 11

11 - در تبليغ توحيد و مبارزه با عقايد شرك آلود بايد صريح و قاطع بود.

أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 13

13 - تمسك به توحيد و مبارزه با شرك، شرط ورود به جرگه نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين

روشن است كه مصداق برتر نيكوكاران در اين آيه ابراهيم خليل(ع) است و طبيعى است كه موصوف شدن آن حضرت به اين وصف بايد در تناسب و ارتباط با آيات پيشين باشد، و چون آيات گذشته عموماً درباره توحيد ابراهيم(ع) و تلاش آن حضرت براى مبارزه با شرك بود، شايد بتوان گفت كه اين ويژگى از مقومات نيكوكار بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 8

8 - مبارزه با شرك و دعوت به توحيد ، مهمترين رسالت نوح

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 11

11 - مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى هود

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 2

2 - قوم عاد ، رسالت هود را از سوى خداوند ، براى دعوت به توحيد و مبارزه با شرك باور نداشتند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده

استفهام در جمله «أجئتنا . .. » استفهام انكارى ابطالى است. يعنى دلالت مى كند كه آنچه مورد استفهام واقع شده (مأموريت هود براى دعوت به يكتاپرستى)، بى اساس است و مدعى آن (حضرت هود) دروغگوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 10

10 - مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى صالح ( ع )

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 11

11 - مبارزه با شرك از وظايف اصلى شعيب بود .

قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 9

9 - فرمان خداوند به مبارزه با كفر و شرك و به وجود آوردن صحنه مبارزه ، از اسباب تحقق اراده خداوند براى اظهار حق و نابودى كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

خداوند در برابر مؤمنان كه خواهان هجوم به كاروان تجارى قريش بودند، خواست تا آنان با لشكريان كفر درآويزند و به جهاد با آنان بپردازند و همان را نيز مقدر ساخت و بيان داشت كه احقاق حق در پرتو آن حاصل مى شود. بنابراين مراد از «بكلمته» همان فرمان به جهاد و تحقق يافتن صحنه مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 5،9

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى در مبارزه با شرك و كفر تنها بايد بر خدا و مؤمنان پيرو تكيه كنند .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

9 - اتكا بر مؤمنان راستين براى مبارزه با شرك و كفر ، منافاتى با توحيد و اتكا بر خدا ندارد .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 25 - 3

3- شعار « لا إله إلاّ اللّه » ، پرستش خداى يگانه و مبارزه با شرك و چندگانه پرستى ، محتواى وحى الهى به تمامى رسولان

من رسول إلاّنوحى إليه أنّه لا إله إلاّأنا فاعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 7

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 7،8

7 - تلاش در راه احياى معارف دين و مبارزه فرهنگى با جريان كفر و شرك ، جهادى بزرگ و با عظمت

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

8 - مبارزه و جهاد فرهنگى با كفر و شرك ، هدف كلى قرآن و محور اصلى دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و جهدهم به جهادًا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 93 - 7

7 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، مبنى بر زمينه سازى براى از بين بردن مظاهر شرك و شكستن بت ها

فراغ عليهم ضربًا باليمين

يادآورى داستان بت شكنى ابراهيم(ع) و چگونگى مبارزه آن حضرت با مظاهر شرك در مكه (نيمه نخست بعثت)، مى تواند به منظور درس آموزى و ارائه روش مبارزه با شرك و بت پرستى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 44 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه علنى و صريح با عقايد مشركان ( چون عقيده به شفاعت كردن معبود ها و توانايى آنان بر اين كار )

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون . قل للّ

417- مبلغان شرك در جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 8

8- دوزخ ، سرانجام تلاش براى ترويج آيين شرك و گمراه كردن مردم از مسير خدا و يگانه پرستى

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله . .. فإن مصيركم إلى النار

418- محمد(صلی الله علیه و آله) و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 20 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ كس را به عنوان شريك خدا نپذيرفت .

و لاأُشرك به أحدًا

419- محمد(صلی الله علیه و آله) و شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 11

11- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را از گرايش به شرك و انحراف از پرستش خدا برحذر داشت .

و لاتطغوا

«طغيان» (مصدر لاتطغوا) به معناى تجاوز كردن از حد است. مصداق مورد نظر براى طغيان - به قرينه آيات پيشين كه درباره شرك و توحيد بود - انحراف از توحيد و گرايش به شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 6،7

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند فرمان داشت كه تنها او را بپرستد و براى او شريكى قائل نباشد .

قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أشرك به

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند فرمان داشت ، يكتاپرستى خويش و گريزش از شرك را اعلام كند .

قل إنما أُمرت

420- مخالفت رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 5

5 - مخالفت سران كفر و شرك با پيامبراسلام ، به خاطر شك و ترديد آنان در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن بود ; نه در شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسالت .

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شكّ من ذكرى

«بل» در جمله «بل هم فى شكّ من ذكرى» براى اضراب مى باشد. بر اين اساس مقصود از آيه شريفه اين است كه مخالفت سران كفر و شرك با رسول خدا، ناشى از شك و ترديد آنان در درستى قرآن است و بحث از شايستگى آن حضرت براى رسالت، معلول چنين ترديدى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 3

3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و كارشكنى هاى سران كفر و شرك ( همچون وليدبن مغيره )

ذرنى و من خلقت وحيدًا

421- مراتب شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 12

12- شرك ، داراى انواع و مراتبى متفاوت است .

ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه مراد از «شىء» شرك ورزى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 7

7- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) [ فى قوله تعالى : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » ] قال : إنه شرك لايبلغ به الكفر ;

از امام رضا(ع) [درباره آيه «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون»] روايت شده است كه فرمود: مراد از شرك [در آيه شريفه] شركى است كه دارنده آن به وسيله آن به كفر نمى رسد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 9

9- ابراهيم ( ع ) ، شرك برخى از مشركان را قابل بخشش مى دانست .

سأستغفر لك ربّى

422- مراد از شرك اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 7،8،9،10،11

7- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) [ فى قوله تعالى : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » ] قال : إنه شرك لايبلغ به الكفر ;

از امام رضا(ع) [درباره آيه «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون»] روايت شده است كه فرمود: مراد از شرك [در آيه شريفه] شركى است كه دارنده آن به وسيله آن به كفر نمى رسد».

8- « عن أبى جعفر ( ع ) : فى قول الله تبارك و تعالى : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » قال : شرك طاعة و ليس شرك عبادة و المعاصى التى يرتكبون شرك طاعة أطاعوا فيها الشيطان فأشركوا بالله فى الطاعة لغيره . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداى تبارك و تعالى: «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» روايت شده است كه فرمود: [مراد از شرك] شرك طاعت است نه شرك عبادت. و گناهانى را كه مرتكب مى شوند شرك طاعت است كه در آنها شيطان را اطاعت كرده اند، پس با اطاعت از غير خدا براى خدا شريك قرار داده اند...».

9- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » فهم الذين يلحدون فى أسمائه بغير علم فيضعونها غير مواضعها . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» پس آنان كسانى اند كه در مورد نامهاى خدا بدون آگاهى به راه كج مى روند و آن نامها را در غير جاى خود به كار مى برند ...».

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » قال : هو الرجل يقول : لولا فلان لهلكت و لولا فلان لأصبت كذا و كذا و لولا فلان لضاع عيالى . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» روايت شده است: مقصود كسى است كه مى گويد: اگر فلانى نبود، هلاك مى شدم و اگر فلانى نبود، بر سر من چنين و چنان مى آمد و اگر فلانى نبود، اهل و عيال من از

بين رفته بودند . ..».

11- « عن يعقوب بن شعيب قال : سألت أباعبدالله ( ع ) « ومايؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون » قال : كانوا يقولون : نمطر بنوء كذا و بنوء كذا ومنها انهم كانوا يأتون الكهّان فيصدّقونهم فيما يقولون ;

يعقوب بن شعيب گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خدا: «و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون» سؤال كردم حضرت فرمود: آنان مى گفتند: باران بر ما مى بارد به خاطر فلان حالت فلان ستاره و فلان ستاره و ديگر آن كه آنان به نزد كاهنان مى آمدند و سخن آنان را مى پذيرفتند».

423- مرگ رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 34 - 5

5- پيشگويى قرآن از پيروزى اسلام و مرگ سران شرك و كفر ، قبل از وفات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفإيْن متّ فهم الخلدون

همزه در «أفإن» استفهام انكارى و متضمن معناى نفى است. بنابراين پيام اصلى آيه چنين مى شود: نه چنين است كه او (پيامبر(صلی الله علیه و آله)) «بميرد و شما زنده باشيد و به مدت طولانى بمانيد; بلكه حقيقت عكس اين است، او مى ماند و شما اى سران كفر پيش از او خواهيد مرد.

424- مسؤوليت پذيرى در حكومت شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8

7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك

قال اجعلنى على خزائن الأرض

8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .

قال اجعلنى على خزائن الأرض

425- مسيحيت و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 135 - 9

9 - يهود و نصارا ، آيين خويش را به شرك آميخته و آلوده ساختند .

بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين

تأييد آيين ابراهيم با توصيف آن حضرت به دورى از گمراهى و شرك، پس از نفى آيين يهود و نصارا، اشاره به اين دارد كه يهود و نصارا آيين خويش را به گمراهيها آلوده و به شرك آميخته بودند.

426- مشركان و انكار شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 1،3

1 - مشركان در قيامت براى شرك خويش چاره اى جز انكار آن ندارند.

ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين

از جمله معانى فتنه، اعتذار است كه در اين آيه به معنى راهى براى گريز و نجات است.

3 - سوگند دروغ مشركان در قيامت بر مشرك نبودنشان در دنيا

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 24 - 1،5

1 - مشركان در قيامت به دروغ منكر شرك ورزى خويش در دنيا مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين. انظر كيف كذبوا على أنفسهم

5 - مشركان، على رغم اصرار بر شرك خويش در دنيا، در آخرت به شدت آنان را انكار مى كنند.

قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. و ضل عنهم ما كانوا يفترون

مفاد جمله «ما كانوا يفترون» ماضى استمرارى است كه دلالت بر تداوم و اصرار مشركان بر عقايد خويش در دنيا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 7

7 - مشركان در مرحله اى از قيامت منكر شرك خويش و در مرحله اى معترف به آن مى شوند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من

برداشت فوق از ارتباط آيه 23 و 27 به دست مى آيد كه مشركان در آنجا مشرك بودن خودشان را منكر شدند، ولى در اينجا اعتراف كردند كه آيات را تكذيب مى كردند و مؤمن نبودند.

427- مشركان و توجيه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 23 - 5

5 - تلاش مشركان در قيامت براى توجيه شرك خويش و گريز از پيامدهاى آن

و اللّه ربنا ما كنا مشركين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشركان اين جمله را به دروغ به قصد نفى شرك خويش نگفته باشند، بلكه مقصودشان توجيه باشد كه هدف ما حق بوده و بتها را مظهر حق مى دانستيم، نه شريك خدا

428- مشركان و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 21

21 - شرك در پندار مشركان، ايمان و باورى راستين; و توحيد و يكتا پرستى، كفرورزى و انكار حقيقت است.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

429- معبودان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 11،17،18

11 - معبود هاى اهل شرك ، عارى از هر گونه نشانه اى بر شريك بودنشان با خداوند

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

17 - معبود هاى اهل شرك ، عارى از هر گونه قدرت و سلطنت *

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

بنابر اينكه «سلطان»، به معنانى قدرت و سلطنت باشد.

18 - نبودن قدرت و سلطنت در معبود هاى اهل شرك ، دليل و نشانه عدم قابليّت آنان در شريك بودن با خداوند *

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

جمله «ما لم ينزّل» دليل بر صلاحيت نداشتن معبودهاى اهل شرك براى شريك بودن با خداوند است. يعنى چون معبودهاى غير خدايى هيچ قدرت و سلطنتى ندارند، هرگز نمى توانند شريك خدا باشند.

430- معرضان از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 13

13 - رحمت خاص الهى تنها از آن تقواپيشگان ( پرهيزكنندگان از شرك و . . . ) و پرداخت كنندگان زكات است .

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة

متعلق «يتقون» تخلف از فرمانهاى خداوند است و مصداق مورد نظر آن، با توجه به آيات گذشته كه درباره گرايشهاى شرك آلود بنى اسرائيل بود، شركورزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 16 - 4

4- اصحاب كهف ، براى حفظ ايمان خويش ، ناگزير به كنارگيرى از جامعه شرك آلود شدند .

و إذ اعتزلتموهم و ما يعبدون إلاّ اللّه فأوُواْ إلى الكهف

با توجه به «و ما يعبدون إلاّ اللّه» معلوم مى گردد كه اعتزال اصحاب كهف، براى حفظ عقيده و آرمان بوده است.

431- ممانعت از شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 9

9 - مشركان ، پيامبر اسلام را از مبارزه با معبودهايشان برحذر داشته و از قهر آنان مى ترساندند .

و يخوّفونك بالذين من دونه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مقصود از «الذين من دونه» معبودهاى مشركان باشد; چنان كه بسيارى مفسران گفته اند: بت پرستان مكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از خشم و غضب بت ها برحذر مى داشتند.

432- ممنوعيت شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 51 - 1

1 - ممنوع بودن شرك و معبود گرفتن غير خدا

و لاتجعلوا مع اللّه إلهًا ءاخر

433- منازعه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 1

1 - سران كفر و شرك و پيروانشان پس از ورود به جهنم به مجادله و كشمكش خواهند پرداخت.

قالت أخريهم لأوليهم . .. و قالت أليهم لأخريهم فما كان

434- منشأ شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 9

9 - شريك دانستن براى خداوند، مولود انديشه سست مشركان و ساخته و پرداخته خود آنان

أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون

«زعم» به انديشه و گفتارى اطلاق مى شود كه اساس صحيحى نداشته و بر پايه پندار و گمان باشد. «راغب» مى گويد: «الزعم حكاية قول يكون مظنة للكذب».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 107 - 1،4

1 - اگر مشيت الهى بر مشرك نبودن آدميان تعلق مى گرفت، هيچكس به شرك گرايش نمى يافت.

و لو شاء الله ما أشركوا

4 - گرايش به توحيد و يا شرك آدميان وابسته به مشيت الهى و در قلمرو آن است.

و لو شاء الله ما أشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 136 - 5

5 - شرك، عقيده اى برخاسته از پندار و اوهام مشركان است.

فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا فما كان لشركائهم

منتسب كردن «شركاء» به مشركان و نه به خداوند، گويا اشاره بدين نكته باشد كه آنچه را آنان شريك خدا مى پندارند به ساخته هاى ذهنى آنان مربوط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 21

21 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از غفلت و بى توجهى انسان نسبت به ربوبيت مطلق و بى همتاى خدا بر كران تا كران هستى است .

الذى خلق السموت و الأرض . .. ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 4

4- شركورزى و اعتقاد به معبودهايى غير از خداى يكتا ، زاييده پندار و توهم آدميان است .

إلاّ أسماءً سميتموها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 11

11- شريك براى خدا پنداشتن و پرستش معبود هاى دروغين ، مرامى نشأت گرفته از مكر ها و حيله ها

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

ناميدن و توصيف كردن شركورزى به مكر و حيله اشاره به اين نكته دارد كه: ريشه شرك و پرستش غير خدا ، مكر و حيله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 9

9- جهل و ناآگاهى ، ريشه اصلى گرايش به كفر ، شرك و تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قالوا إنما أنت مفتر بل أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 2

2- عقيده به وجود نقص و كاستى در خداوند و شرك ، برخاسته از جهل و نادانى است .

إن الذين أُوتوا العلم . .. يقولون سبحن ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 74 - 1

1 - شرك ، انديشه اى است برخاسته از عدم شناخت درست خدا .

ما قدروا اللّه حقّ قدره

«قدر» (مصدر «قدروا») به معناى اندازه گرفتن است. ضمير فاعل در «قدروا»، به مشركان بازمى گردد و «حق قدره» مفعول مطلق براى «قدروا» مى باشد; يعنى، آنان كه تدبير امور جهان و از جمله انسان را در اختيار خدايان ديگرى مى پندارند، خدا را آن گونه كه هست نشناخته و گمان مى كردند كه خدا به تنهايى نمى تواند همه هستى را اداره كند. ندانستيد كه خدا، نيرومند و شكست ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 84 - 3

3 - شرك ورزى ، پديده اى برخاسته از غفلت و جهل انسان ، نسبت به تعلق و وابستگى همه جانبه او و پديده هاى پيرامونش به خداوند

قل لمن الأرض . .. إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 88 - 5

5 - شرك ورزى ، برخاسته از جهل انسان و عدم شناخت او نسبت به ماهيت سراسر نياز جهان هستى به خداوند

قل من بيده . .. إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 43 - 2

2 - هواپرستى ، منشأ گرايش مشركان به شرك و بت پرستى است .

أرءيت من اتّخذ إلهه هويه

جمله «أرءيت من اتّخذ إلهه هواه» استينافيه بيانيه است و در مقام بيان منشأ و علت گرايش مشركان به معبودهاى متعدد و مقاومت آنان بر اين عقيده باطل مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 10

10 - شرك ، پندارى دروغين و ساخته ذهن شركورزان است .

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 35 - 4

4 - شرك ، برخواسته از هواپرستى است و نه باورى منطقى .

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم . .. أم أنزلنا عليهم سلطنًا

«أمِ» استفهام، بايد بين دو جمله استفهامى قرار بگيرد. در اين كه استفهام قبلى آن چيست؟ احتمال دارد، فراز «بل اتّبع الذين ...» باشد. بنابراين، معنا چنين مى شود: «آيا آنان، جاهلانه، تابع هواهاى خودند و يا بر عقيده خود دليلى دارند؟. دليلى كه ندارند، پس تابع هواى نفس اند.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 87 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، ناشى از درك نادرست از ربوبيت خدا بر جهان هستى است .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . فما ظنّكم بربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 20

20 - شرك و كفر ، مولود جهل و ناآگاهى است .

بل أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 15

15 - شرك در طول تاريخ ، داراى ريشه در ماديت و قوم گرايى

إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 4،8

4 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از خيال پردازى و موهوم گرايى بشر و فاقد هر گونه پشتوانه منطقى

سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم ما أنزل اللّه بها من سلطن

از تأكيد خداوند بر اين كه بت ها، جز نام هاى ساخته و پرداخته بشر، چيزى نيستند; مى توان به دست آورد كه خيال پردازى و موهوم گرايى انسان، او را به وادى شرك كشانيده است.

8 - شرك و باور هاى خرافى مشركان ، برخاسته از هوا و هوس و اغراض آلوده آنان

إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 2

2 - آيين شرك ، منشأ بشرى دارد ; نه الهى .

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

435- منشأ شرك ستيزى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 24 - 7

7 - طرد شرك از سوى مؤمنان و گرايش آنان به پرستش خداى يگانه ، مرهون هدايت و راهنمايى خداوند

و هدوا إلى صرط الحميد

436- منشأ شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 4

4 - شرك و پرستش غير خدا، پندارى مبتنى بر هوا و هوس و تمايلات نفسانى است.

الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 15

15- مشركان به پندار فرمان خدا بر پرستش معبود هاى خويش ، آنها را عبادت مى كنند . *

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 2

2 - شرك و عبادت غيرخدا ، انديشه اى برخاسته از عدم شناخت درست خدا است .

و ما قدروا اللّه حقّ قدره

437- منشأ شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 3

3 - خداوند در صدد مأيوس كردن مشركان ، از پيشرفت و نفوذ آيينشان

ما أنتم عليه بفتنين

اِخبار خداوند به ناتوانى مشركان - كه به صورت روشن و قاطع بيان گرديده است - مى تواند براى ايجاد يأس و نااميدى در ميان آنان از هرگونه پيشرفت و نفوذ در ميان مردم باشد.

438- منشأ مخالفت رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 4

4 - رويارويى سران شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از حسادت و خوى جاه طلبى آنان بود .

أءنزل عليه الذكر من بيننا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «بيننا» خود سران كفر و شرك باشد. بر اين اساس اعتراض آنان به انتخاب پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از ميان آنها، مى تواند ناشى از جاه طلبى و حسادت آنان به آن حضرت باشد.

439- موارد شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 6

6 - پيروى از قدرت هاى باطل در مقابل فرمان هاى خدا شرك است . *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم . .. إذ تبرأ الذين اتبعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 6

6 - ناسازگارى تسليم در برابر خدا ، با كفر ( اعتقاد به ربوبيّت غير خدا )

ايأمركم بالكفر بعد اذ انتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 2

2 - كفر به قرآن به مثابه شرك به خداوند است .

امنوا بما نزّلنا . .. انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

جمله «ان اللّه . .. » تهديدى براى كافران به قرآن است. بنابراين كفر به قرآن بايد مصداقى از شرك به خدا باشد و يا به منزله شرك به او.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 7

7 - خوشحالى به خاطر شركت نجستن در جنگ به همراهى رسول خدا و مصون ماندن از پيامد هاى مصيبت بار آن ، شرك است .

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: ... ولو ان اهل السماء و الارض قالوا قد انعم الله عليّ اذ لم اكن مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) لكانوت بذلك مشركين ... .

مراد از شرك خروج از اسلام نيست بلكه پيروى از شيطان است كما اينكه رواياتى در اصول كافى بيانگر اين مطالب است.


تفسير عياشى، ج 1، ص 257، ح 191 ; نورالثقلين، ج 1، ص 516، ح 398 ; تفسير برهان، ج 1، ص 393، ح 2، 3 و 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 6

6 - دشمنى و مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و شكستن وحدت جامعه ايمانى ، شرك است .

و من يشاقق الرسول . .. إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

اگر جمله «ان اللّه لايغفر . ..» بيانگر علت «نصله جهنم» باشد، اشاره به اين معنا خواهد داشت كه مخالفت و دشمنى با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و برهم زدن وحدت جامعه ايمانى، نوعى شرك به خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 32

32 - اعتقاد به تثليث ، شرك است .

و لاتقولوا ثلثة . .. انما اللّه اله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 8

8 - اعتقاد به تثليث على رغم آگاهى به شرك آميز بودن آن ، موجب عذاب دردناك در قيامت

ان لم ينتهوا عما يقولون ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 25

25 - پذيرش ولايت غير خدا، شرك است.

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. و لا تكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 30

30 - عن الحسين بن خالد عن الرضا(ع): . .. فقلت له: يابن رسول اللّه ان قوما يقولون لم يزل اللّه عالما بعلم و قادرا بقدرة و حيّاً بحياة و قديما بقدم و سميعا بسمع و بصيرا ببصر فقال: من قال ذلك و دان به فقد اتخذ مع اللّه آلهة أخرى ... .

حسين بن خالد گويد: . .. به امام رضا(ع) عرض كردم اى فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گروهى مى گويند: خداوند به وسيله علم (زايد بر ذات)، عالم و به وسيله قدرت (زايد بر ذات)، قادر و به وسيله حيات (زايد بر ذات)، زنده و به وسيله قدمت (زايد بر ذات)، قديم و به وسيله شنوايى (زايد بر ذات)، شنوا و به وسيله بينايى (زايد بر ذات)، بيناست. آن حضرت فرمود: كسى كه اين را بگويد و به آن ملتزم شود همانا معبودهايى را با خدا انباز گرفته است ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 1

1 - ستاره پرستى از آيينهاى رايج در بين مردم زمان ابراهيم

رءا كوكبا قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 1

1 - ماه پرستى، از آيينهاى رايج زمان حضرت ابراهيم(ع)

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 1

1 - پرستش خورشيد، آيينى رايج در ميان مردم زمان ابراهيم بود.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 14،16

14 - اطاعت از شيطان و اولياى آن، شرك است.

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون

16 - پيروى از غير خداوند در برابر تشريع او نوعى شرك است.

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون

مورد آيه اطاعت از مشركان و شياطين در مورد احكام ذبيحه است، ولى ظاهراً خصوصيتى در اين مورد نيست و لذا اين مسأله در همه موارد مشابه جارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 9

9 - غير خدا را شايسته تشريع احكام و محرمات پنداشتن، شرك ورزى است. *

ما حرم ربكم عليكم ألاتشركوا به شيئا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 11

11 - اطاعت از رهبران دينى ، درآنچه بيرون از فرمان و رضايت خدا باشد ، شرك است .

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه . .. سبحنه عما يشركون

خداوند اهل كتاب را به خاطر اينكه رهبران دينى خود را به جاى خدا «رب» قرار مى دادند و از آنان اطاعت مى كردند، محكوم كرده و آنان را مشرك خوانده است. بنابراين رب قرار دادن رهبران دينى و اطاعت از آنان به جاى اطاعت از فرمانهاى الهى، شرك خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 22

22- پذيرش سرپرستى و ولايت غير خدا شرك است .

أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 19

19- پيروى از شيطان نوعى شرك است .

و قال الشيطن . .. دعوتكم فاستجبتم لى ... بما أشركتمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از شرك، به قرينه اينكه شيطان مدعى است آنان دعوت او را اجابت كرده اند، شرك در اطاعت باشد، نه شرك در الوهيت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 5

5- پذيرش ولايت شيطان و پيروى از او ، شرك به خداوند است .

الذين يتولّونه . .. هم به مشركون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «باء» در «به» براى سببيت باشد و ضمير آن به «قبول و پذيرش» - كه در معناى «يتولّونه» (از او فرمان مى برند) اشراب شده است - برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 9

9- اعتقاد به وجود فرزند براى خداوند ، نوعى شرك است .

و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر . .. أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إن-

طرح اعتقاد واهى مشركان مبنى بر فرزند داشتن خداوند، پس از نهى از شرك، مى تواند براى بيان مصداقى از موارد شرك باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 7

7- اعتقاد به وجود فرزند ، شريك و حمايتگر براى خدا ، اعتقادى شرك آلود و موجب تنقيص او

لم يتخذ ولدًا. .. و لم يكن له ولىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 9

9- اتّكاى به ديگران ، دنياپرستى ، و بنا نهادن بينش و منش براساس آن ، شرك است .

أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 11

11- اتّكا به غيرخدا ، شرك و داراى فرجامى ندامت بار است .

أكثر منك مالاً . .. يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 21

21 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) خطيباً . فقال : ياأيّها الناس عدلت شهادة الزور إشراكاً باللّه ثلاثاً ، ثمّ قرأ : « فاجتنبوا الرجس من الأوثان واجتنبوا قول الزور » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ضمن خطبه اى سه دفعه فرمود: اى مردم! شهادت زور (دروغ)، معادل شرك به خدا است. سپس آيه

«فاجتنبوا الرجس من الأوثان واجتنبوا قول الزور» را قرائت فرمود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 68 - 8

8 - اعتقاد به صلاحيت غيرخدا براى قانون گذارى ، اعتقادى شرك آلود و ناسازگار با توحيد ربوبى است .

و ربّك يخلق . .. سبحن اللّه و تعلى عمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 2

2 - نيايش به درگاه غير خدا شرك است .

و لاتدع مع اللّه إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 4

4 - عقيده به شريك بودن غير خدا با او در خلق و تدبير عالم ، شرك است .

قل أرءيتم شركاءكم الذين تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 4

4 - اطاعت از غير خدا و عبادت غير او ، شرك و ممنوع است .

ألا للّه الدين الخالص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 3

3 - عبادت طاغوت و اطاعت از سردمداران گمراهى ، شرك است .

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه در توصيف مؤمنانى است كه در برابر مشركان قرار داشته و در عقيده مخالف آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 5

5 - منتسب كردن نعمت ها و امداد هاى الهى به غير خداوند ، حركتى شرك آلود است .

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون . .. و لئن أذقنه ... ليقولنّ هذا لى

با توجه به اين كه آيه قبل درباره حركت ها و فرجام مشركان بود، ارتباط اين آيه با آيه قبل مى تواند از آن جهت باشد كه انتساب نعمت هاى الهى به غير او، نمودى از شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 5

5 - بدعت در دين و تشريع قوانين خارج از اذن خدا ، شرك به او است .

أم لهم شركؤا شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 5

5 - سجده و عبادت براى غير خدا ، شرك و حرام است .

و أنّ المسجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

440- موانع شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 9

9 - برخى از معتقدان به تثليث به خاطر ناآگاهى از شرك آميز بودن آن ، نه كافرند و نه مشرك .

ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم

ظاهراً ضمير در «منهم» به معتقدان به تثليث بازگشت مى كند. بر اين مبنا قائلان به تثليث به دليل كلمه «منهم» به دو دسته تقسيم مى شوند: كافر و غير كافر و مى توان گفت منشأ اين تفاوت علم و آگاهى آنان نسبت به معناى تثليث و جهل به آن است ; يعنى آنانكه نمى دانند اعتقاد به تثليث با توحيد در الوهيت ناسازگار است، محكوم به كفر نيستند و به عذاب دردناك گرفتار نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 11

11 - مطالعه در آفرينش انسان و مرگ و حيات وى، زداينده ترديد در يگانگى خداوند

هو الذى خلقكم من طين ثم قضى أجلا . .. ثم أنتم تمترون

از جمله «ثم أنتم تمترون»، كه بيان استبعاد هر گونه ترديد در يگانگى خداوند پس از توجه به مضامين صدر آيه است، چنين برمى آيد كه بعد از اين توجه، على القاعده نبايد ترديدى در توحيد و اعتقاد بدان وجود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 6

6 - ترس از عذاب قيامت، مانع از شرك و پذيرش ولايت غير خدا

أغير اللّه أتخذ وليا . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 7

7 - تفكر در چگونگى شكافته شدن دانه ها و هسته ها و رويش گياهان و پيدايش مرگ و حيات، زمينه راهيابى به توحيد و پرهيز از شرك است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 1

1 - وجود نشئه شهود و آگاه شدن آدمى به ربوبيت و وحدانيت خدا در آن نشئه ، از ميان برنده هر گونه عذر و بهانه اى براى روى آورى به شرك

و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 10

10 - توجه به عظمت و والايى خداوند بازدارنده انسان از توهم شريك براى اوست .

فتعلى اللّه عما يشركون

با توجه به توضيح برداشت قبل، از جمله «فتعالى . .. » اين نكته به دست مى آيد كه شريك براى خدا پنداشتن برخاسته از نشناختن عظمت و والايى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 8

8- توجه به اينكه خداوند هيچ شريكى براى خويش سراغ ندارد ، آدمى را به توحيد و نفى شرك گرايش مى دهد .

أم تنبّئونه بما لايعلم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 123 - 7

7- اعتقاد به مرام ابراهيمى ( ع ) ، ناسازگار با هرگونه شرك به خدا

ملّة إبرهيم حنيفًا و ما كان من المشركين

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه عبارت «ما كان من المشركين» تعريضى باشد به مشركان مكه كه از يك سو به حضرت ابراهيم(ع)، بنيان گذار كعبه، ارج مى نهادند، ولى از سوى ديگر شرك مىورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 13

13- باور به معاد ، حتى در حدّ گمان و اميد ، اهرمى كارامد در گرايش به عمل صالح و به دور از شرك و ريا است .

فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 85 - 2

2 - گرايش به شرك در عين اعتقاد به تعلق انسان و پديده هاى پيرامون او به خداوند ، دو امر ناهمخوان و ناسازگار

قل لمن الأرض و من فيها . .. سيقولون للّه قل أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 89 - 2

2 - اذعان به فرمان روايى خدا بر سراسر هستى و گرايش به شرك ، دو امر ناهمخوان و ناسازگار

قل من بيده . .. إن كنتم تعلمون . سيقولون للّه قل فأنّى تسحرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 84 - 7

7 - توجه به حكمت و علم گسترده خدا ، مستلزم بى نياز شمردن او از شريك و مشاور

و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله و هو الحكيم العليم

تذكر به حكمت و علم گسترده خدا، در پايان جمله اى كه نفى كننده شرك و اثبات كننده توحيد است، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

441- موانع شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 4 - 3

3- باور و توجه انسان ها به اينكه « رجوعشان تنها به سوى خداست » آنان را از پرستش غير او ترسان و به يكتاپرستى وامى دارد .

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير. إلى الله مرجعكم

جمله «إلى الله مرجعكم» به منزله تعليلى است براى «و إن تولّوا فإنى أخاف . ..»; يعنى، علت نگرانى پيامبر براى مشركان، اين است كه آنان به خدا باز مى گردند و به خاطر شركشان عذاب مى شوند. بنابراين هر كس اين حقيقت را بپذيرد كه بازگشت او تنها به خداست، هرگز به غير او نمى گرود و به شركْ روى نمى آورد.

442- موجبات شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 74 - 6

6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.

443- موحدان و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 106 - 2

2- بيشتر موحدان توحيد را به گونه اى با شرك درمى آميزند .

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون

444- موسى(ع) و شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 1

1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً

همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»

445- مؤاخذه شرك افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 16

16- نقش استقلالى قائل شدن به ابزار و عوامل ، افترايى است كه مؤاخذه در پى دارد .

و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا . .. تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون

446- مؤمنان و شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 11

11- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را از گرايش به شرك و انحراف از پرستش خدا برحذر داشت .

و لاتطغوا

«طغيان» (مصدر لاتطغوا) به معناى تجاوز كردن از حد است. مصداق مورد نظر براى طغيان - به قرينه آيات پيشين كه درباره شرك و توحيد بود - انحراف از توحيد و گرايش به شرك است.

447- نابودى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 2

2 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر زيربناى گسترش توحيد و نابودى شرك در سراسر جهان

يريد اللّه أن يحق الحق . .. ليحق الحق و يبطل البطل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يريد اللّه أن يحق الحق» در آيه قبل باشد. بر اين مبنا مى توان گفت مراد از «الحق» در آيه قبل خصوص پيروزى موعود در پيكار بدر است، و مقصود از «الحق» در آيه مورد بحث مطلق حق. بنابراين «يريد اللّه أن يحق الحق ... » چنين معنا مى شود: خداوند با تقدير پيروزى در جنگ بدر خواست حق را همواره به منصه ظهور رساند و در سراسر جهان استوار سازد.

448- ناپايدارى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 16

16- توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس

به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل - كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است - توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 9

9- بى بنيادى و حقيقت نداشتن شرك ، مايه اضمحلال و ناپايدارى آن است .

أتى أمر الله . .. سبحنه و تعلى عمّا يشركون

449- ناپسندى اظهار شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 11

11 - شعيب ( ع ) اظهار كفر و شرك را امرى نامشروع و ناروا براى خويش و همگامانش دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از عدم امكان كه از جمله «ما يكون لنا . .. » به دست مى آيد، عدم امكان تشريعى باشد.

450- ناپسندى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 38 - 2

2- شرك به خدا ، پرخاش به والدين ، تبذير ، فرزندكشى ، زنا ، قتل ناحق ، خوردن مال يتيم ، پيروى از راهى كه پشتوانه علمى ندارد و مغرورانه راه رفتن ، اعمال ناپسند و منفور خداوند

كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 11

11- با وجود تسبيح و ثناگويى تمامى موجودات آفرينش براى خداوند ، شرك به او و تنقيصش ، كارى ناروا و غير منطقى است .

أفأصفكم ربّكم بالبنين . .. تسبّح له السموت السبع و الأرض

ذكر «تسبح له السماوات و الأرض» پس از «أفأصفاكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملائكة إناثاً» به اين معناست كه: وقتى تمامى موجودات تسبيح گوى خداوندند، شريك گرفتن براى او عملى ناشايست است.

451- ناپسندى شرك افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 6

6 - پندار شريك براى خدا در تدبير امور انسان و جهان ، پندارى نارواست و باورداران آن سزاوار سرزنش هستند .

أيشركون ما لايخلق شيئا و هم يخلقون

استفهام در «أيشركون» انكار توبيخى است. يعنى استفهامى است كه به انگيزه سرزنش ايراد شده است.

452- ناپسندى شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 7

7 - شركورزى و پرستش غير خدا ، كردارى ناشايسته و مايه محروميت از ولايت و حمايت هاى خداوند است .

و هو يتولى الصلحين

مصداق مورد نظر براى صلاح و صالحان، به قرينه آيات گذشته، توحيد و مؤمنان موحد است و در مقابل آن شرك و مشركان خواهد بود. بنابراين مفهوم جمله «و هو ... » عدم حمايت خداوند از مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 8

8 - ناتوانى معبودان اهل شرك از اجابت درخواست ها ، شنيدن سخنان و ديدن اشيا ، دليل بطلان شرك و ناروايى پرستش غير خدا

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا . .. و هم لايبصرون

453- ناپسندى شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

454- ناپسندى مظاهر شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 2

2 - شراب خوارى ، قمار بازى ، گرايش به مظاهر شرك و تفأل هاى مرسوم در جاهليت ، كردارى شيطانى است

انما الخمر . .. من عمل الشيطن

455- ناهماهنگى توحيد با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 4

4 - توحيد و شرك ، آشتى ناپذير و ناسازگارى آن دو باهم ، جاودانه است .

لكم دينكم و لى دين

مفاد سوره مباركه - به ويژه اين آيه - ممكن است اين باشد كه شما از دين خود حمايت كنيد و من از دين خود. نه من سر سازگارى با شما دارم و نه شما با من كنار خواهيد آمد.

456- ناهماهنگى هوشيارى با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 17 - 5

5- متذكر بودن و هوشمندى ، عامل گرايش به توحيد و ناسازگار با شرك است .

أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون

457- نجات از زيان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 10

10 - شمول رحمت خدا و آمرزش او تنها راه نجات از زيان گناه و گرايش هاى شرك آلود است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

458- نجات از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 4،5

4 - خداوند نجاتبخش شعيب ( ع ) و همگامانش از گرايش به شرك

بعد إذ نجنا اللّه منها

5 - مشركان در اسارت اوهام شرك آلود ، و موحدان رهيده از آن

بعد إذ نجنا اللّه منها

به كارگيرى واژه «نجات» (نجينا اللّه)، براى دست كشيدن از آيينى و روى آورى به آيينى ديگر، اشاره به اين دارد كه آيين نخست مايه اسارت و گرفتارى بوده و آيين جديد فرحبخش و باعث آزادى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 11

11- اصحاب كهف ، تمامى راه هاى گريز از شرك را - در صورت پذيرش اجبارى آيين مشركان - برخويش بسته مى ديدند .

او يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

مراد از «فلاح» - به مناسبت مورد - رستن و رهايى از شرك است.

459- نجات رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 - پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

460- نشانه هاى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 12

12- وجود نشانه هاى شرك در هر متن ، دليل آسمانى نبودن آن

ائتونى بكتب من قبل هذا

از اظهار قاطع قرآن، به اين كه كتاب هاى آسمانى به دور از تبليغ شرك است; اين نتيجه به دست مى آيد كه هرگاه اثرى از

شرك در كتابى ديده شد، بايد اذعان داشت كه دست تحريف گران در آن راه يافته است.

461- نفى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 62 - 3،4

3 - نفى الوهيّت غير خدا

و ما من اله الا اللّه

4 - نفى الوهيّت از حضرت مسيح

انّ مثل عيسى عند اللّه كمثل ادم خلقه من تراب . .. و ما من اله الا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 1،2،3،7،13

1 - نفى پرستش غير خدا ، نفى شرك و عدم پذيرش حاكميت غير خداوند ، وجه اشتراك اديان الهى

يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الاّ اللّه و لا نشرك ب

2 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از اهل كتاب به توحيد در عبادت ، نفى شرك و عدم پذيرش حاكميّت غير خداوند

يا اهل الكتاب تعالوا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

3 - توحيد عبادى ، نفى شرك و ردّ حاكميّت غير خداوند ، گفتارى عادلانه و منصفانه

تعالوا الى كلمة سواء بيننا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

«سواء»، به معنى «عدل» است.

7 - نفى الوهيّت حضرت مسيح ( ع )

و لا نشرك به شيئاً

جمله «و لا نشرك . .. »، تعريض به مسيحيان است.

13 - بندگى خدا ، نفى شرك و طرد حاكميّت غير خداوند ، از ويژگى هاى مسلمانان

فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 2

2 - اعتقاد به ربوبيّت انبيا و فرشتگان ، ناسازگار با هدف پيامبران

و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 21

21 - هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرايششان به شرك با خدا پنداشتن پيامبران و أولياء الهى

ما المسيح ابن مريم الا رسول . .. انظر انى يؤفكون

با توجه به اينكه تك تك مسلمانان بايد با دقت سرنوشت نابهنجار و شرك آلود بنى اسرائيل را مد نظر داشته باشند، معلوم

مى شود، چنين خطرى (گرايش به شرك با خدا پنداشتن پيامبران)، در كمين مسلمانان نيز هست و هدف از اين فرمان (انظر) پيشگيرى از گرفتار شدن به اين وضعيت نارواست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 8،11

8 - عيسى ( ع ) خود معتقد و معترف به تنزيه خداوند از داشتن هرگونه شريكى شايسته الوهيت و پرستش

قال سبحنك

11 - پيامبران الهى منزه از دعوت به پرستش خود و خدا خواندن خويش

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 10

10 - عيسى ( ع ) - به هنگام حضور در ميان امت خويش - بازدارنده آنان از گرايش به شرك بود .

و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم

كلمه «شهيداً» به قرينه كلمه «رقيب» در فراز بعد مى تواند علاوه بر گواهى عيسى(ع) بر امت خويش، حاكى از مراقبت وى براى راه نيافتن انحراف در عقايد آنان نيز باشد.

462- نفى شرك از ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 95 - 6

6 - ابراهيم ( ع ) ، هيچگاه مشرك نبوده است .

و ما كان من المشركين

463- نفى شرك از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 4 - 1

1 - عبادت معبود هاى مشركان ، در شأن پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبوده و آن حضرت هرگز به آن تن نمى داد .

و لا أنا عابد ما عبدتم

تعبير «و لا أنا عابد» و نيز « و لا أنتم عابدون» (در آيه بعد) بيانگر اهليت و شأنيت است. مفاد دو آيه اين است كه: نه من اهل آن عبادتم و نه شما اهل اين عبادتيد. وجود اسم فاعل در اين آيه و فعل مضارع و «لا»ى نافيه در آيه دوم - كه مفادى نظير اين آيه داشت - بيانگر تفاوت زمان مورد نظر از آنها است; يعنى، «لا أعبد» نظر به مستقبل و «لا أنا عابد» نظر به زمان حال دارد. در نتيجه مشركان، بايد از حال و آينده پيامبر(صلی الله علیه و آله) قطع اميد كنند.

464- نفى شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 1،2

1 - خداوند حقيقتى منزه از داشتن شريك در ربوبيت بر هستى

رب العلمين. لا شريك له

2 - نبودن شريك براى خدا در ربوبيت، دليل لزوم اخلاص در پرستش او

إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين. لا شريك له

توصيف «الله» به ربوبيتش بر هستى (رب العالمين) و نبودن شريك براى او (لا شريك له) تعليل براى «إن صلاتى . .. لله» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 7

7 - در ربوبيت و تدبير امور انسان ، براى خداوند شريكى نيست .

هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً

465- نفى شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 11

11 - ضرورت پرستش خداوند و باور به نبودن معبودى سزاوار پرستش جز او

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

466- نقش رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 8

8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 29 - 3

3- سردمداران كفر و شرك عامل اصلى دوزخى كردن قوم خويشند .

أحلّوا قومهم دار البوار . جهنّم يصلونها

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «جهنّم يصلونها» بدل از «دار البوار» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 2،4

2 - مشركان فريب خورده ، پيشوايان خود را مسؤول گمراهى خويش در قيامت معرفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

4 - مشركان گمراه شده ، در قيامت اعمال قدرت سران شرك را عامل گمراهى و فريب خود معرّفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه «يمين» (جهت راست) كنايه از قدرت و قوت باشد; زيرا معمولا سمت راست قوى تر است. ازاين رو بيشتر مردم كارهاى مهم و سنگين را با دست راست انجام مى دهند. گفتنى است كه دو آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان) و نيز آمدن واژه «يمين» به اين معنا در آيه 93 همين سوره (فراغ عليهم ضربا باليمين) مؤيد مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 6

6 - مشركان فريب خورده و پيشوايان شان در قيامت ، يكديگر را به دست داشتن در گمراهى و انحراف از مسير حق ، متهم خواهند كرد .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون . قالوا إنّكم كنتم تأتوننا ... قالوا ... و ما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 3

3 - پذيرش مقصر بودن و داشتن نقش در گمراهى مشركان ، از سوى پيشوايان شرك در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

اين كه پيشوايانِ شرك، خود را در استحقاق عذاب الهى شريك مى دانند، حاكى از پذيرش نوعى از مسؤوليت در گمراهى مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 4

4 - سران و رهبران جامعه شرك ، رهبرى مردم را بر ضد رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) در دست داشتند .

و انطلق الملأ منهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 7 - 5

5 - سران شرك و كفر در عصر بعثت ، رهبرى فكرى و عقيدتى مردم را در دست داشتند .

و انطلق الملأ. .. ما سمعنا بهذا فى الملّة الأخرة إن هذا إلاّ اختلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 9

9 - تأثيرپذيرى قوم نوح ، از سران كفر و شرك و صاحبان زر و زور جامعه

و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . .. يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فا

467- نگرانى از گسترش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4

4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

468- نهى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 5

5 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از انعطاف پذيرى در برابر آيين شرك ، نهى أكيد فرمود .

و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لاتكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 11

11- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را از گرايش به شرك و انحراف از پرستش خدا برحذر داشت .

و لاتطغوا

«طغيان» (مصدر لاتطغوا) به معناى تجاوز كردن از حد است. مصداق مورد نظر براى طغيان - به قرينه آيات پيشين كه درباره شرك و توحيد بود - انحراف از توحيد و گرايش به شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 1

1- برگزيدن دو معبود و عقيده به آن دو ( ثنويت ) ، مورد نهى خداوند

و قال الله لاتتخذوا إلهين اثنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 22 - 1

1- خداوند ، برحذر دارنده آدميان از اعتقاد به خدايانى جز الله و شريك و مؤثر دانستن آنها با او

لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 19

19- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . بعث الله عزّوجلّ محمداً (صلی الله علیه و آله) و هو بمكة عشر سنين فلم يمت بمكة فى تلك العشر سنين أحد يشهد أن لا إله إلاّ الله و أن محمد (صلی الله علیه و آله) رسول الله إلاّ أدخله الله الجنة بإقراره و هو إيمان التصديق و لم يعذب الله أحداً . . . إلاّ من أشرك بالرحمن و تصديق ذلك ان الله عزّوجلّ أنزل عليه فى سورة بنى إسرائيل بمكة « و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه . . . » أدب و عظة و تعليم و نهى خفيف و لم يعد عليه و لم يتواعد على اجتراح شىء ممّا نهى عنه . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است:. .. خداوند عزّوجلّ محمد(صلی الله علیه و آله) را مبعوث گردانيد و او ده سال در مكه بود. پس در مكه در اين مدت ده سال كسى نبود كه مرده باشد و به يگانگى خدا و رسالت محمد(صلی الله علیه و آله) شهادت داده باشد; مگر آنكه خداوند او را به خاطر اقرارش داخل بهشت كند و اين ايمان تصديق بود و خداوند كسى را عذاب نمى كرد ... مگر آنكه به [خداى]رحمان شرك ورزيده باشد و گواه اين سخن آن است كه خداوند - عزّوجلّ - در سوره بنى اسرائيل و در مكه اين آيه را بر آن حضرت نازل فرمود: «ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه ...» [در اين آيات] ادب كردن، موعظه، تعليم و نهى خفيف وجود دارد و وعده پاداش در آنها و وعيد به عذاب بر ارتكاب چيزهايى كه نهى شده داده نشده است...».

469- نهى از شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 1،2

1- خداوند ، برحذر دارنده آدميان از پرستش موجودى جز ذات يگانه او

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه

2- دستور به اجتناب از شرك عبادى ، فرمانى قطعى و غير قابل تجديد نظر

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه

واژه «قضى» به معناى حكم و فرمانى است قطعى و غير قابل تجديد نظر.

470- وضوح بطلان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 10

10- مرام اهل شرك ، على رغم روشنى بطلان آن و نبود دليلى بر آن ، مرامى آراسته شده و زينت داده شده براى آنان بود .

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

مراد از «مكرهم» مرام و عقيده مشركان ; يعنى ، شريك پنداشتن براى خدا و پرستش آن شريكان است ; زيرا اين چيزى است كه براى آنان زينت داده شده و آراسته جلوه كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 9

9 - موسى ( ع ) ، در راستاى اثبات توحيد ربوبى و ابطال شرك ، منطقى قوى و كوبنده و برهانى روشن و غير قابل ترديد داشت .

ثمّ أرسلنا موسى . .. و سلطن مبين

كلمه «سلطان» به معناى قهر و غلبه است. حجت و برهان را نيز بدان اعتبار كه صاحب آن، بر قلوب مخاطبان هجوم مى برد و آنها را فتح مى كند، سلطان گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 4

4 - بطلان و بيراهه بودن شرك و بت پرستى ، با اندك تأمل و انديشه روشن مى شود .

و مالى لا أعبد الذى فطرنى . .. ءأتّخذ من دونه ءالهة ...إنّى إذًا لفى ضلل مبين

آمدن ادوات استفهام در دو آيه پيشين - كه براى برانگيختن به انديشه و تفكر به كار رفته است - و نيز توصيف «ضلالت» به «مبين»، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

471- وضوح زيان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 6

6 - ضرر و زيان كفر و شرك ، امرى روشن و شناخته شده

و ظالم لنفسه مبين

472- وعده شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 2

2 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را در قبال سخنان نارواى مشركان دلدارى داده و با وعده غلبه قطعى توحيد بر شرك ، آن حضرت را از ناكامى و نافرجامى توطئه هاى آنان ، مطمئن ساخت

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 2

2- توجه به گسترش اسلام و توسعه روزافزون آن ، دليلى فراروى كفرپيشگان بر تحقّق وعده هاى الهى ( نابودى شرك و پيروزى توحيد ) به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جمله «أولم يروا . ..» به منزله دليلى است بر پديدار شدن و تحقق يافتن تهديدهاى الهى به مشركان و وعده هاى الهى به اهل ايمان.

473- ويژگيهاى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 4

4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن

ما أنتم عليه بفتنين

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.

474- ويژگيهاى شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 57 - 5

5- كيفيت مبارزه و چگونگى مواضع ابراهيم ( ع ) عليه بت پرستان ، متناسب با شرايط موجود و توانايى هاى خود آن حضرت بود .

تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد أن تولّوا مدبرين

تصميم ابراهيم(ع) به از بين بردن بت ها به طور مخفى و هنگامى كه مردم حضور ندارند، حكايت از اين دارد كه او توانايى انجام چنين كارى در حضور مردم به صورت آشكار نداشت. بنابراين مبارزه آن حضرت متناسب و همسو با شرايط و مقدورات او بوده است.

475- هجرت از سرزمين شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 99 - 6

6 - ابراهيم ( ع ) ، افراد مؤمن و موحد را ، به هجرت از سرزمين شرك تشويق مى كرد .

و قال إنّى ذاهب إلى ربّى

اعلام ابراهيم(ع) به هجرت خود از سرزمين شرك، ممكن است به اين جهت باشد كه افراد اندكى كه ايمان آورده و موحد شده اند، همانند او هجرت كنند.

476- هجرت از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 20

20 - آمرزش گناهان و بهشت ، پاداش خداوند به هجرت كنندگان از شرك و كفر *

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم . .. لاكفّرنّ عنهم سيّاتهم و لادخلنّهم جنّات

مى توان گفت مراد از هجرت به قرينه ادامه آيه (اخرجوا من ديارهم)، هجرتى است كه رانده شدن از خانه و كاشانه را در پى

داشته باشد. و اين هجرت همان ترك شرك و كفر است.

477- هدايت ناپذيرى رهبران شرك صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 7

7 - ايمان آوردن به تعليمات پيامبران ، در گرو وجود زمينه آن در ايمان آورنده

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

478- يهوديت و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 135 - 9

9 - يهود و نصارا ، آيين خويش را به شرك آميخته و آلوده ساختند .

بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين

تأييد آيين ابراهيم با توصيف آن حضرت به دورى از گمراهى و شرك، پس از نفى آيين يهود و نصارا، اشاره به اين دارد كه يهود و نصارا آيين خويش را به گمراهيها آلوده و به شرك آميخته بودند.

شرك ستيزى

479- آثار دعوت به شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 11

11- فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، نشانه صداقت در پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

480- آثار شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 3،5

3- نقش عمده روحيه گوش به فرمان خدا بودن ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در گزينش وى از سوى خدا

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا و لم يك من المشركين . شاكرًا لأنعمه اجتبه

خداوند، پس از بيان چهار صفت اكتسابى براى حضرت ابراهيم(ع)، مسأله انتخاب و برگزيده بودن او را مطرح ساخت. از ارتباط

ميان اين دو كلام، استفاده مى شود كه كسب اوصاف معنوى و فضايل اخلاقى، در گزينش حضرت ابراهيم(ع) تأثير مهمى داشته است.

5- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) در هدايت شدنش به « صراط مستقيم »

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا و لم يك من المشركين . شاكرًا لأنعمه اجتبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 3

3- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در برخوردارى او از نيكى ها و نعمت هاى الهى در دنيا و منزلت والا در آخرت

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله . .. و ءاتينه فى الدنيا حسنة و إنه فى الأخرة لمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 2

2- دعوت حضرت ابراهيم ( ع ) به توحيد و ردّ انديشه شرك و بت پرستى ، موجب ترديد مردم بت پرست در عقيده خود شد .

ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين . قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت م

481- آثار شرك ستيزى مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 45 - 2

2 - مؤمن آل فرعون ، پس از اعلان مواضع اعتقادى خويش و مبارزه با عقيده شرك آلود ، با انواع مكر ها و نقشه هاى شوم فرعونيان روبه رو شد .

فوقيه اللّه سيّئات ما مكروا

جمع آمدن «سيّئات» نشانگر تعدد و گوناگونى مكرهاى فرعونيان است.

482- اهميت شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 16،17

16 - لزوم خشكاندن ريشه هاى شرك و پرستش غير خدا و محو آثار آن از زندگى مردم

إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

17 - ارزش هاى مادى و هنرى ، نبايد موجب سستى در مبارزه با شرك و نابود كردن نمود ها و زمينه هاى آن گردد .

وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

با وجود آن كه گوساله سامرى از فلزات قيمتى ساخته شده بود و امكان اين وجود داشت كه از آن استفاده هاى صحيح نيز

صورت گيرد; در عين حال موسى(ع) به سوزاندن و نابود ساختن آن فرمان داد; چرا كه ارزش حفاظت از عقايد صحيح و مبارزه با انحرافات عقيدتى، قابل مقايسه با ارزش هاى مادى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 3

3- دعوت به توحيد و مبارزه با شرك ، مهمترين رسالت پيامبران

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 8

8- صالح ( ع ) ، موظف به ابلاغ توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى بود .

إن كنت على بيّنة من ربى . .. فمن ينصرنى من الله إن عصيته

جمله «إن عصيته» (اگر خداوند را نافرمانى كنم) مى رساند كه جمله اى همانند «و أمرنى بإبلاغ رسالاته» قبل از «فمن ينصرنى» در تقدير است. بر اين اساس، حاصل معناى «إن كنت ...» چنين مى شود: [شما خود قضاوت كنيد] اگر من پيامبر باشم و خداوند مرا به ابلاغ رسالتهايى فرمان داده باشد، اگر نافرمانى كنم و به ابلاغ رسالتهاى الهى همّت نگمارم، چه كسى مرا از عقوبت هاى الهى نجات خواهد داد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنا عملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 13

13- خويشاوندى و پيوند هاى اجتماعى ، نبايد مانعى براى تبليغ و مخالفت با الحاد گردد .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 7

7- خويشاوندى ، نبايستى موجب ترك تبليغ دين و توحيد و مبارزه با شرك گردد .

يأبت لِمَ تعبد . .. يأبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 6

6 - ضرورت مبارزه قاطع و بدون كمترين تعلل با حاكميت شرك و مشركان

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

از سياق آيات استفاده مى شود كه هدف اصلى سليمان، مبارزه با حاكميت شرك و مشركان بوده است. به همين خاطر هديه

آنها را نمى پذيرد و قاطعانه اعلام جنگ مى كند و حاكمان مشرك را به تبعيد، آوارگى، ذلت و خوارى تهديد مى نمايد. روش سليمان(ع) به عنوان پيامبر الهى، الگويى است كه بايد از آن سرمشق گرفت.

483- دعوت به شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 5،9

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر عقيده توحيدى خويش و نفى شرك و نيز لزوم فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، از دليل و حجّتى روشن برخوردار بود .

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

«بصيرة» به معناى حجت و دليل روشن است (لسان العرب). آيات قبل و نيز آيه مورد بحث، بيانگر متعلق «بصيرة» است كه در برداشت، برخى از آنها آورده شد. قابل ذكر است كه در تركيب اين فراز چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه «على بصيرة» خبر براى «أنا» و «من اتبعنى» عطف بر «أنا» است ; يعنى: «أنا و من اتبعنى على بصيرة».

9- پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «على بصيرة» متعلق به «أدعوا» باشد. بر اين مبنا «أنا» تأكيد براى ضمير «أدعوا» و «من اتبعنى» عطف بر فاعل «أدعوا» مى شود ; يعنى: «أنا أدعوا إلى الله على بصيرة و من اتبعنى يدعو إلى الله على بصيرة».

484- دلايل شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر عقيده توحيدى خويش و نفى شرك و نيز لزوم فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، از دليل و حجّتى روشن برخوردار بود .

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

«بصيرة» به معناى حجت و دليل روشن است (لسان العرب). آيات قبل و نيز آيه مورد بحث، بيانگر متعلق «بصيرة» است كه در برداشت، برخى از آنها آورده شد. قابل ذكر است كه در تركيب اين فراز چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه «على بصيرة» خبر براى «أنا» و «من اتبعنى» عطف بر «أنا» است ; يعنى: «أنا و من اتبعنى على بصيرة».

485- روش شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 58 - 6

6 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بت ها و سالم باقى گذاشتن بت بزرگ ، تدبيرى از سوى آن حضرت براى جلب نظر مردم و

توجه دادن آنان به بطلان بت پرستى بود .

و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم . .. فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون

«فاء» در «فجعلهم» يا براى ترتيب است و يا براى تعقيب. در هر دو صورت گوياى اين است كه عمل حضرت ابراهيم(ع) مصداق همان حيله و تدبيرى بود كه بر آن سوگند ياد كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 4

4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .

فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 4

4 - شكستن ابّهت و تقدس بت ها ، در مرحله نخست و سپس گفتوگوى خردبرانگيز ، شيوه مبارزه ابراهيم ( ع ) با مشركان و مظاهر شرك

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّ

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز مبارزه با شرك و بت پرستى، ابتدا به سراغ بتكده رفته و ضمن به تمسخر گرفتن بت ها، آنها را درهم شكست. سپس با مخاطب قرار دادن مردم، آيين آنان را زير سؤال برد (أتعبدون ما تنحتون) و به تأمّل و انديشه واداشت.

486- روش شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات حقانيت توحيد و بطلان شرك ، از روش مدارا و تدريج استفاده مى كرد .

قل من يرزقكم . .. و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل ... لاتسئلون عمّا أجرمنا

487- روش شرك ستيزى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 15

15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل

إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.

488- سوگند بر شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 57 - 1

1- سوگند مؤكد ابراهيم ( ع ) بر حيله و تدبير كردن ، براى ضربه زدن به بت ها در غياب بت پرستان

و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد أن تولّوا مدبرين

«كيد» به معناى حيله و تدبيرى پنهانى براى ضربه زدن به غير است.

489- شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 2

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله با تظاهر به ماه پرستى به ابطال آن پرداخت.

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى فلما أفل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 2،9

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله و براى ابطال عقايد شرك آميز قوم خويش تظاهر به خورشيدپرستى كرد.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

9 - ابراهيم(ع) در پى ابطال مستدل عقايد شرك آميز قوم خويش، به صراحت از معبودهاى آنان بيزارى جست.

فلما رءا الشمس . .. إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «مما تشركون» موصول باشد، مضمون جمله چنين است: «برىء من الذى تشركون به». يعنى از چيزهاييكه به آن شرك مىورزيد بيزارم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 1

1 - ابراهيم(ع) در پى مجادله با مردم و ابطال باورهاى شرك آلود آنان، بر يگانه پرستى خويش تأكيد كرد.

فلما أفل . .. إنى وجهت وجهى للذى فطر السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 5

5 - استدلالهاى ابراهيم(ع) بر ابطال شرك و پرستش بتها و اجرام آسمانى به هدايت خداوند بود.

أتتخذ أصناما . .. قال لاأحب الأفلين ... و قد هدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 5

5- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند درخواست امنيت و مصونيت سرزمين مكه از نفوذ و رخنه آيين شرك و بت پرستى كرد . *

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

درخواست حضرت ابراهيم(ع) براى مصونيت خود و خاندانش از گرايش به شرك، مى تواند قرينه اى باشد بر اينكه مقصود از امنيت مكه، مصونيت آن از شرّ نفوذ آيين شرك و بت پرستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4

4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 1،3،11

1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، به خاطر بت پرستى آزر با او به بحث و گفت وگو پرداخت .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

چنانچه در سوره انعام آمده است، نام مخاطب ابراهيم(ع) «آزر» بوده است.

3- برخورد منطقى و استدلالى حضرت ابراهيم با انحراف عقيدتى و شرك آزر

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر

11- مناظرات ابراهيم ( ع ) با آزر در مورد نفى بت پرستى ، بسيار مهم و شايسته يادآورى و بزرگداشت است .

واذكر فى الكتب إبرهيم . .. إذ قال لأبيه ... ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئ

«إذ» در «إذ قال» بدل از ابراهيم و در حقيقت مفعول براى «اذكر» است. بيان نحوه استدلال ابراهيم(ع) و مواد به كار رفته در قياس هاى آن، گوياى آن است كه اين مجموعه داراى ارزش و سزاوار يادكرد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 1،4

1- اظهار شگفتى و ناباورى نسبت به عقايد توحيدى حضرت ابراهيم ( ع ) ، پاسخ آزر به منطق توحيدى و بت ستيزى آن حضرت بود .

قال أراغب أنت عن ءالهتى يأبرهيم

همزه در «أراغب» براى استفهام توبيخى است كه تعجب نيز از آن فهميده مى شود.

4- آزر ، با سوگند بر سنگساركردن ابراهيم ( ع ) ، در صورت ادامه مبارزه با بت پرستى ، او را براى مدتى طولانى از خانه اش بيرون كرد .

واهجرنى مليًّا

«مليّاً» به معناى مدت طولانى است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 1،5،7

1- ابراهيم ( ع ) در حضور پدر و قومش ، بت پرستى را زير سؤال برد و آشكارا با آن به مخالفت برخاست .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

استفهام در «ما هذه التماثيل. ..» سؤال از حقيقت بت ها است، نه نام آنها. و از آن جايى كه ابراهيم(ع) از حقيقت آنها آگاه بود و نيازى به سؤال نداشت، استفهام ايشان به منظور زير سؤال بردن و محكوم كردن بت پرستى و نوعى اظهار مخالفت با آن بوده است.

5- مبارزه با انديشه هاى خرافى و شرك آلود ، تبلور رشد و كمال ابراهيم ( ع ) بود .

و لقد ءاتينا إبرهيم رشده . .. إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

; يعنى، اعطاى رشد به ابراهيم(ع) هنگامى بود كه او به پدر و قومش گفت. ...

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 2

2- مخالفت قاطع و صريح ابراهيم ( ع ) با شرك و تقليد كوركورانه پدر و قوم خويش

إذ قال لأبيه و قومه . .. لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 57 - 3،4،7

3- تصميم ابراهيم ( ع ) بر نابودى بت و بت پرستى ، پس از يك سلسله كار فرهنگى و فكرى او براى هدايت و اصلاح انديشه مردمان بود .

لقد كنتم . .. فى ضلل مبين ... ربّكم ربّ السموت ... و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه حضرت ابراهيم(ع) در آغاز مخالفت با بت پرستى، پدر و قومش را مخاطب قرار داد و يك سلسله دلايل روشن بر اثبات توحيد و نفى شرك به آنان ارائه كرد. سپس در مرحله دوم تهديد نمود كه بت ها را نابود خواهد كرد و در نهايت به تهديد خود عمل كرد و همه بت ها را نابود ساخت.

4- حضرت ابراهيم ( ع ) در مبارزه عليه بت پرستى ، داراى عزمى راسخ و شجاعت بسيار بود .

تاللّه لأكيدنّ أصنمكم

تأكيد كلام حضرت ابراهيم(ع) به وسيله «تاء» و «لام» قسم (تاللّه لأكيدنّ . ..)، دليل بر عزم راسخ آن حضرت است. اظهار چنين كلام مؤكدى در حضور بت پرستان - كه حرف خطاب «كم» در «أصنامكم» و نيز مخاطب آمدن فعل «تولّوا» بر آن

دلالت دارد - گوياى شجاعت بسيار ايشان است.

7- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . فلمّا تولّوا عنه مدبرين إلى عيد لهم دخل إبراهيم ( ع ) إلى آلهتهم بقدوم فكسرها إلاّ كبيراً لهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده: چون نمروديان از ابراهيم(ع) دور شدند و به طرف محل جشن ويژه خود رفتند، آن حضرت با تيشه داخل بتخانه شد و غير از بت بزرگ، همه بت ها را شكست. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 65 - 6

6- بت پرستان ، استدلال هاى ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك را نادرست انگاشته و او را به خاطر شكستن بت ها مجرم دانستند .

فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. ثمّ نكسوا على رءوسهم لقد علمت ما هؤلاء ينطقون

جمله «لقد علمت ما هؤلاء ينطقون» پاسخ مشركان به كلام ابراهيم(ع) (فسئلوهم إن كانوا ينطقون) است; يعنى، تو مى دانى كه بت ها از سخن گفتن عاجزاند، پس چرا ما را به سؤال كردن از بت ها حواله مى دهى. لابد سؤال تو براى فرار از اتهام بت شكنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) ، آيين شرك و بت پرستى پدر و قومش را زير سؤال برد و آن را محكوم كرد .

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 97 - 4،5

4 - ابراهيم ( ع ) ، در آغاز مبارزه اش با شرك و بت پرستى ، قدرت اجتماعى و جايگاه نيرومندى در ميان قوم خود نداشت .

قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم

تصميم بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن او، در انبوهى از آتشى كه مردم هيزم آور آن بودند - بدون اين كه احدى از او دفاع كند - مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

5 - ابراهيم ( ع ) ، مظهر يكتاپرستى و الگوى مقاومت در مبارزه با شرك و بت پرستى

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . .. و اللّه خلقكم و ما تعملون . قالوا ابنوا له بن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 2،7

2 - داستان مبارزه حضرت ابراهيم ( ع ) با شرك و بت پرستى ، داستانى زنده و درس آموز براى هميشه تاريخ

و إذ قال إبرهيم

كلمه «إذ» در محل نصب و مفعول به براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ قال. ..».

7 - ابراهيم ( ع ) ، نماد شجاعت و اسوه مبارزه با شرك و بت پرستى

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه

از يادآورى داستان ابراهيم(ع)، اسوه بودن آن حضرت در مبارزه با بت پرستى و از موضع گيرى ايشان در برابر جامعه خويش -

حتى نزديك ترين خويشاوندان خود - شجاعت آن حضرت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 23

23 - قيام ابراهيم ( ع ) ، عليه محيط اجتماعى و خويشاوندى شرك آلود

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و ممّا تعبدون من دون اللّه

490- شرك ستيزى اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 1

1 - تمامى پيامبران و اديان آسمانى ، مبلغ توحيد و مخالف شرك و چندگانه پرستى بوده اند .

وسئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا . .. ءالهة يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 4

4 - مبارزه ديرين اديان آسمانى ، با شرك و ربوبيت مظاهر مادى

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّه هو ربّ الشعرى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه آيه شريفه در مقام نفى ربوبيت غير خدا باشد و نيز با انديشه نقش ستارگان در ربوبيت، مبارزه نمايد و اين آيات در ادامه مطالب موجود در صحف موسى و ابراهيم(ع) به شمار آيد.

491- شرك ستيزى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 4

4- مبارزه گسترده اسلام با شرك و حركت هاى شرك آلود

حرّم عليكم . .. ما أهلّ لغير الله به

برداشت فوق، به خاطر اين است كه خداوند حتى خوردن گوشتى را كه نام غير خدا بر آن برده شود، تحريم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 13

13 - شرك ستيزى ، از مشخصه هاى بارز و اصلى اسلام

ليظهره على الدين كلّه و لو كره المشركون

492- شرك ستيزى اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 14

14- اصحاب كهف ، خواهان امداد هاى الهى براى نجات از تنگنا ها و مشكلات حركت و قيام شان عليه شرك و پرستش غير او بودند .

و هيّىء لنا من أمرنا رشدًا

سُكنا گزيدن در غار، مى رساند كه حركت و قيام اصحاب كهف، مشكلات و تنگناهايى را براى آنان در پى داشته است، از اين رو مى توان گفت كه مراد از هدايت خواهى آنان، راهنمايى شدن در اتخاذ تصميم هاى بعدى و پيداكردن راه نجات از مشكلات و تنگناهايى است كه در انتظار ايشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 7

7- اعلام ربوبيّت يگانه خدا بر كلّ هستى و بيزارى از پرستش غير او ، شعار و محور قيام اصحاب كهف بود .

فقالوا ربّنا ربّ السموت و الأرض لن ندعوا من دونه إلهًا

493- شرك ستيزى الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 8

8 - دعوت به توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى ، از اهداف مهم و اصولى الياس پيامبر

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

494- شرك ستيزى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 3

3- دعوت به توحيد و مبارزه با شرك ، مهمترين رسالت پيامبران

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 25

25- تقليد از نياكان در عبادت غير خدا ، عمل باطلى است كه انبيا به مبارزه با آن برخاستند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 4

4 - توحيد ، اساس همه اديان آسمانى و مبارزه با شرك ، سرلوحه مبارزات پيامبران الهى

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 1

1 - تمامى پيامبران و اديان آسمانى ، مبلغ توحيد و مخالف شرك و چندگانه پرستى بوده اند .

وسئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا . .. ءالهة يعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 13

13- دعوت به توحيد و انذار از عواقب شرك ، محور اصلى و مشترك دعوت پيامبران

ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

بنابراين كه «ألاّتعبدوا. ..» در ادامه «و قد خلت النذر» و مصداق انذار آنان باشد - و نه صرفاً ادامه سخن هود - برداشت بالا به دست مى آيد.

495- شرك ستيزى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 4

4 - سليمان ( ع ) ، درصدد از ميان بردن حاكميت كفر و شرك از سرزمين سبا

بسم اللّه الرحمن الرحيم . ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

تسليم سليمان شدن، در حقيقت دست برداشتن از شرك و پذيرش منطق توحيدى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 12

12 - مقام سليمان ، مبرّا از پذيرش هديه براى سكوت از حق و چشم پوشى از كفر و شرك

قال أتمدّونن بمال . .. بل أنتم بهديّتكم تفرحون

496- شرك ستيزى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 14

14- مبارزه با شرك ، از وظيفه هاى اصلى حضرت شعيب ( ع )

قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 5،17

5- شعيب ( ع ) ، مردمان را به ترك پرستش غير خدا فرا مى خواند و عليه شركورزى قومش مبارزه مى كرد .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

17- مردم مدين ، مبارزه شعيب ( ع ) با پرستش خدايان اهل شرك را ، خلاف درايت و رشد او مى شمردند .

أو أن نفعل فى أمولنا ما نشؤا إنك لأنت الحليم الرشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 11

11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .

و ما أنت علينا بعزيز

«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 3

3- شعيب ( ع ) موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنى عمل

497- شرك ستيزى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 6،7،8

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

8- قوم ثمود ، اميد هاى خويش درباره صالح ( ع ) را به خاطر مبارزه او عليه شرك ، بر باد رفته مى ديدند .

قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

قيد «قبل هذا» دلالت بر قطع اميد قوم ثمود از صالح(ع) دارد و جمله «أتنهنا» بيانگر دليل و علت آن است.

498- شرك ستيزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 5

5 - قرآن ، در هر عصر و زمان و در سطح جهانى ، توانا و شايسته براى مبارزه با جريان كفر و شرك

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

فرمان خداوند به جهاد بزرگ با كافران به وسيله قرآن - پس از يادآورى جاودانگى و جهانى بودن رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) - حاكى از آن است كه قرآن، كتابى توانا و شايسته براى مبارزه جهانى و هميشگى با جريان كفر و شرك است.

499- شرك ستيزى كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

500- شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنا عملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 1

1- ابلاغ توحيد ، تبليغ قرآن و مبارزه با شرك ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .

قل هذه سبيلى

«هذه» اشاره به مطالبى است كه آيات قبل به آنها اشاره داشت. از جمله آنهاست: ابلاغ توحيد ، نفى شرك ، تبليغ قرآن و تعاليم وحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 4

4- مبارزه با شرك و معبود هاى پندارى و باطل مشركان ، در رأس برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أهذا الذى يذكر ءالهتكم

ذكر و يادكردن، هم به خير است و هم به شر; ولى در اين آيه - به قرينه مقام - ذكر به شرّ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 7

7 - مبارزه با شرك و بت پرستى ، در رأس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام قاطعانه موضع استوار خويش مبنى بر توحيد و نفى شرك

إنّما أُمرت أن أعبد ربّ هذه البلدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 5

5 - مشركان ، پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) را شخصى معمولى مى دانستند كه هدفش بازداشتن مردم از دين و آيين پدرانشان بود .

قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

تعبير از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «رجل» - آن هم به صورت نكره - حاكى از نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 44 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه علنى و صريح با عقايد مشركان ( چون عقيده به شفاعت كردن معبود ها و توانايى آنان بر اين كار )

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون . قل للّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 2،7

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مخالفت خود با عبادت غيرخدا و منصرف كردن مشركان از فكر تأثيرگذارى در عقايد آن حضرت

إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت

پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به در دست داشتن دلايل و براهين روشن در مخالفت خود با عبادت غير خدا تصريح فرمود. اين مطلب مى تواند

به منظور مأيوس ساختن مشركان باشد; زيرا كسى كه در عقيده خود داراى دلايل روشن باشد، تأثيرپذيرى او از ديگر عقايد نا ممكن خواهد بود.

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام صريح مواضع عقيدتى خويش و تسليم ناپذير بودنش ، در برابر دشمنان و عقايد باطل و شرك آلود

و أُمرت أن أُسلم لربّ العلمين

تصريح پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تسليم محض بودن خود در برابر خداوند، مى تواند پاسخى به فشارها و تهديدهاى دشمنان و مشركان عليه ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 10

10 - هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان و موضع گيرى آنان در برابر مشركان ، حركتى ابراهيمى

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه

با توجه به آيات پيشين - كه درباره هجرت و موضع گيرى بايسته مسلمانان در برابر مشركان است - طرح «اسوه» بودن ابراهيم(ع) پس از اين آيات و توصيه ها، مطلب بالا را مى فهماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 2

2 - گروهى از كافران در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى خبر از موضع قاطع آن حضرت در برابر كفر و اميدوار به تنزل او در برابر شرك

قل يأيّها الكفرون

ادامه سوره، قرينه است بر اين كه مراد از «الكافرون»، همه كافران نيستند; بلكه تنها آن گروه مخاطب اند كه اميدى به ايمان آنان نمى رفت. سخن گفتن با آنان در اين باره - كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل سازش نيست - بيانگر آن است كه آنان تسامح و تساهل را براى آن حضرت، امكان پذير مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1،3،5

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأيوس سازنده كافران از پيوستن به آنان در شرك

لا أعبد ما تعبدون

حرف «لا» گرچه براى نفى مستقبل است; ولى مفهوم سخن، شامل زمان حال نيز مى شود.

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ تباين معبود خود با معبود هاى مشركان و تصريح به ناهماهنگى كامل ، بين شرك و توحيد

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

501- شرك ستيزى مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 10

10 - هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان و موضع گيرى آنان در برابر مشركان ، حركتى ابراهيمى

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه

با توجه به آيات پيشين - كه درباره هجرت و موضع گيرى بايسته مسلمانان در برابر مشركان است - طرح «اسوه» بودن ابراهيم(ع) پس از اين آيات و توصيه ها، مطلب بالا را مى فهماند.

502- شرك ستيزى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 3

3- يكتاپرستان واقعى ، نمى توانند در قبال شرك و انحرافات عقيدتى مردم ، بى تفاوت باشند .

ربّنا ربّ السموت . .. هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة

خداوند، اصحاب كهف را به عنوان نمونه اى از موحّدان واقعى ياد كرده و در بيان حالات و خصلت هاى آنان - پس از اقرار به اصل توحيد - توجّه ايشان به جامعه بشرى و تأسف آنان به ضلالت مردم را مطرح ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

503- شرك ستيزى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 9

9 - موسى ( ع ) ، در راستاى اثبات توحيد ربوبى و ابطال شرك ، منطقى قوى و كوبنده و برهانى روشن و غير قابل ترديد داشت .

ثمّ أرسلنا موسى . .. و سلطن مبين

كلمه «سلطان» به معناى قهر و غلبه است. حجت و برهان را نيز بدان اعتبار كه صاحب آن، بر قلوب مخاطبان هجوم مى برد و آنها را فتح مى كند، سلطان گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 47 - 7

7 - مبارزه با شرك و دعوت مردم به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان هستى ، پيام اصلى حضرت موسى ( ع )

قالوا ءامنّا بربّ العلمين

برداشت ياد شده از اعتراف ساحران در حضور موسى(ع)، به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان به دست مى آيد.

504- شرك ستيزى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 3،5

3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .

إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .

5 - حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .

مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 32 - 2

2- بحث و گفت و گو و ارائه دليل و برهان ، از روش هاى نوح ( ع ) براى بازدارى مردم از شرك و گرايش دادن آنان به توحيد

قالوا ينوح قد جدلتنا فأكثرت جدلنا

«جدال» به معناى مناظره كردن و آوردن برهان براى ابطال دليلها ، انديشه ها و باورهاى طرف مقابل است.

505- شرك ستيزى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 17،19،20،26

17 - هارون در غياب موسى ( ع ) با شركورزى و گوساله پرستى بنى اسرائيل به مبارزه پرداخته بود .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

19 - گوساله پرستان بنى اسرائيل مهياى كشتن هارون به خاطر مبارزه پى گير وى با شركورزى آنان

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

20 - هارون با بيان مبارزه خويش با گوساله پرستان و ناتوانيش از بازدارى آنان ، در تلاش جهت اثبات بى گناهى خويش براى موسى ( ع )

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

26 - هارون با بيان مبارزه خويش عليه شركورزى بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواست تا وى را همسنگ ستمكاران شرك پيشه قرار ندهد .

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى . .. و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

روشن است كه موسى(ع) هرگز گمان نمى كرد كه هارون از ستمكاران باشد. بنابراين «مع» در جمله «لا تجعلنى مع» معيت حكمى است ; يعنى مرا در حكم ستمكاران قرار مده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 17

17 - هارون ( ع ) ، داراى برنامه اى مشخص براى مقابله با گوساله پرستى و احياى توحيد در بنى اسرائيل بود .

أطيعوا أمرى

دعوت هارون(ع) از بنى اسرائيل به اطاعت فرمان هاى او، پس از فرمان «اتّبعونى»، حاكى از آن است كه وى براى بنى اسرائيل در صورت پيروى آنان از او، دستور العمل هايى را تدارك ديده بود.

506- شرك ستيزى هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 12

12- مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى حضرت هود ( ع )

يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 8

8- قاطعيت و صلابت هود ( ع ) ، در امر رسالت و مبارزه با شرك و بت پرستى

قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 2

2- هود ( ع ) ، همه مشركان قوم عاد و خدايان آنان را ، به توطئه و مبارزه عليه خويش فرا خواند .

فكيدونى جميعًا

چون در آيه قبل ، سخن از مشركان و نيز بتهاى آنان بود ، مقصود از «جميعاً» تمامى مشركان و همه بتهاست.

507- كيفر شرك ستيزى در دوران اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 2

2- كيفر روى گردانى از آيين شرك در عصر اصحاب كهف ، سنگ سار شدن بود .

إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم

از جمله معانى ذكر شده براى «رجم» سنگ سار كردن است.

508- ممانعت از شرك ستيزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 9

9 - مشركان ، پيامبر اسلام را از مبارزه با معبودهايشان برحذر داشته و از قهر آنان مى ترساندند .

و يخوّفونك بالذين من دونه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مقصود از «الذين من دونه» معبودهاى مشركان باشد; چنان كه بسيارى مفسران گفته اند: بت پرستان مكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از خشم و غضب بت ها برحذر مى داشتند.

509- منشأ شرك ستيزى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 24 - 7

7 - طرد شرك از سوى مؤمنان و گرايش آنان به پرستش خداى يگانه ، مرهون هدايت و راهنمايى خداوند

و هدوا إلى صرط الحميد

510- ويژگيهاى شرك ستيزى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 57 - 5

5- كيفيت مبارزه و چگونگى مواضع ابراهيم ( ع ) عليه بت پرستان ، متناسب با شرايط موجود و توانايى هاى خود آن حضرت بود .

تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد أن تولّوا مدبرين

تصميم ابراهيم(ع) به از بين بردن بت ها به طور مخفى و هنگامى كه مردم حضور ندارند، حكايت از اين دارد كه او توانايى انجام چنين كارى در حضور مردم به صورت آشكار نداشت. بنابراين مبارزه آن حضرت متناسب و همسو با شرايط و مقدورات او بوده است.

6- شركت

1- آثار شركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 15

15 - شريك داشتن در اموال و امكانات دلهره آفرين است .

هل لكم . .. شركاء ... تخافونهم كخيفتكم أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 12

12 - زندگى مختلط و شراكت در امور اقتصادى ، زمينه ساز تضييع حقوق و لغزشگاه بسيارى از مردم

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 6

6 - شركت ، زمينه ساز ناسازگارى و اختلاف

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

2- احكام عقد شركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 4

4- شركت ، عقدى مشروع و سابقه دار در اديان الهى است .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

3- تاريخ عقد شركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 4

4- شركت ، عقدى مشروع و سابقه دار در اديان الهى است .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

4- شركت در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 - حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

5- شركت در مجلس گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 13،16،17

13 - شركت در مجالس گناه ، گناهى همسنگ با انجام آن

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

16 - يكسانى سرنوشت شوم كافران و منافقان و شركت كنندگان در مجالس كفر و گناه و استهزا به آيات الهى

انكم اذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين . .. جميعاً

17 - مسلمان شركت كننده در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى منافق است .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم . .. جميعاً

جمله «ان اللّه . ..»، پس از بيان حرمت مجالست با استهزا كنندگان، دلالت مى كند كه مراد از منافقان، همان مسلمانانى هستند كه در آن مجالس شركت مى كنند.

6- شركت در نماز جمعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 11 - 10

10 - شركت در نماز جمعه ، باعث از دست رفتن روزى مردمان نمى شود .

و إذا رأوا تجرة . .. و اللّه خير الرزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 9 - 5

5 - مؤمنان ، وظيفه دار جديت و تلاش براى شركت در نماز جمعه

فاسعوا إلى ذكر اللّه

7- عقد شركت در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 4

4- شركت ، عقدى مشروع و سابقه دار در اديان الهى است .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

8- عوامل شركت در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 9

9 - توجه به شمول حمايت و امداد الهى نسبت به متقين ، از عوامل روى آوردن مؤمنان به جهاد با كافران

قتلوا . .. و اعلموا أن اللّه مع المتقين

9- مشروعيت عقد شركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 4

4- شركت ، عقدى مشروع و سابقه دار در اديان الهى است .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

10- نهى از شركت در غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 8

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

7- شطرنج

1- حرمت شطرنج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 18

18 - بازى با شطرنج و نرد ، قمار و حرام است .

و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

از امام باقر(ع) روايت شده: الشطرنج و النرد ميسر.


تفسير عياشى، ج 1، ص 341، ح 186; تفسير برهان، ج 1، ص 498، ح 9 و 10.

2- نهى از شطرنج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 20

20 - « عن زيد الشحام قال : سألت أباعبد اللّه عن قول اللّه عزّوجلّ « فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور » فقال : الرجس من الأوثان » الشطرنج و « قول الزور » الغناء ;

زيد شحام مى گويد: از امام صادق(ع) از قول خداى عزّوجلّ «فاجتنبوا الرجس من الأوتان و اجتنبوا قول الزور» پرسيدم، فرمود: «الرجس من الأوتان» شطرنج است و «قول الزور» غنا مى باشد».

8- شعار

1- شعار اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 7

7- اعلام ربوبيّت يگانه خدا بر كلّ هستى و بيزارى از پرستش غير او ، شعار و محور قيام اصحاب كهف بود .

فقالوا ربّنا ربّ السموت و الأرض لن ندعوا من دونه إلهًا

2- شعار توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 18

18 - « كلمة اللّه » ( شعار توحيد ) ، داراى برترى مطلق بر شعار كفر

و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة اللّه هى العليا

3- شعار جاهلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 19

19 - تقليد از نياكان ، شعارى جاهلى و غيرمنطقى است .

قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون

4- شعار كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 18

18 - « كلمة اللّه » ( شعار توحيد ) ، داراى برترى مطلق بر شعار كفر

و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة اللّه هى العليا

5- شعار محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 35 - 2

2 - « لا إله إلاّ اللّه » شعار پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه

6- شعار مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 6

6 - استرجاع ، شعار مؤمنان صبور به هنگام مواجه شدن با مصيبت ها و سختيهاست .

و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

«استرجاع» گفتنِ « إنا للّه و إنا إليه رجعون» است.

7- شعار ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 36

36 - خداوند ، فراخوان سست عنصران عصر رسول خدا به دست شستن از شعار هاى توخالى در زمينه جنگ و جهاد

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم

امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: يعنى كفّوا السنتكم.


كافى، ج 2، ص 114، ح 8 ; نورالثقلين، ج 1، 517، ح 407 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 258، ح 197.

9- شعائر

1- احترام به شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 1

1 - حفظ شعاير الهى ، از وظايف مؤمنان

يايها الذين ءامنوا لاتحلوا شعر اللّه

«احلال» «مصدر تحلّوا» به معناى مباح شمردن است و مباح شمردن شعاير الهى به اين است كه حرمت و احترام آنها حفظ نشود.

2- استهزاى شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 7،10،11

7 - حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه حتى برخى از احكام و شعاير دين را به بازى گرفته و مورد تمسخر قرار مى دهند . *

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

تحريم دوستى با استهزا كنندگان نماز پس از تحريم دوستى با استهزاكنندگان دين، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه تمسخر هر يك از احكام اسلام، مصداق استهزاى دين است و همان حكم (حرمت ايجاد روابط) را در پى خواهد داشت.

10 - اهل كتاب و ديگر كافران به دليل استهزاى دين اسلام و احكام و شعاير آن ، @مردمى نادان و بى خرد

اتخذوا دينكم هزواً . .. ذلك بانهم قوم لايعقلون

برداشت فوق بر اين مبناست كه «لايعقلون» فعلى لازم باشد، يعنى اهل كتاب و كافران، فاقد عقل و انديشه كافى هستند. اسناد «لايعقلون» به «قوم» كه حاكى از بافت خاص اجتماعى آنهاست، اين معنى را تأييد مى كند.

11 - ترك انديشه در احكام و شعاير دين اسلام ، ريشه استهزاى كافران نسبت به آن

اتخذوها هزواً و لعباً ذلك بانهم قوم لايعقلون

در برداشت فوق «لايعقلون»، فعلى متعدى گرفته شده و مفعول آن محذوف فرض شده است. يعنى لايعقلون الدين و الصلوة و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 3

3 - ايمان مسلمانان به خدا ، قرآن و تمامى كتب آسمانى ، برانگيزنده اهل كتاب بر تمسخر نماز و ديگر شعاير اسلام

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه . .. و ما أنزل من قبل

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ان ءامنا» به تقدير «لام»، بيانگر كراهت و ناخرسندى اهل كتاب نسبت به مسلمانان باشد، يعنى «ما تنقمون منا ديننا و صلاتنا لشىء الا ايماننا باللّه . .. ».

3- تعظيم شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 6،10

6 - بزرگداشت شعائر الهى ، نشانه تقوا و خداترسى است .

و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب

ضمير «ها» در «فإنّها» به «شعائر» بازمى گردد. بنابراين «فإنّها» به تقدير «فإنّ تعظيمها» مى باشد. «من» نشويه و «تقوى» به معناى خداترسى است; يعنى، بزرگداشت شعائر الهى، نشأت يافته از تقوا و خداترسى دل ها است.

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال إنّما يكون الجزاء مضاعفاً فيما دون البدنة حتى يبلغ البدنة فإذا بلغ البدنة فلاتضاعف لأنه أعظم ما يكون ، قال اللّه عزّوجلّ : و من يعظّم شعائر اللّه فإنّهامن تقوى القلوب ;

از امام صادق(ع) روايت شده است[كه در باره كفّاره صيد در حرم] فرمود: همانا جزاى صيد اضافه مى شود تا آن جايى كه كمتر از شتر باشد. پس آن گاه كه به حد شتر رسيد، ديگر اضافه نمى شود; زيرا شتر بزرگ ترين چيزى است كه مى توان قربانى كرد. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:«و من يعظم شعائر اللّه...»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 3

3 - بزرگداشت و حفظ حرمت شعائر دينى و الهى ، وظيفه اى الهى برعهده تمام مؤمنان است .

و البدن جعلنها لكم من شعئر اللّه

اين سخن خدا كه: «ما شتران قربانى را جزء شعائر دينى قرار داديم» در واقع توصيه است به اين كه بايد در حفظ شعائر الهى و بزرگداشت آنها بكوشيد.

4- توصيه به تعظيم شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 5

5 - حفظ حرمت و بزرگداشت شعائر الهى و دينى ، توصيه اى است از سوى خدا به انسان ها

و من يعظّم شعئر اللّه

توصيه خداوند به بزرگداشت دام هاى قربانى، بدان جهت است كه آنها شعائر و نشانه هاى خدا هستند. بنابراين آيه ياد شده در واقع توصيه است به اينكه: مؤمنان بايد شعائر الهى و دينى را بزرگ بشمارند و از جمله آنه،ا دام هايى است كه حاجيان براى قربانى كردن در «منا» به همراه خود مى برند.

5- حرمت هتك شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 2

2 - هتك حرمت شعاير الهى ، حرام و گناه است .

يايها الذين ءامنوا لاتحلوا شعر اللّه

6- شعائر دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 8

8 - نماز و اذان ، از اركان اساسى دين و شعاير مقدس آن

الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

آيه مورد بحث، استهزاى نماز و اذان را نمونه اى از استهزاى دين شمرده است و اطلاق دين بر نماز و اذان نشان مى دهد كه اين دو از اركان اساسى دين مى باشد.

7- قداست شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 2

2 - دام هاى قربانى ( دام هايى كه حاجيان براى قربانى كردن به همراه مى برند ) ، از شعائر الهى و داراى حرمت و قداست در پيشگاه خداوند

و من يعظّم شعئر اللّه

«تعظيم» (مصدر «يعظّم») به معناى بزرگ شمردن است «شعائر» جمع «شعيرة» و «شعيرة» به معناى علامت و نشانه است. مراد از «شعائر اللّه» به قرينه آيه بعد (لكم فيها منافع إلى أجل مسمَّى ثمّ محلها إلى البيت العتيق) دام هايى براى قربانى است كه حج گزاران به همراه خود مى بردند;يعنى، «هر كس دام هاى قربانى را - كه شعائر و نشانه هاى خدايند - حرمت گذارد و بزرگ بشمارد...». بنابراين، آيه ياد شده توصيه اى است از سوى خداوند به همه اهل ايمان - چه مالك دام هاى قربانى باشند و چه نباشند - كه در حفظ و نگه دارى آن دام ها بكوشند و از هرگونه سهل انگارى درباره آنها، اجتناب بورزند.

8- گناه استهزاى شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 6

6 - تمسخر اذان ، نماز و ديگر شعاير دينى ، از گناهان بزرگ

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

چون تمسخر كنندگان نماز و اذان و يا ديگر شعاير دينى، بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر نماز و اذان و ديگر شعاير، از گناهان بزرگ است.

9- مراد از شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 10

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال إنّما يكون الجزاء مضاعفاً فيما دون البدنة حتى يبلغ البدنة فإذا بلغ البدنة فلاتضاعف لأنه أعظم ما يكون ، قال اللّه عزّوجلّ : و من يعظّم شعائر اللّه فإنّهامن تقوى القلوب ;

از امام صادق(ع) روايت شده است[كه در باره كفّاره صيد در حرم] فرمود: همانا جزاى صيد اضافه مى شود تا آن جايى كه كمتر از شتر باشد. پس آن گاه كه به حد شتر رسيد، ديگر اضافه نمى شود; زيرا شتر بزرگ ترين چيزى است كه مى توان قربانى كرد. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:«و من يعظم شعائر اللّه...»».

10- منشأ استهزاى شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 12

12 - فسق ( ناديده گرفتن دستورات خداوند ) ، ريشه استهزاى دين و شعاير الهى

اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إن اكثركم فسقون

مصداق جمله «هل تنقمون . ..» همان استهزاى نماز و احكام دين است. بنابراين «فسق» كه علت براى «تنقمون» گرفته شده است، در حقيقت علت استهزاى دين نيز مى باشد.

11- منشأ شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 9

9 - نابخردى ، ريشه تمسخر احكام و شعاير دين اسلام

اتخذوا دينكم هزواً . .. ذلك بانهم قوم لايعقلون

12- موارد شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 3،4،10،11،12

3 - مناسك حج ، از شعاير الهى است . *

لاتحلوا شعر اللّه

«شعائر» جمع «شعيرة» به معناى علامت است. و احتمالا مراد از آن، علايم و مناسك حج باشد.

4 - حرام ها و حلال هاى الهى ( همانند حليت چهارپايان و حرمت صيد در حال احرام ) ، از شعاير الهى است . *

أحلت لكم بهيمة الانعم . .. لاتحلوا شعر اللّه

از مصاديق شعاير الهى، با توجه به آيه قبل، حلالها و حرامهاى الهى است.

10 - ماه هاى حرام ، قربانى هاى بى نشان و بانشان حج و نيز نشانه هاى قربانى ، از شعاير الهى

لاتحلوا شعر اللّه و لاالشهر الحرام و لاالهدى و لاالقلئد

بنابر اينكه امور ياد شده از باب ذكر خاص بعد از عام (شعر اللّه) باشد.

11 - راهيان خانه خدا ، از شعائر الهى

لاتحلوا شعر اللّه . .. و لا ءآمين البيت الحرام

بنابر اينكه امور ياد شده از باب ذكر خاص بعد از عام (شعر اللّه) باشد و راهيان خانه خدا از جمله آنها هستند.

12 - علامت هاى راهيان خانه خدا ، از شعاير الهى

لاتحلوا شعر اللّه . .. و لاالقلئد

شعائر الله

13- {شعائر الله}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 158 - 1،13،17

1 - كوه صفا و مروه ، دو علامتى كه خداوند آنها را نشانه جايگاه عبادت قرار داده است .

إن الصفا و المروة من شعائر اللّه

بنابراين توصيف «صفا و مروة» به «شعائر اللّه» مى رساند كه: خداوند آن دو مكان را علامتى قرار داده تا بندگانش در آن جا، او را عبادت كنند.

13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمودند : « ان الصفا و المروة من شعائر اللّه » فأبده بما بدء اللّه تعالى به و ان المسلمين كانوا يظنون ان السعى بين الصفا و المروة شىء صنعه المشركون فأنزل اللّه عز و جل « ان الصفا و المروة من شعائر اللّه . . . » .

صفا و مروه از شعائر الهى است پس ]سعى[ را شروع نما از جايى كه خداوند ]در آيه شريفه[ در بيانش شروع نموده و مسلمانان گمان مى كردند كه سعى بين صفا و مروه چيزى است كه مشركان آن را بنا نهاده اند; پس خداوند عز و جل آيه فوق را نازل كرد: «ان الصفا و المروة من شعائر اللّه . ..».

17 - « عن الحلبى قال : سألت اباعبداللّه ( ع ) عن المرأة تطوف بين الصفا و المروة و هى حائض قال : لا لان اللّه تعالى يقول « ان الصفا و المروة من شعائراللّه » ;

حلبى گويد از امام صادق(ع) سؤال كردم: آيا زن حائض مى تواند سعى بين صفا و مروه را انجام دهد؟ امام فرمود: نه، خداوند

فرموده: صفا و مروه از شعائر خداست».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 1

1 - شتران قربانى از شعائر دينى و الهى مراسم حج

و البدن جعلنها لكم من شعئر اللّه

«بدن» جمع «بدنة» است. «بدنة» نيز در لغت، به گاو و شتر درشت و چاق گفته مى شود. در گذشته، كسانى كه قصد داشتند در مراسم حج شركت كنند، از قبل به دام هايى قربانى خوب مى رسيدند تا چاق و فربه شوند. بدين جهت به گاو و شتر قربانى «بدنه» گفته مى شد. گفتنى است كه مراد از «بدن» در آيه ياد شده - به قرينه «فإذا وجبت جنوبه» - تنها شتران مى باشد; يعنى، شترانى را كه به رسم قربانى به همراه مى بريد، براى شما از شعائر دينى و الهى قرار داديم.

14- تعظيم شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 6،10

6 - بزرگداشت شعائر الهى ، نشانه تقوا و خداترسى است .

و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب

ضمير «ها» در «فإنّها» به «شعائر» بازمى گردد. بنابراين «فإنّها» به تقدير «فإنّ تعظيمها» مى باشد. «من» نشويه و «تقوى» به معناى خداترسى است; يعنى، بزرگداشت شعائر الهى، نشأت يافته از تقوا و خداترسى دل ها است.

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال إنّما يكون الجزاء مضاعفاً فيما دون البدنة حتى يبلغ البدنة فإذا بلغ البدنة فلاتضاعف لأنه أعظم ما يكون ، قال اللّه عزّوجلّ : و من يعظّم شعائر اللّه فإنّهامن تقوى القلوب ;

از امام صادق(ع) روايت شده است[كه در باره كفّاره صيد در حرم] فرمود: همانا جزاى صيد اضافه مى شود تا آن جايى كه كمتر از شتر باشد. پس آن گاه كه به حد شتر رسيد، ديگر اضافه نمى شود; زيرا شتر بزرگ ترين چيزى است كه مى توان قربانى كرد. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:«و من يعظم شعائر اللّه...»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 3

3 - بزرگداشت و حفظ حرمت شعائر دينى و الهى ، وظيفه اى الهى برعهده تمام مؤمنان است .

و البدن جعلنها لكم من شعئر اللّه

اين سخن خدا كه: «ما شتران قربانى را جزء شعائر دينى قرار داديم» در واقع توصيه است به اين كه بايد در حفظ شعائر الهى و بزرگداشت آنها بكوشيد.

15- توصيه به تعظيم شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 5

5 - حفظ حرمت و بزرگداشت شعائر الهى و دينى ، توصيه اى است از سوى خدا به انسان ها

و من يعظّم شعئر اللّه

توصيه خداوند به بزرگداشت دام هاى قربانى، بدان جهت است كه آنها شعائر و نشانه هاى خدا هستند. بنابراين آيه ياد شده در واقع توصيه است به اينكه: مؤمنان بايد شعائر الهى و دينى را بزرگ بشمارند و از جمله آنه،ا دام هايى است كه حاجيان براى قربانى كردن در «منا» به همراه خود مى برند.

16- قداست شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 2

2 - دام هاى قربانى ( دام هايى كه حاجيان براى قربانى كردن به همراه مى برند ) ، از شعائر الهى و داراى حرمت و قداست در پيشگاه خداوند

و من يعظّم شعئر اللّه

«تعظيم» (مصدر «يعظّم») به معناى بزرگ شمردن است «شعائر» جمع «شعيرة» و «شعيرة» به معناى علامت و نشانه است. مراد از «شعائر اللّه» به قرينه آيه بعد (لكم فيها منافع إلى أجل مسمَّى ثمّ محلها إلى البيت العتيق) دام هايى براى قربانى است كه حج گزاران به همراه خود مى بردند;يعنى، «هر كس دام هاى قربانى را - كه شعائر و نشانه هاى خدايند - حرمت گذارد و بزرگ بشمارد...». بنابراين، آيه ياد شده توصيه اى است از سوى خداوند به همه اهل ايمان - چه مالك دام هاى قربانى باشند و چه نباشند - كه در حفظ و نگه دارى آن دام ها بكوشند و از هرگونه سهل انگارى درباره آنها، اجتناب بورزند.

17- مراد از شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 10

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال إنّما يكون الجزاء مضاعفاً فيما دون البدنة حتى يبلغ البدنة فإذا بلغ البدنة فلاتضاعف لأنه أعظم ما يكون ، قال اللّه عزّوجلّ : و من يعظّم شعائر اللّه فإنّهامن تقوى القلوب ;

از امام صادق(ع) روايت شده است[كه در باره كفّاره صيد در حرم] فرمود: همانا جزاى صيد اضافه مى شود تا آن جايى كه كمتر از شتر باشد. پس آن گاه كه به حد شتر رسيد، ديگر اضافه نمى شود; زيرا شتر بزرگ ترين چيزى است كه مى توان قربانى كرد. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:«و من يعظم شعائر اللّه...»».

10- شعر

1- ارزش شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 5

5 - شعر در پرتو ايمان ، به دور از گمراهى و گمراه گرى است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا

2- ايمان در شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 1،5

1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا

5 - شعر در پرتو ايمان ، به دور از گمراهى و گمراه گرى است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا

3- تهمت شعر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 4

4- نسبت نارواى شعر و شاعرى به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى مشركانِ ستم پيشه

بل هو شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 3

3 - حقيقت قرآن مبرّا از شعر ، و ساحت پيامبر (صلی الله علیه و آله) منزه از شاعرى و خيال پردازى

و الشعراء يتّبعهم الغاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 4

4 - اتهام شعر به قرآن و شاعرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان در آغاز رسالت

و ما هو بقول شاعر

4- دفاع از مظلوم در شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 7

7 - شعر ارزشمند ، پيامدار ياد خدا و دفاع از مظلوم

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

5- ذكر خدا در شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 1،7،9

1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا

7 - شعر ارزشمند ، پيامدار ياد خدا و دفاع از مظلوم

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

6- شرايط ارزش شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 1

1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا

7- شعر ارزشمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 9

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

8- شعر بى ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 225 - 3

3 - شعر بى ملاك و بى هدف ، شعرى پست و بى ارزش است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . ألم تر أنّهم فى كلّ واد يهيمون

9- ظلم شعر باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 14

14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون

10- عدالتخواهى در شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 9

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

11- عمل صالح در شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 1

1 - ارزش شعر ، در پرتو ايمان ، عمل صالح و ياد خداوند

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و ذكروا اللّه كثيرًا

12- قرآن و شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 2

2 - قرآن ، سخنى از سنخ شعر نيست .

و ما علّمنه الشعر

مقصود از آموخته اى كه از سنخ شعر نيست، قرآن كريم است كه كافران آن را شعر مى پنداشتند و بر اين اساس، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را به شاعر بودن متهم مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 2

2 - قرآن ، تحقيقاً از سنخ شعر و كلامى شاعرانه نيست .

و ما هو بقول شاعر

13- كافران و شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 11

11 - استفاده كافران از شعر ، در هجو ارزش هاى الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

قيدهاى «ذكروا اللّه كثيراً» و «انتصروا من بعد ما ظلموا» مى تواند نشانگر اين باشد كه شاعران جاهلى، ارزش هاى الهى و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را هجو مى كردند و خداوند ضمن تشويق شاعران مسلمان به تبليغ ارزش هاى الهى (و ذكروا اللّه كثيراً)، مقابله به مثل را نيز براى آنان تجويز كرده است (وانتصروا من بعد ما ظلموا).

14- كيفر شعر باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 14

14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون

15- محمد(صلی الله علیه و آله) و شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 37 - 5

5 - ساحت مقدس پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، منزه از جنون و سخنان ايشان پيراسته از شعرسرايى

و يقولون . .. لشاعر مجنون . بل جاء بالحقّ و صدّق المرسلين

برداشت ياد شده از آن جا است كه «بل» براى اضراب ابطالى است.

16- ملاك ارزش شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 7

7 - شعر ارزشمند ، پيامدار ياد خدا و دفاع از مظلوم

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

17- نقش شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 8

8 - هنر شعر ، از ابزار كارآمد مبارزه با ظلم و ستمگران و حمايت از مظلومان

و انتصروا من بعد ما ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 8

8 - شعر در احياى حيات واقعى و معقول انسان ها ، كافى نيست .

و ما علّمنه الشعر و ما ينبغى له . .. لينذر من كان حيًّا

از اين كه خداوند با نفى شعر بودن قرآن، حياتبخش بودن را منحصر به تعاليم آن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته است، مى توان استفاده كرد كه شعر، در حيات بخشيدن به انسان ها كافى نيست.

11- شعور

1- آثار شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 13

13 - تأثيرپذيرى از آيات روشن الهى در جهان طبيعت ، مستلزم داشتن حيات و شعور انسانى است .

اللّه الذى يرسل الريح . .. فإنّك لاتسمع الموتى

2- آرزوى محروميت از شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 15

15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت

و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا

3- اهميت شعور انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 9

9 - نطق و شعورمندى انسان ، نشانه اى از آيات حق الهى *

و فى أنفسكم أفلاتبصرون . .. إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون

از ارتباط ميان «إنّه لحقّ» با «تنطقون»، ممكن است مطلب بالا استفاده شود.

4- تعليم موجودات با شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 3 - 3

3 - خداوند ، آفريده هاى با شعور خويش را بر شيوه به كار بردن توانمندى هاى خود ، آگاه ساخته است .

فهدى

5- حسابرسى از موجودات با شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 23 - 6

6- تمامى مخلوقات با شعور جهان ، موجوداتى مسؤول و مورد بازپرسى خداوند

و هم يسلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «هم» «مَن» در «من فى السماوات» باشد.

6- شعور آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 3

3- پديده هاى طبيعت ، چون آتش و . . . داراى نوعى شعور و آگاهى اند .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله (قلنا. ..) معناى حقيقى «گفتن» مقصود باشد. بنابراين لازمه شنيدن سخن خدا، شعور و آگاهى داشتن است.

7- شعور آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 12 - 3

3 - آتش جهنم ، داراى نوعى ادراك و احساس

إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيّظًا و زفيرًا

8- شعور آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 11 - 5

5 - زمين و آسمان ( جهان هستى ) ، داراى نوعى شعور ، اراده و نطق

قالتا أتينا طائعين

از واژه «قالتا» استفاده مى شود كه آسمان و زمين داراى نوعى نطق اند; چنان كه ازجمله «أتينا طائعين» فهميده مى شود كه آن دو، از نوعى اراده و خواست نيز برخورداراند و از مجموع اراده و نطق نوعى شعور و ادراك استفاده مى شود.

9- شعور آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 72 - 6

6 - آسمان ها و زمين و كوه ها داراى نوعى شعورند .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

خوددارى از پذيرش امانت الهى، حكايت از نوعى شعور و ادراك مى كند.

10- شعور آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 12

12 - اطاعت هستى از خداوند ، اطاعتى آگاهانه است .

كل له قنتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 3

3 - تمامى پديده هاى جهان آفرينش ، موجوداتى اند شعورمند .

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت

به كارگيرى لفظ «من» براى همه پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين - با توجه به اين كه اين كلمه غالباً در ذوى العقول به كار مى رود - مى تواند اشعار به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 26 - 5

5 - فرمان بردارى عالَم هستى از خداوند ، آگاهانه و عالمانه است .

كلّ له قنتون

جمع بسته شدن «قانت» با«ون» حكايت از اين دارد كه اطاعت آنها از خداوند، از روى شعور و فهم است.

11- شعور ابابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 4 - 2

2 - پرندگان حملهور به اصحاب فيل ، داراى شعور و قدرت تمييز بين نيرو هاى حق و باطل *

ترميهم بحجارة من سجّيل

انتخاب سپاه ابرهه از بين مردمى كه در آن منطقه حضور داشتند، بيانگر قدرت تشخيص پرندگان است.

12- شعور اخروى جمادات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 7

7- وجود حيات و شعور در موجودات ، حتى جمادات در آخرت

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

از ضمائر «ذوى القعول» در آيه شريفه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

13- شعور اخروى موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 7

7 - جهان آخرت ، جهان عينيت يافتن شعور و آگاهى برخى از پديده ها و آشكار شدن حقايق ناشناخته دنيا

يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. بما كانوا يعملون

از آيه شريفه، چنين استفاده مى شود كه اعضا و جوارح، داراى نوعى شعوراند و اعمال آدمى را درك كرده و با خود نگه مى دارند. البته اين حقيقت در عالم دنيا، براى همگان عينيت ندارد و تنها در جهان آخرت، همگان شاهد تحقق عينى اين معنا خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 21 - 7

7 - آخرت ، صحنه بروز و ظهور حيات و شعور موجودات *

قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 7

7- وجود حيات و شعور در موجودات ، حتى جمادات در آخرت

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

از ضمائر «ذوى القعول» در آيه شريفه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

14- شعور اعضاى بدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 4

4 - اعضاى بدن انسان ، داراى نوعى درك و شعور است .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه لازمه گواهى دادن بر هر چيزى، آگاهى و درك نسبت به آن چيز است. بنابراين گواهى اعضاى بدن بر رفتار آدمى، دليل وجود نوعى درك و شعور در آنها است.

15- شعور انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 14 - 3

3 - پيدايش موجودى شعورمند و صاحب اراده از گلى خشكيده ( چون انسان ) ، شايان تأمل و درس آموزى است .

خلق الإنسن من صلصل

تذكر به مبدأ پيدايش انسان، ممكن است نظر به مطلب بالا داشته باشد; چه اين كه آيات سوره تماماً توحيدى است و در مقام نماياندن ربوبيت يگانه حق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 4

4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.

16- شعور بت ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 9

9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق

و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 29 - 3

3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق

و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين

17- شعور پرندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 7

7- طبيعت ( كوه ها ، پرندگان و . . . ) داراى نوعى شعور و آگاهى به خداوند

الجبال يسبّحن و الطير

هم آوا شدن كوه ها و پرندگان با داوود(ع) در تسبيح خداوند، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 19 - 6

6 - پرندگان ، داراى نوعى شعور و شناخت نسبت به انسان و خدا

و الطير محشورة كلّ له أوّاب

18- شعور جمادات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 7

7 - كوه ها ، داراى نوعى شعور و شناخت نسبت به خداوند

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 9

9- وجود نوعى شعور ، در همه موجودات جهان حتى جمادات *

و هم عن دعائهم غفلون

جاى انكار نيست كه در ميان معبودهاى مشركان، بت ها و جمادات نيز وجود داشته اند و خداوند در مورد چنين موجوداتى، اولاً ضمير ذوى العقول (هم) آورده و ثانياً صفتى را درباره آنان به كار برده (غافلون) كه از نوع عدم و ملكه است; زيرا غفلت در جايى صدق مى كند كه زمينه توجه، وجود داشته باشد. از اين دو تعبير استفاده مى شود كه جمادات نيز داراى نوعى توجه و شعوراند.

19- شعور جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 9

9- جن ، همانند انسان موجودى شعورمند است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 14

14- « جن » ، موجودى داراى شعور و اختيار است .

كان من الجنّ ففسق عن أمر ربّه

تمرد و سرپيچى، نشانه انتخاب گرى است و حق انتخاب گرى، به موجودى قابل اعطا است كه از قدرت تشخيص برخوردار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 19

19 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و فهم و توانمند بر انجام كارها

و من الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 9

9 - جنّيان ، موجوداتى با شعور و توانمند بر انجام كار هاى بزرگ

و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. يعملون له ما يشاء من محريب و تمثيل و جفان كال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 14 - 9

9 - جنيان ، از شعور و درايت و احساس عزت و ذلت برخورداراند .

فلمّا خرّ تبيّنت الجنّ أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 6

6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 13

13- جن ، همانند انسان ، داراى شعور و اراده و تكليف

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين

استماع قرآن، ايمان به آن و انذار ديگران، گوياى مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 3

3 - جن ، موجودى شعورمند و داراى تكليف ، همچون انسان

و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون

از اين كه «جن» در كنار «انس» قرار گرفته و هدفى همسان برايشان در نظرگرفته شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 3

3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 5

5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت ها و موهبت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 5

5 - جن ، همانند انسان بهره مند از مظاهر زيباى طبيعت و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه خطاب در آيه شريفه متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 6

6 - جن همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأى ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 4

4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 6

6 - جن ، داراى شعور و قدرت شنوايى و آشنا به زبان انسان ها و تشخيص دهنده حق از باطل در معارف الهى و دينى

استمع نفر من الجنّ فقالوا إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

20- شعور جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 7

7 - جن موجودى داراى حيات و شعور و اراده است.

عدوا شيطين الإنس و الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 5

5 - جن داراى شعور و اختيار و نيازمند هدايت رسولان الهى است.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم

مقتضاى بازخواست و درست بودن توبيخ آن است كه مورد داراى شعور اختيار و تكليف باشد. در غير اين صورت بازخواست و توبيخ و كيفر موجه نيست.

21- شعور حيوانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 9

9 - حيوانات داراى نوعى اراده، اختيار، شعور و تكليف و جزا و پاداش در قيامت

أمم أمثالكم . .. ثم إلى ربهم يحشرون

22- شعور خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 2

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

23- شعور در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 7

7 - تمامى موجودات داراى شعور ، خواسته يا ناخواسته ، در برابر خدا تسليم هستند .

افغير دين اللّه يبغون و له اسلم من فى السّموات طوعاً و كرهاً

با توجه به كلمه «من» كه براى ذوى العقول است، مقصود، موجودات باشعورند.

24- شعور رعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 3

3- رعد هاى آسمانى داراى نوعى شعور و ادراك

و يسبّح الرعد بحمده

25- شعور زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 72 - 6

6 - آسمان ها و زمين و كوه ها داراى نوعى شعورند .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

خوددارى از پذيرش امانت الهى، حكايت از نوعى شعور و ادراك مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 11 - 5

5 - زمين و آسمان ( جهان هستى ) ، داراى نوعى شعور ، اراده و نطق

قالتا أتينا طائعين

از واژه «قالتا» استفاده مى شود كه آسمان و زمين داراى نوعى نطق اند; چنان كه ازجمله «أتينا طائعين» فهميده مى شود كه آن دو، از نوعى اراده و خواست نيز برخورداراند و از مجموع اراده و نطق نوعى شعور و ادراك استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 4 - 5

5 - زمين در قيامت ، داراى شعور و كلام و گواه آنچه بر روى آن اتفاق افتاده است .

تحدّث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 5 - 3

3 - زمين ، داراى نوعى شعور و مقهور ربوبيت خداوند

بأنّ ربّك أوحى لها

26- شعور زنبورعسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 68 - 3

3- وجود نوعى شعور و استعداد تلقى وحى و الهام الهى در زنبور هاى عسل

و أوحى ربّك إلى النحل

27- شعور ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 2

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

28- شعور شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 4

4- شياطين ، موجوداتى با شعور و درك و داراى قوه شنوايى

إلاّ من استرق السمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 4

4- شياطين ، موجوداتى داراى شعور و كارآيى هستند .

و من الشيطين من يغوصون له

برداشت ياد شده با توجه به نكته است كه تسخير شياطين براى سليمان(ع) و حرف شنوى آنان، ملازم با شعور آنها است.

29- شعور طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 8،9

8 - طبيعت و جهان مادى داراى شعور است .

و إن منها لما يهبط من خشية اللّه

9 - طبيعت و جهان مادى ، آشنا با خدا و آگاه به مقام الوهيت است .

و إن منها لما يهبط من خشية اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 7

7- طبيعت ( كوه ها ، پرندگان و . . . ) داراى نوعى شعور و آگاهى به خداوند

الجبال يسبّحن و الطير

هم آوا شدن كوه ها و پرندگان با داوود(ع) در تسبيح خداوند، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

30- شعور كلاغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 2،5،6،28

2 - كلاغ با كاوش در زمين و پنهان سازى چيزى در آن ، قابيل را به كيفيت دفن جثه هابيل رهنمون ساخت .

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

5 - كلاغ گسيل داده شده براى تعليم قابيل ، آگاه به تحير و سرگردانى وى براى دفن هابيل

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

در برداشت فوق ضمير فاعلى در «ليريه» به «غراب» برگردانده شده است. يعنى كلاغ به انگيزه نشان دادن چگونگى دفن به قابيل در زمين كاوش مى كرد و چيزى را در آن نهان مى ساخت.

6 - فاصله زمانى اندك ميان مرگ هابيل و گسيل كلاغى براى آموزش قابيل

فقتله . .. فبعث اللّه غراباً

عطف «بعث» بر «قتله» به وسيله «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.

28 - حفر زمين و دفن كلاغ كشته شده توسط كلاغ ديگر - پس از زد و خورد ميان آنها - ، راهنماى قابيل در پنهان ساختن جسد برادرش به همان شيوه

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

از امام سجاد(ع) روايت شده: . .. فجاء غرابان فاقبلا يتضاربان حتى قتل احدهما صاحبه ثم حفر الذى بقى الارض بمخالبه و دفن فيها صاحبه ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 166; تفسير برهان، ج 1، ص 459، ح 4.

31- شعور كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 7

7- طبيعت ( كوه ها ، پرندگان و . . . ) داراى نوعى شعور و آگاهى به خداوند

الجبال يسبّحن و الطير

هم آوا شدن كوه ها و پرندگان با داوود(ع) در تسبيح خداوند، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 72 - 6

6 - آسمان ها و زمين و كوه ها داراى نوعى شعورند .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

خوددارى از پذيرش امانت الهى، حكايت از نوعى شعور و ادراك مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 7

7 - كوه ها ، داراى نوعى شعور و شناخت نسبت به خداوند

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

32- شعور ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 2

2- يوسف ( ع ) در رؤياى خويش دريافت كه سجده ماه ، خورشيد و ستارگان بر او ، سجده اى از سر شعور و آگاهى است .

رأيتهم لى سجدين

ضمير «هم» و نيز جمعهاى مذكر سالم نظير ساجدين، مخصوص دارندگان عقل و شعور است. به كارگيرى آن ضمير و آن گونه جمع در بيان سجده ستارگان، ماه و خورشيد مى رساند كه يوسف(ع) چنان مى ديد كه آنها از سر عقل و شعور بر او سجده مى كنند و در مقابل او خاضعند.

33- شعور معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 11

11- در ميان معبودان مشركان ، موجودات شعوردار نيز وجود دارد .

شركاءى الذين زعمتم فدعوهم

با توجه به واژه «الذين» و ضمير «هم» كه براى ذوى العقول است، چنين برمى آيد كه معبودهاى مشركان، صرفاً، بت و يا موجودات فاقد شعور ديگر نيستند، بلكه موجوداتى با شعور مانند ملائكه جن و . .. نيز در بين آن ها وجود دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 12

12 - برخى از معبود هاى مشركان ، از موجودات داراى شعوراند .

أولياء ما نعبدهم

با توجه به آمدن ضمير «هم» - كه در مورد موجودات شعورمند به كار مى رود - برداشت يادشده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 7

7- برخى از معبود هاى مشركان ، در شمار موجودات شعورمند

ما تدعون من دون اللّه . .. ماذا خلقوا ... أم لهم شرك

به كار رفتن ضماير ذوى العقول در مورد معبودهاى دروغين مشركان، مى تواند از آن جهت باشد كه در ميان آنها، عناصرى شعورمند نيز وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 8

8- وجود موجودات شعورمند ، در ميان معبود هاى مشركان

من لايستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غفلون

34- شعور موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 11

11 - همه موجودات ، برخوردار از آگاهى و شعور به مقام خداوند هستند .

كل له قنتون

جمع بستن كلمه قانت به وسيله «ون» حكايت از آن دارد كه: موجودات آسمانها و زمين - در ارتباط با خداوند - از شعور و آگاهى برخوردار هستند; زيرا صفت مذكر آن گاه اين گونه جمع بسته مى شود كه موصوف از صاحبان عقل و شعور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 6

6- ماده ، داراى شعور و نطق مخصوص به خويش *

تسبّح له السموت السبع والأرض و من فيهنّ و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده

بنابر اينكه مراد از تسبيح، تسبيح زبانى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 3

3- پديده هاى طبيعت ، چون آتش و . . . داراى نوعى شعور و آگاهى اند .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله (قلنا. ..) معناى حقيقى «گفتن» مقصود باشد. بنابراين لازمه شنيدن سخن خدا، شعور و آگاهى داشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 3

3 - تمامى پديده هاى جهان آفرينش ، موجوداتى اند شعورمند .

ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت

به كارگيرى لفظ «من» براى همه پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين - با توجه به اين كه اين كلمه غالباً در ذوى العقول به كار مى رود - مى تواند اشعار به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 12

12 - همه موجودات عالم ، از نوعى شعور و ادراك برخورداراند .

يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته و تسبيحه

نيايش و تسبيح موجودات جهان از جمله پرندگان براى خداوند، حاكى از وجود نوعى شعور و ادراك در آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 26 - 9

9 - همه موجودات عالم ، از نوعى شعور و آگاهى برخوردارند .

كلّ له قنتون

جمع بسته شدن «قانتون» به «ون» - كه براى ذوى العقول است - از نكته ياد شده حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 12

12 - شعورمندى و تكليف تمامى موجودات زنده هستى *

و هو على جمعهم إذا يشاء قدير

چنانچه «دابّة» بر همه جنبندگان اطلاق شود و آيه شريفه محشور گشتن تمامى آنان در قيامت را متذكر گردد، اين احتمال قوت مى گيرد كه عقل، شعور و تكليف اختصاص به انسان ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 9

9- وجود نوعى شعور ، در همه موجودات جهان حتى جمادات *

و هم عن دعائهم غفلون

جاى انكار نيست كه در ميان معبودهاى مشركان، بت ها و جمادات نيز وجود داشته اند و خداوند در مورد چنين موجوداتى، اولاً ضمير ذوى العقول (هم) آورده و ثانياً صفتى را درباره آنان به كار برده (غافلون) كه از نوع عدم و ملكه است; زيرا غفلت در

جايى صدق مى كند كه زمينه توجه، وجود داشته باشد. از اين دو تعبير استفاده مى شود كه جمادات نيز داراى نوعى توجه و شعوراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 1 - 4

4 - موجودات آسمان ها و زمين ، همگى برخوردار از نوعى شعور و ادراك

سبّح للّه ما فى السموت و الأرض

تسبيح خداوند و مبرّا دانستن ساحت مقدس او از عيب و كاستى، بيانگر معرفت و شناخت عالى موجودات نسبت به خالق و آفريننده خويش است. شناخت و معرفت كامل خدا، مبتنى بر اين است كه شناسنده، از نوعى ادراك و شعور بالايى برخوردار باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «سبّح...»، تسبيح متداول (تسبيح زبانى) باشد; نه تسبيح تكوينى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 1 - 2

2 - تمامى موجودات جهان ، داراى شعورى مخصوص به خود

سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه تسبيح موجودات صرفاً، تسبيح به زبان حال نباشد و تسبيح قولى را نيز دربرگيرد. در اين صورت اقرار به تنزيه پروردگار، مسبوق به نوعى شعور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 1 - 5

5 - همه موجودات هستى داراى شعور و نطق

سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از تسبيح در آيه شريفه، تسبيح نطقى باشد; نه تسبيح تكوينى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 4

4 - همه موجودات هستى ، داراى شعور و نطق

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 4

4 - همه موجودات عالم ، از نوعى شعور و آگاهى نسبت به خداوند برخوردارند .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

35- شعور مورچگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 5،7

5 - وجود شعور ، نظام رهبرى و مديريت و نيز سازمان اطلاع رسانى در مورچگان

قالت نملة . .. لايحطمنّكم سليمن و جنوده

7 - آگاهى مورچه به مقام معنوى و عدالت سليمان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده و هم لايشعرون

تعبير «و هم لايشعرون» بيانگر اين نكته است كه آن مورچه مى دانست كه سليمان در صورت توجه، نخواهد گذاشت كه مورچگان مورد ستم قرار گيرند و پايمال شوند.

36- شعور مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 10

10 - مؤمنان ، از حيات و شعور واقعى بهره مندند .

لاتسمع الموتى . .. و ما أنت بهد العمى عن ضللتهم إن تسمع إلاّ من يؤمن بأيتنا

نفى توان شنواندن كلام حق به كافران، با تعبير «لاتسمع الموتى» و اثبات توان آن به مؤمنان، با تعبير «إن تسمع إلاّ من يؤمن» حكايت از آن دارد كه كافران، فاقد درك و شعور لازم اند و برعكس مؤمنان از آن برخوردارند.

37- شعور هدهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 4

4 - هدهد سپاه سليمان ، داراى شعور عالى و معرفت عميق به آفريدگار جهان

يسجدون للشمس من دون اللّه . .. ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السموت و الأر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 8

8 - هدهد سپاه سليمان ، عنصرى فهيم و قادر به درك زبان سليمان ( ع ) و نيز زبان مردم سبا

اذهب بكتبى هذا . .. فانظر ماذا يرجعون

38- عقيده به شعور بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 6

6 - مشركان ، بت هاى مورد پرستش خود را ، موجوداتى با شعور مى پنداشتند .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

«الذين» اسم موصول است و براى ذوى العقول استعمال مى شود.

39- عقيده به شعور معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 10

10 - مشركان ، معتقد به شعورمندى معبود ها و تأثيرگذارى آنها در سرنوشت انسان ها

و يخوّفونك بالذين من دونه

اعتقاد به گزند رساندن معبودهايى چون بت، بيانگر مطلب ياد شده است.

40- عوامل زوال شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 5

5 - انسان ها ، با مرگ ، درك و شعور خود را از دست مى دهند .

إنّك لاتسمع الموتى

اگرچه مراد از «الموتى» كسانى اند كه از حق گريزان اند و نوعى تشبيه در آيه به كار رفته است، ولى چنين امرى، نشان دهنده اين حقيقت است كه مرده، فاقد شعور است.

41- موجودات با شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 6

6- كره زمين ، داراى موجودات با شعور - از نوع غير انسان - كه روزى آنها به دست خداوند است .

و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين

لفظ «من موصول» نوعاً بر موجوداتى اطلاق مى شود كه داراى شعور و ادراك باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 70 - 15

15- وجود مخلوقاتى شعورمند علاوه بر انسان ، در جهان آفرينش *

و فضّلنهم على كثير ممّن خلقنا

آوردن كلمه «من» - كه نوعاً براى ذوالعقول و موجودات باشعور به كار مى رود - به جاى «ما» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 9

9- جن ، همانند انسان موجودى شعورمند است .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 14

14- « جن » ، موجودى داراى شعور و اختيار است .

كان من الجنّ ففسق عن أمر ربّه

تمرد و سرپيچى، نشانه انتخاب گرى است و حق انتخاب گرى، به موجودى قابل اعطا است كه از قدرت تشخيص برخوردار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 3

3- وجود موجوداتى داراى شعور و عقل در آسمان ها و زمين

و له من فى السموت والأرض

«من» در موجوداتى استعمال مى شود كه داراى شعور و عقل باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 23 - 6

6- تمامى مخلوقات با شعور جهان ، موجوداتى مسؤول و مورد بازپرسى خداوند

و هم يسلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «هم» «مَن» در «من فى السماوات» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 15 - 3

3 - آفرينش انسان و جن ، دو موجود شعورمند ، از دو عنصر كاملاً متفاوت ( خاك و آتش ) ، نمود قدرت خداوند

خلق الإنسن من . .. و خلق الجانّ من مارج من نار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 3

3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 31 - 4

4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان

سنفرغ لكم أيّه الثقلان

ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.

42- موجودات با شعور آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 2

2- وجود سخن و كلام در ميان موجودات آسمانى

قال ربّى يعلم القول فى السماء

43- موجودات با شعور آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 4

4 - وجود موجوداتى با شعور و عاقل در آسمانها

من فى السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 5

5- آسمان ها حاوى موجوداتى مادى و داراى عقل و شعور

و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم

برداشت فوق از كلمه «من» و ضمير «هم» كه براى موجودات داراى شعور و عقل به كار مى رود استفاده شده است و سايه داشتن آن موجودات حاكى از مادى بودن آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 4

4- آسمان ها ، داراى موجوداتى با شعور

تسبّح له السموت . .. و من فيهنّ

كاربرد «من» - كه نوعاً براى ذى العقول (موجودات با شعور) است، به جاى «ما» كه براى عموم موجودات است، دلالت بر نكته ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 5

5- در آسمان ها ، همچون زمين ، موجوداتى باشعور زندگى مى كنند .

أعلم بمن فى السموت و الأرض

استعمال «من» - كه غالباً براى موجودات ذى شعور اطلاق مى گردد - در آيه فوق، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 93 - 2،7

2- قائلان به فرزندگزينى خداوند ، فرزند خوانده او را از بين موجودات شعورمند آسمان ها و زمين مى دانستند .

من فى السموت والأرض

كلمه «من» موصولى است كه براى عاقلان به كار مى رود. به كار بردن آن، ممكن است ناظر به پندار فرزندخواندگى فرشتگان، عيسى و عزير(ع) براى خدا باشد در نتيجه تعبير «موجودات آسمان ها» كنايه از ملائكه و «موجودات زمين» كنايه از عيسى و عزير خواهد بود.

7- آسمان ها متعدد و داراى موجوداتى شعورمند است .

إن كلّ من فى السموت والأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 94 - 1،3

1- سلطه و سيطيره خداوند ، بر تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين

إن كلّ من فى السموت . .. لقد أحصيهم

«إحصاء» به معناى احاطه داشتن بر چيزى (لسان العرب) و يا به معناى شمارش كردن است; ولى دراين آيه به قرينه «عدّهم»، معناى احاطه و تحت سلطه خويش داشتن، مناسب تر به نظر مى رسد.

3- آمار تمامى موجودات عاقل در آسمان ها و زمين ، به طور دقيق در اختيار خداوند و احاطه علمى او است .

إن كلّ من فى السموت . .. وعدّهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 95 - 1

1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .

و كلّهم ءاتيه يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 3

3- وجود موجوداتى داراى شعور و عقل در آسمان ها و زمين

و له من فى السموت والأرض

«من» در موجوداتى استعمال مى شود كه داراى شعور و عقل باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 9

9 - آسمان ها نيز ، همچون زمين در بردارنده موجوداتى شعورمند *

لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ

كلمه «من» گرچه گاهى در غير ذوى العقول به كار مى رود; ولى غالباً در عقلا و موجودات شعورمند كاربرد دارد. برداشت فوق، بر پايه كاربرد دوم آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 1،2،3،4

1 - همه موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خدا هستند .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود.

2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» - كه از نوع تقريرى است - استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.

3 - تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، معترف به وجود خداوند و تنزيه گوى او از هر گونه نقص و ناروايى

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

4 - وجود موجودات با شعور در آسمان ها

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 8

8 - وجود موجوداتى شعورمند در آسمان ها

من فى السموت

واژه «من» نوعاً براى صاحبان عقل به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 4،11

4 - آسمان ها همچون زمين ، دربردارنده موجوداتى شعورمند و با احساس

ففزع من فى السموت و من فى الأرض

تعبير «فزع» نشانگر احساس و «مَن» بيانگر شعورمندى موجودات آسمانى است.

11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين

ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه

بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 26 - 4

4 - موجوداتى شعورمند ، در آسمان ها وجود دارند .

و له من فى السموت

از آن جايى كه «من» موصول نوعاً و غالباً براى موجودات داراى شعور به كار مى رود، نكته ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 2،3

2 - آسمان ها و زمين ، دربردارنده موجوداتى زنده ، شعورمند و با احساس

و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض

«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود. آمدن اين كلمه و نيز مسأله مردن و ايستادن و نگاه كردن موجودات آسمانى و زمينى در صحنه قيامت (إذا هم قيام ينظرون)، گوياى برداشت ياد شده است.

3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها

و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 29 - 3

3 - وجود مخلوقاتى شعورمند ، در آسمان ها

يسله من فى السموت

كلمه «من»، غالباً در مورد موجودات شعورمند به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 1 - 4

4 - موجودات آسمان ها و زمين ، همگى برخوردار از نوعى شعور و ادراك

سبّح للّه ما فى السموت و الأرض

تسبيح خداوند و مبرّا دانستن ساحت مقدس او از عيب و كاستى، بيانگر معرفت و شناخت عالى موجودات نسبت به خالق و آفريننده خويش است. شناخت و معرفت كامل خدا، مبتنى بر اين است كه شناسنده، از نوعى ادراك و شعور بالايى برخوردار باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «سبّح...»، تسبيح متداول (تسبيح زبانى) باشد; نه تسبيح تكوينى.

44- موجودات با شعور زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 2،3

2 - آسمان ها و زمين ، دربردارنده موجوداتى زنده ، شعورمند و با احساس

و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض

«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود. آمدن اين كلمه و نيز مسأله مردن و ايستادن و نگاه كردن موجودات آسمانى و زمينى در صحنه قيامت (إذا هم قيام ينظرون)، گوياى برداشت ياد شده است.

3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها

و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق

12- شعيب(ع)

1- آب دهى به گوسفندان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 3

3 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) به آب دادن گوسفندان دختران شعيب پس از شنيدن اظهارات آنان

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير . فسقى لهما

تعبير «فسقى لهما» با «فا»ى عاطفه - كه براى عدم تراخى است - بيانگر مطلب ياد شده است.

2- آثار تكذيب شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 2

2 - به دنبال تكذيب شعيب ( ع ) از سوى مردم مدين ، زلزله اى هلاكت بار ، آنان را فراگرفت و از پا درآورد .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

3- آثار عدالتخواهى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 5

5 - پيام عدالت خواهى و حق جويى شعيب ( ع ) ، مايه انكار رسالت وى از سوى مفسدان سودجوى اَيكه

أوفوا الكيل . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين ... و إن نظنّك لمن الكذبين

4- آثار نبوت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 9

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 5

5 - تأكيد شعيب ( ع ) بر خيرخواهى خود ، مبنى بر تضمين منافع مردم « ايكه » در پرتو رسالت وى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (با لام انتفاع) استفاده مى شود.

5- آزادى در خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 2

2 - وجود رابطه صميمى و فضاى آزاد براى گفت وگو ميان شعيب ( ع ) و دختران وى

قالت إحديهما يأبت استئجره . .. القوىّ الأمين

از اين كه دختر شعيب پيشنهاد خودش را بدون هيچ تكلفى با پدر در ميان گذاشت و آزادانه به ستايش موسى(ع) پرداخت مطلب بالا استفاده مى شود.

6- آزادى در شريعت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 6

6- شعيب ( ع ) ، به مردم مدين ابلاغ كرد كه هرگز درصدد اجبار آنان به پذيرش تعاليمش نخواهد بود .

و ما أنا عليكم بحفيظ

«حفيظ» به معناى مراقب و نگهبان است و چون به «على» متعدى شده، معناى تسلط نيز در آن اشراب شده است. بنابراين «و ما أنا...»; يعنى، من موظف نيستم از سر جبر شما را از اعمال ناروا باز دارم و به اعمال شايسته سوق دهم.

7- اتمام حجت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 6

6- شعيب ( ع ) پس از اتمام حجت بر مردم و لجاجت پيشگى آنان ، در انتظار سرنوشت شوم آنان بود .

وارتقبوا إنى معكم رقيب

«رقيب» در آيه شريفه به معناى منتظر است.

8- اجابت دعاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 7

7 - نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة

9- احتجاج شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 14

14 - شعيب با ارائه بينه اى روشنگر ، قوم خويش را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 10

10- سيطره خداوند بر رفتارها ، عزت و شكوه برتر او و ضرورت احساس حضور در پيشگاه او ، پاسخ شعيب ( ع ) به سخنان نا به جا و نارواى مردم مدين

و إنا لنريك فينا ضعيفًا . .. قال يقوم أرهطى أعزّ عليكم من الله... إن ربى بما ت

10- احترام خويشاوندان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 9،10

9- خاندان شعيب ، قبيله اى شايسته احترام در نزد مردم مدين

لولا رهطك لرجمنك

«رهط» به گروه و دسته اى گفته مى شود كه از ده نفر تجاوز نكند و آن گاه كه به كلمه اى همانند رجل اضافه شود (رهط الرجل) به معناى قبيله ، قوم و خاندان است.

10- عزت و احترام قبيله شعيب در نزد مردم مدين ، مانع آنان از كيفر دادن و سنگسار كردن آن حضرت

و لولا رهطك لرجمنك

از آن جا كه مردم مدين تصريح مى كنند كه شعيب(ع) در ميان آنان ضعيف است، معلوم مى شود مقصود آنان از «لولا رهطك» اين معنا نيست كه آنان توان مقابله با خاندان او را ندارند; بلكه - به قرينه «ما أنت علينا بعزيز» و «أرهطى أعز. ..»

در آيه بعد - مراد از «لولا رهطك»، «لولا عزة قومك و كرامتهم عندنا ...» است.

11- احترام شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 11

11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .

و ما أنت علينا بعزيز

«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.

12- اخلاص شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 1

1 - تصريح شعيب ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

13- اخلاق پسنديده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 15

15- شعيب ( ع ) ، حتى در ميان كافران قومش ، به دارا بودن اخلاق نيكو شهرت داشت .

إنك لأنت الحليم الرشيد

14- ازدواج دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 1

1 - تصميم شعيب ( ع ) به ايجاد پيوند زناشويى ميان موسى ( ع ) و يكى از دو دختر خود

قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين

15- ازدواج در شريعت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 12

12 - ولايت داشتن پدر بر دختر در ازدواج ، در شريعت مورد قبول شعيب ( ع )

قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج

16- استقامت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 5

5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .

لئن اتبعتم شعيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 3

3- شعيب ( ع ) موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنى عمل

17- استهزاى عبادات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 3

3- مردم مدين ، نماز ها و عبادت هاى شعيب ( ع ) را مورد تمسخر و استهزاى خويش قرار مى دادند .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در جمله «أصلوتك . ..» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است.

18- استهزاى نماز شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 3

3- مردم مدين ، نماز ها و عبادت هاى شعيب ( ع ) را مورد تمسخر و استهزاى خويش قرار مى دادند .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در جمله «أصلوتك . ..» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است.

19- اشراف مدين و شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 8

8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .

لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 3

3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

20- اصحاب ايكه و شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 1

1 - مردم اَيكه ، منكر هر گونه امتياز و شايستگى شعيب ( ع ) براى رسالت الهى

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

21- اصلاح گرى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 20،21

20- هدف شعيب ( ع ) از مخالفت با آداب و رسوم مردم مدين و رفتار ناعادلانه آنان ، اصلاح ايشان و از ميان بردن فساد هاى اجتماعى بود .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

21- شعيب ( ع ) تا حد توان و استطاعتش در اصلاح جامعه كوشيد و با فساد مبارزه كرد .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

حرف «ما» در «ما استطعت» ظرفيه مصدريه است; يعنى، به معناى مدت و زمان مى باشد و فعل پس از خود را به تأويل مصدر مى برد. بنابراين «إن اُريد ...»; يعنى: «مدة استطاعتى الإصلاح ما اُريد إلاّ الإصلاح»; من در مدت و زمانى كه توان اصلاح امور را دارم به جز اصلاح امور را نخواهم خواست».

22- اطاعت از شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 3،6

3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

6 - مؤمنانِ به رسالت شعيب ( ع ) مصمّم بر آيين توحيد و متابعت شعيب ( ع ) در خروج از شهر مدين

لئن اتبعتم شعيباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، خواهان اطاعت اصحاب ايكه از او ، به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى اش

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

برداشت ياد شده از تفريع «اتّقوا. ..» بر «إنّى لكم رسول» به دست مى آيد.

23- اظهار خيرخواهى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 5

5 - تأكيد شعيب ( ع ) بر خيرخواهى خود ، مبنى بر تضمين منافع مردم « ايكه » در پرتو رسالت وى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (با لام انتفاع) استفاده مى شود.

24- اعتماد به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 2

2 - دعوت شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد وثوق و اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى از جانب شعيب(ع) است كه مردم به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند).

25- اقليت خويشاوندان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 7

7- شعيب ( ع ) در شهر مدين ، داراى طايفه اى انگشت شمار بود .

لولا رهطك لرجمنك

26- امانتدارى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 3،6

3 - تأكيد شعيب ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق باشد.

6 - شعيب ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار ، نزد مردم ايكه

إنّى لكم رسول أمين

تأكيد شعيب(ع) بر امين بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه اى همراه با خوشنامى و امانت دارى نزد مردم ايكه برخوردار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، خواهان اطاعت اصحاب ايكه از او ، به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى اش

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

برداشت ياد شده از تفريع «اتّقوا. ..» بر «إنّى لكم رسول» به دست مى آيد.

27- امداد به دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 6

6 - كمك رسانى موسى ( ع ) به دختران شعيب ، على رغم خستگى و گرسنگى شديد وى

ثمّ تولّى إلى الظلّ فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير

28- انبياى قبل از شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 8،9

8- حضرت نوح ، هود ، صالح و لوط ( ع ) ، پيامبرانى پيش از حضرت شعيب ( ع )

مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

29- انتظارات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 6

6- شعيب ( ع ) پس از اتمام حجت بر مردم و لجاجت پيشگى آنان ، در انتظار سرنوشت شوم آنان بود .

وارتقبوا إنى معكم رقيب

«رقيب» در آيه شريفه به معناى منتظر است.

30- اندوه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 10

10 - شعيب ( ع ) با توجه به كفرورزى مردم خويش ، دريغ و تأسف بر هلاكت آنان را ناروا خواند .

فكيف ءاسى على قوم كفرين

لحن جمله «يقوم . .. » حكايت از دريغ و تأسف شعيب دارد و جمله «كيف ءاسى ... » دلالت مى كند كه تأسف بر هلاكت كفرپيشگان نارواست. گويا شعيب هنگامى كه قومش را مشرف به هلاكت يافت بر آنان افسوس خورد و سپس كفرورزى آنان را ملاحظه كرد و آنان را مستحق اين هلاكت دانست و لذا نتيجه گرفت كه نبايد بر هلاكت ايشان افسوس خورد.

31- انذارهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 6

6- شعيب ( ع ) ، مردم خويش را از فسادگرى در سراسر پهنه گيتى برحذر داشت .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«عُثو» (مصدر لاتعثوا) به معناى فسادگرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 188 - 1

1 - هشدار شعيب ( ع ) به مردم حق ناپذير « اَيكه » ، درباره نظارت خداوند بر رفتار و اعمال ناشايست آنان

قال ربّى أعلم بما تعملون

32- انقياد پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 12

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

33- انقياد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 12،17

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

17 - شعيب ( ع ) ، علم مطلق خداوند را دليل پذيرش ربوبيت وى و تسليم در برابر مشيتهايش دانست .

قال . .. إلا أن يشاء اللّه ربنا وسع ربنا كل شىء علماً

34- اوامر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 1

1 - بازگشت يكى از دختران شعيب نزد موسى به فرمان پدر

فجاءته إحديهما . .. قالت إنّ أبى يدعوك

35- اولين رسالت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 4

4 - نخستين پيام شعيب ( ع ) به مردم مدين ، دعوت به خداپرستى و اميدوارى به روزواپسين بود .

إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر

36- اهل مدين و تعاليم شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 1،2،3،5

1- مردم مدين ، از درك كردن و فهميدن بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) محروم بوده و بدان اعتراف مى كردند .

قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها

قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

3- مردم مدين ، بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) را ، سخنانى سخيف و بى فايده مى شمردند و شايسته اعتنا كردن نمى دانستند .

ما نفقه كثيرًا مما تقول

مراد از جمله «ما نفقه . ..» (بسيارى از سخنانت را نمى فهميم) مى تواند معناى حقيقى آن باشد; يعنى، واقعاً توان درك تعاليم تو را نداريم، مسأله توحيد براى ما لاينحل است، محدود دانستن مالك در تصرف اموال خويش قابل هضم نيست و ... و مى تواند كنايه از نامعقول بودن و نا به جا و بى ثمر بودن باشد; يعنى، پيامهاى تو آن قدر سخيف است كه شايسته تأمّل كردن و فهميدن و عمل كردن نيست. برداشت فوق، ناظر به احتمال دوم است.

5- مردم مدين ، نفوذ پيام هاى شعيب ( ع ) در مردم و پياده كردن رسالتهايش در جامعه را ، نامحتمل شمردند .

قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول و إنا لنريك فينا ضعيفًا

جمله «ما نفقه . ..» به ضميمه «و إنا لنراك ...» در حقيقت استدلالى است بر نامحتمل دانستن موفقيت شعيب(ع). مردم مدين با جمله هاى فوق، بيان مى دارند كه: آنان سخنان شعيب(ع) را درك نمى كنند و به آنها اعتنايى ندارند تا به او رايش پيدا كنند. و خود او نيز توان و قدرتى ندارد تا با قوّه قهريه، افكار و آرايش را بر مردم تحميل كند. بنابراين راهى براى موفقيت او نيست.

37- اهل مدين و خويشاوندان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 9

9- خاندان شعيب ، قبيله اى شايسته احترام در نزد مردم مدين

لولا رهطك لرجمنك

«رهط» به گروه و دسته اى گفته مى شود كه از ده نفر تجاوز نكند و آن گاه كه به كلمه اى همانند رجل اضافه شود (رهط الرجل) به معناى قبيله ، قوم و خاندان است.

38- اهل مدين و شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 14،15،17

14- شعيب ( ع ) شخصيتى با درايت و راه يافته حتى در ديدگاه كافران قوم خويش

إنك لأنت الحليم الرشيد

از معانى «حِلم» عقل و درايت است و «حليم» در جمله فوق، از آن مشتق شده است. «الرشيد» به معناى راه يافته و هدايت شده است. قابل ذكر است كه مقصود مردم مدين از هدايت يافتگى شعيب(ع)، هدايت در امور اجتماعى و اخلاقى و مانند آنهاست.

15- شعيب ( ع ) ، حتى در ميان كافران قومش ، به دارا بودن اخلاق نيكو شهرت داشت .

إنك لأنت الحليم الرشيد

17- مردم مدين ، مبارزه شعيب ( ع ) با پرستش خدايان اهل شرك را ، خلاف درايت و رشد او مى شمردند .

أو أن نفعل فى أمولنا ما نشؤا إنك لأنت الحليم الرشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 1

1- مردم مدين ، به مخالفت با شعيب ( ع ) برخاسته و با او عداوت و دشمنى كردند .

لايجرمنّكم شقاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 6،11

6- شعيب ( ع ) ، در ديدگاه مردم مدين مستحق كيفر و مجازات و سنگسار شدن بود .

و لولا رهطك لرجمنك

11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .

و ما أنت علينا بعزيز

«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.

39- اهل مدين و كيفر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 10

10- عزت و احترام قبيله شعيب در نزد مردم مدين ، مانع آنان از كيفر دادن و سنگسار كردن آن حضرت

و لولا رهطك لرجمنك

از آن جا كه مردم مدين تصريح مى كنند كه شعيب(ع) در ميان آنان ضعيف است، معلوم مى شود مقصود آنان از «لولا رهطك» اين معنا نيست كه آنان توان مقابله با خاندان او را ندارند; بلكه - به قرينه «ما أنت علينا بعزيز» و «أرهطى أعز. ..» در آيه بعد - مراد از «لولا رهطك»، «لولا عزة قومك و كرامتهم عندنا ...» است.

40- اهميت نماز در شريعت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 1

1- نماز ، بارزترين نمود آيين شعيب ( ع )

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك

از اينكه مردم مدين از ميان كارهاى دينى شعيب(ع) نماز او را نام مى برند ، معلوم مى شود كه: نماز در ميان ديگر امور دينى وى ، نمود و بروزى خاص داشته است.

41- ايمان به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 2

2 - گروهى از اشراف و بزرگان مدين رسالت شعيب را انكار كردند و گروهى از آنان به وى ايمان آوردند .

و قال الملأ الذين كفروا من قومه

در برداشت فوق «الذين . .. » قيد احترازى گرفته شده است; يعنى «ملأ» دو گروه بودند: گروهى كافر و گروهى مؤمن.

42- ايمان به نبوت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 1

1 - گروهى از مردم مدين به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند و گروهى ديگر از پذيرش آن سر باز زدند .

و إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا

«إن كان طائفة . .. » به دليل آيه قبل از مواردى است كه در آن «إن» شرطيه در مورد تحقق شرط به كار رفته است ; مانند «ان كنت ابنى فلا تفعل كذا». بنابراين «إن كان طائفة منكم ... فاصبروا» يعنى چنانچه گروهى از شما ايمان آورديد پس صبر پيشه سازيد.

43- ايمان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 16

16- شعيب ( ع ) ، به مردمان اعلام كرد : همواره به تعاليمى كه بيان كرده و مقرراتى كه ابلاغ نموده ، پايبند بوده و بدان ها عمل مى كند .

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

فعل «اُخالفكم» چون با «إلى» متعدى شده ، معناى «اميل» در آن اشراب شده است. بنابراين جمله «ما اُريد ...» چنين معنا مى شود: من نمى خواهم با شما مخالفت كنم و خود به آنچه از آن نهى كرده ام بازگردم.

44- بازگشت دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 1

1 - بازگشت يكى از دختران شعيب نزد موسى به فرمان پدر

فجاءته إحديهما . .. قالت إنّ أبى يدعوك

45- بشارتهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 9

9 - شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

46- بشر بودن شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 4

4 - برخوردارى شعيب ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز مردم « اَيكه » در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد «مسحّر» مرادف «رئه» (شُش)است. بنابراين واژه «مسحّر» به معناى موجود داراى شُش - كه از خصوصيات بشرى است - مى باشد. اين تعبير كنايه از همگونى شعيب(ع) با ساير مردم و امتياز نداشتن وى مى باشد. گفتنى است برپايه اين احتمال، آيه بعد توضيح همين تعبير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 2،6

2 - بشر بودن ، مانع رسالت و پيامبرى در ديد مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

6 - شعيب ( ع ) ، از نظر خصوصيات بشرى هم چون ديگر مردمان بود .

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

47- بى پسرى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 17

17 - نبودن مردى توانا در خانوداه شعيب ، علت پرداختن دختران او به كار دامدارى

قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير

48- بى ياورى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 4

4- شعيب ( ع ) در نظر مردم مدين ، به خاطر نداشتن پشتيبان و ياور ، ضعيف و ناتوان بود .

و إنا لنريك فينا ضعيفًا

كلمه «فينا» (در ميان ما) گوياى اين است كه مردم مدين حضرت شعيب(ع) را در قياس با مخالفانش ناتوان مى شمردند; نه اينكه او را شخصى ضعيف و ناتوان بدانند و لذا در برداشت «به خاطر نداشتن ياور» آورده شد.

49- بينات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 14

14 - شعيب با ارائه بينه اى روشنگر ، قوم خويش را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 1

1- حضرت شعيب ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

50- بينش دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 6،7

6 - موسى ( ع ) ، مردى نيرومند و شخصيتى امين در ديدگاه دختر شعيب

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

7 - موسى ( ع ) ، از ديدگاه دختر شعيب ، بهترين و شايسته ترين مرد براى نگه دارى دام هايشان

قالت إحديهما . .. إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

51- بينش شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 8

8- شعيب ( ع ) با بيان سيطره خداوند بر رفتار كفرپيشگان مدين ، تهديد هاى آنان را به هيچ انگاشت .

لولا رهطك لرجمنك . .. إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مراد از احاطه خدا بر اعمال، سيطره و حاكميت او بر اعمال باشد، هدف شعيب(ع) از آوردن «ربّى»، «إن ربى . ..» و نگفتن «إن الله ...» اين است كه چون اعمال شما در سيطره خداست و او رب و مدبر من است، اجازه نخواهد داد بر من غلبه كنيد و اگر غلبه نيز كرديد، آن را در راستاى تدبير و تربيت من قرار مى دهد; پس در هر حال مرا از تهديدهاى شما باكى نيست.

52- پاسخ دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 9

9 - دختران شعيب به پرسش موسى پاسخ دادند .

قالتا لانسقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 1،3

1 - برانگيخته شدن عواطف موسى ( ع ) با شنيدن پاسخ دختران شعيب

قالتا لانسقى . .. فسقى لهما

3 - اقدام بى درنگ موسى ( ع ) به آب دادن گوسفندان دختران شعيب پس از شنيدن اظهارات آنان

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير . فسقى لهما

تعبير «فسقى لهما» با «فا»ى عاطفه - كه براى عدم تراخى است - بيانگر مطلب ياد شده است.

53- پرسش از دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 7

7 - پرسش موسى ( ع ) از دختران شعيب درباره انگيزه آنان از منع كردن گوسفندانشان از آب

قال ما خطبكما

«خطب» معادل «شأن» است; يعنى، «ما الذى حملكما على الذود; چه چيزى شما را بر اين كار وا مى دارد؟»

54- پيرى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 19،20

19 - شعيب ( ع ) ، پيرمردى سالخورده و ناتوان از رسيدگى به كار دام

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير

20 - تقارن هجرت موسى ( ع ) به مدين با دوران پيرى شعيب ( ع )

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير

55- پيشنهاد دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 1

1 - پيشنهاد يكى از دختران شعيب به پدر براى استخدام موسى ( ع )

قالت إحديهما يأبت استئجره

56- پيشنهاد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 1،2

1 - تصميم شعيب ( ع ) به ايجاد پيوند زناشويى ميان موسى ( ع ) و يكى از دو دختر خود

قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين

2 - اقدام شعيب ( ع ) به در ميان گذاشتن تصميم خود با موسى ( ع ) در حضور دخترانش و با رضايت آنان

قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين

اسم اشاره «هاتين» نشان دهنده آن است كه هر دو دختر شعيب، در آن لحظه حضور داشتند. گفتنى است كه حضور دختران شعيب حكايت از رضايت آنان نسبت به مسأله ازدواج با موسى(ع) دارد.

57- تأمين معاش خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 16

16 - ارتزاق خانواده شعيب از راه دامدارى

و وجد من دونهم امرأتين تذودان . .. قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء

58- تاريخ دوران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 9

9 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى

او لتعودن فى ملتنا

جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.

59- تاريخ شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 9

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

60- تبرى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 3

3 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، بيزار از گرايش به آيين شرك و افترا بستن بر خدا

قال أو لو كنا كرهين. قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

61- تبعيد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 8

8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .

لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا

62- تبليغ شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 7

7 - شعيب براى گرايش دادن مردم مدين به راه خدا ، عنايت خداوند در زياد كردن جمعيت اندك آنان را يادآور شد .

و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 6

6 - شعيب ( ع ) ، پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد» كه خبر از قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد» كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه شعيب در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه بسيار تلاش كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 15

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 9

9- جوانان و ميانسالان مردم مدين ، مخاطبان اصلى شعيب ( ع ) در ابلاغ معارف الهى به آنان

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

فعل مضارع «يعبد» حاكى است كه مقصود از «آباؤنا» تنها نسلهاى پيشين مخاطبان نيست; بلكه پدران فعلى آنان كه زنده هستند نيز مورد نظر مى باشد. بنابراين مخاطبان طبعاً جوانان و ميانسالان خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 3

3 - تأكيد شعيب ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 6

6 - حضرت شعيب ( ع ) در ابلاغ پيام هاى خود به مردم مدين ، از احساسات و تعلّقات خويشاوندى بهره مى گرفت .

يقوم اعبدوا اللّه

خطاب به قوم و نسبت دادن آنها به خود، مى تواند به منظور امر ياد شده باشد.

63- تجارت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 19

19- شعيب ( ع ) در شهر مدين به داد و ستد و مبادلات اقتصادى اشتغال داشت . *

أوفوا المكيال و الميزان . .. و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

شعيب(ع)، پس از تأكيد فراوان بر لزوم رعايت قسط و عدل در مبادلات و پرهيز از كم فروشى و اجحاف در معاملات، مى فرمايد: من هرگز به آنچه شما را از آن نهى كرده ام روى نخواهم آورد. اين سخن آن گاه جايگاهى مناسب دارد كه خود نيز به داد و ستد اشتغال داشته باشد.

64- تحقير شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 2

2 - اقدام مردم اَيكه به ناتوان جلوه دادن شعيب ( ع ) ، با هدف وادار ساختن وى به عقب نشينى از مواضع تبليغى خويش

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

امر در «أسقط» به اصطلاح تعجيزى است. بنابراين، مردم ايكه اقتراح ياد شده (فرو ريختن قطعات آسمانى) را در شرايطى مطرح كردند كه مى پنداشتند، انجام آن امرى غير ممكن است و شعيب(ع) از اين كار ناتوان بوده و به ناچار دست از تبليغاتش خواهد كشيد.

65- ترازو در دوران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 3

3 - وجود ترازو هاى دقيق و ابزار خاص سنجش در عصر شعيب ( ع )

وزنوا بالقسطاس المستقيم

66- تعاليم شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 19،20

19 - شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

فأوفوا الكيل و الميزان

كلمه «كَيل» مصدر است و در آيه مورد بحث به معناى چيزى است كه به وسيله آن كيل مى كنند ; يعنى پيمانه. «ايفاء» (مصدر اوفوا) به معناى اتمام مى باشد و «اتمام كيل» به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده كمتر از حد معمول نباشد و

جنس پرداخت شده كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

20 - شعيب از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزشتر از آنچه هست جلوه ندهند .

و لا تبخسوا الناس أشياءهم

«بَخس» به اين معناست كه چيزى را كمتر از واقع و حقيقتش نشان دهند. در مفردات آمده است: «بخس» يعنى چيزى را ظالمانه ناقص شمردن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 6

6- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام شعيب ( ع ) براى مردم مدين بود .

قال يقوم اعبدوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 1،2،4

1- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس ، پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

«مكيال»; يعنى «پيمانه» و ايفاى آن به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده، كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

2- شعيب ( ع ) ، دعوت كننده مردم به برقرار ساختن قسط و عدالت در معاملات خويش

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

4- شعيب ( ع ) ، از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزش تر از آنچه هست ، جلوه ندهند .

و لاتبخسوا الناس أشياءهم

«بخس»; يعنى، كم كردن و عيب گرفتن (المصباح المنير).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 4،6

4- خير بودن منافع حلال و تجارت هاى عادلانه و سعادت آفرينى معارف و احكام الهى ، از تعاليم شعيب ( ع ) به مردم خويش

يقوم . .. بقيّت الله خير لكم

6- شعيب ( ع ) ، به مردم مدين ابلاغ كرد كه هرگز درصدد اجبار آنان به پذيرش تعاليمش نخواهد بود .

و ما أنا عليكم بحفيظ

«حفيظ» به معناى مراقب و نگهبان است و چون به «على» متعدى شده، معناى تسلط نيز در آن اشراب شده است. بنابراين «و ما أنا...»; يعنى، من موظف نيستم از سر جبر شما را از اعمال ناروا باز دارم و به اعمال شايسته سوق دهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 5،10

5- شعيب ( ع ) ، مردمان را به ترك پرستش غير خدا فرا مى خواند و عليه شركورزى قومش مبارزه مى كرد .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

10- تعاليم شعيب ( ع ) ، دربردارنده ضوابط و مقرراتى خاص براى دخل و تصرف مالكان در اموال خويش

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

«أن نفعل» عطف بر «ما يعبد» است. بنابراين «أن نفعل» مفعول براى «أن نترك» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 16

16- شعيب ( ع ) ، به مردمان اعلام كرد : همواره به تعاليمى كه بيان كرده و مقرراتى كه ابلاغ نموده ، پايبند بوده و بدان ها عمل مى كند .

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

فعل «اُخالفكم» چون با «إلى» متعدى شده ، معناى «اميل» در آن اشراب شده است. بنابراين جمله «ما اُريد ...» چنين معنا مى شود: من نمى خواهم با شما مخالفت كنم و خود به آنچه از آن نهى كرده ام بازگردم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 6،8

6- حصر ربوبيت به خداوند ، لزوم استغفار و تقرب به درگاه خدا از تعاليم شعيب ( ع )

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

8- معرفى خداوند به رحيم بودن و دوست داشتن بندگان ، از تعاليم شعيب ( ع )

إن ربى رحيم ودود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 1

1 - استفاده از ترازوى دقيق در معاملات و رعايت عدالت اقتصادى ، از رهنمود هاى شعيب ( ع ) به مردم

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«زِنَة و وَزْن» (مصدر «زنوا») به معناى سنجيدن و «قسطاس» (مرادف «ميزان») به معناى ترازو است. «مستقيم» نيز معادل درست مى باشد; يعنى، «و با ترازوى درست وزن كنيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 184 - 1

1 - تأكيد شعيب ( ع ) بر رعايت تقواى الهى و پرهيز از مخالفت با آفريدگار

و اتّقوا الذى خلقكم

«إتّقا» (مصدر «اتّقوا») به معناى ترسيدن و پروا كردن و «جبلّة» مرادف «خلقة» است. بنابراين «والجبلّة الأوّلين» يا به معناى «والمخلوقات الأوّلين» است (مصدر به معناى مفعول) و يا به تقدير «و ذوى الجبلّة الأوّلين» مى باشد. در هر حال مقصود اين است كه: «اتّقوا الذى خلقكم و خلق الأمم قبلكم; از آن كس كه شما و امت هاى پيش از شما را آفريد پروا كنيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 9

9 - پرهيز از افساد در زمين ، از جمله پيام هاى شعيب ( ع ) به مردم مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

67- تعقل شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 14

14- شعيب ( ع ) شخصيتى با درايت و راه يافته حتى در ديدگاه كافران قوم خويش

إنك لأنت الحليم الرشيد

از معانى «حِلم» عقل و درايت است و «حليم» در جمله فوق، از آن مشتق شده است. «الرشيد» به معناى راه يافته و هدايت شده است. قابل ذكر است كه مقصود مردم مدين از هدايت يافتگى شعيب(ع)، هدايت در امور اجتماعى و اخلاقى و مانند آنهاست.

68- تفكر در قصه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 1

1 - سرگذشت شعيب ( ع ) و مردم ايكه ، شايان انديشه و دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

كلمه «ذلك» به ماجراى ميان شعيب(ع) و مردم ايكه اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا، درس عبرتى بزرگ وجود دارد.

69- تكذيب رسالت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 2

2 - گروهى از اشراف و بزرگان مدين رسالت شعيب را انكار كردند و گروهى از آنان به وى ايمان آوردند .

و قال الملأ الذين كفروا من قومه

در برداشت فوق «الذين . .. » قيد احترازى گرفته شده است; يعنى «ملأ» دو گروه بودند: گروهى كافر و گروهى مؤمن.

70- توحيد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 6

6 - شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى، مشيت تشريعى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 5

5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .

لئن اتبعتم شعيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 25

25- شعيب ( ع ) تنها خداوند را مرجع خويش مى دانست و فقط به درگاه او روى مى آورد .

و إليه أُنيب

«انابة» (مصدر اُنيب) به معناى رجوع و اقبال است.

71- توصيه هاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 181 - 2

2 - تمام دادن پيمانه و پرهيز از كم فروشى ، توصيه شعيب ( ع ) به مردم « ايكه »

أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين

72- توكل پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 20

20 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، انسانهايى متكى به خدا و بهره مند از روحيه توكل

على اللّه توكلنا

73- توكل شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 20

20 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، انسانهايى متكى به خدا و بهره مند از روحيه توكل

على اللّه توكلنا

74- تهديدهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 13

13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 8

8 - شعيب ( ع ) ، كافران قوم خويش را به داورى خدا و گرفتارسازى آنان به عقوبت هاى الهى در دنيا تهديد كرد .

و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

با توجه به ذيل آيه 89 (ربنا افتح . .. ) معلوم مى شود مقصود شعيب از داورى خداوند، تحقق امرى است كه نابودى كافران در دنيا و در نتيجه پيروزى اهل ايمان را در پى خواهد داشت. چنانچه مخاطب در «فاصبروا» خصوص كافران باشد، اين معنا از وضوح بيشترى برخوردار خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 1،4

1- شعيب ( ع ) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .

و يقوم اعملوا على مكانتكم

4- شعيب ( ع ) ، كفرپيشگان قومش را به عذابى خواركننده هشدار داد .

سوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه . .. وارتقبوا

75- تهمت جادوزدگى به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 2

2 - متهم شدن شعيب ( ع ) از سوى مردم « اَيكه » به جنون و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به سختى افسون شده باشد.

76- تهمت جنون به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 2

2 - متهم شدن شعيب ( ع ) از سوى مردم « اَيكه » به جنون و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به سختى افسون شده باشد.

77- تهمت دروغگويى به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 5

5- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به دروغ گويى در ادعاى نبوت و رسالت متهم مى كردند .

سوف تعلمون . .. من هو كذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 2

2 - انكار رسالت شعيب ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى از سوى مردم مدين

فقد كذّبت . .. و أصحب مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 4

4 - شعيب ( ع ) متهم به دروغ گويى در ادعاى رسالت ، از سوى مردم اَيكه

و إن نظنّك لمن الكذبين

«إنْ» مخفف از ثقيله و«ظَنْ» (مصدر «نظن») مرادف «ايقان» (يقين داشتن) است; يعنى، «قطعًا تو را از جمله دروغ گويان مى دانيم».

78- ثروتمندى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 14

14- شعيب ( ع ) ، از مكنت و گشايش روزى برخوردار بود .

و رزقنى منه رزقًا حسنًا

79- چوپان خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 5

5 - نياز خانواده شعيب به اجير كردن مردى جهت نگه دارى گوسفندانشان

قالت إحديهما يأبت استئجره

با توجه به آيات پيشين، مراد از «استئجره» استيجار براى نگه دارى گوسفندان شعيب مى باشد.

80- چوپانى دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 6،7،14

6 - جلب توجه موسى ( ع ) به دو زن تنها كه به جاى آب دادن به گوسفندانشان ، آنها را از نزديك شدن به آب باز مى داشتند .

و وجد من دونهم امرأتين تذودان

«ذود» (مصدر «تذودان») به معناى دور كردن است; يعنى، آن دو زن گوسفندانشان را دور مى كردند و نمى گذاشتند كه به آب نزديك شوند. گفتنى است، كه دو زن - چنان كه از عبارت هاى بعد استفاده مى شود - دختران شعيب بودند.

7 - پرسش موسى ( ع ) از دختران شعيب درباره انگيزه آنان از منع كردن گوسفندانشان از آب

قال ما خطبكما

«خطب» معادل «شأن» است; يعنى، «ما الذى حملكما على الذود; چه چيزى شما را بر اين كار وا مى دارد؟»

14 - دختران شعيب ، براى آب دادن دام هاى خود ، در انتظار پايان يافتن آب دهى چوپانان و بازگشتن آنان بودند .

قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء

«إصدار» (مصدر «يصدر») به معناى بازگرداندن و «رعاء» (جمع «راعى») به معناى چوپانان است. مفعول «يصدر» حذف شده است; يعنى، «حتّى يصدر الرعاء أنعامهم».

81- حاميان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 8

8- خاندان شعيب ، او را از خود طرد نكرده و از او حمايت مى كردند .

لولا رهطك لرجمنك

82- حج در دوران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 10

10 - اجراى مراسم حج در عصر حضرت شعيب

على أن تأجرنى ثمنى حجج

83- حد اقل مهريه دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 13

13 - آزاد گذاشتن موسى ( ع ) از سوى شعيب ( ع ) در انتخاب كردن حداقل مهر ( هشت سال كار ) يا حداكثر آن ( ده سال كار )

على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك

84- حد اكثر مهريه دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 13

13 - آزاد گذاشتن موسى ( ع ) از سوى شعيب ( ع ) در انتخاب كردن حداقل مهر ( هشت سال كار ) يا حداكثر آن ( ده سال كار )

على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك

85- حقانيت بعثت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 13

13 - شعيب برخوردار از بينه و دليلى روشن بر حقانيت بعثت و پيام هاى خويش

قد جاءتكم بينة من ربكم

86- حياى دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 2

2 - حركت توأم با حيا و آزرم دختر شعيب به هنگام بازگشت نزد موسى ( ع ) و گفتوگو با وى

فجاءته إحديهما تمشى على استحياء

87- خواسته هاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 25،26

25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين

از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.

26 - شعيب ( ع ) در دعاى خويش خواستار امداد هاى غيبى خداوند شد .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 1

1- شعيب ( ع ) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .

و يقوم اعملوا على مكانتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، خواهان اطاعت اصحاب ايكه از او ، به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى اش

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

برداشت ياد شده از تفريع «اتّقوا. ..» بر «إنّى لكم رسول» به دست مى آيد.

88- خوشنامى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 6

6 - شعيب ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار ، نزد مردم ايكه

إنّى لكم رسول أمين

تأكيد شعيب(ع) بر امين بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه اى همراه با خوشنامى و امانت دارى نزد مردم ايكه برخوردار باشد.

89- خويشاوندان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 3

3- وجود رابطه خويشاوندى و نسبى ميان شعيب ( ع ) و مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

مراد از «أخاهم» اين است كه شعيب(ع) با اهل مدين ، خويشاوند بود و يا اينكه او براى آنان ، دلسوزى مى كرد. برداشت فوق ، بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 8

8- خاندان شعيب ، او را از خود طرد نكرده و از او حمايت مى كردند .

لولا رهطك لرجمنك

90- خويشاوندى شعيب(ع) با اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، با مردم مدين ، خويشاوندى داشت .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

91- خيرخواهى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 7،8

7 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم

و نصحت لكم

8 - خيرخواهى شعيب تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش

و نصحت لكم

«لام» در «لكم» اشاره به خلوص شعيب در خيرخواهيش دارد.

92- دامدارى خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 16

16 - ارتزاق خانواده شعيب از راه دامدارى

و وجد من دونهم امرأتين تذودان . .. قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء

93- دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 12

12 - « عن البزنطى قال : سألت الرضا ( ع ) عن قوله تعالى « إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا » أهى التى تزوّج بها ؟ قال : نعم . . . ;

از بزنطى نقل شده كه گفت: از امام رضا(ع) درباره قول خداى تعالى: «إنّ أبى يدعوك. ..» پرسيدم: آيا دخترى كه نزد موسى آمد و گفت پدرم تو را خواسته ... همان دخترى بود كه بعداً موسى(ع) با او ازدواج كرد؟ فرمود: آرى...».

94- دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 6

6 - جلب توجه موسى ( ع ) به دو زن تنها كه به جاى آب دادن به گوسفندانشان ، آنها را از نزديك شدن به آب باز مى داشتند .

و وجد من دونهم امرأتين تذودان

«ذود» (مصدر «تذودان») به معناى دور كردن است; يعنى، آن دو زن گوسفندانشان را دور مى كردند و نمى گذاشتند كه به آب نزديك شوند. گفتنى است، كه دو زن - چنان كه از عبارت هاى بعد استفاده مى شود - دختران شعيب بودند.

95- دشمنان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 1

1- مردم مدين ، به مخالفت با شعيب ( ع ) برخاسته و با او عداوت و دشمنى كردند .

لايجرمنّكم شقاقى

96- دعاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 26

26 - شعيب ( ع ) در دعاى خويش خواستار امداد هاى غيبى خداوند شد .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق

97- دعوت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 5،6،14،22

5 - شعيب با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا اللّه

شعيب با نسبت دادن مردم مدين به خويشتن با گفتن «يقومِ» (اى قوم من) در صدد تحريك عواطف آنان بوده تا به اين وسيله به آنان تفهيم كند كه رسالتش در جهت منافع ايشان است.

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام شعيب براى مردم مدين

قال يقوم اعبدوا اللّه

14 - شعيب با ارائه بينه اى روشنگر ، قوم خويش را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 3،12

3 - شعيب از مردم خويش خواست تا دست از تهديد اهل ايمان بردارند و آنان را از پيمودن راه خدا بازندارند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 2،10

2 - شعيب ( ع ) ، دعوتگر مؤمنان قوم خويش به صبر در برابر كفرپيشگان

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

در اينكه مخاطب «فاصبروا» چه كسانى هستند سه احتمال وجود دارد: خصوص مؤمنان، خصوص كافران، هر دو طايفه. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در اين صورت متعلق صبر، آزارها و اذيتهاى كافران است. يعنى: فاصبروا على ما يصيبكم من الكفار. (اى اهل ايمان در برابر آزار كافران صبر كنيد و بر ديندارى خويش استقامت ورزيد.)

10 - شعيب ( ع ) از مؤمنان و كافران قوم خويش خواست با وانهادن داورى به خداوند از تعرض به يكديگر پرهيز كنند .

إن كان طائفة منكم ءامنوا . .. و طائفة لم يؤمنوا ... فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «فاصبروا» علاوه بر مؤمنان متوجه كافران نيز باشد. در اين صورت مراد از صبر در «فاصبروا» عدم تعرض به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 5،15،16

5- شعيب ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا الله

خطاب «يا قوم» (اى مردم من) تحريك كننده عواطف مخاطبان است.

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

16- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا از مقدار پيمانه ها و وزنه ها ، نكاهند و از كم فروشى بپرهيزند .

و لاتنقصوا المكيال و الميزان

«مكيال» به معناى پيمانه است. ناقص گذاردن پيمانه، يا به اين است كه آن را كم حجم تر از حد متعارف بسازند يا پيمانه متعارف را پر نكنند. «ميزان» هم به معناى ترازوست. ناقص گذاردن ترازو، يا به اين است كه وزنه هاى مورد استفاده در آن كمتر از حد معمول باشد يا جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه هاى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 1،2،4

1- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس ، پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

«مكيال»; يعنى «پيمانه» و ايفاى آن به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده، كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

2- شعيب ( ع ) ، دعوت كننده مردم به برقرار ساختن قسط و عدالت در معاملات خويش

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

4- شعيب ( ع ) ، از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزش تر از آنچه هست ، جلوه ندهند .

و لاتبخسوا الناس أشياءهم

«بخس»; يعنى، كم كردن و عيب گرفتن (المصباح المنير).

98- دعوتهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 3

3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 2

2- شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست با در نظر گرفتن عزت و شكوه خداوند ، معارف و احكام الهى را بپذيرند .

أرهطى أعزّ عليكم من الله

با توجه به اينكه جمله «أرهطى أعزّ . ..» پاسخ شعيب(ع) در برابر «لولا رهطك ...» است، مى توان گفت: مقصود او اين است كه اگر به خاطر عزت خاندانم مرا سنگسار نمى كنيد، چرا عزت و شكوه خداوند را - كه از هر كسى عزتمندتر است - در نظر نمى آوريد و غير او را پرستش مى كنيد و ....

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 2

2 - دعوت شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد وثوق و اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى از جانب شعيب(ع) است كه مردم به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 1

1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 4

4 - دختر شعيب ، پيامدار دعوت پدرش از موسى ( ع )

قالت إنّ أبى يدعوك

99- دلايل بعثت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 13

13 - شعيب برخوردار از بينه و دليلى روشن بر حقانيت بعثت و پيام هاى خويش

قد جاءتكم بينة من ربكم

100- دلايل نبوت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 1

1- حضرت شعيب ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

101- دلداريهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 9

9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان

قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين

102- دلسوزى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 4

4 - شعيب ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 2،7

2 - شعيب ( ع ) با دلسوزى بر كافران مشرف به هلاكت ، از آنان اعراض كرد و شهر مدين را ترك گفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم نشان از تحسّر و دلسوزى شعيب به مردم خويش دارد.

7 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 4

4 - سخن دلسوزانه شعيب ( ع ) با مردم ايكه ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقواپيشه كنيد) بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 5

5 - شعيب ( ع ) ، دل سوزِ مردم مدين بود و با آنان ، رابطه عاطفى و مهربانانه داشت .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم

احتمال دارد كه «أخاهم»، براساس روابط خويشاوندى، گفته شده باشد و احتمال دارد كه كنايه از شفقّت و برخورد برادرانه او با مردم مدين باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

103- رد پيشنهاد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 15

15 - شعيب ( ع ) ، نگران رد شدن پيشنهاد وى از سوى موسى ( ع )

و ما أُريد أن أشقّ عليك

اين كه حضرت شعيب(ع) بلافاصله اعلام مى كند من قصد ندارم بر تو سخت بگيرم، در بردارنده نوعى درخواست از سوى شعيب(ع) است كه موسى(ع) پيشنهاد او را رد نكند.

104- رسالت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 22

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 5

5 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد

لقد أبلغتكم رسلت ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 14

14- مبارزه با شرك ، از وظيفه هاى اصلى حضرت شعيب ( ع )

قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 1

1 - تأكيد شعيب ( ع ) بر رسالت الهى خويش براى مردم ايكه

إنّى لكم رسول

105- رضايت دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 2

2 - اقدام شعيب ( ع ) به در ميان گذاشتن تصميم خود با موسى ( ع ) در حضور دخترانش و با رضايت آنان

قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين

اسم اشاره «هاتين» نشان دهنده آن است كه هر دو دختر شعيب، در آن لحظه حضور داشتند. گفتنى است كه حضور دختران شعيب حكايت از رضايت آنان نسبت به مسأله ازدواج با موسى(ع) دارد.

106- روابط عاطفى در خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 2

2 - وجود رابطه صميمى و فضاى آزاد براى گفت وگو ميان شعيب ( ع ) و دختران وى

قالت إحديهما يأبت استئجره . .. القوىّ الأمين

از اين كه دختر شعيب پيشنهاد خودش را بدون هيچ تكلفى با پدر در ميان گذاشت و آزادانه به ستايش موسى(ع) پرداخت مطلب بالا استفاده مى شود.

107- روزى حلال شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 12

12- شعيب ( ع ) ، على رغم آلودگى جامعه اش به حرام خوارى ، از روزى حلال و نيكو بهره مند بود .

يقوم أوفوا المكيال و الميزان . .. و رزقنى منه رزقًا حسنًا

از اينكه شعيب(ع) مبادلات و معاملات مردم مدين را ظالمانه خواند و آن گونه درآمدها را ناپسند شمرد و سپس فرمود: من از روزى نيكو برخوردار هستم ، مى توان اين احتمال را موجّه دانست كه مراد از «رزقاً حسناً» روزيهاى مادى است.

108- روزى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 8،14

8- خداوند ، شعيب ( ع ) را از روزى و نعمت خاص و نيكوى خويش بهره مند ساخت و او را به مقام نبوت رسانيد .

أرءيتم إن . .. رزقنى منه رزقًا حسنًا

مقصود از «رزقاً حسناً» به مناسبت مورد ، مقام نبوت و پيامبرى است.

14- شعيب ( ع ) ، از مكنت و گشايش روزى برخوردار بود .

و رزقنى منه رزقًا حسنًا

109- روش برخورد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 4

4- شعيب ( ع ) حتى پيش از رسيدن به مقام رسالت ، فردى دلسوز و دوستدار مردم مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 5

5- برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 16

16 - تضمين مدارا كردن با موسى ( ع ) و سخت نگرفتن بر وى در كار ها از سوى شعيب ( ع )

و ما أُريد أن أشقّ عليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 5

5 - شعيب ( ع ) ، دل سوزِ مردم مدين بود و با آنان ، رابطه عاطفى و مهربانانه داشت .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم

احتمال دارد كه «أخاهم»، براساس روابط خويشاوندى، گفته شده باشد و احتمال دارد كه كنايه از شفقّت و برخورد برادرانه او با مردم مدين باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

110- روش تبليغ شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 5

5- شعيب ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا الله

خطاب «يا قوم» (اى مردم من) تحريك كننده عواطف مخاطبان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 5

5- يادآورى تاريخ پيشينيان و بيان علت نابودى و گرفتارى آنان به عذاب هاى الهى ، از روش هاى تبليغى حضرت شعيب ( ع ) بود .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 3،4

3 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى شعيب پيامبر

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

4 - سخن دلسوزانه شعيب ( ع ) با مردم ايكه ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقواپيشه كنيد) بيانگر مطلب ياد شده است.

111- زمينه دعوتهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 9

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

112- ساختار خانوادگى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 2

2 - وجود رابطه صميمى و فضاى آزاد براى گفت وگو ميان شعيب ( ع ) و دختران وى

قالت إحديهما يأبت استئجره . .. القوىّ الأمين

از اين كه دختر شعيب پيشنهاد خودش را بدون هيچ تكلفى با پدر در ميان گذاشت و آزادانه به ستايش موسى(ع) پرداخت مطلب بالا استفاده مى شود.

113- سرزنشهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 3

3- شعيب ( ع ) مردم مدين را به خاطر غفلت از خدا و رعايت نكردن جانب او ، توبيخ و سرزنش كرد .

أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا

استفهام در جمله «أرهطى . ..» انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 5

5 - اصحاب ايكه مورد سرزنش شعيب ( ع ) به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

استفهام در جمله «ألاتتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

114- شرك ستيزى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 14

14- مبارزه با شرك ، از وظيفه هاى اصلى حضرت شعيب ( ع )

قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 5،17

5- شعيب ( ع ) ، مردمان را به ترك پرستش غير خدا فرا مى خواند و عليه شركورزى قومش مبارزه مى كرد .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

17- مردم مدين ، مبارزه شعيب ( ع ) با پرستش خدايان اهل شرك را ، خلاف درايت و رشد او مى شمردند .

أو أن نفعل فى أمولنا ما نشؤا إنك لأنت الحليم الرشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 11

11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .

و ما أنت علينا بعزيز

«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 3

3- شعيب ( ع ) موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنى عمل

115- شريعت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 6

6 - شعيب ( ع ) ، تابع شريعت ابراهيم

على أن تأجرنى ثمنى حجج

«حج» سنتى است به جا مانده از شريعت حضرت ابراهيم(ع) و از اين كه حضرت شعيب(ع) حج را مبدأ سال در قرارداد بين خود و موسى(ع) تعيين كرد، حكايت از اين دارد كه او به اين سنت - كه يكى از عبادات در شريعت ابراهيم است - پايبند بود.

116- شعيب(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 17

17 - شعيب ( ع ) ، شخصيتى از زمره صالحان

ستجدنى . .. من الصلحين

117- شعيب(ع) قبل از نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 4

4- شعيب ( ع ) حتى پيش از رسيدن به مقام رسالت ، فردى دلسوز و دوستدار مردم مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

118- شعيب(ع) و احاطه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 8

8- شعيب ( ع ) با بيان سيطره خداوند بر رفتار كفرپيشگان مدين ، تهديد هاى آنان را به هيچ انگاشت .

لولا رهطك لرجمنك . .. إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مراد از احاطه خدا بر اعمال، سيطره و حاكميت او بر اعمال باشد، هدف شعيب(ع) از آوردن «ربّى»، «إن ربى . ..» و نگفتن «إن الله ...» اين است كه چون اعمال شما در سيطره خداست و او رب و مدبر من است، اجازه نخواهد داد بر من غلبه كنيد و اگر غلبه نيز كرديد، آن را در راستاى تدبير و تربيت من قرار مى دهد; پس در هر حال مرا از تهديدهاى شما باكى نيست.

119- شعيب(ع) و اشراف مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 1

1 - شعيب ( ع ) در پاسخ اشراف كفرپيشه مدين ، گرايش به آيين شرك را افترا بر خداوند دانست .

قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 5

5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .

لئن اتبعتم شعيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.

120- شعيب(ع) و اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 1

1 - نبود پيوند خويشاوندى ميان شعيب ( ع ) و مردم ايكه

كذّب أصحب ليكة . .. إذ قال لهم شعيب

از آن جا كه نسبت به ساير پيامبران در آيات پيشين تعبير «أخوهم» به كار رفته; ولى در مورد شعيب(ع) نسبت به مردم ايكه، اين تعبير به كار نرفته است، مطلب فوق را مى توان استفاده كرد.

121- شعيب(ع) و اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 2،3،4

2 - رسالت شعيب در محدوده مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

3 - وجود رابطه خويشاوندى و نَسبى ميان شعيب و مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

از اينكه شعيب برادر مردم مدين خوانده شده، يا اشاره به خويشى وى با مردم مدين دارد و يا حكايت از آن دارد كه او حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز براى قوم خويش بوده است. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

4 - شعيب ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 10

10 - شعيب ( ع ) با توجه به كفرورزى مردم خويش ، دريغ و تأسف بر هلاكت آنان را ناروا خواند .

فكيف ءاسى على قوم كفرين

لحن جمله «يقوم . .. » حكايت از دريغ و تأسف شعيب دارد و جمله «كيف ءاسى ... » دلالت مى كند كه تأسف بر هلاكت كفرپيشگان نارواست. گويا شعيب هنگامى كه قومش را مشرف به هلاكت يافت بر آنان افسوس خورد و سپس كفرورزى آنان را ملاحظه كرد و آنان را مستحق اين هلاكت دانست و لذا نتيجه گرفت كه نبايد بر هلاكت ايشان افسوس خورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 3

3- وجود رابطه خويشاوندى و نسبى ميان شعيب ( ع ) و مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

مراد از «أخاهم» اين است كه شعيب(ع) با اهل مدين ، خويشاوند بود و يا اينكه او براى آنان ، دلسوزى مى كرد. برداشت فوق ، بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 3

3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 8،10

8- شعيب ( ع ) با بيان سيطره خداوند بر رفتار كفرپيشگان مدين ، تهديد هاى آنان را به هيچ انگاشت .

لولا رهطك لرجمنك . .. إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مراد از احاطه خدا بر اعمال، سيطره و حاكميت او بر اعمال باشد، هدف شعيب(ع) از آوردن «ربّى»، «إن ربى . ..» و نگفتن «إن الله ...» اين است كه چون اعمال شما در سيطره خداست و او رب و مدبر من است، اجازه نخواهد داد بر من غلبه كنيد و اگر غلبه نيز كرديد، آن را در راستاى تدبير و تربيت من قرار مى دهد; پس در هر حال مرا از تهديدهاى شما باكى نيست.

10- سيطره خداوند بر رفتارها ، عزت و شكوه برتر او و ضرورت احساس حضور در پيشگاه او ، پاسخ شعيب ( ع ) به سخنان نا به جا و نارواى مردم مدين

و إنا لنريك فينا ضعيفًا . .. قال يقوم أرهطى أعزّ عليكم من الله... إن ربى بما ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 1

1- شعيب ( ع ) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .

و يقوم اعملوا على مكانتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 5

5 - شعيب ( ع ) ، دل سوزِ مردم مدين بود و با آنان ، رابطه عاطفى و مهربانانه داشت .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم

احتمال دارد كه «أخاهم»، براساس روابط خويشاوندى، گفته شده باشد و احتمال دارد كه كنايه از شفقّت و برخورد برادرانه او با مردم مدين باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

122- شعيب(ع) و پيمانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 27

27- « عن على ابن الحسين ( ع ) قال : إن أوّل من عمل المكيال والميزان شعيب النبى ( ع ) عمله بيده . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است كه فرمود: اول كسى كه ابزار كيل و وزن ساخت، شعيب پيغمبر بود و با دست خود آن را ساخت».

123- شعيب(ع) و تخلفات اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 18

18- شعيب ( ع ) هرگز تمايلى به اجحاف و بى عدالتى در داد و ستد و گرايشى به عبادت معبود هاى دروغين نداشت .

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

124- شعيب(ع) و ترازو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 27

27- « عن على ابن الحسين ( ع ) قال : إن أوّل من عمل المكيال والميزان شعيب النبى ( ع ) عمله بيده . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است كه فرمود: اول كسى كه ابزار كيل و وزن ساخت، شعيب پيغمبر بود و با دست خود آن را ساخت».

125- شعيب(ع) و دين اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 12،13

12 - آيين مردم مدين ، آيينى منفور و كريه در ديدگاه شعيب ( ع ) و پيروان او

أو لو كنا كرهين

13 - شعيب ( ع ) با اظهار تنفر خود و پيروانش از آيين مردم مدين ، انتظار پذيرش آن آيين را انتظارى شگفت و بى جا دانست .

قال أو لو كنا كرهين

126- شعيب(ع) و رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 11

11- شعيب ( ع ) ، واسطه شمول رحمت خداوند بر توبه كنندگان قومش

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

چون خطاب در «استغفروا ربكم» متوجه مردم است، ظاهر آن بود كه به جاى «إن ربى» گفته مى شد «إن ربكم . ..». اين جابه جايى مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه: خداوند به واسطه پيامبرانش، مردمان را مشمول رحمت و محبت خويش قرار مى دهد و آنان، مجراى فيض الهى بر بندگانند.

127- شعيب(ع) و رسوم اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 20

20- هدف شعيب ( ع ) از مخالفت با آداب و رسوم مردم مدين و رفتار ناعادلانه آنان ، اصلاح ايشان و از ميان بردن فساد هاى اجتماعى بود .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

128- شعيب(ع) و سنگسار شدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 6

6- شعيب ( ع ) ، در ديدگاه مردم مدين مستحق كيفر و مجازات و سنگسار شدن بود .

و لولا رهطك لرجمنك

129- شعيب(ع) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 2

2 - شعيب ( ع ) با دلسوزى بر كافران مشرف به هلاكت ، از آنان اعراض كرد و شهر مدين را ترك گفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم نشان از تحسّر و دلسوزى شعيب به مردم خويش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 5

5- برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.

130- شعيب(ع) و كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 6،25

6 - شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى، مشيت تشريعى است.

25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين

از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.

131- شعيب(ع) و كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 6

6- شعيب ( ع ) ، در ديدگاه مردم مدين مستحق كيفر و مجازات و سنگسار شدن بود .

و لولا رهطك لرجمنك

132- شعيب(ع) و گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 22

22- شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش

إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

133- شعيب(ع) و مبارزه با فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 20،21

20- هدف شعيب ( ع ) از مخالفت با آداب و رسوم مردم مدين و رفتار ناعادلانه آنان ، اصلاح ايشان و از ميان بردن فساد هاى اجتماعى بود .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

21- شعيب ( ع ) تا حد توان و استطاعتش در اصلاح جامعه كوشيد و با فساد مبارزه كرد .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

حرف «ما» در «ما استطعت» ظرفيه مصدريه است; يعنى، به معناى مدت و زمان مى باشد و فعل پس از خود را به تأويل مصدر مى برد. بنابراين «إن اُريد ...»; يعنى: «مدة استطاعتى الإصلاح ما اُريد إلاّ الإصلاح»; من در مدت و زمانى كه توان اصلاح امور را دارم به جز اصلاح امور را نخواهم خواست».

134- شعيب(ع) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 22

22- شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش

إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 5

5- برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.

135- شعيب(ع) و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 18

18- شعيب ( ع ) هرگز تمايلى به اجحاف و بى عدالتى در داد و ستد و گرايشى به عبادت معبود هاى دروغين نداشت .

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

136- شعيب(ع) و منافع مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 8

8 - خيرخواهى شعيب تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش

و نصحت لكم

«لام» در «لكم» اشاره به خلوص شعيب در خيرخواهيش دارد.

137- شغل شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 19

19- شعيب ( ع ) در شهر مدين به داد و ستد و مبادلات اقتصادى اشتغال داشت . *

أوفوا المكيال و الميزان . .. و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

شعيب(ع)، پس از تأكيد فراوان بر لزوم رعايت قسط و عدل در مبادلات و پرهيز از كم فروشى و اجحاف در معاملات، مى فرمايد: من هرگز به آنچه شما را از آن نهى كرده ام روى نخواهم آورد. اين سخن آن گاه جايگاهى مناسب دارد كه خود نيز به داد و ستد اشتغال داشته باشد.

138- صداقت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، خواهان اطاعت اصحاب ايكه از او ، به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى اش

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

برداشت ياد شده از تفريع «اتّقوا. ..» بر «إنّى لكم رسول» به دست مى آيد.

139- ضعف شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 4

4- شعيب ( ع ) در نظر مردم مدين ، به خاطر نداشتن پشتيبان و ياور ، ضعيف و ناتوان بود .

و إنا لنريك فينا ضعيفًا

كلمه «فينا» (در ميان ما) گوياى اين است كه مردم مدين حضرت شعيب(ع) را در قياس با مخالفانش ناتوان مى شمردند; نه اينكه او را شخصى ضعيف و ناتوان بدانند و لذا در برداشت «به خاطر نداشتن ياور» آورده شد.

140- طايفه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 7

7- شعيب ( ع ) در شهر مدين ، داراى طايفه اى انگشت شمار بود .

لولا رهطك لرجمنك

141- عبرت از قصه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 1

1 - سرگذشت شعيب ( ع ) و مردم ايكه ، شايان انديشه و دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

كلمه «ذلك» به ماجراى ميان شعيب(ع) و مردم ايكه اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا، درس عبرتى بزرگ وجود دارد.

142- عذاب مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 1

1 - عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 1

1 - شعيب ( ع ) پس از حتميت نزول عذاب الهى بر تكذيب كنندگان رسالتش ، از آنان فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

143- عفت دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 12،15

12 - پرهيز از اختلاط با مردان نامحرم ، انگيزه دختران شعيب در ندادن آب به گوسفندان خود

قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء

15 - انتظار كشيدن براى خلوت شدن سرچاه از مردان نامحرم ، عادت دختران شعيب و كار هر روزه آنان در آب دادن به گوسفندان خويش

قالتا لانسقى

برداشت ياد شده با توجه به آمدن فعل مضارع «لانسقى» - كه مفيد تكرار است - به دست مى آيد.

144- عقيده پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 12،13

12 - آيين مردم مدين ، آيينى منفور و كريه در ديدگاه شعيب ( ع ) و پيروان او

أو لو كنا كرهين

13 - شعيب ( ع ) با اظهار تنفر خود و پيروانش از آيين مردم مدين ، انتظار پذيرش آن آيين را انتظارى شگفت و بى جا دانست .

قال أو لو كنا كرهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 3،11،12

3 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، بيزار از گرايش به آيين شرك و افترا بستن بر خدا

قال أو لو كنا كرهين. قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

11 - شعيب ( ع ) اظهار كفر و شرك را امرى نامشروع و ناروا براى خويش و همگامانش دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از عدم امكان كه از جمله «ما يكون لنا . .. » به دست مى آيد، عدم امكان تشريعى باشد.

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

145- عقيده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 7،11،17

7 - شعيب ( ع ) بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك تنها در صورت تعلق مشيت الهى ، ممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

11 - شعيب ( ع ) اظهار كفر و شرك را امرى نامشروع و ناروا براى خويش و همگامانش دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از عدم امكان كه از جمله «ما يكون لنا . .. » به دست مى آيد، عدم امكان تشريعى باشد.

17 - شعيب ( ع ) ، علم مطلق خداوند را دليل پذيرش ربوبيت وى و تسليم در برابر مشيتهايش دانست .

قال . .. إلا أن يشاء اللّه ربنا وسع ربنا كل شىء علماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 24،25

24- شعيب ( ع ) ، موفقيت خويش در اصلاح جامعه را ، در گرو امداد الهى مى دانست .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت و ما توفيقى إلاّ بالله عليه توكلت

«توفيق» در آيه شريفه ، مصدر مجهولى است كه به نايب فاعلش (ياى متكلم) اضافه شده است و «باء» براى استعانت است. بنابراين «و ما توفيقى ...»; يعنى ، تنها به كمك خداوند بر انجام كارهاى خير ، موفق خواهم بود.

25- شعيب ( ع ) تنها خداوند را مرجع خويش مى دانست و فقط به درگاه او روى مى آورد .

و إليه أُنيب

«انابة» (مصدر اُنيب) به معناى رجوع و اقبال است.

146- عمل به تكليف شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 16

16- شعيب ( ع ) ، به مردمان اعلام كرد : همواره به تعاليمى كه بيان كرده و مقرراتى كه ابلاغ نموده ، پايبند بوده و بدان ها عمل مى كند .

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

فعل «اُخالفكم» چون با «إلى» متعدى شده ، معناى «اميل» در آن اشراب شده است. بنابراين جمله «ما اُريد ...» چنين معنا مى شود: من نمى خواهم با شما مخالفت كنم و خود به آنچه از آن نهى كرده ام بازگردم.

147- عوامل تكذيب شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 5

5 - پيام عدالت خواهى و حق جويى شعيب ( ع ) ، مايه انكار رسالت وى از سوى مفسدان سودجوى اَيكه

أوفوا الكيل . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين ... و إن نظنّك لمن الكذبين

148- فرجام مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 3

3 - تكذيب كنندگان شعيب ( ع ) ، خود به فرجام زيانبارى كه براى مؤمنان پيش بينى مى كردند ، گرفتار شدند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرين . .. الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

حصرى كه از ضمير فصل استفاده مى شود حصر قلب است. يعنى بيان مى كند كه پندار كفرپيشگان (زيانكارى مؤمنان) باطل است و خود آنان زيانكار هستند.

149- فضايل پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 20

20 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، انسانهايى متكى به خدا و بهره مند از روحيه توكل

على اللّه توكلنا

150- فضايل شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 20

20 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، انسانهايى متكى به خدا و بهره مند از روحيه توكل

على اللّه توكلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 4

4- شعيب ( ع ) حتى پيش از رسيدن به مقام رسالت ، فردى دلسوز و دوستدار مردم مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 14،15

14- شعيب ( ع ) شخصيتى با درايت و راه يافته حتى در ديدگاه كافران قوم خويش

إنك لأنت الحليم الرشيد

از معانى «حِلم» عقل و درايت است و «حليم» در جمله فوق، از آن مشتق شده است. «الرشيد» به معناى راه يافته و هدايت شده است. قابل ذكر است كه مقصود مردم مدين از هدايت يافتگى شعيب(ع)، هدايت در امور اجتماعى و اخلاقى و مانند آنهاست.

15- شعيب ( ع ) ، حتى در ميان كافران قومش ، به دارا بودن اخلاق نيكو شهرت داشت .

إنك لأنت الحليم الرشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 6

6 - شعيب ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار ، نزد مردم ايكه

إنّى لكم رسول أمين

تأكيد شعيب(ع) بر امين بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه اى همراه با خوشنامى و امانت دارى نزد مردم ايكه برخوردار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 17

17 - شعيب ( ع ) ، شخصيتى از زمره صالحان

ستجدنى . .. من الصلحين

151- فلسفه تكذيب شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 4

4 - برخوردارى شعيب ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز مردم « اَيكه » در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد «مسحّر» مرادف «رئه» (شُش)است. بنابراين واژه «مسحّر» به معناى موجود داراى شُش - كه از خصوصيات بشرى است - مى باشد. اين تعبير كنايه از همگونى شعيب(ع) با ساير مردم و امتياز نداشتن وى مى باشد. گفتنى است برپايه اين احتمال، آيه بعد توضيح همين تعبير خواهد بود.

152- فلسفه دامدارى دختران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 17

17 - نبودن مردى توانا در خانوداه شعيب ، علت پرداختن دختران او به كار دامدارى

قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير

153- فلسفه دعاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 31

31 - تثبيت حق ، هدف دعاى شعيب پيامبر

ربنا افتح . .. بالحق

شعيب(ع) در دعاى خويش با اينكه اذعان به حقانيت خويش داشت، نگفت كه خدايا به سود ما داورى كن، بلكه گفت خدايا حق را به كرسى بنشان ; و اين اشاره به اين حقيقت دارد كه پيامبران هدفى جز تثبيت حق نداشته اند.

154- فلسفه دعوتهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 5

5 - دعوت شعيب از موسى ، براى پرداختن مزد در قبال آب دادن وى به گوسفندانش

إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا

155- قبول پيشنهاد دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 9

9 - استقبال شعيب ( ع ) از پيشنهاد دختر خويش براى استخدام موسى ( ع )

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

سكوت شعيب(ع) در برابر پيشنهاد دختر خويش، نشانگر پذيرفته شدن آن از سوى وى مى باشد. آيه بعد نيز گوياى همين مطلب است.

156- قبول پيشنهاد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 1

1 - پذيرفته شدن پيشنهاد شعيب ( هشت تا ده سال كار در قبال ازدواج ) از سوى موسى ( ع )

قال إنّى أُريد . .. أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ

157- قبول دعوتهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 7

7 - پذيرش دعوت شعيب از سوى موسى ( ع ) و رفتن وى به نزد او

قالت إنّ أبى يدعوك . .. فلمّا جاءه

158- قبول رسالت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 3

3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

159- قبول هشدارهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 2

2 - دعوت شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد وثوق و اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى از جانب شعيب(ع) است كه مردم به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند).

160- قصه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 3،4،14،19،24

3 - وجود رابطه خويشاوندى و نَسبى ميان شعيب و مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

از اينكه شعيب برادر مردم مدين خوانده شده، يا اشاره به خويشى وى با مردم مدين دارد و يا حكايت از آن دارد كه او حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز براى قوم خويش بوده است. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

4 - شعيب ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

14 - شعيب با ارائه بينه اى روشنگر ، قوم خويش را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

19 - شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

فأوفوا الكيل و الميزان

كلمه «كَيل» مصدر است و در آيه مورد بحث به معناى چيزى است كه به وسيله آن كيل مى كنند ; يعنى پيمانه. «ايفاء» (مصدر اوفوا) به معناى اتمام مى باشد و «اتمام كيل» به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

24 - شعيب ( ع ) ، مردم خويش را از فسادگرى در زمين نهى كرد .

و لاتفسدوا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 3،7،12،13

3 - شعيب از مردم خويش خواست تا دست از تهديد اهل ايمان بردارند و آنان را از پيمودن راه خدا بازندارند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

7 - شعيب براى گرايش دادن مردم مدين به راه خدا ، عنايت خداوند در زياد كردن جمعيت اندك آنان را يادآور شد .

و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 1،2،8،9،10

1 - گروهى از مردم مدين به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند و گروهى ديگر از پذيرش آن سر باز زدند .

و إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا

«إن كان طائفة . .. » به دليل آيه قبل از مواردى است كه در آن «إن» شرطيه در مورد تحقق شرط به كار رفته است ; مانند «ان كنت ابنى فلا تفعل كذا». بنابراين «إن كان طائفة منكم ... فاصبروا» يعنى چنانچه گروهى از شما ايمان آورديد پس صبر پيشه سازيد.

2 - شعيب ( ع ) ، دعوتگر مؤمنان قوم خويش به صبر در برابر كفرپيشگان

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

در اينكه مخاطب «فاصبروا» چه كسانى هستند سه احتمال وجود دارد: خصوص مؤمنان، خصوص كافران، هر دو طايفه. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در اين صورت متعلق صبر، آزارها و اذيتهاى كافران است. يعنى: فاصبروا على ما يصيبكم من الكفار. (اى اهل ايمان در برابر آزار كافران صبر كنيد و بر ديندارى خويش استقامت ورزيد.)

8 - شعيب ( ع ) ، كافران قوم خويش را به داورى خدا و گرفتارسازى آنان به عقوبت هاى الهى در دنيا تهديد كرد .

و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

با توجه به ذيل آيه 89 (ربنا افتح . .. ) معلوم مى شود مقصود شعيب از داورى خداوند، تحقق امرى است كه نابودى كافران در دنيا و در نتيجه پيروزى اهل ايمان را در پى خواهد داشت. چنانچه مخاطب در «فاصبروا» خصوص كافران باشد، اين معنا از وضوح بيشترى برخوردار خواهد بود.

9 - شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

10 - شعيب ( ع ) از مؤمنان و كافران قوم خويش خواست با وانهادن داورى به خداوند از تعرض به يكديگر پرهيز كنند .

إن كان طائفة منكم ءامنوا . .. و طائفة لم يؤمنوا ... فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «فاصبروا» علاوه بر مؤمنان متوجه كافران نيز باشد. در اين صورت مراد از صبر در «فاصبروا» عدم تعرض به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 1،2،3،8،9،13

1 - گروهى از اشراف قوم شعيب ( ع ) از سر تكبر و خودبرتربينى به وى و رسالتهايش كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا من قومه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «الذين استكبروا» قيدى احترازى باشد. بر اين مبنا اشراف به دو طايفه مستكبران و غير مستكبران تقسيم مى شوند. قابل ذكر است كه مراد از استكبار، كفرورزى است كه براى تبيين علت كفر به جاى «كفروا»، «استكبروا» استعمال شده است.

2 - اشراف كفرپيشه مدين ، شعيب و مؤمنان به رسالتش را به تبعيد دسته جمعى تهديد كردند .

لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا

«معك» مى تواند متعلق به «لنخرجنك» باشد. بر اين مبنا «لنخرجنك» حاكى از تبعيد دسته جمعى است.

3 - اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .

لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا

9 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى

او لتعودن فى ملتنا

جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.

13 - شعيب ( ع ) با اظهار تنفر خود و پيروانش از آيين مردم مدين ، انتظار پذيرش آن آيين را انتظارى شگفت و بى جا دانست .

قال أو لو كنا كرهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 -

1،3،4،6،11،12،20،25

1 - شعيب ( ع ) در پاسخ اشراف كفرپيشه مدين ، گرايش به آيين شرك را افترا بر خداوند دانست .

قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

3 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، بيزار از گرايش به آيين شرك و افترا بستن بر خدا

قال أو لو كنا كرهين. قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

4 - خداوند نجاتبخش شعيب ( ع ) و همگامانش از گرايش به شرك

بعد إذ نجنا اللّه منها

6 - شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى، مشيت تشريعى است.

11 - شعيب ( ع ) اظهار كفر و شرك را امرى نامشروع و ناروا براى خويش و همگامانش دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از عدم امكان كه از جمله «ما يكون لنا . .. » به دست مى آيد، عدم امكان تشريعى باشد.

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

20 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، انسانهايى متكى به خدا و بهره مند از روحيه توكل

على اللّه توكلنا

25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين

از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 1،5

1 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاش براى بازداشتن مردم از ايمان به رسالت شعيب و پيروى از فرمان هاى او

و قال الملأ الذين كفروا من قومه لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

مراد از متابعت در «اتبعتم» مى تواند پيروى از آيين و دستورات شعيب باشد. در اين صورت مخاطبان اين كلمه (اتبعتم) عموم مردم هستند. همچنين مى تواند مراد از آن پيروى از شعيب در خروج از شهر مدين باشد. در اين صورت مؤمنانِ به شعيب مخاطبانِ «اتبعتم» خواهند بود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .

لئن اتبعتم شعيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 3،5

3 - كافران قوم شعيب شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى دارهم جثمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «ادخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد، نه به معناى «صاروا». بر اين مبنا «فاصبحوا ... » مى رساند كه هلاكت به هنگام صبح اتفاق افتاد و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح، يعنى درشب، بر كافران قوم شعيب عارض شده است.

5 - لرزش شديد و عذاب نازل شده بر قوم شعيب توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از ايشان سلب كرد .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«فى دارهم» هم مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نزول عذاب هنگامى بود كه همه و يا اكثر آنان در خانه هايشان استراحت مى كردند و هم مى تواند علاوه بر اين، اشاره به اين داشته باشد كه با احساس لرزش زمين، كه طبعاً آدمى از خانه مى گريزد، قوم شعيب نيز خواستند از خانه ها بيرون شوند، ولى عذاب مهلت نداد و در همانجا به هلاكت رسيدند. با توجه به اينكه «فى دارهم» متعلق به «جثمين» است، اين معنا وضوح بيشترى پيدا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 1،2،4،6،7،10

1 - شعيب ( ع ) پس از حتميت نزول عذاب الهى بر تكذيب كنندگان رسالتش ، از آنان فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

2 - شعيب ( ع ) با دلسوزى بر كافران مشرف به هلاكت ، از آنان اعراض كرد و شهر مدين را ترك گفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم نشان از تحسّر و دلسوزى شعيب به مردم خويش دارد.

4 - شعيب ( ع ) هنگام خروجش از ميان مردم مدين ، اتمام حجت الهى بر آنان را به ايشان گوشزد كرد .

فتولى عنهم و قال يقوم لقد أبلغتكم رسلت ربى

6 - شعيب ( ع ) ، پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد» كه خبر از قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد» كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه شعيب در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه بسيار تلاش كرد.

7 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم

و نصحت لكم

10 - شعيب ( ع ) با توجه به كفرورزى مردم خويش ، دريغ و تأسف بر هلاكت آنان را ناروا خواند .

فكيف ءاسى على قوم كفرين

لحن جمله «يقوم . .. » حكايت از دريغ و تأسف شعيب دارد و جمله «كيف ءاسى ... » دلالت مى كند كه تأسف بر هلاكت كفرپيشگان نارواست. گويا شعيب هنگامى كه قومش را مشرف به هلاكت يافت بر آنان افسوس خورد و سپس كفرورزى آنان را ملاحظه كرد و آنان را مستحق اين هلاكت دانست و لذا نتيجه گرفت كه نبايد بر هلاكت ايشان افسوس خورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 3،9

3- مردم مدين ، نماز ها و عبادت هاى شعيب ( ع ) را مورد تمسخر و استهزاى خويش قرار مى دادند .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در جمله «أصلوتك . ..» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است.

9- جوانان و ميانسالان مردم مدين ، مخاطبان اصلى شعيب ( ع ) در ابلاغ معارف الهى به آنان

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

فعل مضارع «يعبد» حاكى است كه مقصود از «آباؤنا» تنها نسلهاى پيشين مخاطبان نيست; بلكه پدران فعلى آنان كه زنده هستند نيز مورد نظر مى باشد. بنابراين مخاطبان طبعاً جوانان و ميانسالان خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 19

19- شعيب ( ع ) در شهر مدين به داد و ستد و مبادلات اقتصادى اشتغال داشت . *

أوفوا المكيال و الميزان . .. و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

شعيب(ع)، پس از تأكيد فراوان بر لزوم رعايت قسط و عدل در مبادلات و پرهيز از كم فروشى و اجحاف در معاملات، مى فرمايد: من هرگز به آنچه شما را از آن نهى كرده ام روى نخواهم آورد. اين سخن آن گاه جايگاهى مناسب دارد كه خود نيز به داد و ستد اشتغال داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 4

4- شعيب ( ع ) كفرپيشگان ستيزه جوى قومش را به مبتلا شدن سرنوشتى همانند سرنوشت برخى از جوامع هلاك شده پيشين هشدار داد .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 3،4،7،9،10،11

3- مردم مدين ، بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) را ، سخنانى سخيف و بى فايده مى شمردند و شايسته اعتنا كردن نمى دانستند .

ما نفقه كثيرًا مما تقول

مراد از جمله «ما نفقه . ..» (بسيارى از سخنانت را نمى فهميم) مى تواند معناى حقيقى آن باشد; يعنى، واقعاً توان درك تعاليم تو را نداريم، مسأله توحيد براى ما لاينحل است، محدود دانستن مالك در تصرف اموال خويش قابل هضم نيست و ... و مى تواند كنايه از نامعقول بودن و نا به جا و بى ثمر بودن باشد; يعنى، پيامهاى تو آن قدر سخيف است كه شايسته تأمّل كردن و فهميدن و عمل كردن نيست. برداشت فوق، ناظر به احتمال دوم است.

4- شعيب ( ع ) در نظر مردم مدين ، به خاطر نداشتن پشتيبان و ياور ، ضعيف و ناتوان بود .

و إنا لنريك فينا ضعيفًا

كلمه «فينا» (در ميان ما) گوياى اين است كه مردم مدين حضرت شعيب(ع) را در قياس با مخالفانش ناتوان مى شمردند; نه اينكه او را شخصى ضعيف و ناتوان بدانند و لذا در برداشت «به خاطر نداشتن ياور» آورده شد.

7- شعيب ( ع ) در شهر مدين ، داراى طايفه اى انگشت شمار بود .

لولا رهطك لرجمنك

9- خاندان شعيب ، قبيله اى شايسته احترام در نزد مردم مدين

لولا رهطك لرجمنك

«رهط» به گروه و دسته اى گفته مى شود كه از ده نفر تجاوز نكند و آن گاه كه به كلمه اى همانند رجل اضافه شود (رهط الرجل) به معناى قبيله ، قوم و خاندان است.

10- عزت و احترام قبيله شعيب در نزد مردم مدين ، مانع آنان از كيفر دادن و سنگسار كردن آن حضرت

و لولا رهطك لرجمنك

از آن جا كه مردم مدين تصريح مى كنند كه شعيب(ع) در ميان آنان ضعيف است، معلوم مى شود مقصود آنان از «لولا رهطك» اين معنا نيست كه آنان توان مقابله با خاندان او را ندارند; بلكه - به قرينه «ما أنت علينا بعزيز» و «أرهطى أعز. ..» در آيه بعد - مراد از «لولا رهطك»، «لولا عزة قومك و كرامتهم عندنا ...» است.

11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .

و ما أنت علينا بعزيز

«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 2،3،8،9

2- شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست با در نظر گرفتن عزت و شكوه خداوند ، معارف و احكام الهى را بپذيرند .

أرهطى أعزّ عليكم من الله

با توجه به اينكه جمله «أرهطى أعزّ . ..» پاسخ شعيب(ع) در برابر «لولا رهطك ...» است، مى توان گفت: مقصود او اين است كه اگر به خاطر عزت خاندانم مرا سنگسار نمى كنيد، چرا عزت و شكوه خداوند را - كه از هر كسى عزتمندتر است - در نظر نمى آوريد و غير او را پرستش مى كنيد و ....

3- شعيب ( ع ) مردم مدين را به خاطر غفلت از خدا و رعايت نكردن جانب او ، توبيخ و سرزنش كرد .

أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا

استفهام در جمله «أرهطى . ..» انكار توبيخى است.

8- شعيب ( ع ) با بيان سيطره خداوند بر رفتار كفرپيشگان مدين ، تهديد هاى آنان را به هيچ انگاشت .

لولا رهطك لرجمنك . .. إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مراد از احاطه خدا بر اعمال، سيطره و حاكميت او بر اعمال باشد، هدف شعيب(ع) از آوردن «ربّى»، «إن ربى . ..» و نگفتن «إن الله ...» اين است كه چون اعمال شما در سيطره خداست و او رب و مدبر من است، اجازه نخواهد داد بر من غلبه كنيد و اگر غلبه نيز كرديد، آن را در راستاى تدبير و تربيت من قرار مى دهد; پس در هر حال مرا از تهديدهاى شما باكى نيست.

9- شعيب ( ع ) مردم مدين را به حسابرسى خداوند و مجازات هاى او هشدار داد .

إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مقصود از احاطه خداوند بر اعمال بندگان ، آگاهى او بر اعمال باشد ، جمله «إن ربى . ..» كنايه از حسابرسى و كيفردهى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 1،2،4،5،6

1- شعيب ( ع ) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .

و يقوم اعملوا على مكانتكم

2- نااميدى و يأس شعيب ( ع ) از ايمان آوردن كفرپيشگان مردم مدين

اعملوا على مكانتكم . .. سوف تعلمون ... وارتقبوا

جمله هايى نظير «هرچه از دستتان برمى آيد كوتاهى نكنيد ، بر مواضع ناصوابتان بمانيد ، به زودى خواهيد دانست و منتظر باشيد» سخنانى است كه آدمى پس از يأس و نااميدى ، به زبان مى آورد. گفتنى است كه: «ارتقاب» (مصدر ارتقبوا) به معناى انتظار كشيدن است.

4- شعيب ( ع ) ، كفرپيشگان قومش را به عذابى خواركننده هشدار داد .

سوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه . .. وارتقبوا

5- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به دروغ گويى در ادعاى نبوت و رسالت متهم مى كردند .

سوف تعلمون . .. من هو كذب

6- شعيب ( ع ) پس از اتمام حجت بر مردم و لجاجت پيشگى آنان ، در انتظار سرنوشت شوم آنان بود .

وارتقبوا إنى معكم رقيب

«رقيب» در آيه شريفه به معناى منتظر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4

4- خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 176 - 1

1 - تكذيب رسالت شعيب ، از سوى مردم سرزمين « ايكه »

كذّب أصحب ليكة المرسلين

بسيارى از مفسران برآنند كه «ايكه» سرزمينى است مجاور «مدين» كه شعيب(ع) بر آنان و اهل مدين مبعوث شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 5

5 - اصحاب ايكه مورد سرزنش شعيب ( ع ) به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

استفهام در جمله «ألاتتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 2،5

2 - دعوت شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد وثوق و اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى از جانب شعيب(ع) است كه مردم به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى

بگيرند).

5 - تأكيد شعيب ( ع ) بر خيرخواهى خود ، مبنى بر تضمين منافع مردم « ايكه » در پرتو رسالت وى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده با توجه به قيد «لكم» (با لام انتفاع) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 1

1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 1

1 - تصريح شعيب ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 181 - 2

2 - تمام دادن پيمانه و پرهيز از كم فروشى ، توصيه شعيب ( ع ) به مردم « ايكه »

أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 1،2،4

1 - موضع گيرى خصمانه مردم اَيكه در برابر نصيحت هاى شعيب ( ع )

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

ضمير فاعل در «قالوا» به «اصحاب الأيكة» بازمى گردد. «إنّما» از ادوات قصر است; بنابراين جمله «إنّما أنت من المسحّرين» به تقدير «ما أنت إلاّ من المسحّرين» مى باشد. «مسحّر» نيز به كسى گفته مى شود كه به سختى افسون شده باشد.

2 - متهم شدن شعيب ( ع ) از سوى مردم « اَيكه » به جنون و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به سختى افسون شده باشد.

4 - برخوردارى شعيب ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز مردم « اَيكه » در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد «مسحّر» مرادف «رئه» (شُش)است. بنابراين واژه «مسحّر» به معناى موجود داراى شُش - كه از خصوصيات بشرى است - مى باشد. اين تعبير كنايه از همگونى شعيب(ع) با ساير مردم و امتياز نداشتن وى مى باشد. گفتنى است برپايه اين احتمال، آيه بعد توضيح همين تعبير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 3،4،5

3 - عدم برخوردارى شعيب ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع پذيرش رسالت او از سوى مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى همانندى در بشر بودن نباشد; بلكه مراد، مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى باشد.

4 - شعيب ( ع ) متهم به دروغ گويى در ادعاى رسالت ، از سوى مردم اَيكه

و إن نظنّك لمن الكذبين

«إنْ» مخفف از ثقيله و«ظَنْ» (مصدر «نظن») مرادف «ايقان» (يقين داشتن) است; يعنى، «قطعًا تو را از جمله دروغ گويان مى دانيم».

5 - پيام عدالت خواهى و حق جويى شعيب ( ع ) ، مايه انكار رسالت وى از سوى مفسدان سودجوى اَيكه

أوفوا الكيل . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين ... و إن نظنّك لمن الكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 1،2،3،4

1 - مردم اَيكه ، خواهان فرو ريختن قطعات آسمانى بر سرشان توسط شعيب ( ع )

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

«كِسْفة» (مفرد «كِسَف») مرادف «قطعة» است.

2 - اقدام مردم اَيكه به ناتوان جلوه دادن شعيب ( ع ) ، با هدف وادار ساختن وى به عقب نشينى از مواضع تبليغى خويش

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

امر در «أسقط» به اصطلاح تعجيزى است. بنابراين، مردم ايكه اقتراح ياد شده (فرو ريختن قطعات آسمانى) را در شرايطى مطرح كردند كه مى پنداشتند، انجام آن امرى غير ممكن است و شعيب(ع) از اين كار ناتوان بوده و به ناچار دست از تبليغاتش خواهد كشيد.

3 - فرو ريختن قطعات آسمانى ، امرى خارج از قلمرو قدرت شعيب ( ع ) در پندار مردم اَيكه

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

4 - پافشارى مردم اَيكه ، بر كفر و انكار رسالت شعيب ( ع )

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 1

1 - پافشارى مردم « ايكه » ، بر تكذيب شعيب ( ع ) و انكار رسالت او

فكذّبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 16،17،19،20

16 - ارتزاق خانواده شعيب از راه دامدارى

و وجد من دونهم امرأتين تذودان . .. قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء

17 - نبودن مردى توانا در خانوداه شعيب ، علت پرداختن دختران او به كار دامدارى

قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير

19 - شعيب ( ع ) ، پيرمردى سالخورده و ناتوان از رسيدگى به كار دام

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير

20 - تقارن هجرت موسى ( ع ) به مدين با دوران پيرى شعيب ( ع )

قالتا . .. و أبونا شيخ كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 1،4،7،8،9

1 - بازگشت يكى از دختران شعيب نزد موسى به فرمان پدر

فجاءته إحديهما . .. قالت إنّ أبى يدعوك

4 - دختر شعيب ، پيامدار دعوت پدرش از موسى ( ع )

قالت إنّ أبى يدعوك

7 - پذيرش دعوت شعيب از سوى موسى ( ع ) و رفتن وى به نزد او

قالت إنّ أبى يدعوك . .. فلمّا جاءه

8 - گفت وگوى موسى ( ع ) با شعيب و بيان سرگذشت خويش براى وى

فلمّا جاءه و قصّ عليه القصص

9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان

قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 1،3،5،9،12

1 - پيشنهاد يكى از دختران شعيب به پدر براى استخدام موسى ( ع )

قالت إحديهما يأبت استئجره

3 - ستايش دختر شعيب از موسى ( ع ) نزد پدر

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

5 - نياز خانواده شعيب به اجير كردن مردى جهت نگه دارى گوسفندانشان

قالت إحديهما يأبت استئجره

با توجه به آيات پيشين، مراد از «استئجره» استيجار براى نگه دارى گوسفندان شعيب مى باشد.

9 - استقبال شعيب ( ع ) از پيشنهاد دختر خويش براى استخدام موسى ( ع )

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

سكوت شعيب(ع) در برابر پيشنهاد دختر خويش، نشانگر پذيرفته شدن آن از سوى وى مى باشد. آيه بعد نيز گوياى همين مطلب است.

12 - « عن الرضا ( ع ) : . . . و لمّا قالت : « استأجره إنّ خير من استأجرت القوىّ الأمين » قال أبوها كيف علمت ذلك ؟ قالت لمّا أتيته برسالتك فأقبل معى قال كونى خلفى و دلّينى على الطريق . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده [است كه فرمود] آن گاه كه دختر شعيب به پدرش گفت: موسى را اجير كن; چون بهترين اجير كسى است كه نيرومند و امين باشد; پدر گفت: چگونه به اين حقيقت پى برده اى؟ گفت: آن گاه كه پيام تو را براى او بردم با من همراه شد و گفت: تو پشت سر من باش و راه را به من نشان ده. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 1،2،4،13،15،16

1 - تصميم شعيب ( ع ) به ايجاد پيوند زناشويى ميان موسى ( ع ) و يكى از دو دختر خود

قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين

2 - اقدام شعيب ( ع ) به در ميان گذاشتن تصميم خود با موسى ( ع ) در حضور دخترانش و با رضايت آنان

قال إنّى أُريد أن أُنكحك إحدى ابنتىّ هتين

اسم اشاره «هاتين» نشان دهنده آن است كه هر دو دختر شعيب، در آن لحظه حضور داشتند. گفتنى است كه حضور دختران شعيب حكايت از رضايت آنان نسبت به مسأله ازدواج با موسى(ع) دارد.

4 - شعيب ( ع ) ، خواستار حداقل هشت سال و حداكثر ده سال كار ( شبانى گوسفندان ) ، از موسى در قبال ازدواج با يكى از دخترانش بود .

قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك

«حجج» جمع «حجه» است و مراد از آن «سنين» مى باشد; يعنى، «على أن تأجرنى ثمانى سنين».

13 - آزاد گذاشتن موسى ( ع ) از سوى شعيب ( ع ) در انتخاب كردن حداقل مهر ( هشت سال كار ) يا حداكثر آن ( ده سال كار )

على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك

15 - شعيب ( ع ) ، نگران رد شدن پيشنهاد وى از سوى موسى ( ع )

و ما أُريد أن أشقّ عليك

اين كه حضرت شعيب(ع) بلافاصله اعلام مى كند من قصد ندارم بر تو سخت بگيرم، در بردارنده نوعى درخواست از سوى شعيب(ع) است كه موسى(ع) پيشنهاد او را رد نكند.

16 - تضمين مدارا كردن با موسى ( ع ) و سخت نگرفتن بر وى در كار ها از سوى شعيب ( ع )

و ما أُريد أن أشقّ عليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 1،2،7

1 - پذيرفته شدن پيشنهاد شعيب ( هشت تا ده سال كار در قبال ازدواج ) از سوى موسى ( ع )

قال إنّى أُريد . .. أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ

2 - موسى ( ع ) خواهان ملزم نشدن از سوى شعيب به ادامه كار ، پس از اتمام مدت اول ( هشت سال ) در صورت عدم تمايل به ادامه كار و مجبور نشدن به ترك كار در صورت تمايل به اتمام مدت دوم ( ده سال )

أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ

جمله «لاعدوان علىّ» انشا در قالب اخبار است. بنابراين مقصود اين است كه من هر يك از دو مدت را بخواهم پايان ببرم، نبايد برخلاف خواسته ام مرا مجبور كنى.

7 - موسى ( ع ) خدا را بر قرارداد ميان خود و شعيب ( ع ) گواه گرفت .

قال ذلك بينى و بينك . .. و اللّه على ما نقول وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 1

1 - شعيب ( ع ) از پيامبران الهى بود كه به شهر مدين فرستاده شد .

و لقد أرسلنا نوحًا و . .. و إلى مدين أخاهم شعيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 1

1 - مردم مدين ، رسالت شعيب ( ع ) را نپذيرفتند و او را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه

161- كافران مدين و شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 9

9 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى

او لتعودن فى ملتنا

جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 2

2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

162- كثرت گريه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 26

26- « عن أبى عبدالله ( ع ) : لم يبعث الله عزوجل من العرب إلاّ خمسة أنبياء : هوداً و صالحاً و اسماعيل و شعيباً و محمداً خاتم النبيين (صلی الله علیه و آله) و كان شعيب بكاء ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: خداى عزوجل از عرب جز پنج نفر كسى را مبعوث نكرد: هود، صالح، اسماعيل، شعيب و محمد(صلی الله علیه و آله) خاتم پيامبران و شعيب زياد گريه كننده بود».

163- گفتگوى دختر شعيب(ع) با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 2

2 - حركت توأم با حيا و آزرم دختر شعيب به هنگام بازگشت نزد موسى ( ع ) و گفتوگو با وى

فجاءته إحديهما تمشى على استحياء

164- گفتگوى موسى(ع) با شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 8

8 - گفت وگوى موسى ( ع ) با شعيب و بيان سرگذشت خويش براى وى

فلمّا جاءه و قصّ عليه القصص

165- مالكيت در شريعت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 10

10- تعاليم شعيب ( ع ) ، دربردارنده ضوابط و مقرراتى خاص براى دخل و تصرف مالكان در اموال خويش

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

«أن نفعل» عطف بر «ما يعبد» است. بنابراين «أن نفعل» مفعول براى «أن نترك» است.

166- مبارزه با پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 2

2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

167- مبارزه با شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 3،4

3 - اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 2

2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

168- مبارزه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 21

21- شعيب ( ع ) تا حد توان و استطاعتش در اصلاح جامعه كوشيد و با فساد مبارزه كرد .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

حرف «ما» در «ما استطعت» ظرفيه مصدريه است; يعنى، به معناى مدت و زمان مى باشد و فعل پس از خود را به تأويل مصدر مى برد. بنابراين «إن اُريد ...»; يعنى: «مدة استطاعتى الإصلاح ما اُريد إلاّ الإصلاح»; من در مدت و زمانى كه توان اصلاح امور را دارم به جز اصلاح امور را نخواهم خواست».

169- مبدأ سال در دوران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 5

5 - موسم حج ، مبدأ سال در خانواده شعيب

على أن تأجرنى ثمنى حجج

170- محبت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 4

4 - شعيب ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

171- محدوده رسالت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 2

2 - رسالت شعيب در محدوده مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 2

2- رسالت شعيب ( ع ) در محدوده مردم مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 3

3 - رسالت شعيب ( ع ) ، در محدوده شهر مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

172- محدوده قدرت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 3

3 - فرو ريختن قطعات آسمانى ، امرى خارج از قلمرو قدرت شعيب ( ع ) در پندار مردم اَيكه

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

173- مخاطبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 9

9- جوانان و ميانسالان مردم مدين ، مخاطبان اصلى شعيب ( ع ) در ابلاغ معارف الهى به آنان

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

فعل مضارع «يعبد» حاكى است كه مقصود از «آباؤنا» تنها نسلهاى پيشين مخاطبان نيست; بلكه پدران فعلى آنان كه زنده هستند نيز مورد نظر مى باشد. بنابراين مخاطبان طبعاً جوانان و ميانسالان خواهند بود.

174- مدحهاى دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 3

3 - ستايش دختر شعيب از موسى ( ع ) نزد پدر

إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين

175- مردمدارى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 8

8 - خيرخواهى شعيب تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش

و نصحت لكم

«لام» در «لكم» اشاره به خلوص شعيب در خيرخواهيش دارد.

176- مزد رسالت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 1

1 - تصريح شعيب ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

177- مسؤوليت دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 4

4 - دختر شعيب ، پيامدار دعوت پدرش از موسى ( ع )

قالت إنّ أبى يدعوك

178- مسؤوليت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 11

11 - مبارزه با شرك از وظايف اصلى شعيب بود .

قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 3

3- شعيب ( ع ) موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنى عمل

179- معجزه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 1

1- حضرت شعيب ( ع ) برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

180- مقامات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 8،9

8- خداوند ، شعيب ( ع ) را از روزى و نعمت خاص و نيكوى خويش بهره مند ساخت و او را به مقام نبوت رسانيد .

أرءيتم إن . .. رزقنى منه رزقًا حسنًا

مقصود از «رزقاً حسناً» به مناسبت مورد ، مقام نبوت و پيامبرى است.

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 11

11- شعيب ( ع ) ، واسطه شمول رحمت خداوند بر توبه كنندگان قومش

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

چون خطاب در «استغفروا ربكم» متوجه مردم است، ظاهر آن بود كه به جاى «إن ربى» گفته مى شد «إن ربكم . ..». اين جابه جايى مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه: خداوند به واسطه پيامبرانش، مردمان را مشمول رحمت و محبت خويش قرار مى دهد و آنان، مجراى فيض الهى بر بندگانند.

181- مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 2

2 - انكار رسالت شعيب ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى از سوى مردم مدين

فقد كذّبت . .. و أصحب مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 176 - 1

1 - تكذيب رسالت شعيب ، از سوى مردم سرزمين « ايكه »

كذّب أصحب ليكة المرسلين

بسيارى از مفسران برآنند كه «ايكه» سرزمينى است مجاور «مدين» كه شعيب(ع) بر آنان و اهل مدين مبعوث شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 1،2

1 - مردم اَيكه ، منكر هر گونه امتياز و شايستگى شعيب ( ع ) براى رسالت الهى

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

2 - بشر بودن ، مانع رسالت و پيامبرى در ديد مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 4

4 - پافشارى مردم اَيكه ، بر كفر و انكار رسالت شعيب ( ع )

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 1

1 - پافشارى مردم « ايكه » ، بر تكذيب شعيب ( ع ) و انكار رسالت او

فكذّبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 1

1 - مردم مدين ، رسالت شعيب ( ع ) را نپذيرفتند و او را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 4

4 - دو قوم عاد و ثمود ، پيامبرانى داشتند و آنان را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه فأخذتهم الرجفة...و عادًا و ثمودًا و قد تبيّ

به قرينه سياق، احتمال دارد كه جمله، حذف به ايجاز داشته باشد; يعنى، چنين باشد: «و لقد أرسلنا إلى عاد و ثمود رسلهم فكذّبوهم فأخذتهم الرجفة»

182- ممانعت از ايمان به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 1

1 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاش براى بازداشتن مردم از ايمان به رسالت شعيب و پيروى از فرمان هاى او

و قال الملأ الذين كفروا من قومه لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

مراد از متابعت در «اتبعتم» مى تواند پيروى از آيين و دستورات شعيب باشد. در اين صورت مخاطبان اين كلمه (اتبعتم) عموم مردم هستند. همچنين مى تواند مراد از آن پيروى از شعيب در خروج از شهر مدين باشد. در اين صورت مؤمنانِ به شعيب مخاطبانِ «اتبعتم» خواهند بود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

183- مواعظ شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 1

1 - موضع گيرى خصمانه مردم اَيكه در برابر نصيحت هاى شعيب ( ع )

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

ضمير فاعل در «قالوا» به «اصحاب الأيكة» بازمى گردد. «إنّما» از ادوات قصر است; بنابراين جمله «إنّما أنت من المسحّرين» به تقدير «ما أنت إلاّ من المسحّرين» مى باشد. «مسحّر» نيز به كسى گفته مى شود كه به سختى افسون شده باشد.

184- موانع سنگسار شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 10

10- عزت و احترام قبيله شعيب در نزد مردم مدين ، مانع آنان از كيفر دادن و سنگسار كردن آن حضرت

و لولا رهطك لرجمنك

از آن جا كه مردم مدين تصريح مى كنند كه شعيب(ع) در ميان آنان ضعيف است، معلوم مى شود مقصود آنان از «لولا رهطك» اين معنا نيست كه آنان توان مقابله با خاندان او را ندارند; بلكه - به قرينه «ما أنت علينا بعزيز» و «أرهطى أعز. ..»

در آيه بعد - مراد از «لولا رهطك»، «لولا عزة قومك و كرامتهم عندنا ...» است.

185- موانع فهم تعاليم شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 3

3 - دنياطلبى و فسادانگيزى مردم اَيكه ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند وآسمانى پيام شعيب ( ع )

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

بيان تقلب مردم «ايكه» در معاملات و روحيه فسادانگيزى آنان (پيش از ذكر موضع گيرى آنها در مقابل شعيب(ع) مى تواند نشانگراين باشد كه آنچه سبب شد تا مردم ايكه مفاهيم مهم معرفتى آن حضرت را جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آورده و او را فردى افسون شده بخوانند، اين بود كه آنان گرفتار دنياطلبى و فسادانگيزى شده بودند.

186- موانع كيفر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 10

10- عزت و احترام قبيله شعيب در نزد مردم مدين ، مانع آنان از كيفر دادن و سنگسار كردن آن حضرت

و لولا رهطك لرجمنك

از آن جا كه مردم مدين تصريح مى كنند كه شعيب(ع) در ميان آنان ضعيف است، معلوم مى شود مقصود آنان از «لولا رهطك» اين معنا نيست كه آنان توان مقابله با خاندان او را ندارند; بلكه - به قرينه «ما أنت علينا بعزيز» و «أرهطى أعز. ..» در آيه بعد - مراد از «لولا رهطك»، «لولا عزة قومك و كرامتهم عندنا ...» است.

187- موسى(ع) و شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 20

20 - عدم آشنايى قبلى موسى ( ع ) با شعيب ( ع )

ستجدنى إن شاء اللّه من الصلحين

188- موفقيت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 24

24- شعيب ( ع ) ، موفقيت خويش در اصلاح جامعه را ، در گرو امداد الهى مى دانست .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت و ما توفيقى إلاّ بالله عليه توكلت

«توفيق» در آيه شريفه ، مصدر مجهولى است كه به نايب فاعلش (ياى متكلم) اضافه شده است و «باء» براى استعانت است. بنابراين «و ما توفيقى ...»; يعنى ، تنها به كمك خداوند بر انجام كارهاى خير ، موفق خواهم بود.

189- موقعيت اجتماعى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 3

3 - عدم برخوردارى شعيب ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع پذيرش رسالت او از سوى مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى همانندى در بشر بودن نباشد; بلكه مراد، مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى باشد.

190- مؤمنان به شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 12

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 3

3- گروهى از مردم مدين ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند .

نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

191- مهربانى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 4

4- شعيب ( ع ) حتى پيش از رسيدن به مقام رسالت ، فردى دلسوز و دوستدار مردم مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 5

5- برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.

192- مهريه دختر شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 4،21

4 - شعيب ( ع ) ، خواستار حداقل هشت سال و حداكثر ده سال كار ( شبانى گوسفندان ) ، از موسى در قبال ازدواج با يكى از دخترانش بود .

قال إنّى أُريد أن أُنكحك . .. على أن تأجرنى ثمنى حجج فإن أتممت عشرًا فمن عندك

«حجج» جمع «حجه» است و مراد از آن «سنين» مى باشد; يعنى، «على أن تأجرنى ثمانى سنين».

21 - « عن أبى ذر قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إذا سألت أى الأجلين قضى موسى ( ع ) ؟ فقل خيرهما و أبرّهما و إذا سئل أى المرأتين تزوّج ، فقل الصغرى منهما . . . ;

از ابوذر روايت شده كه گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر از تو سؤال شود كه موسى(ع) كدام يك از دو زمان مورد قرارداد با شعيب را تمام نمود; بگو بهترين و نيكوترين آن دو را و اگر سؤال شود با كدام يك از آن دو دختر ازدواج كرد; بگو با كوچك ترين آن دو. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 28 - 1

1 - پذيرفته شدن پيشنهاد شعيب ( هشت تا ده سال كار در قبال ازدواج ) از سوى موسى ( ع )

قال إنّى أُريد . .. أيّما الأجلين قضيت فلاعدون علىّ

193- مهريه در شريعت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 7،8،9

7 - تعيين مهريه ازدواج ، امرى لازم در شريعت مورد قبول شعيب ( ع )

على أن تأجرنى ثمنى حجج

8 - جواز تعيين منفعت ( كار و خدمات ) به عنوان مهريه ، در شريعت مورد اعتقاد شعيب ( ع )

على أن تأجرنى ثمنى حجج

9 - جواز بهره گيرى پدر از مهريه دختر ، در جهت مصالح و منافع خانواده در شريعت مورد قبول شعيب ( ع )

على أن تأجرنى ثمنى حجج

194- مهمترين رسالت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 3

3 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى شعيب پيامبر

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

195- نبوت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 1

1 - شعيب از انبيا و فرستادگان الهى

و إلى مدين أخاهم شعيباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 5،7

5 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى از جانب خداوند و حامل رسالت هاى متعدد

لقد أبلغتكم رسلت ربى

7 - شعيب ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 1

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .

ثم بعثنا من بعدهم موسى

مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 1

1- شعيب ( ع ) ، از انبيا و فرستادگان الهى است .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 8

8- خداوند ، شعيب ( ع ) را از روزى و نعمت خاص و نيكوى خويش بهره مند ساخت و او را به مقام نبوت رسانيد .

أرءيتم إن . .. رزقنى منه رزقًا حسنًا

مقصود از «رزقاً حسناً» به مناسبت مورد ، مقام نبوت و پيامبرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 1

1 - موسى و شعيب ( ع ) ، از پيامبران الهى

فقد كذّبت . .. و أصحب مدين و كذّب موسى

اصحاب مدين، قوم شعيب بودند; همان طور كه در آيه 8 سوره «اعراف» آمده است: «و إلى مدين أخاهم شعيباً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 1

1 - شعيب ( ع ) از پيامبران الهى بود كه به شهر مدين فرستاده شد .

و لقد أرسلنا نوحًا و . .. و إلى مدين أخاهم شعيبًا

196- نجات پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4،5

4- خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

5- نجات شعيب ( ع ) و پيروان او از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه برحمة منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 4

4 - خداوند نجاتبخش شعيب ( ع ) و همگامانش از گرايش به شرك

بعد إذ نجنا اللّه منها

197- نجات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 4

4 - خداوند نجاتبخش شعيب ( ع ) و همگامانش از گرايش به شرك

بعد إذ نجنا اللّه منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4،5

4- خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

5- نجات شعيب ( ع ) و پيروان او از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه برحمة منا

198- نژاد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 26

26- « عن أبى عبدالله ( ع ) : لم يبعث الله عزوجل من العرب إلاّ خمسة أنبياء : هوداً و صالحاً و اسماعيل و شعيباً و محمداً خاتم النبيين (صلی الله علیه و آله) و كان شعيب بكاء ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: خداى عزوجل از عرب جز پنج نفر كسى را مبعوث نكرد: هود، صالح، اسماعيل، شعيب و محمد(صلی الله علیه و آله) خاتم پيامبران و شعيب زياد گريه كننده بود».

199- نقش شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 3،6

3 - خداوند پيش از نزول عذاب بر مردم مدين با ارسال شعيب و ابلاغ پيام هاى خويش بر آنان اتمام حجت كرد .

لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم

6 - شعيب ( ع ) ، پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد» كه خبر از قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد» كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه شعيب در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه بسيار تلاش كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 11

11- شعيب ( ع ) ، واسطه شمول رحمت خداوند بر توبه كنندگان قومش

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

چون خطاب در «استغفروا ربكم» متوجه مردم است، ظاهر آن بود كه به جاى «إن ربى» گفته مى شد «إن ربكم . ..». اين جابه جايى مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه: خداوند به واسطه پيامبرانش، مردمان را مشمول رحمت و محبت خويش قرار مى دهد و آنان، مجراى فيض الهى بر بندگانند.

200- نگرانى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 22

22- شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش

إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 15

15 - شعيب ( ع ) ، نگران رد شدن پيشنهاد وى از سوى موسى ( ع )

و ما أُريد أن أشقّ عليك

اين كه حضرت شعيب(ع) بلافاصله اعلام مى كند من قصد ندارم بر تو سخت بگيرم، در بردارنده نوعى درخواست از سوى شعيب(ع) است كه موسى(ع) پيشنهاد او را رد نكند.

201- نواهى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 24

24 - شعيب ( ع ) ، مردم خويش را از فسادگرى در زمين نهى كرد .

و لاتفسدوا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 183 - 1،3

1 - نهى شعيب ( ع ) از كم ارزش جلوه دادن كالا هاى مردم ، به هنگام معامله

و لاتبخسوا الناس أشياءهم

«بخس» (مصدر «تبخسوا») به معناى كم قيمت كردن چيزى و كاستن از ارزش آن است. «أشياء» (جمع شىء) نيز كنايه از اموال مى باشد; يعنى، «از ارزش اموال مردم كم نكنيد».

3 - نهى شعيب ( ع ) از فسادانگيزى در جامعه و چپاول گرى اقتصادى

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«عُثُوّ» (مصدر «تعثوا») به افساد و تخريب بيش از حد گفته مى شود. بنابراين قيد «مفسدين» حال تأكيدى براى فاعل«تعثوا» است.

202- نيازهاى مادى خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 5

5 - نياز خانواده شعيب به اجير كردن مردى جهت نگه دارى گوسفندانشان

قالت إحديهما يأبت استئجره

با توجه به آيات پيشين، مراد از «استئجره» استيجار براى نگه دارى گوسفندان شعيب مى باشد.

203- هجرت پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 6،7

6 - مؤمنانِ به رسالت شعيب ( ع ) مصمّم بر آيين توحيد و متابعت شعيب ( ع ) در خروج از شهر مدين

لئن اتبعتم شعيباً

7 - اشراف كفرپيشه مدين با تأكيد بر خسارتبار بودن همراهى شعيب ( ع ) ، در تلاش براى بازداشتن مؤمنان از متابعت او و خارج شدن از شهر مدين

و قال الملأ . .. لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

204- هجرت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 5

5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .

لئن اتبعتم شعيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 1،2،4

1 - شعيب ( ع ) پس از حتميت نزول عذاب الهى بر تكذيب كنندگان رسالتش ، از آنان فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

2 - شعيب ( ع ) با دلسوزى بر كافران مشرف به هلاكت ، از آنان اعراض كرد و شهر مدين را ترك گفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم نشان از تحسّر و دلسوزى شعيب به مردم خويش دارد.

4 - شعيب ( ع ) هنگام خروجش از ميان مردم مدين ، اتمام حجت الهى بر آنان را به ايشان گوشزد كرد .

فتولى عنهم و قال يقوم لقد أبلغتكم رسلت ربى

205- هدايت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 14

14- شعيب ( ع ) شخصيتى با درايت و راه يافته حتى در ديدگاه كافران قوم خويش

إنك لأنت الحليم الرشيد

از معانى «حِلم» عقل و درايت است و «حليم» در جمله فوق، از آن مشتق شده است. «الرشيد» به معناى راه يافته و

هدايت شده است. قابل ذكر است كه مقصود مردم مدين از هدايت يافتگى شعيب(ع)، هدايت در امور اجتماعى و اخلاقى و مانند آنهاست.

206- هدايتگرى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 6

6 - شعيب ( ع ) ، پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد» كه خبر از قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد» كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه شعيب در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه بسيار تلاش كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 3

3 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى شعيب پيامبر

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

207- هشدارهاى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 4

4- شعيب ( ع ) كفرپيشگان ستيزه جوى قومش را به مبتلا شدن سرنوشتى همانند سرنوشت برخى از جوامع هلاك شده پيشين هشدار داد .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 9

9- شعيب ( ع ) مردم مدين را به حسابرسى خداوند و مجازات هاى او هشدار داد .

إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مقصود از احاطه خداوند بر اعمال بندگان ، آگاهى او بر اعمال باشد ، جمله «إن ربى . ..» كنايه از حسابرسى و كيفردهى مى باشد.

208- هلاكت مكذبان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 1

1 - عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.

209- يأس شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 25

25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين

از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 2

2- نااميدى و يأس شعيب ( ع ) از ايمان آوردن كفرپيشگان مردم مدين

اعملوا على مكانتكم . .. سوف تعلمون ... وارتقبوا

جمله هايى نظير «هرچه از دستتان برمى آيد كوتاهى نكنيد ، بر مواضع ناصوابتان بمانيد ، به زودى خواهيد دانست و منتظر باشيد» سخنانى است كه آدمى پس از يأس و نااميدى ، به زبان مى آورد. گفتنى است كه: «ارتقاب» (مصدر ارتقبوا) به معناى انتظار كشيدن است.

13- شغل

1- آثار علاقه به شغل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 1

1 - عواطف خويشاوندى ( علاقه به پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و امكانات مادى ( مال ، شغل و مسكن ) زمينه هاى انحراف انسان و روى گردانى وى از فرمان خدا و رسول و ر ها كردن جهاد

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها ... أحب إليكم من اللّه و رسوله و جهاد

2- احكام شغل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8

7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك

قال اجعلنى على خزائن الأرض

8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .

قال اجعلنى على خزائن الأرض

3- درخواست شغل از حكومت شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 7

7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك

قال اجعلنى على خزائن الأرض

4- درخواست شغل از حكومت كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 7

7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك

قال اجعلنى على خزائن الأرض

5- شغل اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 5

5 - دامدارى ، شغل اصلى مردم مدين در زمان ورود موسى ( ع ) به آن سرزمين

وجد عليه أُمّة من الناس يسقون

جمعيت انبوه چوپانان براى آب دادن به دام ها، نشان دهنده مطلب ياد شده است.

6- شغل جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8

7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك

قال اجعلنى على خزائن الأرض

8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .

قال اجعلنى على خزائن الأرض

7- شغل شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 19

19- شعيب ( ع ) در شهر مدين به داد و ستد و مبادلات اقتصادى اشتغال داشت . *

أوفوا المكيال و الميزان . .. و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

شعيب(ع)، پس از تأكيد فراوان بر لزوم رعايت قسط و عدل در مبادلات و پرهيز از كم فروشى و اجحاف در معاملات، مى فرمايد: من هرگز به آنچه شما را از آن نهى كرده ام روى نخواهم آورد. اين سخن آن گاه جايگاهى مناسب دارد كه خود نيز به داد و ستد اشتغال داشته باشد.

8- شغل مسكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 6

6- داشتن شغل و درامد ، مانع صدق « مسكين » بر محرومان نيست .

و أمّا السفينة فكانت لمسكين

با وجود آن كه صاحبان كشتى، داراى مالكيّت و درامد بوده اند، ولى كلمه «مسكين» بر آنان اطلاق شده است. بنابراين، در صدق عنوان مسكين، نداشتن هيچ نوع مالكيّت و يا شغل و درامد، دخيل نيست.

9- علاقه به شغل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 4

4 - روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر

14- شفا

1- شفا پيسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 13

13 - بينايى بخشيدن به كور مادرزاد و شفاى پيسى ، معجزه عيسى ( ع )

و أبرىء الاكمه و الابرص

2- شفا كورى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 13

13 - بينايى بخشيدن به كور مادرزاد و شفاى پيسى ، معجزه عيسى ( ع )

و أبرىء الاكمه و الابرص

3- شفا مريض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 22

22 - معجزه شفاى بيماران توسط حضرت عيسى ( ع ) ، متناسب با زمان خويش بجهت شيوع بيمارى ها و احتياج مردم آن زمان به طب

و ابرىء الاكمه و الابرص و احى الموتى باذن اللّه

امام رضا (ع): . .. انّ اللّه تبارك و تعالى بعث عيسى (ع) فى وقت ظهرت فيه الزمانات و احتاج النّاس الى الطّب ... بما احيالهم الموتى و ابرء [لهم] الاكمه و الابرص.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 2، ص 80، ح 12، ب 32 ; علل الشرايع، ص 121، ح 6، باب 99.

4- عوامل شفا بخش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 7

7- امكان شفا يافتن با تبرك به اشياى متعلق به پيامبران

ألقيه على وجهه فارتد بصيرًا

15- شفع

1- سوگند به شفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به جفت و تاق

و الشفع و الوتر

حرف «ال» در «الشفع» و «الوتر»، براى جنس است. درباره مصداق شفع و وتر، نظرهاى گوناگونى ابراز شده است; برخى گفته اند: «شفع» روز هشتم ذى الحجه (يوم التروية) و «وتر» روز عرفه است و برخى آن دو را بر نماز شفع و وتر تطبيق داده اند. در نظرى ديگر، شفع روز قربان و وتر روز عرفه است. اين احتمال نيز وجود دارد كه «شفع»، به تمام مخلوقات نظر داشته و مراد از «وتر»، ذات بارى تعالى باشد; زيرا تنها او است كه مركب نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 5 - 1،2

1 - عاقلان با سوگند هاى خداوند به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، به صحت گفته او اطمينان يافته و آن را تصديق مى كنند .

هل فى ذلك قسم لذى حجر

2 - سوگند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، هر جفت و تاق و گذشت شب ، سوگندى شايسته و بجا در ديدگاه هر شخص عاقل

هل فى ذلك قسم لذى حجر

استفهام در «هل فى ذلك. ..»، تقريرى است و مراد تثبيت اين نكته است كه قسم هاى ياد شده، فرد عاقل را اقناع مى كند; به گونه اى كه او نيز در تأكيد كلام خود، چنين سوگندهايى به كار مى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 8

8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران

و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را

مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 14 - 8

8 - خداوند ، براى تأكيد مراقبت خويش بر كردار بندگان ، به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، سوگند ياد كرده است .

و الفجر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد

در برداشت ياد شده جمله «إنّ ربّك» مى تواند جواب سوگندهايى باشد كه در آغاز سوره آمده بود. بر اين اساس بيان سرنوشت عاد، ثمود و فرعون، جمله هايى معترضه و نوعى استدلال بر مقصود است.

2- عظمت شفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 5 - 3

3 - عظمت سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، قابل درك براى بهره مندان از اندكى عقل

هل فى ذلك قسم لذى حجر

تقليل، از نكره بودن «حجر» استفاده شده است.

3- مراد از شفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 3 - 3،4،5،6

3 - « عن الصادق ( ع ) أنّه قال : فى قول اللّه عزّوجلّ « و الشفع و الوتر » قال : الشفع الركعتان و الوتر الواحدة التى يقنت فيها ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و الشفع و الوتر»، فرمود: شفع همان دو ركعت (نماز شب) و وتر همان يك ركعتى است كه در آن قنوت خوانده مى شود».

4 - « [ فى المجمع ] قيل : الشفع يوم النحر و الوتر يوم عرفة . . . و هى رواية جابر عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) ;

[در مجمع البيان آمده است:]گفته شده كه شفع روز «قربانى» و وتر روز «عرفه» است . .. و اين روايت جابر از پيامبر(صلی الله علیه و آله) است».

5 - « [ فى المجمع ] و قيل الشفع يوم التروية و الوتر يوم عرفة و روى ذلك عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( ع ) ;

[در مجمع البيان آمده است:] گفته شده كه شفع روز ترويه (هشتم ذى الحجه) و وتر روز عرفه است و اين مطلب از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است».

6 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) انّه سُئل عن الشفع و الوتر فقال : يومان و ليلة يوم عرفة و يوم النحر ، و الوتر ليلة النحر ليلة جُمَع ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) از شفع و وتر سؤال شد; آن حضرت فرمود: دو روز و يك شب است روز عرفه و روز قربانى و وتر شب قربانى است كه شب مشعر است».

4- نماز شفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 3 - 3

3 - « عن الصادق ( ع ) أنّه قال : فى قول اللّه عزّوجلّ « و الشفع و الوتر » قال : الشفع الركعتان و الوتر الواحدة التى يقنت فيها ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و الشفع و الوتر»، فرمود: شفع همان دو ركعت (نماز شب) و وتر همان يك ركعتى است كه در آن قنوت خوانده مى شود».

16- شفق

1- پيدايش شفق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 4

4 - پيدايش مراحل گوناگون در طبيعت ( شفق ، تاريكى شب و نور ماه ) ، نشانى از امكان تغيير و تحول در نظام حيات بشر در دنيا و آخرت

فلا أقسم . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

در قسم هاى قرآن، تناسب بين محتواى قسم و غرض از آن رعايت شده است و در اين مجموعه آيات نيز براى تأكيد بر تغيير حالات انسان، به تغييرات تكوينى سوگند ياد شده است.

2- سوگند به شفق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 16 - 1

1 - سوگند مؤكد خداوند ، به سرخى افق هنگام غروب خورشيد

فلا أُقسم بالشفق

مشهور بين اهل لغت، اين است كه «شفق» همان سرخى است كه بعد از غروب خورشيد، در طرف مغرب ديده مى شود (مصباح). در سخن و شعر عرب، به طور فراوان اتفاق مى افتد كه براى تأكيد قسم، فعل آن را با حرف «لا» مى آورند. برخى آن را زايد و دسته اى آن را، براى نفىِ پندار قبل مى دانند(كشاف).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 3

3 - خداوند ، در تأكيد بر تعدد و تنوّع مراحل آينده انسان ، به شفق ، شب ، موجودات زمينى و ماه ، سوگند ياد كرده است .

فلا أُقسم بالشفق . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

3- شگفتى شفق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 16 - 2

2 - « شفق » ، پديده اى شگفت و با عظمت

فلا أُقسم بالشفق

سوگند خداوند، نشانگر عظمت چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.

4- عظمت شفق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 16 - 2

2 - « شفق » ، پديده اى شگفت و با عظمت

فلا أُقسم بالشفق

سوگند خداوند، نشانگر عظمت چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.

17- شقاوت

1- شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 14

14 - شقاوت و تيره بختىِ ساكنان دوزخ

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز

2- آثار اصرار بر شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 12 - 5

5 - شقاوت افزون تر ، مايه آمادگى بيشتر براى طغيان در برابر رسولان الهى و تكذيب آنان

بطغويها . إذ انبعث أشقيها

3- آثار شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4

4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى

ألم تكن ءايتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 15 - 1

1 - شقاوت زمينه ساز گرفتارى به حرارت طاقت فرساى آتش جهنم است .

لايصليهاإلاّ الأشقى

«صلى النار»; يعنى، با رنج و مشقت حرارت آن را تحمل كرد و «شقاوة»; يعنى، شدّت و دشوارى (قاموس). اين واژه نقطه مقابل سعادت است. (مفردات راغب)

4- اجتناب از شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 7

7- لزوم پرهيز از زورگويى ، سلطه گرى و آنچه موجب تيره بختى است .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

5- اجتناب از عوامل شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 7

7- لزوم پرهيز از زورگويى ، سلطه گرى و آنچه موجب تيره بختى است .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

6- اقرار به شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 3

3 - اعتراف دوزخيان به استيلاى شقاوت و گمراهى ، بر سراسر زندگى دنيوى آنان

قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

7- انتخاب شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 11

11 - آزادى انسان در انتخاب راه سعادت و شقاوت

فامنوا خيراً لكم و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و الارض

8- بدترين شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 4

4 - تكذيب حكم انفاق و خوددارى از صرف مال در راه تزكيه نفس ، بالاترين درجه شقاوت است .

الأشقى . الذى كذّب و تولّى

ارتباط اين آيه با نقطه مقابل آن در آيات بعد (الذى يؤتى ماله يتزكّى»، بيانگر برداشت ياد شده است.

9- تبيين شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 6

6 - تبيين و تشريح راه هاى سعادت و شقاوت ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قد جاءكم رسولنا يبين لكم

مفعول «يبين» مى تواند مفهومى باشد كه از «بشير» و «نذير» به دست مى آيد، يعنى سعادت و شقاوت.

10- تذكر شقاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 20

20- ذكر فرجام شقاوت بار كافران و عاقبت سعادت آميز تقواپيشگان در كنار يكديگر ، از روش هاى تبليغى قرآن

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

11- جاودانگى شقاوت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 9 - 2

2 - گرفتارى و بدبختى براى اصحاب المشئمه در آخرت ، جاودان و غيرقابل زوال

و أصحب المشمة ما أصحب المشمة

«صاحب» (مفرد «أصحاب») به معناى يار و ملازم است. بنابراين «أصحاب المشئمة»; يعنى، كسانى كه ملازم با نكبت و بدبختى بوده و هرگز از آن خلاصى نمى يابند.

12- حقيقت شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 8

8- « عن على ( ع ) انه قال : حقيقة السعادة أن يختم الرجل عمله بالسعادة و حقيقة الشقاء أن يختم المرء عمله بالشقاء ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: حقيقت سعادت اين است كه انسان عمل خود را به سعادت ختم كند (عاقبت به خير

شود) و حقيقت شقاوت اين است كه انسان عملش را به بدبختى ختم كند».

13- زمينه شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 5

5 - ارتداد هاى مكرر و اصرار بر كفر ، در پى دارنده شقاوت ابدى و محروميت از هدايت الهى است .

إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

14- زمينه شقاوت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 5

5 - سعادتمندى و يا تيره بختى اخروى انسان در گرو كردار دنيوى اوست.

اعملوا على مكانتكم إنى عامل فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

15- زمينه شقاوت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 51 - 2

2 - رفاه مندى و برخوردارى از نعمت ها در سايه تلاش و دانش اقتصادى ، در صورت همراه بودن آن با ناسپاسى و غفلت از منشأ خدايى آنها ، هلاكت و بدبختى در دنيا را در پى خواهد داشت .

فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون فأصابهم سيّئات ما كسبوا

16- شقاوت اخروى اصحاب شمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 9 - 1،2

1 - « اصحاب المشئمه » ( نگون بختان ) ، در آخرت در نهايت شقاوت و بدبختى خواهند بود .

و أصحب المشمة ما أصحب المشمة

استفهام تعجبى در «ما أصحاب المشئمة» حاكى از آن است كه اين گروه از مردمان، در آخرت در درجه اى از بدبختى قرار خواهند گرفت كه هر بيننده اى را به شگفتى وا خواهد داشت.

2 - گرفتارى و بدبختى براى اصحاب المشئمه در آخرت ، جاودان و غيرقابل زوال

و أصحب المشمة ما أصحب المشمة

«صاحب» (مفرد «أصحاب») به معناى يار و ملازم است. بنابراين «أصحاب المشئمة»; يعنى، كسانى كه ملازم با نكبت و بدبختى بوده و هرگز از آن خلاصى نمى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 41 - 3،4

3 - اصحاب الشمال ، انسان هايى شقى و بدبخت در قيامت

و أصحب المشمة . .. و أصحب الشمال

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در آيات پيشين، از «اصحاب الشمال» به «اصحاب المشئمه» (مردم بدبخت) ياد شده بود.

4 - اصحاب الشمال در جهان آخرت ، داراى وضعيتى بسيار تكان دهنده و هولناك

و أصحب الشمال ما أصحب الشمال

استفهام تعجبى در «ما أصحاب الشمال» حاكى از آن است كه اين گروه از مردم، در قيامت در درجه اى از بدبختى قرار مى گيرند كه هر بيننده اى با ديدن آنها شگفت زده و حيران خواهد ماند.

17- شقاوت امت هاى ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 7

7 - مشيت الهى به شقاوت و ضلالت امتهاى ستمگر پس از اتمام حجت بر ايشان تعلق مى گيرد.

و من يرد أن يضله . .. يجعل الله الرجس ... ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم

مراد از هلاكت در آيه، شقاوت و ضلالتى است كه در آيات قبل از آن سخن به ميان آمده بود.

18- شقاوت جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 14

14 - شقاوت و تيره بختىِ ساكنان دوزخ

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 3

3 - اعتراف دوزخيان به استيلاى شقاوت و گمراهى ، بر سراسر زندگى دنيوى آنان

قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 107 - 6

6 - « و فى الحديث أنّ أهل النار إذا دخلوها . . . « فقالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين ، ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظالمون » فيقفون أربعين سنة - ذلّ الهوان لايجابون . . . ، ثم يجيبهم اللّه جلّ جلاله « اخسئوا فيها و لاتكلّمون » قال : فعند ذالك ييأسون من كلّ فرج و راحة و يغلق أبواب جهنّم عليهم . . . ;

در حديث آمده است كه جهنميان آن گاه كه وارد آتش مى شوند [مى گويند:]. ..«فقالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين...» پس چهل سال با ذلت و خوارى توقف مى كنند، در حالى كه پاسخ داده نمى شوند... سپس خداوند - جلّ جلاله - جواب آنان را چنين مى دهد: «اخسئوا فيها و لاتكلّمون». امام(ع) فرمود: در اين هنگام است كه آنان از هر گونه گشايش و راحتى، مأيوس مى گردند و درب هاى جهنم به روى آنها بسته مى شود...».

19- شقاوت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 55 - 5

5 - قيامت ، محل اصلى تجلى خوب و بد سرنوشت و سعادت و شقاوت انسان ها

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب

از اين كه خدا نيك فرجامى و بدفرجامى را در رابطه با آخرت و معاد انسان ها مطرح ساخته است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

20- شقاوت قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 12 - 2

2 - قوم ثمود ، گرفتار تيره بختى و شقاوت

إذ انبعث أشقيها

«أشقى»، اسم تفضيل و نشانه وجود رگه هاى شقاوت در ديگر افراد قوم ثمود است.

21- شقاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 11

11 - مهلت خداوند به كافران ، زمينه ساز دورى آنان از خير و سعادت با ارتكاب اعمال ناروا

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

«اثم»، در لغت به اعمالى گفته مى شود كه آدمى را از خير و سعادت بازمى دارد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 5

5 - تمامى راه هاى سعادت به روى كافران ظالم بسته است .

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً

22- شقاوت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 17

17- گمراهان ، به هنگام عذاب الهى و يا مرگ ، به تيره بختى و موقعيت بد خويش آگاه خواهند شد .

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا

به نظر مى رسد عبارت «شرّ مكاناً» در برابر «خير مقاماً» و عبارت «أضعف جنداً» در برابر «أحسن نديّاً» ( در دو آيه قبل) باشد; يعنى، همان كسانى كه خود را داراى موقعيت برتر و امكانات و نفرات بيشتر مى دانستند، با رسيدن عذاب و مرگ، خود را در نقطه مقابل آن مى يابند.

23- شقاوت محرومان از ترس خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 4

4 - محرومان از خشيت الهى ، شقى ترين افراداند .

من يخشى . .. الأشقى

تقابل دو گروه «اهل خشيت» و «اهل شقاوت»، بيانگر اين است كه در نگاه قرآن، «شقاوت» نيز مانند «خشيت»، حالتى نفسانى و هر يك ملازم با نبود ديگرى است.

24- شقاوت مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4

4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى

ألم تكن ءايتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

25- شقاوت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 5

5- مشركان و منكران رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروهِ تيره بختان در سراى آخرتند .

و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم . .. فمنهم شقى

آيات پيشين كه سخن از شركورزى و انكار رسالت پيامبران داشت ، قرينه بر اين است كه مشركان و منكران رسالت ، مصداق بارزى از شقاوتمندانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 8

8- مشركان ، هرگز رستگار نخواهند شد .

و لن تفلحوا إذًا أبدًا

26- شقاوت معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 1

1 - تنها كسانى خود را از تذكرات قرآن ، دور نگه مى دارند كه تيره بخت تر از ديگران و گرفتار دشوارترين فرجام اند .

و يتجنّبها الأشقى

«أشقى» اسم تفضيل از ماده «شقاوت» است. ريشه اصلى اين كلمه بر سختى كشيدن دلالت دارد و نقطه مقابل سهولت و سعادت است (مقاييس اللغة). ذكر اين كلمه - خالى از قيد زمان و مكان و متعلق - سبب شده است كه بر هر نوع تيره بختى در دنيا و آخرت، قابل تطبيق باشد. آيه بعد، نوع اخروى آن را بيان داشته است.

27- شقاوت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 5

5- مشركان و منكران رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروهِ تيره بختان در سراى آخرتند .

و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم . .. فمنهم شقى

آيات پيشين كه سخن از شركورزى و انكار رسالت پيامبران داشت ، قرينه بر اين است كه مشركان و منكران رسالت ، مصداق بارزى از شقاوتمندانند.

28- عوامل شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 11

11 - مهلت خداوند به كافران ، زمينه ساز دورى آنان از خير و سعادت با ارتكاب اعمال ناروا

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

«اثم»، در لغت به اعمالى گفته مى شود كه آدمى را از خير و سعادت بازمى دارد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 3

3 - ورود به جهنم ، زيانى آشكار است .

فقد خسر خسراناً مبيناً . .. أولئك ماويهم جهنم

جمله «أولئك . ..» مى تواند بيان خسارتى باشد كه در جمله «فقد خسر ...» به آن تصريح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 7

7 - انسان ها و جنيان داراى نقشى مؤثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش ( دوزخى شدن و يا رهايى از آن )

لهم قلوب لايفقهون بها . .. و لهم ءاذان لايسمعون بها

جمله «لايفقهون بها» و نظاير آن مى رساند كه گمراهان به دليل بهره نجستن از ابزار شناخت، به وادى گمراهى گرفتار شده اند و بنابراين خود مقصر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 44 - 4

4 - انسان ، خود به وجود آورنده بدبختى و شقاوت خويش است .

و لكن الناس أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 9

9- انسان داراى نقشى تعيين كننده در سعادت و شقاوت خويش

لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

اينكه در آيه آمده است: كافران توان به دست آوردن چيزى از دستاوردهاى خود را ندارند، حاكى است كه دستاورد انسان در سرنوشت وى نقش دارد و مراد از «على شىء»، به قرينه اينكه بحث از حبط عمل كافران است، مى تواند سعادت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 8

8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 3

3- سعادت و شقاوت انسان نتيجه مستقيم اعمال خود او بوده و تحت تأثير عوامل اتفاقى چون شانس و اقبال نيست .

و كلّ إنسن ألزمنه طئره فى عنقه

استعمال واژه «طائر» براى عمل، ممكن است از آن جهت باشد كه بينش غلط جاهلى درباره نقش طيره، شانس و اقبال در سرنوشت انسان نفى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 8

8- استبداد ، حق ستيزى و سلطه گرى از موجبات شقاوت و تيره بختى است .

و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

«شقيّاً» مى تواند صفت توضيحى براى «جبّاراً» باشد، يعنى اگر كسى جبار شد، شقى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 5

5 - كوچك شمردن قوانين و مقررات الهى و تجاوز به حريم آنها ، شقاوت و بدبختى انسان ها را در پى دارد .

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

«تعظيم» عكس «تحقير» است. بنابراين مفهوم جمله ياد شده چنين مى شود: «و من يحقر حرمات اللّه فهو شرّ له عند ربّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 7

7 - « عن أبى عبداللّه (صلی الله علیه و آله) فى قول اللّه عزّوجلّ : « قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا » قال : بأعمالهم شقوا ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خداوند «قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا» فرمود: اعمال آنان (جهنميان) موجب شقاوت آنها شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 5

5 - عقيده و عمل آدمى ، در سعادت و شقاوت وى نقش اساسى دارد .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صلحًا فلأنفسهم يمهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 8

8 - انسان ها ، در سعادت و شقاوت نهايى خود ، نقش اساسى دارند .

ليسئل الصدقين عن صدقهم و أعدّ للكفرين عذابًا أليمًا

از آن جايى كه بازگشت پرسش از «صادقين»(مؤمنان) درباره صداقت شان، به پاداش دهى است، معلوم مى شود كه صداقت - كه امرى اكتسابى است - و نيز متصف شدن به كفر - كه امرى انتخابى است - در گرفتن پاداش و يا عذاب شدن، نقش دارد و اين، همانا نقش انسان ها را در سعادت آفرينى و يا كسب شقاوت، بازگو مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 5

5 - كفر و انكار دين الهى ، هر چند توأم با عمل كفرآميز نباشد ، موجب عذاب شديد و بدبختى است .

الذين كفروا لهم عذاب شديد و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، سعادت مندى مؤمنان را در گرو دو چيز (ايمان و عمل صالح) دانسته است; ولى بدبختى و عذاب شديد كافران را صرفاً به كفر آنان مربوط كرده و عمل كفرآميز آنان سخن نگفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 7

7 - اسراف گرى و گزافكارى در زندگى ، موجب بدبختى و ابتلا به سرنوشت شوم

قالوا طئركم معكم . .. بل أنتم قوم مسرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 6

6 - سعادتمندى و يا تيره بختى انسان ها در دنيا و آخرت ، در گرو اعمال و كردار خود آنان است .

اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسوف تعلمون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه بعد - كه درباره سرنوشت هلاكت بار كافران در دنيا و آخرت سخن گفته است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 11

11 - عمل انسان ، تنها محور سعادت و شقاوت وى

كلّ امرى بما كسب رهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 9

9 - قبول پيامبرى صالح ( ع ) ، مايه تيره بختى در نگاه قوم ثمود

إنّا إذًا لفى . .. سعر

در صورتى كه «سعر» جمع «سعير» (آتش افروخته) باشد، مراد از آن در آيه شريفه، گرفتار شدن در آتش حسرت و تيره بختى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 1

1 - توصيه خداوند ، به مؤمنان ، مبنى بر خودسازى و صيانت خويش از عوامل و موجبات بدبختى و دوزخى شدن

يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم . .. نارًا

بنا به گفته مفسران، مقصود از محافظت خود از آتش، صيانت خويش از موجبات و عواملى است كه منجر به آتش دوزخ مى شود; مانند ترك واجبات و يا انجام محرمات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 10

10 - ثروت و قدرت بدون ايمان ، سعادت بخش و سودمند به حال بشر نيست ; بلكه موجب خسارت و بدبختى است .

و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 3

3 - برتر ديدن زندگانى دنيا از آخرت ، ديدگاهى ناروا و مايه شقاوت و روى گردانى از تذكّرات قرآن و گرفتارى به آتش دوزخ است .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... بل تؤثرون الحيوة الدنيا

29- عوامل شقاوت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 5

5- رهبران جوامع بشرى ، نقشى به سزا در سعادت و يا شقاوت اخروى آنان دارند .

فاتبعوا أمر فرعون . .. يقدم قومه يوم القيمة فأوردهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 5

5- سرنوشت انسان و سعادت و شقاوت وى در روز قيامت بسته به چگونگى رفتار او در دنياست .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 4

4- اراده و تلاش خود انسان در سعادت و شقاوت اخروى وى نقش تعيين كننده دارد .

من كان يريد العاجلة . .. جعلنا له جهنّم ... و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 9

9- ستم پيشگى ، عامل اصلى دورى از حق ، گرايش به كفر و بدبختى در جهان آخرت است .

يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا بل كنّا ظلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «بل» در «بل كنّا. ..» اضراب ابطالى باشد; يعنى، حقيقت اين نيست كه در آغاز گفتيم كه ما در غفلت به سر مى برديم; بلكه حقيقت اين است كه ما از ظالمان و ستم پيشگان بوديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 6

6 - كفر ، به تنهايى و بدون عمل كفرآلود ، براى شقاوت اخروى كافى است .

من كفر فعليه كفره

اين كه درباره كفر و آثار آن، تنها، به باور كفرآلود در مقابل عمل صالح اكتفا شده و عمل، ذكر نگرديده است، حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 7

7 - انسان ، در خوبى و يا بدى وضعيت اخروى خويش ، نقش اساسى دارد .

فذوقوا بما نسيتم . .. و ذوقوا ... بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 6

6 - عملكرد دنيوى آدميان ، ملاك اصلى سعادت و شقاوت اخروى ايشان

إنّما تجزون ما كنتم تعملون . .. هني-ًا بما كنتم تعملون

واژه «كنتم» (با فعل ماضى) اشاره به جهان گذشته (دنيا) دارد و تصريح به اعمال دنيوى، مى رساند كه تأثير اصلى در سعادت و شقاوت عمل آدمى، در دنيا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 11 - 9

9 - نيك بختى يا بدبختى انسان پس از مرگ ، در گرو اعمال خوب يا بد او است .

و لن يؤخّر اللّه . .. و اللّه خبير بما تعملون

30- عوامل شقاوت اخروى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 6،10،11،15،20

6 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، عامل بدبختى اخروى منافقان

و تربّصتم

10 - مغرور و فريفته شدن منافقان ، در برابر آمال و آرزو هاى پوچ ، عامل بدبختى و شقاوت اخروى آنان

قالوا بلى و لكنّكم . .. و غرّتكم الأمانىّ

11 - باقى ماندن منافقان ، بر مواضع منافقانه خود تا لحظه مرگ ، مايه بدبختى و شقاوت آنان در آخرت

بلى و لكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه

مقصود از «أمراللّه» مرگ است.

15 - غفلت از خداوند و فريفته شدن به مظاهر دنيا ، عامل بدبختى اخروى منافقان

قالوا بلى و لكنّكم . .. و غرّكم باللّه الغرور

20 - افتادن در دام فريب شيطان ، عامل بدبختى منافقان در آخرت

قالوا بلى و لكنّكم . .. و غرّكم باللّه الغرور

31- عوامل شقاوت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 6

6 - اسراف گرى و گزافكارى مردم انطاكيه ، موجب بدبختى و ابتلاى آنان به سرنوشت شوم بود .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم . .. قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم بل أنتم قوم مسرفون

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب و اعراض از مطلب گذشته است; يعنى، وجود پيامبران و دعوت آنان - على رغم ادعاى مردم انطاكيه - موجب بدبختى آنان نيست; بلكه اسراف گرى آنان سبب چنين سرنوشت شومى شده است.

32- عوامل شقاوت جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 8

8- هلاكت و بدبختى جوامع بشرى ، بازتاب زشت كارى و رفتار نامناسب خود آنها است .

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند دو عامل (تكذيب آيات الهى و سوء پيشينه) را موجب هلاكت برشمرد و هر دو عامل را به خود انسان نسبت داد.

33- عوامل شقاوت خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 2

2 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر مراقبت از اعضاى خانواده خود در برابر عوامل و موجبات بدبختى و دوزخى شدن آنان

يأيّها الذين ءامنوا قوا . .. أهليكم نارًا

34- عوامل شقاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 3

3 - رفاه و برخوردارى كافران ، سبب ساز هلاكت و نگون بختى آنان است ، نه نشان سعادت و نيكبختى .

أيحسبون . .. نسارع لهم فى الخيرت ... حتّى اذا أخذنا مترفيهم بالعذاب

35- عوامل شقاوت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 8

8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

36- عوامل مؤثر در شقاوت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 148 - 6

6 - نقش تعيين كننده امت ها ، در سرنوشت و سعادت و شقاوت خويش

إذ أبق إلى الفلك . .. و أرسلنه ... ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين

برداشت ياد شده از آن جا است كه قوم يونس، به علت ايمان نياوردن به يونس(ع) مستوجب عذاب الهى شدند; ولى آنان پس از مأموريت مجدد آن حضرت، به او ايمان آوردند و در سايه آن، به مواهب دنياى دست يافتند.

37- قانونمندى شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 10

10 - قانونمندى و يكسانى راههاى كمال و سعادت يا انحطاط و شقاوت آدميان، در گذشته و آينده تاريخ

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

از امر به تدبر در تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آن معلوم مى شود كه عوامل سعادت و شقاوت در طول تاريخ يكسان است.

38- مراتب شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 4،9

4 - محرومان از خشيت الهى ، شقى ترين افراداند .

من يخشى . .. الأشقى

تقابل دو گروه «اهل خشيت» و «اهل شقاوت»، بيانگر اين است كه در نگاه قرآن، «شقاوت» نيز مانند «خشيت»، حالتى نفسانى و هر يك ملازم با نبود ديگرى است.

9 - شقاوت ، داراى مراتب است .

الأشقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 12 - 1،4،7

1 - بدبخت ترين فرد قوم ثمود ، به طغيان در برابر رسول الهى تحريك شد .

بطغويها . إذ انبعث أشقيها

«بعث»، به معناى برانگيختن چيزى و جهت دادن به آن است (مفردات). «انبعاث» مطاوعه آن و به معناى تحريك شدن و ارسال و روانه شدن است. «شقاوة» نقطه مقابل «سعادة» است و مانند آن به «اخروى و دنيوى» و «نفسانى و بدنى و خارجى» تقسيم مى شود. (مفردات)

4 - شقاوت ، داراى مراتب است .

أشقيها

7 - « عن عبد اللّه بن زَمعَة قال : خطب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فذكر الناقة و ذكر الذى عقرها فقال : « إذ انبعث أشقاها » قال : انبعث لها رجل عارم عزيز منيع فى رهطه ;

عبداللّه بن زَمعة روايت كرده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خطبه خواند و از ناقه [ثمود]و كسى كه آن را پى كرد، سخن گفت و فرمود: [خداوند فرموده] «إذ انبعث أشقاها» مردى براى پى كردن ناقه [صالح] تحريك شد كه زشت خو و مردم آزار و در قبيله خود عزيز و مورد حمايت بود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 15 - 2

2 - شقاوت ، داراى مراتب گوناگون است .

الأشقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 4

4 - تكذيب حكم انفاق و خوددارى از صرف مال در راه تزكيه نفس ، بالاترين درجه شقاوت است .

الأشقى . الذى كذّب و تولّى

ارتباط اين آيه با نقطه مقابل آن در آيات بعد (الذى يؤتى ماله يتزكّى»، بيانگر برداشت ياد شده است.

39- ملاك شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 7

7- « عن عبدالله بن سلام مولى رسول الله (صلی الله علیه و آله) انه قال : سألت رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقلت : . . . فأولاد المشركين فى الجنة أم فى النار ؟ فقال : . . . انه إذا كان يوم القيامة . . . فيأمرالله عزوجل ناراً . . . ثم يأمرالله تبارك و تعالى أطفال المشركين أن يلقوا أنفسهم فى تلك النار فمن سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون سعيداً ألقى نفسه فيها . . . و من سبق له فى علم الله عزوجل أن يكون شقياً إمتنع فلم يلق نفسه فى النار . . . و ذلك قول الله عزوجل : « فمنهم شقىّ و سعيد » . . . ;

از عبدالله بن سلام نقل شده است كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسيدم: . .. آيا فرزندان مشركان [كه در كودكى مرده اند] بهشتى هستند يا جهنمى؟ فرمود: ... هنگامى كه قيامت فرا رسد ... خداوند به آتش فرمان حضور مى دهد ... سپس به كودكان مشركان دستور مى دهد تا خود را در آن آتش درافكنند. پس هر كدام از آن كودكان كه در علم خداى عزوجل سعادتمنديش رقم خورده است خود را در آن آتش مى افكند ... و آنان كه در علم خداى عزوجل برايشان شقاوتمندى رقم خورده، از پذيرش فرمان خدا امتناع نموده و خود را در آتش نمى اندازند ... و اين سخن خداوند عزوجل است كه فرمود: فمنهم شقى و سعيد »...».

40- منشأ شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 15 - 7

7 - شقاوت ، برخاسته از بى تقوايى است .

الأشقى

به قرينه مقابله «أشقى» با «أتقى» (در آيات بعد)، مراد از «شقاوت» فاصله گرفتن از تقوا است.

41- منشأ شقاوت اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 1

1 - پيامبران مردم انطاكيه ، بدبختى و زندگى شوم آنان را ناشى از عمل كرد خود مردم دانستند ، نه ناشى از تذكرات شان به آنان

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

همزه در جمله «أئن ذكّرتم» براى استفهام است و فعل مجزوم «ذُكِّر» فعل شرطى است كه خبر آن مقدر مى باشد و تقدير آن، يا «أتشأمون بالتذكر إن ذكرتم» و يا «أتتوعدون إن ذكرتم» است. برداشت ياد شده براساس تقدير نخست مى باشد.

42- موانع شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 8

8- دعا و نيايش به درگاه خدا ، از ميان برنده سختى ها و مانع گرفتارى انسان به دام شقاوت است .

و لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

«شقاوت» نقطه مقابل سعادت است (مفردات راغب) و به معناى «سختى و زحمت» نيز مى آيد (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 20

20- دعا ، مانع شقاوت و بدبختى انسان است .

عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 16

16 - پيروى از هدايت الهى ، مانع گمراهى و بدبختى است .

فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى

43- موانع شقاوت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 2

2 - توحيد و يكتاپرستى ، رهايى بخش انسان ها ، از بدبختى هاى اخروى

قل . .. نذير مبين

44- نشانه هاى شقاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 9

9- ترك نيكى به مادر ، نشانه تيره بختى است . *

و برًّا بولدتى و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا

ممكن است عطف «لم يجعلنى» بر جمله سابق عطف سبب بر مسبب باشد; يعنى چون خداوند مرا جبار و شقى قرار نداده، من با مادرم نيك رفتارم، بنابراين كسى كه نيكى به مادر را ترك مى كند شقى و جبار است.

45- نشانه هاى شقاوت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 11

11 - زندگانى پر دردسر در دنيا و محشور شدن با چشمانى نابينا در قيامت ، ازجلوه هاى گمراهى و شقاوت آدمى است .

فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى . و من أعرض عن ذكرى فإنّ له معيشة ضنكًا و نحشره ي

برداشت ياد شده، لازمه تقابل بين گروه هدايت يافتگان و غافلان است كه مجموع دو آيه، بيانگر آن است.

شقاوتمندان

46- {شقاوتمندان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 4

4 - محرومان از خشيت الهى ، شقى ترين افراداند .

من يخشى . .. الأشقى

تقابل دو گروه «اهل خشيت» و «اهل شقاوت»، بيانگر اين است كه در نگاه قرآن، «شقاوت» نيز مانند «خشيت»، حالتى نفسانى و هر يك ملازم با نبود ديگرى است.

47- اعراض شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 8

8 - تيره بختان در روى گردانى از تعاليم قرآن ، درنگى نكرده و شتابزده خود را از آن دور مى سازند .

سيذّكّر . .. و يتجنّبها الأشقى

فعل «سيذكّر» در آيه قبل، تصميم اهل خشيت بر پذيرش تذكرات قرآن را، به دور از شتاب زدگى و همراه با درنگ و تأمل، معرفى كرد و در اين آيه فعل «يتجنّب» - بدون حرف «سين» - درباره شقاواتمندان آمد تا بر عجولانه بودن واكنش آنان دلالت كند.

48- جاودانگى شقاوتمندان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 13 - 5

5 - آتش دوزخ ، عذابى جاودانه است و اهل شقاوت در آن مخلّداند .

ثمّ لايموت فيها و لايحيى

مراد از «لايحيى»، نفى حيات مطلوب است كه نجات از آتش، مصداق بارز آن مى باشد. در اين صورت قيد «فيها»، اختصاص به «لايموت» خواهد داشت. بنابراين دوزخيان، نه در آتش مى ميرند و نه از آن بيرون مى آيند.

49- شقاوتمندان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 106 - 1

1- تيره بختان صحنه قيامت ( مشركان و كافران به رسالت انبيا ) روانه آتش دوزخ خواهند شد .

فأما الذين شقوا ففى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 1

1- آتش دوزخ ، جايگاه ابدى تيره بختان صحنه قيامت است .

خلدين فيها مادامت السموت و الأرض

عبارت «مادامت السماوات و الأرض» (تا آن زمان كه آسمانها و زمين وجود دارد) كنايه از دوام و هميشگى است و تأكيد براى خلودى مى باشد كه از «خالدين» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 3

3 - فرجام شقاوتمندان ، گرفتارى به آتش دوزخ است .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 15 - 3،4

3 - خلود در آتش جهنم ، ويژه كسانى است كه در بالاترين مرحله شقاوت اند .

لايصليها إلاّ الأشقى

«صَلى»; يعنى، ملازم و همراه شد (لسان العرب، از قول زجاج) و ملازمت با آتش به جاودانگى در آن است. حصر موجود در آيه مربوط به ملازمت است; يعنى، جاودانگى در آتش، مخصوص كسانى است كه در آيه بعد اهل تكذيب و اعراض معرفى شده اند و در بدترين نوع شقاوت به سر مى برند.

4 - امكان خلودِ همه شقاوتمندان در آتش جهنم *

لايصليها إلاّ الأشقى

تقابل «أشقى» و «أتقى» مى تواند، قرينه بر حصر اضافى باشد; يعنى، اگر گفته مى شود كه تنها «شقى ترين مردم» در آتش جاودان است، مراد نفى خلود از ديگر شقاوتمندان نيست; بلكه تنها از فرد «أتقى» نفى خلود شده است.

50- شقاوتمندان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 105 - 4،5

4- انسان ها در قيامت ، به دو گروه تيره بختان و سعادتمندان تقسيم خواهند شد .

فمنهم شقى و سعيد

5- مشركان و منكران رسالت پيامبران ، تشكيل دهنده گروهِ تيره بختان در سراى آخرتند .

و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم . .. فمنهم شقى

آيات پيشين كه سخن از شركورزى و انكار رسالت پيامبران داشت ، قرينه بر اين است كه مشركان و منكران رسالت ، مصداق بارزى از شقاوتمندانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 7 - 1،2

1 - مردم در آخرت سه دسته اند : اصحاب الميمنه ( نيك بختان ) اصحاب المشئمه ( نگون بختان ) و سابقون ( پيشتازان )

و كنتم أزوجًا ثلثة

بيان «أزواجاً ثلاثة» محذوف و تقدير آن چنين است: «و كنتم أزواجاً ثلاثة: اصحاب الميمنة و اصحاب المشئمة و السابقون». در آيات بعد به تفصيل وضعيت اين سه دسته تبيين شده است.

2 - حضور انسان ها در قيامت در سه دسته مختلف و دست يافتن آنها به سعادت و يا گرفتار شدن در شقاوت و بدبختى ، فرجامى قطعى و غير قابل ترديد

و كنتم أزوجًا ثلثة

تعبير «كنتم» به صيغه ماضى، بيانگر آن است كه حضور در رستاخيز، چنان حتمى و غيرقابل ترديد است كه گويا در گذشته محقق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 41 - 3

3 - اصحاب الشمال ، انسان هايى شقى و بدبخت در قيامت

و أصحب المشمة . .. و أصحب الشمال

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در آيات پيشين، از «اصحاب الشمال» به «اصحاب المشئمه» (مردم بدبخت) ياد شده بود.

51- شقاوتمندان و تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 8

8 - تيره بختان در روى گردانى از تعاليم قرآن ، درنگى نكرده و شتابزده خود را از آن دور مى سازند .

سيذّكّر . .. و يتجنّبها الأشقى

فعل «سيذكّر» در آيه قبل، تصميم اهل خشيت بر پذيرش تذكرات قرآن را، به دور از شتاب زدگى و همراه با درنگ و تأمل، معرفى كرد و در اين آيه فعل «يتجنّب» - بدون حرف «سين» - درباره شقاواتمندان آمد تا بر عجولانه بودن واكنش آنان دلالت كند.

52- شقاوتمندان و خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 6

6 - شقاوتمندان ، در برابر خداوند و پيام هاى قرآن ، گستاخ و بى پروايند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

53- شقاوتمندان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 6

6 - شقاوتمندان ، در برابر خداوند و پيام هاى قرآن ، گستاخ و بى پروايند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

54- صفات شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 8

8 - تيره بختان در روى گردانى از تعاليم قرآن ، درنگى نكرده و شتابزده خود را از آن دور مى سازند .

سيذّكّر . .. و يتجنّبها الأشقى

فعل «سيذكّر» در آيه قبل، تصميم اهل خشيت بر پذيرش تذكرات قرآن را، به دور از شتاب زدگى و همراه با درنگ و تأمل، معرفى كرد و در اين آيه فعل «يتجنّب» - بدون حرف «سين» - درباره شقاواتمندان آمد تا بر عجولانه بودن واكنش آنان دلالت كند.

55- عجله شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 8

8 - تيره بختان در روى گردانى از تعاليم قرآن ، درنگى نكرده و شتابزده خود را از آن دور مى سازند .

سيذّكّر . .. و يتجنّبها الأشقى

فعل «سيذكّر» در آيه قبل، تصميم اهل خشيت بر پذيرش تذكرات قرآن را، به دور از شتاب زدگى و همراه با درنگ و تأمل، معرفى كرد و در اين آيه فعل «يتجنّب» - بدون حرف «سين» - درباره شقاواتمندان آمد تا بر عجولانه بودن واكنش آنان دلالت كند.

56- فرجام شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 3

3 - فرجام شقاوتمندان ، گرفتارى به آتش دوزخ است .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

57- گستاخى شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 6

6 - شقاوتمندان ، در برابر خداوند و پيام هاى قرآن ، گستاخ و بى پروايند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

58- محمد(صلی الله علیه و آله) و شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تا زمانى موظف به ابلاغ قرآن به مخالفان است كه آنان ، راه هاى آگاهى به آن را بر خود نبسته اند .

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى و يتجنّبها الأشقى

منافع تذكر - كه در اين دو آيه بيان شده است - يكى پندپذيرى اهل خشيت و ديگرى بروز عكس العمل اهل شقاوت است. از آن جا كه واكنش شقاوتمندان، اعراض بوده و تذكر مجدد به آنان سودى ندارد، تكليف «فذكّر» نيز ساقط مى گردد.