ghaemiyeh.com
سرشناسه:محمد(ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق. Muhammad, Prophet, d. 632
عنوان قراردادی:غدیرخم، خطبه . فارسی - عربی
عنوان و نام پدیدآور:چشمه جاوید: نگاهی به خطبه پیامبر در عید غدیر/ [ مترجم] مهدی خدامیانآرانی.
مشخصات نشرتهران: دلیل ما، ۱۳۹۸.
مشخصات ظاهری:۱۲۸ص.
شابک:۸۰۰۰۰۰ ریال978-600-442-150-8 :
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:فارسی-عربی.
یادداشت:چاپ قبلی : انتشارات عمادزاده، ۱۳۹۶.
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر:نگاهی به خطبه پیامبر در عید غدیر.
موضوع:محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق. -- خطبهها
موضوع:Muhammad, Prophet -- *Public speaking
موضوع:علیبن ابیطالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق -- اثبات خلافت
موضوع:Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- *Proof of caliphate
موضوع:غدیر خم، خطبه
موضوع:Ghadir surmon
شناسه افزوده:خدامیان آرانی، مهدی، ۱۳۵۳ -، مترجم
شناسه افزوده:Khuddamiyan Arani, Mehdi
رده بندی کنگره:BP۲۲۳/۵
رده بندی دیویی:۲۹۷/۴۵۲
شماره کتابشناسی ملی:۵۸۰۶۹۹۳
چشمه جاوید: نگاهی به خطبه پیامبر در عید غدیر
مهدی خدامیانآرانی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَ-نِ الرَّحِیمِ
در کربلا بودم، در آن حرم سراسر نور، دعا میکردم و از آن بزرگوار میخواستم توفیق نوکریاش را از من نگیرد، وقتی که به پهنای صورت اشک ریختم، دلم آرام و قرار یافت! به هتل بازگشتم، خسته بودم، خوابیدم، نزدیک اذان صبح در خواب، بانویی را دیدم که به من چنین گفت: «از میان همه کتابهای تو، چشمه جاوید را بیشتر میپسندم!».
از خواب بیدار شدم، در تعجّب بودم، در میان صد کتابی که نوشته بودم، کتابی به این نام نبود، پس چه رازی در این خواب نهفته بود؟ به قم بازگشتم. نزد یکی از اساتید خود رفتم، ماجرا را بیان کردم، چشمان او پر از اشک شد و گفت: «بانویِ مهربانیها به شما لطف کرده است، اگر به شکرانه این خواب، همه مردم دنیا را اطعام کنی باز هم کم است...».
مدّتی گذشت، هر کتابی را تصمیم میگرفتم به ایننام بنهم، نیمهتمام میماند و قلم من قفل میشد! چنین چیزی سابقه نداشت و من همچنان در حیرت از این ماجرا بودم! دلم میخواست آنچه را از من خواسته شده بود انجام دهم، ولی نمیشد و این راز بر من پوشیده بود و همچنان به دنبال گمشدهام بودم.
ایّام غدیر نزدیک شد، شبی خطبه پیامبر در روز عید غدیر را مطالعه میکردم،
گمشده انسانِ امروز را در آن خطبه یافتم و دانستم که خطبه غدیر، چشمهای جوشان از معارف دین است و برای همیشه بشریّت را سیراب میسازد، برای همین تصمیم گرفتم با قلم خویش، پیامرسان غدیر باشم، اینگونه بود که راز کتاب «چشمه جاوید» آشکار شد...
این کتاب، برداشتی آزاد از «خطبه غدیر» میباشد و ترجمه «تحت اللفظی» نیست، ولی متن عربی خطبه را از کتاب الإحتجاج نقل کردهام، و برای حفظ امانت در نقل، هیچ تغییری در آن متن عربی ندادهام.(1)وقتی کار نوشتن کتاب تمام شد، در فکر بودم که چگونه شکر این نعمت را به جا آورم، تصمیم خودم را گرفتم و همه حقوق مادّی این کتاب را از خود سلب کردم و به همه اجازه دادم این کتاب را هر تعداد که دوست داشتند، چاپ کنند.
این کمترین کاری است که من میتوانم برای شکرگزاری انجام بدهم، من این کتاب را نذر بانویِ مهربانیها، حضرت فاطمه علیهاالسلام میکنم، شاید...
مهدی خُدّامیان
تیرماه 1396
همراه نویسنده 33 94 261 0913
سایت نویسنده: www.Nabnak.ir
جهت دانلود فایل کتاب به سایت بالا مراجعه کنید.
1) . المجلّد الاول ص 67-55 (الإحتجاج علی أهل اللجاج، أبو منصور أحمد بن علی بن أبی طالب الطبرسی، ت 620ه، بیروت: مؤسّسة الأعلمی الاعلمی، الطبعة الاُولی، 1401 ه ق).
آقای من! پاسخ سلام تو را شنیدم، ممنونم که با مهربانی این ذرّه ناچیز را تحویل گرفتی، من فدای مهربانی تو بشوم ای پیامبر مهربانیها! ای محمّد! ای جلوه زیبای عشق! برایم سخن بگو! خودت میدانی که چقدر محتاج سخن تو هستم! من به تو باور دارم، به خدایی که تو را فرستاده است، ایمان دارم، سخن تو را حقّ میدانم، برایم سخن بگو! نگذار راه را گم کنم.
نگرانی همه وجود مرا گرفته است، من این همه راه آمدهام چون شنیدهام که تو خبر از رفتن خود دادهای! وقتی تو از این دنیا بروی چه خواهم کرد؟ به کجا پناه خواهم برد، راه را چگونه خواهم یافت، گرگِ راه در کمین است تا باور مرا از من بگیرد و بیراهه را برایم همچون راه جلوه دهد. من از فریبها و نیرنگها میترسم، با من سخن بگو! من اینجا ایستادهام، روبروی تو! به نشانه ادب، دست بر سینه گرفتهام، نگاه کن! اضطراب را در چهرهام میبینی؟ چقدر دلهره دارم، میدانم وقتی تو بروی، نور
امید در این جامعه خاموش میشود، تو فرستاده خدایی! به نگاه تو دلگرم بودم، وقتی بروی با آماج فتنهها چه کنم؟ با دروغهای رنگ و لعاب شده چه کنم؟ با آن سرابی که به ما وعده میدهند چه کنم؟ وقتی جهل و جنون سلطهاش را آغاز کند چاره این غمزده چه خواهد بود؟ ای پیامبر مهربانی! غمزدگان را دریاب! اینها فقط حرفهای خود من نیست، سخن من، سخن «انسان» است، انسانی که شیطان در کمین او نشسته است و میخواهد او را گمراه کند. انسانی که گاه خیال میکند در این دنیایِ خاکی رها شده است، ولی وقتی با خود خلوت میکند میبیند که از جنس خاک و سنگ نیست، او عظمت روح خود را درک میکند و برای همین با دنیا غریبی میکند. آن کس که «دردِ غربت» را فهمید تو را باور کرد، در سایه قرآنی که تو آوردی، آرامش یافت، پشت سر تو حرکت کرد، ولی اکنون از رفتن تو نگران است! آقای من! تو از رفتن خویش خبر دادی، آن روز بود که اشک ماتم بر چشمانم نشست، حس کردم که با رفتن تو، دل من برای آسمان خدا تنگ میشود. کاش پیش ما میماندی! ولی این آرزو با حکمت خدا نمیسازد، خدا چنین خواسته است که تو از پیش ما بروی و در بهشت خدا مهمان شوی.
ممنون تو هستم آقای من! ممنونم که سخنم را شنیدی و میخواهی در اینجا برای ما سخن بگویی! تو صحرای «غدیر» را انتخاب کردی تا مهمترین سخنان خود را بازگو کنی. این برنامهای است که خدا تو را به آن فرمان داده است، تو از مدتها پیش در فکر
اجرای این برنامه بودی.
چند ماه قبل، اعلام کردی که میخواهی به سفر حجّ بروی، از مدینه به سوی مکّه حرکت کردی، بیش از صد هزار نفر، همراه تو حجّ به جا آوردند، بعد از انجام حجّ به سوی مدینه به راه افتادید، در مسیر برگشت به «غدیر» رسیدی! «غدیر» به معنای «برکه آب» است، برکهای که آب تمیزی دارد. برکهای زلال.
وعده خدا فرا میرسد، در اینجا برایم سخن میگویی! این سخنرانی تو، مرا به ادامه راه فرا میخواند، دیگر هیچکس راه آسمان را گم نخواهد کرد.
«خطبه غدیر»، یک چشمه جاوید است، چشمهای که همواره میجوشد و تشنگان حقیقت را سیراب میسازد.
تو در اینجا خطبه میخوانی و سخنرانی میکنی تا برای همه تاریخ، روشنگری کنی و حقّ را آشکار نمایی. به راستی راز عظمت عید غدیر در چیست؟ اگر عید غدیر بزرگترین عید مسلمانان است به خاطر این خطبه توست.
من سخن تو را با تمام وجود میشنوم، پس برایم سخن بگو...
الْحَمْدُ للّهِِ الَّذِی عَلاَ فِی تَوَحُّدِهِ، وَ دَنَا فِی تَفَرُّدِهِ، وَ جَلَّ فِی سُلْطَانِهِ، وَ عَظُمَ فِی أَرْکَانِهِ، وَ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْما وَ هُوَ فِی مَکَانِهِ، وَ قَهَرَ جَمِیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهَانِهِ. مَجِیدا لَمْ یَزَلْ مَحْمُودا لاَ یَزَالُ.
سخن خود را با یاد خدا آغاز میکنی، او را ستایش میکنی که همه خوبیها و زیباییها از اوست، او یگانه است، مقامی بس بزرگ دارد، به من یاد آوری میکنی که خدا به بندگان خود نزدیک است، جهان را با این عظمت آفرید و به همه چیز آگاهی دارد، قدرت او بیپایان است، جز خوبی و زیبایی از او سر نزده است و همواره شایسته ستایش بوده است.
بَارِئُ الْمَسْمُوکَاتِ وَ دَاحِی الْمَدْحُوَّاتِ وَ جَبَّارُ الأرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ. قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلاَئِکَةِ وَ الرُّوحِ. مُتَفَضِّلٌ عَلَی جَمِیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلَی جَمِیعِ مَنْ أنْشَأهُ، یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَ الْعُیُونُ لاَ تَرَاهُ، کَرِیمٌ حَلِیمٌ ذُو أَنَاةٍ. قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَتُهُ، وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ، لاَ یَعْجَلُ بِانْتِقَامِهِ، وَ لاَ یُبَادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذَابِهِ.
او آسمانها و زمین را آفریده است و بر آنها حکمفرمایی میکند، به امر اوست که خورشید طلوع میکند و باران میبارد، خدا از هر عیب و نقصی به دور است، او خدایِ فرشتگان است. او به همه آفریدههایش مهربانی میکند، او همه را میبیند اگر چه خودش دیده نمیشود، او برتر از آن است که با چشم دیده شود، او هم مهربان است و هم بردبار، سایه مهربانی خود را بر همه چیز افکنده است و با نعمتهایش بر همه منّت نهاده است.
کسانی که نافرمانی او را کنند به عذاب گرفتار میشوند ولی خدا در عذاب کردن گنهکاران عجله نمیکند، به آنان فرصت میدهد شاید توبه کنند.
قَدْ فَهِمَ السَّرَائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمَائِرَ، وَ لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَکْنُونَاتُ، وَ لاَ اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیَّاتُ. لَهُ الاْءِحَاطَةُ بِکُلِّ شَیْءٍ، وَ الْغَلَبَةُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُوَّةُ فِی کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُدْرَةُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ، وَ لَیْسَ مِثْلُهُ شَیْئاً، وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیْءِ حِینَ لاَ شَیْءَ. دَائِمٌ قَائِمٌ بِالْقِسْطِ. لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ.
خدا از همه چیز باخبر است، هیچچیز از او پنهان نیست، از راز دلِ همه، آگاهی دارد. او به همه چیز قدرت دارد، مثل و مانند ندارد، بیهمتاست. او همه چیز را آفریده است ولی خودش آفریده نشده است. هرگز از بین نمیرود، همیشه بوده است و برای همیشه خواهد بود، او هرگز به بندگانش ظلم نمیکند، خدایی جز او نیست، او قدرتمند است و همه کارهای او از روی حکمت است.
جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصَارُ، وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ، وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ. لاَ یَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعَایَنَةٍ، وَ لاَ یَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَ مِنْ سِرٍّ وَ عَلاَنِیَةٍ، إِلاَّ بِمَا دَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلَی نَفْسِهِ. وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ اللّهُ الَّذِی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَ الَّذِی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَ الَّذِی یُنَفِّذُ أَمْرَهُ بِلاَ مُشَاوَرَةِ مُشِیرٍ، وَ لاَ مَعَهُ شَرِیکٌ فِی
تَقْدِیرٍ، وَ لاَ تَفَاوُتٍ فِی تَدْبِیرٍ.
خدا بالاتر از آن است که چشمی او را ببیند، ولی او همه را میبیند، او هرگز در فکر و خیال نمیگنجد، به همه چیز آگاهی دارد. هیچکس نمیتواند او را ببیند و وصف او را بنماید، هیچکس نمیداند او چگونه است، او خودش را در قرآن معرفی کرده است، ما میتوانیم درباره او، آنطور که در قرآن آمده است سخن بگوییم.
او خدایی است که همیشه از بدیها و عیبها به دور بوده است، او همیشه بوده است و هرگز در کارهایش نیاز به راهنمایی دیگران نداشته است و در برنامههایی که برای جهان دارد، هیچ شریکی ندارد و در اداره کارها دچار اختلاف نظر نمیشود.
صَوَّرَ مَا أَبْدَعَ عَلَی غَیْرِ مِثَالٍ، وَ خَلَقَ مَا خَلَقَ بِلاَ مَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَ لاَ تَکَلُّفٍ وَ لاَ احْتِیَالٍ. أَنْشَأَهَا فَکَانَتْ، وَ بَرَأَهَا فَبَانَتْ، فَهُوَ اللّهُ الَّذِی لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ، الْمُتْقِنُ الصَّنْعَةِ، الْحَسَنُ الصَّنِیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذِی لاَ یَجُورُ، وَ الْأَکْرَمُ الَّذِی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ. وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ الَّذِی تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْءٍ لِقُدرَتِهِ، وَ خَضَعَ کُلُّ شَیْءٍ لِهَیْبَتِهِ.
او جهان را آفرید بدون آنکه قبلاً نمونه و الگویی داشته باشد، او در آفریدن جهان از هیچکس کمکی نگرفت، آفرینش برای او هیچ زحمتی ندارد و در اینکار هرگز به بنبست نمیرسد که نیاز به راهحل پیدا کند! قبل از این که او آفریدهها را بیافریند، آنها وجودی نداشتند، این خدا بود که به آنان، نعمتِ وجود داد.
فقط او شایسته پرستش است، او جهان را محکم و استوار آفرید و آفریده هایش نیکو و زیباست. او هرگز ظلم و ستم نمیکند، گناهان را میبخشد و همه چیز به سوی لطف و مهربانی او باز میگردد. همه چیز در برابر قدرت او، ناتوان است.
مَلِکُ الْأَمْلاَکِ، وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاَکِ، وَ مُسَخِّرُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی، یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَی النَّهارِ، وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَی اللَّیْلِ، یَطْلُبُهُ حَثِیثا. قَاصِمُ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ، وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ. لَمْ یَکُنْ مَعَهُ ضِدٌّ وَ لاَ نِدٌّ، أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ. إِلَهٌ وَاحِدٌ وَ رَبٌّ مَاجِدٌ.
او سرآمد همه قدرتها است، اوست که کهکشانها را میگرداند و ماه و خورشید به دست قدرت او میچرخند. تا زمانی که او اراده کند چرخش ماه و خورشید ادامه پیدا میکند، اوست که فرمان میدهد و شب و روز، به سرعت به دنبال یکدیگر میآیند و میروند.
هر وقت اراده کند هر ستمکار لجبازی را نابود میکند و هر شیطان نافرمانی را هلاک میکند. هیچ چیز نمیتواند با اراده او مخالفت کند، برای او همتایی نیست، او یکتا و بینیاز است. از کسی زاییده نشده است و نه کسی را میزاید، مثل و مانندی ندارد، او یگانه و با عظمت است.
یَشَاءُ فَیُمْضِی، وَ یُرِیدُ فَیَقْضِی، وَ یَعْلَمُ فَیُحْصِی، وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی، وَ یُفْقِرُ وَ یُغْنِی، وَ یُضْحِکُ وَ یُبْکِی، وَ یَمْنَعُ وَ یُعْطِی. لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ، وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ، لا إلَهَ إلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ.
اگر چیزی را بخواهد، آن را حتمی میکند، اگر اراده نماید، آن را انجام میدهد؛ و هرچه را میداند میتواند آن را شمارش کند. اوست که میمیراند و زنده میکند؛ فقیر میکند و بینیاز میسازد؛ گاهی میخنداند، گاهی میگریاند؛ گاهی عطا میکند، گاهی دریغ میکند. حکمرانی جهان از آنِ اوست؛ حمد و سپاس، شایسته اوست؛ خیر و نیکی هم به دست اوست. او به هر کاری تواناست. شب و روز را
میآورد و میبرد، هیچ خدایی جز او نیست؛ همان خدایی که بزرگوار است و گناه بندگانش را میبخشد.
مُجِیبُ الدُّعَاءِ، وَ مُجْزِلُ الْعَطَاءِ، مُحْصِی الْأَنْفَاسِ، وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ. لاَ یُشْکِلُ عَلَیْهِ شَیْءٌ، وَ لاَ یُضْجِرُهُ صُرَاخُ الْمُسْتَصْرِخِینَ، وَ لاَ یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ، الْعَاصِمُ لِلصَّالِحِینَ، وَ الْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحِینَ، وَ مَوْلَی الْعَالَمِینَ. الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ، أَنْ یَشْکُرَهُ وَ یَحْمَدَهُ.
او دعای بندگان را میشنود و حاجت آنان را روا میکند، بخششهای فراوان دارد، او شماره نَفَسها را میداند، او پروردگار جنّ و بشر است. هیچچیز بر او مشکل و پیچیده نیست.
فریاد دادخواهان، او را به ستوه نمیآورد و اصرار آنها، او را خسته نمیکند. او همان خدایی است که از بندگان خوب خود، محافظت میکند و به رستگاران توفیق انجام کار خیر میدهد و پروردگار جهانیان است و سزاوار و شایسته است که آفریدهها او را شکر و سپاس گویند.
آقای من! از تو ممنونم! چقدر این سخنان تو به من آرامش داد، این سخنان، سراسر نور است. من اکنون خدا را بهتر میشناسم، دیگر به سخنان آنان که از حقیقت فاصله گرفتهاند گوش نمیکنم. کسانی را میشناسم که خود را مسلمان میدانند ولی درباره خدا اینگونه کفرآمیز سخن میگویند:
1 - «خدا شبهای جمعه به شکل جوانی زیبا به پشتبامها میآید، خدا را میتوان در خواب دید و او را در آغوش گرفت».
2 - «گاهی وقتها خدا مریض میشود».
3 - «وقتی خدا جهان را آفرید به پشت خوابید و پای خود را روی پای دیگرش انداخت».
4 - «خدا روی تختی مینشیند و چهار فرشته خدا را جا به جا میکنند».
آری، این خدایی است که وهابیّت به آن باور دارد!!! من دیگر هرگز به این سخنان توجهی نمیکنم، خدای من آن خدایی است که تو درباره او سخن گفتی، خدایی که هرگز با چشم دیده نمیشود، مثل و مانند ندارد، او بالاتر از آن است که به وصف درآید، از همه ویژگیهایی که آفریدهها دارند به دور است.
آقای من! برای ما از «توحید» سخن گفتی چرا که اگر باور به خدا نباشد، پیروی از تو و جانشین تو معنایی ندارد، ما از تو پیروی میکنیم چون به «خدا» باور داریم.
راز اطاعت ما از تو، اعتقاد به «توحید» است، اعتقاد به خدایی که تو فرستاده او هستی، خدایی که برای هدایت ما برنامه دارد، او جهان را به حال خود رها نکرده است، نظام هستی را اداره میکند، همه چیز در دست قدرت اوست.
به راستی که من چقدر نیازمندم که بارها این سخنان تو را بخوانم و با خدای مهربان خویش بهتر آشنا شوم!
أحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ، وَ الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ، وَ أُومِنُ بِهِ وَ بِمَلاَئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ. أَسْمَعُ أَمْرَهُ، وَ أُطِیعُ وَ أُبَادِرُ إِلَی کُلِّ مَا یَرْضَاهُ، وَ أَسْتَسْلِمُ لِقَضائِهِ، رَغْبَةً فِی طَاعَتِهِ، وَ خَوْفا مِنْ عُقُوبَتِهِ، لِأَنَّهُ اللّهُ الَّذِی لاَ یُؤْمَنُ مَکْرُهُ، وَ لاَ یُخَافُ جَوْرُهُ. وَ أُقِرُّ لَهُ عَلَی نَفْسِی بِالْعُبُودِیَّةِ، وَ أُشْهِدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ.
آقای من! برایم بیان کردی که خدا را همواره در سختیها و در راحتیها، حمد و سپاس میگویی! تو به خدا، فرشتگان، پیامبران قبل و کتابهای آسمانی که قبل از قرآن نازل شده است ایمان داری.
به ما خبر میدهی که همواره گوش به فرمان خدا هستی و به هر چه او راضی است، عمل میکنی و در برابر خواستههایش تسلیم هستی! زیرا تو مشتاق اطاعت از او هستی و از این که نافرمانی او را بنمایی در هراس میباشی، چرا که هر کس نافرمانی او را بنماید نمیتواند از عذابش در امان باشد. او خدایی است که به هیچکس ظلم و ستم نمیکند، (این بندگان هستند که با نافرمانی او به خود ظلم و ستم میکنند).
تو فریاد برمیآوری که بنده خدا هستی و شهادت میدهی که او پروردگار توست.
وَ أُؤَدِّی مَا أَوْحَی إِلَیَّ حَذَرا مِنْ أَنْ لاَ أَفْعَلَ، فَتَحِلَّ بِی مِنْهُ قَارِعَةٌ لاَ یَدْفَعُهَا عَنِّی أَحَدٌ وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ. لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ؛ لِأَنَّهُ قَدْ أَعْلَمَنِی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ مَا أَنْزَلَ إِلَیَّ فَمَا بَلَّغْتُ رِسَالَتَهُ.
به ما خبر میدهی که خدا از تو خواسته است کار مهمی را انجام دهی، تو بیم آن داری که اگر از این دستور سرپیچی کنی عذابی بر تو فرود آید که هیچکس نتواند آن را از تو دور کند.
بار دیگر از یگانگی خدا سخن میگویی و به همه خبر میدهی که خدا پیام مهمّی را به تو نازل کرده است و از تو خواسته است تا آن را به همه برسانی، اگر تو این کار را نکنی رسالت خویش را انجام ندادهای.
وَ قَدْ ضَمِنَ لِی تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الْعِصْمَةَ وَ هُوَ اللّهُ الْکَافِی الْکَرِیمُ. فَأَوْحَی إِلَیَّ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فِی عَلِیٍّ یَعنِی فِی الخِلاَفَةِ لِعَلِیِّ بنِ أبِی طَالِبٍ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ.» مَعَاشِرَ النَّاسِ! مَا قَصَّرْتُ فِی تَبْلِیغِ مَا أَنْزَلَ اللّهُ تَعَالَی إِلَیَّ.
تو میدانی که اگر این پیام خدا را اعلام کنی عدّهای با تو دشمنی خواهند کرد و چه بسا قصد جان تو را بنمایند، ولی خدا به تو ضمانت داده است که حیله دشمنان را از تو دور کند، این وعده خداست که آسیبی به تو نخواهد رسید. به راستی که خداوند مهربان است و بهترین پشتیبان توست.
اکنون آیهای از قرآن را که خدا بر تو نازل کرده است میخوانی، آری، خدا با تو اینگونه سخن گفته است: «به نام خدای بخشنده و مهربان! ای پیامبر! آن چه را
درباره جانشینی علی علیهالسلامبر تو نازل کردهام برای مردم بازگو کن و پیام مرا به آنان برسان! اگر تو این کار را انجام ندهی پیام مرا نرساندهای. بدان که من تو را از شرّ مردم حفظ میکنم».
این همان آیه 67 سوره «مائده» است. تو این آیه را میخوانی تا همه بدانند که آن پیام مهم درباره علی علیهالسلام است و خدا اراده کرده است و علی علیهالسلام جانشین تو باشد.
وقتی این آیه را برای همه بازگو کنی، دیگر دین کامل میشود و آشکار میشود که تو همه آنچه را که خدا بر تو نازل کرد به مردم رساندی و در راه رسالتی که بر دوش داشتی هیچ کوتاهی نکردی.
، وَ أَنَا مُبَیِّنٌ لَکُمْ سَبَبَ هَذِهِ الاْیَةِ؛ إِنَّ جَبْرَئِیلَ هَبَطَ إِلَیَّ مِرَارا ثَلاَثا، یَأْمُرُنِی عَنِ السَّلاَمِ رَبِّی، وَ هُوَ السَّلاَمُ، أَنْ أَقُومَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ، فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَ أَسْوَدَ، أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ، أَخِی، وَ وَصِیِّی، وَ خَلِیفَتِی، وَ الاْءِمَامُ مِنْ بَعْدِی؛ الَّذِی مَحَلُّهُ مِنِّی مَحَلُّ هَارُونَ مِنْ مُوسَی، إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِیَّ بَعْدِی، وَ هُوَ وَلِیُّکُمْ مِن بَعْدِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ.
اکنون میخواهی علّت نازل شدن این آیه را بازگو کنی: جبرئیل سه بار، نزد تو آمد و از طرف خدا به تو دستور داد در سرزمین «غدیر» توقّف کنی و برای مردم سخن بگویی.
تو به همه اعلام میکنی که علی علیهالسلام برادر، وصیّ و جانشین توست. او بعد از تو، «امام» خواهد بود. جایگاه او نسبت به تو مانند جایگاه هارون علیهالسلام نسبت به موسی علیهالسلاماست، همانگونه که هارون علیهالسلام، جانشین موسی علیهالسلام بود، علی علیهالسلام هم جانشین توست، البته بعد از تو هیچ پیامبر دیگری نخواهد آمد.
خدا مولا و صاحب اختیار همه است، پس از خدا، تو مولای همه میباشی و بعد از تو، این علی علیهالسلاماست که مولای همه است.
وَ قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیَّ بِذَلِکَ، آیَةً مِنْ کِتَابِهِ: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا، الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ، وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ، وَ هُمْ راکِعُونَ.»وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، أَقَامَ الصَّلاَةَ وَ آتَی الزَّکَاةَ وَ هُوَ رَاکِعٌ، یُرِیدُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فِی کُلِّ حَالٍ.
اکنون میخواهی از آیه 55 سوره مائده سخن بگویی، تو به همه خبر میدهی که این آیه درباره علی علیهالسلام نازل شده است. قرآن در این آیه چنین میگوید: «بدانید که فقط خدا و پیامبر و کسانی که نماز را برپا میدارند و در رکوع نماز، صدقه میدهند ، بر شما ولایت دارند» .
علی علیهالسلام تنها کسی است که نماز را به پا داشته است و در رکوعِ نماز، صدقه داده است. او همواره کارهایش را فقط برای خدا انجام میدهد، آری، چون علی علیهالسلام در آن اخلاص داشت، خدا آن را از او قبول کرد.
آری، تو از سالها پیش سخن میگویی، از روزی که فقیری وارد مسجد شد و از مردم طلب یاری کرد، امّا کسی به او صدقهای نداد، او به شدّت گرسنه بود، مدّتها بود که غذا نخورده بود، بار دیگر از مردم کمک طلبید، نگاهش به علی علیهالسلام افتاد که در گوشه مسجد در حال رکوع نماز بود و با دست به او اشاره میکرد تا نزدیکش برود، او نزدیک رفت، علی علیهالسلامانگشتر خود را به او داد، اینجا بود که این آیه نازل شد.
تو از اخلاص علی علیهالسلام در اینجا یاد کردی، زیرا وقتی آن آیه نازل شد، عدّهای طمع کردند و چهل انگشتر در نماز به فقیران دادند شاید آیهای درباره آنان نازل
شود، ولی هیچ آیهای درباره آنان نازل نشد زیرا قصد آنان از این کار، رضایت خدا نبود.
آقای من! از «توحید» و «یکتاپرستی» سخن گفتی و به این اشاره کردی که خدا هرگز به بندگانش ظلم و ستم نمیکند، این همان معنای «عدل» است، تو گفتی که هر کس نافرمانی کند و با امر خدا مخالفت کند به عذاب گرفتار میشود، یعنی بعد از این دنیا، حساب و کتابی در کار است، روز قیامت حقّ است، «معاد» حقّ است.
برایم از پیامبران و کتابهای آسمانی حرف زدی، این همان معنای «نبوّت» است. این مسیر تاریخ است: از آدم علیهالسلام که اوّلین پیامبر خدا بود تا تو که آخرین پیامبر هستی. پیامبران، معلّمان بزرگ بشریّت هستند که هرکدام در یک رتبه و کلاسی، به آموزش بشر پرداختهاند، آنان از اصول و برنامه یکسانی پیروی کردهاند.
مدّتها پیش، تو از رفتن خود خبر دادی، وقتی تو بروی این مسیر با «امامت» ادامه پیدا میکند، مسیر حقّ از آدم علیهالسلام شروع شد و تا روز قیامت امتداد دارد. تو علی علیهالسلام و یازده فرزند او را به عنوان «امام» معرّفی میکنی، سخن امروز تو، سخنی به امتداد تاریخ است. اینگونه است که با نبودن تو، راه هرگز گم نمیشود.
این راه رستگاری، جریان دارد.
تو اصول دین را برایم بازگو کردی، من با این سخنان تو به «توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد» باور بیشتری پیدا کردم.
باز هم برایم سخن بگو! آقای من!
وَ سَأَلْتُ جَبْرَئِیلَ، أَنْ یَسْتَعْفِیَ لِی عَنْ تَبْلِیغِ ذَلِکَ إِلَیْکُمْ، أَیُّهَا النَّاسُ! لِعِلْمِی بِقِلَّةِ المُتَّقِینَ، وَ کَثْرَةِ الْمُنَافِقِینَ، وَ إدْغَالِ الاْثِمِینَ، وَ خَتْلِ الْمُسْتَهْزِءِینَ بِالاْءِسْلاَمِ؛ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللّهُ فِی کِتَابِهِ، بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ، وَ یَحْسَبُونَهُ هَیِّنا وَ هُوَ عِنْدَ اللّهِ عَظِیمٌ.
جبرئیل از طرف خدا تو را مأمور کرد تا مردم را به ولایت علی علیهالسلام فرابخوانی، تو از جبرئیل خواستی تا از خدا بخواهد و خدا تو را از این مأموریت معاف کند. به راستی چرا تو چنین خواستی؟ چه رازی در این کار تو بود؟ تو میدانستی که تعداد مومنان کم و تعداد منافقان زیاد است، خبر داشتی که منافقان با علی علیهالسلامدشمن هستند، میدانستی که آنان آمادهاند تا تو را مسخره کنند و از دشمنیهای خود پرده بردارند، آنان مکر و حیله در سر دارند و میخواهند دین واقعی را از بین ببرند.
منافقان کسانی هستند که به ظاهر، نماز میخوانند و روزه میگیرند، امّا دلهای آنان از نور ایمان خالی است، خدا در قرآن در آیه 167 سوره آل عمران، درباره
آنان چنین سخن گفته است: «آنان سخنانی به زبان میآورند که در دل به آن ایمان ندارند». آری، منافقان دورو هستند و خیال میکنند این کارشان، گناه نیست، در حالی که این دورویی، گناهی بس بزرگ است.
وَ کَثْرَةِ أَذَاهُمْ لِی فی غَیْرِ مَرَّةٍ، حَتَّی سَمَّوْنِی أُذُنا، وَ زَعَمُوا أَنِّی کَذَلِکَ، لِکَثْرَةِ مُلاَزَمَتِهِ إِیَّایَ وَ إِقْبَالِی عَلَیْهِ؛ حَتَّی أَنْزَلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فِی ذَلِکَ قُرْآنا: «وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ، وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ، وَ رَحْمَةٌ لِلَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ، وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ، لَهُمْ عَذابٌ أَلیم.» وَ لَوْ شِئْتُ، أَنْ أُسَمِّیَ الْقَائِلِینَ بِذَلِکَ بِأَسْمَائِهِمْ، لَسَمَّیْتُ، وَ أَنْ أُومِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیَانِهِمْ، لَأَوْمَأْتُ، وَ أَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمْ، لَدَلَلْتُ، وَ لَکِنِّی وَ اللّهِ فِی أُمُورِهِمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ.
آنان بارها تو را آزار دادند، آنان به علی علیهالسلامحسادت میورزیدند، آنان میدیدند که علی علیهالسلامهمیشه همراه توست و تو به او توجّه زیادی میکنی و همیشه سخنانش را میپذیری، برای همین از روی حسادت گفتند: «محمّد چقدر زودباور است!».
آنان به مردم گفتند که تو ساده و زودباور هستی و فکر میکردند که تو زودباوری! این سخنان منافقان آنقدر ادامه پیدا کرد تا خدا آیه 61 سوره توبه را نازل کرد و با تو چنین سخن گفت: «ای پیامبر! بعضی از منافقان تو را آزار میدهند و میگویند زودباور هستی! به آنان بگو که خوشباور بودن من به نفع شماست، من به خدا و آنچه بر من نازل کرده ایمان دارم و گفتار مؤمنان را میپذیرم، از طرف دیگر، خوشباوری من برای شما که به ظاهر ایمان آوردهاید، رحمت است، من سخن شما را قبول میکنم تا اسرار و رازهای شما آشکار نشود. بدانید کسانی که با
گفتار و کردارشان پیامبر خدا را آزار میدهند، به عذاب سختی گرفتار خواهند شد».
آری، این نقطه قوّت تو است که بسیاری از چیزها را متوجّه میشدی، امّا به روی خود نمیآوردی تا دروغگویان رسوا نشوند و راه توبه برای آنان بسته نشود.
اگر تو بخواهی، میتوانی آن منافقان را نام ببری و آنان را به همه معرّفی نمایی؛ ولی این کار را نمیکنی و با بزرگواری با آنها برخورد میکنی.
وَ کُلَّ ذَلِکَ، لاَ یَرْضَی اللّهُ مِنِّی، إِلاَّ أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ اللّهُ إِلَیَّ، ثُمَّ تَلاَ: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ! بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ، فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَ اللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ.» منافقان نقشههایی در سر دارند و خطراتی در کمین است، امّا تو میدانی تا زمانی که در این سرزمین، ولایت علی علیهالسلام را (به طور رسمی) اعلام نکنی خدا از تو راضی نمیشود، برای همین بار دیگر آیه 67 سوره مائده را برای مردم میخوانی، تا همه بدانند خدا با تو چنین سخن گفته است: «ای پیامبر! آن چه از طرف پروردگارت (درباره جانشینی علی علیهالسلام) بر تو نازل شده است، برای مردم بازگو کن و به آنان برسان! اگر تو این کار را انجام ندهی پیام خدا را نرساندهای. بدان که خدا تو را از شرّ مردم حفظ میکند».
آقای من! به این سخنان تو فکر میکنم، تو از خط نفاق پرده برمیداری، راز مهمّی را آشکار میکنی، اکنون میفهمم که جان تو در خطر است و برای همین خدا وعده داد که تو را از دسیسههای آنان حفظ میکند، ولی سوال من این است: جان تو از طرف کدام دشمن در خطر است؟
از دشمنی که در میان کسانی است که در صف اوّل نماز، پشت سر تو ایستادهاند. آری، خط نفاق ریشه دوانده است و آماده است تا به دین خدا، ضربه بزند.
من میدانم که حکمت خدا بر این است که همه انسانها امتحان بشوند، او راه خوب و بد را به همه نشان میدهد، بعد از آن دیگر نوبت انتخاب آنان است، آنها باید راه خودشان را انتخاب کنند، خدا انسان را با اختیار آفریده است. خدا همواره مردم را به سوی ایمان فرا میخواند و وسیله هدایت آنها را فراهم میسازد، ولی هرگز آنها را در پیمودن راه صحیح مجبور نمیکند، تو هم فقط راه را نشان میدهی، انتخاب با خود آنهاست.
وقتی بنا شد اختیار با خود انسان باشد، طبیعی است که عدّهای ایمان میآورند و عدّهای هم ایمان نمیآورند. اگر خدا انسانها را مجبور به پذیرفتن راه حقّ میکرد، هرگز جنگ و اختلافی پیش نمیآمد ولی بشر به کمال نمیرسید، بشری که اختیار ندارد، ظلم هم نمیکند، ولی خدا انسان را به گونهای آفرید که میتواند راه درست را انتخاب کند، اگر انسان رستگار شود، به اختیار خودش بوده است و این زیبایی انسان است.
این حکمت خداست، و بر اساس این حکمت «نزاع همیشگی بین حقّ و باطل» پیش آمده است.
خدا آدم علیهالسلام را آفرید، شیطان به او حسادت ورزید و با او دشمنی کرد و او را از بهشت بیرون کرد، قابیل، برادرش هابیل را کشت، نزاع نوح علیهالسلام با بتپرستان، جنگ فرعون و موسی علیهالسلام، ابراهیم علیهالسلامو نمرود، جنگ تو با ابوسفیان. امروز هم که خطر کافران برطرف شده است منافقان به میدان آمدهاند و نقشهها در سر دارند.
همیشه بین نور و ظلمت درگیری بوده است. یک طرف میخواهد خدا در روی زمین عبادت بشود، عبودیّت شکل بگیرد، طرف دیگر میخواهد خدا از یادها برود و شیطان حکمفرما شود. یک طرف «عقل» است و طرف دیگر «جهل». یک طرف «بندگی خدا» است و طرف دیگر «گناه و معصیت»، برای همین است که خط نفاق با علی علیهالسلامدشمنی دارد و نقشهها در سر دارد.
خط نفاق، قصد جان تو را داشت و میخواست قبل از آنکه تو ولایت علی علیهالسلامرا بیان کنی تو را به شهادت برساند، امّا خدا نگذاشت، خدا عهد بسته است که هیچگاه راه حقّ، مخفی نماند و مسیر رستگاری گم نشود.
فَاعْلَمُوا مَعَاشِرَ النَّاسِ! أَنَّ اللّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّا وَ إِمَاما؛ مُفْتَرَضَا طَاعَتُهُ، عَلَی الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ، وَ عَلَی التَّابِعِینَ لَهُم بِإِحْسَانٍ، وَ عَلَی الْبَادِی وَ الْحَاضِرِ، وَ عَلَی الْأَعْجَمِیِّ وَ الْعَرَبِیِّ، وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوکِ، وَ الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَ الْأَسْوَدِ، وَ عَلَی کُلِّ مُوَحِّدٍ، مَاضٍ حُکْمُهُ، جَائِزٌ قَوْلُهُ، نَافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعُونٌ مَنْ خَالَفَهُ، مَرْحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ، مُؤمِنٌ مَنْ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَ اللّهُ لَهُ، وَ لِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطَاعَ لَهُ.
اکنون وقت آن است تا به همه اعلام کنی که خدا علی علیهالسلام را به عنوان «مولا» و «امام» برگزیده است، این خداست که اطاعت علی علیهالسلام را بر همه واجب کرده است. همه (چه مهاجر باشند چه انصار، چه عرب باشند چه غیر عرب، چه بزرگ باشند چه کوچک)، باید از علی علیهالسلامپیروی کنند، و به سخنانش گوش دهند.
هر کس با علی علیهالسلام دشمنی کند و با سخن او مخالفت کند از رحمت خدا دور میشود و به لعن خدا گرفتار میگردد، هر کس از علی علیهالسلام پیروی کند، به رحمت خدا میرسد، هر کس امامت علی علیهالسلام را بپذیرد، مؤمن است. هر که سخن علی علیهالسلام
را گوش دهد و از او پیروی کند، خدا او را میآمرزد.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّهُ آخِرُ مَقَامٍ أَقُومُهُ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ انْقَادُوا لِأَمْرِ رَبِّکُمْ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَولاکُم وَ إِلَهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُکُمْ مُحَمَّدٌ، وَلِیُّکُمْ وَ الْقَائِمُ الْمُخَاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِی عَلِیٌّ، وَلِیُّکُمْ وَ إِمَامُکُمْ بِأَمْرِ رَبِّکُمْ، ثُمَّ الاْءِمَامَةُ فِی ذُرِّیَّتِی مِنْ وُلْدِهِ، إِلَی یَوْمِ تَلْقَوْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ.
تو از رفتن خود خبر میدهی. سفر حجّ است و جمعیّت فراوانی در اینجا جمع شدهاند، امّا تو آماده رفتن شدهای، دیگر سال آینده در میان ما نخواهی بود، این مطلب را به مردم میگویی از همه میخواهی تا به سخن تو گوش فرا دهند. به آنان خبر میدهی که آنچه امروز گفتی، دستور خداست و باید از آن پیروی کنند.
این خداست که مولا و صاحباختیار همه است، او بزرگ و بلند مرتبه است.
خدایی که او را میپرستیم و به یگانگی او باور داریم و باید از دستور او پیروی کنیم. تو محمّد، فرستاده او هستی که اکنون در جمع ما ایستادهای و با ما سخن میگویی، تو سخن خدا را بازگو میکنی، خدا علی علیهالسلامرا به عنوان امام ما برگزیده است و تو پیام خدا را به ما میرسانی، بعد از علی علیهالسلام، فرزندان او، امامان ما هستند، امامت آنان تا روز قیامت ادامه دارد.
آری، تو راه رستگاری را نشان به ما دادی، دیگر هرگز راه گم نمیشود، این راه تا روز قیامت ادامه دارد.
لاَ حَلاَلَ إِلاَّ مَا أَحَلَّهُ اللّهُ، وَ لاَ حَرَامَ إِلاَّ مَا حَرَّمَهُ اللّهُ. عَرَّفَنِیَ الْحَلاَلَ وَ الْحَرَامَ، وَ أَنَا أَفْضَیْتُ لِمَا عَلَّمَنِی رَبِّی، مِنْ کِتَابِهِ وَ حَلاَلِهِ وَ حَرَامِهِ إِلَیْهِ.
تو از قانونهای خدا سخن میگویی، بایدها و نبایدهایی که خدا برای زندگی بشر
قرار داده است و هر کس مشتاق رستگاری است باید از این قانونها پیروی کند.
تو فرستاده خدا هستی و این قانونها را خدا به تو اعلام کرد، آری، خدا علمِ قرآن را به تو عطا کرد و تو آن را به علی علیهالسلامسپردی.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ قَدْ أَحْصَاهُ اللّهُ فِیَّ، وَ کُلَّ عِلْمٍ عُلِّمتُ، فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فِی إِمَامِ الْمُتَّقِینَ، وَ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّا، وَ هُوَ الاْءِمَامُ الْمُبِینُ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! لاَ تَضِلُّوا عَنْهُ، وَ لاَ تَنْفِرُوا مِنْهُ، وَ لاَ تَسْتَنْکِفُوا مِنْ وَلاَیَتِهِ.
برای ما بار دیگر از علم علی علیهالسلام سخن میگویی، علم و دانش او از همه برتر است و برای همین او شایستگی امامت را دارد. علی علیهالسلام پیشوای پرهیزکاران است و حقّ را آشکار میکند.
به همه هشدار میدهی که هرگز از علی علیهالسلام جدا نشوند و با او مخالفت نکنند، زیرا مخالفت با او چیزی جز گمراهی نیست. از همه میخواهی تا از راه علی علیهالسلام روی برنگردانند و از ولایت او سرپیچی نکنند.
فَهُوَ الَّذِی یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ، وَ یَعْمَلُ بِهِ، وَ یُزْهِقُ الْبَاطِلَ، وَ یَنْهَی عَنْهُ، وَ لاَ تَأْخُذُهُ فِی اللّهِ لَوْمَةُ لاَئِمٍ. ثُمَّ إِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ الَّذِی فَدَی رَسُولَ اللّهِ بِنَفْسِهِ، وَ الَّذِی کَانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ، وَ لاَ أَحَدَ یَعْبُدُ اللّهَ مَعَ رَسُولِهِ، مِنَ الرِّجَالِ غَیْرُهُ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللّهُ، وَ اقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللّهُ.
باز از ویژگیهای علی علیهالسلام سخن میگویی و او را بیشتر معرفی میکنی تا همه او را بهتر بشناسند: علی علیهالسلام کسی است که خودش به حقّ عمل میکند و دیگران را به سوی حقّ راهنمایی میکند. او کسی است که باطل را از بین میبرد و مردم را
از باطل دور مینماید. همه کارهای او برای خشنودی خداست و هیچ کس نمیتواند با سرزنش کردن، او را از راه خدا منحرف کند.
علی علیهالسلام اوّلین کسی است که به خدا و تو که فرستاده خدا هستی، ایمان آورده است. او کسی بود که حاضر شد جان خودش را فدای تو کند.
تو در اینجا به «لَیلَةُ المَبیت» اشاره میکنی، آن شب که کافران مکّه تصمیم داشتند تا تو را به قتل برسانند و چهل نفر شمشیر به دست، خانه تو را محاصره کردند، آن شب علی علیهالسلام به جای تو در بستر خوابید، کافران خیال کردند که تو در خانه در خواب هستی، برای همین تو موفق شدی از خانه بیرون بروی و به سوی مدینه حرکت کنی. علی علیهالسلامدر حالی که میدانست با طلوع آفتاب، چهل مرد جنگجو به خانه تو حمله میکنند در بستر تو خوابید، او اینگونه تا پای جان، تو را یاری کرد، اینجا بود که خدا آیه 207 سوره بقره درباره این فداکاری علی علیهالسلام نازل کرد.
آری، در روزگاری که تو به پیامبری رسیدی، همه مردم بتها را میپرستیدند، در آن زمان، علی علیهالسلامتنها مردی بود که همراه با تو، خدای یگانه را عبادت میکرد.
از مردم میخواهی تا علی علیهالسلام را از دیگران برتر بدانند، زیرا خدا او را برتر از همه میداند. همه باید امامت او را قبول کنند زیرا خدا او را به عنوان «امام» انتخاب کرده است.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّهُ إِمَامٌ مِنَ اللّهِ، وَ لَنْ یَتُوبَ اللّهُ عَلَی أَحَدٍ أَنْکَرَ وَلاَیَتَهُ، وَ لَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُ، حَتْما عَلَی اللّهِ، أَنْ یَفْعَلَ ذَلِکَ بِمَنْ خَالَفَ أَمْرَهُ فِیهِ، وَ أَنْ یُعَذِّبَهُ عَذَابا نُکْرا أَبَدَ الْأَبَدِ، وَ دَهْرَ الدُّهُورِ، فَاحْذَرُوا أَنْ تُخَالِفُوا، فَتَصِلُوا نَارا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ، أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ.
این سخن را تکرار میکنی: علی علیهالسلام امامی است که خدا او را برگزیده است، اگر کسی ولایت او را قبول نکند، خدا به او نظر رحمت نمیکند و گناهان او را نمیبخشد. خدا دشمنان علی علیهالسلامرا نمیبخشد و آنها را در روز قیامت برای همیشه به عذابی سخت گرفتار میسازد.
اکنون به کسانی که با علی علیهالسلام مخالفت میکنند، هشدار میدهی و آنان را از آتش سوزان جهنّم میترسانی، هر کس راهی غیر از راه علی علیهالسلام برگزیند به سوی جهنّم رهسپار میشود.
أَیُّهَا النَّاسُ! بِی وَ اللّهِ، بَشَّرَ الْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ، وَ أَنَا خَاتَمُ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ، وَ الْحُجَّةُ عَلَی جَمِیعِ الْمَخْلُوقِینَ، مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ، فَمَنْ شَکَّ فِی ذَلِکَ فَهُوَ کَافِرٌ، کُفْرَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی، وَ مَنْ شَکَّ فِی شَیْءٍ مِنْ قَوْلِی هَذَا، فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُ، وَ الشَّاکُّ فِی ذَلِکَ، فَلَهُ النَّارُ.
تو آخرین پیامبر خدا هستی، همه پیامبرانی که قبل از تو آمدهاند مژده آمدن تو را دادهاند، تو وعدهای بودی که خدا آمدن تو را نوید داده بود. تو آخرین فرستاده او هستی و بعد از تو دیگر هیچ پیامبری نمیآید. تو «حجّت خدا» بر همه آفریدههای خدا هستی.
کسی که در نبوّت تو شکّ کند، راه کفر را رفته است و همانند بتپرستان زمان جاهلیّت است. آری، سخن تو حقّ است و هرگز از پیش خود سخن نمیگویی، تو پیام خدا را بازگو میکنی، هر کس در سخنان امروز تو، شکّ کند، معلوم میشود که در پیامبری تو و سخنان دیگر تو هم شکّ دارد، چنین کسی راه شیطان را میپیماید و سرانجامش چیزی جز آتش جهنّم نیست.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! حَبَانِیَ اللّهُ بِهَذِهِ الْفَضِیلَةِ، مَنّا مِنْهُ عَلَیَّ وَ إِحْسَانا مِنْهُ إِلَیَّ، وَ لاَ
إِلَهَ إِلاَّ هُوَ. لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الاْبِدِینَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِینَ، عَلَی کُلِّ حَالٍ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! فَضِّلُوا عَلِیّا، فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدِی، مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَی. بِنَا أَنْزَلَ اللّهُ الرِّزْقَ، وَ بَقِیَ الْخَلْقُ.
برای ما میگویی که جانشینی علی علیهالسلام هدیه بزرگ خدا به توست. ولایت علی علیهالسلام، لطف خداست. خدا با این کار بر تو منّت نهاده است، برای همین او را ستایش میکنی و به یگانگی او شهادت میدهی و او را به خاطر این لطف و احسانش، سپاس بیپایان میگویی و در همه حال او را شکر میکنی.
از مردم میخواهی تا علی علیهالسلام را از دیگران برتر بدانند زیرا او پس از تو، بهترینِ انسانهاست و هیچکس به مقام و جایگاه او نمیرسد.
اکنون از راز مهمّی پرده برمیداری، همه باید بدانند که اگر خدا باران نازل میکند به خاطر تو و علی علیهالسلام است! اگر برکت و رحمت خویش را بر بندگان نازل میکند و به آنان روزی میدهد به خاطر شماست. شما واسطه فیض خدا هستید، خدا جهان را به برکت وجود شما آفرید.
وقتی من این سخن را میشنوم، به فکر فرو میروم، تو این راز را آشکار میکنی تا مردم بدانند ولایت علی علیهالسلام چیزی بالاتر از حکومت است، خیلیها در این دنیا حکومت میکنند، ولی حکومت کجا و ولایت کجا؟ درست است که خدا دوست دارد علی علیهالسلام حاکم جامعه باشد، ولی این پله اوّل است، ولایت بالاتر از این حرفهاست.
ولایت یعنی فرمانروایی بر همه جهان! هر قطره بارانی که نازل میشود به برکت ولایت است، بدون اجازه صاحب ولایت، بارانی نازل نمیشود، آفتابی طلوع نمیکند، شبی روز نمیشود و روزی
هم شب نمیشود...
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ، مَنْ رَدَّ عَلَیَّ قَوْلِی هَذَا وَ لَمْ یُوَافِقْهُ، ألا إِنَّ جَبْرَئِیلَ، خَبَّرَنِی عَنِ اللّهِ تَعَالَی بِذَلِکَ، وَ یَقُولُ: "مَنْ عَادَی عَلِیّا وَ لَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتِی وَ غَضَبِی" فَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّهَ أَنْ تُخَالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
تو میدانی که خط نفاق برای دشمنی با علی علیهالسلامبرنامهریزی کرده است، آنان بغض علی علیهالسلامرا به سینه دارند، زیرا آنان پیرو شیطانند و میخواهند تاریکی بر جامعه سلطه پیدا کند، آنان با نور مخالفاند. آنان نماز میخوانند و خود را مسلمان معرّفی میکنند امّا با علی علیهالسلام دشمنی میکنند. باید به آنان هشدار بدهی، کسی که هزاران سال نماز بخواند ولی با علی علیهالسلام دشمنی بکند، از درگاه خدا دور است، زیرا راه شیطان را رفته است.
تو از دشمنیهای منافقان با علی علیهالسلام خبر داری، برای همین چنین میگویی: «لعنت خدا بر کسی که سخن امروز مرا نپذیرد و با آن مخالفت کند».
آری، امروز جبرئیل این پیامِ خدا را برای تو آورده است، پیام خدا این است: «هر کسی که با علی علیهالسلامدشمنی کند و ولایتش را نپذیرد به لعنت و خشم من گرفتار میشود».
برای مردم میگویی که چگونه با این انتخاب خود، سرنوشت خود را میسازند.
اگر ولایت علی علیهالسلامرا بپذیرند رستگارند و اگر با ولایت او دشمنی کنند به خشم خدا گرفتار میشوند.
آری، همه باید از خدا بترسند و هرگز با ولایت علی علیهالسلامدشمنی نکنند. هر کس خود را اهلایمان میداند باید به هوش باشد و بداند که دشمنی با علی علیهالسلام ایمان را
نابود میکند، خدا از همه چیز آگاه است.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّهُ جَنْبُ اللّهِ الَّذِی ذَکَرَ فِی کِتَابِهِ، فَقَالَ تَعَالَی: «أنْ تَقُولَ نَفسٌ، یا حَسْرَتی، عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّهِ».
اکنون از آیه 56 سوره زُمر یاد میکنی و به مردم میگویی که علی علیهالسلام همان «جَنْب اللّه» است، قرآن در این آیه همه انسانها را به توبه دعوت میکند تا مبادا کسی در روز قیامت دچار حسرت و پشیمانی شود، در آن روز عدّهای چنین میگویند: «افسوس که در جَنْب اللّه کوتاهی کردم».
به راستی منظور از «جَنْبُ اللّه» چیست؟ «جَنْبُ اللّه» را میتوان در فارسی به معنای «راه خدا» ترجمه کرد. در روز قیامت کافر آرزو میکند کاش در راه خدا کوتاهی نمیکرد.
راه خدا چیست؟ همان راه ولایت علی علیهالسلام! هر کس ولایت علی علیهمالسلام را قبول نکند، روز قیامت حسرت خواهد خورد. آری، راه امامت، ادامه راه توحید و نبوّت است، این امامت است که در هر زمانی حقّ را از باطل جدا میکند، هر کس از این راه روی برگرداند، بر باطل است و هرگز سعادتمند نخواهد شد.
این آیه از کسانی سخن میگوید که افسوس میخورند چرا در راه اطاعت خدا کوتاهی کردند. راه اطاعت خدا از راه ولایت علی علیهالسلام میگذرد.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ، وَ افْهَمُوا آیَاتِهِ، وَ انْظُرُوا إِلَی مُحْکَمَاتِهِ، وَ لاَ تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهُ.
تو میدانی که در آینده منافقان به اسم قرآن سعی خواهند کرد با حقّ دشمنی
کنند، آنان آیههای قرآن را آنطور که به نفعشان است معنا خواهند کرد و با این کار، مردم را فریب خواهند داد.
اکنون تو از مردم میخواهی تا در قرآن اندیشه کنند و فقط به آیاتی توجّه کنند که معنای واضح و روشن دارند. در قرآن آیاتی هست که چند معنا دارند یا مفهوم آنها واضح و روشن نیست، مردم باید مراقب باشند و تا زمانی که معنای واقعی آن آیات را درک نکردهاند از آن آیات پیروی نکنند.
قرآن آیاتی دارد که نیاز به توضیح دارد تا معنای اصلی آنها آشکار شود، به راستی وقتی تو از میان ما بروی چه کسی میتواند این کار را برای ما انجام بدهد؟ ما در فتنههایی که به نام آیههای قرآن در جامعه شکل میگیرد به که پناه ببریم؟ آقای من! این نگرانی ما را برطرف کن! راه را برای ما آشکار ساز تا به اسم قرآن فریب سیاهاندیشان را نخوریم! فَوَ اللّهِ، لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زَوَاجِرَهُ، وَ لاَ یُوَضِحُ لَکُمْ تَفْسِیرَهُ، إِلاَّ الَّذِی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ، وَ مُصْعِدُهُ إِلَیَّ، وَ شَائِلٌ بِعَضُدِهِ، وَ مُعْلِمُکُمْ أَنَّ: "مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ، فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلاَهُ، وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ، أَخِی، وَ وَصِیِّی، وَ مُوَالاَتُهُ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، أَنْزَلَهَا عَلَیَّ." علی علیهالسلام در کنار توست، مردم روبروی تو ایستادهاند، تو دست علی علیهالسلام را در دست میگیری و آن را بالا میآوری و چنین میگویی: «به خدا قسم! فقط این کسی که دست او را بالا گرفتهام میتواند حقیقت قرآن و معنای حقیقی آن را برای شما بازگو کند».
آری، تو علی علیهالسلام را اینگونه به همه نشان میدهی تا بعد از آن، کسی دچار تردید نگردد و فریاد برمیآوری: «هر کس من مولا و آقای او هستم، این علی مولا و
آقای اوست. این علی بن ابیطالب، برادر و جانشین من است، خدا دستور داده است تا شما ولایت او را بپذیرید».
وقتی سخن تو به اینجا میرسد، بار دیگر، نسیم آرامش همه وجود مرا میگیرد، حالا دیگر من راه را بهتر میشناسم، دیگر هراس از فتنهها ندارم، من راه را از چاه تشخیص دادهام، فهمیدم که قرآن را باید علی علیهالسلام معنا کند، آن معنایِ قرآنی که از علی علیهالسلامجداست، ارزشی ندارد.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ عَلِیّا وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ وُلْدِی، هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَ الْقُرْآنُ، الثِّقْلُ الْأَکْبَرُ. فَکُلُّ وَاحِدٍ مُنْبِئٌ عَنْ صَاحِبِهِ، وَ مُوَافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقَا، حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ. هُمْ، أُمَنَاءُ اللّهِ فِی خَلْقِهِ، وَ حُکَمَاؤُهُ فِی أَرْضِهِ.
اکنون از امامانی که بعد از علی علیهالسلام میآیند سخن میگویی، یازده امامی که از نسل اویند، آنان همه معصوم هستند و از هر گناهی به دورند.
تو دو یادگار ارزشمند از خود به جای میگذاری: یادگار اوّل تو قرآن است، یادگار دوم تو علی علیهالسلامو فرزندان معصوم او هستند. قرآن یادگار بزرگتر است و آنان یادگار کوچکترند. آنان معنای قرآن را نشان میدهند، قرآن هم آنان را به مردم معرّفی میکند. قرآن کتابی است که هر کس حقیقت آن را دریابد راه علی علیهالسلام و فرزندانش را میپیماید.
آری، قرآن و اهلبیت علیهمالسلام همیشه در کنار یکدیگر هستند و هرگز از هم جدا نمیشوند. این همراهی، تا روز قیامت ادامه دارد و تو در آن روز، آنها را کنار حوض کوثر ملاقات میکنی.
آری، قرآن و اهلبیت، امین خدا در میان مردم هستند و به حقّ و حقیقت حکم میکنند.
أَلاَ وَ قَدْ أَدَّیْتُ، أَلاَ وَ قَدْ بَلَّغْتُ، أَلاَ وَ قَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاَ وَ قَدْ أَوْضَحْتُ، أَلاَ وَ إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قَالَ، وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. أَلاَ إِنَّهُ لَیْسَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرَ أَخِی هَذَا، وَ لاَ تَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنِینَ بَعْدِی لِأَحَدٍ غَیْرِهِ.
به مردم خبر میدهی که تو وظیفه خود را انجام دادی. آنان شاهد بودند که تو پیام خدا را رساندی و دستور خدا را بیان کردی. تو جانشین خود را آشکارا معرّفی نمودی. سخنان تو از طرف خدا بود، همان خدایی که بلندمرتبه است. او به تو دستور داد تا این سخنان را بگویی و تو اطاعت کردی.
دیگر وقت آن است که به مردم بگویی فقط علی است که «امیرمومنان» است.
هیچکس دیگر را به این نام نخوانید. این لقب، مخصوص علی علیهالسلام است. او آقای اهل ایمان است.
ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلَی عَضُدِهِ، فَرَفَعَهُ، وَ کَانَ مُنْذُ أَوَّلِ مَا صَعِدَ رَسُولُ اللّهِ، شَالَ عَلِیّا حَتَّی صَارَتْ رِجْلُهُ، مَعَ رُکْبَةِ رَسُولِ اللّهِ، صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، ثُمَّ قَالَ: مَعَاشِرَ النَّاسِ! هَذَا عَلِیٌّ أَخِی، وَ وَصِیِّی، وَ وَاعِی عِلْمِی، وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی، وَ عَلَی تَفْسِیرِ کِتَابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ الدَّاعِی إِلَیْهِ، وَ الْعَامِلُ بِمَا یَرْضَاهُ، وَ الْمُحَارِبُ لِأَعْدَائِهِ، وَ الْمُوَالِی عَلَی طَاعَتِهِ، وَ النَّاهِی عَنْ مَعْصِیَتِهِ؛ خَلِیفَةُ رَسُولِ اللّهِ، وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ، وَ الاْءِمَامُ الْهَادِی، وَ قَاتِلُ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ بِأَمْرِ اللّهِ.
اکنون تو بازوی علی علیهالسلام را میگیری و او را از زمین بلند میکنی تا همه او را به خوبی ببینند و سپس چنین میگویی: «ای مردم! این علی، برادر و جانشین من است. من همه دانش خود را به او سپردهام. وقتی من از میان شما رفتم اوست که تفسیر قرآن را میداند و شما را به حقیقت قرآن فرا میخواند. او هر کاری را که خدا راضی است، انجام میدهد و با دشمنان خدا میجنگد. او شما را در راه بندگی خدا یاری میکند و از گناه و معصیت باز میدارد. او جانشین من است، او
امیرمؤمنان و پیشوای هدایتگر است. او با پیمانشکنان، ستم پیشگان و منحرفان پیکار خواهد کرد».
أَقُولُ: "ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ." بِأَمْرِ رَبِّی أَقُولُ: "اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ الْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ، وَ اغْضِبْ عَلَی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ." اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَنْزَلْتَ عَلَیَّ، أَنَّ الاْءِمَامَةَ بَعدِی، لِعَلِیٍّ وَلِیِّکَ، عِنْدَ تِبْیَانِی ذَلِکَ، وَ نَصْبِی إِیَّاهُ، بِمَا أَکْمَلْتَ لِعِبَادِکَ مِنْ دِینِهِمْ، وَ أَتْمَمْتَ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِکَ، وَ رَضِیتَ لَهُمُ الاْءِسْلاَمَ دِینا، فَقُلْتَ: «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاْءِسْلامِ دِینا، فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ، وَ هُوَ فِی الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ.»إِنِّی أُشْهِدُکَ، و کَفَی بِکَ شَهیدا، أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ.
اکنون میخواهی دعا کنی، زیرا خدا به تو دستور داده است که امروز او را این چنین بخوانی، پس دست به دعا برمیداری و چنین میگویی:
خدایا! از تو میخواهم هر کس که علی را دوست بدارد تو او را دوست بداری، و کسی را که با علی دشمنی کند، دشمن بداری! خدایا! کسی که امامت و ولایت او را نپذیرد لعنت کن و بر کسی که حقّ او را انکار نماید، خشم بگیر! خدایا! تو علی را به عنوان امام برگزیدی و از من خواستی تا پیام تو را بیان کنم، وقتی من سخن تو را برای این مردم گفتم تو این آیه را نازل کردی: «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم و راضی شدم که اسلام، دین شما باشد».
خدایا! تو خودت در قرآن چنین گفتی: «هر کس غیر از اسلام، دین دیگری را برای خود انتخاب کند، آن دین از او پذیرفته نمیشود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود».
خدایا! تو شاهد باش که من پیامت را به مردم رساندم و تو برای گواه بودن، کافی هستی! مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّمَا أَکْمَلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ دِینَکُمْ بِإِمَامَتِهِ، فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ، وَ بِمَنْ یَقُومُ مَقَامَهُ مِنْ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ، إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ، وَ الْعَرْضِ عَلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُونَ، لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ، وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ.
آری، خدا دین را با امامت علی علیهالسلام کامل کرد و امامت تا روز قیامت ادامه دارد، پس از علی علیهالسلام، امامت در فرزندانِ او ادامه مییابد. (یازده امامی که همه از نسل علی علیهالسلامهستند و فرزندان دختر تو میباشند). آنان یک به یک تا روز قیامت، امام خواهند بود. وای به حال کسانی که از امامان معصوم پیروی نکنند، چنین کسانی به عذاب خدا گرفتار میشوند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! هَذَا عَلِیٌّ أَنْصَرُکُمْ لِی، وَ أَحَقُّکُمْ بِی، وَ أَقْرَبُکُمْ إِلَیَّ، وَ أَعَزُّکُمْ عَلَیَّ، وَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ أَنَا عَنْهُ رَاضِیَانِ. وَ مَا نَزَلَتْ آیَةُ رِضًی إِلاَّ فِیهِ، وَ مَا خَاطَبَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا إِلاَّ بَدَأَ بِهِ، وَ لاَ نَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلاَّ فِیهِ، وَ لاَ شَهِدَ اللّهُ بِالْجَنَّةِ، فِی "هَلْ أَتی عَلَی الاْءِنْسانِ" إِلاَّ لَهُ، وَ لاَ أَنْزَلَهَا فِی سِوَاهُ، وَ لاَ مَدَحَ بِهَا غَیْرَهُ.
علی علیهالسلام همواره یار و یاور تو بوده است، هیچ کس غیر از او شایستگی آن را ندارد که جانشین تو باشد، او از همه به تو نزدیکتر است. هیچ کس به اندازه او برای تو عزیز نیست.
خدا و تو از علی علیهالسلام راضی هستید، وقتی قرآن میخوانیم و به آیههایی میرسیم که خدا میگوید: «من از مومنی راضی هستم»، باید بدانیم که آن آیه درباره
علی علیهالسلام نازل شده است.
در هر جای قرآن که خدا درباره مؤمنان و مقام آنان سخن میگوید، آن آیه درباره علی علیهالسلامهم هست، زیرا علی علیهالسلام، امیر مومنان است. هر آیهای که خدا در آن، از گروهی به نیکی یاد میکند، آن آیه درباره علی علیهالسلام هم هست.
خدا سوره «هَل أَتی» را در حقّ علی علیهالسلام نازل کرد و در آن سوره خدا گواهی داد که علی علیهالسلام از اهلبهشت است. آری، خدا در آن سوره از خوبیهای علی علیهالسلامسخن گفت و او را ستود.
آقای من! در اینجا از سوره «هَل أتی» یاد کردی که آن را به نام «سوره انسان» هم میشناسند، چه رمز و رازی در این سوره است؟ ماجرای این سوره چیست؟ سالها پیش، یک بار حسن و حسین علیهماالسلام مریض شدند، علی و فاطمه علیهماالسلام نذر کردند که اگر آنان شفا بگیرند، سه روز روزه بگیرند. خدا حسن و حسین علیهماالسلامرا شفا داد و زمان ادای آن نذر فرا رسید، روز اوّل را این خانواده روزه گرفتند.
وقت افطار شد، فقیری به درِ خانه آمد، آنان غذای خود را به او دادند و همگی بر گرسنگی صبر کردند و روز دوم را هم روزه گرفتند. غروب روز دوم، کنار سفره افطار نشسته بودند که یتیمی درِ خانه را زد و تقاضای غذا کرد، آنان غذا را به او دادند و با گرسنگی، آن شب را سحر کردند. روز سوم را هم روزه گرفتند در حالی که مدّتها بود چیزی نخورده بودند، غروب روز سوم، اسیری به درِ خانه آمد، آنان غذای خود را به آن اسیر دادند. اینجا بود که خدا این سوره را نازل کرد.
این سوره درباره علی علیهالسلام و اهلخانه اوست، در این سوره چنین میخوانیم: «اهل بهشت کسانی هستند که به نذر خود وفا میکنند و از روز قیامت در هراس هستند
و غذای خود را به فقیر و یتیم و اسیر میدهند در حالیکه خودشان به آن نیازمند هستند، آنان این کار را به خاطر خدا انجام میدهند و هرگز انتظار پاداش و سپاس را از دیگران ندارند... و خدا هم به آنان بهشت خویش را ارزانی میدارد..».
مَعَاشِرَ النَّاسِ! هُوَ نَاصِرُ دِینِ اللّهِ، وَ الْمُجَادِلُ عَنْ رَسُولِ اللّهِ، وَ هُوَ التَّقِیُّ النَّقِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ. نَبِیُّکُمْ خَیْرُ نَبِیٍّ، وَ وَصِیُّکُمْ خَیْرُ وَصِیٍّ، وَ بَنُوهُ خَیْرُ الْأَوْصِیَاءِ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! ذُرِّیَّةُ کُلِّ نَبِیٍّ مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّیَّتِی مِنْ صُلْبِ عَلِیٍّ.
علی یاور دین خداست. او از تو دفاع میکند، او از هر گناهی به دور است و دیگران را به سوی حقّ هدایت میکند، او از طرف خدا هدایت شده است. مردم باید بدانند که تو بهترینِ پیامبران هستی و جانشین تو، بهترینِ جانشینان است. فرزندان علی علیهالسلام، بهترین اوصیاء هستند.
خاندان هر پیامبری از نسل خودش بودهاند، امّا خاندان تو از نسل علی علیهالسلام میباشند، حسن و حسین علیهماالسلام که اکنون در این اجتماع بزرگ روز غدیر حاضرند، فرزندان دختر تو و پسران علی علیهالسلاممیباشند. حسن و حسین علیهماالسلام (و نُه امامی که از نسل حسین علیهالسلامهستند) فرزندان تو هستند. خدا آنان را برگزیده است و به آنان مقام امامت را عطا کرده است.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ إِبْلِیسَ، أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاَ تَحْسُدُوهُ، فَتَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ، وَ تَزِلَّ أَقْدَامُکُمْ. فَإِنَّ آدَمَ، أُهْبِطَ إِلَی الْأَرْضِ لِخَطِیئَةٍ وَاحِدَةٍ، وَ هُوَ صَفْوَةُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ کَیْفَ بِکُمْ وَ أَنْتُمْ أَنْتُمْ.
اکنون از ماجرای آدم علیهالسلام و حسادتی که شیطان به او ورزید سخن میگویی، وقتی شیطان دید آدم علیهالسلامدر بهشت در کمال آسایش است، به او حسد ورزید و کاری کرد که او از بهشت رانده شد، آری، حسادت شیطان باعث شد که او با آدم علیهالسلامدشمنی کند. اگر این حسد نبود شیطان از درگاه خدا رانده نمیشد.
تو اکنون به همه هشدار میدهی تا مبادا به علی علیهالسلامحسادت بورزند، زیرا این حسادت باعث میشود همه کارهای خوب آنان از بین برود و از راه راست منحرف شوند.
آدم علیهالسلام فریب وسوسه شیطان را خورد و خدا او را از بهشت خارج کرد، او برگزیده خدا بود ولی خدا اینگونه با او رفتار کرد، زیرا او به سخن شیطان گوش فرا داد، اگر دیگران خطا کنند، چه خواهد شد؟ اگر کسی امروز به وسوسه شیطان گوش دهد و
با علی علیهالسلامدشمنی کند، خدا با او چگونه رفتار خواهد کرد؟ وَ مِنْکُمْ أَعْدَاءُ اللّهِ؟ إِنَّهُ لاَ یُبْغِضُ عَلِیّا إِلاَّ شَقِیٌّ، وَ لاَ یَتَوَالَی عَلِیّا إِلاَّ تَقِیٌّ، وَ لاَ یُؤْمِنُ بِهِ إِلاَّ مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ تو میدانی که عدّهای با علی علیهالسلام دشمن هستند و به او حسادت میورزند و میخواهند آتش فتنه بزرگی برافروزند، برای همین برای مردم میگویی که هر کس کینه علی علیهالسلام را به دل دارد، راه بدبختی را میپیماید و هر کس از علی علیهالسلام پیروی کند و او را دوست بدارد، از پرهیزکاران است و به رستگاری میرسد.
به راستی چه کسانی راه علی علیهالسلام را میپیمایند؟ چه کسانی به ولایت او ایمان میآورند؟ خود تو جواب این سوال را این چنین میدهی: «فقط مومنی که به مرحله اخلاص رسیده است به ولایت علی علیهالسلام ایمان میآورد»، کسی که فقط به خاطر خدا، ایمان آورده است، به راحتی ولایت علی علیهالسلام را قبول میکند، امّا کسی که دین را ابزاری برای رسیدن به ثروت، پُست و مقام میداند، اخلاص ندارد، او سرانجام ولایت دیگران را بر ولایت علی علیهالسلام برتری میدهد و راه شیطان را انتخاب میکند.
و فِی عَلِیٍّ وَ اللّهِ نَزَلَتْ سُورَةُ وَالْعَصْرِ:
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، وَ الْعَصْرِ، إِنَّ الاْءِنْسانَ لَفی خُسْرٍ، إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر.» اکنون از سوره «عصر» سخن میگویی و به همه اعلام میکنی که این سوره درباره علی علیهالسلامنازل شده است. قرآن در این سوره چنین میگوید: «به نام خداوند بخشنده و مهربان! سوگند به روزگاری که سپری میشود انسانها در خسران
میباشند، مگر کسانی که ایمان بیاورند و عمل نیک انجام دهند و یکدیگر را به طرفداری از حقّ سفارش کنند و یکدیگر را به صبر فراخوانند».
آری، کسانی که به ولایت علی علیهالسلام ایمان آورند و عمل نیک انجام دهند و به حقّ و صبر سفارش کنند از خسران نجات پیدا کردهاند، امّا کسانی که راه علی علیهالسلام را نپیمایند در خسران دائمی هستند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! قَدْ أَسْتَشْهَدْتُ اللّهَ وَ بَلَّغَتْکُمْ رِسَالَتِی، وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِینُ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! «اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ».
بار دیگر خدا را شاهد میگیری که رسالتی را که به دوش داشتی انجام دادی و پیام او را بازگو کردی. وظیفه تو فقط این است که حقّ را آشکار و روشن سازی، خدا از تو نخواسته است به زور مردم را باایمان کنی.
از همه میخواهی تا تقوای حقیقی پیشه کنند و به راستی پرهیزکار باشند. این برنامه چگونه زیستن است، زندگیِ با تقوا، امّا تو چگونه مردن را هم به ما میآموزی تا به فکر عاقبت به خیری خود هم باشیم، مثل یک مسلمان زندگی کنیم و مثل یک مسلمان بمیریم، مسلمان واقعی کسی است که تسلیم فرمان خدا و فرمان توست.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! «آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ»، «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها». مَعَاشِرَ النَّاسِ! النُّورُ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، فِیَّ مَسْلُوکٌ، ثُمَّ فِی عَلِیٍّ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ، الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ، وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا، لِأَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ، قَدْ جَعَلَنَا حُجَّةً، عَلَی الْمُقَصِّرِینَ وَ الْمُعَانِدِینَ وَ الْمُخَالِفِینَ وَ الْخَائِنِینَ وَ الاْثِمِینَ وَ الظَّالِمِینَ،
مِنْ جَمِیعِ الْعَالَمِینَ.
اکنون برای مردم آیه 157 سوره اعراف را میخوانی، قرآن در این آیه چنین میگوید: «ای مردم! به خدا و رسول خدا و نوری که به همراه او نازل شده است، ایمان بیاورید». بعد از آن هشدار میدهی که هر کس به خدا و تو و نوری که با تو نازل شده است ایمان نیاورد در روز قیامت به عذاب گرفتار خواهد شد، در آن روز، فرشتگان، چهره کافران را تغییر میدهند، این نشانهای برای آنان است.
همه میخواهند بدانند ماجرای آن نور چیست که با تو نازل شده است. اینجاست که سخن خود را چنین ادامه میدهی: «ای مردم! خدا نور خودش را همراه من نازل کرد، بعد از من، این نور همراه علی علیهالسلام خواهد بود و پس از علی در یکایک امامان قرار میگیرد تا آنجا که به آخرین جانشین من که قائم است، میرسد. بدانید که قائم ما، مهدی علیهالسلام نام دارد. او همان کسی است که حقّ خدا و حقّ ما اهلبیت را از دشمنان میستاند. ما حجّت خدا بر همه هستیم».
آری، این سخن نشان میدهد که خدا هرگز انسانها را بدون امام رها نمیکند. این راه ادامه دارد.
تو از مهدی علیهالسلام نام بردی، همان که آخرین امام است، او نور خدا در روی زمین است، تو از همه میخواهی که به مهدویّت ایمان بیاورند. تو به همه خبر میدهی که سرانجام او میآید و به ظلم و ستمها پایان میبخشد. تو اینگونه امید را در جامعه بارور میسازی.
بذر امیدی را که تو امروز در دلها کاشتی، درخت تنومندی میشود. باور به مهدویّت، نجاتبخش جامعه از ناامیدیهاست.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! أُنْذِرُکُمْ، أَنِّی رَسُولُ اللّهِ، قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِیَ الرُّسُلُ، أَ فَإِنْ مِتُّ
أَوْ قُتِلْتُ، انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ؟ «وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّهَ شَیْئا وَ سَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ.» أَلاَ وَ إِنَّ عَلِیّا هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَ الشُّکْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ.
تو فرستاده خدا بودی و آمده بودی تا پیام خدا را به ما برسانی، قبل از تو هم پیامبران زیادی بودهاند و اکنون همه آنان از این دنیا رفتهاند، تو هم به زودی از میان ما میروی، اکنون چنین میگویی: «ای مردم! اگر من از میان شما بروم، آیا به دوران جاهلیّت بازمیگردید؟ اگر از اسلام دست بردارید به خدا هیچ ضرری نمیرسد، این خود شما هستید که ضرر میکنید و از سعادت دور میشوید. خدا به کسانی که شکر نعمت او را به جا آورند پاداش نیکو میدهد، شکرگزار این نعمت ایمان باشید و کفران نعمت نکنید».
آری، ما باید در سختیها صبر پیشه سازیم و شکر نعمت اسلام را به جا آوریم، باید از علی علیهالسلام و امامان بعد از او پیروی کنیم که خدا «صبر بر سختیها» و «شکر بر نعمتها» را به آنان ارزانی داشته است و ما هم باید همانند آنان باشیم.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! لاَ تَمُنُّوا عَلَی اللّهِ إِسْلاَمَکُمْ، فَیَسْخَطَ عَلَیْکُمْ، فَیُصِیبَکُمْ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ، إِنَّهُ لَبِالْمِرْصادِ.
تو میدانی که منافقانی که در میان مردم به عنوان مسلمان جا باز کردهاند میخواهند مردم را با سخنان خود فریب بدهند، آنان میخواهند به مردم چنین بگویند: «ما بودیم که زودتر از دیگران مسلمان شدیم و رنج زیادی برای پیروزی اسلام کشیدیم... پس ما نیز شایستگی این را داریم که جانشین پیامبر بشویم»، آنان با این سخنان در واقع میخواهند بر خدا منّت بنهند!! تو فرصت را غنیمت میشماری و مطلب مهمّی را بیان میکنی: «ای مردم! هیچکس نباید به خاطر مسلمانیاش بر خدا منّت بگذارد، این خداست که بر شما منّت نهاده است و راه هدایت را برای شما آشکار کرده است و شما را از تاریکیها نجات داده است. هر کس بر خدا منّت بگذارد، به غضب خدا گرفتار میگردد و خدا در کمین آنان است تا به خاطر این گناه آنان را عذاب کند».
آری، اکنون مردم میدانند کسی که بخواهد در مقابل تلاشهایش بر خدا منّت بگذارد به خشم خدا گرفتار میشود، تو با این سخن، نقشه آن منافقان را نقش بر آب کردی! مَعَاشِرَ النَّاسِ! إنَّه سَیَکُونُ مِنْ بَعْدِی أَئِمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ، وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ لا یُنْصَرُونَ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ اللّهَ وَ أَنَا بَرِیئَانِ مِنْهُمْ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّهُمْ وَ أَنْصَارَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ وَ أَشْیَاعَهُمْ، فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ، وَ لَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ.
خدا بر همه چیز آگاه است و از رفتار و کردار بندگانش خبر دارد، خدا به تو خبر داده است که وقتی از میان ما بروی، فتنهها شعلهور میشود و کسانی میآیند و خود را به عنوان «امام» معرفی میکنند در حالی که خدا آنان را امام قرار نداده است! آنان مردم را فریب میدهند و به مردم میگویند ما شما را به سوی بهشت میبریم، امّا آنان دروغ میگویند، آنان مردم را به سمت جهنّم میبرند، باید بدانم اگر از آنان اطاعت کنم جایگاهم آتش جهنّم خواهد بود و کسی هم به فریادم نخواهد رسید و مرا نجات نخواهد داد.
خدا از کسانی که ادّعای امامت میکنند، بیزار است، تو نیز از آنها بیزار میباشی! جایگاه آنان، سختترین درجه جهنّم است و در آتش جاودان خواهند سوخت.
تو از این فتنهها پرده برمیداری، به مردم هشدار میدهی تا مبادا از این امامان دروغین پیروی کنند، هر کس امام دروغگویی را یاری کند و یا از او پیروی نماید در آتش جهنّم به همراه او خواهد سوخت و به راستی که آنان چه جایگاه سختی در جهنّم دارند!
أَلاَ إِنَّهُمْ أَصْحَابُ الصَّحِیفَةِ، فَلْیَنْظُرْ أَحَدُکُمْ فِی صَحِیفَتِهِ، قَالَ: فَذَهَبَ عَلَی النَّاسِ، إِلاَّ شِرْذِمَةً مِنْهُمْ أَمْرُ الصَّحِیفَةِ.
تو از فتنهها خبر داری، میدانی که عدّهای از همین کسانی که در صفّ اوّل نماز حاضر میشوند دور هم جمع شدهاند و مخفیانه، پیماننامهای نوشتهاند.
به راستی چه کسانی بعد از تو، ادّعای امامت خواهند کرد و مردم را به سوی جهنّم خواهند برد؟ همان کسانی که آن پیماننامه را نوشتند. همان کسانی که «اصحاب صحیفه» میباشند.(در زبان عربی به پیماننامه، «صحیفه» میگویند).
چنین میگویی: «ببینید نام کدام یک از شما در آن پیماننامه است!».
وقتی این سخن را گفتی خیلیها متوجه نشدند که منظور تو چیست، زیرا آن پیماننامه، رازی مخفی میان دوازده نفر بود، امّا آن منافقانی که آن پیماننامه را امضا کرده بودند میدانستند که تو از چه سخن میگویی! * * *
در اینجا میخواهم از «اصحاب صحیفه» بیشتر بنویسم:
وای بر این اصحاب صحیفه که این مردم را به سوی گمراهی میبرند! امروز روز غدیر است، هجدهم ماه «ذیالحجّه». چند روز قبل، دوازده نفر از منافقان در داخل کعبه دور هم جمع شدند. عربها رسمی داشتند که پیمانهای مهم خود را مینوشتند و آن را در کعبه قرار میدادند. منافقان برای اینکه مطمئن باشند که همه به این پیمان عمل میکنند، در داخل کعبه اینگونه پیمان بستند، سپس پیماننامه خود را در گوشهای از کعبه زیر خاک مخفی کردند.
پیمان آنان این بود که هر وقت تو از دنیا رفتی، فرصت را غنیمت بشمارند و
همه با هم متّحد باشند و فتنهای بزرگ بر پا کنند. آری، آن دو نفری که بعد از تو به حکومت رسیدند، در جمع همین افراد بودند.
آنان با هم پیمان بستند تا بعد از تو، «آن دو نفر» حکومت را در دست بگیرند و حقّ علی علیهالسلامرا غصب کنند و مظلومیّت او را رقم بزنند...
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنِّی أَدَعُهَا إِمَامَةً وَ وِرَاثَةً فِی عَقِبِی، إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ. وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِیغِهِ، حُجَّةً عَلَی کُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ، وَ عَلَی کُلِّ أَحَدٍ، مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْ لَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ، وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ، إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
اکنون تو برای همه میگویی که «امامت»، عهدی آسمانی است. این امّت، دوازده امام دارد، علی علیهالسلاماوّلین آنها است و یازده امام دیگر همه فرزندان علی علیهالسلامو همچنین از نسل تو میباشند (آنان فرزندان دختر تو هستند)، تو امامت را هم چون میراثی گرانبها در نسل خود، به امانت میگذاری.
تو همه آنچه را که باید میگفتی، بیان کردی، و حجّت را بر همه تمام کردی، سخن تو فقط برای این جمع حاضر نیست، روی سخن تو با همه مسلمانان در طول تاریخ است، چه نسل امروز و چه نسلهای آینده! همه انسانهای تاریخ، مخاطب کلام تو میباشند.
کسانی که امروز در این جمع حاضرند وظیفهای مهم دارند، آنان باید پیام امروز تو را به کسانی که در اینجا حاضر نبودند برسانند. آری، بر همه پدران لازم است که نسل به نسل، تا روز قیامت، فرزندانشان را از این سخنان تو آگاه کنند.
تو از همه خواستی که پیام تو را به دیگران برسانند. به راستی من کجا ایستادهام؟ چقدر به این سخن تو عمل کردهام؟ آیا پیامرسان غدیر بودهام؟ آقای من! مرا ببخش اگر کوتاهی کردم! خودت میدانی که کوتاهی من از روی غفلت بود، مرا ببخش! من با تو عهد میبندم که گذشته را جبران کنم و تا آنجا که توان دارم پیامرسان غدیر باشم! خودت میدانی که چقدر دوست دارم گذشتهام را جبران کنم.
وَ سَیَجْعَلُونَهَا مُلْکا وَ اغْتِصَابا، أَلاَ لَعَنَ اللّهُ الْغَاصِبِینَ وَ الْمُغْتَصِبِینَ، وَ عِنْدَهَا سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَا الثَّقَلانِ، فَیُرْسَلُ عَلَیْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ، فَلا تَنْتَصِرانِ.
اکنون به مردم هشدار میدهی که بعد از رفتن تو، عدّهای این مقام امامت را غصب میکنند و آن را به تاج و تخت پادشاهی تبدیل میکنند! آنان ادّعا میکنند امام هستند در حالی که دروغ میگویند، خدا آنان را لعنت میکند، هر کس که آنان را یاری نماید خدا او را هم لعنت میکند.
تو خبر میدهی که وقتی عدّهای به دروغ ادّعای امامت بکنند، بلاها، مصیبتها و گرفتاریها بر این امّت از آسمان نازل میشود.
کسانی که امام دروغین میشوند همراه با پیروان خود، به عذاب سختی گرفتار میشوند، شعله آتش در انتظار آنان است، هر کس امام دروغگویی را یاری کند به چنین سرنوشتی گرفتار میشود، وقتی او در جهنّم گرفتار شد هیچکس او را یاری نمیکند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ، لَمْ یَکُنْ یَذَرُکُمْ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ، حَتَّی یَمِیزَ
الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ، وَ ما کانَ اللّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ.
آقای من! سوالی ذهن مرا درگیر کرده است، به من اجازه بده سوالم را بپرسم: تو از فتنهها سخن گفتی، از کسانی که میخواهند حقّ علی علیهالسلام را غصب کنند و امام دروغین بشوند، خدا که قدرت بر انجام هر کاری دارد، پس چرا دشمنان علی علیهالسلام را نابود نمیکند؟ چرا منافقان را از بین نمیبرد؟ جواب تو چند جمله بیشتر نیست: «خدا انسانها را به حال خود رها نمیکند، او با امتحان و آزمایش، خوبان را از گناهکاران جدا میکند، و شما را به اسرار خود آگاه نمیکند».
وقتی این سخن تو را میشنوم میفهمم که همه کارهای خدا از روی حکمت است. او قدرت دارد که دشمنان علی علیهالسلام را نابود کند، امّا حکمت خدا چیز دیگری است. خدا انسان را مختار آفرید و به او اختیار داد تا خودش راهش را انتخاب کند، عظمت انسان در همین انتخاب کردن اوست. خدا دوست ندارد که انسانها به زور و اجبار، راه حقّ را بروند.
این قانون خداست، انسان باید خودش، راه را برگزیند، آری، خدا زمینه هدایت را فراهم میکند، این انسان است که باید انتخاب کند. حکمت خدا این را میگوید. خدا میخواهد خوبان از گناهکاران جدا شوند، پس باید زمینه امتحان فراهم باشد، اگر خدا همه منافقان را نابود کند، پس مردمی که ادّعای ایمان میکنند چگونه امتحان بدهند؟ امروز خیلیها ادّعای ایمان میکنند، امّا وقت امتحان معلوم میشود که چند نفر واقعاً مومناند. آری، نباید زمینه امتحان را از بین برد! باید امتحان پیش بیاید تا منافقان از صف مومنان خارج شوند، بهشت زیبا جای آن
منافقان نیست، منافقان باید حقیقت خود را آشکار سازند و بر همگان معلوم شود که آنان پیرو شیطانند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّهُ مَا مِنْ قَرْیَةٍ إِلاَّ وَ اللّهُ مُهْلِکُهَا بِتَکْذِیبِهَا، وَ کَذَلِکَ یُهْلِکُ الْقُری وَ هِیَ ظالِمَةٌ، کَمَا ذَکَرَ اللّهُ تَعَالَی، وَ هَذَا عَلِیٌّ إِمَامُکُمْ وَ وَلِیُّکُمْ، وَ هُوَ مَوَاعِیدُ اللّهِ، وَ اللّهُ یَصْدُقُ مَا وَعَدَهُ، مَعَاشِرَ النَّاسِ! قَدْ ضَلَّ قَبْلَکُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ، وَ اللّهُ لَقَدْ أَهْلَکَ الْأَوَّلِینَ، وَ هُوَ مُهْلِکُ الاْخِرِینَ. قَالَ اللّهُ تَعَالَی: «أَ لَمْ نُهْلِکِ الْأَوَّلِینَ؟ ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِینَ، کَذلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ، وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِین.» اکنون برای مردم میگویی: «هر قومی که آیات خدا را دروغ بشمارد یا ستمکاری پیشه کند، خدا آن قوم را به هلاکت میرساند. این علی، امام و مولای شماست.
اگر قومی بر او ظلم کند، خدا آن قوم را هلاک میکند، این وعده خداست و خدا از وعدهاش تخلّف نمیکند».
آری، بیشتر اقوامی که قبل از این روی زمین زندگی میکردند، راه گمراهی را برگزیدند و خدا هم آنان را هلاک نمود، کسانی که بعد از این میآیند و راه گمراهی را برمیگزینند، به همان سرنوشت دچار خواهند شد.
قرآن در آغاز سوره «مرسلات» در اینباره میگوید که خدا نخستین کافران را نابود کرد، وقتی قوم نوح علیهالسلام بر کفر خود اصرار ورزیدند خدا طوفانی فرستاد و همه کسانی که نوح علیهالسلامرا دروغگو میپنداشتند، غرق شدند، بعد از آنان، کافران دیگر نابود شدند (قوم عاد، قوم ثَمود، قوم لوط). خدا گناهکاران را کیفر میدهد و آنان را به عذاب سخت گرفتار میسازد، وای بر حال آنان در روز قیامت!
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ اللّهَ قَدْ أَمَرَنِی وَ نَهَانِی، وَ قَدْ أَمَرْتُ عَلِیّا وَ نَهَیْتُهُ، فَعَلِمَ الْأَمْرَ وَ النَّهْیَ، مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ. فَاسْمَعُوا لِأَمْرِهِ تَسْلَمُوا، وَ أَطِیعُوهُ تَهْتَدُوا، وَ انْتَهَوْا لِنَهْیِهِ تَرْشُدُوا، وَ صِیرُوا إِلَی مُرَادِهِ، وَ لاَ تَتَفَرَّقَ بِکُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبِیلِهِ.
آنچه که برای هدایت و نجات ما لازم است خدا به تو گفته است و تو همه آنها را به علی علیهالسلامگفتهای، این علی علیهالسلام است که از دستورات خدا آگاهی دارد، اکنون از ما میخواهی تا به سخن او گوش دهیم تا از گمراهیها در امان بمانیم، اگر ما از او پیروی کنیم هدایت میشویم. ما باید هر چه را که او از ما میخواهد انجام دهیم، باید به هوش باشیم، نباید بگذاریم که فتنهها و بیراههها، ما را از راه علی علیهالسلامدور کند. به راستی که راه علی علیهالسلام راه رستگاری است.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! أَنَا صِرَاطُ اللّهِ الْمُسْتَقِیمُ، الَّذِی أَمَرَکُمْ بِاتِّبَاعِهِ، ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدِی، ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ، أَئِمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ، وَ بِهِ یَعْدِلُونَ.
هر مسلمان در نماز سوره حمد را میخواند و هر روز ده بار از خدا میخواهد که او را به راه مستقیم هدایت کند، اکنون میخواهی درباره راه مستقیم سخن بگویی، پس رو به مردم میکنی و میگویی: «ای مردم! من راه مستقیم خدا هستم؛ همان راهی که خدا دستور داده است فقط آن را بپیمایید، پس از من، علی علیهالسلام راه مستقیم خداست، پس از او، فرزندان من که از نسل اویند راه مستقیم خدایند. آنان امامانی هستند که شما را به سوی حقّ راهنمایی میکنند و از گمراهی نجات میدهند».
أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللّهِ، لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ. أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ. أَلاَ إِنَّ أَعْدَاءَ عَلِیٍّ هُمْ أَهْلُ الشِّقَاقِ و النِّفَاقِ، وَ الحَادُّونَ وَ هُم الْعَادُونَ، وَ إِخْوَانُ الشَّیَاطِینِ، الَّذِینَ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ، زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا.
تو سوره حمد را میخوانی: «به نام خداوند بخشنده مهربان! خدا را مدح و ستایش میکنم که او پروردگار جهانیان است. او بخشنده و مهربان است. صاحب روز قیامت است. خدایا! فقط تو را میپرستیم و فقط از تو یاری میخواهیم. خدایا! ما را به راه مستقیم هدایت فرما، راه کسانی که به آنان نعمت دادهای، ما را از راه کسانی بر آنان خشم گرفتهای و از راه گمراهان دور کن!».
اکنون که همه سوره حمد را شنیدند، چنین میگویی: «ای مردم! سوره حمد، درباره من و امامان پس از من نازل شده است و شامل حال آنان میشود و به آنان اختصاص دارد. امامانی که بعد از من میآیند همان دوستان خدا هستند که هرگز در راه خدا از چیزی نمیترسند و اندوهگین نمیشوند. آگاه باشید که آنان حِزب خدایند و همیشه پیروزند. بدانید که دشمنان علی علیهالسلامبیخردانی هستند که گمراهند، دشمنان علی علیهالسلام برادران شیطاناند و برای گمراهی، سخنانی زیبا و فریبنده به یکدیگر میگویند».
أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمْ، الَّذِینَ ذَکَرَهُمُ اللّهُ فِی کِتَابِهِ، فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ: «لا تَجِدُ قَوْما یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ، یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ، وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُمْ، أُولئِکَ کَتَبَ فی قُلُوبِهِمُ الاْءیمانَ، وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ، وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ، خالِدینَ فِیْهَا، رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ، أُولئِکَ حِزْبُ اللّهِ، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ
الْمُفْلِحُون.» فرصت را غنیمت میشماری، تو میخواهی چند آیهای که درباره شیعیان علی علیهالسلاماست را بخوانی. ابتدا آیه 22 سوره مُجادله را میخوانی، پیام این آیه این است: در یک دل، دو محبّت نمیگنجد ! من باید یکی را انتخاب کنم: یا محبّت خدا یا محبّت شیطان ! یا محبّت دوستان خدا یا محبّت دوستان شیطان ! مؤمنان با دشمنان خدا و دشمنان پیامبر، دوستی نمیکنند هرچند آن دشمنان، پدران، پسران، برادران یا اقوام آنان باشند، خدا ایمان را در دلهای آنان قرار داده است، و آنان را از جانب خود یاری کرده است و در روز قیامت به آنان پاداش بزرگی میدهد و آنان را به بهشتی وارد میکند که از زیر درختان آن، نهرهای آب جاری است. خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. آنان از حزب خدا میباشند و به راستی که حزب خدا، رستگار و سعادتمند است.
آقای من! ممنون تو هستم که این آیه را برای ما خواندی تا ما راه را گم نکنیم.
من از این آیه درس مهمی گرفتم، نمیشود من ادّعا کنم که علی علیهالسلام را دوست دارم ولی دشمنان او را هم دوست بدارم! من برای زندگی در این دنیا دو راه بیشتر ندارم، یا باید به حزب خدا بپیوندم یا به حزب شیطان. وقتی من از دشمنان آلمحمّد علیهمالسلام بیزاری میجویم، از شیطان و حزب او و دوستانش بیزار شدهام.
این آیه از تولّی و تبرّی سخن میگوید، تولّی یعنی با دوستان خدا دوست بودن! تبرّی یعنی با دشمنان خدا دشمن بودن! آری، وقتی تولّی و تبرّی در کنار هم باشند، گوهر ایمان شکل میگیرد و آن وقت
است که انسان از ایمان واقعی بهرهمند شده است و جای امیدواری است که او از سرگردانیها نجات یابد و به ساحل امن سعادت برسد.
أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمُ، الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ، فَقَالَ: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ، أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ، وَ هُمْ مُهْتَدُونَ.» أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمُ، الَّذِینَ وَصَفَهُمْ اللّه عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ: «الَّذِینَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ آمِنِینَ، تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلاَئِکَةُ بِالتَّسْلِیمِ، أَنْ طِبْتُمْ، فَادْخُلُوها خالِدِینَ.»أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمُ، الَّذِینَ قَالَ لَهُمْ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: «یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ، یُرزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسابٍ.» برای ما آیه 82 سوره انعام را میخوانی تا ما بدانیم که این آیه درباره دوستان علی علیهالسلاماست، خدا درباره مومنان چنین میگوید: «آنان کسانی هستند که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به ظلم و ستم آلوده نکردهاند، آنان در روز قیامت از عذاب در امان هستند و سعادتمند خواهند بود».
سپس آیه 73 سوره زُمر را میخوانی تا بدانیم این آیه هم درباره دوستان علی علیهالسلاماست: «آنان کسانی هستند که با آرامش و آسایش، وارد بهشت میشوند.
فرشتگان به استقبال آنها میآیند و به آنان میگویند: «خوش آمدید، وارد بهشت شوید و برای همیشه در آن بمانید».
سپس آیه 40 سوره غافر را میخوانی: «بهشت برای دوستان علی علیهالسلام آماده گشته است و آنان در آنجا بیحد و اندازه روزی مییابند».
أَلاَ إِنَّ أَعْدَاءَهُمُ، یَصِلُونَ سَعِیرا، أَلاَ إِنَّ أَعْدَاءَهُمُ، الَّذِینَ یَسْمَعُونَ لِجَهَنَّمَ شَهِیقا، وَ هِیَ تَفُورُ، وَ لَهَا زَفِیرٌ.
اگر یاران علی علیهالسلام، دوستان خدایند، پس دشمنان او، دشمنان خدایند، تو از سرانجام زیبای دوستان علی علیهالسلام سخن گفتی، اکنون از سرنوشت سیاه دشمنان او
سخن میگویی: «ای مردم! بدانید کسانی که با علی علیهالسلام دشمنی کنند در روز قیامت به سمت آتش جهنّم کشیده خواهند شد، آتشی که میجوشد و میخروشد. آنان صدای ترسناک و دلخراش جهنّم را میشنوند و ترس همه وجودشان را فرا میگیرد».
أَلاَ إِنَّ أَعْدَاءَهُمُ، الَّذِینَ قَالَ اللّهُ فِیهِم:«کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها، حَتَّی إِذَا ادَّارَکُوا فِیْهَا جَمیعا، قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ، رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا، فَآتِهِمْ عَذابا ضِعْفا مِنَ النَّارِ، قالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُون.»، أَلاَ إِنَّ أَعْدَاءَهُمْ، الَّذِینَ قَالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: «کُلَّما أُلْقِیَ فِیها فَوْجٌ، سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها، أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ؟ قالُوا بَلی قَدْ جاءَنا نَذِیرٌ، فَکَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللّهُ مِنْ شَیْءٍ، إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی ضَلالٍ مبین.» اکنون آیه 38 سوره اعراف را میخوانی تا همه بدانند این آیه درباره دشمنان علی علیهالسلاماست: وقتی آنان وارد آتش جهنّم میشوند، هر گروه، گروه دیگر را لعنت میکند تا زمانی که همه با ذلّت در دوزخ جای میگیرند، کسانی که از رهبران باطل پیروی کردند چنین میگویند: «بارخدایا! اینها بودند که ما را به گمراهی کشاندند، از تو میخواهیم که عذاب آنان را دو برابر کنی». خدا هم در جواب به آنان میگوید: «عذاب هر کدام از شما، دو برابر است ولی شما اندازه و سختی عذاب دیگران را نمیدانید».
سپس آیات 8 تا 11 سوره مُلک را میخوانی، این آیات نیز درباره دشمنان علی علیهالسلاماست: هر گروه از آنان که در جهنّم قرار میگیرند، مأموران جهنّم به آنان رو میکنند و میگویند: «چرا شما به این روز سیاه، افتادید؟ آیا شما راهنما نداشتید؟ آیا کسی نبود که شما را از جهنّم بترساند؟»، آنان در جواب میگویند:
«بله. ما راهنما داشتیم، پیامبر از طرف خدا آمد و ما را از این عذاب ترساند، ولی ما سخن او را نپذیرفتیم و او را دروغگو خواندیم»، آری، دشمنان علی علیهالسلام در روز قیامت اعتراف میکنند که حقّ را شناخته بودند ولی از آن پیروی نکردند، آنان به انتخاب خود، راه شیطان را برگزیدند.
أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمُ، «الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ»، مَعَاشِرَ النَّاسِ! شَتَّانَ مَا بَیْنَ السَّعِیرِ وَ الْجَنَّةِ. عَدُوُّنَا مَنْ ذَمَّهُ اللّهُ وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِیُّنَا مَنْ مَدَحَهُ اللّهُ وَ أَحَبَّهُ.
بار دیگر میخواهی از دوستان علی علیهالسلامسخن بگویی، آیه 12 سوره مُلک را میخوانی، آنجا که خدا درباره سرنوشت کسانی که ایمان آوردند و از او بیم داشتند، سخن میگوید، همان کسانی که خدا را به چشم ندیدند ولی به او باور داشتند و به پیامهای او گوش فرا دادند، تو از خطای آنان میگذری و پاداشی بزرگ به آنان میدهی، بهشتی که زیر درختان آن، نهرهای آب جاری است، جایگاه آنان است.
بین بهشت زیبای خدا و آتش سوزان جهنّم، تفاوت زیادی است. دشمنان علی علیهالسلامکسانی هستند که خدا از آنان به بدی یاد نموده و آنها را لعنت میکند و دوستان علی علیهالسلامکسانی هستند که خدا از آنان به نیکی یاد کرده و آنها را دوست میدارد.
به راستی که تفاوت راه از کجا تا به کجاست! تو همه را به بهشت جاودان فرا میخوانی تا در سایه نعمتهای خدا به آرامش همیشگی دست پیدا کنند. راه رسیدن به بهشت، پیروی از علی علیهالسلام و فرزندان اوست.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! أَلاَ وَ إِنِّی مُنْذِرٌ، وَ عَلِیٌّ هَادٍ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی.
اکنون به آیه 7 سوره رعد اشاره میکنی، در آنجا خدا از تو میخواهد که پیام او را به مردم برسانی و آنان را از عذاب روز قیامت بترسانی، تو وظیفه نداری که همه را به اجبار مؤمن کنی، وظیفه تو تنها رساندن پیام خداست و بس! فقط تو نیستی که این وظیفه را داری، خدا در همه زمانها برای هر قومی، راهنمایی قرار داده است».
منظور از «راهنما» در این آیه، علی علیهالسلام است، تو پیامبر خدایی و علی علیهالسلام جانشین تو و راهنمای این امّت است.
أَلاَ إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا، الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ. أَلاَ إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ. أَلاَ إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ. أَلاَ إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا. أَلاَ إِنَّهُ قَاتِلُ کُلِّ قَبِیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ. أَلاَ إِنَّهُ مُدْرِکُ بِکُلِّ ثَارٍ لِأَوْلِیَاءِ اللّهِ.
سخن خویش را این چنین ادامه میدهی: «ای مردم! بدانید که مهدی علیهالسلام آخرین
امام است. او از ماست. او قیام خواهد کرد. او بر همه دینها پیروز میشود، او از ستمگران انتقام میگیرد، او قلعههای کفر و ستم را فتح میکند و آنها را در هم میکوبد، او گروههای مشرکان را نابود میکند، او میآید و انتقام خون دوستان خدا را میگیرد».
أَلاَ إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِینِ اللّهِ. أَلاَ إِنَّهُ الْغَرَّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمِیقٍ. أَلاَ إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذِی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ، وَ کُلَّ ذِی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ. أَلاَ إِنَّهُ خِیَرَةُ اللّهِ وَ مُخْتَارُهُ. أَلاَ إِنَّهُ وَارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَ الْمُحِیطُ بِهِ. أَلاَ إِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ الْمُنَبِّهُ بِأَمْرِ إِیمَانِهِ. أَلاَ إِنَّهُ الرَّشِیدُ السَّدِیدُ. أَلاَ إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ.
«بدانید مهدی علیهالسلام یاور دین خداست. او از دریای بیانتهای دانش، بهره دارد و به هر کس به اندازهی فضیلت و کمالش مقام میدهد. خدا او را انتخاب کرده و برگزیده است. او همه دانشها را به ارث برده است، او گزارشگر فرمانهای خداست و دستورهای خدا را استوار میسازد، او به مردم درباره ایمان به خدا، تذکّر میدهد. خدا او را هدایت کرده و استوار نموده است، خدا کارها را به او سپرده است».
أَلاَ إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ، مَنْ سَلَفَ بَیْنَ یَدَیْهِ. أَلاَ إِنَّهُ الْبَاقِی حُجَّةً، وَ لاَ حُجَّةَ بَعْدَهُ، وَ لاَ حَقَّ إِلاَّ مَعَهُ، وَ لاَ نُورَ إِلاَّ عِنْدَهُ. أَلاَ إِنَّهُ لاَ غَالِبَ لَهُ، وَ لاَ مَنْصُورَ عَلَیْهِ. أَلاَ وَ إِنَّهُ وَلِیُّ اللّهِ فِی أَرْضِهِ، وَ حَکَمُهُ فِی خَلْقِهِ، وَ أَمِینُهُ فِی سِرِّهِ، وَ عَلاَنِیَتِهِ.
«بدانید که پیامبران قبل و جانشینان آنان، مژده آمدن مهدی علیهالسلام را دادهاند، از میان حجّتهای خدا، فقط او باقی میماند و پس از او حجّتی دیگر وجود ندارد.
حقّ فقط با اوست و نور خدا فقط نزد اوست. هیچ کس بر او غلبه پیدا نمیکند، او بر همه دشمنانش پیروز میشود، او از طرف خدا، سرپرست و صاحباختیار مردم
است، و حکم خدا را برای مردم اجرا میکند. همه امانتهای آشکار و پنهان خدا نزد اوست».
آقای من! باز هم ممنون تو هستیم که از آخرین موعود آسمانی سخن گفتی، از فرزندت مهدی علیهالسلامنام بردی و ویژگیهای او را بیان نمودی. تو چندین بار در این سخنرانی از او یاد کردی و اینگونه به من درس دادی که مبادا امامزمان خویش را فراموش کنم! در روزگاری گرفتار شدهام که فراموشنمودنِ امامزمان، مُد روز شده است، خیلیها دیگر آن یار سفر کرده را از یاد بردهاند، آیا من هم همانند آنان خواهم شد؟ من که پیام غدیر را فهمیدهام، دیگر همرنگ جماعت نمیشوم، دلم را به عشق امامزمانم پیوند میزنم و از غیر او دوری میکنم. میدانم زندگی بدون یاد امامزمان، مردگی است و مرگ بدون معرفت او، مرگ جاهلیّت است.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! قَدْ بَیَّنْتُ لَکُمْ، وَ أَفْهَمْتُکُمْ، وَ هَذَا عَلِیٌّ یُفْهِمُکُمْ بَعْدِی. أَلاَ وَ إِنِّی عِنْدَ انْقِضَاءِ خُطْبَتِی، أَدْعُوکُمْ إِلَی مُصَافَقَتِی عَلَی بَیْعَتِهِ، وَ الاْءِقْرَارِ بِهِ، ثُمَّ مُصَافَقَتِهِ بَعْدِی، أَلاَ إِنِّی قَدْ بَایَعْتُ اللّهَ، وَ عَلِیٌّ قَدْ بَایَعَنِی، وَ أَنَا آخِذُکُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللّهَ، فَسَیُؤْتیهِ أَجْرا عَظیما.
به مردم خبر میدهی که دین خدا را برای آنان بازگو نمودی و بعد از تو، این وظیفه را علی علیهالسلامبه عهده دارد، هر کس بخواهد دین واقعی را بشناسد باید آن را
از علی علیهالسلامبیاموزد.
اکنون از همه میخواهی تا نزد تو بیایند و به امامت علی علیهالسلاماقرار کنند و با تو و علی علیهالسلامبیعت نمایند.
تو با خدا بیعت کردهای و علی هم با تو بیعت نموده است، اکنون میخواهی از مردم برای علی علیهالسلامبیعت بگیری. این یک پیمان آسمانی است و خدا به آن دستور داده است، مبادا کسی خیال کند که خدا به این پیمان نیاز دارد.
هرگز! هر کس پیمانشکنی کند به خدا ضرری نمیزند، بلکه به خودش ضرر زده است، هر کس هم به این پیمان وفادار بماند ،خدا پاداشی بس بزرگ به او میدهد.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ الْحَجَّ وَ الصَّفَا، وَ المَروَةَ وَ الْعُمْرَةَ، مِنْ شَعائِرِ اللّهِ، فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ، فَلا جُناحَ عَلَیْهِ، أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما، وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْرا، فَإِنَّ اللّهَ شاکِرٌ عَلیم. مَعَاشِرَ النَّاسِ! حِجُّوا الْبَیْتَ، فَمَا وَرَدَهُ أَهْلُ بَیْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا، وَ لاَ تَخَلَّفُوا عَنْهُ إِلاَّ افْتَقَرُوا.
تو با مردم از مدینه حرکت کردی و حجّ را به جا آوردی، این آخرین حجّ تو بود، دیگر فرصتی پیش نخواهد آمد تا درباره حجّ سخن بگویی، پس فرصت را غنیمت میشماری تا درباره این واجب الهی سخن بگویی.
اکنون به مردم خبر میدهی که حجّ، عمره، صفا و مروه از نشانههای دین خداست. هر کس به حجّ برود، یا عمره به جا آورد، باید سعیِ بینِ صفا و مروه کند.
هر کس فرمان خدا را اطاعت کند، خدا به او پاداش میدهد زیرا خدا از همه چیز آگاهی دارد و قدرشناس است.
از مردم میخواهی به حجّ بروند، هر کس حجّ به جا آورد، گرفتار فقر نمیشود. به مردم هشدار میدهی که مبادا حجّ را ترک کنند، زیرا اگر حجّ را ترک کنند به فقر و
تنگدستی گرفتار میشوند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! مَا وَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ، إِلاَّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ، مَا سَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ، إِلَی وَقْتِهِ ذَلِکَ، فَإِذَا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ، اُسْتُونِفَ عَمَلُهُ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! الْحُجَّاجُ مُعَانُونَ، وَ نَفَقَاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ، وَ اللّهُ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! حِجُّوا الْبَیْتَ، بِکَمَالِ الدِّینِ وَ التَّفَقُّهِ، وَ لاَ تَنْصَرِفُوا عَنِ الْمَشَاهِدِ، إِلاَّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاَعٍ.
رفتن به سرزمین عرفات، مشعر و منا از اعمال حج است، وقتی مومنی به این سه سرزمین میرود خدا همه گناهان گذشتهاش را میآمرزد و در پایان حجّ، هیچ گناهی در پروندهاش نمیماند، پرونده گناهان او پاک میشود، او نباید نگران گذشتهاش باشد، بعد از حجّ، دیگر وقت آن است که او اعمال نیک انجام دهد.
آری، خدا به حاجیان کمک میکند و هر چه آنان برای حجّ خرج کنند، به آنها برمیگرداند و آن را جبران میکند، خدا پاداش نیکوکاران را به صورت کامل عطا میکند. از مردم میخواهی تا با دین کامل و بینش عمیق به حجّ بروند و از گناهان دست بردارند و بدون توبه، از حجّ برنگردند. حاجی باید وقتی از این سفر بازمیگردد دیگر گرد گناه نرود.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! أَقِیمُوا الصَّلاةَ، وَ آتُوا الزَّکاةَ، کَمَا أَمَرَکُمُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ. لَئِنْ طَالَ عَلَیْکُمُ الْأَمَدُ، فَقَصَّرْتُمْ أَوْ نَسِیتُمْ، فَعَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَ مُبَیِّنٌ لَکُمْ، الَّذِی نَصَبَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ، بَعْدِی وَ مَنْ خَلَّفَهُ اللّهُ مِنِّی وَ مِنْهُ، یُخْبِرُکُمْ بِمَا تَسْأَلُونَ عَنْهُ، وَ یُبَیِّنُ لَکُمْ مَا لاَ تَعْلَمُونَ.
از مردم میخواهی همانگونه که خدا دستور داده است نماز را به پا دارند و زکات مالشان را بپردازند و اگر زمانی سپری شد و آنان در انجام دستورهای خدا کوتاهی
کردند یا وظیفه خود را فراموش کردند به علی علیهالسلام مراجعه کنند تا آنان را راهنمایی کند، به راستی که او سرپرست و صاحباختیار این امّت است و دین را برای آنان بیان میکند.
خدا پس از تو، علی علیهالسلام را برگزیده است، او و فرزندانش، جانشینان تو هستند و خدا آنها را معیّن کرده است. مردم باید سوالهای خود را از آنان بپرسند تا پاسخ بشنوند و به حقیقت آگاه گردند.
أَلاَ إِنَّ الْحَلاَلَ وَ الْحَرَامَ، أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَهُمَا وَ أُعَرِّفَهُمَا، فَآمُرَ بِالْحَلاَلِ وَ أَنْهَی عَنِ الْحَرَامِ، فِی مَقَامٍ وَاحِدٍ.
برای مردم میگویی که حلال و حرام بیش از آن است که تو همه آنها را در اینجا یادآور شوی، برای همین در یک کلام، مردم را به انجام همه واجبات و دوری از همه گناهان، سفارش میکنی! فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنکُمْ، وَ الصَّفْقَةَ لَکُمْ، بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، فِی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ، الَّذِینَ هُمْ مِنِّی وَ مِنْهُ، أَئِمَّةٌ قَائِمَةٌ، مِنهُمُ الْمَهْدِیُّ، إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ، الَّذِی یَقْضِی بِالْحَقِّ.
خدا به تو دستور داده است تا امروز از مردم بیعت بگیری، پس به آنان چنین میگویی: «با من و علی بیعت کنید و امامت او و یازده امام بعد از او را قبول نمایید. بدانید که آن یازده امام از نسل من و از نسل علی میباشند، بدانید که مقام امامت تا روز قیامت فقط برای آنها است و آخرین آنها مهدی علیهالسلاماست».
آقای من! این چهارمین بار است که در این خطبه، نام «مهدی علیهالسلام» را ذکر مینمایی، تو اینگونه شوق به آخرین امام را در جان و دل ما نهادینه میکنی! وقتی این خطبه را با دقّت بررسی میکنم میبینم تو 25 جمله زیبا درباره
مهدی علیهالسلام به کار بردهای و ویژگیها او را برای ما بیان نمودهای، آری، یاد مهدی علیهالسلامهمچون کیمیاست، شاید در اوج سیاهیها و ناامیدی گرفتار آیم، ولی کیمیایی که تو به دستم دادی، خاک را طلا میکند، من دیگر هرگز ناامید نمیشوم، زیرا جوانه باور به آینده روشن و زیبا را در وجودم کاشتی! آقای من! ممنون تو هستم.
من عهد میبندم که امامزمان خویش را فراموش نکنم، من میدانم که به برکت وجود او، همه روزی میخورند، اگر خدا باران میفرستد، اگر خورشید میتابد، به خاطر اوست، اگر او نباشد، زمین و زمان بر هم پیچیده میشود.
خدا به خاطر او این هستی را برپا نگهداشته است، هر کجای جهان، قلبی میتپد و نفسی در سینه جاری است، هر کجا اثری از زندگی هست از برکت وجود اوست. همه هستی به اذن خدا بر سر سفره او، مهمان هستند. چه شده است که صاحب سفره فراموش شده است؟ مَعَاشِرَ النَّاسِ! وَ کُلُّ حَلاَلٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیْهِ، أو حَرَامٍ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ، فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذَلِکَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلاَ فَاذْکُرُوا ذَلِکَ، وَ احْفَظُوهُ، وَ تَوَاصَوْا بِهِ، وَ لاَ تُبَدِّلُوهُ وَ لاَ تُغَیِّرُوهُ. أَلاَ وَ إِنِّی أُجَدِّدُ الْقَوْلَ. أَلاَ فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ، وَ آتُوا الزَّکاةَ، وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ، وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ.
هر آنچه از دین خدا بازگو کردهای، تغییر نمیکند، حلال خدا همیشه حلال است و حرام او همیشه حرام خواهد بود. از مردم میخواهی تا از این دین، مراقبت کنند و آن را تغییر ندهند، مردم نباید دستورات خدا را از یاد ببرند، آنان باید یکدیگر را به انجام واجبات و دوری از گناهان توصیه کنند.
تو بار دیگر سخنت را تکرار میکنی: «ای مردم! نماز را به پا دارید، زکات مالتان را بپردازید، امر به معروف و نهی از منکر کنید».
أَلاَ وَ إِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَ النَّهْیِ عَنْ المُنْکَرِ، أَنْ تَنْتَهُوا إِلَی قَوْلِی، وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ، وَ تَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ، وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخَالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مِنِّی، وَ لاَ أَمْرَ بِمَعْرُوفٍ وَ لاَ نَهْیَ عَنْ مُنْکَرٍ، إِلاَّ مَعَ إِمَامٍ مَعْصُومٍ.
تو از مردم خواستی تا امر به معروف و نهی از منکر بنمایند، به راستی مهمترین و بالاترین امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ تو خود پاسخ این سوال را اینگونه میدهی: «ای مردم! بدانید که مهمترین و بالاترین امر به معروف و نهی از منکر این است که در این سخنان من استوار و ثابتقدم بمانید و سخنانم را به دیگران برسانید و از آنان بخواهید که سخنانم را بپذیرند و با آن مخالفت نکنند. این فرمانی است که از جانب خداست و من شما را به اطاعت از آن امر میکنم، بدانید که امر به معروف و نهی از منکر همان امر و نهیِ امام معصوم است».
آقای من! تو در اینجا از حج، نماز، زکات، امر به معروف و نهی از منکر سخن گفتی، برای ما بیان کردی که حلال خدا تا روز قیامت حلال است و حرام خدا هم تا آن روز حرام.
من این جملات تو را شنیدم، ولی دوست دارم بدانم ارتباط این جملات با ولایت علی علیهالسلام چیست؟ وقتی خوب فکر میکنم به این نتیجه میرسم که تو اینگونه میخواستی سلطه شیطان را در جامعه از بین ببری.
دشمنان علی علیهالسلام پیروان شیطانند، معلوم است وقتی در جامعهای از نماز خبری
نیست و زکات داده نمیشود و گناه زیاد میشود، شیطان جولان میدهد، در چنین جامعهای دشمنان ولایت، راحتتر میتوانند به اهداف خود برسند.
آری، همه همّت شیطان این است که انسانها را به هلاکت برساند، وقتی جامعه به معصیت رو بیاورد، کار شیطان راحتتر میشود. خدا علی علیهالسلام را به عنوان امام قرار داد تا با سلطه تاریکی مبارزه کند، حجّ، نماز، زکات، امر به معروف و نهی از منکر سلطه شیطان بر جامعه را از بین میبرد و آن وقت است که جامعه نورانی میشود و به نور خدا که علی علیهالسلاماست عشق میورزد.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! الْقُرْآنُ یُعَرِّفُکُمْ، أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَ عَرَّفْتُکُمْ أَنَّه مِنِّی وَ أنا مِنْهُ، حَیْثُ یَقُولُ اللّهُ فی کتابه: «وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ.»وَ قُلْتُ: "لَنْ تَضِلُّوا، مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا" تو در سخنان خود خبر دادی که خدا بعد از علی علیهالسلامیازده امام برای هدایت این امّت قرار داده است، این یازده امام از نسل علی علیهالسلام هستند. برای مردم بازگو کردی که علی علیهالسلام از توست و تو هم از علی علیهالسلام هستی! اکنون آیه 28 سوره زُخرف را میخوانی تا همه بدانند قرآن این مطلب را آشکار کرده است.
خدا در آن آیه چنین میگوید: «و خدا امامت را کلمهای ماندگار در نسل او قرار داد». این آیه اشاره به علی علیهالسلام است، تو برای مردم بازگو میکنی که خدا امامت را کلمهای ماندگار در نسل علی علیهالسلام قرار داده است.
تو بارها برای مردم گفتی که در این امّت برای روزگار بعد از خودت، دو یادگار ارزشمند قرار میدهی: «قرآن و اهلبیت». تا زمانی که مردم از این دو دست
برندارند، هرگز گمراه نمیشوند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! التَّقْوَی التَّقْوَی، احْذَرُوا السَّاعَةَ، کَمَا قَالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ، إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ. اذْکُرُوا الْمَمَاتَ وَ الْحِسَابَ وَ الْمَوَازِینَ، وَ الْمُحَاسَبَةَ بَیْنَ یَدَیْ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الثَّوَابَ وَ الْعِقَابَ، وَ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثِیبَ عَلَیهَا، وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ، فَلَیْسَ لَهُ فِی الْجِنَانِ نَصِیبٌ.
از مردم میخواهی تقوا پیشه کنند و از گناهان دوری کنند، از عذاب روز قیامت بترسند چرا که خدا در قرآن میگوید: «زلزله روز قیامت واقعهای بسیار ترسناک و سهمگین است».
سفارش میکنی که ما همیشه به یاد مرگ باشیم، حساب و سنجش اعمال را به یاد آوریم که سرانجام در پیشگاه خدا به حساب ما رسیدگی خواهد شد و ما نتیجه اعمال خوب و بد خود را خواهیم دید. آری، هر کس در روز قیامت به همراه خود، اعمال نیک آورده باشد، پاداش زیبای آن را میبیند و به بهشت میرود، و هر کس نافرمانی خدا را کرده باشد در بهشت جایی ندارد.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّکُمْ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُصَافِقُونِی بِکَفٍّ وَاحِدَةٍ، وَ أَمَرَنِیَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ، أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِکُمُ، الاْءِقْرَارَ بِمَا عَقَدْتُ لِعَلِیٍّ، مِنْ إِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ مَنْ جَاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنِّی وَ مِنْهُ، عَلَی مَا أَعْلَمْتُکُمْ، أَنَّ ذُرِّیَّتِی مِنْ صُلْبِهِ.
رسم بر این است که برای پیمانبستن، مردم با تو دست بدهند، امّا جمعیتی که اینجا جمع شدهاند بسیار زیاد است که نمیشود همه در یک روز برای بیعت، به تو دست بدهند، به همین دلیل خدا به تو دستور میدهد تا سه روز در سرزمین غدیر بمانی و از همه برای امامت علی علیهالسلام و یازده فرزند او بیعت بگیری، همان یازده
امام که از نسل تو و نسل علی علیهالسلاممیباشند. از همه میخواهی تا به ولایت علی علیهالسلام و ولایت امامان بعد او اقرار کنند.
آری، از نقشههای منافقان آگاهی داری و میدانی که آنان به دنبال بهانهای میگردند، برای همین با «اقرار زبانی» راه بهانه را میبندی تا هیچکس در آینده نتواند عذر بیاورد که سخنان پیامبر برایم آشکار نبود.
فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ: "إِنَّا سَامِعُونَ، مُطِیعُونَ، رَاضُونَ، مُنْقَادُونَ، لِمَا بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنَا وَ رَبِّکَ، فِی أَمْرِ عَلِیٍّ وَ أَمْرِ وُلْدِهِ مِنْ صُلْبِهِ، مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبَایِعُکَ عَلَی ذَلِکَ، بِقُلُوبِنَا وَ أَنْفُسِنَا وَ أَلْسِنَتِنَا وَ أَیْدِینَا، عَلَی ذَلِکَ نَحْیَا وَ نَمُوتُ وَ نُبْعَثُ، وَ لاَ نُغَیِّرُ وَ لاَ نُبَدِّلُ، وَ لاَ نَشُکُّ وَ لاَ نَرْتَابُ، وَ لاَ نَرْجِعُ عَنْ عَهْدٍ وَ لاَ نَنْقُضُ الْمِیثَاقَ. نُطِیعُ اللّهَ وَ نُطِیْعُکَ، وَ عَلِیّا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ وُلْدَهُ الْأَئِمَّةَ، الَّذِینَ ذَکَرْتَهُمْ، مِنْ ذُرِّیَّتِکَ مِنْ صُلْبِهِ، بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ، الَّذِینَ قَدْ عَرَّفْتُکُمْ مَکَانَهُمَا مِنِّی، وَ مَحَلَّهُمَا عِنْدِی، وَ مَنْزِلَتَهُمَا مِنْ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ، فَقَدْ أَدَّیْتُ ذَلِکَ إِلَیْکُمْ، فَإِنَّهُمَا سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ إِنَّهُمَا الاْءِمَامَانِ بَعْدَ أَبِیهِمَا عَلِیٍّ، وَ أَنَا أَبُوهُمَا قَبْلَهُ." اکنون تو از همه میخواهی تا این جملات را تکرار کنند:
ای پیامبر! تو دستور خدا را درباره امامت علی علیهالسلامو امامان بعد او به ما رساندی و ما آن را شنیدیم و این دستور را اطاعت میکنیم و به آن راضی و خشنودیم.
ما با دل و دست و زبان با تو پیمان میبندیم که سخنان تو را اطاعت کنیم. ما بر سر این پیمان خود هستیم تا زمانی که زندهایم، با این پیمان جان میدهیم و با این پیمان سر از قبر برمیداریم. هرگز پیمان خود را تغییر نمیدهیم و در آن شکّ نمیکنیم، ما همواره بر سر بیعت خود میمانیم و هرگز پیمانشکنی نمیکنیم.
ما خدا را اطاعت میکنیم و از تو، از علی علیهالسلام و از فرزندان او که امامان ما هستند، پیروی مینماییم.
ای پیامبر! تو از امامانِ پس از علی علیهالسلام یاد کردی و گفتی که آنها فرزندان تو هستند و از نسل علی علیهالسلاممیباشند. برای ما گفتی که حسن و حسین علیهماالسلام بعد از پدرشان دو امام هستند، امامان بعدی، پس از این دو خواهند بود. تو جایگاه حسن و حسین علیهماالسلام را برای ما بیان کردی و گفتی که آنان چه مقامی نزد خدا دارند. تو همه مطالب را به ما رساندی و برایمان بیان کردی. حسن و حسین علیهماالسلام، دو آقا و سرور اهل بهشت هستند و پس از پدرشان علی علیهالسلام، اماماند. حسن و حسین علیهماالسلام از نسل تو میباشند * * *
همه مردم این سخنان را با صدای بلند تکرار میکنند.
فَقُولُوا: "أَطَعْنَا اللّهَ بِذَلِکَ وَ إِیَّاک، وَ عَلِیّا وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ، وَ الْأَئِمَّةَ الَّذِینَ ذَکَرْتَ، عَهْدا وَ مِیثَاقا مَأْخُوذا لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، مِنْ قُلُوبِنَا وَ أَنْفُسِنَا وَ أَلْسِنَتِنَا، وَ مُصَافَقَةِ أَیْدِینَا، مَنْ أَدْرَکَهُمَا بِیَدِهِ، وَ أَقَرَّ بِهِمَا بِلِسَانِهِ. وَ لاَ نَبْغِی بِذَلِکَ بَدَلاً، وَ لاَ نَرَی مِنْ أَنْفُسِنَا عَنْهُ حِوَلاً أَبَدا، أَشْهَدْنَا اللّهَ وَ کَفی بِاللّهِ شَهِیدا، وَ أَنْتَ عَلَیْنَا بِهِ شَهِیدٌ، وَ کُلُّ مَنْ أَطَاعَ مِمَّنْ ظَهَرَ وَ اسْتَتَرَ، وَ مَلاَئِکَةُ اللّهِ وَ جُنُودُهُ وَ عَبِیدُهُ، وَ اللّهُ أَکْبَرُ مِنْ کُلِّ شَهِیدٍ." بار دیگر از مردم میخواهی تا این جملات را با هم اقرار کنند:
ای پیامبر! ما از این دستورهای خدا و فرمانهای تو اطاعت میکنیم و از علی علیهالسلام، حسن و حسین علیهماالسلام و امامان پس از آنها، پیروی میکنیم.
ای پیامبر! تو از قلب ما و از دست و زبان ما برای علی علیهالسلام که جانشین توست،
بیعت میگیری! هر کدام از ما با دست بیعت میکند و پیمان میبندد و با زبان، اینگونه اقرار میکند.
ای پیامبر! ما جایگزینی برای علی علیهالسلام قرار نمیدهیم و هرگز نظرمان را درباره او تغییر نمیدهیم. خدایا! تو گواه و شاهد باش که راست میگوییم! به راستی که خدا برای گواهی دادن، کافی است.
ای پیامبر! تو نیز بر گفتار ما، شاهد و گواه هستی. همه فرشتگان و همه بندگان خدا شاهد و گواه این سخنان ما هستند و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.
تو از مردم اینگونه پیمان گرفتی، آنان یکصدا این جملات را تکرار کردند و اقرار کردند که ولایت علی علیهالسلام را پذیرفتهاند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! مَا تَقُولُونَ؟ فَإِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ کُلَّ صَوْتٍ، وَ خَافِیَةَ کُلِّ نَفْسٍ. فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ، وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها، وَ مَنْ بَایَعَ فَإِنَّمَا یُبَایِعُ اللّهَ، یَدُ اللّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ.
خدا به تو خبر داده است که عدّهای در میان همین مردم برای ظلم در حقّ علی علیهالسلامبرنامهریزی میکنند، آنان همان منافقان هستند که دورو بودن مهمترین ویژگی آنان است، آنان به ظاهر این جملات را به زبان آوردند ولی هرگز به آن ایمان نیاوردهاند، آنان نماز هم که میخوانند برای فریب مردم است و هرگز به خدا ایمان ندارند. جمعیت آنان اندک است ولی آنان با همین جمعیت اندک، میخواهند بعد از تو فتنهای بزرگ برپا کنند. آنان در گوش یکدیگر از نقشههای خود میگویند، به یکدیگر یادآوری میکنند که باید صبر کنیم تا زمان اجرای نقشه ما فرا برسد و حکومت را به دست بگیریم!
اکنون میخواهی با آن منافقان چند جمله سخن بگویی، بدون آن که نام آنها را ببری چنین میگویی: «شما چه میگویید و در دلهای شما چه میگذرد؟ بدانید که خدا هر صدایی را میشنود و از دلهایتان آگاه است. اگر در راه راست قدم بگذارید، سود آن به خودتان برمیگردد، و اگر از آن منحرف شوید، به ضرر خودتان خواهد بود. هر کس امروز با من و علی علیهالسلام بیعت کند، در واقع با خدا بیعت کرده است، دست خدا، بالای همه دستهاست».
مَعَاشِرَ النَّاسِ! فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ بَایِعُوا عَلِیّا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ، وَ الْأَئِمَّةَ کَلِمَةً طَیِّبَةً بَاقِیَةً، یُهْلِکُ اللّهُ مَنْ غَدَرَ، وَ یَرْحَمُ مَنْ وَفَی، «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللّهَ، فَسَیُؤْتیهِ أَجْرا عَظِیْما.» بار دیگر از مردم میخواهی تقوا پیشه کنند و با علی علیهالسلامو حسن و حسین علیهماالسلام و امامان بعد از آنها، بیعت کنند که همه آنان، کلمههای ماندگار خدا در روی زمین هستند.
اکنون دعا میکنی که هر کس عهدشکنی کند خدا او را نابود کند و هر کس بر این پیمان خود وفادار بماند، خدا به او مهربانی فراوان کند! سپس آیه 10 سوره فتح را میخوانی: «هر کس در پیمان خود، عهدشکنی کند به خود ستم کرده است و هر کس به این پیمان وفادار بماند خدا به زودی به او پاداشی بس بزرگ میدهد».
مَعَاشِرَ النَّاسِ! قُولُوا الَّذِی قُلْتُ لَکُمْ، وَ سَلِّمُوا عَلَی عَلِیٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ.
از مردم میخواهی که وقتی میخواهند به علی علیهالسلامسلام کنند او را با نام «امیرمؤمنان» صدا بزنند و چنین بگویند: «سلام بر تو ای امیر مومنان».
قُولُوا: «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا، غُفْرانَکَ رَبَّنا، وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ.» وَ قُولُوا: «الْحَمْدُ للّهِِ الَّذِی هَدانا لِهذا، وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّهُ. لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ. وَ نُودُوا أَنْ تِلْکُمُ الْجَنَّةُ، أُورِثْتُمُوها بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون.» از مردم میخواهی تا همه، آیه 285 سوره بقره را بخوانند: «ای پیامبر! ما سخنانت را شنیدیم و از آنها پیروی میکنیم».
سپس از آنان میخواهی تا آیه 43 سوره اعراف را همه بخوانند، این آیه سخن اهلبهشت است وقتی که وارد بهشت میشوند، چنین میگویند: «خدایی را سپاس میگوییم که ما را به این جایگاه پر از نعمت، رهنمون ساخت و اگر او ما را راهنمایی نمیکرد و پیامبران را برای راهنمایی ما نمیفرستاد، ما هرگز به این مقام، راه نمییافتیم، به درستی که پیامبران ما را به حقّ رهبری کردند». و خدا هم در جواب به آنان چنین ندا میدهد: « «این همان بهشتی است که شما به وسیله اعمال خوب خود، وارث آن شدهاید».
آقای من! سخن تو رو به پایان است، تو امروز آیههای فراوانی را برای ما خواندی، امّا آخرین آیهای که بر زبانت جاری شد آیه 43 سوره اعراف بود. به راستی چه رمز و رازی در این آیه است؟ گویا تو میخواهی این مطلب را به ما برسانی که ولایت علی علیهالسلام، همان بهشتی است که خدا به ما وعده داده است، کسی که ولایت علی علیهالسلام را قبول کند در همین دنیا به بهشت وارد شده است. خدا را شکر میگویم که بهشت را به من ارزانی داشت.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ فَضَائِلَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ، عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ قَدْ أَنْزَلَهَا فِی الْقُرْآنِ، أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَهَا فِی مَقَامٍ وَاحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَأَکُمْ بِهَا وَ عَرَفَهَا
فَصَدِّقُوهُ. مَعَاشِرَ النَّاسِ! مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیّا، وَ الْأَئِمَّةَ الَّذِینَ ذَکَرْتُهُمْ، فَقَدْ فازَ فَوْزا عَظِیما.
تو امروز از فضیلتهای علی علیهالسلام سخنها گفتی، امروز نکته مهمّی را تذکّر میدهی: «ای مردم! فضیلتهای علی علیهالسلامکه خدا در قرآن از آن یاد کرده است بیش از آن است که بتوان آنها را یک جا بیان کرد، پس هر کس که از فضیلتهای او آگاه باشد و برای شما از آن سخن بگوید، پس سخنانش را قبول کنید. ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی علیهالسلام و از امامانی که معرّفی کردم، اطاعت نماید، به رستگاری بزرگی میرسد».
مَعَاشِرَ النَّاسِ! السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، إِلَی مُبَایَعَتِهِ وَ مُوَالاَتِهِ، وَ التَّسْلِیمِ عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ، أُولَئِکَ هم الْفَائِزُونَ، فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ.
درست است که جمعیّت فراوانی در صحرای غدیر گرد هم آمدهاند و تو از همه، اقرار زبانی گرفتی، ولی برنامه بعدی این است که مردم نزد علی علیهالسلامبیایند و با او دست بدهند و بیعت کنند، اکنون تو چنین میگویی: «ای مردم! کسانی که زودتر از دیگران، با علی علیهالسلامبیعت کنند و به ولایت او ایمان بیاورند و به او با لقب "أمیرمؤمنان" سلام دهند، از رستگاران هستند و به بهشتهای پر از نعمت خدا، وارد میشوند».
نکته مهم این است: کسی که بیعت میکند باید به ولایت علی علیهالسلامباور داشته باشد و گر نه منافقان هم در صفّ اوّل ایستادهاند و برای فریبکاری میخواهند زودتر از همه بیعت کنند، بیعت آنان هیچ فایدهای ندارد، زیرا آنان دورو هستند، کسی که نفاق دارد به خشم خدا گرفتار میشود و جایگاه او جهنّم است.
مَعَاشِرَ النَّاسِ! قُولُوا مَا یَرْضَی اللّهُ بِهِ عَنْکُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ
فِی الْأَرْضِ جَمِیعا، فَلَنْ یَضُرَّ اللّهَ شَیْئا. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ، وَ اغضِبْ عَلَی الْکَافِرِینَ، وَ الْحَمْدُ للّهِِ رَبِّ الْعالَمِینَ.
بار دیگر رو به مردم میکنی و چنین میگویی: «به آن چه خدا میپسندد، ایمان بیاورید؛ بدانید اگر شما و مردم روی زمین، همگی کافر شوید، به خدا هیچ ضرری نمیرسد».
سپس چنین دعا میکنی: «خدایا! آمرزش خود را بر مؤمنان فرو فرست و بر کافران غضب نما!».
بعد از آن، آخرین جمله سخنرانی خود را این چنین بیان میکنی: «خدا را حمد و ستایش میکنم که پروردگار جهانیان است». و اینگونه اوّلین و آخرین جمله خطبه غدیر، حمد و ستایش خدا میشود، به راستی که همه خوبیها و زیباییها از آنِ خداست.
آقای من! اکنون که خطبه تو به پایان رسید، سوالی به ذهنم میرسد: چرا این خطبه با «بسم اللّه» شروع نکردی؟ مگر خودت نگفتی هر کاری که با «بسم اللّه» آغاز نشود، ناقص است. من در جستجوی پاسخ این سوال هستم! * * *
وقتی بررسی میکنم متوجّه میشوم که تو این سخن را هم گفتهای: «هر کاری که با حمد خدا آغاز نشود، ناقص است».(1)آری، این روش تو بود، تو از مردم میخواستی که کارهای خود را یا با «بسم اللّه»
1) . کل کلام لایبدأ فیه بالحمد فهو اقطع: بحار الأنوار ج 90 ص 216 ط. بیروت.
یا با «الحمدللّه» آغاز کنند. یک مسلمان هر کار را باید با یاد خدا آغاز کند: یاد خدا گاه با «بسم اللّه» است و گاه با «الحمد للّه».
تو خطبه غدیر را با حمد خدا شروع میکنی و با حمد خدا به پایان میبری، به راستی چه عبارتی به اندازه «الحمدللّه» زیبا و دلربا است؟ وقتی من به این جمله باور دارم، به چه رسیدهام؟ در جهان، چقدر زیبایی و خوبی میبینم؟ خدا را سرچشمه همه خوبیها و زیباییها میدانم.
«الحمدللّه» یعنی: خدا مهربان است، بخشنده است. زیباست. گناهان بندگان خود را میبخشد، اوست که به بندگان خود روزی میدهد، او انسانها را به حال خود رها نمیکند، برای آنان در هر زمان، حجّتی قرار میدهد، وقتی کسی به او پناه آورد، او را پناه میدهد...
من باید به خاطر نعمت ولایت علی علیهالسلام خدا را حمد و ستایش بگویم و چنین بگویم: «الْحَمْدُ للّهِِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
آقای من! تو در این خطبه، «بسم اللّه» را تفسیر کردی، زیرا علی علیهالسلام، حقیقت بسم اللّه است، او نشانهای از عظمتِ خداست، او نورِ خداست. او اسم خداست...
به راستی من به دنبال چه هستم؟ تو در سراسر این خطبه از حقیقت بسم اللّه سخن گفتی! اکنون آن سخن علی علیهالسلام را به یاد میآورم که فرمود: «من همان نقطه زیر حرف باء در بسم اللّه هستم».(1)آقای من! اینجا دیگر کتاب به پایان میرسد، خودت میدانی پایان کتاب، آغاز
1) . أنا النقطة التی تحت الباء: ینابیع المودة ج 1 ص 212.
غصّه من است، غصّه این که چرا این روزهایی که برای شما مینوشتم، تمام شد، دیگر معلوم نیست چه زمانی توفیق، یار من شود...
مولای من! بار دیگر اجازهام بده! مرا منتظر نگذار! وقتی لذّت نوکری شما را چشیدم دیگر دلم به چیزهای دیگر، خوش نمیشود...
پایان
1 . این جمله را با توجه به خطبه غدیر تکمیل کنید: «خدا ... هرگز به بنبست نمیرسد» که نیاز به راهحل پیدا کند».
الف . روزی دادن به بندگان
ب . آفرینش جهان
ج . بیان حقیقت
2 . جبرئیل چند بار نزد پیامبر آمد و از طرف خدا به او دستور داد در سرزمین «غدیر» توقف کند؟
الف . یک بار
ب . پنج بار
ج . سه بار
3 . این ترجمه کدام آیه است؟ «فقط خدا و پیامبر و کسانی که در رکوع نماز، صدقه میدهند ، بر شما ولایت دارند» .
الف . سوره آل عمران آیه 167
ب . سوره اعراف آیه 157
ج . سوره مائده آیه 55
4 . حکمت خدا درباره منافقانی که تصمیم داشتند با حق، مخالفت کنند چیست؟
الف . همه انسانها امتحان بشوند
ب . همه انسانها، حتماً مومن بشوند
ج . همه انسانها به کمال واقعی برسند.
5 . علم و دانش او از همه برتر است و برای همین است که او ... .
الف . شایستگی امامت را دارد
ب . راه حق را آشکار میکند
ج . هیچکدام
6 . «علی علیهالسلام پیامبر را تا پای جان یاری کرد»، این مطلب در خطبه غدیر اشاره به چیست؟
الف . شجاعت علی علیهالسلام در میدان جنگ
ب . ماجرای لیلةُ المبیت
ج . بیعت رضوان
7 . منظور از «جَنب اللّه» چیست؟
الف . راه خدا
ب . ولایت علی علیهالسلام
ج . هر دو
8 . در خطبه غدیر، پیامبر کدام سورههای قرآن را در مدح علی علیهالسلام معرفی کردند؟
الف . کوثر، فجر، هل أتی
ب . حمد، کوثر، عصر
ج . هل أتی، حمد، عصر
9 . این جمله ترجمه کدام آیه قرآن است: «به خدا و رسول خدا و نوری که به همراه او نازل شده است، ایمان بیاورید».
الف . سوره آل عمران آیه 167
ب . سوره اعراف آیه 157
ج . سوره مائده آیه 57
10 . پیامبر در این خطبه، چند بار نام «مهدی علیهالسلام» را به زبان میآورند؟
الف . چهار بار
ب . سه بار
ج . دو بار
11 . پیامبر در این خطبه، سوره حمد را تفسیر کرد، سپس چه کسانی را «برادران شیطان» معرفی کرد؟
الف . منافقان
ب . دشمنان علی علیهالسلام
ج . گمراهان
12 . کدام آیاتی زیر درباره دشمنان علی علیهالسلام است و در این خطبه به آن اشاره شده است؟
الف . 11-8 سوره مُلک
ب . 84-82 سوره انعام
ج . 75-73 سوره زُمر
13 . پیامبر در این خطبه، کدام ویژگی را درباره مهدی علیهالسلام بیان نکردند؟
الف . یاور دین خدا
ب . غیبت او طول میکشد
ج . خدا او را هدایت کرده است
14 . آخرین آیهای که پیامبر در این خطبه خواند چه بود؟
الف . آیه 57 سوره مائده
ب . آیه 167 سوره آل عمران
ج . آیه 43 سوره اعراف
پاسخنامه سوالات کتاب «چشمه جاوید»
نام...................../ نام خانوادگی.............................../ نام پدر.............................
سال تولد...................../شماره شناسنامه................../تلفن......................