ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 25
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 1،2،7
1 - خداوند ، يهود بنى قريظه را از قلعه هاى مستحكم خود بيرون كشيد تا در دسترس مسلمانان مدينه قرار گيرند .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب من صياصيهم . ..فريقًا تقتلون
«صياصى» جمع «صيصية» است و «صيصية» به دژ و قلعه و هر آنچه را كه بتوان در پناه آن خود را حفظ كرد، گفته مى شود (مفردات راغب).
2 - توان مندى و شكست ناپذيرى خداوند ، يهوديان را از قلعه هاى مستحكم خويش ، فرود آورد .
و كان اللّه قويًّا عزيزًا . و أنزل الذين ظهروا من أهل الكتب من صياصيهم
7 - چيره شدن ترس بر يهود بنى قريظه ، موجب شد كه آنان ، بدون هيچ گونه زحمتى از قلعه هاى مستحكم خارج شوند . *
و أنزل الذين ظهروهم . .. و قذف فى قلوبهم الرعب
ممكن است - چنان چه در كتاب هاى سيره و تاريخ آمده است - واقعيت امر، چنين باشد كه بر يهوديان، ترس چيره شد و باعث گرديد كه آنها، از قلعه هاى مستحكم خود بيرون بيايند و به راحتى در دست رس سپاه مسلمانان قرار بگيرند. بنابراين، ذكر «أنزل» پيش از «قذف» ممكن است به خاطر اهميت خارجى آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 11
11 - گروهى از يهود بنى قريظه ، به اسارت سپاه مسلمانان در آمدند .
و تأسرون فريقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 3،6،7،12
3 - دل هاى يهوديان بنى قريظه ، آكنده از ترس و وحشت از مسلمانان مدينه شده بود .
و قذف فى قلوبهم الرعب
«رعب» در لغت، بريدن و لاعلاج شدن ناشى از ترسى است كه همه جان را فراگرفته است (مفردات راغب).
6 - خداوند ، بر دل هاى يهود بنى قريظه ، ترس و وحشت افكند .
و قذف فى قلوبهم الرعب
7 - چيره شدن ترس بر يهود بنى قريظه ، موجب شد كه آنان ، بدون هيچ گونه زحمتى از قلعه هاى مستحكم خارج شوند . *
و أنزل الذين ظهروهم . .. و قذف فى قلوبهم الرعب
ممكن است - چنان چه در كتاب هاى سيره و تاريخ آمده است - واقعيت امر، چنين باشد كه بر يهوديان، ترس چيره شد و باعث گرديد كه آنها، از قلعه هاى مستحكم خود بيرون بيايند و به راحتى در دست رس سپاه مسلمانان قرار بگيرند. بنابراين، ذكر «أنزل» پيش از «قذف» ممكن است به خاطر اهميت خارجى آن باشد.
12 - چيره شدن ترس بر سپاه يهود بنى قريظه ، باعث از بين رفتن توان رزمى آنان شد و به راحتى ، به دست مسلمانان مدينه ، شكست خوردند .
و قذف فى قلوبهم الرعب فريقًا تقتلون و تأسرون فريقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 1،2،9
1 - سرزمين ها و خانه ها و مال هاى يهود بنى قريظه ، در غزوه بنى قريظه ، به تملك مسلمانان درآمد .
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
2 - خداوند فراهم آورنده زمينه تملّك اموال و خانه و سرزمين يهود بنى قريظه براى مسلمانان مدينه
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
9 - قدرت مطلق خداوند ، عامل فروپاشى يهود بنى قريظه و به ارث رسيدن اموال و خانه ها و سرزمين شان به مسلمانان مدينه بود .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب . .. و أورثكم أرضهم ... و كان اللّه على كلّ ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 1،2،9
1 - سرزمين ها و خانه ها و مال هاى يهود بنى قريظه ، در غزوه بنى قريظه ، به تملك مسلمانان درآمد .
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
2 - خداوند فراهم آورنده زمينه تملّك اموال و خانه و سرزمين يهود بنى قريظه براى مسلمانان مدينه
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
9 - قدرت مطلق خداوند ، عامل فروپاشى يهود بنى قريظه و به ارث رسيدن اموال و خانه ها و سرزمين شان به مسلمانان
مدينه بود .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب . .. و أورثكم أرضهم ... و كان اللّه على كلّ ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 1،2،3،9
1 - سرزمين ها و خانه ها و مال هاى يهود بنى قريظه ، در غزوه بنى قريظه ، به تملك مسلمانان درآمد .
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
2 - خداوند فراهم آورنده زمينه تملّك اموال و خانه و سرزمين يهود بنى قريظه براى مسلمانان مدينه
و أورثكم أرضهم و ديرهم و أمولهم
3 - وعده خداوند به مسلمانان مدينه براى تصاحب سرزمين هايى علاوه بر سرزمين يهود بنى قريظه كه هيچ گاه براى تملّك آنها ، اقدامى صورت نمى دادند .
و أورثكم . .. و أرضًا لم تطئوها
«وطئ» به معناى «گرفتن به شدت و زور» است. مراد از «و أرضاً لم تطئوها» - به رغم ماضى بودن «لم تطئوها» - سرزمينى است كه در آينده به دست مسلمانان مى افتاد. آوردن فعل ماضى، يا براى قطعى بودن آن است و يا به دليل عطف به فعل محذوفى مانند «يورثكم» مى باشد.
9 - قدرت مطلق خداوند ، عامل فروپاشى يهود بنى قريظه و به ارث رسيدن اموال و خانه ها و سرزمين شان به مسلمانان مدينه بود .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب . .. و أورثكم أرضهم ... و كان اللّه على كلّ ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 12
12 - چيره شدن ترس بر سپاه يهود بنى قريظه ، باعث از بين رفتن توان رزمى آنان شد و به راحتى ، به دست مسلمانان مدينه ، شكست خوردند .
و قذف فى قلوبهم الرعب فريقًا تقتلون و تأسرون فريقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 8،9
8 - قدرت مطلق خداوند ، عامل شكست يهود بنى قريظه و پيروزى مسلمانان مدينه بود .
أنزل الذين ظهروهم . .. فريقًا تقتلون ... وكان اللّه على كلّ شىء قديرًا
9 - قدرت مطلق خداوند ، عامل فروپاشى يهود بنى قريظه و به ارث رسيدن اموال و خانه ها و سرزمين شان به مسلمانان مدينه بود .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب . .. و أورثكم أرضهم ... و كان اللّه على كلّ ش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 10
10 - گروهى از يهود بنى قريظه ، به دست مسلمانان ، به قتل رسيدند .
فريقًا تقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 1،5،7
1 - خداوند ، يهود بنى قريظه را از قلعه هاى مستحكم خود بيرون كشيد تا در دسترس مسلمانان مدينه قرار گيرند .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب من صياصيهم . ..فريقًا تقتلون
«صياصى» جمع «صيصية» است و «صيصية» به دژ و قلعه و هر آنچه را كه بتوان در پناه آن خود را حفظ كرد، گفته مى شود (مفردات راغب).
5 - يهود بنى قريظه ، دژ هاى مستحكمى داشتند .
أهل الكتب من صياصيهم
7 - چيره شدن ترس بر يهود بنى قريظه ، موجب شد كه آنان ، بدون هيچ گونه زحمتى از قلعه هاى مستحكم خارج شوند . *
و أنزل الذين ظهروهم . .. و قذف فى قلوبهم الرعب
ممكن است - چنان چه در كتاب هاى سيره و تاريخ آمده است - واقعيت امر، چنين باشد كه بر يهوديان، ترس چيره شد و باعث گرديد كه آنها، از قلعه هاى مستحكم خود بيرون بيايند و به راحتى در دست رس سپاه مسلمانان قرار بگيرند. بنابراين، ذكر «أنزل» پيش از «قذف» ممكن است به خاطر اهميت خارجى آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 4
4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب
مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان
مدينه را بر عهده داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 4
4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .
إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم
طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 4
4 - يهود بنى قريظه ، در غزوه احزاب ، همْ پيمان مشركان مكه بودند و از آنان پشتيبانى مى كردند .
و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب
مراد از «الذين ظاهروا» يهود بنى قريظه، و مرجع ضمير «هم»، مشركانى اند كه سردمدارى احزاب متحد عليه مسلمانان مدينه را بر عهده داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 26 - 3
3 - دل هاى يهوديان بنى قريظه ، آكنده از ترس و وحشت از مسلمانان مدينه شده بود .
و قذف فى قلوبهم الرعب
«رعب» در لغت، بريدن و لاعلاج شدن ناشى از ترسى است كه همه جان را فراگرفته است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 6
6- اظهار كينه برادران بنيامين به وى در گزارش سرقتش به يعقوب
إن ابنك سرق
لحن جمله «إن ابنك سرق» (به يقين پسرت دزدى كرد) گوياى كينه برادران بنيامين نسبت به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 8 - 7
7- محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا
چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 10
10- توفيق ملاقات يوسف ( ع ) در مقام عزيزى مصر با برادرش بنيامين ، از ميان برنده تلخ كامى ها و زايل كننده ناراحتى آن دو از بد رفتارى هاى گذشته برادران
إنى أنا أخوك فلاتبتئس بما كانوا يعملون
تفريع «فلاتبتئس . ..» به وسيله حرف «فاء» بر «إنى أنا أخوك» بيانگر دليل يوسف(ع) براى جا نداشتن حزن و اندوه بر رفتار ناپسند برادرانش است ; يعنى، يوسف(ع) با اين تفريع بيان مى دارد كه هر چند بر اثر رفتار آنان مشكلاتى را متحمل شدم ; ولى همانها زمينه شد كه به اين مقام نايل شوم. بنابراين نه تو و نه من نبايد از عملكرد برادرانمان محزون باشيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 1،2،7،8
1- برادران يوسف با مشاهده جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، وى را سارق آن جام شناختند و به آن اعتراف كردند .
قالوا إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل
2- برادران يوسف در حضور او ، بنيامين را به داشتن روحيه سرقت متهم كردند .
قالوا إن يسرق
چون از نظر ظاهر بنيامين سارق شناخته شد، اقتضاى مقام آن بود كه برادران يوسف از فعل ماضى (سرق) استفاده مى كردند. آنان با آوردن فعل مضارع (يسرق) - كه دلالت بر استمرار و تجدد دارد - به جاى فعل ماضى درصدد بيان اين معنا بودند كه بنيامين داراى روحيه سرقت است.
7- فرزندان يعقوب گرايش بنيامين به دزدى را از ناحيه مادر وى دانسته و او را منشأ پيدايش ناهنجارى فرزندانش شمردند .
إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل
جواب شرط (إن يسرق) جمله اى محذوف است و جمله «فقد سرق . ..» - از باب آمدن سبب به جاى مسبب - جانشين جواب مى باشد. بنابراين جمله «إن يسرق ...» چنين معنا مى شود: اگر او دزدى كرد خلاف انتظار نيست; زيرا برادر مادرى اش نيز دزدى كرده بود پس دزدى آنان ريشه مادرى دارد.
8- فرزندان يعقوب با اين تحليل كه دزدى بنيامين ريشه مادرى دارد ، درصدد پيراستن خويش از عار و ننگ دزدى او بودند .
إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل
برادران يوسف با توصيف بنيامين به دارا بودن روحيه دزدى (إن يسرق) و اثبات آن با مطرح ساختن دزدى برادر مادرى اش، درصدد بيان اين معنا بودند كه مادر آن دو در پيدايش روحيه دزدى نقش داشته ; ولى ساير برادرانش چون از مادرانى ديگرند، از اين ناهنجارى پيراسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 8
8- دزدى مخفيانه بنيامين و ناتوانى برادران از مراقبت وى در نهان ، اعتذار آنان نزد يعقوب ( ع ) از باز نگرداندن او
ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. و ما كنا للغيب حفظين
جمله «و ما كنا . ..» در حقيقت پاسخ به پرسشى است كه لاوى انتظار آن را از يعقوب(ع) داشت و آن اينكه: گيرم بنيامين دزدى كرد ، چرا او را از دزدى كردن باز نداشتيد تا كار به آنچه مى گوييد بينجامد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 82 - 6
6- لاوى از برادرانش خواست نزد پدر بر راستگويى خويش در سرقت بنيامين تأكيد كنند .
و إنا لصدقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 9
9- بنيامين بدون رخصت پدرش يعقوب ( ع ) به مسافرت اقدام نمى كرد .
از اينكه برادران يوسف براى بردن بنيامين به مصر با يعقوب سخن گفتند و از او خواست
ز اينكه برادران يوسف براى بردن بنيامين به مصر با يعقوب سخن گفتند و از او خواستند كه وى را به همراه ايشان بفرستد (فأرسل معنا أخانا) معلوم مى شود كه بنيامين بدون اجازه پدرش به مسافرت نمى رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 8
8- احساس خطر براى بنيامين ، دليل يعقوب ( ع ) بر عدم موافقتش با مسافرت وى
جلوگيرى مى كرد. جمله «إنا له لحافظون» مى رساند كه از دلايل اين امر ، احساس خطر ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 2،3،8
2- بنيامين ، برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) ، همچون يوسف ( ع ) ، مورد آزار و اذيت برادرانش بود .
قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه
3- بنيامين برخورد هاى نامناسب و آزار هاى برادرانش را براى يوسف ( ع ) شرح داده بود .
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
عبارت «ما فعلتم بيوسف و أخيه» گوياى اين است كه فرزندان يعقوب بنيامين را نيز آزار داده بودند و يوسف(ع) از آن مطلع بود و ظاهر اين است كه او از طريق بنيامين با خبر شده بود.
8- برادران يوسف پس از سپرى كردن برهه اى از عمرشان از آزار و اذيت بنيامين دست كشيدند . *
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
چون «إذ أنتم جاهلون» ظرف براى «فعلتم» است، زمان آن فعل را مقيد به زمان جهل و نادانى برادران يوسف مى كند و اين مفهوم را القا مى كند كه پس از آن زمان، برخوردشان با بنيامين برخورد نامناسبى نبوده است. تناسب حكم و موضوع و طبيعت حال، اين احتمال را به ذهن مى آورد كه بگوييم آن زمان، زمان جدايى ايشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 6
6- تأسّف و اندوه بنيامين از رفتار گذشته برادرانش در ماجراى ناپديد شدن يوسف ( ع )
فلاتبتئس بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 7
7- فرزند بزرگ يعقوب ، بازگشت كاروان بدون همراه داشتن بنيامين را تخلف از عهد و سوگند پيشين خود و برادرانش خواند .
قال كبيرهم ألم تعلموا أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله
لاوى با تفريع جمله «فلن أبرح . ..» بر «ألم تعلموا أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا» بيان داشت كه: با توجه به عهد و پيمانمان با يعقوب(ع)، سزاوار نيست بدون همراه داشتن بنيامين باز گرديم [اگر شما تصميم به بازگشت داريد خود مى دانيد]، ولى من باز نخواهم گشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 1
1- يوسف ( ع ) بنيامين را بازداشت كرد و از رفتن او به همراه برادرانش جلوگيرى كرد .
فهو جزؤه . .. قالوا يأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا
الدرالمنثور، ج4، ص564.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 2،3
2- يوسف ( ع ) پيش از بازرسى اثاثيه بنيامين ، به تفتيش دقيق بار و اثاثيه ديگر فرزندان يعقوب پرداخت .
فبدأ بأوعيتهم قبل وعاء أخيه ثم استخرجها من وعاء أخيه
كلمه «ثم» دلالت مى كند كه مدتى طول كشيد تا نوبت بازرسى بار بنيامين فرا رسيد. و اين حكايت از آن دارد كه بازرسى اثاثيه ديگر برادران به دقت انجام مى گرفته كه كار به درازا كشيده شده بود.
3- يوسف ( ع ) در بازرسى بار بنيامين ، جام شاهى را از بار وى بيرون آورد .
ثم استخرجها من وعاء أخيه
ضمير مفعولى در «استخرجها» به «صواع» و يا «سقاية» باز مى گردد. قابل ذكر است كه آوردن فعل «استخرج» (بيرون آورد) به جاى «وجد» (يافت) به خاطر اين است كه يوسف(ع) مى دانست جام شاهى در اثاثيه بنيامين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 13
13- دريافت آذوقه در نزد فرزندان يعقوب ، داراى اهميت بيشتر از يافتن و جست و جو كردن يوسف ( ع ) و استرداد بنيامين *
يأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا
فرزندان يعقوب به فرمان وى به مصر آمدند تا از يوسف(ع) خبر بگيرند و بنيامين را باز ستانند ، ولى پيش از آن سخن از فقر و تنگدستى و مطالبه آذوقه دارند. اين معنا مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 8 - 6،7
6- همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا
ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.
7- محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا
چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 5
5- برادران يوسف در صورت نبود او ، بنيامين را رقيب خويش در جلب محبت يعقوب ( ع ) نمى ديدند .
ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف ... يخل لكم وجه أبيكم
برادران يوسف از محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) و نيز بنيامين در رنج بودند ; ولى با از ميان بردن يوسف(ع) مشكل را حل شده مى دانستند. بنابراين چنين مى پنداشتند كه بنيامين ، نمى تواند مانع توجه كامل يعقوب(ع) به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 61 - 4،5
4- فرزندان يعقوب براى آوردن بنيامين به مصر ، راهى جز جلب رضايت يعقوب ( ع ) نداشتند .
قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفعلون
5- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه بنيامين را در نوبت بعد به حضور وى بياورند .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 16
16- تعريض يعقوب ( ع ) به فرزندانش مبنى بر دلسوز نبودن آنان و ترحم نداشتنشان بر يوسف ( ع ) و بنيامين
هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل فالله خير حفظًا و هو أرحم الرحمي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 13
13- فرزندان يعقوب سوگند ياد كردند و با خدا پيمان بستند كه در حد استطاعت ، از بنيامين مراقبت كنند و او را به نزد پدر باز گردانند .
حتى تؤتون موثقًا . .. فلما ءاتوه موثقهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 8
8- برادران بنيامين مى دانستند كه وى در نزد پدرشان يعقوب ، از محبوبيت افزون ترى برخوردار است .
فخذ أحدنا مكانه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 3
3- فرزندان يعقوب بر باز گرداندن بنيامين از سفر مصر ، با پدرشان يعقوب پيمان بسته و سوگند ياد كرده بودند .
أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 2،8
2- بنيامين ، برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) ، همچون يوسف ( ع ) ، مورد آزار و اذيت برادرانش بود .
قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه
8- برادران يوسف پس از سپرى كردن برهه اى از عمرشان از آزار و اذيت بنيامين دست كشيدند . *
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
چون «إذ أنتم جاهلون» ظرف براى «فعلتم» است، زمان آن فعل را مقيد به زمان جهل و نادانى برادران يوسف مى كند و اين مفهوم را القا مى كند كه پس از آن زمان، برخوردشان با بنيامين برخورد نامناسبى نبوده است. تناسب حكم و موضوع و طبيعت حال، اين احتمال را به ذهن مى آورد كه بگوييم آن زمان، زمان جدايى ايشان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 3،4،5،9
3- لاوى از برادرانش خواست ، به پدرشان تفهيم كنند كه به دزدى بنيامين اطمينان پيدا كردند و گزارش و شهادت آنان عالمانه است .
إن ابنك سرق و ما شهدنا إلاّ بما علمنا
در اينكه مراد از شهادت در «ما شهدنا» چيست، چند نظر ابراز شده است. از جمله آنهاست همين شهادت برادران يوسف نزد يعقوب به دزدى كردن فرزندش بنيامين (إن ابنك سرق). بر اين اساس مفاد جمله «ما شهدنا ...» چنين مى شود: آنچه هم اكنون در نزد تو مى گوييم (إن ابنك سرق) شهادتى است از روى علم و ما بدان اطمينان و يقين داريم.
4- لاوى به برادرانش سفارش كرد ، دسته جمعى به حضور پدر برسند و همگان بر دزدى بنيامين شهادت دهند .
ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. ما شهدنا إلاّ بما علمنا
تصريح لاوى به صيغه هاى جمع «قولوا» و «ما شهدنا» و «علمنا» گوياى برداشت فوق است.
5- لاوى از برادرانش خواست ، گزارش سفر و دزدى بنيامين را با لحنى مشفقانه ، به پدر بيان كنند .
يأبانا
تصريح لاوى به اينكه در ابتداى سخن پدر را با جمله «يأبانا» مخاطب قرار دهيد ، رساننده اين است كه به گونه اى سخن بگوييد كه شفقت او را بر خويش جلب كنيد.
9- فرزندان يعقوب در صورت آگاهى به وجود جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، كيفر سارق در آيين خويش را بيان نمى كردند .
ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حفظين
برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه مراد از شهادت در «ما شهدنا» بيان حكم سارق - كه آيه 75 (جزاؤه من وجد فى رحله) رساننده آن است - باشد. بر اين اساس مفاد «ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حافظين» چنين مى شود: ما به آنچه مى دانستيم (كيفر سارق بردگى است) شهادت داديم ; ولى نمى دانستيم كه جام شاهى نزد بنيامين است تا از بيان آن حكم خوددارى كنيم. قابل ذكر است كه بر اين مبنا «حافظين» به معناى «عالمين» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 2،3،4،5
2- ممنوع شدن فرزندان يعقوب از دريافت سهميه خوار و بار بدون همراهى بنيامين ، از گزارش هاى آنان به پدرشان يعقوب بود .
فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم . .. فلما رجعوا إلى أبيهم قالوا يأبانا منع منا الكي
3- فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .
فأرسل معنا أخانا
هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.
4- فرزندان يعقوب بر حفاظت از بنيامين ، در طول سفرشان به مصر متعهّد شدند و بر آن تأكيد كردند .
فأرسل معنا أخانا نكتل و إنا له لحفظون
5- گزارش تحريم سهميه آذوقه بدون همراهى بنيامين ، خبر و گزارشى مهم در ديدگاه فرزندان يعقوب
يأبانا منع منا الكيل
فرزندان يعقوب پيش از باز كردن بارها و محموله ها - كه معمولاً اولين اقدام مسافران و كاروانهاست - خبر تحريم سهميه
آذوقه را براى پدرشان بيان كردند. اين تعجيل نشان دهنده اهميت اين خبر در نظر آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 7،10،11،12
7- فرزندان يعقوب با مشاهده سرمايه بازگردانده شده ، تلاش مجددى را براى جلب توافق پدر با مسافرت كردن بنيامين آغاز كردند .
قال هل ءامنكم . .. يأبانا ما نبغى هذه بضعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا و نحفظ أ
سخنان فرزندان يعقوب (ما نبغى هذه بضاعتنا. ..) به قرينه مخاطب قرار دادن يعقوب (يا أبانا)، در راستاى جلب موافقت وى براى سفر بنيامين بود.
10- ضرورت تهيه طعام ، دغدغه خاطر نداشتن براى بهاى آذوقه و لطف و عنايت خاص دربار مصر به فرزندان يعقوب ، دليل هاى آنان براى لزوم سفر به مصر و اصرارشان بر جلب موافقت پدر با مسافرت بنيامين
ما نبغى هذه بضعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا
سخنان فرزندان يعقوب (يا أبانا هذه . ..) در راستاى جلب رضايت وى براى سفر بنيامين است و هر جمله آن اشاره به دليلى بر لزوم اين مسافرت دارد. فرزندان يعقوب با جمله «ما نبغى ...» بيان مى دارند كه مورد توجه خاص عزيز مصر قرار گرفته اند و سزاوار نيست درخواست او (آوردن بنيامين) را برآورده نسازند. آنان با عطف جمله «نمير أهلنا» بر جمله اى مقدر نظير «نستظهر بها» (از اين بضاعت باز گردانده شده براى تهيه آذوقه كمك مى گيريم) بيان مى كنند كه مشكل نداشتن بهاى آذوقه را ندارند و با جمله «نحفظ أخانا» مى رسانند كه به خاطر پاسخ مثبت به عزيز مصر و دريافت آذوقه، ملزم به حفظ برادرشان هستند و با جمله «ذلك كيل يسير» بيان مى كنند كه سخت نيازمند تهيه طعام هستند.
11- تعهد مجدد و محبت آميز فرزندان يعقوب براى حفاظت از برادرشان بنيامين در سفر به مصر
نمير أهلنا و نحفظ أخانا
12- لغو تحريم آذوقه و اضافه شدن يك بار شتر غلّه با آمدن بنيامين به مصر ، از دليل هاى ارائه شده به يعقوب ( ع ) براى جلب موافقت آن حضرت به روانه ساختن بنيامين
و نزداد كيل بعير ذلك كيل يسير
«ازدياد» (مصدر «نزداد» از باب افتعال) به معناى درخواست زياده و اضافه است. «كيل بعير» ; يعنى، بار و محموله اى كه معمولاً بر يك شتر حمل مى كنند. گفتنى است جمله هاى «فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم ...» و «منع منا الكيل» دلالت مى كند بر اينكه يوسف(ع) اعطاى سهميه به فرزندان يعقوب را بدون همراهى بنيامين ممنوع و تحريم كرد. بنابراين مراد از «نزداد كيل بعير» اين است كه اگر بنيامين را به همراه ببريم علاوه بر لغو تحريم، يك بار اضافه نيز مطالبه مى كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 1
1- يعقوب ( ع ) سرانجام با مسافرت بنيامين به مصر همراه ديگر فرزندانش ، موافقت نمود .
قال لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 2،3،6،7،11
2- فرزندان يعقوب با تحريك عواطف يوسف ( ع ) درصدد جلب رضايت او براى آزادسازى بنيامين برآمدند .
قالوا يأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا
3- اقتدار يوسف ( ع ) بر انجام خواسته هاى خويش ، نيكوكار بودن وى و سزاوارى يعقوب ( ع ) براى ترحم ، دليل هاى ارائه شده از سوى فرزندان يعقوب به يوسف ( ع ) براى آزادسازى بنيامين
قالوا يأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا . .. إنا نريك من المحسنين
هدف برادران يوسف از مخاطب ساختن يوسف(ع) با عنوان «عزيز» بيان اقتدار او بر انجام خواسته هايش است، و توصيف يعقوب به «پيرمردى سالخورده» بيان سزاوارى او براى ترحم است و مدح يوسف(ع) به نيكوكارى به منظور ترغيب او به احسان و گذشت مى باشد.
6- بازداشت يكى از برادران بنيامين در مقابل آزاد كردن او ، پيشنهاد برادران به يوسف
فخذ أحدنا مكانه
7- فداكارى و گذشت برادران بنيامين ، براى باز گرداندن او به پدرشان يعقوب
فخذ أحدنا مكانه
11- مشاهده نيكوكار بودن يوسف ، مايه تشجيع فرزندان يعقوب به تقاضاى آزادى بنيامين و بازداشت يكى از آنان به جاى وى
فخذ أحدنا مكانه إنا نريك من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 1
1- يوسف ( ع ) پيشنهاد فرزندان يعقوب ( بازداشت يكى از آنان به جاى بنيامين ) را نپذيرفت .
فخذ أحدنا مكانه . .. قال معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا
«معاذ» مصدر ميمى و مفعول مطلق براى فعل محذوف است (نعوذ بالله معاذاً). عبارت «أن نأخذ» به تقدير «من» و متعلق به «معاذ الله» مى باشد. بنابراين جمله «معاذ الله أن نأخذ ...» ; يعنى، به خدا پناه مى بريم پناه آوردنى از اينكه بگيريم (بازداشت كنيم) مگر كسى را كه متاع خويش را نزد او يافتيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 1،2
1- فرزندان يعقوب به جلب رضايت يوسف موفق نشدند و از آزاد شدن بنيامين كاملاً نااميد گشتند .
فلما استيئسوا منه
«يأس» «و «استيئاس» به معناى نااميد شدن است، با اين تفاوت كه «استيئاس» حاكى از مبالغه و شدت نااميدى مى باشد. مراد از ضمير در «منه» يوسف و يا بنيامين است. بنابراين «فلما استيئسوا منه ...» ; يعنى، پس آن گاه كه فرزندان يعقوب از [جلب رضايت ]يوسف و يا [آزادى] بنيامين كاملاً نااميد شدند ... .
2- فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين ، در كنارى به دور از يوسف و كارگزارانش براى چاره انديشى درباره مشكل پيش آمده به مشورت و گفت و گوى محرمانه پرداختند .
فلما استيئسوا منه خلصوا نجيًّا
از معانى «خلوص» اعتزال و كناره گيرى كردن است. «نجىّ» به فرد و يا افرادى اطلاق مى گردد كه در نهان با او گفت و گو شود. اين كلمه در آيه شريفه حال براى فاعل «خلصوا» مى باشد. بنابراين «خلصوا نجيّاً» ; يعنى، برادران يوسف از ديگران
جدا شدند و با يكديگر به نجوا و گفت و گوى سرّى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 7
7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 7
7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 4
4- فراق يوسف ( ع ) و بنيامين و جدايى آنان از يكديگر ، رويدادى سخت و رنج آور براى آن دو برادر
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه
«ما» در عبارت «ما فعلتم بيوسف و أخيه» مى تواند اشاره به رنج فراق و جدايى يوسف(ع) و بنيامين نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 7
7- يوسف ( ع ) از برادرش بنيامين خواست گذشته برادرانش را ناديده انگارد و از رفتار نارواى پيشين آنان اندوهى به خود راه ندهد .
فلاتبتئس بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 6
6- تأسّف و اندوه بنيامين از رفتار گذشته برادرانش در ماجراى ناپديد شدن يوسف ( ع )
فلاتبتئس بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 9
9- بنيامين بدون رخصت پدرش يعقوب ( ع ) به مسافرت اقدام نمى كرد .
از اينكه برادران يوسف براى بردن بنيامين به مصر با يعقوب سخن گفتند و از او خواست
ز اينكه برادران يوسف براى بردن بنيامين به مصر با يعقوب سخن گفتند و از او خواستند كه وى را به همراه ايشان بفرستد (فأرسل معنا أخانا) معلوم مى شود كه بنيامين بدون اجازه پدرش به مسافرت نمى رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 6
6- تأسّف و اندوه بنيامين از رفتار گذشته برادرانش در ماجراى ناپديد شدن يوسف ( ع )
فلاتبتئس بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 8 - 1
1- از ميان برادران يوسف ، بنيامين برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) و سايرين ، برادران پدرى او بودند .
إذ قالوا ليوسف و أخوه
فرزندان يعقوب، بنيامين را برادر يوسف مى خواندند، با اينكه وى نيز فرزند يعقوب(ع) و با آنان برادر بود (ليوسف و أخوه). اين تعبير مى رساند كه ارتباط اخوّت ميان يوسف(ع) و بنيامين قوى تر از ارتباط اخوّت وى با ديگر فرزندان يعقوب مى باشد ; يعنى، بنيامين برادر پدر و مادرى يوسف(ع) و با ساير برادران، برادر پدرى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 4
4- بنيامين به اينكه عزيز مصر ، برادر ناپديد شده وى ( يوسف ( ع ) ) باشد ، ناباور بود .
إنى أنا أخوك
تأكيد حكم در جمله «إنى أنا أخوك» با اسميه آوردن جمله به همراه حرف تأكيد «إنّ» و ضمير فصل (أنا) گوياى ترديد و شك بنيامين در برادرى عزيز مصر با اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 6
6- بنيامين و يوسف ( ع ) دو فرزند يعقوب ( ع ) از يك مادر
إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 3
3- بنيامين برخورد هاى نامناسب و آزار هاى برادرانش را براى يوسف ( ع ) شرح داده بود .
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
عبارت «ما فعلتم بيوسف و أخيه» گوياى اين است كه فرزندان يعقوب بنيامين را نيز آزار داده بودند و يوسف(ع) از آن مطلع بود و ظاهر اين است كه او از طريق بنيامين با خبر شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 2
2- ماجراى بنيامين ، خاطره يوسف ( ع ) را براى يعقوب ( ع ) تجديد كرد و موجب اظهار تأسف شديد او بر فراق يوسف ( ع ) شد .
و قال يأسفى على يوسف
حرف «الف» در آخر «اسفى» منقلب از ياى متكلم است. بنابراين «يأسفى» ، يعنى اى دريغ من.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 9
9- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .
ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين
جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 7
7- فرزندان يعقوب گرايش بنيامين به دزدى را از ناحيه مادر وى دانسته و او را منشأ پيدايش ناهنجارى فرزندانش شمردند .
إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل
جواب شرط (إن يسرق) جمله اى محذوف است و جمله «فقد سرق . ..» - از باب آمدن سبب به جاى مسبب - جانشين جواب مى باشد. بنابراين جمله «إن يسرق ...» چنين معنا مى شود: اگر او دزدى كرد خلاف انتظار نيست; زيرا برادر مادرى اش نيز دزدى كرده بود پس دزدى آنان ريشه مادرى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 2،4،6
2- يعقوب ( ع ) به فرزندانش دستور داد براى يافتن يوسف ( ع ) و بنيامين حركت كنند و به جست و جوى آنها بپردازند .
يبنىّ اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه
«تحسس» (مصدر تحسسوا) به معناى طلب كردن و جست و جو نمودن است.
4- يعقوب ( ع ) از فرزندانش خواست براى يافتن يوسف ( ع ) و بنيامين تلاشى پى گير داشته و از يافتن آنها هرگز مأيوس نشوند .
و لاتاْيئسوا من روح الله
6- يعقوب ( ع ) مطمئن به يارى و رحمت خداوند در يافتن يوسف و بنيامين
فتحسسوا من يوسف و أخيه و لاتاْيئسوا من روح الله
جلوه و نمود رحمت خداوند در آيه شريفه ، يارى و كمك او در يافتن يوسف و دستيابى به بنيامين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 25
25- يعقوب ( ع ) گرفتار شدن به فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) را حاوى حكمت و مصلحتى الهى مى ديد .
فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 88 - 12
12- فرزندان يعقوب از يوسف ( ع ) تقاضا كردند برادرشان بنيامين را به آنان باز گرداند .
و تصدق علينا
در اينكه مقصود فرزندان يعقوب از عطيه درخواستى چيست سه نظر ايراد شده است: 1منظور بنيامين است كه به ظاهر ملك يوسف(ع) مى باشد. 2- مقصود آنان مقدارى بيش از سهميه و جيره ايشان است. 3مراد همان سهميه است بدون دريافت همه بهاى آن. برداشت فوق، ناظر به اولين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 82 - 4
4- لاوى به برادرانش سفارش كرد از يعقوب بخواهند كه وى از اهالى مصر و نيز از همسفران ايشان ، داستان سرقت بنيامين را جويا شود .
فقولوا يأبانا . .. وسئل القرية ... والعير التى أقبلنا فيها
«اقبال» (مصدر أقبلنا) به معناى روى آوردن است و متعلق آن «إليك» و مانند آن است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده و «فيها» حال براى ضمير «أقبلنا» مى باشد. بنابراين «وسئل ... العير التى ...» ; يعنى، از كاروانى بپرس كه ما در ميان آنها به سوى شما آمديم. قابل ذكر است كه آيه مورد بحث نيز مانند آيه سابق، از سفارشهاى لاوى به برادرانش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 6
6- اظهار كينه برادران بنيامين به وى در گزارش سرقتش به يعقوب
إن ابنك سرق
لحن جمله «إن ابنك سرق» (به يقين پسرت دزدى كرد) گوياى كينه برادران بنيامين نسبت به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 2
2- يوسف ( ع ) در پى ملاقات با برادرانش ، بنيامين را فراخواند و او را در كنار خويش جاى داد .
و لما دخلوا . .. ءاوى إليه أخاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 61 - 3
3- علاقه شديد يعقوب ( ع ) به بنيامين ، دليل برادران يوسف براى همراه نبودن بنيامين با آنان
قالوا سنرود عنه أباه
«با پدرمان گفت و گو مى كنيم و تلاش مى نماييم كه رضايت او را براى سفر بنيامين جلب كنيم» - كه مفاد «سنرود عنه أباه» مى باشد - اشاره اى است از سوى برادران يوسف به او كه علت همراه نبودن بنيامين ، ممانعت پدرشان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 8
8- يوسف ( ع ) به رازدارى بنيامين ، اطمينان داشت .
إنى أنا أخوك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 2
2- يعقوب ( ع ) روانه ساختن بنيامين به سفر مصر را ، منوط به آن دانست كه فرزندانش وثيقه اى الهى بسپارند ( با خدا پيمان ببندند و به نام او سوگند ياد كنند ) .
لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا من الله
«موثق» به معناى عهد و پيمان است كه به دليل «لام» قسم در «لتأتنّنى» عهد و پيمانى است همراه با سوگند. «من الله» بيانگر اين است كه بايد سوگند به نام خدا و پيمان و عهد با او باشد. آوردن سوگند و پيمان (حتى تؤتون موثقًا) ; يعنى، سوگند ياد كردن و پيمان بستن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 4
4- فراق يوسف ( ع ) و بنيامين و جدايى آنان از يكديگر ، رويدادى سخت و رنج آور براى آن دو برادر
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه
«ما» در عبارت «ما فعلتم بيوسف و أخيه» مى تواند اشاره به رنج فراق و جدايى يوسف(ع) و بنيامين نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 4
4- بنيامين به اينكه عزيز مصر ، برادر ناپديد شده وى ( يوسف ( ع ) ) باشد ، ناباور بود .
إنى أنا أخوك
تأكيد حكم در جمله «إنى أنا أخوك» با اسميه آوردن جمله به همراه حرف تأكيد «إنّ» و ضمير فصل (أنا) گوياى ترديد و شك بنيامين در برادرى عزيز مصر با اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 82 - 1،2
1- خبر دزدى بنيامين در آبادى محل سكونت يوسف ( مصر ) ، شايع شده بود .
وسئل القرية التى كنا فيها
«قرية» به محل سكونت و اجتماع انسانها (شهر و روستا) گفته مى شود. از اين رو در برداشت از آن به «آبادى» تعبير شد. پرسش از آبادى با اينكه مقصود پرسش از اهل آبادى است، براى رساندن اين معناست كه: خبر سرقت بنيامين در شهر شايع شده و همگان از آن مطلع بودند.
2- كاروانيان همراه فرزندان يعقوب به ماجراى دزدى بنيامين آگاه بودند .
وسئل . .. العير التى أقبلنا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 7
7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 5
5- يوسف ( ع ) جهل و نادانى برادرانش را منشأ ستم آنان به وى و بنيامين دانست .
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 9
9- حفظ عزت بنيامين و درمانده و خوار نگشتن او به مانند ديگر برادرانش ، نشانه ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 4
4- تعلق قلبى يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) ، بسى افزون تر از تمايل او به بنيامين و ديگر برادرانش بود .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا . .. و قال يأسفى على يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 60 - 8
8- اشتياق وافر يوسف ( ع ) به بنيامين و ديدار او
ائتونى بأخ لكم . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى و لاتقربون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 8
8- يوسف ( ع ) به آمدن برادرش بنيامين به مصر علاقه اى وافر داشت و بدان اميد بسته بود .
اجعلوا بضعتهم فى رحالهم . .. لعلهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 10
10- توفيق ملاقات يوسف ( ع ) در مقام عزيزى مصر با برادرش بنيامين ، از ميان برنده تلخ كامى ها و زايل كننده ناراحتى آن دو از بد رفتارى هاى گذشته برادران
إنى أنا أخوك فلاتبتئس بما كانوا يعملون
تفريع «فلاتبتئس . ..» به وسيله حرف «فاء» بر «إنى أنا أخوك» بيانگر دليل يوسف(ع) براى جا نداشتن حزن و اندوه بر رفتار ناپسند برادرانش است ; يعنى، يوسف(ع) با اين تفريع بيان مى دارد كه هر چند بر اثر رفتار آنان مشكلاتى را متحمل
شدم ; ولى همانها زمينه شد كه به اين مقام نايل شوم. بنابراين نه تو و نه من نبايد از عملكرد برادرانمان محزون باشيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 7
7- نگاه داشتن بنيامين در مصر حتى به جرم سرقت ، بر طبق قوانين جزايى پادشاه مصر ، براى يوسف ( ع ) مجاز نبود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
دين به معناى آيين و روش است و مراد از آن به اعتبار اضافه شدنش به «ملك» قوانين و مقررات حاكم بر مصر مى باشد. قابل ذكر است كه به قرينه «فما جزاؤه ...» در آيه 74، اگر سارق مى خواست بر اساس آيين خودش تنبيه شود، قاضى و حاكم مصر مى توانست بر آن اساس حكم كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 7
7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 8
8- فرزندان يعقوب با اين تحليل كه دزدى بنيامين ريشه مادرى دارد ، درصدد پيراستن خويش از عار و ننگ دزدى او بودند .
إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل
برادران يوسف با توصيف بنيامين به دارا بودن روحيه دزدى (إن يسرق) و اثبات آن با مطرح ساختن دزدى برادر مادرى اش، درصدد بيان اين معنا بودند كه مادر آن دو در پيدايش روحيه دزدى نقش داشته ; ولى ساير برادرانش چون از مادرانى ديگرند، از اين ناهنجارى پيراسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 6
6- حضور بنيامين نزد يوسف ( ع ) ، به سود و منفعت يوسف ( ع ) بود .
كذلك كدنا ليوسف
لام در «ليوسف» لام منفعت است. بنابراين نقشه طرح شده و هدف از آن (نگه داشتن بنيامين) در جهت منافع يوسف(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 82 - 2
2- كاروانيان همراه فرزندان يعقوب به ماجراى دزدى بنيامين آگاه بودند .
وسئل . .. العير التى أقبلنا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 4
4- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين ، كيفر و طرحى از ناحيه خداوند و به وحى او بود .
كذلك كدنا ليوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 6
6- اظهار كينه برادران بنيامين به وى در گزارش سرقتش به يعقوب
إن ابنك سرق
لحن جمله «إن ابنك سرق» (به يقين پسرت دزدى كرد) گوياى كينه برادران بنيامين نسبت به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 2،3،4
2- شهادت به دزدى بنيامين در نزد يعقوب با جمله اى متضمن تأكيد ، از سفارش هاى لاوى به برادران خويش
إن ابنك سرق
3- لاوى از برادرانش خواست ، به پدرشان تفهيم كنند كه به دزدى بنيامين اطمينان پيدا كردند و گزارش و شهادت آنان عالمانه است .
إن ابنك سرق و ما شهدنا إلاّ بما علمنا
در اينكه مراد از شهادت در «ما شهدنا» چيست، چند نظر ابراز شده است. از جمله آنهاست همين شهادت برادران يوسف نزد يعقوب به دزدى كردن فرزندش بنيامين (إن ابنك سرق). بر اين اساس مفاد جمله «ما شهدنا ...» چنين مى شود: آنچه هم اكنون در نزد تو مى گوييم (إن ابنك سرق) شهادتى است از روى علم و ما بدان اطمينان و يقين داريم.
4- لاوى به برادرانش سفارش كرد ، دسته جمعى به حضور پدر برسند و همگان بر دزدى بنيامين شهادت دهند .
ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. ما شهدنا إلاّ بما علمنا
تصريح لاوى به صيغه هاى جمع «قولوا» و «ما شهدنا» و «علمنا» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 5
5- عزيز مصر برادرش بنيامين را شاهدى بر صدق دعواى خويش ( من يوسفم ) دانست .
قال أنا يوسف و هذا أخى
جمله «هذا أخى» مى تواند علاوه بر اينكه تمهيدى براى «قد منّ الله» باشد به عنوان شاهدى بر ادعاى عزيز مصر كه خود را يوسف معرفى كرده نيز باشد. گويا به برادرانش مى گويد: اگر ترديد داريد كه من يوسفم، در چهره من و بنيامين بنگريد، اخوّت ما را درخواهيد يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 7
7- لاوى از برادرانش خواست براى پدرشان بيان كنند كه بنيامين در نهان و به دور از چشم آنان دزدى كرد .
و ما كنا للغيب حفظين
در معناى جمله «و ما كنا . ..» چند نظر ابراز شده است. با توجه به اطمينان برادران يوسف به دزدى بنيامين كه جمله «إن ابنك سرق» گوياى آن است، اين معنا به نظر روشن تر مى رسد كه: ما نمى توانستيم آنچه را در غياب و به دور از چشم انجام مى گيرد، نگهبان باشيم ; يعنى، دزدى بنيامين در نهان انجام گرفت. از اين رو نتوانستيم او را باز داريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 81 - 1
1- لاوى ضمن موافقت با مراجعه برادرانش به كنعان ، نحوه گزارش سرقت بنيامين را به آنان تعليم داد .
قال كبيرهم . .. ارجعوا إلى أبيكم فقولوا يأبانا إن ابنك سرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 6
6- ناراحتى و شرمسارى فرزند ارشد يعقوب از توفيق نيافتن در عمل به عهد و پيمان خويش ( بازگرداندن بنيامين )
قال كبيرهم . .. قد أخذ عليكم موثقًا ... فلن أبرح الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 4
4- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين ، كيفر و طرحى از ناحيه خداوند و به وحى او بود .
كذلك كدنا ليوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 4
4- فرزندان يعقوب بر حفاظت از بنيامين ، در طول سفرشان به مصر متعهّد شدند و بر آن تأكيد كردند .
فأرسل معنا أخانا نكتل و إنا له لحفظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 3
3- بى تعهدى برادران يوسف در حفاظت از او ، دليل يعقوب ( ع ) براى اطمينان نكردن بر تعهد آنان به حفاظت از بنيامين
هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
يعقوب(ع) اعتماد و اطمينان به فرزندانش درباره بنيامين را، به اعتماد و اطمينانش به آنان درباره يوسف(ع) تشبيه كرد. وجه شبه در اين تشبيه بى ثمرى و نتيجه بخش نبودن است. بنابراين مفاد «هل ءامنكم عليه إلاّ ...» چنين مى شود: اعتماد من به شما [اگراعتماد كنم ]در بى نتيجه ماندن و ثمر نداشتن نيست مگر همانند اعتمادم به شما درباره يوسف(ع).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 11
11- تعهد مجدد و محبت آميز فرزندان يعقوب براى حفاظت از برادرشان بنيامين در سفر به مصر
نمير أهلنا و نحفظ أخانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 3،5،6،13
3- يعقوب در توصيه بر حفاظت از بنيامين به فرزندانش تأكيد كرد كه هيچ عذرى جز مغلوب شدن و ناتوان گشتن را از آنان نخواهد پذيرفت .
حتى تؤتون موثقًا من الله لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم
5- يعقوب ( ع ) از فرزندانش انتظار نداشت با به خطر انداختن خويش در حفظ بنيامين و باز گرداندن او تلاش كنند .
إلاّ أن يحاط بكم
احاطة كه ظاهراً مصدر «يحاط» است به معناى گرفتن پيرامون چيزى از همه جوانب آن است و در آيه شريفه كنايه از مغلوب شدن و بسته شدن همه راهها و چاره هاست.
6- يعقوب ( ع ) از فرزندانش خواست صورت ناتوانى و عذر را ، در سوگندشان بر محافظت از بنيامين و باز گرداندن او استثنا كنند .
لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم
ظاهر اين است كه عبارت «إلاّ أن يحاط بكم» استثنا از قسم - كه مفاد «لتأتنّنى به» است - مى باشد. بر اين اساس يعقوب(ع) به فرزندانش توصيه كرد كه در اجراى صيغه سوگند مورد عذر و ناتوانى را استثنا كنند و چنين بگويند: «والله لنأتينك به إلاّ أن يحاط بنا» (به خدا سوگند بنيامين را به تو باز مى گردانيم مگر مغلوب شويم و همه راهها و چاره ها بر ما بسته شود).
13- فرزندان يعقوب سوگند ياد كردند و با خدا پيمان بستند كه در حد استطاعت ، از بنيامين مراقبت كنند و او را به نزد پدر باز گردانند .
حتى تؤتون موثقًا . .. فلما ءاتوه موثقهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 3
3- فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .
فأرسل معنا أخانا
هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 8 - 3،4،6،9،13
3- يوسف ( ع ) و بنيامين محبوب تر از ديگر فرزندان يعقوب در نزد آن حضرت
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا
مراد از «أخوه» چنانچه مفسران گفته اند بنيامين است.
4- يوسف ( ع ) محبوب تر از بنيامين در نزد يعقوب ( ع )
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا
برداشت فوق ، از تقديم «يوسف» بر برادرش «بنيامين» استفاده شده است.
6- همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا
ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.
9- لطف و محبت افزون تر يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين و شايسته نبودن آن دو براى آن لطف و محبت ، از سخنان و پيش درآمد هاى جلسه مشورتى برادران يوسف عليه وى
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلل مبين
13- محبت فراوان يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين ، خطا و لغزشى روشن از ديدگاه ديگر فرزندان او
إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. إن أبانا لفى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 61 - 1،2،3
1- يعقوب ( ع ) به فرزندش بنيامين علاقه اى ويژه داشت .
قالوا سنرود عنه أباه
2- يعقوب ( ع ) ، همواره از مسافرت كردن بنيامين به همراه برادرانش ، جلوگيرى مى كرد .
قالوا سنرود عنه أباه
3- علاقه شديد يعقوب ( ع ) به بنيامين ، دليل برادران يوسف براى همراه نبودن بنيامين با آنان
قالوا سنرود عنه أباه
«با پدرمان گفت و گو مى كنيم و تلاش مى نماييم كه رضايت او را براى سفر بنيامين جلب كنيم» - كه مفاد «سنرود عنه أباه» مى باشد - اشاره اى است از سوى برادران يوسف به او كه علت همراه نبودن بنيامين ، ممانعت پدرشان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 4
4- يعقوب ( ع ) ، علاقه اى وافر به بنيامين و سلامتى او داشت و جدايى و فراق او برايش رنج آور بود .
لتأتنّنى به
جمله هاى «إنا له لحافظون» و «فالله خير حافظاً» در آيات پيشين دلالت بر آن داشت كه يعقوب(ع) خواهان نرسيدن گزند و آسيب به بنيامين بود و جمله «لتأتنّنى به» (او را نزد من آوريد) حاكى است كه دورى او نيز بر آن حضرت مشكل بود و خواهان حضور وى نزد خويش بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 8
8- برادران بنيامين مى دانستند كه وى در نزد پدرشان يعقوب ، از محبوبيت افزون ترى برخوردار است .
فخذ أحدنا مكانه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 5
5- برادران يوسف به دستور وى موظف شدند بنيامين را در سفر آينده به همراه خويش بياورند .
قال ائتونى بأخ لكم من أبيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 61 - 4،5،6،7
4- فرزندان يعقوب براى آوردن بنيامين به مصر ، راهى جز جلب رضايت يعقوب ( ع ) نداشتند .
قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفعلون
5- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه بنيامين را در نوبت بعد به حضور وى بياورند .
سنرود عنه أباه و إنا لفعلون
6- برادران يوسف ، با او عهد كردند كه پدرشان يعقوب ( ع ) را براى روانه ساختن بنيامين متقاعد كنند .
قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفعلون
«مراوده» (مصدرنراود) به معناى درخواست با لطف و مداراست و «عنه» دلالت به مورد درخواست دارد. و مفاد «سنرود ...» چنين است، همانا با ملاطفت و مدارا از پدرش (پدر بنيامين) خواهيم خواست كه وى را در سفر آينده با ما همراه سازد.
7- تأكيد برادران يوسف بر توانايى خويش براى جلب رضايت پدر و آوردن بنيامين به نزد يوسف ( ع )
إنا لفعلون
جمله «سنرود عنه أباه» اين احتمال را براى يوسف(ع) ايجاد مى كند كه شايد پدرتان راضى نشد. برادران وى با جمله «إنا لفاعلون» به وى اطمينان مى دهند كه بدون هيچ ترديد ، رضايت پدر را جلب خواهند كرد و بنيامين را خواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 3
3- يوسف ( ع ) در نشستى با بنيامين و به دور از حضور ديگر برادرانش ، خود را به وى شناساند .
قال إنى أنا أخوك
از آيات قبل و آيات بعد معلوم مى شود كه يوسف(ع) از اينكه برادرانش وى را بشناسند، امتناع داشت. بنابراين انجام معرفى خود به بنيامين در خفاى از برادران بوده است. فصل جمله «قال ...» از ما قبل مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه سخن يوسف(ع) با برادرش در مقامى غير از مقام ورود برادرانش بر وى انجام گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 1،3،5
1- فرزندان يعقوب به همراه بنيامين به جايگاه يوسف ( ع ) درآمدند و به حضور وى رسيدند .
و لما دخلوا على يوسف ءاوى إليه أخاه
3- يوسف ( ع ) در نشستى با بنيامين و به دور از حضور ديگر برادرانش ، خود را به وى شناساند .
قال إنى أنا أخوك
از آيات قبل و آيات بعد معلوم مى شود كه يوسف(ع) از اينكه برادرانش وى را بشناسند، امتناع داشت. بنابراين انجام معرفى خود به بنيامين در خفاى از برادران بوده است. فصل جمله «قال ...» از ما قبل مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه سخن يوسف(ع) با برادرش در مقامى غير از مقام ورود برادرانش بر وى انجام گرفته است.
5- يوسف ( ع ) شرح ماجراى خود و برادرانش ( داستان قرار دادن او در چاه كنعان و . . . ) را براى بنيامين باز گفت .
قال إنى أنا أخوك فلاتبتئس بما كانوا يعملون
مراد از ضمير در «كانوا» و «يعملون» برادران يوسف است. آوردن جمله «لاتبتئس» (اندوهگين نشو و تأسّف نخور) پس از «إنى أنا أخوك» مى رساند كه يوسف(ع) پس از معرفى خويش، ماجراى چاه كنعان و مسائل پيرامون آن را براى بنيامين باز گفته بود و گرنه مجرد معرفى خودش، زمينه اى براى ناراحتى و اندوه بنيامين نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 4،11
4- بنيامين در سومين جلسه ملاقات فرزندان يعقوب با عزيز مصر ، حضور داشت .
و هذا أخى
11- ديدار يوسف ( ع ) و بنيامين و پايان يافتن فراق آن دو ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به ايشان
قال أنا يوسف و هذا أخى قد منّ الله علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 11
11- ديدار يوسف ( ع ) و بنيامين و پايان يافتن فراق آن دو ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به ايشان
قال أنا يوسف و هذا أخى قد منّ الله علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 5،6
5- يعقوب ( ع ) ، ماجراى گرفتارى بنيامين را نتيجه توطئه اى برخاسته از جلوه پرداز هاى نفس فرزندان خويش دانست .
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
جمله «سوّلت لكم . ..» ; يعنى ، نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت. اين جمله حاكى از اطمينان يعقوب به توطئه فرزندانش است.
6- آگاهى يعقوب به اينكه بازداشت بنيامين بر اساس كيد و نقشه اى از طرف فرزندانش ( يوسف ، بنيامين يا برادران ديگر ) بوده است . *
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
در اينكه چرا يعقوب(ع) گزارش فرزندانش را باور نكرد و آنان را على رغم داشتن شهود عينى - كه جاى شك باقى نمى گذاشت - به تسويل كردن متهم ساخت، پاسخهايى ذكر كرده اند. آنچه به نظر روشن تر مى رسد اين است كه: 1- يعقوب(ع) به فراست خاص خويش و اطمينانش به درست كارى بنيامين دريافته بود كه گزارش ياد شده واقعيت ندارد. 2- كيد و نقشه اى براى گرفتار شدن بنيامين در كار بوده و به اصطلاح كاسه اى زير نيم كاسه بوده است. 3- اين كيد و نقشه از ناحيه فرزندانش اجرا شده است. اينها واقعيتهايى بود كه يعقوب(ع) به فراست دريافت ; ولى نكته اى كه براى او - پس از آنكه فهميده بود نقشه گرفتارى بنيامين از ناحيه فرزندانش است - مجهول و مبهم مانده بود، اين بود كه متوجه نشد خود بنيامين و يوسف طرّاح و مجرى آن نقشه بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 6،11
6- خداوند يوسف ( ع ) و بنيامين را از نعمتى بزرگ بهره مند ساخت .
قد منّ الله علينا
«منّ» به معناى احسان كردن و نعمت بخشيدن است. در «مفردات راغب» آمده كه «منّة» به معناى نعمت گران سنگ است. مراد از ضمير در «علينا» به قرينه جمله بعد (إنه من يتق ...) - كه تعليل براى «قد منّ الله علينا» است - يوسف(ع) و بنيامين مى باشد نه همه برادران.
11- ديدار يوسف ( ع ) و بنيامين و پايان يافتن فراق آن دو ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به ايشان
قال أنا يوسف و هذا أخى قد منّ الله علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 4
4- احتمال گرفتارى بنيامين به سرنوشت يوسف ( ع ) ، مايه نگرانى يعقوب ( ع ) از همراه سازى او با فرزندان خويش
إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
يعقوب(ع) با نام نبردن از يوسف(ع) و ياد كردن از او با عنوان برادر بنيامين ، اشاره اى لطيف به اين معنا دارد كه اخوّت آن دو با يكديگر مرا نگران همسانى سرنوشتشان (فراق و جدايى از پدر) كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 70 - 1
1- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى نگاهداشتن بنيامين نزد خويش
فلما جهّزهم بجهازهم جعل السقاية فى رحل أخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 4،5،14،15،21
4- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين ، كيفر و طرحى از ناحيه خداوند و به وحى او بود .
كذلك كدنا ليوسف
5- گذاشتن جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، جويا شدن از مجازات سارق در آيين فرزندان يعقوب و تفتيش بار بنيامين پس از ساير برادران ، از الهامات خدا به يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين نزد خود بود .
كذلك كدنا ليوسف
«كذلك» اشاره به مجموعه طرح و نقشه اى دارد كه آيات 70 تا 75 بيانگر آن بود.
14- مشيّت الهى ، زمينه ساز باقى ماندن بنيامين نزد يوسف ( ع )
ما كان . .. إلاّ أن يشاء الله
15- يوسف ( ع ) جز به مشيت خدا و امداد او با هيچ سبب و مستمسكى ، نمى توانست بنيامين را نزد خويش نگه دارد .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله
21- موفقيت يوسف ( ع ) در طرح و اجراى نقشه براى نگه داشتن بنيامين ، جلوه اى از برترى او بر برادران خويش و نمودى از دانش افزون تر وى
كذلك كدنا ليوسف . .. نرفع درجت من نشاء و فوق كل ذى علم عليم
مصداق مورد نظر براى «من نشاء» يوسف(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 8
8- يعقوب ( ع ) بر آن بود كه در فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) صبرى نيكو و بدور از هر گونه جزع و شكايت پيشه كند .
فصبر جميل
صبر جميل ، صبرى است كه در آن جزع نباشد و از مصيبت رخ داده به مردم شكايت نشود(مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 6
6- افول بينايى يعقوب ( ع ) ، در زمان كهنسالى او و مصادف با دوران بازداشت بنيامين بوده است .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا . .. وابيضت عيناه من الحزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 2،14
2- يعقوب ( ع ) داستان سرقت بنيامين را داستانى ساختگى يافت و گفته هاى فرزندانش را باور نكرد .
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
كلمه «بل» دلالت مى كند كه يعقوب(ع) سخن فرزندانش را نپذيرفت.
14- يعقوب ( ع ) ، صبورانه از پى گيرى ماجراى اتهام سرقت بنيامين چشم پوشيد و به امداد هاى الهى دل بست .
فصبر جميل عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 3،6
3- يعقوب ( ع ) ، فرزندانش را در گرفتارى بنيامين و باز نگشتن وى مقصر دانست .
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
6- آگاهى يعقوب به اينكه بازداشت بنيامين بر اساس كيد و نقشه اى از طرف فرزندانش ( يوسف ، بنيامين يا برادران ديگر ) بوده است . *
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
در اينكه چرا يعقوب(ع) گزارش فرزندانش را باور نكرد و آنان را على رغم داشتن شهود عينى - كه جاى شك باقى نمى گذاشت - به تسويل كردن متهم ساخت، پاسخهايى ذكر كرده اند. آنچه به نظر روشن تر مى رسد اين است كه: 1- يعقوب(ع) به فراست خاص خويش و اطمينانش به درست كارى بنيامين دريافته بود كه گزارش ياد شده واقعيت ندارد. 2- كيد و نقشه اى براى گرفتار شدن بنيامين در كار بوده و به اصطلاح كاسه اى زير نيم كاسه بوده است. 3- اين كيد و نقشه از ناحيه فرزندانش اجرا شده است. اينها واقعيتهايى بود كه يعقوب(ع) به فراست دريافت ; ولى نكته اى كه براى او - پس از آنكه فهميده بود نقشه گرفتارى بنيامين از ناحيه فرزندانش است - مجهول و مبهم مانده بود، اين بود كه متوجه نشد خود بنيامين و يوسف طرّاح و مجرى آن نقشه بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 1
1- يعقوب ( ع ) پس از شنيدن خبر بازداشت بنيامين و مقصر دانستن فرزندانش ، بر آنان خشم گرفت و از ايشان روى برتافت .
و تولى عنهم
«تولى» به معناى روى گردانى است. روى گردانى يعقوب(ع) از فرزندانش به قرينه «فهو كظيم» از سر خشم و غضب بر آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 12
12- يعقوب ( ع ) به مراجعت سه فرزندش ، يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى و ملاقات با آنان اميدوار بود .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 4
4- احتمال گرفتارى بنيامين به سرنوشت يوسف ( ع ) ، مايه نگرانى يعقوب ( ع ) از همراه سازى او با فرزندان خويش
إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
يعقوب(ع) با نام نبردن از يوسف(ع) و ياد كردن از او با عنوان برادر بنيامين ، اشاره اى لطيف به اين معنا دارد كه اخوّت آن دو با يكديگر مرا نگران همسانى سرنوشتشان (فراق و جدايى از پدر) كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 11
11- يعقوب ( ع ) به زنده بودن يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ، اطمينان داشت .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا
مراد از ضمير جمع در «بهم» يوسف(ع) ، بنيامين و لاوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 1
1- يعقوب ( ع ) بر اين باور بود كه يوسف ( ع ) و بنيامين زنده اند و با جست و جو كردن ، پيدا خواهند شد .
يبنىّ اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 4
4- يعقوب ( ع ) ، علاقه اى وافر به بنيامين و سلامتى او داشت و جدايى و فراق او برايش رنج آور بود .
لتأتنّنى به
جمله هاى «إنا له لحافظون» و «فالله خير حافظاً» در آيات پيشين دلالت بر آن داشت كه يعقوب(ع) خواهان نرسيدن گزند و آسيب به بنيامين بود و جمله «لتأتنّنى به» (او را نزد من آوريد) حاكى است كه دورى او نيز بر آن حضرت مشكل بود و خواهان حضور وى نزد خويش بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 84 - 14
14- بسنده كردن يعقوب ( ع ) به اعراض از فرزندان ، على رغم مقصر شناختن آنان در فراق يوسف ( ع ) و بنيامين ، بيانگر توان بالاى او بر نهان ساختن و پوشيده داشتن خشم و غضب خويش است .
و تولّى عنهم . .. فهو كظيم
برداشت فوق ، مقتضاى تفريع «هو كظيم» به وسيله حرف «فاء» بر «تولّى عنهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 87 - 3
3- يعقوب ( ع ) گرفتار شدن به فراق بنيامين را نشانه پايان يافتن اندوه هاى خويش دانست و به يافتن يوسف ( ع ) و بنيامين اميدوار شد .
يبنىّ اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه و لاتاْيئسوا من روح الله
از آن جا كه يعقوب(ع) پس از داستان بنيامين، جستوجو از يوسف را مطرح مى سازد و فرزندانش را مأمور تفحص از وى مى كند، چنين برمى آيد كه وى قضيه بنيامين را نشانه اى به نزول فرج الهى دانسته و به يافتن يوسف(ع) اميدوار شده بود. اقدام نكردن وى براى يافتن يوسف پيش از داستان بنيامين، دليل اين حقيقت است و اين معنا توجيه كننده برنامه يوسف(ع) در بازداشت بنيامين مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 61 - 2
2- يعقوب ( ع ) ، همواره از مسافرت كردن بنيامين به همراه برادرانش ، جلوگيرى مى كرد .
قالوا سنرود عنه أباه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 8
8- احساس خطر براى بنيامين ، دليل يعقوب ( ع ) بر عدم موافقتش با مسافرت وى
جلوگيرى مى كرد. جمله «إنا له لحافظون» مى رساند كه از دلايل اين امر ، احساس خطر ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 1
1- يعقوب ( ع ) پيشنهاد فرزندانش را نپذيرفت و با روانه ساختن بنيامين به سفر مصر مخالفت كرد .
قال هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 1،2
1- يعقوب ( ع ) سرانجام با مسافرت بنيامين به مصر همراه ديگر فرزندانش ، موافقت نمود .
قال لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا
2- يعقوب ( ع ) روانه ساختن بنيامين به سفر مصر را ، منوط به آن دانست كه فرزندانش وثيقه اى الهى بسپارند ( با خدا پيمان ببندند و به نام او سوگند ياد كنند ) .
لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا من الله
«موثق» به معناى عهد و پيمان است كه به دليل «لام» قسم در «لتأتنّنى» عهد و پيمانى است همراه با سوگند. «من الله» بيانگر اين است كه بايد سوگند به نام خدا و پيمان و عهد با او باشد. آوردن سوگند و پيمان (حتى تؤتون موثقًا) ; يعنى، سوگند ياد كردن و پيمان بستن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 6
6- يعقوب ( ع ) حادثه اى ناگوار را براى بنيامين در سفرش به مصر احساس كرده بود .
لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء
از اينكه يعقوب(ع) نه در سفر اول و نه در سفر سوم فرزندان خويش (اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه در آيه 87) - كه بنيامين همراه آنان نبود - نگرانى خاصى را ابراز نكرد و سفارش ويژه اى نداشت، معلوم مى شود در اين سفر، خطرى را براى بنيامين احساس كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 12
12- يعقوب ( ع ) به مراجعت سه فرزندش ، يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى و ملاقات با آنان اميدوار بود .
عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 4
4- فراق يوسف ( ع ) و بنيامين و جدايى آنان از يكديگر ، رويدادى سخت و رنج آور براى آن دو برادر
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه
«ما» در عبارت «ما فعلتم بيوسف و أخيه» مى تواند اشاره به رنج فراق و جدايى يوسف(ع) و بنيامين نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 5
5- اجتناب يوسف ( ع ) از نسبت دادن دزدى به بنيامين
أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده
آوردن عبارت «إلاّ من وجدنا متعنا عنده» (مگر كسى كه متاع خويش را نزد او يافتيم) به جاى «إلاّ من سرق متعنا» (مگر كسى كه متاع ما را سرقت كرده باشد) گوياى اجتناب يوسف از نسبت دادن سرقت به بنيامين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 7
7- نگاه داشتن بنيامين در مصر حتى به جرم سرقت ، بر طبق قوانين جزايى پادشاه مصر ، براى يوسف ( ع ) مجاز نبود .
ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك
دين به معناى آيين و روش است و مراد از آن به اعتبار اضافه شدنش به «ملك» قوانين و مقررات حاكم بر مصر مى باشد. قابل ذكر است كه به قرينه «فما جزاؤه ...» در آيه 74، اگر سارق مى خواست بر اساس آيين خودش تنبيه شود، قاضى و حاكم مصر مى توانست بر آن اساس حكم كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 60 - 8
8- اشتياق وافر يوسف ( ع ) به بنيامين و ديدار او
ائتونى بأخ لكم . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى و لاتقربون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 69 - 2،7
2- يوسف ( ع ) در پى ملاقات با برادرانش ، بنيامين را فراخواند و او را در كنار خويش جاى داد .
و لما دخلوا . .. ءاوى إليه أخاه
7- يوسف ( ع ) از برادرش بنيامين خواست گذشته برادرانش را ناديده انگارد و از رفتار نارواى پيشين آنان اندوهى به خود راه ندهد .
فلاتبتئس بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 70 - 1
1- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى نگاهداشتن بنيامين نزد خويش
فلما جهّزهم بجهازهم جعل السقاية فى رحل أخيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 76 - 4،5،21
4- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين ، كيفر و طرحى از ناحيه خداوند و به وحى او بود .
كذلك كدنا ليوسف
5- گذاشتن جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، جويا شدن از مجازات سارق در آيين فرزندان يعقوب و تفتيش بار بنيامين پس از ساير برادران ، از الهامات خدا به يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين نزد خود بود .
كذلك كدنا ليوسف
«كذلك» اشاره به مجموعه طرح و نقشه اى دارد كه آيات 70 تا 75 بيانگر آن بود.
21- موفقيت يوسف ( ع ) در طرح و اجراى نقشه براى نگه داشتن بنيامين ، جلوه اى از برترى او بر برادران خويش و نمودى از دانش افزون تر وى
كذلك كدنا ليوسف . .. نرفع درجت من نشاء و فوق كل ذى علم عليم
مصداق مورد نظر براى «من نشاء» يوسف(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 1
1- يوسف ( ع ) بنيامين را بازداشت كرد و از رفتن او به همراه برادرانش جلوگيرى كرد .
فهو جزؤه . .. قالوا يأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا
الدرالمنثور، ج4، ص564.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 7،8،9
7- يوسف ( ع ) على رغم ترغيب و تهديد برادران و نيز آماده سازى همه زمينه هاى مراجعت آنان ، اطمينان به بازگشت آنان نداشت و عدم موافقت يعقوب را با سفر بنيامين محتمل مى دانست .
لعلهم يرجعون
8- يوسف ( ع ) به آمدن برادرش بنيامين به مصر علاقه اى وافر داشت و بدان اميد بسته بود .
اجعلوا بضعتهم فى رحالهم . .. لعلهم يرجعون
9- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى مسافرت بنيامين از كنعان به مصر
فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم . .. اجعلوا بضعتهم فى رحالهم ... لعلهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 59 - 9،12
9- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .
ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين
جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.
12- يوسف ( ع ) به برادرانش وعده داد كه اگر در سفر بعد ، بنيامين را به همراه بياورند ، باز هم از آنان به خوبى پذيرايى خواهد كرد .
ألا ترون . .. أنا خير المنزلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 96 - 6
6- لزوم فيصله دادن به بحث و گفتوگو با بهانه جويان و حق ناپذيران
قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 3
3 - اگر امور غيبى براى بهانه جويان و منكران آيات الهى محسوس شود، ايمان نمى آورند.
و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة و كلمهم الموتى و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا
ملائكه، سخن گفتن مردگان، شهادت موجودات جملگى از امور غيبى هستند كه حتى در فرض محسوس شدن آنها، گروهى ايمان نخواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 15
15 - سوزنده تر بودن آتش دوزخ از گرمى هواى دنيا ، هشدارى شديد به تخلف كنندگان از جهاد به بهانه گرمى هوا
قل نار جهنم أشد حراً
بهانه جويى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 3
3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .
قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 11
11 - نگرش مادى در مورد خداوند و بهانه جويى در مقابل پيامبران ، از مصاديق بارز ظلم و موجب گرفتارى به عذاب الهى است .
يسئلك أهل الكتب . .. فأخذتهم الصعقة بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 9 - 4
4 - گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن هذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 9 - 4
4 - گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن هذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 1
1 - مجرمان در روز قيامت ، بهانه جويى مى كنند .
يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم
مراد از «الذين ظلموا» مى تواند «المجرمون» باشد كه در آيه پنجاه و پنج گذشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 9
9 - برخوردارى پيامبر از اوصاف بشرى ، دستاويز اشراف جامعه پس از نوح در انكار رسالت وى
ما هذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 9
9 - برخوردارى پيامبر از اوصاف بشرى ، دستاويز اشراف جامعه پس از نوح در انكار رسالت وى
ما هذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 7
7- انحصار پيروان نوح به قشر مستضعف و تهى دست ، بهانه و دستاويز اشراف براى ايمان نياوردن به او و انكار رسالت هاى وى
فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 6
6 - « از جنس بشر بودن نوح ( ع ) » دستاويز اشراف كافر در انكار رسالت آن حضرت
فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 124 - 1
1 - مجرمان سردمدار مكه از ايمان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات خدا به بهانه هاى واهى سر باز مى زدند.
أكبر مجرميها . .. قالوا لن نؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 185 - 4
4 - برخوردارى شعيب ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز مردم « اَيكه » در رد رسالت وى
قالواإنّما أنت من المسحّرين
«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد «مسحّر» مرادف «رئه» (شُش)است. بنابراين واژه «مسحّر» به معناى موجود داراى شُش - كه از خصوصيات بشرى است - مى باشد. اين تعبير كنايه از همگونى شعيب(ع) با ساير مردم و امتياز نداشتن وى مى باشد. گفتنى است برپايه اين احتمال، آيه بعد توضيح همين تعبير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 186 - 3
3 - عدم برخوردارى شعيب ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع پذيرش رسالت او از سوى مردم اَيكه
و ما أنت إلاّ بشر مثلنا
تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى همانندى در بشر بودن نباشد; بلكه مراد، مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 17
17- كافران اقوام پيشين به جاى دادن جواب مساعد به دعوت منطقى انبياى خويش ، بشر بودن آنان را بهانه نپذيرفتن دعوتشان قرار دادند .
قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض . .. قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 59 - 8
8- تكذيب معجزات درخواستى از سوى امت هاى پيشين ، دليل بهانه جويى و بى صداقتى تقاضا كنندگان معجزات متعدد است .
و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون
از اينكه تكذيب معجزات درخواستى (اقتراحى) از سوى پيشينيان، دليل امتناع خداوند از ارائه معجزات براى امتهاى بعدى مطرح شده است مى تواند نشان از بى صداقتى و بهانه جويى اين امتها باشد و خداوند به همين دليل به معجزات درخواستى اينها، پاسخ منفى داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 3،21
3 - عناد ، لجاجت و بهانه جويى ، ريشه درخواست هاى بى جاى اهل كتاب از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع )
فقد سألوا موسى أكبر من ذلك . .. فأخذتهم الصعقة بظلمهم
لحن مذمت آميز آيه در بيان خواستهاى اهل كتاب، مى رساند كه آنان نه به خاطر حق جويى بلكه از سر بهانه جويى و عنادورزى چنين تقاضاهايى را مطرح مى كرده اند.
21 - دلجويى و حمايت خداوند از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، در برابر بهانه جويى ها و گزافگويى هاى اهل كتاب
يسئلك أهل الكتب أن تنزل عليهم . .. و ءاتينا موسى سلطناً مبيناً
بيان گرفتارى يهوديان بهانه جو براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به منظور دلجويى و وعده حمايت از آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 1 - 12
12 - ادعاى نبودن برهانى روشن بر حقانيت اسلام ، بهانه اهل كتاب و مشركان ، در امتناع از پذيرش آن
لم يكن الذين كفروا. .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 90 - 3
3 - عذرتراشى برخى از باديه نشينان براى شركت نكردن در جنگ
و جاء المعذّرون من الأعراب
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «معذّرون» اسم فاعل از باب تفعيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 13
13 - عذر باديه نشينان براى توجيه غيبت خويش از سفر حديبيه ، بهانه اى واهى و مخالف نيات درونى آنان
سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با «شغلتنا أموالنا و أهلونا» باشد; يعنى، اعراب در اين كه گرفتارى مالى و خانوادگى را عذر آورده اند; دروغ مى گويند و مشكل آنان چيز ديگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 74 - 3
3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .
قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 108 - 8
8 - قوم موسى ، نمونه اى بارز از اقوام بهانه جو در برخورد با پيامبران و داراى توقعات و خواسته هاى بى جا از آنان
أم تريدون أن تسئلوا رسولكم كما سئل موسى من قبل
چون بعيد به نظر مى رسد كه در ميان امتهاى گذشته، تنها قوم موسى پرسشها و درخواستهاى نا به جا از پيامبرشان داشتتند، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: ياد كردن از قوم موسى، به خاطر رواج بيشتر اين خصيصه در ميان آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 8،11
8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة
مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).
11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 48 - 3
3 - كفرپيشگان حق ستيز ، منكر آسمانى بودن قرآن به بهانه عدم نزول دفعى آن
قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى
مقصود از «ما أُوتى موسى» تورات است كه يكباره نازل شده بود; يعنى، چرا قرآن مانند تورات، يكباره نازل نشده است؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 8
8 - جبرگرايى بهانه اى براى فرار از مسؤوليت است.
سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 75 - 4
4 - مشروط نمودن انجام فرايض و صالح شدن ، به برخوردارى از مال و ثروت ، خصلتى است منافقانه .
و منهم من عهد اللّه . .. لنكوننّ من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 32 - 1
1 - تدريجى نازل شدن قرآن ، بهانه و دستاويز كافران براى مخالفت با آن
و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة
مجموعه اشياى به هم پيوسته و بدون فاصله از هم را «جمله» گويند. بنابراين «جملة» در آيه شريفه، به معناى «مجتمعاً» (باهم و دسته جمعى) مى باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 7 - 3
3 - سران شرك و كفر ، نوپيدايى و بى سابقه بودن پيام توحيدى پيامبراسلام را در تاريخ اديان گذشته ، بهانه اى بر مخالفت خود قرار داده بودند .
ما سمعنا بهذا فى الملّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 8 - 3
3 - سران كفر و شرك ، برگزيده شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به رسالت بدون برخوردار بودن آن حضرت از امتياز و شايستگى هاى لازم ، دليل نپذيرفتن دعوت او اعلام كردند .
أءنزل عليه الذكر من بيننا
قيد «من بيننا» در حقيقت در مقام بيان تعليل براى انكار رسالت است; يعنى، پيامبراسلام از ميان ما انتخاب شده است و مانند ما هيچ امتياز و برترى و شايستگى براى دريافت وحى ندارد; پس نمى توان ادعاى او را تصديق كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 124 - 12
12 - القاى شبهات و بهانه جويى در برابر آيات الهى و رسالت رسولان او، از مكرهاى سردمداران مجرم بوده است.
أكبر مجرميها ليمكروا . .. لن نؤمن حتى نؤتى ... بما كانوا يمكرون
يادآور شدن اشكال تراشيهاى سردمداران كفر، پس از ذكر مكر و فريبكارى آنان، مى تواند بيان مصداقى بارز براى مكر و فريب آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 7 - 3
3 - سران شرك و كفر ، نوپيدايى و بى سابقه بودن پيام توحيدى پيامبراسلام را در تاريخ اديان گذشته ، بهانه اى بر مخالفت خود قرار داده بودند .
ما سمعنا بهذا فى الملّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 8 - 3
3 - سران كفر و شرك ، برگزيده شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به رسالت بدون برخوردار بودن آن حضرت از امتياز و شايستگى هاى لازم ، دليل نپذيرفتن دعوت او اعلام كردند .
أءنزل عليه الذكر من بيننا
قيد «من بيننا» در حقيقت در مقام بيان تعليل براى انكار رسالت است; يعنى، پيامبراسلام از ميان ما انتخاب شده است و مانند ما هيچ امتياز و برترى و شايستگى براى دريافت وحى ندارد; پس نمى توان ادعاى او را تصديق كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 9
9 - تنها ستم پيشگان پس از تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، دست از بهانه جويى برنداشته و به دشمنى خويش عليه مسلمانان ادامه مى دادند .
لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 9
9 - حفظ آيين مردم ( قبطيان ) ، بهانه فرعون براى كشتن موسى ( ع )
أقتل موسى . .. إنّى أخاف أن يبدّل دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 53 - 6
6 - همراه نبودن فرشتگان با موسى ( ع ) ، دستاويزى براى فرعون در انكار رسالت او
فلولا . .. أو جاء معه الملئكة مقترنين
«مقترنين» حال براى ملائكه و تأكيدكننده معناى «معه» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 36 - 7
7 - ديرينه نداشتن موضوع نبوت در تاريخ گذشته مصر ، دستاويز فرعونيان براى انكار رسالت موسى ( ع )
و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 153 - 5
5 - برخوردارى صالح ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز ثموديان در رد رسالت وى
قالواإنّما أنت من المسحّرين
«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد. «سحر» نيز مرادف «رئه» (شُش) است. بنابراين واژه «مسحر» به معناى موجود داراى شُش است كه از خصوصيات بشرى مى باشد. گفتنى است برپايه اين معنا، آيه بعد، توضيح و تفسير همين تعبير خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 154 - 4
4 - برخوردار نبودن صالح ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع از پذيرش رسالت وى از سوى ثموديان
قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا
تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى مثليت در بشر بودن نباشد; بلكه مراد مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى و طبقاتى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 157 - 4
4 - معجزه خواهى ثموديان ، پيشنهادى بهانه جويانه بود ; نه درخواستى صادقانه .
فأت بئاية إن كنت من الصدقين . .. فعقروها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 24 - 1
1 - بشر بودن صالح پيامبر ( ع ) ، بهانه قوم ثمود ، براى تكذيب رسالت آن حضرت
فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 3
3- بشر بودن نوح ( ع ) ، بهانه و دستاويز كفرپيشگان براى انكار پيامبرى و رسالت آن حضرت
فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 1
1 - امتناع قوم نوح از ايمان آوردن به وى ، به بهانه وجود گروهى محروم ، بى اعتبار و فاقد پايگاه اجتماعى - اقتصادى در كنار او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون
«أرذلون» جمع «أرذل» است و آن تفضيل «رذل» (حقير، پست و فرومايه) مى باشد. بنابراين «أرذلون»; يعنى، پست ترين فرومايگان و فرومايه ترين مردمان. گفتنى است كه اشراف قوم نوح، اين نسبت ناروا را از آن جهت به پيروان آن حضرت مى دادند كه آنان از طبقات محروم جامعه بودند و از اعتبارات اجتماعى و اقتصادى بهره اى نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 8 - 1،2
1 - مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران
و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر
2 - گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى
و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون
حرف «لو» غالباً در مواردى به كار گرفته مى شود كه شرط، امرى غير عملى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 2،3،10
2 - درخواست نزول فرشته به عنوان پيامبر، از بهانه هاى كفرپيشگان
و لو جعلنه ملكا
جمله «و لو جعلناه ملكا . .. »، مى تواند منقطع از آيه قبل بوده و جواب از درخواست ديگر كفار، كه فرستادن فرشته به عنوان پيامبر است، باشد.
3 - گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى
و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا
10 - بقاى مغالطه كارى و بهانه جوييهاى كافران، حتى در صورت انتخاب پيامبر از ميان فرشتگان
و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا و للبسنا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 106 - 5
5 - بهانه جويى و اتهام كافران نبايد سبب نگرانى و تزلزل مؤمنان گردد.
و ليقولوا درست . .. اتبع ما أوحى اليك
فرمان به اتباع از وحى، پس از اشاره به شبهات كافران، تأكيدى بر لزوم استقامت مؤمنان در برابر شبهات كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 2
2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 51 - 7
7 - تاريخ گذشتگان و تحليل آن ، دست آويز كافران و ناباوران به معارف الهى ، براى رد و انكار ايمان و توحيد
قال فما بال القرون الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 32 - 1
1 - تدريجى نازل شدن قرآن ، بهانه و دستاويز كافران براى مخالفت با آن
و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة
مجموعه اشياى به هم پيوسته و بدون فاصله از هم را «جمله» گويند. بنابراين «جملة» در آيه شريفه، به معناى «مجتمعاً» (باهم و دسته جمعى) مى باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 7
7 - خداوند ، همواره حامى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر بهانه تراشى ها و سخنان شبهه آلود و باطل كفار و دشمنان
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 68 - 5
5 - تحقق نيافتن قيامت پس از گذشت زمان ها و اعصار طولانى ، دستاويز كافران براى انكار آن
إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين
طرح پيشينه طولانى عقيده به معاد، ظاهراً تلاشى است از سوى كافران براى بيان اين كه اگر واقعاً وعده رستاخيز حق بود، بايد تاكنون محقق مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 48 - 3،5،8
3 - كفرپيشگان حق ستيز ، منكر آسمانى بودن قرآن به بهانه عدم نزول دفعى آن
قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى
مقصود از «ما أُوتى موسى» تورات است كه يكباره نازل شده بود; يعنى، چرا قرآن مانند تورات، يكباره نازل نشده است؟
5 - نزول دفعى قرآن همانند تورات ، شرط پيشنهادى كافران براى قبول رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا
8 - انكار پيشين تورات از سوى كافران ، نشانه بهانه جويى و عدم صداقت آنان در پيشنهاد خويش
أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 55 - 8
8 - كافران ، در قيامت بهانه مى آورند كه در دنيا ، فرصت لازم را براى ايمان آوردن نداشته اند . *
و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مكانى كه كافران مجرم، از آن سخن مى گويند، دنيا باشد و مرادشان از بيان چنين نكته اى، با ذكر قسم، به قرينه آيه پنجاه و هفت «فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم» عذرخواهى و يا بهانه تراشى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 44 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به بيان فوايد و آثار قرآن ، در پاسخ به بهانه جويى هاى كافران
و لو جعلنه . .. ءاْعجمىّ و عربىّ قل هو للذين ءامنوا هدًى و شفاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 6 - 4
4 - بشر بودن پيامبران ، بهانه و دستاويز كافران براى كفر و روى گردانى از تعاليم دين
فقالوا أبشر يهدوننا فكفروا و تولّوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 25 - 2،7
2 - روشن نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران براى انكار آن
و يقولون متى هذا الوعد
7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .
بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 53 - 1
1 - مشروط دانستن ايمان به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نازل شدن نامه هاى سرگشاده از سوى خداوند در تأييدِ آن ، بهانه اى از سوى كافران بود .
بل يريد كلّ امرىء منهم . .. كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 5 - 1
1 - انكار و زير سؤال بردن برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انجام هرگونه فسق و فجور
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد الإنسن ليفجر أمامه
«فجور» (مصدر «يفجر») به معناى فسق (صحاح اللغة) و لام در «ليفجر» براى تعليل است. «أمام» اسم مكان و در اين آيه مجازاً در زمان مستقبل - كه مفيد استمرار است - استعمال شده است. بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: «بلكه انسان مى خواهد تا راه فسق و فجور، براى هميشه به روى او باز باشد و آن را ادامه دهد و همين سبب انكار معاد از جانب او است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 4
4 - استبعاد و ترديد در توانايى خداوند ، مشكل و بهانه كافران در پذيرش مسأله معاد و احياى مردگان
أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
طرح مسأله توانايى خداوند بر احياى مردگان به صورت سؤال، نشان دهنده حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 14 - 3
3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .
قال أسطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 20 - 3
3 - كفرپيشگان عصر بعثت - على رغم نزول پى در پى آيات و سوره هاى قرآن - خواستار نزول معجزه اى ديگر بودند .
و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 32 - 2
2 - دسته جمعى و به يكباره نازل نشدن آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل وحى نبودن آن در ديدگاه كافران صدراسلام
و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 47 - 2
2 - روزى رسان بودن خداوند براى بشر ، بهانه و دستاويز كافرانِ صدراسلام براى خوددارى از انفاق به مستمندان و گرسنگان
و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو ي
استفهام در «أنطعم» استفهام انكارى است; يعنى، «لانطعم من لو شاء اللّه لأطعمهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 48 - 3
3 - مشخص نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران صدراسلام براى انكار آن
و يقولون متى هذا الوعد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 4 - 3
3 - انسان بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخاستن ايشان از ميان توده هاى مردم ، مانع ايمان آوردن كافران صدراسلام بود .
و عجبوا أن جاءهم منذر منهم و قال الكفرون هذا سحر كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 76 - 4
4 - ايمان مستضعفان قوم ثمود بهانه اى براى كفرورزى و استكبار اشراف كفرپيشه آن قوم
قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون
مجادله كافران با مستضعفان اقتضا مى كرد كه كفرپيشگان در پاسخ مؤمنان بگويند: «إنا به كفرون» و يا «إنا بما ارسل به كفرون»، ولى در پاسخ گفتند ما به آنچه شماها بدان ايمان آورده ايد كافر هستيم. و اين تعبير نشان مى دهد كه از ريشه هاى استكبار آنان در برابر حق، ايمان مستضعفان بوده است. تقديم «بالذى» بر «كفرون»، كه افاده حصر مى كند، اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 8 - 4
4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .
لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ
قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 49 - 7
7 - متخلفان از جنگ ، به بهانه مصون ماندن از فتنه و گناه ، خود در منجلاب فتنه و گناه بودند .
ائذن لى و لاتفتنى ألا فى الفتنة سقطوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 50 - 2
2 - بهانه جويان متخلف از جنگ ، آرزومند عدم موفقيت سپاه اسلام و نگران از پيروزى آنان .
إن تصبك حسنة تسؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 6،13
6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)
سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا
13 - عذر باديه نشينان براى توجيه غيبت خويش از سفر حديبيه ، بهانه اى واهى و مخالف نيات درونى آنان
سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با «شغلتنا أموالنا و أهلونا» باشد; يعنى، اعراب در اين كه گرفتارى مالى و خانوادگى را عذر آورده اند; دروغ مى گويند و مشكل آنان چيز ديگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 2
2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 115 - 16
16 - ارائه كلمه تامه پروردگار (قرآن) با در نظر گرفتن همه شبهات و بهانه هاى مخالفان انجام پذيرفته است.
و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و هو السميع العليم
از وجوه محتمل در بيان تناسب «السميع» با مضمون آيه آن است كه ذكر اين وصف براى اشاره به شبهات و القائاتى است كه درباره قرآن مطرح مى شود. يعنى كلام خداوند تمام است و او شبهات را نيز در نظر داشته و با عنايت به آنها قرآن را نازل فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 3
3 - مخالفان نوح ، بهانه جويانى فاقد خرد و توان كافى ، براى فهم رسالت تبليغى او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 4
4- توانگران ، با اظهار آمادگى براى كمك هاى مادّى ، حضور مؤمنان تهيدست را در پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نشست با آن حضرت مى شمردند .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 12
12 - تسلى دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر بهانه هاى نا به جاى مشركان
لولا يكلمنا اللّه أو تأتينا ءاية كذلك قال الذين من قبلهم
از هدفهاى بيان كفرورزى امتهاى گذشته و يادآورى بهانه جوييهاى آنان، دلدارى و تسلى دادن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) است; يعنى، اى پيامبر! اگر مشركان ايمان نمى آورند و بهانه جويى مى كنند، مپندار كه كوتاهى كرده اى; زيرا مردمان گذشته نيز در برابر پيامبران همين گونه عمل مى كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 37 - 2
2 - نازل نشدن معجزه ويژه و دلخواه مشركان، بهانه كفرورزى آنان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و قالوا لو لا نزل عليه ءاية من ربه
درخواست معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ارائه معجزات از سوى آن حضرت، حاكى است كه آنان خواهان معجزه ويژه و دلخواه خود بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 13
13 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در اينكه معجزه طلبى مشركان از سر حقجويى نيست، نبايد به خود ترديد راه دهند.
فلا تكونن من الممترين
متعلق «ممترين» بايد چيزى متناسب با مضمون آيه باشد. پيام اصلى آيه آن است كه معجزه طلبى كافران و مخالفتهاى اهل كتاب با پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر حقجويى نيست. بنابراين «لا تكونن من الممترين» يعنى ترديدى در اين مسأله نداشته باش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 48 - 3
3 - نامشخص بودن زمان وقوع عذاب استيصال ، دستاويز مشركان براى به استهزا گرفتن تهديد آن بود .
و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين
پاسخ به اين پرسش - كه در آيه بعد آمده - مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 101 - 2
2- نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى ، دستاويزى براى مشركان در مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متهم كردن او به دروغ گويى
و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 2
2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 96 - 7
7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال بهانه جويى هاى مشركان
قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم
آيه فوق، همان گونه كه مى تواند تهديدى عليه مشركان حق ستيز باشد، مى تواند نوعى تسلى و دلدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 15
15- سحر بودن قرآن و ساحر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل واهى و بهانه ديگر مشركان ستم پيشه براى ايمان نياوردنشان
أفتأتون السحر و أنتم تبصرون
مشركان براى ردّ ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، دو دليل واهى و بهانه جويانه مى آوردند: 1- بشر بودن آن حضرت (هل هذا إلاّ بشر مثلكم)، 2- ساحر بودن ايشان (أفتأتون السحر).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 57 - 1،2،3
1 - اقدام مشركان به طرح يكى ديگر از بهانه هاى خويش در ردّ دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا
در آيات پيشين يكى از بهانه جويى هاى مشركان مطرح شد (چرا قرآن همانند تورات يكباره نازل نشده است). در اين آيه نيز به يكى ديگر از بهانه تراشى هاى آنان اشاره شده است.
2 - ترس ربوده شدن از سرزمين مكه به وسيله مشركان عرب ( كوچ اجبارى و از دست دادن ملك و خانه و اموال ) ، بهانه شرك پيشگان مكه در نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا
3 - رد دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان ، على رغم اعتقاد آنان به هدايت بخش بودن آيين آن حضرت
و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 4
4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .
إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 36 - 2
2 - مشركان ، دليل نپذيرفتن دعوت پيامبراسلام را ، مجنون و شاعر بودن آن حضرت معرفى مى كردند .
و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لام در «لشاعر» براى تعليل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 168 - 1
1 - مشركان ، منكر وجود كتاب آسمانى جديد از سنخ كتاب هاى رسولان پيشين
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين
«لو» شرطيه بوده و جواب آن، جمله «لكنّا عباد اللّه. ..» (در آيه بعد) است. مقصود از «ذكر»، كتاب هاى آسمانى و مراد از «الأوّلين» رسولان پيشين است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: اگر پيش ما كتابى مانند كتاب هاى آسمانى رسولان پيشين بود، ما از بندگان خالص بوديم; ولى چون چنين كتابى در دست ما نيست، پس به آيين توحيدى جديد ايمان نخواهيم آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 169 - 1
1 - مشركان ، مدعى پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت برخوردار بودن از كتاب آسمانى
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 6 - 1
1 - تأكيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر نقش پيام آورى خويش در مقابل مخالفت ها و بهانه جويى هاى مشركان
و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 25 - 4
4 - بهانه جويى مشركان ، در قبال دلايل روشن وحى بر معاد
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت ما كان حجّتهم إلاّ أن قالوا ائتوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 1 - 12
12 - ادعاى نبودن برهانى روشن بر حقانيت اسلام ، بهانه اهل كتاب و مشركان ، در امتناع از پذيرش آن
لم يكن الذين كفروا. .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 20 - 5
5 - كفر اهل كتاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام، بهانه مشركان صدر اسلام براى گريز از ايمان
لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى . .. الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه
روى اصلى سخن در اين آيه با مشركان و علل ايمان نياوردن آنان است. مطرح كردن اهل كتاب مى تواند براى پاسخگويى به سؤالى باشد كه براى مشركان مطرح بوده و آن اينكه اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق است، چرا اهل كتاب - كه آنان نيز دين آسمانى دارند - به او ايمان نياورده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 20 - 2،7،8
2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، مردمانى بهانه جو
و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه
درخواست نزول معجزه از سوى مشركان - على رغم نزول مستمر آيات قرآن - در واقع نوعى بهانه جويى براى فرار از پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
7 - وعده نزول معجزه از سوى خدا به شرك پيشگان بهانه جوى عصر بعثت
و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه فانتظروا
8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در پى بهانه جويى هاى مشركان و پرسش هاى مكرر آنان از علت عدم نزول معجزه ، در انتظار پاسخ و رهنمودى از سوى خداوند بود .
و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه . .. إنى معكم من المنتظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 5 - 9،10
9- درخواست معجزه ، همانند معجزات پيامبران پيشين ، از بهانه هاى مشركان براى نپذيرفتن رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و أسرّواالنجوى الذين ظلموا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون
10- مشركان ستم پيشه صدراسلام ، مردمى لجوج ، حق ناپذير و بهانه جو بودند .
بل قالوا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 90 - 3
3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا
از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 3
3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .
قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 6 - 8
8- درخواست معجزه از سوى مشركان ستم پيشه مكه ، در جهت بهانه جويى بود ; نه حقيقت طلبى .
فليأتنا. .. أفهم يؤمنون
خداوند، درخواست معجزه از طرف مشركان را به اين دليل ردّ فرمود كه آنان مانند مشركان اقوام گذشته، قصد ايمان آوردن نداشتند. بنابراين چنين درخواستى بهانه و دست آويزى بيش نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 57 - 8،22
8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند
و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا
22 - « عن زين العابدين ( ع ) إنّه اجتمعت قريش إلى أبى طالب و رسول اللّه عنده . . . و قالت و اللّه لو سمعت بهذا فارس و الروم لأختطفتنا من أرضنا و لقلعت الكعبة حجراً حجراً ، فنزل « و قالوا إن نتّبع الهدى معك » . . . ;
از امام سجاد(ع) روايت شده: همانا قريش نزد ابى طالب جمع شدند، در حالى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نزد وى بود. .. و گفتند به خدا سوگند اگر اين پيروى از محمد(صلی الله علیه و آله) را اهل فارس و روم بشنوند، ما را از سرزمينمان مى ربايند و كعبه را سنگ به سنگ از جا خواهند كند پس اين آيه نازل شد: «و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 44 - 2
2 - مشركان مكه ، مردمى عناد پيشه و بهانه جو بودند .
و لو جعلنه قرءانًا أعجميًّا لقالوا لولا فصّلت ءايته ءاْعجمىّ و عربىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 23
23 - ادعاى تازگى و پيشينه نداشتن معارف اسلام ، از بهانه هاى مشركان مكه
شرع لكم . .. كبر على المشركين ما تدعوهم إليه
با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد مشركان بوده است، ذكر سابقه معارف توحيدى در شرايعت هاى پيشين; مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه مشركان مكه به بهانه تازگى معارف اسلامى تلاش در انكار آن داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 31 - 5
5 - بهانه جويى هاى پياپى و گوناگون مشركان مكه ، در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
قالوا هذا سحر . .. و قالوا لولا نزّل هذا القرءان
از اين كه مشركان مكه گاهى قرآن را به سحر متهم مى كردند و گاهى فقر و تنگدستى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بهانه قرار مى دادند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 14
14 - تلاش براى ايجاد امنيت ، پيش از تبليغ خداپرستى ، كارى الهى و از بين برنده بهانه مشركان در ترك عبادت است .
فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 85 - 6
6 - فروماندن ظالمان تكذيب كننده آيات خدا ، از عذرآورى و بهانه تراشى در محكمه الهى ، پس از قطعى شدن عذاب بر آنان
وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون
در برداشت ياد شده قيد «پس از قطعى شدن. ..»، بر اين اساس است كه «وقع القول...» به معناى «حقّ القول...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 5 - 9
9- درخواست معجزه ، همانند معجزات پيامبران پيشين ، از بهانه هاى مشركان براى نپذيرفتن رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و أسرّواالنجوى الذين ظلموا . .. فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 18
18- منكران معاد پس از دريافت دليل هاى قاطع و غير قابل انكار قرآن بر حقانيت معاد به طرح مسائلى بى ثمر و بى تأثير در اصل مسأله معاد ، روى آوردند .
و يقولون متى هو
منكران معاد على رغم پرسشهاى به ظاهر استدلالى نخستين، به پرسشهايى روى آوردند كه نه ثمرى براى آنان داشت و نه حقانيت معاد بر دانستن آنها متكى بود چه اينكه قيامت واقعيتى است حتمى الوقوع و دانستن و ندانستن زمان آن، در آن واقعيت تأثيرى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 109 - 4
4 - انكار معجزه بودن معجزات ارائه شده از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از بهانه هاى منكران رسالت
لئن جاءتهم ءاية ليؤمننّ بها
ترديدى نيست كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) معجزاتى را به مردم ارائه مى كرد، ولى مشركان با درخواست نزول آيات گويا در صدد انكار آن معجزات بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 9،11
9 - بهانه جويى منافقان براى سرباز زدن از حضور در ميدان احد ، با اين ادّعا كه در آن ميدان ، پيكارى رخ نخواهد داد .
قاتلوا لو نعلم قتالا لاتّبعناكم
برخى از مفسّران گفته اند مراد از جمله «لو نعلم . .. » نفى برخورد نظامى است ; يعنى ما مى دانيم كه جنگى رخ نخواهد داد و لذا با شما نمى آييم.
11 - اظهار عدم آشنايى با دانش و مهارت هاى جنگى ، بهانه منافقان براى سرباز زدن از حضور در پيكار احد *
لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم
برداشت فوق احتمال سوّمى است كه در بيان جمله «لو نعلم . .. » گفته شده است. يعنى اگر پيكار مى دانستيم، شركت مى كرديم، ولى ما با فنون جنگ و مبارزه آشنايى نداريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 168 - 9
9 - اشكال تراشى و اخلال گرى ، از ترفند هاى منافقان پس از روى نمودن مشكلات و سختى ها به جامعه ايمانى براى تحكيم موقعيّت خويش
لو اطاعونا ما قتلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 49 - 1
1 - اذن طلبى برخى منافقان براى نرفتن به جنگ تبوك ، به بهانه گرفتار شدن به فتنه و گناه
و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى
در شأن نزول آيه آورده اند كه: يكى از منافقان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفت: «يا رسول اللّه ائذن لى و لاتفتنى ببنات الأصغر فإنى أخاف أن أفتتن بهن»; يعنى، اى رسول خدا! به من اذن بده تا در جنگ شركت نكنم . .. چون، مى ترسم مفتون دختركان رومى گردم و به گناه بيفتم. (مجمع البيان، ذيل آيه)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 43 - 2
2 - اجازه گرفتن بهانه جويان ( منافقان ) از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شركت نكردن در جنگ تبوك با اظهار دروغين عجز و ناتوانى خود
لم أذنت لهم حتى يتبين لك
مقصود از «اذن» در آيه فوق - به قرينه آيه قبل (لو استطعنا . ..) و شأن نزولها - اذن دادن به كسانى است كه از شركت در جهاد، خود را معذور مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 81 - 11
11 - گرمى هوا ، بهانه منافقان صدر اسلام براى تخلف از جنگ و دستاويزى براى تبليغ و بازداشتن از شركت ديگران در جهاد
و قالوا لاتنفروا فى الحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 8،11،20
8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة
مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).
11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر
20 - « عن عبداللّه الحلبى عنه ( ع ) : إنّهم قالوا « إنّ بيوتنا عورة . . . » فأكذبهم اللّه قال : « و ما هى بعورة . . . » و هى رفيعة السمك حصينة ;
از عبداللّه حلبى، از امام(ع) نقل شده كه منافقان گفتند: خانه هاى ما بى حفاظ است. خداوند آنان را تكذيب كرد و فرمود: «و ما هى بعورة...» و آن خانه ها، داراى ديوارهاى بلند و محكم بود.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 183 - 21،24
21 - بهانه جويى يهود براى گريز از ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
الّذين قالوا . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
جمله «فلم قتلتموهم . .. »، مى رساند كه پيشنهاد آنان براى ايمان آوردن، بهانه اى بيش نبوده است.
24 - سرزنش يهود از سوى خداوند به جهت بهانه جويى و ادعا هاى واهى
الّذين قالوا انّ اللّه . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 8
8 - غير علمى شمردن تعاليم انبيا ، بهانه بى اساس يهود ، براى نپذيرفتن آنها
و قولهم قلوبنا غلف
مقصود يهوديان از اينكه مى گفتند قلبهايمان آكنده از علم است، مى تواند اين باشد كه تعاليم انبيا اگر داراى مبنايى علمى بود، قلبهاى ما آن را درك مى كرد و در خود جاى مى داد و چنين نتيجه مى گرفتند كه تعاليم انبيا - به دليل نافذ نبودنش در قلبها - علمى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 35 - 7
7 - بى اعتنايى خداوند به بهانه تراشى ها و عذرخواهى هاى كافران ، براى رهايى از عذاب دوزخ
فاليوم لايخرجون منها و لا هم يستعتبون
چنانچه از «استعتاب» (طلب عذرخواهى)، لازمه آن (قبول عذر) اراده شده باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 167 - 1
1 - مشركان ، سخنانى بهانه جويانه عليه اسلام و به دفاع از مواضع عقيدتى خود پيوسته ، تكرار مى كردند .
و إن كانوا ليقولون
«إنْ» مخفف «إنّ» است. آمدن فعل «كانوا» دلالت مى كند كه خبر آن (ليقولون)، امرى ثابت در گذشته و داراى پيشينه است و آمدن خبر به صورت فعل مضارع بيانگر تكرار مضمون آن است. بنابراين مقصود از آيه شريفه - با توجه به آيات بعد - سخنان بهانه جويانه مشركان است كه پيوسته آن را تكرار مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 6 - 4
4 - با ارائه شدن وحى و پيام هاى الهى ، هيچ عذر و بهانه اى براى كافران و انسان هاى متخلّف ، در پيشگاه خداوند قابل
قبول نيست .
فالملقيت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا
مطلب ياد شده، در واقع پيام اصلى آيه شريفه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 6 - 4
4 - با ارائه شدن وحى و پيام هاى الهى ، هيچ عذر و بهانه اى براى كافران و انسان هاى متخلّف ، در پيشگاه خداوند قابل قبول نيست .
فالملقيت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا
مطلب ياد شده، در واقع پيام اصلى آيه شريفه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 69 - 6
6 - بستن راه توجيه منكران ، حكمت برانگيخته شدن پيامبران از ميان مردم محيط خويش
أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون
قرآن، ضمن ردّ موجه بودن انكار كافران، به اين نكته اشاره مى كند كه: اگر شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى شما ناشناخته بود و او در ميان شما رشد نكرده بود، راهى براى ترديد در حقانيت او وجود داشت; اما حتى چنين مجالى نيز، در اختيار شما گذاشته نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 96 - 10
10- توجه به احاطه علمى خدا بر بندگان ، زمينه ساز پرهيز آنان از حق ناپذيرى و بهانه جويى است .
قل كفى بالله شهيدًا . .. إنه كان بعباده خبيرًا بصيرًا
اينكه خداوند بر مشركان حق ناپذير اتمام حجت كرده و آنگاه فرموده است: «او بر حال بندگان آگاه و بيناست» مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 72 - 5
5 - اجرت خواهى و مزد طلبى در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، داراى تأثير منفى بوده و بهانه دادن به دست بهانه جويان است .
أم تسئلهم خرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 3
3- گرايش محرومان به قرآن ، بهانه مستكبران براى ترديد در حقانيت آن
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
تعبير «لو كان خيراً. ..»، بيان دليل است و از محتواى آيه استفاده مى شود كه كافران، از طايفه اشراف مستكبر و مؤمنان از طبقه محروم بودند. بدين جهت مستكبران، ابراز مى داشتند اگر قرآن خيرى در برداشت، تهى دستان بى هويت بدان روى نمى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 105 - 5
5 - آيات گوناگون قرآن مايه تقويت بينش آگاهان و منجر به بهانه جويى كافران خواهد شد.
و ليقولوا درست و لنبينه لقوم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 6 - 2
2 - آگاه نبودن از زمان برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انكار آن
يسئل أيّان يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 5
5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 14
14 - تلاش براى ايجاد امنيت ، پيش از تبليغ خداپرستى ، كارى الهى و از بين برنده بهانه مشركان در ترك عبادت است .
فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 7
7 - تأمين غذاى مردم ، قبل از الزام آنان به بندگى خداوند ، كارى است الهى و از ميان برنده بهانه مخالفان در ترك عبادت
فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 54 - 1
1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران
بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة
كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 10
10 - لزوم رعايت بهداشت در آميزش جنسى
و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ
با توجّه به اينكه جواز آميزش جنسى، وابسته به قطع خون و تحصيل طهارت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 168 - 5
5 - ضرورت رعايت بهداشت در بهره ورى از خوراكى هاى زمين
كلوا مما فى الأرض حللا طيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 172 - 6
6 - توجه اسلام به بهداشت در تغذيه
كلوا من طيبت ما رزقنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 15
15 - توجه اسلام به نظام تغذيه و سالم سازى آن
حرمت عليكم الميتة . .. و ما اكل السبع الا ما ذكيتم
تفصيل و تبيين موارد خوردنيهاى حلال و حرام، نشانه توجه اسلام به نظام تغذيه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 10
10 - لزوم رعايت بهداشت در آميزش جنسى
و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ
با توجّه به اينكه جواز آميزش جنسى، وابسته به قطع خون و تحصيل طهارت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 3
3 - توجه به بهداشت و تغذيه سالم در آيين موسى ( ع )
كلوا من طيّبت ما رزقنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 7
7 - ايمان به انبيا، همراه با شايسته ساختن عمل، زمينه سلامت، تعادل و بهداشت روانى
فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون
اندوه و ترس از ويژگيهاى افرادى است كه از سلامت و بهداشت روانى برخوردار نيستند. چون خداوند زمينه دور ماندن از اندوه را در اين آيات بيان فرموده است، مطلب فوق را مى توان برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 201 - 6
6 - حسنه در دنيا ، وسعت روزى و اخلاق نيك و در آخرت ، رضوان الهى و بهشت است .
ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة
امام صادق (ع) درباره آيه «ربّنا اتنا . ..»، فرمود: رضوان اللّه و الجنة فى الاخرة و السعة فى الرزق و المعاش و حسن الخلق فى الدنيا
معانى الاخبار، ص 175 ; نورالثقلين، ج 1، ص 199، ح 725 و 728.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 -
5،6،7،8،9،12،14،15،16،17
5 - آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، مقصود بايسته اى براى اهل ايمان
و سارعوا الى مغفرة من ربّكم . .. اعدّت للمتّقين
6 - نيل به آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، برانگيزنده اهل ايمان به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
جمله «سارعوا الى . .. »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)، براى ايجاد انگيزه و نيز تشويق مؤمنان به پيروى از خدا و پيامبرش است.
7 - اميد نيل به آمرزش الهى و بهشت ، برانگيزنده اهل ايمان براى شركت در نبرد با دشمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
چون آيات پيشين درباره نبرد و رويارويى با كافران بود، گويا آيات مورد بحث به منظور دستورالعملى است براى اينكه جامعه ايمانى را به گونه اى تربيت كند كه ديگر همچون نبرد اُحُد، دلبسته به دنيا نباشد و دچار دلهره و ترس نگردد تا هميشه بر دشمنان دين غالب شود.
8 - ورود به بهشتِ تقواپيشگان ، در گرو آمرزش گناهان
و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين
تقديم ذكرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بيانگر تقدّم خارجى آن است; يعنى نخست بايد آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقين.
9 - بهشتِ تقواپيشگان ، منزلگاه پاكان
و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين
چون درآمدن به بهشتِ مهيّا شده براى تقواپيشگان در گرو آمرزش گناهان است، آن بهشت، جايگاه پاكان از گناه خواهد بود.
12 - بهشت موعود اهل تقوا ، داراى وسعتى به پهنه آسمان ها و زمين
و جنّة عرضها السّموات و الأرض اعدّت للمتّقين
بنابر اينكه مراد از «عرض»، وسعت باشد، نه عرض مقابلِ طول.
14 - بهشت ، در انتظار تقواپيشگان است و براى آنان مهيا شده .
و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين
15 - اطاعت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، جلب رحمت الهى و آمرزش گناهان ، مراحلى در طول هم براى ورود به بهشت متّقين
و اطيعوا اللّه و الرّسول لعلّكم ترحمون. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها
16 - بهشتِ تقواپيشگان ، اكنون حاضر و آماده است .
اعدّت للمتّقين
كلمه «اعدّت» (مهيّا شده)، به صيغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل بهشت دارد.
17 - بهشت ، در اصل ، براى تقواپيشگان آفريده و مهيّا شده است .
و جنّة . .. اعدّت للمتّقين
بنابر اينكه توصيف «جنّة» به صفت «اعدّت للمتّقين»، وصف توضيحى باشد و نه احترازى; يعنى بهشت، جايگاهى براى تقواپيشگان است و اگر ديگران وارد شوند، به تَبَع خواهد بود، نه بالاصالة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 11،12،13
11 - بهشت ، پاداش كامل براى اعمال نيك انسانها
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز
12 - سعادتمندى رهايى يافتگان از آتش و ره يافتگان به بهشت
فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز
«زحزح»، از مصدر «زحزحة»، به معنى دور شدن و كنايه از نجات يافتن است.
13 - بهشت ، جايگاه سعادتمندان
فمن زحزح . .. و ادخل الجنّة فقد فاز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 15
15- زندگى دنيا داراى عاقبت و فرجامى نيك ( بهشت ) مى باشد .
أُولئك لهم عقبى الدار
«ال» در «الدار» عهد حضورى است و لذا مراد از «الدار» حيات دنياست. مقصود از فرجام نيك آن (عقبى الدار) به قرينه آيه بعد بهشت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 1
1- بهشت ، سرانجام و فرجام حيات دنياست .
أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن
«جنات عدن» عطف بيان و يا بدل براى «عقبى الدار» در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 3
3 - جام ، آبريز و پياله ، ظروف باده بهشت
بأكواب و أباريق و كأس
«كوب» (مفرد «أكواب») به ظرفى كه نه خرطوم دارد و نه دسته گفته مى شود. بهترين معادل فارسى آن ظاهراً جام است. «أبريق» (مفرد «أباريق» و به معناى آبريز) ظرفى است كه هم دسته و هم خرطوم دارد و «كأس» پياله اى است كه از شراب پر شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 31 - 1
1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى آبى همواره جارى
و ماء مسكوب
«ماء مسكوب»; يعنى، آبى كه همواره ريزان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 59 - 2
2 - سرور و شادمانى بهشتيان ، از نمردن و جاودانه زيستنن و نيز رهايى از عذاب الهى در آخرت
إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمعذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 7
7 - آسايش خاطر بهشتيان ، در پرتو اطمينان از زوال ناپذيرى نعمت ها
ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك يوم. ..» در مقام تعليل براى «ادخلوها بسلام» باشد; يعنى، چون در بهشت
جاودانه ايد، ديگر مجال هيچ اندوه نداريد و خاطرتان آسوده باد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 7
7- توجه يكتاپرستان استوار بر ايمان به جاودانگى در بهشت ، زداينده هر گونه بيم و اندوه از ايشان
فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون . أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
با توجه به ارتباط اين آيه با «فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون» در آيه قبل، توجه به وعده خداوند به بهشتى بودن موحدان نيك كردار، مى تواند زداينده ترس و اندوه آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 5
5 - اشتياق به نعمت هاى موعود خداوند و ارزش هاى بهشت ، مستلزم پرهيز از هرگونه كفر و تكذيب
متّكين على رفرف خضر . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند با برشمردن نعمت هاى بهشت، شوق دستيابى به آن را در خلق فزونى مى بخشد و در پى آن هشدار مى دهد كه كفر و تكذيب، مانع ره يابى به آن نعمت ها است; زيرا تكذيب كنندگان، منفور خدا و شايسته توبيخ اند; نه احسان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 5
5 - وجود برخى از كينه ها در سينه مؤمنان قبل از ورود به بهشت و زدودن آن با ورود به بهشت *
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 4
4- سعادت واقعى ، تنها در پرتو رهايى از دوزخ و ره يابى به بهشت ميسّر است .
و وقهم عذاب الجحيم . .. ذلك هو الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 1
1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .
«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 26 - 2
2 - صُراح باده بهشتى نيكوكاران ، با مشك لاك و مهر شده است .
ختمه مسك
برخى از اهل لغت، «ختام» را به معناى وسيله ختم و علامت گذاشتن مى دانند و مى گويند: تنگ شراب را در آخرت، با مشك ممهور مى كنند; نه اين كه مانند صُراح (تنگ شراب) دنيا، آن را با گل و امثال آن سربسته سازند. راغب اين معنا را با آيه شريفه مناسب نمى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 3
3 - حوا ، قبل از سكونت آدم ( ع ) در بهشت ، آفريده شده بود .
اسكن أنت و زوجك الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 1،2
1 - خداوند به آدم(ع) و همسرش فرمان داد تا در بهشت سكونت گزينند.
و يأدم أسكن أنت و زوجك الجنة
2 - خداوند تمام خوردنيهاى بهشت را براى آدم و همسرش مباح كرد.
فكلا من حيث شئتما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 2
2 - بهشت، خانه اى داراى امنيت و آرامش كامل است.
لهم دارالسلم
چنانكه مفسران گفته اند مراد از دارالسلام مى تواند بهشت باشد كه از ويژگيهاى آن سلامت و امنيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 25 - 1
1 - بهشت ، سرايى است سراسر سلامت ، امنيت و آرامش .
و اللّه يدعوا إلى دارالسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 2
2 - چشمداشت به پاداش الهى ، آرزوى بهشت و درخواست نعمت هاى آن از خداوند ، امرى شايسته و بايسته براى اهل ايمان
و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 87 - 8
8 - عزّت اخروى و بهشت پر نعمت ، والاترين آرزو و درخواست ابراهيم ( ع ) از خداوند
و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم . .. و لاتخزنى يوم يبعثون
از اين كه دو مسأله ياد شده، به عنوان آخرين آرزو و درخواست ابراهيم(ع) بوده است، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 5
5 - بهشت ، هدف اصلى و آرزوى نهايى مؤمنان مجاهد
قيل ادخل الجنّة
برخى از مفسران برآنند كه حذف «مقول له» (كسى كه سخن درباره او است; يعنى، مؤمن انطاكيه) و ذكر «مقولِ» تنها (آنچه كه درباره آن سخن به ميان آمده است; يعنى، بهشت) براى بيان اين حقيقت است كه آنچه اهميت دارد و بايد غرض اصلى و هدف نهايى باشد، بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 4
4 - بهشت و بودن در جوار لطف خداوند ، نهايت آرزو و آرمان معنوى همسر فرعون ( آسيه )
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 39 - 1
1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا
أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم . كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 2
2- تقواپيشگان ، مجاز به ورود به هر قسمتى از باغ هاى بهشتند . *
ادخلوها بسلم ءامنين
ذكر جمله «ادخلوها»، پس از آنكه گفته شد «متقين در بهشت قرار خواهند داشت»، ممكن است از اين جهت باشد كه آنان، در آزاد بودن در بخشهاى مختلف ترديد داشته باشند كه به آنها گفته مى شود: «با سلامت و امنيت وارد هر بخشى مى توانند بشوند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 7
7 - تقواپيشگان ، در انتخاب جايگاه و منزل خود در بهشت آزاد خواهند بود .
و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء
«تَبَوّأ» (مصدر «نتبوّأ») به معناى سكنى و منزل گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 9
9- بهشت ، مكانى بس آسايش آفرين ، و نعمت هاى آن ، پاداشى بس نيك براى مؤمنان است .
نعم الثّواب و حسنت مرتفقًا
«مرتفق» اسم مكان به معناى «متكا» (تكيگاه) است و چون هنگام استراحت، نوعاً، مرفق خود را روى زمين مى گذارند، به محل استراحت و لميدن «مرتفق» گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 4
4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .
لايبغون عنها حولاً
درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند، مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 2
2- بهشت ، جايگاه ماندن و استقرار و سرشار از امنيت و آسايش
جنّت عدن
برخى «عدن» را مصدر و به معناى اقامت كردن مى دانند و برخى ديگر آن را علَم براى زمين بهشت دانسته و گفته اند: اين نام بدان جهت بر بهشت نهاده شده كه جايگاه اقامت و استقرار است (كشاف، ج 3). در هر صورت اين كلمه بر اين كه بهشت محل استقرار است، دلالت دارد. لازم به ذكر است محل استقرار - در مقام تمجيد - به جايى گفته مى شود كه همه شرايط اقامت را دارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 1
1 - بهشت ، جايگاهى سرشار از امن و آسايش و از هر جهت آماده براى ماندن و استقرار بهشتيان است .
جنّت عدن
در باره اين كه مراد از «عدن» چيست، نظرياتى از سوى مفسران ابراز گرديده است. برخى آن را نام يكى از بهشت هاى هشت گانه دانسته اند، و برخى ديگر معناى لغوى آن را لحاظ نموده و آن را به «اقامت كردن» معنا كرده اند. در اين صورت «عدن» قيدى توضيحى براى «جنّات» خواهد بود نه قيد احترازى. گروهى ديگر «عدن» را اسم خاص براى زمين بهشت مى دانند و مى گويند جايگاه اقامت بودن بهشت، باعث اين نام گذارى است. گفتنى است كه «محل اقامت» در مقام تمجيد به جايى گفته مى شود كه همه شرايط آسايش در آن فراهم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 3
3 - بهشت ، سراى آسودگى و به دور از رنج و افسردگى
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
«نصب» به معناى تعب و رنج و «لغوب» به معناى عجز و ناتوانى است كه غالباً به سبب تعب و مشقت به وجود مى آيد. گفتنى است كه در برداشت ياد شده از آن به افسردگى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 5
5 - بهشت مسكونى آدم و حوا ، جايگاهى آماده براى آسايش و راحتى و به دور از هرگونه مشقت و سختى
فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 2
2 - ارزشمندترين پارچه هاى دنيا ، به كار رفته در لايه هاى زيرين پشتى هاى اهل بهشت
متّكين على فرش بطائنها من إستبرق
واژه «بطائن» ممكن است نظر به اين داشته باشد كه آنچه در دنيا بهترين به حساب مى آيد، آن جا كمترين جلوه را دارد; تا حدى كه به عنوان آستر و يا مواد درونى پشتى ها مورد استفاده قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 1،2،3،4
1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس
«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.
2 - جارى بودن چشمه هايى از شراب ناب در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
«معين» به آبى زلال گفته مى شود كه بر روى زمين جارى باشد (چون نهر). اين واژه به منزله صفت براى «كأس» است; بنابراين بهشت بندگان خالص خدا داراى نهرهايى از شراب ناب است كه جام هايى از آنها به بهشتيان عرضه مى شود.
3 - در دسترس بودن شراب و فراوانى و مستمر بودن آن ، براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
تعبير دور دادن شراب بر سر بهشتيان، بيانگر در دسترس بودن آن است و آمدن «يطاف» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين عمل دارد.
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 46 - 1،2
1 - سپيد و درخشان بودن شراب ، براى بندگان مخلص خدا در بهشت
بيضاء
«بيضاء» به اعتبار مظروف (شراب) صفت براى «كأس» (ظرف شراب) است; نه به اعتبار ظرف. توصيف ديگر آن در آيه بعد به اين كه مايه دردسر و مستى نمى شود، مؤيد همين مطلب است.
2 - لذت بخش و گوارا بودن شراب بهشتى براى نوشندگان آن
لذّة للشربين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 1،4
1 - پذيرايى خادمان بهشتى از پرهيزگاران ، با نوشيدنى هايى در جام هاى زرين
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
«صِحاف» (از ماده «صحف») به معناى گستردن و در اين جا به معناى ظرف هاى بزرگ و وسيع است. «أكواب» نيز به معناى ظرف هاى آب است كه دسته ندارند (منظور همان «جام» يا «قدح» است). گفتنى است كه در آيه شريفه حذفى صورت گرفته است; بدين صورت: «يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب من ذهب...».
4 - دسترسى بهشتيان به طعام و نوشيدنى بدون هيچ گونه رنج و تلاش
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
از مجهول آمدن «يُطاف» استفاده مى شود كه ظرف هاى غذا و جام هاى نوشيدنى، بدون تلاش بهشتيان در اختيار آنان قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 1
1 - مؤمنان بهشتى ، برخوردار از خوردنى ها و نوشيدنى ها
كلوا و اشربوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 5 - 1،3
1 - مىِ آميخته با كافور ، نوشيدنى ابرار در بهشت
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
«بَرّ» و «بارّ» (مفرد «أبرار»)، به كسى گفته مى شود كه احسان و خير او، بسيار است (قاموس المحيط) و «كأس» در معناى مى و نيز جام مى به كار مى رود (لسان العرب). «كافور» به گياه و ماده عطرى و خوشبو گفته مى شود. (قاموس المحيط)
3 - احسان و نيكوكارى ، موجب بهره مندى از نعمت هاى بهشتى ، همچون نوشيدنى هاى گوارا و معطر
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
توصيف بهشتيان به ابرار، نشانگر اين حقيقت است كه آنچه موجب بهشتى شدن آنان مى شود، برّ و نيكوكارى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 7
7 - بهشتيان ، از شراب بسيار پاكيزه و به دور از هر گونه آثار ناگوار ، خواهند نوشيد .
و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 1
1 - پذيرايى شدن تقواپيشگان در بهشت ، از خوردنى ها و نوشيدنى ها
كلوا و اشربوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 6 - 2
2- آشنايى شهيدان با بهشت ، قبل از ورود به آن
عرّفها لهم
ماضى بودن "عرّفها" و مضارع آمدن "يدخلهم"، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 3
3 - وجود نوعى سايه دلپذير و نور خورشيدمانند در بهشت
هم و أزوجهم فى ظلل
وجود سايه ها (ظلال) در بهشت، دليل وجود نوعى نور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 16،17
16 - بهشتِ تقواپيشگان ، اكنون حاضر و آماده است .
اعدّت للمتّقين
كلمه «اعدّت» (مهيّا شده)، به صيغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل بهشت دارد.
17 - بهشت ، در اصل ، براى تقواپيشگان آفريده و مهيّا شده است .
و جنّة . .. اعدّت للمتّقين
بنابر اينكه توصيف «جنّة» به صفت «اعدّت للمتّقين»، وصف توضيحى باشد و نه احترازى; يعنى بهشت، جايگاهى براى تقواپيشگان است و اگر ديگران وارد شوند، به تَبَع خواهد بود، نه بالاصالة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 10،11
10 - بهشت موعود ، هم اكنون موجود و آماده است . *
أُعدّت للذين ءامنوا
به كار رفتن تعبير «اُعدّت» (آماده شده است) به صورت فعل ماضى، بيانگر مطلب ياد شده است.
11 - بهشت ، براى كسانى آماده شده است كه به خداوند و پيامبران او ايمان دارند .
أُعدّت للذين ءامنوا باللّه و رسله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 4
4 - آماده سازى بهشت و جهنم براى ورود اهل آن ، هم زمان با برپايى قيامت
و إذا الجحيم سعّرت . و إذا الجنّة أُزلفت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 17 - 3
3 - وجود خدمت كارانى آماده پذيرايى ، براى ابرار در بهشت
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 27 - 1
1 - باده هاى بهشتى نيكوكاران ، با شربتى از چشمه « تسنيم » آميخته است .
و مزاجه من تسنيم
به هر يك از عناصر مخلوط شده با چيز ديگر، «مزاج» گفته مى شود. «تسنيم» نام چشمه اى است كه مقرّبان در بهشت از آن مى نوشند. ممكن است اين نام، از ماده «سنم» - كه به معناى علوّ و ارتفاع است - مشتق باشد و بر ارزش والاى آن چشمه دلالت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 13 - 1،2،3
1 - ابرار در بهشت ، بر تخت هاى مزين تكيه مى زنند .
متّكئين فيها على الأرائك
«أريكه» (مفرد «أرائك») به معناى تخت مزين است.
2 - ابرار در بهشت ، برخوردار از آرامش و آسايش كامل
متّكئين فيها على الأرائك
تكيه زدن ابرار بر تخت هاى مزيّن، نشانه آرامش و آسايش كامل آنان است; زيرا فرد مضطرب و دغدغه دار، اين گونه بر جايگاهى قرار نمى گيرد.
3 - ابرار در بهشت ، آسوده از گرما و سرماى آزاردهنده و برخوردار از هواى مطبوع و معتدل در بهشت
لايرون فيها شمسًا و لازمهريرًا
«زمهرير»به معناى سرماى شديد است. مقصود از نديدن خورشيد و سرما، روبه رو نشدن با گرما و سرماى آزاردهنده و برخوردارى از هواى مطبوع و معتدل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 14 - 1
1 - ابرار در بهشت ، از سايه هاى دل انگيز و دامن كشيده بر فراز آنان برخوردار بوده و در كمال آسايش به سر مى برند .
و دانية عليهم ظللها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 1
1 - گردش پيوسته جام هاى نقره اى و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، جهت پذيرايى از ابرار در بهشت
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
«اناء» (مفرد «ءانية») به معناى ظرف است و «كوب» (مفرد «أكواب») در معناى كوزه بى دسته و قدح بى دسته استعمال مى شود. «قارورة» (مفرد «قوارير») نيز به معناى ظرف شيشه اى و بلورين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 1،2
1 - ابرار در بهشت ، از كوزه ها و قدح هاى بلورينى استفاده مى كنند كه از جنس نقره است .
قواريرَا من فضّة
2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .
كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة
برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 17 - 3
3 - وجود خدمت كارانى آماده پذيرايى ، براى ابرار در بهشت
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 4
4 - خدمت گزاران ابرار در بهشت ، جوانانى آراسته و گوشواره بر گوش
و يطوف عليهم ولدن مخلّدون
برخى احتمال داده اند كه «مخلّدون»، مشتق از «خُلُد» به معناى گوشواره باشد. بنابراين «ولدان مخلّدون»; يعنى، جوانانى كه گوشواره، بر گوششان آويخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 2
2 - ابرار در بهشت ، از هر نوع امكانات و نعمت هاى مادى و معنوى به مقدار گسترده برخوردار خواهند بود .
وإذا رأيت ثَمّ رأيت نعيمًا و ملكًا كبيرًا
مطلب ياد شده، از توصيف «ملكاً» به «كبيراً» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 1،6
1 - ابرار در بهشت ، برخوردار از بالاپوش هاى سبز رنگ از حرير نازك و ريزباف و حرير ستبر و درشت باف
عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق
«سندس»، در لغت به معناى پارچه ابريشمى نازك و «استبرق» به معناى پارچه ضخيم است. برخى نيز آن را معرب و برگرفته از كلمه فارسى «استبر» يا «ستبر» دانسته اند (تاج العروس). از تعبير «عاليهم» (بالاى ايشان) مى توان استفاده كرد كه مقصود، لباس رويى و بالاپوش است.
6 - ابرار در بهشت ، برخوردار از شراب بسيار پاكيزه و به دور از هرگونه آثار ناگوار ( بيهوشى ، غفلت و عقل زدايى )
و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا
«طهور»، صيعه مبالغه و صفت براى «شراباً» است; يعنى، شراب ابرار در نهايت پاگيزگى و خالص از هر گونه آثار ناگوار شراب هاى دنيا (همچون بيهوشى، غفلت و كم شدن عقل) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 15
15 - بهشت داراى بعد مكانى و زمانى *
أن لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر كلما رزقوا منها
«كلما» به معناى هرگاه، بر وجود بعد زمانى دلالت دارد و كلمه «تحتها» از بعد مكانى حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 18 - 5
5- بهشت ، جايگاه اجابت كنندگان دعوت خداوند است .
للذين استجابوا لربهم الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 11
11- خداوند ، بهشت موعود را ار ديدگان مردم پنهان داشته است .
يدخلون الجنّة . .. التى وعد الرحمن عباده بالغيب
«بالغيب» در برداشت بالا حال براى ضمير محذوف در «وعد الرحمن» است كه به «التى» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 3،4،22
3 - شيطان و اغواگرى هاى او سبب خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت شد .
فأخرجهما مما كانا فيه
4 - خداوند ، پس از سلب شايستگى آدم ( ع ) و حوا براى سكونت در بهشت ، آنان را به خروج از بهشت و فرود آمدن به زمين فرمان داد .
و قلنا اهبطوا
هبوط (مصدر اهبطوا) به معناى فرود آمدن است. مفعول «اهبطوا» به دليل جمله بعد، «الأرض» مى باشد.
22 - از امام رضا ( ع ) روايت شده : « . . . فتسلط عليه ( آدم ( ع ) ) الشيطان . . . و تسلط على حوا . . . فأخرجهما اللّه عز و جل عن جنته فاهبطهما عن جواره إلى الأرض . . . ;
. .. پس شيطان بر آدم (ع) ... و حوا مسلط گشت ... پس خدا آنان را از بهشت خود بيرون راند و از جوار خود به زمين فرو
فرستاد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 1،4
1 - خداوند ، پس از نافرمانى آدم ( ع ) و حوا ، از آنان خواست تا از بهشت خارج شوند .
قلنا اهبطوا منها
درباره دليل تكرار جمله «قلنا اهبطوا» (آمدنش در اين آيه و آيه 36) چند نظر ايراد شده است. نبودن واو و ديگر حروف عطف در آيه مورد بحث، اين نظر را تقويت مى كند كه: «قلنا اهبطوا» در آيه فوق، تأكيد جمله «قلنا اهبطوا» در آيه 36 است.
4 - خداوند ، به هنگام خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت ، آنان و نسلشان را به بهره مند ساختن از هدايت ها و رهنمودهايى از جانب خودش ، بشارت داد .
فإما يأتينكم منى هدًى
«إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده است. شرطيه بودن جمله از يكسو و تأكيد آن با «ما»ى زايده و نون تأكيد در «يأتينّ» از سوى ديگر، اقتضا مى كند كه جمله چنين معنا شود: اگر هدايتى از جانب من آمد كه البته خواهد آمد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 3،4،22
3 - شيطان و اغواگرى هاى او سبب خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت شد .
فأخرجهما مما كانا فيه
4 - خداوند ، پس از سلب شايستگى آدم ( ع ) و حوا براى سكونت در بهشت ، آنان را به خروج از بهشت و فرود آمدن به زمين فرمان داد .
و قلنا اهبطوا
هبوط (مصدر اهبطوا) به معناى فرود آمدن است. مفعول «اهبطوا» به دليل جمله بعد، «الأرض» مى باشد.
22 - از امام رضا ( ع ) روايت شده : « . . . فتسلط عليه ( آدم ( ع ) ) الشيطان . . . و تسلط على حوا . . . فأخرجهما اللّه عز و جل عن جنته فاهبطهما عن جواره إلى الأرض . . . ;
. .. پس شيطان بر آدم (ع) ... و حوا مسلط گشت ... پس خدا آنان را از بهشت خود بيرون راند و از جوار خود به زمين فرو فرستاد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 1،4
1 - خداوند ، پس از نافرمانى آدم ( ع ) و حوا ، از آنان خواست تا از بهشت خارج شوند .
قلنا اهبطوا منها
درباره دليل تكرار جمله «قلنا اهبطوا» (آمدنش در اين آيه و آيه 36) چند نظر ايراد شده است. نبودن واو و ديگر حروف عطف در آيه مورد بحث، اين نظر را تقويت مى كند كه: «قلنا اهبطوا» در آيه فوق، تأكيد جمله «قلنا اهبطوا» در آيه 36
است.
4 - خداوند ، به هنگام خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت ، آنان و نسلشان را به بهره مند ساختن از هدايت ها و رهنمودهايى از جانب خودش ، بشارت داد .
فإما يأتينكم منى هدًى
«إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده است. شرطيه بودن جمله از يكسو و تأكيد آن با «ما»ى زايده و نون تأكيد در «يأتينّ» از سوى ديگر، اقتضا مى كند كه جمله چنين معنا شود: اگر هدايتى از جانب من آمد كه البته خواهد آمد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 8
8 - خداوند به شيطان فرمان داد تا از بهشت خارج شود و به زمين فرود آيد .
و قلنا اهبطوا
«اهبطوا» - به صورت صيغه جمع - مى نماياند كه: خطاب در آن، علاوه بر آدم(ع) و حوا متوجه شخص و يا اشخاص ديگرى نيز هست. برخى بر اين نظر هستند كه شيطان نيز مخاطب آن امر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 3
3 - خداوند ، شيطان را نيز از بهشت خارج كرد . *
قلنا اهبطوا منها جميعاً
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: خطاب در «اهبطوا» علاوه بر آدم(ع) و حوا، شامل شيطان نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 6
6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .
هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت
تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 2
2 - باغ هاى بهشت ، داراى مراتب و ارزش متفاوت
و من دونهما جنّتان
برداشت بالا بر اين اساس است كه «دون» - در «من دونهما»- بيانگر مرتبه پايين تر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 4
4 - بهشت ، مظهر رحمت الهى
فسيدخلهم فى رحمة منه
بنابر اينكه پاداشهاى ذكر شده، پاداشهاى اخروى باشد ; بر اين مبنا «رحمت»، به قرينه واژه «دخول» و «فى» بهشت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 12
12 - جلب رضايت خداوند و خشنودى انسان از وى ، برتر از بهره مندى از بهشت جاويدان
رضى اللّه عنهم و رضوا عنه ذلك الفوز العظيم
برداشت فوق بر اين مبناست كه ذلك تنها اشاره به جمله «رضى اللّه عنهم و رضوا عنه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 17
17 - بهشت ، جايگاهى بس والا و ارجمند در پيشگاه خداوند
أن تلكم الجنة
به كارگيرى كلمه «تلكم»، على رغم نزديك بودن مشاراليه آن (بهشت)، بيانگر عظمت و ارجمندى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 1
1 - بهشت برين ، تزيين يافته با فرش هاى مخمل باف و گران قدر كه همواره گسترده است .
و زرابىّ مبثوثة
«زرابىّ» جمع «زُرْب» (بر وزن قُفْل) يا «زربيّة» ( به فتح، ضم يا كسر حرف اول) است و به فرش هايى گفته مى شود كه داراى، پرزهاى لطيف باشد (نهايه ابن اثير). اصل معناى آن، لباس هايى با خطوط زيبا است كه به يكى از مناطق انتساب دارد (مفردات راغب) برخى از مفسران، «زربيّة» را تخفيف يافته «آذربيّة» مى دانند كه در انتساب به آذربايجان گفته مى شود. (التحريروالتنوير)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 46 - 4
4 - حقارت و ناچيزى زخارف دنيا ، در مقايسه با موهبت هاى بهشتى
كلوا و تمتّعوا قليلاً
ناچيز شمرده شدن بهره هاى دنيوى كافران در اين آيه، با مواهب بى پايان و گسترده بهشت سنجيده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 3،4
3 - وجود تمايلات مادى ، براى انسان ، در قيامت و ارضاى كامل آنها در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
4 - بهشت ، محل ارضاى تمامى تمايلات و خواسته هاى بشر
و فوكه ممّا يشتهون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «من» در «ممّا يشتهون»براى تبعيض باشد، بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: بهشتيان از ميوه هايى كه بخشى از خواسته ها و تمايلات آنان را تشكيل مى دهد، بهره مند خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 2
2- وجود ازدواج و همسرى در بهشت
كذلك و زوّجنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 38 - 1
1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا
أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم
استفهام در «أيطمع» انكارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 39 - 1
1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا
أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم . كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 4
4 - آرميدن متقين در سايه بوستان ها و مى گسارى آنان ، در برابر محروميت جهنميان از خنكى و نوشيدنى ، انعكاسى از تقابل آثار طغيان گرى و تقوا است .
لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. حدائق و أعنبًا ... و كأسًا دهاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 12
12 - بهشتيان در بهره گيرى از ميوه ها و روزى هاى بهشت ، كمترين رنج و محنت را نخواهند برد .
كلما رزقوا منها . .. وأتوا به متشبها
مجهول آوردن كلمه «رزقوا» و «أتوا» اشاره به اين دارد كه: خدمتكارانى در بهشت روزيها و ميوه ها را در اختيار بهشتيان قرار مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 1،2
1 - بهرهورى متقين در بهشت ، از ميوه هاى فراوان آماده شده براى ايشان
لكم فيها فكهة
2 - ميوه هاى بهشت ، چندان فراوان اند كه تقواپيشگان تنها از بخشى از آن بهره مى برند .
لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون
از «منها» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه مؤمنان تنها از گوشه اى از نعمت هاى بهشت استفاده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 3
3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .
مفازًا . حدائق و أعنبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 12
12 - بهشتيان در بهره گيرى از ميوه ها و روزى هاى بهشت ، كمترين رنج و محنت را نخواهند برد .
كلما رزقوا منها . .. وأتوا به متشبها
مجهول آوردن كلمه «رزقوا» و «أتوا» اشاره به اين دارد كه: خدمتكارانى در بهشت روزيها و ميوه ها را در اختيار بهشتيان قرار مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 1
1 - تقواپيشگان ، مورد تكريم و دعوت الهى براى بهرهورى آزاد از نعمت هاى بهشتى
كلوا و اشربوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 3
3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .
مفازًا . حدائق و أعنبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 77 - 6
6- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « أفرأيت الذى كفر بآياتنا و قال لأُوتينّ مالاً و ولداً » : . . . كان لخبّاب بن الأرَتّ على العاص بن وائل حقّ فأتاه يتقاضاه ، فقال له العاص : ألستم تزعمون أنّ فى الجنّة الذهب والفضة و الحرير قال : بلى قال : فموعد ما بينى و بينك الجنّة فو اللّه لأُوتينّ فى ها خيراً ممّا أوتيت فى الدنيا ;
از امام باقر(ع) در مورد سخن خداوند «أفرأيت الذى كفر بأياتنا و قال لأُوتينّ مالاً و ولداً» روايت شده كه فرمود: خبّاب بن ارتّ از عاص بن وائل طلبى داشت نزد او آمد و حق خويش را طلب كرد. پس عاص به او گفت: مگر شما نمى گوييد كه در بهشت طلا و نقره و حرير هست. خبّاب جواب داد: بلى، عاص - از روى تمسخر - گفت: پس بهشت وعده گاه بين من و تو باشد. قسم به خداوند بهتر از آنچه در دنيا به من داده شده در آن جا به من داده خواهد شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 38 - 2
2 - ادعاى استهزاآميز كافران ، به بهشتى بودن خود بر فرض برپايى قيامت
أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم
مفسران اظهار داشته اند: كه كافران به هنگام شنيدن سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به استهزا مى گفتند: اگر آنچه پيامبر مى گويد درست باشد; ما زودتر از آنان به بهشت خواهيم رفت و از آنان سزاوارتريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 5
5 - شوق ديدار بهشت ، باعث حركت شتابان مؤمنان در قيامت و دويدن آنان در مسير منتهى به آن
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم
حركت سريع و دوان دوان مؤمنان به سوى بهشت، حكايت از اشتياق شديد آنان به ديدار آن و رساندن هر چه زودتر خود به آن جايگاه هميشگى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 4
4 - خدمت نوجوانان زيباروى بهشتى ، براى تقواپيشگان از سرشوق و پروانهوار
و يطوف عليهم غلمان لهم
تعبير «يطوف»، حركت پروانهوار و مشتقانه را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 28 - 1،3
1 - عالى ترين نوع درختان سدر ، موجود در بهشت اصحاب اليمين
و أصحب اليمين . .. فى سدر مخضود
توصيف درخت سدر به «مخضود» (بدون تيغ)، ظاهراً اشاره به نوع عالى آن دارد.
3 - استراحت اصحاب اليمين ، در سايه درختان سدر در بهشت
فى سدر مخضود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 1،4
1 - وجود درختان موز ، در بهشت اصحاب اليمين
و طلح منضود
درباره واژه «طلح» چند معنا ذكر كرده اند كه يكى از آنها «موز» است.
4 - بهشت اصحاب اليمين ، معطر با عطر گل هاى درختان اقاقيا
و طلح منضود
برخى از مفسران «طلح» را به «ام غيلان» (درخت اقاقيا) تفسير كرده اند. درخت اقاقيا داراى گلى بسيار خوشبو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 30 - 1،2
1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى سايه اى پايدار و زايل نشدنى
و ظلّ ممدود
«ممدود»; يعنى، كشيده شده. مفسران عبارت «ظلّ ممدود» را به سايه دائم و هميشگى تفسير كرده اند.
2 - اصحاب اليمين ، همواره در هواى مطبوع بهشت قرار داشته و از گزند گرماى خورشيد در امان خواهند بود .
و ظلّ ممدود
«ظلّ» عطف بر «سدر» و خبر براى مبتداى محذوف است. تقدير آن «و هم فى ظلّ ممدود» مى باشد. گفتنى است كه تعبير بالا، كنايه از مطبوع بودن هواى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 31 - 1،3
1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى آبى همواره جارى
و ماء مسكوب
«ماء مسكوب»; يعنى، آبى كه همواره ريزان است.
3 - اصحاب اليمين ، شاد و سرخوش در كنار چشمه هاى همواره ريزان بهشت
و ماء مسكوب
عبارت «و ماء مسكوب» به تقدير «هم فى ماء مسكوب» است; يعنى، ايشان در كنار آب هاى هميشه ريزان به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 32 - 1،2
1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى ميوه هاى فراوان
و فكهة كثيرة
2 - تنوع و فراوانى ميوه ها در بهشت اصحاب اليمين
و فكهة كثيرة
«كثرت» در آيه شريفه هم شامل كثرت در مقدار و هم شامل كثرت در نوع ميوه مى شود، برداشت ياد شده ناظر به معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 1،2
1 - وجود ميوه هاى فراوان در بهشت اصحاب اليمين ، هميشگى است ; نه فصلى و مقطعى
و فكهة كثيرة . لامقطوعة
2 - در بهشت اصحاب اليمين ، هرگز مانعى همچون سير بودن ، بيمار بودن ، در دسترس نبودن و . . . براى تناول ميوه وجود ندارد .
و فكهة . .. و لاممنوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 34 - 1،2
1 - وجود فرش هاى عالى و گران ب ها در بهشت اصحاب اليمين
و فرش مرفوعة
«فُرُش» جمع «فراش» است و «فراش» به چيزى گفته مى شود كه پهن باشد و انسان بتواند روى آن استقرار پيدا كند. ازاين رو در قرآن بر «زمين»، «مركب»، «فرش»، «تشك» و «تخت»، «فراش» اطلاق شده است. بنابراين «و فرش مرفوعة» مى تواند به معناى فرش هاى نفيس و گران بها باشد.
2 - استفاده اصحاب اليمين در بهشت ، از تخت هاى بلند و با شكوه
و فرش مرفوعة
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «فرش» به معناى تخت ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 38 - 1
1 - بهشت ، جلوه گاه امتنان و لطف عظيم الهى به اصحاب اليمين
إنّا أنشأنهنّ إنشاءً . .. لأصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 1
1 - كسانى كه نامه اعمالشان به دست راست آنان داده مى شود ، در بهشت برين جاى خواهند داشت .
إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه . .. فى جنّة عالية
«عالية» هم مى تواند بيانگر علوّ قدر و منزلت باشد و هم به علوّ مكانى اشاره داشته باشد. در اين صورت مقصود از آن، مسرّت آفرين بودن بوستان هاى بهشتى است; زيرا صاحبان آنها به خوبى بر همه مناظر آن اشراف داشته و از اين رهگذر لذت برده و مسرور خواهند شد. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 40 - 1،2
1 - اصحاب اليمين ( خوبان و نيكان ) ، در بوستان هاى پرعظمت و وصف ناپذير جاى خواهند گرفت .
أصحب اليمين . فى جنّ-ت
«جنّات» جمع «جنّت» (بوستان) است و تنوين آن بر تعظيم دلالت دارد.
2 - اصحاب اليمين در بهشت ، به گفتوگو و پرسوجو از يك ديگر خواهند پرداخت .
يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 41 - 1
1 - پرسوجوى اصحاب اليمين در بهشت ، از وضعيت مجرمان در قيامت
عن المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 1
1 - بهشت ، جايگاهى سرشار از امن و آسايش و از هر جهت آماده براى ماندن و استقرار بهشتيان است .
جنّت عدن
در باره اين كه مراد از «عدن» چيست، نظرياتى از سوى مفسران ابراز گرديده است. برخى آن را نام يكى از بهشت هاى هشت گانه دانسته اند، و برخى ديگر معناى لغوى آن را لحاظ نموده و آن را به «اقامت كردن» معنا كرده اند. در اين صورت «عدن» قيدى توضيحى براى «جنّات» خواهد بود نه قيد احترازى. گروهى ديگر «عدن» را اسم خاص براى زمين بهشت مى دانند و مى گويند جايگاه اقامت بودن بهشت، باعث اين نام گذارى است. گفتنى است كه «محل اقامت» در مقام تمجيد به جايى گفته مى شود كه همه شرايط آسايش در آن فراهم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 15
15 - بهشتى كه آدم و حوا ( ع ) در آن مى زيستند ، بوستانى مادى و داراى آثار و خواص ماده بود .
يخصفان عليهما من ورق الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 2،8
2 - بهشت، خانه اى داراى امنيت و آرامش كامل است.
لهم دارالسلم
چنانكه مفسران گفته اند مراد از دارالسلام مى تواند بهشت باشد كه از ويژگيهاى آن سلامت و امنيت است.
8 - دارالسلام (بهشت و جايگاه امن الهى) پاداش كردار مستمر هدايت يافتگان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 8
8 - اصحاب اعراف با فريادى رسا سلامت و امنيت كامل را به مؤمنان راهى بهشت مژده مى دهند .
و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «سلم عليكم» جمله اى اخبارى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 5،6
5 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن
ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون
6 - بهشت ، جايگاهى أمن ، بى خطر و به دور از حوادث حزن آور
لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 25 - 1
1 - بهشت ، سرايى است سراسر سلامت ، امنيت و آرامش .
و اللّه يدعوا إلى دارالسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 2
2- بهشت ، جايگاه ماندن و استقرار و سرشار از امنيت و آسايش
جنّت عدن
برخى «عدن» را مصدر و به معناى اقامت كردن مى دانند و برخى ديگر آن را علَم براى زمين بهشت دانسته و گفته اند: اين نام بدان جهت بر بهشت نهاده شده كه جايگاه اقامت و استقرار است (كشاف، ج 3). در هر صورت اين كلمه بر اين كه بهشت محل استقرار است، دلالت دارد. لازم به ذكر است محل استقرار - در مقام تمجيد - به جايى گفته مى شود كه همه شرايط اقامت را دارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 1
1 - بهشت ، جايگاهى سرشار از امن و آسايش و از هر جهت آماده براى ماندن و استقرار بهشتيان است .
جنّت عدن
در باره اين كه مراد از «عدن» چيست، نظرياتى از سوى مفسران ابراز گرديده است. برخى آن را نام يكى از بهشت هاى هشت گانه دانسته اند، و برخى ديگر معناى لغوى آن را لحاظ نموده و آن را به «اقامت كردن» معنا كرده اند. در اين صورت «عدن» قيدى توضيحى براى «جنّات» خواهد بود نه قيد احترازى. گروهى ديگر «عدن» را اسم خاص براى زمين بهشت مى دانند و مى گويند جايگاه اقامت بودن بهشت، باعث اين نام گذارى است. گفتنى است كه «محل اقامت» در مقام تمجيد
به جايى گفته مى شود كه همه شرايط آسايش در آن فراهم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 123 - 9
9 - بهشت آدم ، محيط صفا و صلح و تأمين كامل نياز ها و عارى از بروز دشمنى در ميان ساكنان آن بود .
إنّ لك ألاّتجوع . .. اهبطا ... بعضكم لبعض عدوّ
چون موضوع دشمن به عنوان مجازات و اقتضاى هبوط مطرح گرديده. چنين برمى آيد كه در مسكن قبلى آدم(ع) (بهشت) چنين عارضه اى در كار نبوده و به خاطر فراهم بودن نيازمندى ها، زمينه هاى عداوت منتفى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 1
1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 3
3 - بهشتيان ، به دور از ملال و دلسردى نسبت به نعمت هاى اخروى
جنّتان . .. ذواتا أفنان
در صورتى كه «أفنان» به معناى انواع باشد، در حقيقت تذكر به آن، براى افاده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 1،2
1 - وجود انواع ميوه ها - خصوصاً خرما و انار- در بهشت ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - ميوه هاى متنوع - به ويژه خرما و انار - در بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 3
3 - ظرف ها و جام هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در هندسه و اندازه هاى بسيار دقيق است .
قدّروها تقديرًا
نصب «تقديراً»به جهت مفعول مطلق بودن آن براى فعل «قدّروا» است و اين در حقيقت تأكيدى براى مفاد آن فعل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 5
5 - اندازه گيرى و هندسه ظرف ها و جام هاى بهشتى و مقدار محتواى آنها ، به سفارش و خواسته خود بهشتيان است .
قدّروها تقديرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه فاعل «قدّروا» خود ابرار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 5،6
5 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن
ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون
6 - بهشت ، جايگاهى أمن ، بى خطر و به دور از حوادث حزن آور
لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 6
6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان
و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال
مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 1
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 112 - 1
1 - ادعاى اهل كتاب مبنى بر اختصاص بهشت به آنان ، ادعايى بى اساس است .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى . .. بلى
كلمه «بلى» براى ابطال ادعاى مطرح شده به كار مى رود. بنابراين، «بلى» در آيه شريفه دلالت بر بطلان سخن يهود (لن يدخل الجنة ...) دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 11
11 - بهره مندى از بهشت جاويدان ، جلب خشنودى خدا ، و دلشاد بودن از وى ، رستگارى و موفقيتى بس بزرگ
لهم جنت . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه ذلك الفوز العظيم
در برداشت فوق «ذلك» اشاره به تمامى پاداشهاى مذكور در آيه گرفته شده است. و «ال» در «الفوز» براى استغراق مجازى است يعنى پاداشهاى مذكور كمال رستگارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 5
5- نيل به بهشت ، تنها دستاورد شايسته و بدون زيان در برابر سرمايه عمر و جان آدمى است .
أُولئك الذين خسروا أنفسهم . .. إن الذين ءامنوا ... أُولئك أصحب الجنة
عنوان كردن بهشت ، به عنوان پاداش مؤمنان در مقابل زيانكارشمردن كفرپيشگان ، اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 10 - 2
2 - سعادت و رستگارى اخروى ، در سايه دستيابى به بهشت
قد أفلح المؤمنون . .. أُولئك هم الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 16،17
16 - ره يابى به بهشت جاودان و زودوده شدن گناهان ، رستگارى بزرگ و حقيقى در بينش الهى
و كان ذلك عند اللّه فوزًا عظيمًا
17 - ورود به بهشت جاودان ، كاميابى واقعى است و نه سرخوشى ها و پيروزى هاى مقطعى زندگى دنيوى .
و كان ذلك عند اللّه فوزًا عظيمًا
تصريح به «كان ذلك. ..»، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه اگر صلح حديبيه، در نظر شما يك پيروزى و مايه خشنودى است; توجه داشته باشيد كه اين امور زودگذر است و رستگارى واقعى در بهشت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 1،2
1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .
و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لمثل هذا فليعمل العملون
«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت جاودان بود.
2 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ( رستگارى بزرگ ) ، تنها هدف شايسته براى هرگونه سعى و تلاش در زندگى آدمى
لمثل هذا فليعمل العملون
از تقدم جار و مجرور (لمثل) بر عامل خود (فليعمل) - كه مفيد حصر است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 3
3 - ميوه و گوشت ، دو غذاى مهم در بهشت
و أمددنهم بفكهة و لحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 3
3ارزش ها و لذت هاى بهشتى ، فراتر از تصوّر و انديشه بشر
مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون
در صورتى كه واژه «مثل» به معناى تمثيل و تشبيه باشد; مى رساند كه بيان نعمت هاى اخروى بدون استفاده از تمثيل و تشبيه، براى بشر قابل فهم نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 3
3 - ميوه و گوشت ، دو غذاى مهم در بهشت
و أمددنهم بفكهة و لحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 10
10 - دستيابى به غفران الهى و نعمت هاى جاودان بهشت ، رستگارى بزرگى است .
يغفر لكم ذنوبكم . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 8
8 - اهميت نقش نهر هاى بهشت ، در زيبايى و جذابيت آن
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از اين كه خداوند، تنها وصفى را كه براى باغ هاى بهشت ياد كرده وصف «تجرى. ..» است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 10
10 - هابيل ، معتقد به معاد و معارف دين و داراى يقين به بهشت و دوزخ و آگاه به كيفر و پاداش اعمال
انى اخاف اللّه رب العلمين . .. تبوأ باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 1
1 - تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از چندين باغ و تاكستان بزرگ ، با انگورى فراوان
حدائق و أعنبًا
«حديقة» (مفرد «حدائق») به باغى گفته مى شود كه اطراف آن را برجستگى هاى طبيعى يا دست ساز احاطه كرده باشد (لسان العرب). كلمه «حدائق» بدل براى «مفازاً» و بيانگر اين است كه بوستان هاى متعدد، گوشه اى از جايگاه سعادت و خوشبختى متقين است. نكره آوردن «حدائق» و «أعناب»، براى بيان عظمت آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 5
5 - بهشت داراى بوستان هاى فراوان است .
أن لهم جنّت
برداشت فوق با توجه به جمع بودن كلمه «جنات»، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 11
11 - وجود باغ هاى متعدّد در آخرت ، براى متّقين
للّذين اتّقوا عند ربّهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 8،9
8 - بهشت ، داراى نهر ها و باغ هاى متعدد
لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
9 - جريان نهر هاى متعدد ، در زير باغ هاى بهشت
جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 6
6 - بهشت ، داراى باغ هاى متعدد ، نهر هاى جارى و جاودانه است .
جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 27
27 - بهشت ، داراى نهر هاى جارى و باغ هاى متعدد
جنت تجرى من تحتها الانهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 11
11 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد و سرشار از نعمت
لادخلنهم جنت النعيم
«نعيم» به معناى فراوان است. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 6
6 - كثرت باغ هاى بهشت و فراوانى نهر هاى جارى در آن
جنت تجرى من تحتها الانهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 6
6 - بهشت داراى باغ ها و بوستان هاى بسيار با نهرهايى جارى از زير درختان انبوه آن
لهم جنت تجرى من تحت الانهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 8
8 - نعمتِ سرشارِ باغ ها و بوستان هاى بهشت ، جاودان و زوال ناپذير است .
جنت لهم فيها نعيم مقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 2،15
2 - باغ هاى پوشيده از درختان
جنت تجرى
«جنة» (مفرد جنات) به بوستانى گفته مى شود كه زمين آن پوشيده از درخت باشد.
15 - بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 3
3 - باغ هاى بهشت ، متعدد و داراى نهر هاى فراوان
لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 10
10 - باغ هاى بهشت ، سرشار از نعمت هاى الهى است .
فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 1
1- جايگاه تقواپيشگان ، باغ ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 1
1- استقرار در باغ هاى بهشت ، از جمله پاداش هاى مؤمنان نيك كردار است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. أُولئك لهم جنّ-ت عدن
جمله «أُولئك. ..» يا خبر يكم براى «إنّ» در صدر آيه قبل است و يا خبر دوم و احتمال سوم آن است كه جمله مستأنفه باشد در هر صورت، مشاراِليه «أُولئك» «الذين امنوا...» در آيه قبل است. «عَدنْ» به معناى اقامت گزيدن و مستقر شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 1،2
1- بوستان هاى فردوس ، منزل گاهى تضمين شده براى نيك كردارانِ مؤمنِ به آيات الهى و قيامت است .
إنّ الذين ءامنوا . .. نزلاً
متعلق ايمان در «آمنوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره كفر به آيات و لقاى پروردگار بود - ايمان به آيات و قيامت است. «فردوس» يعنى «وادى سرسبز». برخى از زبان شناسان، آن را كلمه اى رومى مى دانند كه به زبان عرب وارد شده است (تاج العروس) كلمه «نزل» در معانى «منزل» و «وسايل پذيرايى» و... استعمال مى شود. برداشت ياد شده، براساس معناى نخست است. فعل ماضى (كانت) درباره حوادث آينده، بر وقوع حتمى و تضمين شده آن حوادث دلالت دارد.
2- باغ هاى سرسبز آخرت ، وسيله پذيرايى از مؤمنان نيك كردار است .
كانت لهم جنّت الفردوس نزلاً
يكى از معانى «نزل»، «غذا» و يا «امكانات ديگرى است كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى شود. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 4
4 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سار هاى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 5
5 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سارهايى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 1
1 - بوستان عظيم بهشتى ، پاداش مؤمنان نيك كردار است .
فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فهم فى روضة
نكره آورده شدن «روضة» دلالت بر عظمت آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 1،3،4،5
1 - باغ هاى بهشتى مهيّا براى پذيرايى ، پاداش مؤمنان نيك كردار است .
أمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فلهم جنّت المأوى نزلاً
3 - منزل گاه واقعى مؤمنان ، باغ هاى بهشت است .
فلهم جنّت المأوى
«مأوى» اسم مكانى از ريشه «أوى» به معناى «پناه گاه» است. اضافه شدن «جنّات» به «الماوى» حكايت از جايگاه حقيقى بودن آن براى مؤمنان مى كند.
4 - باغ هاى بهشت ، تنها به عنوان پيش پذيرايى از مؤمنان نيك كردار است و نه پاداش كامل آنان .
فلهم جنّت المأوى نزلاً
«نزل» در لغت به چيزى گفته مى شود كه براى مهمان تهيه و آماده مى شود (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «نزلاً» حال براى «جنّات» و مفيد معناى ياد شده است.
5 - پيشكش باغ هاى بهشت به مؤمنان نيك كردار ، پاداشى فوق تصور و روشنى بخش ديده آنان است .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين . .. فلهم جنّت المأوى نزلاً
جمله «فلهم جنّات المأوى. ..» مى تواند تأكيدى بر «ما أُخفى لهم...» و نيز نمادى از آنچه در خفا، براى مؤمنان در نظر گرفته شده، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 2
2 - بندگان مخلَص خدا ، بهره مند از بزم خوش و مجلس انس در بوستان هاى بهشتى
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
روياروى هم قرار داشتن بندگان خالص خدا، اشاره به انس و محبت متقابل و بزم خوش آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 3
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 3،5
3 - باغ هاى جاويدان بهشت ، فرجامى نيك براى انسان ها
لحسن مئاب . جنّ-ت عدن
5 - درب هاى باغ هاى جاويدان بهشت ، به روى تقواپيشگان باز و گشوده است .
مفتّحة لهم الأبوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 1،2
1 - تقواپيشگان ، در باغ هاى بهشتى بر تخت ها تكيه مى زنند .
متّكئين فيها
مقصود از تكيه كردن بهشتيان - به قرينه آيات مشابه - (على الأرائك متّكئين) [سوره يس (36) آيه 56 ]تكيه زدن آنان بر تخت هاى بهشتى است.
2 - آرامش كامل تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى
متّكئين فيها
برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه تعبير «متّكئين فيها» كنايه از آرامش كامل باشد; زيرا اين حالت مربوط به كسانى است كه در آرامش به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 9،10
9 - مؤمنان نيك كردار ، ايمن در قيامت و برخوردار از بوستان هاى بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى روضات الجنّات
از تقابل «ترى الظالمين» با «و الذين ءامنوا» مطلب ياد شده استفاده مى شود.
10 - بهشت ، داراى باغ هايى خرم و سرسبز با درختانى انبوه
فى روضات الجنّات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 1
1- بوستان ها و چشمه ساران بهشت ، جايگاه امن تقواپيشگان
إنّ المتّقين فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 15 - 2
2 - بهشت ، داراى باغ هاى پوشيده از درختان و چشمه ساران متعدد
فى جنّ-ت و عيون
«جنّت» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود و «عيون» (جمع «عين») به معناى چشمه ساران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 2
2 - باغ هاى بهشت ، پوشيده از درختان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت
«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 54 - 1،3
1 - استقرار حتمى تقواپيشگان ، در باغ هاى پر درخت و كنار نهر هاى بهشت
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده شده از درختان گفته مى شود.
3 - باغ ها و نهر هاى بهشتى ، پاداش عملكرد خود متقين
و كلّ شىء فعلوه . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نقش مؤثر عمل در پاداش و كيفر انسان بود، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 3
3 - باغ هاى بهشت ، مزين به حوريان خمارچشم مصون مانده از دست هر بيگانه
فيهنّ قصرت الطرف لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
برداشت بالا بدين احتمال است كه «قاصرات الطرف» كنايه از چشم خمار باشد كه در نتيجه خمارى پلك ها بهم نزديك شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 11
11 - وجود نهر هاى هميشه روان در باغ هاى بهشت
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
به كارگيرى فعل مضارع «تجرى»، بيانگر هميشگى بودن جريان نهرها در بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 18
18 - بوستان هاى بهشت ، پوشيده از درختان است .
و يدخلهم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 3
3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او
تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 1
1 - مؤمنان و مسلمانان راستين ، بهره مند از بوستان هاى بهشتى
إلاّ المصلّين . .. أُولئك فى جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 38 - 3
3 - بهشت ، بوستانى پرنعمت
جنّة نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 12 - 1
1 - بوستانى بزرگ و پرنعمت و لباسى فاخر از حرير ، پاداش ابرار در قيامت
إنّ الأبرار . .. و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا
«جنّة» به معناى بوستان است و تنكير آن بر تعظيم و تفخيم دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 1
1 - استقرار در باغ هاى بهشت و جاودانگى در آن ، پاداش تضمين شده خداوند براى مؤمنان نيكوكردار
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 4
4- بهشت عدن دربردارنده باغ ها و بوستان هاى متعدد
جن-ّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 2
2 - بزم عيش و نوش بهشتيان ، همواره مزيّن به پياله ها ، تخت ها و بالش هاى آماده است .
و نمارق مصفوفة
مراد از «رديف بودن» بالش ها، فراهم بودن آنها در نقطه اى است كه بهشتيان براى استراحت خود، لازم داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 4
4- حضور انسان ها در بهشت ، جسمانى است .
و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا على سرر متقبلين
بهشت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 8
8- « عن أبى بصير قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يقول : إن المؤمن يعطى يوم القيامة كتاباً يلقاه منشوراً مكتوب فيه : كتاب الله العزيز الحكيم ، ادخلوا فلاناً الجنة ;
ابى بصير گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: همانا در روز قيامت نامه اى به مؤمن داده مى شود كه او را گشوده مى بيند و در آن نوشته شده كه اين نامه خداوند عزيز و حكيم است; فلانى را داخل بهشت كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 8
8 - تلاش آدم و همسرش در پوشاندن شرمگاهشان با برگ درختهاى بهشت
و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة
كلمه «طفق» از افعال مقاربه، و به معناى «شروع كرد» است. قرار دادن قسمتى از دو يا چند چيز را بر يكديگر و به هم
دوختن آنها را خصف مى گويند و چون «يخصفان» به «على» متعدى شده، معناى نهادن نيز در آن تضمين شده است. يعنى آدم و حوا برگها را به يكديگر متصل كردند و آنها را بر شرمگاه خويش نهادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 11
11 - بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان
أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 23
23 - مژده خداوند به مجاهدان و معامله گران جان و مال خويش در قبال بهشت
فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 1
1 - بشارت اهل ايمان به بهشت با توصيف و بيان نعمت هاى آن از وظايف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و بشر الذين ءامنوا . .. و هم فيها خلدون
«أنّ لهم . ..» به تقدير حرف «باء»، متعلق به «بشّر» است; يعنى: «بشّر الذين آمنوا بأنّ لهم ...»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 12
12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل
«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 11
11 - فرشتگان ، بشارت دهنده موحدان پايدار بر حق ، به بهشت موعود
و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون
«الإبشار» (مصدر «أبشروا») به معناى مسرور بودن است. بنابراين «أبشروا بالجنّة»; يعنى، به بهشت مسرور و خوشنود
باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 1
1 - فضل و بخشش بى كران الهى در بهشت ، بشارت خداوند به مؤمنان نيك كردار
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ذلك الذى يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و ع
«ذلك» اشاره به بهشت و تفضل الهى دارد كه در آيه قبل ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 1
1- نويد الهى به ورود مؤمنان نيك كردار ، به باغ هاى بهشت با تكريم و اجلال
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
واژه «يدخل» و اسناد فعل به خداوند، مى رساند كه مؤمنان با تكريم و اجلال و در سايه لطف و اراده الهى، گام در بهشت مى نهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 19
19 - بهشت ، مژدگانى مؤمنان راستين
إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. بأن لهم الجنة ... و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 9
9 - قيامت ، روز دريافت بشارت بهشت براى مردان و زنان مؤمن
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 10
10 - بشارت دربانان بهشت به تقواپيشگان ، مبنى بر در امنيت و سلامت بودن آنان در بهشت جاويدان
و قال لهم خزنتها سلم عليكم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «قال لهم خزنتها سلام»، جمله اخبارى باشد; يعنى، درصدد اخبار از آينده تقواپيشگان در بهشت و در واقع بشارت به ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 15
15 - بهشت داراى بعد مكانى و زمانى *
أن لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر كلما رزقوا منها
«كلما» به معناى هرگاه، بر وجود بعد زمانى دلالت دارد و كلمه «تحتها» از بعد مكانى حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 15
15 - بهشت داراى بعد مكانى و زمانى *
أن لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر كلما رزقوا منها
«كلما» به معناى هرگاه، بر وجود بعد زمانى دلالت دارد و كلمه «تحتها» از بعد مكانى حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 7
7 - بهشت ، داراى ابعاد مكانى است .
تحتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 49 - 3
3 - تميزى و دوشيزگى ، از اوصاف زنان بهشتى
كأنّهنّ بيض مكنون
تشبيه به پوشيده بودن تخم ها زير پر شترمرغ، كنايه از تمييز بودن زنان بهشتى است و مصون بودن آنان - كه مفاد عبارت «مكنون» مى باشد - كنايه از محفوظ ماندن آنان از دستبرد ديگران و دوشيزگى ايشان است.
بلندى باغهاى بهشت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 3
3 - بوستان هاى مؤمنان در بهشت ، مسرت آفرين و در جايى بلند قرار دارد .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 1
1 - بهشت برين ، داراى تخت هايى بر افراشته و با عظمت
فيها سرر مرفوعة
«سرير» (مفرد «سرر»)، به معناى مكان دراز كشيدن است (قاموس). اين كلمه به معناى جايگاه جلوس نيز آمده و با سرور (شادمانى)، از يك ريشه است. تناسب آن اين است كه «سرير» ويژه رفاه مندان است (مفردات راغب). نكره آوردن «سرير»، براى بيان عظمت است و توصيف آن به «مرفوعة» - با آن كه «سرير» همواره از زمين برجسته است - تأكيدى بر كمال برجستگى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 3
3 - غرفه ها و قصر هاى بهشت ، بلند و با شكوه است .
من الجنّة غرفًا
«غرفة» مفرد «غرف» به «بناى بلند» گفته مى شود (مفردات راغب). نكره آوردن آن دلالت بر شكوه و عظمت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 1،3،10
1 - بنا هاى برافراشته و درجات عالى در بهشت ، پاداش بندگان خدا ( عباد الرحمان ) است .
و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة
برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- «أُولئك» اشاره به «عبادالرحمان» است. 2- «غرفة» به معناى بناى مرتفع و برافراشته است. در آيه شريفه نيز مى تواند هم در معناى لغوى خود به كار رفته باشد و هم مى تواند منزلت و مقام رفيع مقصود باشد.
3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم
متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.
10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .
و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 1
1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا
و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا
«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 1،2،4
1 - بندگان مخلَص خدا ، بر تخت هاى بهشتى روياروى هم تكيه خواهند زد .
على سرر متقبلين
«سرر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است.
2 - بندگان مخلَص خدا ، بهره مند از بزم خوش و مجلس انس در بوستان هاى بهشتى
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
روياروى هم قرار داشتن بندگان خالص خدا، اشاره به انس و محبت متقابل و بزم خوش آنان دارد.
4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 1،3،4
1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس
«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.
3 - در دسترس بودن شراب و فراوانى و مستمر بودن آن ، براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
تعبير دور دادن شراب بر سر بهشتيان، بيانگر در دسترس بودن آن است و آمدن «يطاف» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين عمل دارد.
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 3
3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 5 - 2
2 - مىِ بهشت ، معطّر و پيراسته از بوى آزاردهنده
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 17 - 2
2 - مى بهشت ، معطّر و پيراسته از بوى آزاردهنده
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 27 - 3
3 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) قال : قوله تعالى « و مزاجه من تسنيم » قال : هو أشرف شراب فى الجنّة يشربه محمّد (صلی الله علیه و آله) و آل محمّد (صلی الله علیه و آله) ، . . . تَسْنَمْ عليهم من اعالى دُورِهم ;
امام باقر(ع) از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت كرده كه فرمود: [درباره] قول خداى تعالى «و مزاجه من تسنيم». تسنيم بهترين نوشابه اى است كه در بهشت هست و آن را محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله) مى نوشند ... و از[ منطقه ]بالاى منزل هايشان بر آنان جريان پيدا
مى كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 15
15 - از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است : « ان اطيب شىء فى الجنة و ألذّه حب اللّه و الحب فى اللّه و الحمد للّه قال اللّه عزوجل : « و آخر دعواهم ان الحمدللّه رب العالمين » . . . ;
دلپذيرترين و لذت بخش ترين چيز در بهشت، دوستى خدا و دوستى در راه خدا و «حمد» براى خداست. خداى عزوجل فرمود: آخرين دعا [و گفتار ]مؤمنان در بهشت «الحمدللّه رب العالمين» است» ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . .و أمّا قوله « و من دونهما جنّتان » يقول من دونهما فى الفضل و ليس من دونهما فى القرب و هما لأصحاب اليمين و هى جنّة النعيم و جنّة المأوى . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده: . ..اما اين قول خداوند «و من دونهما جنّتان» مى فرمايد: پايين تر از آن دو در فضيلت نه پايين تر در نزديكى (مكانى) و آن دو بهشت براى اصحاب اليمين است و آن [معروف] به «جنّة النعيم» و «جنّة المأوى» مى باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 6،7
6 - بهشتِ برزخى پاداش و جايگاه مؤمن انطاكيه
قيل ادخل الجنّة
7 - وجود زندگى بهشتى در عالم برزخ
قيل ادخل الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 9
9 - برخوردارى از رحمت و رضوان الهى و بهشت سرشار از نعمتِ زوال ناپذير ، نمودى از رستگارى انسان است .
و أولئك هم الفائزون. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت لهم فيها نعيم مقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 24 - 5
5 - بهشت نخستين آدم و حوا، مكانى غير از زمين و بالاتر و برتر از آن بود.
و يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة . .. قال اهبطوا
جمله «و لكم فى الأرض مستقر» دلالت مى كند كه بهشتى كه آدم و حوا در آن سكونت داشتند در زمين نبوده است و كلمه «اهبطوا» حكايت از آن دارد كه آن مكان برتر و بالاتر از زمين بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 1
1 - خائفان مقام پروردگار ، علاوه بر دو بوستان بهشت ، از دو بوستان ديگر نيز برخوردارند .
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . .. و من دونهما جنّتان
واژه «دون» - در «من دونهما» - در صورتى كه به معناى «غير» باشد بيانگر برداشت بالا خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 8،9
8 - بهشت، حقيقتى موجود در آسمان
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «السماء» در جمله «لاتفتح . ..» حقيقتى مقابل زمين باشد. در اين صورت مراد از نگشودن درهاى آسمان، به قرينه فراز بعد، باز نبودن آنها براى ورود كافران به بهشت خواهد بود.
9 - آسمان حاوى بهشت، داراى درهايى متعدد و راههايى گوناگون براى ورود به آن جايگاه برين
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 22 - 5
5 - بهشت موعود الهى ، در آسمان قرار دارد . *
و فى السّماء . .. و ما توعدون
با توجه به اين كه عمده ترين وعده خداوند به آدميان بهشت است، بسيارى از مفسران «ما توعدون» را به معناى بهشت
گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 1
1 - بهشت در قيامت ، به جايگاهى نزديك مردم آورده خواهد شد .
و إذا الجنّة أُزلفت
«ازلاف» (مصدر «اُزلفت»); يعنى، نزديك آوردن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 6
6 - وجود خانه هاى عالى و پاكيزه براى مؤمنان نيك كردار در « جنات عدن »
و مسكن طيبة فى جنت عدن
«جنات عدن» مى تواند نامى خاص باشد و غير از «جنات تجرى . .. » به شمار آيد. برداشت فوق برگرفته از اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 6
6- وارد شدگان به بهشت عدن متشكل از طايفه اى كه بالأصاله مستحق آن جايگاهند و طايفه اى كه به تبع آنان به آن جايگاه برين برده خواهند شد .
جن-ّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
عطف شدن «من صلح . ..» بر ضمير «يدخلون» حاكى است كه طوايف مذكور (اباءهم و ...) از كسانى نيستند كه داراى همه اوصاف ياد شده در آيات قبل باشند و در نتيجه بالأصاله مستحق جنات عدن باشند و گرنه لازم به عطف نبود زيرا جمله «يدخلونها» شامل آنان نيز مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 1
1 - بهشت پاينده ، فضل بزرگ الهى
ذلك هو الفضل الكبير . جنّ-ت عدن يدخلونها
«جنّات» بدل از «الفضل الكبير» و «عدن» به معناى اسقرار و پايندگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 3
3 - جايگاه بهشت پيش از برپايى قيامت ، در فاصله اى دور نسبت به جايگاه مردم است .
و إذا الجنّة أُزلفت
از آنجا كه ظاهر آيه شريفه نزديك آوردن بهشت است; نه نزديك ساختن مردم به آن، مى توان گفت: جايگاه بهشت در آغاز برپايى قيامت به عرصه محشر نزديك نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 46 - 4
4 - بيمناكان از مقام پروردگار ، برخوردار از بهشتى مادى و بهشتى معنوى *
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان
تثنيه آمدن «جنّتان» ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد; چه اين كه برخى از مفسران نيز بدان اشاره كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 -
5،6،8،9،12،14،15،16،17
5 - آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، مقصود بايسته اى براى اهل ايمان
و سارعوا الى مغفرة من ربّكم . .. اعدّت للمتّقين
6 - نيل به آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، برانگيزنده اهل ايمان به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
جمله «سارعوا الى . .. »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)، براى ايجاد انگيزه و نيز تشويق مؤمنان به پيروى از خدا و پيامبرش است.
8 - ورود به بهشتِ تقواپيشگان ، در گرو آمرزش گناهان
و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين
تقديم ذكرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بيانگر تقدّم خارجى آن است; يعنى نخست بايد آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقين.
9 - بهشتِ تقواپيشگان ، منزلگاه پاكان
و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين
چون درآمدن به بهشتِ مهيّا شده براى تقواپيشگان در گرو آمرزش گناهان است، آن بهشت، جايگاه پاكان از گناه خواهد بود.
12 - بهشت موعود اهل تقوا ، داراى وسعتى به پهنه آسمان ها و زمين
و جنّة عرضها السّموات و الأرض اعدّت للمتّقين
بنابر اينكه مراد از «عرض»، وسعت باشد، نه عرض مقابلِ طول.
14 - بهشت ، در انتظار تقواپيشگان است و براى آنان مهيا شده .
و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين
15 - اطاعت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، جلب رحمت الهى و آمرزش گناهان ، مراحلى در طول هم براى ورود به بهشت متّقين
و اطيعوا اللّه و الرّسول لعلّكم ترحمون. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها
16 - بهشتِ تقواپيشگان ، اكنون حاضر و آماده است .
اعدّت للمتّقين
كلمه «اعدّت» (مهيّا شده)، به صيغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل بهشت دارد.
17 - بهشت ، در اصل ، براى تقواپيشگان آفريده و مهيّا شده است .
و جنّة . .. اعدّت للمتّقين
بنابر اينكه توصيف «جنّة» به صفت «اعدّت للمتّقين»، وصف توضيحى باشد و نه احترازى; يعنى بهشت، جايگاهى براى تقواپيشگان است و اگر ديگران وارد شوند، به تَبَع خواهد بود، نه بالاصالة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 46 - 4
4 - بيمناكان از مقام پروردگار ، برخوردار از بهشتى مادى و بهشتى معنوى *
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان
تثنيه آمدن «جنّتان» ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد; چه اين كه برخى از مفسران نيز بدان اشاره كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 7
7 - اميد نيل به آمرزش الهى و بهشت ، برانگيزنده اهل ايمان براى شركت در نبرد با دشمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
چون آيات پيشين درباره نبرد و رويارويى با كافران بود، گويا آيات مورد بحث به منظور دستورالعملى است براى اينكه جامعه ايمانى را به گونه اى تربيت كند كه ديگر همچون نبرد اُحُد، دلبسته به دنيا نباشد و دچار دلهره و ترس نگردد تا هميشه بر دشمنان دين غالب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 5
5 - بهشت مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، جاودانه ، داراى نهر هاى جارى و سايه هاى پيوسته ( هواى مطبوع و ملايم )
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و ندخلهم ظلا ظليلا
«ظلّ» به معناى سايه و «ظليلا» تأكيد آن و ظاهراً كنايه از مطبوعيت هواى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 8
8- بهشت ، دور از هرگونه حزن و اندوه
فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون . أُولئك أصحب الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 7
7 - بهشتيان براى هميشه بهره مند از بهشت جاويدان و نعمت هاى آن
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 9
9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 1
1 - بهشتيان پس از ورود به بهشت با فريادى رسا دوزخيان را مخاطب قرار داده و با آنان سخن مى گويند .
و نادى اصحب الجنة اصحب النار
«نداء» به معناى فرياد زدن و كسى را با صدايى بلند خواندن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 3
3- بهرهورى بى ضرر و زيان بهشتيان ، از انواع خوراكى هاى مورد تمايل خويش
يدعون فيها بكلّ فكهة ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 4
4- بهشت در تمامى امكانات و نعمت هايش ، ايمن از هرگونه ناگوارى و زيان براى بهشتيان
يدعون فيها بكلّ فكهة ءامنين
با توجه به اين كه «فاكهة»، در ميان ساير بهرهورى هاى بهشتيان خصوصيتى ندارد; وصف «آمنين» مى تواند بيانگر تمامى نعمت ها و امكانات بهشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 47 - 1
1 - شراب بهشتيان ، از هرگونه ضرر و زيان و پى آمد ناگوار ، به دور و خالص است .
لا فيها غول
«غول» به معناى فساد و آسيبى مخفى است كه ديده و حس نشود. مقصود از آن در آيه شريفه، پى آمدهاى ناگوار و ضرر و زيانى است كه در همه شراب هاى دنيايى وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 2
2 - در بهشت اصحاب اليمين ، هرگز مانعى همچون سير بودن ، بيمار بودن ، در دسترس نبودن و . . . براى تناول ميوه وجود ندارد .
و فكهة . .. و لاممنوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 34،35
34 - ضايع نشدن اعمال مؤمنان و ثمردهى آن ، به بهره مندى از پاداش هاى الهى ( مغفرت و بهشت ) است .
انّى لا اضيع عمل عامل . .. ثواباً من عند اللّه
35 - بهشت و آمرزش گناهان ، پاداش نيك خداوند
لاكفّرنّ . .. و لادخلنّهم ... ثواباً من عند اللّه و اللّه عنده حسن الثّواب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 5
5 - بهشت پاداش راستگويان و راست كرداران است .
هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 1،24
1 - خداوند ، خريدار جان و مال مؤمنان به بهاى بهشت
إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم بأن لهم الجنة
24 - ايثار جان و مال در راه خدا و دريافت پاداش بهشت ، شايسته سرور و شادمانى ، در بينش الهى
إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 10
10- صابران داراى اعمال صالح ، از پاداش بزرگ الهى ( بهشت ) برخوردار خواهند شد .
أُولئك لهم مغفرة و أجر كبير
بنا به گفته گروهى از مفسران ، مراد از «أجركبير» بهشت و موهبتهاى اخروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 10
10- بهشت ، پاداش كامل مؤمنانى كه كردار نيك داشته و از كار هاى بد توبه كنند .
فأُولئك يدخلون الجنّة و لايظلمون شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 4
4- بهشت ، پاداشى فراتر از اجر كردار متقيان ، است ; نه هم پايه آن .
نورث من عبادنا من كان تقيًّا
به مالى كه بدون رنج و سختى به كسى برسد «ارث» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). اين تعبير براى بهشت در كنار تخصيص آن به «من كان تقيّاً» اشاره به اين دارد كه تا تقوا نباشد، ورود به بهشت ممكن نيست. از طرفى بهشت را سرمايه اى كه بدون تلاش به دست آمده معرفى كرده است تا بفهماند كه اين پاداش، با آن كردار، قابل قياس نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 1
1 - بهشت ، پاداش خدا به مؤمنان نيك كردار
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 2
2 - بهشت ، پاداش خداوند به مؤمنان نيك كردار
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 4
4 - بهشت ، پاداشت مؤمنان نيك كردار
فالذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 3،6
3 - بهشت ، پاداش و جايگاه مؤمن انطاكيه
قيل ادخل الجنّة
در اين كه مقصود از «الجنّة» چيست؟ ميان مفسران دو نظريه وجود دارد: 1- برخى آن را بهشت اخروى دانسته اند; 2- برخى ديگر آن را بهشت برزخى گرفته اند. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
6 - بهشتِ برزخى پاداش و جايگاه مؤمن انطاكيه
قيل ادخل الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 2
2 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش تقواپيشگان است .
جنّ-ت . .. هذا ما توعدون ليوم الحساب
«ليوم الحساب» به تقدير «لأجل جزاء يوم الحساب» است; يعنى، اين نعمت ها همان چيزى است كه به خاطر روز حساب به شما وعده داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 2
2 - بناهاى مرتفع و چند طبقه (كاخ ها) در بهشت، پاداش اختصاصى تقواپيشگان
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة
"غرفه" (مفرد "غرف") به معناى بناهاى مرتفع و خانه اى بالاى خانه اى ديگر (چند طبقه چون كاخ) است. گفتنى است لام در "لهم" براى اختصاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 12
12 - بهشت ، پاداش و بهاى عمل و تلاش تقواپيشگان است كه آن را به بهانه نمى دهند .
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 1
1 - بهشت با نعمت هاى فراوان و پايان ناپذير آن ، پاداش عملكرد پرهيزگاران
و تلك الجنّة الّتى أُورثتموها بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 4
4- بهشت جاودان ، پاداش اعمال نيك و مستمر موحدان
أُولئك أصحب الجنّة . .. جزاء بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 4
4 - باغ هاى بهشت ، با نهر هاى هميشه جارى ، پاداش الهى به شركت كنندگان در جهاد و نبرد با دشمنان دين
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت تجرى
با توجه به اين كه سياق آيات، در رابطه با جنگ و جهاد مى باشد; مراد از «من يطع. ..» كسى است كه فرمان جهاد را اطاعت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 10
10 - تكامل و تعالى و داشتن دستاوردى بهتر ، فلسفه و هدف آغازين خلقت بشر و برخوردار شدن از جزا و پاداش اخروى ( بهشت برين ) ، فلسفه و هدف نهايى آفرينش او است .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
به مقتضاى جمله «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً»، هدف از خلقت انسان و تقدير مرگ و حيات براى وى، تكامل و داشتن دستاوردى بهتر در دنيا است; ولى چون پاداش و جايزه اصلى آن را در جهان آخرت دريافت مى كند، بنابراين مى توان گفت: تكامل، هدف مرحله اولى خلقت بشر و بهشت برين، هدف مرحله نهايى آفرينش او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 8
8 - نعمت هاى سرشار بهشت ، پاداش الهى اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) )
إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا . إنّ هذا كان لكم جز
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزولى است كه از طريق شيعه و سنى نقل شده است و آن اين كه از آيه 5 تا آيه مورد بحث (آيه 22)، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان، ج 10; الكشاف، ج 4، ذيل آيه)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش و مزد تقواپيشگى است .
إنّ للمتّقين . .. جزاء
«جزاء» مفعول مطلق و تأكيد كننده مفاد «إنّ للمتّقين مفازاً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 10
10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;
امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به
بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 31 - 15
15 - خداوند ، آمرزنده گناهان و جاى دهنده پاكان در بهشت
نكفر عنكم . .. و ندخلكم مدخلا كريماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 14
14 - بهشت ، سراى پاكان و طهارت يافتگان از بدى ها
جنّ-ت . .. و يكفّر عنهم سيّئاتهم
تعبير «يكفّر» مى رساند كه بهشت، جايى نيست كه انسان ها با آلودگى گناه و تيرگى لغزش ها بدان گام نهند; بلكه بايد پس از تطهير در آن استقرار يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 2
2 - بهشت ، جايگاه انسان هاى پاك و تطهيرشدگان از گناه
يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت
ذكر جمله «يغفر لكم. ..» پيش از «يدخلكم جنّات»، بيانگر مطالب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 13
13 - بهشتيان در بهشت ، همسرانى پاك و مطهر خواهند داشت .
و لهم فيها ازوج مطهرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 6،7
6 - ابرار در بهشت ، برخوردار از شراب بسيار پاكيزه و به دور از هرگونه آثار ناگوار ( بيهوشى ، غفلت و عقل زدايى )
و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا
«طهور»، صيعه مبالغه و صفت براى «شراباً» است; يعنى، شراب ابرار در نهايت پاگيزگى و خالص از هر گونه آثار ناگوار شراب هاى دنيا (همچون بيهوشى، غفلت و كم شدن عقل) است.
7 - بهشتيان ، از شراب بسيار پاكيزه و به دور از هر گونه آثار ناگوار ، خواهند نوشيد .
و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 49 - 3
3 - تميزى و دوشيزگى ، از اوصاف زنان بهشتى
كأنّهنّ بيض مكنون
تشبيه به پوشيده بودن تخم ها زير پر شترمرغ، كنايه از تمييز بودن زنان بهشتى است و مصون بودن آنان - كه مفاد عبارت «مكنون» مى باشد - كنايه از محفوظ ماندن آنان از دستبرد ديگران و دوشيزگى ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 4،8،14
4 - بهره مندى پدران ، همسران و فرزندان صالح از بوستان هاى ماندنى بهشت ، در سايه لطف الهى به مؤمنان تائب و پيرو دين
و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند تنها به مؤمنان تائب و اهل عمل، وعده بهشت داده; ولى در عين حال فرموده است: پدران، همسران و فرزندان ايشان نيز - در صورت صالح بودنشان - وارد بهشت خواهند شد. يادآورى اينان در رديف مؤمنان تائب - كه وعده بهشت تنها به آنان اختصاص دارد - مى تواند نوعى پاداش به ايشان و لطف الهى در حق آنان باشد.
8 - بودن پدران ، همسران و فرزندان در بهشت ، از الطاف الهى در حق مؤمنان تائب و پيروان دين
و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
ياد كردن مسأله بودن پدران و. .. در بهشت در كنار مؤمنان تائب، در عين آن كه آنان از نظر مقام و كمال در حدى نيستند كه مانند مؤمنان باشند (هرچند صلاحيت عمومى ورود به آن جا را دارند)، مى تواند بيانگر اظهار لطف الهى به مؤمنان تائب باشد; زيرا وجود اين افراد در كنار انسان، خود نعمتى بزرگ است.
14 - عزت و حكمت بى مانند خداوند ، مقتضى دل بستن و اميد داشتن به ورود مؤمنان تائب و پدران ، همسران و فرزندان
صالح آنان به بهشت جاويدان
ربّنا و أدخلهم جن-ّت . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّك أنت العزيز الحكيم» تعليل براى جمله هاى پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 17 - 1
1 - ابرار در بهشت ، از مىِ آميخته با زنجبيل پذيرايى خواهند شد .
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
«كأس» در معناى مى و نيز جام به كار مى رود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 1
1 - پذيرايى خادمان بهشتى از پرهيزگاران ، با نوشيدنى هايى در جام هاى زرين
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
«صِحاف» (از ماده «صحف») به معناى گستردن و در اين جا به معناى ظرف هاى بزرگ و وسيع است. «أكواب» نيز به معناى ظرف هاى آب است كه دسته ندارند (منظور همان «جام» يا «قدح» است). گفتنى است كه در آيه شريفه حذفى صورت گرفته است; بدين صورت: «يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب من ذهب...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 1،5
1 - گردش پروانهوار جوانكان بهشتى ، پيرامون ابرار براى خدمت گزارى
و يطوف عليهم ولدن
5 - ابرار در بهشت ، مى آميخته با زنجبيل را از دست جوانكان هميشه شاداب خواهند نوشيد .
و يطاف عليهم بانية . .. و يسقون فيها ... مزاجها زنجبيلاً ... و يطوف عليهم ولدن
آيات گذشته، قرينه بر اين است كه يكى از مصاديق اصلى خدمت گزارى جوانكان به ابرار، نوشاندن مى بهشتى به آنان است، چنان كه در آيه 17 و 18 سوره «واقعه» بدان تصريح شده است: «يطوف عليهم ولدان مخلّدون . بأكواب و أبارق و كأس من معين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 4،5
4 - باغ هاى بهشت ، تنها به عنوان پيش پذيرايى از مؤمنان نيك كردار است و نه پاداش كامل آنان .
فلهم جنّت المأوى نزلاً
«نزل» در لغت به چيزى گفته مى شود كه براى مهمان تهيه و آماده مى شود (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «نزلاً» حال براى «جنّات» و مفيد معناى ياد شده است.
5 - پيشكش باغ هاى بهشت به مؤمنان نيك كردار ، پاداشى فوق تصور و روشنى بخش ديده آنان است .
فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين . .. فلهم جنّت المأوى نزلاً
جمله «فلهم جنّات المأوى. ..» مى تواند تأكيدى بر «ما أُخفى لهم...» و نيز نمادى از آنچه در خفا، براى مؤمنان در نظر گرفته شده، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 17 - 1
1 - گردش پروانهوار جوانكان بهشتى پيرامون پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، جهت خدمت گذارى به آنان در مجالس انس آنها
متّكين عليها متقبلين . يطوف عليهم ولدن مخلّدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 20 - 2
2 - جوانان خدمت گذار ، آماده پذيرايى از پيشتازان ( سابقون ) در بهشت با هر نوع ميوه اى كه آنان انتخاب كنند .
و فكهة ممّا يتخيّرون
واژه «فاكهة» عطف بر «أكواب» (در دو آيه پيش) است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلّدون بفاكهة ممّا يتخيّرون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 2
2 - جام هاى سيمين و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، از ظرف هاى بهشتى براى پذيرايى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 1
1 - تقواپيشگان در بهشت ، با جام لبريز از شراب پذيرايى خواهند شد .
و كاسًا دهاقًا
«كأس» به جامى گفته مى شود كه در آن «خمر» باشد. گاهى بر خود «خمر» نيز «كأس» اطلاق مى شود. «دهاق» كه در دو معناى متضاد (با فشار پر كردن ظرف و يا خالى كردن آن) كاربرد دارد، در اين آيه به معناى پركردن به صورت فشرده و متراكم است (لسان العرب). اين كلمه گرچه مصدر است; ولى چون وصف «كأساً» مى باشد، به معناى اسم مفعول آن (لبالب و پر شده) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 25 - 2
2 - پرسش بهشتيان از يكديگر ، درباره چگونگى راهيابى شان به بهشت
و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون
از آنچه در آيه بعد آمده است، محتواى سؤال - به گونه اى كه ياد شد - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 1
1 - بهشتيان ، تكيه زده بر پشتى ها با آسترهايى از ابريشم
متّكين على فرش بطائنها من إستبرق
«بطائن» (جمع «بطانة») به معناى آسترها است. «إستبرق» به ابريشم درشت باف گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 118 - 1
1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش از نظر غذا و پوشاك تأمين بود .
إنّ لك ألاّتجوع فيها و لاتعرى
تعبير «إنّ لك. ..» وعده اى از جانب خداوند به آدم(ع) است و بيان خاصيت بهشت نمى باشد; زيرا خوردن از درخت ممنوع سبب شد كه آدم(ع) در همين بهشت عريان شود و وعده «لاتعرى» در حق او عملى نگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 4 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « فالسابقات سبقاً » يعنى أرواح المؤمنين تسبق أرواحهم إلى الجنّة . . . و أرواح الكافرين إلى النار ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «فالسابقات سبقاً» روايت شده است، مراد ارواح مؤمنان است كه به سوى بهشت [بر يكديگر ]سبقت مى گيرند. .. و [نيز ]ارواح كافران كه به سوى آتش [سبقت مى گيرند]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 12 - 1
1 - بهشت ، سراى اخروى سابقون ( پيشتازان )
و السبقون . .. فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 15 - 1،2
1 - محل سكونت پيشتازان راه خدا در بهشت ، آراسته به تخت هاى جواهرنشان
على سرر موضونة
يكى از معانى «موضونة»، بافته شده به همراه جواهر است.
2 - زندگى پيشتازان راه خدا ( سابقون ) در بهشت ، در اوج شكوه و جلال
على سرر موضونة
وجود تخت هاى جواهرنشان در قصرهاى پيشتازان، نشان از زندگى بسيار با شكوه آنان در سراى بهشت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 16 - 1،2
1 - پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، داراى مجلس انس با يكديگر در بهشت
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
از قيد «متقابلين» (روبه روى هم)، انس و الفت بهشتيان با همديگر استفاده مى شود.
2 - تكيه زدن پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، بر تخت هاى جواهرنشان در مجلس هاى انس خويش
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 1
1 - باده نوشى پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، در مجالس انس شان در بهشت
متّكين عليها متقبلين . .. بأكواب و أباريق و كأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 20 - 1،2
1 - وجود ميوه هاى متنوع و گوناگون در بهشت پيشتازان ( سابقون )
و فكهة ممّا يتخيّرون
2 - جوانان خدمت گذار ، آماده پذيرايى از پيشتازان ( سابقون ) در بهشت با هر نوع ميوه اى كه آنان انتخاب كنند .
و فكهة ممّا يتخيّرون
واژه «فاكهة» عطف بر «أكواب» (در دو آيه پيش) است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلّدون بفاكهة ممّا يتخيّرون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 21 - 1،2
1 - وجود گوشت انواع پرندگان در بهشت پيشتازان ( سابقون )
و لحم طير ممّا يشتهون
«طير» (پرنده) جنس است و شامل انواع پرندگان مى شود. «ممّايشتهون» (آنچه دلشان مى خواهد) تأكيد بر هيمن معنا است.
2 - جوانان خدمت گذار ، پذيرايى كننده پيشتازان ( سابقون ) در بهشت باگوشت انواع پرندگان دلخواه
و لحم طير ممّا يشتهون
«لحم طير» عطف بر «أكواب» است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلدون بلحم طير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 25 - 1
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، هرگز كسى از ديگرى سخن لغو و بيهوده و يا نسبت ناروا نخواهد شنيد .
لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا
«لغو» به سخنى گفته مى شود كه هيچ فايده اى بر آن مترتب نباشد و «تأثيم» به معناى نسبت دادن گناه به كسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 26 - 1،2
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، جز سخنان سالم و پيراسته از لغو و نسبت هاى ناروا مبادله نمى شود .
لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا
«قيل» معادل «قول» و موصوف «سلاماً» است; يعنى، «لايسمعون فيها إلاّ قولاً هو سالم من اللغو و التأثيم».
2 - مكالمات در بهشت پيشتازان ، همراه با درود و تحيت پى درپى است ; نه آميخته با لغو و نسبت هاى ناروا .
لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا
كلمه «سلاماً» مى تواند بدل براى «قليلاً» باشد. گفتنى است كه تكرار «سلاماً»، براى بيان تعاقب و پى درپى بودن است; يعنى، «سلاماًاثر سلام» (درود پى درپى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 89 - 5
5 - ره يافتگان به مقام قرب در آخرت ( پيشتازان ) ، برخوردار از بهشتى سرشار از نعمت
فأمّا إن كان من المقرّبين . .. و جنّت نعيم
واژه «نعيم»، به معناى نعمت فراوان آمده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 4
4- بهشت ، سرايى جاودان و دل خواه و نعمت هاى آن ارضا كننده تمامى اميال و خواسته هاى آدمى است .
و هم فى مااشتهت أنفسهم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 16 - 3،6
3 - تأمين تمامى خواسته هاى متقين در بهشت جاويدان ، وعده تخلف ناپذير و متعهدانه خداوند به آنان
لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدًا مسئولاً
6 - بهشت جاويدان ، تنها جايى است كه تمامى خواسته ها و تمايلات بشر در آن تأمين و ارضا خواهد شد .
لهم فيها ما يشاءون خلدين
اين كه خداوند وعده داد كه: «تمامى خواسته هاى متقين در بهشت تأمين مى شود (نه در دنيا)» مى توان به برداشت ياد شده دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 8
8 - آدمى ، در بهشت به تمامى آنچه مى خواهد و طلب مى كند ، خواهد رسيد .
و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم و لكم فيها ما تدّعون
تقديم «فيها» بر «تشتهى» گوياى حصر است; يعنى، آنچه مى خواهيد و آرزو مى كنيد تنها در بهشت بدان دست مى يابيد و در غير بهشت اين گونه نيست كه آدمى هر آنچه بخواهد، بتواند آن را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 9
9 - تنها بهشت ، محل تأمين تمامى خواسته ها و لذت هاى انسان
و فيها ما تشتهيه الأنفس
تقديم «فيها» اشعار به اين نكته دارد كه تمايلات وجودى انسان، به طور كامل تنها در بهشت تأمين مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 123 - 9
9 - بهشت آدم ، محيط صفا و صلح و تأمين كامل نياز ها و عارى از بروز دشمنى در ميان ساكنان آن بود .
إنّ لك ألاّتجوع . .. اهبطا ... بعضكم لبعض عدوّ
چون موضوع دشمن به عنوان مجازات و اقتضاى هبوط مطرح گرديده. چنين برمى آيد كه در مسكن قبلى آدم(ع) (بهشت) چنين عارضه اى در كار نبوده و به خاطر فراهم بودن نيازمندى ها، زمينه هاى عداوت منتفى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 6
6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان
و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال
مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 2
2 - بهشت ، از آن همه تائبان خداجوى و پاسدار ارزش ها و وظايف دينى
هذا ما توعدون لكلّ أوّاب حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 3
3- بهشت هاى عدن ، جايگاه توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح
فأُولئك يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 6،7
6 - خداوند آب و ديگر مواهب بهشت را بر دوزخيان تحريم كرده است .
إن اللّه حرمهما على الكفرين
7 - تحريم روزى هاى بهشت بر اهل دوزخ ، دليل خوددارى بهشتيان از اهداى آب و ديگر مواهب درخواستى دوزخيان به ايشان
أن أفيضوا علينا . .. قالوا إن اللّه حرمهما على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 2
2- بهشتيان ، از جايگاه خود ، رضايت كامل داشته و هيچ تمايلى به جابه جايى از آن و يا تغييرى در وضع موجود ندارند .
لايبغون عنها حولاً
«بغى» به معناى «طلب» است. «بغى عنه» حاوى تضمين است; يعنى، از چيزى اعراض كرد و چيز ديگر به جاى آن
طلبيد. «حول» مصدر و به معناى «تحوّل» (جابه جايى) است. بنابراين، «لايبغون عنها حولاً» يعنى: «بهشتيان، طالب هيچ دگرگونى و تحوّلى در وضع خود نيستند.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 6
6- متقين ، در بهشت در حالى كه روبه روى يكديگر قرار دارند ، بر تخت ها مى آرامند .
إن المتقين فى جنّ-ت . .. على سرر متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، بر تخت هاى بهشتى روياروى هم تكيه خواهند زد .
على سرر متقبلين
«سرر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1،3
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 2
2 - استراحت بهشتيان بر تختخواب ها و تماشاى صحنه هاى بهشت ، از نعمت هاى الهى در آخرت
ناعمة . .. فيها سرر مرفوعة
ارتفاع تخت هاى بهشتيان، نشانگر اشراف آنان بر صحنه هاى دل انگيز بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 16 - 2
2 - تكيه زدن پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، بر تخت هاى جواهرنشان در مجلس هاى انس خويش
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 13 - 1
1 - ابرار در بهشت ، بر تخت هاى مزين تكيه مى زنند .
متّكئين فيها على الأرائك
«أريكه» (مفرد «أرائك») به معناى تخت مزين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 3
3 - خدمت گزارى جوانكان بهشتى به ابرار ، دائمى و پيوسته است .
و يطوف عليهم ولدن مخلّدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 2
2 - جوانان خدمت گزار بهشتى ، در جوانيشان جاودان بوده و گرد پيرى هرگز بر رخسار آنان نمى نشيند .
و يطوف عليهم ولدن مخلّدون
مقصود از جاودانگى در «مخلدون» (جاودانگان)، هم مى تواند جاودانگى جوانى باشد و هم مى تواند اشاره به ملازمت دائمى جوانكان، با ابرار و خدمت گزاراى پيوسته به آنان باشد. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 6
6- بهره مندى هماره و سهل موحدان نيكوكار ، از نعمت هاى الهى در بهشت
أُولئك أصحب الجنّة
تعبير به «أصحاب» اشاره به همنشينى دائم و هميشگى يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان، با نعمت هاى بهشتى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 1
1 - وجود ميوه هاى فراوان در بهشت اصحاب اليمين ، هميشگى است ; نه فصلى و مقطعى
و فكهة كثيرة . لامقطوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 6
6- يادآورى برآورده شدن خواسته هاى انسان در بهشت ، از روش هاى هدايت و جذب انسان ها به دين *
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 5
5 - وجود برخى از كينه ها در سينه مؤمنان قبل از ورود به بهشت و زدودن آن با ورود به بهشت *
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 3
3 - رنگ سبز ، از رنگ هاى زينت بخش امكانات تجملى بهشت
متّكين على رفرف خضر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 2
2 - مكان هاى فراوانى از بهشت ، براى بزم بهشتيان ، همواره مفروش و آماده است .
و زرابىّ مبثوثة
«بثّ»; يعنى، متفرق ساختن و آشكار كردن و «مبثوثة»; يعنى، فراوان و متفرق. (مقاييس اللغة)، مراد از متفرق بودن فرش ها در بهشت، مفروش بودن نقاط مختلفى از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 15 - 1
1 - محل سكونت پيشتازان راه خدا در بهشت ، آراسته به تخت هاى جواهرنشان
على سرر موضونة
يكى از معانى «موضونة»، بافته شده به همراه جواهر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 1
1 - بهشت برين ، تزيين يافته با فرش هاى مخمل باف و گران قدر كه همواره گسترده است .
و زرابىّ مبثوثة
«زرابىّ» جمع «زُرْب» (بر وزن قُفْل) يا «زربيّة» ( به فتح، ضم يا كسر حرف اول) است و به فرش هايى گفته مى شود كه
داراى، پرزهاى لطيف باشد (نهايه ابن اثير). اصل معناى آن، لباس هايى با خطوط زيبا است كه به يكى از مناطق انتساب دارد (مفردات راغب) برخى از مفسران، «زربيّة» را تخفيف يافته «آذربيّة» مى دانند كه در انتساب به آذربايجان گفته مى شود. (التحريروالتنوير)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 3
3 - خدمت كاران بهشتى ، چونان مرواريد هاى نهفته در صدف
غلمان لهم كأنّهم لؤلؤ مكنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 6
6 - جوانكان خدمت گزار ابرار در بهشت ، چون مرواريد پراكنده اند .
و يطوف عليهم ولدن مخلّدون إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا
إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 119 - 1
1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش ، از تشنگى و تحمل تابش آفتاب در امان و مصون بود .
و إنّك لاتظمؤا فيها و لاتضحى
«لاتضحى»; يعنى، روبه روى خورشيد قرار نمى گيرى و حرارت آن به تو نمى رسد (لسان العرب). اين وصف با توجه به معناى لغوى «جنّة» - كه بستان پوشيده از درخت است - به وجود سايه فراوان در سراى آدم(ع) اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 1
1 - خداوند ، بهشت را ، براى مؤمنان داراى عمل صالح ، تضمين كرده است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا
لام تأكيد و نون ثقيله در «لنبوّئنّ» دلالت بر ضمانت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 13
13 - باغ هاى بهشت ، متعدد و داراى نهر هاى فراوان
أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 9
9 - بهشت ، داراى باغ هاى متعدد
فى جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 4
4- بهشت ، مجموعه اى از باغ هاى متعدد است . *
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جمع آورده شدن «جنات» مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 3
3- بهشت ، باغ ها و بوستان هاى متعددى دارد .
جنّ-ت عدن
«جنة» به معناى باغ داراى درختانى كه به هم تنيدگى درختانش زمين را مى پوشاند است. جمع آوردن آن دلالت بر نكته فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 3
3- بهشت ، داراى بوستان هاى متعدّد است .
جنّت الفردوس
مراد از «فردوس» (وادى سرسبز) همان بهشت موعود است و «جنّات» دلالت بر تعدّد بوستان هاى آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 1
1- بهشت ، از بوستان هايى متعدد تشكيل شده است .
يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن
«جنّات عدن» بدل از «الجنّة» در آيه قبل است. آمدن «جنّات» به صورت جمع و بدل بودن آن از «الجنّة»، نشانگر آن است كه بهشت از باغ هاى متعددى تشكيل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 2
2 - بهشت ، از بوستان هايى متعدد تشكيل يافته است .
جنّت عدن
ذكر «جنّات» به صورت جمع، حكايت از آن دارد كه باغ هايى متعدد و ممتاز از يكديگر بهشت را تشكيل مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 3
3 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد ، سرسبز و پوشيده از درختان
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 4
4 - بهشت ، داراى بوستان هايى است متعدد ، سر سبز و پوشيده از درختان .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» جمع جنّة است و «جنّت» به بوستانى گفته مى شود كه پوشيده از درختان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 7
7 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد و سرشار از نعمت
فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 5
5 - بهشت ، باغ هاى متعدد دارد .
جن-ّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 2
2 - بهشت ، داراى باغ هاى متعدد
جنّ-ت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 11
11 - بهشت ، داراى بوستان هاى متفاوت و متعدد
جن-ّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 1،4
1 - تعدد و تنوع باغ هاى بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير الهى و غير قابل تكذيب
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
4 - بهشت هاى متنوع و متعدد ، جلوه اى از ربوبيت الهى به جن و انس
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 10
10 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد با نهر هاى جارى در زير آنها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى بوستان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 15
15 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد با نهر هاى جارى در زير آنها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّة» (مفرد «جنّات») به معناى بوستان است و جمع آن، نشان دهنده تعدد آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 8
8 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد با نهر هاى روان در قسمت زيرين آنها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّة» (مفرد «جنّات») به معناى بوستان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 34 - 4
4 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد و گوناگون
إنّ للمتّقين . .. جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 1
1 - تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از چندين باغ و تاكستان بزرگ ، با انگورى فراوان
حدائق و أعنبًا
«حديقة» (مفرد «حدائق») به باغى گفته مى شود كه اطراف آن را برجستگى هاى طبيعى يا دست ساز احاطه كرده باشد (لسان العرب). كلمه «حدائق» بدل براى «مفازاً» و بيانگر اين است كه بوستان هاى متعدد، گوشه اى از جايگاه سعادت و خوشبختى متقين است. نكره آوردن «حدائق» و «أعناب»، براى بيان عظمت آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 1،3
1 - مؤمنان داراى عمل صالح ، برخوردار از بوستان هايى متعدد ، در آخرت
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت
3 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد است .
لهم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 6
6 - تعدّد و جاودانگى بهشت
يدخله جنّات . .. خالدين فيها
لازمه خلود بهشتيان در بهشت، جاودانگى خود بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 46 - 2
2 - بيم دارندگان از گناه و مخالفت پروردگار ، بهره مند از دو بهشت
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان
خوف از مقام پروردگار، مى تواند كنايه از ترك گناه و پرهيز از مخالفت با فرمان پروردگار باشد. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 50 - 2
2 - دو بهشت خائفان از خدا ، داراى تفاوت هاى بسيار و تنوع فراوان *
و لمن خاف . .. جنّتان ... ذواتا أفنان ... فيهما عينان تجريان
از اين كه پس از عبارت «و لمن خاف . .. جنّتان» اوصاف به گونه تثنيه آمده است، چنين استفاده مى شود كه تفاوت آن دو «جنّت» اعتبارى نيست; بلكه آن چشمه اى دارد و اين چشمه اى ديگر; به خصوص اگر «أفنان» به معناى «انواع» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 4
4 - تعدد و تنوع بهشت ها در قيامت
جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 3
3 - وجود تخت هاى متعدد براى بهشتيان
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 7
7 - بهشت ، داراى درب هاى متعدد
مفتّحة لهم الأبوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 6
6 - بهشت ، داراى درب هاى متعدد
فتحت أبوبها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 9
9 - آسمان حاوى بهشت، داراى درهايى متعدد و راههايى گوناگون براى ورود به آن جايگاه برين
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 8
8 - بهشت ، داراى دربانان متعدد
و قال لهم خزنتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 6
6 - بهشت داراى نهرهايى متعدد ، لبريز و همواره جارى
تجرى من تحتهم الأنهر
اِسناد جريان به خود نهرها، همانند «جرى الميزاب»، حكايت از پر بودن و لبريز بودن نهرهاى بهشتى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 13
13 - باغ هاى بهشت ، متعدد و داراى نهر هاى فراوان
أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 2
2 - باغ هاى بهشت ، داراى مراتب و ارزش متفاوت
و من دونهما جنّتان
برداشت بالا بر اين اساس است كه «دون» - در «من دونهما»- بيانگر مرتبه پايين تر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 28 - 2
2 - تفرج و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان سدر در بهشت
فى سدر مخضود
«فى سدر» خبر براى مبتداى محذوف است; يعنى، «هم فى سدر مخضود». اين جمله به دو گونه معنا مى شود: الف) آنان در ميان درختان سدر به سر مى برند; ب) آنان در سايه درختان سدر به سر مى برند. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 3
3 - گردش و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان پر از ميوه موز در بهشت
و طلح منضود
«و طلح منضود» به تقدير «هم فى طلح منضود» است; يعنى، آنان در ميان درختان ميوه موز به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 3
3 - بهشت برين ، جايگاه رشد و كمال در پرتو ربوبيت خداوند
ارجعى إلى ربّك . .. و ادخلى جنّتى
اين آيه، عطف بر آيه قبل و هر دو تفصيل رجوع به خداوند است. برگزيدن واژه «ربّك» در آيات پيشين، بيانگر مواجه شدن بهشتيان با ربوبيت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 5
5 - بهره مندى مؤمنان از كمال معرفت و شناخت خداوند در بهشت
جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 6 - 7
7 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمودند : « الكفر فى كتاب اللّه على خمسة أوجه . . . فمن ها كفر الجحود و الجحود على وجهين . . . فأما كفر الجحود فهو الجحود بالربوبية و هو قول من يقول لارب و لاجنة و لانار . . . قال اللّه عز و جل : . . . إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون . . . ;
كفر در كتاب خدابه پنج معنا آمده است . .. يكى از آنها كفر جحود است كه دو وجه دارد: يك وجه آن، انكار ربوبيت است و آن قول كسى است كه مى گويد: نه خدايى هست نه بهشتى و نه جهنمى ... خداوند فرمود: إن الذين كفروا سواء عليهم ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 5،8،12
5 - استفاده از تمام خوراكى هاى بهشت ، براى آدم ( ع ) و همسرش مباح بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
8 - خداوند تناول و خوردن از درختى مخصوص را بر آدم ( ع ) و حوا تحريم كرد .
و لاتقربا هذه الشجرة
به قرينه «و كلا» (بخوريد) مى توان گفت: مراد از «لاتقربا» (نزديك نشويد) استفاده خوراكى از شجره منهيه بوده است.
12 - هر گونه بهره بردارى از شجره منهيه بر آدم ( ع ) و حوا ممنوع بود . *
و لاتقربا هذه الشجرة
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: جمله «و لاتقربا . ..» كنايه از حرمت همه تصرفات باشد نه خصوص خوردن. جمله مذكور ابايى از اين احتمال ندارد، بلكه توجيه پسنديده اى است براى اين پرسش كه چرا نفرمود: و لاتاكلا من هذه الشجرة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 9
9 - آدم ( ع ) و حوا ، در بهشت مسكونى خود نيز به انجام تكاليف ، ملزم بوده اند .
فلايخرجنّكما
گرچه نهى در «فلايخرجنّ» متوجه ابليس است; ولى خطاب آن به آدم(ع) و حوا، به معناى نهى آن دو از تأثيرپذيرى از القائات او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 5،8،12
5 - استفاده از تمام خوراكى هاى بهشت ، براى آدم ( ع ) و همسرش مباح بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
8 - خداوند تناول و خوردن از درختى مخصوص را بر آدم ( ع ) و حوا تحريم كرد .
و لاتقربا هذه الشجرة
به قرينه «و كلا» (بخوريد) مى توان گفت: مراد از «لاتقربا» (نزديك نشويد) استفاده خوراكى از شجره منهيه بوده است.
12 - هر گونه بهره بردارى از شجره منهيه بر آدم ( ع ) و حوا ممنوع بود . *
و لاتقربا هذه الشجرة
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: جمله «و لاتقربا . ..» كنايه از حرمت همه تصرفات باشد نه خصوص خوردن. جمله مذكور ابايى از اين احتمال ندارد، بلكه توجيه پسنديده اى است براى اين پرسش كه چرا نفرمود: و لاتاكلا من هذه الشجرة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 9
9 - آدم ( ع ) و حوا ، در بهشت مسكونى خود نيز به انجام تكاليف ، ملزم بوده اند .
فلايخرجنّكما
گرچه نهى در «فلايخرجنّ» متوجه ابليس است; ولى خطاب آن به آدم(ع) و حوا، به معناى نهى آن دو از تأثيرپذيرى از القائات او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 1
1 - بهشتيان ، در بزم با شكوه خويش ، تكيه زده بر پشتى هاى سبز و فرش هاى بى نظير در جنس و زيبايى
متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 1
1 - بهشتيان ، داراى مجالس انس و تكيه زده بر تخت هاى چيده شده در كنار هم
متّكين على سرر مصفوفة
«اتكاء» (مصدر «متكين») به معناى تكيه زدن و «سُرُر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است. «مصفوفة» (صفت «سُرُر»; يعنى، چيده شده در كنار هم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 16 - 2
2 - تكيه زدن پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، بر تخت هاى جواهرنشان در مجلس هاى انس خويش
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 13 - 1
1 - ابرار در بهشت ، بر تخت هاى مزين تكيه مى زنند .
متّكئين فيها على الأرائك
«أريكه» (مفرد «أرائك») به معناى تخت مزين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 23 - 1،2
1 - نيكوكاران در قيامت ، بر تخت هاى تزيين شده آرميده و به تماشاى منظره ها خواهند پرداخت .
على الأرائك ينظرون
«أريكة» (مفرد «أرائك») به تختى گفته مى شود كه تزيين يافته و در خيمه يا خانه اى نهاده شود. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن - اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب - اطلاق مى شود. (قاموس)
2 - چشم نيكوكاران در آخرت ، بى نياز از خواب است و حتى به هنگام آرميدن بر تختخواب ، نظاره گر زيبايى نعمت ها است . *
على الأرائك ينظرون
«أرائك» (تخت خواب ها)، به معناى محل خوابيدن است كه در آيه شريفه محل نظاره گرى معرفى شده است. شايد اين تعبير، به نبود خواب در بهشت اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 35 - 3
3 - صحنه قيامت ، در چشم انداز مؤمنان آرميده برتخت هاى بهشتى است .
فاليوم . .. على الأرائك ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 36 - 6
6 - مؤمنان ، با آرميدن بر تخت هاى بهشتى ، مراحل كيفر دادن كافران را نظاره مى كنند .
ينظرون . هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون
در برداشت ياد شده، آيه مورد بحث مفعول براى «ينظرون» (در آيه قبل) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 2
2 - نوشيدن از چشمه بهشت با پياله هاى آماده ، در حال آرميدن بر تختخواب خويش ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فيها عين جارية . فيها سرر مرفوعة . و أكواب موضوعة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 3،4
3 - تلاش هرچه بيشتر انسان ها ، براى رسيدن به غفران الهى و بهشت جاودان ، توصيه خداوند به آنان
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 1
1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .
و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لمثل هذا فليعمل العملون
«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت جاودان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 4
4 - باغ هاى بهشتى ، داراى انواع ميوه ها و نوشيدنى هاى عالى و نفيس
بفكهة كثيرة و شراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 3
3- بهشت متقين ، داراى باغ هاى مختلف و چشمه هاى گوناگون
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 2
2 - بهشت ، داراى بوستان هاى گوناگون و متنوع
فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 11
11 - بهشت ، داراى بوستان هاى متفاوت و متعدد
جن-ّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 1،4
1 - تعدد و تنوع باغ هاى بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير الهى و غير قابل تكذيب
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
4 - بهشت هاى متنوع و متعدد ، جلوه اى از ربوبيت الهى به جن و انس
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 34 - 4
4 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد و گوناگون
إنّ للمتّقين . .. جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 2
2 - بهشت ، داراى بوستان هاى گوناگون
جنّ-ت
«جنّة» (مفرد «جنّات») به معناى بوستان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 50 - 2
2 - دو بهشت خائفان از خدا ، داراى تفاوت هاى بسيار و تنوع فراوان *
و لمن خاف . .. جنّتان ... ذواتا أفنان ... فيهما عينان تجريان
از اين كه پس از عبارت «و لمن خاف . .. جنّتان» اوصاف به گونه تثنيه آمده است، چنين استفاده مى شود كه تفاوت آن دو «جنّت» اعتبارى نيست; بلكه آن چشمه اى دارد و اين چشمه اى ديگر; به خصوص اگر «أفنان» به معناى «انواع» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 4
4 - تعدد و تنوع بهشت ها در قيامت
جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 3
3- بهشت متقين ، داراى باغ هاى مختلف و چشمه هاى گوناگون
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 21 - 1،2
1 - وجود گوشت انواع پرندگان در بهشت پيشتازان ( سابقون )
و لحم طير ممّا يشتهون
«طير» (پرنده) جنس است و شامل انواع پرندگان مى شود. «ممّايشتهون» (آنچه دلشان مى خواهد) تأكيد بر هيمن معنا است.
2 - جوانان خدمت گذار ، پذيرايى كننده پيشتازان ( سابقون ) در بهشت باگوشت انواع پرندگان دلخواه
و لحم طير ممّا يشتهون
«لحم طير» عطف بر «أكواب» است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلدون بلحم طير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 1
1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت
أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه
«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 4
4 - باغ هاى بهشتى ، داراى انواع ميوه ها و نوشيدنى هاى عالى و نفيس
بفكهة كثيرة و شراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 52 - 1،2،3
1 - دو بوستان عطا شده به خداترسان ، داراى دو گونه متمايز از هر نوع ميوه
فيهما من كلّ فكهة زوجان
2 - دو بوستان خائفان از خدا ، هر يك داراى ميوه هايى مخصوص به خود و متمايز از ديگرى *
فيهما من كلّ فكهة زوجان
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «زوجان» به معناى وجود دو نوع در دو بهشت باشد كه در هر بهشت يك نوع از هر ميوه وجود داشته باشد.
3 - بهشت ، داراى همه گونه ميوه ها
فيهما من كلّ فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 53 - 1،2
1 - وجود انواع مختلف از هر ميوه در بهشت ، نعمتى غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
فيهما من كلّ فكهة زوجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - ميوه هاى متنوع بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما من كلّ فكهة زوجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 1،2
1 - وجود انواع ميوه ها - خصوصاً خرما و انار- در بهشت ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - ميوه هاى متنوع - به ويژه خرما و انار - در بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 20 - 1،2
1 - وجود ميوه هاى متنوع و گوناگون در بهشت پيشتازان ( سابقون )
و فكهة ممّا يتخيّرون
2 - جوانان خدمت گذار ، آماده پذيرايى از پيشتازان ( سابقون ) در بهشت با هر نوع ميوه اى كه آنان انتخاب كنند .
و فكهة ممّا يتخيّرون
واژه «فاكهة» عطف بر «أكواب» (در دو آيه پيش) است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلّدون بفاكهة ممّا يتخيّرون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 32 - 2
2 - تنوع و فراوانى ميوه ها در بهشت اصحاب اليمين
و فكهة كثيرة
«كثرت» در آيه شريفه هم شامل كثرت در مقدار و هم شامل كثرت در نوع ميوه مى شود، برداشت ياد شده ناظر به معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 2
2 - وجود انواع ميوه هاى دلخواه در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 7
7 - بهشت ، متشكل از باغ هاى بسيار با درختانى انبوه و نعمت هاى گسترده و گوناگون
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 2
2 - نعمت هاى بهشت ، داراى تنوع و گوناگونى فراوان
ذواتا أفنان
«أفنان» مى تواند جمع «فانّ» به معناى انواع باشد. در اين صورت «أفنان»، اشاره به گوناگونى نعمت هاى بهشت و تنوع آن خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 49 - 1،4
1 - درختان پرطراوت و نعمت هاى متنوع بهشت ، غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
ذواتا أفنان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
4 - نعمت هاى متنوع بهشت ، جلوه ربوبيت الهى به جن و انس
ذواتا أفنان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ» بيانگر مطلب بالا است. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 6
6نهر هاى مختلف ، زلال ، گوارا و لذّت آفرين ، نمودى از نعمت هاى والاى بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن . .. و أنهر من خمر لذّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 2
2- خداوند ، توصيف كننده بهشت براى متقين ، در قبال جلوه دنيا در چشم كافران
و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون . .. زيّن له سوء عمله ... مثل الجنّة الّتى وعد ا
در صورتى كه «مثل» به معناى توصيف باشد، از ارتباط اين آيه با آيات پيشين مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 6
6 - انتظار بهشتى بودن با داشتن عملى چون دوزخيان ، پندارى ناروا است .
و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه . .. لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة
با توجه به اين كه مخاطب «لاتكونوا» در آيه قبل، مؤمنان مى باشند. روى سخن اين آيه با مؤمنان است كه نپندارند، در صورت همگون بودن با غافلان از خدا و دوزخيان، مى توانند در زمره بهشتيان باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 2،5
2- بهشتيان ، از جايگاه خود ، رضايت كامل داشته و هيچ تمايلى به جابه جايى از آن و يا تغييرى در وضع موجود ندارند .
لايبغون عنها حولاً
«بغى» به معناى «طلب» است. «بغى عنه» حاوى تضمين است; يعنى، از چيزى اعراض كرد و چيز ديگر به جاى آن طلبيد. «حول» مصدر و به معناى «تحوّل» (جابه جايى) است. بنابراين، «لايبغون عنها حولاً» يعنى: «بهشتيان، طالب هيچ دگرگونى و تحوّلى در وضع خود نيستند.».
5- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله « . . .لايبغون عنها حولاً » قال : « لايريدون بها بدلاً » ;
از امام صادق(ع) درباره اين سخن خدا «. .. لايبغون عنها حولاً» روايت شده كه فرمود: (ساكنان فردوس) مكان ديگرى را بدل از فردوس، درخواست نمى كنند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 1
1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس
«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 1،2
1 - گردش پيوسته جام هاى نقره اى و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، جهت پذيرايى از ابرار در بهشت
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
«اناء» (مفرد «ءانية») به معناى ظرف است و «كوب» (مفرد «أكواب») در معناى كوزه بى دسته و قدح بى دسته استعمال مى شود. «قارورة» (مفرد «قوارير») نيز به معناى ظرف شيشه اى و بلورين است.
2 - جام هاى سيمين و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، از ظرف هاى بهشتى براى پذيرايى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 1
1 - ابرار در بهشت ، از كوزه ها و قدح هاى بلورينى استفاده مى كنند كه از جنس نقره است .
قواريرَا من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 2،3
2 - جوانكان خدمت گذار ، باده گردانان مجالس انس پيشتازان ( سابقون ) در بهشت
يطوف عليهم ولدن . .. بأكواب و أباريق و كأس من معين
3 - جام ، آبريز و پياله ، ظروف باده بهشت
بأكواب و أباريق و كأس
«كوب» (مفرد «أكواب») به ظرفى كه نه خرطوم دارد و نه دسته گفته مى شود. بهترين معادل فارسى آن ظاهراً جام است. «أبريق» (مفرد «أباريق» و به معناى آبريز) ظرفى است كه هم دسته و هم خرطوم دارد و «كأس» پياله اى است كه از شراب پر شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 25 - 3
3 - در آخرت ، ساقى شراب ، در خدمت نيكوكاران و عهده دار باده نوشاندن به آنان خواهد بود .
يسقون
فعل مجهول «يُسْقَون» بيانگر اين است كه در آخرت فرد يا افرادى، باده ريز و شرابدار محفل مى گسارى نيكوكاران خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 1،2
1 - بهشت ، داراى جام هاى آماده براى پذيرايى از بهشتيان
و أكواب موضوعة
«كوب» (مفرد «اكواب»); يعنى، تنگ آب كه سر آن حلقه مانند است و دستگيره ندارد. برخى آن را پياله بى دسته مى دانند. (مصباح)
2 - نوشيدن از چشمه بهشت با پياله هاى آماده ، در حال آرميدن بر تختخواب خويش ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فيها عين جارية . فيها سرر مرفوعة . و أكواب موضوعة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 2
2 - بزم عيش و نوش بهشتيان ، همواره مزيّن به پياله ها ، تخت ها و بالش هاى آماده است .
و نمارق مصفوفة
مراد از «رديف بودن» بالش ها، فراهم بودن آنها در نقطه اى است كه بهشتيان براى استراحت خود، لازم داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 1،3
1 - تقواپيشگان در بهشت ، با جام لبريز از شراب پذيرايى خواهند شد .
و كاسًا دهاقًا
«كأس» به جامى گفته مى شود كه در آن «خمر» باشد. گاهى بر خود «خمر» نيز «كأس» اطلاق مى شود. «دهاق» كه در دو معناى متضاد (با فشار پر كردن ظرف و يا خالى كردن آن) كاربرد دارد، در اين آيه به معناى پركردن به صورت فشرده و متراكم است (لسان العرب). اين كلمه گرچه مصدر است; ولى چون وصف «كأساً» مى باشد، به معناى اسم مفعول آن (لبالب و پر شده) است.
3 - جام هايى پياپى از شراب ناب ، وسيله پذيرايى از تقواپيشگان در بهشت
و كأسًا دهاقًا
برخى گفته اند: «دهاقاً»; - از ريشه «دهق» (گره زدن پياپى) به معناى رساندن پياپى به نوشندگان است. برخى ديگر آن را به معناى خالص و صاف دانسته اند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 1،2
1 - پذيرايى خادمان بهشتى از پرهيزگاران ، با نوشيدنى هايى در جام هاى زرين
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
«صِحاف» (از ماده «صحف») به معناى گستردن و در اين جا به معناى ظرف هاى بزرگ و وسيع است. «أكواب» نيز به
معناى ظرف هاى آب است كه دسته ندارند (منظور همان «جام» يا «قدح» است). گفتنى است كه در آيه شريفه حذفى صورت گرفته است; بدين صورت: «يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب من ذهب...».
2 - ظرف ها و جام هاى بهشتيان ، از جنس طلا است .
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 1،2
1 - گردش پيوسته جام هاى نقره اى و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، جهت پذيرايى از ابرار در بهشت
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
«اناء» (مفرد «ءانية») به معناى ظرف است و «كوب» (مفرد «أكواب») در معناى كوزه بى دسته و قدح بى دسته استعمال مى شود. «قارورة» (مفرد «قوارير») نيز به معناى ظرف شيشه اى و بلورين است.
2 - جام هاى سيمين و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، از ظرف هاى بهشتى براى پذيرايى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 1
1 - ابرار در بهشت ، از كوزه ها و قدح هاى بلورينى استفاده مى كنند كه از جنس نقره است .
قواريرَا من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 3
3 - بوستان هاى ماندنى بهشت ، وعده خداوند به مؤمنان تائب و پيرو دين و نيز به پدران ، همسران و فرزندان ايشان
جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مَن» در «و من صلح . ..» عطف بر ضمير «هم» در «وعدتهم...» باشد; يعنى، همان گونه كه به مؤمنان وعده بهشت داده شده، اين وعده به پدران، همسران و فرزندان صالح نيز داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 1
1 - بهشت ، جايگاه ابدى مؤمنان نيك كردار
إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 26 - 7
7 - نيكوكاران ، در بهشت جاودانه خواهند ماند .
للذين أحسنوا . .. أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 1،7
1- مؤمنان داراى عمل صالح قطعاً وارد بهشت مى شوند و در آن جاودانه خواهند بود .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. خلدين فيها
7- مؤمنان داراى عمل صالح ، مورد عنايت پروردگار خويش بوده و ورود و جاودان ماندنشان در بهشت برخاسته از ربوبيت اوست .
أُدخل الذين ءامنوا . .. جنّ-ت ... خلدين فيها بإذن ربّهم
اضافه شدن «ربّ» به ضمير «هم»، كه مرجع آن «الذين آمنوا» است، مشعر به معناى ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 2
2- متقين ، از بهشت اخراج نمى شوند و در آن جاويد خواهند ماند .
و ما هم منها بمخرجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 1،7
1- جايگاه تقواپيشگان در آخرت ، بهشت جاودانه است .
و لنعم دار المتّقين. جنّ-ت عدن
«عدن» در لغت به معناى استقرار و ثبات است و اين معنا دلالت بر جاودانگى مى كند.
7- ورود به بهشت جاودان و رسيدن به تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان است .
دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 3 - 1
1- مؤمنانِ نيك كردار ، در بهشت و نعمت هاى آن جاودانه اند .
أنّ لهم أجرًا حسنًا . مكثين فيه أبدًا
مرجع ضمير «فيه» واژه «أجر» است و مراد از «أجر» به قرينه «ماكثين» (ماندگاران)، بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 1
1- مؤمنان نيك كردار ، در باغ هاى بهشت برين ، جاودانه اند .
جنّت الفردوس نزلاً . خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 3
3 - بهشت ، جاودانه است و متقين در آن جاويدان اند .
أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جاودانگى تقواپيشگان، از وعده اى كه خداوند به آنان براى دخول در بهشت جاويد داده است، قابل استفاده مى باشد و در واقع اين سخن، كنايه از جاويد بودن خود متقين در بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 1،5
1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا
و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا
«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.
5 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش صابران است .
يجزون الغرفة بما صبروا . .. خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 6
6 - مؤمنان داراى عمل صالح ، در بهشت ، جاودانه خواهند بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة. ..خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 1،4
1 - جاودانگى در بهشت سراسر نعمت ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح است .
إنّ الذين ءامنوا . .. جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها
4 - وعده ورود مؤمنان داراى عمل صالح به بهشت و خلود در آن ، وعده اى تخلف ناپذير است .
لهم جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها وعد اللّه حقًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 2،3
2 - بهشت پاينده ، فرجام تمامى مسلمين ( تفريط كننده ، ميانه رو و پيشتاز )
جنّ-ت عدن يدخلونها
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه فاعل «يدخلون» سه دسته ياد شده در آيه پيش باشد; يعنى، تمامى مسلمانان - كه امت برگزيده خدايند - سرانجام وارد بهشت خواهند شد; هرچند برخى از آنان در اثر بعضى از گناهان، بر خود
ستم كرده باشند، ولى در نهايت بر اثر شفاعت و عفو عمومى خداوند از بهشت بهره مند خواهند شد. گفتنى است آيه بعد - كه سخن از غفران الهى است - و دو آيه بعد - كه از كافران سخن گفته و در مقابل «الذين اصطفينا» قرار داده شده است - تأكيد كننده همين مطلب است.
3 - پيشگامان در انجام كار هاى خير و وارثان قرآن كريم ، بهره مند از بهشت پاينده
جنّ-ت عدن يدخلونها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 14
14 - تقواپيشگان ، در بهشت ، جاودانه خواهند ماند .
فادخلوها خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 13
13 - مؤمنان متقى ، در بهشت جاويدان اند .
و أنتم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 56 - 1
1- تقواپيشگان ، داراى حياتى جاودان در بهشت برين
لايذوقون فيها الموت إلاّ الموتة الأُولى
عبارت «الموتة الاُولى»، ناظر به مرگ دنيوى است و استثنا «إلاّ الموتة الاُولى» تأكيدى بر جاودانگى تقواپيشگان در آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 1
1- يكتاپرستانِ پايدار بر طريق ايمان ، برخوردار از زندگى جاودان در بهشت
إنّ الذين قالوا . .. أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 7
7 - زنان و مردان مؤمن ، برخوردار از حيات جاودان و پرنشاط در باغ هاى بهشت
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 21
21 - مؤمنان راستين ، در بوستان هاى بهشت جاودان خواهند ماند .
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 3
3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او
تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 11
11 - مؤمنانِ داراى عمل صالح ، در بهشت جاودانه اند .
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا . .. يدخله جنّ-ت... خلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 5
5 - خلود در بهشت عدن ، تبلور درجات عالى مؤمنان داراى عمل صالح در آخرت
لهم الدرجت العلى . جنّت عدن ... خلدين
«جنّات عدن» بدل براى «الدرجات العلى» است; يعنى، آن درجات بلند، همان باغ هاى بهشت عدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 1
1 - باغ هاى جاويدان بهشت ، فرجام تقواپيشگان
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب . جنّ-ت عدن
«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغ ها و «عدن» به معناى خلود و استقرار است و جمله «جنّات عدن» عطف بيان براى «لحسن مئاب» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 14
14 - بهشت جايگاهى است زوال ناپذير و بهشتيان در آن جاودان خواهند بود .
و هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 3
3 - بهشت جايگاهى است ابدى و هميشگى .
هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 4،8
4 - بهشت جاودان و همسران پاكيزه و رضايت الهى ، پاداش تضمين شده از جانب خداوند ، براى تقواپيشگان
للّذين اتقوا . .. جنات ... خالدين فيها و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه
8 - پرهيز از شيفتگى به تمايلات نفسانى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و رضوان الهى
للّذين اتقوا عند ربّهم
به قرينه آيه قبل مى توان مفعول «اتّقوا» را موارد ذكر شده در آن آيه دانست. موارد ياد شده عبارت است از حب و شيفتگى به شهوات و ... . گفتنى است معناى لغوى «اتقوا»، پرهيز و دورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 136 - 1،2،7،8،9،10
1 - آمرزش الهى و جاودانگى در بهشت ، پاداش تقواپيشگان
اعدّت للمتّقين . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات ... خالدين فيها
«اولئك»، اشاره به تقواپيشگان است; يعنى آنان كه به ويژگيهاى ياد شده، ستوده شدند.
2 - آنان كه پشيمان از كرده هاى ناشايست و ستم بر خويش هستند و اصرارى بر گناهان ندارند ، بهره مند از آمرزش الهى و بهشت جاودانه خواهند بود .
و الّذين اذا فعلوا . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات ... خالدين فيها
7 - ورود بندگان به بهشتى جاودانه ، در گرو آمرزش گناه آنان
اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى . .. خالدين فيها
تقدّم ذكرى مغفرت و آمرزش بر بهشت (جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات)، حكايت از تقدّم واقعى و خارجى آن بر بهشت دارد; يعنى نخست بايد آمرزش صورت گيرد، آنگاه اجازه ورود به بهشت داده شود.
8 - آمرزش الهى و بهشت جاودان ، پاداش انفاق در توانگرى و تنگدستى و فرو خوردن خشم و گذشت از خطاى ديگران
الّذين ينفقون فى السّرّاء و الضّرّاء . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات
9 - آمرزش الهى و بهشت جاودان ، پاداش احسان و نيكوكارى
و اللّه يحب المحسنين . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم
10 - بهشت ها ، جايگاهى جاودانه و داراى نهرهايى جارى
و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 1،7،11
1 - بى ارزشى بهره ها و قدرت محدود كافران در دنيا ، نسبت به نعمت جاودانه بهشت
متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيه
7 - توجّه به بهشت جاودانه ، موجب گرايش به تقوا و فريفته نشدن در برابر بهره هاى اندك دنيا
متاع قليل . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيها
11 - بهشت جاودان با نهر هاى روان ، مهيّا براى پذيرايى از پرهيزكاران
لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار . .. نزلا من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 6،8
6 - تعدّد و جاودانگى بهشت
يدخله جنّات . .. خالدين فيها
لازمه خلود بهشتيان در بهشت، جاودانگى خود بهشت است.
8 - دخول در بهشت جاودان ، رستگارى بزرگ است .
يدخله جنّات . .. و ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 15
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 1،2،5،8،9
1 - ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
2 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن عامل ورود به بهشت جاويدان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
5 - بهشت ، جاودانه و داراى درختانى انبوه و نهرهايى روان
جنت تجرى من تحتها الانهر خلدين فيها
8 - صالحان بهره مند از بهشت جاويدان
و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين. فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
9 - بهشت جاودانه ، پاداش محسنان
جنت تجرى من تحتها الانهر خلدين فيها و ذلك جزاء المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 120 - 7
7 - مالكيت خداوند بر آسمان ها و زمين و توانايى مطلق وى ، ضامن اعطاى بهشت جاودانه به صادقان
ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت . .. و ما فيهن و هو على كل شىء قدير
بيان مالكيت خداوند بر هستى و توانايى مطلق او پس از وعده بهشتى جاويدان به صدق پيشگان، مى تواند اشاره به اين باشد كه تحقق بخشيدن به اين وعده هرگز از توان خداوند خارج نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 1،6
1 - بهشت جاودان ، جايگاه كسانى كه به آيات الهى ايمان آورند و اعمال نيك انجام دهند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. اولئك اصحب الجنة هم فيها خلدون
متعلق «ءامنوا» به دليل آيه 40، آيات الهى است.
6 - بهشت جايگاه ابدى و بهشتيان در آن جاويدان هستند .
هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 10
10 - رهيابى به بهشت جاودان ، جز در پرتو هدايت الهى ميسر نيست .
و ما كنا لنهتدى لو لا أن هدينا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 15
15 - بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 7
7- بهشت ، جايگاهى هميشگى و زوال ناپذير
هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 10
10- بهشت و موهبت هاى آن ، از ميان نخواهد رفت و از بهشتيان باز پس گرفته نخواهد شد .
عطاءً غير مجذوذ
«عطاء» حال براى «الجنة» است و «مجذوذ» به معناى مقطوع مى باشد. بنابراين «عطاءً غير مجذوذ»; يعنى ، [وارد بهشت مى شوند ]در حالى كه آن بهشت ، عطايى تمام نشدنى و مداوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 4
4- بهشت ، سرايى جاودان و دل خواه و نعمت هاى آن ارضا كننده تمامى اميال و خواسته هاى آدمى است .
و هم فى مااشتهت أنفسهم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 3،4،5
3 - بهشت ، جاودانه است و متقين در آن جاويدان اند .
أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جاودانگى تقواپيشگان، از وعده اى كه خداوند به آنان براى دخول در بهشت جاويد داده است، قابل استفاده مى باشد و در واقع اين سخن، كنايه از جاويد بودن خود متقين در بهشت است.
4 - زندگى در بهشت جاويدان ، وعده خداوند به تقواپيشگان
جنّة الخلد التى وعد المتّقون
5 - بهشت جاودان ، پاداش و سر انجام تقواپيشگان
جنّة الخلد التى وعد المتّقون كانت لهم جزاء و مصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 3
3 - بهشت ، سرايى جاودانه است و بهشتيان در آن جاويدان اند .
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 7،10
7 - بهشت ، جاودانه و ابدى است .
من الجنّة . .. خلدين فيها
10 - بهشت جاودان ، براى مؤمنان داراى عمل صالح ، پاداشى نيكو است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة . .. خلدين فيها نعم أجر ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 2
2 - بهشت ، مكانى جاودان است .
جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 2
2 - بهشت ، سراى هميشگى
دارالمقامة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 5
5 - بهشت و جريان نهر هاى آن ، جاودانه است .
جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 1
1 - بهشت برين ، داراى چشمه اى با عظمت و هميشه جارى
فيها عين جارية
«عين» نكره است و دلالت بر آن دارد كه عظمت چشمه بهشت، فراتر از آن است كه بتوان شناخت. توصيف آن با كلمه «جارية» يا «تجرى»، دلالت دارد كه جريان آن، مداوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 6
6- ميوه ها و خوراكى هاى بهشت و هواى مطبوع آن ، دائمى و زوال ناپذير است .
أُكلها دائم و ظلّها
«ظلّها» مبتداست و خبر آن (دائم) در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 12
12 - حيات جاودانه متقين در بهشت
للّذين اتّقوا عند ربّهم جنّات . .. خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 12
12 - بهشت و بشارت خلود در آن ، تنها بخشى از ضيافت الهى براى تقواپيشگان است .
نزلا من عند اللّه
كلمه «نزل»، به چيزهايى گفته مى شود كه در آغاز ورود ميهمان براى پذيرايى از وى فراهم مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 2
2 - اطاعت از خدا و رسولش ، عامل دخول و جاودانگى در بهشت
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّات . .. خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 7
7 - جاودانگى مؤمنانِ داراى اعمال صالح در بهشت
و الذين امنوا . .. خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 5
5 - مؤمنان داراى اعمال صالح ، در بهشت ، جاودان و پاينده اند .
و الذين ءامنوا . .. سندخلهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها ابداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 1،2
1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
2 - بهشت و زندگى جاودان در آن ، پاداش جهاد با مال و جان
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 16
16 - آسودگى مؤمنان از دغدغه زوال نعمت هاى بهشتى و زندگى در آن
خلدين فيها أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 8
8- بهشتيان ، براى هميشه در بهشت ماندگار خواهند بود .
أُولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 2،6،8
2- بهشتيان ، براى هميشه در بهشت ماندگار خواهند بود .
و أما الذين سعدوا ففى الجنة خلدين فيها مادامت السموت و الأرض
6- خلود بهشتيان در بهشت ، بسته به مشيّت خداوند است .
و أما الذين سعدوا ففى الجنة خلدين . .. إلاّ ما شاء ربك
8- وعده خداوند بر مخلّد ساختن بهشتيان در بهشت ، مشيّت او را محدود نخواهد ساخت و مانع او در موقت قرار دادن آن نخواهد شد .
خلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك عطاءً غير مجذوذ
«عطاءً غير مجذوذ» حاكى از دوام بهشت و نعمتهاى آن و تأكيدى بر «خالدين فيها» است. استثناى «ما شاء ربك» در
ضمن بيان خلود و دوام نعمتهاى بهشت گوياى اين نكته است كه وعده هاى خداوند، موجب آن نمى شود كه مشيت او مقيّد شود و وى را از اين كه برخلاف آن عمل كند، ناتوان سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 3
3- خلود در بهشت ، هيچ ملالت و خستگى براى اهل بهشت فراهم نمى آورد .
خلدين فيها لايبغون عنها حولاً
جمله «لايبغون» مانند «خالدين» حال است براى «هم» در آيه قبل; يعنى، آنان، در عين خلود در بهشت، چيزى غير آن نمى طلبند، گرچه، نوعاً، ماندن در يك مكان، قدرى ملالت همراه دارد، ولى بهشت، به گونه اى است كه چنين ملالتى در پى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 14
14- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إذا دخل أهل الجنّة الجنّة و أهل النار النار . . . يقال : يا أهل الجنّة خلود فلاموت و يا أهل النار خلود فلاموت ثمّ قرأ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر و هم فى غفلة » و أشار بيده و قال : أهل الدنيا فى غفلة ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: آن گاه كه بهشتيان به بهشت و جهنميان به جهنم درآيند . .. گفته مى شود: اى اهل بهشت! (اين جا) جاودانگى است و مرگ نيست و اى اهل آتش! (اين جا) جاودانگى است و مرگ نيست، سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اين آيه را خواند «و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر و هم فى غفلة» (آن گاه حضرت) با دست خود اشاره كرد و فرمود: اهل دنيا در غفلت اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 2
2- بهشت ، جايگاه ماندن و استقرار و سرشار از امنيت و آسايش
جنّت عدن
برخى «عدن» را مصدر و به معناى اقامت كردن مى دانند و برخى ديگر آن را علَم براى زمين بهشت دانسته و گفته اند: اين نام بدان جهت بر بهشت نهاده شده كه جايگاه اقامت و استقرار است (كشاف، ج 3). در هر صورت اين كلمه بر اين كه بهشت محل استقرار است، دلالت دارد. لازم به ذكر است محل استقرار - در مقام تمجيد - به جايى گفته مى شود كه همه شرايط اقامت را دارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 16 - 2
2 - متقين ، در بهشت موعود خويش همواره جاودان خواهند بود .
لهم فيها ما يشاءون خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 2
2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 12
12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل
«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 1
1 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر وارد كردن آنان به سراى هميشگى
الحمد للّه . .. الذى أحلّنا دار المقامة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 59 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إذا دخل أهل الجنّة الجنّة و أهل النار النار . . . يقال : خلود فلا موت أبداً . فيقول أهل الجنّة : « أفما نحن بميّتين . إلاّ موتتنا الأُولى . . . » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ وارد مى شوند. .. گفته مى شود: اين جا جاودانگى است و هرگز مرگى نيست پس اهل بهشت مى گويند: «أفما نحن بميّتين...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 60 - 1
1 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ، فوز عظيم و رستگارى بزرگ براى انسان ها است .
فى جنّ-ت النعيم . .. و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 2
2 - بهشت جاودانه ، وعده الهى به تقواپيشگان
صدقنا وعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 4،5
4- بهشت جاودان ، پاداش اعمال نيك و مستمر موحدان
أُولئك أصحب الجنّة . .. جزاء بما كانوا يعملون
5- آميخته ساختن ايمان با عمل صالح ، شرط بهرهورى مؤمنان از بهشت جاودان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. أُولئك أصحب الجنّة ... جزاء بما كانوا يعملون
در آيه قبل، دو عنصر ايمان و استقامت، زمينه ورود به بهشت جاودان معرفى شده است و در اين آيه عمل، به عنوان اساس و ملاك ره يافتن به بهشت جاودان مطرح گشته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه تجلى عقيده در عمل، براى يكتاپرستان كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 6
6 - جاودانگى در بهشت و لذت هاى آن ، مهم ترين نويد به بهشتيان ، در آغاز ورود
ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 12
12 - بهشت ، جايگاه ابدى مؤمنان
جنّ-ت . .. خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 1،6
1 - استقرار در باغ هاى بهشت و جاودانگى در آن ، پاداش تضمين شده خداوند براى مؤمنان نيكوكردار
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأن
6 - وجود تمامى امكانات ، براى اقامت دائمى انسان در بهشت
جنّ-ت عدن . .. خلدين فيها أبدًا
«عدن»، معرفه است; خواه علم براى مصدر «العدن» (اقامت گزيدن) باشد و خواه علم براى زمين بهشت. در صورت دوم نيز، تناسب معناى لغوى آن مورد نظر بوده است; يعنى، بهشت داراى تمام امكاناتى است كه لازمه اقامت دائمى انسان در آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 120 - 9
9 - آدم ( ع ) به سكونت جاودانه خويش در بهشت اطمينان نداشت .
إنّ لك ألاّتجوع . .. هل أدّلك على شجرة الخلد
خداوند، تأمين بودن آدم(ع) از نظر غذا، پوشاك، آب، و مسكن را به او خبر داد; ولى گويا آدم در عين تضمين اين نعمت ها، نسبت به جاويد بودن خود در آن بهشت اطمينان نداشت. از همين رو وسوسه شيطان در او اثر كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 4
4 - بهشتيان در بهشت هاى عدن ، جاودانه و مخلداند .
جنّت عدن . .. خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 30 - 1
1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى سايه اى پايدار و زايل نشدنى
و ظلّ ممدود
«ممدود»; يعنى، كشيده شده. مفسران عبارت «ظلّ ممدود» را به سايه دائم و هميشگى تفسير كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 6
6 - جاودانگى در بهشت و لذت هاى آن ، مهم ترين نويد به بهشتيان ، در آغاز ورود
ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 7
7 - تجلى فرمانروايى و اقتدار يگانه خداوند براى متقين ، در جايگاه جاودانه بهشت
فى مقعد صدق عند مليك مقتدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 1
1 - حيات جاودان در باغ هاى بهشت با نهر هاى روان ، وعده الهى به زنان و مردان مؤمن
وعد اللّه المؤمنين . .. تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 16
16 - آسودگى مؤمنان از دغدغه زوال نعمت هاى بهشتى و زندگى در آن
خلدين فيها أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 1
1 - بهشت ، جايگاه ابدى مؤمنان نيك كردار
إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 7
7 - زنان و مردان مؤمن ، برخوردار از حيات جاودان و پرنشاط در باغ هاى بهشت
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 6
6- ميوه ها و خوراكى هاى بهشت و هواى مطبوع آن ، دائمى و زوال ناپذير است .
أُكلها دائم و ظلّها
«ظلّها» مبتداست و خبر آن (دائم) در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 8
8 - نعمتِ سرشارِ باغ ها و بوستان هاى بهشت ، جاودان و زوال ناپذير است .
جنت لهم فيها نعيم مقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 16
16 - آسودگى مؤمنان از دغدغه زوال نعمت هاى بهشتى و زندگى در آن
خلدين فيها أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 10
10- بهشت و موهبت هاى آن ، از ميان نخواهد رفت و از بهشتيان باز پس گرفته نخواهد شد .
عطاءً غير مجذوذ
«عطاء» حال براى «الجنة» است و «مجذوذ» به معناى مقطوع مى باشد. بنابراين «عطاءً غير مجذوذ»; يعنى ، [وارد بهشت مى شوند ]در حالى كه آن بهشت ، عطايى تمام نشدنى و مداوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 6
6- ميوه ها و خوراكى هاى بهشت و هواى مطبوع آن ، دائمى و زوال ناپذير است .
أُكلها دائم و ظلّها
«ظلّها» مبتداست و خبر آن (دائم) در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 54 - 2
2 - نعمت هاى بهشت ، جاويدان و پايان ناپذير است .
ما له من نفاد
«نفاد»، به معناى زوال و انقطاع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 15
15 - نعمت هاى بهشتى ، تمام ناشدنى و پايان ناپذير
و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين و أنتم فيها خلدون
از جاودانگى تقواپيشگان در بهشت (أنتم فيها خالدون) و فراهم بودن تمامى خواسته ها و لذت هاى آنان (و فيها ما تشتهيه الأنفس)، استفاده مى شود كه نعمت هاى پايان ناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 1
1 - بهشت با نعمت هاى فراوان و پايان ناپذير آن ، پاداش عملكرد پرهيزگاران
و تلك الجنّة الّتى أُورثتموها بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 3
3 - لذت ها و نعمت هاى بهشتى ، پايدار و جاودان است ; نه چون نعمت هاى دنيا زوال پذير .
فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر
در صورتى كه عبارت «فى مقعد صدق»، در بيان اوصاف همان استقرار در باغ ها و نهرها باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 10
10 - دستيابى به غفران الهى و نعمت هاى جاودان بهشت ، رستگارى بزرگى است .
يغفر لكم ذنوبكم . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 5
5 - بهشت و جريان نهر هاى آن ، جاودانه است .
جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 6
6- ميوه ها و خوراكى هاى بهشت و هواى مطبوع آن ، دائمى و زوال ناپذير است .
أُكلها دائم و ظلّها
«ظلّها» مبتداست و خبر آن (دائم) در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 24 - 5
5 - بهشت نخستين آدم و حوا، مكانى غير از زمين و بالاتر و برتر از آن بود.
و يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة . .. قال اهبطوا
جمله «و لكم فى الأرض مستقر» دلالت مى كند كه بهشتى كه آدم و حوا در آن سكونت داشتند در زمين نبوده است و كلمه «اهبطوا» حكايت از آن دارد كه آن مكان برتر و بالاتر از زمين بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 3،4،5
3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.
4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .
و عندهم قصرت الطرف
5 - زنان بهشتى ، برخوردار از چشمانى درشت و جذاب
قصرت الطرف عين
«عيناء» (مفرد «عِين») به معناى چشم درشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 3
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «طرف» مربوط به غير زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را، به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 4
4 - بهشتيان و خداترسان ، مجذوب همسران بهشتى خود
فيهنّ قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 6
6 - بهشت داراى نهرهايى متعدد ، لبريز و همواره جارى
تجرى من تحتهم الأنهر
اِسناد جريان به خود نهرها، همانند «جرى الميزاب»، حكايت از پر بودن و لبريز بودن نهرهاى بهشتى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 15
15 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد با نهر هاى جارى در زير آنها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّة» (مفرد «جنّات») به معناى بوستان است و جمع آن، نشان دهنده تعدد آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 6
6 - بوستان هاى بهشت ، داراى نهرهايى فراوان كه از زير آن بيرون زده و جريان مى يابد .
لهم جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
حرف «من» براى ابتداى غايت است و دلالت دارد كه آب نهرها، از منابع زير زمينى بوستان ها تأمين مى شود. اين احتمال نيز وجود دارد كه با تقدير گرفتن كلمه «اشجار»، مراد از «من تحتها»، «من تحت اشجارها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 4،5
4 - جارى بودن نهر هاى فراوان ، از زير درختان بهشت
عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا
درباره مفاد «تجرى من تحتها الأنهار»، سه تصور وجود دارد; 1. با تقدير كلمه «أشجار»، مراد جريان آب از زير درختان و كنار ساقه هاى آن است; 2. مراد جريان آب، زير كاخ ها و تخت هاى بهشتيان است; 3. مراد بيان آب خيز بودن زمين بهشت است; به گونه اى كه آب نهرها، از زير زمين بهشت سرچشمه مى گيرد.
5 - بهشت و جريان نهر هاى آن ، جاودانه است .
جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . .و أمّا قوله « و من دونهما جنّتان » يقول من دونهما فى الفضل و ليس من دونهما فى القرب و هما لأصحاب اليمين و هى جنّة النعيم و جنّة المأوى . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده: . ..اما اين قول خداوند «و من دونهما جنّتان» مى فرمايد: پايين تر از آن دو در فضيلت نه پايين تر در نزديكى (مكانى) و آن دو بهشت براى اصحاب اليمين است و آن [معروف] به «جنّة النعيم» و «جنّة المأوى» مى باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . .و أمّا قوله « و من دونهما جنّتان » يقول من دونهما فى الفضل و ليس من دونهما فى القرب و هما لأصحاب اليمين و هى جنّة النعيم و جنّة المأوى . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده: . ..اما اين قول خداوند «و من دونهما جنّتان» مى فرمايد: پايين تر از آن دو در فضيلت نه پايين تر در نزديكى (مكانى) و آن دو بهشت براى اصحاب اليمين است و آن [معروف] به «جنّة النعيم» و «جنّة المأوى» مى باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 2
2 - ظرف ها و جام هاى بهشتيان ، از جنس طلا است .
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 34 - 4
4 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) « . . .فيها فرش مرفوعة » بعضها فوق بعض من الحرير و الديباج بألوان مختلفة . . . و ذلك قول اللّه عزّوجلّ « و فرش مرفوعة » . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: در غرفه هاى بهشت فرش هايى است كه بعضى از آنها بر روى بعض ديگر گسترده شده و از جنس حرير و ديبا با رنگ هاى مختلف است. .. و اين گفتار خداوند است كه مى فرمايد: و فرش مرفوعة»... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 1
1 - بهشت برين ، تزيين يافته با فرش هاى مخمل باف و گران قدر كه همواره گسترده است .
و زرابىّ مبثوثة
«زرابىّ» جمع «زُرْب» (بر وزن قُفْل) يا «زربيّة» ( به فتح، ضم يا كسر حرف اول) است و به فرش هايى گفته مى شود كه داراى، پرزهاى لطيف باشد (نهايه ابن اثير). اصل معناى آن، لباس هايى با خطوط زيبا است كه به يكى از مناطق انتساب دارد (مفردات راغب) برخى از مفسران، «زربيّة» را تخفيف يافته «آذربيّة» مى دانند كه در انتساب به آذربايجان گفته مى شود. (التحريروالتنوير)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 17 - 2
2 - جوانان خدمت گذار بهشتى ، همواره جوان بوده و هرگز گرد پيرى بر رخسار آنان نمى نشيند .
يطوف عليهم ولدن مخلّدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 15 - 1،3
1 - محل سكونت پيشتازان راه خدا در بهشت ، آراسته به تخت هاى جواهرنشان
على سرر موضونة
يكى از معانى «موضونة»، بافته شده به همراه جواهر است.
3 - « عن جابر عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ أسرّتها من درّ و ياقوت و ذلك قول اللّه « على سرر موضونة » يعنى اوساط السرر من قضبان الدرّ و الياقوت ;
جابر از امام باقر(ع) روايت نموده كه تخت هاى بهشتيان مقرّب، از درّ و ياقوت است و اين سخن خداوند است كه مى فرمايد: «على سرر موضونة»; يعنى، بر تخت هاى بافته شده كه در ميانه آن تخت ها، شاخه هاى درّ و ياقوت هست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 66 - 1
1 - وجود چشمه هاى هميشه جوشان در باغ هاى بهشت
فيهما عينان نضّاختان
«نضّاختان» وصف براى «عينان» است; يعنى، دو چشمه اى كه داراى جوشش و فوران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 2
2 - وجود چشمه هاى جوشان در باغ هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان نضّاختان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 6،7
6 - خداوند آب و ديگر مواهب بهشت را بر دوزخيان تحريم كرده است .
إن اللّه حرمهما على الكفرين
7 - تحريم روزى هاى بهشت بر اهل دوزخ ، دليل خوددارى بهشتيان از اهداى آب و ديگر مواهب درخواستى دوزخيان به ايشان
أن أفيضوا علينا . .. قالوا إن اللّه حرمهما على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 2
2 - نوشيدن از چشمه بهشت با پياله هاى آماده ، در حال آرميدن بر تختخواب خويش ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فيها عين جارية . فيها سرر مرفوعة . و أكواب موضوعة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 8
8 - بهشت ، داراى چشمه سار هاى روان در زير پاى بهشتيان
تجرى من تحتهم الأنهر فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 1
1- جايگاه تقواپيشگان ، باغ ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 4
4 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سار هاى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 5
5 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سارهايى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 1
1- بوستان ها و چشمه ساران بهشت ، جايگاه امن تقواپيشگان
إنّ المتّقين فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 15 - 2
2 - بهشت ، داراى باغ هاى پوشيده از درختان و چشمه ساران متعدد
فى جنّ-ت و عيون
«جنّت» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود و «عيون» (جمع «عين») به معناى چشمه ساران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 50 - 1،3
1 - دو بوستان عطا شده به خداترسان ، داراى دو چشمه هميشه جارى
و لمن خاف . .. جنّتان ... فيهما عينان تجريان
3 - چشمه هاى هميشه جارى ، از نعمت هاى لذت آفرين و دلخواه بهشت
فيهما عينان تجريان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 1،4
1 - چشمه هاى جارى در بهشت خائفان ، نعمتى غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
4 - وجود چشمه هاى هميشه جارى در بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 1
1 - چشمه هاى جوشان و فوران كننده بهشت ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهما عينان نضّاختان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 31 - 3
3 - اصحاب اليمين ، شاد و سرخوش در كنار چشمه هاى همواره ريزان بهشت
و ماء مسكوب
عبارت «و ماء مسكوب» به تقدير «هم فى ماء مسكوب» است; يعنى، ايشان در كنار آب هاى هميشه ريزان به سر مى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 6 - 1
1 - وجود چشمه كافور در بهشت ابرار
كافورًا . عينًا يشرب بها عباد اللّه
«عيناً»، بدل براى «كافوراً» در آيه پيش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 18 - 1
1 - وجود چشمه سلسبيل در بهشت ابرار
زنجبيلاً . عينًا فيها تسمّى سلسبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 10
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . إذا انتهى إلى باب الجنّة . . . فيدخل فإذا هو بشجرة ذات ظلّ ممدود . . . يخرج من ساقها عينان تجريان فينطلق إلى إحديها فيغتسل منها . . . ثمّ يشرب من الاُخرى فلايكن فى بطنه مغص و لامرض و لاداء أبداً و ذلك قوله تعالى « و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً » . . . ;
امام صادق(ع) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت كرده كه فرمود: هرگاه [بنده خدا] به در بهشت برسد. .. وارد آن مى شود، آن گاه با درختى روبه رو مى شود كه داراى سايه اى گسترده است ... از ساق آن دو چشمه جارى مى شود آن گاه به سوى يكى از آن دو مى رود و از آن غسل مى كند ... سپس از چشمه ديگر مى نوشد، پس از آن براى هميشه در شكم او هيچ درد، مرض و بيمارى نمى باشد و اين است سخن خداى تعالى: «و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 41 - 1،2
1 - جايگاه تقواپيشگان ، در سايه ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون
2 - بهشت ، دارى سايه هايى از درختان انبوه و چشمه سارها
فى ظلل و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 2،3
2 - نوشيدنى بهشتيان ، از چشمه اى هميشه جارى تأمين مى گردد .
تسقى من عين ءانية . .. فيها عين جارية
اين آيه، در مقابل آيه اى است كه از نوشاندن مايعات چشمه سوزان به جهنميان، سخن گفته بود. بنابراين در اين آيه نيز،
ذكر چشمه جارى تنها به منظور بيان زيبايى آن نبوده; بلكه توصيف نوشيدنى بهشتيان نيز مراد است.
3 - چشمه هاى جارى در بهشت ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
ناعمة . .. فيها عين جارية
كلمه «عين» اسم جنس نكره و قابل تطبيق بر يك يا چند چشمه مى باشد. آياتى كه بهشت را به داشتن چشمه هايى متعدد توصيف كرده است، مى تواند قرينه بر اراده تعدد در اين آيه نيز باشد. ارتباط اين آيه با «ناعمة» در آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 2،5
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از زنان چشم فروهشته
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قاصرات الطرف» كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.
5 - زنان بهشتى ، برخوردار از چشمانى درشت و جذاب
قصرت الطرف عين
«عيناء» (مفرد «عِين») به معناى چشم درشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 2
2 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از زنان چشم فروهشته
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مراد از «قاصرات الطرف»، كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 2
2 - بهشتيان ، داراى همسرانى نيكو ، با چشمانى سياه و زيبا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء«) به معناى سياه چشمان و «عين» جمع «عيناء») و به معناى زيبا چشمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 22 - 2
2 - پيشتازان در بهشت ، داراى همسرانى با چشم هاى سياه و زيبا
و حور عين
«حور» جمع «حوراء» است و «حوراء» به چشمى گفته مى شود كه سياهى آن بسيار سياه و سفيدى آن بسيار سفيد باشد. «عين» جمع «عيناء» است و «عيناء» در وصف چشم زيبا آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 9
9 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدنش ، از آگاه نبودن مردم از جايگاه بهشتى خود ، اظهار تأسف كرده و آرزو نمود كه اى كاش آنان آگاه مى شدند .
يليت قومى يعلمون
جمله «يا ليت قومى. ..» براى استئناف بيانى است; يعنى، بيانگر امرى است كه پس از ورود به بهشت [برزخى] اتفاق افتاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 10
10- ترسيم هاى قرآن از بهشت و دوزخ ، نمودى از حقايق سهولت يافته وحى براى بيدارى خلق
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
تعبير «فإنّما يسّرناه. ..» پس از مجموعه آياتى آمده است كه ترسيم كننده تفصيلى بهشت و دوزخ و فرجام بهشتيان و دوزخيان است، بنابراين آن آيات نمونه اى بارز براى اثبات آسان بودن قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 14
14- شراب ها و نوشيدنى هاى بهشت ، متفاوت با شراب هاى دنيا و داراى ماهيت و اثرى ديگر
و أنهر من خمر لذّة للشربين
صفاتى كه خداوند براى نوشيدنى هاى بهشت (آب، شير و شراب) بيان داشته، صفاتى است كه در دنيا براى آنها موجود نمى باشد. آنها در اسم شبيه اند، ولى در ماهيت و اثر متفاوت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 16
16 - بهشت ، مقام قرب الهى است . *
فى روضات الجنّات . .. عند ربّهم
بنابراين احتمال كه «عند ربّهم» خبر ديگرى براى «الذين. ..» باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 11
11- حقيقت بهشت و دوزخ ، فراتر از سطح درك بشر
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در ترسيم دوزخ و بهشت بود - استفاده مى شود كه آنچه در آن آيات آمده، شكل آسان شده و تنزل يافته مطلب است; نه ماهيت عالى آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 5
5 - بهشت ، سر منزل قرب و جوار الهى
ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 38 - 3
3 - بهشت ، بوستانى پرنعمت
جنّة نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 16
16 - « حسين بن ميسر قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن جنّة آدم فقال : جنّة من جنّات الدنيا تطلع فيها الشمس والقمر و لو كانت من جنان الأخرة ما خرج منها أبداً ;
حسين بن ميسر گويد از امام صادق(ع) در مورد بهشت آدم(ع) سؤال كردم فرمود: آن باغى از باغ هاى دنيا بود كه خورشيد و ماه در آن جا طلوع مى كرد و اگر از باغ هاى آخرت بود هرگز از آن جا خارج نمى شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 10
10- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . جنات عدن قضيب غرسه الله بيده ثم قال له : كن فكان . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: «جنات عدن» شاخه اى است كه خداوند با دست خود كاشته سپس فرموده: [بهشت] باش ، پس آن شد . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 14
14- شراب ها و نوشيدنى هاى بهشت ، متفاوت با شراب هاى دنيا و داراى ماهيت و اثرى ديگر
و أنهر من خمر لذّة للشربين
صفاتى كه خداوند براى نوشيدنى هاى بهشت (آب، شير و شراب) بيان داشته، صفاتى است كه در دنيا براى آنها موجود نمى باشد. آنها در اسم شبيه اند، ولى در ماهيت و اثر متفاوت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 1
1 - خداوند به آدم(ع) و همسرش فرمان داد تا در بهشت سكونت گزينند.
و يأدم أسكن أنت و زوجك الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 88 - 15
15 - حوران بهشتى ، از آنِ مؤمنان مجاهد و ايثارگر است .
و أولئك لهم الخيرت
منظور از «الخيرات» به قرينه آيه 70 سوره الرحمن (فيهن خيرات حسان) مى تواند حوران بهشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 7
7 - الحاق اعضاى مؤمن خانواده بهشتيان به ايشان ، تبلور لطف و فضل الهى در حق آنان
و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمن ألحقنا بهم ذرّيّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 6
6 - وجود خانه هاى عالى و پاكيزه براى مؤمنان نيك كردار در « جنات عدن »
و مسكن طيبة فى جنت عدن
«جنات عدن» مى تواند نامى خاص باشد و غير از «جنات تجرى . .. » به شمار آيد. برداشت فوق برگرفته از اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 1،4
1 - بهشت ، از آن بيم دارندگان از خداوند در نهان
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. من خشى الرحمن بالغيب
بنابراين كه «بالغيب» متعلق به «خشى» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
4 - بهشت پاداش آنان كه با وجود محسوس نبودن خداوند ، همه جا وى را در نظر داشته و از او بيم دارند .
من خشى الرحمن بالغيب
بنابر اين كه «بالغيب» وصف براى «رحمان» باشد، برداشت بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 46 - 2،4،5
2 - بيم دارندگان از گناه و مخالفت پروردگار ، بهره مند از دو بهشت
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان
خوف از مقام پروردگار، مى تواند كنايه از ترك گناه و پرهيز از مخالفت با فرمان پروردگار باشد. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.
4 - بيمناكان از مقام پروردگار ، برخوردار از بهشتى مادى و بهشتى معنوى *
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان
تثنيه آمدن «جنّتان» ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد; چه اين كه برخى از مفسران نيز بدان اشاره كرده اند.
5 - بيمناكان از مقام پروردگار ، برخوردار از بهشتى در قبال عمل و بهشتى ديگر از فضل الهى *
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان
طبق نظر برخى از مفسران، تثنيه آمدن «جنّتان» نظر به مطلب بالا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 50 - 2
2 - دو بهشت خائفان از خدا ، داراى تفاوت هاى بسيار و تنوع فراوان *
و لمن خاف . .. جنّتان ... ذواتا أفنان ... فيهما عينان تجريان
از اين كه پس از عبارت «و لمن خاف . .. جنّتان» اوصاف به گونه تثنيه آمده است، چنين استفاده مى شود كه تفاوت آن دو «جنّت» اعتبارى نيست; بلكه آن چشمه اى دارد و اين چشمه اى ديگر; به خصوص اگر «أفنان» به معناى «انواع» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 1
1 - چشمه هاى جارى در بهشت خائفان ، نعمتى غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 4،5
4 - شكوه ، جلال ، آسايش و تنعم ، جملگى جمع در بهشت خائفان از مقام پروردگار
و لمن خاف مقام . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان
5 - بى قراران از خوف مقام پروردگار ، داراى آرامش و آسايش در نعمت هاى بهشت
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 55 - 2
2 - آسايش ، تنعم و بهرهورى هاى خائفان مقام پروردگار در بهشت ، جلوه اى از ربوبيت عالى خداوند و نعمتى غير قابل انكار و تكذيب
متّكين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 41 - 1
1 - بهشت ، تنها جايگاه نهايى براى خداترسان رهيده از هواى نفس
فإنّ الجنّة هى المأوى
جمله «فإنّ الجنّة. ..» به دليل وجود «ال» جنس در خبر، دلالت بر حصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 5
5 - بهره مندى مؤمنان از كمال معرفت و شناخت خداوند در بهشت
جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 6
6 - مأموران الهى ، خدمت گذاران اهل تقوا و همسران آنان در بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم . .. يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) به قرينه آيه قبلى مى توان استفاده كرد كه مرجع ضمير «عليهم» پرهيزگاران و همسران آنانند. ب) از صيغه مجهول «يُطاف» مى توان استفاده كرد كه خدمت گذاران بهشتيان، مأموران الهى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 17 - 4
4 - « [ عن مجمع ] إنّهم أولاد أهل الدنيا لم يكن لهم حسنات فيثابوا عليها و لا سيئات فيعاقبوا فأنزلوا هذه المنزلة . عن على ( ع ) ;
از امام على(ع) درباره «ولدان مخلّدون» روايت شده كه آنان فرزندان اهل دنيا هستند كه حسناتى نداشتند تا به آنان ثواب داده شود و گناهى نداشتند كه مورد عقاب قرار گيرند. پس آنان در اين منزلت (خادمان اهل بهشت) قرار گرفته اند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 4
4 - « عن الحسن البصرى أنّ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : إنّ أدنى أهل الجنّة منزلة الذى يَرْكَبُ فى ألف ألف من خدمة من الولدان المخلدين على خيل من ياقوت أحمر لها أجنحة من ذهب « إذا رأيت ثَمّ رأيت نعمياً و ملكاً كبيراً » ;
از حسن بصرى روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: كمترين اهل بهشت از نظر مقام، كسى است كه در ميان يك ميليون خدمت كار نوجوان، هميشه جوان بر اسبى از ياقوت سرخ - كه بال هاى طلايى دارد - سوار مى شود [سپس اين آيه را تلاوت فرمود:] «إذا رأيت ثَمّ رأيت نعيماً و ملكاً كبيراً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 2
2 - خدمت كاران زيباروى تقواپيشگان ، موجوداتى بهشتى
غلمان لهم
نكره آمدن «غلمان» مى رساند كه اين خدمتكاران، مخلوقاتى بهشتى اند و نه از نوع خدمت كاران دنيوى متقين; و گرنه بايد «غلمانهم» گفته مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 1،2
1 - وجود انواع ميوه ها - خصوصاً خرما و انار- در بهشت ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - ميوه هاى متنوع - به ويژه خرما و انار - در بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 3
3- خلود در بهشت ، هيچ ملالت و خستگى براى اهل بهشت فراهم نمى آورد .
خلدين فيها لايبغون عنها حولاً
جمله «لايبغون» مانند «خالدين» حال است براى «هم» در آيه قبل; يعنى، آنان، در عين خلود در بهشت، چيزى غير آن نمى طلبند، گرچه، نوعاً، ماندن در يك مكان، قدرى ملالت همراه دارد، ولى بهشت، به گونه اى است كه چنين ملالتى در پى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 35 - 3
3- بهشت اصحاب اليمين و حوريان آن ، از پيش آفريده شده است .
إنّا أنشأنهنّ إنشاءً
به كارگيرى فعل ماضى «أنشأناهنّ»، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 2
2 - خداوند تمام خوردنيهاى بهشت را براى آدم و همسرش مباح كرد.
فكلا من حيث شئتما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 5
5- بهشت دربردارنده ميوه و خوراكى و داراى هوايى مطبوع است .
أُكلها دائم و ظلّها
«أُكل» به معناى ميوه و ثمره است و گاهى به مطلق خوراكى نيز اطلاق مى شود. «ظلّ» به معناى سايه و در آيه شريفه كنايه از خوش آب و هوا بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 4
4 - دسترسى بهشتيان به طعام و نوشيدنى بدون هيچ گونه رنج و تلاش
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
از مجهول آمدن «يُطاف» استفاده مى شود كه ظرف هاى غذا و جام هاى نوشيدنى، بدون تلاش بهشتيان در اختيار آنان قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 1
1 - مؤمنان بهشتى ، برخوردار از خوردنى ها و نوشيدنى ها
كلوا و اشربوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 1
1 - پذيرايى شدن تقواپيشگان در بهشت ، از خوردنى ها و نوشيدنى ها
كلوا و اشربوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 5
5 - استفاده از تمام خوراكى هاى بهشت ، براى آدم ( ع ) و همسرش مباح بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 70 - 6
6 - « قال الصادق ( ع ) الخيرات الحسان من نساء أهل الدنيا و هنّ أجمل من الحورالعين ;
امام صادق(ع) فرمود: «خيرات حسان» (زنان نيك خو و زيباصورت بهشت) از زنان اهل دنيا هستند و آنان از «حورالعين» زيباتراند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 26 - 2
2 - صُراح باده بهشتى نيكوكاران ، با مشك لاك و مهر شده است .
ختمه مسك
برخى از اهل لغت، «ختام» را به معناى وسيله ختم و علامت گذاشتن مى دانند و مى گويند: تنگ شراب را در آخرت، با مشك ممهور مى كنند; نه اين كه مانند صُراح (تنگ شراب) دنيا، آن را با گل و امثال آن سربسته سازند. راغب اين معنا را با آيه شريفه مناسب نمى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 4
4 - خير و رستگارى واقعى ، دستيابى به بهشت و زندگى جاودان بهشتى است .
أولئك لهم الخيرت و أولئك هم المفلحون. أعد اللّه لهم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 72 - 2
2 - حوريان بهشتى ، مستور در خيمه ها و پنهان از ديد مردان بيگانه
حور مقصورت فى الخيام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 1،2
1 - حوريان مستور در خيمه هاى بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير پروردگار و غيرقابل تكذيب
حور مقصورت . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - حوريان جذاب و مستور در خيمه هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس
حور مقصورت فى الخيام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 5
5 - درب هاى باغ هاى جاويدان بهشت ، به روى تقواپيشگان باز و گشوده است .
مفتّحة لهم الأبوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 6،7
6- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : الفردوس أعلى درجة فى الجنّة و فيها يكون عرش الرحمن و منها تفجر أنهار الجنّة الأربعة ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: فردوس، بالاترين درجه بهشت است و عرش رحمان در آن جا است و نهرهاى چهارگانه بهشت، از آن جا سرچشمه مى گيرد».
7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : الفردوس من ربوة الجنّة هى أوسطها و أحسنها ;
از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده: فردوس، از مكان هاى مرتفع بهشت است و آن جا وسط و بهترين مكان بهشت است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 11 - 2،3،6
2 - بهشت ، داراى مراتب و درجات مختلف
الذين يرثون الفردوس
برخى از مفسران، «فردوس» را به «أعلى الجنان» (بالاترين درجه بهشت) معنا كرده اند. برداشت فوق بر پايه اين احتمال استوار است.
3 - فردوس ، نام بالاترين درجات بهشت
الذين يرثون الفردوس هم فيها خلدون
6 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . والفردوس ربوة الجنة و أوسطها و أفضلها ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: فردوس، جايگاه بلند، و بهتر و برتر بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 1،2،5
1 - بنا هاى برافراشته و درجات عالى در بهشت ، پاداش بندگان خدا ( عباد الرحمان ) است .
و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة
برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- «أُولئك» اشاره به «عبادالرحمان» است. 2- «غرفة» به معناى بناى مرتفع و برافراشته است. در آيه شريفه نيز مى تواند هم در معناى لغوى خود به كار رفته باشد و هم مى تواند منزلت و مقام رفيع مقصود باشد.
2 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، عامل برخوردار شدن آنان از بنا ها و درجات عالى بهشت است .
أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا
گفتنى است «با» در «بما» براى سببيت است.
5 - صبر و شكيبايى در انجام تكاليف و ترك محرمات الهى ، عامل بهره مندى از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ... و الذين لايشهدو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 3
3 - وجود فاصله ميان موقف تقواپيشگان در محشر و بهشت
و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 62 - 3،5
3 - مؤمنان به تناسب عملكرد خويش ، برخوردار از بهشت هاى متفاوت *
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . .. و من دونهما جنّتان
در صورتى كه «دونهما» به معناى مرتبه پايين تر باشد، احتمال مى رود كه دو بهشت قبل مخصوص خائفان و اين دو بهشت فروتر، از آنِ كسانى باشد كه در مرتبه پايين تر قرار دارند.
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . .و أمّا قوله « و من دونهما جنّتان » يقول من دونهما فى الفضل و ليس من دونهما فى القرب و هما لأصحاب اليمين و هى جنّة النعيم و جنّة المأوى . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده: . ..اما اين قول خداوند «و من دونهما جنّتان» مى فرمايد: پايين تر از آن دو در فضيلت نه پايين تر در نزديكى (مكانى) و آن دو بهشت براى اصحاب اليمين است و آن [معروف] به «جنّة النعيم» و «جنّة المأوى» مى باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 9
9 - بهشت ، داراى درجات و مراتب است .
جنّ-ت تجرى . .. فى جنّ-ت عدن
از تمايز «جنّات تجرى» و «جنّات عدن»، مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 4
4 - بهشت اصحاب اليمين ، معطر با عطر گل هاى درختان اقاقيا
و طلح منضود
برخى از مفسران «طلح» را به «ام غيلان» (درخت اقاقيا) تفسير كرده اند. درخت اقاقيا داراى گلى بسيار خوشبو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 1،2،6
1 - وجود درختان موز ، در بهشت اصحاب اليمين
و طلح منضود
درباره واژه «طلح» چند معنا ذكر كرده اند كه يكى از آنها «موز» است.
2 - درختان موز در بهشتِ اصحاب اليمين ، پربار و ميوه هاى آن چيده شده بر روى هم
و طلح منضود
«نضد» به معناى چيدن بر روى هم است «طلح منضود» ;يعنى، درختان موز كه ميوه هاى آن بر روى هم چيده شده است.
6 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) فى قوله « و طلح منضود » قال : هو الموز ;
از امام على(ع) درباره سخن خداوند «و طلح منضود» روايت شده كه مراد درخت موز است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 1
1 - باغ هاى بهشت ، آكنده از ميوه ها و درختان نخل و انار
فيهما فكهة و نخل و رمّان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 7
7 - بهشت داراى درختانى انبوه و ميوه دار
أن لهم جنّت . .. كلما رزقوا منها من ثمرة
«ثمرة» به ميوه درختان گفته مى شود. بهشت و بستان را از آن جهت جنت مى گويند كه پوشيده از درختان انبوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 31
31 - جريان نهر هاى متعدد ، زير درختان بهشت
جنّات تجرى من تحتها الانهار
به نظر مى رسد مراد از «من تحتها الانهار»، «من تحت اشجارها» باشد، يعنى نهرها از زير درختان آن جارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 5
5 - بهشت ، جاودانه و داراى درختانى انبوه و نهرهايى روان
جنت تجرى من تحتها الانهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 6
6 - بهشت داراى باغ ها و بوستان هاى بسيار با نهرهايى جارى از زير درختان انبوه آن
لهم جنت تجرى من تحت الانهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 2،15
2 - باغ هاى پوشيده از درختان
جنت تجرى
«جنة» (مفرد جنات) به بوستانى گفته مى شود كه زمين آن پوشيده از درخت باشد.
15 - بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 15
15 - جارى شدن نهر ها در زير درختان انبوه بهشتى ، جلوه اى از نعمت هاى جذاب و لذت آفرين اخروى
لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 3
3- بهشت جايگاه مؤمنان و پوشيده از درختان انبوه است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» به جايى گفته مى شود كه مملو از درخت باشد، به گونه اى كه زمين را با درختان خود بپوشاند. جمع آورده شدن «جنات» هم مى تواند مؤيد اين مطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 4،5
4 - بهشت ، داراى بوستان هايى است متعدد ، سر سبز و پوشيده از درختان .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» جمع جنّة است و «جنّت» به بوستانى گفته مى شود كه پوشيده از درختان است.
5 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سارهايى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 4
4 - از زير درختان بهشت ، نهر هاى آب ، مدام ، جارى است .
من الجنّة غرفًا تجرى من تحتها الأنهر
جمله «تجرى من تحتها الأنهار» مى تواند حال براى «الجنة» باشد و ضمير «تحتها» به «الجنة» برگردد. در اين صورت، اين برداشت، قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 4
4- جريان نهر ها در زير قصر ها و درخت هاى بهشت ، از جاذبه هاى مهم آن است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از آن جا كه خداوند از ميان همه اوصاف بهشت، تنها به جريان نهرها اشاره كرده است، اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 2،7
2 - باغ هاى بهشت ، پوشيده از درختان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت
«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود.
7 - بهشت ، متشكل از باغ هاى بسيار با درختانى انبوه و نعمت هاى گسترده و گوناگون
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 64 - 5
5 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله « مدهامّتان » قال : يتصل ما بين مكّة و المدينة نخلاً ;
امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «مدهامّتان» فرمود: [مثل اين است كه] ما بين مكه تا مدينه نخل هاى خرما به يكديگر متصل باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 28 - 1
1 - عالى ترين نوع درختان سدر ، موجود در بهشت اصحاب اليمين
و أصحب اليمين . .. فى سدر مخضود
توصيف درخت سدر به «مخضود» (بدون تيغ)، ظاهراً اشاره به نوع عالى آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 1
1 - وجود درختان موز ، در بهشت اصحاب اليمين
و طلح منضود
درباره واژه «طلح» چند معنا ذكر كرده اند كه يكى از آنها «موز» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 10
10 - باغ هاى بهشت ، پوشيده از درختان است .
بشريكم اليوم جنّ-ت
«جنّة» (مفرد «جنّات»)، به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 19
19 - وجود نهر هاى هميشه روان ، از زير درخت هاى بوستان هاى بهشت
تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 41 - 2
2 - بهشت ، دارى سايه هايى از درختان انبوه و چشمه سارها
فى ظلل و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 4
4 - جارى بودن نهر هاى فراوان ، از زير درختان بهشت
عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا
درباره مفاد «تجرى من تحتها الأنهار»، سه تصور وجود دارد; 1. با تقدير كلمه «أشجار»، مراد جريان آب از زير درختان و كنار ساقه هاى آن است; 2. مراد جريان آب، زير كاخ ها و تخت هاى بهشتيان است; 3. مراد بيان آب خيز بودن زمين بهشت است; به گونه اى كه آب نهرها، از زير زمين بهشت سرچشمه مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 3
3 - تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى ، خواستار ميوه ها و نوشيدنى هاى بسيار عالى ، متنوع و گوناگون
يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب
مقصود از كثرت ميوه ها و نوشيدنى ها، تنوع آنها است و تنكير «فاكهة» و «شراب» براى تفخيم مى باشد; يعنى، ميوه هاى عالى و نفيس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 1
1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى
ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 1
1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى
ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 1
1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى
ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 1
1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى
ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 1
1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى
ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 1
1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى
ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 3
3 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، مبنى بر زيستن در جوار رحمت او و بنا كردن خانه اى در بهشت براى وى
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 3
3 - تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى ، خواستار ميوه ها و نوشيدنى هاى بسيار عالى ، متنوع و گوناگون
يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب
مقصود از كثرت ميوه ها و نوشيدنى ها، تنوع آنها است و تنكير «فاكهة» و «شراب» براى تفخيم مى باشد; يعنى، ميوه هاى عالى و نفيس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 2
2 - چشمداشت به پاداش الهى ، آرزوى بهشت و درخواست نعمت هاى آن از خداوند ، امرى شايسته و بايسته براى اهل ايمان
و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 1
1 - دعاى ابراهيم ( ع ) به درگاه خدا ، براى قرار گرفتنش در زمره وارثان بهشت
و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم
«من» در اين آيه تبعيضيه و «ورثة» جمع وارث است; يعنى، مرا يكى از وارثان بهشت قرار بده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 9
9- بهشت عدن داراى درب هاى بسيار
والملئكة يدخلون عليهم من كل باب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 25 - 1
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، هرگز كسى از ديگرى سخن لغو و بيهوده و يا نسبت ناروا نخواهد شنيد .
لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا
«لغو» به سخنى گفته مى شود كه هيچ فايده اى بر آن مترتب نباشد و «تأثيم» به معناى نسبت دادن گناه به كسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 21
21 - خداوند ، دعوت كننده انسان ها به بهشت و آمرزش خويش است .
و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 25 - 2
2 - خدا ، مردم را از فريفته شدن به زندگى ناپايدار دنيا بر حذر داشته و به سرايى سراسر امن و سلامت ( بهشت ) فرامى خواند .
إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و اللّه يدعوا إلى دارالسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 1
1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و
ناامنى است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 13
13- دعوت فرشتگان از تقواپيشگان به هنگام قبض روح آنان ، براى ورود به بهشت
المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون ... ادخلوا الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 11
11 - تلاش براى سوق دادن انسان ها به بهشت و نجات آنان از ابتلاى به آتش جهنم ، از هدف هاى پيامبران الهى
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 3
3 - دعوت خداوند از تقواپيشگان ، براى ورود آنان همراه با همسرانشان به بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 2
2 - پيشوايان و رهبران جوامع در بينش الهى دو دسته اند : دعوت كنندگان به آتش دوزخ و فراخوانان به نعمت هاى بهشت .
و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 13
13 - دعوت دربانان بهشت از تقواپيشگان براى ورود به آن
قال لهم خزنتها . .. فادخلوها خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 14
14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .
أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق
يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 3
3 - جايگاه بهشت پيش از برپايى قيامت ، در فاصله اى دور نسبت به جايگاه مردم است .
و إذا الجنّة أُزلفت
از آنجا كه ظاهر آيه شريفه نزديك آوردن بهشت است; نه نزديك ساختن مردم به آن، مى توان گفت: جايگاه بهشت در آغاز برپايى قيامت به عرصه محشر نزديك نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 2
2- متقين در بهشت ، داراى روابط صميمانه و به دور از هرگونه ناخالصى اند .
ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ
«غلّ» در لغت به معناى غش و ناخالصى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 5
5 - ياد نعمت ها و تعظيم عطاياى خداوند ، نقل مجلس انس متقين ، در بهشت *
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
در معناى «فاكهين» گفت و گوهاى دوستانه در مجالس انس آورده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 3
3 - بهشت برين ، جايگاه رشد و كمال در پرتو ربوبيت خداوند
ارجعى إلى ربّك . .. و ادخلى جنّتى
اين آيه، عطف بر آيه قبل و هر دو تفصيل رجوع به خداوند است. برگزيدن واژه «ربّك» در آيات پيشين، بيانگر مواجه شدن بهشتيان با ربوبيت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 6
6- بهشت هاى عدن ، جلوه اى از رحمت بى كران الهى است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن
كلمه «الرحمن» بيانگر نكته فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 2
2 - زندگى در بهشت ، زندگى كاملاً رضايت بخش و دل پسند
فى عيشة راضية
به قرينه آيه بعد (فى جنّة عالية) زندگى رضايت بخش، در بهشت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 6
6 - بهشتى كه آدم ( ع ) و حوا در آن سكنى گزيدند ، جايگاهى مرفه و داراى نعمت هاى فراوان و نيكو بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
«رغد» به معناى: پر خير و بركت، پاك و داراى رفاه مى باشد. كلمه «رغداً» حال براى ضمير «منها» است; يعنى، از بهشت استفاده بريد، در حالى كه اين بهشت پر خير و بركت و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 3،4
3 - بهشت ، سراى آسودگى و به دور از رنج و افسردگى
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
«نصب» به معناى تعب و رنج و «لغوب» به معناى عجز و ناتوانى است كه غالباً به سبب تعب و مشقت به وجود مى آيد. گفتنى است كه در برداشت ياد شده از آن به افسردگى تعبير شده است.
4 - اعطاى بهشت و سراى پايدار و بى رنج و افسردگى ، فضل و لطف خداوند به بندگان
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 3
3 - بهشت ، سراى آسودگى و به دور از رنج و افسردگى
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
«نصب» به معناى تعب و رنج و «لغوب» به معناى عجز و ناتوانى است كه غالباً به سبب تعب و مشقت به وجود مى آيد. گفتنى است كه در برداشت ياد شده از آن به افسردگى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 1
1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .
ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ
«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 3
3 - بهشت ، در مكانى بلند و رفيع
فى جنّة عالية
وصف «عالية» در برداشت ياد شده، وصفى توضيحى لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 1
1 - بهشتيان ، در بزم با شكوه خويش ، تكيه زده بر پشتى هاى سبز و فرش هاى بى نظير در جنس و زيبايى
متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 3
3 - رنگ سبز ، از رنگ هاى زينت بخش امكانات تجملى بهشت
متّكين على رفرف خضر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 46 - 1
1 - سپيد و درخشان بودن شراب ، براى بندگان مخلص خدا در بهشت
بيضاء
«بيضاء» به اعتبار مظروف (شراب) صفت براى «كأس» (ظرف شراب) است; نه به اعتبار ظرف. توصيف ديگر آن در آيه بعد به اين كه مايه دردسر و مستى نمى شود، مؤيد همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 49 - 1،2
1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .
كأنّهنّ بيض
«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.
2 - رنگ زنان بهشتى ، سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است .
كأنّهنّ بيض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 4
4 - پيوند هاى عاطفى ، باقى ميان مؤمنان و نسل ايشان در بهشت
ألحقنا بهم ذرّيّتهم
نويد به ملحق شدن ذريه مؤمنان به آنان در بهشت، مى رساند كه مؤمنان در بهشت نيز به نسل خود دلبسته اند و از قرار گرفتن آنان در كنار خويش احساس لذت مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 2
2- متقين در بهشت ، داراى روابط صميمانه و به دور از هرگونه ناخالصى اند .
ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ
«غلّ» در لغت به معناى غش و ناخالصى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 31 - 2
2 - « متقين » ، قادر به مشاهده بهشت در صحنه قيامت *
الجنّة . .. غير بعيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «غير بعيد» - از پى «أزلفت» - بيانگر اين معنا باشد كه بهشت آن قدر به متقين نزديك خواهد شد، كه در مرئى و منظر آنان قرار خواهد گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 5
5 - بهشت و جهنم ، براى مردم در قيامت قابل مشاهده است . *
و إذا الجحيم سعّرت . و إذا الجنّة أُزلفت
هدف از شعلهور كردن جهنم و نزديك نمودن بهشت ممكن است اين باشد كه همگان آنها را مشاهده كرده و به فرجام نيكان و بدان آگاه شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 14
14 - « عن أبى جعفر ( ع ) « الحمد للّه الذى صدقنا وعده و أورثنا الأرض . . . » يعنى : أرض الجنّة ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه درباره «. ..و أورثنا الأرض...» فرمود: مقصود زمين بهشت است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 123 - 4
4 - شيطان با وسوسه و اغواگرى خود ، زمينه ساز اخراج آدم و حوا از بهشت و هبوط آنان به زمين گرديد .
فوسوس إليه الشيطن . .. قال اهبطا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 8
8- تقوا ، زمينه ساز ورود به بهشت و رسيدن به مواهب بى كران الهى
دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 1
1 - نزول آرامش از سوى خداوند بر مؤمنان ، مايه افزايش ايمان و زمينه ساز ورود آنان به بهشت
أنزل السكينة . .. ليزدادوا إيمنًا ... ليدخل المؤمنين و ... جنّ-ت
«ليدخل. ..» نتيجه اطمينان عطا شده از ناحيه خداوند و فزونى ايمان مؤمنان است كه در آيات پيشين طرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 28 - 1
1 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، زمينه ساز راهيابى انسان به بهشت و رهايى از دوزخ
فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم . إنّا كنّا من قبل ندعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 60 - 1
1 - نعمت هاى شگرف بهشت ، پاداش و احسان خداوند به اعمال نيك و شايسته خلق
كأنّهنّ الياقوت . .. هل جزاء الإحسن إلاّالإحسن
واژه «إحسان» در لغت عرب بر دو معنا اطلاق مى شود: الف) كار نيك، ب) نيكى به غير. در آيه شريفه «احسان» اول به معناى اول و احسان دوم به معناى دوم به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 2
2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .
و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 5
5 - انديشه صحيح نسبت به فقر و غنا ، برخورد شايسته با يتيمان و مسكينان ، قطع حرام خوارى و دل نبستن به ثروت ، زمينه ساز ورود به بهشت برين
فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. و ادخلى جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 16 - 4
4 - پيشينه درخشان تقواپيشگان و پايبندى آنان بر نيكى و احسان ، مايه دستيابى آنان به بهشت و هداياى پروردگار
ءاخذين ما ءاتيهم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك محسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 7
7 - هجرت در راه خدا و يارى دين ، سبب جلب رضايت الهى و دستيابى به حيات جاودان در بهشت
من المهجرين و الأنصار . .. رضى اللّه عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 2
2 - اطمينان و آرامش معنوى ، درپى دارنده كمال ايمان در دنيا و بهشت جاودان در آخرت
أنزل السكينة . .. ليزدادوا إيمنًا ... ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 17
17 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن سعادت اخروى و بهشت جاودانه
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يدخله جنّ-ت. .. خلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 9
9 - ايمان و عمل ، مكمل يكديگر در رساندن انسان به بهشت جاويدان
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت عدن ... خلدين فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 3
3 - دستابى به بهشت و نعمت هاى فراوان آن ، منوط به عبوديت و بندگى انسان به درگاه خداوند است .
يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا
ذكر كلمه «عباد»، مى تواند اشعار به اين داشته باشد كه عبوديت بندگان صالح، موجب برخوردارى آنان از بهشت و نعمت هاى آن شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 3
3- پيوستگى ايمان و عمل صالح در زندگى مؤمنان ، شرط بهره مندى آنان از نعمت بهشت
يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 60 - 3
3 - دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن ، منوط به عملكرد نيك خود انسان
هل جزاء الإحسن إلاّالإحسن
از اين كه احسان، در مقابل احسان مطرح شده - به دلالت التزام - دانسته مى شود كه آدمى، آن گاه به احسان و پاداش حق دست مى يابد كه خود، اهل احسان و عملكرد نيك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 5
5 - بهشت برين و نعمت هاى آن ، محصول تلاش ها و دستاورد هاى انسان ها در دنيا است .
بما أسلفتم فى الأيّام الخالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 12 - 2،3،6
2 - صبر و شكيبايى ابرار در راه خدا ، سبب بهره مندى آنان از بهشت و موهبت هاى آن است .
و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا
3 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق به نيازمندان جامعه بدون چشمداشتى و خوف از قيامت ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .
يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... و جزيهم بما صبروا ج
از مصاديق مورد نظر صبر در اين آيه، موارد ياد شده است كه در آيات پيش در وصف ابرار آمده است.
6 - صبر در راه خدا ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .
و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 10
10 - آمرزش گناهان و درآمدن به بهشت ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة
آمرزش گناهان، فعل خدا و در اختيار اوست. بنابراين مراد از شتاب به سوى مغفرت، انجام اعمالى است كه موجبات آمرزش الهى را فراهم مى سازد، كه به قرينه عطف شدن «سارعوا» بر «اطيعوا اللّه و الرسول»، همان پيروى از خدا و پيامبرش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 20
20 - زنان بهشتى از حيض و حدث پاك هستند .
و ازواج مطهّرة
امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: لا يحضن و لا يحدثن.
تفسير عياشى، ج 1، ص 164، ح 11 ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 57، 58.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 17 - 1
1 - ابرار در بهشت ، از مىِ آميخته با زنجبيل پذيرايى خواهند شد .
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
«كأس» در معناى مى و نيز جام به كار مى رود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 5
5 - ابرار در بهشت ، مى آميخته با زنجبيل را از دست جوانكان هميشه شاداب خواهند نوشيد .
و يطاف عليهم بانية . .. و يسقون فيها ... مزاجها زنجبيلاً ... و يطوف عليهم ولدن
آيات گذشته، قرينه بر اين است كه يكى از مصاديق اصلى خدمت گزارى جوانكان به ابرار، نوشاندن مى بهشتى به آنان است، چنان كه در آيه 17 و 18 سوره «واقعه» بدان تصريح شده است: «يطوف عليهم ولدان مخلّدون . بأكواب و أبارق و كأس من معين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 5
5 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن
ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 7
7 - زندگى در بهشت جاودان ، بهترين و برترين زندگى و سرانجام براى انسان
قل أذلك خير أم جنّة الخلد . .. جزاء و مصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 8
8 - اهميت نقش نهر هاى بهشت ، در زيبايى و جذابيت آن
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از اين كه خداوند، تنها وصفى را كه براى باغ هاى بهشت ياد كرده وصف «تجرى. ..» است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 1
1 - بهشتيان ، در بزم با شكوه خويش ، تكيه زده بر پشتى هاى سبز و فرش هاى بى نظير در جنس و زيبايى
متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 2
2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .
كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة
برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 66 - 2
2 - زيبايى فزاينده مناظر بهشت ، با فوران آب چشمه ها
فيهما عينان نضّاختان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 1،4
1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان
و يطوف عليهم غلمان لهم
«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.
4 - خدمت نوجوانان زيباروى بهشتى ، براى تقواپيشگان از سرشوق و پروانهوار
و يطوف عليهم غلمان لهم
تعبير «يطوف»، حركت پروانهوار و مشتقانه را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 3
3 - زيبايى ويژه منظره درختان نخل و انار در ميان ديگر درختان بهشت
فيهما فكهة و نخل و رمّان
اختصاص به ذكر يافتن نخل و انار، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 1
1 - بهشتيان ، در بزم با شكوه خويش ، تكيه زده بر پشتى هاى سبز و فرش هاى بى نظير در جنس و زيبايى
متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 3
3 - زيبايى ويژه منظره درختان نخل و انار در ميان ديگر درختان بهشت
فيهما فكهة و نخل و رمّان
اختصاص به ذكر يافتن نخل و انار، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 2،4
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از زنان چشم فروهشته
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قاصرات الطرف» كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.
4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .
و عندهم قصرت الطرف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 2،4
2 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از زنان چشم فروهشته
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مراد از «قاصرات الطرف»، كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.
4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .
و عندهم قصرت الطرف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 2،3
2 - بهشتيان ، داراى همسرانى نيكو ، با چشمانى سياه و زيبا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء«) به معناى سياه چشمان و «عين» جمع «عيناء») و به معناى زيبا چشمان است.
3 - همسران زيبا ، نمود لطف الهى به بهشتيان
و زوّجنهم بحور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 70 - 6
6 - « قال الصادق ( ع ) الخيرات الحسان من نساء أهل الدنيا و هنّ أجمل من الحورالعين ;
امام صادق(ع) فرمود: «خيرات حسان» (زنان نيك خو و زيباصورت بهشت) از زنان اهل دنيا هستند و آنان از «حورالعين» زيباتراند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 22 - 2
2 - پيشتازان در بهشت ، داراى همسرانى با چشم هاى سياه و زيبا
و حور عين
«حور» جمع «حوراء» است و «حوراء» به چشمى گفته مى شود كه سياهى آن بسيار سياه و سفيدى آن بسيار سفيد باشد. «عين» جمع «عيناء» است و «عيناء» در وصف چشم زيبا آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 34 - 3
3 - همخوابگان اصحاب اليمين در بهشت ، زنانى در اوج شكوه و جلال مادى و معنوى ( عقل ، كمال و جمال )
و فرش مرفوعة
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «فرش» در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (إنّا أنشأناهنّ إنشاء) - همسران و همخوابگان مى باشد. بر اين اساس وصف «مرفوعة» اشاره به مطلبى دارد كه در برداشت بالا آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 8
8 - تمامى زيبايى ها و لذت هاى مورد تمايل اهل تقوا ، آماده براى آنان در بهشت
و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 2
2- امنيت و آسايش ، مهم ترين نعمت در كنار زيبايى ها و طراوت هاى بهشت
فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه قرآن، در مقام ذكر نعمت هاى اخروى متقين، از امنيت به عنوان نعمتى مهم و حتى مقدم بر ديگر نعمت ها نام برده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 1
1 - لذت ها ، زيبايى ها و آسايش بهشت ، نعمت هاى انكارناپذير خدا و غيرقابل تكذيب
متّكين على رفرف خضر . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 17 - 3
3 - خدمت گذاران پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، در بهشت جوانانى آراسته و گوشواره بر گوش
يطوف عليهم ولدن مخلّدون
برخى احتمال داده اند كه «مخلّدون» مشتق از «خُلْد» به معناى گوشواره باشد. بنابراين عبارت «ولدان مخلّدون»; يعنى، جوانانى كه بر گوش آنها، گوشواره آويخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 4
4 - خدمت گزاران ابرار در بهشت ، جوانانى آراسته و گوشواره بر گوش
و يطوف عليهم ولدن مخلّدون
برخى احتمال داده اند كه «مخلّدون»، مشتق از «خُلُد» به معناى گوشواره باشد. بنابراين «ولدان مخلّدون»; يعنى، جوانانى كه گوشواره، بر گوششان آويخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 3
3 - باغ هاى بهشت ، مزين به حوريان خمارچشم مصون مانده از دست هر بيگانه
فيهنّ قصرت الطرف لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
برداشت بالا بدين احتمال است كه «قاصرات الطرف» كنايه از چشم خمار باشد كه در نتيجه خمارى پلك ها بهم نزديك شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 6
6 - بهشت داراى باغ ها و بوستان هاى بسيار با نهرهايى جارى از زير درختان انبوه آن
لهم جنت تجرى من تحت الانهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 25 - 3
3 - در آخرت ، ساقى شراب ، در خدمت نيكوكاران و عهده دار باده نوشاندن به آنان خواهد بود .
يسقون
فعل مجهول «يُسْقَون» بيانگر اين است كه در آخرت فرد يا افرادى، باده ريز و شرابدار محفل مى گسارى نيكوكاران خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 3
3 - وجود نوعى سايه دلپذير و نور خورشيدمانند در بهشت
هم و أزوجهم فى ظلل
وجود سايه ها (ظلال) در بهشت، دليل وجود نوعى نور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 5،8
5 - بهشت مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، جاودانه ، داراى نهر هاى جارى و سايه هاى پيوسته ( هواى مطبوع و ملايم )
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و ندخلهم ظلا ظليلا
«ظلّ» به معناى سايه و «ظليلا» تأكيد آن و ظاهراً كنايه از مطبوعيت هواى بهشت است.
8 - سايه آرام و دلپذير ، جايگاهى ويژه در بهشت
و ندخلهم ظلا ظليلا
تكرار «ندخلهم» حكايت از ويژگى ظلّ (سايه) در بهشت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 14 - 1،2
1 - ابرار در بهشت ، از سايه هاى دل انگيز و دامن كشيده بر فراز آنان برخوردار بوده و در كمال آسايش به سر مى برند .
و دانية عليهم ظللها
2 - بهشت ، داراى درختان پرسايه و نزديك بر سر بهشتيان
و دانية عليهم ظللها
«دانية» از ريشه «دُنُوّ» (قرب و نزديكى) است و «دانية عليهم ظلالها»; يعنى، سايه هاى درختان بهشت، مانند چتر بر سر بهشتيان سايه افكنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 41 - 1،2
1 - جايگاه تقواپيشگان ، در سايه ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون
2 - بهشت ، دارى سايه هايى از درختان انبوه و چشمه سارها
فى ظلل و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 4
4 - آرميدن متقين در سايه بوستان ها و مى گسارى آنان ، در برابر محروميت جهنميان از خنكى و نوشيدنى ، انعكاسى از تقابل آثار طغيان گرى و تقوا است .
لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. حدائق و أعنبًا ... و كأسًا دهاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 26 - 1
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، جز سخنان سالم و پيراسته از لغو و نسبت هاى ناروا مبادله نمى شود .
لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا
«قيل» معادل «قول» و موصوف «سلاماً» است; يعنى، «لايسمعون فيها إلاّ قولاً هو سالم من اللغو و التأثيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 64 - 1
1 - باغ هاى بهشت ، در نهايت سبزى و طراوت ، بدون كمترين زردى و پژمردگى
مدهامّتان
«مدهامّتان» وصف براى «جنّتان» است و «ادهيمام»; يعنى، رنگ سبز كه از شدت سبزى سياه گون مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 65 - 1،2
1 - باغ هاى سبز و پرطراوت بهشت ، نعمتى غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
و من دونهما جنّتان . .. مدهامّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
2 - برگ هاى سبز و پرطراوت باغ هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
مدهامّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 3
3 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد ، سرسبز و پوشيده از درختان
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 4
4 - بهشت ، داراى بوستان هايى است متعدد ، سر سبز و پوشيده از درختان .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» جمع جنّة است و «جنّت» به بوستانى گفته مى شود كه پوشيده از درختان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 7
7 - ايمان به خداوند و اعتقاد به عزّت ، ستودگى ، حاكميت ، مالكيت و گواه بودن او و انجام دادن تمامى اعمال صالح ، مايه بهره بردن از مناظر سبز و پر درخت و زمين آب خيز بهشت است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه العزيز . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت تج
برداشت ياد شده، از ارتباط اين آيه با آيه هشتم و نهم استفاده مى شود. «الصالحات»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. عموم در اين موارد، عرفى است; يعنى، تمام آن چه ميسّر است. «جنّة»; يعنى، بوستانى كه با درختان خود زمين را پوشانده باشد. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 10
10 - بهشت ، داراى باغ هايى خرم و سرسبز با درختانى انبوه
فى روضات الجنّات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 2
2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .
فهم فى روضة يحبرون
«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 3
3 - بوستان هاى مؤمنان در بهشت ، مسرت آفرين و در جايى بلند قرار دارد .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 31 - 3
3 - بهشت ، جايگاه خوشبختى و به دور از آزار و نوشيدنى هاى ناگوار و رنج گرما و تشنگى است .
لايذوقون فيها بردًا و لاشرابًا . إلاّ حميمًا و غسّاقًا ... إنّ للمتّقين مفازًا
رهايى از شرّ - كه جزئى از معناى «مفاز» است - ناظر به شرورى است كه دامنگير دوزخيان است و آيات پيشين، گوشه هايى از آن را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 12،13
12 - سعادتمندى رهايى يافتگان از آتش و ره يافتگان به بهشت
فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز
«زحزح»، از مصدر «زحزحة»، به معنى دور شدن و كنايه از نجات يافتن است.
13 - بهشت ، جايگاه سعادتمندان
فمن زحزح . .. و ادخل الجنّة فقد فاز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 1
1- بهشت ، جايگاه سعادتمندان صحنه قيامت است .
و أما الذين سعدوا ففى الجنة خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 49 - 1،2
1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .
كأنّهنّ بيض
«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.
2 - رنگ زنان بهشتى ، سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است .
كأنّهنّ بيض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 1،2
1 - خداوند ، به آدم ( ع ) و همسرش فرمان داد تا در بهشت سكونت كنند .
و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة
2 - سكونت آدم ( ع ) و همسرش در بهشت پس از سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) بوده است .
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم . .. و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 5،19
5 - فاصله زمانى ميان سكونت آدم ( ع ) و حوا در بهشت با لغزش آنان ، فاصله اى نسبتاً كوتاه و اندك بود .
و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة . .. فأزلّهما الشيطن عنها
عطف جمله «أزلهما . ..» بر آيه قبل به وسيله حرف «فا» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
19 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « انما كان لبث آدم و حوا فى الجنة حتى خرجا من ها سبع ساعات من أيام الدنيا . . . ;
توقف آدم و حوا تا زمان خروجشان از بهشت هفت ساعت از روزهاى دنيا بود . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 20 - 1
1 - ابليس پس از سكونت آدم و همسرش در بهشت، در انديشه فريبكارى و توطئه عليه ايشان برآمد.
فوسوس لهما الشيطن
هنگامى كه پس از كلمه «وسوسه» حرف «لام» آورده شود، به معناى نقشه كشيدن و توطئه كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 1
1 - آدم ( ع ) و همسرش حوا ، در بهشت سكونت داشتند .
فقلنا . .. فلايخرجنّكما من الجنّة
«جنّة» به معناى باغ است و «الجنّة» در قرآن نوعاً به معناى بهشت به كار رفته است. گفتنى است كه خروج آدم و حوا(ع) از بهشت خويش، نشانه آن است كه آن بهشت، غير از بهشت موعود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 1،2
1 - خداوند ، به آدم ( ع ) و همسرش فرمان داد تا در بهشت سكونت كنند .
و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة
2 - سكونت آدم ( ع ) و همسرش در بهشت پس از سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) بوده است .
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم . .. و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 5،19
5 - فاصله زمانى ميان سكونت آدم ( ع ) و حوا در بهشت با لغزش آنان ، فاصله اى نسبتاً كوتاه و اندك بود .
و قلنا يأدم اسكن أنت و زوجك الجنة . .. فأزلّهما الشيطن عنها
عطف جمله «أزلهما . ..» بر آيه قبل به وسيله حرف «فا» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
19 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « انما كان لبث آدم و حوا فى الجنة حتى خرجا من ها سبع ساعات من أيام الدنيا . . . ;
توقف آدم و حوا تا زمان خروجشان از بهشت هفت ساعت از روزهاى دنيا بود . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 20 - 1
1 - ابليس پس از سكونت آدم و همسرش در بهشت، در انديشه فريبكارى و توطئه عليه ايشان برآمد.
فوسوس لهما الشيطن
هنگامى كه پس از كلمه «وسوسه» حرف «لام» آورده شود، به معناى نقشه كشيدن و توطئه كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 1
1 - آدم ( ع ) و همسرش حوا ، در بهشت سكونت داشتند .
فقلنا . .. فلايخرجنّكما من الجنّة
«جنّة» به معناى باغ است و «الجنّة» در قرآن نوعاً به معناى بهشت به كار رفته است. گفتنى است كه خروج آدم و حوا(ع) از بهشت خويش، نشانه آن است كه آن بهشت، غير از بهشت موعود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 3
3- متقين با سلام و خوشامدگويى ، وارد بهشت مى شوند .
ادخلوها بسلم ءامنين
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «سلام» همان سلام و درود گفتن متعارف باشد كه جزء فرهنگ مسلمانان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 9
9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان
و قال لهم خزنتها سلم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 1
1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 8
8 - اصحاب اعراف با فريادى رسا سلامت و امنيت كامل را به مؤمنان راهى بهشت مژده مى دهند .
و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «سلم عليكم» جمله اى اخبارى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 25 - 1
1 - بهشت ، سرايى است سراسر سلامت ، امنيت و آرامش .
و اللّه يدعوا إلى دارالسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 60 - 23
23 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « نزلت ثلاثة احجار من الجنة . . . و حجر بنى اسرائيل . . . ;
سه سنگ از بهشت نازل گشته . .. يكى از آنها سنگى بود كه در ميان بنى اسرائيل بود ]و به هنگام نياز از آن آب بر مى گرفتند[ ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 27
27 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « نزلت ثلاثة أحجار من الجنة . . . و مقام إبراهيم . . . ;
سه سنگ از بهشت فرود آمده . .. و از جمله آنها مقام ابراهيم است ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 2
2 - نبودن كم ترين سختى و ملالت براى تقواپيشگان ، در انتقال از صحنه قيامت به باغ هاى بهشت
ادخلوها بسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 2
2 - در بهشت اصحاب اليمين ، هرگز مانعى همچون سير بودن ، بيمار بودن ، در دسترس نبودن و . . . براى تناول ميوه وجود ندارد .
و فكهة . .. و لاممنوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 1
1 - بهشت ، داراى درختانى با شاخ و برگ هايى شاداب و پرطراوت
ذواتا أفنان
«أفنان» (جمع «فنن») است و آن به شاخه تر و تازه درخت گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 5
5 - درختان روييده در بهشت اصحاب اليمين ، داراى شاخه هاى چيده شده بر روى هم
و طلح منضود
در صورتى كه «طلح» به معناى درخت اقاقيا باشد، «منضود» وصف شاخه هاى آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 5
5 - ابرار در بهشت ، مى آميخته با زنجبيل را از دست جوانكان هميشه شاداب خواهند نوشيد .
و يطاف عليهم بانية . .. و يسقون فيها ... مزاجها زنجبيلاً ... و يطوف عليهم ولدن
آيات گذشته، قرينه بر اين است كه يكى از مصاديق اصلى خدمت گزارى جوانكان به ابرار، نوشاندن مى بهشتى به آنان است، چنان كه در آيه 17 و 18 سوره «واقعه» بدان تصريح شده است: «يطوف عليهم ولدان مخلّدون . بأكواب و أبارق و كأس من معين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 1
1 - بهشت ، داراى درختانى با شاخ و برگ هايى شاداب و پرطراوت
ذواتا أفنان
«أفنان» (جمع «فنن») است و آن به شاخه تر و تازه درخت گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 49 - 1
1 - درختان پرطراوت و نعمت هاى متنوع بهشت ، غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
ذواتا أفنان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 7
7- در زندگى بهشتيان ، تنوع زمان ( بامداد و پسين ) وجود دارد .
لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 1،2
1 - باده نوشى پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، در مجالس انس شان در بهشت
متّكين عليها متقبلين . .. بأكواب و أباريق و كأس من معين
2 - جوانكان خدمت گذار ، باده گردانان مجالس انس پيشتازان ( سابقون ) در بهشت
يطوف عليهم ولدن . .. بأكواب و أباريق و كأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 5
5 - ابرار در بهشت ، مى آميخته با زنجبيل را از دست جوانكان هميشه شاداب خواهند نوشيد .
و يطاف عليهم بانية . .. و يسقون فيها ... مزاجها زنجبيلاً ... و يطوف عليهم ولدن
آيات گذشته، قرينه بر اين است كه يكى از مصاديق اصلى خدمت گزارى جوانكان به ابرار، نوشاندن مى بهشتى به آنان است، چنان كه در آيه 17 و 18 سوره «واقعه» بدان تصريح شده است: «يطوف عليهم ولدان مخلّدون . بأكواب و أبارق و كأس من معين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 2،4
2 - جارى بودن چشمه هايى از شراب ناب در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
«معين» به آبى زلال گفته مى شود كه بر روى زمين جارى باشد (چون نهر). اين واژه به منزله صفت براى «كأس» است; بنابراين بهشت بندگان خالص خدا داراى نهرهايى از شراب ناب است كه جام هايى از آنها به بهشتيان عرضه مى شود.
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1،3
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 47 - 2
2 - شراب بهشتيان ، مستى آور و عقل و هوش برنده نيست .
و لا هم عنها ينزفون
كلمه «ينزفون»، به معناى «يسكرون» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 3
3 - ايمان به همراه عمل صالح ، شرط ورود به بهشت
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 6
6- ورود به بهشت و جاودان ماندن مؤمنان صالح در آن به اذن خداوند است .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. بإذن ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 4
4- تقوا و خويشتن دارى از مخالفت با خدا ، شرط بهرهورى از نعمت هاى عالى بهشت
الجنّة الّتى وعد المتّقون
وصف «متّقين»، مشعر به علّيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 6
6- ورود به بهشت و جاودان ماندن مؤمنان صالح در آن به اذن خداوند است .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. بإذن ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 6،7،10
6 - صلاحيت و شايستگى ، شرط ورود پدران ، همسران و فرزندان مؤمنان به بهشت
و أدخلهم جن-ّت . .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
7 - صلاحيت و شايستگى ، شرط ورود به بهشت
و أدخلهم جن-ّت . .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
10 - ايمان ، توبه و پيروى از دين ، از شرايط ورود به بهشت
و يستغفرون للذين ءامنوا . .. فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك ... و أدخلهم جن-ّ
برداشت ياد شده از آن جا است كه فرشتگان پيش از درخواست بهشت براى مؤمنان، آنان را به وصف ايمان، توبه و پيروى از راه دين توصيف كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 4
4 - تقوا ، اصلى ترين شرط ورود به بهشت و بارزترين ويژگى بهشتيان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 2
2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .
كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة
برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 9
9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 3
3 - ظرف ها و جام هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در هندسه و اندازه هاى بسيار دقيق است .
قدّروها تقديرًا
نصب «تقديراً»به جهت مفعول مطلق بودن آن براى فعل «قدّروا» است و اين در حقيقت تأكيدى براى مفاد آن فعل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 5
5 - اندازه گيرى و هندسه ظرف ها و جام هاى بهشتى و مقدار محتواى آنها ، به سفارش و خواسته خود بهشتيان است .
قدّروها تقديرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه فاعل «قدّروا» خود ابرار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 6 - 1
1- بهشت موعود ، پاداش شهيدان راه خدا
و يدخلهم الجنّة عرّفها لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 120 - 4
4 - شيطان در بهشت آدم ( ع ) ، حضور يافته بود .
قال ي--َادم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 7
7 - شيطان در بهشتِ آدم ( ع ) و حوا ، حضور داشت .
فأزلهما الشيطن عنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 5
5 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش صابران است .
يجزون الغرفة بما صبروا . .. خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 1
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم
«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 120 - 7
7 - مالكيت خداوند بر آسمان ها و زمين و توانايى مطلق وى ، ضامن اعطاى بهشت جاودانه به صادقان
ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت . .. و ما فيهن و هو على كل شىء قدير
بيان مالكيت خداوند بر هستى و توانايى مطلق او پس از وعده بهشتى جاويدان به صدق پيشگان، مى تواند اشاره به اين باشد كه تحقق بخشيدن به اين وعده هرگز از توان خداوند خارج نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 4
4 - مسيحيان مؤمن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) آرزومند همراهى با صالحان در بهشت
و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول حذف شده از «يدخلنا» به قرينه مقام و نيز آيه بعد «الجنة» باشد يعنى «نطمع ان يدخلنا الجنة مع القوم الصالحين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 8
8 - صالحان بهره مند از بهشت جاويدان
و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين. فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 7
7- بهشت جايگاه صالحان است .
و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 1
1- استقرار در باغ هاى بهشت ، از جمله پاداش هاى مؤمنان نيك كردار است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. أُولئك لهم جنّ-ت عدن
جمله «أُولئك. ..» يا خبر يكم براى «إنّ» در صدر آيه قبل است و يا خبر دوم و احتمال سوم آن است كه جمله مستأنفه باشد در هر صورت، مشاراِليه «أُولئك» «الذين امنوا...» در آيه قبل است. «عَدنْ» به معناى اقامت گزيدن و مستقر شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 1
1- مؤمنان نيك كردار ، در باغ هاى بهشت برين ، جاودانه اند .
جنّت الفردوس نزلاً . خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 6
6 - مؤمنان داراى عمل صالح ، در بهشت ، جاودانه خواهند بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة. ..خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 2
2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .
فهم فى روضة يحبرون
«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 1
1 - بهشت هاى سرشار از نعمت ، پاداش مؤمنانِ داراى اعمال صالح است .
إنّ الذين ءامنوا . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 4
4 - وعده ورود مؤمنان داراى عمل صالح به بهشت و خلود در آن ، وعده اى تخلف ناپذير است .
لهم جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها وعد اللّه حقًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 3
3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 9،13
9 - مؤمنان نيك كردار ، ايمن در قيامت و برخوردار از بوستان هاى بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى روضات الجنّات
از تقابل «ترى الظالمين» با «و الذين ءامنوا» مطلب ياد شده استفاده مى شود.
13 - تمامى خواسته هاى مادى و معنوى مؤمنان نيك كردار ، در بهشت فراهم است .
لهم ما يشاءون عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 6
6- بهره مندى هماره و سهل موحدان نيكوكار ، از نعمت هاى الهى در بهشت
أُولئك أصحب الجنّة
تعبير به «أصحاب» اشاره به همنشينى دائم و هميشگى يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان، با نعمت هاى بهشتى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 2
2- ره يافتن مؤمنان نيك كردار به بهشت ، نمودى از ولايت الهى بر آنان
ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا . .. إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 3
3- بهشت هاى عدن ، جايگاه توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح
فأُولئك يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 7
7- در زندگى بهشتيان ، تنوع زمان ( بامداد و پسين ) وجود دارد .
لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 4
4 - بهشت ، سرزمين صداقت و راستى بدون كمترين دغل و نادرستى *
فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «صدق» در مقابل كذب باشد. در اين صورت جايگاه صدق; يعنى، جايگاهى كه در آن صداقت و راستى حاكم است و از هرگونه دغل و نادرستى مبرا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 4
4 - بهشت جاودان و همسران پاكيزه و رضايت الهى ، پاداش تضمين شده از جانب خداوند ، براى تقواپيشگان
للّذين اتقوا . .. جنات ... خالدين فيها و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 2،12
2 - ضرورت شتاب براى نيل به بهشتى كه به پهناى آسمان ها و زمين است .
و سارعوا . .. و جنّة عرضها السّموات و الارض
12 - بهشت موعود اهل تقوا ، داراى وسعتى به پهنه آسمان ها و زمين
و جنّة عرضها السّموات و الأرض اعدّت للمتّقين
بنابر اينكه مراد از «عرض»، وسعت باشد، نه عرض مقابلِ طول.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 136 - 10،12
10 - بهشت ها ، جايگاهى جاودانه و داراى نهرهايى جارى
و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها
12 - آمرزش گناهان و بهشت هاى داراى نهر هاى جارى ، پاداش خوبى براى عمل كنندگان به دستورات الهى
اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و نعم اجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 11
11 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد و سرشار از نعمت
لادخلنهم جنت النعيم
«نعيم» به معناى فراوان است. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 3،4،5
3- بهشت جايگاه مؤمنان و پوشيده از درختان انبوه است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» به جايى گفته مى شود كه مملو از درخت باشد، به گونه اى كه زمين را با درختان خود بپوشاند. جمع آورده شدن «جنات» هم مى تواند مؤيد اين مطلب باشد.
4- بهشت ، مجموعه اى از باغ هاى متعدد است . *
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جمع آورده شدن «جنات» مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
5- نهر هاى فراوانى همواره در بهشت جارى است .
تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 5
5- بهشت ، واجد تمامى موهبت ها و خوبى هاى قابل تصور براى انسان
جنّ-ت عدن . .. لهم فيها ما يشاءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 17 - 10
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه خلق الجنّة . . . و لم ترها عين و لم يطلع عليها مخلوق . . . و هو قول اللّه تعالى : « فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: خداوند، بهشت را آفريد و هيچ چشمى آن را نديده و هيچ مخلوقى از آن آگاه نگشته است . .. و آن، اين سخن خداوند است كه مى فرمايد: فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرُّة أعين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 7
7 - اطلاع فرشتگان از بهشت برين و خصوصيات آن
تتنزّل عليهم الملئكة . .. و أبشروا بالجنّة ... و لكم فيها ما تدّعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 4
4- جريان نهر ها در زير قصر ها و درخت هاى بهشت ، از جاذبه هاى مهم آن است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از آن جا كه خداوند از ميان همه اوصاف بهشت، تنها به جريان نهرها اشاره كرده است، اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 35 - 1
1 - بهشت ، در بردارنده همه آرزو ها و برآورنده همه خواسته هاى بهشتيان
لهم ما يشاءون فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 7
7 - بهشت ، متشكل از باغ هاى بسيار با درختانى انبوه و نعمت هاى گسترده و گوناگون
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 14 - 2
2 - بهشت ، داراى درختان پرسايه و نزديك بر سر بهشتيان
و دانية عليهم ظللها
«دانية» از ريشه «دُنُوّ» (قرب و نزديكى) است و «دانية عليهم ظلالها»; يعنى، سايه هاى درختان بهشت، مانند چتر بر سر بهشتيان سايه افكنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 6
6 - بوستان هاى بهشت ، داراى نهرهايى فراوان كه از زير آن بيرون زده و جريان مى يابد .
لهم جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
حرف «من» براى ابتداى غايت است و دلالت دارد كه آب نهرها، از منابع زير زمينى بوستان ها تأمين مى شود. اين احتمال نيز وجود دارد كه با تقدير گرفتن كلمه «اشجار»، مراد از «من تحتها»، «من تحت اشجارها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 8
8 - حسين بن ميسرقال: سألت أبا عبدالله(ع) عن جنة آدم(ع) فقال: جنة من جنان الدنيا تطلع فيها الشمس و القمر و لو كانت من جنان الآخرة ما خرج منها أبدا.
حسين بن ميسر گويد از امام صادق(ع) درباره بهشت آدم سؤال كردم، فرمود: باغى از باغهاى دنيا بود كه خورشيد و ماه در آن طلوع مى كرد و اگر از باغهاى بهشتى بود، هرگز آدم(ع) از آن خارج نمى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 3
3 - ظرف ها و جام هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در هندسه و اندازه هاى بسيار دقيق است .
قدّروها تقديرًا
نصب «تقديراً»به جهت مفعول مطلق بودن آن براى فعل «قدّروا» است و اين در حقيقت تأكيدى براى مفاد آن فعل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 11
11 - عبدالسلام بن صالح الهروى قال: قلت للرضا(ع): يابن رسول الله أخبرنى عن الشجرة التى اكل منها آدم و حوا ما كانت؟ فقد اختلف الناس فيها فمنهم من يروى انها الجنية و منهم من يروى انها العنب و منهم من يروى انها شجرة الحسد، فقال(ع): كل ذلك حق. قلت: فما معنى هذه الوجوه على اختلافها؟ فقال: يا أباالصلت ان شجرة الجنة تحمل انواعا فكانت شجرة الحنطة و فيها عنب و ليست كشجرة الدنيا ... .
عبدالسلام بن صالح هروى گويد: به امام رضا(ع) گفتم: يابن رسول الله(صلی الله علیه و آله) مرا آگاه كنيد، درختى كه آدم و حوا از آن خوردند چه بوده؟ مردم درباره آن اختلاف دارند ; عده اى مى گويند: آن، درخت گندم بوده، عده اى گويند: درخت انگور بوده و بعضى ديگر مى گويند: آن، درخت حسد بوده، آن حضرت فرمود: تمامى اينها درست است. گفتم: اين وجوه مختلفى كه گفته شده چه معنايى دارد؟ فرمود: اى اباصلت، درخت بهشتى چند نوع ثمره دارد ; يعنى درخت گندم انگور هم مى دهد و مانند درختان دنيا نيست ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 6
6 - بهشت داراى نهرهايى متعدد ، لبريز و همواره جارى
تجرى من تحتهم الأنهر
اِسناد جريان به خود نهرها، همانند «جرى الميزاب»، حكايت از پر بودن و لبريز بودن نهرهاى بهشتى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 2،4،5
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از زنان چشم فروهشته
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قاصرات الطرف» كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.
4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .
و عندهم قصرت الطرف
5 - زنان بهشتى ، برخوردار از چشمانى درشت و جذاب
قصرت الطرف عين
«عيناء» (مفرد «عِين») به معناى چشم درشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 49 - 1،2،3
1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .
كأنّهنّ بيض
«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.
2 - رنگ زنان بهشتى ، سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است .
كأنّهنّ بيض
3 - تميزى و دوشيزگى ، از اوصاف زنان بهشتى
كأنّهنّ بيض مكنون
تشبيه به پوشيده بودن تخم ها زير پر شترمرغ، كنايه از تمييز بودن زنان بهشتى است و مصون بودن آنان - كه مفاد عبارت «مكنون» مى باشد - كنايه از محفوظ ماندن آنان از دستبرد ديگران و دوشيزگى ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 4
4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .
و عندهم قصرت الطرف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 16
16 - تضمين قطعى بهشت از سوى خداوند ، براى مجاهدان رزمنده اى كه سرانجام به شهادت مى رسند . *
فيقتلون و يقتلون
برداشت فوق بدين احتمال است كه «و يقتلون» قيد باشد ; يعنى، صرفاً كشتن دشمنان خدا تضمين كننده بهشت نيست و به حساب معامله با خدا گذاشته نمى شود ; بلكه كشتن و نهايتا كشته شدن، معامله با خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 2
2 - بخش هاى متعدد بهشت ، در ارزش و موقعيت جغرافيايى ، باهم برابر نيستند .
فى جنّة عالية
«عالية» مطلق بوده و ممكن است به علوّ مكانى، يا رتبه اى و يا هر دو نظر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 118 - 1
1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش از نظر غذا و پوشاك تأمين بود .
إنّ لك ألاّتجوع فيها و لاتعرى
تعبير «إنّ لك. ..» وعده اى از جانب خداوند به آدم(ع) است و بيان خاصيت بهشت نمى باشد; زيرا خوردن از درخت ممنوع سبب شد كه آدم(ع) در همين بهشت عريان شود و وعده «لاتعرى» در حق او عملى نگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 13،17
13 - بهشتيان در بهشت ، همسرانى پاك و مطهر خواهند داشت .
و لهم فيها ازوج مطهرة
17 - « سئل الصادق ( ع ) عن قول اللّه عز و جل « لهم فيها أزواج مطهرة » قال : الأزواج المطهرة اللاتى لايحضن و لايحدثن ;
از امام صادق (ع) درباره سخن خداى عز و جل كه مى فرمايد: «براى مؤمنان در بهشت همسران پاكيزه هست» سؤال شد فرمود: يعنى همسران بهشتى آلوده به حيض و حدث نمى شوند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 3
3 - لذت بخش بودن استفاده از ظرف هاى سيمين و بلورين ، براى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان نعمت ها و لذت هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 3
3 - جام ، آبريز و پياله ، ظروف باده بهشت
بأكواب و أباريق و كأس
«كوب» (مفرد «أكواب») به ظرفى كه نه خرطوم دارد و نه دسته گفته مى شود. بهترين معادل فارسى آن ظاهراً جام است. «أبريق» (مفرد «أباريق» و به معناى آبريز) ظرفى است كه هم دسته و هم خرطوم دارد و «كأس» پياله اى است كه از شراب پر شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 2
2 - جام هاى سيمين و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، از ظرف هاى بهشتى براى پذيرايى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 4
4 - پذيرايى از بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، با ظرف ها و جام هاى متناسب با نياز و ميل آنان خواهد بود .
قدّروها تقديرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه اندازه گيرى ظرف ها و جام ها، ممكن است به لحاظ مقدار نيازها و ميل هاى بهشتيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 3
3 - جام هايى پياپى از شراب ناب ، وسيله پذيرايى از تقواپيشگان در بهشت
و كأسًا دهاقًا
برخى گفته اند: «دهاقاً»; - از ريشه «دهق» (گره زدن پياپى) به معناى رساندن پياپى به نوشندگان است. برخى ديگر آن را
به معناى خالص و صاف دانسته اند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 2،3
2 - ظرف ها و جام هاى بهشتيان ، از جنس طلا است .
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
3 - در بهشت ، خوردن و آشاميدن از ظرف هاى طلا ممنوعيتى ندارد .
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 3
3 - لذت بخش بودن استفاده از ظرف هاى سيمين و بلورين ، براى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان نعمت ها و لذت هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 14
14 - بهشتيان حقانيت رسالت و وعده هاى پيامبران را درمى يابند و با سوگند آن را بازگو مى كنند .
لقد جاءت رسل ربنا بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 6
6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان
و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال
مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 10
10 - پرستش خدا با انگيزه برخوردار شدن از موهبت ها و نعمت هاى بهشت ، امرى جايز و بلامانع است .
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 7
7- آدميان در حيات دنيا از تصور و درك صحيح بهشت و ويژگى هاى آن ، ناتوانند .
مثل الجنة التى وعد المتقون
برخى برآنند كه كلمه «مثل» در آيه شريفه به معناى شبيه و مانند مى باشد و به اين نكته اشاره دارد كه آنچه در بيان بهشت ذكر مى شود به عنوان مشابه است و گرنه واقعيت و حقيقت آن چيزديگرى است كه نمى توان آن را توصيف كرد; زيرا بشر در تنگناى حيات دنيا از ادراك آن ناتوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 5،6
5 - شوق ديدار بهشت ، باعث حركت شتابان مؤمنان در قيامت و دويدن آنان در مسير منتهى به آن
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم
حركت سريع و دوان دوان مؤمنان به سوى بهشت، حكايت از اشتياق شديد آنان به ديدار آن و رساندن هر چه زودتر خود به آن جايگاه هميشگى دارد.
6 - منظره حركت شتابان زنان و مردان مؤمن در قيامت ، به سوى بهشت با چهره هايى چونان چراغ فروزان ، بس زيبا و چشم نواز براى بينندگان
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمنهم
در صورتى كه مراد «ترى» هر فرد بيننده باشد، به نظر مى رسد آيه شريفه در مقام تصوير صحنه اى است كه نظر هر بيننده اى را در آن روز به خود جلب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 17 - 2
2 - مى بهشت ، معطّر و پيراسته از بوى آزاردهنده
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 5 - 2
2 - مىِ بهشت ، معطّر و پيراسته از بوى آزاردهنده
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 4
4 - بوستان هاى دنيوى در مقايسه با بوستان هاى بهشتى ، بى مقدار و ناچيز است .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 40 - 1
1 - اصحاب اليمين ( خوبان و نيكان ) ، در بوستان هاى پرعظمت و وصف ناپذير جاى خواهند گرفت .
أصحب اليمين . فى جنّ-ت
«جنّات» جمع «جنّت» (بوستان) است و تنوين آن بر تعظيم دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 9
9 - برخوردارى از بوستان هاى آب خيز بهشت ، دستاوردى عظيم و آزادى بزرگ است .
ذلك الفوز الكبير
«فاز به»; يعنى، به آن دست يافت و «فاز منه»; يعنى، از آن نجات پيدا كرد (قاموس). در اين موارد - كه حرف ربط آن ذكر نشده است - هر دو معنا مى تواند، مراد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 31 - 12
12 - بهشت ، مكانى گرانمايه و با شرافت
و ندخلكم مدخلا كريماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 11
11- حقيقت بهشت و دوزخ ، فراتر از سطح درك بشر
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در ترسيم دوزخ و بهشت بود - استفاده مى شود كه آنچه در آن آيات آمده، شكل آسان شده و تنزل يافته مطلب است; نه ماهيت عالى آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 30 - 7
7 - بهشت ، تجلى رحمت الهى در قيامت
فيدخلهم ربّهم فى رحمته
بنابراين كه مراد از «رحمت» بهشت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 34 - 2
2 - استفاده اصحاب اليمين در بهشت ، از تخت هاى بلند و با شكوه
و فرش مرفوعة
برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «فرش» به معناى تخت ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 1
1 - بهشت برين ، داراى تخت هايى بر افراشته و با عظمت
فيها سرر مرفوعة
«سرير» (مفرد «سرر»)، به معناى مكان دراز كشيدن است (قاموس). اين كلمه به معناى جايگاه جلوس نيز آمده و با سرور (شادمانى)، از يك ريشه است. تناسب آن اين است كه «سرير» ويژه رفاه مندان است (مفردات راغب). نكره آوردن «سرير»، براى بيان عظمت است و توصيف آن به «مرفوعة» - با آن كه «سرير» همواره از زمين برجسته است - تأكيدى بر كمال برجستگى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 1
1 - بهشت برين ، داراى چشمه اى با عظمت و هميشه جارى
فيها عين جارية
«عين» نكره است و دلالت بر آن دارد كه عظمت چشمه بهشت، فراتر از آن است كه بتوان شناخت. توصيف آن با كلمه «جارية» يا «تجرى»، دلالت دارد كه جريان آن، مداوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 1
1 - زنان بهشت ، تنها شيفته و فريفته شوهران خويش و چشم بسته بر هر اجنبى
فيهنّ قصرت الطرف
«قاصرات الطرف» (زنان فرو هشته نگاه)، ظاهراً كنايه از چشم دريده نبودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 34 - 3
3 - همخوابگان اصحاب اليمين در بهشت ، زنانى در اوج شكوه و جلال مادى و معنوى ( عقل ، كمال و جمال )
و فرش مرفوعة
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «فرش» در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (إنّا أنشأناهنّ إنشاء) - همسران و همخوابگان مى باشد. بر اين اساس وصف «مرفوعة» اشاره به مطلبى دارد كه در برداشت بالا آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 1
1 - زنان بهشت ، تنها شيفته و فريفته شوهران خويش و چشم بسته بر هر اجنبى
فيهنّ قصرت الطرف
«قاصرات الطرف» (زنان فرو هشته نگاه)، ظاهراً كنايه از چشم دريده نبودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 1
1 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهرانشان چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .
إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان) زنانى اند كه چشم از ديگران برمى گيرند و تنها به همسران خود مى نگرند. اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسرانشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 4
4 - آرميدن متقين در سايه بوستان ها و مى گسارى آنان ، در برابر محروميت جهنميان از خنكى و نوشيدنى ، انعكاسى از تقابل آثار طغيان گرى و تقوا است .
لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. حدائق و أعنبًا ... و كأسًا دهاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 2
2 - ابليس ، براى بيرون راندن آدم و حوا ( ع ) از بهشت ، در كمين آنان بود .
إنّ هذا عدوّ لك و لزوجك فلايخرجنّكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 82 - 1،2
1 - مؤمنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كه داراى اعمال صالح باشند ، اهل بهشت بوده و در آن جاودان خواهند بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون
مراد از ايمان در آيه مورد بحث - به قرينه آيه 75 (أفتطمعون أن يؤمنوا لكم) - ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام است.
2 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، در پى دارنده پاداش ( خلود در بهشت ) نخواهد بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 7
7- مؤمنان داراى عمل صالح ، مورد عنايت پروردگار خويش بوده و ورود و جاودان ماندنشان در بهشت برخاسته از ربوبيت اوست .
أُدخل الذين ءامنوا . .. جنّ-ت ... خلدين فيها بإذن ربّهم
اضافه شدن «ربّ» به ضمير «هم»، كه مرجع آن «الذين آمنوا» است، مشعر به معناى ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 3 - 3
3- درنگِ جاودانه مؤمنان در بهشت ، نتيجه مداومت آنان بر اَعمال نيك است .
يعملون الصلحت . .. مكثين فيه أبدًا
ذكر «ماكثين فيه أبداً» پس از جمله «يعملون الصالحات» - كه بر استمرار دلالت دارد - مى تواند نشاندهنده اين مطلب باشد كه جاودانگى آنان در بهشت، نتيجه مداومت شان بر اَعمال نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 15
15 - تقوا ، عامل جاودانگى در بهشت
الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا . .. فادخلوها خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 14
14 - ضرورت توأم بودن ايمان و عمل صالح ، در به دست آوردن كاميابى اخروى و بهشت جاويدان
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يكفّر عنه سيّئاته . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 8
8 - اهميت نقش نهر هاى بهشت ، در زيبايى و جذابيت آن
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از اين كه خداوند، تنها وصفى را كه براى باغ هاى بهشت ياد كرده وصف «تجرى. ..» است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 123 - 1
1 - آدم ( ع ) و حوا ، در پى تناول از درخت منع شده ، صلاحيت سكونت در بهشت را از دست دادند .
فأكلا منها . .. قال اهبطا منها
«إهبطا» ممكن است خطاب به آدم (ع) و حوا و يا خطاب به آدم(ع) و ابليس باشد در صورت دوم، حوا به خاطر اين كه در عصيان و پى آمد آن تابع آدم بوده، مورد خطاب قرار نگرفته است. در هر دو صورت برداشت ياد شده، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 46 - 5
5 - جرم پيشگى ، عامل محروميت از نعمت ها و موهبت هاى بهشت
إنّكم مجرمون
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّكم مجرمون» در مقام تعليل براى مطالب پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 5
5 - از زير غرفه هاى بهشت ، نهر هاى آب ، مدام ، جارى است .
من الجنّة غرفًا تجرى من تحتها الأنهر
بنابر بازگشت ضمير «تحتها» به «غرف»، نكته بالا، قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 47 - 3
3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس به خاطر نينديشيدن به نعمت بهشت ، بيم نداشتن از مقام پروردگار و تكذيب نعمت هاى او
و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
لحن توبيخى آيه شريفه و تقابل تكذيب گران با بيم دارندگان از مقام پروردگار، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 2
2 - بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ و با فاصله اى زياد از آن
و نادى اصحب النار اصحب الجنة أن أفيضوا علينا
كلمه «افاضه» كه به معناى ريزش است، حكايت از اين دارد كه بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ قرار گرفته است. به كارگيرى ندا (خواندن با صداى بلند)، اشاره به دورى بهشت و دوزخ از يكديگر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 6،7
6- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : الفردوس أعلى درجة فى الجنّة و فيها يكون عرش الرحمن و منها تفجر أنهار الجنّة الأربعة ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: فردوس، بالاترين درجه بهشت است و عرش رحمان در آن جا است و نهرهاى چهارگانه بهشت، از آن جا سرچشمه مى گيرد».
7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : الفردوس من ربوة الجنّة هى أوسطها و أحسنها ;
از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده: فردوس، از مكان هاى مرتفع بهشت است و آن جا وسط و بهترين مكان بهشت است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 11 - 3
3 - فردوس ، نام بالاترين درجات بهشت
الذين يرثون الفردوس هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 1
1 - نويد الهى به ملحق گشتن نسل مؤمن تقواپيشگان ، به ايشان در بهشت
و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمن ألحقنا بهم ذرّيّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 4،8،14
4 - بهره مندى پدران ، همسران و فرزندان صالح از بوستان هاى ماندنى بهشت ، در سايه لطف الهى به مؤمنان تائب و پيرو دين
و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند تنها به مؤمنان تائب و اهل عمل، وعده بهشت داده; ولى در عين حال فرموده است: پدران، همسران و فرزندان ايشان نيز - در صورت صالح بودنشان - وارد بهشت خواهند شد. يادآورى اينان در رديف مؤمنان تائب - كه وعده بهشت تنها به آنان اختصاص دارد - مى تواند نوعى پاداش به ايشان و لطف الهى در حق آنان باشد.
8 - بودن پدران ، همسران و فرزندان در بهشت ، از الطاف الهى در حق مؤمنان تائب و پيروان دين
و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
ياد كردن مسأله بودن پدران و. .. در بهشت در كنار مؤمنان تائب، در عين آن كه آنان از نظر مقام و كمال در حدى نيستند كه مانند مؤمنان باشند (هرچند صلاحيت عمومى ورود به آن جا را دارند)، مى تواند بيانگر اظهار لطف الهى به مؤمنان تائب باشد; زيرا وجود اين افراد در كنار انسان، خود نعمتى بزرگ است.
14 - عزت و حكمت بى مانند خداوند ، مقتضى دل بستن و اميد داشتن به ورود مؤمنان تائب و پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بهشت جاويدان
ربّنا و أدخلهم جن-ّت . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّك أنت العزيز الحكيم» تعليل براى جمله هاى پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 12،13
12 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « و الذين آمنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمان ألحقنابهم ذرّيّتهم » قال : قصرت الأبناء عن عمل الأباء فألحقوا الأبناء بالأباء لتقر بذلك أعينهم ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «والذين آمنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمان ألحقنابهم ذرّيّتهم» روايت شده كه فرمود: فرزندان از نظر عمل از پدرانشان كمترند; ولى براى چشم روشنى پدران مؤمن، فرزندانشان را به پدرانشان ملحق مى كنند».
13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه تبارك و تعالى كفّل إبراهيم ( ع ) و ساره أطفال المؤمنين يغذونهم بشجرة من الجنّة . . . فإذا كان يوم القيامة ألبسوا و طيّبوا و اهدوا إلى آبائهم و هو قول اللّه عزّوجلّ « و الذين آمنوا و اتّبعتهم ذريّتهم بإيمان ألحقنا بهم ذرّيّتهم ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه خداوند - تبارك و تعالى - اطفال مؤمنان را تحت تكفل ابراهيم(ع) و ساره قرار داده كه آنان را به وسيله درختى از بهشت غذا مى دهند. .. هرگاه قيامت فرارسد به آنان لباس پوشانده و آنها را معطر مى كنند و به عنوان هديه براى پدرانشان مى برند... و اين گفتار خداى عزّوجلّ است «والذين آمنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمان ألحقنابهم ذرّيّتهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 18
18 - بهشتى كه آدم ( ع ) و حوا در آن سكونت داشتند ، مكانى غير از زمين و بالاتر و برتر از آن بود .
قلنا اهبطوا . .. و لكم فى الأرض مستقر
جمله «و لكم فى الأرض مستقر» دلالت مى كند بر اينكه: بهشتى كه آدم(ع) و حوا در آن سكونت داشتند در زمين نبوده و كلمه «اهبطوا» مى رساند كه آن جايگاه، برتر و بالاتر از زمين بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 24 - 3
3 - بهشت ، برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه
أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا و أحسن مقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 16
16 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « عدن ، داراللّه التى لم تر ها عين و لم تخطر على قلب بشر لا يسكن ها غير ثلاثة النبيين و الصديقين و الشهدا . . . ;
«عدن» خانه [ويژه] خداست كه هيچ چشمى آن را نديده و به قلب هيچ بشرى خطور نكرده است. در آن خانه ساكن نمى شود مگر سه دسته: پيامبران، صديقان و شهيدان ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 2
2 - وجود بهشت ، پيش از حسابرسى كردار ها در قيامت
و إذا الجنّة أُزلفت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 1،2
1 - بنا هاى برافراشته و درجات عالى در بهشت ، پاداش بندگان خدا ( عباد الرحمان ) است .
و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة
برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- «أُولئك» اشاره به «عبادالرحمان» است. 2- «غرفة» به معناى بناى مرتفع و برافراشته است. در آيه شريفه نيز مى تواند هم در معناى لغوى خود به كار رفته باشد و هم مى تواند منزلت و مقام رفيع مقصود باشد.
2 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، عامل برخوردار شدن آنان از بنا ها و درجات عالى بهشت است .
أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا
گفتنى است «با» در «بما» براى سببيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 6،7
6 - مؤمنان داراى عمل صالح ، همواره در غرفه هاى بهشت ، در امنيت خواهند بود .
إلاّ من ءامن و عمل صلحًا . .. و هم فى الغرفت ءامنون
7 - در بهشت ، غرفه هاى گوناگون و متعددى براى يك مؤمن داراى عمل صالح هست .
و هم فى الغرفت ءامنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 2،10
2 - بناهاى مرتفع و چند طبقه (كاخ ها) در بهشت، پاداش اختصاصى تقواپيشگان
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة
"غرفه" (مفرد "غرف") به معناى بناهاى مرتفع و خانه اى بالاى خانه اى ديگر (چند طبقه چون كاخ) است. گفتنى است لام در "لهم" براى اختصاص است.
10 - اعطاى كاخ ها و بنا هاى رفيع به همراه نهر هاى جارى ، وعده تخلف ناپذير خداوند به تقواپيشگان
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف . .. وعد اللّه لايخلف اللّه الميعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 4
4- جريان نهر ها در زير قصر ها و درخت هاى بهشت ، از جاذبه هاى مهم آن است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از آن جا كه خداوند از ميان همه اوصاف بهشت، تنها به جريان نهرها اشاره كرده است، اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 2
2- در بهشت عدن ، نهر ها ، از زير پاى ( كاخ ها و بنا هاى رفيع ) بهشتيان جريان دارد .
تجرى من تحتهم الأنهر
مرجع ضمير «تحتهم» عبارت «الذين امنوا» در آيه قبل است; يعنى، از زير پاى بهشتيان، نهرها جارى است. روشن است كه جريان آب از زير پاى بهشتيان، تعبيرى براى ترسيم محل اقامت آنان در بهشت و جريان يافتن آب از زير بناها و يا تكيگاه هاى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 3
3 - جام ، آبريز و پياله ، ظروف باده بهشت
بأكواب و أباريق و كأس
«كوب» (مفرد «أكواب») به ظرفى كه نه خرطوم دارد و نه دسته گفته مى شود. بهترين معادل فارسى آن ظاهراً جام است. «أبريق» (مفرد «أباريق» و به معناى آبريز) ظرفى است كه هم دسته و هم خرطوم دارد و «كأس» پياله اى است كه از شراب پر شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 36 - 3
3 - زنان بهشتى ، همواره در اوج كام دادن به همسران خويش
فجعلنهنّ أبكارًا
از اين كه زنان بهشتى همواره دوشيزه مى مانند، گوياى آن است كه آنان - برخلاف زنان دنيايى - همواره مانند شب زفاف به همسران خود كام مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 34 - 3
3 - همخوابگان اصحاب اليمين در بهشت ، زنانى در اوج شكوه و جلال مادى و معنوى ( عقل ، كمال و جمال )
و فرش مرفوعة
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «فرش» در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (إنّا أنشأناهنّ إنشاء) - همسران و همخوابگان مى باشد. بر اين اساس وصف «مرفوعة» اشاره به مطلبى دارد كه در برداشت بالا آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 2
2 - جام هاى سيمين و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، از ظرف هاى بهشتى براى پذيرايى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 1
1 - ابرار در بهشت ، از كوزه ها و قدح هاى بلورينى استفاده مى كنند كه از جنس نقره است .
قواريرَا من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 1
1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .
و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 3،6
3- متقين با سلام و خوشامدگويى ، وارد بهشت مى شوند .
ادخلوها بسلم ءامنين
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «سلام» همان سلام و درود گفتن متعارف باشد كه جزء فرهنگ مسلمانان است.
6- « عن أبى عبدالله ( ع ) : إن أميرالمؤمنين ( ع ) لمّا بويع . . . صعد المنبر فقال : . . . أيّها الناس . . . ألا و إن التقوى مطايا ذلل حمل عليها أهلها و اعطوا أزمتّها فأوردتهم الجنة و فتحت لهم أبوابها و وجدوا ريحها و طيبها و قيل لهم : « ادخلوها بسلام آمنين » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: پس از آنكه با اميرالمؤمنين(ع) بيعت شد . .. بالاى منبر رفت و فرمود:... اى مردم! آگاه باشيد تقوا[ همانند] مركبهاى رامى است كه اهل آن بر آنها سوار شده و زمام آنها به دست آنان است و آن مركبها اهل خود را وارد بهشت مى كنند و درهاى آن جا براى آنان باز مى شود و نسيم و بوى خوش آن را مى يابند و به آنان گفته مى شود: ادخلوها بسلام آمنين ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 8
8 - پرهيزگاران با چهره اى سرشار از شادى و سرور ، وارد بهشت مى شوند .
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون
«حبر» (مصدر «تحبرون») به معناى شادمان شدن و سرورى است كه اثر آن در چهره نمايان گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 1
1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 1
1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس
«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 1
1 - گردش پيوسته جام هاى نقره اى و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، جهت پذيرايى از ابرار در بهشت
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
«اناء» (مفرد «ءانية») به معناى ظرف است و «كوب» (مفرد «أكواب») در معناى كوزه بى دسته و قدح بى دسته استعمال مى شود. «قارورة» (مفرد «قوارير») نيز به معناى ظرف شيشه اى و بلورين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 23 - 1،2
1 - دست به دست شدن جام هاى شراب ، ميان متقين در بهشت
يتنزعون فيها كأسًا
«تنازع» (مصدر «يتنازعون») به معناى گرفتن است و «كأس» به جامى كه حاوى شراب باشد گفته مى شود. احتمال دارد مراد، گرفتن جام شراب از دست خدمتكاران (غلمان) باشد و نيز مى تواند گرفتن آن از دست يكديگر باشد.
2 - سرخوشى بهشتيان در مجالس انس ، با ربودن جام هاى شراب از دست يكديگر
يتنزعون فيها كأسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 119 - 1
1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش ، از تشنگى و تحمل تابش آفتاب در امان و مصون بود .
و إنّك لاتظمؤا فيها و لاتضحى
«لاتضحى»; يعنى، روبه روى خورشيد قرار نمى گيرى و حرارت آن به تو نمى رسد (لسان العرب). اين وصف با توجه به معناى لغوى «جنّة» - كه بستان پوشيده از درخت است - به وجود سايه فراوان در سراى آدم(ع) اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 4،5
4 - باز شدن درب هاى بهشت ، به هنگام نزديك شدن تقواپيشگان
حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
5 - باز بودن درب هاى بهشت ، پيش از رسيدن تقواپيشگان
حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واو در«و فتحت» حاليه باشد نه زايد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: به بهشت خواهند رسيد در حالى كه قبلاً درب هاى آن گشوده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 2،4
2 - خوردنى ها و نوشيدنى هاى بهشت ، گوارا است .
كلوا و اشربوا هنيئًا
4 - خوردنى ها و نوشيدنى هاى گواراى بهشت ، پاداش اعمال گذشته اهل بهشت است .
بما أسلفتم فى الأيّام الخالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 2
2 - خوراكى ها و نوشيدنى هاى بهشت ، گوارا و بدون عوارض نامطلوب است .
كلوا و اشربوا هنيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 2،4
2 - خوردنى ها و نوشيدنى هاى بهشت ، گوارا است .
كلوا و اشربوا هنيئًا
4 - خوردنى ها و نوشيدنى هاى گواراى بهشت ، پاداش اعمال گذشته اهل بهشت است .
بما أسلفتم فى الأيّام الخالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 2
2 - خوراكى ها و نوشيدنى هاى بهشت ، گوارا و بدون عوارض نامطلوب است .
كلوا و اشربوا هنيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 25 - 1
1 - نيكوكاران در آخرت ، با گواراترين باده و شرابى ناب ، پذيرايى خواهند شد .
يسقون من رحيق مختوم
«رحيق»، به باده خالص يا گواراترين نوع آن گفته مى شود. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 46 - 2
2 - لذت بخش و گوارا بودن شراب بهشتى براى نوشندگان آن
لذّة للشربين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 3
3 - نعمت هاى بهشت ، گوارا و بى هيچ ناخالصى و رنج و زيان
كلوا و اشربوا هني-ًا
«هنيىء» (معادل گوارا) به امرى گفته مى شود كه رنج و تعب در پى نداشته باشد. «هينئاً» در آيه شريفه، صفت براى مصدر محذوف است; يعنى، «كلوا و اشربوا أكلاً و شرباً هينئاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 1
1 - بهره مندى تقواپيشگان ، از ميوه ها و گوشت هاى مورد تمايل خويش در بهشت ، علاوه بر نعمت هاى سرشار ديگر
فى جنّ-ت و نعيم . .. و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 17 - 3
3 - خدمت گذاران پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، در بهشت جوانانى آراسته و گوشواره بر گوش
يطوف عليهم ولدن مخلّدون
برخى احتمال داده اند كه «مخلّدون» مشتق از «خُلْد» به معناى گوشواره باشد. بنابراين عبارت «ولدان مخلّدون»; يعنى، جوانانى كه بر گوش آنها، گوشواره آويخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 19 - 4
4 - خدمت گزاران ابرار در بهشت ، جوانانى آراسته و گوشواره بر گوش
و يطوف عليهم ولدن مخلّدون
برخى احتمال داده اند كه «مخلّدون»، مشتق از «خُلُد» به معناى گوشواره باشد. بنابراين «ولدان مخلّدون»; يعنى، جوانانى كه گوشواره، بر گوششان آويخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 1
1 - لذت ها ، زيبايى ها و آسايش بهشت ، نعمت هاى انكارناپذير خدا و غيرقابل تكذيب
متّكين على رفرف خضر . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 33 - 4،5
4 - وجود لذت هاى جنسى در بهشت
و كواعب أترابًا
5 - لذت هاى جنسى تقواپيشگان در بهشت ، گوشه اى از سعادتمندى آنها است .
مفازًا . .. و كواعب أترابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 10
10 - وجود نعمت ها و لذايذ مادى و معنوى در بهشت
جنت . .. مسكن ... و رضون من اللّه أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 4
4 - انسان در بهشت ، داراى ويژگى هاى موجود مادى است و از خوردنى ها و آشاميدنى ها لذت مى برد .
كلوا و اشربوا هني-ًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 25 - 2
2 - پيشتازان ( سابقون ) ، در بهشت ، در كنار لذات جسمى از لذات روحى سرشار نيز برخوردار خواهند بود .
فى جنّ-ت النعيم . .. لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا
شنيدن سخنان لغو و يا نسبت هاى دروغ و ناروا، باعث آزار روح است. ازاين رو نفى لغو و تأثيم در بهشت پيشتازان - پس از بيان نعمت هاى مربوط به لذات جسمى - بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 5
5 - انسان ، در بهشت به خوردن و آشاميدن نياز دارد و از آن لذت مى برد .
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 10،14
10 - وجود نعمت ها و لذايذ مادى و معنوى در بهشت
جنت . .. مسكن ... و رضون من اللّه أكبر
14 - برترين لذت ها براى اهل بهشت ، لذت معنوى و روحانى است .
و رضون من اللّه أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 25 - 2
2 - پيشتازان ( سابقون ) ، در بهشت ، در كنار لذات جسمى از لذات روحى سرشار نيز برخوردار خواهند بود .
فى جنّ-ت النعيم . .. لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا
شنيدن سخنان لغو و يا نسبت هاى دروغ و ناروا، باعث آزار روح است. ازاين رو نفى لغو و تأثيم در بهشت پيشتازان - پس از بيان نعمت هاى مربوط به لذات جسمى - بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 46 - 2
2 - لذت بخش و گوارا بودن شراب بهشتى براى نوشندگان آن
لذّة للشربين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 9
9- نعمت هاى بهشتى ، خالى از نقص و بهرهورى از آن به دور از هر گونه رنج و ملال
ماء غير ءاسن . .. لبن لم يتغيّر طعمه ... خمر لذّة للشربين و أنهر من عسل مصفًّى
تعابير «غير آسن»، «لم يتغيّر طعمه»، «لذّة للشاربين» و «مصفّى» بيانگر بدبو و بدطعم نشدن، رنج آور نبودن و ملال نياوردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 25 - 1
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، هرگز كسى از ديگرى سخن لغو و بيهوده و يا نسبت ناروا نخواهد شنيد .
لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا
«لغو» به سخنى گفته مى شود كه هيچ فايده اى بر آن مترتب نباشد و «تأثيم» به معناى نسبت دادن گناه به كسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 26 - 1
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، جز سخنان سالم و پيراسته از لغو و نسبت هاى ناروا مبادله نمى شود .
لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا
«قيل» معادل «قول» و موصوف «سلاماً» است; يعنى، «لايسمعون فيها إلاّ قولاً هو سالم من اللغو و التأثيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 4
4 - مؤمنانى كه زير شكنجه كافران جان دادند و در آتش آنان سوختند ، مالك بوستان هاى بهشت خواهند شد .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت
ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 12،16،17
12 - حيات جاودانه متقين در بهشت
للّذين اتّقوا عند ربّهم جنّات . .. خالدين فيها
16 - خرسندى و رضايتمندى تقواپيشگان در بهشت ، موهبت الهى به ايشان
للّذين اتّقوا . .. و رضوان من اللّه
17 - خرسندى و رضايت خداوند از تقواپيشگان در بهشت ، نعمتى بزرگ براى آنان
للّذين اتّقوا . .. و رضوان من اللّه
بنابراينكه «من»، ابتدائيه باشد; يعنى رضايتى از جانب خداوند نسبت به تقواپيشگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 2،11،12
2 - پرهيزكاران ، جاودان در بهشت و برخوردار از نعمت هاى آن
لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات . .. خالدين فيها
11 - بهشت جاودان با نهر هاى روان ، مهيّا براى پذيرايى از پرهيزكاران
لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار . .. نزلا من عند اللّه
12 - بهشت و بشارت خلود در آن ، تنها بخشى از ضيافت الهى براى تقواپيشگان است .
نزلا من عند اللّه
كلمه «نزل»، به چيزهايى گفته مى شود كه در آغاز ورود ميهمان براى پذيرايى از وى فراهم مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 1
1- جايگاه تقواپيشگان ، باغ ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 1،6،7
1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .
ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ
«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.
6- متقين ، در بهشت در حالى كه روبه روى يكديگر قرار دارند ، بر تخت ها مى آرامند .
إن المتقين فى جنّ-ت . .. على سرر متقبلين
7- متقين ، در بهشت بزم باصفايى دارند .
إن المتقين فى جنّ-ت . .. و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا على سرر متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 1،2،5
1- متقين در بهشت ، دچار هيچ گونه سختى و رنجى نخواهند شد .
لايمسّهم فيها نصب
«نصب» در لغت به معناى سختى و رنج است.
2- متقين ، از بهشت اخراج نمى شوند و در آن جاويد خواهند ماند .
و ما هم منها بمخرجين
5- متقين در بهشت ، در رفاه مادى و آسايش فكرى كامل هستند .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 1،4،7،9
1- جايگاه تقواپيشگان در آخرت ، بهشت جاودانه است .
و لنعم دار المتّقين. جنّ-ت عدن
«عدن» در لغت به معناى استقرار و ثبات است و اين معنا دلالت بر جاودانگى مى كند.
4- تمامى خواسته هاى تقواپيشگان در بهشت ، برآورده مى شود .
دار المتّقين . جنّ-ت عدن يدخلونها ... لهم فيها ما يشاءون
7- ورود به بهشت جاودان و رسيدن به تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان است .
دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون
9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان
و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 15
15- اعمال تقواپيشگان ، عامل ورود آنان به بهشت
المتّقين . .. ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 3،4،5
3 - بهشت ، جاودانه است و متقين در آن جاويدان اند .
أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جاودانگى تقواپيشگان، از وعده اى كه خداوند به آنان براى دخول در بهشت جاويد داده است، قابل استفاده مى باشد و در واقع اين سخن، كنايه از جاويد بودن خود متقين در بهشت است.
4 - زندگى در بهشت جاويدان ، وعده خداوند به تقواپيشگان
جنّة الخلد التى وعد المتّقون
5 - بهشت جاودان ، پاداش و سر انجام تقواپيشگان
جنّة الخلد التى وعد المتّقون كانت لهم جزاء و مصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 16 - 1،2،7
1 - متقين ، در جايگاه ابدى خويش در بهشت ، هر آنچه را كه بخواهند آماده است .
لهم فيها ما يشاءون خلدين
2 - متقين ، در بهشت موعود خويش همواره جاودان خواهند بود .
لهم فيها ما يشاءون خلدين
7 - تحقق وعده الهى بر تأمين تمامى خواسته ها در بهشت جاويدان ، انتظار و توقع متقين از خداوند
لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدًا مسئولاً
«مسؤول»; يعنى، كسى كه مورد سؤال و مطالبه مستحقان و حق داران است و در آيه شريفه - به قرينه مقام - مقصود اين
است كه متقين، مى توانند توقع و انتظار داشته باشند كه خداوند به وعده خود عمل كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 24 - 2
2 - متقين ، برخوردار از برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه در بهشت
أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا أحسن مقيلاً
آيه شريفه جايگاه اهل بهشت و برخوردارى هاى آنان را، در برابر مجرمان مشخص كرده است; اما اين كه بهشتيان چه كسانى اند، در اين آيه از آنان ياد نشده است; ولى در آيه 15 اهل بهشت به «متقين» توصيف شده است. ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 6
6 - تقواپيشگان هنگام ورود به باغ هاى بهشتى ، با استقبال گرم و احترام و تكريم رو به رو خواهند شد .
مفتّحة لهم الأبوب
برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه مقصود از گشوده بودن درب هاى باغ هاى بهشتى بر روى تقواپيشگان و بهشتيان، استقبال گرم و با احترام و تكريم از ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 1،2،3
1 - تقواپيشگان ، در باغ هاى بهشتى بر تخت ها تكيه مى زنند .
متّكئين فيها
مقصود از تكيه كردن بهشتيان - به قرينه آيات مشابه - (على الأرائك متّكئين) [سوره يس (36) آيه 56 ]تكيه زدن آنان بر تخت هاى بهشتى است.
2 - آرامش كامل تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى
متّكئين فيها
برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه تعبير «متّكئين فيها» كنايه از آرامش كامل باشد; زيرا اين حالت مربوط به كسانى است كه در آرامش به سر مى برند.
3 - تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى ، خواستار ميوه ها و نوشيدنى هاى بسيار عالى ، متنوع و گوناگون
يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب
مقصود از كثرت ميوه ها و نوشيدنى ها، تنوع آنها است و تنكير «فاكهة» و «شراب» براى تفخيم مى باشد; يعنى، ميوه هاى عالى و نفيس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 3
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «طرف» مربوط به غير زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب
اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را، به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 4،8
4 - تقواپيشگان ، از منظره هاى چشم نواز و لذت بخش بهشت بهره مند خواهند شد .
لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة
مرتفع و چند طبقه بودن بناهاى بهشت به همراه جريان نهرها در پايين آنها، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
8 - كاخ ها و بنا هاى تقواپيشگان در بهشت ، داراى نهرهايى است جارى در پايين آنها .
غرف مبنيّة تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 1،3،7،9،14
1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .
و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة
3 - وجود فاصله ميان موقف تقواپيشگان در محشر و بهشت
و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا
7 - تقوا ، داراى مراتب مختلف و تقواپيشگان برخوردار از جايگاه هاى گوناگون در بهشت
و سيق . .. إلى الجنّة زمرًا حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
تقسيم شدن تقواپيشگان به چند دسته و گروه (زمراً) و نيز ورود آنان از درب هاى گوناگون بهشت، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان
و قال لهم خزنتها سلم عليكم
14 - تقواپيشگان ، در بهشت ، جاودانه خواهند ماند .
فادخلوها خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 4،6،8
4 - بهشت جاويدان ، ميراث تقواپيشگان
و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة
6 - بهشت جاويدان ، فراتر از استحقاق تقواپيشگان و جلوه اى از لطف و بخشش الهى به آنان
و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة
برداشت ياد شده از تعبير ارث درباره بهشت به دست مى آيد; زيرا ميراث چيزى است كه انسان براى آن معمولاً زحمتى نكشيده و تلاشى نكرده تا مستحق آن باشد.
8 - بهشت تقواپيشگان ، بسيار گسترده و پهناور است .
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 4،5
4 - همراهى اهل تقوا در بهشت با همسران دنيوى خويش ، پاداش الهى براى آنان
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
5 - وجود رابطه و دلبستگى ميان همسران متقى ، در جهان آخرت و در بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 13
13 - مؤمنان متقى ، در بهشت جاويدان اند .
و أنتم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 1،2
1 - بهرهورى متقين در بهشت ، از ميوه هاى فراوان آماده شده براى ايشان
لكم فيها فكهة
2 - ميوه هاى بهشت ، چندان فراوان اند كه تقواپيشگان تنها از بخشى از آن بهره مى برند .
لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون
از «منها» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه مؤمنان تنها از گوشه اى از نعمت هاى بهشت استفاده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 3
3- فراهم آمدن نعمت هاى روحى و جسمى ، براى متقين در بهشت ( مادى و معنوى )
فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 53 - 1،4
1- ديباى نازك و ضخيم ، پوشش تقواپيشگان در بهشت
يلبسون من سندس و إستبرق
«سندس» به پارچه ابريشمى نازك و لطيف گفته مى شود. «استبرق» نيز به معناى پارچه ابريشمى ضخيم است.
4- تقواپيشگان در بهشت ، داراى ديدار ها و نشست هاى دوستانه و محافل انس
متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 1
1- تقواپيشگان بهشتى ، برخوردار از هرگونه ميوه مورد تمايل خويش
يدعون فيها بكلّ فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 56 - 1
1- تقواپيشگان ، داراى حياتى جاودان در بهشت برين
لايذوقون فيها الموت إلاّ الموتة الأُولى
عبارت «الموتة الاُولى»، ناظر به مرگ دنيوى است و استثنا «إلاّ الموتة الاُولى» تأكيدى بر جاودانگى تقواپيشگان در آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 1
1- بهرهورى متقين از نعمت هاى گسترده بهشت ، ناشى از فضل پروردگار است ; نه صرفاً استحقاق خود ايشان .
فضلاً من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 10،15،16
10- متّقين در بهشت ، بهره مند از همه ميوه ها
و لهم فيها من كلّ الثمرت
15- راه يافتن تقواپيشگان به بهشت ، پس از غفران لغزش هاى دنيوى آنان از سوى پروردگار
الجنّة الّتى وعد المتّقون فيها . .. و مغفرة من ربّهم
با توجه به اين كه در بهشت، زمينه لغزش و گناه نيست; تعبير «مغفرة» نظر به خطاهاى دنيوى دارد كه به هر حال - حتى همه اهل تقوا - از آن مصون نيستند.
16- بهره مندى متقين از نعمت هاى عالى بهشت ، همراه با زدايش خاطره تلخ لغزش ها از ياد آنان *
و لهم فيها من كلّ الثمرت و مغفرة من ربّهم
مراد از «مغفرة» مى تواند، چشم پوشى از لغزش ها پس از ورود به بهشت باشد. در اين صورت «مغفرة» به معناى صرف بخشش گناه نيست; زيرا اگر بخشيده نشده بودند، وارد بهشت نمى شدند. بنابراين مراد از غفران، ممكن است پوشاندن لغزش ها باشد; به گونه اى كه ديگر بهشتيان، خود به ياد گذشته نيفتاده و خاطرشان ملول نگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 35 - 3
3 - بازدارندگان خويش از هوس ها ، برخوردار از هر آرزو در بهشت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. أوّاب حفيظ ... لهم ما يشاءون فيها
با توجه به اين كه «تقوا» و خوددارى از گناه و هواى نفس، به عنوان بارزترين صفت اهل بهشت ياد شده است، نويد «لهم ما يشاءون فيها» مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 1،3
1 - بهشت ، جايگاه حتمى تقواپيشگان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
3 - بهشت تقواپيشگان ، سرشار از نعمت است .
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
واژه «نعيم» به معناى نعمت بسيار و فراوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 1،4،5
1 - شادمانى تقواپيشگان در بهشت ، از عطاياى پروردگار به آنان
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
«فاكه» (از مصدر «فكاهه») به معناى شادمان است.
4 - بهشت ، جلوه ربوبيت خداوند ، در حق تقواپيشگان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت . .. ءاتيهم ربّهم
مطرح ساختن ربوبيت خداوند، در مقام اعطاى بهشت به پرهيزكاران و نيز اضافه «رب» به «هم»، مطلب بالا را افاده مى كند.
5 - ياد نعمت ها و تعظيم عطاياى خداوند ، نقل مجلس انس متقين ، در بهشت *
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
در معناى «فاكهين» گفت و گوهاى دوستانه در مجالس انس آورده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 1
1 - بهره مندى تقواپيشگان ، از ميوه ها و گوشت هاى مورد تمايل خويش در بهشت ، علاوه بر نعمت هاى سرشار ديگر
فى جنّ-ت و نعيم . .. و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 23 - 1
1 - دست به دست شدن جام هاى شراب ، ميان متقين در بهشت
يتنزعون فيها كأسًا
«تنازع» (مصدر «يتنازعون») به معناى گرفتن است و «كأس» به جامى كه حاوى شراب باشد گفته مى شود. احتمال دارد مراد، گرفتن جام شراب از دست خدمتكاران (غلمان) باشد و نيز مى تواند گرفتن آن از دست يكديگر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 1
1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان
و يطوف عليهم غلمان لهم
«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 28 - 5،8
5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت
يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم
8 - راهيابى متقين به بهشت ، جلوه اى از نيكى و رحمت گسترده خداوند
فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم . .. إنّه هو البرّ الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 54 - 1،3
1 - استقرار حتمى تقواپيشگان ، در باغ هاى پر درخت و كنار نهر هاى بهشت
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده شده از درختان گفته مى شود.
3 - باغ ها و نهر هاى بهشتى ، پاداش عملكرد خود متقين
و كلّ شىء فعلوه . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نقش مؤثر عمل در پاداش و كيفر انسان بود، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 2
2 - متقين در بهشت ، برخوردار از مقامات معنوى ، علاوه بر نعمت هاى مادى
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «فى مقعد صدق. ..» نعمتى متفاوت و حقيقتى ممتاز از نعمت باغ ها و نهرها باشد و به تعبير ديگر، نظر به ارزش هاى معنوى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 41 - 1،3
1 - جايگاه تقواپيشگان ، در سايه ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون
3 - زندگى تقواپيشگان در بهشت ، در اوج آسودگى و شادابى است .
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون
زندگى در زير سايه ها و در كنار چشمه سارها، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 1،3
1 - پذيرايى شدن تقواپيشگان در بهشت ، از خوردنى ها و نوشيدنى ها
كلوا و اشربوا
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مورد ضيافت و تكريم و تجليل الهى اند .
كلوا و اشربوا هنيئًا
«هنيئاً» واژه اى است كه به در وقت اطعام به ميهمانان و براى تكريم به آنان گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 31 - 1
1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .
إنّ للمتّقين مفازًا
«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد - كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 1
1 - تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از چندين باغ و تاكستان بزرگ ، با انگورى فراوان
حدائق و أعنبًا
«حديقة» (مفرد «حدائق») به باغى گفته مى شود كه اطراف آن را برجستگى هاى طبيعى يا دست ساز احاطه كرده باشد (لسان العرب). كلمه «حدائق» بدل براى «مفازاً» و بيانگر اين است كه بوستان هاى متعدد، گوشه اى از جايگاه سعادت و خوشبختى متقين است. نكره آوردن «حدائق» و «أعناب»، براى بيان عظمت آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 33 - 1،3
1 - تقواپيشگان در بهشت ، بهره مند از حوريانى نورس و نار پستان
كواعب
«كاعب» (مفرد «كواعب») به زنى گفته مى شود كه پستان هايش برجسته شده باشد. (لسان العرب)
3 - تقواپيشگان ، برخوردار از هم نشينى صميمانه حوريان جوان در بهشت
أترابًا
در «معجم مقاييس اللغة»، «تِرْب» با «خِدْن» (دوست و همراه) به يك معنا گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 1
1 - تقواپيشگان در بهشت ، هيچ سخن ياوه ، زشت و بى فايده اى نخواهند شنيد .
لايسمعون فيها لغوًا
«لغو»; يعنى، بى فايده و آنچه قابل اعتنا نباشد (قاموس) و گاه سخنان زشت نيز «لغو» ناميده مى شود. (مفردات راغب). نشنيدن سخنان لغو، كنايه از نبود آن سخنان در بهشت است. ضمير «فيها» به «مفازاً» برمى گردد; به اين اعتبار كه مراد از آن «جنّة» (بهشت) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 4،5،11
4 - باز شدن درب هاى بهشت ، به هنگام نزديك شدن تقواپيشگان
حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
5 - باز بودن درب هاى بهشت ، پيش از رسيدن تقواپيشگان
حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واو در«و فتحت» حاليه باشد نه زايد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: به بهشت خواهند رسيد در حالى كه قبلاً درب هاى آن گشوده شده است.
11 - تمجيد دربانان بهشت از خوبى ها و پاكدامنى تقواپيشگان ، در آستانه ورودآنان به بهشت
و قال لهم خزنتها. .. طبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 1
1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 10
10 - افراد ناتوان از جهاد ، همانند مجاهدان ، برخوردار از بهشت در صورت داشتن روح اطاعت در برابر خدا و رسول او
ليس على الأعمى حرج . .. و من يطع اللّه و رسوله جنّ-ت
برداشت بالا بنا بر اين نكته است كه «من يطع. ..» جواب سؤال مقدر باشد، زيرا پس از رفع حكم جهاد از افراد ناتوان، ممكن است سؤال شود كه: چرا اين گروه از فيض جهاد محروم اند؟ خداوند در جواب مى فرمايد: آنان نيز اگر مطيع باشند، همانند مجاهدان، از پاداش الهى برخوردار خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 3
3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او
تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 8
8 - وجود خانه هاى عالى و دلپذير براى مؤمنان مجاهد در « جنّات عدن »
و مسكن طيّبة فى جنّ-ت عدن
«جنّات عدن»، مى توان اسم خاص باشد و غير از «جنّات تجرى» به شمار آيد، براشت ياد شده برگفته از اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 120 - 14
14 - آدم ( ع ) ، داراى محدوديت در استفاده از برخى ميوه هاى درختان بهشت بود .
هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 8
8 - خداوند تناول و خوردن از درختى مخصوص را بر آدم ( ع ) و حوا تحريم كرد .
و لاتقربا هذه الشجرة
به قرينه «و كلا» (بخوريد) مى توان گفت: مراد از «لاتقربا» (نزديك نشويد) استفاده خوراكى از شجره منهيه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 1،2،3،4،5،6،10
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.
2 - يهوديان ، بهشت را مخصوص يهود و ديگران را از آن محروم مى دانند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً
آيه 113، بيانگر آن است كه هر يك از يهود و نصارا ديگرى را اهل نجات نمى دانند. بنابراين به اصطلاح اهل ادب، در آيه مورد بحث «لفّ اجمالى» وجود دارد و حرف «أو» نيز براى تفصيل است; يعنى، جمله «قالوا لن ...» حاكى از دو جمله است: 1- قالت اليهود: « لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً». 2- و قالت النصارى: « لن يدخل الجنة إلا من كان نصرى».
3 - نصارا ، بهشت را از آن خويش دانسته و ديگران را از آن بى نصيب مى پندارند .
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
نصارا جمع نصرانى است و به پيروان حضرت مسيح گفته مى شود، و «هود» جمع هائد است و به پيروان حضرت موسى اطلاق مى گردد.
4 - اتفاق نظر يهود و نصارا ، بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
هدف از اينكه قرآن، پندار نصارا و يهود را به صورت «لفّ اجمالى» بيان كرده، رساندن اين معناست كه: مقصود اصلى يهود و نصارا در طرح آن ادعا، بيان محروميت مسلمانان از بهشت است.
5 - يهود و نصارا ، درتلاش براى تضعيف روحيه مسلمانان و بازدارى مردم از گرايش به اسلام
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
6 - محروميت مسلمانان از بهشت از خيالات واهى و نادرست يهود و نصارا
تلك أمانيّهم
«أمانى» جمع امنية و به معناى آرزوها، خيالات واهى و دروغهاى يافته شده است.
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 5،6
5 - تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران، محروم از ورود به بهشت
إن الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها . .. لايدخلون الجنة
6 - ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن
و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط
«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 22 - 7
7 - ملائكه هنگام روبه رو شدن با منكران معاد در قيامت ، به آنان خواهند گفت كه شما از غفران الهى و بهشت محروميد .
يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه فاعل «يقولون» ملائكه باشد و «حجراً محجوراً» نيز مقول قول ايشان باشد. گفتنى است كه در اين صورت، مقصود از اين كلام، اعلام محروميت و ممنوعيت منكران معاد از غفران الهى و بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 7
7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف
لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان - كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند - از نعمت هاى بهشتى محروم اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 7
7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف
لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان - كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند - از نعمت هاى بهشتى محروم اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 5
5 - مشركان از بهشت و موهبت هاى آن ، بهره اى نخواهند داشت .
و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم و لكم فيها ما تدّعون
از تقابل اين آيات با آيات پيشين - كه در مورد مشركان بود - و نيز از تقديم «لكم» و تكرار آن، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 7
7 - كافران ، محروم از ورود به بهشت ، هر چند داراى اعمال صالح باشند .
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
قيد «و هو مؤمن» مى رساند كه ايمان، شرط ثمربخشى اعمال نيك است; بنابراين اعمال نيك، بدون ايمان و در حال كفر، پاداش بهشت ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 19،21
19 - خداوند بهشت را بر مشركان حرام كرده است .
انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة
21 - معتقدان به الوهيت مسيح ( ع ) محروم از بهشت و گرفتار به آتش دوزخ
قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 13
13 - تناول آدم ( ع ) و حوا از شجره ممنوعه ، مايه سلب شايستگى نسل آنان براى سكونت در بهشت نخستين شد . *
قلنا اهبطوا
خداوند در بيان اخراج آدم(ع) و حوا از بهشت و استقرار آن دو در زمين، خطاب خويش را - بر خلاف مقتضاى طبيعى كلام - متوجه نسل آنان نيز كرد; تا به اين نكته اشاره كند كه: تناول آدم(ع) و حوا از شجره منهيه در نسل ايشان نيز اثرى به جاى
گذاشت كه باعث شد آنان نيز، حيات خويش را در زمين سپرى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 2
2 - نسل آدم ( ع ) و حوا نيز بر اثر تناول آن دو از شجره منهيه ، از بهشت نخستين محروم شدند .
قلنا اهبطوا منها جميعاً
«اهبطوا» به صيغه جمع اقتضا مى كند كه: غير از آدم (ع) و حوا فرد يا افراد ديگرى نيز مورد خطاب باشند. در اين باره چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه ديگر مخاطبان، نسل آدم(ع) و حوا مى باشند. برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 10
10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .
من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 10
10 - خداوند ، منكران قيامت را از بهشت و مواهب آن محروم خواهد كرد .
إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا
از مصاديق كلمه «الكفرين» به دليل «كما نسوا لقاء يومهم هذا»، منكران قيامت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 46 - 3
3 - تهديد تكذيب گران روز جزا ، به محروميت از موهبت هاى بهشتى
كلوا و تمتّعوا قليلاً
امر در «كلوا و تمتّعوا» در معناى تهديد و انذار به كار رفته است. در آيات گذشته، از مواهب بهشت و تأمين خواسته هاى تقواپيشگان در آن، سخن به ميان آمده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه اين تهديد، ناظر به محروميت از موهبت هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 26 - 6،7،9
6 - نيكوكاران ، اهل بهشتند .
للذين أحسنوا . .. أولئك أصحب الجنة
7 - نيكوكاران ، در بهشت جاودانه خواهند ماند .
للذين أحسنوا . .. أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون
9 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « للذين احسنوا الحسنى و زيادة » فاما الحسنى ، الجنة و اما الزيادة فالدنيا ، ما اعطاهم اللّه فى الدنيا لم يحاسبهم به فى الأخرة . . . ;
از امام باقر (ع) روايت شده كه درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «براى كسانى كه نيكى كرده اند، پاداشى نيكوتر و خيرى زياده بر آن هست» فرمود: اما پاداش نيكوتر، بهشت است و اما زياده بر آن، عطاى خدا در دنياست. آنچه خدا در دنيا به آنان داده، در آخرت حساب آن را از ايشان نمى خواهد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 1
1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 85 - 16
16 - « عن علىّ رضى اللّه عنه عن النبى (صلی الله علیه و آله) لرادّك إلى معاد قال : الجنّة ;
على(ع) از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت نموده كه مقصود از «معاد» در آيه «لرادّك إلى معاد» بهشت است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 2
2 - بندگان خالص خداوند و هم نشينان آنان ، در بهشت برين جاى داده خواهند شد .
فى عبدى . و ادخلى جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 1،2،4
1 - بندگان مخلَص خدا ، بر تخت هاى بهشتى روياروى هم تكيه خواهند زد .
على سرر متقبلين
«سرر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است.
2 - بندگان مخلَص خدا ، بهره مند از بزم خوش و مجلس انس در بوستان هاى بهشتى
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
روياروى هم قرار داشتن بندگان خالص خدا، اشاره به انس و محبت متقابل و بزم خوش آنان دارد.
4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 1،3،4
1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس
«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.
3 - در دسترس بودن شراب و فراوانى و مستمر بودن آن ، براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
تعبير دور دادن شراب بر سر بهشتيان، بيانگر در دسترس بودن آن است و آمدن «يطاف» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين عمل دارد.
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 3
3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران
(همسران) را به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 11
11 - تمجيد دربانان بهشت از خوبى ها و پاكدامنى تقواپيشگان ، در آستانه ورودآنان به بهشت
و قال لهم خزنتها. .. طبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 7
7 - بهشت داراى مراتب ، و پاداش هاى اخروى ، داراى گونه هاى متكامل
جنت تجرى . .. جنت عدن و رضون من اللّه أكبر
در برداشت فوق، از تمايز «جنات تجرى» و «جنات عدن» از يكديگر مراتب بهشت، و از «رضوان من اللّه أكبر» تفاوت كمالى نعمتهاى آن استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 5
5- هر يك از بندگان خاص خداوند ، داراى بهشتى مخصوص به خود است . *
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده
جمع آمدن «جنّات» و «عباد» ممكن است حاكى از اين باشد كه براى هر بنده اى بهشتى مخصوص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 6
6 - بهشت ، داراى گونه ها و مراتب مختلف است .
فلهم جنّت المأوى نزلاً
احتمال دارد كه آمدن لفظ «المأوى» به دنبال «جنّات» براى جداسازى و تمييز اين بهشت ها از بهشت هاى ديگر باشد و نشان مى دهد كه بهشت هاى ديگرى نيز وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 16
16 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « عدن ، داراللّه التى لم تر ها عين و لم تخطر على قلب بشر لا يسكن ها غير ثلاثة النبيين و الصديقين و الشهدا . . . ;
«عدن» خانه [ويژه] خداست كه هيچ چشمى آن را نديده و به قلب هيچ بشرى خطور نكرده است. در آن خانه ساكن نمى شود مگر سه دسته: پيامبران، صديقان و شهيدان ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 11 - 6
6 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . والفردوس ربوة الجنة و أوسطها و أفضلها ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: فردوس، جايگاه بلند، و بهتر و برتر بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 54 - 5
5 - « عن ابن عباس قال : قال : رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) النهر الفضاء و السعة ليس بنهر جار ;
از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: مراد از نهر [در اين آيه] فضا و وسعت است [و] نهر جارى مراد نيست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 34 - 1
1 - وجود فرش هاى عالى و گران ب ها در بهشت اصحاب اليمين
و فرش مرفوعة
«فُرُش» جمع «فراش» است و «فراش» به چيزى گفته مى شود كه پهن باشد و انسان بتواند روى آن استقرار پيدا كند. ازاين رو در قرآن بر «زمين»، «مركب»، «فرش»، «تشك» و «تخت»، «فراش» اطلاق شده است. بنابراين «و فرش مرفوعة» مى تواند به معناى فرش هاى نفيس و گران بها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت
هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 7
7- وجود نهرهايى از آب هاى زلال ، شير هاى گوارا ، شراب هاى مسرت آفرين و عسل خالص در بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهرمن خمر لذّة للش-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 2
2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .
و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 34 - 13
13 - بهشت و تأمين تمامى خواسته ها ، پاداش استحقاقى و حق محسنان است .
ذلك جزاء المحسنين
تعبير «جزاء» مى رساند كه محسنان در برابر احسان هاى خود، حقى بر خدا پيدامى كنند; هر چند اين حق را خود او مقرر فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 40 - 3
3 - « عن عبداللّه ابن مسعود قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إنّى لأرجوا أن يكون من اتّبعنى من اُمّتى ربع أهل الجنّة . . . ثمّ قال : إنّى لأرجوا أن يكون من اُمّتى الشطر ، ثمّ قرأ « ثلّة من الأوّلين . و ثلّة من الأخرين » ;
از عبداللّه بن مسعود نقل شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: من اميدوارم از امت من كسانى كه از من تبعيت مى كنند، يك چهارم اهل بهشت باشند. .. سپس فرمود: من اميدوارم پيروان من نيمى از اهل بهشت باشند و اين آيه را قرائت فرمود: ثلّة من الأوّلين و ثلّة من الأخرين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 6
6 - محروميت مسلمانان از بهشت از خيالات واهى و نادرست يهود و نصارا
تلك أمانيّهم
«أمانى» جمع امنية و به معناى آرزوها، خيالات واهى و دروغهاى يافته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 1،4،8،10
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.
4 - اتفاق نظر يهود و نصارا ، بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
هدف از اينكه قرآن، پندار نصارا و يهود را به صورت «لفّ اجمالى» بيان كرده، رساندن اين معناست كه: مقصود اصلى يهود و نصارا در طرح آن ادعا، بيان محروميت مسلمانان از بهشت است.
8 - يهود و نصارا هيچ برهانى بر ادعاى خويش ( اختصاص بهشت به خويشتن و محروميت مسلمان از آن ) ندارند .
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
«هات» (مفرد هاتوا) اسم فعل و به معناى عطا كن است. بنابراين «هاتوا برهانكم) يعنى، برهانتان را ارائه كنيد.
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 62 - 8
8- مشركان مدعى بودند بهشت ، از آنِ آنان است .
و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى
احتمال دارد مراد از «أن لهم الحسنى»، به قرينه فراز بعدى (أن لهم النار) بهشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 10
10 - افراد ناتوان از جهاد ، همانند مجاهدان ، برخوردار از بهشت در صورت داشتن روح اطاعت در برابر خدا و رسول او
ليس على الأعمى حرج . .. و من يطع اللّه و رسوله جنّ-ت
برداشت بالا بنا بر اين نكته است كه «من يطع. ..» جواب سؤال مقدر باشد، زيرا پس از رفع حكم جهاد از افراد ناتوان، ممكن است سؤال شود كه: چرا اين گروه از فيض جهاد محروم اند؟ خداوند در جواب مى فرمايد: آنان نيز اگر مطيع باشند، همانند مجاهدان، از پاداش الهى برخوردار خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 2
2 - مكان هاى فراوانى از بهشت ، براى بزم بهشتيان ، همواره مفروش و آماده است .
و زرابىّ مبثوثة
«بثّ»; يعنى، متفرق ساختن و آشكار كردن و «مبثوثة»; يعنى، فراوان و متفرق. (مقاييس اللغة)، مراد از متفرق بودن فرش ها در بهشت، مفروش بودن نقاط مختلفى از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 89 - 5
5 - ره يافتگان به مقام قرب در آخرت ( پيشتازان ) ، برخوردار از بهشتى سرشار از نعمت
فأمّا إن كان من المقرّبين . .. و جنّت نعيم
واژه «نعيم»، به معناى نعمت فراوان آمده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 3
3 - بوستان هاى مؤمنان در بهشت ، مسرت آفرين و در جايى بلند قرار دارد .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 8،9
8 - بهشت، حقيقتى موجود در آسمان
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «السماء» در جمله «لاتفتح . ..» حقيقتى مقابل زمين باشد. در اين صورت مراد از نگشودن درهاى آسمان، به قرينه فراز بعد، باز نبودن آنها براى ورود كافران به بهشت خواهد بود.
9 - آسمان حاوى بهشت، داراى درهايى متعدد و راههايى گوناگون براى ورود به آن جايگاه برين
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 2
2 - بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ و با فاصله اى زياد از آن
و نادى اصحب النار اصحب الجنة أن أفيضوا علينا
كلمه «افاضه» كه به معناى ريزش است، حكايت از اين دارد كه بهشت در مكانى بالاتر از دوزخ قرار گرفته است. به كارگيرى ندا (خواندن با صداى بلند)، اشاره به دورى بهشت و دوزخ از يكديگر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 22 - 5
5 - بهشت موعود الهى ، در آسمان قرار دارد . *
و فى السّماء . .. و ما توعدون
با توجه به اين كه عمده ترين وعده خداوند به آدميان بهشت است، بسيارى از مفسران «ما توعدون» را به معناى بهشت گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 21
21 - حسين بن ميسّر گويد : « سألت أبا عبداللّه عن جنة آدم . فقال : جنة من جنان الدنيا تطلع فى ها الشمس و القمر و لو كانت من جنان الآخرة ما خرج من ها ابداً ;
از امام صادق (ع) از بهشت آدم(ع) سؤال كردم، فرمود: باغى از باغهاى دنيا بود كه ماه و خورشيد در آن طلوع مى كرد و اگر از بهشتهاى آخرت بود، هرگز از آن خارج نمى گشت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 36 - 18
18 - بهشتى كه آدم ( ع ) و حوا در آن سكونت داشتند ، مكانى غير از زمين و بالاتر و برتر از آن بود .
قلنا اهبطوا . .. و لكم فى الأرض مستقر
جمله «و لكم فى الأرض مستقر» دلالت مى كند بر اينكه: بهشتى كه آدم(ع) و حوا در آن سكونت داشتند در زمين نبوده و كلمه «اهبطوا» مى رساند كه آن جايگاه، برتر و بالاتر از زمين بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 11
11- « رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : جنة عدن و هى فى وسط الجنان . . . فسورها ياقوت أحمر و حصاها اللؤلؤ . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: بهشت عدن در وسط بهشت هاست . .. پس ديوار آن ياقوت سرخ و سنگريزه هاى آن لؤلؤ مى باشد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 15 - 1
1 - « جنة المأوى » ، در مجاورت « سدرة المنتهى » قرار دارد .
عند سدرة المنتهى . عندها جنّة المأوى
ضمير «عندها» به «سدرة المنتهى» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 16
16 - آمرزش گناه بندگان و اعطاى بهشت پهناور به آنان ، جلوه فضل و فزون بخشى خداوند به آنان است ; نه استحقاق ايشان .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة . .. ذلك فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 41 - 2
2 - بهشت و پاداش هاى اخروى ، برخاسته از مقام ربوبيت خداوند است .
من خاف مقام ربّه . .. فإنّ الجنّة هى المأوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 14
14 - بهشت جاودان و نعمت هاى آن ، كسب رضايت خداوند و راضى شدن از او ، ويژه كسانى است كه به عظمت خداوند ، پى برده و از او هراس دارند .
جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا رضى اللّه عنهم و رضوا عنه ذلك
«خشيت»، به معناى ترس آميخته با احساس عظمت است. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 14
14 - بهشت جاودان و نعمت هاى آن ، كسب رضايت خداوند و راضى شدن از او ، ويژه كسانى است كه به عظمت خداوند ، پى برده و از او هراس دارند .
جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا رضى اللّه عنهم و رضوا عنه ذلك
«خشيت»، به معناى ترس آميخته با احساس عظمت است. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 10
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . إذا انتهى إلى باب الجنّة . . . فيدخل فإذا هو بشجرة ذات ظلّ ممدود . . . يخرج من ساقها عينان تجريان فينطلق إلى إحديها فيغتسل منها . . . ثمّ يشرب من الاُخرى فلايكن فى بطنه مغص و لامرض و لاداء أبداً و ذلك قوله تعالى « و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً » . . . ;
امام صادق(ع) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت كرده كه فرمود: هرگاه [بنده خدا] به در بهشت برسد. .. وارد آن مى شود، آن گاه با درختى روبه رو مى شود كه داراى سايه اى گسترده است ... از ساق آن دو چشمه جارى مى شود آن گاه به سوى يكى از آن دو مى رود و از آن غسل مى كند ... سپس از چشمه ديگر مى نوشد، پس از آن براى هميشه در شكم او هيچ درد، مرض و بيمارى نمى باشد و اين است سخن خداى تعالى: «و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 1
1- بهرهورى متقين از نعمت هاى گسترده بهشت ، ناشى از فضل پروردگار است ; نه صرفاً استحقاق خود ايشان .
فضلاً من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 6
6 - بهره مندى از نعمت هاى سرشار بهشتى ، جلوه تقدير و سپاس گزارى خداوند از ابرار
و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا . إنّ هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 4
4 - تقواپيشگان ، از منظره هاى چشم نواز و لذت بخش بهشت بهره مند خواهند شد .
لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة
مرتفع و چند طبقه بودن بناهاى بهشت به همراه جريان نهرها در پايين آنها، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 11
11 - منظره هاى زيبا و دلنشين بهشت ، مسحوركننده چشم نظاره گران
و تلذّ الأعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 4
4- جريان نهر ها در زير قصر ها و درخت هاى بهشت ، از جاذبه هاى مهم آن است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از آن جا كه خداوند از ميان همه اوصاف بهشت، تنها به جريان نهرها اشاره كرده است، اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 66 - 2
2 - زيبايى فزاينده مناظر بهشت ، با فوران آب چشمه ها
فيهما عينان نضّاختان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 7
7 - ايمان به خداوند و اعتقاد به عزّت ، ستودگى ، حاكميت ، مالكيت و گواه بودن او و انجام دادن تمامى اعمال صالح ، مايه بهره بردن از مناظر سبز و پر درخت و زمين آب خيز بهشت است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه العزيز . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت تج
برداشت ياد شده، از ارتباط اين آيه با آيه هشتم و نهم استفاده مى شود. «الصالحات»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. عموم در اين موارد، عرفى است; يعنى، تمام آن چه ميسّر است. «جنّة»; يعنى، بوستانى كه با درختان خود زمين را پوشانده باشد. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 10
10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .
من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 5،10،11
5 - سرگرمى و بازيچه گرفتن دين و فريفته شدن به زندگانى دنيا ، موجب محروميت از بهشت و مواهب آن
إن اللّه. حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا ... و غرتهم الحيوة الدنيا
توصيف كافران دوزخى به «الذين اتخذوا . .. » بيانگر علت گرفتارى آنان به آتش جهنم است.
10 - خداوند ، منكران قيامت را از بهشت و مواهب آن محروم خواهد كرد .
إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا
از مصاديق كلمه «الكفرين» به دليل «كما نسوا لقاء يومهم هذا»، منكران قيامت هستند.
11 - انكار مستمر آيات الهى ، موجب محروم شدن از بهشت و مواهب آن
فاليوم ننسيهم كما نسوا . .. و ما كانوا بايتنا يجحدون
آيه مورد بحث تبيين كننده حال كافرانى است كه در روز قيامت از مواهب بهشتى محروم خواهند شد و اين فراز آيه (و ما
كانوا . .. ) بيانگر اين است كه منكران آيات الهى از آن كافران خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 17
17 - ظلم و ستم پيشگى ، انسان را از رحمت الهى و ورود به بهشت ، محروم مى سازد .
فريق فى الجنّة و فريق فى السعير . .. و لكن يدخل من يشاء فى رحمته و الظلمون ما
از مقابله دو گروه (فريق فى الجنّة و فريق فى السعير) استفاده مى شود كه ستم پيشگان محروم از بهشت و رحمت الهى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 41 - 3
3 - بى پروايى در برابر خداوند و پيروى از هواى نفس ، مانع ورود به بهشت است .
و نهى النفس عن الهوى . فإنّ الجنّة هى المأوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 7،10
7 - ورود تكذيب كنندگان و مستكبران به بهشت، مخالف سنتهاى خداوند در نظام آفرينش
و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط
ورود شتر به روزنه سوزن گرچه عقلا محال نيست، ولى بر خلاف نظام جارى در طبيعت است. بنابراين به كارگيرى ضرب المثل مذكور مى تواند بيانگر اين باشد كه ورود تكذيب كنندگان به بهشت اگر چه امتناع عقلى ندارد، ولى با سنن الهى ناسازگار است.
10 - تكذيب آيات الهى و تكبّر در مقابل معارف دين، موجب مسدود شدن تمامى راههاى ورود به بهشت
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
در برداشت فوق جمله «و لايدخلون . ..» تفسير جمله «لاتفتح لهم ...» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 3،4
3 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش كسانى است كه به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهند .
و بشر الذين ءامنوا . .. أن لهم جنت تجرى من تحت الأنهر
متعلق «آمنوا» به دليل آيات قبل، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
4 - ايمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ايمان ، آدمى را به بهشت رهنمون نخواهد شد .
و بشر الذين ءامنوا . .. و عملوا الصلحت أن لهم جنت
عطف «عملوا . ..» بر «آمنوا» - بدون تكرار «الذين» - ظهور در اين دارد كه: دستيابى به بهشت در گرو جمع شدن هر دو
وصف (ايمان و عمل) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 112 - 2،4،5
2 - پاداش هاى الهى ( بهشت ) از آن كسانى است كه با تمام وجود تسليم خدا شده و از سر اخلاص كار هاى نيك انجام دهند .
من أسلم وجهه للّه و هو محسن فله أجره عند ربه
از مصاديق «أجر» - به دليل آيه قبل - «بهشت» است. «وجه» به معناى صورت است و مراد از آن در آيه شريفه، وجود و ذات آدمى است. «محسن» به كسى گفته مى شود كه كار نيك انجام دهد.
4 - مجرد انتساب به اديان الهى ( يهوديت ، نصرانيت و يا هر آيينى ديگر ) ، آدمى را به بهشت نخواهد رسانيد .
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى . .. بلى من أسلم ... فله أجره
آيه شريفه پس از نفى ادعاى يهود و نصارا - كه معيار ورود به بهشت را يهودى يا نصرانى بودن مى دانستند - انتساب به دينى خاص حتى اسلام را شرط برخوردار شدن از پاداشهاى الهى نشمرد تا به اين نكته اشاره كند كه: منتسب بودن به اديان الهى كار ساز نيست; بلكه معيار «تسليم خدا بودن» است. البته پس از بعثت پيامبر و نزول قرآن انسان نمى تواند مدعى تسليم خدا بودن باشد و دين اسلام را نپذيرد.
5 - يهود و نصارا ، در صورتى كه تسليم خدا شوند ( اسلام را بپذيرند ) و كار هاى نيك انجام دهند ، اهل بهشت خواهند بود .
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً . .. بلى من أسلم ... فله أجره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 2،3
2 - ورود به بهشت ، بدون تحمّل سختى ها و مصائب ، پندارى بيش نيست .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة
3 - ايمان ، بدون تحمل مصائب ، براى ورود به بهشت كافى نيست .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة
با توجّه به اينكه خطاب به مؤمنان است ; ورود آنان را به بهشت، مشروط به تحمّل مصائب كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 22
22 - دستيابى به بهشت و مغفرت الهى ، به توفيق اوست .
و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه
باء در «باذنه» به معناى مصاحبت و متعلّق به «يدعوا» است و كلمه «اذن» به معناى توفيق است; يعنى دعوت الهى به بهشت، همراه با توفيق او براى دستيابى مؤمنان به بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 136 - 7،11
7 - ورود بندگان به بهشتى جاودانه ، در گرو آمرزش گناه آنان
اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى . .. خالدين فيها
تقدّم ذكرى مغفرت و آمرزش بر بهشت (جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات)، حكايت از تقدّم واقعى و خارجى آن بر بهشت دارد; يعنى نخست بايد آمرزش صورت گيرد، آنگاه اجازه ورود به بهشت داده شود.
11 - آمرزش الهى و بهشت را به بهاى عمل به اوامر خداوند دهند ، نه به صرف شعار و ادّعا
اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات . .. و نعم اجر العاملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 142 - 1،2،5
1 - گمان دستيابى به سعادت اخروى و بهشت ، به صرف داشتن ايمان ، پندارى باطل است .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين
2 - پندار غلط ورود به بهشت بدون جهاد و صبر ، در ميان مسلمانان صدر اسلام
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين
5 - بدون مجاهده و صبر ، نمى توان به بهشت دست يافت .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 19،20،23،29
19 - بخشش گناهان و دخول در بهشت ، پاداش بزرگ الهى ، براى هجرت ، آوارگى ، آزار ديدن در راه خدا و جهاد و شهادت
فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفّرنّ عنه
20 - آمرزش گناهان و بهشت ، پاداش خداوند به هجرت كنندگان از شرك و كفر *
فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم . .. لاكفّرنّ عنهم سيّاتهم و لادخلنّهم جنّات
مى توان گفت مراد از هجرت به قرينه ادامه آيه (اخرجوا من ديارهم)، هجرتى است كه رانده شدن از خانه و كاشانه را در پى داشته باشد. و اين هجرت همان ترك شرك و كفر است.
23 - تنها خداوند آمرزنده گناهان و واردكننده بندگان به بهشت .
لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات
29 - پاكى ازگناه ، شرط ورود به بهشت *
لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات
تقدّم جمله «لاكفّرنّ . .. » بر جمله «لادخلنّهم»، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه پاك شدن از گناه، مقدمه ورود به بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 10
10 - تقوا ، زمينه برخوردارى از موهبت بهشت و نعمت هاى آن
لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 2،4
2 - اطاعت از خدا و رسولش ، عامل دخول و جاودانگى در بهشت
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّات . .. خالدين فيها
4 - عمل به احكام ارث ، اطاعت از خدا و رسول و عامل دخول در بهشت است .
يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّات
از موارد مورد نظر براى «من يطع . .. »، رعايت احكام و قوانين ارث است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 31 - 10،13،14
10 - بهشت ، پاداش اجتناب كنندگان از گناهان كبيره
و ندخلكم مدخلا كريماً
13 - پاكى از گناهان صغيره و كبيره ، شرط ورود به بهشت
ان تجتنبوا كبائر . .. نكفر عنكم سيّئاتكم و ندخلكم و مدخلا كريماً
14 - بهشت ، پيامد پاكى و پيراستگى از گناهان صغيره و كبيره
ان تجتنبوا . .. و ندخلكم مدخلا كريماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 2
2 - ايمان و اعمال صالح ، دو شرط لازم براى ورود به بهشت
و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 2
2 - ايمان و عمل ، مكمّل يكديگر در رهنمون ساختن آدمى به سوى بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 1،2،5،6
1 - ايمان و عمل صالح ، تضمين كننده ورود به بهشت
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
2 - راهيابى مؤمنان به بهشت ، منوط به انجام بخشى از اعمال صالح ; و نه مشروط به انجام تمامى كار هاى نيك
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن
بنابر اينكه «من» براى تبعيض باشد.
5 - بهره مندى مردم از پاداش هاى الهى و ورودشان به بهشت ، در گرو ايمان و عمل صالح است ، نه جنسيت و انتساب به مذهب يا فرقه اى خاص .
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
6 - ايمان ، شرط بارورى اعمال صالح آدمى و ورود وى به بهشت
و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 3
3 - نيل به مقام قرب الهى ، بهره مندى كامل از بهشت و نعمت هاى آن و برخوردارى از فضل الهى ، پاداش مؤمنان متمسك به خداوند
فاما الذين ءامنوا . .. فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 20،21،25،28
20 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) قطعى گناهان و دخول حتمى در بهشت
لئن اقمتم . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
21 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان بنى اسرائيل و دخول آنان به بهشت در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا
لئن اقمتم الصلوة . .. و لادخلنكم جنت
25 - ورود به بهشت در گرو پاك بودن از گناهان است .
لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
28 - عمل كنندگان به ميثاق و فرمان هاى الهى ; هر يك بهره مند از بهشتى خاص هستند .
لقد اخذ اللّه ميثق . .. لئن اقمتم الصلوة ... لادخلنكم جنت
بهره گيرى عمل كنندگان به فرمانهاى الهى از بهشتهاى متعدد (جنت)، مى تواند به اين صورت باشد كه هر كس به بهشت مخصوص خويش راه مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 7،9،10
7 - تأكيد خداوند بر وارد ساختن اهل كتاب به بهشت پر نعمت در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تمامى كتب آسمانى و رعايت تقوا
و لو ان أهل الكتب . .. لادخلنهم جنت النعيم
9 - آمرزش گناهان ، شرط ورود به بهشت
لكفّرنا عنهم سيئاتهم و لادخلنهم جنت النعيم
تقدم آمرزش بر ورود به بهشت مى تواند اشاره به اين باشد كه تا گناهان آدمى آمرزيده نشود، به بهشت وارد نخواهد شد.
10 - پرهيز از رشوه گيرى ، حرام خوارى ، تجاوزگرى و گفتار كفرآميز شرط آمرزش گناهان اهل كتاب و ورود آنان به بهشت
و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا
متعلق «واتقوا» چنانچه گذشت، گناهان است، از مصاديق مورد نظر آن - با توجه به آيات گذشته -، گناهانى است كه در برداشت به آنها اشاره شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 1،2
1 - ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
2 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن عامل ورود به بهشت جاويدان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 120 - 7
7 - مالكيت خداوند بر آسمان ها و زمين و توانايى مطلق وى ، ضامن اعطاى بهشت جاودانه به صادقان
ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت . .. و ما فيهن و هو على كل شىء قدير
بيان مالكيت خداوند بر هستى و توانايى مطلق او پس از وعده بهشتى جاويدان به صدق پيشگان، مى تواند اشاره به اين باشد كه تحقق بخشيدن به اين وعده هرگز از توان خداوند خارج نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 9
9 - بهاى بهشت و برخوردارى از ولايت الهى، عمل در پرتو ايمان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 10،11،13،16
10 - رهيابى به بهشت جاودان ، جز در پرتو هدايت الهى ميسر نيست .
و ما كنا لنهتدى لو لا أن هدينا اللّه
11 - خداوند هدايت كننده مردم به ايمان و انجام اعمال صالح براى رساندن آنان به بهشت و مواهب آن
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلّق «هدينا»، به قرينه آيه پيشين، ايمان و عمل صالح و «لام» در «لهذا» بيانگر هدف و غايت هدايت باشد. يعنى: هدانا إلى الايمان لنكون من أصحاب الجنة.
13 - عدم اتكاى بهشتيان به اعمال خويش ، در رسيدن به نعمت هاى بهشت
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا و ما كنا لنهتدى
16 - بهشت تفضلى است از جانب خداوند به مؤمنان نيك كردار ، نه پاداشى همپايه عملكرد آنان
تلكم الجنة اورثتموها بما كنتم تعملون
خداوند از يك سو بهشت را پاداش عملكرد اهل ايمان دانسته (بما كنتم تعملون) و از سوى ديگر آن را ميراث (دستيابى به چيزى بدون عوض) خوانده است تا به اين حقيقت اشاره كند كه اعطاى بهشت همپايه اعمال مؤمنان نيست، بلكه تفضلى است از جانب خداوند به ايشان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 5
5 - برخوردارى از باغ ها و بوستان هاى متعدد بهشت ، از ثمرات ايمان ، هجرت و جهاد در راه خدا
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم ... و جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 11،15
11 - ايمان همراه با عمل نيك ، شرط دستيابى انسان به نعمت هاى جاودان بهشت و رستگارى عظيم
وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت . .. الفوز العظيم
مراد از «المؤمنين و المؤمنت»، با توجه به آيه پيش، زنان و مردان مؤمنى هستند كه اهل عمل صالحند.
15 - بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 2
2 - بهشت و زندگى جاودان در آن ، پاداش جهاد با مال و جان
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 18
18 - رضايت خدا از انسان و رضايت انسان از خدا ، عامل دستيابى انسان به بهشت جاودان و رستگارى حقيقى
رضى اللّه عنهم و رضوا عنه و أعد لهم جنت . .. ذلك الفوز العظيم
ممكن است مقدم شدن «رضى اللّه عنهم . .. » بر «أعد لهم جنات» مشعر به سببيت و عليت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 2،4،25
2 - نقش و كاربرد جهاد مالى همانند جهاد با جان ، در دستيابى به بهشت
إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم بأن لهم الجنة
4 - ايمان ، شرط تأثير ايثار هاى مالى و جانى انسان در دستيابى به بهشت
إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم بأن لهم الجنة
قيد «من المؤمنين» اشعار دارد به اينكه تنها انسانهاى مؤمن در اين معامله شركت دارند.
25 - دستيابى به بهشت در پرتو جهاد و شهادت ، تنها رستگارى و پيروزى بزرگ
إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة ... ذلك هو الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 11
11- دستيابى به پاداش بزرگ الهى ( بهشت ) در گرو بخشوده شدن گناهان است .
أُولئك لهم مغفرة و أجر كبير
تقديم ذكرى «مغفرت» بر «أجر كبير» مى تواند اشاره به اين باشد كه: رسيدن به پاداش بزرگ الهى و ورود به بهشت ، در گرو آمرزش گناهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 1،2
1- بهشت از آنِ مؤمنانى است كه اعمال صالح انجام دهند و در برابر خدا خاضع و فروتن باشند .
إن الذين ءامنوا . .. أُولئك أصحب الجنة
إخبات (مصدر أخبتوا) به معناى خضوع و خشوع و نيز به معناى اطمينان است. برداشت فوق ، براساس معناى اول مى باشد. گفتنى است كه در اين صورت «إلى» به معناى لام است; يعنى: «أخبتوا لربهم; در برابر خدا خاضع هستند».
2- اطمينان به ربوبيت خدا و زدودن دل از ترديد درباره آن ، از شرايط ورود به بهشت است .
إن الذين . .. أخبتوا إلى ربهم أُولئك أصحب الجنة
برداشت فوق ، بر اين مبناست كه «إخبات» به معناى اطمينان باشد. بنابراين «أخبتوا إلى ربهم»; يعنى ، به ربوبيت خدا اطمينان دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 2،3
2- بهشت عدن ، پاداش وفا كردن به پيمان هاى الهى ، نشكستن عهد ها و برقرار كردن پيوندهايى كه خدا به برقرارى آن امر كرده است .
الذين يوفون بعهد الله . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن
3- بهشت عدن ، پاداش صبر و استقامت بر فرمان هاى الهى ، برپا داشتن نماز و انفاق كردن
والذين صبروا . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 4
4- صبر و استقامت بر پيروى از فرمان هاى خدا درپى دارنده ورود به بهشت
سلم عليكم بما صبرتم
حرف «باء» در «بما صبرتم» سببيه و «ما» در آن مصدريه است. متعلق «صبرتم» امورى است كه در آيات گذشته («الذين يوفون» تا «يدرءون بالحسنة السيئة») مطرح شد كه مى توان از آنها به «طاعة الله» تعبير كرد. بنابراين بما صبرتم ; يعنى: «بسبب صبركم على طاعة الله».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 2
2- آنان كه از شرك بپرهيزند و از استهزاى پيامبران و از كفر به ايشان حذر كنند ، به بهشت خواهند رفت .
مثل الجنة التى وعد المتقون . .. تلك عقبى الذين اتقوا
مقصود اولى از «متقون» و «الذين اتقوا» - به قرينه آيات گذشته - كسانى اند كه از شرك ، استهزاى پيامبران و كفر به آنان حذر كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 2
2- تقوا ، عامل برخوردارى از موهبت هاى بهشت
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 15،16
15- اعمال تقواپيشگان ، عامل ورود آنان به بهشت
المتّقين . .. ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون
16- بهشت ، پاداش كردار و اعمال متقين
ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 2
2- توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح ، به بهشت وارد مى شوند .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 8،12
8- بندگى خداوند ، مرتبتى والا و موجب ورود به بهشت
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده
12- ورود مؤمنان به بهشت عدن ، به خاطر ايمان آنان به غيب و تصديق آن است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده بالغيب
«باء» در «بالغيب» مى تواند سببيه و متعلق به «وعد» باشد; يعنى، وعده خداوند به مؤمنان، به جهت ايمان آنان به غيب بوده است. روشن است كه بنابراين وجه، تقدير كلام «بتصديق الغيب» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 3
3- عبادت و تقوا ، موجب دستيابى به بهشت است .
تلك الجنّة . .. من عبادنا من كان تقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 2
2 - همراهى ايمان و عمل صالح ، شرط ورود به بهشت
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 50 - 5
5 - ايمان به خداى يگانه ( توحيد و نفى شرك ) ، مايه برخوردارى از غفران الهى و عمل صالح ، مايه بهره مندى از نعمت هاى بهشت
فالذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و رزق كريم
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «مغفرت» مربوط به ايمان و «رزق كريم» مرتبط با عمل صالح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 10 - 3
3 - خشوع در نماز ، اجتناب از لغو ( گفتاربيهوده و كردار عبث ) ، پرداخت زكات ، عفت و پاك دامنى ، امانت دارى ، پايبندى به عهد و پيمان و اهميت دادن به نماز و انجام به موقع آن ، تضمين كننده رستگارى اخروى و دستيابى مؤمنان به بهشت
قد أفلح المؤمنون . الذين هم ... أُولئك هم الورثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 6
6 - تقواپيشگى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و سرانجامى خوش و برتر
جنّة الخلد . .. و مصيرًا
از پاداش قرارگرفتن بهشت براى متقين، استفاده مى شود كه بهشت را به بهاى تلاش مى دهند نه به بهانه و اين تلاش - به قرينه وصف «متّقين» - تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 3،4،5
3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم
متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.
4 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
5 - صبر و شكيبايى در انجام تكاليف و ترك محرمات الهى ، عامل بهره مندى از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ... و الذين لايشهدو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 2
2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 90 - 4
4 - تقواپيشگى و دورى كردن انسان از انجام گناه در دنيا ، سبب نزديك شدن بهشت به وى در رستاخيز
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 2
2 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، شرط دستيابى به غرفه هاى بهشت است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 4
4 - بهشت ، پاداش جهاد و دفاع از دين تا مرز شهادت
قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. إنّى ءامنت بربّكم فاسمعون . قيل ادخل الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 3
3 - بهشت و نعمت ها و خوشى هاى آن ، نتيجه و پاداش كردار انسان ها در دنيا است .
و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون
از ارتباط ميان اين آيه - كه سخن از بهشت و نعمت هاى آن است - و آيه پيش - كه درباره پاداش مطابق رفتار و كردار بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 4
4 - منافات نداشتن عمل براى نيل به بهشت جاودانه ، با اخلاص و رسيدن به مقام شامخ عبوديت
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 5
5 - تقوا ، عامل اصلى ورود به بهشت و برخوردارى از مواهب آن است .
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة اختصاص يافتن بهشت به كسانى
اختصاص يافتن بهشت به كسانى كه داراى صفت تقوا هستند - در حالى كه بهشتيان بايد از اوصاف ديگرى نيز برخوردار باشند - مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 16
16 - پادكدامنى و طهارت از گناه ، عامل ورود تقواپيشگان به بهشت
طبتم فادخلوها خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 9،10،12
9 - بهشت ، اجرى نيكو و پسنديده براى اهل عمل و تلاش
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العملين
10 - بهشت ، پاداشى نيكو و شايسته براى تقواپيشگان
و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا . .. فنعم أجر العملين
12 - بهشت ، پاداش و بهاى عمل و تلاش تقواپيشگان است كه آن را به بهانه نمى دهند .
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العملين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 7
7 - توأم بودن ايمان و عمل صالح ، موجب ورود به بهشت مى شود ( نه يكى از آنها به تنهايى )
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 13
13 - ثبات و پايدارى در راه توحيد ، شرط ايمنى از هر حزن و هراس و برخوردارى از بهشت
إنّ الذين قالوا . .. كنتم توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 6
6 - توحيد و استقامت در راه ايمان ، در پى دارنده بهشت و نعمت هاى گسترده براى مؤمنان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 5
5 - تقسيم انسان ها به بهشتى و دوزخى ، نتيجه برخوردارى آنان از اختيار و حق انتخاب
فريق فى الجنّة و فريق فى السعير . و لو شاء اللّه لجعلهم أُمّة وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 3
3 - دستابى به بهشت و نعمت هاى فراوان آن ، منوط به عبوديت و بندگى انسان به درگاه خداوند است .
يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا
ذكر كلمه «عباد»، مى تواند اشعار به اين داشته باشد كه عبوديت بندگان صالح، موجب برخوردارى آنان از بهشت و نعمت هاى آن شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 1،7
1 - راه يابى به بهشت ، فرجام نيك ايمان به آيات الهى و تسليم بودن در برابر حق
الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين . ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
7 - ورود به بهشت ، تنها در پرتو عبوديت و بندگى خداوند ميسر است .
يعباد . .. ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 2
2 - پايدارى و مداومت در اعمال نيك ، مايه راه يابى به بهشت
و تلك الجنّة . .. بما كنتم تعملون
با توجه به واژه «كنتم» - كه دلالت بر استمرار دارد - استفاده مى شود براى دستيابى به نعمت بهشتى، بايد در انجام اعمال نيك مداومت داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 5
5- آميخته ساختن ايمان با عمل صالح ، شرط بهرهورى مؤمنان از بهشت جاودان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. أُولئك أصحب الجنّة ... جزاء بما كانوا يعملون
در آيه قبل، دو عنصر ايمان و استقامت، زمينه ورود به بهشت جاودان معرفى شده است و در اين آيه عمل، به عنوان اساس و ملاك ره يافتن به بهشت جاودان مطرح گشته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه تجلى عقيده در عمل، براى يكتاپرستان كارساز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 2
2- احسان به پدر و مادر ، همواره مورد توجه موحّدان و مايه دست يابى آنان به بهشت
جزاء بما كانوا يعملون . و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
بيان «وصّينا الإنسان. ..» - در پى «جزاء بماكانوا يعملون» - بيانگر اين ارتباط است كه يكى از وظايف مورد عمل يكتاپرستان، احسان به پدر و مادر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 10
10- راه يابى انسان به بهشت ، تنها پس از آمرزش گناهان وى از سوى خداوند است .
و نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب الجنّة
از تعبير«نتجاوز. ..»، استفاده مى شود كه تا عفو و گذشت الهى شامل بنده گنه كار نشود، او قادر به ورود به بهشت و قرار گرفتن در زمره بهشتيان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 7
7 - روح تسليم و اطاعت از خدا و رسول او ، ملاك اصلى ورود به بهشت
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
موضوع قرار گرفتن اطاعت به جاى هر عنوان ديگرى، مى تواند اشاره به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 31 - 3
3 - تقوا ، مهم ترين سرمايه مؤمنان براى ورود به بهشت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 7
7 - حفظ روحيه توبه و خداجويى تا پايان عمر ، شرط ره جويى به بهشت *
و أُزلفت الجنّة . .. و جاء بقلب منيب
تعبير «جاء» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه اگر كسى، برهه اى از عمر را با قلب منيب بگذراند; ولى آن را در نهايت از دست داده و نتواند آن را در صحنه قيامت به همراه آورد، برخوردار از بهشت نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 15 - 3
3 - تقوا ، شرط دستيابى به بهشت
إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 17 - 2
2 - تأثير مهم عبادت شبانه ، در دستيابى به بهشت و نعمت هاى اخروى
إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون . .. كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 18 - 4
4 - استغفار در سحرگاهان ، از عوامل رهيابى به بهشت
إنّ المتقين فى جنّ-ت . .. و بالأسحار هم يستغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 19 - 6
6 - انفاق به سائلان و محرومان ، از عوامل دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن
إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 11
11 - اعتراف متقين به نقش اصلى ربوبيت خداوند ، در هدايت آنان به بهشت و نجات از دروخ
فكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم
قيد «بماآتاهم. ..» مى رساند كه پارسايان بهشتى، در عين برخوردارى از نعمت ها، گرفتار غفلت نشده و مغرور به تقواى خود نمى باشند; بلكه توجه دارند كه به هر نعمتى رسيده اند و از هر بلايى كه رهيده اند جز در پرتو امداد و رهنمودهاى رشد آفرين خداوند و الطاف او نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 5
5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان
كلوا و اشربوا هني-ًا بما كنتم تعملون
تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 6
6 - اصل ايمان ، شرط بهرهورى فرزندان ، از مزيت پيوستن نسل ها به پدارن بهشتى خود
و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمن ألحقنا بهم ذرّيّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 3
3 - توجه به خداوند و دغدغه آخرت ، در تمامى لحظات زندگى ، عامل اصلى راهيابى متقين به بهشت
يتساءلون . قالوا إنّا كنّا ... مشفقين
در صورتى كه «يتساءلون» سؤال از علت رهيابى به بهشت باشد، «إن-ّا كن-ّا. ..» بيانگر علت آن خواهد بود. از اين كه پارسايان در محيط پرشور خانواده از ياد آخرت غافل نشده اند، استفاده مى شود كه در ساير شرايط به طريق اولى غافل نبوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 28 - 2
2 - متقين ، دستيابى خود به بهشت را مرهون دعا ها و نيايش هاى خود به درگاه خداوند مى دانند .
فمنّ اللّه علينا . .. إنّا كنّا من قبل ندعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 60 - 3،8
3 - دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن ، منوط به عملكرد نيك خود انسان
هل جزاء الإحسن إلاّالإحسن
از اين كه احسان، در مقابل احسان مطرح شده - به دلالت التزام - دانسته مى شود كه آدمى، آن گاه به احسان و پاداش حق دست مى يابد كه خود، اهل احسان و عملكرد نيك باشد.
8 - « عن على بن أبيطالب ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « هل جزاء الإحسان إلاّ الإحسان » فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) هل جزاء من أنعمت عليه بالتوحيد إلاّ الجنّة ؟
از امام على بن ابى طالب(ع) درباره سخن خداوند «هل جزاء الإحسان إلاّ الإحسان» روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: [خداوند مى فرمايد] آيا پاداش كسى كه به او نعمت توحيد داده ام، غير از بهشت است؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 3
3 - تداوم بر انجام عمل صالح و پايدار ماندن بر آن تا آخر عمر - و نه انجام دادن مقطعى آن - شرط لازم براى دستيابى به مقام قرب الهى در آخرت و بهشت سرشار از نعمت
أُولئك المقرّبون . فى جنّ-ت النعيم ... جزاء بما كانوا يعملون
از تعبير «كانوا يعملون» (ماضى استمرارى) برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 89 - 6
6 - تقرب به خداوند ، عامل بهره مندى از رحمت بى كران الهى و بهشت سرشار از نعمت
فأمّا إن كان من المقرّبين . فروح و ريحان و جنّت نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 6
6 - دستيابى به بهشت ، در گرو جلب غفران و آمرزش الهى است .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 23
23 - رضايت خداوند از مؤمنان راستين ، باعث دستيابى آنان به بوستان هاى بهشت
و يدخلهم جنّ-ت . .. رضى اللّه عنهم
جمله «رضى اللّه عنهم» تعليل براى «يدخلهم جنّات» است; يعنى، خداوند بدان جهت مؤمنان راستين را وارد بوستان هاى بهشت مى كند كه از آنان راضى و خرسند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 1
1 - دستيابى به مغفرت الهى و بوستان هاى بهشت ، ره آورد پايدارى بر ايمان به خدا و رسول و جهاد با مال و جان در راه خدا است .
تؤمنون باللّه . .. و تجهدون ... يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 9،12
9 - ايمان و عمل صالح ، موجب ورود انسان به بهشت
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا . .. يدخله جنّ-ت
12 - آمرزش گناهان و دستيابى به بهشت ، كاميابى بزرگ است .
يكفّر عنه سيّئاته و يدخله جنّ-ت . .. ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 13،14
13 - خداوند ، مؤمنان داراى عمل صالح را به بهشت وارد مى سازد .
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يدخله جنّ-ت
14 - ايمان و عمل صالح ، عامل ورود به بهشت
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يدخله جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 5
5 - توبه خالصانه ، عامل ورود به بهشت
توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا . .. و يدخلكم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 5
5 - بهشت برين و نعمت هاى آن ، محصول تلاش ها و دستاورد هاى انسان ها در دنيا است .
بما أسلفتم فى الأيّام الخالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 4،5
4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت
إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول
5 - پاكدامنى ، رعايت امانت ، وفاى به عهد ، اداى شهادت و مراقبت از نماز ، از موجبات ورود به بهشت
و الذين هم لفروجهم حفظون . .. و الذين هم لأمنتهم و عهدهم رعون . و الذين هم بش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 7 - 5
5 - وفاى به نذر و خوف از قيامت ، از عوامل ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن
إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «يوفون بالنذر. ..» جمله اى است بيانيه كه علت بهره مندى ابرار از
مواهب بهشتى را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 12 - 2،3،6
2 - صبر و شكيبايى ابرار در راه خدا ، سبب بهره مندى آنان از بهشت و موهبت هاى آن است .
و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا
3 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق به نيازمندان جامعه بدون چشمداشتى و خوف از قيامت ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .
يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... و جزيهم بما صبروا ج
از مصاديق مورد نظر صبر در اين آيه، موارد ياد شده است كه در آيات پيش در وصف ابرار آمده است.
6 - صبر در راه خدا ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .
و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش و مزد تقواپيشگى است .
إنّ للمتّقين . .. جزاء
«جزاء» مفعول مطلق و تأكيد كننده مفاد «إنّ للمتّقين مفازاً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 6
6 - ورود هر انسان به بهشت يا جهنم ، سزاى كردار او است .
و إذا الجحيم سعّرت . و إذا الجنّة أُزلفت . علمت نفس ما أحضرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 1،7
1 - مؤمنان داراى عمل صالح ، برخوردار از بوستان هايى متعدد ، در آخرت
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت
7 - ايمان به خداوند و اعتقاد به عزّت ، ستودگى ، حاكميت ، مالكيت و گواه بودن او و انجام دادن تمامى اعمال صالح ، مايه بهره بردن از مناظر سبز و پر درخت و زمين آب خيز بهشت است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه العزيز . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت تج
برداشت ياد شده، از ارتباط اين آيه با آيه هشتم و نهم استفاده مى شود. «الصالحات»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. عموم در اين موارد، عرفى است; يعنى، تمام آن چه ميسّر است. «جنّة»; يعنى، بوستانى كه با درختان خود زمين را پوشانده باشد. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 13 - 8
8 - « إنّ أعرابيّاً قال لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) علّمنى عملاً يدخلنى الجنّة ؟ قال : أعتق النَسَمَة و فُكّ الرقبة . قال : أوَ ليستا بواحدة ؟ قال له : إنّ عتق الرقبة أن تفرّد بعتقها و فكّ الرقبة أن تُعين فى عتقها . . . ;
مردى باديه نشين به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض كرد: عملى را به من تعليم ده كه مرا به بهشت ببرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «أعَتِقِ النَّسمةَ و فُكَّ الرقبةَ» آن مرد گفت: آيا «عتق نسمه و فكّ رقبه» هر دو، به يك معنا (آزاد كردن برده) نيست؟ فرمود: نه; «عتق رقبه» آن است كه به تنهايى برده را آزاد كنى و «فكّ رقبه» آن است كه در آزادىِ برده اى كمك كنى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 1
1 - استقرار در باغ هاى بهشت و جاودانگى در آن ، پاداش تضمين شده خداوند براى مؤمنان نيكوكردار
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 6
6 - خلود در بهشت هاى عدن ، پاداش پاكى و دورى جستن از كفر و شرك و گناه است .
جنّت عدن . .. خلدين فيها و ذلك جزاء من تزكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 5 - 3
3 - احسان و نيكوكارى ، موجب بهره مندى از نعمت هاى بهشتى ، همچون نوشيدنى هاى گوارا و معطر
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
توصيف بهشتيان به ابرار، نشانگر اين حقيقت است كه آنچه موجب بهشتى شدن آنان مى شود، برّ و نيكوكارى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 7 - 5
5 - وفاى به نذر و خوف از قيامت ، از عوامل ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن
إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «يوفون بالنذر. ..» جمله اى است بيانيه كه علت بهره مندى ابرار از مواهب بهشتى را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 5
5 - برخوردارى تقواپيشگان از موهبت هاى بهشت ، نتيجه عملكرد خود آنان است .
كلوا و اشربوا هنيئًا بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 2،3
2 - بهره مندى از موهبت هاى بهشت ، جزا و پاداش الهى به نيكوكاران
فى ظلل و عيون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
3 - احسان و نيكوكارى ، عامل بهره مندى از موهبت هاى بهشت
فى ظلل و عيون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش و مزد تقواپيشگى است .
إنّ للمتّقين . .. جزاء
«جزاء» مفعول مطلق و تأكيد كننده مفاد «إنّ للمتّقين مفازاً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 1
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم
«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 1،6
1- يكتاپرستانِ پايدار بر طريق ايمان ، برخوردار از زندگى جاودان در بهشت
إنّ الذين قالوا . .. أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
6- بهره مندى هماره و سهل موحدان نيكوكار ، از نعمت هاى الهى در بهشت
أُولئك أصحب الجنّة
تعبير به «أصحاب» اشاره به همنشينى دائم و هميشگى يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان، با نعمت هاى بهشتى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 2
2- احسان به پدر و مادر ، همواره مورد توجه موحّدان و مايه دست يابى آنان به بهشت
جزاء بما كانوا يعملون . و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
بيان «وصّينا الإنسان. ..» - در پى «جزاء بماكانوا يعملون» - بيانگر اين ارتباط است كه يكى از وظايف مورد عمل
يكتاپرستان، احسان به پدر و مادر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 2
2 - بخش هاى متعدد بهشت ، در ارزش و موقعيت جغرافيايى ، باهم برابر نيستند .
فى جنّة عالية
«عالية» مطلق بوده و ممكن است به علوّ مكانى، يا رتبه اى و يا هر دو نظر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 10
10- اشخاص مؤمن ، وعده الهى در مورد بهشت را - على رغم پنهان بودن آن از ديده ها در دنيا - پذيرفته و باور دارند .
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده بالغيب
در اين برداشت ياد شده «بالغيب . ..»، حال براى ضمير محذوف گرفته شده است كه به «التى» برمى گردد. در اين صورت حرف «با» به معناى ملابست است; يعنى، وعده خدا به بندگان، در مورد بهشت هايى است كه از ديده ها پنهان است و آنان گرچه بهشت هاى عدن را نديده اند; ولى به آن ايمان دارند. اين نحوه بيان، حاوى نوعى تمجيد از مؤمنان به وعده الهى مى باشد. هم چنين اگر «بالغيب» حال براى «عباده» گرفته شود و مراد غايب بودن بندگان از بهشت هاى عدن باشد، همين معنا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 1،4
1 - بهشت ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح
و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
4 - خداوند ، واردكننده مؤمنان به بهشت
سندخلهم جنّات . .. و ندخلهم ظلا ظليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 1،3،5،7
1 - بهشت ، پاداش مؤمنان داراى اعمالِ صالح
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
3 - خداوند ، وارد كننده مؤمنان داراى اعمال صالح به بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
5 - مؤمنان داراى اعمال صالح ، در بهشت ، جاودان و پاينده اند .
و الذين ءامنوا . .. سندخلهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها ابداً
7 - بهشت ، وعده حتمى و تخلّف ناپذير خداوند به مؤمنانِ داراى اعمال شايسته
سندخلهم جنت . .. وعد اللّه حقّاً
«وَعْدَ اللّه» و «حقاً»، مفعول مطلق براى فعل محذوف است. يعنى «وعد اللّه وعداً حَقَه حقاً» و حق بودن وعده به اين است كه تخلّف نشود و در موعد مقرر انجام پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 8
8 - ورود به بهشت و برخوردارى از فضل خدا و رسيدن به مقام قرب الهى ، پاداش مؤمنان به خدا و پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 7
7 - سكونت مؤمنان در بهشت هميشگى و دايمى است .
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 5،18
5 - وجود برخى از كينه ها در سينه مؤمنان قبل از ورود به بهشت و زدودن آن با ورود به بهشت *
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
18 - برخوردارى مؤمنان از نعمت هاى الهى در بهشت ، نتيجه كردار نيك و مستمر آنان است .
و نودوا أن . .. بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 2
2 - اعلان تحقق وعده هاى الهى ( بهشت و مواهب آن ) ، به اهل ايمان گزارشى از سوى بهشتيان به گرفتاران در آتش دوزخ
و نادى . .. أن قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 15
15 - بهشت جاودان ، بوستان هاى پوشيده از درخت ، خانه هاى دلپذير و خشنودى خدا ، پاداش الهى به مؤمنان در برابر امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف ... و يطيعون اللّه و رسوله ... وعد الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 1
1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 11
11 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . ان اللّه تبارك و تعالى . . . يوم القيامة . . . يهدى اهل الإيمان و العمل الصالح إلى جنته . . . قال عزّ و جل : « إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات يهديهم ربهم بإيمانهم تجرى من تحتهم الأنهار فى جنات النعيم » . . . ;
. .. خداى تبارك و تعالى ... روز قيامت ... اهل ايمان و عمل صالح را به سوى بهشت خود راهنمايى مى كند ... خداى عزوجل فرمود: به تحقيق كسانى كه ايمان آورده اند و داراى اعمال صالح هستند، پروردگارشان آنان را در پرتو ايمانشان هدايت مى كند. از زير [قصرهاى] آنان در باغهاى پر نعمت، نهرها جارى است ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 14
14 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . و إذا اراد المؤمن شيئاً او اشتهى انما دعواه فى ها إذا أراد ، أن يقول : « سبحانك اللّهم » فاذا قال ها تبادرت إليه الخدم بما اشتهى من غير ان يكون طلبه منهم أو أمر به و ذلك قول اللّه عز و جل : « دعواهم فى ها سبحانك اللّهم و تحيتهم فى ها سلام » يعنى الخدام قال : « و آخر دعواهم أن الحمد للّه رب العالمين » يعنى بذالك عند ما يقضون من لذاتهم من الجماع و الطعام و الشراب يحمدون اللّه عز و جل عند فراغتهم . . . ;
. .. هر گاه مؤمن [در بهشت] چيزى را اراده كرد يا بدان ميل پيدا كرد، دعا [و گفتار] او در آن جا اين است كه مى گويد: «سبحانك اللّهم». پس وقتى اين ذكر را گفت، خادمان آنچه را او خواسته برايش حاضر مى كنند بدون اينكه آن را طلبيده يا دستور داده باشد و اين است معناى قول خدا «دعواهم فيها سبحانك اللهم». [و اينكه خدا مى فرمايد] «تحيتهم فيها سلام»; يعنى، تحيت مؤمنان در بهشت، سلام خادمان بهشتى است. امام فرمود: «و آخر دعواهم أن الحمد لله رب العالمين»; يعنى، مؤمنان هنگامى كه از لذت آميزش و خوردنيها و آشاميدنيها، بهره مند شدند، با گفتن «الحمدللّه رب العالمين» خداى عزوجل را حمد مى گويند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 3
3- بهشت جايگاه مؤمنان و پوشيده از درختان انبوه است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» به جايى گفته مى شود كه مملو از درخت باشد، به گونه اى كه زمين را با درختان خود بپوشاند. جمع آورده شدن «جنات» هم مى تواند مؤيد اين مطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 3 - 3
3- درنگِ جاودانه مؤمنان در بهشت ، نتيجه مداومت آنان بر اَعمال نيك است .
يعملون الصلحت . .. مكثين فيه أبدًا
ذكر «ماكثين فيه أبداً» پس از جمله «يعملون الصالحات» - كه بر استمرار دلالت دارد - مى تواند نشاندهنده اين مطلب باشد كه جاودانگى آنان در بهشت، نتيجه مداومت شان بر اَعمال نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 1
1- استقرار در باغ هاى بهشت ، از جمله پاداش هاى مؤمنان نيك كردار است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. أُولئك لهم جنّ-ت عدن
جمله «أُولئك. ..» يا خبر يكم براى «إنّ» در صدر آيه قبل است و يا خبر دوم و احتمال سوم آن است كه جمله مستأنفه باشد در هر صورت، مشاراِليه «أُولئك» «الذين امنوا...» در آيه قبل است. «عَدنْ» به معناى اقامت گزيدن و مستقر شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 1
1- مؤمنان نيك كردار ، در باغ هاى بهشت برين ، جاودانه اند .
جنّت الفردوس نزلاً . خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 1،6
1 - تضمين بهشت براى اهل ايمان از سوى خداوند
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
تأكيد جمله «اللّه يدخل. ..» به «إنّ» بيانگر مطلب فوق است.
6 - مؤمنان در بهشت ، با دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته مى شوند .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
«لؤلؤ» به معناى مرواريد و «أساور» (جمع «أسورة») معرّب دستواره و معادل دستبند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 6
6 - ورود اهل ايمان به بهشت پس از پايان داورى خدا ميان آنان و كافران
يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 6
6 - مؤمنان داراى عمل صالح ، در بهشت ، جاودانه خواهند بود .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة. ..خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 15 - 2
2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .
فهم فى روضة يحبرون
«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 1
1 - بهشت هاى سرشار از نعمت ، پاداش مؤمنانِ داراى اعمال صالح است .
إنّ الذين ءامنوا . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 4
4 - وعده ورود مؤمنان داراى عمل صالح به بهشت و خلود در آن ، وعده اى تخلف ناپذير است .
لهم جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها وعد اللّه حقًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 19 - 3،8
3 - منزل گاه واقعى مؤمنان ، باغ هاى بهشت است .
فلهم جنّت المأوى
«مأوى» اسم مكانى از ريشه «أوى» به معناى «پناه گاه» است. اضافه شدن «جنّات» به «الماوى» حكايت از جايگاه حقيقى بودن آن براى مؤمنان مى كند.
8 - جايگاه خوب مؤمنان در بهشت ، نمودى از عدم تساوى آنان با فاسقان است .
أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا . .. أمّا الذين ءامنوا ... فلهم جنّت المأوى
«أمّا الذين آمنوا. ..» تشريح تفصيلى عدم تساوى دو گروهى است كه در آيه پيش، از آن سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 3
3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 4
4 - تمامى تمايلات و خواسته هاى مؤمنان قابل دستيابى براى آنان در بهشت
و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم و لكم فيها ما تدّعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 2
2 - تأمين نياز ها و ارضاى همه تمنيات اهل ايمان ، پيش پذيرايى خداوند از آنان هنگام ورود به بهشت
نزلاً من غفور رحيم
با توجه به معناى «نُزُل» (غذاى هنگام نزول و پيش درآمد پذيرايى از ميهمان) مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 9،13
9 - مؤمنان نيك كردار ، ايمن در قيامت و برخوردار از بوستان هاى بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى روضات الجنّات
از تقابل «ترى الظالمين» با «و الذين ءامنوا» مطلب ياد شده استفاده مى شود.
13 - تمامى خواسته هاى مادى و معنوى مؤمنان نيك كردار ، در بهشت فراهم است .
لهم ما يشاءون عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 2
2- ره يافتن مؤمنان نيك كردار به بهشت ، نمودى از ولايت الهى بر آنان
ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا . .. إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 12،13
12 - لغزش هاى مؤمنان ، مانع ورود آنان به بهشت نخواهد بود .
و يكفّر عنهم سيّئاتهم
13 - ورود مؤمنان به بهشت ، در پرتو تفضّل الهى و گذشت او از لغزش هاى آنان
ليدخل المؤمنين . .. جنّ-ت ... و يكفّر عنهم سيّئاتهم
نفس تكفير سيّئات، خود بيانگر تفضّل است و در عين حال تعبير «يدخل» ممكن است بيانگر همين حقيقت باشد كه همه مؤمنان، در آن حدى نيستند كه به اقتضاى اعمالشان، بهشتى باشند; بلكه بايد فضل الهى، كاستى هاى آنان را جبران كند و آنان را وارد بهشت گرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 12،13
12 - بهشت ، جايگاه ابدى مؤمنان
جنّ-ت . .. خلدين فيها
13 - دستابى به بهشت ، كاميابيى بس بزرگ براى مؤمنان
ذلك هو الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 11
11 - بهشت ، براى كسانى آماده شده است كه به خداوند و پيامبران او ايمان دارند .
أُعدّت للذين ءامنوا باللّه و رسله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 21،23،24،25
21 - مؤمنان راستين ، در بوستان هاى بهشت جاودان خواهند ماند .
خلدين فيها
23 - رضايت خداوند از مؤمنان راستين ، باعث دستيابى آنان به بوستان هاى بهشت
و يدخلهم جنّ-ت . .. رضى اللّه عنهم
جمله «رضى اللّه عنهم» تعليل براى «يدخلهم جنّات» است; يعنى، خداوند بدان جهت مؤمنان راستين را وارد بوستان هاى بهشت مى كند كه از آنان راضى و خرسند است.
24 - مؤمنان راستين ، در بهشت از خداوند راضى و خرسنداند .
و رضوا عنه
25 - دستيابى به بهشت ، مايه خرسند شدن مؤمنان راستين از خداوند
يدخلهم جنّ-ت . .. و رضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 3
3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او
تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 11
11 - مؤمنانِ داراى عمل صالح ، در بهشت جاودانه اند .
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا . .. يدخله جنّ-ت... خلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 16
16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، به صورت جاودانه در بهشت خواهند ماند .
خلدين فيها أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 3
3 - بوستان هاى مؤمنان در بهشت ، مسرت آفرين و در جايى بلند قرار دارد .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 1
1 - مؤمنان بهشتى ، برخوردار از خوردنى ها و نوشيدنى ها
كلوا و اشربوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 1
1 - مؤمنان و مسلمانان راستين ، بهره مند از بوستان هاى بهشتى
إلاّ المصلّين . .. أُولئك فى جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 4 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « فالسابقات سبقاً » يعنى أرواح المؤمنين تسبق أرواحهم إلى الجنّة . . . و أرواح الكافرين إلى النار ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «فالسابقات سبقاً» روايت شده است، مراد ارواح مؤمنان است كه به سوى بهشت [بر يكديگر ]سبقت مى گيرند. .. و [نيز ]ارواح كافران كه به سوى آتش [سبقت مى گيرند]».
مؤمنان در بهشت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 3
3- بهشت هاى عدن ، جايگاه توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح
فأُولئك يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 6
6 - وجود خانه هاى عالى و پاكيزه براى مؤمنان نيك كردار در « جنات عدن »
و مسكن طيبة فى جنت عدن
«جنات عدن» مى تواند نامى خاص باشد و غير از «جنات تجرى . .. » به شمار آيد. برداشت فوق برگرفته از اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 1،6،9
1- مؤمنان داراى عمل صالح قطعاً وارد بهشت مى شوند و در آن جاودانه خواهند بود .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. خلدين فيها
6- ورود به بهشت و جاودان ماندن مؤمنان صالح در آن به اذن خداوند است .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. بإذن ربّهم
9- بر مؤمنان داراى عمل صالح در بهشت ، درود و سلام فرستاده مى شود .
تحيّتهم فيها سلم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اضافه «تحيت» به «هم» اضافه مصدر به مفعول باشد. طبق اين احتمال معناى عبارت چنين مى شود: تحيت گفتن به آنان در بهشت با «سلام» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 3 - 1
1- مؤمنانِ نيك كردار ، در بهشت و نعمت هاى آن جاودانه اند .
أنّ لهم أجرًا حسنًا . مكثين فيه أبدًا
مرجع ضمير «فيه» واژه «أجر» است و مراد از «أجر» به قرينه «ماكثين» (ماندگاران)، بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 4
4 - تضمين بهشت از سوى خدا ، براى آن دسته از مهاجران صدراسلام كه تا آن زمان ( زمان نزول آيه فوق ) با مرگ طبيعى از دنيا رفته و يا به دست دشمن كشته شده بودند .
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه ثمّ . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 127 - 8
8 - دارالسلام (بهشت و جايگاه امن الهى) پاداش كردار مستمر هدايت يافتگان است.
لهم دارالسلم . .. بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 1
1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم
«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 3
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مورد ضيافت و تكريم و تجليل الهى اند .
كلوا و اشربوا هنيئًا
«هنيئاً» واژه اى است كه به در وقت اطعام به ميهمانان و براى تكريم به آنان گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 3
3 - ميوه و گوشت ، دو غذاى مهم در بهشت
و أمددنهم بفكهة و لحم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 7،8
7 - بهشت داراى درختانى انبوه و ميوه دار
أن لهم جنّت . .. كلما رزقوا منها من ثمرة
«ثمرة» به ميوه درختان گفته مى شود. بهشت و بستان را از آن جهت جنت مى گويند كه پوشيده از درختان انبوه است.
8 - ميوه درختان بهشت از روزى هاى بهشتيان
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً
«رزقاً» به معناى روزى است و مفعول دوم براى «رزقوا» مى باشد. ضمير در «منها» به «جنات» بر مى گردد و «من ثمرة» به منزله بيان براى «منها» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 5
5- بهشت دربردارنده ميوه و خوراكى و داراى هوايى مطبوع است .
أُكلها دائم و ظلّها
«أُكل» به معناى ميوه و ثمره است و گاهى به مطلق خوراكى نيز اطلاق مى شود. «ظلّ» به معناى سايه و در آيه شريفه كنايه از خوش آب و هوا بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 1،2
1 - بهشتيان ، از ميوه هاى بسيار عالى و مطلوب برخوردارند .
لهم فيها فكهة
در برداشت ياد شده عالى و مطلوب بودن ميوه ها، از تنكير «فاكهة» - كه براى تفخيم است - استفاده مى شود.
2 - ميوه ها ، از غذا هاى اصلى بهشتيان است .
لهم فيها فكهة
از اختصاص به ذكر يافتن ميوه ها از ميان ديگر غذاها و خوراكى ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 3
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 5
5 - ميوه ها ، از غذا هاى اصلى بهشتيان است .
يدعون فيها بفكهة كثيرة
از اختصاص به ذكر يافتن ميوه ها، از ميان ديگر غذاها و خوراكى هاى درخواستى بهشتيان، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 1
1- تقواپيشگان بهشتى ، برخوردار از هرگونه ميوه مورد تمايل خويش
يدعون فيها بكلّ فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 10
10- متّقين در بهشت ، بهره مند از همه ميوه ها
و لهم فيها من كلّ الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 1
1 - بهره مندى تقواپيشگان ، از ميوه ها و گوشت هاى مورد تمايل خويش در بهشت ، علاوه بر نعمت هاى سرشار ديگر
فى جنّ-ت و نعيم . .. و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 2
2 - خرما و انار ، داراى ويژگى و امتياز در ميان ميوه هاى بهشت
فيهما فكهة و نخل و رمّان
«فاكهه» به مطلق ميوه گفته مى شود و شامل خرما و انار نيز مى گردد. بنابراين ذكر «نخل و رمان» پس از آن، از باب ذكر خاص بعد از عام و نشانگر ويژگى خاص آن دو ميوه در ميان ميوه هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 1
1 - تقواپيشگان ، برخوردار از انواع ميوه هاى دلخواه در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 2
2 - استراحت بهشتيان بر تختخواب ها و تماشاى صحنه هاى بهشت ، از نعمت هاى الهى در آخرت
ناعمة . .. فيها سرر مرفوعة
ارتفاع تخت هاى بهشتيان، نشانگر اشراف آنان بر صحنه هاى دل انگيز بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 1
1 - باغ هاى بهشت ، آكنده از ميوه ها و درختان نخل و انار
فيهما فكهة و نخل و رمّان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 13 - 1
1 - بهشت در قيامت ، به جايگاهى نزديك مردم آورده خواهد شد .
و إذا الجنّة أُزلفت
«ازلاف» (مصدر «اُزلفت»); يعنى، نزديك آوردن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 31 - 1
1 - نزديك شدن بهشت در قيامت ، به اهل تقوا و قرار گرفتن آن در فاصله اى بسيار نزديك به ايشان
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 3
3 - ميوه هاى رسيده برشاخساران باغ هاى بهشت ، در دسترس بهشتيان تكيه زده بر مسندها
متّكين . .. و جنى الجنّتين دان
«جنى» به ميوه رسيده گفته مى شود و «دان» (از ريشه «دُنوّ») به معناى نزديك و در دسترس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 23 - 1
1 - ميوه هاى بوستان هاى بهشتى ، نزديك و در دسترس بهشتيان است .
قطوفها دانية
«قِطْف» (مفرد «قطوف») در معناى ميوه چيده شده و نيز ميوه آماده چيدن به كار مى رود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 14 - 3
3 - ميوه هاى بهشتى ، نزديك و در دست رس بهشتيان ، بى هيچ زحمت و رنجى
و ذلّلت قطوفها تذليلاً
«قِطُفُ» (مفرد «قطوف») به معناى خوشه هاى ميوه است و «تذليل» مصدر مجهول «ذلّلت» و به معناى رام شده است. مقصود اين است كه چيدن خوشه هاى ميوه، براى بهشتيان آسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 9
9- بهشت و موهبت هاى آن ، عطايى الهى است .
عطاءً غير مجذوذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 47 - 1
1 - پاداش بهشت به بيمناكان مقام پروردگار ، نعمتى انكارناپذير و غير قابل تكذيب
و لمن . .. جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 3
3 - بهشت ، نعمت چشم گير و سلطنت بزرگ و گسترده است .
نعميًا و ملكًا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 4
4 - بهشت برين ، از نعمت هاى الهى براى انسان هاى كوشا و آخرت طلب
ناعمة . .. فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 54 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن ، روزى و عطاى الهى است .
جنّ-ت عدن . .. إنّ هذا لرزقنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 1،3،5،6،7،13
1 - بشارت اهل ايمان به بهشت با توصيف و بيان نعمت هاى آن از وظايف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و بشر الذين ءامنوا . .. و هم فيها خلدون
«أنّ لهم . ..» به تقدير حرف «باء»، متعلق به «بشّر» است; يعنى: «بشّر الذين آمنوا بأنّ لهم ...»
3 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش كسانى است كه به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهند .
و بشر الذين ءامنوا . .. أن لهم جنت تجرى من تحت الأنهر
متعلق «آمنوا» به دليل آيات قبل، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
5 - بهشت داراى بوستان هاى فراوان است .
أن لهم جنّت
برداشت فوق با توجه به جمع بودن كلمه «جنات»، استفاده شده است.
6 - بهشت داراى نهر هاى متعدد و همواره جارى
تجرى من تحتها الأنهر
تعدد نهرها از جمع بودن كلمه «الأنهار» استفاده مى شود و فعل مضارع (تجرى) حكايت از جريان مداوم و مستمر نهرها دارد. گفتنى است كه ضمير در «تحتها» به «جنات» بر مى گردد و مراد از آن مى تواند، درختان و ساختمانهاى بهشت باشد.
7 - بهشت داراى درختانى انبوه و ميوه دار
أن لهم جنّت . .. كلما رزقوا منها من ثمرة
«ثمرة» به ميوه درختان گفته مى شود. بهشت و بستان را از آن جهت جنت مى گويند كه پوشيده از درختان انبوه است.
13 - بهشتيان در بهشت ، همسرانى پاك و مطهر خواهند داشت .
و لهم فيها ازوج مطهرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 3،9،11،17
3 - لذّت هاى اُخروى ( باغ هاى بهشتى و رضايت خدا و زنان پاكيزه ) ، برتر از خوشى ها و امكانات دنيا
بخير من ذلكم . .. جنات ... و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه
9 - جريان دائمى نهر ها در زير درختان بهشت
جنات تجرى من تحتها الانهار
در برداشت فوق ضمير در «تحتها» به درختان بهشت، برگردانده شده كه در اصطلاح از آن به استخدام در ضمير تعبير مى كنند.
11 - وجود باغ هاى متعدّد در آخرت ، براى متّقين
للّذين اتّقوا عند ربّهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
17 - خرسندى و رضايت خداوند از تقواپيشگان در بهشت ، نعمتى بزرگ براى آنان
للّذين اتّقوا . .. و رضوان من اللّه
بنابراينكه «من»، ابتدائيه باشد; يعنى رضايتى از جانب خداوند نسبت به تقواپيشگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 136 - 10
10 - بهشت ها ، جايگاهى جاودانه و داراى نهرهايى جارى
و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 1،2،10
1 - بى ارزشى بهره ها و قدرت محدود كافران در دنيا ، نسبت به نعمت جاودانه بهشت
متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيه
2 - پرهيزكاران ، جاودان در بهشت و برخوردار از نعمت هاى آن
لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات . .. خالدين فيها
10 - تقوا ، زمينه برخوردارى از موهبت بهشت و نعمت هاى آن
لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 5
5 - بهشت ، داراى نهر هاى جارى
جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 5،8،11
5 - بهشت مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، جاودانه ، داراى نهر هاى جارى و سايه هاى پيوسته ( هواى مطبوع و ملايم )
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و ندخلهم ظلا ظليلا
«ظلّ» به معناى سايه و «ظليلا» تأكيد آن و ظاهراً كنايه از مطبوعيت هواى بهشت است.
8 - سايه آرام و دلپذير ، جايگاهى ويژه در بهشت
و ندخلهم ظلا ظليلا
تكرار «ندخلهم» حكايت از ويژگى ظلّ (سايه) در بهشت دارد.
11 - همسران بهشتيان ، پاكيزه از آلودگى به حيض و حدث
لهم فيها ازواج مطهّرة
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: الازواج المطهّرة اللاّتى لا يحضن و لا يحدثن.
من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 50، ح 4، باب 20، مسلسل 195 ; تفسير برهان، ج 1، ص 379، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 9
9 - همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم
از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 6
6 - بهشت ، داراى باغ هاى متعدد ، نهر هاى جارى و جاودانه است .
جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 19
19 - مؤمنان داراى عمل صالح ، بهره مند از نعمت بهشت و داراى حق شفاعت براى كسانى كه در دنيا به ايشان نيكى كرده اند .
فيوفيهم أجورهم و يزيدهم من فضله
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره «اجورهم» در آيه فوق فرمود: يدخلهم الجنة و درباره «يزيدهم من فضله» فرمود: الشفاعة فيمن وجبت لهم النار ممن صنع اليهم المعروف فى الدنيا.
الدر المنثور، ج 2، ص 752.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 3،9
3 - نيل به مقام قرب الهى ، بهره مندى كامل از بهشت و نعمت هاى آن و برخوردارى از فضل الهى ، پاداش مؤمنان متمسك به خداوند
فاما الذين ءامنوا . .. فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم إليه
9 - هدايت و رسيدن به خداوند ، پاداشى برتر از بهشت و نعمت هاى آن
فاما الذين ءامنوا باللّه . .. و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
غالباً در مقام بيان پاداش، اول ادنى و آنگاه اعلى را ذكر مى كنند ; بنابراين رسيدن به خدا و قرب به او «يهديهم اليه» مى تواند بهترين پاداش مؤمنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 27
27 - بهشت ، داراى نهر هاى جارى و باغ هاى متعدد
جنت تجرى من تحتها الانهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 7،8،11
7 - تأكيد خداوند بر وارد ساختن اهل كتاب به بهشت پر نعمت در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تمامى كتب آسمانى و رعايت تقوا
و لو ان أهل الكتب . .. لادخلنهم جنت النعيم
8 - بهره مند شدن از نعمت هاى بهشتى در گرو ايمان و تقوا
و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم و لادخلنهم جنت النعيم
11 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد و سرشار از نعمت
لادخلنهم جنت النعيم
«نعيم» به معناى فراوان است. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 5
5 - بهشت ، جاودانه و داراى درختانى انبوه و نهرهايى روان
جنت تجرى من تحتها الانهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 7
7 - بهشتيان براى هميشه بهره مند از بهشت جاويدان و نعمت هاى آن
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 9،11،13،18
9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
11 - خداوند هدايت كننده مردم به ايمان و انجام اعمال صالح براى رساندن آنان به بهشت و مواهب آن
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلّق «هدينا»، به قرينه آيه پيشين، ايمان و عمل صالح و «لام» در «لهذا» بيانگر هدف و غايت هدايت باشد. يعنى: هدانا إلى الايمان لنكون من أصحاب الجنة.
13 - عدم اتكاى بهشتيان به اعمال خويش ، در رسيدن به نعمت هاى بهشت
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا و ما كنا لنهتدى
18 - برخوردارى مؤمنان از نعمت هاى الهى در بهشت ، نتيجه كردار نيك و مستمر آنان است .
و نودوا أن . .. بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 2
2 - اعلان تحقق وعده هاى الهى ( بهشت و مواهب آن ) ، به اهل ايمان گزارشى از سوى بهشتيان به گرفتاران در آتش دوزخ
و نادى . .. أن قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 8
8 - بهشت و مواهب آن از برترين جلوه هاى رحمت خداوند
لاينالهم اللّه برحمة ادخلوا الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 5
5 - سرگرمى و بازيچه گرفتن دين و فريفته شدن به زندگانى دنيا ، موجب محروميت از بهشت و مواهب آن
إن اللّه. حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا ... و غرتهم الحيوة الدنيا
توصيف كافران دوزخى به «الذين اتخذوا . .. » بيانگر علت گرفتارى آنان به آتش جهنم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 7
7 - باغ ها و بوستان هاى بهشت ، سرشار از نعمت هاى الهى
جنت لهم فيها نعيم
«نعيم» به معناى نعمت فراوان و بسيار است. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 88 - 15
15 - حوران بهشتى ، از آنِ مؤمنان مجاهد و ايثارگر است .
و أولئك لهم الخيرت
منظور از «الخيرات» به قرينه آيه 70 سوره الرحمن (فيهن خيرات حسان) مى تواند حوران بهشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 1،3،7
1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
3 - باغ هاى بهشت ، متعدد و داراى نهر هاى فراوان
لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر
7 - دستيابى به بهشت جاودان و نعمت هاى آن ، رستگارى بزرگ است .
ذلك الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 13،15
13 - باغ هاى بهشت ، متعدد و داراى نهر هاى فراوان
أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
15 - جارى شدن نهر ها در زير درختان انبوه بهشتى ، جلوه اى از نعمت هاى جذاب و لذت آفرين اخروى
لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 8،9،10
8 - بهشت ، داراى چشمه سار هاى روان در زير پاى بهشتيان
تجرى من تحتهم الأنهر فى جنت النعيم
9 - بهشت ، داراى باغ هاى متعدد
فى جنت
10 - باغ هاى بهشت ، سرشار از نعمت هاى الهى است .
فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 3،5
3- بهشت داراى نهر هاى بسيار است .
مثل الجنة . .. تجرى من تحتها الأنهر
برداشت فوق از جمع بودن كلمه «أنهار» استفاده شده است. قابل ذكر است كه از معانى «مَثَل» صفت و ويژگى است.
5- بهشت دربردارنده ميوه و خوراكى و داراى هوايى مطبوع است .
أُكلها دائم و ظلّها
«أُكل» به معناى ميوه و ثمره است و گاهى به مطلق خوراكى نيز اطلاق مى شود. «ظلّ» به معناى سايه و در آيه شريفه كنايه از خوش آب و هوا بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 2،3
2- تقوا ، عامل برخوردارى از موهبت هاى بهشت
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
3- بهشت متقين ، داراى باغ هاى مختلف و چشمه هاى گوناگون
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 5
5- بهشت ، واجد تمامى موهبت ها و خوبى هاى قابل تصور براى انسان
جنّ-ت عدن . .. لهم فيها ما يشاءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 4
4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .
لايبغون عنها حولاً
درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند، مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 2،3
2 - بهشت ، از بوستان هايى متعدد تشكيل يافته است .
جنّت عدن
ذكر «جنّات» به صورت جمع، حكايت از آن دارد كه باغ هايى متعدد و ممتاز از يكديگر بهشت را تشكيل مى دهند.
3 - بهشت ، داراى نهرهايى متعدد است كه از فرو دست آن جارى مى گردد .
جنّت عدن تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 3،4
3 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد ، سرسبز و پوشيده از درختان
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت
4 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سار هاى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 4،5
4 - بهشت ، داراى بوستان هايى است متعدد ، سر سبز و پوشيده از درختان .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» جمع جنّة است و «جنّت» به بوستانى گفته مى شود كه پوشيده از درختان است.
5 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سارهايى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 56 - 5،7
5 - دستيابى به نعمت هاى بهشتى در گرو همراهى ايمان و عمل صالح
فالذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى جنّ-ت النعيم
7 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد و سرشار از نعمت
فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 2
2 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، عامل برخوردار شدن آنان از بنا ها و درجات عالى بهشت است .
أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا
گفتنى است «با» در «بما» براى سببيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 3،4
3 - بهشت ، سرشار از نعمت هاى الهى است .
جنّة النعيم
«نعيم» به معناى نعمت فراوان است.
4 - بهشت پر از نعمت ، فضل و ارزانى خدا به انسان است ; نه مزدى هم پاى عمل وى .
و اجعلنى من ورثة جنّة النعيم
راغب در «مفردات» آورده است: «و يقال لكلّ من حصل له شىء من غير تعب قد ورث كذا; هر كس مالى را به رايگان به دست آورد، گفته مى شود به ارث برد». بنابراين، اعمال ما هرگز نمى تواند بهاى واقعى بهشت باشد; بلكه بهشت فضل ارزانى خدا به مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 6
6 - آتش دوزخ و نعمت هاى بهشت ، تجسم عينى اعمال آدميان است .
و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار
آنچه مسلّم است اين كه پيشوايان كفر، مردم را به اعمال بد و ناشايست - كه اسباب ورود انسان به آتش است - فرا مى خوانند; نه به خود آتش. بنابراين تعبير «يدعون إلى النار» به جاى «يدعون إلى الضلال» مى تواند اشاره به اين باشد كه اعمال بد در واقع خود آتش دوزخ است كه در آخرت صورت حقيقت آن آشكار خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 1
1 - بهشت هاى سرشار از نعمت ، پاداش مؤمنانِ داراى اعمال صالح است .
إنّ الذين ءامنوا . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 9 - 1
1 - جاودانگى در بهشت سراسر نعمت ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح است .
إنّ الذين ءامنوا . .. جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 1
1 - بهشتيان ، از ميوه هاى بسيار عالى و مطلوب برخوردارند .
لهم فيها فكهة
در برداشت ياد شده عالى و مطلوب بودن ميوه ها، از تنكير «فاكهة» - كه براى تفخيم است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 2
2 - بهشت ، داراى بوستان هاى گوناگون و متنوع
فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 4
4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 1،2،4
1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس
«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.
2 - جارى بودن چشمه هايى از شراب ناب در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
«معين» به آبى زلال گفته مى شود كه بر روى زمين جارى باشد (چون نهر). اين واژه به منزله صفت براى «كأس» است; بنابراين بهشت بندگان خالص خدا داراى نهرهايى از شراب ناب است كه جام هايى از آنها به بهشتيان عرضه مى شود.
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 50 - 2
2 - مجلس اُنس و به پرس و جو نشستن ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فأقبل بعضهم على بعض يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 4
4 - جاودانگى بهشتيان ، در ناز و نعمت بهشتى
جنّ-ت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 5
5 - تقوا ، عامل اصلى ورود به بهشت و برخوردارى از مواهب آن است .
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة اختصاص يافتن بهشت به كسانى
اختصاص يافتن بهشت به كسانى كه داراى صفت تقوا هستند - در حالى كه بهشتيان بايد از اوصاف ديگرى نيز برخوردار باشند - مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 6
6 - توحيد و استقامت در راه ايمان ، در پى دارنده بهشت و نعمت هاى گسترده براى مؤمنان
إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 4
4 - نعمت هاى بى كران و توصيف ناپذير بهشتى ، جلوه اى از غفران و رحمت گسترده الهى است .
نزلاً من غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 10،14
10 - بهشت ، داراى باغ هايى خرم و سرسبز با درختانى انبوه
فى روضات الجنّات
14 - اراده و خواست مؤمنان بهشتى ، مؤثر در پديد آمدن نعمت ها و خواسته هاى آنان
لهم ما يشاءون عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 3
3 - نعمت هاى بهشتى ، تفضل الهى و افزون بر استحقاق آدمى است . *
تلك الجنّة الّتى أُورثتموها
واژه «اُورثتموه» از ماده «ارث») به معناى رسيدن مال بدون عوض و زحمت است. عبارت «بما كنتم تعملون» نيز نقش عمل را در رسيدن به بهشت بيان مى كند. اين مطلب نشانگر آن است كه عمل تنها زمينه اى براى دستيابى به بهشت است و نعمت هاى بى كران الهى در آن، تفضل الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 3
3- راه يابى به بهشت جاودان و نعمت هاى بى پايان آن ، رستگارى بزرگ و راستين
ذلك هو الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 5،6،7،16،27
5- مؤمنان نيك كردار ، همان « متّقين » بهره مند از نعمت هاى بهشتى اند .
يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون
در آيات پيشين، سخن از مؤمنان صلاح پيشه بود و اكنون در اين آيه بر آنان عنوان «المتّقون» اطلاق شده است. آنچه به اجمال در آيات پيشين به ايشان وعده داده اند، خداوند در اين آيه به تفصيل، بيان فرموده است.
6نهر هاى مختلف ، زلال ، گوارا و لذّت آفرين ، نمودى از نعمت هاى والاى بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن . .. و أنهر من خمر لذّة
7- وجود نهرهايى از آب هاى زلال ، شير هاى گوارا ، شراب هاى مسرت آفرين و عسل خالص در بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهرمن خمر لذّة للش-
16- بهره مندى متقين از نعمت هاى عالى بهشت ، همراه با زدايش خاطره تلخ لغزش ها از ياد آنان *
و لهم فيها من كلّ الثمرت و مغفرة من ربّهم
مراد از «مغفرة» مى تواند، چشم پوشى از لغزش ها پس از ورود به بهشت باشد. در اين صورت «مغفرة» به معناى صرف بخشش گناه نيست; زيرا اگر بخشيده نشده بودند، وارد بهشت نمى شدند. بنابراين مراد از غفران، ممكن است پوشاندن لغزش ها باشد; به گونه اى كه ديگر بهشتيان، خود به ياد گذشته نيفتاده و خاطرشان ملول نگردد.
27- « عن معاوية بن حيدة : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول فى الجنّة بحر اللبن و بحر الماء و بحر العسل و بحر الخمر ثمّ تشقق الأنهار منها بعد ;
معاوية بن حيدة مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى فرمود: در بهشت درياى شير، درياى آب، درياى عسل و درياى شراب است كه نهرهاى بهشتى از آنها منشعب گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 35 - 1
1 - بهشت ، در بردارنده همه آرزو ها و برآورنده همه خواسته هاى بهشتيان
لهم ما يشاءون فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 2،3
2 - باغ هاى بهشت ، پوشيده از درختان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت
«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود.
3 - بهشت تقواپيشگان ، سرشار از نعمت است .
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
واژه «نعيم» به معناى نعمت بسيار و فراوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 5
5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان
كلوا و اشربوا هني-ًا بما كنتم تعملون
تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 1
1 - بهره مندى تقواپيشگان ، از ميوه ها و گوشت هاى مورد تمايل خويش در بهشت ، علاوه بر نعمت هاى سرشار ديگر
فى جنّ-ت و نعيم . .. و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 1
1 - بهشت ، داراى درختانى با شاخ و برگ هايى شاداب و پرطراوت
ذواتا أفنان
«أفنان» (جمع «فنن») است و آن به شاخه تر و تازه درخت گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 50 - 3
3 - چشمه هاى هميشه جارى ، از نعمت هاى لذت آفرين و دلخواه بهشت
فيهما عينان تجريان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 1،4
1 - چشمه هاى جارى در بهشت خائفان ، نعمتى غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
4 - وجود چشمه هاى هميشه جارى در بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 52 - 3
3 - بهشت ، داراى همه گونه ميوه ها
فيهما من كلّ فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 2،3
2 - ارزشمندترين پارچه هاى دنيا ، به كار رفته در لايه هاى زيرين پشتى هاى اهل بهشت
متّكين على فرش بطائنها من إستبرق
واژه «بطائن» ممكن است نظر به اين داشته باشد كه آنچه در دنيا بهترين به حساب مى آيد، آن جا كمترين جلوه را دارد; تا حدى كه به عنوان آستر و يا مواد درونى پشتى ها مورد استفاده قرار مى گيرد.
3 - ميوه هاى رسيده برشاخساران باغ هاى بهشت ، در دسترس بهشتيان تكيه زده بر مسندها
متّكين . .. و جنى الجنّتين دان
«جنى» به ميوه رسيده گفته مى شود و «دان» (از ريشه «دُنوّ») به معناى نزديك و در دسترس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 55 - 1
1 - امتنان خداوند بر خلق ، به خاطر قرار دادن پاداش هايى چون نعمت هاى بهشت براى ايشان
متّكين على فرش . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 57 - 1
1 - حوريان زيبا ، جذاب و پاكدامن بهشت ، نعمتى غيرقابل انكار و تكذيب ناپذير
فيهنّ قصرت الطرف . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 1
1 - تعدد و تنوع باغ هاى بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير الهى و غير قابل تكذيب
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 65 - 1
1 - باغ هاى سبز و پرطراوت بهشت ، نعمتى غير قابل انكار و تكذيب ناپذير
و من دونهما جنّتان . .. مدهامّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 66 - 1
1 - وجود چشمه هاى هميشه جوشان در باغ هاى بهشت
فيهما عينان نضّاختان
«نضّاختان» وصف براى «عينان» است; يعنى، دو چشمه اى كه داراى جوشش و فوران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 1
1 - چشمه هاى جوشان و فوران كننده بهشت ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهما عينان نضّاختان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 1
1 - وجود انواع ميوه ها - خصوصاً خرما و انار- در بهشت ، نعمتى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 71 - 1
1 - حوريان نيك سيرت و زيباصورت بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب
فيهنّ خيرت حسان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 1
1 - حوريان مستور در خيمه هاى بهشت ، از نعمت هاى انكارناپذير پروردگار و غيرقابل تكذيب
حور مقصورت . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 75 - 1
1 - حوريان عفيف و پاكدامن بهشتى ، از نعمت هاى انكارناپذير و غيرقابل تكذيب الهى
لم يطمثهنّ إنس قبلهم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 77 - 1،5
1 - لذت ها ، زيبايى ها و آسايش بهشت ، نعمت هاى انكارناپذير خدا و غيرقابل تكذيب
متّكين على رفرف خضر . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
5 - اشتياق به نعمت هاى موعود خداوند و ارزش هاى بهشت ، مستلزم پرهيز از هرگونه كفر و تكذيب
متّكين على رفرف خضر . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
خداوند با برشمردن نعمت هاى بهشت، شوق دستيابى به آن را در خلق فزونى مى بخشد و در پى آن هشدار مى دهد كه كفر و تكذيب، مانع ره يابى به آن نعمت ها است; زيرا تكذيب كنندگان، منفور خدا و شايسته توبيخ اند; نه احسان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 12 - 3
3 - بهشت سابقون ( پيشتازان ) ، سرشار از نعمت است .
فى جنّ-ت النعيم
واژه «نعيم»، در نعمت بسيار به كار مى رود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 20 - 1
1 - وجود ميوه هاى متنوع و گوناگون در بهشت پيشتازان ( سابقون )
و فكهة ممّا يتخيّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 30 - 2
2 - اصحاب اليمين ، همواره در هواى مطبوع بهشت قرار داشته و از گزند گرماى خورشيد در امان خواهند بود .
و ظلّ ممدود
«ظلّ» عطف بر «سدر» و خبر براى مبتداى محذوف است. تقدير آن «و هم فى ظلّ ممدود» مى باشد. گفتنى است كه تعبير بالا، كنايه از مطبوع بودن هواى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 89 - 5
5 - ره يافتگان به مقام قرب در آخرت ( پيشتازان ) ، برخوردار از بهشتى سرشار از نعمت
فأمّا إن كان من المقرّبين . .. و جنّت نعيم
واژه «نعيم»، به معناى نعمت فراوان آمده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 10،11
10 - باغ هاى بهشت ، پوشيده از درختان است .
بشريكم اليوم جنّ-ت
«جنّة» (مفرد «جنّات»)، به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود.
11 - وجود نهر هاى هميشه روان در باغ هاى بهشت
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
به كارگيرى فعل مضارع «تجرى»، بيانگر هميشگى بودن جريان نهرها در بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 18،19
18 - بوستان هاى بهشت ، پوشيده از درختان است .
و يدخلهم جنّ-ت
19 - وجود نهر هاى هميشه روان ، از زير درخت هاى بوستان هاى بهشت
تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 2
2 - جام هاى سيمين و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، از ظرف هاى بهشتى براى پذيرايى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 4
4 - « عن الحسن البصرى أنّ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : إنّ أدنى أهل الجنّة منزلة الذى يَرْكَبُ فى ألف ألف من خدمة من الولدان المخلدين على خيل من ياقوت أحمر لها أجنحة من ذهب « إذا رأيت ثَمّ رأيت نعمياً و ملكاً كبيراً » ;
از حسن بصرى روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: كمترين اهل بهشت از نظر مقام، كسى است كه در ميان يك ميليون خدمت كار نوجوان، هميشه جوان بر اسبى از ياقوت سرخ - كه بال هاى طلايى دارد - سوار مى شود [سپس اين آيه را تلاوت فرمود:] «إذا رأيت ثَمّ رأيت نعيماً و ملكاً كبيراً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 1،2،8
1 - نعمت هاى الهى در بهشت ، پاداش فراهم آمده براى ابرار
إنّ هذا كان لكم جزاء
«هذا» به مجموع نعمت هايى اشاره دارد كه در آيات گذشته ياد شده است.
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
8 - نعمت هاى سرشار بهشت ، پاداش الهى اهل بيت ( على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) )
إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا . إنّ هذا كان لكم جز
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزولى است كه از طريق شيعه و سنى نقل شده است و آن اين كه از آيه 5 تا آيه مورد بحث (آيه 22)، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان، ج 10; الكشاف، ج 4، ذيل آيه)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 41 - 1،2
1 - جايگاه تقواپيشگان ، در سايه ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون
2 - بهشت ، دارى سايه هايى از درختان انبوه و چشمه سارها
فى ظلل و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 1،2
1 - تقواپيشگان ، برخوردار از انواع ميوه هاى دلخواه در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
2 - وجود انواع ميوه هاى دلخواه در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 1
1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت
فى ظلل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 2
2 - بهشت ، سراى ناز و نعمت ، همراه با تأمين تمام نيازمندى ها براى تقواپيشگان
حدائق و أعنبًا
تأمين انگور و باغ ميوه - با آن كه از نيازهاى ضرورى انسان نيستند - نشانگر آن است كه بهشتيان در مرحله نيازهاى اوليه، كمبودى ندارند و بايد از امور ديگرى - كه به تجمّلات و تشريفات زندگى مربوط مى شود - سخن گفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 8
8 - نعمت هاى بهشت و پاداش تقواپيشگان در آن ، جلوه رحمت گسترده خداوند است .
جزاء من ربّك . .. الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 6
6 - وجود تمامى امكانات ، براى اقامت دائمى انسان در بهشت
جنّ-ت عدن . .. خلدين فيها أبدًا
«عدن»، معرفه است; خواه علم براى مصدر «العدن» (اقامت گزيدن) باشد و خواه علم براى زمين بهشت. در صورت دوم نيز، تناسب معناى لغوى آن مورد نظر بوده است; يعنى، بهشت داراى تمام امكاناتى است كه لازمه اقامت دائمى انسان در آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 10
10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى
المخلوق به و لكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;
امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 6
6 - بهشتى كه آدم ( ع ) و حوا در آن سكنى گزيدند ، جايگاهى مرفه و داراى نعمت هاى فراوان و نيكو بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
«رغد» به معناى: پر خير و بركت، پاك و داراى رفاه مى باشد. كلمه «رغداً» حال براى ضمير «منها» است; يعنى، از بهشت استفاده بريد، در حالى كه اين بهشت پر خير و بركت و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 4
4- بهشت عدن دربردارنده باغ ها و بوستان هاى متعدد
جن-ّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 2
2- در بهشت عدن ، نهر ها ، از زير پاى ( كاخ ها و بنا هاى رفيع ) بهشتيان جريان دارد .
تجرى من تحتهم الأنهر
مرجع ضمير «تحتهم» عبارت «الذين امنوا» در آيه قبل است; يعنى، از زير پاى بهشتيان، نهرها جارى است. روشن است كه جريان آب از زير پاى بهشتيان، تعبيرى براى ترسيم محل اقامت آنان در بهشت و جريان يافتن آب از زير بناها و يا تكيگاه هاى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 6،10،13
6 - وجود خانه هاى عالى و پاكيزه براى مؤمنان نيك كردار در « جنات عدن »
و مسكن طيبة فى جنت عدن
«جنات عدن» مى تواند نامى خاص باشد و غير از «جنات تجرى . .. » به شمار آيد. برداشت فوق برگرفته از اين احتمال است.
10 - وجود نعمت ها و لذايذ مادى و معنوى در بهشت
جنت . .. مسكن ... و رضون من اللّه أكبر
13 - برخوردارى انسان از نعمت هاى مادى و معنوى بهشت جاودان ، همان رستگارى و سعادت عظيم و بى بديل است .
جنت . .. مسكن طيبة ... و رضون من اللّه ... ذلك هو الفوز العظيم
با توجه به اينكه «ذلك» مى تواند اشاره به تمام فرازهاى پيشين باشد (جنات تجرى . .. خالدين فيها ... مساكن طبية ... جنات عدن و رضوان من اللّه)، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 3
3- بهشت متقين ، داراى نعمت هاى مادى و معنوى
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 3
3- فراهم آمدن نعمت هاى روحى و جسمى ، براى متقين در بهشت ( مادى و معنوى )
فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 10،13
10 - وجود نعمت ها و لذايذ مادى و معنوى در بهشت
جنت . .. مسكن ... و رضون من اللّه أكبر
13 - برخوردارى انسان از نعمت هاى مادى و معنوى بهشت جاودان ، همان رستگارى و سعادت عظيم و بى بديل است .
جنت . .. مسكن طيبة ... و رضون من اللّه ... ذلك هو الفوز العظيم
با توجه به اينكه «ذلك» مى تواند اشاره به تمام فرازهاى پيشين باشد (جنات تجرى . .. خالدين فيها ... مساكن طبية ... جنات عدن و رضوان من اللّه)، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 3
3- بهشت متقين ، داراى نعمت هاى مادى و معنوى
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 52 - 3
3- فراهم آمدن نعمت هاى روحى و جسمى ، براى متقين در بهشت ( مادى و معنوى )
فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 1
1 - تقواپيشگان در بهشت ، هيچ سخن ياوه ، زشت و بى فايده اى نخواهند شنيد .
لايسمعون فيها لغوًا
«لغو»; يعنى، بى فايده و آنچه قابل اعتنا نباشد (قاموس) و گاه سخنان زشت نيز «لغو» ناميده مى شود. (مفردات راغب). نشنيدن سخنان لغو، كنايه از نبود آن سخنان در بهشت است. ضمير «فيها» به «مفازاً» برمى گردد; به اين اعتبار كه مراد از آن «جنّة» (بهشت) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 9
9 - بهشت ، تجلى و نمود والاى رحمت الهى است .
فريق فى الجنّة . .. لكن يدخل من يشاء فى رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 16
16- بهشت ، پايان رنج و تلاش مؤمنان و دوزخ فرجام لذّت جويى و فساد كافران
الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. و الذين كفروا... النارمثوًى لهم
در اين آيات، ميان زندگى، اهداف و فرجام مؤمنان و كافران، مقايسه صورت گرفته است. مؤمنان اهل جهاد و عمل صالح اند و در پى دشوارى هاى آن، از بهشت برخوردار خواهند شد. اما كافران اهل رفاه و لذت جويى اند و در پى آن گرفتار آتش خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 38 - 1
1 - بهشت ، جلوه گاه امتنان و لطف عظيم الهى به اصحاب اليمين
إنّا أنشأنهنّ إنشاءً . .. لأصحب اليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 3
3 - بهشت ، مظهر رحمت الهى به انسان ها است .
يدخل من يشاء فى رحمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 1
1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان
و يطوف عليهم غلمان لهم
«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 17 - 1
1 - گردش پروانهوار جوانكان بهشتى پيرامون پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، جهت خدمت گذارى به آنان در مجالس انس آنها
متّكين عليها متقبلين . يطوف عليهم ولدن مخلّدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 2
2 - جوانكان خدمت گذار ، باده گردانان مجالس انس پيشتازان ( سابقون ) در بهشت
يطوف عليهم ولدن . .. بأكواب و أباريق و كأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 20 - 2
2 - جوانان خدمت گذار ، آماده پذيرايى از پيشتازان ( سابقون ) در بهشت با هر نوع ميوه اى كه آنان انتخاب كنند .
و فكهة ممّا يتخيّرون
واژه «فاكهة» عطف بر «أكواب» (در دو آيه پيش) است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلّدون بفاكهة ممّا يتخيّرون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 21 - 2
2 - جوانان خدمت گذار ، پذيرايى كننده پيشتازان ( سابقون ) در بهشت باگوشت انواع پرندگان دلخواه
و لحم طير ممّا يشتهون
«لحم طير» عطف بر «أكواب» است; يعنى، «و يطوف عليهم ولدان مخلدون بلحم طير».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 24 - 1،4
1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان
و يطوف عليهم غلمان لهم
«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.
4 - خدمت نوجوانان زيباروى بهشتى ، براى تقواپيشگان از سرشوق و پروانهوار
و يطوف عليهم غلمان لهم
تعبير «يطوف»، حركت پروانهوار و مشتقانه را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 6
6 - بهشت داراى نهر هاى متعدد و همواره جارى
تجرى من تحتها الأنهر
تعدد نهرها از جمع بودن كلمه «الأنهار» استفاده مى شود و فعل مضارع (تجرى) حكايت از جريان مداوم و مستمر نهرها دارد. گفتنى است كه ضمير در «تحتها» به «جنات» بر مى گردد و مراد از آن مى تواند، درختان و ساختمانهاى بهشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 9
9 - جريان دائمى نهر ها در زير درختان بهشت
جنات تجرى من تحتها الانهار
در برداشت فوق ضمير در «تحتها» به درختان بهشت، برگردانده شده كه در اصطلاح از آن به استخدام در ضمير تعبير مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 30،31
30 - بهشت داراى نهر هاى متعدد
لادخلنّهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
31 - جريان نهر هاى متعدد ، زير درختان بهشت
جنّات تجرى من تحتها الانهار
به نظر مى رسد مراد از «من تحتها الانهار»، «من تحت اشجارها» باشد، يعنى نهرها از زير درختان آن جارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 8،9،11
8 - بهشت ، داراى نهر ها و باغ هاى متعدد
لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار
9 - جريان نهر هاى متعدد ، در زير باغ هاى بهشت
جنّات تجرى من تحتها الانهار
11 - بهشت جاودان با نهر هاى روان ، مهيّا براى پذيرايى از پرهيزكاران
لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار . .. نزلا من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 5
5 - بهشت ، داراى نهر هاى جارى
جنّات تجرى من تحتها الانهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 5
5 - بهشت مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، جاودانه ، داراى نهر هاى جارى و سايه هاى پيوسته ( هواى مطبوع و ملايم )
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و ندخلهم ظلا ظليلا
«ظلّ» به معناى سايه و «ظليلا» تأكيد آن و ظاهراً كنايه از مطبوعيت هواى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 6
6 - بهشت ، داراى باغ هاى متعدد ، نهر هاى جارى و جاودانه است .
جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 27
27 - بهشت ، داراى نهر هاى جارى و باغ هاى متعدد
جنت تجرى من تحتها الانهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 5،6
5 - بهشت ، جاودانه و داراى درختانى انبوه و نهرهايى روان
جنت تجرى من تحتها الانهر خلدين فيها
6 - كثرت باغ هاى بهشت و فراوانى نهر هاى جارى در آن
جنت تجرى من تحتها الانهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 6
6 - بهشت داراى باغ ها و بوستان هاى بسيار با نهرهايى جارى از زير درختان انبوه آن
لهم جنت تجرى من تحت الانهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 7،8
7 - جايگاه رفيع بهشتيان ، مشرف بر نهرهايى جارى
تجرى من تحتهم الأنهر
8 - نهر هاى جارى بهشت ، پاداش مؤمنان نيك كردار
تجرى من تحتهم الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 1،3
1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
3 - باغ هاى بهشت ، متعدد و داراى نهر هاى فراوان
لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 15
15 - جارى شدن نهر ها در زير درختان انبوه بهشتى ، جلوه اى از نعمت هاى جذاب و لذت آفرين اخروى
لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 3،4
3- بهشت داراى نهر هاى بسيار است .
مثل الجنة . .. تجرى من تحتها الأنهر
برداشت فوق از جمع بودن كلمه «أنهار» استفاده شده است. قابل ذكر است كه از معانى «مَثَل» صفت و ويژگى است.
4- نهر هاى بهشت از زير درختان آن جارى است .
تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 5
5- نهر هاى فراوانى همواره در بهشت جارى است .
تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 2
2- بهشت متقين ، داراى نهر هاى روان
جنّ-ت عدن يدخلونها تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 3
3 - بهشت ، داراى نهرهايى متعدد است كه از فرو دست آن جارى مى گردد .
جنّت عدن تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 4
4 - بوستان هاى بهشت ، داراى چشمه سار هاى روان از زير درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 58 - 4،5
4 - از زير درختان بهشت ، نهر هاى آب ، مدام ، جارى است .
من الجنّة غرفًا تجرى من تحتها الأنهر
جمله «تجرى من تحتها الأنهار» مى تواند حال براى «الجنة» باشد و ضمير «تحتها» به «الجنة» برگردد. در اين صورت، اين برداشت، قابل استفاده است.
5 - از زير غرفه هاى بهشت ، نهر هاى آب ، مدام ، جارى است .
من الجنّة غرفًا تجرى من تحتها الأنهر
بنابر بازگشت ضمير «تحتها» به «غرف»، نكته بالا، قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 4
4- جريان نهر ها در زير قصر ها و درخت هاى بهشت ، از جاذبه هاى مهم آن است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
از آن جا كه خداوند از ميان همه اوصاف بهشت، تنها به جريان نهرها اشاره كرده است، اهميت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 4
4 - باغ هاى بهشت ، با نهر هاى هميشه جارى ، پاداش الهى به شركت كنندگان در جهاد و نبرد با دشمنان دين
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت تجرى
با توجه به اين كه سياق آيات، در رابطه با جنگ و جهاد مى باشد; مراد از «من يطع. ..» كسى است كه فرمان جهاد را اطاعت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 54 - 1،3
1 - استقرار حتمى تقواپيشگان ، در باغ هاى پر درخت و كنار نهر هاى بهشت
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده شده از درختان گفته مى شود.
3 - باغ ها و نهر هاى بهشتى ، پاداش عملكرد خود متقين
و كلّ شىء فعلوه . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نقش مؤثر عمل در پاداش و كيفر انسان بود، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 11
11 - وجود نهر هاى هميشه روان در باغ هاى بهشت
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
به كارگيرى فعل مضارع «تجرى»، بيانگر هميشگى بودن جريان نهرها در بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 19
19 - وجود نهر هاى هميشه روان ، از زير درخت هاى بوستان هاى بهشت
تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 5
5 - وجود نهر هاى همواره جارى در بوستان هاى بهشت
تجرى من تحتها الأنهر
به كارگيرى فعل مضارع (تجرى)، بيانگر تداوم جريان نهرهاى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 10
10 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد با نهر هاى جارى در زير آنها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى بوستان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 8
8 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد با نهر هاى روان در قسمت زيرين آنها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّة» (مفرد «جنّات») به معناى بوستان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 2
2- در بهشت عدن ، نهر ها ، از زير پاى ( كاخ ها و بنا هاى رفيع ) بهشتيان جريان دارد .
تجرى من تحتهم الأنهر
مرجع ضمير «تحتهم» عبارت «الذين امنوا» در آيه قبل است; يعنى، از زير پاى بهشتيان، نهرها جارى است. روشن است كه جريان آب از زير پاى بهشتيان، تعبيرى براى ترسيم محل اقامت آنان در بهشت و جريان يافتن آب از زير بناها و يا تكيگاه هاى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 7
7- وجود نهرهايى از آب هاى زلال ، شير هاى گوارا ، شراب هاى مسرت آفرين و عسل خالص در بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهرمن خمر لذّة للش-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 7،27
7- وجود نهرهايى از آب هاى زلال ، شير هاى گوارا ، شراب هاى مسرت آفرين و عسل خالص در بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهرمن خمر لذّة للش-
27- « عن معاوية بن حيدة : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول فى الجنّة بحر اللبن و بحر الماء و بحر العسل و بحر الخمر ثمّ تشقق الأنهار منها بعد ;
معاوية بن حيدة مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى فرمود: در بهشت درياى شير، درياى آب، درياى عسل و درياى شراب است كه نهرهاى بهشتى از آنها منشعب گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 7،27
7- وجود نهرهايى از آب هاى زلال ، شير هاى گوارا ، شراب هاى مسرت آفرين و عسل خالص در بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهرمن خمر لذّة للش-
27- « عن معاوية بن حيدة : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول فى الجنّة بحر اللبن و بحر الماء و بحر العسل و بحر الخمر ثمّ تشقق الأنهار منها بعد ;
معاوية بن حيدة مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى فرمود: در بهشت درياى شير، درياى آب، درياى عسل و درياى شراب است كه نهرهاى بهشتى از آنها منشعب گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 7،27
7- وجود نهرهايى از آب هاى زلال ، شير هاى گوارا ، شراب هاى مسرت آفرين و عسل خالص در بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن و أنهر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهرمن خمر لذّة للش-
27- « عن معاوية بن حيدة : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول فى الجنّة بحر اللبن و بحر الماء و بحر العسل و بحر الخمر ثمّ تشقق الأنهار منها بعد ;
معاوية بن حيدة مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى فرمود: در بهشت درياى شير، درياى آب، درياى عسل و درياى شراب است كه نهرهاى بهشتى از آنها منشعب گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 1
1- بندگان تقواپيشه خداوند ، وارثان بهشت اند .
تلك الجنّة التى نورث من عبادنا من كان تقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 105 - 7
7- بشارت خداوند به وراثت بهشت براى بندگان صالح خويش
أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الأرض» بهشت باشد، چنان كه در برخى از آيات به صراحت چنين آمده است: «و أورثنا الأرض نتبؤأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العاملين» (سوره زمر (39) آيه 74).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 10 - 1
1 - مؤمنان راستين ، تنها وارثان بهشت
قد أفلح المؤمنون . .. أُولئك هم الورثون
«أُولئك» مبتدا و اشاره به مؤمنانى است كه داراى صفات ياد شده در آيات پيشين (آيات 2 تا 9) هستند. «الوارثون» خبر مبتدا و «ال» در آن براى تعريف عهد ذهنى يا اسم موصول و به تقدير «الذين يرثون» مى باشد. به هر حال «الوارثون» بيانگر اين معنا است كه كسانى كه به عنوان ميراث بر بهشت خوانده مى شوند، اين دسته از مؤمنان اند. گفتنى است كه ضمير «هم» مى تواند ضمير فصل و مفيد حصر باشد (رساننده اين معنا كه مسند (الوارثون)، تنها براى مسنداليه ثابت است) و نيز مى تواند مبتدا و «الوارثون» خبر آن و جمله «هم الوارثون» خبر «أُولئك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 11 - 1
1 - مؤمنان راستين ، وارثان بهشت اند .
الذين يرثون الفردوس
«الذين» در محل رفع و صفت توضيحى (عطف بيان) است و يا بدل براى «الوارثون» مى باشد. «فردوس» واژه اى معرّب و به معناى بوستان است كه در اين جا به جاى «الجنة» به كار رفته است; چون با اين كه مذكّر مى باشد، به آن ضمير مؤنث (فيها) ارجاع شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 4،5
4 - بهشت جاويدان ، ميراث تقواپيشگان
و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة
5 - وراثت بهشت جاويدان ، وعده الهى به تقواپيشگان
صدقنا وعده و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 1
1 - پندار باطل گروهى از اهل كتاب و برخى از مسلمانان در مورد نجات از جهنم و ورود به بهشت ، به صرف انتساب به اديان الهى
ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب
مراد از اسم «ليس» با توجه به آيات گذشته، رهايى از جهنم و ورود به بهشت است يعنى ليس الجنة و المحيص عن النار . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 8
8 - ورود به بهشت و برخوردارى از فضل خدا و رسيدن به مقام قرب الهى ، پاداش مؤمنان به خدا و پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 23
23 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان و دخول در بهشت ، پرتويى از نصرت الهى به بندگان خويش
و قال اللّه انى معكم لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
بنابر اينكه «لاكفرن» تفسير «انى معكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 4
4 - مؤمنان راهى بهشت با فرمان اصحاب اعراف به آن جايگاه رفيع وارد خواهند شد .
ادخلوا الجنة
ظاهر اين است كه جمله «اهؤلاء الذين . .. » دنباله سخنان اصحاب اعراف با كافران مستكبر باشد. يعنى: قالوا ... اهؤلاء الذين ... بر اين تقدير جمله «ادخلوا ... » نيز سخن اعرافيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 5
5- نيل به بهشت ، تنها دستاورد شايسته و بدون زيان در برابر سرمايه عمر و جان آدمى است .
أُولئك الذين خسروا أنفسهم . .. إن الذين ءامنوا ... أُولئك أصحب الجنة
عنوان كردن بهشت ، به عنوان پاداش مؤمنان در مقابل زيانكارشمردن كفرپيشگان ، اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 3
3- راه يابى به بهشت جاودان و نعمت هاى بى پايان آن ، رستگارى بزرگ و راستين
ذلك هو الفوز العظيم
ورود تائبان به بهشت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 13
13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .
فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 6 - 3
3- خداوند ، هدايتگر شهيدان به منزل آشناى بهشت
سيهديهم . .. و يدخلهم الجنّة عرّفها لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 14
14- تقواپيشگان ، با ميل و رغبت وارد بهشت مى شوند .
المتّقين. جنّ-ت عدن يدخلونها ... يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة
استعمال فعل «يدخلون» و نيز امر «ادخلوا» همراه با «سلام عليكم» براى ورود متقين به بهشت، در برابر (ادخلوا جهنم) كه فرمانى است به كافران براى ورود به جهنم با يادآورى بد بودن آن، مفيد نكته فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 9
9 - راه يابى تقواپيشگان به بهشت ، همراه با همسران دنيايى خود ، مايه شادمانى عميق آنان
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون
بنابراين كه شادمانى بهشتيان به واسطه آن باشد كه در بهشت نيز با همسرشان همدم خواهند بود; برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 13
13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .
فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 3
3 - فروغ چهره مؤمنان ، روشنگر راه آنان در قيامت به سوى بهشت
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم
«سعى» به معناى دويدن است. دويدن نور مؤمنان در پيش روى آنان، بيانگر آن است كه آنان دوان دوان به سويى در حركت اند. برخى از مفسران برآنند كه در اين حال، آنان به سوى بهشت مى روند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 9
9 - پيوستن مؤمنان ، به درجه عالى پدران بهشتى خود ، تفضل الهى و نه مايه كم شدن از مقام پدر آنان و كاسته شدن از عمل آنان
ألحقنا بهم ذرّيّتهم و ما ألتنهم من عملهم من شىء
جمله «ما ألتناهم. ..» معادل «ما نقصناهم» است و ضميرهاى «هم» به «الذين آمنوا» بازمى گردد. مقصود اين است كه خداوند، در ملحق كردن ذريه بهشتيان به آنان، از منزلت و درجه پدران چيزى نمى كاهد; بلكه بر درجه ذريه مى افزايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 8
8 - بهشت تقواپيشگان ، بسيار گسترده و پهناور است .
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 9
9 - وسعت بهشت ، به اندازه وسعت همه آسمان ها و زمين است .
و جنّة عرضها كعرض السّماء و الأرض
واژه «عرض» در آيه شريفه معادل «سعه» است - نه مقابل طول - و «ال» در «السماء» جنسيه مى باشد. بنابراين
«السماء»; يعنى، همه آسمان ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 57 - 1
1- بهرهورى متقين از نعمت هاى گسترده بهشت ، ناشى از فضل پروردگار است ; نه صرفاً استحقاق خود ايشان .
فضلاً من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 35 - 2،4
2 - نبود كم ترين محدوديت در نعمت هاى بهشت
لهم ما يشاءون فيها
4 - وجود نعمت هايى فراتر از تصور و آرزوى بهشتيان در نزد خداوند
لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن مانند انواع ميوه ها و نوشيدنى ها و زنان زيبا ، وعده الهى به تقواپيشگان
جنّ-ت . .. يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب . و عندهم قصرت الطرف أتراب . هذا ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 32
32 - ترغيب الهى به تحمّل رنج ها و سختى هاى راه ايمان ، با وعده بهشت و آمرزش گناه مؤمنان آزارديده و رنج كشيده
فالّذين هاجروا . .. لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 2
2 - اعلان تحقق وعده هاى الهى ( بهشت و مواهب آن ) ، به اهل ايمان گزارشى از سوى بهشتيان به گرفتاران در آتش دوزخ
و نادى . .. أن قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 30
30 - كفر ( شكستن پيمان خدا ، ترك نماز و . . . ) پس از دريافت وعده بهشت و آمرزش گناهان ، ضلالت و انحراف است .
لاكفرن عنكم سياتكم . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل
بنابر اينكه مشاراليه «ذلك»، جمله «لاكفرن . .. و لادخلنكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 1
1 - حيات جاودان در باغ هاى بهشت با نهر هاى روان ، وعده الهى به زنان و مردان مؤمن
وعد اللّه المؤمنين . .. تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 18
18 - پاداش بهشت براى مجاهدان و شهيدان ، وعده حتمى خداوند در تورات ، انجيل و قرآن
وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 14
14- بهشت ، وعده تخلف ناپذير خداوند به مؤمنان
يدخلون الجنّة . .. وعد الرحمن ... إنّه كان وعده مأتيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 4
4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ
چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 6
6- قيامت ( بهشت ) ، وعده پيشين خداوند به مؤمنان راستين
هذا يومكم الذى كنتم توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن مانند انواع ميوه ها و نوشيدنى ها و زنان زيبا ، وعده الهى به تقواپيشگان
جنّ-ت . .. يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب . و عندهم قصرت الطرف أتراب . هذا ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 10
10 - اعطاى كاخ ها و بنا هاى رفيع به همراه نهر هاى جارى ، وعده تخلف ناپذير خداوند به تقواپيشگان
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف . .. وعد اللّه لايخلف اللّه الميعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 2،5
2 - بهشت جاودانه ، وعده الهى به تقواپيشگان
صدقنا وعده
5 - وراثت بهشت جاويدان ، وعده الهى به تقواپيشگان
صدقنا وعده و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 2،3
2 - بوستان هاى ماندنى بهشت ، وعده خداوند به مؤمنان تائب و پيرو دين الهى
جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم
3 - بوستان هاى ماندنى بهشت ، وعده خداوند به مؤمنان تائب و پيرو دين و نيز به پدران ، همسران و فرزندان ايشان
جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مَن» در «و من صلح . ..» عطف بر ضمير «هم» در «وعدتهم...» باشد; يعنى، همان گونه كه به مؤمنان وعده بهشت داده شده، اين وعده به پدران، همسران و فرزندان صالح نيز داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 30 - 12
12 - بهشت ، وعده مكرر خداوند به يكتاپرستان پايدار بر توحيد
و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 11
11- قبولى اعمال نيك و ورود در زمره بهشتيان ، وعده هميشگى و تخلف ناپذير الهى به اهل تسليم ، صلاح و شكر
وعد الصدق الذى كانوا يوعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 1
1- بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش موعود الهى براى تقواپيشگان
الجنّة الّتى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 1
1 - وعده بهشت به متقين ، همپاى تهديد كافران به جهنم
يوم نقول لجهنّم . .. و أُزلفت الجنّة للمتّقين ... هذا ما توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 15 - 1
1 - بهشت وعده أكيد خداوند به اهل تقوا
إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 22 - 17
17 - وعده بهشت از سوى خداوند به مؤمنان راستين
أُولئك . .. يدخلهم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 1
1- بهشت ، وعده و نويد خداوند به تقواپيشگان
مثل الجنة التى وعد المتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 4
4- خداوند به بندگان خويش ، وعده ورود به بهشت هاى عدن داده است .
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن مانند انواع ميوه ها و نوشيدنى ها و زنان زيبا ، وعده الهى به تقواپيشگان
جنّ-ت . .. يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب . و عندهم قصرت الطرف أتراب . هذا ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن مانند انواع ميوه ها و نوشيدنى ها و زنان زيبا ، وعده الهى به تقواپيشگان
جنّ-ت . .. يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب . و عندهم قصرت الطرف أتراب . هذا ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 3
3 - بهشت ، داراى بستان هاى فراوان و درختانى انبوه
جنّ-ت
«جنّة»، بستانى است كه با درختانش زمين را بپوشاند (مفردات). جمع بودن «جنّات» - به قرينه آياتى كه وجود يك بهشت را مطرح كرده است - به اعتبار تعدّد بستان هاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 1
1 - در بهشت برين ، بالش هايى فراوان براى استراحت بهشتيان ، به رديف چيده شده است .
و نمارق مصفوفة
«نمْرقة» (مفرد «نَمارِق») - كه «نون» و «راء» در آن به سه حركت خوانده مى شود - به معناى «بالش كوچك» است و نيز در معانى «روپوش»، «چيزى مانند بالش يا فرش كه روى زين نهاده مى شود» و «زين ابريشمى» استعمال مى گردد(قاموس). كلمه «مصفوفة»، قرينه بر اراده معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 3،10
3 - بهشت ، داراى بستان هاى فراوان و درختانى انبوه
جنّ-ت
«جنّة»، بستانى است كه با درختانش زمين را بپوشاند (مفردات). جمع بودن «جنّات» - به قرينه آياتى كه وجود يك بهشت را مطرح كرده است - به اعتبار تعدّد بستان هاى آن است.
10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .
من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 3
3 - در دسترس بودن شراب و فراوانى و مستمر بودن آن ، براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
تعبير دور دادن شراب بر سر بهشتيان، بيانگر در دسترس بودن آن است و آمدن «يطاف» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين عمل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 1،2
1 - بهرهورى متقين در بهشت ، از ميوه هاى فراوان آماده شده براى ايشان
لكم فيها فكهة
2 - ميوه هاى بهشت ، چندان فراوان اند كه تقواپيشگان تنها از بخشى از آن بهره مى برند .
لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون
از «منها» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه مؤمنان تنها از گوشه اى از نعمت هاى بهشت استفاده مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 11
11- وفور و فراوانى نعمت ها و ميوه ها در بهشت
و لهم فيها من كلّ الثمرت
تعبير «من كلّ الثمرات»، مى فهماند كه اولاً ميوه هاى بهشت گوناگون و بسيار متنوع است. ثانياً هر نوع ميوه آن به وفور و فراوانى وجود دارد; نه به صورت نمونه و اندك. مطلب نخست از واژه «كل» و مطلب دوم از جمع آمدن «الثمرات»، برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 32 - 1
1 - بهشت اصحاب اليمين ، داراى ميوه هاى فراوان
و فكهة كثيرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 3
3 - بهشت ، سرشار از نعمت ها و به دور از هرگونه ناخوشى
فى جنّ-ت النعيم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه اضافه «جنات» به «نعيم» اضافه لاميه و متضمن معناى اختصاصى باشد; يعنى، بهشتى كه جز انواع نعمت ها، چيز ديگرى در آن وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 11
11 - نعمت ها و روزى هاى بهشت ، فراوان و بى شمار است .
يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 20
20 - برخوردارى ها و نعمت هاى بى پايان بهشت ، نشانگر فضل و رحمت خدا است و نه رفاه و خوشى محدود كافران در دنيا .
يرزق من يشاء . .. و من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها ... لهم ما يشاءون ... ذلك ه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 72 - 1
1 - بهشت با نعمت هاى فراوان و پايان ناپذير آن ، پاداش عملكرد پرهيزگاران
و تلك الجنّة الّتى أُورثتموها بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 11
11- وفور و فراوانى نعمت ها و ميوه ها در بهشت
و لهم فيها من كلّ الثمرت
تعبير «من كلّ الثمرات»، مى فهماند كه اولاً ميوه هاى بهشت گوناگون و بسيار متنوع است. ثانياً هر نوع ميوه آن به وفور و فراوانى وجود دارد; نه به صورت نمونه و اندك. مطلب نخست از واژه «كل» و مطلب دوم از جمع آمدن «الثمرات»، برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 38 - 3
3 - بهشت ، بوستانى پرنعمت
جنّة نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 2
2 - خوراكى ها و نوشيدنى هاى بهشت ، گوارا و بدون عوارض نامطلوب است .
كلوا و اشربوا هنيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 1
1 - انسان هاى كوشا و آخرت طلب ، از بين مناطق گوناگون بهشت ، بوستانى ارجمند و عالى رتبه ، در اختيار خواهند داشت .
لسعيها راضية . فى جنّة عالية
«عالية»، ممكن است وصف توضيحى بوده و بهشت موعود را به علوّ رتبه توصيف كرده باشد. هم چنين مى تواند وصف احترازى باشد; حاكى از اين كه برخى از بوستان هاى بهشت، در مقايسه با ديگر بوستان هاى آن، رتبه برترى دارند. برداشت ياد شده، نظر به احتمال دوم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 1
1 - بهشتيان ، داراى مجالس انس و تكيه زده بر تخت هاى چيده شده در كنار هم
متّكين على سرر مصفوفة
«اتكاء» (مصدر «متكين») به معناى تكيه زدن و «سُرُر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است. «مصفوفة» (صفت «سُرُر»; يعنى، چيده شده در كنار هم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 1
1 - بهشت برين ، داراى چشمه اى با عظمت و هميشه جارى
فيها عين جارية
«عين» نكره است و دلالت بر آن دارد كه عظمت چشمه بهشت، فراتر از آن است كه بتوان شناخت. توصيف آن با كلمه «جارية» يا «تجرى»، دلالت دارد كه جريان آن، مداوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 3
3- بهرهورى بى ضرر و زيان بهشتيان ، از انواع خوراكى هاى مورد تمايل خويش
يدعون فيها بكلّ فكهة ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 2
2 - خوراكى ها و نوشيدنى هاى بهشت ، گوارا و بدون عوارض نامطلوب است .
كلوا و اشربوا هنيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 4
4- بهشت ، سرايى جاودان و دل خواه و نعمت هاى آن ارضا كننده تمامى اميال و خواسته هاى آدمى است .
و هم فى مااشتهت أنفسهم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 15
15 - نعمت هاى بهشتى ، تمام ناشدنى و پايان ناپذير
و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين و أنتم فيها خلدون
از جاودانگى تقواپيشگان در بهشت (أنتم فيها خالدون) و فراهم بودن تمامى خواسته ها و لذت هاى آنان (و فيها ما تشتهيه الأنفس)، استفاده مى شود كه نعمت هاى پايان ناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 4
4- بهشت در تمامى امكانات و نعمت هايش ، ايمن از هرگونه ناگوارى و زيان براى بهشتيان
يدعون فيها بكلّ فكهة ءامنين
با توجه به اين كه «فاكهة»، در ميان ساير بهرهورى هاى بهشتيان خصوصيتى ندارد; وصف «آمنين» مى تواند بيانگر تمامى نعمت ها و امكانات بهشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 2
2 - بهشت و نعمت هاى گسترده آن ، مايه بهرهورى و لذت كامل بهشتيان - و نه مانند امكانات محدود و ناقص دنيوى - *
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
ممكن است كه «فاكهين»، تعريض به امكانات دنيا داشته باشد كه معمولاً بشر قادر به بهرهورى كامل از آنها نيست و لذت آن، آميخته با محروميت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 3
3 - نعمت هاى بهشت ، گوارا و بى هيچ ناخالصى و رنج و زيان
كلوا و اشربوا هني-ًا
«هنيىء» (معادل گوارا) به امرى گفته مى شود كه رنج و تعب در پى نداشته باشد. «هينئاً» در آيه شريفه، صفت براى مصدر محذوف است; يعنى، «كلوا و اشربوا أكلاً و شرباً هينئاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 6
6نهر هاى مختلف ، زلال ، گوارا و لذّت آفرين ، نمودى از نعمت هاى والاى بهشت
فيها أنهر من ماء غير ءاسن . .. و أنهر من خمر لذّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 2
2 - خرما و انار ، داراى ويژگى و امتياز در ميان ميوه هاى بهشت
فيهما فكهة و نخل و رمّان
«فاكهه» به مطلق ميوه گفته مى شود و شامل خرما و انار نيز مى گردد. بنابراين ذكر «نخل و رمان» پس از آن، از باب ذكر خاص بعد از عام و نشانگر ويژگى خاص آن دو ميوه در ميان ميوه هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 7
7 - باغ ها و بوستان هاى بهشت ، سرشار از نعمت هاى الهى
جنت لهم فيها نعيم
«نعيم» به معناى نعمت فراوان و بسيار است. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 1
1 - باغ هاى جاويدان بهشت ، فرجام تقواپيشگان
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب . جنّ-ت عدن
«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغ ها و «عدن» به معناى خلود و استقرار است و جمله «جنّات عدن» عطف بيان براى «لحسن مئاب» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 4
4 - باغ هاى بهشتى ، داراى انواع ميوه ها و نوشيدنى هاى عالى و نفيس
بفكهة كثيرة و شراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 4،9
4 - باغ هاى بهشت ، با نهر هاى هميشه جارى ، پاداش الهى به شركت كنندگان در جهاد و نبرد با دشمنان دين
و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت تجرى
با توجه به اين كه سياق آيات، در رابطه با جنگ و جهاد مى باشد; مراد از «من يطع. ..» كسى است كه فرمان جهاد را اطاعت كرده است.
9 - باغ هاى بهشت ، داراى ويژگى هاى مادى *
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
آنچه از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، اين است كه وعده هاى الهى به وجود باغ هاى بهشتى، بيانى نمادين و كنايى نيست; بلكه بيانگر عينيتى ملموس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 64 - 1
1 - باغ هاى بهشت ، در نهايت سبزى و طراوت ، بدون كمترين زردى و پژمردگى
مدهامّتان
«مدهامّتان» وصف براى «جنّتان» است و «ادهيمام»; يعنى، رنگ سبز كه از شدت سبزى سياه گون مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 66 - 1
1 - وجود چشمه هاى هميشه جوشان در باغ هاى بهشت
فيهما عينان نضّاختان
«نضّاختان» وصف براى «عينان» است; يعنى، دو چشمه اى كه داراى جوشش و فوران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 2
2 - وجود چشمه هاى جوشان در باغ هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان نضّاختان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 1
1 - باغ هاى بهشت ، آكنده از ميوه ها و درختان نخل و انار
فيهما فكهة و نخل و رمّان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 10
10 - باغ هاى بهشت ، پوشيده از درختان است .
بشريكم اليوم جنّ-ت
«جنّة» (مفرد «جنّات»)، به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 4،5
4 - باغ هاى بهشت ، پوشيده از درختان
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّة»; يعنى، باغ پوشيده از درخت.
5 - وجود نهر هاى همواره جارى در بوستان هاى بهشت
تجرى من تحتها الأنهر
به كارگيرى فعل مضارع (تجرى)، بيانگر تداوم جريان نهرهاى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 10
10 - بهشت ، داراى بوستان هاى متعدد با نهر هاى جارى در زير آنها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى بوستان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 3
3 - بوستان هاى مؤمنان در بهشت ، مسرت آفرين و در جايى بلند قرار دارد .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 6
6 - بوستان هاى بهشت ، داراى نهرهايى فراوان كه از زير آن بيرون زده و جريان مى يابد .
لهم جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
حرف «من» براى ابتداى غايت است و دلالت دارد كه آب نهرها، از منابع زير زمينى بوستان ها تأمين مى شود. اين احتمال نيز وجود دارد كه با تقدير گرفتن كلمه «اشجار»، مراد از «من تحتها»، «من تحت اشجارها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 25 - 1
1 - بهشت ، سرايى است سراسر سلامت ، امنيت و آرامش .
و اللّه يدعوا إلى دارالسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 10
10- بهشت و موهبت هاى آن ، از ميان نخواهد رفت و از بهشتيان باز پس گرفته نخواهد شد .
عطاءً غير مجذوذ
«عطاء» حال براى «الجنة» است و «مجذوذ» به معناى مقطوع مى باشد. بنابراين «عطاءً غير مجذوذ»; يعنى ، [وارد بهشت مى شوند ]در حالى كه آن بهشت ، عطايى تمام نشدنى و مداوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 3،4،5،6
3- بهشت داراى نهر هاى بسيار است .
مثل الجنة . .. تجرى من تحتها الأنهر
برداشت فوق از جمع بودن كلمه «أنهار» استفاده شده است. قابل ذكر است كه از معانى «مَثَل» صفت و ويژگى است.
4- نهر هاى بهشت از زير درختان آن جارى است .
تجرى من تحتها الأنهر
5- بهشت دربردارنده ميوه و خوراكى و داراى هوايى مطبوع است .
أُكلها دائم و ظلّها
«أُكل» به معناى ميوه و ثمره است و گاهى به مطلق خوراكى نيز اطلاق مى شود. «ظلّ» به معناى سايه و در آيه شريفه كنايه از خوش آب و هوا بودن است.
6- ميوه ها و خوراكى هاى بهشت و هواى مطبوع آن ، دائمى و زوال ناپذير است .
أُكلها دائم و ظلّها
«ظلّها» مبتداست و خبر آن (دائم) در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 9
9- بهشت ، مكانى بس آسايش آفرين ، و نعمت هاى آن ، پاداشى بس نيك براى مؤمنان است .
نعم الثّواب و حسنت مرتفقًا
«مرتفق» اسم مكان به معناى «متكا» (تكيگاه) است و چون هنگام استراحت، نوعاً، مرفق خود را روى زمين مى گذارند، به محل استراحت و لميدن «مرتفق» گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 1،2
1- بهشت ، از بوستان هايى متعدد تشكيل شده است .
يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن
«جنّات عدن» بدل از «الجنّة» در آيه قبل است. آمدن «جنّات» به صورت جمع و بدل بودن آن از «الجنّة»، نشانگر آن است كه بهشت از باغ هاى متعددى تشكيل شده است.
2- بهشت ، جايگاه ماندن و استقرار و سرشار از امنيت و آسايش
جنّت عدن
برخى «عدن» را مصدر و به معناى اقامت كردن مى دانند و برخى ديگر آن را علَم براى زمين بهشت دانسته و گفته اند: اين نام بدان جهت بر بهشت نهاده شده كه جايگاه اقامت و استقرار است (كشاف، ج 3). در هر صورت اين كلمه بر اين كه بهشت محل استقرار است، دلالت دارد. لازم به ذكر است محل استقرار - در مقام تمجيد - به جايى گفته مى شود كه همه شرايط اقامت را دارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 16 - 6
6 - بهشت جاويدان ، تنها جايى است كه تمامى خواسته ها و تمايلات بشر در آن تأمين و ارضا خواهد شد .
لهم فيها ما يشاءون خلدين
اين كه خداوند وعده داد كه: «تمامى خواسته هاى متقين در بهشت تأمين مى شود (نه در دنيا)» مى توان به برداشت ياد شده دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 4
4 - بهشت ، قرارگاه و اقامت گاهى نيكو و شايسته براى آدمى
حسنت مستقرًّا و مقامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 85 - 3
3 - بهشت ، سرشار از نعمت هاى الهى است .
جنّة النعيم
«نعيم» به معناى نعمت فراوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 3
3 - بهشت ، سراى آسودگى و به دور از رنج و افسردگى
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
«نصب» به معناى تعب و رنج و «لغوب» به معناى عجز و ناتوانى است كه غالباً به سبب تعب و مشقت به وجود مى آيد. گفتنى است كه در برداشت ياد شده از آن به افسردگى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 3
3 - بهشت ، سرشار از نعمت ها و به دور از هرگونه ناخوشى
فى جنّ-ت النعيم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه اضافه «جنات» به «نعيم» اضافه لاميه و متضمن معناى اختصاصى باشد; يعنى، بهشتى كه جز انواع نعمت ها، چيز ديگرى در آن وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 4،5،6،8،9
4 - باز شدن درب هاى بهشت ، به هنگام نزديك شدن تقواپيشگان
حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
5 - باز بودن درب هاى بهشت ، پيش از رسيدن تقواپيشگان
حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واو در«و فتحت» حاليه باشد نه زايد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: به بهشت خواهند رسيد در حالى كه قبلاً درب هاى آن گشوده شده است.
6 - بهشت ، داراى درب هاى متعدد
فتحت أبوبها
8 - بهشت ، داراى دربانان متعدد
و قال لهم خزنتها
9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان
و قال لهم خزنتها سلم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 74 - 6،8
6 - بهشت جاويدان ، فراتر از استحقاق تقواپيشگان و جلوه اى از لطف و بخشش الهى به آنان
و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة
برداشت ياد شده از تعبير ارث درباره بهشت به دست مى آيد; زيرا ميراث چيزى است كه انسان براى آن معمولاً زحمتى نكشيده و تلاشى نكرده تا مستحق آن باشد.
8 - بهشت تقواپيشگان ، بسيار گسترده و پهناور است .
نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 11
11 - نعمت ها و روزى هاى بهشت ، فراوان و بى شمار است .
يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 3،4،9،11
3 - در بهشت ، خوردن و آشاميدن از ظرف هاى طلا ممنوعيتى ندارد .
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
4 - دسترسى بهشتيان به طعام و نوشيدنى بدون هيچ گونه رنج و تلاش
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
از مجهول آمدن «يُطاف» استفاده مى شود كه ظرف هاى غذا و جام هاى نوشيدنى، بدون تلاش بهشتيان در اختيار آنان قرار مى گيرد.
9 - تنها بهشت ، محل تأمين تمامى خواسته ها و لذت هاى انسان
و فيها ما تشتهيه الأنفس
تقديم «فيها» اشعار به اين نكته دارد كه تمايلات وجودى انسان، به طور كامل تنها در بهشت تأمين مى شود.
11 - منظره هاى زيبا و دلنشين بهشت ، مسحوركننده چشم نظاره گران
و تلذّ الأعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 8
8- بهشت ، دور از هرگونه حزن و اندوه
فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون . أُولئك أصحب الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 35 - 1
1 - بهشت ، در بردارنده همه آرزو ها و برآورنده همه خواسته هاى بهشتيان
لهم ما يشاءون فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 15 - 2
2 - بهشت ، داراى باغ هاى پوشيده از درختان و چشمه ساران متعدد
فى جنّ-ت و عيون
«جنّت» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده از درختان گفته مى شود و «عيون» (جمع «عين») به معناى چشمه ساران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 2
2 - بهشت و نعمت هاى گسترده آن ، مايه بهرهورى و لذت كامل بهشتيان - و نه مانند امكانات محدود و ناقص دنيوى - *
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
ممكن است كه «فاكهين»، تعريض به امكانات دنيا داشته باشد كه معمولاً بشر قادر به بهرهورى كامل از آنها نيست و لذت آن، آميخته با محروميت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 4
4 - پيوند هاى عاطفى ، باقى ميان مؤمنان و نسل ايشان در بهشت
ألحقنا بهم ذرّيّتهم
نويد به ملحق شدن ذريه مؤمنان به آنان در بهشت، مى رساند كه مؤمنان در بهشت نيز به نسل خود دلبسته اند و از قرار گرفتن آنان در كنار خويش احساس لذت مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 4
4 - نبود محدوديت براى بهشتيان ، در رسيدن به مشتهيات و خواسته هاى خويش
و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 15 - 2
2 - بهشت ، اقامتگاه نهايى و محلى راحت و آرام براى اهل آن است .
عندها جنّة المأوى
«مأوى» در لغت به جايى گفته مى شود كه حيوان، شبانگاه به آن بازمى گردد و استراحت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 4
4 - بهشت ، سرزمين صداقت و راستى بدون كمترين دغل و نادرستى *
فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «صدق» در مقابل كذب باشد. در اين صورت جايگاه صدق; يعنى، جايگاهى كه در آن صداقت و راستى حاكم است و از هرگونه دغل و نادرستى مبرا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 12 - 3
3 - بهشت سابقون ( پيشتازان ) ، سرشار از نعمت است .
فى جنّ-ت النعيم
واژه «نعيم»، در نعمت بسيار به كار مى رود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 25 - 1
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، هرگز كسى از ديگرى سخن لغو و بيهوده و يا نسبت ناروا نخواهد شنيد .
لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا
«لغو» به سخنى گفته مى شود كه هيچ فايده اى بر آن مترتب نباشد و «تأثيم» به معناى نسبت دادن گناه به كسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 26 - 1
1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، جز سخنان سالم و پيراسته از لغو و نسبت هاى ناروا مبادله نمى شود .
لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا
«قيل» معادل «قول» و موصوف «سلاماً» است; يعنى، «لايسمعون فيها إلاّ قولاً هو سالم من اللغو و التأثيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 4
4 - بهشت اصحاب اليمين ، معطر با عطر گل هاى درختان اقاقيا
و طلح منضود
برخى از مفسران «طلح» را به «ام غيلان» (درخت اقاقيا) تفسير كرده اند. درخت اقاقيا داراى گلى بسيار خوشبو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 2
2 - در بهشت اصحاب اليمين ، هرگز مانعى همچون سير بودن ، بيمار بودن ، در دسترس نبودن و . . . براى تناول ميوه وجود ندارد .
و فكهة . .. و لاممنوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 13 - 4
4 - بهشت ، داراى هوايى لطيف ، مطبوع و معتدل
جنّة . .. لايرون فيها شمسًا و لازمهريرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 3
3 - بهشت ، نعمت چشم گير و سلطنت بزرگ و گسترده است .
نعميًا و ملكًا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 4
4 - بهشت ، محل ارضاى تمامى تمايلات و خواسته هاى بشر
و فوكه ممّا يشتهون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «من» در «ممّا يشتهون»براى تبعيض باشد، بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: بهشتيان از ميوه هايى كه بخشى از خواسته ها و تمايلات آنان را تشكيل مى دهد، بهره مند خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 31 - 3
3 - بهشت ، جايگاه خوشبختى و به دور از آزار و نوشيدنى هاى ناگوار و رنج گرما و تشنگى است .
لايذوقون فيها بردًا و لاشرابًا . إلاّ حميمًا و غسّاقًا ... إنّ للمتّقين مفازًا
رهايى از شرّ - كه جزئى از معناى «مفاز» است - ناظر به شرورى است كه دامنگير دوزخيان است و آيات پيشين، گوشه هايى از آن را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 32 - 2
2 - بهشت ، سراى ناز و نعمت ، همراه با تأمين تمام نيازمندى ها براى تقواپيشگان
حدائق و أعنبًا
تأمين انگور و باغ ميوه - با آن كه از نيازهاى ضرورى انسان نيستند - نشانگر آن است كه بهشتيان در مرحله نيازهاى اوليه، كمبودى ندارند و بايد از امور ديگرى - كه به تجمّلات و تشريفات زندگى مربوط مى شود - سخن گفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 1
1 - تقواپيشگان در بهشت ، هيچ سخن ياوه ، زشت و بى فايده اى نخواهند شنيد .
لايسمعون فيها لغوًا
«لغو»; يعنى، بى فايده و آنچه قابل اعتنا نباشد (قاموس) و گاه سخنان زشت نيز «لغو» ناميده مى شود. (مفردات راغب). نشنيدن سخنان لغو، كنايه از نبود آن سخنان در بهشت است. ضمير «فيها» به «مفازاً» برمى گردد; به اين اعتبار كه مراد از آن «جنّة» (بهشت) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 10 - 3
3 - بهشت ، در مكانى بلند و رفيع
فى جنّة عالية
وصف «عالية» در برداشت ياد شده، وصفى توضيحى لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 11 - 1
1 - بهشتيان ، هيچ گونه صدا و سخن بيهوده اى در بهشت برين نمى شنوند .
لاتسمع فيها لغية
«كلام لغو»; يعنى، آنچه قابل اعتنا نيست و بدون تأمل و انديشه گفته شده است (مفردات راغب) و كلمه «لاغية»; يعنى، سخن زشت (قاموس) گفتنى است كه «لاغية» اسم فاعل و وصفى مناسب با گوينده سخن است. توصيف سخن به وصفى كه مخصوص گوينده آن است، بر مبالغه دلالت دارد; يعنى، سخنى كه حتى اندكى از «لغو» را پديد آورد، به گوش بهشتيان نخواهد خورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 1
1 - بهشت برين ، داراى چشمه اى با عظمت و هميشه جارى
فيها عين جارية
«عين» نكره است و دلالت بر آن دارد كه عظمت چشمه بهشت، فراتر از آن است كه بتوان شناخت. توصيف آن با كلمه «جارية» يا «تجرى»، دلالت دارد كه جريان آن، مداوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 1،2
1 - بهشت برين ، داراى تخت هايى بر افراشته و با عظمت
فيها سرر مرفوعة
«سرير» (مفرد «سرر»)، به معناى مكان دراز كشيدن است (قاموس). اين كلمه به معناى جايگاه جلوس نيز آمده و با سرور (شادمانى)، از يك ريشه است. تناسب آن اين است كه «سرير» ويژه رفاه مندان است (مفردات راغب). نكره آوردن «سرير»، براى بيان عظمت است و توصيف آن به «مرفوعة» - با آن كه «سرير» همواره از زمين برجسته است - تأكيدى بر كمال برجستگى آن است.
2 - استراحت بهشتيان بر تختخواب ها و تماشاى صحنه هاى بهشت ، از نعمت هاى الهى در آخرت
ناعمة . .. فيها سرر مرفوعة
ارتفاع تخت هاى بهشتيان، نشانگر اشراف آنان بر صحنه هاى دل انگيز بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 1،2
1 - بهشت ، داراى جام هاى آماده براى پذيرايى از بهشتيان
و أكواب موضوعة
«كوب» (مفرد «اكواب»); يعنى، تنگ آب كه سر آن حلقه مانند است و دستگيره ندارد. برخى آن را پياله بى دسته مى دانند. (مصباح)
2 - نوشيدن از چشمه بهشت با پياله هاى آماده ، در حال آرميدن بر تختخواب خويش ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فيها عين جارية . فيها سرر مرفوعة . و أكواب موضوعة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 1،2
1 - در بهشت برين ، بالش هايى فراوان براى استراحت بهشتيان ، به رديف چيده شده است .
و نمارق مصفوفة
«نمْرقة» (مفرد «نَمارِق») - كه «نون» و «راء» در آن به سه حركت خوانده مى شود - به معناى «بالش كوچك» است و نيز در معانى «روپوش»، «چيزى مانند بالش يا فرش كه روى زين نهاده مى شود» و «زين ابريشمى» استعمال مى گردد(قاموس). كلمه «مصفوفة»، قرينه بر اراده معناى اول است.
2 - بزم عيش و نوش بهشتيان ، همواره مزيّن به پياله ها ، تخت ها و بالش هاى آماده است .
و نمارق مصفوفة
مراد از «رديف بودن» بالش ها، فراهم بودن آنها در نقطه اى است كه بهشتيان براى استراحت خود، لازم داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 1،2
1 - بهشت برين ، تزيين يافته با فرش هاى مخمل باف و گران قدر كه همواره گسترده است .
و زرابىّ مبثوثة
«زرابىّ» جمع «زُرْب» (بر وزن قُفْل) يا «زربيّة» ( به فتح، ضم يا كسر حرف اول) است و به فرش هايى گفته مى شود كه داراى، پرزهاى لطيف باشد (نهايه ابن اثير). اصل معناى آن، لباس هايى با خطوط زيبا است كه به يكى از مناطق انتساب دارد (مفردات راغب) برخى از مفسران، «زربيّة» را تخفيف يافته «آذربيّة» مى دانند كه در انتساب به آذربايجان گفته مى شود. (التحريروالتنوير)
2 - مكان هاى فراوانى از بهشت ، براى بزم بهشتيان ، همواره مفروش و آماده است .
و زرابىّ مبثوثة
«بثّ»; يعنى، متفرق ساختن و آشكار كردن و «مبثوثة»; يعنى، فراوان و متفرق. (مقاييس اللغة)، مراد از متفرق بودن فرش ها در بهشت، مفروش بودن نقاط مختلفى از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 8 - 3،4،5،6،7،10
3 - بهشت ، داراى بستان هاى فراوان و درختانى انبوه
جنّ-ت
«جنّة»، بستانى است كه با درختانش زمين را بپوشاند (مفردات). جمع بودن «جنّات» - به قرينه آياتى كه وجود يك بهشت را مطرح كرده است - به اعتبار تعدّد بستان هاى آن است.
4 - جارى بودن نهر هاى فراوان ، از زير درختان بهشت
عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا
درباره مفاد «تجرى من تحتها الأنهار»، سه تصور وجود دارد; 1. با تقدير كلمه «أشجار»، مراد جريان آب از زير درختان و كنار ساقه هاى آن است; 2. مراد جريان آب، زير كاخ ها و تخت هاى بهشتيان است; 3. مراد بيان آب خيز بودن زمين بهشت است; به گونه اى كه آب نهرها، از زير زمين بهشت سرچشمه مى گيرد.
5 - بهشت و جريان نهر هاى آن ، جاودانه است .
جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها أبدًا
6 - وجود تمامى امكانات ، براى اقامت دائمى انسان در بهشت
جنّ-ت عدن . .. خلدين فيها أبدًا
«عدن»، معرفه است; خواه علم براى مصدر «العدن» (اقامت گزيدن) باشد و خواه علم براى زمين بهشت. در صورت دوم نيز، تناسب معناى لغوى آن مورد نظر بوده است; يعنى، بهشت داراى تمام امكاناتى است كه لازمه اقامت دائمى انسان در آن است.
7 - بهشت ، داراى ابعاد مكانى است .
تحتها
10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .
من أهل الكتب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصلحت ... جزا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 6،7،14
6 - بهشتى كه آدم ( ع ) و حوا در آن سكنى گزيدند ، جايگاهى مرفه و داراى نعمت هاى فراوان و نيكو بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
«رغد» به معناى: پر خير و بركت، پاك و داراى رفاه مى باشد. كلمه «رغداً» حال براى ضمير «منها» است; يعنى، از بهشت استفاده بريد، در حالى كه اين بهشت پر خير و بركت و ... است.
7 - رفت و آمد به هر كجاى بهشت براى آدم ( ع ) و حوا آزاد بود .
حيث شئتما
14 - بهشتى كه آدم ( ع ) و حوا در آن سكونت گزيدند ، دارِ تكليف بود .
اسكن أنت و زوجك الجنة . .. و لاتقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 5،9،10
5 - بهشت مسكونى آدم و حوا ، جايگاهى آماده براى آسايش و راحتى و به دور از هرگونه مشقت و سختى
فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى
9 - آدم ( ع ) و حوا ، در بهشت مسكونى خود نيز به انجام تكاليف ، ملزم بوده اند .
فلايخرجنّكما
گرچه نهى در «فلايخرجنّ» متوجه ابليس است; ولى خطاب آن به آدم(ع) و حوا، به معناى نهى آن دو از تأثيرپذيرى از القائات او است.
10 - حوا در بهشت مسكونى خويش ، همسر آدم ( ع ) و تحت سرپرستى وى بود .
عدوّ لك و لزوجك فلايخرجنّكما
خداوند، رهنمودهاى مربوط به حوا را، با آدم(ع) در ميان گذاشته و او را به پرهيز هر دو از زمينه هاى خروج از بهشت فرمان داده است. اين گونه خطاب را مى توان نشانِ سرپرستى آدم(ع) قلمداد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 118 - 1،2
1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش از نظر غذا و پوشاك تأمين بود .
إنّ لك ألاّتجوع فيها و لاتعرى
تعبير «إنّ لك. ..» وعده اى از جانب خداوند به آدم(ع) است و بيان خاصيت بهشت نمى باشد; زيرا خوردن از درخت ممنوع سبب شد كه آدم(ع) در همين بهشت عريان شود و وعده «لاتعرى» در حق او عملى نگردد.
2 - آدم ( ع ) و حوا در بهشت مسكونى خود نيازمند خوراك و پوشاك بودند .
إنّ لك ألاّتجوع فيها و لاتعرى
اختصاص يافتن فعل ها به آدم(ع) شايد به اين جهت باشد كه اصل سخن خداوند متوجه آدم(ع) بوده است و تنها در مواردى افعال تثنيه آمده كه چاره اى جز آن نبوده است. بنابراين، حوا نيز مانند آدم(ع) از نظر غذا و پوشاك تأمين بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 119 - 1
1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش ، از تشنگى و تحمل تابش آفتاب در امان و مصون بود .
و إنّك لاتظمؤا فيها و لاتضحى
«لاتضحى»; يعنى، روبه روى خورشيد قرار نمى گيرى و حرارت آن به تو نمى رسد (لسان العرب). اين وصف با توجه به معناى لغوى «جنّة» - كه بستان پوشيده از درخت است - به وجود سايه فراوان در سراى آدم(ع) اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 15
15 - بهشتى كه آدم و حوا ( ع ) در آن مى زيستند ، بوستانى مادى و داراى آثار و خواص ماده بود .
يخصفان عليهما من ورق الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 123 - 9
9 - بهشت آدم ، محيط صفا و صلح و تأمين كامل نياز ها و عارى از بروز دشمنى در ميان ساكنان آن بود .
إنّ لك ألاّتجوع . .. اهبطا ... بعضكم لبعض عدوّ
چون موضوع دشمن به عنوان مجازات و اقتضاى هبوط مطرح گرديده. چنين برمى آيد كه در مسكن قبلى آدم(ع) (بهشت) چنين عارضه اى در كار نبوده و به خاطر فراهم بودن نيازمندى ها، زمينه هاى عداوت منتفى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 5،11،12
5- پدران ، همسران و فرزندان واردشدگان به بهشت عدن در صورتى كه صالح باشند به ايشان ملحق خواهند شد .
جن-ّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
11- « رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : جنة عدن و هى فى وسط الجنان . . . فسورها ياقوت أحمر و حصاها اللؤلؤ . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: بهشت عدن در وسط بهشت هاست . .. پس ديوار آن ياقوت سرخ و سنگريزه هاى آن لؤلؤ مى باشد ...».
12- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : سأل على ( ع ) رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . فقال : لماذا بنيت هذه الغرف ( فى الجنة ) يارسول الله ؟ فقال : يا على تلك غرف بناها الله لأوليائه . . . فإذا دخل المؤمن إلى منازله فى الجنة . . . فإذا استقرت لولىّ الله منازله فى الجنة . . . يبعث الله ألف ملك يهنّونه بالجنة . . . فينتهون إلى أوّل باب من جنانه فيقولون للملك الموكل . . . إستأذن لنا على ولىّ الله . . . فيأذن لهم فيدخلون على ولىّ الله و هو فى الغرفة و ل ها ألف باب . . . فيدخل كل ملك من باب من أبواب الغرفة فيبلّغونه رسالة الجبّار و ذلك قول الله : « و الملئكة يدخلون عليهم من كلّ باب » ; يعنى : من أبواب الغرفة « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: حضرت على - عليه السلام - از رسول الله(صلی الله علیه و آله) پرسيد: اى رسول خدا! چرا اين غرفه ها [دربهشت] ساخته شده است؟ فرمود: اى على! اينها غرفه هايى اند كه خداوند آنها را براى دوستانش بنا كرده است، هنگامى كه مؤمن وارد منزلهاى خود در بهشت شود و براى ولىّ خدا منزلهاى او در بهشت تثبيت گردد، خداوند هزار فرشته مى فرستد كه بهشت را به او تهنيت گويند. آنها به اولين درب از بهشتهاى او مى رسند و به فرشته اى كه گماشته آن جاست مى گويند: براى ما اذن ورود بر ولىّ خدا بگير. آن گاه [او] به ايشان اذن مى دهد و بر ولىّ خدا وارد مى شوند، در حالى كه او در غرفه خويش است و براى آن غرفه هزار درب است. آن گاه هر فرشته اى از يكى از دربهاى غرفه وارد مى شود و پيام خداى غالب را مى رساند و اين است گفته خداوند: و الملائكة يدخلون عليهم من كلّ باب مقصود اين است كه از دربهاى غرفه وارد مى شوند [و مى گويند:] سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 1
1- در بهشت عدن ، هيچ سخن لغو و بيهوده اى به گوش بهشتيان نمى خورد .
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده . .. لايسمعون فيها لغوًا
«لغو»; يعنى، كلام و يا هر چيزى كه قابل اعتنا نبوده و فايده اى بر آن مترتب نباشد. در آيه مورد بحث - به قرينه «استماع» - مراد از «لغو» كلام باطل و ياوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 1
1 - بهشت ، جايگاهى سرشار از امن و آسايش و از هر جهت آماده براى ماندن و استقرار بهشتيان است .
جنّت عدن
در باره اين كه مراد از «عدن» چيست، نظرياتى از سوى مفسران ابراز گرديده است. برخى آن را نام يكى از بهشت هاى هشت گانه دانسته اند، و برخى ديگر معناى لغوى آن را لحاظ نموده و آن را به «اقامت كردن» معنا كرده اند. در اين صورت «عدن» قيدى توضيحى براى «جنّات» خواهد بود نه قيد احترازى. گروهى ديگر «عدن» را اسم خاص براى زمين بهشت مى دانند و مى گويند جايگاه اقامت بودن بهشت، باعث اين نام گذارى است. گفتنى است كه «محل اقامت» در مقام تمجيد به جايى گفته مى شود كه همه شرايط آسايش در آن فراهم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 3
3- بهشت متقين ، داراى باغ هاى مختلف و چشمه هاى گوناگون
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 3
3- بهشت متقين ، داراى نعمت هاى مادى و معنوى
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 20 - 5،6
5 - « عن الصادق ( ع ) : « و ملكاً كبيراً » لايزول و لايفنى ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه [مراد از] «ملكاً كبيراً» ملكى است كه از بين نمى رود و فانى نمى شود».
6 - « عباس بن يزيد قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) . . . أخبرنى عن قول اللّه عزّوجلّ « و إذا رأيت ثَمّ رأيت نعيماً و ملكاً كبيراً » ما هذا الملك الذى كبّره اللّه حتّى سمّاه كبيراً ؟ قال : فقال لى : إذا أدخل اللّه أهل الجنّة ، الجنّة أرسل رسولاً إلى ولىّ من
أوليائه فيجد الحجبة على بابه ، فيقول له : قف حتّى نستأذن لك فما يصل إليه رسول ربّه إلاّ بإذن ، فهو قوله عزّوجلّ « و إذا رأيت ثَمّ رأيت نعيماً و ملكاً كبيراً » ;
عباس بن يزيد گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: . .. مراد از سخن خداوند عزّوجلّ «و إذا رأيت ثَمّ رأيت نعيماً و ملكاً كبيراً» آگاه كن كه اين كدام ملك است كه خداوند آن را بزرگ قرار داده است تا جائى كه خود آن را «ملك كبير» (بزرگ) ناميده است؟ حضرت به من فرمود: زمانى كه خداوند اهل بهشت را وارد بهشت مى كند پيكى را به سوى دوستى از اولياء خود مى فرستد، آن پيك نگهبانانى را بر در خانه او (ولى خدا) مشاهده مى كند; نگهبان به پيك خدا مى گويد: بايست تا براى تو اذن ورود بخواهم. پيك پروردگار آن بهشتى به وى دسترسى پيدا نمى كند مگر با اجازه و اذن [او] و اين سخن خداى عزّوجلّ است «و إذا رأيت ثَمّ رأيت نعمياً و ملكاً كبيراً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 1
1 - گردش پيوسته جام هاى نقره اى و كوزه ها و قدح هاى بلورين ، جهت پذيرايى از ابرار در بهشت
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
«اناء» (مفرد «ءانية») به معناى ظرف است و «كوب» (مفرد «أكواب») در معناى كوزه بى دسته و قدح بى دسته استعمال مى شود. «قارورة» (مفرد «قوارير») نيز به معناى ظرف شيشه اى و بلورين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 1،2
1 - بهشتيان ، تكيه زده بر پشتى ها با آسترهايى از ابريشم
متّكين على فرش بطائنها من إستبرق
«بطائن» (جمع «بطانة») به معناى آسترها است. «إستبرق» به ابريشم درشت باف گفته مى شود.
2 - ارزشمندترين پارچه هاى دنيا ، به كار رفته در لايه هاى زيرين پشتى هاى اهل بهشت
متّكين على فرش بطائنها من إستبرق
واژه «بطائن» ممكن است نظر به اين داشته باشد كه آنچه در دنيا بهترين به حساب مى آيد، آن جا كمترين جلوه را دارد; تا حدى كه به عنوان آستر و يا مواد درونى پشتى ها مورد استفاده قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 25 - 2
2 - جام مى نيكوكاران در آخرت ، سربسته و مهرخورده و محفوظ از هرگونه دخل و تصرف است .
رحيق مختوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 26 - 1
1 - معطّر بودن آخرين جرعه ها و مشك انگيز بودن آن ، از ويژگى هاى باده بهشتى است .
ختمه مسك
«ختام» به معناى نهايت و پايان است (مفردات راغب). جمله «ختامه مسك» بيانگر صفاى شراب بهشتى است; به گونه اى كه حتى آخرين قطرات آن نيز نوشيده مى شود و مانند ته نشين شراب دنيايى دور ريخته نخواهد شد; زيرا به خوشبويى مشك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 68 - 2
2 - خرما و انار ، داراى ويژگى و امتياز در ميان ميوه هاى بهشت
فيهما فكهة و نخل و رمّان
«فاكهه» به مطلق ميوه گفته مى شود و شامل خرما و انار نيز مى گردد. بنابراين ذكر «نخل و رمان» پس از آن، از باب ذكر خاص بعد از عام و نشانگر ويژگى خاص آن دو ميوه در ميان ميوه هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 72 - 5
5 - « عن الحلبى قال : سألت أباعبداللّه عن قول اللّه عزّوجلّ « . . .حور مقصورات فى الخيام » قال الحور هنّ البيض المضمومات [ المضمرات ] [ المصونات ] المخدّرات فى خيام الدرّ و الياقوت و المرجان . . . ;
حلبى مى گويد از امام صادق(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ «. ..حور مقصورات فى الخيام» سؤال نمودم، فرمود: [آن ]حوريان همان سفيداندامانى هستند كه پرده نشين در خيمه هايى از دُرّ، ياقوت و مرجان مى باشند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 1
1 - بهشت ، داراى درختانى با شاخ و برگ هايى شاداب و پرطراوت
ذواتا أفنان
«أفنان» (جمع «فنن») است و آن به شاخه تر و تازه درخت گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 29 - 2،5
2 - درختان موز در بهشتِ اصحاب اليمين ، پربار و ميوه هاى آن چيده شده بر روى هم
و طلح منضود
«نضد» به معناى چيدن بر روى هم است «طلح منضود» ;يعنى، درختان موز كه ميوه هاى آن بر روى هم چيده شده است.
5 - درختان روييده در بهشت اصحاب اليمين ، داراى شاخه هاى چيده شده بر روى هم
و طلح منضود
در صورتى كه «طلح» به معناى درخت اقاقيا باشد، «منضود» وصف شاخه هاى آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 14 - 2
2 - بهشت ، داراى درختان پرسايه و نزديك بر سر بهشتيان
و دانية عليهم ظللها
«دانية» از ريشه «دُنُوّ» (قرب و نزديكى) است و «دانية عليهم ظلالها»; يعنى، سايه هاى درختان بهشت، مانند چتر بر سر بهشتيان سايه افكنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 21 - 2
2 - زندگى در بهشت ، زندگى كاملاً رضايت بخش و دل پسند
فى عيشة راضية
به قرينه آيه بعد (فى جنّة عالية) زندگى رضايت بخش، در بهشت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 2
2 - زندگى در بهشت ، برترين زندگى است .
فى عيشة راضية . فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 23 - 3
3 - شراب هاى بهشت ، مبرا از كمترين پيامد بيهوده گويى و دستيازى به گناه
لا لغو فيها و لاتأثيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 4
4 - شراب بهشت ، شرابى روان ( ناب و خالص )
و كأس من معين
«معين» به معناى جارى است. احتمال مى رود توصيف شراب به روان بودن، براى بيان ناب و خالص بودن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 19 - 1
1 - شراب بهشت ، نه سر درد ايجاد مى كند و نه عقل را مى ربايد .
لايصدّعون عنها و لاينزفون
«يصدّعون» از «صداع» (به معناى سردرد) و «ينزفون» از «نزف» (به معناى از دست دادن عقل) مشتق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 5 - 1،2
1 - مىِ آميخته با كافور ، نوشيدنى ابرار در بهشت
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
«بَرّ» و «بارّ» (مفرد «أبرار»)، به كسى گفته مى شود كه احسان و خير او، بسيار است (قاموس المحيط) و «كأس» در معناى مى و نيز جام مى به كار مى رود (لسان العرب). «كافور» به گياه و ماده عطرى و خوشبو گفته مى شود. (قاموس المحيط)
2 - مىِ بهشت ، معطّر و پيراسته از بوى آزاردهنده
إنّ الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 6 - 4
4 - شراب ابرار در بهشت ، آميخته با آب چشمه كافور
عينًا يشرب بها عباد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 17 - 1،2
1 - ابرار در بهشت ، از مىِ آميخته با زنجبيل پذيرايى خواهند شد .
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
«كأس» در معناى مى و نيز جام به كار مى رود. (لسان العرب)
2 - مى بهشت ، معطّر و پيراسته از بوى آزاردهنده
و يسقون فيها كأسًا كان مزاجها زنجبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 18 - 2
2 - شراب ابرار در بهشت ، آميخته با آب چشمه سلسبيل
زنجبيلاً . عينًا فيها تسمّى سلسبيلاً
«عيناً» بدل براى «زنجبيلاً» در آيه پيش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 6،7،9،10
6 - ابرار در بهشت ، برخوردار از شراب بسيار پاكيزه و به دور از هرگونه آثار ناگوار ( بيهوشى ، غفلت و عقل زدايى )
و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا
«طهور»، صيعه مبالغه و صفت براى «شراباً» است; يعنى، شراب ابرار در نهايت پاگيزگى و خالص از هر گونه آثار ناگوار شراب هاى دنيا (همچون بيهوشى، غفلت و كم شدن عقل) است.
7 - بهشتيان ، از شراب بسيار پاكيزه و به دور از هر گونه آثار ناگوار ، خواهند نوشيد .
و سقيهم ربّهم شرابًا طهورًا
9 - « روى عن الصادق ( ع ) أنّه قال : فى معناه تعلوهم الثياب فيلبسونها . . . « و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً » يطهرهم عن كلّ شىء سوى اللّه . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره معناى «عاليهم ثياب سندس خضر و إستبرق» فرمود: لباس به طرف آنان بالا مى رود و آن را مى پوشند. .. و درباره «و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً» فرمود: [آن نوشيدنى پاك كننده] آنان را از هر چه غير خدا است، پاك مى كند...».
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . إذا انتهى إلى باب الجنّة . . . فيدخل فإذا هو بشجرة ذات ظلّ ممدود . . . يخرج من ساقها عينان تجريان فينطلق إلى إحديها فيغتسل منها . . . ثمّ يشرب من الاُخرى فلايكن فى بطنه مغص و لامرض و لاداء أبداً و ذلك قوله تعالى « و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً » . . . ;
امام صادق(ع) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت كرده كه فرمود: هرگاه [بنده خدا] به در بهشت برسد. .. وارد آن مى شود، آن گاه با درختى روبه رو مى شود كه داراى سايه اى گسترده است ... از ساق آن دو چشمه جارى مى شود آن گاه به سوى يكى از آن دو مى رود و از آن غسل مى كند ... سپس از چشمه ديگر مى نوشد، پس از آن براى هميشه در شكم او هيچ درد، مرض و بيمارى نمى باشد و اين است سخن خداى تعالى: «و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 7
7 - نوشندگان شراب بهشتى ، منزّه از زبان گشودن به هذيان و دروغ
و كأسًا دهاقًا . لايسمعون فيها لغوًا و لا كذّابًا
ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر اين نكته است كه شراب بهشتى، از نوع شراب هاى دنيا نيست كه بر عقل انسان تأثير منفى گذاشته، مايه هذيان گويى و لاف زدن گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 25 - 1
1 - نيكوكاران در آخرت ، با گواراترين باده و شرابى ناب ، پذيرايى خواهند شد .
يسقون من رحيق مختوم
«رحيق»، به باده خالص يا گواراترين نوع آن گفته مى شود. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 26 - 2
2 - صُراح باده بهشتى نيكوكاران ، با مشك لاك و مهر شده است .
ختمه مسك
برخى از اهل لغت، «ختام» را به معناى وسيله ختم و علامت گذاشتن مى دانند و مى گويند: تنگ شراب را در آخرت، با مشك ممهور مى كنند; نه اين كه مانند صُراح (تنگ شراب) دنيا، آن را با گل و امثال آن سربسته سازند. راغب اين معنا را با آيه شريفه مناسب نمى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 27 - 1
1 - باده هاى بهشتى نيكوكاران ، با شربتى از چشمه « تسنيم » آميخته است .
و مزاجه من تسنيم
به هر يك از عناصر مخلوط شده با چيز ديگر، «مزاج» گفته مى شود. «تسنيم» نام چشمه اى است كه مقرّبان در بهشت از آن مى نوشند. ممكن است اين نام، از ماده «سنم» - كه به معناى علوّ و ارتفاع است - مشتق باشد و بر ارزش والاى آن چشمه دلالت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 46 - 1،2
1 - سپيد و درخشان بودن شراب ، براى بندگان مخلص خدا در بهشت
بيضاء
«بيضاء» به اعتبار مظروف (شراب) صفت براى «كأس» (ظرف شراب) است; نه به اعتبار ظرف. توصيف ديگر آن در آيه بعد به اين كه مايه دردسر و مستى نمى شود، مؤيد همين مطلب است.
2 - لذت بخش و گوارا بودن شراب بهشتى براى نوشندگان آن
لذّة للشربين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 47 - 1،2
1 - شراب بهشتيان ، از هرگونه ضرر و زيان و پى آمد ناگوار ، به دور و خالص است .
لا فيها غول
«غول» به معناى فساد و آسيبى مخفى است كه ديده و حس نشود. مقصود از آن در آيه شريفه، پى آمدهاى ناگوار و ضرر و زيانى است كه در همه شراب هاى دنيايى وجود دارد.
2 - شراب بهشتيان ، مستى آور و عقل و هوش برنده نيست .
و لا هم عنها ينزفون
كلمه «ينزفون»، به معناى «يسكرون» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 3
3 - ظرف ها و جام هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در هندسه و اندازه هاى بسيار دقيق است .
قدّروها تقديرًا
نصب «تقديراً»به جهت مفعول مطلق بودن آن براى فعل «قدّروا» است و اين در حقيقت تأكيدى براى مفاد آن فعل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 2
2 - كاستى نيافتن ميوه ها و غذا هاى بهشتى ، با بهرهورى اهل بهشت
و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
«مدّ» (ريشه «أمددنا») به معناى جريان داشتن است. بنابراين در معناى «امداد» پيوستگى و استمرار نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 8
8 - كاخ ها و بنا هاى تقواپيشگان در بهشت ، داراى نهرهايى است جارى در پايين آنها .
غرف مبنيّة تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 10،11
10 - ميوه ها و روزى هاى بهشت به نوعى ، همسان و مشابه يكديگرند .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً . .. وأتوا به متشبها
ضمير در «به» به «رزقاً» بر مى گردد و «متشابهاً» به معناى همسان است و حال براى اين ضمير مى باشد; يعنى، و روزيهاى بهشتى را به حضور مؤمنان مى آورند در حالى كه همسان يكديگرند. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين
است كه جمله «أتوا به ...» مستأنفه بيانيه باشد.
11 - هرگاه ميوه اى از درختان بهشت چيده شود ، ميوه اى همانند آن بر آن درختان نمايان مى شود .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا . .. وأتوا به متشبها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: جمله «أتوا به . ..» عطف بر «قالوا ...» باشد كه در نتيجه «أتوا به ....» جواب شرط (كلما رزقوا ...) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 2
2 - كاستى نيافتن ميوه ها و غذا هاى بهشتى ، با بهرهورى اهل بهشت
و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
«مدّ» (ريشه «أمددنا») به معناى جريان داشتن است. بنابراين در معناى «امداد» پيوستگى و استمرار نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 33 - 1
1 - وجود ميوه هاى فراوان در بهشت اصحاب اليمين ، هميشگى است ; نه فصلى و مقطعى
و فكهة كثيرة . لامقطوعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 23 - 1
1 - ميوه هاى بوستان هاى بهشتى ، نزديك و در دسترس بهشتيان است .
قطوفها دانية
«قِطْف» (مفرد «قطوف») در معناى ميوه چيده شده و نيز ميوه آماده چيدن به كار مى رود. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 10
10 - ميوه ها و روزى هاى بهشت به نوعى ، همسان و مشابه يكديگرند .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً . .. وأتوا به متشبها
ضمير در «به» به «رزقاً» بر مى گردد و «متشابهاً» به معناى همسان است و حال براى اين ضمير مى باشد; يعنى، و روزيهاى بهشتى را به حضور مؤمنان مى آورند در حالى كه همسان يكديگرند. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أتوا به ...» مستأنفه بيانيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 21 - 8
8 - نعمتِ سرشارِ باغ ها و بوستان هاى بهشت ، جاودان و زوال ناپذير است .
جنت لهم فيها نعيم مقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 7
7 - بهشت داراى مراتب ، و پاداش هاى اخروى ، داراى گونه هاى متكامل
جنت تجرى . .. جنت عدن و رضون من اللّه أكبر
در برداشت فوق، از تمايز «جنات تجرى» و «جنات عدن» از يكديگر مراتب بهشت، و از «رضوان من اللّه أكبر» تفاوت كمالى نعمتهاى آن استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 9
9- بهشت ، مكانى بس آسايش آفرين ، و نعمت هاى آن ، پاداشى بس نيك براى مؤمنان است .
نعم الثّواب و حسنت مرتفقًا
«مرتفق» اسم مكان به معناى «متكا» (تكيگاه) است و چون هنگام استراحت، نوعاً، مرفق خود را روى زمين مى گذارند، به محل استراحت و لميدن «مرتفق» گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 9
9- نعمت هاى بهشتى ، خالى از نقص و بهرهورى از آن به دور از هر گونه رنج و ملال
ماء غير ءاسن . .. لبن لم يتغيّر طعمه ... خمر لذّة للشربين و أنهر من عسل مصفًّى
تعابير «غير آسن»، «لم يتغيّر طعمه»، «لذّة للشاربين» و «مصفّى» بيانگر بدبو و بدطعم نشدن، رنج آور نبودن و ملال نياوردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 3
3 - لذت ها و نعمت هاى بهشتى ، پايدار و جاودان است ; نه چون نعمت هاى دنيا زوال پذير .
فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر
در صورتى كه عبارت «فى مقعد صدق»، در بيان اوصاف همان استقرار در باغ ها و نهرها باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 2
2 - نعمت هاى بهشت ، داراى تنوع و گوناگونى فراوان
ذواتا أفنان
«أفنان» مى تواند جمع «فانّ» به معناى انواع باشد. در اين صورت «أفنان»، اشاره به گوناگونى نعمت هاى بهشت و تنوع آن خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 64 - 2
2 - زيبايى ها و ارزش هاى بهشت ، در عالى ترين حد ، بدون كمترين نقص و كاستى
مدهامّتان
با الغاى خصوصيت از مورد، استفاده مى شود كه نعمت هاى بهشت به صورت ناب وجود دارد; مانند برگ هاى سبز درختانش كه در آن زردى و خزان زدگى مشهود نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 7
7 - نعمت هاى اعطايى خداوند به بهشتيان ، تأمين كننده تمام خواسته هاى ايشان است .
حسابًا
«حساباً» اسم مصدر براى «إحساب» است و «أحسب»; يعنى، عطا را افزايش داد تا حدى كه دريافت كننده گفت: «حسبى» ;يعنى، مرا كافى است (تاج العروس) و ممكن است «حساباً» مصدر و به معناى محاسبه كردن باشد. در هر صورت به دليل صفت بودن آن براى «عطاء»، معناى مصدرى ندارد; بلكه به معناى «مُحْسَب» (كافى) و يا «محسوب» (شمرده شده) است. در برداشت ياد شده، معناى اول مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 2
2 - نبودن كم ترين سختى و ملالت براى تقواپيشگان ، در انتقال از صحنه قيامت به باغ هاى بهشت
ادخلوها بسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 9
9 - ورود مؤمنان به بهشت جاودان ، همراه با تكريم و اجلال از سوى خداوند *
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت
فعل متعدّى «يدخل» و اسناد آن به خداوند، مى تواند دربردارنده احتمال بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 1،2،3،6،7
1 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهرانشان چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .
إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان) زنانى اند كه چشم از ديگران برمى گيرند و تنها به همسران خود مى نگرند. اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسرانشان باشد.
2 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از زنان چشم فروهشته
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مراد از «قاصرات الطرف»، كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «طرف» مربوط به غير زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را، به خود مشغول مى دارند.
6 - هم سن و سال بودن زنان اهل بهشت
و عندهم . .. أتراب
«تِرْب» (مفرد «أتراب») اسم براى كسى است كه عمر و سن و سالش در مقايسه با ديگرى مساوى و برابر باشد.
7 - زنان بهشتى ، با همسرانشان هم سن و سال اند .
و عندهم . .. أتراب
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه هم سن و سال بودن زنان بهشتى، ممكن است در مقايسه با همسران آنان سنجيده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 22 - 2
2 - پيشتازان در بهشت ، داراى همسرانى با چشم هاى سياه و زيبا
و حور عين
«حور» جمع «حوراء» است و «حوراء» به چشمى گفته مى شود كه سياهى آن بسيار سياه و سفيدى آن بسيار سفيد باشد. «عين» جمع «عيناء» است و «عيناء» در وصف چشم زيبا آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 36 - 3
3 - زنان بهشتى ، همواره در اوج كام دادن به همسران خويش
فجعلنهنّ أبكارًا
از اين كه زنان بهشتى همواره دوشيزه مى مانند، گوياى آن است كه آنان - برخلاف زنان دنيايى - همواره مانند شب زفاف به همسران خود كام مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 10
10 - ميوه ها و روزى هاى بهشت به نوعى ، همسان و مشابه يكديگرند .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً . .. وأتوا به متشبها
ضمير در «به» به «رزقاً» بر مى گردد و «متشابهاً» به معناى همسان است و حال براى اين ضمير مى باشد; يعنى، و روزيهاى بهشتى را به حضور مؤمنان مى آورند در حالى كه همسان يكديگرند. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أتوا به ...» مستأنفه بيانيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 10،11
10 - ميوه ها و روزى هاى بهشت به نوعى ، همسان و مشابه يكديگرند .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً . .. وأتوا به متشبها
ضمير در «به» به «رزقاً» بر مى گردد و «متشابهاً» به معناى همسان است و حال براى اين ضمير مى باشد; يعنى، و روزيهاى بهشتى را به حضور مؤمنان مى آورند در حالى كه همسان يكديگرند. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أتوا به ...» مستأنفه بيانيه باشد.
11 - هرگاه ميوه اى از درختان بهشت چيده شود ، ميوه اى همانند آن بر آن درختان نمايان مى شود .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا . .. وأتوا به متشبها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: جمله «أتوا به . ..» عطف بر «قالوا ...» باشد كه در نتيجه «أتوا به ....» جواب شرط (كلما رزقوا ...) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 3،4،14
3 - لذّت هاى اُخروى ( باغ هاى بهشتى و رضايت خدا و زنان پاكيزه ) ، برتر از خوشى ها و امكانات دنيا
بخير من ذلكم . .. جنات ... و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه
4 - بهشت جاودان و همسران پاكيزه و رضايت الهى ، پاداش تضمين شده از جانب خداوند ، براى تقواپيشگان
للّذين اتقوا . .. جنات ... خالدين فيها و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه
14 - پاكيزگى و پاكدامنى همسران بهشتى
و ازواج مطهرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 6،11
6 - همسران اهل بهشت ، همواره پاكيزه و منزه از هر گونه آلودگى
و الذين امنوا . .. لهم فيها ازواج مطهّرة
«مطهّر» به كسى گفته مى شود كه از نظر جسمى و روحى پاك و منزه باشد.
11 - همسران بهشتيان ، پاكيزه از آلودگى به حيض و حدث
لهم فيها ازواج مطهّرة
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: الازواج المطهّرة اللاّتى لا يحضن و لا يحدثن.
من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 50، ح 4، باب 20، مسلسل 195 ; تفسير برهان، ج 1، ص 379، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1،3
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 35 - 4
4 - « فى جوامع الجامع ، « إنّا أنشأناهنّ إنشاءً » و عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال لاُمّ سلمة هنّ اللّواتى قبضن فى دار الدنيا عجايز شمطاء جعلهنّ اللّه بعد الكبر أتراباً على ميلاد واحد . . . ;
در جوامع الجامع [بعد از آيه] «إنّا أنشأناهنّ إنشاءً» از نبىّ اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه به ام سلمه فرمود: آنان زنانى اند كه در حال پيرى با موهاى سفيد از دنيا رفتند و خداوند آنان را بعد از پيرى [جوان و تازه] و همانند و هم سن و سال قرار مى دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 4،8،14
4 - بهره مندى پدران ، همسران و فرزندان صالح از بوستان هاى ماندنى بهشت ، در سايه لطف الهى به مؤمنان تائب و پيرو دين
و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند تنها به مؤمنان تائب و اهل عمل، وعده بهشت داده; ولى در عين حال فرموده است: پدران، همسران و فرزندان ايشان نيز - در صورت صالح بودنشان - وارد بهشت خواهند شد. يادآورى اينان در رديف مؤمنان تائب - كه وعده بهشت تنها به آنان اختصاص دارد - مى تواند نوعى پاداش به ايشان و لطف الهى در حق آنان باشد.
8 - بودن پدران ، همسران و فرزندان در بهشت ، از الطاف الهى در حق مؤمنان تائب و پيروان دين
و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
ياد كردن مسأله بودن پدران و. .. در بهشت در كنار مؤمنان تائب، در عين آن كه آنان از نظر مقام و كمال در حدى نيستند كه مانند مؤمنان باشند (هرچند صلاحيت عمومى ورود به آن جا را دارند)، مى تواند بيانگر اظهار لطف الهى به مؤمنان تائب باشد; زيرا وجود اين افراد در كنار انسان، خود نعمتى بزرگ است.
14 - عزت و حكمت بى مانند خداوند ، مقتضى دل بستن و اميد داشتن به ورود مؤمنان تائب و پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بهشت جاويدان
ربّنا و أدخلهم جن-ّت . .. إنّك أنت العزيز الحكيم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّك أنت العزيز الحكيم» تعليل براى جمله هاى پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 6،7
6 - هم سن و سال بودن زنان اهل بهشت
و عندهم . .. أتراب
«تِرْب» (مفرد «أتراب») اسم براى كسى است كه عمر و سن و سالش در مقايسه با ديگرى مساوى و برابر باشد.
7 - زنان بهشتى ، با همسرانشان هم سن و سال اند .
و عندهم . .. أتراب
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه هم سن و سال بودن زنان بهشتى، ممكن است در مقايسه با همسران آنان سنجيده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 3
3 - « عن نعمان بن بشير سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : « و إذا النفوس زوّجت » قال : هما الرجلان يعملان العمل ، يدخلان الجنّة و النار ;
از نعمان بن بشير روايت شده كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه اين آيه را قرائت مى فرمود: «و إذا النفوس زوّجت» و فرمود: آنان دو مردى هستند كه هر دو يك عمل را انجام مى دهند و همراه هم داخل بهشت يا جهنم مى شوند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 6،9
6 - پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .
و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين
چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.
9 - همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت
فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم
از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 2
2 - بندگان خالص خداوند و هم نشينان آنان ، در بهشت برين جاى داده خواهند شد .
فى عبدى . و ادخلى جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 5
5 - بهشت مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، جاودانه ، داراى نهر هاى جارى و سايه هاى پيوسته ( هواى مطبوع و ملايم )
انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات . .. و ندخلهم ظلا ظليلا
«ظلّ» به معناى سايه و «ظليلا» تأكيد آن و ظاهراً كنايه از مطبوعيت هواى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 5،6
5- بهشت دربردارنده ميوه و خوراكى و داراى هوايى مطبوع است .
أُكلها دائم و ظلّها
«أُكل» به معناى ميوه و ثمره است و گاهى به مطلق خوراكى نيز اطلاق مى شود. «ظلّ» به معناى سايه و در آيه شريفه كنايه از خوش آب و هوا بودن است.
6- ميوه ها و خوراكى هاى بهشت و هواى مطبوع آن ، دائمى و زوال ناپذير است .
أُكلها دائم و ظلّها
«ظلّها» مبتداست و خبر آن (دائم) در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 30 - 2
2 - اصحاب اليمين ، همواره در هواى مطبوع بهشت قرار داشته و از گزند گرماى خورشيد در امان خواهند بود .
و ظلّ ممدود
«ظلّ» عطف بر «سدر» و خبر براى مبتداى محذوف است. تقدير آن «و هم فى ظلّ ممدود» مى باشد. گفتنى است كه تعبير بالا، كنايه از مطبوع بودن هواى بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 13 - 3،4
3 - ابرار در بهشت ، آسوده از گرما و سرماى آزاردهنده و برخوردار از هواى مطبوع و معتدل در بهشت
لايرون فيها شمسًا و لازمهريرًا
«زمهرير»به معناى سرماى شديد است. مقصود از نديدن خورشيد و سرما، روبه رو نشدن با گرما و سرماى آزاردهنده و برخوردارى از هواى مطبوع و معتدل است.
4 - بهشت ، داراى هوايى لطيف ، مطبوع و معتدل
جنّة . .. لايرون فيها شمسًا و لازمهريرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 22 - 2
2 - تخت هاى مزيّن در هوايى مطبوع ، ميوه هاى آماده ، انواع شراب هاى دلپذير ، جوانكان خدمت گزار و لباس هاى فاخر ، از نعمت هاى اختصاصى براى ابرار در بهشت
متّكئين فيها على الأرائك . .. و ذلّلت قطوفها... يسقون فيها كأسًا ... يطوف عليهم
تقديم جار و مجرور (لكم) مفيد اختصاص است. ضمن آن كه لام در «لكم»، مى تواند براى اختصاص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 94 - 4،7،12
4 - يهوديان ، اختصاص يافتن بهشت را به قوم يهود ، حكم و تقديرى الهى مى شمرند .
إن كانت لكم الدار الأخرة عند اللّه
«عند اللّه» متعلق به «كانت» است و مفادش اين است كه ثبوت آخرت براى يهود در نزد خداست; يعنى، او اين معنا را پذيرفته، تحقق بخشيده و مقرر ساخته است.
7 - ادعاى يهوديان ( يقين به بهشتى بودن ) آن گاه صادقانه و برخاسته از باور آنان است كه تمناى مرگ كرده و از آن استقبال كنند .
قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت
12 - يهود ، بر خلاف ادعايشان ، به بهشتى بودن خويش اطمينان نداشتند .
فتمنوا الموت إن كنتم صدقين
جمله «إن كنتم صادقين» اشاره به دروغ گويى يهود دارد; يعنى، آنان خود مى دانند كه ادعايشان واقعيت ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 96 - 7
7 - يهوديان خود نيز بر بى پايه بودن ادعايشان ( تقدير بهشت براى آنان ) واقفند .
إن كانت لكم الدار الأخرة . .. و لتجدنهم أحرص الناس
جمله هاى «لتجدنهم . ..» و «يود أحدهم ...» را مى توان ناظر به ادعاى يهود (إن كانت ... در آيه 94) دانست; يعنى، شما يهوديان از يكسو مدعى هستيد كه سراى آخرت از آن شماست و از سوى ديگر آرزوى ماندگار شدن در حيات دنيا را داريد، اين نشان مى دهد كه خود شما نيز آن ادعا را باور نداريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 1،2،4،8،10
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.
2 - يهوديان ، بهشت را مخصوص يهود و ديگران را از آن محروم مى دانند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً
آيه 113، بيانگر آن است كه هر يك از يهود و نصارا ديگرى را اهل نجات نمى دانند. بنابراين به اصطلاح اهل ادب، در آيه مورد بحث «لفّ اجمالى» وجود دارد و حرف «أو» نيز براى تفصيل است; يعنى، جمله «قالوا لن ...» حاكى از دو جمله است: 1- قالت اليهود: « لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً». 2- و قالت النصارى: « لن يدخل الجنة إلا من كان نصرى».
4 - اتفاق نظر يهود و نصارا ، بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
هدف از اينكه قرآن، پندار نصارا و يهود را به صورت «لفّ اجمالى» بيان كرده، رساندن اين معناست كه: مقصود اصلى يهود و نصارا در طرح آن ادعا، بيان محروميت مسلمانان از بهشت است.
8 - يهود و نصارا هيچ برهانى بر ادعاى خويش ( اختصاص بهشت به خويشتن و محروميت مسلمان از آن ) ندارند .
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
«هات» (مفرد هاتوا) اسم فعل و به معناى عطا كن است. بنابراين «هاتوا برهانكم) يعنى، برهانتان را ارائه كنيد.
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 3،16
3 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش كسانى است كه به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهند .
و بشر الذين ءامنوا . .. أن لهم جنت تجرى من تحت الأنهر
متعلق «آمنوا» به دليل آيات قبل، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
16 - سليم گويد : « قلت ] لعلىّ بن ابى طالب ( ع ) [ : . . . فمن لقى اللّه عارفاً بامامه مطيعاً له من اهل الجنة هو ؟ قال : نعم إذا لقى اللّه و هو مؤمن من الذين قال اللّه عز و جل : « الذين آمنوا و عملوا الصالحات » . . . ;
به على (ع) عرض كردم آيا كسى كه خدا را ملاقات بكند در حالى كه امام خود را شناخته و او را اطاعت كرده باشد، اهل بهشت است؟ فرمود: آرى، هر كس خدا را ملاقات كند در حالى كه مؤمن باشد جزو كسانى است كه خداوند فرموده: «ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 112 - 2
2 - پاداش هاى الهى ( بهشت ) از آن كسانى است كه با تمام وجود تسليم خدا شده و از سر اخلاص كار هاى نيك انجام دهند .
من أسلم وجهه للّه و هو محسن فله أجره عند ربه
از مصاديق «أجر» - به دليل آيه قبل - «بهشت» است. «وجه» به معناى صورت است و مراد از آن در آيه شريفه، وجود و ذات آدمى است. «محسن» به كسى گفته مى شود كه كار نيك انجام دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 1
1 - بهشت ، از آنِ كسانى است كه در مقابل آزمايش هاى الهى شكيبا باشند .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 122 - 3،5
3 - خداوند ، وارد كننده مؤمنان داراى اعمال صالح به بهشت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنت
5 - مؤمنان داراى اعمال صالح ، در بهشت ، جاودان و پاينده اند .
و الذين ءامنوا . .. سندخلهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها ابداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 10
10 - حضرت مسيح ( ع ) ، همواره خشنود از خداوند و از زمره جلب كنندگان رضايت الهى و اهل بهشت است .
قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه
از مصاديق مورد نظر براى اين آيه - به قرينه آيات گذشته - حضرت مسيح(ع) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 22 - 2،6
2 - مؤمنان هجرت كننده و مجاهد ، برخوردار از زندگى جاودان در باغ هاى سرشار از نعمت ، در سراى بهشت
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت لهم فيها نعيم مقيم. خلدين فيها أبداً
6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد ، علاوه بر بهره مندى از رحمت و رضوان الهى و بهشت ، از پاداشى ويژه و بزرگ در پيشگاه خداوند برخوردارند .
الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت ... إن اللّه عنده أجر عظيم
قرار گرفتن جمله «إن اللّه عنده أجر عظيم» - كه داراى معنانى عام و كلى است - پس از ذكر پاداشهاى گوناگون مؤمنانِ مهاجر و مجاهد، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 89 - 1
1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد
أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 11
11 - بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان
أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 16،18
16 - تضمين قطعى بهشت از سوى خداوند ، براى مجاهدان رزمنده اى كه سرانجام به شهادت مى رسند . *
فيقتلون و يقتلون
برداشت فوق بدين احتمال است كه «و يقتلون» قيد باشد ; يعنى، صرفاً كشتن دشمنان خدا تضمين كننده بهشت نيست و به حساب معامله با خدا گذاشته نمى شود ; بلكه كشتن و نهايتا كشته شدن، معامله با خداست.
18 - پاداش بهشت براى مجاهدان و شهيدان ، وعده حتمى خداوند در تورات ، انجيل و قرآن
وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 19
19 - بهشت ، مژدگانى مؤمنان راستين
إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. بأن لهم الجنة ... و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 1
1 - بهشت ، جايگاه ابدى مؤمنان نيك كردار
إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. فى جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 26 - 6
6 - نيكوكاران ، اهل بهشتند .
للذين أحسنوا . .. أولئك أصحب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 10
10- صابران داراى اعمال صالح ، از پاداش بزرگ الهى ( بهشت ) برخوردار خواهند شد .
أُولئك لهم مغفرة و أجر كبير
بنا به گفته گروهى از مفسران ، مراد از «أجركبير» بهشت و موهبتهاى اخروى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 1
1- بهشت ، جايگاه سعادتمندان صحنه قيامت است .
و أما الذين سعدوا ففى الجنة خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 18 - 5
5- بهشت ، جايگاه اجابت كنندگان دعوت خداوند است .
للذين استجابوا لربهم الحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 2،7
2- بهشت عدن ، پاداش وفا كردن به پيمان هاى الهى ، نشكستن عهد ها و برقرار كردن پيوندهايى كه خدا به برقرارى آن امر كرده است .
الذين يوفون بعهد الله . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن
7- بهشت جايگاه صالحان است .
و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 6
6- عاقبت و فرجام حيات دنيا ( بهشت ) براى صبرپيشگان بر طاعت خدا عاقبتى خوش و نيكوست .
فنعم عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 35 - 1،2،8
1- بهشت ، وعده و نويد خداوند به تقواپيشگان
مثل الجنة التى وعد المتقون
2- آنان كه از شرك بپرهيزند و از استهزاى پيامبران و از كفر به ايشان حذر كنند ، به بهشت خواهند رفت .
مثل الجنة التى وعد المتقون . .. تلك عقبى الذين اتقوا
مقصود اولى از «متقون» و «الذين اتقوا» - به قرينه آيات گذشته - كسانى اند كه از شرك ، استهزاى پيامبران و كفر به آنان حذر كنند.
8- بهشت فرجام تقواپيشگان است .
تلك عقبى الذين اتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 1،3
1- مؤمنان داراى عمل صالح قطعاً وارد بهشت مى شوند و در آن جاودانه خواهند بود .
و أُدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. خلدين فيها
3- بهشت جايگاه مؤمنان و پوشيده از درختان انبوه است .
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
«جنات» به جايى گفته مى شود كه مملو از درخت باشد، به گونه اى كه زمين را با درختان خود بپوشاند. جمع آورده شدن «جنات» هم مى تواند مؤيد اين مطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 1
1- جايگاه تقواپيشگان ، باغ ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 1
1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و
ناامنى است .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 14
14- تقواپيشگان ، با ميل و رغبت وارد بهشت مى شوند .
المتّقين. جنّ-ت عدن يدخلونها ... يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة
استعمال فعل «يدخلون» و نيز امر «ادخلوا» همراه با «سلام عليكم» براى ورود متقين به بهشت، در برابر (ادخلوا جهنم) كه فرمانى است به كافران براى ورود به جهنم با يادآورى بد بودن آن، مفيد نكته فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 107 - 1
1- بوستان هاى فردوس ، منزل گاهى تضمين شده براى نيك كردارانِ مؤمنِ به آيات الهى و قيامت است .
إنّ الذين ءامنوا . .. نزلاً
متعلق ايمان در «آمنوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره كفر به آيات و لقاى پروردگار بود - ايمان به آيات و قيامت است. «فردوس» يعنى «وادى سرسبز». برخى از زبان شناسان، آن را كلمه اى رومى مى دانند كه به زبان عرب وارد شده است (تاج العروس) كلمه «نزل» در معانى «منزل» و «وسايل پذيرايى» و... استعمال مى شود. برداشت ياد شده، براساس معناى نخست است. فعل ماضى (كانت) درباره حوادث آينده، بر وقوع حتمى و تضمين شده آن حوادث دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 61 - 3
3- بهشت هاى عدن ، جايگاه توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح
فأُولئك يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 58 - 4
4 - تضمين بهشت از سوى خدا ، براى آن دسته از مهاجران صدراسلام كه تا آن زمان ( زمان نزول آيه فوق ) با مرگ طبيعى از دنيا رفته و يا به دست دشمن كشته شده بودند .
و الذين هاجروا فى سبيل اللّه ثمّ . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 1،2
1 - بهشت هاى سرشار از نعمت ، پاداش مؤمنانِ داراى اعمال صالح است .
إنّ الذين ءامنوا . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
2 - مؤمنان به آيات خدا و انجام دهندگان عمل صالح ، جايگاه شان بهشت است .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جن-ّ-ت النعيم
به قرينه مقابله با آيه قبل، متعلق «آمنوا» در اين آيه كسانى اند كه به آيات الهى ايمان آورده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 1
1 - باغ هاى جاويدان بهشت ، فرجام تقواپيشگان
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب . جنّ-ت عدن
«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغ ها و «عدن» به معناى خلود و استقرار است و جمله «جنّات عدن» عطف بيان براى «لحسن مئاب» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 1
1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .
و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 3
3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 22،23
22 - تقسيم انسان ها در قيامت ، به دو گروه بهشتى و دوزخى
فريق فى الجنّة و فريق فى السعير
23 - در قيامت جز ورود به جهنم و يا بهشت ، سرنوشت ديگرى در انتظار انسان نخواهد بود .
فريق فى الجنّة و فريق فى السعير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 6
6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان
و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال
مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 2
2 - بهشت ، از آن همه تائبان خداجوى و پاسدار ارزش ها و وظايف دينى
هذا ما توعدون لكلّ أوّاب حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 1،4
1 - بهشت ، از آن بيم دارندگان از خداوند در نهان
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. من خشى الرحمن بالغيب
بنابراين كه «بالغيب» متعلق به «خشى» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
4 - بهشت پاداش آنان كه با وجود محسوس نبودن خداوند ، همه جا وى را در نظر داشته و از او بيم دارند .
من خشى الرحمن بالغيب
بنابر اين كه «بالغيب» وصف براى «رحمان» باشد، برداشت بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 3 - 4
4 - « عن الزهرى قال : سمعت على بن الحسين ( ع ) يقول : . . . « إذا وقعت الواقعة » يعنى القيامة ليس لوقعتها كاذبة . « خافضة » خفضت و اللّه بأعداء اللّه إلى النار « رافعة » رفعت و اللّه أولياء اللّه إلى الجنّة . . . ;
زهرى گويد: از امام سجاد(ع) شنيدم كه با استناد به آيه «إذا وقعت الواقعة» مى فرمود: . ..يعنى، هرگاه قيامت واقع شود، كه در وقوع آن دروغ راه ندارد. [قيامت] «خافضة» است; به خداوند سوگند! دشمنان خدا را به زير مى كشد و به سوى جهنم [روانه مى كند] و «رافعة» است; به خدا سوگند اولياى خدا را بالا مى برد و به سوى بهشت [هدايت مى كند]...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 12 - 1،2
1 - بهشت ، سراى اخروى سابقون ( پيشتازان )
و السبقون . .. فى جنّ-ت النعيم
2 - هر يك از سابقون ( پيشتازان ) برخوردار از بهشت هاى متعدد
و السبقون . .. فى جنّ-ت النعيم
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «فى جنّات النعيم» به تقدير «كل واحد منهم فى جنّات النعيم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 11
11 - بهشت ، براى كسانى آماده شده است كه به خداوند و پيامبران او ايمان دارند .
أُعدّت للذين ءامنوا باللّه و رسله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 3،4
3 - تقواپيشگان مراقبِ اعمال خويش ، اهل بهشت اند .
اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد . .. لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة
ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.
4 - بهشتيان ، همان رستگاران راستين اند .
أصحب الجن-ّة هم الفائزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 12 - 2
2 - بهشت ، جايگاه انسان هاى پاك و تطهيرشدگان از گناه
يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت
ذكر جمله «يغفر لكم. ..» پيش از «يدخلكم جنّات»، بيانگر مطالب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 1
1 - مؤمنان و مسلمانان راستين ، بهره مند از بوستان هاى بهشتى
إلاّ المصلّين . .. أُولئك فى جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 40 - 2
2 - اصحاب اليمين در بهشت ، به گفتوگو و پرسوجو از يك ديگر خواهند پرداخت .
يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 41 - 1
1 - جايگاه تقواپيشگان ، در سايه ها و چشمه سار هاى بهشت است .
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 31 - 1
1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .
إنّ للمتّقين مفازًا
«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد - كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 4
4 - مؤمنانى كه زير شكنجه كافران جان دادند و در آتش آنان سوختند ، مالك بوستان هاى بهشت خواهند شد .
إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت
ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 1،2
1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .
و ادخلى جنّتى
اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.
2 - بندگان خالص خداوند و هم نشينان آنان ، در بهشت برين جاى داده خواهند شد .
فى عبدى . و ادخلى جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 14
14 - اراده و خواست مؤمنان بهشتى ، مؤثر در پديد آمدن نعمت ها و خواسته هاى آنان
لهم ما يشاءون عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 6 - 4
4- نماياندن جايگاه بهشتيان به آنان ، زداينده نگرانى ها از خاطر ايشان *
و يصلح بالهم . .. عرّفها لهم
ارتباط «يصلح بالهم» با «عرّفها لهم» ممكن است اين گونه باشد كه خداوند، با شناساندن جايگاه بهشتيان به آنان پس از شهادتشان، به همه نگرانى هاى آنان پايان داده و قلبشان را آرامش بخشيده و امورشان را اصلاح كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 56 - 2
2- بهشتيان ، فارغ از دغدغه مرگ و از دست دادن نعمت ها
لايذوقون فيها الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 15 - 2
2 - بهشت ، اقامتگاه نهايى و محلى راحت و آرام براى اهل آن است .
عندها جنّة المأوى
«مأوى» در لغت به جايى گفته مى شود كه حيوان، شبانگاه به آن بازمى گردد و استراحت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 76 - 2
2 - بهشتيان ، برخوردار از آرامش و آسودگى بسيار
متّكين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان
تكيه زدن بهشتيان بر پشتى هاى زيبا و بى مانند، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 4
4- گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از ياوه و بيهودگى و سرشار از سلامت خواهى و آرزوى امنيت خواهد بود .
لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا
استثنا در «إلاّ سلاماً» منقطع است; يعنى، «لكن يسمعون سلاماً» و يا «كلاماً سالماً». برخى از مفسران آن را استثناى متصل دانسته و گفته اند: «سلام» - كه دعاى به سلامتى از آفات است - براى بهشتيان جز اكرام و گرامى داشت مفهومى ندارد; زيرا در بهشت آفتى نيست تا دعا به سلامتى از آن لغو نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 2
2 - دريافت سلام و تحيت از جانب پروردگار ، آرزو و خواسته بهشتيان است .
و لهم ما يدّعون . سلم قولاً من ربّ
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «سلام» بدل از «ما يدّعون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 4
4 - نبود محدوديت براى بهشتيان ، در رسيدن به مشتهيات و خواسته هاى خويش
و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 6
6 - راه نداشتن كمترين ملال و زحمت ، در زندگى اخروى بهشتيان
متّكين . .. و جنى الجنّتين دان
از اين كه خداوند با تعابير «متّكئين على فرش» و «دان»، نهايت آسايش بهشتيان را ترسيم كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 6
6- متقين ، در بهشت در حالى كه روبه روى يكديگر قرار دارند ، بر تخت ها مى آرامند .
إن المتقين فى جنّ-ت . .. على سرر متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 1،5
1- متقين در بهشت ، دچار هيچ گونه سختى و رنجى نخواهند شد .
لايمسّهم فيها نصب
«نصب» در لغت به معناى سختى و رنج است.
5- متقين در بهشت ، در رفاه مادى و آسايش فكرى كامل هستند .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 4
4- عالى ترين نعمت ها و آرمانى ترين ارزش و آسايش براى مؤمنان در بهشت برين ، وجود دارد .
لايبغون عنها حولاً
درخواست تغيير، نوعاً، در پى تصوّر چيزى بهتر و بالاتر پديد مى آيد. اين كه بهشتيان، خواهان تغييرى در وضع خود نيستند، مى تواند بدين جهت باشد كه چيزى فوق آنچه آنان در بهشت برخوردارند، به ذهن شان نمى رسد تا آن را آرزو كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 2
2 - بهشتيان ، در كمال آسودگى و به دور از هرگونه حزن و اندوه
و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 4
4 - اعطاى بهشت و سراى پايدار و بى رنج و افسردگى ، فضل و لطف خداوند به بندگان
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 4
4 - دسترسى بهشتيان به طعام و نوشيدنى بدون هيچ گونه رنج و تلاش
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
از مجهول آمدن «يُطاف» استفاده مى شود كه ظرف هاى غذا و جام هاى نوشيدنى، بدون تلاش بهشتيان در اختيار آنان قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 4
4 - شكوه ، جلال ، آسايش و تنعم ، جملگى جمع در بهشت خائفان از مقام پروردگار
و لمن خاف مقام . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 23 - 2
2 - بهشتيان ، در اوج رفاه و راحتى به سر مى برند .
قطوفها دانية
وجود ميوه هاى آماده و در دسترس براى بهشتيان، حاكى از برخوردارى آنان از رفاه و راحتى بسيار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 2
2 - نوشيدنى بهشتيان ، از چشمه اى هميشه جارى تأمين مى گردد .
تسقى من عين ءانية . .. فيها عين جارية
اين آيه، در مقابل آيه اى است كه از نوشاندن مايعات چشمه سوزان به جهنميان، سخن گفته بود. بنابراين در اين آيه نيز، ذكر چشمه جارى تنها به منظور بيان زيبايى آن نبوده; بلكه توصيف نوشيدنى بهشتيان نيز مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 2
2 - نوشيدن از چشمه بهشت با پياله هاى آماده ، در حال آرميدن بر تختخواب خويش ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فيها عين جارية . فيها سرر مرفوعة . و أكواب موضوعة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 2،3
2 - بهشتيان ، نيايش خود را با تسبيح و تنزيه خدا آغاز مى كنند .
فى جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جمله «آخر دعواهم . .. » قرينه است بر اينكه مراد از «دعواهم فيها سبحانك» «أول دعواهم ... » مى باشد ; يعنى، آغاز نيايش اهل بهشت تسبيح خدا و پايان بخش آن، حمد و ستايش اوست.
3 - ذكر « سبحانك اللّهم » سر فصل نيايش مؤمنان با خدا در بهشت
جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 9
9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان
و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور
جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 7
7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « . . .و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره » يقول : إذا كان من أهل الجنّة رأى ذلك الشرّ يوم القيامة ثمّ غفر اللّه تعالى له ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره» روايت شده كه [خداوند] مى فرمايد: اگر [شخص ]از اهل بهشت باشد [و در دنيا عمل بدى انجام داده باشد] آن عمل بد را در قيامت مى بيند; آن گاه خداوند متعال او را مى آمرزد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 3
3 - بهشتيان ، آنچه بخواهند و آرزويش كنند ، به طور سالم و خالص دريافت خواهند كرد .
سلم قولاً من ربّ رحيم
برداشت ياد شده بر اين مبنا استوار است كه «سلام» خبر براى «ما يدّعون» باشد. ازاين رو «سلام» به معناى سالم و خالص خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 4
4- تمامى خواسته هاى تقواپيشگان در بهشت ، برآورده مى شود .
دار المتّقين . جنّ-ت عدن يدخلونها ... لهم فيها ما يشاءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 35 - 1،3،5
1 - بهشت ، در بردارنده همه آرزو ها و برآورنده همه خواسته هاى بهشتيان
لهم ما يشاءون فيها
3 - بازدارندگان خويش از هوس ها ، برخوردار از هر آرزو در بهشت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. أوّاب حفيظ ... لهم ما يشاءون فيها
با توجه به اين كه «تقوا» و خوددارى از گناه و هواى نفس، به عنوان بارزترين صفت اهل بهشت ياد شده است، نويد «لهم ما يشاءون فيها» مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.
5 - اعطاى خواسته هاى بهشتيان به ايشان ، فراتر از حد انتظارشان *
لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مزيد» در مقايسه با خواسته بهشتيان (ما يشاءون) مطرح شده باشد; يعنى، آنچه آنان بخواهند، فزون ترش را داريم و در اختيار آنان قرار مى دهيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 22 - 4
4 - نبود محدوديت براى بهشتيان ، در رسيدن به مشتهيات و خواسته هاى خويش
و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 2
2 - خوردن و آشاميدن بهشتيان ، همراه با پيام « گوارا باد » به ايشان
كلوا و اشربوا هني-ًا
جمله «كلوا و اشربوا» مقول قول محذوف است; يعنى، «يقال لهم كلوا. .. هنيئاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 3
3 - مؤمنان بهشتى ، در اوج عزت و احترام به سر مى برند .
أُولئك فى جنّ-ت مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 25 - 1
1 - گفت وگوى بهشتيان و پرسش آنان از احوال يكديگر
و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 2،3،9،14،15
2 - بهشتيان ، نيايش خود را با تسبيح و تنزيه خدا آغاز مى كنند .
فى جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جمله «آخر دعواهم . .. » قرينه است بر اينكه مراد از «دعواهم فيها سبحانك» «أول دعواهم ... » مى باشد ; يعنى، آغاز نيايش اهل بهشت تسبيح خدا و پايان بخش آن، حمد و ستايش اوست.
3 - ذكر « سبحانك اللّهم » سر فصل نيايش مؤمنان با خدا در بهشت
جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
9 - ذكر « الحمد للّه رب العالمين » حسن ختام نيايش اهل بهشت است .
و ءاخر دعويهم أن الحمد للّه رب العلمين
14 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . و إذا اراد المؤمن شيئاً او اشتهى انما دعواه فى ها إذا أراد ، أن يقول : « سبحانك اللّهم » فاذا قال ها تبادرت إليه الخدم بما اشتهى من غير ان يكون طلبه منهم أو أمر به و ذلك قول اللّه عز و جل : « دعواهم فى ها سبحانك اللّهم و تحيتهم فى ها سلام » يعنى الخدام قال : « و آخر دعواهم أن الحمد للّه رب العالمين » يعنى بذالك عند ما يقضون من لذاتهم من الجماع و الطعام و الشراب يحمدون اللّه عز و جل عند فراغتهم . . . ;
. .. هر گاه مؤمن [در بهشت] چيزى را اراده كرد يا بدان ميل پيدا كرد، دعا [و گفتار] او در آن جا اين است كه مى گويد: «سبحانك اللّهم». پس وقتى اين ذكر را گفت، خادمان آنچه را او خواسته برايش حاضر مى كنند بدون اينكه آن را طلبيده يا دستور داده باشد و اين است معناى قول خدا «دعواهم فيها سبحانك اللهم». [و اينكه خدا مى فرمايد] «تحيتهم فيها سلام»; يعنى، تحيت مؤمنان در بهشت، سلام خادمان بهشتى است. امام فرمود: «و آخر دعواهم أن الحمد لله رب العالمين»; يعنى، مؤمنان هنگامى كه از لذت آميزش و خوردنيها و آشاميدنيها، بهره مند شدند، با گفتن «الحمدللّه رب العالمين» خداى عزوجل را حمد مى گويند ... .
15 - از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است : « ان اطيب شىء فى الجنة و ألذّه حب اللّه و الحب فى اللّه و الحمد للّه قال اللّه عزوجل : « و آخر دعواهم ان الحمدللّه رب العالمين » . . . ;
دلپذيرترين و لذت بخش ترين چيز در بهشت، دوستى خدا و دوستى در راه خدا و «حمد» براى خداست. خداى عزوجل فرمود: آخرين دعا [و گفتار ]مؤمنان در بهشت «الحمدللّه رب العالمين» است» ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 4
4 - وجود تمايلات جنسى و پيوند زناشويى ، ميان مردان و زنان در بهشت
هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 7 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و إذا النفوس زوّجت » قال : أمّا أهل الجنّة فزوّجوا الخيرات و الحسان و أمّا أهل النار فمع كلّ إنسان منهم شيطان ;
از امام باقر(ع) در تفسير قول خداوند «و إذا النفوس زوّجت» روايت شده كه فرمود: اهل بهشت با زنان زيبا و نيكو خلق ازدواج مى كنند و اما اهل آتش، با هر انسانى از آنان شيطانى[ قرين] است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 2
2 - استراحت بهشتيان بر تختخواب ها و تماشاى صحنه هاى بهشت ، از نعمت هاى الهى در آخرت
ناعمة . .. فيها سرر مرفوعة
ارتفاع تخت هاى بهشتيان، نشانگر اشراف آنان بر صحنه هاى دل انگيز بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 2
2 - نوشيدن از چشمه بهشت با پياله هاى آماده ، در حال آرميدن بر تختخواب خويش ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فيها عين جارية . فيها سرر مرفوعة . و أكواب موضوعة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 1
1 - در بهشت برين ، بالش هايى فراوان براى استراحت بهشتيان ، به رديف چيده شده است .
و نمارق مصفوفة
«نمْرقة» (مفرد «نَمارِق») - كه «نون» و «راء» در آن به سه حركت خوانده مى شود - به معناى «بالش كوچك» است و نيز در معانى «روپوش»، «چيزى مانند بالش يا فرش كه روى زين نهاده مى شود» و «زين ابريشمى» استعمال مى گردد(قاموس). كلمه «مصفوفة»، قرينه بر اراده معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 24 - 1
1 - اهل بهشت در روز قيامت ، داراى برترين جايگاه و نيكوترين بستر براى استراحت
أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا و أحسن مقيلاً
«مقيلاً» اسم مكان از ماده «قيلولة» است و «قيلوله» به معناى استراحت ميان روز مى باشد و مقصود از آن در آيه شريفه، مطلق آسايشگاه و محل استراحت; يعنى، بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 3
3- بهشتيان و مؤمنان راستين ، به هنگام برپايى قيامت مورد استقبال فرشتگان قرار خواهند گرفت .
و تتلقيهم الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 4
4 - استقبال فرشتگان از بهشتيان ، با تحيت و سلام
ادخلوها بسلم
بنابراين كه قائل «ادخلوها» فرشتگان باشند، برداشت بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 5
5 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن
ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 5
5 - اعتراف بهشتيان به لطف و تفضل خدا در وارد كردن آنان به بهشت و مستحق نبود آنها به اين نعمت
الذى أحلّنا دارالمقامة من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 6
6- وارد شدگان به بهشت عدن متشكل از طايفه اى كه بالأصاله مستحق آن جايگاهند و طايفه اى كه به تبع آنان به آن جايگاه برين برده خواهند شد .
جن-ّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
عطف شدن «من صلح . ..» بر ضمير «يدخلون» حاكى است كه طوايف مذكور (اباءهم و ...) از كسانى نيستند كه داراى همه اوصاف ياد شده در آيات قبل باشند و در نتيجه بالأصاله مستحق جنات عدن باشند و گرنه لازم به عطف نبود زيرا جمله «يدخلونها» شامل آنان نيز مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 55 - 3
3- بهرهورى بى ضرر و زيان بهشتيان ، از انواع خوراكى هاى مورد تمايل خويش
يدعون فيها بكلّ فكهة ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 4،9
4- گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از ياوه و بيهودگى و سرشار از سلامت خواهى و آرزوى امنيت خواهد بود .
لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا
استثنا در «إلاّ سلاماً» منقطع است; يعنى، «لكن يسمعون سلاماً» و يا «كلاماً سالماً». برخى از مفسران آن را استثناى متصل دانسته و گفته اند: «سلام» - كه دعاى به سلامتى از آفات است - براى بهشتيان جز اكرام و گرامى داشت مفهومى ندارد; زيرا در بهشت آفتى نيست تا دعا به سلامتى از آن لغو نباشد.
9- امنيت و سلامت روح و جسم ، ره آورد ورود به بهشت
لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا و لهم رزقهم فيها
در اين آيه، دو نوع تأمين براى بهشتيان مطرح شده است: 1- امنيت روحى به جهت آن كه سخن ها، همه سلام و ايمنى بخش است; 2- امنيت جسمى كه با تأمين نيازهاى جسمى حاصل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 9
9 - بهشتيان در آستانه ورود به بهشت در عين اميد به حضور در آن جايگاه رفيع ، نگران از تغيير سرنوشت خويشند .
لم يدخلوها و هم يطمعون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير فاعلى در «لم يدخلوها» و «يطمعون» به أصحاب الجنة، برگردانده شود. بر اين مبنا جمله «لم يدخلوها» حال براى «أصحاب الجنة» است. گفتنى است «يطمعون» (اميد دارند) اشاره به نگرانى آنان دارد كه مبادا از ورود به بهشت منع گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 7
7 - راهيان بهشت در عين اميدوارى براى ورود به بهشت ، نگران ملحق شدن به دوزخيان هستند .
ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 48 - 3
3 - بهشتيان ، به دور از ملال و دلسردى نسبت به نعمت هاى اخروى
جنّتان . .. ذواتا أفنان
در صورتى كه «أفنان» به معناى انواع باشد، در حقيقت تذكر به آن، براى افاده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 3
3 - اندوهگين بودن بهشتيان در عرصه قيامت پيش از ورود به بهشت
و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه لازمه برطرف كردن حزن وجود آن از پيش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 16 - 1،2
1 - پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، داراى مجلس انس با يكديگر در بهشت
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
از قيد «متقابلين» (روبه روى هم)، انس و الفت بهشتيان با همديگر استفاده مى شود.
2 - تكيه زدن پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، بر تخت هاى جواهرنشان در مجلس هاى انس خويش
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 52 - 2
2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .
يقول أءنّك لمن المصدّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 5
5- بهشتيان ، داراى روزى ويژه ، منظم و تضمين شده در هر صبح و عصر
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
از آن جايى كه در بهشت هر آنچه كه خواسته شود مهيا است، روشن مى گردد كه آنچه در اين آيه در مورد رزق صبح و عصر آمده، تفضلى ويژه است. البته برخى اين جمله را كنايه از دائمى بودن رزق بهشتى دانسته اند. درباره معناى «عشىّ» نظريات گوناگونى ابراز شده است; از جمله: «بين ظهر تا غروب» و «آخر روز» (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 7
7- متقين ، در بهشت بزم باصفايى دارند .
إن المتقين فى جنّ-ت . .. و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا على سرر متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 2
2 - بندگان مخلَص خدا ، بهره مند از بزم خوش و مجلس انس در بوستان هاى بهشتى
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
روياروى هم قرار داشتن بندگان خالص خدا، اشاره به انس و محبت متقابل و بزم خوش آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 50 - 1،2
1 - برخى از بهشتيان ، در بزم عيش خود رو به بعضى ديگر كرده و به پرسوجو خواهند پرداخت .
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف عين ... فأقبل بعضهم عل
2 - مجلس اُنس و به پرس و جو نشستن ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فأقبل بعضهم على بعض يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 51 - 1،2،3
1 - گفتوگوى بهشتيان با يكديگر ، درباره هم نشينان خود در دنيا در بزم بهشتى
قال قائل منهم إنّى كان لى قرين
2 - بهشتيان با يادآورى خاطرات دنيايى خويش ، در بزم بهشتى به گفتوگو خواهند پرداخت .
قال قائل منهم إنّى كان لى قرين
3 - لذت بخش بودن ياد خاطرات دنيوى ، در بزم بهشتى براى بهشتيان
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف... قال قائل منهم إنّى
يادكرد خاطرات خود در دنيا، در آن بزم باشكوه و پر از ناز و نعمت، گوياى اين حقيقت است كه ياد چنين خاطراتى، خود لذت بخش و طراوت آفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 16 - 1،2
1 - پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، داراى مجلس انس با يكديگر در بهشت
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
از قيد «متقابلين» (روبه روى هم)، انس و الفت بهشتيان با همديگر استفاده مى شود.
2 - تكيه زدن پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، بر تخت هاى جواهرنشان در مجلس هاى انس خويش
على سرر موضونة . متّكين عليها متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 18 - 1،2
1 - باده نوشى پيشتازان راه خدا ( سابقون ) ، در مجالس انس شان در بهشت
متّكين عليها متقبلين . .. بأكواب و أباريق و كأس من معين
2 - جوانكان خدمت گذار ، باده گردانان مجالس انس پيشتازان ( سابقون ) در بهشت
يطوف عليهم ولدن . .. بأكواب و أباريق و كأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 2
2 - بزم عيش و نوش بهشتيان ، همواره مزيّن به پياله ها ، تخت ها و بالش هاى آماده است .
و نمارق مصفوفة
مراد از «رديف بودن» بالش ها، فراهم بودن آنها در نقطه اى است كه بهشتيان براى استراحت خود، لازم داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 16 - 2
2 - مكان هاى فراوانى از بهشت ، براى بزم بهشتيان ، همواره مفروش و آماده است .
و زرابىّ مبثوثة
«بثّ»; يعنى، متفرق ساختن و آشكار كردن و «مبثوثة»; يعنى، فراوان و متفرق. (مقاييس اللغة)، مراد از متفرق بودن فرش ها در بهشت، مفروش بودن نقاط مختلفى از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 10
10 - بشارت دربانان بهشت به تقواپيشگان ، مبنى بر در امنيت و سلامت بودن آنان در بهشت جاويدان
و قال لهم خزنتها سلم عليكم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «قال لهم خزنتها سلام»، جمله اخبارى باشد; يعنى، درصدد اخبار از آينده تقواپيشگان در بهشت و در واقع بشارت به ايشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 49 - 5
5 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن
ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 3
3- فرشتگان ، نويد دهنده سلامت به بهشتيان و دورى هر گزند از ايشان
سلم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 5
5- بشارت فرشتگان به مؤمنان راستين و بهشتيان در قيامت ، به فرا رسيدن روز موعود ( قيامت )
هذا يومكم الذى كنتم توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 6
6 - جاودانگى در بهشت و لذت هاى آن ، مهم ترين نويد به بهشتيان ، در آغاز ورود
ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 8،9،14
8 - پرتوى از خشنودى و رضوان الهى ، برتر از همه لذت هاى ديگر براى مؤمنان در بهشت *
و رضون من اللّه أكبر
نكره آمدن «رضوان» مى تواند براى تقليل باشد ; يعنى، حتى شمه اى و نسيمى از رضوان الهى، برتر از ساير لذتهاست.
9 - رضوان خداوند و خشنودى او از بهشتيان ، بالاترين لذت و نعمت براى آنان
و رضون من اللّه أكبر
14 - برترين لذت ها براى اهل بهشت ، لذت معنوى و روحانى است .
و رضون من اللّه أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 7
7 - بهشتيان براى هميشه بهره مند از بهشت جاويدان و نعمت هاى آن
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 9
9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 1
1 - بهشتيان پس از ورود به بهشت با فريادى رسا دوزخيان را مخاطب قرار داده و با آنان سخن مى گويند .
و نادى اصحب الجنة اصحب النار
«نداء» به معناى فرياد زدن و كسى را با صدايى بلند خواندن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 3،5،7
3 - راهيان بهشت در صحنه قيامت منظره شوم و هول انگيز دوزخيان را مشاهده خواهند كرد .
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «ابصرهم» و «قالوا» به «اصحب الجنة» در آيه قبل برگردانده شود.
5 - راهيان بهشت پس از مشاهده وضعيت نابهنجار دوزخيان و منظره هولناك دوزخ ، به دعا خواهند پرداخت
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا
7 - راهيان بهشت در عين اميدوارى براى ورود به بهشت ، نگران ملحق شدن به دوزخيان هستند .
ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 2
2 - بهشتيان ، نيايش خود را با تسبيح و تنزيه خدا آغاز مى كنند .
فى جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جمله «آخر دعواهم . .. » قرينه است بر اينكه مراد از «دعواهم فيها سبحانك» «أول دعواهم ... » مى باشد ; يعنى، آغاز نيايش اهل بهشت تسبيح خدا و پايان بخش آن، حمد و ستايش اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 6
6 - بهشتيان ، هرگز دروغ نمى گويند و يكديگر را به دروغ گويى متهم نمى كنند .
و لا كذّابًا
«كذّاباً» يا به معناى «كَذِباً» (دروغ) و يا مصدر باب تفعيل و به معناى تكذيب است (لسان العرب). بنابراين مفاد «و لا كذّاباً» اين است كه در بهشت، دروغ وجود ندارد يا اين كه كسى تكذيب گفتار خويش را از ديگران نمى شنود; زيرا همگان صداقت يكديگر را باور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 1،2،3
1 - بهشتيان پس از ورود به بهشت با فريادى رسا دوزخيان را مخاطب قرار داده و با آنان سخن مى گويند .
و نادى اصحب الجنة اصحب النار
«نداء» به معناى فرياد زدن و كسى را با صدايى بلند خواندن است.
2 - اعلان تحقق وعده هاى الهى ( بهشت و مواهب آن ) ، به اهل ايمان گزارشى از سوى بهشتيان به گرفتاران در آتش دوزخ
و نادى . .. أن قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً
3 - بهشتيان براى ملامت و سرزنش دوزخيان ، از آنان جوياى تحقق وعيد هاى الهى براى منكران آيات خداوند خواهند شد .
و نادى . .. فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 3،4،5،8
3 - راهيان بهشت در صحنه قيامت منظره شوم و هول انگيز دوزخيان را مشاهده خواهند كرد .
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «ابصرهم» و «قالوا» به «اصحب الجنة» در آيه قبل برگردانده شود.
4 - مشاهده دوزخيان از سوى بهشتيان ، مشاهده اى ناخواسته و بدون اختيار
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار
مجهول آوردن فعل «صرفت» حكايت از برداشت فوق دارد.
5 - راهيان بهشت پس از مشاهده وضعيت نابهنجار دوزخيان و منظره هولناك دوزخ ، به دعا خواهند پرداخت
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا
8 - دوزخيان ستمگر ، انسانهايى منفور در ديدگاه بهشتيان
ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
راهيان بهشت خواسته خويش مبنى بر گرفتار نشدن به آتش دوزخ را با درخواست دورى از ستمكاران بيان داشتند و اين مى رساند كه بهشتيان در روز قيامت از ستمكاران نيز متنفر هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 7
7 - تحريم روزى هاى بهشت بر اهل دوزخ ، دليل خوددارى بهشتيان از اهداى آب و ديگر مواهب درخواستى دوزخيان به ايشان
أن أفيضوا علينا . .. قالوا إن اللّه حرمهما على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 9 - 16
16 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .يوم التغابن ، يوم يَغبُن أهلُ الجنّة أهلَ النّار . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . ..«يوم التغابن» روزى است كه بهشتيان، جهنميان را مغبون مى سازند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 7
7 - نوشندگان شراب بهشتى ، منزّه از زبان گشودن به هذيان و دروغ
و كأسًا دهاقًا . لايسمعون فيها لغوًا و لا كذّابًا
ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر اين نكته است كه شراب بهشتى، از نوع شراب هاى دنيا نيست كه بر عقل انسان تأثير منفى گذاشته، مايه هذيان گويى و لاف زدن گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 1
1- در بهشت عدن ، هيچ سخن لغو و بيهوده اى به گوش بهشتيان نمى خورد .
جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده . .. لايسمعون فيها لغوًا
«لغو»; يعنى، كلام و يا هر چيزى كه قابل اعتنا نبوده و فايده اى بر آن مترتب نباشد. در آيه مورد بحث - به قرينه «استماع» - مراد از «لغو» كلام باطل و ياوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 5،6،7
5 - گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از هرگونه سخن زشت و بيهوده است .
لايسمعون فيها لغوًا
6 - بهشتيان ، هرگز دروغ نمى گويند و يكديگر را به دروغ گويى متهم نمى كنند .
و لا كذّابًا
«كذّاباً» يا به معناى «كَذِباً» (دروغ) و يا مصدر باب تفعيل و به معناى تكذيب است (لسان العرب). بنابراين مفاد «و لا كذّاباً» اين است كه در بهشت، دروغ وجود ندارد يا اين كه كسى تكذيب گفتار خويش را از ديگران نمى شنود; زيرا همگان صداقت يكديگر را باور دارند.
7 - نوشندگان شراب بهشتى ، منزّه از زبان گشودن به هذيان و دروغ
و كأسًا دهاقًا . لايسمعون فيها لغوًا و لا كذّابًا
ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر اين نكته است كه شراب بهشتى، از نوع شراب هاى دنيا نيست كه بر عقل انسان تأثير منفى گذاشته، مايه هذيان گويى و لاف زدن گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 56 - 2
2- بهشتيان ، فارغ از دغدغه مرگ و از دست دادن نعمت ها
لايذوقون فيها الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 1
1 - خداوند دل ها و سينه هاى اهل بهشت را از هر كينه و دشمنى پاك خواهد كرد .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
«غل» به معناى كينه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 1
1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .
ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ
«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 11 - 1،2،3
1 - بهشتيان ، هيچ گونه صدا و سخن بيهوده اى در بهشت برين نمى شنوند .
لاتسمع فيها لغية
«كلام لغو»; يعنى، آنچه قابل اعتنا نيست و بدون تأمل و انديشه گفته شده است (مفردات راغب) و كلمه «لاغية»; يعنى، سخن زشت (قاموس) گفتنى است كه «لاغية» اسم فاعل و وصفى مناسب با گوينده سخن است. توصيف سخن به وصفى كه مخصوص گوينده آن است، بر مبالغه دلالت دارد; يعنى، سخنى كه حتى اندكى از «لغو» را پديد آورد، به گوش بهشتيان نخواهد خورد.
2 - اهل بهشت ، هيچ گونه سخن لغو و بيهوده اى در آن جا نمى گويند .
فى جنّة . .. لاتسمع فيها لغية
شنيده نشدن «لغو»، نشانه نبودن آن است.
3 - نشنيدن سخن لغو و بيهوده ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
ناعمة . .. لاتسمع فيها لغية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 59 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إذا دخل أهل الجنّة الجنّة و أهل النار النار . . . يقال : خلود فلا موت أبداً . فيقول أهل الجنّة : « أفما نحن بميّتين . إلاّ موتتنا الأُولى . . . » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ وارد مى شوند. .. گفته مى شود: اين
جا جاودانگى است و هرگز مرگى نيست پس اهل بهشت مى گويند: «أفما نحن بميّتين...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 56 - 2
2- بهشتيان ، فارغ از دغدغه مرگ و از دست دادن نعمت ها
لايذوقون فيها الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 14
14 - بهشتيان حقانيت رسالت و وعده هاى پيامبران را درمى يابند و با سوگند آن را بازگو مى كنند .
لقد جاءت رسل ربنا بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 6
6 - تأكيد بهشتيان ، به نقش عملكرد دنيوى آنان در سعادت اخروى ايشان
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 27 - 4
4 - بهشتيان ، قدردان لطف الهى اند ; نه مغرور به عمل خويش .
فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم
توجه پارسايان به امتنان الهى و تكيه آنان بر لطف حق، مى رساند كه آنان تنها عمل خويش را مايه سعادت نمى دانند و مغرور به كردار خود نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 3
3 - شادمانى و عيشِ بهشتيان ، فضل الهى در قبال تعهد و تقواى ايشان
إنّ المتّقين . .. فكهين بما ءاتيهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 4
4 - خوردنى ها و نوشيدنى هاى گواراى بهشت ، پاداش اعمال گذشته اهل بهشت است .
بما أسلفتم فى الأيّام الخالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 1،5
1 - خداوند دل ها و سينه هاى اهل بهشت را از هر كينه و دشمنى پاك خواهد كرد .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
«غل» به معناى كينه است.
5 - وجود برخى از كينه ها در سينه مؤمنان قبل از ورود به بهشت و زدودن آن با ورود به بهشت *
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 8،9
8 - حمد و ستايش خدا ، پايان بخش نيايش مؤمنان در بهشت
و ءاخر دعويهم أن الحمد للّه رب العلمين
9 - ذكر « الحمد للّه رب العالمين » حسن ختام نيايش اهل بهشت است .
و ءاخر دعويهم أن الحمد للّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 5
5- پدران ، همسران و فرزندان واردشدگان به بهشت عدن در صورتى كه صالح باشند به ايشان ملحق خواهند شد .
جن-ّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 32 - 2
2 - تأمين نياز ها و ارضاى همه تمنيات اهل ايمان ، پيش پذيرايى خداوند از آنان هنگام ورود به بهشت
نزلاً من غفور رحيم
با توجه به معناى «نُزُل» (غذاى هنگام نزول و پيش درآمد پذيرايى از ميهمان) مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 3
3 - اهل بهشت ، همچون مهمانان گرامى ، مورد پذيرايى قرار خواهند گرفت .
كلوا و اشربوا هنيئًا
جمله «كلوا و اشربوا هنيئاً» مقول قول محذوف است و تقدير آن چنين است: «يقال للذين يؤتون كتبهم بأيمانهم كلوا و اشربوا هنيئاً». اين تعبير درباره مهمانان به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 2
2 - مى گسارى بهشتيان و استفاده آنان از جام هاى شراب آماده ، جلوه اى از خوشبختى آنان است .
إنّ للمتّقين مفازًا . .. و كأسًا دهاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 1
1 - بهشت ، داراى جام هاى آماده براى پذيرايى از بهشتيان
و أكواب موضوعة
«كوب» (مفرد «اكواب»); يعنى، تنگ آب كه سر آن حلقه مانند است و دستگيره ندارد. برخى آن را پياله بى دسته مى دانند. (مصباح)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 2
2 - بزم عيش و نوش بهشتيان ، همواره مزيّن به پياله ها ، تخت ها و بالش هاى آماده است .
و نمارق مصفوفة
مراد از «رديف بودن» بالش ها، فراهم بودن آنها در نقطه اى است كه بهشتيان براى استراحت خود، لازم داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 112 - 4
4 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إنّ اللّه إذا أدخل أهل الجنّة الجنّة و أهل النار النار قال لأهل الجنة : « كم لبثتم فى الأرض عدد سنين ؟ قالوا : لبثنا يوماً أو بعض يوم قال لنعم ما اتجرتم فى يوم أو بعض يوم رحمتى و رضوانى و جنتى اُسكنوا فى ها
خالدين مخلدين ثمّ يقول : يا أهل النار « كم لبثتم فى الأرض عدد سنين قالوا لبثنا يوماً أو بعض يوم » فيقول : بئس ما اتجرتم فى يوم أو بعض يوم نارى و سخطى اُمكثوا فيها خالدين ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: همانا خدا وقتى كه اهل بهشت را در بهشت و اهل آتش را در آتش داخل مى كند، به بهشتيان مى گويد «كم لبثتم فى الأرض عدد سنين؟» و آنان جواب مى هند: «لبثنا يوماً أو بعض يوم». خدا مى فرمايد: چه خوب تجارتى كرديد در يك روز يا قسمتى از آن! اينك [اين] رحمت، رضوان و بهشت من است، در آن ساكن شويد هميشه و جاويدان. سپس مى فرمايد: اى اهل آتش «كم لبثتم فى الأرض عدد سنين؟» و آنان جواب مى هند: «لبثنا يوماً أو بعض يوم». پس خدا مى فرمايد: چه بد تجارتى كرديد در يك روز يا قسمتى از يك روز. اينك، [اين] آتش و خشم من است، در آن هميشه بمانيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 3
3 - بهشتيان براى ملامت و سرزنش دوزخيان ، از آنان جوياى تحقق وعيد هاى الهى براى منكران آيات خداوند خواهند شد .
و نادى . .. فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 50 - 1،2
1 - برخى از بهشتيان ، در بزم عيش خود رو به بعضى ديگر كرده و به پرسوجو خواهند پرداخت .
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف عين ... فأقبل بعضهم عل
2 - مجلس اُنس و به پرس و جو نشستن ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فأقبل بعضهم على بعض يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 54 - 1
1 - بهشتيان ، درباره سرنوشت هم نشينان كافر دنيايى خود ، از ديگر بهشتيان پرسش كرده و از وضعيت آنان كسب اطلاع خواهند كرد .
قال هل أنتم مطّلعون
استفهام «هل» براى عرض و يا امر است كه مفاد آن تقاضا و درخواست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 31 - 4
4 - تمامى تمايلات و خواسته هاى مؤمنان قابل دستيابى براى آنان در بهشت
و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم و لكم فيها ما تدّعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 13،14،19
13 - تمامى خواسته هاى مادى و معنوى مؤمنان نيك كردار ، در بهشت فراهم است .
لهم ما يشاءون عند ربّهم
14 - اراده و خواست مؤمنان بهشتى ، مؤثر در پديد آمدن نعمت ها و خواسته هاى آنان
لهم ما يشاءون عند ربّهم
19 - تحقق همه خواسته هاى انسان در بهشت ، نمود فضل بزرگ خداوند است .
لهم ما يشاءون . .. ذلك هو الفضل الكبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 7
7 - نعمت هاى اعطايى خداوند به بهشتيان ، تأمين كننده تمام خواسته هاى ايشان است .
حسابًا
«حساباً» اسم مصدر براى «إحساب» است و «أحسب»; يعنى، عطا را افزايش داد تا حدى كه دريافت كننده گفت: «حسبى» ;يعنى، مرا كافى است (تاج العروس) و ممكن است «حساباً» مصدر و به معناى محاسبه كردن باشد. در هر صورت به دليل صفت بودن آن براى «عطاء»، معناى مصدرى ندارد; بلكه به معناى «مُحْسَب» (كافى) و يا «محسوب» (شمرده شده) است. در برداشت ياد شده، معناى اول مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 4
4 - تمامى خواسته ها و آرزو هاى اهل بهشت تأمين خواهد شد .
و لهم ما يدّعون
فعل «يدّعون» در آيه شريفه، هم مى تواند از ماده «دعاء» (خواستن) باشد و هم مى تواند به معناى «يتمنون» (آرزو مى كنند) باشد; زيرا در زبان عرب عبارت «يدّعون» مانند «ادع على ما شئت» (هر چه مى خواهى از من بخواه و تمنا كن) در مورد تمنى به كار مى رود (مجمع البيان و كشّاف).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 8
8- فرشتگان از هر سو براى تهنيت گويى به بهشتيان بر آنان وارد مى شوند .
والملئكة يدخلون عليهم من كل باب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 8
8- درود و تحيت بهشتيان به يكديگر در بهشت ، با لفظ « سلام » است .
تحيّتهم فيها سلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 26 - 2
2 - مكالمات در بهشت پيشتازان ، همراه با درود و تحيت پى درپى است ; نه آميخته با لغو و نسبت هاى ناروا .
لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا
كلمه «سلاماً» مى تواند بدل براى «قليلاً» باشد. گفتنى است كه تكرار «سلاماً»، براى بيان تعاقب و پى درپى بودن است; يعنى، «سلاماًاثر سلام» (درود پى درپى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 6،7
6- تخت هاى افراشته شده در حجله ها ، تكيگاه بهشتيان است .
متّكئين فيها على الأرائك
«أريكه» به تختى گفته مى شود كه در حجله قرار مى دهند (قاموس) و به گفته راغب به حجله اى اطلاق مى شود كه بر روى تخت به پا مى شود.
7- بهشتيان ، به هنگام تكيه زدن بر تخت هاى خود ، لباس هاى فاخر ديبا بر تن دارند .
و يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس و إستبرق متّكئين فيها على الأرائك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 2
2 - استراحت بهشتيان بر تختخواب ها و تماشاى صحنه هاى بهشت ، از نعمت هاى الهى در آخرت
ناعمة . .. فيها سرر مرفوعة
ارتفاع تخت هاى بهشتيان، نشانگر اشراف آنان بر صحنه هاى دل انگيز بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 2
2 - بزم عيش و نوش بهشتيان ، همواره مزيّن به پياله ها ، تخت ها و بالش هاى آماده است .
و نمارق مصفوفة
مراد از «رديف بودن» بالش ها، فراهم بودن آنها در نقطه اى است كه بهشتيان براى استراحت خود، لازم داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 23 - 1
1 - نيكوكاران در قيامت ، بر تخت هاى تزيين شده آرميده و به تماشاى منظره ها خواهند پرداخت .
على الأرائك ينظرون
«أريكة» (مفرد «أرائك») به تختى گفته مى شود كه تزيين يافته و در خيمه يا خانه اى نهاده شود. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن - اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب - اطلاق مى شود. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 24 - 3
3 - اهل بهشت ، همچون مهمانان گرامى ، مورد پذيرايى قرار خواهند گرفت .
كلوا و اشربوا هنيئًا
جمله «كلوا و اشربوا هنيئاً» مقول قول محذوف است و تقدير آن چنين است: «يقال للذين يؤتون كتبهم بأيمانهم كلوا و اشربوا هنيئاً». اين تعبير درباره مهمانان به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 2
2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .
كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة
برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 2
2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .
كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة
برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 9
9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان
و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور
جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 58 - 1
1 - شگفتى بهشتيان ، از جاودانه زيستن و نمردن خود در حيات اخروى
أفما نحن بميّتين
استفهام در «أفما. ..» از نوع استفهام تقريرى و متضمن معناى تعجب است. گفتنى است كه اين تعجب از فرط سرور و خوشحالى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 4،5
4 - اعطاى بهشت و سراى پايدار و بى رنج و افسردگى ، فضل و لطف خداوند به بندگان
لايمسّنا فيها نصب و لايمسّنا فيها لغوب
5 - اعتراف بهشتيان به لطف و تفضل خدا در وارد كردن آنان به بهشت و مستحق نبود آنها به اين نعمت
الذى أحلّنا دارالمقامة من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 3
3 - شادمانى و عيشِ بهشتيان ، فضل الهى در قبال تعهد و تقواى ايشان
إنّ المتّقين . .. فكهين بما ءاتيهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 7
7 - بهشتيان ، مورد تكريم و عنايت ويژه پروردگاراند .
سلم قولاً من ربّ رحيم
سخن گفتن خداوند با بهشتيان و دريافت سلام و تحيت بزرگ از جانب او، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 4
4 - سخن گفتن مستقيم و بىواسطه خداوند با بهشتيان در آخرت ، نشانه تكريم آنان از سوى خداوند
يعباد . .. ادخلوا الجنّة ... لكم فيها فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 1
1- ديدار فرشتگان با اهل بهشت و سخن گفتن آنان با ايشان
والملئكة يدخلون عليهم . .. سلم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 6
6- تخت هاى افراشته شده در حجله ها ، تكيگاه بهشتيان است .
متّكئين فيها على الأرائك
«أريكه» به تختى گفته مى شود كه در حجله قرار مى دهند (قاموس) و به گفته راغب به حجله اى اطلاق مى شود كه بر
روى تخت به پا مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، بر تخت هاى بهشتى روياروى هم تكيه خواهند زد .
على سرر متقبلين
«سرر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 1
1 - بهشتيان ، تكيه زده بر پشتى ها با آسترهايى از ابريشم
متّكين على فرش بطائنها من إستبرق
«بطائن» (جمع «بطانة») به معناى آسترها است. «إستبرق» به ابريشم درشت باف گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 15 - 1،2
1 - در بهشت برين ، بالش هايى فراوان براى استراحت بهشتيان ، به رديف چيده شده است .
و نمارق مصفوفة
«نمْرقة» (مفرد «نَمارِق») - كه «نون» و «راء» در آن به سه حركت خوانده مى شود - به معناى «بالش كوچك» است و نيز در معانى «روپوش»، «چيزى مانند بالش يا فرش كه روى زين نهاده مى شود» و «زين ابريشمى» استعمال مى گردد(قاموس). كلمه «مصفوفة»، قرينه بر اراده معناى اول است.
2 - بزم عيش و نوش بهشتيان ، همواره مزيّن به پياله ها ، تخت ها و بالش هاى آماده است .
و نمارق مصفوفة
مراد از «رديف بودن» بالش ها، فراهم بودن آنها در نقطه اى است كه بهشتيان براى استراحت خود، لازم داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 54 - 2
2 - بهشتيان ، براى يافتن هم نشينان كافر دنيايى خود و آگاه شدن از سرنوشت آنان در قيامت ، به جستوجو خواهند پرداخت .
قال هل أنتم مطّلعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 1،2
1 - بهشتيان پس از ورود به بهشت با فريادى رسا دوزخيان را مخاطب قرار داده و با آنان سخن مى گويند .
و نادى اصحب الجنة اصحب النار
«نداء» به معناى فرياد زدن و كسى را با صدايى بلند خواندن است.
2 - اعلان تحقق وعده هاى الهى ( بهشت و مواهب آن ) ، به اهل ايمان گزارشى از سوى بهشتيان به گرفتاران در آتش دوزخ
و نادى . .. أن قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 10
10 - خواهش ها و كشش هاى درونى انسان ، همراه با او حتى در بهشت و جهان آخرت
و فيها ما تشتهيه الأنفس
از اين كه انسان حتى در بهشت داراى شهوات و خواهش ها است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 4
4 - وجود تمايلات جنسى و پيوند زناشويى ، ميان مردان و زنان در بهشت
هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 4
4 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و نياز هاى عاطفى در بهشت
و زوّجنهم بحور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 9
9 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و حس لذت جويى
متّكين على فرش . .. فيهنّ قصرت الطرف
از اين كه خداوند به وجود حوريان بشارت داده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 74 - 4
4 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و حس لذت جويى
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 22 - 1
1 - وجود غريزه و تمايل جنسى در ميان بهشتيان
و حور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 37 - 4
4 - وجود غريزه و تمايل جنسى در ميان بهشتيان
إنّا أنشانهنّ إنشاءً . .. عربًا أترابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 6
6 - بهشتيان ، هرگز دروغ نمى گويند و يكديگر را به دروغ گويى متهم نمى كنند .
و لا كذّابًا
«كذّاباً» يا به معناى «كَذِباً» (دروغ) و يا مصدر باب تفعيل و به معناى تكذيب است (لسان العرب). بنابراين مفاد «و لا كذّاباً» اين است كه در بهشت، دروغ وجود ندارد يا اين كه كسى تكذيب گفتار خويش را از ديگران نمى شنود; زيرا همگان صداقت يكديگر را باور دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 53 - 3
3- لباس هاى بهشتيان ، داراى تنوع
سندس و إستبرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 2
2 - مى گسارى بهشتيان و استفاده آنان از جام هاى شراب آماده ، جلوه اى از خوشبختى آنان است .
إنّ للمتّقين مفازًا . .. و كأسًا دهاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 14
14 - بهشت جايگاهى است زوال ناپذير و بهشتيان در آن جاودان خواهند بود .
و هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 2
2 - پرهيزكاران ، جاودان در بهشت و برخوردار از نعمت هاى آن
لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات . .. خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 7
7 - سكونت مؤمنان در بهشت هميشگى و دايمى است .
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 7
7 - بهشتيان براى هميشه بهره مند از بهشت جاويدان و نعمت هاى آن
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 4
4 - انسان ها در باورشان به معارف دين و انجام تكاليف الهى ، برخوردار از توانايى هاى متفاوت هستند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لانكلف نفساً إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 23 - 8
8- بهشتيان ، براى هميشه در بهشت ماندگار خواهند بود .
أُولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 108 - 2،6
2- بهشتيان ، براى هميشه در بهشت ماندگار خواهند بود .
و أما الذين سعدوا ففى الجنة خلدين فيها مادامت السموت و الأرض
6- خلود بهشتيان در بهشت ، بسته به مشيّت خداوند است .
و أما الذين سعدوا ففى الجنة خلدين . .. إلاّ ما شاء ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 4
4 - بهشتيان در بهشت هاى عدن ، جاودانه و مخلداند .
جنّت عدن . .. خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 3
3- بهشتيان ، غرق و جاودان در نعمت هاى دل خواه خويش خواهند بود .
و هم فى مااشتهت أنفسهم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 11 - 5
5 - اهل بهشت در آن ، جاودان مى مانند .
هم فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 3
3 - بهشت ، سرايى جاودانه است و بهشتيان در آن جاويدان اند .
خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 58 - 1،2
1 - شگفتى بهشتيان ، از جاودانه زيستن و نمردن خود در حيات اخروى
أفما نحن بميّتين
استفهام در «أفما. ..» از نوع استفهام تقريرى و متضمن معناى تعجب است. گفتنى است كه اين تعجب از فرط سرور و خوشحالى مى باشد.
2 - بهشتيان ، در اوج سرور و شادمانى از نمردن و جاودانه بودن شان در حيات اخروى
أفما نحن بميّتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 50 - 4
4 - جاودانگى بهشتيان ، در ناز و نعمت بهشتى
جنّ-ت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 56 - 2
2- بهشتيان ، فارغ از دغدغه مرگ و از دست دادن نعمت ها
لايذوقون فيها الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 5
5 - روزگار خوش بهشت ، روزگارى جاودان
ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 7
7 - جايگاه رفيع بهشتيان ، مشرف بر نهرهايى جارى
تجرى من تحتهم الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 4
4 - بهشتيان و خداترسان ، مجذوب همسران بهشتى خود
فيهنّ قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 3،4،5
3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.
4 - زنان بهشتى ، زنانى بس زيبا و جذاب اند .
و عندهم قصرت الطرف
5 - زنان بهشتى ، برخوردار از چشمانى درشت و جذاب
قصرت الطرف عين
«عيناء» (مفرد «عِين») به معناى چشم درشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 52 - 3
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «طرف» مربوط به غير زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را، به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 7
7 - پرنيان ، جنس لباس مؤمنان در بهشت
و لباسهم فيها حرير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 53 - 1
1- ديباى نازك و ضخيم ، پوشش تقواپيشگان در بهشت
يلبسون من سندس و إستبرق
«سندس» به پارچه ابريشمى نازك و لطيف گفته مى شود. «استبرق» نيز به معناى پارچه ابريشمى ضخيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 2
2 - جامه هاى سبز رنگ از حرير نازك و ستبر ، از لباس هاى فاخر و رسمى بهشتيان
عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 4
4 - اعتراف دوزخيان در برابر بهشتيان ، به تحقق تهديد هاى الهى درباره ايشان
فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً قالوا نعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 1،5
1 - دوزخيان با فريادى بلند از بهشتيان تقاضا مى كنند كه از آب هاى بهشت يا ديگر مواهب آن بر ايشان فروريزند .
و نادى اصحب النار . .. أن أفيضوا علينا من الماء او مما زرقكم اللّه
5 - دوزخيان با خوددارى بهشتيان از پذيرش درخواستشان ، از دستيابى به آب و ديگر مواهب بهشت ناكام خواهند شد .
أن أفيضوا علينا . .. قالوا إن اللّه حرمهما على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 67 - 2
2 - قيامت و احوال خوبان و بدان و بهشتيان و دوزخيان ، خبرى پرفايده و بزرگ
قل هو نبؤا عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 1،2
1 - وجود حجاب و فاصله ميان بهشتيان و دوزخيان
و بينهما حجاب
2 - مردانى بلند مرتبه ( أصحاب اعراف ) ، بر بلنداى حجاب حايل بين دوزخيان و بهشتيان حضور خواهند داشت .
و بينهما حجاب و على الاعراف رجال
«عرف» به قسمتهاى بالا و رويين هر چيز بلند و مرتفع گفته مى شود و جمع آن «اعراف» است. (لسان العرب). ال در «الاعراف» جانشين مضاف إليه است، يعنى: و على اعراف الحجاب رجال.
حمد بهشتيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 15
15 - از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است : « ان اطيب شىء فى الجنة و ألذّه حب اللّه و الحب فى اللّه و الحمد للّه قال اللّه عزوجل : « و آخر دعواهم ان الحمدللّه رب العالمين » . . . ;
دلپذيرترين و لذت بخش ترين چيز در بهشت، دوستى خدا و دوستى در راه خدا و «حمد» براى خداست. خداى عزوجل فرمود: آخرين دعا [و گفتار ]مؤمنان در بهشت «الحمدللّه رب العالمين» است» ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 51 - 2،3
2 - بهشتيان با يادآورى خاطرات دنيايى خويش ، در بزم بهشتى به گفتوگو خواهند پرداخت .
قال قائل منهم إنّى كان لى قرين
3 - لذت بخش بودن ياد خاطرات دنيوى ، در بزم بهشتى براى بهشتيان
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف... قال قائل منهم إنّى
يادكرد خاطرات خود در دنيا، در آن بزم باشكوه و پر از ناز و نعمت، گوياى اين حقيقت است كه ياد چنين خاطراتى، خود لذت بخش و طراوت آفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 6
6 - تقواپيشگان و ره جويان به بهشت ، داراى قلبى خداجو و تائب
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. و جاء بقلب منيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 14
14 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . و إذا اراد المؤمن شيئاً او اشتهى انما دعواه فى ها إذا أراد ، أن يقول : « سبحانك اللّهم » فاذا قال ها تبادرت إليه الخدم بما اشتهى من غير ان يكون طلبه منهم أو أمر به و ذلك قول اللّه عز و جل : « دعواهم فى ها سبحانك اللّهم و تحيتهم فى ها سلام » يعنى الخدام قال : « و آخر دعواهم أن الحمد للّه رب العالمين » يعنى بذالك عند ما يقضون من لذاتهم من الجماع و الطعام و الشراب يحمدون اللّه عز و جل عند فراغتهم . . . ;
. .. هر گاه مؤمن [در بهشت] چيزى را اراده كرد يا بدان ميل پيدا كرد، دعا [و گفتار] او در آن جا اين است كه مى گويد:
«سبحانك اللّهم». پس وقتى اين ذكر را گفت، خادمان آنچه را او خواسته برايش حاضر مى كنند بدون اينكه آن را طلبيده يا دستور داده باشد و اين است معناى قول خدا «دعواهم فيها سبحانك اللهم». [و اينكه خدا مى فرمايد] «تحيتهم فيها سلام»; يعنى، تحيت مؤمنان در بهشت، سلام خادمان بهشتى است. امام فرمود: «و آخر دعواهم أن الحمد لله رب العالمين»; يعنى، مؤمنان هنگامى كه از لذت آميزش و خوردنيها و آشاميدنيها، بهره مند شدند، با گفتن «الحمدللّه رب العالمين» خداى عزوجل را حمد مى گويند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 3
3- بهشتيان ، غرق و جاودان در نعمت هاى دل خواه خويش خواهند بود .
و هم فى مااشتهت أنفسهم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 4
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 5
5 - اندازه گيرى و هندسه ظرف ها و جام هاى بهشتى و مقدار محتواى آنها ، به سفارش و خواسته خود بهشتيان است .
قدّروها تقديرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه فاعل «قدّروا» خود ابرار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 32 - 7
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . « يوم التناد » يوم ينادى أهل النار أهل الجنّة أن أفيضوا علينا من الماء أو ممّا رزقكم اللّه . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده فرمود: «يوم التناد» روزى است كه دوزخيان بهشتيان را صدامى زنند كه از فيض آب ها يا آنچه را خدا به شما عطافرموده ما را مستفيض كنيد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 3
3- دست بند هاى زرين طلا ، از جمله زينت هاى بهشتيان در بهشت است .
يحلّون فيها من أساور من ذهب
«سوار» به معناى «دست بند» است. جمع آن «اسورة» و جمع الجمع آن «أساورة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 6
6 - مؤمنان در بهشت ، با دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته مى شوند .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
«لؤلؤ» به معناى مرواريد و «أساور» (جمع «أسورة») معرّب دستواره و معادل دستبند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 4
4 - بهشتيان ، با دستبند هاى طلا ، مرواريد ، آراسته خواهند شد .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 6
6 - مؤمنان در بهشت ، با دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته مى شوند .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
«لؤلؤ» به معناى مرواريد و «أساور» (جمع «أسورة») معرّب دستواره و معادل دستبند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 4
4 - بهشتيان ، با دستبند هاى طلا ، مرواريد ، آراسته خواهند شد .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 5
5 - دستواره هاى سيمين ، از زينت هاى بهشتيان
و حلّوا أساور من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 5،6
5 - راهيان بهشت پس از مشاهده وضعيت نابهنجار دوزخيان و منظره هولناك دوزخ ، به دعا خواهند پرداخت
و إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا
6 - قرار نگرفتن در كنار دوزخيان ستمگر ، دعاى رهروان بهشت به درگاه خداوند
و إذا صرفت . .. قالوا ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 1،3،8،14
1 - نيايش مؤمنان با خدا در بهشت
فى جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
3 - ذكر « سبحانك اللّهم » سر فصل نيايش مؤمنان با خدا در بهشت
جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
8 - حمد و ستايش خدا ، پايان بخش نيايش مؤمنان در بهشت
و ءاخر دعويهم أن الحمد للّه رب العلمين
14 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . و إذا اراد المؤمن شيئاً او اشتهى انما دعواه فى ها إذا أراد ، أن يقول : « سبحانك اللّهم » فاذا قال ها تبادرت إليه الخدم بما اشتهى من غير ان يكون طلبه منهم أو أمر به و ذلك قول اللّه عز و جل : « دعواهم فى ها سبحانك اللّهم و تحيتهم فى ها سلام » يعنى الخدام قال : « و آخر دعواهم أن الحمد للّه رب العالمين » يعنى بذالك عند ما يقضون من لذاتهم من الجماع و الطعام و الشراب يحمدون اللّه عز و جل عند فراغتهم . . . ;
. .. هر گاه مؤمن [در بهشت] چيزى را اراده كرد يا بدان ميل پيدا كرد، دعا [و گفتار] او در آن جا اين است كه مى گويد: «سبحانك اللّهم». پس وقتى اين ذكر را گفت، خادمان آنچه را او خواسته برايش حاضر مى كنند بدون اينكه آن را طلبيده يا دستور داده باشد و اين است معناى قول خدا «دعواهم فيها سبحانك اللهم». [و اينكه خدا مى فرمايد] «تحيتهم فيها سلام»; يعنى، تحيت مؤمنان در بهشت، سلام خادمان بهشتى است. امام فرمود: «و آخر دعواهم أن الحمد لله رب العالمين»; يعنى، مؤمنان هنگامى كه از لذت آميزش و خوردنيها و آشاميدنيها، بهره مند شدند، با گفتن «الحمدللّه رب العالمين» خداى عزوجل را حمد مى گويند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 20 - 5
5 - ايمان به قيامت و حساب رسى اعمال ، دليل شادمانى و رضايت مندى مؤمنان بهشتى ، هنگام مشاهده نامه اعمال خويش است .
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه . إنّى ظننت أنّى ملق حسابيه
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّى ظننت. ..» در مقام تعليل براى جمله «فيقول هآؤُم ...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 1
1- بهشتيان ، در جايگاهى به دور از شنيدن صداى آهسته برخاسته از آتش دوزخ خواهند بود .
لايسمعون حسيسها
«حسيس» به معناى صداى آهسته است و مقصود از آن در آيه شريفه، صدايى است كه از حركت آتش دوزخ برمى خيزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 17
17 - از امام سجاد ( ع ) روايت شده كه فرمود : « إذا صار اهل الجنة فى الجنة . . . فيقول لهم تبارك و تعالى : رضاى عنكم و محبتى لكم خير و اعظم مما انتم فيه . . . ثم قرء على بن الحسين هذه الآية « وعد اللّه المؤمنين و المؤمنات جنات تجرى من تحت ها الانهار . . . و رضوان من اللّه اكبر . . . » ;
آن گاه كه بهشتيان در بهشت قرار گيرند . .. خداى تبارك و تعالى به آنان مى فرمايد: رضايت و محبت من درباره شما بهتر و بزرگتر است از نعمتهاى بهشتى كه غرق در آن هستيد. سپس امام (ع) اين آيه را قراءت فرمود: خداوند به مردان و زنان با ايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرهايى از زير درختانش جارى است ... و رضايت و خشنودى خدا [از همه اينها ]بزرگ تر است ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 119 - 9
9 - خداوند همواره خشنود از اهل بهشت مى باشد و بهشتيان نيز همواره از خدا دلشادند .
رضى اللّه عنهم و رضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 108 - 2
2- بهشتيان ، از جايگاه خود ، رضايت كامل داشته و هيچ تمايلى به جابه جايى از آن و يا تغييرى در وضع موجود ندارند .
لايبغون عنها حولاً
«بغى» به معناى «طلب» است. «بغى عنه» حاوى تضمين است; يعنى، از چيزى اعراض كرد و چيز ديگر به جاى آن طلبيد. «حول» مصدر و به معناى «تحوّل» (جابه جايى) است. بنابراين، «لايبغون عنها حولاً» يعنى: «بهشتيان، طالب هيچ دگرگونى و تحوّلى در وضع خود نيستند.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 16 - 1
1 - تقواپيشگان بهشتى ، دريافت كنندگان عطاياى پروردگار با رغبت و رضا
ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم
واژه «أخذ» در مورد بهشتيان است و به قرينه موضوع مى رساند كه آنان با اشتياق هداياى الهى را مى پذيرند; برخلاف كافران كه در قيامت با ناراحتى و به قهر عذاب الهى را مى چشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 5
5 - شادمانى و رضايت مندى كامل مؤمنان بهشتى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 48 - 5
5- متقين در بهشت ، در رفاه مادى و آسايش فكرى كامل هستند .
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 1،2
1 - سپاسگزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر برداشتن حزن و اندوه از ايشان
و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن
2 - بهشتيان ، در كمال آسودگى و به دور از هرگونه حزن و اندوه
و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 4
4- پوشاك هايى به رنگ سبز ، فراهم آمده از حرير و در كمال ظرافت و لطافت ، لباس رسمى بهشتيان است .
يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس
«سندس» به «پارچه ديباى نازك» گفته مى شود نكره بودن واژهاى «ثياباً» و «خضراً» و «سندس» دال بر تفخيم است،
از همين رو، در برداشت، قيد «كمال ظرافت و لطافت» آمده است. و نيز بدان جهت كه اهل بهشت، هرگونه لباس كه بخواهند، فراهم است، از اين لباس، به عنوان لباس ويژه و رسمى ياد گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 2
2 - جامه هاى سبز رنگ از حرير نازك و ستبر ، از لباس هاى فاخر و رسمى بهشتيان
عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 10
10- بهشتيان در بهشت ، روابط حسنه و سرشار از محبت با يكديگر خواهند داشت .
تحيّتهم فيها سلم
اينكه خداوند مى فرمايد «تحيت مؤمنان در بهشت سلام گفتن و يا درخواست سلامتى براى يكديگر است» حكايت از روابط خوب آنان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 8،9
8 - ميوه درختان بهشت از روزى هاى بهشتيان
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً
«رزقاً» به معناى روزى است و مفعول دوم براى «رزقوا» مى باشد. ضمير در «منها» به «جنات» بر مى گردد و «من ثمرة» به منزله بيان براى «منها» است.
9 - روزى اهل بهشت ، نتيجه و تجسم عقايد صحيح و اعمال صالحشان است .
كلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا الذى رزقنا من قبل
برداشت فوق بر اين اساس است كه: مراد از «من قبل» دنيا باشد. بر اين مبنا، جمله «هذا الذى ...» دلالت مى كند كه روزيهاى بهشت همان است كه در دنيا به اهل ايمان داده شده بود. در توجيه اين معنا (عينيت روزى بهشت با روزى دنيا) مى توان گفت، مقصود آن است كه: نعمتهاى بهشت تجسم همان اعمال و عقايد اهل ايمان در دنياست. روشن است كه بر اين مبنا، مراد از «الذى رزقنا» ايمان و عمل صالح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 5،6
5- بهشتيان ، داراى روزى ويژه ، منظم و تضمين شده در هر صبح و عصر
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
از آن جايى كه در بهشت هر آنچه كه خواسته شود مهيا است، روشن مى گردد كه آنچه در اين آيه در مورد رزق صبح و عصر آمده، تفضلى ويژه است. البته برخى اين جمله را كنايه از دائمى بودن رزق بهشتى دانسته اند. درباره معناى «عشىّ» نظريات گوناگونى ابراز شده است; از جمله: «بين ظهر تا غروب» و «آخر روز» (مصباح).
6- بهشتيان ، همواره از نعمت هاى بهشتى و ارزاق آن بهره مند خواهند بود .
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
«صبح و عصر» مى تواند كنايه از تمام وقت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 10
10- بهشتيان در بهشت ، روابط حسنه و سرشار از محبت با يكديگر خواهند داشت .
تحيّتهم فيها سلم
اينكه خداوند مى فرمايد «تحيت مؤمنان در بهشت سلام گفتن و يا درخواست سلامتى براى يكديگر است» حكايت از روابط خوب آنان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 11
11 - درود و سلام ، سخن اهل بهشت به هنگام روبه رو شدن با يكديگر
و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه گوينده درود و سلام به يكديگر خود خود اهل بهشت باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 7
7 - آسايش خاطر بهشتيان ، در پرتو اطمينان از زوال ناپذيرى نعمت ها
ادخلوها بسلم ذلك يوم الخلود
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك يوم. ..» در مقام تعليل براى «ادخلوها بسلام» باشد; يعنى، چون در بهشت جاودانه ايد، ديگر مجال هيچ اندوه نداريد و خاطرتان آسوده باد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 2
2 - زندگى بهشتيان آكنده از صلح و سلامت و به دور از كشمكشهايى مانند جدال دوزخيان است .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
هدف از بيان پاكيزگى دل هاى بهشتيان از كينه و عداوت پس از گوشزد كردن نزاع دوزخيان، مقايسه دو جايگاه از جهت صفا و صميميت و عداوت و كينه توزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 58 - 1،2
1 - شگفتى بهشتيان ، از جاودانه زيستن و نمردن خود در حيات اخروى
أفما نحن بميّتين
استفهام در «أفما. ..» از نوع استفهام تقريرى و متضمن معناى تعجب است. گفتنى است كه اين تعجب از فرط سرور و خوشحالى مى باشد.
2 - بهشتيان ، در اوج سرور و شادمانى از نمردن و جاودانه بودن شان در حيات اخروى
أفما نحن بميّتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 7
7- بهشتيان ، به هنگام تكيه زدن بر تخت هاى خود ، لباس هاى فاخر ديبا بر تن دارند .
و يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس و إستبرق متّكئين فيها على الأرائك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 4
4- پوشاك هايى به رنگ سبز ، فراهم آمده از حرير و در كمال ظرافت و لطافت ، لباس رسمى بهشتيان است .
يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس
«سندس» به «پارچه ديباى نازك» گفته مى شود نكره بودن واژهاى «ثياباً» و «خضراً» و «سندس» دال بر تفخيم است، از همين رو، در برداشت، قيد «كمال ظرافت و لطافت» آمده است. و نيز بدان جهت كه اهل بهشت، هرگونه لباس كه بخواهند، فراهم است، از اين لباس، به عنوان لباس ويژه و رسمى ياد گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 3
3- دست بند هاى زرين طلا ، از جمله زينت هاى بهشتيان در بهشت است .
يحلّون فيها من أساور من ذهب
«سوار» به معناى «دست بند» است. جمع آن «اسورة» و جمع الجمع آن «أساورة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 6
6 - مؤمنان در بهشت ، با دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته مى شوند .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
«لؤلؤ» به معناى مرواريد و «أساور» (جمع «أسورة») معرّب دستواره و معادل دستبند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 4،5
4 - بهشتيان ، با دستبند هاى طلا ، مرواريد ، آراسته خواهند شد .
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
5 - طلا ، مرواريد ، بهترين وسايل زينت در بهشت
يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤًا
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بر شمردن وسايل زينت بهشتيان مى باشد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين وسايل، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 4،5
4 - دستواره هاى سيمين ، زينت ابرار در بهشت
و حلّوا أساور من فضّة
«سوار» (مفرد «أساور») به معناى دستواره است.
5 - دستواره هاى سيمين ، از زينت هاى بهشتيان
و حلّوا أساور من فضّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 3
3 - بهشتيان براى ملامت و سرزنش دوزخيان ، از آنان جوياى تحقق وعيد هاى الهى براى منكران آيات خداوند خواهند شد .
و نادى . .. فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 1،2
1 - بهشتيان ، در ناز و نعمت و خوشى و شادمانى وصف ناپذير غوطهور خواهند بود .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل
«شغل» به معناى شأن و كار اصلى است كه انسان را از ديگر كارها بازداشته و به خود مشغول كرده است. گفتنى است كه تنكير آن مى تواند براى تعظيم باشد; يعنى، مشغله اى كه كنه و عمق آن ناشناخته و وصف ناپذير است.
2 - بهشتيان ، در فضايى سرشار از سرور و شادمانى به سر برده و به شوخى و صحبت لذت بخش باهم خواهند پرداخت .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون
«فاكهون» از «فكاهه» گرفته شده كه به معناى سخن با اهل انس و گفتوگوى مسرت آميز است. گفتنى است در برداشت ياد شده، «فاكهون» خبر دوم براى «إنّ» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 50 - 1
1 - برخى از بهشتيان ، در بزم عيش خود رو به بعضى ديگر كرده و به پرسوجو خواهند پرداخت .
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف عين ... فأقبل بعضهم عل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 3
3 - شادمانى و عيشِ بهشتيان ، فضل الهى در قبال تعهد و تقواى ايشان
إنّ المتّقين . .. فكهين بما ءاتيهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 12
12- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : سأل على ( ع ) رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . فقال : لماذا بنيت هذه الغرف ( فى الجنة ) يارسول الله ؟ فقال : يا على تلك غرف بناها الله لأوليائه . . . فإذا دخل المؤمن إلى منازله فى الجنة . . . فإذا استقرت لولىّ الله منازله فى الجنة . . . يبعث الله ألف ملك يهنّونه بالجنة . . . فينتهون إلى أوّل باب من جنانه فيقولون للملك الموكل . . . إستأذن لنا على ولىّ الله . . . فيأذن لهم فيدخلون على ولىّ الله و هو فى الغرفة و ل ها ألف باب . . . فيدخل كل ملك من باب من أبواب الغرفة فيبلّغونه رسالة الجبّار و ذلك قول الله : « و الملئكة يدخلون عليهم من كلّ باب » ; يعنى : من أبواب الغرفة « سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: حضرت على - عليه السلام - از رسول الله(صلی الله علیه و آله) پرسيد: اى رسول خدا! چرا اين غرفه ها [دربهشت] ساخته شده است؟ فرمود: اى على! اينها غرفه هايى اند كه خداوند آنها را براى دوستانش بنا كرده است، هنگامى كه مؤمن وارد منزلهاى خود در بهشت شود و براى ولىّ خدا منزلهاى او در بهشت تثبيت گردد، خداوند هزار فرشته مى فرستد كه بهشت را به او تهنيت گويند. آنها به اولين درب از بهشتهاى او مى رسند و به فرشته اى كه گماشته آن جاست مى گويند: براى ما اذن ورود بر ولىّ خدا بگير. آن گاه [او] به ايشان اذن مى دهد و بر ولىّ خدا وارد مى شوند، در حالى كه او در غرفه خويش است و براى آن غرفه هزار درب است. آن گاه هر فرشته اى از يكى از دربهاى غرفه وارد مى شود و پيام خداى غالب را مى رساند و اين است گفته خداوند: و الملائكة يدخلون عليهم من كلّ باب مقصود اين است كه از دربهاى غرفه وارد مى شوند [و مى گويند:] سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 2،7
2- فرشتگان از هر سو بر بهشتيان وارد مى شوند و بر آنان سلام مى كنند .
والملئكة يدخلون عليهم من كل باب. سلم عليكم
7- « قال [ أبوعبدالله ( ع ) ] : إن طائفة من الملائكة عابوا ولد آدم فى اللّذات و الشهوات . . . فإذا كان يوم القيامة و صار أهل الجنة فى الجنة ، إستأذن أُولئك الملائكة على أهل الجنة فيؤذن لهم فيدخلون عليهم فيسلّمون عليهم و يقولون لهم : « سلام عليكم بما صبرتم » فى الدنيا عن اللّذات والشهوات الحلال ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا عده اى از فرشتگان، آدميان را به خاطر گرايش به لذات و شهوات، عيب جويى مى كردند . .. پس آن گاه كه روز قيامت برپا شود و بهشتيان در بهشت قرار گيرند، آن فرشتگان براى ورود بر بهشتيان اجازه مى خواهند، پس به آنان اذن داده مى شود و آن گاه فرشتگان با سلام بر آنان وارد مى شوند و به ايشان مى گويند: سلام بر شما باد به خاطر اينكه شكيبايى ورزيديد و از لذتها و شهوتهاى حلال چشم پوشى كرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 1،5
1 - بهشتيان ، سلام و تحيتى با عظمت از جانب پروردگار بزرگ دريافت خواهند كرد .
سلم قولاً من ربّ
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «سلام» مبتدا و خبرِ آن، فعل محذوف باشد. و «قولاً» مفعول مطلق و نايبِ آن خبرِ محذوف باشد. در اين صورت، تقديرِ آن چنين مى شود: «سلام يقال لهم قولاً من ربّ...». گفتنى است تنكيرِ «سلام» و «ربّ» براى تعظيم است.
5 - سلام و تحيت خداوند به بهشتيان ، برخاسته از ربوبيت و مهربانى او به خلق است .
سلم قولاً من ربّ رحيم
برداشت ياد شده، از بيان دو صفتِ «ربّ» و «رحيم» براى خداوند (در اين آيه شريفه) به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 9
9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان
و قال لهم خزنتها سلم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 34 - 4
4 - استقبال فرشتگان از بهشتيان ، با تحيت و سلام
ادخلوها بسلم
بنابراين كه قائل «ادخلوها» فرشتگان باشند، برداشت بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 9
9- بر مؤمنان داراى عمل صالح در بهشت ، درود و سلام فرستاده مى شود .
تحيّتهم فيها سلم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اضافه «تحيت» به «هم» اضافه مصدر به مفعول باشد. طبق اين احتمال معناى عبارت چنين مى شود: تحيت گفتن به آنان در بهشت با «سلام» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 6
6 - ( سلام ) كلمه تحيت و درود بهشتيان به هنگام ديدار يكديگر است .
و تحيتهم فيها سلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 8
8- درود و تحيت بهشتيان به يكديگر در بهشت ، با لفظ « سلام » است .
تحيّتهم فيها سلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 11
11 - درود و سلام ، سخن اهل بهشت به هنگام روبه رو شدن با يكديگر
و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه گوينده درود و سلام به يكديگر خود خود اهل بهشت باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 7
7 - بهره مندى از سلامتى مطلق ، تحيت و عطيه خداوند به اهل بهشت
و تحيتهم فيها سلم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «هم» در «تحيتهم» مفعول و فاعل آن، ضمير عايد به (اللّه) باشد ; يعنى، تحيت خدا به اهل بهشت، اعطاى سلامتى مطلق به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 4،9
4- گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از ياوه و بيهودگى و سرشار از سلامت خواهى و آرزوى امنيت خواهد بود .
لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا
استثنا در «إلاّ سلاماً» منقطع است; يعنى، «لكن يسمعون سلاماً» و يا «كلاماً سالماً». برخى از مفسران آن را استثناى متصل دانسته و گفته اند: «سلام» - كه دعاى به سلامتى از آفات است - براى بهشتيان جز اكرام و گرامى داشت مفهومى ندارد; زيرا در بهشت آفتى نيست تا دعا به سلامتى از آن لغو نباشد.
9- امنيت و سلامت روح و جسم ، ره آورد ورود به بهشت
لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا و لهم رزقهم فيها
در اين آيه، دو نوع تأمين براى بهشتيان مطرح شده است: 1- امنيت روحى به جهت آن كه سخن ها، همه سلام و ايمنى بخش است; 2- امنيت جسمى كه با تأمين نيازهاى جسمى حاصل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 14
14 - بهشتيان حقانيت رسالت و وعده هاى پيامبران را درمى يابند و با سوگند آن را بازگو مى كنند .
لقد جاءت رسل ربنا بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 3
3 - سوگند مؤكد بهشتيان براى هم نشينان دوزخى خود ، مبنى بر تلاش آنان در جهت هلاكت مؤمنان و معتقدان به معاد در دنيا
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
«ارداء» (مصدر «تردين») به معناى نابودكردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 5
5- بهشتيان ، داراى روزى ويژه ، منظم و تضمين شده در هر صبح و عصر
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
از آن جايى كه در بهشت هر آنچه كه خواسته شود مهيا است، روشن مى گردد كه آنچه در اين آيه در مورد رزق صبح و عصر آمده، تفضلى ويژه است. البته برخى اين جمله را كنايه از دائمى بودن رزق بهشتى دانسته اند. درباره معناى «عشىّ» نظريات گوناگونى ابراز شده است; از جمله: «بين ظهر تا غروب» و «آخر روز» (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 9
9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 1،9
1 - سپاسگزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر برداشتن حزن و اندوه از ايشان
و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن
9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان
و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور
جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 35 - 1
1 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر وارد كردن آنان به سراى هميشگى
الحمد للّه . .. الذى أحلّنا دار المقامة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 4
4 - شكوه ، جلال ، آسايش و تنعم ، جملگى جمع در بهشت خائفان از مقام پروردگار
و لمن خاف مقام . .. متّكين على فرش ... و جنى الجنّتين دان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 5
5- بهشتيان ، داراى روزى ويژه ، منظم و تضمين شده در هر صبح و عصر
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
از آن جايى كه در بهشت هر آنچه كه خواسته شود مهيا است، روشن مى گردد كه آنچه در اين آيه در مورد رزق صبح و عصر آمده، تفضلى ويژه است. البته برخى اين جمله را كنايه از دائمى بودن رزق بهشتى دانسته اند. درباره معناى «عشىّ» نظريات گوناگونى ابراز شده است; از جمله: «بين ظهر تا غروب» و «آخر روز» (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 7
7- « قال [ أبوعبدالله ( ع ) ] : إن طائفة من الملائكة عابوا ولد آدم فى اللّذات و الشهوات . . . فإذا كان يوم القيامة و صار أهل الجنة فى الجنة ، إستأذن أُولئك الملائكة على أهل الجنة فيؤذن لهم فيدخلون عليهم فيسلّمون عليهم و يقولون لهم : « سلام عليكم بما صبرتم » فى الدنيا عن اللّذات والشهوات الحلال ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا عده اى از فرشتگان، آدميان را به خاطر گرايش به لذات و شهوات، عيب جويى مى كردند . .. پس آن گاه كه روز قيامت برپا شود و بهشتيان در بهشت قرار گيرند، آن فرشتگان براى ورود بر بهشتيان اجازه مى خواهند، پس به آنان اذن داده مى شود و آن گاه فرشتگان با سلام بر آنان وارد مى شوند و به ايشان مى گويند: سلام بر شما باد به خاطر اينكه شكيبايى ورزيديد و از لذتها و شهوتهاى حلال چشم پوشى كرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 13
13 - عدم اتكاى بهشتيان به اعمال خويش ، در رسيدن به نعمت هاى بهشت
و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا و ما كنا لنهتدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 5
5- بهشتيان ، داراى روزى ويژه ، منظم و تضمين شده در هر صبح و عصر
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
از آن جايى كه در بهشت هر آنچه كه خواسته شود مهيا است، روشن مى گردد كه آنچه در اين آيه در مورد رزق صبح و عصر آمده، تفضلى ويژه است. البته برخى اين جمله را كنايه از دائمى بودن رزق بهشتى دانسته اند. درباره معناى «عشىّ» نظريات گوناگونى ابراز شده است; از جمله: «بين ظهر تا غروب» و «آخر روز» (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 22 - 1
1 - وجود غريزه و تمايل جنسى در ميان بهشتيان
و حور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 2
2 - زندگى بهشتيان آكنده از صلح و سلامت و به دور از كشمكشهايى مانند جدال دوزخيان است .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
هدف از بيان پاكيزگى دل هاى بهشتيان از كينه و عداوت پس از گوشزد كردن نزاع دوزخيان، مقايسه دو جايگاه از جهت صفا و صميميت و عداوت و كينه توزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 2
2 - زندگى بهشتيان آكنده از صلح و سلامت و به دور از كشمكشهايى مانند جدال دوزخيان است .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
هدف از بيان پاكيزگى دل هاى بهشتيان از كينه و عداوت پس از گوشزد كردن نزاع دوزخيان، مقايسه دو جايگاه از جهت صفا و صميميت و عداوت و كينه توزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 5
5- تن پوش هايى فاخر و ضخيم ، فراهم آمده از حرير سبز ، از جمله لباس هاى ويژه اهل بهشت است .
و يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس و إستبرق
كلمه «إستبرق» معرب «إستبر» فارسى است. و به معناى «ديباى ضخيم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 2
2 - جامه هاى سبز رنگ از حرير نازك و ستبر ، از لباس هاى فاخر و رسمى بهشتيان
عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 2
2 - جامه هاى سبز رنگ از حرير نازك و ستبر ، از لباس هاى فاخر و رسمى بهشتيان
عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 62 - 1،2
1 - طاغيان و دوزخيان ، در جهنم از ديدن بهشتيان ناتوان خواهند بود .
و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار
مقصود از «رجال» در آيه شريفه، مؤمنان و تقواپيشگان اند كه در بهشت جاى دارند.
2 - اظهار تعجب و حسرت طاغيان و دوزخيان ، از ناتوانى شان در ديدن مؤمنان و جايگاه آنان
و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار
استفهام در «ما لنا. ..» براى تعجب و تحسر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 63 - 2
2 - طاغيان در دوزخ ، خود را از ديدن بهشتيان و مؤمنان ناتوان خواهند ديد .
أم زاغت عنهم الأبصر
عدم تساوى جهنميان با بهشتيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 1
1 - نابرابرى ، فرجام اخروى دوزخيان و بهشتيان
لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 3
3 - مؤمنان بهشتى ، در اوج عزت و احترام به سر مى برند .
أُولئك فى جنّ-ت مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 7
7 - بهره مندى از سلامتى مطلق ، تحيت و عطيه خداوند به اهل بهشت
و تحيتهم فيها سلم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «هم» در «تحيتهم» مفعول و فاعل آن، ضمير عايد به (اللّه) باشد ; يعنى، تحيت خدا به اهل بهشت، اعطاى سلامتى مطلق به آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 16 - 1،2
1 - تقواپيشگان بهشتى ، دريافت كنندگان عطاياى پروردگار با رغبت و رضا
ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم
واژه «أخذ» در مورد بهشتيان است و به قرينه موضوع مى رساند كه آنان با اشتياق هداياى الهى را مى پذيرند; برخلاف كافران كه در قيامت با ناراحتى و به قهر عذاب الهى را مى چشند.
2 - عطاياى خداوند به اهل بهشت ، جلوه اى از ربوبيت و پروردگارى او
ءاتيهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 62 - 4
4 - طاغيان و دوزخيان ، مشتاق ديدن مؤمنان و مطلع گشتن از سرنوشت آنان هستند .
و قالوا ما لنا لانرى رجالاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 55 - 1
1 - اطلاع يافتن بهشتيان ، از سرنوشت هم نشينان كافر دنيايى خويش در قيامت
إنّى كان لى قرين . .. قال هل أنتم مطّلعون . فاطّلع
«فا» در فاطّلع» فصيحه و عطف بر جمله مقدر است كه تقدير آن چنين مى باشد: «هل أنتم مطّلعون حتّى اطّلع أنا أيضاً فاطّلعوا و اطّلع هو بعد ذلك; آيا شما اطلاع داريد تا من هم مطلع شوم؟ پس اطلاع يافتند و سپس او نيز اطلاع يافت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 1
1 - خداوند دل ها و سينه هاى اهل بهشت را از هر كينه و دشمنى پاك خواهد كرد .
و نزعنا ما فى صدورهم من غل
«غل» به معناى كينه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 34 - 9
9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان
و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور
جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 6 - 4
4- نماياندن جايگاه بهشتيان به آنان ، زداينده نگرانى ها از خاطر ايشان *
و يصلح بالهم . .. عرّفها لهم
ارتباط «يصلح بالهم» با «عرّفها لهم» ممكن است اين گونه باشد كه خداوند، با شناساندن جايگاه بهشتيان به آنان پس از شهادتشان، به همه نگرانى هاى آنان پايان داده و قلبشان را آرامش بخشيده و امورشان را اصلاح كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 58 - 2
2 - بهشتيان ، در اوج سرور و شادمانى از نمردن و جاودانه بودن شان در حيات اخروى
أفما نحن بميّتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 59 - 2
2 - سرور و شادمانى بهشتيان ، از نمردن و جاودانه زيستنن و نيز رهايى از عذاب الهى در آخرت
إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمعذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 7
7 - بهشتيان ، مسرور و شادمان از لطف پروردگار خويش ، به خاطر رهايى از دوزخ
فكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 23 - 2
2 - سرخوشى بهشتيان در مجالس انس ، با ربودن جام هاى شراب از دست يكديگر
يتنزعون فيها كأسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 2
2 - بهشت و نعمت هاى گسترده آن ، مايه بهرهورى و لذت كامل بهشتيان - و نه مانند امكانات محدود و ناقص دنيوى - *
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
ممكن است كه «فاكهين»، تعريض به امكانات دنيا داشته باشد كه معمولاً بشر قادر به بهرهورى كامل از آنها نيست و لذت آن، آميخته با محروميت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 51 - 5
5 - ميوه ها ، از غذا هاى اصلى بهشتيان است .
يدعون فيها بفكهة كثيرة
از اختصاص به ذكر يافتن ميوه ها، از ميان ديگر غذاها و خوراكى هاى درخواستى بهشتيان، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 15
15 - امتنان الهى بر مؤمنان بهشتى ، با زدودن ياد تلخ لغزش هاى دنيوى از خاطره آنان *
و يكفّر عنهم سيّئاتهم
با توجّه به اين كه مسأله تكفير سيّئات پس از ورود مؤمنان به بهشت مطرح شده است - در حالى كه رتبه تكفير، قبل از مرحله ورود به بهشت است - احتمال مى رود كه مراد از تكفير در اين جا، بخشش گناهان نباشد; بلكه پوشاندن گناهان مورد نظر باشد; به گونه اى كه بهشتيان ديگر از آن پس، با به ياد آوردن لغزش هاى گذشته شرمنده و مكدّر نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 1
1 - نابرابرى ، فرجام اخروى دوزخيان و بهشتيان
لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 5
5- پدران ، همسران و فرزندان واردشدگان به بهشت عدن در صورتى كه صالح باشند به ايشان ملحق خواهند شد .
جن-ّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 14 - 8
8 - همنشينى و مؤانست بهشتيان در بهشت و تنهايى جهنّميان در جهنّم *
خالدين فيها . .. خالداً فيها
جمع آوردن «خالدين» براى بهشتيان و مفرد بودن «خالداً» براى جهنّميان، مى تواند گوياى مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 57 - 6
6 - همسران اهل بهشت ، همواره پاكيزه و منزه از هر گونه آلودگى
و الذين امنوا . .. لهم فيها ازواج مطهّرة
«مطهّر» به كسى گفته مى شود كه از نظر جسمى و روحى پاك و منزه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 6
6- بهشتيان ، همواره از نعمت هاى بهشتى و ارزاق آن بهره مند خواهند بود .
و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
«صبح و عصر» مى تواند كنايه از تمام وقت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 3
3- بهشتيان ، غرق و جاودان در نعمت هاى دل خواه خويش خواهند بود .
و هم فى مااشتهت أنفسهم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 1،3
1- بهشتيان و مؤمنان راستين ، از ناله و اندوه بزرگ قيامت در امان بوده و غمگين نخواهند شد .
إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى . .. لايحزنهم الفزغ الأكبر
«فزع» به معناى انقباض و گرفتگى ناشى از شىء ترسناك و از جنس «جزع» (ناله و افغان) است (مفردات راغب).
3- بهشتيان و مؤمنان راستين ، به هنگام برپايى قيامت مورد استقبال فرشتگان قرار خواهند گرفت .
و تتلقيهم الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 1،6،7
1 - بهشتيان ، سلام و تحيتى با عظمت از جانب پروردگار بزرگ دريافت خواهند كرد .
سلم قولاً من ربّ
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه «سلام» مبتدا و خبرِ آن، فعل محذوف باشد. و «قولاً» مفعول مطلق و نايبِ
آن خبرِ محذوف باشد. در اين صورت، تقديرِ آن چنين مى شود: «سلام يقال لهم قولاً من ربّ...». گفتنى است تنكيرِ «سلام» و «ربّ» براى تعظيم است.
6 - خداوند ، با بهشتيان سخن خواهد گفت .
سلم قولاً من ربّ رحيم
7 - بهشتيان ، مورد تكريم و عنايت ويژه پروردگاراند .
سلم قولاً من ربّ رحيم
سخن گفتن خداوند با بهشتيان و دريافت سلام و تحيت بزرگ از جانب او، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 50 - 1
1 - برخى از بهشتيان ، در بزم عيش خود رو به بعضى ديگر كرده و به پرسوجو خواهند پرداخت .
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف عين ... فأقبل بعضهم عل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 4
4 - بهشتيان ، مهمانان خدا در بهشت
أذلك خير نزلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 17
17 - پاداش الهى به بهشتيان ، فراوان و توصيف ناپذير است .
و الذين ءامنوا . .. ذلك هو الفضل الكبير
بنابراين كه «ذلك» اشاره به مجموعه هاى نعمت هاى بهشتيان داشته باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 2
2 - خوردن و آشاميدن بهشتيان ، همراه با پيام « گوارا باد » به ايشان
كلوا و اشربوا هني-ًا
جمله «كلوا و اشربوا» مقول قول محذوف است; يعنى، «يقال لهم كلوا. .. هنيئاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 3
3 - همسران زيبا ، نمود لطف الهى به بهشتيان
و زوّجنهم بحور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 11 - 1،2
1 - بهشتيان ، هيچ گونه صدا و سخن بيهوده اى در بهشت برين نمى شنوند .
لاتسمع فيها لغية
«كلام لغو»; يعنى، آنچه قابل اعتنا نيست و بدون تأمل و انديشه گفته شده است (مفردات راغب) و كلمه «لاغية»; يعنى، سخن زشت (قاموس) گفتنى است كه «لاغية» اسم فاعل و وصفى مناسب با گوينده سخن است. توصيف سخن به وصفى كه مخصوص گوينده آن است، بر مبالغه دلالت دارد; يعنى، سخنى كه حتى اندكى از «لغو» را پديد آورد، به گوش بهشتيان نخواهد خورد.
2 - اهل بهشت ، هيچ گونه سخن لغو و بيهوده اى در آن جا نمى گويند .
فى جنّة . .. لاتسمع فيها لغية
شنيده نشدن «لغو»، نشانه نبودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 3
3 - چشمه هاى جارى در بهشت ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
ناعمة . .. فيها عين جارية
كلمه «عين» اسم جنس نكره و قابل تطبيق بر يك يا چند چشمه مى باشد. آياتى كه بهشت را به داشتن چشمه هايى متعدد توصيف كرده است، مى تواند قرينه بر اراده تعدد در اين آيه نيز باشد. ارتباط اين آيه با «ناعمة» در آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 2
2 - استراحت بهشتيان بر تختخواب ها و تماشاى صحنه هاى بهشت ، از نعمت هاى الهى در آخرت
ناعمة . .. فيها سرر مرفوعة
ارتفاع تخت هاى بهشتيان، نشانگر اشراف آنان بر صحنه هاى دل انگيز بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 62 - 3
3 - طاغيان و دوزخيان ، در جستوجوى علل و چرايى ناتوانى شان از ديدن مؤمنان و جايگاه آنان
و قالوا ما لنا لانرى رجالاً
لام در «لنا» متضمن معناى علت است و «ما لنا. ..»; يعنى، به چه علت ما نمى توانيم مؤمنان را ببينيم؟ به سخن ديگر مقصود آيه شريفه، اين نكته است كه دوزخيان از علل و چرايى ناتوانى شان از ديد بهشتيان پرسش مى كنند; نه از خود ديدن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 51 - 1،2
1 - گفتوگوى بهشتيان با يكديگر ، درباره هم نشينان خود در دنيا در بزم بهشتى
قال قائل منهم إنّى كان لى قرين
2 - بهشتيان با يادآورى خاطرات دنيايى خويش ، در بزم بهشتى به گفتوگو خواهند پرداخت .
قال قائل منهم إنّى كان لى قرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 25 - 1،2
1 - گفت وگوى بهشتيان و پرسش آنان از احوال يكديگر
و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون
2 - پرسش بهشتيان از يكديگر ، درباره چگونگى راهيابى شان به بهشت
و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون
از آنچه در آيه بعد آمده است، محتواى سؤال - به گونه اى كه ياد شد - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 26 - 2
2 - مكالمات در بهشت پيشتازان ، همراه با درود و تحيت پى درپى است ; نه آميخته با لغو و نسبت هاى ناروا .
لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا
كلمه «سلاماً» مى تواند بدل براى «قليلاً» باشد. گفتنى است كه تكرار «سلاماً»، براى بيان تعاقب و پى درپى بودن است; يعنى، «سلاماًاثر سلام» (درود پى درپى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 35 - 5
5 - گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از هرگونه سخن زشت و بيهوده است .
لايسمعون فيها لغوًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 4
4 - دوزخيان ، از داخل جهنم ، توانا بر گفتگو با بهشتيان و بهشتيان نيز قادر بر سخن گفتن با دوزخيان هستند .
و نادى اصحب النار اصحب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 1،2
1 - سخن گفتن بهشتيان با هم نشينان كافر دنيايى خويش ، به وقت مشاهده آنان در دوزخ
فرءاه فى سواء الجحيم . قال تاللّه إن كدتّ
2 - امكان برقرارى ارتباط و سخن گفتن بهشتيان با دوزخيان ، به وقت مشاهده آنان در دوزخ
فرءاه فى سواء الجحيم . قال تاللّه إن كدتّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 50 - 4
4 - دوزخيان ، از داخل جهنم ، توانا بر گفتگو با بهشتيان و بهشتيان نيز قادر بر سخن گفتن با دوزخيان هستند .
و نادى اصحب النار اصحب الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 6
6 - خداوند ، با بهشتيان سخن خواهد گفت .
سلم قولاً من ربّ رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 4
4 - سخن گفتن مستقيم و بىواسطه خداوند با بهشتيان در آخرت ، نشانه تكريم آنان از سوى خداوند
يعباد . .. ادخلوا الجنّة ... لكم فيها فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 19 - 2
2 - خوردن و آشاميدن بهشتيان ، همراه با پيام « گوارا باد » به ايشان
كلوا و اشربوا هني-ًا
جمله «كلوا و اشربوا» مقول قول محذوف است; يعنى، «يقال لهم كلوا. .. هنيئاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 53 - 2
2- انسان در بهشت ، داراى جامه و پوشش
يلبسون من سندس و إستبرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 5
5- تن پوش هايى فاخر و ضخيم ، فراهم آمده از حرير سبز ، از جمله لباس هاى ويژه اهل بهشت است .
و يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس و إستبرق
كلمه «إستبرق» معرب «إستبر» فارسى است. و به معناى «ديباى ضخيم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 7
7 - پرنيان ، جنس لباس مؤمنان در بهشت
و لباسهم فيها حرير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 33 - 6
6 - لباس بهشتيان از حرير است .
و لباسهم فيها حرير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 4
4- پوشاك هايى به رنگ سبز ، فراهم آمده از حرير و در كمال ظرافت و لطافت ، لباس رسمى بهشتيان است .
يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس
«سندس» به «پارچه ديباى نازك» گفته مى شود نكره بودن واژهاى «ثياباً» و «خضراً» و «سندس» دال بر تفخيم است، از همين رو، در برداشت، قيد «كمال ظرافت و لطافت» آمده است. و نيز بدان جهت كه اهل بهشت، هرگونه لباس كه بخواهند، فراهم است، از اين لباس، به عنوان لباس ويژه و رسمى ياد گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 2
2 - جامه هاى سبز رنگ از حرير نازك و ستبر ، از لباس هاى فاخر و رسمى بهشتيان
عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 8
8 - تمامى زيبايى ها و لذت هاى مورد تمايل اهل تقوا ، آماده براى آنان در بهشت
و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 2
2 - بهشتيان ، در فضايى سرشار از سرور و شادمانى به سر برده و به شوخى و صحبت لذت بخش باهم خواهند پرداخت .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون
«فاكهون» از «فكاهه» گرفته شده كه به معناى سخن با اهل انس و گفتوگوى مسرت آميز است. گفتنى است در برداشت ياد شده، «فاكهون» خبر دوم براى «إنّ» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 51 - 3
3 - لذت بخش بودن ياد خاطرات دنيوى ، در بزم بهشتى براى بهشتيان
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين... و عندهم قصرت الطرف... قال قائل منهم إنّى
يادكرد خاطرات خود در دنيا، در آن بزم باشكوه و پر از ناز و نعمت، گوياى اين حقيقت است كه ياد چنين خاطراتى، خود لذت بخش و طراوت آفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 15 - 3
3 - لذت بخش بودن استفاده از ظرف هاى سيمين و بلورين ، براى بهشتيان
و يطاف عليهم بانية من فضّة و أكواب كانت قواريرَا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان نعمت ها و لذت هاى بهشتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 9
9 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و حس لذت جويى
متّكين على فرش . .. فيهنّ قصرت الطرف
از اين كه خداوند به وجود حوريان بشارت داده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 74 - 4
4 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و حس لذت جويى
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 53 - 4
4- تقواپيشگان در بهشت ، داراى ديدار ها و نشست هاى دوستانه و محافل انس
متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 5
5 - ياد نعمت ها و تعظيم عطاياى خداوند ، نقل مجلس انس متقين ، در بهشت *
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
در معناى «فاكهين» گفت و گوهاى دوستانه در مجالس انس آورده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 1
1 - بهشتيان ، داراى مجالس انس و تكيه زده بر تخت هاى چيده شده در كنار هم
متّكين على سرر مصفوفة
«اتكاء» (مصدر «متكين») به معناى تكيه زدن و «سُرُر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است. «مصفوفة» (صفت «سُرُر»; يعنى، چيده شده در كنار هم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 23 - 2
2 - سرخوشى بهشتيان در مجالس انس ، با ربودن جام هاى شراب از دست يكديگر
يتنزعون فيها كأسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 28 - 5
5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت
يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 10
10- بهشتيان در بهشت ، روابط حسنه و سرشار از محبت با يكديگر خواهند داشت .
تحيّتهم فيها سلم
اينكه خداوند مى فرمايد «تحيت مؤمنان در بهشت سلام گفتن و يا درخواست سلامتى براى يكديگر است» حكايت از روابط خوب آنان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 50 - 2
2 - مجلس اُنس و به پرس و جو نشستن ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فأقبل بعضهم على بعض يتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 112 - 4
4 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إنّ اللّه إذا أدخل أهل الجنّة الجنّة و أهل النار النار قال لأهل الجنة : « كم لبثتم فى الأرض عدد سنين ؟ قالوا : لبثنا يوماً أو بعض يوم قال لنعم ما اتجرتم فى يوم أو بعض يوم رحمتى و رضوانى و جنتى اُسكنوا فى ها خالدين مخلدين ثمّ يقول : يا أهل النار « كم لبثتم فى الأرض عدد سنين قالوا لبثنا يوماً أو بعض يوم » فيقول : بئس ما اتجرتم فى يوم أو بعض يوم نارى و سخطى اُمكثوا فيها خالدين ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: همانا خدا وقتى كه اهل بهشت را در بهشت و اهل آتش را در آتش داخل مى كند، به بهشتيان مى گويد «كم لبثتم فى الأرض عدد سنين؟» و آنان جواب مى هند: «لبثنا يوماً أو بعض يوم». خدا مى فرمايد: چه خوب تجارتى كرديد در يك روز يا قسمتى از آن! اينك [اين] رحمت، رضوان و بهشت من است، در آن ساكن شويد هميشه و جاويدان. سپس مى فرمايد: اى اهل آتش «كم لبثتم فى الأرض عدد سنين؟» و آنان جواب مى هند: «لبثنا يوماً أو بعض يوم». پس خدا مى فرمايد: چه بد تجارتى كرديد در يك روز يا قسمتى از يك روز. اينك، [اين] آتش و خشم من است، در آن هميشه بمانيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 75 - 4
4 - اهل بهشت از درجات و مراتبى مختلف ، برخوردارند .
لهم الدرجت العلى
ذكر «الدرجات» به صورت جمع، از كثرت و تعدد درجات و تفاوت آنها با يكديگر حكايت دارد; زيرا اگر همه در يك رتبه بودند صيغه مفرد نيز براى افاده آن كافى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 19 - 2
2- وجود تفاوت درجات ، در بهشت براى مؤمنان و در دوزخ براى كافران *
و لكلّ درجت ممّا عملوا
برداشت بالا بنابراين است كه «لكلّ» به معناى هر يك از مؤمنان و هر يك از كافران باشد كه در آيات پيشين به عنوان «مسلم» و «منكر معاد» از آنان ياد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 4
4 - بهشت ، جلوه ربوبيت خداوند ، در حق تقواپيشگان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت . .. ءاتيهم ربّهم
مطرح ساختن ربوبيت خداوند، در مقام اعطاى بهشت به پرهيزكاران و نيز اضافه «رب» به «هم»، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 2
2 - بهشتيان ، در فضايى سرشار از سرور و شادمانى به سر برده و به شوخى و صحبت لذت بخش باهم خواهند پرداخت .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون
«فاكهون» از «فكاهه» گرفته شده كه به معناى سخن با اهل انس و گفتوگوى مسرت آميز است. گفتنى است در برداشت ياد شده، «فاكهون» خبر دوم براى «إنّ» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 1
1- بهشتيان و مؤمنان راستين ، از ناله و اندوه بزرگ قيامت در امان بوده و غمگين نخواهند شد .
إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى . .. لايحزنهم الفزغ الأكبر
«فزع» به معناى انقباض و گرفتگى ناشى از شىء ترسناك و از جنس «جزع» (ناله و افغان) است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 24 - 1
1 - اهل بهشت در روز قيامت ، داراى برترين جايگاه و نيكوترين بستر براى استراحت
أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا و أحسن مقيلاً
«مقيلاً» اسم مكان از ماده «قيلولة» است و «قيلوله» به معناى استراحت ميان روز مى باشد و مقصود از آن در آيه شريفه، مطلق آسايشگاه و محل استراحت; يعنى، بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 43 - 7
7 - جايگاه رفيع بهشتيان ، مشرف بر نهرهايى جارى
تجرى من تحتهم الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 9
9 - بهشتيان در آستانه ورود به بهشت در عين اميد به حضور در آن جايگاه رفيع ، نگران از تغيير سرنوشت خويشند .
لم يدخلوها و هم يطمعون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير فاعلى در «لم يدخلوها» و «يطمعون» به أصحاب الجنة، برگردانده شود. بر اين مبنا جمله «لم يدخلوها» حال براى «أصحاب الجنة» است. گفتنى است «يطمعون» (اميد دارند) اشاره به نگرانى آنان دارد كه مبادا از ورود به بهشت منع گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 75 - 4
4 - اهل بهشت از درجات و مراتبى مختلف ، برخوردارند .
لهم الدرجت العلى
ذكر «الدرجات» به صورت جمع، از كثرت و تعدد درجات و تفاوت آنها با يكديگر حكايت دارد; زيرا اگر همه در يك رتبه بودند صيغه مفرد نيز براى افاده آن كافى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 4
4- بهشتيان و مؤمنان راستين ، برخوردار از مقام و منزلتى والا در روز رستاخيز
و تتلقّيهم الملئكة
استقبال فرشتگان از مؤمنان و بهشتيان، حاكى از منزلت و مقام والاى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 1
1- ديدار فرشتگان با اهل بهشت و سخن گفتن آنان با ايشان
والملئكة يدخلون عليهم . .. سلم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 57 - 2
2 - ميوه ها ، از غذا هاى اصلى بهشتيان است .
لهم فيها فكهة
از اختصاص به ذكر يافتن ميوه ها از ميان ديگر غذاها و خوراكى ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 15
15 - امتنان الهى بر مؤمنان بهشتى ، با زدودن ياد تلخ لغزش هاى دنيوى از خاطره آنان *
و يكفّر عنهم سيّئاتهم
با توجّه به اين كه مسأله تكفير سيّئات پس از ورود مؤمنان به بهشت مطرح شده است - در حالى كه رتبه تكفير، قبل از مرحله ورود به بهشت است - احتمال مى رود كه مراد از تكفير در اين جا، بخشش گناهان نباشد; بلكه پوشاندن گناهان مورد نظر باشد; به گونه اى كه بهشتيان ديگر از آن پس، با به ياد آوردن لغزش هاى گذشته شرمنده و مكدّر نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 5
5 - پاداش هاى بهشتيان ، عطا و تفضّل خداوند است .
عطاء
«عطاء» اسم مصدر و به معناى پرداختن و نيز به معناى چيزى است كه به ديگرى پرداخته مى شود. راغب در «مفردات» مى گويد: «اين كلمه به جايزه و بخشش اختصاص يافته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 8
8- جاودانگى بهشتيان و برخوردارى ابدى آنان از نعمت ها ، متكى به مبدأ لايزال و پايان ناپذير فيض الهى است .
خلدين فيها . .. قل لو كان البحر مدادًا لكلمت ربّى لنفد البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 1
1 - بهشتيان ، رهايى خود از پيامد هاى هلاكت بار هم نشينى با كافران دوزخى را ، مديون لطف خدا و به توفيق او مى دانند .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 19 - 2،4
2 - نامه اعمال مؤمنان بهشتى در قيامت ، در دست راست آنان قرار دارد .
فأمّا من أُوتى كتبه بيمينه
از اوصاف بيان شده براى اين گروه در آيات بعدى به دست مى آيد كه آنان مؤمنانى بهشتى و از همان گروهى اند كه در آيه 38 سوره «واقعه»، از آنان به «اصحاب اليمين» نام برده شده است.
4 - مؤمنان بهشتى ، خواستار مشاهده و قرائت شدن نامه اعمالشان در عرصه قيامت
فيقول هآؤُم اقرءوا كتبيه
«هآؤُم» اسم فعل امر و به معناى «خذوا» (بياييد بگيريد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 54 - 6
6 - راه نداشتن كمترين ملال و زحمت ، در زندگى اخروى بهشتيان
متّكين . .. و جنى الجنّتين دان
از اين كه خداوند با تعابير «متّكئين على فرش» و «دان»، نهايت آسايش بهشتيان را ترسيم كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 5
5 - امت ها و گروه هاى موجود در صحنه قيامت ، چه بهشتى و چه دوزخى ، هر كدام داراى علايمى مخصوص به خويش
و على الاعراف رجال يعرفون كلاً بسيمهم
كلمه «سيما» به معناى علامت و نشانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 2
2 - مى گسارى بهشتيان و استفاده آنان از جام هاى شراب آماده ، جلوه اى از خوشبختى آنان است .
إنّ للمتّقين مفازًا . .. و كأسًا دهاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 11 - 3
3 - نشنيدن سخن لغو و بيهوده ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
ناعمة . .. لاتسمع فيها لغية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 12 - 3
3 - چشمه هاى جارى در بهشت ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
ناعمة . .. فيها عين جارية
كلمه «عين» اسم جنس نكره و قابل تطبيق بر يك يا چند چشمه مى باشد. آياتى كه بهشت را به داشتن چشمه هايى متعدد توصيف كرده است، مى تواند قرينه بر اراده تعدد در اين آيه نيز باشد. ارتباط اين آيه با «ناعمة» در آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 13 - 2
2 - استراحت بهشتيان بر تختخواب ها و تماشاى صحنه هاى بهشت ، از نعمت هاى الهى در آخرت
ناعمة . .. فيها سرر مرفوعة
ارتفاع تخت هاى بهشتيان، نشانگر اشراف آنان بر صحنه هاى دل انگيز بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 14 - 2
2 - نوشيدن از چشمه بهشت با پياله هاى آماده ، در حال آرميدن بر تختخواب خويش ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان
فيها عين جارية . فيها سرر مرفوعة . و أكواب موضوعة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 9
9 - رضوان خداوند و خشنودى او از بهشتيان ، بالاترين لذت و نعمت براى آنان
و رضون من اللّه أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 2
2- در بهشت عدن ، نهر ها ، از زير پاى ( كاخ ها و بنا هاى رفيع ) بهشتيان جريان دارد .
تجرى من تحتهم الأنهر
مرجع ضمير «تحتهم» عبارت «الذين امنوا» در آيه قبل است; يعنى، از زير پاى بهشتيان، نهرها جارى است. روشن است كه جريان آب از زير پاى بهشتيان، تعبيرى براى ترسيم محل اقامت آنان در بهشت و جريان يافتن آب از زير بناها و يا تكيگاه هاى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 102 - 3
3- بهشتيان ، غرق و جاودان در نعمت هاى دل خواه خويش خواهند بود .
و هم فى مااشتهت أنفسهم خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 55 - 1
1 - بهشتيان ، در ناز و نعمت و خوشى و شادمانى وصف ناپذير غوطهور خواهند بود .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل
«شغل» به معناى شأن و كار اصلى است كه انسان را از ديگر كارها بازداشته و به خود مشغول كرده است. گفتنى است كه تنكير آن مى تواند براى تعظيم باشد; يعنى، مشغله اى كه كنه و عمق آن ناشناخته و وصف ناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 17
17- غفران و خوشنودى پروردگار از بهشتيان ، نعمتى عظيم براى ايشان
فيها . .. و مغفرة من ربّهم
در اين آيه مغفرت پروردگار، همانند ساير نعمت ها، تذكر داده شده است و تنوين «مغفرة» دال بر تفخيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 16 - 1
1 - تقواپيشگان بهشتى ، دريافت كنندگان عطاياى پروردگار با رغبت و رضا
ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم
واژه «أخذ» در مورد بهشتيان است و به قرينه موضوع مى رساند كه آنان با اشتياق هداياى الهى را مى پذيرند; برخلاف كافران كه در قيامت با ناراحتى و به قهر عذاب الهى را مى چشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 1
1 - شادمانى تقواپيشگان در بهشت ، از عطاياى پروردگار به آنان
فكهين بما ءاتيهم ربّهم
«فاكه» (از مصدر «فكاهه») به معناى شادمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 46 - 9
9 - بهشتيان در آستانه ورود به بهشت در عين اميد به حضور در آن جايگاه رفيع ، نگران از تغيير سرنوشت خويشند .
لم يدخلوها و هم يطمعون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير فاعلى در «لم يدخلوها» و «يطمعون» به أصحاب الجنة، برگردانده شود. بر اين مبنا جمله «لم يدخلوها» حال براى «أصحاب الجنة» است. گفتنى است «يطمعون» (اميد دارند) اشاره به نگرانى آنان دارد كه مبادا از ورود به بهشت منع گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 7
7 - راهيان بهشت در عين اميدوارى براى ورود به بهشت ، نگران ملحق شدن به دوزخيان هستند .
ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 4
4 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و نياز هاى عاطفى در بهشت
و زوّجنهم بحور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 5
5 - انسان ، در بهشت به خوردن و آشاميدن نياز دارد و از آن لذت مى برد .
يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 17
17 - پاداش الهى به بهشتيان ، فراوان و توصيف ناپذير است .
و الذين ءامنوا . .. ذلك هو الفضل الكبير
بنابراين كه «ذلك» اشاره به مجموعه هاى نعمت هاى بهشتيان داشته باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 52 - 2
2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .
يقول أءنّك لمن المصدّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 4
4 - تقوا ، اصلى ترين شرط ورود به بهشت و بارزترين ويژگى بهشتيان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 16 - 4
4 - پذيرايى از بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، با ظرف ها و جام هاى متناسب با نياز و ميل آنان خواهد بود .
قدّروها تقديرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه اندازه گيرى ظرف ها و جام ها، ممكن است به لحاظ مقدار نيازها و ميل هاى بهشتيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 7
7- در زندگى بهشتيان ، تنوع زمان ( بامداد و پسين ) وجود دارد .
لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 1
1 - زندگى انسان هاى بهشتى با انواع نعمت ها ( همچون نهر ها ، تخت ها ، شراب و همسران زيبا ) قابل مقايسه با زندگى پردرد و رنج دوزخيان نيست .
أذلك خير نزلاً أم شجرة الزقّوم
خوب بودن زندگى بهشتيان و بدى زندگى دوزخيان امرى روشن و آشكار است. بر اين اساس سؤال از بهتر بودن زندگى بهشتيان نسبت به دوزخيان مى تواند براى بيان شدت تفاوت اين دو زندگى و قابل قياس نبودن آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 62 - 4
4- گفتار بهشتيان با يكديگر ، عارى از ياوه و بيهودگى و سرشار از سلامت خواهى و آرزوى امنيت خواهد بود .
لايسمعون فيها لغوًا إلاّ سلمًا
استثنا در «إلاّ سلاماً» منقطع است; يعنى، «لكن يسمعون سلاماً» و يا «كلاماً سالماً». برخى از مفسران آن را استثناى متصل دانسته و گفته اند: «سلام» - كه دعاى به سلامتى از آفات است - براى بهشتيان جز اكرام و گرامى داشت مفهومى ندارد; زيرا در بهشت آفتى نيست تا دعا به سلامتى از آن لغو نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 31 - 4،5
4- پوشاك هايى به رنگ سبز ، فراهم آمده از حرير و در كمال ظرافت و لطافت ، لباس رسمى بهشتيان است .
يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس
«سندس» به «پارچه ديباى نازك» گفته مى شود نكره بودن واژهاى «ثياباً» و «خضراً» و «سندس» دال بر تفخيم است، از همين رو، در برداشت، قيد «كمال ظرافت و لطافت» آمده است. و نيز بدان جهت كه اهل بهشت، هرگونه لباس كه بخواهند، فراهم است، از اين لباس، به عنوان لباس ويژه و رسمى ياد گرديده است.
5- تن پوش هايى فاخر و ضخيم ، فراهم آمده از حرير سبز ، از جمله لباس هاى ويژه اهل بهشت است .
و يلبسون ثيابًا خضرًا من سندس و إستبرق
كلمه «إستبرق» معرب «إستبر» فارسى است. و به معناى «ديباى ضخيم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 21 - 2،9
2 - جامه هاى سبز رنگ از حرير نازك و ستبر ، از لباس هاى فاخر و رسمى بهشتيان
عليهم ثياب سندس خضر و إستبرق
9 - « روى عن الصادق ( ع ) أنّه قال : فى معناه تعلوهم الثياب فيلبسونها . . . « و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً » يطهرهم عن
كلّ شىء سوى اللّه . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره معناى «عاليهم ثياب سندس خضر و إستبرق» فرمود: لباس به طرف آنان بالا مى رود و آن را مى پوشند. .. و درباره «و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً» فرمود: [آن نوشيدنى پاك كننده] آنان را از هر چه غير خدا است، پاك مى كند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 5
5- پدران ، همسران و فرزندان واردشدگان به بهشت عدن در صورتى كه صالح باشند به ايشان ملحق خواهند شد .
جن-ّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 2
2 - بهشتيان ، داراى همسرانى نيكو ، با چشمانى سياه و زيبا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء«) به معناى سياه چشمان و «عين» جمع «عيناء») و به معناى زيبا چشمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 6
6 - حوريان بهشتى ، زنانى غير از همسران دنيوى بهشتيان
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
تعبير «لم يطمثهنّ إنس. ..» مى رساند كه اصولاً حوريه هاى بهشت، سابقه ارتباط هيچ موجودى را نداشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 74 - 3
3 - حوران بهشتى ، زنانى غير از همسران دنيايى بهشتيان
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
تعبير «لم يطمثهنّ إنس قبلهم. ..» مى رساند كه اصولاً حوريان بهشتى، سابقه ارتباط با هيچ موجودى را نداشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 23 - 3
3 - حوران بهشتى ، غير از همسران دنيوى بهشتيان اند .
كأمثل اللؤلؤ المكنون
در صورتى كه تشبيه به «لؤلؤ مكنون» كنايه از اين باشد كه هيچ بيگانه اى، حوران بهشتى را قبلاً لمس نكرده; معلوم مى شود كه آنها زنانى غير از زنان دنيوى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 5
5- پدران ، همسران و فرزندان واردشدگان به بهشت عدن در صورتى كه صالح باشند به ايشان ملحق خواهند شد .
جن-ّت عدن يدخلونها و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 51 - 1
1 - گفتوگوى بهشتيان با يكديگر ، درباره هم نشينان خود در دنيا در بزم بهشتى
قال قائل منهم إنّى كان لى قرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 54 - 1،2
1 - بهشتيان ، درباره سرنوشت هم نشينان كافر دنيايى خود ، از ديگر بهشتيان پرسش كرده و از وضعيت آنان كسب اطلاع خواهند كرد .
قال هل أنتم مطّلعون
استفهام «هل» براى عرض و يا امر است كه مفاد آن تقاضا و درخواست مى باشد.
2 - بهشتيان ، براى يافتن هم نشينان كافر دنيايى خود و آگاه شدن از سرنوشت آنان در قيامت ، به جستوجو خواهند پرداخت .
قال هل أنتم مطّلعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 55 - 1
1 - اطلاع يافتن بهشتيان ، از سرنوشت هم نشينان كافر دنيايى خويش در قيامت
إنّى كان لى قرين . .. قال هل أنتم مطّلعون . فاطّلع
«فا» در فاطّلع» فصيحه و عطف بر جمله مقدر است كه تقدير آن چنين مى باشد: «هل أنتم مطّلعون حتّى اطّلع أنا أيضاً فاطّلعوا و اطّلع هو بعد ذلك; آيا شما اطلاع داريد تا من هم مطلع شوم؟ پس اطلاع يافتند و سپس او نيز اطلاع يافت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 1،3
1 - سخن گفتن بهشتيان با هم نشينان كافر دنيايى خويش ، به وقت مشاهده آنان در دوزخ
فرءاه فى سواء الجحيم . قال تاللّه إن كدتّ
3 - سوگند مؤكد بهشتيان براى هم نشينان دوزخى خود ، مبنى بر تلاش آنان در جهت هلاكت مؤمنان و معتقدان به معاد در دنيا
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
«ارداء» (مصدر «تردين») به معناى نابودكردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 72 - 7،10
7 - يهود ، آنچه را در اوّل روز بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده بود ( قبله بودن بيت المقدّس ) ، پذيرفتند و به آنچه در انت هاى روز نازل شده بود ( قبله بودن كعبه ) ، كفر ورزيدند تا مؤمنان را گمراه سازند .
و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون
برخى از مفسران برآنند كه «وجه النهار» و «آخره» متعلق به «انزل» است ; و سياق آيه مى رساند كه مراد از «الذى»، حكمى خاص است ; برخى روايات دلالت دارد كه آن حكم خاص، تغيير قبله بوده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عصرگاهى مأمور شد نماز را به سوى كعبه بخواند و قبله مسلمانان را كه تا صبحگاه آن روز، بيت المقدس بوده است تغيير دهد.
10 - دستور علماى يهود به پيروان خود مبنى بر پذيرش بيت المقدس به عنوان قبله و مخالفت با كعبه
و قالت طائفة من اهل الكتاب امنوا بالّذى انزل . .. و اكفروا اخره
امام باقر (ع): . .. فقالوا صلى محمد الغداة فاستقبل قبلتنا فامنوا بالّذى انزل على محمد وجه النهار و اكفروا اخره يعنون القبلة حين استقبل رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) المسجد الحرام.
تفسير قمى، ج 1، ص 105 ; تفسير برهان، ج 1، ص 292، ح 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 96 - 5،6
5 - شرافت كعبه بر بيت المقدس ، على رغم پندار يهوديان
انّ اوّل بيت وضع للناس
با توجه به شأن نزول كه يهوديان مى گفتند بيت المقدّس، برتر و باارزشتر از كعبه است.
6 - قدمت كعبه ، ملاك شرافت آن بر بيت المقدس
انّ اوّل بيت وضع للناس
با توجه به شأن نزول ذكر شده در مجمع البيان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 1،4
1 - خداوند ، به بنى اسرائيل فرمان داد تا به آبادى بيت المقدس وارد شوند .
و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية
«قرية» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده است و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است; چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت كلمه «آبادى» آورده شد. ال در «القرية» عهد حضورى است و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن، بيت المقدس مى باشد.
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ( ع ) ، سرزمينى آباد ، پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكى ها بود .
فكلوا منها حيث شئتم رغداً
كلمه «رغداً» (پاك، مرفه و پر خير و بركت) حال براى ضمير «منها» مى باشد كه به دليل «كلوا» مراد، فراوانى نعمتها و خوراكيهاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 4
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ، سرزمينى آباد و پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكيها
و كلوا منها حيث شئتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 4
4 - ادامه داشتن بيت المقدس به عنوان قبله ، موجب برخوردارى مخالفان اسلام از دليل و حجت بر عليه پيامبر و مسلمانان
فول وجهك . .. فولوا وجوهكم شطره لئلا يكون للناس عليكم حجة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 154 - 6
6 - يهوديان عصر موسى ، مأمور ورود به بيت المقدس ، با حالتى خاضعانه
و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً
مراد از «الباب» بنابه گفته بسيارى از مفسران، دروازه شهر بيت المقدس است و «سجداً» جمع ساجد مى باشد و مراد از سجده مى تواند معناى لغوى آن (خضوع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 6،7،9
6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل
و قولوا حطة
«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.
7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
9 - خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس
اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم
ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 5
5 - عذاب نازل شده بر متمردان بنى اسرائيل ، سزاى گناهان پيشين آنان و گناه رعايت نكردن آداب مقرر شده براى ورود به بيت المقدس
فبدل الذين ظلموا منهم . .. فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ظلم و گناه در «بما كانوا يظلمون» غير از گناهى باشد كه جمله «فبدل . .. » بيانگر آن است. بنابراين تفريع «فأرسلنا ... » بر «فبدل ... » مى رساند كه عذاب به خاطر تبديل فرمان الهى بوده و «باء» سببيه در «بما كانوا... » مى رساند كه عذاب به سبب ظلم و گناه سابق بنى اسرائيل بوده است. يعنى گناهِ تبديل، به ضميمه گناهان سابق باعث ارسال عذاب بر آنان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 1 - 24،26
24- « عن ابى عبدالله جعفربن محمدالصادق ( ع ) قال : لما أسرى برسول الله (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس حمله جبرائيل على البراق فاتيا بيت المقدس و عرض إليه محاريب الأنبياء و صلى بها و رده . . . ;
جبرئيل، آن حضرت را بر بُراق سوار كرد و هر دو به بيت المقدس آمدند و جبرئيل محرابهاى انبيا را به او نشان داد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن جا نماز خواند و سپس آن حضرت را باز گرداند. ..».
26- « روى عن على ( ع ) : انه لمّا كان بعد ثلاث سنين من مبعثه صلى الله عليه و آله و سلّم أسرى به إلى بيت المقدس و عرج به منه إلى السّماء ليلة المعراج . . . ;
از حضرت على(ع) روايت شده است: پس از گذشت سه سال از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن حضرت در شب معراج به بيت المقدس و از آن جا به آسمان برده شد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 1،2،5،10،19
1 - بنى اسرائيل فرمان يافتند تا پس از زندگانى بيابانى ، در آبادى بيت المقدس سكونت گزينند .
و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية
«قريه» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است. و چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت فوق كلمه «آبادى» آورده شد. «ال» در «القرية» عهد حضورى و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن بيت المقدس است.
2 - فرمان به سكونت گزيدن در آبادى بيت المقدس ، فرمانى بود از جانب خدا به بنى اسرائيل
و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية
كلمه «قيل» به صورت مجهول آمده و فرمان دهنده ذكر نشده است، ولى از جمله «نغفر لكم . .. » به دست مى آيد كه فرمان دهنده خداوند است.
5 - خداوند تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس را براى بنى اسرائيل حلال و مباح كرد .
و كلوا منها حيث شئتم
10 - بنى اسرائيل پيش از ورود به بيت المقدس گناهان فراوانى داشتند .
نغفر لكم خطيئتكم
برداشت فوق با توجه به كلمه «خطيئات» - كه به صورت جمع آمده - استفاده شده است.
19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن
و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين
كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 2،3،6،7،8،10
2 - فرمان تصرف بيت المقدس به بنى اسرائيل ، پس از زندگانى بيابانى آنان بود .
و ظللنا عليكم الغمام . .. و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية
3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن به سر مى بردند .
و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية
برداشت فوق با توجه به اسم اشاره «هذه» - كه براى اشاره به نزديك است - استفاده شده است.
6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين
اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب
7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا - به هنگام تصرف بيت المقدس - از دستور هاى خداوند به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع ساجد و حال براى فاعل «ادخلوا» مى باشد. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن
(پيشانى بر خاك نهادن) سازگار نيست، مى توان گفت: در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
8 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس فرمانى از جانب خداوند به بنى اسرائيل
ادخلوا . .. و قولوا حطة
«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف همانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرو آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد «نغفر لكم ...» برداشتن گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد - خدايا - درخواست ما آمرزش گناهان است.
10 - بنى اسرائيل ، پيش از ورودشان به بيت المقدس ، بر دوش دارنده گناهانى بسيار
نغفر لكم خطيكم
برداشت فوق با توجه به جمع آوردن كلمه «خطاياكم» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 4
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ( ع ) ، سرزمينى آباد ، پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكى ها بود .
فكلوا منها حيث شئتم رغداً
كلمه «رغداً» (پاك، مرفه و پر خير و بركت) حال براى ضمير «منها» مى باشد كه به دليل «كلوا» مراد، فراوانى نعمتها و خوراكيهاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 4
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ، سرزمينى آباد و پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكيها
و كلوا منها حيث شئتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 25
25 - نمازهايى كه پيش از تغيير قبله به سمت بيت المقدس خوانده شده بود ، مورد پذيرش خدا بوده و اجرش ضايع نخواهد شد .
و ما كان اللّه ليضيع إيمنكم
تغيير قبله يا نويد به تغيير آن، اين پرسش را براى مسلمانان در پى داشت كه: نمازها و عبادتهاى انجام شده به سوى بيت المقدس آيا محكوم به بطلان است. جمله «و ما كان ...» پاسخ به اين پرسش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 4،6
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ( ع ) ، سرزمينى آباد ، پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكى ها بود .
فكلوا منها حيث شئتم رغداً
كلمه «رغداً» (پاك، مرفه و پر خير و بركت) حال براى ضمير «منها» مى باشد كه به دليل «كلوا» مراد، فراوانى نعمتها و خوراكيهاى آن است.
6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين
اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 4
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ، سرزمينى آباد و پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكيها
و كلوا منها حيث شئتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 3،7،8
3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن به سر مى بردند .
و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية
برداشت فوق با توجه به اسم اشاره «هذه» - كه براى اشاره به نزديك است - استفاده شده است.
7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا - به هنگام تصرف بيت المقدس - از دستور هاى خداوند به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع ساجد و حال براى فاعل «ادخلوا» مى باشد. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك نهادن) سازگار نيست، مى توان گفت: در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
8 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس فرمانى از جانب خداوند به بنى اسرائيل
ادخلوا . .. و قولوا حطة
«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف همانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرو آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد «نغفر لكم ...» برداشتن گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد - خدايا - درخواست ما آمرزش گناهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 5
5 - تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس ، براى بنى اسرائيل حلال و مباح بود .
فكلوا منها حيث شئتم رغداً
«حيث شئتم» (هر كجا خواستيد) دلالت بر آن دارد كه محدوده مكانى براى بهره بردارى از نعمتهاى بيت المقدس تعيين نشده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 6
6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين
اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 8
8 - دروازه بيت المقدس طريق تعيين شده از جانب خدا براى نفوذ به آن سرزمين و تصرف آن ديار
و ادخلوا الباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 6
6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين
اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 4
4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ( ع ) ، سرزمينى آباد ، پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكى ها بود .
فكلوا منها حيث شئتم رغداً
كلمه «رغداً» (پاك، مرفه و پر خير و بركت) حال براى ضمير «منها» مى باشد كه به دليل «كلوا» مراد، فراوانى نعمتها و خوراكيهاى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 1 - 3،5
3 - سوگند خداوند ، به سرزمين انجير و زيتون *
و التين و الزيتون
از احتمالاتى كه درباره مفاد آيه گفته شده، اين است كه مراد از «انجير» و «زيتون» - به قرينه دو آيه بعد - دو منطقه است كه يكى مانند «كوفه» سرزمين انجيرخيز و ديگرى مانند «بيت المقدس» سرزمين زيتون بوده است. در اين صورت سوگندهاى چهارگانه اين سوره، سرزمين هاى نزول وحى را دربرگرفته است; زيرا «نوح»(ع) در كوفه، ابراهيم و عيسى(ع) در بيت المقدس، موسى(ع) در طور سينا و پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در مكه به نشر آيين خويش پرداختند.
5 - « عن أبى الحسن الاوّل قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إنّ اللّه تبارك و تعالى . . . اختار من البلدان أربعة فقال عزّوجلّ : « و التين و الزيتون . و طور سينين . و هذا البلد الأمين » فالتين المدينة ، و الزيتون بيت المقدّس ، و طور سينين الكوفة و هذا البلد الأمين مكّة ;
از امام موسى بن جعفر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند تبارك و تعالى . .. از بين شهرها، چهار شهر را انتخاب كرد. او - كه عزيز و جليل است - فرمود: « والتين و الزيتون . و طور سينين . و هذا البلد الأمين». پس «تين» مدينه و «زيتون» بيت المقدس و «طور سينين» كوفه و «هذا البلد الأمين» مكه است.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 7
7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 9،10،17
9 - هدف از تعيين بيت المقدس به عنوان قبله مسلمانان ، مشخص شدن پيروان واقعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از غير آنان بود
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه
10 - تعيين بيت المقدس به عنوان قبله ، آزمونى براى مسلمانان و تصفيه ايشان
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم
17 - مشخص شدن روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا ، فلسفه تعيين بيت المقدس به عنوان قبله مسلمانان
إلا لنعلم من يتبع الرسول . .. و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 1،2
1 - بيت المقدس در برهه اى از عصر بعثت ، قبله مسلمانان بود .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها
اكثر مفسران برآنند كه مراد از «قبلتهم . ..» بيت المقدس است.
2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .
ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء
جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 8،19
8 - بيت المقدس ، قبله مسلمانان در برهه اى از عصر بعثت
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها
مراد از «القبلة» بيت المقدس است. قابل ذكر است كه «كان» در «التى كنت عليها» مى تواند به معناى حال باشد; يعنى، قبله اى كه بر آن هستى. بر اين مبنا نزول آيه مورد بحث قبل از تغيير قبله خواهد بود و مى تواند «كان» در جمله فوق به معناى گذشته باشد. در اين صورت، زمان نزول آيه مورد بحث پس از تغيير قبله خواهد بود. از آن جا كه فرمان تغيير قبله در آيه بعد مطرح شده، به نظر مى رسد احتمال نخست پسنديده تر باشد.
19 - تغيير قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوى مسجد الحرام *
و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «كان» در «التى كنت عليها» دلالت بر زمان ماضى داشته باشد، در اين صورت «التى كنت عليها» دلالت بر تغيير قبله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 3
3 - تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه ، حق و پيراسته و از هرگونه بطلان و ناروايى
الحق من ربك
به دليل آيات قبل مصداق مورد نظر براى «الحق»، تغيير قبله مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 154 - 8
8 - حرمت و عظمت بيت المقدس ، نزد خداوند
و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً
امر به خضوع و سجده به هنگام ورود به بيت المقدس، حاكى از حرمت و عظمت آن نزد خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 11
11 - قبله بودن بيت المقدس براى اهل اسلام ، امرى دشوار و ناپذيرفتنى براى گروهى از مسلمانان
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 12
12 - تنها هدايت يافتگان ، بيت المقدس را به عنوان قبله پذيرفته و آن را تكليفى سنگين نمى شمردند .
و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 7
7 - انتظار و اشتياق پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نسخ قبله سابق ( بيت المقدس ) داراى نقشى بسزا در نسخ آن بود .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها
تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر «قد نرى ...» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه انتظار و اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تغيير قبله در آن امر مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 30
30 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . و لما ان اصرف نبيه إلى الكعبة عن بيت المقدس قال المسلمون للنبى (صلی الله علیه و آله) أرأيت صلاتنا التى كنا نصلى إلى بيت المقدس ما حالنا فى ها و ما حال من مضى من أمواتنا و هم يصلون إلى بيت المقدس ؟ فأنزل اللّه « و ما كان اللّه ليضيع إيمانكم ان اللّه بالناس لرؤف رحيم » فسمّى الصلوة إيماناً . . . ;
چون خداوند، رسول اللّه را از بيت المقدس به كعبه برگرداند، مسلمانان به پيامبر عرضه داشتند: صحت نمازهايى كه به طرف بيت المقدس خوانده ايم و نمازهاى كسانى كه به طرف بيت المقدس نماز خوانده و از دنيا رفته اند، چطور مى شود؟ خداوند
آيه شريفه «و ما كان اللّه ليضيع إيمانكم ان اللّه بالناس لرءوف رحيم» را نازل فرمود و در آن نماز را ايمان ناميد . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 17
17 - امام صادق ( ع ) فرمود : « و صلّى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس بعد النبوة ثلاث عشرة سنة بمكة و تسعة عشر شهراً بالمدينة ثمّ عيّرته اليهود . . . ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بعد از رسالت خويش، سيزده سال در مكه و نوزده ماه در مدينه به سوى بيت المقدس نماز مى خواند، تا آنكه يهود او را سرزنش كردند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 31
31 - « عن ابى بصير عن أحدهما . . . فقلت له : اللّه أمره أن يصلى إلى بيت المقدس ، قال : نعم ، ألاترى ان اللّه تعالى يقول ، « و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه » . . . ;
ابى بصير از امام باقر يا امام صادق(ع) سؤال كرد: . .. آيا خداوند رسول خود را مأمور كرد كه به سوى بيت المقدس نماز گزارد؟ آن حضرت فرمود: بله آيا نديدى كه خداوند تعالى مى فرمايد: «ما آن قبله اى كه قبلا بر آن بودى تنها براى اين قرار داديم تا افرادى كه از پيامبر پيروى مى كنند را از كسانى كه به جاهليت باز مى گردند، مشخص كنيم» ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 1 - 24
24- « عن ابى عبدالله جعفربن محمدالصادق ( ع ) قال : لما أسرى برسول الله (صلی الله علیه و آله) إلى بيت المقدس حمله جبرائيل على البراق فاتيا بيت المقدس و عرض إليه محاريب الأنبياء و صلى بها و رده . . . ;
جبرئيل، آن حضرت را بر بُراق سوار كرد و هر دو به بيت المقدس آمدند و جبرئيل محرابهاى انبيا را به او نشان داد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن جا نماز خواند و سپس آن حضرت را باز گرداند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 1،9،16،18
1 - خداوند ، به بنى اسرائيل فرمان داد تا به آبادى بيت المقدس وارد شوند .
و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية
«قرية» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده است و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است; چون قرينه اى يافت
نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت كلمه «آبادى» آورده شد. ال در «القرية» عهد حضورى است و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن، بيت المقدس مى باشد.
9 - خداوند به قوم موسى - در صورت ورود به بيت المقدس با رعايت آداب آن - نويد آمرزش گناهانشان را داد .
ادخلوا هذه القرية . .. و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم
ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه امرهايى است كه در آيه شريفه مطرح شده بود. بنابراين تقدير چنين است: «ان تدخلوا و تأكلوا و تدخلوا الباب سجداً و تقولوا حطة نغفر لكم».
16 - خداوند ، محسنان و پاكدامنان بنى اسرائيل را - در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس - به پاداشى افزونتر از ديگران نويد داد .
قولوا حطة نغفر لكم خطيكم و سنزيد المحسنين
18 - داستان ورود بنى اسرائيل عصر موسى به بيت المقدس ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد داشتن
إذ قلنا ادخلوا . .. و سنزيد المحسنين
جمله «إذ قلنا . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذ قلنا ...; به ياد داشته باشيد آن زمانى را كه فرمان داديم ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 2
2 - حرام خواران قوم موسى ، به جاى طلب آمرزش از خدا و گفتن « حطة » - در هنگام ورود به بيت المقدس - كلامى ديگر بر زبان جارى مى ساختند .
فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم
به نظر مى رسد مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى باشند كه خداوند در آيه 57 آنان را به سبب ناسپاسى و استفاده از خوراكيهاى غير طيب، ستمكار شمرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 3،6،7،8،14،19
3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن آبادى بسر مى بردند .
و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية
برداشت فوق با توجه به اسم اشاره (هذه) استفاده شده است.
6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل
و قولوا حطة
«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.
7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
8 - دروازه بيت المقدس طريق تعيين شده از جانب خدا براى نفوذ به آن سرزمين و تصرف آن ديار
و ادخلوا الباب
14 - خداوند محسنان بنى اسرائيل را در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس ، به پاداشى افزونتر از احسانشان نويد داد .
سنزيد المحسنين
19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن
و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين
كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 2
2 - حرام خواران قوم موسى به جاى طلب آمرزش از خدا به هنگام ورود به بيت المقدس كلامى ديگر بر زبان جارى ساختند .
فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم
مى توان گفت مراد از «الذين ظلموا» به دليل «و لكن كانوا أنفسهم يظلمون» در آيه 160 كسانى هستند كه با استفاده از خوراكيهاى غير پاكيزه به حرامخوارى دست يازيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 154 - 7،12
7 - ورود به بيت المقدس و سجده به درگاه الهى در آن هنگام ، فرمان خداوند به يهوديان عصر موسى ( ع )
و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً
12 - ورود خاضعانه به بيت المقدس و رعايت قانون تعطيلى روز شنبه ، از جمله پيمان هاى خداوند با يهود
و قلنا لهم ادخلوا . .. و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 154 - 6
6 - يهوديان عصر موسى ، مأمور ورود به بيت المقدس ، با حالتى خاضعانه
و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً
مراد از «الباب» بنابه گفته بسيارى از مفسران، دروازه شهر بيت المقدس است و «سجداً» جمع ساجد مى باشد و مراد از سجده مى تواند معناى لغوى آن (خضوع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 11
11 - بازگشت روح به بدن ، هنگام بيدار شدن از خواب
و يرسل الأُخرى إلى أجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 15
15 - « حيات و مرگ » و « خواب و بيدارى » ، در بردارنده آيات متعدد خداوند و جلوه هاى گوناگون قدرت او
اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك ... و يرسل الأُخرى ... إنّ فى ذلك لأيت
جمع آمدن «آيات» مى رساند كه آيه و نشانه بودن «حيات و مرگ» و «خواب و بيدارى»، از جهات مختلف و گوناگون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 4،6،11
4 - خداوند بيداركننده و برانگيزنده آدمى از خواب شبانگاه
هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه
6 - خداوند در عين آگاهى به اعمال روز گذشته آدميان (اعمال ناروا)، آنان را از خواب شب بيدار مى كند و روح را به آنان بازمى گرداند.
هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه
11 - تا زمانى كه اجل آدمى فرا نرسيده باشد، خداوند وى را از خواب شبانگاهى برانگيخته و بيدار مى كند.
ثم يبعثكم فيه ليقضى أجل مسمى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 15،21
15- اصحاب كهف ، پس از بيدار شدن از خواب طولانى خويش ، احساس گرسنگى كردند .
فابعثوا أحدكم بورقكم . .. أزكى طعامًا
21- حافظه و قدرت تفكّر و تصميم گيرى اصحاب كهف و جهاز هاضمه آنان - پس از خواب طولانى ايشان - باز ، باقى و سالم مانده بود .
فابعثوا أحدكم بورقكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 10
10 - فرعون ، به هنگام غرق شدن ، نجات خويش را از خداوند درخواست كرد .
قال ءامنت . .. و أنا من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 11
11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .
ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها
به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 9 - 6
6 - مرگ و معاد انسان ، شبيه خواب و بيدارى است .
و جعلنا نومكم سباتًا
ياد كردن از خواب در ميان آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده; ممكن است به جهت تشابهى باشد كه بين خواب و مرگ و نيز بيدارى و معاد وجود دارد.
تعقل درباره بيدارى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 8
8 - دقت و تأمل در خوابيدن و بيدار شدن آدمى، راهى براى خداشناسى و توحيد
هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 14،18
14 - حقيقت خواب ، خروج روح از بدن و حقيقت بيدارى بازگشت آن به بدن است .
اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها . .. و يرسل الأُخرى إلى أ
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند مى فرمايد: جان انسان ها را در حال خواب دريافت مى كنم و كسانى كه مرگشان در آن حال مقدر شده باشد در همين حال مى ميرند و آن دسته كه برايشان مقدر نشده باشد آن جان رها و آزاد مى گردد تا اجلشان فرا رسد. پس روح انسان در حال خواب قبض مى شود و اين همان حقيقت خواب است و وقتى در حال بيدارى به بدن بازمى گردد تا اجل فرا رسد، اين همان حقيقت بيدارى مى باشد.
18 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : ما من أحد ينام إلاّ عرجت نفسه إلى السماء و بقيت روحه فى بدنه و صار بينهما سبب كشعاع الشمس فإن أذن اللّه فى قبض الأرواح اجابت روح النفس و إذا اذن اللّه فى رد الروح أجابت النفس الروح و هو قوله سبحانه : « اللّه يتوفّى الأنفس حين موت ها و الّتى لم تمت فى منام ها » ;
امام باقر(ع) فرمود: هيچ كس نيست كه به خواب رود مگر اين كه نفس او به آسمان مى رود و روح او در بدنش مى ماند و ارتباطى مشابه خورشيد و شعاعش بين نفس و روح باقى مى ماند. پس اگر خداوند اجازه در قبض روح ها دهد، روح نفس را اجابت مى كند [و مرگ حاصل مى شود] و اگر خداوند اجازه دهد روح برگردد و (قبض نشود) نفس آن را پذيرفته و به او ملحق مى شود و اين سخن خداوند سبحان است كه مى فرمايد: اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 18،21
18- خداوند ، در روزگار اختلاف و نزاع مردم درباره معاد ، اصحاب كهف را از خواب بيدار كرد .
أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم
21- بيدارى اصحاب كهف با بروز مشاجره ميان مردم ، درباره هويت و اهداف آنان ، هم زمان بود .
أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم
به قرينه «ربّهم أعلم بهم» مى توان گفت كه نزاع مردم، در باره اصحاب كهف بوده و به دليل مضارع بودن «يتنازعون» اين مشاجره ديرينه، حتى با مشاهده آنان نيز پايان نيافته بود، بلكه گروهى از مردم، شناخت حقيقى آنان را به خداوند، احاله كردند و از پى بردن به هويت واقعى آنان، اظهار عجز كردند. بر اين اساس، ضمير در «أمرهم» به اصحاب كهف مربوط مى شود. حرف «فاء» در «فقالوا» اين احتمال را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 4
4- فضاى حاكم بر اصحاب كهف ، به هنگام بيدارى آنان ، منظره اى بهت آور براى يكى از آنان و مايه كنجكاوى و تبادل نظر وى با همراهان خود ، در سنجش گذشت زمان بود .
قال قائل منهم كم لبثتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 1،2
1- بيدارى اصحاب كهف از خواب ، رخدادى شگفت و تحت تدبير و اراده خداوند بود .
و كذلك بعثنهم
اسناد «بعث» و بيدارسازى به خداوند، گوياى نكته فوق است.
2- بيدارى اصحاب كهف ، همچون خواب شگفت و سلامت جسم شان در آن مدّت طولانى ، آيت و نشانه اى الهى بود .
و كذلك بعثنهم
مشاراليه «ذلك» - كه بعث و بيدارسازى اصحاب كهف به آن تشبيه شده است - خواب طولانى آنان و تدابيرى است كه در مدّت خواب براى سلامت آنان به كار برده شده بود. وجه شبه مورد نظر - آنگونه كه از جمله «ذلك من آيات اللّه من يهد اللّه فهو المهتد» در آيه هفده به دست مى آيد - نشانه بودن و دلالت اين حوادث بر امدادهاى هدايت گرانه خداوند، به موحّدان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 12 - 2
2- هدف از بيدار ساختن اصحاب كهف ، نماياندن ارزيابى آنان درباره مدّت زمان خواب خويش بود .
ثمّ بعثنهم لنعلم أىّ الحزبين أحصى لما لبثوا أمدًا
با توجه به اين كه «لنعلم» - (تا بدانيم) - در مورد خداوند به معناى كسب علم نيست، بلكه محقّق ساختن معلوم است، در برداشت فوق از دانستن خدا به «نماياندن» تعبير شده. «أمد» به معناى «وقت ممتدّ» و نيز «پايان مدّت» است. در اين آيه، به قرينه «أحصى»، معناى نخست مراد است. كلمه «أحصى» محتمل است كه فعل ماضى باشد و «أمداً» مفعول آن، كه در نتيجه، «لما لبثوا» به «أمداً» تعلّق خواهد داشت. و ممكن است كه «أحصى» اسم تفضيل و «أمداً» تمييز آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 61 - 2
2 - خوابانيدن و بيدار كردن تا زمان اجل و سپس بازگشت به خداوند و محاسبه اعمال، نشانه تسلط خداوند بر امور بندگان است.
هو الذى يتوفكم بالّيل . .. و هو القاهر فوق عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 13
13 - « زندگى و مرگ » و « خواب و بيدارى » انسان ها ، تحت تدبير خداوند قرار دارد .
اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها . .. و يرسل الأُخرى إلى أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 12 - 1
1- اصحاب كهف ، به اراده خداوند ، پس از خوابى چندين ساله ، بيدار شدند .
فضربنا على ءاذانهم فى الكهف سنين عددًا . ثمّ بعثنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 15
15 - « حيات و مرگ » و « خواب و بيدارى » ، در بردارنده آيات متعدد خداوند و جلوه هاى گوناگون قدرت او
اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك ... و يرسل الأُخرى ... إنّ فى ذلك لأيت
جمع آمدن «آيات» مى رساند كه آيه و نشانه بودن «حيات و مرگ» و «خواب و بيدارى»، از جهات مختلف و گوناگون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 7
7- بيدارى اصحاب كهف ، هم زمان با يكديگر و در هنگامى بود كه پاسى از روز باقى مانده بود .
قالوا لبثنا يومًا أو بعض . .. فابعثوا أحدكم
از گفتوگوى اصحاب كهف در باره مشخصات زمان خواب شان و نيز از تصميم آنان به تهيه غذا از شهر، نكته فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 18
18 - كسانى كه با اعمال نارواى خود، خويشتن را تباه و محروم از خير نموده اند، هيچ دوست و ياور و شفيعى در بين مخلوقات نخواهند داشت.
أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولى و لا شفيع
بى پناهى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 86 - 9
9 - كسانى كه به انگيزه دستيابى به دنيا ، آخرت خويش را تباه مى كنند ، براى رهايى از عذاب ، ياورى نخواهند داشت .
فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 101 - 5
5 - بى پناهى و تنهايى شديد انسان ها در عرصه قيامت ، على رغم حضور در جمع
فلاأنساب بينهم يومئذ و لايتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 47 - 8
8 - قيامت ، صحنه بى پناهى و بى ياورى انسان ها است .
ما لكم من ملجإ يومئذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 15 - 5
5 - كافران و منافقان ، در قيامت از ياور و پشتيبان محروم خواهند بود .
هى موليكم
«مولى» به معناى ناصر و ياور است و قالب «هى مولاكم» قالب قصر است; يعنى، «ليس لكم ناصر إلاّ النار» (كافران و منافقان به جز آتش ياورى ندارند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 17 - 5
5 - هيچ پناهگاه و راه گريزى از سختى ها و اندوه هاى روز محشر براى كافران نيست .
فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 11 - 2
2 - در عرصه قيامت ، هيچ ملجأ و پناهگاهى براى كافران نخواهد داشت .
لاوزر
«وزر» به معناى ملجأ و پناهنگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4
4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه
لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 92 - 2
2 - دست مشركان در قيامت ، كوتاه از معبود هاى خيالى خود
و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 15 - 5
5 - كافران و منافقان ، در قيامت از ياور و پشتيبان محروم خواهند بود .
هى موليكم
«مولى» به معناى ناصر و ياور است و قالب «هى مولاكم» قالب قصر است; يعنى، «ليس لكم ناصر إلاّ النار» (كافران و منافقان به جز آتش ياورى ندارند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 22 - 4،5
4 - هيچ پناهگاهى براى بشر در برابر عذاب خداوند ، جز خود خدا وجود ندارد .
و لن أجد من دونه ملتحدًا
5 - هيچ كس ، توانايى پناه دادن به انس و جن در برابر عذاب الهى را ندارد .
و لن أجد من دونه ملتحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 4 - 1
1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .
يوم يكون الناس كالفراش المبثوث
«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 22 - 5
5 - هيچ كس ، توانايى پناه دادن به انس و جن در برابر عذاب الهى را ندارد .
و لن أجد من دونه ملتحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4
4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه
لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 47 - 8
8 - قيامت ، صحنه بى پناهى و بى ياورى انسان ها است .
ما لكم من ملجإ يومئذ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 8
8 - تنهايى و بى پناهى در قيامت ، هشدارى به مال اندوزان و قدرت مداران
و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 22
22 - ستمكاران هيچ ياورى براى نجات از آتش دوزخ ندارند .
و ما للظلمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 7
7 - قطع هر گونه امداد الهى به ظالمانِ تكذيب كننده آيات الهى*
فقطع دابر
«دابر» به معنى پشت و عقب است و از معانى محتمل كنايى در آيه قطع هر گونه امداد و فيض الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 10
10 - هنگامه عذاب ، لحظه ظهور و بروز بى پناهى گمراهان ستم پيشه است .
فما له من ولىّ من بعده و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 116 - 5
5 - كافران ، بى پناه و بى دفاع در برابر خواست خداوند
انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم . .. من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 43 - 5
5- بى پناهى همه جانبه كافران دربرابر عذاب الهى و حتمى بودن هلاكت آنان
أم لهم ءالهة تمنعهم من دوننا . .. و لا هم منّا يصحبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 99 - 5
5 - قطع اميد كافران از همه عوامل مادى و احساس بى پناهى كامل در هنگام مرگ
حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 67 - 2
2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .
لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون
روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 24 - 2
2 - كافران لجوج و حق ناپذير ، تنها به هنگام مشاهده نشانه هاى نزول عذاب الهى ، به ناتوانى و بى پناهى خود پى مى برند .
حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 10
10 - هنگامه عذاب ، لحظه ظهور و بروز بى پناهى گمراهان ستم پيشه است .
فما له من ولىّ من بعده و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 58 - 11
11- براى مجرمان ، پس از پايان مهلت آنان و فرا رسيدن موعد تحقُّق عذاب آنان ، كمترين پناهگاهى وجود ندارد .
بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلاً
«موئل» اسم مكان به معناى «ملجأ و پناگاه» است. ضمير در «من دونه» به «موعد» برمى گردد و مراد اين است كه كافران، جز حركت به سوى زمان تعيين شده عذاب، راه نجاتى ندارند. نكره بودن «موئلاً» بر عموم نفى دلالت دارد; يعنى، براى مجرمان كمترين پناگاهى نيز پيدا نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 52 - 5،9،10
5 - لعنت شدگان الهى ، هرگز ياورى نخواهند داشت .
و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً
9 - كارساز نبودن يارى هيچكس ، براى مشمولان لعن الهى
و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً
چون كافران و مشمولان لعن الهى احياناً همديگر را يارى مى دهند، بنابراين جمله «فلن تجد . .. » ناظر به غايت و هدف يارى رسانى است. يعنى بر فرض اينكه همديگر را يارى دهند، سودبخش نخواهد بود.
10 - كارساز نبودن يارى براى مشمولان لعن الهى ، از سنت هاى خداوند
و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً
كلمه «لن»، كه دلالت بر نفى ابدى دارد، مى رساند كه اين معنا از سنتهاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 173 - 9،13
9 - بى پناهى مستكبران رويگردان از بندگى خدا در برابر كيفر الهى در قيامت
اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم عذاباً أليماً و لايجدون لهم من دون اللّه و
13 - خداوند ، هرگز مستكبران رويگردان از عبادت را ، در قيامت يارى نخواهد كرد .
و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 23 - 2
2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها
أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين
اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 67 - 2
2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .
لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون
روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 145 - 4
4 - منافقان ، براى رهايى از عذاب اخروى ، هيچ ياور و شفيعى نخواهند داشت .
إنّ المنفقين فى الدرك الاسفل من النار و لن تجد لهم نصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 28
28 - هيچ كس توانايى ندارد كه به منافقان ، هنگام گرفتار آمدنشان به عذاب دنيوى و اخروى ، يارى رساند .
يعذبهم اللّه . .. و ما لهم فى الأرض من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 2
2 - كارساز نبودن يارى هيچكس براى يهوديان ، معلول نقش نداشتن آنان در نظام هستى است .
فلن تجد له نصيراً. ام لهم نصيب من الملك
در برداشت فوق، جمله «ام لهم»، علت براى جمله «فلن تجد . ..» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 18
18 - كسانى كه با اعمال نارواى خود، خويشتن را تباه و محروم از خير نموده اند، هيچ دوست و ياور و شفيعى در بين مخلوقات نخواهند داشت.
أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولى و لا شفيع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 5
5 - انجام دادن رسالت الهى ، موجب پناه داشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كوتاهى ايشان ، سبب بى پناهى آن حضرت در برابر عذاب خداوند
و لن أجد من دونه ملتحدًا . إلاّ بلغًا من اللّه و رسلته
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «إلاّ بلاغاًمن اللّه. ..» استثنا از «ملتحداً» باشد; يعنى، من پناهگاهى در برابر عذاب الهى نمى يابم; جز آن كه با انجام رسالت الهى، پناهى براى خود بيابم.