علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 24

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 24

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- بشر

1- آثار بشر بودن انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 8

8- همسان بودن انبيا با ساير مردم ، مانع شناخت ارزش ها و توانايى هاى ويژه آنان

و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

از اينكه مشركان نبوت بشر را امرى ناشدنى مى دانستند، مى تواند از اين جهت باشد كه آنان، پيامبران را افرادى چون خود تلقى مى كردند و آنان را همچون خود، ضعيف و ناتوان مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 4

4 - بشر بودن پيامبران ، بهانه و دستاويز كافران براى كفر و روى گردانى از تعاليم دين

فقالوا أبشر يهدوننا فكفروا و تولّوا

2- آثار بشر بودن صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 3

3 - ويژگى هاى بشرى صالح ( ع ) ، مانع از رسالت وى در ديدگاه ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 1

1 - بشر بودن صالح پيامبر ( ع ) ، بهانه قوم ثمود ، براى تكذيب رسالت آن حضرت

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه

3- اشراف قوم نوح و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 2

2- سران كفرپيشه قوم نوح ، بشر را شايسته رسالت نمى پنداشتند .

فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا

4- بشر بودن ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 6

6- حضرت ابراهيم ( ع ) از جهت فرايند جسمى و حالات روحى و نيز در روابط موجود ميان انسان ها ، همانند ساير مردم بود .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. قال إنا منكم وجلون ... مسّنى الكبر ... قال فما خطبكم

5- بشر بودن انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 6

6 - بعثت پيامبران و انتخاب ايشان از ميان خود مردم و از جنس آنان ، از نعمت هاى الهى است .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 6

6 - انتخاب پيامبران از ميان مردم و از جنس خودشان ، از نعمت هاى الهى است .

كما أرسلنا فيكم رسولا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 6

6 - مسيح ( ع ) نيز همانند ديگر پيامبران الهى ، انسانى فناپذير

ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل

يادآورى رحلت پيامبرانى در گذشته تاريخ پس از توصيف مسيح(ع) به رسالت، اشاره به امكان مرگ و رحلت براى مسيح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 1،5

1 - خداوند بر فرض انتخاب فرشتگان براى پيامبرى، آنان را به صورت بشر قرار مى داد.

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

5 - خداوند، جز از جنس بشر، پيامبرى براى آدميان قرار نخواهد داد.

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 13

13 - از امام هادى ( ع ) روايت شده است : « . . . قالت الجهلة : كيف لايبعث إلينا نبياً من الملائكة ؟ . . . فأوحى اللّه عزوجل إلى نبيه (صلی الله علیه و آله) : فاسئل الذين يقرؤن الكتاب من قبلك . . . هل يبعث اللّه رسولا قبلك إلا و هو يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق و لك بهم أسوة ;

. .. جاهلان گفتند: چرا براى ما پيامبرى از فرشتگان مبعوث نمى شود ...؟ پس خداوند به پيامبر خود وحى نمود: از كسانى كه پيش از تو كتاب مى خواندند، بپرس آيا چنين نيست كه قبلا خداوند هيچ پيغمبرى نفرستاد مگر اينكه او طعام مى خورده و در بازارها راه مى رفته؟ و آنان براى تو اسوه و مقتدا هستند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 4

4- فرشته بودن ، از شرايط احراز مقام نبوت و پيامبرى نيست .

و لاأقول إنى ملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 8

8- يوسف ( ع ) ، برخوردار از تمايل جنسى و توانا بر كام يابى از زنان

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 4

4- انبيا نيز همانند ديگران داراى كشش هاى نفسانى هستند .

و ما أُبرّءُ نفسى إن النفس لأمّارة بالسوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 3،5

3- همه پيامبران از جنس بشر و از صنف مردان بودند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً

آيه شريفه در مقام دفع اين توهّم است كه پيامبران بايد از فرشتگان باشند. از اين رو مقصود از «رجال» مقابل فرشتگان است ، ولى انتخاب كلمه «رجالاً» به جاى «إناساً» و مانند آن اشاره به اين واقعيت دارد كه: پيامبران از صنف زنان نبودند.

5- گزينش پيامبران از ميان خود انسانها ، از سنت هاى خداوند است .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. من أهل القرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 4،6،7،8

4- پيامبران پيشين نيز همانند پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) داراى همسر و فرزند بودند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

6- پيامبر بودن با داشتن زن و فرزند ( زندگانى بشرى و عادى ) منافات ندارد .

و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

7- مردم عصر بعثت ، پيامبرىِ فردى از افراد بشر را امرى بعيد مى شمردند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

8- قرآن با توجه دادن مردم به زندگانى بشرى و عادى پيامبران پيشين ، طعن و ايراد مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را امرى نابجا و ناموجه دانست .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 9

9- پيامبران نيز همانند ديگر انسان ها وفات مى كنند .

أو نتوفينّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 17

17- كافران اقوام پيشين به جاى دادن جواب مساعد به دعوت منطقى انبياى خويش ، بشر بودن آنان را بهانه نپذيرفتن دعوتشان قرار دادند .

قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض . .. قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 1

1- انبيا در مقابل اقوام كافر كه بشر بودن را با مقام پيامبرى منافى مى دانستند ، بر بشر بودن خود تأكيد مى كردند و عدم تنافى

آن را با مقام نبوت اعلام مى داشتند .

قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا . .. قالت لهم رسلهم إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لكنّ ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 5

5- پيامبران چون ديگر انسان ها در برابر ناملايمات ، متأثر مى شدند .

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 1

1- تمامى انبيا و رسولان الهى ، از جنس بشر بوده اند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 2،7،10

2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

7- مشركان معتقد به برتر بودن مقام رسالت از شأن بشر

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) : « قالوا أبعث الله بشراً رسولاً » قالوا : إن الجن كانوا فى الأرض قبلنا ، فبعث الله إليهم ملكاً ، فلو أراد الله أن يبعث إلينا لبعث الله ملكاً من الملائكة ، و هو قول الله « و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جائهم الهدى إلاّ أن قالوا أبعث الله بشراً رسولاً » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: «قالوا أبعث الله بشراً رسولاً» آن ان (منكرين رسالت محمد(صلی الله علیه و آله)) گفتند: همانا جنيان قبل از ما در زمين بودند. پس خداوند فرشته اى را به سوى آنان مبعوث كرد. پس اگر خداوند كسى را اراده كرده است به سوى ما بفرستد، پس بايد فرشته اى از فرشتگان را مى فرستاد و اين سخن خداوند است كه مى فرمايد: و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جائهم الهدى إلاّ أن قالوا أبعث الله بشراً رسولاً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 95 - 2،7

2- سنت خداوند بر برانگيختن رسولانى از جنس خود انسان ها به سوى آنان

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل لو كان ... لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه آيه در مقام پاسخ گويى به شبهه مشركان باشد كه تصور مى كردند: بشر نمى تواند پيامبر باشد.

7 - استبعاد مشركان از بشر بودن رسول ، ناشى از دم توجه آنان به وساطت ملائكه ميان خدا و پيامبران است . *

قل لو كان فى الأرض ملئكة يمشون مطمئنين لنزّلنا عليهم من السّماء ملكًا رسولاً

آيه فوق، مى تواند در مقام پاسخ به مشركان باشد. با اين بيان كه مشركان، بعيد مى شمردند كه فردى از بشر با خداى جهان ارتباط داشته باشد.آيه جواب مى دهد كه: پيامبران، بىواسطه وحى تلقى نمى كنند; بلكه اصولاً بين خدا و زمينيان، ملكى واسطه وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 9

9- پيامبران ، در بُعد جسمى و زندگى مادّى ، داراى اوصافى مانند ديگران اند .

ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 67 - 5

5 - وجود حالات و روحيات انسان هاى عادى در پيامبران

فأوجس فى نفسه خيفة موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 4

4 - وجود حالات انسان هاى عادى در پيامبران

غضبن أسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 1،3،8،9،12

1- تمامى رسولان الهى ، از نوع بشر و جنس مرد بودند .

و ما أرسلنا قبلك إلاّ رجالاً

3- مقام پيامبرى با بشر بودن ناسازگار نيست ; بلكه بشر بودن پيامبران ، سنت الهى است .

هل هذا إلاّبشر مثلكم . .. ما أرسلنا قبلك إلاّ رجالاً

8- دعوت خداوند از مشركان مكه ، مبنى بر پرسش از آگاهان در زمينه بشر بودن پيامبران پيشين

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

9- بشر بودن پيامبران ، امرى مسلّم نزد عالمان دينى و آگاهان تاريخ انبيا در عصر بعثت

و ما أرسلنا . .. فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مقصود از «أهل الذكر» عالمان دينى است; زيرا اولاً عموم مردم از تاريخ پيامبران بى خبر بودند و اين نوع اطلاعات در اختيار عالمان دينى بود و ثانياً واژه «ذكر» در قرآن، بر كتاب هاى آسمانى و از جمله خودِ قرآن اطلاق گرديده است.

12- تجاهل مشركان مكه ، نسبت به بشر بودن پيامبران گذشته

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

قيد «إن كنتم لاتعلمون» اشاره به علم و آگاهى مشركان دارد; زيرا اگر آنان واقعاً نمى دانستند، قيد ياد شده (اگر نمى دانيد) لغو و زايد مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 8 - 1،2،3

1- بدن پيامبران همانند ديگر انسان ها ، نيازمند به تغذيه است .

و ما جعلنهم جسدًا لايأكلون الطعام

2- پيامبران و مردم ، در ويژگى هاى جسمانى و نياز هاى بشرى همانند و همسان اند .

و ما جعلنهم جسدًا لايأكلون

3- پيامبران مانند ديگر انسان ها ، از حيات جاويد در دنيا برخوردارنبودند .

و ما جعلنهم جسدًا . .. ما كانوا خلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 5

5- پيامبران ، داراى ويژگى هاى انسانى ( تألمات روحى و نياز به دلجويى و تسلّى )

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

دلجويى خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر استهزاى كافران، نشانگر اين واقعيت است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز چون ساير انسان ها، از تهاجم دشمنان متأثر شده و نيازمند تسلّى خاطر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 4

4- پيامبران ، برخوردار از خصلت هاى بشرى

إذ ذهب مغضبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 2

2 - سنت الهى ، بر فرستادن رسولانى از جنس بشر و برخاسته از ميان همان مردم بود .

فأرسلنا فيهم رسولاً منهم

بلكه فردى بود برخاسته از ميان همان مردم، تربيت شده در ميان ايشان و شناخته شده براى همه آنان بود. هم چنين قيد «منهم» بيانگر اين معنا است كه آن پيامبر، از جنس خود مردم بود، نه از غير بشر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 9،10

9 - برخوردارى پيامبر از اوصاف بشرى ، دستاويز اشراف جامعه پس از نوح در انكار رسالت وى

ما هذا إلاّ بشر مثلكم

10 - بشر بودن و خوردن و آشاميدن همانند انسان ها ، مانع از رسالت در نظر اشراف و عناصر مرفه

ما هذا إلاّ بشر مثلكم يأكل ممّا تأكلون منه و يشرب ممّا تشربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 1

1 - پيامبران الهى ، داراى جنبه بشرى و نيازمند تغذيه و بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى ، مانند ديگر مردمان

يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 1،3

1 - همه پيامبران الهى در طول تاريخ ، همچون ساير مردمان ، نيازمند به تناول غذا و داد و ستد با مردم

و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّ إنّهم ليأكلون الطعام و يمشون فى الأسواق

3 - همانندى زندگى همه پيامبران با ديگر مردمان در نيازمندى ها و نيز در كفيت تأمين آنها ، از سنت هاى خداوند

و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام و يمشون فى الأسواق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 8

8 - در انبيا ، مانند ديگر انسان ها ، احساسات طبيعى وجود دارد .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا و قالوا لاتخف و لاتحزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 1،4

1 - مردم انطاكيه ، پيامبران الهى را انسان هايى همانند خود مى دانستند و هيچ برترى و امتيازى براى آنان قائل نبودند .

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

تصريح مردم انطاكيه به مثل و مانند خود بودنِ پيامبران، بيانگر نكته ياد شده است.

4 - پيامبران الهى ، بشرى هم چون ديگر انسان هاى عصر خويش بودند .

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 3،4،5

3 - انتخاب پيامبر براى هدايت انسان ها از ميان خود آنان ، كارى عالمانه و حكيمانه و متناسب با ويژگى هاى انسان ها و نياز هاى آنان است .

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه به گواه گرفتن خدا و ياد علم و دانايى او، در پاسخ كسانى كه به دليل بشر بودن پيامبران منكر رسالت آنان بودند، مى تواند براى بيان اين نكته باشد كه اين انتخاب از سوى كسى است كه عالم و حكيم است و كار او نيز عالمانه و حكيمانه مى باشد; مثل آيه شريفه: «اللّه أعلم حيث يجعل رسالته» (أنعام (6) آيه 124).

4 - جهل و ناآگاهى مردم انطاكيه ، از فلسفه بعثت پيامبران و حكمت گزينش آنان از ميان انسان ها

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

يادآورى علم و دانايى خداوند، پس از تكذيب رسولان الهى به دليل بشر بودن آنان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

5 - جهل و ناآگاهى مردم انطاكيه از فلسفه انتخاب رسولان از ميان انسان ها ، سبب تكذيب كردن آنان شده بود .

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 2

2 - انتخاب شدن انسان به پيامبرى ، امرى شگفت آور در نظر كافران

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه مقصود از «منهم» از جنس انسان بودن پيامبر باشد; زيرا كافران و مشركان صدراسلام، انسان را شايسته رسيدن به مقام پيامبرى و ارتباط با خداوند نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 9 - 7

7 - گزينش رسولان و پيامبران از ميان مردم ، جلوه اى از عزت و بخشندگى خداوند است .

أم عندهم خزائن رحمة ربّك العزيز الوهّاب

آمدن دو صفت «عزيز» و «وهّاب» براى خداوند، پس از طرح مسأله موهبت نبوت و رسالت، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 10 - 6

6 - گزينش پيامبر از ميان انسان ها ، تنها در توان خداوند حاكم بر جهان هستى است .

جاءهم منذر منهم . .. أءنزل عليه الذكر من بيننا ... أم لهم ملك السموت ... فليرتق

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، مى تواند پاسخى به اعتراض كافران باشد كه چرا از ميان توده هاى مردم، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) به پيامبرى مبعوث شده است؟ و يا چرا پيامبر از جنس بشر برگزيده شده است؟ (بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم . .. أءنزل عليه الذكر من بيننا).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 30 - 2

2 - پيامبران ، از نظر خصوصيات و ويژگى هاى انسانى همانند ديگر انسان ها هستند .

إنّك ميّت و إنّهم ميّتون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه يادآورى رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند به خاطر اين باشد كه برخى از مردم، عقيده داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد بميرد و بايد حيات جاودانه و يا عمر طولانى داشته باشد. بر اين اساس آيه شريفه، پيام آور اين حقيقت كلى و عام است كه همه انسان ها - حتى پيامبران - از نظر خصوصيات انسانى مانند روبه رو شدن با مرگ يكسان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 12

12 - پيامبران ، از جنس بشر بوده و از ميان متن جامعه خويش برخاسته اند .

رسل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 60 - 3

3 - پيامبران ، موجوداتى از سنخ انسان ها و نه فرشتگان

و لو نشاء لجعلنا منكم ملئكة فى الأرض

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه آيه شريفه پاسخى باشد به انتظار مشركان مكه كه توقع فرشته بودن پيامبر را داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 6

6 - پيامبران الهى ، از نوع بشر و داراى خصوصيت بشرى بودند .

أبشر يهدوننا

6- بشر بودن داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 22 - 2

2 - داوود ( ع ) ، برخوردار از روحيات و خصوصيات بشرى ( مانند ترس و . . . ) در برخورد ناگهانى با خطرات

إذ دخلوا على داود ففزع منهم

7- بشر بودن شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 4

4 - برخوردارى شعيب ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز مردم « اَيكه » در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد «مسحّر» مرادف «رئه» (شُش)است. بنابراين واژه «مسحّر» به معناى موجود داراى شُش - كه از خصوصيات بشرى است - مى باشد. اين تعبير كنايه از همگونى شعيب(ع) با ساير مردم و امتياز نداشتن وى مى باشد. گفتنى است برپايه اين احتمال، آيه بعد توضيح همين تعبير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 2،6

2 - بشر بودن ، مانع رسالت و پيامبرى در ديد مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

6 - شعيب ( ع ) ، از نظر خصوصيات بشرى هم چون ديگر مردمان بود .

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

8- بشر بودن صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 5

5 - برخوردارى صالح ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز ثموديان در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد. «سحر» نيز مرادف «رئه» (شُش) است. بنابراين واژه «مسحر» به معناى موجود داراى شُش است كه از خصوصيات بشرى مى باشد. گفتنى است برپايه اين معنا، آيه بعد، توضيح و تفسير همين تعبير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 2

2 - حضرت صالح ( ع ) چونان ديگر مردمان ، داراى تمامى خصوصيات بشرى

ما أنت إلاّ بشر مثلنا

9- بشر بودن عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 12

12 - عيسى ( ع ) ، فرزند مريم است . نه فرزند خدا

عيسى ابن مريم

تأكيد خداوند بر اينكه او را فرزند مريم مى خواند، براى ردّ پندار كسانى است كه او را فرزند خدا مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 66 - 2

2 - احتجاج بحق يهود با نصارا ، درباره عدم الوهيّت عيسى ( ع ) و پسر خدا نبودن وى

حاججتم فيما لكم به علم

احتجاج يهود در موردى كه علم داشتند، عبارت بود از عدم الوهيّت حضرت عيسى (ع) و . .. كه اين احتجاج، بحق بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 15،22

15 - عيسى ( ع ) و مادرش مريم ، انسانهايى همانند ديگر انسانها

ان يهلك المسيح ابن مريم و امه و من فى الأرض جميعاً

آوردن «من فى الارض» با وجود اينكه استدلال، بدون آن نيز تمام است، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه از جهت مملوكيت و ناتوانى در برابر خدا، بين مسيح(ع) و ديگران تفاوتى نيست.

22 - مالكيت خداوند بر هستى ، دليل توانايى وى بر نابود ساختن مسيح ( ع ) ، مريم ( ع ) و تمامى اهل زمين و نفى هرگونه قدرت در برابر قدرت اوست .

فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و للّه ملك السموت و الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 4،5،6

4 - مسيح ( ع ) فرزند مريم نه خدا و نه زده او

المسيح ابن مريم

5 - اعتراف مسيحيان به فرزندى مسيح ( ع ) براى مريم

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

6 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مريم ( ع ) گواهى روشن بر خدا نبودن او

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

تصريح به فرزندى مسيح(ع) براى مريم، براى بيان اين حقيقت است كه فرزند بودن (مخلوق بودن) با الوهيت تنافى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 1،2،4،6

1 - مسيح ( ع ) فرزند مريم و فرستاده خداوند

ما المسيح ابن مريم الا رسول

2 - مسيح ( ع ) نه خداست و نه فرزند خدا .

ما المسيح ابن مريم الا رسول

حصر اضافى در جمله «ما المسيح . ..» ناظر به پندارهايى است كه مسيحيان درباره حضرت مسيح(ع) اظهار مى داشتند كه در آيات قبل پاره اى از آنها ذكر شد.

4 - زاده شدن مسيح ( ع ) از مادر ، دليل روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. ما المسيح ابن مريم

توصيف مسيح(ع) به فرزندى او براى مريم - پس از بيان ادعاى الوهيت مسيح(ع) - رد پندار خدا بودن اوست.

6 - مسيح ( ع ) نيز همانند ديگر پيامبران الهى ، انسانى فناپذير

ما المسيح ابن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل

يادآورى رحلت پيامبرانى در گذشته تاريخ پس از توصيف مسيح(ع) به رسالت، اشاره به امكان مرگ و رحلت براى مسيح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 33 - 8

8- حضرت عيسى ( ع ) همانند ديگر انسان ها ، داراى تولد ، مرگ و رستاخيز و خود معترف به آن است .

يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 7

7- در باره ماهيت حضرت عيسى ( ع ) ( بشربودن و تكوين يافتن او بدون پدر ) در طول تاريخ ترديدهايى ناروا وجود داشته است .

ذلك عيسى ابن مريم . .. الذى فيه يمترون

«الذى» وصف است براى «عيسى» يا «قول الحقّ» و «إمتراء» (مصدر «يمترون») به معناى شك و ترديد كردن است. غايب ذكرشدن صيغه «يمترون» از آن حكايت دارد كه كسانى غير از مسلمانان در باره حضرت عيسى(ع) به عقايدى پاى بند بودند كه برپايه يقين استوار نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 4

4- آنان كه عيسى ( ع ) را فرزند مريم ( س ) ، بنده خدا و پيامبر او نمى دانند ، كافراند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

10- بشر بودن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 2

2 - محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسولى برانگيخته شده از ميان مردم و از جنس آنها

كما أرسلنا فيكم رسولا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ميان خود انسان ها و داراى خصلت هاى طبيعى يك انسان

رسول من أنفسكم

تعبير «من أنفسكم» به جاى «منكم» مى تواند اشاره به اين جهت باشد كه نه تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ميان شماست ; بلكه او برخوردار از نفس و روح انسانى همانند ديگران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 16،18

16- تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر بشر بودنش ، نشانه بى خردى و دليل بى اطلاعى از تاريخ بشر ، پيامبران پيشين و سنّت الهى است .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم من أهل القرى . .. أفلاتعقلون

لحن جمله «و ما أرسلنا . ..» گوياى اين است كه آن جمله در پاسخ اين توهّم ايراد شده كه: فرستاده خدا نمى تواند فردى از افراد بشر باشد ; بلكه بايد از فرشتگان و مانند آنها باشد.

18- آنان كه نبوّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر بشر بودنش انكار مى كنند ، سزاوار ملامتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 3،4

3- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از همسر و فرزند ( داشتن زندگانى عادى و بشرى ) مورد طعن و ايراد مخالفان آن حضرت بود .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

لحن آيه شريفه گوياى اين است كه حقايق مطرح شده در آن، پاسخ به اشكالها و ايرادهاى مطرح شده از ناحيه مردم عصر بعثت است. جمله «و لقد أرسلنا ...» اشاره به اين معنا دارد كه مردم آن عصر، بعثت بشر را از ناحيه خدا پذيرا نبودند و جمله «جعلنا ...» گوياى آن است كه آنان زندگانى عادى و داشتن زن و فرزند را براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى پسنديدند و جمله «ما كان ...» بيانگر پندار آنان درباره لزوم توانايى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر ارائه هر نوع معجزه است.

4- پيامبران پيشين نيز همانند پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) داراى همسر و فرزند بودند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 14

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انسانى همانند ديگر انسان ها و امتياز و ويژگى او تنها به رسالت و پيامبرى است .

قل سبحان ربّى هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 3

3- حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، من هاى وحى و نبوت ، بشرى عادى است .

إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 9،11

9- بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) محتواى نجواى توطئه آميز مشركان و دستاويز آنان عليه اسلام و قرآن

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا هل هذا إلاّبشر مثلكم

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) حضورى مستقيم و ملموس در ميان مردم داشت و مانند آنان زندگى مى كرد .

هل هذا إلاّبشر مثلكم

«مثلكم» صفت براى «بشر» است. توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مثل شما بودن (علاوه بر بشر بودن) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون ديگر انسان ها ، نيازمند به غذا و مناسبات اقتصادى با مردم

مالِ هذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 52 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حالت بشرى داشت و در برابر امورى مانند خوشايندى ها ، تأثيرپذير بود .

و لو أعجبك حسنهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 3،5

3 - انسان بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخاستن ايشان از ميان توده هاى مردم ، مانع ايمان آوردن كافران صدراسلام بود .

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم و قال الكفرون هذا سحر كذّاب

5 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از ويژگى هاى آدمى همچون ديگر انسان ها و برخاسته از ميان توده هاى مردم

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 1

1 - برگزيده شدن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از ميان توده هاى عرب براى پيامبرى ، امرى غيرمنطقى و ناممكن در نظر كافران و مشركان

أءنزل عليه الذكر من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 2،3

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بشرى همانند ديگران

قل إنّما أنا بشر مثلكم

3 - ارتباط وحيانى با خداوند ، تنها فرق و امتياز پيامبر (صلی الله علیه و آله) با ديگران است .

قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 5

5- چشم پوشى كافران ، از عظمت خدشه ناپذير قرآن و تمسك آنان به بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى انكار رسالت آن حضرت

و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم فقال الكفرون هذا شىء عجيب

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سوگند به ارجمندى قرآن بود - مى توان استفاده كرد كه خداوند قبل از هر چيز، عظمت خدشه ناپذير آيات قرآن را به كافران يادآور شده و ايشان را به سبب تمسك به مسائل بى ارزش، ملامت كرده است.

11- بشر بودن مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 15

15 - عيسى ( ع ) و مادرش مريم ، انسانهايى همانند ديگر انسانها

ان يهلك المسيح ابن مريم و امه و من فى الأرض جميعاً

آوردن «من فى الارض» با وجود اينكه استدلال، بدون آن نيز تمام است، مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه از جهت مملوكيت و ناتوانى در برابر خدا، بين مسيح(ع) و ديگران تفاوتى نيست.

12- بشر بودن موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 10 - 5

5 - موسى ، برخوردار از روحيات و خصوصيات بشرى ( مانند ترس و گريز ) در برخورد ناگهانى با خطرات

فلمّا رءاها تهتزّ . .. ولّى مدبرًا و لم يعقّب

13- بشر بودن نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 1

1- نوح ( ع ) ، نه گنجينه هاى هستى را در اختيار داشت ، نه غيب مى دانست و نه از فرشتگان بود .

لاأقول لكم عندى خزائن الله . .. و لاأقول إنى ملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 6

6 - « از جنس بشر بودن نوح ( ع ) » دستاويز اشراف كافر در انكار رسالت آن حضرت

فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم

14- تكذيب نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 4

4 - نزول قرآن گواه ديگرى بر بطلان ادعاى عدم نزول وحى بر بشر است.

ما أنزل الله على بشر . .. من أنزل الكتب الذى جاء به موسى ... و هذا كتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 2

2 - انكار وحى و رسالت انسان از جانب خدا ، نشانه بى خردى و كوته نظرى

أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم

استفهام در «أكان للناس عجباً» استفهام انكارى و براى اظهار شگفتى از موضع گيرى انكارآميز مردم مكه در برابر پديده وحى و رسالت انسان از جانب خداست. اظهار شگفتى خداوند، نشان دهنده اين حقيقت است كه: مسأله وحى و نبوت مسأله اى بديهى و ضرورى و از مقتضيات ربوبيت خدا نسبت به انسان است و انكار آن به منزله انكار امور بديهى و ضرورى بوده و بيانگر بى خردى و كوته نظرى منكران آن است.

15- تكذيب نزول وحى بر بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 3

3 - انكار نزول وحى بر بشر، افترا به خداوند است.

ما أنزل الله على بشر من شىء . .. و من أظلم ممن افترى على الله كذبا

16- تكذيب وحى به بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 2

2 - انكار وحى و رسالت انسان از جانب خدا ، نشانه بى خردى و كوته نظرى

أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم

استفهام در «أكان للناس عجباً» استفهام انكارى و براى اظهار شگفتى از موضع گيرى انكارآميز مردم مكه در برابر پديده وحى و رسالت انسان از جانب خداست. اظهار شگفتى خداوند، نشان دهنده اين حقيقت است كه: مسأله وحى و نبوت مسأله اى بديهى و ضرورى و از مقتضيات ربوبيت خدا نسبت به انسان است و انكار آن به منزله انكار امور بديهى و ضرورى بوده و بيانگر بى خردى و كوته نظرى منكران آن است.

17- دوران بى تمدنى بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 33 - 6

6 - براى بشر دورانى ، سپرى شده است كه مردم ، به دور از تمدن و فرهنگ و اخلاق انسانى مى زيسته اند .

الجهليّة الأُولى

در اين كه مراد از «الجاهلية الأُولى» چه زمانى است، ميان مفسران، اختلاف نظر فراوانى وجود دارد. آنچه مسلم است، اين است كه «الجاهلية الأُولى» دورانى است كه در آن زنان، زينت هاى بدن خود را در معرض ديد مردان قرار مى داده اند و چنين امرى، حاكى از بى تمدنى و رعايت نكردن اخلاق انسانى است.

18- شك در بشر بودن يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 22

22- جمال بى مانند يوسف ( ع ) ، موجب اظهار ترديد زنان مصر در بشر بودن او شد .

حش لله ما هذا بشرًا

19- شگفتى نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 41 - 4

4 - رسالت مدارى انسان از سوى خداوند ، امرى شگفت آور و غير قابل قبول از ديدگاه مشركان

أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

استفهام در «أهذا» انكارى و براى اظهار تعجب و شگفتى آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 1

1 - برگزيده شدن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از ميان توده هاى عرب براى پيامبرى ، امرى غيرمنطقى و ناممكن در نظر كافران و مشركان

أءنزل عليه الذكر من بيننا

20- عوامل تكذيب نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 1،2،4

1 - كسانى كه نزول وحى بر بشر و رسالت يافتن او را انكار مى كنند، خداوند را، آن گونه كه هست، نشناخته اند.

و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر

2 - انكار وحى و رسالت يافتن بشر، معلول نقصان معرفت آدمى به خداوند است.

و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر

4 - يهود به سبب انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) منكر نزول هرگونه وحى بر افراد بشر شدند.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء

21- قوم ثمود و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 19

19 - قوم ثمود ، بر خلاف قوم نوح و هود ، منكر وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر نبودند .

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

نيامدن جمله اى همانند «أو عجبتم أن جاءكم . .. » در داستان صالح، به خلاف ذكر آن جمله در داستان نوح و هود (آيه 63 و 69) دلالت بر اين دارد كه قوم صالح، وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر را امرى مستبعد نمى شمردند و آن را انكار نمى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 6

6 - قوم ثمود ، پيامبرى و بعثت انسانهايى را از جانب خدا ناممكن نمى شمردند .

إن كنت من المرسلين

جمع آوردن كلمه «المرسلين»، اشاره به آن دارد كه قوم ثمود پذيرفته بودند كه انسانهايى از جانب خدا به پيامبرى مبعوث مى شوند، ولى درباره رسالت حضرت صالح(ع) شك و ترديد مى كردند.

22- قوم عاد و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 1،2

1 - بعثت فردى از بشر براى رسالت ، شگفت آور و نامعقول در ديدگاه قوم هود

أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم

2 - قوم عاد به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت هود را انكار كردند .

إنا لنريك فى سفاهة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 19

19 - قوم ثمود ، بر خلاف قوم نوح و هود ، منكر وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر نبودند .

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

نيامدن جمله اى همانند «أو عجبتم أن جاءكم . .. » در داستان صالح، به خلاف ذكر آن جمله در داستان نوح و هود (آيه 63 و 69) دلالت بر اين دارد كه قوم صالح، وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر را امرى مستبعد نمى شمردند و آن را انكار نمى كردند.

23- قوم نوح و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 19

19 - قوم ثمود ، بر خلاف قوم نوح و هود ، منكر وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر نبودند .

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

نيامدن جمله اى همانند «أو عجبتم أن جاءكم . .. » در داستان صالح، به خلاف ذكر آن جمله در داستان نوح و هود (آيه 63 و 69) دلالت بر اين دارد كه قوم صالح، وحى و رسالت و پيامبرى فردى از بشر را امرى مستبعد نمى شمردند و آن را انكار نمى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 3

3- بشر بودن نوح ( ع ) ، بهانه و دستاويز كفرپيشگان براى انكار پيامبرى و رسالت آن حضرت

فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا

24- كافران مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 5

5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

25- كافران و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 4

4 - كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان

و لو جعلنه ملكا

26- مردم صدر اسلام و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 7

7- مردم عصر بعثت ، پيامبرىِ فردى از افراد بشر را امرى بعيد مى شمردند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

27- مشركان مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 5

5- مشركان مكه ، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

آيه درصدد تعريض به مشركان و جواب گويى به آنان است كه طبق قرينه ها و آيات ديگر قرآن كريم (سوره يونس ، آيه 2) آنها مبعوث شدن انسان را از جانب خداوند براى پيامبرى قبول نداشتند. فعل «نوحى» در آيه قرينه و نشانه اى است بر نكته فوق.

28- مكذبان نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 1،6،23

1 - كسانى كه نزول وحى بر بشر و رسالت يافتن او را انكار مى كنند، خداوند را، آن گونه كه هست، نشناخته اند.

و ما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر

6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى

23 - نزول تورات دليلى بر امكان نزول وحى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گواهى بر بطلان پندار منكران نزول وحى بر بشر است.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر . .. قل من أنزل الكتب ... قل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 2

2- سران كفرپيشه قوم نوح ، بشر را شايسته رسالت نمى پنداشتند .

فقال الملأ . .. ما نريك إلاّ بشرًا مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 38 - 7

7- مشركان مكه ، مبعوث شدن انسان زوال پذير را براى نبوت ، قبول نداشتند . *

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت

به قرينه آيات قبل - كه درباره بعثت انبيا و مورد انكار قرار گرفتن آن از سوى مشركان بود - احتمال دارد مراد آيه نكته ياد شده باشد; يعنى، منظور از «يبعث» برانگيختن براى نبوت باشد نه حشر اخروى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 1

1- مشركان مكه ، برگزيده شدن نوع بشر براى پيامبرى را منكر بودند و آن را امرى امكان ناپذير و ناشدنى تلقى مى كردند .

و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

«ال» در «الناس» عهد است و با توجه به آيات سابق مراد از آن، مشركان مكه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 10

10- ناسازگارى بشر بودن با دستيابى به مقام نبوت ، از ديدگاه مشركان

هل هذا إلاّبشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 2

2- منافات داشتن پيامبرى با بشر بودن ، پندار باطل مشركان

هل هذا إلاّبشر مثلكم . .. ما أرسلنا قبلك إلاّرجالاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 7

7 - اعتقاد اشراف قوم نوح ، به عدم صلاحيت بشر براى رسالت الهى

فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 1

1 - فرعون و اشراف دربار او ، منكر صلاحيت بشر براى دستيابى به مقام رسالت الهى

فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا

همزه در «أنؤمن» براى استفهام انكارى است. «قوم» به معناى طايفه و «عبادة» (مصدر «عابدون») در اين آيه، به معناى خدمت گذارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 4

4 - در پندار مشركان ، بشر بودن و همچون مردم عادى زيستن ، ناسازگار با رسيدن به مقام نبوت و دريافت وحى از جانب خداوند

مالِ هذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

برداشت فوق، از اسم استفهام «ما» - كه در اين جا براى اظهار تعجب است - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 2

2 - بشر بودن ، مانع رسالت و پيامبرى در ديد مردم اَيكه

و ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 2،3

2 - مردم انطاكيه ، مسؤوليت پيامبرى را در شأن انسان نمى دانستند و او را شايسته تلقى وحى از جانب خداوند نمى انگاشتند .

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام بيان علل و انگيزه هاى تكذيب رسولان الهى از جانب مردم است; همان طور كه به اين نكته در ذيل آيه تصريح شده است: «ما أنزل الرحمان من شىء إن أنتم إلاّ تكذبون».

3 - انسان بودن ، دليل رد رسالت رسولان و نادرستى ادعا هاى آنان ، در ديدگاه مردم انطاكيه

قالوا ما أنتم إلاّ بشر مثلنا

29- مكذّبان نزول وحى بر بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 4

4 - يهوديان به سبب ادعاى نازل نشدن وحى بر هيچيك از بشر ظالمترين مردم هستند.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء . .. و من أظلم ممن افترى على

30- منشأ نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 13

13 - انتخاب پيامبران از ميان انسان ها و با ويژگى هاى انسانى ، برخاسته از بصيرت و بينايى همه جانبه خداوند بر احوال و نياز هاى انسان ها

و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام . .. و كان ربّك بصيرًا

31- نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 63 - 3،4

3 - بعثت فردى از بشر براى رسالت ، شگفت آور و نامعقول در ديدگاه قوم نوح

أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم

4 - اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت وى را انكار كردند .

إنا لنريك فى ضلل مبين . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 5

5- بشر ، شايسته دستيابى به مقام رسالت و پيامبرى است .

و لاأقول إنى ملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 18

18- كافران معتقد بودند كه آدميان توان نيل به مقام رسالت را ندارند .

إن أنتم إلاّ بشر مثلنا

كافران، در پاسخ دعوت انبيا به ايمان، مى گفتند: «إن أنتم إلاّ بشر مثلنا»، و اين جواب، حاكى از آن است كه آنان به اين معتقد بودند كه بشر، نمى تواند پيامبر شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 1

1- انبيا در مقابل اقوام كافر كه بشر بودن را با مقام پيامبرى منافى مى دانستند ، بر بشر بودن خود تأكيد مى كردند و عدم تنافى آن را با مقام نبوت اعلام مى داشتند .

قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا . .. قالت لهم رسلهم إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لكنّ ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 11

11 - بعثت رسولى از ميان نسل بشر ، پديده اى نو و بى سابقه در نظر قوم نوح

ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

كلمه «هذا» به قرينه «و لوشاء اللّه لأنزل ملائكة» اشاره دارد به موضوع بعثت رسولى از ميان نسل بشر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 21 - 7

7 - طرح موضوع پيشينه داشتن خط رسالت و بى سابقه نبودن رسالت بشرى ، از سوى موسى ( ع ) براى فرعون

و جعلنى من المرسلين

تعبير «و جعلنى من المرسلين» (مرا از پيامبران قرارداد) به جاى «جعلنى رسولاً» (مرا پيامبر قرار داد) مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

32- نزول وحى بر بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 17

17- تفكر در آيات قرآن ، عامل كشف حقانيت و روا بودن نزول وحى بر بشر

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم . .. و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس

احتمال دارد متعلق «يتفكّرون» شبهه اى باشد كه از سوى مشركان درباره عدم امكان نزول وحى بر بشر، القا و مطرح مى شده است.

33- يهود و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 4،6

4 - يهود به سبب انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) منكر نزول هرگونه وحى بر افراد بشر شدند.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء

6 - گفتار يهود زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر نازل نشدن وحى بر بشر، در تناقض با عقيده آنان در مورد نبوت موسى(ع) و نزول وحى بر آن حضرت بود.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء قل من أنزل الكتب الذى جاء به موسى

34- يهود و نزول وحى بر بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 4

4 - يهوديان به سبب ادعاى نازل نشدن وحى بر هيچيك از بشر ظالمترين مردم هستند.

إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء . .. و من أظلم ممن افترى على

2- بصره

1- عذاب اهل بصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 5

5 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه . . . « و المؤتفكة أهوى » قال : هم أهل البصرة هى المؤتفكة . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند . .. «و المؤتفكة أهوى» روايت نموده كه مراد، اهل بصره هستند. آن جا شهر زيرورو شده است...».

2- ويرانى شهر بصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 5

5 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه . . . « و المؤتفكة أهوى » قال : هم أهل البصرة هى المؤتفكة . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند . .. «و المؤتفكة أهوى» روايت نموده كه مراد، اهل بصره هستند. آن جا شهر زيرورو شده است...».

3- بصرت

1- بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 22

22 - بصيرت ( بينش صحيح ) ، شرط پندگيرى از حوادث تاريخ

قد كان لكم اية . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

2- آثار ايمان به بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 11،20

11 - ترس از خداوند ، بازدارنده انسان از سركشى در برابر او است .

فأمّا من طغى . .. و أمّا من خاف مقام ربّه

تقابل طغيان گران و خداترسان در فرجام خويش، گوياى ناسازگارى خداترسى با طغيان گرى است.

20 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : من علم أنّ اللّه يراه و يسمع مايقول و يعلم ما يعمله من خير أو شرّ فيحجزه ذلك عن القبيح من الأعمال فذلك الذى « خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. كسى كه بداند خدا او را مى بيند و آنچه را مى گويد، مى شنود و از آنچه عمل مى كند - خوب يا بد - آگاه است و اين دانستن مانع كارهاى زشت او گردد; اين شخص كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و نفس را از هوا بازداشته است».

3- آثار بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 13

13 - بينش ها و شناخت هاى آدمى ، مؤثّر در شكل گيرى خواسته هاى وى

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 5

5 - موفقيت مؤمنان در آزمونشان از طريق مال و فرزند در گرو تقواپيشگى و نيازمند به بينشى الهى

و اعلموا أنما أمولكم و أولدكم فتنة . .. إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

طرح بصيرت و ابزار شناخت ويژه به عنوان ثمره تقوا، پس از تأكيد بر آزمون مؤمنان به وسيله مال و فرزند، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها با تقواپيشگى و بصيرت خاص مى توان رضايت الهى را در چگونه برخورد كردن با مال و فرزند تشخيص داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 12

12- آنان كه از بصيرت الهى برخوردارند ، به قرآن ايمان مى آورند .

أفمن كان على بيّنة . .. أُولئك يؤمنون به

مراد از ضمير در «به» به دليل آيات گذشته (أم يقولون افتراه . ..) و نيز بخشهاى بعدى آيه ، قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 4

4- بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 2

2- بيداردلى و هوشمندى ، زمينه لازم براى فهم صحيح حقايق الهى و اثرپذيرى از وحى و كتاب هاى آسمانى

ما يأتيهم . .. لاهية قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 3

3 - بصيرت و روشن دلى ، زمينه ساز پذيرش سخن حق و عبرت آموزى است .

إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 14

14 - باز كردن ديده دل بر روى حقايق جهان ، باعث ره يافتن انسان به توحيد و خداشناسى است .

قل أرءيتم . .. قل أرءيتم ... أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 25

25 - « عن الصادق ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . و لايصح الإعتبار إلاّ لأهل الصفاء و البصيرة ، قال اللّه تعالى : « فاعتبروا يا أُولى الأبصار . . . » .

از امام صادق(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..عبرت پذيرى صحيح و مؤثر حاصل نمى شود; مگر براى كسانى كه اهل صفا و بصيرت باشند. خداى تعالى فرموده است: فاعتبروا يا أولى الأبصار...».

4- آثار بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 13

13- خداوند - به دليل مالكيت انحصارى و بينايى و شنوايى ژرف - تنها مرجع شايسته ، براى دريافت اطلاعات صحيح در باره حيات انسان هاى پيشين است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب . .. أبصر به و أسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 13،14

13 - انتخاب پيامبران از ميان انسان ها و با ويژگى هاى انسانى ، برخاسته از بصيرت و بينايى همه جانبه خداوند بر احوال و نياز هاى انسان ها

و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام . .. و كان ربّك بصيرًا

14 - آزمايش انسان ها براى توانمند ساختن روحيه آنها ، به اقتضاى ربوبيت خدا و ناشى از بصيرت و بينايى او به احوال آنان

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 6

6 - شنوايى و بينايى مطلق خداوند ، دليل به حق بودن داورى او در ميان بندگانش

و اللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه هو السميع البصير»، در مقام تعليل براى جمله « واللّه يقضى بالحقّ» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 44 - 12

12 - بصيرت و آگاهى كامل خداوند براحوال بندگان ، مقتضى توكل و واگذارى كار ها به او است .

و أُفوّض أمرى إلى اللّه إنّ اللّه بصير بالعباد

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه جمله «إنّ اللّه بصير بالعباد» در مقام تعليل براى جمله «اُفوّض أمرى . ..» است; يعنى، كار خود را به خدا وامى گذارم; چون او بر احوال بندگان آگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 18 - 4

4 - اعمال آدمى ، داراى وجوهى پيچيده و بازشناسى خلوص و ناخالصى آن ، نيازمند بصيرتى الهى است .

و اللّه بصير بما تعملون

به كار رفتن واژه «بصير» (شناخت عميق) در مورد اعمال، بيانگر اين نكته است كه عمل ظاهرى دارد و ژرفايى; كه خداوند با بصيرت مخصوص خويش، لايه هاى پنهان عمل را از پوسته ظاهرى آن متمايز مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 2

2 - بصير بودن خداوند به ويژگى هاى منكران معاد ، دليل لزوم محشور ساختن آنان و حسابرسى از آنها است .

ظنّ أن لن يحور . بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

5- آثار بصيرت رهبران جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 7

7- بصيرت امت ها در گرو بصيرت رهبران ايشان است .

على بصيرة أنا و من اتبعنى

نياوردن «على بصيرة» در «من اتبعنى» على رغم مقصود بودن آن ، اشاره به اين دارد كه بصيرت پيروان پيامبر (رهبر) در گرو بصيرت اوست.

6- آثار عقيده به بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 15

15 - توجه و اعتقاد به بصيرت و بينا بودن خداوند ( به احوال بندگان ) ، برانگيزنده آدمى به صبر و شكيبايى

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

جمله «و كان ربّك بصيراً» درصدد تحريك و تشويق مردم به صبر و شكيبايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 44 - 13

13 - اعتقاد به بصيرت و آگاهى كامل خداوند بر احوال بندگان ، زمينه ساز پرهيز آدمى از گناه و حق ناپذيرى است .

إنّ اللّه بصير بالعباد

يادآورى بصيرت و آگاهى خداوند بر احوال بندگان، براى كسانى كه در گناه افراط كرده، حق را نمى پذيرند (أنّ المسرفين هم أصحاب النار)، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

7- ادراك اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 7

7- برخورداران از بصيرت الهى ، دلالت تورات بر حقانيت قرآن را ، به خوبى درمى يابند .

أفمن كان على بيّنة من ربه. ..ومن قبله كتب موسى

8- ارزش اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 14

14 - نابرابرى ناآگاهان و آگاهان به محدوده قدرت و وظايف پيامبران، مانند نابرابرى كوران و بينايان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك ... قل هل يستوى الأعمى و البصير أفلاتتفكرون

در اينكه مراد از «أعمى» و «بصير» در آيه چيست، احتمالاتى وجود دارد; از آن جمله اينكه كسانى كه پس از بيان محدوده قدرت و وظايف پيامبران اين حقايق را دريافته و پذيرا مى شوند، «بصير» و آن كسانى كه جاهلانه سخنهاى واهى گفته و درخواستهاى نابجا دارند «أعمى» (كور) هستند.

9- ارزش بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 8

8- سرمستى و غفلت امرى بس زشت و مذموم ، و روشن بينى صفتى بس والا و ارزشمند براى انسانها

لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 2

2 - علم و روشن بينى ، از فضايل و ارزش هاى انسانى و الهى

و ما يستوى الأعمى و البصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 6

6 - « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى » ، از ارزش ها و نعمت هاى الهى براى انسان

إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 2

2 - علم و روشن بينى ، از فضايل و ارزش هاى انسانى و الهى

و ما يستوى الأعمى و البصير

10- ارزيابى اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

11- ارزيابى فاقدان بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

12- اعطاى بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 10،11

10 - اعطاى بصيرت ويژه به تقواپيشگان و بخشش گناه آنان ، تفضلى از جانب خداست ، نه پاداش استحقاقى آنان .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

11 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه را علاوه بر اعطاى بصيرت و بخشش گناهان ، از موهبت هاى ديگر نيز بهره مند خواهد كرد .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

برداشت ف---وق مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «و ال--لّه . .. » مستانفه باشد نه بيانگر تعليل.

13- اقرار به بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 35 - 2

2 - موسى ( ع ) در عين ارائه پيشنهاد در باره امور رسالت خويش ، در محضر خداوند ، به آگاهى كامل او اعتراف كرد و تصميمات او را دقيق و صحيح دانست .

و أشركه فى أمرى . .. إنّك كنت بنا بصيرًا

14- اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 16،17

16 - مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته و تكذيب كنندگان او كور و گمراه هستند.

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

چون موضوع آيات اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «البصير» مؤمنان به آن حضرت و مراد از «الأعمى» تكذيب كنندگان آن حضرت هستند.

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته، و مشركان، كور و گمراه هستند. *

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

ظاهراً مراد از «البصير»، پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مراد از «الأعمى»، مشركان هستند. و چون موضوع آيه، ايمان به پيامبر است، گويا آيه در صدد بيان فلسفه لزوم ايمان به آن حضرت است. يعنى از آنجا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بصير است، ديگران بايد از او تبعيت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى بصيرتى الهى بر حقانيت قرآن و برخوردار از شاهدى ربانى بر الهى بودن آن و آگاه به حقايق تورات

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و من قبله كتب موسى

برخى از مفسران برآنند كه مصداق بارز و مورد نظر براى «من كان على بيّنة» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. اين گروه جمله «فلاتك ...» را مؤيد اين نظر شمرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 2

2- حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 13

13- آنان كه ولايت خدا و ربوبيت او را بر هستى پذيرفته اند بينايند و كسانى كه براى غير خدا ولايت و تدبيرى در جهان معتقدند ، كوردلانند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمت والنور

كلمات «أعمى» (كور)، «بصير» (بينا) و نيز «ظلمات» (تاريكيها) و «نور» (روشنى) محتمل است مثالها و نظيرهايى براى مشركان و موحدان باشد و محتمل است صفات و ويژگيهاى معبودهاى اهل شرك و خداوند متعال باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 6

6- آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را پذيرفته اند ، عالم و بصيرند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 2

2- رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و ساير پيامبران ، از ناحيه خداوند به رسالت برانگيخته شدند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 9

9 - مؤمنان ، مردمى واقع بين ، خودشناس و بصير و كافران ، مردمى خود ناشناس و فاقد بصيرت

الذين كفروا لهم عذاب شديد و الذين ءامنوا. .. أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه آيه شريفه تصوير كننده چهره مؤمنان و كافران باشد كه در آيه قبل از آنان سخن گفته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 3

3 - كافران ، مردمى كوردل و تاريك بين و مؤمنان ، انسان هايى روشن ضمير و اهل بصيرت

و ما يستوى الأعمى و البصير

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان تمثيل براى وضعيت مؤمنان و كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 8

8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « أُولى الأيدى و الأبصار » يعنى أُولى القوّة فى العبادة و البصر فيها ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أُولى الأيدى و الأبصار» روايت شده كه مراد صاحبان قوت و بصيرت در عبادت هستند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 5

5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .

و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.

15- اهل بصيرت و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 7

7 - ساحران هماورد موسى ( ع ) ، فاقد روحيه تسليم ناپذيرى اشراف و درباريان فرعون و برخوردار از فطرت حق پذيرى

فألقى عصاه . .. قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم... فألقى موسى عصاه ... فأُلقى

با اين كه فرعون و نزديكان وى، نيز شاهد بلعيده شدن ابزار سحر ساحران توسط معجزه موسى بودند; اما تنها ساحران به سجده درافتادند و اين حكايت از مطلب ياد شده دارد.

16- اهل بصيرت و تنوع رنگ موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 13 - 5

5- انسان هاى متوجه و بيدار ، از آفرينش موجودات زمينى و رنگارنگ بودن آنها ، به وحدانيت خداوند پى مى برند .

و ما ذرأ لكم . .. لأية لقوم يذّكّرون

چون متعلق «لأية» محذوف است، مى تواند «لتوحيده» در تقدير باشد; يعنى، نشانه اى براى وحدانيت خداوند.

17- اهل بصيرت و تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 7

7- برخورداران از بصيرت الهى ، دلالت تورات بر حقانيت قرآن را ، به خوبى درمى يابند .

أفمن كان على بيّنة من ربه. ..ومن قبله كتب موسى

18- اهل بصيرت و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 1،3،12

1- گروهى از انسانها ، برخوردار از بصيرت الهى و دليلى روشن بر حقانيت قرآن و الهى بودن آن

أفمن كان على بيّنة من ربه

«بينة» به معناى دليل روشن است و متعلق آن - به دليل آيات قبل و نيز جمله هاى بعد نظير «إنه الحق من ربك» - حقانيت و الهى بودن قرآن است. «مَن» در «أفمن كان» مبتدا و خبر آن شبه جمله اى همانند «كمن ليس كذلك» است. بنابراين «أفمن كان ...»; يعنى، پس آيا كسى كه از بصيرتى الهى برخوردار است و دليل روشنى بر حقانيت قرآن دارد، مانند كسى است كه چنين نيست؟

3- بهره مندان از بصيرت الهى ، دلالت و گواهى قرآن را بر حقانيت قرآن ، درمى يابند و بدان واقف مى شوند .

أفمن كان على بيّنة من ربه و يتلوه شاهد منه

روشن است كه مساوى نبودن زمينه داران ايمان با فاقدان آن ، در ارتباط با شهادت قرآن (أفمن . .. يتلوه شاهد منه [كمن ليس كذلك]) مجرد وجود قرآن به عنوان شاهد نيست; بلكه درك و عدم درك آنان از گواهى قرآن ، موجب تمايز آن دو گروه است.

12- آنان كه از بصيرت الهى برخوردارند ، به قرآن ايمان مى آورند .

أفمن كان على بيّنة . .. أُولئك يؤمنون به

مراد از ضمير در «به» به دليل آيات گذشته (أم يقولون افتراه . ..) و نيز بخشهاى بعدى آيه ، قرآن است.

19- اهميت بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 18

18 - امداد هاى الهى در بدر و پيروزى مسلمانان ، عبرتى بزرگ براى صاحبان بصيرت

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

از نكره آوردن «عبرة»، بزرگى آن استفاده مى شود. يعنى: عبرةً عظيمةً.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 5

5 - هدايت پذيرى از كتاب آسمانى ، مبتنى بر آگاهى همه جانبه نسبت به آن است .

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 10

10 - ضرورت هشيارى آدمى ، در پرهيز از گرايش هاى حسرت آفرين

لا تكونوا كالّذين كفروا . .. ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 3

3 - انسان هاى بى تقوا ، محروم از دستيابى به بصيرت ويژه الهى براى تمييز حق و باطل و شناخت حقايق

إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 8

8- لزوم بهره مندى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى از بصيرت و بينايى و داشتن حجت روشن بر اتخاذ راه ها و روشها

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 44 - 14

14 - بصيرت و آگاهى كامل شخص ، شرط واگذارى كار ها به او است .

و أُفوّض أمرى إلى اللّه إنّ اللّه بصير بالعباد

از اين كه مؤمن آل فرعون، كارهايش را به دليل بصير بودن خداوند به او واگذار كرد، مى توان برداشت يادشده را به دست آورد.

20- اهميت درخواست بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 17

17- درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .

أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه

روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.

21- ايمان اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 12

12- آنان كه از بصيرت الهى برخوردارند ، به قرآن ايمان مى آورند .

أفمن كان على بيّنة . .. أُولئك يؤمنون به

مراد از ضمير در «به» به دليل آيات گذشته (أم يقولون افتراه . ..) و نيز بخشهاى بعدى آيه ، قرآن است.

22- ايمان به بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 35 - 1

1 - موسى ( ع ) با بيان آگاهى دقيق خداوند به خصوصيات او و خاندانش ، خود راپذيراى خواسته هاى خداوند و راضى به انتخاب هاى او خواند .

إنّك كنت بنا بصيرًا

مراد از «نا» موسى(ع) و اهل او از جمله هارون(ع) است، موسى(ع) پس از پيشنهاد وزارت براى هارون بيان مى دارد كه خداوندا! تو مرا و اعضاى خاندانم را خوب مى شناسى و ويژگى هاى برادرم هارون(ع) را نيز مى دانى، اين پيشنهاد من است، اما تصميم تو هر چه باشد، تصميمى آگاهانه و با بصيرت كامل است .

23- بصيرت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 8

8 - عن أبى جعفر(ع): «و كذلك نرى أبراهيم ملكوت السماوات و الأرض» قال: اعطى بصره من القوة ما نفذ السموات فرأى ما فيها و رأى العرش و ما فوقه و رأى ما فى الأرض و ما تحتها.

امام باقر(ع) درباره «و كذلك نرى . ..» فرمود: خداوند چنان قوتى به بينايى و بصيرت ابراهيم(ع) داد كه آسمانها و آنچه در آنها بود، مشاهده كرد و عرش و مافوق آن و زمين و آنچه را زير آن بود ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 4

4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، انسان هاى برخوردار از « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى »

إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر

«أُولى الأيدى» (صاحبان دست ها) كنايه از قدرت و توانايى است.

24- بصيرت اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 14 - 1

1 - بصيرت و بينايى كامل انسان به خويشتن خويش در قيامت

إلى ربّك يومئذ المستقرّ . .. بل الإنسن على نفسه بصيرة

25- بصيرت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 4

4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، انسان هاى برخوردار از « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى »

إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر

«أُولى الأيدى» (صاحبان دست ها) كنايه از قدرت و توانايى است.

26- بصيرت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 14 - 4

4 - انسان ، موجودى خودآگاه و بصير بر احوال خويش

بل الإنسن على نفسه بصيرة

27- بصيرت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 3

3 - حرف شنوى و بصيرت ، از اوصاف بندگان خالص خدا

لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

28- بصيرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 14

14 - اصلاح بينش و بصيرت بنى اسرائيل پس از پذيرش توبه آنان

ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا

كلمه «ثم» در جمله «ثم عموا و صموا» مى رساند كه بنى اسرائيل - پس از شمول رحمت الهى بر آنان و توبه به درگاه خداوند - بصيرت از دست رفته خويش را بازيافتند، اگر چه در مرحله و زمان ديگر بصيرت خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گرايش پيدا كردند.

29- بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 14

14 - خداوند ، آگاه به اعمال و رفتار نيك آدميان است .

إن اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 14

14- خداوند ، اعمال انسان ها را مى بيند و به همه آنها آگاهى دارد .

إنه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 17

17- خداوند ، حقيقتى بصير و پرفروغ است و معبود هاى اهل شرك كور و تاريكند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمت والنور

برداشت فوق بر اين مبناست كه «أعمى» و «ظلمات» اوصاف معبودهاى اهل شرك و «بصير» و «نور» وصف خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 11

11- نابودى جوامع عصيانگر ، توسط خداوند ، عالمانه و بر اساس بصيرت است .

و كم أهلكنا . .. و كفى بربّك ... خبيرًا بصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 11

11- خداوند نسبت به حقايق پنهان هستى ، تيزبين و بسيار شنوا است .

له غيب . .. أبصر به و أسمع

به قرينه «أبصربه»، پس از «أسمع» نيز «به» در تقدير است و هر دو، صيغه تعجب اند; يعنى، خداوند، چه بسيار بينا و شنوا است!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 35 - 4،5

4 - خداوند ، به احوال بندگان خويش و شايستگى ها و نقاط ضعف آنها آگاه و بصير است .

إنّك كنت بنا بصيرًا

5 - دعا به درگاه خداوند و درخواست از او در عين آگاهى و بصيرت او بر حال بندگان ، مطلوب و پسنديده است .

و أشركه فى أمرى . .. إنّك كنت بنا بصيرًا

موسى(ع) در عين سخن از آگاهى خداوند بر احوال خود و هارون به درگاه او دعا كرده و خواسته هاى خود را مطرح كرده است. اين رويه موسى(ع) نشان آن است كه در عين آگاهى خداوند از همه چيز، دعا به درگاه او مطلوب و كارساز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 61 - 4

4 - خدا ، فرياد مظلوم را مى شنود و ظالم را مى بيند .

و أنّ اللّه سميع بصير

متعلق «سميع» و «بصير» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه پيش چنين است: «و أنّ اللّه سميع دعاء من بغى عليه و بصير ببغى الباغى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 76 - 3

3 - شنوايى ، بينايى ، دانايى و نيز در دست داشتن زمام همه امور ، نشانه هايى از نيرومندى ، عزّت و شكست ناپذيرى خداوند است .

إنّ اللّه لقوىّ عزيز . .. سميع بصير . يعلم ... و إلى اللّه ترجع الأُمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 7

7 - خداوند ، به تمامى امور و احوال بندگانش ، آگاه و بينا است .

إنّ اللّه بعباده لخبير بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 10

10 - خداوند ، به امور بندگانش بصير و بينا است .

فإنّ اللّه كان بعباده بصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 44 - 10

10 - خداوند ، به تمامى امور بندگانش بصيرت و آگاهى كامل دارد .

إنّ اللّه بصير بالعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 13

13 - شنوا و بينا بودن خداوند ، مقتضى پناه بردن بشر به او و استمداد از او ، در برابر بدى ها و دشمنى ها

فاستعذ باللّه إنّه هو السميع البصير

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إن-ّه هو السميع البصير»، تعليل براى «فاستعذ» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 27 - 11

11 - تقدير و تنظيم روزى انسان ها ، برخاسته از آگاهى و بصيرت كامل خداوند به احوال آنان است .

و لو بسط اللّه الرزق . .. إنّه بعباده خبير بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 18 - 2

2 - خداوند ، داراى بصيرت و بينايى عميق نسبت به اعمال آدميان

و اللّه بصير بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 13

13 - خداوند ، به تمامى اعمال مردمان بينا است .

و اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 2 - 7

7 - خداوند ، نسبت به تمامى رفتار هاى آدمى ، بينا است .

و اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 6

6 - خداوند ، نسبت به هر چيزى آگاه و بينا است .

إنّه بكلّ شىء بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 9

9 - ربوبيت خداوند بر انسان ها ، مقتضى شناخت ذات و حالات آنان است .

إنّ ربّه كان به بصيرًا

30- بصيرت در رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 5

5 - توانايى بر اداره جامعه و داشتن بصيرت و روشن بينى ، از شرايط رهبران جامعه دينى

إبرهيم وإسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر

31- بصيرت در قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 7

7 - حق شنوى ، بصيرت و آگاهى همه جانبه از موضوع مورد داورى ، از شرايط داورى به حق

واللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير

برخى از مفسران برآنند كه يادآورى سميع و بصيربودن خداوند در داورى، مى تواند اشاره به مطلب بالا باشد.

32- بصيرت رهبران جامعه اسلامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 8

8- لزوم بهره مندى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى از بصيرت و بينايى و داشتن حجت روشن بر اتخاذ راه ها و روشها

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا

33- بصيرت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 5

5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .

و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.

34- بصيرت قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 13

13 - قوم عاد و ثمود ، قبل از گمراه شدن ، مردمى آگاه و بصير بودند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و كانوا مستبصرين

35- بصيرت قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 13

13 - قوم عاد و ثمود ، قبل از گمراه شدن ، مردمى آگاه و بصير بودند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و كانوا مستبصرين

36- بصيرت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 8

8- لزوم بهره مندى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى از بصيرت و بينايى و داشتن حجت روشن بر اتخاذ راه ها و روشها

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا

37- بصيرت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 10

10 - اعطاى بصيرت ويژه به تقواپيشگان و بخشش گناه آنان ، تفضلى از جانب خداست ، نه پاداش استحقاقى آنان .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

38- بصيرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 17

17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته، و مشركان، كور و گمراه هستند. *

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

ظاهراً مراد از «البصير»، پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مراد از «الأعمى»، مشركان هستند. و چون موضوع آيه، ايمان به پيامبر است، گويا آيه در صدد بيان فلسفه لزوم ايمان به آن حضرت است. يعنى از آنجا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بصير است، ديگران بايد از او تبعيت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى بصيرتى الهى بر حقانيت قرآن و برخوردار از شاهدى ربانى بر الهى بودن آن و آگاه به حقايق تورات

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و من قبله كتب موسى

برخى از مفسران برآنند كه مصداق بارز و مورد نظر براى «من كان على بيّنة» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. اين گروه جمله «فلاتك ...» را مؤيد اين نظر شمرده اند.

39- بصيرت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 3

3- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، از قدرت تشخيص حق و باطل در پرتو لطف خدا برخوردار بودند .

و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان

با توجه به معناى لغوى «فرقان» (شىء جدا كننده و متمايز ساز ميان حق و باطل) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

40- بصيرت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 100 - 4

4 - لزوم هُشيار بودن اهل ايمان ، در برابر توطئه ها و تلاش هاى اغواكننده دشمنان اسلام

يا ايها الذين امنوا ان تطيعوا فريقاً . .. يردّوكم بعد ايمانكم كافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 16

16 - مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته و تكذيب كنندگان او كور و گمراه هستند.

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

چون موضوع آيات اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «البصير» مؤمنان به آن حضرت و مراد از «الأعمى» تكذيب كنندگان آن حضرت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 5،6،8

5 - مؤمن با نور الهى مسير صحيح حركت را در جامعه و بين مردم درمى يابد.

و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس

6 - نور ايمان، روشنگر خطوط و افكار مختلف جامعه براى مؤمنان است.

و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس

8 - مؤمن در جامعه، عنصرى پوياست، نه بى تحرك و منزوى و فاقد تشخيص.

و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس

بديهى است كه منظور از «مشى در ميان مردم» راه رفتن در كوچه و بازار نيست، بلكه مراد حضور فعال در جامعه و تشخيص جريانهاى حق و باطل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 11

11 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه را علاوه بر اعطاى بصيرت و بخشش گناهان ، از موهبت هاى ديگر نيز بهره مند خواهد كرد .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

برداشت ف---وق مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «و ال--لّه . .. » مستانفه باشد نه بيانگر تعليل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 9

9 - مؤمنان ، مردمى واقع بين ، خودشناس و بصير و كافران ، مردمى خود ناشناس و فاقد بصيرت

الذين كفروا لهم عذاب شديد و الذين ءامنوا. .. أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه آيه شريفه تصوير كننده چهره مؤمنان و كافران باشد كه در آيه قبل از آنان سخن گفته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 3

3 - كافران ، مردمى كوردل و تاريك بين و مؤمنان ، انسان هايى روشن ضمير و اهل بصيرت

و ما يستوى الأعمى و البصير

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان تمثيل براى وضعيت مؤمنان و كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 5

5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .

و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.

41- بصيرت مؤمنان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 19 - 6

6- آنان كه الهى بودن قرآن و حقانيّت آن را پذيرفته اند ، عالم و بصيرند .

أفمن يعلم أنما أُنزل إليك من ربك الحق كمن هو أعمى

42- بصيرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 9

9 - كافران ، از سوى خداوند ، به خاطر بصيرت نيافتن از مشاهده آيات گسترده الهى در زمين ، سرزنش شده اند .

أوَلم يروا أنّا نسوق . .. فنخرج ... تأكل منه... أفلايبصرون

43- بصيرت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 3

3- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، از قدرت تشخيص حق و باطل در پرتو لطف خدا برخوردار بودند .

و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان

با توجه به معناى لغوى «فرقان» (شىء جدا كننده و متمايز ساز ميان حق و باطل) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

44- بصيرت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 4

4 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، انسان هاى برخوردار از « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى »

إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر

«أُولى الأيدى» (صاحبان دست ها) كنايه از قدرت و توانايى است.

45- تشويق به بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 5

5 - تشويق خداوند به بصيرت ، روشن دلى و عبرت آموزى ، از تحولات طبيعت

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

46- دعوت به بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 10

10 - دعوت خداوند به بصيرت و دقت نظر در تحولات طبيعى ، به منظور پى بردن به گرداننده و ايجادكننده آنها است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء . .. فنخرج به زرعًا... أفلايبصرون

47- دلايل بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 12

12- مالكيت يگانه خداوند بر هستى ، دليل آگاهى ژرف او بر تمامى ديدنى ها و شنيدنى ها است .

له غيب السموت و الأرض أبصر به و أسمع

48- ذكر بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 18 - 6

6 - توجّه به علم و بصيرت الهى ، بازدارنده انسان از بى صداقتى در عقيده و ناخالصى در عمل

يمنّون عليك أن أسلموا . .. إنّ اللّه يعلم غيب ... و اللّه بصير بما تعملون

تذكر به علم و بصيرت الهى، در پايان آياتى كه مدعيان ايمان را به سبب بى صداقتى ملامت كرده است، مى تواند پيامدار معناى ياد شده باشد.

49- زمينه بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 14

14 - اصلاح بينش و بصيرت بنى اسرائيل پس از پذيرش توبه آنان

ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا

كلمه «ثم» در جمله «ثم عموا و صموا» مى رساند كه بنى اسرائيل - پس از شمول رحمت الهى بر آنان و توبه به درگاه خداوند - بصيرت از دست رفته خويش را بازيافتند، اگر چه در مرحله و زمان ديگر بصيرت خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گرايش پيدا كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 22

22- ايمان به خدا و آخرت و اعراض از كفر حاكم بر جامعه ، زمينه ساز پديد آمدن علم و بصيرتى ويژه در آدمى

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم . .. هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 9

9 - بينايى واقعى آدمى در داشتن ضميرى آگاه و گوشى شنوا است .

فتكون لهم قلوب يعقلون بها أو أذان يسمعون بها . .. فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 46 - 8

8 - آخرت انديشى و دنياگريزى ، موجب قدرت و توانايى و كمال بصيرت و روشن بينى است .

أُولى الأيدى و الأبصر . إنّا أخلصنهم بخالصة ذكرى الدار

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «إنّا أخلصناهم. ..» تعليل براى اوصافى باشد كه براى پيامبران ذكر شده است (أُولى الأيدى و الأبصار).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 22 - 2

2 - وجود روزى زمينيان در بلنداى آسمان ، از آيات الهى و مايه بينش

ءايت للموقنين . .. أفلاتبصرون . و فى السّماء رزقكم

50- زمينه بصيرت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 7

7- بصيرت امت ها در گرو بصيرت رهبران ايشان است .

على بصيرة أنا و من اتبعنى

نياوردن «على بصيرة» در «من اتبعنى» على رغم مقصود بودن آن ، اشاره به اين دارد كه بصيرت پيروان پيامبر (رهبر) در گرو بصيرت اوست.

51- زمينه بصيرت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

52- زمينه بصيرت حق طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 3

3- قطره هاى بركت آفرين باران ، پيامدار بصيرت و بيدارى براى حق جويان

تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب . و نزّلنا من السماء ماء مبركًا

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا قابل برداشت است.

53- زمينه بصيرت منيبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

54- سرنوشت اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 1

1 - انسان جاهل و كوردل با انسان عالم و روشن بين ، از نظر شخصيت و سرنوشت ، برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

واژه «أعمى» و «بصير» در آيه شريفه، كنايه از كوردلى و روشن بينى است.

55- سرنوشت فاقدان بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

56- شخصيت اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 1

1 - انسان جاهل و كوردل با انسان عالم و روشن بين ، از نظر شخصيت و سرنوشت ، برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

واژه «أعمى» و «بصير» در آيه شريفه، كنايه از كوردلى و روشن بينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 1

1 - انسان عالم و روشن بين با انسان جاهل و كوردل ، از نظر شخصيت و سرنوشت برابر و هم سان نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

57- شيطان و اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 15

15 - انسان هاى بصير و آگاه نيز در معرض اغواى شيطان اند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و كانوا مستبصرين

58- عبرت اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 22،23

22 - غلبه اراده خدا بر استحكامات بنى نضير ، درسى براى صاحبان فهم و بصيرت

مانعتهم حصونهم . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا ... فاعتبروايأُولى الأبصر

23 - اهل بينش و بصيرت ، قادر به بهره مندى از درس ها و پند هاى الهى در تاريخ

فاعتبروا يأُولى الأبصر

59- عوامل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 3،4،5

3 - بيدارى و بروز فطرت خداجو و توحيدى انسان به هنگام رويارويى با عذاب الهى

قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه

4 - بيدارى فطرت توحيدى انسان به هنگام روبرو شدن با مرگ

قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتيكم الساعة أغير اللّه تدعون

5 - بيدارى فطرت توحيدى انسان در تنگناها و سختيها

قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه . .. أغير اللّه تدعون

گر چه در آيه دو مورد عذاب و مرگ ذكر گرديده، ولى روشن است كه اينها نمونه هايى از شدايد و سختيهاست كه آدمى با آن روبرو مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 1

1 - خداوند آيات خويش را به شكلهاى مختلف براى بصيرت دادن به انسانها ارائه مى كند.

قد جاءكم بصائر . .. كذلك نصرف الأيت و ليقولوا

«ليقولوا» عطف به محذوف است كه به قرينه آيه قبل، كه سخن از بصائر بود، مى تواند فعل «لتبصروا» و يا هر فعل ديگرى كه

بيانگر اين معنى است باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 5

5 - مؤمن با نور الهى مسير صحيح حركت را در جامعه و بين مردم درمى يابد.

و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 2،4

2 - رعايت تقوا و ترس از خداوند ، موجب بهره مند شدن از بصيرتى ويژه و خدادادى براى شناخت حق و باطل

يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

نكره آمدن كلمه «فرقانا» حكايت از آن دارد كه اين بصيرت خدادادى بصيرتى ويژه و غير از عقل و فطرت و مانند آن است كه خداوند به عموم انسانها عطا فرموده است.

4 - تأثير عملكرد انسان در بينش او

إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 16

16- پذيرش ولايت و ربوبيت غير خدا ، فرو رفتن در تاريكيهاست و پذيرش ولايت و ربوبيت خدا ، راهيابى به نور است .

قل من رب السموت . .. أم هل تستوى الظلمت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 5،7

5- نزول معجزات از جانب پروردگار هستى ، در جهت رشد و بصيرت يافتن آدميان است .

ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض بصائر

7- بصيرت بخشى و بينش دهى معجزه ، ملاك تمايز آن از سحر و جادوگرى

إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ... بصائر

تأكيد موسى(ع) بر «بصائر» بودن معجزاتش در قبال اتهام سحر به معجزات او از سوى فرعون، مى تواند خود ردّى باشد بر اتهام فرعون با ارائه ملاك; يعنى، سحر هرگز بصيرت آفرين نيست در حالى كه معجزه، بصيرت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 6

6 - هدايت هاى الهى و ياد كردن هميشگى خداوند ، مايه بصيرت و بينش در زندگى است .

و من أعرض عن ذكرى . .. و نحشره يوم القيمة أعمى

كور محشور شدن گمراهان، نتيجه كورى آنان از ديدن و دريافت هدايت در دنيا است. از اين عقوبت ويژه اين نتيجه را مى توان

گرفت كه هدايت، مايه بصيرت در مسير زندگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 1

1 - قرآن و دين ، مظهر بصيرت و بينش براى خلق

هذا بصائر للناس

«هذا» اشاره به قرآن و يا اشاره به دين است كه از «الأمر» در دو آيه قبل استفاده مى شود. اطلاق «بصائر» بر قرآن و دين - از قبيل «زيد عدل» - مبالغه را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 2

2- قامت بلند نخل و شكوفه هاى انبوه خرما ، پيامدار بصيرت و مايه تذكر خلق

تبصرة و ذكرى . .. و النخل باسقت لها طلع نضيد

60- عوامل بصيرت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 13

13 - پيروى از هدايت الهى ، مايه بصيرت و بينايى در قيامت است .

فمن اتبع هداى . .. و من أعرض ... لم حشرتنى أعمى

61- عوامل عبرت اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 2

2 - گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن ، درس عبرتى است براى صاحبان بصيرت و روشن دلى .

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

62- عوامل محروميت از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 3

3 - لجاجت ، حق ناپذيرى و دورى از ايمان ، موجب محروميت از شناخت درست حقايق الهى و از دست دادن بصيرت و بينايى

فهم لايؤمنون . .. فأغشينهم فهم لايبصرون

63- فاقدان بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 9

9 - مؤمنان ، مردمى واقع بين ، خودشناس و بصير و كافران ، مردمى خود ناشناس و فاقد بصيرت

الذين كفروا لهم عذاب شديد و الذين ءامنوا. .. أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه آيه شريفه تصوير كننده چهره مؤمنان و كافران باشد كه در آيه قبل از آنان سخن گفته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 2،4

2 - مشركان و كافرانِ لجوج و حق ناپذير ، محروم از شناخت صحيح حقايق الهى و فاقد بصيرت و بينايى

فأغشينهم فهم لايبصرون

«إغشاء» (مصدر «أغشينا») به معناى قرار دادن پرده بر چيزى است كه آن را بپوشاند. در جمله «فأغشيناهم» نيز مضافى در تقدير است; يعنى، «فأغشينا أبصارهم».

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و جعلنا من بين أيديهم سدّاً و من خلفهم سدّاً فأغشيناهم » يقول : فأعميناهم « فهم لايبصرون » الهدى . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «. ..فأغشيناهم» روايت شده: كه خدا مى فرمايد: آنان را كور كرديم، پس نور هدايت را نمى بينند...».

64- فضايل اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 14

14- هرگز موحدان بصير با مشركان كوردل برابر نيستند .

قل هل يستوى الأعمى والبصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 23

23 - اهل بينش و بصيرت ، قادر به بهره مندى از درس ها و پند هاى الهى در تاريخ

فاعتبروا يأُولى الأبصر

65- فضيلت بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 2

2 - علم و روشن بينى ، از فضايل و ارزش هاى انسانى و الهى

و ما يستوى الأعمى و البصير

66- كثرت محرومان از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 22

22- بيشتر مردم از بصيرتى كه آنان را به حقانيت قرآن رهنمون شود ، محرومند .

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون

67- كمى اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 6

6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت

68- گمراهى محرومان از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 3

3 - هيچ كس حتى پيامبران بر هدايت كردن مردمى كه بصيرت دل را از دست داده اند ، توانايى ندارد .

أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

69- لجاجت مكذبان بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 3

3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .

إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .

70- محرومان از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 2

2 - مردمى كه از نزديك ، اعمال و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نظاره كرده و از او تبعيت نمى كردند ، همانند آن نابينايى اند كه از نعمت بصيرت دل نيز محروم است .

و منهم من ينظر إليك أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

71- محروميت از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 3

3 - انسان هاى بى تقوا ، محروم از دستيابى به بصيرت ويژه الهى براى تمييز حق و باطل و شناخت حقايق

إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

72- منشأ بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 2

2 - ارائه آگاهى به انسان، پرتوى از ربوبيت و لطف الهى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم

تكرار ضمير «كم» و اضافه رب به آن بيانگر لطف خداوند به بندگانش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 4

4- بصيرت و روشن ضميرى انسان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

أفمن كان على بيّنة من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 7

7 - اعطاى بصيرت و بينايى و سلب آن ، از جلوه هاى ربوبيت خداوند است .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

73- موارد بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 10

10 - ايمان به آيات الهى بينايى و كفر به آن كورى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

74- موانع بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 1

1 - توجه و علاقه به ماديّات ، زمينه محروميّت از پندگيرى و بينش صحيح

انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار. زيّن للنّاس حبّ الشّهوات

برداشت فوق از ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل استفاده شده است; گويا «زيّن» بيان مى كند كه چرا همه انسانها اهل بصيرت نيستند.

75- موانع بصيرت دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 8

8 - پندار مصونيت از امتحان و عذاب الهى ، از ميان برنده حق شنوى و بصيرت دينى بنى اسرائيل

فعموا و صموا

76- نشانه هاى بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 14

14 - تصديق پيامبران و رسالت هاى آنان ، نشانه بصيرت و انديشه صحيح است .

كذبوا بايتنا إنهم كانوا قوماً عمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 81 - 3

3 - حق گرايى و حق يابى ، نشان بينايى حقيقى در بينش الهى

و ما أنت بهدى العمى عن ضللتهم

خداوند، به كسانى كه چشم ظاهر دارند; ولى فاقد زمينه شناخت حق و گرايش به آن هستند، عنوان «نابينا» داده است و اين بدان معنا است كه بينايى در اين بينش، به چشم ظاهر نيست; بلكه به حق يابى و حق گرايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 6

6 - يكتاپرستى و پيروى از دعوت پيامبران ، نشانه هدايت و بينايى است .

فهدينهم فاستحبّوا العمى على الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 9

9 - تسليم نشدن در برابر القائات هواپرستان ، لازمه بصيرت دينى است .

و لاتتّبع أهواء الذين . .. هذا بصائر للناس

77- نشانه هاى بصيرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 10

10 - اخبار خداوند از عمل پنهانى « حاطب ابن ابى بلتعه » نمودى از بصيرت او بر اعمال خلق

تسرّون إليهم بالمودّة . .. و اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 7

7 - پرواز پرندگان بر فراز انسان ها ، جلوه آگاهى و بينايى مطلق خداوند

أولم يروا إلى الطير . ..إنّه بكلّ شىء بصير

78- نعمت بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 6

6 - « قدرت و توانايى » و « بصيرت و روشن بينى » ، از ارزش ها و نعمت هاى الهى براى انسان

إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر

4- بعث

1- آثار ذكر بعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 3

3 - لحظه خروج مردگان از قبر ها در قيامت ، وحشت انگيز و توجّه به آن ، بازدارنده انسان از كفران نعمت ، بخلورزى و دلبستگى شديد به ثروت است .

لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور

2- بعث انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 42 - 1

1 - رستاخيز و لحظه خروج آدميان از خاك ، هنگام شنود فرياد آسمانى بهوسيله همگان

يوم يسمعون الصيحة بالحقّ ذلك يوم الخروج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 44 - 1

1 - قيامت ، روز شكافتن زمين و خروج سريع آدميان از دل خاك

يوم تشقّق الأرض عنهم سراعًا

مطلب بالا، بر اين اساس است كه «سراعاً» اشاره به خروج سريع داشته است.

3- بعث در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 1

1 - در قيامت ، مردگان از قبر ها برانگيخته و پراكنده خواهند شد .

بعثر ما فى القبور

«بَعْثَرَ» (معلوم «بُعْثرَ»); يعنى، بيرون كشيد; اجزا را زير و رو كرد; متفرق ساخت; آشكار كرد و برانگيخت (صحاح اللغة). صاحب «مفردات» بعيد نمى داند كه فعل «بُعْثِرَ»، مركّب از فعل هاى «بُعِثَ» و «اُثيرَ» باشد; زيرا معناى هر دو را دارد. مصداق بارز «ما فى القبور» - به قرينه ضمير جمع عاقل در جمله «إنّ ربّهم ...» (در آيات بعد) - انسان ها هستند.

4- ترسناكى بعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 3

3 - لحظه خروج مردگان از قبر ها در قيامت ، وحشت انگيز و توجّه به آن ، بازدارنده انسان از كفران نعمت ، بخلورزى و دلبستگى شديد به ثروت است .

لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور

5- تقدير بعث انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 5 - 2

2 - روز قيامت و ويژگى هاى آن و وقوع حشر انسان ها در آن ، از پيش تعيين شده است .

مبعوثون . ليوم عظيم

«لام» در «ليوم»، لام توقيف است و معنايى نظير «عند» دارد.

6- حتميت بعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 11

11- معاد و خروج مردگان از خاك ، وعده حق و تخلف ناپذير الهى

أتعداننى أن أُخرج . .. إنّ وعد اللّه حقّ

7- حتميت بعث انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 3

3 - برانگيخته شدن انسان ها در قيامت ، امرى قطعى است .

قل بلى و ربّى لتبعثنّ

8- سرعت بعث كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 1

1 - كافران حق ستيز در قيامت ، از گور هاى خود با سرعت بيرون آمده ، به نقطه اى مشخص خواهند رفت .

يوم يخرجون من الأجداث سراعًا كأنّهم إلى نصب يوفضون

«أجداث» (جمع «جدث») به معناى قبرها است.

9- سرعت در بعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 3

3 - خروج انسان ها از گور ها و زنده شدن آنان ، براى محاكمه با سرعت انجام مى پذيرد .

يوم يخرجون من الأجداث سراعًا كأنّهم إلى نصب يوفضون

10- سهولت بعث اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 7

7 - برانگيختن انسان ها و حسابرسى از آنان در قيامت ، كارى سهل و آسان براى خداوند

لتبعثنّ ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم و ذلك على اللّه يسير

11- فلسفه بعث انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 5 - 3

3 - احضار انسان ها در صحنه قيامت ، از اهداف محشور ساختن آنان است . *

مبعوثون . ليوم عظيم

لام در «ليوم» ممكن است بر تعليل دلالت كند; يعنى، حشر انسان ها به جهت روز قيامت و حضور در صحنه هاى آن است.

12- نشانه هاى بعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 42 - 4

4 - فرياد آسمانى در آستانه رستاخيز ، داراى نقش در خروج آدميان از خاك *

يسمعون الصيحة . .. ذلك يوم الخروج

بنابراين كه تقدم لفظى «صيحه» بر «خروج»، بيانگر تأثير صيحه در سر برآوردن آدميان از خاك باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

13- ويژگيهاى بعث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 42 - 5

5 - خروج جسم انسان ها از زمين در قيامت

ذلك يوم الخروج . .. يوم تشقّق الأرض عنهم

14- ويژگيهاى بعث انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 4 - 4

4 - برانگيخته شدن انسان ها در قيامت ، در قالب جسمى همانند جسم دنيايى آنان

قدرين على أن نسوّى بنانه

تصريح به درست كردن انگشتان، مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده باشد.

15- ويژگيهاى بعث كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 1

1 - كافران حق ستيز در قيامت ، از گور هاى خود با سرعت بيرون آمده ، به نقطه اى مشخص خواهند رفت .

يوم يخرجون من الأجداث سراعًا كأنّهم إلى نصب يوفضون

«أجداث» (جمع «جدث») به معناى قبرها است.

5- بعثت

1- آثار بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 8

8 - رسيدن امت ها به مقام تسليم در گرو بعثت پيامبران ; آموزش كتاب آسمانى و معارف و احكام دينى و پاك شدن از آلودگيهاست .

من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا ... يزكّيهم

به نظر مى رسد درخواست ابراهيم (ع) و اسماعيل(ع) براى بعثت پيامبرى از ميان ذريه آنها درپى درخواست تشكيل «امت مسلمه» بدين جهت باشد كه: بعثت و هدفهاى آن، از ضروريات بنيادى براى تشكيل «امت مسلمه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 11

11- بعثت انبيا ، دليلى روشن بر دروغ بودن ادعاى مشركان بر اينكه هدايت و گمراهى جبرى است .

قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أُم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 8

8- مبعوث شدن انبيا از سوى خداوند ، دليل بطلان عقيده مشركان ، در جبرى انگاشتن اعتقاداتشان

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و ما أرسلنا من قبلك

احتمال دارد كه آيه در صدد جواب گويى به مشركان باشد كه مى پنداشتند مشيت خداوند آنان را به شرك عبادى وا داشته است (لو شاء الله ما عبدنامن دونه) كه خداوند به آنان پاسخ مى دهد: سنت خداوند در هدايت مردم برانگيختن انسانهايى جهت هدايتگرى است و جبرى در كار نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 113 - 5

5- عذاب و كيفر امت ها ، پس از اتمام حجت الهى بر آنان با فرستادن انبيا بود .

لقد جاءهم رسول منهم فكذّبوه فأخذهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 8

8 - بعثت پيامبران ، نمود ربوبيت خدا

فيقولوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً

2- آثار بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 7

7 - اتمام دين، با بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) جلوه اى از ربوبيت خداوند است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 6

6- « عن موسى بن جعفر ( ع ) : . . . ان الجنّ كانوا يسترقون السمع قبل مبعثه فمنعت فى أوان رسالته بالرجوم . . . ;

از امام موسى بن جعفر روايت شده است: جنيان قبل از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) استراق سمع مى كردند (اخبار آسمانها را گوش مى دادند) و در اوايل رسالت آن حضرت، به وسيله پرتاب سنگهاى ستارگان، از آن ممنوع شدند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 29 - 1

1 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و ظهور امت جديد و بالنده اسلام ، خط بطلانى بر پندار باطل اهل كتاب بود .

يأيها الذين ءامنوا . .. ءامنوا برسوله ... لئلاّيعلم أهل الكتب ألاّيقدرون على شى

كلمه «لا» در «لئلاّيعلم» زايد است; يعنى، تا اهل كتاب بدانند كه هيچ بخشى از فضل خداوند در حوزه اختيار آنان قرار ندارد.

3- آثار بعثت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 2

2 - خداوند با بعثت موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنها ر ها ساخت .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

در جمله «أنعمت عليكم» و «أنى فضلتكم» نعمت دادن و برترى بخشيدن به خداوند نسبت داده شده; ولى در جمله «نجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نجات بخشى به ضمير «نا» (ما) نسبت داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى، نظر به سببهايى نيز دارد كه به قرينه آيات بعد مى توان گفت: آن سبب بعثت حضرت موسى (ع) بوده است.

4- آگاهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 16

16- مردم عصر بعثت از كيفر هلاكت بار الهى نسبت به اقوام ستمگر پيشين آگاه بودند .

الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

5- اصحاب يمين بعد از بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 40 - 1

1 - اصحاب اليمين ، متشكل از دسته اى از مردمان جوامع پس از بعثت

و ثلّة من الأخرين

6- اصرار بر كفر كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

7- افتراهاى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 12

12- اعتقاد برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عدم وحيانيت قرآن و ساختگى بودن آن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

از اينكه قرآن با قاطعيت تمام اعلام تحدى مى كند، مى توان آن را پاسخ اين شبهه كه «قرآن وحى نيست» تلقى كرد.

8- افراط مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 1

1 - افراط و زياده روى مردم عصر بعثت در مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع لطف خدا در فرستادن وحى نبود .

أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين

با توجه به مقام آيه - كه مسأله وحى را مطرح مى كند - مراد از «اسراف»، افراط و زياده روى در مخالفت با وحى خواهد بود.

9- افسانه هاى مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 3

3 - در عصر نزول قرآن ، داستان ها و افسانه هاى گوناگون مكتوب وجود داشت .

و قالوا أسطيرالأوّلين اكتتبها

10- امتحان با بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 8

8 - استمرار آزمايش الهى با بعثت پيامبران ، پس از نوح

إنّ فى ذلك لأيت و إن كنّا لمبتلين

عبارت «و إن كنّا لمبتلين»، بيان اجمالى سرگذشت اقوام پس از حضرت نوح(ع) است و فرازهاى بعد، بيان تفصيلى آن مى باشد.

11- انتظار بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 6

6 - اهل كتاب و مشركان مكه و مدينه ، خود را منتظر فرستاده ويژه خداوند مى دانستند و ترك مرام خويش را به آن مشروط

ساخته بودند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال اراده «منفكّين عن الكفر» است كه در برداشت هاى آيه پيشين توضيح داده شد.

12- اهل كتاب مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 4

4 - موقعيت ممتاز و برجسته اهل كتاب در جامعه عرب عصر بعثت

و سئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا

حَكَم قرار دادن اهل كتاب درباره شرك و توحيد، نشانى از موقعيت برجسته آنان دارد.

13- اهميت بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 12

12- گستره همه مناطق زمين - كه جوامع انسانى در آن جا ها وجود داشته - شاهد اعزام پيامبران خدا به سوى خود .

و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً . .. فسيروا فى الأرض فانظروا

«فا» در «فسيروا» تفريع است. دعوت از مردم براى جهانگردى، پس از بيان بعثت انبيا در ميان هر امتى، به اين معناست كه: گستره زمين شاهد وضعيت و عاقبت كسانى است كه انبياى الهى را تكذيب كردند. در نتيجه مى توان آثار آنان را پيدا كرد و مورد مطالعه قرار داد.

14- اهميت بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 5

5 - نعمت هاى داده شده به انسان ها از ناحيه خدا بدون بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى كامل نبود .

و لأتم نعمتى عليكم و لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 6

6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا

فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى

شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.

15- بت پرستى در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 9

9 - رواج شرك و بت پرستى در بين مردم جزيرة العرب مقارن ظهور اسلام

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

16- بت پرستى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 4

4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .

ليضلّنا عن ءالهتنا

«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.

17- بشارت بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 4،6

4 - تورات در بردارنده بشارت به بعثت محمد (صلی الله علیه و آله)

و لما جاءهم رسول . .. نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

جمله «نبذ فريق» جواب شرط (لما جاءهم) است. ترتب دور افكندن تورات بر آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره به اين حقيقت دارد كه: اين كتاب، بشارت به آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته و ويژگيهاى آن حضرت را بر شمرده است.

6 - عالمان اهل كتاب ، پس از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت هاى تورات را درباره پيامبر موعود نديده انگاشته و بدان ها اعتنايى نكردند .

و لما جاءهم رسول . .. نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

به نظر مى رسد مراد از «فريق» در جمله فوق، عالمان يهود باشد; زيرا آنان متصدى بيان معارف و احكام تورات بودند. جمله «كأنهم لايعلمون» (گويا ]بدانها [عالم نبودند) مؤيد اين معناست.

18- بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 10

10 - خداوند ، بر اساس مشيت خويش ، پيامبران را به پيامبرى بر مى گزيند و انتخاب مى كند .

أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 11

11 - بعثت پيامبران ، پرتوى از عزت و حكمت خداوند است .

ربنا وابعث فيهم رسولا . .. إنك أنت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 7،8،11،27

7 - بعثت پيامبران از سوى خداوند ، به دنبال بروز اختلاف در جامعه نخستين

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم ... فيما اختلفوا فيه

جمله «ليحكم . .. » بيان مى كند كه انبيا به هنگام بروز اختلاف در جوامع ابتدايى مبعوث شدند; نه قبل از آن. بنابراين جمله «فاختلفوا» پس از «كان الناس ... » مقدّر است.

8 - بعثت پيامبران ، نقطه عطفى در تاريخ زندگى انسان هاى نخستين

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن مبشّرين

11 - جامعه بشرى ، نيازمند بعثت پيامبران براى حل اختلافات ( هدايت جامعه )

فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم بين الناس فيما اخلتفوا فيه

27 - پيدايش اختلافات جديد ( اختلافات دينى ) در جوامع ، پس از بعثت انبيا و حل اختلافات اوّليه

ليحكم . .. و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 2،4

2 - بهره جستن از نعمت بزرگ بعثت انبيا ، در گرو ايمان به آنهاست .

لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا

بعثت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نعمتى بزرگ براى همه انسانهاست ; بنابراين ذكر خصوص مؤمنان بدان جهت است كه بهره گيرى از آن نعمت بزرگ، مشروط به ايمان به اوست.

4 - پيامبران ، برانگيختگان الهى در ميان انسان ها و از جنس ايشان

اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم

كلمه «من» مى تواند براى تبعيض باشد، در اين صورت «رسولا من انفسهم» به اين معناست كه پيامبر (صلی الله علیه و آله)، فردى از افراد بشر و از جنس ايشان است ; نه فردى از ملائكه و يا جنس و نوعى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 8

8 - بعثت رسولان متعدّد براى بنى اسرائيل ، همراه دلايل روشن ( معجزات و براهين )

قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 54 - 5

5 - بعثت انبيا و رهبران الهى ، ناشى از فضل خداوند است .

ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 3

3 - خداوند ، پيامبران بسيارى را پس از نوح ( ع ) مبعوث كرد و بدان ها وحى فرستاد .

كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 10،14

10 - بعثت پيامبران ، اتمام حجت خداوند بر مردم

ان تقولوا ما جاءنا من بشير و لانذير

اگر چه خطاب آيه متوجه اهل كتاب است، ولى قطعاً در اتمام حجت به سبب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بين اهل كتاب و ساير مردم تفاوتى نيست.

14 - بعثت پيامبران الهى ، پرتويى از قدرت مطلقه خداوند

قد جاءكم . .. و اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 5،6

5 - بعثت پيامبرانى در ميان بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى آنان

اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ جعل فيكم انبياء

6 - بعثت پيامبران در ميان امت ها ، نعمتى بزرگ براى آنان

اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ جعل فيكم انبياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 2

2 - خداوند در پى ارسال هر يك از پيامبران در شهر ها و آبادانى ها ، كفرپيشگان را به سختى تنگدستى و رنج و اندوه گرفتار ساخت .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء

با توجه به دو آيه بعد (و لو أن أهل القرى . .. ) معلوم مى شود گرفتار ساختن امتهاى گذشته به بلاها و سختيها در صورتى بوده كه آنان با تبليغ و ارشاد پيامبران خويش ايمان نمى آوردند و همچنان بر كفرورزى پافشارى داشتند. در اين مرحله آنها را گرفتار مى ساخت تا شايد متنبّه شوند. بنابراين جمله «أخذنا أهلها ... » مقيد مى شود به «إذا لم يؤمنوا و لم يتقوا»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 4

4 - تاريخ بشر ، شاهد بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بى عدالتى

لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 8

8 - بعثت پيامبران ، اتمام حجت خداوند بر مردم است .

فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 11

11- رسولان الهى با دلايل و براهين روشن در ميان اقوام مختلف و از جمله قوم نوح ، عاد و ثمود ، مبعوث شدند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 1

1- سوگند خداوند به خويش ، مبنى بر ارسال پيامبرانى به سوى امت هاى مختلف ، پيش از ظهور اسلام

تالله لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 15

15 - فرستادن رسولان الهى همراه با معجزات ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

إنّا رسولا ربّك . .. ب--َاية من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 2

2 - سنت الهى ، بر فرستادن رسولانى از جنس بشر و برخاسته از ميان همان مردم بود .

فأرسلنا فيهم رسولاً منهم

بلكه فردى بود برخاسته از ميان همان مردم، تربيت شده در ميان ايشان و شناخته شده براى همه آنان بود. هم چنين قيد «منهم» بيانگر اين معنا است كه آن پيامبر، از جنس خود مردم بود، نه از غير بشر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 1

1 - تاريخ ، شاهد بعثت پياپى پيامبران ، پس از نابودى قوم ثمود

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين . .. ثمّ أرسلنا رسلنا تترا

«تترا» به معناى پياپى آمدن است. گفتنى است كه «تترا» در اين آيه، مصدر به معناى فاعل است كه در محل نصب و حال است براى «أرسلنا» مى باشد. بنابراين تقدير آن چنين است: «ثمّ أرسلنا جائين واحداً بعد واحد» (پس فرستادگان خود را يكى پس از ديگرى، روانه كرديم).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 45 - 9

9 - فرستاده شدن پيامبر از سوى خدا به سوى مردم ، داراى پيشينه اى بلند در تاريخ بشر

و لكنّا كنّا مرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 1،5

1 - اقدام خداوند به برانگيختن پيامبر در ميان اقوام پيشين ، قبل از نابود ساختن آنان

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

5 - گزينش شهر هاى بزرگ و مركزى از سوى خداوند براى بعثت فرستادگان خود

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

«أُمّ القرى» به شهرى گفته مى شود كه نسبت به شهرهاى ديگر حالت مركزيت داشته باشد و مردم آن شهرها براى رفع نيازمندى هاى خود و. .. به آن جا مراجعه كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 4

4 - قبل از پيامبر اسلام ، پيامبران ديگرى از سوى خداوند ، برانگيخته شده اند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 3 - 5

5 - تاريخ بشر ، شاهد بعثت پيامبرانى بسيار

لمن المرسلين

19- بعثت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 3

3 - خداوند پس از اين كه مردم انطاكيه دو پيامبر را تكذيب كردند ، پيامبر سومى را براى تقويت آن دو فرستاد .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

«عزة» ريشه فعل «عزّزنا» به معناى «قوّة» است.

20- بعثت انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 21

21 - تمامى پيامبران مبعوث شده به سوى بنى اسرائيل ، داراى دلايل روشن ( معجزه - برهان ) بر حقانيت رسالت خويش

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

21- بعثت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 3

3 - بعثت پيامبرانى متعدد و بلند مرتبه از جانب خداوند براى بنى اسرائيل

و ارسلنا اليهم رسلا

تنوين در «رسلا» مى تواند اشاره به عظمت و مرتبه والاى آن رسولان داشته باشد.

22- بعثت داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 9

9 - بعثت داود ( ع ) قبل از بعثت عيسى ( ع )

على لسان داود و عيسى ابن مريم

تقديم ذكر داود بر عيسى حاكى از سبقت زمانى حضرت داود است.

23- بعثت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 3،7

3 - بقاى نشانه ها و آيين پيامبران يهود تا زمان بعثت عيسى ( ع )

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

«ءاثرهم» مى رساند كه شريعت و آثارى از پيامبران پيشين باقى بوده است.

7 - بعثت عيسى ( ع ) ، گواه و تأييدى بر حقانيت تورات

و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية

با در نظر گرفتن اينكه در تورات نويد بعثت عيسى(ع) داده شده بود، بعثت عيسى(ع) خود گواه راستى و درستى تورات خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 9

9 - بعثت داود ( ع ) قبل از بعثت عيسى ( ع )

على لسان داود و عيسى ابن مريم

تقديم ذكر داود بر عيسى حاكى از سبقت زمانى حضرت داود است.

24- بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 13

13 - يهوديان ، معترض به خداوند به خاطر گزينش رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به پيامبرى و نازل كردن وحى بر آن حضرت

بغياً أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

از اينكه قرآن در بيان ريشه حسادت يهود (أن ينزل . ..) به دو چيز اشاره كرده است (پيامبرى رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و اينكه خدا اين مقام را به او عطا كرده) مى توان چنين نتيجه گرفت كه يهوديان علاوه بر حسادتشان بر رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) به خداوند نيز به سبب اعطاى اين مقام، معترض بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 1،5

1 - محمد (صلی الله علیه و آله) ، رسولى مبعوث شده از جانب خداوند

و لما جاءهم رسول من عنداللّه

ظاهر اين است كه مراد از «رسول» پيامبر اسلام باشد. قابل ذكر است كه برخى از مفسران بر آنند كه مقصود حضرت عيسى(ع)

است.

5 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل و گواهى بر راستى و درستى تورات و آسمانى بودن آن

مصدق لما معهم

توضيح برداشت فوق در آيه 41، 91 و 97 از همين سوره بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 5

5 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، نمونه اى از توجه و ياد خدا از بندگان خويش *

و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى أذكركم

برداشت فوق احتمال ديگرى است كه مى توان از تفريع جمله «فاذكرونى . ..» بر بعثت پيامبر و تغيير قبله، استفاده كرد; يعنى: فاذكرونى أذكركم كما ذكرتكم بارسال الرسول و تحويل القبلة.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 1،3،12،15

1 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نعمتى بزرگ براى مؤمنان

لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا

فعل «منّ» از مصدر «منّة» به معناى نعمت بزرگ است.

3 - رسيدن به مقام رضاى الهى ، رهايى از دوزخ و نيل به درجات عالى ، در پرتو بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان به اوست .

افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه ... لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ

با توجّه به آيه قبل كه سخن از نيل به درجات و رضاى الهى بود، گويا در اين آيه راه وصول به آن را بيان مى كند.

12 - گمراهى آشكار مردم ، پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

15 - يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 2،5،16

2 - اهل كتاب قبل از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انتظار رسالت آن حضرت

يأيها الناس قد جاءكم الرسول

«قد» در «قد جاءكم» كه به معناى توقع است و نيز «ال» در «الرسول» كه براى عهد ذهنى است، مى رساند كه مخاطبان در انتظار بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

5 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن پرتويى از ربوبيت الهى

قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم

16 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن برخاسته از علم و حكمت خداوند

يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده اى از جانب خداوند براى تمامى انسانها

يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم

2 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) پرتوى از ربوبيت خداوند نسبت به مردمان

يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 2،9

2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) در انتظار بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا

كلمه «قد» مى تواند بيانگر انتظار حصول فعلى باشد كه بر سر آن آمده است. نظير «قد قامت الصلوة».

9 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اتمام حجت خداوند بر اهل كتاب

ان تقولوا ما جاءنا من بشير و لانذير فقد جاءكم بشير و نذير

«ان تقولوا» به تقدير «لام» تعليل و «لا» نافيه است ; يعنى لئلا تقولوا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 7

7 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از بشارت ها و اخبار غيبى تورات و انجيل

الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 8

8 - بعثت پيامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) ، نشانى از نزديكى رخداد قيامت

اقتربت الساعة و انشقّ القمر

«شق القمر» از معجزات ويژه پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است. در حقيقت خداوند، معجزه آن حضرت را - كه حاكى از حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تحقق عصر خاتميت است - نشان نزديكى قيامت معرفى كرده است.

25- بعثت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 3

3 - اعتقاد و اعتراف يهود به پايان نيافتن پيامبرى و رسالت ، پس از بعثت حضرت موسى ( ع )

الّا نؤمن لرسول حتّى ياتينا بقربان

اگر يهود، مدعى خاتميّت نبوت حضرت موسى(ع) بودند، بايد به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى گفتند از ما تعهّد گرفته شده كه به هيچ مدعى رسالتى ايمان نياوريم، نه اينكه علامت پيامبر راستين را بيان كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 2

2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 12

12 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) و گزينش وى به پيامبرى ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به وى

اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين

26- بعثت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 15

15- « عن الصادق ( ع ) : لما حضرت نوحاً ( ع ) الوفاة دعا الشيعة فقال لهم : إعلموا أنه ستكون من بعدى غيبة تظهر فيه الطواغيت و أن الله عزوجل يفرّج عنكم بالقائم من ولدى اسمه هود . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده: هنگامى كه وفات نوح فرارسيد، پيروانش را فرا خواند و فرمود: بدانيد همانا به زودى بعد از من غيبتى خواهد بود كه در آن طاغوتها پديد مى آيند و خداى عزوجل بهوسيله فردى قيام كننده از نسل من، كه نام او هود است، براى شما گشايش پديد مى آورد. ..».

27- بى احترامى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

28- بى سوادى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 2

2 - مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى بهره از سواد خواندن و نوشتن

هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم

«اُمّى» (مفرد «اُمّيين»); يعنى، بى سواد، كسى كه خواندن و نوشتن نمى داند.

29- بينش اعراب دوران بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 18

18 - بَردگان ، در ديد اعراب عصر بعثت ، فاقد هرگونه هويت و ارزش بودند .

هل لكم . .. تخافونهم كخيفتكم أنفسكم

از اين كه مشركان، از ناحيه بردگان خويش، يا احساس نگرانى نداشتند و يا چندان قابل توجه نبود، استفاده مى شود كه آنان را داراى قدر و منزلت نمى دانستند.

30- بينش علماى دينى مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 9

9- بشر بودن پيامبران ، امرى مسلّم نزد عالمان دينى و آگاهان تاريخ انبيا در عصر بعثت

و ما أرسلنا . .. فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مقصود از «أهل الذكر» عالمان دينى است; زيرا اولاً عموم مردم از تاريخ پيامبران بى خبر بودند و اين نوع اطلاعات در اختيار عالمان دينى بود و ثانياً واژه «ذكر» در قرآن، بر كتاب هاى آسمانى و از جمله خودِ قرآن اطلاق گرديده است.

31- بينش مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 5

5- مردم عصر بعثت ، معتقد به توانايى علمى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ گويى به مسائل اسرارآميز و ناشناخته اى چون روح

يسئلونك عن الروح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 2،3،4

2- نزول داستان اصحاب كهف در قرآن ، زمينه ساز اظهار نظرهايى گوناگون در ميان مردم عصربعثت ، در باره تعداد آنان شد .

سيقولون . .. و يقولون ... و يقولون

حرف «سين» در «سيقولون» نشانه صدور آن گفته و گفته هاى بعدى در زمان آينده است و به قرينه «فلا تمار فيهم» اين اقوال، در زمان حيات رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) پيدا شده بود.

3- مردم عصربعثت ، با اظهار سه نظريه متفاوت ، اصحاب كهف را سه ، يا پنج و يا هفت نفر مى پنداشتند .

سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة . .. و يقولون سبعة

4- سگ اصحاب كهف ، چهارم يا ششم و يا هشتمين عضوگروه اصحاب كهف در نظر مردم بود .

سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة سادسهم كلبهم . .. و يقولون سبعة و ثامنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 4

4 - لزوم حفظ درختان بارور ، در باور مردمان عصر بعثت

ما قطعتم من لينة . .. فبإذن اللّه

از توضيح خداوند نسبت به مشروعيت عمل مسلمانان در قطع درختان بنى نضير، چنين استفاده مى شود كه عمل آنان، براى مردم مدينه چه بسا سؤال برانگيز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 1

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، قرآن را كلامى القا شده از سوى شيطان مى پنداشتند .

و ما هو بقول شيطن

32- بينش مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 3

3 - پندار مشركان عصر بعثت ، خاموش شدن فروغ دين و آيين نبوى ، با رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإمّا نذهبنّ بك فإنّا منهم منتقمون

آيه شريفه، گويا در پاسخ توهم مشركان است كه مى پنداشتند با رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تمامى مسائل خاتمه خواهد يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 12

12- ارج و منزلت تورات نزد مشركان عصر بعثت ، به رغم عدم پيروى از آن

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة و هذا كتب مصدّق

اين احتمال وجود دارد كه تذكّر به وجود مشابهت قرآن و تورات، از آن جهت باشد كه مشركان مكه - با اين كه عملاً پيرو تورات نبودند - نوعى احترام و قداست براى آن قائل بوده و به تكذيب آن اقدام نمى كردند. بر اين اساس خداوند فرموده است: شما چگونه قرآن را دروغ مى پنداريد، با اين كه شبيه تورات است كه نزد شما قرب و منزلت دارد.

33- بينش مورخان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 9

9- بشر بودن پيامبران ، امرى مسلّم نزد عالمان دينى و آگاهان تاريخ انبيا در عصر بعثت

و ما أرسلنا . .. فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مقصود از «أهل الذكر» عالمان دينى است; زيرا اولاً عموم مردم از تاريخ پيامبران بى خبر بودند و اين نوع اطلاعات در اختيار عالمان دينى بود و ثانياً واژه «ذكر» در قرآن، بر كتاب هاى آسمانى و از جمله خودِ قرآن اطلاق گرديده است.

34- پرسش مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 2

2- حقيقت روح ، امرى مبهم و سؤال برانگيز براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يسئلونك عن الروح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 1،4

1- مردم زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آن حضرت ، درباره ذوالقرنين ، پرسش هايى را مطرح ساخته بودند .

و يسئلونك عن ذى القرنين

«قرن» به معناى «شاخ» است. گفته اند وجه تسميه «ذوالقرنين» آن بوده كه وى، دو رشته گيسوان بافته، همانند دو شاخ داشته و يا اين كه بر كلاه او دو شاخ قرار داشته است. البته «قرن» به معناى مدّت زمانى متمادى كه مردم در آن زيست مى كنند نيز آمده و لذا برخى نيز وجه تسميه را دوران طولانى حاكميت ذوالقرنين دانسته اند.

4- پرسشش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه نزول برخى آيات و تبيين مطالبى براى مردم بود .

و يسئلونك عن ذى القرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 42 - 1

1 - پرسش از زمان فرا رسيدن قيامت ، سؤال مكرر مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يسئلونك عن الساعة أيّان مرسيها

كلمه «مرسى»، به صورت هاى مصدر ميمى، اسم زمان، اسم مكان و اسم مفعول كاربرد دارد(مفردات راغب). اين كلمه در آيه شريفه - به قرينه «أيّان» كه سؤال از زمان است - مصدر ميمى مى باشد. در اين صورت «مرسى» به معناى وقوع و استقرار خواهد بود. مكرر بودن سؤال، از فعل مضارع «يسئلونك» استفاده شده است.

35- پوچ انگارى بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 9

9- بازيچه انگاشتن نظام خلقت و بعثت پيامبران ، از سوى مشركان عصر پيامبر

و ما خلقنا السماء. .. لعبين... و لكم الويل ممّا تصفون

مخاطب «لكم» و «تصفون» مشركانند و به قرينه آيات پيشين، مقصود از توصيف عقيده نادرست مشركان در باره آفرينش جهان و نسبت نارواى سرگرمى گرفتن آفرينش به خداوند است.

36- تأثير قرآن در مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 3

3 - قرآن ، داراى تأثيرى شگرف در ميان مردم عصر نزول

قالوا هذا سحر

اين كه مشركان قرآن را سحر مى خواندند، نشانگر تأثير عميق آن است.

37- تاريخ بعثت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 1

1 - بعثت موسى و هارون ( ع ) پس از بعثت پيامبران بزرگ بعد از نوح ( ع ) بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون

38- تاريخ بعثت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 1

1 - بعثت موسى و هارون ( ع ) پس از بعثت پيامبران بزرگ بعد از نوح ( ع ) بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون

39- تاريخ مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 4،6

4 - بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در عصرى بود كه مردمِ آن و پدرانشان هيچ پيامبرى را درك نكرده و از وجود رسولان الهى محروم بودند .

لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم

گفتنى است طبق آيات گوناگون از جمله آيه 24 سوره فاطر (و إن من أُمّة إلاّ خلا فيها نذير) تمامى امت ها از انذارگران الهى برخوردار بودند. بنابراين مقصود از آيه شريفه، اين نيست كه مردم عصر رسالت، در تمامى اعصار گذشته از وجود پيامبران الهى محروم بودند; بلكه مقصود پدران نزديك آنان است و يا مراد اين است كه هيچ پيامبرى به صورت مباشر و از نزديك به هدايت آنان نپرداخته است.

6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 11

11 - وجود مذاهب و اديان گوناگون در جزيرة العرب به هنگام بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليظهره على الدين كلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 2،9

2 - مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى بهره از سواد خواندن و نوشتن

هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم

«اُمّى» (مفرد «اُمّيين»); يعنى، بى سواد، كسى كه خواندن و نوشتن نمى داند.

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 5

5 - ايمان به قرآن در ميان مردم ، در نيمه نخست رسالت ( مكّه ) بسيار اندك بود .

قليلاً ما تؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى مردم از تعاليم قرآن ، در نيمه نخست رسالت بسيار ناچيز و اندك بود .

قليلاً ما تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 4 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در عصر بعثت ، نامدار و بلندآوازه ساخت و آن حضرت را در اوج شهرت قرار داد .

و رفعنا لك ذكرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مخالفانى متشكل و متحد با يكديگر داشت .

فليدع ناديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 16

16 - گمراهى مردم ، پيش از اسلام

و ان كنتم من قبله لمن الضالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 22

22 - جامعه جاهلى عصر بعثت ، هيچ حقى را براى زنان معتبر نمى شمرد .

و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف

با توجّه به اينكه حقوق مردان بر زنان (عليهنّ) را مُسلّم گرفته و در صدد اثبات حقوق زنان بر مردان (لهنّ) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 13،15،22

13 - مسلمانان قبل از پذيرش اسلام ، گرفتار پراكندگى ، تفرقه ، جنگ و خصومت

اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

15 - اخوت و برادرى مسلمانان در سايه اسلام ، پس از تاريخى آكنده از دشمنى و كينه ، برهان خداوند براى فرمان به اعتصام به ريسمان الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. واذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوب

22 - جامعه جزيرة العرب در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تفرقه و نزاع ، در معرض نابودى و هلاكت

و كنتم على شفا حفرة من النار

بنابراينكه «النار»، استعاره از هلاكت و نابودى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 12،13

12 - گمراهى آشكار مردم ، پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

13 - هواپرستى و رواج ضدارزش ها ، جهل و محروميّت از تعاليم دين ، از جلوه هاى گمراهى مردم ، پيش از ظهور پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 8

8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 4

4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 7

7 - دعوت خدا و رسول او ، مورد تكذيب مردم در نيمه نخست بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) قرار گرفت .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم فقد كذّبتم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مكه نازل گرديده است كه نيمه نخست رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در آن قرار داشت. بنابراين خطاب «كذّبتم» به مردم همين دوره از رسالت خواهد بود.

40- تداوم بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 6

6 - وحى و بعثت پيامبران ( ع ) ، جريانى مداوم و پيوسته در تاريخ

إنّا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده . .. و ءاتينا داود زبوراً

41- تقويت روحيه مسلمانان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 10

10 - توجّه به ماجراى اصحاب فيل ، دلگرم كننده و اطمينان بخش براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان عصر بعثت

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل

42- تكذيبگرى كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

43- تكذيبگرى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 49 - 3

3 - تكذيب قرآن ، از سوى گروهى از مردم در عصر نزول وحى

و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين

44- توطئه كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

45- توطئه هاى كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 7

7 - وجود شرايط مساعد براى اقدام سريع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويارويى با توطئه هاى كافران ، در عصر بعثت

فمهّل الكفرين

فرمان مهلت دادن، در صورتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده مى شود كه شرايط براى انجام عملى شتابزده عليه كافران فراهم باشد.

46- تهديد اهل تكاثر مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 4

4 - خداوند ، تهديدكننده افزون نمايان عصر بعثت به كيفرى گريزناپذير

ألهيكم التكاثر . .. كلاّ سوف تعلمون

47- تهديد كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 6

6 - خداوند ، كافران عصر بعثت را به عذابى نزديك تهديد كرد .

فمهّل . .. رويدًا

دادن مهلت كوتاه به منزله تهديد به عذاب، پس از انقضاى مهلت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 7

7 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت به سرنوشتى نظير فرجام قوم عاد

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 9 - 6

6 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به فرجامى نظير هلاكت قوم ثمود

ألم تر كيف فعل ربّك . .. و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 10 - 4

4 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به گرفتار ساختن آنان در عقوبتى نظير فرجام قوم فرعون

ألم تر . .. و فرعون ذى الأوتاد

48- تهمتهاى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 1

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ديوانه شمرده و او را به تدوين قرآن براساس اختلالات عقلى ، متهم مى كردند .

و ما صاحبكم بمجنون

49- جادو در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 10

10- وجود پديده سحر و جادو ، در جامعه عصر بعثت

هذا سحر مبين

50- جنيان در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 2 - 4

4 - ايمان گروهى از جن به قرآن ، در مرحله آغازين نزول

إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا . يهدى إلى الرشد فامنّا به

51- حجاب زنان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 16

16 - استفاده از روسرى ، بدون پوشاندن گلو و سينه ، از پوشش هاى زنان جزيرة العرب پيش از تشريع حكم حجاب از جانب اسلام

و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ

52- حقانيت بعثت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 13

13 - شعيب برخوردار از بينه و دليلى روشن بر حقانيت بعثت و پيام هاى خويش

قد جاءتكم بينة من ربكم

53- خداشناسى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 88 - 2

2- شناخت مردم عصر بعثت از خداوند ، شناختى ضعيف و ناقص بود .

و قالوا اتّخذ الرحمن ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 91 - 3

3- « رحمان » از اسامى و اوصاف خداوند ، و شناخته شده براى مردم عصر بعثت

أن دعوا للرحمن ولدًا

54- خداشناسى مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 3،7

3 - باور مشركان عصر بعثت به رحمانيت خداى هستى

قل إن كان للرحمن ولد

7 - شناخت مشركان عصر پيامبر نسبت به خداوند با نام « رحمان »

قل إن كان للرحمن

55- دامدارى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

56- دلايل بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 1

1- خداوند ، تمامى انبيا و رسولان خود را با دلايل روشن ( معجزات ) و كتاب به سوى مردم گسيل داشته است .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. بالبيّنت و الزبر

«زبر» جمع «زبور» و به معناى كتابهاست.

57- دلايل بعثت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 13

13 - شعيب برخوردار از بينه و دليلى روشن بر حقانيت بعثت و پيام هاى خويش

قد جاءتكم بينة من ربكم

58- ذوب فلز در دوران بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 6

6- مردم عصر بعثت آشنا با گداختن و ذوب فلزات در كوره هاى آتش ، براى تهيه زيورآلات و اسباب زندگى

و مما يوقدون عليه فى النار ابتغاء حلية أو متع

59- زمينه بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 10

10 - فسق و تبه كارى رهبران كارگزاران جامعه ، از زمينه هاى فرستادن رسولان و بعثت پيامبران براى آن جامعه از سوى خداوند

إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين

برداشت ياد شده از تعليليه بودن جمله «إنّهم كانوا قوماً فاسقين» استفاده مى شود; يعنى، چون فرعون و كارگزارانش مردمى تبه كاراند، پس با اين معجزه به سوى آنان روان شو.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 4

4 - تعداد رسولان الهى ، به ميزان نياز جبهه حق و دين الهى و به مقدار تأثيرپذيرى مردم هر جامعه اى بستگى داشت .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 35 - 7

7 - هدفدارى خلقت انسان ، مستلزم بعثت رسولان و هدايت آدميان به سوى اهداف بايسته

أم خلقوا من غير شىء

چنانچه عبارت «من غير شىء» به معناى «من غير غاية» باشد; از ارتباط مسأله هدفدارى خلقت انسان با آيات پيشين - كه درباره حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 16 - 7

7 - ربوبيت الهى ، مقتضى فرستادن پيامبران است .

إذ ناديه ربّه

محتواى نداى خداوند - به قرينه آيه بعد - فرمان رسالت موسى(ع) بوده است.

60- سرزمين ارم در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 8 - 1

1 - ساختمان هاى مرتفع سرزمين ارم ، بى نظير در تمام سرزمين ها تا عصر بعثت

الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

61- شرك در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 9

9 - رواج شرك و بت پرستى در بين مردم جزيرة العرب مقارن ظهور اسلام

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

62- شرك عبادى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 5

5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت

أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

63- شرك مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 8

8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين

64- عبرت مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 6

6 - آثار بر جا مانده از تمدن ها و دستاورد هاى اقوام و ملت هاى نيرومند پيشين ، قابل بازديد و مطالعه و درس آموز براى مردم عصر بعثت

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

65- عصيان مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 6

6 - اهل كتاب و مشركانى كه اسلام را نپذيرفتند ، كسانى بودند كه از پذيرش هر برهان روشنى سرباز مى زدند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

در برداشت ياد شده، «منفكّين» به معناى «منفكّين عن الكفر» دانسته شده است. «تأتيهم البيّنة» - به تقدير «أن» مصدريه - با «اتيان البيّنة» مرادف است و عبارت «حتّى اتيان البيّنة» را مى توان به معناى «حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «حتّى باتيان البيّنة» دانست. در اين صورت، تقدير كلام چنين مى شود: «لم يكن ... منفكّين فى وقت من الأوقات حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «لم يكن ... منفكّين بأىّ طريق حتّى باتيان البيّنة».

66- عقيده باطل مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 2

2 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به وجود فرزند ، براى خداى رحمان

قل إن كان للرحمن ولد فأنا أوّل العبدين

67- عقيده مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 12

12- اعتقاد برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عدم وحيانيت قرآن و ساختگى بودن آن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

از اينكه قرآن با قاطعيت تمام اعلام تحدى مى كند، مى توان آن را پاسخ اين شبهه كه «قرآن وحى نيست» تلقى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 4

4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .

ليضلّنا عن ءالهتنا

«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 3

3 - وجود اعتقاد و باور به الوهيت عيسى ( ع ) در جامعه عصر بعثت

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

68- عقيده مشركان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 3،7

3 - باور مشركان عصر بعثت به رحمانيت خداى هستى

قل إن كان للرحمن ولد

7 - شناخت مشركان عصر پيامبر نسبت به خداوند با نام « رحمان »

قل إن كان للرحمن

69- علم مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 1

1 - آگاهى مردم كافر عصر بعثت ، از سرنوشت شوم اقوام كافر پيش از خود

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل

استفهام در «ألم يأتكم»، تقريرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 4

4 - آشنايى مردم عصر نزول قرآن ، به سرنوشت هلاكت بار اقوام و ملّت هاى تكذيب گر پيش از خود

فكيف كان نكير

تعبير «فكيف كان نكير»(پس از انكار و كيفر من چگونه بود؟) مى رساند كه مخاطبان آيات قرآن، از چگونگى كيفر و عذاب اقوام پيش از خود، كم و بيش آشنا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

70- علماى مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 10

10- وجود افرادى مطلع و آگاه به تاريخ انبيا در محيط جاهلى مشركان عصر بعثت

فسلوا أهل الذكر

71- عوامل بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 5

5 - پيدايش اختلاف بين مردم ، عامل بعثت رسولان الهى بوده است .

فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط

جمله «قضى بينهم . ..» - كه دلالت بر وجود اختلاف بين مردم دارد; چون قضاوت در جايى است كه اختلافى باشد - ممكن است اشاره به اختلاف موجود پيش از آمدن رسول باشد و محتمل است اشاره به پيدايش اختلاف بعد از بعثت رسول باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

72- غفلت مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 6،7

6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.

7 - غفلت و بى خبرى مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در جاهليت ، ناشى از نبودن پيامبر و منذر الهى در ميان آنها بوده است .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «ما» در «ما اُنذر» نافيه و جمله «فهم غافلون» متفرع بر نفى انذار باشد; يعنى، انذار نشدنشان موجب غفلت آنان گرديد.

73- فلسفه بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 1

1 - بعثت رسولان الهى براى اطاعت مردم از آنان است .

و ما ارسلنا من رسول الّا ليطاع باذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 5

5 - هدف از بعثت انبيا ، اتمام حجت خدا بر مردم است .

رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس على اللّه حجة بعد الرسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 6

6 - هدايت و تربيت تمامى انسان ها ، هدف از بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى

يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 20،24

20 - خداوند برانگيزنده پيامبرانى بسيار براى هدايت بنى اسرائيل

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

24 - ايجاد صلح و امنيت و جلوگيرى از فساد و ريختن خون بى گناهان ، از اهداف رسالت انبيا

من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض . .. و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

اشاره به رسالت انبيا با دلايل روشن پس از بيان عقوبت قتل و پاداش حفظ حيات انسانها، بيانگر جايگاه اين تعاليم در رسالت انبياى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 3

3 - اتمام حجت بر جوامع بشرى از اهداف بعثت رسولان الهى است.

ألم يأتكم رسل منكم . .. ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 4

4 - فرستادن پيامبران و استقرار نظام عمل و جزا، در عين بى نيازى خداوند، جلوه اى از رحمت گسترده اوست.

لكل درجت ما عملوا . .. و ربك الغنى ذو الرحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 15

15 - رسالت فرستادگان الهى براى تربيت و رشد آدميان است .

لقد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق با توجه به كلمه «رب» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 63 - 14

14 - شمول رحمت خاص الهى بر بندگان ، از اهداف نزول دين و بعثت پيامبران

أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم . .. لعلكم ترحمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 1،7

1 - خداوند براى اقوام گذشته پيامبرانى را به منظور هدايت آنان و تسليم شدنشان در برابر او ارسال داشت .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء

7 - تضرع به درگاه خدا و خشوع در برابر او از ارزش هاى الهى و از اهداف رسالت انبياست .

لعلهم يضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 3

3 - نجات ستمديدگان از بيدادگرى بيدادگران ، هدف خداوند از بعثت پيامبران در طول تاريخ

لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت

ذكر جمله «جاءتهم رسلهم» بعد از «لما ظلموا» حكايت از اين حقيقت دارد كه بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بيدادگرى و به منظور رهايى مظلومان از شرّ ظالمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 11

11 - بعثت پيامبران الهى ، در راستاى نجات مظلومان از ستم بيدادگران

كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين

رويارويى بيدادگران با رسولان الهى در طول تاريخ، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 17

17- بعثت پيامبران براى آموزش توحيد و نفى شرك ، از تفضّلات الهى بر مردم است .

ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله ... على الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 4،5

4- سنت خداوند در بعثت انبيا ، برانگيختن و اعزام آنان به سوى جوامع و امتهاست . *

و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً

از اينكه خداوند در مقام بيان بعثت انبيا و مورد تكذيب واقع شدنشان از سوى تكذيب كنندگان، از «امت» به جاى «ناس» استفاده كرده است و «امت» به گروهى اطلاق مى شود كه عاملى آنان را جمع كرده باشد، مى توان نكته فوق را به دست آورد.

5- برانگيختن انبيا در ميان همه امت ها براى دعوت به توحيد عبادى ، دليل بطلان عقيده مشركان به جبرى بودن شركشان

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أ

آوردن عبارت «قد بعثنا. ..» پس از بيان كلام مشركان درباره جبرى بودن شركشان، به منزله جواب براى آن است; با اين بيان كه اگر شركْ خواست خداوند بود، نبايد انبيا را مبعوث مى كرد و حال آنكه آنان رابراى هدايت برانگيخته است و اين حكايت از بطلان عقيده آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 7

7- آشكار شدن حق در امور اختلافى و برطرف شدن اختلاف ها ، از جمله حكمت هاى بعثت انبيا

و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «لام» تعليل در «ليبيّن» تعليل آيه «و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً» باشد. فعل مضارع «يختلفون» - كه دلالت بر زمان حال مى كند - مى تواند قرينه اى باشد بر اينكه تبيين در همين دنياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 9

9- اتمام حجت بر آدميان ، از جمله اهداف بعثت انبياست .

و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 2

2 - فرستادن رسولان ، اتمام حجت الهى بر كافران

و لولا أن تصيبهم مصيبة . .. و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 13

13 - ربوبيت خدا بر مردمان ، مقتضى بعثت پيامبران براى هدايت و راهنمايى آنان

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 8

8 - غفلت زدايى از مردمِ غافل و بيدار كردن آنان ، از اهداف رسالت و فلسفه بعثت رسولان الهى

لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 4

4 - جهل و ناآگاهى مردم انطاكيه ، از فلسفه بعثت پيامبران و حكمت گزينش آنان از ميان انسان ها

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

يادآورى علم و دانايى خداوند، پس از تكذيب رسولان الهى به دليل بشر بودن آنان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 10،11

10 - هدف الهى از بعثت پيامبران ، ايجاد جوامع سالم ، رشيد و بالنده است .

لقد أرسلنا رسلنا . .. ليقوم الناس

«قيام» (مصدر «يقوم») به معناى ايستادن است. در اين جا در معناى سلامت و صلاح به كار رفته است.

11 - هدف رسالت پيامبران ، در مرحله نخست تربيت انسان هاى عادل و ساختن جامعه عدالت خواه بود ; نه اجراى اجبارى عدالت در جامعه

و أنزلنا معهم الكتب و الميزان ليقوم الناس بالقسط

نسبت داده شدن «اقامه» به مردم - نه به پيامبران - و نيز غايت قرار گرفتن خيزش خود مردم براى رعايت عدل و انصاف (لقوم الناس بالقسط) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 7

7 - هدايت انسان ها ، فلسفه بعثت پيامبران

تأتيهم رسلهم بالبيّنت فقالوا أبشر يهدوننا

74- فلسفه بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 4

4 - دستيابى انسان ها به هدايت و كامل شدن نعمت الهى بر ايشان ، از اهداف بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

فولوا وجوهكم شطره . .. و لعلكم تهتدون. كما أرسلنا فيكم رسولا

چنانچه «كما أرسلنا . ..» بيانگر تشبيه مسأله تغيير قبله به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد; «لأتم نعمتى عليكم و لعلكم تهتدون» گوياى وجه شبه است; يعنى، همان گونه كه بعثت پيامبر براى اتمام نعمت بر بندگان و دستيابى آنان به هدايت مى باشد، تغيير قبله نيز داراى چنين هدفها و نتايجى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 6

6 - تربيت تمامى انسان ها ، هدف از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 5

5 - انذار مردم از هدف هاى اساسى بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 10

10 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، اتمام حجت خدا با مشركان

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

75- فلسفه بعثت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 63 - 13

13 - دستيابى قوم نوح ( ع ) به رحمت هاى ويژه خداوند ، از اهداف بعثت آن حضرت بود .

جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم . .. لعلكم ترحمون

76- قانونمندى بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 39

39 - بعثت پيامبران ، داراى زمانى معين و برنامه ريزى شده از جانب خداوند

ثمّ جئت على قدر يموسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 16 - 3

3- بعثت پيامبران و هلاكت جوامع ستمگر و دين ستيز ، براساس هدف دارى نظام هستى است .

و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين

يادآورى هدفمندى جهان - پس از ذكر هلاكت اقوام ستمگر - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه وقتى جهان هدفمند بود، هلاكت اقوام ستم پيشه نيز جزئى از هدف دارى و بازيچه نبودن هستى خواهد بود.

77- كشاورزى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

78- كشتيرانى در دوران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 5

5 - اهميت كشتى رانى ، در زندگى اقتصادى جامعه عصر بعثت *

اللّه الذى سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره

79- كفران مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 9

9 - اكثر مردم در نيمه نخست بعثت ، نعمت قرآن را قدر نشناخته و بدان بى اعتنايى كردند .

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است كه نيمه نخست دوران بعثت در همين شهر سپرى شد.

80- گمراهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 9

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 10

10 - مردم ، پيش از بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها به سر مى برند .

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور

81- محدوده علم مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 15،16

15- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره حقيقت روح ، بسيار كم و ناچيز بود .

قل الروح من أمر ربّى و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً

بنابر اينكه مخاطبان آيه، مردم عصر بعثت باشند - نه همه انسانها در تمامى عصرها - برداشت فوق به دست مى آيد.

16- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار كم و ناچيز بود .

و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مخاطبان «و ما أُوتيتم من العلم» مردم عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند. و مراد از «العلم» مطلق دانش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 4

4 - مردم عصر بعثت ، اطلاعاتى مخدوش و نادرست از داستان موسى و فرعون داشتند .

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ

قيد «بالحقّ» نشان مى دهد كه آنچه در ميان مردم عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ماجراى موسى(ع) و فرعون مطرح بود، با واقعيت انطباق نداشت.

82- محمد(صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 4

4 - ناشناخته ماندن رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مايه سيطره افكندن اندوهى سنگين بر آن حضرت

وزرك

مراد از «وزر» - با توجّه به آيه «و رفعنا لك ذكرك» - مى تواند نقطه مقابل «بلند آوازه بودن» باشد; يعنى، ناشناخته ماندن رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، سبب شده بود كه رسالت ها و تعاليم او مهجور مانده و غمى سنگين براى آن حضرت به وجود آيد. تناسب دو فعل «وضعنا» (فرونهاديم) و «رفعنا» (بالابرديم)، مؤيد اين احتمال است.

83- محمد(صلی الله علیه و آله) قبل از بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 7،8

7 - زندگى و شخصيت پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليلى روشن براى رسالت و نبوت او

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله

8 - زندگى پيش از بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، گواه روشن بر الهى و آسمانى بودن قرآن

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. فقد لبثت فيكم عمراً من قبله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 2

2 - پيامبران الهى ، بى خبر از نبوت خويش پيش از مبعوث شدن .

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتب

جايى كه پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) پيش از بعثت خويش، از آن هيچ گونه اطلاعى نداشته باشد و حتى گمان آن نيز در ذهنش جوانه نزند; به طريق اولى پيامبران ديگر نيز چنين خواهند بود. بنابراين با القاى خصوصيت از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مطلب ياد شده را مى توان درباره همه پيامبران تعميم داد.

84- محمد(صلی الله علیه و آله) و بعثت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 2

2 - اطلاعات دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جريان بعثت موسى ( ع ) و سخن گفتن خداوند با وى در طور - با اين كه خود در آن جا حضور نداشت - گواهى است روشن بر رسالت الهى آن حضرت .

و ما كنت بجانب الطور إذ نادينا

85- محمد(صلی الله علیه و آله) و كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 7

7 - وجود شرايط مساعد براى اقدام سريع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويارويى با توطئه هاى كافران ، در عصر بعثت

فمهّل الكفرين

فرمان مهلت دادن، در صورتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده مى شود كه شرايط براى انجام عملى شتابزده عليه كافران فراهم باشد.

86- محمد(صلی الله علیه و آله) و لعن كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فرصت دادن به كافران عصر بعثت و پرهيز از نفرين و درخواست عذاب سريع براى آنان

فمهّل الكفرين أمهلهم رويدًا

«مَهِّل» و «أمهِل» به يك معنا است; گرچه برخى گفته اند: «مَهِّل» فرمان به مهلت لحظه به لحظه و تدريجى است و «أمهل» فرمان به يك مهلت. تكرار فرمان با دو لفظ متفاوت - به گونه اى كه دو فرمان مستقل به نظر آيد - تأكيد بيشترى به همراه دارد.

كلمه «رويداً» ممكن است، تصغير «رَوْد» (مهلت دادن) باشد; يعنى، مهلت كوتاه و نيز مى تواند اسم فعل و به معناى «أمهل» باشد كه براى سومين بار فرمان مهلت را تكرار كرده است.

87- مخالفت مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 1

1 - افراط و زياده روى مردم عصر بعثت در مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع لطف خدا در فرستادن وحى نبود .

أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين

با توجه به مقام آيه - كه مسأله وحى را مطرح مى كند - مراد از «اسراف»، افراط و زياده روى در مخالفت با وحى خواهد بود.

88- مردم صدر اسلام و بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 10

10 - آگاهى مردم عصر بعثت ، به سابقه داشتن بعثت و نزول كتاب از سوى خداوند

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

89- مردم مقارن بعثت و اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 2،16

2- نزول داستان اصحاب كهف در قرآن ، زمينه ساز اظهار نظرهايى گوناگون در ميان مردم عصربعثت ، در باره تعداد آنان شد .

سيقولون . .. و يقولون ... و يقولون

حرف «سين» در «سيقولون» نشانه صدور آن گفته و گفته هاى بعدى در زمان آينده است و به قرينه «فلا تمار فيهم» اين اقوال، در زمان حيات رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) پيدا شده بود.

16- تنها ، گروهى اندك از مردم عصر بعثت ، به شمارِ اصحاب كهف و زواياى سرگذشت آنان ، آگاهى داشتند .

مايعلمهم إلاّ قليل

با آن كه سخن در باره تعداد اصحاب كهف بود، در جمله «مايعلمهم. ..» آگاهى بر خود اصحاب كهف، از اكثريت مردم نفى شده است. اين مطلب، مى رساند كه ديگر زواياى ماجراى اصحاب كهف نيز مانند تعداد آنان، براى بيشتر مردم نامعلوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 1

1- مدّت درنگ اصحاب كهف در غار ، ميان مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد اختلاف بود .

قل اللّه أعلم

جمله «قل اللّه. ..» نشانه آن است كه برخى از مردم، در باره مدّت بيان شده در آيه قبل، تشكيك كرده و نظرى غير آن را مطرح ساخته بودند. پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پاسخ آنان، با بيان علم برتر الهى به زمان بندى ياد شده، تأكيد كرده و ترديد در آن را مردود دانسته است.

90- مردم مقارن بعثت و اطعام مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

91- مردم مقارن بعثت و ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 2

2- « ذوالقرنين » ، شخصيتى تاريخى و شناخته شده در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است .

و يسئلونك عن ذى القرنين

92- مردم مقارن بعثت و روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 85 - 15

15- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره حقيقت روح ، بسيار كم و ناچيز بود .

قل الروح من أمر ربّى و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً

بنابر اينكه مخاطبان آيه، مردم عصر بعثت باشند - نه همه انسانها در تمامى عصرها - برداشت فوق به دست مى آيد.

93- مردم مقارن بعثت و قصه اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 4

4- اطلاعات مردم عصر بعثت از اصحاب كهف و سرگذشت آنان ، اطلاعات غير واقعى و آميخته با خرافات بود .

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

قيد «بالحقّ» تعريضى است كه به ناقلان سرگذشت اصحاب كهف و بيان كننده اين كه نقل آنان، آميخته به امورى غير واقعى و خرافى است.

94- مردم مقارن بعثت و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

95- مردم مقارن بعثت و مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

96- مردم مقارن بعثت و يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

97- منابع كسب مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

متعًا لكم و لأنعمكم

98- منشأ بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 2

2- خداوند ، مبعوث كننده پيامبران و فرستنده رسولان است .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 15

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 4

4- خداوند ، مبدأ وحى و ارسال پيامبران

و ما أرسلنا قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 51 - 1

1 - بعثت پيامبران و تعيين تعداد آنان براى هر منطقه و مردم ، بسته به مشيت خداوند است .

و لو شئنا لبعثنا فى كلّ قرية نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 13

13 - ربوبيت خدا بر مردمان ، مقتضى بعثت پيامبران براى هدايت و راهنمايى آنان

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 6

6 - بعثت پيامبران ، مقتضاى ربوبيت خداوند بر خلق

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتب إلاّ رحمة من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 6

6 - ربوبيت الهى ، مقتضى فرستادن پيامبران براى انسان ها

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 9 - 3،7

3 - گزينش پيامبران و رسولان ، تنها در اختيار خداوند است .

أم عندهم خزائن رحمة ربّك

7 - گزينش رسولان و پيامبران از ميان مردم ، جلوه اى از عزت و بخشندگى خداوند است .

أم عندهم خزائن رحمة ربّك العزيز الوهّاب

آمدن دو صفت «عزيز» و «وهّاب» براى خداوند، پس از طرح مسأله موهبت نبوت و رسالت، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 10 - 3،6

3 - انتخاب و فرستادن رسولان براى بشر ، جلوه اى از فرمانروايى خداوند بر جهان هستى

أم عندهم خزائن رحمة ربّك . .. أم لهم ملك السموت و الأرض و ما بينهما

يادآورى فرمانروايى مطلق خداوند بر جهان، پس از مسأله رسالت و نبوت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

6 - گزينش پيامبر از ميان انسان ها ، تنها در توان خداوند حاكم بر جهان هستى است .

جاءهم منذر منهم . .. أءنزل عليه الذكر من بيننا ... أم لهم ملك السموت ... فليرتق

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، مى تواند پاسخى به اعتراض كافران باشد كه چرا از ميان توده هاى مردم، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) به پيامبرى مبعوث شده است؟ و يا چرا پيامبر از جنس بشر برگزيده شده است؟ (بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم . .. أءنزل عليه الذكر من بيننا).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 7

7 - فرستادن رسول و هدايت خلق ، با بشارت و انذار - و نه قواى قهرى طبيعت ، - نمودى از حكمت خداوند است . *

و للّه جنود . .. و كان اللّه عزيزًا حكيمًا . إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا

از آيه قبل، استفاده شد كه خداوند مالك يگانه هستى و حاكم مطلق و شكست ناپذير است و مى تواند خلق را به اجبار به سوى

اهداف بايسته وا دارد; اما در اين آيه، خداوند يادآورى كرده كه حكمت او، اقتضا مى كند كه اين هدايت، را از طريق فرستادن رسول و ارائه الگو و بشارت و انذار، انجام پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 10 - 7

7 - ربوبيت خداوند ، مقتضى بعثت پيامبران و عقوبت دشمنان ايشان است .

فعصوا رسول ربّهم فأخذهم أخذة رابية

99- منشأ گمراهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 5

5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت

أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

100- موانع بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 9

9 - فرستادن پيامبران ، همراه با پيامِ تكليف آفرين ، مخالف رحمانيت خداوند در ديدگاه مردم انطاكيه بود .

و ما أنزل الرحمن من شىء

برخى از مفسران برآنند كه ذكر رحمانيت خداوند از سوى مردم انطاكيه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، فرستادن پيامبر را ناسازگار با رحمانيت خدا مى پنداشتند; زيرا آمدن پيامبران نوعاً همراه با تكليف بوده و آنان اين كار را با رحمانيت خدا ناسازگار مى دانستند.

101- مورخان مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 10

10- وجود افرادى مطلع و آگاه به تاريخ انبيا در محيط جاهلى مشركان عصر بعثت

فسلوا أهل الذكر

102- موقعيت فرهنگى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 3

3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية إذ جاءها المرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.

103- مهلت به كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فرصت دادن به كافران عصر بعثت و پرهيز از نفرين و درخواست عذاب سريع براى آنان

فمهّل الكفرين أمهلهم رويدًا

«مَهِّل» و «أمهِل» به يك معنا است; گرچه برخى گفته اند: «مَهِّل» فرمان به مهلت لحظه به لحظه و تدريجى است و «أمهل» فرمان به يك مهلت. تكرار فرمان با دو لفظ متفاوت - به گونه اى كه دو فرمان مستقل به نظر آيد - تأكيد بيشترى به همراه دارد. كلمه «رويداً» ممكن است، تصغير «رَوْد» (مهلت دادن) باشد; يعنى، مهلت كوتاه و نيز مى تواند اسم فعل و به معناى «أمهل» باشد كه براى سومين بار فرمان مهلت را تكرار كرده است.

104- نظام طبقاتى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 4

4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها

105- نعمت بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 6

6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا

فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى

شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.

106- وقت بعثت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 11 - 3

3 - « قال الصادق ( ع ) : « أُقّتت » أى بعثت فى اوُقات مختلفة ;

امام صادق(ع) درباره «أُقّتت» فرمود: يعنى [آن گاه كه رسولان] در اوقات مختلف مبعوث شوند».

107- ويژگيهاى بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 51 - 3

3 - با بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، امر بعثت به پايان رسيده و آن حضرت خاتم پيامبران است .

و لو شئنا لبعثنا فى كلّ قرية نذيرًا

از اين كه خداوند با وجود پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) هيچ پيامبرى را براى هيچ مردمى نفرستاده است، مى توان به دو مطلب دست يافت: 1- امر بعثت به پايان رسيده و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) خاتم پيامبران است. 2- رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، رسالتى جهانى و اسلام دين جاودانه است. گفتنى است آيه نخست اين سوره (تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيراً) مؤيد دو مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 4

4 - بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در عصرى بود كه مردمِ آن و پدرانشان هيچ پيامبرى را درك نكرده و از وجود رسولان الهى محروم بودند .

لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم

گفتنى است طبق آيات گوناگون از جمله آيه 24 سوره فاطر (و إن من أُمّة إلاّ خلا فيها نذير) تمامى امت ها از انذارگران الهى برخوردار بودند. بنابراين مقصود از آيه شريفه، اين نيست كه مردم عصر رسالت، در تمامى اعصار گذشته از وجود پيامبران الهى محروم بودند; بلكه مقصود پدران نزديك آنان است و يا مراد اين است كه هيچ پيامبرى به صورت مباشر و از نزديك به هدايت آنان نپرداخته است.

108- ويژگيهاى علم مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 2

2 - آگاهى مردم عصر بعثت ، از سرنوشت اقوام كافر پيش از خود ، از راه اخبار و اطلاعات واصله بود .

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل

مطلب ياد شده، از آمدن تعبير «نبأ» (خبر) به دست مى آيد.

109- يهود و بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 10

10 - يهوديان ، آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن را از ديرباز و پيش از بعثت براى كافران تشريح مى كردند .

و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا

«استفتاح» (مصدر يستفتحون) مى تواند به معناى مطلع ساختن باشد، چنانچه در مفردات راغب آمده: «فتح عليه كذا; آن گاه گفته مى شود كه به او امرى را اعلام كند و او را بر آن امر مطلع سازد». قابل ذكر است كه در اين صورت بردن «يفتحون» به باب استفعال براى تأكيد است و معناى طلب ندارد.

6- بغض

1- آثار بغض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 31

31 - خشم و كينه ، زمينه تجاوز و ستم به ديگران

و لايجرمنكم شنئان قوم . .. ان تعتدوا

بنابر اينكه «قوم» مفعول براى «شنئان» باشد و فاعل آن (كم) حذف شده باشد يعنى خشم و كينه شما نسبت به طائفه اى نبايد باعث تجاوز و تعدى به آنان شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 34

34 - دشمنى و كينه توزى در جامعه ، مانع پيروزى و موفقيت

القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة كلما اوقدوا ناراً للحرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 3،11،15

3 - جامعه آلوده به دشمنى و كينه توزى ، جامعه اى شيطان زده و مطرود در پيشگاه خداوند

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء

11 - باز ماندن جامعه ايمانى از نماز و ياد خدا پيامد برانگيخته شدن دشمنى و كينه در بين آنها

ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

نياوردن كلمه «ان» در «يصدكم عن . ..» مى تواند اشاره به اين باشد كه مضمون اين جمله پيامد تحقق مضمون معطوف عليه (يوقع بينكم ...) است.

15 - دشمنى و كينه توزى در بين جامعه ايمانى و غفلت از ياد خدا مانع رسيدن آن جامعه به فلاح و رستگارى

لعلكم تفلحون. انما يريد الشيطن ... و يصدكم عن ذكراللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 4

4 - تأثير تمايلات و حبّ و بغض هاى انسان ها ، در شكل گيرى انديشه و باور هاى آنان

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه . .. كلاّ بل تحبّون العاجلة

2- اجتناب از بغض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 4

4 - حراست از وحدت جامعه ايمانى و دور نگاهداشتن آن از كينه و دشمنى فلسفه تحريم شراب خوارى و قماربازى

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء

3- اعلام بغض خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 1

1 - اعلام بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت

إنّ الذين كفروا ينادون لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمن فتكف

«مقت» به معناى بغض شديد است.

4- بغض اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 2

2 - بغض و دشمنى شديد كافران حق ناپذير با خويشتن در قيامت

من مقتكم أنفسكم

5- بغض خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 9،10،11،12

9 - حب و بغض خداوند ، تعيين كننده حركت ها و عملكرد هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

10 - حب و بغض خداوند ، بايد تعيين كننده خط مشى مؤمنان باشد .

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

چون جمله «ان اللّه . ..»، بيان علتى براى «لاتجادل» است و دلالت بر اين دارد كه دوستى و دشمنى خدا بايد ميزان حركتها و توقفها قرار گيرد.

11 - حب و بغض خداوند ، معيار سنجش و ارزيابى عملكردها

و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

12 - حرمت دفاع از كسانى كه عملكردشان مبغوض خداوند است .

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 7

7 - ناخشنودى خداوند از خيانت و نيرنگ ، حتى در مرحله پندار و گفتار

اذ يبيتون ما لايرضى من القول

«اذ يبيتون»، حاكى از انديشه خيانت و گناه است. و جمله «ما لايرضى»، تصريح به ناخشنودى خداوند و نكوهش از چنين پندار و انديشه اى دارد.

6- بغض در مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 8،9،10

8 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت

فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة

«اغرينا» از «غراء» به معناى «چسب» گرفته شده است. يعنى تنها وسيله و مايه اتصال آنها با يكديگر عداوت و دشمنى است.

9 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر ، كيفر نقض پيمان و فراموشى تذكار هاى خداوند

و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً . .. فاغرينا بينهم العداوة

10 - كينه و دشمنى دايمى يهود و مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة

بنابر اينكه ضمير در «بينهم» به يهود و نصارا برگردانده شود.

7- بغض عليه خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 2،3،5

2 - بغض و دشمنى شديد كافران حق ناپذير با خويشتن در قيامت

من مقتكم أنفسكم

3 - بغض و دشمنى خداوند با كافران حق ناپذير ، بيشتر و شديدتر از بغض و دشمنى كافران نسبت به خويشتن است .

لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم

5 - پشيمانى و بغض شديد كافران نسبت به خويشتن ، بر اثر رد دعوت به ايمان و كفرورزى آنان است .

مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمن فتكفرون

ترديدى نيست كه بغض شديد كافران نسبت به خويشتن در قيامت، ناشى از رد ايمان و كفرشان است. اين بغض نشانه پشيمانى شديد آنان از عمل خود مى باشد.

8- بغض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 3

3 - بغض و دشمنى خداوند با كافران حق ناپذير ، بيشتر و شديدتر از بغض و دشمنى كافران نسبت به خويشتن است .

لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم

9- بغض مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد كينه توزى يهوديان و مشركان نسبت به مؤمنان

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود و الذين اشركوا

10- بغض يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 10

10 - كينه و دشمنى دايمى يهود و مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة

بنابر اينكه ضمير در «بينهم» به يهود و نصارا برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 19،20،21،23

19 - يهوديان ، گرفتار كينه و دشمنى با يكديگر تا روز قيامت

و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة

20 - خداوند ، ايجاد كننده دشمنى و كينه در بين يهود

و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة

21 - دشمنى و كينه يهود با يكديگر ، كيفر و عقوبت دنيوى آنان

و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة

23 - دشمنى و كينه توزى يهود با يكديگر از پيامد هاى گرفتارى آنان به لعنت خدا و دورى از رحمت او

و لعنوا بما قالوا . .. و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة

جمله «و القينا . ..» مى تواند بيان پيامدى ديگر براى «لعنوا بما قالوا» باشد ; يعنى گرفتارى به لعنت الهى علاوه بر افزايش كفر و طغيان يهوديان، مايه گرفتارى آنان به دشمنى و كينه توزى با يكديگر نيز گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد كينه توزى يهوديان و مشركان نسبت به مؤمنان

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود و الذين اشركوا

11- زمينه بغض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 24

24 - جوامع گرفتار به لعنت الهى ، همواره در خطر دشمنى و كينه توزى با يكديگر

و لعنوا بما قالوا . .. و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 92 - 10

10 - نافرمانى خدا و رسول داراى پيامدهايى شوم و شيطانى ( دشمنى و كينه توزى و بازماندن از نماز و ياد خدا )

انما يريد الشيطن . .. فان توليتم فاعلموا انما على رسولنا البلغ المبين

مراد از رويگردانى در جمله «فان توليتم» - به قرينه آيه پيشين - ناديده گرفتن حرمت خمر و قمار است يعنى اگر نهى خداوند از ميگسارى و قمار را ناديده گرفتيد و شيطان شما را به كينه و عداوت با يكديگر كشانيد جز خود كسى را ملامت نكنيد زيرا آن عواقب شوم بازتاب نافرمانيهاى شماست و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در وظيفه خود كوتاهى نكرده است.

12- زمينه بغض در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 22

22 - كفر و طغيان يهود ، زمينه دشمنى و كينه توزى آنان با يكديگر

و ليزيدن كثيراً منهم . .. طغيناً و كفراً و القينا بينهم العدوة و البغضاء

13- شدت بغض خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 3

3 - بغض و دشمنى خداوند با كافران حق ناپذير ، بيشتر و شديدتر از بغض و دشمنى كافران نسبت به خويشتن است .

لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم

14- شدت بغض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 5

5 - پشيمانى و بغض شديد كافران نسبت به خويشتن ، بر اثر رد دعوت به ايمان و كفرورزى آنان است .

مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمن فتكفرون

ترديدى نيست كه بغض شديد كافران نسبت به خويشتن در قيامت، ناشى از رد ايمان و كفرشان است. اين بغض نشانه پشيمانى شديد آنان از عمل خود مى باشد.

15- عوامل بغض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 1،2

1 - شيطان همواره در صدد ايجاد دشمنى و كينه توزى ميان اهل ايمان

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء

2 - شراب و قمار ، ابزار شيطان براى ايجاد كينه و عداوت

انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر

16- عوامل بغض خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 4

4 - نپذيرفتن دعوت به ايمان ، موجب بغض و دشمنى شديد خداوند

لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمن فتكفرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «إذ» براى تعليل و متعلق به «مقت» است.

17- عوامل رفع بغض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 8

8 - رفع كينه و دشمنى اهل كتاب با يكديگر در گرو پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جلب رضوان الهى

فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء . .. يهدى به اللّه من اتبع رضونه

18- فلسفه بغض در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 32

32 - ايجاد دشمنى و كينه توزى در بين يهود ، تدبيرى الهى جهت خاموش نمودن جنگ افروزى آنان عليه مسلمانان *

و القينا بينهم العدوة و البغضاء . .. كلما اوقدوا ناراً للحرب اطفأها اللّه

بدان احتمال كه جمله «كلما اوقدوا . ..» بيان نتيجه اى براى جمله «القينا بينهم...» باشد ; وصل آن دو جمله بدون حرف عطف كه حكايت از شدت اتصال مضمون آنها دارد، تأييدى براى برداشت فوق است.

19- منشأ بغض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 20

20 - خداوند ، ايجاد كننده دشمنى و كينه در بين يهود

و القينا بينهم العدوة و البغضاء إلى يوم القيمة

7- بغي

1- آثار بغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 38

38 - حَسَد و سركشى ( بَغى ) مانع پذيرش بيّنات و هدايت الهى

و ما اختلف فيه الاّ الذين اوتوه بغياً

«بغياً» (حَسَد و سركشى)، مفعول لأجله براى «ما اختلف» است ; يعنى حسد و سركشى، مانع پذيرش هدايت و حق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 7،10،13

7 - اختلافات دينى ، نشأت يافته از ناحيه عالمان متجاوز و حسود

و ما اختلف . .. الاّ من بعد ما جاءهم العلم بغياً

كلمه «بغياً»، به معناى تجاوز است و به معناى حسد نيز آمده است (مجمع البيان. )

10 - حسد و تجاوز از حد ، تهديدكننده واقعنگرى و روشن بينى عالمان دينى

و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب . .. بغياً بينهم

13 - بروز تضاد هاى فكرى و اجتماعى و دينى ، معلول تجاوز از قوانين عادلانه اديان الهى

و ما اختلف الذين . .. بغياً بينهم

2- بغى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 6

6 - شيطان ، موجودى سركش و فاقد هرگونه خير و فضيلت

و إن يدعون شيطناً مريداً

مريد از مصدر «مرود» به معناى سركشى و خروج از طاعت است (مجمع البيان). مفردات راغب «مريد» را به معناى عارى از خير دانسته است.

3- بغى علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 28،29،32

28 - سركشى و ظلم ( بَغى ) عالمان دين ، مانع تحقق اهداف انبيا ( اتحاد مردم بر اساس دين حقّ )

و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البيّنات بغياً بينهم

29 - نكوهش شديد خداوند از كسانى كه پس از روشن شدن حق ، از سر تجاوزگرى و حسادت ، در آن اختلاف مى كنند .

و ما اختلف فيه الاّ الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البيّنات بغياً بينهم

«بغى» در لغت به معناى تجاوز و نيز حسد آمده است.

32 - حَسَد و خودخواهى ( بَغىِ ) عالمان ناشايسته ، ريشه اختلافات دينى

و ما اختلف . .. بغياً بينهم

4- زمينه بغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 12

12 - انگيزه هاى مادّى و كسب غنيمت ، زمينه اى براى تعرض نابحق به ديگران

و لا تقولوا . .. لست مؤمنا تبتغون عرض الحيوة الدّنيا

5- موانع بغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 5

5 - تقواى الهى ( ترس از خدا ) ، مانع سركشى و افساد

و اذا تولى سعى فى الأرض . .. و اذا قيل له اتق اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 15

15 - توجه به نقش تلاش و قابليّت افراد در برترى يافتن آنان ، زمينه دورى جستن از تمنى نسبت به دارايى ها و امتيازات ديگران

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه . .. للرّجال نصيب ... و للنساء نصيب

خداوند پس از منع طمعورزى به نعمتهاى ديگران، آن را نتيجه قابليّت و تلاش افراد معرفى كرده تا زمينه آرزوهاى منفى را قطع كند.

6- ناپسندى بغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 20

20 - كشتار و تعرض نابجا به افراد به خاطر دستيابى به غنيمت ، از روش هاى ناپسند دوران جاهليت

و لا تقولوا . .. لست مؤمناً تبتغون عرض الحيوة الدّنيا ... كذلك كنتم من قبل

ظاهراً «كذلك» اشاره است به جمله «تبتغون عرض . .. » بر اين اساس، مقصود از «من قبل»، قبل از اسلام، يعنى دوران جاهليت است كه به خاطر مال دنيا، بدون هيچ دليلى ديگران را مى كشتند.

8- بكارت

1- ارزش بكارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 5 - 11

11 - دوشيزگى در مقايسه با ارزش هاى والاى زنان ( همچون اسلام ، ايمان ، فرمانبرى ، توبه و روزه دارى زنان ) داراى نقش درجه دوم در زندگى مشترك ميان زنان و مردان

ثيّبت و أبكارًا

يادآورى دو وصف «دوشيزگى» و «بيوه بودن زنان»، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد; زيرا مفاد آيه شريفه اين است كه زنان بهترى با چنين اوصافى، جايگزين شما خواهند شد; چه بيوه باشند و چه دوشيزه.

2- اهميت بكارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 56 - 8

8 - چشم پاكى و دوشيزگى ، از كمالات زن است .

فيهنّ قصرت الطرف لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «قاصرات الطرف» اشاره به چشم پاكى زنان و «لم يطمثهنّ. ..» اشاره به دوشيزگى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 36 - 2

2 - دوشيزگى ، از اوصاف پسنديده و از كمالات زن

فجعلنهنّ أبكارًا

3- بكارت حورالعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 74 - 1

1 - حوريان بهشتى ، مصون از لمس هر بيگانه

لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 36 - 1

1 - حوران در بهشت اصحاب اليمين ، همواره باكره بوده و تغييرى در آنها پيدا به وجود نخواهد آمد .

فجعلنهنّ أبكارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 37 - 2

2 - در بهشت اصحاب اليمين ، حوران همه در سن و سال برابراند ( همگى دوشيزگانى جوان اند ) .

أترابًا

«تِرْب» (مفرد «أتراب») به زنى اطلاق مى شود كه در مقايسه با ديگرى از نظر سنى برابر باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده بر اين اساس است كه حوران بهشتى با يكديگر مقايسه شده اند.

4- بكارت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 5

5- مريم ( س ) به هنگام مواجهه با جبرئيل ، دخترى باكره و شوهر نديده بود .

قالت أنّى يكون لى غلم و لم يمسسنى بشر

5- بكارت همسران بهشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 49 - 3

3 - تميزى و دوشيزگى ، از اوصاف زنان بهشتى

كأنّهنّ بيض مكنون

تشبيه به پوشيده بودن تخم ها زير پر شترمرغ، كنايه از تمييز بودن زنان بهشتى است و مصون بودن آنان - كه مفاد عبارت «مكنون» مى باشد - كنايه از محفوظ ماندن آنان از دستبرد ديگران و دوشيزگى ايشان است.

6- منشأ جاودانگى بكارت حورالعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 36 - 4

4 - باقى ماندن حوران بهشت بر دوشيزگى ، معلول اراده الهى درباره آنان

فجعلنهنّ أبكارًا

از آن جايى كه ممكن بود مسأله «همواره باكره ماندن» در ذهن مخاطبان صدراسلام غير قابل باور جلوه كند، خداوند آن را به خواست خود نسبت داده و فرموده است: اين را ما اراده كرده ايم و اراده ما تخلف ناپذير است.

9- بلا

1- آثار بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 4،5

4 - شدايد و سختى ها زمينه ساز توجه آدمى به وابستگى عوامل طبيعى به اراده و مشيت خداوند است .

أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون

5 - بلا ها و سختى ها ( شرور ) زمينه ساز بازگشت انسان ها به خداوند و تضرع به درگاه اوست .

أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 9

9 - بلا ها و تنگنا هاى زندگى ، زمينه ساز توجه انسان به ولايت الهى و ياورى خواستن از او

و ما أصبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 12 - 3

3- نقش بلا ها ، در بيرون آمدن انسان ، از غفلت و بازگشت به سوى خداوند

ربّنا اكشف عنّا العذاب إنّا مؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 20 - 2

2 - نابود شدن تمامى محصولات بوستانِ باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلا

فاصبحت كالصريم

آثار نزول بلا بر باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 20 - 1

1 - بوستان باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلاى الهى سوزانده شد و همچون شب سياه گرديد .

فأصبحت كالصريم

«صريم»، در معانى شب و بريده شده (فعيل به معناى مفعول) به كار مى رود. با توجه به معناى نخست، مقصود از آن سوختن و سياه شدن تمامى درختان باغ، همچون سياهى شب است. بر مبناى دوم، مراد از آن، نابود شدن تمامى ميوه هاى باغ است. گفتنى است مطلب ياد شده، با توجه به معناى نخست است.

2- آرزوى بلا بر محمد (صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 6

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

3- آرزوى بلا بر مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 6

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

4- زمينه بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 17

17 - برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها به همراه غفلت از ياد خدا و ناشكرى ، محنت زا و بلاآفرين است .

ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم بل هى فتنة

يكى از موارد كاربرد «فتنة»، محنت و بلا است و برداشت بالا مبتنى بر اين معنا است. بر اين اساس مى توان گفت: برخوردارى از آسودگى و نعمت ها، به همراه اين تصور كه آنها ناشى از دانش بشرى است نه لطف الهى، نه تنها براى بشر نعمت نيست; بلكه در دنيا و آخرت نقمت و بلا خواهد بود. گفتنى است آيه بعد - كه از روبه رو شدن مرفهان بى خبر از خدا با عذاب و بدبختى و كارساز نبودن برخوردارى هاى آنان، سخن مى گويد - مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 8،9

8 - مصائب و بلا هاى جوامع بشرى ، تنها بازتاب و نتيجه بخشى از گناهان و خطا هاى مردم است .

و ما أصبكم . .. و يعفواْ عن كثير

از يادكرد «يعفواْ عن كثير» در پايان آيه، اين مطلب به دست مى آيد كه انسان گرفتار تمامى نتايج و آثار عملكرد خويش نيست; چه اين كه بسيارى از گناهان مورد عفو خداوند قرار مى گيرد.

9 - « هشام بن سالم عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : أما انّه ليس من عرق يضرب و لا نكبة و لا صداع و لا مرض إلاّ بذنب و ذلك قول اللّه عزّوجلّ فى كتابه « و ماأصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفواْ عن كثير » قال : ثمّ قال ما يعفو اللّه أكثر مما يؤاخذ به ;

هشام بن سالم از امام صادق(ع) روايت نموده كه فرمود: هيچ رگى نمى زند و هيچ گرفتارى و سردرد و مرضى عارض نمى شود مگر اين كه اثر گناهى است كه انجام گرفته، و اين است سخن خداى عزّوجلّ در كتاب خودش «و ما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفواْ عن كثير» سپس امام فرمود: آنچه را خدا عفو مى كند بيشتر از آن است كه مورد مؤاخذه قرار مى دهد».

5- زمينه رفع بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 4

4 - دعا به درگاه خداوند ، مؤثر در جلب رحمت او و رفع دشوارى ها و بلاها

فلما كشفنا عنهم الرجز

6- سخت ترين بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 106 - 8

8 - از دست دادن نزديك ترين و محبوب ترين خويشان ( همچون فرزند نوجوان ) در راه خدا ، سخت ترين محنت و بزرگ ترين آزمايش الهى

قال يبنىّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. إنّ هذا لهو البلؤا المبين

7- عوامل دفع بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 27

27 - خداوند به بركت مسلمان صالح ، بلا را از خانه همسايگان او دفع مى كند .

و لو لا دفع اللّه النّاس

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. ان اللّه ليدفع بالمسلم الصالح نحو مأة الف بيت من جيرانه البلاء


تفسير برهان، ج 1، ص 238، ح 4 ; الدر المنثور، ج 1، ص 764.

8- فلسفه بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 15

15 - بلا ها و مشكلات دنيوى ( مالى و جانى ) ، كفاره گناهان آدمى و از جمله عوامل نابود كننده اعمال زشت اوست .

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره « من يعمل سوءاً يجز به» در آيه فوق فرمود: اما تبتلون فى اموالكم و انفسكم و ذراريكم؟ قالوا: بلى قال: هذا مما . .. يمحو به السيئات.


تفسير عياشى، ج 1، ص 277، ح 278; نورالثقلين، ج 1، ص 553، ح 576.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 130 - 3

3 - دست كشيدن از انحراف هاى عقيدتى ، پذيرش دعوت پيامبران و روى آورى به خدا ، فلسفه بلا ها و مشكلات

و لقد أخذنا . .. لعلهم يذّكّرون

با توجه به آيات قبل كه سخن از ربوبيت خدا و رسالت موسى(ع) بود، معلوم مى شود متعلق «يذكرون» همان توحيد ربوبى و پيامبرى موسى(ع) و رسالتهاى اوست.

9- فلسفه نزول بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 4،5

4 - هشدار هاى الهى با نزول بلا ها و مصيبت ها بر فرعونيان بى تأثير در هدايت و تذكريابى آنان

و لقد أخذنا . .. قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه

5 - تحليل غلط و جاهلانه فرعونيان از ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ، موجب بى تأثيرى بلا ها و مصيبت ها در هدايت شدن و تذكر يافتن آنان شد .

و لقد أخذنا . .. يطيروا بموسى و من معه

جمله «فإذا جاءتهم . .. » با توجه به ترتب آن بر آيه قبل، در حقيقت پاسخ به اين سؤال است كه چرا ايجاد زمينه هاى هدايت (لقد أخذنا ... لعلهم يذّكّرون) در فرعونيان تأثير نداشت. آيه مورد بحث - در مقام پاسخ - ، تحليل غلط آنان را از موانع هدايت و تذكريابى، بيان مى كند.

10- قاعده عقاب بلا بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 18

18 - خداوند بدون اتمام حجت، بندگان متخلف را توبيخ نخواهد كرد.

ألم أنهكما عن تلكما الشجرة و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين

11- كيفر با بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 7

7- كفر به خداوند ، موجب كيفر شدن به وسيله بلا هاى طبيعى

فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

12- مصونيت از بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 1

1- تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از امنيت كامل و ايمن از هرگونه سختى و بلا

إنّ المتّقين فى مقام أمين

13- منشأ بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 16

16 - خداوند ، منشأ تمام نعمت ها ( مانند سلامتى ، امنيت و گشايش روزى ) و تمام بلا ها ( از قبيل بيمارى ، ترس و گرسنگى )

و ان تصبهم حسنةٌ يقولوا هذه من عند اللّه و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك قل

از ائمه معصومين (ع) در معناى حسنات و سيئات در آيه فوق روايت شده است: . .. الصحة و السلامة و الامن و السعة فى الرزق و قد سمّاها اللّه حسنات ... يعنى بالسيّئة هاهنا المرض و الخوف و الجوع ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 144 ; نورالثقلين، ج 1، ص 519، ح 416.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 1

1 - نزول بلاى ويرانگر الهى ، بر بوستان باغداران يمنى

فطاف عليها طائف من ربّك

«طواف» (از ماده «طاف») به معناى حركت در اطراف و جوانب چيزى است (مانند طواف كعبه) مقصود از «طايف»، بلايى است كه تمامى محدوده باغ را دور زده و آن راكاملاً سوزانده و نابود ساخته است.

14- منشأ نزول بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 6

6 - تنها اراده خداوند عامل نزول بلا ها و مصيبت هاى هشدار دهنده بر فرعونيان زمان موسى

ألا إنما طئرهم عند اللّه

15- موانع بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 7

7 - عفو الهى نسبت به بسيارى از گناهان ، مانع بروز مصيبت هاى بيشتر و ويرانگر براى جامعه و مردم

و ما أصبكم . .. و يعفواْ عن كثير

از ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، استفاده مى شود كه بخشودگى بسيارى از گناهان، موجب مى شود كه بازتاب آن دامنگير انسان نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 2

2 - تأثير دعا ، در تغيير حوادث و مسائل اجتماعى

ربّنا لاتجعلنا فتنة

از اين كه كسى چون حضرت ابراهيم(ع) براى بر طرف شدن مشكل دعا كرده و خداوند عمل او را به عنوان عملى بايسته و الگو معرفى مى نمايد، نشانه تأثير داشتن دعا در برداشته شدن مشكلات است.

16- موجبات بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 12

12 - آرزوى بلا و بدبختى كردن براى مؤمنان و اسلام ، موجب مبتلا شدن خود فرد به آن است .

يتربّص بكم الدوائر عليهم داثرة السوء

با الغاى خصوصيت از مورد آيه، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 10،13

10 - مبتلا شدن به فتنه و بلا و يا عذاب دردناك الهى ، پيامد سرپيچى از فرمان هاى رسول خدا است .

فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم

13 - شانه خالى كردن از بار مسؤوليت اجتماعى و حل و فصل امور مسلمين ، پيامددار فتنه و بلا و يا عذاب دردناك الهى است .

و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا . .. فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 11

11- بلا ها ، بازتاب عملكرد خود انسان

كذلك نجزى القوم المجرمين

وصف «مجرمين»، مشعر به عليت است.

17- نزول بلا بر باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 1

1 - نزول بلاى ويرانگر الهى ، بر بوستان باغداران يمنى

فطاف عليها طائف من ربّك

«طواف» (از ماده «طاف») به معناى حركت در اطراف و جوانب چيزى است (مانند طواف كعبه) مقصود از «طايف»، بلايى است كه تمامى محدوده باغ را دور زده و آن راكاملاً سوزانده و نابود ساخته است.

18- وقت نزول بلا بر باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 2

2 - در خواب بودن باغداران يمنى ، به هنگام نزول بلاى ويرانگر بر بوستان آنان

فطاف . .. و هم نائمون

19- ويژگيهاى نزول بلا بر باغ سوخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 3

3 - بلاى نازل شده بر بوستان باغداران يمنى ، ويژه آنان بود و به ديگر بوستان ها سرايت نكرد .

فطاف عليها طائف

20- هشدار با بلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 21 - 1

1 - وجود برخى بلا هاى حتمى دنيوى از سوى خداوند ، براى تنبيه و هشدار به فاسقان است .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون

در اين كه مراد از «عذاب الأدنى» چيست، اقوال گوناگونى گفته شده است از جمله آنها اين است كه منظور، عذاب هاى دنيوى، مانند بلاها و بيمارى ها و. .. است.

10- بلاغت

1- آثار بلاغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 6

6 - نقش تعيين كننده فصاحت و بلاغت و شفافيت بيان ، در هدايت و تربيت انسان ها

قرءانًا عربيًّا غير ذى عوج

2- بلاغت تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 5

5 - پيام ها و تعاليم پيامبران ، روشن ، رسا و قابل فهم براى انسان ها بود .

و ما علينا إلاّ البلغ المبين

3- بلاغت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 28 - 4

4 - مبلغان دين بايد به گونه اى سخن بگويند كه مردم ، سخن آنان را فهميده ودرك كنند .

يفقهوا قولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 8

8 - استفاده از روش هاى ساده و همگانى در تبليغ مفاهيم دين ، امرى شايسته است .

ضرب لكم مثلاً من أنفسكم

4- بلاغت زبان عربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 2،3

2 - غنا و توانمندى زبان عربى براى بيان روشنِ مفاهيم بلند وحى

نزل . .. بلسان عربىّ مبين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مبين» صفت توضيحى براى «لسان عربىّ» باشد. بر اين اساس قيد «مبين» ستايشى از جانب خدا نسبت به زبان عربى است; از آن جهت كه اين زبان مى تواند محتواى بلند وحى را به روشنى برساند.

3 - انتخاب گوياترين و روشن ترين واژه ها و شيوه هاى گويش عرب براى بيان وحى

بلسان عربىّ مبين

در برداشت ياد شده «مبين» به عنوان صفت احترازى اخذ شده است. براين اساس زبان عربى به دو دسته (مبين و غيرمبين) تقسيم مى شود و خداوند قسم اول را براى بيان مفاهيم وحى برگزيده است.

5- بلاغت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 5،6

5- قرآن ، حجتِ رسا و پيام بليغ خدا براى بندگان است .

إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

6- قرآن ، در بيان مقاصد و اهداف خويش بليغ و رسا است .

إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 4

4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى

اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 4

4- رسايى و بلاغت بيان ، از ابعاد عظمت قرآن

و الكتب المبين

از اين كه قرآن با وصف «كتاب مبين» مورد سوگند الهى قرار گرفته است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 3

3 - نزول قرآن ، با بيانى بليغ و روشنگر براى همگان ، جلوه اى از عظمت الهى

و الكتب المبين . إنّا أنزلنه فى ليلة مبركة

از ارتباط دو آيه و نيز تكرار ضميرهاى متكلم مع الغير - كه اشاره به عظمت الهى دارد - مى توان به مطلب بالا ره برد.

6- نقش بلاغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 4

4 - گويابودن زبان و روان بودن سخن ، داراى نقشى مؤثر در ارشاد و تبلغ دين است .

واحلل عقدة من لسانى

11- بلايا

1- اهميت دفع بلايا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 8

8- تأمين نياز ها و دفع بليات ، از انگيزه هاى مهم در پرستش معبود ها است .

يأبت لِمَ تعبد ما . .. لايغنى عنك شيئًا

از جمله استدلال هاى ابراهيم(ع) عليه بت پرستى آزر اين بوده كه بت ها نمى توانند نيازى از تو برطرف سازند، پس چرا آنها را مى پرستى؟!. از اين استدلال بر مى آيد كه تأمين نيازها يكى از دلايل عمده پرستش ها است.

2- بلاياى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 8

8- گرسنگى و ناامنى ، از بلا هاى مهم اجتماعى است .

قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف

3- بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 3

3- با امكان فرو رفتن انسان در دل خاك و يا گرفتار طوفان هاى شن شدن ، احساس امنيت دايمى كردن بيجاست .

فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل عليكم

«خسف» مصدر فعل «يخسف» در لغت به معناى فرو بردن و «البرّ» به معناى بيابان و خشكى در مقابل «بحر» (دريا) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 16 - 9

9 - سيلاب بنيان كن ، عامل درهم كوبيده شدن امكانات رفاهى و آسايش

فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنهم بجنّتيهم جنّتين ذواتى أُكل خمط و أثل

4- خطر بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 7

7- انسان ها ، همواره در معرض خطرات ناشى از رخداد هاى طبيعى اند .

ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نج-ّكم إلى البرّ . .. يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل

5- خيريت بلايا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 81 - 5

5- برخى از بلا ها و رخداد هاى ناگوار ، دربردارنده مصلحت و خير مؤمن است .

و أمّا الغلم . .. فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا

6- فلسفه بلايا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 81 - 5

5- برخى از بلا ها و رخداد هاى ناگوار ، دربردارنده مصلحت و خير مؤمن است .

و أمّا الغلم . .. فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيرًا منه زكوة و أقرب رحمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 7

7- ابتلاى اشخاص به انواع رنج ها ، گرفتارى ها و ناگوارى ها ، دليل بدى و فساد آنان نيست .

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه پيامبرى چون ايوب(ع) نيز با داشتن منزلتى والا نزد خداوند، به رنج و مصيبت مبتلا شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 21 - 5

5 - بلايا و شرور براى انسان ، سازندگى دارد .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 8

8 - بلا هاى مقطعى دنيا ، آيات پروردگار در جهت تذكر به انسان ها است .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون . و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

به قرينه «ذكّر» احتمال دارد مراد از آيات الهى - كه در اين آيه، يادآورى شده - همان «العذاب الأدنى» باشد كه در آيه پيش ذكر شده است; چه اين كه عذاب ياد شده در آن آيه، به منظور تنبّه مطرح شده بود و در اين آيه هم منظور از آن، عبرت گرفتن، ذكر شده است.

7- منشأ بلايا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 9

9 - فسادگرى ، ريشه بلا ها و تباهى هاى جامعه فرعونى

فانظر كيف كان عقبة المفسدين

8- منشأ نجات از بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 8

8- هيچ كس و هيچ ملجأيى جز خداوند ، توان نجات انسان ها را از مرگ حتمى در برابر حوادث طبيعى ندارد .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم

از اينكه خداوند در آيه قبل فرمود: «انسان به هنگام گرفتار شدن به خطر حتمى، تنها به ياد خدا و قدرت نجات بخش او مى افتد و پس از رهايى فراموش مى كند» و نيز از اينكه در آيه بعدى هشدار داد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، نشان مى دهد كه تنها اوست كه مى تواند انسان را از مرگ حتمى نجات بخشد.

9- نقش بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 6

6- رخداد هاى طبيعى مرگ آفرين ، وسيله اى براى تنبه انسان ها و عاملى در جهت تربيت آنان

أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل عليكم حاصبًا

از اينكه خداوند به كسانى كه پس از رهيدن از خطر، از خدا اعراض مى كنند، هشدار مى دهد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، استفاده مى شود كه توجه به آن رخدادها، مى تواند عاملى باشد براى تنبه و تربيت انسانها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 7

7- كفر به خداوند ، موجب كيفر شدن به وسيله بلا هاى طبيعى

فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 4

4 - كيفر هاى دنيوى خداوند ، ممكن است با ايجاد رخداد هاى طبيعى ( همانند سيلى بنيان كن ) تحقق پيدا كند .

فأرسلنا عليهم سيل العرم . .. ذلك جزينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 5

5 - بلا هاى دنيوى جلوه ربوبيت خداوند

فما استكانوا لربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 6،8

6 - امكان دارد كه زلزله - و يا ديگر بلا هاى طبيعى - عذاب و كيفر الهى باشد .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

8 - گاهى ، فرجام انسان ها را عوامل ويران گر طبيعى ، رقم مى زند .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 12

12 - گاهى عوامل ويران گر طبيعى ، فرجام انسان ها را رقم مى زنند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم من أرسلنا عليه حاصبًا و منهم من أخذته الصيحة و منهم من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 8،11

8 - ابتلائات و مصائب فراوان ، تنها كيفرِ بخشى از گناهان انسان ها است .

ظهر الفساد . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا

11 - ابتلائات و مصائب ، در رويكرد انسان ها به خداوند ، نقش اساسى دارند .

ليذيقهم . .. لعلّهم يرجعون

بلاياى اجتماعى

10- زمينه بلاياى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 4

4 - بلا ها و مصائب اجتماعى ، بازتاب گناهان جمعى مردمان است .

و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم

خطاب جمع «ما أصابكم»، مى تواند ناظر به حيثيت جمعى انسان هاباشد.

بلاياى طبيعى

11- آثار بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 2

2 - بلا هاى دنيوى ، زداينده خوى استكبار و دمنده روح خضوع و فروتنى در انسان ها نسبت به پروردگار

و لقد أخذنهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم

12- زمينه بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 5

5 - عمل آدمى ، در پيدايش مصائب و بلايا ، داراى تأثير است .

ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس

مراد از فساد در دريا و خشكى، به تناسب موقعيت، ممكن است بلاياى طبيعى و آسيب ديدن روند طبيعت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 4

4 - نقش و تأثير عملكرد انسان در بروز حوادث طبيعى

أو يوبقهنّ بما كسبوا

از اين كه انسان هابه واسطه گناهان خود گرفتار طوفان گشته و غرق مى شوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

13- عبرت از بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 9

9 - بهره بردارى ازحوادث ناگوار طبيعى ، براى تنبّه انسان ها ، امرى شايسته است .

ظهر الفساد . .. ليذيقهم ... لعلّهم يرجعون

14- فلسفه بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 1،3

1 - بلا ها و گرفتارى هاى دنيوى ، بر اساس مشيت خدا و در جهت تنبه و هدايت غافلان و منحرفان

و لقد أخذنهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم

«أخذ» (مصدر «أخذنا») به معناى گرفتن ( گرفتار ساختن)است. «إستكانة» (مصدر «استكانوا») به معناى فروتنى و «تضرع» (مصدر «يتضرعون») به معناى ناليدن و زارى كردن است.

3 - روى آورى به درگاه خداوند و تضرع و زارى در پيشگاه او ، از اهداف الهى در مبتلا كردن مردم به بلا ها و مصيبت ها

و لقد أخذنهم بالعذاب . .. و ما يتضرّعون

15- نقش بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 5

5 - بلا هاى دنيوى جلوه ربوبيت خداوند

فما استكانوا لربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 6،8

6 - امكان دارد كه زلزله - و يا ديگر بلا هاى طبيعى - عذاب و كيفر الهى باشد .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

8 - گاهى ، فرجام انسان ها را عوامل ويران گر طبيعى ، رقم مى زند .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 12

12 - گاهى عوامل ويران گر طبيعى ، فرجام انسان ها را رقم مى زنند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه فمنهم من أرسلنا عليه حاصبًا و منهم من أخذته الصيحة و منهم من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 8،11

8 - ابتلائات و مصائب فراوان ، تنها كيفرِ بخشى از گناهان انسان ها است .

ظهر الفساد . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا

11 - ابتلائات و مصائب ، در رويكرد انسان ها به خداوند ، نقش اساسى دارند .

ليذيقهم . .. لعلّهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 6

6- رخداد هاى طبيعى مرگ آفرين ، وسيله اى براى تنبه انسان ها و عاملى در جهت تربيت آنان

أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل عليكم حاصبًا

از اينكه خداوند به كسانى كه پس از رهيدن از خطر، از خدا اعراض مى كنند، هشدار مى دهد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، استفاده مى شود كه توجه به آن رخدادها، مى تواند عاملى باشد براى تنبه و تربيت انسانها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 7

7- كفر به خداوند ، موجب كيفر شدن به وسيله بلا هاى طبيعى

فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 4

4 - كيفر هاى دنيوى خداوند ، ممكن است با ايجاد رخداد هاى طبيعى ( همانند سيلى بنيان كن ) تحقق پيدا كند .

فأرسلنا عليهم سيل العرم . .. ذلك جزينهم

12- بلعم باعورا

1- ارائه آيات به بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 2

2 - خداوند آيات و نشانه هاى خويش را به بلعم باعورا ارائه كرد و وى آنها را بخوبى دريافت .

الذى ءاتينه ءايتنا فانسلخ منها

«انسلاخ» به معناى بيرون شدن چيزى از پوست خود است. در آيه شريفه، آيات الهى به پوست و مانند آن - كه به شخص چسبيده و ملصق باشد - تشبيه شده است. بنابراين «فانسلخ منها» مى رساند كه آيات الهى مانند پوست بر بلعم احاطه داشت و بر او چسبيده بود ; يعنى به خوبى آنها را لمس كرده و دريافته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 1

1 - آيات و معارف ارائه شده به بلعم باعورا مى توانست وى را به مقامى والا در پيشگاه خدا برساند .

و لو شئنا لرفعنه بها

«با» در «بها» باى استعانت است و ضمير آن به «آياتنا» برمى گردد. بنابراين جمله «لرفعناه بها» حاكى از آن است كه آيات الهى وسيله اى مناسب براى رفعت درجات بلعم باعورا بود.

2- ارتداد بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 4،5

4 - بلعم باعورا معارف الهى را به دور افكند و آنها را ناديده انگاشت و مرتد شد .

ءاتينه ءايتنا فانسلخ منها

5 - شيطان در پى فاصله گرفتن بلعم باعورا از معارف الهى به تعقيب وى پرداخت .

فأتبعه الشيطن

«اتباع» (مصدر أتبع) به معناى دنبال كردن و تعقيب كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 17

17 - بلعم باعورا پس از ايمان به آيات الهى آنها را تكذيب كرد .

فمثله كمثل الكلب . .. ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

3- ايمان بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 17

17 - بلعم باعورا پس از ايمان به آيات الهى آنها را تكذيب كرد .

فمثله كمثل الكلب . .. ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

4- بلعم باعورا و سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

5- حالات بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

6- دنياطلبى بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 2،3،12،14

2 - بلعم باعورا عالمى دنياگرا و پيرو هوا و هوس خويش بود .

و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

«اخلاد»، مصدر «أخلد»، هنگامى كه به «إلى» متعدى شود، به معناى تمايل پيدا كردن و اعتماد داشتن است. كلمه «الأرض» چون در مقابل رفعت و منزلت معنوى و تقرب به خدا قرار گرفته، مراد از آن امور پست و حقير مادى و دنيوى است. بنابراين «أخلد إلى الأرض» يعنى او به امور پست مادى و لذتهاى دنيوى تمايل پيدا كرد و به آنها دل خوش نمود.

3 - بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

12 - دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

7- شيطان و بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 5،6

5 - شيطان در پى فاصله گرفتن بلعم باعورا از معارف الهى به تعقيب وى پرداخت .

فأتبعه الشيطن

«اتباع» (مصدر أتبع) به معناى دنبال كردن و تعقيب كردن است.

6 - بلعم باعورا پس از دور شدن از معارف الهى به دام شيطان گرفتار و از گمراهان شد .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

«غوايه»، مصدر «غاوين» به معناى گمراه شدن است.

8- علم بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 2

2 - بلعم باعورا عالمى دنياگرا و پيرو هوا و هوس خويش بود .

و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

«اخلاد»، مصدر «أخلد»، هنگامى كه به «إلى» متعدى شود، به معناى تمايل پيدا كردن و اعتماد داشتن است. كلمه «الأرض» چون در مقابل رفعت و منزلت معنوى و تقرب به خدا قرار گرفته، مراد از آن امور پست و حقير مادى و دنيوى است. بنابراين «أخلد إلى الأرض» يعنى او به امور پست مادى و لذتهاى دنيوى تمايل پيدا كرد و به آنها دل خوش نمود.

9- عوامل گمراهى بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 12

12 - دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.

10- قصه بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 1،2،3،4،5،6

1 - خداوند به پيامبر خويش فرمان داد تا داستان بلعم باعورا را براى مردم بيان كند .

و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا

بسيارى از م---فسران بر اين باورند كه مقصود از «الذى ءاتينه . .. » بلعم، فرزند باعورا، است كه در زمان حضرت موسى(ع) مى زيسته.

2 - خداوند آيات و نشانه هاى خويش را به بلعم باعورا ارائه كرد و وى آنها را بخوبى دريافت .

الذى ءاتينه ءايتنا فانسلخ منها

«انسلاخ» به معناى بيرون شدن چيزى از پوست خود است. در آيه شريفه، آيات الهى به پوست و مانند آن - كه به شخص چسبيده و ملصق باشد - تشبيه شده است. بنابراين «فانسلخ منها» مى رساند كه آيات الهى مانند پوست بر بلعم احاطه داشت و بر

او چسبيده بود ; يعنى به خوبى آنها را لمس كرده و دريافته بود.

3 - داستان بلعم باعورا ، داستانى پرفايده و هشداردهنده به دينداران و عالمان دينى

و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا

«نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده اى بزرگ باشد. (مفردات راغب). گويا هدف از نقل آن هشدار به دينداران و عالمان دينى است. يعنى كسانى كه از آيات الهى بهره مند هستند.

4 - بلعم باعورا معارف الهى را به دور افكند و آنها را ناديده انگاشت و مرتد شد .

ءاتينه ءايتنا فانسلخ منها

5 - شيطان در پى فاصله گرفتن بلعم باعورا از معارف الهى به تعقيب وى پرداخت .

فأتبعه الشيطن

«اتباع» (مصدر أتبع) به معناى دنبال كردن و تعقيب كردن است.

6 - بلعم باعورا پس از دور شدن از معارف الهى به دام شيطان گرفتار و از گمراهان شد .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

«غوايه»، مصدر «غاوين» به معناى گمراه شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14،16،17،18

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا داستان بلعم باعورا را براى تكذيب كنندگان آيات الهى گزارش كند .

فاقصص القصص

«قصّ» (مصدر «اُقصص») به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قصص» به معناى خبر و داستان است و «ال» در آن عهد ذكرى و اشاره به داستان بلعم باعورا است.

17 - بلعم باعورا پس از ايمان به آيات الهى آنها را تكذيب كرد .

فمثله كمثل الكلب . .. ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

18 - توجه به داستان بلعم باعورا برانگيزاننده آدمى به تفكر در سرنوشت شوم تكذيب كنندگان و ايجادكننده زمينه هاى هدايت در وى است .

فاقصص القصص لعلهم يتفكرون

11- گمراهى بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 6

6 - بلعم باعورا پس از دور شدن از معارف الهى به دام شيطان گرفتار و از گمراهان شد .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

«غوايه»، مصدر «غاوين» به معناى گمراه شدن است.

12- محروميت بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 3

3 - بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

13- هواپرستى بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 2،3،12

2 - بلعم باعورا عالمى دنياگرا و پيرو هوا و هوس خويش بود .

و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

«اخلاد»، مصدر «أخلد»، هنگامى كه به «إلى» متعدى شود، به معناى تمايل پيدا كردن و اعتماد داشتن است. كلمه «الأرض» چون در مقابل رفعت و منزلت معنوى و تقرب به خدا قرار گرفته، مراد از آن امور پست و حقير مادى و دنيوى است. بنابراين «أخلد إلى الأرض» يعنى او به امور پست مادى و لذتهاى دنيوى تمايل پيدا كرد و به آنها دل خوش نمود.

3 - بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

12 - دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.

13- بلوغ

1- آثار بلوغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 11

11- يتيم ، از تصرف در مال خويش تا هنگام رسيدن به مراحل رشد و بلوغ كافى ، ممنوع است .

حتى يبلغ أشدّه

«حتى يبلغ أشدّه» غايت كفالت يتيم است; يعنى، شما اى متكفلان ايتام! از اموال آنها مراقبت كنيد و در آنها دخل و تصرف بى جا نكنيد تا زمانى كه آنان به رشد كافى برسند و اين حكايت از آن دارد كه يتيم، قبل از رسيدن به رشد لازم، حق تصرف در اموال خود را ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 1،2

1 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق خلوت و خوابگاه پدر و مادرشان در همه اوقات ، اذن بگيرند .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... و إذا بلغ الأطفل منكم

2 - كودكان ، به مجرد رسيدن به سن بلوغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل سكونت پدر و مادرشان از آنان اذن بگيرند .

و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم فليستئذنوا كما استئذن الذين من قبلهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مقصود از «الذين من قبلهم» افراد بالغى باشند كه تكليف آنان در آيه 27 و 28 ذكر شده است; يعنى، همان گونه كه بزرگسالان بايد براى ورود به اتاق و منزل مسكونى افراد اجازه بگيرند، اطفالى كه به سن بلوغ رسيده اند نيز، بايد اذن بطلبند; هر چند اهل خانه و ساكنان منازل، پدر و مادر آنان باشند.

2- آثار بلوغ يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 12

12- عدم جواز تصرف در مال يتيم براى ديگران ، پس از رسيدن وى به حد بلوغ و رشد اقتصادى

و لاتقربوا . .. حتى يبلغ أشدّه

با توجه به اينكه پيام آيه، در راستاى حقظ منافع يتيم است و بديهى است كه صرف بلوغ جسمى و سنى - بدون بلوغ فكرى و اقتصادى وى - تضمين كننده منافع و مصالح او نخواهد بود و «حتى يبلغ أشدّه» غايت براى تصرف مجاز از سوى سرپرستان امور ايتام است; بنابراين معنا چنين مى شود: شما جز جايى كه در جهت مصالح يتيمان باشد، تصرف نكنيد تا زمانى كه آنان به بلوغ كافى برسند و وقتى آنها به بلوغ رسيدند، حق تصرف نداريد.

3- احكام بلوغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 21

21- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إذا بلغ الغلام أشدّه ثلاث عشرة سنة و دخل فى الأربع عشرة سنة وجب عليه ما وجب على المحتلمين احتلم أم لم يحتلم . . . جاز له كلّ شىء من ماله إلاّ أن يكون ضعيفاً أو سفيهاً ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: هر گاه پسر به رشد لارم رسد; يعنى، به سيزده سالگى رسيده و داخل چهاردهمين سال خود شود، بر او واجب مى شود آنچه كه بر محتلم شدگان واجب است; خواه محتلم شده باشد يا نه . .. جايز است براى او تصرف در تمام اموالش مگر آنكه ضعيف يا سفيه باشد».

4- بلوغ انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 18

18- پايان اوج مرحله جوانى ( بلوغ الأشد ) ، نقطه آغازين منحنى نزول است . و سرانجام مرحله پيرى ( أرذل العمر ) ، نقطه پايانى اين منحنى در زندگى انسان مى باشد .

فإنّا خلقنكم من تراب. .. ثمّ لتبلغوا أشدّكم... لكيلا يعلم من بعد علم شيئًا

5- بلوغ دختران لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 6

6- حضرت لوط ( ع ) ، دخترانى متعدد و آماده ازدواج داشت .

هؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم

6- بلوغ در گواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 22

22 - بلوغ ، شرط گواهان بر دين و مبادلات

و استشهدوا شهيدين من رجالكم

كلمه «رجل» (مرد) و «امرأة» (زن) ظهور در افراد بالغ دارد.

7- بلوغ موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 3

3 - موسى ( ع ) برخوردار از اعتدال جسمى همراه با قوت فكرى در عنفوان جوانى

و لمّا بلغ أشدّه و استوى

ظاهر اين است كه جمله «بلغ أشدّه» اشاره به توان فكرى موسى(ع) و عبارت «و استوى» اشاره به توان جسمى او باشد. گفتنى است كه «أشدّه» معادل «قوّته» و «استوى» به معناى «إعتدل» مى باشد.

8- بلوغ يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 11،20

11- يتيم ، از تصرف در مال خويش تا هنگام رسيدن به مراحل رشد و بلوغ كافى ، ممنوع است .

حتى يبلغ أشدّه

«حتى يبلغ أشدّه» غايت كفالت يتيم است; يعنى، شما اى متكفلان ايتام! از اموال آنها مراقبت كنيد و در آنها دخل و تصرف بى جا نكنيد تا زمانى كه آنان به رشد كافى برسند و اين حكايت از آن دارد كه يتيم، قبل از رسيدن به رشد لازم، حق تصرف در اموال خود را ندارد.

20- « عن عبدالله بن سنان عن أبى عبدالله ( ع ) قال : سأله أبى و أنا حاضر عن اليتيم حتى يجوز أمره ؟ قال : « حتى يبلغ أشدّه » قال : و ما « أشده » قال : الإحتلام ، . . . ;

عبدالله بن سنان گويد: من همراه پدرم بودم كه او از حضرت امام صادق(ع) در باره يتيم سؤال كرد كه چه موقع امر او نافذ است؟

حضرت فرمود: «حتى يبلغ أشدّه» پدرم پرسيد مقصود از «أشدّه» [در سخن خدا ]چيست؟ حضرت فرمود: محتلم شدن . ..».

9- بلوغ يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 32

32- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فلما راهق يوسف راودته إمرأة الملك عن نفسه . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. چون حضرت يوسف در آستانه بلوغ جنسى قرار گرفت ، همسر پادشاه از او درخواست كرد كه تا با او درآميزد ...».

10- سن بلوغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 21

21- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إذا بلغ الغلام أشدّه ثلاث عشرة سنة و دخل فى الأربع عشرة سنة وجب عليه ما وجب على المحتلمين احتلم أم لم يحتلم . . . جاز له كلّ شىء من ماله إلاّ أن يكون ضعيفاً أو سفيهاً ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: هر گاه پسر به رشد لارم رسد; يعنى، به سيزده سالگى رسيده و داخل چهاردهمين سال خود شود، بر او واجب مى شود آنچه كه بر محتلم شدگان واجب است; خواه محتلم شده باشد يا نه . .. جايز است براى او تصرف در تمام اموالش مگر آنكه ضعيف يا سفيه باشد».

11- نشانه هاى بلوغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 9

9 - احتلام ( جُنُب شدن در خواب ) ، نشانه بلوغ است .

و الذين لم يبلغوا الحلم منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 3

3 - احتلام ( جُنُب شدن در خواب ) ، پايان دوران كودكى و سر آغاز بلوغ است .

و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 39

39- « عبداللّه بن سنان عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سأله أبى و أنا حاضر عن قول اللّه عزّوجلّ حتّى إذا بلغ أشدّه » قال : الإحتلام ;

عبدالله بن سنان مى گويد: پدرم از امام صادق(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ «حتّى إذا بلغ أشدّه» سؤال كرد. من نيز در آن جا حاضر بودم، امام فرمود: [مراد زمان ]احتلام است».

14- بندگان

1- آثار تواضع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

2- آثار تواضع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 11

11 - برخورد كريمانه و بزرگوارانه بندگان خالص خدا در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان ، برخاسته از روح فروتنى و نرم خويى آنان است .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

عطف جمله «و إذا خاطبهم الجهلون. ..» بر جمله قبل بدون تكرار شدن اسم موصول (الذين)، نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان اين دو صفت است. از سوى ديگر تقدم بيان صفت تواضع بر صفت برخورد كريمانه با افراد جاهل، حاكى از آن است كه اين صفت، سبب چنين برخورد پسنديده اى است.

3- آثار توبه بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

4- آثار تهجد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

5- آثار حق پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

6- آثار حلم بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

7- آثار دشمنى با بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 8

8 - خصومت با بندگان شايسته خداوند ، دشمنى با خدا است .

فكذّبوا عبدنا

آمدن وصف «عبدنا» به جاى اسم نوح(ع)، اشاره به اين است كه موضع نوح(ع)، موضع عبوديت در برابر خدا بوده و «عبد» آنچه دارد از آنِ مالك او است. بنابراين دشمنان آن حضرت در حقيقت، خداوند را مورد دشمنى قرار داده بودند.

8- آثار دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

9- آثار صبر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 2،3،4

2 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، عامل برخوردار شدن آنان از بنا ها و درجات عالى بهشت است .

أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

گفتنى است «با» در «بما» براى سببيت است.

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

4 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

10- آثار عفو بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

11- اجابت دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 7

7 - دعاى بندگان خالص خدا ، مورد استجابت الهى است .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . و نجّينه و أهله من

12- ادب بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9

9 - بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» - به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است - سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

13- ارزش سلام بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 130 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على إل ياسين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 181 - 3

3 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ، امرى ارزشمند و پسنديده

و سلم على المرسلين

14- استثمار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 3

3- استثمار و برده ساختن بندگان خدا ، از مهم ترين انحراف ها و فساد هاى جامعه فرعونى

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

از اين كه خداوند، قبل از هر پيام ديگر، درخواست آزادى بنى اسرائيل را از زبان موسى(ع) مطرح كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 19 - 4

4- بهره كشى ظالمانه از بندگان الهى ، برترى جويى و گردنكشى در برابر خداوند است .

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه . .. و أن لاتعلوا على اللّه

بنابراين كه عطف «أن لاتعلوا. ..» بر «أن أدّوا» تفسيرى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

15- استعباد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 3

3- استثمار و برده ساختن بندگان خدا ، از مهم ترين انحراف ها و فساد هاى جامعه فرعونى

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

از اين كه خداوند، قبل از هر پيام ديگر، درخواست آزادى بنى اسرائيل را از زبان موسى(ع) مطرح كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

16- استغفار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 3

3 - اظهار ايمان و طلب آمرزش از درگاه پرودگار در دنيا ، ويژگى بندگان صادق خدا

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا

17- اضطراب بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 4

4 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، موجب هراسناكى و اضطراب شديد بندگان خالص خدا از سرنوشت اخروى شان

إنّ عذابهاكان غرامًا

درخواست رهايى از عذاب و تعليل آن به اين كه آن عذاب دائمى و گريزناپذير است، برداشت فوق را مى رساند.

18- اعتدال بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا در هزينه كردن اموالشان ، نه اسراف مى كنند و نه به خود و خانواده خويش تنگ مى گيرند .

و عباد الرحمن . .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا

آنچه از ظاهر آيه شريفه و لغت به دست مى آيد، اين است كه واژه «انفاق» به معناى هزينه كردن و كاستن از اموال است; چه آن كه اين اموال براى زندگى شخصى و خانواده به مصرف برسد و چه به ديگران بخشش شود. گفتنى است «اسراف» (مصدر «يسرفوا») به معناى زياده روى در مصرف اموال و «قتر» (مصدر «يقتروا») به معناى سخت گيرى در مصرف است.

2 - رعايت اعتدال و ميانه روى در معيشت و زندگى اقتصادى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

«ذلك» اشاره است به آنچه كه در آغاز آيه شريفه ذكر شد (يعنى، اسراف و اقتار) و «قوام» به معناى عدل و راه ميانه و وسط است.

19- اغواناپذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 1،2

1- ابليس ، بندگانى را كه خداوند آنان را از هر ناخالصى پالوده است ، از قلمرو اضلال و گمراه كردن خود ، استثنا كرد .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «منهم» حال براى عباد باشد. «مخلص» به صيغه مفعولى، به كسى گفته مى شود كه از هرگونه ناخالصى پاك و پالوده شده باشد.

2- بندگى خداوند و نداشتن هيچ گونه ناخالصى ، شرط رهايى از اغواگرى ابليس

إلاّ عبادك منهم المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 41 - 2

2- توانايى ابليس به اغواى اكثريت مردم و ناتوانى وى بر اغواى بندگان خالص خداوند ، قانون و سنت الهى

إلاّ عبادك منهم المخلصين . قال هذا صرط علىّ مستقيم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مشاراليه «هذا» امر اغواگرى ابليس نسبت به اكثريت مردم و اغوا ناپذيرى بندگان خالص باشد. كلمه «علىّ» دربردارنده تضمين و عهده دارى است و «مستقيم» چيزى است كه انحراف در آن راه ندارد. بنابراين معناى «هذا صراط علىّ مستقيم» اين خواهد بود: چنين امرى از ناحيه خداوند، حكمى تغييرناپذير است كه اصطلاحاً آن را «سنت» مى نامند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 2

2- شگرد هاى مختلف شيطان در تسلّط بر بندگان واقعى خدا ، بى تأثير است .

و استفزز . .. و أجلب عليهم ... و شاركهم ... و عدهم ... إن عبادى ليس لك عليهم سلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 1،2،4

1 - بندگان مخلَص ( بندگان خالص شده و برگزيده خدا ) ، از افتادن در دام اغواگرى شيطان مصون و درامان اند .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

بيشتر مفسران بر اين باوراند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

2 - ابليس ، ناتوان از گمراه كردن بندگان مخلَص خدا و معترف به آن

لأغوينهّم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

4 - آگاهى ابليس ، به تكثير نسل آدم و نيز به اغواپذيرى بيشتر آنان و تأثيرناپذيرى بندگان خالص خدا ، از آغاز خلقت انسان

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

20- اقرار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 5

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

21- الگوگيرى از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

22- الگوگيرى از فرزندان بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

23- الگوگيرى از همسر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

24- امتحان اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 9 - 6

6 - « عن مُعاذ بن جبل قال : سألت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ما هذه السرائر التى تبلى بها العباد فى الآخرة ؟ فقال سرائركم هى أعمالكم من الصلاة و الصيام و الزكاة و الوضوء و الغسل من الجنابة و كلّ مفروض لأنّ الأعمال كلّها سرائر خفية ;

از معاذ بن جبل روايت شده كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كردم: مراد از «سرائر» - كه بندگان در آخرت با آن امتحان مى شوند - چيست؟ حضرت فرمود: سرائر شما، همان اعمال شما از نماز، روزه، زكات، وضو، غسل جنابت و تمام فرايض است; زيرا تمام اعمال باطن هايى ناپيدايند».

25- انذار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 2

2 - تنها بندگان مخلص خدا ، پذيراى دعوت رسولان الهى و برحذركننده از اخطار هاى ايشان بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين

26- انقياد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

27- اهميت مصونيت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 2

2 - حفظ ديانت بندگان خدا و صيانت آنان از گمراهى ، فلسفه نفرين و درخواست نوح ( ع ) از خداوند ، براى نابودى كامل قوم گمراه گر خود

لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا . إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

28- ايمان بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 3،5

3 - اظهار ايمان و طلب آمرزش از درگاه پرودگار در دنيا ، ويژگى بندگان صادق خدا

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 2

2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .

يقول أءنّك لمن المصدّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

29- بشارت به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ بشارت خداوند به بندگان خالص او است .

فبشّر عباد

كلمه «عباد» به ضمير متكلم اضافه شده است; ولى در كلام حذف گرديده و تقدير آن «عبادى» است.

30- بصيرت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 3

3 - حرف شنوى و بصيرت ، از اوصاف بندگان خالص خدا

لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

31- بندگان خدا در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 1،3،10

1 - بنا هاى برافراشته و درجات عالى در بهشت ، پاداش بندگان خدا ( عباد الرحمان ) است .

و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- «أُولئك» اشاره به «عبادالرحمان» است. 2- «غرفة» به معناى بناى مرتفع و برافراشته است. در آيه شريفه نيز مى تواند هم در معناى لغوى خود به كار رفته باشد و هم مى تواند منزلت و مقام رفيع مقصود باشد.

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 1

1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا

و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 43 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 1،2،4

1 - بندگان مخلَص خدا ، بر تخت هاى بهشتى روياروى هم تكيه خواهند زد .

على سرر متقبلين

«سرر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است.

2 - بندگان مخلَص خدا ، بهره مند از بزم خوش و مجلس انس در بوستان هاى بهشتى

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

روياروى هم قرار داشتن بندگان خالص خدا، اشاره به انس و محبت متقابل و بزم خوش آنان دارد.

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 45 - 1،3،4

1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس

«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.

3 - در دسترس بودن شراب و فراوانى و مستمر بودن آن ، براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس من معين

تعبير دور دادن شراب بر سر بهشتيان، بيانگر در دسترس بودن آن است و آمدن «يطاف» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين عمل دارد.

4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس من معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 3

3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.

32- بندگان خدا در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 5

5- در عصر موسى ( ع ) ، انسان هاى ديگرى نيز - مانند خضر ( ع ) - به مقام بندگى خاص خداوند ، نائل شده بودند .

فوجدا عبدًا من عبادنا

با آن كه اگر گفته مى شد «بنده اى عالم و . .. را يافتند» معنا، تام بود، ولى عبارت «من عبادنا» نيز در كلام آمده است تا گوياى اين نكته باشد كه تنها، حضرت حضرت خضر(ع) نبود كه با مقام بندگى خداوند نائل شده بود، بلكه جز او نيز افرادى در عصر موسى مى زيستند كه بنده خاص خداوند بودند.

33- بندگان خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11،12

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

34- بندگان خدا و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

35- بندگان خدا و استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

36- بندگان خدا و زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 7

7 - بندگان خالص خدا ، هرگز به گناه زنا و روابط ناسالم جنس دست نمى آلايند .

و لايزنون

37- بندگان خدا و قتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 3

3 - بندگان خالص خدا ، هيچ انسانى را به ناحق نمى كشند .

و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ

38- بندگان خدا و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 7

7 - بندگان خالص خدا ، هرگز به گناه زنا و روابط ناسالم جنس دست نمى آلايند .

و لايزنون

39- پاداش اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 1

1 - بنا هاى برافراشته و درجات عالى در بهشت ، پاداش بندگان خدا ( عباد الرحمان ) است .

و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- «أُولئك» اشاره به «عبادالرحمان» است. 2- «غرفة» به معناى بناى مرتفع و برافراشته است. در آيه شريفه نيز مى تواند هم در معناى لغوى خود به كار رفته باشد و هم مى تواند منزلت و مقام رفيع مقصود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 1

1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا

و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.

40- پاداش بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 40 - 2

2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از پاداشى فراتر از مقدار اعمال و رفتار خويش

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلا. ..» استثناى منقطع از ضمير «تجزون» باشد. بر اين اساس، پيام آيه شريفه چنين مى شود: همگان مطابق كردار خود، جزا و پاداش دارند; جز بندگان خالص خدا كه فراتر و برتر از اعمال خود، پاداش دريافت خواهند داشت.

41- پذيرايى اخروى از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 62 - 3

3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ

«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.

42- پيروزى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 3

3- وعده و پيام خداوند به همه بندگان حقيقى خود ، مبنى بر حاكميت و پيروزى آنان در جاجاى كره زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به مضمون آيه قبل و مقصود از «بلاغ»، ابلاغ پيام و رساندن مقصود باشد (لسان العرب). گفتنى است كه لحن و آهنگ دو آيه، حاوى وعده و بشارت الهى است.

43- تأمين نياز بندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 5

5- توانايى بر رفع نياز بندگان و اجابت درخواست ها و دعا هاى آنان ، نشانه خدايى است .

له دعوة الحق والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء

44- تداوم تسبيح بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4،6

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

45- ترس بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 5

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 4

4 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، موجب هراسناكى و اضطراب شديد بندگان خالص خدا از سرنوشت اخروى شان

إنّ عذابهاكان غرامًا

درخواست رهايى از عذاب و تعليل آن به اين كه آن عذاب دائمى و گريزناپذير است، برداشت فوق را مى رساند.

46- تضرع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 4

4 - جمله « ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غراماً . إنّ ها ساءت مستقرّاً و مقاماً » ، متن دعا و تضرع بندگان خالص خدا به درگاه الهى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . ..إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إنّ عذابها تا مستقراًو مقاماً» نيز مانند جمله «ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم» جزء دعا و تضرع عبادالرحمان باشد.

47- تقرب بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 2

2- بندگان راستين و مؤمن برخوردار از لطف و عنايت ويژه خداوند و داراى مقام و منزلتى خاص در پيشگاه او

قل لعبادى

برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه در «عبادى» تشريفيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 1

1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .

فادخلى فى عبدى

48- تقواى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 14

14 - رسيدن به اوج مرتبه تقواپيشگى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

درخواست الگو و مقتداى تقواپيشگان شدن از سوى عباد الرحمان - كه خود از ايمان و تقواى بالايى برخوردارند - حاكى از آن است كه آنان خواستار بالاترين مرتبه تقواپيشگى اند، تا براى الگو و مقتدا شدن ديگر تقواپيشگان، شايسته باشند.

49- تكريم بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 42 - 2

2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .

و هم مكرمون

50- تواضع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 1،14

1 - بندگان خالص خدا ، مظهر تواضع و فروتنى و به دور از تكبر و خود بزرگ بينى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت ياد شده با توجه به چند نكته است: 1- «عباد» (جمع «عبد») به معناى بندگان است و اوصافى كه خداوند براى آنان در ضمن چند آيه بيان مى فرمايد، حاكى است كه آنان از بندگان خالص او هستند. 2- «هون» به دو معنا آمده است: الف) سكينه و وقار (قاموس المحيط); كه در در اين صورت اين واژه در آيه شريفه يا در همان معناى لغوى استعمال شده است و يا در معناى كنايى آن; يعنى، تواضع و فروتنى. برداشت فوق مبتنى بر همين معناى كنايى است. ب) رفق و لين (مدارا و نرمى)، در مقابل خشونت و درشتى (نهايه ابن اثير). 3- «هوناً» مصدر و صفت براى «مشى» بوده و آمدن مصدر به جاى صفت، بيانگر مبالغه است.

14 - « فى مجمع البيان فى قوله تعالى : « الذين يمشون على الأرض هوناً » . . . و قال أبوعبداللّه ( ع ) هو الرجال يمشى بسجيته التى جبل عليها لايتكلف و لايتبختر ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الذين يمشون على الأرض هوناً». .. آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: آن كسى است كه بر خلق و خوى فطرى خود - كه خدا او را به آن گونه آفريده است - بدون تكلف و تكبر راه ميرود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 6

6 - بندگان خالص خدا ، مردمى فروتن و خود كم بين در برابر خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه بندگان خالص خدا، با آن كه مردمى شب زنده دار و عابداند، اما باز از عذاب دوزخ در هراس و اضطراب اند.

51- توكل بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 11

11 - در دست خدا بودن مقررات امور عالم ، مقتضى توكل بندگان به او است .

من يتوكّل على اللّه فهو فحسبه . .. قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه جمله «قد جعل اللّه. ..» در مقام بيان براى وجوب توكل بر خداوند (من يتوكّل على اللّه فهو حسبه) است.

52- تهجد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا ، مردمى شب زنده دار

و الذين يبيتون لربّهم

«بيتوتة» (مصدر «يبيتون») به معناى شب زنده دارى است; چه اين بيدارى در تمام شب باشد و چه در بخشى از آن.

2 - نماز ، برنامه بندگان خالص خدا در وقت شب زنده دارى

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

از ديدگاه مفسران، مقصود از «سجده» و «قيام» در آيه شريفه، نماز است.

53- حسرت اخروى بندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 17

17 - « فى الخبر النبوىّ (صلی الله علیه و آله) أنّه يُفتَح للعبد يوم القيامة على كلّ يوم من أيّام عمره أربعة و عشرون خزانةً . . . يُفتَح له خزانةٌ . . . فيراها فارغةً ليس فيها ما يسرّه و لا ما يسؤوه و هى الساعة التى نام فيها أو اشتغل فيها بشىء من مباحات الدنيا فيناله من الغبن و الأسف على فواتها . . . ما لايُوصَف و من هذا قوله تعالى : « ذلك يوم التغابن » ;

در روايتى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمده كه براى بنده در قيامت، براى هر روز از ايام عمرش 24 خزانه باز مى شود . .. خزانه اى براى او بازمى گردد كه آن را خالى مى بيند و چيزى كه او را خوشحال يا ناراحت كند در آن نيست. اين همان ساعتى است كه در آن خوابيده و يا مشغول كارهاى مباح دنيا بوده است. پس غبن و تأسف بر از دست دادن آن ساعت، به او دست مى دهد ... به اندازه اى كه قابل توصيف نيست و در همين باره است سخن خداى تعالى: و ذلك يوم التغابن».

54- حق شنوى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 3

3 - حرف شنوى و بصيرت ، از اوصاف بندگان خالص خدا

لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

55- حكومت جهانى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 11

11- حكومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا ، فرجام نهايى زندگى بشر در زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

56- حمايت از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 10

10- ربوبيت خداوند ، مقتضى حمايت از بندگان خويش

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن و كفى بربّك وكيلاً

57- خداشناسى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 1

1 - تنها بندگان مخلَص خدا ، عارف به حق خدا و توصيف كننده شايسته او هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

«إلاّ» استثناى منقطع و به معناى «لكن» است. مستثنى منه نيز در برداشت بالا، ضمير فاعلى «يصفون» دانسته شده است. گفتنى است مقصود و معناى «مخلصين» اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

58- خستگى ناپذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 6

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

59- خشيت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 13

13- لزوم بيم و هراس بندگان از خداوند ، هر چند داراى مرتبه اى والا باشند .

بل عباد مكرمون . .. و هم من خشيته مشفقون

60- خواسته هاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 10

10 - بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

61- خوشرفتارى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 3

3 - بندگان خالص خدا ، مظهر مدارا و نرمى و منزه از روح خشونت و درشتى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

62- خيرخواهى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 21

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

63- دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، پيوسته از پروردگارشان خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند .

و عباد الرحمن . .. و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم

فعل مضارع «يقولون» مفيد استمرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 4

4 - جمله « ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غراماً . إنّ ها ساءت مستقرّاً و مقاماً » ، متن دعا و تضرع بندگان خالص خدا به درگاه الهى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . ..إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إنّ عذابها تا مستقراًو مقاماً» نيز مانند جمله «ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم» جزء دعا و تضرع عبادالرحمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1،4،13،16،21،22

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

4 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار سرور و روشنى چشمان در پرتو اعطاى همسر و فرزند به آنان هستند .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

16 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار در دست داشتن اداره جامعه متقين و مردم تقوا پيشه اند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه مقصود از «امام» امامت و پيشوايى سياسى و اجتماعى باشد.

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

22 - جمله « و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا و ذرّيّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إماماً » متن دعاى هميشگى بندگان

خالص خدا

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

آمدن آيه شريفه در قالب جمله اسميه و نيز فعل مضارع «يقولون» حاكى از استمرار و هميشگى بودن آن دعا است.

64- دعوت از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 13

13- خداوند ، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خويش به انفاق اموال خود ، قبل از فرا رسيدن مرگ

قل لعبادى الذين ءامنوا . .. و ينفقوا ... من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

65- ذكر خدا از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 5

5 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، نمونه اى از توجه و ياد خدا از بندگان خويش *

و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى أذكركم

برداشت فوق احتمال ديگرى است كه مى توان از تفريع جمله «فاذكرونى . ..» بر بعثت پيامبر و تغيير قبله، استفاده كرد; يعنى: فاذكرونى أذكركم كما ذكرتكم بارسال الرسول و تحويل القبلة.

66- راه رفتن بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 2،14

2 - مشى و راه رفتن بندگان خالص خدا ، در كمال وقار و آرامى ، و به دور از سرعت و شتابزدگى است .

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

14 - « فى مجمع البيان فى قوله تعالى : « الذين يمشون على الأرض هوناً » . . . و قال أبوعبداللّه ( ع ) هو الرجال يمشى بسجيته التى جبل عليها لايتكلف و لايتبختر ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الذين يمشون على الأرض هوناً». .. آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: آن كسى است كه بر خلق و خوى فطرى خود - كه خدا او را به آن گونه آفريده است - بدون تكلف و تكبر راه ميرود.

67- رحمت بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 6

6 - بندگان خالص خدا ، مشمول رحمت ويژه خدا هستند .

و عباد الرحمن

آمدن صفت «رحمن» به جاى ديگر اوصاف خداوند و اضافه شدن «عباد» به آن، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

68- روزى ممتاز بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 1

1 - بندگان مخلص خدا ، بهره مند از رزق و روزى ويژه و ممتاز الهى

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أولئك لهم رزق معلوم

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «رزق معلوم»، روزى مخصوص و تعيين شده براى بندگان خالص است; مانند آيه «و ما منّا إلاّ له مقام معلوم»، (همين سوره، آيه 164).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 42 - 1

1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت

أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه

«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.

69- روش برخورد با بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

70- روش برخورد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9،10،11

9 - بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» - به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است - سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

10 - بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

11 - برخورد كريمانه و بزرگوارانه بندگان خالص خدا در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان ، برخاسته از روح فروتنى و نرم خويى آنان است .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

عطف جمله «و إذا خاطبهم الجهلون. ..» بر جمله قبل بدون تكرار شدن اسم موصول (الذين)، نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان اين دو صفت است. از سوى ديگر تقدم بيان صفت تواضع بر صفت برخورد كريمانه با افراد جاهل، حاكى از آن است كه اين صفت، سبب چنين برخورد پسنديده اى است.

71- روش زندگى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا در هزينه كردن اموالشان ، نه اسراف مى كنند و نه به خود و خانواده خويش تنگ مى گيرند .

و عباد الرحمن . .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا

آنچه از ظاهر آيه شريفه و لغت به دست مى آيد، اين است كه واژه «انفاق» به معناى هزينه كردن و كاستن از اموال است; چه آن كه اين اموال براى زندگى شخصى و خانواده به مصرف برسد و چه به ديگران بخشش شود. گفتنى است «اسراف» (مصدر «يسرفوا») به معناى زياده روى در مصرف اموال و «قتر» (مصدر «يقتروا») به معناى سخت گيرى در مصرف است.

2 - رعايت اعتدال و ميانه روى در معيشت و زندگى اقتصادى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

«ذلك» اشاره است به آنچه كه در آغاز آيه شريفه ذكر شد (يعنى، اسراف و اقتار) و «قوام» به معناى عدل و راه ميانه و وسط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 9

9 - زندگى بر مبناى هدفى معقول و مفيد ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايشهدون الزور و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

اجتناب كردن بندگان خالص خدا از مجالس باطل (لايشهدون الزور) و نيز پرهيز از لغو و بيهودگى، حاكى است كه از آن است كه آنان در زندگى، داراى هدفى معقول و مفيداند.

72- زمينه بصيرت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

73- زمينه تذكر به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

74- زمينه گمراهى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 1،3

1 - تلاش مستمر قوم كافر و گمراه گر نوح ، براى گمراه كردن مؤمنان و بندگان خدا

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

3 - تداوم حيات قوم كافر و گمراه گر نوح ، موجب گمراهى بندگان خدا و مؤمنان مى شد .

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

75- سرزنش بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 3

3 - سرزنش شدن بندگان خالص خدا و باورداران به قيامت ، از سوى منكران آن

يقول أءنّك لمن المصدّقين

در برداشت ياد شده، استفهام «أءنّك» استفهام توبيخى دانسته شده است.

76- سعادت طلبى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

77- سلام بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 5

5 - سلام و تحيت بر بندگان خدا چون پيامبران ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على نوح فى العلمين

78- سلام بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

79- شرح صدر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9،10

9 - بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» - به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است - سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

10 - بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

80- شكرگزارى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 4

4 - بندگان خالص خداى رحمان ، مردمى پندپذير و سپاس گزار در برابر نعمت هاى الهى

لمن أراد أن يذكّر أو أراد شكورًا . و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه مرتبط با آيه قبل و درصدد بيان اوصاف كسانى باشد كه در جمله «لمن أراد أن يذكر أو أراد شكوراً» از آنان ياد شده است.

81- صفات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 1،2،3

1 - بندگان خالص خدا ، مظهر تواضع و فروتنى و به دور از تكبر و خود بزرگ بينى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت ياد شده با توجه به چند نكته است: 1- «عباد» (جمع «عبد») به معناى بندگان است و اوصافى كه خداوند براى آنان در ضمن چند آيه بيان مى فرمايد، حاكى است كه آنان از بندگان خالص او هستند. 2- «هون» به دو معنا آمده است: الف) سكينه و وقار (قاموس المحيط); كه در در اين صورت اين واژه در آيه شريفه يا در همان معناى لغوى استعمال شده است و يا در معناى كنايى آن; يعنى، تواضع و فروتنى. برداشت فوق مبتنى بر همين معناى كنايى است. ب) رفق و لين (مدارا و نرمى)، در مقابل خشونت و درشتى (نهايه ابن اثير). 3- «هوناً» مصدر و صفت براى «مشى» بوده و آمدن مصدر به جاى صفت، بيانگر مبالغه است.

2 - مشى و راه رفتن بندگان خالص خدا ، در كمال وقار و آرامى ، و به دور از سرعت و شتابزدگى است .

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

3 - بندگان خالص خدا ، مظهر مدارا و نرمى و منزه از روح خشونت و درشتى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، مردمى شب زنده دار

و الذين يبيتون لربّهم

«بيتوتة» (مصدر «يبيتون») به معناى شب زنده دارى است; چه اين بيدارى در تمام شب باشد و چه در بخشى از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 6،8

6 - بندگان خالص خدا ، مردمى فروتن و خود كم بين در برابر خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه بندگان خالص خدا، با آن كه مردمى شب زنده دار و عابداند، اما باز از عذاب دوزخ در هراس و اضطراب اند.

8 - بندگان خالص خدا ، بسيار نگران و هراسناك از لغزش خويش و نافرمانى خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عذاب دوزخ براى كيفر دادن مجرمان است. بنابراين ترس عبادالرحمان از عذاب دوزخ، حاكى از آن است كه آنان از جرم و خطايى كه مرتكب شده اند - هر چند ارتكاب جرم از ايشان بسيار كم اتفاق مى افتد - بسيار نگران و مضطرب اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا در هزينه كردن اموالشان ، نه اسراف مى كنند و نه به خود و خانواده خويش تنگ مى گيرند .

و عباد الرحمن . .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا

آنچه از ظاهر آيه شريفه و لغت به دست مى آيد، اين است كه واژه «انفاق» به معناى هزينه كردن و كاستن از اموال است; چه آن

كه اين اموال براى زندگى شخصى و خانواده به مصرف برسد و چه به ديگران بخشش شود. گفتنى است «اسراف» (مصدر «يسرفوا») به معناى زياده روى در مصرف اموال و «قتر» (مصدر «يقتروا») به معناى سخت گيرى در مصرف است.

2 - رعايت اعتدال و ميانه روى در معيشت و زندگى اقتصادى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

«ذلك» اشاره است به آنچه كه در آغاز آيه شريفه ذكر شد (يعنى، اسراف و اقتار) و «قوام» به معناى عدل و راه ميانه و وسط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 3،7

3 - بندگان خالص خدا ، هيچ انسانى را به ناحق نمى كشند .

و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ

7 - بندگان خالص خدا ، هرگز به گناه زنا و روابط ناسالم جنس دست نمى آلايند .

و لايزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 1،3،5،7،9

1 - بندگان خالص خدا ، در مجالسى كه به باطل و دروغ پرداز مى گذرد ، هرگز حضور نمى يابند .

و عباد الرحمن . .. و الذين لايشهدون الزور

فعل «شهد» گاهى در معناى «حضر» (حضور يافت) استعمال مى شود و گاهى در معناى «أخبر عن الشىء و شهده» (خبر داد از چيزى و گواهى به آن داد) به كار مى رود. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است. «زور» نيز به معناى دروغ و باطل است.

3 - بندگان خالص خدا ، هرگز به باطل و دروغ ، شهادت و گواهى نمى دهند .

و الذين لايشهدون الزور

5 - بندگان خالص خدا ، به وقت روبه رو شدن با رفتار و گفتار لغو و بيهوده ، با بزرگوارى و متانت از آن مى گذرند .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

7 - بندگان خالص خدا ، مردمى بزرگوار و متين

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

9 - زندگى بر مبناى هدفى معقول و مفيد ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايشهدون الزور و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

اجتناب كردن بندگان خالص خدا از مجالس باطل (لايشهدون الزور) و نيز پرهيز از لغو و بيهودگى، حاكى است كه از آن است كه آنان در زندگى، داراى هدفى معقول و مفيداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1،2،3

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى

گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

3 - حرف شنوى و بصيرت ، از اوصاف بندگان خالص خدا

لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1،4،13،14،16

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

4 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار سرور و روشنى چشمان در پرتو اعطاى همسر و فرزند به آنان هستند .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

14 - رسيدن به اوج مرتبه تقواپيشگى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

درخواست الگو و مقتداى تقواپيشگان شدن از سوى عباد الرحمان - كه خود از ايمان و تقواى بالايى برخوردارند - حاكى از آن است كه آنان خواستار بالاترين مرتبه تقواپيشگى اند، تا براى الگو و مقتدا شدن ديگر تقواپيشگان، شايسته باشند.

16 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار در دست داشتن اداره جامعه متقين و مردم تقوا پيشه اند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه مقصود از «امام» امامت و پيشوايى سياسى و اجتماعى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 1،4

1 - پرهيز از عبادت و اطاعت طاغوت ها و سردمداران كفر و شرك ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خدا

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها

«طاغوت» در اصل به هر متجاوز و رئيس گمراه گر گفته مى شود. اين كلمه در قرآن، هم به اين معنا آمده و هم در بت و صنم به كار رفته است. چنانچه اين واژه در آيه شريفه در معناى نخست به كار رفته باشد، مقصود از عبادت (أن يعبدوها) اطاعت خواهد بود. گفتنى است آيه شريفه درصدد توصيف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است (كه از آيات بعد نيز قابل استفاده است).

4 - توبه و بازگشت به خدا ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است .

و أنابوا إلى اللّه

«إنابة» (مصدر «أنابوا») به معناى رجوع است و «أنابوا إلى اللّه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).

82- صفوف بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 4

4 - به صف ايستادن در راه خدا ، از ويژگى هاى بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن الصافّون

83- عبرت پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 4

4 - بندگان خالص خداى رحمان ، مردمى پندپذير و سپاس گزار در برابر نعمت هاى الهى

لمن أراد أن يذكّر أو أراد شكورًا . و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه مرتبط با آيه قبل و درصدد بيان اوصاف كسانى باشد كه در جمله «لمن أراد أن يذكر أو أراد شكوراً» از آنان ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 2

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

84- عقيده بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا ، به جز « اللّه » ، چيزى را به خدايى نمى خوانند و معبودى را جز او نمى پرستند .

و عباد الرحمن . .. و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا ءاخر

«إله» به معناى معبود است.

2 - اعتقاد به توحيد و يگانه پرستى و دورى از شرك و چندگانه پرستى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا ءاخر

85- علم بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 7

7 - اذعان داوود و سليمان ( ع ) به وجود كسانى عالم تر و برتر از ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

86- علم به اطاعت بندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 8

8- خداوند ، به عبادت و اطاعت بندگان آگاه است و هرگزآن را فراموش نمى كند .

و ما كان ربّك نسيًّا . .. واصطبر لعبدته

87- علم به عبادت بندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 8

8- خداوند ، به عبادت و اطاعت بندگان آگاه است و هرگزآن را فراموش نمى كند .

و ما كان ربّك نسيًّا . .. واصطبر لعبدته

88- عوامل ترس بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 2

2 - بد و ناگوار بودن جهنم براى انسان ، موجب هراسناكى و دست به دعا برداشتن بندگان خالص خدا به درگاه الهى براى رهايى از

آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّها ساءت. ..» تعليل براى جمله «و الذين يقولون ربّنا اصرف...» است; يعنى، چون جهنم جايگاه بدى است، بندگان خدا براى نجات خود از آن، دست به دعا برمى دارند.

89- عوامل تضرع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 3

3 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، سبب دست به دعا برداشتن و تضرع بندگان خالص خدا براى رهايى از آن عذاب

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرمًا

جمله «إنّ عذابها. ..» در مقام تعليل براى جمله قبل است; يعنى، به اين سبب بندگان خدا از پروردگار خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند كه چون آن عذاب دائمى و گريزناپذير است.

90- عوامل دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 2

2 - بد و ناگوار بودن جهنم براى انسان ، موجب هراسناكى و دست به دعا برداشتن بندگان خالص خدا به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّها ساءت. ..» تعليل براى جمله «و الذين يقولون ربّنا اصرف...» است; يعنى، چون جهنم جايگاه بدى است، بندگان خدا براى نجات خود از آن، دست به دعا برمى دارند.

91- عوامل ذكر خدا از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 2،11

2 - به ياد خدا بودن ، مايه جلب رضايت و توجه خاص خداوند است .

فاذكرونى أذكركم

فعل «أذكر» در جواب امر قرار گرفته و لذا با حرف شرطى مقدر، مجزوم شده است. در نتيجه جمله با تقدير آن چنين مى شود: «فاذكرونى ان تذكرونى أذكركم; به ياد من باشيد، اگر به ياد من باشيد به ياد شما خواهم بود.» ياد كردن خدا از بندگان، به

معناى عنايت و توجه خاص به آنهاست.

11 - « و روى ان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) خرج على اصحابه فقال : . . . قال سبحانه : فاذكرونى أذكركم ; يعنى ، اذكرونى بالطاعة و العبادة اذكركم بالنعم و الاحسان و الرحمة و الرضوان ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند كه فرموده «فاذكرونى أذكركم» روايت شده كه يعنى، مرا با اطاعت و عبادت خود ياد كنيد تا شما را با نعمتها و احسان و رحمت و رضوان خود ياد نمايم».

92- فضايل بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 2

2 - نماز ، برنامه بندگان خالص خدا در وقت شب زنده دارى

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

از ديدگاه مفسران، مقصود از «سجده» و «قيام» در آيه شريفه، نماز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 8

8 - مغرور نشدن مردان الهى به علم و كمالات خود و احتمال وجود كسانى برتراز ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 12

12 - بندگانى كه همواره در صدد بازگشت به خدايند ، از آيات الهى بهره مى برند .

إنّ فى ذلك لأية لكلّ عبد منيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 40 - 1،2

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، از عذاب دردناك الهى به دوراند .

إنّكم لذائقوا العذاب الأليم . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم الله لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است». گفتنى است در برداشت ياد شده «إلا...» استثناى منقطع، از ضمير «لذائقوا» گرفته شده است.

2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از پاداشى فراتر از مقدار اعمال و رفتار خويش

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلا. ..» استثناى منقطع از ضمير «تجزون» باشد. بر اين اساس، پيام آيه شريفه

چنين مى شود: همگان مطابق كردار خود، جزا و پاداش دارند; جز بندگان خالص خدا كه فراتر و برتر از اعمال خود، پاداش دريافت خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 1

1 - بندگان مخلص خدا ، بهره مند از رزق و روزى ويژه و ممتاز الهى

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أولئك لهم رزق معلوم

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «رزق معلوم»، روزى مخصوص و تعيين شده براى بندگان خالص است; مانند آيه «و ما منّا إلاّ له مقام معلوم»، (همين سوره، آيه 164).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 42 - 1،2

1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت

أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه

«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.

2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .

و هم مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 43 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 62 - 3

3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ

«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 7

7 - دعاى بندگان خالص خدا ، مورد استجابت الهى است .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . و نجّينه و أهله من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 1،2

1 - تنها بندگان مخلَص خدا ، عارف به حق خدا و توصيف كننده شايسته او هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

«إلاّ» استثناى منقطع و به معناى «لكن» است. مستثنى منه نيز در برداشت بالا، ضمير فاعلى «يصفون» دانسته شده است. گفتنى است مقصود و معناى «مخلصين» اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

2 - تمامى انسان ها ، به جز بندگان مخلَص خدا ، از توصيف شايسته او ناتوان هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

93- فلسفه دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 3

3 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، سبب دست به دعا برداشتن و تضرع بندگان خالص خدا براى رهايى از آن عذاب

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرمًا

جمله «إنّ عذابها. ..» در مقام تعليل براى جمله قبل است; يعنى، به اين سبب بندگان خدا از پروردگار خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند كه چون آن عذاب دائمى و گريزناپذير است.

94- كرامت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 5،7

5 - بندگان خالص خدا ، به وقت روبه رو شدن با رفتار و گفتار لغو و بيهوده ، با بزرگوارى و متانت از آن مى گذرند .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

7 - بندگان خالص خدا ، مردمى بزرگوار و متين

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

95- كمى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 5

5- بندگان خالص خداوند ، در اقليتند .

إلاّ عبادك منهم المخلصين

از آن جايى كه مستثنى بنابر قاعده كمتر از مستثنى منه است و گرنه استثنا مستهجن خواهد بود، نكته ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 5

5 - بندگان خالص و برگزيده خداوند ، در اقليت قرار دارند .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه غالباً مستثنى از مستثنى منه كمتر است و چون «مخلَصين» از مجموعه انسان ها استثنا شده است، به دست مى آيد كه اين بندگان مخلَص خدا، همواره در اقليت قرار دارند.

96- گواهى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 3

3 - بندگان خالص خدا ، هرگز به باطل و دروغ ، شهادت و گواهى نمى دهند .

و الذين لايشهدون الزور

97- محبت اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 4

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

98- مخالفان بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 3

3 - مشركان ، در صف مخالف بندگان مخلَص خدا

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

99- مصونيت اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 128 - 1

1 - از ميان قوم الياس ، تنها بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، از احضار و كيفر الهى در روز رستاخيز درامان خواهند بود .

فإنّهم لمحضرون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر مفسران، مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 3

3 - تنها بندگان مخلَص خدا ، معاف و آزاد از احضار شدن براى كيفر و مجازات

إنّهم لمحضرون . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «إلاّ عباد اللّه. ..» استثنا از ضمير مفعولىِ «لمحضرون» باشد.

100- مصونيت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 2

2- ابليس ، هيچ گونه سلطه اى بر بندگان خداوند ندارد و نمى تواند آنان را به اجبار به گمراهى بكشاند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

«سلطان» دست يافتن به چيزى از طريق قهر و اجبار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 1

1- بندگان مقرب خدا ، مصون از سلطه شيطان هستند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 5

5 - بندگان مخلص خدا ، در امان از عذاب الهى

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 1

1 - بندگان مخلَص ( بندگان خالص شده و برگزيده خدا ) ، از افتادن در دام اغواگرى شيطان مصون و درامان اند .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

بيشتر مفسران بر اين باوراند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

101- مقامات اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 1

1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا

و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.

102- مقامات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 9

9 - بندگان خالص خدا ( عبادالرحمان ) داراى منزلت و مقامى بس رفيع در پيشگاه خداوند

و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

«أُولئك» براى اشاره به بعيد به كار مى رود و در آيه شريفه براى بيان رفعت معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 21

21 - مقام بندگان صالح ، بالاترين جايگاه كمالى انسان

أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صلحًا... و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان(ع) مقام «عباد صالح» را به عنوان آخرين و عالى ترين آرزوى خود مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 2

2 - بندگان مخلص خدا ، برخوردار از مقام و منزلتى بلند در پيشگاه خداوند

أولئك لهم رزق معلوم

اشاره كردن به بندگان خالص خدا با اسم اشاره بعيد (اولئك) - با آن كه در آيه پيش از آنان سخن گفته شد - گوياى علو مرتبه و منزلت والاى آنان در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 4

4 - هر يك از بندگان مخلَص خدا ، داراى مقام و منزلتى معين و معلوم در پيشگاه خداوند *

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- آيه شريفه چون پس از بحت از بندگان مخلَص خدا (عباد اللّه المخلصين) آمده است، مى تواند در اوصاف اينان باشد. 2- برخى از رواياتى كه امامان معصوم و اوصياى الهى را مصداق آيه شريفه دانسته اند (نورالثقلين، ج 4، ذيل آيه)، گوياى همين مطلب است.

103- نجات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

104- نشانه هاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 5

5- اقامه نماز و انفاق در پنهان و آشكار ، از ويژگى ها و نشانه هاى بندگان راستين خداوند است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا سرًّا و علانية

105- نعمتهاى اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 4

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 45 - 4

4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس من معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 62 - 3

3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ

«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.

106- نعمتهاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 43 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم

107- نگرانى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 8

8 - بندگان خالص خدا ، بسيار نگران و هراسناك از لغزش خويش و نافرمانى خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عذاب دوزخ براى كيفر دادن مجرمان است. بنابراين ترس عبادالرحمان از عذاب دوزخ، حاكى از آن است كه آنان از جرم و خطايى كه مرتكب شده اند - هر چند ارتكاب جرم از ايشان بسيار كم اتفاق مى افتد - بسيار نگران و مضطرب اند.

108- نماز بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 2

2 - نماز ، برنامه بندگان خالص خدا در وقت شب زنده دارى

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

از ديدگاه مفسران، مقصود از «سجده» و «قيام» در آيه شريفه، نماز است.

109- نيازهاى معنوى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 7

7 - تمامى ره پويان مسير هدايت ، حتى بندگان مقرب الهى ، نيازمند بشارت هاى پيوسته و مستمر خداهستند .

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

برداشت ياد شده باتوجّه به دومطلب است: الف) بندگان مقرب الهى از «عباده الذين ءامنوا» استفاده مى شود. ب) با توجه به واژه «يبشّر» - كه از باب تفعيل و مفيد تكرار است - اين نكته بر مى آيد كه مؤمنان صالح، نيازمند بشارت هاى مداوم خداوند هستند.

110- وراثت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 1

1- بندگان تقواپيشه خداوند ، وارثان بهشت اند .

تلك الجنّة التى نورث من عبادنا من كان تقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 1،7

1- به ارث بردن زمين و تسلط بر منافع آن به وسيله بندگان صالح ، امرى ثبت شده در كتاب تورات و زبور

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادى الصلحون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه: 1- الف و لام «الزبور» براى عهد و مقصود از آن كتاب آسمانى داوود(ع) باشد; چنان كه در آيه 163، سوره «نساء» آمده است (و آتينا داوود زبوراً); 2- مقصود از «الذكر» تورات باشد; چنان كه اين نام در قرآن بر تورات اطلاق شده است (انبيا، آيه 48); 3- «من بعد الذكر» متعلق به «كتبنا» باشد.

7- بشارت خداوند به وراثت بهشت براى بندگان صالح خويش

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الأرض» بهشت باشد، چنان كه در برخى از آيات به صراحت چنين آمده است: «و أورثنا الأرض نتبؤأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العاملين» (سوره زمر (39) آيه 74).

111- وسعت حاكميت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 3

3- وعده و پيام خداوند به همه بندگان حقيقى خود ، مبنى بر حاكميت و پيروزى آنان در جاجاى كره زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به مضمون آيه قبل و مقصود از «بلاغ»، ابلاغ پيام و رساندن مقصود باشد (لسان العرب). گفتنى است كه لحن و آهنگ دو آيه، حاوى وعده و بشارت الهى است.

112- وعده به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 3

3- وعده و پيام خداوند به همه بندگان حقيقى خود ، مبنى بر حاكميت و پيروزى آنان در جاجاى كره زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به مضمون آيه قبل و مقصود از «بلاغ»، ابلاغ پيام و رساندن مقصود باشد (لسان العرب). گفتنى است كه لحن و آهنگ دو آيه، حاوى وعده و بشارت الهى است.

113- ويژگيهاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 3،5

3 - اظهار ايمان و طلب آمرزش از درگاه پرودگار در دنيا ، ويژگى بندگان صادق خدا

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 4

4 - به صف ايستادن در راه خدا ، از ويژگى هاى بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن الصافّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 2

2 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، از اوصاف بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن المسبّحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

114- هدايت پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 2

2 - تنها بندگان مخلص خدا ، پذيراى دعوت رسولان الهى و برحذركننده از اخطار هاى ايشان بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين

115- هدفدارى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 9

9 - زندگى بر مبناى هدفى معقول و مفيد ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايشهدون الزور و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

اجتناب كردن بندگان خالص خدا از مجالس باطل (لايشهدون الزور) و نيز پرهيز از لغو و بيهودگى، حاكى است كه از آن است كه آنان در زندگى، داراى هدفى معقول و مفيداند.

116- همسران بهشتى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 1،3

1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.

3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.

117- بندگان خدا

{بندگان خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 8،9

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از بندگان خدا ، و بهره مند از فضل و بخشش خاص او

أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

9 - پيامبران ، از زمره بندگان خداوند هستند .

من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 9

9 - ابراهيم ( ع ) از بندگان خالص خداوند

و لقد اصطفينه فى الدنيا

«اصطفاء» به معناى گزينش كردن صفوه (خالص و نيكوى) هر چيزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 4

4- تقواپيشگان ، بندگان خالص خدا و ر ها شده از وسوسه و سلطه ابليس

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

در آيه هاى قبل، مردم به دو گروه تقسيم شدند:1. پيروان گمراه ابليس; 2. بندگان خالص خدا و سپس جايگاه گروه اول در قيامت، روشن گرديد و در اين آيه به سرنوشت گروه دوم پرداخته است و از «مخلصين» به «المتقين» تعبير كرده كه بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 6

6- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، بنده خدا و مفتخَر به عبوديت او است .

أنزل على عبده الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 2،3

2- هدف موسى ( ع ) و همراه وى از سفر جستوجوگرانه خود ، يافتن بنده اى از بندگان خاص الهى و داراى علم لدنى بود .

فارتّدا . .. فوجدا عبدًا من عبادنا ... و علّمنه من لدنّا

واژه «وجدا» بيان كننده يافتن چيزى است كه موسى و همراه اش در جستوجوى آن بودند و نه ديدارى اتفاقى و غير مترقبه. «لدنا» دلالت مى كند كه علم حضرت «خضر(ع)» دانش عادى و معمولى نبوده، بلكه از افاضات خاص ربّانى بوده است.

3- حضرت « خضر » ( ع ) بنده خاص خداوند و برخوردار از رحمت و عنايت ويژه الهى بود .

ءاتينه رحمة من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 2 - 1

1- زكريا ، بنده شايسته خدا و برخوردار از رحمت خاص او

ذكر رحمت ربّك عبده زكريّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 9

9- مؤمنان داراى عمل صالح ، به مقام عبوديت خداوند نائل شده اند .

من . .. ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة ... جنّت عدن التى وعد الرحمن عباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 93 - 1

1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .

أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا

«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 10

10- صالحان ، بندگان خاص خداوند

عبادى الصلحون

بنابراين كه «الصالحون» قيد توضيحى براى «عبادى» باشد برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 10 - 2

2 - خدا مالك انسان ها و همه آنان بندگان او

و أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 9

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بنده خدا است .

على عبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 4

4 - همه انسان ها ، بنده خدا هستند ولو به آن معتقد و معترف نباشند .

أضللتم عبادى

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه خداوند مشركانى را كه معبودهاى گوناگونى مى پرستند بندگان خدا خوانده است (عبادى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 7

7 - پيامبران ، بندگان خدا و برگزيدگان از جانب او

و سلم على عباده الذين اصطفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 9

9 - مردمان ، بندگان خدا و جيره خوار خوان نعمت اويند .

اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 62 - 4

4 - انسان ها ، بندگان خدايند .

اللّه يبسط الرزق . .. من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 5

5 - مردم ، بنده خداوند هستند .

يبسط الرزق لمن يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 4

4 - همه انسان ها ، عبد و بنده خدايند .

يحسرة على العباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 81 - 1

1 - حضرت نوح ، از بندگان مؤمن خدا

إنّه من عبادنا المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 7

7 - داوود ( ع ) ، بنده خالص و ارجمند خدا

عبدنا داود

از اضافه «عبد» به ضمير «نا» (اللّه) - كه اضافه تشريفيه و مفيد تكريم است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 3

3 - سليمان ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 4

4 - ايوب ( ع ) ، بنده حقيقى و بلندمرتبه خداوند

واذكر عبدنا أيّوب

تصريح به عبد بودن ايوب(ع) - با آن كه همه انسان ها عبد خدا هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 11

11 - ايوب ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 3

3 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از بندگان حقيقى و بلندمرتبه خداوند

عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

تصريح به عبد بودن ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) - با آن كه همه انسان ها عبد هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 4

4 - فرشتگان ، بندگان خدا هستند ; نه فرزندان او .

و جعلوا له من عباده جزءًا

مراد از «عباد» - به قرينه فرازهاى بعد - فرشتگان هستند كه شرك پيشه گان عصر بعثت، آنان را فرزندان خدا مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 1

1 - عبوديت و بندگى خداوند ، بارزترين ويژگى حضرت عيسى ( ع )

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 1

1 - تقواپيشگان ، بندگان خاص و راستين خداوند

إلاّ المتّقين . يعباد لا خوف

از اين كه خداوند، متقين را بنده خود خوانده است (يا عباد)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 5

5 - مقام عبوديت و بندگى خداوند ، از اوصاف عالى حضرت نوح ( ع )

فكذّبوا عبدنا

وصف «عبدنا» در مقام يادكرد از تلاش هاى نوح(ع)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 3

3 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، عبد خدا و بنده او بود .

هو الذى ينزّل على عبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 4

4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند

عبدين من عبادنا صلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده حقيقى و خالص خداوند

عبد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 6 - 7

7 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، از مظاهر عبوديت خدا و از مصاديق بارز بندگان خالص او مى باشند .

عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرونها تفجيرًا

مطابق روايات وارده در كتاب هاى شيعه و سنى، اين آيه و قبل و بعد آن، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان)

118- آثار تواضع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

119- آثار تواضع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 11

11 - برخورد كريمانه و بزرگوارانه بندگان خالص خدا در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان ، برخاسته از روح فروتنى و نرم خويى آنان است .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

عطف جمله «و إذا خاطبهم الجهلون. ..» بر جمله قبل بدون تكرار شدن اسم موصول (الذين)، نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان اين دو صفت است. از سوى ديگر تقدم بيان صفت تواضع بر صفت برخورد كريمانه با افراد جاهل، حاكى از آن است كه اين صفت، سبب چنين برخورد پسنديده اى است.

120- آثار توبه بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

121- آثار تهجد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

122- آثار حق پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

123- آثار حلم بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو

كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

124- آثار دشمنى با بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 8

8 - خصومت با بندگان شايسته خداوند ، دشمنى با خدا است .

فكذّبوا عبدنا

آمدن وصف «عبدنا» به جاى اسم نوح(ع)، اشاره به اين است كه موضع نوح(ع)، موضع عبوديت در برابر خدا بوده و «عبد» آنچه دارد از آنِ مالك او است. بنابراين دشمنان آن حضرت در حقيقت، خداوند را مورد دشمنى قرار داده بودند.

125- آثار دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

126- آثار صبر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 2،3،4

2 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، عامل برخوردار شدن آنان از بنا ها و درجات عالى بهشت است .

أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

گفتنى است «با» در «بما» براى سببيت است.

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

4 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

127- آثار عفو بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 3

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

128- اجابت دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 7

7 - دعاى بندگان خالص خدا ، مورد استجابت الهى است .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . و نجّينه و أهله من

129- ادب بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9

9 - بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» - به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است - سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

130- ارزش سلام بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 120 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 130 - 4

4 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ( چون پيامبران ) ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على إل ياسين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 181 - 3

3 - سلام و تحيت بر بندگان خدا ، امرى ارزشمند و پسنديده

و سلم على المرسلين

131- استثمار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 3

3- استثمار و برده ساختن بندگان خدا ، از مهم ترين انحراف ها و فساد هاى جامعه فرعونى

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

از اين كه خداوند، قبل از هر پيام ديگر، درخواست آزادى بنى اسرائيل را از زبان موسى(ع) مطرح كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 19 - 4

4- بهره كشى ظالمانه از بندگان الهى ، برترى جويى و گردنكشى در برابر خداوند است .

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه . .. و أن لاتعلوا على اللّه

بنابراين كه عطف «أن لاتعلوا. ..» بر «أن أدّوا» تفسيرى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

132- استعباد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 3

3- استثمار و برده ساختن بندگان خدا ، از مهم ترين انحراف ها و فساد هاى جامعه فرعونى

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

از اين كه خداوند، قبل از هر پيام ديگر، درخواست آزادى بنى اسرائيل را از زبان موسى(ع) مطرح كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

133- استغفار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 3

3 - اظهار ايمان و طلب آمرزش از درگاه پرودگار در دنيا ، ويژگى بندگان صادق خدا

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا

134- اضطراب بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 4

4 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، موجب هراسناكى و اضطراب شديد بندگان خالص خدا از سرنوشت اخروى شان

إنّ عذابهاكان غرامًا

درخواست رهايى از عذاب و تعليل آن به اين كه آن عذاب دائمى و گريزناپذير است، برداشت فوق را مى رساند.

135- اعتدال بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا در هزينه كردن اموالشان ، نه اسراف مى كنند و نه به خود و خانواده خويش تنگ مى گيرند .

و عباد الرحمن . .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا

آنچه از ظاهر آيه شريفه و لغت به دست مى آيد، اين است كه واژه «انفاق» به معناى هزينه كردن و كاستن از اموال است; چه آن كه اين اموال براى زندگى شخصى و خانواده به مصرف برسد و چه به ديگران بخشش شود. گفتنى است «اسراف» (مصدر «يسرفوا») به معناى زياده روى در مصرف اموال و «قتر» (مصدر «يقتروا») به معناى سخت گيرى در مصرف است.

2 - رعايت اعتدال و ميانه روى در معيشت و زندگى اقتصادى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

«ذلك» اشاره است به آنچه كه در آغاز آيه شريفه ذكر شد (يعنى، اسراف و اقتار) و «قوام» به معناى عدل و راه ميانه و وسط است.

136- اغواناپذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 1،2

1- ابليس ، بندگانى را كه خداوند آنان را از هر ناخالصى پالوده است ، از قلمرو اضلال و گمراه كردن خود ، استثنا كرد .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «منهم» حال براى عباد باشد. «مخلص» به صيغه مفعولى، به كسى گفته مى شود كه از هرگونه ناخالصى پاك و پالوده شده باشد.

2- بندگى خداوند و نداشتن هيچ گونه ناخالصى ، شرط رهايى از اغواگرى ابليس

إلاّ عبادك منهم المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 41 - 2

2- توانايى ابليس به اغواى اكثريت مردم و ناتوانى وى بر اغواى بندگان خالص خداوند ، قانون و سنت الهى

إلاّ عبادك منهم المخلصين . قال هذا صرط علىّ مستقيم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مشاراليه «هذا» امر اغواگرى ابليس نسبت به اكثريت مردم و اغوا ناپذيرى بندگان خالص باشد. كلمه «علىّ» دربردارنده تضمين و عهده دارى است و «مستقيم» چيزى است كه انحراف در آن راه ندارد. بنابراين معناى «هذا صراط علىّ مستقيم» اين خواهد بود: چنين امرى از ناحيه خداوند، حكمى تغييرناپذير است كه اصطلاحاً آن را «سنت» مى نامند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 2

2- شگرد هاى مختلف شيطان در تسلّط بر بندگان واقعى خدا ، بى تأثير است .

و استفزز . .. و أجلب عليهم ... و شاركهم ... و عدهم ... إن عبادى ليس لك عليهم سلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 1،2،4

1 - بندگان مخلَص ( بندگان خالص شده و برگزيده خدا ) ، از افتادن در دام اغواگرى شيطان مصون و درامان اند .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

بيشتر مفسران بر اين باوراند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

2 - ابليس ، ناتوان از گمراه كردن بندگان مخلَص خدا و معترف به آن

لأغوينهّم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

4 - آگاهى ابليس ، به تكثير نسل آدم و نيز به اغواپذيرى بيشتر آنان و تأثيرناپذيرى بندگان خالص خدا ، از آغاز خلقت انسان

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

137- اقرار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 5

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

138- الگوگيرى از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

139- الگوگيرى از فرزندان بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

140- الگوگيرى از همسر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

141- امتحان اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 9 - 6

6 - « عن مُعاذ بن جبل قال : سألت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ما هذه السرائر التى تبلى بها العباد فى الآخرة ؟ فقال سرائركم هى أعمالكم من الصلاة و الصيام و الزكاة و الوضوء و الغسل من الجنابة و كلّ مفروض لأنّ الأعمال كلّها سرائر خفية ;

از معاذ بن جبل روايت شده كه گفت: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كردم: مراد از «سرائر» - كه بندگان در آخرت با آن امتحان مى شوند - چيست؟ حضرت فرمود: سرائر شما، همان اعمال شما از نماز، روزه، زكات، وضو، غسل جنابت و تمام فرايض است; زيرا تمام اعمال باطن هايى ناپيدايند».

142- انذار بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 2

2 - تنها بندگان مخلص خدا ، پذيراى دعوت رسولان الهى و برحذركننده از اخطار هاى ايشان بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين

143- انقياد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

144- اهميت مصونيت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 2

2 - حفظ ديانت بندگان خدا و صيانت آنان از گمراهى ، فلسفه نفرين و درخواست نوح ( ع ) از خداوند ، براى نابودى كامل قوم گمراه گر خود

لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا . إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

145- ايمان بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 3،5

3 - اظهار ايمان و طلب آمرزش از درگاه پرودگار در دنيا ، ويژگى بندگان صادق خدا

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 2

2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .

يقول أءنّك لمن المصدّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

146- بشارت به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ بشارت خداوند به بندگان خالص او است .

فبشّر عباد

كلمه «عباد» به ضمير متكلم اضافه شده است; ولى در كلام حذف گرديده و تقدير آن «عبادى» است.

147- بصيرت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 3

3 - حرف شنوى و بصيرت ، از اوصاف بندگان خالص خدا

لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

148- بندگان خدا در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 1،3،10

1 - بنا هاى برافراشته و درجات عالى در بهشت ، پاداش بندگان خدا ( عباد الرحمان ) است .

و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- «أُولئك» اشاره به «عبادالرحمان» است. 2- «غرفة» به معناى بناى مرتفع و برافراشته است. در آيه شريفه نيز مى تواند هم در معناى لغوى خود به كار رفته باشد و هم مى تواند منزلت و مقام رفيع مقصود باشد.

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 1

1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا

و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 43 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 1،2،4

1 - بندگان مخلَص خدا ، بر تخت هاى بهشتى روياروى هم تكيه خواهند زد .

على سرر متقبلين

«سرر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است.

2 - بندگان مخلَص خدا ، بهره مند از بزم خوش و مجلس انس در بوستان هاى بهشتى

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

روياروى هم قرار داشتن بندگان خالص خدا، اشاره به انس و محبت متقابل و بزم خوش آنان دارد.

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 45 - 1،3،4

1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس

«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.

3 - در دسترس بودن شراب و فراوانى و مستمر بودن آن ، براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس من معين

تعبير دور دادن شراب بر سر بهشتيان، بيانگر در دسترس بودن آن است و آمدن «يطاف» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين عمل دارد.

4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس من معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 3

3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.

149- بندگان خدا در دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 5

5- در عصر موسى ( ع ) ، انسان هاى ديگرى نيز - مانند خضر ( ع ) - به مقام بندگى خاص خداوند ، نائل شده بودند .

فوجدا عبدًا من عبادنا

با آن كه اگر گفته مى شد «بنده اى عالم و . .. را يافتند» معنا، تام بود، ولى عبارت «من عبادنا» نيز در كلام آمده است تا گوياى اين نكته باشد كه تنها، حضرت حضرت خضر(ع) نبود كه با مقام بندگى خداوند نائل شده بود، بلكه جز او نيز افرادى در عصر موسى مى زيستند كه بنده خاص خداوند بودند.

150- بندگان خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11،12

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

151- بندگان خدا و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

152- بندگان خدا و استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

153- بندگان خدا و زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 7

7 - بندگان خالص خدا ، هرگز به گناه زنا و روابط ناسالم جنس دست نمى آلايند .

و لايزنون

154- بندگان خدا و قتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 3

3 - بندگان خالص خدا ، هيچ انسانى را به ناحق نمى كشند .

و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ

155- بندگان خدا و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 7

7 - بندگان خالص خدا ، هرگز به گناه زنا و روابط ناسالم جنس دست نمى آلايند .

و لايزنون

156- پاداش اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 1

1 - بنا هاى برافراشته و درجات عالى در بهشت ، پاداش بندگان خدا ( عباد الرحمان ) است .

و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة

برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- «أُولئك» اشاره به «عبادالرحمان» است. 2- «غرفة» به معناى بناى مرتفع و برافراشته است. در آيه شريفه نيز مى تواند هم در معناى لغوى خود به كار رفته باشد و هم مى تواند منزلت و مقام رفيع مقصود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 1

1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا

و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.

157- پاداش بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 40 - 2

2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از پاداشى فراتر از مقدار اعمال و رفتار خويش

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلا. ..» استثناى منقطع از ضمير «تجزون» باشد. بر اين اساس، پيام آيه شريفه چنين مى شود: همگان مطابق كردار خود، جزا و پاداش دارند; جز بندگان خالص خدا كه فراتر و برتر از اعمال خود، پاداش دريافت خواهند داشت.

158- پذيرايى اخروى از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 62 - 3

3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ

«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.

159- پيروزى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 3

3- وعده و پيام خداوند به همه بندگان حقيقى خود ، مبنى بر حاكميت و پيروزى آنان در جاجاى كره زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به مضمون آيه قبل و مقصود از «بلاغ»، ابلاغ پيام و رساندن مقصود باشد (لسان العرب). گفتنى است كه لحن و آهنگ دو آيه، حاوى وعده و بشارت الهى است.

160- تداوم تسبيح بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4،6

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

161- ترس بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 5

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 4

4 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، موجب هراسناكى و اضطراب شديد بندگان خالص خدا از سرنوشت اخروى شان

إنّ عذابهاكان غرامًا

درخواست رهايى از عذاب و تعليل آن به اين كه آن عذاب دائمى و گريزناپذير است، برداشت فوق را مى رساند.

162- تضرع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 4

4 - جمله « ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غراماً . إنّ ها ساءت مستقرّاً و مقاماً » ، متن دعا و تضرع بندگان خالص خدا به درگاه الهى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . ..إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إنّ عذابها تا مستقراًو مقاماً» نيز مانند جمله «ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم» جزء دعا و تضرع عبادالرحمان باشد.

163- تقرب بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 2

2- بندگان راستين و مؤمن برخوردار از لطف و عنايت ويژه خداوند و داراى مقام و منزلتى خاص در پيشگاه او

قل لعبادى

برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه در «عبادى» تشريفيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 1

1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .

فادخلى فى عبدى

164- تقواى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 14

14 - رسيدن به اوج مرتبه تقواپيشگى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

درخواست الگو و مقتداى تقواپيشگان شدن از سوى عباد الرحمان - كه خود از ايمان و تقواى بالايى برخوردارند - حاكى از آن است كه آنان خواستار بالاترين مرتبه تقواپيشگى اند، تا براى الگو و مقتدا شدن ديگر تقواپيشگان، شايسته باشند.

165- تكريم بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 42 - 2

2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .

و هم مكرمون

166- تواضع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 1،14

1 - بندگان خالص خدا ، مظهر تواضع و فروتنى و به دور از تكبر و خود بزرگ بينى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت ياد شده با توجه به چند نكته است: 1- «عباد» (جمع «عبد») به معناى بندگان است و اوصافى كه خداوند براى آنان در ضمن چند آيه بيان مى فرمايد، حاكى است كه آنان از بندگان خالص او هستند. 2- «هون» به دو معنا آمده است: الف) سكينه و وقار (قاموس المحيط); كه در در اين صورت اين واژه در آيه شريفه يا در همان معناى لغوى استعمال شده است و يا در معناى كنايى آن; يعنى، تواضع و فروتنى. برداشت فوق مبتنى بر همين معناى كنايى است. ب) رفق و لين (مدارا و نرمى)، در مقابل خشونت و درشتى (نهايه ابن اثير). 3- «هوناً» مصدر و صفت براى «مشى» بوده و آمدن مصدر به جاى صفت، بيانگر مبالغه است.

14 - « فى مجمع البيان فى قوله تعالى : « الذين يمشون على الأرض هوناً » . . . و قال أبوعبداللّه ( ع ) هو الرجال يمشى بسجيته التى جبل عليها لايتكلف و لايتبختر ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الذين يمشون على الأرض هوناً». .. آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: آن كسى است كه بر خلق و خوى فطرى خود - كه خدا او را به آن گونه آفريده است - بدون تكلف و تكبر راه ميرود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 6

6 - بندگان خالص خدا ، مردمى فروتن و خود كم بين در برابر خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه بندگان خالص خدا، با آن كه مردمى شب زنده دار و عابداند، اما باز از عذاب دوزخ در هراس و اضطراب اند.

167- توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا ، به جز « اللّه » ، چيزى را به خدايى نمى خوانند و معبودى را جز او نمى پرستند .

و عباد الرحمن . .. و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا ءاخر

«إله» به معناى معبود است.

2 - اعتقاد به توحيد و يگانه پرستى و دورى از شرك و چندگانه پرستى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 7

7 - يكتاپرستى و تنها از خدا يارى جستن ، « صراط مستقيم » است .

إياك نعبد و إياك نستعين. إهدنا الصرط المستقيم

«ال» در «الصراط» مى تواند عهد ذكرى بوده و اشاره به حقايقى باشد كه در آيات پيشين مطرح شده، و از آنهاست يكتاپرستى و تنها از خدا استعانت جستن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 2،17

2 - پرستش خداى يگانه و پرهيز از پرستش غير او ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل لاتعبدون إلا اللّه

17 - يكتا پرستى و احسان به والدين ، خويشان ، يتيمان و درماندگان ، از مصاديق اعمال شايسته است .

و عملوا الصلحت . .. لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً ... و المسكين

آيه مورد بحث در حقيقت تفسيرى براى آيه پيشين و بيان مصاديقى از «الصالحات» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 6،7،9،13،15،16

6 - يعقوب ( ع ) در آستانه مرگ ، فرزندانش را به ملازمت توحيد دعوت نمود و به يكتا پرستى وصيت كرد .

إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى

7 - فرزندان يعقوب ، او را بر ملازمت به پرستش خداى بى همتا و تسليم بودن در برابرش مطمئن ساختند .

قالوا نعبد . .. إلهاً وحداً

9 - موحدان بايد در آستانه مرگ ، بازماندگان خويش را به توحيد و ملازمت بر عبادت خدا سفارش و وصيت كنند .

إذ حضر يعقوب الموت إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى

13 - پرستش خداى يكتا ، وظيفه اى بر عهده همگان

نعبد . .. إلهاً وحداً

15 - اعتقاد به خداى يگانه بايد با پرستش و اطاعت كامل از او همراه باشد .

نعبد . .. إلهاً وحداً و نحن له مسلمون

كلمه «تعبدون» (مى پرستيد) و «نعبد» (مى پرستيم) گوياى اين است كه: ايمان داشتن به خداى يكتا (توحيد ذاتى) كافى نبوده; بلكه بايد او را تنها معبود دانسته و پرستشش كرد. جمله «نحن له مسلمون» نيز بيانگر آن است كه علاوه بر پرستش خدا، از فرمانهاى او بايد اطاعت كرد.

16 - اعتقاد به يكتايى خدا و پرستش او ، مهمترين اصل در اديان الهى و زير بناى ديگر اصول و احكام دين

ما تعبدون من بعدى قالوا نعبد . .. إلهاً وحداً

روشن است كه يعقوب(ع) از ميان تمامى اصول و احكام دين، تنها پرستش خداوند را نجات بخش نمى دانست. بنابراين تنها از پرستش خدا ياد كردن (ماتعبدون) مى تواند حاكى از آن باشد كه: اولا، توحيد عبادى از مهمترين اصلهاست و ثانياً، انسان با پرستش خدا، به ديگر اصول و احكام دين گرايش پيدا كرده بدانها ملتزم خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 1،2

1 - معبود حقيقى همه انسان ها ، معبودى است يگانه و يكتا

و إلهكم إله وحد

2 - معبود به حقى جز خدا وجود ندارد .

لا إله إلا هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 255 - 1،4

1 - تنها خداوند شايسته پرستش است .

اللّه لا اله الاّ هو

4 - حيات و قيوميّت مطلق ، ملاك معبودِ بر حق

اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم

آوردن دو صفت «حى» و «قيوم»، اشاره به علّت حصر عبوديّت در خداوند است; يعنى تنها زنده قائم به ذات و مدبّر اشيا، مى تواند معبود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 2 - 1،2

1 - معبودى جز خداى يگانه ، زنده و پاينده نيست .

اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم

قيوم به كسى گفته مى شود كه همواره بوده و هست. (تفسير روح المعانى، ج 3، ص 8)

2 - تنها خداوند بايد عبادت شود .

اللّه لا اله الاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 1

1 - گواهى خداوندِ برپادارنده قسط و عدل ، بر اينكه معبودى جز او نيست .

شهد اللّه انّه لا اله الاّ هو . .. قائماً بالقسط

«قائماً بالقسط»، حال است براى «اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 1،6

1 - عيسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به توحيد ربوبى و پرستش خدا دعوت كرد .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

6 - پروردگار ، سزاوار پرستش است .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جمله «ان اللّه ربى . .. »، (ربوبيّت همه جانبه خدا) دليل لزوم پرستش گرفته شده و اين استدلال، مبتنى بر يك اصل كلّى است كه عبارت است از: هر كس ربّ باشد، شايسته پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 1،2،3،4،6

1 - نفى پرستش غير خدا ، نفى شرك و عدم پذيرش حاكميت غير خداوند ، وجه اشتراك اديان الهى

يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الاّ اللّه و لا نشرك ب

2 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از اهل كتاب به توحيد در عبادت ، نفى شرك و عدم پذيرش حاكميّت غير خداوند

يا اهل الكتاب تعالوا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

3 - توحيد عبادى ، نفى شرك و ردّ حاكميّت غير خداوند ، گفتارى عادلانه و منصفانه

تعالوا الى كلمة سواء بيننا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

«سواء»، به معنى «عدل» است.

4 - توحيد عبادى و ربوبى ، اساس و معيار وحدت

تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الاّ نعبد الا الله . .. ارباباً من دون اللّه

6 - عبادت ، مخصوص خداوند است .

الاّ نعبد الا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 3،7،9،10

3 - نفى الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) ازسوى خداوند

انّ مثل عيسى عند اللّه . .. (آيه 59) ما كان لبشر ان يؤتيه اللّه الكتاب

از مصاديق مورد نظر براى آيه شريفه، حضرت مسيح است ; چون آيات قبل درباره اهل كتاب مى باشد.

7 - پيامبران ، مردم را تنها به بندگى خدا دعوت مى كردند .

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه و لكن كونوا ربّانيّن

9 - ناسازگارى مقام نبوّت و دارا بودن كتاب و حكمت ، با دعوت مردم به پرستش خويش

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه

10 - عبوديّت براى خداوند و نفى آن از غير او محور اصلى دعوت انبيا

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه و لكن كونوا ربّانيّن

ربانى كسى است كه با ربّ ارتباط شديد داشته و او را بسيار عبادت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 1

1 - خداوند ، تنها معبود شايسته پرستش

اللّه لا اله الّا هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 29

29 - اللّه ، تنها خداى يگانه و معبود حقيقى انسانها

انما اللّه اله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 9

9 - دعوت مسيح ( ع ) از بنى اسرائيل به پرستش خداى يگانه و توحيد ربوبى

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 6

6 - دعوت خداوند از مشركان و قائلان به تثليث جهت گرايش به توحيد و يكتاپرستى

ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 7،8

7 - خداوند منزه از هرگونه شريك در الوهيت و فراتر از داشتن همتايى شايسته پرستش

قال سبحنك

8 - عيسى ( ع ) خود معتقد و معترف به تنزيه خداوند از داشتن هرگونه شريكى شايسته الوهيت و پرستش

قال سبحنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 1،2

1 - ستايش مخصوص خداوند آفريدگار آسمانها و زمين و پديدآورنده تاريكيها و نور است.

الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض و جعل الظلمت و النور

2 - آفرينش آسمانها و زمين و پديدآوردن نور و ظلمت به دست خداوند، دليل اختصاص ستايش به اوست.

الحمد للّه الذى خلق

«الذى خلق»، صفت «اللّه» و بيان وجه اختصاص حمد به اوست و اين تعليق، كه به گفته اهل ادب تعليق حكم «الحمدللّه» بر وصف «الذى خلق» است، بيانگر انحصار شايستگى ستايش به آفريننده هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 17 - 5

5 - تنها خداى قادر بر رساندن هر گونه ضرر و يا منفعت به آدمى، شايسته پرستش و ولايت مى باشد.

أغير اللّه أتخذ وليا . .. و إن يمسسك اللّه بضر ... فهو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 3

3 - پرستش هيچ چيزى، جز خداوند يگانه، روا و مجاز نيست.

قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 7

7 - توحيد و يگانه پرستى، عاليترين جلوه شكرگزارى به درگاه خداوند است.

لئن أنجنا . ... لنكونن من الشكرين ... قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 5،21

5 - خداوند يگانه، توانا بر رساندن نفع و ضرر به آدميان، شايسته پرستش است.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

21 - توحيد و يكتاپرستى هدايتى الهى است.

قل إن هدى الله هو الهدى

چون جمله «إن هدى الله» در برابر جمله «له اصحاب يدعونه» عنوان گرديده و محور بحث آيه توحيد است، چنين مى نمايد كه مراد از هدايت در جمله «إن هدى الله» توحيد و يكتاپرستى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 3،7،8،9،10

3 - معبودى جز خداوند، كه مبدع هستى و خالق همه چيز و بدون همسر و فرزند باشد، وجود ندارد.

بديع السموت . .. أنى يكون له ولد و لم تكن له صحبة ... لا إله إلا هو خلق كل شىء

7 - آفريدگار همه هستى، تنها خداى شايسته پرستش است.

لا إله إلا هو خلق كل شىء فاعبدوه

8 - توجه به انحصار ربوبيت و خالقيت خداوند برانگيزنده آدمى به پرستش اوست.

ذلكم الله ربكم لا إله إلا هو خلق كل شىء فاعبدوه

9 - هر موجودى، جز خدا، مخلوق است و شايسته پرستش نيست.

لا إله إلا هو خلق كل شىء فاعبدوه

10 - توحيد در عبادت مهمترين وظيفه انسان در برابر پروردگار و خالق هستى است.

ذلكم الله ربكم . .. خلق كل شىء فاعبدوه

چون پس از بيان انحصار الوهيت در خداوند و بيان يكتايى او در خالقيت، امر به عبادت شده، چنين برمى آيد كه مهمترين وظيفه بنده در برابر خداوند عبادت و پرستش اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 2

2 - نبودن شريك براى خدا در ربوبيت، دليل لزوم اخلاص در پرستش او

إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين. لا شريك له

توصيف «الله» به ربوبيتش بر هستى (رب العالمين) و نبودن شريك براى او (لا شريك له) تعليل براى «إن صلاتى . .. لله» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 1

1 - لزوم تبعيت از قرآن و ترك پيروى از غير خدا

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم و لاتتبعوا من دونه أولياء

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «من دونه» به «ربكم» برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 5

5 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى و سرنوشت پيشينيان ، از روش هاى تبليغى صالح ( ع ) براى گرايش دادن آنان به پرستش خداى يگانه

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 2،4

2 - هيچ كس و هيچ چيز جز خداوند شايسته پرستش و الوهيت نيست .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً

4 - موسى ( ع ) با بيان احسان و تفضل ويژه خداوند بر بنى اسرائيل ، تنها او را شايسته پرستش براى آنان معرفى كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جمله «و هو فضلكم» حاليه و به منزله تعليلى است براى جمله «أغير اللّه . .. .» يعنى چگونه امكان دارد غير خدا را براى پرستش شما بجويم در حالى كه نعمتها، از جمله برترى شما بر ديگر اقوام و ملل، عطاى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 4

4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا

مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 158 - 9،10

9 - هيچ موجودى ، بجز خداى يكتا ، شايسته و بايسته پرستش نيست .

لا إله إلا هو

10 - فرمانرواى هستى ، تنها موجود شايسته پرستش

الذى له ملك السموت و الأرض لا إله إلا هو

بيان اين حقيقت كه تنها خداوند شايسته پرستش است، پس از بيان انحصار حاكميت هستى به او، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 5

5 - تنها خداوند شايسته پرستش و توانا بر تدبير امور انسانهاست .

هو الذى خلقكم . .. أيشركون ما لايخلق شيئا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 5

5 - همه انسان ها ، مأمور به پرستش و اطاعت بى چون و چراى خداى يگانه و پرهيز از شريك گرفتن غير ، براى اويند .

و ما أمروا إلا ليعبدوا إلها وحداً لا إله إلا هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 19

19 - تنها خداوندِ خالقِ مدبر ، پروردگار انسان ها و شايسته پرستش است .

اللّه الذى خلق . .. ثم استوى ... يدبر الأمر ... ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 3

3 - توحيد ( اعتقاد به ربوبيت بى همتاى خدا ) آيينى حق و يكتاپرستى سلوك راه هدايت است .

فذلكم اللّه ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 9

9 - تنها خداوند ، سزاوار پرستش و معبوديت است .

قل اللّه يبدؤا الخلق ثم يعيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 5

5 - تنها خدا ، سزاوار پرستش و پيروى است .

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق قل اللّه يهدى للحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 8،10

8 - عبادت ، تنها شايسته خداوندى است كه مرگ انسان ها به دست او بوده و جان آنان پس از مرگ ، در اختيار او قرار مى گيرد .

و لكن أعبد اللّه الذى يتوفيكم

10 - توحيد در عبادت و اعتقاد به بقاى انسان پس از مرگ ، دو پايه و اساس دين الهى است .

و لكن أعبد اللّه الذى يتوفيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 3

3 - توحيد در عبادت و يكتاپرستى ، دين حنيف و صراط مستقيم است .

و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لاتكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 2

2- توحيد و لزوم يكتاپرستى از تعاليم اساسى ، متقن و روشنِ قرآن است .

كتب أُحكمت ءايته ثم فصلت . .. ألاّ تعبدوا إلاّ الله

«ألاّ» مركب از «أن» تفسيريه و «لا» ى ناهيه است و جمله «لاتعبدوا . ..» تفسير «كتاب اُحكمت آياته ثم فصلت» مى باشد; يعنى ، نهى از پرستش غير خدا ، سخن متقن و روشن قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 5

5- هيچ معبودى جز خداى يگانه نيست .

فاعلموا . .. أن لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 14

14- خداوند ، تنها حقيقتى كه شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 11

11- خداوند ، تنها حقيقتى كه شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 13

13- خداوند ، تنها حقيقتى كه شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 4،11

4- يوسف ( ع ) ، با طرح سؤال و برانگيختن وجدان هم بندان خويش ، حقانيّت توحيد و يكتاپرستى را براى آنان مطرح ساخت .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

11- اعتقاد به وجود خداى يگانه و غالب و باور به شايستگى او براى پرستش ، اعتقاد و باورى خردمندانه است .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 16

16- توحيد و يكتاپرستى ، آيينى بدون كمترين انحراف و كجى ، و شرك پندارى منحرف و نادرست است .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

«قيّم» به معناى مستقيم و بدون انحراف و كجى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 11

11- تنها خداوند شايسته و بايسته پرستش است .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 1

1- تنها معبود واقعى انسان ها ، خداى يگانه است .

إلهكم إله وحد

با توجه به آيات سابق، كه درباره صفات خداوند و نفى معبودهاى مشركان بود و از منحصر كردن اله و معبود در اين آيه به يك فرد، روشن مى شود كه آن اله يگانه، همان خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 2

2- خداوند ، يگانه معبود و إله است .

إنما هو إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 2

2- خداوند ، تنها روزى دهنده آدميان و يگانه معبود شايسته پرستش است .

أفبالبطل يؤمنون . .. و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا

از ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل استفاده مى شود كه خداوند رازقيت را در انحصار خود دانسته و رزق دهنده واقعى را شايسته معبوديت معرفى كرده است و در اين راستا هرگونه نقش بتها را در رازقيت، نفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 9

9- تنها ، پروردگار انسان ها و جهان هستى ، صلاحيت پرستش را دارد .

ربّنا ربّ السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 7

7- هيچ معبودى براى آدميان ، جز خداى يگانه وجود ندارد .

أنّما إلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 9

9- پرستش خداى يگانه و اعتقاد به توحيد ربوبى ، صراط مستقيم است .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 8 - 1

1 - هيچ معبودى جز خداوند ، شايسته پرستش نيست .

اللّه لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 4

4 - هيچ معبودى جز خداوند حقيقت نداشته و شايسته پرستش نيست .

إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا

«إله» به معناى معبود است و در آيه، مراد معبود حق است، زيرا وجود خارجى معبودان باطل، قابل انكار نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 98 - 4

4 - معبود حقيقى انسان ها ، همان معبود يگانه در جهان هستى است .

إنّما إلهكم اللّه الذى لا إله الاّهو

وصف «الذى. ..» براى تعليل است; يعنى، چون «اللّه» كسى است كه هيچ معبود بر حقّى در جهان جز او وجود ندارد، پس «خداى شما» نيز هم او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 2

2- هيچ معبود و خدايى جز « اللّه » در جهان وجود ندارد .

أم اتّخذوا من دونه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 25 - 3،4

3- شعار « لا إله إلاّ اللّه » ، پرستش خداى يگانه و مبارزه با شرك و چندگانه پرستى ، محتواى وحى الهى به تمامى رسولان

من رسول إلاّنوحى إليه أنّه لا إله إلاّأنا فاعبدون

4- توحيد در عبادت ، لازمه توحيد در الوهيت است .

لااله إلاّأنا فاعبدون

برداشت ياد شده از تفريع مسأله عبادت خدا (فاعبدون)، بر موضوع يگانگى خدا و توحيد در الوهيت (لا إله إلاّ أنا)، استفاده گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 3

3- تنها خداوند يكتا ، شايسته عبادت و پرستش است .

أُفّ لكم و لماتعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 92 - 4،6

4- تنها خداوند ، پروردگار شايسته پرستش است .

أنا ربّكم فاعبدون

6- بشر ، مأمور پرستش و عبوديت خداوند واحد است .

و أنا ربّكم فاعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 108 - 3

3- خدا و معبود حقيقى انسان ، تنها يكى است .

أنّما إلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 6 - 1

1 - تنها خداوند ، حق و پروردگار شايسته پرستش است .

فإنّا خلقناكم . .. و ترى الأرض هامدة ... ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ

«ذلك» در اين جا به دو چيز اشاره دارد: 1- به قدرت نمايى هاى خدا در آفرينش انسان از خاك بى جان و مراحل رشد او در رحم و خارج از آن (فإنّا خلقناكم من تراب. ..) 2- به جلوه هاى قدرت خدا در رويش و رشد انواع گياهان در زمين (و ترى الأرض هامدة...). «باء» در «بأنّ الله» سببيه است. «ال» در «الحق» جنسيه و مفيد حصر مى باشد و روى سخن با مردمى است كه گرفتار پندارهاى شرك آميز بودند و گمان مى كردند كه غير از خدا، خدايان ديگرى نيز در سرنوشت آنها تأثير مى گذارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 24 - 5

5 - پرستش خداى يگانه ، راه خداوند

و هدوا إلى صرط الحميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 6

6 - هيچ كس به جز خدا ، شايسته پرستش نيست .

أن لاتشرك بى شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 11

11 - خدا ، تنها معبود شايسته پرستش

فإلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 2،3

2 - تنها خداوند ، معبود به حق و شايسته پرستش است .

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ

3 - هر معبودى به جز خدا ، موهوم است و باطل .

و أنّ ما يدعون من دونه هو البطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 9

9 - خدا ، تنها معبود سزاوار پرستش

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 6

6 - خدا ، تنها معبود سزاوار پرستش

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 10

10 - خدا ، تنها معبود به حق و شايسته الوهيت

أنّ اللّه هو الحقّ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 4

4 - خداوند ، يگانه معبود به حق و تنها پشتوانه انسان در قيامت

أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 8

8 - پرستش ، مخصوص پديدآورنده ، اعاده كننده و روزى دهنده انسان ها است و نه غير او

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. أءله مع اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 70 - 1،2

1 - الوهيت و معبود بودن ، تنها شايسته ذات پاك خداوند

و هو اللّه

ضمير «هو» در «هو اللّه» راجع به ذات پاك خداوند است و «ال» در «اللّه» براى تلميح و اشاره به صفت الوهيت مى باشد. بنابراين «هو اللّه» مرادف با «هو الاءله» است; يعنى، تنها آن ذات پاك و حقيقت محض است كه سزاوار الوهيت است و نه غير او. جمله بعد; يعنى، «و هو اللّه لا إله إلاّهو» تأكيد براى همين معنا است.

2 - معبودى جز ذات پاك خداوند نيست .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 7

7 - خدا ، تنها معبود شايسته پرستش

من إله غير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 6

6 - خدا ، تنها معبود شايسته پرستش

من إله غير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 4،5

4 - وجود معبودى جز خدا ، حقيقت ندارد .

لا إله إلاّ هو

5 - خدا ، تنها معبود شايسته پرستش است .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 3 - 8

8 - در جهان هستى معبودى جز اللّه ، حقيقتاً وجود ندارد .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 4 - 1

1 - سراسر جهان هستى ، تنها از يك معبود حقيقى برخوردار است .

إنّ إلهكم لوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 35 - 5

5 - اللّه ، تنها معبود حقيقى است .

لا إله إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 87 - 3

3 - تنها پروردگار جهان ، سزاوار عبوديت و پرستش است .

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . فما ظنّكم بربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 9

9 - پرستش ، تنها شايسته نيكوترين آفريننده ها ( خدا ) است .

أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 126 - 3

3 - عبوديت و پرستش ، تنها شايسته پروردگار انسان ها است .

أتدعون بعلاً . .. اللّه ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

يادآورى ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها، پس از محكوم كردن پرستش بت ها، گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 65 - 6

6 - هيچ معبود حقيقى ، جز اللّه در عالم وجود ندارد .

ما من إله إلاّ اللّه الوحد القهّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 1

1 - تنها خداوند ، شايسته عبادت خالصانه و اطاعت بى چون و چرا است .

ألا للّه الدين الخالص

«الدين» مبتدا و مسنداليه و «للّه» خبر و مسند است. تقديم مسند بر مسنداليه، مفيد حصر و اختصاص است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 17

17 - ناآگاهى بيشتر مردم از شايستگى انحصارى خداوند به عبادت و پرستش و ضرر و زيان شرك

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. بل أكثرهم لايعلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه متعلق جهل، مسأله برابر نبودن دو مثل مربوط به مؤمن و مشرك و سرنوشت ايمان و شرك باشد; يعنى،«بل أكثرهم لايعلمون أنّهما لايستويان»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 2

2 - عبادت ، تنها شايسته خالق هستى و مدبر و صاحب اختيار جهان است .

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

«فا» در «أفغير اللّه» يا براى تفريع اين آيه به آيات پيش است - كه از خالقيت و تدبير خدا سخن گفته است - و يا رابطه براى جواب شرط مقدر است كه تقدير آن چنين مى باشد: «إن كان اللّه خالق كلّ شىء فكيف تأمروننى أن أعبد غير اللّه». در هر صورت پيام آيه شريفه اين است كه با وجود خالق بودن خداوند، عبادت غير او شايسته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 3

3 - تنها خداوند شايسته پرستش است .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. بل اللّه فاعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 62 - 4

4 - در جهان هستى معبودى جز اللّه ، حقيقتاً وجود ندارد .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 3،7

3 - معبودى جز اللّه حقيقتاً وجود ندارد .

لا إله إلاّ هو

«إله» به معناى معبود است.

7 - دعا و عبادت ، تنها شايسته خداوند يكتا و دارنده حيات حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو فادعوه

«فا» در «فادعوه» عاطفه بوده و براى ربط ميان سبب و مسبب است; يعنى، به سبب آن كه خدا دارنده حيات حقيقى و يكتا است، پس او را بايد عبادت كرد و از او حاجت خواست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 6

6 - معبود شايسته پرستش ، معبودى يگانه و بى شريك است .

أنّما إلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 8،11

8 - سجده و كرنش ، تنها در برابر آفريدگار هستى روا است .

واسجدوا للّه الذى خلقهنّ

11 - عبادت و پرستش ، تنها شايسته آفريدگار جهان است ; و نه در شأن مخلوقات او .

و اسجدوا للّه الذى خلقهنّ إن كنتم إيّاه تعبدون

تقديم «إيّاه» بر «تعبدون» علاوه بر رعايت فاصله آيات، مى تواند براى حصر نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 6 - 3

3 - خداوند يگانه ، تنها معبود و شايسته پرستش در جهان هستى

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء

بنابراين كه مراد از ولى - مفرد اولياء - معبود باشد از سخن تهديدآميز آيه مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 6

6 - خداوند يگانه ، تنها معبود و شايسته پرستش در جهان هستى

فاللّه هو الولىّ

بنابراين كه مراد از«الولىّ» معبود باشد مطلب فوق برداشت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 5

5 - تنها خداوندى كه ربوبيت جهان هستى را عهده دار است ، شايسته عبادت و پرستش مى باشد .

إنّ الله هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 4

4- تنها خداوند ، شايسته پرستش است .

فاعلم أنّه لا إله إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 43 - 2

2 - خداوند ، يگانه معبود به حق هستى است .

أم لهم إله غير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 22 - 2،7

2 - جز « اللّه » ، هيچ كس و هيچ چيز شايسته پرستش نيست .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو

7 - هر موجودى جز خداى يگانه ، فاقد علم و رحمت گسترده و شايستگى براى پرستش

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو علم الغيب و الشهدة هو الرحمن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 2

2 - يگانه مدبّر و فرمانرواى جهان هستى ، شايسته مقام خداوندى و پرستش است .

هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك

وصف «الملك» براى جمله قبل، اشعار به عليت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 7

7 - عبادت و پرستش ، تنها شايسته خداوند يگانه

إأنّا برءؤا. .. و ممّا تعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 13 - 1،2

1 - هيچ معبود حقيقى ، جز « اللّه » در عالم وجود ندارد .

اللّه لا إله إلاّ هو

2 - معبودى جز « اللّه » شايستگى عبادت ندارد .

اللّه لا إله إلاّ هو

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه نفى در «لا إله إلاّ هو» نفى شايستگى باشد، نه نفى وجود; زيرا در عالم معبودهاى ادعايى بسيارى وجود دارد، ولى آنها شايستگى معبوديت را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 9 - 3

3 - هيچ معبود حقيقى در جهان هستى جز « اللّه » وجود ندارد و جز او كسى شايسته پرستش نيست .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 8،17

8 - خداوند ، تنها معبود شايسته عبادت است .

اللّه أحد

برخى از اهل لغت اصل كلمه «اللّه» را «إله» مى دانند. فعل «اَلَهَ»; يعنى، عبادت كرد، در اين صورت «إله»، به معناى معبود خواهد بود (مفردات راغب). كلمه «اللّه» با آن كه علم است، مى تواند ناظر به معناى لغوى «إله» نيز باشد. در اين صورت مراد از «وحدت معبود»، اين است كه ساير معبودها، دروغين و پندارى اند و شايسته عبادت نيستند.

17 - « قال الباقر ( ع ) معنى قوله « اللّه أحد » المعبود الذى يأله الخلق عن ادراكه و الإحاطة بكيفيته فرد بإلهيته متعال عن صفات خلقه ;

امام باقر(ع) فرمود: . .. معناى قول خدا «اللّه أحد»،[اين است كه او] معبودى است كه مخلوقات از درك حقيقت او و احاطه بر چگونگى او حيران و سرگردان اند. او در اله بودن خود يكتا است و بالاتر از صفات مخلوقات خود است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 3 - 2

2 - مردم ، بايد تنها خداوند را عبادت كرده و او را « إله » خود بدانند .

إله الناس

168- توكل بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 11

11 - در دست خدا بودن مقررات امور عالم ، مقتضى توكل بندگان به او است .

من يتوكّل على اللّه فهو فحسبه . .. قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه جمله «قد جعل اللّه. ..» در مقام بيان براى وجوب توكل بر خداوند (من يتوكّل على اللّه فهو حسبه) است.

169- تهجد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا ، مردمى شب زنده دار

و الذين يبيتون لربّهم

«بيتوتة» (مصدر «يبيتون») به معناى شب زنده دارى است; چه اين بيدارى در تمام شب باشد و چه در بخشى از آن.

2 - نماز ، برنامه بندگان خالص خدا در وقت شب زنده دارى

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

از ديدگاه مفسران، مقصود از «سجده» و «قيام» در آيه شريفه، نماز است.

170- حق شنوى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 3

3 - حرف شنوى و بصيرت ، از اوصاف بندگان خالص خدا

لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

171- حكومت جهانى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 11

11- حكومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا ، فرجام نهايى زندگى بشر در زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

172- حمايت از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 10

10- ربوبيت خداوند ، مقتضى حمايت از بندگان خويش

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن و كفى بربّك وكيلاً

173- خداشناسى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 1

1 - تنها بندگان مخلَص خدا ، عارف به حق خدا و توصيف كننده شايسته او هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

«إلاّ» استثناى منقطع و به معناى «لكن» است. مستثنى منه نيز در برداشت بالا، ضمير فاعلى «يصفون» دانسته شده است. گفتنى است مقصود و معناى «مخلصين» اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

174- خستگى ناپذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 6

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

175- خشيت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 13

13- لزوم بيم و هراس بندگان از خداوند ، هر چند داراى مرتبه اى والا باشند .

بل عباد مكرمون . .. و هم من خشيته مشفقون

176- خواسته هاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 10

10 - بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

177- خوشرفتارى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 3

3 - بندگان خالص خدا ، مظهر مدارا و نرمى و منزه از روح خشونت و درشتى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

178- خيرخواهى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 21

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

179- دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، پيوسته از پروردگارشان خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند .

و عباد الرحمن . .. و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم

فعل مضارع «يقولون» مفيد استمرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 4

4 - جمله « ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غراماً . إنّ ها ساءت مستقرّاً و مقاماً » ، متن دعا و تضرع بندگان خالص خدا به درگاه الهى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . ..إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إنّ عذابها تا مستقراًو مقاماً» نيز مانند جمله «ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم»

جزء دعا و تضرع عبادالرحمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1،4،13،16،21،22

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

4 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار سرور و روشنى چشمان در پرتو اعطاى همسر و فرزند به آنان هستند .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

16 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار در دست داشتن اداره جامعه متقين و مردم تقوا پيشه اند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه مقصود از «امام» امامت و پيشوايى سياسى و اجتماعى باشد.

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

22 - جمله « و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا و ذرّيّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إماماً » متن دعاى هميشگى بندگان خالص خدا

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

آمدن آيه شريفه در قالب جمله اسميه و نيز فعل مضارع «يقولون» حاكى از استمرار و هميشگى بودن آن دعا است.

180- دعوت از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 13

13- خداوند ، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خويش به انفاق اموال خود ، قبل از فرا رسيدن مرگ

قل لعبادى الذين ءامنوا . .. و ينفقوا ... من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

181- ذكر خدا از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 5

5 - بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، نمونه اى از توجه و ياد خدا از بندگان خويش *

و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى أذكركم

برداشت فوق احتمال ديگرى است كه مى توان از تفريع جمله «فاذكرونى . ..» بر بعثت پيامبر و تغيير قبله، استفاده كرد; يعنى: فاذكرونى أذكركم كما ذكرتكم بارسال الرسول و تحويل القبلة.

182- راه رفتن بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 2،14

2 - مشى و راه رفتن بندگان خالص خدا ، در كمال وقار و آرامى ، و به دور از سرعت و شتابزدگى است .

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

14 - « فى مجمع البيان فى قوله تعالى : « الذين يمشون على الأرض هوناً » . . . و قال أبوعبداللّه ( ع ) هو الرجال يمشى بسجيته التى جبل عليها لايتكلف و لايتبختر ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الذين يمشون على الأرض هوناً». .. آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: آن كسى است كه بر خلق و خوى فطرى خود - كه خدا او را به آن گونه آفريده است - بدون تكلف و تكبر راه ميرود.

183- رحمت بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 6

6 - بندگان خالص خدا ، مشمول رحمت ويژه خدا هستند .

و عباد الرحمن

آمدن صفت «رحمن» به جاى ديگر اوصاف خداوند و اضافه شدن «عباد» به آن، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

184- روزى ممتاز بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 1

1 - بندگان مخلص خدا ، بهره مند از رزق و روزى ويژه و ممتاز الهى

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أولئك لهم رزق معلوم

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «رزق معلوم»، روزى مخصوص و تعيين شده براى بندگان خالص است; مانند آيه «و ما منّا إلاّ له مقام معلوم»، (همين سوره، آيه 164).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 42 - 1

1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت

أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه

«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.

185- روش برخورد با بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

186- روش برخورد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9،10،11

9 - بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» - به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است - سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

10 - بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

11 - برخورد كريمانه و بزرگوارانه بندگان خالص خدا در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان ، برخاسته از روح فروتنى و نرم خويى آنان است .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

عطف جمله «و إذا خاطبهم الجهلون. ..» بر جمله قبل بدون تكرار شدن اسم موصول (الذين)، نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان اين دو صفت است. از سوى ديگر تقدم بيان صفت تواضع بر صفت برخورد كريمانه با افراد جاهل، حاكى از آن است كه اين صفت، سبب چنين برخورد پسنديده اى است.

187- روش زندگى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا در هزينه كردن اموالشان ، نه اسراف مى كنند و نه به خود و خانواده خويش تنگ مى گيرند .

و عباد الرحمن . .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا

آنچه از ظاهر آيه شريفه و لغت به دست مى آيد، اين است كه واژه «انفاق» به معناى هزينه كردن و كاستن از اموال است; چه آن كه اين اموال براى زندگى شخصى و خانواده به مصرف برسد و چه به ديگران بخشش شود. گفتنى است «اسراف» (مصدر «يسرفوا») به معناى زياده روى در مصرف اموال و «قتر» (مصدر «يقتروا») به معناى سخت گيرى در مصرف است.

2 - رعايت اعتدال و ميانه روى در معيشت و زندگى اقتصادى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

«ذلك» اشاره است به آنچه كه در آغاز آيه شريفه ذكر شد (يعنى، اسراف و اقتار) و «قوام» به معناى عدل و راه ميانه و وسط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 9

9 - زندگى بر مبناى هدفى معقول و مفيد ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايشهدون الزور و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

اجتناب كردن بندگان خالص خدا از مجالس باطل (لايشهدون الزور) و نيز پرهيز از لغو و بيهودگى، حاكى است كه از آن است كه آنان در زندگى، داراى هدفى معقول و مفيداند.

188- زمينه بصيرت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

189- زمينه تذكر به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

190- زمينه گمراهى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 1،3

1 - تلاش مستمر قوم كافر و گمراه گر نوح ، براى گمراه كردن مؤمنان و بندگان خدا

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

3 - تداوم حيات قوم كافر و گمراه گر نوح ، موجب گمراهى بندگان خدا و مؤمنان مى شد .

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

191- سرزنش بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 3

3 - سرزنش شدن بندگان خالص خدا و باورداران به قيامت ، از سوى منكران آن

يقول أءنّك لمن المصدّقين

در برداشت ياد شده، استفهام «أءنّك» استفهام توبيخى دانسته شده است.

192- سعادت طلبى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

193- سلام بر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 5

5 - سلام و تحيت بر بندگان خدا چون پيامبران ، امرى پسنديده و ارزشمند

سلم على نوح فى العلمين

194- سلام بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

195- شرح صدر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9،10

9 - بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» - به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است - سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

10 - بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

196- شكرگزارى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 4

4 - بندگان خالص خداى رحمان ، مردمى پندپذير و سپاس گزار در برابر نعمت هاى الهى

لمن أراد أن يذكّر أو أراد شكورًا . و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه مرتبط با آيه قبل و درصدد بيان اوصاف كسانى باشد كه در جمله «لمن أراد أن يذكر أو أراد شكوراً» از آنان ياد شده است.

197- صفات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 1،2،3

1 - بندگان خالص خدا ، مظهر تواضع و فروتنى و به دور از تكبر و خود بزرگ بينى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت ياد شده با توجه به چند نكته است: 1- «عباد» (جمع «عبد») به معناى بندگان است و اوصافى كه خداوند براى آنان در ضمن چند آيه بيان مى فرمايد، حاكى است كه آنان از بندگان خالص او هستند. 2- «هون» به دو معنا آمده است: الف) سكينه و وقار (قاموس المحيط); كه در در اين صورت اين واژه در آيه شريفه يا در همان معناى لغوى استعمال شده است و يا در معناى كنايى آن; يعنى، تواضع و فروتنى. برداشت فوق مبتنى بر همين معناى كنايى است. ب) رفق و لين (مدارا و نرمى)، در مقابل خشونت و درشتى (نهايه ابن اثير). 3- «هوناً» مصدر و صفت براى «مشى» بوده و آمدن مصدر به جاى صفت، بيانگر مبالغه است.

2 - مشى و راه رفتن بندگان خالص خدا ، در كمال وقار و آرامى ، و به دور از سرعت و شتابزدگى است .

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

3 - بندگان خالص خدا ، مظهر مدارا و نرمى و منزه از روح خشونت و درشتى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 1

1 - بندگان خالص خدا ، مردمى شب زنده دار

و الذين يبيتون لربّهم

«بيتوتة» (مصدر «يبيتون») به معناى شب زنده دارى است; چه اين بيدارى در تمام شب باشد و چه در بخشى از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 6،8

6 - بندگان خالص خدا ، مردمى فروتن و خود كم بين در برابر خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه بندگان خالص خدا، با آن كه مردمى شب زنده دار و عابداند، اما باز از عذاب دوزخ در هراس و اضطراب اند.

8 - بندگان خالص خدا ، بسيار نگران و هراسناك از لغزش خويش و نافرمانى خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عذاب دوزخ براى كيفر دادن مجرمان است. بنابراين ترس عبادالرحمان از عذاب دوزخ، حاكى از آن است كه آنان از جرم و خطايى كه مرتكب شده اند - هر چند ارتكاب جرم از ايشان بسيار كم اتفاق مى افتد - بسيار نگران و مضطرب اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 67 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا در هزينه كردن اموالشان ، نه اسراف مى كنند و نه به خود و خانواده خويش تنگ مى گيرند .

و عباد الرحمن . .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا

آنچه از ظاهر آيه شريفه و لغت به دست مى آيد، اين است كه واژه «انفاق» به معناى هزينه كردن و كاستن از اموال است; چه آن كه اين اموال براى زندگى شخصى و خانواده به مصرف برسد و چه به ديگران بخشش شود. گفتنى است «اسراف» (مصدر «يسرفوا») به معناى زياده روى در مصرف اموال و «قتر» (مصدر «يقتروا») به معناى سخت گيرى در مصرف است.

2 - رعايت اعتدال و ميانه روى در معيشت و زندگى اقتصادى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامًا

«ذلك» اشاره است به آنچه كه در آغاز آيه شريفه ذكر شد (يعنى، اسراف و اقتار) و «قوام» به معناى عدل و راه ميانه و وسط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 3،7

3 - بندگان خالص خدا ، هيچ انسانى را به ناحق نمى كشند .

و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ

7 - بندگان خالص خدا ، هرگز به گناه زنا و روابط ناسالم جنس دست نمى آلايند .

و لايزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 1،3،5،7،9

1 - بندگان خالص خدا ، در مجالسى كه به باطل و دروغ پرداز مى گذرد ، هرگز حضور نمى يابند .

و عباد الرحمن . .. و الذين لايشهدون الزور

فعل «شهد» گاهى در معناى «حضر» (حضور يافت) استعمال مى شود و گاهى در معناى «أخبر عن الشىء و شهده» (خبر داد از چيزى و گواهى به آن داد) به كار مى رود. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است. «زور» نيز به معناى دروغ و باطل است.

3 - بندگان خالص خدا ، هرگز به باطل و دروغ ، شهادت و گواهى نمى دهند .

و الذين لايشهدون الزور

5 - بندگان خالص خدا ، به وقت روبه رو شدن با رفتار و گفتار لغو و بيهوده ، با بزرگوارى و متانت از آن مى گذرند .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

7 - بندگان خالص خدا ، مردمى بزرگوار و متين

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

9 - زندگى بر مبناى هدفى معقول و مفيد ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايشهدون الزور و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

اجتناب كردن بندگان خالص خدا از مجالس باطل (لايشهدون الزور) و نيز پرهيز از لغو و بيهودگى، حاكى است كه از آن است كه آنان در زندگى، داراى هدفى معقول و مفيداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1،2،3

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

3 - حرف شنوى و بصيرت ، از اوصاف بندگان خالص خدا

لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 1،4،13،14،16

1 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار همسر و فرزندان شايسته اى اند كه رفتار و سير و سلوك آنان ، مايه چشم روشنى و سرفرازى آنان در زندگى باشد .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّيّ-تنا قرّة أعين

درباره «من» در «من أزواجنا. ..» دو احتمال وجود دارد: 1- «من» ابتدائيه باشد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «به ما از ناحيه همسران و فرزندانمان، آن ده كه مايه روشنى چشمانمان باشد». 2- «من» بيانيه باشد. براساس اين احتمال، معناى آيه چنين مى شود: «به ما روشنى چشمان - كه عبارت از همسر و فرزندان اند ببخش. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

4 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار سرور و روشنى چشمان در پرتو اعطاى همسر و فرزند به آنان هستند .

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

14 - رسيدن به اوج مرتبه تقواپيشگى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

درخواست الگو و مقتداى تقواپيشگان شدن از سوى عباد الرحمان - كه خود از ايمان و تقواى بالايى برخوردارند - حاكى از آن است كه آنان خواستار بالاترين مرتبه تقواپيشگى اند، تا براى الگو و مقتدا شدن ديگر تقواپيشگان، شايسته باشند.

16 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار در دست داشتن اداره جامعه متقين و مردم تقوا پيشه اند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه مقصود از «امام» امامت و پيشوايى سياسى و اجتماعى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 1،4

1 - پرهيز از عبادت و اطاعت طاغوت ها و سردمداران كفر و شرك ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خدا

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها

«طاغوت» در اصل به هر متجاوز و رئيس گمراه گر گفته مى شود. اين كلمه در قرآن، هم به اين معنا آمده و هم در بت و صنم به كار رفته است. چنانچه اين واژه در آيه شريفه در معناى نخست به كار رفته باشد، مقصود از عبادت (أن يعبدوها) اطاعت خواهد بود. گفتنى است آيه شريفه درصدد توصيف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است (كه از آيات بعد نيز قابل استفاده است).

4 - توبه و بازگشت به خدا ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است .

و أنابوا إلى اللّه

«إنابة» (مصدر «أنابوا») به معناى رجوع است و «أنابوا إلى اللّه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).

198- صفوف بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 4

4 - به صف ايستادن در راه خدا ، از ويژگى هاى بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن الصافّون

199- عبرت پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 4

4 - بندگان خالص خداى رحمان ، مردمى پندپذير و سپاس گزار در برابر نعمت هاى الهى

لمن أراد أن يذكّر أو أراد شكورًا . و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه مرتبط با آيه قبل و درصدد بيان اوصاف كسانى باشد كه در جمله «لمن أراد أن يذكر أو أراد شكوراً» از آنان ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 2

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

عقيده بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 1،2

1 - بندگان خالص خدا ، به جز « اللّه » ، چيزى را به خدايى نمى خوانند و معبودى را جز او نمى پرستند .

و عباد الرحمن . .. و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا ءاخر

«إله» به معناى معبود است.

2 - اعتقاد به توحيد و يگانه پرستى و دورى از شرك و چندگانه پرستى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا ءاخر

200- علم بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 7

7 - اذعان داوود و سليمان ( ع ) به وجود كسانى عالم تر و برتر از ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

201- عوامل ترس بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 2

2 - بد و ناگوار بودن جهنم براى انسان ، موجب هراسناكى و دست به دعا برداشتن بندگان خالص خدا به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّها ساءت. ..» تعليل براى جمله «و الذين يقولون ربّنا اصرف...» است; يعنى، چون جهنم جايگاه بدى است، بندگان خدا براى نجات خود از آن، دست به دعا برمى دارند.

202- عوامل تضرع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 3

3 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، سبب دست به دعا برداشتن و تضرع بندگان خالص خدا براى رهايى از آن عذاب

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرمًا

جمله «إنّ عذابها. ..» در مقام تعليل براى جمله قبل است; يعنى، به اين سبب بندگان خدا از پروردگار خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند كه چون آن عذاب دائمى و گريزناپذير است.

203- عوامل دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 2

2 - بد و ناگوار بودن جهنم براى انسان ، موجب هراسناكى و دست به دعا برداشتن بندگان خالص خدا به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّها ساءت. ..» تعليل براى جمله «و الذين يقولون ربّنا اصرف...» است; يعنى، چون جهنم جايگاه بدى است، بندگان خدا براى نجات خود از آن، دست به دعا برمى دارند.

204- عوامل ذكر خدا از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 2،11

2 - به ياد خدا بودن ، مايه جلب رضايت و توجه خاص خداوند است .

فاذكرونى أذكركم

فعل «أذكر» در جواب امر قرار گرفته و لذا با حرف شرطى مقدر، مجزوم شده است. در نتيجه جمله با تقدير آن چنين مى شود: «فاذكرونى ان تذكرونى أذكركم; به ياد من باشيد، اگر به ياد من باشيد به ياد شما خواهم بود.» ياد كردن خدا از بندگان، به معناى عنايت و توجه خاص به آنهاست.

11 - « و روى ان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) خرج على اصحابه فقال : . . . قال سبحانه : فاذكرونى أذكركم ; يعنى ، اذكرونى بالطاعة و العبادة اذكركم بالنعم و الاحسان و الرحمة و الرضوان ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند كه فرموده «فاذكرونى أذكركم» روايت شده كه يعنى، مرا با اطاعت و عبادت خود ياد كنيد تا شما را با نعمتها و احسان و رحمت و رضوان خود ياد نمايم».

205- فضايل بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 2

2 - نماز ، برنامه بندگان خالص خدا در وقت شب زنده دارى

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

از ديدگاه مفسران، مقصود از «سجده» و «قيام» در آيه شريفه، نماز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 15 - 8

8 - مغرور نشدن مردان الهى به علم و كمالات خود و احتمال وجود كسانى برتراز ايشان در ميان بندگان مؤمن خدا

و قالا الحمد للّه الذى فضّلنا على كثير من عباده المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 12

12 - بندگانى كه همواره در صدد بازگشت به خدايند ، از آيات الهى بهره مى برند .

إنّ فى ذلك لأية لكلّ عبد منيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 40 - 1،2

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، از عذاب دردناك الهى به دوراند .

إنّكم لذائقوا العذاب الأليم . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم الله لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است». گفتنى است در برداشت ياد شده «إلا...»

استثناى منقطع، از ضمير «لذائقوا» گرفته شده است.

2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از پاداشى فراتر از مقدار اعمال و رفتار خويش

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلا. ..» استثناى منقطع از ضمير «تجزون» باشد. بر اين اساس، پيام آيه شريفه چنين مى شود: همگان مطابق كردار خود، جزا و پاداش دارند; جز بندگان خالص خدا كه فراتر و برتر از اعمال خود، پاداش دريافت خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 1

1 - بندگان مخلص خدا ، بهره مند از رزق و روزى ويژه و ممتاز الهى

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أولئك لهم رزق معلوم

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «رزق معلوم»، روزى مخصوص و تعيين شده براى بندگان خالص است; مانند آيه «و ما منّا إلاّ له مقام معلوم»، (همين سوره، آيه 164).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 42 - 1،2

1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت

أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه

«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.

2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .

و هم مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 43 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 62 - 3

3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ

«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 7

7 - دعاى بندگان خالص خدا ، مورد استجابت الهى است .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . و نجّينه و أهله من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 1،2

1 - تنها بندگان مخلَص خدا ، عارف به حق خدا و توصيف كننده شايسته او هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

«إلاّ» استثناى منقطع و به معناى «لكن» است. مستثنى منه نيز در برداشت بالا، ضمير فاعلى «يصفون» دانسته شده است. گفتنى است مقصود و معناى «مخلصين» اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

2 - تمامى انسان ها ، به جز بندگان مخلَص خدا ، از توصيف شايسته او ناتوان هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

206- فلسفه دعاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 3

3 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، سبب دست به دعا برداشتن و تضرع بندگان خالص خدا براى رهايى از آن عذاب

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرمًا

جمله «إنّ عذابها. ..» در مقام تعليل براى جمله قبل است; يعنى، به اين سبب بندگان خدا از پروردگار خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند كه چون آن عذاب دائمى و گريزناپذير است.

207- كرامت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 5،7

5 - بندگان خالص خدا ، به وقت روبه رو شدن با رفتار و گفتار لغو و بيهوده ، با بزرگوارى و متانت از آن مى گذرند .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

7 - بندگان خالص خدا ، مردمى بزرگوار و متين

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

208- كمى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 5

5- بندگان خالص خداوند ، در اقليتند .

إلاّ عبادك منهم المخلصين

از آن جايى كه مستثنى بنابر قاعده كمتر از مستثنى منه است و گرنه استثنا مستهجن خواهد بود، نكته ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 5

5 - بندگان خالص و برگزيده خداوند ، در اقليت قرار دارند .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه غالباً مستثنى از مستثنى منه كمتر است و چون «مخلَصين» از مجموعه انسان ها استثنا شده است، به دست مى آيد كه اين بندگان مخلَص خدا، همواره در اقليت قرار دارند.

209- گواهى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 3

3 - بندگان خالص خدا ، هرگز به باطل و دروغ ، شهادت و گواهى نمى دهند .

و الذين لايشهدون الزور

210- محبت اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 4

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

211- مخالفان بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 3

3 - مشركان ، در صف مخالف بندگان مخلَص خدا

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

212- مصونيت اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 128 - 1

1 - از ميان قوم الياس ، تنها بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، از احضار و كيفر الهى در روز رستاخيز درامان خواهند بود .

فإنّهم لمحضرون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر مفسران، مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 3

3 - تنها بندگان مخلَص خدا ، معاف و آزاد از احضار شدن براى كيفر و مجازات

إنّهم لمحضرون . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «إلاّ عباد اللّه. ..» استثنا از ضمير مفعولىِ «لمحضرون» باشد.

213- مصونيت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 2

2- ابليس ، هيچ گونه سلطه اى بر بندگان خداوند ندارد و نمى تواند آنان را به اجبار به گمراهى بكشاند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

«سلطان» دست يافتن به چيزى از طريق قهر و اجبار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 1

1- بندگان مقرب خدا ، مصون از سلطه شيطان هستند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 5

5 - بندگان مخلص خدا ، در امان از عذاب الهى

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 1

1 - بندگان مخلَص ( بندگان خالص شده و برگزيده خدا ) ، از افتادن در دام اغواگرى شيطان مصون و درامان اند .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

بيشتر مفسران بر اين باوراند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

214- مقامات اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 - بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 1

1 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش بندگان خالص خدا

و عبادالرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة ... خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

«مستقرّاً» تميز براى ضمير در «حسنت» و به معناى محل استقرار است و «مقام» اسم مكان و به معناى اقامت گاه مى باشد.

215- مقامات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 9

9 - بندگان خالص خدا ( عبادالرحمان ) داراى منزلت و مقامى بس رفيع در پيشگاه خداوند

و عباد الرحمن . .. أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

«أُولئك» براى اشاره به بعيد به كار مى رود و در آيه شريفه براى بيان رفعت معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 21

21 - مقام بندگان صالح ، بالاترين جايگاه كمالى انسان

أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صلحًا... و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان(ع) مقام «عباد صالح» را به عنوان آخرين و عالى ترين آرزوى خود مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 2

2 - بندگان مخلص خدا ، برخوردار از مقام و منزلتى بلند در پيشگاه خداوند

أولئك لهم رزق معلوم

اشاره كردن به بندگان خالص خدا با اسم اشاره بعيد (اولئك) - با آن كه در آيه پيش از آنان سخن گفته شد - گوياى علو مرتبه و منزلت والاى آنان در پيشگاه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 164 - 4

4 - هر يك از بندگان مخلَص خدا ، داراى مقام و منزلتى معين و معلوم در پيشگاه خداوند *

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما منّا إلاّ له مقام معلوم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- آيه شريفه چون پس از بحت از بندگان مخلَص خدا (عباد اللّه المخلصين) آمده است، مى تواند در اوصاف اينان باشد. 2- برخى از رواياتى كه امامان معصوم و اوصياى الهى را مصداق آيه شريفه دانسته اند (نورالثقلين، ج 4، ذيل آيه)، گوياى همين مطلب است.

216- نجات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

217- نشانه هاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 5

5- اقامه نماز و انفاق در پنهان و آشكار ، از ويژگى ها و نشانه هاى بندگان راستين خداوند است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا سرًّا و علانية

218- نعمتهاى اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 4

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 45 - 4

4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

يطاف عليهم بكأس من معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 62 - 3

3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ

«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.

219- نعمتهاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 43 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم

220- نگرانى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 8

8 - بندگان خالص خدا ، بسيار نگران و هراسناك از لغزش خويش و نافرمانى خدا

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عذاب دوزخ براى كيفر دادن مجرمان است. بنابراين ترس عبادالرحمان از عذاب دوزخ، حاكى از آن است كه آنان از جرم و خطايى كه مرتكب شده اند - هر چند ارتكاب جرم از ايشان بسيار كم اتفاق مى افتد - بسيار نگران و مضطرب اند.

221- نماز بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 2

2 - نماز ، برنامه بندگان خالص خدا در وقت شب زنده دارى

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

از ديدگاه مفسران، مقصود از «سجده» و «قيام» در آيه شريفه، نماز است.

222- نيازهاى معنوى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 7

7 - تمامى ره پويان مسير هدايت ، حتى بندگان مقرب الهى ، نيازمند بشارت هاى پيوسته و مستمر خداهستند .

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

برداشت ياد شده باتوجّه به دومطلب است: الف) بندگان مقرب الهى از «عباده الذين ءامنوا» استفاده مى شود. ب) با توجه به واژه «يبشّر» - كه از باب تفعيل و مفيد تكرار است - اين نكته بر مى آيد كه مؤمنان صالح، نيازمند بشارت هاى مداوم خداوند هستند.

223- وراثت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 1

1- بندگان تقواپيشه خداوند ، وارثان بهشت اند .

تلك الجنّة التى نورث من عبادنا من كان تقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 1،7

1- به ارث بردن زمين و تسلط بر منافع آن به وسيله بندگان صالح ، امرى ثبت شده در كتاب تورات و زبور

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادى الصلحون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه: 1- الف و لام «الزبور» براى عهد و مقصود از آن كتاب آسمانى داوود(ع) باشد; چنان كه در آيه 163، سوره «نساء» آمده است (و آتينا داوود زبوراً); 2- مقصود از «الذكر» تورات باشد; چنان كه اين نام در قرآن بر تورات اطلاق شده است (انبيا، آيه 48); 3- «من بعد الذكر» متعلق به «كتبنا» باشد.

7- بشارت خداوند به وراثت بهشت براى بندگان صالح خويش

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الأرض» بهشت باشد، چنان كه در برخى از آيات به صراحت چنين آمده است: «و أورثنا الأرض نتبؤأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العاملين» (سوره زمر (39) آيه 74).

224- وسعت حاكميت بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 3

3- وعده و پيام خداوند به همه بندگان حقيقى خود ، مبنى بر حاكميت و پيروزى آنان در جاجاى كره زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به مضمون آيه قبل و مقصود از «بلاغ»، ابلاغ پيام و رساندن مقصود باشد (لسان العرب). گفتنى است كه لحن و آهنگ دو آيه، حاوى وعده و بشارت الهى است.

225- وعده به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 3

3- وعده و پيام خداوند به همه بندگان حقيقى خود ، مبنى بر حاكميت و پيروزى آنان در جاجاى كره زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون . إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به مضمون آيه قبل و مقصود از «بلاغ»، ابلاغ پيام و رساندن مقصود باشد (لسان العرب). گفتنى است كه لحن و آهنگ دو آيه، حاوى وعده و بشارت الهى است.

226- ويژگيهاى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 3،5

3 - اظهار ايمان و طلب آمرزش از درگاه پرودگار در دنيا ، ويژگى بندگان صادق خدا

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 4

4 - به صف ايستادن در راه خدا ، از ويژگى هاى بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن الصافّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 2

2 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، از اوصاف بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن المسبّحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

227- هدايت پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 2

2 - تنها بندگان مخلص خدا ، پذيراى دعوت رسولان الهى و برحذركننده از اخطار هاى ايشان بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين

228- هدفدارى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 9

9 - زندگى بر مبناى هدفى معقول و مفيد ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين لايشهدون الزور و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

اجتناب كردن بندگان خالص خدا از مجالس باطل (لايشهدون الزور) و نيز پرهيز از لغو و بيهودگى، حاكى است كه از آن است كه آنان در زندگى، داراى هدفى معقول و مفيداند.

229- همسران بهشتى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 48 - 1،3

1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.

3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود

و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.

15- بني اسرائيل

1- بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 1،2،21،23

1 - عيسى ( ع ) ، فرستاده و رسولى از جانب خداوند ، به سوى بنى اسرائيل

و رسولا الى بنى اسرائيل

2 - بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى رسالت عيسى ( ع ) *

و رسولا الى بنى اسرائيل

21 - مخاطبان عيسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) مدّعى ايمان به خدا

ان كنتم مؤمنين

برخى مفسّران برآنند كه «ان كنتم مؤمنين» يعنى: اگر ايمان به خدا داريد اين معجزات نشانه نبوّت من (عيسى) خواهد بود.

23 - خبر دادن غيبى حضرت عيسى ( ع ) ، از مأكولات و ذخاير بنى اسرائيل در خانه هايشان ، از سن هفت يا هشت سالگى

و انبّئكم بما تأكلون و ما تدّخرون فى بيوتكم

امام صادق (ع): . .. و مكث عيسى (ع) حتّى بلغ سبع سنين او ثمانياً فجعل يخبرهم بما يأكلون و ما يدّخرون فى بيوتهم.


بحار الانوار، ج 14، ص 251، ح 43 ; تفسير برهان، ج 1، ص 284، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 1

1 - عيسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به توحيد ربوبى و پرستش خدا دعوت كرد .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 6،10،12

6 - بنى اسرائيل ، مدّعى حرمت برخى از خوردنى ها و انتساب آن به تورات

كل الطّعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. قل فاْتوا بالتورية فاتلوها

10 - نسبت هاى ناروا و دروغ بستن بنى اسرائيل ، به تورات

قل فاْتوا بالتورية فاتلوها ان كنتم صادقين

12 - تورات ، ناسخ حرمت برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزل التوري

بنابراينكه «من قبل» متعلق به «حرّم» باشد; يعنى حرمتهاى وضع شده براى بنى اسرائيل توسط يعقوب (ع)، تا قبل از نزول تورات بوده است.

2- آبيارى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

3- آثار آرامش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 5

5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

4- آثار احسان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 2

2- روى آوردن بنى اسرائيل به نيكوكارى و احسان ، زمينه ساز بازگشت قدرت و رفاه به آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة . .. إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها

جمله «إن أحسنتم. ..» مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر شما راه صلاح و خير در پيش گيريد، نتيجه آن - كه همان قدرت، رفاه و آسايش است - نصيب شما خواهد شد.

5- آثار اذيتهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 9

9 - بنى اسرائيل ، بر اثر پافشارى بر آزاررسانى به موسى ( ع ) ، از راه راست منحرف شدند .

لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

«زيغ» به معناى ميل و انحراف است.

6- آثار استقامت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .

فاستقيما . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق

7- آثار افساد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 1،8

1- انتقام خداوند از بنى اسرائيل ، به وسيله نيروهايى توانمند و جنگاور ، در پى نخستين فسادانگيزى آنان

فإذا جاء وعد أُولهما بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

«بأس» در لغت به معناى شدت در جنگ است و «أُولى بأس» توانمندى و جنگاورى را معنا مى دهد.

8- در امان نبودن بنى اسرائيل حتى در زواياى خانه هاى خود ، به دنبال فسادانگيزى و تعقيب قرار گرفتنشان از سوى مردانى جنگاور

فجاسوا خلل الديار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 7،9،10

7- فسادانگيزى و بدكردارى بنى اسرائيل ، زمينه ساز شكست و نابودى آنان

بعثنا عليكم عبادًا لنا . .. و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

جمله «إن أسأتم» مى تواند تبيين كننده علت شكست نخستين و سركوب شدن بعدى بنى اسرائيل باشد; يعنى، شكستهاى آنان نمونه و مصداقى از نتيجه بديهاى آنهاست.

9- مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنى اسرائيل به وسيله جنگاورانى قدرتمند ، با فرا رسيدن دومين مرحله فسادانگيزى آنان و هويدا شدن غبار غم و شكست در چهره آنها

فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

ضمير فاعلى «هم» در «ليسئوا» به «عباداً» باز مى گردد و لام در آن براى تعليل است; يعنى، بندگان ما براى اندوهگين كردن شما (بنى اسرائيل) بيايند.

10- فتح مسجدالاقصى ، توسط جنگاورانى نيرومند و ر ها شدن آن از دست بنى اسرائيل ، در پى فسادانگيزى مجدد آنان

و ليدخلوا المسجد كما دخلوه أوّل مرّة

نوع مفسّران برآنند كه مقصود از «المسجد»، مسجدالأقصى است.

8- آثار انحراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 11

11 - خداوند ، دل هاى بنى اسرائيل را بر اثر انحراف آنان از حق ، منحرف كرد .

فلمّا زاغوا أزاغ اللّه قلوبهم

9- آثار ايمان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 3

3- گواهى و ايمان بنى اسرائيل و يهود به حقانيت قرآن ، حجتى عليه كافران و مشركان

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله

خداوند، ايمان فردى از يهود را - كه آگاه به تورات و مفاد آن بود - گواهى بر حقانيت قرآن شمرده است و به كافران تذكر داد و به آن احتجاج كرده است.

10- آثار ايمان زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 10

10 - خطر آفرين نبودن ايمان دختران بنى اسرائيل به آيين موسى ، براى حكومت و اقتدار فرعونيان

و استحيوا نساءهم

فرمان زنده نگه داشتن دختران مؤمنان به موسى(ع) - على رغم فرمان عمومى كشتار فرزندان آنان - مى تواند گوياى مطلب ياد

شده باشد.

11- آثار تجاوزگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 32

32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 3

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

12- آثار جاه طلبى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى

اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

13- آثار جهل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 28 - 3

3 - موسى ( ع ) ، جهالت مردم را پايه طغيان فرعون دانست .

يفقهوا قولى

تأكيد موسى(ع) بر آگاه سازى اطرافيان فرعون - در جهت مبارزه با طغيان گرى او - گوياى اين است كه موسى(ع)، ريشه موفقيت فرعون را در ناآگاهى اطرافيانش مى دانست.

14- آثار حاكميت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 5

5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

15- آثار حكومت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 10

10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين

«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.

16- آثار رشد اقتصادى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 10

10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين

«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.

17- آثار رفاه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 8

8- فسادانگيزى مجدد بنى اسرائيل ، پس از رسيدن به قدرت و رفاه

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم ... فإذا جاء وعد الأخرة

18- آثار شكست بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 12

12- روى كرد عمومى بنى اسرائيل به صلاح و شايستگى ، پس از تحمل مجازات افساد خويش و قبول شكست از مردانى جنگاور

لتفسدنّ فى الأرض . .. بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد ... ثمّ رددنا لكم ال

قرينه دو آيه بعد «إن عدتم عدنا» دلالت مى كند بر اينكه بنى اسرائيل پس از شكست خود، متنبه شده اند و براى همين جهت، خداوند هم آنان را امداد كرده است.

19- آثار ظلم به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 4

4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل

فأراد . .. فأغرقنه و من معه جميعًا

20- آثار عصيان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 32

32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.

21- آثار عهد شكنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 6

6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

22- آثار قتلهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 29

29 - انكار آيات الهى و كشتن انبيا ، موجب خوار گشتن و درمانده شدن هميشگى بنى اسرائيل شد .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

«ذلك» اشاره به «ذلة»، «مسكنة» و «غضب الهى» است و باء در «بأنهم» سببيه مى باشد.

23- آثار قدرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 8

8- فسادانگيزى مجدد بنى اسرائيل ، پس از رسيدن به قدرت و رفاه

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم ... فإذا جاء وعد الأخرة

24- آثار كفر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 15

15 - وجود ريشه هاى كفر در قوم موسى ، منشأ عشق ورزى آنان به پرستش گوساله شد .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

25- آثار كيفر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 12

12- روى كرد عمومى بنى اسرائيل به صلاح و شايستگى ، پس از تحمل مجازات افساد خويش و قبول شكست از مردانى جنگاور

لتفسدنّ فى الأرض . .. بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد ... ثمّ رددنا لكم ال

قرينه دو آيه بعد «إن عدتم عدنا» دلالت مى كند بر اينكه بنى اسرائيل پس از شكست خود، متنبه شده اند و براى همين جهت، خداوند هم آنان را امداد كرده است.

26- آثار گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 1

1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .

و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا

با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).

27- آثار گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 16،17

16 - تمرد و سرپيچى قوم موسى از فرمان هاى تورات و دستورات موسى ، برخاسته از شوق آنان به گوساله پرستى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

جمله «و أشربوا . ..» حال معلله است; يعنى، بيان مى دارد كه علت عصيان و نافرمانى يهود، عشقشان به گوساله پرستى بوده است.

17 - اشتياق قوم موسى به گوساله پرستى ، تعيين كننده موضعگيرى هاى آنان در برابر فرمان هاى الهى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 1،2

1 - موسى ( ع ) با مشاهده گوساله پرستى بنى اسرائيل ، پس از بازگشت از ميقات ، به شدت خشمگين شد .

يبنؤُمّ لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

گرفتن سر و ريش هارون، نشان شدت از ناراحتى موسى(ع) در مورد انحراف بنى اسرائيل دارد.

2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .

يهرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

28- آثار لجاجت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 9

9 - بنى اسرائيل ، بر اثر پافشارى بر آزاررسانى به موسى ( ع ) ، از راه راست منحرف شدند .

لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

«زيغ» به معناى ميل و انحراف است.

29- آثار موفقيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

30- آثار نبوت در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 10

10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين

«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.

31- آثار هجرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 6

6 - نجات بنى اسرائيل از ستم فرعونيان ، بدون كوچ دادن آنان از مصر و بيرون آوردنشان از جامعه فرعونى ممكن نبود .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

عطف «لاتعذّبهم» بر «أرسل» گوياى اين نكته است كه درخواست «ارسال» به منظور نجات از عذاب و شكنجه است بنابراين، بدون هجرت، امكان رهايى در كار نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 4

4 - گريز بنى اسرائيل از مصر ، تهديدى عليه منافع فرعونيان

و إنّهم لنا لغائظون

چنانچه خشم فرعونيان به خاطر اين باشد كه با گريز بنى اسرائيل از مصر، نيروى كار عظيمى از دستشان خارج مى شد و زيان بسيارى بر آنان وارد مى گشت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

32- آزادى اسيران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 9،12

9 - بنى اسرائيل براى آزادى اسيران همكيش خود ، هر چند كه خود با آنان نبرد كرده و يا از ديارشان بيرون رانده بودند ، فديه مى دادند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

ضمير در «يأتوا» به «فريقاً» بر مى گردد. «مفادات» (مصدر تفادوا) به معناى پرداخت فديه براى آزادسازى اسير و مانند آن است. بنابراين جمله «إن يأتوكم أسارى ...» چنين معنا مى شود: اگر همان طايفه - كه از خانه هايشان بيرون رانديد - اسير دشمن مى شدند با پرداخت فديه آنان را آزاد مى كرديد.

12 - بنى اسرائيل ، پس از به اسارت درآمدن همكيشانشان ، براى آزاد كردنشان از آنان فديه دريافت مى كردند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

برخى از اهل لغت «تفادوا» را به معناى «فديه مى گرفتيد» نيز دانسته اند. بر اين اساس جمله «و إن يأتوكم ...»; يعنى، و اگر همكيشان شما به عنوان اسير در نزد شما مى آمدند، براى آزاد كردنشان از آنان فديه مى گرفتيد.

33- آشنايى بنى اسرائيل با تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

34- آگاهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 17

17 - آگاهى هاى تاريخى ، مى تواند داراى نقشى سازنده براى آدمى باشد .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

به ياد آوردن نعمتهاى گذشته - كه نوعى آگاهى تاريخى است - مورد سفارش و توصيه خداوند قرار گرفته است و از آنجا كه سفارشهاى خداوند همواره در راستاى سازندگى انسان و هدايت اوست، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 4

4 - بنى اسرائيل ، آگاه به سرگذشت شوم اصحاب سبت و علل آن هستند .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 1،2،3

1 - بنى اسرائيل پس از مدتى با پى بردن به عدم شايستگى مجسمه گوساله براى پرستش ، به گمراهى خود آگاه و از كرده خويش پشيمان شدند .

و لما سقط فى أيديهم و رأوا أنهم قد ضلوا

جمله «سقط فى أيديهم» كنايه از پشيمانى است. زيرا انسان در هنگام پشيمانى چانه خويش را بر دستانش قرار مى دهد ; به گونه اى كه گويا در دست خود فرو افتاده است.

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

3 - بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

35- آل فرعون و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 1

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون ، به شكنجه هاى سخت گرفتار بودند .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«سَوْم» (مصدر يسومون) به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف مى باشد; يعنى: العذاب السوء.

36- آلودگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 8

8 - آلودگى بنى اسرائيل به شرك و گوساله پرستى ، از ميان برنده زمينه ابلاغ تورات و تعليم پيام ها و موعظه هاى آن

و ألقى الألواح

گويا هدف از بيان اين بخش از داستان كه موسى(ع) با مشاهده گوساله پرستى تورات را بر زمين افكند، اين نكته باشد كه موسى(ع) جامعه نابخرد خويش را شايسته تورات ندانست و زمينه تعاليم آن را بر باد رفته ديد و لذا آن را بر زمين نهاد.

37- آمادگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 7

7 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى لازم براى هجرت از مصر و رهايى از عذاب فرعون

أسر بعبادى

حركت شبانه، گريختن از چنگ كسانى است كه براى آن حركت، مانع ايجاد مى كنند. بنابراين ماندن بنى اسرائيل نزد فرعونيان، برخلاف ميل آنان بوده است.

38- آمرزش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 4

4 - خداوند ، گناه پيمان شكنى بنى اسرائيل را بخشود .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

شمول فضل و رحمت الهى پس از بيان خطا و گناه، كنايه از عفو و گذشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 9

9 - خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس

اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».

39- آمرزش تائبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 4

4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا

مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.

40- آمرزش گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 11،12

11 - آمرزش گناه گوساله پرستان بنى اسرائيل مؤثر در پيشبرد اهداف رسالت موسى ( ع )

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

مخاطب در جمله «إن ربك . .. » حضرت موسى(ع) است. در اينكه چرا خداوند در بيان آمرزش گناهان بنى اسرائيل، موسى(ع) را مورد خطاب قرار داده و كلمه «رب» را به آن اضافه كرده، دو وجه مى توان ذكر كرد: بخشش گناه بنى اسرائيل در راستاى ربوبيت خدا بر موسى و طبعاً در راستاى پيشبرد رسالت اوست. توصيه اى است به موسى(ع) كه تو نيز از خطاها و لغزشهاى قومت، در صورت توبه، درگذر و آنها را ناديده انگار. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

12 - گذشت از گناه گوساله پرستان تائب و ناديده انگاشتن خطاى آنان پس از بازگشت به توحيد و پرستش خداى يكتا ، توصيه خداوند به موسى ( ع ) *

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

برداشت فوق با توجه به دومين احتمالى است كه در توجيه خطاب به موسى(ع) ذكر شد. يعنى «ربك» اشاره به اين معنا باشد كه اى موسى تو نيز متخلق به اخلاق الهى باش و از خطاها و لغزشها درگذر.

41- آمرزش محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 16

16 - خداوند نيكوكاران بنى اسرائيل را در صورت اطاعت از فرمان هاى الهى ، علاوه بر بخشايش گناهان ، به پاداش افزونتر نويد داد .

سنزيد المحسنين

در برداشت فوق محسنان مقابل گناهكاران قرار داده نشده، بلكه به معناى لغوى آن (نيكوكاران) گرفته شده است. بر اين مبنا آيه شريفه ناظر به تقسيم بنى اسرائيل به دو گروه گنهكار و پاكدامن نيست، بلكه آنان را به دو گروه محسنان و غير محسنان تقسيم كرده است. جمله «نغفر لكم ... » مى رساند كه خدا گناه همگان - چه محسن و چه غير محسن - را خواهد بخشيد، ولى به نيكوكاران پاداشى افزونتر عنايت خواهد كرد.

42- آوارگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 16،17

16 - اخراجِ از وطن و اسارت فرزندان بنى اسرائيلِ زمان طالوت ، محرك آنان به پيكار عليه متجاوزان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

17 - تسلط ستمگرانى پس از موسى ( ع ) بر بنى اسرائيل و اخراج آنان از ديارشان و به اسارت گرفتن فرزندان آنان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 14

14 - ورود بنى اسرائيل به شام ، پس از توبه و رضايت خداوند از ايشان ، در پايان چهل سال سرگردانى

يقوم ادخلوا الارض المقدسة

از امام باقر(ع) روايت شده كه بعد از تلاوت آيه فوق فرمود: . .. ثم دخلوها بعد اربعين سنة ... و ما كان خروجهم من مصر و دخولهم الشام الا من بعد توبتهم و رضاء اللّه عنهم ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

43- آيات خدا در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 1

1 - حضرت عيسى و مادرش مريم ( ع ) ، نشانه اى الهى براى امت پس از حضرت موسى ( ع )

ثمّ أرسلنا موسى . .. و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

44- آينده بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 11

11 - بنى اسرائيل با انحراف هاى خويش ، آينده ناگوار و شومى را براى خود ترسيم نمودند .

لبئس ما قدمت لهم انفسهم

45- ابتلاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 10

10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب (نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 10

10 - خداوند با گرفتار ساختن بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت باشد. مشاراليه «ذلكم» يا عذاب است و يا رهايى از آن. در برداشت فوق «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 17

17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.

46- ابتلاى بنى اسرائيل به كمبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

47- ابتلاى بنى اسرائيل به گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 1

1 - قوم موسى پس از نجات از سلطه فرعونيان و گذر از دريا ، در بيابان ها به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظللنا عليكم الغمام

«تظليل» مصدر «ظللنا» - كه به معناى سايه قرار دادن مى باشد - گوياى اين است كه: قوم موسى پس از گذشتن از دريا، در جايى كه سقف و داراى سايه بانى باشد سكونت نكردند و لذا كلمه «بيابانها» در برداشت آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 16،17

16 - قوم موسى پس از عبور از دريا به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظلّلنا عليهم الغمم

17 - خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

48- ابزار امتحان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 2

2 - گوساله سامرى ، وسيله فتنه و آزمون بنى اسرائيل بود .

إنّما فتنتم به

49- ابعاد دين بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 8

8 - آيين بنى اسرائيل ، داراى ابعاد اعتقادى ، اجتماعى ، عبادى و اقتصادى

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً . .. و ءاتوا الزكوة

50- اتكاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 5

5 - اتكاى قوم موسى به مشيت و خواست خدا ، در دستيابى به گاوى كه بايد ذبح مى كردند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

51- اتمام حجت بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 3

3 - پديد آمدن اختلاف در ميان بنى اسرائيل ، در پى اتمام نعمت و حجت الهى بر آنان

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم . .. و ءاتينهم بيّنت من الأمر فما اختلف

52- اتمام نعمت بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 3

3 - پديد آمدن اختلاف در ميان بنى اسرائيل ، در پى اتمام نعمت و حجت الهى بر آنان

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم . .. و ءاتينهم بيّنت من الأمر فما اختلف

53- اثار شهر نشينى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

54- احياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 1،3،6

1 - خداوند ، قوم موسى را پس از هلاكتشان با صاعقه ، حياتى دوباره بخشيد و آنان را زنده كرد .

ثم بعثنكم من بعد موتكم

3 - زنده شدن قوم موسى پس از هلاكتشان با صاعقه ، از نعمت هاى خداوند به آنان

اذكروا نعمتى التى أنعمت . .. ثم بعثنكم من بعد موتكم

6 - زنده شدن دوباره هلاك شدگان بنى اسرائيل ، زمينه ساز به وجود آمدن روحيه سپاسگزارى و رسيدن آنان به مقام شاكران بود .

ثم بعثنكم . .. لعلكم تشكرون

كلمه «لعل» در جمله «لعلكم تشكرون» (باشد كه سپاسگزارى كنيد) علاوه بر بيان هدف از زنده كردن صاعقه زدگان بنى اسرائيل، دلالت بر اين معنا نيز دارد كه: زنده شدن دوباره آنان موجب شكرگزارى نمى شد; بلكه زمينه شكرگزارى و روحيه

سپاسگزارى را در آنان فراهم مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 5،21

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

21 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) . . . قد أخبر اللّه فى كتابه حيث يقول : « و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى » فهذا بعد الموت إذ بعثهم ;

از اميرالمؤمنين (ع) درباره «و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى» روايت شده كه: اين «نعمتها» بعد از آن بود كه خدا آنان را پس از مرگشان زنده كرد».

55- احياى توحيد در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 17

17 - هارون ( ع ) ، داراى برنامه اى مشخص براى مقابله با گوساله پرستى و احياى توحيد در بنى اسرائيل بود .

أطيعوا أمرى

دعوت هارون(ع) از بنى اسرائيل به اطاعت فرمان هاى او، پس از فرمان «اتّبعونى»، حاكى از آن است كه وى براى بنى اسرائيل در صورت پيروى آنان از او، دستور العمل هايى را تدارك ديده بود.

56- احياى مقتول بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 2،4،5،11،15

2 - مقتول قوم موسى در پى زده شدن پاره اى از گاو ذبح شده بر وى ، زنده شد .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

عبارت «كذلك يحى اللّه الموتى; خداوند بدين سان مردگان را زنده مى كند» پس از جمله «فقلنا . ..» دلالت بر زنده شدن آن مقتول دارد.

4 - مقتول قوم موسى پس از زنده شدن ، قاتل خويش را معرفى كرد .

واللّه مخرج ما كنتم تكتمون. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

بيان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل، پس از بيان وعده الهى به افشاى هويت قاتل، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى: فضربوه بها فصار حياً و قال إن فلاناً قتلنى.

5 - حيات بخشى به مقتول بنى اسرائيل ، كار خداوند بود .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

از هدفهاى بيان اين حقيقت كه «خداوند مردگان را زنده مى كند» - پس از بيان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل به وسيله زدن عضوى از گاو بر آن - رساندن اين معناست كه: حيات بخشى به آن مقتول فعل خداوند بود، نه اثرى از عضو آن گاو ذبح شده.

11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن

و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.

15 - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل و معرفى قاتل خويش ، از آيات خدا و از نشانه هاى اقتدار اوست .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك . .. يريكم ءايته لعلكم تعقلون

از مصداقهاى «آياته» - كه آيه ناظر به آن است - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل مى باشد.

57- اختصاصات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 14

14 - هيچيك از جهانيان از نعمت هاى ويژه اعطا شده به قوم موسى ( ع ) برخوردار نبوده اند .

و ءاتيكم ما لم يؤت احداً من العلمين

58- اختفاى ساخت گوساله بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 2

2 - ساخت گوساله زرين به دست سامرى ، پنهان و به دور از چشم بنى اسرائيل صورت گرفت .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«أخرج» تنها ناظر به مرحله عرضه گوساله بر بنى اسرائيل است و مسكوت ماندن مراحل قبل از آن، (ساخت گوساله) نشانگر مستور بودن آن مراحل از انظار عمومى است.

59- اختلاف اجتماعى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

60- اختلاف افكنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 5،6،8

5 - بنى اسرائيل در عين برخوردارى از زندگى مناسب ، به جاى اتحاد و حفظ حقوق يكديگر ، آگاهانه به اختلافات داخلى دامن زده و به حقوق يكديگر تجاوز مى كردند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

6 - بنى اسرائيل ، با وجود در اختيار داشتن تورات و برخوردارى از زندگى مناسب ، كفران نعمت كرده و به اختلاف و تجاوز به حقوق يكديگر پرداختند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» كتاب آسمانى تورات باشد.

8 - بنى اسرائيل در تفسير معارف الهى و دستورات تورات ، آگاهانه به اختلاف پرداختند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق محذوف «اختلفوا»، تورات باشد ; يعنى، «فما اخلتفوا فى التورات حتى جائهم العلم به ; بنى اسرائيل با اينكه به محتواى تورات آگاه بودند در عين حال آن را تفسيرهاى مختلف كردند».

61- اختلاف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 3،4

3- قوم موسى در حقانيت تورات اختلاف كرده ; گروهى آن را پذيرفتند و گروهى آن را انكار كردند .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

4- اختلاف پيروان موسى درباره تورات اصلى و محتواى آن *

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 3

3 - قوم موسى ، گرفتار اختلاف در پذيرش تورات و حقانيت آن

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 7

7 - داورى حتمى خداوند در قيامت ، نسبت به اختلاف هاى ناروا و تجاوزگرانه بنى اسرائيل

إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة

62- اختلاف بنى اسرائيل دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 1،2

1 - بنى اسرائيل ، گرفتار اختلافات جديد پس از ظهور عيسى ( ع )

فاختلف الأحزاب من بينهم

از فاء تفريع استفاده مى شود كه پس از ظهور عيسى(ع)، اختلافات نوينى (غير از اختلافات قبل) بروز كرد.

2 - شخصيت عيسى ( ع ) ، مورد اختلاف بنى اسرائيل پس از بعثت آن حضرت *

و لمّا جاء عيسى . .. فاختلف الأحزاب من بينهم

برداشت ياشد شده بدين احتمال است كه مورد اختلاف، شخصيت عيسى(ع) بوده است كه عده اى درباره ايشان انديشه هاى غلوآميز پيدا كردند و گروهى وى را به بدترين اتهامات متهم كردند.

63- اختلاف در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 9

9 - اختلاف بنى اسرائيل ، پس از رهايى از حكومت فرعون و برخوردارى از مسكن و روزى مناسب ، ناسپاسى نعمت هاى الهى بود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

64- اختلاف دينى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 2

2 - تكيه فرعونيان بر عدم انسجام نيروى بنى اسرائيل ، به منظور آسان شمردن مقابله با آنان

إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون

«قليلون» (جمع قليل) به معناى چند دسته اندك است. آمدن تعبير «قليلون» به جاى «قليلة» مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه بنى اسرائيل يك طايفه اند، اما همين يك طايفه با هم اتحاد ندارند; بلكه به چند دسته كوچك و غير منسجم تقسيم شده اند. بنابراين مقابله با آنان كارى بسيار ساده و بدون زحمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 4،7،9

4 - بنى اسرائيل ، گرفتار اختلافات فراوان در مبانى و معارف دينى ، به هنگام ظهور اسلام

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

پرداختن قرآن به حل مسائل مهم و مورد اختلاف بنى اسرائيل، نشان دهنده عمق اختلافات آنان در آن عصر است.

7 - ناتوانى تورات و انجيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از رفع اختلافات فكرى و عقيدتى بنى اسرائيل

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اقدام قرآن به حل اختلافات بنى اسرائيل، نشان مى دهد كه آنچه به عنوان تورات و انجيل در دست آنان بوده، براى تبيين حقايق مورد اختلافشان كافى نبوده است.

9 - برخى اختلافات دينى بنى اسرائيل ، فاقد ارزش تبيين و نقادى از نظر قرآن

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اين كه قرآن به همه مسائل مورد اختلاف بنى اسرائيل نپرداخته است، مى تواند از آن جهت باشد كه قرآن به مسائل ضرورى و مورد نياز توجه داشته و اختلافات فاقد ارزش را مسكوت گذاشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 4،5

4 - بنى اسراييل ، به رغم حضور هدايت كنندگانى در ميان آنان ، باز هم اختلافات دينى داشتند .

و جعلنا منهم أئمّة يهدون . .. إنّ ربّك هو يفصل بينهم

احتمال دارد كه ربط ميان اين آيه و آيه پيش در اين باشد كه وقتى كه خداوند، برگزيدگان از بنى اسراييل را براى هدايت مردم مطرح مى كند، اين پرسش پيش مى آيد كه «پس چرا اختلاف كردند؟». در اين آيه پاسخ داده مى شود كه خداوند ميان دو گروه اختلاف كننده، داورى خواهد كرد.

5 - اختلافات دينى بنى اسراييل ، اختلافاتى ادامه دار بود .

هدًى لبنى إسرءيل . .. فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى

اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

65- اختلافات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 1

1 - داورى حتمى خداوند ميان بنى اسرائيل به خاطر اختلافات دينى ديرينشان

أكثر الذى هم فيه يختلفون . .. إنّ ربّك يقضى بينهم

ضمير «بينهم» مى تواند به «بنى اسرائيل» بازگردد. بنابراين آيه ياد شده مربوط به قضيه اختلافات عقيدتى و دينى آنان خواهد بود.

66- اذيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 12

12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .

و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 2

2 - بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.

67- اذيتهاى اشراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 5

5 - مؤمنان به موسى ( ع ) به جرم ايمان ، در معرض شكنجه و آزار فرعون و اشراف قوم خود قرار داشتند .

إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

68- اذيتهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 69 - 1

1 - حضرت موسى ( ع ) ، مورد آزار و اذيت قوم خود بوده است .

لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 1،2،5،8،15

1 - داستان گفتوگوى موسى ( ع ) با قوم خويش و آزار هاى آنان نسبت به آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز

و إذ قال موسى لقومه يقوم لم تؤذوننى

فرمان الهى به ياد كرد گفتوگوى موسى(ع) با قومش و. ..، نشانه مشتمل بودن آن بر درس هاى سازنده براى امت اسلام است. ضمناً بايد توجه داشت كه كلمه «إذ» در «إذ قال»، مفعول براى فعل محذوف (اُذكر) است.

2 - موسى ( ع ) ، مورد اذيت و آزار مستمر قوم خويش

و إذ قال موسى . .. لم تؤذوننى

تعبير «تؤذوننى» به صيعه مضارع - به جاى «آذيتمونى» - بيانگر آن است كه موسى(ع) از سوى قومش، به صورت مكرر مورد اذيت و آزار قرار مى گرفت.

5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .

لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .

يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.

15 - آزار رسانان به موسى ( ع ) ، مردمانى فاسق بودند .

لم تؤذوننى . .. و اللّه لايهدى القوم الفسقين

69- ارائه آيات به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 1

1 - قلب هاى بنى اسرائيل - على رغم دريافت آيات و معجزه هاى فراوان - به سختى گراييد و از درك معارف و آيات الهى ناتوان شد .

لعلكم تعقلون. ثم قست قلوبكم من بعد ذلك

«قساوة» (مصدر قست) به معناى غلظت پيدا كردن و سخت شدن است. جمله «لعلكم تعقلون» بيان مى دارد كه: سخت شدن دلهاى بنى اسرائيل در برابر فهم و درك آيات و معارف الهى است. «ذلك» اشاره به نعمتها و معجزاتى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارائه كرد و در آيات پيشين مطرح شد.

70- ارائه آيات خدا بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 6

6- آيات و معجزات الهى براى بنى اسرائيل ، داراى اهداف گوناگون از جمله امتحان آنان *

و ءاتينهم من الأيت ما فيه بلؤا مبين

تعبير «فيه بلاء»، اين احتمال را مطرح مى سازد كه هر آيه اى صرفاً بُعد آزمايشى نداشته است.

71- ارتداد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 4،8

4 - آمرزش گناه ارتداد و گوساله پرستى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

چون آيه هاى اين بخش از سوره، در صدد بيان نعمتهاى الهى به بنى اسرائيل است، مفاد جمله «عفونا عنكم» نيز به منظور بيان نعمت ايراد شده است و از آن جا كه اين معنا با حرف «ثم» به ديگر نعمتها عطف گرديده، اشاره به رتبه برتر نعمت آمرزش نسبت به نعمتهاى ديگر دارد.

8 - ايجاد زمينه هاى سپاسگزارى در بنى اسرائيل ، از هدف هاى آمرزش گناه ارتداد ايشان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 10

10 - ارتداد قوم موسى و گرايش آنان به گوساله پرستى ، از جمله ستم هاى آنان

ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 11

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى بر اثر ارتداد و گرايش به گوساله پرستى از ستمكاران شدند .

اتخذوه و كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 11

11 - ارتداد بنى اسرائيل و پيدايش گوساله پرستى در ميان آنان ، پس از عبورشان از دريا بود .

يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم . .. فتنّا قومك من بعدك

72- ارث بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 53 - 4

4 - كتاب آسمانى ( تورات ) ، ميراث الهى براى بنى اسرائيل

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب

73- ارزشگذارى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 5

5 - سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

74- اسارت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 16،17

16 - اخراجِ از وطن و اسارت فرزندان بنى اسرائيلِ زمان طالوت ، محرك آنان به پيكار عليه متجاوزان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

17 - تسلط ستمگرانى پس از موسى ( ع ) بر بنى اسرائيل و اخراج آنان از ديارشان و به اسارت گرفتن فرزندان آنان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 4

4 - بنى اسرائيل در چنگال فراعنه مصر و در اسارت آنان گرفتار بودند .

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

75- اسباط بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 1،2،4

1 - خداوند بنى اسرائيل را دوازده تيره و قبيله قرار داد .

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

تمييز «اثنتى عشرة» كلمه اى مونث و مفرد همانند «فرقة» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است. اسباط، جمع سبط (تيره و قبيله) بدل براى «اثنتى عشرة» است.

2 - هر يك از دوازده تيره بنى اسرائيل خود امت و مجموعه اى مجزا از ديگر تيره ها

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

«أمما» (جمع أمة) حال براى «أسباطا» است ; يعنى قبايلى كه هر كدام امتى بودند.

4 - تقسيم بنى اسرائيل به دوازده گروه ، نعمتى الهى براى آنان و در راستاى تنظيم امور اجتماعى ايشان

قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما . .. قد علم كل أناس مشربهم

با توجه به اينكه در قسمتهاى بعد، نعمتهاى ارزانى شده به بنى اسرائيل مطرح شده است، معلوم مى شود تقسيم آنان به دوازده گروه نيز از نعمتهاى الهى است. جمله «قد علم ... » - كه بيان ثمره نيكو براى اين گروه بندى است - مى تواند مؤيد نعمت بودن اين تقسيم بندى باشد.

76- استثمار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 2

2 - بنى اسرائيل ، تحت بردگى و استثمار شديد نظام فرعونى

أن عبّدتّ بنى إسرءيل

77- استثمار زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 8

8 - استثمار زنان بنى اسرائيل ، هدف فرعونيان از زنده نگاه داشتن ايشان *

يسومونكم سوءالعذاب . .. و يستحيون نساءكم

استثمار زنان، توجيه ديگرى است بر اينكه، چرا زنده گذاشتن زنان به عنوان يك عذاب مطرح شده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 9

9 - استثمار زنان بنى اسرائيل هدف فرعونيان از زنده نگاه داشتن ايشان *

يسومونكم سوء العذاب . .. يستحيون نساءكم

استثمار زنان، توجيه و احتمال ديگرى است بر اينكه چرا زنده گذاشتن زنان به عنوان يك عذاب مطرح شده است.

78- استحياى دختران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 11

11 - زنده نگه داشتن دختران بنى اسرائيل على رغم كشتن پسران آنان ، اقدام بى رحمانه ديگر فرعون عليه آن قوم

يذبّح أبناءهم و يستحيى نساءهم

«نساء» مقابل «رجال» و به معناى زنان است و قرار گرفتن آن در مقابل «أبناء» (پسران)، نشان مى دهد كه مقصود از آن در اين جا «بنات» (دختران) است.

79- استحياى زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 4،5،8

4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.

5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.

8 - استثمار زنان بنى اسرائيل ، هدف فرعونيان از زنده نگاه داشتن ايشان *

يسومونكم سوءالعذاب . .. و يستحيون نساءكم

استثمار زنان، توجيه ديگرى است بر اينكه، چرا زنده گذاشتن زنان به عنوان يك عذاب مطرح شده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 11

11 - فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .

قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم

تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 6،7،9

6 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.

7 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.

9 - استثمار زنان بنى اسرائيل هدف فرعونيان از زنده نگاه داشتن ايشان *

يسومونكم سوء العذاب . .. يستحيون نساءكم

استثمار زنان، توجيه و احتمال ديگرى است بر اينكه چرا زنده گذاشتن زنان به عنوان يك عذاب مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 13،14،17

13- سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان بنى اسرائيل ، بدترين نوع تحميل شكنجه و آزار از سوى فرعونيان به آنان

يسومونكم سوء العذاب و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

آوردن «يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم» پس از «يسومونكم» مى تواند جمله تفسيرى براى آن باشد. در اين صورت، اين دو مورد، شرح شكنجه ها و رفتارهاى ظالمانه آل فرعون است.

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى

مردم است.

17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 9

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

80- استخلاف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 2،3،5

2 - خداوند با نابودسازى فرعونيان ، تمام سرزمين آنان را ، از شرق تا غرب ، در اختيار بنى اسرائيل قرار داد .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشرق الأرض و مغربها

3 - سرزمينى كه خداوند پس از هلاكت فرعونيان در اختيار بنى اسرائيل قرار داد ، سرزمينى پربركت و بسيار حاصلخيز بود .

مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها

5 - نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.

81- استضعاف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 1

1 - بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون

استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 7

7 - استضعاف و به زبونى كشاندن بنى اسرائيل ، نمودى ديگر از حاكميت سلطه طلبانه فرعون است .

إنّ فرعون علا فى الأرض . .. يستضعف طائفة منهم

مراد از «طائفة منهم» به قرينه آيات بعد، قوم بنى اسرائيل است.

82- استقامت انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 13

13 - استقامت و پايدارى انبياى بنى اسرائيل در انجام رسالت خويش ، تا مرز شهادت

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

83- استقلال بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 10،12

10 - استقلال قوم موسى ( ع ) و خارج شدنشان از بردگى فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

و جعلكم ملوكاً

چون همه قوم موسى نمى توانند ملك (پادشاه) باشند، بنابراين مراد از ملك، با توجه به سابقه بردگى آنان براى فرعونيان، اين است كه آنها به استقلال رسيدند و سرنوشتشان به دست فرعونيان رقم نمى خورد.

12 - برانگيخته شدن پيامبران در بنى اسرائيل ، زمينه حاكميت و استقلال آنان *

اذ جعل فيكم انبياء و جعلكم ملوكاً

تقديم جمله «جعل فيكم انبياء» بر جمله «جعلكم ملوكا»، مى تواند اشاره به اين معنى باشد كه وجود انبيا در ميان بنى اسرائيل، سبب استقلال و فرمانروايى آنان شد.

84- استكبار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 4

4 - پندار غلط بزرگان بنى اسرائيل بر سزاوار بودنشان از طالوت براى زمامدارى

و نحن احقّ بالملك منه

85- استمداد از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 13

13 - موسى ( ع ) ، براى نابود ساختن گوساله سامرى ، همكارى و هم يارى بنى اسرائيل را تدارك ديده و بر شركت دادن آنان دراين اقدام مصمم بود .

لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

ضميرهاى جمع در افعال «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه» گوياى نكته ياد شده است.

86- استمداد بنى اسرائيلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 7

7 - استغاثه و يارى طلبى مرد بنى اسرائيلى ، از موسى ( ع ) عليه فرد قبطى

فاستغثه الذى من شيعته على الذى من عدوّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 18 - 4

4 - برخورد مجدد موسى ( ع ) با فرياد كمك طلبى مرد اسرائيلى ( همان كه روز پيش از وى يارى خواسته بود ) در بامداد روز بعد

فأصبح فى المدينة . .. فإذا الذى استنصره بالأمس يستصرخه

«إستصراخ» (مصدر «يستصرخ») به معناى سردادن فرياد كمك خواهى است.

87- استهزاهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 4،11

4 - بازيچه قرار دادن و به مسخره گرفتن بنى اسرائيل ، پندار و تحليل قوم موسى از دستور ذبح گاو

أتتخذنا هزواً

«هزواً» يعنى به بازى گرفتن و مسخره كردن. از آيه 72، 73 چنين بر مى آيد كه فرمان مذكور در ارتباط با قتلى بوده كه در ميان بنى اسرائيل اتفاق افتاده و هر يك از طايفه ها طايفه ديگر را مسؤول مى شناختند و از آن جا كه قوم موسى ميان دستور ذبح گاو و

كشف معماى قتل ارتباطى نمى ديدند، آن دستور (ذبح گاو) را به تمسخر گرفتن خويش، تحليل كردند.

11 - موسى ( ع ) با جاهلانه خواندن استهزاى مردم ، پندار قوم خويش را درباره خود ناروا دانست .

قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين

88- اسراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 25

25 - بسيارى از بنى اسرائيل ، على رغم دعوت پيامبرانشان ، مردمى اسرافكار و قانونشكن بودند .

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

اسراف به معناى خروج از حد اعتدال است و كلمه «فى الارض» مى رساند كه منظور از اسراف، خروج از حد اعتدال در مسائل اجتماعى است كه از آن به قانونشكنى تعبير شده است.

89- اسكان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 1

1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن

و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 1

1 - تعلق اراده الهى بر اختصاص دادن نقطه اى از زمين ( ارض مقدس ) به بنى اسرائيل [ زمان موسى و فرعون ] در خارج از كشور مصر

و نمكّن لهم فى الأرض

«تمكين» از ريشه «مكان» و به معناى اسكان دادن است. بنابراين «نمكّن لهم فى الأرض»; يعنى، «نجعل لهم مكاناًيستقرون فيه». گفتنى است «ارض مقدس» مكان و سرزمينى بود كه خداوند براى بنى اسرائيل مقرر فرموده بود (ادخلوا الأرض المقدسة التى كتب اللّه لكم)، (مائده، آيه 21).

90- اشتباه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 19 - 3،4،6،7

3 - برداشت اشتباه مرد اسرائيلى از تصميم موسى ( ع )

قال يموسى أتريد أن تقتلنى

4 - اعتراض مرد اسرائيلى به موسى ( ع ) به توهم اين كه او بر كشتن وى تصميم گرفته است .

قال يموسى أتريد أن تقتلنى

6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى

إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض

7 - عارى بودن از انگيزه هاى اصلاح طلبانه ، اتهام ديگر مرد اسرائيلى به موسى ( ع )

و ما تريد أن تكون من المصلحين

91- اشراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 3،4،5،7

3 - شگفتى سردمداران بنى اسرائيل ، از برگزيدگى طالوت به دليل سرشناس نبودن و نداشتن ثروت

قالوا انى يكون له الملك . .. و لم يؤت سعة من المال

ظاهراً اعتراض كنندگان، همان پيشنهاددهندگان بودند كه خداوند از قول آنان مى فرمايد: «قال الملأ . .. نحن احق». بنابراين اعتراض آنان به دو جهت بوده است: يكى نبودن طالوت از طبقه ملأ و اشراف كه مى گفتند: «نحن احق». و دوّم نداشتن مال و ثروت كه با «و لم يؤت سعة من المال» به آن اشاره شده است.

4 - پندار غلط بزرگان بنى اسرائيل بر سزاوار بودنشان از طالوت براى زمامدارى

و نحن احقّ بالملك منه

5 - سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

7 - فقدان روحيه تسليم در برابر دستورات الهى ، در ميان بزرگان بنى اسرائيل

ان اللّه قد بعث . .. و نحن احقّ بالملك منه

92- اشراف فرعون و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 26 - 2

2- حضور نيرو هاى مقتدر سياسى - اقتصادى نظام فرعونى ، در ميان تعقيب كنندگان بنى اسرائيل

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع و مقام كريم

پشت سر نهادن مزارع بزرگ، نشان مى دهد كه در ميان فرعونيان حضور يافته در تعقيب موسى(ع)، ملاّكان و سرمايه داران شركت داشته اند; چنان كه «مقام كريم» مى تواند اشاره به قصرهاى باشكوه اطرافيان و سياست گذاران جامعه فرعونى داشته باشد.

93- اشراف و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 5

5 - بنى اسرائيل ، زير سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود ، با ضعف و ذلت ، روز مى گذراندند .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

94- اصلاح بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 14

14 - اصلاح بينش و بصيرت بنى اسرائيل پس از پذيرش توبه آنان

ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا

كلمه «ثم» در جمله «ثم عموا و صموا» مى رساند كه بنى اسرائيل - پس از شمول رحمت الهى بر آنان و توبه به درگاه خداوند - بصيرت از دست رفته خويش را بازيافتند، اگر چه در مرحله و زمان ديگر بصيرت خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گرايش پيدا كردند.

95- اضطراب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 2

2- زندگى بدون آرامش بنى اسرائيل تا قبل از رهايى از حكومت فرعون *

فأراد أن يستفزّهم من الأرض . .. و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

احتمال دارد كه «اسكنوا الأرض» به معناى آرام گرفتن در زمين و بيرون آمدن از اضطرابى باشد كه قبلاً گريبانگير آنان بود.

96- اطاعت محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 16

16 - خداوند نيكوكاران بنى اسرائيل را در صورت اطاعت از فرمان هاى الهى ، علاوه بر بخشايش گناهان ، به پاداش افزونتر نويد داد .

سنزيد المحسنين

در برداشت فوق محسنان مقابل گناهكاران قرار داده نشده، بلكه به معناى لغوى آن (نيكوكاران) گرفته شده است. بر اين مبنا آيه شريفه ناظر به تقسيم بنى اسرائيل به دو گروه گنهكار و پاكدامن نيست، بلكه آنان را به دو گروه محسنان و غير محسنان تقسيم كرده است. جمله «نغفر لكم ... » مى رساند كه خدا گناه همگان - چه محسن و چه غير محسن - را خواهد بخشيد، ولى به نيكوكاران پاداشى افزونتر عنايت خواهد كرد.

97- اطمينان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 3

3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.

98- اعتراض بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 19 - 4

4 - اعتراض مرد اسرائيلى به موسى ( ع ) به توهم اين كه او بر كشتن وى تصميم گرفته است .

قال يموسى أتريد أن تقتلنى

99- اعراض بنى اسرائيل از اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 3

3 - خداوند ، مسلمانان را از ايمان نياوردن بنى اسرائيل و طايفه يهود آگاه ساخت .

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

همزه استفهام در «أفتطمعون» استفهام انكار توبيخى يا تعجبى است و در هر صورت دلالت بر اين دارد كه: جامعه يهود و بنى اسرائيل به اسلام و قرآن ايمان نخواهند آورد.

100- اعراض بنى اسرائيل از تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 1،5

1 - بنى اسرائيل از دستورات تورات اعراض كرده و پيمان الهى را شكستند .

أخذنا ميثقكم . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«تولى» (مصدر توليتم) به معناى اعراض كردن است و متعلق آن - به قرينه آيه قبل - پيمان بنى اسرائيل بر پذيرش تورات و عمل به احكام آن مى باشد.

5 - خداوند ، بنى اسرائيل را - على رغم پيمان شكنى و اعراضشان از فرامين تورات - مورد تفضل و رحمت خويش قرار داد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

101- اعراض بنى اسرائيل از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 20

20 - اكثريت بنى اسرائيل با اعراض از تكاليف دينى ، عهد ها و پيمان هاى الهى را شكستند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم و أنتم معرضون

«تولى» و «اعراض» به معناى رويگردانى و مراد از آن سرپيچى و تمرد است. جمله «و أنتم معرضون» چنانچه حال براى فاعل «توليتم» باشد - به دليل هم معنا بودن «اعراض» و «تولى» - حال مؤكده است و حكايت از شدت تمرد و سرپيچى بنى اسرائيل دارد.

102- اعطاى تورات به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 4

4 - تورات كتابى است از جانب خداوند و عطا شده به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما»ى موصوله در «ما آتيناكم» تورات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 4

4 - تورات ، كتابى از جانب خدا و عطا شده به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما اتيناكم» (آنچه را به شما داديم) تورات است.

103- افساد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 17

17 - خداوند ، بنى اسرائيل را از فسادگرى در سراسر پهنه گيتى بر حذر داشت .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«عثو» (مصدر لاتعثوا) به معناى فسادگرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 1،3،10

1- هشدار خداوند به بنى اسرائيل نسبت به دوبار فسادانگيزى قطعى آنان در آينده

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين

خداوند از آيات 4 تا 8 از دوبار فسادانگيزى بنى اسرائيل و سركوبى آنان خبر داده است. در اينكه اين دو بار تا كنون به وقوع پيوسته است يا خير، ميان مفسران بحث و گفتوگوى بسيار شده است و هيچ دليل قاطع و قانع كننده هم در خود آيات و بيرون از آنها براى وقوع و عدم وقوع آن دو حادثه وجود ندارد. از اين رو، برداشتهاى آيات ياد شده به صورت پيشگويى و به گونه اى نوشته شده است كه با هر دو احتمال سازگار باشد. گفتنى است: «قضاء» به معناى فيصله دادن شىء است و متعدى شدن آن به «إلى» متضمن معناى «ايحاء» و «اعلام» است و چنان كه از آيات بعدى برمى آيد، آيه شريفه در مقام تهديد است.

3- پيشگويى تورات درباره دوبار فساد انگيزى مهم بنى اسرائيل

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين

10- « عن على بن أبى طالب ( ع ) فى قوله « لتفسدنّ فى الأرض مرّتين » قال : الأولى قتل زكريا عليه الصلوة و السلام و الأخرى قتل يحيى عليه السلام ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «لتفسدنّ فى الأرض مرّتين» فرمود: بار اول كشتن زكريا - عليه الصلوة و السلام - و بار دوم كشتن يحيى - عليه السلام - بوده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 4،9

4- جنگاورى و توانمندى بنى اسرائيل ، در نخستين مرحله از فسادانگيزيشان

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

گسيل نيروهاى بسيار پرتوان براى سركوبى بنى اسرائيل، نشانگر توانمندى آنان در جنگ و مبارزه است.

9- فسادانگيزى بنى اسرائيل و سركوبى آنان توسط جنگاورانى قدرتمند ، وعده قطعى و تخلف ناپذير خداوند

بعثنا عليكم . .. و كان وعدًا مفعولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 13

13- دومين هجوم نيرو هاى فاتح مسجدالاقصى بر بنى اسرائيل فسادگر و سركش ، هجومى توفنده و ويرانگر

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

«تتبير» به معناى اهلاك است و آوردن مفعول مطلق (تتبيرا) - كه براى تأكيد است - إشعار به سختى هجوم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 1

1- ايجاد اميدوارى به رحمت در بنى اسرائيل ، على رغم دو بار فسادانگيزى و شكست تلخشان به وسيله خداوند

عسى ربّكم أن يرحمكم

مخاطبان آيه با توجه به آيات قبل، بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 9

9- وعده خداوند به بنى اسرائيل جهت گردآورى آنان در سرزمين فلسطين ، پس از فرا رسيدن دومين موعد فساد آنان در آن سرزمين

جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه «وعد الأخرة» اشاره اى باشد به آن دو موعدى كه خداوند در آغاز اين سوره (آيه 4) براى بنى اسرائيل پيش بينى كرده و به آنان هشدار داده است.

104- افشاگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 19 - 5

5 - افشا شدن راز قتل مرد قبطى به وسيله مرد اسرائيلى

قال يموسى . .. كما قتلت نفسًا بالأمس

105- افشاى بانى قتل در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 72 - 2

2 - خداوند ، قوم موسى رابه معرفى قاتل نويد داد و قاتلان را به افشاى هويتشان تهديد كرد .

و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون

مراد از «ما كنتم تكتمون» (آنچه را كتمان مى كرديد)، به قرينه جمله قبل، معرفى نكردن قاتل على رغم آگاهى به آن است. مراد از «إخراج» (مصدر مخرج)، به قرينه تكتمون، آشكار ساختن است.

106- اقرار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 5

5 - بنى اسرائيل به عهدهايى كه خداوند با آنان داشت معترف بوده ، بر آن گواهى مى دهند .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. ثم أقررتم و أنتم تشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 2،3

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

3 - بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اقرار گرفتن از بنى اسرائيل نسبت به حق ناپذيرى فرعون و پيروان او ، على رغم اعطاى معجزات فراوان به

موسى ( ع )

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون إنى لأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 2

2 - بنى اسرائيل ، به پيمان شكنى و تخلف از قول و قرار خود با موسى ( ع ) معترف بودند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا

107- اقرار دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 13

13 - اعتراف آرزوكنندگان ثروت قارونى به لطف و رحمت خداوند در حق ايشان ، به خاطر گرفتار نساختن آنان به سرنوشت قارون ( فرو نبردن آنان در زمين )

لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا

108- اقليت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 21،22،23

21 - تنها اندكى از بنى اسرائيل به پيمان هاى الهى وفادار ماندند و به تكاليف دينى عمل كردند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم

22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم

23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .

و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 24،25

24 - تنها گروهى اندك از بنى اسرائيل ، وفادار به پيمان هاى الهى ، وارسته از تحريفگرى و خيانت و پايبند به دستورات خداوند

فبما نقضهم ميثقهم . .. و لاتزال تطلع على خائنة منهم إلاّ قليلا

«الا قليلا» استثناء از تمامى صفاتى است كه درباره بنى اسرائيل بيان شد.

25 - وجود اقليتى سالم و غير خيانت پيشه ، در ميان بنى اسرائيل

لاتزال تطلع على خائنة . .. إلاّ قليلا منهم

بنابر اينكه استثناء در (الا قليلا)، تنها از جمله «لاتزال . ..» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 29

29 - گروهى از بنى اسرائيل پيرو انبياى خويش و متعهد به قوانين الهى

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 1

1 - گروهى اندك از قوم موسى ، مردمى هدايتگر و عدالت پيشه بودند .

و من قوم موسى امة يهدون بالحق و به يعدلون

109- اكثريت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 20،23

20 - اكثريت بنى اسرائيل با اعراض از تكاليف دينى ، عهد ها و پيمان هاى الهى را شكستند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم و أنتم معرضون

«تولى» و «اعراض» به معناى رويگردانى و مراد از آن سرپيچى و تمرد است. جمله «و أنتم معرضون» چنانچه حال براى فاعل «توليتم» باشد - به دليل هم معنا بودن «اعراض» و «تولى» - حال مؤكده است و حكايت از شدت تمرد و سرپيچى بنى اسرائيل دارد.

23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .

و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 20

20 - خيانت پيشگى اكثريت بنى اسرائيل

و لاتزال تطلع على خائنة منهم إلاّ قليلا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 26،35

26 - بسيارى از بنى اسرائيل ، مردمى خونريز و آدمكش

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

مراد از اسراف، به قرينه فرازهاى قبلى، مى تواند خروج بنى اسرائيل از حد اعتدال در قتل نفس، يعنى آدمكشيهاى نابحق و خونريزيهاى مكرر، باشد.

35 - بسيارى از بنى اسرائيل مرتكب خونريزى شده و حرام هاى خدا را حلال مى شمردند .

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

از امام باقر(ع) روايت شده: المسرفون هم الذين يستحلون المحارم و يسفكون الدماء.


تفسير تبيان، ج 3، ص 504; نورالثقلين، ج 1، ص 620، ح 158.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 17،18

17 - بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .

فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون

18 - توبه شكنى بسيارى از بنى اسرائيل

ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا كثير منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 1،9

1 - بسيارى از بنى اسرائيل به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ايمان نياوردند و اعتقاد راسخى به خداوند نداشتند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه

برداشت فوق بنابر اين احتمال است كه مراد از «النبى» پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) باشد، در اين صورت «ما انزل اليه» قرآن خواهد بود قابل ذكر است كه بر اين مبنا عدم ايمان نسبت به خداوند ايمان واقعى و نسبت به پيامبر و قرآن ايمان واقعى و ظاهرى است. زيرا بنى اسرائيل ايمان به خداوند را اظهار مى داشتند.

9 - بسيارى از بنى اسرائيل در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) فاسق و شكننده حدود و حريم دين خويش بودند .

و لكن كثيراً منهم فسقون

110- الگوى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 8

8 - حضرت عيسى ( ع ) ، نمونه و الگوى الهى براى بنى اسرائيل

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 4

4- كتاب آسمانى موسى ( تورات ) ، سرمشق زندگى و تبلور رحمت الهى براى بنى اسرائيل

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة

با توجه به اين كه كتاب موسى براى بنى اسرائيل و هدايت آنان نازل شده است، قيد «إماماً و رحمة» نيز نظر به پيشوايى و رحمت در مورد آنان دارد.

111- امتحان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 10،11

10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب (نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 2،4،6،11،12،14،18

2 - اعلام قبلى طالوت به نيرو هاى بسيج شده در مورد آزمايش آنان با رودخانه اى خروشان

قال ان اللّه مبتليكم بِنَهَر

4 - آزمايش فرمانبرى از طالوت و نيروى اراده بنى اسرائيل از جانب خداوند به وسيله نهر *

ان اللّه مبتليكم بنهر

در آيات سابق، ترديد فرمانبرى بنى اسرائيل را در رويارويى با دشمن مطرح كرد (هل عسيتم . .. ) بنابراين آزمايش الهى، براى

مشخص شدن فرمانبران و نيز ميزان فرمانبرى آنان بوده است.

6 - طالوت ، لشكريان بسيج شده را تا قبل از موفقيّت آنان در آزمايش ، به خود نسبت نمى داد .

فلمّا فصل طالوت بالجنود

آنگاه كه طالوت، لشكريان را نيازموده بود، از آنان تعبير به «الجنود» شد، نه «جنوده» يعنى نه آنان را به خود منتسب مى دانست و نه از خود نفى مى كرد. و آنگاه كه سخن از آزمايش به ميان آمد، نسبت به آنان كه در آزمايش موفق مى شوند، گفت: «فانّه منّى».

11 - كسانى كه فقط يك كف از آب نهر نوشيدند ، از لشكر طرد نشدند ; گر چه منسوب به طالوت نيز نبودند .

فمن شرب منه فليس منّى و من لم يطعمه فانّه منّى ألاّ من اغترف غرفةً بيده

كلمه «الاّ» استثناى از «فمن شرب» است; بنابراين لشكر طالوت به سه گروه تقسيم مى شوند: نوشندگان، آنانكه نچشيدند و كسانى كه تنها مُشتى از آب برگرفتند. حكم گروه اوّل و دوّم روشن است ; ولى گروه سوّم چون آب را چشيده اند، «منّى» صدق نمى كند و به دليل اينكه سيراب نشده اند، «ليس منى» نيز صدق نمى كند.

12 - طالوت با آزمايش الهى ، برخى سپاهيان خود را تصفيه نمود و از لشكر طرد كرد .

فمن شرب منه فليس منّى

14 - بيشتر لشكريان طالوت على رغم منع وى ، از آب نهر نوشيدند و در امتحان الهى موفق نشدند .

فشربوا منه الاّ قليلا

18 - تنها اقليّتى كه در آزمايش تشنگى موفّق شدند ، همراه طالوت از نهر گذشتند .

فشربوا منه الاّ قليلا منهم فلمّا جاوزه هو و الذين امنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 8

8 - پندار مصونيت از امتحان و عذاب الهى ، از ميان برنده حق شنوى و بصيرت دينى بنى اسرائيل

فعموا و صموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 12،13

12 - آزمايش بنى اسرائيل ، از اهداف امداد هاى الهى براى حاكميت بخشيدن به آنان پس از پيروزى بر دشمنانشان

و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون

13 - آزمايش بنى اسرائيل از سوى خدا پس از دستيابى آنان به حكومت و قدرت ، هشدار موسى ( ع ) به آنان

فينظر كيف تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 10،11

10 - خداوند با گرفتار ساختن بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت باشد. مشاراليه «ذلكم» يا عذاب است و يا رهايى از آن. در برداشت

فوق «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب گرفته شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 14

14 - آزمون بنى اسرائيل از جانب خدا ، توجيه و برداشت موسى ( ع ) از مشيت الهى بر هلاك سازى همراهان او

إن هى إلا فتنتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 18

18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 1،2

1 - بنى اسرائيل ، در غيبت موسى ( ع ) ، مورد آزمايش الهى قرار گرفتند .

فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

«من بعدك»; يعنى [اى موسى] بعد از آن كه تو از قوم خويش جدا گشتى و از انظار آنان غايب شدى. گفتنى است كه «فتنة» در اصل در مورد طلا و نقره اى كاربرد دارد كه با آتش گداخته شده و خوب و بد آن جدا شده باشد (مصباح) و مراد از آن در آيه بالا، آزمايش است كه مايه تشخيص انسان هاى خوب و بد است.

2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .

و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 1،3،5،6

1- ارائه آيات و معجزات از سوى خداوند به بنى اسرائيل ، دربردارنده آزمونى آشكار و انكارناپذير براى ايشان

و ءاتينهم من الأيت ما فيه بلؤا مبين

3- گزينش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، گزينشى براى آزمايش

و لقد اخترنهم . ..و ءاتينهم ... ما فيه بلؤا

«و آتيناهم» تفسير و تبيين حقيقت «اخترناهم» است; يعنى، گزينش بنى اسرائيل همين بود كه خداوند، آنان را از نظر شرايط فكرى و اجتماعى مستحق آزمايش دانست و زمينه آن را براى آنان فراهم ساخت.

5- آزمون هاى الهى در مورد بنى اسرائيل ، روشن و خالى از ابهام

بلؤا مبين

6- آيات و معجزات الهى براى بنى اسرائيل ، داراى اهداف گوناگون از جمله امتحان آنان *

و ءاتينهم من الأيت ما فيه بلؤا مبين

تعبير «فيه بلاء»، اين احتمال را مطرح مى سازد كه هر آيه اى صرفاً بُعد آزمايشى نداشته است.

112- امتنان بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 5

5 - خداوند تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس را براى بنى اسرائيل حلال و مباح كرد .

و كلوا منها حيث شئتم

113- امداد به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 4،10

4 - وعده الهى به بنى اسرائيل بر نصرت آنان

اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم

در برداشت فوق مخاطب در «معكم»، بنى اسرائيل گرفته شده است، نه خصوص نقباى آنها.

10 - نصرت و يارى خدا به بنى اسرائيل ، مشروط به اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا

انى معكم لئن اقمتم الصلوة . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

در برداشت فوق جمله «انى معكم» به منزله جواب شرط و قسم در «لئن اقمتم» گرفته شده است. يعنى در واقع، جمله «لئن اقمتم»، داراى دو جزء است: يكى «انى معكم» و ديگرى «لاكفرن ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 5،6

5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم بأمول و بنين

6- سلطه مجدد بنى اسرائيل بر دشمنانشان پس از اولين شكست ، متكى بر توان اقتصادى و نيروى انسانى خدادادى است .

و أمددنكم بأمول و بنين

114- امر به معروف در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 5

5 - بيان كار هاى نيك براى مردم ( امر به معروف ، ارشاد به نيكى ها و . . . ) از عهد هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و قولوا للناس حسناً

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «حسناً» مفعولٌ به براى قولوا باشد. بنابراين «قولوا ...»; يعنى، نيكيها را براى مردم بگوييد و بيان كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

115- اميدوارى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 8

8 - قوم موسى على رغم پيشينه گوساله پرستى به رحمت و مغفرت الهى اميدوار بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 1

1- ايجاد اميدوارى به رحمت در بنى اسرائيل ، على رغم دو بار فسادانگيزى و شكست تلخشان به وسيله خداوند

عسى ربّكم أن يرحمكم

مخاطبان آيه با توجه به آيات قبل، بنى اسرائيل است.

116- انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 12

12 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل *

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «مثلاً لبنى اسرائيل» از اين باب باشد كه عيسى(ع) تنها براى بنى اسرائيل مبعوث شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 4

4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 2

2 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

يبنى إسرءيل إنّى رسول اللّه إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 26

26 - بعثت پيامبرانى بسيار براى بنى اسرائيل

و يقتلون النبيين بغير الحق

«ال» در «النبيين» براى استغراق است و مراد از آن در اين جا كثرت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 3،4

3 - خداوند ، پس از درگذشت موسى ( ع ) ، رسولانى را پى در پى به سوى بنى اسرائيل فرستاد .

و قفينا من بعده بالرسل

«تقفية» (مصدر قفينا) به معناى روانه كردن چيزى يا كسى در پى چيزى يا كسى ديگرى است. بنابراين جمله «قفينا ...»; يعنى، پس از درگذشت موسى(ع)، پيامبران بسيارى را يكى پس از ديگرى ]به سوى بنى اسرائيل [فرستاديم.

4 - بنى اسرائيل ، برخوردار از رسولانى بسيار

و قفينا من بعده بالرسل

«ال» در «الرسل» براى استغراق است و در اين جا حكايت از كثرت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 19،22

19 - يهود ، پيامبران بسيارى از نژاد اسرائيل را به قتل رساندند .

فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل

چون جمله «فلم تقتلون . ..» (پس چرا پيامبران خدا را مى كشتيد؟) در جواب ادعاى يهود، مبنى بر ايمان آنان به پيامبران بنى اسرائيل، آمده است، معلوم مى شود: مراد از «أنبياء اللّه» پيامبران بنى اسرائيل است.

22 - بنى اسرائيل ، برخوردار از پيامبران بسيار

فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 1،3

1 - موسى ( ع ) پيامبرى از نژاد اسرائيل و مبعوث شده براى بنى اسرائيل

قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. و لقد جاء كم موسى بالبينت

3 - موسى ( ع ) ، برجسته ترين و بارزترين چهره در ميان انبياى بنى اسرائيل

و لقد جاء كم موسى بالبينت

ذكر نام موسى(ع)، از ميان پيامبران بنى اسرائيل، براى ارائه نمونه اى از برخوردهاى كفرآميز يهود با پيامبران اسرائيلى; اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 5،10،11،15،26،28،29

5 - پيامبر بنى اسرائيل در عصر طالوت پناهگاه مردم براى رويارويى با دشمنان

اذ قالوا لنبى لهم ابعث

10 - پايبندى بنى اسرائيل زمان طالوت به پيكار در راه خدا ، مورد ترديد پيامبرشان ( اشموئيل ) بود .

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الاّ تقاتلوا

11 - پيمان گرفتن بنى اسرائيلِ زمان طالوت ( اشموئيل ) از قوم خويش براى پيكار در راه خداوند

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال

جمله «هل عسيتم» كنايه از پيمان گرفتن از آنان است.

15 - اطمينان بخشيدن بنى اسرائيلِ زمان طالوت به پيامبرشان ، بر پايدارى در پيكار با دشمنان

و ما لنا الاّ نقاتل فى سبيل اللّه

26 - حضور حضرت موسى ( ع ) در ميان بنى اسرائيل ، مانع تجاوز دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

«من بعد موسى» مى تواند اشاره باشد به اينكه تا آنگاه كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل بود، آنان مورد تجاوز دشمنان قرار نگرفتند.

28 - برخى پيامبران بنى اسرائيل پس از موسى ( ع ) ، مقام زمامدارى جامعه را بر عهده نداشتند . *

ابعث لنا ملكاً . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

درخواست ملك (پادشاه و زمامدار)، حاكى از آن است كه پيامبر آن عصر پادشاهى و زمامدارى جامعه خويش را بر عهده نداشته

است.

29 - نيرو هاى صادق و پايدار بنى اسرائيل در ركاب طالوت ، شصت هزار نفر بودند .

تولّوا الاّ قليلا

امام باقر (ع) درباره «قليل» در آيه فوق فرمود: كان القليل ستّين الفاً


معانى الاخبار، ص 151، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 245، ح 971.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 7

7 - اخبار غيبى پيامبر بنى اسرائيل ، به بازگشت صندوق عهد به سوى آنان

و قال لهم نبيّهم انّ اية ملكه ان ياتيكم التّابوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 1

1 - عيسى ( ع ) ، فرستاده و رسولى از جانب خداوند ، به سوى بنى اسرائيل

و رسولا الى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 8،9

8 - بعثت رسولان متعدّد براى بنى اسرائيل ، همراه دلايل روشن ( معجزات و براهين )

قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات

9 - سوخته شدن قربانى به آتشى از غيب ، معجزه برخى انبيا و رسولان بنى اسرائيل

قال انّ اللّه عهد الينا . .. قد جاءكم رسل ... و بالّذى قلتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 14

14 - تعدد انبيا در ميان بنى اسرائيل *

ءامنتم برسلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 4،12

4 - بنى اسرائيل ، برخوردار از نعمت پيامبرانى متعدد پيش از موسى ( ع )

اذ جعل فيكم انبياء

12 - برانگيخته شدن پيامبران در بنى اسرائيل ، زمينه حاكميت و استقلال آنان *

اذ جعل فيكم انبياء و جعلكم ملوكاً

تقديم جمله «جعل فيكم انبياء» بر جمله «جعلكم ملوكا»، مى تواند اشاره به اين معنى باشد كه وجود انبيا در ميان بنى اسرائيل، سبب استقلال و فرمانروايى آنان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 20،22،23

20 - خداوند برانگيزنده پيامبرانى بسيار براى هدايت بنى اسرائيل

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

22 - انبياى بنى اسرائيل ، داراى بياناتى روشن و بدون ابهام در توجيه احكام و قوانين كيفرى *

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

«بينات»، به قرينه صدر آيه، مى تواند اشاره به شرح و تبيين كيفرهاى الهى در موارد قتل و جنايت باشد.

23 - اتمام حجت خداوند بر بنى اسرائيل با فرستادن پيامبرانى به همراه دلايل روشن

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

توبيخ بنى اسرائيل به جهت اسرافكارى و قانونشكنى پس از ارسال پيامبران، گوياى اين است كه دعوت پيامبران كافى براى هدايت و رفع عذر بوده كه از آن به اتمام حجت تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 3

3 - بعثت پيامبرانى متعدد و بلند مرتبه از جانب خداوند براى بنى اسرائيل

و ارسلنا اليهم رسلا

تنوين در «رسلا» مى تواند اشاره به عظمت و مرتبه والاى آن رسولان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 8

8 - مسيح ( ع ) پيامبرى فرستاده شده به سوى بنى اسرائيل

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 8

8 - حضرت داود ( ع ) و عيسى ( ع ) از پيامبران بنى اسرائيل مى باشند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 3

3 - موسى و هارون ، از طايفه بنى اسرائيل بودند .

و قومهما لنا عبدون

117- انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 26

26 - بعثت پيامبرانى بسيار براى بنى اسرائيل

و يقتلون النبيين بغير الحق

«ال» در «النبيين» براى استغراق است و مراد از آن در اين جا كثرت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 3،4

3 - خداوند ، پس از درگذشت موسى ( ع ) ، رسولانى را پى در پى به سوى بنى اسرائيل فرستاد .

و قفينا من بعده بالرسل

«تقفية» (مصدر قفينا) به معناى روانه كردن چيزى يا كسى در پى چيزى يا كسى ديگرى است. بنابراين جمله «قفينا ...»; يعنى، پس از درگذشت موسى(ع)، پيامبران بسيارى را يكى پس از ديگرى ]به سوى بنى اسرائيل [فرستاديم.

4 - بنى اسرائيل ، برخوردار از رسولانى بسيار

و قفينا من بعده بالرسل

«ال» در «الرسل» براى استغراق است و در اين جا حكايت از كثرت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 19،22

19 - يهود ، پيامبران بسيارى از نژاد اسرائيل را به قتل رساندند .

فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل

چون جمله «فلم تقتلون . ..» (پس چرا پيامبران خدا را مى كشتيد؟) در جواب ادعاى يهود، مبنى بر ايمان آنان به پيامبران بنى اسرائيل، آمده است، معلوم مى شود: مراد از «أنبياء اللّه» پيامبران بنى اسرائيل است.

22 - بنى اسرائيل ، برخوردار از پيامبران بسيار

فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 1،3

1 - موسى ( ع ) پيامبرى از نژاد اسرائيل و مبعوث شده براى بنى اسرائيل

قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. و لقد جاء كم موسى بالبينت

3 - موسى ( ع ) ، برجسته ترين و بارزترين چهره در ميان انبياى بنى اسرائيل

و لقد جاء كم موسى بالبينت

ذكر نام موسى(ع)، از ميان پيامبران بنى اسرائيل، براى ارائه نمونه اى از برخوردهاى كفرآميز يهود با پيامبران اسرائيلى; اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 5،10،11،15،26،28،29

5 - پيامبر بنى اسرائيل در عصر طالوت پناهگاه مردم براى رويارويى با دشمنان

اذ قالوا لنبى لهم ابعث

10 - پايبندى بنى اسرائيل زمان طالوت به پيكار در راه خدا ، مورد ترديد پيامبرشان ( اشموئيل ) بود .

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الاّ تقاتلوا

11 - پيمان گرفتن بنى اسرائيلِ زمان طالوت ( اشموئيل ) از قوم خويش براى پيكار در راه خداوند

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال

جمله «هل عسيتم» كنايه از پيمان گرفتن از آنان است.

15 - اطمينان بخشيدن بنى اسرائيلِ زمان طالوت به پيامبرشان ، بر پايدارى در پيكار با دشمنان

و ما لنا الاّ نقاتل فى سبيل اللّه

26 - حضور حضرت موسى ( ع ) در ميان بنى اسرائيل ، مانع تجاوز دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

«من بعد موسى» مى تواند اشاره باشد به اينكه تا آنگاه كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل بود، آنان مورد تجاوز دشمنان قرار نگرفتند.

28 - برخى پيامبران بنى اسرائيل پس از موسى ( ع ) ، مقام زمامدارى جامعه را بر عهده نداشتند . *

ابعث لنا ملكاً . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

درخواست ملك (پادشاه و زمامدار)، حاكى از آن است كه پيامبر آن عصر پادشاهى و زمامدارى جامعه خويش را بر عهده نداشته است.

29 - نيرو هاى صادق و پايدار بنى اسرائيل در ركاب طالوت ، شصت هزار نفر بودند .

تولّوا الاّ قليلا

امام باقر (ع) درباره «قليل» در آيه فوق فرمود: كان القليل ستّين الفاً


معانى الاخبار، ص 151، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 245، ح 971.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 7

7 - اخبار غيبى پيامبر بنى اسرائيل ، به بازگشت صندوق عهد به سوى آنان

و قال لهم نبيّهم انّ اية ملكه ان ياتيكم التّابوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 1

1 - عيسى ( ع ) ، فرستاده و رسولى از جانب خداوند ، به سوى بنى اسرائيل

و رسولا الى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 8،9

8 - بعثت رسولان متعدّد براى بنى اسرائيل ، همراه دلايل روشن ( معجزات و براهين )

قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات

9 - سوخته شدن قربانى به آتشى از غيب ، معجزه برخى انبيا و رسولان بنى اسرائيل

قال انّ اللّه عهد الينا . .. قد جاءكم رسل ... و بالّذى قلتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 14

14 - تعدد انبيا در ميان بنى اسرائيل *

ءامنتم برسلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 4،12

4 - بنى اسرائيل ، برخوردار از نعمت پيامبرانى متعدد پيش از موسى ( ع )

اذ جعل فيكم انبياء

12 - برانگيخته شدن پيامبران در بنى اسرائيل ، زمينه حاكميت و استقلال آنان *

اذ جعل فيكم انبياء و جعلكم ملوكاً

تقديم جمله «جعل فيكم انبياء» بر جمله «جعلكم ملوكا»، مى تواند اشاره به اين معنى باشد كه وجود انبيا در ميان بنى اسرائيل، سبب استقلال و فرمانروايى آنان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 20،22،23

20 - خداوند برانگيزنده پيامبرانى بسيار براى هدايت بنى اسرائيل

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

22 - انبياى بنى اسرائيل ، داراى بياناتى روشن و بدون ابهام در توجيه احكام و قوانين كيفرى *

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

«بينات»، به قرينه صدر آيه، مى تواند اشاره به شرح و تبيين كيفرهاى الهى در موارد قتل و جنايت باشد.

23 - اتمام حجت خداوند بر بنى اسرائيل با فرستادن پيامبرانى به همراه دلايل روشن

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

توبيخ بنى اسرائيل به جهت اسرافكارى و قانونشكنى پس از ارسال پيامبران، گوياى اين است كه دعوت پيامبران كافى براى هدايت و رفع عذر بوده كه از آن به اتمام حجت تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 3

3 - بعثت پيامبرانى متعدد و بلند مرتبه از جانب خداوند براى بنى اسرائيل

و ارسلنا اليهم رسلا

تنوين در «رسلا» مى تواند اشاره به عظمت و مرتبه والاى آن رسولان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 8

8 - مسيح ( ع ) پيامبرى فرستاده شده به سوى بنى اسرائيل

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 8

8 - حضرت داود ( ع ) و عيسى ( ع ) از پيامبران بنى اسرائيل مى باشند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 3

3 - موسى و هارون ، از طايفه بنى اسرائيل بودند .

و قومهما لنا عبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 12

12 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل *

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «مثلاً لبنى اسرائيل» از اين باب باشد كه عيسى(ع) تنها براى بنى اسرائيل مبعوث شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 4

4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 2

2 - عيسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

يبنى إسرءيل إنّى رسول اللّه إليكم

118- انتظارات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 3

3 - رفع بيدادگرى فرعون از بنى اسرائيل ، انتظار آنان از بعثت موسى ( ع )

قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا

119- انتقام از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 1

1- انتقام خداوند از بنى اسرائيل ، به وسيله نيروهايى توانمند و جنگاور ، در پى نخستين فسادانگيزى آنان

فإذا جاء وعد أُولهما بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

«بأس» در لغت به معناى شدت در جنگ است و «أُولى بأس» توانمندى و جنگاورى را معنا مى دهد.

120- انحراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 7

7 - وجود زمينه انحرافاتى ، همانند انحرافات بنى اسرائيل در بين مسلمانان

أم تريدون أن تسئلوا رسولكم كما سئل موسى من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 11

11 - بنى اسرائيل با انحراف هاى خويش ، آينده ناگوار و شومى را براى خود ترسيم نمودند .

لبئس ما قدمت لهم انفسهم

121- اندوه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 9

9- مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنى اسرائيل به وسيله جنگاورانى قدرتمند ، با فرا رسيدن دومين مرحله فسادانگيزى آنان و هويدا شدن غبار غم و شكست در چهره آنها

فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

ضمير فاعلى «هم» در «ليسئوا» به «عباداً» باز مى گردد و لام در آن براى تعليل است; يعنى، بندگان ما براى اندوهگين كردن شما (بنى اسرائيل) بيايند.

122- انذار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 1،4

1- هشدار خداوند به بنى اسرائيل نسبت به دوبار فسادانگيزى قطعى آنان در آينده

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين

خداوند از آيات 4 تا 8 از دوبار فسادانگيزى بنى اسرائيل و سركوبى آنان خبر داده است. در اينكه اين دو بار تا كنون به وقوع پيوسته است يا خير، ميان مفسران بحث و گفتوگوى بسيار شده است و هيچ دليل قاطع و قانع كننده هم در خود آيات و بيرون از آنها براى وقوع و عدم وقوع آن دو حادثه وجود ندارد. از اين رو، برداشتهاى آيات ياد شده به صورت پيشگويى و به گونه اى نوشته شده است كه با هر دو احتمال سازگار باشد. گفتنى است: «قضاء» به معناى فيصله دادن شىء است و متعدى شدن آن به «إلى» متضمن معناى «ايحاء» و «اعلام» است و چنان كه از آيات بعدى برمى آيد، آيه شريفه در مقام تهديد است.

4- هشدار خداوند به بنى اسرائيل به خاطر سركشى و برترى طلبى بزرگ آنان

و قضينا إلى بنى إسرءيل . .. و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

مراد از «لتعلنّ» به قرينه «لتفسدنّ فى الأرض» و نيز به قرينه آيه بعد - كه در آن عكس العمل خداوند با اين عمل بنى اسرائيل

بيان شده است - برترى طلبى است و نه برترى يافتن اجتماعى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 7

7- تهديد شدن بنى اسرائيل به كيفر مجدد در صورت بازگشت به فتنه گرى ، از سوى خداوند

و إن عدتم عدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 5

5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 1

1 - انحراف و گوساله پرستى بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) ، على رغم هشدار هاى هارون ( ع ) صورت گرفته بود .

و لقد قال لهم هرون من قبل

«من قبل»; يعنى، پيش از بازگشت موسى(ع) از ميقات.

123- انذار گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 14

14 - موسى ( ع ) ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را مردمى عهدشكن توصيف كرده و آنها را به عذاب سخت الهى هشدار داد .

أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

124- انفاق در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 7

7 - نماز ، زكات ، ايمان به همه انبيا و حمايت از آنان و انفاق ، از تكاليف بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و عزرتموهم و اقرضتم اللّه

125- اهانت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 9

9 - اهانت قوم موسى ، نسبت به ساحت مقدس خداوند

فاذهب انت و ربك

گفتن «ربك» و نه «ربنا»، حاكى از جسارت قوم موسى به خداوند است.

126- اهميت اتحاد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 12

12 - حفظ وحدت و يك پارچگى و جلوگيرى از تفرقه ، عذر هارون ( ع ) جهت اقدام نكردن به صورت عملى عليه گوساله پرستان بنى اسرائيل

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

127- اهميت امنيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 3

3- رعايت جوانب امنيتى و حفاظتى در گريز بنى اسرائيل از نظام فرعونى

فأسر . .. ليلاً

128- اهميت سكونت بنى اسرائيل در مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 7

7 - حضور بنى اسرائيل در مصر ، براى فرعونيان اهميت بسيارى داشت .

فأرسل معنا بنى إسرءيل

مطرح نمودن درخواست اجازه فرعون، براى خروج بنى اسرائيل از مصر، نشانه اهميت حضور بنى اسرائيل در مصر و بيانگر نقش آنان در انجام امور فرعونيان است.

129- اهميت نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 1

1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .

أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل

مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 2

2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.

130- اهميت هدايت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 6

6- موسى ( ع ) از جانب خداوند وظيفه داشت كه قوم خود را در هدايت ، در اولويت قرار دهد .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور

دستور خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين بود: «لتخرج الناس من الظلمات إلى النور» در حالى كه به حضرت موسى(ع) فرموده است: «أخرج قومك من الظلمات». از آن جايى كه بى شك رسالت موسى(ع) فراتر از قوم بنى اسرائيل بوده است، مراد از قيد «قومك» احتمالاً در اولويت قرار دادن آنهاست.

131- ايجاد اميدوارى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 4

4 - موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .

عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض

132- ايمان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 2

2 - در پس تحقق معجزه موسى ( ع ) و شكست ساحران ، تنها گروه اندكى از بنى اسرائيل به وى گرويده و ايمان آوردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

برداشت فوق بر اساس ارجاع ضمير «من قومه» به «موسى» است ; ضمناً تنكير «ذرية» دلالت بر تقليل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 28

28 - قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، برخوردار از ايمان و معرفت بالا نسبت به معارف الهى

إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... و أحسن ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 11

11- سرزنش مشركان عرب از سوى خداوند ، به سبب كفرورزى به قرآن ، على رغم ايمان برخى غير عرب به حقانيت آن *

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن و استكبرتم

اين احتمال در آيه وجود دارد كه تذكر قرآن به ايمان فردى از بنى اسرائيل; از آن جهت براى مشركان عرب سرزنش بار باشد كه بنى اسرائيل در اصل عرب نبودند و عوامل نژادى و زبانى، مقتضى آن بوده تا در برابر قرآن خاضع نشوند. با اين وصف برخى از آنان به قرآن ايمان آوردند; در حالى كه مشركان عرب - كه قرآن به لغت آنان نازل شده - از پذيرش آن امتناع ورزيدند.

133- ايمان نياكان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 2

2- خداوند ، ايمان و شرافت نياكان بنى اسرائيل را به آنان يادآور شد .

هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح

نصب «ذرية» يا به تقدير حرف ندا و يا به تقدير فعل «اخص» است. در هر صورت يادآورى عنوان «ذريه همراهان نوح» بيانگر حقيقت فوق است.

134- بازگشت بنى اسرائيل به مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 7

7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *

كذلك و أورثنها قومًا ءاخرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.

135- باغهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 2

2 - بنى اسرائيل ، وارث سرزمينى آباد و برخوردار از باغ ها و چشمه سار ها ، پس از خارج شدن آنان از مصر

كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

ضمير «ها» در «أورثناها» به مطلق «جنّات» بازمى گردد; نه جنات مربوط به فرعونيان. بنابراين، آيه ياد شده و آيه قبل، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، از سويى فرعونيان را از باغ ها و كاخ هاى شان بيرون كرد و همه آنان را به دريا ريخت و از سوى ديگر بنى اسرائيل را كه در مصر فاقد هر گونه امكانات بودند، به جاى ديگرى منتقل كرد و سرزمينى آباد و پر بركت كه عبارت است از ارض مقدس باشد در اختيارشان قرار داد و به آنان فرمود «ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم»،(مائده(5) آيه 21).

136- بت پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 1

1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً

همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»

137- بدرفتارى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 23

23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .

و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم

138- برترى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 7،8،9

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را بر همه مردمان عصرشان برترى داد .

و أنى فضلتكم على العلمين

كلمه «عالمين» گاهى بر همه هستى و گاهى به موجودات داراى عقل و شعور اطلاق مى شود و احياناً كاربرد آن، انسانها هستند. به نظر مى رسد مراد از «العالمين» در آيه مورد بحث - به مناسبت حكم و موضوع - انسانها باشد.

8 - برترى بنى اسرائيل بر همه مردم ، از نعمت هاى گران سنگ الهى بر آنان

و أنى فضلتكم على العلمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» عطف خاص بر عام، يا عطف تفسيرى باشد.

9 - به خاطر داشتن نعمت برترى بنى اسرائيل بر همگان ، سفارش و توصيه خداوند به آنان

اذكروا نعمتى . .. أنى فضلتكم على العلمين

عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» اقتضا مى كند كه: «أنى فضلتكم» نيز مفعول «اذكروا» باشد; يعنى: اذكروا . .. أنى فضلتكم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 7،8،9

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را در برهه اى از تاريخ ، بر همه مردمان برترى داد .

و أنّى فضلتكم على العلمين

كلمه «عالمين» بر همه هستى و گاهى به همه موجودات داراى عقل و شعور اطلاق مى گردد و احياناً كاربرد آن خصوص انسانهاست. به نظر مى رسد مراد از آن در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - انسانها باشد.

8 - برترى بنى اسرائيل بر همه مردم ، از نعمت هاى گران سنگ الهى بر بنى اسرائيل

اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم و أنّى فضلتكم على العلمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه عطف «أنّى فضلتكم» بر «نعمتى» عطف خاص بر عام و يا عطف تفسيرى باشد.

9 - بنى اسرائيل ، در صورت يادآورى نعمت هاى گران سنگ الهى و بررسى علت هاى فضيلتشان در اعصار گذشته ، زمينه هاى ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در خويش ، شكوفا خواهند كرد .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون. يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى

به نظر مى رسد توصيه به يادآورى نعمتهاى خدادادى، پس از بيان خطر كفرورزى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، ارائه رهنمودى باشد براى ايجاد زمينه ايمان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 3،4

3 - خداوند ، بنى اسرائيل زمان موسى را بر همه اقوام و ملل عصرشان برترى بخشيد .

و هو فضلكم على العلمين

«ال» در «العالمين» براى عهد و اشاره به عالمين عصر موسى است.

4 - موسى ( ع ) با بيان احسان و تفضل ويژه خداوند بر بنى اسرائيل ، تنها او را شايسته پرستش براى آنان معرفى كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جمله «و هو فضلكم» حاليه و به منزله تعليلى است براى جمله «أغير اللّه . .. .» يعنى چگونه امكان دارد غير خدا را براى پرستش شما بجويم در حالى كه نعمتها، از جمله برترى شما بر ديگر اقوام و ملل، عطاى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 9

9 - برترى يافتن بنى اسرائيل بر مردمان عصر خويش ، در پى رسالت موسى ( ع )

و فضّلنهم على العلمين

مراد از «العالمين» در برداشت ياد شده، مردمان عصر بنى اسرائيل دانسته شده است.

139- برخورد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 9

9 - تكذيب پيامبران الهى و كشتن آنان ، شيوه بنى اسرائيل در برخورد با انبيا

كلما جاءهم رسول . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

140- بردگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 5

5 - بنى اسرائيل ، دربند اسارت و بردگى فرعون و اشراف حكومت او

و قومهما لنا عبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 1،2

1 - انتقاد صريح موسى ( ع ) از فرعون به خاطر به بردگى كشاندن بنى اسرائيل

و تلك نعمة . .. أن عبّدتّ بنى إسرءيل

جمله «و تلك نعمة. ..» استفهامى و به تقدير «أوَتلك...» است. «أن عبّدتّ» مى تواند عطف بيان براى اسم اشاره «تلك» و يا

منصوب به نزع خافض (لام تعليل) و به تقدير «لأن عبّدتّ» باشد. «تعبيد» (مصدر «عبّدتّ») به معناى برده و بنده [خود] ساختن است; يعنى، آيا اين كه فرزندان اسرائيل را بنده خود ساخته اى، اين نعمتى است كه منّت آن را بر من مى نهى.

2 - بنى اسرائيل ، تحت بردگى و استثمار شديد نظام فرعونى

أن عبّدتّ بنى إسرءيل

141- بردگى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 6

6- « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».

142- برگزيدگان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 2

2 - خداوند از ميان بنى اسرائيل دوازده سرپرست بر آنان گماشت .

و بعثنا منهم اثنى عشر نقيباً

«نقيب» به كسى گفته مى شود كه از سوى والى و حاكم، بر گروه و طائفه اى رياست و سرپرستى مى كند.

143- برگزيدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 2

2 - بنى اسرائيل ، قومى برگزيده و مورد عنايات الهى در گذشته تاريخ

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

144- برگزيدگى رهبران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 6

6 - صبر و يقين برخى از پيروان موسى ( ع ) به آيات الهى ، زمينه ساز گزينش آنان از سوى خدا براى پيشوايى بنى اسراييل بود .

و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيتنا يوقنون

بنابراين احتمال كه در «لمّا» معناى جزا باشد; يعنى، آنان به رهبرى انتخاب شدند، به پاداش صبرى كه پيشه كردند و يقينى كه به آيات الهى پيدا كردند.

145- بسيج بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 1،5

1 - عذر خواستن موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، از ناتوانى خويش در بسيج بنى اسرائيل براى مبارزه با جباران

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

5 - هارون ، همانند موسى ( ع ) ، مأمور بسيج بنى اسرائيل براى فتح سرزمين مقدس

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

آيه بيست و سوم (و قال رجلان . ..) بيانگر آن است كه آن دو مرد نيز همانند هارون مطيع موسى(ع) بودند و اين حقيقت با تفسير جمله «لااملك الا نفسى و اخى» به اينكه تنها اختياردار خود و برادرم هستم و در ميان بنى اسرائيل تنها هارون فرمانبردار من است، سازگار نيست. بنابراين بايد گفت «اخى» مبتدايى است با حذف خبر (و اخى لايملك الانفسه) و نام بردن از خود و برادرش به اين دليل است كه بسيج بنى اسرائيل بر عهده هارون نيز بوده است.

146- بشارت به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 9

9 - خداوند به قوم موسى - در صورت ورود به بيت المقدس با رعايت آداب آن - نويد آمرزش گناهانشان را داد .

ادخلوا هذه القرية . .. و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه امرهايى است كه در آيه شريفه مطرح شده بود. بنابراين تقدير چنين است: «ان تدخلوا و تأكلوا و تدخلوا الباب سجداً و تقولوا حطة نغفر لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 13

13 - تضمين پاداش عظيم در برابر حفظ جان هر انسان ، نويدى از جانب خداوند بر بنى اسرائيل

كتبنا على بنى اسرءيل . .. من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

همسنگى حفظ حيات يك انسان با تمامى انسانها، مى تواند كنايه از پاداش عظيم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 6

6 - موسى ( ع ) ، نابودى حكومت فرعونى و تسلط مردمش بر سرزمين مصر را به آنان بشارت داد .

قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

چون موسى(ع) در پى تهديدهاى فرعون با جمله «إن الأرض . .. » در صدد تسلى بخشيدن به بنى اسرائيل بود، اين جمله متضمن إخبار به نابودى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 5

5 - نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 9،14

9 - خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس

اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».

14 - خداوند محسنان بنى اسرائيل را در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس ، به پاداشى افزونتر از احسانشان نويد داد .

سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 10

10 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

147- بصيرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 14

14 - اصلاح بينش و بصيرت بنى اسرائيل پس از پذيرش توبه آنان

ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا

كلمه «ثم» در جمله «ثم عموا و صموا» مى رساند كه بنى اسرائيل - پس از شمول رحمت الهى بر آنان و توبه به درگاه خداوند - بصيرت از دست رفته خويش را بازيافتند، اگر چه در مرحله و زمان ديگر بصيرت خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گرايش پيدا كردند.

148- بعثت انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 21

21 - تمامى پيامبران مبعوث شده به سوى بنى اسرائيل ، داراى دلايل روشن ( معجزه - برهان ) بر حقانيت رسالت خويش

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

149- بقاى نسل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 2

2- نابود و منقرض نشدن نسل بنى اسرائيل ، على رغم هجوم سنگين نيرو هاى توانمند و دو بار شكست سخت آنان

عسى ربّكم أن يرحمكم

150- بنى اسرائيل در بيابان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3،10

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

10 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى طيب و غير طيب ( حلال و حرام ) در پى عبورشان از دريا و دوران صحراگردى

كلوا من طيبت ما رزقنكم

آوردن كلمه «طيبات» و اضافه كردن آن به «ما رزقناكم» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 2

2 - فرمان تصرف بيت المقدس به بنى اسرائيل ، پس از زندگانى بيابانى آنان بود .

و ظللنا عليكم الغمام . .. و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 7

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

151- بنى اسرائيل در بيت المقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 1،2،5،10،19

1 - بنى اسرائيل فرمان يافتند تا پس از زندگانى بيابانى ، در آبادى بيت المقدس سكونت گزينند .

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

«قريه» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است. و چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت فوق كلمه «آبادى» آورده شد. «ال» در «القرية» عهد حضورى و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن بيت المقدس است.

2 - فرمان به سكونت گزيدن در آبادى بيت المقدس ، فرمانى بود از جانب خدا به بنى اسرائيل

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

كلمه «قيل» به صورت مجهول آمده و فرمان دهنده ذكر نشده است، ولى از جمله «نغفر لكم . .. » به دست مى آيد كه فرمان دهنده خداوند است.

5 - خداوند تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس را براى بنى اسرائيل حلال و مباح كرد .

و كلوا منها حيث شئتم

10 - بنى اسرائيل پيش از ورود به بيت المقدس گناهان فراوانى داشتند .

نغفر لكم خطيئتكم

برداشت فوق با توجه به كلمه «خطيئات» - كه به صورت جمع آمده - استفاده شده است.

19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين

كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.

152- بنى اسرائيل در دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 66 - 2

2 - تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در مسير باز شده در دريا به وسيله موسى ( ع )

و أنجينا موسى و من معه أجمعين . ثمّ أغرقنا الأخرين

153- بنى اسرائيل در درياى سرخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 2

2 - خداوند ، درياى سرخ را براى عبور بنى اسرائيل شكافت .

و إذ فرقنا بكم البحر

«فرق» (مصدر فرقنا) به معناى فاصله انداختن و شكافتن است.

154- بنى اسرائيل در دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 3

3 - بنى اسرائيل در حكومت فرعون ، زندگى سختى داشتند و جان پسران آنها در خطر بود .

أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 2

2- زندگى بنى اسرائيل در نظام فرعونى ، همراه با ذلت و مشقت هاى فراوان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

155- بنى اسرائيل در ساحل دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 1

1 - قرار گرفتن بنى اسرائيل در ميان سپاه فرعون و دريا

فلمّا ترءا الجمعان . .. فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر

از عبارت «أن اضرب بعصاك البحر» معلوم مى شود كه بنى اسرائيل به هنگام مشاهده سپاه فرعون، نه راه پيش داشتند و نه راه پس; زيرا در يك طرف آنان دريا قرار داشت و در سوى ديگر سپاه فرعون.

156- بنى اسرائيل در سرزمين شامات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 1،4،9

1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن

و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

4- تسلط و حاكميت بنى اسرائيل با اذن الهى بر سرزمين مصر ( يا شام ) پس از هلاكت فرعون *

اسكنوا الأرض

برداشت فوق بدان احتمال است كه مراد از «اسكنوا» استقرار و حاكميت يافتن باشد كه تا آن روز بنى اسرائيل فاقد آن بودند و مراد از «الأرض» سرزمين شام [و يا مصر ]باشد.

9- وعده خداوند به بنى اسرائيل جهت گردآورى آنان در سرزمين فلسطين ، پس از فرا رسيدن دومين موعد فساد آنان در آن سرزمين

جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه «وعد الأخرة» اشاره اى باشد به آن دو موعدى كه خداوند در آغاز اين سوره (آيه 4) براى بنى اسرائيل پيش بينى كرده و به آنان هشدار داده است.

157- بنى اسرائيل در سرزمين مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 2

2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان

فأراد أن يستفزّهم من الأرض

بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 1،4

1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن

و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

4- تسلط و حاكميت بنى اسرائيل با اذن الهى بر سرزمين مصر ( يا شام ) پس از هلاكت فرعون *

اسكنوا الأرض

برداشت فوق بدان احتمال است كه مراد از «اسكنوا» استقرار و حاكميت يافتن باشد كه تا آن روز بنى اسرائيل فاقد آن بودند و مراد از «الأرض» سرزمين شام [و يا مصر ]باشد.

158- بنى اسرائيل در سرزمين مقدّس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 2،3

2 - سكنى گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، تقديرى از جانب خداوند

الارض المقدسة التى كتب اللّه لكم

3 - سكونت قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، حقى براى ايشان از جانب خداوند

التى كتب اللّه لكم

159- بنى اسرائيل در صحراى سينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 10

10 - قوم موسى در صحراى سينا از غذا هاى روييدنى زمين بى بهره بودند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

160- بنى اسرائيل در غياب موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 7

7 - بنى اسرائيل ، در غياب موسى ( ع ) به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم اتخذتم العجل من بعده

«من بعده»; يعنى پس از غياب موسى (ع) و دور شدنش از بنى اسرائيل. «اتخذتم» از افعال تصيير است. كلمه «العجل» مفعول اول آن و مفعول دومش «الهاً» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است; يعنى: «ثم جعلتم العجل الهاً لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 4

4 - قوم موسى ، در غياب او به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 1،2،4،9

1 - بنى اسرائيل ، در غيبت موسى ( ع ) ، مورد آزمايش الهى قرار گرفتند .

فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

«من بعدك»; يعنى [اى موسى] بعد از آن كه تو از قوم خويش جدا گشتى و از انظار آنان غايب شدى. گفتنى است كه «فتنة» در اصل در مورد طلا و نقره اى كاربرد دارد كه با آتش گداخته شده و خوب و بد آن جدا شده باشد (مصباح) و مراد از آن در آيه بالا، آزمايش است كه مايه تشخيص انسان هاى خوب و بد است.

2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .

و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .

و أضلّهم السامرىّ

«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.

9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .

و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 1

1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .

و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا

با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 7

7 - بنى اسرائيل ، در زمان غيبت موسى ( ع ) و رفتن او به ميقات ، زيورآلات غنيمتى خود را دور انداختند .

حمّلنا أوزارًا من زينة القوم فقذفنها

«قذف» به معناى پرتاب كردن و دور انداختن است. با توجه به جمله «حمّلنا أوزاراً» به نظر مى رسد، بنى اسرائيل زيورآلات به غنيمت گرفته شده را به اين خاطر كه گناه و آلودگى است، به دور انداختند. و يا به جهت بى قدر و قيمت شدن آنها در شرايط صحرا و زندگى بيابانى، تصميم به دور انداختن آنها گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 10

10 - هارون ، وظيفه دار رهبرى و ارشاد بنى اسرائيل در غيبت موسى ( ع )

و لقد قال لهم هرون من قبل

161- بنى اسرائيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 13

13 - خداوند ، در قيامت نسبت به اختلافات بنى اسرائيل ، داورى خواهد كرد .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل . .. إن ربك يقضى بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 7،8

7- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل در قيامت ، براى بازجويى از آنان درباره نعمت هاى خدادادى

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه احضار و حشر جمعى بنى اسرائيل در قيامت - به قرينه فراز پيش (اسكنوا الأرض) - از آن جهت باشد كه آنان پاسخگوى نعمت بزرگ خدادادى (اسكنوا الأرض) باشند.

8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه

جئنا بكم لفيفًا

بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.

162- بنى اسرائيل در مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 2،4

2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند

.

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.

4 - موسى و هارون ( ع ) ، از طرف خداوند مأموريت يافتند قوم خود را از مناطق مختلف ، گرد آورده و در شهر مصر متمركز كنند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بمصر» متعلق به «تبوئاً» باشد. به اين صورت كه بنى اسرائيل چون در مناطق مختلف مصر پراكنده بودند و خارج كردن آنان از آن سرزمين در اين حال براى موسى (ع) عادتاً ممكن نبود، خداوند با اين دستور مى خواست آنان در يك جا متمركز شوند تا در خارج كردنشان از مصر مواجه با مشكل نشوند.

163- بنى اسرائيل در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 1،2

1 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا گروهى از قومش را همراه خود به ميعادگاه مناجات بياورد .

و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا

2 - موسى ( ع ) از ميان بنى اسرائيل هفتاد نفر را براى بردن به ميعادگاه مناجات انتخاب كرد .

و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا

كلمه «سبعين» مفعول براى «اختار» مى باشد و «قومه» به سبب حذف حرف جر، منصوب شده است ; يعنى «من قومه». البته برخى «قومه» را مفعول و «سبعين» را بدل از آن گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 4

4 - سمت راست كوه طور ، ميقات و وعده گاه شرفيابى بنى اسرائيل براى پاسخ گويى به دعوت خداوند بود .

و وعدنكم جانب الطور الأيمن

«أيمن» به معناى «يمين» (طرف راست) است و مراد از «جانب راست طور» دامنه و يا فضاى سمت راست آن بوده است.

164- بنى اسرائيل دوران داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 10

10 - گروهى از بنى اسرائيل زمان داود و عيسى عصيان پيشه و تجاوزگر بودند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

165- بنى اسرائيل دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 10

10 - گروهى از بنى اسرائيل زمان داود و عيسى عصيان پيشه و تجاوزگر بودند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

166- بنى اسرائيل دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 2

2 - بنى اسرائيل عصر موسى ، خواهان مشاهده خداوند شدند .

لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 7

7 - بنى اسرائيل عصر موسى متشكل از دوازده طايفه بودند .

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس و مراد از آن طوايف بنى اسرائيل است كه به قرينه «إثنتا عشرة عيناً» معلوم مى شود، آنها دوازده طايفه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 14

14 - قلب ها و دل هاى يهوديان عصر موسى آكنده از عشق به گوساله پرستى بود .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

اشراب «مصدر أشربوا» به معناى آميختن و نفوذ دادن است. مراد از «عجل» (گوساله) به قرينه «فى قلوبهم» محبت و عشق گوساله است نه خود گوساله. آوردن «عجل» به جاى «محبت عجل»، بيانگر اين است كه: محبت گوساله چنان با قلبهاى آنان عجين شده بود كه گويا خود گوساله در دلهاى آنان جاى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 12

12 - بنى اسرائيلِ زمان موسى ( ع ) در سيطره نظام فاسد فرعونى

فأرسل معى بنى إسراءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 4

4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون

أتذر موسى و قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 11،12

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى در دوران حكومت فرعون ، مردمى صبور و مقاوم در برابر دشمنان دين بودند .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 3

3 - خداوند ، بنى اسرائيل زمان موسى را بر همه اقوام و ملل عصرشان برترى بخشيد .

و هو فضلكم على العلمين

«ال» در «العالمين» براى عهد و اشاره به عالمين عصر موسى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 18

18 - جامعه بنى اسرائيل در عصر موسى حاوى گروهى مفسد و با انديشه ها و روشهايى نابهنجار

و لا تتبع سبيل المفسدين

167- بنى اسرائيل صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 7

7 - بنى اسرائيل زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه به عهد و پيمانى كه خداوند با آنان داشت .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 6،8

6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 7

7 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، ويژگى ها و خصوصيات روحى اسلاف و گذشتگان خويش را دارا بودند .

إذ قلتم يموسى لن نصبر على طعام وحد

نسبت دادن كردارها و گفتارهاى گذشتگان بنى اسرائيل به بنى اسرائيل عصر بعثت و گفتن «إذ قلتم» به جاى «إذ قالوا» گوياى اين است كه: بنى اسرائيل عصرهاى بعد در روحيات و رفتارهاى اجتماعى، همسان گذشتگان خود بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 11

11 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، همسان با اسلاف گذشتگان خويش در برخورد با كتاب هاى آسمانى و احكام دين

ثم توليتم

نسبت دادن رفتار پيشينيان بنى اسرائيل به موجودين عصر بعثت و عصرهاى پس از آن (ثم توليتم)، بيانگر اتحاد و اشتراك آنان در خصلتها و ويژگيهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 24

24 - هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق - تكذيب و قتل انبيا )

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون

فعل مضارع «يعملون» - على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» -، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 11

11 - بنى اسرائيل با انحراف هاى خويش ، آينده ناگوار و شومى را براى خود ترسيم نمودند .

لبئس ما قدمت لهم انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 2،9،12

2 - روابط ولايى و دوستانه بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران

ما اتخذوهم أولياء

9 - بسيارى از بنى اسرائيل در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) فاسق و شكننده حدود و حريم دين خويش بودند .

و لكن كثيراً منهم فسقون

12 - تعهد گروهى از بنى اسرائيل زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حدود الهى و قوانين دين

و لكن كثيراً منهم فسقون

168- بنى اسرائيل صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 3،4،7

3 - بنى اسرائيل ، داراى موقعيت و نقشى بارز در جامعه عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

از اين كه خداوند بنى اسرائيل را اختصاص به ذكر كرده است، موقعيت و نقش آنان در جامعه عصر بعثت استفاده مى شود.

4 - بنى اسرائيل ، گرفتار اختلافات فراوان در مبانى و معارف دينى ، به هنگام ظهور اسلام

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

پرداختن قرآن به حل مسائل مهم و مورد اختلاف بنى اسرائيل، نشان دهنده عمق اختلافات آنان در آن عصر است.

7 - ناتوانى تورات و انجيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از رفع اختلافات فكرى و عقيدتى بنى اسرائيل

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اقدام قرآن به حل اختلافات بنى اسرائيل، نشان مى دهد كه آنچه به عنوان تورات و انجيل در دست آنان بوده، براى تبيين حقايق مورد اختلافشان كافى نبوده است.

169- بنى اسرائيل گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 19

19 - بنى اسرائيليان گنهكار و داراى اعمال ناشايست ، مورد تهديد خداوند به كيفر و مجازات

و ما اللّه بغفل عما تعملون

از هدفهاى بيان آگاهى و توجه خداوند به اعمال گنهكاران، تهديد ايشان به كيفر است.

170- بنى اسرائيل و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 11

11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل

و ءاتينهم بيّنت من الأمر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.

171- بنى اسرائيل و اصحاب سبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 4

4 - بنى اسرائيل ، آگاه به سرگذشت شوم اصحاب سبت و علل آن هستند .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

172- بنى اسرائيل و افشاى راز انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 39

39 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) - و تلا هذه الآية - « ذلك بأنهم كانوا يكفرون بايات اللّه و يقتلون النبين بغير الحق ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون » قال : و اللّه ما قتلوهم بأيديهم و لاضربوهم باسيافهم و لكنهم سمعوا أحاديثهم فاذاعوها فاخذوا عليها فقتلوا فصار قتلا و اعتداء و معصية ;

از امام صادق (ع) روايت شده است كه در پى تلاوت آيه فوق، فرمودند: به خدا سوگند! بنى اسرائيل، پيامبران خود را با دستان خود نكشتند و آنان را با شمشيرهاى خود به قتل نرساندند و لكن احاديث آنان را شنيدند و اسرارشان را فاش كردند و در نتيجه پيامبران، دستگير و كشته مى شدند. از اين جهت افشاى سرّ، قتل و تجاوز و معصيت محسوب شده است».

173- بنى اسرائيل و انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 16

16 - قوم موسى فاقد معرفت لازم نسبت به مقام شامخ پيامبران ( ع )

أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 8

8 - قوم موسى ، نمونه اى بارز از اقوام بهانه جو در برخورد با پيامبران و داراى توقعات و خواسته هاى بى جا از آنان

أم تريدون أن تسئلوا رسولكم كما سئل موسى من قبل

چون بعيد به نظر مى رسد كه در ميان امتهاى گذشته، تنها قوم موسى پرسشها و درخواستهاى نا به جا از پيامبرشان داشتتند، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: ياد كردن از قوم موسى، به خاطر رواج بيشتر اين خصيصه در ميان آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 4،5

4 - ناسازگارى برنامه ها و اهداف پيامبران با تمايلات نفسانى بنى اسرائيل

كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم

5 - انطباق و عدم انطباق رسالت انبيا با تمايلات نفسانى ، عامل تصديق و تكذيب پيامبران از سوى بنى اسرائيل

كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

174- بنى اسرائيل و انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 8

8 - بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف

الهى

لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.

175- بنى اسرائيل و اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12،17

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

17 - اشتياق قوم موسى به گوساله پرستى ، تعيين كننده موضعگيرى هاى آنان در برابر فرمان هاى الهى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

176- بنى اسرائيل و بت پرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 4،6،9،10

4 - بنى اسرائيل در پى عبور از دريا با مردمى بت پرست مواجه شدند .

فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم

«أتوا» چون به «على» متعدى شده، متضمن معناى مرور است، يعنى «اتوا قوما مارين عليهم».

6 - بت پرستانى كه قوم موسى بر آنان گذر كردند ، داراى بت هاى متعدد بودند .

على أصنام لهم

«أصنام» (جمع «صنم») به معناى بتهاست.

9 - بنى اسرائيل از موسى خواستند تا خدايى مانند خدايان بت پرستان براى آنان قرار دهد .

اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة

10 - بنى اسرائيل با مشاهده بت پرستان و كرنش آنان در برابر معبودهايى محسوس ، خواستار معبودى ملموس و محسوس شدند .

فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة

177- بنى اسرائيل و برپايى نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 8

8 - خداوند ، بنى اسرائيل را به بر پا داشتن نماز مكلف فرمود .

و أقيموا الصلوة

178- بنى اسرائيل و تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

179- بنى اسرائيل و تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

180- بنى اسرائيل و تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

181- بنى اسرائيل و تصديق موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 3

3 - بنى اسرائيل ، تصديق رسالت موسى را منوط به آشكارا ديدن خداوند كردند .

لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة

182- بنى اسرائيل و تصرف بيت المقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 2،3،6،7،8،10

2 - فرمان تصرف بيت المقدس به بنى اسرائيل ، پس از زندگانى بيابانى آنان بود .

و ظللنا عليكم الغمام . .. و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن به سر مى بردند .

و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

برداشت فوق با توجه به اسم اشاره «هذه» - كه براى اشاره به نزديك است - استفاده شده است.

6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين

اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا - به هنگام تصرف بيت المقدس - از دستور هاى خداوند به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع ساجد و حال براى فاعل «ادخلوا» مى باشد. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك نهادن) سازگار نيست، مى توان گفت: در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

8 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس فرمانى از جانب خداوند به بنى اسرائيل

ادخلوا . .. و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف همانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرو آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد «نغفر لكم ...» برداشتن گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد - خدايا - درخواست ما آمرزش گناهان است.

10 - بنى اسرائيل ، پيش از ورودشان به بيت المقدس ، بر دوش دارنده گناهانى بسيار

نغفر لكم خطيكم

برداشت فوق با توجه به جمع آوردن كلمه «خطاياكم» استفاده شده است.

183- بنى اسرائيل و تكذيب انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 10

10 - بى اعتنايى بنى اسرائيل به پيمان خداوند ، با تكذيب رسولان الهى و كشتن آنان

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 9،24

9 - تكذيب و قتل انبيا از سوى بنى اسرائيل مايه محروميت آنان از حق شناسى و بينش دينى

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. فعموا و صموا

جمله «عموا و صموا» علاوه بر اينكه متفرع بر جمله «حسبوا . ..» است مى تواند متفرع بر جمله «فريقاً كذبوا ...» نيز باشد.

24 - هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق - تكذيب و قتل انبيا )

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون

فعل مضارع «يعملون» - على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» -، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

184- بنى اسرائيل و تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 1،5،6،7

1 - خداوند ، براى فراگيرى تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم

«ميثاق» به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد پيمان مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ما آتيناكم) به اين معناست كه: پذيرفته شوند و به احكام آنها عمل گردد.

5 - بنى اسرائيل براى پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن ، لجاجت كرده و سرسختى نشان مى دادند .

رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم

از اينكه خداوند با تهديد و ارعاب از بنى اسرائيل خواست تا تورات را بپذيرند و بر آن پيمان بسپارند، برداشت فوق استفاده مى شود.

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوّة

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را به فراگيرى احكام و معارف تورات و همواره به يادداشتن آن فراخواند .

و اذكروا ما فيه

«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه»; يعنى، محتواى تورات را فرا گيريد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 12

12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *

ثم توليتم من بعد ذلك

از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 15

15 - بنى اسرائيل ، به برخى از دستورات تورات عمل كرده و برخى را ناديده مى گرفتند .

أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 1،5،6،12،13

1 - خداوند ، براى پذيرش تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

ميثاق به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد ميثاق مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ...) به اين است كه پذيرفته شود و به احكام آن عمل گردد.

5 - بنى اسرائيل ، براى پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن لجاجت كرده و سرسختى نشان مى دادند .

و رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم

از اينكه خداوند با تهديد و ارعاب (قرار دادن كوه بر سر بنى اسرائيل) از قوم موسى خواست تا تورات را بپذيرند و براى عمل كردن به آن پيمان بسپارند. برداشت فوق به دست مى آيد.

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوة

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .

قالوا سمعنا و عصينا

بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 8

8 - بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى

لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 12

12 - توجه بنى اسرائيل به محتواى تورات، زمينه ساز ايمان آنان به قيامت و ملاقات خدا

ثم ءاتينا موسى الكتب . .. لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 4،5،6،7

4 - خداوند با برافراشتن كوه طور بر سر قوم موسى ، از آنان خواست تا با جديت تمام تورات بپذيرند و رفتار و انديشه هاى خويش را بر اساس آن استوار سازند .

خذوا ما ءاتينكم بقوة

«خذوا» يعنى بگيريد. «گرفتن» تورات و ديگر كتابهاى آسمانى به اين است كه مورد پذيرش قرار گيرد و به احكام آن عمل شود.

5 - لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل در پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم . .. خذوا ما ءاتينكم

6 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا احكام و معارف تورات را فراگيرند و آنها را همواره به خاطر بسپارند .

و اذكروا ما فيه

«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته باشد و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه» يعنى محتواى تورات را فراگيرد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.

7 - تحصيل تقوا و دورى از اعمال ناروا ، هدف دعوت خداوند از بنى اسرائيل به پذيرش تورات

خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 8

8 - بنى اسرائيل در تفسير معارف الهى و دستورات تورات ، آگاهانه به اختلاف پرداختند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق محذوف «اختلفوا»، تورات باشد ; يعنى، «فما اخلتفوا فى التورات حتى جائهم العلم به ; بنى اسرائيل با اينكه به محتواى تورات آگاه بودند در عين حال آن را تفسيرهاى مختلف كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 3،4

3- قوم موسى در حقانيت تورات اختلاف كرده ; گروهى آن را پذيرفتند و گروهى آن را انكار كردند .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

4- اختلاف پيروان موسى درباره تورات اصلى و محتواى آن *

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

185- بنى اسرائيل و حاكمان ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 20

20 - غضب خدا و عذاب هميشگى ، پيامد دوستى بسيارى از بنى اسرائيل با پادشاهان ستمگر و زيبا جلوه دادن هوا هاى نفسانى آنان ، به اميد دستيابى به بهره هاى دنيايى آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا . .. و فى العذاب هم خلدون

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يتولون الملوك الجبارين و يزيّنون لهم اهوائهم ليصيبوا من دنياهم.


تفسير تبيان، ج 3، ص 611; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

186- بنى اسرائيل و حقوق والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 22

22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم

187- بنى اسرائيل و خانه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 5

5 - خداوند ، فرمان داد تا بنى اسرائيل در بر پا كردن خانه هاى خود ، آنها را رو به روى هم بسازند .

و اجعلوا بيوتكم قبلة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه لفظ «قبلة» مصدر نوعى به معناى اسم فاعل باشد ; يعنى: اجعلوا بيوتكم متقابلة.

188- بنى اسرائيل و خوردنى سلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 12

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 1،18،19

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

18 - بنى اسرائيل ، در صورت دستيابى به خوراكى هاى دلخواه ( سبزيجات و . . . ) از « منّ » و « سلوى » محروم مى شدند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

با وجود اينكه در سخنان بنى اسرائيل اين معنا نبود كه «منّ» و «سلوى» نمى خواهيم، ولى خداوند يا موسى(ع) در پاسخ آنان، جمله «أتستبدلون» (چرا معاوضه مى كنيد) را به كار برد تا به اين نكته اشاره كند كه: دستيابى به خوراكيهاى ياد شده، موجب محروميت شما از «منّ» و «سلوى» خواهد شد.

19 - بنى اسرائيل ، مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى ارزشمند الهى ( منّ و سلوى )

لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى

189- بنى اسرائيل و خوردنى گياهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 10

10 - قوم موسى در صحراى سينا از غذا هاى روييدنى زمين بى بهره بودند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

190- بنى اسرائيل و خوردنى منّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 12

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 1،18،19

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

18 - بنى اسرائيل ، در صورت دستيابى به خوراكى هاى دلخواه ( سبزيجات و . . . ) از « منّ » و « سلوى » محروم مى شدند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

با وجود اينكه در سخنان بنى اسرائيل اين معنا نبود كه «منّ» و «سلوى» نمى خواهيم، ولى خداوند يا موسى(ع) در پاسخ آنان، جمله «أتستبدلون» (چرا معاوضه مى كنيد) را به كار برد تا به اين نكته اشاره كند كه: دستيابى به خوراكيهاى ياد شده، موجب محروميت شما از «منّ» و «سلوى» خواهد شد.

19 - بنى اسرائيل ، مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى ارزشمند الهى ( منّ و سلوى )

لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى

191- بنى اسرائيل و در خواست سبزيجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 14

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

192- بنى اسرائيل و درخواست پياز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 14

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم

و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

193- بنى اسرائيل و درخواست عدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 14

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

194- بنى اسرائيل و درخواست گندم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 14

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

195- بنى اسرائيل و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 5

5 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا براى رسيدن به خوراكى هاى گياهى به درگاه خدا دعا كند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

196- بنى اسرائيل و دعاى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 8

8 - قوم موسى مطمئن به استجابت دعاى موسى ( ع ) بودند .

فادع لنا ربك يخرج لنا

فعل «يخرج» مجزوم است و حكايت از شرطى مقدر دارد; يعنى: «ادع لنا ربك ان تدع يخرج . ..; دعا كن، اگر دعا كردى خداوند پديد خواهد آورد ...» اين سخن دلالت بر اطمينان قوم موسى به استجابت دعاى او دارد.

197- بنى اسرائيل و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 11

11 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، همسان با اسلاف گذشتگان خويش در برخورد با كتاب هاى آسمانى و احكام دين

ثم توليتم

نسبت دادن رفتار پيشينيان بنى اسرائيل به موجودين عصر بعثت و عصرهاى پس از آن (ثم توليتم)، بيانگر اتحاد و اشتراك آنان در خصلتها و ويژگيهاست.

198- بنى اسرائيل و رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 35

35 - بنى اسرائيل در قلمرو و مخاطب رسالت حضرت مسيح ( ع )

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

199- بنى اسرائيل و رؤيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 3،5،13،14

3 - بنى اسرائيل ، تصديق رسالت موسى را منوط به آشكارا ديدن خداوند كردند .

لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة

5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة

«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.

13 - قوم موسى ، در پى تقاضاى رؤيت خدا ، شاهد فرود آمدن صاعقه بر خود بودند .

فأخذتكم الصعقه و أنتم تنظرون

مفعول «تنظرون» (نگاه مى كرديد) فرود آمدن صاعقه است.

14 - داستان تقاضاى رؤيت خدا و اظهار ناباورى بنى اسرائيل به سخنان موسى ( ع ) و فرود آمدن صاعقه بر آنان ، داستانى آموزنده و شايسته به خاطر داشتن

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك . .. و أنتم تنظرون

«إذ قلتم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قلتم . ..».

200- بنى اسرائيل و زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 23

23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .

و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم

201- بنى اسرائيل و شكافتن دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 7

7 - بنى اسرائيل داراى نقشى بسزا در شكافته شدن دريا بر ايشان

و إذ فرقنا بكم البحر

برداشت فوق با توجه به سببيه بودن حرف باء در «بكم» استفاده شده است.

202- بنى اسرائيل و شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 2

2 - قوم موسى ، از همان آغاز گرايش به او ، خود را در معرض عذاب و شكنجه فرعونيان مى ديدند .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

203- بنى اسرائيل و شنيدن كلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 6

6 - گروهى از بنى اسرائيل خود بدون واسطه پيامبر كلام خداوند را شنيدند . *

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه

بر اساس نظر برخى از مفسران، مراد از «فريق منهم» در جمله فوق، آن هفتاد نفرى است كه موسى(ع) آنان را گزينش كرد تا خود كلام الهى را بشنوند. اينان همان سخنان را تحريف كردند.

204- بنى اسرائيل و عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 10

10 - بى اعتنايى بنى اسرائيل به پيمان خداوند ، با تكذيب رسولان الهى و كشتن آنان

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

205- بنى اسرائيل و عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 32،33،34،36

32 - بنى اسرائيل در صدد آسيب رسانى به حضرت مسيح ( ع ) ، پس از مشاهده معجزات و دلايل روشن آن حضرت بر رسالت خويش

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

مراد از «بينات» - به قرينه ذيل آيه (ان هذا الا سحر مبين» - معجزات عيسى(ع) است.

33 - پيامبرى و رسالت عيسى ( ع ) برانگيزنده دشمنى بنى اسرائيل با وى

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

«اذ جثتهم بالبينت» رساى به اين معناست كه علت دشمنى بنى اسرائيل با عيسى(ع) بعثت او به پيامبرى و دعوت آنان به ايمان بوده است.

34 - خداوند ، نگه دارنده عيسى ( ع ) از آسيب بنى اسرائيل

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك

36 - ناكامى بنى اسرائيل در آسيب رسانى به مسيح ( ع ) ، از نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. اذ كففت بنى اسرءيل عنك

206- بنى اسرائيل و فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 5

5 - بنى اسرائيل ، زير سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود ، با ضعف و ذلت ، روز مى گذراندند .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

207- بنى اسرائيل و قتل انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 27،28،32،37،39

27 - بنى اسرائيل ، پيامبران بسيارى را به قتل رساندند .

و يقتلون النبيين بغير الحق

28 - بنى اسرائيل هيچ عذر و بهانه اى براى كشتن پيامبران الهى نداشتند .

و يقتلون النبيين بغير الحق

با توجه به اين حقيقت كه كشتن پيامبران هرگز حق نيست، قيد توضيحى (بغير الحق) آورده شده تا به اين معنا اشاره كند كه: بنى اسرائيل هيچ بهانه اى از قبيل جهل به پيامبرى پيامبران و يا خطايى از سوى ايشان، سراغ نداشتند تا بتوانند كشتن آنان را حق جلوه دهند.

32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

39 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) - و تلا هذه الآية - « ذلك بأنهم كانوا يكفرون بايات اللّه و يقتلون النبين بغير الحق ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون » قال : و اللّه ما قتلوهم بأيديهم و لاضربوهم باسيافهم و لكنهم سمعوا أحاديثهم فاذاعوها فاخذوا عليها فقتلوا فصار قتلا و اعتداء و معصية ;

از امام صادق (ع) روايت شده است كه در پى تلاوت آيه فوق، فرمودند: به خدا سوگند! بنى اسرائيل، پيامبران خود را با دستان خود نكشتند و آنان را با شمشيرهاى خود به قتل نرساندند و لكن احاديث آنان را شنيدند و اسرارشان را فاش كردند و در نتيجه پيامبران، دستگير و كشته مى شدند. از اين جهت افشاى سرّ، قتل و تجاوز و معصيت محسوب شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 20،22

20 - بنى اسرائيل ، قاتل پيامبران الهى و قاتل حاميان پيامبران

و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): . .. قتلت بنو اسرائيل ثلاثة و اربعين نبيّاً ... فقام مأة رجل و اثنا عشر رجلا من عُبّاد بنى اسرائيل فَاَمَرُوا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعاً ... .


تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.

22 - وعده عذاب دردناك به بنى اسرائيل ، به جهت قتل چهل و سه پيامبر و صد و دوازده آمر به معروف و ناهى از منكر

و يقتلون النّبيّن بغير حقّ و يقتلون الّذين يأمرون بالقسط من النّاس فبشّرهم بعذاب

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) به عنوان بيان مصداق براى آيه فوق فرمود: قتلت بنو اسرائيل ثلاثة و اربعين نبيّاً اول النّهار فى ساعة واحدة فقام مائة رجل و اثنى عشر رجلا من عبّاد بنى اسرائيل فامروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعاً من آخر النّهار فى ذلك اليوم.


تفسير طبرى، ج 3، ص 144 ; مجمع البيان، ج 2، ص 720 ; تفسير تبيان، ج 2، ص 422.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 2

2 - مكر و تلاش كافران بنى اسرائيل ، براى كشتن عيسى ( ع )

و مكروا . .. اذ قال اللّه يا عيسى انى متوفيك

با توجه به آيه بعد كه سخن از عروج عيسى (ع) به ميان آمده، معلوم مى شود كه مكرشان در جهت كشتن عيسى (ع) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 9،10،11،16

9 - تكذيب پيامبران الهى و كشتن آنان ، شيوه بنى اسرائيل در برخورد با انبيا

كلما جاءهم رسول . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

10 - بى اعتنايى بنى اسرائيل به پيمان خداوند ، با تكذيب رسولان الهى و كشتن آنان

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

11 - هواپرستى بنى اسرائيل ، زمينه ساز تكذيب انبيا و قتل آنان

رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

16 - هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )

إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 6،7،9،24

6 - بى پروايى بنى اسرائيل در شكستن پيمان الهى ، تكذيب انبيا و كشتن آنان ، برخاسته از باور آنان به مصونيت از عذاب

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون. و حسبوا الا تكون فتنة

7 - پندار رهايى از مجازات نقض ميثاق و تكذيب و كشتن انبيا ، از باور هاى بى اساس بنى اسرائيل

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

دربرداشت فوق «فتنة» به معناى عذاب گرفته شده است.

9 - تكذيب و قتل انبيا از سوى بنى اسرائيل مايه محروميت آنان از حق شناسى و بينش دينى

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. فعموا و صموا

جمله «عموا و صموا» علاوه بر اينكه متفرع بر جمله «حسبوا . ..» است مى تواند متفرع بر جمله «فريقاً كذبوا ...» نيز باشد.

24 - هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق - تكذيب و قتل انبيا )

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون

فعل مضارع «يعملون» - على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» -، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

208- بنى اسرائيل و قتل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 14

14 - تلاش مستمر بنى اسرائيل براى كشتن پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

فعل مضارع «يقتلون» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

209- بنى اسرائيل و قتل يكديگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 7،9،14،19،21

7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.

9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم

موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله

پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.

14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .

فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم

جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

210- بنى اسرائيل و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 1،3،7،9

1 - خداوند ، فراخوان بنى اسرائيل به تصديق قرآن و ايمان به آن

يبنى إسرائيل . .. و ءامنوا بما أنزلت

3 - ايمان به قرآن و كافر نشدن به آن ، از عهد هاى خدا با بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى . .. و ءامنوا بما أنزلت

7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .

و لاتكونوا أول كافر به

ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

9 - بنى اسرائيل با انكار قرآن ، خود پيشتاز كفر به كتاب هاى آسمانى خويش خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «به» به «ما معكم» برگردد. بنابراين جمله «و لاتكونوا ...» در ارتباط با جمله «ءامنوا بما أنزلت» چنين معنا مى شود: اى بنى اسرائيل! به قرآن ايمان آوريد و از نخستين كسانى نباشيد كه به كتب آسمانى خود كافر مى شوند; يعنى، در صورت انكار قرآن كتابهاى آسمانى خود را انكار كرده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 6

6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت

كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 1

1 - بسيارى از بنى اسرائيل به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ايمان نياوردند و اعتقاد راسخى به خداوند نداشتند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه

برداشت فوق بنابر اين احتمال است كه مراد از «النبى» پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) باشد، در اين صورت «ما انزل اليه» قرآن خواهد بود قابل ذكر است كه بر اين مبنا عدم ايمان نسبت به خداوند ايمان واقعى و نسبت به پيامبر و قرآن ايمان واقعى و ظاهرى است. زيرا بنى اسرائيل ايمان به خداوند را اظهار مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 11

11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل

و ءاتينهم بيّنت من الأمر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.

211- بنى اسرائيل و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 9

9 - روابط ولايى و دوستى بنى اسرائيل با كافران عامل كفرورزى و گرفتارى آنان به لعنت خدا و پيامبران

لعن الذين كفروا . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان بيان مصداقى ديگر از عصيان و تجاوزگرى بنى اسرائيل است. بنابراين پذيرش ولايت مشركان نيز از عوامل كفرپيشگى و گرفتارى به لعنت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 2،3

2 - روابط ولايى و دوستانه بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران

ما اتخذوهم أولياء

3 - بنى اسرائيل در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن خود را به ولايت و دوستى كافران آلوده نمى ساختند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مايل نبودند در سرزمين كفر و در جوار كافران ، زندگى كنند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

212- بنى اسرائيل و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 9

9 - بنى اسرائيل با انكار قرآن ، خود پيشتاز كفر به كتاب هاى آسمانى خويش خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «به» به «ما معكم» برگردد. بنابراين جمله «و لاتكونوا ...» در ارتباط با جمله «ءامنوا بما أنزلت» چنين معنا مى شود: اى بنى اسرائيل! به قرآن ايمان آوريد و از نخستين كسانى نباشيد كه به كتب آسمانى خود كافر مى شوند; يعنى، در صورت انكار قرآن كتابهاى آسمانى خود را انكار كرده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 11

11 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، همسان با اسلاف گذشتگان خويش در برخورد با كتاب هاى آسمانى و احكام دين

ثم توليتم

نسبت دادن رفتار پيشينيان بنى اسرائيل به موجودين عصر بعثت و عصرهاى پس از آن (ثم توليتم)، بيانگر اتحاد و اشتراك آنان در خصلتها و ويژگيهاست.

213- بنى اسرائيل و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 16

16 - وجود افراد غير مؤمن ( لجوج و ناباور ) ، در ميان بنى اسرائيل ، على رغم وجود نشانه روشن الهى بر زمامدارى طالوت

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

تعبير «ان كنتم مؤمنين» اشاره است به اينكه افرادى غيرمؤمن (ناباوران) در ميان بنى اسرائيل وجود داشته اند.

214- بنى اسرائيل و كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 1،2،8

1 - خداوند كوه طور را به لرزه درآورد ، از زمين كند و آن را همچو پاره ابرى بر بالاى سر بنى اسرائيل قرار داد .

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«نتق» (مصدر نتقنا) به معناى لرزاندن و از جا بركندن است. «ال» در «الجبل»، عهد ذهنى است و اشاره به كوه طور دارد. «ظلة» به معناى پاره ابر، سقف و سايبان است. كوه اگر بر فراز سر انسانها قرار گيرد، شباهتش به پاره ابر بيش از شباهتش به سقف و مانند آن است.

2 - قوم موسى هراساان از سقوط كوهِ برافراشته شده بر سر آنان

و ظنوا أنه واقع بهم

8 - قرار گرفتن كوه بر فراز سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به ياد داشتن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«إذ» متعلّق به فعل مقدّر «اذكروا» است.

215- بنى اسرائيل و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 1

1 - بسيارى از بنى اسرائيل به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ايمان نياوردند و اعتقاد راسخى به خداوند نداشتند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه

برداشت فوق بنابر اين احتمال است كه مراد از «النبى» پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) باشد، در اين صورت «ما انزل اليه» قرآن خواهد بود قابل ذكر است كه بر اين مبنا عدم ايمان نسبت به خداوند ايمان واقعى و نسبت به پيامبر و قرآن ايمان واقعى و ظاهرى است. زيرا بنى اسرائيل ايمان به خداوند را اظهار مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 11

11 - ارائه نشانه هاى روشن درباره قرآن و اسلام و پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند به بنى اسرائيل

و ءاتينهم بيّنت من الأمر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «الأمر» اشاره به مسأله حقانيت دين اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) باشد; كه آيات پيشين اساساً درباره آن بود و در آيات بعد نيز مورد توجه قرار گرفته است.

216- بنى اسرائيل و مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 22

22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم

217- بنى اسرائيل و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 2،3

2 - روابط دوستانه و ولايى بنى اسرائيل با كافران مشرك رابطه اى مداوم ، علنى و آشكار

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

كلمه «ترى» مى رساند كه روابط دوستانه بنى اسرائيل با مشركان علنى بوده و فعل مضارع «يتولون» حاكى از استمرار و تداوم آن روابط مى باشد.

3 - گروهى از بنى اسرائيل پايبند به احكام الهى و بر حذر از ايجاد روابط ولايى و دوستى با كافران مشرك

ترى كثيراً منهم يتولون

218- بنى اسرائيل و مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1

1 - بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

219- بنى اسرائيل و مشيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 5

5 - اتكاى قوم موسى به مشيت و خواست خدا ، در دستيابى به گاوى كه بايد ذبح مى كردند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

220- بنى اسرائيل و معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 14

14 - قوم موسى مردمى جاهل و ناآگاه به ويژگى ها و صفات معبود راستين و شايسته پرستش

قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة قال إنكم قوم تجهلون

221- بنى اسرائيل و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 15

15 - بى توجهى قوم موسى به نعمت هاى خدا و گرايش آنان به پرستش غير او ، برخاسته از جهالت دامنه دار آنان بود .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى ... قال إنكم قوم تجهلون

چنانچه از آيه استفاده مى شود، گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا پس از عبورشان از دريا و تحقق اين نعمت بزرگ الهى بوده است. بنابراين مى توان گفت موسى اين جهت را نيز در نظر داشته و آنان را جاهل خوانده است. يعنى اين بى خردى است كه انسان نعمتهاى الهى را ببيند و در عين حال به غير او گرايش پيدا كند. فعل مضارع «تجهلون» بر دامنه دارى اين بى خردى دلالت مى كند.

222- بنى اسرائيل و معجزه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 39،40

39 - كافران بنى اسرائيل معجزات حضرت مسيح ( ع ) را سحر و جادويى روشن قلمداد كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

40 - كافران بنى اسرائيل پس از مشاهده معجزات عيسى ( ع ) ، وى را ساحرى زبردست معرفى كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

در برداشت فوق «هذا» اشاره به مسيح(ع) گرفته شده است، بر اين مبنا اطلاق سحر به آن حضرت از باب مبالغه و حاكى از اين است كه كافران وى را ساحرى زبردست مى پنداشتند به گونه اى كه گويا خود آن حضرت، سحر است.

223- بنى اسرائيل و موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 4

4 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا رفع يكنواختى طعامشان را از درگاه خدا مسألت كند و آنان را به غذا هاى متنوع برساند .

لن نصبر على طعام وحد فادع لنا ربك

به قرينه «لن نصبر . ..» مورد دعا بر طرف شدن يكنواختى خوراكيهاست و به دليل «يخرج لنا ...» مورد دعا دستيابى به خوراكيهاى گياهى نيز هست. بنابراين بنى اسرائيل دو تقاضا داشتند: 1- بر طرف شدن يكنواختى غذا; 2- دستيابى به خوراكيهاى گياهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 7،8،12

7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .

إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً

با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.

8 - قوم موسى وى را به استهزا كردن بنى اسرائيل متهم كردند .

أتتخذنا هزواً

12 - قوم موسى ، فاقد ايمان راسخ به موسى ( ع )

أتتخذنا هزواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 2

2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 8

8 - قوم موسى ، مطمئن به استجابت دعا هاى موسى ( ع ) و اجابت خواسته هاى او از درگاه خداوند

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى . .. ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها ... ادع لنا

فعل «يبين» در آيه مورد بحث و آيات پيشين مجزوم به شرط مقدر است. كلام با تقدير آن چنين مى باشد: «ادع لنا ربك ليبين لنا ان تدع اللّه يبين; از خدا بخواه براى ما بيان كند. اگر تو از خدا بخواهى بيان خواهد كرد». اين معنا (اگر بخواهى بيان خواهد كرد) رساى به برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12،13

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .

قالوا سمعنا و عصينا

بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 10

10 - بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )

و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 3

3 - رفع بيدادگرى فرعون از بنى اسرائيل ، انتظار آنان از بعثت موسى ( ع )

قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 9

9 - بنى اسرائيل از موسى خواستند تا خدايى مانند خدايان بت پرستان براى آنان قرار دهد .

اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 7

7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .

إذ استسقه قومه

224- بنى اسرائيل و ميقات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 5،6

5 - قوم موسى مدت زمان ميعاد خدا با وى را كمتر از آنچه واقع شد ( چهل شب ) ، مى پنداشتند .

أعجلتم أمر ربكم

عجله كردن به معناى طلب كردن امرى است پيش از فرارسيدن زمان آن. مقصود از «أمر ربكم» مواعده خدا با موسى(ع) است و استفهام در جمله «أعجلتم» استفهام توبيخى است. بنابراين جمله مذكور به اين معنى است: آيا پيش از سپرى شدن زمان مواعده خواهان انجام آن بوديد؟

6 - توهم به سر آمدن زمان ميعاد خدا با موسى ( ع ) و تأخير وى در مراجعت ، زمينه ساز گرايش قوم موسى به گوساله پرستى شد .

بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم

جمله «أعجلتم . .. » اشاره به علتى دارد كه بنى اسرائيل را به گوساله پرستى واداشت.

225- بنى اسرائيل و نجات از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 1

1 - درخواست مؤمنان قوم موسى از خداوند ، براى نجات از گروه كفرپيشه

ربنا لا تجعلنا فتنة . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

226- بنى اسرائيل و نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 23

23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .

و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم

227- بنى اسرائيل و نهى از منكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 8

8 - ترك نهى از منكر از اعمال زشت و ناپسند گروهى از بنى اسرائيل

كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 7

7 - بنى اسرائيل همكيشان خود را از پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان نهى نمى كردند .

لايتناهون عن منكره فعلوه . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

آيه مورد بحث بيان مصداقى است از «منكر» كه در آيه قبل مطرح شده بود.

228- بنى اسرائيل و هلاكت قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 81 - 5

5 - حضور نداشتن مردم به هنگام واقعه فرورفتن خانه قارون در دل زمين

فما كان له من فئة ينصرونه

چنان كه از آيه بعد استفاده مى شود واقعه «فرو رفتن قارون» هنگام شب رخ داد; يعنى، زمانى كه مردم در خانه هايشان آرميده بودند. بنابراين در آن لحظه كسانى نبودند كه بتوانند به يارى قارون بشتابند و قارون در اوج بى كسى در كام زمين فرو رفت. جمله «ما كان له من فئة...» بيانگر اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 1

1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس

229- بنى اسرائيل و يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 22

22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم

230- بهانه جويى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 3

3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .

قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 8

8 - قوم موسى ، نمونه اى بارز از اقوام بهانه جو در برخورد با پيامبران و داراى توقعات و خواسته هاى بى جا از آنان

أم تريدون أن تسئلوا رسولكم كما سئل موسى من قبل

چون بعيد به نظر مى رسد كه در ميان امتهاى گذشته، تنها قوم موسى پرسشها و درخواستهاى نا به جا از پيامبرشان داشتتند، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: ياد كردن از قوم موسى، به خاطر رواج بيشتر اين خصيصه در ميان آنان بوده است.

231- بهترين افراد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 3

3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )

و اختار موسى

«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.

232- بى اعتقادى بنى اسرائيل به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 12

12 - قوم موسى ، فاقد ايمان راسخ به موسى ( ع )

أتتخذنا هزواً

233- بى ايمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 8

8 - بنى اسرائيل ، در عين مشاهده آيات بزرگ الهى ، فاقد ايمان ژرف و راسخ بودند .

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. أضلّهم السامرىّ ... ألم يعدكم ربّكم

با توجه به اين كه گمراهى بنى اسرائيل به دست سامرى، پس از نجات آنان از چنگال فرعون، عبور آنان از دريا و مشاهده آيات متعدد الهى در طول آن مدت بوده است; به نظر مى رسد آنان از بينش و ايمان سستى برخوردار بودند كه اين چنين با اغواگرى سامرى به صف گمراهان پيوستند.

234- بى تأثيرى موعظه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 1

1 - تأثيرناپذيرى قارون در برابر اندرز هاى قوم خويش

إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... قال إنّما أُ

235- بى صبرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 1

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

236- بى عقلى گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 5

5 - گوساله پرستان بنى اسرائيل ، مردمى جاهل و دور ازانديشه و فكر

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً

237- بى گناهان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 13

13 - وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن از گناهان در ميان قوم موسى

سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطيئتكم» به دست مى آيد. يعنى بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خيطئتكم» اشاره به آنان دارد و پاكدامنان از گناه كه «المحسنين» عهده دار تبيين آن گروه است.

238- بى منطقى گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 7،10

7 - گرايش قوم موسى به پرستش مجسمه اى ناتوان از سخن گفتن و عاجز از هدايتگرى ، امر نابخردانه و شگفت آور

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

10 - بنى اسرائيل هيچ بهانه و عذرى در گرايش به گوساله پرستى نداشتند .

اتخذوه و كانوا ظلمين

جمله حاليه «و كانوا ظلمين» مى تواند اشاره به يكى از اين دو معنا باشد: شرك ظلم است و قوم موسى با گرايش به گوساله پرستى از ظالمان شدند. گوساله پرستى بنى اسرائيل قرين ظلم بود، نه بيان اين حقيقت كه شرك خود ظلم است. يعنى اين كردار آنان از سر ظلم بود و هيچ توجيهى كه بتواند آن كار ناصواب را كارى شايسته جلوه دهد در دست نداشتند. برداشت فوق ناظر به معناى دوم است.

239- بى ياورى كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 14

14 - پيروان عيسى ( ع ) ، مورد تأييد و حمايت الهى در قبال دشمنانشان ( كافران بنى اسرائيل )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

240- بينش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 2

2 - قوم موسى ، بر اين باور بودند كه گاو مورد نظر براى ذبح و حل معماى قتل ، بايد ويژگى هاى منحصر به فرد داشته باشد .

إن البقر تشبه علينا

«تشابه» به معناى همانند بودن است و چون با «على» متعدى شده، متضمن معناى التباس و اشتباه نيز هست. بنابراين «إن البقر ...»; يعنى، آن گاو توصيف شده به ميانسالى و زرد رنگى، مصاديق زيادى دارد كه همگى مشابه يكديگرند و اين موجب مى

شود كه ندانيم كدامين را انتخاب كنيم. اين جمله از قوم موسى، حكايت از آن دارد كه: آنان گمان داشتند گاو مورد نظر براى ذبح بايد به گونه اى توصيف شود كه تنها يك فرد داشته باشد تا همانندى از بين برود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 6

6 - قوم موسى ، ويژگى هاى اوليه گاوى را كه بايد ذبح مى شد ، نارسا پنداشته و موسى ( ع ) را به كوتاهى در بيان حقيقت متهم كردند .

قالوا الئن جئت بالحق

مفهوم كلام قوم موسى (الآن . ..; هم اكنون حق را به تمامى بيان كردى) اين است كه: وى قبل از ذكر اوصاف ياد شده در اين آيه، حق را به طور كامل بيان نكرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 5

5 - موسى ( ع ) ، شخصيتى برجسته تر از هارون ( ع ) در ديدگاه بنى اسرائيل

و لقد قال لهم هرون . .. قالوا لن نبرح عليه عكفين حتّى يرجع إلينا موسى

بى اعتنايى به گفته هاى هارون و مؤثر خواندن رجوع موسى(ع)، حاكى از تفاوت شخصيت آن دو در ديدگاه بنى اسرائيل است.

241- بينش دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 9،12

9 - از ديد دنياطلبان ، قارون در اوج لذت و خوشبختى قرار داشت .

فخرج على قومه . .. قال الذين يريدون الحيوة الدنيا ... إنّه لذو حظّ عظيم

«حظّ» به معناى بهره و نصيب است; يعنى، او از سعادت و نيك بختى بهره بزرگى دارد.

12 - قدرت و ثروت ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى در نگاه دنياطلبان قوم قارون

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون إنّه لذو حظّ عظيم

242- بينش علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 7

7 - ثروت افسانه اى قارون ، بسى كم ارزش تر از پاداش هاى الهى در ديدگاه فرزانگان بنى اسرائيل

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير

243- بينش غلط بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 2

2- بنى اسرائيل مى پنداشتند خداوند از ايمان و يا كفر آنان بهره مند مى شود يا زيان مى بيند .

و قال موسى إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد

244- پاداش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 3

3 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از اندوهى بزرگ ، اعطاى كتاب آسمانى و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان ، از پاداش هاى خداوند به ايشان

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

245- پاداش محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 16

16 - خداوند نيكوكاران بنى اسرائيل را در صورت اطاعت از فرمان هاى الهى ، علاوه بر بخشايش گناهان ، به پاداش افزونتر نويد داد .

سنزيد المحسنين

در برداشت فوق محسنان مقابل گناهكاران قرار داده نشده، بلكه به معناى لغوى آن (نيكوكاران) گرفته شده است. بر اين مبنا آيه شريفه ناظر به تقسيم بنى اسرائيل به دو گروه گنهكار و پاكدامن نيست، بلكه آنان را به دو گروه محسنان و غير محسنان تقسيم كرده است. جمله «نغفر لكم ... » مى رساند كه خدا گناه همگان - چه محسن و چه غير محسن - را خواهد بخشيد، ولى به نيكوكاران پاداشى افزونتر عنايت خواهد كرد.

246- پرسشهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 7

7 - موسى ( ع ) از مردم خواست تا با سؤال درباره گاوى كه به ذبح آن مأمور شدند ، تكليف را بر خود مشكل نسازند .

فافعلوا ما تؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 4

4 - قوم موسى ، با آخرين پرسش درباره گاو ، به معين شدن گاو و رهايى از تحير اميدوار بودند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

«مهتدون» اسم فاعل از اهتداء و به معناى راه يافتگان است و متعلق آن همان گاوى است كه بايد ذبح مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 8

8 - قوم موسى ، با سؤال و جستجوى بى مورد ، تكليف ( كشتن گاوى ماده براى حل معماى قتل ) را بر خود دشوار كردند .

فذبحوها و ما كادوا يفعلون

جمله «ما كادوا يفعلون» (نزديك بود انجام ندهند) مى تواند اشاره به دشوارى انجام تكليف مذكور باشد، كه به شهادت جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (در آيه 68) و قرينه هاى ديگر، قوم موسى خود با سؤالهاى بى مورد اين مشكل را آفريدند و تكليف را بر خويش دشوار ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 6،10

6 - بنى اسرائيل ، پرسش ها و درخواستهايى نابه جا از موسى ( ع ) داشتند .

كما سئل موسى من قبل

10 - درخواست ها و پرسش هاى نابه جاى قوم موسى از وى ، آنان را به كفر ورزى كشانيد و از ايمان به دور ساخت .

و من يتبدل الكفر بالأيمن

247- پشيمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 1

1 - بنى اسرائيل پس از مدتى با پى بردن به عدم شايستگى مجسمه گوساله براى پرستش ، به گمراهى خود آگاه و از كرده خويش پشيمان شدند .

و لما سقط فى أيديهم و رأوا أنهم قد ضلوا

جمله «سقط فى أيديهم» كنايه از پشيمانى است. زيرا انسان در هنگام پشيمانى چانه خويش را بر دستانش قرار مى دهد ; به گونه اى كه گويا در دست خود فرو افتاده است.

248- پشيمانى دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 5

5 - پشيمان شدن دنياطلبان غافل از سخنان نسنجيده روز پيش خويش با ديدن فرجام شوم قارون

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

برخى از مفسران واژه «وَىْ» را كلمه «تندم» گرفته و گفته اند: اين واژه در مقام اظهار پشيمانى به كار مى رود.

249- پندارهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 5

5 - قوم موسى بر اين گمان بودند كه دستور ذبح گاو از ناحيه موسى ( ع ) است ، نه فرمانى از جانب خداوند

أتتخذنا هزواً

از اينكه بنى اسرائيل با جمله «أتتخذنا هزواً» (آيا ما را به مسخره مى گيرى) موسى(ع) را مورد خطاب قرار دادند، معلوم مى شود كه: آنان دستور ذبح گاو را دستورى از ناحيه خداوند نمى پنداشتند.

250- پيروزى بر فاسقان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 14

14 - فراگيرى معارف و عمل به احكام الهى ، شرط پيروزى قوم موسى بر فاسقان و آزادسازى سرزمين آنان

فخذها . .. يأخذوا بأحسنها سأوريكم دار الفسقين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «ساوريكم» جواب فعل امر «فخذها بقوة و أمر قولك يأخدوا» باشد ; يعنى: «إن تاخذها و يأخذوا سأوريكم دار الفسقين» قابل ذكر است كه مجزوم نشدن «اوريكم»، على رغم اينكه جواب امر قرار گرفته، به سبب وجود «سين» است.

251- پيروزى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 16

16 - پيروزى حتمى بنى اسرائيل بر جباران ، در صورت يورش بر آنان از دروازه سرزمين مقدس

ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 12

12 - آزمايش بنى اسرائيل ، از اهداف امداد هاى الهى براى حاكميت بخشيدن به آنان پس از پيروزى بر دشمنانشان

و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 12

12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 4

4- وجود فاصله ميان نخستين شكست بنى اسرائيل و پيروزى آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«ثم» دلالت بر تراخى و فاصله زمانى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 3

3 - نصرت خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان و نيز پيروزى آنان بر فرعونيان در سايه اين يارى ، از نعمت هاى بزرگ الهى بر ايشان بود .

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما... و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

252- پيروى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 4

4 - مردم مصر - از هر قشر و گروه - ملزم به پيروى محض و اطاعت بى چون و چرا از فرعون بودند .

و جعل أهلها شيعًا

تنكير در «شيعاً» به اصطلاح تنكير تفخيم است. بنابراين «شيعاً»; يعنى، پيروانى محض و بدون كمترين آزادى و اختيار.

253- تأييد مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 14

14 - پيروان عيسى ( ع ) ، مورد تأييد و حمايت الهى در قبال دشمنانشان ( كافران بنى اسرائيل )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

254- تابوت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 3،4،5،6،7،11،12،14،17

3 - بازگشت صندوق ( تابوت ) به سوى بنى اسرائيل ، نشانه زمامدارى طالوت

انّ اية ملكه ان ياتيكم التابوت

الف و لام در «التابوت» براى عهد ذهنى است و بيانگر اين معنا كه آن صندوق زمانى نزد بنى اسرائيل بوده است. جمله «و فيه ... بقية مما ترك ال موسى» مؤيّد اين معناست ; لذا «اتيان» به بازگشتن معنا شد.

4 - صندوق معهود ، مايه تسكين خاطر بنى اسرائيل از سوى پروردگار

ان ياتيكم التابوت فيه سكينة من ربّكم

5 - صندوق بازگشته به سوى بنى اسرائيل ، صندوقى معهود ، ميراث و يادگارى از خاندان موسى و هارون

فيه سكينة من ربّكم مما ترك ال موسى و ال هرون

6 - فرشتگان ، حاملانِ صندوق عهد به سوى بنى اسرائيل

ان يأتيكم التابوت . .. تحمله الملئكة

7 - اخبار غيبى پيامبر بنى اسرائيل ، به بازگشت صندوق عهد به سوى آنان

و قال لهم نبيّهم انّ اية ملكه ان ياتيكم التّابوت

11 - صندوق معهود ، يادآور و موجب برانگيختن بنى اسرائيل به پيروى از آيين موسى ( پيكار در راه خدا و رهايى از اسارت متجاوزان ) *

و بقية ممّا ترك ال موسى و ال هرون

ذكر جمله «بقيّة ممّا ترك . .. » شايد از اين جهت باشد كه به بنى اسرائيل خاطرنشان سازد كه پيوند مذهبى خود را با موسى (ع) قطع ننمايند.

12 - صندوق معهود داراى آثار ويژه و مورد توجّه و عنايت بنى اسرائيل

ان يأتيكم التابوت فيه سكينة من ربّكم و بقيّة ممّا ترك ال موسى و ال هرون

14 - مؤمنان بنى اسرائيل ( اهل پذيرش حق ) ، پذيراى صندوق معهود ، به عنوان نشانه اى بر حقانيّت طالوت در زمامدارى

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

«ايمان» در آيه شريفه به معناى ايمان به خداوند و رسول و در مقابل كفر نيست; چون مخاطبين آيه از اهل ايمانند; بلكه به

معناى لغوى آن است; يعنى آنانكه اهل باور و پذيراى حق هستند، مقابل كسانى كه روحى لجوج و قلبى پيوسته ناباور دارند.

17 - در صندوق معهود ، نشانه حاكميت طالوت و شكسته هاى الواح حضرت موسى بود كه بر آن علوم آسمانى نگاشته شده بود .

ان ياتيكم التابوت

امام باقر (ع) درباره آيه «ان ياتيكم التابوت . .. » فرمود: رضاض الالواح فيها العلم و الحكمة، العلم جاء من السماء فكتب فى الالواح و جعل فى التابوت


تفسير عياشى، ج 1، ص 133، ح 440 ; نورالثقلين، ج 1، ص 247، ح 977.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 3

3 - آمادگى بنى اسرائيل براى پيكار با دشمنان ، پس از پذيرش زمامدارى طالوت ، با مشاهده آن صندوق خاص

ان اية مُلكه . .. فلمّا فَصَل طالوت بالجنود

بسيج لشكريانى از بنى اسرائيل، با وجود ترديد سابق آنان نسبت به فرماندهى طالوت، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى پس از آمدن تابوت، به فرماندهى طالوت گردن نهادند و آماده نبرد شدند و آنگاه طالوت آنان را بسيج كرد.

255- تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 1،4

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را از نعمت هاى گرانقدر بهره مند ساخت .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

كلمه «أنعمت» به صورت مفرد آمده است. مراد از آن مى تواند نعمتى خاص و ويژه، همانند بعثت موسى (ع) باشد و مى تواند جنس نعمت باشد و شامل نعمتهاى متعددى كه در آيات 47 به بعد يادآورى شده است، باشد. اضافه «نعمت» به «ياء» متكم براى رساندن عظمت و شرافت آن نعمت و يا نعمتهاست.

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرائيل اذكروا

اسرائيل - نام ديگر يعقوب - فرزند اسحاق و نوه ابراهيم (ع) است. از اينكه گروه و طايفه اى با عنوان بنى اسرائيل (فرزندان يعقوب) معروف و مشهور بودند و در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اين نام شناخته مى شدند، معلوم مى شود: آنان از بدو پيدايش تا آن عصر، قوميت خويش را حفظ كرده و به صورت قبيله اى زندگى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 6،8

6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 4،7

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرائيل

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را بر همه مردمان عصرشان برترى داد .

و أنى فضلتكم على العلمين

كلمه «عالمين» گاهى بر همه هستى و گاهى به موجودات داراى عقل و شعور اطلاق مى شود و احياناً كاربرد آن، انسانها هستند. به نظر مى رسد مراد از «العالمين» در آيه مورد بحث - به مناسبت حكم و موضوع - انسانها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 1،4،9،10،11،12

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون ، به شكنجه هاى سخت گرفتار بودند .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«سَوْم» (مصدر يسومون) به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف مى باشد; يعنى: العذاب السوء.

4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب

(نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 1،2،3،10،13

1 - بنى اسرائيل ، در محاصره فرعونيان در كناره درياى سرخ

و إذ فرقنا بكم البحر

ال در «البحر» عهد ذهنى است و اشاره به دريايى معهود دارد كه بنا به گفته بسيارى از مفسران، مراد از آن درياى سرخ است. بيان نجات بنى اسرائيل و غرق شدن فرعونيان در پى شكافته شدن دريا، دلالت بر اين دارد كه: فرعونيان در كناره درياى سرخ در صدد هجوم به بنى اسرائيل بودند.

2 - خداوند ، درياى سرخ را براى عبور بنى اسرائيل شكافت .

و إذ فرقنا بكم البحر

«فرق» (مصدر فرقنا) به معناى فاصله انداختن و شكافتن است.

3 - بنى اسرائيل ، با عبور از دريا نجات يافتند و فرعونيان در آب دريا غرق شدند .

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

10 - بنى اسرائيل ، نظاره گر غرق شدن و به هلاكت رسيدن فرعونيان بودند .

و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون

«نظر» به معناى ديدن و تماشا كردن است. مفعول «تنظرون» به قرينه جمله قبل غرق شدن فرعونيان مى باشد.

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 7،10،12

7 - بنى اسرائيل ، در غياب موسى ( ع ) به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم اتخذتم العجل من بعده

«من بعده»; يعنى پس از غياب موسى (ع) و دور شدنش از بنى اسرائيل. «اتخذتم» از افعال تصيير است. كلمه «العجل» مفعول اول آن و مفعول دومش «الهاً» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است; يعنى: «ثم جعلتم العجل الهاً لكم».

10 - گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، پس از عبورشان از دريا و نجات يافتن از سيطره فرعونيان بود .

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و إذ وعدنا ... ثم اتخذتم العجل من بعده

12 - بنى اسرائيل ، مردمى بسيار ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون . .. ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

هدف از بيان گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا، پس از بيان نعمتهاى بزرگ الهى به آنان، نشان دادن روحيه ناسپاسى در آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 2،7،9،19،21

2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .

و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم

7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.

9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم

موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.

19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .

فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم

جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 1،2،5،6،13،14

1 - قوم موسى از تصديق رسالت او سرباز زدند و بر ايمان نداشتن به او تأكيد ورزيدند .

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك

«لن نؤمن لك»; يعنى، تو را هرگز تصديق نمى كنيم. «آمن» چه با لام آورده شود (آمن له) و چه با حرف باء «آمن به» به يك معناست. (مجمع البيان)

2 - بنى اسرائيل عصر موسى ، خواهان مشاهده خداوند شدند .

لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة

5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة

«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.

6 - صاعقه آسمانى ، موجب به هلاكت رسيدن قوم موسى شد .

فأخذتكم الصعقة

صاعقه آتشى است از آسمان كه به هنگام رعد شديد پديد مى آيد.

13 - قوم موسى ، در پى تقاضاى رؤيت خدا ، شاهد فرود آمدن صاعقه بر خود بودند .

فأخذتكم الصعقه و أنتم تنظرون

مفعول «تنظرون» (نگاه مى كرديد) فرود آمدن صاعقه است.

14 - داستان تقاضاى رؤيت خدا و اظهار ناباورى بنى اسرائيل به سخنان موسى ( ع ) و فرود آمدن صاعقه بر آنان ، داستانى آموزنده و شايسته به خاطر داشتن

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك . .. و أنتم تنظرون

«إذ قلتم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قلتم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 1

1 - خداوند ، قوم موسى را پس از هلاكتشان با صاعقه ، حياتى دوباره بخشيد و آنان را زنده كرد .

ثم بعثنكم من بعد موتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 1،2،3،5،8،10،12

1 - قوم موسى پس از نجات از سلطه فرعونيان و گذر از دريا ، در بيابان ها به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظللنا عليكم الغمام

«تظليل» مصدر «ظللنا» - كه به معناى سايه قرار دادن مى باشد - گوياى اين است كه: قوم موسى پس از گذشتن از دريا، در جايى كه سقف و داراى سايه بانى باشد سكونت نكردند و لذا كلمه «بيابانها» در برداشت آورده شد.

2 - خداوند ، با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظللنا عليكم الغمام

غمامة به معناى ابر و جمع آن غمام است (لسان العرب). برخى از اهل لغت بر آنند كه غمامة به معناى ابر سفيد مى باشد.

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

8 - بهره گيرى از « منّ » و « سلوى » و روزى هاى پاكيزه و حلال توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيبت ما رزقنكم

برداشت فوق با توجه به فعل امر «كلوا» استفاده شده است.

10 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى طيب و غير طيب ( حلال و حرام ) در پى عبورشان از دريا و دوران صحراگردى

كلوا من طيبت ما رزقنكم

آوردن كلمه «طيبات» و اضافه كردن آن به «ما رزقناكم» بيانگر برداشت فوق است.

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 1،2،3،6،18

1 - خداوند ، به بنى اسرائيل فرمان داد تا به آبادى بيت المقدس وارد شوند .

و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

«قرية» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده است و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است; چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت كلمه «آبادى» آورده شد. ال در «القرية» عهد حضورى است و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن، بيت المقدس مى باشد.

2 - فرمان تصرف بيت المقدس به بنى اسرائيل ، پس از زندگانى بيابانى آنان بود .

و ظللنا عليكم الغمام . .. و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن به سر مى بردند .

و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

برداشت فوق با توجه به اسم اشاره «هذه» - كه براى اشاره به نزديك است - استفاده شده است.

6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين

اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب

18 - داستان ورود بنى اسرائيل عصر موسى به بيت المقدس ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد داشتن

إذ قلنا ادخلوا . .. و سنزيد المحسنين

جمله «إذ قلنا . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذ قلنا ...; به ياد داشته باشيد آن زمانى را كه فرمان داديم ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 2،5

2 - حرام خواران قوم موسى ، به جاى طلب آمرزش از خدا و گفتن « حطة » - در هنگام ورود به بيت المقدس - كلامى ديگر بر زبان جارى مى ساختند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

به نظر مى رسد مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى باشند كه خداوند در آيه 57 آنان را به سبب ناسپاسى و استفاده از خوراكيهاى غير طيب، ستمكار شمرد.

5 - متمردان و ستمكاران قوم موسى ، به عذاب آسمانى گرفتار شدند .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1،7،9،19

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

7 - بنى اسرائيل عصر موسى متشكل از دوازده طايفه بودند .

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس و مراد از آن طوايف بنى اسرائيل است كه به قرينه «إثنتا عشرة عيناً» معلوم مى شود، آنها دوازده طايفه بودند.

9 - هر كدام از طايفه هاى بنى اسرائيل آگاه به چشمه مخصوص خويش

قد علم كل أناس مشربهم

19 - خداوند ، هر طايفه از بنى اسرائيل را از تجاوز به خوراكى ها و نوشيدنى هاى مخصوص طايفه ديگر بر حذر داشت .

قد علم كل أناس مشربهم كلوا و اشربوا . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

اختصاص دادن هر چشمه به طايفه اى از بنى اسرائيل و سپس نهى از فسادگرى، اشاره به اين دارد كه: تجاوز هر طايفه به حقوق ديگرى فسادگرى است و مى بايست بنى اسرائيل از آن پرهيز مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 -

1،2،4،5،10،14،16،21،23،27،38

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

2 - بنى اسرائيل ، از يكنواختى خوراك خويش ( منّ و سلوى ) به موسى ( ع ) شكايت كردند .

و إذ قلتم يموسى لن نصبر على طعام وحد

4 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا رفع يكنواختى طعامشان را از درگاه خدا مسألت كند و آنان را به غذا هاى متنوع برساند .

لن نصبر على طعام وحد فادع لنا ربك

به قرينه «لن نصبر . ..» مورد دعا بر طرف شدن يكنواختى خوراكيهاست و به دليل «يخرج لنا ...» مورد دعا دستيابى به خوراكيهاى گياهى نيز هست. بنابراين بنى اسرائيل دو تقاضا داشتند: 1- بر طرف شدن يكنواختى غذا; 2- دستيابى به خوراكيهاى گياهى.

5 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا براى رسيدن به خوراكى هاى گياهى به درگاه خدا دعا كند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

10 - قوم موسى در صحراى سينا از غذا هاى روييدنى زمين بى بهره بودند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

16 - موسى ( ع ) مردمش را به خاطر تقاضاى غذايى پست تر در مقابل از دست دادن غذايى بهتر ، سرزنش كرد .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

استفهام در «أتستبدلون» انكار توبيخى است. ضمير در «قال» مى تواند به «ربك» برگردد و مى تواند به «موسى» ارجاع شود در برداشت فوق دومين احتمال لحاظ شده است.

21 - موسى ( ع ) در پى تقاضاى قومش ( درخواست خوراكى هاى زمينى ) از آنان خواست تا به يكى از شهر ها در آيند و شهرنشينى را انتخاب كنند .

قال أتستبدلون . .. اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

چنانچه ضمير در «قال» به «ربك» برگردد، جمله «اهبطوا . ..» سخن خداوند است و اگر به موسى (ع) ارجاع شود، آن جمله گفته موسى(ع) خواهد بود. برداشت فوق به لحاظ احتمال دوم است.

23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .

و ضربت عليهم الذلة و المسكنة

«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.

27 - بنى اسرائيل ، پيامبران بسيارى را به قتل رساندند .

و يقتلون النبيين بغير الحق

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 2،5،6،9

2 - خداوند ، كوه طور را بر فراز سر بنى اسرائيل قرار داد .

و رفعنا فوقكم الطور

«الطور» نام كوهى است (مفردات راغب). الطور - چنانچه از ابن عباس نقل شده - همان كوهى است كه موسى (ع) بر آن مناجات مى كرد (مجمع البيان). قابل ذكر است كه طور به مطلق كوه نيز گفته مى شود.

5 - بنى اسرائيل براى پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن ، لجاجت كرده و سرسختى نشان مى دادند .

رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم

از اينكه خداوند با تهديد و ارعاب از بنى اسرائيل خواست تا تورات را بپذيرند و بر آن پيمان بسپارند، برداشت فوق استفاده مى شود.

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوّة

9 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل «اذكروا» در آيه 47 است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 1،11،12

1 - بنى اسرائيل از دستورات تورات اعراض كرده و پيمان الهى را شكستند .

أخذنا ميثقكم . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«تولى» (مصدر توليتم) به معناى اعراض كردن است و متعلق آن - به قرينه آيه قبل - پيمان بنى اسرائيل بر پذيرش تورات و عمل به احكام آن مى باشد.

11 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، همسان با اسلاف گذشتگان خويش در برخورد با كتاب هاى آسمانى و احكام دين

ثم توليتم

نسبت دادن رفتار پيشينيان بنى اسرائيل به موجودين عصر بعثت و عصرهاى پس از آن (ثم توليتم)، بيانگر اتحاد و اشتراك آنان در خصلتها و ويژگيهاست.

12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *

ثم توليتم من بعد ذلك

از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 2،3،6

2 - گروهى از بنى اسرائيل حكم خداوند را پاس نداشتند و تعطيلى روز شنبه را شكستند .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

6 - بوزينه شدگان بنى اسرائيل از زمره خاسران و زيانكاران

لكنتم من الخسرين. و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

آيه مورد بحث اشاره به نوع خسارت و زيانى دارد كه در ذيل آيه قبل مطرح شد; يعنى، خسارتى كه آدمى بر اثر گناه و تجاوز در خطر آن است، از قبيل خسارت اصحاب سبت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 1،4،5،7،8

1 - خداوند ، قوم موسى را به ذبح گاوى ماده فرمان داد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

ماده بودن گاو از «بكر» در آيه بعد استفاده مى شود.

4 - بازيچه قرار دادن و به مسخره گرفتن بنى اسرائيل ، پندار و تحليل قوم موسى از دستور ذبح گاو

أتتخذنا هزواً

«هزواً» يعنى به بازى گرفتن و مسخره كردن. از آيه 72، 73 چنين بر مى آيد كه فرمان مذكور در ارتباط با قتلى بوده كه در ميان بنى اسرائيل اتفاق افتاده و هر يك از طايفه ها طايفه ديگر را مسؤول مى شناختند و از آن جا كه قوم موسى ميان دستور ذبح گاو و كشف معماى قتل ارتباطى نمى ديدند، آن دستور (ذبح گاو) را به تمسخر گرفتن خويش، تحليل كردند.

5 - قوم موسى بر اين گمان بودند كه دستور ذبح گاو از ناحيه موسى ( ع ) است ، نه فرمانى از جانب خداوند

أتتخذنا هزواً

از اينكه بنى اسرائيل با جمله «أتتخذنا هزواً» (آيا ما را به مسخره مى گيرى) موسى(ع) را مورد خطاب قرار دادند، معلوم مى شود كه: آنان دستور ذبح گاو را دستورى از ناحيه خداوند نمى پنداشتند.

7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .

إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً

با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.

8 - قوم موسى وى را به استهزا كردن بنى اسرائيل متهم كردند .

أتتخذنا هزواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 1،2،3،6

1 - بنى اسرائيل ، پس از انكار اوليه ، به الهى بودن دستور ذبح گاو ماده مطمئن شدند .

قالو أتتخذنا هزواً . .. قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

تقاضاى تبيين ويژگيها و مشخصه هاى گاوى كه بايد ذبح شود، بيانگر اين معناست كه: قوم موسى در پى سخنان او (أعوذ باللّه . ..) باور كردند كه دستور ذبح گاو، فرمانى از جانب خداوند است.

2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

3 - قوم موسى ، از وى خواستند تا مشخصه هاى گاوى را كه بايد ذبح شود از خداوند بخواهد و براى ايشان بيان كند .

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 1،2

1 - قوم موسى ، ميانسال بودن گاو را شرطى كافى براى مشخص شدن تكليف و رسيدن به مقصود ( حل معماى قتل ) نمى دانستند .

فافعلوا ما تؤمرون. قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

على رغم اينكه موسى(ع) با جمله «فافعلوا ما تؤمرون» به قوم خويش تفهيم كرد كه تكليف آنان بيش از اين نيست كه گاوى ميانسال را ذبح كنند; ايشان با پرسش از رنگ و ديگر ويژگيها در صدد ابقاى اين معنا بودند كه: ذبح چنين گاوى (تنها ميانسال بودن) نمى تواند وسيله حل معماى قتل باشد.

2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 1،3،4

1 - قوم موسى ، بيان رنگ و سن گاو مورد نظر را مشخص كننده ندانسته و خواهان توضيح بيشترى درباره ويژگى هاى آن شدند .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

3 - قوم موسى ، تحير و سردرگمى خويش را در انتخاب گاوى كه بايد ذبح مى شد ، دليل تكرار سؤال و تقاضاى توضيح بيشتر عنوان كردند .

قال ادع لنا ربك . .. إن البقر تشبه علينا

قوم موسى، با جمله تعليليه «إن البقر . ..» - كه تعليل براى جمله قبل است - در صدد بيان اين معنا بودند كه: پرسشهاى مكررشان بدين جهت است كه امر بر آنان مشتبه شده و در پى رهايى از تحير و سردرگمى هستند نه بهانه گيرى و تلاش براى فرار از مسؤوليت.

4 - قوم موسى ، با آخرين پرسش درباره گاو ، به معين شدن گاو و رهايى از تحير اميدوار بودند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

«مهتدون» اسم فاعل از اهتداء و به معناى راه يافتگان است و متعلق آن همان گاوى است كه بايد ذبح مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 1،2،3،4،5،6،7،8

1 - گاوى كه براى شخم زنى رام نشده و براى كشتزاران آبكشى نكرده ، از ويژگى هاى گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند .

قال إنه يقول بقرة إنّها بقرة لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

«ذلول» به معناى رام و مطيع است. «إثارة» (مصدر تثير) به معناى زير و رو كردن مى باشد. مراد از زير و رو كردن زمين به وسيله گاو، شخم زدن آن است.

2 - گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند بايد سالم ، بى نقص و پيراسته از هر نقطه و خطى در رنگ و پوستش مى بود .

مسلّمة لاشية فيها

«مسلّمة» يعنى داراى سلامت و سلامت به معناى: مبرا بودن از عيب و آفت است. «شية» به هر رنگى گفته مى شود كه مخالف رنگ عمومى چيزى باشد. بنابراين «لاشية فيها» يعنى، در رنگ آن گاو، رنگ ديگرى نباشد. گفتنى است كه «شية» از ماده «وشى» است و «هاء» آخر عوض واو محذوف مى باشد.

3 - قوم موسى ، آخرين علايم تعيين شده را ( رام نشده براى شخم و . . . ) نشانه هايى قاطع و برطرف كننده سردرگمى خويش دانستند .

قالوا الئن جئت بالحق

«حق» در جمله فوق به معناى ثابت و استوار در مقابل امرى ترديدپذير و نامشخص است. ال در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است; يعنى، حق كامل و تمام.

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

5 - قوم موسى ، گاوى را با تمام ويژگى هاى تعيين شده ، يافته آن را ذبح كردند .

فذبحوها

ضمير «ها» در «ذبحوها» به «بقرة» ]توصيف شده [برمى گردد.

6 - قوم موسى ، ويژگى هاى اوليه گاوى را كه بايد ذبح مى شد ، نارسا پنداشته و موسى ( ع ) را به كوتاهى در بيان حقيقت متهم كردند .

قالوا الئن جئت بالحق

مفهوم كلام قوم موسى (الآن . ..; هم اكنون حق را به تمامى بيان كردى) اين است كه: وى قبل از ذكر اوصاف ياد شده در اين آيه، حق را به طور كامل بيان نكرده بود.

7 - قوم موسى ، پس از دستيابى به گاو مورد نظر ، تمايلى به كشتن آن نداشتند .

و ما كادوا يفعلون

«كاد» به معناى نزديك بود، است. اين فعل آن گاه كه منفى باشد گاهى دلالت بر تأكيد انجام نگرفتن فعل بعد دارد و احياناً حاكى از انجام گرفتن آن، از روى بى ميلى، كندى يا سختى است. در جمله «ما كادوا يفعلون» به قرينه «فذبحوها» دومين معنا مراد است; يعنى، انجام دادند ولى با سختى و بى ميلى.

8 - قوم موسى ، با سؤال و جستجوى بى مورد ، تكليف ( كشتن گاوى ماده براى حل معماى قتل ) را بر خود دشوار كردند .

فذبحوها و ما كادوا يفعلون

جمله «ما كادوا يفعلون» (نزديك بود انجام ندهند) مى تواند اشاره به دشوارى انجام تكليف مذكور باشد، كه به شهادت جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (در آيه 68) و قرينه هاى ديگر، قوم موسى خود با سؤالهاى بى مورد اين مشكل را آفريدند و تكليف را بر خويش دشوار ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 72 - 1،3

1 - شخصى از قوم موسى به قتل رسيد و هر طايفه ، ديگرى را متهم به كشتن او كرده بر سر آن به نزاع پرداختند .

و إذ قتلتم نفساً فادرءتم فيها

«ادارءتم» به معناى اختلاف و نزاع كرديد، مى باشد. اين كلمه از باب تفاعل و در اصل «تدارءتم» بوده است. نزاع و اختلاف در مقتول (ادارءتم فيها) به معناى متهم كردن يكديگر به قتل، و بر سر آن نزاع كردن است.

3 - گروهى از قوم موسى قاتل را مى شناختند و از افشاى هويتش خوددارى مى كردند .

و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون

هر چند كتمان كردن به همه قوم موسى نسبت داده شده است، ولى به قرينه «فادارءتم»، معلوم مى شود برخى از آنها قاتل را مى شناختند و از معرفى آن خوددارى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 1،2،4،11،17

1 - خداوند ، به قوم موسى فرمان داد تا قطعه اى از گاو ذبح شده را بر پيكر مقتول بزنند .

فقلنا اضربوه ببعضها

ضمير مفعولى در «إضربوه» به «نفساً» بر مى گردد و ضمير در «ببعضها» به «بقرة» ارجاع مى شود.

2 - مقتول قوم موسى در پى زده شدن پاره اى از گاو ذبح شده بر وى ، زنده شد .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

عبارت «كذلك يحى اللّه الموتى; خداوند بدين سان مردگان را زنده مى كند» پس از جمله «فقلنا . ..» دلالت بر زنده شدن آن مقتول دارد.

4 - مقتول قوم موسى پس از زنده شدن ، قاتل خويش را معرفى كرد .

واللّه مخرج ما كنتم تكتمون. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

بيان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل، پس از بيان وعده الهى به افشاى هويت قاتل، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى: فضربوه بها فصار حياً و قال إن فلاناً قتلنى.

11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن

و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.

17 - بزنطى از امام رضا ( ع ) روايت نموده كه : « ان رجلا من بنى اسرائيل قتل قرابة له . . . فقالوا لموسى ( ع ) ان سبط آل فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله ؟ قال ايتونى ببقرة . . . فاشترو ها و جاؤا بها فأمر بذبح ها ثم أمر ان يضرب الميت بذنب ها فلما فعلوا ذلك حيى المقتول و قال يا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من يدعى عليه قتلى فعلموا بذلك قاتله . . . ;

شخصى از بنى اسرائيل يكى از نزديكان خود را كشت . .. بنى اسرائيل به موسى گفتند: فلان قبيله، فلانى را كشته است و تو قاتل را معرفى كن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آوريد ... آنان گاو را خريده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن كرد. سپس امر نمود كه دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون اين كار را كردند آن مرده زنده شد و گفت اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است نه آن كس كه او را متهم به كشتن من كرده اند، پس با اين عمل قاتل را شناسايى نمودند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 5

5 - گروهى از بنى اسرائيل كلام الهى ( تورات ) را پس از شنيدن و فهميدن تحريف كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

مراد از «كلام اللّه» در آيه شريفه، مى تواند تورات و نيز مى تواند «قرآن» باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 21،23

21 - تنها اندكى از بنى اسرائيل به پيمان هاى الهى وفادار ماندند و به تكاليف دينى عمل كردند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم

23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .

و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1،2،3،4،9،12

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

3 - بنى اسرائيل در كشتن و آواره كردن گروهى از همكيشان خود ، يكديگر را يارى و پشتيبانى كردند .

تظهرون عليهم

«تظاهر» (مصدر تظاهرون) به معناى يارى و پشتيبانى كردن يكديگر است. «تظاهرون عليكم»; يعنى، طايفه اى از شما طايفه ديگر را عليه گروهى از خودتان يارى مى داد.

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

9 - بنى اسرائيل براى آزادى اسيران همكيش خود ، هر چند كه خود با آنان نبرد كرده و يا از ديارشان بيرون رانده بودند ، فديه مى دادند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

ضمير در «يأتوا» به «فريقاً» بر مى گردد. «مفادات» (مصدر تفادوا) به معناى پرداخت فديه براى آزادسازى اسير و مانند آن است. بنابراين جمله «إن يأتوكم أسارى ...» چنين معنا مى شود: اگر همان طايفه - كه از خانه هايشان بيرون رانديد - اسير دشمن مى شدند با پرداخت فديه آنان را آزاد مى كرديد.

12 - بنى اسرائيل ، پس از به اسارت درآمدن همكيشانشان ، براى آزاد كردنشان از آنان فديه دريافت مى كردند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

برخى از اهل لغت «تفادوا» را به معناى «فديه مى گرفتيد» نيز دانسته اند. بر اين اساس جمله «و إن يأتوكم ...»; يعنى، و اگر همكيشان شما به عنوان اسير در نزد شما مى آمدند، براى آزاد كردنشان از آنان فديه مى گرفتيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 4

4 - قوم موسى ، در غياب او به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 2،10،13،14،15

2 - خداوند ، كوه طور را بر فراز سر بنى اسرائيل قرار داد .

و رفعنا فوقكم الطور

«الطور» نام كوهى است (مفردات راغب). الطور - چنانچه از ابن عباس نقل شده - همان كوهى است كه موسى(ع) در آن مناجات مى كرد (مجمع البيان). قابل ذكر است كه «طور» به مطلق كوه نيز گفته مى شود.

10 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «أذكروا» مى باشد و بر اين اساس برداشت فوق استفاده مى گردد.

13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .

قالوا سمعنا و عصينا

بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.

14 - قلب ها و دل هاى يهوديان عصر موسى آكنده از عشق به گوساله پرستى بود .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

اشراب «مصدر أشربوا» به معناى آميختن و نفوذ دادن است. مراد از «عجل» (گوساله) به قرينه «فى قلوبهم» محبت و عشق

گوساله است نه خود گوساله. آوردن «عجل» به جاى «محبت عجل»، بيانگر اين است كه: محبت گوساله چنان با قلبهاى آنان عجين شده بود كه گويا خود گوساله در دلهاى آنان جاى داشت.

15 - وجود ريشه هاى كفر در قوم موسى ، منشأ عشق ورزى آنان به پرستش گوساله شد .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 10

10 - درخواست ها و پرسش هاى نابه جاى قوم موسى از وى ، آنان را به كفر ورزى كشانيد و از ايمان به دور ساخت .

و من يتبدل الكفر بالأيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 1،4،7

1 - خداوند ، درگذشته بنى اسرائيل را از نعمت هاى گرانقدر بهره مند ساخته بود .

يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

كلمه «نعمت» به صورت مفرد آمده است; مراد از آن مى تواند نعمتى خاص همانند بعثت موسى(ع) باشد و مى تواند مراد از آن جنس نعمت باشد كه در اين صورت شامل نعمتهاى متعددى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته بود. نسبت دادن نعمت به خداوند با اضافه كلمه «نعمت» به «ياء» متكلم، حاكى از شرافت آن نعمت و يا نعمتهاست.

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرءيل

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را در برهه اى از تاريخ ، بر همه مردمان برترى داد .

و أنّى فضلتكم على العلمين

كلمه «عالمين» بر همه هستى و گاهى به همه موجودات داراى عقل و شعور اطلاق مى گردد و احياناً كاربرد آن خصوص انسانهاست. به نظر مى رسد مراد از آن در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - انسانها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 -

1،2،3،5،10،11،16،17،20،26،29

1 - دعوت خداوند به رؤيت ( دقّت كامل ) در واقعه طالوت و بنى اسرائيل

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

2 - درخواست بزرگان بنى اسرائيل پس از موسى از پيامبر خويش ، براى تعيين فرماندهى در جنگ با دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً

«ملأ»، كسانى هستند كه نظرها را به خود جلب مى كنند. (اشراف و بزرگان هر قوم)

3 - مسمانان موظّف به دقت كامل در تاريخ بنى اسرائيل و پندگيرى از آن هستند .

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

5 - پيامبر بنى اسرائيل در عصر طالوت پناهگاه مردم براى رويارويى با دشمنان

اذ قالوا لنبى لهم ابعث

10 - پايبندى بنى اسرائيل زمان طالوت به پيكار در راه خدا ، مورد ترديد پيامبرشان ( اشموئيل ) بود .

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الاّ تقاتلوا

11 - پيمان گرفتن بنى اسرائيلِ زمان طالوت ( اشموئيل ) از قوم خويش براى پيكار در راه خداوند

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال

جمله «هل عسيتم» كنايه از پيمان گرفتن از آنان است.

16 - اخراجِ از وطن و اسارت فرزندان بنى اسرائيلِ زمان طالوت ، محرك آنان به پيكار عليه متجاوزان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

17 - تسلط ستمگرانى پس از موسى ( ع ) بر بنى اسرائيل و اخراج آنان از ديارشان و به اسارت گرفتن فرزندان آنان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

20 - نافرمانى اكثر بنى اسرائيل زمان طالوت از دستور خداوند به پيكار در راه او ، على رغم پيشنهاد و درخواست آنان براى پيكار

اذ قالوا لنبى . .. فلما كُتب عليهم القتال تولّوا

ظاهراً فاعل محذوف از جمله «كتب عليهم»، اللّه است كه به جهت تعظيم حذف شده.

26 - حضور حضرت موسى ( ع ) در ميان بنى اسرائيل ، مانع تجاوز دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

«من بعد موسى» مى تواند اشاره باشد به اينكه تا آنگاه كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل بود، آنان مورد تجاوز دشمنان قرار نگرفتند.

29 - نيرو هاى صادق و پايدار بنى اسرائيل در ركاب طالوت ، شصت هزار نفر بودند .

تولّوا الاّ قليلا

امام باقر (ع) درباره «قليل» در آيه فوق فرمود: كان القليل ستّين الفاً


معانى الاخبار، ص 151، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 245، ح 971.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 1،2،3،4،5،6،22

1 - برگزيدگى طالوت براى زمامدارى بنى اسرائيل ، به نفع و سعادت آنان

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

«لام» در «لكم» تصريح است به اينكه فرماندهى و زمامدارى طالوت در جهت نفع و سعادت آنان بوده است.

2 - طالوت ، برانگيخته خداوند براى زمامدارى بنى اسرائيل

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

3 - شگفتى سردمداران بنى اسرائيل ، از برگزيدگى طالوت به دليل سرشناس نبودن و نداشتن ثروت

قالوا انى يكون له الملك . .. و لم يؤت سعة من المال

ظاهراً اعتراض كنندگان، همان پيشنهاددهندگان بودند كه خداوند از قول آنان مى فرمايد: «قال الملأ . .. نحن احق». بنابراين اعتراض آنان به دو جهت بوده است: يكى نبودن طالوت از طبقه ملأ و اشراف كه مى گفتند: «نحن احق». و دوّم نداشتن مال و ثروت كه با «و لم يؤت سعة من المال» به آن اشاره شده است.

4 - پندار غلط بزرگان بنى اسرائيل بر سزاوار بودنشان از طالوت براى زمامدارى

و نحن احقّ بالملك منه

5 - سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

6 - سرشناسى و از اشراف بودن ، مهمترين ملاك براى زمامدارى ، در ديدگاه ملأ بنى اسرائيل *

و نحن احقّ بالملك منه و لم يؤت سعة من المال

اشراف بنى اسرائيل در مقام بيان ملاك زمامدارى، در ابتدا مسأله سرشناسى و ملأ بودن را مطرح نمودند و سپس مسأله ثروت را.

22 - نبودن طالوت از خاندان نبوت و پادشاهى ، منشأ اعتراض بزرگان ( ملأ ) بنى اسرائيل به برگزيدگى وى از جانب خداوند

قالوا انى يكون له الملك علينا

امام باقر (ع) درباره آيه «انّ اللّه قد بعث . .. » فرمود: لم يكن من سبط النبوة و لا من سبط المملكة ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 2،3،5،6،7،9،11،12،17

2 - عدم اطمينان بنى اسرائيل به مأموريت طالوت از جانب خداوند و درخواست نشانه و دليلى از پيامبرشان بر زمامدارى وى

قد بعث لكم طالوت . .. انّ اية ملكه ان ياتيكم

جمله «ان اية . .. » مى نماياند كه آنان براى حقانيّت زمامدارى طالوت، درخواست نشانه و معجزه كرده بودند ; و نشانه خواستن، حاكى از ترديد ايشان است.

3 - بازگشت صندوق ( تابوت ) به سوى بنى اسرائيل ، نشانه زمامدارى طالوت

انّ اية ملكه ان ياتيكم التابوت

الف و لام در «التابوت» براى عهد ذهنى است و بيانگر اين معنا كه آن صندوق زمانى نزد بنى اسرائيل بوده است. جمله «و فيه ... بقية مما ترك ال موسى» مؤيّد اين معناست ; لذا «اتيان» به بازگشتن معنا شد.

5 - صندوق بازگشته به سوى بنى اسرائيل ، صندوقى معهود ، ميراث و يادگارى از خاندان موسى و هارون

فيه سكينة من ربّكم مما ترك ال موسى و ال هرون

6 - فرشتگان ، حاملانِ صندوق عهد به سوى بنى اسرائيل

ان يأتيكم التابوت . .. تحمله الملئكة

7 - اخبار غيبى پيامبر بنى اسرائيل ، به بازگشت صندوق عهد به سوى آنان

و قال لهم نبيّهم انّ اية ملكه ان ياتيكم التّابوت

9 - فرستادن آرامش خاطر به سوى بنى اسرائيل از جانب خداوند ، به منظور استقامت و كاستن دلهره و اضطراب آنان در پيكار با دشمنان

ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. ان ياتيكم التّابوت فيه سكينة

مراد از «سكينة» به مناسبت آيات قبل كه درباره جهاد و نبرد با دشمنان بود، يا خصوص آرامش و رفع نگرانى و دلهره در رويارويى با متجاوزان است و يا مصداق بارز و مورد نظر از آرامش.

11 - صندوق معهود ، يادآور و موجب برانگيختن بنى اسرائيل به پيروى از آيين موسى ( پيكار در راه خدا و رهايى از اسارت

متجاوزان ) *

و بقية ممّا ترك ال موسى و ال هرون

ذكر جمله «بقيّة ممّا ترك . .. » شايد از اين جهت باشد كه به بنى اسرائيل خاطرنشان سازد كه پيوند مذهبى خود را با موسى (ع) قطع ننمايند.

12 - صندوق معهود داراى آثار ويژه و مورد توجّه و عنايت بنى اسرائيل

ان يأتيكم التابوت فيه سكينة من ربّكم و بقيّة ممّا ترك ال موسى و ال هرون

17 - در صندوق معهود ، نشانه حاكميت طالوت و شكسته هاى الواح حضرت موسى بود كه بر آن علوم آسمانى نگاشته شده بود .

ان ياتيكم التابوت

امام باقر (ع) درباره آيه «ان ياتيكم التابوت . .. » فرمود: رضاض الالواح فيها العلم و الحكمة، العلم جاء من السماء فكتب فى الالواح و جعل فى التابوت


تفسير عياشى، ج 1، ص 133، ح 440 ; نورالثقلين، ج 1، ص 247، ح 977.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 -

1،2،3،4،5،9،10،11،12،14،17،19،32،33،34

1 - گُزيدن و بسيج افراد و گروه هاى سپاه ، از جانب طالوت و خروج آنان با فرماندهى وى ، به سوى دشمن

فلمّا فصل طالوت بالجنود

2 - اعلام قبلى طالوت به نيرو هاى بسيج شده در مورد آزمايش آنان با رودخانه اى خروشان

قال ان اللّه مبتليكم بِنَهَر

3 - آمادگى بنى اسرائيل براى پيكار با دشمنان ، پس از پذيرش زمامدارى طالوت ، با مشاهده آن صندوق خاص

ان اية مُلكه . .. فلمّا فَصَل طالوت بالجنود

بسيج لشكريانى از بنى اسرائيل، با وجود ترديد سابق آنان نسبت به فرماندهى طالوت، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى پس از آمدن تابوت، به فرماندهى طالوت گردن نهادند و آماده نبرد شدند و آنگاه طالوت آنان را بسيج كرد.

4 - آزمايش فرمانبرى از طالوت و نيروى اراده بنى اسرائيل از جانب خداوند به وسيله نهر *

ان اللّه مبتليكم بنهر

در آيات سابق، ترديد فرمانبرى بنى اسرائيل را در رويارويى با دشمن مطرح كرد (هل عسيتم . .. ) بنابراين آزمايش الهى، براى مشخص شدن فرمانبران و نيز ميزان فرمانبرى آنان بوده است.

5 - همراهى جمعيّت انبوهى از بنى اسرائيل با طالوت ، در آغاز حركت وى براى پيكار با متجاوزان

فلمّا فصل طالوت بالجنود

كلمه «جُند» به معناى جمعيّت انبوه و متراكم است. آوردن اين كلمه به صورت جمع (جنود) دلالت بر كثرت لشكريانى دارد كه با طالوت بسيج شدند.

9 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد عدم انتساب آنان به وى و جدايى آنان از او ، در صورتى كه از نهر بياشامند .

فمن شرب منه فليس منّى

10 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد انتساب آنان به وى ، اگر از نوشيدن آب نهر چشم پوشند .

و من لم يطعمه فانّه منّى

11 - كسانى كه فقط يك كف از آب نهر نوشيدند ، از لشكر طرد نشدند ; گر چه منسوب به طالوت نيز نبودند .

فمن شرب منه فليس منّى و من لم يطعمه فانّه منّى ألاّ من اغترف غرفةً بيده

كلمه «الاّ» استثناى از «فمن شرب» است; بنابراين لشكر طالوت به سه گروه تقسيم مى شوند: نوشندگان، آنانكه نچشيدند و كسانى كه تنها مُشتى از آب برگرفتند. حكم گروه اوّل و دوّم روشن است ; ولى گروه سوّم چون آب را چشيده اند، «منّى» صدق نمى كند و به دليل اينكه سيراب نشده اند، «ليس منى» نيز صدق نمى كند.

12 - طالوت با آزمايش الهى ، برخى سپاهيان خود را تصفيه نمود و از لشكر طرد كرد .

فمن شرب منه فليس منّى

14 - بيشتر لشكريان طالوت على رغم منع وى ، از آب نهر نوشيدند و در امتحان الهى موفق نشدند .

فشربوا منه الاّ قليلا

17 - اظهار عجز برخى همراهان طالوت از پيكار با دشمن ، پس از عبور از نهر و ديدن سپاه عظيم جالوت

فلمّا جاوزه هو و الّذين امنوا معه قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت و جنوده

19 - جالوت ، زمامدار ستمگر عصر بنى اسرائيل پس از حضرت موسى ( ع )

لا طاقة لنا اليوم بجالوت

32 - ناتوانان از همراهى با طالوت پس از گذشتن از نهر ، همانهايى بودند كه يك كف ، آب نوشيدند .

الاّ من اغترف غرفة بيده . .. قالوا لا طاقة لنا

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الذين اغترفوا: «لا طاقة لنا اليوم بجالوت» ... .


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

33 - همراهان طالوت تا آخرين مرحله پيكار ، همانهايى بودند كه حتّى يك كف از آب ننوشيدند .

فشربوا منه الاّ قليلا . .. قال الذين يظنون

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الّذين لم يغترفوا: «كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه».


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

34 - عده اى از ياران طالوت كه از آب نهر ننوشيدند ، سيصد و سيزده نفر بودند .

فشربوا منه الاّ قليلا

امام باقر (ع): . .. فشربوا منه الاّ ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلا ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 24،26

24 - چيرگى سپاه طالوت بر جالوتيان ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى

فهزموهم باذن اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين

26 - كشته شدن جالوت ( سركرده كفر و طغيان ) به دست داود ، از عوامل اعطاى مُلك و سلطنت الهى به وى

و قتل داوُد جالوت و اتيه اللّه الملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 7

7 - درخواست عيسى ( ع ) از بنى اسرائيل ، براى يارى وى جهت حركت به سوى خدا

قال من انصارى الى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 7،9

7 - حكومت و فرمانروايى بنى اسرائيل ، در برهه اى از تاريخ حيات خويش

و جعلكم ملوكاً

9 - سرورى قوم موسى ( ع ) بر ديگر اقوام در گذشته تاريخ خويش

اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ . .. جعلكم ملوكاً

«ملوك» در برداشت فوق، كنايه از سيادت و سرورى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 2،8،9،12،13،14

2 - سكنى گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، تقديرى از جانب خداوند

الارض المقدسة التى كتب اللّه لكم

8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم

9 - خطر بروز برخورد و جنگ با ساكنان سرزمين مقدس به هنگام ورود قوم موسى ( ع ) به آن

ادخلوا . .. و لاترتدوا على ادباركم

12 - تقدير الهى به سكنا گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، مشروط به جهاد و مبارزه آنان بود .

التى كتب اللّه لكم . .. و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

از مصاديق خسران (فتنقلبوا خسرين)، محروميت قوم موسى(ع) از ورود به سرزمين مقدس است. بنابراين سكونت آنان در سرزمين مقدس در صورتى مقدر خواهد بود كه در برابر دشمن مقاومت كنند.

13 - بنى اسرائيل ، مأمور داخل شدن به سرزمين مقدس شام

ادخلوا الارض المقدسة

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يعنى الشام . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

14 - ورود بنى اسرائيل به شام ، پس از توبه و رضايت خداوند از ايشان ، در پايان چهل سال سرگردانى

يقوم ادخلوا الارض المقدسة

از امام باقر(ع) روايت شده كه بعد از تلاوت آيه فوق فرمود: . .. ثم دخلوها بعد اربعين سنة ... و ما كان خروجهم من مصر و دخولهم الشام الا من بعد توبتهم و رضاء اللّه عنهم ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 1،2،3

1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

2 - هراس قوم موسى ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

3 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى قوم موسى ( ع ) براى ورود به آن سرزمين

و إنّا لن ندخلها حتّى يخرجوا منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 1،10،12،24،25

1 - يورش به سرزمين مقدس از دروازه آن ، پيشنهاد دو نفر از ياران موسى ( ع )

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب

10 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى گستاخ و بى پروا در برابر خداوند

قال رجلان من الذين يخافون

«من الذين يخافون» مى تواند اشاره به اين باشد كه قوم موسى(ع) به جهت نترسيدن از خداوند، فرمان موسى(ع) را اطاعت نكردند.

12 - يوشع و كالب ، در عين ترس از دشمن ، مردم را براى يورش به سرزمين مقدس فرا خواندند .

قال رجلان من الذين يخافون

برداشت فوق مبنى بر اين است كه مفعول محذوف «يخافون»، «جبارين» باشد.

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

25 - دعوت يوشع بن نون و كالب بن يافنا ( عموزاده هاى حضرت موسى ( ع ) ) ، از بنى اسرائيل براى ورود به سرزمين مقدس

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: احدهما يوشع بن نون و الاخر كالب بن يافنا قال: و هما ابنا عمه . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 303، ح 68; نورالثقلين، ج 1، ص 606، ح 113.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 2،4،8،13

2 - هراس قوم موسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

4 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى بنى اسرائيل براى ورود به آن سرزمين

إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

8 - بنى اسرائيل ، گستاخانه خواهان رهسپارى موسى ( ع ) و خدايش به نبرد با زورگويان سرزمين مقدس

قالوا . .. فاذهب انت و ربك فقتلا

13 - اصرار بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با جباران و جاخوش كردن در كاشانه خويش

إنّا ههنا قعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 3،5

3 - شكايت موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار ، از تمرد بنى اسرائيل در مبارزه با جباران

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

5 - هارون ، همانند موسى ( ع ) ، مأمور بسيج بنى اسرائيل براى فتح سرزمين مقدس

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

آيه بيست و سوم (و قال رجلان . ..) بيانگر آن است كه آن دو مرد نيز همانند هارون مطيع موسى(ع) بودند و اين حقيقت با تفسير جمله «لااملك الا نفسى و اخى» به اينكه تنها اختياردار خود و برادرم هستم و در ميان بنى اسرائيل تنها هارون فرمانبردار من است، سازگار نيست. بنابراين بايد گفت «اخى» مبتدايى است با حذف خبر (و اخى لايملك الانفسه) و نام بردن از خود و برادرش به اين دليل است كه بسيج بنى اسرائيل بر عهده هارون نيز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 1،3،4،5،17،18،19

1 - قوم موسى ( ع ) ، محروم از تصرف سرزمين مقدس به مدت چهل سال

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة

مراد از «محرمة»، حرمت تكوينى است نه حرمت تشريحى.

3 - قوم موسى ( ع ) ، سرگردان در بيابان به مدت چهل سال

اربعين سنة يتيهون فى الارض

با توجه به اينكه جمله «يتيهون» حال براى ضمير در «عليهم» است، معلوم مى شود كه زمان سرگردانى آنان نيز چهل سال بوده است.

4 - سرگردانى قوم موسى ( ع ) در بيابان ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آن از فرمان موسى ( ع )

إنّا لن ندخلها . .. يتيهون فى الارض

5 - زمان سرپيچى قوم موسى ( ع ) از فرمان وى ، سرآغاز سرگردانى چهل ساله آنان و محروميت از تسلط بر قدس

إنّا لن ندخلها . .. اربعين سنة يتيهون فى الارض

17 - سرگردانى قوم موسى در سرزمينى به مساحت چهار فرسخ در مدت چهل سال ، تاوان نافرمانى آنان در برابر موسى ( ع )

ادخلوا الارض المقدسة . .. قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: فلما ابوا ان يدخلوها حرمها اللّه عليهم فناهوا فى اربع فراسخ اربعين سنة . .. .


اختصاص منصوب به شيخ مفيد، ص 265; تفسير برهان، ج 1، ص 456، ح 1.

18 - سرگردانى بنى اسرائيل در پى سرپيچى از فرمان موسى ( ع ) با چرخيدن زمين به هنگام سفر شبانه آنان و بازگردانده شدن به محل سكونت اوليه خويش

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام صادق(ع) در بيان كيفيت سرگردانى بنى اسرائيل روايت شده: . .. اذا كان العشاء و اخذوا فى الرحيل ... اذا ارتحلوا و استوت بهم الارض قال اللّه للارض ديرى بهم فلايزالوا كذلك ... فاذا اصبحوا اذا ابنيتهم و منازلهم التى كانوا فيها بالامس ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 74; نورالثقلين، ج 1، ص 608، ح 116.

19 - سرزمين مصر ، جايگاه سرگردانى قوم موسى بمدت چهل سال

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام باقر(ع) در مورد سرگردانى قوم موسى روايت شده: . .. فتاهوا فى الارض اربعين سنة فى مصر و فيا فيها ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 26،29

26 - بسيارى از بنى اسرائيل ، مردمى خونريز و آدمكش

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

مراد از اسراف، به قرينه فرازهاى قبلى، مى تواند خروج بنى اسرائيل از حد اعتدال در قتل نفس، يعنى آدمكشيهاى نابحق و خونريزيهاى مكرر، باشد.

29 - گروهى از بنى اسرائيل پيرو انبياى خويش و متعهد به قوانين الهى

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 11،12

11 - گرايش بنى اسرائيل در برهه اى از زمان به رفتار پسنديده و انديشه صحيح دينى

ثم تاب اللّه عليهم

چون آيات قبل رفتار ناپسند و نيز انديشه هاى ناصحيح دينى بنى اسرائيل را بيان كرده بود، معلوم مى شود توبه آنان در هر دو جهت بوده است.

12 - توبه و بازگشت بنى اسرائيل به سوى خداوند در برهه اى تاريخ

ثم تاب اللّه عليهم

اهل لغت «توبه خدا بر بنده» را به توفيق بر توبه معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 10

10 - گروهى از بنى اسرائيل زمان داود و عيسى عصيان پيشه و تجاوزگر بودند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 4

4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون

أتذر موسى و قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 12

12 - آزمايش بنى اسرائيل ، از اهداف امداد هاى الهى براى حاكميت بخشيدن به آنان پس از پيروزى بر دشمنانشان

و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 10،11

10 - فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

11 - فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 5

5 - خداوند پس از اجابت دعاى موسى ( ع ) و رفع عذاب از فرعونيان ، به آنان فهماند كه تا زمانى محدود به عذاب مبتلا نخواهند شد .

فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه

«إلى أجل» مى رساند كه خداوند عذاب را براى هميشه از فرعونيان برطرف نساخت و براى آن زمان تعيين كرد و اگر اين حقيقت را به آنان ابلاغ نمى كرد، تعيين زمان اثر مطلوب نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 1،2،3،7

1 - خداوند پس از ارائه معجزات متعدد و اتمام حجت بر فرعونيان ، آنان را در دريا غرق كرد .

فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم

«اليم» در لغت به معناى دريا و رودخانه بزرگ است و «ال» در «اليم» براى عهد مى باشد و چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند

اشاره به درياى سرخ دارد. برخى ديگر از مفسران آن را اشاره به رودخانه نيل دانسته اند.

2 - خداوند با غرق كردن فرعونيان در دريا از آنان انتقام گرفت .

فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم

«فاء» در «فأغرقنا» تفسيريه است. يعنى «أغرقنا» بيان و تفسير «انتقمنا» مى باشد.

3 - فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .

إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم

تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.

7 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .

فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 1،2،3،5،6،11،12

1 - بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون

استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.

2 - خداوند با نابودسازى فرعونيان ، تمام سرزمين آنان را ، از شرق تا غرب ، در اختيار بنى اسرائيل قرار داد .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشرق الأرض و مغربها

3 - سرزمينى كه خداوند پس از هلاكت فرعونيان در اختيار بنى اسرائيل قرار داد ، سرزمينى پربركت و بسيار حاصلخيز بود .

مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها

5 - نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.

6 - وعده هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل بر سرزمين آنان ، از وعده هاى نيكوى خداوند به قوم موسى

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

كلمه «الحسنى» (زيباتر) صفت براى «كلمت» است.

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى در دوران حكومت فرعون ، مردمى صبور و مقاوم در برابر دشمنان دين بودند .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 1،2،3،4

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

2 - عبور بنى اسرائيل ( قوم موسى ) از همان دريايى بود كه فرعونيان در آن غرق شدند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

«ال» در «البحر» عهد ذكرى است و اشاره به «اليم» در آيه 136 دارد. يعنى بنى اسرائيل را از همان دريا (دريايى كه فرعونيان را درآن غرق كرديم) عبور داديم.

3 - زمان عبور قوم موسى از دريا ، مقارن با غرق شدن فرعونيان در آن دريا بود .

فأغرقنهم فى اليم . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

«جوزنا . .. » عطف است بر آيه 136 (فانتقمنا منهم ... .)

4 - بنى اسرائيل در پى عبور از دريا با مردمى بت پرست مواجه شدند .

فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم

«أتوا» چون به «على» متعدى شده، متضمن معناى مرور است، يعنى «اتوا قوما مارين عليهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 139 - 3

3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .

قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 1

1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً

همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 1،2،3،6،7،8،9،10،11،12

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى:

العذاب السوء.

2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

3 - نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

6 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.

7 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.

8 - زنان بنى اسرائيل به سبب كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات و زنده ماندن از آنان سلب شده بود .

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«زنده گذاشتن زنان» به عنوان يك عذاب براى قوم بنى اسرائيل است كه از جمله آن قوم، خود زنان هستند. و چون مجرد زنده گذاشتن عذاب تلقى نمى شود، با توجه به اينكه «يستحيون» پس از «يقتلون» آمده، مى توان گفت كشتن فرزندان به گونه اى بوده كه زنان، يعنى مادران جامعه، از زنده ماندن خودشان و ديدن قتل فجيع فرزندانشان در رنج و عذاب بودند. آوردن «نساء» در مقابل «أبناء» مى تواند اين احتمال را تأييد كند.

9 - استثمار زنان بنى اسرائيل هدف فرعونيان از زنده نگاه داشتن ايشان *

يسومونكم سوء العذاب . .. يستحيون نساءكم

استثمار زنان، توجيه و احتمال ديگرى است بر اينكه چرا زنده گذاشتن زنان به عنوان يك عذاب مطرح شده است.

10 - خداوند با گرفتار ساختن بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت باشد. مشاراليه «ذلكم» يا عذاب است و يا رهايى از آن. در برداشت فوق «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب گرفته شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب - كه از «أنجيناكم» استفاده مى شود - گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 1،15،18

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون

و أصلح

چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى، فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.

18 - جامعه بنى اسرائيل در عصر موسى حاوى گروهى مفسد و با انديشه ها و روشهايى نابهنجار

و لا تتبع سبيل المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 13

13 - تصرف سرزمين فاسقان و ديدن مناظر آن ، وعده اى از جانب خداوند به امت موسى

سأوريكم دار الفسقين

در اينكه مراد از «الفسقين» چه كسانى هستند، سه احتمال وجود دارد: فرعونيان، ساكنان سرزمين قدس پيش از ورود قوم موسى به آنجا، متخلفان قوم موسى برداشت فوق ناظر به احتمال اول و دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 1،2،5،9

1 - قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

2 - قوم موسى با زيورآلات خويش مجسمه گوساله نرى را براى پرستش ساختند .

اتخذ . .. من حليهم عجلا جسداً

اتخاذ (مصدر «اتخذ») در اينجا به معناى ساختن است. «عجل» به معناى گوساله نر و «حُلىّ» (جمع حَلْى) به معناى زيورآلات است.

5 - برآمدن صداى گاو از مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، زمينه ساز روى آورى قوم موسى به پرستش آن

له خوار

معمولا ياد كردن از ويژگيهاى يك شىء ناظر به علت احكامى است كه بر آن مترتب شده است. بنابراين مى توان گفت خداوند با بيان اين ويژگى از مجسمه گوساله (بروز دادن صداى گاو) اشاره به يكى از علل گرايش آنان به پرستش آن گوساله دارد.

9 - وجود گرايش هاى شرك آلود در بنى اسرائيل و علاقه به معبودى محسوس ، زمينه ساز روى آورى آنان به گوساله پرستى

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

تأكيد قرآن بر اينكه قوم موسى پس از غياب وى شروع به ساختن معبود كردند (من بعده)، بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده از سوى موسى در آيه 138 و 139، تأثيرى در متقاضيان خداى محسوس نداشت و آنان همچنان در انديشه خدايى محسوس و ملموس بودند و لذا در فرصت پيش آمده (غياب موسى) به آن خواسته جامه عمل پوشاندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 1،2،6،8

1 - بنى اسرائيل پس از مدتى با پى بردن به عدم شايستگى مجسمه گوساله براى پرستش ، به گمراهى خود آگاه و از كرده خويش پشيمان شدند .

و لما سقط فى أيديهم و رأوا أنهم قد ضلوا

جمله «سقط فى أيديهم» كنايه از پشيمانى است. زيرا انسان در هنگام پشيمانى چانه خويش را بر دستانش قرار مى دهد ; به گونه اى كه گويا در دست خود فرو افتاده است.

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

6 - مرتدان بنى اسرائيل به خاطر دوران گوساله پرستى ، نگران آينده اى زيانبار براى خويش بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

8 - قوم موسى على رغم پيشينه گوساله پرستى به رحمت و مغفرت الهى اميدوار بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 6،17،18،19

6 - توهم به سر آمدن زمان ميعاد خدا با موسى ( ع ) و تأخير وى در مراجعت ، زمينه ساز گرايش قوم موسى به گوساله پرستى شد .

بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم

جمله «أعجلتم . .. » اشاره به علتى دارد كه بنى اسرائيل را به گوساله پرستى واداشت.

17 - هارون در غياب موسى ( ع ) با شركورزى و گوساله پرستى بنى اسرائيل به مبارزه پرداخته بود .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

18 - هارون ، مقهور گوساله پرستان بنى اسرائيل و ناتوان از بازدارى ايشان

إن القوم استضعفونى

«استضعاف» به معناى غلبه كردن و مقهور ساختن است.

19 - گوساله پرستان بنى اسرائيل مهياى كشتن هارون به خاطر مبارزه پى گير وى با شركورزى آنان

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 7

7 - قوم موسى با گرايش به گوساله پرستى بر خداوند افترا بستند .

و كذلك نجزى المفترين

مصداق مورد نظر براى «المفترين» مشركان و گوساله پرستان بنى اسرائيل هستند. بنابراين شركورزى آنان افترا بر خدا بود. «افتراء»، از «فريه»، به معناى دورغ بافتن است. و مراد از «مفترين»، به مناسبت مورد، كسانى هستند كه بر خدا دروغ مى بندند ; يعنى به دروغ چيزى را به خدا نسبت مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 4

4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا

مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 7

7 - فرونشستن فتنه گوساله پرستى در ميان قوم موسى ، فراهم آورنده زمينه اى مناسب براى مطرح شدن تورات از سوى آن حضرت

أخذ الألواح

بيان اين واقعيت كه موسى(ع) در پى فرونشستن فتنه گوساله پرستى، الواح را برگرفت، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه زمينه از دست رفته براى تعاليم تورات بار ديگر در ميان قوم موسى ايجاد شد. گفتنى است آيه «149» مى رساند كه عموم بنى اسرائيل از گوساله پرستى توبه كردند و آيه «153» مى رساند كه خداوند توبه آنان را پذيرفت و در نتيجه فتنه گوساله پرستى فرونشست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 2،3،4،5،6،8،11

2 - موسى ( ع ) از ميان بنى اسرائيل هفتاد نفر را براى بردن به ميعادگاه مناجات انتخاب كرد .

و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا

كلمه «سبعين» مفعول براى «اختار» مى باشد و «قومه» به سبب حذف حرف جر، منصوب شده است ; يعنى «من قومه». البته برخى «قومه» را مفعول و «سبعين» را بدل از آن گرفته اند.

3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )

و اختار موسى

«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.

4 - برگزيدگان موسى براى حضور در ميعادگاه مناجات ، از ميان مردان بنى اسرائيل بودند ; نه زنان ايشان

سبعين رجلا

5 - برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .

فلما أخذتهم الرجفة

6 - خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

8 - موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.

11 - كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 1،2،5

1 - گروهى اندك از قوم موسى ، مردمى هدايتگر و عدالت پيشه بودند .

و من قوم موسى امة يهدون بالحق و به يعدلون

2 - هدايتگران قوم موسى خود همواره ملازم حق و حقيقت بودند .

يهدون بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «باء» در «بالحق» براى مصاحبت باشد در اين صورت «بالحق» حال براى فاعل «يهدون» است ; يعنى: «يهدون مصاحبين الحق».

5 - عدالت پيشگان قوم موسى همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كردند .

و به يعدلون

«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 -

1،2،3،6،7،12،13،15،16،17،18،19،21،26،27،

1 - خداوند بنى اسرائيل را دوازده تيره و قبيله قرار داد .

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

تمييز «اثنتى عشرة» كلمه اى مونث و مفرد همانند «فرقة» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است. اسباط، جمع سبط (تيره و قبيله) بدل براى «اثنتى عشرة» است.

2 - هر يك از دوازده تيره بنى اسرائيل خود امت و مجموعه اى مجزا از ديگر تيره ها

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

«أمما» (جمع أمة) حال براى «أسباطا» است ; يعنى قبايلى كه هر كدام امتى بودند.

3 - انتساب بنى اسرائيليان به هر يك از فرزندان يعقوب ، اساس گروه بندى آنان

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

«اسباط» در لغت به معناى نوادگان است. به كارگيرى اين واژه براى تيره هاى دوازده گانه بنى اسرائيل اشاره به اين دارد كه اساس اين قبايل - كه همگان نواده هاى يعقوب (اسرائيل) هستند - دوازده فرزند او مى باشند.

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .

إذ استسقه قومه

12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.

13 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از دوازده طايفه بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس (مردم) است و مراد از آن طوايف دوازده گانه بنى اسرائيل مى باشد. «مشرب» به آب آشاميدنى و يا جايگاهى كه از آن آب برمى دارند گفته مى شود و مقصود از آن چشمه هايى است كه از سنگ جوشيد.

15 - هر كدام از طوايف بنى اسرائيل به چشمه مخصوص خويش آگاه بودند .

قد علم كل أناس مشربهم

16 - قوم موسى پس از عبور از دريا به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظلّلنا عليهم الغمم

17 - خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

18 - خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .

و أنزلنا عليهم المن و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

19 - « منّ » و « سلوى » خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به بنى اسرائيل

و أنزلنا عليهم المن و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم

21 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى حلال و حرام در پى عبور از دريا

كلوا من طيبت ما رزقنكم

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

27 - قوم موسى با بهره گيرى از خوراكى هاى ناپاك از دستور خداوند سرپيچى كردند .

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

چنانچه اطلاق ستمگرى بر قوم موسى (كانوا أنفسهم يظلمون) در ارتباط با جمله «كلوا من طيبت . .. » بيان شده باشد، مراد از ستمگرى آنان، استفاده از خوراكيهاى حرام و ناپاك است ; ولى چنانچه جمله «و ما ظلمونا و لكن ... » در ارتباط با نعمتهاى متعددى باشد كه در آيه مطرح شده، مراد از ستمگرى ايشان، ناسپاسى در برابر آن نعمتهاست. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 1،3،5،6،7،8،10،13،19

1 - بنى اسرائيل فرمان يافتند تا پس از زندگانى بيابانى ، در آبادى بيت المقدس سكونت گزينند .

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

«قريه» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است. و چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت فوق كلمه «آبادى» آورده شد. «ال» در «القرية» عهد حضورى و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن بيت المقدس است.

3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن آبادى بسر مى بردند .

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

برداشت فوق با توجه به اسم اشاره (هذه) استفاده شده است.

5 - خداوند تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس را براى بنى اسرائيل حلال و مباح كرد .

و كلوا منها حيث شئتم

6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل

و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

8 - دروازه بيت المقدس طريق تعيين شده از جانب خدا براى نفوذ به آن سرزمين و تصرف آن ديار

و ادخلوا الباب

10 - بنى اسرائيل پيش از ورود به بيت المقدس گناهان فراوانى داشتند .

نغفر لكم خطيئتكم

برداشت فوق با توجه به كلمه «خطيئات» - كه به صورت جمع آمده - استفاده شده است.

13 - وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن از گناهان در ميان قوم موسى

سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطيئتكم» به دست مى آيد. يعنى بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خيطئتكم» اشاره به آنان دارد و پاكدامنان از گناه كه «المحسنين» عهده دار تبيين آن گروه است.

19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين

كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 1،2

1 - گروهى از قوم موسى داراى پيشينه اى آلوده به گناه و ستم ، پيش از ورودشان به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا . .. بما كانوا يظلمون

2 - حرام خواران قوم موسى به جاى طلب آمرزش از خدا به هنگام ورود به بيت المقدس كلامى ديگر بر زبان جارى ساختند .

فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم

مى توان گفت مراد از «الذين ظلموا» به دليل «و لكن كانوا أنفسهم يظلمون» در آيه 160 كسانى هستند كه با استفاده از خوراكيهاى غير پاكيزه به حرامخوارى دست يازيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 1،2،4،5،8

1 - خداوند كوه طور را به لرزه درآورد ، از زمين كند و آن را همچو پاره ابرى بر بالاى سر بنى اسرائيل قرار داد .

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«نتق» (مصدر نتقنا) به معناى لرزاندن و از جا بركندن است. «ال» در «الجبل»، عهد ذهنى است و اشاره به كوه طور دارد. «ظلة» به معناى پاره ابر، سقف و سايبان است. كوه اگر بر فراز سر انسانها قرار گيرد، شباهتش به پاره ابر بيش از شباهتش به سقف و مانند آن است.

2 - قوم موسى هراساان از سقوط كوهِ برافراشته شده بر سر آنان

و ظنوا أنه واقع بهم

4 - خداوند با برافراشتن كوه طور بر سر قوم موسى ، از آنان خواست تا با جديت تمام تورات بپذيرند و رفتار و انديشه هاى خويش را بر اساس آن استوار سازند .

خذوا ما ءاتينكم بقوة

«خذوا» يعنى بگيريد. «گرفتن» تورات و ديگر كتابهاى آسمانى به اين است كه مورد پذيرش قرار گيرد و به احكام آن عمل شود.

5 - لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل در پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم . .. خذوا ما ءاتينكم

8 - قرار گرفتن كوه بر فراز سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به ياد داشتن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«إذ» متعلّق به فعل مقدّر «اذكروا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 1،2،3،4،5،6

1 - قوم فرعون ، على رغم مشاهده معجزه بزرگ موسى ( ع ) و غلبه او بر ساحران ، بر ناباورى خود پاى فشرده و كسى از آنان به او ايمان نياورد .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «من قومه» راجع به «موسى» و مراد از «قوم موسى»، بنى اسرائيل باشد.

2 - در پس تحقق معجزه موسى ( ع ) و شكست ساحران ، تنها گروه اندكى از بنى اسرائيل به وى گرويده و ايمان آوردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

برداشت فوق بر اساس ارجاع ضمير «من قومه» به «موسى» است ; ضمناً تنكير «ذرية» دلالت بر تقليل مى كند.

3 - مؤمنان و گرويدگان به موسى ( ع ) ، همگى از قشر جوان بنى اسرائيل بودند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

«ذرية» به معناى «ابناء و أولاد» به كار مى رود، با توجه به جو وحشت و ارعاب كه فرعون در ميان بنى اسرائيل به وجود آورده بود و معمولا در چنين شرايطى پيران به حكم مصلحت انديشى كنار مى كشند، مى توان گفت كه مراد از «ذرية»، جوانان بنى اسرائيل است.

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

5 - مؤمنان به موسى ( ع ) به جرم ايمان ، در معرض شكنجه و آزار فرعون و اشراف قوم خود قرار داشتند .

إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

6 - رؤسا و اشرافِ قوم موسى ، دشمنان او و وابسته به حكومت فرعون بودند .

على خوف من فرعون و ملإيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 2،5

2 - قوم موسى ، از همان آغاز گرايش به او ، خود را در معرض عذاب و شكنجه فرعونيان مى ديدند .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

5 - بنى اسرائيل ، زير سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود ، با ضعف و ذلت ، روز مى گذراندند .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 4،6،7

4 - بنى اسرائيل ، مايل نبودند در سرزمين كفر و در جوار كافران ، زندگى كنند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

6 - بنى اسرائيل ، خواهان هجرت از سرزمين مصر به سرزمين ديگر بودند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

7 - بنى اسرائيل ، در دعاى خويش از خداوند خواستند : زمينه هجرتشان از سرزمين مصر به سرزمينى ديگر را فراهم كند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جمله «و نجنا برحمتك من القوم الكافرين» به معناى (ما را از كافران خلاص نما) است و مقصود از آن مى تواند درخواست هجرت به سرزمين ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 1،2،5،6

1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».

2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.

5 - خداوند ، فرمان داد تا بنى اسرائيل در بر پا كردن خانه هاى خود ، آنها را رو به روى هم بسازند .

و اجعلوا بيوتكم قبلة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه لفظ «قبلة» مصدر نوعى به معناى اسم فاعل باشد ; يعنى: اجعلوا بيوتكم متقابلة.

6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1،2،3،5،9

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

2 - فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.

3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

5 - فرعون تا لحظه اى كه دريا به هم نيامد و در آستانه غرق شدن قرار نگرفت ، در پى بنى اسرائيل مى تاخت

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً حتى إذا أدركه الغرق

9 - نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .

فاستقيما . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 1

1 - عبور بنى اسرائيل از دريا و غرق شدن فرعون و سپاهيانش ، هنگام روز بوده است .

و جوزنا ببنى إسرءيل . .. حتى إذا أدركه الغرق ... فاليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 1،2،3

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى خوش آب و هوا و واجد همه شرايط مناسب زندگى ، اسكان داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق

2 - بنى اسرائيل ، پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى با اراضى حاصل خيز كه در آن ، از انواع نعمت ها و روزى هاى پاكيزه و مناسب طبع برخوردار بودند ، روزگار خوشى مى گذراندند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

3 - وضعيت مسكن و معيشت بنى اسرائيل در دوران حكومت فرعون ، وضعيتى نابسامان و نامناسب بود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 3،4

3- قوم موسى در حقانيت تورات اختلاف كرده ; گروهى آن را پذيرفتند و گروهى آن را انكار كردند .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

4- اختلاف پيروان موسى درباره تورات اصلى و محتواى آن *

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 6

6- « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 13،14،17،18

13- سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان بنى اسرائيل ، بدترين نوع تحميل شكنجه و آزار از سوى فرعونيان به آنان

يسومونكم سوء العذاب و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

آوردن «يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم» پس از «يسومونكم» مى تواند جمله تفسيرى براى آن باشد. در اين صورت، اين دو مورد، شرح شكنجه ها و رفتارهاى ظالمانه آل فرعون است.

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.

17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.

18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 8،10

8- دو بار فسادانگيزى بنى اسرائيل در زمين ، از برجسته ترين حوادث و تحولات تاريخى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

10- « عن على بن أبى طالب ( ع ) فى قوله « لتفسدنّ فى الأرض مرّتين » قال : الأولى قتل زكريا عليه الصلوة و السلام و الأخرى قتل يحيى عليه السلام ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «لتفسدنّ فى الأرض مرّتين» فرمود: بار اول كشتن زكريا - عليه الصلوة و السلام - و بار دوم كشتن يحيى - عليه السلام - بوده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 1،3،4،7،8

1- انتقام خداوند از بنى اسرائيل ، به وسيله نيروهايى توانمند و جنگاور ، در پى نخستين فسادانگيزى آنان

فإذا جاء وعد أُولهما بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

«بأس» در لغت به معناى شدت در جنگ است و «أُولى بأس» توانمندى و جنگاورى را معنا مى دهد.

3- سركوب كنندگان اولين فساد بنى اسرائيل ، مردانى بس توانمند و جنگاور

بعثنا عليكم عبادًا لنا أولى بأس شديد

4- جنگاورى و توانمندى بنى اسرائيل ، در نخستين مرحله از فسادانگيزيشان

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

گسيل نيروهاى بسيار پرتوان براى سركوبى بنى اسرائيل، نشانگر توانمندى آنان در جنگ و مبارزه است.

7- جست و جوى خانه به خانه جنگاوران توانمند پس از ورود به سرزمين بنى اسرائيل به منظور سركوبى آنان

بعثنا . .. فجاسوا خلل الديار

«الجوس» (مصدر جاسوا) به معناى تردد و رفت و آمد است (لسان العرب)، و نوعاً براى كسب اطلاع و اخبار به كار مى رود.

8- در امان نبودن بنى اسرائيل حتى در زواياى خانه هاى خود ، به دنبال فسادانگيزى و تعقيب قرار گرفتنشان از سوى مردانى جنگاور

فجاسوا خلل الديار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 1،2،4،5،8،9،12

1- بازگشت قدرت و توان بنى اسرائيل با اراده خداوند پس از نخستين شكست آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«كرّة» در لغت به معناى بازگشت و دولت و نيز به معناى تجديد خلق پس از نابودى است. در هر حال، بازگشت قدرت و توان، از آن قابل استفاده است.

2- پيروزى بنى اسرائيل بر دشمنان جنگجوى خويش با اراده خداوند پس از نخستين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

4- وجود فاصله ميان نخستين شكست بنى اسرائيل و پيروزى آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«ثم» دلالت بر تراخى و فاصله زمانى دارد.

5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم بأمول و بنين

8- تاريخ بنى اسرائيل ، داراى فراز و نشيب هاى شديد است .

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم

9- فزونى داشتن نيروى انسانى و نفرات رزمى بنى اسرائيل بر نفرات دشمن ، پس از نخستين شكست

و جعلنكم أكثر نفيرًا

12- روى كرد عمومى بنى اسرائيل به صلاح و شايستگى ، پس از تحمل مجازات افساد خويش و قبول شكست از مردانى جنگاور

لتفسدنّ فى الأرض . .. بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد ... ثمّ رددنا لكم ال

قرينه دو آيه بعد «إن عدتم عدنا» دلالت مى كند بر اينكه بنى اسرائيل پس از شكست خود، متنبه شده اند و براى همين جهت، خداوند هم آنان را امداد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 7،8،9،10،13،14

7- فسادانگيزى و بدكردارى بنى اسرائيل ، زمينه ساز شكست و نابودى آنان

بعثنا عليكم عبادًا لنا . .. و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

جمله «إن أسأتم» مى تواند تبيين كننده علت شكست نخستين و سركوب شدن بعدى بنى اسرائيل باشد; يعنى، شكستهاى آنان

نمونه و مصداقى از نتيجه بديهاى آنهاست.

8- فسادانگيزى مجدد بنى اسرائيل ، پس از رسيدن به قدرت و رفاه

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم ... فإذا جاء وعد الأخرة

9- مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنى اسرائيل به وسيله جنگاورانى قدرتمند ، با فرا رسيدن دومين مرحله فسادانگيزى آنان و هويدا شدن غبار غم و شكست در چهره آنها

فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

ضمير فاعلى «هم» در «ليسئوا» به «عباداً» باز مى گردد و لام در آن براى تعليل است; يعنى، بندگان ما براى اندوهگين كردن شما (بنى اسرائيل) بيايند.

10- فتح مسجدالاقصى ، توسط جنگاورانى نيرومند و ر ها شدن آن از دست بنى اسرائيل ، در پى فسادانگيزى مجدد آنان

و ليدخلوا المسجد كما دخلوه أوّل مرّة

نوع مفسّران برآنند كه مقصود از «المسجد»، مسجدالأقصى است.

13- دومين هجوم نيرو هاى فاتح مسجدالاقصى بر بنى اسرائيل فسادگر و سركش ، هجومى توفنده و ويرانگر

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

«تتبير» به معناى اهلاك است و آوردن مفعول مطلق (تتبيرا) - كه براى تأكيد است - إشعار به سختى هجوم دارد.

14- نابودى و تخريب كامل آثار و تمدن بنى اسرائيل ، با دومين هجوم نيرو هاى توانمند و جنگاور

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 1،2

1- ايجاد اميدوارى به رحمت در بنى اسرائيل ، على رغم دو بار فسادانگيزى و شكست تلخشان به وسيله خداوند

عسى ربّكم أن يرحمكم

مخاطبان آيه با توجه به آيات قبل، بنى اسرائيل است.

2- نابود و منقرض نشدن نسل بنى اسرائيل ، على رغم هجوم سنگين نيرو هاى توانمند و دو بار شكست سخت آنان

عسى ربّكم أن يرحمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 1،3

1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض

برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.

3- روى آوردن فرعون به اعمال قهرآميز عليه موسى ( ع ) در پى ناتوانى از رودررويى منطقى و فرهنگى با او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 1،2

1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى سكنى گزيدن

و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

2- زندگى بدون آرامش بنى اسرائيل تا قبل از رهايى از حكومت فرعون *

فأراد أن يستفزّهم من الأرض . .. و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

احتمال دارد كه «اسكنوا الأرض» به معناى آرام گرفتن در زمين و بيرون آمدن از اضطرابى باشد كه قبلاً گريبانگير آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 3

3 - بنى اسرائيل در حكومت فرعون ، زندگى سختى داشتند و جان پسران آنها در خطر بود .

أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 2،6،8،9

2 - بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.

6 - نجات بنى اسرائيل از ستم فرعونيان ، بدون كوچ دادن آنان از مصر و بيرون آوردنشان از جامعه فرعونى ممكن نبود .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

عطف «لاتعذّبهم» بر «أرسل» گوياى اين نكته است كه درخواست «ارسال» به منظور نجات از عذاب و شكنجه است بنابراين، بدون هجرت، امكان رهايى در كار نبوده است.

8 - فرعون ، از خروج بنى اسرائيل و هجرت آنان از مصر به ديار ديگر مانع مى شد .

فأرسل معنا بنى إسرءيل

اگر خروج بنى اسرائيل به طور عادى از مصر ممكن بود، مطرح ساختن آن با فرعون بى معنا بود پس هر چند كه بنى اسرائيل، خود خواستار رهايى و هجرت بودند; ولى فرعون و دستگاه حكومت او مانع اين كار مى شدند.

9 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى براى هجرت از مصر به رهبرى موسى و هارون ( ع )

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

مطرح شدن اين درخواست نزد فرعون، بر وجود آمادگى روحى و فكرى در بنى اسرائيل براى هجرت از مصر دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 1،2،5،7،8،11

1 - موسى ( ع ) ، مأمور به حركت در آوردن شبانه بنى اسرائيل ، جهت خروج و هجرت از مصر

و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

«إسراء» به معناى سير شبانه و حرف «باء» براى تعديه است، «أسر بعبادى»; يعنى، بندگان مرا شبانه حركت بده [و از مصر

خارج كن].

2 - هجرت بنى اسرائيل از مصر ، حركتى سازماندهى شده و پنهان از چشم فرعونيان *

و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

فرمان يافتن موسى(ع) به كوچ دادن شبانه بنى اسرائيل و تعقيب آنان از سوى فرعون، اين احتمال را تقويت مى كند كه انتخاب شب به جهت استتار و پنهان ماندن از چشم مأموران فرعون بوده است.

5 - بنى اسرائيل ، مورد عنايت و لطف الهى ، در عصر ستم ديدگى و شكنجه شدن از سوى فرعونيان

أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، به جهت تكريم بنى اسرائيل و اظهار لطف به آنان است. اين امر، زمانى صورت گرفته كه آنان در بند حكومت فرعون و شكنجه هاى او بودند. خداوند با تعبير «عبادى» بر رفتار فرعونيان - كه بنى اسرائيل را به بندگى گرفته بودند - خط بطلان كشيده و آنان را تنها بنده خود معرفى كرده است.

7 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى لازم براى هجرت از مصر و رهايى از عذاب فرعون

أسر بعبادى

حركت شبانه، گريختن از چنگ كسانى است كه براى آن حركت، مانع ايجاد مى كنند. بنابراين ماندن بنى اسرائيل نزد فرعونيان، برخلاف ميل آنان بوده است.

8 - ايجاد راهى خشك در عمق درياى سرخ براى عبور بنى اسرائيل ، از مأموريت هاى موسى ( ع )

فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا

«اضرب لهم. ..»، يعنى براى آنان راهى را ايجاد كن. «يَبَس» به معناى خشك است. «ال» در «البحر» عهد ذهنى و اشاره به درياى مشخصى است كه در مسير هجرت قرار داشت. گروهى از مفسران آن را درياى سرخ و برخى رود نيل دانسته اند.

11 - تمام بنى اسرائيل از يك راه در دريا عبور داده شدند . *

فاضرب لهم طريقًا فى البحر

چنانچه مراد از «طريقاً» جنس نباشد، بر وحدت راه دلالت خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 1،2،3،4،5

1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .

أسر بعبادى . .. فأتبعهم

حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.

2 - فرعون و لشكريانش ، در پى كوچ بنى اسرائيل از مصر ، به تعقيب آنان پرداختند .

فأتبعهم فرعون بجنوده

3 - در تعقيب بنى اسرائيل ، فرعون خود رهبرى سپاهيانش را به عهده داشت .

فأتبعهم فرعون بجنوده

4 - ماندن بنى اسرائيل در مصر و جدا نشدن آنان از ديگران ، امرى حياتى براى فرعون و فرعونيان

أسر بعبادى . .. فأتبعهم فرعون بجنوده

تعقيب بنى اسرائيل و تلاش براى جلوگيرى از هجرت آنان، نشانگر اين نكته است كه جداشدن بنى اسرائيل از جامعه مصر، خسارت

و عواقب سنگينى براى آنان به همراه داشت.

5 - فرعونيان ، در تعقيب بنى اسرائيل ، به راه خشك شده دريا ، وارد شدند .

طريقًا فى البحر يبسًا . .. فأتبعهم فرعون بجنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 2،6،7،10

2 - خداوند ، بنى اسرائيل را از خطر فرعون رهانيد و آنان را از اسارت او نجات داد .

فأتبعهم فرعون . .. يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

10 - بنى اسرائيل در عصر موسى ( ع ) داراى سر فصل هاى تاريخى برجسته و بسيار قابل تأمّل

أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 11

11 - منزل گاه بنى اسرائيل - پس از عبور از دريا - فاقد امكانات تغذيه سالم و داراى مواد غذايى بد خوراك و مغاير با طبع انسان بود .

كلوا من طيّبت ما رزقنكم و لاتطغوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 1،2،4،11

1 - بنى اسرائيل ، در غيبت موسى ( ع ) ، مورد آزمايش الهى قرار گرفتند .

فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

«من بعدك»; يعنى [اى موسى] بعد از آن كه تو از قوم خويش جدا گشتى و از انظار آنان غايب شدى. گفتنى است كه «فتنة» در اصل در مورد طلا و نقره اى كاربرد دارد كه با آتش گداخته شده و خوب و بد آن جدا شده باشد (مصباح) و مراد از آن در آيه بالا، آزمايش است كه مايه تشخيص انسان هاى خوب و بد است.

2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .

و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .

و أضلّهم السامرىّ

«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.

11 - ارتداد بنى اسرائيل و پيدايش گوساله پرستى در ميان آنان ، پس از عبورشان از دريا بود .

يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم . .. فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 1،5،7،9،11،14

1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .

و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا

با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).

5 - بنى اسرائيل ، پيش از رفتن موسى ( ع ) به ميقات ، وعده خوبى ( نزول تورات ) از ناحيه خداوند دريافت كرده بودند .

ألم يعدكم ربّكم وعدًا حسنًا

استفهام تقريرى يا انكارى موسى(ع) از بنى اسرائيل، نشان از داده شدن وعده اى به آنان پيش از رفتن موسى(ع) به ميقات دارد. محتواى اين وعده را، برخى نزول تورات دانسته اند.

7 - بنى اسرائيل ، بدون اين كه در تحقق وعده خداوند ( اعطاى تورات ) به آنان تأخيرى شده باشد ، به گمراهى تن در دادند .

ألم يعدكم ربّكم . .. أفطال عليكم العهد

استفهام در «أفطال» انكارى است. و «عهد» به معناى زمان است. (قاموس) و مراد زمان تحقق وعده اى است كه «ألم يعدكم» بر آن دلالت داشت، و ممكن است مراد از «عهد» زمان دورى موسى(ع) باشد.

9 - پيروى بنى اسرائيل از سامرى و بى توجهى آنان به وعده الهى ، زمينه سازگرفتارى آنان به غضب خداوند بود .

و أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

«أم» در اين آيه منقطعه است و مفاد عبارت «أم أردتم» اين است كه دليل گوساله پرستى شما، تأخير وعده نبود; بلكه شما به گونه اى عمل كرديد كه علاقه مندان به غضب الهى عمل مى كنند. بنابراين، جمله «أردتم...» استعاره است و نماى كار آنان را نشان مى دهد.

11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .

فأخلفتم موعدى

«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.

14 - موسى ( ع ) ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را مردمى عهدشكن توصيف كرده و آنها را به عذاب سخت الهى هشدار داد .

أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 1،2،4،5،6،7،8،9،10،11

1 - بنى اسرائيل در برابر بازخواست و توبيخ خود از جانب موسى ( ع ) ، سعى در بى تقصير نشان دادن خود در ماجراى گوساله پرستى داشتند .

ألم يعدكم . .. أفطال ... أم أردتّم ... قالوا ما أخلفنا موعدك بملكنا

جمله «ما أخلفنا» و نيز «حمّلنا»، جملگى توجيهات بنى اسرائيل براى پذيرش گوساله پرستى از سوى آنان است.

2 - بنى اسرائيل ، به پيمان شكنى و تخلف از قول و قرار خود با موسى ( ع ) معترف بودند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا

4 - بنى اسرائيل بخشِ قابل توجهى از زيور آلات فرعونيان را با خود به همراه آورده بودند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

مراد از «القوم» بر حسب ظاهر فرعونيان هستند. و «وزر» به معناى «ثقل» است. از همين رو به گناه نيز «وزر و ثقل» اطلاق مى گردد; چرا كه بر دوش گنه كار سنگينى مى كند. استعمال اين واژه احتمالاً اشاره به آن است كه بنى اسرائيل، همراه داشتن زيور آلات فرعونيان را بر خود جايز نمى شمردند.

5 - بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان نيز خود را بى اختيار قلمداد مى كردند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

آمدن «حُمّلنا» به صيغه مجهول، در ادامه توجيه بنى اسرائيل از عملكرد خويش است; يعنى، ما در حمل زينت هاى فرعونيان نيز ناخواسته آن را انجام داديم و به ما تحميل شد.

6 - اقدام بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان و مصادره آنها ، بدون صدور دستورى از جانب موسى ( ع ) صورت گرفته بود .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

تعبير «حمّلنا» و كلمه «وزر»، حكايت از آن دارد كه موسى(ع) در اين زمينه دستورى صادر نكرده بوده، و بنى اسرائيل، خودسرانه اين كار را انجام داده بودند.

7 - بنى اسرائيل ، در زمان غيبت موسى ( ع ) و رفتن او به ميقات ، زيورآلات غنيمتى خود را دور انداختند .

حمّلنا أوزارًا من زينة القوم فقذفنها

«قذف» به معناى پرتاب كردن و دور انداختن است. با توجه به جمله «حمّلنا أوزاراً» به نظر مى رسد، بنى اسرائيل زيورآلات به غنيمت گرفته شده را به اين خاطر كه گناه و آلودگى است، به دور انداختند. و يا به جهت بى قدر و قيمت شدن آنها در شرايط صحرا و زندگى بيابانى، تصميم به دور انداختن آنها گرفتند.

8 - سامرى ، سردمدار جريان به دورافكندن زيورآلات به وسيله بنى اسرائيل

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

مشخص كردن سامرى در بين مجموعه اى كه زيورآلات را به دور افكندند، نشان دهنده جلودار بودن او در اين قضيه است.

9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.

10 - اقدام سامرى در دور افكندن اشياى خويش ، پس از آن بود كه بنى اسرائيل غنيمت هاى همراه خويش را دور ريخته بودند .

فكذلك ألقى السامرىّ

11 - بنى اسرائيل ، غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان را ، تأمين كننده هزينه ساخت گوساله خوانده و خود را از هرگونه كمك مالى به آن تبرئه كردند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا و لكنّا حمّلنا أوزارًا

يكى از معانى ذكر شده براى «ملك»، «مملوك» است (قاموس). مفاد آيه با توجه به اين معنا چنين مى شود: ما به وسيله اموال خودمان، خود را در اين انحراف سهيم نساختيم; بلكه سامرى از اموالى كه ما به دور ريخته بوديم، اين فتنه را به بار آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1،2،6،7،8،9،10،13

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان - به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» - تبرئه خود از پرستش گوساله است.

2 - ساخت گوساله زرين به دست سامرى ، پنهان و به دور از چشم بنى اسرائيل صورت گرفت .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«أخرج» تنها ناظر به مرحله عرضه گوساله بر بنى اسرائيل است و مسكوت ماندن مراحل قبل از آن، (ساخت گوساله) نشانگر مستور بودن آن مراحل از انظار عمومى است.

6 - سامرى ، تنديس گوساله زرين را به عنوان « اله » بنى اسرائيل و موسى ( ع ) معرفى كرد .

فأخرج . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

7 - گروهى از بنى اسرائيل در معرفى كردن گوساله زرين به عنوان معبود ، با سامرى همراهى و هم كارى داشتند .

عجلاً . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

فعل جمع «قالوا» مى رساند كه عده اى در اطراف سامرى مجتمع گشته و مرام او را ترويج مى كردند. يا اين كه از گذشته با او هم كارى و هم فكرى داشتند و در زمان نمايش دادن گوساله، به ترويج عقيده باطل خود پرداختند.

8 - بنى اسرائيل ، داراى زمينه مساعد فكرى براى پذيرش گوساله طلايى به عنوان معبود بودند .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

انتخاب شكل گوساله براى القاى بت پرستى و نيز ارتداد سريع بنى اسرائيل، به خصوص پس از مشاهده معجزات موسى(ع)، گوياى برداشت ياد شده است.

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

10 - سامرى و طرفداران و مبلغان او ، پرستش گوساله را از جمله عقايد موسى ( ع ) وانمود كردند .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

13 - موسى ( ع ) در ديدگاه و تبلغات سامريان ، رهبرى فراموش كار حتى در اصولى ترين مسائل اعتقادى

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 1،3،5،10،11،14،15

1 - انحراف و گوساله پرستى بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) ، على رغم هشدار هاى هارون ( ع ) صورت گرفته بود .

و لقد قال لهم هرون من قبل

«من قبل»; يعنى، پيش از بازگشت موسى(ع) از ميقات.

3 - فتنه و امتحان بودن گوساله زرين سامرى ، از جمله هشدارهايى كه هارون به بنى اسرائيل داده بود .

و لقد قال لهم هرون . .. إنّما فتنتم به

5 - هارون ، با يادآورى رحمت گسترده خداوند به بنى اسرائيل ، باز بودن راه بازگشت از شرك و ارتداد را به آنان يادآورى كرد .

إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن

توصيف خداوند در كلام هارون(ع)، با عنوان «الرحمان» و با توجه به گوساله پرستى و عصيان بنى اسرائيل، متضمن وعده رحمت الهى به آنان، در صورت توبه و بازگشت از شرك است.

10 - هارون ، وظيفه دار رهبرى و ارشاد بنى اسرائيل در غيبت موسى ( ع )

و لقد قال لهم هرون من قبل

11 - سخنان هارون به گوساله پرستان بنى اسرائيل ، گفتارى محبت آميز و همراه با توجيه و ارشاد بود .

يقوم إنّما فتنتم به

انتساب بنى اسرائيل به خود، با گفتن «اى قوم من» ابراز محبت است و ريشه يابى ماجراى سامرى با فتنه خواندن آن، روشن گرى و ارشاد است.

14 - هارون ، داراى حق ولايت و اطاعت بر بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) بود .

و لقد قال لهم هرون . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

فرمان هارون(ع) به پيروى و اطاعت مردم از او، حاكى از ثبوت حق ولايت و اطاعت او، بر عهده بنى اسرائيل است.

15 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به ترك تبعيت سامرى ، و پيروى و اطاعت از خود فرا خواند .

لقد قال لهم هرون من قبل . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 1،2،3

1 - بنى اسرائيل از پذيرش فرمان هاى هارون و توبه از گوساله پرستى ، سرباز زدند .

فاتّبعونى و أطيعوا أمرى . .. قالوا لن نبرح عليه عكفين

«لن نبرح»; يعنى، «لانزال» (پايدار مى مانيم) و «عاكف» به كسى گفته مى شود كه به چيزى توجه كرده و خود را به تعظيم آن وادار سازد (مفردات راغب).

2 - تصميم گوساله پرستان بنى اسرائيل بر عبادت گوساله سامرى ، تا زمان بازگشتن موسى ( ع ) از ميقات و تعيين تكليف

لن نبرح عليه عكفين حتّى يرجع إلينا موسى

3 - بنى اسرائيل ، محل استقرار گوساله سامرى را عبادت گاه خود قرار داده و ساعات فراوانى را به عبادت آن اختصاص دادند .

لن نبرح عليه عكفين

ملازمت و مداومت، از لغت «عاكفين» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 1،2،3،6

1 - موسى ( ع ) ، پس از بازگشت از ميقات ، هارون را در باره عكس العمل وى در مقابل گوساله پرستان بنى اسرائيل ، مورد بازخواست و توبيخ قرار داد .

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

2 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

3 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى ، مقصر دانست .

قال يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

«ما منعك. ..» استفهام انكارى است و گوياى اعتراض موسى(ع) به هارون است.

6 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 2،3،4

2 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه رهبرى و هدايت بنى اسرائيل را به عهده داشت .

يهرون ما منعك . .. ألاّتتّبعن

3 - موسى ( ع ) ، وظايف و مسؤوليت هاى هارون را در زمان غيبت خود ، براى وى معين كرده بود .

ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى

«لا» در «ألاّتتّبعن» براى تأكيد نفى مستفاد از «منعك» است و در اصل مراد چنين بوده است: «ما منعك أن تتّبعن». برخى گفته اند: «لا» زايد نيست; بلكه مراد اين است كه: «ما الذى صدّك و حملك على ألاّتتّبعن»; يعنى، چه چيز تو را بازداشت و بر پيروى نكردن من وادار ساخت (مفردات راغب).

4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل

ما منعك . .. أفعصيت أمرى

«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 1،2،3،12،17

1 - موسى ( ع ) با مشاهده گوساله پرستى بنى اسرائيل ، پس از بازگشت از ميقات ، به شدت خشمگين شد .

يبنؤُمّ لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

گرفتن سر و ريش هارون، نشان شدت از ناراحتى موسى(ع) در مورد انحراف بنى اسرائيل دارد.

2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .

يهرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

3 - هارون ( ع ) ، داراى مسؤوليت در قبال گمراه شدن بنى اسرائيل و گوساله پرستى آنان ، از ديدگاه موسى ( ع )

يهرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

12 - حفظ وحدت و يك پارچگى و جلوگيرى از تفرقه ، عذر هارون ( ع ) جهت اقدام نكردن به صورت عملى عليه گوساله پرستان بنى اسرائيل

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

17 - گوساله پرستان ، گروه حاكم بر جوّ عمومى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع )

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

نماى اتحاد و يك پارچگى بنى اسرائيل، در فاصله ارتداد آنان، گوياى حاكميت مرتدان و گوساله پرستان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1،2

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يسمرىّ

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يسمرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4،6،7،8

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

6 - ارتداد سامرى ، سبب انحراف بنى اسرائيل بود .

فنبذتها

7 - خطاكارى و تسويل نفس ( تزيين داده شدن عمل از سوى نفس ) ، از جمله اعترافات سامرى در هنگام محاكمه

قال بصرت . .. و كذلك سوّلت لى نفسى

«تسويل» به معناى نيكو و زيبا جلوه دادن و محبوب ساختن چيزى در ديدگاه ديگرى است، تا او وادار به گفتن سخنى مخصوص و يا انجام كارى خاص شود (لسان العرب). برخى نيز آن را از «سول» به معناى استرخا (نرمى و آسانى) مشتق دانسته و به معناى آسان ساختن گرفته اند.

8 - فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى ، وادار كننده سامرى به ايجاد انحراف گوساله پرستى در بنى اسرائيل بود .

و كذلك سوّلت لى نفسى

«كذلك» در اين موارد براى تشبيه چيزى به خود آن است. بنابراين مراد سامرى از اين تشبيه، اين است كه براى تسويلات نفسانى من، مثالى بهتر از همين تسويل - كه دعوت مردم به گوساله پرستى است - وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 1،3،13،14،15

1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.

3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .

إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.

13 - موسى ( ع ) ، براى نابود ساختن گوساله سامرى ، همكارى و هم يارى بنى اسرائيل را تدارك ديده و بر شركت دادن آنان دراين اقدام مصمم بود .

لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

ضميرهاى جمع در افعال «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه» گوياى نكته ياد شده است.

14 - تراشيدن و تبديل گوساله سامرى به براده ها و خرده فلزهايى بى مصرف و پراكنده ساختن آن در آب دريا ، برنامه موسى ( ع ) در ريشه كن ساختن انحراف گوساله پرستى بنى اسرائيل

لنحرّقنّه

از معانى ذكر شده براى «حرق» و «تحريق»، سوهان كارى كردن و ساييدن است و «تحريق» بر متوالى بودن و شدت بيشتر آن دلالت دارد (لسان العرب). برداشت ياد شده بر مبناى اين معنا استفاده شده است.

15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل

إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 5،6

5 - بنى اسرائيل ، دربند اسارت و بردگى فرعون و اشراف حكومت او

و قومهما لنا عبدون

6 - فرعون و اشراف دربار او ، مورد پرستش بردگان تحت سلطه آنان

و قومهما لنا عبدون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «عبادة» (مصدر «عابدون»)، در جمله فوق، به معناى پرستيدن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 49 - 5

5 - بنى اسرائيل در عصر فرعون ، گرفتار انحراف در عقيده و عمل و نيازمند هدايت از سوى خدا

و لقد ءاتينا موسى الكتب لعلّهم يهتدون

«هم» در «لعلّهم» كنايه از بنى اسرائيل است و ارجاع آن به فرعون و طايفه او، درست نيست; زيرا نزول تورات، بعد از هلاكت آنها بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 3،4

3 - ممانعت فرعون از هجرت بنى اسرائيل و خارج شدن آنان از مصر

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

4 - بنى اسرائيل در چنگال فراعنه مصر و در اسارت آنان گرفتار بودند .

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 2

2 - بنى اسرائيل ، تحت بردگى و استثمار شديد نظام فرعونى

أن عبّدتّ بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 1،4،5،6،7،8

1 - وحى خداوند به موسى ( ع ) در خارج ساختن شبانه بنى اسرائيل از سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

4 - بنى اسرائيل گرفتار در نظام فرعونى ، مورد حمايت و لطف الهى

أن أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، بيانگر برداشت ياد شده است.

5 - ممانعت جدى حكومت فرعون از مهاجرت بنى اسرائيل و ترك سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى مبنى بر خروج مخفيانه و حركت شبانه بنى اسرائيل و نيز تعبير «إنّكم متّبعون» نشانگر ممانعت شديد حكومت فرعون نسبت به خروج بنى اسرائيل از مصر است.

6 - خبردادن خداوند به موسى ( ع ) مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در صورت خروج از مصر

أسر بعبادى إنّكم متّبعون

7 - وجود بنى اسرائيل در مصر ، در بردارنده منافعى مهم براى فرعونيان

أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

اصرار فرعونيان بر نگه داشتن بنى اسرائيل در مصر، نشانگر مطلب ياد شده است.

8 - موسى ( ع ) ، رهبرى پذيرفته شده و مورد اطاعت بنى اسرائيل ، حتى پيش از ترك مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى به كوچاندن شبانه بنى اسرائيل، در صورتى عملى بود كه مجموعه بنى اسرائيل مطيع موسى(ع) بودند و اين حركت مخاطره آميز را به خاطر اطاعت از وى به جان مى خريدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 1،2،3،4

1 - تلاش فرعون براى جلوگيرى از مهاجرت بنى اسرائيل ، پس از اطلاع يافتن از گريز شبانه آنان

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

2 - اقدام فرعون به اعزام مأموران ، جهت گردآورى نيرو از شهر هاى مختلف براى تعقيب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

كلمه «حاشرين» (گردآورندگان) مفعول براى «أرسل» مى باشد; يعنى، فرعون مأموران گردآورنده نيرو را به شهرها فرستاد.

3 - بنى اسرائيل ، مجموعه اى نيرومند بودند و فرعون براى مقابله با آنان نيازمند قوايى گسترده بود .

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

4 - نياز فرعون به استفاده از نيروى مردمى قبطيان ، براى سركوب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از اين آيه، گردآورى مردم از شهرها باشد و نه سربازان مستقر در آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 2

2 - تكيه فرعونيان بر عدم انسجام نيروى بنى اسرائيل ، به منظور آسان شمردن مقابله با آنان

إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون

«قليلون» (جمع قليل) به معناى چند دسته اندك است. آمدن تعبير «قليلون» به جاى «قليلة» مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه بنى اسرائيل يك طايفه اند، اما همين يك طايفه با هم اتحاد ندارند; بلكه به چند دسته كوچك و غير منسجم تقسيم شده اند. بنابراين مقابله با آنان كارى بسيار ساده و بدون زحمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 1،2،3

1 - خشم فرعونيان از گريز شبانه بنى اسرائيل به منظور ترك ديار مصر

و إنّهم لنا لغائظون

2 - اعمال و رفتار بنى اسرائيل ، هميشه مايه خشم و نگرانى فرعونيان

و إنّهم لنا لغائظون

تعبير«غائظون» (به صيغه وصف) مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه خشم فرعونيان، تنها به علت حركت اخير بنى اسرائيل نبود; بلكه معمولاً حركات بنى اسرائيل مايه خشم و غضب آنان مى شده است.

3 - ترسيدن و حساب بردن مردم عصر فرعون از خشم و غضب او و تحريك شدنشان عليه كسانى كه باعث خشم او مى شدند .

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين . .. و إنّهم لنا لغائظون

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهم لنا لغائظون» در مقام تعليل براى تعقيب بنى اسرائيل است; يعنى، چون آنان ما را به خشم آوردند، پس سزاوار است كه شما آنان را تعقيب كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 1

1 - آماده باش كامل سپاه فرعون پيش از پيوستن مردم شهر ها به آنان براى تعقيب بنى اسرائيل

و إنّا لجميع حذرون

«حِذْر» در قرآن به معناى ابزار جنگ (شمشير، زره و. ..) آمده است; مانند«خذوا حذركم». بنابراين «حاذرون» به كسانى گفته مى شود كه داراى سلاح كافى و در حال آماده باش كامل باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 1

1 - خارج شدن فرعون و فرعونيان از شهر براى تعقيب بنى اسرائيل

فأخرجنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 2

2 - بنى اسرائيل ، وارث سرزمينى آباد و برخوردار از باغ ها و چشمه سار ها ، پس از خارج شدن آنان از مصر

كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

ضمير «ها» در «أورثناها» به مطلق «جنّات» بازمى گردد; نه جنات مربوط به فرعونيان. بنابراين، آيه ياد شده و آيه قبل، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، از سويى فرعونيان را از باغ ها و كاخ هاى شان بيرون كرد و همه آنان را به دريا ريخت و از سوى ديگر بنى اسرائيل را كه در مصر فاقد هر گونه امكانات بودند، به جاى ديگرى منتقل كرد و سرزمينى آباد و پر بركت كه عبارت است از ارض مقدس باشد در اختيارشان قرار داد و به آنان فرمود «ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم»،(مائده(5) آيه 21).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 1،2

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل ، به هنگام طلوع آفتاب

فأتبعوهم مشرقين

واژه «مشرقين» از مصدر «اشراق» (داخل شدن در وقت طلوع خورشيد) مشتق شده است و حال از ضمير فاعل «أتبعوهم» مى باشد; يعنى، «فلحقوا بهم حالكونهم داخلين فى وقت طلوع الشمس». گفتنى است كه «إتباع» (مصدر «أتبعوا») در اين جا به معناى ملحق شدن است.

2 - خط سير بنى اسرائيل ، از مصر به سمت مشرق بود . *

فأتبعوهم مشرقين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مشرقين» - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى «قاصدين جهة الشرق» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 1،2،4

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل تا حدّ مشاهده يكديگر

فلمّا ترءا الجمعان

«ترائى» (مصدر «ترءا») به معناى همديگر را ديدن و «جمع» (مفرد «جمعان») به معناى گروه است. بنابراين «لمّا ترءا الجمعان»; يعنى، چون دو گروه همديگر را ديدند.

2 - اظهار نگرانى و وحشت همراهان موسى از گرفتار آمدن در كمند سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

«ادراك» (مصدر مجهول «مدركون») به معناى گرفتار شدن است «إنّا لمدركون»; يعنى، ما قطعاً گرفتار خواهيم شد.

4 - ناتوانى مشهود بنى اسرائيل از مقابله با سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 62 - 1

1 - اقدام قاطع موسى ( ع ) براى زدودن وحشت همراهان خويش و ( ترس آنان از گرفتار شدن در كمند سپاه فرعون )

قال أصحب موسى إنّا لمدركون . قال كلاّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 1،3

1 - قرار گرفتن بنى اسرائيل در ميان سپاه فرعون و دريا

فلمّا ترءا الجمعان . .. فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر

از عبارت «أن اضرب بعصاك البحر» معلوم مى شود كه بنى اسرائيل به هنگام مشاهده سپاه فرعون، نه راه پيش داشتند و نه راه پس; زيرا در يك طرف آنان دريا قرار داشت و در سوى ديگر سپاه فرعون.

3 - شكافته شدن دريا با ضربت عصاى موسى و باز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

«انفلاق» (مصدر «انفلق») به معناى شكافته شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 64 - 1

1 - اقدام فرعون و سپاهيانش ، مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل در بستر دريا

و أزلفنا ثَمّ الأخرين

«ازلاف» (مصدر «أزلفنا»); يعنى، به پيشروى وادار كردن و «ثَمّ» ظرف مكان و معادل «آن جا» و «الأخرين» مفعول براى «أزلفنا» است; يعنى، ديگران (فرعونيان) را وادار كرديم تا به آن جا پيشروى كنند. گفتنى است كه «ثَمّ» اشاره به بستر دريا دارد كه بنى اسرائيل از آن عبور كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 1،2

1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

2 - موفق شدن همه همراهان موسى به عبور از دريا

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 66 - 2

2 - تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در مسير باز شده در دريا به وسيله موسى ( ع )

و أنجينا موسى و من معه أجمعين . ثمّ أغرقنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 3،4،7،9

3 - بنى اسرائيل ، داراى موقعيت و نقشى بارز در جامعه عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

از اين كه خداوند بنى اسرائيل را اختصاص به ذكر كرده است، موقعيت و نقش آنان در جامعه عصر بعثت استفاده مى شود.

4 - بنى اسرائيل ، گرفتار اختلافات فراوان در مبانى و معارف دينى ، به هنگام ظهور اسلام

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

پرداختن قرآن به حل مسائل مهم و مورد اختلاف بنى اسرائيل، نشان دهنده عمق اختلافات آنان در آن عصر است.

7 - ناتوانى تورات و انجيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از رفع اختلافات فكرى و عقيدتى بنى اسرائيل

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اقدام قرآن به حل اختلافات بنى اسرائيل، نشان مى دهد كه آنچه به عنوان تورات و انجيل در دست آنان بوده، براى تبيين حقايق مورد اختلافشان كافى نبوده است.

9 - برخى اختلافات دينى بنى اسرائيل ، فاقد ارزش تبيين و نقادى از نظر قرآن

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اين كه قرآن به همه مسائل مورد اختلاف بنى اسرائيل نپرداخته است، مى تواند از آن جهت باشد كه قرآن به مسائل ضرورى و مورد نياز توجه داشته و اختلافات فاقد ارزش را مسكوت گذاشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 4،7،8،9،10،11،16

4 - مردم مصر - از هر قشر و گروه - ملزم به پيروى محض و اطاعت بى چون و چرا از فرعون بودند .

و جعل أهلها شيعًا

تنكير در «شيعاً» به اصطلاح تنكير تفخيم است. بنابراين «شيعاً»; يعنى، پيروانى محض و بدون كمترين آزادى و اختيار.

7 - استضعاف و به زبونى كشاندن بنى اسرائيل ، نمودى ديگر از حاكميت سلطه طلبانه فرعون است .

إنّ فرعون علا فى الأرض . .. يستضعف طائفة منهم

مراد از «طائفة منهم» به قرينه آيات بعد، قوم بنى اسرائيل است.

8 - تلاش زبون سازانه فرعون ، تنها متوجه قوم بنى اسرائيل بود .

يستضعف طائفة منهم

9 - اقدام فرعون به كشتار وسيع و بى رحمانه پسران بنى اسرائيل

يستضعف طائفة منهم يذبّح أبناءهم

به كارگيرى فعل مضارع باب تفعيل (يذبّح)، بيانگر وسعت و گستردگى كشتار است.

10 - خطرآفرينى افزايش جمعيت قوم بنى اسرائيل و جوانان آن ، براى حكومت فرعون

يذبّح أبناءهم

11 - زنده نگه داشتن دختران بنى اسرائيل على رغم كشتن پسران آنان ، اقدام بى رحمانه ديگر فرعون عليه آن قوم

يذبّح أبناءهم و يستحيى نساءهم

«نساء» مقابل «رجال» و به معناى زنان است و قرار گرفتن آن در مقابل «أبناء» (پسران)، نشان مى دهد كه مقصود از آن در اين جا «بنات» (دختران) است.

16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .

إنّه كان من المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 3،5

3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).

5 - تعلق اراده الهى بر تداوم يافتن امامت و پيشوايى خلق ، در نسل بنى اسرائيل

و نجعلهم الورثين

ظاهراً «وراثت» در اين آيه، مربوط به امامت و پيشوايى است; يعنى، «الوارثين للإمامة». بنابراين ضمير «هم» در «نجلهم» از باب استخدام بوده و به نسل بنى اسرائيل باز مى گردد; يعنى، «و نجعل نسلهم الوارثين للإمامة»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 1،4

1 - تعلق اراده الهى بر اختصاص دادن نقطه اى از زمين ( ارض مقدس ) به بنى اسرائيل [ زمان موسى و فرعون ] در خارج از كشور مصر

و نمكّن لهم فى الأرض

«تمكين» از ريشه «مكان» و به معناى اسكان دادن است. بنابراين «نمكّن لهم فى الأرض»; يعنى، «نجعل لهم مكاناًيستقرون فيه». گفتنى است «ارض مقدس» مكان و سرزمينى بود كه خداوند براى بنى اسرائيل مقرر فرموده بود (ادخلوا الأرض المقدسة التى كتب اللّه لكم)، (مائده، آيه 21).

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .

و نرى فرعون و همن . .. ما كانوا يحذرون

جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 5،6

5 - پايبند ماندن بنى اسرائيل بر آيين توحيدى پدران خويش ( ابراهيم ، اسحاق و يعقوب )

هذا من شيعته

6 - دشمنى قبطيان با بنى اسرئيل در مصر

هذا من شيعته و هذا من عدوّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 12

12 - اقدام قوم قارون ( بنى اسرائيل ) به نصيحت كردن و برحذر داشتن وى از شادمانى و غرور بى جا

إذ قال له قومه لاتفرح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13،28

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

28 - قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، برخوردار از ايمان و معرفت بالا نسبت به معارف الهى

إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... و أحسن ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 1

1 - تأثيرناپذيرى قارون در برابر اندرز هاى قوم خويش

إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... قال إنّما أُ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 1

1 - موضع گيرى تند و عتاب آميز فرزانگان بنى اسرائيل در برابر آرزومندان ثروت قارونى .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون . .. و قال الذين أُوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 1،7

1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس

7 - پيدايش روحيه تسليم و رضا ( تسليم در برابر اراده خدا و رضا به داده او ) در آرزومندان ثروت قارونى ، با مشاهده هلاكت غافلگيرانه وى

و أصبح الذين . .. ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر

تعبير «اللّه يبسط الرزق. ..» نشانگر اين حقيقت است كه روزىِ انسان ها در دست خداوند است. بنابراين ما به هر چه او مصلحت بداند (هر چند فقر و تنگدستى) راضى و تسليم هستيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 1

1 - پيشوايانى ، از ميان بنى اسراييل ، براى هدايت مردم ، برخاستند .

لبنى إسرءيل . و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 4،5،6

4 - بنى اسراييل ، به رغم حضور هدايت كنندگانى در ميان آنان ، باز هم اختلافات دينى داشتند .

و جعلنا منهم أئمّة يهدون . .. إنّ ربّك هو يفصل بينهم

احتمال دارد كه ربط ميان اين آيه و آيه پيش در اين باشد كه وقتى كه خداوند، برگزيدگان از بنى اسراييل را براى هدايت مردم مطرح مى كند، اين پرسش پيش مى آيد كه «پس چرا اختلاف كردند؟». در اين آيه پاسخ داده مى شود كه خداوند ميان دو گروه اختلاف كننده، داورى خواهد كرد.

5 - اختلافات دينى بنى اسراييل ، اختلافاتى ادامه دار بود .

هدًى لبنى إسرءيل . .. فيما كانوا فيه يختلفون

6 - گروه هايى از بنى اسراييل هدايت نپذيرفتند و در برابر پيشوايان الهى ، تسليم نشدند .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

بنابراين كه مرجع ضمير در «بينهم» بنى اسراييل باشد و «كانوا فيه يختلفون» اشاره به اختلافات ديرينه آنان داشته باشد - كه حتى با آمدن پيشوايان الهى، خاتمه نيافته است - نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 1،3

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

3 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار از سوى فرعونيان

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

اندوهى كه موسى و هارون(عليهماالسلام) و قوم شان به آن گرفتار بودند، ناشى از مسائل و مشكلات شخصى نبود; بلكه بر اثر تبليغ رسالت شان در ميان فرعونيان به وجود آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 2

2 - غلبه و پيروزى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان بر فرعونيان ، نتيجه نصرت الهى بود .

و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 9،10،14

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

10 - خطر آفرين نبودن ايمان دختران بنى اسرائيل به آيين موسى ، براى حكومت و اقتدار فرعونيان

و استحيوا نساءهم

فرمان زنده نگه داشتن دختران مؤمنان به موسى(ع) - على رغم فرمان عمومى كشتار فرزندان آنان - مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 3،3،12،13

3 - قوم موسى ، گرفتار اختلاف در پذيرش تورات و حقانيت آن

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

3 - قوم موسى ، گرفتار اختلاف در پذيرش تورات و حقانيت آن

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

12 - مبتلا نشدن قوم موسى به عذاب استيصال

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه ضمير «هم» در «بينهم» مربوط به قوم موسى باشد.

13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 5

5 - ساحران ، داراى موقعيت و احترام در ميان جامعه فرعونى *

و قالوا يأيّه الساحر

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه خطاب «يأيّه الساحر»، استهزايى نباشد; بلكه براى احترام ادا شده باشد. و مؤيد آن، ذيل آيه شريفه است كه فرعونيان از موسى(ع) تقاضاى رفع عذاب كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 5

5 - قوم و نژاد بنى اسرائيل ، مردمى حقير در نظر فرعونيان

من هذا الذى هو مهين

تعبير به «مهين»، ممكن است ناظر به شخصيت ظاهرى موسى(ع) و فاصله داشتن او از طبقات اشراف و ثروتمندان باشد و نيز ممكن است اشاره به نژاد موسى(ع) باشد كه از بنى اسرائيل بوده و فرعونيان خود را سرور ايشان مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 2

2- بنى اسرائيل ، گرفتار سلطه فرعونيان و ناتوان از ر ها ساختن خويش

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

مصداق مورد نظر از «عباداللّه» ممكن است بنى اسرائيل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 2،7،9،10

2- موسى ( ع ) ، مأمور خارج ساختن شبانه و مخفيانه بنى اسرائيل از مصر

فأسر بعبادى ليلاً

«إسراء» (مصدر «أسر») به معناى رفتن در شب است و «ليلاً» تأكيد آن مى باشد.

7- ممانعت فرعونيان ، از مهاجرت بنى اسرائيل و خروج آنان از سرزمين مصر

فأسر . .. إنّكم متّبعون

9- گريز علنى بنى اسرائيل از قلمرو فرعونيان ، امرى غيرقابل تحمل براى نظام فرعونى

إنّكم متّبعون

10- مهاجرت علنى بنى اسرائيل از سرزمين مصر ، امرى غيرممكن براى آنان

فأسر بعبادى ليلاً إنّكم متّبعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 1،2،6،7

1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش

و اترك البحر رهوًا

«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.

2- عبور بنى اسرائيل از رود نيل ، در شرايط آرامش و حركت رهوار آب *

و اترك البحر رهوًا

احتمال دارد كه تعبير «رهوًا» اشاره به حركت آرام رود داشته باشد كه عبور را آسان مى سازد. بر خلاف حركت سيل آسا و پرخروشِ جريان رود در شرايط خاص جوى كه عبور را مشكل مى سازد.

6- لشگر فرعون ، در تعقيب بنى اسرائيل پس از عبور آنان از نيل

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

تعقيب، از واژه «جند» استفاده شده است.

7- ورود گسترده لشگر فرعون به رود نيل ، به منظور تعقيب بنى اسرائيل

إنّهم جند مغرقون

از اين كه غرق شدن به لشگر نسبت داده شده است، فراوان بودن تعداد كشته شدگان استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 26 - 2

2- حضور نيرو هاى مقتدر سياسى - اقتصادى نظام فرعونى ، در ميان تعقيب كنندگان بنى اسرائيل

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع و مقام كريم

پشت سر نهادن مزارع بزرگ، نشان مى دهد كه در ميان فرعونيان حضور يافته در تعقيب موسى(ع)، ملاّكان و سرمايه داران شركت داشته اند; چنان كه «مقام كريم» مى تواند اشاره به قصرهاى باشكوه اطرافيان و سياست گذاران جامعه فرعونى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 7

7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *

كذلك و أورثنها قومًا ءاخرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 2،4

2- زندگى بنى اسرائيل در نظام فرعونى ، همراه با ذلت و مشقت هاى فراوان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

4- پايه هاى اقتدار و شكوفايى نظام فرعونى ، متكى بر شانه هاى رنج كشيده بنى اسرائيل *

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . .. من العذاب المهين

از ارتباط ميان اين آيه با آياتى كه سخن از امكانات گسترده اقتصادى فرعونيان به ميان آورده، به دست مى آيد كه احتمالاً بنى اسرائيل در استخدام باغدارى و كشاورزى نظام فرعونى بوده و از اين بابت مشقت ها و بردگى ها را تحمل مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 1

1- فرعون ، عامل اصلى گرفتارى هاى بنى اسرائيل در جامعه مصر

من العذاب المهين . من فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 2،8،9،10

2 - بنى اسرائيل ، قومى برگزيده و مورد عنايات الهى در گذشته تاريخ

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

8 - بهره مندى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى مادى و روزى هاى پاكيزه در پى رسالت موسى ( ع )

و رزقنهم من الطيّبت

9 - برترى يافتن بنى اسرائيل بر مردمان عصر خويش ، در پى رسالت موسى ( ع )

و فضّلنهم على العلمين

مراد از «العالمين» در برداشت ياد شده، مردمان عصر بنى اسرائيل دانسته شده است.

10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين

«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 2،4،5،8

2 - موسى ( ع ) ، مورد اذيت و آزار مستمر قوم خويش

و إذ قال موسى . .. لم تؤذوننى

تعبير «تؤذوننى» به صيعه مضارع - به جاى «آذيتمونى» - بيانگر آن است كه موسى(ع) از سوى قومش، به صورت مكرر مورد اذيت و آزار قرار مى گرفت.

4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .

لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .

يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 9

9 - بنى اسرائيل ، به رغم روشن بودن معجزات و دلايل حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، آنها را نپذيرفتند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 11،15

11 - بنى اسرائيل ، در پذيرش رسالت عيسى ( ع ) و پيروى از آن حضرت ، دو دسته شدند : دسته اى مؤمن و گروهى كافر .

فامنت طائفة من بنى إسرءيل و كفرت طائفة

15 - غلبه يافتن پيروان حضرت عيسى ( ع ) بر كافران بنى اسرائيل ، در نتيجه تأييدات و امداد هاى الهى

فأيّدنا الذين ءامنوا . .. فأصبحوا ظهرين

256- تبعيد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 2

2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان

فأراد أن يستفزّهم من الأرض

بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.

257- تبعيد در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 2،3،4

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

3 - بنى اسرائيل در كشتن و آواره كردن گروهى از همكيشان خود ، يكديگر را يارى و پشتيبانى كردند .

تظهرون عليهم

«تظاهر» (مصدر تظاهرون) به معناى يارى و پشتيبانى كردن يكديگر است. «تظاهرون عليكم»; يعنى، طايفه اى از شما طايفه ديگر را عليه گروهى از خودتان يارى مى داد.

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

258- تبعيديان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 2

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

259- تبليغ علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 1،2،3

1 - عالمان بنى اسرائيل ، مردمان رابه كار هاى نيك دعوت مى كردند .

أتأمرون الناس بالبر

چون مخاطبان «أتأمرون» بايد غير از «الناس» باشند، مى توان گفت: مراد از مخاطبان - به قرينه «و أنتم تتلون الكتاب» - عالمان دينى و مقصود از «الناس» توده هاى مردم است.

2 - عالمان بنى اسرائيل ، خود به آنچه مردمان رابه آن فرا مى خواندند ، عمل نمى كردند .

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

3 - عالمان بنى اسرائيل ، مورد نكوهش و سرزنش خداوند به خاطر عمل نكردن به محتواى دعوت هاى خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

استفهام در «أتأمرون . ..» استفهام انكار توبيخى است.

260- تبيين اختلاف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 1،2،8

1 - قرآن ، بيانگر حقيقيت بسيارى از مسائل مورد اختلاف بنى اسرائيل ، براى آنان

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

2 - تشريح سخن حق در قرآن در زمينه موضوعات مورد اختلاف بنى اسرائيل ، نمود حقانيت آن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

از مضمون آيه استفاده مى شود كه بيان حق، نشانگر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. علاوه بر اين كه سير آيات گذشته به اين صورت است كه از مسأله توحيد آغاز شده و سپس به حقانيت معاد و اكنون به حقانيت قرآن پرداخته شده است. گفتنى است كه حقانيت قرآن مستلزم حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز هست.

8 - پرداختن خداوند به تبيين حق در زمينه هاى معرفتى مورد اختلاف بنى اسرائيل ، نمودى از علم گسترده او

و إنّ ربّك ليعلم . .. إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل

برداشت ياد شده، توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه علم گسترده خداوند است - به دست مى آيد.

261- تبيين گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 8

8 - هارون ( ع ) ، براى اداى توضيح در باره علل نحوه برخورد خود با گوساله پرستان ، از موسى ( ع ) تقاضاى فرصت كرد .

لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت

262- تجاوز بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 4

4 - ترك نهى از منكر ، نمونه اى بارز از تجاوزگرى بنى اسرائيل

و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون

جمله «كانوا لايتناهون» تفسير جمله «كانوا يعتدون» و يا بيان مصداقى بارز از آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 16

16 - جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون

263- تجاوز به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 3

3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان

إنّ قرون كان من قوم موسى فبغى عليهم

264- تجاوز به حقوق در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 5،6

5 - بنى اسرائيل در عين برخوردارى از زندگى مناسب ، به جاى اتحاد و حفظ حقوق يكديگر ، آگاهانه به اختلافات داخلى دامن زده و به حقوق يكديگر تجاوز مى كردند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

6 - بنى اسرائيل ، با وجود در اختيار داشتن تورات و برخوردارى از زندگى مناسب ، كفران نعمت كرده و به اختلاف و تجاوز به حقوق يكديگر پرداختند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» كتاب آسمانى تورات باشد.

265- تجاوزگران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 10،11

10 - گروهى از بنى اسرائيل زمان داود و عيسى عصيان پيشه و تجاوزگر بودند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

11 - گرفتارى كافران بنى اسرائيل به لعنت داود و عيسى ( ع ) ، برخاسته از عصيان پيشگى و تجاوزگرى آنان

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «لعنت» گرفته شده است.

266- تجاوزگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 31،38

31 - بنى اسرائيل ، گنهكار و همواره تجاوزگر بوده اند .

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 7

7 - داورى حتمى خداوند در قيامت ، نسبت به اختلاف هاى ناروا و تجاوزگرانه بنى اسرائيل

إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة

267- تجديد قواى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 5

5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم بأمول و بنين

268- تحريفگران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 5

5 - گروهى از بنى اسرائيل كلام الهى ( تورات ) را پس از شنيدن و فهميدن تحريف كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

مراد از «كلام اللّه» در آيه شريفه، مى تواند تورات و نيز مى تواند «قرآن» باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

269- تحريفگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 8

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 7

7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 6

6 - بنى اسرائيل ، مصداق بارز تفرقه افكنان و تحريفگران دين خداوند و مشمول عذاب شديد الهى

ادخلوا فى السِلم كافة . .. فان زللتم من بعد ما ... سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم م

پس از امر به دخول در «سلم» (تسليم در برابر خداوند و اتّحاد جامعه ايمانى)، و عدم تبعيّت از شيطان، بنى اسرائيل را به عنوان نمونه ذكر مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 10،11،24

10 - تفسير غلط كتب آسمانى ، توسط بنى اسرائيل

يحرفون الكلم عن مواضعه

تحريف به معنى تغيير است و همان گونه كه شامل جابجايى كلمات، كاستن و افزودن مى شود، تأويل و تفسير ناروا را نيز فرا مى گيرد.

11 - تحريف تورات ، توسط بنى اسرائيل ( يهود )

يحرفون الكلم عن مواضعه

«كلم» جمع «كلمه» به معناى سخن است و مصداق بارز و مورد نظر آن، تورات مى باشد. گفتنى است كه مراد از بنى اسرائيل، به قرينه آيه بعد، يهوديان هستند.

24 - تنها گروهى اندك از بنى اسرائيل ، وفادار به پيمان هاى الهى ، وارسته از تحريفگرى و خيانت و پايبند به دستورات خداوند

فبما نقضهم ميثقهم . .. و لاتزال تطلع على خائنة منهم إلاّ قليلا

«الا قليلا» استثناء از تمامى صفاتى است كه درباره بنى اسرائيل بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 35

35 - بسيارى از بنى اسرائيل مرتكب خونريزى شده و حرام هاى خدا را حلال مى شمردند .

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

از امام باقر(ع) روايت شده: المسرفون هم الذين يستحلون المحارم و يسفكون الدماء.


تفسير تبيان، ج 3، ص 504; نورالثقلين، ج 1، ص 620، ح 158.

270- تحقير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 5

5 - قوم و نژاد بنى اسرائيل ، مردمى حقير در نظر فرعونيان

من هذا الذى هو مهين

تعبير به «مهين»، ممكن است ناظر به شخصيت ظاهرى موسى(ع) و فاصله داشتن او از طبقات اشراف و ثروتمندان باشد و نيز ممكن است اشاره به نژاد موسى(ع) باشد كه از بنى اسرائيل بوده و فرعونيان خود را سرور ايشان مى پنداشتند.

271- تحير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 3،4

3 - قوم موسى ، تحير و سردرگمى خويش را در انتخاب گاوى كه بايد ذبح مى شد ، دليل تكرار سؤال و تقاضاى توضيح بيشتر عنوان كردند .

قال ادع لنا ربك . .. إن البقر تشبه علينا

قوم موسى، با جمله تعليليه «إن البقر . ..» - كه تعليل براى جمله قبل است - در صدد بيان اين معنا بودند كه: پرسشهاى مكررشان بدين جهت است كه امر بر آنان مشتبه شده و در پى رهايى از تحير و سردرگمى هستند نه بهانه گيرى و تلاش براى فرار از مسؤوليت.

4 - قوم موسى ، با آخرين پرسش درباره گاو ، به معين شدن گاو و رهايى از تحير اميدوار بودند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

«مهتدون» اسم فاعل از اهتداء و به معناى راه يافتگان است و متعلق آن همان گاوى است كه بايد ذبح مى شد.

272- تذكر به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 4

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 2

2- خداوند ، ايمان و شرافت نياكان بنى اسرائيل را به آنان يادآور شد .

هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح

نصب «ذرية» يا به تقدير حرف ندا و يا به تقدير فعل «اخص» است. در هر صورت يادآورى عنوان «ذريه همراهان نوح» بيانگر حقيقت فوق است.

273- تذكر تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

274- ترجيح قبطى بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 21

21 - در ديدگاه فرعونيان ، نژاد قبطى ، بر نسل بنى اسرائيل - حتى بر جوان دست پرورده و محبوب خويش - ترجيح داشت .

فنجّينك من الغم

275- ترس از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 4

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .

و نرى فرعون و همن . .. ما كانوا يحذرون

جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.

276- ترس از شكنجه هاى اشراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 4

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

277- ترس بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 2

2 - هراس قوم موسى ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 2

2 - هراس قوم موسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 2

2 - قوم موسى هراساان از سقوط كوهِ برافراشته شده بر سر آنان

و ظنوا أنه واقع بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 2

2 - اظهار نگرانى و وحشت همراهان موسى از گرفتار آمدن در كمند سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

«ادراك» (مصدر مجهول «مدركون») به معناى گرفتار شدن است «إنّا لمدركون»; يعنى، ما قطعاً گرفتار خواهيم شد.

278- ترس مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 4

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

279- تشويقهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 5

5 - قوم قارون ، وى را بر حسن استفاده از ثروت خدادادى خويش و به كار گرفتن آن در راه آبادسازى سراى آخرت ترغيب كردند .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

280- تعاليم انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 2

2 - عيسى ( ع ) ، همكيش پيامبران يهود و پيگير رسالت و تعاليم آنان در دوران رسالت خويش

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

«اثر» به معناى چيزى است كه از چيز ديگر حاصل مى شود و دلالت بر وجود آن چيز دارد، همانند جاى پا كه دلالت بر رونده دارد. بنابراين مراد از جمله «قفينا» اين است كه عيسى(ع) همان راهى را طى كرده كه موسى(ع) و ديگر پيامبران يهود رفتند.

281- تعاليم كتب آسمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 10

10 - تلاش براى آزاد سازى اسيران بنى اسرائيل ، از فرمان هاى كتب آسمانى آنان

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم . .. فتؤمنون ببعض الكتب

جمله «أفتؤمنون ببعض الكتاب» دلالت بر اين معنا دارد كه: انگيزه يهوديان در آزاد سازى اسيران يهودى، عمل كردن به تورات بوده است.

282- تعجب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 45 - 5

5 - عصاى موسى با بلعيدن ابزار جادويى ساحران ، صحنه اى شگفت و به دور از انتظار همگان به وجود آورد .

فإذا هى تلقف ما يأفكون

برداشت ياد شده از آن جا است كه «إذا» براى مفاجات است و نشانگر آن است كه جمله پس از آن، در يك حالت غير منتظره واقع شده است.

283- تعجب دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 4

4 - آرزوكنندگان ثروت قارونى ، با مشاهده فرورفتن وى و خانه اش در زمين شگفت زده شدند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ

واژه «وَىْ» وقتى به كار مى رود كه شخص بخواهد شگفتى خود را از موضوعى بيان كند.

284- تعدد افساد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 8

8- دو بار فسادانگيزى بنى اسرائيل در زمين ، از برجسته ترين حوادث و تحولات تاريخى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

285- تعطيلى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1،3

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

286- تعقيب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 8

8- در امان نبودن بنى اسرائيل حتى در زواياى خانه هاى خود ، به دنبال فسادانگيزى و تعقيب قرار گرفتنشان از سوى مردانى جنگاور

فجاسوا خلل الديار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 2،3،5

2 - فرعون و لشكريانش ، در پى كوچ بنى اسرائيل از مصر ، به تعقيب آنان پرداختند .

فأتبعهم فرعون بجنوده

3 - در تعقيب بنى اسرائيل ، فرعون خود رهبرى سپاهيانش را به عهده داشت .

فأتبعهم فرعون بجنوده

5 - فرعونيان ، در تعقيب بنى اسرائيل ، به راه خشك شده دريا ، وارد شدند .

طريقًا فى البحر يبسًا . .. فأتبعهم فرعون بجنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 6

6 - خبردادن خداوند به موسى ( ع ) مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در صورت خروج از مصر

أسر بعبادى إنّكم متّبعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 2

2 - اقدام فرعون به اعزام مأموران ، جهت گردآورى نيرو از شهر هاى مختلف براى تعقيب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

كلمه «حاشرين» (گردآورندگان) مفعول براى «أرسل» مى باشد; يعنى، فرعون مأموران گردآورنده نيرو را به شهرها فرستاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 1

1 - آماده باش كامل سپاه فرعون پيش از پيوستن مردم شهر ها به آنان براى تعقيب بنى اسرائيل

و إنّا لجميع حذرون

«حِذْر» در قرآن به معناى ابزار جنگ (شمشير، زره و. ..) آمده است; مانند«خذوا حذركم». بنابراين «حاذرون» به كسانى گفته مى شود كه داراى سلاح كافى و در حال آماده باش كامل باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 1،2

1 - خارج شدن فرعون و فرعونيان از شهر براى تعقيب بنى اسرائيل

فأخرجنهم

2 - حركت فرعونيان در پى بنى اسرائيل ، تدبير الهى براى جدا شدن آنان از نعمت هاى سرزمين مصر بود .

فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون

اسناد فعل «إخراج» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 1

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل ، به هنگام طلوع آفتاب

فأتبعوهم مشرقين

واژه «مشرقين» از مصدر «اشراق» (داخل شدن در وقت طلوع خورشيد) مشتق شده است و حال از ضمير فاعل «أتبعوهم» مى باشد; يعنى، «فلحقوا بهم حالكونهم داخلين فى وقت طلوع الشمس». گفتنى است كه «إتباع» (مصدر «أتبعوا») در اين جا به معناى ملحق شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 1

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل تا حدّ مشاهده يكديگر

فلمّا ترءا الجمعان

«ترائى» (مصدر «ترءا») به معناى همديگر را ديدن و «جمع» (مفرد «جمعان») به معناى گروه است. بنابراين «لمّا ترءا الجمعان»; يعنى، چون دو گروه همديگر را ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 1

1 - قرار گرفتن بنى اسرائيل در ميان سپاه فرعون و دريا

فلمّا ترءا الجمعان . .. فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر

از عبارت «أن اضرب بعصاك البحر» معلوم مى شود كه بنى اسرائيل به هنگام مشاهده سپاه فرعون، نه راه پيش داشتند و نه راه پس; زيرا در يك طرف آنان دريا قرار داشت و در سوى ديگر سپاه فرعون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 64 - 1

1 - اقدام فرعون و سپاهيانش ، مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل در بستر دريا

و أزلفنا ثَمّ الأخرين

«ازلاف» (مصدر «أزلفنا»); يعنى، به پيشروى وادار كردن و «ثَمّ» ظرف مكان و معادل «آن جا» و «الأخرين» مفعول براى «أزلفنا» است; يعنى، ديگران (فرعونيان) را وادار كرديم تا به آن جا پيشروى كنند. گفتنى است كه «ثَمّ» اشاره به بستر دريا دارد كه بنى اسرائيل از آن عبور كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 66 - 2

2 - تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در مسير باز شده در دريا به وسيله موسى ( ع )

و أنجينا موسى و من معه أجمعين . ثمّ أغرقنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 8

8- هشدار خداوند به موسى ( ع ) ، در غافل نبودن از تعقيب فرعونيان نسبت به بنى اسرائيل

فأسر . .. إنّكم متّبعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 6،7

6- لشگر فرعون ، در تعقيب بنى اسرائيل پس از عبور آنان از نيل

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

تعقيب، از واژه «جند» استفاده شده است.

7- ورود گسترده لشگر فرعون به رود نيل ، به منظور تعقيب بنى اسرائيل

إنّهم جند مغرقون

از اين كه غرق شدن به لشگر نسبت داده شده است، فراوان بودن تعداد كشته شدگان استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 26 - 2

2- حضور نيرو هاى مقتدر سياسى - اقتصادى نظام فرعونى ، در ميان تعقيب كنندگان بنى اسرائيل

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع و مقام كريم

پشت سر نهادن مزارع بزرگ، نشان مى دهد كه در ميان فرعونيان حضور يافته در تعقيب موسى(ع)، ملاّكان و سرمايه داران شركت داشته اند; چنان كه «مقام كريم» مى تواند اشاره به قصرهاى باشكوه اطرافيان و سياست گذاران جامعه فرعونى داشته باشد.

287- تغذيه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 18

18 - خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .

و أنزلنا عليهم المن و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

288- تفضل خدا بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 5،7

5 - خداوند ، بنى اسرائيل را - على رغم پيمان شكنى و اعراضشان از فرامين تورات - مورد تفضل و رحمت خويش قرار داد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

7 - فضل و رحمت الهى بر بنى اسرائيل ، نجات دهنده آنان از زيان و خسران شد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

289- تكاليف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 43 - 1،2

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را به اقامه نماز و پرداخت زكات دعوت كرد .

يبنى إسرائيل اذكروا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

2 - اقامه نماز به جماعت و به همراه مسلمانان توصيه خداوند به بنى اسرائيل

و اركعوا مع الركعين

مراد از ركوع كردن، اقامه نماز است و مقصود از «راكعين» نمازگزاران مسلمان مى باشد; زيرا پس از دعوت اهل كتاب به ايمان و اسلام، اين احتمال وجهى ندارد كه گفته شود مراد از نماز، نماز شريعت خود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 6،7

6 - گفتار نيك و معاشرت نيكو با ساير اقوام و ملت ها ، ميثاق خدا با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند همان اسرائيليان باشد و مى تواند اقوام و ملتهاى ديگر هم باشد. برداشت فوق مبتنى بر دومين احتمال است.

7 - بر پا داشتن نماز و پرداختن زكات ، از عهد ها و پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 8

8 - خداوند ، بنى اسرائيل را به بر پا داشتن نماز مكلف فرمود .

و أقيموا الصلوة

290- تكبر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مردمى مغرور به نژاد و دين خويش

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

بسيارى از مفسران برآنند كه ريشه اعتقاد بنى اسرائيل (رهايى از آزمون و مجازات الهى) اين بوده كه آنان از نسل اسرائيل هستند و به يهوديت و يا نصرانيت منتسب مى باشند. آيه 69 كه مجرد انتساب به دين را كارساز در سعادت نمى دانست، مى تواند اشاره به اين نظريه داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 5

5- پيشگويى تورات درباره سركشى بزرگ و برترى جويى حتمى بنى اسرائيل در زمين

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب . .. و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

291- تكذيبگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 9،13

9 - بنى اسرائيل ، به رغم روشن بودن معجزات و دلايل حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، آنها را نپذيرفتند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر

13 - بنى اسرائيل ، به رغم در دست داشتن بشارت عيسى ( ع ) ، در برابر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) موضع گيرى كرده و رسالت آن حضرت را نپذيرفتند .

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

292- تكفير گناه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 21

21 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان بنى اسرائيل و دخول آنان به بهشت در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و

يارى آنان و انفاق در راه خدا

لئن اقمتم الصلوة . .. و لادخلنكم جنت

293- تكليف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 6

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 7

7 - نماز ، زكات ، ايمان به همه انبيا و حمايت از آنان و انفاق ، از تكاليف بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و عزرتموهم و اقرضتم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 13

13 - بنى اسرائيل ، مأمور داخل شدن به سرزمين مقدس شام

ادخلوا الارض المقدسة

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يعنى الشام . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 9

9 - بنى اسرائيل ، موظف به پيروى از عيسى ( ع ) در عصر رسالت آن حضرت

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

اين كه عيسى(ع) الگو و مثلى براى بنى اسرائيل قرار داده شده، نشانگر اين حقيقت است كه آنان موظف به پيروى از آن حضرت بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 1

1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش

و اترك البحر رهوًا

«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.

294- تمايلات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 4،5

4 - ناسازگارى برنامه ها و اهداف پيامبران با تمايلات نفسانى بنى اسرائيل

كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم

5 - انطباق و عدم انطباق رسالت انبيا با تمايلات نفسانى ، عامل تصديق و تكذيب پيامبران از سوى بنى اسرائيل

كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

295- تنبه دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 6،12،14

6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».

12 - آگاهى دل باختگان دنيا به عاقبت شوم دنياطلبى ، پس از مشاهده نگون بختى قارون

لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا

14 - آگاهى يافتن آرزومندان مال و ثروت به پى آمد شوم ناسپاسى در برابرنعمت هاى الهى ، با مشاهده نگون بختى قارون

ويكأنّه لايفلح الكفرون

«كفر» (مصدر «كافرون») در اين جا مقابل «شكر» و به معناى ناسپاسى است. جمله «و يكأنّه لايفلح الكافرون» اعتراف دنياطلبان به ناسپاسى خود در مقابل خدا است و اشاره به علت هلاكت قارون دارد.

296- تنوع طلبى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 2،4

2 - بنى اسرائيل ، از يكنواختى خوراك خويش ( منّ و سلوى ) به موسى ( ع ) شكايت كردند .

و إذ قلتم يموسى لن نصبر على طعام وحد

4 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا رفع يكنواختى طعامشان را از درگاه خدا مسألت كند و آنان را به غذا هاى متنوع برساند .

لن نصبر على طعام وحد فادع لنا ربك

به قرينه «لن نصبر . ..» مورد دعا بر طرف شدن يكنواختى خوراكيهاست و به دليل «يخرج لنا ...» مورد دعا دستيابى به خوراكيهاى گياهى نيز هست. بنابراين بنى اسرائيل دو تقاضا داشتند: 1- بر طرف شدن يكنواختى غذا; 2- دستيابى به خوراكيهاى گياهى.

297- توبه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 2،7،14

2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .

و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم

7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.

14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 14

14 - ورود بنى اسرائيل به شام ، پس از توبه و رضايت خداوند از ايشان ، در پايان چهل سال سرگردانى

يقوم ادخلوا الارض المقدسة

از امام باقر(ع) روايت شده كه بعد از تلاوت آيه فوق فرمود: . .. ثم دخلوها بعد اربعين سنة ... و ما كان خروجهم من مصر و دخولهم الشام الا من بعد توبتهم و رضاء اللّه عنهم ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 12،13،14

12 - توبه و بازگشت بنى اسرائيل به سوى خداوند در برهه اى تاريخ

ثم تاب اللّه عليهم

اهل لغت «توبه خدا بر بنده» را به توفيق بر توبه معنا كرده اند.

13 - خداوند پذيراى توبه بنى اسرائيل پس از پشيمانى آنان از رفتار ناپسند و واگذاشتن انديشه هاى ناصحيح دينى

ثم تاب اللّه عليهم

موفق ساختن بندگان بر توبه، مستلزم قبول توبه آنان است.

14 - اصلاح بينش و بصيرت بنى اسرائيل پس از پذيرش توبه آنان

ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا

كلمه «ثم» در جمله «ثم عموا و صموا» مى رساند كه بنى اسرائيل - پس از شمول رحمت الهى بر آنان و توبه به درگاه خداوند - بصيرت از دست رفته خويش را بازيافتند، اگر چه در مرحله و زمان ديگر بصيرت خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گرايش پيدا كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 2

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

298- توبه شكنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 17،18

17 - بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .

فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون

18 - توبه شكنى بسيارى از بنى اسرائيل

ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا كثير منهم

299- توبه گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 7،20

7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود

را بكشد.

20 - پذيرش توبه گوساله پرستان بنى اسرائيل ، از نعمت هاى خداوند به آنان

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

آيه هاى اين بخش از سوره چنانچه از مطلع آن (يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى . ..) به دست مى آيد، در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 12

12 - گذشت از گناه گوساله پرستان تائب و ناديده انگاشتن خطاى آنان پس از بازگشت به توحيد و پرستش خداى يكتا ، توصيه خداوند به موسى ( ع ) *

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

برداشت فوق با توجه به دومين احتمالى است كه در توجيه خطاب به موسى(ع) ذكر شد. يعنى «ربك» اشاره به اين معنا باشد كه اى موسى تو نيز متخلق به اخلاق الهى باش و از خطاها و لغزشها درگذر.

300- توجيه گرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 1،3

1 - بنى اسرائيل در برابر بازخواست و توبيخ خود از جانب موسى ( ع ) ، سعى در بى تقصير نشان دادن خود در ماجراى گوساله پرستى داشتند .

ألم يعدكم . .. أفطال ... أم أردتّم ... قالوا ما أخلفنا موعدك بملكنا

جمله «ما أخلفنا» و نيز «حمّلنا»، جملگى توجيهات بنى اسرائيل براى پذيرش گوساله پرستى از سوى آنان است.

3 - بى اختيار قلمداد كردن خود ، از بهانه هاى بنى اسرائيل براى توجيه پيمان شكنى با موسى ( ع ) و پذيرش گوساله پرستى در ميان خود

ما أخلفنا موعدك بملكنا

«موعد» مصدر و به معناى «وعد» است. «ملك» نيز مصدر است و مراد بنى اسرائيل، نفى مالك بودن امور خويش است. از همين رو معناى «ما أخلفنا...» چنين مى شود: ما از پيمان و وعده تو، به اختيار خود تخلف نكرديم.

301- توحيد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 1

1 - قوم موسى ، پس از توصيه و دعوت او ، اعلام داشتند : ما تنها بر خدا توكل كرده و جز او بر احدى اتكال نخواهيم كرد .

و قال موسى يقوم . .. فعليه توكلوا ... فقالوا على اللّه توكلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 5

5 - پايبند ماندن بنى اسرائيل بر آيين توحيدى پدران خويش ( ابراهيم ، اسحاق و يعقوب )

هذا من شيعته

302- تورات در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 8

8 - وجود اعتقاد به خداوند و تورات و احكام آن ، در ميان بنى اسرائيل ، در عصر حضرت عيسى ( ع )

و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم

303- تورات و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 6،10،12

6 - بنى اسرائيل ، مدّعى حرمت برخى از خوردنى ها و انتساب آن به تورات

كل الطّعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. قل فاْتوا بالتورية فاتلوها

10 - نسبت هاى ناروا و دروغ بستن بنى اسرائيل ، به تورات

قل فاْتوا بالتورية فاتلوها ان كنتم صادقين

12 - تورات ، ناسخ حرمت برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزل التوري

بنابراينكه «من قبل» متعلق به «حرّم» باشد; يعنى حرمتهاى وضع شده براى بنى اسرائيل توسط يعقوب (ع)، تا قبل از نزول تورات بوده است.

304- توسل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 8

8 - بنى اسرائيل ، در دعاى خود به صفت رحمت خداوند متوسل شدند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

305- توصيه به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 16

16 - خوردن و آشاميدن از روزى هاى خدادادى ، توصيه و سفارش خداوند به قوم موسى

كلوا و اشربوا من رزق اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 1

1 - قوم موسى ، پس از توصيه و دعوت او ، اعلام داشتند : ما تنها بر خدا توكل كرده و جز او بر احدى اتكال نخواهيم كرد .

و قال موسى يقوم . .. فعليه توكلوا ... فقالوا على اللّه توكلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 2

2- موسى ( ع ) از قوم خود خواست تا به ياد فرمان و توصيه خداوند باشند كه هر كس شكرگزارى نمايد خداوند نعمتش را افزون مى كند و هر كس كفران نمايد دچار عذاب شديد خواهد شد .

اذكروا نعمة الله عليكم . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن

اين برداشت مبتنى بر اين نكته است كه «إذ تأذّن» مقول قول موسى(ع) و عطف به «اذكروا نعمة الله» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 2،12

2 - بهره گيرى از رزق هاى گوارا و پاكيزه ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيّبت ما رزقنكم

12 - تجاوز نكردن از مرز تعادل و مقررات الهى در استفاده از نعمت ها ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيّبت . .. و لاتطغوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 11

11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .

فأخلفتم موعدى

«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف

كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 5

5 - هارون ، با يادآورى رحمت گسترده خداوند به بنى اسرائيل ، باز بودن راه بازگشت از شرك و ارتداد را به آنان يادآورى كرد .

إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن

توصيف خداوند در كلام هارون(ع)، با عنوان «الرحمان» و با توجه به گوساله پرستى و عصيان بنى اسرائيل، متضمن وعده رحمت الهى به آنان، در صورت توبه و بازگشت از شرك است.

306- توصيه هاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 12

12 - دستگيرى از مردم و نيكى كردن به آنان ، توصيه ديگر قوم قارون به وى

و أحسن

307- توطئه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 1،2

1 - مكر بنى اسرائيل عليه عيسى ( ع )

فلمّا احس عيسى منهم الكفر . .. و مكروا

2 - مكر و تلاش كافران بنى اسرائيل ، براى كشتن عيسى ( ع )

و مكروا . .. اذ قال اللّه يا عيسى انى متوفيك

با توجه به آيه بعد كه سخن از عروج عيسى (ع) به ميان آمده، معلوم مى شود كه مكرشان در جهت كشتن عيسى (ع) بوده است.

308- توطئه گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 19

19 - گوساله پرستان بنى اسرائيل مهياى كشتن هارون به خاطر مبارزه پى گير وى با شركورزى آنان

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

309- توطئه مفسدان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 19

19 - موسى ( ع ) نگران توطئه مفسدان بنى اسرائيل در غياب خويش

و لا تتبع سبيل المفسدين

310- توقعات بيجا بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 8

8 - تقاضاى رؤيت خدا ، خواسته اى نارواست .

حتى نرى اللّه جهرة فأخذتكم الصعقه

311- توكل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 1،3

1 - قوم موسى ، پس از توصيه و دعوت او ، اعلام داشتند : ما تنها بر خدا توكل كرده و جز او بر احدى اتكال نخواهيم كرد .

و قال موسى يقوم . .. فعليه توكلوا ... فقالوا على اللّه توكلنا

3 - قوم موسى پس از اتكال بر خدا ، دست به نيايش برداشته و از درگاه او خواستند تا ضعف و ناتوانى را - كه تشويق كننده ظالمان به ستمگرى است - از ميان آنان بردارد .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

همان گونه كه مال، اولاد و دنيا - به خاطر داشتن جاذبه - فتنه است و آدميان را مفتون خود مى كند، ضعف و ناتوانى مردم نيز براى زورگويان فتنه است و آنان را بر تجاوز به آنان، ترغيب مى كند.

312- تهاجم به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 9،13،14

9- مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنى اسرائيل به وسيله جنگاورانى قدرتمند ، با فرا رسيدن دومين مرحله فسادانگيزى آنان و هويدا شدن غبار غم و شكست در چهره آنها

فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

ضمير فاعلى «هم» در «ليسئوا» به «عباداً» باز مى گردد و لام در آن براى تعليل است; يعنى، بندگان ما براى اندوهگين كردن شما (بنى اسرائيل) بيايند.

13- دومين هجوم نيرو هاى فاتح مسجدالاقصى بر بنى اسرائيل فسادگر و سركش ، هجومى توفنده و ويرانگر

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

«تتبير» به معناى اهلاك است و آوردن مفعول مطلق (تتبيرا) - كه براى تأكيد است - إشعار به سختى هجوم دارد.

14- نابودى و تخريب كامل آثار و تمدن بنى اسرائيل ، با دومين هجوم نيرو هاى توانمند و جنگاور

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 2

2- نابود و منقرض نشدن نسل بنى اسرائيل ، على رغم هجوم سنگين نيرو هاى توانمند و دو بار شكست سخت آنان

عسى ربّكم أن يرحمكم

313- تهديد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 72 - 2

2 - خداوند ، قوم موسى رابه معرفى قاتل نويد داد و قاتلان را به افشاى هويتشان تهديد كرد .

و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون

مراد از «ما كنتم تكتمون» (آنچه را كتمان مى كرديد)، به قرينه جمله قبل، معرفى نكردن قاتل على رغم آگاهى به آن است. مراد از «إخراج» (مصدر مخرج)، به قرينه تكتمون، آشكار ساختن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 19

19 - بنى اسرائيليان گنهكار و داراى اعمال ناشايست ، مورد تهديد خداوند به كيفر و مجازات

و ما اللّه بغفل عما تعملون

از هدفهاى بيان آگاهى و توجه خداوند به اعمال گنهكاران، تهديد ايشان به كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 22

22 - تهديد الهى نسبت به تبهكاران بنى اسرائيل

ثم عموا و صموا كثير منهم و اللّه بصير بماتعملون

از اهداف بيان آگاهى خداوند به رفتار و اعمال تبهكاران، تهديد آنان به عذاب و مانند آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 12

12 - خداوند ، بنى اسرائيل را به خاطر ناسپاسى ها و ايجاد اختلاف ، سرزنش كرده و به كيفر اخروى تهديد فرمود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم إن ربك يقضى ب

314- تهديد فاسقان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 15،16

15 - خداوند قوم موسى را از مخالفت با رسالت هاى وى بر حذر داشت و متخلفان را مردمى فاسق خواند .

سأوريكم دار الفسقين

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الفاسقين» متمردان خود بنى اسرائيل باشد. بر اين مبنا جمله «ساوريكم»، كه پس از فرمان به فراگيرى تورات و به كار بستن تعاليم آن واقع شده، اشاره به اين معنا دارد كه اگر گروهى اين فرمان را اطاعت نكنند، فاسقند. گفتنى است در اين صورت مقصود از «دار» جايگاه شوم و فرجام ناميمون آن گروه است.

16 - خداوند ، فاسقان بنى اسرائيل را به گرفتار آمدن به فرجامى شوم تهديد كرد .

سأوريكم دار الفسقين

315- تهديد گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 1،2

1 - خداوند ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را به غضبى شديد و قريب الوقوع تهيد كرد .

إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا

«فى الحيوة الدنيا» علاوه بر اينكه قيد براى «ذلة» است، مى تواند «قيد» براى غضب نيز باشد. در اين صورت مراد از غضب الهى گرفتار ساختن به عذابهاى دنيوى است. نكرده آوردن «غضب» دلالت بر شدت غضب و عظمت آن دارد.

2 - خداوند ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را به پديد آوردن ذلتى شديد در زندگى دنيوى آنان تهديد كرد .

إن الذين اتخذوا العجل سينالهم . .. ذلة فى الحيوة الدنيا

316- تهمتهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 69 - 2،5

2 - خداوند ، از اتهامى كه قوم موسى به آن حضرت وارد كردند ، دفاع كرد و او را از آن مبرّا دانست .

لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا

«برّأه اللّه ممّا قالوا» قرينه است بر اين كه مراد از اذيت به موسى(ع)، تهمت و افترا بوده است.

5 - تهمت به موسى ( ع ) ، موجب آزردگى و اذيت آن حضرت بود .

لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 10،14،15

10 - بنى اسرائيل ، معجزات و دلايل روشن عيسى ( ع ) را سحرى آشكار خواندند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

14 - بنى اسرائيل ، معجزات و دلايل روشن رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) را سحرى آشكار خواندند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

15 - متهم كردن رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به سحر و ساحرى ، از حربه هاى تبليغاتى بنى اسرائيل عليه آن حضرت

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

317- جادو در دوران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 3

3 - آشنايى مردم عصر موسى ( ع ) ، با مقوله سحر و آثار شگفت آن

و قالوا يأيّه الساحر

متهم كردن موسى(ع)، به سحر پس از مشاهده آيات شگفت الهى، نشان مى دهد كه فرعونيان مشابه آن كارها را در توان ساحران مى ديدند.

318- جبرگرايى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 3،5

3 - بى اختيار قلمداد كردن خود ، از بهانه هاى بنى اسرائيل براى توجيه پيمان شكنى با موسى ( ع ) و پذيرش گوساله پرستى در ميان خود

ما أخلفنا موعدك بملكنا

«موعد» مصدر و به معناى «وعد» است. «ملك» نيز مصدر است و مراد بنى اسرائيل، نفى مالك بودن امور خويش است. از همين رو معناى «ما أخلفنا...» چنين مى شود: ما از پيمان و وعده تو، به اختيار خود تخلف نكرديم.

5 - بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان نيز خود را بى اختيار قلمداد مى كردند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

آمدن «حُمّلنا» به صيغه مجهول، در ادامه توجيه بنى اسرائيل از عملكرد خويش است; يعنى، ما در حمل زينت هاى فرعونيان نيز ناخواسته آن را انجام داديم و به ما تحميل شد.

319- جرايم بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 27

27 - بنى اسرائيل ، پيامبران بسيارى را به قتل رساندند .

و يقتلون النبيين بغير الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1،2،3،4

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

3 - بنى اسرائيل در كشتن و آواره كردن گروهى از همكيشان خود ، يكديگر را يارى و پشتيبانى كردند .

تظهرون عليهم

«تظاهر» (مصدر تظاهرون) به معناى يارى و پشتيبانى كردن يكديگر است. «تظاهرون عليكم»; يعنى، طايفه اى از شما طايفه ديگر را عليه گروهى از خودتان يارى مى داد.

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

320- جوانان مؤمن بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 3

3 - مؤمنان و گرويدگان به موسى ( ع ) ، همگى از قشر جوان بنى اسرائيل بودند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

«ذرية» به معناى «ابناء و أولاد» به كار مى رود، با توجه به جو وحشت و ارعاب كه فرعون در ميان بنى اسرائيل به وجود آورده بود و معمولا در چنين شرايطى پيران به حكم مصلحت انديشى كنار مى كشند، مى توان گفت كه مراد از «ذرية»، جوانان بنى اسرائيل است.

321- جهاد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 11

11 - پيمان گرفتن بنى اسرائيلِ زمان طالوت ( اشموئيل ) از قوم خويش براى پيكار در راه خداوند

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال

جمله «هل عسيتم» كنايه از پيمان گرفتن از آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 5،12

5 - جهاد در راه خدا براى تصرف سرزمين مقدس ، سپاسگزارى قوم موسى ( ع ) در برابر نعمت هاى خداوند

اذكروا نعمة اللّه . .. يقوم ادخلوا الارض المقدسة

فرمان موسى(ع) به بنى اسرائيل (ادخلوا الارض) پس از بيان نعمتهاى الهى بر آنان، بيانگر آن است كه اجراى آن فرمان، سپاس نعمتهاى ياد شده است.

12 - تقدير الهى به سكنا گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، مشروط به جهاد و مبارزه آنان بود .

التى كتب اللّه لكم . .. و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

از مصاديق خسران (فتنقلبوا خسرين)، محروميت قوم موسى(ع) از ورود به سرزمين مقدس است. بنابراين سكونت آنان در سرزمين مقدس در صورتى مقدر خواهد بود كه در برابر دشمن مقاومت كنند.

322- جهل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 17

17 - قوم موسى به مصلحت خويش در انتخاب غذا ناآگاه بودند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 11،16

11 - موسى ( ع ) با جاهلانه خواندن استهزاى مردم ، پندار قوم خويش را درباره خود ناروا دانست .

قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين

16 - قوم موسى فاقد معرفت لازم نسبت به مقام شامخ پيامبران ( ع )

أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 19

19 - بينش محدود بنى اسرائيل نسبت به ملاك هاى حقيقى گزينش ، منشأ اعتراض آنان به برگزيدن طالوت

قالوا انى يكون له الملك علينا . .. و اللّه واسع عليم

جمله «و اللّه واسع عليم» تعريضى به بنى اسرائيل است كه بينش شما محدود و در نتيجه مُعترض به گزينش طالوت شده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 14،15،17

14 - قوم موسى مردمى جاهل و ناآگاه به ويژگى ها و صفات معبود راستين و شايسته پرستش

قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة قال إنكم قوم تجهلون

15 - بى توجهى قوم موسى به نعمت هاى خدا و گرايش آنان به پرستش غير او ، برخاسته از جهالت دامنه دار آنان بود .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى ... قال إنكم قوم تجهلون

چنانچه از آيه استفاده مى شود، گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا پس از عبورشان از دريا و تحقق اين نعمت بزرگ الهى بوده است. بنابراين مى توان گفت موسى اين جهت را نيز در نظر داشته و آنان را جاهل خوانده است. يعنى اين بى خردى است كه انسان نعمتهاى الهى را ببيند و در عين حال به غير او گرايش پيدا كند. فعل مضارع «تجهلون» بر دامنه دارى اين بى خردى دلالت مى كند.

17 - باور به توانمندى بنده اى از بندگان ( موسى ) بر ساختن و تدارك ديدن معبود ، نشانه جهل و بى خردى بنى اسرائيل

اجعل لنا إلهاً . .. قال إنكم قوم تجهلون

جمله «اجعل لنا إلهاً» دلالت مى كند كه بنى اسرائيل از موسى - كه خود فردى از بشر است - مى خواستند براى آنان خدا و معبود تدارك ببيند. موسى نيز بدين جهت آنان را جاهل شمرد. يعنى اين بسيار جاهلانه است كه گمان كنيد بنده اى از بندگان خدا مى تواند معبودى شايسته پرستش بسازد و تدارك ببيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 139 - 3

3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .

قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون

323- جهل گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 5

5 - گوساله پرستان بنى اسرائيل ، مردمى جاهل و دور ازانديشه و فكر

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً

324- چشمه هاى اسباط بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 13،14،15

13 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از دوازده طايفه بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس (مردم) است و مراد از آن طوايف دوازده گانه بنى اسرائيل مى باشد. «مشرب» به آب آشاميدنى و يا جايگاهى كه از آن آب برمى دارند گفته مى شود و مقصود از آن چشمه هايى است كه از سنگ جوشيد.

14 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، داراى علامتى مشخص كننده اختصاص آن به طايفه اى از بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

15 - هر كدام از طوايف بنى اسرائيل به چشمه مخصوص خويش آگاه بودند .

قد علم كل أناس مشربهم

325- چشمه هاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 6،8،9،10،13،15

6 - در پى فرود آمدن عصاى موسى بر سنگ ، دوازده چشمه آب از آن جوشش كرد .

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً

8 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از طوايف بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«مشرب» به آب آشاميدنى و نيز به جايگاهى كه از آن آب بر مى دارند گفته مى شود و مقصود از آن در آيه، چشمه هاى جوشيده از سنگ است.

9 - هر كدام از طايفه هاى بنى اسرائيل آگاه به چشمه مخصوص خويش

قد علم كل أناس مشربهم

10 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، خود داراى علامتى مشخص كننده اختصاص آن به طايفه اى از بنى اسرائيل

قد علم كل أناس مشربهم

چنانچه خود چشمه ها علامت نداشت و پس از جوشيدن علامت گذارى مى شد تا اختصاص هر چشمه به طايفه ها معلوم شود، شايسته آن بود كه به جاى «قد علم كل أناس مشربهم» (هر طايفه اى چشمه خود را مى شناخت) گفته شود: «علّم . ..» (تعليم داده شد ...).

13 - جوشش چشمه هاى متعدد از سنگ و ويژگى هاى مخصوص آنها ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم

15 - داستان استسقاى موسى ( ع ) و جوشيدن چشمه هاى آب از سنگ ، داستانى آموزنده و خاطره اى شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذاستسقى موسى لقومه . .. قد علم كل أناس مشربهم

عبارت «إذاستسقى» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذاستسقى موسى لقومه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 2

2 - بنى اسرائيل ، وارث سرزمينى آباد و برخوردار از باغ ها و چشمه سار ها ، پس از خارج شدن آنان از مصر

كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

ضمير «ها» در «أورثناها» به مطلق «جنّات» بازمى گردد; نه جنات مربوط به فرعونيان. بنابراين، آيه ياد شده و آيه قبل، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، از سويى فرعونيان را از باغ ها و كاخ هاى شان بيرون كرد و همه آنان را به دريا ريخت و از سوى ديگر بنى اسرائيل را كه در مصر فاقد هر گونه امكانات بودند، به جاى ديگرى منتقل كرد و سرزمينى آباد و پر بركت كه عبارت است از ارض مقدس باشد در اختيارشان قرار داد و به آنان فرمود «ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم»،(مائده(5) آيه 21).

326- حاكميت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 5،8،12،13

5 - موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .

عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض

كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر

او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش ش---رايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا ب--اللّه . .. ) رعايت كنند.

8 - نابودى فرعونيان و به حاكميت رسيدن بنى اسرائيل ، پرتوى از ربوبيت خداوند نسبت به آنان

عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض

12 - آزمايش بنى اسرائيل ، از اهداف امداد هاى الهى براى حاكميت بخشيدن به آنان پس از پيروزى بر دشمنانشان

و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون

13 - آزمايش بنى اسرائيل از سوى خدا پس از دستيابى آنان به حكومت و قدرت ، هشدار موسى ( ع ) به آنان

فينظر كيف تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 5،6

5 - نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.

6 - وعده هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل بر سرزمين آنان ، از وعده هاى نيكوى خداوند به قوم موسى

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

كلمه «الحسنى» (زيباتر) صفت براى «كلمت» است.

327- حاكميت بنى اسرائيل بر مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 4

4 - موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .

عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض

328- حاكميت گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 17

17 - گوساله پرستان ، گروه حاكم بر جوّ عمومى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع )

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

نماى اتحاد و يك پارچگى بنى اسرائيل، در فاصله ارتداد آنان، گوياى حاكميت مرتدان و گوساله پرستان است.

329- حالات بنى اسرائيل در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 5

5 - برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .

فلما أخذتهم الرجفة

330- حامى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 4

4 - بنى اسرائيل گرفتار در نظام فرعونى ، مورد حمايت و لطف الهى

أن أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، بيانگر برداشت ياد شده است.

331- حامى مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 14

14 - پيروان عيسى ( ع ) ، مورد تأييد و حمايت الهى در قبال دشمنانشان ( كافران بنى اسرائيل )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

332- حرامخواران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 2

2 - حرام خواران قوم موسى ، به جاى طلب آمرزش از خدا و گفتن « حطة » - در هنگام ورود به بيت المقدس - كلامى ديگر بر زبان جارى مى ساختند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

به نظر مى رسد مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى باشند كه خداوند در آيه 57 آنان را به سبب ناسپاسى و استفاده از خوراكيهاى غير طيب، ستمكار شمرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 2

2 - حرام خواران قوم موسى به جاى طلب آمرزش از خدا به هنگام ورود به بيت المقدس كلامى ديگر بر زبان جارى ساختند .

فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم

مى توان گفت مراد از «الذين ظلموا» به دليل «و لكن كانوا أنفسهم يظلمون» در آيه 160 كسانى هستند كه با استفاده از خوراكيهاى غير پاكيزه به حرامخوارى دست يازيدند.

333- حرامخوارى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 11،12

11 - قوم موسى با بهره گيرى از خوراكى هاى حرام و غير طيب ، از دستور خدا سرپيچى كردند .

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

ستمكار خواندن قوم موسى مى تواند در ارتباط با جمله «كلوا من طيبات . ..» لحاظ شود. در اين صورت مراد از ستمكارى آنان، استفاده از خوراكيهاى حرام و غير طيب است و نيز مى تواند در ارتباط با نعمتهاى متعددى كه در اين آيه و آيات قبل مطرح شده است، لحاظ شود. بر اين اساس مراد از ستمگرى آنان، ناسپاسى در برابر نعمتهاى الهى است. برداشت فوق ناظر به وجه اول است.

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 27

27 - قوم موسى با بهره گيرى از خوراكى هاى ناپاك از دستور خداوند سرپيچى كردند .

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

چنانچه اطلاق ستمگرى بر قوم موسى (كانوا أنفسهم يظلمون) در ارتباط با جمله «كلوا من طيبت . .. » بيان شده باشد، مراد از ستمگرى آنان، استفاده از خوراكيهاى حرام و ناپاك است ; ولى چنانچه جمله «و ما ظلمونا و لكن ... » در ارتباط با نعمتهاى متعددى باشد كه در آيه مطرح شده، مراد از ستمگرى ايشان، ناسپاسى در برابر آن نعمتهاست. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

334- حس گرايى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 4

4 - بنى اسرائيل ، داراى روحيه حس گرايى بودند .

حتى نرى اللّه جهرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 10

10 - بنى اسرائيل با مشاهده بت پرستان و كرنش آنان در برابر معبودهايى محسوس ، خواستار معبودى ملموس و محسوس شدند .

فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 9

9 - وجود گرايش هاى شرك آلود در بنى اسرائيل و علاقه به معبودى محسوس ، زمينه ساز روى آورى آنان به گوساله پرستى

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

تأكيد قرآن بر اينكه قوم موسى پس از غياب وى شروع به ساختن معبود كردند (من بعده)، بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده از سوى موسى در آيه 138 و 139، تأثيرى در متقاضيان خداى محسوس نداشت و آنان همچنان در انديشه خدايى محسوس و ملموس بودند و لذا در فرصت پيش آمده (غياب موسى) به آن خواسته جامه عمل پوشاندند.

335- حشر اخروى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 7،8

7- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل در قيامت ، براى بازجويى از آنان درباره نعمت هاى خدادادى

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه احضار و حشر جمعى بنى اسرائيل در قيامت - به قرينه فراز پيش (اسكنوا الأرض) - از آن جهت باشد كه آنان پاسخگوى نعمت بزرگ خدادادى (اسكنوا الأرض) باشند.

8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه

جئنا بكم لفيفًا

بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.

336- حق ناپذيرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مردمى شخصيت پرست بودند ; نه حقيقت طلب .

لن نبرح . .. حتّى يرجع إلينا موسى

گوساله پرستان بنى اسرائيل، به جاى انديشه در گفته هاى هارون(ع) و شناخت حقيقت، تنها پاسخى كه به او دادند، آن بود كه بازگشت موسى(ع) از ميقات را، شرط تجديد نظر در عقايد خود دانستند. حال آن كه معقول آن بود كه در باره كار خويش و گفته هاى هارون(ع)، درست بينديشند.

337- حقّانيت انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 21

21 - تمامى پيامبران مبعوث شده به سوى بنى اسرائيل ، داراى دلايل روشن ( معجزه - برهان ) بر حقانيت رسالت خويش

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

338- حقوق بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 3

3 - سكونت قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، حقى براى ايشان از جانب خداوند

التى كتب اللّه لكم

339- حكومت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 12

12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *

ثم توليتم من بعد ذلك

از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 7،8،9،12

7 - حكومت و فرمانروايى بنى اسرائيل ، در برهه اى از تاريخ حيات خويش

و جعلكم ملوكاً

8 - حكومت و فرمانروايى بنى اسرائيل ، نعمتى الهى بر آنان

اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. و جعلكم ملوكاً

9 - سرورى قوم موسى ( ع ) بر ديگر اقوام در گذشته تاريخ خويش

اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ . .. جعلكم ملوكاً

«ملوك» در برداشت فوق، كنايه از سيادت و سرورى گرفته شده است.

12 - برانگيخته شدن پيامبران در بنى اسرائيل ، زمينه حاكميت و استقلال آنان *

اذ جعل فيكم انبياء و جعلكم ملوكاً

تقديم جمله «جعل فيكم انبياء» بر جمله «جعلكم ملوكا»، مى تواند اشاره به اين معنى باشد كه وجود انبيا در ميان بنى اسرائيل، سبب استقلال و فرمانروايى آنان شد.

340- حمايت از بنى اسرائيلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 7

7 - استغاثه و يارى طلبى مرد بنى اسرائيلى ، از موسى ( ع ) عليه فرد قبطى

فاستغثه الذى من شيعته على الذى من عدوّه

341- ختم قلب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3

3 - خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

342- خدا در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 10

10 - خداوند ، در ديدگاه ناصواب قوم موسى ، موجودى جسمانى و داراى حجم *

فاذهب انت و ربك فقتلا

نسبت رفتن و جنگيدن به خداوند با يك تعبير از او و موسى(ع)، دلالت مى كند كه آنها خداوند را موجودى همانند موسى(ع) مى پنداشتند.

343- خطر اختلاف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 11

11 - بنى اسرائيل در خطر تشتت و تفرقه ، در صورت اقدام عملى و جدى هارون ( ع ) براى مقابله با گوساله پرستان

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

344- خطر ازدياد جمعيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 10

10 - خطرآفرينى افزايش جمعيت قوم بنى اسرائيل و جوانان آن ، براى حكومت فرعون

يذبّح أبناءهم

345- خواسته هاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 2،3،5،13

2 - بنى اسرائيل عصر موسى ، خواهان مشاهده خداوند شدند .

لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة

3 - بنى اسرائيل ، تصديق رسالت موسى را منوط به آشكارا ديدن خداوند كردند .

لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة

5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة

«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.

13 - قوم موسى ، در پى تقاضاى رؤيت خدا ، شاهد فرود آمدن صاعقه بر خود بودند .

فأخذتكم الصعقه و أنتم تنظرون

مفعول «تنظرون» (نگاه مى كرديد) فرود آمدن صاعقه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 4،5،6،14،15،21

4 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا رفع يكنواختى طعامشان را از درگاه خدا مسألت كند و آنان را به غذا هاى متنوع برساند .

لن نصبر على طعام وحد فادع لنا ربك

به قرينه «لن نصبر . ..» مورد دعا بر طرف شدن يكنواختى خوراكيهاست و به دليل «يخرج لنا ...» مورد دعا دستيابى به خوراكيهاى گياهى نيز هست. بنابراين بنى اسرائيل دو تقاضا داشتند: 1- بر طرف شدن يكنواختى غذا; 2- دستيابى به خوراكيهاى گياهى.

5 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا براى رسيدن به خوراكى هاى گياهى به درگاه خدا دعا كند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

6 - قوم موسى ، خواهان خوراكى هاى گياهى و روييده شده از زمين بودند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

عبارت «مما تنبت الأرض» (آنچه از زمين بروياندش) دلالت بر اين دارد كه: قوم موسى، خوراكيهايى را طلب مى كردند كه گياهى بوده و محصول زمين باشد. اضافه شدن كلمات «بقل» و «بصل» به ضمير «ها» - كه به «الأرض» بر مى گردد - (سبزيجات زمين و ... پياز زمين)، بيانگر تأكيد آنان بر زمينى بودن خوراكيهاى درخواستى است.

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

15 - « منّ » و « سلوى » خوراكى بهتر در مقابل آنچه كه قوم موسى در پى دستيابى به آن بودند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

«أدنى» از «دنو» و به معناى نزديكتر است كه به قرينه «خير» مراد از آن پست تر مى باشد. قابل ذكر است كه برخى «أدنى» را از «دنائة» (پست) دانسته اند. بر اين مبنا معناى حقيقى «أدنى» پست تر خواهد بود.

21 - موسى ( ع ) در پى تقاضاى قومش ( درخواست خوراكى هاى زمينى ) از آنان خواست تا به يكى از شهر ها در آيند و شهرنشينى را انتخاب كنند .

قال أتستبدلون . .. اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

چنانچه ضمير در «قال» به «ربك» برگردد، جمله «اهبطوا . ..» سخن خداوند است و اگر به موسى (ع) ارجاع شود، آن جمله گفته موسى(ع) خواهد بود. برداشت فوق به لحاظ احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 3

3 - قوم موسى ، از وى خواستند تا مشخصه هاى گاوى را كه بايد ذبح شود از خداوند بخواهد و براى ايشان بيان كند .

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 2

2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 1

1 - قوم موسى ، بيان رنگ و سن گاو مورد نظر را مشخص كننده ندانسته و خواهان توضيح بيشترى درباره ويژگى هاى آن شدند .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 6،8،10

6 - بنى اسرائيل ، پرسش ها و درخواستهايى نابه جا از موسى ( ع ) داشتند .

كما سئل موسى من قبل

8 - قوم موسى ، نمونه اى بارز از اقوام بهانه جو در برخورد با پيامبران و داراى توقعات و خواسته هاى بى جا از آنان

أم تريدون أن تسئلوا رسولكم كما سئل موسى من قبل

چون بعيد به نظر مى رسد كه در ميان امتهاى گذشته، تنها قوم موسى پرسشها و درخواستهاى نا به جا از پيامبرشان داشتتند، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: ياد كردن از قوم موسى، به خاطر رواج بيشتر اين خصيصه در ميان آنان بوده است.

10 - درخواست ها و پرسش هاى نابه جاى قوم موسى از وى ، آنان را به كفر ورزى كشانيد و از ايمان به دور ساخت .

و من يتبدل الكفر بالأيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 3،5

3 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى قوم موسى ( ع ) براى ورود به آن سرزمين

و إنّا لن ندخلها حتّى يخرجوا منها

5 - فتح سرزمين مقدس بدون مبارزه و درگيرى ، انتظار نابجاى قوم موسى ( ع )

إنّا لن ندخلها حتّى يخرجوا منها فان يخرجوا منها فانا دخلون

آيه و سياق آن، حكايت از تخطئه انديشه قوم موسى(ع) (فتح سرزمين قدس بدون مبارزه) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 4،5،8،11

4 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى بنى اسرائيل براى ورود به آن سرزمين

إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

5 - فتح سرزمين مقدس بدون مبارزه ، انتظار نابجاى قوم موسى ( ع )

إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

8 - بنى اسرائيل ، گستاخانه خواهان رهسپارى موسى ( ع ) و خدايش به نبرد با زورگويان سرزمين مقدس

قالوا . .. فاذهب انت و ربك فقتلا

11 - بنى اسرائيل ، با اعلام كناره گيرى از نبرد ، خواستار معجزه موسى ( ع ) و امداد خاص الهى براى فتح سرزمين مقدس

فاذهب انت و ربك فقتلا

امدادهاى الهى و معجزات موسى(ع) براى نابودى فرعونيان در حضور بنى اسرائيل، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه مراد از «اذهب . ..»، توقع و درخواست امداد خداوند و معجزه موسى(ع) براى نابودى جباران است، به گونه اى كه نياز به جهاد و مبارزه نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 9،10

9 - بنى اسرائيل از موسى خواستند تا خدايى مانند خدايان بت پرستان براى آنان قرار دهد .

اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة

10 - بنى اسرائيل با مشاهده بت پرستان و كرنش آنان در برابر معبودهايى محسوس ، خواستار معبودى ملموس و محسوس شدند .

فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 7

7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .

إذ استسقه قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 6،7

6 - بنى اسرائيل ، خواهان هجرت از سرزمين مصر به سرزمين ديگر بودند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

7 - بنى اسرائيل ، در دعاى خويش از خداوند خواستند : زمينه هجرتشان از سرزمين مصر به سرزمينى ديگر را فراهم كند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جمله «و نجنا برحمتك من القوم الكافرين» به معناى (ما را از كافران خلاص نما) است و مقصود از آن مى تواند درخواست هجرت به سرزمين ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 11

11 - قوم خيرخواه قارون ، خواهان بسنده كردن وى به سهم خويش و صرف كردن مازاد آن در راه خدا

و لاتنس نصيبك من الدنيا

346- خودكشى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 7،9،14،19،21

7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.

9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم

موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.

14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .

فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم

جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

347- خوردنى گياهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 14

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

348- خوردنيهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 5

5 - تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس ، براى بنى اسرائيل حلال و مباح بود .

فكلوا منها حيث شئتم رغداً

«حيث شئتم» (هر كجا خواستيد) دلالت بر آن دارد كه محدوده مكانى براى بهره بردارى از نعمتهاى بيت المقدس تعيين نشده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 19

19 - خداوند ، هر طايفه از بنى اسرائيل را از تجاوز به خوراكى ها و نوشيدنى هاى مخصوص طايفه ديگر بر حذر داشت .

قد علم كل أناس مشربهم كلوا و اشربوا . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

اختصاص دادن هر چشمه به طايفه اى از بنى اسرائيل و سپس نهى از فسادگرى، اشاره به اين دارد كه: تجاوز هر طايفه به حقوق ديگرى فسادگرى است و مى بايست بنى اسرائيل از آن پرهيز مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 2،4،15،17

2 - بنى اسرائيل ، از يكنواختى خوراك خويش ( منّ و سلوى ) به موسى ( ع ) شكايت كردند .

و إذ قلتم يموسى لن نصبر على طعام وحد

4 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا رفع يكنواختى طعامشان را از درگاه خدا مسألت كند و آنان را به غذا هاى متنوع برساند .

لن نصبر على طعام وحد فادع لنا ربك

به قرينه «لن نصبر . ..» مورد دعا بر طرف شدن يكنواختى خوراكيهاست و به دليل «يخرج لنا ...» مورد دعا دستيابى به خوراكيهاى گياهى نيز هست. بنابراين بنى اسرائيل دو تقاضا داشتند: 1- بر طرف شدن يكنواختى غذا; 2- دستيابى به خوراكيهاى گياهى.

15 - « منّ » و « سلوى » خوراكى بهتر در مقابل آنچه كه قوم موسى در پى دستيابى به آن بودند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

«أدنى» از «دنو» و به معناى نزديكتر است كه به قرينه «خير» مراد از آن پست تر مى باشد. قابل ذكر است كه برخى «أدنى» را از «دنائة» (پست) دانسته اند. بر اين مبنا معناى حقيقى «أدنى» پست تر خواهد بود.

17 - قوم موسى به مصلحت خويش در انتخاب غذا ناآگاه بودند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 1،11،14

1 - حلّيت همه خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، قبل از نزول تورات

كُلُّ الطعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. من قبل ان تنزّل التورية

«من قبل»، متعلق است به «كان حلا» و استثناى در «الا ما حرم . .. » منقطع مى باشد.

11 - آنچه از خوردنى ها كه يعقوب ( ع ) بر خويش حرام كرده بود ، بر بنى اسرائيل نيز حرام بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

بنابراينكه استثناى در «الا ما حرم . .. » استثناى متصل باشد.

14 - حليت همه خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، جز گوشت شتر كه اسرائيل ( ع ) ( يعقوب ) قبل از نزول تورات بر خود حرام كرده بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

امام صادق (ع): . .. ان اسرائيل كان اذا اكل من لحم الابل هيّج عليه وجع الخاصرة فحرّم على نفسه لحم الابل و ذلك قبل ان تنزّل التوراة.


كافى، ج 5، ص 306، ح 9 ; بحارالانوار، ج 9، ص 191، ح 31.

349- خيانت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 20

20 - خيانت پيشگى اكثريت بنى اسرائيل

و لاتزال تطلع على خائنة منهم إلاّ قليلا منهم

350- خيرخواهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

351- درخواست نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 3

3 - آزادى بنى اسرائيل و گسيل داشتن آنان با موسى و هارون ( ع ) ، نخستين خواسته آن دو از فرعون بود .

فقولا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 18 - 5

5 - ادعاى رسالت الهى و درخواست آزاد گذاشتن بنى اسرائيل براى خروج از سرزمين مصر از سوى موسى ( ع ) ، دور از انتظار فرعون و عملى جسورانه در نظر وى بود .

فقولا إنّا رسول ربّ العلمين . أن أرسل معنا بنى إسرءيل . قال ألم نربّك ... و لبث

برداشت ياد شده از به رخ كشيدن دوران كودكى و بخشى از عمر موسى(ع) پس از اظهاراتش درباره رسالت الهى و آزاد سازى بنى اسرائيل، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 1،5،6

1- رهايى بنى اسرائيل از نظام فرعونى ، يكى از مهم ترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

چنانچه مراد از «عباداللّه» بنى اسرائيل باشد از اين كه خداوند در رأس همه سخنان موسى درخواست آزادى بنى اسرائيل را مطرح ساخته اهميت آن استفاده مى شود.

5- تذكر موسى ( ع ) به فرعونيان ، نسبت به خيرانديشى خود در پيشنهاد رهايى بنى اسرائيل

أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين

لام در «لكم» براى منفعت و «رسول أمين» تأكيدى بر رعايت امانت در نصيحت است; يعنى، بنى اسرائيل را رها كنيد و بدانيد كه در اين پيشنهاد، منفعت واقعى شما نهفته است و من در اين سخن صداقت دارم.

6- درخواست رهايى بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) ، نشأت يافته از رسالت آن حضرت و نه انگيزه هاى قومى و طبقاتى

أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين

از تأكيد موسى(ع) بر «إنّى لكم رسول أمين» استفاده مى شود كه آنچه آن حضرت به فرعونيان پيشنهاد كرده، نه از آن جهت

است كه با بنى اسرائيل پيوند نژادى و طبقاتى دارد; بلكه صرفاً در اين سخن، پيامدارى امين از جانب خداوند است.

352- درخواستهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 2

2 - درخواست بزرگان بنى اسرائيل پس از موسى از پيامبر خويش ، براى تعيين فرماندهى در جنگ با دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً

«ملأ»، كسانى هستند كه نظرها را به خود جلب مى كنند. (اشراف و بزرگان هر قوم)

353- دستور استغفار به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 2

2 - حرام خواران قوم موسى ، به جاى طلب آمرزش از خدا و گفتن « حطة » - در هنگام ورود به بيت المقدس - كلامى ديگر بر زبان جارى مى ساختند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

به نظر مى رسد مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى باشند كه خداوند در آيه 57 آنان را به سبب ناسپاسى و استفاده از خوراكيهاى غير طيب، ستمكار شمرد.

354- دشمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 9

9 - فرعون و اشراف دربار او ، دشمنان قوم موسى

عسى ربكم أن يهلك عدوكم

كلمه «عدو» هم مى تواند به معناى دشمن باشد كه در اين صورت مراد از آن فرعون است و هم مى تواند به معناى دشمنان باشد كه در اين صورت مراد از آن فرعون و اشراف دربار او خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 3

3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 1،2

1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض

برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.

2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان

فأراد أن يستفزّهم من الأرض

بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 1

1 - فرعون ، دشمن بنى اسرائيل و در صدد تباهى آنان بود .

فأتبعهم فرعون . .. يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 6

6 - دشمنى قبطيان با بنى اسرئيل در مصر

هذا من شيعته و هذا من عدوّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 19 - 2

2 - مرد قبطى ، دشمن مشترك موسى ( ع ) و مرد اسرائيلى بود .

أن يبطش بالذى هو عدوٌّ لهما

355- دشمنان مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 13

13 - رويارويى و دشمنى كافران بنى اسرائيل با پيروان حضرت عيسى ( ع )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

356- دشمنى اشراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 6

6 - رؤسا و اشرافِ قوم موسى ، دشمنان او و وابسته به حكومت فرعون بودند .

على خوف من فرعون و ملإيهم

357- دشمنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 32،33

32 - بنى اسرائيل در صدد آسيب رسانى به حضرت مسيح ( ع ) ، پس از مشاهده معجزات و دلايل روشن آن حضرت بر رسالت خويش

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

مراد از «بينات» - به قرينه ذيل آيه (ان هذا الا سحر مبين» - معجزات عيسى(ع) است.

33 - پيامبرى و رسالت عيسى ( ع ) برانگيزنده دشمنى بنى اسرائيل با وى

و اذ كففت بنى اسرءيل عنك اذ جثتهم بالبينت

«اذ جثتهم بالبينت» رساى به اين معناست كه علت دشمنى بنى اسرائيل با عيسى(ع) بعثت او به پيامبرى و دعوت آنان به ايمان بوده است.

358- دشمنى كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 13

13 - رويارويى و دشمنى كافران بنى اسرائيل با پيروان حضرت عيسى ( ع )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

359- دعاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 3

3 - قوم موسى پس از اتكال بر خدا ، دست به نيايش برداشته و از درگاه او خواستند تا ضعف و ناتوانى را - كه تشويق كننده

ظالمان به ستمگرى است - از ميان آنان بردارد .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

همان گونه كه مال، اولاد و دنيا - به خاطر داشتن جاذبه - فتنه است و آدميان را مفتون خود مى كند، ضعف و ناتوانى مردم نيز براى زورگويان فتنه است و آنان را بر تجاوز به آنان، ترغيب مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 1،7،8

1 - درخواست مؤمنان قوم موسى از خداوند ، براى نجات از گروه كفرپيشه

ربنا لا تجعلنا فتنة . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

7 - بنى اسرائيل ، در دعاى خويش از خداوند خواستند : زمينه هجرتشان از سرزمين مصر به سرزمينى ديگر را فراهم كند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جمله «و نجنا برحمتك من القوم الكافرين» به معناى (ما را از كافران خلاص نما) است و مقصود از آن مى تواند درخواست هجرت به سرزمين ديگر باشد.

8 - بنى اسرائيل ، در دعاى خود به صفت رحمت خداوند متوسل شدند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

360- دعوت از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 43 - 1

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را به اقامه نماز و پرداخت زكات دعوت كرد .

يبنى إسرائيل اذكروا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 8

8 - خداوند از موسى خواست تا قومش را به فراگيرى معارف نوشته شده بر الواح و احكام ياد شده در آن فرمان دهد .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 2

2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت

و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 15

15 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به ترك تبعيت سامرى ، و پيروى و اطاعت از خود فرا خواند .

لقد قال لهم هرون من قبل . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

361- دعوت انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 25

25 - بسيارى از بنى اسرائيل ، على رغم دعوت پيامبرانشان ، مردمى اسرافكار و قانونشكن بودند .

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

اسراف به معناى خروج از حد اعتدال است و كلمه «فى الارض» مى رساند كه منظور از اسراف، خروج از حد اعتدال در مسائل اجتماعى است كه از آن به قانونشكنى تعبير شده است.

362- دعوت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 24

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

363- دلايل استثمار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 4

4 - راه يافتن موسى ( ع ) به دستگاه فرعون حلقه اى از زنجير بردگى بنى اسرائيل

قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

مقصود موسى(ع) از بيان مطلب ياد شده اين بود كه اگر ظلم تو بر بنى اسرائيل (كشتن نوزادان) نبود، هرگز مادرم مرا به نيل رها نمى كرد تا اسير تو شوم و امروز تو بر من منّت نهى.

364- دلايل اعراض بنى اسرائيل از اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 10

10 - تبيين علل ايمان نياوردن جامعه يهود و بنى اسرائيل به اسلام ، از اهداف تشريع سرگذشت آنان در قرآن

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

آيه مورد بحث نتيجه است براى حقايق تاريخى مربوطه به بنى اسرائيل و خصوصاً يهود; يعنى، آنان پس از مشاهده معجزه هاى فراوان و برخوردار شدن از نعمتهاى الهى كفر ورزيدند; به گوساله پرستى گرايش پيدا كردند و نسبت جهل و استهزا به موسى(ع) دادند. بنابراين انتظار ايمان آوردن به قرآن از آنان انتظارى نا به جاست.

365- دلايل بردگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 4

4 - راه يافتن موسى ( ع ) به دستگاه فرعون حلقه اى از زنجير بردگى بنى اسرائيل

قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

مقصود موسى(ع) از بيان مطلب ياد شده اين بود كه اگر ظلم تو بر بنى اسرائيل (كشتن نوزادان) نبود، هرگز مادرم مرا به نيل رها نمى كرد تا اسير تو شوم و امروز تو بر من منّت نهى.

366- دنياطلبى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 5،6،22

5 - سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

6 - سرشناسى و از اشراف بودن ، مهمترين ملاك براى زمامدارى ، در ديدگاه ملأ بنى اسرائيل *

و نحن احقّ بالملك منه و لم يؤت سعة من المال

اشراف بنى اسرائيل در مقام بيان ملاك زمامدارى، در ابتدا مسأله سرشناسى و ملأ بودن را مطرح نمودند و سپس مسأله ثروت را.

22 - نبودن طالوت از خاندان نبوت و پادشاهى ، منشأ اعتراض بزرگان ( ملأ ) بنى اسرائيل به برگزيدگى وى از جانب خداوند

قالوا انى يكون له الملك علينا

امام باقر (ع) درباره آيه «انّ اللّه قد بعث . .. » فرمود: لم يكن من سبط النبوة و لا من سبط المملكة ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

367- دنياگرايى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 7

7 - محروميّت بنى اسرائيل از مقام برّ ، پيامد ترك انفاق از اشياى مورد علاقه خود و دلبستگى آنان به دنيا *

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

با توجه به آيات قبل و بعد مى توان گفت: بنى اسرائيل از جمله مخاطبان آيه مى باشند.

368- دوازده چشمه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 12،13،14

12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.

13 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از دوازده طايفه بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس (مردم) است و مراد از آن طوايف دوازده گانه بنى اسرائيل مى باشد. «مشرب» به آب آشاميدنى و يا جايگاهى كه از آن آب برمى دارند گفته مى شود و مقصود از آن چشمه هايى است كه از سنگ جوشيد.

14 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، داراى علامتى مشخص كننده اختصاص آن به طايفه اى از بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

369- دوراندازى زيورآلات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 7،8،9،10

7 - بنى اسرائيل ، در زمان غيبت موسى ( ع ) و رفتن او به ميقات ، زيورآلات غنيمتى خود را دور انداختند .

حمّلنا أوزارًا من زينة القوم فقذفنها

«قذف» به معناى پرتاب كردن و دور انداختن است. با توجه به جمله «حمّلنا أوزاراً» به نظر مى رسد، بنى اسرائيل زيورآلات به غنيمت گرفته شده را به اين خاطر كه گناه و آلودگى است، به دور انداختند. و يا به جهت بى قدر و قيمت شدن آنها در شرايط صحرا و زندگى بيابانى، تصميم به دور انداختن آنها گرفتند.

8 - سامرى ، سردمدار جريان به دورافكندن زيورآلات به وسيله بنى اسرائيل

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

مشخص كردن سامرى در بين مجموعه اى كه زيورآلات را به دور افكندند، نشان دهنده جلودار بودن او در اين قضيه است.

9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.

10 - اقدام سامرى در دور افكندن اشياى خويش ، پس از آن بود كه بنى اسرائيل غنيمت هاى همراه خويش را دور ريخته بودند .

فكذلك ألقى السامرىّ

370- دين بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 15

15 - كردار نارواى بنى اسرائيل على رغم انتساب آنان به دين يهود ، دليل كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى در سعادت انسان

إنّ الذين ءامنو و الذين هادوا . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

در آيه قبل بيان شد كه «ان الذين . ..» اشاره دارد به اين كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نمى باشد و اين آيه به منزله برهانى بر آن حقيقت است، يعنى انتساب يهود و نصارا به يهوديت و نصرانيت چگونه مى تواند مايه سعادت آنان باشد با اينكه پيامبران راتكذيب كردند و گروهى از آنان را كشتند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مردمى مغرور به نژاد و دين خويش

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

بسيارى از مفسران برآنند كه ريشه اعتقاد بنى اسرائيل (رهايى از آزمون و مجازات الهى) اين بوده كه آنان از نسل اسرائيل هستند و به يهوديت و يا نصرانيت منتسب مى باشند. آيه 69 كه مجرد انتساب به دين را كارساز در سعادت نمى دانست، مى تواند اشاره به اين نظريه داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 5

5 - پايبند ماندن بنى اسرائيل بر آيين توحيدى پدران خويش ( ابراهيم ، اسحاق و يعقوب )

هذا من شيعته

371- ذبح گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 1،3،5

1 - خداوند ، قوم موسى را به ذبح گاوى ماده فرمان داد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

ماده بودن گاو از «بكر» در آيه بعد استفاده مى شود.

3 - تأكيد موسى ( ع ) بر اينكه دستور ذبح گاو ، از ناحيه خداست نه صلاحديد وى .

إذ قال موسى لقومه إن اللّه يأمركم

5 - قوم موسى بر اين گمان بودند كه دستور ذبح گاو از ناحيه موسى ( ع ) است ، نه فرمانى از جانب خداوند

أتتخذنا هزواً

از اينكه بنى اسرائيل با جمله «أتتخذنا هزواً» (آيا ما را به مسخره مى گيرى) موسى(ع) را مورد خطاب قرار دادند، معلوم مى شود كه: آنان دستور ذبح گاو را دستورى از ناحيه خداوند نمى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 1،2،5،6

1 - بنى اسرائيل ، پس از انكار اوليه ، به الهى بودن دستور ذبح گاو ماده مطمئن شدند .

قالو أتتخذنا هزواً . .. قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

تقاضاى تبيين ويژگيها و مشخصه هاى گاوى كه بايد ذبح شود، بيانگر اين معناست كه: قوم موسى در پى سخنان او (أعوذ باللّه . ..) باور كردند كه دستور ذبح گاو، فرمانى از جانب خداوند است.

2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

5 - موسى ( ع ) مردم خويش را به انجام مأموريتشان ( ذبح گاو ميانسال ) فرمان داد .

إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور

شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 2،5،7،8

2 - گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند بايد سالم ، بى نقص و پيراسته از هر نقطه و خطى در رنگ و پوستش مى بود .

مسلّمة لاشية فيها

«مسلّمة» يعنى داراى سلامت و سلامت به معناى: مبرا بودن از عيب و آفت است. «شية» به هر رنگى گفته مى شود كه مخالف رنگ عمومى چيزى باشد. بنابراين «لاشية فيها» يعنى، در رنگ آن گاو، رنگ ديگرى نباشد. گفتنى است كه «شية» از ماده «وشى» است و «هاء» آخر عوض واو محذوف مى باشد.

5 - قوم موسى ، گاوى را با تمام ويژگى هاى تعيين شده ، يافته آن را ذبح كردند .

فذبحوها

ضمير «ها» در «ذبحوها» به «بقرة» ]توصيف شده [برمى گردد.

7 - قوم موسى ، پس از دستيابى به گاو مورد نظر ، تمايلى به كشتن آن نداشتند .

و ما كادوا يفعلون

«كاد» به معناى نزديك بود، است. اين فعل آن گاه كه منفى باشد گاهى دلالت بر تأكيد انجام نگرفتن فعل بعد دارد و احياناً حاكى از انجام گرفتن آن، از روى بى ميلى، كندى يا سختى است. در جمله «ما كادوا يفعلون» به قرينه «فذبحوها» دومين معنا مراد است; يعنى، انجام دادند ولى با سختى و بى ميلى.

8 - قوم موسى ، با سؤال و جستجوى بى مورد ، تكليف ( كشتن گاوى ماده براى حل معماى قتل ) را بر خود دشوار كردند .

فذبحوها و ما كادوا يفعلون

جمله «ما كادوا يفعلون» (نزديك بود انجام ندهند) مى تواند اشاره به دشوارى انجام تكليف مذكور باشد، كه به شهادت جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (در آيه 68) و قرينه هاى ديگر، قوم موسى خود با سؤالهاى بى مورد اين مشكل را آفريدند و تكليف را بر خويش دشوار ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 17

17 - بزنطى از امام رضا ( ع ) روايت نموده كه : « ان رجلا من بنى اسرائيل قتل قرابة له . . . فقالوا لموسى ( ع ) ان سبط آل فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله ؟ قال ايتونى ببقرة . . . فاشترو ها و جاؤا بها فأمر بذبح ها ثم أمر ان يضرب الميت بذنب ها فلما فعلوا ذلك حيى المقتول و قال يا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من يدعى عليه قتلى فعلموا بذلك قاتله . . . ;

شخصى از بنى اسرائيل يكى از نزديكان خود را كشت . .. بنى اسرائيل به موسى گفتند: فلان قبيله، فلانى را كشته است و تو قاتل را معرفى كن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آوريد ... آنان گاو را خريده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن كرد. سپس امر نمود كه دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون اين كار را كردند آن مرده زنده شد و گفت اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است نه آن كس كه او را متهم به كشتن من كرده اند، پس با اين عمل قاتل را شناسايى نمودند ...».

372- ذكر تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

2- سرگذشت موسى ( ع ) و قومش ، درس آموز و شايسته به خاطر سپردن

و إذ قال موسى لقومه

اينكه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف به يادآورى سرگذشت حضرت موسى(ع) كرده است، حكايت از اهميت و سودمندى آن دارد و شايسته است انسانها آن را به خاطر بسپارند.

373- ذكر مواعظ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 13

13 - رفتار ناصحانه قوم قارون با وى ، امرى شايان توجه و يادآورى است .

إذ قال له قومه لاتفرح

«إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «اذكروا إذ قال له قومه. ..».

374- ذكر نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 3

3 - نجات از چنگال فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل ، كه شايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن است . *

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«إذ نجيناكم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است و در حقيقت مفعول براى «اذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6

6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون

375- ذلت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 23،29

23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .

و ضربت عليهم الذلة و المسكنة

«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.

29 - انكار آيات الهى و كشتن انبيا ، موجب خوار گشتن و درمانده شدن هميشگى بنى اسرائيل شد .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

«ذلك» اشاره به «ذلة»، «مسكنة» و «غضب الهى» است و باء در «بأنهم» سببيه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 5

5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 5

5 - بنى اسرائيل ، زير سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود ، با ضعف و ذلت ، روز مى گذراندند .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 7،8

7 - استضعاف و به زبونى كشاندن بنى اسرائيل ، نمودى ديگر از حاكميت سلطه طلبانه فرعون است .

إنّ فرعون علا فى الأرض . .. يستضعف طائفة منهم

مراد از «طائفة منهم» به قرينه آيات بعد، قوم بنى اسرائيل است.

8 - تلاش زبون سازانه فرعون ، تنها متوجه قوم بنى اسرائيل بود .

يستضعف طائفة منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 2

2- زندگى بنى اسرائيل در نظام فرعونى ، همراه با ذلت و مشقت هاى فراوان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

376- ذلّت بنى اسرائيل در مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 6

6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

377- ذلت گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 2

2 - خداوند ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را به پديد آوردن ذلتى شديد در زندگى دنيوى آنان تهديد كرد .

إن الذين اتخذوا العجل سينالهم . .. ذلة فى الحيوة الدنيا

378- رحمت بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 4

4- كتاب آسمانى موسى ( تورات ) ، سرمشق زندگى و تبلور رحمت الهى براى بنى اسرائيل

و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة

با توجه به اين كه كتاب موسى براى بنى اسرائيل و هدايت آنان نازل شده است، قيد «إماماً و رحمة» نيز نظر به پيشوايى و رحمت در مورد آنان دارد.

379- رسوم بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 7

7- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه » : يعنون السنّة التى تجرى فيهم أن يحبسه . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه» روايت شده است: مقصود آنان ، سنت جارى بين آنان بوده كه او را حبس كند . ..».

380- رضايت دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 7

7 - پيدايش روحيه تسليم و رضا ( تسليم در برابر اراده خدا و رضا به داده او ) در آرزومندان ثروت قارونى ، با مشاهده هلاكت غافلگيرانه وى

و أصبح الذين . .. ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر

تعبير «اللّه يبسط الرزق. ..» نشانگر اين حقيقت است كه روزىِ انسان ها در دست خداوند است. بنابراين ما به هر چه او مصلحت بداند (هر چند فقر و تنگدستى) راضى و تسليم هستيم.

381- رفتار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 3،11

3 - اعتماد بنى اسرائيل بر حدس و گمان در بينش ها و انديشه هاى دينى

و حسبوا الا تكون فتنة

11 - گرايش بنى اسرائيل در برهه اى از زمان به رفتار پسنديده و انديشه صحيح دينى

ثم تاب اللّه عليهم

چون آيات قبل رفتار ناپسند و نيز انديشه هاى ناصحيح دينى بنى اسرائيل را بيان كرده بود، معلوم مى شود توبه آنان در هر دو جهت بوده است.

382- رفع اندوه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 1

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 3

3 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از اندوهى بزرگ ، اعطاى كتاب آسمانى و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان ، از پاداش هاى خداوند به ايشان

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

383- رفع تحير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 3

3 - قوم موسى ، آخرين علايم تعيين شده را ( رام نشده براى شخم و . . . ) نشانه هايى قاطع و برطرف كننده سردرگمى خويش دانستند .

قالوا الئن جئت بالحق

«حق» در جمله فوق به معناى ثابت و استوار در مقابل امرى ترديدپذير و نامشخص است. ال در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است; يعنى، حق كامل و تمام.

384- رفع ترس از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 62 - 1

1 - اقدام قاطع موسى ( ع ) براى زدودن وحشت همراهان خويش و ( ترس آنان از گرفتار شدن در كمند سپاه فرعون )

قال أصحب موسى إنّا لمدركون . قال كلاّ

385- رنج از استثمار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 7

7 - دلبستگى عميق موسى ( ع ) به بنى اسرائيل و رنج شديد وى از بردگى و استثمار آنان توسط فرعون

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

386- رنج از بردگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 7

7 - دلبستگى عميق موسى ( ع ) به بنى اسرائيل و رنج شديد وى از بردگى و استثمار آنان توسط فرعون

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

387- رنج زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 8

8 - زنان بنى اسرائيل به سبب كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات و زنده ماندن از آنان سلب شده بود .

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«زنده گذاشتن زنان» به عنوان يك عذاب براى قوم بنى اسرائيل است كه از جمله آن قوم، خود زنان هستند. و چون مجرد زنده گذاشتن عذاب تلقى نمى شود، با توجه به اينكه «يستحيون» پس از «يقتلون» آمده، مى توان گفت كشتن فرزندان به گونه اى بوده كه زنان، يعنى مادران جامعه، از زنده ماندن خودشان و ديدن قتل فجيع فرزندانشان در رنج و عذاب بودند. آوردن «نساء» در مقابل «أبناء» مى تواند اين احتمال را تأييد كند.

388- رنجهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 16،17

16 - اخراجِ از وطن و اسارت فرزندان بنى اسرائيلِ زمان طالوت ، محرك آنان به پيكار عليه متجاوزان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

17 - تسلط ستمگرانى پس از موسى ( ع ) بر بنى اسرائيل و اخراج آنان از ديارشان و به اسارت گرفتن فرزندان آنان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

389- رنگ گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 2،3

2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

3 - گاوى كه قوم موسى مأمور به ذبح آن شدند ، بايد داراى رنگ زرد خالص بوده و مسرّت بخش باشد .

إنها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ النظرين

«فاقع» به معناى خالص و روشن است. ضمير در «تسرّ» (مسرّت بخش باشد) به «بقرة» بر مى گردد; يعنى، آن گاو بايد به گونه اى باشد كه مايه مسرّت بينندگان شود. البته از فراز قبل (صفراء ...) اين معنا استفاده مى شود كه رنگ آن نيز دخيل در مسرّت بخشى بوده است; يعنى: تسرّ بلونها الناظرين. بنابراين بايد هم گاو زيبا مى بود و هم رنگ آن.

390- روابط اجتماعى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 11

11 - تناقض رفتار اجتماعى بنى اسرائيل در رابطه با همكيشان خود

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم و هو محرم عليكم إخراجهم

«هو» در جمله فوق ضمير شأن است. «إخراجهم» مبتدا و «محرم عليكم» خبر آن مى باشد; يعنى، براى آزادى كسانى كه خود آنها را بيرون رانده بوديد، فديه مى پرداختيد در حالى كه بيرون راندن آنها بر شما حرام بود.

391- روز مبارزه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 15

15 - متهم كردن رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به سحر و ساحرى ، از حربه هاى تبليغاتى بنى اسرائيل عليه آن حضرت

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

392- روزى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 7

7 - « منّ » و « سلوى » دو خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به قوم موسى

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 19

19 - « منّ » و « سلوى » خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به بنى اسرائيل

و أنزلنا عليهم المن و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 1،2

1 - « منّ و سلوى » ، عطيه الهى به بنى اسرائيل و از روزى هاى پاكيزه و گوارا

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى . كلوا من طيّبت ما رزقنكم

طيب، چيزى است كه قواى حسى و نفس آدمى از آن لذت ببرد (مفردات راغب). «طاب»; يعنى، لذيذ و پاكيزه شد (قاموس). البته يكى از معانى «طيّب»، «حلال» است، ولى چون همه رزق هاى الهى حلال مى باشد، معنايى كه مفهوم آن تقسيم رزق به حلال و حرام است، معناى مناسبى نخواهد بود.

2 - بهره گيرى از رزق هاى گوارا و پاكيزه ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيّبت ما رزقنكم

393- روزى پاكيزه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 2

2 - بنى اسرائيل ، پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى با اراضى حاصل خيز كه در آن ، از انواع نعمت ها و روزى هاى پاكيزه و مناسب طبع برخوردار بودند ، روزگار خوشى مى گذراندند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

394- روش برخورد با گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 11

11 - سخنان هارون به گوساله پرستان بنى اسرائيل ، گفتارى محبت آميز و همراه با توجيه و ارشاد بود .

يقوم إنّما فتنتم به

انتساب بنى اسرائيل به خود، با گفتن «اى قوم من» ابراز محبت است و ريشه يابى ماجراى سامرى با فتنه خواندن آن، روشن گرى و ارشاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 8

8 - هارون ( ع ) ، براى اداى توضيح در باره علل نحوه برخورد خود با گوساله پرستان ، از موسى ( ع ) تقاضاى فرصت كرد .

لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت

395- روش برخورد علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 3

3 - ستايش خداوند از فرزانگان بنى اسرائيل ، به خاطر برخورد سخت آنان با دل باختگان دنيا

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم

تعبير «الذين أُوتوا العلم» تعبيرى ستايشگرانه است كه خداوند درباره عالمان و فرزانگان بنى اسرائيل به كار برده است.

396- روش مبارزه باگوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 14،15

14 - تراشيدن و تبديل گوساله سامرى به براده ها و خرده فلزهايى بى مصرف و پراكنده ساختن آن در آب دريا ، برنامه موسى ( ع ) در ريشه كن ساختن انحراف گوساله پرستى بنى اسرائيل

لنحرّقنّه

از معانى ذكر شده براى «حرق» و «تحريق»، سوهان كارى كردن و ساييدن است و «تحريق» بر متوالى بودن و شدت بيشتر آن دلالت دارد (لسان العرب). برداشت ياد شده بر مبناى اين معنا استفاده شده است.

15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل

إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.

397- رهبر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 8

8 - موسى ( ع ) ، رهبرى پذيرفته شده و مورد اطاعت بنى اسرائيل ، حتى پيش از ترك مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى به كوچاندن شبانه بنى اسرائيل، در صورتى عملى بود كه مجموعه بنى اسرائيل مطيع موسى(ع) بودند و اين حركت مخاطره آميز را به خاطر اطاعت از وى به جان مى خريدند.

398- رهبران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 11

11 - موسى ( ع ) علاوه بر رسالت رهبرى بنى اسرائيل را نيز از جانب خداوند عهده دار بود .

إنى رسول من رب العلمين . .. فأرسل معى بنى إسراءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 12

12 - موسى ( ع ) ، علاوه بر مقام نبوت ، منصب امامت و رهبرى سياسى بنى اسرائيل را نيز عهده دار بود .

و قال موسى لأخيه هرون اخلفنى فى قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 5

5 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، وظيفه دار رهبرى بنى اسرائيل پس از موافقت فرعون با خروج آنان

فأرسل معنا بنى إسرءيل

399- رهبران دينى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 1،2،3،5

1 - پيشوايانى ، از ميان بنى اسراييل ، براى هدايت مردم ، برخاستند .

لبنى إسرءيل . و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا

2 - پيشوايان دينىِ برخاسته از قوم بنى اسراييل ، هدايت كننده مردم ، براساس و چهارچوب تعاليم الهى بودند .

لبنى إسرءيل . و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا

3 - پيشوايان بنى اسراييل ، مردم را به توفيق خداوند ، هدايت و راهنمايى مى كردند .

و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا

برداشت بالا، بنابراين است كه «أمر» در آيه، به معناى «شأن و فعل» باشد. در اين صورت هدايت به امر خدا، معناى توفيق مى دهد.

5 - در ميان بنى اسراييل ، پيشوايان متعددى وجود داشتند كه بر اساس تعاليم دينى ، مردم را هدايت مى كردند .

و جعلنا منهم أئمّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 6

6 - گروه هايى از بنى اسراييل هدايت نپذيرفتند و در برابر پيشوايان الهى ، تسليم نشدند .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

بنابراين كه مرجع ضمير در «بينهم» بنى اسراييل باشد و «كانوا فيه يختلفون» اشاره به اختلافات ديرينه آنان داشته باشد - كه حتى با آمدن پيشوايان الهى، خاتمه نيافته است - نكته ياد شده به دست مى آيد.

400- رهبرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 4

4 - قرار دادن بنى اسرائيل در مسند امامت و پيشوايى خلق ، نمود ديگر از امتنان الهى بر آنان

أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمة

401- رهبرى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 1،2

1 - برگزيدگى طالوت براى زمامدارى بنى اسرائيل ، به نفع و سعادت آنان

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

«لام» در «لكم» تصريح است به اينكه فرماندهى و زمامدارى طالوت در جهت نفع و سعادت آنان بوده است.

2 - طالوت ، برانگيخته خداوند براى زمامدارى بنى اسرائيل

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 15

15 - داود ، حاكم الهى بنى اسرائيل ، پس از طالوت

انّ اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً . .. و قتل داود جالوت و اتيه اللّه الملك

كاربرد «واو» عاطفه به جاى «فاء»، با وجود اينكه اعطاى ملك به «داود» مترتب بر كشته شدن جالوت است، مى تواند اشاره به فاصله اين دو امر باشد، و اين فاصله ظاهراً مدّت زمان زمامدارى طالوت است.

402- زكات در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 7

7 - نماز ، زكات ، ايمان به همه انبيا و حمايت از آنان و انفاق ، از تكاليف بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و عزرتموهم و اقرضتم اللّه

403- زمان عبور بنى اسرائيل از دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 1

1 - عبور بنى اسرائيل از دريا و غرق شدن فرعون و سپاهيانش ، هنگام روز بوده است .

و جوزنا ببنى إسرءيل . .. حتى إذا أدركه الغرق ... فاليوم

404- زمينه اختلاف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 3

3 - پديد آمدن اختلاف در ميان بنى اسرائيل ، در پى اتمام نعمت و حجت الهى بر آنان

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم . .. و ءاتينهم بيّنت من الأمر فما اختلف

405- زمينه اسلام بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 9

9 - بنى اسرائيل ، در صورت يادآورى نعمت هاى گران سنگ الهى و بررسى علت هاى فضيلتشان در اعصار گذشته ، زمينه هاى ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در خويش ، شكوفا خواهند كرد .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون. يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى

به نظر مى رسد توصيه به يادآورى نعمتهاى خدادادى، پس از بيان خطر كفرورزى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، ارائه رهنمودى باشد براى

ايجاد زمينه ايمان.

406- زمينه اضلال بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 17

17 - موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .

إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء

407- زمينه افساد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 8

8- فسادانگيزى مجدد بنى اسرائيل ، پس از رسيدن به قدرت و رفاه

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم ... فإذا جاء وعد الأخرة

408- زمينه ايمان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 12

12 - توجه بنى اسرائيل به محتواى تورات، زمينه ساز ايمان آنان به قيامت و ملاقات خدا

ثم ءاتينا موسى الكتب . .. لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

409- زمينه تجاوزگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 6

6- بنى اسرائيل ، داراى زمينه هايى براى برترى طلبى و تجاوزگرى

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

هشدار خداوند به بنى اسرائيل در رابطه با فتنه گرى و برترى طلبى آنان و سرانجام گرفتار آمدنشان به سزاى اعمال خود; دليل وجود زمينه تجاوزگرى در ميان آنان است.

410- زمينه تكبر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 6

6- بنى اسرائيل ، داراى زمينه هايى براى برترى طلبى و تجاوزگرى

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

هشدار خداوند به بنى اسرائيل در رابطه با فتنه گرى و برترى طلبى آنان و سرانجام گرفتار آمدنشان به سزاى اعمال خود; دليل وجود زمينه تجاوزگرى در ميان آنان است.

411- زمينه رفاه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 2

2- روى آوردن بنى اسرائيل به نيكوكارى و احسان ، زمينه ساز بازگشت قدرت و رفاه به آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة . .. إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها

جمله «إن أحسنتم. ..» مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر شما راه صلاح و خير در پيش گيريد، نتيجه آن - كه همان قدرت، رفاه و آسايش است - نصيب شما خواهد شد.

412- زمينه شكر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 8

8 - ايجاد زمينه هاى سپاسگزارى در بنى اسرائيل ، از هدف هاى آمرزش گناه ارتداد ايشان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 6

6 - زنده شدن دوباره هلاك شدگان بنى اسرائيل ، زمينه ساز به وجود آمدن روحيه سپاسگزارى و رسيدن آنان به مقام شاكران بود .

ثم بعثنكم . .. لعلكم تشكرون

كلمه «لعل» در جمله «لعلكم تشكرون» (باشد كه سپاسگزارى كنيد) علاوه بر بيان هدف از زنده كردن صاعقه زدگان بنى اسرائيل، دلالت بر اين معنا نيز دارد كه: زنده شدن دوباره آنان موجب شكرگزارى نمى شد; بلكه زمينه شكرگزارى و روحيه سپاسگزارى را در آنان فراهم مى كرد.

413- زمينه شكست بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 7

7- فسادانگيزى و بدكردارى بنى اسرائيل ، زمينه ساز شكست و نابودى آنان

بعثنا عليكم عبادًا لنا . .. و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

جمله «إن أسأتم» مى تواند تبيين كننده علت شكست نخستين و سركوب شدن بعدى بنى اسرائيل باشد; يعنى، شكستهاى آنان نمونه و مصداقى از نتيجه بديهاى آنهاست.

414- زمينه عصيان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

415- زمينه عنايت به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 4

4- انتساب بنى اسرائيل به همراهان نوح ( ع ) ، موجب شايستگى آنان به عنايت خدا براى هدايتشان گرديد .

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه نصب «ذرية» به تقدير فعل «اخص» و مجموع جمله «ذرّية من حملنا. ..» در مقام تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى...) باشد; يعنى، ما با نزول تورات، خواستار هدايت بنى اسرائيل بوديم; چون آنان از فرزندان همراهان حضرت نوح(ع) بودند.

416- زمينه غفلت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 5

5- هشدار خداوند به بنى اسرائيل ، در غافل نشدن از آخرت پس از دستيابى به آرامش و حاكميت

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

417- زمينه قدرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 2

2- روى آوردن بنى اسرائيل به نيكوكارى و احسان ، زمينه ساز بازگشت قدرت و رفاه به آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة . .. إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها

جمله «إن أحسنتم. ..» مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر شما راه صلاح و خير در پيش گيريد، نتيجه آن - كه همان قدرت، رفاه و آسايش است - نصيب شما خواهد شد.

418- زمينه كفر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

419- زمينه گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 9

9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .

و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 6

6 - بنى اسرائيل با بى توجهى به وعده خداوند ( اعطاى تورات ) ، زمينه گمراهى خويش را فراهم آوردند .

و أضلّهم السامرىّ . .. ألم يعدكم ربّكم وعدًا حسنًا

420- زمينه گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 5،9

5 - برآمدن صداى گاو از مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، زمينه ساز روى آورى قوم موسى به پرستش آن

له خوار

معمولا ياد كردن از ويژگيهاى يك شىء ناظر به علت احكامى است كه بر آن مترتب شده است. بنابراين مى توان گفت خداوند با بيان اين ويژگى از مجسمه گوساله (بروز دادن صداى گاو) اشاره به يكى از علل گرايش آنان به پرستش آن گوساله دارد.

9 - وجود گرايش هاى شرك آلود در بنى اسرائيل و علاقه به معبودى محسوس ، زمينه ساز روى آورى آنان به گوساله پرستى

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

تأكيد قرآن بر اينكه قوم موسى پس از غياب وى شروع به ساختن معبود كردند (من بعده)، بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده از سوى موسى در آيه 138 و 139، تأثيرى در متقاضيان خداى محسوس نداشت و آنان همچنان در انديشه خدايى محسوس و ملموس بودند و لذا در فرصت پيش آمده (غياب موسى) به آن خواسته جامه عمل پوشاندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 6

6 - توهم به سر آمدن زمان ميعاد خدا با موسى ( ع ) و تأخير وى در مراجعت ، زمينه ساز گرايش قوم موسى به گوساله پرستى شد .

بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم

جمله «أعجلتم . .. » اشاره به علتى دارد كه بنى اسرائيل را به گوساله پرستى واداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 8

8 - بنى اسرائيل ، داراى زمينه مساعد فكرى براى پذيرش گوساله طلايى به عنوان معبود بودند .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

انتخاب شكل گوساله براى القاى بت پرستى و نيز ارتداد سريع بنى اسرائيل، به خصوص پس از مشاهده معجزات موسى(ع)، گوياى برداشت ياد شده است.

421- زمينه نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 9

9 - ايمان و اقامه نماز ، زمينه ساز نجات بنى اسرائيل از سلطه فرعون بود .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين. و نجنا برحمتك ... و أقيموا الصلوة و بشّر المؤ

422- زمينه هدايت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 53 - 7

7 - نايل شدن بنى اسرائيل به هدايت ، هدف از نزول تورات

و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 17

17 - موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .

إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 4،6

4- انتساب بنى اسرائيل به همراهان نوح ( ع ) ، موجب شايستگى آنان به عنايت خدا براى هدايتشان گرديد .

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه نصب «ذرية» به تقدير فعل «اخص» و مجموع جمله «ذرّية من حملنا. ..» در مقام تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى...) باشد; يعنى، ما با نزول تورات، خواستار هدايت بنى اسرائيل بوديم; چون آنان از فرزندان همراهان حضرت نوح(ع) بودند.

6- استفاده « تورات » از گرايش ها و عواطف خويشاوندى بنى اسرائيل ، جهت هدايت و گرايش آنان به توحيد

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

اين برداشت با توجه به دو نكته است ذيل است: 1- بنابراين كه نصب «ذرّية» به حرف نداى محذوف و ادامه كلام تورات در آيه

قبل باشد (و آتينا موسى الكتاب . ..ألاّتتخذوا ... يا ذرّية من حملنا مع نوح). 2- آيه در پى دعوت از بنى اسرائيل به توحيد، به آنان يادآورى مى كند كه آنها از فرزندان همراهان نجات يافته نوح هستند، تا به اين وسيله ايشان را به قبول دعوت برانگيزاند.

423- زمينه هلاكت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 7

7- فسادانگيزى و بدكردارى بنى اسرائيل ، زمينه ساز شكست و نابودى آنان

بعثنا عليكم عبادًا لنا . .. و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

جمله «إن أسأتم» مى تواند تبيين كننده علت شكست نخستين و سركوب شدن بعدى بنى اسرائيل باشد; يعنى، شكستهاى آنان نمونه و مصداقى از نتيجه بديهاى آنهاست.

424- زندگى اجتماعى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 5

5 - زندگانى قبيله اى ، شيوه زندگى بنى اسرائيل در عصر موسى

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

425- زندگى بنى اسرائيل بعد از فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 2

2 - بنى اسرائيل ، پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى با اراضى حاصل خيز كه در آن ، از انواع نعمت ها و روزى هاى پاكيزه و مناسب طبع برخوردار بودند ، روزگار خوشى مى گذراندند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

426- زندگى بنى اسرائيل در دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 3

3 - وضعيت مسكن و معيشت بنى اسرائيل در دوران حكومت فرعون ، وضعيتى نابسامان و نامناسب بود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

427- زندگى بنى اسرائيل دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 5

5 - زندگانى قبيله اى ، شيوه زندگى بنى اسرائيل در عصر موسى

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

428- زهد علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 4،7

4 - بى اعتنايى فرزانگان بنى اسرائيل به كوكبه قارون و جلوه نداشتن ثروت افسانه اى وى در چشم و دل ايشان

فخرج على قومه فى زينته . .. و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير

7 - ثروت افسانه اى قارون ، بسى كم ارزش تر از پاداش هاى الهى در ديدگاه فرزانگان بنى اسرائيل

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير

429- زيانكاران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 6

6 - بوزينه شدگان بنى اسرائيل از زمره خاسران و زيانكاران

لكنتم من الخسرين. و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

آيه مورد بحث اشاره به نوع خسارت و زيانى دارد كه در ذيل آيه قبل مطرح شد; يعنى، خسارتى كه آدمى بر اثر گناه و تجاوز در خطر آن است، از قبيل خسارت اصحاب سبت مى باشد.

430- زيانكارى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 6،7

6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

7 - فضل و رحمت الهى بر بنى اسرائيل ، نجات دهنده آنان از زيان و خسران شد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

431- زيورآلات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 4،5،6

4 - بنى اسرائيل بخشِ قابل توجهى از زيور آلات فرعونيان را با خود به همراه آورده بودند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

مراد از «القوم» بر حسب ظاهر فرعونيان هستند. و «وزر» به معناى «ثقل» است. از همين رو به گناه نيز «وزر و ثقل» اطلاق مى گردد; چرا كه بر دوش گنه كار سنگينى مى كند. استعمال اين واژه احتمالاً اشاره به آن است كه بنى اسرائيل، همراه داشتن زيور آلات فرعونيان را بر خود جايز نمى شمردند.

5 - بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان نيز خود را بى اختيار قلمداد مى كردند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

آمدن «حُمّلنا» به صيغه مجهول، در ادامه توجيه بنى اسرائيل از عملكرد خويش است; يعنى، ما در حمل زينت هاى فرعونيان نيز ناخواسته آن را انجام داديم و به ما تحميل شد.

6 - اقدام بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان و مصادره آنها ، بدون صدور دستورى از جانب موسى ( ع ) صورت گرفته بود .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

تعبير «حمّلنا» و كلمه «وزر»، حكايت از آن دارد كه موسى(ع) در اين زمينه دستورى صادر نكرده بوده، و بنى اسرائيل، خودسرانه اين كار را انجام داده بودند.

432- ساختار اجتماعى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 4

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرائيل اذكروا

اسرائيل - نام ديگر يعقوب - فرزند اسحاق و نوه ابراهيم (ع) است. از اينكه گروه و طايفه اى با عنوان بنى اسرائيل (فرزندان يعقوب) معروف و مشهور بودند و در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اين نام شناخته مى شدند، معلوم مى شود: آنان از بدو پيدايش تا آن عصر، قوميت خويش را حفظ كرده و به صورت قبيله اى زندگى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 4

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 4

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرءيل

433- سايه ابر بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 17،20،26

17 - خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

20 - پديدار شدن ابر بر فراز قوم موسى ، زمينه فرود آمدن منّ و سلوى براى آنان *

و ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

عطف شدن «أنزلنا . .. » بر جمله «ظلّلنا ... » مى تواند حاكى از ارتباط ميان آمدن ابر با نزول منّ و سلوى باشد.

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

434- سايه بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 2،5،6

2 - خداوند ، با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظللنا عليكم الغمام

غمامة به معناى ابر و جمع آن غمام است (لسان العرب). برخى از اهل لغت بر آنند كه غمامة به معناى ابر سفيد مى باشد.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

435- سرزمين فاسقان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 13،14

13 - تصرف سرزمين فاسقان و ديدن مناظر آن ، وعده اى از جانب خداوند به امت موسى

سأوريكم دار الفسقين

در اينكه مراد از «الفسقين» چه كسانى هستند، سه احتمال وجود دارد: فرعونيان، ساكنان سرزمين قدس پيش از ورود قوم موسى به آنجا، متخلفان قوم موسى برداشت فوق ناظر به احتمال اول و دوم است.

14 - فراگيرى معارف و عمل به احكام الهى ، شرط پيروزى قوم موسى بر فاسقان و آزادسازى سرزمين آنان

فخذها . .. يأخذوا بأحسنها سأوريكم دار الفسقين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «ساوريكم» جواب فعل امر «فخذها بقوة و أمر قولك يأخدوا» باشد ; يعنى: «إن تاخذها و يأخذوا سأوريكم دار الفسقين» قابل ذكر است كه مجزوم نشدن «اوريكم»، على رغم اينكه جواب امر قرار گرفته، به سبب وجود «سين» است.

436- سرزنش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 8

8 - بنى اسرائيل در صورت كفر به قرآن ، نكوهيده ترين و ناشايسته ترين كافران در پيشگاه خداوند خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق مبتنى بر دو مقدمه روشن است: 1 - «أول» بودن در جمله «و لاتكونوا . ..» به اعتبار رتبه و منزلت است، نه به لحاظ زمان; 2 - «أول» بودن قيد توضيحى است، نه احترازى. بر اين اساس جمله «و لاتكونوا ...»; يعنى، و به قرآن كافر نشويد كه در اين صورت اولين رتبه كفر از آن شما خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 16

16 - موسى ( ع ) مردمش را به خاطر تقاضاى غذايى پست تر در مقابل از دست دادن غذايى بهتر ، سرزنش كرد .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

استفهام در «أتستبدلون» انكار توبيخى است. ضمير در «قال» مى تواند به «ربك» برگردد و مى تواند به «موسى» ارجاع شود در برداشت فوق دومين احتمال لحاظ شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 14

14 - بنى اسرائيل مورد توبيخ و سرزنش خدا ، به خاطر تبعيض در برخورد و عمل به دين ( عمل كردن به برخى از دستورات تورات و وانهادن برخى ديگر )

أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض

مراد از ايمان و كفر در «أفتؤمنون» و «تكفرون» عمل كردن و وانهادن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 4

4 - موسى ( ع ) پس از حضور در ميان قوم منحرف خويش ، با نكوهيده خواندن شيوه آنان در غياب وى ، ايشان را بشدّت توبيخ كرد .

قال بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 12

12 - خداوند ، بنى اسرائيل را به خاطر ناسپاسى ها و ايجاد اختلاف ، سرزنش كرده و به كيفر اخروى تهديد فرمود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم إن ربك يقضى ب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 6

6- موسى ( ع ) قوم خود را به دليل عبرت نگرفتن از سرگذشت پيشينيان ، سرزنش كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 1

1 - بنى اسرائيل در برابر بازخواست و توبيخ خود از جانب موسى ( ع ) ، سعى در بى تقصير نشان دادن خود در ماجراى گوساله پرستى داشتند .

ألم يعدكم . .. أفطال ... أم أردتّم ... قالوا ما أخلفنا موعدك بملكنا

جمله «ما أخلفنا» و نيز «حمّلنا»، جملگى توجيهات بنى اسرائيل براى پذيرش گوساله پرستى از سوى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 3

3 - توبيخ و سرزنش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، به جهت عقيده كور و نسنجيده آنان به معبود بودن گوساله سامرى

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً

استفهام در «أفلايرون» براى انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يسمرىّ

437- سرزنش دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 1

1 - موضع گيرى تند و عتاب آميز فرزانگان بنى اسرائيل در برابر آرزومندان ثروت قارونى .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون . .. و قال الذين أُوت

438- سرزنش علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 3

3 - عالمان بنى اسرائيل ، مورد نكوهش و سرزنش خداوند به خاطر عمل نكردن به محتواى دعوت هاى خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

استفهام در «أتأمرون . ..» استفهام انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 1

1 - موضع گيرى تند و عتاب آميز فرزانگان بنى اسرائيل در برابر آرزومندان ثروت قارونى .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون . .. و قال الذين أُوت

439- سركوبى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .

قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 7،9

7- جست و جوى خانه به خانه جنگاوران توانمند پس از ورود به سرزمين بنى اسرائيل به منظور سركوبى آنان

بعثنا . .. فجاسوا خلل الديار

«الجوس» (مصدر جاسوا) به معناى تردد و رفت و آمد است (لسان العرب)، و نوعاً براى كسب اطلاع و اخبار به كار مى رود.

9- فسادانگيزى بنى اسرائيل و سركوبى آنان توسط جنگاورانى قدرتمند ، وعده قطعى و تخلف ناپذير خداوند

بعثنا عليكم . .. و كان وعدًا مفعولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 13

13- دومين هجوم نيرو هاى فاتح مسجدالاقصى بر بنى اسرائيل فسادگر و سركش ، هجومى توفنده و ويرانگر

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

«تتبير» به معناى اهلاك است و آوردن مفعول مطلق (تتبيرا) - كه براى تأكيد است - إشعار به سختى هجوم دارد.

440- سرگردانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 19

19 - « عن الباقر ( ع ) قال فى قوله تعالى « و ادخلوا الباب سجداً » ان ذلك حين فصل موسى من أرض التيّه فدخلوا العمران . . . ;

از امام باقر(ع) درباره «و ادخلوا الباب سجداً» روايت شده كه اين دستور هنگامى بود كه موسى (ع) از سرزمين «تيه» رهايى يافته و به سرزمين آبادى وارد گشته بودند . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 3،4،5،6،17،18،19

3 - قوم موسى ( ع ) ، سرگردان در بيابان به مدت چهل سال

اربعين سنة يتيهون فى الارض

با توجه به اينكه جمله «يتيهون» حال براى ضمير در «عليهم» است، معلوم مى شود كه زمان سرگردانى آنان نيز چهل سال بوده است.

4 - سرگردانى قوم موسى ( ع ) در بيابان ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آن از فرمان موسى ( ع )

إنّا لن ندخلها . .. يتيهون فى الارض

5 - زمان سرپيچى قوم موسى ( ع ) از فرمان وى ، سرآغاز سرگردانى چهل ساله آنان و محروميت از تسلط بر قدس

إنّا لن ندخلها . .. اربعين سنة يتيهون فى الارض

6 - ترك جهاد از سوى نيرو هاى كارآمد بنى اسرائيل ، موجب گرفتارى همه مردم آن قوم به سرگردانى و محروميت از تسلط بر سرزمين مقدس

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة

برداشت فوق مبتنى بر امرى مسلم و طبيعى در داستان تيه مى باشد و آن اينكه همه قوم موسى ; حتى زنان و كودكان و پيران، به سرگردانى گرفتار آمده و از ورود به سرزمين مقدس محروم شدند، با اينكه اين گروه مأمور به مبارزه و جهاد نبودند تا بر اثر تخلف، عقوبت شوند.

17 - سرگردانى قوم موسى در سرزمينى به مساحت چهار فرسخ در مدت چهل سال ، تاوان نافرمانى آنان در برابر موسى ( ع )

ادخلوا الارض المقدسة . .. قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: فلما ابوا ان يدخلوها حرمها اللّه عليهم فناهوا فى اربع فراسخ اربعين سنة . .. .


اختصاص منصوب به شيخ مفيد، ص 265; تفسير برهان، ج 1، ص 456، ح 1.

18 - سرگردانى بنى اسرائيل در پى سرپيچى از فرمان موسى ( ع ) با چرخيدن زمين به هنگام سفر شبانه آنان و بازگردانده شدن به محل سكونت اوليه خويش

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام صادق(ع) در بيان كيفيت سرگردانى بنى اسرائيل روايت شده: . .. اذا كان العشاء و اخذوا فى الرحيل ... اذا ارتحلوا و استوت بهم الارض قال اللّه للارض ديرى بهم فلايزالوا كذلك ... فاذا اصبحوا اذا ابنيتهم و منازلهم التى كانوا فيها بالامس ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 74; نورالثقلين، ج 1، ص 608، ح 116.

19 - سرزمين مصر ، جايگاه سرگردانى قوم موسى بمدت چهل سال

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام باقر(ع) در مورد سرگردانى قوم موسى روايت شده: . .. فتاهوا فى الارض اربعين سنة فى مصر و فيا فيها ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

441- سكوت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 1

1 - بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.

442- سكونت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 1،2،9

1 - بنى اسرائيل فرمان يافتند تا پس از زندگانى بيابانى ، در آبادى بيت المقدس سكونت گزينند .

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

«قريه» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است. و چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت فوق كلمه «آبادى» آورده شد. «ال» در «القرية» عهد حضورى و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن بيت المقدس است.

2 - فرمان به سكونت گزيدن در آبادى بيت المقدس ، فرمانى بود از جانب خدا به بنى اسرائيل

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

كلمه «قيل» به صورت مجهول آمده و فرمان دهنده ذكر نشده است، ولى از جمله «نغفر لكم . .. » به دست مى آيد كه فرمان دهنده خداوند است.

9 - خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس

اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».

443- سيره بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 6

6 - بى پروايى بنى اسرائيل در شكستن پيمان الهى ، تكذيب انبيا و كشتن آنان ، برخاسته از باور آنان به مصونيت از عذاب

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون. و حسبوا الا تكون فتنة

444- شخصيت پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مردمى شخصيت پرست بودند ; نه حقيقت طلب .

لن نبرح . .. حتّى يرجع إلينا موسى

گوساله پرستان بنى اسرائيل، به جاى انديشه در گفته هاى هارون(ع) و شناخت حقيقت، تنها پاسخى كه به او دادند، آن بود كه بازگشت موسى(ع) از ميقات را، شرط تجديد نظر در عقايد خود دانستند. حال آن كه معقول آن بود كه در باره كار خويش و گفته هاى هارون(ع)، درست بينديشند.

445- شرايط آمرزش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 9

9 - خداوند به قوم موسى - در صورت ورود به بيت المقدس با رعايت آداب آن - نويد آمرزش گناهانشان را داد .

ادخلوا هذه القرية . .. و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه امرهايى است كه در آيه شريفه مطرح شده بود. بنابراين تقدير چنين است: «ان تدخلوا و تأكلوا و تدخلوا الباب سجداً و تقولوا حطة نغفر لكم».

446- شرايط پيروزى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 14

14 - فراگيرى معارف و عمل به احكام الهى ، شرط پيروزى قوم موسى بر فاسقان و آزادسازى سرزمين آنان

فخذها . .. يأخذوا بأحسنها سأوريكم دار الفسقين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «ساوريكم» جواب فعل امر «فخذها بقوة و أمر قولك يأخدوا» باشد ; يعنى: «إن تاخذها و يأخذوا سأوريكم دار الفسقين» قابل ذكر است كه مجزوم نشدن «اوريكم»، على رغم اينكه جواب امر قرار گرفته، به سبب وجود «سين» است.

447- شرايط سعادت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 14

14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 15

15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

448- شرك اكثريت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 22

22 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان به پرستش غير خدا گرويدند و حقوق والدين ، خويشان ، يتيمان و مساكين را ضايع ساختند .

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين احساناً . .. ثم توليتم إلا قليلا منكم

449- شرك بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 8،11،26

8 - آلودگى بنى اسرائيل به شرك و گوساله پرستى ، از ميان برنده زمينه ابلاغ تورات و تعليم پيام ها و موعظه هاى آن

و ألقى الألواح

گويا هدف از بيان اين بخش از داستان كه موسى(ع) با مشاهده گوساله پرستى تورات را بر زمين افكند، اين نكته باشد كه موسى(ع) جامعه نابخرد خويش را شايسته تورات ندانست و زمينه تعاليم آن را بر باد رفته ديد و لذا آن را بر زمين نهاد.

11 - بازدارى بنى اسرائيل از گرايش به شرك و گوساله پرستى ، مسؤوليت هارون از ديدگاه موسى ( ع )

و أخذ برأس أخيه يجره إليه

26 - هارون با بيان مبارزه خويش عليه شركورزى بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواست تا وى را همسنگ ستمكاران شرك پيشه قرار ندهد .

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى . .. و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

روشن است كه موسى(ع) هرگز گمان نمى كرد كه هارون از ستمكاران باشد. بنابراين «مع» در جمله «لا تجعلنى مع» معيت حكمى است ; يعنى مرا در حكم ستمكاران قرار مده.

450- شرك عبادى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 6

6 - فرعون و اشراف دربار او ، مورد پرستش بردگان تحت سلطه آنان

و قومهما لنا عبدون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «عبادة» (مصدر «عابدون»)، در جمله فوق، به معناى پرستيدن باشد.

451- شك بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 2

2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

452- شكست بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 5

5 - شكست مكر بنى اسرائيل عليه عيسى ( ع )

و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 36

36 - ناكامى بنى اسرائيل در آسيب رسانى به مسيح ( ع ) ، از نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. اذ كففت بنى اسرءيل عنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 1،4

1- بازگشت قدرت و توان بنى اسرائيل با اراده خداوند پس از نخستين شكست آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«كرّة» در لغت به معناى بازگشت و دولت و نيز به معناى تجديد خلق پس از نابودى است. در هر حال، بازگشت قدرت و توان، از آن قابل استفاده است.

4- وجود فاصله ميان نخستين شكست بنى اسرائيل و پيروزى آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«ثم» دلالت بر تراخى و فاصله زمانى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 9

9- مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنى اسرائيل به وسيله جنگاورانى قدرتمند ، با فرا رسيدن دومين مرحله فسادانگيزى آنان و هويدا شدن غبار غم و شكست در چهره آنها

فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

ضمير فاعلى «هم» در «ليسئوا» به «عباداً» باز مى گردد و لام در آن براى تعليل است; يعنى، بندگان ما براى اندوهگين كردن شما (بنى اسرائيل) بيايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 1،2

1- ايجاد اميدوارى به رحمت در بنى اسرائيل ، على رغم دو بار فسادانگيزى و شكست تلخشان به وسيله خداوند

عسى ربّكم أن يرحمكم

مخاطبان آيه با توجه به آيات قبل، بنى اسرائيل است.

2- نابود و منقرض نشدن نسل بنى اسرائيل ، على رغم هجوم سنگين نيرو هاى توانمند و دو بار شكست سخت آنان

عسى ربّكم أن يرحمكم

453- شكنجه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 1،5،9،10،11

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون ، به شكنجه هاى سخت گرفتار بودند .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«سَوْم» (مصدر يسومون) به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف مى باشد; يعنى: العذاب السوء.

5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب (نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 1،2،4،7،10،11

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.

2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.

7 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.

10 - خداوند با گرفتار ساختن بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت باشد. مشاراليه «ذلكم» يا عذاب است و يا رهايى از آن. در برداشت فوق «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب گرفته شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 12،14

12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .

و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مورد عنايت و لطف الهى ، در عصر ستم ديدگى و شكنجه شدن از سوى فرعونيان

أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، به جهت تكريم بنى اسرائيل و اظهار لطف به آنان است. اين امر، زمانى صورت گرفته كه آنان در بند حكومت فرعون و شكنجه هاى او بودند. خداوند با تعبير «عبادى» بر رفتار فرعونيان - كه بنى اسرائيل را به بندگى گرفته بودند - خط بطلان كشيده و آنان را تنها بنده خود معرفى كرده است.

454- شكنجه زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 6،7

6 - زنان بنى اسرائيل در نهايت سختى و شكنجه و هم آغوش مرگ ، در سيطره فرعونيان

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

7 - زنان بنى اسرائيل به خاطر كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات از آنان سلب شده بود و از زنده ماندن خود در عذاب بودند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

زنده گذاشتن زنان، به عنوان يك عذاب براى بنى اسرائيل مطرح شده است; در حالى كه مجرد نكشتن، عذاب و شكنجه تلقى نمى شود. بنابراين با توجه به اينكه جمله «يستحيون نساءكم» پس از «يذبحون ابناءكم» آمده، مى توان گفت: همان كشتن فرزندان موجب مى شده كه زنان از زنده ماندن خويش و ديدن قتل فجيع فرزندانشان، در رنج و عذاب باشند. آوردن زنان و نه دختران در مقابل پسران اين معنا را تأييد مى كند.

455- شكنجه مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 5

5 - مؤمنان به موسى ( ع ) به جرم ايمان ، در معرض شكنجه و آزار فرعون و اشراف قوم خود قرار داشتند .

إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

456- شكوه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 2

2 - بنى اسرائيل ، از يكنواختى خوراك خويش ( منّ و سلوى ) به موسى ( ع ) شكايت كردند .

و إذ قلتم يموسى لن نصبر على طعام وحد

457- شنبه در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1،3

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

458- شهرنشينى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 21،38

21 - موسى ( ع ) در پى تقاضاى قومش ( درخواست خوراكى هاى زمينى ) از آنان خواست تا به يكى از شهر ها در آيند و شهرنشينى را انتخاب كنند .

قال أتستبدلون . .. اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

چنانچه ضمير در «قال» به «ربك» برگردد، جمله «اهبطوا . ..» سخن خداوند است و اگر به موسى (ع) ارجاع شود، آن جمله گفته موسى(ع) خواهد بود. برداشت فوق به لحاظ احتمال دوم است.

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

459- صاعقه زدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 5

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

460- صالحان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 20

20 - برخوردارى گروهى از بنى اسرائيل بر اثر پايبندى به توبه خويش ، از بينش ها و نعمت هاى صحيح دينى

ثم عموا و صموا كثير منهم

461- صبر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 11

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى در دوران حكومت فرعون ، مردمى صبور و مقاوم در برابر دشمنان دين بودند .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

462- صداى گوساله بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 3،5

3 - مجسمه گوساله دست ساز بنى اسرائيل ، بانگى مانند بانگ گاو داشت .

له خوار

«خوار» به صداى گاو گفته مى شود و در صداى شتر نيز به صورت استعاره كاربرد دارد. (مفردات راغب).

5 - برآمدن صداى گاو از مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، زمينه ساز روى آورى قوم موسى به پرستش آن

له خوار

معمولا ياد كردن از ويژگيهاى يك شىء ناظر به علت احكامى است كه بر آن مترتب شده است. بنابراين مى توان گفت خداوند با بيان اين ويژگى از مجسمه گوساله (بروز دادن صداى گاو) اشاره به يكى از علل گرايش آنان به پرستش آن گوساله دارد.

463- صفات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 7

7 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، ويژگى ها و خصوصيات روحى اسلاف و گذشتگان خويش را دارا بودند .

إذ قلتم يموسى لن نصبر على طعام وحد

نسبت دادن كردارها و گفتارهاى گذشتگان بنى اسرائيل به بنى اسرائيل عصر بعثت و گفتن «إذ قلتم» به جاى «إذ قالوا» گوياى اين است كه: بنى اسرائيل عصرهاى بعد در روحيات و رفتارهاى اجتماعى، همسان گذشتگان خود بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 24

24 - شكستن پيمان هاى الهى و تمرد از فرمان هاى خدا ، عادت روزمره بنى اسرائيل است .

و أنتم معرضون

برخى از مفسران برآنند كه جمله «و أنتم معرضون» (شما ]از عهدها و پيمانها [رويگردان هستيد) جمله معترضه است و اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل نه تنها پيمانهاى ياد شده را شكستند بلكه رويه و عادت آنها چنين است كه به عهدها و پيمانها پايبند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 8

8 - قوم موسى ، نمونه اى بارز از اقوام بهانه جو در برخورد با پيامبران و داراى توقعات و خواسته هاى بى جا از آنان

أم تريدون أن تسئلوا رسولكم كما سئل موسى من قبل

چون بعيد به نظر مى رسد كه در ميان امتهاى گذشته، تنها قوم موسى پرسشها و درخواستهاى نا به جا از پيامبرشان داشتتند، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: ياد كردن از قوم موسى، به خاطر رواج بيشتر اين خصيصه در ميان آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 10،11

10 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى گستاخ و بى پروا در برابر خداوند

قال رجلان من الذين يخافون

«من الذين يخافون» مى تواند اشاره به اين باشد كه قوم موسى(ع) به جهت نترسيدن از خداوند، فرمان موسى(ع) را اطاعت نكردند.

11 - گستاخى و بى پروايى قوم موسى ( ع ) در برابر خداوند ، زمينه سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع ) ( ورود به سرزمين مقدس و مبارزه با جباران )

إنّا لن ندخلها . .. قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 7

7 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى لجوج ، نصيحت ناپذير و ناسپاس در برابر نعمت هاى الهى

اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 7

7 - بنى اسرائيل ، مردمى پيمان شكن و هواپرست

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 8

8 - بنى اسرائيل ، در عين مشاهده آيات بزرگ الهى ، فاقد ايمان ژرف و راسخ بودند .

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. أضلّهم السامرىّ ... ألم يعدكم ربّكم

با توجه به اين كه گمراهى بنى اسرائيل به دست سامرى، پس از نجات آنان از چنگال فرعون، عبور آنان از دريا و مشاهده آيات متعدد الهى در طول آن مدت بوده است; به نظر مى رسد آنان از بينش و ايمان سستى برخوردار بودند كه اين چنين با اغواگرى سامرى به صف گمراهان پيوستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مردمى شخصيت پرست بودند ; نه حقيقت طلب .

لن نبرح . .. حتّى يرجع إلينا موسى

گوساله پرستان بنى اسرائيل، به جاى انديشه در گفته هاى هارون(ع) و شناخت حقيقت، تنها پاسخى كه به او دادند، آن بود كه بازگشت موسى(ع) از ميقات را، شرط تجديد نظر در عقايد خود دانستند. حال آن كه معقول آن بود كه در باره كار خويش و گفته هاى هارون(ع)، درست بينديشند.

464- صفات گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 3،4،6،8

3 - قوم موسى ، از وى خواستند تا مشخصه هاى گاوى را كه بايد ذبح شود از خداوند بخواهد و براى ايشان بيان كند .

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

4 - ميانسال بودن - نه گوساله جوان و نه گاوى پير - از مشخصه هاى تعيين شده براى گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند .

إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك

«فارض» به معناى پير و بزرگ سال است. «بقرة بكر» يعنى، ماده گاوى جوان كه هنوز باردار نشده است (لسان العرب). «عوان» هم به معناى ميانسال است.

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

8 - از امام صادق ( ع ) درباره آيه « قال إنه يقول إن ها بقرة لافارض و لابكر » روايت شده كه فرموده اند : و « الفارض » التى قد ضرب ها الفحل و لم تحمل و « البكر » التى لم يضرب ها الفحل . . . ;

«فارض» گاو ماده اى است كه جفت گيرى كرده ولى باردار نشده است و «بكر» گاو ماده اى است كه جفت گيرى نكرده است . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 1،4

1 - قوم موسى ، ميانسال بودن گاو را شرطى كافى براى مشخص شدن تكليف و رسيدن به مقصود ( حل معماى قتل ) نمى دانستند .

فافعلوا ما تؤمرون. قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

على رغم اينكه موسى(ع) با جمله «فافعلوا ما تؤمرون» به قوم خويش تفهيم كرد كه تكليف آنان بيش از اين نيست كه گاوى ميانسال را ذبح كنند; ايشان با پرسش از رنگ و ديگر ويژگيها در صدد ابقاى اين معنا بودند كه: ذبح چنين گاوى (تنها ميانسال بودن) نمى تواند وسيله حل معماى قتل باشد.

4 - تأكيد موسى ( ع ) بر اينكه ، صفات بيان شده براى گاوى كه بايد ذبح شود ، صفاتى تعيين شده از جانب خداوندست نه از ناحيه خود او

قالوا إنه يقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 1،2،9

1 - قوم موسى ، بيان رنگ و سن گاو مورد نظر را مشخص كننده ندانسته و خواهان توضيح بيشترى درباره ويژگى هاى آن شدند .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

2 - قوم موسى ، بر اين باور بودند كه گاو مورد نظر براى ذبح و حل معماى قتل ، بايد ويژگى هاى منحصر به فرد داشته باشد .

إن البقر تشبه علينا

«تشابه» به معناى همانند بودن است و چون با «على» متعدى شده، متضمن معناى التباس و اشتباه نيز هست. بنابراين «إن البقر ...»; يعنى، آن گاو توصيف شده به ميانسالى و زرد رنگى، مصاديق زيادى دارد كه همگى مشابه يكديگرند و اين موجب مى شود كه ندانيم كدامين را انتخاب كنيم. اين جمله از قوم موسى، حكايت از آن دارد كه: آنان گمان داشتند گاو مورد نظر براى ذبح بايد به گونه اى توصيف شود كه تنها يك فرد داشته باشد تا همانندى از بين برود.

9 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه : « أنهم أمروا بأدنى بقرة و لكنهم لما شدوا على أنفسهم شدد اللّه عليهم و ايّم اللّه لو لم يستثنوا ما بينت لهم ، إلى آخر الأبد . . . ;

بنى اسرائيل مأمور به ذبح كم ارزش ترين گاو بودند; لكن چون بر خويشتن سخت گرفتند خداوند نيز بر آنان سخت گرفت و سوگند به خدا اگر آنان «إن شاء اللّه» نمى گفتند هرگز علامتهاى گاوى كه مى بايست ذبح نمايند براى آنان بيان نمى شد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 1،2،3،6

1 - گاوى كه براى شخم زنى رام نشده و براى كشتزاران آبكشى نكرده ، از ويژگى هاى گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند .

قال إنه يقول بقرة إنّها بقرة لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

«ذلول» به معناى رام و مطيع است. «إثارة» (مصدر تثير) به معناى زير و رو كردن مى باشد. مراد از زير و رو كردن زمين به وسيله گاو، شخم زدن آن است.

2 - گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند بايد سالم ، بى نقص و پيراسته از هر نقطه و خطى در رنگ و پوستش مى بود .

مسلّمة لاشية فيها

«مسلّمة» يعنى داراى سلامت و سلامت به معناى: مبرا بودن از عيب و آفت است. «شية» به هر رنگى گفته مى شود كه مخالف رنگ عمومى چيزى باشد. بنابراين «لاشية فيها» يعنى، در رنگ آن گاو، رنگ ديگرى نباشد. گفتنى است كه «شية» از ماده «وشى» است و «هاء» آخر عوض واو محذوف مى باشد.

3 - قوم موسى ، آخرين علايم تعيين شده را ( رام نشده براى شخم و . . . ) نشانه هايى قاطع و برطرف كننده سردرگمى خويش دانستند .

قالوا الئن جئت بالحق

«حق» در جمله فوق به معناى ثابت و استوار در مقابل امرى ترديدپذير و نامشخص است. ال در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است; يعنى، حق كامل و تمام.

6 - قوم موسى ، ويژگى هاى اوليه گاوى را كه بايد ذبح مى شد ، نارسا پنداشته و موسى ( ع ) را به كوتاهى در بيان حقيقت متهم كردند .

قالوا الئن جئت بالحق

مفهوم كلام قوم موسى (الآن . ..; هم اكنون حق را به تمامى بيان كردى) اين است كه: وى قبل از ذكر اوصاف ياد شده در اين آيه، حق را به طور كامل بيان نكرده بود.

465- ضعف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 17،32

17 - اظهار عجز برخى همراهان طالوت از پيكار با دشمن ، پس از عبور از نهر و ديدن سپاه عظيم جالوت

فلمّا جاوزه هو و الّذين امنوا معه قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت و جنوده

32 - ناتوانان از همراهى با طالوت پس از گذشتن از نهر ، همانهايى بودند كه يك كف ، آب نوشيدند .

الاّ من اغترف غرفة بيده . .. قالوا لا طاقة لنا

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الذين اغترفوا: «لا طاقة لنا اليوم بجالوت» ... .


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 6

6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 4

4 - سامرى ، فردى ماهر در فن مجسمه سازى و آشنا به نقاط ضعف فكرى بنى اسرائيل بود .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

تعبير «گوساله اى درآورد» حاكى از شدت شباهت مجسمه گوساله، به شكل حقيقى آن است.

466- طرد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 5

5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.

467- طعام بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 10

10 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى طيب و غير طيب ( حلال و حرام ) در پى عبورشان از دريا و دوران صحراگردى

كلوا من طيبت ما رزقنكم

آوردن كلمه «طيبات» و اضافه كردن آن به «ما رزقناكم» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 21

21 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى حلال و حرام در پى عبور از دريا

كلوا من طيبت ما رزقنكم

468- طوايف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 7،8،9،10،19

7 - بنى اسرائيل عصر موسى متشكل از دوازده طايفه بودند .

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس و مراد از آن طوايف بنى اسرائيل است كه به قرينه «إثنتا عشرة عيناً» معلوم مى شود، آنها دوازده طايفه بودند.

8 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از طوايف بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«مشرب» به آب آشاميدنى و نيز به جايگاهى كه از آن آب بر مى دارند گفته مى شود و مقصود از آن در آيه، چشمه هاى جوشيده از سنگ است.

9 - هر كدام از طايفه هاى بنى اسرائيل آگاه به چشمه مخصوص خويش

قد علم كل أناس مشربهم

10 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، خود داراى علامتى مشخص كننده اختصاص آن به طايفه اى از بنى اسرائيل

قد علم كل أناس مشربهم

چنانچه خود چشمه ها علامت نداشت و پس از جوشيدن علامت گذارى مى شد تا اختصاص هر چشمه به طايفه ها معلوم شود، شايسته آن بود كه به جاى «قد علم كل أناس مشربهم» (هر طايفه اى چشمه خود را مى شناخت) گفته شود: «علّم . ..» (تعليم داده شد ...).

19 - خداوند ، هر طايفه از بنى اسرائيل را از تجاوز به خوراكى ها و نوشيدنى هاى مخصوص طايفه ديگر بر حذر داشت .

قد علم كل أناس مشربهم كلوا و اشربوا . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

اختصاص دادن هر چشمه به طايفه اى از بنى اسرائيل و سپس نهى از فسادگرى، اشاره به اين دارد كه: تجاوز هر طايفه به حقوق ديگرى فسادگرى است و مى بايست بنى اسرائيل از آن پرهيز مى كردند.

469- طيبات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 1

1 - « منّ و سلوى » ، عطيه الهى به بنى اسرائيل و از روزى هاى پاكيزه و گوارا

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى . كلوا من طيّبت ما رزقنكم

طيب، چيزى است كه قواى حسى و نفس آدمى از آن لذت ببرد (مفردات راغب). «طاب»; يعنى، لذيذ و پاكيزه شد (قاموس). البته يكى از معانى «طيّب»، «حلال» است، ولى چون همه رزق هاى الهى حلال مى باشد، معنايى كه مفهوم آن تقسيم رزق به حلال و حرام است، معناى مناسبى نخواهد بود.

470- ظالمان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 1،12

1 - گروهى از قوم موسى پيش از ورودشان به بيت المقدس ، ستمكار و آلوده به گناه بودند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « . . . « و اما الذين ظلموا » فزعموا حنطة حمراء فبدلوا . . . ;

. .. اما كسانى كه ستم كردند لفظ «حطة» را از روى غرض به «حنطة حمراء» (گندم قرمز) تبديل كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 5

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 1

1 - گروهى از قوم موسى داراى پيشينه اى آلوده به گناه و ستم ، پيش از ورودشان به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا . .. بما كانوا يظلمون

471- ظلم بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 3

3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

472- ظلم بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 14،15

14 - ستمكارى ، عادت و رويه بنى اسرائيل

و أنتم ظلمون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه: جمله «و أنتم ظالمون» جمله اى معترضه باشد نه حاليه; يعنى، شما مردمى ستم پيشه هستيد و گوساله پرستى نمودى از آن مى باشد.

15 - گوساله پرستى بنى اسرائيل از جمله ستمكارى هاى آنان بود .

ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 1،2

1 - قوم موسى با گوساله پرستى ، بر خويشتن ستم كرده و مستحق كيفر شدند .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .

و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 12،17

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

17 - ناسپاسى قوم موسى و تمردشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خودشان روا داشتند .

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 10

10 - ارتداد قوم موسى و گرايش آنان به گوساله پرستى ، از جمله ستم هاى آنان

ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 13

13 - گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، طيبات حرام شده بر بنى اسرائيل از سوى خداوند بخاطر ظلم آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

امام صادق(ع) درباره «طيبت» در آيه فوق فرمود: . .. يعنى لحوم الابل و البقر و الغنم ... .


كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 11

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى بر اثر ارتداد و گرايش به گوساله پرستى از ستمكاران شدند .

اتخذوه و كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 30

30 - ناسپاسى قوم موسى و تمرد ايشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند .

و قطّعنهم . .. و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

473- ظلم به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 1

1 - بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون

استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 2

2 - بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 1

1 - انتقاد صريح موسى ( ع ) از فرعون به خاطر به بردگى كشاندن بنى اسرائيل

و تلك نعمة . .. أن عبّدتّ بنى إسرءيل

جمله «و تلك نعمة. ..» استفهامى و به تقدير «أوَتلك...» است. «أن عبّدتّ» مى تواند عطف بيان براى اسم اشاره «تلك» و يا منصوب به نزع خافض (لام تعليل) و به تقدير «لأن عبّدتّ» باشد. «تعبيد» (مصدر «عبّدتّ») به معناى برده و بنده [خود] ساختن است; يعنى، آيا اين كه فرزندان اسرائيل را بنده خود ساخته اى، اين نعمتى است كه منّت آن را بر من مى نهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 3

3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان

إنّ قرون كان من قوم موسى فبغى عليهم

474- ظن در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 3

3 - اعتماد بنى اسرائيل بر حدس و گمان در بينش ها و انديشه هاى دينى

و حسبوا الا تكون فتنة

475- عادلان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 1

1 - گروهى اندك از قوم موسى ، مردمى هدايتگر و عدالت پيشه بودند .

و من قوم موسى امة يهدون بالحق و به يعدلون

476- عبادتگاه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 3

3 - بنى اسرائيل ، محل استقرار گوساله سامرى را عبادت گاه خود قرار داده و ساعات فراوانى را به عبادت آن اختصاص دادند .

لن نبرح عليه عكفين

ملازمت و مداومت، از لغت «عاكفين» به دست مى آيد.

477- عبرت دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 6

6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».

478- عبرت ناپذيرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 6

6- موسى ( ع ) قوم خود را به دليل عبرت نگرفتن از سرگذشت پيشينيان ، سرزنش كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود

479- عبور بنى اسرائيل از دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 3

3 - بنى اسرائيل ، با عبور از دريا نجات يافتند و فرعونيان در آب دريا غرق شدند .

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 10

10 - گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، پس از عبورشان از دريا و نجات يافتن از سيطره فرعونيان بود .

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و إذ وعدنا ... ثم اتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 1،2،3،4

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

2 - عبور بنى اسرائيل ( قوم موسى ) از همان دريايى بود كه فرعونيان در آن غرق شدند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

«ال» در «البحر» عهد ذكرى است و اشاره به «اليم» در آيه 136 دارد. يعنى بنى اسرائيل را از همان دريا (دريايى كه فرعونيان را درآن غرق كرديم) عبور داديم.

3 - زمان عبور قوم موسى از دريا ، مقارن با غرق شدن فرعونيان در آن دريا بود .

فأغرقنهم فى اليم . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

«جوزنا . .. » عطف است بر آيه 136 (فانتقمنا منهم ... .)

4 - بنى اسرائيل در پى عبور از دريا با مردمى بت پرست مواجه شدند .

فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم

«أتوا» چون به «على» متعدى شده، متضمن معناى مرور است، يعنى «اتوا قوما مارين عليهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 1

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6،16،21،26

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

16 - قوم موسى پس از عبور از دريا به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظلّلنا عليهم الغمم

21 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى حلال و حرام در پى عبور از دريا

كلوا من طيبت ما رزقنكم

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1،12

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

12 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جاوزنا ببنى اسرائيل . . . » . . . فخرج موسى ببنى اسرائيل و أتبعهم فرعون . . . فدعا موسى ربه فأوحى اللّه إليه : أن اضرب بعصاك البحر فضربه فانفلق البحر فمضى موسى و أصحابه حتى قطعوا البحر . . . فلما توسط فرعون و من معه أمر اللّه البحر فانطبق عليهم فغرقهم أجمعين . . . ;

از امام باقر (ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «بنى اسرائيل را از دريا عبور داديم . .. » روايت شده است: موسى (ع) بنى اسرائيل را بيرون برد و فرعون آنان را تعقيب كرد ... پس موسى (ع) پروردگار خود را خواند. خداوند به او وحى كرد كه عصاى خود را به دريا بزن. موسى (ع) عصا را به دريا زد ; آن گاه دريا شكافته شد و موسى (ع) و اصحابش از دريا گذشتند ... در آن هنگام فرعون و همراهانش به وسط دريا رسيده بودند كه خداوند فرمان داد تا امواج آب آنان را در كام خود فرو برد و [بدين ترتيب] همه آنان را غرق كرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 11

11 - تمام بنى اسرائيل از يك راه در دريا عبور داده شدند . *

فاضرب لهم طريقًا فى البحر

چنانچه مراد از «طريقاً» جنس نباشد، بر وحدت راه دلالت خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 1

1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .

أسر بعبادى . .. فأتبعهم

حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 1،2

1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

2 - موفق شدن همه همراهان موسى به عبور از دريا

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 66 - 1

1 - غرق شدن فرعون و سپاهيانش ، پس از عبور كامل بنى اسرائيل از دريا

و أنجينا موسى و من معه أجمعين . ثمّ أغرقنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 3

3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.

480- عبور بنى اسرائيل از درياى سرخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 8

8 - ايجاد راهى خشك در عمق درياى سرخ براى عبور بنى اسرائيل ، از مأموريت هاى موسى ( ع )

فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا

«اضرب لهم. ..»، يعنى براى آنان راهى را ايجاد كن. «يَبَس» به معناى خشك است. «ال» در «البحر» عهد ذهنى و اشاره به درياى مشخصى است كه در مسير هجرت قرار داشت. گروهى از مفسران آن را درياى سرخ و برخى رود نيل دانسته اند.

481- عبور بنى اسرائيل از رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 8

8 - ايجاد راهى خشك در عمق درياى سرخ براى عبور بنى اسرائيل ، از مأموريت هاى موسى ( ع )

فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا

«اضرب لهم. ..»، يعنى براى آنان راهى را ايجاد كن. «يَبَس» به معناى خشك است. «ال» در «البحر» عهد ذهنى و اشاره به درياى مشخصى است كه در مسير هجرت قرار داشت. گروهى از مفسران آن را درياى سرخ و برخى رود نيل دانسته اند.

482- عبور بنى اسرائيلاز رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 1،2،6

1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش

و اترك البحر رهوًا

«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.

2- عبور بنى اسرائيل از رود نيل ، در شرايط آرامش و حركت رهوار آب *

و اترك البحر رهوًا

احتمال دارد كه تعبير «رهوًا» اشاره به حركت آرام رود داشته باشد كه عبور را آسان مى سازد. بر خلاف حركت سيل آسا و پرخروشِ جريان رود در شرايط خاص جوى كه عبور را مشكل مى سازد.

6- لشگر فرعون ، در تعقيب بنى اسرائيل پس از عبور آنان از نيل

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

تعقيب، از واژه «جند» استفاده شده است.

483- عُجب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 4

4- هشدار خداوند به بنى اسرائيل به خاطر سركشى و برترى طلبى بزرگ آنان

و قضينا إلى بنى إسرءيل . .. و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

مراد از «لتعلنّ» به قرينه «لتفسدنّ فى الأرض» و نيز به قرينه آيه بعد - كه در آن عكس العمل خداوند با اين عمل بنى اسرائيل بيان شده است - برترى طلبى است و نه برترى يافتن اجتماعى.

484- عجز بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 4

4 - ناتوانى مشهود بنى اسرائيل از مقابله با سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 2

2- بنى اسرائيل ، گرفتار سلطه فرعونيان و ناتوان از ر ها ساختن خويش

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

مصداق مورد نظر از «عباداللّه» ممكن است بنى اسرائيل باشد.

485- عذاب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 14

14 - داستان تقاضاى رؤيت خدا و اظهار ناباورى بنى اسرائيل به سخنان موسى ( ع ) و فرود آمدن صاعقه بر آنان ، داستانى آموزنده و شايسته به خاطر داشتن

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك . .. و أنتم تنظرون

«إذ قلتم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قلتم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 16

16 - جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 8،9

8 - موسى ( ع ) ، نگران شمول عذاب الهى بر همه قوم خويش *

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة . .. قال عذابى أصيب به من أشاء

به نظر مى رسد تقاضاى موسى(ع) با جمله «و اكتب لنا . .. » و تعليل آن با جمله «إنا هدنا إليك»، ناشى از واقعه اى است كه در آيه قبل بيان شد و آن عبارت بود از هلاكت همه همراهان به سبب سفاهت گروهى از ايشان. گويا موسى(ع) از آن واقعه چنين برداشت كرد كه با گناه گروهى از بنى اسرائيل همه آنان در خطر نابودى خواهند بود و لذا نگران شد و از خدا چنين تقاضايى كرد.

9 - خداوند با بيان عدم تقدير عذاب بر همگان و جريان آن بر اساس مشيت خويش ، موسى ( ع ) را از نگرانى شمول عذاب بر همه بنى اسرائيل ر ها ساخت .

قال عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى وسعت كل شىء

جمله «عذابى أصيب به من أشاء» در مقابل «و رحمتى وسعت كل شىء»، بيانگر اين است كه خداوند خواهان عذاب همگان نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 4

4 - خداوند گروهى از بنى اسرائيل را به دليل تمردشان ( طلب آمرزش نكردن و به جان آن سخنى ديگر گفتن ) به عذاب آسمانى گرفتار ساخت .

فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون

486- عذاب دنيوى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 13

13 - قوم موسى ، در پى تقاضاى رؤيت خدا ، شاهد فرود آمدن صاعقه بر خود بودند .

فأخذتكم الصعقه و أنتم تنظرون

مفعول «تنظرون» (نگاه مى كرديد) فرود آمدن صاعقه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 5

5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.

487- عذاب عصيانگران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 4،5

4 - خداوند گروهى از بنى اسرائيل را به دليل تمردشان ( طلب آمرزش نكردن و به جان آن سخنى ديگر گفتن ) به عذاب آسمانى گرفتار ساخت .

فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون

5 - عذاب نازل شده بر متمردان بنى اسرائيل ، سزاى گناهان پيشين آنان و گناه رعايت نكردن آداب مقرر شده براى ورود به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا منهم . .. فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ظلم و گناه در «بما كانوا يظلمون» غير از گناهى باشد كه جمله «فبدل . .. » بيانگر آن است. بنابراين تفريع «فأرسلنا ... » بر «فبدل ... » مى رساند كه عذاب به خاطر تبديل فرمان الهى بوده و «باء» سببيه در «بما كانوا... » مى رساند كه عذاب به سبب ظلم و گناه سابق بنى اسرائيل بوده است. يعنى گناهِ تبديل، به ضميمه گناهان سابق باعث ارسال عذاب بر آنان شد.

488- عصيان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 2

2 - گروهى از بنى اسرائيل حكم خداوند را پاس نداشتند و تعطيلى روز شنبه را شكستند .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 3

3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .

قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 24

24 - شكستن پيمان هاى الهى و تمرد از فرمان هاى خدا ، عادت روزمره بنى اسرائيل است .

و أنتم معرضون

برخى از مفسران برآنند كه جمله «و أنتم معرضون» (شما ]از عهدها و پيمانها [رويگردان هستيد) جمله معترضه است و اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل نه تنها پيمانهاى ياد شده را شكستند بلكه رويه و عادت آنها چنين است كه به عهدها و پيمانها

پايبند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12،13

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .

قالوا سمعنا و عصينا

بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 1

1 - تخلّف و انحراف بنى اسرائيل ، على رغم ارائه آيات روشن و معجزات الهى به آنان

كم اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 11،14،15،32

11 - كسانى كه فقط يك كف از آب نهر نوشيدند ، از لشكر طرد نشدند ; گر چه منسوب به طالوت نيز نبودند .

فمن شرب منه فليس منّى و من لم يطعمه فانّه منّى ألاّ من اغترف غرفةً بيده

كلمه «الاّ» استثناى از «فمن شرب» است; بنابراين لشكر طالوت به سه گروه تقسيم مى شوند: نوشندگان، آنانكه نچشيدند و كسانى كه تنها مُشتى از آب برگرفتند. حكم گروه اوّل و دوّم روشن است ; ولى گروه سوّم چون آب را چشيده اند، «منّى» صدق نمى كند و به دليل اينكه سيراب نشده اند، «ليس منى» نيز صدق نمى كند.

14 - بيشتر لشكريان طالوت على رغم منع وى ، از آب نهر نوشيدند و در امتحان الهى موفق نشدند .

فشربوا منه الاّ قليلا

15 - عدم تغيير عزم طالوت در پيكار با متجاوزان ، على رغم نافرمانى بيشتر لشكريان و طرد آنان از سوى وى

فشربوا منه الاّ قليلا منهم فلمّا جاوَزَه

32 - ناتوانان از همراهى با طالوت پس از گذشتن از نهر ، همانهايى بودند كه يك كف ، آب نوشيدند .

الاّ من اغترف غرفة بيده . .. قالوا لا طاقة لنا

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الذين اغترفوا: «لا طاقة لنا اليوم بجالوت» ... .


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 15

15 - بنى اسرائيل بخش مهمى از دستورات الهى را كنار گذاشته و بدان عمل نكردند .

و نسوا حظاً مما ذكروا به

بسيارى از مفسران بر آنند كه نسيان در اين آيه به معناى ناديده گرفتن است، چنانچه در «لسان العرب» آمده: «النسيان: الترك». و مؤيد اين معنا مذمت خداوند از نسيان كنندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 1

1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 10،11

10 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى گستاخ و بى پروا در برابر خداوند

قال رجلان من الذين يخافون

«من الذين يخافون» مى تواند اشاره به اين باشد كه قوم موسى(ع) به جهت نترسيدن از خداوند، فرمان موسى(ع) را اطاعت نكردند.

11 - گستاخى و بى پروايى قوم موسى ( ع ) در برابر خداوند ، زمينه سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع ) ( ورود به سرزمين مقدس و مبارزه با جباران )

إنّا لن ندخلها . .. قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 1،3،11

1 - اصرار و تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از پيكار با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

3 - بى اعتنايى قوم موسى ( ع ) به فراخوانى يوشع و كالب براى يارى موسى ( ع ) در مبارزه با جباران

ادخلوا عليهم الباب . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها

بنى اسرائيل پس از شنيدن سخنان يوشع و كالب، حضرت موسى(ع) را مخاطب قرار دادند تا بى اعتنايى و بى توجهى خود را به دعوت آن دو نفر اعلام كرده باشند.

11 - بنى اسرائيل ، با اعلام كناره گيرى از نبرد ، خواستار معجزه موسى ( ع ) و امداد خاص الهى براى فتح سرزمين مقدس

فاذهب انت و ربك فقتلا

امدادهاى الهى و معجزات موسى(ع) براى نابودى فرعونيان در حضور بنى اسرائيل، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه مراد از «اذهب . ..»، توقع و درخواست امداد خداوند و معجزه موسى(ع) براى نابودى جباران است، به گونه اى كه نياز به جهاد و مبارزه نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 3،10،12

3 - شكايت موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار ، از تمرد بنى اسرائيل در مبارزه با جباران

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

10 - بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )

و بين القوم الفسقين

12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 4،5،12،14،15،16،17،18

4 - سرگردانى قوم موسى ( ع ) در بيابان ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آن از فرمان موسى ( ع )

إنّا لن ندخلها . .. يتيهون فى الارض

5 - زمان سرپيچى قوم موسى ( ع ) از فرمان وى ، سرآغاز سرگردانى چهل ساله آنان و محروميت از تسلط بر قدس

إنّا لن ندخلها . .. اربعين سنة يتيهون فى الارض

12 - پرهيز از تأسف و اندوه بر گناهكاران بنى اسرائيل ، فرمان خداوند به موسى ( ع )

فلاتأس على القوم الفسقين

14 - قوم موسى ، مردمانى فاسق و نافرمان

إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين

15 - لجاجت قوم موسى در برابر فرمان هاى وى ، نشانه فسق آنان

إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين

16 - رأفت و مهربانى موسى ( ع ) نسبت به قوم خود ، على رغم نافرمانى و گناه آنان

فلاتأس على القوم الفسقين

«فلاتأس» از ماده «اسى» به معناى حزن و اندوه است. بر حذر داشتن موسى(ع) از تأسف بر بنى اسرائيل، دلالت بر وقوع تأسف و يا انتظار وقوع آن دارد و در هر حال، نشانه عطوفت موسى(ع) نسبت به آنان است.

17 - سرگردانى قوم موسى در سرزمينى به مساحت چهار فرسخ در مدت چهل سال ، تاوان نافرمانى آنان در برابر موسى ( ع )

ادخلوا الارض المقدسة . .. قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: فلما ابوا ان يدخلوها حرمها اللّه عليهم فناهوا فى اربع فراسخ اربعين سنة . .. .


اختصاص منصوب به شيخ مفيد، ص 265; تفسير برهان، ج 1، ص 456، ح 1.

18 - سرگردانى بنى اسرائيل در پى سرپيچى از فرمان موسى ( ع ) با چرخيدن زمين به هنگام سفر شبانه آنان و بازگردانده شدن به محل سكونت اوليه خويش

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام صادق(ع) در بيان كيفيت سرگردانى بنى اسرائيل روايت شده: . .. اذا كان العشاء و اخذوا فى الرحيل ... اذا ارتحلوا و استوت

بهم الارض قال اللّه للارض ديرى بهم فلايزالوا كذلك ... فاذا اصبحوا اذا ابنيتهم و منازلهم التى كانوا فيها بالامس ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 74; نورالثقلين، ج 1، ص 608، ح 116.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 13

13 - مردم ايله ( گروهى از بنى اسرائيل ) ، مورد لعن حضرت داود ، به دليل عصيان در برابر خدا درباره شنبه

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: اما داود فلعن اهل ايلة لما اعتدوا فى سبتهم . .. .


تفسير تبيان، ج 3، ص 609; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 7

7 - بنى اسرائيل مردمانى آلوده به منكرات و گستاخ در برابر منهيات و محرمات دين

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

بدان احتمال كه «لايتناهون» به معناى «لاينتهون» باشد يعنى بنى اسرائيل دست از كار زشت بر نمى داشتند و به نهيبها و هشدارها ترتيب اثر نمى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 16

16 - جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 27،29،30

27 - قوم موسى با بهره گيرى از خوراكى هاى ناپاك از دستور خداوند سرپيچى كردند .

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

چنانچه اطلاق ستمگرى بر قوم موسى (كانوا أنفسهم يظلمون) در ارتباط با جمله «كلوا من طيبت . .. » بيان شده باشد، مراد از ستمگرى آنان، استفاده از خوراكيهاى حرام و ناپاك است ; ولى چنانچه جمله «و ما ظلمونا و لكن ... » در ارتباط با نعمتهاى متعددى باشد كه در آيه مطرح شده، مراد از ستمگرى ايشان، ناسپاسى در برابر آن نعمتهاست. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

29 - قوم موسى با ناسپاسى و تخلف از دستورات خداوند هيچ زيانى را متوجه ساحت قدس او نكردند .

و ما ظلمونا

30 - ناسپاسى قوم موسى و تمرد ايشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند .

و قطّعنهم . .. و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 4،5

4- هشدار خداوند به بنى اسرائيل به خاطر سركشى و برترى طلبى بزرگ آنان

و قضينا إلى بنى إسرءيل . .. و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

مراد از «لتعلنّ» به قرينه «لتفسدنّ فى الأرض» و نيز به قرينه آيه بعد - كه در آن عكس العمل خداوند با اين عمل بنى اسرائيل بيان شده است - برترى طلبى است و نه برترى يافتن اجتماعى.

5- پيشگويى تورات درباره سركشى بزرگ و برترى جويى حتمى بنى اسرائيل در زمين

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب . .. و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 13

13- دومين هجوم نيرو هاى فاتح مسجدالاقصى بر بنى اسرائيل فسادگر و سركش ، هجومى توفنده و ويرانگر

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

«تتبير» به معناى اهلاك است و آوردن مفعول مطلق (تتبيرا) - كه براى تأكيد است - إشعار به سختى هجوم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 1

1 - بنى اسرائيل از پذيرش فرمان هاى هارون و توبه از گوساله پرستى ، سرباز زدند .

فاتّبعونى و أطيعوا أمرى . .. قالوا لن نبرح عليه عكفين

«لن نبرح»; يعنى، «لانزال» (پايدار مى مانيم) و «عاكف» به كسى گفته مى شود كه به چيزى توجه كرده و خود را به تعظيم آن وادار سازد (مفردات راغب).

489- عصيانگران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 10،11

10 - گروهى از بنى اسرائيل زمان داود و عيسى عصيان پيشه و تجاوزگر بودند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

11 - گرفتارى كافران بنى اسرائيل به لعنت داود و عيسى ( ع ) ، برخاسته از عصيان پيشگى و تجاوزگرى آنان

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «لعنت» گرفته شده است.

490- عطاياى خدا به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 1

1 - اعطاى كتاب آسمانى ، حكومت و نبوت به بنى اسرائيل از سوى خداوند

ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 1

1 - اعطاى دلايل آشكار از سوى خداوند به بنى اسرائيل ، درباره شريعت موسى

و ءاتينهم بيّنت من الأمر

«من» در «من الأمر» مى تواند به معناى «فى» باشد و كلمه «الأمر» اشاره به كتاب و شريعت موسى(ع) داشته باشد.

491- عفو از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 1،4،5

1 - خداوند ، گناه گوساله پرستى بنى اسرائيل را مورد عفو خويش قرار داد .

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

4 - آمرزش گناه ارتداد و گوساله پرستى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

چون آيه هاى اين بخش از سوره، در صدد بيان نعمتهاى الهى به بنى اسرائيل است، مفاد جمله «عفونا عنكم» نيز به منظور بيان نعمت ايراد شده است و از آن جا كه اين معنا با حرف «ثم» به ديگر نعمتها عطف گرديده، اشاره به رتبه برتر نعمت آمرزش نسبت به نعمتهاى ديگر دارد.

5 - امتنان خدا بر بنى اسرائيل به خاطر آمرزش گناه گوساله پرستى ايشان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

روشن است كه عفو از گناه پس از ارتكاب آن است. بنابراين «من بعد ذلك» بيانگر زمان آمرزش نخواهد بود; بلكه اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل استحقاق آمرزش را نداشت، ولى مع ذلك خداوند بر آنان تفضل كرده و گناهشان را بخشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 27،28،29

27 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به عفو و گذشت از خطا هاى بنى اسرائيل و ترك هرگونه تعرض نسبت به آنان

فاعف عنهم و اصفح

بنابر اينكه ضمير «عنهم» به همه بنى اسرائيل برگردد.

28 - وجود گروهى متعهد در ميان بنى اسرائيل ، دليل امر الهى به عفو و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با همه آنان

إلاّ قليلا منهم فاعف عنهم و اصفح

تفريع عفو با كلمه «فاء» بر جمله «و لاتزال . .. الاقليلا منهم»، اشاره به برداشت فوق دارد.

29 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور عفو و گذشت از غير خائنان بنى اسرائيل

فاعف عنهم و اصفح

بنابر اينكه مراد از ضمير در «عنهم»، تنها گروه غير خائن باشد.

492- عقايد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 8

8 - وجود اعتقاد به خداوند و تورات و احكام آن ، در ميان بنى اسرائيل ، در عصر حضرت عيسى ( ع )

و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 6

6 - بنى اسرائيل ، مدّعى حرمت برخى از خوردنى ها و انتساب آن به تورات

كل الطّعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. قل فاْتوا بالتورية فاتلوها

493- عقيده باطل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 3

3 - توبيخ و سرزنش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، به جهت عقيده كور و نسنجيده آنان به معبود بودن گوساله سامرى

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً

استفهام در «أفلايرون» براى انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 4

4 - وجود باور هاى افراطى و غلوآميز درباره عيسى ( ع ) ، در عصر خود آن حضرت *

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم

تأكيد بر تعبير «ربّى»، مى تواند در راستاى تخطئه گرايش ها و باورهاى غلوآميز مردم آن زمان باشد.

494- عقيده بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 11،12

11 - توهم وجود يارانى كه آدمى را از عذاب قيامت نجات دهند و يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل

واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً . .. و لاهم ينصرون

12 - گناه كردن به خيال پذيرش شفاعت و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل

واتقوا يوماً . .. ولا يقبل منها شفعة و لايؤخذ منها عدل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 13

13 - قوم موسى معتقد به ربوبيت و حاكميت خداوند بر طبيعت

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 5،7،8

5 - اتكاى قوم موسى به مشيت و خواست خدا ، در دستيابى به گاوى كه بايد ذبح مى كردند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

7 - قوم موسى ، به وابستگى هدايت آدمى به مشيت و خواست خداوند ، باور داشتند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

8 - قوم موسى ، مطمئن به استجابت دعا هاى موسى ( ع ) و اجابت خواسته هاى او از درگاه خداوند

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى . .. ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها ... ادع لنا

فعل «يبين» در آيه مورد بحث و آيات پيشين مجزوم به شرط مقدر است. كلام با تقدير آن چنين مى باشد: «ادع لنا ربك ليبين لنا ان تدع اللّه يبين; از خدا بخواه براى ما بيان كند. اگر تو از خدا بخواهى بيان خواهد كرد». اين معنا (اگر بخواهى بيان خواهد كرد) رساى به برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 9،10

9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة

فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.

10 - توهم وجود مدافعانى در قيامت كه آدمى را از عذاب نجات دهند يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً ... و لاهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 4،5،6

4 - پندار غلط بزرگان بنى اسرائيل بر سزاوار بودنشان از طالوت براى زمامدارى

و نحن احقّ بالملك منه

5 - سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

6 - سرشناسى و از اشراف بودن ، مهمترين ملاك براى زمامدارى ، در ديدگاه ملأ بنى اسرائيل *

و نحن احقّ بالملك منه و لم يؤت سعة من المال

اشراف بنى اسرائيل در مقام بيان ملاك زمامدارى، در ابتدا مسأله سرشناسى و ملأ بودن را مطرح نمودند و سپس مسأله ثروت را.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 10،12

10 - خداوند ، در ديدگاه ناصواب قوم موسى ، موجودى جسمانى و داراى حجم *

فاذهب انت و ربك فقتلا

نسبت رفتن و جنگيدن به خداوند با يك تعبير از او و موسى(ع)، دلالت مى كند كه آنها خداوند را موجودى همانند موسى(ع) مى پنداشتند.

12 - برداشت نادرست قوم موسى از امداد هاى الهى و شرايط و زمينه هاى آن *

فاذهب انت و ربك فقتلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 1،3،6،7

1 - مواجه نشدن با آزمايشات الهى ، پندار باطل بنى اسرائيل

و حسبوا الا تكون فتنة

«فتنة» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى عذاب باشد، برداشت فوق بر اساس معنى اول است.

3 - اعتماد بنى اسرائيل بر حدس و گمان در بينش ها و انديشه هاى دينى

و حسبوا الا تكون فتنة

6 - بى پروايى بنى اسرائيل در شكستن پيمان الهى ، تكذيب انبيا و كشتن آنان ، برخاسته از باور آنان به مصونيت از عذاب

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون. و حسبوا الا تكون فتنة

7 - پندار رهايى از مجازات نقض ميثاق و تكذيب و كشتن انبيا ، از باور هاى بى اساس بنى اسرائيل

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

دربرداشت فوق «فتنة» به معناى عذاب گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 17

17 - باور به توانمندى بنده اى از بندگان ( موسى ) بر ساختن و تدارك ديدن معبود ، نشانه جهل و بى خردى بنى اسرائيل

اجعل لنا إلهاً . .. قال إنكم قوم تجهلون

جمله «اجعل لنا إلهاً» دلالت مى كند كه بنى اسرائيل از موسى - كه خود فردى از بشر است - مى خواستند براى آنان خدا و معبود تدارك ببيند. موسى نيز بدين جهت آنان را جاهل شمرد. يعنى اين بسيار جاهلانه است كه گمان كنيد بنده اى از بندگان خدا مى تواند معبودى شايسته پرستش بسازد و تدارك ببيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 7

7 - گروهى از بنى اسرائيل در معرفى كردن گوساله زرين به عنوان معبود ، با سامرى همراهى و هم كارى داشتند .

عجلاً . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

فعل جمع «قالوا» مى رساند كه عده اى در اطراف سامرى مجتمع گشته و مرام او را ترويج مى كردند. يا اين كه از گذشته با او هم كارى و هم فكرى داشتند و در زمان نمايش دادن گوساله، به ترويج عقيده باطل خود پرداختند.

495- عقيده بنى اسرائيل درباره خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 11

11 - موسى ( ع ) با جاهلانه خواندن استهزاى مردم ، پندار قوم خويش را درباره خود ناروا دانست .

قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين

496- علاقه به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 7

7 - دلبستگى عميق موسى ( ع ) به بنى اسرائيل و رنج شديد وى از بردگى و استثمار آنان توسط فرعون

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

497- علم بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 28

28 - قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، برخوردار از ايمان و معرفت بالا نسبت به معارف الهى

إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... و أحسن ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 3،5

3 - بنى اسرائيل ، به حقانيت موسى ( ع ) معرفت و آگاهى داشتند .

و قد تعلمون أنّى رسول اللّه

5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .

لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

498- علماى بنى اسرائيل و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 1

1 - آگاهى و اطلاع عالمان بنى اسرائيل از آمدن قرآن ، خود دليل حقانيت آن و صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل

استفهام در اين آيه توبيخى است. ضمير «هم» در «لهم» به مشركان مكه بازمى گردد و «آية» خبر «لم يكن» و به معناى دليل روشن مى باشد. «أن يعلمه...» نيز اسم «لم يكن» و ضمير در آن به خبر «قرآن» يا «خبر نزول آن بر پيامبر» بازمى گردد; يعنى، «أوَلم يكن علم علماء بنى اسرائيل بخبر القرآن أو خبر نزوله عليك على سبيل البشارة فى كتب الأنبياء الماضين آية للمشركين على صحّة نبوّتك».

499- علماى بنى اسرائيل و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 1

1 - آگاهى و اطلاع عالمان بنى اسرائيل از آمدن قرآن ، خود دليل حقانيت آن و صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل

استفهام در اين آيه توبيخى است. ضمير «هم» در «لهم» به مشركان مكه بازمى گردد و «آية» خبر «لم يكن» و به معناى دليل روشن مى باشد. «أن يعلمه...» نيز اسم «لم يكن» و ضمير در آن به خبر «قرآن» يا «خبر نزول آن بر پيامبر» بازمى گردد; يعنى، «أوَلم يكن علم علماء بنى اسرائيل بخبر القرآن أو خبر نزوله عليك على سبيل البشارة فى كتب الأنبياء الماضين آية للمشركين على صحّة نبوّتك».

500- عمل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 21

21 - نظارت همه جانبه خداوند بر اعمال و رفتار بنى اسرائيل

و اللّه بصير بماتعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 2

2 - اعمال و رفتار بنى اسرائيل ، هميشه مايه خشم و نگرانى فرعونيان

و إنّهم لنا لغائظون

تعبير«غائظون» (به صيغه وصف) مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه خشم فرعونيان، تنها به علت حركت اخير بنى اسرائيل نبود; بلكه معمولاً حركات بنى اسرائيل مايه خشم و غضب آنان مى شده است.

501- عمل به تكليف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 14

14 - بنى اسرائيل مورد توبيخ و سرزنش خدا ، به خاطر تبعيض در برخورد و عمل به دين ( عمل كردن به برخى از دستورات تورات و وانهادن برخى ديگر )

أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض

مراد از ايمان و كفر در «أفتؤمنون» و «تكفرون» عمل كردن و وانهادن است.

502- عمل صالح بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 3

3 - اعمال نيك بنى اسرائيل در صورت تكذيب تورات و باور نداشتن قيامت براى آنان سودبخش نخواهد بود .

و الذين كذبوا . .. حبطت أعملهم

مصداق مورد نظر براى «الذين كذبوا . .. » با توجه به آيات پيشين، بنى اسرائيل است.

503- عمل علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 2،3

2 - عالمان بنى اسرائيل ، خود به آنچه مردمان رابه آن فرا مى خواندند ، عمل نمى كردند .

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

3 - عالمان بنى اسرائيل ، مورد نكوهش و سرزنش خداوند به خاطر عمل نكردن به محتواى دعوت هاى خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

استفهام در «أتأمرون . ..» استفهام انكار توبيخى است.

504- عمل ناپسند بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 15

15 - كردار نارواى بنى اسرائيل على رغم انتساب آنان به دين يهود ، دليل كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى در سعادت انسان

إنّ الذين ءامنو و الذين هادوا . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

در آيه قبل بيان شد كه «ان الذين . ..» اشاره دارد به اين كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نمى باشد و اين آيه به منزله برهانى بر آن حقيقت است، يعنى انتساب يهود و نصارا به يهوديت و نصرانيت چگونه مى تواند مايه سعادت آنان باشد با اينكه پيامبران راتكذيب كردند و گروهى از آنان را كشتند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 17

17 - بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .

فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 8

8 - ترك نهى از منكر از اعمال زشت و ناپسند گروهى از بنى اسرائيل

كانوا لايتناهون . .. لبئس ما كانوا يفعلون

505- عوامل اختلاف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

506- عوامل اذيت مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 10،12

10 - خودكامگى ، سلطه مدارى و خوى اسراف گرانه فرعون ، عامل رويارويى وى با موسى ( ع ) و آزار و اذيت پيروانش بود .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون ل

12 - خودكامگى و سلطه مدارى فرعون ، عامل ايجاد اختناق و خفقان در سرزمين مصر بود .

فما ءامن . .. إلا ذرية ... على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون لعال ف

507- عوامل استثمار بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 6

6- روحيه استكبارى و اسرافگرى فرعون ، عامل استثمار و تحقير بنى اسرائيل

من العذاب المهين . من فرعون إنّه كان عاليًا من المسرفين

جمله «إنّه. ..» مى تواند در مقام تعليل باشد.

508- عوامل اصلاح بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 12

12- روى كرد عمومى بنى اسرائيل به صلاح و شايستگى ، پس از تحمل مجازات افساد خويش و قبول شكست از مردانى جنگاور

لتفسدنّ فى الأرض . .. بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد ... ثمّ رددنا لكم ال

قرينه دو آيه بعد «إن عدتم عدنا» دلالت مى كند بر اينكه بنى اسرائيل پس از شكست خود، متنبه شده اند و براى همين جهت، خداوند هم آنان را امداد كرده است.

509- عوامل اندوه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 3

3 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار از سوى فرعونيان

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

اندوهى كه موسى و هارون(عليهماالسلام) و قوم شان به آن گرفتار بودند، ناشى از مسائل و مشكلات شخصى نبود; بلكه بر اثر تبليغ رسالت شان در ميان فرعونيان به وجود آمده بود.

510- عوامل برترى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 10

10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين

«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.

511- عوامل تحقير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 6

6- روحيه استكبارى و اسرافگرى فرعون ، عامل استثمار و تحقير بنى اسرائيل

من العذاب المهين . من فرعون إنّه كان عاليًا من المسرفين

جمله «إنّه. ..» مى تواند در مقام تعليل باشد.

512- عوامل ذلت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 16

16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .

إنّه كان من المفسدين

513- عوامل عبرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 1

1 - تورات ، مايه هدايت و وسيله پندآموزى و بيدارى صاحبان عقل سليم و خرد ناب از قوم بنى اسرائيل

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب . هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

«لب» (مفرد «الباب») به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

514- عوامل عصيان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 16

16 - تمرد و سرپيچى قوم موسى از فرمان هاى تورات و دستورات موسى ، برخاسته از شوق آنان به گوساله پرستى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

جمله «و أشربوا . ..» حال معلله است; يعنى، بيان مى دارد كه علت عصيان و نافرمانى يهود، عشقشان به گوساله پرستى بوده است.

515- عوامل فساد اجتماعى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 16

16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .

إنّه كان من المفسدين

516- عوامل فساد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 22

22 - زراندوزى قارون و خوددارى وى از پرداختن حقوق مالى ، باعث پيدايش فساد و تباهى در ميان بنى اسرائيل بود .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

517- عوامل گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 4

4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .

و أضلّهم السامرىّ

«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 5

5 - شنيده شدن صداى گوساله از تنديسِ دست ساز سامرى ، مايه فريفتگى بنى اسرائيل و باور به معبود بودن آن شد .

له خوار

ذكر هر يك از اوصاف گوساله، نشانگر دخالت آن در گرايش بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 3

3 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى ، مقصر دانست .

قال يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

«ما منعك. ..» استفهام انكارى است و گوياى اعتراض موسى(ع) به هارون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 4

4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل

ما منعك . .. أفعصيت أمرى

«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 3

3 - هارون ( ع ) ، داراى مسؤوليت در قبال گمراه شدن بنى اسرائيل و گوساله پرستى آنان ، از ديدگاه موسى ( ع )

يهرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 2

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يسمرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 6

6 - ارتداد سامرى ، سبب انحراف بنى اسرائيل بود .

فنبذتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 5

5 - نقش جدى درباريان و اطرافيان فرعون ، در انحراف و گمراهى مردمان

و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه «ملأ» در برنامه تبليغى موسى(ع) هم طراز فرعون قرار گرفته اند، نقش اساسى آنان در انحراف مردم به دست مى آيد.

518- عوامل گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 3

3 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى ، مقصر دانست .

قال يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

«ما منعك. ..» استفهام انكارى است و گوياى اعتراض موسى(ع) به هارون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 3

3 - هارون ( ع ) ، داراى مسؤوليت در قبال گمراه شدن بنى اسرائيل و گوساله پرستى آنان ، از ديدگاه موسى ( ع )

يهرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يسمرىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 8

8 - فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى ، وادار كننده سامرى به ايجاد انحراف گوساله پرستى در بنى اسرائيل بود .

و كذلك سوّلت لى نفسى

«كذلك» در اين موارد براى تشبيه چيزى به خود آن است. بنابراين مراد سامرى از اين تشبيه، اين است كه براى تسويلات نفسانى من، مثالى بهتر از همين تسويل - كه دعوت مردم به گوساله پرستى است - وجود ندارد.

519- عوامل مصونيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 13

13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

520- عوامل مغضوبيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 30

30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 9

9 - پيروى بنى اسرائيل از سامرى و بى توجهى آنان به وعده الهى ، زمينه سازگرفتارى آنان به غضب خداوند بود .

و أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

«أم» در اين آيه منقطعه است و مفاد عبارت «أم أردتم» اين است كه دليل گوساله پرستى شما، تأخير وعده نبود; بلكه شما به گونه اى عمل كرديد كه علاقه مندان به غضب الهى عمل مى كنند. بنابراين، جمله «أردتم...» استعاره است و نماى كار آنان را نشان مى دهد.

521- عوامل ناخشنودى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 9

9 - كافران بنى اسرائيل ، ناخرسند از گسترش اسلام و در تلاش براى نابودى آن

يريدون ليطفؤا نور اللّه . .. و لو كره الكفرون

با توجه به آيات پيشين، به دست مى آيد كه از مصاديق مورد نظر در «و لو كره الكافرون»، بنى اسرائيل مى باشد.

522- عوامل نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 7

7 - فضل و رحمت الهى بر بنى اسرائيل ، نجات دهنده آنان از زيان و خسران شد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .

فاستقيما . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6

6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 6

6 - نجات بنى اسرائيل از ستم فرعونيان ، بدون كوچ دادن آنان از مصر و بيرون آوردنشان از جامعه فرعونى ممكن نبود .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

عطف «لاتعذّبهم» بر «أرسل» گوياى اين نكته است كه درخواست «ارسال» به منظور نجات از عذاب و شكنجه است بنابراين، بدون هجرت، امكان رهايى در كار نبوده است.

523- عوامل هدايت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 1

1- خداوند به « موسى ( ع ) » كتاب آسمانى ( تورات ) اعطا كرد تا بنى اسرائيل به وسيله آن هدايت شوند .

و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 1

1 - تورات ، مايه هدايت و وسيله پندآموزى و بيدارى صاحبان عقل سليم و خرد ناب از قوم بنى اسرائيل

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب . هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

«لب» (مفرد «الباب») به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

524- عهد با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 1،8،13

1 - ميثاق خداوند از بنى اسرائيل بر اطاعت كامل از فرامين او

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل

به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيه هفتم، معلوم مى شود كه خداوند از بنى اسرائيل نيز بر اطاعت كامل پيمان گرفته بود.

8 - پيمان الهى از بنى اسرائيل بر اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و انفاق در راه خدا

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

به نظر مى رسد از جمله موارد ميثاق و پيمان الهى با بنى اسرائيل، مسائلى است كه جمله «لئن اقمتم . ..» آن را بيان مى كند.

13 - ايمان به پيامبرانى كه بعد از موسى ( ع ) مبعوث خواهند شد ، از مواد پيمان نامه خداوند با بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة و ءامنتم برسلى

تأخير ذكرى ايمان به پيامبران و يارى آنان از الزام به اقامه نماز و زكات، بيانگر اين معناست كه مراد از رسل، پيامبرانى هستند كه پس از موسى(ع) مبعوث مى شوند. زيرا در واقع، ايمان به آنها و يارى ايشان پس از اين است كه وجوب نماز و زكات به وسيله موسى(ع) به آنها ابلاغ شده است.

525- عهد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 24

24 - تنها گروهى اندك از بنى اسرائيل ، وفادار به پيمان هاى الهى ، وارسته از تحريفگرى و خيانت و پايبند به دستورات خداوند

فبما نقضهم ميثقهم . .. و لاتزال تطلع على خائنة منهم إلاّ قليلا

«الا قليلا» استثناء از تمامى صفاتى است كه درباره بنى اسرائيل بيان شد.

526- عهد بنى اسرائيل با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 5،8

5 - وجود پيمان و عهدى متقابل ميان خداوند و بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

«عهدى»; يعنى، پيمان و التزامى كه خداوند بر عهده مردمان نهاده است و مراد از «عهدكم» وعده هايى است كه خداوند به بندگان خويش داده و خود را به انجام آنها ملتزم دانسته است.

8 - وفاى خدا به عهد خويش با بنى اسرائيل ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

527- عهد خدا با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 5،7،8

5 - وجود پيمان و عهدى متقابل ميان خداوند و بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

«عهدى»; يعنى، پيمان و التزامى كه خداوند بر عهده مردمان نهاده است و مراد از «عهدكم» وعده هايى است كه خداوند به بندگان خويش داده و خود را به انجام آنها ملتزم دانسته است.

7 - بنى اسرائيل زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه به عهد و پيمانى كه خداوند با آنان داشت .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

8 - وفاى خدا به عهد خويش با بنى اسرائيل ، مشروط به پايبندى آنان به عهد هاى الهى است .

أوفوا بعهدى أوف بعهدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 3

3 - ايمان به قرآن و كافر نشدن به آن ، از عهد هاى خدا با بنى اسرائيل

أوفوا بعهدى . .. و ءامنوا بما أنزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 1

1 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا حق و باطل را به هم نياميخته و با ارائه باطل ها ، حق را بر مردم مشتبه نكنند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل

«لبس» (مصدر لاتلبسوا) به معناى: آميختن و نيز مشتبه كردن است. بر اساس معناى اول «باء» در «بالباطل» براى تعديه و بر اساس معناى دوم «با»ى استعانت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 1،3

1 - خداوند ، براى فراگيرى تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم

«ميثاق» به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد پيمان مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ما آتيناكم) به اين معناست كه: پذيرفته شوند و به احكام آنها عمل گردد.

3 - هدف از برافراشتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل ، پذيرش ميثاق الهى بود .

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 6

6 - بنى اسرائيل بر اثر شكستن پيمان الهى ، در آستانه زيانكارى و تباه كردن هستى خويش ، قرار گرفتند .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 1،2،3،4،5،6،7،8،9،21

1 - بنى اسرائيل ، از ناحيه خداوند عهد ها و پيمانهايى را بر عهده داشتند .

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل

2 - پرستش خداى يگانه و پرهيز از پرستش غير او ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل لاتعبدون إلا اللّه

3 - احسان به پدر و مادر ، خويشان ، يتيمان و درماندگان ، از جمله پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً و ذى القربى و ا

«إحساناً» مفعول مطلق براى فعل محذوف «تحسنون» يا «احسنوا» مى باشد. كلمات «ذى القربى و ...» عطف بر «الوالدين» است.

4 - با مردمان به نيكى سخن گفتن و معاشرت نيكو داشتن ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

«حسناً» مصدر است به معناى وصف (حَسَناً = نيكو) اين كلمه مى تواند صفت براى مفعول مطلق و جانشين آن باشد; يعنى: «قولوا للناس قولا حسناً; با مردم سخن نيكو بگوييد». در الميزان آمده كه جمله مذكور كنايه از معاشرت نيك است.

5 - بيان كار هاى نيك براى مردم ( امر به معروف ، ارشاد به نيكى ها و . . . ) از عهد هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و قولوا للناس حسناً

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «حسناً» مفعولٌ به براى قولوا باشد. بنابراين «قولوا ...»; يعنى، نيكيها را براى مردم بگوييد و بيان كنيد.

6 - گفتار نيك و معاشرت نيكو با ساير اقوام و ملت ها ، ميثاق خدا با بنى اسرائيل

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند همان اسرائيليان باشد و مى تواند اقوام و ملتهاى ديگر هم باشد. برداشت فوق مبتنى بر دومين احتمال است.

7 - بر پا داشتن نماز و پرداختن زكات ، از عهد ها و پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

8 - آيين بنى اسرائيل ، داراى ابعاد اعتقادى ، اجتماعى ، عبادى و اقتصادى

لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً . .. و ءاتوا الزكوة

9 - داستان پيمان گرفتن خداوند از بنى اسرائيل ، داستانى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل

«إذ» مفعول براى فعل «أذكر» (ياد كن) است. فرمان خداوند به يادآورى، نشانه اهميت خاص موضوعى است كه بايد متذكر آن بود.

21 - تنها اندكى از بنى اسرائيل به پيمان هاى الهى وفادار ماندند و به تكاليف دينى عمل كردند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 1،2،3،5

1 - بنى اسرائيل ، از ناحيه خداوند عهد ها و پيمانهايى را بر عهده داشتند .

و إذ أخذنا ميثقكم

2 - پرهيز از كشتن و ريختن خون يكديگر ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم لاتسفكون دماءكم

جمله «لاتسفكون دماءكم» (خون ]همكيشان[ خود را نريزيد) جمله اى خبرى است و مراد از آن انشا مى باشد; يعنى، خونريزى نكنيد.

3 - آواره نساختن و بيرون نكردن ديگران از ديار و كاشانه ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. لاتخرجون أنفسكم من ديركم

«دار» به معناى خانه است. به شهر و محله نيز «دار» گفته مى شود. بنابراين ديار (جمع دار) به معناى خانه ها، شهرها و محله هاست.

5 - بنى اسرائيل به عهدهايى كه خداوند با آنان داشت معترف بوده ، بر آن گواهى مى دهند .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. ثم أقررتم و أنتم تشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 1،3،11

1 - خداوند ، براى پذيرش تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم بقوة

ميثاق به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد ميثاق مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ...) به اين است كه پذيرفته شود و به احكام آن عمل گردد.

3 - پذيرش ميثاق الهى ، هدف از بر افراشتن كوه طور بر سر بنى اسرائيل بود .

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

وقوع جمله «رفعنا . ..» در ميان جمله هاى «أخذنا ميثاقكم» و «خذوا ما اتيناكم» و بيان نكردن هدف و غايتى براى برافراشتن كوه مى نماياند كه: همان پذيرش ميثاق و اطاعت از فرمان الهى (خذوا ...) هدف و غايت بر افراشتن كوه باشد. (اقتباس از الميزان)

11 - فهميدن فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) و به كار بستن آن فرمان ها ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. واسمعوا

چون جمله «سمعنا و عصينا» (گوش سپرديم و سرپيچى كرديم) در جواب «اسمعوا» (گوش بسپاريد) قرار گرفته است، معلوم مى شود مراد از گوش سپارى (اسمعوا) فهميدن و اطاعت كردن است. متعلق «اسمعوا» به قرينه مقام، فرمانهاى خدا و دستورات موسى(ع) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 1،2

1 - تصديق رسولان الهى و پيروى از آنان ، ميثاق خداوند از بنى اسرائيل

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل و ارسلنا اليهم رسلا

جمله «و ارسلنا اليهم رسلا» مى رساند كه مورد ميثاق تصديق رسولان الهى است.

2 - ايمان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، پيمان خداوند با بنى اسرائيل

من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

به مقتضاى اين آيه با آيه قبل مى توان گفت مورد ميثاق ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح است.

528- عهد شكنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 1،2،4،5

1 - بنى اسرائيل از دستورات تورات اعراض كرده و پيمان الهى را شكستند .

أخذنا ميثقكم . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«تولى» (مصدر توليتم) به معناى اعراض كردن است و متعلق آن - به قرينه آيه قبل - پيمان بنى اسرائيل بر پذيرش تورات و عمل به احكام آن مى باشد.

2 - پيمان شكنى بنى اسرائيل ، على رغم مشاهده معجزه اى چون برافراشته شدن كوه ، امرى سنگين ، شگفت و نامتوقع بود .

أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«ثم» در جمله «ثم توليتم» حاكى از ترتيب رتبى است; زيرا «من بعد ذلك» رساننده ترتيب زمانى مى باشد و آن گاه كه «ثم» براى ترتيب رتبى به كار رود حكايت از عظمت، شگفتى و . .. مضمون جمله بعد دارد.

4 - خداوند ، گناه پيمان شكنى بنى اسرائيل را بخشود .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

شمول فضل و رحمت الهى پس از بيان خطا و گناه، كنايه از عفو و گذشت است.

5 - خداوند ، بنى اسرائيل را - على رغم پيمان شكنى و اعراضشان از فرامين تورات - مورد تفضل و رحمت خويش قرار داد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 20،24

20 - اكثريت بنى اسرائيل با اعراض از تكاليف دينى ، عهد ها و پيمان هاى الهى را شكستند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم و أنتم معرضون

«تولى» و «اعراض» به معناى رويگردانى و مراد از آن سرپيچى و تمرد است. جمله «و أنتم معرضون» چنانچه حال براى فاعل «توليتم» باشد - به دليل هم معنا بودن «اعراض» و «تولى» - حال مؤكده است و حكايت از شدت تمرد و سرپيچى بنى اسرائيل دارد.

24 - شكستن پيمان هاى الهى و تمرد از فرمان هاى خدا ، عادت روزمره بنى اسرائيل است .

و أنتم معرضون

برخى از مفسران برآنند كه جمله «و أنتم معرضون» (شما ]از عهدها و پيمانها [رويگردان هستيد) جمله معترضه است و اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل نه تنها پيمانهاى ياد شده را شكستند بلكه رويه و عادت آنها چنين است كه به عهدها و پيمانها پايبند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1،2

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 12

12 - قوم موسى ، على رغم اظهار پذيرش تورات و پيشمانشان بر گوش سپارى به فرمان هاى خدا و موسى ( ع ) ، تمرد كرده و عصيانگر شدند .

قالوا سمعنا و عصينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 10،20

10 - پايبندى بنى اسرائيل زمان طالوت به پيكار در راه خدا ، مورد ترديد پيامبرشان ( اشموئيل ) بود .

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الاّ تقاتلوا

20 - نافرمانى اكثر بنى اسرائيل زمان طالوت از دستور خداوند به پيكار در راه او ، على رغم پيشنهاد و درخواست آنان براى پيكار

اذ قالوا لنبى . .. فلما كُتب عليهم القتال تولّوا

ظاهراً فاعل محذوف از جمله «كتب عليهم»، اللّه است كه به جهت تعظيم حذف شده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 6

6 - تهديد خداوند به بنى اسرائيل در مورد شكستن پيمان الهى و ترغيب آنان به وفادارى و تعهد

لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم

بنابر اينكه معيت در آيه مورد بحث، كنايه از علم و قدرت باشد. يعنى خداوند به شما و اعمالتان كاملا آگاه است ; اگر به ميثاق پايبند بوديد به شما پاداش مى دهد واگر تخلف كرديد مجازات مى شويد و در هر حال مقهور خداوند هستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 1،4،16

1 - شكستن ميثاق الهى از سوى بنى اسرائيل پس از مدتى كوتاه

و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. فبما نقضهم ميثقهم

كلمه «فاء» در «فبما نقضهم» دلالت مى كند به اينكه بين گرفتن پيمان و شكستن آن، زمانى زيادى فاصله نشده است.

4 - گرفتارى بنى اسرائيل به لعن الهى و قساوت قلب ، كيفر پيمان شكنى آنان

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

16 - شكستن پيمان الهى از سوى بنى اسرائيل ، زمينه تحريفگرى و فراموشى بخشى از تذكار هاى خداوند

فبما نقضهم . .. نسوا حظاً مما ذكروا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 7،8

7 - بنى اسرائيل ، مردمى پيمان شكن و هواپرست

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم

8 - بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى

لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 6،24

6 - بى پروايى بنى اسرائيل در شكستن پيمان الهى ، تكذيب انبيا و كشتن آنان ، برخاسته از باور آنان به مصونيت از عذاب

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون. و حسبوا الا تكون فتنة

24 - هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق - تكذيب و قتل انبيا )

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون

فعل مضارع «يعملون» - على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» -، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 14

14 - موسى ( ع ) ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را مردمى عهدشكن توصيف كرده و آنها را به عذاب سخت الهى هشدار داد .

أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 2،3

2 - بنى اسرائيل ، به پيمان شكنى و تخلف از قول و قرار خود با موسى ( ع ) معترف بودند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا

3 - بى اختيار قلمداد كردن خود ، از بهانه هاى بنى اسرائيل براى توجيه پيمان شكنى با موسى ( ع ) و پذيرش گوساله پرستى در ميان خود

ما أخلفنا موعدك بملكنا

«موعد» مصدر و به معناى «وعد» است. «ملك» نيز مصدر است و مراد بنى اسرائيل، نفى مالك بودن امور خويش است. از همين رو معناى «ما أخلفنا...» چنين مى شود: ما از پيمان و وعده تو، به اختيار خود تخلف نكرديم.

529- عهد موسى(ع) با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 11

11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .

فأخلفتم موعدى

«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.

530- عهدشكنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3

3 - خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

531- عيسى(ع) در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 12

12 - حضرت مسيح ( ع ) در حضور بنى اسرائيل ، خود و تمامى انسان ها را مملوك خدا ، بنده او و تحت تدبير وى دانست .

يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

532- عيسى(ع) و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 1،2،21،23

1 - عيسى ( ع ) ، فرستاده و رسولى از جانب خداوند ، به سوى بنى اسرائيل

و رسولا الى بنى اسرائيل

2 - بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى رسالت عيسى ( ع ) *

و رسولا الى بنى اسرائيل

21 - مخاطبان عيسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) مدّعى ايمان به خدا

ان كنتم مؤمنين

برخى مفسّران برآنند كه «ان كنتم مؤمنين» يعنى: اگر ايمان به خدا داريد اين معجزات نشانه نبوّت من (عيسى) خواهد بود.

23 - خبر دادن غيبى حضرت عيسى ( ع ) ، از مأكولات و ذخاير بنى اسرائيل در خانه هايشان ، از سن هفت يا هشت سالگى

و انبّئكم بما تأكلون و ما تدّخرون فى بيوتكم

امام صادق (ع): . .. و مكث عيسى (ع) حتّى بلغ سبع سنين او ثمانياً فجعل يخبرهم بما يأكلون و ما يدّخرون فى بيوتهم.


بحار الانوار، ج 14، ص 251، ح 43 ; تفسير برهان، ج 1، ص 284، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 5،11

5 - وعده عيسى ( ع ) به بنى اسرائيل ، دربرداشتن حرمت برخى از محرمات شريعت موسى ( ع )

و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم

11 - عيسى ( ع ) پس از ارائه معجزات ، بنى اسرائيل را از مخالفت با خدا بر حذر داشت و به اطاعت خويش دعوت كرد .

و جئتكم باية من ربّكم فاتقوا اللّه و اطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 1

1 - عيسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به توحيد ربوبى و پرستش خدا دعوت كرد .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 1،2،3،4،6،7،26

1 - كفر و انكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزات او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم . .. فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

2 - يقين عيسى ( ع ) به ايمان نياوردن بنى اسرائيل و اصرار آنان بر كفر

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

با وجود اينكه كفر، امرى قلبى است و قابل حسّ نيست، كلمه احساس به كار برده شده تا اشاره به شدت كفر آنان باشد. يعنى گويا مى توان كفرشان را احساس كرد; لذا در برداشت فوق از احساس، تعبير به يقين شده است.

3 - كفر آشكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع )

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

4 - عيسى ( ع ) با مشاهده كفر بنى اسرائيل ، در صدد اتمام حجّت و متمايز كردن جبهه حق از جبهه كفر شد .

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر قال من انصارى الى اللّه

6 - عدم رعايت تقواى الهى ، ترك اطاعت انبيا و بندگى خداوند ، كفر است .

فاتقوا اللّه و اطيعون . .. فاعبدوه ... فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

آيات قبل نشان دهنده مصاديق كفر بنى اسرائيل است.

7 - درخواست عيسى ( ع ) از بنى اسرائيل ، براى يارى وى جهت حركت به سوى خدا

قال من انصارى الى اللّه

26 - شنيدن و ديدن حضرت عيسى ( ع ) سخنان و اعمال كفرآميز از بنى اسرائيل

فلمّا احسّ منهم الكفر

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اى لما سمع و رأى انّهم يكفرون.


تفسير قمى، ج 1، ص 103 ; بحار الانوار، ج 14، ص 272، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 1،2،5

1 - مكر بنى اسرائيل عليه عيسى ( ع )

فلمّا احس عيسى منهم الكفر . .. و مكروا

2 - مكر و تلاش كافران بنى اسرائيل ، براى كشتن عيسى ( ع )

و مكروا . .. اذ قال اللّه يا عيسى انى متوفيك

با توجه به آيه بعد كه سخن از عروج عيسى (ع) به ميان آمده، معلوم مى شود كه مكرشان در جهت كشتن عيسى (ع) بوده است.

5 - شكست مكر بنى اسرائيل عليه عيسى ( ع )

و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 8،9

8 - مسيح ( ع ) پيامبرى فرستاده شده به سوى بنى اسرائيل

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

9 - دعوت مسيح ( ع ) از بنى اسرائيل به پرستش خداى يگانه و توحيد ربوبى

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

533- غضب بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 18 - 8

8 - پرخاش كردن موسى ( ع ) نسبت به مرد اسرائيلى

قال له موسى إنّك لغوىّ مبين

534- غيبت موسى(ع) از ميان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 3

3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

535- فاسقان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 11

11 - گروهى از قوم موسى ، از ديرباز مردمى فاسق و تبهكار بودند .

بما كانوا يفسقون

«باء» در «بما كانوا . ..» سببيه و «ما» مصدريه است. فعل مضارع آن گاه كه همراه «كان» و مانند آن آورده شود، دلالت بر استمرار در زمان گذشته دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 15

15 - آزار رسانان به موسى ( ع ) ، مردمانى فاسق بودند .

لم تؤذوننى . .. و اللّه لايهدى القوم الفسقين

536- فتنه گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 7

7 - فرونشستن فتنه گوساله پرستى در ميان قوم موسى ، فراهم آورنده زمينه اى مناسب براى مطرح شدن تورات از سوى آن حضرت

أخذ الألواح

بيان اين واقعيت كه موسى(ع) در پى فرونشستن فتنه گوساله پرستى، الواح را برگرفت، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه زمينه از دست رفته براى تعاليم تورات بار ديگر در ميان قوم موسى ايجاد شد. گفتنى است آيه «149» مى رساند كه عموم بنى اسرائيل از گوساله پرستى توبه كردند و آيه «153» مى رساند كه خداوند توبه آنان را پذيرفت و در نتيجه فتنه گوساله پرستى فرونشست.

537- فديه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 12

12 - بنى اسرائيل ، پس از به اسارت درآمدن همكيشانشان ، براى آزاد كردنشان از آنان فديه دريافت مى كردند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

برخى از اهل لغت «تفادوا» را به معناى «فديه مى گرفتيد» نيز دانسته اند. بر اين اساس جمله «و إن يأتوكم ...»; يعنى، و اگر همكيشان شما به عنوان اسير در نزد شما مى آمدند، براى آزاد كردنشان از آنان فديه مى گرفتيد.

538- فراموشى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 14

14 - بنى اسرائيل بخش مهم از تذكار ها و معارف الهى را به فراموشى سپردند .

و نسوا حظاً مما ذكروا به

«حظ» به معناى نصيب و قسمت است و نكره آوردن آن براى اشاره به اهميت آن قسمت فراموش شده است.

539- فرجام بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 2

2 - سرنوشت بنى اسرائيل ، بايد مايه عبرتى براى مسلمانان باشد .

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة . .. سَلْ بنى اسرائيل

به نظر مى رسد پندگيرى از سرنوشت بنى اسرائيل، هدف از امر الهى نسبت به تحقيق درباره آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 13

13 - گرفتارى به غضب الهى سرنوشت شوم بنى اسرائيل

لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم

«ان سخط اللّه عليهم» به اصطلاح اهل ادب، مخصوص به ذم است يعنى گرفتارى بنى اسرائيل به غضب و سخط الهى، دستاورد شومى است كه براى آخرت خويش فرستاده اند.

540- فرجام فاسقان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 16

16 - خداوند ، فاسقان بنى اسرائيل را به گرفتار آمدن به فرجامى شوم تهديد كرد .

سأوريكم دار الفسقين

541- فرجام متجاوزان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 23

23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .

و ضربت عليهم الذلة و المسكنة

«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.

542- فرعون و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 8

8 - فرعون ، از خروج بنى اسرائيل و هجرت آنان از مصر به ديار ديگر مانع مى شد .

فأرسل معنا بنى إسرءيل

اگر خروج بنى اسرائيل به طور عادى از مصر ممكن بود، مطرح ساختن آن با فرعون بى معنا بود پس هر چند كه بنى اسرائيل، خود خواستار رهايى و هجرت بودند; ولى فرعون و دستگاه حكومت او مانع اين كار مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 2

2 - فرعون و لشكريانش ، در پى كوچ بنى اسرائيل از مصر ، به تعقيب آنان پرداختند .

فأتبعهم فرعون بجنوده

543- فرعون و تعقيب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 2،3،5

2 - فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.

3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

5 - فرعون تا لحظه اى كه دريا به هم نيامد و در آستانه غرق شدن قرار نگرفت ، در پى بنى اسرائيل مى تاخت

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً حتى إذا أدركه الغرق

544- فرعون و هجرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 3

3 - ممانعت فرعون از هجرت بنى اسرائيل و خارج شدن آنان از مصر

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

545- فرعونيان و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 2،4،5،9

2 - خداوند با بعثت موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنها ر ها ساخت .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

در جمله «أنعمت عليكم» و «أنى فضلتكم» نعمت دادن و برترى بخشيدن به خداوند نسبت داده شده; ولى در جمله «نجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نجات بخشى به ضمير «نا» (ما) نسبت داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى، نظر به سببهايى نيز دارد كه به قرينه آيات بعد مى توان گفت: آن سبب بعثت حضرت موسى (ع) بوده است.

4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.

5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 1

1 - بنى اسرائيل ، در محاصره فرعونيان در كناره درياى سرخ

و إذ فرقنا بكم البحر

ال در «البحر» عهد ذهنى است و اشاره به دريايى معهود دارد كه بنا به گفته بسيارى از مفسران، مراد از آن درياى سرخ است. بيان نجات بنى اسرائيل و غرق شدن فرعونيان در پى شكافته شدن دريا، دلالت بر اين دارد كه: فرعونيان در كناره درياى سرخ در صدد هجوم به بنى اسرائيل بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 9

9 - فرعون و اشراف دربار او ، دشمنان قوم موسى

عسى ربكم أن يهلك عدوكم

كلمه «عدو» هم مى تواند به معناى دشمن باشد كه در اين صورت مراد از آن فرعون است و هم مى تواند به معناى دشمنان باشد كه در اين صورت مراد از آن فرعون و اشراف دربار او خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 1

1 - بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون

استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 1

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 7

7 - حضور بنى اسرائيل در مصر ، براى فرعونيان اهميت بسيارى داشت .

فأرسل معنا بنى إسرءيل

مطرح نمودن درخواست اجازه فرعون، براى خروج بنى اسرائيل از مصر، نشانه اهميت حضور بنى اسرائيل در مصر و بيانگر نقش آنان در انجام امور فرعونيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 2

2 - فرعون و لشكريانش ، در پى كوچ بنى اسرائيل از مصر ، به تعقيب آنان پرداختند .

فأتبعهم فرعون بجنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 6

6 - خبردادن خداوند به موسى ( ع ) مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در صورت خروج از مصر

أسر بعبادى إنّكم متّبعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 7،8،9

7- ممانعت فرعونيان ، از مهاجرت بنى اسرائيل و خروج آنان از سرزمين مصر

فأسر . .. إنّكم متّبعون

8- هشدار خداوند به موسى ( ع ) ، در غافل نبودن از تعقيب فرعونيان نسبت به بنى اسرائيل

فأسر . .. إنّكم متّبعون

9- گريز علنى بنى اسرائيل از قلمرو فرعونيان ، امرى غيرقابل تحمل براى نظام فرعونى

إنّكم متّبعون

546- فرعونيان و تعقيب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 2،3

2 - فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.

3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

547- فرعونيان و زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 6

6 - زنان بنى اسرائيل در نهايت سختى و شكنجه و هم آغوش مرگ ، در سيطره فرعونيان

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

548- فرعونيان و هجرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 5

5 - ممانعت جدى حكومت فرعون از مهاجرت بنى اسرائيل و ترك سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى مبنى بر خروج مخفيانه و حركت شبانه بنى اسرائيل و نيز تعبير «إنّكم متّبعون» نشانگر ممانعت شديد حكومت فرعون نسبت به خروج بنى اسرائيل از مصر است.

549- فساد در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 1،2

1 - بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.

2 - رواج فساد و منكرات در بين بنى اسرائيل

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

استمرار ترك نهى از منكر كه از جمله «كانوا لايتناهون» به دست مى آيد، حكايت از استمرار و رواج كارهاى ناشايست در بين بنى اسرائيل دارد.

550- فسق بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 7،11

7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.

11 - گروهى از قوم موسى ، از ديرباز مردمى فاسق و تبهكار بودند .

بما كانوا يفسقون

«باء» در «بما كانوا . ..» سببيه و «ما» مصدريه است. فعل مضارع آن گاه كه همراه «كان» و مانند آن آورده شود، دلالت بر استمرار در زمان گذشته دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 10

10 - بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )

و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 14،15

14 - قوم موسى ، مردمانى فاسق و نافرمان

إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين

15 - لجاجت قوم موسى در برابر فرمان هاى وى ، نشانه فسق آنان

إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 9،10

9 - بسيارى از بنى اسرائيل در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) فاسق و شكننده حدود و حريم دين خويش بودند .

و لكن كثيراً منهم فسقون

10 - فسق بنى اسرائيل عامل ايمان نياوردن به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وحى الهى

و لو كانوا يؤمنون . .. و لكن كثيراً منهم فسقون

جمله «و لكن . ..» بيانگر علت عدم ايمان بنى اسرائيل است.

551- فضايل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 7،8،9

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را بر همه مردمان عصرشان برترى داد .

و أنى فضلتكم على العلمين

كلمه «عالمين» گاهى بر همه هستى و گاهى به موجودات داراى عقل و شعور اطلاق مى شود و احياناً كاربرد آن، انسانها هستند. به نظر مى رسد مراد از «العالمين» در آيه مورد بحث - به مناسبت حكم و موضوع - انسانها باشد.

8 - برترى بنى اسرائيل بر همه مردم ، از نعمت هاى گران سنگ الهى بر آنان

و أنى فضلتكم على العلمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» عطف خاص بر عام، يا عطف تفسيرى باشد.

9 - به خاطر داشتن نعمت برترى بنى اسرائيل بر همگان ، سفارش و توصيه خداوند به آنان

اذكروا نعمتى . .. أنى فضلتكم على العلمين

عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» اقتضا مى كند كه: «أنى فضلتكم» نيز مفعول «اذكروا» باشد; يعنى: اذكروا . .. أنى فضلتكم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 9

9 - سرورى قوم موسى ( ع ) بر ديگر اقوام در گذشته تاريخ خويش

اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ . .. جعلكم ملوكاً

«ملوك» در برداشت فوق، كنايه از سيادت و سرورى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 4

4 - موسى ( ع ) با بيان احسان و تفضل ويژه خداوند بر بنى اسرائيل ، تنها او را شايسته پرستش براى آنان معرفى كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جمله «و هو فضلكم» حاليه و به منزله تعليلى است براى جمله «أغير اللّه . .. .» يعنى چگونه امكان دارد غير خدا را براى پرستش شما بجويم در حالى كه نعمتها، از جمله برترى شما بر ديگر اقوام و ملل، عطاى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 53 - 5

5 - بنى اسرائيل ، برخوردار از عنايت ويژه خداوند

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب

برداشت ياد شده از تعبير ارث درباره اعطاى كتاب به دست مى آيد; زيرا ميراث چيزى است كه انسان براى آن معمولاً زحمتى نكشيده و تلاشى نكرده است تا مستحق آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 5

5- بنى اسرائيلِ گرفتار در چنگال فرعونيان ، مورد عنايت و عطوفت پروردگار

فأسر بعبادى

به كار رفتن تعبير «عبادى» در حق بنى اسرائيل، بيانگر مطلب يادشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 2

2- بنى اسرائيل ، برخوردار از امتيازاتى خاص در مقايسه با ساير امت ها ، در طول تاريخ

و لقد اخترنهم . .. على العلمين

مى توان گفت: مراد از «العالمين» تمام مردم است و مقصود از برگزيدن بنى اسرائيل، اعطاى امتيازاتى همچون مبعوث ساختن انبياى متعدد از ميان آنها و فرو فرستادن خوراكى هاى گوناگون در زمان حيرت و سرگردانيشان در «تيه» و امورى نظير آن مى باشد.

552- فضايل عالم بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 8

8- گواهى دهنده بر حقانيت قرآن از ميان بنى اسرائيل ، فردى دانا و متشخص بود .

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن

تكيه قرآن بر شهادت فردى از بنى اسرائيل و استفاده از گواهى وى در گرايش دادن مردم به ايمان، نشانگر اين معنا است كه وى، فردى متشخص و صاحب نظر و معتبر بوده است.

553- فضايل مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 14

14 - پيروان عيسى ( ع ) ، مورد تأييد و حمايت الهى در قبال دشمنانشان ( كافران بنى اسرائيل )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

554- فضايل نياكان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 2

2- خداوند ، ايمان و شرافت نياكان بنى اسرائيل را به آنان يادآور شد .

هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح

نصب «ذرية» يا به تقدير حرف ندا و يا به تقدير فعل «اخص» است. در هر صورت يادآورى عنوان «ذريه همراهان نوح» بيانگر حقيقت فوق است.

555- فقر متجاوزان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 23

23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .

و ضربت عليهم الذلة و المسكنة

«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.

556- فلسفه برگزيدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 2،3

2- انتخاب بنى اسرائيل از ميان ملت هاى عصر خويش ، براى دريافت آيات الهى و زمينه آزمون بود .

و لقد اخترنهم . ..و ءاتينهم من الأيت

از ارتباط «و آتيناهم» با «اخترناهم»، مى توان استفاده كرد كه «آتيناهم» تفسير و توضيح و تبيين «اخترناهم» است; يعنى، اين اختيار و انتخاب، ريشه نژادى و نسلى ندارد; بلكه فلسفه فرهنگى و علمى دارد.

3- گزينش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، گزينشى براى آزمايش

و لقد اخترنهم . ..و ءاتينهم ... ما فيه بلؤا

«و آتيناهم» تفسير و تبيين حقيقت «اخترناهم» است; يعنى، گزينش بنى اسرائيل همين بود كه خداوند، آنان را از نظر شرايط فكرى و اجتماعى مستحق آزمايش دانست و زمينه آن را براى آنان فراهم ساخت.

557- فلسفه پرسشهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 3

3 - قوم موسى ، تحير و سردرگمى خويش را در انتخاب گاوى كه بايد ذبح مى شد ، دليل تكرار سؤال و تقاضاى توضيح بيشتر عنوان كردند .

قال ادع لنا ربك . .. إن البقر تشبه علينا

قوم موسى، با جمله تعليليه «إن البقر . ..» - كه تعليل براى جمله قبل است - در صدد بيان اين معنا بودند كه: پرسشهاى مكررشان بدين جهت است كه امر بر آنان مشتبه شده و در پى رهايى از تحير و سردرگمى هستند نه بهانه گيرى و تلاش براى فرار از مسؤوليت.

558- فلسفه تبيين تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 10

10 - تبيين علل ايمان نياوردن جامعه يهود و بنى اسرائيل به اسلام ، از اهداف تشريع سرگذشت آنان در قرآن

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

آيه مورد بحث نتيجه است براى حقايق تاريخى مربوطه به بنى اسرائيل و خصوصاً يهود; يعنى، آنان پس از مشاهده معجزه هاى فراوان و برخوردار شدن از نعمتهاى الهى كفر ورزيدند; به گوساله پرستى گرايش پيدا كردند و نسبت جهل و استهزا به موسى(ع) دادند. بنابراين انتظار ايمان آوردن به قرآن از آنان انتظارى نا به جاست.

559- فلسفه عفو از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 8

8 - ايجاد زمينه هاى سپاسگزارى در بنى اسرائيل ، از هدف هاى آمرزش گناه ارتداد ايشان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

560- فلسفه قتل پسران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 4

4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى

تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.

561- فلسفه هجرت شبانه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 3

3 - فرمان خداوند به حركت شبانه بنى اسرائيل ، طرحى براى بيرون كشاندن فرعونيان از سرزمينشان

أن أسر بعبادى . .. فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون

562- قارون از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 1

1 - قارون ، از قوم موسى ( از تبار بنى اسرائيل ) بود .

إنّ قرون كان من قوم موسى

قانون شكنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 25

25 - بسيارى از بنى اسرائيل ، على رغم دعوت پيامبرانشان ، مردمى اسرافكار و قانونشكن بودند .

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

اسراف به معناى خروج از حد اعتدال است و كلمه «فى الارض» مى رساند كه منظور از اسراف، خروج از حد اعتدال در مسائل اجتماعى است كه از آن به قانونشكنى تعبير شده است.

563- قبله بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 13

13 - از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;

هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».

564- قبول توبه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 20

20 - پذيرش توبه گوساله پرستان بنى اسرائيل ، از نعمت هاى خداوند به آنان

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

آيه هاى اين بخش از سوره چنانچه از مطلع آن (يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى . ..) به دست مى آيد، در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته است.

565- قبولى بنى اسرائيل در امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

566- قتل انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 21

21 - كشته شدن پيامبرانى از نژاد اسرائيل به دست يهوديان ، دليل ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل

نؤمن بما أنزل علينا . .. قل فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل

567- قتل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 1

1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض

برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.

568- قتل پسران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 4،5،7،9،16

4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.

5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.

7 - زنان بنى اسرائيل به خاطر كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات از آنان سلب شده بود و از زنده ماندن خود در عذاب بودند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

زنده گذاشتن زنان، به عنوان يك عذاب براى بنى اسرائيل مطرح شده است; در حالى كه مجرد نكشتن، عذاب و شكنجه تلقى نمى شود. بنابراين با توجه به اينكه جمله «يستحيون نساءكم» پس از «يذبحون ابناءكم» آمده، مى توان گفت: همان كشتن فرزندان موجب مى شده كه زنان از زنده ماندن خويش و ديدن قتل فجيع فرزندانشان، در رنج و عذاب باشند. آوردن زنان و نه دختران در مقابل پسران اين معنا را تأييد مى كند.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده : « . . . اما مولد موسى ( ع ) فان فرعون لما وقف على ان زوال ملكه على يده . . . فلم يزل يأمر أصحابه به بشق بطون من الحوامل نساء بنى اسرائيل حتى قتل فى طلبه نيف و عشرون ألف مولود . . .

اما قصه تولد حضرت موسى (ع) پس چون فرعون فهميد كه انقراض پادشاهى او به دست موسى (ع) است; پس مدام به اطرافيانش دستور مى داد كه شكم زنان حامله بنى اسرائيل رابشكافند تا اينكه بيش از بيست هزار كودك را - در جستجوى موسى (ع) - به قتل رساندند . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 11

11 - فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .

قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم

تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 6،7،8

6 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.

7 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.

8 - زنان بنى اسرائيل به سبب كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات و زنده ماندن از آنان سلب شده بود .

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«زنده گذاشتن زنان» به عنوان يك عذاب براى قوم بنى اسرائيل است كه از جمله آن قوم، خود زنان هستند. و چون مجرد زنده گذاشتن عذاب تلقى نمى شود، با توجه به اينكه «يستحيون» پس از «يقتلون» آمده، مى توان گفت كشتن فرزندان به گونه اى بوده كه زنان، يعنى مادران جامعه، از زنده ماندن خودشان و ديدن قتل فجيع فرزندانشان در رنج و عذاب بودند. آوردن «نساء» در مقابل «أبناء» مى تواند اين احتمال را تأييد كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 13،14،17

13- سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان بنى اسرائيل ، بدترين نوع تحميل شكنجه و آزار از سوى فرعونيان به آنان

يسومونكم سوء العذاب و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

آوردن «يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم» پس از «يسومونكم» مى تواند جمله تفسيرى براى آن باشد. در اين صورت، اين دو مورد، شرح شكنجه ها و رفتارهاى ظالمانه آل فرعون است.

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.

17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 9،11

9 - اقدام فرعون به كشتار وسيع و بى رحمانه پسران بنى اسرائيل

يستضعف طائفة منهم يذبّح أبناءهم

به كارگيرى فعل مضارع باب تفعيل (يذبّح)، بيانگر وسعت و گستردگى كشتار است.

11 - زنده نگه داشتن دختران بنى اسرائيل على رغم كشتن پسران آنان ، اقدام بى رحمانه ديگر فرعون عليه آن قوم

يذبّح أبناءهم و يستحيى نساءهم

«نساء» مقابل «رجال» و به معناى زنان است و قرار گرفتن آن در مقابل «أبناء» (پسران)، نشان مى دهد كه مقصود از آن در اين جا «بنات» (دختران) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 8 - 7

7 - كشتن پسران بنى اسرائيل از سويى و برگرفتن موسى ( ع ) از آب از سوى ديگر ، نمود خطاپيشگى و نابخردى فرعونيان

يذبّح أبناءهم . .. فالتقطه ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 5،7،9،14

5 - فرمان فرعون ، هامان و قارون ، بر كشتن فرزندان ذكور مؤمنان همراه موسى ( ع )

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

569- قتل در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 4،5،26،35

4 - وجود زمينه هاى فراوان قتل و خونريزى نابحق در بنى اسرائيل

و من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل

نام بردن بنى اسرائيل با اينكه حكم ياد شده اختصاص به آنان ندارد، حاكى از اين است كه بنى اسرائيل بيش از ديگران در خطر ارتكاب قتل و جنايت بوده اند.

5 - جنايت و برادركشى قابيل ، موجب سختگيرى خداوند در مجازات قتل بر بنى اسرائيل

فقتله . .. من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس

«ذلك» اشاره است به داستان هابيل و قابيل.

26 - بسيارى از بنى اسرائيل ، مردمى خونريز و آدمكش

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

مراد از اسراف، به قرينه فرازهاى قبلى، مى تواند خروج بنى اسرائيل از حد اعتدال در قتل نفس، يعنى آدمكشيهاى نابحق و خونريزيهاى مكرر، باشد.

35 - بسيارى از بنى اسرائيل مرتكب خونريزى شده و حرام هاى خدا را حلال مى شمردند .

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

از امام باقر(ع) روايت شده: المسرفون هم الذين يستحلون المحارم و يسفكون الدماء.


تفسير تبيان، ج 3، ص 504; نورالثقلين، ج 1، ص 620، ح 158.

570- قحطى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

571- قدرت اقتصادى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 5،6

5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم بأمول و بنين

6- سلطه مجدد بنى اسرائيل بر دشمنانشان پس از اولين شكست ، متكى بر توان اقتصادى و نيروى انسانى خدادادى است .

و أمددنكم بأمول و بنين

572- قدرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 12

12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *

ثم توليتم من بعد ذلك

از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 3

3 - فرعونيان ، هراسان از قدرت يابى موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و از دست دادن حكومت و سرزمين خويش

يريد أن يخرجكم من أرضكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 4

4- جنگاورى و توانمندى بنى اسرائيل ، در نخستين مرحله از فسادانگيزيشان

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

گسيل نيروهاى بسيار پرتوان براى سركوبى بنى اسرائيل، نشانگر توانمندى آنان در جنگ و مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 9

9- فزونى داشتن نيروى انسانى و نفرات رزمى بنى اسرائيل بر نفرات دشمن ، پس از نخستين شكست

و جعلنكم أكثر نفيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 3

3 - بنى اسرائيل ، مجموعه اى نيرومند بودند و فرعون براى مقابله با آنان نيازمند قوايى گسترده بود .

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

573- قدرت سركوب كنندگان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 3

3- سركوب كنندگان اولين فساد بنى اسرائيل ، مردانى بس توانمند و جنگاور

بعثنا عليكم عبادًا لنا أولى بأس شديد

574- قرآن و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 3

3 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 5

5 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

575- قربانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 28

28 - آتش گرفتن قربانى بنى اسرائيل ، علامت قبولى آن در پيشگاه خداوند

حتّى ياتينا بقربان تاكله النار

امام صادق (ع) فرمود: كانت بنواسرائيل اذا قربت القربان تخرج نار تأكل قربان مَنْ قُبلَ منه . .. .


كافى، ج 4، ص 335، ح 16 ; نورالثقلين، ج 1، ص 417، ح 462.

576- قساوت قلب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 1،2،3،4،5،6،7

1 - قلب هاى بنى اسرائيل - على رغم دريافت آيات و معجزه هاى فراوان - به سختى گراييد و از درك معارف و آيات الهى ناتوان شد .

لعلكم تعقلون. ثم قست قلوبكم من بعد ذلك

«قساوة» (مصدر قست) به معناى غلظت پيدا كردن و سخت شدن است. جمله «لعلكم تعقلون» بيان مى دارد كه: سخت شدن دلهاى بنى اسرائيل در برابر فهم و درك آيات و معارف الهى است. «ذلك» اشاره به نعمتها و معجزاتى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارائه كرد و در آيات پيشين مطرح شد.

2 - قلب ها و دل هاى بنى اسرائيل در سختى و نفوذناپذيرى همانند سنگ و از آن سخت تر شد .

فهى كالحجارة أو أشد قسوة

«حجارة» جمع حجر و به معناى سنگها و صخره هاست.

3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .

قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم

4 - قلب هاى بنى اسرائيل با سخت شدن ، از تراوش كمترين معرفتى ناتوان شد .

ثم قست قلوبكم . .. فهى كالحجارة أو أشد قسوة و إن من الحجارة

به مقتضاى ارتباط «ثم قست . ..» با جمله «يريكم آياته لعلكم تعقلون» سختى دل به نپذيرفتن معارف القاشده به آن، تفسير شد و به مقتضاى جمله «إن من الحجارة ...» سختى دل به تراوش نكردن معارف و حقايق تفسير مى شود; يعنى، قلب قسى نه از خارج متأثر مى شود و نه از درون تراوشى دارد.

5 - بيرون زدن و جارى شدن نهر هاى آب از برخى صخره ها ، شاهدى بر سختى قلب هاى سخت تر از سنگ بنى اسرائيل

أو أشد قسوة و إن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهر

«تفجّر» (مصدر يتفجر) به معناى بيرون آمدن و جارى شدن است (اقتباس از مجمع البيان). جمله «إن من الحجارة» به منزله دليل براى «أشد قسوة» مى باشد. «لما» مركب از لام تأكيد و «ما»ى موصوله است و مراد از آن، سنگ مى باشد. بنابراين «إن من الحجارة لما ...»; يعنى، برخى از سنگها همانا سنگى است كه ... .

6 - شكاف برداشتن برخى سنگ ها و بيرون آمدن آب از آن ، نشانه سخت تر بودن قلب هاى بنى اسرائيل از سنگها

و إن منها لما يشقق فيخرج منه الماء

«تَشَقُق» (مصدر يشقق = يتشقق) به معناى شكاف برداشتن است. برخى از اهل لغت برآنند كه «شق» به شكاف ريز كه به روشنى معلوم نباشد، گفته مى شود.

7 - سقوط سنگ ها بر اثر هراس و خشيت از خدا ، نشانه افزونتر بودن سختى دل هاى بنى اسرائيل از پاره سنگهاست .

و إن منها لما يهبط من خشية اللّه

«من» در «من خشية اللّه» تعليليه است. «هبوط» (مصدر يهبط) به معناى افتادن و سقوط كردن است. بنابراين جمله «إن منها ...»; يعنى، برخى سنگها همانا سنگى است كه به علت ترس از خدا سقوط مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 4

4 - قساوت و سخت دلى بنى اسرائيل و جامعه يهود ، از ميان برنده زمينه هاى ايمان و گرايش به اسلام در آنان

ثم قست قلوبكم . .. أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

حرف «فاء» در «أفتطمعون» قطع اميد از ايمان آوردن بنى اسرائيل را نتيجه قساوت قلب ايشان - كه در آيه قبل مطرح شد - مى شمرد; يعنى، با پيدايش قساوت در قلب بنى اسرائيل، جاى اميدى به ايمان آوردن آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 4،12

4 - گرفتارى بنى اسرائيل به لعن الهى و قساوت قلب ، كيفر پيمان شكنى آنان

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

12 - سنگدلى بنى اسرائيل ، منشأ تحريف تورات

و جعلنا قلوبهم قسية يحرفون الكلم عن مواضعه

جمله «يحرفون» جمله مفسره و بيانگر آثار قساوت قلب است.

577- قصاص در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 11

11 - حكم قصاص نفس و قانون اعدام مفسدان ، از احكام الهى در آيين بنى اسرائيل

انه من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض

578- قصه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « بل يريد كلّ امرىء منهم أن يؤتى صحفاً منشّرة » و ذلك أنّهم قالوا : يا محمد قد بلغنا أنّ الرجل من بنى اسرائيل كان يذنب الذنب فيصبح و ذنبه مكتوب عند رأسه و كفّارته ، فنزل جبرئيل على النبىّ (صلی الله علیه و آله) و قال : يسألك قومك سنّة بنى إسرائيل فى الذنوب فإن شاؤوا فعلنا ذلك بهم و أخذناهم بما كنّا نأخذ به بنى إسرائيل . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «بل يريد كلّ امرىء منهم أن يؤتى صحفاً منشّرة» روايت شده كه آنان [به رسول خدا ]گفتند: اى محمد! به ما خبر رسيده كه مردى از بنى اسرائيل، گناهى مرتكب مى شد و از خواب برمى خاست، در حالى كه گناهش در بالاى سرش همراه با كفّاره آن نوشته شده بود. سپس جبرئيل بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نازل شد و فرمود: قومت از تو مى خواهند، همان سنّت بنى اسرائيل در مورد گناهان درباره آنان جارى شود، اگر آنان بخواهند ما درباره آنان انجام مى دهيم و آنان را گرفتار مى كنيم; به همان عذابى كه بنى اسرائيل را گرفتار مى كرديم...».

579- قصه قتل در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 27،30،32

27 - بنى اسرائيل ، پيامبران بسيارى را به قتل رساندند .

و يقتلون النبيين بغير الحق

30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 72 - 1

1 - شخصى از قوم موسى به قتل رسيد و هر طايفه ، ديگرى را متهم به كشتن او كرده بر سر آن به نزاع پرداختند .

و إذ قتلتم نفساً فادرءتم فيها

«ادارءتم» به معناى اختلاف و نزاع كرديد، مى باشد. اين كلمه از باب تفاعل و در اصل «تدارءتم» بوده است. نزاع و اختلاف در مقتول (ادارءتم فيها) به معناى متهم كردن يكديگر به قتل، و بر سر آن نزاع كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 11

11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن

و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1،3

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

3 - بنى اسرائيل در كشتن و آواره كردن گروهى از همكيشان خود ، يكديگر را يارى و پشتيبانى كردند .

تظهرون عليهم

«تظاهر» (مصدر تظاهرون) به معناى يارى و پشتيبانى كردن يكديگر است. «تظاهرون عليكم»; يعنى، طايفه اى از شما طايفه ديگر را عليه گروهى از خودتان يارى مى داد.

580- قصه گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 25

25 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « ان رجلا من خيار بنى اسرائيل و علمائهم خطب إمراة منهم فانعمت له و خطب ها ابن عمّ لذلك الرجل و كان فاسقاً ردياً فلم ينعموا له فحسد ابن عمّه الذى انعموا له فقعد له فقتله غيلة ثم حمله إلى موسى فقال يا نبى اللّه هذا إبن عمّى قد قتل قال موسى من قتله قال لاادرى . . . فعظم ذلك على موسى فاجتمع إليه بنو اسرائيل فقالوا ماترى يا نبى اللّه . . . قال لهم موسى « ان اللّه يأمركم ان تذبحوا بقرة » . . . ;

مردى از علما و برگزيدگان بنى اسرائيل از قوم خود زنى را خواستگارى كرد و او پذيرفت; و همان زن را پسر عموى آن عالم - كه مردى فاسق و پست بود - خواستگارى كرد و آنان به او جواب رد دادند و اين پسر عموى فاسق به آن عالم حسد برد و در كمين او نشست و غافلگيرانه او را كشت و جنازه او را به سوى موسى(ع) برده و گفت: اى پيامبر خدا! اين پسر عموى من است كه او را كشته اند. موسى(ع) فرمود: چه كسى او را كشته است؟ گفت: نمى دانم ... اين واقعه بر موسى(ع) گران آمد و بنى اسرائيل در اطراف موسى(ع) جمع شدند و گفتند نظر و حكم شما اى پيامبر خدا چيست؟ ... موسى(ع) فرمود: خداوند به شما امر مى كند كه گاوى را ذبح كنيد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 9

9 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه : « أنهم أمروا بأدنى بقرة و لكنهم لما شدوا على أنفسهم شدد اللّه عليهم و ايّم اللّه لو لم يستثنوا ما بينت لهم ، إلى آخر الأبد . . . ;

بنى اسرائيل مأمور به ذبح كم ارزش ترين گاو بودند; لكن چون بر خويشتن سخت گرفتند خداوند نيز بر آنان سخت گرفت و سوگند به خدا اگر آنان «إن شاء اللّه» نمى گفتند هرگز علامتهاى گاوى كه مى بايست ذبح نمايند براى آنان بيان نمى شد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 11،12،13

11 - امام صادق ( ع ) فرموده اند : « . . . و كان فى بنى اسرائيل رجل له بقرة و كان له ابن بارّ و كان عند ابنه سلعة فجاء قوم يطلبون سلعته و كان مفتاح بيته تحت رأس أبيه و كان نائماً . . . فلما انتبه أبوه قال له يا بنى ما صنعت فى سلعتك قال هى قائمة لم ابع ها لان المفتاح كان تحت رأسك فكرهت ان انّبهك و انغّص عليك نومك قال له ابوه قد جعلت هذه البقرة عوضاً عما فاتك من ربح سلعتك و شكر اللّه لابنه ما فعل بابيه و امر بنى اسرائيل أن يذبحوا تلك البقرة . . . قال لهم موسى ان اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة . . . هى بقرة فلان فذهبوا ليشتروا فقال : لاابيع ها الا بملء جلد ها ذهباً فرجعوا إلى موسى فأخبروه فقال لهم موسى لابد لكم من ذبح ها بعين ها بملء جلد ها ذهباً فذبحو ها . . . ;

. .. در بين بنى اسرائيل مردى بود كه گاوى داشت و اين مرد را پسر نيكوكارى بود و نزد اين پسر كالايى بود كه عده اى براى خريد آن آمدند و كليد خانه اش زير سر پدرش بود و او نيز در خواب بود ... پدر چون از خواب بيدار شد پرسيد كه با كالاى خود چه كردى؟ پسر گفت: كالا در جاى خود باقى است و آن را نفروختم; چون كليد زير سر شما بود و دوست نداشتم كه شما را بيدار كرده و خواب را برايتان ناگوار نمايم. پدر به او گفت: اين گاو را در مقابل سودى كه از دست دادى به تو بخشيدم. و خدا خوشرفتارى اين پسر را با پدر خويش پاس داشت و به بنى اسرائيل دستور داد آن گاو را ذبح كنند ... موسى به آنان گفت: خداوند به شما دستور داده كه گاوى را بكشيد ... اين همان گاو شخص نيكوكار بود. پس براى خريد آن رفتند و آن شخص گفت: گاو خود را نمى فروشم مگر اينكه پوست آن را پر از طلا نماييد. پس بنى اسرائيل به سوى موسى(ع) آمدند و آن حضرت به آنان گفت: بايد همين گاو را بكشيد و لو اينكه پوست آن را پر از طلا نماييد و بنى اسرائيل ناچار به ذبح آن گاو شدند ...».

12 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . ان الذين أمروا قوم موسى بعبادة العجل ، كانوا خمسة أنفس ، و كانوا أهل بيت يأكلون على خوان واحد . . . و هم الذين ذبحوا البقرة التى أمر اللّه عز و جل بذبح ها ;

. .. كسانى كه قوم موسى (ع) را به پرستش گوساله دعوت كردند، پنج نفر بودند كه همگى از يك خانواده و سر يك سفره مى نشستند ... و آنان همان كسانى بودند كه مأمور گشته بودند گاوى را كه خداوند عز و جل دستور داده بود زبح كنند».

13 - يونس بن يعقوب مى گويد : « قلت لابى عبداللّه ( ع ) : ان أهل مكة يذبحون البقرة فى اللبب فما ترى فى أكل لحومها ؟ قال : فسكت هنيهة ثم قال : قال اللّه : « فذبحو ها و ما كادوا يفعلون لاتأكل الا ما ذبحوا من مذبحه ;

به امام صادق(ع) عرض كردم: اهل مكه گاو را (مثل شتر) مى كشند (نحر مى كنند) پس گوشت آن چه حكمى دارد؟ امام لحظه اى ساكت شد، سپس فرمود: خداوند فرموده: آن گاو را ذبح نمودند و نزديك بود آن مأموريت را انجام ندهند. بنابراين هيچ گوشتى را نخور مگر اينكه از راه (شرعى) خودش ذبح شده باشد.»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 17

17 - بزنطى از امام رضا ( ع ) روايت نموده كه : « ان رجلا من بنى اسرائيل قتل قرابة له . . . فقالوا لموسى ( ع ) ان سبط آل فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله ؟ قال ايتونى ببقرة . . . فاشترو ها و جاؤا بها فأمر بذبح ها ثم أمر ان يضرب الميت بذنب ها فلما فعلوا ذلك حيى المقتول و قال يا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من يدعى عليه قتلى فعلموا بذلك قاتله . . . ;

شخصى از بنى اسرائيل يكى از نزديكان خود را كشت . .. بنى اسرائيل به موسى گفتند: فلان قبيله، فلانى را كشته است و تو قاتل را معرفى كن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آوريد ... آنان گاو را خريده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن كرد. سپس امر نمود كه دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون اين كار را كردند آن مرده زنده شد و گفت اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا

كشته است نه آن كس كه او را متهم به كشتن من كرده اند، پس با اين عمل قاتل را شناسايى نمودند ...».

581- قضاوت عادلان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 5

5 - عدالت پيشگان قوم موسى همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كردند .

و به يعدلون

«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.

582- قوانين كيفرى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 7

7- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه » : يعنون السنّة التى تجرى فيهم أن يحبسه . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه» روايت شده است: مقصود آنان ، سنت جارى بين آنان بوده كه او را حبس كند . ..».

583- قوم بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 4

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 4

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرءيل

584- كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 8

8 - آلودگى كافران بنى اسرائيل و منكران عيسى و جامعه آنان

و مطهّرك من الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 1،2،11،14

1 - كافران بنى اسرائيل با نفرين داود ( ع ) و عيسى ( ع ) به لعنت و دورى از رحمت خداوند گرفتار شدند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى

فاعل محذوف از «لعن» داود(ع) و عيسى(ع) مى باشد. بنابراين جمله «لعن ... على لسان داود و عيسى» به اين معناست كه كافران بنى اسرائيل مورد لعنت داود(ع) و عيسى(ع) قرار گرفتند گفتنى است، آنگاه كه لعنت بر زبان انسان جارى شود به معناى درخواست انقطاع از رحمت الهى از لعنت شونده است.

2 - داود و عيسى ( ع ) ، پيام آوران لعن و نفرين الهى بر كافران بنى اسرائيل *

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

بدان احتمال كه فاعل محذوف «لعن»، اللّه باشد. گفتنى است كه لعنت خداوند نسبت به كافران بنى اسرائيل بر لسان داود(ع) و عيسى(ع) به معناى ابلاغ لعنت خداوند به واسطه آن پيامبران است.

11 - گرفتارى كافران بنى اسرائيل به لعنت داود و عيسى ( ع ) ، برخاسته از عصيان پيشگى و تجاوزگرى آنان

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «لعنت» گرفته شده است.

14 - مورد لعن قرار گرفتن گروهى از بنى اسرائيل از سوى حضرت عيسى ( ع ) ، به دليل كفر آنان پس از نزول مائده آسمانى

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. عيسى ابن مريم

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما عيسى فلعن الذين انزلت عليهم المائدة ثم كفروا بعد ذلك.


تفسير تبيان، ج 3، ص 609; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 39،40

39 - كافران بنى اسرائيل معجزات حضرت مسيح ( ع ) را سحر و جادويى روشن قلمداد كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

40 - كافران بنى اسرائيل پس از مشاهده معجزات عيسى ( ع ) ، وى را ساحرى زبردست معرفى كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

در برداشت فوق «هذا» اشاره به مسيح(ع) گرفته شده است، بر اين مبنا اطلاق سحر به آن حضرت از باب مبالغه و حاكى از اين است كه كافران وى را ساحرى زبردست مى پنداشتند به گونه اى كه گويا خود آن حضرت، سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 16

16 - گروهى از مردم عصر موسى آيات خدا را دروغ پنداشتند و به آنها بى اعتنا بودند .

ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 11

11 - بنى اسرائيل ، در پذيرش رسالت عيسى ( ع ) و پيروى از آن حضرت ، دو دسته شدند : دسته اى مؤمن و گروهى كافر .

فامنت طائفة من بنى إسرءيل و كفرت طائفة

585- كتاب آسمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 3

3 - تورات ، كتابى از جانب خدا براى بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما ءاتينكم» تورات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 1،10

1 - اعطاى كتاب آسمانى ، حكومت و نبوت به بنى اسرائيل از سوى خداوند

ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة

10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين

«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.

586- كتب آسمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 7

7 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، حاوى بشارت به نزول قرآن و نشانه هاى حقانيت آن است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 6

6 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، توبيخ كننده مبلغان و ارشادگران بى عمل

أتأمرون الناس . .. و أنتم تتلون الكتب

چون جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» (در حالى كه شما كتاب ]تورات يا انجيل [را تلاوت مى كنيد) به عنوان دليل نكوهش و مذمت ارشاد كنندگان بى عمل مطرح شده، معلوم مى شود: در كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل بر ناروايى چنين كردارى تأكيد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 4

4 - تورات كتابى است از جانب خداوند و عطا شده به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم

مراد از «ما»ى موصوله در «ما آتيناكم» تورات است.

587- كتمان بانى قتل در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 72 - 3

3 - گروهى از قوم موسى قاتل را مى شناختند و از افشاى هويتش خوددارى مى كردند .

و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون

هر چند كتمان كردن به همه قوم موسى نسبت داده شده است، ولى به قرينه «فادارءتم»، معلوم مى شود برخى از آنها قاتل را مى شناختند و از معرفى آن خوددارى مى كردند.

588- كثرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 9

9- فزونى داشتن نيروى انسانى و نفرات رزمى بنى اسرائيل بر نفرات دشمن ، پس از نخستين شكست

و جعلنكم أكثر نفيرًا

589- كرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 8

8 - پندار مصونيت از امتحان و عذاب الهى ، از ميان برنده حق شنوى و بصيرت دينى بنى اسرائيل

فعموا و صموا

590- كشاورزى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

591- كفر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 9

9 - بنى اسرائيل با انكار قرآن ، خود پيشتاز كفر به كتاب هاى آسمانى خويش خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «به» به «ما معكم» برگردد. بنابراين جمله «و لاتكونوا ...» در ارتباط با جمله «ءامنوا بما أنزلت» چنين معنا مى شود: اى بنى اسرائيل! به قرآن ايمان آوريد و از نخستين كسانى نباشيد كه به كتب آسمانى خود كافر مى شوند; يعنى، در صورت انكار قرآن كتابهاى آسمانى خود را انكار كرده ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 1،5

1 - قوم موسى از تصديق رسالت او سرباز زدند و بر ايمان نداشتن به او تأكيد ورزيدند .

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك

«لن نؤمن لك»; يعنى، تو را هرگز تصديق نمى كنيم. «آمن» چه با لام آورده شود (آمن له) و چه با حرف باء «آمن به» به يك معناست. (مجمع البيان)

5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة

«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 25،30،38

25 - بنى اسرائيل ، آيات خدا را انكار كردند و به آنها كفر ورزيدند .

كانوا يكفرون بأيت اللّه

30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 10

10 - درخواست ها و پرسش هاى نابه جاى قوم موسى از وى ، آنان را به كفر ورزى كشانيد و از ايمان به دور ساخت .

و من يتبدل الكفر بالأيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 1،2،3،4،26

1 - كفر و انكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزات او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم . .. فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

2 - يقين عيسى ( ع ) به ايمان نياوردن بنى اسرائيل و اصرار آنان بر كفر

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

با وجود اينكه كفر، امرى قلبى است و قابل حسّ نيست، كلمه احساس به كار برده شده تا اشاره به شدت كفر آنان باشد. يعنى گويا مى توان كفرشان را احساس كرد; لذا در برداشت فوق از احساس، تعبير به يقين شده است.

3 - كفر آشكار بنى اسرائيل به رسالت عيسى ( ع )

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر

4 - عيسى ( ع ) با مشاهده كفر بنى اسرائيل ، در صدد اتمام حجّت و متمايز كردن جبهه حق از جبهه كفر شد .

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر قال من انصارى الى اللّه

26 - شنيدن و ديدن حضرت عيسى ( ع ) سخنان و اعمال كفرآميز از بنى اسرائيل

فلمّا احسّ منهم الكفر

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اى لما سمع و رأى انّهم يكفرون.


تفسير قمى، ج 1، ص 103 ; بحار الانوار، ج 14، ص 272، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 2

2 - كفر و گمراهى بنى اسرائيل به علت نقض پيمان هاى الهى

فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل . .. فبما نقضهم ميثقهم لعنهم

به مقتضاى آيه قبل (و لقد اخذ اللّه . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل)، نقض ميثاق الهى، كفر و گمراهى است. و آيه مورد بحث، بنى اسرائيل را نقض كننده پيمان الهى معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 6

6 - كفر گروهى از بنى اسرائيل پيامد غلو آنان در دين

لاتغلوا فى دينكم . .. لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل

بيان گرايش گروهى از بنى اسرائيل به كفر پس از اشاره به غلو و گزافه گويى اهل كتاب در دين، مى تواند بيانگر اين باشد كه كفرورزى آنان پيامد غلوشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 9

9 - روابط ولايى و دوستى بنى اسرائيل با كافران عامل كفرورزى و گرفتارى آنان به لعنت خدا و پيامبران

لعن الذين كفروا . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان بيان مصداقى ديگر از عصيان و تجاوزگرى بنى اسرائيل است. بنابراين پذيرش ولايت مشركان نيز از عوامل كفرپيشگى و گرفتارى به لعنت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 1

1 - بسيارى از بنى اسرائيل به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ايمان نياوردند و اعتقاد راسخى به خداوند نداشتند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه

برداشت فوق بنابر اين احتمال است كه مراد از «النبى» پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) باشد، در اين صورت «ما انزل اليه» قرآن خواهد بود قابل ذكر است كه بر اين مبنا عدم ايمان نسبت به خداوند ايمان واقعى و نسبت به پيامبر و قرآن ايمان واقعى و ظاهرى است. زيرا بنى اسرائيل ايمان به خداوند را اظهار مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 37

37 - گروهى از بنى اسرائيل عصر عيسى ( ع ) ، رسالت وى را منكر و در زمره كافران بودند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 1

1- موسى ( ع ) در راستاى رسالت خويش به بنى اسرائيل اعلام كرد كه كفر آنان و تمامى ساكنان زمين زيانى به خداوند نمى رساند .

و قال موسى إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد

«إن» در «إن تكفروا» شرطيه است و جواب آن «لم يتضرر هو» مى باشد كه محذوف است و «فإن الله لغنى» تعليل جزاى شرط محذوف مى باشد.

592- كفر بنى اسرائيل به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 13

13 - ناباورى بنى اسرائيل به قيامت و ملاقات خدا پيش از نزول تورات

ثم ءاتينا موسى الكتب . .. لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

593- كفر بنى اسرائيل به لقاء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 13

13 - ناباورى بنى اسرائيل به قيامت و ملاقات خدا پيش از نزول تورات

ثم ءاتينا موسى الكتب . .. لعلهم بلقاء ربهم يؤمنون

594- كفران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 12

12 - بنى اسرائيل ، مردمى بسيار ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون . .. ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

هدف از بيان گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا، پس از بيان نعمتهاى بزرگ الهى به آنان، نشان دادن روحيه ناسپاسى در آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 7

7 - بنى اسرائيل مردمى ناسپاس بودند .

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مردمانى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند

لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 13،16،17

13 - قوم موسى در برابر نعمت هاى الهى ، مردمى ناسپاس بودند .

ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما ظلمونا و لكن . ..» در ارتباط با فرازهايى كه بيانگر نعمتهاى الهى است، لحاظ شود.

16 - ناسپاسى قوم موسى و تمردشان از دستورات خداوند ، هيچ زيانى را متوجه ساحت قدس خدا نكرد .

و ما ظلمونا

17 - ناسپاسى قوم موسى و تمردشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خودشان روا داشتند .

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 19،38

19 - بنى اسرائيل ، مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى ارزشمند الهى ( منّ و سلوى )

لن نصبر على طعام وحد . .. قال أتستبدلون الذى هو أدنى

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 7

7 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى لجوج ، نصيحت ناپذير و ناسپاس در برابر نعمت هاى الهى

اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 12،15

12 - بنى اسرائيل مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً

بيان اين حقيقت كه گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا فاصله چندانى با نجات آنان از دست فرعونيان و عبور معجزه آساى ايشان در درياى سرخ نداشت، اشاره به اين دارد كه بنى اسرائيل مردمى ناسپاس بودند.

15 - بى توجهى قوم موسى به نعمت هاى خدا و گرايش آنان به پرستش غير او ، برخاسته از جهالت دامنه دار آنان بود .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى ... قال إنكم قوم تجهلون

چنانچه از آيه استفاده مى شود، گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا پس از عبورشان از دريا و تحقق اين نعمت بزرگ الهى بوده است. بنابراين مى توان گفت موسى اين جهت را نيز در نظر داشته و آنان را جاهل خوانده است. يعنى اين بى خردى است كه انسان نعمتهاى الهى را ببيند و در عين حال به غير او گرايش پيدا كند. فعل مضارع «تجهلون» بر دامنه دارى اين بى خردى دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 28،29،30

28 - قوم موسى ناسپاس در برابر نعمت هاى عطا شده به آنان ( جوشيدن چشمه هاى آب براى آنان و . . . )

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و ما ظلمونا و لكن . .. » در ارتباط با تمامى قسمتهايى كه بيانگر نعمتهاى الهى است، ايراد شده باشد.

29 - قوم موسى با ناسپاسى و تخلف از دستورات خداوند هيچ زيانى را متوجه ساحت قدس او نكردند .

و ما ظلمونا

30 - ناسپاسى قوم موسى و تمرد ايشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند .

و قطّعنهم . .. و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 5،6،9،12

5 - بنى اسرائيل در عين برخوردارى از زندگى مناسب ، به جاى اتحاد و حفظ حقوق يكديگر ، آگاهانه به اختلافات داخلى دامن زده و به حقوق يكديگر تجاوز مى كردند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

6 - بنى اسرائيل ، با وجود در اختيار داشتن تورات و برخوردارى از زندگى مناسب ، كفران نعمت كرده و به اختلاف و تجاوز به حقوق يكديگر پرداختند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» كتاب آسمانى تورات باشد.

9 - اختلاف بنى اسرائيل ، پس از رهايى از حكومت فرعون و برخوردارى از مسكن و روزى مناسب ، ناسپاسى نعمت هاى الهى بود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

12 - خداوند ، بنى اسرائيل را به خاطر ناسپاسى ها و ايجاد اختلاف ، سرزنش كرده و به كيفر اخروى تهديد فرمود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم إن ربك يقضى ب

595- كمبود آب در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6،7،9

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .

إذ استسقه قومه

9 - موسى ( ع ) از جانب خداوند فرمان يافت تا براى دستيابى به آب عصاى خويش را به سنگ زند .

و أوحينا إلى موسى . .. أن اضرب بعصاك الحجر

«ال» در «الحجر» هم مى تواند تعريف جنس باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر»، سنگ در مقابل اشياى ديگر است، و هم مى تواند «ال» براى عهد حضورى و يا ذهنى باشد، كه در اين صورت مراد از «الحجر» سنگى مخصوص بوده است.

596- كمبود غذا در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

597- كمى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 1

1 - دستور فرعون به مأموران جمع آورى سپاه ، مبنى بر اندك جلوه دادن نيروى بنى اسرائيل به منظور تقويت روحيه مردم و تشويق آنان به پيوستن به سپاه وى

إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون

جمله «إنّ هؤلاء. ..» دستور فرعون به مأموران خويش است كه به مردم بگويند: گريزندگان، تعدادى اندك و ضعيف اند. گفتنى

است كه كلمه «شرذمة» به عده اى از مردم گفته مى شود و «قليلون» صفت «شرذمة» است; يعنى، عده اى اندك.

598- كورى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 8

8 - پندار مصونيت از امتحان و عذاب الهى ، از ميان برنده حق شنوى و بصيرت دينى بنى اسرائيل

فعموا و صموا

599- كوه طور و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 2،10

2 - خداوند ، كوه طور را بر فراز سر بنى اسرائيل قرار داد .

و رفعنا فوقكم الطور

«الطور» نام كوهى است (مفردات راغب). الطور - چنانچه از ابن عباس نقل شده - همان كوهى است كه موسى(ع) در آن مناجات مى كرد (مجمع البيان). قابل ذكر است كه «طور» به مطلق كوه نيز گفته مى شود.

10 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «أذكروا» مى باشد و بر اين اساس برداشت فوق استفاده مى گردد.

600- كيفر افساد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 7

7- تهديد شدن بنى اسرائيل به كيفر مجدد در صورت بازگشت به فتنه گرى ، از سوى خداوند

و إن عدتم عدنا

601- كيفر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 1

1 - قوم موسى با گوساله پرستى ، بر خويشتن ستم كرده و مستحق كيفر شدند .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 7

7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 6

6 - بنى اسرائيل ، مصداق بارز تفرقه افكنان و تحريفگران دين خداوند و مشمول عذاب شديد الهى

ادخلوا فى السِلم كافة . .. فان زللتم من بعد ما ... سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم م

پس از امر به دخول در «سلم» (تسليم در برابر خداوند و اتّحاد جامعه ايمانى)، و عدم تبعيّت از شيطان، بنى اسرائيل را به عنوان نمونه ذكر مى كند.

602- كيفر دزدى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 6،7

6- « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».

7- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى ] : « جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه » : يعنون السنّة التى تجرى فيهم أن يحبسه . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه» روايت شده است: مقصود آنان ، سنت جارى بين آنان بوده كه او را حبس كند . ..».

603- كيفر دنيوى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 2

2 - خداوند ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را به پديد آوردن ذلتى شديد در زندگى دنيوى آنان تهديد كرد .

إن الذين اتخذوا العجل سينالهم . .. ذلة فى الحيوة الدنيا

604- كيفر عصيانگران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 5

5 - متمردان و ستمكاران قوم موسى ، به عذاب آسمانى گرفتار شدند .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء

605- كيفر گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 15

15 - موسى ( ع ) با توجه دادن مرتدان به خالقيت خدا ، كيفر قتل را براى آنان امرى سازنده دانست .

ذلكم خير لكم عند بارئكم

انتخاب «بارء» در بيان ضرورت اجراى حكم قتل، به اين معنا اشاره دارد كه: هر چند كشته شدن به ظاهر از ميان رفتن و نابود شدن است، ولى در حقيقت زندگى يافتن و دوباره آفريده شدن است. گفتنى است كه تكرار «بارئكم» در دو جمله «توبوا إلى بارئكم» و «ذلكم خير لكم عند بارئكم» رساى به اين است كه هر كدام به هدفى خاص آورده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از دريافت وعده الهى ( آمرزش گوساله پرستان تائب و به كيفر رساندن غير تائبان ) خشمش فرو نشست .

و لما سكت عن موسى الغضب

وقوع جمله «و لما سكت . .. »، پس از دو آيه گذشته، بيانگر اين است كه فرو نشستن غضب موسى(ع) به خاطر پذيرش توبه تائبان از سوى خدا و تهديد اصراركنندگان بر گوساله پرستى به كيفرى زودرس بوده است.

606- گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 4،6،7

4 - بازيچه قرار دادن و به مسخره گرفتن بنى اسرائيل ، پندار و تحليل قوم موسى از دستور ذبح گاو

أتتخذنا هزواً

«هزواً» يعنى به بازى گرفتن و مسخره كردن. از آيه 72، 73 چنين بر مى آيد كه فرمان مذكور در ارتباط با قتلى بوده كه در ميان بنى اسرائيل اتفاق افتاده و هر يك از طايفه ها طايفه ديگر را مسؤول مى شناختند و از آن جا كه قوم موسى ميان دستور ذبح گاو و كشف معماى قتل ارتباطى نمى ديدند، آن دستور (ذبح گاو) را به تمسخر گرفتن خويش، تحليل كردند.

6 - موسى ( ع ) مخالفت و موضع گيرى قومش را درباره دستور ذبح گاو ، پيش بينى كرد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

موسى(ع) فرمان الهى (لزوم ذبح گاو) را با جمله اسميه «إن اللّه . ..» - كه قرين به حرف تأكيد «إنّ» است - بيان داشت و معمولا بيان معنا با كلامى مؤكّد، حاكى از آن است كه مخاطب پذيراى مضمون كلام نيست و يا آن را مورد ترديد قرار خواهد داد.

7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .

إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً

با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 3،4،5

3 - قوم موسى ، تحير و سردرگمى خويش را در انتخاب گاوى كه بايد ذبح مى شد ، دليل تكرار سؤال و تقاضاى توضيح بيشتر عنوان كردند .

قال ادع لنا ربك . .. إن البقر تشبه علينا

قوم موسى، با جمله تعليليه «إن البقر . ..» - كه تعليل براى جمله قبل است - در صدد بيان اين معنا بودند كه: پرسشهاى مكررشان بدين جهت است كه امر بر آنان مشتبه شده و در پى رهايى از تحير و سردرگمى هستند نه بهانه گيرى و تلاش براى فرار از مسؤوليت.

4 - قوم موسى ، با آخرين پرسش درباره گاو ، به معين شدن گاو و رهايى از تحير اميدوار بودند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

«مهتدون» اسم فاعل از اهتداء و به معناى راه يافتگان است و متعلق آن همان گاوى است كه بايد ذبح مى شد.

5 - اتكاى قوم موسى به مشيت و خواست خدا ، در دستيابى به گاوى كه بايد ذبح مى كردند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

607- گرايش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 11،17

11 - گرايش بنى اسرائيل در برهه اى از زمان به رفتار پسنديده و انديشه صحيح دينى

ثم تاب اللّه عليهم

چون آيات قبل رفتار ناپسند و نيز انديشه هاى ناصحيح دينى بنى اسرائيل را بيان كرده بود، معلوم مى شود توبه آنان در هر دو جهت بوده است.

17 - بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .

فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون

608- گرايشهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 16،17

16 - تمرد و سرپيچى قوم موسى از فرمان هاى تورات و دستورات موسى ، برخاسته از شوق آنان به گوساله پرستى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

جمله «و أشربوا . ..» حال معلله است; يعنى، بيان مى دارد كه علت عصيان و نافرمانى يهود، عشقشان به گوساله پرستى بوده است.

17 - اشتياق قوم موسى به گوساله پرستى ، تعيين كننده موضعگيرى هاى آنان در برابر فرمان هاى الهى بود .

و عصينا و أشربوا فى قلوبهم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 15

15 - بى توجهى قوم موسى به نعمت هاى خدا و گرايش آنان به پرستش غير او ، برخاسته از جهالت دامنه دار آنان بود .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى ... قال إنكم قوم تجهلون

چنانچه از آيه استفاده مى شود، گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا پس از عبورشان از دريا و تحقق اين نعمت بزرگ الهى بوده است. بنابراين مى توان گفت موسى اين جهت را نيز در نظر داشته و آنان را جاهل خوانده است. يعنى اين بى خردى است كه انسان نعمتهاى الهى را ببيند و در عين حال به غير او گرايش پيدا كند. فعل مضارع «تجهلون» بر دامنه دارى اين بى خردى دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 1،5

1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً

همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»

5 - موسى ( ع ) تمايل قوم خويش را به بت پرستى ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند دانست .

أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

609- گرايشهاى ناپسند بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 9

9 - وجود گرايش هاى شرك آلود در بنى اسرائيل و علاقه به معبودى محسوس ، زمينه ساز روى آورى آنان به گوساله پرستى

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

تأكيد قرآن بر اينكه قوم موسى پس از غياب وى شروع به ساختن معبود كردند (من بعده)، بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده از سوى موسى در آيه 138 و 139، تأثيرى در متقاضيان خداى محسوس نداشت و آنان همچنان در انديشه خدايى محسوس و ملموس بودند و لذا در فرصت پيش آمده (غياب موسى) به آن خواسته جامه عمل پوشاندند.

610- گروههاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 3

3 - انتساب بنى اسرائيليان به هر يك از فرزندان يعقوب ، اساس گروه بندى آنان

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

«اسباط» در لغت به معناى نوادگان است. به كارگيرى اين واژه براى تيره هاى دوازده گانه بنى اسرائيل اشاره به اين دارد كه اساس اين قبايل - كه همگان نواده هاى يعقوب (اسرائيل) هستند - دوازده فرزند او مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 11

11 - بنى اسرائيل ، در پذيرش رسالت عيسى ( ع ) و پيروى از آن حضرت ، دو دسته شدند : دسته اى مؤمن و گروهى كافر .

فامنت طائفة من بنى إسرءيل و كفرت طائفة

611- گستاخى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 10

10 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى گستاخ و بى پروا در برابر خداوند

قال رجلان من الذين يخافون

«من الذين يخافون» مى تواند اشاره به اين باشد كه قوم موسى(ع) به جهت نترسيدن از خداوند، فرمان موسى(ع) را اطاعت نكردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 8

8 - بنى اسرائيل ، گستاخانه خواهان رهسپارى موسى ( ع ) و خدايش به نبرد با زورگويان سرزمين مقدس

قالوا . .. فاذهب انت و ربك فقتلا

612- گفتگوى خدا با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 3،4

3 - خداوند ، پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، با آنان قرار گفت وگو نهاد و وعده ارتباط نزديك داد .

و وعدنكم جانب الطور الأيمن

متعلق «واعدناكم» به قرينه «و ما أعجلك عن قومك يا موسى» (در آيات بعد) وعده مناجات و گفت وگو با موسى(ع) بوده است. اين مواعده گرچه با همه بنى اسرائيل نبود; اما بازگشت منافع آن (از قبيل نزول تورات) به عموم آنان، سبب شد كه از آن به عنوان نعمتى بر همه بنى اسرائيل ياد شود.

4 - سمت راست كوه طور ، ميقات و وعده گاه شرفيابى بنى اسرائيل براى پاسخ گويى به دعوت خداوند بود .

و وعدنكم جانب الطور الأيمن

«أيمن» به معناى «يمين» (طرف راست) است و مراد از «جانب راست طور» دامنه و يا فضاى سمت راست آن بوده است.

613- گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 1

1 - تخلّف و انحراف بنى اسرائيل ، على رغم ارائه آيات روشن و معجزات الهى به آنان

كم اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 2

2 - كفر و گمراهى بنى اسرائيل به علت نقض پيمان هاى الهى

فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل . .. فبما نقضهم ميثقهم لعنهم

به مقتضاى آيه قبل (و لقد اخذ اللّه . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل)، نقض ميثاق الهى، كفر و گمراهى است. و آيه مورد بحث، بنى اسرائيل را نقض كننده پيمان الهى معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 2

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 4

4- قوم موسى در انواع ظلمت ها گرفتار بودند .

أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 2

2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .

و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 7

7 - بنى اسرائيل ، بدون اين كه در تحقق وعده خداوند ( اعطاى تورات ) به آنان تأخيرى شده باشد ، به گمراهى تن در دادند .

ألم يعدكم ربّكم . .. أفطال عليكم العهد

استفهام در «أفطال» انكارى است. و «عهد» به معناى زمان است. (قاموس) و مراد زمان تحقق وعده اى است كه «ألم يعدكم» بر آن دلالت داشت، و ممكن است مراد از «عهد» زمان دورى موسى(ع) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 1

1 - انحراف و گوساله پرستى بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) ، على رغم هشدار هاى هارون ( ع ) صورت گرفته بود .

و لقد قال لهم هرون من قبل

«من قبل»; يعنى، پيش از بازگشت موسى(ع) از ميقات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 49 - 5

5 - بنى اسرائيل در عصر فرعون ، گرفتار انحراف در عقيده و عمل و نيازمند هدايت از سوى خدا

و لقد ءاتينا موسى الكتب لعلّهم يهتدون

«هم» در «لعلّهم» كنايه از بنى اسرائيل است و ارجاع آن به فرعون و طايفه او، درست نيست; زيرا نزول تورات، بعد از هلاكت آنها بود.

614- گناه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 10

10 - بنى اسرائيل ، پيش از ورودشان به بيت المقدس ، بر دوش دارنده گناهانى بسيار

نغفر لكم خطيكم

برداشت فوق با توجه به جمع آوردن كلمه «خطاياكم» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 31

31 - بنى اسرائيل ، گنهكار و همواره تجاوزگر بوده اند .

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 12

12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 10

10 - بنى اسرائيل پيش از ورود به بيت المقدس گناهان فراوانى داشتند .

نغفر لكم خطيئتكم

برداشت فوق با توجه به كلمه «خطيئات» - كه به صورت جمع آمده - استفاده شده است.

615- گناهكاران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 1،7

1 - گروهى از قوم موسى پيش از ورودشان به بيت المقدس ، ستمكار و آلوده به گناه بودند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 1

1 - گروهى از قوم موسى داراى پيشينه اى آلوده به گناه و ستم ، پيش از ورودشان به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا . .. بما كانوا يظلمون

616- گواهى انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 9

9 - گواهى تمامى پيامبران يهود بر حقانيت تورات

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية

توصيف عيسى(ع) به تصديق كننده تورات، پس از بيان پيروى آن حضرت از پيامبران يهود، بيانگر آن است كه آنان نيز مصدق تورات بوده اند.

617- گواهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 5

5 - بنى اسرائيل به عهدهايى كه خداوند با آنان داشت معترف بوده ، بر آن گواهى مى دهند .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. ثم أقررتم و أنتم تشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 3

3- گواهى و ايمان بنى اسرائيل و يهود به حقانيت قرآن ، حجتى عليه كافران و مشركان

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله

خداوند، ايمان فردى از يهود را - كه آگاه به تورات و مفاد آن بود - گواهى بر حقانيت قرآن شمرده است و به كافران تذكر داد و به آن احتجاج كرده است.

618- گواهى عالم بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 8

8- گواهى دهنده بر حقانيت قرآن از ميان بنى اسرائيل ، فردى دانا و متشخص بود .

و شهد شهد من بنى إسرءيل على مثله فامن

تكيه قرآن بر شهادت فردى از بنى اسرائيل و استفاده از گواهى وى در گرايش دادن مردم به ايمان، نشانگر اين معنا است كه وى، فردى متشخص و صاحب نظر و معتبر بوده است.

619- گوساله بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 6،7

6 - معبود دست ساز بنى اسرائيل ( مجسمه گوساله ) نه با آنان سخن مى گفت و نه ايشان را به راهى رهنمون مى ساخت .

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

استفهام در «ألم يروا» براى انكار و تعجب است ; يعنى گوساله پرستان با اينكه مى ديدند معبود دست سازشان با آنان سخن نمى گويد و راهى را به آنان نشان نمى دهد، آن را «إله» مى پنداشتند و اين امرى است كه به خاطر نابخردانه بودنش هر خردمندى را شگفت زده مى كند.

7 - گرايش قوم موسى به پرستش مجسمه اى ناتوان از سخن گفتن و عاجز از هدايتگرى ، امر نابخردانه و شگفت آور

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

620- گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 19

19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .

فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم

جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 7

7 - گروهى از بنى اسرائيل در معرفى كردن گوساله زرين به عنوان معبود ، با سامرى همراهى و هم كارى داشتند .

عجلاً . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

فعل جمع «قالوا» مى رساند كه عده اى در اطراف سامرى مجتمع گشته و مرام او را ترويج مى كردند. يا اين كه از گذشته با او هم كارى و هم فكرى داشتند و در زمان نمايش دادن گوساله، به ترويج عقيده باطل خود پرداختند.

621- گوساله پرستان بنى اسرائيل در غياب موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 17

17 - گوساله پرستان ، گروه حاكم بر جوّ عمومى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع )

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

نماى اتحاد و يك پارچگى بنى اسرائيل، در فاصله ارتداد آنان، گوياى حاكميت مرتدان و گوساله پرستان است.

622- گوساله پرستان بنى اسرائيل و هارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 18

18 - هارون ، مقهور گوساله پرستان بنى اسرائيل و ناتوان از بازدارى ايشان

إن القوم استضعفونى

«استضعاف» به معناى غلبه كردن و مقهور ساختن است.

623- گوساله پرستان تائب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 12

12 - گذشت از گناه گوساله پرستان تائب و ناديده انگاشتن خطاى آنان پس از بازگشت به توحيد و پرستش خداى يكتا ، توصيه خداوند به موسى ( ع ) *

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

برداشت فوق با توجه به دومين احتمالى است كه در توجيه خطاب به موسى(ع) ذكر شد. يعنى «ربك» اشاره به اين معنا باشد كه اى موسى تو نيز متخلق به اخلاق الهى باش و از خطاها و لغزشها درگذر.

624- گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 7،10،11،13،15

7 - بنى اسرائيل ، در غياب موسى ( ع ) به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم اتخذتم العجل من بعده

«من بعده»; يعنى پس از غياب موسى (ع) و دور شدنش از بنى اسرائيل. «اتخذتم» از افعال تصيير است. كلمه «العجل» مفعول اول آن و مفعول دومش «الهاً» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است; يعنى: «ثم جعلتم العجل الهاً لكم».

10 - گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، پس از عبورشان از دريا و نجات يافتن از سيطره فرعونيان بود .

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و إذ وعدنا ... ثم اتخذتم العجل من بعده

11 - بنى اسرائيل ، هيچ بهانه و عذرى براى گرايش به گوساله پرستى نداشتند .

ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جمله حاليه «أنتم ظالمون» (در حالى كه ظالم بوديد) ظهور در اين معنا دارد كه: ظالم بودن حالتى بوده مقارن گوساله پرستى; يعنى، گرايش بنى اسرائيل به شرك از سر ظلم بود و هيچ توجيهى هر چند واهى از قبيل جهل و مانند آن - كه بتواند بهانه و عذرى براى آنان باشد - در ميان نبوده است.

13 - داستان غيبت موسى ( ع ) از ميان قوم خويش و گرايش آن قوم به گوساله پرستى ، داستانى عبرت آموز و شايسته ياد آوردن

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة ثم اتخذتم العجل من بعده

15 - گوساله پرستى بنى اسرائيل از جمله ستمكارى هاى آنان بود .

ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 1،4،5

1 - خداوند ، گناه گوساله پرستى بنى اسرائيل را مورد عفو خويش قرار داد .

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

4 - آمرزش گناه ارتداد و گوساله پرستى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

چون آيه هاى اين بخش از سوره، در صدد بيان نعمتهاى الهى به بنى اسرائيل است، مفاد جمله «عفونا عنكم» نيز به منظور بيان نعمت ايراد شده است و از آن جا كه اين معنا با حرف «ثم» به ديگر نعمتها عطف گرديده، اشاره به رتبه برتر نعمت آمرزش نسبت به نعمتهاى ديگر دارد.

5 - امتنان خدا بر بنى اسرائيل به خاطر آمرزش گناه گوساله پرستى ايشان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

روشن است كه عفو از گناه پس از ارتكاب آن است. بنابراين «من بعد ذلك» بيانگر زمان آمرزش نخواهد بود; بلكه اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل استحقاق آمرزش را نداشت، ولى مع ذلك خداوند بر آنان تفضل كرده و گناهشان را بخشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 1،7

1 - قوم موسى با گوساله پرستى ، بر خويشتن ستم كرده و مستحق كيفر شدند .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 12

12 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . ان الذين أمروا قوم موسى بعبادة العجل ، كانوا خمسة أنفس ، و كانوا أهل بيت يأكلون على خوان واحد . . . و هم الذين ذبحوا البقرة التى أمر اللّه عز و جل بذبح ها ;

. .. كسانى كه قوم موسى (ع) را به پرستش گوساله دعوت كردند، پنج نفر بودند كه همگى از يك خانواده و سر يك سفره مى نشستند ... و آنان همان كسانى بودند كه مأمور گشته بودند گاوى را كه خداوند عز و جل دستور داده بود زبح كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 4،8،10

4 - قوم موسى ، در غياب او به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم أتخذتم العجل من بعده

8 - قوم موسى ، هيچ عذر و بهانه اى براى گرايش به گوساله پرستى نداشتند .

ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جمله حاليه «و أنتم ظالمون» ظهور در اين معنا دارد كه: ظالم بودن، حالتى مقارن گوساله پرستى بوده است; يعنى، گوساله پرستى بنى اسرائيل از سر ظلم بوده و هيچ توجيهى از قبيل جهل كه بتواند بهانه و عذرى براى آن باشد در ميان نبوده است.

10 - ارتداد قوم موسى و گرايش آنان به گوساله پرستى ، از جمله ستم هاى آنان

ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 14،22

14 - قلب ها و دل هاى يهوديان عصر موسى آكنده از عشق به گوساله پرستى بود .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

اشراب «مصدر أشربوا» به معناى آميختن و نفوذ دادن است. مراد از «عجل» (گوساله) به قرينه «فى قلوبهم» محبت و عشق گوساله است نه خود گوساله. آوردن «عجل» به جاى «محبت عجل»، بيانگر اين است كه: محبت گوساله چنان با قلبهاى آنان عجين شده بود كه گويا خود گوساله در دلهاى آنان جاى داشت.

22 - از امام باقر ( ع ) درباره سخن خداوند كه فرموده : « و اشربوا فى قلوبهم العجل بكفرهم » روايت شده كه فرموده است : « فعمد موسى ( ع ) فبرد العجل من أنفه الى طرف ذنبه ثم احرقه بالنار فذرّه فى اليمّ قال : فكانت احدهم ليقع فى الماء و ما به إليه من حاجة فيتعرض بذالك للرماد فيشربه و هو قول اللّه : و اشربوا فى قلوبهم العجل بكفرهم ;

موسى(ع) قصد ]نابودى[ گوساله ]سامرى[ را نمود; پس او را با سوهان از بينى تا دم بريد. سپس او را در آتش سوزاند و خاكسترش را به دريا ريخت. در اين هنگام بعضى از گوساله پرستان وارد آب شده در حالى كه نيازى به آب هم نداشتند و قصد آنان خاكستر گوساله بود. پس خاكستر ]مخلوط با آب را [مى نوشيدند و اين سخن خداست كه مى فرمايد: و اشربوا فى قلوبهم العجل بكفرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 1،2،11

1 - قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

2 - قوم موسى با زيورآلات خويش مجسمه گوساله نرى را براى پرستش ساختند .

اتخذ . .. من حليهم عجلا جسداً

اتخاذ (مصدر «اتخذ») در اينجا به معناى ساختن است. «عجل» به معناى گوساله نر و «حُلىّ» (جمع حَلْى) به معناى زيورآلات است.

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى بر اثر ارتداد و گرايش به گوساله پرستى از ستمكاران شدند .

اتخذوه و كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 1،2،8

1 - بنى اسرائيل پس از مدتى با پى بردن به عدم شايستگى مجسمه گوساله براى پرستش ، به گمراهى خود آگاه و از كرده خويش پشيمان شدند .

و لما سقط فى أيديهم و رأوا أنهم قد ضلوا

جمله «سقط فى أيديهم» كنايه از پشيمانى است. زيرا انسان در هنگام پشيمانى چانه خويش را بر دستانش قرار مى دهد ; به گونه اى كه گويا در دست خود فرو افتاده است.

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

8 - قوم موسى على رغم پيشينه گوساله پرستى به رحمت و مغفرت الهى اميدوار بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 7،8،9،11

7 - موسى ( ع ) بر اثر شدّت غضب به خاطر گوساله پرستى قومش ، لوحه هاى تورات را بر زمين افكند .

لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً . .. و ألقى الألواح

8 - آلودگى بنى اسرائيل به شرك و گوساله پرستى ، از ميان برنده زمينه ابلاغ تورات و تعليم پيام ها و موعظه هاى آن

و ألقى الألواح

گويا هدف از بيان اين بخش از داستان كه موسى(ع) با مشاهده گوساله پرستى تورات را بر زمين افكند، اين نكته باشد كه موسى(ع) جامعه نابخرد خويش را شايسته تورات ندانست و زمينه تعاليم آن را بر باد رفته ديد و لذا آن را بر زمين نهاد.

9 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى مقصر شناخت .

و أخذ برأس أخيه يجره إليه

11 - بازدارى بنى اسرائيل از گرايش به شرك و گوساله پرستى ، مسؤوليت هارون از ديدگاه موسى ( ع )

و أخذ برأس أخيه يجره إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 7

7 - قوم موسى با گرايش به گوساله پرستى بر خداوند افترا بستند .

و كذلك نجزى المفترين

مصداق مورد نظر براى «المفترين» مشركان و گوساله پرستان بنى اسرائيل هستند. بنابراين شركورزى آنان افترا بر خدا بود. «افتراء»، از «فريه»، به معناى دورغ بافتن است. و مراد از «مفترين»، به مناسبت مورد، كسانى هستند كه بر خدا دروغ مى بندند ; يعنى به دروغ چيزى را به خدا نسبت مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 11

11 - ارتداد بنى اسرائيل و پيدايش گوساله پرستى در ميان آنان ، پس از عبورشان از دريا بود .

يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم . .. فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 - 1،3

1 - بنى اسرائيل در برابر بازخواست و توبيخ خود از جانب موسى ( ع ) ، سعى در بى تقصير نشان دادن خود در ماجراى گوساله پرستى داشتند .

ألم يعدكم . .. أفطال ... أم أردتّم ... قالوا ما أخلفنا موعدك بملكنا

جمله «ما أخلفنا» و نيز «حمّلنا»، جملگى توجيهات بنى اسرائيل براى پذيرش گوساله پرستى از سوى آنان است.

3 - بى اختيار قلمداد كردن خود ، از بهانه هاى بنى اسرائيل براى توجيه پيمان شكنى با موسى ( ع ) و پذيرش گوساله پرستى در ميان خود

ما أخلفنا موعدك بملكنا

«موعد» مصدر و به معناى «وعد» است. «ملك» نيز مصدر است و مراد بنى اسرائيل، نفى مالك بودن امور خويش است. از همين رو معناى «ما أخلفنا...» چنين مى شود: ما از پيمان و وعده تو، به اختيار خود تخلف نكرديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 3

3 - توبيخ و سرزنش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، به جهت عقيده كور و نسنجيده آنان به معبود بودن گوساله سامرى

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً

استفهام در «أفلايرون» براى انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 1

1 - انحراف و گوساله پرستى بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) ، على رغم هشدار هاى هارون ( ع ) صورت گرفته بود .

و لقد قال لهم هرون من قبل

«من قبل»; يعنى، پيش از بازگشت موسى(ع) از ميقات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 1

1 - بنى اسرائيل از پذيرش فرمان هاى هارون و توبه از گوساله پرستى ، سرباز زدند .

فاتّبعونى و أطيعوا أمرى . .. قالوا لن نبرح عليه عكفين

«لن نبرح»; يعنى، «لانزال» (پايدار مى مانيم) و «عاكف» به كسى گفته مى شود كه به چيزى توجه كرده و خود را به تعظيم آن وادار سازد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 1

1 - موسى ( ع ) ، پس از بازگشت از ميقات ، هارون را در باره عكس العمل وى در مقابل گوساله پرستان بنى اسرائيل ، مورد بازخواست و توبيخ قرار داد .

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

625- لجاجت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 5

5 - بنى اسرائيل براى پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن ، لجاجت كرده و سرسختى نشان مى دادند .

رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم

از اينكه خداوند با تهديد و ارعاب از بنى اسرائيل خواست تا تورات را بپذيرند و بر آن پيمان بسپارند، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 2

2 - پيمان شكنى بنى اسرائيل ، على رغم مشاهده معجزه اى چون برافراشته شدن كوه ، امرى سنگين ، شگفت و نامتوقع بود .

أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«ثم» در جمله «ثم توليتم» حاكى از ترتيب رتبى است; زيرا «من بعد ذلك» رساننده ترتيب زمانى مى باشد و آن گاه كه «ثم» براى ترتيب رتبى به كار رود حكايت از عظمت، شگفتى و . .. مضمون جمله بعد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 3

3 - قساوت قلب بنى اسرائيل ، نتيجه لجاجت ها ، بهانه جويى ها و عصيانگرى هاى آنان بود .

قالوا أتتخذنا هزواً . .. ثم قست قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 5

5 - بنى اسرائيل ، براى پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن لجاجت كرده و سرسختى نشان مى دادند .

و رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم

از اينكه خداوند با تهديد و ارعاب (قرار دادن كوه بر سر بنى اسرائيل) از قوم موسى خواست تا تورات را بپذيرند و براى عمل كردن به آن پيمان بسپارند. برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 16

16 - وجود افراد غير مؤمن ( لجوج و ناباور ) ، در ميان بنى اسرائيل ، على رغم وجود نشانه روشن الهى بر زمامدارى طالوت

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

تعبير «ان كنتم مؤمنين» اشاره است به اينكه افرادى غيرمؤمن (ناباوران) در ميان بنى اسرائيل وجود داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 11

11 - گستاخى و بى پروايى قوم موسى ( ع ) در برابر خداوند ، زمينه سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع ) ( ورود به سرزمين مقدس

و مبارزه با جباران )

إنّا لن ندخلها . .. قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 7

7 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى لجوج ، نصيحت ناپذير و ناسپاس در برابر نعمت هاى الهى

اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 10

10 - بنى اسرائيل ، قومى فاسق به خاطر لجاجت و تمردشان در برابر فرامين موسى ( ع )

و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 15

15 - لجاجت قوم موسى در برابر فرمان هاى وى ، نشانه فسق آنان

إنّا لن ندخلها . .. فلاتأس على القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 5

5 - لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل در پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم . .. خذوا ما ءاتينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 8

8 - بنى اسرائيل ، در عين مشاهده آيات بزرگ الهى ، فاقد ايمان ژرف و راسخ بودند .

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. أضلّهم السامرىّ ... ألم يعدكم ربّكم

با توجه به اين كه گمراهى بنى اسرائيل به دست سامرى، پس از نجات آنان از چنگال فرعون، عبور آنان از دريا و مشاهده آيات متعدد الهى در طول آن مدت بوده است; به نظر مى رسد آنان از بينش و ايمان سستى برخوردار بودند كه اين چنين با اغواگرى سامرى به صف گمراهان پيوستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 1،2

1 - بنى اسرائيل از پذيرش فرمان هاى هارون و توبه از گوساله پرستى ، سرباز زدند .

فاتّبعونى و أطيعوا أمرى . .. قالوا لن نبرح عليه عكفين

«لن نبرح»; يعنى، «لانزال» (پايدار مى مانيم) و «عاكف» به كسى گفته مى شود كه به چيزى توجه كرده و خود را به تعظيم آن وادار سازد (مفردات راغب).

2 - تصميم گوساله پرستان بنى اسرائيل بر عبادت گوساله سامرى ، تا زمان بازگشتن موسى ( ع ) از ميقات و تعيين تكليف

لن نبرح عليه عكفين حتّى يرجع إلينا موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 5،8

5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .

لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .

يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 13

13 - بنى اسرائيل ، به رغم در دست داشتن بشارت عيسى ( ع ) ، در برابر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) موضع گيرى كرده و رسالت آن حضرت را نپذيرفتند .

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

626- لرزش بنى اسرائيل در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 5

5 - برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .

فلما أخذتهم الرجفة

627- لطف به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مورد عنايت و لطف الهى ، در عصر ستم ديدگى و شكنجه شدن از سوى فرعونيان

أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، به جهت تكريم بنى اسرائيل و اظهار لطف به آنان است. اين امر، زمانى صورت گرفته كه آنان در بند حكومت فرعون و شكنجه هاى او بودند. خداوند با تعبير «عبادى» بر رفتار فرعونيان - كه بنى اسرائيل را به بندگى گرفته بودند - خط بطلان كشيده و آنان را تنها بنده خود معرفى كرده است.

628- لعن بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 4

4 - گرفتارى بنى اسرائيل به لعن الهى و قساوت قلب ، كيفر پيمان شكنى آنان

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 13،14

13 - مردم ايله ( گروهى از بنى اسرائيل ) ، مورد لعن حضرت داود ، به دليل عصيان در برابر خدا درباره شنبه

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: اما داود فلعن اهل ايلة لما اعتدوا فى سبتهم . .. .


تفسير تبيان، ج 3، ص 609; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

14 - مورد لعن قرار گرفتن گروهى از بنى اسرائيل از سوى حضرت عيسى ( ع ) ، به دليل كفر آنان پس از نزول مائده آسمانى

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. عيسى ابن مريم

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما عيسى فلعن الذين انزلت عليهم المائدة ثم كفروا بعد ذلك.


تفسير تبيان، ج 3، ص 609; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 10

10 - لعن شدن گروهى از بنى اسرائيل به سبب تأثيرناپذيرى آنان در برابر نهى از منكر و نيز گروه ناهى از منكر به سبب همنشينى با گنهكاران

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

از حضرت على(ع) روايت شده: . .. و لما وقع التقصير فى بنى اسرائيل جعل الرجل منهم يرى اخاه على الذنب فينهاه فلاينهى فلايمنعه ذلك من ان يكون اكيله و جليسه و شربيه حتى ضرب اللّه عزوجل قلوب بعضهم ببعض و نزل فيهم القرآن حيث يقول عزوجل «لعن الذين كفروا من بنى اسرئيل ... كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه ... .»


ثواب الاعمال مترجم، ص 597، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 660، ح 312.

629- لغزش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 16

16 - هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )

إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.

630- ماجراجويى بنى اسرائيلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 18 - 10

10 - مرد اسرائيلى ، عنصرى ماجراجو و مصلحت نينديش در نگاه موسى ( ع )

قال له موسى إنّك لغوىّ مبين

631- مبارزه با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 4

4 - نياز فرعون به استفاده از نيروى مردمى قبطيان ، براى سركوب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از اين آيه، گردآورى مردم از شهرها باشد و نه سربازان مستقر در آنها.

632- مبارزه با گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 20

20 - هارون با بيان مبارزه خويش با گوساله پرستان و ناتوانيش از بازدارى آنان ، در تلاش جهت اثبات بى گناهى خويش براى

موسى ( ع )

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 11

11 - بنى اسرائيل در خطر تشتت و تفرقه ، در صورت اقدام عملى و جدى هارون ( ع ) براى مقابله با گوساله پرستان

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

633- مبارزه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 4

4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون

أتذر موسى و قومه

634- متعهدان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 28

28 - وجود گروهى متعهد در ميان بنى اسرائيل ، دليل امر الهى به عفو و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با همه آنان

إلاّ قليلا منهم فاعف عنهم و اصفح

تفريع عفو با كلمه «فاء» بر جمله «و لاتزال . .. الاقليلا منهم»، اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 29

29 - گروهى از بنى اسرائيل پيرو انبياى خويش و متعهد به قوانين الهى

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 12

12 - تعهد گروهى از بنى اسرائيل زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حدود الهى و قوانين دين

و لكن كثيراً منهم فسقون

635- مجسمه سازى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 1،2،4

1 - قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

2 - قوم موسى با زيورآلات خويش مجسمه گوساله نرى را براى پرستش ساختند .

اتخذ . .. من حليهم عجلا جسداً

اتخاذ (مصدر «اتخذ») در اينجا به معناى ساختن است. «عجل» به معناى گوساله نر و «حُلىّ» (جمع حَلْى) به معناى زيورآلات است.

4 - سازنده مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، ماهر در فن مجسمه سازى ، صنعتكار و هنرمند بود .

عجلا جسداً له خوار

اطلاق گوساله بر مجسمه آن - كه بيانگر اين نكته است كه مجسمه ساخته شده كاملاً شبيه گوساله بوده - و نيز ساختن آن به گونه اى كه صداى گاو از آن برآيد، بيانگر اين است كه سازنده آن مجسمه هنرمند بوده و در صنعت مجسمه سازى مهارت كامل داشته است.

636- محاصره بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 1

1 - بنى اسرائيل ، در محاصره فرعونيان در كناره درياى سرخ

و إذ فرقنا بكم البحر

ال در «البحر» عهد ذهنى است و اشاره به دريايى معهود دارد كه بنا به گفته بسيارى از مفسران، مراد از آن درياى سرخ است. بيان نجات بنى اسرائيل و غرق شدن فرعونيان در پى شكافته شدن دريا، دلالت بر اين دارد كه: فرعونيان در كناره درياى سرخ در صدد هجوم به بنى اسرائيل بودند.

637- محرمات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 4،6،11،12،14

4 - تحريم برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، پس از نزول تورات

كل الطّعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. من قبل ان تنزل التورية

بنابراينكه استثناى در «الا ما حرّم . .. » استثناى منقطع باشد.

6 - بنى اسرائيل ، مدّعى حرمت برخى از خوردنى ها و انتساب آن به تورات

كل الطّعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. قل فاْتوا بالتورية فاتلوها

11 - آنچه از خوردنى ها كه يعقوب ( ع ) بر خويش حرام كرده بود ، بر بنى اسرائيل نيز حرام بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

بنابراينكه استثناى در «الا ما حرم . .. » استثناى متصل باشد.

12 - تورات ، ناسخ حرمت برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزل التوري

بنابراينكه «من قبل» متعلق به «حرّم» باشد; يعنى حرمتهاى وضع شده براى بنى اسرائيل توسط يعقوب (ع)، تا قبل از نزول تورات بوده است.

14 - حليت همه خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، جز گوشت شتر كه اسرائيل ( ع ) ( يعقوب ) قبل از نزول تورات بر خود حرام كرده بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

امام صادق (ع): . .. ان اسرائيل كان اذا اكل من لحم الابل هيّج عليه وجع الخاصرة فحرّم على نفسه لحم الابل و ذلك قبل ان تنزّل التوراة.


كافى، ج 5، ص 306، ح 9 ; بحارالانوار، ج 9، ص 191، ح 31.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 13

13 - گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، طيبات حرام شده بر بنى اسرائيل از سوى خداوند بخاطر ظلم آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

امام صادق(ع) درباره «طيبت» در آيه فوق فرمود: . .. يعنى لحوم الابل و البقر و الغنم ... .


كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 3

3 - حرمت كشتن نابحق بر بنى اسرائيل

كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

638- محروميت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3

3 - خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 2،6

2 - محروميت قوم موسى ( ع ) از تسلط بر سرزمين مقدس و سكونت در آن ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع )

إنّا لن ندخل ابداً . .. فانها محرمة عليهم

جمله «فانها محرمة . ..»، تفريع بر نافرمانى آنان از دستور موسى(ع) است، نه اينكه متفرع بر نفرين او (فافرق بيننا ...) باشد.

6 - ترك جهاد از سوى نيرو هاى كارآمد بنى اسرائيل ، موجب گرفتارى همه مردم آن قوم به سرگردانى و محروميت از تسلط بر سرزمين مقدس

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة

برداشت فوق مبتنى بر امرى مسلم و طبيعى در داستان تيه مى باشد و آن اينكه همه قوم موسى ; حتى زنان و كودكان و پيران، به سرگردانى گرفتار آمده و از ورود به سرزمين مقدس محروم شدند، با اينكه اين گروه مأمور به مبارزه و جهاد نبودند تا بر اثر تخلف، عقوبت شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 9

9 - تكذيب و قتل انبيا از سوى بنى اسرائيل مايه محروميت آنان از حق شناسى و بينش دينى

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. فعموا و صموا

جمله «عموا و صموا» علاوه بر اينكه متفرع بر جمله «حسبوا . ..» است مى تواند متفرع بر جمله «فريقاً كذبوا ...» نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 6

6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

639- محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 15،16

15 - وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن ، در ميان قوم موسى

و سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» (نيكوكاران) مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطاياكم» به دست مى آيد; يعنى، بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خطاياكم» به آنان اشاره دارد و گروهى پاكدامن كه «المحسنين» آنها را بيان مى كند.

16 - خداوند ، محسنان و پاكدامنان بنى اسرائيل را - در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس - به پاداشى افزونتر از ديگران نويد داد .

قولوا حطة نغفر لكم خطيكم و سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 5

5 - تورات، نعمتى كامل براى نيكوكاران قوم موسى

تماما على الذى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 13،14

13 - وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن از گناهان در ميان قوم موسى

سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطيئتكم» به دست مى آيد. يعنى بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خيطئتكم» اشاره به آنان دارد و پاكدامنان از گناه كه «المحسنين» عهده دار تبيين آن گروه است.

14 - خداوند محسنان بنى اسرائيل را در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس ، به پاداشى افزونتر از احسانشان نويد داد .

سنزيد المحسنين

640- محمد(صلی الله علیه و آله) و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 27،28،29

27 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به عفو و گذشت از خطا هاى بنى اسرائيل و ترك هرگونه تعرض نسبت به آنان

فاعف عنهم و اصفح

بنابر اينكه ضمير «عنهم» به همه بنى اسرائيل برگردد.

28 - وجود گروهى متعهد در ميان بنى اسرائيل ، دليل امر الهى به عفو و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با همه آنان

إلاّ قليلا منهم فاعف عنهم و اصفح

تفريع عفو با كلمه «فاء» بر جمله «و لاتزال . .. الاقليلا منهم»، اشاره به برداشت فوق دارد.

29 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور عفو و گذشت از غير خائنان بنى اسرائيل

فاعف عنهم و اصفح

بنابر اينكه مراد از ضمير در «عنهم»، تنها گروه غير خائن باشد.

641- محمد(صلی الله علیه و آله) و تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

642- مدت گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 2

2 - تصميم گوساله پرستان بنى اسرائيل بر عبادت گوساله سامرى ، تا زمان بازگشتن موسى ( ع ) از ميقات و تعيين تكليف

لن نبرح عليه عكفين حتّى يرجع إلينا موسى

643- مدح علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 3

3 - ستايش خداوند از فرزانگان بنى اسرائيل ، به خاطر برخورد سخت آنان با دل باختگان دنيا

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم

تعبير «الذين أُوتوا العلم» تعبيرى ستايشگرانه است كه خداوند درباره عالمان و فرزانگان بنى اسرائيل به كار برده است.

644- مذكر بودن مقتول بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 6

6 - مقتول قوم موسى از جنس ذكور بود .

فقلنا اضربوه ببعضها

برداشت فوق از آوردن ضمير مذكر «ه» در «إضربوه» - كه به «نفساً» بر مى گردد - استفاده شده است.

645- مرتدان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 9،19،21

9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم

موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.

19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .

فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم

جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

646- مردان بنى اسرائيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 3

3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )

و اختار موسى

«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.

647- مسخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 10

10 - از امام سجاد ( ع ) روايت شده است : « . . . أما القردة فكانوا قوماً من بنى اسرائيل . . . اعتدوا فى السبت فصادوا الحيتان فمسخهم اللّه قردة . . . ;

. .. اما بوزينه ها گروهى از بنى اسرائيل بودند ... كه در روز شنبه از دستور الهى سرپيچى كرده به صيد ماهى پرداختند و خداوند آنان را به صورت بوزينه مسخ كرد».

648- مسخ در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 15

15 - مسخ گروهى از بنى اسرائيل بصورت خوك ، در اثر لعن حضرت داود ( ع ) و بصورت ميمون ، در اثر لعن حضرت عيسى ( ع )

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى

از امام صادق(ع) درباره آيه فوق روايت شده: الخنازير على لسان داود(ع) و القردة على لسان عيسى ابن مريم(ع).


كافى، ج 8، ص 200، ح 240; نورالثقلين، ج 1، ص 660، ح 311.

649- مسخ شدگان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 6

6 - بوزينه شدگان بنى اسرائيل از زمره خاسران و زيانكاران

لكنتم من الخسرين. و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

آيه مورد بحث اشاره به نوع خسارت و زيانى دارد كه در ذيل آيه قبل مطرح شد; يعنى، خسارتى كه آدمى بر اثر گناه و تجاوز در خطر آن است، از قبيل خسارت اصحاب سبت مى باشد.

650- مسكن بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 3

3 - وضعيت مسكن و معيشت بنى اسرائيل در دوران حكومت فرعون ، وضعيتى نابسامان و نامناسب بود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 11

11 - منزل گاه بنى اسرائيل - پس از عبور از دريا - فاقد امكانات تغذيه سالم و داراى مواد غذايى بد خوراك و مغاير با طبع انسان بود .

كلوا من طيّبت ما رزقنكم و لاتطغوا فيه

651- مسلمانان صدر اسلام و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 2

2 - مسلمانان صدر اسلام ، به ايمان آوردن بنى اسرائيل دل بسته و بدان اميدوار بودند .

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

برداشت فوق لازمه معناى «أن يؤمنوا لكم» است; زيرا تأييد و تصديق پيروان يك مكتب به معناى تصديق حقانيت آن مكتب و در نتيجه ايمان آوردن به آن است.

652- مسؤوليت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 2،3،6،9

2 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را همواره به خاطر داشته باشند .

يبنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

3 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

6 - وفا كردن به عهد هاى الهى ، از فرامين و سفارش هاى خداوند به بنى اسرائيل

و أوفوا بعهدى

9 - ترسيدن از خدا و نهراسيدن از غير او ، توصيه و سفارش خداوند به بنى اسرائيل

و إبى فارهبون

«رهبة» به معناى ترسيدن است. «ارهبون» مركب از فعل امر «ارهبوا» و نون وقايه مكسور است كه حكايت از حذف «ياى» متكلم دارد; يعنى: «و اياى فارهبونى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 1،7،15

1 - خداوند ، فراخوان بنى اسرائيل به تصديق قرآن و ايمان به آن

يبنى إسرائيل . .. و ءامنوا بما أنزلت

7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .

و لاتكونوا أول كافر به

ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

15 - نهراسيدن از پيامد هاى التزام به حقايق تورات و انجيل و ايمان به قرآن ، از توصيه هاى خداوند به بنى اسرائيل

و لاتشتروا بأيتى . .. و إيّى فاتقون

حصر در جمله «اياى فاتقون» - پس از بيان لزوم ايمان و پرهيز از دين فروشى - به اين اشاره دارد كه: ايمان به قرآن و التزام به حقايق تورات و انجيل، ممكن است براى شما يهوديان و نصرانيان مشكلاتى را به همراه داشته باشد - كه نبايد از آنها در هراس باشيد - و فقط از عذابهاى الهى بترسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 1،2

1 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا حق و باطل را به هم نياميخته و با ارائه باطل ها ، حق را بر مردم مشتبه نكنند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل

«لبس» (مصدر لاتلبسوا) به معناى: آميختن و نيز مشتبه كردن است. بر اساس معناى اول «باء» در «بالباطل» براى تعديه و بر اساس معناى دوم «با»ى استعانت خواهد بود.

2 - كتمان نكردن حقايق ، توصيه و سفارش خداوند به بنى اسرائيل

و لاتلبسوا . .. و تكتموا الحق

كتمان (مصدر تكتموا) به معناى مخفى كردن است. فعل «تكتموا» عطف بر «تلبسوا» مى باشد; يعنى: «و لاتكتموا»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 3،5،9

3 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كنند و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى

5 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

9 - به خاطر داشتن نعمت برترى بنى اسرائيل بر همگان ، سفارش و توصيه خداوند به آنان

اذكروا نعمتى . .. أنى فضلتكم على العلمين

عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» اقتضا مى كند كه: «أنى فضلتكم» نيز مفعول «اذكروا» باشد; يعنى: اذكروا . .. أنى فضلتكم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 7،8

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا - به هنگام تصرف بيت المقدس - از دستور هاى خداوند به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع ساجد و حال براى فاعل «ادخلوا» مى باشد. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك نهادن) سازگار نيست، مى توان گفت: در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

8 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس فرمانى از جانب خداوند به بنى اسرائيل

ادخلوا . .. و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف همانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرو آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد «نغفر لكم ...» برداشتن گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد - خدايا - درخواست ما آمرزش گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 6،7

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوّة

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را به فراگيرى احكام و معارف تورات و همواره به يادداشتن آن فراخواند .

و اذكروا ما فيه

«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه»; يعنى، محتواى تورات را فرا گيريد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 5،6

5 - موسى ( ع ) مردم خويش را به انجام مأموريتشان ( ذبح گاو ميانسال ) فرمان داد .

إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 3،5

3 - خداوند ، از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كرده و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .

يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

5 - بنى اسرائيل ، از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرءيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 9

9 - قوم موسى ( ع ) موظف به فراگيرى معارف ثبت شده در الواح ، به بهترين وجه ، و به كار بستن احكام آن به نيكوترين صورت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «احسنها» به «قوة» برگردد. بر اين مبنا مفعول «يأخذوا» ضميرى است محذوف كه به «الألواح» برمى گردد. يعنى: «يأخذوا الألواح باحسن القوة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 7

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 6

6 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا احكام و معارف تورات را فراگيرند و آنها را همواره به خاطر بسپارند .

و اذكروا ما فيه

«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته باشد و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه» يعنى محتواى تورات را فراگيرد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 5

5 - خداوند ، فرمان داد تا بنى اسرائيل در بر پا كردن خانه هاى خود ، آنها را رو به روى هم بسازند .

و اجعلوا بيوتكم قبلة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه لفظ «قبلة» مصدر نوعى به معناى اسم فاعل باشد ; يعنى: اجعلوا بيوتكم متقابلة.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 2

2- انتخاب بنى اسرائيل از ميان ملت هاى عصر خويش ، براى دريافت آيات الهى و زمينه آزمون بود .

و لقد اخترنهم . ..و ءاتينهم من الأيت

از ارتباط «و آتيناهم» با «اخترناهم»، مى توان استفاده كرد كه «آتيناهم» تفسير و توضيح و تبيين «اخترناهم» است; يعنى، اين اختيار و انتخاب، ريشه نژادى و نسلى ندارد; بلكه فلسفه فرهنگى و علمى دارد.

653- مسير هجرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 3،8،11

3 - مسير هجرت بنى اسرائيل از مصر ، از طريق وحى به موسى ( ع ) مشخص شده بود .

و لقد أوحينا إلى موسى . .. فاضرب لهم طريقًا فى البحر

فرمان به كوچ دادن شبانه بنى اسرائيل و بيان برخورد آنان در مسير خود با دريا، دال براين است كه مسير حركت نيز از طريق وحى مشخص شده بود.

8 - ايجاد راهى خشك در عمق درياى سرخ براى عبور بنى اسرائيل ، از مأموريت هاى موسى ( ع )

فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا

«اضرب لهم. ..»، يعنى براى آنان راهى را ايجاد كن. «يَبَس» به معناى خشك است. «ال» در «البحر» عهد ذهنى و اشاره به درياى مشخصى است كه در مسير هجرت قرار داشت. گروهى از مفسران آن را درياى سرخ و برخى رود نيل دانسته اند.

11 - تمام بنى اسرائيل از يك راه در دريا عبور داده شدند . *

فاضرب لهم طريقًا فى البحر

چنانچه مراد از «طريقاً» جنس نباشد، بر وحدت راه دلالت خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 1

1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .

أسر بعبادى . .. فأتبعهم

حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 2

2 - خط سير بنى اسرائيل ، از مصر به سمت مشرق بود . *

فأتبعوهم مشرقين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مشرقين» - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى «قاصدين جهة الشرق» باشد.

654- مشركان بنى اسرائيل و هارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 18

18 - هارون ، مقهور گوساله پرستان بنى اسرائيل و ناتوان از بازدارى ايشان

إن القوم استضعفونى

«استضعاف» به معناى غلبه كردن و مقهور ساختن است.

655- مشكلات اجتماعى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 3

3 - بنى اسرائيل در حكومت فرعون ، زندگى سختى داشتند و جان پسران آنها در خطر بود .

أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ

656- مشكلات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 2

2 - بنى اسرائيل ، در صورت ايمان به قرآن و قبول شريعت جديد ، با تنگنا ها و مشكلاتى شديد مواجه مى شدند .

يبنى إسرائيل اذكروا . .. و ءامنوا ... و استعينوا بالصبر و الصلوة

سفارش خداوند به بنى اسرائيل (پيشه كردن صبر و برپايى نماز) پس از دعوت آنان به ايمان، بيانگر اين است كه: آنان به خاطر پذيرش اسلام و ترك شريعت پيشين، با مشكلات فراوانى مواجه مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 6،7،16

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .

إذ استسقه قومه

16 - قوم موسى پس از عبور از دريا به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظلّلنا عليهم الغمم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 5

5 - بنى اسرائيل ، زير سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود ، با ضعف و ذلت ، روز مى گذراندند .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 3

3 - وضعيت مسكن و معيشت بنى اسرائيل در دوران حكومت فرعون ، وضعيتى نابسامان و نامناسب بود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 2

2- زندگى بنى اسرائيل در نظام فرعونى ، همراه با ذلت و مشقت هاى فراوان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

657- مشكلات بنى اسرائيل در مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 6

6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

658- مصالح بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 17

17 - قوم موسى به مصلحت خويش در انتخاب غذا ناآگاه بودند .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 18 - 9

9 - برخورد و درگيرى با فرعونيان ، راهى نادرست و برخلاف مصالح اسرائيليان در ديدگاه موسى ( ع )

قال له موسى إنّك لغوىّ مبين

«غوى» به كسى گفته مى شود كه از راه درست و صواب منحرف شده باشد.

659- مصونيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 12

12 - مبتلا نشدن قوم موسى به عذاب استيصال

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه ضمير «هم» در «بينهم» مربوط به قوم موسى باشد.

660- معبود بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 6،9

6 - سامرى ، تنديس گوساله زرين را به عنوان « اله » بنى اسرائيل و موسى ( ع ) معرفى كرد .

فأخرج . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

661- معبودان باطل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 6

6 - معبود دست ساز بنى اسرائيل ( مجسمه گوساله ) نه با آنان سخن مى گفت و نه ايشان را به راهى رهنمون مى ساخت .

ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا

استفهام در «ألم يروا» براى انكار و تعجب است ; يعنى گوساله پرستان با اينكه مى ديدند معبود دست سازشان با آنان سخن نمى گويد و راهى را به آنان نشان نمى دهد، آن را «إله» مى پنداشتند و اين امرى است كه به خاطر نابخردانه بودنش هر خردمندى را

شگفت زده مى كند.

662- معجزه انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 21

21 - تمامى پيامبران مبعوث شده به سوى بنى اسرائيل ، داراى دلايل روشن ( معجزه - برهان ) بر حقانيت رسالت خويش

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت

663- معجزه در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 1،4

1 - تخلّف و انحراف بنى اسرائيل ، على رغم ارائه آيات روشن و معجزات الهى به آنان

كم اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه

4 - خداوند ، آيات روشن و معجزه هاى فراوانى براى بنى اسرائيل فرستاد .

كم اتيناهم من اية بيّنة

664- مغضوبيت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 24

24 - بنى اسرائيل ، به غضب و خشم خداوند گرفتار شدند .

و باءو بغضب من اللّه

«باءو» به معناى بازگشتند، است. «باء» در «بغضب» براى ملابست و مصاحبت مى باشد; يعنى، بازگشتند در حالى كه غضب و خشم خدا را به دوش مى كشيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 13،14

13 - گرفتارى به غضب الهى سرنوشت شوم بنى اسرائيل

لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم

«ان سخط اللّه عليهم» به اصطلاح اهل ادب، مخصوص به ذم است يعنى گرفتارى بنى اسرائيل به غضب و سخط الهى، دستاورد

شومى است كه براى آخرت خويش فرستاده اند.

14 - پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان ، موجب غضب خداوند بر بنى اسرائيل

ترى كثيراً منهم يتولون . .. لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم

665- مغضوبيت گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 1

1 - خداوند ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را به غضبى شديد و قريب الوقوع تهيد كرد .

إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا

«فى الحيوة الدنيا» علاوه بر اينكه قيد براى «ذلة» است، مى تواند «قيد» براى غضب نيز باشد. در اين صورت مراد از غضب الهى گرفتار ساختن به عذابهاى دنيوى است. نكرده آوردن «غضب» دلالت بر شدت غضب و عظمت آن دارد.

666- مكان عبور بنى اسرائيل از رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 5

5- محل عبور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از رود نيل ، گذرگاهى وسيع و گسترده دامن

و اترك البحر رهوًا

برداشت يادشده بنابر اين نكته است كه «رهوًا» به معناى راه وسيع باشد; همان گونه كه راغب در «مفردات» آن را پذيرفته است.

667- مكان گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 3

3 - بنى اسرائيل ، محل استقرار گوساله سامرى را عبادت گاه خود قرار داده و ساعات فراوانى را به عبادت آن اختصاص دادند .

لن نبرح عليه عكفين

ملازمت و مداومت، از لغت «عاكفين» به دست مى آيد.

668- ملاقات فرعونيان با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 1

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل تا حدّ مشاهده يكديگر

فلمّا ترءا الجمعان

«ترائى» (مصدر «ترءا») به معناى همديگر را ديدن و «جمع» (مفرد «جمعان») به معناى گروه است. بنابراين «لمّا ترءا الجمعان»; يعنى، چون دو گروه همديگر را ديدند.

669- ملاك گروهبندى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 20

20 - « عن مجمع البيان . . . الشعوب من العجم و القبائل من العرب و الاسباط من بنى اسرائيل . . . روى ذالك عن الصادق ( ع ) ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه «شعوب» از عجم، «قبائل» از عرب و «أسباط» از بنى اسرائيل است».

670- ممانعت از شهرنشينى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 22

22 - موسى ( ع ) با دور نگه داشتن قومش از سكونت در شهر ها ، اهداف بلندى را براى آنان در نظر داشت و آن را تعقيب مى كرد .

اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

جمله «اهبطوا مصراً . ..» (به يكى از شهرها در آييد، آنچه مى خواستيد در آن وجود دارد) بيانگر اين است كه: انتقال قوم موسى از بيابانها به شهر كارى سهل و آسان بوده است. و ناگزير از بيابان گردى نبودند. بنابراين موسى(ع) بيابان گردى را براى قومش انتخاب كرده بود و اين معنا بديهى است كه اگر پيامبران امرى را براى قوم خويش انتخاب كنند - خصوصاً اگر مشكلاتى را هم به دنبال داشته باشد - در پى رساندن آنان به اهداف بلندى هستند.

671- ممانعت از گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 2،6

2 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

6 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

672- ممانعت از هجرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 8

8 - فرعون ، از خروج بنى اسرائيل و هجرت آنان از مصر به ديار ديگر مانع مى شد .

فأرسل معنا بنى إسرءيل

اگر خروج بنى اسرائيل به طور عادى از مصر ممكن بود، مطرح ساختن آن با فرعون بى معنا بود پس هر چند كه بنى اسرائيل، خود خواستار رهايى و هجرت بودند; ولى فرعون و دستگاه حكومت او مانع اين كار مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 5

5 - ممانعت جدى حكومت فرعون از مهاجرت بنى اسرائيل و ترك سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى مبنى بر خروج مخفيانه و حركت شبانه بنى اسرائيل و نيز تعبير «إنّكم متّبعون» نشانگر ممانعت شديد حكومت فرعون نسبت به خروج بنى اسرائيل از مصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 1

1 - تلاش فرعون براى جلوگيرى از مهاجرت بنى اسرائيل ، پس از اطلاع يافتن از گريز شبانه آنان

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 7

7- ممانعت فرعونيان ، از مهاجرت بنى اسرائيل و خروج آنان از سرزمين مصر

فأسر . .. إنّكم متّبعون

673- منت بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 5

5 - امتنان خدا بر بنى اسرائيل به خاطر آمرزش گناه گوساله پرستى ايشان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

روشن است كه عفو از گناه پس از ارتكاب آن است. بنابراين «من بعد ذلك» بيانگر زمان آمرزش نخواهد بود; بلكه اشاره به اين معنا دارد كه: بنى اسرائيل استحقاق آمرزش را نداشت، ولى مع ذلك خداوند بر آنان تفضل كرده و گناهشان را بخشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 3،4

3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).

4 - قرار دادن بنى اسرائيل در مسند امامت و پيشوايى خلق ، نمود ديگر از امتنان الهى بر آنان

أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 2

2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ، نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها

و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض

674- منشأ امكانات دنيوى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 2

2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ، نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها

و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض

675- منشأ انحراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 9،11

9 - بنى اسرائيل ، بر اثر پافشارى بر آزاررسانى به موسى ( ع ) ، از راه راست منحرف شدند .

لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

«زيغ» به معناى ميل و انحراف است.

11 - خداوند ، دل هاى بنى اسرائيل را بر اثر انحراف آنان از حق ، منحرف كرد .

فلمّا زاغوا أزاغ اللّه قلوبهم

676- منشأ برترى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 1

1- برترى يافتن بنى اسرائيل بر مردمان عصر خويش ، به اراده الهى

و لقد اخترنهم . .. على العلمين

مراد از «عالمين» ممكن است مردم عصر بنى اسرائيل باشد.

677- منشأ برگزيدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 3

3- انتخاب بنى اسرائيل و بعثت موسى ( ع ) در ميان آنان ، انتخابى عالمانه و آگاهانه از سوى خداوند

و لقد اخترنهم على علم

متعلق «علم»، استحقاق و شايستگى بنى اسرائيل براى برگزيدن است.

678- منشأ پيروزى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 2

2- پيروزى بنى اسرائيل بر دشمنان جنگجوى خويش با اراده خداوند پس از نخستين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 2

2 - غلبه و پيروزى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان بر فرعونيان ، نتيجه نصرت الهى بود .

و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

679- منشأ پيروزى مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 15

15 - غلبه يافتن پيروان حضرت عيسى ( ع ) بر كافران بنى اسرائيل ، در نتيجه تأييدات و امداد هاى الهى

فأيّدنا الذين ءامنوا . .. فأصبحوا ظهرين

680- منشأ تداوم رهبرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 5

5 - تعلق اراده الهى بر تداوم يافتن امامت و پيشوايى خلق ، در نسل بنى اسرائيل

و نجعلهم الورثين

ظاهراً «وراثت» در اين آيه، مربوط به امامت و پيشوايى است; يعنى، «الوارثين للإمامة». بنابراين ضمير «هم» در «نجلهم» از باب استخدام بوده و به نسل بنى اسرائيل باز مى گردد; يعنى، «و نجعل نسلهم الوارثين للإمامة»

681- منشأ حاكميت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 4

4- تسلط و حاكميت بنى اسرائيل با اذن الهى بر سرزمين مصر ( يا شام ) پس از هلاكت فرعون *

اسكنوا الأرض

برداشت فوق بدان احتمال است كه مراد از «اسكنوا» استقرار و حاكميت يافتن باشد كه تا آن روز بنى اسرائيل فاقد آن بودند و مراد از «الأرض» سرزمين شام [و يا مصر ]باشد.

682- منشأ حكومت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 1

1 - اعطاى كتاب آسمانى ، حكومت و نبوت به بنى اسرائيل از سوى خداوند

ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة

683- منشأ حمايت از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 4

4- قرار گرفتن بنى اسرائيل ، تحت حمايت ويژه خداوند در عصر موسى ، براساس ملاك هايى متكى به علم الهى

و لقد اخترنهم على علم

برگزيدن بنى اسرائيل ممكن است به رهايى يافتن آنان از ستم فرعونيان و وراثت آنان نظر داشته باشد; يعنى، ملت هاى زيادى تحت ستم بوده اند، ولى از آن ميان، بنى اسرائيل از اين حمايت الهى برخوردار شدند.

684- منشأ سلطه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 6

6- سلطه مجدد بنى اسرائيل بر دشمنانشان پس از اولين شكست ، متكى بر توان اقتصادى و نيروى انسانى خدادادى است .

و أمددنكم بأمول و بنين

685- منشأ شكست كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 15

15 - غلبه يافتن پيروان حضرت عيسى ( ع ) بر كافران بنى اسرائيل ، در نتيجه تأييدات و امداد هاى الهى

فأيّدنا الذين ءامنوا . .. فأصبحوا ظهرين

686- منشأ قدرت اقتصادى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 5

5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم بأمول و بنين

687- منشأ قدرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 1

1- بازگشت قدرت و توان بنى اسرائيل با اراده خداوند پس از نخستين شكست آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«كرّة» در لغت به معناى بازگشت و دولت و نيز به معناى تجديد خلق پس از نابودى است. در هر حال، بازگشت قدرت و توان، از آن قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 2

2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ، نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها

و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض

688- منشأ كفر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 32

32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.

689- منشأ گرفتارى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 1

1- فرعون ، عامل اصلى گرفتارى هاى بنى اسرائيل در جامعه مصر

من العذاب المهين . من فرعون

690- منشأ گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 15

15 - وجود ريشه هاى كفر در قوم موسى ، منشأ عشق ورزى آنان به پرستش گوساله شد .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

691- منشأ نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 2

2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 1

1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 2،3

2 - تعلق اراده الهى بر تغيير تحولات مصر به نفع بنى اسرائيل و رهانيدن آنان از استضعاف فرعون

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 1

1 - تعلق اراده الهى بر اختصاص دادن نقطه اى از زمين ( ارض مقدس ) به بنى اسرائيل [ زمان موسى و فرعون ] در خارج از كشور مصر

و نمكّن لهم فى الأرض

«تمكين» از ريشه «مكان» و به معناى اسكان دادن است. بنابراين «نمكّن لهم فى الأرض»; يعنى، «نجعل لهم مكاناًيستقرون فيه». گفتنى است «ارض مقدس» مكان و سرزمينى بود كه خداوند براى بنى اسرائيل مقرر فرموده بود (ادخلوا الأرض المقدسة التى كتب اللّه لكم)، (مائده، آيه 21).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 1

1- نجات بنى اسرائيل از زندگى سخت و خفّت بار به اراده الهى

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

692- منشأ نعمتهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 2

2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ، نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها

و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض

693- منكرات در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 2،7

2 - رواج فساد و منكرات در بين بنى اسرائيل

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

استمرار ترك نهى از منكر كه از جمله «كانوا لايتناهون» به دست مى آيد، حكايت از استمرار و رواج كارهاى ناشايست در بين بنى اسرائيل دارد.

7 - بنى اسرائيل مردمانى آلوده به منكرات و گستاخ در برابر منهيات و محرمات دين

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

بدان احتمال كه «لايتناهون» به معناى «لاينتهون» باشد يعنى بنى اسرائيل دست از كار زشت بر نمى داشتند و به نهيبها و هشدارها ترتيب اثر نمى دادند.

694- مواخذه اخروى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 7،8

7- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل در قيامت ، براى بازجويى از آنان درباره نعمت هاى خدادادى

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه احضار و حشر جمعى بنى اسرائيل در قيامت - به قرينه فراز پيش (اسكنوا الأرض) - از آن جهت باشد كه آنان پاسخگوى نعمت بزرگ خدادادى (اسكنوا الأرض) باشند.

8- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل همراه با فرعونيان در قيامت براى مؤاخذه

جئنا بكم لفيفًا

بنابر اينكه مراد از «كم» بنى اسرائيل و نيز فرعونيان هلاك شده باشند، اين برداشت به دست مى آيد.

695- موانع آزادى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 4

4 - حاكميت سركوبگر فرعون ، مانع از آزادى مردم و روى آوردن موسى به هدايت آنان ، در مرحله نخست

ثمّ أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه

با توجه به اين كه در آيات پيشين، وقتى سخن از «انبيا» به ميان مى آمد، رسالت آنان به سوى توده هاى مردم مد نظر بود; ولى در مورد موسى(ع) سخن از رسالت او به سوى فرعون به ميان آمده است، مى توان گفت كه حركت حضرت موسى به سوى فرعون، بدان جهت بود كه نظام فرعونى، مانع از آزادى مردم و گرايش آنان به موسى - و به عبارت ديگر - سدى ميان او و مردم بوده است.

696- موسى(ع) از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 3

3 - موسى و هارون ، از طايفه بنى اسرائيل بودند .

و قومهما لنا عبدون

697- موسى(ع) در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 26

26 - حضور حضرت موسى ( ع ) در ميان بنى اسرائيل ، مانع تجاوز دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

«من بعد موسى» مى تواند اشاره باشد به اينكه تا آنگاه كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل بود، آنان مورد تجاوز دشمنان قرار نگرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 11

11 - موسى ( ع ) در ميان قومش از نفوذى فراوان برخوردار بود .

و أمر قومك يأخذوا

فعل «يأخذوا» چون در جواب امر واقع شده، به «إن» شرطيه مقدر مجزوم شده است. تقدير جمله چنين است: «و أمر قومك إن تامرهم يأخذوا ... .» يعنى قومت را به فراگيرى الواح فرمان ده كه اگر فرمان دادى انجام خواهند داد. اين معنا كه «اگر فرمان دادى انجام خواهند داد»، نشان از نفوذ فراوان موسى دارد.

698- موسى(ع) و ارتداد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 3

3 - موسى ( ع ) در زمان مناجات با خدا و پيش از حضور در ميان بنى اسرائيل ، از ارتداد و گوساله پرستى آنان آگاه شد .

و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً

699- موسى(ع) و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 16،21،22

16 - موسى ( ع ) مردمش را به خاطر تقاضاى غذايى پست تر در مقابل از دست دادن غذايى بهتر ، سرزنش كرد .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

استفهام در «أتستبدلون» انكار توبيخى است. ضمير در «قال» مى تواند به «ربك» برگردد و مى تواند به «موسى» ارجاع شود در برداشت فوق دومين احتمال لحاظ شده است.

21 - موسى ( ع ) در پى تقاضاى قومش ( درخواست خوراكى هاى زمينى ) از آنان خواست تا به يكى از شهر ها در آيند و شهرنشينى را انتخاب كنند .

قال أتستبدلون . .. اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

چنانچه ضمير در «قال» به «ربك» برگردد، جمله «اهبطوا . ..» سخن خداوند است و اگر به موسى (ع) ارجاع شود، آن جمله گفته موسى(ع) خواهد بود. برداشت فوق به لحاظ احتمال دوم است.

22 - موسى ( ع ) با دور نگه داشتن قومش از سكونت در شهر ها ، اهداف بلندى را براى آنان در نظر داشت و آن را تعقيب مى كرد .

اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

جمله «اهبطوا مصراً . ..» (به يكى از شهرها در آييد، آنچه مى خواستيد در آن وجود دارد) بيانگر اين است كه: انتقال قوم موسى از بيابانها به شهر كارى سهل و آسان بوده است. و ناگزير از بيابان گردى نبودند. بنابراين موسى(ع) بيابان گردى را براى قومش انتخاب كرده بود و اين معنا بديهى است كه اگر پيامبران امرى را براى قوم خويش انتخاب كنند - خصوصاً اگر مشكلاتى را هم به دنبال داشته باشد - در پى رساندن آنان به اهداف بلندى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 5

5 - موسى ( ع ) مردم خويش را به انجام مأموريتشان ( ذبح گاو ميانسال ) فرمان داد .

إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 2

2 - دعوت بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) به يادآورى نعمت هاى الهى بر آنان

و اذ قال موسى لقومه يقوم اذكروا نعمة اللّه عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 1،8

1 - ورود به سرزمين مقدس و تصرف آن ، فرمان موسى ( ع ) به قوم خويش

يقوم ادخلوا الارض المقدسة

8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 2،7،9،12

2 - نااميدى موسى ( ع ) از حركت بنى اسرائيل و مبارزه با جباران براى ورود به سرزمين مقدس

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

7 - جدايى موسى ( ع ) و برادرش هارون از بنى اسرائيل ، درخواست و دعاى موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

9 - نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 12،16

12 - پرهيز از تأسف و اندوه بر گناهكاران بنى اسرائيل ، فرمان خداوند به موسى ( ع )

فلاتأس على القوم الفسقين

16 - رأفت و مهربانى موسى ( ع ) نسبت به قوم خود ، على رغم نافرمانى و گناه آنان

فلاتأس على القوم الفسقين

«فلاتأس» از ماده «اسى» به معناى حزن و اندوه است. بر حذر داشتن موسى(ع) از تأسف بر بنى اسرائيل، دلالت بر وقوع تأسف و يا انتظار وقوع آن دارد و در هر حال، نشانه عطوفت موسى(ع) نسبت به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 5

5 - موسى ( ع ) در تعاليم خويش به بنى اسرائيل ، پندار مالكيت فرعون را بر زمين ، پندارى باطل و حاكميت او را مقهور اراده خداوند خواند .

قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 5

5 - موسى ( ع ) در عين اميدوارى به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن بنى اسرائيل ، نگران عدم ايجاد شرايط آن از سوى قوم خويش بوده است .

عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض

كلمه «عسى» حكايت از آن دارد كه موسى(ع) يقين به هلاكت فرعون و حاكميت يافتن قومش نداشته است و شايد دغدغه خاطر او بدان جهت بود كه وى اطمينان نداشت مردمش ش---رايطى را كه براى پيروزى مطرح ساخته بود (استعينوا ب--اللّه . .. ) رعايت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 132 - 4

4 - فرعونيان نيز همچون بنى اسرائيل در دايره رسالت موسى بودند .

مهما تأتنا به من ءاية لتسحرنا بها فما نحن لك بمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 139 - 3

3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .

قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 5

5 - موسى ( ع ) تمايل قوم خويش را به بت پرستى ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند دانست .

أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 4

4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 1،2،8

1 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا گروهى از قومش را همراه خود به ميعادگاه مناجات بياورد .

و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا

2 - موسى ( ع ) از ميان بنى اسرائيل هفتاد نفر را براى بردن به ميعادگاه مناجات انتخاب كرد .

و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا

كلمه «سبعين» مفعول براى «اختار» مى باشد و «قومه» به سبب حذف حرف جر، منصوب شده است ; يعنى «من قومه». البته برخى «قومه» را مفعول و «سبعين» را بدل از آن گرفته اند.

8 - موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 1

1 - موسى ( ع ) ، نسبت به قوم خود ، رهبرى مهربان و راهنمايى دلسوز بود .

و قال موسى يقوم

برداشت فوق از اضافه «قوم» به ياى متكلم به دست آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6

6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 17 - 7

7 - رسالت موسى ( ع ) ، فراتر از هدايت و رهبرى بنى اسرائيل بود .

اذهب إلى فرعون إنّه طغى

700- موسى(ع) و گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 2

2 - موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .

و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً

«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).

701- موسى(ع) و مسكن بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 1،2

1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».

2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.

702- موعظه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 12

12 - اقدام قوم قارون ( بنى اسرائيل ) به نصيحت كردن و برحذر داشتن وى از شادمانى و غرور بى جا

إذ قال له قومه لاتفرح

703- موعظه ناپذيرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 8

8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .

يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.

704- موقعيت اجتماعى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 3

3 - بنى اسرائيل ، داراى موقعيت و نقشى بارز در جامعه عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

از اين كه خداوند بنى اسرائيل را اختصاص به ذكر كرده است، موقعيت و نقش آنان در جامعه عصر بعثت استفاده مى شود.

705- مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 14

14 - مؤمنان بنى اسرائيل ( اهل پذيرش حق ) ، پذيراى صندوق معهود ، به عنوان نشانه اى بر حقانيّت طالوت در زمامدارى

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

«ايمان» در آيه شريفه به معناى ايمان به خداوند و رسول و در مقابل كفر نيست; چون مخاطبين آيه از اهل ايمانند; بلكه به معناى لغوى آن است; يعنى آنانكه اهل باور و پذيراى حق هستند، مقابل كسانى كه روحى لجوج و قلبى پيوسته ناباور دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 2

2 - وجود يارانى خداترس و داراى حس مسؤوليت در ميان قوم موسى ( ع )

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول محذوف «يخافون»، «اللّه» باشد، يعنى «يخافون اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 3

3 - گروهى از بنى اسرائيل پايبند به احكام الهى و بر حذر از ايجاد روابط ولايى و دوستى با كافران مشرك

ترى كثيراً منهم يتولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 3

3 - مؤمنان و گرويدگان به موسى ( ع ) ، همگى از قشر جوان بنى اسرائيل بودند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

«ذرية» به معناى «ابناء و أولاد» به كار مى رود، با توجه به جو وحشت و ارعاب كه فرعون در ميان بنى اسرائيل به وجود آورده بود و معمولا در چنين شرايطى پيران به حكم مصلحت انديشى كنار مى كشند، مى توان گفت كه مراد از «ذرية»، جوانان بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 11

11 - بنى اسرائيل ، در پذيرش رسالت عيسى ( ع ) و پيروى از آن حضرت ، دو دسته شدند : دسته اى مؤمن و گروهى كافر .

فامنت طائفة من بنى إسرءيل و كفرت طائفة

706- مهمترين نعمت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 2

2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.

707- ناامنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 8

8- در امان نبودن بنى اسرائيل حتى در زواياى خانه هاى خود ، به دنبال فسادانگيزى و تعقيب قرار گرفتنشان از سوى مردانى جنگاور

فجاسوا خلل الديار

708- نابودى آثار باستانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 14

14- نابودى و تخريب كامل آثار و تمدن بنى اسرائيل ، با دومين هجوم نيرو هاى توانمند و جنگاور

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

709- نابودى تمدن بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 14

14- نابودى و تخريب كامل آثار و تمدن بنى اسرائيل ، با دومين هجوم نيرو هاى توانمند و جنگاور

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

710- ناخشنودى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 1

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

711- نافرمانى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 20

20 - نافرمانى اكثر بنى اسرائيل زمان طالوت از دستور خداوند به پيكار در راه او ، على رغم پيشنهاد و درخواست آنان براى پيكار

اذ قالوا لنبى . .. فلما كُتب عليهم القتال تولّوا

ظاهراً فاعل محذوف از جمله «كتب عليهم»، اللّه است كه به جهت تعظيم حذف شده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 7،22

7 - فقدان روحيه تسليم در برابر دستورات الهى ، در ميان بزرگان بنى اسرائيل

ان اللّه قد بعث . .. و نحن احقّ بالملك منه

22 - نبودن طالوت از خاندان نبوت و پادشاهى ، منشأ اعتراض بزرگان ( ملأ ) بنى اسرائيل به برگزيدگى وى از جانب خداوند

قالوا انى يكون له الملك علينا

امام باقر (ع) درباره آيه «انّ اللّه قد بعث . .. » فرمود: لم يكن من سبط النبوة و لا من سبط المملكة ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

712- نبوت در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 1

1 - اعطاى كتاب آسمانى ، حكومت و نبوت به بنى اسرائيل از سوى خداوند

ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم و النبوّة

713- نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 2،9،11،12

2 - خداوند با بعثت موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنها ر ها ساخت .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

در جمله «أنعمت عليكم» و «أنى فضلتكم» نعمت دادن و برترى بخشيدن به خداوند نسبت داده شده; ولى در جمله «نجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نجات بخشى به ضمير «نا» (ما) نسبت داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى، نظر به سببهايى نيز دارد كه به قرينه آيات بعد مى توان گفت: آن سبب بعثت حضرت موسى (ع) بوده است.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 3،4،13

3 - بنى اسرائيل ، با عبور از دريا نجات يافتند و فرعونيان در آب دريا غرق شدند .

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

4 - خداوند ، نجات بخش بنى اسرائيل و هلاك كننده فرعونيان

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 1،10

1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

10 - گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، پس از عبورشان از دريا و نجات يافتن از سيطره فرعونيان بود .

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و إذ وعدنا ... ثم اتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 1،2،5

1 - قوم موسى پس از نجات از سلطه فرعونيان و گذر از دريا ، در بيابان ها به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظللنا عليكم الغمام

«تظليل» مصدر «ظللنا» - كه به معناى سايه قرار دادن مى باشد - گوياى اين است كه: قوم موسى پس از گذشتن از دريا، در جايى كه سقف و داراى سايه بانى باشد سكونت نكردند و لذا كلمه «بيابانها» در برداشت آورده شد.

2 - خداوند ، با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظللنا عليكم الغمام

غمامة به معناى ابر و جمع آن غمام است (لسان العرب). برخى از اهل لغت بر آنند كه غمامة به معناى ابر سفيد مى باشد.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 9،10

9 - موسى ( ع ) در راستاى رهاسازى بنى اسرائيل از فرعون خواست تا از مهاجرت آنان با وى جلوگيرى نكند .

فأرسل معى بنى إسراءيل

10 - رهاسازى بنى اسرائيل از نظام فاسد فرعونى ، از وظايف الهى موسى ( ع )

فأرسل معى بنى إسراءيل

تفريع جمله «فأرسل . .. » بر «إنى رسول ... » حكايت از آن دارد كه رهايى بنى اسرائيل از رسالتهاى الهى موسى بوده است. يعنى به امر خداوند موظف به انجام اين كار بود، نه به تصميم شخصى خويش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 1

1 - به قدرت رساندن بنى اسرائيل براى برچيدن نظام فرعونى ، تحليل اشراف دربار از پيشنهاد موسى ( رهاسازى بنى اسرائيل )

فأرسل معى بنى إسراءيل . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 10،11،12

10 - فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

11 - فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.

12 - ايمان به رسالت موسى و آزادى بنى اسرائيل ، از مهمترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان

لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 8

8 - فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .

فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 3

3 - فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .

إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم

تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 3،4،11،12

3 - نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب - كه از «أنجيناكم» استفاده مى شود - گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 10

10 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 5،7،9،18

5- موسى ( ع ) از قومش درخواست كرد كه همواره به خاطر داشته باشند كه خداوند عامل رهايى آنان از شكنجه و كشتار فرعونيان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون

7- نجات از نظام اجتماعى ظالمانه ، نعمتى الهى و شايسته به خاطر سپردن است .

اذكروا نمعة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون يسومونكم

9- اطرافيان و خاندان فرعون ، مردمى ظالم و شكنجه گر بودند .

إذ أنجكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 7

7- رهايى بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعونيان ، نعمتى بزرگ براى آنان و شايسته شكرگزارى

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم

عبارت «إذ تأذّن ربكم» ادامه كلام موسى(ع) است كه نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان را به آنان يادآورى كرد. با اين كلام،

موسى(ع) به طور تلويحى به بنى اسرائيل متذكر شده كه نجات آنان، نعمت خدادادى و مستلزم شكرگزارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 4

4 - نجات بنى اسرائيل از شكنجه و آزار فرعونيان و بيرون آوردن آنان از محدوده حكومت فرعون ، از اهداف مهم رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .

فقولا إنّا رسولا ربّك فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

«فا» در «فأرسل» تفريع بر «إنّا رسولا ربّك» است و مى رساند كه كوچ دادن بنى اسرائيل، از رسالت هاى الهى موسى و هارون(ع) بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 2،7،9

2 - خداوند ، بنى اسرائيل را از خطر فرعون رهانيد و آنان را از اسارت او نجات داد .

فأتبعهم فرعون . .. يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور هجرت از سرزمين مصر به همراه بنى اسرائيل

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 3

3 - شكافته شدن دريا با ضربت عصاى موسى و باز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

«انفلاق» (مصدر «انفلق») به معناى شكافته شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 2

2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ،

نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها

و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 1

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 4

4- آزادسازى بنى اسرائيل و ترك بهره كشى ظالمانه از آنان ، يكى از محور هاى آزمايش الهى براى فرعونيان

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون . .. أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

از ارتباط «أن أدّوا» با «و لقد فتنّا»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 3

3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

714- نجات بنى اسرائيل از گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 17

17 - خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

715- نزاع بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 72 - 1

1 - شخصى از قوم موسى به قتل رسيد و هر طايفه ، ديگرى را متهم به كشتن او كرده بر سر آن به نزاع پرداختند .

و إذ قتلتم نفساً فادرءتم فيها

«ادارءتم» به معناى اختلاف و نزاع كرديد، مى باشد. اين كلمه از باب تفاعل و در اصل «تدارءتم» بوده است. نزاع و اختلاف در مقتول (ادارءتم فيها) به معناى متهم كردن يكديگر به قتل، و بر سر آن نزاع كردن است.

716- نزول بلدرچين بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 6

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

717- نزول ترنجبين بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 6

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

718- نزول سلوى بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3،5،6

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 6،7،8

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

8 - نزول « منّ و سلوى » ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى ( ع )

و نزّلنا

اختصاص يافتن «منّ و سلوى» از بين خوراكى ها و يادآورى نزول آن بر بنى اسرائيل، نشان از غير عادى بودن نزول آن دو دارد.

719- نزول منّ بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3،5،6،22

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

6 - قرار دادن ابر هاى سايه گستر و نازل كردن « منّ » و « سلوى » از معجزات ارائه شده به قوم موسى

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

22 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « كان ينزل المنّ على بنى اسرائيل من بعد الفجر إلى طلوع الشمس . . . ;

«منّ» بر بنى اسرائيل بعد از سپيده صبح تا طلوع خورشيد نازل مى شد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 6،7،8

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

8 - نزول « منّ و سلوى » ، از معجزات ارائه شده به قوم موسى ( ع )

و نزّلنا

اختصاص يافتن «منّ و سلوى» از بين خوراكى ها و يادآورى نزول آن بر بنى اسرائيل، نشان از غير عادى بودن نزول آن دو دارد.

720- نژاد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 3

3 - انتساب بنى اسرائيليان به هر يك از فرزندان يعقوب ، اساس گروه بندى آنان

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

«اسباط» در لغت به معناى نوادگان است. به كارگيرى اين واژه براى تيره هاى دوازده گانه بنى اسرائيل اشاره به اين دارد كه اساس اين قبايل - كه همگان نواده هاى يعقوب (اسرائيل) هستند - دوازده فرزند او مى باشند.

721- نژادپرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مردمى مغرور به نژاد و دين خويش

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

بسيارى از مفسران برآنند كه ريشه اعتقاد بنى اسرائيل (رهايى از آزمون و مجازات الهى) اين بوده كه آنان از نسل اسرائيل هستند و به يهوديت و يا نصرانيت منتسب مى باشند. آيه 69 كه مجرد انتساب به دين را كارساز در سعادت نمى دانست، مى تواند اشاره به اين نظريه داشته باشد.

722- نصرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 1

1 - خداوند ، ناصر و ياور موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان در مبارزه با فرعونيان

و نصرنهم

723- نظام جزايى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 6

6- « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».

724- نعمتهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 1،2

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را از نعمت هاى گرانقدر بهره مند ساخت .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

كلمه «أنعمت» به صورت مفرد آمده است. مراد از آن مى تواند نعمتى خاص و ويژه، همانند بعثت موسى (ع) باشد و مى تواند جنس نعمت باشد و شامل نعمتهاى متعددى كه در آيات 47 به بعد يادآورى شده است، باشد. اضافه «نعمت» به «ياء» متكم براى رساندن عظمت و شرافت آن نعمت و يا نعمتهاست.

2 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را همواره به خاطر داشته باشند .

يبنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 1،3،9

1 - بنى اسرائيل از نعمت هاىِ گرانقدرى برخوردار بودند .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى

3 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كنند و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى

9 - به خاطر داشتن نعمت برترى بنى اسرائيل بر همگان ، سفارش و توصيه خداوند به آنان

اذكروا نعمتى . .. أنى فضلتكم على العلمين

عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» اقتضا مى كند كه: «أنى فضلتكم» نيز مفعول «اذكروا» باشد; يعنى: اذكروا . .. أنى فضلتكم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 12

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 11

11 - تماشاى نابودى فرعونيان از نعمت هاى خداوند به بنى اسرائيل

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون

چون آيات مورد بحث در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته بود، مى توان گفت: مفاد جمله «و أنتم تنظرون» نيز به منظور بيان نعمت، آورده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 4

4 - آمرزش گناه ارتداد و گوساله پرستى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

چون آيه هاى اين بخش از سوره، در صدد بيان نعمتهاى الهى به بنى اسرائيل است، مفاد جمله «عفونا عنكم» نيز به منظور بيان نعمت ايراد شده است و از آن جا كه اين معنا با حرف «ثم» به ديگر نعمتها عطف گرديده، اشاره به رتبه برتر نعمت آمرزش نسبت به نعمتهاى ديگر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 53 - 5

5 - تورات عطا شده به موسى ( ع ) از نعمت هاى خداوند به بنى اسرائيل

و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان

با توجه به آيه 47 معلوم مى شود: اين بخش از آيات در صدد بيان نعمتهاى گرانقدرى است كه خداوند به بنى اسرائيل عطا فرموده است. بنابراين عطاى تورات و فرقان نيز در آيه مورد بحث، به عنوان يك نعمت بزرگ مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 20

20 - پذيرش توبه گوساله پرستان بنى اسرائيل ، از نعمت هاى خداوند به آنان

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

آيه هاى اين بخش از سوره چنانچه از مطلع آن (يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى . ..) به دست مى آيد، در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 3

3 - زنده شدن قوم موسى پس از هلاكتشان با صاعقه ، از نعمت هاى خداوند به آنان

اذكروا نعمتى التى أنعمت . .. ثم بعثنكم من بعد موتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 3،10،21،22

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

10 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى طيب و غير طيب ( حلال و حرام ) در پى عبورشان از دريا و دوران صحراگردى

كلوا من طيبت ما رزقنكم

آوردن كلمه «طيبات» و اضافه كردن آن به «ما رزقناكم» بيانگر برداشت فوق است.

21 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) . . . قد أخبر اللّه فى كتابه حيث يقول : « و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى » فهذا بعد الموت إذ بعثهم ;

از اميرالمؤمنين (ع) درباره «و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى» روايت شده كه: اين «نعمتها» بعد از آن بود كه خدا آنان را پس از مرگشان زنده كرد».

22 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « كان ينزل المنّ على بنى اسرائيل من بعد الفجر إلى طلوع الشمس . . . ;

«منّ» بر بنى اسرائيل بعد از سپيده صبح تا طلوع خورشيد نازل مى شد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 5

5 - تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس ، براى بنى اسرائيل حلال و مباح بود .

فكلوا منها حيث شئتم رغداً

«حيث شئتم» (هر كجا خواستيد) دلالت بر آن دارد كه محدوده مكانى براى بهره بردارى از نعمتهاى بيت المقدس تعيين نشده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 1،8،9

1 - خداوند ، درگذشته بنى اسرائيل را از نعمت هاى گرانقدر بهره مند ساخته بود .

يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

كلمه «نعمت» به صورت مفرد آمده است; مراد از آن مى تواند نعمتى خاص همانند بعثت موسى(ع) باشد و مى تواند مراد از آن جنس نعمت باشد كه در اين صورت شامل نعمتهاى متعددى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته بود. نسبت دادن نعمت به خداوند با اضافه كلمه «نعمت» به «ياء» متكلم، حاكى از شرافت آن نعمت و يا نعمتهاست.

8 - برترى بنى اسرائيل بر همه مردم ، از نعمت هاى گران سنگ الهى بر بنى اسرائيل

اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم و أنّى فضلتكم على العلمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه عطف «أنّى فضلتكم» بر «نعمتى» عطف خاص بر عام و يا عطف تفسيرى باشد.

9 - بنى اسرائيل ، در صورت يادآورى نعمت هاى گران سنگ الهى و بررسى علت هاى فضيلتشان در اعصار گذشته ، زمينه هاى ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در خويش ، شكوفا خواهند كرد .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون. يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى

به نظر مى رسد توصيه به يادآورى نعمتهاى خدادادى، پس از بيان خطر كفرورزى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، ارائه رهنمودى باشد براى ايجاد زمينه ايمان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 1

1 - حلّيت همه خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، قبل از نزول تورات

كُلُّ الطعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. من قبل ان تنزّل التورية

«من قبل»، متعلق است به «كان حلا» و استثناى در «الا ما حرم . .. » منقطع مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 4،5،8،10،13،14،15

4 - بنى اسرائيل ، برخوردار از نعمت پيامبرانى متعدد پيش از موسى ( ع )

اذ جعل فيكم انبياء

5 - بعثت پيامبرانى در ميان بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى آنان

اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ جعل فيكم انبياء

8 - حكومت و فرمانروايى بنى اسرائيل ، نعمتى الهى بر آنان

اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. و جعلكم ملوكاً

10 - استقلال قوم موسى ( ع ) و خارج شدنشان از بردگى فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

و جعلكم ملوكاً

چون همه قوم موسى نمى توانند ملك (پادشاه) باشند، بنابراين مراد از ملك، با توجه به سابقه بردگى آنان براى فرعونيان، اين است كه آنها به استقلال رسيدند و سرنوشتشان به دست فرعونيان رقم نمى خورد.

13 - اختصاص بنى اسرائيل به برخوردارى از برخى نعمت هاى ويژه الهى

و ءاتيكم ما لم يؤت احداً من العلمين

14 - هيچيك از جهانيان از نعمت هاى ويژه اعطا شده به قوم موسى ( ع ) برخوردار نبوده اند .

و ءاتيكم ما لم يؤت احداً من العلمين

15 - داشتن همسر ، خادم و مسكن ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل

و جعلكم ملوكاً

از رسوا خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح « جعلكم ملوكاَ» در آيه فوق روايت شده: زوجه و مسكن و خادم. حديث فوق در صدد بيان معناى تنزيلى براى «ملك» مى باشد، چنانكه در عرف عامه نيز مرسوم است كه مى گويند هر كس همسر، خادم و مسكن داشته باشد، پادشاه است.


الدر المنثور، ج 3، ص 47، سطر 5.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 5

5 - تورات، نعمتى كامل براى نيكوكاران قوم موسى

تماما على الذى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 12،15

12 - بنى اسرائيل مردمى ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً

بيان اين حقيقت كه گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا فاصله چندانى با نجات آنان از دست فرعونيان و عبور معجزه آساى ايشان در درياى سرخ نداشت، اشاره به اين دارد كه بنى اسرائيل مردمى ناسپاس بودند.

15 - بى توجهى قوم موسى به نعمت هاى خدا و گرايش آنان به پرستش غير او ، برخاسته از جهالت دامنه دار آنان بود .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى ... قال إنكم قوم تجهلون

چنانچه از آيه استفاده مى شود، گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا پس از عبورشان از دريا و تحقق اين نعمت بزرگ الهى بوده است. بنابراين مى توان گفت موسى اين جهت را نيز در نظر داشته و آنان را جاهل خوانده است. يعنى اين بى خردى است كه انسان نعمتهاى الهى را ببيند و در عين حال به غير او گرايش پيدا كند. فعل مضارع «تجهلون» بر دامنه دارى اين بى خردى دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 12

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب - كه از «أنجيناكم» استفاده مى شود - گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 4،18،19،20،21،26،28

4 - تقسيم بنى اسرائيل به دوازده گروه ، نعمتى الهى براى آنان و در راستاى تنظيم امور اجتماعى ايشان

قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما . .. قد علم كل أناس مشربهم

با توجه به اينكه در قسمتهاى بعد، نعمتهاى ارزانى شده به بنى اسرائيل مطرح شده است، معلوم مى شود تقسيم آنان به دوازده گروه نيز از نعمتهاى الهى است. جمله «قد علم ... » - كه بيان ثمره نيكو براى اين گروه بندى است - مى تواند مؤيد نعمت بودن اين تقسيم بندى باشد.

18 - خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .

و أنزلنا عليهم المن و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

19 - « منّ » و « سلوى » خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به بنى اسرائيل

و أنزلنا عليهم المن و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم

20 - پديدار شدن ابر بر فراز قوم موسى ، زمينه فرود آمدن منّ و سلوى براى آنان *

و ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

عطف شدن «أنزلنا . .. » بر جمله «ظلّلنا ... » مى تواند حاكى از ارتباط ميان آمدن ابر با نزول منّ و سلوى باشد.

21 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى حلال و حرام در پى عبور از دريا

كلوا من طيبت ما رزقنكم

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

28 - قوم موسى ناسپاس در برابر نعمت هاى عطا شده به آنان ( جوشيدن چشمه هاى آب براى آنان و . . . )

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و ما ظلمونا و لكن . .. » در ارتباط با تمامى قسمتهايى كه بيانگر نعمتهاى الهى است، ايراد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 5

5 - خداوند تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس را براى بنى اسرائيل حلال و مباح كرد .

و كلوا منها حيث شئتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 2

2 - بنى اسرائيل ، پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى با اراضى حاصل خيز كه در آن ، از انواع نعمت ها و روزى هاى پاكيزه و مناسب طبع برخوردار بودند ، روزگار خوشى مى گذراندند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 3،4،7

3- موسى ( ع ) از قوم خويش خواستار آن شد تا يادآور نعمت هاى اعطايى خداوند بر خود باشند .

و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم

4- بنى اسرائيل از نعمتى عظيم برخوردار بودند .

و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم

مراد از «نعمة الله» - به قرينه امر به يادآورى - نعمتى است مهم و قابل توجه.

7- نجات از نظام اجتماعى ظالمانه ، نعمتى الهى و شايسته به خاطر سپردن است .

اذكروا نمعة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون يسومونكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 7

7- رهايى بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعونيان ، نعمتى بزرگ براى آنان و شايسته شكرگزارى

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم

عبارت «إذ تأذّن ربكم» ادامه كلام موسى(ع) است كه نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان را به آنان يادآورى كرد. با اين كلام، موسى(ع) به طور تلويحى به بنى اسرائيل متذكر شده كه نجات آنان، نعمت خدادادى و مستلزم شكرگزارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 7

7- احضار دسته جمعى بنى اسرائيل در قيامت ، براى بازجويى از آنان درباره نعمت هاى خدادادى

اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الأخرة جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه احضار و حشر جمعى بنى اسرائيل در قيامت - به قرينه فراز پيش (اسكنوا الأرض) - از آن جهت باشد كه آنان پاسخگوى نعمت بزرگ خدادادى (اسكنوا الأرض) باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 7،9

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 1

1 - « منّ و سلوى » ، عطيه الهى به بنى اسرائيل و از روزى هاى پاكيزه و گوارا

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى . كلوا من طيّبت ما رزقنكم

طيب، چيزى است كه قواى حسى و نفس آدمى از آن لذت ببرد (مفردات راغب). «طاب»; يعنى، لذيذ و پاكيزه شد (قاموس). البته يكى از معانى «طيّب»، «حلال» است، ولى چون همه رزق هاى الهى حلال مى باشد، معنايى كه مفهوم آن تقسيم رزق به حلال و حرام است، معناى مناسبى نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 2

2 - بنى اسرائيل ، وارث سرزمينى آباد و برخوردار از باغ ها و چشمه سار ها ، پس از خارج شدن آنان از مصر

كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

ضمير «ها» در «أورثناها» به مطلق «جنّات» بازمى گردد; نه جنات مربوط به فرعونيان. بنابراين، آيه ياد شده و آيه قبل، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، از سويى فرعونيان را از باغ ها و كاخ هاى شان بيرون كرد و همه آنان را به دريا ريخت و از سوى ديگر بنى اسرائيل را كه در مصر فاقد هر گونه امكانات بودند، به جاى ديگرى منتقل كرد و سرزمينى آباد و پر بركت كه عبارت است از ارض مقدس باشد در اختيارشان قرار داد و به آنان فرمود «ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم»،(مائده(5) آيه 21).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 3

3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 4

4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 3

3 - نصرت خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان و نيز پيروزى آنان بر فرعونيان در سايه اين يارى ، از نعمت هاى بزرگ الهى بر ايشان بود .

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما... و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 8

8 - بهره مندى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى مادى و روزى هاى پاكيزه در پى رسالت موسى ( ع )

و رزقنهم من الطيّبت

725- نفرين بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 9،12

9 - نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

726- نقش اجتماعى زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 11

11 - زنان بنى اسرائيل ، فاقد هر گونه قدرت در جامعه فرعونى و نقش تأثيرگذار در سرنوشت سياسى و اجتماعى

و استحيوا نساءهم

از اين كه فرعونيان دستور قتل دختران ايمان آورندگان به موسى(ع) را صادر نكردند، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد; زيرا اگر زنان براى آنان خطرآفرين بودند و خود آنان و يا ايمان آوردنشان، نقشى در جامعه مى داشت; قهراً در مجازات قتل با مردان شريك مى شدند.

727- نقش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 6

6 - بنى اسرائيل با بى توجهى به وعده خداوند ( اعطاى تورات ) ، زمينه گمراهى خويش را فراهم آوردند .

و أضلّهم السامرىّ . .. ألم يعدكم ربّكم وعدًا حسنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 13

13 - موسى ( ع ) ، براى نابود ساختن گوساله سامرى ، همكارى و هم يارى بنى اسرائيل را تدارك ديده و بر شركت دادن آنان

دراين اقدام مصمم بود .

لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

ضميرهاى جمع در افعال «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه» گوياى نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 3

3 - آگاهى قبلى فرعون از خطرساز بودن بنى اسرائيل براى حكومت و نظام سركوبگر وى

و نرى فرعون و همن و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 4

4- پايه هاى اقتدار و شكوفايى نظام فرعونى ، متكى بر شانه هاى رنج كشيده بنى اسرائيل *

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . .. من العذاب المهين

از ارتباط ميان اين آيه با آياتى كه سخن از امكانات گسترده اقتصادى فرعونيان به ميان آورده، به دست مى آيد كه احتمالاً بنى اسرائيل در استخدام باغدارى و كشاورزى نظام فرعونى بوده و از اين بابت مشقت ها و بردگى ها را تحمل مى كردند.

728- نقش بنى اسرائيل در مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 7

7 - وجود بنى اسرائيل در مصر ، در بردارنده منافعى مهم براى فرعونيان

أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

اصرار فرعونيان بر نگه داشتن بنى اسرائيل در مصر، نشانگر مطلب ياد شده است.

729- نقش سكونت بنى اسرائيل در مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 4

4 - ماندن بنى اسرائيل در مصر و جدا نشدن آنان از ديگران ، امرى حياتى براى فرعون و فرعونيان

أسر بعبادى . .. فأتبعهم فرعون بجنوده

تعقيب بنى اسرائيل و تلاش براى جلوگيرى از هجرت آنان، نشانگر اين نكته است كه جداشدن بنى اسرائيل از جامعه مصر، خسارت و عواقب سنگينى براى آنان به همراه داشت.

730- نقش عواطف خويشاوندى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 6

6- استفاده « تورات » از گرايش ها و عواطف خويشاوندى بنى اسرائيل ، جهت هدايت و گرايش آنان به توحيد

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

اين برداشت با توجه به دو نكته است ذيل است: 1- بنابراين كه نصب «ذرّية» به حرف نداى محذوف و ادامه كلام تورات در آيه قبل باشد (و آتينا موسى الكتاب . ..ألاّتتخذوا ... يا ذرّية من حملنا مع نوح). 2- آيه در پى دعوت از بنى اسرائيل به توحيد، به آنان يادآورى مى كند كه آنها از فرزندان همراهان نجات يافته نوح هستند، تا به اين وسيله ايشان را به قبول دعوت برانگيزاند.

731- نقش گرايشهاى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 6

6- استفاده « تورات » از گرايش ها و عواطف خويشاوندى بنى اسرائيل ، جهت هدايت و گرايش آنان به توحيد

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

اين برداشت با توجه به دو نكته است ذيل است: 1- بنابراين كه نصب «ذرّية» به حرف نداى محذوف و ادامه كلام تورات در آيه قبل باشد (و آتينا موسى الكتاب . ..ألاّتتخذوا ... يا ذرّية من حملنا مع نوح). 2- آيه در پى دعوت از بنى اسرائيل به توحيد، به آنان يادآورى مى كند كه آنها از فرزندان همراهان نجات يافته نوح هستند، تا به اين وسيله ايشان را به قبول دعوت برانگيزاند.

732- نگرانى از گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 68 - 3

3 - موسى ( ع ) از القاى شبهه و احتمال گمراهى مردم به واسطه سِحر ساحران نگران بود .

قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى

جمله «إنّك أنت الاعلى» تعليل براى «لاتخف» است و دلالت مى كند كه موسى(ع) از اين نگران بود كه معجزه او با سحر ساحران مشتبه گردد و مردم به حقانيت او پى نبرند. خداوند با بيان برترى قطعى او، زمينه هراسش را از بين برد.

733- نگرانى مرتدان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 6

6 - مرتدان بنى اسرائيل به خاطر دوران گوساله پرستى ، نگران آينده اى زيانبار براى خويش بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

734- نماز در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 7

7 - نماز ، زكات ، ايمان به همه انبيا و حمايت از آنان و انفاق ، از تكاليف بنى اسرائيل

لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و عزرتموهم و اقرضتم اللّه

735- نمايندگان بنى اسرائيل در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 83 - 1،2

1 - خداوند با موسى ( ع ) و قوم او ، قرار گفت وگو در كنار كوه طور نهاده بود .

وعدنكم جانب الطور الأيمن . .. و ما أعجلك عن قومك

در آيه 80 اين سوره از مواعده خداوند با بنى اسرائيل (در كوه طور) سخن به ميان آمده بود. ظاهر اين است كه «ما أعجلك» - كه حاكى از شتاب موسى(ع) در آمدن به ميقات است - مربوط به همان مواعده باشد.

2 - موسى ( ع ) ، وظيفه دار همراهى با قوم خود در مسير وصول به ميقات بود .

و ما أعجلك عن قومك يموسى

پرسش خداوند از موسى(ع) به قرينه پاسخ او در آيه بعد سؤالى توبيخى و در مقام ملامت است. از اين سرزنش، برمى آيد كه موسى(ع) در رها ساختن قوم خود و جدا شدن از آنان، ترك اولى كرده است و مى بايست همراه قوم خويش حركت مى كرد و بر آنان پيشى نمى گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 84 - 1،2،3

1 - موسى ( ع ) ، سبقت گرفتن خود بر قومش در آمدن به ميقات را ، به جهت اطمينان به قومش در پيروى از او و طى مسير تا ميقات دانست .

قال هم أُوْلاء على أثرى

«أُوْلا» اسم اشاره به بعيد است و «أثر» به معناى علامت باقى مانده از هر چيزى است. از همين رو به جاى پا نيز «اثر» گفته مى شود. «أثر» به معناى اتباع و دنباله روى نيز آمده است. (مقاييس اللغة). مفاد آيه بالا اين است كه آنان همان جماعت اند كه بر نشانه پاى من به سوى ميقات روان اند و يا اين كه به دنبال من در حال آمدن به ميقات هستند.

2 - ورود موسى ( ع ) به ميقات ، اندكى پيش از ورود قومش به آن مكان بود .

و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى

مورد اشاره قرارگرفتن همراهان موسى از سوى آن حضرت، نشان مى دهد كه آنان در چشم انداز موسى(ع) بودند و براى رسيدن به ميقات، زمان زيادى لازم نداشتند. بنابراين بين ورود موسى(ع) به ميقات و ورود قوم او، چندان فاصله اى نبوده است.

3 - قوم موسى ، با فاصله زمانى كوتاهى ، به دنبال موسى ( ع ) و رد پاى او به سوى ميقات روانه شدند .

و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى

736- نهى از منكر در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 1

1 - بى اعتنايى گروهى از بنى اسرائيل به وظيفه الهى نهى از منكر و بى تفاوتى آنان در برابر فساد جامعه خويش

كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

«لايتناهون» يعنى همديگر را باز نمى داشتند و نهى نمى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

737- نهى به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 4

4- موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از كفران نعمت هاى الهى برحذر داشت .

و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم . .. و قال موسى إن تكفروا أنتم و من ف

738- نيازهاى معنوى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 49 - 5

5 - بنى اسرائيل در عصر فرعون ، گرفتار انحراف در عقيده و عمل و نيازمند هدايت از سوى خدا

و لقد ءاتينا موسى الكتب لعلّهم يهتدون

«هم» در «لعلّهم» كنايه از بنى اسرائيل است و ارجاع آن به فرعون و طايفه او، درست نيست; زيرا نزول تورات، بعد از هلاكت آنها بود.

739- نياكان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 1،4

1- بنى اسرائيل ، از ذريه و نسل همراهان نوح ( ع ) در كشتى بودند .

هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح

4- انتساب بنى اسرائيل به همراهان نوح ( ع ) ، موجب شايستگى آنان به عنايت خدا براى هدايتشان گرديد .

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه نصب «ذرية» به تقدير فعل «اخص» و مجموع جمله «ذرّية من حملنا. ..» در مقام تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى...) باشد; يعنى، ما با نزول تورات، خواستار هدايت بنى اسرائيل بوديم; چون آنان از فرزندان همراهان حضرت نوح(ع) بودند.

740- وراثت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 2

2 - بنى اسرائيل ، وارث سرزمينى آباد و برخوردار از باغ ها و چشمه سار ها ، پس از خارج شدن آنان از مصر

كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

ضمير «ها» در «أورثناها» به مطلق «جنّات» بازمى گردد; نه جنات مربوط به فرعونيان. بنابراين، آيه ياد شده و آيه قبل، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، از سويى فرعونيان را از باغ ها و كاخ هاى شان بيرون كرد و همه آنان را به دريا ريخت و از سوى ديگر بنى اسرائيل را كه در مصر فاقد هر گونه امكانات بودند، به جاى ديگرى منتقل كرد و سرزمينى آباد و پر بركت كه عبارت است از ارض مقدس باشد در اختيارشان قرار داد و به آنان فرمود «ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم»،(مائده(5) آيه 21).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 3،7

3- قرار گرفتن امكانات فرعونيان ، در اختيار گروهى ديگر از مردم ( بنى اسرائيل )

كذلك و أورثنها قومًا ءاخرين

برداشت بالا بنابراين نكته است كه مراد از «قوماً آخرين» گروهى از بنى اسرائيل باشد; چنان كه در آيه 59 سوره «شعراء» آمده است. اين گروه ممكن است بخشى از بنى اسرائيل بودند كه در خروج از مصر با موسى(ع) همسفر نبودند.

7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *

كذلك و أورثنها قومًا ءاخرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.

741- ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 1،9،16،18

1 - خداوند ، به بنى اسرائيل فرمان داد تا به آبادى بيت المقدس وارد شوند .

و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

«قرية» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده است و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است; چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت كلمه «آبادى» آورده شد. ال در «القرية» عهد حضورى است و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن، بيت المقدس مى باشد.

9 - خداوند به قوم موسى - در صورت ورود به بيت المقدس با رعايت آداب آن - نويد آمرزش گناهانشان را داد .

ادخلوا هذه القرية . .. و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه امرهايى است كه در آيه شريفه مطرح شده بود. بنابراين تقدير چنين است: «ان تدخلوا و تأكلوا و تدخلوا الباب سجداً و تقولوا حطة نغفر لكم».

16 - خداوند ، محسنان و پاكدامنان بنى اسرائيل را - در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس - به پاداشى افزونتر از ديگران نويد داد .

قولوا حطة نغفر لكم خطيكم و سنزيد المحسنين

18 - داستان ورود بنى اسرائيل عصر موسى به بيت المقدس ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد داشتن

إذ قلنا ادخلوا . .. و سنزيد المحسنين

جمله «إذ قلنا . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذ قلنا ...; به ياد داشته باشيد آن زمانى را كه فرمان داديم ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 2

2 - حرام خواران قوم موسى ، به جاى طلب آمرزش از خدا و گفتن « حطة » - در هنگام ورود به بيت المقدس - كلامى ديگر بر زبان جارى مى ساختند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

به نظر مى رسد مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى باشند كه خداوند در آيه 57 آنان را به سبب ناسپاسى و استفاده از خوراكيهاى غير طيب، ستمكار شمرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 3،6،7،8،14،19

3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن آبادى بسر مى بردند .

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

برداشت فوق با توجه به اسم اشاره (هذه) استفاده شده است.

6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل

و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

8 - دروازه بيت المقدس طريق تعيين شده از جانب خدا براى نفوذ به آن سرزمين و تصرف آن ديار

و ادخلوا الباب

14 - خداوند محسنان بنى اسرائيل را در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس ، به پاداشى افزونتر از احسانشان نويد داد .

سنزيد المحسنين

19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين

كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 2

2 - حرام خواران قوم موسى به جاى طلب آمرزش از خدا به هنگام ورود به بيت المقدس كلامى ديگر بر زبان جارى ساختند .

فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم

مى توان گفت مراد از «الذين ظلموا» به دليل «و لكن كانوا أنفسهم يظلمون» در آيه 160 كسانى هستند كه با استفاده از خوراكيهاى غير پاكيزه به حرامخوارى دست يازيدند.

742- وسعت افساد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 7

7- فساد بنى اسرائيل ، فسادى عالمگير و گسترده است .

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين

برداشت فوق بدان احتمال است كه مراد از «الأرض» همه زمين و كنايه از گستردگى فساد آنان باشد.

743- وعده به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 6

6 - وعده هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل بر سرزمين آنان ، از وعده هاى نيكوى خداوند به قوم موسى

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

كلمه «الحسنى» (زيباتر) صفت براى «كلمت» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 13

13 - تصرف سرزمين فاسقان و ديدن مناظر آن ، وعده اى از جانب خداوند به امت موسى

سأوريكم دار الفسقين

در اينكه مراد از «الفسقين» چه كسانى هستند، سه احتمال وجود دارد: فرعونيان، ساكنان سرزمين قدس پيش از ورود قوم موسى به آنجا، متخلفان قوم موسى برداشت فوق ناظر به احتمال اول و دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 9

9- وعده خداوند به بنى اسرائيل جهت گردآورى آنان در سرزمين فلسطين ، پس از فرا رسيدن دومين موعد فساد آنان در آن سرزمين

جئنا بكم لفيفًا

برداشت فوق بدان احتمال است كه «وعد الأخرة» اشاره اى باشد به آن دو موعدى كه خداوند در آغاز اين سوره (آيه 4) براى بنى اسرائيل پيش بينى كرده و به آنان هشدار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 3

3 - خداوند ، پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، با آنان قرار گفت وگو نهاد و وعده ارتباط نزديك داد .

و وعدنكم جانب الطور الأيمن

متعلق «واعدناكم» به قرينه «و ما أعجلك عن قومك يا موسى» (در آيات بعد) وعده مناجات و گفت وگو با موسى(ع) بوده است. اين مواعده گرچه با همه بنى اسرائيل نبود; اما بازگشت منافع آن (از قبيل نزول تورات) به عموم آنان، سبب شد كه از آن به عنوان نعمتى بر همه بنى اسرائيل ياد شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 5،7

5 - بنى اسرائيل ، پيش از رفتن موسى ( ع ) به ميقات ، وعده خوبى ( نزول تورات ) از ناحيه خداوند دريافت كرده بودند .

ألم يعدكم ربّكم وعدًا حسنًا

استفهام تقريرى يا انكارى موسى(ع) از بنى اسرائيل، نشان از داده شدن وعده اى به آنان پيش از رفتن موسى(ع) به ميقات دارد. محتواى اين وعده را، برخى نزول تورات دانسته اند.

7 - بنى اسرائيل ، بدون اين كه در تحقق وعده خداوند ( اعطاى تورات ) به آنان تأخيرى شده باشد ، به گمراهى تن در دادند .

ألم يعدكم ربّكم . .. أفطال عليكم العهد

استفهام در «أفطال» انكارى است. و «عهد» به معناى زمان است. (قاموس) و مراد زمان تحقق وعده اى است كه «ألم يعدكم» بر آن دلالت داشت، و ممكن است مراد از «عهد» زمان دورى موسى(ع) باشد.

744- وفاى به عهد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 21

21 - تنها اندكى از بنى اسرائيل به پيمان هاى الهى وفادار ماندند و به تكاليف دينى عمل كردند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم

745- وقت برخورد سپاه فرعون با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 1

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل ، به هنگام طلوع آفتاب

فأتبعوهم مشرقين

واژه «مشرقين» از مصدر «اشراق» (داخل شدن در وقت طلوع خورشيد) مشتق شده است و حال از ضمير فاعل «أتبعوهم» مى باشد; يعنى، «فلحقوا بهم حالكونهم داخلين فى وقت طلوع الشمس». گفتنى است كه «إتباع» (مصدر «أتبعوا») در اين جا به معناى ملحق شدن است.

746- ولايت بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 14

14 - هارون ، داراى حق ولايت و اطاعت بر بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) بود .

و لقد قال لهم هرون . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

فرمان هارون(ع) به پيروى و اطاعت مردم از او، حاكى از ثبوت حق ولايت و اطاعت او، بر عهده بنى اسرائيل است.

747- ويژگيهاى سرزمين بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 1،2

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى خوش آب و هوا و واجد همه شرايط مناسب زندگى ، اسكان داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق

2 - بنى اسرائيل ، پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى با اراضى حاصل خيز كه در آن ، از انواع نعمت ها و روزى هاى پاكيزه و مناسب طبع برخوردار بودند ، روزگار خوشى مى گذراندند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

748- ويژگيهاى هجرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 2

2 - هجرت بنى اسرائيل از مصر ، حركتى سازماندهى شده و پنهان از چشم فرعونيان *

و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

فرمان يافتن موسى(ع) به كوچ دادن شبانه بنى اسرائيل و تعقيب آنان از سوى فرعون، اين احتمال را تقويت مى كند كه انتخاب شب به جهت استتار و پنهان ماندن از چشم مأموران فرعون بوده است.

749- هارون(ع) از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 3

3 - موسى و هارون ، از طايفه بنى اسرائيل بودند .

و قومهما لنا عبدون

750- هارون(ع) و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 7،9

7 - جدايى موسى ( ع ) و برادرش هارون از بنى اسرائيل ، درخواست و دعاى موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

9 - نفرين موسى ( ع ) بر قوم خويش با درخواست محروم شدن آنان از فيض وجود او و برادرش هارون

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

751- هارون(ع) و گمراهان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 22

22 - هارون با بيان موضع خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل از موسى ( ع ) خواست تا با مؤاخذه وى دشمنان دين را شاد نسازد .

و كادوا يقتلوننى فلا تشمت بى الأعداء

«ال» در «الأعداء» براى جنس است و مراد از آن، به قرينه «القوم الظلمين»، دشمنان دين و توحيد، يعنى همان گوساله پرستان، است. «اشمات» (مصدر «لا تشمت») به معناى خشنود ساختن و «باء» در «بى» سببيه است. بنابراين «لا تشمت بى الأعداء» يعنى دشمنان دين را با مؤاخذه من شاد نكن.

752- هارون(ع) و گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 9،10،14

9 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى مقصر شناخت .

و أخذ برأس أخيه يجره إليه

10 - موسى ( ع ) به خاطر مقصر شناختن هارون در انحراف بنى اسرائيل ، با گرفتن مو هاى سر او و كشيدنش به سوى خود ، در صدد مؤاخذه وى برآمد .

أخذ برأس أخيه يجره إليه

مفسران در معناى جمله «أخذ برأس أخيه» گفته اند كه موسى موهاى هارون را گرفت. گويا تفسير «راس» به موهاى سر به دليل جمله بعد (يجره إليه، او را به سوى خود مى كشيد) باشد. زيرا اگر موسى سر هارون را گرفته بود، طبعاً هارون با او فاصله اى نداشت تا او را به سوى خود بكشد.

14 - هارون با تحريك عواطف موسى ( ع ) در صدد تسكين غضب او و مطمئن ساختنش بر انجام وظايف و مسؤوليت هاى خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل برآمد .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

به نظر مى رسد هارون با انتخاب «اى فرزند مادرم» در خطاب به موسى، در صدد تحريك عواطف وى به سوى خود بوده است.

753- هارون(ع) و گوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 17

17 - هارون در غياب موسى ( ع ) با شركورزى و گوساله پرستى بنى اسرائيل به مبارزه پرداخته بود .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 5

5 - موسى ( ع ) در عين قانع شدن به بى تقصيرى هارون در گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، وى را كاملا دور از خطا ندانست . *

قال رب اغفر لى و لأخى

طلب مغفرت براى هارون مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

754- هارون(ع) و مسكن بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 1،2

1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».

2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.

755- هجرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 9

9 - موسى ( ع ) در راستاى رهاسازى بنى اسرائيل از فرعون خواست تا از مهاجرت آنان با وى جلوگيرى نكند .

فأرسل معى بنى إسراءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 9

9 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى براى هجرت از مصر به رهبرى موسى و هارون ( ع )

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

مطرح شدن اين درخواست نزد فرعون، بر وجود آمادگى روحى و فكرى در بنى اسرائيل براى هجرت از مصر دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 7،13

7 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى لازم براى هجرت از مصر و رهايى از عذاب فرعون

أسر بعبادى

حركت شبانه، گريختن از چنگ كسانى است كه براى آن حركت، مانع ايجاد مى كنند. بنابراين ماندن بنى اسرائيل نزد فرعونيان، برخلاف ميل آنان بوده است.

13 - خداوند به موسى ( ع ) اطمينان داد كه در مسير هجرت از مصر نه با نيرو هاى دشمن درگير خواهد شد و نه مشگل جدى ديگرى براى آنان بروز خواهد كرد .

أسر بعبادى . .. لاتخف دركًا و لاتخشى

حذف متعلق «لاتخشى» بيانگر منتفى بودن هر چيزى است كه مايه دلهره و خشيت باشد; از قبيل: احتمال غرق شدن در دريا و يا خطرهاى غير قابل پيش بينى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 3

3- رعايت جوانب امنيتى و حفاظتى در گريز بنى اسرائيل از نظام فرعونى

فأسر . .. ليلاً

756- هجرت شبانه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 1

1 - موسى ( ع ) ، مأمور به حركت در آوردن شبانه بنى اسرائيل ، جهت خروج و هجرت از مصر

و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

«إسراء» به معناى سير شبانه و حرف «باء» براى تعديه است، «أسر بعبادى»; يعنى، بندگان مرا شبانه حركت بده [و از مصر خارج كن].

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 1

1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .

أسر بعبادى . .. فأتبعهم

حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 1،5

1 - وحى خداوند به موسى ( ع ) در خارج ساختن شبانه بنى اسرائيل از سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

5 - ممانعت جدى حكومت فرعون از مهاجرت بنى اسرائيل و ترك سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى مبنى بر خروج مخفيانه و حركت شبانه بنى اسرائيل و نيز تعبير «إنّكم متّبعون» نشانگر ممانعت شديد حكومت فرعون نسبت به خروج بنى اسرائيل از مصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 1

1 - خشم فرعونيان از گريز شبانه بنى اسرائيل به منظور ترك ديار مصر

و إنّهم لنا لغائظون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 2

2- موسى ( ع ) ، مأمور خارج ساختن شبانه و مخفيانه بنى اسرائيل از مصر

فأسر بعبادى ليلاً

«إسراء» (مصدر «أسر») به معناى رفتن در شب است و «ليلاً» تأكيد آن مى باشد.

هجرت علنى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 9،10

9- گريز علنى بنى اسرائيل از قلمرو فرعونيان ، امرى غيرقابل تحمل براى نظام فرعونى

إنّكم متّبعون

10- مهاجرت علنى بنى اسرائيل از سرزمين مصر ، امرى غيرممكن براى آنان

فأسر بعبادى ليلاً إنّكم متّبعون

757- هدايت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 3

3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 2

2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت

و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 10،11

10 - هارون ، وظيفه دار رهبرى و ارشاد بنى اسرائيل در غيبت موسى ( ع )

و لقد قال لهم هرون من قبل

11 - سخنان هارون به گوساله پرستان بنى اسرائيل ، گفتارى محبت آميز و همراه با توجيه و ارشاد بود .

يقوم إنّما فتنتم به

انتساب بنى اسرائيل به خود، با گفتن «اى قوم من» ابراز محبت است و ريشه يابى ماجراى سامرى با فتنه خواندن آن، روشن گرى و ارشاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 2

2 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه رهبرى و هدايت بنى اسرائيل را به عهده داشت .

يهرون ما منعك . .. ألاّتتّبعن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 62 - 5

5 - موسى ( ع ) ، داراى مقامى ويژه در نزد خدا و واسطه وصول رحمت و هدايت الهى به بنى اسرائيل

إنّ معى ربّى سيهدين

آمدن تعبير «إنّ معى ربّى» (پروردگار من با من است) به جاى «إنّ معنا ربّنا» (پروردگار ما با ما است) نشان دهنده برخوردارى شخص موسى(ع) از امداد خاصه الهى است; كه در پرتو آن امداد، بنى اسرائيل نيز نجات مى يافتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 23 - 8،9،10

8 - كتاب آسمانى موسى ، هدايت كننده قوم بنى اسرائيل بود .

و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

9 - هدايت بنى اسراييل ، هدف رسالت موسى ( ع ) بوده است .

و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

10 - موسى ( ع ) ، از سوى خداوند مأمور هدايت بنى اسراييل بود .

و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

بنابراين احتمال كه مرجع ضمير مفعولى «جعلناه» حضرت موسى(ع) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 12

12 - تلاش حواريون به همراه عيسى ( ع ) ، براى هدايت بنى اسرائيل

فامنت طائفة من بنى اسرءيل و كفرت طائفة

758- هدايت ناپذيران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 6

6 - گروه هايى از بنى اسراييل هدايت نپذيرفتند و در برابر پيشوايان الهى ، تسليم نشدند .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

بنابراين كه مرجع ضمير در «بينهم» بنى اسراييل باشد و «كانوا فيه يختلفون» اشاره به اختلافات ديرينه آنان داشته باشد - كه حتى با آمدن پيشوايان الهى، خاتمه نيافته است - نكته ياد شده به دست مى آيد.

759- هدايتگران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 1،2،3

1 - گروهى اندك از قوم موسى ، مردمى هدايتگر و عدالت پيشه بودند .

و من قوم موسى امة يهدون بالحق و به يعدلون

2 - هدايتگران قوم موسى خود همواره ملازم حق و حقيقت بودند .

يهدون بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «باء» در «بالحق» براى مصاحبت باشد در اين صورت «بالحق» حال براى فاعل «يهدون» است ; يعنى: «يهدون مصاحبين الحق».

3 - هدايتگران قوم موسى با روش ها و موازين حق ، نه اسباب باطل ، مردم را هدايت مى كردند .

يهدون بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «باء» در «بالحق» براى استعانت باشد.

760- هشدار به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 17

17 - خداوند ، بنى اسرائيل را از فسادگرى در سراسر پهنه گيتى بر حذر داشت .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«عثو» (مصدر لاتعثوا) به معناى فسادگرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 5

5 - بنى اسرائيل در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى ( ذليل گشتن ، مطرود شدن و . . . ) در صورت ايمان نياوردن به قرآن و انجام ندادن اعمال صالح

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

در آيات گذشته (از 41 تا 45 و نيز آيه 62) خداوند بنى اسرائيل را به ايمان و تصديق قرآن و انجام اعمال صالح دعوت كرد و در آيه مورد بحث سرگذشت شوم اسحاب سبت را يادآور شد تا هشدارى باشد به آنها كه مبادا با سرپيچى از دعوت خدا و فرمانهاى او، به سرنوشتى همانند اصحاب سبت گرفتار آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 6

6 - تهديد خداوند به بنى اسرائيل در مورد شكستن پيمان الهى و ترغيب آنان به وفادارى و تعهد

لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. و قال اللّه انى معكم

بنابر اينكه معيت در آيه مورد بحث، كنايه از علم و قدرت باشد. يعنى خداوند به شما و اعمالتان كاملا آگاه است ; اگر به ميثاق پايبند بوديد به شما پاداش مى دهد واگر تخلف كرديد مجازات مى شويد و در هر حال مقهور خداوند هستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 24

24 - هشدار خداوند به بنى اسرائيلِ زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تكرار رفتار پيشينيان خويش ( نقض ميثاق - تكذيب و قتل انبيا )

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و اللّه بصير بماتعملون

فعل مضارع «يعملون» - على رغم ماضى آوردن فعل هاى گذشته «حسبوا»، «عموا و صموا» -، مى رساند كه جمله «و اللّه بصير . ..» ناظر بر بنى اسرائيل زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 18

18 - هشدار مسيح ( ع ) به بنى اسرائيل در مورد فرجام ناميمون شرك

قال المسيح . .. انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة

ظاهراً جمله «انه من يشرك . ..» گفتار حضرت مسيح(ع) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 13

13 - آزمايش بنى اسرائيل از سوى خدا پس از دستيابى آنان به حكومت و قدرت ، هشدار موسى ( ع ) به آنان

فينظر كيف تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 18

18 - خداوند به قوم موسى هشدار داد كه در صورت ادامه مخالفت با راه رشد و تعالى و پيمودن راه ضلالت ، ايشان را از درك معارف تورات محروم خواهد ساخت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها ... سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 3

3 - فتنه و امتحان بودن گوساله زرين سامرى ، از جمله هشدارهايى كه هارون به بنى اسرائيل داده بود .

و لقد قال لهم هرون . .. إنّما فتنتم به

761- هشدار به متكبران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 17

17 - خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.

762- هلاكت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 5،6

5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة

«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.

6 - صاعقه آسمانى ، موجب به هلاكت رسيدن قوم موسى شد .

فأخذتكم الصعقة

صاعقه آتشى است از آسمان كه به هنگام رعد شديد پديد مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 1،3

1 - خداوند ، قوم موسى را پس از هلاكتشان با صاعقه ، حياتى دوباره بخشيد و آنان را زنده كرد .

ثم بعثنكم من بعد موتكم

3 - زنده شدن قوم موسى پس از هلاكتشان با صاعقه ، از نعمت هاى خداوند به آنان

اذكروا نعمتى التى أنعمت . .. ثم بعثنكم من بعد موتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 6

6 - بنى اسرائيل در پى تقاضاى آشكارا ديدن خداوند ، با صاعقه به هلاكت رسيدند .

فأخذتهم الصعقة بظلمهم

763- هواپرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 7،8،11،16

7 - بنى اسرائيل ، مردمى پيمان شكن و هواپرست

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم

8 - بنى اسرائيل با نقض پيمان هاى الهى و پيروى از هوا هاى نفسانى ، فاقد پايگاه مطمئن براى اقامه تورات ، انجيل و ديگر معارف الهى

لستم على شىء . .. لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل

بنابر اينكه جمله «لستم على شىء . ..» به اين معنا باشد كه شما پايگاهى نداريد تا بتوانيد تورات و انجيل را اقامه كنيد، مى توان گفت آيه مورد بحث آن پايگاه را تفسير مى كند ; يعنى آن پايگاه عبارت است از تعهد به ميثاق الهى و پرهيز از هواپرستى.

11 - هواپرستى بنى اسرائيل ، زمينه ساز تكذيب انبيا و قتل آنان

رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

16 - هشدار خداوند به مسلمانان در مورد خطر گرفتارى آنان به لغزشهايى همانند لغزش هاى بنى اسرائيل : ( نقض پيمان هاى الهى ، هواپرستى ، تكذيب و قتل انبيا )

إنّ الذين ءامنوا . .. لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

از اهداف اين بخش از آيات با توجه به ذكر مسلمانان در ابتداء كلام (ان الذين ءامنوا) و آنگاه بيان سرگذشت شوم بنى اسرائيل، اين است كه مسلمانان را از گرفتار شدن به چنين سرنوشتى پرهيز دهد و به آنان گوشزد كند كه آنان نيز در خطر آلودگى به چنين اعمال ناروايى هستند.

764- يوشع بن نون و بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 19

19 - يوشع و كالب براى مقابله با زورگويان و پيروزى بر آنان ، قوم موسى ( ع ) را به تلاش همراه با توكل بر خدا فرا خواندند .

ادخلوا عليهم الباب . .. فانكم غلبون و على اللّه فتوكلوا

765- يهود و انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 21

21 - كشته شدن پيامبرانى از نژاد اسرائيل به دست يهوديان ، دليل ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل

نؤمن بما أنزل علينا . .. قل فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 18

18 - اعمال نارواى يهود در طول تاريخ ( كشتن پيامبران ، گوساله پرستى و . . . ) نشانه ايمان نداشتن آنان حتى به پيامبران بنى اسرائيل و كتاب هاى آسمانى خويش است .

قالوا نؤمن بما أنزل علينا . .. قل بئسما يأمركم به إيمنكم إن كنتم مؤمنين

چون جمله «قل بئسما . ..» (اگر ايمان داريد، ايمانتان شما را به كارهاى ناروايى واداشته است) در جواب «نؤمن بما أنزل علينا» قرار گرفته، بيانگر آن است كه: شما يهوديان به كتابهاى آسمانى ايمان نداريد كه چنين اعمال ناپسندى را مرتكب مى شويد.

766- يهود و انبياى غير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 11

11 - يهوديان ، به هر پيامبرى كه از نژاد اسرائيل نباشد ، كافر مى شوند .

و يكفرون بما وراءه