ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 22
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 28 - 7،8
7 - خداوند فرجام سير انسانهاست و همگان ، تنها به سوى او باز خواهند گشت .
ثم إليه ترجعون
8 - بازگشت انسان ها به سوى خدا ، پس از زنده شدن به حيات اخروى است .
يحييكم ثم إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 46 - 1،3،5،6
1 - انسان ها به ملاقات خدا خواهند رفت و تنها به سوى او باز خواهند گشت .
أنهم ملقوا ربهم و أنهم إليه رجعون
3 - كسانى كه « بازگشت به خدا » را قبول دارند ، مردمى فروتن و منزه از خود بزرگ بينى هستند .
إلا على الخشعين. الذين يظنون ... أنّهم إليه رجعون
5 - گمان به لقاى خدا و بازگشت به او ، در ايجاد روحيه خشوع و فروتنى كافى است .
الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم و أنهم إليه رجعون
به كارگيرى «يظنون» (گمان دارند) در مسأله رجوع به خداوند - كه هر مسلمانى بايد اعتقاد جزمى به آن داشته باشد - اشاره به اين دارد كه: حتى گمان به قيامت و رجوع به خداوند نيز در زايل ساختن خود بزرگ بينى تأثير بسزايى داشته و مايه فروتنى خواهد شد.
6 - خاشعان ، خويشتن را در محضر خداوند و در حال بازگشت به او مى بينند .
الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم و أنهم إليه رجعون
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: زمان «ملاقوا ربهم» و نيز زمان «إليه راجعون» را زمان حال بدانيم نه زمان مستقبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 6
6 - بازگشت به خدا با توبه به درگاه او ، وظيفه اى ضرورى بر عهده گنهكاران
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 156 - 2،4،5
2 - انسان و همه شؤون او از خداوند نشأت گرفته است و به سوى او باز خواهد گشت .
قالوا . .. إنا إليه رجعون
«رجوع» به معناى: بازگشتن به چيزى است كه منشأ و مبدأ بوده است و مقصود از «نا» در «إنا» انسان و متعلقات اوست. بنابراين «إنا إليه راجعون» حكايت از آن دارد كه: آدمى و همه آنچه به او تعلق دارد از خداوند نشأت گرفته و همه به او باز مى گردند.
4 - باور به مالكيت خدا و بازگشت به او ، آسان كننده تحمل مصيبت ها و مشكلات
الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون
5 - جهان بينى مؤمنان صابر ( از خدا بودن و به سوى او بازگشتن ) دليل صبر و استقامت آنان در برابر دشوارى هاى راه ايمان
الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون
«الذين . .. قالوا ...» علاوه بر بيان اوصاف و ويژگى صابران، حكايتگر دليل و علت صبر آنان نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 14،15
14 - خداوند ، مبدأ همه انسانهاست و بازگشت آنان تنها به سوى اوست .
و اليه ترجعون
«رجوع»، يعنى بازگشت شخص به آنجا كه بوده است.
15 - ايمان به بازگشت و رجعت آدمى به سوى خداوند ، برانگيزاننده انسان ها به پيكار در راه او و انفاق
و قاتلوا فى سبيل اللّه . .. من ذا الّذى يقرض اللّه ... و اليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 3،7
3 - قيامت ، روز بازگشت انسان ها به سوى خداوند .
و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الى اللّه
7 - پاداش و كيفر كامل اعمال انسان ها ، پس از بازگشت به سوى خداوند در قيامت
و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الى اللّه ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت
برخى مفسّرين برآنند كه مضاف از كلمه «ما كسبت» حذف شده است; يعنى پاداش و كيفر اعمال خويش را دريافت مى كنند، نه خود اعمال و كردار را.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 5
5 - بازگشت همه امور ، تنها به سوى خداست .
و الى اللّه ترجع الامور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 12،13،14،19
12 - خداوند ، آغاز و فرجام همه انسانها
إلى اللّه مرجعكم جميعاً
«مرجع» به معناى بازگشتن است و به كار بردن اين كلمه در بيان سير انسان به سوى خداوند مى رساند كه او مبدأ انسانها نيز بوده است.
13 - بازگشت همه آدميان - چه هدايت يافتگان و چه اهل كفر - تنها به سوى خداست .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً
14 - قيامت ، عرصه بازگشت آدميان به سوى خداست .
إلى اللّه مرجعكم جميعاً
19 - باور به قيامت و بازگشت به خدا و حسابرسى كردار ها زمينه ساز مراقبت بر ايمان و پرهيز از عوامل گمراهى
عليكم انفسكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 9
9 - بازگشت تمامى انسانها به سوى خداوند است.
ثم إليه يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 11،12
11 - خداوند تنها غايت تمامى جنبندگان است و همگى به سوى او در حركتند.
ثم إلى ربهم يحشرون
مفاد حرف «إلى» بيان انتهاى غايت است. بنابراين «إلى ربهم» يعنى غايت حشر و نشر جنبندگان براى وصول به «رب» است و غير از او غايتى نيست. از همين رو «إلى ربهم» بر «يحشرون» مقدم گشته و مفيد حصر باشد.
12 - حركت تمامى موجودات به سوى پروردگارشان، تكاملى است. *
ثم إلى ربهم يحشرون
با توجه به كلمه «رب»، كه تربيت كنندگى را مى رساند، و كلمه «إلى» كه حركت به سوى هدف و مقصدى را مى رساند، برداشت فوق به دست آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 61 - 2
2 - خوابانيدن و بيدار كردن تا زمان اجل و سپس بازگشت به خداوند و محاسبه اعمال، نشانه تسلط خداوند بر امور بندگان است.
هو الذى يتوفكم بالّيل . .. و هو القاهر فوق عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 62 - 1
1 - آدميان پس از مرگ، به سوى خداوند (مولاى حقيقى خود) بازمى گردند.
ثم ردوا إلى الله موليهم الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 5،6
5 - حشر آدميان، در بستر تاريخ تا قيامت، فقط به سوى خداوند است.
و هو الذى إليه تحشرون
6 - باور به اينكه حشر آدمى تنها به سوى خداست، برانگيزاننده او به تسليم در برابر خداوند و پروا از اوست.
و أمرنا لنسلم لرب . .. و اتقوه و هو الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 4
4 - حشر آدميان به سوى خداوند، نشانه اى از حقانيت آفرينش و راه نداشتن بيهودگى در آن است.
و هو الذى إليه تحشرون. و هو الذى خلق السموت و الأرض بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 94 - 1
1 - انسان در پى مرگ، مانند آفرينش نخستين خويش، تنها نزد خداوند حضور مى يابد.
و لقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 16،17،18
16 - بازگشت تمامى آدميان، با هرگونه باور و عمل، به سوى خداوند است.
كذلك زينا لكل أمة عملهم ثم إلى ربهم مرجعهم
17 - بازگشت همگان به سوى خداوند و آگاهى يافتن آنان از حقيقت كرده هاى خويش در قيامت، پرتوى از ربوبيت الهى است.
ثم إلى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملون
18 - خداوند مبدأ انسان و مرجع نهائى اوست.
ثم إلى ربهم مرجعهم
واژه «مرجع» از رجوع است و راغب مى گويد: «الرجوع العود إلى ما كان منه البدء». رجوع برگشت به جايى است كه شروع از
آنجا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 8،9
8 - بازگشت انسانها تنها به سوى خداوند است.
ثم إلى ربكم مرجعكم
تقديم «إلى ربكم» بر متعلق خود «مرجعكم» دلالت بر حصر دارد.
9 - برپايى قيامت و بازگشت انسانها به خدا، پرتوى از ربوبيت خدا بر انسانها و براى تدبير امور آنان است.
ثم إلى ربكم مرجعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 125 - 2،3،5،6
2 - ساحران در پاسخ فرعون و تهديد هاى وى اظهار كردند كه با كشته شدن به سوى خداى خويش باز خواهند گشت .
قالوا إنا إلى ربنا منقلبون
«إلى ربنا» متعلق به «منقلبون» است و كلمه «انقلاب»، در صورتى كه به «إلى» متعدى شود، به معناى بازگشتن است.
3 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، معتقد به معاد و بازگشت به خدا پس از سپرى كردن حيات دنيا
إنا إلى ربنا منقلبون
5 - مؤمنان با كشته شدن در راه خدا به جوار او بار خواهند يافت .
إنا إلى ربنا منقلبون
6 - باور به معاد و بازگشت به خدا پس از مرگ ، عامل نهراسيدن ساحران مؤمن از مجازات ها و شكنجه هاى فرعون
إنا إلى ربنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 1
1 - بازگشت همه انسان ها ( مؤمنان و كافران ) تنها به سوى خداوند است .
إليه مرجعكم جميعاً
«مرجع» - كه مصدر ميمى و به معناى بازگشتن است - مبتدا و «إليه» خبر آن است. تقديم خبر بر مبتدا مفيد حصر مى باشد. مخاطب ضمير در «مرجعكم» به قرينه جمله «ليجزى الذين آمنوا ... » هر دو گروه مؤمن و كافر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 8
8 - قيامت ، روز رجوع و بازگشت همه انسان ها به خداوند است .
و ردوا إلى اللّه موليهم الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 56 - 3،4،5
3 - بازگشت همه انسان ها ، تنها به سوى خداست .
و إليه ترجعون
4 - بازگشت به خداوند ، غايت و نهايت حيات و مرگ انسانهاست .
هو يحى و يميت و إليه ترجعون
5 - انسان ها ، با مرگ از بين نمى روند ; بلكه به سوى خدا باز مى گردند .
هو يحى و يميت و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 70 - 4
4 - عالمِ پس از مرگ ، عرصه بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .
متع فى الدنيا ثم إلينا مرجعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 104 - 12
12 - مرگ ، جدايى حقيقت آدمى از بدن و رجوع آن به خداوند است نه نيستى كامل .
و لكن أعبد اللّه الذى يتوفيكم
«توفى» و «استيفاء» از ماده «وفاء» به معناى دريافت كامل و بى كم و كاست چيزى است; مثل «توفيت المال» (همه مال را دريافت كردم). بنابراين مرگ به معناى دريافت كامل انسان است و چون بدن انسان دريافت شدنى نيست قهراً مقصود حقيقت انسان - كه عبارت از روح او است - دريافت خواهد شد و در نزد خدا جاويد خواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 15
15- جبران نكردن گناهان با استغفار و بازماندن از حركت به سوى خدا ، موجب گرفتار شدن به عذاب قيامت است .
و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 1
1- انسانها ، از ناحيه خدايند و فقط به سوى او باز مى گردند .
إلى الله مرجعكم
«رجوع» به معناى بازگشتن به چيزى است كه شروع نيز از آن بوده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 13،14
13- بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
14- بازگشت انسان ها به خدا ، پرتوى از ربوبيت اوست .
هو ربكم و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 2
2- طلب بخشايش گناهان از خداوند ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، از توصيه هاو پيام هاى هود ( ع ) به مردم خويش
و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 18،20
18- لزوم حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
عطف جمله «توبوا إليه» بر «استغفروه» بيانگر اين است كه از توبه، معنايى غير از استغفار اراده شده است. با توجه به معناى لغوى توبه (رجوع كردن) مى توان گفت: مراد از توبه در آيه شريفه، حركت كردن به سوى خدا با اطاعت از اوامر و نواهى اوست.
20- طلب بخشايش گناهان از خدا ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، توصيه ها و پيام هاى صالح ( ع ) به قوم ثمود
قال يقوم . .. فاستغفروه ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 25،28،29
25- شعيب ( ع ) تنها خداوند را مرجع خويش مى دانست و فقط به درگاه او روى مى آورد .
و إليه أُنيب
«انابة» (مصدر اُنيب) به معناى رجوع و اقبال است.
28- لزوم توجه به خدا و روى آوردن به درگاه او
و إليه أُنيب
29- كارساز نبودن هيچ نيرويى جز خداوند در موفق ساختن آدمى ، دليل لزوم توكل بر او و روى آوردن به درگاه اوست .
ما توفيقى إلاّ بالله عليه توكلت و إليه أُنيب
جمله هاى «عليه توكلت و إليه اُنيب» به منزله نتيجه اى براى «ما توفيقى . ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 3،4
3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 6
6- پذيرش توحيد بازگشت به خداست .
و من تاب معك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 16
16- بازگشت انسان ها فقط به خداوند است .
و إليه متاب
«متاب» مصدر ميمى از «تابَ» و به معناى بازگشتن است. كسره باء در آن حاكى از حذف ياى متكلم مى باشد و تقديم «إليه» بر آن دلالت بر حصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 12
12- بازگشت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نيز ساير انسان ها فقط به خداوند است .
و إليه مئاب
«مئاب» به معناى بازگشت است و كسره «مئابِ» در آيه شريفه ، حاكى از حذف «ياء» متكلم مى باشد. بنابراين «مئابِ» يعنى مئابى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 9،14
9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .
ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه
14- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . « أمّا من ظلم » و لم يؤمن بربّه « فسوف نعذّبه » فى الدنيا بعذاب الدنيا « ثمّ يردّ إلى ربّه » فى مرجعه « فيعذّبه عذاباً نكراً » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه (مقصود آيه اين است) «اما كسى كه ستم كرده» و به پروردگارش ايمان نياورده است «به زودى» در دنيا، به عذاب دنيوى «او را عذاب خواهيم كرد، سپس در معاد خويش به سوى پروردگارش بازگشت داده مى شود و خدا، او را به عذابى سخت گرفتار خواهد كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 40 - 4،5
4- همه آدميان به سوى خداوند بازگردانده خواهند شد .
و إلينا يرجعون
از مجهول بودن «يرجعون» استفاده مى شود كه انسان ها - چه بخواهند و چه نخواهند - به خداوند رجوع داده خواهند شد.
5- بازگشت تمام مخلوقات زمينى به خداوند است .
و من عليها و إلينا يرجعون
مراد از «من عليها» مى تواند همه موجودات روى زمين باشد و به كار بردن واژه «مَن» از باب تغليب عاقلان بر غير آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 35 - 5
5- بازگشت تمامى انسان ها به سوى خدا است .
و إلينا ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 93 - 3،4
3- بازگشت تمامى انسان ها به سوى خداوند است .
كلٌّ إلينا رجعون
4- قيامت و بازگشتن تمامى انسان ها به پروردگار واحد ، مقتضى پرهيز از اختلاف و پراكندگى در دين است .
أُمّة وحدة و أنا ربّكم فاعبدون . و تقطّعوا أمرهم بينهم كلٌّ إلينا رجعون
جمله «كلٌّ إلينا راجعون» مستأنفه بيانى است; يعنى، بيانگر پاسخ سؤال مقدر است كه عاقبت اين پراكندگى چيست؟ تذكر و يادآورى اين نكته مى تواند هشدار و تعريضى باشد به غافلان از قيامت كه به اختلاف در دين پرداخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 6
6 - بازگشت تمامى انسان ها ، تنها به سوى خدا است .
و إلىّ المصير
«مصير» مصدر ميمى و به معناى بازگشتن است. تقديم «إلىّ» (خبر) بر «مصير» (مبتدا) مفيد حصر است; يعنى، «ليس الرجوع إلاّ إلىّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 79 - 3،4
3 - بازگشت قهرى همه انسان ها ، به سوى خدا است .
و إليه تحشرون
4 - خدا ، مبدأ آغازين و مرجع نهايى انسان ها
و هو الذى ذرأكم . .. و إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 115 - 3،6،7
3 - بينش غلط نسبت به هدف آفرينش ( بازگشت به سوى خدا ) ، ريشه انحرافات بشر و عامل دوزخى شدن وى
قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا . .. أفحسبتم أنّما ... لاترجعون
6 - انسان ، در حركت و بازگشت به سوى خدا است .
و أنّكم إلينا لاترجعون
7 - معاد ، بازگشت انسان به خدا و حضور در محضر او است .
و أنّكم إلينا لاترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 4
4 - تنها خداوند ، مقصد و منت هاى حركت تمامى موجودات جهان است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- تقدم خبر (إلى اللّه) بر مبتدا (المصير) مفيد حصر مى باشد. 2- «مصير» به معناى «مرجع» است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 6،7
6 - بازگشت انسان به سوى خدا است .
يوم يرجعون إليه
7 - خداوند ، آگاه به زمان بازگشت انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .
قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «و يوم. ..» عطف بر «ما أنتم...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 1
1 - هركس كه توبه كند و كار نيك انجام دهد ، در حقيقت رو به خدا كرده و به سوى او بازگشته است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
«متاباً» (مصدر ميمى) به معناى توبه و بازگشت و مفعول مطلق براى «يتوب» است; كه در آيه شريفه، براى تأكيد آمده است; يعنى، توبه و بازگشت كامل و حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 50 - 10
10 - مرگ ، بازگشت به سوى خدا در بينش يكتاپرستان
لأُصلّبنّكم أجمعين . قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 7
7 - بازگشت به خداوند و دريافت كيفر يا پاداش او در سراى آخرت ، فرجام قطعى انسان ها است .
و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 70 - 9،10
9 - بازگشت همه انسان ها ، تنها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
10 - جهان آخرت ، عرصه بازگشت آدميان به سوى خداوند
له الحمد فى الاُولى و الأخرة . .. و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 88 - 12
12 - بازگشت همگان تنها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 10،11
10 - بازگشت همه انسان ها ، تنها ، به سوى خداوند است .
إلىّ مرجعكم
تقديم خبر (إلىّ) بر مبتدا (مرجعكم)، افاده حصر مى كند.
11 - مبدأ و مرجع انسان ها ، خداوند است .
إلىّ مرجعكم
رجوع، به معناى «بازگشت به جايى است كه آغاز، از آن جا بوده است. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 15،19
15 - هشدار حضرت ابراهيم ( ع ) به قوم اش با اعلام بازگشت همگان به سوى خدا
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. اعبدوه ... إليه ترجعون
19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 21 - 5
5 - بازگشت همه انسان ها ، تنها ، به خداوند است .
و إليه تقلبون
«قلب» (ريشه «تقلبون») به معناى «بازگرداندن چيزى از جهتى به جهتى» است. با توجّه به معناى لغوى آن، «تقلبون»، به معناى «ترجعون» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 13
13 - انسان ها ، در پى سپرى شدن عمر جهان ، در محضر خداوند حضور مى يابند .
ما خلق اللّه . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمّى ... و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 5،7
5 - انسان ها ، پس از باز آفرينى در عالم آخرت ، به سوى خداوند باز مى گردند .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
7 - خداوند ، مبدأ انسان ها و مرجع نهايى آنها است .
اللّه يبدؤا الخلق ثمّ يعيده ثمّ إليه ترجعون
كلمه «ترجعون» از ريشه «رجوع» است و طبق گفته راغب، رجوع، بازگشت به جايى است كه مبدأ و شروع بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 1
1 - پابندى به فطرت دينى ، همراه با اِنابه و بازگشت همواره به سوى خداوند ، امرى لازم است .
فطرت اللّه الّتى . .. منيبين إليه
«منيبين» حال براى ضمير فاعلى فعل امر محذوف، يعنى «ألزموا» است. لازم به ذكر است كه انابه، به معناى «رجوع مكرر در مكرر و مداوم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 17،19
17 - تنها خداوند ، فرجامِ حركتِ عالم آفرينش است .
إلىّ المصير
19 - توجه دادن انسان به فرجام حيات خويش ( حضور در پيشگاه خداوند ) زمينه پيدايش تعهد براى عمل به وصاياى الهى است .
و وصّينا الإنسن . .. أن اشكرلى و لولديك إلىّ المصير
ذكر «إلىّ المصير» پس از چند توصيه به انسان، از سوى خداوند، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه براى عمل به آن سفارش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 12،14،16،20
12 - بازگشت به خداوند ، همراه با توبه و عمل ناب و خالص ، امرى پسنديده و شايسته است .
و اتّبع سبيل من أناب إلىّ
سفارش به پيروى از منيبان، نشان دهنده اهميت انابه است. گفتنى است كه «الإنابة إلى اللّه» رجوع به خداوند با توبه و اخلاص عمل معنا شده است (مفردات راغب).
14 - آغاز و بازگشت انسان ها ، خداوند است .
ثمّ إلىّ مرجعكم
«رجوع» در لغت، به معناى بازگشت به جايگاهى است كه شروع از آن جا بوده است (مفردات راغب).
16 - انسان ها ، پس از مرگ ، در پيشگاه خداوند درباره اعمال دنيوى شان ، مؤاخذه خواهند شد .
إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
20 - قيامت ، عرصه بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .
ثمّ إلىّ مرجعكم فأُنبّئكم بما كنتم تعملون
مراد از بازگشت به خداوند، و آن گاه آگاه شدن از كردار خويش، حضور در صحنه قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 4،10
4 - خداوند ، تنها مبدأ و مرجع انسان ها است .
إلينا مرجعهم
از تقديم خبر، حصر استفاده مى شود. لازم به ذكر است كه آيه، اگرچه درباره كافران است، اما كافران، در مورد بازگشت شان به خدا خصوصيتى ندارند و اين بازگشت، براى همه انسان ها است. گفتنى است از واژه «مرجع» (بازگشتن) به دست مى آيد كه مبدأ نيز خداوند است.
10 - توجه به بازگشت حتمى كافران به سوى خداوند ، زداينده اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و من كفر فلايحزنك كفره إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 6،7
6 - بازگشت نهايى عالمِ هستى در پايان جهان ، به سوى خدا است .
ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة
7 - خداوند ، مبدأ و منت هاى همه امور جهان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 8،11
8 - بازگشت به سوى پروردگار و ملاقات با او ، جلوه ربوبيت وى در مسير تكامل انسان است .
بل هم بلقاء ربّهم كفرون
11 - معاد ، عرصه رجوع و حضور در محضر خدا است .
أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 11 - 8،9،10،11
8 - مرگ ، بر خلاف تصور كافران نابودى نيست ، بلكه رخدادى هدف دار و به منظور حضور انسان ها در پيشگاه پروردگار است .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض . .. قل يتوفّيكم ملك ... ثمّ إلى ربّكم ترجعون
9 - بازگشت انسان به سوى پروردگار ، پس از مرگ و پايان حيات دنيوى ، قهرى است .
يتوفّيكم . .. ثمّ إلى ربّكم ترجعون
فعل مجهول «ترجعون» (بازگشت داده مى شويد) حكايت از بازگشت قهرى دارد.
10 - پروردگار ، مبدأ و منت هاى حركت انسان ها است .
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
«رجوع» در جايى اطلاق مى شود كه سابقه اى داشته باشد.
11 - ربوبيت خداوند ، مقتضى بازگشت انسان ها به سوى او پس از اتمام حيات دنيوى است .
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 7
7 - راه بازگشت حتى بر روى فاسقان هم باز است .
و لنذيقنّهم . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 11
11 - در احاطه آسمان و زمين بر انسان ها ، از آيه هاى خداوند براى هر بنده اهل انابه اى است .
إن فى ذلك لأية لكلّ عبد منيب
مشاراليه «ذلك» «ما بين أيديهم و ما خلفهم من السماء و الأرض» است. گفتنى است كه «إنابة» (مصدر «منيب») به معناى رجوع كننده است و «عبد منيب» كسى است كه پيوسته رو به خدا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 4 - 6
6 - بازگشت همه امور تنها به خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 15،16
15 - بازگشت انسان ها ، تنها به سوى خداوند است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه آيه شريفه تنها ناظر به بازگشت انسان ها باشد. گفتنى است تقديم خبر (إلى اللّه) بر مبتدا (المصير)، مفيد حصر مى باشد.
16 - تنها خداوند ، مقصد و منتهااليه حركت تمامى موجودات جهان است .
و إلى اللّه المصير
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، ناظر به حركت و بازگشت همه موجودات باشد. گفتنى است «مصير» به معناى «مرجع» است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 22 - 6
6 - بازگشت انسان ها به سوى خدا است .
و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 51 - 4
4 - انسان ها پس از زنده شدن از قبر ها ، به سوى پروردگار خويش خواهند شتافت .
فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم ينسلون
«نسلان» (مصدر «ينسلون») به معناى گام برداشتن سريع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 53 - 2
2 - همه انسان ها در قيامت ، تنها با يك صيحه عظيم زنده و به پيشگاه پروردگارشان حاضر خواهند شد .
إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم جميع لدينا محضرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 83 - 5،6
5 - بازگشت همگان ، به سوى خدا است .
و إليه ترجعون
6 - حاكميت و مالكيت خداوند بر همه چيز و بازگشت همه انسان ها به سوى او ، دليل و نشانه توانايى او بر برپا كردن قيامت و احياى مجدد انسان ها
فسبحن الذى بيده ملكوت كلّ شىء و إليه ترجعون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات قيامت و ارائه جلوه هاى قدرت
خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 10
10 - داوود ( ع ) ، در همه امور زندگى به خدا روى مى آورد و همواره او را مرجع خود مى دانست .
إنّه أوّاب
«أوّاب» (از ماده «اَوْبَ») صيغه مبالغه و به معناى «رجوع» است; يعنى، داوود(ع) بسيار مراجعه كننده به خدا و متوجه او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 30 - 5
5 - سليمان ( ع ) ، در همه امور زندگى به خدا روى آورده بود و همواره او را مرجع امور خود مى دانست .
إنّه أوّاب
«أوّاب» صيغه مبالغه (از ماده «اَوْب») و به معناى «رجوع» است; يعنى، سليمان بسيار مراجعه كننده به خدا و همواره متوجه او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 12
12 - ايوب ( ع ) ، در همه امور زندگى به خدا روى مى آورد و همواره او را مرجع امور خود مى دانست .
إنّه أوّاب
«أوّاب» صيغه مبالغه (از ماده «اوب») و به معناى «رجوع» است; يعنى، ايوب(ع) بسيار مراجعه كننده به خدا و همواره متوجه او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 14،15
14 - خداوند ، مرجع و فرجام سير انسان ها است .
ثمّ إلى ربّكم مرجعكم
15 - قيامت ، روز بازگشت انسان ها به خدا و فرجام سير آنان
ثمّ إلى ربّكم مرجعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 4
4 - توبه و بازگشت به خدا ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است .
و أنابوا إلى اللّه
«إنابة» (مصدر «أنابوا») به معناى رجوع است و «أنابوا إلى اللّه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 8
8 - بازگشت همه انسان ها پس از مرگ تنها به سوى خدا است .
ثمّ إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 11
11بازگشت همگان تنها به سوى خداوند است .
إليه المصير
«مصير» به معناى بازگشت است و تقديم «إليه» مفيد حصر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 13 - 8
8 - تنها كسانى كه با توبه و اخلاص به سوى خدا روى مى آورند ، شايسته درس آموختن و هوشيار شدن از آيات الهى اند .
هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب
«إنابة» (مصدر «ينيب») به معناى رجوع است و انابه به درگاه خداوند، به معناى بازگشت به او با توبه و اخلاص است (بر گرفته از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 5
5 - بازگشت همه انسان ها ، به سوى خدا است .
و أنّ مردّنا إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 6
6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .
فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 11،14
11 - بازگشت انسان ها ، تنها به سوى خداوند است .
و إليه ترجعون
تقديم «إليه» بر «ترجعون» مى تواند براى افاده حصر باشد.
14 - آگاهى و شهادت اعضا و جوارح آدمى در قيامت به آفريدگارى خداوند و بازگشت همگان به سوى او
قالوا . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و هو خلقكم . ..» ادامه گفتار اعضا و جوارح انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 30
30 - بازگشت همه انسان ها به سوى خدا است .
و إليه المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 8،9،12
8 - بازگشت تمامى موجودات به سوى خداوند است .
ألا إلى اللّه تصير الأُمور
9 - همه امور در جهان هستى ، به سوى الهى شدن در حركت است .
ألا إلى اللّه تصير الأُمور
با توجه به ماده «صيرورت» برداشت ياد شده به دست مى آيد.
12 - « اللّه » ، هدف نهايى « صراط مستقيم »
إلى صرط مستقيم . .. ألا إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 3،4
3 - معاد و بازگشت به سوى خداوند ، لازمه ربوبيت مدبرانه او نسبت به انسان و جهان
و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
از آيه قبل استفاده شد كه هماهنگى طبيعت با نيازهاى انسان يك اتفاق نيست; بلكه براساس تدبير و ربوبيت خاص و عالمانه شكل يافته است. اكنون در اين آيه نتيجه مى گيرد كه وجود همان ربوبيت حسابگر و آگاه، مستلزم آن است كه حركت انسان در طبيعت، بى فرجام نباشد و از حيطه تدبير و ربوبيت خداوند خارج نشود; بلكه به سوى او بازگردد و در حلقه فرمان الهى تداوم يابد.
4 - خداوند ، منت هاى حركت و سير وجودى انسان است .
و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 11
11 - حقيقت قيامت ، بازگشت انسان ها به سوى خداوند است .
و عنده علم الساعة و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 8
8 - بازگشت همه انسان ها ( نيك كرداران و بدكاران ) به سوى پروردگار
من عمل صلحًا . .. و من أساء ... ثمّ إلى ربّكم ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 43 - 4،7
4 - بازگشت و حركت تمامى موجودات ، تنها به سوى خداوند است .
و إلينا المصير
7 - مرگ ، همانند حيات ، مرحله اى از تحوّل و شدن انسان به سوى خداوند است .
إنّا نحن نحيى و نميت و إلينا المصير
از اين كه خداوند پس از «نميت»، سخن از حركت و شدن انسان به سوى خويش به ميان آورده; استفاده مى شود كه مرگ فنا و پايان كار نيست; بلكه مرحله اى از مراحل حركت هستى، به سوى اهداف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 50 - 5
5 - كافر ، هر لحظه در معرض انتقام الهى و نيازمند بازگشت هر چه سريع تر به سوى خداوند
ففرّوا إلى اللّه
در آيات پيشين انتقام الهى در مورد اقوام كفرپيشه مطرح شده بود. احتمال دارد مخاطب آيه شريفه، كافران باشند كه شديداً در معرض كيفر الهى قرار دارند و نيازمند آن هستند كه در اولين فرصت به سوى خداوند شتاب گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 3
3 - بازگشت امور عالم ، تنها به سوى خداوند است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «الأمور»، كارهاى مربوط به همه جهان باشد. گفتنى است كه تقديم جار و مجرور (إلى اللّه) بر «ترجع» بيانگر حصر است; يعنى، «و إلى اللّه لا إلى غيره ترجع اُمور العالم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 4 - 30
30 - حركت همه مظاهر هستى ، به سوى خداى يگانه
و إليك المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 9،10
9 - بازگشت نهايى تمامى امور و همه چيز ها ، به سوى خداوند است .
و إليه المصير
10 - جهان آفرينش ، در حال حركت است و خدا منت ها اليه اين حركت مى باشد .
و إليه المصير
«ال» در «المصير» براى جنس است; يعنى، هر تحوّل و حركتى در جهان هستى، تنها به سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 15 - 7
7 - برانگيخته شدن و رستاخيز انسان ها در قيامت ، تنها به سوى خداوند است .
و إليه النشور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 30 - 1،4
1 - انسان پس از مرگ به سوى دادگاه عدل الهى ، هدايت و سوق داده مى شود .
إلى ربّك يومئذ المساق
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) أنّه سُئِل عن قول اللّه عزّوجلّ : « و قيل من راق » قال : ذاك قولُ ابن آدم إذا حضره الموتُ قال : هل مِن طبيب ، هل من راق ، قال : « و ظنّ أنّه الفراق » يعنى فراق الأهل و الأحِبّة ، عند ذلك قال : « و التفّت الساق بالساق » قال : التفّت الدنيا بالآخرة قال : « إلى ربّك يومئذ المساق » إلى ربّ العالمين يومئذ المصير ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه از آن حضرت درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و قيل من راق» سؤال شد، فرمود: اين سخن فرزند آدم است كه وقتى مرگش فرا رسد، گويد: آيا طبيبى هست؟ آيا شفادهنده اى هست؟ مقصود از [جدايى در آيه «و ظنّ أنّه الفراق» ]جدايى از اهل، عيال و دوستان است. از اين جا است كه خداوند مى فرمايد: «و التفّت الساق بالساق»; يعنى، دنيا به آخرت پيچيده است و نيز فرمود: «إلى ربّك يومئذ المساق»; يعنى، در اين روز بازگشت همه به سوى پروردگار عالميان است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 2
2 - مرگ انسان ، رجوع به خداوند است .
إنّك كادح إلى ربّك كدحًا
مراد از «كدح»، حركت و تلاشى است كه در دنيا انجام مى گيرد و با مرگ پايان مى پذيرد. تعبير «إلى ربّك» - كه ناظر به منتهاى تلاش انسان است - بيان مى دارد كه مرگ انسان، مصادف با حضور او نزد خداوند است. آيات بعد دلالت دارد كه مراد از حضور در نزد خداوند، آماده شدن براى حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 25 - 1،3
1 - بازگشت همه انسان ها به سوى خداوند است .
إنّ إلينا إيابهم
«إياب»، از ريشه «اُوب» و به معناى رجوع است.
3 - بازگشت همگان به خداوند در قيامت ، از بين برنده هرگونه راه گريز از عذاب آخرت
فيعذّبه . .. إنّ إلينا إيابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 8 - 1،2،5،6
1 - بازگشت هر موجودى به خداوند است .
إنّ إلى ربّك الرجعى
2 - خداوند ، مرجع و مقصد نهايى همه انسان ها است .
إنّ إلى ربّك الرجعى
آيات پيشين، نشان مى دهد كه مصداق بارز «رجعى» بازگشت انسان ها است.
5 - بازگشت انسان ها به خداوند و به كيفر رسيدن طغيان گران ، جلوه هاى ربوبيت خداوند و در راستاى تدبير امور انسان ها است .
ربّك
ضمير خطاب در «ربك»، ممكن است خطاب به هر كس باشد كه سخن را مى شنود.
6 - بازگشت انسان ها به خداوند ، دليل نيازمندى آنان به او است .
أن رءاه استغنى . إنّ إلى ربّك الرجعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 2 - 10
10 - خداوند ، هدف حركت همه موجودات
اللّه الصمد
«صَمَد»، با فعل «صَمَدَ اليه» (او را قصد كرد)، هم خانواده و «فَعَلَ» به معناى «مفعول» است; يعنى، مصمودٌ اليه و خداوند «صمد» است; يعنى، مقصود و مقصد نهائى موجودات است. حذف متعلقات «صمد» نشانه عموم است و مقصود بودن خداوند را به تمام موجودات و مقاصد آنها تعميم مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 7
7- يكتاپرستى ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استغفار از شرك و گناه و حركت به سوى خدا ، موجب جلب عنايت خدا و دستيابى به معيشتى نيكو در دنياست .
ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 9
9 - بازگشت انسان خطاكار به درگاه خدا ، مايه مصونيت وى از عذاب اخروى است .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 22 - 5
5 - معاد و بازگشت انسان ها به سوى خدا ، مقتضى عبادت كردن او است .
و ما لى لا أعبد الذى . .. إليه ترجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «إليه ترجعون» بر جمله «فطرنى» عطف باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 12،13
12 - رجوع و توجه همواره داوود ( ع ) به خداوند در زندگى ، موجب قدرت و توانمندى او شد .
داود ذاالأيد إنّه أوّاب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «ذاالأيد» است; يعنى، چون داوود(ع) بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود، صاحب قدرت و توانمند بود.
13 - توجه بسيار به خدا و مراجعه هميشگى به او در زندگى ، موجب قدرت و توانمندى انسان
داود ذاالأيد إنّه أوّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 30 - 6،7
6 - رجوع و توجه همواره سليمان ( ع ) به خدا در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى
نعم العبد إنّه أوّاب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون سليمان بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود; بهترين عبد شناخته شد و به اين مقام دست يافت.
7 - رجوع و توجه همواره به خدا در زندگى ، موجب دستيابى انسان به مقام والاى عبوديت الهى
نعم العبد إنّه أوّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 13،14
13 - رجوع و توجه همواره ايوب ( ع ) به خداوند در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى
نعم العبد إنّه أوّاب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إّنه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون ايوب(ع) بسيار متوجه خدا و پر مراجعه به او بود; عبد شايسته شناخته شد و به اين مقام دست يافت.
14 - رجوع بسيار و توجه همواره به خدا در زندگى ، موجب دستيابى انسان به مقام والاى عبوديت الهى
نعم العبد إنّه أوّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 6
6 - سعادت و نيك بختى انسان در عرصه دنيا و آخرت ، در گرو اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت و توبه و روى كرد به خداوند است .
و الذين اجتنبوا الطغوت . .. لهم البشرى
مقصود از بشارت در آيه شريفه، بشارت به بهشت و سعادت بشرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 5
5 - توبه از گناهان و بازگشت به سوى خداوند ، نخستين گام براى جلب غفران الهى
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له
از تقدم «أنيبوا» بر «أسلموا. ..» مى توان برداشت بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 20
20 - توجه به بازگشت انسان ها به خدا ، برانگيزاننده آنان به توحيد عبادى و شكر به درگاه خدا است .
و اعبدوه و اشكروا له إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 16
16 - توجه به بازگشت به خدا و در نتيجه ، آگاه شدن از عمل خويش ، مانع پافشارى بر كار خلاف است .
إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا
در فراز «إلينا مرجعهم فننبّئهم. ..» اگر چه روى سخن با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دلدارى دادن به آن حضرت است، اما بيان تفصيلى آن به اين كه خداوند، اَعمال آنان را در قيامت، به رُخ شان خواهد كشيد، مى تواند به منظور بازداشتن آنان از ايستادگى بر كفرشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 4 - 7
7 - توجه به اعتقاد به بازگشت همه امور به خداوند ، موجب پايدارى و استقامت در راه خدا
و إن يكذّبوك . .. و إلى اللّه ترجع الأُمور
ياد آورى اين حقيقت كه همه امور به خدا بازمى گردد - پس از بيان تكذيب رسالت پيامبران از سوى كافران و استقامت و پايدارى آنان - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 11
11 - توجه به فرجام امور و بازگشت تمامى موجودات به سوى خداوند ، موجب طرد مكاتب انحرافى و روى آورى به دين الهى است .
صرط اللّه . .. ألا إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 8 - 4
4 - توجّه به بازگشت انسان ها به خداوند ، زمينه ترك طغيان
إنّ الإنسن ليطغى . .. إنّ إلى ربّك الرجعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 4
4- ضرورت حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او
استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
مفسّران، در عطف «توبوا إليه» بر «استغفروا ربكم» - كه به ظاهر مآلى واحد دارند - چند توجيه بيان كرده اند. آنچه به نظر قريب مى رسد، اين است كه مراد از توبه در اين جا، بازگشت به خدا و حركت به سوى اوست نه توبه كردن از گناهان. گفتنى است كه حركت به سوى خدا، به اين است كه اوامر او اطاعت شود و از نهيهاى او پرهيز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 5
5- لزوم حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
عطف «توبه» بر «استغفار» نشانه مغايرت آن دو است كه با توجه به معناى توبه (رجوع) مى توان گفت: «توبوا إليه»; يعنى ، [با اطاعت از خداوند] به سوى او تغيير جهت دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 18
18- لزوم حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
عطف جمله «توبوا إليه» بر «استغفروه» بيانگر اين است كه از توبه، معنايى غير از استغفار اراده شده است. با توجه به معناى
لغوى توبه (رجوع كردن) مى توان گفت: مراد از توبه در آيه شريفه، حركت كردن به سوى خدا با اطاعت از اوامر و نواهى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 2،3
2- لزوم حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
دليل برداشت فوق را مى توانيد در «آيه 36» ذيل برداشت شماره 4 ، ملاحظه كنيد.
3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 1
1 - لزوم توبه و بازگشت همه گنه كاران به سوى پروردگار
الذين أسرفوا على أنفسهم . .. و أنيبوا إلى ربّكم
«إنابة» (مصدر «أنابوا») به معناى رجوع است و «أنيبوا إلى ربّكم»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 157 - 3
3 - مؤمنانى كه از سر باور به « از خدا بودن و به او بازگشتن » مصايب راه ايمان را تحمل مى كنند ، از مقامى والا در پيشگاه خداوند برخوردارند .
قالوا إنا للّه و إنا إليه راجعون. أولئك عليهم صلوت من ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 3
3- باور و توجه انسان ها به اينكه « رجوعشان تنها به سوى خداست » آنان را از پرستش غير او ترسان و به يكتاپرستى وامى دارد .
فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير. إلى الله مرجعكم
جمله «إلى الله مرجعكم» به منزله تعليلى است براى «و إن تولّوا فإنى أخاف . ..»; يعنى، علت نگرانى پيامبر براى مشركان، اين است كه آنان به خدا باز مى گردند و به خاطر شركشان عذاب مى شوند. بنابراين هر كس اين حقيقت را بپذيرد كه بازگشت او تنها به خداست، هرگز به غير او نمى گرود و به شركْ روى نمى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 8
8- باور به بازگشت همه امور به خدا و منشأ بودن او براى همه كارها ، آدمى را به عبادت وى و توكل كردن بر او ، وامى دارد .
و إليه يرجع الأمر كله فاعبده و توكل عليه
در برداشت فوق جمله «اعبده و توكل عليه» در ارتباط با «إليه يرجع . ..» معنا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 17
17- اعتقاد به ربوبيت خدا و يكتايى او ، زمينه ساز باور آدمى به اينكه به سوى خدا در حركت است و به او باز مى گردد .
هو ربى . .. إليه متاب
«إليه متاب» نيز مانند «عليه توكلت» به منزله نتيجه اى است براى اعتقاد به ربوبيت خدا و يكتايى او.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 7
7 - حشر ( برانگيخته شدن ) همگان ، تنها به سوى خداوند است .
و اعلموا انكم اليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 210 - 10
10 - توجه به بازگشت همه چيز به سوى خداوند ، زمينه تسليم شدن در برابر او و پرهيز از پيروى شيطان
و لا تتبعوا خطوات . .. و الى اللّه ترجع الأمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 12،13
12 - بازگشت قهرى تمامىِ موجودات به سوى خداوند
و اليه يرجعون
13 - توجّه به رجوع قهرى تمامى موجودات به سوى خداوند ، زمينه اى براى پذيرش دين خداوند
افغير دين اللّه . .. و اليه يرجعون
جمله «و اليه . .. » به منزله دليلى است براى لزوم پذيرش دين خداوند، كه از جمله «افغير دين ... » به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 1
1 - انسان ها ، با شتابى طاقت فرسا به سوى خداوند در حركت اند .
يأيّها الإنسن إنّك كادح إلى ربّك كدحًا
حرف «ال» در «الإنسان»، براى جنس است. بنابراين «ياأيّها الإنسان» خطاب به يكايك انسان ها است. «كدح»; يعنى، تلاش كردن و به زحمت افتادن (مفردات راغب) و به قرينه حرف «إلى»، معناى «سيركردن» نيز در آن ملحوظ است. از جمله معانى اين كلمه خدشه وارد كردن است (لسان العرب)، ممكن است گفته شود: در آيه از لغت «كدح» - به منظور مبالغه در تلاش - معناى «خدشه وارد كردن» اراده شده است; يعنى، تلاشى شديد كه گويا شخص به آن وسيله به خود آسيب مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 15
15 - بازگشت قهرى همه انسان ها به سوى خداوند آگاه به نهان و آشكار
ثم تردون إلى علم الغيب و الشهدة
مجهول آمدن «تردون» ممكن است اشاره به بازگشت قهرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 7
7 - بازگشت همه انسان ها به سوى خدا ، امرى قطعى و اجتناب ناپذير است .
و ستردون إلى علم الغيب و الشهدة
«سين» در «ستردون» مى تواند براى تأكيد بر تحقق فعل «تردون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 70 - 3
3 - كافران و مشركان ، از بازگشت به سوى خداوند مفرّى ندارند .
متع فى الدنيا ثم إلينا مرجعهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 15
15- بازگشت انسان ها به خدا ، قهرى و اجتناب ناپذير است .
و إليه ترجعون
برداشت فوق ، از مجهول بودن فعل «ترجعون» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 95 - 3
3- حتمى بودن بازگشت امت هاى هلاك شده به سوى خدا براى مجازات در قيامت
كلٌّ إلينا رجعون . .. و حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حرام» خبر مقدم و مصدر مؤوّل (رجوع) در «أنّهم لايرجعون» مبتداى مؤخّر باشد و هم چنين «لا» در «لايرجعون» براى نفى و مقصود از رجوع به قرينه (كلٌّ إلينا راجعون) بازگشت به آخرت باشد; يعنى، بازنگشتن اقوام هلاك شده به آخرت، ممكن نيست; بلكه حتماً بازمى گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 17
17 - بازگشت انسان ها ، به سوى خداوند و نه غير او ، امرى قهرى و گريز ناپذير است .
إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 21 - 6
6 - بازگشت انسان ها به خدا ، قهرى و گريزناپذير است .
و إليه تقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 57 - 4
4 - بازگشت انسان ها به خداوند ، قهرى و حتمى است .
ثمّ إلينا ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 8
8 - بازگشت قهرى تمامى آدميان ، به سوى خدا است .
ثمّ إليه ترجعون
مجهول آورده شدن فعل «ترجعون» (بازگشت داده خواهيد شد) مى تواند اشاره به قهرى بودن بازگشت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 8
8 - بازگشت به خداوند ، گريزناپذير است .
إلينا مرجعهم
از اين كه از بازگشت به خدا، با جمله اسمى و مصدر [ميمى] - كه بر ثبات و در نتيجه، بر قطعيّت دلالت مى كند - تعبير شده،
نكته ياد شده را مى توان استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 12
12 - معاد و بازگشت انسان به سوى خداوند ، امرى قهرى و خارج از اختيار و انتخاب آدمى است .
و إليه ترجعون
برداشت ياد شده از مجهول آمدن فعل «ترجعون» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 7
7 - بازگشت حتمى و قهرى آدميان ، به سوى فرمانرواى هستى ( خداوند )
و إليه ترجعون
مجهول آمدن «تُرجعون»، قهرى بودن معاد را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 10
10 - بازگشت آدميان به زندگى در عالم آخرت ، بازگشتى قهرى و بدون اختيار
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
مجهول آمدن فعل «تُرجعون»، نشانگر آن است كه آدميان بدون اختيار و انتخاب، ناگزير به حيات اخروى اند و كافران برخلاف تمايلشان، به صحنه آخرت احضار خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 5
5 - بازگشت به خداوند جهت محاسبه اعمال ، امرى گريزناپذير است .
و إلى اللّه ترجع الأُمور
به كارگيرى فعل مجهول (ترجع) بيانگر آن است كه مسأله بازگشت به محضر خداوند، دل بخواهى نبوده و انسان ها - چه بخواهند و چه نخواهند - به حضور او بازگشت داده خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 3
3 - بازگشت به سوى خدا و حضور در دادگاه قيامت ، براى محاسبه و مجازات ، امرى حتمى و غير قابل اجتناب است .
ثمّ تردّون إلى علم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 3
3 - مالك و مدبّر بودن خداوند براى انسان ها ، دليل رجوع تمام حركت ها و تلاش هاى آنها به خداوند است .
كادح إلى ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 17
17 - توجه انسان به بازگشت قهرى خود به سوى خداوند آگاه ، هشدارى است براى او .
ثم تردون إلى . .. فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 22 - 8
8 - توجه به بازگشت همه امور به خداوند ، برانگيزاننده انسان به تسليم شدن كامل در برابر او است .
و من يسلم وجهه إلى اللّه . .. و إلى اللّه عقبة الأُمور
ذكر «و إلى اللّه عاقبة الأُمور» پس از بيان نتيجه تسليمِ همراه احسان (فقد استمسك. ..)، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه در انسان باشد تا او، براى به دست آوردن عاقبت پسنديده، به دنبال مقام تسليم برود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 4 - 31
31 - توجه به حركت همه هستى به سوى خداوند ، مقتضى روى آورى و انابه انسان به درگاه او
و إليك أنبنا و إليك المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 4 - 2
2- روز قيامت ، روز بازگشت انسان ها به خداوند است .
فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير. إلى الله مرجعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 5
5- پرستش خدا ، بيزارى از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او
ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
ظاهر اين است كه «توبوا إليه» عطف به همه جمله هاى سابق «ألاّ تعبدوا. ..»، «إننى لكم منه ...» و «أن استغفروا ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 5،6
5- لزوم حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
عطف «توبه» بر «استغفار» نشانه مغايرت آن دو است كه با توجه به معناى توبه (رجوع) مى توان گفت: «توبوا إليه»; يعنى ، [با اطاعت از خداوند] به سوى او تغيير جهت دهيد.
6- استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او
و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
برداشت فوق ، با توجه به كلمه «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 4
4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 57 - 8
8 - ربوبيت خداوند ، مقتضى حركت انسان به سوى او و برگزيدن راه الهى ( دين )
إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 50 - 5
5 - ربوبيت يگانه خدا بر هستى ، مستلزم بازگشت انسان ها به سوى او و پايان نيافتن حيات در زندگى دنيايى است .
قالوا ءامنّا بربّ العلمين . .. إنّا إلى ربّنا منقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 22 - 7
7 - معاد و بازگشت به سوى خدا ، لازمه خالقيت خدا نسبت به انسان ها است .
و ما لى لا أعبد الذى فطرنى و إليه ترجعون
ذكر خالقيت خدا نسبت به انسان ها در آغاز آيه و بيان معاد آنان پس از آن، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 3
3 - ربوبيت خداوند ، مقتضى توبه و بازگشت گنه كاران به سوى او و تسليم شدنشان در برابر او است .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 11
11 - ابتلا به مصائب و سختى ها ، زمينه ساز توبه و بازگشت انسان ها به سوى حق
و أخذنهم بالعذاب لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 12 - 3
3- نقش بلا ها ، در بيرون آمدن انسان ، از غفلت و بازگشت به سوى خداوند
ربّنا اكشف عنّا العذاب إنّا مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 5
5- خداوند ، فراهم آورنده زمينه هاى توبه و بازگشت انسان ، با نماياندن آيات گوناگون به او
و صرّفنا الأيت لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 7
7 - نقش سازنده اميد ، در انگيزش انسان به توبه و رجوع به درگاه الهى
توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتكم و يدخلكم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 6،7
6 - ظلم و طغيان و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، سبب زوال نعمت ها و توبه و اميد به خداوند ، زمينه ساز بازگشت آنها است .
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا ظلمين ... إنّا كنّا طغين . عسى
7 - گرفتارى و از دست دادن نعمت ها ، بر اثر كيفر گناهان و خطا ها ، سبب توبه و روى آورى انسان ها به سوى خدا
بل نحن محرومون . .. إنّا إلى ربّنا رغبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 7
7 - اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت از سران ضلالت ، شرط توبه و رويكرد به خداوند است .
و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه
تقدم طرح مسأله اجتناب از طاغوت، بر موضوع توبه و رويكرد به خداوند، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 12
12 - همه انسان ها ، براى كيفر و پاداش به سوى خدا بازمى گردند .
فإلينا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 11
11 - معاد و بازگشت انسان ها ، به پيشگاه عدل الهى براى كيفر و پاداش ، مقتضاى آفرينش به حق و هدفمند جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. و إليه المصير
ذكر معاد انسان ها - پس از بيان آفرينش جهان بر پايه حق و هدفمندى - مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 8
8 - عبادت طاغوت و اطاعت از سران ضلالت ، مانع توبه و باريافتن به درگاه الهى است .
و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 15 - 9
9 - ربوبيت خداوند نسبت به انسان ها ، مقتضى بر پا ساختن قيامت و بازگرداندن آنان به سوى خويش
ثمّ إلى ربّكم ترجعون
كاربرد وصف «ربّ» در آيه شريفه، گوياى اين نكته است كه ربوبيت الهى نقشى عمده در رجعت آدميان و حيات اخروى آنان دارد; يعنى، از آن جهت كه خداوند، پروردگار و رشددهنده خلق است، مى بايست حيات را در جهان آخرت تداوم بخشد تا خلق به كمال خويش برسند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 2
2 - توبه و انجام عمل صالح ، وسيله تقرب به خدا و نشان روى كرد حقيقى به او است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 2
2 - معاد و بازگشت انسان ها به سوى خدا ، وعده الهى است .
إليه مرجعكم جميعاً وعد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 6،7،8
6 - بازگشت انسان به سوى خدا است .
يوم يرجعون إليه
7 - خداوند ، آگاه به زمان بازگشت انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .
قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «و يوم. ..» عطف بر «ما أنتم...» باشد.
8 - مالكيت خداوند بر جهان هستى ، نشان آگاهى او از زمان رجعت و بازگردانيده شدن انسان به سوى او ( زمان رستاخيز ) است .
ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 57 - 7
7 - بازگشت به خدا ، بلافاصله پس از مرگ نيست ، بلكه پس از گذشت مدتى طولانى خواهد بود .
كلّ نفس ذائقة الموت ثمّ إلينا ترجعون
«ثمّ» حرف عطف تراخى دلالت بر نكته بالا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 5
5- جوامع مبتلا به انحرافات جنسى و همجنس بازى ، در معرض نابودى و عذاب الهى
و جاء أهل المدينة . .. قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة ... فجعلن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 16
16 - بازيچه قرار دادن دين موجب تباهى و محروميت از خير و ثواب مى شود.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. و ذكر به أن تبسل نفس
در آيه قبل سخن از بازيگرى با دين بود و جمله «ذكر به . .. » در مقام هشدار و بيان نتيجه كار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 21
21- همجنس بازى ، مخالف تقوا و خداترسى و ناسازگار با رشد و فهميدگى است .
فاتقوا الله . .. أليس منكم رجل رشيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 8
8- عمل شنيع و ناپسند لواط و همجنس بازى ، مايه رسوايى و شرمسارى است .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 5
5- عمل شنيع و ناپسند همجنس بازى ، مايه ذلت و خوارى
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 6
6- انحرافات جنسى و همجنس بازى ، جرمى بزرگ و در پى دارنده عذاب است .
فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل
از اينكه قوم لوط به خاطر گناه لواط و همجنس بازى دچار عذاب و نابودى شدند، استفاده مى شود كه اين گناه بسيار بزرگ و در صورت توبه نكردن، نابخشودنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 3
3- رواج فحشا ( لواط و همجنس بازى ) و ظلم و بيدادگرى ، زمينه ساز انتقام الهى است .
و إن كان أصحب الأيكة لظلمين . فانتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 166 - 7
7 - هم جنس بازى و لواط ، تجاوز به حريم ارزش ها است .
أتأتون الذكران . .. بل أنتم قوم عادون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 3
3- عمل لواط و همجنس بازى قوم لوط ، زمينه ساز نزول عذاب بر آنها و نابودى شهر و ديار و هلاكت خودشان گرديد .
و جاء أهل المدينة . .. قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة مشرقين .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 2
2- آلودگى قوم لوط به فحشا و انحراف جنسى ( لواط و همجنس بازى ) و ظلم و بيدادگرى مردم « ايكه » ، موجب انتقام الهى از آنان شد .
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط ... و إن كان أصحب الأيكة لظلمين . فا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 55 - 5
5- مردم بت پرست ، حضرت ابراهيم ( ع ) را فردى بازيگر كه عقيده آنان رابه شوخى و بازى گرفته است ، مى پنداشتند .
أجئتنا بالحقّ أم أنت من اللّ-عبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 6
6- بى هدف پنداشتن جهان ، به معناى بازيچه و بيهوده دانستن آفرينش است .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
از به كار بردن تعبير «لاعبين» به جاى «مبطلين»، استفاده مى شود كه باطل و بى هدف دانستن جهان، مساوى با لعب و بازيچه پنداشتن آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 9 - 2
2- جدى نگرفتن حقايق و برخورد بازيگرانه با هستى ، ريشه حق ناپذيرى منكران وحى و رسالت
بل هم فى شكّ يلعبون
تعبير «يلعبون» بيانگر اين نكته است كه كافران، علاوه بر سست انديشى، گرفتار نوعى بازيگرى و دلبستگى كودكانه به مظاهر مادى و جدى نگرفتن حقايق هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 2
2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .
و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم
جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 2،5،6،9،23
2 - گروهى از مردم نابخردانه دين خدا را بازيچه و سرگرمى براى خود قرار داده اند.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
مراد از «دينهم» مى تواند آيين الهى باشد كه براى آنان نازل گشته، ولى آنان به جاى تمسك آن را بازيچه خويش قرار داده اند.
5 - مغالطه گرايان و خوض كنندگان در اسلام و قرآن و استهزاكنندگان آن، دين خدا را بازيچه و سرگرمى خود قرار داده اند.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. يخوضوا فى حديث غيره ... و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا
مراد از «الذين . ... »، به قرينه آيات پيشين، همان خوض كنندگان در آيات هستند.
6 - رها كردن و بى اعتنايى به كسانى كه دين خدا را بازيچه و سرگرمى انگاشته اند، وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
9 - كسانى كه دين را بازيچه و سرگرمى قرار مى دهند، فريب خوردگان دنيا و دلبسته به آنند.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحيوة الدنيا
23 - بازيچه قرار دادن دين، كفر است و بازيچه قراردهندگان آن كافرند.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. بما كانوا يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 1،2،5
1 - تبديل دين خدا به مجموعه اى از امور واهى و بازدارنده از سعادت و كمال ، ويژگى كفرپيشگان
حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً
الف: مراد از «دينهم» دين الهى است و اضافه آن به مردم اشاره به اين حقيقت دارد كه منفعت برنامه هاى دينى و قوانين شريعتهاى الهى به خود انسانها مى رسد. ب: «اتخذوا» از افعال تصيير است. يعنى: بدلوا دين اللّه لهوا و لعبا. و تبديل دين خدا به لهو و لعب به اين است كه پيرايه هايى را بر دين ببندند تا دين مجموعه اى از لهو و لعب جلوه كند.
2 - ضرورت پرهيز از آلوده سازى دين خدا به امور باطل ، خرافى و بازدارنده از سعادت واقعى انسان
الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً
5 - سرگرمى و بازيچه گرفتن دين و فريفته شدن به زندگانى دنيا ، موجب محروميت از بهشت و مواهب آن
إن اللّه. حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا ... و غرتهم الحيوة الدنيا
توصيف كافران دوزخى به «الذين اتخذوا . .. » بيانگر علت گرفتارى آنان به آتش جهنم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 7
7 - به بازى گرفتن ارزش هاى دينى ، نشانه نفاق و از شيوه منافقان است .
يحذر المنفقون . .. ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب ... كنتم تستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 55 - 5
5- مردم بت پرست ، حضرت ابراهيم ( ع ) را فردى بازيگر كه عقيده آنان رابه شوخى و بازى گرفته است ، مى پنداشتند .
أجئتنا بالحقّ أم أنت من اللّ-عبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 1
1- مشركان ، نزول وحى و پيام جديد پروردگار ( قرآن ) را ، سرسرى گرفته و بازى گرانه به آن گوش مى سپارند .
ما يأتيهم من ذكر من ربّهم . .. و هم يلعبون
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «ذكر» هر نوع وحى و يا خصوص قرآن كريم است و جمله «و هم يلعبون» حال براى فاعل «استمعوه» مى باشد; يعنى، آنان در حالى كه به لعب و بازى مشغول اند به آيات الهى گوش مى دهند و به طور جدى و شايسته آن را استماع نمى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 5
5- برخورد ناشايست با وحى و بازى با آن ، از مصداق هاى ظلم و ستم
و هم يلعبون . لاهية قلوبهم ... الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 12 - 7
7- حضور در مراتع و بازى و گردش ، از نياز هاى طبيعى كودكان
و إنا له لنصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 5
5 - اقتضاى دوران كودكى انسان بازى است .
أنّما الحيوة الدنيا لعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توبيخ منافقان ، به خاطر بازيچه شمردن دين و استهزاى ارزش هاى الهى
قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 12 - 11
11- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . .فقالوا كما حكى الله عزوجل « . . . أرسله معنا غداً يرتع و يلعب » أى يرعى الغنم و يلعب ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. برادران يوسف همان گونه كه خداوند حكايت فرموده، گفتند: «...أرسله معنا غداً يرتع و يلعب» ; يعنى، او را با ما بفرست تا گوسفندها را بچراند و بازى كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 9
9- لواط و همجنس بازى ، روشى پليد و ناپاك در اطفاى غريزه جنسى
هؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 6
6 - بازيچه قرار دادن ارزش هاى دينى ، حرام است .
ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 29 - 17
17 - « عن الصادق ( ع ) ( فى قوله تعالى ) « و تأتون فى ناديكم المنكر » يعنى الخذف بالحصى و التصفيق بالحمام . . . و مناقرة الديوك . . . و الجنق فى المجالس و لبس المعصفرات . . . ;
از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداى تعالى «و تأتون فى ناديكم المنكر» روايت شده كه فرمود : مقصود از «منكر» پرتاب سنگ ريزه در مجالس و كف زدن براى پرواز دادن كبوتر . .. و به جنگ وادار كردن خروس ها ... و ضرطه در مجالس و پوشيدن لباس هاى معصفر (لباس هايى كه با عصفر، به رنگ زرد درآمده) است.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 9
9- غفلت از قيامت ، زمينه ساز بى اعتنايى به وحى و بازيچه قراردادن دين است .
و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم ... و هم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 8
8- همجنس بازى ، ظلم است و جوامع مبتلا به آن ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و ما هى من الظلمين ببعيد
مصداق مورد نظر براى «الظالمين» به قرينه آيات گذشته ، همجنس بازان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 8
8 - فريفتگى و دلبستگى به دنيا موجب ياوه گويى، بازيچه شمردن دين و بيهوده گويى درباره آن است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم . .. و غرتهم الحيوة الدنيا
عطف جمله «غرتهم» از نوع عطف سبب بر مسبب است. يعنى سبب اينكه برخى دين را بازيچه گرفته اند، فريفتگى به زندگى دنياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 3،19،20،22
3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار بى اعتنايى به كسانى كه آيين آنها بازى و سرگرمى است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
19 - هيچ فديه اى از بازيچه قرار دهندگان دين، براى رهايى آنان از عذاب پذيرفته نمى شود.
اتخذوا دينهم لعبا . .. و إن تعدل كل عدل لا يؤخذ منها
20 - گرفتارى به عذاب و محروميت از شفاعت، نتيجه بازيچه قرار دادن دين است.
الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. أولئك الذين أبسلوا بما كسبوا
22 - نوشيدنى سوزان و عذاب دردناك قيامت در انتظار بازيچه قراردهندگان دين است.
أولئك الذين أبسلوا . .. لهم شراب من حميم و عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 4
4- لواط و همجنس بازى ، گناهى بزرگ و به منزله گناهانى بسيار است .
و من قبل كانوا يعملون السيئات
برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه «ال» در «السيئات» عهد ذهنى باشد. در اين صورت مقصود از «السيئات» لواط است. اطلاق «سيئات» به صورت جمع بر يك گناه ، اشاره به برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 167 - 4
4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش
قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 168 - 3
3 - لوط پيامبر ، دوست مردم و تنها در ستيز با كردار ناشايست آنان
قال إنّى لعملكم من القالين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لوط(ع) خود را از عمل قومش، بيزار معرفى كرد و نه از خود آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 28 - 10
10 - لوط ( ع ) براى منصرف كردن قوم اش از از آميزش با مردان ، آن را بى سابقه و زشت معرفى كرد .
إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 55 - 5
5 - همجنس گرايى و لواط ، ناشى از بى فرهنگى و نادانى
لتأتون الرجال شهوة . .. بل أنتم قوم تجهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 166 - 4
4 - هم جنس گرايى و ارضاى غريره جنسى ، بيرون از چارچوب ازدواج مردان با زنان ، راهى غيرطبيعى و بر ضد منافع و مصالح انسان ها است .
أتأتون الذكران . .. و تذرون ما خلق لكم ربّكم من أزوجكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 12 - 5،7
5- نياز يوسف ( ع ) به گردش و بازى و استفاده از خوراكى هاى مراتع ، بهانه برادرانش براى بردن او به صحرا و جدا ساختنش از يعقوب ( ع )
أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب
7- حضور در مراتع و بازى و گردش ، از نياز هاى طبيعى كودكان
و إنا له لنصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 67 - 4
4- انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى ) عملى رايج و علنى در ميان قوم لوط
و جاء أهل المدينة يستبشرون
تصريح به آمدن «اهل مدينه» كه شامل همه يا عموم مردم مى شود، حاكى از نكته فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 71 - 9
9- قوم لوط على رغم وجود راه هاى مشروع و طبيعى ( ازدواج با زنان ) بر عمل شنيع لواط و همجنس بازى ، اصرار داشتند .
قال هؤلاء بناتى إن كنتم فعلين
جمله «إن كنتم فاعلين» به منزله جمله «إن فعلتم ما أقول لكم و ما أظنكم تفعلون» است; يعنى، اگر به نصيحت و پيشنهادم ترتيب اثر دهيد كه گمان نمى كنم چنين باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 2
2- قوم لوط ، مردمى تبه كار و مبتلا به عمل شنيع لواط ( همجنس بازى ) بودند .
و من قبل كانوا يعملون السيئات
از مصداقهاى بارز براى «السيئات» - به مناسبت مورد - لواط و همجنس بازى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 79 - 2،3،5
2- ترك ازدواج و اطفاى غريزه جنسى از طريق لواط ، به صورت يك سنت و اخلاق اجتماعى در ميان قوم لوط بروز كرده بود .
قالوا لقد علمت ما لنا فى بناتك من حق و إنك لتعلم ما نريد
از آن جا كه قوم لوط ، ازدواج با دختران او را امرى نابحق شمردند، معلوم مى شود: ازدواج با زنان را ممنوع مى دانستند و يا اخلاق جنسى آنان از سير 8طبيعى خود خارج شده بود به گونه اى كه تمايل به جنس مخالف نداشتند.
3- گرايش به لواط و همجنس بازى و عدم اشتياق به زنان ، دليل هاى قوم تبهكار لوط براى نپذيرفتن پيشنهاد حضرت لوط ( ازدواج با دختران او و تعرض نكردن به مهمانان )
قالوا لقد علمت ما لنا فى بناتك من حق و إنك لتعلم ما نريد
5- لوط ( ع ) ، آگاه به رسوخ خوى همجنس گرايى در اخلاق و رفتار قوم خويش
و إنك لتعلم ما نريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 67 - 3
3- قوم لوط انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى ) را ، كارى خوب مى پنداشتند و به آن علاقه و تمايل شديدى داشتند .
و جاء أهل المدينة يستبشرون
از اظهار شادمانى و شادباش گويى قوم لوط به هنگام باخبر شدن از مهمانان حضرت لوط(ع)، استفاده مى شود كه آنان از تجاوز جنسى خوشحال و آن را امرى پسنديده مى انگاشتند. گفتنى است كه طبق آيه 78 «هود» و نيز اشاراتى كه در آيات بعد (68، 69 و71) آمده است، آنان مردمانى آلوده به انحراف جنسى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 165 - 3،5
3 - لواط و همجنس بازى ، انحرافى ابداع شده توسط قوم لوط
أتأتون الذكران من العلمين
قيد «من العالمين» مى تواند متعلق به «تأتون» باشد; يعنى، «أتأتون أنتم من بين العالمين الذكران; آيا از ميان مردم جهان، شما با مردان مى آميزيد؟» مقصود اين است كه در دنيا، هيچ قومى را نمى يابيد كه چنين رويه زشتى را برگزيده باشد.
5 - هم جنس گرايى ، بارزترين نمود بى تقوايى قوم لوط
فاتّقوا اللّه . .. أتأتون الذكران من العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 28 - 4،5
4 - لواط ( آميزش با مردان ) ، در ميان قوم لوط رواج داشت .
إنّكم لتأتون الفحشة
«فاحشة» به هر «كردار زشت» اطلاق مى شود و به قرينه آيه بعد، منظور از آن، لواط است.
5 - لوط ( ع ) قوم خود را به خاطر همجنس بازى ( لواط ) ، مورد سرزنش قرار داد .
و لوطًا إذ قال . .. إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 12
12 - جامعه شناسى ، باستان شناسى و تاريخ ، زمينه ساز شناخت سنت هاى الهى و ره يابى به واقعيت پيام وحى
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 3،5
3 - پهنه زمين داراى آثارى عبرت آموز از ملتهاى پيشين
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 76 - 3
3- مطالعه در آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته
فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها ... إن فى ذلك لأيت ... و إنها لبسبيل م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 6
6- حفظ آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته
و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت ... لأية ... فانتقمنا منهم و إنه
خداوند پس از هلاك كردن «قوم لوط» و «ايكه» آثار شهرهاى تخريب شده آنان را بر سر راهى داير حفظ كرده و اين آثار را آيت و عبرت مؤمنان دانسته است. از اين استفاده مى شود كه حفظ آثار گذشتگان و تمدن پيشينيان براى درس آموزى و عبرت گيرى، امرى بجا و بايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 128 - 9
9 - لزوم تحقيق و مطالعه در آثار عبرت آموز به جاى مانده از امت هاى گذشته و ريشه يابى عوامل هلاكت آنان
كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت
مقتضاى آيت بودن تاريخ گذشتگان و آثار آنان، قابليت آن براى رهنمون شدن انسان به هدايت ها و درس هاى مهم و ارزنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 12
12 - كاوش هاى باستان شناسانه به منظور عبرت آموزى ، مورد ترغيب و تشويق خداوند است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 10
10- سرگرم شدن به آرزو هاى واهى ، مانع هدايت پذيرى و تسليم شدن در برابر حق است .
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين . ذرهم ... و يلههم الأمل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 8،9
8- وسوسه ، تزيين و القاى آرمان هاى دروغين ، ابزار شيطان در منحرف ساختن انسان ها
إنّ الذين ارتدّوا . .. الشيطن سوّل لهم و أملى لهم
مفهوم «أملى» ممكن است به معناى ايجاد آمال و آرزو باشد.
9- وسوسه ها و آرمان هاى شيطانى ، قفل انديشه و قلب آگاهان حق گريز *
أم على قلوب أقفالها . .. الشيطن سوّل لهم و أملى لهم
برداشت بالا بدان احتمال است كه «إنّ الذين ارتدّوا. ..» در مقام تبيين و توضيح ذيل آيه قبل باشد (أم على قلوب أقفالها). در اين صورت وسوسه ها و آمال شيطانى منطبق بر «أقفالها» مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 26 - 9
9 - نتيجه و پيامد اصلى عقايد باطل و رفتار زشت انسان ، در قيامت ظهور و بروز پيدا خواهد كرد .
و لعذاب الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
«عذاب» نتيجه طبيعى عقايد باطل و كردار ناپسند انسان است. بر اين اساس بزرگ تر بودن عذاب اخروى در مقايسه با عذاب دنيايى، بيانگر اين حقيقت است كه نتيجه اصلى عقايد و رفتار زشت، در آخرت ظاهر خواهد شد و آنچه در دنيا مشاهده مى شود تنها ظهور بخشى از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 5
5 - صبر و پافشارى بر انديشه و گرايش باطل ، از موانع پيشبرد اهداف و آرمان هاى برگزيده و به حق
إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 7
7- اعلام پيروزى قطعى حق بر باطل ، مايه اميد مؤمنان و يأس مشركان و باطل گرايان
و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا
اعلام صريح بر شكست قطعى باطل، در پى بيان تلاشهاى كافران جهت اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه، مى تواند براى تقويت بنيه روانى مؤمنان و ايجاد يأس در دل مشركان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 21 - 4
4- باور به معبودهايى غير از خداى يكتا ، باورى واهى و مايه خسران و تباهى است .
أُولئك الذين خسروا أنفسهم و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 6
6- رسوخ باطل در روح كافران ، مايه به تمسخر گرفتن جدى ترين هشدارها
قالوا . .. فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
تعبير «لتأفكنا عن آلهتنا»، نشانگر رسوخ بت پرستى و شرك در روح قوم عاد و درخواست عذاب، در حقيقت سخنى از روى استهزا و ناباورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 6 - 5
5 - نارسايى هاى معنوى و باور هاى نادرست ، مانع درس آموزى انسان از الگو هاى شايسته
أسوة حسنة لمن كان يرجوا اللّه و اليوم الأخر
تصريح به «لمن كان يرجوا. ..» در حقيقت مى رساند كه هر چند ابراهيم(ع)، الگويى براى همگان است; اما تنها كسانى از اين الگو درس مى گيرند كه از روح معنويت (اميد به رحمت حق) و ايمان به قيامت برخوردار باشند و اشخاصى كه چنين نباشند; بهره اى نخواهند برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 3
3- پيروى كافران از باطل ، مستلزم امان ندادن به آنان ، آن گاه كه به جنگ جبهه ايمان و نبردى روياروى آمده اند .
الذين كفروا اتّبعوا البطل . .. فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب
برداشت بالا بنا بر اين نكته است كه «فإذا لقيتم» تفريع بر «الذين كفروا اتّبعوا الباطل» باشد; يعنى، چون كافر بر باطل است، زمانى كه به جنگ تو آمد در كشتن او ترديد نداشته باش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 14
14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 9
9 - دوستى ها و پيروى هاى انسان بر محور باطل ، در پى دارنده دشمنى و اختلاف در قيامت است .
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 9
9 - دوستى ها و پيروى هاى انسان بر محور باطل ، در پى دارنده دشمنى و اختلاف در قيامت است .
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 76 - 4
4 - توجه به ناتوانى معبود هاى ادعايى و عقيده به قدرت مطلق خداوند ، موجب تسلى خاطر و دل گرمى مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . لايستطيعون نصرهم... فلايحزنك قولهم
جمله «فلايحزنك قولهم» جواب براى شرط مقدر است; يعنى، «إذا كان هذا حالهم مع ربّهم حيث اتّخذوا رجاء النصر ءالهة من دون اللّه لايقدرون نصرهم فلاتحزن بسبب قولهم. ..; وقتى وضعيت آنان چنين است كه به اميد يارى، معبودهاى ديگرى جز خدا را - كه تواناى بر يارى رسانى ندارند - برگزيدند، پس تو از سخنان شان محزون مباش...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 45 - 5
5 - انبساط خاطر و شادمانى مشركان به هنگام ياد شدن نام معبودهايى جز خداوند ( معبود هاى ادعايى آنان )
و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 6
6- ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، دليل و نشان پيروزى قطعى جريان حق . به هنگام ظهور و بروزش در صحنه پيكار
جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا
از اينكه خداوند ناپايدارى و شكست پذيرى را ذاتى باطل معرفى كرد (إن الباطل كان زهوقاً) استفاده مى شود كه خود همين ناپايدارى، دليل پيروزى حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 39 - 3
3 - گفتار نارواى كافران عليه دين ، مايه رنج و اذيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فاصبر على ما يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 43 - 3
3 - عادات و رفتار رسوخ يافته در وجود روح انسان ، مانع گرايش وى به حق آشكار
و أُوتينا العلم من قبلها. .. و صدّها ما كانت تعبد من دون اللّه
عبارت «كانت تعبد» ماضى استمرارى و بيانگر دوام و رسوخ است; يعنى، خو كردن بلقيس بر رفتار شرك آلود (پرستش خورشيد) مانع از آن شده بود كه وى على رغم آگاهى يافتن به حقيقت، به آن بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 43 - 1
1 - محيط و عادت هاى شرك آلود ، مانع هدايت بلقيس به راه راست و يكتاپرستى در گذشته عمر وى
و صدّها ما كانت . .. إنّها كانت من قوم كفرين
«صَدّ» (مصدر «صَدَّ») به معناى منع و بازداشتن است. متعلق «صَدَّ» محذوف و به تقدير «صدّها عن السبيل» مى باشد. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه ياد شده ناظر به پاسخ اين پرسش باشد كه بلقيس چرا پيش از اين ماجرا (ماجراى
ميان او و سليمان(ع)) با فراستى كه داشت، از راه راست منحرف شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 8
8- رسيدن به حق ، در گرو شناخت باطل و نفى آن است .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون . .. واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 99 - 1
1- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان در گريز از جهنم ، دليل عدم الوهيت آنان است .
ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 6
6 - عدم توانايى بر پاسخ گويى به خواسته هاى مشركان ، دليل بطلان خدايان ادعايى آنان است .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 80 - 6
6 - انديشه باطل يهود ( عذاب نشدن يهوديان جز روزى چند ) بازدارنده آنان از ايمان آوردن به اسلام
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة
جمله «و قالوا . ..» عطف بر «قد كان فريق» در آيه 75 است و لذا حاكى از آن است كه چنين عقيده و پندارى، مانع از آن شده كه يهوديان ايمان آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 9
9 - ناتوان پنداشتن خداوند بر تدبير جهان ، موجب گرفتار شدن به لعنت و دور ماندن از رحمت وى
و قالت اليهود يداللّه مغلولة . .. و لعنوا بما قالوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 49 - 6
6 - عدول از حق در بينش و اعتقادات، زمينه تكذيب آيات الهى
و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب بما كانوا يفسقون
جمله «بما كانوا يفسقون» مى تواند بيان علت تكذيب منجر به عذاب باشد. يعنى چون آنان فاسق بودند، تكذيب مى كردند. و چون سوره انعام مكى است و آيات قبل هم بحث از اعتقادات مى باشد، به نظر مى رسد اين فسق، فسق اعتقادى باشد، نه فسق عملى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 94 - 6
6 - مغرور شدن به داراييها و توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خيالى از عوامل غفلت انسان و دورى او از واقعيتهاست.
و تركتم ما خولنكم وراء ظهوركم و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم
روى سخن آيه با مشركان و حكايت حال آنان پس از مرگ است، جمله هاى «و تركتم . .. » و «ما نرى ... » بيان دو عامل عمده گمراهى و سوء عاقبت مشركان است كه يكى از آنها مغرور شدن به دنيا و ديگرى توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 3
3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان
و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 105 - 4
4- عمل فاسد ، زاييده عقيده باطل است .
إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون بأيت الله
«افترا» عمل فاسدى است كه نشأت يافته از عقيده باطل كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 11
11- داورى وارونه و دور از حقيقت درباره عملكرد ها ، از پى آمد هاى نابسامانى فكرى و عقيدتى است .
الذين كانت أعينهم فى غطاء . .. يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
مجموع چند آيه، در آغاز، فقدان بينش را در كافران مطرح ساخت، آنگاه برگزيدن معبودانى جز خدا را به عنوان يكى از دستاوردهاى آن مطرح كرد (أفحسب) و در اين آيه، آنان را به عنوان (أخسرين) و كسانى كه اَعمال پوچ خود را كارهايى نيك مى بينند، معرفى كرد. مقتضاى ربط بين آيات مورد بحث، برداشت بالا، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 103 - 2
2 - عقايد باطل و كردار هاى بد ، مايه وارد شدن زيان به سرمايه هاى وجودى انسان
و من خفّت موزينه فأُولئك الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 115 - 3
3 - بينش غلط نسبت به هدف آفرينش ( بازگشت به سوى خدا ) ، ريشه انحرافات بشر و عامل دوزخى شدن وى
قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا . .. أفحسبتم أنّما ... لاترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 11
11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 10
10 - اعتقاد باطل ، زاينده عمل و رفتار ناصحيح *
و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة
برداشت بالا بدان احتمال است كه تقدم لفظى شرك بر عدم انفاق زكات، بيانگر تأثير و سببيّت آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 1
1- ناكامى و پوجى اعمال كافران بازتاب طبيعى باطل گرايى آنان
الذين كفروا . .. أضلّ أعملهم ... ذلك بأنّ الذين كفروا اتّبعواالبطل
«ذالك» اشاره به فرجام پوچ و اعمال بى ثمر كافران است (أضلّ أعمالهم).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 5
5 - خسارت و زيان كارى مشركان ، نتيجه پندار هاى نارواى آنان درباره خداوند
ذلكم ظنّكم . .. فأصبحتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 3
3 - تأثير عقايد و باور هاى خرافى نياكان ، در گرايش هاى انحرافى آيندگان *
سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم
برداشت ياد شده بدان احتمال كه ذكر «آباؤكم» اشاره به اين داشته باشد كه مشركان، تحت تأثير عقايد خرافى نياكان خويش، به بت پرستى گرويدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 12 - 2
2 - باطل گرايى و سرگرم شدن به پوچى ها ، عامل اصلى تكذيب وحى و قيامت
الذين هم فى خوض يلعبون
از اين كه «الذين هم. ..» به عنوان تنها وصف «المكذّبين» آمده است; نقش اصلى آن در تكذيب حق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 44 - 4
4 - كفر و باطل گرايى و پوچى در زندگى ، موجب ذلّت و خوارى شديد در روز قيامت
فذرهم يخوضوا و يلعبوا . .. ترهقهم ذلّة ذلك اليوم الذى كانوا يوعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 3
3- گرايش هاى شرك آلود و انكار حقانيت قرآن ، نشانه ناشنوايى ضمير و كورى دل است .
مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 163 - 1
1 - گمراه گرى مشركان و معبودهايشان ، تنها در كسانى مؤثر خواهد بود كه راه دوزخ را برگزينند .
ما أنتم عليه بفتنين . إلاّ من هو صال الجحيم
«صال» اسم فاعل و به معناى «لازم» است (اصل آن «صالى» مى باشد); يعنى، كسى كه ملازم و هم راه دوزخ است و دست از اين راه دوزخى برنمى دارد. گفتنى است: صيغه اسم فاعل هرگاه درمورد موجود عاقل به كار رود، به مفهوم انجام كارى از روى اختيار و انتخاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 9
9- جدال به باطل در برابر حق و به استهزا گرفتن آيات الهى ، زمينه ساز اِعراض از آن و بى اثر ماندن رهنمود هاى الهى است .
و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ . .. و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه
ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل را مى توان اين چنين تصوير كرد كه اِعراض كنندگان از آيات الهى، همان مجادلگرانى هستند كه با جدال باطل و استهزاى آيات الهى، خود را از فيض آن محروم مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 8
8- رسيدن به حق ، در گرو شناخت باطل و نفى آن است .
إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون . .. واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 4
4 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 9،10
9 - منافقان ، مغرور و فريفته آمال و آرزو هاى باطل خويش
و غرّتكم الأمانىّ
10 - مغرور و فريفته شدن منافقان ، در برابر آمال و آرزو هاى پوچ ، عامل بدبختى و شقاوت اخروى آنان
قالوا بلى و لكنّكم . .. و غرّتكم الأمانىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 167 - 14
14 - آرزوى بازگشت از سراى قيامت به دنيا ، آرزويى پوچ كه هرگز تحقق نخواهد يافت .
لو أن لنا كرة . .. و ما هم بخرجين من النار
«و ما هم بخارجين . ..» در حقيقت پاسخى است به اظهار آرزوى مشركان مبنى بر بازگشت به دنيا. جمله مذكور بيان مى دارد كه آنان نه تنها به دنيا باز نمى گردند، بلكه از آتش دوزخ نيز رهايى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 21
21 - انحراف در تفكر و ايجاد آرزو هاى باطل و سپس تحت فرمان گرفتن ، راه و روش شيطان براى اغواى مردم و سرپرستى آنان
و لاضلنهم و لامنينهم . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 15 - 1
1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .
يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 5
5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .
ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 9
9- كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، سرگرم آرزو هاى واهى بودند .
ذرهم . .. و يلههم الأمل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 21 - 5
5- كافران ، به پوچى و بى اساس بودن بافته هاى دروغين و عقايد واهى خويش ، پى خواهند برد .
و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 78 - 5
5 - تظاهر به عقيده اى باطل براى ابطال آن در مقام مجادله مجاز است.
قال هذا ربى هذا أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 18
18 - لزوم اجتناب از دروغ گويى و باطل سرايى
و اجتنبوا قول الزور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 19
19 - اجتناب از هر گونه بيهوده گويى و باطل سرايى در مراسم حج ، توصيه خدا به اهل ايمان
و اجتنبوا قول الزور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 2
2 - قرآن ، فراخوان اهل كتاب به خوددارى از گفتار باطل درباره خداوند
ياهل الكتب . .. لاتقولوا على اللّه الا الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 10
10 - نيل انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 100 - 8
8 - ضرورت پرهيز از پندارهاى جاهلانه و به دور از علم درباره خداوند
و خرقوا له بنين و بنت بغير علم سبحنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 1
1 - هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .
أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 4
4- پرهيز از شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، نمودى كامل از تقوااست .
واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن
چون محور بحث در آيات گذشته، در باره شرك و پرستش معبودهاى گوناگون بود; مناسبت چنين اقتضا دارد كه مراد از «متّقين» در اين آيه، كسانى باشند كه از شركورزى و پرستش معبودهاى باطل پرهيز مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 17 - 4
4 - استبعاد و بعيد شمردن ، در برابر برهان و دليل روشن در امور علمى و اعتقادى ، امرى ناپسند و مردود است .
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا . .. أوَ ءاباؤنا الأوّلون
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در آيات پيشين، دلايل اثبات معاد را بيان فرمود و آيه و معجزه اى انكارناپذير و قاطع براى آن ارائه كرد; ولى مشركان به صرف استبعادِ مسأله برپايى قيامت، از عقيده به آن امتناع ورزيدند. خداوند در اين آيه به شدت درصدد محكوم كردن مشركان به سبب اتخاذ اين مواضع غير اصولى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 257 - 5،14
5 - وحدت راه حق و تشتت و پراكندگى راه هاى باطل
من الظّلمات الى النّور
مفرد آوردن كلمه «نور»، حاكى از وحدت نور و حقّ و در مقابل، جمع آوردن كلمه «ظلمات»، حاكى از تعدّد و تشتت ظلمت و
باطل است.
14 - اتحاد اهل ايمان به علّت ولايت واحد الهى و تشتت صفوف اهل كفر ، به لحاظ حاكميّت اولياى متعدد طاغوتى بر آنان
اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت
چون مؤمنان از يك «ولى» برخوردارند، پس به وحدت مى رسند، و در مقابل، كافران داراى اوليايى متعددند و در نتيجه متشتت خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 48 - 11
11 - قرآن و تورات ، دو جادوى پشتيبان يكديگر ، در ادعاى كافران صدراسلام
قالوا سحران تظهرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 78 - 3
3- كفر را موجب دستيابى به مال و فرزند دانستن ، سخنى بى مبنا و ادعايى پوچ است .
كفر بأيتنا . .. أطّلع الغيب أم اتّخذ عندالرحمن عهدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 150 - 6
6 - ادعاى بدون دليل و شاهد در مسائل اعتقادى و معارف الهى ، مردود و محكوم است .
أم خلقنا الملئكة إنثًا و هم شهدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 10
10 - تأكيد خداوند ، بر عدم صداقت اعراب بدوى در ادعاى ايمان
بل اللّه يمنّ عليكم أن هديكم للإيمن إن كنتم صدقين
تعبير «إن كنتم صدقين» در حقيقت ايمان اعراب را زير سؤال برده است; يعنى، شما صادق نيستيد و چنان كه قبلاً يادآور شديم، شما تنها تسليم شده ايد; ولى ايمان نياورده ايد. بر فرض كه واقعاً ايمان آورده باشيد، شايسته اين است كه خدا بر شما منت نهد; نه شما بر او.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 87 - 3
3 - ادعاى در كار نبودن پاداش و كيفر پس از مرگ ، ادعايى دروغين و بى اساس است .
فلولا إن كنتم غير مدينين . ترجعونها إن كنتم صدقين
خطاب در «إن كنتم صادقين»، متوجه كسانى است كه منكر پاداش و كيفر در سراى ديگر بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 62 - 7،8
7- ادعاى خوش عاقبتى مشركان براى خويش ، ادعايى دروغ و دور از واقعيت
و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى
«أن لهم الحسنى» بدل براى «الكذب» است.
8- مشركان مدعى بودند بهشت ، از آنِ آنان است .
و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى
احتمال دارد مراد از «أن لهم الحسنى»، به قرينه فراز بعدى (أن لهم النار) بهشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 58 - 1
1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )
و قالوا ءألهتنا خير أم هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 27 - 3
3 - درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشركان ، براى نماياندن هويت و جايگاه خدايانشان به او ، جهت ارزيابى حقانيت آنان
قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 5
5 - استغاثه و فريادخواهى مشركان از خدايان خود
إنّ الذين تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 181 - 3
3 - هدايتگران الهى با روش ها و وسايل حق ، نه با وسايل باطل ، ديگران را به هدايت رهنمون مى سازند .
و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه «باء» در «بالحق» باى استعانت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 64 - 3،5،6
3 - فراخواندن مشركان از سوى خداوند ، براى يارى خواستن از معبودهايشان در قيامت .
و قيل ادعوا شركاءكم
5 - نصرت طلبى مشركان در روز رستاخيز از معبودهايشان
فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
6 - بى جواب ماندن فرياد يارى خواهى مشركان از معبودهايشان در قيامت
فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 8
8 - مشركان، غوطهور در پندارهاى بى اساس خويش و اميدوار به كمكهاى خدايان دروغين در قيامت
أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 7
7- مشركان به هنگام نزول عذاب هاى الهى ، از بت ها و خدايان دروغين استمداد مى كنند و براى رفع آن ، از آنها يارى مى جويند .
فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك
مراد از «أمر ربك» عذاب الهى است. اغناء (مصدر أغنت) به معناى كفايت كردن و برطرف ساختن است. «من شىء» مفعول براى «ما أغنت» مى باشد و مقصود از آن عذاب است. بنابراين «فما أغنت عنهم آلهتهم ... من شىء»; يعنى، خدايانشان آنان را كفايت نكردند و حتى مقدار اندكى از عذاب را از ايشان، برطرف نساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 1،2،7
1- خداوند ، در قيامت ، به مشركان فرصت خواهد داد تا از معبود هاى پندارى خويش استمداد كنند .
نادوا شركاءى الذين زعمتم
2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .
و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم
«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.
7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .
فدعوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 4،5،6
4 - مشركان و بت پرستان ، اميدوار به يارى رسانى معبود هاى خويش
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
5 - مشركان و بت پرستان ، معتقد به توانايى بت ها و معبود هاى خويش براى يارى رسانى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 5
5 - مشركان ، معبود ها را يار و ياور خود مى دانستند .
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء
«ولى» (مفرد «أولياء») در لغت به سه معنا آمده است: محب، صديق و نصير (قاموس المحيط و مفردات راغب). در آيه شريفه - به
قرينه جمله بعد (ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه) در معناى سوم به كاررفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 1
1 - يارى جستن از بت ها و معبودان ، هدف مشركان از پرستش آنها
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 4
4 - تمسخر مظاهر شرك و عقايد باطل و خرافى ، امرى جايز است .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 3 - 6
6- مجادله و پافشارى بر عقايد موهوم و غير علمى ، پيروى از شيطان است .
ومن الناس من يجدل. .. و يتّبع كلّ شيطن مريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 109 - 5
5- معبود هاى اهل شرك ، ارمغانى جز خسارت و تباهى براى پرستشگران خويش ندارند .
فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم
چنان چه «كما» در آيه شريفه براى تشبيه باشد، جمله «فلاتك . ..» به ضميمه «إنا لموفُّوهم ...» مى رساند كه: روا نبودن شك و ترديد به اين جهت است كه همان طور كه معبودهاى مشركان پيشين، دستاوردى جز خسارت و تباهى براى پرستش كنندگان خود نداشتند (و ما زادوهم غير تتبيب، آيه 101) معبودهاى اهل شرك در زمان تو نيز اين چنينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 17 - 2،3
2 - خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى
ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء
3 - خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش
فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 13
13 - پيروى از افكار و عقايد بدون دليل و مبتنى بر تمايلات نفسانى ، امرى نكوهيده و مورد نهى خداوند
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 3
3 - لزوم پرهيز از ادعا هاى نادرست و توجه به آگاهى خداوند از رفتار ها و نيّت هاى انسان
يقول . .. أيحسب أن لم يره أحد
توبيخ مستفاد از همزه استفهام در «أيحسب»، ممكن است ناظر به دروغ بودن گفتارى باشد كه در آيه قبل از مدعيان انفاق نقل شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 36 - 3
3- اجتناب از هرگونه معبود باطلى ، از دعوت هاى روشن همه انبياى الهى
فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين. و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً أن اعبدوا الله
«طاغوت» در لغت عبارت از هر معبود و مورد پرستشى جز خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 1،8
1- فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اعلام غلبه حتمى حق و اضمحلال قطعى باطل ، به مشركان مكه
و قل جاء الحقّ و زهق البطل
8- تبليغ و اعلان ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، روشى براى بازداشتن مردم از روى كرد به باطل و تلاشى جهت مبارزه با آن
و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا
تعليل شكست قطعى باطل، به اينكه ماهيت باطل شكست پذير است، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 11
11 - برملا شدن ضعف و ناتوانى معبود ها ( اصنام ) و جهل و نادانى پرستندگان آنها با ضرب المثل خداوند ، براى همگان
ضعف الطالب و المطلوب
«ضَعافة» (مصدر «ضعف») به معناى ناتوان شدن است; يعنى، طالب و مطلوب هر دو ناتوان شدند. ظاهراً مقصود اين است كه با دلايل قاطع و غيرقابل انكارى كه ارائه شد، نه تنها ضعف و ناتوانى بت ها; بلكه جهل و نادانى پرستندگان آنها نيز بر همگان آشكار شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 1،3
1 - اعتراف معبود هاى مشركان به روز رستاخيز و در پيشگاه خداوند ، به منزه بودن او از داشتن هر گونه شريك
و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه . .. قالوا سبحنك
3 - معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، اظهار مى دارند كه حقِ برگفتن سرپرستانى جز خدا را نداشته و سزاوار اين كار نبوده اند .
قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء
«أولياء» مى تواند از «وَلايت» (به فتح «واو») به معناى سرپرست باشد و هم مى تواند از وِلايت (به كسر «واو») به معناى «نصرت» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 99 - 1
1- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان در گريز از جهنم ، دليل عدم الوهيت آنان است .
ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 194 - 6
6 - خداوند از مشركان خواست تا براى آزمون توانايى معبودانشان ، نياز هاى خود را از آنان درخواست كنند .
فادعوهم فليستجيبوا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 43 - 3
3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .
لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون
«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان حمايت خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 1
1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر
احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 93 - 5
5 - باور مشركان ، به يارى رسانى معبودهايشان در سختى ها و هلاكت ها
أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون
زير سؤال رفتن توانايى معبودها بر يارى رسانى، حاكى از اين است كه مشركان بر اين باور بودند كه معبودهايشان به آنان يارى خواهند رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 1
1 - مالى كه نه به قصد تقرب به خدا ، بلكه براى افزون شدن اموال داده مى شود ، در پيشگاه خداوند ، بى پاداش است .
و ما ءاتيتم من ربًا ليربوا فى أمول الناس فلايربوا عنداللّه
«ربا» در لغت، به معناى زيادى است و به قرينه مقابله با آيه قبل، مالى است كه براى جلب رضاى خدا داده نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 21 - 1
1 - قيامت ، روز جدايى خوبان و بدان و حق مداران و باطل گرايان و داورى ميان آنان است .
هذا يوم الفصل
«فصل» به معناى فاصله و جدايى ميان دو شىء است و مقصود از آن در آيه شريفه، جدايى ميان خوبان و بدان و حق پويان و باطل گرايان و داورى ميان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 40 - 3
3- قيامت ، روز جدايى حق از باطل و تمايز حق مداران از باطل گرايان
إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين
مراد از «فصل»، ممكن است جدا شدن صفوف حق و حق مداران، از باطل و باطل گرايان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 16
16- لزوم استوار سازى عقايد ، بر ميزان حق و عدل و پرهيز از هرگونه گرايش به باطل
لن ندعوا من دونه إلهًا لقد قلنا إذًا شططًا
در آيه شريف و در گفتار اصحاب كهف، سخنى كه متمايل به باطل و دور از حق باشد، محكوم و مردود شمرده شده است. اين بيان، در حقيقت، براى گزينش عقايد ملاكى را ارائه كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 67 - 2
2- لزوم اظهار تنفر و انزجار از مشركان و عقايد انحرافى و باطل آنها و ارائه راه هدايت به آنان
إذ قال لأبيه . .. أُفّ لكم و لماتعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 17
17 - كيفر انسان ها ، قبل از تبيين حق و باطل براى آنان ، ظلم و دور از ساحت قدس خداست .
أتتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم
نفى ظلم از خدا و متفرع شدن آن بر وجود بينات، بيانگر اين نكته است كه: درصورت ارائه نشدن دلايل روشن، به هلاكت رساندن انسانها ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 8
8 - ارتباط هميشگى با خداوند ، نيرومندى ، حكمت ، توانايى بر فيصله دادن به امور و داشتن منطق قوى در جداسازى حق از باطل ، از شرايط لازم رهبران و مديران جامعه در نگاه وحى
واذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب . .. و شددنا ملكه و ءاتينه الحكمة و فصل الخ
برداشت ياد شده از مجموع اوصافى كه خداوند براى داوود(ع) به عنوان حاكم و فرمانروا ذكر كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 6
6 - لزوم موضع گيرى قاطعانه در برابر عقايد و باور هاى غلط جامعه ، حتى در برابر نزديك ترين خويشاوندان
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 12
12 - ايمان به باطل ، امكان پذير است .
و الذين ءامنوا بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 5،7
5 - مشركان مكه ، به خاطر ايمان به باطل ، از سوى خداوند سرزنش شدند .
أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا . .. أفبالبطل يؤمنون
7 - ايمان به باطل و پوچى ، امكان دارد .
أفبالبطل يؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 13 - 1،2
1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .
ليوم الفصل
«فصل» به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود(قاموس المحيط). روز قيامت - چنان كه مفسران گفته اند - از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى ايجاد شده و حق از باطل تميز داده خواهد شد و مورد داورى قرار خواهد گرفت.
2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت
ليوم الفصل
توصيف روز قيامت به «يوم الفصل»، در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 14 - 1
1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر
و ما أدريك ما يوم الفصل
از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 8
8- خارج كردن حق از صحنه ، با باطل نشان دادن چهره آن ، از شيوه هاى تبليغاتى كفرپيشگان است .
و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ
«إدحاض» به معناى «إبطال» و «إزاله» است. «ليدحضوا به الحقّ» يعنى: «كفرپيشگان، با مجادله باطل، سعى در ابطال و ازاله حق دارند.». روشن است كه حق، قابل ابطال نيست، لذا تعبير «خروج از صحنه» و «باطل نمايى» در برداشت به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 17
17- نويد خداوند به پيروزى حق و استقرار آن در زمين و شكست باطل و رخت بر بستن آن
فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس فيمكث فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 6
6- موجودات دست ساز و فاقد هرگونه قدرت آفرينشگرى ، لياقت الوهيت ندارند و هرگونه عقيده اى به خدايى آنان ، باطل است .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 7
7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.
و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 24 - 3
3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت
و ضل عنهم ما كانوا يفترون
از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 11
11 - اگر مشركان در ادعاهاى پوچ و شرك آميز خود صادق هستند، بايد به هنگام سختى متوجه معبودهاى خود شوند.
أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 27 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام الهى به مشركان درباره باطل بودن خدايان ادعايى شان
قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 15
15 - بى توجهى قوم موسى به نعمت هاى خدا و گرايش آنان به پرستش غير او ، برخاسته از جهالت دامنه دار آنان بود .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قالوا يموسى ... قال إنكم قوم تجهلون
چنانچه از آيه استفاده مى شود، گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا پس از عبورشان از دريا و تحقق اين نعمت بزرگ الهى بوده است. بنابراين مى توان گفت موسى اين جهت را نيز در نظر داشته و آنان را جاهل خوانده است. يعنى اين بى خردى است كه انسان نعمتهاى الهى را ببيند و در عين حال به غير او گرايش پيدا كند. فعل مضارع «تجهلون» بر دامنه دارى اين بى خردى دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 11
11 - معبود هاى ادعايى مشركان ، فاقد هرگونه مالكيت ; حتى به مقدار پوست هسته خرما
و الذين تدعون من دونه ما يملكون من قطمير
«قطمير» به معناى لفّافه و پوست ميان خرما و هسته آن است (لسان العرب) البته اين تعبير در آيه شريفه، كنايه از بسيار ناچيز بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 4،5
4- بى نتيجه بودن كمك خواهى مشركان از معبودان خويش ، هشدار خداوند به اهل شرك و پذيرندگان ولايت شياطين است .
و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم
5- صحنه بيهوده بودن استمداد مشركان از معبود هاى خود در قيامت ، صحنه اى شايان فراگيرى و به خاطر سپردن است .
و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم
«يوم» مفعول براى فعل مقدرى مانند «اُذكروا» است ;يعنى، «به ياد آن روز باشيد كه . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 54 - 3
3- سرگذشت رفاه مند مغرور ، عصيان ابليس و بى پاسخ ماندن استمداد مشركان از معبودان خويش در قيامت ، نمونه هايى از مثال هاى هدايت گر قرآن است .
واضرب لهم مثلاً رجلين . .. و لقد صرّفنا فى هذا القرءان للناس من كلّ مثل
اين آيه، به منزله نگاهى است كلّى به آيات گذشته از سى ودوم با پنجاه و سوم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 14 - 2،7
2- خواندن معبود هاى دروغين و درخواست كردن از آنها ، كردارى بيهوده و باطل است .
له دعوة الحق
تقديم «له» بر «دعوة الحق» حاكى از حصر است ; يعنى ، دعوت حق تنها از آنِ اوست نه از آن غير او. و مراد از غير او به قرينه جمله بعد معبودهايى است كه مشركان آنان را مى خواندند و مى پرستيدند.
7- درخواست كفرپيشگان از معبود هاى دروغين و دعا به پيشگاه آنان ، همواره تباه و بى ثمر است .
و ما دعاء الكفرين إلاّ فى ضلل
از معانى «ضلال» تباهى و نابودى است. تباهى و نابودى را به صورت ظرفى براى دعا قرار دادن (فى ضلال) براى رساندن اين معناست كه: آن دعا كاملاً از ميان رفته و نابود شده است. گويا نابودى همه جوانب آن را فرا گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 74 - 1
1 - اعتراف مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، به بى فايده بودن كامل عبادت غيرخدا و حاجت خواهى از معبود هاى ادعايى خويش
أين ما كنتم تشركون . من دون اللّه قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا
جمله «ضلّوا عنّا» (از نظر ما ناپديد شدند و آنان را گم كرديم) كنايه از بطلان و پوچى آيين شرك و بى اثر بودن معبودهاى ادعايى در عرصه قيامت است. گفتنى است جمله «بل لم نكن ندعوا...» مى تواند به معناى بى اثر بودن حاجت خواهى از معبودها باشد; زيرا چيزى كه بى فايده است مانند اين است كه وجود ندارد. هم چنين مى تواند گوياى انكار عبادت معبودها باشد كه از سرِ ناچارى و اضطراب به آنها متوسل شده باشند. احتمال نخست مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 23
23 - تقرب آفرين بودن عبادت معبود ها ( بت و . . . ) عقيده اى است دروغين .
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى . .. إنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 2
2 - مؤمن آل فرعون قومش را از نقش نداشتن معبود هاى ادعايى در سعادت دنيوى و اخروى و نيز بى ثمر بودن عبادت آنها آگاه ساخت .
لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 74 - 1
1 - اعتراف مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، به بى فايده بودن كامل عبادت غيرخدا و حاجت خواهى از معبود هاى ادعايى خويش
أين ما كنتم تشركون . من دون اللّه قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا
جمله «ضلّوا عنّا» (از نظر ما ناپديد شدند و آنان را گم كرديم) كنايه از بطلان و پوچى آيين شرك و بى اثر بودن معبودهاى ادعايى در عرصه قيامت است. گفتنى است جمله «بل لم نكن ندعوا...» مى تواند به معناى بى اثر بودن حاجت خواهى از معبودها باشد; زيرا چيزى كه بى فايده است مانند اين است كه وجود ندارد. هم چنين مى تواند گوياى انكار عبادت معبودها باشد كه از سرِ
ناچارى و اضطراب به آنها متوسل شده باشند. احتمال نخست مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 26 - 6
6- عقايد باطل و ناحق ، بى ثمر است .
مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الأرض ما لها من قرار
به قرينه مقابله با آيه قبل كه در آن آمده بود: شجرهء طيبه هر لحظه ثمر مى دهد، ولى شجره خبيثه به بى ريشه و ناپايدار بودن توصيف شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 1
1 - پرستش معبودهاى واهى، سود واقعى براى آدميان ندارند.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 27
27- معبود هاى اقوام كافر ، موجوداتى فاقد شعور و درك بودند .
عمّا كان يعبد ءاباؤنا
به كار بردن «ما» ى موصول، كه اغلب براى موجود فاقد شعور استعمال مى شود، در معرفى معبودهاى آنان، مى تواند براى بيان نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 43 - 3
3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل
قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 102 - 3
3- گزينش اوليا و معبودان باطل از سوى كافران ، حركتى بى پايه و متكى بر اوهام است .
أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء
محتمل است «أن يتّخذوا. ..» جانشين دو مفعول براى «حسب» باشد. در اين صورت، معنا چنين مى شود: «آيا كافران گمان مى كنند كه غير مرا ولىّ مى گيرند؟!»; يعنى، آنان، تنها، در اوهام خود غوطهورند و با حقايق فاصله بسيار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 43 - 3
3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .
لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون
«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان حمايت خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 115 - 2
2 - گزاف و بى هدف شمردن آفرينش انسان ، پندارى غلط و ناروا
أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 6
6 - كافران زشتكردار عصر جاهلى از سر جهل، انجام كارهاى زشت و ناپسند را اجراى فرمان خدا مى پنداشتند.
و إذا فعلوا فحشة قالوا . .. الله أمرنا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 2 - 1
1 - آسوده داشتن خاطر ، از ناحيه خداوند ، به صِرف اظهار ايمان ، و پندار آزمون نشدن از سوى او ، خيالى باطل است .
أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون
استفهام در «أحسب. ..» براى انكار اِبطالى است و منظور از آن، مردود دانستن پندار كسانى است كه احساس مى كنند، به صِرف اِظهار ايمان زبانى، رها خواهند شد و آزموده نخواهند گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 2
2 - پندار بدكاران در سيطره و غلبه بر دين خدا ، پندارى خام و باطل است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
بنابراين احتمال كه مراد از «سبقت از خدا»، پشت سر نهادن دين خدا باشد كه كنايه از مغلوب ساختن آن است، نكته بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 39 - 6
6 - برترى پسران و مردان بر دختران و زنان ، انديشه اى پوچ و فاقد دليل و برهان قطعى و روشن
فليأت مستمعهم بسلطن مبين . أم له البنت و لكم البنون
يادآورى برتر دانستن پسر بر دختر از سوى مشركان، پس از بيان پوچى و بى پايگى عقايد آنان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 21
21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 21
21 - پندار تأمين بعضى منافع از طريق روابط سرّى با دشمنان دين ، پندارى باطل و بى فرجام *
و من يفعله منكم فقد ضلّ سواء السبيل
برداشت ياد شده با توجه به شأن نزول آيه شريفه است; يعنى، برقرارى ارتباط برخى از مسلمانان با دشمن، به انگيزه حفظ منافع; نه خيانت به مسلمانان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 10
10 - خودپسندى و احساس شرافت مندى بر اثر ثروت ، حالتى نكوهيده و ناشايست است .
فيقول ربّى أكرمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 1
1 - ثروت و منزلت ، نشانه برترى نيست و برتر پنداشتن خويش بر ديگران به جهت آن ، پندارى ناروا است .
كلاّ
حرف «كلاّ»، مطالب قبل خود را منتفى مى داند و مخاطب را از باور داشتن آن باز مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 1
1 - مؤثر دانستن ثروت ، در جاودانگى و رهايى از نابودى و مرگ ، پندارى نادرست و ناروا است .
أخلده . كلاّ
حرف «كلاّ»، مخاطب را از پذيرش گفتارهاى بيان شده در جملات پيش، بازمى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 53 - 1
1 - آراسته نبودن موسى ( ع ) به دستبند هاى زرين ، دليل بطلان رسالت او از نظر فرعون
فلولا أُلقى عليه أسورة من ذهب
«أسورة» (جمع «سوار» ) به معناى دستبندها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 35 - 8
8 - پندار باطل مشركان ، در امتياز آنان بر ديگران و بى نيازى از هدايت و ارشاد *
أم خلقوا من غير شىء
معناى «أم خلقوا من غير شىء»، مى تواند اين باشد كه آيا مشركان مكه، خود را تافته جدابافته اى در آفرينش مى بينند كه ديگران نياز به هدايت دارند و اينان بى نيازند؟! بر اين مبنا تقدير آيه شريفه چنين مى شود: «أم خلقوا من غير شىء خلق منه غيرهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 23 - 19،20
19 - خداوند هستى ، منزّه از پندار هاى ناروا و نادرست مشركان درباره او
سبحن اللّه عمّا يشركون
20 - مشركان ، داراى پندار هاى نادرست و غلط از خداوند و صفات او
سبحن اللّه عمّا يشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 11 - 1
1 - انسان در ديدگاه منكران معاد ; پس از مرگ نابود شده و از او چيزى جز استخوان هاى پوسيده باقى نمى ماند .
أءذا كنّا عظمًا نخرة
«نَخير»; يعنى، صداى بينى و «نخرة» به استخوان كهنه و پوسيده اى گفته مى شود كه با اندك تماسى از هم بپاشد و چنانچه قدرى از آن باقى باشد - به گونه اى كه با وزش باد به صدا درآيد - به آن «ناخر» مى گويند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 2
2 - منكران معاد ، حيات دوباره انسان ها را پس از مرگ ، حياتى بى ثمر و سراسر زيان وانمود مى كنند .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
«كرّة»; يعنى، رجوع. نسبت دادن زيان كارى به رجوع - نه رجوع كنندگان - مبالغه در ترسيم زيان كارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 18 - 8
8 - منافقان مى پندارند ، در قيامت نيز مى توان از سوگند دروغ بهره جست و خود را از مهلكه نجات داد .
فيحلفون له . .. و يحسبون أنّهم على شىء
كلمه «شىء» در «أنّهم على شىء» موصوف صفت محذوف است و تقدير آن «على شىء نافع» مى باشد; يعنى، منافقان مى پندارند كه چيز مفيدى در اختيار دارند (مقصود سوگند دروغ است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 24 - 3
3 - قرآن ، در ديدگاه غرض آلود وليدبن مغيره ، سحرى برگرفته شده از ساحران پيشين بود .
فقال إن هذا إلاّ سحر يؤثر
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «يؤثر» از ماده «أثر» (روايت و مطلب نقل شده از پيشينيان) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 25 - 1
1 - قرآن ، در نظر غرض آلود وليدبن مغيره ، ساخته و پرداخته انسان است .
إن هذا إلاّ قول البشر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 2
2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 43 - 7
7 - راه هاى باطل ، پراكنده و مختلف ، و راه حق ، يكى است .
ليخرجكم من الظلمت إلى النور
مراد از «ظلمت» و «نور» در اين آيه، معنوى است و منظور از آن دو - به قرينه اين كه خداوند، با اعطاى رحمت، خواسته است تا مؤمنان را از ظلمت ها به نور رهنمون سازد - بردن آنان از باطل و بى راهه ها به حق و راه خدا است. لازم به ذكر است كه جمع آورده شدن «ظلمات» دلالت بر تعدد راه هاى باطل، و مفرد آورده شدن «نور»، دلالت بر يكى بودن راه حق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 6
6- بازخواستن و زير سؤال بردن انديشه و عقيده باطل ، روشى در هدايت و بيان عقيده و انديشه درست .
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون
برداشت ياد شده از جمله استفهاميه «هم ينشرون» استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 3
3- بازخواست و زير سؤال بردن عقيده و انديشه باطل ، روشى در هدايت و بيان عقيده و انديشه درست .
أم اتّخذوا من دونه ءالهة
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «أم» منقطعه، بر استفهام توبيخى دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 7
7 - زير سؤال بردن انديشه ها و باور هاى باطل و بيان ضعف ها و نقص هاى آنها ، روش هدايتى و تبليغى قرآن
و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لايملكون موتًا و لاحيو
جمله «و اتّخذوا من دونه آلهة. ..» هرچند به صورت خبريه است، ولى مقصود از آن اخبار نيست; زيرا همگان به مضمون آن آگاه بودند; بلكه مقصود زير سؤال بردن عقايد مشركان و بيان ضعف هاى فكرى آنان و اظهار شگفتى از چنين باورهايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 5
5 - پرسش از موقعيت و جايگاه معبودهاى پندارى مشركان، از صحنه هاى محاكمه آنان در قيامت
ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 17 - 2،3
2 - خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى
ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء
3 - خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش
فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 6
6 - معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .
و لكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر
«لكن» - كه در استدراك به كار مى رود - در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1- رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 62 - 4
4 - پرسش تحقيرآميز خداوند از مشركان ، درباره معبود هاى آنان در قيامت
فيقول أين شركاءى
استفهام در «أين شركاءى» براى تهكّم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 74 - 4
4 - پرسش تحقيرآميز خداوند در قيامت از مشركان درباره معبودهايشان
و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى
استفهام در «أين شركائى» براى تهكّم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 73 - 3
3 - پرسش عتاب آميز خداوند از مشركان حق ستيز و لجوج ، درباره معبود هاى ادعايى آنان
ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 10،11
10 - ستمگران با ديدن عذاب الهى در قيامت ، از انتخاب عقيده كفرآلود ، پشيمان شده و آن را مخفى خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 2
2- منافات داشتن پيامبرى با بشر بودن ، پندار باطل مشركان
هل هذا إلاّبشر مثلكم . .. ما أرسلنا قبلك إلاّرجالاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 8 - 4
4- بى نيازى پيامبران از تغذيه و جاودانگى آنان در دنيا ، پندار باطل مشركان
و ما جعلنهم جسدًا لايأكلون الطعام و ما كانوا خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 2 - 6
6 - پندار مبتلا نشدن به سختى ، به صرف ايمان آوردن ، پندارى باطل است .
أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون
«فتن» به دو معناى «اختبار و آزمون» و «گرفتارى در شدت و سختى» آمده است (مفردات راغب). برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 1،3،4،9
1 - پندار بدكاران در گريز از مجازات الهى ، پندارى باطل است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
«أم» در «أم حسب» منقطعه و به معناى «بل اضراب» است و معناى انتقال را مى هد. انتقال، از «انكار پندار آزموده نشدن، به مجرد ايمان» به «انكار عدم مجازات»، است. مراد از «سبقت از خدا» يا كنايه از «مغلوب ساختن دين خدا» است و يا «گريز از خدا». به قرينه اين كه در آيه، سخن از گناه است، «گريز از عذاب خدا» مراد است و برداشت بالا، مبتنى بر همين احتمال است.
3 - پندار كافران در غلبه بر دين خدا ، پندارى خام و باطل است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
به قرينه آيات قبل كه در آنها از مدعيان ايمان و پندارشان سخن گفته شده است، مراد از «يعملون السيّئات» مى تواند «كافران» باشد.
4 - پندار كافران براى رهايى از كيفر الهى ، پندارى خام و باطل است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
9 - پندار امكان گريز از مجازات الهى ، پندارى ناشايست است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 3 - 2
2 - پندار عدم توانايى خداوند بر جمع آورى استخوان هاى مردگان و زنده كردن آنها ، باطل و بى اساس است .
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 13
13- باطلْ ناچيز ، سبك ، توخالى و پفكى است .
فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب الله الحق و البطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 7
7- حق ، داراى صلابت و استحكام و باطل ، پوچ و سست است .
بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه فإذا هو زاهق
از اين كه خداوند «حق» را از بين برنده و درهم كوبنده باطل دانسته، صلابت حق استفاده مى شود. و از اين كه باطل ناگهان و بلافاصله از بين رفته است، ميان تهى و پوچ بودن آن به دست مى آيد. گفتنى است تعبير «قذف» - كه به معناى انداختن با قدرت و قوت است - مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 8
8 - برگزيدن معبود هاى گوناگون و فاقد هر گونه توانايى ، به جاى خداوندِ تواناى بى همتا و آفريننده عالم هستى ، عملى غير منطقى و شگفت آور
الذى له ملك السموت و الأرض و لم يتّخذ ولدًا و لم يكن له شريك . .. و اتّخذوا من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 9،10
9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
10 - هود ، گرفتار جدال و كشمكش مدام قوم عاد درباره معبودان بى اساسشان
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 2
2- هر معبودى جز خداوند ، تنها داراى نامى از خدايى و خالى از هنر و حقيقت آن
ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً سميتموها
مقصود از «أسماء سميتموها» (نامهايى كه شما بر معبودها نهاده ايد) اين است كه اين نامها ، الفاظى اند كه مصداقى در خارج ندارند. اسمهايى بى مسمى و نامهايى بى نشانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 8
8- در قيامت ، پوچى و بطلان خدايان مشركان برملا مى شود .
يقول أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم
از اينكه خداوند در قيامت در مؤاخذه مشركان، از آنها مى پرسد: خدايان ادعايى تان كجاست؟ و آنان جوابى نمى دهند، حكايت از آشكار شدن پوچى معبودهاى مشركان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 1،2
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام خيالى بودن خدايان برگزيده مشركان و ناتوانى كامل آنها در رفع هرگونه بيچارگى و درماندگى از مشركان
قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم
2- هر معبودى جز خدا ، نيرويى خيالى و براى رفع بيچارگى و بدبختى مردم ، فاقد قدرت است .
قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
«الضرّ» به معناى بدحالى درونى و يا جسمانى است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 1
1 - يگانگى خداوند و حقيقت نداشتن هيچ معبودى جز او ، سرلوحه وحى الهى به موسى ( ع ) در وادى طوى بود .
إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 62 - 3
3 - هر معبودى به جز خدا ، موهوم است و باطل .
و أنّ ما يدعون من دونه هو البطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 13 - 5
5 - شريكانى كه مشركان براى خدا قائل بودند ساخته و پرداخته خودشان بود .
و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا
اضافه شدن «شركاء» به ضمير «هم» - كه مرجع آن، مشركان است - اشعار دارد به اين كه آنان، خود چنين شريكانى را ساخته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 5
5 - خدايان مشركان ، باطل و پوچ محض اند .
و أنّ مايدعون من دونه البطل
«باطل» متضاد «حق» است. «حق» به معناى «ثابت و پايدار» آمده است. بنابراين، باطل، به معناى «پوچ و بى ثبات» خواهد شد.(مفردات راغب) لازم به ذكر است، در صورتى كه «ما» در «مايدعون» موصول باشد، دلالت مى كند بر اين كه آنچه مشركان به عنوان معبود و خدا انتخاب كرده اند، باطل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 2
2 - خدايان مشركان ، معبودهايى پندارى اند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 21،23
21 - تمامى معبود ها - جز اللّه - معبودهايى ساختگى و دروغين
لا إله إلاّ هو
23 - آفرينش جهان ( آسمان ، زمين و انسان ) ، دليل يكتايى خدا و پوچى معبود هاى ديگر
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... لا إله إلاّ هو
برداشت بالا مبتنى براين ديدگاه است كه جمله «لا إله إلاّ هو» - كه پس از بحث از خلقت جهان آمده است - به منزله نتيجه و
جمع بندى آن بحث باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 2
2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان
قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا
تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 28 - 6
6- ظهور پوچى و بى اثرى معبود هاى مشركان ، به هنگام نزول عذاب الهى
بل ضلّوا عنهم
«ضلّوا عنهم» كنايه از وجود بى خاصيتى است كه معدوم به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 1
1 - خدايان دروغين مشركان ، پوچ و بى بهره از هر گونه هويت واقعى
إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 17
17 - پيروزى حق بر باطل ، در گرو كوشش و تلاش صاحبان حق *
فاذا دخلتموه فانكم غلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 14 - 4
4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان
و يوم القيمة يكفرون بشرككم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 2
2 - دعوت كنندگان به سوى حق در صورت مواجه شدن با پافشارى مردم بر انكار حق ، بايد با اعلان تبرى از باطل ، آنان را به حال خود ر ها كنند .
و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 7
7- اعلام انزجار از عقايد باطل و خرافى ، گامى ضرورى براى مبلغان دين
قال إنى أُشهد الله . .. أنى برىءٌ مما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 23،24
23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان
قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون
24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان
قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 78 - 9،11
9 - ابراهيم(ع) در پى ابطال مستدل عقايد شرك آميز قوم خويش، به صراحت از معبودهاى آنان بيزارى جست.
فلما رءا الشمس . .. إنى برىء مما تشركون
چنانچه «ما» در «مما تشركون» موصول باشد، مضمون جمله چنين است: «برىء من الذى تشركون به». يعنى از چيزهاييكه به آن شرك مىورزيد بيزارم.
11 - ضرورت بيزارى جستن از معبودهاى مشركان و عقايد شرك
إنى برء مما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 5،6
5- هود ( ع ) به مشركان اعلان كرد كه از معبودهايشان بيزار است و آنها را منشأ هيچ تأثيرى نمى داند و شايسته پرستش نمى شمارد .
قال . .. اشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
بيزارى و تنفر هود(ع) از بتها و معبودهاى اهل شرك، به معناى منشأ أثر ندانستن آنها و شايسته عبادت نشمردنشان است. از اينكه هود(ع) در خطاب به مردم نگفت: «اشهدكم»، ولى در گواه خواهى از خداوند گفت: «اُشهد الله» معلوم مى شود مراد از «واشهدوا»، مجرد اعلان است نه شاهد گرفتن مردم.
6- هود ( ع ) ، خداوند را بر بى تأثير دانستن معبود هاى اهل شرك و اعلان بيزارى از آنان ، گواه گرفت .
قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون
اشهاد (مصدر اشهد) به معناى گواه گرفتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 6
6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 4،6
4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود
و كانوا بعبادتهم كفرين
ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.
6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *
كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين
فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 2 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ تباين معبود خود با معبود هاى مشركان و تصريح به ناهماهنگى كامل ، بين شرك و توحيد
قل . .. لا أعبد ما تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 2
2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .
سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا
در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 4،5
4 - معبود هاى مشركان در قيامت ، خود را از داشتن هر گونه نقشى در گمراهى مشركان ، تبرئه كرده و آن را تكذيب خواهند كرد .
ءأنتم أضللتم عبادى . .. قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء
5 - اظهار شگفتى و اعلام انزجار معبو هاى مشركان در قيامت ، از معبود قرار گرفتن خودشان از سوى مشركان و يا نقش داشتن آنان در گمراهى ديگران
فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء . .. قالوا سبحنك
جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1- آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود و شنونده بخواهد اظهار شگفتى كند. 2- آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروايى شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اعلان برائت و اظهار انزجار كند و واكنش منفى از خود نشان دهد (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 6
6 - پيروى از قدرت هاى باطل در مقابل فرمان هاى خدا شرك است . *
و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم . .. إذ تبرأ الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 8
8- تبليغ و اعلان ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، روشى براى بازداشتن مردم از روى كرد به باطل و تلاشى جهت مبارزه با آن
و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا
تعليل شكست قطعى باطل، به اينكه ماهيت باطل شكست پذير است، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 5
5 - تعاليم دين و قرآن ، حاوى بهترين راه كشف حقيقت و تفسير درست جريان حق و باطل
إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 27 - 9
9 - مشركان ، ناتوان از ارائه تصويرى درست و قابل قبول از حقيقت و جايگاه خدايان ادعايى خود
قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء كلاّ بل هو اللّه
از اين كه جوابى از سوى مشركان نقل نشده و خود خداوند زعم و پندار آنان را رد كرده است، به دست مى آيد كه آنان به خوبى مى دانستند كه حقيقت خدايان ادعايى شان قابل ارائه نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 7
7 - زير سؤال بردن انديشه ها و باور هاى باطل و بيان ضعف ها و نقص هاى آنها ، روش هدايتى و تبليغى قرآن
و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لايملكون موتًا و لاحيو
جمله «و اتّخذوا من دونه آلهة. ..» هرچند به صورت خبريه است، ولى مقصود از آن اخبار نيست; زيرا همگان به مضمون آن آگاه بودند; بلكه مقصود زير سؤال بردن عقايد مشركان و بيان ضعف هاى فكرى آنان و اظهار شگفتى از چنين باورهايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 5
5 - شكستن ابّهت و تقدس عقايد باطل و خرافى ، نخستين گام در مبارزه با آن عقايد
فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 11
11- باطل بر محور حق خودنمايى كرده و بر آن تحميل مى شود .
فاحتمل السيل زبدًا رابيًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 1
1 - نترسيدن از پيامد شرك به خداى يگانه و در هراس بودن از شريكان موهوم او، كارى شگفت و نابخردانه است.
و كيف أخاف ما أشركتم و لاتخافون أنكم أشركتم بالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 51 - 9
9- معتقدان به خدايان متعدد ( مشركان ) ، از معبود هاى خويش هراسان بودند .
لاتتخذوا إلهين اثنين . .. فإيّ-ى فارهبون
«فا» در «فإيّاى» جواب شرط مقدر است و آوردن آن بر سر مفعول مقدم - كه مفيد حصر است - مى تواند حكايت از نكته ياد شده بكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 9
9- معبود هاى مشركان ، خود ترسان از عذاب خدا و اميدوار به رحمت او هستند .
يرجون رحمته و يخافون عذابه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 2
2 - نپرستيدن معبودهاى واهى هيچ زيان واقعى در پى ندارد.
أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
اين برداشت بر اين اساس است كه جمله شرطيه «إن دعوناهم» پس از «لا ينفعنا»، و «إن تركنا دعوتهم» پس از «لايضرنا» به قرينه صدر آيه منظور شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 225 - 2
2 - توسن سرگشته كلام شاعران خيال پرداز ، ر ها شده در هر وادى بى حاصل
ألم تر أنّهم فى كلّ واد يهيمون
مقصود از برداشت ياد شده اين است كه شاعران گزافه گوى و بى ملاك، در هر زمينه اى بى تأمل شعر مى ساريند; زيبا را زشت و زشت را زيبا مى كنند; حق را باطل و باطل را حق جلوه مى دهند و. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 5
5 - زيبا جلوه دادن اعمال زشت و باور هاى نادرست ، شيوه اغواگران و رهزنان ايمان مردم
فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 7،8،22
7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن
أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا
8- حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن
و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البطل
22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .
كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 14 - 6
6- مَثَل درخواست كننده از خدايان دروغين مثل تشنه اى است كه از راه دور دستان خود را به طرف آب دراز مى كند تا آب ، خود به كام او برسد كه هرگز چنين نمى شود .
إلاّ كبسط كفيه إلى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببلغه
برخى عبارت «إلاّ كبسط» را استثنا از استجابت گرفته اند و گفته اند تقدير كلام چنين است: «لايستجيبون بشىء من الأستجابة إلاّ استجابة كإستجابة الماء لباسط كفيه إلى الماء». و برخى آن را استثنا از «الذين يدعون» دانسته اند و گفته اند تقدير كلام چنين مى شود: «الذين يدعون من دونه ليسوا إلاّ كباسط كفيه إلى الماء». قابل ذكر است كه ضمير در «ليبلغ» به «الماء» و ضمير در «فاه» (دهانش) به «باسط» برمى گردد. و ضمير «هو» به «الماء» و ضمير در «ببالغه» به «فاه» ارجاع مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 1
1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .
هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء
مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 75 - 3
3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به
آنان ناتوان خواهند بود .
لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 29 - 5
5 - شباهت خدايان ادعايى شرك پيشگان ، به شريكان ناسازگار و سخت گير
ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 2،3
2 - رعايت تقوا و ترس از خداوند ، موجب بهره مند شدن از بصيرتى ويژه و خدادادى براى شناخت حق و باطل
يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
نكره آمدن كلمه «فرقانا» حكايت از آن دارد كه اين بصيرت خدادادى بصيرتى ويژه و غير از عقل و فطرت و مانند آن است كه خداوند به عموم انسانها عطا فرموده است.
3 - انسان هاى بى تقوا ، محروم از دستيابى به بصيرت ويژه الهى براى تمييز حق و باطل و شناخت حقايق
إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 15،16
15 - جنگ بدر ، ميدان رويارويى جبهه ايمان و كفر ، صحنه تمايز حق و باطل و ثبوت حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يوم الفرقان يوم التقى الجمعان
ال در «الفرقان» براى عهد است و اشاره به جنگ بدر دارد. و فرقان يعنى چيزى كه به وسيله آن بين دو يا چند چيز تمايز داده مى شود. خداوند از آن رو جنگ بدر را فرقان ناميد كه در آن نبرد، على رغم وجود شرايط پيروزى براى مشركان، مسلمانان پيروز شدند و اين نشانه اى بود براى حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دين اسلام.
16 - تمايز حق از باطل با امداد هاى ويژه خداوند در جنگ بدر نمودى از قدرت مطلقه او
يوم الفرقان يوم التقى الجمعان و اللّه على كل شىء قدير
برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «و اللّه . .. » ناظر به «يوم الفرقان» بودنِ جنگ بدر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 3
3- حضرت موسى و هارون ( ع ) ، از قدرت تشخيص حق و باطل در پرتو لطف خدا برخوردار بودند .
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
با توجه به معناى لغوى «فرقان» (شىء جدا كننده و متمايز ساز ميان حق و باطل) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 7
7 - خداوند به داوود ( ع ) ، منطقى نيرومند در شناساندن حق و باطل و نيز توانايى بر فيصله دادن به نزاع ها و خصومت ها اعطا كرد .
و ءاتينه . .. فصل الخطاب
«فصل» مصدر و به معناى چيزى را از چيز ديگرى جدا كردن و نيز فيصله دادن نزاع ها و خصومت ها آمده است. اگر مراد آيه معناى اول باشد، كلمه «خطاب» به معناى سخن بوده و مقصود از «فصل خطاب» سخن جدا كننده حق از باطل و شناساننده صواب از ناصواب خواهد بود. و اگر معناى دوم مراد باشد، واژه «خطاب» به معناى خصومت و نزاع بوده و مقصود از «فصل خطاب» رفع خصومت ها و فيصله دادن به نزاع ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 10
10 - قيامت ، « كلمه فصل » الهى و صحنه نهايى جداسازى حق و باطل
الذين يمارون فى الساعة . .. و ما له فى الأخرة من نصيب ... و لولا كلمة الفصل لقضى
از آن جا كه محور اين چند آيه، مسأله ايمان به قيامت و محاسبه آن در معادلات رفتارى و اعتقادى است، عنوان «كلمة الفصل» بر اين معنا منطبق است; يعنى، اگر قيامتى نبود مى بايست دنيامداران در همين دنيا به كيفر كفرشان مى رسيدند; ولى چون قيامت هست، عذاب دردناك آنان به آخرت وانهاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 68 - 8
8 - جامعه داستان پرداز و افسانه گرا ، داراى ذهنيتى ناتوان و مغشوش در تشخيص حق و باطل
إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين
كافران عقيده به معاد را «أسطوره» مى پنداشتند واين پندار نشانگر رواج افسانه ها در ميان جوامع پيشين و ذهنيت مغشوش است كه در نتيجه شيوع خرافات، پديد آمده بود و براساس آن هر سخن تازه اى را حكايتى ساخته و پرداخته افراد تلقى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 3
3 - التزام به دو امر حق و باطل ، در يك زمان ، ممكن نيست .
و لاتطع الكفرين . .. و اتّبع ما يوحى إليك من ربّك ... ما جعل اللّه لرجل من قلبي
احتمال دارد ذكر «ما جعل اللّه لرجل. ..»براى تبيين امر لزوم تبعيت از وحى و نهى از اطاعت از كافران و منافقان باشد; يعنى، آيه مى گويد تبعيت همزمان از تعاليم وحى و خواسته هاى كافران، قابل جمع نيست; چون انسان داراى دو قلب نيست كه با يكى، اين و با ديگرى، آن را قبول كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 12
12 - راه حق و باطل ، غيرقابل جمع باهم
و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 49 - 6
6 - حق و باطل ، باهم قابل جمع نيستند .
قل جاء الحقّ و ما يبدئ البطل و ما يعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 76 - 4،5
4 - تظاهر به عقيده اى باطل براى ابطال آن مجاز است.
رءا كوكبا قال هذا ربى
5 - اظهار همراهى با عقيده اى باطل و سپس پرداختن به ابطال آن، روشى در تبليغ و تربيت است.
رءا كوكبا قال هذا ربى
با توجه به مجموعه آيات همين سوره، روشن است كه ابراهيم(ع) براى احتجاج و ابطال پندارهاى قوم خويش به اظهار ستاره پرستى و . .. پرداخت. از همين جا برمى آيد كه چنين كارى مجاز بود و شيوه اى در تبليغ مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 77 - 5
5 - تظاهر به عقيده اى باطل، براى رد آن مجاز است.
فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 78 - 5
5 - تظاهر به عقيده اى باطل براى ابطال آن در مقام مجادله مجاز است.
قال هذا ربى هذا أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 4
4 - راه حق و هدايت ، يكى است و راه باطل و گمراهى متعدد و گوناگون .
و لا الظلمت و لا النور
جمع آوردن «ظلمات» و مفردآوردن «نور»، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 16 - 11
11 - تعدد راه هاى گمراهى و باطل ، و يكتايى راه هدايت و حق
و يخرجهم من الظلمت إلى النور
برداشت فوق با توجه به جمع بودن «ظلمات» و مفرد بودن «نور» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 18
18- راه حق يكى است و بيراهه هاى باطل متعدد است .
أم هل تستوى الظلمت والنور
جمع آوردن «ظلمات» و در مقابل مفرد آوردن «نور» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 8
8- مشركان ، معبود ها و خدايان متعددى براى خود داشتند .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 21 - 5
5- مشركان ، خدايان متعددى براى خود داشته اند .
أموت غير أحياء و ما يشعرون أيّان يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 2
2- مشركان در عصر بعثت ، چندگانه پرست و معتقد به خدايان و معبود ها متعدد بودند .
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض
«آلهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 2
2 - مشركان ، داراى معبود هاى متعدد بودند .
و اتّخذوا من دونه ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 4
4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .
ليضلّنا عن ءالهتنا
«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 36 - 8
8 - مشركان ، داراى معبود هاى متعدد
أئنّا لتاركوا ءالهتنا
«إله» (مفرد «ءالهه») به معناى معبود است و جمع آمدن آن، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 11
11 - مشركان ، داراى معبود هاى متعدد
أولياء ما نعبدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 1
1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .
واتّخذوا من دون اللّه ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 8
8- در صورت وجود معبودهايى جز خداى صاحب عرش در عالم ، همه آنها در جست و جوى راهى براى قرب به خداوند و بندگى در برابر او خواهند بود .
لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از راه يابى به خداوند، درگيرى و نزاع نباشد; بلكه مقصود، راه تقرب به او باشد. آيه 44 كه مى فرمايد: «همه موجودات و پديده هاى جهان هستى، تسبيح گوى خداوندند، ولى شما درك نمى كنيد» نيز قرينه بر اين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 2
2 - تقليد از پيروان آيين فاسد و انجام دهندگان اعمال بى نتيجه نشانه جهل و نابخردى است .
إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه
جمله «إن هؤلاء» به منزله تعليلى براى «إنكم قوم تجهلون» است. يعنى شما به اين دليل مردمى نابخرد هستيد كه خواهان پيروى از آيين فاسد مى باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 37
37- پندار مزيّت هاى بى جا براى خود و ناهنجار ديدن سيماى بى نوايان ، از ويژگى هاى رهبران نالايق و مايه بى ارزشى رهنمود هاى آنان است .
و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 25 - 12
12 - قوم ابراهيم ، در قيامت ، معبودان خود را مورد انكار و كفر قرار مى دهند .
ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض
برداشت بالا بنابراين اساس است كه «يكفر» به همان معناى رايج اش بوده و مفعول آن «ببعض» باشد كه مراد از آن معبودان مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 74 - 3
3 - مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، از سرِ ناچارى و اضطراب به انكار عبادت كردن معبود هاى ادعايى خويش مى پردازند .
بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 13 - 7
7 - مشركان ، در قيامت ، الوهيت معبودان خويش را انكار مى كنند .
و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين
جلد - نام سو8ره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 84 - 2
2 - اقوام قدرتمند محكوم شده به عذاب استيصال ، هنگام مشاهده آثار فرود آن ، توبه كنان به خداى يكتا ايمان آورده و به انكار معبود هاى ادعايى خويش مى پرداختند .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده و كفرنا بما كنّا به مشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 86 - 6
6- ادعاى مشركان در قيامت مبنى بر شريك بودن معبود ها براى خدا ، از سوى خود معبود ها تكذيب خواهد شد .
فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون
شكوائيه مشركان از معبودهايشان در قيامت (قالوا هؤلاء . ..)، ممكن است به اين خاطر باشد كه آنان معبودها را عامل گمراهى خود قلمداد مى كنند. از اين رو تكذيب معبودها مى تواند مربوط به همين ادعا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 1
1- معبود هاى مشركان ، خود در جست و جوى وسيله و راهى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
مشاراليه «أُولئك»، «الذين زعمتم» در آيه قبل است كه مقصود از آن معبودهاى مشركان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 5
5 - اميال و خواسته هاى انسان دو گونه است : برخى موافق با حق و هدايت الهى وبرخى مخالف با آنها .
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه
ضمير «بغير هدًى من اللّه» به اصطلاح مى تواند احترازى باشد; يعنى، آن دسته از هواپرستان گمراه اند كه خواسته هاى آنان برخلاف هدايت الهى باشد; وگرنه گمراه نخواهند بود; زيرا برخى از خواهش هاى نفسانى مطابق با هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 5
5 - قيامت ، روز داورى و تميز حق از باطل و سره از ناسره
إنّ اللّه يفصل بينهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 57 - 19
19 - شناخت دقيق مرزهاى حق و باطل، مقدمه ضرورى براى حركت در مسير حق
يقص الحق و هو خير الفصلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 2 - 5
5 - انسان ، موجودى انتخاب گر و توانا بر تشخيص حق از باطل و پيمودن راه آن
فمنكم كافر و منكم مؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 1 - 6
6 - جن ، داراى شعور و قدرت شنوايى و آشنا به زبان انسان ها و تشخيص دهنده حق از باطل در معارف الهى و دينى
استمع نفر من الجنّ فقالوا إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 13 - 7
7 - جن ، داراى قدرت شنوايى و تشخيص حق از باطل در معارف الهى
و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 38 - 1،2
1 - قيامت ، روز جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل است .
هذا يوم الفصل
«فصل»به حايل بين دو چيز و نيز به داورى ميان حق و باطل گفته مى شود (قاموس المحيط). روز قيامت، از اين رو «يوم الفصل» ناميده شده كه در آن روز، ميان خلايق جدايى خواهد افتاد و حق از باطل تميز داده شده و مورد داورى قرار خواهد گرفت.
2 - جداسازى ميان خلايق و داورى ميان حق و باطل ، از مهم ترين خصيصه روز قيامت
هذا يوم الفصل
توصيف روز قيامت به «يوم الفصل» در سلسله آيات مربوط به حوادث قبل و بعد از برپايى قيامت، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 17 - 2
2 - متمايز شدن حق از باطل ، فلسفه برپايى قيامت
يوم الفصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 13 - 1،2،4
1 - قرآن ، كلامى است كه حق و باطل را به طور كامل متمايز مى سازد .
إنّه لقول فصل
از سياق مطالب به دست مى آيد كه مرجع ضمير «إنّه» قرآن است. «فصل»; يعنى، جدا ساختن دو چيز از يكديگر، به گونه اى كه بين آن دو فاصله افتد (مفردات راغب). تعبير «فصل» - كه مصدر است - در معناى فاصل، مبالغه آميز است و بر كمال جدايى دلالت دارد. برخى گفته اند: مراد از ضمير در «إنّه»، گفته هاى خداوند درباره معاد است كه آيات پيش گوياى آن بود. در اين احتمال نيز «قول فصل» بودن آن آيات، به اعتبار قرآن بودن آنها است.
2 - خداوند ، با سوگند به آسمان و زمين ، بر فارق بودن قرآن بين حق و باطل ، تأكيد ورزيده است .
و السماء . .. و الأرض ... إنّه لقول فصل
4 - « [ فى مجمع البيان فى قوله تعالى ] « إنّه لقول فصل » يعنى إنّ القرآن يفصل بين الحقّ و الباطل بالبيان عن كلّ واحد منهما و روى ذلك عن الصادق ( ع ) ;
[در مجمع البيان در تفسير قول خداى تعالى] «إنّه لقول فصل» [آمده است]: يعنى قرآن با بيان حقّ و باطل، آن دو را از يكديگر جدا مى سازد و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 4 - 2
2 - پرندگان حملهور به اصحاب فيل ، داراى شعور و قدرت تمييز بين نيرو هاى حق و باطل *
ترميهم بحجارة من سجّيل
انتخاب سپاه ابرهه از بين مردمى كه در آن منطقه حضور داشتند، بيانگر قدرت تشخيص پرندگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 26 - 3
3- عقيده حق ، دلپذير و مطابق طبع آدمى بوده و عقيده باطل منفور است .
مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة . .. و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة
«طيب» درلغت به چيزى معنا شده است كه مطابق طبع و ميل آدمى مى باشد و «خبث» چيزى است كه مورد كراهت و نفرت مى باشد. برداشت فوق، با توجه به معناى ياد شده، بنابر احتمالى است كه مراد از «كلمه طيبه» عقيده حق و «كلمه خبيث» عقيده باطل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 3،4
3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .
دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).
4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .
إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 7
7- مشركان ، از خدايان خويش توقع داشتند مشكلات و گرفتارى هاى آنان را حل كرده و يا آن را به خوشى تبديل كنند .
ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 113 - 6
6 - خدمت فن سحر و ساحران به حكومت هاى باطل
و جاء السحرة فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 59 - 3
3 - قيامت ، روز جدايى صف اهل حق و باطل است .
و امتزوا اليوم أيّها المجرمون
برداشت فوق از آن جا است كه جدا شدن صف مجرمان از مؤمنان به دليل باطل و حق بودن آن دو صف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 40 - 3
3- قيامت ، روز جدايى حق از باطل و تمايز حق مداران از باطل گرايان
إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين
مراد از «فصل»، ممكن است جدا شدن صفوف حق و حق مداران، از باطل و باطل گرايان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 21 - 2،3
2- خدايانِ مشركان ، هيچ اطلاعى از زمان وقوع قيامت و رستاخيز خود ندارند .
و ما يشعرون أيّان يبعثون
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير فاعلى در «يشعرون» و «يبعثون» معبودهاى باطل باشد كه در آيه قبل از آنها سخن به ميان آمده است.
3- معبود هاى مشركان ، بى اطلاع از زمان رستاخيز پرستش كنندگان خويش
و ما يشعرون أيّان يبعثون
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «يبعثون» پرستشگران اصنام باشد كه همان ضمير فاعلى «يدعون» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 4
4- معبود هاى مشركان ، موجوداتى ناآگاه و بى خبر
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا
احتمال دارد مرجع ضمير، «يعلمون»، «إلهه» باشد كه از «ما» به دست مى آيد. بنابراين، جمله «لايعلمون» در بيان توصيف «ما» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 1
1- فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اعلام غلبه حتمى حق و اضمحلال قطعى باطل ، به مشركان مكه
و قل جاء الحقّ و زهق البطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 21 - 2
2 - غلبه حق بر باطل ، قانون مكتوب الهى است .
كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 98 - 4
4- ورود همه مشركان و معبودهايشان به جهنم ، حتمى است .
إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم أنتم لها وردون
جمله «أنتم لها واردون» تأكيد براى جمله «إنّكم و ماتعبدون. ..» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 23 - 5
5- خدايان پندارى مشركان ( مقربان و فرشتگان ) خود مورد محاسبه و بازخواست قرار خواهند گرفت .
لايسل عمّا يفعل و هم يسلون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «هم» به «من عنده» بازگردد; كه از آنان به مقربان درگاه الهى و مصداق بارز آن «فرشتگان» تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 5
5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .
ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 17 - 1
1 - در روز قيامت ، مشركان به همراه معبود هاى خويش ، محشور خواهند شد .
و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 1
1 - گرد آمدن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان ، در عرصه قيامت به فرمان خداوند
احشروا الذين ظلموا و أزوجهم و ما كانوا يعبدون
«ازواج» مى تواند به معناى «اقران» (هم نشينان و هم فكران) باشد و نيز مى تواند جمع «زوج» (به معناى همسر) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 3
3- حشر تمامى انسان ها و نيز معبود هاى دروغين مشركان ، در قيامت
يدعوا من دون اللّه . .. و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء
از عبارت «كانوا لهم أعداء» استفاده مى شود كه معبودهاى مشركان نيز همانند مردم، محشور مى شوند و در آن رويارويى، عداوت ها صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 53 - 4
4 - تورات ، وسيله اى كارآمد براى تشخيص حق از باطل
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان
«فرقان»; يعنى، وسيله تمييز و تشخيص و مراد از آن - به مناسبت مورد - چيزى است كه بتوان به وسيله آن، حق را از باطل در
محدوده احكام و معارف الهى، متمايز ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 81 - 12
12 - شكست نهايى در جنگ بين حق و باطل ، سرنوشت محتوم حق ستيزان و باطل مداران مفسد است .
إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 15
15- باطل نمى تواند براى هميشه پوشاننده حق باشد .
الئن حصحص الحق أنا رودته عن نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 5
5- اضمحلال و ناپايدارى ، نهفته در متن طبيعت و ماهيت باطل
إن البطل كان زهوقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 194 - 1،3،5
1 - معبودان دروغين ، موجوداتى همسان با نيايشگران آن معبودها
إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم
3 - همگان ، چه معبودان و چه پرستش كنندگان ، بنده خدا و مملوك او هستند .
إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم
«عباد»، جمع «عبد»، و به معناى بندگان و مملوكان است.
5 - توجه دادن اهل شرك به همسانى آنان با معبودانشان در ناتوانى و نيازمندى ، زمينه ساز باور آنان به بطلان شرك و شايسته نبودن معبودان براى پرستش
إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 113 - 5
5 - بهره گيرى حكومت هاى باطل از عالمان ، براى مقابله با حق
و جاء السحرة فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 5
5- مشركان ، از معبود هاى ادعايى خويش به سختى دفاع كرده و با يكتاپرستان درباره آنها به منازعه مى پرداختند .
أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم
«تشاقّون» (از مصدر شقاق) به معناى مخالفت است به گونه اى كه شخصى در يك طرف و شخص ديگرى در طرف ديگر باشد. فعل «تشاقّون» از باب مفاعله است كه براى فعلهاى دو جانبه استفاده مى شود و به قرينه مقام طرف درگير با مشركان، كسانى اند كه معتقد به خداى واحد بودند و از آنها به موحدان تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 25
25- خداوند آفريننده چيزهايى كه اهل شرك آنها را معبود ها و خدايان خويش پنداشته اند .
أم جعلوا لله شركاء . .. قل الله خلق كل شىء
از مصداقهاى مورد نظر براى «شىء» معبودهاى اهل شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 3
3 - خداوند ، حق محض است و هيچ باطلى در او راه ندارد .
فتعلى اللّه الملك الحقّ
«حقّ» نقطه مقابل باطل است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 193 - 5
5 - درخواست كردن از معبودان دروغين براى درخواست كننده بى ثمر و با لب فرو بستن از درخواست مساوى است .
سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخوان مشركان به آزمودن ناتوانى خدايانشان از طريق دعاى خود
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 14 - 2
2 - دعا و درخواست مشركان از معبود هاى خويش
و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 27 - 3
3 - درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشركان ، براى نماياندن هويت و جايگاه خدايانشان به او ، جهت ارزيابى حقانيت آنان
قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 1
1 - معبود هاى ادعايى مشركان - نه در دنيا و نه در آخرت - هرگز براى انسان ها پيامى نداشته ، آنان را به عبادت خويش فرا نخوانده اند .
لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة
مقصود از «دعوت» معبودهاى ادعايى در آيه شريفه، دو چيز مى تواند باشد: 1- داشتن پيام براى انسان ها و فراخواندن به عبادت
خود; 2- استجابت دعوت و يا دعاى مستجاب شده; يعنى، به تقدير كلمه اى باشد مانند: «استجابة دعوة أو دعوة مستجابة». برداشت يادشده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 8
8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .
سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا
در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 3
3- معبود هاى مشركان در قيامت ، به ستيز و دشمنى با پرستشگران خود خواهند پداخت .
و يكونون عليهم ضدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 9
9- قرآن پيشاپيش از سرخوردگى سريع مشركان و ناكامى آنان در رسيدن به آرزوى عزّت و ثروت ، و ضديّت آنان با معبود هاى موهوم خويش ، خبر داده است .
سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا
قرينه اى وجود ندارد كه موجب انصراف آيه به وضعيت قيامت مشركان باشد; بنابراين بعيد نيست مراد آيه، اخبار از آينده نزديك مشركان مكه و روگردانى آنان از شرك و بت پرستى باشد. در اين برداشت، ضمير فاعلى «سيكفرون» و «يكونون» به مشركان بازگشت داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 6
6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *
كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين
فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 28
28 - وانهادن داورى نهايى به خداوند براى فيصله دادن به خصومت هاى طرفداران حق و باطل ، مصداقى از توكل بر اوست .
على اللّه توكلنا ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 83 - 9
9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با پرستشگران خويش
و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين
استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 86 - 3
3- رانده شدن ذليلانه مشركان به سوى دوزخ ، نمودى از بى ثمر بودن شرك و ضديت معبودهايشان با آنهااست .
و يكونون عليهم ضدًّا . .. يوم نحشر ... و نسوق المجرمين
در آيات پيشين، سخن از بى ثمر بودن پرستش هاى شرك آلود مشركان و تأثير منفى آن بر فرجام اخروى آنان بود; در اين آيه نيز مى تواند بيان مصداقى از همان معنا باشد; خصوصاً اگر «يوم» در «يوم نحشر» متعلق به «يكونون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 1
1- موجودات مورد پرستش مشركان ، دشمن ايشان در صحنه رستاخيز
و إذا حشر الناس كانوا لهم أعداء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 22
22 - عن أبى عبدالله(ع): . .. كان المؤمنون يسبون ما يعبد المشركون من دون الله و كان المشركون يسبون ما يعبد المؤمنون فنهى الله المؤمنين عن سب آلهتهم لكى لايسب الكفار إله المؤمنين ... فقال: «و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم».
از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. مؤمنان، معبودهاى غير خدا را كه مورد پرستش مشركان بود، دشنام مى دادند و مشركان نيز معبود مؤمنان را ناسزا مى گفتند، پس خداوند مؤمنان را از دشنام دادن به معبودهاى مشركان نهى فرمود، تا كفار نيز معبود مؤمنان را دشنام ندهند و آيه فوق را در اين مورد نازل كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 8
8 - توجه نكردن به معبودى غير از خدا به هنگام مشكلات، دليل پوچى تمامى معبودهاى دروغين
قل أرءيتكم . .. إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 6
6 - عدم توانايى بر پاسخ گويى به خواسته هاى مشركان ، دليل بطلان خدايان ادعايى آنان است .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 62 - 4
4 - گردش شب و روز در سايه تدبير خدا ، آيتى روشن بر بطلان مرام شرك و پوچى خدايان ديگر
بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ ما يدعون من دونه هو البطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 109 - 4
4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .
فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 12،13
12- دخيل دانستن معبود هاى باطل در امر روزى رسانى به بندگان ، افترايى بيش نيست .
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ عمّا كنتم تفترون
ممكن است متعلق «تفترون»، «جعل نصيب» براى معبودهاى باطل از سوى مشركان باشد و مراد از سهم قرار دادن براى معبودها، دخيل دانستن آنها در امر روزى رسانى است.
13- افترا بستن به خدا ( مبنى بر شريك داشتن خداوند در امر روزى ) كار دائمى معتقدان به شرك ربوبى
بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم ... كنتم تفترون
احتمال دارد مراد از «تفترون» همان نكته اى باشد كه در آيه آمده است و آن دخالت دادن و سهيم دانستن معبودها و يا اسباب و عوامل در امر روزى دهى و يا نجات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 5
5 - عجز و ناتوانى مشركان ، از ارائه هرگونه دليل و سند الهى ، بر خداوندگارى معبود هاى خويش
ما أنزل اللّه بها من سلطن
«سلطان»، به معناى حجت و دليل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 10
10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها
ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 23 - 11
11 - ناتوانى معبود ها از شفاعت كردن به پيشگاه خداوند و نجات دادن پرستندگان خويش به هنگام گرفتارى ، دليل ناشايستگى آنها براى پرستش
ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا و لاينقذون
برداشت ياد شده به جهت اين نكته است كه جمله «إن يردن الرحمان. ..» در مقام تعليل براى جمله «ءأتّخذ من دونه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 5
5- خداوند ، هيچ رخصتى براى پرستش معبود هاى اهل شرك نداده است .
ما أنزل الله بها من سلطن
برداشت فوق، ناظر به اين مطلب است كه مراد از «سلطاناً»، حجت و دليل نقلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 10
10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها
ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 2 - 1
1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران
لا أعبد ما تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 76 - 4،5
4 - تظاهر به عقيده اى باطل براى ابطال آن مجاز است.
رءا كوكبا قال هذا ربى
5 - اظهار همراهى با عقيده اى باطل و سپس پرداختن به ابطال آن، روشى در تبليغ و تربيت است.
رءا كوكبا قال هذا ربى
با توجه به مجموعه آيات همين سوره، روشن است كه ابراهيم(ع) براى احتجاج و ابطال پندارهاى قوم خويش به اظهار ستاره پرستى و . .. پرداخت. از همين جا برمى آيد كه چنين كارى مجاز بود و شيوه اى در تبليغ مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 77 - 2،5
2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله با تظاهر به ماه پرستى به ابطال آن پرداخت.
فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى فلما أفل
5 - تظاهر به عقيده اى باطل، براى رد آن مجاز است.
فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 78 - 2
2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله و براى ابطال عقايد شرك آميز قوم خويش تظاهر به خورشيدپرستى كرد.
فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 26 - 5
5- مقايسه بين عقايد حق و باطل ، روشى براى تشخيص حق و رهنمودى كاربردى براى تعيين مسير حركت آدمى است .
مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . .. و مثل كلمة خبيثة
بى شك منظور از تشبيهات در قرآن، و از جمله موارد ياد شده در آيه هاى فوق، تبيين دقيق آن دسته از معارفى است كه فهم آنها مشكل مى باشد و فلسفه چنين روشنگرى اى نيز، قطعاً ارائه راه روشن براى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 4،8
4- معرفى حق و ارائه ارزش هاى واقعى ، راه مبارزه با ضد ارزش ها و جريان هاى باطل
و قل جاء الحقّ و زهق البطل
از تقدم «جاء الحق» مى توان استفاده كرد كه باطل در پرتو ظهور حق، رنگ مى بازد و در صورتى كه راه صحيح و حق ارائه نگردد، باطل همچنان ميدان دار خواهد بود.
8- تبليغ و اعلان ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، روشى براى بازداشتن مردم از روى كرد به باطل و تلاشى جهت مبارزه با آن
و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا
تعليل شكست قطعى باطل، به اينكه ماهيت باطل شكست پذير است، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 6
6- محدود كردن آزادى انسان ها و فروپاشاندن عقايد و رسوم آنان ، بايد متكى به دليل و برهانى روشن باشد .
أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 6
6- محدود كردن آزادى انسان ها و فروپاشاندن عقايد و رسوم آنان ، بايد متكى به دليل و برهانى روشن باشد .
أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 5،6
5 - شكستن ابّهت و تقدس عقايد باطل و خرافى ، نخستين گام در مبارزه با آن عقايد
فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... و اللّه خلقكم و ما تعملون
6 - لزوم همراه كردن منطق و دليل ، با مبارزه عملى براى نابودى عقايد باطل و خرافى
فراغ عليهم ضربًا باليمين . .. قال أتعبدون
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه ابراهيم(ع) به دو نوع مبارزه عليه شرك دست زد: 1- شكستن بت ها، 2- گفتوگوى خردبرانگيز با مشركان درباره آيين شرك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 157 - 7
7 - زير سؤال بردن عقايد باطل و ضد منطق ، روش قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مبارزه با آنها
فاستفتهم ألربّك البنات و لهم البنون . .. أم لكم سلطن مبين . فأتوا بكتبكم إن كن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 49 - 5
5 - با نبود حق ، باطل امكان ظهور و تجلى مى يابد .
قل جاء الحقّ و ما يبدئ البطل و ما يعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 5
5- نابودى باطل و انديشه هاى نادرست ، در گرو حضور اهل حق در ميدان مبارزه با باطل است .
بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
«باء» در «بالحقّ» براى استعانت است. براين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما به كمك حق بر باطل مى كوبيم و نابودش مى سازيم». اين معنا مى رساند كه حق بايد در صحنه كارزار با باطل، حضور داشته باشد تا به وسيله آن بتوان باطل و انديشه هاى نادرست را نابود كرد. گفتنى است خداوند نابود ساختن باطل را به خود نسبت نداده; بلكه حق را نابود كننده باطل دانسته است (فيدمغه)، اين نكته مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 5 - 10
10- روى آوردن به عقايد بى اساس و دور از حقيقت و واقعيت ، پى آمد اتّكا به روش هاى غيرعالمانه است .
ما لهم به من علم و لا لأبائهم . .. إن يقولون إلاّ كذبًا
كلمه «لأبائهم» اشاره به اين معنا دارد كه تقليد از كسانى كه عقيده شان از سوى علم و دانش نيست، يك روش غلط و ناروا در رسيدن به عقايد دينى است و ذيل آيه، پى آمد آن را، عقيده اى سخيف و دور از حقيقت، بيان كرده است. از اين، مى توان نتيجه گرفت كه روش هاى غيرعالمانه، خطر دور شدن از حقيقت و واقعيت را در پى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 8
8 - تأثير تبليغات منحرفانه در آسيب زدن به آيين درست و جاى گزين كردن اعتقاد باطل به جاى آن
و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا . .. تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أنداد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 6
6 - كسانى كه خداوند را ناظر بر نيت ها نمى دانند و گشاده دستى هاى خود را به رخ ديگران مى كشند ، گرفتار پندارى موهوم و ناروايند .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد
در برداشت ياد شده، گوينده «أهلكت مالاً لبداً» كسى فرض شده كه بذل و بخشش هاى فراوانى داشته ولى در آنها نيت خالصانه نداشته است. اين آيه بخششهاى او را فاقد ارزش معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 2،5
2- دين اسلام و راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق ، و هر جريانى به جز آن باطل و نابود شونده است .
و قل جاء الحقّ و زهق البطل
به دليل مكى بودن سوره - چنان كه مفسّران نيز گفته اند - احتمال دارد مراد از حق دين اسلام و شريعت محمدى و مراد از باطل عقايد موجود در آن عصر باشد.
5- اضمحلال و ناپايدارى ، نهفته در متن طبيعت و ماهيت باطل
إن البطل كان زهوقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 12
12 - كثرت و انبوهى عناصر فاسق و طرفدار باطل در طول تاريخ
فمنهم مهتد و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 15
15- استمداد از خدايان دروغين نه تنها سودى براى استمداد كنندگان ندارد ; بلكه بر خسارت و تباهى آنان نيز مى افزايد .
و ما زادوهم غير تتبيب
در جمله «و ما زادوهم . ..» نسبت افزودن خسارت به بتها داده شده است; ولى از آن جا كه بتها بر خسارت زدن ناتوانند، مراد از «ما زادوهم ...» به قرينه «التى يدعون ...» اين است كه: اعتقاد به بتها مايه خسارت است و خواندن آنها و استمداد از آنها به هنگام نزول عذاب الهى، موجب افزايش خسارت استمداد كنندگان خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4
1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 1
1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .
فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 12،13
12 - قيامت ، روز كشف زيان كارى اهل باطل
و خسر هنالك المبطلون
13 - خسارت و زيان بارى اهل باطل ، به هنگام نزول عذاب استيصال
و خسر هنالك المبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 9،10
9 - باطل باوران و كافران به خدا ، قطعاً ، زيان كارند .
و الذين ءامنوا بالبطل و كفروا باللّه أُولئك هم الخسرون
10 - ايمان به باطل و كفر به خدا ، خسارتبار است .
و الذين ءامنوا بالبطل . .. أُولئك هم الخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 24،26
24 - دروغ بستن به خداوند و به دروغ مدعى دريافت وحى شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، سخنانى باطل و ناحق است.
ممن افترى على الله كذبا أو قال . .. بما كنتم تقولون على الله غير الحق
26 - استكبار زمينه سخن ناحق گفتن درباره خداوند است.
بما كنتم تقولون على الله غير الحق و كنتم عن ءايته تستكبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 3 - 3
3- پافشارى بر عقايد باطل و فاقد مبانى علمى ، امرى نكوهيده و مورد سرزنش خداوند
و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 8 - 3
3 - جدل و پافشارى بر عقايد باطل و فاقد مبانى علمى ، امرى است نكوهيده در پيشگاه خداوند .
و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 8
8- اختصاص دادن بخشى از روزى خدادادى به معبود هاى باطل ، مورد نكوهش خداوند
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 7
7- سهيم دانستن معبود هاى باطل در روزى دهى ، مورد سرزنش خداوند
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 10،14
10 - محو باطل و تثبيت حق ، سنت الهى است .
و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته
از فعل مضارع «يمح» و «يحقّ» - كه دلالت بر استمرار دارد - سنت الهى استفاده مى شود.
14 - استمرار و گسترش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آموزه هاى قرآن ، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل ، نشان دهنده حقانيت اسلام و قرآن است .
أم يقولون افترى على اللّه . .. و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 9
9 - تعيين سهمى در اموال براى خداوند و سهمى براى شريكان موهوم او و تجويز مصرف سهم خداوند براى شريكان، كارهايى زيبا و شايسته از ديدگاه مشركان عصر جاهليت
و جعلوالله مما ذراً من الحرث . .. كذلك زين لكثير من المشركين
اسم اشاره «كذلك» به آيه قبل اشارت دارد و مفاد «كاف» تشبيه در آن، بيان شباهت تزيين در اين كار (قتل فرزند) با تزيين در آيه قبل (تعيين سهام و . ..) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 3،6
3- مشركان ، بخشى از درآمد خود را براى معبود هاى خود اختصاص مى دادند .
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم
برداشت فوق، مبتنى بر اين اساس است كه فاعل «لايعلمون» «ما» بوده و مراد از آن بتها باشد كه مفعول آن حذف شده است. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: مشركان قرار مى دهند سهمى را بر موجوداتى كه چيزى نمى دانند.
6- اختصاص دادن مقدارى از اموال خويش براى معبود هاى باطل ، از بدعت هاى مشركان
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم تالله لتسئلنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 4
4- انسان ، در تشخيص ميان حق و باطل ، نيازمند به رهنمود هاى خدا است و بدون اين رهنمود ، در تشخيص خويش دچار خطا خواهد شد .
و لقد ءاتينا موسى و هرون الفرقان
از اين كه پيامبران، قدرت تشخيص خود را از خدا گرفته اند، به طريق اولى انسان ها نيز نيازمند اين جهت مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 29 - 5
5- كسانى كه به خدايى برگرفته شده ، ولى خود مدعى آن نيستند ، گنه كار نبوده و كيفر نمى شوند .
و من يقل منهم إنّى إله . .. نجزيه جهنّم
برداشت بالا از مفهوم شرط استفاده شده است; يعنى، خداوند تنها كسانى را كه مدعى خدايى هستند عذاب مى كند، نه كسانى كه خود هيچ ادعايى در باره خدا بودن خويش ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 11
11- در ميان معبودان مشركان ، موجودات شعوردار نيز وجود دارد .
شركاءى الذين زعمتم فدعوهم
با توجه به واژه «الذين» و ضمير «هم» كه براى ذوى العقول است، چنين برمى آيد كه معبودهاى مشركان، صرفاً، بت و يا موجودات فاقد شعور ديگر نيستند، بلكه موجوداتى با شعور مانند ملائكه جن و . .. نيز در بين آن ها وجود دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 12
12 - برخى از معبود هاى مشركان ، از موجودات داراى شعوراند .
أولياء ما نعبدهم
با توجه به آمدن ضمير «هم» - كه در مورد موجودات شعورمند به كار مى رود - برداشت يادشده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 7
7- برخى از معبود هاى مشركان ، در شمار موجودات شعورمند
ما تدعون من دون اللّه . .. ماذا خلقوا ... أم لهم شرك
به كار رفتن ضماير ذوى العقول در مورد معبودهاى دروغين مشركان، مى تواند از آن جهت باشد كه در ميان آنها، عناصرى شعورمند نيز وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 8
8- وجود موجودات شعورمند ، در ميان معبود هاى مشركان
من لايستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 18
18- شعيب ( ع ) هرگز تمايلى به اجحاف و بى عدالتى در داد و ستد و گرايشى به عبادت معبود هاى دروغين نداشت .
و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 94 - 4،6،7،8
4 - مشركان مى پنداشتند پس از مرگ مورد شفاعت معبودهاى خويش قرار خواهند گرفت.
و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا
6 - مغرور شدن به داراييها و توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خيالى از عوامل غفلت انسان و دورى او از واقعيتهاست.
و تركتم ما خولنكم وراء ظهوركم و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم
روى سخن آيه با مشركان و حكايت حال آنان پس از مرگ است، جمله هاى «و تركتم . .. » و «ما نرى ... » بيان دو عامل عمده گمراهى و سوء عاقبت مشركان است كه يكى از آنها مغرور شدن به دنيا و ديگرى توهم برخوردارى از شفاعت از سوى معبودهاى خويش است.
7 - شريك پنداشتن براى خداوند و پندار شفاعت آنها، امرى خيالى و موهوم است.
الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا
8 - با فرارسيدن مرگ، مشركان بر پوچى پندار خويش در مورد شفاعت معبودهاى خود پى خواهند برد.
و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا . .. و ضل عنكم ما كنتم تزعمون
در لسان العرب آمده كه يكى از معانى «ضل»، پنهان و غايب شد است. بنابراين معنى جمله «و ضل عنكم ... »، يعنى آنچه را شما مى پنداشتيد پس از مرگ شفاعت شما را خواهند كرد، غايب و پنهان گشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 87 - 2
2- معبود هاى پندارى مشركان ، از شفاعت در قيامت ناتوانند .
واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. لايملكون الشفعة
چنان كه برخى از مفسران گفته اند، مرجع ضمير در «لايملكون» مى تواند «الهه» در آيات پيشين باشد. دراين صورت ردِ پندار شفاعتى است كه مشركان آن را از معبودهاى خود توقع داشتند. دراين وجه استثنا منقطع و مفاد آن چنين خواهد بود: هر كس به عهدى نزد خداوند دست يافته باشد، توان شفاعت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 23 - 2
2 - عقيده مشركان به شفاعت خدايانشان در پيشگاه خدا براى آنان
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة . .. و لاتنفع الشفعة عنده
ذكر عدم فايده شفاعت شفاعت كننده اى در پيشگاه خداوند به جز شفاعت كسانى كه خود خدا به آنان اذن داده است; مى رساند كه مشركان اعتقاد داشته اند كه خدايان ادعايى آنان نقش شفاعت كننده دارند. خداوند نيز درصدد رد آن گمان و پندار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 23 - 6
6 - مردم انطاكيه ، معتقد به شفاعت كردن معبودهايشان به پيشگاه خداوند
ءالهة . .. لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 43 - 1،2
1 - اعتقاد مشركان ، به شفاعت و وساطت كردن معبود ها در پيشگاه خداوند
أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء
2 - شفاعت و واسطه شدن معبود ها ، هدف و انگيزه مشركان از عبادت كردن آنها
أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 41 - 3
3 - مشركان ، ناتوان از اثبات توانايى معبود هاى ادعايى خويش ، بر شفاعت و تضمين سعادت اخروى براى آنان
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين
امر در «فليأتوا» براى تعجيز است; يعنى، مشركان ناتوان از اين كاراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 86 - 2
2- مشركان ، در قيامت با خداوند سخن مى گويند و از معبودهايشان شكايت مى كنند .
قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا
جمله «فألقوا إليهم القول . ..» مى تواند قرينه باشد بر اينكه سخن مشركان (قالوا ...) به عنوان شكايت ادا مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 34 - 17
17 - جبهه گيرى در برابر حق و مبارزه با رسالتهاى الهى محكوم به شكست است.
و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا و لا مبدل لكلمت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 7 - 14
14 - پيروزى حق و شكست باطل ، هدفى بس والاتراز رسيدن به ثروت دنيا در بينش الهى
تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم و يريد اللّه . .. و يقطع دابر الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 15
15- باطل نمى تواند براى هميشه پوشاننده حق باشد .
الئن حصحص الحق أنا رودته عن نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 1،2،3
1- در نزاع ميان جبهه حق و باطل ، پيروزى نهايى از آنِ حق مداران است .
بل نقذف بالحقّ على البطل
2- پيروزى عقيده و جهان بينى حق بر عقيده و جهان بينى باطل ، سنت الهى است .
و ما خلقنا السماء . .. لعبين ... بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
خداوند در آيه قبل، از هدفمند بودن آفرينش جهان و نيز بطلان عقيده به بيهوده بودن خلقت طبيعت سخن به ميان آورده است. اين سخن قرينه بر اين است كه مقصود از حق و باطل در آيه شريفه، عقيده و جهان نگرى حق و باطل است. گفتنى است كه ذيل همين آيه (و لكم الويل ممّا تصفون) كه در باره نسبت ناروا به خداوند و توصيف او به امور نادرست است، مؤيد برداشت ياد شده است.
3- پيروزى حق بر باطل ، جلوه اى از هدف دارى نظام آفرينش است .
و ما خلقنا السماء. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
خداوند در آيه قبل، سخن از آفرينش جهان براساس حق و هدفمند به ميان آورد و دراين آيه، پيروزى حق بر باطل را يادآور شد. ارتباط ميان اين دو گفتار بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 98 - 8
8 - پيروزى نهايى در عرصه مبارزه حق و باطل ، از آنِ جبهه حق خواهد بود .
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون . .. قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم . ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 11 - 2
2 - جبهه كفر و باطل ، در مصاف با جبهه ايمان و حق ، محكوم به شكست است .
جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 21 - 1
1 - در جنگ حق و باطل ، غلبه با حق است .
كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 6
6- نابودى ناگهانى باطل در شرايط غير قابل انتظار
بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه فإذا هو زاهق
از آمدن «إذا»ى فجائيه - كه معناى ناگهانى و به دور از انتظار بودن را افاده مى كند - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 61 - 5
5 - انكار آيات خدا و ايمان به باطل ، از سوى مشركان ، به رغم باور آنان بر خالقيت خدا و تسخير خورشيد و ماه از سوى او ، امرى
شگفت آور است .
و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و قالوا لولا أنزل عليه ءايت ... و الذين ءا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 8
8 - برگزيدن معبود هاى گوناگون و فاقد هر گونه توانايى ، به جاى خداوندِ تواناى بى همتا و آفريننده عالم هستى ، عملى غير منطقى و شگفت آور
الذى له ملك السموت و الأرض و لم يتّخذ ولدًا و لم يكن له شريك . .. و اتّخذوا من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 117 - 1
1 - هر معبودى - جز خداوند - موجودى ضعيف و مقهور حوادث
ان يدعون من دونه الا انثاً
«اناث» جمع «انثى»، به معناى موجود ضعيف و تأثيرپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 13
13 - پذيرش ولايت معبودانى نيازمند و ناتوان از رفع نياز ديگران، نشانه بى خردى است.
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم
استفهام انكارى همراه با توبيخ و تعجب در «قل أغير اللّه» حكايت از آن دارد كه پذيرش ولايت غير خدا توجيه صحيحى ندارد و
كارى ست دور از منطق و خرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 17 - 9
9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 7
7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.
و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 23 - 2
2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها
أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين
اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 14
14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 14
14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 17
17- خداوند ، حقيقتى بصير و پرفروغ است و معبود هاى اهل شرك كور و تاريكند .
قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمت والنور
برداشت فوق بر اين مبناست كه «أعمى» و «ظلمات» اوصاف معبودهاى اهل شرك و «بصير» و «نور» وصف خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 9
9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى
اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 5
5 - پرستش چيزى ناتوانتر از پرستنده آن ، نابخرى و مايه شگفتى است .
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
استفهام در جمله «ألهم . .. » به انگيزه تعجب ايراد شده و منشأ تعجب به مناسبت مورد، نابخردى پرستشگران بتهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 6
6- پرستش عناصر بى تأثير و ناتوان ، نشان كوتاه نظرى و ناآگاهى مشركان است .
و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا . .. و لايستطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 45 - 6
6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .
و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون
از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و
مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 1
1 - پرستش معبودهاى واهى، سود واقعى براى آدميان ندارند.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 8
8- در صورت وجود معبودهايى جز خداى صاحب عرش در عالم ، همه آنها در جست و جوى راهى براى قرب به خداوند و بندگى در برابر او خواهند بود .
لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از راه يابى به خداوند، درگيرى و نزاع نباشد; بلكه مقصود، راه تقرب به او باشد. آيه 44 كه مى فرمايد: «همه موجودات و پديده هاى جهان هستى، تسبيح گوى خداوندند، ولى شما درك نمى كنيد» نيز قرينه بر اين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 92 - 3
3 - ناتوانى معبود هاى مشركان از نجات گمراهان ، از دوزخ و دفاع از آنان در برابر عذاب
و برّزت الجحيم للغاوين . و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون
پرسش از مكان معبودها - به قرينه آيه قبل كه سخن از رخ نمودن دوزخ براى گمراهان است - پرسش از موقعيت آنها براى نجات گمراهان از دوزخ و هرگونه دفاع از آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 93 - 3
3 - عناصر مورد اتكاى مشركان ، خود گرفتار در قيامت و ناتوان از يارى رساندن به ديگران و دفاع از خويش
هل ينصرونكم أو ينتصرون
«نصر» (مصدر «ينصرون») براى دفاع از ديگران و«انتصار» (مصدر «ينتصرون») به معناى دفاع از خود به كار مى رود. ضميرهاى فاعل در دو فعل ياد شده، به معبودها بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 1
1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .
فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 75 - 3
3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .
لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 48 - 1،3
1 - معبود هاى مشركان ، محو و ناپيدا و فاقد كارايى در صحنه قيامت
و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل
«ضلّ» هرگاه با «عن» متعدى شود، به معناى گم شدن خواهد بود. گفتنى است كه در آيه كنايه از سودمند نبودن و كارايى نداشتن مى باشد.
3 - ناكارآمدى معبود هاى مشركان در قيامت ، گواه نادرستى كرنش و عبادت در برابر آنها در دنيا
و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 5،13
5 - اگر خداوند نعمت بينايى، شنوايى و ادراكى انسان را سلب كند، معبودهاى باطل قدرت بازگرداندن آنها را ندارند.
إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «قل أرأيتم إن أخذ اللّه سمعكم و أبصاركم و ختم على قلوبكم» يقول: إن أخذ اللّه منكم الهدى من إله غير اللّه يأتيكم به . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 191 - 1
1 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه از آفرينشِ كمترين چيزى ناتوان بودند .
أيشركون ما لايخلق شيئا
كلمه «كمترين» در برداشت فوق از نكرده بودن «شيئا» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 192 - 1،2،4
1 - مشركان موجوداتى را مى پرستيدند و شريك خدا مى پنداشتند كه بر يارى رسانى به ايشان ناتوان بودند .
أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا
ضمير فاعلى در «لايستطيعون» به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برمى گردد و «هم» در «لهم» به مشركان ارجاع مى شود. يعنى معبودان اهل شرك توانايى يارى رسانى به پرستش كنندگان خود را ندارند.
2 - معبودان مشركان حتى قادر به دفاع از خويش نبودند .
أيشركون ما . .. لا أنفسهم ينصرون
ضميرهاى «أنفسهم» و «ينصرون» به «ما لايخلق»، كه همان معبودان اهل شرك است، برمى گردد. يعنى معبودان، خود را يارى نمى كنند. يارى از خود به معناى دفاع از خويشتن است.
4 - عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش
أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 193 - 1،2،4،5،6
1 - مشركان هر چند خواستار رهنمودى از معبودانشان شوند ، پاسخى از آنان دريافت نمى كنند .
و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «تدعوهم» متوجه مشركان باشد. بر اين مبنا ضمير «هم» به معبودان برمى گردد و «إلى الهدى» به اين معنا خواهد بود: «الى ان يهديهم اصنامهم». بنابراين آيه چنين معنا مى شود: اگر شما مشركان از بتهاى خويش بخواهيد كه شما را راهنمايى كنند، آنها از شما حرف شنوايى ندارند. جمله بعد، خصوصا كلمه «عليكم»، نه «عليهم»، مؤيد اين معنا مى باشد.
2 - معبودان اهل شرك ، موجوداتى ناتوان از هدايتگرى پرستش كنندگان خويش
و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم
4 - ناتوانى معبودان اهل شرك از هدايت آنان و اجابت خواسته هايشان ، دليل بطلان شرك و شايسته نبودن آنها براى پرستش
و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم
5 - درخواست كردن از معبودان دروغين براى درخواست كننده بى ثمر و با لب فرو بستن از درخواست مساوى است .
سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون
6 - معبودان اهل شرك از برآوردن خواسته هاى پرستندگان خويش عاجزند .
سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 194 - 5،6،8
5 - توجه دادن اهل شرك به همسانى آنان با معبودانشان در ناتوانى و نيازمندى ، زمينه ساز باور آنان به بطلان شرك و شايسته نبودن معبودان براى پرستش
إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم
6 - خداوند از مشركان خواست تا براى آزمون توانايى معبودانشان ، نياز هاى خود را از آنان درخواست كنند .
فادعوهم فليستجيبوا لكم
8 - ناتوانى معبودان از اجابت خواسته هاى پرستشگران خويش ، افشاگر پندار باطل و دروغين مشركان ( پندار شريك براى خداوند )
فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 3،7،8
3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .
قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون
8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .
قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون
«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 2،3،6
2 - معبودان اهل شرك ، هرگز توان يارى ايشان را ندارند .
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم
3 - معبودان مشركان در برابر حوادث قادر به دفاع از خويشتن نيستند .
و لا أنفسهم ينصرون
6 - ناتوانى معبودان اهل شرك در دفاع از خود و ديگران ، دليلى بر بطلان شرك است .
و لايستطيعون نصركم و لا أنفسهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 198 - 1،2،4،8
1 - معبودان اهل شرك ناتوان از ارائه رهنمون به پرستشگران خود
و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا
«تدعوا» جمع مخاطب از «يدعو» و خطاب در آن متوجه اهل شرك است. «هدى» مصدر و فاعل آن ضميرى است كه به «الذين تدعون» در آيه قبل برمى گردد و مفعولش مشركان مى باشد. بنابراين «إلى الهدى» يعنى «إلى أن يهدوكم».
2 - معبودان اهل شرك عاجز از شنيدن سخنان عبادت كنندگان خويش
و إن تدعوهم . .. لايسمعوا
4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .
و هم لايبصرون
ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.
8 - ناتوانى معبودان اهل شرك از اجابت درخواست ها ، شنيدن سخنان و ديدن اشيا ، دليل بطلان شرك و ناروايى پرستش غير خدا
و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا . .. و هم لايبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 14 - 1
1- انسان ها و معبود هاى دروغينشان ، ناتوان از آوردن ده سوره هم طراز قرآن
قل فأتوا بعشر سور مثله . .. فإلّم يستجيبوا لكم
ظاهر اين است كه خطاب در «لكم» و «اعملوا» - به قرينه «فهل أنتم مسلمون» - متوجه مشركان باشد. براين اساس، ضمير فاعلى در «يستجيبوا» به «من استطعتم» باز مى گردد; يعنى، [اى پيامبر ! به مشركان بگو:] اگر كسى و از جمله معبودهايتان، براى آوردن همانند قرآن - به خاطر عجزشان - دعوت شما را اجابت نكردند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 20 - 7
7- هيچ كس ( معبودان اهل شرك ) توان يارى كردن گرفتاران به عذاب الهى را نخواهد داشت .
و ما كان لهم من دون الله من أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 8
8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .
فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 109 - 3
3- خدايان ساختگى اهل شرك ، فاقد هر گونه توان و نيرو براى دفاع از پرستشگران خويش
فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء
تفريع جمله «لاتك . ..» بر داستانهاى اقوام گذشته، گوياى اين نكته است كه: حال كه داستان مشركان گذشته را شنيدى، اين حقيقت براى تو روشن شد كه خدايان اهل شرك نتوانستند پرستشگران خويش را از مهلكه ها نجات دهند; پس در اين نكته شك و ترديدى به دل راه نده كه خدايان اهل شرك در زمان تو نيز نمى توانند كارى براى پرستشگران خويش انجام دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 7
7- معبود هاى اهل شرك ، فاقد هرگونه اقتدار و سيطره اند .
ما أنزل الله بها من سلطن
برداشت فوق ، بر اين مبناست كه مراد از «سلطان» سيطره و اقتدار باشد. بر اين مبنا ، ضمير در «بها» به «أسماء» - كه مراد از آن معبودهاست - برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 14 - 4
4- خدايان دروغين ، از اجابت كردن درخواست ها ناتوانند .
والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء
مراد از ضمير «يدعون» و «لهم» مشركان است و ضميرى كه بايد به موصول (الذين) باز گردد محذوف مى باشد. بنابراين «والذين يدعون ...» ; يعنى ، آن چيزه او كسانى كه مشركان آنان را مى خوانند، ايشان را اجابت نمى كنند به كمترين اجابتى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 10
10- معبود هاى اهل شرك حتى از نفع رسانى به خويشتن و از دفع ضرر از خود ناتوانند .
لايملكون لأنفسهم نفعًا و لا ضرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 1،5،6،9
1- خدايان ادعايى مشركان ، قدرت آفرينش هيچ چيزى را ندارند .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا
«يدعون» صله «الذين» است و ضمير صله، ضمير مفعولى است كه حذف گرديده و مرجع آن الذين است. مراد از «الذين» به قرينه آيات قبل - كه درباره خدايان ادعايى ناتوان بود - خدايان مشركان است.
5- مشركان ، موجودات فاقد قدرت و دست ساز را خداى خويش قرار مى دادند .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «يدعون» خواندن آن موجودات به عنوان خدا باشد.
6- موجودات دست ساز و فاقد هرگونه قدرت آفرينشگرى ، لياقت الوهيت ندارند و هرگونه عقيده اى به خدايى آنان ، باطل است .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
9- مشركان ، معبودهايى را مى پرستيدند كه فاقد هرگونه قدرت بودند .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 7
7- خدايان مشركان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در جهانند .
و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. و لايستطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 1،2،9
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام خيالى بودن خدايان برگزيده مشركان و ناتوانى كامل آنها در رفع هرگونه بيچارگى و درماندگى از مشركان
قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم
2- هر معبودى جز خدا ، نيرويى خيالى و براى رفع بيچارگى و بدبختى مردم ، فاقد قدرت است .
قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
«الضرّ» به معناى بدحالى درونى و يا جسمانى است (مفردات راغب).
9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 3،9
3- معبودان و شركاى پندارى مشركان ، در قيامت ، هيچ پاسخى به كمك خواهى آنان نخواهند داد .
فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .
فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 102 - 12
12- اولياى پندارى كافران ( معبودان باطل ) از دفع عذاب الهى از آنان ناتوانند .
أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء إنّا أعتدنا جهنّم للكفرين نزلاً
همزه استفهام در «أفحسب» گوياى آن است كه گمان ولايت براى معبودان، گمانى خطا است; زيرا، عذاب جهنم مهيا است (إنّا أعتدنا. ..) و از معبودان براى دفع آن كارى ساخته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 7
7- قيامت ، روز ظهور حقايق و بطلان شركورزى و بروز ناتوانى معبود هاى ساختگى مشركان از عزت بخشيدن به آنها
ليكونوا لهم عزًّا . .. سيكفرون بعبادتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 4
4- عجز و ناتوانى خدايان مشركان از احياى مردگان
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون
برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «هم ينشرون» جمله استئنافيه است و يا در محل نصب و صفت براى «آلهة» مى باشد. در هر دو صورت همزه استفهاميه انكارى، پيش از آن در تقدير است و انكار هم از نوع انكار وقوعى است; يعنى، احياى مردگان توسط معبودهاى مشركان محال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 43 - 1،2،3
1- معبود ها و خدايان دروغين ، از ايمن ساختن مشركان در برابر عذاب الهى ناتوان اند .
أم لهم ءالهة تمنعهم من دوننا
«أم» در آيه شريفه، از نوع منقطعه و مانند «بل» متضمن معناى استفهام انكارى است. «آلهة» (جمع «إله») نيز به معناى معبودها است.
2- معبود ها و خدايان دروغين مشركان و هر نيرويى جز خداوند ، در حمايت ازخود و حفظ و نگه دارى خويش ناتوان اند .
لايستطعيون نصر أنفسهم
جمله «لايستطيعون. ..» حال براى فاعل «تمنعهم» است كه خدايان و معبودها مى باشند.
3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .
لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون
«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان حمايت خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 15
15- ضعف و زبونى كافران و خدايان آنان در برابر اراده خداوند
أفهم الغلبون
همزه در «أفَهُمْ» براى استفهام انكارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 12 - 3
3 - مشركان عصر بعثت ، چيزهايى را مى پرستيدند كه براى آنان نه نفعى داشت و نه ضررى .
يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 7،10
7 - عجز و ناتوانى خدايان اهل شرك - هر چند همگى گرد هم آيند - از آفريدن حتى يك مگس ، دليلى است روشن و غير قابل انكار بر پوچى انديشه شرك .
إنّ الذين تدعون من دون اللّه لن يخلقوا ذبابًا
10 - عجز و ناتوانى خدايان از بازپس گرفتن چيز ربوده شده از آنان به وسيله موجود ناتوانى چون مگس ، يكى ديگر از دلايل بديهى و غير قابل انكار بر بى اساس بودن انديشه و مرام مشركان
و إن يسلبهم الذباب شيئًا لايستنقذوه منه
«سَلَب» (مصدر «يسلب») به معناى ربودن و «إستنقاذ» (مصدر «يستنقذون») به معناى رهانيدن و بازپس گرفتن است; يعنى، اگر همان مگس چيزى را از آنها بربايد، نمى توانند آن را از او بازپس گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 3،4،5
3 - معبود هاى برگزيده مشركان ، نه تنها توانا بر آفرينش هيچ چيزى نبودند ; بلكه خود نيز دست ساز ديگران بودند .
ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود
ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا
5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .
ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4
1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 59 - 9
9 - ناتوانى معبود هاى باطل از حمايت مشركان در قبال عذاب الهى ، درسى بزرگ براى ساير شرك پيشگان
ءَآللّه خير أمّا يشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 13 - 1،8
1 - معبودان مشركان ، در روز قيامت توان شفاعت مشركان را ندارند .
و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين
8 - ناتوانى معبودان مشركان از شفاعت آنها در پيشگاه خداوند ، از عوامل يأس و اندوه آنان در قيامت است .
و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا
ذكر «و لم يكن لهم. .. شفعؤا» پس از بيان نااميدى مشركان در قيامت، ممكن است براى اشاره به اين نكته باشد كه يأس آنان، ناشى از شفيع نداشتن شان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 5
5 - معبودان مشركان ، هيچ آفريده اى ندارند .
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 1،3،4
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخوان مشركان به آزمودن ناتوانى خدايانشان از طريق دعاى خود
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة
3 - خدايان مشركان ، قادر به پاسخ گويى به خواسته هاى آنان نيستند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة
«لايملكون» در مقام جواب واقع شده است. گويا عبارت اين معنا را القا مى كند كه آنان پس از درخواست چه جوابى مى دهند؟ پاسخ اين است كه جوابى نمى دهند، به دليل عدم مالكيتشان.
4 - خدايان مشركان ، مالك هيچ چيزى - حتى به اندازه يك ذرّه - در عالم نيستند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 14 - 1
1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن
إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 23 - 3،4،11
3 - معبود ها ، ناتوان از شفاعت كردن به درگاه خداوند براى پرستندگان خويش
ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا
4 - معبود ها ، ناتوان از نجات پرستندگان شان از گرفتارى و رنج
ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ . .. لاينقذون
11 - ناتوانى معبود ها از شفاعت كردن به پيشگاه خداوند و نجات دادن پرستندگان خويش به هنگام گرفتارى ، دليل ناشايستگى آنها براى پرستش
ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا و لاينقذون
برداشت ياد شده به جهت اين نكته است كه جمله «إن يردن الرحمان. ..» در مقام تعليل براى جمله «ءأتّخذ من دونه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 75 - 1
1 - معبود هاى ادعايى مشركان ، از هرگونه نصرت و يارى به آنان ناتوان اند .
لايستطيعون نصرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 25 - 1
1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر
احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 4،5،6
4 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، ناتوان از برطرف كردن هر گونه گزندى از انسان
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أراد
5 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، خود مقهور اراده خدا و ناتوان در برابر قدرت او هستند .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته
6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته
طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 43 - 3،5
3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل
قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون
5 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى احتجاج با مشركان و اثبات ناتوانى مطلق معبود ها و پوچى آيين شرك
قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون
برداشت ياد شده از تصريح به ابلاغ حقيقت ياد شده (قل) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 2
2 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان از هرگونه قضاوت
والذين يدعون من دونه لايقضون بشىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 3
3 - معبود هاى ادعايى مشركان ، در دنياو آخرت از استجابت دعا و درخواست انسان ها ناتوان اند .
لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 86 - 2
2 - معبود هاى دروغين مشركان ، ناتوان از شفاعت و يارى رساندن به آنان در آخرت
و لايملك الذين يدعون من دونه الشفعة
«دعا» (مصدر «يدعون») در اين آيه به معناى پرستش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 2،4
2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان
قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا
تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.
4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 2
2- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان ، از اجابت خواسته ها و بر آوردن نياز هاى ايشان
من دون اللّه من لا يستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 28 - 1،2
1- ناتوانى معبود هاى مشركان ، از يارى آنان به هنگام نزول عذاب
فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة
ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نزول عذاب مى باشد - گوياى برداشت ياد شده است.
2- توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر پرستش موجوداتى ناتوان و بى تأثير در سرنوشتشان
فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 41 - 2
2 - معبود هاى ادعايى مشركان ، ناتوان از شفاعت براى مجرمان و يكسان كردن سرنوشت آنان با مسلمانان
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 7
7- خدايان مشركان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در جهانند .
و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. و لايستطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 5
5 - معبود هاى دروغين مشركان ، فاقد كارايى و تأثير در نجات آنان از دوزخ
من ورائهم جهنّم و لايغنى . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 100 - 2
2- عذاب و شكنجه مشركان و معبودهايشان در جهنم شديد خواهد بود .
لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه ضمير «لهم»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 78 - 13
13 - خسارت و زيان بارى اهل باطل ، به هنگام نزول عذاب استيصال
و خسر هنالك المبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 23 - 7
7 - معبود ها ، داراى منزلت و مقام در پيشگاه خداوند ، در نظر مردم انطاكيه
ءالهة . .. لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 48 - 11،12
11 - توهم وجود يارانى كه آدمى را از عذاب قيامت نجات دهند و يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل
واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً . .. و لاهم ينصرون
12 - گناه كردن به خيال پذيرش شفاعت و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل
واتقوا يوماً . .. ولا يقبل منها شفعة و لايؤخذ منها عدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 77 - 4
4 - محدود پنداشتن علم خدا به امور آشكار و محسوس ، پندارى است باطل و معتقدان به آن سزاوار توبيخ و سرزنش هستند .
أو لايعلمون أن اللّه يعلم ما يسرون و ما يعلنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 80 - 7
7 - توجه به باور ناردست يهود درباره ( عذاب نشدن يهود جز روزى چند ) ، موجب قطع اميد از ايمان آوردن اينان
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 94 - 13
13 - اهل بهشت دانستن فرد يا طايفه اى خاص بدون داشتن برهان ، باورى است باطل .
فتمنوا الموت إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 96 - 7
7 - يهوديان خود نيز بر بى پايه بودن ادعايشان ( تقدير بهشت براى آنان ) واقفند .
إن كانت لكم الدار الأخرة . .. و لتجدنهم أحرص الناس
جمله هاى «لتجدنهم . ..» و «يود أحدهم ...» را مى توان ناظر به ادعاى يهود (إن كانت ... در آيه 94) دانست; يعنى، شما يهوديان از يكسو مدعى هستيد كه سراى آخرت از آن شماست و از سوى ديگر آرزوى ماندگار شدن در حيات دنيا را داريد، اين نشان مى دهد كه خود شما نيز آن ادعا را باور نداريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 2،6،7
2 - يهوديان ، بهشت را مخصوص يهود و ديگران را از آن محروم مى دانند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً
آيه 113، بيانگر آن است كه هر يك از يهود و نصارا ديگرى را اهل نجات نمى دانند. بنابراين به اصطلاح اهل ادب، در آيه مورد بحث «لفّ اجمالى» وجود دارد و حرف «أو» نيز براى تفصيل است; يعنى، جمله «قالوا لن ...» حاكى از دو جمله است: 1- قالت اليهود: « لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً». 2- و قالت النصارى: « لن يدخل الجنة إلا من كان نصرى».
6 - محروميت مسلمانان از بهشت از خيالات واهى و نادرست يهود و نصارا
تلك أمانيّهم
«أمانى» جمع امنية و به معناى آرزوها، خيالات واهى و دروغهاى يافته شده است.
7 - عقايد و باور هاى دينى يهود و نصارا ، آميخته با خيالات واهى است .
تلك أمانيّهم
«تلك أمانيهم» حاكى از اين است كه: پندار يهود و نصارا بر محروميت ديگران از بهشت، از خيالات و آرزوهاى آنان است و اين در حالى است كه يهود و نصارا، آن پندار را يك عقيده و باور دينى مى شمرند. بنابراين عقايد مذهبى و باورهاى دينى يهود با آرزوها و خيالات آميخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 123 - 9،10
9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .
يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة
فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.
10 - توهم وجود مدافعانى در قيامت كه آدمى را از عذاب نجات دهند يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .
يبنى إسرءيل . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً ... و لاهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 134 - 4،9
4 - بهره مند شدن يهود از پاداش فضيلت ها و اعمال شايسته پيامبرانى چون ابراهيم ، اسحاق و . . . از باور هاى ناصواب يهود
تلك أمة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
از اينكه خداوند در خطاب به يهوديان اين حقيقت را يادآور مى شود كه دستاوردهاى پيامبران نصيب ديگران نخواهد شد، مى توان به برداشت فوق دست يافت.
9 - مؤاخذه يهود به خاطر رفتار نادرست نياكانى از آنان ، از پندار هاى باطل ايشان *
و لاتسئلون عما كانوا يعملون
مخاطب قرار دادن يهوديان و يادآور شدن اين حقيقت كه شما مسؤول اعمال گذشتگان نيستيد، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 4،9
4 - بهره مند شدن يهود از پاداش فضيلت ها و اعمال شايسته پيامبرانى چون : ابراهيم ، اسحاق و . . . از باور هاى ناصواب يهود
لها ما كسبت و لكم ما كسبتم
از اينكه خداوند در خطاب به يهوديان اين حقيقت را يادآور مى شود كه دستاورد پيامبران نصيب ديگران نخواهد شد، مى توان به برداشت فوق دست يافت.
9 - مؤاخذه يهود به خاطر رفتار ناصواب نياكانى از آنان ، از پندار هاى باطل ايشان *
و لاتسئلون عما كانوا يعملون
مخاطب قرار دادن يهوديان و يادآور شدن اين حقيقت كه شما مسؤول اعمال گذشتگان نيستيد، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 18
18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .
و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 175 - 4
4 - پندار تحمل آتش دوزخ و بى باك بودن در برابر آن ، امرى شگفت و نامعقول است .
فما أصبر هم على النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 214 - 4
4 - تصور پيش نيامدن مشكلات در جامعه به صِرف ايمان آوردن ، پندارى باطل است .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم
چون وعده بهشت به مؤمنان حتمى است و لازمه ورود به بهشت، صبر در برابر مصائب و آزمايشهاى الهى است، بنابراين ابتلاء به مصائب براى جامعه ايمانى قطعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 11
11 - ايمان به « قبض » و « بسط » الهى ، نفى كننده پندار غلط كاهش مال در اثر قرض دادن و انفاق
و اللّه يقبض و يبصط
تذكر به «قبض» و «بسط» الهى پس از ذكر انفاق، بيانگر اين معنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 247 - 4
4 - پندار غلط بزرگان بنى اسرائيل بر سزاوار بودنشان از طالوت براى زمامدارى
و نحن احقّ بالملك منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 7،8
7 - پندار نادرست رباخواران ، از همانندى بيع با ربا ، دليل رباخوارى آنان
الّذين يأكلون الرّبوا . .. ذلك بانّهم قالوا انّما البيع مثل الرّبوا
بنابراينكه «ذلك» اشاره به «اكل ربا» باشد كه از «يأكلون الرّبوا» به دست مى آيد.
8 - پندار و باور غلط رباخواران از همگونى بيع و ربا ، نشانه عدم تعادل شخصيّت آنان
الّذين يأكلون . .. ذلك بانّهم قالوا انّما البيع مثل الرّبوا
كلمه «ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به «اكل ربا» است، مى تواند اشاره به تخبّط وجنون زدگى باشد، البته در اين صورت جمله «ذلك بانّهم» تعليل در مقام اثبات است كه در اين برداشت به نشانه تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 24 - 1،2،4،8،9
1 - پايبندى به خرافات ، عقايد بى اساس و احساس امنيّت واهى ، عامل رويگردانى اهل كتاب از اسلام
ثمّ يتولّى فريق . .. ذلك بانّهم قالوا لن تمسّنا النار
2 - اعتقاد واهى برخى از اهل كتاب به اينكه چند روزى بيش در آتش دوزخ نخواهند بود .
ثمّ يتولّى فريق . .. ذلك بانّهم قالوا لن تمسّنا النار
4 - باور هاى دروغين و خرافى ، مايه فريب و گمراهى
قالوا لن تمسّنا النار . .. غرّهم فى دينهم
8 - گروهى از اهل كتاب ، قائل به وجود تبعيض در رستاخيز و كيفر هاى الهى بودند . *
لن تمسّنا النار الاّ اياماً
زيرا نسبت به خودشان عذاب اندكى را باور داشتند، ولى نسبت به ديگران چنين پندارى را نداشتند; يعنى تبعيض در رستاخيز و كيفرهاى آن.
9 - اعتقاد به مصونيّت از خلود در عذاب ، دروغى كه اهل كتاب ، آن را ساخته و خود را فريب دادند .
و غرّهم فى دينهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 25 - 2،12
2 - باور هاى خودساخته انسان در زمينه تخفيف عذاب ، كيفر عادلانه خداوند را تغيير نمى دهد .
قالوا لن تمسّنا النار الاّ اياماً . .. فكيف اذا جمعناهم
گر چه اهل كتاب مى گفتند كه: لن تمسّنا النار . .. ، ولى خداوند مى فرمايد اين باور نادرست، مجازات آنان را تغيير نخواهد داد.
12 - پندار غلط برخى از اهل كتاب ، نسبت به محو اعمال ناشايست آنان در قيامت
لن تمسّنا النار . .. و وفّيت كل نفس ما كسبت
به نظر مى رسد جمله «وفّيت كل . .. »، اشاره به علّت پندارى است كه اهل كتاب داشتند: لن تمسّنا النار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 62 - 2
2 - هر داستانى درباره پيامبران كه منافى با توحيد باشد ، ساختگى و باطل است .
انّ هذا لهو القصص الحق و ما من اله الا اللّه
نفى شرك كه از جمله «و ما من اله الا اللّه» استفاده مى شود، بيان علّتى براى دروغ بودن ادعاهاى نصارا در مورد عيسى (ع) است و ملاكى براى همه داستانهاى مربوط به پيامبران خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 66 - 2،3
2 - احتجاج بحق يهود با نصارا ، درباره عدم الوهيّت عيسى ( ع ) و پسر خدا نبودن وى
حاججتم فيما لكم به علم
احتجاج يهود در موردى كه علم داشتند، عبارت بود از عدم الوهيّت حضرت عيسى (ع) و . .. كه اين احتجاج، بحق بوده است.
3 - سرزنش اهل كتاب ( علماى يهود و نصارا ) به خاطر محاجّه و انتساب ناآگاهانه ابراهيم ( ع ) به يهوديّت و نصرانيّت
فلم تحاجّون فيما ليس لكم به علم
آنچه يهوديان و نصارا بدان علم نداشتند و درباره آن احتجاج مى كردند، انتساب ابراهيم به يهوديت و نصرانيت بوده و لذا به خاطر
آن، سرزنش شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 14
14 - اهل كتاب ، عقايد خودساخته شان را آگاهانه به خدا نسبت مى دادند .
و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 1
1 - ردّ پندار اهل كتاب مبنى بر برترى آنان بر ديگران
ذلك بانّهم قالوا . .. بلى من اوفى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 2،11
2 - نسبت ادعاى معبوديّت پيامبران براى خود ، از بافته هاى تحريفگران كتب الهى
و انّ منهم لفريفاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب . .. ما كان لبشر ان يؤ
از ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود.
11 - اعتقادات شرك آميز پيروان اديان در مورد انبياى خويش ، بر خلاف تعليمات آنهاست .
ما كان لبشر . .. ثم يقول ... كونوا ربّانيّن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 80 - 2،3،4
2 - اعتقاد به ربوبيّت انبيا و فرشتگان ، ناسازگار با هدف پيامبران
و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً
3 - اعتقاد برخى از اهل كتاب ، به ربوبيّت فرشتگان و انبيا
و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً
آيه، ناظر به اعتقاد برخى از اهل كتاب است.
4 - اعتقاد به ربوبيّت انبيا و فرشتگان ( غير خدا ) ، كفر است .
و لا يأمركم . .. ايأمركم بالكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 93 - 12،13
12 - تورات ، ناسخ حرمت برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل
كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزل التوري
بنابراينكه «من قبل» متعلق به «حرّم» باشد; يعنى حرمتهاى وضع شده براى بنى اسرائيل توسط يعقوب (ع)، تا قبل از نزول
تورات بوده است.
13 - راه نداشتن نسخ در احكام شريعت ، پندار باطل يهود
الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزّل التورية قل فاْتوا بالتورية فاتلوها
بنابراينكه «من قبل» متعلق به «كان حلا» باشد; يعنى برخى طعامها قبل از نزول تورات حلال بوده و تورات آن را حرام كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 142 - 1،2،5
1 - گمان دستيابى به سعادت اخروى و بهشت ، به صرف داشتن ايمان ، پندارى باطل است .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين
2 - پندار غلط ورود به بهشت بدون جهاد و صبر ، در ميان مسلمانان صدر اسلام
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين
5 - بدون مجاهده و صبر ، نمى توان به بهشت دست يافت .
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 2،3،13
2 - پندار باطل برخى از پيروان پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نسبت به فناناپذيرى آن حضرت
و ما محمّد الّا رسول قد خلت من قبله الرّسل افاين مات او قتل
گويا تذكر خداوند به اينكه محمّد (صلی الله علیه و آله)، سمتى جز پيامبرى ندارد و پيامبرانى پيش از او بودند و از دنيا رفتند، در ردّ چنين پندارى باشد.
3 - پايان پذيرى پيام رسولان الهى ، يا با مرگ و يا با شهادت ايشان ، پندار باطل برخى از مسلمانان صدر اسلام
و ما محمّد الّا رسول . .. افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم
13 - پندار غلط جاودانگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب ارتداد و واپسگرايى برخى از مبارزان احد ، و انكار رسالت آن حضرت پس از شايعه قتل ايشان
افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم
مفسران در شأن نزول آيه گفته اند: آنگاه كه خبر قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بين مردم شايع شد، برخى از مسلمانان اظهار داشتند كه اگر محمّد(صلی الله علیه و آله) پيامبر بود، كشته نمى شد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 12
12 - عقيده به شريك داشتن خداوند ، پندارى بدون برهان و دليل
بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 10،11،12،16،19،27،38
10 - پندار هاى جاهلى مسلمانانِ خودگزين و دنياطلب احد ، نسبت به خداوند
و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة
11 - بينش جاهلى مسلمانان احد نسبت به خداوند ، برانگيزنده حسِّ خودگزينى و دنياطلبى در وجود ايشان
و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة
به نظر مى رسد جمله «يظنّون باللّه . .. »، به منزله علّتى باشد براى جمله «و طائفة قد اهمّتهم انفسهم».
12 - بينش غلط و جاهلى نسبت به خداوند ، از عوامل خودگزينى و دنياطلبى
و طائفة قد اهمّتهم انفسهم يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة
16 - پندار اينكه خداوند نبايد مسلمانان را مبتلا به شكست كند ، پندارى جاهلانه و باطل
يظنّون باللّه غير الحقّ . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء
19 - پندار حاكميّت غير خداوند ( شرك افعالى ) در تدبير امور هستى ، پندارى جاهلانه و باطل
يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة . .. قل انّ الامر كلّه للّه
«اِنّ الامر . .. » مى رساند كه گمان جاهلى، اعتقاد به تأثير مستقل غير خداوند در امور هستى است. و اين خود نوعى از شرك است.
27 - پندار هاى جاهلانه نسبت به خداوند ، منشأ ترديد در حقّانيّت اسلام و وعده هاى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
يظنّون باللّه غير الحقّ . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا
38 - حوادث ايّام جنگ ، سختى ها و مصيبت هاى در راه خدا ، زمينه خالص شدن انديشه مؤمنان از عقايد جاهليّت و پالايش درون آنان از خواسته هاى دنيايى و مادّى
يظنّون باللّه غير الحقّ . .. و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم
«ليمحّص» از مادّه تمحيص به معناى خالص سازى از عيبها و نقصهاست و اين جمله بيانگر هدفى ديگر از اهداف شكست در نبرد احد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 2،4،8
2 - پندار كفرپيشگان بر اين كه خانه نشينى و يا پرهيز از حضور در كارزار ، مانع مرگ و كشته شدن است .
يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا
4 - گمانِ حاكميّت عوامل مادّى بر مقدّرات الهى ، پندارى كفرآميز
لاتكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و ما قتلوا
خداوند با كفرآميز خواندن اين انديشه كه جنگ و مسافرت (عوامل مادّى) تعيين كننده مرگ آدمى است، به مؤمنان تعليم مى دهد كه آن عوامل، تعيين كننده مرگ آدمى، كه از مقدّرات الهى است، نخواهد بود.
8 - انديشه هاى جاهلانه درباره مرگ و حيات ( حاكميّت عوامل مادّى بر اراده خداوند ) ، موجب حسرت كفرپيشگان ، به هنگام قيامت
لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم
برخى از مفسّران برآنند كه زمان حسرت مطرح شده در آيه، قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 9
9 - ارزش والاتر ماندگاى در دنيا و ثروت اندوزى ، بر شهادت و رحمت و آمرزش الهى ، در پندار غلط كفرپيشگان
لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا . .. لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون
جمله «لو كانوا . .. » شيفتگى كفرپيشگان را نسبت به ماندگارى در دنيا بيان مى كند، و جمله «خير ممّا يجمعون» هدف و يا عاقبت از ماندگارى را توضيح مى دهد. يعنى هدف كفرپيشگان از ماندگارى در دنيا به چنگ آوردن منافع دنيوى و ثروت اندوزى است و آنان اين منافع گذرا را بالاتر از رحمت و آمرزش الهى مى پندارند و لذا بر كشته هاى در راه خدا تأسف مى خورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 5
5 - گمان باطل برخى از مسلمانان صدر اسلام مبنى بر خيانت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غنايم جنگى
و ما كان لنبىّ ان يغلّ
در برخى از شأن نزولهاىِ مربوط به آيه آمده كه غنيمتى از غنايم جنگى بدر مفقود شد و عدّه اى چنين پنداشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را تصاحب كرده است. (مجمع البيان، ذيل آيه.) و از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: ... الم ينسبوا نبيّنا محمّداً (صلی الله علیه و آله) ... الم ينسبوه يوم بدر الى انّه اخذ لنفسه من المغنم قطيفة حمراء حتّى اظهره اللّه عزّ و جلّ على القطيفة و برء نبيّه من الخيانة و انزل بذالك فى كتابه «و ما كان لنبىّ ان يغلّ ... ».
امالى صدوق، ص 92، مجلس 22، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 165 - 5
5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد
انّى هذا قل هو من عند انفسكم
جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 166 - 5
5 - نفى انديشه جبريگرى و نيز تفكّر تفويض صرف
اصابتكم مصيبة . .. هو من عند انفسكم ... و ما اصابكم ... فباذن اللّه
آيه مورد بحث و آيه قبل، شكست احد را هم وابسته به خود مسلمانان دانسته و هم اذن الهى را در آن شكست دخيل شمرده است ; يعنى افعال بندگان در عين اينكه مستند به خود آنان است، خارج از خواست و اذن الهى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 10
10 - منافقان به انگيزه سرباز زدن از پيكار ، مدعى بودند كه حضور در ميدان احد نوعى انتحار و خودكشى است ، نه پيكار و جنگ .
قالوا لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم
برخى برآنند كه مراد منافقان از جمله «لو نعلم . .. » اين معنا بوده كه بيرون شدن شما مسلمانان به سوى احد، پيكار و قتال نيست، بلكه خود را به مهلكه انداختن است ; چرا كه نيروى شما در برابر نيروى دشمن هيچ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 168 - 2،18
2 - ادعاى باطل منافقان كه اگر جنگاوران احد در آن كارزار شركت نمى كردند ، به شهات نمى رسيدند .
لو اطاعونا ما قتلوا . .. ان كنتم صادقين
18 - ناتوانى منافقان از جلوگيرى مرگ مقدّر نشانگر باطل بودن پندار آنان در تحليل عوامل به شهادت رسيدن پيكارگران احد
لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت ان كنتم صادقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 169 - 1
1 - مرده پنداشتن كشته شدگان در راه خدا ( شهدا ) از سوى برخى ، و نهى خداوند از اين پندار
و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 1
1 - سودبخشى و ثمردهى بخلورزى و انفاق نكردن ، پندار ناصواب بخيلان
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. هو خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 1،3،18
1 - پندار نارواى يهود به فقر و نياز خداوند ، و غنا و بنى نيازى خويش
لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير و نحن اغنياء
به گفته بسيارى از مفسّرين، مراد از «الّذين قالوا»، يهوديان هستند.
3 - ناروايى احساس و ابراز غنا و بى نيازى ، در برابر خدا
لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير و نحن اغنياء
18 - اعتقاد به نيازمندى امام به اموالى كه به ايشان پرداخت مى شود ، در حكم فقير دانستن خداوند است .
لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: هم الّذين يزعمون ان الامام يحتاج منهم الى ما يحملون اليه.
نورالثقلين، ج 1، ص 416، ح 456 ; بحارالانوار، ج 24، ص 278، ح 4.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 72 - 5
5 - نعمت شمردن دورى از مصائب و مشكلات جنگ ، بينشى ناپسند
فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 78 - 9،15
9 - دو مبدأ براى جهان هستى و حوادث آن پنداشتن ( ثنويت ) ، انديشه اى مردود و واهى
قل كلّ من عند اللّه
15 - پندار ثنويت و درك نكردن توحيد ، ملازم با نفهميدن هر گونه سخن
فمال هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 82 - 14
14 - پندار وجود اختلاف در قرآن ، نتيجه نگرش سطحى و عدم تدبّر در آن
افلا يتدبّرون القران و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 4
4 - احتمال سرگردانى و گرفتار شدن به تنگنا ها ، دليل گروهى از مسلمانان براى ترك هجرت
و من يهاجر . .. يجد فى الارض مراغماً كثيراً وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 7
7 - شيطان ، برانگيزنده مردم به قطع كردن و شكافتن گوش چهارپايان براى حرام پنداشتن استفاده از آنها
و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم
«يبتك» از مصدر «تبتيك» به معناى شكافتن و قطع كردن است. در ميان مشركان جاهلى رسم بوده كه گوش دام را قطع مى كردند و يا مى شكافتند تا نشانه حرمت گوشت او يا حرمت باركشى از آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 1،3
1 - پندار باطل گروهى از اهل كتاب و برخى از مسلمانان در مورد نجات از جهنم و ورود به بهشت ، به صرف انتساب به اديان الهى
ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب
مراد از اسم «ليس» با توجه به آيات گذشته، رهايى از جهنم و ورود به بهشت است يعنى ليس الجنة و المحيص عن النار . .. .
3 - پندار رهايى از كيفر ، به صرف انتساب به دين و آيين الهى ، تلقينى شيطانى است .
يعدهم و يمنيّهم . .. ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً
با توجه به آيات گذشته (لامنّينّهم . .. يعدهم و يمنّيهم )، مى توان نتيجه گرفت كه پندار رهايى از كيفر اعمال بد، از همان خيالپردازيهاى موهومى است كه شيطان براى فريب مردم به آنان تلقين مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 134 - 1
1 - نيل به سعادت دنيا با ترك ايمان و تقوا ، پندار باطل كفرپيشگان بى تقوا
من كان يريد . .. فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة
خداوند پس از سفارش به تقوا و ترك كفر (وصينا . .. ان اتقوا اللّه)، پاره اى از زيانهاى كفرپيشگى و بى تقوايى را برشمرد و با اين آيه به علتى از علل گرايش به كفر و بى تقوايى، يعنى توهم رسيدن به سعادت دنيا، اشاره مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 23،24،25،32،34
23 - مسيحيان معتقد به تثليث ، غلو كنندگان در دين هستند .
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتقولوا ثلثة
24 - اعتقاد به تثليث ، اعتقاد و سخنى نابحق درباره خداوند
و لاتقولوا على اللّه الا الحق . .. و لاتقولوا ثلثة
جمله «و لاتقولوا ثلثة» مى تواند مصداق مورد نظر براى سخن نابحق بر خداوند باشد.
25 - ناسازگارى ايمان به پيامبران با عقيده تثليث
ياهل الكتب . .. فامنوا باللّه و رسله و لاتقولوا ثلثة
جمله «و لاتقولوا ثلثة» به منزله بيان و توضيحى است براى جمله «ءامنوا باللّه و رسله».
32 - اعتقاد به تثليث ، شرك است .
و لاتقولوا ثلثة . .. انما اللّه اله وحد
34 - اعتقاد به فرزند داشتن خداوند ، پندارى نابحق درباره وى و هتك حرمت اوست .
لاتقولوا على اللّه الا الحق . .. سبحنه ان يكون له ولد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 2،7،11
2 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، كفر است و مدعيان آن كافرند .
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
7 - ادعاى الوهيت مسيح ( ع ) ، على رغم اعتراف به فرزند بودن وى ، تنها يك سخن است و نمى تواند اعتقاد قلبى باشد .
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
از اينكه ادعاى آنان با لفظ «قالوا» (گفتند) بيان شده، نه با الفاظى همانند «امنوا» يا «اعتقدوا»، معلوم مى شود اين ادعا، شايستگى باور و اعتقاد قلبى را ندارد.
11 - ناتوانى مسيح ( ع ) و مادرش و تمامى اهل زمين در برابر اراده الهى ، دليل بطلان ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع )
لقد كفر الذين . .. ان اراد ان يهلك المسيح ابن مريم و امه و من فى الأرض جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 1،2،8،15
1 - يهوديان و مسيحيان خود را پسران خدا و محبوب پيشگاه او مى پندارند .
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه
2 - فرزند داشتن خدا ، از پندار هاى باطل يهود و نصارا
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه
8 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب الهى ، ردى بر پندار تقرب و محبوب بودنشان نزد خداوند
قل فلم يعذبكم بذنوبكم
15 - همسانى و همگونى يهود و نصارا با ديگر انسان ها ، دليل نادرستى پندار آنان بر محبوبيت و تقرب در پيشگاه خداوند
نحن ابنؤا اللّه و احبؤه . .. بل انتم بشر ممن خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 24 - 12
12 - برداشت نادرست قوم موسى از امداد هاى الهى و شرايط و زمينه هاى آن *
فاذهب انت و ربك فقتلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 18
18 - تخطئه پندار بيماردلان سست ايمان درباره بى ثباتى و شكست اسلام از سوى خداوند
فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او امر من عنده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 2،3،8
2 - ناتوانى خداوند در انفاق و بخشش روزى به موجودات ، از باور هاى باطل يهود
و قالت اليهود يداللّه مغلولة
جمله «ينفق كيف يشاء» مى تواند قرينه باشد بر اينكه مراد از بسته بودن دست خدا و نافذ نبودن قدرت وى - در پندار يهود - تنها ناتوانى از اعطاى روزى و انفاق به انسانهاست.
3 - بسته بودن دست خداوند ، از گفتار هاى ناروا و گناه آلودِ بسيارى از يهوديان
عن قولهم الاثم . .. و قالت اليهود يداللّه مغلولة
«و قالت اليهود . .»، مى تواند بيان مصداقى براى «قولهم الاثم» در آيه قبل باشد و به قرينه آيه 62 اين سخن، گفته تمامى يهوديان نبوده و گروهى از آنان - همچون ربانيون و احبار - چنين گفتارى نداشته و لذا در برداشت فوق به همه آنان نسبت داده نشد.
8 - سخن نارواى يهود درباره خداوند ( نافذ نبودن قدرت او ) موجب دورى آنان از رحمت الهى
و لعنوا بما قالوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 1،4،6،7،8
1 - مواجه نشدن با آزمايشات الهى ، پندار باطل بنى اسرائيل
و حسبوا الا تكون فتنة
«فتنة» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى عذاب باشد، برداشت فوق بر اساس معنى اول است.
4 - مصونيت از امتحان و عذاب الهى بر اثر انتساب به پيامبران و آيين ايشان ، پندارى موهوم و بى اساس
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا . .. و حسبوا الا تكون فتنة
ارتباط اين آيه با آيه 69 مى رساند كه آسودگى خاطر بنى اسرائيل از امتحان و عذاب الهى برخاسته از انتساب آنان به اسرائيل و دين يهود بوده است و جمله «حسبوا . ..»، بيانگر پوچى اين پندار مى باشد.
6 - بى پروايى بنى اسرائيل در شكستن پيمان الهى ، تكذيب انبيا و كشتن آنان ، برخاسته از باور آنان به مصونيت از عذاب
فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون. و حسبوا الا تكون فتنة
7 - پندار رهايى از مجازات نقض ميثاق و تكذيب و كشتن انبيا ، از باور هاى بى اساس بنى اسرائيل
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة
دربرداشت فوق «فتنة» به معناى عذاب گرفته شده است.
8 - پندار مصونيت از امتحان و عذاب الهى ، از ميان برنده حق شنوى و بصيرت دينى بنى اسرائيل
فعموا و صموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 1،2،13،14،15،24
1 - اعتقاد گروهى از نصارا به انحصار الوهيت در مسيح ( ع )
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
با توجه به اينكه آيه بعد نظر مسيحيان را درباره عيسى و خدايى او را به گونه اى ديگر غير از انحصار الوهيت به وى مطرح ساخته معلوم مى شود اعتقاد ياد شده در اين آيه، باور برخى از مسيحيان بوده است نه همه آنان. در مجمع البيان آمده اين عقيده فرقه «يعقوبيه» مى باشد ; آنان معتقد بودند كه خداوند با مسيح در ذات متحد شد و يك چيز گشتند.
2 - كسانى كه مسيح ( ع ) را خدا مى پندارند ، بدون ترديد كافرند .
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح
13 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) ، رويگردان از تعاليم آن حضرت
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. يبنى اسرءيل اعبدو اللّه
14 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) مردمى كافر و مشرك
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه
15 - متعتقدان به الوهيت و ربوبيت غيرخدا ، كافر و مشركند .
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه
24 - باور به الوهيت مسيح ( ع ) ظلم است .
إنّ اللّه هو المسيح . .. و ما للظلمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 2
2 - مسيحيان به خاطر پافشارى به عقايد باطل خويش ( الوهيت مسيح ( ع ) و تثليث ) مورد توبيخ خداوند
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. افلا يتوبون إلى اللّه
استفهام توبيخى در «افلا يتوبون . ..» براى سرزنش مسيحيان بر ترك توبه و استغفار از عقايد كفرآميز بكار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 75 - 20
20 - اصرار مسيحيان بر تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) على رغم استدلال هاى روشن قرآن بر بطلان عقيده آنان
انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون
«يوفكون» از مصدر «افك» به معناى بازگرداندن است. و «انى» به معناى كجا و چگونه است، بنابراين جمله «انظر انى يوفكون» يعنى بنگر آنان - على رغم بيان دلايلى روشن بر واهى بودن تثليث و الوهيت مسيح(ع) - چگونه از حق منحرف مى شوند و به كجا نگون مى گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 7
7 - پندار قدرت مسيح ( ع ) و مريم بر سود و زيان رسانى به مردم ، از عوامل پرستش آن دو ، از سوى مسيحيان *
قل اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً
استدلال بر ناروايى پرستش مسيح(ع) و مادرش مريم به ناتوانى آنان از ضرر رسانى و نفع بخشى، مى تواند اشاره به ريشه و عامل پرستش مسيح(ع) و مريم، از سوى نصارا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 1،3،10،12
1 - اعتقادات دينى اهل كتاب آميخته با غلو ، گزافه گويى و امورى باطل
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم غير الحق
«غلو» مصدر «لاتغلوا» به معناى خروج از حد اعتدال و گرايش به افراط است كه از آن به گزافه گويى تعبير مى شود.
3 - غلو در دين ( آميختن معارف الهى به گزافه هايى باطل ) امرى نكوهيده و حرام
لاتغلوا فى دينكم
10 - عقايد ناروا و غلوآميز اهل كتاب برخاسته از افكار باطل گمراهانى مشرك در گذشته تاريخ
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
بدان احتمال كه خطاب در «يا اهل الكتب» متوجه تمام يهود و نصارا باشد نه خصوص آنانكه در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. بر اين مبنا مراد از «قوم قد ضلوا» پيشينيان اهل كتاب نخواهند بود بلكه مقصود، پيروان مذاهب شرك مى باشند.
12 - پيروان اديان الهى در خطر پيروى از عقايد پوچ و تمايلات هواپرستانه گذشتگان خويش
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 11
11 - ناسازگارى تقوا با بهره گيرى از امكانات مادى توهمى بى پايه و نادرست
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 9
9 - پندار برخى از مسلمانان بر اينكه پيامبران وظيفه دار اجبار مردم به اطاعت از خدا و رسول هستند . *
فاعلموا انما على رسولنا البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 6
6 - توهم حرمت بهره گيرى مؤمنان از انواع خوراكى ها و نوشيدنى ها و گمان ناسازگارى آن با مراحل تقوا و ايمان ، توهم و گمانى واهى و نادرست .
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه مورد بحث تكميل و توضيحى براى آيه 87 از همين سوره باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 116 - 3،5،13
3 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم خدايانى همتاى خداوند جهان در پندار گروهى از مسيحيان
ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين من دون اللّه
5 - پرستش مسيح ( ع ) و مادرش مريم و اعتقاد به الوهيت آنها ، خواسته حضرت عيسى ( ع ) ، در پندار باطل مسيحيان *
ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين
13 - اعتراف عيسى ( ع ) به شايسته نبودن خويش و مادرش مريم براى خدايى ، دليل واهى بودن عقيده مسيحيان به الوهيت آنان
ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 8
8 - اعتراف علنى عيسى ( ع ) به بندگى خداوند ، دليل وى بر پوچى ادعاى مسيحيان مشرك ( همتايى وى با خداوند )
ءانت قلت . .. ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 9
9 - پندار ربوبيت براى غير آفريننده هستى، شگفت آور و مورد سرزنش خداوند
ثم الذين كفروا بربهم يعدلون
حرف «ثم» در آيه معنى استبعاد و توبيخ افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 17 - 8،9
8 - تعدد منشأ براى خير و شر، پندارى باطل و موهوم است.
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير
9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 20،30
20 - شگفت آور بودن اعتقاد به تعدد خدايان، با توجه به بديهى بودن توحيد و شهادت خدا و قرآن بر بطلان شرك
أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة أخرى
همزه استفهام در «أئنكم» دال بر شگفتى است.
30 - عن الحسين بن خالد عن الرضا(ع): . .. فقلت له: يابن رسول اللّه ان قوما يقولون لم يزل اللّه عالما بعلم و قادرا بقدرة و حيّاً بحياة و قديما بقدم و سميعا بسمع و بصيرا ببصر فقال: من قال ذلك و دان به فقد اتخذ مع اللّه آلهة أخرى ... .
حسين بن خالد گويد: . .. به امام رضا(ع) عرض كردم اى فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گروهى مى گويند: خداوند به وسيله علم (زايد بر ذات)، عالم و به وسيله قدرت (زايد بر ذات)، قادر و به وسيله حيات (زايد بر ذات)، زنده و به وسيله قدمت (زايد بر ذات)، قديم و به وسيله شنوايى (زايد بر ذات)، شنوا و به وسيله بينايى (زايد بر ذات)، بيناست. آن حضرت فرمود: كسى كه اين را بگويد و به آن ملتزم شود همانا معبودهايى را با خدا انباز گرفته است ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 24 - 2،8
2 - شرك، باطل و اعتقاد به آن تحميل دروغ بر خويشتن است.
انظر كيف كذبوا على أنفسهم
جمله «كذبوا . ..» بيان حال مشركان در دنيا مى تواند باشد. يعنى مشركان در دنيا با عقيده شرك بر خود نيز دروغ بستند. زيرا فطرت و جان آدمى گواه بر توحيد است.
8 - شرك، افترا و پندارى باطل و ساختگى است.
و ضل عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 2
2 - دنيا محورى و دوست داشتن آن، مرام و انديشه اى كودكانه و نابخردانه است.
و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو
با توجه به اينكه لعب و لهو كار كودكان و كسانى است كه بلوغ فكرى ندارند، مقتضاى تشبيه، وجود اين ويژگيهادر دنياپرستان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 9
9 - مشركان مى پنداشتند كه معبودهايشان توان نفع رسانى به آنان را دارد.
من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 4
4 - شرك و پرستش غير خدا، پندارى مبتنى بر هوا و هوس و تمايلات نفسانى است.
الذين تدعون من دون اللّه قل لا أتبع أهواءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 77 - 11
11 - پندار ربوبيت براى غير خداوند، گمراهى است.
لئن لم يهدنى ربى لأكونن من القوم الضالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 2،3،5،10
2 - سنت جاهلى مشركان در قرار دادن سهمى از زراعت و چهارپايان براى خدا و سهمى براى شريكان خيالى او، بى اساس و بر پايه گمان بوده است.
و جعلو الله مما ذراً . .. هذا لله بزعمهم
«زعم» به گمان و سخن بى اساس اطلاق مى شود. (مصباح اللغة).
3 - قرار دادن سهم براى خداوند، از آنچه خود آفريده، از پندارهاى پوچ مشركان
و جعلو الله مما ذراً من الحرث و الأنعم نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم
5 - شرك، عقيده اى برخاسته از پندار و اوهام مشركان است.
فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا فما كان لشركائهم
منتسب كردن «شركاء» به مشركان و نه به خداوند، گويا اشاره بدين نكته باشد كه آنچه را آنان شريك خدا مى پندارند به ساخته هاى ذهنى آنان مربوط است.
10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او
فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 138 - 2
2 - اعتقاد بى اساس مشركان به ممنوعيت خوردن از چهارپايان و كشتى (محصول زراعى) كه براى خدا و بتها قرار مى دادند.
و جعلو الله . .. و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم
«هذه» اشاره به سهامى است كه مشركان براى خدا و بتها قرار مى دادند و در آيه 136 بيان گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 60 - 3
3 - ايمان به يگانگى خداوند و لزوم پرستش او و باور به معاد ، پندارهايى باطل و واهى در ديدگاه اشراف قوم نوح
قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 5
5 - ادعاى پيامبرى ، نشانه گمراهى نوح در پندار ناصواب قوم وى
يقوم ليس بى ضللة . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
جمله «أو عجبتم . .. » عطف بر «ليس بى ضللة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 64 - 1
1 - اكثريت عمده قوم نوح ( ع ) وى را تكذيب كردند و يگانگى خداوند ، معاد و رسالت را باورهايى دروغين پنداشتند .
فكذبوه
از اينكه خداوند تكذيب نوح(ع) را به همگان نسبت داده (فكذبوه)، در حالى كه عده اى از آنان، يعنى همراهانش در كشتى، رسالت وى را تصديق كردند، معلوم مى شود نسبت مؤمنان به كافران بسيار اندك بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 97 - 2
2 - تكذيب كنندگان انبيا به پندار باطل خويشتن را از عذاب هاى الهى مصون مى شمرند .
أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 2
2 - كافران به پندارى نابجا ، خود را از گرفتار شدن به عذاب الهى مصون مى شمارند .
أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 1،2،3،4
1 - يهوديان ، « عزير » را فرزند خدا خواندند .
و قالت اليهود عزير ابن اللّه
2 - نصارا ، « مسيح » ( ع ) را فرزند خدا خواندند .
و قالت النصرى المسيح ابن اللّه
3 - فرزند خدا خواندن « عزير » و « مسيح » ، سخنان نسنجيده و باطلى بود كه يهود و نصارا به زبان آوردند .
و قالت . .. ذلك قولهم بأفوههم
4 - پندار فرزند خدا بودن « عزير » و « مسيح » ، پندارى است سابقه دار در تاريخ يهود و نصارا .
يضهئون قول الذين كفروا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 4
4 - مسيح ( ع ) ، برخوردار از ربوبيت و پروردگارى ، در بينش نادرست نصارا
اتخذوا . .. أرباباً من دون اللّه و المسيح ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 10
10 - شرك ( اعتقاد به وجود مولويت و ربوبيت براى غير خدا ) پندارى باطل و افترا بر خداوند است .
و ردوا إلى اللّه موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 68 - 9
9 - اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، پندارى باطل و فاقد هر گونه دليل و برهان است .
قالوا اتخذ اللّه ولداً . .. إن عندكم من سلطن بهذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 10
10- اعتقاد به وجود خدايان مقهور و باور به شايستگى آنها براى پرستش ، اعتقادى سخيف و نادرست است .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 6،15،16
6- شرك ، پندارى فاقد دليل عقلى و نقلى ، و پرستش معبودهايى جز خدا ، عارى از هر نوع برهان و حجت
ما أنزل الله بها من سلطن
«سلطان» مى تواند به معناى حجت، اعم از عقلى و نقلى باشد و مى تواند به معناى سيطره - كه برخاسته از اقتدار است - باشد.
برداشت فوق، ناظر به معناى اول است. گفتنى است كه بر اين مبنا، ضمير در «بها» به عبادت - كه از «تعبدون» استفاده مى شود - باز مى گردد.
15- مشركان به پندار فرمان خدا بر پرستش معبود هاى خويش ، آنها را عبادت مى كنند . *
أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه
16- توحيد و يكتاپرستى ، آيينى بدون كمترين انحراف و كجى ، و شرك پندارى منحرف و نادرست است .
أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم
«قيّم» به معناى مستقيم و بدون انحراف و كجى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 2
2- غافل پنداشتن خداوند از عملكرد ستمگران ، پندارى باطل است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 6
6- موجودات دست ساز و فاقد هرگونه قدرت آفرينشگرى ، لياقت الوهيت ندارند و هرگونه عقيده اى به خدايى آنان ، باطل است .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 5
5- پرستش غير خدا ، ايمان به باطل و كفران نعمت هاى الهى است .
أفبالبطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون . و يعبدون من دون الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 40 - 13
13- عقيده به مطالبى كه مستلزم ترجيح خلق بر خدا شود ، بسى زشت و نارواست .
أفأصفكم . .. إنكم لتقولون قولاً عظيمًا
مشركان، با انتساب ملائكه به عنوان دختران خدا و پسردار بودن خود، قصد داشتند كه خود را بر خداوند ترجيح دهند. خداوند، چنين انديشه اى را نفى كرده و خلاف معرفى مى كند. چنين برخوردى حاكى است: هر چيزى كه بر خداوند ترجيح داده شود، زشت و ناپسند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 4 - 2
2- اعتقاد به فرزندگزينى خدا ، پندارى بس ناروا و موجب عذابى شديد است .
لينذر بأسًا شديدًا . .. و ينذر الذين قالوا اتخذ اللّه ولدًا
آيه قبل، يكى از رسالت هاى قرآن را، بيم به عذاب شديد الهى بيان كرد و اين آيه، به يكى از موارد استحقاق آن عذاب اشاره كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 5 - 1
1 - اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، عقيده اى جاهلانه و فاقد كمترين دليل علمى
ما لهم به من علم
«من» در «من علم» زايد و براى تأكيد عموم است; و ضمير در «به» قول (پندار) كه از «قالوا. ..» استفاده مى شود، برمى گردد; يعنى، هيچ گونه آگاهى و دانشى، پشتوانه پندارِ موهومِ كسانى كه براى خداوند، فرزند مى پندارند، نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 15
15- اعتقاد به ربوبيّت و الوهيت براى غيرخدا ، پندارى بسيار دور از حقّ و واقعيت
لن ندعوا من دونه إلهًا لقد قلنا إذًا شططًا
«شطط» به معناى دورى از حق و افراط و زياده روى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 13
13- خداوند را داراى شريك دانستن ، پندارى دروغ و افترا بر او است .
فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 10
10- شرك ، مبتنى بر پندار و فاقد بنيان و اساس حقيقى است .
شركاءى الذين زعمتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 38 - 6
6- گمان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند ، پندارى ظالمانه و ضلالتى آشكار است .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. لكن الظلمون اليوم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 17
17- شرك و بت پرستى ، مسلكى ناهنجار و نامتعادل است .
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 2،5
2- پيروزى عقيده و جهان بينى حق بر عقيده و جهان بينى باطل ، سنت الهى است .
و ما خلقنا السماء . .. لعبين ... بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
خداوند در آيه قبل، از هدفمند بودن آفرينش جهان و نيز بطلان عقيده به بيهوده بودن خلقت طبيعت سخن به ميان آورده است. اين سخن قرينه بر اين است كه مقصود از حق و باطل در آيه شريفه، عقيده و جهان نگرى حق و باطل است. گفتنى است كه ذيل همين آيه (و لكم الويل ممّا تصفون) كه در باره نسبت ناروا به خداوند و توصيف او به امور نادرست است، مؤيد برداشت ياد شده است.
5- نابودى باطل و انديشه هاى نادرست ، در گرو حضور اهل حق در ميدان مبارزه با باطل است .
بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
«باء» در «بالحقّ» براى استعانت است. براين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما به كمك حق بر باطل مى كوبيم و نابودش مى سازيم». اين معنا مى رساند كه حق بايد در صحنه كارزار با باطل، حضور داشته باشد تا به وسيله آن بتوان باطل و انديشه هاى نادرست را نابود كرد. گفتنى است خداوند نابود ساختن باطل را به خود نسبت نداده; بلكه حق را نابود كننده باطل دانسته است (فيدمغه)، اين نكته مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 7
7- شرك ، انديشه و باورى بى دليل ، پوچ و غير قابل اثبات است .
قل هاتوا برهنكم
امرِ «هاتوا» تعجيزى است كه نشان مى دهد مشركان، از آوردن دليل و برهان ناتوان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 43 - 6
6- عقيده كافران ، در اعتبار و آبرومندى خدايان دروغينشان در نزد خداوند ، پوچ و بى اساس است .
لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون
با توجه به اين كه مخاطبان آيه شريفه مشركان هستند و آنان معبودها و خدايان خود را شفيع براى خود مى پنداشتند; به دست مى آيد كه مقصود اين آيه، بيان بطلان چنين پندارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 3
3- دخالت معبود ها و خدايان ، در مقدار عمر و بهرهورى مادى انسان ، پندار باطل مشركان
أم لهم ءالهة تمنعهم . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «بل . ..»، اضراب از «أم لهم آلهة...» باشد. از اين استفاده مى شود كه مشركان به چنين قدرتى براى خدايان خويش اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 3 - 4
4- شرك ، انديشه اى جاهلانه ، بى اساس و غير قابل دفاع است .
و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 3
3 - وجود خدايان براى تدبير امور عالم ، پندارى باطل است .
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 80 - 13
13 - شرك و كفر ، بينشى غير علمى و مخالف با مبانى عقلى
و هو الذى يحى . .. أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 90 - 5
5 - شرك ، انديشه اى نادرست ، دروغ و نا منطبق با واقعيت هاى جهان هستى
بل أتينهم بالحقّ و إنّهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 11
11 - عقيده به شرك ، عقيده اى باطل است .
مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء . .. إنّ اللّه يعلم ما يدعون من دونه ... و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 156 - 4
4 - باور هاى دينىِ غير متكى بر دليل و حجت روشن ، مردود و محكوم است .
أم لكم سلطن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 23
23 - تقرب آفرين بودن عبادت معبود ها ( بت و . . . ) عقيده اى است دروغين .
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى . .. إنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 1
1 - بى اعتقادى به علم مطلق و فراگير پروردگار ، پندارى نادرست و هلاكت بار
و ذلكم ظنّكم الذى ظننتم بربّكم أرديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 24 - 4
4 - تكيه بر پندار و گمان هاى ناروا درباره خداوند ، درپى دارنده فرجامى شوم در آخرت
ذلكم ظنّكم . .. فالنار مثوًى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 15
15 - شرك ، باورى پوچ و فاقد هر گونه سند و دليل
ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 2
2 - اعتقاد به الوهيت عيسى ( ع ) ، باورى موهون و خرافى و ناسازگار با شخصيت واقعى آن حضرت
إن هو إلاّ عبد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 81 - 4
4 - اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، اعتقادى باطل و بى دليل
قل إن كان للرحمن ولد فأنا أوّل العبدين
از آيه شريفه چنين استفاده مى شود كه اگر خداى رحمان فرزندى مى داشت، پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) نخستين كسى بود كه به او احترام مى گذاشت; ولى چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها از خداى يگانه بدون فرزند سخن مى گويد، نتيجه مى گيريم كه خداوند فرزندى ندارد و اين استدلالى عليه اعتقاد باطل مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 35 - 4
4 - اعتقاد به فلاح و سعادت خويش به اتكال انجام بخش اندك از اعمال نيك ، باورى واهى *
و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى
از ارتباط «أعنده. ..» با آيات پيشين مى توان چنين بيان نمود كه: دنيامداران با اعطاى مالى اندك، خويش را فلاح يافته مى انگاشتند و خداوند با نفى علم غيب از آنان، اين انديشه را تخطئه مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 2 - 10
10 - شرك ، عقيده اى نادرست و ضد رشد
يهدى إلى الرشد . .. و لن نشرك بربّنا أحدًا
تصريح جنيان به اين مطلب كه ما به خدا شرك نمىورزيم - پس از پى بردن به راهنما بودن قرآن به سوى رشد و درستى - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 1
1 - پندار نهان ماندن كردار ها از خداوند و ناظر نبودن او بر انسان ، پندارى باطل و شگفت آور است .
أيحسب أن لم يره أحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 5
5 - مشركان و بت پرستان ، معتقد به توانايى بت ها و معبود هاى خويش براى يارى رسانى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 89 - 3
3 - توبيخ و سرزنش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، به جهت عقيده كور و نسنجيده آنان به معبود بودن گوساله سامرى
أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً
استفهام در «أفلايرون» براى انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 64 - 4
4 - وجود باور هاى افراطى و غلوآميز درباره عيسى ( ع ) ، در عصر خود آن حضرت *
إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم
تأكيد بر تعبير «ربّى»، مى تواند در راستاى تخطئه گرايش ها و باورهاى غلوآميز مردم آن زمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 6
6- جامعه اصحاب كهف ، در دفاع از عقايد باطل خويش ، تعصّب و شدّت عمل داشتند .
إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 23 - 4
4 - قيامت، روز رسوايى مشركان و آشكار شدن بطلان عقايد شرك آلود آنان
ثم لم تكن فتنتهم . .. و اللّه ربنا ما كنا مشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 100 - 1،5،6،8،10
1 - برخى مشركان خداوند را داراى شريكانى از جنيان مى دانستند.
و جعلوا لله شركاء الجن
5 - برخى مشركان خداوند را داراى پسران و دخترانى مى پنداشتند.
و خرقوا له بنين و بنت بغير علم
6 - شريك پنداشتن براى خداوند و انتساب فرزند به او، پندارى باطل و از سر نادانى است.
و خرقوا له بنين و بنت بغير علم
8 - ضرورت پرهيز از پندارهاى جاهلانه و به دور از علم درباره خداوند
و خرقوا له بنين و بنت بغير علم سبحنه
10 - خداوند منزه و برتر از پندارهايى است كه جاهلانه درباره او ابراز مى گردد.
بغير علم سبحنه و تعلى عما يصفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 10
10 - ستمگران با ديدن عذاب الهى در قيامت ، از انتخاب عقيده كفرآلود ، پشيمان شده و آن را مخفى خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 51 - 12
12 - فرعون ، معتقد به حق بى بديل و بى شريك خود نسبت به حكومت بر مصر
أليس لى ملك مصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 8
8- قوم ثمود ، مردمى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدد
يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 14 - 9
9 - پندار باطل قوم عاد و ثمود ، مبنى بر لزوم فرشته بودن رسولان الهى
قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 24 - 5
5 - مردم سبا ، دلبسته و مفتخر به آداب و عقايد نادرست خود و گرفتار در دسيسه هاى شيطان
و زيّن لهم الشيطن أعملهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 14 - 9
9 - پندار باطل قوم عاد و ثمود ، مبنى بر لزوم فرشته بودن رسولان الهى
قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 10
10- كافران به خاطر باطل گرايى ، على رغم مشاهده آثار و نعمت هاى الهى در تمام ابعاد زندگى خود ، مورد سرزنش خدايند .
و الله جعل لكم . .. أفبالبطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 41 - 1
1 - كافران ، محروم از پشتوانه غيبى و گرفتار وهم در انديشه هاى باطل خويش
أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون . .. أم عندهم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 21 - 1
1 - پندار دروغ بودن قرآن ، پندارى موهوم و از انديشه هاى باطل كافران است .
فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد
حرف «بل»، اضراب از قبل است و انديشه تكذيب گرانه كافران را تخطئه مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 5 - 4
4 - اعتقاد كافران عصر بعثت به معبود هاى بى شمار
أجعل الألهة إلهًا وحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 3
3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان
و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 19
19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .
أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم
جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 36 - 5
5- برانگيختن انبيا در ميان همه امت ها براى دعوت به توحيد عبادى ، دليل بطلان عقيده مشركان به جبرى بودن شركشان
و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أ
آوردن عبارت «قد بعثنا. ..» پس از بيان كلام مشركان درباره جبرى بودن شركشان، به منزله جواب براى آن است; با اين بيان كه اگر شركْ خواست خداوند بود، نبايد انبيا را مبعوث مى كرد و حال آنكه آنان رابراى هدايت برانگيخته است و اين حكايت از بطلان عقيده آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 8
8- مبعوث شدن انبيا از سوى خداوند ، دليل بطلان عقيده مشركان ، در جبرى انگاشتن اعتقاداتشان
و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و ما أرسلنا من قبلك
احتمال دارد كه آيه در صدد جواب گويى به مشركان باشد كه مى پنداشتند مشيت خداوند آنان را به شرك عبادى وا داشته است (لو شاء الله ما عبدنامن دونه) كه خداوند به آنان پاسخ مى دهد: سنت خداوند در هدايت مردم برانگيختن انسانهايى جهت هدايتگرى است و جبرى در كار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 40 - 1،2،4،6،10
1- مشركان بر اين باور بودند كه خداوند براى خود ، دخترانى از ملائكه برگزيده است .
أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا
2- مشركان بر اين باور بودند كه خداوند ، به دختر و جنس زن ، بيش از پسر و جنس مرد ، علاقه داشته و ارزش مى نهد .
أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا
از اينكه مشركان گفته اند: «خداوند براى خود دخترانى از جنس ملائكه انتخاب كرد» مى تواند به اين معنا اشاره داشته باشد كه آنان، مى پنداشتند خداوند، به خاطر تمايل و علاقه به جنس زن، چنين گزينشى كرده است.
4- خداوند ، برخلاف پندار واهى مشركان ، هيچ گاه براى آنان ، پسر برنگزيده و براى خود دختر به فرزندى نگرفته است .
أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا
استفهام در آيه، انكارى و در مقام توبيخ و سرزنش مشركان است و اين، حكايت از نكته ياد شده مى كند.
6- مشركان ، به خاطر عقايد واهى درباره خدا و ملائكه ، مورد سرزنش و ملامت قرار گرفتند .
أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا
استفهام در آيه، توبيخى است و دلالت بر سرزنش و ملامت مخاطبان (مشركان) مى كند.
10- عقيده مشركان به دختر داشتن خداوند در مقابل پسر داشتن خودشان ، سخنى غير قابل توجيه و بس بزرگ ، ناروا و غير منطقى است .
أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا إنكم لتقولون قولاً عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 43 - 2
2- ساحت قدس خداوند ، بسى والاتر و عظيم تر از پندار هاى واهى مشركان درباره اوست .
سبحنه و تعلى عمّا يقولون علوًّا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 16
16- مشركان ، به خاطر عقايد و سخنان ناروا ، مورد تهديد خدا قرار گرفتند .
إنكم لتقولون قولاً عظيمًا . .. تعلى عمّا يقولون ... إنه كان حليمًا غفورًا
ذكر جمله «إنه كان حليماً غفوراً» بيانگر اين است كه سخنان نارواى مشركان، شايسته مجازات است اگرچه به جهت حلم و غفران خداوند، فعلاً كيفر نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 2
2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .
و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم
«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى
گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 33 - 1
1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .
كى نسبّحك كثيرًا
مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 1
1- اعتقاد مشركان به خدايانى برگرفته شده از مواد و عناصر زمينى
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض
«أم» در «أم اتّخذوا» منقطعه و متضمن معناى «بل» است، كه براى اضراب است مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 26 - 2
2- ملائكه ، فرزندان خداوند در پندار مشركان
و قالوا اتّخذ الرحمن ولدًا
متعلق «اتخذوا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «بل عباد مكرمون» چنين است: «و قالوا اتخذالرحمان من الملائكة ولداً; گفتند خداوند از ميان فرشتگان فرزندى برگزيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 64 - 2
2 - انباز داشتن خدا ، پندارى باطل و ساخته ذهن شرك پيشگان
و قيل ادعوا شركاءكم
اضافه «شركاء» به ضمير «كم» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 11
11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 5
5 - مشركان و بت پرستان ، معتقد به توانايى بت ها و معبود هاى خويش براى يارى رسانى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 15 - 3
3 - اعتقاد مشركان به وجود تركيب و تجزيه در ذات الهى
و جعلوا له من عباده جزءًا
به كار رفتن واژه «جزء» به جاى «ولد»، اشاره به باور جاهلانه مشركان در جسمانى بودن و تركيب خدا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 16 - 2
2 - اعتقاد به دختر داشتن خدا ، در عين برتر دانستن پسر ، تناقضى آشكار در باور هاى جاهلى
أم اتّخذ ممّا يخلق بنات و أصفيكم بالبنين
آيه شريفه، در مقام نكوهش از مشركان، به اين نكته اشاره مى كند كه به پندار شما دختر از مقام پايين تر و پست ترى برخوردار است; پس چگونه خود را بر خدا ترجيح داده و سهم او را دختر و سهم خود را پسر مى دانيد؟!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 39 - 1،2،4
1 - شرك پيشگان ، مورد توبيخ الهى ، به خاطر اعتقاد به وجود دخترانى براى خداوند
أم له البنت و لكم البنون
2 - فرشتگان ، دختران خدا در نظر مشركان ، به رغم بيزارى خودشان از داشتن دختر و افتخارشان به پسران
أم له البنت و لكم البنون
مشركان، از داشتن دختر عار داشتند. خداوند براساس همين پندار غلط، با ايشان محاجه كرده است; كه اگر به راستى دختران ننگ اند، چرا دختران را به خداوند نسبت داده و تنها خود را مالك پسران مى دانيد؟!
4 - مشركان ، گرفتار عقايدى خرافى و فاقد هرگونه برهان و دليل
فليأت مستمعهم بسلطن مبين . أم له البنت و لكم البنون
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود. بدين معنا كه اين آيه، ارائه دهنده نمودى از بى برهانى كافران در اعتقادات خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 22 - 1،3
1 - اعتقاد مشركان مبنى بر دختر داشتن خداوند ، باورى ناروا و ناسازگار با مبانى ارزشى خود آنان
ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى
با آن كه مشركان پسر را بر دختر ترجيح مى دادند، خداوند تقسيم آنان را در نسبت دادن دختر، به او و برگزيدن پسر براى خويشتن، تقسيمى غير عادلانه دانسته و آن را نامتناسب با مبانى ارزشى خود آنان معرفى كرده است.
3 - استفاده از جدل و به كارگيرى مبانى باطل گرايان عليه خود آنان ، از روش هاى قرآن در احتجاج با اهل شرك
ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى
با توجه به اين كه خداوند مبناى ارزشى مشركان را در تبعيض بين پسران و دختران عليه خود آنان به كار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 16 - 5
5 - مشركان جاهلى ، با وجود اعتقاد به مخلوق بودن فرشتگان ، آنان را دختر خدا مى پنداشتند .
أم اتّخذ ممّا يخلق بنات
لحن آيه شريفه نشان مى دهد كه مشركان مكه، مخلوق بودن فرشتگان را پذيرفته بودند و خداوند آنان را مورد سرزنش قرار مى دهد كه چگونه در ميان مخلوقات، آنچه راكه خود نمى پسندند، به او نسبت مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 2
2- مشركان در عصر بعثت ، چندگانه پرست و معتقد به خدايان و معبود ها متعدد بودند .
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض
«آلهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 1
1- مشركان در عصر بعثت ، معتقد به خدايان و معبود هاى متعدد بودند .
أم اتّخذوا من دونه ءالهة
«ءالهة» جمع «إله» به معناى خدايان و معبودها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 26 - 1
1- فرزند اختيار كردن خداوند ، عقيده و پندار مشركان صدراسلام
و قالوا اتّخذوا الرحمن ولدًا
«إتخاذ» (مصدر «اتّخذ» و از باب افتعال) به معناى برگرفتن و انتخاب كردن، همراه با قبول و خشنودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 15 - 1
1 - اعتقاد جاهلانه مشركان عصر بعثت ، به وجود فرزند براى خدا
و جعلوا له من عباده جزءًا
ضمير فاعلى «جعلوا» - به قرينه آيات پيشين - مربوط به مشركان معاصر پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است و «جزءا» - با توجه به آيه بعد - كنايه از فرزند مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 16 - 1
1 - مشركان عصر جاهلى ، فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند .
و جعلوا له من عباده جزءًا . .. أم اتّخذ ممّا يخلق بنات
مراد از «ما يخلق» - به قرينه فرازهاى بعد - فرشتگان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 81 - 2
2 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به وجود فرزند ، براى خداى رحمان
قل إن كان للرحمن ولد فأنا أوّل العبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 9
9 - پندار باطل مردم مصر به پايان يافتن نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى از جانب خدا ، براى انسان هاى بعد از يوسف ( ع )
حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 7 - 8
8 - كسانى كه انفاق را اتلاف مال مى پندارند ، گرفتار پندارى موهوم و مذموم اند .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 17 - 3
3 - منكران معاد ، فرو رفته در كفر و در اوج پافشارى بر پندار باطل خويش
ما أكفره
از آيات بعد - كه توجّه به مبدأ خلقت انسان را مقدمه توجّه به معاد در «ثمّ إذا شاء أنشره» قرار داده است - استفاده مى شود كه آيه شريفه بر منكران معاد نيز قابل تطبيق است. مفاد جمله «ماأكفره»، تعجّب از رسوخ كفر در كافران است تا آن حد كه به هيچ نحو زايل نمى شود. اين تعبير ممكن است، صيغه تعجب و يا استفهام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 76 - 15
15 - آگاه نبودن خدا به اسرار نهانى انسان ها ، از باور ها و پندار هاى باطل يهود
أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم ليحاجوكم به عند ربكم
از جمله «أتحدثونهم . .. ليحاجوكم» چنين بر مى آيد كه يهود آن گاه راه احتجاج عليه خويش را گشوده مى ديدند كه حقايق و دانسته هاى خويش را آشكار كنند; ولى اگر حقايق را آشكار نكنند عليه آنان احتجاج نمى شود و مؤاخذه نمى گردند. اين پندار بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 80 - 7
7 - توجه به باور ناردست يهود درباره ( عذاب نشدن يهود جز روزى چند ) ، موجب قطع اميد از ايمان آوردن اينان
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 59 - 6
6 - پندار غلبه بر خدا با كفرورزى و تمرّد از دستورات او و شكستن پيمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پندار يهوديان كفرپيشه و انديشه اى ناصواب
و لايحسبن الذين كفروا سبقوا
چنانچه در آيه 56 گذشت، مشهور مفسران برآنند كه مراد از نقض كنندگان پيمان در اين بخش از آيات، يهوديان هستند. بنابراين يهوديان مصداق مورد نظر از «الذين كفروا» هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 25 - 7
7 - قوم بت پرست نوح ، معتقد به شفاعت و يارى رسانى معبودهايشان در برابر گرفتارى ها و عذاب ها
فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 19
19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .
أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم
جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 36 - 10
10 - مشركان ، معتقد به شعورمندى معبود ها و تأثيرگذارى آنها در سرنوشت انسان ها
و يخوّفونك بالذين من دونه
اعتقاد به گزند رساندن معبودهايى چون بت، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 41 - 1،5
1 - اعتقاد مشركان به شفاعت كردن معبود ها و تضمين نمودن سعادت اخروى براى ايشان
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم
در اين كه مقصود از «شركاء» چيست، دو احتمال وجود دارد: 1- معبودهاى ادعايى مشركان كه آن را شريك خدا مى پنداشتند; 2- كسانى از عقلاى جهان كه در عقايد و افكار دينى با مشركان شريك و همفكراند، مثلاً در اين مسأله كه سرنوشت مجرمان با مسلمانان يكسان است و. .. . برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
5 - عقيده به شفاعت معبود ها و يكسان بودن سرنوشت مجرمان ( مشركان ) با مسلمانان ، عقيده اى منحصر به مشركان عصر بعثت و فاقد شاهد و تصديق كننده اى از ميان عقلاى عالم
أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 25 - 7
7 - قوم بت پرست نوح ، معتقد به شفاعت و يارى رسانى معبودهايشان در برابر گرفتارى ها و عذاب ها
فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 20
20 - شرك ورزى، على رغم دلايل روشن توحيد، امرى شگفت انگيز است.
أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 3
3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان
و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 4
4- قوم عاد ، براين باور بودند كه هر بت و معبودى ، در بخشى از امور كارايى دارد . *
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
از اينكه قوم عاد ، ايجاد سوء را به برخى از خدايان نسبت داده اند (بعض ءالهتنا) و نه به همه آنها ، مى توان دريافت كه آنان ، هر بت و معبودى را عهده دار انجام كارى خاص مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 1
1- عمر طولانى همراه با بهره مندى جوامع شرك پيشه از نعمت هاى الهى ، موجب دلبستگى آنان به معبود ها و توهّم كارساز بودن آنها
بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر
«بل» در جمله «بل متّعنا. ..» براى اضراب از موضوع پيش (أم لهم آلهة تمنعهم من دوننا) است; يعنى، توهّم اين كه معبودها از آنان حمايت مى كنند، بر اثر زندگى پر نعمت، همراه با مهلت و عمر طولانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 19
19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .
أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم
جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 3
3- مشركان مكه ، به وجود خدايانى متعدد در كنار پروردگار جهان معتقد بودند .
قل لو كان معه ءالهة كما يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 4،5،6
4 - مشركان به خدايان دروغين محبت داشته و به آنها علاقه مند هستند .
يحبونهم
5 - مشركان ، علاوه بر محبت به معبودان پندارى ، به خداوند نيز علاقه مند هستند .
يحبونهم كحب اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه «حب» به مفعول اضافه شود و فاعلش ضمير محذوفى باشد كه به «من الناس» برگردد; يعنى: كحبهم اللّه.
6 - محبت مشركان به معبودان پندارى ، همطراز محبتشان به خداوند است .
يحبونهم كحب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 4
4 - اعمال بت پرستان ، اعمالى باطل و بى ثمر در پيشگاه خداوند
و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 1
1- اعتقاد مشركان به خدايانى برگرفته شده از مواد و عناصر زمينى
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض
«أم» در «أم اتّخذوا» منقطعه و متضمن معناى «بل» است، كه براى اضراب است مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 12
12 - تكبر و تجاوزگرى ، موجب پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و ستيزه جويى با آيات الهى ( تعاليم دين ) است .
من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار» درصدد بيان علت اسراف و ترديد در حق و جدال در آيات الهى باشد (كه در آيه پيش و صدر اين آيه، مورد بحث قرار گرفته است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 49 - 3،4
3 - باطل ، پس از ظهور اسلام قابل تجديد حيات و بازگشت نيست .
قل . .. و ما يبدئ البطل و ما يعيد
4 - با آمدن قرآن ، باطل مطلق جايى براى جولان ندارد و نمى تواند بروز و ظهور پيدا بكند .
قل جاء الحقّ و ما يبدئ البطل و ما يعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 124 - 9
9- تبيين نهايى حق و باطل و فيصله دادن به اختلافات بشرى ، مقتضاى ربوبيت الهى
و إن ربّك ليحكم . .. فيما كانوا فيه يختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 81 - 3
3- اضمحلال و نابودى باطل ، تنها در پرتو ظهور و به ميدان آمدن حق ميسر است .
و قل جاء الحقّ و زهق البطل
احتمال دارد تقدم «جاء الحق» بر «زهق الباطل» از آن جهت باشد كه بايد با ميدان آوردن حق، باطل را از ميان برد و جمله «إن الباطل كان زهوقاً» (باطل طبيعتاً نابود شدنى و رفتنى است) مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 8 - 3
3 - تضمين تحقق حق و محو باطل در پرتو ريشه كن شدن كافران است .
و يقطع دابر الكفرين. ليحق الحق و يبطل البطل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يقطع . .. » در آيه قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 82 - 1
1- نزول آيات قرآن از جانب خداوند ، جلوه حق و مايه نابودى باطل
و قل جاء الحقّ و زهق البطل . .. و ننزل من القرءان
ذكرِ «و ننزّل من القرآن» پس از اعلام پيروزى حق و شكست باطل مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 19
19 - پنداشتن قدرت در معبودان دروغين ، عالم محبت مشركان به آنهاست .
يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 4 - 5
5 - ستمگرى ، باطل گرايى و دروغ پردازى ، از نتايج و اثرات كفر به خدا و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا
«زور» به معناى سخن باطل و دروغ است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 97 - 2
2 - استفاده از شيوه هاى نادرست در مبارزه با باطل ، نتيجه القائات شيطانى است .
ادفع بالتى هى أحسن السيّئة . .. و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 8 - 3
3 - تضمين تحقق حق و محو باطل در پرتو ريشه كن شدن كافران است .
و يقطع دابر الكفرين. ليحق الحق و يبطل البطل
برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يقطع . .. » در آيه قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 12
12 - وحى الهى ( قرآن ) ، موجب تحكيم حق و نابودى باطل
يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته
«كلمات» مى تواند اشاره به وحى و آيات الهى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 18
18 - گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 48 - 2
2 - غفلت و فراموشى مشركان از معبود هاى خويش ، در مواجهه با واقعيت هاى سهمگين قيامت
و ضلّ عنهم ما كانوا
بنابر اين كه «ضلّ عنهم» اشاره به اين باشد كه صحنه قيامت آن چنان براى مشركان وحشتناك و دهشت آور است كه خاطره بت
ها از نظرشان محو و نابود خواهدشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 41 - 12
12 - فراموش شدن عقايد شرك آميز و معبودهاى دروغين به هنگام رويارويى با عذاب و مرگ
قل أرءيتكم إن أتيكم عذاب اللّه أو أتتكم الساعة . .. و تنسون ما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 1
1- در نزاع ميان جبهه حق و باطل ، پيروزى نهايى از آنِ حق مداران است .
بل نقذف بالحقّ على البطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 98 - 8
8 - پيروزى نهايى در عرصه مبارزه حق و باطل ، از آنِ جبهه حق خواهد بود .
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون . .. قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم . ف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 21 - 1
1 - در جنگ حق و باطل ، غلبه با حق است .
كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 94 - 2
2 - دوزخ ، فرجام مشترك گمراهان و معبودهايشان
فكبكبوا فيها هم و الغاون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 161 - 1
1 - مشركان با معبودهايشان ، داراى سرنوشتى يكسان و مشترك اند .
فإنّكم و ما تعبدون
جمله «فإنّكم. ..» از نظر تركيبى، دو احتمال دارد: 1- جمله اى مستقل باشد; مانند «كلّ رجل وضيعته»، (مرد است و كسب و كارش). در اين صورت، پيام آيه چنين مى شود: شما هستيد و معبودهايتان، كه به حال خود واگذاشته شديد و از شما كارى ساخته نيست و سرنوشتى مشترك داريد. 2- «كُم» اسم «إنّ» و «ما تعبدون» عطف بر اين اسم و جمله «ما أنتم عليه...» خبر آن باشد بر اين اساس، برداشت هايى مى شود كه در آيات بعد خواهد آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 6
6 - تقرب به خداوند ، هدف مشركان از عبادت معبودهايشان
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 18
18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .
و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 23 - 8
8 - معبود ها ، برخوردار از توانايى براى نجات دادن از گرفتارى و رنج در نظر مردم انطاكيه
ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى . .. و لاينقذون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 14 - 3
3 - صفحات قرآن ، پاك و منزّه از ثبت هرگونه ناروا و دروغ و به دور از مطالب باطل
مطهّرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 11
11 - قضاوت كافران درباره غلبه شان بر دين خدا ، مبتنى بر وهم و خيال وقضاوت ناشايست بود .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 26 - 2
2 - ربوبيت خداوند ، مقتضى جمع انسان ها در قيامت و داورى نهايى بين جريان حق و باطل
قل يجمع بيننا ربّنا ثمّ يفتح بيننا بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 110 - 7،8
7- امتناع خداوند از داورى ميان حق و باطل در عرصه حيات دنيوى ، بر اساس تقديرى است كه خود مقرر كرده است .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
8- مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسان ها ، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان ، در عرصه حيات دنياست .
لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم
برداشت فوق ، از كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود; يعنى ، تقدير ياد شده (لولا كلمة سبقت . ..) در راستاى تدبير امور انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 17 - 3،4،8
3- هيچ گاه آفرينشگر با غير آفرينشگر ، قابل مقايسه نيست .
أفمن يخلق كمن لايخلق
4- قابل قياس نبودن موجود آفرينشگر با موجود فاقد قدرت خلق ، از بديهيات عقلى است .
أفمن يخلق كمن لايخلق
طرح سؤال ياد شده در آيه بى آنكه جوابى براى او بدهد ارشاد به حكم عقل است.
8- بى توجهى به غير قابل قياس بودن خالق با غير خالق ، مذموم و ناپسند است .
أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 11،12
11- استقلال مالى و توانگرى همراه با انفاق ، غير قابل مقايسه با وابستگى ، فقر و ناتوانى از انفاق است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه . .. هل يستون
12- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن و به دور از ابهام است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا . .. و من ... فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا هل يستون
پاسخ «هل يستون» به جهت بداهت و وضوح ذكر نشده است كه در واقع خداوند مى فرمايد: همان گونه كه برده اى فاقد اختيار، هرگز قابل مقايسه با آزاده اى توانمند و انفاقگر نيست و اين موضوعى است بديهى و بى نياز از توضيح، مقايسه خلق با خدا نيز اين چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 8
8- قابل مقايسه نبودن مخلوقات با خداوند ، امرى روشن ، بديهى و به دور از ابهام است .
و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بال
برداشت فوق، از حذف جواب استفهام (هل يستوى هو . ..) - كه مى تواند اين حذف به خاطر وضوح و بداهت آن باشد - استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 2
2 - هيچ چيز ، قابل مقايسه و برابرى با پروردگار جهانيان نيست .
إن كنّا لفى ضلل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 1
1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى ) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى
أفمن وعدنه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنه
آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 19 - 4
4 - برابر و هم سنگ نبودن كافران با مؤمنان
و ما يستوى الأعمى و البصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 19
19- فرجام نيك متقين بهشتى ، غيرقابل قياس با فرجام سخت دوزخيان
مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون . .. كمن هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 21 - 5
5- كافران ، به پوچى و بى اساس بودن بافته هاى دروغين و عقايد واهى خويش ، پى خواهند برد .
و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 102 - 2
2- كافران ، اولياى برگزيده خود ( معبود هاى باطل ) را به حال خويش سودمند مى پندارند .
أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء
درباره معناى اين آيه، توجيهات ادبى مختلفى ابراز شده است. از جمله اين كه «أن يتّخذوا» مفعول يكم براى «حسب» و مفعول دوم آن «نافعاً» محذوف باشد. برداشت بالا بر اين وجه ادبى مبتنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 11
11 - مشركان ، به خاطر انتخاب عقيده شرك آلود ، در قيامت پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 14 - 1
1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن
إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 75 - 9
9 - مستعضعفان مؤمن قوم ثمود ، در پاسخ مستكبران ، كفر خويش به معبودان دروغين را اعلان كردند .
قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون
حصر اضافى كه از تقديم «بما ارسل» بر «مؤمنون» به دست مى آيد، بيانگر اين است كه مستضعفان، علاوه بر اعلان ايمان به صالح و رسالتهاى وى، بيزارى خويش را از معبودان دروغين نيز بيان داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 17
17- خداوند ، حقيقتى بصير و پرفروغ است و معبود هاى اهل شرك كور و تاريكند .
قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمت والنور
برداشت فوق بر اين مبناست كه «أعمى» و «ظلمات» اوصاف معبودهاى اهل شرك و «بصير» و «نور» وصف خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 14
14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 21
21 - معتقدان به الوهيت مسيح ( ع ) محروم از بهشت و گرفتار به آتش دوزخ
قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 118 - 1
1 - معتقدان و مدعيان الوهيت عيسى ( ع ) و مادرش مريم ، مستحق عذاب الهى
ان تعذبهم فانهم عبادك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 12
12 - يهود و نصارا ، به دليل اعتقاد شرك آميزشان ( فرزند خدا خواندن عزير و مسيح ) مستحق كيفر مرگ
و قالت اليهود عزير ابن اللّه . .. قتلهم اللّه أنى يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 7
7 - محروميت از هدايت الهى ، موجب شتاب در انحراف و گرايش به سوى باطل
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 18
18 - ناسپاسى در برابر نعمت هاى خدا با گرايش به معبودانى دروغين ، نشانه جهل آدمى است .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قال إنكم قوم تجهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 31
31 - كج انديشى و گرايش قلب به باطل ، مانع از ژرفنگرى در علم *
فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. و الراسخون فى العلم
از مقابله دو گروه (كج انديشان و راسخان در علم)، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 96 - 2
2 - امكان سخن گفتن دوزخيان با معبودهايشان در دوزخ
قالوا و هم فيها يختصمون
مخاطب «قالوا» به قرينه آيه «إذ نسوّيكم بربّ العالمين»، معبودهاى مشركان است و ضمير «فيها» به «جحيم» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 162 - 1
1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .
ما أنتم عليه بفتنين
«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 14 - 10
10 - لزوم حركت دسته جمعى براى تقويت جبهه حق و دين الهى و صف آرايى در برابر جبهه باطل و كفر ، به هنگام ضرورت و نياز
فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 251 - 18
18 - دفع فساد از روى زمين ، از آثار پيكار حقّ عليه باطل
ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 80 - 8
8 - زدودن پندار هاى باطل درباره قيامت ، شرطى اساسى براى ايجاد زمينه هاى ايمان در مردم
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 36 - 4
4- مبارزه با شرك و معبود هاى پندارى و باطل مشركان ، در رأس برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أهذا الذى يذكر ءالهتكم
ذكر و يادكردن، هم به خير است و هم به شر; ولى در اين آيه - به قرينه مقام - ذكر به شرّ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 112 - 2
2 - درگيرى حق و باطل در سراسر تاريخ انبيا جريان داشته است.
و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 1،4،5
1- در نزاع ميان جبهه حق و باطل ، پيروزى نهايى از آنِ حق مداران است .
بل نقذف بالحقّ على البطل
4- درگيرى و ستيز مداوم حق و باطل در طول تاريخ
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
5- نابودى باطل و انديشه هاى نادرست ، در گرو حضور اهل حق در ميدان مبارزه با باطل است .
بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
«باء» در «بالحقّ» براى استعانت است. براين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما به كمك حق بر باطل مى كوبيم و نابودش مى سازيم». اين معنا مى رساند كه حق بايد در صحنه كارزار با باطل، حضور داشته باشد تا به وسيله آن بتوان باطل و انديشه هاى نادرست را نابود كرد. گفتنى است خداوند نابود ساختن باطل را به خود نسبت نداده; بلكه حق را نابود كننده باطل دانسته است (فيدمغه)، اين نكته مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 5 - 8
8 - جامعه بشرى ، از ديرباز عرصه درگيرى حق و باطل بود .
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و جدلوا بالبطل ليدحضوا به الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 26 - 10
10 - حق و باطل ، جريانى مستمر در تاريخ
فمنهم مهتد و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 13
13 - رويارويى و برخورد مداوم حقّ و باطل
و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 57 - 18
18 - خداوند بهترين جدا كننده حق از باطل است.
يقص الحق و هو خير الفصلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 6
6 - قرآن ، تبيين گر حق و باطل و جدا كننده سره از ناسره است .
تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده
«فرقان» اسم است براى آنچه فارق و جدا كننده حق از باطل باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 4
4 - سخنان كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، متكى بر تمثيل و تشبيه بود و نه برهان و دليل .
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 4
4 - سخنان كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، متكى بر تمثيل و تشبيه بود و نه برهان و دليل .
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 33 - 1،2،3،4
1 - كافران ، با استفاده از مثل هاى باطل و ترسيم غير واقعى چهره پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مبارزه عليه اسلام برخاسته بودند .
الذين كفروا . .. و لايأتونك بمثل
«مَثَل» هم به معناى «حجت» و «حديث» (سخنانى در باره اثبات چيزى) و هم به معناى «صفت» (توصيف چيزى) آمده است (قاموس المحيط). مقصود از آن در آيه شريفه، مجموعه سخنانى است كه كافران در توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور خدشه داركردن چهره منور آن حضرت مى گفتند كه در آيات فوق از آنها ياد شده است. گفتنى است قيد باطل بودن مثل ها، از قرينه مقابله جمله «لايأتونك بمثل» و جمله «إلاّ جئناك بالحقّ» استفاده شده است.
2 - خداوند در برابر هر يك از مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سخن حق و موضع درست را به آن حضرت مى آموخت .
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ
3 - خداوند ، در برابر مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بهترين راه كشف حقيقت و تفسير جريان حق و باطل را به آن حضرت ارائه مى كرد .
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
4 - سخنان كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، متكى بر تمثيل و تشبيه بود و نه برهان و دليل .
و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 86 - 1
1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .
و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 11
11- تمسخر و استهزاى آيات الهى و انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از روش هاى جدال باطل بوده است .
و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايتى و ما أُنذروا هزوًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 1
1 - مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 198 - 3،4،5
3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .
و تريهم ينظرون إليك
ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.
4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .
و هم لايبصرون
ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.
5 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها به گونه اى بود كه گويا به شخص مقابل خويش نظاره گر است .
و تريهم ينظرون إليك
خطاب در «تريهم» و «إليك» به هر انسانى است كه مواجه با بتها قرار مى گيرد، يعنى «تريهم ايها الانسان . .. » جمله «و هم لايبصرون» (آنها نمى بينند) دلالت مى كند كه «تريهم ينظرون»، يعنى «تريهم كانهم ينظرون إليك». (چنين گمان مى كنى كه بتها تو را مى نگرند.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 3،7
3 - هر معبودى به عنوان شريك براى خداوند گرفته شود ، مخلوق است و شايسته معبود شدن نيست .
ضرب لكم مثلاً من أنفسكم هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء
مثالى كه در آيه آمده است، هرگونه شركتِ بَرده در اموال مالك بَرده را نفى مى كند. چنين نفى اى به خاطر مملوكيت بَرده و در نتيجه، شايسته نبودن وى براى برابرى و همسان شدن با مالك است. اين مثل، در صدد تفهيم اين نكته است كه هر معبودى كه شريك براى خداوند قرار داده شود، خود، مملوك خدا است و در نتيجه، شايستگى شريك شدن با او را ندارد.
7 - قرآن كريم از شيوه هاى گوناگون استفاده مى كند تا مشركان را براى دست كشيدن از معبود هاى ساخته دست خويش قانع كند .
و من ءايته أن خلقكم . .. و أن خلق لكم ... خلق السموت ... يريكم البرق ... أن تق
پس از اقامه دليل هاى روشن براى اثبات وحدانيت خداوند، روى آوردن به بيان تمثيلى و عاميانه كردن مطلب، جهت تفهيم پوچى معبودهاى جعلى، حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 40 - 6
6 - معبودان مشركان ، جعلى و ساخته دست خود آنان بودند .
هل من شركائكم
اضافه شدن «شركاء» به ضمير مخاطب «كم» - كه مراد از آن، مشركان اند - نشان دهنده اين است كه آنان، خود، چنين شريكانى را براى خداوند مى ساختند و يا تصور مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 61 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) شنواى سخنان نيك و ارزنده و نه سخنان باطل و بيهوده
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه: اضافه «أذن» به «خير» اضافه حقيقى باشد ; نه از باب اضافه موصوف به صفت يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) شنواى سخنان خير است نه شنواى هر سخنى هر چند باطل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 191 - 3
3 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه خود مخلوق بودند .
أيشركون ما . .. هم يخلقون
ضمير «هم»، هم مى تواند به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برگردد و هم مى تواند به «مشركان» ارجاع شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. يعنى چيزى را شريك خدا مى پندارند كه خود آفريده شده است. آيه بعد اين احتمال را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 3
3 - معبود هاى برگزيده مشركان ، نه تنها توانا بر آفرينش هيچ چيزى نبودند ; بلكه خود نيز دست ساز ديگران بودند .
ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 2
2- خدايان ادعايى مشركان ، نه تنها خالق نيستند ; بلكه خود نيز آفريده شده و مخلوقند .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 98 - 6،7
6- « جاء فى الحديث إنّ قوماً أتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : . . . أخبرنا عن قوله : « إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم أنتم لها واردون » إذا كان معبودهم معهم فى النار فقد عبدوا المسيح ( ع ) أفتقول : إنّه فى النار ؟ فقال لهم رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . قال اللّه : « إنّكم و ما تعبدون » يريد الإصنام التى عبدوها و هى لاتعقل و المسيح ( ع ) لايدخل فى جملت ها لأنّه يعقل و لو قال : إنّكم و من تعبدون لدخل المسيح ( ع ) فى الجملة فقال القوم : صدقت يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ;
در حديث آمده كه گروهى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده و به آن حضرت گفتند: . .. ما را از گفتار خدا «إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم...» با خبرساز چنانچه معبودشان در آتش باشد، پس [اين كه] گروهى مسيح را عبادت كردند; آيا تو مى گويى او در آتش است. رسول خدا به آنان فرمود:... خدا فرموده «إنّكم و ماتعبدون» و بت هايى را كه آنان مى پرستيدند اراده كرده و بت ها غير عاقل هستند و مسيح داخل در آنها نيست; زيرا او صاحب عقل است و اگر فرموده بود «إنّكم و من تعبدون» مسيح نيز داخل در آن جمله بود. آن گروه گفتند: راست گفتى اى رسول خدا».
7- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا نزلت هذه آية . . . قال ابن الزبعرى : . . . يامحمد أرأيت آية التى قرأت آنفاً أفينا و فى آلهتنا أم فى الأمم الماضية و آلهتهم ؟ قال (صلی الله علیه و آله) : بل فيكم و فى آلهتكم و فى الأمم الماضية إلاّ من استثنى اللّه فقال ابن الزبعرى : . . . ألست تثنى على عيسى خيراً و قد عرفت أنّ النصارى يعبدون عيسى و أمّه و أنّ طائفة من الناس يعبدون الملائكة أفليس هؤلاء مع آلهة فى النار ؟ فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « لا . . . أما قلت : إلاّ من استثنى اللّه و هو قوله » إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عن ها مبعدون » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: آن گاه كه اين آيه نازل شد . .. ابن زبعرى گفت: ... اى محمد! بگو بدانم آيه اى كه به تازگى قرائت كردى در باره ما و معبودها ما است يا در مورد امت هاى گذشته و معبودهاى آنها است فرمود: هم در باره شما و معبودهاى شما و هم در باره امت هاى گذشته است; مگر كسى كه خدا استثنا فرموده است. ابن زبعرى گفت: آيا تو عيسى را به خوبى نمى ستايى و حال آن كه مى دانى نصارا عيسى و مادرش را عبادت مى كنند و گروهى از مردم نيز فرشتگان را عبادت مى كنند آيا آنان و معبودهاى خود در آتش نيستند؟ پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: نه ... آيا نگفتم مگر آنان كه خدا استثنا فرموده است؟ و آن استثنا همان سخن خدا است كه: «إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عنها مبعدون»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 21 - 1
1- خدايان مشركان ، موجودات مرده اى اند كه سابقه حيات نداشته و شايستگى آن را نيز ندارند .
و الذين يدعون من دون الله . .. أموت غير أحياء
ذكر عبارت «غير أحياء» پس از «أموات» مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه: آنها علاوه بر مرده بودن، نه سابقه حيات دارند و نه حيات پيدا خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 3،4،7
3 - جلب سود و دفع زيان ، انگيزه شرك پيشگان عصر بعثت در پرستش خدايان پندارى خود
و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم
4 - شرك پيشگان عصر بعثت براى معبودان پندارى خود ، تنديسهايى مى ساختند و در برابر آنها ، به پرستش مى پرداختند .
و يعبدون من دون اللّه ما لا يضرهم و لا ينفعهم
به كارگيرى لفظ «ما» - كه بيشتر در مورد چيزهاى فاقد عقل و انديشه كاربرد دارد - بيانگر برداشت فوق مى باشد.
7 - مشركان عصر بعثت ، معبودان پندارى خود را واسطه هايى براى شفاعت و پا در ميانى ، ميان انسان ها و خدا مى انگاشتند .
و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 45 - 6
6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .
و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون
از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 18،19
18 - مشركان ، خدايان دروغين را داراى قدرت مى پندارند .
و لو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة للّه جميعاً
طرح مسأله قدرت خداوند و انحصار آن به او براى كسانى كه غير خدا را همتاى خدا مى پندارند، بيانگر اين است كه: مشركان به توهّم برخوردارى معبودانشان از قدرت، آنها را همانند خداوند پنداشته و بر اساس آن به ايشان محبت مىورزند.
19 - پنداشتن قدرت در معبودان دروغين ، عالم محبت مشركان به آنهاست .
يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 17 - 9
9 - توانايى بتها و معبودهاى خيالى در دفع شر و رساندن خير، پندار نارواى مشركان
و إن يمسسك اللّه بضر فلا كاشف له إلا هو و إن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 9
9 - مشركان مى پنداشتند كه معبودهايشان توان نفع رسانى به آنان را دارد.
من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 94 - 4
4 - مشركان مى پنداشتند پس از مرگ مورد شفاعت معبودهاى خويش قرار خواهند گرفت.
و ما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 6،8
6 - مشركان مكه بر اين باور بودند كه معبودانشان بر يارى آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توانا هستند .
قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون
8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .
قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون
«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 5
5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .
ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 15
15- مشركان به پندار فرمان خدا بر پرستش معبود هاى خويش ، آنها را عبادت مى كنند . *
أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 27 - 5
5- مشركان ، از معبود هاى ادعايى خويش به سختى دفاع كرده و با يكتاپرستان درباره آنها به منازعه مى پرداختند .
أين شركاءى الذين كنتم تشقّون فيهم
«تشاقّون» (از مصدر شقاق) به معناى مخالفت است به گونه اى كه شخصى در يك طرف و شخص ديگرى در طرف ديگر باشد. فعل «تشاقّون» از باب مفاعله است كه براى فعلهاى دو جانبه استفاده مى شود و به قرينه مقام طرف درگير با مشركان، كسانى اند كه معتقد به خداى واحد بودند و از آنها به موحدان تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 3
3- مشركان ، بخشى از درآمد خود را براى معبود هاى خود اختصاص مى دادند .
و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم
برداشت فوق، مبتنى بر اين اساس است كه فاعل «لايعلمون» «ما» بوده و مراد از آن بتها باشد كه مفعول آن حذف شده است. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: مشركان قرار مى دهند سهمى را بر موجوداتى كه چيزى نمى دانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 86 - 1
1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .
و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 6،7،12
6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .
و يوم يقول نادوا شركاءى
«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.
7- مشركان ، حتى در قيامت هم دل بسته يارى معبودان شان اند .
فدعوهم
12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .
و جعلنا بينهم موبقًا
«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 53 - 2
2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .
و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 6
6 - مبادله بدون رضايت طرفين ، باطل است .
الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 148 - 6
6 - معبود دست ساز بنى اسرائيل ( مجسمه گوساله ) نه با آنان سخن مى گفت و نه ايشان را به راهى رهنمون مى ساخت .
ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا
استفهام در «ألم يروا» براى انكار و تعجب است ; يعنى گوساله پرستان با اينكه مى ديدند معبود دست سازشان با آنان سخن نمى گويد و راهى را به آنان نشان نمى دهد، آن را «إله» مى پنداشتند و اين امرى است كه به خاطر نابخردانه بودنش هر خردمندى را شگفت زده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 98 - 1،6،7
1- كافران و معبود هاى دروغينشان ، آتش گيره جهنم اند .
إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم
«حصب»; يعنى، هر آنچه در آتش افكنند و معناى غالبى آن هيزم است (لسان العرب).
6- « جاء فى الحديث إنّ قوماً أتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : . . . أخبرنا عن قوله : « إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم أنتم لها واردون » إذا كان معبودهم معهم فى النار فقد عبدوا المسيح ( ع ) أفتقول : إنّه فى النار ؟ فقال لهم رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . قال اللّه : « إنّكم و ما تعبدون » يريد الإصنام التى عبدوها و هى لاتعقل و المسيح ( ع ) لايدخل فى جملت ها لأنّه يعقل و لو قال : إنّكم و من تعبدون لدخل المسيح ( ع ) فى الجملة فقال القوم : صدقت يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ;
در حديث آمده كه گروهى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده و به آن حضرت گفتند: . .. ما را از گفتار خدا «إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم...» با خبرساز چنانچه معبودشان در آتش باشد، پس [اين كه] گروهى مسيح را عبادت كردند; آيا تو مى گويى او در آتش است. رسول خدا به آنان فرمود:... خدا فرموده «إنّكم و ماتعبدون» و بت هايى را كه آنان مى پرستيدند اراده كرده و بت ها غير عاقل هستند و مسيح داخل در آنها نيست; زيرا او صاحب عقل است و اگر فرموده بود «إنّكم و من تعبدون» مسيح نيز داخل در آن جمله بود. آن گروه گفتند: راست گفتى اى رسول خدا».
7- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا نزلت هذه آية . . . قال ابن الزبعرى : . . . يامحمد أرأيت آية التى قرأت آنفاً أفينا و فى آلهتنا أم فى الأمم الماضية و آلهتهم ؟ قال (صلی الله علیه و آله) : بل فيكم و فى آلهتكم و فى الأمم الماضية إلاّ من استثنى اللّه فقال ابن الزبعرى : . . . ألست تثنى على عيسى خيراً و قد عرفت أنّ النصارى يعبدون عيسى و أمّه و أنّ طائفة من الناس يعبدون الملائكة أفليس هؤلاء مع آلهة فى النار ؟ فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « لا . . . أما قلت : إلاّ من استثنى اللّه و هو قوله » إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عن ها مبعدون » ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: آن گاه كه اين آيه نازل شد . .. ابن زبعرى گفت: ... اى محمد! بگو بدانم آيه اى كه به تازگى قرائت كردى در باره ما و معبودها ما است يا در مورد امت هاى گذشته و معبودهاى آنها است فرمود: هم در باره شما و معبودهاى شما و هم در باره امت هاى گذشته است; مگر كسى كه خدا استثنا فرموده است. ابن زبعرى گفت: آيا تو عيسى را به خوبى نمى ستايى و حال آن كه مى دانى نصارا عيسى و مادرش را عبادت مى كنند و گروهى از مردم نيز فرشتگان را عبادت مى كنند آيا آنان و معبودهاى خود در آتش نيستند؟ پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: نه ... آيا نگفتم مگر آنان كه خدا استثنا فرموده است؟ و آن استثنا همان سخن خدا است كه: «إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أُولئك عنها مبعدون»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 99 - 1،4
1- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان در گريز از جهنم ، دليل عدم الوهيت آنان است .
ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها
4- خلود مشركان و معبودهايشان در آتش دوزخ
و كلٌّ فيها خلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 100 - 2
2- عذاب و شكنجه مشركان و معبودهايشان در جهنم شديد خواهد بود .
لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه ضمير «لهم»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 94 - 1،3
1 - نگون سار گشتن شرك پيشگان و معبودهايشان در دوزخ ، در پى اثبات پوچى هر معبودى جز خدا
هل ينصرونكم أو ينتصرون . فكبكبوا فيها هم و الغاون
«كبكبة» (مصدر مجهول «كبكبوا») به معناى نگون سار گشتن و نيز افكنده شدن است. ضمير «هم» نيز به معبودها بازمى گردد. بنابراين «فكبكبوا فيها هم...»; يعنى، گمراهان و معبودهايشان به صورت سرنگون در دوزخ افكنده خواهند شد.
3 - معبود هاى دروغين ، جلودار مشركان در سقوط به ورطه دوزخ
فكبكبوا فيها هم و الغاون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ضمير «هم» - كه به معبودهاى باطل بازمى گردد - مقدم بر «الغاوون» آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 95 - 1
1 - افكنده شدن همه سپاهيان ابليس در دوزخ ، به همراه گمراهان مشرك و معبود هاى باطلشان
فكبكبوا فيها . .. و جنود إبليس أجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 96 - 2
2 - امكان سخن گفتن دوزخيان با معبودهايشان در دوزخ
قالوا و هم فيها يختصمون
مخاطب «قالوا» به قرينه آيه «إذ نسوّيكم بربّ العالمين»، معبودهاى مشركان است و ضمير «فيها» به «جحيم» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 163 - 4
4 - مشركان و معبودهايشان و پيروان گمراه آنان ، دوزخى اند .
إلاّ من هو صال الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 7
7 - قيامت، روز استهزاى مشركان و نماياندن ناتوانى و بطلان خدايان دروغين آنهاست.
و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 23 - 2
2 - بى پناهى مشركان در قيامت و ناتوانى معبودهاى آنان از كمك رساندن به آنها
أين شركاؤكم . .. ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا و اللّه ربنا ما كنا مشركين
اين آيه و آيه پيش ترسيمى از چهره مشركان در قيامت است. در آيه پيش خطاب به مشركان شده كه: «أين شركاؤكم» ؟ و در اين آيه درماندگى و بيچارگى و عجز آنان از پاسخ و دفاع را بيان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 24 - 3
3 - ظهور بطلان شرك و پوچى معبودهاى دروغين در قيامت
و ضل عنهم ما كانوا يفترون
از كاربردهاى فعل «ضل» جايى است كه چيزى از بين رفته است و باطل شود. در لسان العرب آمده است: «ضل الشىء إذا ضاع»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 53 - 13
13 - كافران در قيامت هيچ اثرى از معبودان دروغين خويش نخواهند يافت .
و ضل عنهم ما كانوا يفترون
با توجه به زمان نزول قرآن كه مخالفان اسلام مشركان و بت پرستان بودند و آنان معبودان دروغين خويش را منشأ اثر در سرنوشت انسانها مى پنداشتند، مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «ما كانوا يفترون» معبودان ساختگى و دروغين كفرپيشگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 5
5 - حشر مشركان در قيامت ، به همراه معبود هاى مورد پرستش آنان خواهد بود .
ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 6،9،12،13
6- در قيامت ، مشركان ، از معبودان پندارى خويش جدا و دوراند .
و يوم يقول نادوا شركاءى
«نداء» به معناى «بلند كردن آواز و آشكار ساختن آن» است (مفردات راغب) و فعل «نادوا» نشانه زياد بودن فاصله مشركان و معبودان است.
9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .
فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
12- خداوند ، در قيامت ، بين مشركان و معبودان شان وادى هلاكت بارى را قرار خواهد داد و هرگونه ارتباط ميان آنها را ناممكن خواهد ساخت .
و جعلنا بينهم موبقًا
«وبوق» به معناى «هلاك شدن» است و «موبق» اسم مكان به معناى «مكان هلاكت» است.
13- شياطين و ديگر معبودان دروغين مشركان ، در صحنه قيامت حضور خواهند داشت .
نادوا شركاءى . .. و جعلنا بينهم موبقًا
به قرينه آيات قبل، مراد از «شركاء» همان ابليس و ذريه او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 53 - 2
2- مكان هلاكت بارى كه بين مشركان و معبودان پندارى آنها فاصله مى شود ، آتش دوزخ است .
و جعلنا بينهم موبقًا . و رءا المجرمون النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 3
3- معبود هاى مشركان در قيامت ، به ستيز و دشمنى با پرستشگران خود خواهند پداخت .
و يكونون عليهم ضدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 87 - 2
2- معبود هاى پندارى مشركان ، از شفاعت در قيامت ناتوانند .
واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. لايملكون الشفعة
چنان كه برخى از مفسران گفته اند، مرجع ضمير در «لايملكون» مى تواند «الهه» در آيات پيشين باشد. دراين صورت ردِ پندار شفاعتى است كه مشركان آن را از معبودهاى خود توقع داشتند. دراين وجه استثنا منقطع و مفاد آن چنين خواهد بود: هر كس به عهدى نزد خداوند دست يافته باشد، توان شفاعت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 1،3،4،5
1 - اعتراف معبود هاى مشركان به روز رستاخيز و در پيشگاه خداوند ، به منزه بودن او از داشتن هر گونه شريك
و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه . .. قالوا سبحنك
3 - معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، اظهار مى دارند كه حقِ برگفتن سرپرستانى جز خدا را نداشته و سزاوار اين كار نبوده اند .
قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء
«أولياء» مى تواند از «وَلايت» (به فتح «واو») به معناى سرپرست باشد و هم مى تواند از وِلايت (به كسر «واو») به معناى
«نصرت» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى اول است.
4 - معبود هاى مشركان در قيامت ، خود را از داشتن هر گونه نقشى در گمراهى مشركان ، تبرئه كرده و آن را تكذيب خواهند كرد .
ءأنتم أضللتم عبادى . .. قالوا سبحنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء
5 - اظهار شگفتى و اعلام انزجار معبو هاى مشركان در قيامت ، از معبود قرار گرفتن خودشان از سوى مشركان و يا نقش داشتن آنان در گمراهى ديگران
فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء . .. قالوا سبحنك
جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1- آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود و شنونده بخواهد اظهار شگفتى كند. 2- آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروايى شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اعلان برائت و اظهار انزجار كند و واكنش منفى از خود نشان دهد (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 19 - 1،2
1 - ادعاى مشركان در باره وجود معبودهايى جز خداوند ، مورد تكذيب شديد خود معبود هاى آنها در قيامت
فقد كذّبوكم بما تقولون
برداشت فوق با توجه به دو نكته است: 1- فاعل «كذّبوا» معبودها و مخاطب «كم» مشركان اند. 2- آنچه مشركان ادعاى آن را دارند - كه مورد تكذيب معبودهايشان قرار خواهد گرفت - ممكن است دو چيز باشد: 1- وجود معبودهاى متعدد، به جز خداوند. 2- گمراه شدن آنان به دست معبودهايشان كه از سؤال و پاسخ خدا و معبودها - كه در آيات قبل آمد - به دست مى آيد.
2 - ادعاى مشركان در باره نقش داشتن معبودهايشان در گمراهى آنان ، مورد تكذيب همان معبود ها در قيامت
فقد كذّبوكم بما تقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 92 - 2
2 - دست مشركان در قيامت ، كوتاه از معبود هاى خيالى خود
و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 93 - 3
3 - عناصر مورد اتكاى مشركان ، خود گرفتار در قيامت و ناتوان از يارى رساندن به ديگران و دفاع از خويش
هل ينصرونكم أو ينتصرون
«نصر» (مصدر «ينصرون») براى دفاع از ديگران و«انتصار» (مصدر «ينتصرون») به معناى دفاع از خود به كار مى رود. ضميرهاى فاعل در دو فعل ياد شده، به معبودها بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 14 - 4
4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان
و يوم القيمة يكفرون بشرككم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 73 - 4
4 - در قيامت ، اثرى از معبود هاى ادعايى مشركان نخواهد بود .
ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 14
14 - مشركان ، از حمايت معبود هاى خويش در قيامت محروم خواهند بود .
و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 6 - 4
4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود
و كانوا بعبادتهم كفرين
ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 8
8- قوم ثمود ، مردمى مشرك و معتقد به معبودهايى متعدد
يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 8
8- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبود هاى خود ساخته
ما لكم من إله غيره إن أنتم إلاّ مفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 1،3،4
1- قوم عاد ، پرستشگر معبودهايى متعدد و معتقد به تأثيرگذارى آنها در امور جهان
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
تعدد معبودها از كلمه «آلهه» كه جمع «إلاه» (معبود) است ، استفاده مى شود.
3- قوم عاد ، برخى از آلهه خويش را عامل جنون و اغتشاش روانى هود ( ع ) مى پنداشتند .
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
«إعتراء» به معناى شامل شدن و اصابت كردن است (لسان العرب). و از آن جا كه «إعتراء» در آيه شريفه، به وسيله حرف «باء» به مفعول دوم (بسوء) متعدى شده، به معناى رسانيدن و شامل كردن مى باشد. بنابراين جمله «إن نقول ...; يعنى، ما سخنى جز اين نمى گوييم كه يكى از خدايان ما، مرض و آفتى بر تو افكنده است».
4- قوم عاد ، براين باور بودند كه هر بت و معبودى ، در بخشى از امور كارايى دارد . *
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
از اينكه قوم عاد ، ايجاد سوء را به برخى از خدايان نسبت داده اند (بعض ءالهتنا) و نه به همه آنها ، مى توان دريافت كه آنان ، هر بت و معبودى را عهده دار انجام كارى خاص مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 5
5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 2
2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .
سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا
در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 1
1- اعتقاد مشركان به خدايانى برگرفته شده از مواد و عناصر زمينى
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض
«أم» در «أم اتّخذوا» منقطعه و متضمن معناى «بل» است، كه براى اضراب است مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 2
2 - مشركان ، جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان ( ارباب ها ) و خدا را خداى خدايان ( رب الأرباب ) مى پنداشتند .
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
ضمير فاعلى در «لم ينزّل» به «اللّه» و ضمير «به» به «ما» بازمى گردد. و «سلطان» به معناى تسلط و اقتدار مى باشد. جمله ياد شده، بيانگر جهان بينى غلط مشركان است; آنان جهان را تحت تدبير و ربوبيت خدايان (ارباب ها) و خدا را ربّ الأرباب و خداى خدايان مى پنداشتند. بنابراين به جاى پرستش خدا، به عبادت آن خدايان خيالى مى پرداختند. در آيه فوق، اين پندار مردود شمرده شده و اعلام شده است كه خداوند به هيچ موجودى، هيچ گونه سلطه و اقتدارى كه بتواند با آن به رتق و فتق امور جهان بپردازد، عطا نكرده است; بلكه همه هستى در قبضيه قدرت و اقتدار او و تحت ربوبيت و تدبير مستقيم او قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 1
1 - مشركان ، به جاى خدا ، معبود هاى ديگرى برگرفته بودند .
و اتّخذوا من دونه ءالهة
«إله» (مفرد «آلهة») به معناى «معبود» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 84 - 4
4 - اعتقاد مشركان به تقسيم كار هاى آسمان و زمين ، ميان خدا و فرزندى كه براى او تصوير كرده اند . *
قل إن كان للرحمن ولد . .. و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله
برداشت بالا بدان احتمال است كه ميان اين آيه و آيه «إن كان للرحمان ولد» (آيه 81) بدين گونه ارتباط باشد كه مشركان علاوه بر اعتقاد به فرزنددارى خدا، بر اين باور بوده اند كه الوهيت آسمان و زمين ميان او و فرزندش تقسيم شده است. گفتنى است كه اين آيات ردى بر هر دو ديدگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 3
3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا
و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا
تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 20 - 3
3 - مشركان ، معتقد به بهره مند بودن از سپاهى قدرت مند و نيرويى شكست ناپذير معنوى همچون معبودان ادعايى در برابر ديگر قدرت ها
أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 8
8 - خدايان ادعايى مشركان ، هيچ گونه سهم و شركتى در آسمان ها و زمين ندارند .
و ما لهم فيهما من شرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 14 - 4
4- خدايان دروغين ، از اجابت كردن درخواست ها ناتوانند .
والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء
مراد از ضمير «يدعون» و «لهم» مشركان است و ضميرى كه بايد به موصول (الذين) باز گردد محذوف مى باشد. بنابراين «والذين يدعون ...» ; يعنى ، آن چيزه او كسانى كه مشركان آنان را مى خوانند، ايشان را اجابت نمى كنند به كمترين اجابتى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 14 - 1،3
1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن
إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم
3 - استجابت دعا و بر آوردن حاجت ، تنها در توان ربّ و مالك حقيقى جهان ( اللّه ) است .
ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 9
9 - خدايان ادعايى مشركان ، هيچ گونه نقشى در پشتيبانى و امداد به خدا را ندارند .
و ما له منهم من ظهير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 9
9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان
أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت
مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 9
9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 4
4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود
ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 20 - 1
1- خدايان ادعايى مشركان ، قدرت آفرينش هيچ چيزى را ندارند .
و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا
«يدعون» صله «الذين» است و ضمير صله، ضمير مفعولى است كه حذف گرديده و مرجع آن الذين است. مراد از «الذين» به قرينه آيات قبل - كه درباره خدايان ادعايى ناتوان بود - خدايان مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 7
7 - عجز و ناتوانى خدايان اهل شرك - هر چند همگى گرد هم آيند - از آفريدن حتى يك مگس ، دليلى است روشن و غير قابل انكار بر پوچى انديشه شرك .
إنّ الذين تدعون من دون اللّه لن يخلقوا ذبابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 4،5،7
4 - خداوند ، مشركان را به ارائه مخلوقات معبودان شان ، فرا مى خواند .
فأرونى ماذا خلق الذين من دونه
5 - معبودان مشركان ، هيچ آفريده اى ندارند .
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه
7 - مشركان ، از ارائه مخلوقى براى معبودان خويش ، ناتوان اند .
فأرونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين
امر «أرونى» براى تعجيز است و «بل» اضراب، براى انتقال از غرضى به غرض ديگرى است. جمله بعد از «بل» اشعار دارد به اين كه آنان، نه تنها از درخواست ارائه مخلوق براى معبودى، ناتوانند بلكه آن چنان در بيراهه اند كه هيچ گاه چنين كارى از آنان ساخته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 19
19- مشركان على رغم سراغ نداشتن مخلوقى براى خدايان خويش ، به ولايت و تدبير آنان معتقد بودند .
أفاتخذتم من دونه أولياء . .. أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم
جمله «خلقوا كخلقه» صفت براى «شركاء» است. «خلق» در هر دو مورد («كخلقه» و «الخلق») مصدر و به معناى اسم مفعول (مخلوقات) است. «تشابُه» (مصدر تشابَه) به قرينه كلمه «على» به معناى مشتبه شدن به خاطر مشابهت است. «أم» در جمله
فوق أم منقطعه و حاوى استفهام انكارى است و مى رساند كه خود مشركان نيز براى شركا و معبودهاى پندارى، آفرينشى را باور نداشتند تا با آفريده هاى خدا مشتبه شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 5
5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .
ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 56 - 9
9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً
مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 4
4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود
ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 4،6،9
4 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، ناتوان از برطرف كردن هر گونه گزندى از انسان
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أراد
6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته
طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان
أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت
مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 56 - 1
1- مشركان ، براى معبود هاى خويش سهمى در روزى دهى قائل بودند .
يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نصيبًا ممّا رزقنهم
آيه، ادامه بيان كارهاى خلاف مشركان است و برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ما» ى موصول، معبودهاست و مفعولٌ به فعل «لايعلمون» محذوف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 1
1- خدايان مشركان ، هيچ گونه نقشى در روزى رسانى به انسان ها ندارند .
و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف شد تا به مشركان اعلام كند : اگر با خداى واحد ، خدايان ديگرى وجود دارد ، بايد آنان براى گرفتن عرش چاره انديشى نموده و وسيله اى فراهم آورند .
قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 20 - 2
2 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان از هرگونه قضاوت
والذين يدعون من دونه لايقضون بشىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 4
4 - خدايان مشركان ، مالك هيچ چيزى - حتى به اندازه يك ذرّه - در عالم نيستند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 5
5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .
ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 6،9
6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .
قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته
طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
9 - مشركان ، معتقد به حاجت دادن معبودهايشان و رساندن سود به انسان ها و برطرف كردن گزند از آنان
أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمت
مقصود از «دعاء» در «ماتدعون»، حاجت بردن و استعانت جستن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 8
8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .
فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 26 - 5
5- مقايسه بين عقايد حق و باطل ، روشى براى تشخيص حق و رهنمودى كاربردى براى تعيين مسير حركت آدمى است .
مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . .. و مثل كلمة خبيثة
بى شك منظور از تشبيهات در قرآن، و از جمله موارد ياد شده در آيه هاى فوق، تبيين دقيق آن دسته از معارفى است كه فهم آنها مشكل مى باشد و فلسفه چنين روشنگرى اى نيز، قطعاً ارائه راه روشن براى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 8
8- مشركان در قيامت ، پرستش و بندگى معبود هاى ساختگى را انكار كرده و با آنها به ستيز و دشمنى خواهند پرداخت .
سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا
در برداشت ياد شده، مرجع ضمير «يكفرون» و «يكونون» مشركان و مرجع ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» الهه دانسته شده و كفر نيز به معناى انكار گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 162 - 1
1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .
ما أنتم عليه بفتنين
«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 8
8 - فرجام امور ، ملاك ارزيابى حق و باطل است ; نه جلوه هاى ناپايدار مادى .
قال مترفوها . .. فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 16
16 - كتاب هاى آسمانى ، معيار شناخت حق از باطل و قضاوت صحيح
و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 6
6 - رسولان الهى ، پيام آوران عدالت براى جوامع و ارائه دهندگان موازين و معيار هاى حق و باطل
و أنزلنا معهم الكتب و الميزان
«ميزان» اسم آلت و ابزار سنجش اشيا است. فرستادن ميزان از سوى خداوند، به معناى ارائه معيارها و ملاك ها، براى رعايت حق و عدل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 2
2- سخن هاى ناسازگار با تعاليم الهى ، باطل و مردود است .
و قل الحقّ من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 84 - 3
3 - سخنان ناسازگار با سخن خدا ، سخنى باطل و به دور از حقيقت است .
قال فالحقّ و الحقّ أقول
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه وقتى تمامى سخنان خداوند بدون استثنا حقِ خالص است، قهراً ديگر سخنان باطل خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 11
11 - قرآن ، حاوى رهنمود ها و دلايلى روشن جهت دستيابى به ميزانى براى تمييز حق از باطل
الذى أنزل فيه القرءان . .. بينت من الهدى و الفرقان
«فرقان» به چيزى گفته مى شود كه به وسيله آن مى توان حق را از باطل و درست را از نادرست تمييز داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 7
7 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى معبودهايى را مى پرستيدند كه خود مالك آنها بودند .
أصنام لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 194 - 3
3 - همگان ، چه معبودان و چه پرستش كنندگان ، بنده خدا و مملوك او هستند .
إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم
«عباد»، جمع «عبد»، و به معناى بندگان و مملوكان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 1 - 9
9- آيات قرآن ، جدا كننده حق از باطل و ملاك تميز بين آن دو
و قرءان مبين
برداشت فوق، مبتنى بر متعدى بودن «مبين» است كه در لغت به معناى جدا كننده بين دو شىء آمده است و به قرينه مقام، مراد از آن ايجاد تمايز حق از باطل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 2
2- تورات ، جدا كننده حق از باطل
ءاتينا موسى و هرون الفرقان و ضياءً و ذكرًا
واژه «فرقان» به هر چيز جدا كننده حق از باطل اطلاق مى شود. توصيف كتاب آسمانى تورات به «فرقان» بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 1 - 6
6 - قرآن ، تبيين گر حق و باطل و جدا كننده سره از ناسره است .
تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده
«فرقان» اسم است براى آنچه فارق و جدا كننده حق از باطل باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 3
3 - فرمان روايى و حكومت خداوند بر آسمان ها و زمين ، خاستگاه نزول كتابى كه تبيين كننده حق از باطل براى انسان ها است .
تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده . .. الذى له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 76 - 5
5 - جداسازى حق از باطل ، سره از ناسره و ارائه بينش صحيح مكتبى از رسالت هاى قرآن
إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون
مراد از «يقصُّ» صرف قصه گويى و گزارش نيست; بلكه گزارش همراه با نقد و تبيين و تفكيك سره از ناسره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 48 - 6
6 - قرآن ، معيار شناخت حق و باطل در معارف الهى
فلمّا جاءهم الحقّ
توصيف قرآن به «حق» مى تواند به اين خاطر باشد كه بشر در شناخت حقايق و معارف الهى (هم چون مبدأ و معاد) دچار خطا نشود و معيارى صحيح در شناخت آنها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 2 - 5
5 - ارائه حق و شناساندن آن به مردم ، فلسفه نزول قرآن
إنّا أنزلنا إليك الكتب بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 7 - 5
5 - برقرارى ميزان و ابزار سنجش حق و باطل در ميان مردم از سوى خداوند
و السّماء رفعها و وضع الميزان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «وضع الميزان» برقرارى ابزار سنجش در ميان مردم باشد - نه آسمان ها - ; آن گونه كه در آيه 25 سوره «حديد» آمده است (و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط). گفتنى است آيه بعد - كه توصيه به پرهيز از طغيان در ميزان مى كند - مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 4 - 2،3
2 - فرشتگان وحى ، جداكنندگان حق از باطل اند .
فالفرقت فرقًا
«فرق» به معناى تميزدادن ميان اشيا است و مقصود از فارق بودن فرشتگان، به اين است كه آنان اهل بهشت را از اهل دوزخ و اقوام محكوم به عذاب را (مانند قوم نوح و عاد و. ..) با غير اينها جدا كرده، تميز مى دهند و يا اين كه آنان چيزهايى مى آورند كه جداكننده حق از باطل است (وحى و كتاب هاى آسمانى). گفتنى است برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
3 - وحى و كتاب هاى آسمانى ، جداكننده حق از باطل اند .
فالفرقت فرقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 5
5- مالكيت مطلقه الهى بر جهان هستى ، پشتوانه و تضمين كننده تحقق پيروزى حق بر باطل است .
بل نقذف بالحقّ . .. و له من فى السموت والأرض
جمله «و له من فى السماوات. ..» عطف بر جمله «لو أردنا ... بل نقذف بالحقّ...» است و تبيين و تفسير كننده حق بودن آفرينش جهان و نيز پيروزى حق بر باطل مى باشد; زيرا وقتى جهان در ملك خدا بود، پيروزكردن حق بر باطل، امرى ممكن و آسان بر او خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 3 - 5
5 - هواى نفس ، منشأ اصلى سخنان باطل و القاى مفاهيم گمراه كننده
و ما ينطق عن الهوى
از اين كه «الهوى» به خصوص نفى گشته و عوامل ديگر ياد نشده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 116 - 4
4 - در صورت يارى خداوند ، پيروزى سپاه دين و جريان حق بر كفر و باطل ، قطعى است .
و نصرنهم فكانوا هم الغلبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 17
17 - علم و آگاهى گسترده خداوند ، پشتوانه پيروزى دين حق و شكست جبهه كفر و باطل
و يمح اللّه البطل . .. إنّه عليم بذات الصدور
جمله «إنّه عليم بذات الصدور» مى تواند علت براى جمله «و يمح اللّه الباطل» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 9
9 - شيطان ، رواج دهنده انديشه ها و گرايش هاى خرافى در جامعه
و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 13،15
13 - پيروى از افكار و عقايد بدون دليل و مبتنى بر تمايلات نفسانى ، امرى نكوهيده و مورد نهى خداوند
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
15 - پى ريزى عقايد دينى بر پايه هواپرستى و تمايلات نفسانى ، موجب گمراهى و گمراه سازى ديگران
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 100 - 6
6 - شريك پنداشتن براى خداوند و انتساب فرزند به او، پندارى باطل و از سر نادانى است.
و خرقوا له بنين و بنت بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 4
4- شركورزى و اعتقاد به معبودهايى غير از خداى يكتا ، زاييده پندار و توهم آدميان است .
إلاّ أسماءً سميتموها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 2
2- توهم فرزند بودن عيسى ( ع ) براى خداوند ، برخاسته از تحليل نادرست ماجراى تولد و سخن گفتن معجزنماى او بود .
ذلك عيسى ابن مريم . .. ما كان للّه أن يتّخذ من ولد
نفى فرزند از خداوند پس از بيان قصه تولد عيسى(ع) مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گروهى اين نوع امور معجزه آسا را دليل فرزند خدابودن او قرار داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 5
5- جهان بينى غلط و نگرش جاهلانه به هستى ، ريشه عملكرد نادرست و مجرمانه انسان در صحنه حيات
إنّهم كانوا مجرمين . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون
از ارتباط اين آيه با عبارت «إنّهم كانوا مجرمين»، استفاده مى شود كه ناآگاهى نسبت به حقانيت آفرينش، عامل گرايش امت هاى نابود شده به جرم پيشگى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 11
11- داورى وارونه و دور از حقيقت درباره عملكرد ها ، از پى آمد هاى نابسامانى فكرى و عقيدتى است .
الذين كانت أعينهم فى غطاء . .. يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
مجموع چند آيه، در آغاز، فقدان بينش را در كافران مطرح ساخت، آنگاه برگزيدن معبودانى جز خدا را به عنوان يكى از دستاوردهاى آن مطرح كرد (أفحسب) و در اين آيه، آنان را به عنوان (أخسرين) و كسانى كه اَعمال پوچ خود را كارهايى نيك مى بينند، معرفى كرد. مقتضاى ربط بين آيات مورد بحث، برداشت بالا، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 1
1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .
فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 6
6 - شرك و بت پرستى ، خروج از مدار حق و گردش بر مدار باطل است .
فماذا بعد الحق إلا الضلل . .. كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 16
16- توحيد ، ولايت خدا و ربوبيت او ، حقايقى است ماندگار و شرك و پرستش غير خدا باطلهايى است رفتنى و ناپايدار
فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس
به قرينه آيات گذشته از مصاديق مورد نظر براى باطل - كه به كفها تشبيه شد شرك و پرستش غير خداست و از مصاديق حق كه نافع و ماندگار است - توحيد و اعتقاد به ربوبيت و ولايت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 49 - 7
7 - « عن حمادبن عثمان قال : اُولِم اسماعيل فقال له أبوعبداللّه ( ع ) عليك بالمساكين فأشبعهم . فإنّ اللّه عزّوجلّ يقول : « و ما يبدئ الباطل و ما يعيد » ;
حمادبن عثمان روايت مى كند كه اسماعيل (فرزند امام صادق(ع)) وليمه اى ترتيب داده بود. امام صادق(ع) به او فرمودند: بر تو باد توجه به مساكين، پس آنان را سير كن; زيرا خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: (و ما يبدئ الباطل و ما يعيد)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 8
8- هلاكت و نابودى جوامع ستمگرگذشته ، نمونه اى از پيروزى حق بر باطل
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه فإذا هو زاهق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 116 - 19
19 - توجه به محدوديت دانش پيامبران ( ع ) بازدارنده آدمى از باور به الوهيت آنان
و لا اعلم ما فى نفسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 17
17 - توجه به نياز همه بندگان به خداوند در تأمين معاش ، از ميان برنده پندار بهره بردن خداوند از عبادت بندگان است .
لانس-َلك رزقًا نحن نرزقك
در برداشت ياد شده جمله «نحن نرزقك» به منزله تعليل براى جمله قبل است; يعنى، چون رزق تو به دست ما تأمين مى شود، پس روشن است كه ما در فرمان نماز، درپى كسب روزى از جانب تو نيستيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، بايد در موضع گيرى عليه جريان هاى باطل ( نفاق ) پيشگام باشد .
لا تقم فيه أبداً
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه ظاهراً به خاطر موقعيتى است كه آن حضرت داشتند (موقعيت رهبرى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 8 - 1
1 - پياده شدن حق و نابودى باطل ، هدف از تشريع جهاد و مبارزه در اسلام
إذ يعدكم . .. يريد اللّه .. ليحق الحق ... و لو كره المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 2
2 - ماجراى ميان موسى ( ع ) و فرعونيان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل
إنّ فى ذلك لأية
چنان كه گفته شد «آية» به معناى عبرت است و عبرت بودن ماجراى موسى و فرعونيان، در صورتى است كه تكرار نظاير آن همواره ممكن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 121 - 2
2 - ماجراى ميان نوح ( ع ) و قومش ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوبى باطل
إنّ فى ذلك لأية
آيه و عبرت آموز بودن، مستلزم امكان تحقق دوباره و استمرار يافتن چيزى است كه بايد از آن درس عبرت گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 139 - 6
6 - فرجام هلاكت بار عاديان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى حق و سركوب باطل
فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية
نشانه و مايه عبرت بودن ماجراى هلاكت قوم عاد، مستلزم استمرار داشتن مجازات اقوام در صورت كفرورزى و اصرار بر حق ناپذيرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 158 - 4
4 - نزول عذاب مرگبار بر ثموديان ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل
فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية
نشانه و مايه عبرت بودن ماجراى هلاكت ثموديان، مستلزم استمرار داشتن مجازات اقوام ديگر، در صورت كفرورزى و اصرار بر حق ناپذيرى آنان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 174 - 2
2 - هلاكت قوم فساد پيشه لوط و نجات وى و خاندانش - به جز همسر وى - نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل
إنّ فى ذلك لأية
نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت قوم لوط، در صورتى است كه درباره ديگر امت ها قابل تكرار باشد و به تعبير ديگر، سنتى مستمر به شمار آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 190 - 2
2 - فرجام هلاكت بار مردم ايكه ، نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل
فأخذهم عذاب يوم الظلّة . .. إنّ فى ذلك لأية
نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت مردم ايكه، در صورتى است كه تكرار نظاير آن همواره ممكن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 26 - 2
2- اعتقادات ناحق و باطل ، بى ريشه و ناپايدار است .
و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الأرض ما لها من قرار
«كلمه خبيثه» در مقابل «كلمه طيبه» است و مراد از آن طبق گفته مفسران و قرينه هايى كه در مشبه به آمده است، شرك و عقيده باطل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 67 - 12
12 - ايمان به باطل و كفران نعمت هاى الهى ، امورى نكوهيده اند .
أفبالبطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 12
12- جدال به باطل و استهزا و تمسخر ، از روش هاى ناپسند در برخورد با مسائل فكرى و عقيدتى است .
و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايتى و ما أُنذروا هزوًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 83 - 9
9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با
پرستشگران خويش
و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين
استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4
1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 14
14 - در تبليغ ، تنها ، به نفى باطل نبايد پرداخت ، بلكه بايد راه درست را نيز معرفى كرد .
إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق و اعبدو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 5
5 - حق ، مدار هدايت و باطل ، مدار ضلالت است .
فماذا بعد الحق إلا الضلل
جمله «فما بعد الحق . ..» داراى حذف و ايجاز است و تقدير آن چنين مى باشد: «فماذا بعد الحق الذى هو الهدى إلا الباطل الذى هو الضلال».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 11،12،13
11 - شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.
و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم
«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.
12 - شريكان پندارى به اذن خداوند مشركان را به هلاكت و سردرگمى مى اندازند.
و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم
13 - گمراه شدن مشركان و به هلاكت افكندن آنان از سوى شريكان موهوم خداوند (جنيان و بتها) در قلمرو مشيّت الهى است.
و لو شاء الله ما فعلوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 86 - 5
5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *
و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو
برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 82 - 4
4- معبود هاى مشركان ، در قيامت مايه ذلت و خوارى مشركان خواهند شد .
عزًّا . .. و يكونون عليهم ضدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 3
3- دخالت معبود ها و خدايان ، در مقدار عمر و بهرهورى مادى انسان ، پندار باطل مشركان
أم لهم ءالهة تمنعهم . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «بل . ..»، اضراب از «أم لهم آلهة...» باشد. از اين استفاده مى شود كه مشركان به چنين قدرتى براى خدايان خويش اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 5
5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .
ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 17 - 2،3
2 - خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى
ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء
3 - خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش
فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 93 - 5
5 - باور مشركان ، به يارى رسانى معبودهايشان در سختى ها و هلاكت ها
أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون
زير سؤال رفتن توانايى معبودها بر يارى رسانى، حاكى از اين است كه مشركان بر اين باور بودند كه معبودهايشان به آنان يارى خواهند رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 7
7 - مشركان ، معبود هاى خود را وسيله تقرب به خدا مى دانستند .
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 43 - 1،2
1 - معبود هاى ادعايى مشركان - نه در دنيا و نه در آخرت - هرگز براى انسان ها پيامى نداشته ، آنان را به عبادت خويش فرا نخوانده اند .
لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة
مقصود از «دعوت» معبودهاى ادعايى در آيه شريفه، دو چيز مى تواند باشد: 1- داشتن پيام براى انسان ها و فراخواندن به عبادت خود; 2- استجابت دعوت و يا دعاى مستجاب شده; يعنى، به تقدير كلمه اى باشد مانند: «استجابة دعوة أو دعوة مستجابة». برداشت يادشده مبتنى بر معناى نخست است.
2 - مؤمن آل فرعون قومش را از نقش نداشتن معبود هاى ادعايى در سعادت دنيوى و اخروى و نيز بى ثمر بودن عبادت آنها آگاه ساخت .
لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 28 - 4
4- اعتقاد مشركان به نقش معبود هاى خويش ، در تقرب آنان به خداوند
اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 10
10 - حضرت نوح ( ع ) همراه با اعلان تحدى ، خدا را تنها كانون قدرت و معبود هاى قومش را شركايى ساختگى و فاقد هر گونه توانايى اعلام كرد .
يقوم إن كان كبر . .. فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ... و لا تنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 9
9 - هر يك از حق و باطل ، يك راه بيشتر ندارد .
و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 62 - 4
4 - ولايت غير خداوند، بى اساس و باطل است.
ثم ردوا إلى الله موليهم الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 13
13 - پذيرش ولايت معبودانى نيازمند و ناتوان از رفع نياز ديگران، نشانه بى خردى است.
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم
استفهام انكارى همراه با توبيخ و تعجب در «قل أغير اللّه» حكايت از آن دارد كه پذيرش ولايت غير خدا توجيه صحيحى ندارد و كارى ست دور از منطق و خرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 41 - 3
3 - مشركان ، معبودان خود را ، به عنوان كارساز و ولىّ براى خود ، انتخاب مى كنند .
مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا
با توجه به آيه بعد - كه در آن، از معبودان مشركان سخن گفته شده است - احتمال دارد مراد از «أولياء» همان معبودان مشركان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 3
3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .
دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 37
37- پندار مزيّت هاى بى جا براى خود و ناهنجار ديدن سيماى بى نوايان ، از ويژگى هاى رهبران نالايق و مايه بى ارزشى رهنمود هاى آنان است .
و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 3
3- يوسف ( ع ) ، براى هم بندان زندانى خويش شايسته نبودن معبودهايشان را براى پرستش ، تشريح كرد و بر لزوم يكتاپرستى استدلال كرد .
ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً . .. ذلك الدين القيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 20 - 1
1 - بوستان باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلاى الهى سوزانده شد و همچون شب سياه گرديد .
فأصبحت كالصريم
«صريم»، در معانى شب و بريده شده (فعيل به معناى مفعول) به كار مى رود. با توجه به معناى نخست، مقصود از آن سوختن و سياه شدن تمامى درختان باغ، همچون سياهى شب است. بر مبناى دوم، مراد از آن، نابود شدن تمامى ميوه هاى باغ است. گفتنى است مطلب ياد شده، با توجه به معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 1،2
1 - توبه و پشيمانى باغداران يمنى ، پس از مشاهده نابودى محصولات از بخلورزى و محروم ساختن بينوايان
قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين
2 - باغداران يمنى ، از مشاهده نابودى محصولات خويش از خواب غفلت بيدار شده و به تسبيح و تنزيه خداوند پرداختند .
قالوا سبحن ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 10 - 7
7 - باغ ها و قصر هاى بهشتى در قيامت ، بهتر از نوع دنيايى آنها است .
إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت . .. و يجعل لك قصورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 10 - 7
7 - باغ ها و قصر هاى بهشتى در قيامت ، بهتر از نوع دنيايى آنها است .
إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت . .. و يجعل لك قصورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 10 - 3
3 - خداوند ، تونا بر مهيّا ساختن باغ هايى با نهر هاى روان براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مراتب بهتر از آنچه كه مشركان توقع آن را براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند .
أو تكون له جنّة يأكل منها . .. تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت تجرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 8
8 - خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.
و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 8
8 - خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.
و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 8
8 - خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.
و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 17 - 5
5 - سوگند باغداران يمنى ، به چيدن تمامى ميوه هاى باغ براى خود در صبحگاهان
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 1
1 - پديد آورنده باغهايى كه برخى (چون تاك) برافراشته بر پايه ها (داربست) و برخى ايستاده بر ساق و يا نشسته بر زمينند، خداوند است.
و هو الذى أنشأ جنت معروشت و غير معروشت
«عرش» به معناى سقف است و «جنات معروشات» باغهايى است كه با داربست و مانند آن سقفى براى درختان انگور فراهم مى آورند. در لسان العرب آمده است: «المعروشات، الكروم و العرش ما عرشته به».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 40 - 6
6- تبديل شدن بوستان هاى زيبا و حاصل خيز ، به كويرى خشك و بى حاصل ، با عذاب الهى ، در نتيجه كفر و فخر و مباهات به ديگران ، امرى ممكن است .
فعسى ربّى . .. يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا
«صعيد» يعنى، روى زمين و «زلق» يعنى، بدون گياه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 100 - 13
13 - باغ هاى بهشت ، متعدد و داراى نهر هاى فراوان
أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 9 - 9
9 - بهشت ، داراى باغ هاى متعدد
فى جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 33 - 4
4- به بار نشستن و رسيدن ميوه ها و كاهش نيافتن محصول ( در اثر آفت و يا عوامل ديگر ) از نشانه هاى باغ نمونه است . *
كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا
از معانى «أُكل» ميوه و ثمره درختان است، لذا جمله «اتت أكلها» يعنى، ميوه داد. «لم تظلم» به معناى «لم تنقص» است، يعنى، ناقص و تباه نكرد. باغ نمونه، در اصطلاح كشاورزى، به باغى گفته مى شود كه از نظر محصول و ديگر شرايط مشكلى نداشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 1،2،4
1 - اميدوارى باغداران يمنى - پس از توبه و پشيمانى - به جايگزين شدن بوستانى بهتر از بوستان ويران شده خويش ، در پرتو
لطف پروردگار
عسى ربّنا أن يبدلنا خيرًا منها
مفسران در توضيح آيه شريفه نوشته اند: آنان با خلوص نيت توبه كردند و خداوند چون اين خلوص را ديد، بوستانى به جاى آن بوستان نابود شده به آنان عطا فرمود كه نام آن «حيوان» بود. در اين بوستان انگور فراوان و پربارى وجود داشت كه هر خوشه از آن، بار يك قاطر مى شد. (مجمع البيان و روح المعانى)
2 - اشتياق و اميدوارى باغداران يمنى به پروردگار ، پس از مشاهده ويرانى باغ خويش و توبه و پشيمانى از كردار خود
إنّا إلى ربّنا رغبون
4 - اشتياق و اميدوارى باغداران يمنى به خداوند ، سبب دلبستن آنان به جايگزين شدن بوستانى بهتر از باغ ويران شده خود از جانب او
عسى ربّنا أن يبدلنا خيرًا منها إنّا إلى ربّنا رغبون
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا إلى ربّنا. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 16 - 2
2 - خداوند ، بهوجودآورنده بستان ها و آفريننده درختان و منظره هاى سرسبز و خرّم
لنخرج . .. جنّ-ت ألفافًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 1
1 - آب ، زمين ، دانه ها ، انگور ، سبزيجات ، زيتون ، نخل ، بوستان ، ميوه و چراگاه ، آفريده هاى خداوند و در خدمت منافع انسان و دام هاى آنان است .
متعًا لكم و لأنعمكم
«متاعاً» اسم مصدر و جايگزين مصدر حقيقى «تمتيعاً»(بهره رساندن) است (لسان العرب). اين كلمه، مفعول له و بيانگر علت پيدايش نعمت هايى است كه در آيات پيشين ذكر شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 2
2 - داشتن باغى پوشيده از درختان با ثمر براى تأمين نياز هاى غذايى و معيشتى خويش ، توقع بى جاى مشركان در باره پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قالوا. .. أو تكون له جنّة يأكل منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 3،10
3 - استغفار و ايمان ، از عوامل ازدياد اموال و فرزندان و آبادانى شهر ها و روستا ها ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين و يجعل لكم جنّ-ت و يجعل لكم أنهرًا
10 - تأثير نزول باران فراوان و پى درپى ، در آبادانى ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )
يرسل السماء عليكم مدرارًا . .. و يجعل لكم جنّ-ت و يجعل لكم أنهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 15 - 1
1 - نزول باران بر زمين ، مايه توليد حبوبات و رويش گياهان است .
و أنزلنا . .. لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا
«باء» در «به»، براى استعانت است و بيانگر نقش باران در رويش دانه ها و گياهان و نيز ميوه هايى است كه در بوستان هاى پوشيده از درخت، حاصل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 4
4 - كفر و گناه ، از عوامل كم شدن اموال و تعداد فرزندان و خرابى شهر ها و روستا ها ( نابودى باغ ها ، نهر ها و . . . )
استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل لكم أنهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 33 - 2
2- جريان نهر آب از ميان باغ و كشتزار ها ، صحنه اى دل انگيز و تماشايى است .
كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا و فجّرنا خللهما نهرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 17 - 1،5،6،8
1 - اعلام خداوند به كافرانِ برخوردار از ثروت و مكنت ، به آزمودنشان همچون آزمودن باغداران يمنى
إنّا بلونهم كما بلونا أصحب الجنّة
مفسران درباره «اصحاب الجنّة» (صاحبان باغ) چنين نوشته اند: اين باغ در حومه «يمن» در اختيار پيرمرد مؤمنى قرار داشت. او به قدر نياز از آن برمى گرفت و بقيه را به مستمندان مى داد. اما هنگامى كه چشم از دنيا پوشيد، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول اين باغ سزاوارتريم; چون عيال و فرزندان ما بسيار است و نمى توانيم مانند پدرمان عمل كنيم. آنان سوگند ياد كردند تمام مستمندان را از آن محروم سازند. سرنوشت آنان همان شد كه در اين آيات از آن ياد شده است. (مجمع البيان و نيز برگرفته از الكشاف زمخشرى)
5 - سوگند باغداران يمنى ، به چيدن تمامى ميوه هاى باغ براى خود در صبحگاهان
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين
6 - آشنايى كافران صدراسلام ، با داستان باغداران يمنى
إنّا بلونهم كما بلونا أصحب الجنّة إذ أقسموا
تهديد شدن كافران، به دچار شدن به سرنوشت اصحاب الجنّة» - به عنوان نمونه عينى از عملى شدن تهديد خداوند - بيانگر اين حقيقت است كه آنان، از اين داستان كم و بيش با خبر بودند; و گرنه اين تهديد فايده نمى بخشيد.
8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إنّا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنّة » . . . هى الجنّة الّتى كانت فى الدنيا و كانت فى اليمن يقال له الرضوان على تسعة أميال من صنعاء ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند (إنّا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنّة) روايت شده است:. .. [مراد از «جنّة»] باغى است كه در دنيا بوده و در يمن قرار داشت كه آن را «رضوان» مى گفتند و در فاصله نُه ميلى «صنعاء» واقع شده بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 18 - 1،2
1 - سوگند صاحبان باغ يمنى ، مبنى بر جدا نكردن سهم مستمندان و نيازمندان از ميوه هاى چيده شده
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين . و لايستثنون
«استثنا» به معناى خارج كردن است و «لايستثنون» عطف بر «ليصرمنّ» مى باشد.
2 - اطمينان همراه با غرور باغداران يمنى ، به موفقيت خويش در چيدن تمامى محصولات باغ براى خود
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين . و لايستثنون
سوگند باغداران، همراه با تأكيد بر اين كه تمامى محصولات را بدون استثنا براى خود خواهند چيد، گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 20 - 1
1 - بوستان باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلاى الهى سوزانده شد و همچون شب سياه گرديد .
فأصبحت كالصريم
«صريم»، در معانى شب و بريده شده (فعيل به معناى مفعول) به كار مى رود. با توجه به معناى نخست، مقصود از آن سوختن و سياه شدن تمامى درختان باغ، همچون سياهى شب است. بر مبناى دوم، مراد از آن، نابود شدن تمامى ميوه هاى باغ است. گفتنى است مطلب ياد شده، با توجه به معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 21 - 2
2 - صاحبان بوستان يمنى ، براى عمل به سوگند خويش مبنى بر چيدن تمامى محصولات باغ خود - بدون كنار گذاشتن سهم مستمندان - به مشورت با يكديگر پرداختند .
فتنادوا مصبحين
نداى افراد يك گروه به يكديگر (تنادوا)، به معناى اجتماع و حضور آنان در يك محل و مكان براى مشورت و هم فكرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 22 - 2
2 - پديدار شدن سستى و كوتاهى در ميان برخى از باغداران يمنى ، در عمل به سوگند خويش
أن اغدوا على حرثكم إن كنتم صرمين
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه شرط «إن كنتم صارمين» براى تعليق حقيقى نيست; زيرا آنان از پيش بر انجام آن سوگند ياد كرده بودند; بلكه به منظور بيان پديدار شدن سستى و كوتاهى در وفا به سوگند خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 23 - 2،3
2 - مشاوره و گفتوگوى پنهانى باغداران يمنى ، درباره كيفيت چيدن ميوه ها و چگونگى انجام سوگند خويش مبنى بر محروم ساختن مستمندان از آنها
فانطلقوا و هم يتخفتون
«تخافت» (مصدر «يتخافتون») به معناى آهسته سخن گفتن و پنهان داشتن آن است و چون اين واژه از باب تفاعل است، متضمن معناى مشورت و گفت وگوى پنهانى است.
3 - تلاش باغداران يمنى ، در مخفى نگه داشتن كار برداشت ميوه ها از ديد ديگران
فانطلقوا و هم يتخفتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 24 - 1،4
1 - توصيه أكيد باغداران يمنى به يكديگر ، مبنى بر اطلاع نيافتن هيچ فردى از بينوايان از عمل برداشت ميوه ها
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين
4 - حضور هر ساله بينوايان در بوستان باغداران يمنى ، به وقت برداشت جهت بهره مند شدن از محصولات آن
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 1،2
1 - باغداران يمنى ، صبح هنگام به قصد مانع شدن بينوايان از ورود آنان به بوستان و محروم ساختن آنان از محصولات ، به سوى باغ شتافتند .
و غدوا على حرد قدرين
«حرد» به معناى قصد و منع است; يعنى، صاحبان باغ به قصد اجراى تصميم خود مبنى بر منع بينوايان و محروم ساختن آنان از محصولات باغ، به سوى آن روان شدند.
2 - باغداران يمنى ، خود را در بر چيدن تمامى محصولات باغ براى خود و محروم ساختن بينوايان از آن ، توانا مى پنداشتند .
و غدوا على حرد قدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 26 - 1،2،3،4
1 - باغداران يمنى ، با مشاهده باغ خويش هيچ اثرى از آن نديده و گمان بردند كه راه راگم كرده اند .
فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه در اين جا معناى اصلى و لغوى «ضالّون» مراد باشد.
2 - شگفت زدگى باغداران يمنى ، هنگام مشاهده باغ خود
فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون
آيه بعد (بل نحن محرومون) قرينه است بر اين كه اين سخن، از روى شگفتى گفته شده است.
3 - ويرانى بوستان باغداران يمنى ، در شب هنگام و ناگهانى بود .
فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه صاحبان باغ در سپيده صبح، آن را ويران ديده اند و اگر اين ويرانى مربوط به روزهاى پيش بود، دست كم به وسيله ديگر باغداران با خبر مى شدند.
4 - باغداران يمنى ، به هنگام مشاهده باغ ويران شده خويش ، بى درنگ به اشتباه خود پى برده و از كار محروم ساختن مستمندان پشيمان گشتند و خود را مردمى گمراه يافتند .
فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «ضالّون» گمراهى اصطلاحى (گمراهى از راه حق و حقيقت) باشد. گفتنى است كلمه «لمّا» در اصطلاح بيانگر اقتران جواب به شرط و افاده كننده فور و بداهت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 27 - 1،2
1 - توجه و اعتراف باغداران يمنى ، به محروم شدن خويش از تمامى محصولات باغ
بل نحن محرومون
2 - تمامى محصولات باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلا نابود شده بود .
بل نحن محرومون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 28 - 2،3،4،5،6
2 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، به تسبيح و ياد خدا از سوى برادر عاقل و معتدل خود
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
«لولا» براى تحضيض و ترغيب است و تسبيح در اين آيه، به معناى ياد خداوند است; يعنى، «لولا تذكرون اللّه».
3 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، از سوى برادر عاقل و معتدل خويش ، بر رعايت حقوق مستمندان و پرهيز از محروم ساختن آنان از محصولات باغ
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
4 - مخالفت برادر عاقل و معتدل ، از ميان برادران صاحب باغ ، با محروم ساختن مستمندان از محصولات خويش
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
5 - باغداران يمنى ، نصيحت و هشدار برادر عاقل و معتدل خود را درباره حقِ مستمندان و ياد خداوند نمى پذيرفتند .
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
6 - سرزنش شدن باغداران يمنى از سوى برادر خردمند و معتدل خود ، به سبب فراموش كردن ياد خدا و محروم ساختن مستمندان از محصولات باغ
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه همزه در «ألم» براى استفهام توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 1،2
1 - توبه و پشيمانى باغداران يمنى ، پس از مشاهده نابودى محصولات از بخلورزى و محروم ساختن بينوايان
قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين
2 - باغداران يمنى ، از مشاهده نابودى محصولات خويش از خواب غفلت بيدار شده و به تسبيح و تنزيه خداوند پرداختند .
قالوا سبحن ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 30 - 1
1 - باغداران يمنى پس از مشاهده محروميت خود و مستمندان از محصولات باغ ، به سرزنش همديگر پرداختند .
فأقبل بعضهم على بعض يتلومون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 4
4 - بوستان هاى دنيوى در مقايسه با بوستان هاى بهشتى ، بى مقدار و ناچيز است .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 17 - 8
8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إنّا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنّة » . . . هى الجنّة الّتى كانت فى الدنيا و كانت فى اليمن يقال له الرضوان على تسعة أميال من صنعاء ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند (إنّا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنّة) روايت شده است:. .. [مراد از «جنّة»] باغى است كه در دنيا بوده و در يمن قرار داشت كه آن را «رضوان» مى گفتند و در فاصله نُه ميلى «صنعاء» واقع شده بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 141 - 1،2
1 - پديد آورنده باغهايى كه برخى (چون تاك) برافراشته بر پايه ها (داربست) و برخى ايستاده بر ساق و يا نشسته بر زمينند، خداوند است.
و هو الذى أنشأ جنت معروشت و غير معروشت
«عرش» به معناى سقف است و «جنات معروشات» باغهايى است كه با داربست و مانند آن سقفى براى درختان انگور فراهم مى آورند. در لسان العرب آمده است: «المعروشات، الكروم و العرش ما عرشته به».
2 - خداوند پديد آورنده باغستانها، درختان خرما و كشتزارهاست.
و هو الذى أنشأ جنت . .. و النخل و الزرع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 9 - 4
4- پيدايش بوستان ها و كشتزار ها در پى نزول باران ، درسى براى خداجويان
و نزّلنا من السماء ماء مبركًا فأنبتنا به جنّت و حبّ الحصيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 23 - 1
1 - به راه افتادن تمامى صاحبان بوستان يمنى با عزمى جدى ، براى چيدن ميوه ها در سپيده صبح
فانطلقوا و هم يتخفتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 2
2 - باغداران يمنى ، خود را در بر چيدن تمامى محصولات باغ براى خود و محروم ساختن بينوايان از آن ، توانا مى پنداشتند .
و غدوا على حرد قدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 1،5
1- امكانات ثروت مند مغرور ، با نزول عذاب فراگير الهى ، نابود شد و تمامى منافع باغ و كشت زار او از بين رفت .
و أُحيط بثمره
«أُحيط بثمره» عطف بر محذوف است، يعنى، «وقع العذاب و. ..». احاطه شدن، كنايه از نابود شدن است. مراد از «ثمر»، تمامى دستاوردهاى مرد ثروت مند در باغ و كشت زار خود است.
5- سرمايه دار خود پرست ، با تباه شدن حاصل بوستان اش در فصل برداشت و جمع آورى محصول ، غافل گير شد .
و أُحيط بثمره
تعبير «أُحيط بثمره» و نيز «ما أنفق» نشان مى دهد كه كارهاى مقدماتى كشت و سرمايگذارهاى لازم، قبلاً صورت گرفته بود و دقيقاً، عذاب، هنگامى نازل شد كه مى بايست از باغ ثمر گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 27 - 2
2 - تمامى محصولات باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلا نابود شده بود .
بل نحن محرومون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 33 - 1
1 - نابود شدن بوستان باغداران يمنى ، كيفر و عذاب الهى بر آنان بود .
كما بلونا أصحب الجنّة . .. بل نحن محرومون ... كذلك العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 20 - 2
2 - نابود شدن تمامى محصولات بوستانِ باغداران يمنى ، بر اثر نزول بلا
فاصبحت كالصريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 19 - 1
1 - نزول بلاى ويرانگر الهى ، بر بوستان باغداران يمنى
فطاف عليها طائف من ربّك
«طواف» (از ماده «طاف») به معناى حركت در اطراف و جوانب چيزى است (مانند طواف كعبه) مقصود از «طايف»، بلايى است كه تمامى محدوده باغ را دور زده و آن راكاملاً سوزانده و نابود ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 33 - 4
4- به بار نشستن و رسيدن ميوه ها و كاهش نيافتن محصول ( در اثر آفت و يا عوامل ديگر ) از نشانه هاى باغ نمونه است . *
كلتا الجنّتين ءاتت أكلها ولم تظلم منه شيئًا
از معانى «أُكل» ميوه و ثمره درختان است، لذا جمله «اتت أكلها» يعنى، ميوه داد. «لم تظلم» به معناى «لم تنقص» است، يعنى، ناقص و تباه نكرد. باغ نمونه، در اصطلاح كشاورزى، به باغى گفته مى شود كه از نظر محصول و ديگر شرايط مشكلى نداشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 134 - 4
4 - باغستان هاى پوشيده از درخت و چشمه سار هاى روان در ميان آنها ، نمودى از نعمت بخشى و امداد الهى به بشر
أمدّكم . .. و جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 12 - 6
6 - برخوردارى از متاع هاى دنيوى ( همچون مال ، اولاد ، باغ هاى آباد و . . . ) ، امرى مثبت و پسنديده و ابزار يارى رسانى در زندگى بشر ، از منظر قرآن و دين
و يمددكم بأمول . .. و يجعل لكم أنهرًا
از اين كه خداوند موارد ياد شده را به مؤمنان بشارت داده و از آنها به عنوان امداد الهى ياد كرده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 16 - 3
3 - باغ ها و جنگل هاى پوشيده از درخت ، نشان دهنده قدرت خداوند و امكان پذير بودن معاد
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... جنّ-ت ألفافًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 64 - 4
4 - تأثير سبزرنگى و طراوت باغ ها ( درختان ، گياهان و . . . ) ، در شادابى انسان ها
مدهامّتان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 4
4- مرد ثروت مند ، باديدن باغ فرو ريخته بر سقف ها و تباهى تمامى محصول و سرمايه هاى خويش به حسرت شديد فرو رفت .
و أُحيط بثمره فأصبح يقلّب كفّيه. .. و هى خاوية على عروشها
«كفّ» يعنى دست و «كفّيه» تثنيه آن و به معناى دو دست او است. جمله «يقلّب كفّيه» يعنى، دو دست اش را زير و رو مى كرد (گاهى كف يك دست را بر پشت دست ديگر و گاه عكس آن را انجام مى داد). اين حركت، بازتابى از اندوه و حسرت شديد
آدمى است. «خاوية» يعنى، فرو ريخته و منهدم شده و «عروش» به معناى سقف ها و يا داربست هايى است كه براى برخى درختانِ ميوه برپا مى گردد. «خاوية على عروشها» يعنى: «درختان و يا بناهاى باغ، بر سقف هاى خود فرو ريخته بود.».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 19 - 2
2 - در خواب بودن باغداران يمنى ، به هنگام نزول بلاى ويرانگر بر بوستان آنان
فطاف . .. و هم نائمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 26 - 3
3 - ويرانى بوستان باغداران يمنى ، در شب هنگام و ناگهانى بود .
فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه صاحبان باغ در سپيده صبح، آن را ويران ديده اند و اگر اين ويرانى مربوط به روزهاى پيش بود، دست كم به وسيله ديگر باغداران با خبر مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 26 - 1
1 - باغداران يمنى ، با مشاهده باغ خويش هيچ اثرى از آن نديده و گمان بردند كه راه راگم كرده اند .
فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه در اين جا معناى اصلى و لغوى «ضالّون» مراد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 2
2 - اشتياق و اميدوارى باغداران يمنى به پروردگار ، پس از مشاهده ويرانى باغ خويش و توبه و پشيمانى از كردار خود
إنّا إلى ربّنا رغبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 22 - 4
4 - بوستان هاى دنيوى در مقايسه با بوستان هاى بهشتى ، بى مقدار و ناچيز است .
فى جنّة عالية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 19 - 3
3 - بلاى نازل شده بر بوستان باغداران يمنى ، ويژه آنان بود و به ديگر بوستان ها سرايت نكرد .
فطاف عليها طائف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 3
3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان
و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 140 - 5
5 - موسى ( ع ) تمايل قوم خويش را به بت پرستى ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند دانست .
أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 6
6- شرك و بت پرستى ، مظهر گمراهى و انحراف از مسير حق و حقيقت است .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 3
3- پرستش بت ها و اطاعت شيطان ، موجب گرفتارى به عذاب الهى است .
يأبت لاتعبد الشيطن . .. إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 8
8- شرك و بت پرستى ، مصداقى آشكار از خود بيگانگى انسان است .
ءأنت فعلت هذا بالهتنا . .. فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
از اين كه بت پرستان پس از به خود آمدن و متنبه شدن به بطلان شرك پى برده بودند، مى توان استفاده كرد كه بت پرستان انسان هاى از خود بيگانه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 6
6 - بت پرستى ، نشانه نهايت جهل و نادانى است .
و ما ليس لهم به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 1
1 - بت و بت پرستى ، دشمن انديشه ، سعادت و تكامل انسان در ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع )
فإنّهم عدوٌّ لى
ضمير «هم» در «فإنّهم» به «أصنام» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى الهى است .
أفلايشكرون . و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة
از ارتباط ميان آيه قبل - كه از ناسپاسى انسان سخن به ميان آورده است - و آيه شريفه، برداشت ياد شده به دست مى آيد; يعنى، شرك و بت پرستى در واقع نوعى ناسپاسى به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 163 - 2
2 - آيين شرك و بت پرستى ، تنها در انسان هاى بدطينت و حق گريز زمينه تأثير و نفوذ دارد .
ما أنتم عليه بفتنين . إلاّ من هو صال الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 2
2 - شرك و بت پرستى و دورى از رهنمود هاى پيامبران الهى ، گمراهى است .
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم . .. و قد أضلّوا كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 25 - 2،5
2 - شرك و بت پرستى ، زمينه ساز انواع گوناگون خطا ها و گناهان است .
ممّا خطي--تهم أُغرقوا
از اين كه در آيه شريفه، خطاها و گناهان قوم نوح، عامل هلاكت آنان دانسته شد - با آن كه آنان بت پرست و مشرك بودند - مى تواند نشانگر مطلب ياد شده باشد.
5 - بت پرستى و ارتكاب خطا ها و گناهان ، از موجبات عذاب الهى در دنيا و عالم برزخ است .
ممّا خطي--تهم أُغرقوا فأُدخلوا نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 1
1- بت پرستى اجداد و نياكان ، توجيه قوم ابراهيم در شرك و بت پرستى خويش
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 95 - 1
1 - ابراهيم ( ع ) مشركان را به خاطر پرستش معبود هاى دست ساز خود سرزنش كرد .
قال أتعبدون ما تنحتون
«نحت» (ماده «تنحتون») به معناى تراشيدن شىء سخت (چون سنگ و چوب) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 7
7 - اعتقاد راسخ حضرت ابراهيم ( ع ) ، به برخوردار شدن از هدايت الهى در پرتو برائت از شرك و بت پرستى
إنّنى براء ممّا تعبدون . .. فإنّه سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 10
10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها
ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 47 - 12
12- برخورد ابراهيم ( ع ) با بت پرستان ، همراه با شكيبايى و سعه صدر بود .
سلم عليك سأستغفر لك ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 14
14 - لزوم اجتناب از بت ها
فاجتنبوا الرجس من الأوثن
«رجس» به هر چيزى گفته مى شود كه زشت و پليد است «أوثان» (جمع «وثن») به معناى بت ها است. «من» در «من الأوثان» بيانيه مى باشد; يعنى، «فاجتنبوا الرجس من الأوثان; از بت ها كه زشت و پليداند دورى كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 16
16 - لزوم پرهيز از حيوانات قربانى شده براى بتها
و الانصاب . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معنى انصاب در آيه فوق روايت شده: ما ذبحوا لآلتهم . .. .
كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 4
4- بت و ساير ابزار و وسايل گناه ، از حرمت و مالكيت ساقط است و شكستن و نابود كردن آنها جايز مى باشد .
فجعلهم جذذًا
برداشت ياد شده از شكستن بت ها به وسيله حضرت ابراهيم(ع) و سوگند ايشان بر اين كار و نيز لحن تأييد گونه و تمجيدآميز آيه شريفه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 1
1 - يارى جستن از بت ها و معبودان ، هدف مشركان از پرستش آنها
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 91 - 2
2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون
استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 1،2،4
1 - استهزاى معبود هاى مشركان از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنها از سخن و گفتوگو
ما لكم لاتنطقون
2 - گفتوگوى طعن آميز ابراهيم ( ع ) ، با معبود هاى مشركان در بتكده
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
4 - تمسخر مظاهر شرك و عقايد باطل و خرافى ، امرى جايز است .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 6 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .
لكم دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 1
1- از ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع ) ، بت ها و بت پرستان عامل گمراهى بسيارى از مردم در عصر او بودند .
اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 1
1- از ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع ) ، بت ها و بت پرستان عامل گمراهى بسيارى از مردم در عصر او بودند .
اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 4
4 - اعمال بت پرستان ، اعمالى باطل و بى ثمر در پيشگاه خداوند
و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 4
4 - بت هاى اهل شرك در قيامت ، بر يگانگى خدا و آگاهى او بر ظاهر و باطن اشيا اعتراف خواهند كرد .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 6
6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 68 - 4
4- بت پرستان در جهت يارى به بت پرستى و جلوگيرى از نفوذ منطق ابراهيم ( ع ) ، از طرف گروهى براى كشتن آن حضرت تحريك شده بودند .
قالوا حرّقوه و انصروا ءالهتكم
آهنگ جمله «إن كنتم فاعلين» (اگر بناست كارى بكنيد) نوعى تحريك است و ظاهر آيه اين است كه گويندگان (قالوا) و دستور دهندگان (حرّقوه و انصروا)، با شنوندگان و دستور گيرندگان دو گروه بودند و گروه اول دسته دوم را تحريك مى كردند. از اين رو برخى از مفسران، گروه اول را نمرود و عمال او دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 4
4 - مشركان و بت پرستان ، اميدوار به يارى رسانى معبود هاى خويش
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 17
17- شرك و بت پرستى ، مسلكى ناهنجار و نامتعادل است .
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 9
9 - شرك و بت پرستى ، حركتى است مخالف جريان طبيعى نظام هستى .
أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و كثير حقّ عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 5
5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 43 - 2
2 - شفاعت و واسطه شدن معبود ها ، هدف و انگيزه مشركان از عبادت كردن آنها
أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 3
3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش
واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا
«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 6
6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 9
9- تعرض به بت ها ، ظلمى بزرگ و گناهى نابخشودنى در پندار قوم بت پرست ابراهيم
قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين
ظالم و ستم پيشه به كسى گويند كه بارها به ستم دست بزند. بنابراين توصيف ابراهيم به ستمكار بودن از جانب بت پرستان - در حالى كه او تنها يك بار به بت ها تعرض كرده بود - گوياى اين نكته است كه تعرض به بت ها در نظر بت پرستان ظلمى بزرگ محسوب مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 8
8- صالح ( ع ) ، موظف به ابلاغ توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى بود .
إن كنت على بيّنة من ربى . .. فمن ينصرنى من الله إن عصيته
جمله «إن عصيته» (اگر خداوند را نافرمانى كنم) مى رساند كه جمله اى همانند «و أمرنى بإبلاغ رسالاته» قبل از «فمن ينصرنى» در تقدير است. بر اين اساس، حاصل معناى «إن كنت ...» چنين مى شود: [شما خود قضاوت كنيد] اگر من پيامبر باشم و خداوند مرا به ابلاغ رسالتهايى فرمان داده باشد، اگر نافرمانى كنم و به ابلاغ رسالتهاى الهى همّت نگمارم، چه كسى مرا از عقوبت هاى الهى نجات خواهد داد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 4
4- ابراهيم ( ع ) با درخواست از بت پرستان براى بازجويى از بت ها ، عجز و ناتوانى آنها را براى آنان به نمايش گذاشت .
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 2
2- ابراهيم ( ع ) تمامى بت ها را در هم شكست و تنها بت بزرگ را سالم باقى گذاشت .
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 7،8
7 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى معبودهايى را مى پرستيدند كه خود مالك آنها بودند .
أصنام لهم
8 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى ، بر پرستش خويش ملازمت داشته و همواره به عبادت آنها مشغول بودند .
يعكفون على أصنام لهم
«عكوف» (مصدر يعكفون) به معناى رو آوردن به چيزى و ملازمت داشتن بر آن است و مراد از آن با توجه به قرائن موجود در آيه، ملازمت بر پرستش است. فعل مضارع (يعكفون) نيز دلالت بر استمرار دارد. بنابراين جمله «يعكفون على ... » مى رساند كه آستان بتها هيچگاه از پرستشگران خالى نبوده است ; بدين طريق كه عده اى از طرف آن قوم مأمور عبادت بتها بودند و يا خود به طور متناوب به پرستش آنها مى آمدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 60 - 3
3- ابراهيم ( ع ) تصميم خود بر حيله و چاره انديشى عليه بت ها را با برخى از بت پرستان در ميان گذاشته بود .
ما هذه التماثيل . .. قالوا سمعنا فتًى يذكرهم
از اين كه بت پرستان گفتند: «شنيده ايم كه ابراهيم از بت ها بدگويى مى كند»، استفاده مى شود كه آنان اين سخنان را مستقيماً از وى نشنيده اند و از سويى ديگر گروهى بودند كه مستقيماً سخنان تهديدآميز ابراهيم(ع) را شنيده و براى گروه ديگر نقل كرده بودند. دو آيه پيش (تاللّه لأكيدنّ أصنامكم بعد أن تولّوا...) - كه خطاب «أصنامكم» براى مخاطب حاضر است - مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 1،5،6
1 - پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما
5 - بتهاى متعددى مورد پرستش آزر و قوم او بودند.
أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك
6 - تلاش ابراهيم(ع) با استفاده از احتجاج و اعتراض براى بازداشتن آزر از بت پرستى
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 1،2،5
1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، به خاطر بت پرستى آزر با او به بحث و گفت وگو پرداخت .
إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
چنانچه در سوره انعام آمده است، نام مخاطب ابراهيم(ع) «آزر» بوده است.
2- آزر ( پدر يا عموى حضرت ابراهيم ( ع ) ) ، مشرك و بت پرست بوده است .
إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع
«آزر» يا پدر حضرت ابراهيم بوده است، چنانچه ظاهر برخى آيات چنين اقتضا دارد و برخى روايات نيز مؤيد آن است و يا اين كه مطابق برخى روايات ديگر عموى او بوده است. واژه «أب» در زبان عرب بر «عمو» نيز اطلاق مى گردد. در قرآن نيز در سوره بقره آيه صد و سى و سوم به همين معنا استعمال شده است (نعبد إلهك و إله آبائك إبراهيم و إسماعيل). دراين آيه لفظ «أب» در مورد «عمو» نيز به كار رفته، زيرا اسماعيل عموى يعقوب بوده است. گفتنى است كه برخى مفسران، آزر را جد مادرى ابراهيم دانسته اند.
5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها
ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 12
12- آزر ، گرايش خويش به بت پرستى را گرايشى عالمانه مى پنداشت .
إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك
از تعبير «ما لم يأتك» معلوم مى شود كه ابراهيم(ع) در صدد بوده، آزر را به محروميت از علم واقف سازد، اين برخورد گوياى مواجه شدن ابراهيم(ع) با كسى است كه از جهل خويش بى خبر است و خود را آگاه مى پندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 46 - 7
7- آزر ، بت هاى متعددى را معبود خود مى دانست و آنها را عبادت مى كرد .
قال أراغب أنت عن ءالهتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 2
2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 2،6
2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.
6- پدر حضرت ابراهيم مانند قومش ، بت و مجسمه هاى بى جان را مورد تقديس و عبادت قرار مى داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 95 - 5
5 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : أخذ ابراهيم القدوم فكسر الصنم الذى عمله ، ففزع أبوه من ذلك فزعاً شديداً ، فقال له : أىّ شىء عملت ؟ فقال له ابراهيم ( ع ) : و ما تصنعون به ؟ فقال آزر : نعبده ، فقال له ابراهيم : « أتعبدون ما تنحتون » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ابراهيم(ع) تبر را برداشت و بتى را كه آزر ساخته بود شكست و آزر فرياد شديدى از روى ترس
برآورد و به ابراهيم(ع) گفت: چه كارى كردى؟ ابراهيم(ع) در جواب گفت: با بت چه مى كنيد؟ آزر گفت: آن را مى پرستيم. ابراهيم(ع) در جواب گفت: «أتعبدون ما تنحتون; آنچه را خود مى تراشيد، مى پرستيد؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 3
3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 4
4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان
براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى
برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 2
2- شرك و بت پرستى قوم ابراهيم ، برهان و دليل منطقى نداشت و صرفاً متكى بر تقليد كوركورانه از اجداد و نياكان بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
از اين كه مردم در پاسخ سؤال ابراهيم(ع) از علت پرستيدن بت ها، صرفاً پيروى از نياكان و اجداد خود را مطرح ساختند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 5
5 - بتهاى متعددى مورد پرستش آزر و قوم او بودند.
أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 77 - 12
12 - اهل بابل به سبب پندار ربوبيت براى اجرام آسمانى و پرستش بتها، گمراه بودند.
أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... القوم الضالين
به گفته بسيارى از مفسران، احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در سرزمين بابل روى داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 6
6 - مردم مكّه پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، برهه اى طولانى در شرك و بت پرستى بسر مى بردند .
بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ و رسول مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 140 - 1
1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً
همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5
5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )
ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 7
7 - گرايش گروهى از اهل كتاب به بت پرستى و عبادت غير خدا
و عبد الطغوت
طاغوت از ماده «طغى» به معناى طغيانگر و متجاوز است و اهل لغت آن را بر شيطان، بت و سران كفر و ضلالت اطلاق كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 12
12 - آميختگى مراسم حج و قربانى ، با مظاهر شرك و بت پرستى در عصر جاهليت
و أُحلّت لكم الأنعم إلاّ ما يتلى عليكم فاجتنبوا الرجس من الأوثن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 1
1 - بت پرستى ، آيين رايج عرب هاى پيش از اسلام
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 3
3 - شرك و بت پرستى ، انديشه و مرام عرب جاهلى
يأيّها الناس . .. إنّ الذين تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 23
23 - اعراب جاهلى ، مرمادنى شرك پيشه و بت پرست
ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 2
2 - عرب جاهلى ، مردمى بودند مشرك و بت پرست .
فكفى . .. إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 2
2 - عرب هاى جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 35 - 2
2 - اعراب جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .
قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 78 - 10
10 - الوهيت بتها در كنار ربوبيت اجرام آسمانى، پندار رايج مردم زمان ابراهيم(ع)
أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... الشمس
سخن ابراهيم(ع) با بت پرستان آن بود كه «أتتخذ أصناما ءالهة»، ولى در مورد اجرام آسمانى سخن از ربوبيت آنهاست. تفاوت اين دو تعبير محتملا اشاره اى به تفاوت بتها و اجرام آسمانى در پندار قوم ابراهيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 14
14- مردم عصر ابراهيم ( ع ) ، مردمى بت پرست و پرستشگر چند بت بودند .
و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 2
2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 14
14- جامعه اصحاب كهف ، موجوداتى داراى شعور و خرد را ، معبود خود پنداشته و به پرستش آنها پرداخته بودند .
لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن
كاربرد ضمير «هم» نوعاً در مواردى است كه مرجع آن، جمعى از موجودات با شعور باشند. بنابراين مراد از «ءالهة» كه مرجع ضمير «هم» است، معبودانى از جنس بشر يا فرشتگان و مانند اين ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 9
9 - رواج شرك و بت پرستى در بين مردم جزيرة العرب مقارن ظهور اسلام
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 5،6
5 - وجود آيين بت پرستى در عصر موسى
يعكفون على أصنام لهم
6 - بت پرستانى كه قوم موسى بر آنان گذر كردند ، داراى بت هاى متعدد بودند .
على أصنام لهم
«أصنام» (جمع «صنم») به معناى بتهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 1
1 - شرك و بت پرستى در كنار كعبه ( خانه توحيد ) ، نمونه اى بارز از اقدام انسان ها براى تغيير آيين پيامبران و انحراف از طريقه آنان
فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم
«وَذْر» (مصدر «ذرهم») به معناى ترك كردن و وا نهادن است. ضمير «هم» - به قرينه مقام - كنايه از مردم مكّه و پيرامون آن است; كه سيره يكتاپرستى حضرت ابراهيم(ع) را تغيير دادند و به شرك ورزى روى آوردند و بر آن پافشارى كردند «غمرة» به معناى غرقاب است و در اين جا استعاره از ورطه جهل و گمراهى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 1
1 - پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 1،2،4،6،10،11
1- ابراهيم ( ع ) در حضور پدر و قومش ، بت پرستى را زير سؤال برد و آشكارا با آن به مخالفت برخاست .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
استفهام در «ما هذه التماثيل. ..» سؤال از حقيقت بت ها است، نه نام آنها. و از آن جايى كه ابراهيم(ع) از حقيقت آنها آگاه بود و نيازى به سؤال نداشت، استفهام ايشان به منظور زير سؤال بردن و محكوم كردن بت پرستى و نوعى اظهار مخالفت با آن بوده است.
2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.
4- بت پرستى ، كيش و آيين قوم ابراهيم بود .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
6- پدر حضرت ابراهيم مانند قومش ، بت و مجسمه هاى بى جان را مورد تقديس و عبادت قرار مى داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
10- تقديس و عبادت دائمى مجسمه ها و نقش ها ، آيين مردم در آغاز رسالت حضرت ابراهيم ( ع )
ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
«عكوف» به معناى رويكرد دائمى به چيزى از سر تعظيم و احترام به آن است و مقصود از آن در آيه شريفه، تقديس و عبادت بت ها است. گفتنى است ذيل آيه بعد - كه پاسخ سؤال ابراهيم است (... آبائنا لها عابدين) - مؤيد همين معنا مى باشد.
11- شرك قوم ابراهيم ، در قالب پرستش مجسمه هاى بى جان و صورت ها نقش بسته بود .
ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
«تمثال» (مفرد «تماثيل») به معناى شىء مصوّر و صورت هاى نقش بسته است (مفردات راغب). يكى از مصاديق بارز آن، مجسمه هاى بى جانى بود كه بت پرستان به شكل هاى گوناگون مى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 5
5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 55 - 3
3- بت پرستى در جان و روان قوم ابراهيم ، رسوخ داشته است .
قالوا أجئتنا بالحقّ
از اين كه مردم بت پرست، دعوت ابراهيم(ع) را جدى ندانسته و از دعوت به توحيد تعجب كردند، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 4،5
4- قوم ابراهيم ، بت ها را معبود هاى خويش مى پنداشتند و آنها را مى پرستيدند .
لأكيدنّ أصنمكم . .. قالوا من فعل هذا بالهتنا
«إله» به معناى معبود و جمع آن «آلهه» به معناى معبودها است.
5- قوم ابراهيم ، معتقد به چند معبود و داراى بت هاى متعدد بودند .
ما هذه التماثيل . .. لأكيدنّ أصنمكم ... من فعل هذا بالهتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 71 - 1
1 - تصريح قوم ابراهيم ، به پرستش مجسمه ها و بت هاى بى جان
قالوا نعبد أصنامًا
«صنم» (مفرد «أصنام») معادل «بت» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 75 - 1
1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به سرزنش قوم خود ، به خاطر پرستش كوركورانه بت ها
قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون
استفهام در «أفرءيتم» توبيخى است و مفاد آن اين است كه: چرا در باره آنچه مى پرستيد، انديشه نمى كنيد و صرفاً متكى به تقليد كوركورانه از نياكان خود هستيد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 1،2
1 - قوم ابراهيم ، مردمى بت پرست و افتراساز بودند .
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا و تخلقون إفكًا
2 - قوم ابراهيم ، براى پرستش ، بت هاى متعددى داشتند .
إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 25 - 2،4
2 - قوم ابراهيم ، به جاى خداى واحد ، بت هاى متعدّدى براى پرستش داشتند .
إنّمااتّخذتم من دون اللّه أوثنًا
4 - قوم ابراهيم ، بت ها را ، خودشان ، براى پرستش ساخته و پرداخته بودند .
إنّمااتّخذتم من دون اللّه أوثنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 85 - 2
2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 3
3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 4
4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان
براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى
برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 1،2
1 - الياس پيامبر ، قوم خود را به خاطر پرستش معبود هاى ساختگى و بت ها سرزنش كرد .
أتدعون بعلاً
«بعل» در زبان عرب جاهلى به معناى معبود و ربّ است; ولى بيشترين كاربرد آن در معناى بت است.
2 - قوم الياس ، مردمى مشرك و بت پرست بودند .
أتدعون بعلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 16
16- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) سأل جبرئيل : كيف كان مهلك قوم صالح ( ع ) ؟ فقال : يا محمد (صلی الله علیه و آله) ان صالحاً بعث إلى قومه و هو إبن ستة عشرة سنة . . . و كان لهم سبعون صنماً يعبدونها من دون الله . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از جبرئيل پرسيد: هلاكت قوم صالح چگونه بود؟ گفت: اى محمد! همانا صالح به سوى قوم خود مبعوث شد در حالى كه شانزده سال داشت . .. و براى آن قوم هفتاد بت بود كه آنها را به غير از خدا مى پرستيدند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 8
8- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبود هاى خود ساخته
ما لكم من إله غيره إن أنتم إلاّ مفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 5،6
5- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودهايى چند
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«آلهه» جمع «إلاه» و به معناى معبودهاست.
6- دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 1
1- قوم عاد ، پرستشگر معبودهايى متعدد و معتقد به تأثيرگذارى آنها در امور جهان
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
تعدد معبودها از كلمه «آلهه» كه جمع «إلاه» (معبود) است ، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 3
3- دلبستگى عميق قوم عاد ، به خدايان دروغين خويش
قالوا أجئتنا لتأفكنا عن ءالهتنا
تأكيد قوم عاد، بر انتساب آلهه به خويش (آلهتنا) و اين كه هدف اصلى هود(ع) را جدا ساختن ايشان از آلهه دانسته اند (لتأفكنا)، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 7
7 - قوم نوح ، مردمانى مشرك و بت پرست بودند .
يقوم . . فأجمعوا أمركم و شركاءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6
6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .
فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 13 - 4
4 - سرزنش شدن قوم نوح ، به خاطر بى توجهى آنان نسبت به عظمت خداوند و روى آوردن به شرك و بت پرستى
ما لكم لاترجون للّه وقارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 2
2 - مردم در عصر بعثت نوح ( ع ) ، مردمى مشرك و بت پرست و داراى چند معبود بودند .
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 2
2 - نااميدى كامل نوح ( ع ) از ايمان آوردن قومش و نجات آنان از گمراهى شرك و بت پرستى
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 6 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .
لكم دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 20 - 1
1 - « لات » ، « عزى » و « منات » مهم ترين خدايان مورد پرستش مردم جزيرة العرب
و منوة الثالثة الأُخرى
از ياد كردن نام اين سه بت، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 5
5- بسيارى از مردم در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) ، گمراه و بت پرست بودند .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 4
4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .
ليضلّنا عن ءالهتنا
«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 117 - 2
2 - مشركان ، پرستنده بت ها و مجسمه هايى با نام هاى زنانه
ان يدعون من دونه الا انثاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 1
1 - پرستش بتها و سازش در اصول اعتقادى، خواسته نابجاى مشركان صدر اسلام از پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل لا أتبع أهواءكم قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 11
11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.
فأى الفريقين أحق بالأمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 6،10
6 - مشركان در كنار اعتقاد به بتها به «الله» نيز معتقد بودند.
فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا
10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او
فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 6
6 - مشركان ، به درگاه بت ها نيايش كرده ، دست نياز به سوى آنها برمى داشتند .
و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 3
3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا
و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا
تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 1
1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .
واتّخذوا من دون اللّه ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 2
2 - تعصب و جمود سخت شرك پيشگان عصر بعثت بر مرام بت پرستى
كلّ حزب بما لديهم فرحون . فذرهم فى غمرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 1
1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 4
4 - بت پرستى ، امرى سابقه دار در ميان نياكان قوم ابراهيم
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 76 - 3
3 - بت پرستى ، داراى سابقه ديرينه در نياكان قوم ابراهيم
أفرءيتم ما كنتم تعبدون . أنتم و ءاباؤكم الأقدمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 95 - 1،3،5
1 - ابراهيم ( ع ) مشركان را به خاطر پرستش معبود هاى دست ساز خود سرزنش كرد .
قال أتعبدون ما تنحتون
«نحت» (ماده «تنحتون») به معناى تراشيدن شىء سخت (چون سنگ و چوب) است.
3 - معبود هاى قوم ابراهيم ( ع ) ، مصنوع و تراشيده دست خود آنان بود .
قال أتعبدون ما تنحتون
5 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : أخذ ابراهيم القدوم فكسر الصنم الذى عمله ، ففزع أبوه من ذلك فزعاً شديداً ، فقال له : أىّ شىء عملت ؟ فقال له ابراهيم ( ع ) : و ما تصنعون به ؟ فقال آزر : نعبده ، فقال له ابراهيم : « أتعبدون ما تنحتون » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ابراهيم(ع) تبر را برداشت و بتى را كه آزر ساخته بود شكست و آزر فرياد شديدى از روى ترس برآورد و به ابراهيم(ع) گفت: چه كارى كردى؟ ابراهيم(ع) در جواب گفت: با بت چه مى كنيد؟ آزر گفت: آن را مى پرستيم. ابراهيم(ع) در جواب گفت: «أتعبدون ما تنحتون; آنچه را خود مى تراشيد، مى پرستيد؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 1
1 - مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 198 - 3
3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .
و تريهم ينظرون إليك
ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 57 - 1،3،7
1- سوگند مؤكد ابراهيم ( ع ) بر حيله و تدبير كردن ، براى ضربه زدن به بت ها در غياب بت پرستان
و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد أن تولّوا مدبرين
«كيد» به معناى حيله و تدبيرى پنهانى براى ضربه زدن به غير است.
3- تصميم ابراهيم ( ع ) بر نابودى بت و بت پرستى ، پس از يك سلسله كار فرهنگى و فكرى او براى هدايت و اصلاح انديشه مردمان بود .
لقد كنتم . .. فى ضلل مبين ... ربّكم ربّ السموت ... و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم بعد
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه حضرت ابراهيم(ع) در آغاز مخالفت با بت پرستى، پدر و قومش را مخاطب قرار داد و يك سلسله دلايل روشن بر اثبات توحيد و نفى شرك به آنان ارائه كرد. سپس در مرحله دوم تهديد نمود كه بت ها را نابود خواهد كرد و در نهايت به تهديد خود عمل كرد و همه بت ها را نابود ساخت.
7- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . فلمّا تولّوا عنه مدبرين إلى عيد لهم دخل إبراهيم ( ع ) إلى آلهتهم بقدوم فكسرها إلاّ كبيراً لهم ;
از امام باقر(ع) روايت شده: چون نمروديان از ابراهيم(ع) دور شدند و به طرف محل جشن ويژه خود رفتند، آن حضرت با تيشه داخل بتخانه شد و غير از بت بزرگ، همه بت ها را شكست. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 1،2
1- حضرت ابراهيم ( ع ) در غياب مردم و دور شدن آنان از بت ها ، به شكستن بت ها پرداخت .
بعد أن تولّوا مدبرين . فجعلهم جذذًا
«جذاذ» فعال به معناى مفعول و از ماده «جذّ» (قطع و شكستن) است. «فا» در «فجعلهم» - به اصطلاح اهل ادب - فصيحه و حاكى از تقدير جمله اى است و تقدير آن چنين است: «فولّوا فأتى إبراهيم الأصنام فجعلهم جذاذاً; مردم به بت ها پشت كردند، پس ابراهيم نزد بت ها آمد و آنها را شكست».
2- ابراهيم ( ع ) تمامى بت ها را در هم شكست و تنها بت بزرگ را سالم باقى گذاشت .
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 2،8
2- ابراهيم ( ع ) ، در نبود مردم ، بت ها را در هم شكست و هيچ كس از آن با خبر نشد .
قالوا من فعل هذا بالهتنا
پرسوجوى بت پرستان از يكديگر در باره شكننده بت ها و نيز پاسخ برخى از از آنان به اين كه ابراهيم(ع) از بت ها بدگويى مى كرد، (فتى يذكرهم) - به جاى اين كه بگويند: ما ديديم چه كسى شكسته است - گوياى برداشت ياد شده است.
8- قوم ابراهيم ، هنگام ديدن بت هاى شكسته خود برآشفته شدند .
قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 60 - 1،2
1- ابراهيم ( ع ) در نظر قوم خود ، مظنون به شكستن بت ها بود .
قالوا سمعنا فتًى يذكرهم يقال له إبرهيم
2- ابراهيم ( ع ) در دوران جوانى ، بت ها را در هم شكست و مبارزه با بت پرستى را آغاز كرد .
قالوا سمعنا فتًى يذكرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 62 - 1
1- بت پرستان ، حضرت ابراهيم ( ع ) را شكننده بت ها مى دانستند .
قالوا ءأنت فعلت هذا بالهتنا يإبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 6
6- بت پرستان ، استدلال هاى ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك را نادرست انگاشته و او را به خاطر شكستن بت ها مجرم دانستند .
فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. ثمّ نكسوا على رءوسهم لقد علمت ما هؤلاء ينطقون
جمله «لقد علمت ما هؤلاء ينطقون» پاسخ مشركان به كلام ابراهيم(ع) (فسئلوهم إن كانوا ينطقون) است; يعنى، تو مى دانى كه بت ها از سخن گفتن عاجزاند، پس چرا ما را به سؤال كردن از بت ها حواله مى دهى. لابد سؤال تو براى فرار از اتهام بت شكنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 76 - 1
1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بتِ سنت گرايى و تقليد بى چون و چرا از نياكان
أفرءيتم . .. أنتم و ءاباؤكم الأقدمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 90 - 3
3 - « عن حجر عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : خالف ابراهيم ( ع ) قومه و عاب آلهتهم . . . قال أبوجعفر ( ع ) : عاب آلهتهم « فنظر نظرة فى النجوم فقال إنّى سقيم » . . . و اللّه ما كان سقيماً و ما كذب فلمّا تولّوا عنه مدبرين إلى عيد لهم ، دخل ابراهيم إلى
آلهتهم فكسر ها إلاّ كبيراً لهم . . . ;
از حجر نقل شده كه از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: ابراهيم با قومش مخالفت كرد و خدايان آنها را مورد عيب جويى خود قرار داد . .. امام باقر(ع) فرمود: از معبودهاى آنان خرده گرفت «فنظر نظرة فى النجوم فقال إنى سقيم» ...به خدا سوگند ابراهيم مريض نبود و دروغ هم نگفت. پس چون قومش براى عيدى كه داشتند از پيش ابراهيم(ع) رفتند، او [با تبر] به سوى معبودهاى آنان رفت و آنها را شكست مگر بزرگ ترين بت آنان را...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 91 - 1
1 - رفتن مخفيانه ابراهيم ( ع ) ، به جانب معبود هاى مشركان پس از خروج آنان از شهر
فراغ إلى ءالهتهم
«روغ» (مصدر «راغ») در اصل به معناى تمايل به چيزى به صورت سرّى و پنهانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 93 - 3،4،5
3 - شدت غضب و خشم ابراهيم ( ع ) ، به هنگام شكستن بت ها و معبودها
فراغ عليهم ضربًا باليمين
گفتوگوى ابراهيم(ع) با بت ها - با آن كه آن حضرت مى دانست كه آنها از سخن گفتن ناتوان اند - مى تواند به منظور تقويت روح غضب و خشم خود نيست به آنها باشد تا عمل شكستن آنها خشمگينانه انجام گيرد.
4 - سوگند ابراهيم ( ع ) ، بر شكستن بت هاى مشركان
فراغ عليهم ضربًا باليمين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «يمين» به معناى قسم باشد. بر اين اساس «با» به معناى سببيت است; يعنى، ابراهيم(ع) به سبب سوگندى كه ياد كرده بود، ضربه اى محكم بر بت ها فرود آورد.
5 - وفاى ابراهيم ( ع ) ، به سوگند خويش در شكستن بت ها
فراغ عليهم ضربًا باليمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 94 - 1،2
1 - حركت شتابان مشركان به سوى ابراهيم ( ع ) ، پس از آگاهى از شكسته شدن بت ها
فأقبلوا إليه يزفّون
«فا» براى تفريع «فأقبلوا. ..» بر جمله اى مقدر است و تقدير آن چنين است: «فبلّغ قومه من رأه فأقبلوا إليه; كسى كه شكسته شدن بت ها را ديد، به مردم اطلاع داد. سپس آنان شتابان به جانب ابراهيم(ع) روى آوردند». گفتنى است: «زف» (مصدر «يزفّون») به معناى حركت شتابان است.
2 - شدت خشم و نگرانى قوم ابراهيم ، از شكسته شدن بت هاى شان
فأقبلوا إليه يزفّون
حركت شتابان قوم ابراهيم به جانب آن حضرت پس از شكسته شدن بت ها، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 95 - 5
5 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : أخذ ابراهيم القدوم فكسر الصنم الذى عمله ، ففزع أبوه من ذلك فزعاً شديداً ، فقال له : أىّ شىء عملت ؟ فقال له ابراهيم ( ع ) : و ما تصنعون به ؟ فقال آزر : نعبده ، فقال له ابراهيم : « أتعبدون ما تنحتون » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ابراهيم(ع) تبر را برداشت و بتى را كه آزر ساخته بود شكست و آزر فرياد شديدى از روى ترس برآورد و به ابراهيم(ع) گفت: چه كارى كردى؟ ابراهيم(ع) در جواب گفت: با بت چه مى كنيد؟ آزر گفت: آن را مى پرستيم. ابراهيم(ع) در جواب گفت: «أتعبدون ما تنحتون; آنچه را خود مى تراشيد، مى پرستيد؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 2،7
2 - داستان مبارزه حضرت ابراهيم ( ع ) با شرك و بت پرستى ، داستانى زنده و درس آموز براى هميشه تاريخ
و إذ قال إبرهيم
كلمه «إذ» در محل نصب و مفعول به براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ قال. ..».
7 - ابراهيم ( ع ) ، نماد شجاعت و اسوه مبارزه با شرك و بت پرستى
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه
از يادآورى داستان ابراهيم(ع)، اسوه بودن آن حضرت در مبارزه با بت پرستى و از موضع گيرى ايشان در برابر جامعه خويش - حتى نزديك ترين خويشاوندان خود - شجاعت آن حضرت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 9
9- تعرض به بت ها ، ظلمى بزرگ و گناهى نابخشودنى در پندار قوم بت پرست ابراهيم
قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين
ظالم و ستم پيشه به كسى گويند كه بارها به ستم دست بزند. بنابراين توصيف ابراهيم به ستمكار بودن از جانب بت پرستان - در حالى كه او تنها يك بار به بت ها تعرض كرده بود - گوياى اين نكته است كه تعرض به بت ها در نظر بت پرستان ظلمى بزرگ محسوب مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 1
1- پس از در هم شكسته شدن بت ها به وسيله ابراهيم ( ع ) ، بت پرستان به پرسوجو از يكديگر در مورد شكننده آنها پرداختند .
فجعلهم جذذًا . .. قالوا من فعل هذا بالهتنا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «مَن» اسم استفهام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 3
3- ابراهيم ( ع ) در يك شگرد عالمانه ، از بت پرستان خواست تا از خود بت ها در باره شكننده آنها پرسوجو كنند .
فسلوهم إن كانوا ينطقون
ابراهيم(ع) با نسبت دادن شكستن بت ها به بت بزرگ و درخواست از بت پرستان به پرس و جو كردن از بت ها براى شناسايى بت شكن، شگردى عالمانه را در مبارزه با بت پرستى برگزيد; زيرا بت پرستان از اين طريق به آسانى به بطلان راه خويش پى بردند; چنان كه آيه بعد (فرجعوا إلى أنفسهم. ..) گوياى همين حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 98 - 6
6- « جاء فى الحديث إنّ قوماً أتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : . . . أخبرنا عن قوله : « إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم أنتم لها واردون » إذا كان معبودهم معهم فى النار فقد عبدوا المسيح ( ع ) أفتقول : إنّه فى النار ؟ فقال لهم رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . قال اللّه : « إنّكم و ما تعبدون » يريد الإصنام التى عبدوها و هى لاتعقل و المسيح ( ع ) لايدخل فى جملت ها لأنّه يعقل و لو قال : إنّكم و من تعبدون لدخل المسيح ( ع ) فى الجملة فقال القوم : صدقت يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ;
در حديث آمده كه گروهى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده و به آن حضرت گفتند: . .. ما را از گفتار خدا «إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم...» با خبرساز چنانچه معبودشان در آتش باشد، پس [اين كه] گروهى مسيح را عبادت كردند; آيا تو مى گويى او در آتش است. رسول خدا به آنان فرمود:... خدا فرموده «إنّكم و ماتعبدون» و بت هايى را كه آنان مى پرستيدند اراده كرده و بت ها غير عاقل هستند و مسيح داخل در آنها نيست; زيرا او صاحب عقل است و اگر فرموده بود «إنّكم و من تعبدون» مسيح نيز داخل در آن جمله بود. آن گروه گفتند: راست گفتى اى رسول خدا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 8،10
8 - معبود ها ( بت ها ) در قيامت ، از مورد پرستش واقع شدن خود اظهار بى اطلاعى كرده و آن را انكار خواهند كرد .
و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
10 - بت ها ، در قيامت با مشركان سخن خواهند گفت .
ثم نقول للذين أشركوا . .. قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 1
1 - بت ها در قيامت ، خدا را شاهد مى گيرند كه از عبادت اهل شرك بى خبر بوده اند .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 4
4 - بت هاى اهل شرك در قيامت ، بر يگانگى خدا و آگاهى او بر ظاهر و باطن اشيا اعتراف خواهند كرد .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 4
4 - بت هاى اهل شرك در قيامت ، بر يگانگى خدا و آگاهى او بر ظاهر و باطن اشيا اعتراف خواهند كرد .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 5
5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 1
1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .
فرجعوا إلى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 5
5- اعتراف قوم بت پرست ابراهيم ، به بى بهرگى بت ها از نطق ، كلام ، علم و عقل
لقد علمت ما هؤلاء ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 91 - 2
2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون
استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 80 - 3
3 - تذكر ابراهيم ( ع ) به نقش نداشتن بت ها در بيمارى و شفايابى انسان
و إذا مرضت فهو يشفين
تعبير «فهو يشفين» تأكيد بر اين حقيقت است كه تنها خدا در بهبود و شفاى انسان مؤثر است. و چون مخاطب اين تأكيد بت پرستانند، در حقيقت تأكيد ابراهيم(ع) بر سلب هرگونه تأثير بت ها در سلامتى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 8
8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .
فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 5
5 - استدلالهاى ابراهيم(ع) بر ابطال شرك و پرستش بتها و اجرام آسمانى به هدايت خداوند بود.
أتتخذ أصناما . .. قال لاأحب الأفلين ... و قد هدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 6
6 - شرك و بت پرستى ، خروج از مدار حق و گردش بر مدار باطل است .
فماذا بعد الحق إلا الضلل . .. كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 5
5 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى بيدارى قوم اش ، ناتوانى بت ها را تبيين مى كرده است .
إنّما تعبدون . .. أوثنًا ... إنّ الذين تعبدون...لايملكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 3
3 - « بعل » نام بت قوم الياس
أتدعون بعلاً
برخى از مفسران و اهل لغت «بعل» را اسم و عَلَم براى بت قوم الياس دانسته اند (چون «مناة» و «هبل»).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 4،6،9،10
4 - بنى اسرائيل در پى عبور از دريا با مردمى بت پرست مواجه شدند .
فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم
«أتوا» چون به «على» متعدى شده، متضمن معناى مرور است، يعنى «اتوا قوما مارين عليهم».
6 - بت پرستانى كه قوم موسى بر آنان گذر كردند ، داراى بت هاى متعدد بودند .
على أصنام لهم
«أصنام» (جمع «صنم») به معناى بتهاست.
9 - بنى اسرائيل از موسى خواستند تا خدايى مانند خدايان بت پرستان براى آنان قرار دهد .
اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
10 - بنى اسرائيل با مشاهده بت پرستان و كرنش آنان در برابر معبودهايى محسوس ، خواستار معبودى ملموس و محسوس شدند .
فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 4
4- بت و ساير ابزار و وسايل گناه ، از حرمت و مالكيت ساقط است و شكستن و نابود كردن آنها جايز مى باشد .
فجعلهم جذذًا
برداشت ياد شده از شكستن بت ها به وسيله حضرت ابراهيم(ع) و سوگند ايشان بر اين كار و نيز لحن تأييد گونه و تمجيدآميز آيه شريفه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 23
23 - تقرب آفرين بودن عبادت معبود ها ( بت و . . . ) عقيده اى است دروغين .
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى . .. إنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 1
1 - بت پرستى آيينى فاسد و پرستش بت ها كردارى بيهوده و بى نتيجه است .
إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
مراد از «ما هم فيه» به قرينه آيه قبل، آيين بت پرستى است و منظور از «ما كانوا يعملون» پرستش بتها و اعتكاف بر آستان آنهاست. «متبر» اسم مفعول از مصدر «تتبير» و به معناى هلاك شده مى باشد و هلاكت آيين به فاسد بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 3
3 - نماد هاى شرك و بت پرستى ، فاقد هر گونه خاصيت و كارايى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
سياق سرزنش آميز «أفرأيتم»، نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 7
7 - مظاهر شرك و عقايد خرافى ، فاقد تقدس و حرمت
فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 199 - 5
5 - بت پرستان و مشركان ، مردمى بى خرد و نادانند .
و أعرض عن الجهلين
از مصاديق مورد نظر براى «الجاهلين»، به قرينه آيات قبل، مشركان و بت پرستان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 2
2 - مشركان و بت پرستان ، مردمى ساده انديش و بى خرد
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
يادآورى ناتوانى معبودها از رسانيدن نفع و يا دفع ضرر، در مقام محكوميت شرك و بت پرستى، مى تواند اشاره به اين حقيقت عقلايى داشته باشد كه عملى كه هيچ سودآور نباشد و يا زيانى را دور نسازد، عملى به دور از خرد و سرزنش آميز است و هيچ عاقلى دست به چنين كارى نخواهد زد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 3
3 - ناتوانى بتها از رساندن نفع و ضرر، نشانه خردمندانه نبودن پرستش آنهاست.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 3
3 - شرك وبت پرستى ، آيينى است بى پايه ، غير قابل دفاع و ساخته اوهام نابخردان .
قل هل من شركائكم . .. فأنى تؤفكون
اضافه «شركاء» به ضمير «كم» حاكى از ساختگى بودن شرك است. و استفهام تعجبى در جمله «أنى تؤفكون» نشانگر نابخردى معتقدان به آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 67 - 7
7- بت پرستى ، عملى بى خردانه و ابلهانه است .
أُفّ لكم و لماتعبدون من دون اللّه أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، آيينى فاقد دليل و برهان
و من يدع مع اللّه إلهًا ءاخر لابرهن له به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 97 - 3
3 - ناتوانى مشركان از مقابله با منطق و استدلال ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك و بت پرستى
تصميم مشركان بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن آن حضرت - پس از شنيدن سخن منطقى و خردبرانگيزش - گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 11
11 - پرستش بت به جاى عبادت نيكوترين آفريدگار ، عملى نابخردانه و سرزنش آميز
أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 9
9- شرك و پرستش غير خدا ، فاقد كمترين دليل معتبر نقلى و برهان علمى
ائتونى بكتب من قبل هذا أو أثرة من علم
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «كتاب» مطلق نوشته ها و نقل هايى باشد كه قابل اتكاء است و «أثارة من علم» ناظر به هرگونه دليل علمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 1
1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 4
4 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از خيال پردازى و موهوم گرايى بشر و فاقد هر گونه پشتوانه منطقى
سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم ما أنزل اللّه بها من سلطن
از تأكيد خداوند بر اين كه بت ها، جز نام هاى ساخته و پرداخته بشر، چيزى نيستند; مى توان به دست آورد كه خيال پردازى و موهوم گرايى انسان، او را به وادى شرك كشانيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 2
2- شرك و بت پرستى قوم ابراهيم ، برهان و دليل منطقى نداشت و صرفاً متكى بر تقليد كوركورانه از اجداد و نياكان بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
از اين كه مردم در پاسخ سؤال ابراهيم(ع) از علت پرستيدن بت ها، صرفاً پيروى از نياكان و اجداد خود را مطرح ساختند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 5
5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 1،3
1- ابراهيم ( ع ) در حضور پدر و قومش ، بت پرستى را زير سؤال برد و آشكارا با آن به مخالفت برخاست .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
استفهام در «ما هذه التماثيل. ..» سؤال از حقيقت بت ها است، نه نام آنها. و از آن جايى كه ابراهيم(ع) از حقيقت آنها آگاه بود و نيازى به سؤال نداشت، استفهام ايشان به منظور زير سؤال بردن و محكوم كردن بت پرستى و نوعى اظهار مخالفت با آن بوده است.
3- ابراهيم ( ع ) ، از پدر و قومش در باره علت تقديس و عبادتشان در برابر مجسمه هاى بى جان ، توضيح خواست .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
از پاسخ قوم ابراهيم، كه كارشان را به خاطر پيروى از اجداد خود معرفى كردند (قالوا وجدنا آبائنا لها عابدين)، به دست مى آيد كه سؤال ابراهيم(ع) مربوط به علت و چرايى تقديس و عبادتشان در برابر بت ها بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 3
3- ابراهيم ( ع ) در يك شگرد عالمانه ، از بت پرستان خواست تا از خود بت ها در باره شكننده آنها پرسوجو كنند .
فسلوهم إن كانوا ينطقون
ابراهيم(ع) با نسبت دادن شكستن بت ها به بت بزرگ و درخواست از بت پرستان به پرس و جو كردن از بت ها براى شناسايى بت شكن، شگردى عالمانه را در مبارزه با بت پرستى برگزيد; زيرا بت پرستان از اين طريق به آسانى به بطلان راه خويش پى بردند; چنان كه آيه بعد (فرجعوا إلى أنفسهم. ..) گوياى همين حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 1
1 - پرسش بيدارگر ابراهيم از قوم بت پرست خويش درباره شنوايى بت ها
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 15
15 - بت پرستان ، مردمى پليداند .
فاجتنبوا الرجس من الأوثن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 1
1 - شراب ، قمار ، بت ها و چوب هاى مخصوص برد و باخت ، به تمامى پليد و ناپاك اند .
انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم رجس
«انصاب» جمع كلمه نصب است، برخى آن را به معناى بت گرفته اند و برخى گفته اند «انصاب» سنگهايى بوده كه بر آستان بتها نصب مى شده و جايگاه ذبح قربانى براى بتها بوده است و بدان جهت مشركان آنها را مايه تبرك مى پنداشتند و محترم مى شمردند. «ازلام» جمع زلم (تير قمار) از انواع وسائل قمار و بردو باخت به شمار مى رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 13
13 - بت ، مظهر رجس و پليدى است .
فاجتنبوا الرجس من الأوثن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 18
18- كسانى كه بت و هر چيزى غير خدا را عبادت مى كنند ، خود را بى نتيجه به رنج و زحمت انداخته اند .
عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا
از جمله معانى «شقا» سختى و زحمت است. جمله «عسى ...» كه نقل گفته حضرت ابراهيم به آزر و ديگر بت پرستان است، دربردارنده تعريضى به آنان است; يعنى من اميدوارم كه با عبادت پروردگارم شقى نباشم، ولى شما با پرستش موجودات فاقد شعور، خود را به زحمت بى نتيجه انداخته و در زمره شقاوت مندان خواهيد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 1 - 5
5 - « سأل [ الأحول ] أباعبداللّه ( ع ) عن ذلك فقال : كان سبب نزولها و تكرارها أنّ قريشاً قالت لرسول اللّه تَعْبد آلهتنا سنة و نعبد إلهك سنة و تعبد آلهتنا سنة و نعبد إلهك سنة فأجابهم اللّه بمثل ما قالوا ;
[ابوجعفر احول] از امام صادق(ع) درباره سبب تكرار آيات [در سوره كافرون] پرسيد; امام فرمود: سبب نزول آن آيه ها و تكرار آن، اين بود كه قريش به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتند: يك سال تو خدايان ما را عبادت كن و يك سال ما خداى تو را عبادت مى كنيم. [دوباره ]تو يك سال خدايان ما را عبادت كن و ما يك سال خداى تو را عبادت مى كنيم. خداوند نيز به آنان مانند سخنشان جواب داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 3 - 1،6
1 - برخى از كافرانِ عصر بعثت ، مدعى آمادگى براى عبادت خداوند ، در صورت اظهار آمادگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى عبادت معبود هاى آنان
و لا أنتم عبدون ما أعبد
خبر دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر سختى كافران - پس از نفى كوتاه آمدن خود - بيانگر آن است كه كافران در صورت سازش پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود را براى عبادت خداوند آماده مى خواندند.
6 - كافران ، خود را در اقدام به خداپرستى - در صورت سازش پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان - پيش قدم معرفى كرده و زمان پيوستن
پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آنان را ، پس از مرحله پيوستن خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داده بودند .
لا أعبد ما تعبدون . و لا أنتم عبدون ما أعبد
در آيه قبل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبادت آينده خود از معبودهاى مشركان را منتفى دانست; ولى در اين آيه، عبادت كنونى مشركان از خداوند را نفى كرد. مى توان گفت: اختلاف دو تعبير - كه از فعلى بودن آيه قبل و اسمى بودن اين آيه استفاده مى شود - ناظر به ترتيبى است كه مشركان براى توافق با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پيشنهاد كرده بودند. آنان گفته بودند: يك سال ما بنده خداى تو مى شويم; مشروط به اين كه سال بعد تو خدايان ما را پذيرا باشى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 14
14- جامعه اصحاب كهف ، موجوداتى داراى شعور و خرد را ، معبود خود پنداشته و به پرستش آنها پرداخته بودند .
لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن
كاربرد ضمير «هم» نوعاً در مواردى است كه مرجع آن، جمعى از موجودات با شعور باشند. بنابراين مراد از «ءالهة» كه مرجع ضمير «هم» است، معبودانى از جنس بشر يا فرشتگان و مانند اين ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 2
2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 5
5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 1
1 - بت پرستى ، آيين رايج عرب هاى پيش از اسلام
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6
6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .
فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5
5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )
ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 4
4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .
ليضلّنا عن ءالهتنا
«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 4
4 - بت پرستى ، امرى سابقه دار در ميان نياكان قوم ابراهيم
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 76 - 3
3 - بت پرستى ، داراى سابقه ديرينه در نياكان قوم ابراهيم
أفرءيتم ما كنتم تعبدون . أنتم و ءاباؤكم الأقدمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 85 - 2
2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 2
2 - قوم الياس ، مردمى مشرك و بت پرست بودند .
أتدعون بعلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم عرب جاهلى
سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 67 - 1
1- اظهار تنفر و انزجار شديد ابراهيم ( ع ) از بت پرستان و معبود هاى آنان
أُفّ لكم و لما تعبدون
«أُفّ» كلمه اى است كه به هنگام تنفر و انزجار از چيزى و يا شخصى، به كار مى رود. تنوين «أُفٍّ» براى تعظيم است; يعنى، انزجار قوى و شديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 1،2
1- ابراهيم ( ع ) ، زندگى در ميان هم كيشان آزر را هم سان زندگى در خانه او ، مانعى در راه خداپرستى خويش ديده و از همه آنها كناره گيرى كرد .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
2- حضرت ابراهيم ( ع ) در پاسخ به تهديد هاى آزر ، تصميم خود را بر دورى گزيدن از بت پرستان و بت ها ، اعلام كرد .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 1
1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 1
1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 89 - 2
2 - اعتقاد به يگانگى خدا و بيزارى از شرك و بت پرستى ، نشانه بهره مندى از قلب سليم
إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم
در آيات پيشين، سخن درباره مبارزه حضرت ابراهيم(ع) با شرك و بت پرستى است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه مراد آن حضرت از قلب سليم، قلب خالى از شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 1
1 - اعلان برائت حضرت ابراهيم ( ع ) از شرك و بت پرستى قوم خود
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 10
10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.
قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 1
1- تبيين بى اساس بودن انديشه شرك و بت پرستى در اسلوبى زيبا ، مختصر ، بديع و روشن همچون مَثَل ، از سوى خداوند
يأيّها الناس ضرب مثل
خطاب در «يا أيّها الناس» متوجه مشركان است. «إستماع» (مصدر «استمعوا») به معناى گوش فرا دادن و «دعا» (مصدر «يدعون») به معناى ندا كردن و فرياد استغاثه برداشتن است. گفتنى است: «مَثَل» جمله اى است مختصر و مشتمل بر تشبيه يا مضمون حكيمانه كه بسبب روانى لفظ، روشنى معنا و لطف تركيب، شهرت عام يافته و همگان آن را بدون تغيير در محاوره به كار برند. در آيه ياد شده، سستى بنيان شرك و بت پرستى، با اسلوبى چنان زيبا، مختصر، بديع و روشن بيان شده كه سزاوار است
همچون مَثَلى، شهرت عام يافته و دهان به دهان گردد. و بدين جهت خدا از آن به مَثَل تعبير كرده است. بدان جهت است كه خدا از آن به مثل تعبير كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 3
3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش
واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا
«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 2
2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 3
3 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى بيدارى قوم خويش ، بت ها را به حقارت و پستى ياد مى كرده است .
إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا
نكره آوردن «أوثان» مى تواند به منظور بيان حقارت شأن بت ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 4
4 - شكستن ابّهت و تقدس بت ها ، در مرحله نخست و سپس گفتوگوى خردبرانگيز ، شيوه مبارزه ابراهيم ( ع ) با مشركان و مظاهر شرك
فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّ
برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز مبارزه با شرك و بت پرستى، ابتدا به سراغ بتكده رفته و ضمن به تمسخر گرفتن بت ها، آنها را درهم شكست. سپس با مخاطب قرار دادن مردم، آيين آنان را زير سؤال برد (أتعبدون ما تنحتون) و به تأمّل و انديشه واداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 71 - 2
2 - توجه به درگاه بت ها و اعتكاف در آستان آنها ، از كار هاى مستمر قوم ابراهيم
فنظلّ لها عكفين
«ظلّ و ظلول» (مصدر «نظلّ») به معناى دوام و استمرار و «عكوف» (مصدر «عاكفين») به معناى ملازم بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 75 - 4
4 - روشن بودن بطلان بت پرستى ، تنها با اندكى تأمل و خردورزى
قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون
برداشت ياد شده با توجه به توبيخى بودن استفهام در آيه بالا استفاده مى شود; زيرا مفاد آن اين است كه اگر شما درباره آنچه مى پرستيد (بت ها) قدرى مى انديشيديد، هرگز به آن اقدام نمى كرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 10
10 - بت ها ، در قيامت با مشركان سخن خواهند گفت .
ثم نقول للذين أشركوا . .. قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 9
9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق
و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 3
3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق
و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 66 - 4
4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .
فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 12 - 4
4 - توصيه خدا به اهل شرك ، به دست برداشتن از بت پرستى و روى آوردن به توحيد و نيايش به درگاه او
يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 1،2،3
1 - مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
2 - اعضاى تعبيه شده در بت ها ، فاقد كمترين توان و اثر مطلوب
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 198 - 3،4،5
3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .
و تريهم ينظرون إليك
ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.
4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .
و هم لايبصرون
ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.
5 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها به گونه اى بود كه گويا به شخص مقابل خويش نظاره گر است .
و تريهم ينظرون إليك
خطاب در «تريهم» و «إليك» به هر انسانى است كه مواجه با بتها قرار مى گيرد، يعنى «تريهم ايها الانسان . .. » جمله «و هم لايبصرون» (آنها نمى بينند) دلالت مى كند كه «تريهم ينظرون»، يعنى «تريهم كانهم ينظرون إليك». (چنين گمان مى كنى كه بتها تو را مى نگرند.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 4
4- بت و ساير ابزار و وسايل گناه ، از حرمت و مالكيت ساقط است و شكستن و نابود كردن آنها جايز مى باشد .
فجعلهم جذذًا
برداشت ياد شده از شكستن بت ها به وسيله حضرت ابراهيم(ع) و سوگند ايشان بر اين كار و نيز لحن تأييد گونه و تمجيدآميز آيه شريفه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 198 - 3،4،5
3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .
و تريهم ينظرون إليك
ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.
4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .
و هم لايبصرون
ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.
5 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها به گونه اى بود كه گويا به شخص مقابل خويش نظاره گر است .
و تريهم ينظرون إليك
خطاب در «تريهم» و «إليك» به هر انسانى است كه مواجه با بتها قرار مى گيرد، يعنى «تريهم ايها الانسان . .. » جمله «و هم لايبصرون» (آنها نمى بينند) دلالت مى كند كه «تريهم ينظرون»، يعنى «تريهم كانهم ينظرون إليك». (چنين گمان مى كنى كه بتها تو را مى نگرند.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 44 - 2
2- بت پرستى ، در حقيقت شيطان پرستى است .
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر . .. يأبت لاتعبد الشيطن
آنچه مسلّم و مصرّح است، آن است كه آزر بت بوده است; نه شيطان پرست، ولى حضرت ابراهيم، بت پرستى را به منزله شيطان پرستى دانسته و با تعبير «لاتعبد» از آن ياد كرده است; بنابراين در ديدگاه ابراهيم(ع)، بت پرستى در حقيقت خضوع و انقياد در برابر شيطان و نوعى پرستش او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 54 - 3
3- بت پرستى و شرك ، ضلالت و گمراهى آشكار است .
ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 9
9 - شرك و بت پرستى ، حركتى است مخالف جريان طبيعى نظام هستى .
أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و كثير حقّ عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 11
11 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى خدا و ناسپاسى در برابر ربوبيت او است .
و من يدع مع اللّه . .. إنّه لايفلح الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 5
5 - بت پرستى ، كفر به خداوند است و بت پرستان از كافران اند .
لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
برادشت بالا، به سبب اين است كه از بت پرستان، به كافران ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 14
14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 3
3 - مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه براى بت ها ذبح شود ، يا به نام غير خدا سر بريده شود ، از خوراكى هاى خبيث و پليد هستند .
كلوا من طيبت . .. إنما حرم عليكم الميتة ... و ما أهل به لغير اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 10
10 - قوم ابراهيم ، نياز هاى مادى شان را از بت ها ، طلب مى كردند .
إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 10
10- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار مصونيت خويش و فرزندانش از گرايش به بت پرستى شد .
و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 3
3- گمراه شدن مردم بسيارى به وسيله بت ها و بت پرستان ، انگيزه حضرت ابراهيم ( ع ) براى درخواست از خداوند جهت مصونيت خود و خاندانش از گرايش به آن آيين
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جمله «ربّ إنّهنّ . ..» در مقام تعليل براى جمله «و اجنبنى و بنىّ ...» است; يعنى، چون بت پرستان موجب گمراهى اغلب مردم شدند از تو درخواست مصونيت دارم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 1
1 - بت و بت پرستى ، دشمن انديشه ، سعادت و تكامل انسان در ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع )
فإنّهم عدوٌّ لى
ضمير «هم» در «فإنّهم» به «أصنام» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 64 - 1
1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه
قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 68 - 6
6- سوزاندن كامل ابراهيم ( ع ) ، تنها راه دفاع از عقيده بت پرستان و معبود هاى ادعايى در ديد قوم او بود .
قالوا حرّقوه و انصروا ءالهتكم إن كنتم فعلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 11
11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.
فأى الفريقين أحق بالأمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 6
6- فقدان ادراك بت ها و ناتوانى آنها در برآورده ساختن نياز ها و جلوگيرى از گزند ها ، استدلال ابراهيم ( ع ) بر ناروابودن بت پرستى
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
«إغناء» (مصدر «لايغنى») به معناى كفايت كردن و بازداشتن است. (برگرفته از «لسان العرب») و جمله «لايغنى عنك شيئاً»، يعنى از تو چيزى را دفع نكرده و تو را از آن كفايت نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 3
3 - مخلوق و مصنوع بودن بت ها ، دليل عدم شايستگى آنها براى پرستش
قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 3
3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها
و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 9
9- تصور خدايان متعدد در قبال خداوند ، مساوق و هم عنان با تصور مقهوريت آنان است .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
از آن جا كه يوسف(ع) خداوند را به «قهار» بودن توصيف كرد معلوم مى شود وى «مقهور بودن» معبودان دروغين را نيز قصد كرده است ولى آن را در عبارت ذكر نكرد تا به اين نكته اشاره كند كه تصور متفرق بودن آنان كافى است در اينكه آدمى بداند خدايان متعدد در برابر خداى يگانه همواره مقهورند و شايسته خدايى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 18
18- كسانى كه بت و هر چيزى غير خدا را عبادت مى كنند ، خود را بى نتيجه به رنج و زحمت انداخته اند .
عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا
از جمله معانى «شقا» سختى و زحمت است. جمله «عسى ...» كه نقل گفته حضرت ابراهيم به آزر و ديگر بت پرستان است، دربردارنده تعريضى به آنان است; يعنى من اميدوارم كه با عبادت پروردگارم شقى نباشم، ولى شما با پرستش موجودات فاقد شعور، خود را به زحمت بى نتيجه انداخته و در زمره شقاوت مندان خواهيد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 26
26 - « قال ابوعبداللّه ( ع ) : فى قوله تعالى : . . . « لاينال عهدى الظالمين » من عبد صنماً او وثناً لايكون إماماً . . . ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند تعالى كه مى فرمايد: . .. «لاينال عهدى الظالمين» روايت شده: كسى كه بت پرستيده باشد نمى تواند امام شود ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 44 - 3
3- شيطان ، سردمدار دعوت مردم به شرك و بت پرستى است .
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 30 - 4
4- سازندگان آيين شرك و بت پرستى به يگانگى خداوند و بطلان آيين بت پرستى آگاه بودند .
و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا فإن مصيركم إلى النار
از تعبير «جعلوا لله أندادا» (براى خدا شريك قرار دادند)، و همچنين با توجه به اينكه اين كار مربوط به سران و سازندگان اصلى آيين شرك است، استفاده مى شود كه آنان آگاهانه و از روى عمد به چنين عملى دست زدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 3
3- آگاهى هاى ويژه ابراهيم ( ع ) محدود بود .
قد جاءنى من العلم
چنانچه «من» در «من العلم» براى تبعيض باشد و «من العلم»، حال براى «ما»، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 12
12 - بى تقوايى ، زمينه ساز انحراف از مسير حق و افتادن در دام آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لقومه ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع)، پيش از سرزنش قوم خود به جهت گرويدن آنان به آيين شرك، آنان را به دليل بى تقوايى سرزنش كرده است و اين مطلب مى رساند كه بى تقوايى، زمينه ساز گرايش به آيين هاى باطل (همچون بت پرستى) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 70 - 6
6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .
و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 2
2 - بت پرستى ، پيش از آن كه براى اهل شرك سودمند باشد ، براى آنان زيان آور است .
يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 1
1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 7
7 - روى برتافتن از توحيد و يكتاپرستى و گرايش به شرك و بت پرستى ، كارى شگفت و در پى دارنده نكوهش سخت خداوند
فذلكم اللّه ربكم الحق . .. فأنى تصرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 66 - 6
6 - شرك و بت پرستى و سرباز زدن از توحيد ، اوج ناسپاسى انسان در برابر خدا
و هو الذى أحياكم . .. إنّ الإنسن لكفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 11
11 - پرستش بت به جاى عبادت نيكوترين آفريدگار ، عملى نابخردانه و سرزنش آميز
أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 12 - 1
1 - نكوهش اهل شرك ، به خاطر ترك نيايش به درگاه خدا و بردن عرض حاجت پيش بت ها
يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 1
1 - نكوهش اهل شرك ، به خاطر نيايش و عرض حاجت كردن به درگاه بت ها
يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 9
9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق
و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 3
3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق
و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 18
18 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . قالت بنو اسماعيل : « هؤلاء شفعائنا عند اللّه » فكفرت و لم تعبد الأصنام ;
فرزندان اسماعيل مى گفتند: بتها شفيعان ما نزد خدا هستند پس كافر شدند ; ولى بت را پرستش نكردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 11
11 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه است .
يزيد فى الخلق ما يشاء . .. هل من خلق غير اللّه... لا إله إلاّ هو ... فأنّى تؤفك
«أنّى» اسم استفهام و به معناى كجاو چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد. «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». گفتنى است كه به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سو برده مى شويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 62 - 7
7 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده آيات و نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه
خلق كلّ شىء لا إله إلاّ هو فأنّى تؤفكون
«أنّى» (اسم استفهام) به معناى كجا و چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد و «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سوى مى رويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 3
3 - بت پرستان با پذيرش خداوندگارى بت ها ، سرپرست و دمساز بدى براى خود برگزيدند .
لبئس المولى و لبئس العشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 3
3 - بت پرستان با پذيرش خداوندگارى بت ها ، سرپرست و دمساز بدى براى خود برگزيدند .
لبئس المولى و لبئس العشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 5
5- بت پرستى و شرك ، از ديد فطرت انسانى ، ظلم و ستم است .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «أنفسهم» به خود آمدن و ضمير و وجدان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 8
8 - شرك و بت پرستى ظلم است .
و يعبدون من دون اللّه . .. و ما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 14
14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 162 - 4
4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن
ما أنتم عليه بفتنين
از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 3
3 - ناتوانى بتها از رساندن نفع و ضرر، نشانه خردمندانه نبودن پرستش آنهاست.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 2،3،4،7
2 - اعضاى تعبيه شده در بت ها ، فاقد كمترين توان و اثر مطلوب
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.
4 - خداوند با تشريح ناتوانى بت ها ، مشركان را به بطلان شرك و باورهايشان رهنمون ساخت .
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .
قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 4،5،6
4- آشكار شدن عجز بت ها و تأثير نداشتن آنها در امور آدميان و نيز روشن شدن ناتوانى قوم عاد در برابر خواست خداوند ، هدف هود ( ع ) از فراخوانى مردم ، به مبارزه و توطئه عليه خويش
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«كيدوا» فعل امر از مصدر «كِيْد» (مكر كردن) است. امر در جمله فوق - به تناسب مورد - امر تعجيزى است; يعنى ، درخواستى است براى نشان دادن عجز و ناتوانى مخاطب از انجام كار.
5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».
6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 8
8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .
فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 5،6
5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها
ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
6- فقدان ادراك بت ها و ناتوانى آنها در برآورده ساختن نياز ها و جلوگيرى از گزند ها ، استدلال ابراهيم ( ع ) بر ناروابودن بت پرستى
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
«إغناء» (مصدر «لايغنى») به معناى كفايت كردن و بازداشتن است. (برگرفته از «لسان العرب») و جمله «لايغنى عنك شيئاً»، يعنى از تو چيزى را دفع نكرده و تو را از آن كفايت نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 5
5- باقى ماندن بت بزرگ به وسيله ابراهيم ( ع ) ، براى مراجعه بت پرستان به آن و درك عجز بت ها بود .
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 3
3- قوم ابراهيم ، پس از مشاهده در هم شكسته شدن بت ها ، به عجز و ناتوانى آنها پى بردند .
إلاّكبيرًا . .. إليه يرجعون . قالوا من فعل هذا بالهتنا
از اين كه قوم ابراهيم، بت ها را مورد سؤال قرار ندادند و به دنبال عاملى غير از آنها بودند، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد. به ويژه اگر ضمير در «إليه» به «كبيراً» (بت بزرگ) بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 5
5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 1،2
1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .
فرجعوا إلى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.
2- قوم بت پرست ابراهيم پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به يك ديگر مراجعه كرده و به سرزنش هم پرداختند .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت، براساس اين احتمال است كه مقصود از «أنفسهم» رجوع هر يك از بت پرستان به يك ديگر باشد كه با مخاطب قرار دادن هم ديگر (فقالوا إنّكم أنتم. ..) به ملامت هم پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 5
5- اعتراف قوم بت پرست ابراهيم ، به بى بهرگى بت ها از نطق ، كلام ، علم و عقل
لقد علمت ما هؤلاء ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 66 - 4
4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .
فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 2
2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 1
1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 80 - 3
3 - تذكر ابراهيم ( ع ) به نقش نداشتن بت ها در بيمارى و شفايابى انسان
و إذا مرضت فهو يشفين
تعبير «فهو يشفين» تأكيد بر اين حقيقت است كه تنها خدا در بهبود و شفاى انسان مؤثر است. و چون مخاطب اين تأكيد بت پرستانند، در حقيقت تأكيد ابراهيم(ع) بر سلب هرگونه تأثير بت ها در سلامتى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 91 - 2
2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون
استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 1،3
1 - استهزاى معبود هاى مشركان از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنها از سخن و گفتوگو
ما لكم لاتنطقون
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 4
4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 3
3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها
و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 6
6- فقدان ادراك بت ها و ناتوانى آنها در برآورده ساختن نياز ها و جلوگيرى از گزند ها ، استدلال ابراهيم ( ع ) بر ناروابودن بت پرستى
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
«إغناء» (مصدر «لايغنى») به معناى كفايت كردن و بازداشتن است. (برگرفته از «لسان العرب») و جمله «لايغنى عنك شيئاً»، يعنى از تو چيزى را دفع نكرده و تو را از آن كفايت نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 1
1- ابراهيم ( ع ) در اندرز خود به آزر ، عذاب سخت الهى را در كمين پرستشگران بت ها خواند و وى را به آن هشدار داد .
إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
نكره آوردن «عذاب» بر عظمت آن دلالت دارد. و «مسّ» (مصدر «يمسك») - چنانچه در مفردات راغب آمده است - در باره هرگونه آزارى كه به انسان برسد، استعمال مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 5
5 - مشركان و بت پرستان ، معتقد به توانايى بت ها و معبود هاى خويش براى يارى رسانى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 4
4 - قوم ابراهيم علاوه بر عقيده و تأثير و نقش بتها و اجرام آسمانى در تدبير و ربوبيت جهان، به خداوند نيز معتقد بودند.
و لاتخافون أنكم أشركتم بالله
احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در جمله «و لاتخافون . ..» در صورتى تام است كه آنها عقيده به «الله» داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 3
3- دلبستگى عميق قوم عاد ، به خدايان دروغين خويش
قالوا أجئتنا لتأفكنا عن ءالهتنا
تأكيد قوم عاد، بر انتساب آلهه به خويش (آلهتنا) و اين كه هدف اصلى هود(ع) را جدا ساختن ايشان از آلهه دانسته اند (لتأفكنا)، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 1
1- بت پرستى اجداد و نياكان ، توجيه قوم ابراهيم در شرك و بت پرستى خويش
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 80 - 6
6 - نياز هاى ضرورى و مداوم زندگى ، از عوامل گرايش قوم ابراهيم به بت پرستى *
و الذى هو يطعمنى و يسقين . و إذا مرضت فهو يشفين
تأكيد ابراهيم(ع) بر نقش خداوند در روزى دادن به انسان ها (يطعمنى) و فرو فرستادن باران (يسقين) و شفا بخشى به انسان (يشفين)، مى تواند از آن جهت باشد كه قوم او، به انگيزه همين امور به بت ها رو آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 25 - 6
6 - عواطف قومى ، قوم ابراهيم را به بت پرستى و پايبندى به آن ، كشيده بود .
إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثنًا مودّة بينكم
«مودّة» مفعولٌ له «اتّخذتم» است. بنابراين، مفاد آيه، چنين مى شود: تنها چيزى كه شما، به خاطر آن، بت پرستى را انتخاب كرديد، مودّت بين خودتان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 152 - 5
5 - گرفتار شدن به غضب الهى و عجين شدن زندگانى دنيا به ذلت و خوارى ، فرجام پرستشگران غير خدا
إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 11
11- بت پرستان ، هم سو با شيطانند و سرنوشت آنان هم سان فرجام او است .
فتكون للشيطن وليًّا
«ولىّ» از ماده «وَلْى» (نزديك شدن يا درپى درآمدن) مشتق است و جمله «فتكون . ..» حاكى از آن است كه سرنوشت بت پرستان و شيطان، نزديك به هم و در يك رديف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 16
16- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . قال : . . . إن الله أمر إبراهيم ( ع ) أن ينزل إسماعيل بمكة ففعل فقال إبراهيم : « ربّ اجعل هذا البلد أمناً و اجنبى و بنىّ أن نعبد الأصنام » فلم يعبد أحد من ولد إسماعيل صنماً قطُّ . . . ;
امام صادق(ع) . .. فرمود:... همانا خداوند به ابراهيم(ع) امر كرد كه اسماعيل را به مكه اسكان دهد. پس ابراهيم(ع) بعد از انجام آن گفت: «ربّ اجعل هذا البلد أمناً و اجنبى و بنىّ أن نعبد الأصنام». پس هيچ يك از فرزندان اسماعيل هرگز بتى را نپرستيدند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 1،3
1 - بت پرستى آيينى فاسد و پرستش بت ها كردارى بيهوده و بى نتيجه است .
إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
مراد از «ما هم فيه» به قرينه آيه قبل، آيين بت پرستى است و منظور از «ما كانوا يعملون» پرستش بتها و اعتكاف بر آستان آنهاست. «متبر» اسم مفعول از مصدر «تتبير» و به معناى هلاك شده مى باشد و هلاكت آيين به فاسد بودن آن است.
3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .
قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 5،6
5- باقى ماندن بت بزرگ به وسيله ابراهيم ( ع ) ، براى مراجعه بت پرستان به آن و درك عجز بت ها بود .
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون
6 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بت ها و سالم باقى گذاشتن بت بزرگ ، تدبيرى از سوى آن حضرت براى جلب نظر مردم و توجه دادن آنان به بطلان بت پرستى بود .
و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم . .. فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون
«فاء» در «فجعلهم» يا براى ترتيب است و يا براى تعقيب. در هر دو صورت گوياى اين است كه عمل حضرت ابراهيم(ع) مصداق همان حيله و تدبيرى بود كه بر آن سوگند ياد كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 1
1 - تقليد از نياكان ، تنها پاسخ قوم ابراهيم در توجيه بت پرستى خود
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 1
1 - يارى جستن از بت ها و معبودان ، هدف مشركان از پرستش آنها
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 10
10 - مشركان به اميد شفاعت بت ها ، آنها را مى پرستيدند .
و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 2
2- مشركان عصر بعثت ، عزت و اعتبار خود را در پرستش معبودان ساختگى خود مى دانستند .
ليكونوا لهم عزًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 6،9،12،37
6 - حرمت استفاده از حيوانى كه بر آستان بت ها ذبح شود ، هر چند نام غير خدا بر او برده نشود .
حرمت . .. و ما ذبح على النصب
چون عنوان «ما ذبح . ..» عنوان مستقلى است در مقابل «ما اهل ...»، معلوم مى شود كه ذبح حيوان براى تقرب به بتها، اگر چه نام غير خدا بر آن برده نشود، حرام است.
9 - خوردن مردار ، خون و گوشت خوك ، بردن غير نام خدا در ذبح ، قربانى براى بت ها و تقسيم گوشت حيوانات با قمار ، از اعمال مردم در جاهليت
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم
12 - قسمت بندى گوشت به حكم قمار و استفاده از آن و خوردن گوشت حيوانى كه به نام غير خدا و يا بر آستان بت ها ذبح شود ، فسق است .
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق
37 - استفاده از حيوان قربانى شده بر آستان بت ها و گوشت هاى سهمبندى شده با تير هاى قمار ، در حال اضطرار جايز است .
و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم . .. فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 4
4 - مشركان ذبايحى را براى بت ها و به نام آنها قربانى مى كردند .
و ما أهل به لغير اللّه
آوردن فعل ماضى «أهل» حكايت از وقوع ذبح براى غير خدا و به نام غير او داشته و به ذبح حيوانات براى بتها و به نام آنها - كه در جاهليت مرسوم بوده - اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6
1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )
و قالوا ءألهتنا خير أم هو
6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه
ما ضربوه لك إلاّ جدلاً
در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 2
2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 3
3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها
و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 5
5 - بت پرستى ، كفر به خداوند است و بت پرستان از كافران اند .
لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
برادشت بالا، به سبب اين است كه از بت پرستان، به كافران ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 152 - 5
5 - گرفتار شدن به غضب الهى و عجين شدن زندگانى دنيا به ذلت و خوارى ، فرجام پرستشگران غير خدا
إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 61 - 3
3- بت پرستان ، حضرت ابراهيم ( ع ) را به منظور نشان دادن كيفر بت شكنى او به عموم مردم ، احضار كردند .
فأتوا به . .. لعلّهم يشهدون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «يشهدون» به معناى «يحضرون» (حضور پيدا كنند) باشد. بر اساس اين احتمال، مقصود از حضور مردم - به تناسب مورد آيه - حضور براى ديدن كيفر و عقوبت ابراهيم(ع) خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 68 - 1
1- ابراهيم ( ع ) ، از سوى بت پرستان محكوم به سوزانده شدن در آتش شد .
قالوا حرّقوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 97 - 1،2
1 - توصيه دسته جمعى مشركان به يكديگر ، مبنى بر ساختن بنايى براى سوزاندن ابراهيم ( ع )
قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم
2 - تصميم دسته جمعى مشركان بر سوزاندن ابراهيم ( ع ) در آتشى پرحرارت و پرشعله
فألقوه فى الجحيم
«جحيم» (از ماده «جحمه») به معناى شدت شعله و حرارت آتش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 46 - 8
8- مجازات روى گردانى از بت پرستى در عصر آزر سنگسار كردن بود .
لئن لم تنته لأرجمنّك
آزر به دو صورت ابراهيم(ع) را تحت فشار قرار داد 1- تهديد به سنگساركردن 2- راندن و طرد او از خانمان; از اين دو، آنچه كه جنبه اجتماعى دارد همان سنگساركردن است، زيرا چنين كارى با تصميم فردى و بدون پايگاه و پشتوانه قانونى، قاعدتاً قابل اجرا نيست، برخلاف طرد از خانواده كه امرى فردى و داخلى است. بنابراين مى توان گفت كه مجازات رجم براى كسانى كه عليه بت ها اقدامى انجام دهند در آن زمان وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 93 - 1،2
1 - ابراهيم ( ع ) ، با دست راست ضربه اى محكم بر بت ها و معبود هاى مشركان وارد ساخت .
فراغ عليهم ضربًا باليمين
برداشت ياد شده از مقيد شدن «ضربا» به «باليمين» (دست راست) به دست مى آيد كه ضربه ابراهيم(ع) محكم بود; زيرا دست راست نيرومندتر از دست چپ است و مردم نوعا از دست راست خود براى ضربه شديد استفاده مى كنند.
2 - ضربه ابراهيم ( ع ) به بت ها و شكستن آنها ، به صورت سرّى و پنهانى بود .
فراغ عليهم ضربًا باليمين
برداشت ياد شده با توجه به معناى لغوى «راغ» است; زيرا «روغ» (مصدر «راغ») به معناى تمايل به چيزى به صورت سرى و پنهانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 12
12 - بت پرستى گمراهى آشكار است.
إنى أريك و قومك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 75 - 3
3 - ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.
إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم
جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 4
4 - شرك ( اعتقاد به ربوبيت غير خدا ) آيينى باطل و بت پرستى ضلالت و گمراهى است .
فذلكم اللّه ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 12 - 5
5 - شرك و بت پرستى ، بدترين و عميق ترين نوع گمراهى
ذلك هو الضلل البعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 8
8 - شرك و بت پرستى ، گمراهى و انحراف از صراط مستقيم است .
فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 118 - 8
8 - شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .
ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 4
4- بت پرستى و اطاعت از شيطان ، گناهى بزرگ است .
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن ... إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
نسبت دادن «عذاب» به خداى رحمان - كه داراى رحمت وسيع است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گناه بت پرستى به قدرى شديد است كه مظهر رحمت و مهربانى را نيز به خشم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 1
1 - بت ها در قيامت ، خدا را شاهد مى گيرند كه از عبادت اهل شرك بى خبر بوده اند .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 4
4- بت و ساير ابزار و وسايل گناه ، از حرمت و مالكيت ساقط است و شكستن و نابود كردن آنها جايز مى باشد .
فجعلهم جذذًا
برداشت ياد شده از شكستن بت ها به وسيله حضرت ابراهيم(ع) و سوگند ايشان بر اين كار و نيز لحن تأييد گونه و تمجيدآميز آيه شريفه به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 5
5- برخورد و مبارزه ابراهيم ( ع ) با بت پرستان و مشركان ، متكى بر استدلال و برهان بود .
قال ما هذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... فطرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 6
6 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بت ها و سالم باقى گذاشتن بت بزرگ ، تدبيرى از سوى آن حضرت براى جلب نظر مردم و توجه دادن آنان به بطلان بت پرستى بود .
و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم . .. فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون
«فاء» در «فجعلهم» يا براى ترتيب است و يا براى تعقيب. در هر دو صورت گوياى اين است كه عمل حضرت ابراهيم(ع) مصداق همان حيله و تدبيرى بود كه بر آن سوگند ياد كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 5
5 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى
إنما حرم . .. و ما أهل به لغير اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 10
10 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى و فرهنگ جاهليت
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 6
6 - تلاش ابراهيم(ع) با استفاده از احتجاج و اعتراض براى بازداشتن آزر از بت پرستى
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 7
7 - مبارزه با شرك و بت پرستى ، در رأس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 3
3 - مخلوق و مصنوع بودن بت ها ، دليل عدم شايستگى آنها براى پرستش
قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 4
4 - « لات » و « عزى » در مرتبه بالاتر از « منات » ، در نزد عرب جاهلى *
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى
از تقديم «لات و عزى» و توصيف منات به «الثالثة» (سومى)، مطلب بالا به استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 20 - 3
3 - « منات » ، در مرتبه اى پايين تر از « لات » و « عزى » در نزد عرب جاهلى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
از تأخير «منات» و توصيف آن به «الثالثة» (سومى)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 5
5 - تلاش بى ثمر برخى از مشركان براى متقاعد كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تجويز ادامه بت پرستى به مدت يك سال
و لولا فضل اللّه . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك
برخى از مفسران با توجه به شأن نزول گفته اند مراد از «طائفة»، مشركانى بودند كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) تقاضاى تجويز بت پرستى تا يك سال را داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 15
15 - خشم الهى بر مرتدان و بازگشت كنندگان به شرك و بت پرستى ، مقتضاى ربوبيت او است .
أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 117 - 8
8 - اطاعت از شيطان ، خاستگاه بت پرستى
ان يدعون من دونه الا انثاً و إن يدعون شيطناً مريداً
چون دو جمله «ان يدعون . ..» و «ان يدعون الا شيطناً» داراى حصر است و مفهوم هر يك منطوق ديگر را نفى مى كند، براى رفع تنافى مى توان گفت جمله دوم بيانگر علت مضمون جمله اول است، يعنى بت پرستى برخاسته از اطاعت شيطان مى باشد. گفتنى است بنابراين مبنا «يدعون» در جمله دوم به معناى اطاعت است نه پرستش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 21
21 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از غفلت و بى توجهى انسان نسبت به ربوبيت مطلق و بى همتاى خدا بر كران تا كران هستى است .
الذى خلق السموت و الأرض . .. ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 2
2 - هواپرستى ، منشأ گرايش مشركان به شرك و بت پرستى است .
أرءيت من اتّخذ إلهه هويه
جمله «أرءيت من اتّخذ إلهه هواه» استينافيه بيانيه است و در مقام بيان منشأ و علت گرايش مشركان به معبودهاى متعدد و مقاومت آنان بر اين عقيده باطل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 87 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، ناشى از درك نادرست از ربوبيت خدا بر جهان هستى است .
أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . فما ظنّكم بربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 4
4 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از خيال پردازى و موهوم گرايى بشر و فاقد هر گونه پشتوانه منطقى
سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم ما أنزل اللّه بها من سلطن
از تأكيد خداوند بر اين كه بت ها، جز نام هاى ساخته و پرداخته بشر، چيزى نيستند; مى توان به دست آورد كه خيال پردازى و موهوم گرايى انسان، او را به وادى شرك كشانيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 35 - 1
1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .
و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا
با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 1
1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 5
5 - توجه به نعمت هاى الهى ، موجب پايدارى انسان بر توحيد و پرهيز وى از گرايش به شرك و بت پرستى است .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 6
6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 86 - 3
3- رانده شدن ذليلانه مشركان به سوى دوزخ ، نمودى از بى ثمر بودن شرك و ضديت معبودهايشان با آنهااست .
و يكونون عليهم ضدًّا . .. يوم نحشر ... و نسوق المجرمين
در آيات پيشين، سخن از بى ثمر بودن پرستش هاى شرك آلود مشركان و تأثير منفى آن بر فرجام اخروى آنان بود; در اين آيه نيز مى تواند بيان مصداقى از همان معنا باشد; خصوصاً اگر «يوم» در «يوم نحشر» متعلق به «يكونون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3،4
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير - پس از نااميدى از هدايت آنان - امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 1،6
1- ابراهيم ( ع ) در پاسخ سؤال از شكننده بت ها ، ابتدا شكستن بت ها را به بت بزرگ نسبت داد .
قال بل فعله كبيرهم
6- « عن الصادق ( ع ) : واللّه ما فعله كبيرهم و ما كذب إبراهيم فقيل : و كيف ذلك ؟ قال : إنّما قال : فعله كبيرهم هذا إن نطق و إن لم ينطق فلم يفعل كبيرهم هذا شيئاً ;
از امام صادق(ع) روايت شده: به خدا سوگند بت بزرگ آن كار را نكرده بود و ابراهيم نيز دروغ نگفت. به امام صادق(ع) گفته شد: چگونه اين ممكن است [در حالى كه ابراهيم گفت اين كار را بت بزرگ كرده است؟] امام فرمود: ابراهيم(ع) گفت: اگر بت بزرگ سخن بگويد، اين كار را كرده است و اگر سخن نگويد آن بت بزرگ كارى نكرده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 78 - 6
6 - تدبير حيات بشر ، به دست آفريدگار او است و نه بت هاى ناتوان .
هل يسمعونكم . .. فإنّهم عدوٌّ لى ... الذى خلقنى فهو يهدين
«فاء» تفريعيه در «فهو يهدين» مى رساند كه تدبير و هدايت، مترتب بر خلقت است و كار تدبير از آفرينش جدا نيست تا اين كه خدا خالق باشد; ولى تدبير امور انسان ها به دست موجودات ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 81 - 2
2 - تذكر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خود ، مبنى بر نبود كمترين نقش براى بت ها در مرگ و حيات آدمى
و الذى يميتنى ثمّ يحيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4
4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3
3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 11،19
11 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به پرستش خداوند پس از نهى آنان از بت پرستى
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... و اعبدوه
19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 75 - 4
4 - روشن بودن بطلان بت پرستى ، تنها با اندكى تأمل و خردورزى
قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون
برداشت ياد شده با توجه به توبيخى بودن استفهام در آيه بالا استفاده مى شود; زيرا مفاد آن اين است كه اگر شما درباره آنچه مى پرستيد (بت ها) قدرى مى انديشيديد، هرگز به آن اقدام نمى كرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 162 - 4
4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن
ما أنتم عليه بفتنين
از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 78 - 2
2 - اشاره ابراهيم ( ع ) به آفريدگارى و هدايت گرى خدا ، براى معرفى پروردگار جهان براى بت پرستان
إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 1
1 - مشركان و بت پرستان ، مردمانى هواپرست
أرءيت من اتّخذ إلهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 4
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير - پس از نااميدى از هدايت آنان - امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 77 - 16
16- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل » قال : سرق يوسف ( ع ) صنماً لجدّه أبى اُمّه من ذهب و فضّة ، فكسره و ألقاه فى الطريق ، فعيّره بذلك إخوته ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خدا [كه به نقل از برادران يوسف] فرموده: «إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل»: روايت شده است: يوسف، بتى از طلا و نقره را كه از جدّ مادريش بود، دزديد و آن را شكست و در راه انداخت، پس برادران يوسف او را براى اين كار سرزنش كردند».
{بت پرستان}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 23
23 - اعراب جاهلى ، مرمادنى شرك پيشه و بت پرست
ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 2
2 - عرب جاهلى ، مردمى بودند مشرك و بت پرست .
فكفى . .. إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 2
2 - عرب هاى جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 35 - 2
2 - اعراب جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .
قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 7
7 - قوم نوح ، مردمانى مشرك و بت پرست بودند .
يقوم . . فأجمعوا أمركم و شركاءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 6
6- دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 1
1- قوم عاد ، پرستشگر معبودهايى متعدد و معتقد به تأثيرگذارى آنها در امور جهان
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
تعدد معبودها از كلمه «آلهه» كه جمع «إلاه» (معبود) است ، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 14
14- مردم عصر ابراهيم ( ع ) ، مردمى بت پرست و پرستشگر چند بت بودند .
و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 5
5- بسيارى از مردم در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) ، گمراه و بت پرست بودند .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 47 - 12
12- برخورد ابراهيم ( ع ) با بت پرستان ، همراه با شكيبايى و سعه صدر بود .
سلم عليك سأستغفر لك ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 1
1- از ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع ) ، بت ها و بت پرستان عامل گمراهى بسيارى از مردم در عصر او بودند .
اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 4
4 - اعمال بت پرستان ، اعمالى باطل و بى ثمر در پيشگاه خداوند
و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 6
6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 4
4 - مشركان و بت پرستان ، اميدوار به يارى رسانى معبود هاى خويش
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 6
6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 7،8
7 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى معبودهايى را مى پرستيدند كه خود مالك آنها بودند .
أصنام لهم
8 - بت پرستان موجود در مسير قوم موسى ، بر پرستش خويش ملازمت داشته و همواره به عبادت آنها مشغول بودند .
يعكفون على أصنام لهم
«عكوف» (مصدر يعكفون) به معناى رو آوردن به چيزى و ملازمت داشتن بر آن است و مراد از آن با توجه به قرائن موجود در آيه، ملازمت بر پرستش است. فعل مضارع (يعكفون) نيز دلالت بر استمرار دارد. بنابراين جمله «يعكفون على ... » مى رساند كه آستان بتها هيچگاه از پرستشگران خالى نبوده است ; بدين طريق كه عده اى از طرف آن قوم مأمور عبادت بتها بودند و يا خود به طور متناوب به پرستش آنها مى آمدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 60 - 3
3- ابراهيم ( ع ) تصميم خود بر حيله و چاره انديشى عليه بت ها را با برخى از بت پرستان در ميان گذاشته بود .
ما هذه التماثيل . .. قالوا سمعنا فتًى يذكرهم
از اين كه بت پرستان گفتند: «شنيده ايم كه ابراهيم از بت ها بدگويى مى كند»، استفاده مى شود كه آنان اين سخنان را مستقيماً از وى نشنيده اند و از سويى ديگر گروهى بودند كه مستقيماً سخنان تهديدآميز ابراهيم(ع) را شنيده و براى گروه ديگر نقل كرده بودند. دو آيه پيش (تاللّه لأكيدنّ أصنامكم بعد أن تولّوا...) - كه خطاب «أصنامكم» براى مخاطب حاضر است - مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 4،6،9،10
4 - بنى اسرائيل در پى عبور از دريا با مردمى بت پرست مواجه شدند .
فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم
«أتوا» چون به «على» متعدى شده، متضمن معناى مرور است، يعنى «اتوا قوما مارين عليهم».
6 - بت پرستانى كه قوم موسى بر آنان گذر كردند ، داراى بت هاى متعدد بودند .
على أصنام لهم
«أصنام» (جمع «صنم») به معناى بتهاست.
9 - بنى اسرائيل از موسى خواستند تا خدايى مانند خدايان بت پرستان براى آنان قرار دهد .
اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
10 - بنى اسرائيل با مشاهده بت پرستان و كرنش آنان در برابر معبودهايى محسوس ، خواستار معبودى ملموس و محسوس شدند .
فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 199 - 5
5 - بت پرستان و مشركان ، مردمى بى خرد و نادانند .
و أعرض عن الجهلين
از مصاديق مورد نظر براى «الجاهلين»، به قرينه آيات قبل، مشركان و بت پرستان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 2
2 - مشركان و بت پرستان ، مردمى ساده انديش و بى خرد
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
يادآورى ناتوانى معبودها از رسانيدن نفع و يا دفع ضرر، در مقام محكوميت شرك و بت پرستى، مى تواند اشاره به اين حقيقت عقلايى داشته باشد كه عملى كه هيچ سودآور نباشد و يا زيانى را دور نسازد، عملى به دور از خرد و سرزنش آميز است و هيچ عاقلى دست به چنين كارى نخواهد زد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 5
5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 15
15 - بت پرستان ، مردمى پليداند .
فاجتنبوا الرجس من الأوثن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 67 - 1
1- اظهار تنفر و انزجار شديد ابراهيم ( ع ) از بت پرستان و معبود هاى آنان
أُفّ لكم و لما تعبدون
«أُفّ» كلمه اى است كه به هنگام تنفر و انزجار از چيزى و يا شخصى، به كار مى رود. تنوين «أُفٍّ» براى تعظيم است; يعنى، انزجار قوى و شديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 1،2
1- ابراهيم ( ع ) ، زندگى در ميان هم كيشان آزر را هم سان زندگى در خانه او ، مانعى در راه خداپرستى خويش ديده و از همه آنها كناره گيرى كرد .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
2- حضرت ابراهيم ( ع ) در پاسخ به تهديد هاى آزر ، تصميم خود را بر دورى گزيدن از بت پرستان و بت ها ، اعلام كرد .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 1
1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 66 - 4
4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .
فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 68 - 6
6- سوزاندن كامل ابراهيم ( ع ) ، تنها راه دفاع از عقيده بت پرستان و معبود هاى ادعايى در ديد قوم او بود .
قالوا حرّقوه و انصروا ءالهتكم إن كنتم فعلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 18
18- كسانى كه بت و هر چيزى غير خدا را عبادت مى كنند ، خود را بى نتيجه به رنج و زحمت انداخته اند .
عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا
از جمله معانى «شقا» سختى و زحمت است. جمله «عسى ...» كه نقل گفته حضرت ابراهيم به آزر و ديگر بت پرستان است، دربردارنده تعريضى به آنان است; يعنى من اميدوارم كه با عبادت پروردگارم شقى نباشم، ولى شما با پرستش موجودات فاقد شعور، خود را به زحمت بى نتيجه انداخته و در زمره شقاوت مندان خواهيد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 3
3 - بت پرستان با پذيرش خداوندگارى بت ها ، سرپرست و دمساز بدى براى خود برگزيدند .
لبئس المولى و لبئس العشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 3
3 - بت پرستان با پذيرش خداوندگارى بت ها ، سرپرست و دمساز بدى براى خود برگزيدند .
لبئس المولى و لبئس العشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 1
1- ابراهيم ( ع ) در اندرز خود به آزر ، عذاب سخت الهى را در كمين پرستشگران بت ها خواند و وى را به آن هشدار داد .
إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
نكره آوردن «عذاب» بر عظمت آن دلالت دارد. و «مسّ» (مصدر «يمسك») - چنانچه در مفردات راغب آمده است - در باره هرگونه آزارى كه به انسان برسد، استعمال مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 5
5 - مشركان و بت پرستان ، معتقد به توانايى بت ها و معبود هاى خويش براى يارى رسانى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 152 - 5
5 - گرفتار شدن به غضب الهى و عجين شدن زندگانى دنيا به ذلت و خوارى ، فرجام پرستشگران غير خدا
إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 11
11- بت پرستان ، هم سو با شيطانند و سرنوشت آنان هم سان فرجام او است .
فتكون للشيطن وليًّا
«ولىّ» از ماده «وَلْى» (نزديك شدن يا درپى درآمدن) مشتق است و جمله «فتكون . ..» حاكى از آن است كه سرنوشت بت پرستان و شيطان، نزديك به هم و در يك رديف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 5
5 - بت پرستى ، كفر به خداوند است و بت پرستان از كافران اند .
لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
برادشت بالا، به سبب اين است كه از بت پرستان، به كافران ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 152 - 5
5 - گرفتار شدن به غضب الهى و عجين شدن زندگانى دنيا به ذلت و خوارى ، فرجام پرستشگران غير خدا
إن الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربهم و ذلة فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 5
5- برخورد و مبارزه ابراهيم ( ع ) با بت پرستان و مشركان ، متكى بر استدلال و برهان بود .
قال ما هذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... فطرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 15
15 - خشم الهى بر مرتدان و بازگشت كنندگان به شرك و بت پرستى ، مقتضاى ربوبيت او است .
أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3،4
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير - پس از نااميدى از هدايت آنان - امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 78 - 2
2 - اشاره ابراهيم ( ع ) به آفريدگارى و هدايت گرى خدا ، براى معرفى پروردگار جهان براى بت پرستان
إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 3
3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 1
1 - مشركان و بت پرستان ، مردمانى هواپرست
أرءيت من اتّخذ إلهه هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 4
4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير - پس از نااميدى از هدايت آنان - امرى پسنديده و روا
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
بت پرستى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 3
3 - اعتقاد مشركان به بتها و معبودهاى پندارى، عامل زيبا جلوه نمودن فرزندكشى در نظر ايشان
و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 140 - 5
5 - موسى ( ع ) تمايل قوم خويش را به بت پرستى ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند دانست .
أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 6
6- شرك و بت پرستى ، مظهر گمراهى و انحراف از مسير حق و حقيقت است .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 3
3- پرستش بت ها و اطاعت شيطان ، موجب گرفتارى به عذاب الهى است .
يأبت لاتعبد الشيطن . .. إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 8
8- شرك و بت پرستى ، مصداقى آشكار از خود بيگانگى انسان است .
ءأنت فعلت هذا بالهتنا . .. فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
از اين كه بت پرستان پس از به خود آمدن و متنبه شدن به بطلان شرك پى برده بودند، مى توان استفاده كرد كه بت پرستان انسان هاى از خود بيگانه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 6
6 - بت پرستى ، نشانه نهايت جهل و نادانى است .
و ما ليس لهم به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 1
1 - بت و بت پرستى ، دشمن انديشه ، سعادت و تكامل انسان در ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع )
فإنّهم عدوٌّ لى
ضمير «هم» در «فإنّهم» به «أصنام» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى الهى است .
أفلايشكرون . و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة
از ارتباط ميان آيه قبل - كه از ناسپاسى انسان سخن به ميان آورده است - و آيه شريفه، برداشت ياد شده به دست مى آيد; يعنى، شرك و بت پرستى در واقع نوعى ناسپاسى به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 163 - 2
2 - آيين شرك و بت پرستى ، تنها در انسان هاى بدطينت و حق گريز زمينه تأثير و نفوذ دارد .
ما أنتم عليه بفتنين . إلاّ من هو صال الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 2
2 - شرك و بت پرستى و دورى از رهنمود هاى پيامبران الهى ، گمراهى است .
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم . .. و قد أضلّوا كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 25 - 2،5
2 - شرك و بت پرستى ، زمينه ساز انواع گوناگون خطا ها و گناهان است .
ممّا خطي--تهم أُغرقوا
از اين كه در آيه شريفه، خطاها و گناهان قوم نوح، عامل هلاكت آنان دانسته شد - با آن كه آنان بت پرست و مشرك بودند - مى تواند نشانگر مطلب ياد شده باشد.
5 - بت پرستى و ارتكاب خطا ها و گناهان ، از موجبات عذاب الهى در دنيا و عالم برزخ است .
ممّا خطي--تهم أُغرقوا فأُدخلوا نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 1
1- بت پرستى اجداد و نياكان ، توجيه قوم ابراهيم در شرك و بت پرستى خويش
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 95 - 1
1 - ابراهيم ( ع ) مشركان را به خاطر پرستش معبود هاى دست ساز خود سرزنش كرد .
قال أتعبدون ما تنحتون
«نحت» (ماده «تنحتون») به معناى تراشيدن شىء سخت (چون سنگ و چوب) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 7
7 - اعتقاد راسخ حضرت ابراهيم ( ع ) ، به برخوردار شدن از هدايت الهى در پرتو برائت از شرك و بت پرستى
إنّنى براء ممّا تعبدون . .. فإنّه سيهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 6 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .
لكم دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 17
17- شرك و بت پرستى ، مسلكى ناهنجار و نامتعادل است .
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 9
9 - شرك و بت پرستى ، حركتى است مخالف جريان طبيعى نظام هستى .
أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و كثير حقّ عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 55 - 5
5 - مشركان به اميد جلب منفعت و دفع ضرر از خويش ، به بت پرستى روى آورده بودند .
و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم
يادآورى بى تأثير بودن معبودها از سودرسانى و دفع ضرر از پرستندگانشان، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه مشركان، به همين انگيزه به بت پرستى و شرك روى آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 43 - 2
2 - شفاعت و واسطه شدن معبود ها ، هدف و انگيزه مشركان از عبادت كردن آنها
أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 3
3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش
واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا
«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 8
8- صالح ( ع ) ، موظف به ابلاغ توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى بود .
إن كنت على بيّنة من ربى . .. فمن ينصرنى من الله إن عصيته
جمله «إن عصيته» (اگر خداوند را نافرمانى كنم) مى رساند كه جمله اى همانند «و أمرنى بإبلاغ رسالاته» قبل از «فمن ينصرنى» در تقدير است. بر اين اساس، حاصل معناى «إن كنت ...» چنين مى شود: [شما خود قضاوت كنيد] اگر من پيامبر باشم و خداوند مرا به ابلاغ رسالتهايى فرمان داده باشد، اگر نافرمانى كنم و به ابلاغ رسالتهاى الهى همّت نگمارم، چه كسى مرا از عقوبت هاى الهى نجات خواهد داد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 1،5،6
1 - پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما
5 - بتهاى متعددى مورد پرستش آزر و قوم او بودند.
أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك
6 - تلاش ابراهيم(ع) با استفاده از احتجاج و اعتراض براى بازداشتن آزر از بت پرستى
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 1،2،5
1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، به خاطر بت پرستى آزر با او به بحث و گفت وگو پرداخت .
إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
چنانچه در سوره انعام آمده است، نام مخاطب ابراهيم(ع) «آزر» بوده است.
2- آزر ( پدر يا عموى حضرت ابراهيم ( ع ) ) ، مشرك و بت پرست بوده است .
إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع
«آزر» يا پدر حضرت ابراهيم بوده است، چنانچه ظاهر برخى آيات چنين اقتضا دارد و برخى روايات نيز مؤيد آن است و يا اين كه مطابق برخى روايات ديگر عموى او بوده است. واژه «أب» در زبان عرب بر «عمو» نيز اطلاق مى گردد. در قرآن نيز در سوره بقره آيه صد و سى و سوم به همين معنا استعمال شده است (نعبد إلهك و إله آبائك إبراهيم و إسماعيل). دراين آيه لفظ «أب» در مورد «عمو» نيز به كار رفته، زيرا اسماعيل عموى يعقوب بوده است. گفتنى است كه برخى مفسران، آزر را جد مادرى ابراهيم دانسته اند.
5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها
ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 12
12- آزر ، گرايش خويش به بت پرستى را گرايشى عالمانه مى پنداشت .
إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك
از تعبير «ما لم يأتك» معلوم مى شود كه ابراهيم(ع) در صدد بوده، آزر را به محروميت از علم واقف سازد، اين برخورد گوياى مواجه شدن ابراهيم(ع) با كسى است كه از جهل خويش بى خبر است و خود را آگاه مى پندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 46 - 7
7- آزر ، بت هاى متعددى را معبود خود مى دانست و آنها را عبادت مى كرد .
قال أراغب أنت عن ءالهتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 2
2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 2،6
2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.
6- پدر حضرت ابراهيم مانند قومش ، بت و مجسمه هاى بى جان را مورد تقديس و عبادت قرار مى داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 95 - 5
5 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : أخذ ابراهيم القدوم فكسر الصنم الذى عمله ، ففزع أبوه من ذلك فزعاً شديداً ، فقال له : أىّ شىء عملت ؟ فقال له ابراهيم ( ع ) : و ما تصنعون به ؟ فقال آزر : نعبده ، فقال له ابراهيم : « أتعبدون ما تنحتون » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ابراهيم(ع) تبر را برداشت و بتى را كه آزر ساخته بود شكست و آزر فرياد شديدى از روى ترس برآورد و به ابراهيم(ع) گفت: چه كارى كردى؟ ابراهيم(ع) در جواب گفت: با بت چه مى كنيد؟ آزر گفت: آن را مى پرستيم.
ابراهيم(ع) در جواب گفت: «أتعبدون ما تنحتون; آنچه را خود مى تراشيد، مى پرستيد؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 3
3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 4
4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان
براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى
برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 2
2- شرك و بت پرستى قوم ابراهيم ، برهان و دليل منطقى نداشت و صرفاً متكى بر تقليد كوركورانه از اجداد و نياكان بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
از اين كه مردم در پاسخ سؤال ابراهيم(ع) از علت پرستيدن بت ها، صرفاً پيروى از نياكان و اجداد خود را مطرح ساختند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 5
5 - بتهاى متعددى مورد پرستش آزر و قوم او بودند.
أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 77 - 12
12 - اهل بابل به سبب پندار ربوبيت براى اجرام آسمانى و پرستش بتها، گمراه بودند.
أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... القوم الضالين
به گفته بسيارى از مفسران، احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در سرزمين بابل روى داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 29 - 6
6 - مردم مكّه پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن ، برهه اى طولانى در شرك و بت پرستى بسر مى بردند .
بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ و رسول مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 140 - 1
1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً
همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5
5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )
ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 7
7 - گرايش گروهى از اهل كتاب به بت پرستى و عبادت غير خدا
و عبد الطغوت
طاغوت از ماده «طغى» به معناى طغيانگر و متجاوز است و اهل لغت آن را بر شيطان، بت و سران كفر و ضلالت اطلاق كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 12
12 - آميختگى مراسم حج و قربانى ، با مظاهر شرك و بت پرستى در عصر جاهليت
و أُحلّت لكم الأنعم إلاّ ما يتلى عليكم فاجتنبوا الرجس من الأوثن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 1
1 - بت پرستى ، آيين رايج عرب هاى پيش از اسلام
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 3
3 - شرك و بت پرستى ، انديشه و مرام عرب جاهلى
يأيّها الناس . .. إنّ الذين تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 23
23 - اعراب جاهلى ، مرمادنى شرك پيشه و بت پرست
ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 2
2 - عرب جاهلى ، مردمى بودند مشرك و بت پرست .
فكفى . .. إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 2
2 - عرب هاى جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 35 - 2
2 - اعراب جاهلى ، مردمانى بودند شرك پيشه و بت پرست .
قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 14
14- مردم عصر ابراهيم ( ع ) ، مردمى بت پرست و پرستشگر چند بت بودند .
و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 2
2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 78 - 10
10 - الوهيت بتها در كنار ربوبيت اجرام آسمانى، پندار رايج مردم زمان ابراهيم(ع)
أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... الشمس
سخن ابراهيم(ع) با بت پرستان آن بود كه «أتتخذ أصناما ءالهة»، ولى در مورد اجرام آسمانى سخن از ربوبيت آنهاست. تفاوت اين دو تعبير محتملا اشاره اى به تفاوت بتها و اجرام آسمانى در پندار قوم ابراهيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 14
14- جامعه اصحاب كهف ، موجوداتى داراى شعور و خرد را ، معبود خود پنداشته و به پرستش آنها پرداخته بودند .
لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن
كاربرد ضمير «هم» نوعاً در مواردى است كه مرجع آن، جمعى از موجودات با شعور باشند. بنابراين مراد از «ءالهة» كه مرجع ضمير «هم» است، معبودانى از جنس بشر يا فرشتگان و مانند اين ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 9
9 - رواج شرك و بت پرستى در بين مردم جزيرة العرب مقارن ظهور اسلام
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 5،6
5 - وجود آيين بت پرستى در عصر موسى
يعكفون على أصنام لهم
6 - بت پرستانى كه قوم موسى بر آنان گذر كردند ، داراى بت هاى متعدد بودند .
على أصنام لهم
«أصنام» (جمع «صنم») به معناى بتهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 1
1 - شرك و بت پرستى در كنار كعبه ( خانه توحيد ) ، نمونه اى بارز از اقدام انسان ها براى تغيير آيين پيامبران و انحراف از طريقه آنان
فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم
«وَذْر» (مصدر «ذرهم») به معناى ترك كردن و وا نهادن است. ضمير «هم» - به قرينه مقام - كنايه از مردم مكّه و پيرامون آن است; كه سيره يكتاپرستى حضرت ابراهيم(ع) را تغيير دادند و به شرك ورزى روى آوردند و بر آن پافشارى كردند «غمرة» به معناى غرقاب است و در اين جا استعاره از ورطه جهل و گمراهى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 1
1 - پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 1،2،4،6،10،11
1- ابراهيم ( ع ) در حضور پدر و قومش ، بت پرستى را زير سؤال برد و آشكارا با آن به مخالفت برخاست .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
استفهام در «ما هذه التماثيل. ..» سؤال از حقيقت بت ها است، نه نام آنها. و از آن جايى كه ابراهيم(ع) از حقيقت آنها آگاه بود و نيازى به سؤال نداشت، استفهام ايشان به منظور زير سؤال بردن و محكوم كردن بت پرستى و نوعى اظهار مخالفت با آن بوده است.
2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.
4- بت پرستى ، كيش و آيين قوم ابراهيم بود .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
6- پدر حضرت ابراهيم مانند قومش ، بت و مجسمه هاى بى جان را مورد تقديس و عبادت قرار مى داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
10- تقديس و عبادت دائمى مجسمه ها و نقش ها ، آيين مردم در آغاز رسالت حضرت ابراهيم ( ع )
ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
«عكوف» به معناى رويكرد دائمى به چيزى از سر تعظيم و احترام به آن است و مقصود از آن در آيه شريفه، تقديس و عبادت بت ها است. گفتنى است ذيل آيه بعد - كه پاسخ سؤال ابراهيم است (... آبائنا لها عابدين) - مؤيد همين معنا مى باشد.
11- شرك قوم ابراهيم ، در قالب پرستش مجسمه هاى بى جان و صورت ها نقش بسته بود .
ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
«تمثال» (مفرد «تماثيل») به معناى شىء مصوّر و صورت هاى نقش بسته است (مفردات راغب). يكى از مصاديق بارز آن، مجسمه هاى بى جانى بود كه بت پرستان به شكل هاى گوناگون مى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 5
5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 55 - 3
3- بت پرستى در جان و روان قوم ابراهيم ، رسوخ داشته است .
قالوا أجئتنا بالحقّ
از اين كه مردم بت پرست، دعوت ابراهيم(ع) را جدى ندانسته و از دعوت به توحيد تعجب كردند، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 4،5
4- قوم ابراهيم ، بت ها را معبود هاى خويش مى پنداشتند و آنها را مى پرستيدند .
لأكيدنّ أصنمكم . .. قالوا من فعل هذا بالهتنا
«إله» به معناى معبود و جمع آن «آلهه» به معناى معبودها است.
5- قوم ابراهيم ، معتقد به چند معبود و داراى بت هاى متعدد بودند .
ما هذه التماثيل . .. لأكيدنّ أصنمكم ... من فعل هذا بالهتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 71 - 1
1 - تصريح قوم ابراهيم ، به پرستش مجسمه ها و بت هاى بى جان
قالوا نعبد أصنامًا
«صنم» (مفرد «أصنام») معادل «بت» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 75 - 1
1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به سرزنش قوم خود ، به خاطر پرستش كوركورانه بت ها
قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون
استفهام در «أفرءيتم» توبيخى است و مفاد آن اين است كه: چرا در باره آنچه مى پرستيد، انديشه نمى كنيد و صرفاً متكى به تقليد كوركورانه از نياكان خود هستيد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 1،2
1 - قوم ابراهيم ، مردمى بت پرست و افتراساز بودند .
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا و تخلقون إفكًا
2 - قوم ابراهيم ، براى پرستش ، بت هاى متعددى داشتند .
إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 25 - 2،4
2 - قوم ابراهيم ، به جاى خداى واحد ، بت هاى متعدّدى براى پرستش داشتند .
إنّمااتّخذتم من دون اللّه أوثنًا
4 - قوم ابراهيم ، بت ها را ، خودشان ، براى پرستش ساخته و پرداخته بودند .
إنّمااتّخذتم من دون اللّه أوثنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 85 - 2
2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 3
3 - قوم ابراهيم ( ع ) و فردى كه آن حضرت وى را پدر خطاب مى كرد ، پيرو آيين شرك و بت پرستى بودند .
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 27 - 4
4 - اعتقاد پدر و قوم ابراهيم ( ع ) به پرستش خداوند در كنار پرستش بت ها و عناصر بى جان
براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى
برداشت ياد شده، براين پايه استوار است كه «إلاّ» در استثناى متصل به كار رفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 1،2
1 - الياس پيامبر ، قوم خود را به خاطر پرستش معبود هاى ساختگى و بت ها سرزنش كرد .
أتدعون بعلاً
«بعل» در زبان عرب جاهلى به معناى معبود و ربّ است; ولى بيشترين كاربرد آن در معناى بت است.
2 - قوم الياس ، مردمى مشرك و بت پرست بودند .
أتدعون بعلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 16
16- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) سأل جبرئيل : كيف كان مهلك قوم صالح ( ع ) ؟ فقال : يا محمد (صلی الله علیه و آله) ان صالحاً بعث إلى قومه و هو إبن ستة عشرة سنة . . . و كان لهم سبعون صنماً يعبدونها من دون الله . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از جبرئيل پرسيد: هلاكت قوم صالح چگونه بود؟ گفت: اى محمد! همانا صالح به سوى قوم خود مبعوث شد در حالى كه شانزده سال داشت . .. و براى آن قوم هفتاد بت بود كه آنها را به غير از خدا مى پرستيدند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 50 - 8
8- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبود هاى خود ساخته
ما لكم من إله غيره إن أنتم إلاّ مفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 53 - 5،6
5- قوم عاد ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودهايى چند
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«آلهه» جمع «إلاه» و به معناى معبودهاست.
6- دعوت هود ( ع ) و سخنان او ، بى تأثير در بازدارى قومش از شرك و پرستش خدايان دروغين
و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك
«عن» در «عن قولك» براى تعليل است. بنابراين معناى جمله «ما نحن ...» چنين مى شود: سخن و ادعاى تو ، باعث نخواهد شد كه ما خدايان خويش را رها كنيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 1
1- قوم عاد ، پرستشگر معبودهايى متعدد و معتقد به تأثيرگذارى آنها در امور جهان
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء
تعدد معبودها از كلمه «آلهه» كه جمع «إلاه» (معبود) است ، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 22 - 3
3- دلبستگى عميق قوم عاد ، به خدايان دروغين خويش
قالوا أجئتنا لتأفكنا عن ءالهتنا
تأكيد قوم عاد، بر انتساب آلهه به خويش (آلهتنا) و اين كه هدف اصلى هود(ع) را جدا ساختن ايشان از آلهه دانسته اند (لتأفكنا)، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 7
7 - قوم نوح ، مردمانى مشرك و بت پرست بودند .
يقوم . . فأجمعوا أمركم و شركاءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6
6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .
فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 13 - 4
4 - سرزنش شدن قوم نوح ، به خاطر بى توجهى آنان نسبت به عظمت خداوند و روى آوردن به شرك و بت پرستى
ما لكم لاترجون للّه وقارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 23 - 2
2 - مردم در عصر بعثت نوح ( ع ) ، مردمى مشرك و بت پرست و داراى چند معبود بودند .
و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 2
2 - نااميدى كامل نوح ( ع ) از ايمان آوردن قومش و نجات آنان از گمراهى شرك و بت پرستى
و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 6 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .
لكم دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 20 - 1
1 - « لات » ، « عزى » و « منات » مهم ترين خدايان مورد پرستش مردم جزيرة العرب
و منوة الثالثة الأُخرى
از ياد كردن نام اين سه بت، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 5
5- بسيارى از مردم در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) ، گمراه و بت پرست بودند .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 4
4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .
ليضلّنا عن ءالهتنا
«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 117 - 2
2 - مشركان ، پرستنده بت ها و مجسمه هايى با نام هاى زنانه
ان يدعون من دونه الا انثاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 56 - 1
1 - پرستش بتها و سازش در اصول اعتقادى، خواسته نابجاى مشركان صدر اسلام از پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل لا أتبع أهواءكم قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 11
11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.
فأى الفريقين أحق بالأمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 6،10
6 - مشركان در كنار اعتقاد به بتها به «الله» نيز معتقد بودند.
فقالوا هذا لله بزعمهم و هذا لشركائنا
10 - داورى زشت و غلط مشركان جاهلى در مقايسه خدا با بتها و ترجيج بتها بر او
فما كان لشركائهم . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 6
6 - مشركان ، به درگاه بت ها نيايش كرده ، دست نياز به سوى آنها برمى داشتند .
و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 3
3 - توانمندى ها و امكانات مادى ، بت ها و خدايان ساختگى ، تكيه گاه مشركان در دنيا
و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا
تعبير «ما كسبوا» - كه اشاره به امكانات مادى دارد - و نيز «ما اتّخذوا. ..» - كه ناظربه عقايد شرك آلود آنان است - نشان مى دهد كه آنان تمامى اتكا و اميد خويش را به آن دو معطوف داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 1
1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .
واتّخذوا من دون اللّه ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 2
2 - تعصب و جمود سخت شرك پيشگان عصر بعثت بر مرام بت پرستى
كلّ حزب بما لديهم فرحون . فذرهم فى غمرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 1
1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 4
4 - بت پرستى ، امرى سابقه دار در ميان نياكان قوم ابراهيم
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 76 - 3
3 - بت پرستى ، داراى سابقه ديرينه در نياكان قوم ابراهيم
أفرءيتم ما كنتم تعبدون . أنتم و ءاباؤكم الأقدمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 5
5 - استدلالهاى ابراهيم(ع) بر ابطال شرك و پرستش بتها و اجرام آسمانى به هدايت خداوند بود.
أتتخذ أصناما . .. قال لاأحب الأفلين ... و قد هدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 33 - 6
6 - شرك و بت پرستى ، خروج از مدار حق و گردش بر مدار باطل است .
فماذا بعد الحق إلا الضلل . .. كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 5
5 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى بيدارى قوم اش ، ناتوانى بت ها را تبيين مى كرده است .
إنّما تعبدون . .. أوثنًا ... إنّ الذين تعبدون...لايملكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 23
23 - تقرب آفرين بودن عبادت معبود ها ( بت و . . . ) عقيده اى است دروغين .
و الذين اتّخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى . .. إنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 1
1 - بت پرستى آيينى فاسد و پرستش بت ها كردارى بيهوده و بى نتيجه است .
إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
مراد از «ما هم فيه» به قرينه آيه قبل، آيين بت پرستى است و منظور از «ما كانوا يعملون» پرستش بتها و اعتكاف بر آستان آنهاست. «متبر» اسم مفعول از مصدر «تتبير» و به معناى هلاك شده مى باشد و هلاكت آيين به فاسد بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 3
3 - ناتوانى بتها از رساندن نفع و ضرر، نشانه خردمندانه نبودن پرستش آنهاست.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 3
3 - شرك وبت پرستى ، آيينى است بى پايه ، غير قابل دفاع و ساخته اوهام نابخردان .
قل هل من شركائكم . .. فأنى تؤفكون
اضافه «شركاء» به ضمير «كم» حاكى از ساختگى بودن شرك است. و استفهام تعجبى در جمله «أنى تؤفكون» نشانگر نابخردى معتقدان به آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 67 - 7
7- بت پرستى ، عملى بى خردانه و ابلهانه است .
أُفّ لكم و لماتعبدون من دون اللّه أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، آيينى فاقد دليل و برهان
و من يدع مع اللّه إلهًا ءاخر لابرهن له به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 97 - 3
3 - ناتوانى مشركان از مقابله با منطق و استدلال ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك و بت پرستى
فى الجحيم
تصميم مشركان بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن آن حضرت - پس از شنيدن سخن منطقى و خردبرانگيزش - گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 11
11 - پرستش بت به جاى عبادت نيكوترين آفريدگار ، عملى نابخردانه و سرزنش آميز
أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 9
9- شرك و پرستش غير خدا ، فاقد كمترين دليل معتبر نقلى و برهان علمى
ائتونى بكتب من قبل هذا أو أثرة من علم
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «كتاب» مطلق نوشته ها و نقل هايى باشد كه قابل اتكاء است و «أثارة من علم» ناظر به هرگونه دليل علمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 1
1 - سرزنش مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر پرستش خدايان ( لات ، عزى ، و منات ) بدون هيچ برهان و پشتوانه علمى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
آيات پيشين - به ضميمه استفهام انكارى در «أرأيتم» - اشاره به آن دارد كه رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) متكى به شهود بود; اما مشركان در دعاوى خويش از هرگونه دليل و برهان بى بهره بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 4
4 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از خيال پردازى و موهوم گرايى بشر و فاقد هر گونه پشتوانه منطقى
سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم ما أنزل اللّه بها من سلطن
از تأكيد خداوند بر اين كه بت ها، جز نام هاى ساخته و پرداخته بشر، چيزى نيستند; مى توان به دست آورد كه خيال پردازى و موهوم گرايى انسان، او را به وادى شرك كشانيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 2
2- شرك و بت پرستى قوم ابراهيم ، برهان و دليل منطقى نداشت و صرفاً متكى بر تقليد كوركورانه از اجداد و نياكان بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
از اين كه مردم در پاسخ سؤال ابراهيم(ع) از علت پرستيدن بت ها، صرفاً پيروى از نياكان و اجداد خود را مطرح ساختند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 1،3
1- ابراهيم ( ع ) در حضور پدر و قومش ، بت پرستى را زير سؤال برد و آشكارا با آن به مخالفت برخاست .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
استفهام در «ما هذه التماثيل. ..» سؤال از حقيقت بت ها است، نه نام آنها. و از آن جايى كه ابراهيم(ع) از حقيقت آنها آگاه بود و نيازى به سؤال نداشت، استفهام ايشان به منظور زير سؤال بردن و محكوم كردن بت پرستى و نوعى اظهار مخالفت با آن بوده است.
3- ابراهيم ( ع ) ، از پدر و قومش در باره علت تقديس و عبادتشان در برابر مجسمه هاى بى جان ، توضيح خواست .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون
از پاسخ قوم ابراهيم، كه كارشان را به خاطر پيروى از اجداد خود معرفى كردند (قالوا وجدنا آبائنا لها عابدين)، به دست مى آيد كه سؤال ابراهيم(ع) مربوط به علت و چرايى تقديس و عبادتشان در برابر بت ها بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 18
18- كسانى كه بت و هر چيزى غير خدا را عبادت مى كنند ، خود را بى نتيجه به رنج و زحمت انداخته اند .
عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا
از جمله معانى «شقا» سختى و زحمت است. جمله «عسى ...» كه نقل گفته حضرت ابراهيم به آزر و ديگر بت پرستان است، دربردارنده تعريضى به آنان است; يعنى من اميدوارم كه با عبادت پروردگارم شقى نباشم، ولى شما با پرستش موجودات فاقد شعور، خود را به زحمت بى نتيجه انداخته و در زمره شقاوت مندان خواهيد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 1 - 5
5 - « سأل [ الأحول ] أباعبداللّه ( ع ) عن ذلك فقال : كان سبب نزولها و تكرارها أنّ قريشاً قالت لرسول اللّه تَعْبد آلهتنا سنة و
نعبد إلهك سنة و تعبد آلهتنا سنة و نعبد إلهك سنة فأجابهم اللّه بمثل ما قالوا ;
[ابوجعفر احول] از امام صادق(ع) درباره سبب تكرار آيات [در سوره كافرون] پرسيد; امام فرمود: سبب نزول آن آيه ها و تكرار آن، اين بود كه قريش به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گفتند: يك سال تو خدايان ما را عبادت كن و يك سال ما خداى تو را عبادت مى كنيم. [دوباره ]تو يك سال خدايان ما را عبادت كن و ما يك سال خداى تو را عبادت مى كنيم. خداوند نيز به آنان مانند سخنشان جواب داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 3 - 1،6
1 - برخى از كافرانِ عصر بعثت ، مدعى آمادگى براى عبادت خداوند ، در صورت اظهار آمادگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى عبادت معبود هاى آنان
و لا أنتم عبدون ما أعبد
خبر دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر سختى كافران - پس از نفى كوتاه آمدن خود - بيانگر آن است كه كافران در صورت سازش پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود را براى عبادت خداوند آماده مى خواندند.
6 - كافران ، خود را در اقدام به خداپرستى - در صورت سازش پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان - پيش قدم معرفى كرده و زمان پيوستن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آنان را ، پس از مرحله پيوستن خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داده بودند .
لا أعبد ما تعبدون . و لا أنتم عبدون ما أعبد
در آيه قبل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبادت آينده خود از معبودهاى مشركان را منتفى دانست; ولى در اين آيه، عبادت كنونى مشركان از خداوند را نفى كرد. مى توان گفت: اختلاف دو تعبير - كه از فعلى بودن آيه قبل و اسمى بودن اين آيه استفاده مى شود - ناظر به ترتيبى است كه مشركان براى توافق با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پيشنهاد كرده بودند. آنان گفته بودند: يك سال ما بنده خداى تو مى شويم; مشروط به اين كه سال بعد تو خدايان ما را پذيرا باشى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 14
14- جامعه اصحاب كهف ، موجوداتى داراى شعور و خرد را ، معبود خود پنداشته و به پرستش آنها پرداخته بودند .
لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن
كاربرد ضمير «هم» نوعاً در مواردى است كه مرجع آن، جمعى از موجودات با شعور باشند. بنابراين مراد از «ءالهة» كه مرجع ضمير «هم» است، معبودانى از جنس بشر يا فرشتگان و مانند اين ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 2
2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 5
5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 1
1 - بت پرستى ، آيين رايج عرب هاى پيش از اسلام
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6
6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .
فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5
5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )
ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 4
4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .
ليضلّنا عن ءالهتنا
«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 4
4 - بت پرستى ، امرى سابقه دار در ميان نياكان قوم ابراهيم
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 76 - 3
3 - بت پرستى ، داراى سابقه ديرينه در نياكان قوم ابراهيم
أفرءيتم ما كنتم تعبدون . أنتم و ءاباؤكم الأقدمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 85 - 2
2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 2
2 - قوم الياس ، مردمى مشرك و بت پرست بودند .
أتدعون بعلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم عرب جاهلى
سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 1
1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .
فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 89 - 2
2 - اعتقاد به يگانگى خدا و بيزارى از شرك و بت پرستى ، نشانه بهره مندى از قلب سليم
إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم
در آيات پيشين، سخن درباره مبارزه حضرت ابراهيم(ع) با شرك و بت پرستى است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى
توان گفت كه مراد آن حضرت از قلب سليم، قلب خالى از شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 1
1 - اعلان برائت حضرت ابراهيم ( ع ) از شرك و بت پرستى قوم خود
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 10
10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.
قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 1
1- تبيين بى اساس بودن انديشه شرك و بت پرستى در اسلوبى زيبا ، مختصر ، بديع و روشن همچون مَثَل ، از سوى خداوند
يأيّها الناس ضرب مثل
خطاب در «يا أيّها الناس» متوجه مشركان است. «إستماع» (مصدر «استمعوا») به معناى گوش فرا دادن و «دعا» (مصدر «يدعون») به معناى ندا كردن و فرياد استغاثه برداشتن است. گفتنى است: «مَثَل» جمله اى است مختصر و مشتمل بر تشبيه يا مضمون حكيمانه كه بسبب روانى لفظ، روشنى معنا و لطف تركيب، شهرت عام يافته و همگان آن را بدون تغيير در محاوره به كار برند. در آيه ياد شده، سستى بنيان شرك و بت پرستى، با اسلوبى چنان زيبا، مختصر، بديع و روشن بيان شده كه سزاوار است همچون مَثَلى، شهرت عام يافته و دهان به دهان گردد. و بدين جهت خدا از آن به مَثَل تعبير كرده است. بدان جهت است كه خدا از آن به مثل تعبير كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 3
3- تحصيل عزت و اعتبار ، از انگيزه هاى مشركان در پرستش معبود هاى خويش
واتّخذوا . .. ليكونوا لهم عزًّا
«عزّاً» مصدر است و مى تواند در توصيف مفرد و جمع به كار رود. كلمه ياد شده در اين آيه، يا به معناى اسم فاعل «معزّين» است (يعنى پرستش معبودها به انگيزه عزت بخش بودن آنها صورت مى گيرد) و يا مراد مبالغه است (يعنى مشركان معتقد بودند كه معبودهايشان، عزّت مجسّم هستند و ارتباط با آنان زمينه ساز دريافت عزت است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 52 - 2
2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .
إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل
اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 71 - 2
2 - توجه به درگاه بت ها و اعتكاف در آستان آنها ، از كار هاى مستمر قوم ابراهيم
فنظلّ لها عكفين
«ظلّ و ظلول» (مصدر «نظلّ») به معناى دوام و استمرار و «عكوف» (مصدر «عاكفين») به معناى ملازم بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 75 - 4
4 - روشن بودن بطلان بت پرستى ، تنها با اندكى تأمل و خردورزى
قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون
برداشت ياد شده با توجه به توبيخى بودن استفهام در آيه بالا استفاده مى شود; زيرا مفاد آن اين است كه اگر شما درباره آنچه مى پرستيد (بت ها) قدرى مى انديشيديد، هرگز به آن اقدام نمى كرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 12 - 4
4 - توصيه خدا به اهل شرك ، به دست برداشتن از بت پرستى و روى آوردن به توحيد و نيايش به درگاه او
يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 44 - 2
2- بت پرستى ، در حقيقت شيطان پرستى است .
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر . .. يأبت لاتعبد الشيطن
آنچه مسلّم و مصرّح است، آن است كه آزر بت بوده است; نه شيطان پرست، ولى حضرت ابراهيم، بت پرستى را به منزله شيطان پرستى دانسته و با تعبير «لاتعبد» از آن ياد كرده است; بنابراين در ديدگاه ابراهيم(ع)، بت پرستى در حقيقت خضوع و انقياد در برابر شيطان و نوعى پرستش او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 54 - 3
3- بت پرستى و شرك ، ضلالت و گمراهى آشكار است .
ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 9
9 - شرك و بت پرستى ، حركتى است مخالف جريان طبيعى نظام هستى .
أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و كثير حقّ عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 11
11 - شرك و بت پرستى ، كفران نعمت هاى خدا و ناسپاسى در برابر ربوبيت او است .
و من يدع مع اللّه . .. إنّه لايفلح الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 26 - 5
5 - بت پرستى ، كفر به خداوند است و بت پرستان از كافران اند .
لاتذر على الأرض من الكفرين ديّارًا
برادشت بالا، به سبب اين است كه از بت پرستان، به كافران ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 14
14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 10
10- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار مصونيت خويش و فرزندانش از گرايش به بت پرستى شد .
و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 3
3- گمراه شدن مردم بسيارى به وسيله بت ها و بت پرستان ، انگيزه حضرت ابراهيم ( ع ) براى درخواست از خداوند جهت مصونيت خود و خاندانش از گرايش به آن آيين
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جمله «ربّ إنّهنّ . ..» در مقام تعليل براى جمله «و اجنبنى و بنىّ ...» است; يعنى، چون بت پرستان موجب گمراهى اغلب مردم شدند از تو درخواست مصونيت دارم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 64 - 1
1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه
قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 11
11 - مشركان مى پنداشتند امنيت آنان با پرستش بتها و ديگر معبودها تأمين مى گردد.
فأى الفريقين أحق بالأمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 6
6- فقدان ادراك بت ها و ناتوانى آنها در برآورده ساختن نياز ها و جلوگيرى از گزند ها ، استدلال ابراهيم ( ع ) بر ناروابودن بت پرستى
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
«إغناء» (مصدر «لايغنى») به معناى كفايت كردن و بازداشتن است. (برگرفته از «لسان العرب») و جمله «لايغنى عنك شيئاً»، يعنى از تو چيزى را دفع نكرده و تو را از آن كفايت نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 3
3 - مخلوق و مصنوع بودن بت ها ، دليل عدم شايستگى آنها براى پرستش
قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 3
3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها
و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 44 - 3
3- شيطان ، سردمدار دعوت مردم به شرك و بت پرستى است .
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 30 - 4
4- سازندگان آيين شرك و بت پرستى به يگانگى خداوند و بطلان آيين بت پرستى آگاه بودند .
و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا فإن مصيركم إلى النار
از تعبير «جعلوا لله أندادا» (براى خدا شريك قرار دادند)، و همچنين با توجه به اينكه اين كار مربوط به سران و سازندگان اصلى آيين شرك است، استفاده مى شود كه آنان آگاهانه و از روى عمد به چنين عملى دست زدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 3
3- آگاهى هاى ويژه ابراهيم ( ع ) محدود بود .
قد جاءنى من العلم
چنانچه «من» در «من العلم» براى تبعيض باشد و «من العلم»، حال براى «ما»، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 12
12 - بى تقوايى ، زمينه ساز انحراف از مسير حق و افتادن در دام آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لقومه ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع)، پيش از سرزنش قوم خود به جهت گرويدن آنان به آيين شرك، آنان را به دليل بى تقوايى سرزنش كرده است و اين مطلب مى رساند كه بى تقوايى، زمينه ساز گرايش به آيين هاى باطل (همچون بت پرستى) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 70 - 6
6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .
و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 2
2 - بت پرستى ، پيش از آن كه براى اهل شرك سودمند باشد ، براى آنان زيان آور است .
يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 7
7 - روى برتافتن از توحيد و يكتاپرستى و گرايش به شرك و بت پرستى ، كارى شگفت و در پى دارنده نكوهش سخت خداوند
فذلكم اللّه ربكم الحق . .. فأنى تصرفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 66 - 6
6 - شرك و بت پرستى و سرباز زدن از توحيد ، اوج ناسپاسى انسان در برابر خدا
و هو الذى أحياكم . .. إنّ الإنسن لكفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 11
11 - پرستش بت به جاى عبادت نيكوترين آفريدگار ، عملى نابخردانه و سرزنش آميز
أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 11
11 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه است .
يزيد فى الخلق ما يشاء . .. هل من خلق غير اللّه... لا إله إلاّ هو ... فأنّى تؤفك
«أنّى» اسم استفهام و به معناى كجاو چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد. «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى
«صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». گفتنى است كه به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سو برده مى شويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 62 - 7
7 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده آيات و نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه
خلق كلّ شىء لا إله إلاّ هو فأنّى تؤفكون
«أنّى» (اسم استفهام) به معناى كجا و چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد و «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سوى مى رويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 5
5- بت پرستى و شرك ، از ديد فطرت انسانى ، ظلم و ستم است .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «أنفسهم» به خود آمدن و ضمير و وجدان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 8
8 - شرك و بت پرستى ظلم است .
و يعبدون من دون اللّه . .. و ما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 14
14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 162 - 4
4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن
ما أنتم عليه بفتنين
از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 4
4 - قوم ابراهيم علاوه بر عقيده و تأثير و نقش بتها و اجرام آسمانى در تدبير و ربوبيت جهان، به خداوند نيز معتقد بودند.
و لاتخافون أنكم أشركتم بالله
احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در جمله «و لاتخافون . ..» در صورتى تام است كه آنها عقيده به «الله» داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 1
1- بت پرستى اجداد و نياكان ، توجيه قوم ابراهيم در شرك و بت پرستى خويش
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 80 - 6
6 - نياز هاى ضرورى و مداوم زندگى ، از عوامل گرايش قوم ابراهيم به بت پرستى *
و الذى هو يطعمنى و يسقين . و إذا مرضت فهو يشفين
تأكيد ابراهيم(ع) بر نقش خداوند در روزى دادن به انسان ها (يطعمنى) و فرو فرستادن باران (يسقين) و شفا بخشى به انسان (يشفين)، مى تواند از آن جهت باشد كه قوم او، به انگيزه همين امور به بت ها رو آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 25 - 6
6 - عواطف قومى ، قوم ابراهيم را به بت پرستى و پايبندى به آن ، كشيده بود .
إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثنًا مودّة بينكم
«مودّة» مفعولٌ له «اتّخذتم» است. بنابراين، مفاد آيه، چنين مى شود: تنها چيزى كه شما، به خاطر آن، بت پرستى را انتخاب كرديد، مودّت بين خودتان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 35 - 16
16- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . قال : . . . إن الله أمر إبراهيم ( ع ) أن ينزل إسماعيل بمكة ففعل فقال إبراهيم : « ربّ اجعل هذا البلد أمناً و اجنبى و بنىّ أن نعبد الأصنام » فلم يعبد أحد من ولد إسماعيل صنماً قطُّ . . . ;
امام صادق(ع) . .. فرمود:... همانا خداوند به ابراهيم(ع) امر كرد كه اسماعيل را به مكه اسكان دهد. پس ابراهيم(ع) بعد از انجام آن گفت: «ربّ اجعل هذا البلد أمناً و اجنبى و بنىّ أن نعبد الأصنام». پس هيچ يك از فرزندان اسماعيل هرگز بتى را نپرستيدند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 1،3
1 - بت پرستى آيينى فاسد و پرستش بت ها كردارى بيهوده و بى نتيجه است .
إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
مراد از «ما هم فيه» به قرينه آيه قبل، آيين بت پرستى است و منظور از «ما كانوا يعملون» پرستش بتها و اعتكاف بر آستان آنهاست. «متبر» اسم مفعول از مصدر «تتبير» و به معناى هلاك شده مى باشد و هلاكت آيين به فاسد بودن آن است.
3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .
قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 1
1 - تقليد از نياكان ، تنها پاسخ قوم ابراهيم در توجيه بت پرستى خود
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 1
1 - يارى جستن از بت ها و معبودان ، هدف مشركان از پرستش آنها
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 10
10 - مشركان به اميد شفاعت بت ها ، آنها را مى پرستيدند .
و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 81 - 2
2- مشركان عصر بعثت ، عزت و اعتبار خود را در پرستش معبودان ساختگى خود مى دانستند .
ليكونوا لهم عزًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 46 - 8
8- مجازات روى گردانى از بت پرستى در عصر آزر سنگسار كردن بود .
لئن لم تنته لأرجمنّك
آزر به دو صورت ابراهيم(ع) را تحت فشار قرار داد 1- تهديد به سنگساركردن 2- راندن و طرد او از خانمان; از اين دو، آنچه كه جنبه اجتماعى دارد همان سنگساركردن است، زيرا چنين كارى با تصميم فردى و بدون پايگاه و پشتوانه قانونى، قاعدتاً قابل اجرا نيست، برخلاف طرد از خانواده كه امرى فردى و داخلى است. بنابراين مى توان گفت كه مجازات رجم براى كسانى كه عليه بت ها اقدامى انجام دهند در آن زمان وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 12
12 - بت پرستى گمراهى آشكار است.
إنى أريك و قومك فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 75 - 3
3 - ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.
إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم
جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 4
4 - شرك ( اعتقاد به ربوبيت غير خدا ) آيينى باطل و بت پرستى ضلالت و گمراهى است .
فذلكم اللّه ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 12 - 5
5 - شرك و بت پرستى ، بدترين و عميق ترين نوع گمراهى
ذلك هو الضلل البعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 8
8 - شرك و بت پرستى ، گمراهى و انحراف از صراط مستقيم است .
فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 118 - 8
8 - شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .
ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 4
4- بت پرستى و اطاعت از شيطان ، گناهى بزرگ است .
لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن ... إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
نسبت دادن «عذاب» به خداى رحمان - كه داراى رحمت وسيع است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گناه بت پرستى به قدرى شديد است كه مظهر رحمت و مهربانى را نيز به خشم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 5
5 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى
إنما حرم . .. و ما أهل به لغير اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 10
10 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى و فرهنگ جاهليت
حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 74 - 6
6 - تلاش ابراهيم(ع) با استفاده از احتجاج و اعتراض براى بازداشتن آزر از بت پرستى
و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 7
7 - مبارزه با شرك و بت پرستى ، در رأس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 6
6 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بت ها و سالم باقى گذاشتن بت بزرگ ، تدبيرى از سوى آن حضرت براى جلب نظر مردم و توجه دادن آنان به بطلان بت پرستى بود .
و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم . .. فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون
«فاء» در «فجعلهم» يا براى ترتيب است و يا براى تعقيب. در هر دو صورت گوياى اين است كه عمل حضرت ابراهيم(ع) مصداق همان حيله و تدبيرى بود كه بر آن سوگند ياد كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 113 - 5
5 - تلاش بى ثمر برخى از مشركان براى متقاعد كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تجويز ادامه بت پرستى به مدت يك سال
و لولا فضل اللّه . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك
برخى از مفسران با توجه به شأن نزول گفته اند مراد از «طائفة»، مشركانى بودند كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) تقاضاى تجويز بت پرستى تا يك سال را داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 117 - 8
8 - اطاعت از شيطان ، خاستگاه بت پرستى
ان يدعون من دونه الا انثاً و إن يدعون شيطناً مريداً
چون دو جمله «ان يدعون . ..» و «ان يدعون الا شيطناً» داراى حصر است و مفهوم هر يك منطوق ديگر را نفى مى كند، براى رفع تنافى مى توان گفت جمله دوم بيانگر علت مضمون جمله اول است، يعنى بت پرستى برخاسته از اطاعت شيطان مى باشد. گفتنى است بنابراين مبنا «يدعون» در جمله دوم به معناى اطاعت است نه پرستش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 21
21 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از غفلت و بى توجهى انسان نسبت به ربوبيت مطلق و بى همتاى خدا بر كران تا كران هستى است .
الذى خلق السموت و الأرض . .. ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 2
2 - هواپرستى ، منشأ گرايش مشركان به شرك و بت پرستى است .
أرءيت من اتّخذ إلهه هويه
جمله «أرءيت من اتّخذ إلهه هواه» استينافيه بيانيه است و در مقام بيان منشأ و علت گرايش مشركان به معبودهاى متعدد و مقاومت آنان بر اين عقيده باطل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 87 - 2
2 - شرك و بت پرستى ، ناشى از درك نادرست از ربوبيت خدا بر جهان هستى است .
أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون . فما ظنّكم بربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 4
4 - شرك و بت پرستى ، برخاسته از خيال پردازى و موهوم گرايى بشر و فاقد هر گونه پشتوانه منطقى
سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم ما أنزل اللّه بها من سلطن
از تأكيد خداوند بر اين كه بت ها، جز نام هاى ساخته و پرداخته بشر، چيزى نيستند; مى توان به دست آورد كه خيال پردازى و موهوم گرايى انسان، او را به وادى شرك كشانيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 35 - 1
1- مشركان مكه ، بت پرستى خود و پدرانشان را برخاسته از مشيت خداوند مى دانستند .
و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا
با توجه به مكى بودن سورهء نحل و نيز قرينه «كذلك فعل الذين من قبلهم» مراد از «الذين أشركوا» مشركان مكه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 5
5 - توجه به نعمت هاى الهى ، موجب پايدارى انسان بر توحيد و پرهيز وى از گرايش به شرك و بت پرستى است .
قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 74 - 6
6 - حمايت و يارى شدن ، انگيزه و دليل مشركان و بت پرستان ، براى روى آوردن به آيين شرك و بت پرستى
و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه «لعلّ» در آيه شريفه براى تعليل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 86 - 3
3- رانده شدن ذليلانه مشركان به سوى دوزخ ، نمودى از بى ثمر بودن شرك و ضديت معبودهايشان با آنهااست .
و يكونون عليهم ضدًّا . .. يوم نحشر ... و نسوق المجرمين
در آيات پيشين، سخن از بى ثمر بودن پرستش هاى شرك آلود مشركان و تأثير منفى آن بر فرجام اخروى آنان بود; در اين آيه نيز مى تواند بيان مصداقى از همان معنا باشد; خصوصاً اگر «يوم» در «يوم نحشر» متعلق به «يكونون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 4
4- نگرانى حضرت ابراهيم ( ع ) از انحراف فرزندان خود و از گسترش كامل و نفوذ بى رقيب آيين شرك و بت پرستى در ميان مردم عصر خويش
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 3
3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .
إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه
كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 11،19
11 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به پرستش خداوند پس از نهى آنان از بت پرستى
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... و اعبدوه
19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )
و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 75 - 4
4 - روشن بودن بطلان بت پرستى ، تنها با اندكى تأمل و خردورزى
قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون
برداشت ياد شده با توجه به توبيخى بودن استفهام در آيه بالا استفاده مى شود; زيرا مفاد آن اين است كه اگر شما درباره آنچه مى پرستيد (بت ها) قدرى مى انديشيديد، هرگز به آن اقدام نمى كرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 162 - 4
4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن
ما أنتم عليه بفتنين
از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.
بت ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 10
10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها
ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 14
14 - لزوم اجتناب از بت ها
فاجتنبوا الرجس من الأوثن
«رجس» به هر چيزى گفته مى شود كه زشت و پليد است «أوثان» (جمع «وثن») به معناى بت ها است. «من» در «من الأوثان» بيانيه مى باشد; يعنى، «فاجتنبوا الرجس من الأوثان; از بت ها كه زشت و پليداند دورى كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 16
16 - لزوم پرهيز از حيوانات قربانى شده براى بتها
و الانصاب . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معنى انصاب در آيه فوق روايت شده: ما ذبحوا لآلتهم . .. .
كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 197 - 1
1 - يارى جستن از بت ها و معبودان ، هدف مشركان از پرستش آنها
و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 91 - 2
2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون
استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 1،2،4
1 - استهزاى معبود هاى مشركان از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنها از سخن و گفتوگو
ما لكم لاتنطقون
2 - گفتوگوى طعن آميز ابراهيم ( ع ) ، با معبود هاى مشركان در بتكده
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
4 - تمسخر مظاهر شرك و عقايد باطل و خرافى ، امرى جايز است .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 1
1- از ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع ) ، بت ها و بت پرستان عامل گمراهى بسيارى از مردم در عصر او بودند .
اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 4
4 - بت هاى اهل شرك در قيامت ، بر يگانگى خدا و آگاهى او بر ظاهر و باطن اشيا اعتراف خواهند كرد .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 68 - 4
4- بت پرستان در جهت يارى به بت پرستى و جلوگيرى از نفوذ منطق ابراهيم ( ع ) ، از طرف گروهى براى كشتن آن حضرت تحريك شده بودند .
قالوا حرّقوه و انصروا ءالهتكم
آهنگ جمله «إن كنتم فاعلين» (اگر بناست كارى بكنيد) نوعى تحريك است و ظاهر آيه اين است كه گويندگان (قالوا) و دستور دهندگان (حرّقوه و انصروا)، با شنوندگان و دستور گيرندگان دو گروه بودند و گروه اول دسته دوم را تحريك مى كردند. از اين رو برخى از مفسران، گروه اول را نمرود و عمال او دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 98 - 6
6- « جاء فى الحديث إنّ قوماً أتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقالوا له : . . . أخبرنا عن قوله : « إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم أنتم لها واردون » إذا كان معبودهم معهم فى النار فقد عبدوا المسيح ( ع ) أفتقول : إنّه فى النار ؟ فقال لهم رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . قال اللّه : « إنّكم و ما تعبدون » يريد الإصنام التى عبدوها و هى لاتعقل و المسيح ( ع ) لايدخل فى جملت ها لأنّه يعقل و لو قال : إنّكم و من تعبدون لدخل المسيح ( ع ) فى الجملة فقال القوم : صدقت يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ;
در حديث آمده كه گروهى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده و به آن حضرت گفتند: . .. ما را از گفتار خدا «إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنم...» با خبرساز چنانچه معبودشان در آتش باشد، پس [اين كه] گروهى مسيح را عبادت كردند; آيا تو مى گويى او در آتش است. رسول خدا به آنان فرمود:... خدا فرموده «إنّكم و ماتعبدون» و بت هايى را كه آنان مى پرستيدند اراده كرده و بت ها غير عاقل هستند و مسيح داخل در آنها نيست; زيرا او صاحب عقل است و اگر فرموده بود «إنّكم و من تعبدون» مسيح نيز داخل در آن جمله بود. آن گروه گفتند: راست گفتى اى رسول خدا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 8،10
8 - معبود ها ( بت ها ) در قيامت ، از مورد پرستش واقع شدن خود اظهار بى اطلاعى كرده و آن را انكار خواهند كرد .
و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
10 - بت ها ، در قيامت با مشركان سخن خواهند گفت .
ثم نقول للذين أشركوا . .. قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 1
1 - بت ها در قيامت ، خدا را شاهد مى گيرند كه از عبادت اهل شرك بى خبر بوده اند .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 4
4 - بت هاى اهل شرك در قيامت ، بر يگانگى خدا و آگاهى او بر ظاهر و باطن اشيا اعتراف خواهند كرد .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 4
4 - بت هاى اهل شرك در قيامت ، بر يگانگى خدا و آگاهى او بر ظاهر و باطن اشيا اعتراف خواهند كرد .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 5
5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 1
1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .
فرجعوا إلى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 5
5- اعتراف قوم بت پرست ابراهيم ، به بى بهرگى بت ها از نطق ، كلام ، علم و عقل
لقد علمت ما هؤلاء ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 91 - 2
2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون
استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 80 - 3
3 - تذكر ابراهيم ( ع ) به نقش نداشتن بت ها در بيمارى و شفايابى انسان
و إذا مرضت فهو يشفين
تعبير «فهو يشفين» تأكيد بر اين حقيقت است كه تنها خدا در بهبود و شفاى انسان مؤثر است. و چون مخاطب اين تأكيد بت پرستانند، در حقيقت تأكيد ابراهيم(ع) بر سلب هرگونه تأثير بت ها در سلامتى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 8
8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .
فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 3
3 - نماد هاى شرك و بت پرستى ، فاقد هر گونه خاصيت و كارايى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
سياق سرزنش آميز «أفرأيتم»، نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 7
7 - مظاهر شرك و عقايد خرافى ، فاقد تقدس و حرمت
فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 3
3- ابراهيم ( ع ) در يك شگرد عالمانه ، از بت پرستان خواست تا از خود بت ها در باره شكننده آنها پرسوجو كنند .
فسلوهم إن كانوا ينطقون
ابراهيم(ع) با نسبت دادن شكستن بت ها به بت بزرگ و درخواست از بت پرستان به پرس و جو كردن از بت ها براى شناسايى بت شكن، شگردى عالمانه را در مبارزه با بت پرستى برگزيد; زيرا بت پرستان از اين طريق به آسانى به بطلان راه خويش پى بردند; چنان كه آيه بعد (فرجعوا إلى أنفسهم. ..) گوياى همين حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 1
1 - پرسش بيدارگر ابراهيم از قوم بت پرست خويش درباره شنوايى بت ها
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 1
1 - شراب ، قمار ، بت ها و چوب هاى مخصوص برد و باخت ، به تمامى پليد و ناپاك اند .
انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم رجس
«انصاب» جمع كلمه نصب است، برخى آن را به معناى بت گرفته اند و برخى گفته اند «انصاب» سنگهايى بوده كه بر آستان بتها نصب مى شده و جايگاه ذبح قربانى براى بتها بوده است و بدان جهت مشركان آنها را مايه تبرك مى پنداشتند و محترم مى شمردند. «ازلام» جمع زلم (تير قمار) از انواع وسائل قمار و بردو باخت به شمار مى رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 13
13 - بت ، مظهر رجس و پليدى است .
فاجتنبوا الرجس من الأوثن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 3
3 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى بيدارى قوم خويش ، بت ها را به حقارت و پستى ياد مى كرده است .
إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا
نكره آوردن «أوثان» مى تواند به منظور بيان حقارت شأن بت ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 4
4 - شكستن ابّهت و تقدس بت ها ، در مرحله نخست و سپس گفتوگوى خردبرانگيز ، شيوه مبارزه ابراهيم ( ع ) با مشركان و مظاهر شرك
فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّ
برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز مبارزه با شرك و بت پرستى، ابتدا به سراغ بتكده رفته و ضمن به تمسخر گرفتن بت ها، آنها را درهم شكست. سپس با مخاطب قرار دادن مردم، آيين آنان را زير سؤال برد (أتعبدون ما تنحتون) و به تأمّل و انديشه واداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 10
10 - بت ها ، در قيامت با مشركان سخن خواهند گفت .
ثم نقول للذين أشركوا . .. قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 9
9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق
و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 3
3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق
و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 1،2،3
1 - مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
2 - اعضاى تعبيه شده در بت ها ، فاقد كمترين توان و اثر مطلوب
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 198 - 3،4،5
3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .
و تريهم ينظرون إليك
ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.
4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .
و هم لايبصرون
ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.
5 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها به گونه اى بود كه گويا به شخص مقابل خويش نظاره گر است .
و تريهم ينظرون إليك
خطاب در «تريهم» و «إليك» به هر انسانى است كه مواجه با بتها قرار مى گيرد، يعنى «تريهم ايها الانسان . .. » جمله «و هم لايبصرون» (آنها نمى بينند) دلالت مى كند كه «تريهم ينظرون»، يعنى «تريهم كانهم ينظرون إليك». (چنين گمان مى كنى كه بتها تو را مى نگرند.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 198 - 3،4،5
3 - مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .
و تريهم ينظرون إليك
ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» - كه همان معبودان باشد - برمى گردد.
4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .
و هم لايبصرون
ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.
5 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها به گونه اى بود كه گويا به شخص مقابل خويش نظاره گر است .
و تريهم ينظرون إليك
خطاب در «تريهم» و «إليك» به هر انسانى است كه مواجه با بتها قرار مى گيرد، يعنى «تريهم ايها الانسان . .. » جمله «و هم لايبصرون» (آنها نمى بينند) دلالت مى كند كه «تريهم ينظرون»، يعنى «تريهم كانهم ينظرون إليك». (چنين گمان مى كنى كه بتها تو را مى نگرند.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 3
3 - مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه براى بت ها ذبح شود ، يا به نام غير خدا سر بريده شود ، از خوراكى هاى خبيث و پليد هستند .
كلوا من طيبت . .. إنما حرم عليكم الميتة ... و ما أهل به لغير اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 4
4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .
و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 17 - 10
10 - قوم ابراهيم ، نياز هاى مادى شان را از بت ها ، طلب مى كردند .
إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 1
1 - بت و بت پرستى ، دشمن انديشه ، سعادت و تكامل انسان در ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع )
فإنّهم عدوٌّ لى
ضمير «هم» در «فإنّهم» به «أصنام» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 9
9- تصور خدايان متعدد در قبال خداوند ، مساوق و هم عنان با تصور مقهوريت آنان است .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
از آن جا كه يوسف(ع) خداوند را به «قهار» بودن توصيف كرد معلوم مى شود وى «مقهور بودن» معبودان دروغين را نيز قصد كرده است ولى آن را در عبارت ذكر نكرد تا به اين نكته اشاره كند كه تصور متفرق بودن آنان كافى است در اينكه آدمى بداند خدايان متعدد در برابر خداى يگانه همواره مقهورند و شايسته خدايى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 1
1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 12 - 1
1 - نكوهش اهل شرك ، به خاطر ترك نيايش به درگاه خدا و بردن عرض حاجت پيش بت ها
يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 13 - 1
1 - نكوهش اهل شرك ، به خاطر نيايش و عرض حاجت كردن به درگاه بت ها
يدعوا لمن ضرّه أقرب من نفعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 9
9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق
و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 3
3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق
و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 18
18 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . قالت بنو اسماعيل : « هؤلاء شفعائنا عند اللّه » فكفرت و لم تعبد الأصنام ;
فرزندان اسماعيل مى گفتند: بتها شفيعان ما نزد خدا هستند پس كافر شدند ; ولى بت را پرستش نكردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 3
3 - ناتوانى بتها از رساندن نفع و ضرر، نشانه خردمندانه نبودن پرستش آنهاست.
قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 2،3،4،7
2 - اعضاى تعبيه شده در بت ها ، فاقد كمترين توان و اثر مطلوب
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.
4 - خداوند با تشريح ناتوانى بت ها ، مشركان را به بطلان شرك و باورهايشان رهنمون ساخت .
ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .
قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 55 - 4،5،6
4- آشكار شدن عجز بت ها و تأثير نداشتن آنها در امور آدميان و نيز روشن شدن ناتوانى قوم عاد در برابر خواست خداوند ، هدف هود ( ع ) از فراخوانى مردم ، به مبارزه و توطئه عليه خويش
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«كيدوا» فعل امر از مصدر «كِيْد» (مكر كردن) است. امر در جمله فوق - به تناسب مورد - امر تعجيزى است; يعنى ، درخواستى است براى نشان دادن عجز و ناتوانى مخاطب از انجام كار.
5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».
6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )
إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 8
8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .
فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 5،6
5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها
ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
6- فقدان ادراك بت ها و ناتوانى آنها در برآورده ساختن نياز ها و جلوگيرى از گزند ها ، استدلال ابراهيم ( ع ) بر ناروابودن بت پرستى
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
«إغناء» (مصدر «لايغنى») به معناى كفايت كردن و بازداشتن است. (برگرفته از «لسان العرب») و جمله «لايغنى عنك شيئاً»، يعنى از تو چيزى را دفع نكرده و تو را از آن كفايت نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 58 - 5
5- باقى ماندن بت بزرگ به وسيله ابراهيم ( ع ) ، براى مراجعه بت پرستان به آن و درك عجز بت ها بود .
فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 3
3- قوم ابراهيم ، پس از مشاهده در هم شكسته شدن بت ها ، به عجز و ناتوانى آنها پى بردند .
إلاّكبيرًا . .. إليه يرجعون . قالوا من فعل هذا بالهتنا
از اين كه قوم ابراهيم، بت ها را مورد سؤال قرار ندادند و به دنبال عاملى غير از آنها بودند، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد. به ويژه اگر ضمير در «إليه» به «كبيراً» (بت بزرگ) بازگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 5
5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 1،2
1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .
فرجعوا إلى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.
2- قوم بت پرست ابراهيم پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به يك ديگر مراجعه كرده و به سرزنش هم پرداختند .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت، براساس اين احتمال است كه مقصود از «أنفسهم» رجوع هر يك از بت پرستان به يك ديگر باشد كه با مخاطب قرار دادن هم ديگر (فقالوا إنّكم أنتم. ..) به ملامت هم پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 5
5- اعتراف قوم بت پرست ابراهيم ، به بى بهرگى بت ها از نطق ، كلام ، علم و عقل
لقد علمت ما هؤلاء ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 66 - 4
4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .
فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 2
2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 1
1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 80 - 3
3 - تذكر ابراهيم ( ع ) به نقش نداشتن بت ها در بيمارى و شفايابى انسان
و إذا مرضت فهو يشفين
تعبير «فهو يشفين» تأكيد بر اين حقيقت است كه تنها خدا در بهبود و شفاى انسان مؤثر است. و چون مخاطب اين تأكيد بت پرستانند، در حقيقت تأكيد ابراهيم(ع) بر سلب هرگونه تأثير بت ها در سلامتى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 91 - 2
2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .
فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون
استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 1،3
1 - استهزاى معبود هاى مشركان از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنها از سخن و گفتوگو
ما لكم لاتنطقون
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 4
4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 3
3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها
و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 6
6- فقدان ادراك بت ها و ناتوانى آنها در برآورده ساختن نياز ها و جلوگيرى از گزند ها ، استدلال ابراهيم ( ع ) بر ناروابودن بت پرستى
يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا
«إغناء» (مصدر «لايغنى») به معناى كفايت كردن و بازداشتن است. (برگرفته از «لسان العرب») و جمله «لايغنى عنك شيئاً»، يعنى از تو چيزى را دفع نكرده و تو را از آن كفايت نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 4
4 - مشركان ذبايحى را براى بت ها و به نام آنها قربانى مى كردند .
و ما أهل به لغير اللّه
آوردن فعل ماضى «أهل» حكايت از وقوع ذبح براى غير خدا و به نام غير او داشته و به ذبح حيوانات براى بتها و به نام آنها - كه در جاهليت مرسوم بوده - اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6
1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )
و قالوا ءألهتنا خير أم هو
6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه
ما ضربوه لك إلاّ جدلاً
در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 2
2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 3
3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها
و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 1
1 - بت ها در قيامت ، خدا را شاهد مى گيرند كه از عبادت اهل شرك بى خبر بوده اند .
فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 96 - 3
3 - مخلوق و مصنوع بودن بت ها ، دليل عدم شايستگى آنها براى پرستش
قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّه خلقكم و ما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 4
4 - « لات » و « عزى » در مرتبه بالاتر از « منات » ، در نزد عرب جاهلى *
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى
از تقديم «لات و عزى» و توصيف منات به «الثالثة» (سومى)، مطلب بالا به استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 20 - 3
3 - « منات » ، در مرتبه اى پايين تر از « لات » و « عزى » در نزد عرب جاهلى
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى . و منوة الثالثة الأُخرى
از تأخير «منات» و توصيف آن به «الثالثة» (سومى)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 73 - 1
1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها
أو ينفعونكم أو يضرّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 78 - 6
6 - تدبير حيات بشر ، به دست آفريدگار او است و نه بت هاى ناتوان .
هل يسمعونكم . .. فإنّهم عدوٌّ لى ... الذى خلقنى فهو يهدين
«فاء» تفريعيه در «فهو يهدين» مى رساند كه تدبير و هدايت، مترتب بر خلقت است و كار تدبير از آفرينش جدا نيست تا اين كه خدا خالق باشد; ولى تدبير امور انسان ها به دست موجودات ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 81 - 2
2 - تذكر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خود ، مبنى بر نبود كمترين نقش براى بت ها در مرگ و حيات آدمى
و الذى يميتنى ثمّ يحيين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 12،13،18
12 - دارايى هاى بخيلان در قيامت ، به صورت طوقى به گردنشان آويخته خواهد شد .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان
بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.
18 - بخيلان در قيامت ، بار سنگين گناه بخل خويش را به دوش خواهند كشيد .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
برخى برآنند كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » اراده نشده است، بلكه كلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. يعنى وبال گناهِ بخل خويش را به دوش خواهند كشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 12،17
12 - بخيلان و دعوت كنندگان مردم به بخل ، كافر هستند .
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين
17 - بخلورزى ، كفران نعمت هاى الهى است .
الذين يبخلون . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
با توجّه به معناى لغوى كافر (ناسپاس)، مى توان گفت مراد از كافران، ناسپاسان هستند كه مصداق آن در آيه، همان بخيلانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 3
3 - بخل و رياكارى ، نشانه كفر به خدا و قيامت است .
الذين يبخلون . .. و ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا
ضمير در «عليهم» به «الذين يبخلون» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 12
12 - بخل و آزمندى ، از عوامل مهم ناهمسازى و مانع عمده صلح و آشتى است .
و الصلح خير و احضرت الانفس الشح
«شح»، بخل همراه با حرص و آزمندى است. ظاهراً عنوان كردن بخل پس از صلحى كه مستلزم گذشت از حقوق است، بيانگر اين معناست كه اگر صلح را نپذيرفتيد، بدانيد كه بخل مانع آن شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 1
1 - پيامد بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات ، گرفتار شدن آنان به نفاقى مزمن تا دم مرگ
فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم إلى يوم يلقونه
«فأعقبهم» تفريع بر فراز پيشين است; يعنى، منافقان در پى امتناع از پرداخت صدقات - على رغم پيمانى كه با خدا بسته بودند - مبتلا به نفاقى شدند كه تا دم مرگ آنان را رها نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 6
6- بخل ، باعث سرزنش و زياده روى در انفاق ، عامل ناتوانى و حسرت انسان در زندگى است .
و لاتجعل يدك . .. و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا
برداشت فوق بنابراين نكته است كه «ملوماً» به «لاتجعل يدك مغلولة» و «محسوراً» به «لاتبسطها» نظر داشته باشد و نيز بنابراين است كه «محسوراً» به معناى جدا شدن شخص از امكانات خويش باشد و مايه حسرت او گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 2
2 - كم شركت كردن منافقان در جبهه جهاد مسلمانان ، به خاطر بخل آنان به مسلمانان بود .
لايأتون البأس . .. أشحّة عليكم
«أشحّة» جمع «شحيح» است. «شح» - ريشه أشحّة - در لغت، به معناى «بخل حريصانه» است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «أشحّة» حال براى ضمير فاعلى فعل «يأتون » در آيه پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 3،7
3- بخلورزى مردم از انفاق داوطلبانه ، گواه ناخشنودى عميق آنان از موظّف شدن به پرداخت قهرى اموال *
إن يسئلكموها فيحفكم . .. و يخرج أضغنكم . هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا فى سبيل ال
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، اين معنا استفاده مى شود كه خداوند، بخل مردم را از انفاق داوطلبانه در راه او، نمونه اى از موضع گيرى مردم در برابر پرداخت مال از روى ناگزيرى و در پى اصرار دانسته است. در اين صورت واژه «تدعون» اشاره به دعوت و ارشاد خواهد بود و «يسئلكموها فيحفكم» اشاره به طلب مصرانه و قهرى.
7- بخل از انفاق در راه خدا ، مايه خسارت خود انسان
و من يبخل فإنّما يبخل عن نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 17
17 - انفاق ، عامل مهم رستگارى و بخل و حرص ، مانع از آن است .
أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه فأُولئك هم المفلحون
از ارتباط ميان موضوع انفاق و بخل و حرص و نيز مسأله رستگارى - كه همراه با قصر (فأُولئك هم) ادا شده است - مى توان مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 27 - 3
3 - بخل و محروم كردن بينوايان از اموال خويش ، از عوامل زوال نعمت و محروميت صاحبان ثروت و مكنت
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. بل نحن محرومون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 1،4
1 - توبه و پشيمانى باغداران يمنى ، پس از مشاهده نابودى محصولات از بخلورزى و محروم ساختن بينوايان
قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين
4 - اعتراف باغداران يمنى ، به ستمكار بودن خويش بر اثر بخل ورزى و محروم ساختن بينوايان
إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 30 - 3
3 - بخلورزى و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، در پى دارنده سرنوشتى ملامت آور
فأقبل بعضهم على بعض يتلومون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 31 - 3
3 - بخلورزى و محروم ساختن بينوايان از اموال خويش ، طغيان و تجاوز از حدود الهى است .
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا طغين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 33 - 2
2 - بخل و محروم ساختن بينوايان از اموال خويش ، زمينه ساز كيفر و عذاب الهى در دنيا و آخرت
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. كذلك العذاب و لعذاب الأخرة أكبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 9 - 3
3 - بخلورزى ، ترك انفاق و احساس بى نيازى از پاداش هاى الهى ، نشانه بى اعتمادى به وعده هاى خداوند است .
و أمّا من بخل و استغنى و كذّب بالحسنى
از عطف اين آيه بر آيه قبل - چه عطف سبب بر مسبب باشد و چه عكس آن - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 6،9
6 - بخلورزى و احساس بى نيازى از پاداش هاى الهى و تكذيب آن ، مايه محروميت از امداد هاى خداوند در دنيا و گرفتارى به فرجامى سخت در آخرت است .
و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى . فسنيسّره للعسرى
مراد از «عسرى» - به قرينه آيه بعد - زمان سقوط و هلاكت است و بر دنيا و آخرت تطبيق مى كند. آيه «و إنّ لنا للآخرة و الاُولى» نيز مؤيد تعميم به آن دو است.
9 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « . . .فسنيسّره للعسرى » قال : لايريد شيئاً من الشرّ إلاّ يسّره له ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «فسنيسّره للعسرى»، روايت شده كه فرمود: [هركه بخل ورزد و خود را از خدا بى نياز بيند و نيكوترين پاداش الهى را تكذيب كند]، درباره انجام دادن هيچ شرّى تصميم نمى گيرد; جز آن كه خداوند آن را براى او آسان مى سازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 2
2 - بخلورزى ، و زراندوزى و تكذيب وعده هاى خداوند ، زمينه ساز سقوط و هلاكت
و أمّا من بخل . .. إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 13 - 4
4 - خداوند ، بى نياز از انفاق ، تقوا و ايمانِ مردم و مصون از آسيب بخلورزى و تكذيب گرىِ ثروت اندوزان *
فأمّا من أعطى . .. و أمّا من بخل ... و إنّ لنا للأخرة و الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 14 - 3
3 - بخل و ثروت اندوزىِ حاصل از آن و تكذيب وعده هاى خداوند ، زمينه ساز گرفتارى به آتش برافروخته دوزخ
و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب ... فأنذرتكم نارًا تلظّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 16 - 3
3 - بخل و ثروت اندوزى حاصل از آن و تكذيب پاداش هاى الهى ، زمينه ساز تكذيب حكم انفاق و خوددارى از صرف مال در راه تزكيه نفس
و أمّا من بخل . .. الذى كذّب و تولّى
ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر اتحاد «من بخل. ..» با «الذى كذّب...» است و ارتباط آن با آيات بعد - كه از اعطاى مال به قصد تزكيه سخن گفته است - قرينه بر اين است كه علاوه بر تكذيبِ هدايت و انذار; تكذيب حكم انفاق نيز مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 7
7 - بخل ورزى منافقان صدر اسلام از پرداخت صدقات ، روى گردانى از تعهد و اعراض از قرار گرفتن در صف صالحان بود .
و منهم من عهد اللّه . ... و تولوا و هم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 14
14 - پاك ساختن نفس از آلودگى به بخل و حرص ، موجب رستگارى بشر
و من يوق شحّ نفسه فأُولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 3
3 - انسان هاى خودپسند فخرفروش ، نه تنها خود بخيل اند ; بلكه ديگران را نيز به بخلورزى فرمان مى دهند .
كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 2
2- مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از بخل و خوددارى از اداى حق خويشان و مستمندان
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 5
5 - توصيه خداوند به انسان ها ، مبنى بر انفاق كردن و پرهيز از بخل
الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
نكوهش صفت بخل از سوى خداوند، در واقع توصيه به اين است كه همگان، بايد خود را به صفت انفاق گرى و دستگيرى از نيازمندان آراسته سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار متذكر شدن و به رخ كشيدن خصلت بخل مشركان به آنان
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
اين برداشت، مبتنى بر اين است كه مخاطبان آيه، با توجه به آيات قبل، كافران باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 24 - 3
3 - مال دوستى و بخل شديد باغداران يمنى
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 1،4
1 - توبه و پشيمانى باغداران يمنى ، پس از مشاهده نابودى محصولات از بخلورزى و محروم ساختن بينوايان
قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين
4 - اعتراف باغداران يمنى ، به ستمكار بودن خويش بر اثر بخل ورزى و محروم ساختن بينوايان
إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 31 - 1
1 - تأسف شديد باغداران يمنى از كردار خويش ( بخلورزى و نپرداختن سهم بينوايان از محصولات )
قالوا يويلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 11
11 - جان آدميان ، عجين با بخل و آزمندى
و احضرت الانفس الشح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 4،5،10،13،14
4- انسان ها ، حتى با مالك بودن تمامى خزاين رحمت پروردگار ، باز هم گرفتار بخل و نگران تهى دستى خويشند .
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
با توجه به اينكه خداوند، خصلت بخل را براى تمامى انسانها دانسته است (و كان الإنسان قتوراً) احتمال دارد كه مخاطب (لو أنتم تملكون) تمامى انسانها باشند.
5- انسان ها ، هر چند داراى ثروت و مكنت فراوان باشند ، باز هم گرفتار بخل بوده و دست از آن برنمى دارند .
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
10- كثرت مال ، تأثيرى در گرايش انسان به انفاق و پرهيز از روحيه بخلورزى ندارد .
لو أنتم تملكون . .. لأمسكتم خشية الإنفاق
13- انسان ها ، داراى روحيه خست و بخلند .
و كان الإنسن قتورًا
«قتور» صيغه مبالغه از «قتر» به معناى خوددارى از پرداخت نفقه و اكتفا كردن به حداقل و قُوت ناچيز است (مفردات راغب).
14- بخل ، داراى ريشه در نهاد بشر و خصلتى نيرومند در نوع انسانها
و كان الإنسن قتورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 37 - 2
2- بخل و امتناع انسان ها از انفاق تمامى اموال ، حتى در صورت تأكيد خداوند به انفاق آن
إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا
بنابراين كه مراد از «أموالكم» در آيه قبل - كه مرجع ضمير «ها» در «إن يسئلكموها» است - تمامى اموال باشد، برداشت ياد شده استقاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 15
15 - بخل و حرص ، عجين شده در جان بشر و برخاسته از طبيعت او است .
و من يوق شحّ نفسه
مطلب ياد شده، از اضافه «شحّ» به «نفسه» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 21 - 1،2
1 - انسان ، به هنگام دستيابى به خير و خوبى ، از بهره مند شدن ديگران از آن به شدت منع مى كند .
و إذا مسّه الخير منوعًا
2 - بخلورزى و خوددارى از رسيدن خير به ديگران ، از ويژگى هاى انسان
و إذا مسّه الخير منوعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 9
9 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه « و منهم من عاهد اللّه . . . » روايت شده : « هو ثعلبة بن خاطب بن عمروبن عوف كان محتاجاً فعاهد اللّه فلما آتاه اللّه بخل به ;
كسى كه در زمان نيازمندى با خدا پيمان بست [كه اگر از فضل خدا برخوردار شود صدقه دهد . ..] و آن گاه كه خدا به او عطا كرد بخل ورزيد، ثعلبة بن خاطب عمرو بن عوف بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 5،6،7
5- بخلورزى انسان از انفاق هاى اندك ، گواه بخلورزى عميق تر وى از انفاق كل اموال حتى با فرمان أكيد الهى
إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا . .. تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل
برداشت بالا بنابراين نكته است كه تمايز «تدعون لتنفقوا» با «إن يسئلكموها» در اين باشد كه در اولى، بعضى از اموال، مورد نظر و در تعبير دوم كل اموال لحاظ شده باشد.
6- بخل از انفاق در راه خدا ، دامنگير برخى از مؤمنان و مورد نكوهش الهى
هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل
از لحن نكوهش آميز اين آيه، مطلب بالا برداشت مى شود.
7- بخل از انفاق در راه خدا ، مايه خسارت خود انسان
و من يبخل فإنّما يبخل عن نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 19
19 - منافقان مدينه در كار خير ، بخيل بودند .
أشحّة على الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 8 - 5
5 - دشمنان دين ، به دليل علاقه وافر به مال ، گرفتار بخل و امساك حقوق خداوند
و إنّه لحبّ الخير لشديد
كلمه «شديد» - چنان كه در قاموس آمده - گاه به معناى «بخيل» است. در صورتى كه اين معنا در آيه مراد باشد، حرف «لام» در «لحبّ الخير» لام تعليل خواهد بود; يعنى، به خاطر حبّ مال.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 3
3 - انسان هاى خودپسند فخرفروش ، نه تنها خود بخيل اند ; بلكه ديگران را نيز به بخلورزى فرمان مى دهند .
كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 77 - 8
8- « عن أبى جعفر ( ع ) عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال جبرئيل : ان قوم لوط كانوا اهل قرية لايتنظفون من الغائط و لايتطهرون من الجنابة بُخلاء أشحّاء على الطعام و ان لوطاً لبث فيهم ثلاثين سنة و إنما كان نازلاً عليهم و لم يكن منهم . . . ;
از امام باقر(ع) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه جبرئيل گفت: قوم لوط اهل قريه اى بودند كه خود را از غائط پاك نمى كردند و براى جنابت غسل نمى كردند. مردمى بخيل و بر خوردن حريص بودند. لوط در بين آنان سى سال درنگ كرد.او وارد بر آنان بود و از آنان نبود ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 24
24- « عن أبى جعفر ( ع ) : إن قرية قوم لوط كانت على طريق السيّارة إلى الشام و مصر فكانت السيّارة تنزل بهم فيضيّفونهم . . . فدعاهم البخل إلى أن كانوا إذا نزل بهم الضيف فضحوه . . . و إنما كانوا يفعلون ذلك بالضيف حتى ينكل النازل عنهم . . . فأورثهم البخل بلاء لايستطيعون دفعه عن أنفسهم . . . حتى صاروا يطلبونه من الرجال فى البلاد و يعطونهم عليه الجعل . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه آبادى لوط بر سر راه مسافرانى بود كه به شام و مصر مى رفتند. كاروانيان بر آن قوم وارد مى شدند و مهمانشان مى شدند. بخل آنان سبب شد كه هر گاه مهمان بر آنان وارد مى شد [با انجام عمل زشت ]رسوايشان مى كردند ... و اين كار را بدين جهت انجام مى دادندكه مهمان از آنان بهراسد وباز گردد. پس بخل سبب شد كه آنان مبتلا به بلايى شدند (مرض ابنه) نمى توانستند آن را از خود دور كنند ... تا آن جا كه از مردان شهرهادفع آن بلا را درخواست مى كردند و به آنهااجرت مى پرداختند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 3
3 - انسان هاى خودپسند فخرفروش ، نه تنها خود بخيل اند ; بلكه ديگران را نيز به بخلورزى فرمان مى دهند .
كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 2
2 - مدعيان دروغين انفاق ، با پيدايش گرسنگى هاى فراگير ، از اطعامْ بخل ورزيده ، مواد غذايى را احتكار مى كنند .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... أو إطعم فى يوم ذى مسغبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 3
3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 10
10 - منافقان ، مردمى داراى خصلت بخل و امتناع از انفاق در راه خدا
المنفقون و المنفقت . .. و يقبضون أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 1
1 - بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات به هنگام برخوردار شدن از مال و فضل الهى ، على رغم تهعدشان با خدا
و منهم من عهد اللّه . .. فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 1
1 - پيامد بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات ، گرفتار شدن آنان به نفاقى مزمن تا دم مرگ
فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم إلى يوم يلقونه
«فأعقبهم» تفريع بر فراز پيشين است; يعنى، منافقان در پى امتناع از پرداخت صدقات - على رغم پيمانى كه با خدا بسته بودند - مبتلا به نفاقى شدند كه تا دم مرگ آنان را رها نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 79 - 6
6 - منافقان ، خود بخيلند و انفاق ديگران را هم به استهزا مى گيرند .
فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به . .. الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 1،2
1 - منافقان ، از هر نوع كمكى به جهاد مسلمانان ، خوددارى مى كردند .
و لايأتون . .. أشحّة عليكم
«أشحّة» اگر چه در لغت، به معناى بخل آمده است، اما استعمال مجازى آن در منع از كمك و يارى و اعانت نيز آمده است. برداشت بالا، با عنايت به استعمال مجازى آن است.
2 - كم شركت كردن منافقان در جبهه جهاد مسلمانان ، به خاطر بخل آنان به مسلمانان بود .
لايأتون البأس . .. أشحّة عليكم
«أشحّة» جمع «شحيح» است. «شح» - ريشه أشحّة - در لغت، به معناى «بخل حريصانه» است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «أشحّة» حال براى ضمير فاعلى فعل «يأتون » در آيه پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 14،19
14 - منافقان مدينه ، در سختى و آسايش ، به مسلمانان ، بخل مىورزيدند .
و لايأتون البأس إلاّ قليلاً . أشحّة عليكم ... فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حداد
19 - منافقان مدينه در كار خير ، بخيل بودند .
أشحّة على الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 5
5 - بخل شديد و انحصارطلبى يهوديان
فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
ظاهراً منظور از كلمه «النّاس»، غير يهوديان هستند ; به قرينه آيه بعد: «ام يحسدون النّاس»، بنابر اين معناى جمله «فاذاً . .. » چنين مى شود: يهوديان منافع دنيا را از ديگر مردمان دريغ مى دارند و در انحصار خويش نگه مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 5،6
5 - گرفتارى يهوديان به بخل و خوددارى آنان از انفاق و يارى ديگران ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
جمله «ينفق كيف يشاء» دلالت مى كند كه از مصاديق مورد نظر در نفرين الهى بر يهود (غلت ايديهم) بسته بودن دست آنها از انفاق و بخيل گشتن آنهاست.
6 - يهود ، مردمى ناتوان ، درمانده و بخيل
غلت ايديهم
جمله «غلت ايديهم» چه اخبار باشد و چه نفرين، در هر صورت دلالت بر تحقق ناتوانى و يا بخل ورزى يهوديان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 16
16 - انفاق ، مبارزه با بخل و حرص است و انفاق گران مبرّا از آن هستند .
و أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه
اين مطلب از ارتباط ميان موضوع انفاق و مسأله بخل و حرص، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 26 - 3
3 - تصور وحى نبودن قرآن و تراوش آن از مغزى مجنون و يا شيطانى مطرود و پندار بخلورزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بيان حقايق ، كژانديشى و گم كردن راه حقيقت است .
فأين تذهبون
ممكن است استفهام در آيه شريفه، ناظر به توهّماتى باشد كه مخالفان درباره قرآن و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند. در اين صورت پرسش آيه اين است كه: فكر شما به كجا مى رود و چه مى پنداريد؟! قرآن غير آنچه گفته شد، نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 17
17 - حرمت بخلورزى و نكوهش شديد خداوند از بخيلان
و لا يحسبنّ . .. سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 13
13 - حرمت بخل ورزى و دعوت مردم به آن
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 2،3،8،10،12،13
2 - خداوند ، كسانى را كه مردم را به بخلورزى دعوت كنند ، دوست ندارد .
انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل
3 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل ، از آثار تكبر و فخرفروشى
انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل
8 - عذاب خواركننده ، كيفر بخيلان و دعوت كنندگان به بخل
الذين يبخلون . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
مراد از كافران در آيه، يا خصوص بخيلان و آمران به بخل است و يا مصداق مورد نظر از آن.
10 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل و پنهان نمودن نعمت هاى خدادادى ، زمينه كفرورزى
الذين يبخلون . .. اعتدنا للكافرين
اطلاق كافر بر بخيل و . .. يا بدين جهت است كه بخيل در حقيقت كافر است، و يا هشدار به اين است كه سرانجام بخلورزى كفر است.
12 - بخيلان و دعوت كنندگان مردم به بخل ، كافر هستند .
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين
13 - حرمت بخل ورزى و دعوت مردم به آن
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 10،27
10 - درك صحيح انسان از خير و شرّ خويش ، زمينه بخشش و انفاق از دارايى هاى خدادادى و پرهيز از بخل
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله هو خيراً لهم بل هو شرّ لهم
27 - توجّه به مالكيّت مطلق خداوند و توجّه به آگاهى او از اعمال آدمى ، آسان كننده انفاق و زمينه ساز پرهيز از بخلورزى
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. و للّه ميراث السّموات و الارض و اللّه بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 6
6 - توجه به خدادادى بودن دارايى ها ، تسهيل كننده انفاق و درمان كننده بخل
الذين يبخلون . .. و انفقوا مما رزقهم اللّه
هدف از بيان اين حقيقت كه اموال آدمى داده هاى خداوند است (رزقهم اللّه)، اين است كه انسان را به انفاق در راه خدا ترغيب كند و بخل را از وى بزدايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 12
12 - توجه به آگاهى خداوند بر كوچكترين انفاق ، و پاداش عظيم خداوند به انفاقگران ، درمان بخل و ترك احسان
و انفقوا . .. و كان اللّه بهم عليماً. انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة و ان تك حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 7
7 - توجه به نقش فضل الهى در بهره مندى انسان از نعمت ها ، بيانگر زشتى بخل و پنهان ساختن داراييها
الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 30 - 5
5- توجه به نقش اصلى مشيت و تقدير خدا در روزى انسان ها ، زمينه ساز اجتناب از بخل و افراط در انفاق به بخشش همه اموال و داراييهاست .
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك . .. إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء
جمله «إن ربّك. ..» در مقام تعليل براى جمله «و لاتجعل يدك...» است. بنابراين مفهوم آيه چنين مى شود: خداوند روزى رسان است، پس نبايد از ترس تهيدستى، بخل ورزيد و انفاق نكرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 3
3 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل ، از آثار تكبر و فخرفروشى
انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 8 - 4
4 - احساس بى نيازى از پاداش هاى موعود خداوند ، زمينه بخل ورزى و ترك انفاق
فأمّا من أعطى . .. و أمّا من بخل و استغنى
در برداشت ياد شده، عطف «استغنى» بر «بخل»، عطف سبب بر مسبب دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 5
5 - بى اعتنايى به نماز ، زمينه ساز بازماندن انسان از كمك به مردم
عن صلاتهم ساهون . .. و يمنعون الماعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 13
13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان
بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 5،17،25
5 - توجّه به از جانب خدا بودن دارايى ها ، آسان كننده انفاق و بخشش و بيانگر زشتى و شناعت بخلورزى
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
تذكّر خداوند به اينكه داراييهاى شما، فضلى از جانب اوست (بما آتيهم اللّه من فضله)، براى اين هدف است كه انفاق را بر آدمى آسان كند و زشتى بخل را بر او آشكار سازد.
17 - حرمت بخلورزى و نكوهش شديد خداوند از بخيلان
و لا يحسبنّ . .. سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
25 - توجّه به خارج شدن تمام دارايى ها از دست انسان ، مايه شناخت زشتى بخل و ترك انفاق
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. و للّه ميراث السّموات و الارض
جمله «و للّه ميراث السّموات . .. »، بيانگر اين نكته است كه اموال از دست شما خارج و به خدا باز خواهد گشت. بنابراين چرا انفاق نمى كنيد و خود را از ثواب و پاداش انفاق محروم مى سازيد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 11
11- بخل از انفاق ، به خاطر ترس از فقر و تهى دستى ، امرى مذموم و نكوهيده است .
لو أنتم تملكون . .. لأمسكتم خشية الإنفاق
از اينكه آيه در مقام مذمت و توبيخ انسانها و يا مشركان به خاطر داشتن روحيه خست و بخل است; نكته فوق قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 6
6- بخل از انفاق در راه خدا ، دامنگير برخى از مؤمنان و مورد نكوهش الهى
هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل
از لحن نكوهش آميز اين آيه، مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 4
4 - بخلورزى و توصيه مردم به آن ، امرى بس ناپسند و نكوهيده
و اللّه لايحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 12 - 4
4 - مانع خير شدن و بخل ، صفتى مذموم و ناپسند
و لاتطع كلّ . .. منّاع للخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 8 - 2
2 - حالت بخلورزى و ثروت اندوزى ، ناپسند و نقطه مقابل تقوا است .
فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من بخل و استغنى
صاحب «العين» گفته است: فعل «استغنى»، به معناى «به ثروت رسيد» است. براساس اين معنا، «استغناء»; يعنى، ثروت اندوزى و باب استفعال بودن آن، بر مبالغه در ثروت مندى دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 6
6 - بخل ورزيدن از پرداخت صدقات پس از برخوردارى از مال و فضل الهى ، خصلتى است منفى و منافقانه .
فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 4
4 - بخلورزى و توصيه مردم به آن ، امرى بس ناپسند و نكوهيده
و اللّه لايحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 9
9 - بخلورزى آدمى ، معلول شناخت نادرست وى از خير و شرّ خويش
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. هو خيراً لهم بل هو شرّ لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 38 - 12
12 - تكبّر ، بخل و رياكارى ، پيامد همراهى شيطان با آدمى
مختالا فخوراً. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن ا
ظاهراً جمله «من يكن . .. » بيان ريشه و علت صفات ذكر شده در اين آيه و آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 9
9- ترس از تهى دستى ، ريشه بخل و خست است .
إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 20
20 - بخل ، ناشى از انگيزه ضربه زدن به طرف مقابل است .
و لايأتون البأس . .. أشحّة عليكم ... سلقوكم بألسنة حداد أشحّة على الخير
«أشحّة» نخست، حال براى ضمير فاعلى «لايأتون البأس» و «أشحّة» دوم، حال براى ضمير فاعلى «سلقوكم » است. بنابراين، دلالت مى كند كه نيامدن منافقان به جهاد، به خاطر بخلِ به آنان بوده و زبانْ درازى آنان به مؤمنان، به هنگام بر طرف شدن خطر جنگ نيز به همان خاطر بوده است. چنين رفتارى، چيزى جز قصد آسيب زدن به مؤمنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 47 - 5
5 - كفر ، موجب بخل و مانع از انفاق به مستمندان و دستگيرى از آنان است .
أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 2
2 - بى اعتقادى به معاد و پاداش و كيفر الهى ، مايه بى تفاوتى انسان در برابر ضروريات زندگى مردم
أرءيت الذى يكذّب بالدين . .. و يمنعون الماعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 8
8 - توجّه به تقدير روزى انسان ها از سوى خداوند ، از بين برنده روحيه بخل و تنگ نظرى است .
أَوَلم يروا أنّ اللّه . .. فأَت ذا القربى حقّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 30
30 - عذاب سخت الهى در قيامت ، فرجام بخلورزى و عدم انفاق از دارايى هاى فزون بر نياز
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): ما من ذى رحم يأتى ذا رحمة فيسأله من فضل ما اعطاه اللّه اياه فيبخل عليه الّا خرج له يوم القيامة من جهنّم شجاع يتلمّظ حتى يطوّقه. ثم قرأ «و لا يحسبنّ ... ».
الدر المنثور، ج 2، ص 395.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 12
12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر
فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 18
18 - بخيلان در قيامت ، بار سنگين گناه بخل خويش را به دوش خواهند كشيد .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
برخى برآنند كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » اراده نشده است، بلكه كلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. يعنى وبال گناهِ بخل خويش را به دوش خواهند كشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 12
12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر
فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 16
16 - انفاق ، مبارزه با بخل و حرص است و انفاق گران مبرّا از آن هستند .
و أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه
اين مطلب از ارتباط ميان موضوع انفاق و مسأله بخل و حرص، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 1
1 - خداوند ، انسان هاى بخيل و نيز كسانى كه مردم را به بخلورزى فرمان مى دهند ، دوست ندارد .
و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور . الذين يبخلون
«الذين يبخلون. ..» بدل براى «كل مختال» و مرتبط با فعل «لايحبّ» است. تقدير آن چنين مى شود: «واللّه لايحبّ الذين يبخلون...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 24 - 1،3،5
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ابلاغ پيام الهى و آموختن قرآن به مردم ، بخل نمىورزيد .
و ما هو على الغيب بضنين
مراد از «الغيب»، معارف قرآن است كه فرشته وحى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى آورد و ديگران به آن، جز از طريق پيامبر(صلی الله علیه و آله) دست رسى نداشتند. كلمه «ضنين» از ريشه «ضِنَّة» (بخلورزى به چيزى ارزشمند) گرفته شده است. (مفردات راغب)
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معارف غيبى را در انحصار خود قرار نمى داد و از آموختن آن به دارندگان شرايط ، امتناع نمىورزيد .
و ما هو على الغيب بضنين
5 - بخيل نبودن و امتناع نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ابلاغ تمام آيات قرآن به مردم ، ضامن مخفى نماندن هيچ آيه اى از آن است .
و ما هو على الغيب بضنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 22 - 3
3 - نمازگزاران ، منزّه از بخلورزى و امساك از رساندن خير و خوبى به ديگران
و إذا مسّه الخير منوعًا . إلاّ المصلّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 12
12 - دورى گزيدگان از بخل و حرص ، رستگاران واقعى اند .
و من يوق شحّ نفسه فأُولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 13
13 - كسانى كه روح و جانشان از آلودگى به بخل و حرص پاك است ، قطعاً رستگاراند .
و من يوق شحّ نفسه فأُولئك هم المفلحون
«شحّ» به معناى بخل و حرص و يا بخل همراه حرص است (برگرفته از قاموس المحيط و مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 2
2 - ترغيب آدميان به تأمل كردن در ريشه بى ايمانى و بخلورزى خويش *
ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 17 - 11
11 - شكرگزاران، رهپويان صراط مستقيم الهى هستند.
لأقعدن لهم صرطك المستقيم . .. لاتجد أكثرهم شكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 14
14- بخل ، داراى ريشه در نهاد بشر و خصلتى نيرومند در نوع انسانها
و كان الإنسن قتورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 2
2 - بخلورزى و توصيه ديگران به آن ، زاييده كبر و خودپسندى است .
كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
تقديم «كلّ مختال» بر «الذين يبخلون. ..»، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه عجب و خودپسندى، ريشه بخل است و انسان هاى بخيل، در ابتدا گرفتار عجب مى شوند. سپس آن صفت ناپسند، باعث مى شود كه آنان از دستگيرى ديگران و انفاق براى آنان، امساك ورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 21 - 3
3 - بخلورزى و دريغ داشتن از رسيدن خير به ديگران ، برخاسته از خصلت حرص و آزمندى است .
إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. و إذا مسّه الخير منوعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 8 - 6
6 - مال دوستى ، از ريشه هاى بخل است .
لحبّ الخير لشديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 2
2 - بخلورزى و توصيه ديگران به آن ، زاييده كبر و خودپسندى است .
كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
تقديم «كلّ مختال» بر «الذين يبخلون. ..»، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه عجب و خودپسندى، ريشه بخل است و انسان هاى بخيل، در ابتدا گرفتار عجب مى شوند. سپس آن صفت ناپسند، باعث مى شود كه آنان از دستگيرى ديگران و انفاق براى آنان، امساك ورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 7
7 - پرداخت نكردن هزينه جهاد ، از موارد بخل است .
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
چون آيه مورد بحث پس از آيات جهاد آمده، بيانگر اين نكته است كه از مصاديق مورد نظر براى «الّذين يبخلون . .. »، كسانى هستند كه از پرداخت هزينه جهاد امتناع كرده و بخل ورزيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 24 - 7
7 - امساك دانش از ديگران و كتمان علوم الهى ، بخل است .
و ما هو على الغيب بضنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 47 - 6
6 - توجّه و اعتقاد به خدادادى بودن اموال و دارايى ها ، برانگيزاننده انسان به انفاق و دورى از بخل است .
و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه
برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ترغيب و تشويق به انفاق است. گفتنى است كه تصريح به منشأ خدايى داشتنِ اموالِ انسان، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 13
13 - ايمان و امداد هاى معنوى خداوند ، بازدارنده انسان از بخل و آز *
و من يوق شحّ نفسه
از مجهول آمدن «يُوق»، استفاده مى شود كه عامل بازدارنده، عاملى است وراى خود انسان و احتمال مى رود آن عامل، ايمان و امدادهاى معنوى حق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 28 - 7،9
7 - خردمندى و اعتدال ، برانگيزاننده آدمى به دستگيرى از مستمندان و مانع از بخل و مال دوستى است .
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
از اين كه برادر عاقل و معتدل، ديگر برادرانش را به انفاق و دستگيرى از مستمندان ترغيب كرد، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
9 - تسبيح و ياد خدا ، برانگيزاننده آدمى به انفاق و دستگيرى از مستمندان و مانع بخل و مال دوستى
قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون
توصيه به تسبيح و ياد خداوند، درباره اداى سهم فقيران (لولا تسبّحون)، مى رساند كه آن دو در برانگيختن آدمى به انفاق و دورى از بخل، مؤثر است و نقش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 33 - 7
7 - آگاهى و ايمان به قيامت و عظمت عذاب و كيفر الهى در آن روز ، بازدارنده آدمى از گناه ( بخل ، محروم ساختن بينوايان از اموال خويش و . . . )
كذلك العذاب . .. لو كانوا يعلمون
خداوند، در پايان نقل ماجراى «اصحاب الجنّة»، مردم كافر را به عذاب و پيامد هلاكت بار دنيوى و اخروى تهديد كرد. از اين بيان، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 24 - 4
4 - انفاق و اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خويش به نيازمندان جامعه ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در اخلاق بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )
إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 26 - 2
2 - اعتقاد به روز جزا ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خُلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )
إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين يصدّقون بيوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 27 - 2
2 - هراس و نگرانى از عذاب الهى ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )
إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 29 - 2
2 - تأثير پاكدامنى و دورى از آلودگى هاى جنسى ، در تعديل غرايز و تأثيرگذار در خلق و خوى بشر ( بخل ، آزمندى ، ناشكيبايى و . . . )
إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ ... و الذين هم لفروجهم حفظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 3
3 - لحظه خروج مردگان از قبر ها در قيامت ، وحشت انگيز و توجّه به آن ، بازدارنده انسان از كفران نعمت ، بخلورزى و دلبستگى شديد به ثروت است .
لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 10 - 4
4 - توجّه به برملا شدن خصلت ها و علاقه ها در قيامت ، بازدارنده انسان از خوى ناسپاسى ، بخل و دل بستگى به ثروت
لكنود . .. أفلايعلم إذا ... و حصّل ما فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 4
4 - توجّه به آگاهى دقيق خداوند از اسرار درونى انسان ، بازدارنده او از خوى ناسپاسى ، بخل و دل بستگى به مال
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 11 - 5
5 - انسان ها در قيامت ، بر كفران نعمت ، بخلورزى و علاقه شديد به ثروت ، مؤاخذه خواهند شد .
لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير
هشدار به آگاهىِ خداوند از افكار، اسرار و نيت ها، اشاره به مؤاخذه و حسابرسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 1،6
1- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق ، مواجه با بخلورزى برخى از آنان
هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا . .. فمنكم من يبخل
6- بخل از انفاق در راه خدا ، دامنگير برخى از مؤمنان و مورد نكوهش الهى
هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل
از لحن نكوهش آميز اين آيه، مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 34 - 6
6 - امساك و بخل در ايثار مال ، از صفات نكوهيده براى انسان
و أعطى قليلاً و أكدى
واژه «أكدى» از «كُدْيه» به معناى صلابت و سختى زمين است (مفردات راغب). و در مورد افراد ممسك و بخيل به كار مى رود با توجه به اين مطلب برداشت بالا استفاده مى شود.
{بخيل}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 10
10 - زراندوزان بخيل ، در خطر تقابل وبرخورد با انبيا و احكام الهى
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا ... و نحن اغنياء
نقل كلام يهود و پندار آنان، پس از بيان شرّ بودن بخل و ترك انفاق، هشدارى به بخيلان است كه بخلورزى و ترك انفاق، آدمى را به ورطه اى مى كشاند كه يهوديان را به آن كشاند. (قالوا انّ اللّه فقير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 38 - 6
6 - انفاق بخيلان از روى رياكارى است .
الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس
توصيف «مختالا فخوراً» از يكسو به بخلورزى و از سوى ديگر به انفاق ريائى، حاكى از آن است كه بخيلان اگر انفاق كنند، از روى رياكارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 12،13،18
12 - دارايى هاى بخيلان در قيامت ، به صورت طوقى به گردنشان آويخته خواهد شد .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان
بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.
18 - بخيلان در قيامت ، بار سنگين گناه بخل خويش را به دوش خواهند كشيد .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
برخى برآنند كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » اراده نشده است، بلكه كلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. يعنى وبال گناهِ بخل خويش را به دوش خواهند كشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 41 - 4
4 - رسوايى و وخامت حال بخيلان ، رياكاران و كافران به خدا و قيامت در صحنه قيامت
الذين يبخلون . .. فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 38 - 11
11 - شيطان ، همراه با رياكاران ، بخيلان و متكبران
الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن الشيطان له قرين
مراد از «من يكن . .. » تمام كسانى هستند كه در اين آيه و آيه قبل مورد مذمت قرار گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 28
28 - تهديد و هشدار الهى نسبت به بخيلان
و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 10
10 - زراندوزان بخيل ، در خطر تقابل وبرخورد با انبيا و احكام الهى
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا ... و نحن اغنياء
نقل كلام يهود و پندار آنان، پس از بيان شرّ بودن بخل و ترك انفاق، هشدارى به بخيلان است كه بخلورزى و ترك انفاق، آدمى را به ورطه اى مى كشاند كه يهوديان را به آن كشاند. (قالوا انّ اللّه فقير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 41 - 4
4 - رسوايى و وخامت حال بخيلان ، رياكاران و كافران به خدا و قيامت در صحنه قيامت
الذين يبخلون . .. فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 38 - 6
6 - انفاق بخيلان از روى رياكارى است .
الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس
توصيف «مختالا فخوراً» از يكسو به بخلورزى و از سوى ديگر به انفاق ريائى، حاكى از آن است كه بخيلان اگر انفاق كنند، از روى رياكارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 8
8 - آگاهى كامل خداوند به مؤمنان انفاق كننده ، رياكاران و بخيلان كفرپيشه
و كان اللّه بهم عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 10
10 - زراندوزان بخيل ، در خطر تقابل وبرخورد با انبيا و احكام الهى
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا ... و نحن اغنياء
نقل كلام يهود و پندار آنان، پس از بيان شرّ بودن بخل و ترك انفاق، هشدارى به بخيلان است كه بخلورزى و ترك انفاق، آدمى را به ورطه اى مى كشاند كه يهوديان را به آن كشاند. (قالوا انّ اللّه فقير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 17
17 - حرمت بخلورزى و نكوهش شديد خداوند از بخيلان
و لا يحسبنّ . .. سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 7
7 - بخيلان ، مورد نكوهش و مذمت خداوند هستند .
فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 6
6 - مضايقه كردن نمازگزاران غافل و رياكار ، از عاريه دادن لوازم زندگى خود به نيازمندان ، نكوهيده تر از يتيم آزارى و بى توجّهى به فقيران است .
الذى يدعّ اليتيم . .. و لايحضّ ... فويل للمصلّين . الذين ... و يمنعون الماعون
با آن كه تعبير «فويل للمصلّين»، ادامه بيان اوصاف كسانى است كه جزاى الهى را تكذيب كردند; ولى حرف «فاء» و تغيير سياق، نشانگر تفاوت درجه آن با دو وصف قبل است. بنابراين وصفى كه در اين آيه، از ويژگى هاى همان «مصلّين» شمرده شده است، نارواتر از اوصافى است كه در آيه دوم و سوم آمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 12،13
12 - دارايى هاى بخيلان در قيامت ، به صورت طوقى به گردنشان آويخته خواهد شد .
سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
13 - آويخته شدن دارايى هاى بخيلان در قيامت بر گردن آنان ، تبلور شرّ و زيان بخلورزى ايشان
بل هو شرّ لهم سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة
جمله «سيطوّقون ما بخلوا . .. »، تفسير كلمه «شرّ» است: يعنى به دوش كشى تمام داراييها در قيامت شرّى است كه دامنگير بخيلان خواهد شد. برداشت فوق بر اين اساس است كه معناى ظاهرى «سيطوّقون ... » مراد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 5
5 - فقرنمايى و پنهان سازى نعمت هاى الهى ، دستاويز بخيلان براى ترك احسان
الذين يبخلون . .. و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 4
4 - كيفر بخيلان و رياكاران ( عذاب ، محروميت از محبت خداوند ، همراهى با شيطان ) ، بازتاب عمل خود آنان است ، نه ستمى از جانب خداوند .
انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس ... و
جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند پاسخى باشد براى اين سؤال كه چرا خداوند مردم را به عذاب و ... مبتلا مى كند. خداوند مى فرمايد اين عذابها ناشى از ستم او نيست، بلكه دستاورد خود بخيلان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 1
1 - سودبخشى و ثمردهى بخلورزى و انفاق نكردن ، پندار ناصواب بخيلان
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. هو خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 30
30 - عذاب سخت الهى در قيامت ، فرجام بخلورزى و عدم انفاق از دارايى هاى فزون بر نياز
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): ما من ذى رحم يأتى ذا رحمة فيسأله من فضل ما اعطاه اللّه اياه فيبخل عليه الّا خرج له يوم القيامة من جهنّم شجاع يتلمّظ حتى يطوّقه. ثم قرأ «و لا يحسبنّ ... ».
الدر المنثور، ج 2، ص 395.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 10
10 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل و پنهان نمودن نعمت هاى خدادادى ، زمينه كفرورزى
الذين يبخلون . .. اعتدنا للكافرين
اطلاق كافر بر بخيل و . .. يا بدين جهت است كه بخيل در حقيقت كافر است، و يا هشدار به اين است كه سرانجام بخلورزى كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 8
8 - آگاهى كامل خداوند به مؤمنان انفاق كننده ، رياكاران و بخيلان كفرپيشه
و كان اللّه بهم عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 7
7 - عدالت خداوند و دورى ساحت وى از ظلم ، مقتضى مجازات بخيلان و قاتلان انبيا
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. ذوقوا عذاب الحريق ... و انّ اللّه ليس بظلاّم للعب
جمله «و اَنّ اللّه . .. » عطف بر «ما قدّمت» مى باشد. بنابراين دليل ديگرى براى گرفتار شدن بخيلان و قاتلان انبيا به دوزخ است. يعنى عدالت خداوند اقتضا مى كند كه ستمگران را عذاب كند، ورنه به ستمديده ظلم شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 8
8 - عذاب خواركننده ، كيفر بخيلان و دعوت كنندگان به بخل
الذين يبخلون . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً
مراد از كافران در آيه، يا خصوص بخيلان و آمران به بخل است و يا مصداق مورد نظر از آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 9
9 - خداوند ، كيفردهنده بخيلان و رياكاران و پاداش دهنده انفاق كنندگان مخلص
الذين يبخلون . .. و انفقوا ... و كان اللّه بهم عليماً
هدف از بيان علم و آگاهى خداوند پس از بيان ايمان و بخل، تهديد بخيلان و رياكاران به كيفر، و پاداش دهى به مؤمنان انفاق كننده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 4
4 - كيفر بخيلان و رياكاران ( عذاب ، محروميت از محبت خداوند ، همراهى با شيطان ) ، بازتاب عمل خود آنان است ، نه ستمى از جانب خداوند .
انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس ... و
جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند پاسخى باشد براى اين سؤال كه چرا خداوند مردم را به عذاب و ... مبتلا مى كند. خداوند مى فرمايد اين عذابها ناشى از ستم او نيست، بلكه دستاورد خود بخيلان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 77 - 2
2 - ابتلاى قلب منافقان عهدشكن و بخيل به نفاقى مزمن ، كيفر خداوند براى آنان
فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «أعقب» به «اللّه» در فراز پيشين بازگردد; يعنى، خداوند منافقان را در پى شكستن عهدشان با او و امتناع ورزيدن از پرداخت زكات، به نفاق مزمنى گرفتار كرد كه تا روز قيامت از آن رهايى نخواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 1
1 - بخيلان ، محروم از محبت خداوند
انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون
{بخيلان}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 5،6
5 - گرفتارى يهوديان به بخل و خوددارى آنان از انفاق و يارى ديگران ، نفرين خداوند بر آنان
غلت ايديهم
جمله «ينفق كيف يشاء» دلالت مى كند كه از مصاديق مورد نظر در نفرين الهى بر يهود (غلت ايديهم) بسته بودن دست آنها از انفاق و بخيل گشتن آنهاست.
6 - يهود ، مردمى ناتوان ، درمانده و بخيل
غلت ايديهم
جمله «غلت ايديهم» چه اخبار باشد و چه نفرين، در هر صورت دلالت بر تحقق ناتوانى و يا بخل ورزى يهوديان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 10
10 - منافقان ، مردمى داراى خصلت بخل و امتناع از انفاق در راه خدا
المنفقون و المنفقت . .. و يقبضون أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 79 - 6
6 - منافقان ، خود بخيلند و انفاق ديگران را هم به استهزا مى گيرند .
فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به . .. الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 3
3 - انسان هاى خودپسند فخرفروش ، نه تنها خود بخيل اند ; بلكه ديگران را نيز به بخلورزى فرمان مى دهند .
كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 8 - 1
1 - دسته اى از مردم ، از صرف اموال خود در موارد لازم ، بخل ورزيده و همواره درصدد ثروت اندوزى و غنى ساختن خويش اند .
و أمّا من بخل و استغنى
«بخل»; يعنى، دور نگه داشتن اندوخته ها، از مصارفى كه منع آنها از آن شايسته نيست (مفردات).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 3
3 - خداوند ، با آگاه ساختن ثروتمندان بخيل از آينده دشوارشان ، بر آنان اتمام حجت كرده است .
إنّ علينا للهدى
مفاد آيه شريفه اين است كه نشان دادن راه، وظيفه ما است و پيامد بى اعتنايى بخيلان به هدايت ها، بر عهده خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 1
1 - ثروت بخيلان و زراندوزان ، هنگام سقوط و هلاكتشان ، كارساز نبوده و خطرى را برطرف نمى سازد .
و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
«أغنى عنه»; يعنى، او را كافى بود (مفردات راغب) و «أغن عنى شَرَّك»; يعنى، شرّ خود را برگردان و بازدار (نهايه ابن اثير). براساس اين دو معنا جمله «ما يغنى عنه ماله»; يعنى، ثروتش او را بى نياز نمى سازد و از او [خطرى را] باز نمى دارد. «تردّى» به معناى در معرض هلاكت قرار گرفتن است (مفردات راغب) و فعل «تردّى»; يعنى، سقوط كرد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 18
18- شرافت پاسدارى از دين ، شايسته ملت هاى مجاهد و انفاقگر و نه بخلورزان دنياگرا
و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم ثمّ لايكونوا أمثلكم
با توجه به اين كه آيات پيشين در زمينه جهاد و انفاق و نيز روى گردانان از جهاد و انفاق بود; اين آيه مى تواند خطاب به جامعه مسلمين عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه اگر آنان از جهاد و انفاق روى گردانند، خداوند شرافت پاسدارى از دين را از آنان سلب كرده و به امتى خواهد داد كه اين چنين نباشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 3
3- انسان بخيل ، همانند انسانى دست بسته به گردن است .
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك
«و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك» كنايه از امساك و پرهيز از انفاق (بُخل) است. اينكه از بُخل و امساك به «دستت را به گردنت
مبند» تعبير شده، نشان مى دهد كه انسان بخيل، همانند شخص دست بسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 1
1 - ثروت بخيلان و زراندوزان ، هنگام سقوط و هلاكتشان ، كارساز نبوده و خطرى را برطرف نمى سازد .
و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
«أغنى عنه»; يعنى، او را كافى بود (مفردات راغب) و «أغن عنى شَرَّك»; يعنى، شرّ خود را برگردان و بازدار (نهايه ابن اثير). براساس اين دو معنا جمله «ما يغنى عنه ماله»; يعنى، ثروتش او را بى نياز نمى سازد و از او [خطرى را] باز نمى دارد. «تردّى» به معناى در معرض هلاكت قرار گرفتن است (مفردات راغب) و فعل «تردّى»; يعنى، سقوط كرد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 12 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرهيز از اجابت خواسته هاى افراد بخيل و خسيس
و لاتطع كلّ . .. منّاع للخير
برخى از مفسران، احتمال داده اند كه «خير» در اين آيه، به معناى مال است و مقصود از «منّاع للخير» كسانى اند كه از دادن مال خود به ديگران خوددارى مى كنند; يعنى، بخيل و خسيس اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 6
6- بخل از انفاق در راه خدا ، دامنگير برخى از مؤمنان و مورد نكوهش الهى
هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه فمنكم من يبخل
از لحن نكوهش آميز اين آيه، مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 13 - 11
11 - « و روى أنّه سُئِلَ النبىُّ (صلی الله علیه و آله) عن « العتلّ الزنيم » فقال : هو الشديدُ الخُلق ، الشحيح ، الأكول ، الشروب ، الواجد للطّعام و
الشّراب ، الظلوم للنّاس ، الرحيب الجوف ;
روايت شده كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره معناى «عتلّ زنيم» سؤال شد فرمود: او تندخو، بخيل، پرخور و پرنوش است; همواره داراى خوراكى و نوشيدنى است بسيار به مردم ستم مى كند و شكم بزرگ است (به آسانى شكمش از غذا پر نمى شود)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 8
8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 1
1 - كسانى كه از عاريه دادن لوازم منزل ، دريغ ورزيده ، احتياجات مردم را ناديده مى گيرند ، گرفتار نفرين خدايند و عذاب جهنم ، فرجام آنان است .
فويل . .. و يمنعون الماعون
«ماعون»، عنوان عامى براى اثاثيه منزل، از قبيل ديگ، تبر، و كاسه است (مصباح). اين كلمه به معناى كار خير و باران و آب و هر چيز نافع نيز مى آيد (قاموس). ريشه آن «مَعْن» (چيزى كه كم و آسان باشد) است و برخى اصل آن را «معونة» (ابزار كمك دهنده) دانسته اند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 1
1 - خداوند ، بخيلان و زراندوزانى را كه تكذيب گر پاداش هاى الهى اند ، به آينده اى سخت دچار و راه گرفتارى به آن را برايشان هموار مى سازد .
فسنيسّره للعسرى
تعبير «آسان ساختن» در اين آيه، لزوماً تعبيرى استهزاآميز نيست; زيرا مى توان گفت: مراد مهيّا ساختن زمينه درافتادن به فرجام سخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 3
3 - خداوند ، با آگاه ساختن ثروتمندان بخيل از آينده دشوارشان ، بر آنان اتمام حجت كرده است .
إنّ علينا للهدى
مفاد آيه شريفه اين است كه نشان دادن راه، وظيفه ما است و پيامد بى اعتنايى بخيلان به هدايت ها، بر عهده خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 1
1 - خداوند ، انسان هاى بخيل و نيز كسانى كه مردم را به بخلورزى فرمان مى دهند ، دوست ندارد .
و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور . الذين يبخلون
«الذين يبخلون. ..» بدل براى «كل مختال» و مرتبط با فعل «لايحبّ» است. تقدير آن چنين مى شود: «واللّه لايحبّ الذين يبخلون...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 9 - 4
4 - وجود زمينه محروميت از پاداش هاى نيكوى الهى ، براى بخيلان و زراندوزان
و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى
جمله «كذّب بالحسنى»، بخل و ثروت اندوزى را «تكذيب حسنى» ناميده است; يعنى، كسى كه «حسنى» (فرجام نيك) را باور دارد، اين دو راه را انتخاب نمى كند; زيرا در اين صورت، خود را در معرض محروميت از آن قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 2
2 - فراهم ساختنِ آسانى براى انفاق گران با تقوا و سختى براى ثروتمندان بخيل ، وعده تخلّف ناپذير خداوند و نمونه اى از هدايت گرى او است .
فسنيسّره لليسرى . .. فسنيسّره للعسرى ... إنّ علينا للهدى
جمله «إنّ علينا للهدى»، به منزله تعليل براى آيات پيشين است; يعنى، چون هدايت را بر خويش لازم شمرده ايم، براى هر يك از آن دو دسته فرجام مناسب برخوردشان با هدايت را فراهم مى سازيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 2
2 - فراهم ساختنِ آسانى براى انفاق گران با تقوا و سختى براى ثروتمندان بخيل ، وعده تخلّف ناپذير خداوند و نمونه اى از هدايت گرى او است .
فسنيسّره لليسرى . .. فسنيسّره للعسرى ... إنّ علينا للهدى
جمله «إنّ علينا للهدى»، به منزله تعليل براى آيات پيشين است; يعنى، چون هدايت را بر خويش لازم شمرده ايم، براى هر يك از آن دو دسته فرجام مناسب برخوردشان با هدايت را فراهم مى سازيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 7 - 1
1 - كسانى كه از عاريه دادن لوازم منزل ، دريغ ورزيده ، احتياجات مردم را ناديده مى گيرند ، گرفتار نفرين خدايند و عذاب جهنم ، فرجام آنان است .
فويل . .. و يمنعون الماعون
«ماعون»، عنوان عامى براى اثاثيه منزل، از قبيل ديگ، تبر، و كاسه است (مصباح). اين كلمه به معناى كار خير و باران و آب و هر چيز نافع نيز مى آيد (قاموس). ريشه آن «مَعْن» (چيزى كه كم و آسان باشد) است و برخى اصل آن را «معونة» (ابزار كمك دهنده) دانسته اند. (صحاح اللغة)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 4
4 - سقوط و هلاكت ثروتمندان بخيل در دنيا و آخرت ، گواه بى ثمر بودن ثروت و واهى بودن احساس بى نيازى آنان از پاداش هاى الهى است .
استغنى . .. و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 4
4 - سقوط و هلاكت ثروتمندان بخيل در دنيا و آخرت ، گواه بى ثمر بودن ثروت و واهى بودن احساس بى نيازى آنان از پاداش هاى الهى است .
استغنى . .. و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 78 - 1
1 - تحريف تورات و انجيل و بدعت در دين ، توسط گروهى از اهل كتاب ( عالمان آنان )
و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 1،2
1 - تحرير و نوشتن افكار و انديشه ها به عنوان كتاب الهى و قوانين دينى ، جرم و گناهى بزرگ ، و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين يكتبون . .. فويل لهم ممّا كتبت أيديهم
كلمه «ويل» كلمه اى است كه انسان به هنگام گرفتار شدن به عذاب، آن رابر زبان جارى مى كند. بنابراين مراد از «فويل للذين ...» گرفتار شدن بدعتگذاران به عذاب است.
2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 16
16 - بدعتگذارى ، وسيله اى براى توجيه ستم و نقض تعهّدات اجتماعى
و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. و يقولون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 9
9 - بدعت در دين، از بزرگترين ظلمها و مانع سعادت و رستگارى است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 9
9 - جعل احكام و انتساب آنها به خداوند موجب گمراه شدن مردم ناآگاه مى شود.
افترى على الله كذبا ليضل الناس بغير علم
«بغير علم» مى تواند حال يا وصف براى يكى از سه مورد باشد: «افترى»، «ليضل» و «الناس». برداشت فوق بر اساس احتمال سوم است. لذا معنى جمله چنين مى شود: تا گمراه كند مردم را در حالى كه آنان جاهل هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 69 - 2
2 - بدعت گذارى در دين و افترا بر خداوند ، مانع از رستگارى است .
الذين يفترون على اللّه الكذب لا يفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 116 - 7
7- بدعت در دين و نسبت دادن احكام به خداوند بدون دليل ، موجب محروميت از رستگارى است .
و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام ... إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 19
19 - آگاهى دقيق از اهل بدعت در دين و متجاوزان به حدود الهى، جلوه اى از ربوبيت خداوند
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 2
2- حرمت بدعت گذارى در دين و انتساب امرى خود بافته و دروغين به خداوند
و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 1 - 4
4 - عدم جواز حكم كردن به چيزى ، قبل از رسيدن حكم آن از سوى خدا و رسول او
يأيّها الذين ءامنوا لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله
تعبير «لاتقدّموا بين. ..» هم شامل حكم كردن قبل از حكم خدا و رسول او و هم شامل حكم كردن در قبال فرمان آن دو مى شود. برداشت بالا براساس معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 11
11 - افترازنندگان به خدا و جعل كنندگان احكام دروغين، ندانسته توده هاى مردم را به گمراهى مى افكنند.
افترى على الله كذبا ليضل الناس بغير علم
«ل» در «ليضل» مى تواند لام عاقبت باشد، و چنانچه «بغير علم» نيز حال براى فاعل «ليضل» باشد، نتيجه آن معنا و برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 16
16 - بايسته است كه انسان ها ، به جاى حكم هاى ساختگى خود ، به احكام الهى پابند باشند .
ذلكم قولكم بأفوهكم و اللّه يقول الحقّ و هو يهدى السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 13
13 - احكام ويژه بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى بدعتهايى ديرينه و ميراثى به جا مانده از مردمانى نادان و گمراه .
ما جعل اللّه من بحيرة . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 8،9
8 - خيانت در امانت و بدعتگذارى در دين از سوى اهل كتاب ، برخاسته از بى تقوايى آنان
و منهم من ان تأمنه بدينار . .. و يقولون على اللّه الكذب ... بلى من اوفى بعهده و
9 - تقوا ، عامل بازدارنده انسان از خودبرتربينى و بدعتگذارى در دين
قالوا ليس علينا . .. و يقولن على اللّه الكذب ... بلى ... و اتّقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 78 - 1
1 - تحريف تورات و انجيل و بدعت در دين ، توسط گروهى از اهل كتاب ( عالمان آنان )
و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 119 - 8
8 - شيطان ، دعوت كننده آدمى به حرام كردن حلال هاى خداوند
و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 2
2 - حرمت بدعت در دين و تغيير حلال و حرام هاى الهى
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم و لاتعتدوا
بدان احتمال كه تحريم حلال، به معناى حرام دانستن حلالهاى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 103 - 9
9 - هيچ گونه توجيهى نمى تواند مجوز بدعتگذارى در دين شود
ما جعل اللّه من بحيرة . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب
با توجه به خصوصيات ياد شده براى بحيرة و . .. به دست مى آيد كه بدعت گذاران با توجيهاتى نظير حمايت از حيوانات و يا دارا
بودن نوعى تقدس به دليل ثمردهى فراوان، احكامى را جعل مى كردند و به خداوند نسبت مى دادند ابطال اينگونه احكام از سوى خداوند بيانگر اين است كه بدعتها و افتراها گرچه به توجيهاتى زيبا، آراسته شده باشد، احكامى ناروا و كفرآميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 142 - 4،5
4 - تحريم و ممنوعيت استفاده از نعمتهاى الهى به دلايل واهى مجاز نيست.
كلوا مما رزقكم الله و لا تتبعوا خطوت الشيطن
5 - حرام شمردن نعمتهاى خداوند، بدون دليل و يا به دلايل واهى، پيروى از راه و گام شيطان است.
و لا تتبعوا خطوت الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 22
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 22
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 9
9 - ابداع كنندگان سنت هاى ناروا و اعمال زشت ، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحق ملامتى بيشتر
أتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 15،16
15 - رهبانيت ، ابداع و نوآورى خود مسيحيان است ; نه دستورالعملى ابتدائى از جانب خداوند .
و رهبانيّة ابتدعوها
16 - رهبانيت ابداعى مسيحيان در اديان آسمانى پيشين سابقه نداشت .
و رهبانيّة ابتدعوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 8
8 - ظِهار ، از بدعت هاى عصر جاهلى بود و منشأ الهى نداشت .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم. .. ذلكم قولكم بأفوهكم
اين كه خداوند ظِهار را از خود نفى كرده، حاكى است كه چنين امرى، از بدعت هاى دوران جاهليت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 12
12 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خدا كه فرمود : « اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه » روايت شده كه فرمود : « و اللّه ما صلّوا لهم و لا صاموا و لكنهم أحلّوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالا فاتّبعوهم ;
به خدا سوگند آنان براى احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند ; ولى آن علما و صومعه داران، براى مردم حرام را حلال و حلال را حرام كردند و آنان پيروى كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 12
12 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خدا كه فرمود : « اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه » روايت شده كه فرمود : «
و اللّه ما صلّوا لهم و لا صاموا و لكنهم أحلّوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالا فاتّبعوهم ;
به خدا سوگند آنان براى احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند ; ولى آن علما و صومعه داران، براى مردم حرام را حلال و حلال را حرام كردند و آنان پيروى كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 9
9 - ابداع كنندگان سنت هاى ناروا و اعمال زشت ، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحق ملامتى بيشتر
أتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 12
12 - فرزند حقيقى تلقّى شدن فرزند خوانده شدگان ، در عصر جاهليت ، خودساخته بود و منشأ الهى نداشت .
و ما جعل أدعياءكم أبناءكم ذلكم قولكم بأفوهكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 28 - 8
8 - قوم لوط ، بدعتگذار عمل لواط بودند .
إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 1
1- سود به دست آمده از راه بدعت گذارى در دين ، در مقايسه با زيان هاى آن ، بسيار ناچيز است .
و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام لتفتروا على الله الكذب ... لايفلحون . متع
آيه شريفه ممكن است پاسخ به سؤالى مقدر باشد بدين صورت كه: چرا كافران و بدعت گذاران در دين، از متاعهاى دنيوى
برخوردارند و چرا دنيا از آنان ستانده نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 6،7
6 - اگر مدعيان تحريمهاى بى اساس، گواه و شاهدى ساختگى نيز بر مدعاى خود اقامه كنند، نبايد مورد تصديق قرار گيرند.
قل هلم . .. فإن شهدوا فلا تشهد معهم
7 - تحريمهاى بى جاى مشركان برخاسته از هواپرستى و فاقد ارزش و اعتبار است.
فإن شهدوا فلا تشهد معهم و لا تتبع أهواء الذين كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 6
6 - اگر مدعيان تحريمهاى بى اساس، گواه و شاهدى ساختگى نيز بر مدعاى خود اقامه كنند، نبايد مورد تصديق قرار گيرند.
قل هلم . .. فإن شهدوا فلا تشهد معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 16
16 - بدعتگذاران در دين و گمراه كنندگان مردم، تجاوزگرند.
و ما لكم ألا تأكلوا . .. و إن كثيرا ... إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 17
17 - تنها خداوند بهتر از هر كس متجاوزان به حدود الهى و اهل بدعت در احكام الهى را مى شناسد و معرفى مى كند.
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
ضمير فصل «هو»، كه بين اسم و خبر «إن» قرار گرفته، بيانگر حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 169 - 8
8 - تلاش براى واداشتن مردم به بدعتگذارى و افترا بر خدا ، كارى شيطانى و ملاكى براى تشخيص دشمنان انسان است .
إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم ... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 4
4 - خداوند ، مشركان صدر اسلام رابه خاطر افترا بستن و تحريم حلال ها ، به كيفر سخت قيامت تهديد كرد .
فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 1
1 - تحرير و نوشتن افكار و انديشه ها به عنوان كتاب الهى و قوانين دينى ، جرم و گناهى بزرگ ، و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين يكتبون . .. فويل لهم ممّا كتبت أيديهم
كلمه «ويل» كلمه اى است كه انسان به هنگام گرفتار شدن به عذاب، آن رابر زبان جارى مى كند. بنابراين مراد از «فويل للذين ...» گرفتار شدن بدعتگذاران به عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 7
7- گناه حلال و حرام شمردن امور ( بدعت گذارى ) ، اگر از سر جهل و نقصان علم باشد - در صورت توبه و اصلاح گذشته ها - مورد غفران و بخشش الهى است .
لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام ... و على الذين هادوا حرّمنا ... و لكن كانو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 2،3
2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه
3 - ارائه و نشر افكار خود به عنوان كتاب آسمانى ، داراى حرمتى شديدتر نسبت به تحرير و نوشتن آن
ثم يقولون هذا من عند اللّه
جمله «فويل للذين . ..» بيانگر حرمت نوشتن بافته هاى خويش به عنوان كتاب آسمانى است و جمله «يقولون ...» بيانگر حرمت نشر و ارائه آنهاست. از آن جا كه جمله دوم با حرف «ثم» آمده و «ثم» در اين جا براى تراخى رتبه اى است نه زمانى، دلالت مى كند كه: حرمت نشر و ارائه، از حرمت اصل كتابت شديدتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 2
2 - حرمت بدعت در دين و تغيير حلال و حرام هاى الهى
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم و لاتعتدوا
بدان احتمال كه تحريم حلال، به معناى حرام دانستن حلالهاى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 103 - 9
9 - هيچ گونه توجيهى نمى تواند مجوز بدعتگذارى در دين شود
ما جعل اللّه من بحيرة . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب
با توجه به خصوصيات ياد شده براى بحيرة و . .. به دست مى آيد كه بدعت گذاران با توجيهاتى نظير حمايت از حيوانات و يا دارا بودن نوعى تقدس به دليل ثمردهى فراوان، احكامى را جعل مى كردند و به خداوند نسبت مى دادند ابطال اينگونه احكام از سوى خداوند بيانگر اين است كه بدعتها و افتراها گرچه به توجيهاتى زيبا، آراسته شده باشد، احكامى ناروا و كفرآميز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 15
15 - فتوا و نسبت دادن حكمى به خداوند بدون علم به صدورش از ناحيه او، حرام است.
إنما حرم . .. و أن تقولوا على الله ما لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 59 - 4
4 - هيچ كس ، بى اذن خداوند حق تحريم رزق او ، بر خود يا بر ديگران را ندارد .
قل أرءيتم ما أنزل اللّه لكم من رزق فجعلتم منه حراماً و حللا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 2
2- حرمت بدعت گذارى در دين و انتساب امرى خود بافته و دروغين به خداوند
و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 116 - 2
2- حلال يا حرام شمردن امور بدون دليل قطعى شرعى ، مورد نهى خدا و حرام است .
و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 116 - 4
4- بدعت ( نسبت دادن حكم بى اساس و ساختگى به دين ) ، تهمتى است دروغين به خدا .
و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام لتفتروا على الله الكذب
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه «لام» در «لتفتروا» براى بيان نتيجه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 5
5 - بدعت در دين و تشريع قوانين خارج از اذن خدا ، شرك به او است .
أم لهم شركؤا شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 9
9 - خطر پيروى از تمايلات منحرفان و بدعتگذاران در كمين مؤمنان است.
و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا
گر چه «لا تتبع . .. » خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى روى سخن در حقيقت با همه مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 13
13 - جلب منافع مادى و دنيوى ، انگيزه بدعتگذاران و دين سازان
ليشتروا به ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 15
15- كافران ، بدعت گذاران در دين را صميمانه دوست دارند .
لتفترى علينا غيره و إذًا لاَتّخذوك خليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 1 - 2
2 - ايمان واقعى ، مستلزم تبعيت كامل از دستورات دين و پرهيز از بدعت و خودرأيى
يأيّها الذين ءامنوا لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 1
1- سود به دست آمده از راه بدعت گذارى در دين ، در مقايسه با زيان هاى آن ، بسيار ناچيز است .
و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام لتفتروا على الله الكذب ... لايفلحون . متع
آيه شريفه ممكن است پاسخ به سؤالى مقدر باشد بدين صورت كه: چرا كافران و بدعت گذاران در دين، از متاعهاى دنيوى برخوردارند و چرا دنيا از آنان ستانده نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 11
11 - انتساب حكمى به خداوند بدون يقين به صدور آن از جانب او، امرى نكوهيده و ناپسند
أتقولون على الله ما لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 2
2 - تحريم كنندگان زيباييها و زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه، مورد نكوهش و توبيخ خداوند هستند.
قل من حرم . .. والطيبت من الرزق
استفهام در جمله «من حرم . ..» استفهام انكار توبيخى است. يعنى خداوند علاوه بر اين كه تحريم طيبات را صحيح نمى داند، تحريم كننده را نيز سرزنش مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 7
7- گناه حلال و حرام شمردن امور ( بدعت گذارى ) ، اگر از سر جهل و نقصان علم باشد - در صورت توبه و اصلاح گذشته ها - مورد غفران و بخشش الهى است .
لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام ... و على الذين هادوا حرّمنا ... و لكن كانو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 9
9 - بدعت در دين، از بزرگترين ظلمها و مانع سعادت و رستگارى است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 10
10 - گمراه ساختن مردم ناآگاه با جعل احكام دروغين، از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم . .. ليضل الناس بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 2
2 - بدعت در دين الهى، همانند تكذيب آيات خداوند، بزرگترين ستم است.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 8
8 - بدعت و تحريف حقايق دينى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم فأرسلنا . .. بما كانوا يظلمون
از مصاديق «ما كانوا يظلمون» تبديل و تحريف سخنى است كه خداوند به بنى اسرائيل آموخت تا به هنگام ورود به بيت المقدس آن را به زبان جارى كنند (قولوا حطة). خداوند آن تبديل و تحريف را ظلم شمرده است. بنابراين تحريف و تبديل سخنان الهى كه همان حقايق دينى است، از مصاديق ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 8
8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .
أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 94 - 2
2 - افترا و دروغ بستن آگاهانه به خداوند ( بدعت ) ، ظلمى است بزرگ .
فمن افترى . .. فاولئك هم الظالمون
ضمير فَصل، دلالت بر بزرگى ظلم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 13
13 - كسانى كه با افترا به خداوند احكام دروغين جعل مى كنند، ستمگر و محروم از هدايت خداوندند.
إن الله لا يهدى القوم الظلمين
«ال» در «القوم» عهد است و با توجه به آيات قبل مراد از «قوم» همان كسانى هستند كه با افترا به خداوند موجبات گمراهى مردم را فراهم مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 1،2
1 - تحرير و نوشتن افكار و انديشه ها به عنوان كتاب الهى و قوانين دينى ، جرم و گناهى بزرگ ، و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين يكتبون . .. فويل لهم ممّا كتبت أيديهم
كلمه «ويل» كلمه اى است كه انسان به هنگام گرفتار شدن به عذاب، آن رابر زبان جارى مى كند. بنابراين مراد از «فويل للذين ...» گرفتار شدن بدعتگذاران به عذاب است.
2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 4
4- ابتلاى بدعت گذاران به عذاب دردناك ، پس از بهرهورى اندك از دنيا ، گواه عدم رستگارى آنان است .
إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون . متع قليل و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 169 - 2،6
2 - شيطان ، ترغيب كننده آدميان به افترا بستن به خداوند ( بدعت گذارى و تحريف احكام دين )
إنما يأمركم . .. أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون
«قول» و مشتقات آن هرگاه با «على» متعدى شود به معناى نسبت دادن و افترا بستن است.
6 - دعوتگرى شيطان به بدى ها و بدعتگذارى ها ، نمودى از شيطنت او و دليل دشمنى وى با انسانهاست .
إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء و أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون
جمله «إنما يأمركم . ..» دليلى است براى «إنه لكم عدو»; يعنى، نشانه و دليل دشمنى شيطان با شما انسانها اين است كه او شما را به كارهاى ناروا ترغيب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 10
10 - شياطين عامل بدعت و گناه و مبارزه با اديان الهى و احكام آن هستند.
و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 7
7 - تحريمهاى بى جاى مشركان برخاسته از هواپرستى و فاقد ارزش و اعتبار است.
فإن شهدوا فلا تشهد معهم و لا تتبع أهواء الذين كذبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 103 - 14
14 - جهالت و نارسائى عقل و انديشه ، عامل رواج بدعت ها و افترا ها در جامعه كفرپيشه عصر جاهلى
و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 11،12
11 - درآمد هاى به دست آمده از راه دين سازى و بدعتگذارى ، حرام و موجب عذاب الهى خواهد شد .
و ويل لهم مما يكسبون
مراد از «ما»ى موصوله در «مما يكسبون» مى تواند درآمدهايى باشد كه عبارت «ليشتروا به ثمناً قليلا» آن را بيان داشت و نيز مى تواند منظور از آن مطلق اعمال و رفتار ناپسند باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
12 - هر درآمدى كه از طريق بدعتگذارى و دين سازى به دست آيد - هر چند فراوان باشد - ناچيز و بى ارزش است .
ليشتروا به ثمناً قليلا
ظاهر اين است كه «قليلا» صفت توضيحى براى «ثمناً» باشد. بنابراين «ثمناً قليلا» به اين معناست كه: هر ثمنى در قبال دين سازى گرفته شود، ناچيز است هر چند به ظاهر فراوان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 10
10 - تحريم حلال خدا ، ناسپاسى در برابر فضل اوست .
فجعلتم منه حراماً و حللا . .. إن اللّه لذو فضل على الناس و لكن أكثرهم لايشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 81 - 8
8 - بدعتگذارى و دين سازى از سيئاتى است كه در صورت توبه نكردن از آن ، عذاب هميشگى دوزخ را در پى خواهد داشت .
فويل للذين يكتبون الكتب . .. من كسب سيئة ... هم فيها خلدون
از مصاديق مورد نظر براى «سيئة» به دليل «فويل للذين . ..» بدعتگذارى است كه اصرار بر آن موجب احاطه خطيئه بر بدعتگذار خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 139 - 6،7
6 - كيفر الهى در انتظار مشركانى است كه توصيفهاى ناروا و احكام ساخته خود را به خدا نسبت مى دادند.
سي--جزيهم بما كانوا يف--ترون. و قالوا ما فى بطون ... سيجزيهم وصفهم
7 - افترا به خداوند و انتساب احكام ساختگى به او، كيفر او را در پى دارد.
و قالوا ما فى بطون . .. سيجزيهم وصفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 3
3- بدعت گذارى ، و در پى دارنده عذاب دردناك اخروى است .
و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام ... متع قليل و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 15،16
15 - هواپرستان و بدعتگزاران در جامعه اسلامى ، روسياهان در قيامت
فامّا الّذين اسودّت وجوههم
اميرالمؤمنين (ع): «فامّا الّذين اسودّت وجوههم . .. »، انهم اهل البدع و الاهواء من هذه الامة.
مجمع البيان، ج 2، ص 809 ; نورالثقلين، ج 1، ص 382، ح 325.
16 - در قيامت عمل كنندگان به سنّت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، روسفيد و بدعتگزاران روسياهند .
يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه «يوم تبيضّ وجوه . .. »، فرمود: تبيضّ وجوه اهل السّنة و تسودّ وجوه اهل البدع
الدّر المنثور، ج 2، ص 291.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 8
8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .
أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 1،2
1 - تحرير و نوشتن افكار و انديشه ها به عنوان كتاب الهى و قوانين دينى ، جرم و گناهى بزرگ ، و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين يكتبون . .. فويل لهم ممّا كتبت أيديهم
كلمه «ويل» كلمه اى است كه انسان به هنگام گرفتار شدن به عذاب، آن رابر زبان جارى مى كند. بنابراين مراد از «فويل للذين ...» گرفتار شدن بدعتگذاران به عذاب است.
2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .
فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 81 - 8
8 - بدعتگذارى و دين سازى از سيئاتى است كه در صورت توبه نكردن از آن ، عذاب هميشگى دوزخ را در پى خواهد داشت .
فويل للذين يكتبون الكتب . .. من كسب سيئة ... هم فيها خلدون
از مصاديق مورد نظر براى «سيئة» به دليل «فويل للذين . ..» بدعتگذارى است كه اصرار بر آن موجب احاطه خطيئه بر بدعتگذار خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 138 - 9
9 - جعل قانون و منتسب كردن آن به خداوند از گناهان بزرگ است.
و قالوا . .. سيجزيهم بما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 27 - 11
11 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « و الذين كسبوا السيئات . . . » قال : هؤلاء أهل البدع و الشبهات و الشهوات . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «كسانى كه كسب سيئات كرده اند . .. » روايت شده است: اينان اهل بدعتها، شبهه ها و شهوتهايند ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 8
8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه با بدعتها و تحريمهاى ناشى از اوهام بشرى
قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 20
20 - برداشتن تكاليف شاق ، گسستن زنجير هاى جهل و خرافه و زدودن بدعت هاى دينى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
«إصر» به معناى عهد و پيمان سنگين و نيز به هر چيز دشوار و طاقت شكن گفته مى شود. در آيه شريفه بدين مناسبت كه در مقام بين تشريع احكام از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مراد از آن تكاليف مشقتبارى است كه امتهاى گذشته بدانها پايبند بوده اند. غُلّ
(مفرد اغلال) به معناى طوق و زنجيرى است كه به گردن و يا دستها بسته مى شود و مراد از آن جهل و خرافه و بدعت و مانند اينهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 69 - 3
3 - بدعت گذاران در دين ، محروم از رستگارى اند .
الذين يفترون على اللّه الكذب لا يفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 4
4- ابتلاى بدعت گذاران به عذاب دردناك ، پس از بهرهورى اندك از دنيا ، گواه عدم رستگارى آنان است .
إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون . متع قليل و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 16
16 - بدعتگزاران و تكذيب كنندگان، در بند معبودهايى دروغين هستند.
فمن أظلم ممن افترى . .. أين ما كنتم تدعون من دون الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 10
10 - تحريمهاى بى دليل (بدعتگذارى)، تحت تأثير تمايلات نفسانى است.
الذين يشهدون أن الله حرم . .. و لا تتبع أهواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 116 - 5
5- ريشه بدعت گذارى در دين ، آرا و گفته هاى بى اساس و دروغين است .
و لاتقولوا لما تصف ألسنتكم الكذب هذا حلل و هذا حرام لتفتروا على الله الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 17
17 - حرام شمردن زينتها و روزيهاى حلال و پاكيزه، افترا بر خداوند است.
قل من حرم زينة الله . .. أن تقولوا على الله ما لا تعلمون
از مصاديق مورد نظر براى افترا، به قرينه آيه قبل، تحريم زينتها و روزيهاى پاكيزه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 59 - 6
6 - حرام كردن حلال خدا بى اذن او ، افترا و بدعت است .
فجعلتم منه حراماً . .. قل ءاللّه أذن لكم أم على اللّه تفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 70 - 7
7 - انتساب فرزند به خدا ، بدعت در دين و افترا و دروغ بستن به او ، كفر و موجب عذاب شديد اخروى است .
الذين يفترون على اللّه الكذب . .. إلينا مرجعهم ثم نذيقهم العذاب الشديد بما كانوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 103 - 16
16 - تعقل اكثريت مردم هر جامعه مانع رواج بدعت ها و خرافات در آن جامعه خواهد شد .
و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 116 - 2
2- حلال يا حرام شمردن امور بدون دليل قطعى شرعى ، مورد نهى خدا و حرام است .
و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 18
18 - هشدار خداوند به تجاوزگران به محدوده شرايع و احكام الهى و بدعتگذاران در دين
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
{بدعت گذارى}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 24 - 10
10 - دروغپردازى و بدعتگذارى در دين ، شيوه اهل كتاب
و غرّهم فى دينهم ما كانوا يفترون
از ماضى استمرارى «ما كانوا» چنين استفاده شده است كه بدعتگذارى شيوه مستمر آنان شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 94 - 2
2 - افترا و دروغ بستن آگاهانه به خداوند ( بدعت ) ، ظلمى است بزرگ .
فمن افترى . .. فاولئك هم الظالمون
ضمير فَصل، دلالت بر بزرگى ظلم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 15،16
15 - هواپرستان و بدعتگزاران در جامعه اسلامى ، روسياهان در قيامت
فامّا الّذين اسودّت وجوههم
اميرالمؤمنين (ع): «فامّا الّذين اسودّت وجوههم . .. »، انهم اهل البدع و الاهواء من هذه الامة.
مجمع البيان، ج 2، ص 809 ; نورالثقلين، ج 1، ص 382، ح 325.
16 - در قيامت عمل كنندگان به سنّت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، روسفيد و بدعتگزاران روسياهند .
يوم تبيضّ وجوه و تسودّ وجوه
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه «يوم تبيضّ وجوه . .. »، فرمود: تبيضّ وجوه اهل السّنة و تسودّ وجوه اهل البدع
الدّر المنثور، ج 2، ص 291.
{بدعت گزاران}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 8
8 - خيانت در امانت و بدعتگذارى در دين از سوى اهل كتاب ، برخاسته از بى تقوايى آنان
و منهم من ان تأمنه بدينار . .. و يقولون على اللّه الكذب ... بلى من اوفى بعهده و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 13
13 - إن رسول الله(صلی الله علیه و آله) قال: . .. «إن الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا»، هم اصحاب البدع و اصحاب الأهواء و اصحاب الضلالة من هذه الأمة ... .
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پس از تلاوت آيه «إن الذين فرقوا . .. » فرمود: آنان همان بدعتگذاران و هواپرستان و گمراهان از اين امت هستند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 5
5 - بدعتگذاران در دين، عناصرى پيرو شيطان و تحت ولايت او هستند.
إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 35 - 8
8- مشركان ، برخى اشياى مباح را بدون دليل تحريم مى كردند .
و لاحرّمنا من دونه من شىء
آگاهى از عمل بدعت گزاران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 19
19 - آگاهى دقيق از اهل بدعت در دين و متجاوزان به حدود الهى، جلوه اى از ربوبيت خداوند
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 11
11 - افترازنندگان به خدا و جعل كنندگان احكام دروغين، ندانسته توده هاى مردم را به گمراهى مى افكنند.
افترى على الله كذبا ليضل الناس بغير علم
«ل» در «ليضل» مى تواند لام عاقبت باشد، و چنانچه «بغير علم» نيز حال براى فاعل «ليضل» باشد، نتيجه آن معنا و برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 6
6 - اگر مدعيان تحريمهاى بى اساس، گواه و شاهدى ساختگى نيز بر مدعاى خود اقامه كنند، نبايد مورد تصديق قرار گيرند.
قل هلم . .. فإن شهدوا فلا تشهد معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 16
16 - بدعتگذاران در دين و گمراه كنندگان مردم، تجاوزگرند.
و ما لكم ألا تأكلوا . .. و إن كثيرا ... إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 17
17 - تنها خداوند بهتر از هر كس متجاوزان به حدود الهى و اهل بدعت در احكام الهى را مى شناسد و معرفى مى كند.
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
ضمير فصل «هو»، كه بين اسم و خبر «إن» قرار گرفته، بيانگر حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 4
4 - خداوند ، مشركان صدر اسلام رابه خاطر افترا بستن و تحريم حلال ها ، به كيفر سخت قيامت تهديد كرد .
فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 9
9 - خطر پيروى از تمايلات منحرفان و بدعتگذاران در كمين مؤمنان است.
و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا
گر چه «لا تتبع . .. » خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى روى سخن در حقيقت با همه مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 13
13 - جلب منافع مادى و دنيوى ، انگيزه بدعتگذاران و دين سازان
ليشتروا به ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 15
15- كافران ، بدعت گذاران در دين را صميمانه دوست دارند .
لتفترى علينا غيره و إذًا لاَتّخذوك خليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 2
2 - تحريم كنندگان زيباييها و زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه، مورد نكوهش و توبيخ خداوند هستند.
قل من حرم . .. والطيبت من الرزق
استفهام در جمله «من حرم . ..» استفهام انكار توبيخى است. يعنى خداوند علاوه بر اين كه تحريم طيبات را صحيح نمى داند، تحريم كننده را نيز سرزنش مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 13
13 - كسانى كه با افترا به خداوند احكام دروغين جعل مى كنند، ستمگر و محروم از هدايت خداوندند.
إن الله لا يهدى القوم الظلمين
«ال» در «القوم» عهد است و با توجه به آيات قبل مراد از «قوم» همان كسانى هستند كه با افترا به خداوند موجبات گمراهى مردم را فراهم مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 4
4- ابتلاى بدعت گذاران به عذاب دردناك ، پس از بهرهورى اندك از دنيا ، گواه عدم رستگارى آنان است .
إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون . متع قليل و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 27 - 11
11 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « و الذين كسبوا السيئات . . . » قال : هؤلاء أهل البدع و الشبهات و الشهوات . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «كسانى كه كسب سيئات كرده اند . .. » روايت شده است: اينان اهل بدعتها، شبهه ها و شهوتهايند ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 69 - 3
3 - بدعت گذاران در دين ، محروم از رستگارى اند .
الذين يفترون على اللّه الكذب لا يفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 117 - 4
4- ابتلاى بدعت گذاران به عذاب دردناك ، پس از بهرهورى اندك از دنيا ، گواه عدم رستگارى آنان است .
إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون . متع قليل و لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 16
16 - بدعتگزاران و تكذيب كنندگان، در بند معبودهايى دروغين هستند.
فمن أظلم ممن افترى . .. أين ما كنتم تدعون من دون الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 18
18 - هشدار خداوند به تجاوزگران به محدوده شرايع و احكام الهى و بدعتگذاران در دين
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 5
5 - كافران ، مردمى بدكارند .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 1
1- وعده قطعى خداوند به بخشش گناه بدكاران ، در صورت روى آوردن آنان به توبه و صلاح
ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء بجهلة ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا إن ربّك من بع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 10
10- تهديد كردن بدكاران ، پس از استدلال منطقى ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم فسئلوا أهل الذكر . .. و أنزلنا إليك ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 1
1 - فرجام حتمى بدكاران ، تكذيب و تمسخر آيات خداوند است .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه و كانوا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «عاقبة» خبر مقدم «كان»، و «السوأى» مفعول مطلقِ «أسائوا» و «أن كذّبوا» اسم مؤخر فعل «كان» باشد. بنابراين، جمله، چنين مى شود: «ثمّ كان التكذيبُ عاقبةَ الذين أساؤوا». لازم به ذكر است كه آورده شدن جمله با فعل ماضى «كان»، دلالت بر حتميّت آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 1
1 - سرنگون شدن و به روى افتادن در آتش دوزخ ، كيفر و فرجام بدكاران
و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار
«كَبَّ» (مصدر مجهول «كُبَّت») به معناى سرنگون شدن است. بنابراين «فكبّت وجوههم فى النار»; يعنى، آنان با صورت [توسط مأموران الهى] در آتش سرنگون خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 46 - 2
2- بدكاران ، از سوى خداوند به هلاكت و عذاب استيصال تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم فى تقلّبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 2،10
2- بدكاران ، به هلاكت در حال وحشت و هراس تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف
10- تهديد كردن بدكاران ، پس از استدلال منطقى ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم فسئلوا أهل الذكر . .. و أنزلنا إليك ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 36 - 4
4 - كردار بدكاران در قيامت ، به صورت كيفر براى آنان ظاهر خواهد شد . *
هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون
«ما» در «ما كانوا. ..» مفعول دوم براى «ثوّب» است; يعنى، كافران با همان كردار خود، كيفر داده شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 1
1 - بدكاران در قيامت ، كيفر ديده و با كردار نارواى خود ، روبه رو خواهند شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 1
1 - زشتكاران بى ايمان، پيروى از شيوه پدرانشان را توجيه كننده كردار خويش مى شمردند.
للذين لا يؤمنون. و إذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 2
2 - پندار بدكاران در سيطره و غلبه بر دين خدا ، پندارى خام و باطل است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
بنابراين احتمال كه مراد از «سبقت از خدا»، پشت سر نهادن دين خدا باشد كه كنايه از مغلوب ساختن آن است، نكته بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 1
1 - پندار بدكاران در گريز از مجازات الهى ، پندارى باطل است .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
«أم» در «أم حسب» منقطعه و به معناى «بل اضراب» است و معناى انتقال را مى هد. انتقال، از «انكار پندار آزموده نشدن، به مجرد ايمان» به «انكار عدم مجازات»، است. مراد از «سبقت از خدا» يا كنايه از «مغلوب ساختن دين خدا» است و يا «گريز از خدا». به قرينه اين كه در آيه، سخن از گناه است، «گريز از عذاب خدا» مراد است و برداشت بالا، مبتنى بر همين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 2
2- بدكاران ، به هلاكت در حال وحشت و هراس تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 1
1 - فرجام حتمى بدكاران ، تكذيب و تمسخر آيات خداوند است .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه و كانوا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «عاقبة» خبر مقدم «كان»، و «السوأى» مفعول مطلقِ «أسائوا» و «أن كذّبوا» اسم مؤخر فعل «كان» باشد. بنابراين، جمله، چنين مى شود: «ثمّ كان التكذيبُ عاقبةَ الذين أساؤوا». لازم به ذكر است كه آورده شدن جمله با فعل ماضى «كان»، دلالت بر حتميّت آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 16
16 - تهديد بدكاران ، به كيفر اعمال از سوى خداوند
و اللّه بما تعملون بصير
يادآورى اين حقيقت كه خداوند، بر اعمال مردم آگاهى كامل دارد، دربردارنده تهديد بدكاران و نيز متضمن تشويق نيكوكاران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 4
4- بدكاران ، هيچ گاه نبايد از عذاب هاى الهى احساس امنيت بكنند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 46 - 5
5- بدكاران ، هيچ گاه از عذاب استيصال و هلاكت بار خداوند ، در امان نيستند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم فى تقلّبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 21
21 - يادكرد از عناصر صالح يك امت به هنگام سرزنش از ناصالحان ايشان ، امرى لازم و پسنديده
و لو انهم اقاموا التورية . .. منهم امة مقتصدة و كثير منهم ساء ما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 4
4 - سوختن چهره بدكاران به وسيله آتش دوزخ ، جزاى روى گردانى آنان از آيات الهى
فكبّت وجوههم فى النّار هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
از تعبير «هل تجزون. ..» تناسب كيفر با گناه استفاده مى شود و اين تناسب، در مورد آنان كه با صورت در آتش افكنده مى شوند، مى تواند بدان جهت باشد كه آنان روى از حق برمى تافتند (ولوا مدبرين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 45 - 14
14- مرتكبان كار هاى زشت و توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين ، در معرض عذاب هاى گوناگونند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض أو يأتيهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 9
9- بدكاران و توطئه كنندگان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض انواع عذاب هاى دنيوى اند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض أو يأتيهم العذاب . .. أو يأخذه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 1
1 - بدكاران در قيامت ، كيفر ديده و با كردار نارواى خود ، روبه رو خواهند شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 14
14 - بيان سرنوشت شوم بدكاران و تحليل تاريخ گذشتگان ، از روش هاى قرآن براى هدايت بشر و بازدارى آنان از رفتار هاى ناپسند
قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 1
1 - سرنگون شدن و به روى افتادن در آتش دوزخ ، كيفر و فرجام بدكاران
و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار
«كَبَّ» (مصدر مجهول «كُبَّت») به معناى سرنگون شدن است. بنابراين «فكبّت وجوههم فى النار»; يعنى، آنان با صورت [توسط مأموران الهى] در آتش سرنگون خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 10 - 1
1 - فرجام حتمى بدكاران ، تكذيب و تمسخر آيات خداوند است .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه و كانوا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «عاقبة» خبر مقدم «كان»، و «السوأى» مفعول مطلقِ «أسائوا» و «أن كذّبوا» اسم مؤخر فعل «كان» باشد. بنابراين، جمله، چنين مى شود: «ثمّ كان التكذيبُ عاقبةَ الذين أساؤوا». لازم به ذكر است كه آورده شدن جمله با فعل ماضى «كان»، دلالت بر حتميّت آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 90 - 1،4
1 - سرنگون شدن و به روى افتادن در آتش دوزخ ، كيفر و فرجام بدكاران
و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار
«كَبَّ» (مصدر مجهول «كُبَّت») به معناى سرنگون شدن است. بنابراين «فكبّت وجوههم فى النار»; يعنى، آنان با صورت [توسط مأموران الهى] در آتش سرنگون خواهند شد.
4 - سوختن چهره بدكاران به وسيله آتش دوزخ ، جزاى روى گردانى آنان از آيات الهى
فكبّت وجوههم فى النّار هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
از تعبير «هل تجزون. ..» تناسب كيفر با گناه استفاده مى شود و اين تناسب، در مورد آنان كه با صورت در آتش افكنده مى شوند، مى تواند بدان جهت باشد كه آنان روى از حق برمى تافتند (ولوا مدبرين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 8 - 1
1 - بدكاران در قيامت ، كيفر ديده و با كردار نارواى خود ، روبه رو خواهند شد .
و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 7
7 - بدكاران ، مجازات خواهند شد .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
در صورتى كه مراد از «سبقت از خدا»، گريز از كيفر خدا باشد، آيه، دلالت مى كند كه آنان، كيفر دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 9
9 - جزاى عادلانه به بدكرداران و پاداش برتر و افزون بر استحقاق به نيكوكاران ، عملى ارزشمند و خداپسندانه
ليجزى الذين أس--وا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 36 - 4
4 - كردار بدكاران در قيامت ، به صورت كيفر براى آنان ظاهر خواهد شد . *
هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون
«ما» در «ما كانوا. ..» مفعول دوم براى «ثوّب» است; يعنى، كافران با همان كردار خود، كيفر داده شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 2
2 - بدكاران ، گرفتار پيامد اعمال ناشايست خويش اند .
من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 2
2- بدكاران ، به هلاكت در حال وحشت و هراس تهديد شدند .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 47 - 8
8- به هلاكت رساندن تدريجى بدكاران و توطئه گران ، جلوه اى از رحمت و رأفت خداوند است .
أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف فإن ربّكم لرءوف رحيم
«فا» در «فإن. ..» براى تعليل است و ممكن است درصدد ذكر علت تدريجى بودن هلاكت بدكاران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 12 - 7
7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .
ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 10 - 9
9 - مؤمنان ، مى توانند با دو شيوه در برابر مخالفان بدگو موضع گيرى كنند : حفظ ارتباط و تحمل پيامد هاى سخت آن ; دورى كردن از آنان همراه با اقدام براى هدايت آنان .
و اصبر على ما يقولون و اهجرهم هجرًا جميلاً
توصيه به «صبر» اشاره به حفظ ارتباط با مخالفان و تحمل سختى هاى آن دارد و «دورى كردن» ناظر به قطع ارتباط با آنان در عين تلاش براى هدايت آنان است; زيرا هيچ گاه تكليف هدايت مردمان از دوش مؤمنان برداشته نخواهد شد. چنان كه آيه 63 سوره «نساء» به اين حقيقت اشاره دارد: «فأعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى أنفسهم قولاً بليغاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 3
3 - عيب جويان ، غيبت كنندگان ، سخن چينان ، بدگويان ، تمسخركنندگان مردم و زراندوزان ، در آتش جهنم افكنده خواهند شد .
لينبذنّ فى الحطمة
آيات بعد، بيانگر آن است كه مراد از «حطمة»، آتش جهنم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 7
7 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكست قريب الوقوع تكذيب كنندگان و بدگويان
و مهّلهم قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 10 - 9
9 - مؤمنان ، مى توانند با دو شيوه در برابر مخالفان بدگو موضع گيرى كنند : حفظ ارتباط و تحمل پيامد هاى سخت آن ; دورى كردن از آنان همراه با اقدام براى هدايت آنان .
و اصبر على ما يقولون و اهجرهم هجرًا جميلاً
توصيه به «صبر» اشاره به حفظ ارتباط با مخالفان و تحمل سختى هاى آن دارد و «دورى كردن» ناظر به قطع ارتباط با آنان در عين تلاش براى هدايت آنان است; زيرا هيچ گاه تكليف هدايت مردمان از دوش مؤمنان برداشته نخواهد شد. چنان كه آيه 63 سوره «نساء» به اين حقيقت اشاره دارد: «فأعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى أنفسهم قولاً بليغاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 1 - 1
1 - كسانى كه درباره ديگران سخن چينى و بدگويى كرده ، آنان را با كنايه و اشاره مسخره مى كنند ، گرفتار عذاب الهى خواهند شد .
ويل لكلّ همزة لمزة
«هُمَزَة»، به معناى شخصى است كه با چشم و پلك و ابرو، به ديگران اشاره كرده و براى رساندن شرّ به آنان، سعايت و سخن چينى كند (قاموس). اين وزن براى مبالغه به كار مى رود و دلالت دارد كه آن كار به صورت عادت درآمده است. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 6
6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالت ، مبنى بر دادن مهلتى اندك به تكذيب گران و بدگويان دين ستيز
و اصبر على ما يقولون . .. و ذرنى و المكذّبين ... و مهّلهم قليلاً
بدگويى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 6،8،15
6 - مظلوم ، مجاز به هتك حرمت ظالم و آشكار ساختن خصلت هاى ظالمانه وى ، براى مردم
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
مناسبت حكم و موضوع اقتضا مى كند كه گفته شود مراد از اظهار عيوب ظالم گفتارى است كه مظلوم به وسيله آن ستمگرىِ ظالم را نسبت به خودش بيان كند، بنابراين مظلوم حق ندارد بديهاى ظالم را كه هيچ رابطه اى با وى ندارد، افشا كند.
8 - تبليغ و بدگويى آشكار ، از روش هاى مجاز براى مبارزه عليه ظلم و ظالم است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
15 - توجه به علم و آگاهى خداوند ، مانع سوء استفاده انسان ، از خصلت هاى الهى به مظلومان در بدگويى ظالمان
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً
جمله «كان اللّه . ..»، مى تواند هشدارى به مظلومان باشد كه مبادا از حكم الهى سوء استفاده كنند و در بدگويى و غيبت ظالم از حد تجاوز نمايند و يا هشدار به كسانى باشد كه مظلوم نيستند و به بهانه اين كه مظلومند، عليه بى گناهى افشاگرى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 10 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مرحله نخست بعثت ( در مكه ) ، از هرگونه تعرّض به دشمنان بدگو ( پاسخ گفتن به بدگويى هاى آنان و مقابله به مثل ) منع شد .
و اهجرهم هجرًا جميلاً
آيه بعد (ذرنى و المكذّبين. ..) شاهد اين است كه اين «هجر»، به معناى عدم تعرض و مقابله به مثل نكردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 16
16 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «. .. عذابا من فوقكم» هو الدخان و الصيحة «او من تحت ارجلكم» و هو الخسف «او يلبسكم
شيعا» و هو اختلاف فى الدين و طعن بعضكم على بعض «و يذيق بعضكم بأس بعض» و هو ان يقتل بعضكم بعضا و كل هذا فى أهل القبلة ... .
از امام باقر(ع) روايت شده است: مراد از «عذابا من فوقكم»، دود و صيحه آسمانى و مراد از «أو من تحت أرجلكم»، فرو رفتن در زمين و مراد از «يلبسكم شيعا»، اختلاف در دين و بدگويى بعضى از شما نسبت به بعض ديگر مى باشد، و مراد از «و يذيق بعضكم بأس بعض» اين است كه گروهى از شما گروه ديگر را بكشد و تمام اينها مربوط به اهل قبله است . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 1،2،10
1 - ناخشنودى خداوند از سخنى كه افشا كننده بدى ها و زشتى هاى ديگران باشد .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
در برداشت فوق، «من القول»، بيان براى «الجهر» گرفته شده است و با توجه به استثناى «الا من ظلم» معلوم مى شود مراد، افشاى بديهاى ديگران است.
2 - ناخشنودى خداوند از بدزبانى و زشت گويى مردم نسبت به يكديگر
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من القول» قيد براى «السوء» باشد كه با توجه به استثناى «الا من ظلم»، معلوم مى شود مراد از «سوء من القول»، سخنان ناروايى است كه درباره ديگرى گفته شود.
10 - خداوند ، شنواى سخنانى كه بدى ها و زشتى هاى مردم را آشكار مى كند و موجب هتك حرمت آنان گردد .
لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. و كان اللّه سميعاً عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 11 - 2
2 - از هم پاشيده شدن اجزاى بدن انسان پس از مرگ ، مايه استبعاد معاد در ديدگاه منكران آن
أءذا كنّا عظمًا نخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 6
6 - اعتقاد انسان ها ، به نظارت اعضا و جوارح بر اعمال و رفتار آنان ، بازدارنده ايشان از گناه و معصيت
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 4
4 - مستور داشتن شرمگاه و زشتيهاى بدن، امرى لازم و ضرورى
قد أنزلنا عليكم لباسا يورى سوءتكم و ريشا و لباس التقوى ذلك خير
توصيف كلمه «لباسا» به «يوارى سوءاتكم» مى رساند كه از اهداف آفرينش لباس، پوشانيدن شرمگاه است. و اين معنا با وجهى
بليغ حكايت از ضرورت پوشش شرمگاه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 28 - 2
2 - وجود انسان و مفاصل اندام او ، داراى استحكام و استوارى
و شددنا أسرهم
«أسر» در اصل به معناى بستن با بند است (مفردات راغب); ولى مراد از «شددنا أسرهم» - در نظر برخى از اهل لغت - استحكام وجود انسان است (لسان العرب). در ديدگاه برخى ديگر، منظور از آن استحكام مفاصل و بندهاى اندام آدمى است. (قاموس المحيط)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 1
1 - آسمان ، پديده اى مقاوم تر از جسم انسان ها و آفرينش آن باعظمت تر از آفرينش آنها است .
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء
استفهام در «ءأنتم» تقريرى است و براى اعتراف گرفتن از مخاطب به كار مى رود. «السماء» ممكن است اشاره به آسمان مشهود باشد و نيز ممكن است اسم جنس بوده و بر تمام آسمان ها قابل تطبيق باشد. «شدّت»، به معناى صلابت و استحكام است. اين وصف درباره جسم و غير جسم به كار مى رود. بنابراين تعبير «أشدّ خلقاً» به معناى استحكام بيشتر در خلقت و يا دشوارتر بودن آفرينش [در نظر مخاطبان ]است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 11 - 7
7- سيستم بدن انسان ، براى زندگى طولانى و بدون تغذيه در خواب ، قابليت دارد . *
فضربنا على ءاذانهم فى الكهف سنين عددًا
از ظاهر آيات سوره كهف، برمى آيد كه اصحاب كهف، در آن سال هاى متمادى، زنده، ولى در خواب بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 31 - 13
13 - عن أبى عبدالله(ع): . .. إنما الاسراف فيما اتلف المال و أضر بالبدن.
از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. اسراف تنها در جائى است كه باعث از بين رفتن مال و زيان رساندن به بدن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 2
2- علم الهى ، به سازمان و اجزاى وجودى انسان ، علمى ازلى است .
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم
ماضى آمدن فعل «قد علمنا»، اشاره به ازليت علم الهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 19 - 3
3 - نطفه در مقايسه با جسم كامل انسان ، ناچيز و غير قابل توجّه است .
من نطفة خلقه
نكره بودن «نطفة» مفيد تحقير است. بى اهميت خواندن نطفه - با وجود حيرت آور بودن بافت آن - بيانگر اهميت جسم كامل انسان است كه در مقايسه با آن، تمام ويژگى هاى نطفه هيچ انگاشته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 17 - 6
6- بدن اصحاب كهف ، در غار ، از تابش مستقيم نور آفتاب ، در امان بود .
تزور عن كهفهم ذات اليمين . .. تقرضهم ذات الشمال و هم فى فجوة منه
«فجوة» به مكان و فضاى وسيعى كه در بين دو چيز قرار گرفته باشد، گفته مى شود. قرار داشتن محل استراحت اصحاب كهف در «فجوة» و فضاى وسيع غار و ذكر آن پس از بيان نحوه تابش آفتاب، چنين مى نمايد كه به مصون بودن بدن هاى آنان از تابش نور مستقيم، اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 18 - 4
4- خداوند ، پيكر هاى اصحاب كهف را در زمان چيرگى خواب بر آنان ، به راست و چپ گردش مى داد .
و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 6،21
6- وضعيت جسمانى اصحاب كهف ، پس از بيدارى ، با حالت آنان در زمانى كه تازه به خواب رفته بودند ، تفاوتى نداشت .
قالوا لبثنا يومًا أو بعض يوم
21- حافظه و قدرت تفكّر و تصميم گيرى اصحاب كهف و جهاز هاضمه آنان - پس از خواب طولانى ايشان - باز ، باقى و سالم مانده بود .
فابعثوا أحدكم بورقكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 29 - 7
7- انسان ، موجودى مركب از جسم و روح
إنى خلق بشرًا من صلصل . .. فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 72 - 4
4 - انسان ، موجودى مركب از جسم و روح
خلق بشرًا من طين . فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 67 - 11
11 - انسان ، موجودى است مركب از جسم و روح .
و منكم من يتوفّى
«توفّى» (مصدر «يتوفّى») به معناى دريافت تام و كامل شىء است و آنچه از انسان به وقت مرگ دريافت مى شود، روح او است نه جسم وى. پس انسان از دو عنصر جسم و روح تشكيل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 8
8 - انسان ، موجودى است مركب از جسم و روح .
أو نتوفّينّك
«توفّى» (مصدر «نتوفّينّك») به معناى دريافت تام و كامل شىء است و آنچه از انسان به وقت مرگ دريافت مى شود، روح او است نه جسم وى. پس انسان از دو عنصر جسم و روح تشكيل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 5
5- امكان تبديل شدن جسم انسان پس از مرگ به سنگ و آهن يا جسم سخت تر از آن *
قل كونوا حجارة أو حديدًا
با اين احتمال كه «كونوا حجارة. ..» تحدى نباشد; بلكه بيانگر فرض محتمل و ممكن باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 23
23- فانى نشدن كالبد دوزخيان و نمردن آنان ، با وجود شكنجه ها و قطعه قطعه شدن
خلد فى النار . .. فقطّع أمعاءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 4
4- حضور انسان ها در بهشت ، جسمانى است .
و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا على سرر متقبلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 4
4 - انسان ها در قيامت ، در جسم و جانى برتر از دنيا و مناسب حيات اخروى ، محشور خواهند شد . *
على أن نبدّل خيرًا منهم . و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 4،5
4- خداوند ، قادر بر زنده ساختن مجدد انسان ها ، حتى اگر به سنگ و آهن مبدل شوند .
قل كونوا حجارة أو حديدًا
5- امكان تبديل شدن جسم انسان پس از مرگ به سنگ و آهن يا جسم سخت تر از آن *
قل كونوا حجارة أو حديدًا
با اين احتمال كه «كونوا حجارة. ..» تحدى نباشد; بلكه بيانگر فرض محتمل و ممكن باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 1
1- تبديل انسان به سخت ترين اجسام و ماده بسيار دور از حيات ، پس از مرگ ، مانع رستاخيز و حيات دوباره او نيست .
قل كونوا حجارة أو حديدًا. أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 4،5
4- خداوند ، قادر بر زنده ساختن مجدد انسان ها ، حتى اگر به سنگ و آهن مبدل شوند .
قل كونوا حجارة أو حديدًا
5- امكان تبديل شدن جسم انسان پس از مرگ به سنگ و آهن يا جسم سخت تر از آن *
قل كونوا حجارة أو حديدًا
با اين احتمال كه «كونوا حجارة. ..» تحدى نباشد; بلكه بيانگر فرض محتمل و ممكن باشد، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 1
1- تبديل انسان به سخت ترين اجسام و ماده بسيار دور از حيات ، پس از مرگ ، مانع رستاخيز و حيات دوباره او نيست .
قل كونوا حجارة أو حديدًا. أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .
و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه
«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 16 - 1،2،3
1 - آتش دوزخ ، به شدت اندام دوزخيان را جدا كرده و پوست سر آنان را برمى كند .
نزّاعة للشوى
«نزّاعة» به چيزى مى گويند كه پى درپى جدا و قطع مى كند. «شوى» در معناى دست ها، پاها، اطراف و هر عضوى از بدن كه قطع آن موجب مرگ نشود، استعمال مى شود و ممكن است جمع «شواة» (پوست سر) باشد.
2 - اندام مجرمان ، در آتش دوزخ به شدّت جدا و پوست سر آنان بركنده مى شود .
نزّاعة للشوى
3 - دوزخيان ، در عين سوختن و جدا شدن اندامشان ، هرگز نمى ميرند .
نزّاعة للشوى
تصريح به اين كه اندام ها و يا پوست سرها سوخته و جدا مى شود; مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 5
5 - آتش جهنم ، دوزخيان را در هم شكسته ، آنان را به شدّت خرد خواهد كرد .
الحطمة
«حَطْم» (ريشه «حطمة»)، به معناى شكستن چيزى مانند هيزم است. اين كلمه - با گذشت زمان - در مورد ريز ريز كردن كامل استعمال شده است (مفردات). وزن «فُعَلَة»، براى مبالغه به كار مى رود و دلالت دارد كه كار، به صورت عادت در آمده است. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 4 - 10
10 - درهم شكسته شدن در آتش جهنم ، كيفرى مناسب براى درهم شكستن شخصيت مردم
همزة لمزة . .. لينبذنّ فى الحطمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .
و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه
«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - همزه - 104 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و صاحب اختيار آتشى است كه در قيامت ، زراندوزان غيبت كننده و عيب جو را درهم مى شكند .
و ما أدريك ما الحطمة . نار اللّه
«نار اللّه»، خبر است براى ضمير محذوف كه به «الحطمة» برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 5 - 3،4
3 - بارش سنگ هاى پرندگان بر اصحاب فيل ، آنان را مانند كاه و خاشاك مرغزارى ساخت كه حيوانات در آن چرانده شده و ساقه هاى نرم شده گياهان آن ، بر زمين مانده باشد .
فجعلهم كعصف مأكول
«عصف»; يعنى، خاشاك گياهى كه خرد شده است (مفردات). توصيف آن به مأكول، به اعتبار خورده شدن مقدارى از آن، در چراى حيوانات است.
4 - تشبيه « جنازه هاى اصحاب فيل » ، به برگ هايى كه حيوانات ، آن را خورده و تفاله آن را بيرون داده باشند .
فجعلهم كعصف مأكول
در «قاموس» آمده است: «عصف مأكول»، ممكن است به معناى برگى باشد كه چارپايان آن را خورده باشند. بر اين اساس، مراد تشبيه اجساد فيل داران به سرگين خواهد بود كه از آن، با تعبيرى لطيف تر ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 65 - 5
5 - اعضاى بدن انسان ( پا ، دست و . . . ) در قيامت به قدرت خدا ، به سخن در خواهند آمد .
تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 1
1 - گفتوگوى آدمى با اعضا و جوارح خويش ، در قيامت
و قالوا لجلودهم . .. قالوا أنطقنا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 3 - 5
5- متلاشى شدن اجزاى بدن در خاك ، محور اشكال كافران در مسأله معاد
و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 5
5- اضمحلال بخشى از اجزاى وجود انسان در خاك و نه همه آن *
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم
برداشت بالا در صورتى است كه «منهم» براى تبعيض باشد كه احتمال مى رود منظور از جمله «علمنا ما تنقص. ..» اين باشد كه: «شما گمان مى كنيد همه وجود آدمى در خاك مضمحل مى شود; در حالى كه چنين نيست و ما مقدارى را كه اضمحلال پذير است و جذب خاك مى شود، مى دانيم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 14 - 16
16 - بدن هاى قوم ثمود در اثر عذاب فراگير الهى ، متلاشى گشت و جنازه هاى آنان ، مدفون و با خاك يكسان شد .
فدمدم عليهم . .. فسوّيها
حرف «فاء» در «فسوّاها»، ممكن است جمله بعد را مفسّر جمله قبل قرار داده باشد. هم چنين مى تواند بر ترتيب دلالت كند. در صورت دوم - كه برداشت ياد شده ناظر به آن است - قوم ثمود نخست با عذاب «دمدمة» قطعه قطعه شدند; آن گاه مدفون و با خاك يكسان شدند. جمله «فسوّاها» در اين برداشت، به معناى «فسوّاهم بالأرض» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 5
5 - جسم و روح آدمى ، دو حقيقت بوده و به هنگام مرگ از هم جدا مى شوند .
اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 8،14
8 - اعضا و جوارح آدمى ، آگاه به وجود خداوند و قدرت و اقتدار او
قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء
14 - آگاهى و شهادت اعضا و جوارح آدمى در قيامت به آفريدگارى خداوند و بازگشت همگان به سوى او
قالوا . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و هو خلقكم . ..» ادامه گفتار اعضا و جوارح انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 29 - 5
5- خلقت بدن انسان ، مقدم بر روح اوست .
إنى خلق بشرًا من صلصل من حمإ مسنون . فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه ذكر «نفخت» پس از ذكر تسويه بدن، ممكن است اشاره به تقدم خلقت بدن بر روح داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 8
8 - عدم حرمت خون باقيمانده در بدن حيوان پس از ذبح
إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا
«مسفوح» به معناى ريخته شده است. ذكر اين قيد در مورد خون، بنا به گفته مفسران، بدان جهت است كه خون باقى مانده در رگها و اعضاى بدن حيوان ذبح شده را از شمول حكم حرمت خارج سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 5
5 - خداوند ، هر موجودى را با شيوه بهره گيرى از اعضا و ويژگى هاى خويش ، آشنا ساخته و مصلحت ها و راه رسيدن به آن را به او آموخته است .
أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
متعلق «هدى» به قرينه جمله قبل، ويژگى هاى خلقت و نحوه به كارگيرى آن در جهت منافع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 54 - 4
4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا
و زوّجنهم بحور عين
«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 18 - 3،5
3- پيكر و اعضاى بدن اصحاب كهف ، در تمام مدّتى كه در خواب بودند ، آسيبى نديد و تغيير چشم گيرى نيافت .
و تحسبهم أيقاظًا و هم رقود
مفاد جمله «تحسبهم. ..» اين است كه هر بيننده اى، اگر در دوران خوابِ اصحاب كهف، به آنان نظر مى افكند، نه تنها آن ها را اجسادى از هم گسيخته نمى يافت، بلكه انسان هايى به خواب رفته نيز نمى ديد; يعنى، آن ها، افرادى بيدار به نظر مى آمدند كه حيات عادى خود را مى گذرانند.
5- گرديدن اصحاب كهف به چپ و راست ، از عوامل مصونيّت آنان در برابر آسيب هاى جسمى بود . *
و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال
اسناد «نقلّب» (گرداندن) به خداوند، در جمله «نقلّبهم. ..» گوياى اين است كه اين تغيير حالت، از الطاف الهى بوده است. بيان اين نكته، پس از اشاره به خواب اصحاب كهف، مى تواند ناظر به برخى از علل سالم ماندن بدن آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 65 - 4
4 - اعضاى بدن انسان ، داراى نوعى درك و شعور است .
تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون
برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه لازمه گواهى دادن بر هر چيزى، آگاهى و درك نسبت به آن چيز است. بنابراين گواهى اعضاى بدن بر رفتار آدمى، دليل وجود نوعى درك و شعور در آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 58 - 2
2- حالات روانى انسان ، بر جسم و چهره او تأثير مى گذارد .
و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه
اگر چه در آيه تنها يك مورد ذكر شده است كه خبرى، باعث تغيير درونى و دگرگونى در چهره شده است، اما همين مورد هم براى ادعاى ياد شده كافى است و اين قضيه را ثابت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 2
2 - غفلت انسان از شهادت اعضا و جوارح ، عامل جرأت وى بر گناه و معصيت
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 8 - 5
5- فناپذيرى و احتياج به خوراك ، از عوارض جسم انسان است .
و ما جعلنهم جسدًا لايأكلون الطعام و ما كانوا خلدين
آمدن لفظ «جسد» و آن گاه توصيف كردن پيامبران به اين كه آنان خوراك مى خوردند و مى مردند; بيانگر اين نكته است كه اين دو صفت مربوط به جسمانى بودن وجود انبيا است; زيرا اين جسم آدمى است كه نياز به خوراك دارد و فناپذير است، نه روح آدمى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 18 - 4
4- خداوند ، پيكر هاى اصحاب كهف را در زمان چيرگى خواب بر آنان ، به راست و چپ گردش مى داد .
و نقلّبهم ذات اليمين و ذات الشمال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 9
9 - تهديد شدن سازندگان « افك » به محاكمه اى سخت در قيامت و آشكار شدن توطئه هاى پنهانى آنان با شهادت غير قابل
انكار اعضا و جوارح خود آنها
إنّ الذين يرمون المحصنت . .. يوم تشهد عليهم ألسنتهم ... بما كانوا يعملون
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اين آيه از جمله آيات مربوط به ماجراى «افك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 25 - 13
13 - گواهى اعضا و جوارح بر گفتار و رفتار انسان ها و جزاى كامل و عادلانه خدا به آنان ، موجب آگاهى آنان به حقانيت خداوند است .
يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ و يعلمون أنّ اللّه ه
جمله «و يعلمون. ..» عطف بر «يوفّيهم» است و مقصود از «يومئذ» - به قرينه آيه قبل (يوم تشهد ...) - همان روزى است كه اعضاى بدن عليه انسان گواهى مى دهند. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: روزى كه اعضاى بدن انسان، بر رفتار وى گواهى مى دهند و مردم به جزاى كامل و عادلانه خود مى رسند، در چنين روزى است كه مردم خواهند فهميد كه خدا حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 14
14 - آگاهى و شهادت اعضا و جوارح آدمى در قيامت به آفريدگارى خداوند و بازگشت همگان به سوى او
قالوا . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و هو خلقكم . ..» ادامه گفتار اعضا و جوارح انسان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 24 - 10
10 - « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . قال اللّه عزّوجلّ : . . . يوم تشهد عليهم ألسنتهم و أيديهم و أرجلهم بما كانوا يعملون » و ليست تشهد الجوارح على مؤمن ، إنّما تشهد على من حقّت عليه كلمة العذاب . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است:. .. خداى - عزّوجل - فرمود: «يوم تشهد عليهم ألسنتهم و أيديهم و أرجلهم بما كانوا يعملون» [و توضيح آن كه:] اين گونه نيست كه جوارح عليه مؤمنى شهادت بدهد; همانا شهادت جوارح عليه كسى است كه عذاب او حتمى شده باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 1
1 - كفرپيشگان و گنه كاران ، غافل از آگاهى و نظارت اعضا و جوارح بر اعمالشان
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
«أن يشهد» به تقدير «مخافة» (براى ترس) است. بنابراين مفاد «ما كنتم...» اين است كه شما براى ترس از شهادت گوش، چشم
و پوستتان خود را مخفى نمى كرديد; زيرا غافل بوديد و نمى دانستيد كه آنها شاهد بر اعمال شما هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 5 - 1
1 - خداوند ، رقم زنند ه فرجام اصحاب فيل و متلاشى كننده اعضا و جوارح آنان
فجعلهم كعصف مأكول
ه فرجام اصحاب فيل و متلاشى كننده اعضا و جوارح آنان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 4،10،13
4 - اعطاى قدرت نطق و سخن گويى ، به اعضاى انسان در قيامت ، به اراده خداوند
قالوا أنطقنا اللّه
10 - آفرينش انسان به وسيله خداوند ، دليل قدرت او بر اعطاى نطق به اعضا و جوارح آدمى
قالوا أنطقنا اللّه . .. و هو خلقكم أوّل مرّة
13 - آفريدگار جهان و برپادارنده قيامت ، قادر به ايجاد نطق و شعور در اعضا و جوارح انسان
قالوا أنطقنا اللّه . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
جمله «و هو خلقكم» به منزله دليلى بر قدرت خداوند در ايجاد نطق و سخن در اعضا و جوارح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 22 - 3
3 - اعضا و جوارح آدمى ، ناظر و مراقب عملكرد او هستند .
و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 21 - 9
9 - نقش اساسى جسم در حقيقت انسان
من نطفة خلقه . .. ثمّ أماته فأقبره
تشريح مراحل وجودى انسان، با بيان پيدايش او از نطفه و مردن و دفن او و نيز محدود دانسته شدن حركت تكاملى او در فاصله شكل گيرى از نطفه تا لحظه مرگ، گوياى نقش اساسى جسم انسان در مراحل وجودى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 24
24- كالبد مادى بشر در آخرت ، داراى ويژگى هاى جديد
هو خلد فى النار . .. فقطّع أمعاءهم
بدن انسان در دنيا، نه در آتش باقى مى ماند و نه پس از متلاشى شدن به زندگى ادامه مى دهد; ولى در آخرت با وجود عوامل گدازنده و نابودكننده، او همچنان زنده مى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 2،16
2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان
إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال
16 - صرف صدقات در مورد بردگان ، بدهكاران ، راه و در راه ماندگان ، فقط براى تأمين نياز هاى آنان است ، نه تمليك به ايشان .
و فى الرقاب . .. و ابن السبيل
با توجه به اينكه براى چهار مورد اخير، به جاى لام ملكيت، حرف «فى» - كه بيانگر جهت صرف صدقات است - به كار گرفته شده، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 24،25
24 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فرمود : « ايما مؤمن أو مسلم مات و ترك ديناً لم يكن فى فساد و لا اسراف فعلى الامام ان يقضيه . . . هو من الغارمين و له سهم عند الامام . . . ;
هر مؤمن يا مسلمانى بميرد و از او قرضى بماند - كه آن را در راه فساد هزينه نكرده و اسراف نكرده باشد - بر عهده امام است كه آن را بپردازد . .. آن بدهكار از «غارمين» است و سهمى نزد امام دارد ... ».
25 - عبدالرحمان بن حجاج گويد : « ان محمد بن خالد سأل اباعبداللّه عن الصدقات قال : اقسم ها فيمن قال اللّه : و لا يعطى من سهم الغارمين الذين ينادون نداء الجاهلية قلت : و ما نداء الجاهلية ؟ قال : الرجل يقول : يا آل بنى فلان فيقع فيهم القتل و الدماء فلا يؤدى ذلك من سهم الغارمين و الذين يغرمون من مهور النساء . . . و لا الذين لا يبالون بما صنعوا من اموال الناس ;
محمد بن خالد از امام صادق (ع) درباره [مصرف ]صدقات سؤال كرد، حضرت فرمود: آن را بين كسانى كه خداوند فرموده تقسيم كن ولى از سهم غارمين به آنان كه مانند زمان جاهليت ندا مى دهند داده نمى شود. من پرسيدم: نداى جاهليت چه بوده است؟ فرمود: شخصى ندا مى كرد: «يا آل فلان» [و قبيله خود را به كمك مى طلبيد]. و در بين آنان كشتار و خونريزى واقع مى شد. اين خسارتها از سهم «غارمين» داده نمى شود و نيز بدهكاريهاى اشخاص بابت مهرهاى زنان و بدهى افرادى كه در مصرف اموال مردم بى باك هستند [از آن سهم پرداخت نمى گردد]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 2
2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان
إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال
بدهى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 16
16 - سماعه مى گويد : « قلت لأبى عبداللّه ( ع ) : الرجل يكون عنده الشى تبلّغ به و عليه الدين أيطعمه عياله . . . فقال : يقضى بما عنده دينه و لايأكل أموال الناس إلا و عنده ما يؤدى إليهم حقوقهم إن اللّه يقول : لاتأكلوا أموالكم بينكم بالباطل ;
به امام صادق(ع) عرض كردم: شخصى نزدش مقدار مالى است كه كفاف زندگانى او را مى كند و در عين حال مقروض است; آيا مى تواند با آن مال، مخارج اهل و عيال خود را تأمين كند؟ . .. حضرت فرمود: با آن چيزى كه در نزد اوست دين خو را ادا نمايد واموال مردم را نخورد مگر آنكه داراى مالى باشد كه بتواند به وسيله آن حقوق مردم را ادا نمايد. خداوند مى فرمايد: لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 1،4،5،6
1 - لزوم مهلت دادن به بدهكارِ تنگدست ، تا هنگام پرداخت بدهى خويش به سهولت
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
4 - لزوم مهلت دادن رباخوار تائب به بدهكار تنگدست ، به هنگام باز پس گيرى اصل سرمايه اش
و ان تبتم . .. فنظرة الى ميسرة
5 - توقيف بدهكار تنگدست و دارايى هاى وى - كه بيش از گذران زندگى متعارفش نباشد - جايز نيست .
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
6 - جواز اجبار بدهكار متمكن از سوى طلبكار ، براى پرداخت بدهى
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
برداشت فوق از مفهوم جمله شرطيه «و ان كان . ..» به دست آمده، چون لازمه مهلت ندادن، اجبار به پرداخت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 -
2،3،4،6،8،11،12،16،21،22،52
2 - وجوب تنظيم سند براى دين مدت دار بر طرفين
يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم بدين الى اجل مسمّى فاكتبوه
جمله «تداينتم بدين» شامل هر نوع طلبى مى شود; چه در فروش كالايى به نسيه و يا خريد كالايى تحويل نشده به نقد (سلف) و يا قرض دادن به شخصى.
3 - لزوم تعيين مدّت براى ديون و مطالبات *
اذا تداينتم بدين الى اجل مسمّىً
احتمال اينكه لزوم كتابت مخصوص مطالبات و ديون مدّت دار باشد، احتمالى ضعيف است; بنابراين بايد «الى اجل» را توضيحى براى ديونِ مورد امضاء قرآن دانست. يعنى ديونى كه بدون ذكر مدّت صحيح نيست.
4 - وجوب مراعات عدالت در تنظيم اسناد دين و مطالبات
و ليكتب بينكم كاتب بالعدل
بنابراينكه كلمه «بالعدل» متعلق به جمله «وليكتب» باشد.
6 - تنظيم و ثبت اسناد دين ، بايد در حضور طرفين قرارداد باشد . *
و ليكتب بينكم كاتب بالعدل
كلمه «بينكم» بيانگر مطلب فوق است. چون مراد از مخاطب، خريدار و فروشنده و وام دهنده و گيرنده آن است.
8 - تنظيم و ثبت اسناد ديون ، بايد به گونه اى باشد كه خداوند تعليم داده است . ( طبق موازين شرع )
و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه
بنابراينكه «كما علّمه اللّه» متعلّق به «اَن يكتب» باشد.
11 - تنظيم و ثبت اسناد دين ، بايد به املاى مديون باشد .
و ليملل الّذى عليه الحقّ
12 - وجوب رعايت تقواى الهى از سوى مديون و كم و كاست نكردن چيزى در تنظيم اسناد مبادلاتى
و ليملل الّذى . .. و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً
16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد
فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب
21 - وجوب شاهد گرفتنِ دو مرد مسلمان و در صورت نبودن آنان ، يك مرد و دو زن مسلمان در ثبت و تنظيم اسناد ديون و مبادلات
و استشهدوا شهيدين من رجالكم فان لم يكونا رجلين فرجل و امراتان
22 - بلوغ ، شرط گواهان بر دين و مبادلات
و استشهدوا شهيدين من رجالكم
كلمه «رجل» (مرد) و «امرأة» (زن) ظهور در افراد بالغ دارد.
52 - نويسنده قرارداد دين ، بايد شخص ثالثى غير از متعاملين باشد . *
و ليكتب بينكم كاتب بالعدل . .. و لا يأب كاتب ... و لا يضارّ كاتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 1،2
1 - در صورت نيافتن كاتب ، رهن ( وثيقه ) ، جايگزين تنظيم سند براى مطالبات و ديون
و ان كنتم على سفر و لم تجدوا كاتباً فرهان مقبوضة
ظاهراً جمله «و لم تجدوا كاتباً» بيان «على سفر» است. يعنى مسافر بودن، خصوصيّت و شرطيت ندارد; چون سفر بيان مورد غالب براى يافت نشدن كاتب است. بنابراين آنچه موضوعيّت دارد، همان نيافتن كاتب است، چه در سفر و چه در حضر.
2 - در صورت اعتماد بر مديون ، گرفتن رهن لازم نيست .
فان امن بعضكم بعضاً فليؤدّ الّذى اؤتمن امانته
جمله «فان امن . .. » اشاره به حكمت تشريع رهن دارد. يعنى فلسفه تشريع رهن، رفع نگرانى از هدر رفتن ديون است; امّا اگر اطمينانى باشد كه نگرانى مرتفع شود، ديگر موردى براى دريافت رهن نيست. البته اين معنا در صورتى است كه جمله «فان امن ... » استثنا و استدراكى باشد از لزوم ارتهان و مقصود از امانت، همان دين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 22،24
22 - پيش از تقسيم ارث ، اموال مورد وصيّت ميت و دَين او ، بايد از اصل مالش جدا شود .
يوصيكم اللّه فى اولادكم للذّكر مثل حظّ الانثيين . .. من بعد وصية يوصى بها او دَي
«من بعد» متعلق به جمله «يوصيكم اللّه» است ; يعنى تا بعد از تنفيذ وصيت ميت و پرداخت ديون او، خداوند سفارش و دستورى به تقسيم ميراث ندارد.
24 - در پرداخت ديون ميت ، نيازى به وصيت از جانب او نيست .
من بعد وصية يوصى بها او دَين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 17
17 - صرف موجودى كمتر و يا مساوى بدهى در مخارج زندگى و نپراختن دين ، اكل مال به باطل است .
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل
امام صادق (ع) در مورد كسى كه مالى دارد و بايد آن را يا خرج زندگى كند يا قرض خود را بپردازد، فرمود: يقضى بما عنده دَينه و لا يأكل اموال النّاس الّا و عنده ما يؤدّى اليهم حقوقهم: انّ اللّه عزّ و جل يقول: «لا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. ».
كافى، ج 5، ص 95، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 471، ح 197 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 236، ح 101 ; من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 112، ح 12، ب 60.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 16
16 - سماعه مى گويد : « قلت لأبى عبداللّه ( ع ) : الرجل يكون عنده الشى تبلّغ به و عليه الدين أيطعمه عياله . . . فقال : يقضى بما عنده دينه و لايأكل أموال الناس إلا و عنده ما يؤدى إليهم حقوقهم إن اللّه يقول : لاتأكلوا أموالكم بينكم بالباطل ;
به امام صادق(ع) عرض كردم: شخصى نزدش مقدار مالى است كه كفاف زندگانى او را مى كند و در عين حال مقروض است; آيا مى تواند با آن مال، مخارج اهل و عيال خود را تأمين كند؟ . .. حضرت فرمود: با آن چيزى كه در نزد اوست دين خو را ادا نمايد واموال مردم را نخورد مگر آنكه داراى مالى باشد كه بتواند به وسيله آن حقوق مردم را ادا نمايد. خداوند مى فرمايد: لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 19 - 3
3 - اداى دين و پرداخت حقوق مالى ديگران و پاسخ احسان آنان - هر چند اندك باشد - بر جود و انفاق مقدم است .
يؤتى ماله . .. و ما لأحد عنده من نعمة تجزى
نكره آوردن «نعمة» همراه با «من» زايد - كه براى عموم است - آن را بر هر احسانى، هر چند اندك، تعميم داده است. جمله حاليه «و ما لأحد...» بيانگر آن است كه بايد اين حالت، حاصل شده باشد تا انفاق نشانه تقوا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 45
45 - لزوم پرداخت بدهى هاى ميّت ، قبل از انجام وصيت وى
من بعد وصية يوصى به او دين
امام صادق (ع) فرمود: اِنّ الدّينَ قبل الوصية . .. .
تفسير عياشى، ج 1، ص 226، ح 55 ; نورالثقلين، ج 1، ص 453، ح 110.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 8،10،13،14،16،17،19
8 - پيش از تقسيم ارث ، اموال مورد وصيّت ميّت ودَين او ، بايد از اصل اموال به جا مانده از او ، جدا شود .
من بعد وصيّة يوصين بها او دين . .. من بعد وصيّة توصون بها او دين ... من بعد وصيّ
10 - لزوم اهتمام به وصيّت ميت و پرداخت ديون او
من بعد وصيّة يوصين بها او دين . .. من بعد وصيّة توصون بها او دين ... من بعد وصيّ
تكرار مسأله وصيت و دَين، دلالت بر اهميّت ويژه آن دارد.
13 - دَيْن نبايد به گونه اى باشد كه به ضرر وارث تمام شود .
او دين غير مضارّ
14 - ديون ميت در صورتى كه به ضرر وارث باشد ، پرداخت آن لازم نيست .
من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ
مراد از ديون معنايى است عام كه شامل معاملات نسيه اى نيز مى شود ; بنابراين اگر ميت معامله اى نسيه انجام داده، ولى اين معامله ضررى بوده است، وارثان مى توانند ديون را نپردازند. يعنى معامله را فسخ كنند.
16 - احكام و حدود ارث ، عمل به وصيّت ميت و پرداخت ديون وى ، وصيّت و سفارش اكيد خداوند به مردم
و لكم نصف ما ترك . .. وصيّة من اللّه
«وصيّة»، مفعول مطلق است و مى تواند تأكيدى بر كليّه قوانين و احكامى باشد كه در آيات پيشين بيان شد.
17 - سفارش اكيد خداوند مبنى بر ضرر نرساندن به وارثان به واسطه دَين و وصيت
من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ وصية من اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه «وصيّة»، تأكيد بر آخرين بخش آيه باشد كه ضرر نزدن به وارث به واسطه وصيّت و دين است.
19 - هشدار خداوند به مؤمنان در مورد مقررات ارث ، وصيّت و دَين ميّت
و لكم نصف ما ترك من بعد وصيّة . .. و اللّه عليم حليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 1
1 - لزوم عمل به وصيّت ميّت ، اداى دين او ، احكام و قوانين ارث ، حدود الهى است .
تلك حدود اللّه
«تلك»، اشاره به تمامى احكامى است كه در آيات ارث بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 24،25
24 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فرمود : « ايما مؤمن أو مسلم مات و ترك ديناً لم يكن فى فساد و لا اسراف فعلى الامام ان يقضيه . . . هو من الغارمين و له سهم عند الامام . . . ;
هر مؤمن يا مسلمانى بميرد و از او قرضى بماند - كه آن را در راه فساد هزينه نكرده و اسراف نكرده باشد - بر عهده امام است كه آن را بپردازد . .. آن بدهكار از «غارمين» است و سهمى نزد امام دارد ... ».
25 - عبدالرحمان بن حجاج گويد : « ان محمد بن خالد سأل اباعبداللّه عن الصدقات قال : اقسم ها فيمن قال اللّه : و لا يعطى من سهم الغارمين الذين ينادون نداء الجاهلية قلت : و ما نداء الجاهلية ؟ قال : الرجل يقول : يا آل بنى فلان فيقع فيهم القتل و الدماء فلا يؤدى ذلك من سهم الغارمين و الذين يغرمون من مهور النساء . . . و لا الذين لا يبالون بما صنعوا من اموال الناس ;
محمد بن خالد از امام صادق (ع) درباره [مصرف ]صدقات سؤال كرد، حضرت فرمود: آن را بين كسانى كه خداوند فرموده تقسيم كن ولى از سهم غارمين به آنان كه مانند زمان جاهليت ندا مى دهند داده نمى شود. من پرسيدم: نداى جاهليت چه بوده است؟
فرمود: شخصى ندا مى كرد: «يا آل فلان» [و قبيله خود را به كمك مى طلبيد]. و در بين آنان كشتار و خونريزى واقع مى شد. اين خسارتها از سهم «غارمين» داده نمى شود و نيز بدهكاريهاى اشخاص بابت مهرهاى زنان و بدهى افرادى كه در مصرف اموال مردم بى باك هستند [از آن سهم پرداخت نمى گردد]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 2،4،5،6،7،8،16،33،52
2 - وجوب تنظيم سند براى دين مدت دار بر طرفين
يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم بدين الى اجل مسمّى فاكتبوه
جمله «تداينتم بدين» شامل هر نوع طلبى مى شود; چه در فروش كالايى به نسيه و يا خريد كالايى تحويل نشده به نقد (سلف) و يا قرض دادن به شخصى.
4 - وجوب مراعات عدالت در تنظيم اسناد دين و مطالبات
و ليكتب بينكم كاتب بالعدل
بنابراينكه كلمه «بالعدل» متعلق به جمله «وليكتب» باشد.
5 - عدالت در نويسندگى ، شرط گزينش نويسنده براى ثبت اسناد دين و مطالبات
و ليكتب بينكم كاتب بالعدل
بنابراينكه كلمه «بالعدل» قيدى براى نويسنده سند باشد.
6 - تنظيم و ثبت اسناد دين ، بايد در حضور طرفين قرارداد باشد . *
و ليكتب بينكم كاتب بالعدل
كلمه «بينكم» بيانگر مطلب فوق است. چون مراد از مخاطب، خريدار و فروشنده و وام دهنده و گيرنده آن است.
7 - كسانى كه توان نويسندگى دارند ، هرگز نبايد از نوشتن اسناد دين امتناع كنند .
و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه فليكتب
جمله «فليكتب» تأكيد امرى است كه از «و لا يأبَ . .. » استفاده مى شود. بنابراين لزوم نوشتن بر تواناى به نويسندگى، امرى مؤكّد است.
8 - تنظيم و ثبت اسناد ديون ، بايد به گونه اى باشد كه خداوند تعليم داده است . ( طبق موازين شرع )
و لا يأب كاتب ان يكتب كما علّمه اللّه
بنابراينكه «كما علّمه اللّه» متعلّق به «اَن يكتب» باشد.
16 - وجوب املاى اسناد دين و مبادلات نسيه اى با رعايت عدالت ، از سوى ولىّ مديونِ سفيه يا ضعيف و يا ناتوان از املاى اسناد
فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً او لا يستطيع ان يملّ هو فليملل وليّه ب
33 - كمى و زيادى بده بستان هاى طرفين ، نبايد موجب ملول شدن از وظيفه نوشتن و ثبت ديون و حقوق و مدّت آن گردد .
و لا تسئموا ان تكتبوه صغيراً او كبيراً الى اجله
52 - نويسنده قرارداد دين ، بايد شخص ثالثى غير از متعاملين باشد . *
و ليكتب بينكم كاتب بالعدل . .. و لا يأب كاتب ... و لا يضارّ كاتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 7،8،10،12،14
7 - ارجمندى والاتر گذشت طلبكار از بدهى وامداران تنگدست ، نسبت به مهلت دادن آنان
و ان تصدقوا خير لكم
بنابراين احتمال كه بهتر بودن گذشت، نسبت به مهلت دادن باشد; يعنى ثواب گذشت بيشتر از ثواب مهلت دادن است.
8 - ارزش والاى گذشت طلبكار از بدهى وامدار تنگدست ، به جاى بازپس گيرى وام از وى
و ان تصدّقوا خير لكم
بنابراينكه بهتر بودن گذشت، در مقايسه با بازپس گيرى وام باشد; يعنى گذشت از آن مال بهتر است از به دست آوردن آن ; چون ثواب صدقه خواهد ماند، ولى مال به دست آمده بقايى ندارد.
10 - گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، نمونه اى از صدقه
و ان تصدقوا خير لكم ان كنتم تعلمون
گذشتِ از بدهى وامداران به صدقه تعبير شده است.
12 - آگاهى به فرجام اعمال نيك ( صدقه ، گذشت از وامداران تنگدست و . . . ) برانگيزنده آدمى براى انجام آن اعمال
و ان تصدّقوا خير لكم ان كنتم تعلمون
مفعول «تعلمون» در برداشت فوق خير بودن صدقه گرفته شده است; و جواب شرط (ان كنتم تعلمون) محذوف مى باشد يعنى: اگر به نيكى صدقه آگاه باشيد صدقه خواهيد داد.
14 - ارزش والاتر گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، در صورت توجه و آگاهى به تنگدستى آنان
خيرٌ لكم ان كنتم تعلمون
امام صادق (ع): «و ان كان ذو عسرة . .. »، ان كنتم تعلمون انه معسر فتصدقوا عليه بما لكم عليه فهو خيرٌ لكم
كافى، ج 4، ص 35، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 295، ح 1182.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 35
35 - ثبت ديون و مدّت آن و ثبت حقوق - كم باشد و يا زياد - ، از عادلانه ترين اعمال نزد خداوند و استوارترين و مددكارترين چيز براى اقامه شهادت
ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 24
24 - گواهان بر دين و مبادلات بايد مورد قبول و رضايت طرفين باشند .
و استشهدوا شهيدين من رجالكم . .. ممّن ترضون من الشّهداء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 24
24 - در پرداخت ديون ميت ، نيازى به وصيت از جانب او نيست .
من بعد وصية يوصى بها او دَين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 113 - 9
9 - بدى و نااهلى فرزندان ، تأثيرى در سرنوشت پدران و مادران نداشته و از شخصيت و شرافت آنان نمى كاهد .
و بركنا عليه و على إسحق و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه مبين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه برخى از فرزندان ابراهيم و اسحاق(عليهماالسلام) افرادى كافر و نااهل شدند; ولى در عين حال اين دو پيامبر از الطاف و بركات الهى به طور كامل برخوردار بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 4
4- تفصيل و تأكيد در بيان نيكى ها و ارزش ها و اشاره و خلاصه گويى در بيان بدى ها و ضد ارزش ها ، امرى شايسته و روشى پسنديده است .
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
تعبير تفصيلى «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم» در قبال تعبير خلاصه تر «و إن أسأتم فلها» مى تواند به مطلب فوق اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 149 - 5
5 - مجاز نبودن انسان در آشكار ساختن بدى هاى مردم و مخير بودن او در اظهار و مخفى كردن خوبى هاى آنان
لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. إن تبدوا خيراً أو تخفوه
با توجه به آيه قبل كه درباره حرمت افشا و ابراز كارهاى بد ديگران بود، مى توان گفت اين آيه نيز درباره ابراز و اخفاى كارهاى نيك ديگران است. البته بر اين مبنا جواب شرط بايد جمله اى همانند «فلاجناح عليكم» در تقدير باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 113 - 7
7 - بد و نااهل شدن فرزند از هر خانواده اى - حتى پيامبران - امرى است ممكن .
و من ذرّيّتهما . .. ظالم لنفسه مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 46 - 10
10 - خاندان فرعون ، از بدترين مردمان جهان
أدخلوا ءال فرعون أشدّ العذاب
مجازات خاندان فرعون به شديدترين مجازات ها، گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 1
1 - خداوند ، راه هاى نيك و بد را به انسان ها شناسانده است .
و هدينه النجدين
«نَجْد» به معناى راه آشكارى است كه در ارتفاع باشد. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 14
14- خوبى كردن در پاسخ به بدى ها و ستم هاى ديگران ، خصلتى ارزشمند و از ويژگى هاى خردمندان است .
إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين ... يدرءون بالحسنة السيئة
برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است كه در توضيح برداشت شماره 12 آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 54 - 7،13
7 - دفع بدى ديگران با خوبى كردن به آنان ، رفتارى ارزشمند و توصيه خداوند به اهل ايمان
و يدروءن بالحسنة السيّئة
«درء» (مصدر «يدرءون») به معناى دفع كردن است.
13 - در پاسخ بدى ، خوبى كردن و انفاق بخشى از دارايى ها ، بايد برنامه هميشگى اهل ايمان باشد و نه مقطعى .
و يدروءن بالحسنة . .. و ممّا رزقنهم ينفقون
برداشت ياد شده با توجه به فعل هاى «يدرءون» و «ينفقون» - كه حكايت از تجدد و استمرار دارد - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 6
6 - عفو و اغماض از خطاى ديگران و اصلاح بدى آنان با نيكى و گذشت ، موجب اجر و پاداش ويژه خداوند است .
و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها فمن عفا و أصلح فأجره على اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 6 - 5
5 - نقش شيطان ، فريب كارى و فراخواندن به بدى است .
إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير
برداشت ياد شده، از آن جا است كه در اين آيه نسبت به تلاش شيطان، تعبير «دعوت» به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 2
2 - راه نيك و بد ، هر دو برجسته و آشكار و پيمودن هر يك ، داراى دشوارى هايى خاص است .
و هدينه النجدين
قرار داشتن راه خير و شر در ارتفاعات، كنايه از آشكار بودن آن براى همگان و نيز صعب العبور بودن آن است. دشوارى راه خير، ممكن است به لحاظ ويژگى هاى خود آن و دشوارى راه شرّ به لحاظ عواقب آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 7
7 - در مقابله با بدى ، تنها عفو و گذشت كارساز نيست ; بلكه بايد درصدد هدايت خطاكار برآمد . *
فمن عفا و أصلح
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أصلح» توضيح و نتيجه «عفى» نباشد بلكه حامل پيام مستقل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 34 - 1
1 - مساوى نبودن خوبى و بدى ، امرى روشن و آشكار
و لا تستوى الحسنة و لا السيّئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 1
1 - جزاى بدى و كيفر خطا ها در حد مقابله به مثل ، مجاز و مشروع است .
و الذين إذا أصابهم البغى . .. و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 6
6 - شناخت راه هاى نيك و بد ، نعمتى الهى و غفلت از آن ، شگفت آور و ملامت بار است .
ألم نجعل . .. و هدينه النجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 10 - 2
2 - راه نيك و بد ، هر دو برجسته و آشكار و پيمودن هر يك ، داراى دشوارى هايى خاص است .
و هدينه النجدين
قرار داشتن راه خير و شر در ارتفاعات، كنايه از آشكار بودن آن براى همگان و نيز صعب العبور بودن آن است. دشوارى راه خير، ممكن است به لحاظ ويژگى هاى خود آن و دشوارى راه شرّ به لحاظ عواقب آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 34 - 1
1 - مساوى نبودن خوبى و بدى ، امرى روشن و آشكار
و لا تستوى الحسنة و لا السيّئة
بدى ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 4
4- تفصيل و تأكيد در بيان نيكى ها و ارزش ها و اشاره و خلاصه گويى در بيان بدى ها و ضد ارزش ها ، امرى شايسته و روشى پسنديده است .
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها
تعبير تفصيلى «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم» در قبال تعبير خلاصه تر «و إن أسأتم فلها» مى تواند به مطلب فوق اشاره داشته باشد.