ghaemiyeh.com
اربعین حسینی در گذر زمان
تألیف : مهدی آقابابایی
انتشارات : محبّ العترة الطاهره (علیهم السلام)
قطع : وزیری / 444 صفحه
نوبت چاپ : دوم ، همراه با اضافات گسترده
تاریخ انتشار : اربعین حسینی 1448 قمری / مردادماه 1405 شمسی
شابک : 0-71-8514-622-978
بهاء :
سلام و صلوات بر :
1 . انبیاء و مرسلین که برای مصائب ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) گریستند ، بالاخص خاتم آنها که در فرصت های گوناگون یادآور مصائب آن حضرت بودند .
2 . امامان معصوم (علیهم السلام) و برپادارندگانِ عزای حسینی در هر شرائط و مناسبت بالاخص حضرت بقیة اللّه الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .
4 . همۀ دلسوختگان و دلدادگانِ عشق و شور و سوز حسینی در هر زمان و مکان ، بالاخص زائران اربعین حسینی و جان نثاران این حرکت بزرگ .5 . علماء و مراجع عظیم الشأنی که با اقدامات علمی و عملی خود و فرهنگ زیارت اربعین و پیاده روی به سوی کربلای حسینی را ترویج نمودند .
اربعین حسینی در گذر زمان
به قلم : شیخ مهدی آقابابائی
این مجموعۀ مختصر و عرض ارادت
به پیشگاه با عظمت و ملکوتی :
حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و همۀ یاران و همراهانشان بالاخص برادر با وفایشان حضرت قمر بنی هاشم ، اباالفضل العباس (علیه السلام)
و یتیمة الحسین (علیه السلام) ، عزیزة الحسین (علیه السلام) ، خورشید خرابۀ شام ، حضرت رقیه بنت الحسین(علیها السلام)
و منتقم آن بزرگواران
حضرت بقیّة اللّه الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)و تمامی مدافعان ، عزاداران ، زائران و شیفتگان و دلدادگان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)
اهداء می گردد .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
الحَمدُ لله رَبِّ العالَمین
وصلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا و نَبِیِّنا و حَبیبِنا و طَبیبِنا
الَّذی بُعِثَ رحمةً لِلعالَمين ، و بَشيراً للمُذنِبين
مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّين
وعَلى آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الاَنجَبين ، لا سِيّما
الإمامِ المُنتَظَر ، و الوَليِّ المُنتَقِم
الحُجَّةِبن الحَسَنِ المَهدِيِّ (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
ولَعنَةُ اللهِ عَلى أعدائِهِم اجمَعين مِنَ الآنَ إلى يَومِ الدّين
آمينَ آمينَ آمين
متن پیام آیت الله العظمی آقای جهرمی (دام ظله) (دام ظله) به مناسبت اربعین حسینی و ... 19
پیام آیت الله شیخ نجم الدین طبسی (دام ظله) (دام ظله) دربارۀ حماسۀ پیاده روی اربعین 23
پیشگفتار به قلم : آیت اللّه آقای حاج سیّد حجّت موحّد ابطحی اصفهانی (دام ظله) (دام ظله) 24
مقدمۀ مؤلف... 29
فصل اول : دلایل قرآنی زیارت اربعین. 31
آثار پیاده روی اربعین با استناد به آیات قرآن کریم. 33
پیاده روی به سوی عبادت ، عبادت است.. 35
فصل دوم : آيا پياده روی برای زیارت امام حسين (علیه السلام) مستند دينی دارد؟ 37
پاسخ اجمالی.. 38
پاسخ تفصيلی.. 39
مستند اول : روایات.. 39
دسته یکم : پاداش برای هر قدم در زيارت سيد الشهداء (علیه السلام) . 39
دسته دوم : روايات ترغيب به پياده روی به سمت قبر امام حسين (علیه السلام) . 45
دسته سوم : رواياتی كه ثواب پياده روی در حالات خاص را بيان می كند. 49
مستند دوم : قرائن ديگر روایی.. 53
دسته یکم : با حالت غبارآلود به زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) برويد. 53
دسته دوم : دعوت به پياده روی به زيارت قبر اميرمؤمنان علی (علیه السلام) . 55
دسته سوم : روايات إحیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) . 56
مستند سوم : پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام) از منظر فقه امامیه. 57
نظر فقهی شیخ صدوق (قدس سره) . 57
نظر فقهی شیخ مفید (قدس سره) . 57
نظر فقهی شیخ طوسی (قدس سره) . 58
نظر فقهی شیخ حر عاملی (قدس سره) . 58
جمع بندی.. 58
فصل سوم : فقه پیاده روی.. 59
بخش اول : روایات زیارت با پای پیاده 60
ویژگی های سنّت پیاده روی در اربعین. 62
دلیل اوّل : روایات ثواب زیارت با پای پیاده 63
روایات استحباب زیارت دیگر معصومین (علیهم السلام) با پای پیاده 64
دلیل دوّم : روایات استحباب پیاده روی.. 65
دلیل سوّم : حدیث شریف نبوی.. 65
دلیل چهارم : اظهار بندگی و تعظیم شعائر. 66
دلیل پنجم : پیاده روی در زیارت مؤمن. 66
بخش دوّم : اشکالات بر پیاده روی و پاسخ آن. 67
اشکال اول : اضرار به خود. 67
پاسخ.. 68
اشکال دوّم : آزردن خود. 68
پاسخ.. 69
اشکال سوّم : اختلاط زن و مرد 69
پاسخ.. 69
اشکال چهارم : هزینه های مالی زیاد پیاده روی و نیاز فقرا 70
پاسخ.. 71
بخش سوم : آداب پیاده روی زیارت.. 71
چند روایت.. 76
تفاوت ثواب حج پیاده و سواره 76
حضرت آدم (علیه السلام) 70
حج با پای پیاده رفتند. 77
پشیمانی ابن عباس از ترک حج با پای پیاده 77
فصل چهارم : شواهدی از سیرۀ اهل بیت (علیهم السلام) در پیاده روی.. 79
حضرت علی (علیه السلام) و پیاده روی از مکه تا مدینه. 80
پیاده روی حضرت فاطمۀ زهرا (علیها السلام) از مدینه تا اُحُد. 80
پیاده روی حضرت فاطمۀ بنت اسد (علیها السلام) از مکّه به مدینه. 81
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و پیاده روی هر ساله برای حج.. 81
امام حسن (علیه السلام) و بیست سفر حج با پای پیاده 83
زخمی شدن پای امام حسن مجتبی (علیه السلام) . 83
امام حسین (علیه السلام) و 25 حج با پای پیاده 84
امام سجاد (علیه السلام) و بیست روز پیادهروی برای حج.. 85
امام صادق (علیه السلام) و پیاده روی برای رمی جمرات.. 86
به زیارت امام رفتن با پای پیاده ، دلیل ارادت خالصانه. 88
امام کاظم (علیه السلام) و پیاده روی به سوی حج.. 89
امام صادق (علیه السلام) و زیارت اربعین. 89
امام حسن عسکری (علیه السلام) و تشويق به زيارت اربعين در اوج اختناق. 90
فصل پنجم : اربعین حسینی در قرن اول. 91
وقایع روز اربعین (رويدادهای اربعين سال 61 ﻫ.ق). 92
اعتراف مفسّر بزرگ اهل سنّت.. 94
سندی کهن دالّ بر شهرت زیارت اربعین نزد امامیه. 94
كتاب « تحقيق دربارۀ اول اربعين سيدالشهداء (علیه السلام) ». 95
اولین حاضران در اربعین. 96
امام سجاد (علیه السلام) در اربعین. 97
حضرت زينب (علیها السلام) در اربعين. 99
اُم کلثوم (علیها السلام) در اربعين. 101
مدت اقامت اهل بيت (علیهم السلام) در اربعين. 101
زیارت جابر بن عبداللّه انصاری در اربعین اول. 102
زیارت عطیّۀ عوفی کوفی در اربعین اول. 113
فصل ششم : اربعین حسینی از قرن دوم تا قرن حاضر. 119
اوایل قرن دوم هجری.. 120
یحیی بن زید الشهید ، با پای پیاده به زیارت قبر جدّش امام حسین (علیه السلام) رفت 120
پیاده روی حسین بن حمزه لیثی از کوفه به کربلا.. 120
زیارت اربعین حسینی در قرن سوم هجری.. 124
سخت گیری متوکّل عباسی بر زائران و تخریب قبر مطهّر امام حسین (علیه السلام) 124
18بار بازسازی حرم امام حسین (علیه السلام) توسط عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) و ... 125
زید مجنون در سال 237 قمری از مصر به کربلا با پای پیاده رفت.. 125
پیاده روی محمد بن الحسین الاشنانی به همراه یکی از عطارها در سال 240 ق. 131
زیارت اربعین حسینی در قرن پنجم. 132
پیاده روی عضدالدوله و نوادگان و همراهان او با پای برهنه. 132
زیارت اربعین حسینی در قرن هشتم. 133
تشویق به پیاده روی دستهجمعی طلاب مدرسۀ سلیمیۀ نجف به کربلا.. 133
زیارت اربعین حسینی در قرن دهم. 134
پیاده روی مقدّس اردبیلی (قدس سره) به همراه طلاب به کربلا در اربعین حسینی 134
زیارت اربعین حسینی در قرن یازدهم. 135
شاه عباس کبیر پا برهنه و سر باز از نجف به کربلا می رود. 135
زیارت اربعین حسینی در قرن دوازدهم. 136
شیخ اسحاق خمایسی در مسیر کربلا به دلیل تشنگی شدید درگذشت.. 136
زیارت اربعین حسینی در قرن سیزدهم. 138
پیاده روی علامه سیّد محمدمهدی بحرالعلوم (قدس سره) از نجف تا کربلا.. 138
پیاده روی شیخ جعفر کاشف الغطاء به کربلا و ملاقات ایشان با امام زمان (علیه السلام) 140
مشاهدات « ولیام کنت لوفتس » از نجف به کربلا.. 140
مکاشفه آیتالله شیخ مرتضی طالقانی (قدس سره) در اربعین حسینی.. 140
شیخ مرتضی انصاری (قدس سره) و ترویج پیگیرانۀ فرهنگ زیارت عتبات.. 142
اقدامات عملی شیخ انصاری (قدس سره) در فرهنگ زیارت.. 142
شیخ انصاری (قدس سره) و توصیه های اخلاقی به زیارت عتبات.. 143
سخنان فاضل دربندی (قدس سره) دربارۀ پیاده روی به زیارت.. 146
ملاعلی خلیلی تهرانی و شیخ لطف الله لاریجانی احیاگران سنّت پیاده روی.. 146
پیاده روی ناصرالدین شاه به کربلا.. 148
زیارت اربعین حسینی در قرن چهاردهم. 148
سخنان فیلیپ ، استاد تاریخ درباره عزاداری حسینی و اربعین. 148
شفا پیدا نمودن آقا نجفی قوچانی (قدس سره) به سمت پیاده روی کربلا.. 151
ترویج پیاده روی کربلا توسط محدّث نوری (قدس سره) . 152
غبطه خوردن حاج آقا رضا همدانی (قدس سره) به حال زائران پیاده به سمت کربلا 153
آخوند خراسانی (قدس سره) مردم را به پیاده روی اربعین تشویق می کردند. 154
تعطیلی ادارات دولتی به مناسبت اربعین امام حسین (علیه السلام) . 154
نامه 107 سال پیش کنسولگری ایران در کربلا به وزارت امور خارجه. 155
تعطیلی اربعین از صفویه تا عصر حاضر. 155
تأکید آیت الله العظمی میرزا محمدحسین نائینی (قدس سره) به پیاده روی اربعین 156
شمار زائران کربلا در اربعین بیش از شمار حجّاج بیت الله الحرام. 157
بردن سنگ های مرمر از ایران به عراق در اربعین حسینی.. 157
پیاده روی سید محسن امین (قدس سره) از نجف به کربلا به صورت مکرر. 158
حضور بیش از یک میلیون زائر در کربلا در سال 1388قمری.. 158
سخنان میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (قدس سره) دربارۀ بزرگداشت اربعین حسینی 159
حضور ویژۀ شیخ محمدحسین غروی (قدس سره) در مراسم راهپیمایی اربعین 159
نقش مهم آیت الله العظمی سید محسن حکیم (قدس سره) در احیای پیاده روی اربعین 159
دستور ساخت ضریح حضرت اباالفضل العبّاس (علیه السلام) به اصفهانی ها 160
کمک های مالی آیت اللّه شهید سیّد محمّد باقر صدر (قدس سره) به زیارت با پای پیاده 161
امام موسى صدر از شيفتگان مراسم پياده روى از نجف به كربلا.. 162
مشرّف شدن آیت الله العظمی مرعشی (قدس سره) بیش از 25 بار به کربلا با پای پیاده 163
علامه امینی (قدس سره) به همراه جمعی از مؤمنان با پای پیاده به کربلا می رفتند 163
پایبندی آیت الله العظمی حاج سیدعلی سیستانی (دام ظله) (دام ظله) به پیاده روی زیارت اربعین 164
پیاده روی آیت ﷲ العظمی سید محمود شاهرودی (قدس سره) بیش از 360 بار به کربلا 164
مجدد قرن در پیادهروی به کربلا.. 165
هر چه رفتم که راه را گم بکنم ولی ... 166
ترک ننمودن زیارت با پای پیاده تا نود سالگی.. 167
داستان عجیب « ابوالهدمه ». 170
عنایت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به آیت الله شاهرودی (قدس سره) در پیاده روی اربعین حسینی 173
وارد صحن حضرت امام حسین (علیه السلام) شدن با حالت خستگی و پاهای تاول زده 178
زیارت با پای پیاده در عالم برزخ. 179
تاول زدن و زخم شدن پاهای حاج آقا مصطفی خمینی (قدس سره) در پیاده روی 181
مرحوم شیخ احمد کافی (قدس سره) 30 مرتبه با پای پیاده از نجف به کربلا رفته اند 183
پا برهنه شدن آیت الله مدنی (قدس سره) در پیاده روی اربعین از طویریج تا کربلا 185
حجت الاسلام ابوترابی (قدس سره) ، بیش از 100 مرتبه با پای پیاده به کربلا رفته اند 187
سخنان حجه الاسلام درچه ای (قدس سره) ارادت عراقی ها از زائران امام حسین (علیه السلام) 188
بیان خاطرات آیت اللّه العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی (قدس سره) از پیاده روی اربعین 189
حضور آیت الله العظمی شیخ مسلم ملکوتی (قدس سره) به همراه شاگردانش 190
در پیاده روی نجف به کربلا.. 190
آیت الله محمد امینی گلستانی (قدس سره) از طریق العلما به کربلا می رفتند 191
شفای بیمار با نان خشک زائرین حسینی.. 191
بیان خاطرات آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله) (دام ظله) از پیاده روی اربعین. 192
1.پذیرایی از زوّار با دوغ خنک در هوای گرم. 193
2.خنجر کشیدن صاحب مضیف ، چرا مهمانی مرا قبول نمی کنی.. 193
3.پیاده روی با پای برهنه. 194
سخنان آیت الله طبسی (دام ظله) دربارۀ پیاده روی اربعین 60 سال قبل. 195
فصل هفتم : اربعين هاى خونين. 197
نگاهى به برخى از حملات خونين به مراسم اربعين در دورۀ معاصر 198
1 .اربعين هاى خونين در عراق معاصر. 198
2 . اربعين هاى خونين در پاكستان. 209
3 . سركوب خونين اربعين شهدا در ايران زمان شاه 211
4 .اربعين خونين 1964 م زنگبار. 213
انفجارها و شهدای اربعين. 217
فصل هشتم: انتفاضه اربعین. 219
انتفاضه اربعین 1397 قمری.. 220
نهضت پیاده روی اربعین. 222
آغاز حرکت.. 225
پیش به سوی حرم حسینی.. 226
شهادت طلبان. 228
رویارویی « تَن » و « تانک ». 229
رسیدن به کربلا.. 231
قتل عام زائران كربلا.. 232
گفتگو با یکی از شرکت کنندگان در انتفاضه ماه صفر عراق. 234
شکنجه هایی که از نظر بعثی ها شوخی بود! 234
مبانی و پیشنیه پیاده روی اربعین. 235
نحوه برخورد بعثی ها با شیعیان در آغاز قدرت.. 235
آغاز فشار بر شیعیان و ممنوعیت پیاده روی اربعین. 235
حیرت بعثی ها در برابر حرکت منسجم و یکپارچه جوانان نجف... 236
حمله به زائران سیدالشهداء (علیه السلام) . 236
دستگیری و حرکت به سمت پادگان الرشید بغداد. 237
زندانی در سلولی که خودش به تنهایی شکنجه گاه بود. 237
جنگ روانی ، بازجویی و شلاق. 238
اینها شکنجه نبود، شوخی بود!! 239
هیچ صدایی از انتفاضه در رسانه های ایران بلند نشد. 239
آثار سیاسی و اجتماعی انتفاضه عراق. 239
از انتفاضه اربعین تا احیای مشایه پس از سقوط صدام. 240
فصل نهم : منزل گاه هاى راه كربلا و نجف.. 245
گواهانى زنده بر رابطه عميق ميان امام حسين (علیه السلام) و شيعيانش... 246
اصطلاح « خان ». 249
گستردگى كاروانسراها 250
پیاده روی از نجف به كربلا.. 251
تاريخ كاروانسراهاى سه گانه و وضعيت امروز آن ها 255
خان مصلى.. 255
توصيفى ازگذشته خان مصلى.. 257
سفرى به خان مصلى.. 258
خان حماد. 261
خان حماد از نگاه جهان گردان. 265
سفر به خان حماد. 266
خان نخيله. 270
سفر به خان نخيله. 272
دفن اسلام شناس فرانسوی در مسیر پیاده روی زائران اربعین. 274
فصل دهم : موکبداری.. 275
شرفِ موکب داری.. 276
زیارت اربعینی که من دیدم. 277
استقبال عشاير از زائران. 279
ثبت جهانی شدن موکب های پیاده روی اربعین به عنوان میراث معنوی.. 282
فصل یازدهم : اربعین حسینی در زمان فراگیری کرونا در جهان. 283
اهتزار عَلَم عزای حسینی بر دوش دلدادگان. 284
مقالۀ دردانۀ خلقت.. 288
چاپ کتاب « عظمت حرم ها و پاکی و قداست حریم قدسی رضوی ». 294
گزارشی مستند و علمی راجع به حریم مقدّس امام رضا (علیه السلام) . 297
متن گزارش استاد یونسیان. 299
طرح بررسی حرم مطهّر امام رضا (علیه السلام) از نظر پاکی از میکروبها 300
نتیجه آزمایشات مقدماتی بهار 1369شمسی.. 302
قسمتهای نمونه برداری شده در آزمایشات.. 303
گزارش آزمایشات اسفند 1369شمسی.. 303
قسمت های مختلف نمونه برداری شده در آزمایشات اسفند 1369 شمسی.. 305
ختم سخن. 306
جدیدترین تحقیقات.. 307
مدد گرفتن از نام امام حسین (علیه السلام) . 307
پروپاگاندای مخالفان اربعین. 307
امری که مراجع بهداشتی را در عراق متحیّر کرده است.. 308
تجربه یک عکاس و مستند ساز انگلیسی از سفر اربعین. 312
فصل دوازدهم : آمارها و ارقام تکان دهنده در اربعین حسینی. 313
1): آمارها 314
الف : خدمات آستان مقدّس علوی (علیه السلام) در ایام اربعین. 315
سال 1447قمری/ 1404شمسی.. 315
ب : خدمات آستان مقدّس حسینی (علیه السلام) در ایام اربعین. 332
آمار و ارقام یکی از بزرگترین گردهماییهای مذهبی جهان. 340
بخش اول : مشارکت کنندگان راهپیمایی اربعین به عدد و رقم. 341
بخش دوم : خدمات داوطلبانه. 342
ج : خدمات فرهنگی عتبۀ مقدّسۀ عباسیّه در اربعین 1404شمسی.. 342
بخش سوم : خدمات بهداشتی و پزشکی.. 342
خدمات پزشکی حرم حضرت عباس (علیه السلام) به زائران اربعین. 343
بخش چهارم : خدمات غذایی و آبرسانی.. 343
بخش پنجم : خدمات ایمنی.. 343
بخش ششم : فعالیت های رسانهای در راهپیمایی اربعین. 344
2 ) : آمار زائرین. 345
هيئت عزاداری متشکل از چهار قاره در کربلا.. 345
مراسم اربعین 1435 قمری.. 345
ترکیب جمعیتی و ملل های شرکت کننده در مراسم اربعین 1437 قمری.. 346
مراسم اربعین 1440 قمری.. 347
با وجود مشکلات 3 هزار بحرینی از کویت به زیارت اربعین مشرف شدند. 347
مراسم اربعین 1441 قمری.. 348
حضور مردم بیش از 100 کشور جهان در مراسم اربعین حسینی.. 348
سفر به کربلا از 30 کشور اروپایی.. 348
مراسم اربعین 1443 قمری.. 352
حرکت پیاده شیعیان کشور کویت به سوی کربلای معلی.. 352
آغاز راه پیمایی میلیونی اربعین از رأس البیشه در جنوب عراق. 352
برنامهریزی پاکستان برای جابجایی زائران اربعین از طریق دریا 353
آمار زایران اربعین قاره آمریکا 354
بایکوت خبری پیاده روی اربعین از سوی رسانه های غربی و عربی؛ چرا؟! 355
3 ) : آمار مواکب.. 357
اربعین و حضور مردمی و داوطلبانه مسلمانان. 358
آمار مرکز «کربلاء للدراسات و البحوث» از تعداد زائران خارجی پیادهروی اربعین. 360
موکبهای اربعین ؛ امکانی داوطلبانه برای خدمترسانی.. 361
کاروانی با ببش از 40 هزار نفر عزادار. 362
فصل سیزدهم : عنایات امام حسین (علیه السلام) به زوّار در روز اربعین 363
شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین. 364
شفا ی چشم. 365
کرامت امام حسین (علیه السلام) به آیت اللّه صاحب الزمانی بروجردی.. 367
تاول های پای زائر را به دو میلیون می خرید. 368
مریضیِ لا علاج با چرک پای زائر شفا یافت.. 369
پای مجروح در پیاده روی شفا یافت.. 371
حضرت زینب (علیها السلام) ثواب زیارت اربعین خود را اهداء نمودند. 372
فصل چهاردهم : جاماندگان پیاده روی اربعین حسینی. 373
پیاده روی جاماندگان اربعین. 374
الف ) : پیادهروی از شهرهای ایران. 374
اولین پیادهروی جاماندگان اربعین. 374
پیادهروی جاماندگان اربعین سال 1395شمسی.. 374
آغاز پیاده روی جاماندگان اربعین حسینی در تهران ، اربعین 1396شمسی.. 375
حضور 14میلیون نفری در آئین جاماندگان اربعین 1402 شمسی.. 378
جزئیات پیاده روی جاماندگان اربعین 1403 شمسی.. 379
پیاده روی جاماندگان اربعین در اصفهان. 379
آیین پیاده روی جاماندگان اربعین از حرم زینبیه تا امامزاده شاه کرم (علیه السلام) اصفهان 379
ب ) : پیاده روی جاماندگان اربعین در خارج از کشور ایران. 385
پیاده روی جاماندگان اربعین در جنوب عراق. 385
راهپیمایی اربعین حسینی در انگلیس ، بزرگترین تجمع سالانه اسلامی در اروپا 386
پیادهروی اربعین حسینی در شهرهای مختلف پاکستان. 386
حال و هوای اربعین و اجتماعات باشکوه دلدادگان حسینی در پاکستان. 387
گزارشی از پیاده روی اربعین حسینی در پاکستان. 388
پیاده روی نمادین اربعین در نیجریه. 390
پیاده روی جاماندگان اربعین در شهر هلسینگبورگ سوئد. 390
دسته پیاده روی شیعیان سوئد به مناسبت اربعین حسینی.. 391
دسته پیاده روی شیعیان استرالیا به مناسبت اربعین حسینی.. 391
پیادهروی جاماندگان اربعین در شهرستان بلخاب افغانستان. 391
مراسم 40 هزار نفری جاماندگان اربعین در ایالت میشیگان آمریکا 391
فصل پانزدهم : موقوفات و ا سناد عزاداری در اربعین. 393
300 سال عزاداری اربعین در بارگاه منوّر رضوی.. 394
فصل شانزدهم : فرهنگ سازی پیاده روی اربعین. 397
دشمنان پیاده روی اربعین در قرن بیستم میلادی.. 398
عراق جدید و حماسۀ عظیم اربعین. 401
گاه شمار فرهنگ سازی پیاده روی اربعین. 403
منابع و مآخذ. 405
اربعین در آلبوم تصاویر. 421
بسم الله الرحمن الرحیم
اربعین یعنی چهل و چهلمین .
مثل چهل حدیث یا چهلمین روز از فلان حادثه و واقعه و امثال آن .
ولی در اصطلاح شیعه و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) ، اربعین یعنی چهلمین روز از واقعه عاشورا و شهادت ابوالاحرار و سید الشهداء حضرت امام حسین (علیه السلام ).
اربعین را می توان عاشورای دوم خواند ؛ زیرا یادآور مجموعه مصائب و آلام و سوز و گدازهای روز عاشورا و تجدید کنندۀ خاطره های جگر خراش عزیزان خدا در آن روز مصیبت بار است و ممکن است که با دید و نظرگاه دیگر ، اربعین را پرسوز و گدازتر از روز عاشورا دانست ؛ زیرا روز عاشورا روز خلق حماسه ها و شهامت ها و روز رجزها و قهرمانی های امام حسین (علیه السلام) و یاران وفادار آن حضرت در کنار آن مصائب بی شمار بود .
اما روز اربعین روز به عزا نشستن اهل بیت امام حسین(علیه السلام) و در بغل گرفتن قبر عزیزانشان و نوحه خوانی و مرثیه سرائی و ضجه و ناله و زاری و روز سوگواری حقیقی خاندان امام حسین (علیه السلام) و شیعیان و دلدادگان آن حضرت ، روز زیارت خاصه آن عزیز خدا است .
دلدادگان امام حسین (علیه السلام) نتوانستند در روز عاشورا امام حسین (علیه السلام) را یاری کنند ، امروز عَلَم عزا و زیارت آن حضرت را برافراشته می دارند و به تعبیر دیگر روز
عهد و پیمان با حضرت امام حسین (علیه السلام) و یاران و فداکاران و اصحاب و انصار و بستگان شهید آن بزرگوار است .
روز اربعین روز اعلان حفظ آثار و مأثر امام حسین (علیه السلام) و زنده داشتن اهداف عالی و آسمانی امام حسین (علیه السلام) و ادامه دهنده راه و روش و حرکت تحوّل آفرین آن شهید یگانه عالم است و زیارت اربعین در حقیقت « عهدنامۀ زائران حسینی » با آن بزرگوار به شمار می رود .
خوشبختانه از همان اربعین اول ، دلدادگان حسینی رو به سوی قبر مطهّر آن عزیز خدا آوردند و این حرکت همواره در طی سالیان سال برقرار و با شکوه تر و با سوز و گداز بیشتر برقرار می شد تا این چند سال که زائران و عاشقان حسینی همانند سیل خروشان به صورت حیرت آوری از اطراف جهان هجوم می آورند و مراسم اربعین را اقامه می کنند و الحق این جریان از معجزات باهرات حضرت امام حسین (علیه السلام) به شمار می رود .
حرکت کاروان های بیشمار از مردان و زنان و کودکان ، نه تنها از ایران و یا شهرهای عراق یا کشورهای مجاور ، بلکه از اقصی نقاط جهان از ممالک اسلامی و غیر اسلامی و تحمل مشکلات سفر و شوق زائد الوصف آنان برای رسیدن به کربلا و درک زیارت اربعین سیدالشهداء (علیه السلام) حاکی از آن است که عاشقان حسین (علیه السلام) این زیارت را موجب آرامش قلب جریحه دارشان در عزای امام حسین (علیه السلام) می بینند و اینکه زخم دلشان در این مصیبت عظمی جز با زیارت اربعین در کنار قبر امام حسین (علیه السلام) مداوا نخواهد شد .
عبارات زیارت اربعین ، نکاتی خاص و ویژه دارد که در زیارتهای دیگر کمتر پیدا میشود و اتفاقاً بسیار دلسوز و حزن آور است که انسان را متوقف می کند و گریه بر او غالب می گردد .
از جملۀ آن جملات این است : « السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ ، السَّلَامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَات »
درود و سلام بر حسین مظلوم شهید آنکه اسیر و در قید گرفتاریها و مشکلات حیرت آور بود . آنکه کشته اشکهاست .
راستی چه کسی مانند امام حسین (علیه السلام) مظلوم شد و مورد ظلم و اذیت و آزار قرار گرفت و کدام شهید را می توان با امام حسین (علیه السلام) مقایسه کرد با آن شرائط و احوال مخصوص که در عین شهادت ، مصائب فراوان جانکاه دیگر نیز داشته باشد . سلام بر آن آقا که اسیر غمها و دردها و گرفتاریها بود . آری او اسیر مصائب و گرفتاریهای بی حد و حساب و خارج از تصوّر بود .
سلام بر امام حسین که کشته اشک چشمان است گریه و زاری برای او و بر مصائب او چنان است که گوئی حلیف و همراه شهادت او و یا هدف از قتل و شهادت آن بزرگوار است .
و از جمله آن عبارات این بیان بسیار جالب است : « فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ ».
خداوندا امام حسین (علیه السلام) در دعوت مردم به سوی حق و حقیقت کم نگذاشت ، بلکه در حد اعلا آنها را به پذیرش حق و ترک جنگ و کشتار فراخواند چه به صورت فردی و چه به نحو اجتماعی و خطاب به لشکر دعوت کرد و نصح و خیرخواهی درباره آنان را به نهایت رساند و راه عذر و بهانه برای کسی باقی نگذاشت .
و در آخر خون دل خود را بذل کرد و جان عزیز خود را فدا نمود برای اینکه بندگان تو را از جهالت و نادانی و سرگردانی ضلالت برهاند و نجات دهد .راستی این جملات برای روشنگری اهداف قیام امام حسین (علیه السلام) و اسرار شهادت آن حجت بالغۀ الهی نقشی بی بدیل دارد و صریح افاده می کند که اندیشه جاه و ریاست و مقام جوئی در کار نبود و صرفاً خدا و راه خدا مطرح بود .
و از این رو ، این حرکت حیرتانگیز جهانی ، یعنی پیاده روی اربعین حسینی از شهرهای مختلف به سمت کربلا که امروز با نام « بیعت با ولیّ زمان ، حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) » انجام میشود و حتی جوامع غیراسلامی را هم متحیّر کرده ، از بزرگترین شعائر الهی است . و خدمات و زحمات افراد و تحمل رنج سفر و نیز بذل مال و استقبال از واردین و زائرین و تشکیل هیئات حسینی و مواکب و تامین رفاه و آسایش زائران و پرستاری آنان از عواملی است که قلب حضرت ولی عصر امام زمان ارواحنا له الفداء را شادمان می کند و موجب دعای ایشان برای این مجموعۀ الهی از زائر و موکب دار و پرستار و خرج کنندگان می گردد و مورد عنایت حضرت زهرا سلام الله علیها و امام حسین (علیه السلام) خواهد بود .
در اینجا شایسته است که از نویسنده گرامی جناب آقای مهدی آقابابائی دامت تاییداته قدردانی نمود که با تألیف کتابی پر محتوا به نام " اربعین حسینی در گذر زمان " موضوع اربعین و جهات مربوط به آن خصوصاً سنّت حسنه و سابقه دار پیاده روی اربعین را به بحث گذاشته و مطالب ارزشمندی را ارائه کرده اند .
خداوند بر توفیقات ایشان بیفزاید و اجر و پاداش عظیم به وی عطا فرماید . و همۀ ما را مشمول دعای خیر حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) قرار دهد .
علی کریمی جهرمی
20 محرم الحرام 1448
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للّه ربِّ العالمین و صلّی اللّه علی محمد و آله الطاهرین سیّما مهدی آل محمّد .
کتاب شریف و ارزشمند « اربعین حسینی در گذر زمان » را تورّق و فهرست و بخش هایی از آن را با دقت مطالعه کردم مخصوصاً خاطرات علماء و مراجع تقلید قم و نجف اشرف . از این سفر معنوی و روحانی یعنی پیاده روی به سوی کربلا یا قطعه ای از بهشت برین . این خاطرات تأثیر فوق العاده ای در هر مطالعه کننده ای می گذارد . و او را از عالمی به عالم دیگر می برد . الحمدلله و سعی و تلاش مؤلف محترم ثقة الاسلام شیخ مهدی آقابابایی مشکور است . انشاء الله اجر و ثواب این خدمت را از دست مبارک سیدالشهداء حسین بن علی (علیهما السلام) در دنیا و آخرت دریافت کند . انّه سمیع مجید .
نجم الدین طبسی
قم مقدّس
23 ذی الحجه 1447 قمری
بسم الله الرّحمن الرّحیم
پس از آنکه نویسندۀ پرتلاش و ولائی ، آقای شیخ مهدی آقابابایی دام عزه و توفیقه و آثاره ، موفق شدند که چاپ دوم کتاب ارزشمند « عزای فاطمی در گذر زمان » را با گستردگی فراوانِ مطالب ، همراه با 24 صفحه تصویر رنگی چشمگیر و ماندگارِ تاریخی منتشر نمایند و مورد توجه علاقه مندان و آشنایان با مطالب ولائی و تاریخی و طرفدارانِ حفظ آثار مکتب اهل البیت (علیهم السلام) قرار گرفت ، تصمیم گرفتند که دربارۀ موضوع مهم و اساسی و پردامنه و پر جاذبۀ حسینی یعنی
« زیارت و پیاده روی اربعین حسینی »
که در قرن حاضر و بالاخص در سال های اخیر ، قصّه های تلخ و شیرین و فراز و نشیب های استثنائی و بین المللی داشته و دارد و جلوه های بی نظیری از ایثارها و گذشت ها ، سخاوت ها و دلدادگی ها ، همبستگی ها و همکاری ها ، از یک طرف ، هم سوئی سردمدارانِ حاکم ، با مردم دلداده و سر از پا نشناخته ، و جذب قلوب از میان همۀ ملت ها و نژادها ، و فرهنک ها و مذهب ها ، و گرایش ها و نحله ها ، از طرف دیگر ، داشته و دارد ، دست به کار شوند و مجموعۀ مشابهی را به نام « اربعین حسینی در گذر زمان» گرد آورند .
به دنبال این تصمیم نورانی و ولائی دست به کار تحقیق و تفحص شدند و با بهره گیری از منابع تاریخی و اجتماعی و سایت ها و کانال های معتبر و کتاب ها و نشریات علمی و فرهنگی ، و با بهره گیری از کتاب های فقهی و حدیثی و ولائی و گفتگو با فعالان عرصه های دینی و مذهبی و هیئات و موکب داران و بهره مندی از مطالعۀ حالات علماء و زعمای دینی و پیشوایان و مراجع بزرگ تقلید و حالات آنها در قصۀ زیارت اربعین و شیفتگی آنها در برنامه پیاده روی به سوی کربلا و حریم حسینی و ... ، مجموعه حاضر را آماده نمودند .
نویسندۀ گرامی ( که تأییداتشان در راه خدمت به اهل البیت (علیهم السلام) و آستان مقدّس فاطمی و حسینی و ... مستدام باد ) در این مجموعۀ ارزشمند که در پیش رو دارید ، بحث های مبسوطی دربارۀ مستندهای قرآنی و حدیثی و فقهیِ پیاده رویِ در اربعین حسینی ، ارائه نموده و برنامه اربعین حسینی را در طول تاریخ و از قرن اول تا زمان حاضر مورد بحث قرار داده و پیاده روی های بزرگان و مراجع تقلید و چهره های برجستۀ شیعه را که در توجه عمومی و شکل گیری پیاده روی های میلیونی نقش داشته اند ، به زیباترین وجهی بیان نموده است .
در این کتاب ، فراز و نشیب های تاریخی در این عرصه بیان شده ، و مخصوصاً در این قرن اخیر ، فداکاری ها و از جان گذشتگی های شیعیانِ دلداده ، به خوبی تشریح شده و هم چنین ، جنایت ها و ستمگری های صدّامیان و بعثی های خبیث ، از یک طرف ، و شهادت ها و آوارگی ها و تحمّل شکنجه ها و زندان ها و رشادت های دلباختگان عشق حسینی ، به خوبی به نمایش در آمده است .
در این کتاب ، صحنه های معنویِ مراسم بزرگِ زیارت اربعین و پیاده رویِ آن ، و نیز جلوه های چشم گیر و خیره کنندۀ آن ، و پیوستگی و انسجام همۀ زائران ( از همۀ ملّت ها و جامعه ها و رنگ ها و نژادها و شهرها و کشورها ) و نیز ایثارها و سخاوت ها ، خدمتگزاری ها و مهمان نوازی ها تشریح شده و پیام های انسانی و معنوی ، اخلاقی
و تربیتی که از این مراسم الهی و ولائی و بی نظیر ، به جهانیان فرستاده می شود ، مورد توجه قرار گرفته است .
و هم چنین در این کتاب ، با بیان آمارها و ارقام تکان دهنده و کم نظیر مربوط به شمار نفرات شرکت کننده در مراسم و انواع خدمت های فرهنگی و بهداشتی و درمانی و امنیتی ، و تشریح صحنه های بزرگ و بی نظیر دینی و اجتماعی ، خواننده را به گوشه هایی از عظمت بی نظیر « مراسم پیاده روی اربعین حسینی » متوجه می سازد .
در این کتاب مشخص شده است که زیارت امام حسین (علیه السلام) و حرکت به سوی کربلای معلّی ، و خصوصاً با پای پیاده ، و بالاخص در اربعین حسینی ، یک برنامه عادی و معمولی و یک اقدام متعارف و عامیانه نیست که تشریح ابعاد و آثار و عظمت های آن ، دارای اهمیّت ویژه نباشد ، بلکه یک برنامۀ مقدّس ، حرکت آفرین ، بیدارگر ، حافظ و ناشر هدف بزرگ و تاریخ ساز و نگهدارندۀ دین و دعوت کننده به سوی آرمان های مقدّس اسلامی و قرآنی می باشد و حفظ ارزش های الهی و اسلامی در گروِ این حرکت مقدّس است که گفته اند :
الاسلام محمّدیُّ الحدوث و حسینیّ البقاء
این کتابی که فرا روی خود دارید ، زیارت اربعین حسینی را مورد بررسی قرار داده و دلائل اهمیت و آثار بزرگ آن را از نظر فقهی و تاریخی و اجتماعی مورد توجّه و دقّت قرار داده و فراز و نشیب های آن را در طول تاریخ بیان کرده و عوامل مؤثر و چهره ها و شخصیت های بزرگ دینی و اجتماعی که در موفقیت و عظمت و تأثیرگذاریِ آن نقش داشته اند را مورد اشاره و معرفی قرار داده ، و نشانه ها و شواهد الهی بودن و حقانیت آن برنامه و پرچمداران آن راتشریح کرده و علماء بزرگ و زعمای دینی و مراجع تقلیدی که در موفقیت و گسترش و ماندگاری و نورانیت و قداست و حفظ پاکی و تأثیرگذاریِ آن ، مؤثر بوده اند را معرفی نموده است .
در این مجموعۀ نورانی ، سعی شده است که : موج آفرینی و درخشش و شکوه و عظمت این برنامۀ بی نظیر و سازنده بیان شود ، و آثار تبلیغی و هدایت گریِ آن در تمام شهرها و کشورها ودر همۀ قاره ها ، در حد امکان به نمایش گذاشته شود و جلوه هایی از این عظمت و شکوه و نورانیت و معنویت و انسان سازی و تربیت الهی ، برای آیندگان به یادگار بماند .
و در نتیجه ، اثر بزرگ این کتاب ، تجلّی و درخشش مکتب اهل البیت (علیهم السلام) و به نمایش درآمدنِ عظمت مکتب تشیّع در برابر دید جهانیان و به ثمر رسیدن خون مقدّس سیدالشهداء (علیه السلام) و عزیزان و یارانِ فداکارشان ، و رسیدنِ پیام عاشورا به اقصی نقاط دنیا که پرچمدار آن پیام رسانی ، امام زین العابدین علی بن الحسین (علیهما السلام) و زینب کبری (علیها السلام) و همۀ اسرای نهضت حسینی بوده اند و با قدم قدمِ طیّ مسیر کربلا تا شام ، برنامۀ رساندن پیام نورانی خون مقدّس امام حسین (علیه السلام) به دل های آماده و نسل های آینده را ، پایه گذاری کرده اند .
این کتاب ارزشمند ، با بخش های متنوع و روشنگر خود ، نشان می دهد که در طول قرون و اعصار متمادی و متنوع ، با تمام فراز و نشیب هایی که داشته ، دلدادگان و فداکاران و جان نثارانی وجود داشته اند که با نثار جان و مال و آبرو ، و با به کارگیریِ علم و دانش و هنر و ابتکار و ذوق و خلاقیّت و اندیشه و تدبیرشان ، کوشیده اند که عَلَمی را که امام حسین (علیه السلام) برافراشته اند و خاندان پاک و مطهّرشان بالاخص زین العابدین (علیه السلام) و حضرت زینب (علیها السلام) با خطبه ها و احتجاجات و سخنان بیدارگر و حرکت آفرینشان ، هدفِ مقدّس آن عَلَمِ برافراشته را برای حاضران در صحنه و آیندگان تشریح کرده اند ، برافراشته بماند و چراغ روشنگری و هدایت هر چه فروزان تر سَرِ راه هدایت جویانِ حق طلب ، برافروخته و روشنگر باقی بماند .و در پایان این نوشتار ، لازم می دانم به مطلبی اشاره کنم و آن اینکه :
نویسندۀ این کتاب فردی است سخت کوش و پیگیر ، که در طول سال هائی که با ایشان از نزدیک آشنایی داشته ام و در تهیه و تنظیم و آماده سازیِ کتاب ها و جزوه ها و نشریه های متعدّد و متنوّع ، از زحمات و کوشش های ایشان بهره مند شده ام ، به روح پژوهشگر و سیرۀ مسئولیت پذیری و خدمت گزاری در آستان مقدّس اهل البیت (علیهم السلام) پی برده ام و چه بسا برای به ثمر رسیدن یک اقدام ولائی و مهیّا شدن یک کتاب یا مقاله و یک اثر تبلیغی ، به موقع و در زمان مناسب ، و بدون از دست رفتنِ فرصت ، ایشان تا دیر وقت و یا تا صبح ، بیدار ماندند و کار را به نتیجه رساندند .
برای ایشان دوام موفقیت و ماندنِ در مسیر خدمت به اهل البیت (علیهم السلام) و بهره مندی از عنایات و الطاف حسینی و زینبی را خواستارم .
اصفهان ، حوزۀ علمیّه – میر سیّد حجة موحّد ابطحی موسوی اصفهانی
27 ذی الحجّة الحرام 1447 قمری – خرداد ماه 1405 شمسی
در آستانۀ ماه هدایت و حرکت ، یعنی محرم الحرام 1448 قمری
شیعیان مراسم بزرگ سوگواری در روز اربعین را به دو جهت برگزار می کنند :
الف : به عنوان رسیدن اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به کربلا ، در راه بازگشت به مدینه در چنین روزی ؛ در حالی که جابربن عبدالله انصاری و تنی چند از بنی هاشم ، در ورود به کربلا و زیارت امام حسین (علیه السلام) در همین روز ، بر آنان سبقت گرفته بودند .
ب : اینکه سر مبارک امام حسین (علیه السلام) به بدن شریفش منتقل شده و این زیارت ، به نام زیارت « بازگشت سر به بدن » نیز نام گذاری شده است .
امام صادق (علیه السلام) نيز « زيارت اربعين » را به « صفوان بن مهران جمّال » ، تعليم داد ، كه در آن ، به بزرگداشت اربعين تصريح شده است .(1)
بنابراين زيارت اربعين ، از جمله زيارت هايى است كه از سوى امامان معصوم (علیهم السلام) ، پايه گذارى شد و آنان همواره بر اهميّت آن ، تأكيد مى كردند . از اين جهت ، زيارت اربعين امام حسين (علیه السلام) ، از ثواب فراوانى برخوردار است و كمتر زيارتى است كه به اندازۀ زيارت اربعين امام حسين (علیه السلام) ، از ثواب و فضيلت برخوردار باشد .
پیاده روی ، یک سنّت ریشه دار و کهن است ، اما ، چون مرحوم محدّث نوری (قدس سره) در زمینه این سنّت اقدامات محسوسی را انجام دادند گمان میرود وی مبدع این نوع زیارت است و حال آنکه مرحوم لاریجانی ، مرحوم تهرانی ، مرحوم انصاری ، مرحوم خُمایسی و دیگران قبل از زمان مرحوم محدث (قدس سره) مقیّد به این نوع زیارت بوده اند .
1) . مصباح المتهجد، صص 788-789.
اوضاع سیاسی - اجتماعی عراق بر اثر روی دادن وبای عام ، نهضت مشروطه ایران و حوادث مرتبط با آن ، آغاز جنگ جهانی اول و اشغال عراق توسط انگلیس ، رخ دادن ثورة العشرین ، اخراج علمای ایرانی از عراق ، و سپس روی کار آمدن حکومت پهلوی و کاهش رابطه ایرانیان با علمای نجف به علاوه عواملی دیگر ، رو به کاهش نهاد . ولی از گزارش کتبی ، چون « سیاحت شرق » آقانجفی قوچانی یا منابع دیگر ، مشخص میشود که این سنّت نیکو اگر در زمانهایی ضعیف میشده ، ولی همواره جریان داشته است تا اینکه مصادف با عصر پهلوی دوم ، در عراق ، امثال آیت الله سیدمحمود شاهرودی (قدس سره) در رونق بخشیدن به سنّت زیارت مشایه فعالیتهایی ستودنی انجام دادند .
حتی تصاویر و عکسهایی از علمای شیعه در مسیر زیارت مشایه در این زمان ، در دست است که یکی از معروفترین آنها تصویر مرحوم آیت الله شیخ ابوتراب آل آقا کرمانشاهی است ( که البته گاهی تصویر ایشان در مسیر زیارت را با مرحوم میرزا جواد تبریزی (قدس سره) اشتباه گرفتهاند ) . با اخراج ایرانیها در سالهای منتهی به انقلاب ، و فشار بر حوزۀ علمیّۀ نجف و قتل و تبعید علماء ، اگر چه سنّت یادشده از مسیر رایج نجف به کربلا تقریباً دچار افول شد ، اما علماء اجازه ندادند این سنّت حسنه متروک شود و از مسیر دیگری که هم اکنون به « طریق العلماء » معروف است به زیارت مشایه اقدام نمودند . الحمدللّه بعد از سقوط صدام نیز شاهدیم که این حرکت ، به یک حرکت بینالمللی تبدیل گشته و مایۀ عزّت شیعه شده است .
مهدی آقابابایی
حوزۀ علمیّۀ اصفهان
غدیر 1447 قمری / 1405 شمسی
یکی از دلایل مهم بر اثبات پیاده روی در فقه ، سخن خداوند متعال است که فرموده اند :
( وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنين ) ؛
و میان آنان و آبادی هایی که در آنها برکت نهاده بودیم شهرهای متصل به هم قرار دادیم و میان آنها مسافت راه به اندازه ، مقرر داشتیم ، در این [ راه ] شب ها و روزها ، آسوده خاطر بگردید .(1)
و در آیه ای دیگر نیز می فرمایند :
( وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميق )؛
و در میان مردم برای [ ادای ] حج بانک برآور تا [ زائران ] پیاده و [ سوار ] بر هر شتر لاغری که از هر راه دری می آیند ، به سوی تو روی آورند .(2)
پیاده روی ، مفهومی عبادی است که در آیات و روایات ذکر شده است .
قرآن کریم تبیین کرده که مقصود نهایی از پیاده روی در مراسم حج ، زیارت کعبه یا وقوف در صحرای عرفات یا مزدلفه ( مشعر ) نیست ، بلکه ورای هر یک از آنها مقصود و هدفی است و بزرگ ترین مقصود به تصریح قرآن چنین است :
( رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ ) ؛
پروردگارا ! من [ یکی از ] فرزندانم را در درّه ای بی کشت نزد خانۀ محترم تو سکون دادم تا نماز را به پا دارند ، پس دل های برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده .(3)
نفرمود که سوی خانۀ خدا مایل دار ، بلکه گفت : به سوی آنها گرایش ده که این گونه اهمیت حج را بسته به اهمیّت مقاصد و اهداف آن بیان می کند ؛ زیرا هدف همان اهل بیت (علیهم السلام) از تبار ابراهیم پیامبرند . به این ترتیب پیاده روی برگرفته از آیات حج و بسیاری از آیات دیگر ، گام برداشتن به سوی اهل بیت (علیهم السلام) است که بیان دیگری است از فرمانبرداری بی چون و چرا از این نظام تمدنی موجود در نزد آن ها ، چرا که ایشان جانشینان به حق خدای متعال روی زمین هستند .(1)
قدرت نمایی جهانی شیعه
از مصادیق توصیههای قرآنی است که به قدرتنمایی درمقابل دشمن تأکید می کند :
( وَلْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً )؛(2)
آنان باید در شما سرسختی و شدت یابند.
موجب خشم و وحشت دشمن
قرآن کریم ، توصیه مینماید که مسلمین باید به مسیری گام نهند که موجب خشم و وحشت دشمن میشود :
( وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّار ) ؛(3)
و در هیچ مکانی که اران را به حشم می آورد ، قدم نمی گذارند ، و از هیچ دشمنی انتقام نمی گیرند [ و با نبرد با او به کام دل نمی رسند ].لذا پیادهروی اربعین ، از مصادیق این آیه شریفه است . به همین خاطر ، دشمنان با شیوههای گوناگون ، در تلاشاند که آن را کمرنگ کنند .
تجلّی ایثار و فداکاری
شیعیان عراقی و ... ، پسانداز و داراییهای خود را در اختیار زوّار قرار میدهند گرچه خود به آن نیاز داشته باشند :
( وَیُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَة ) ؛(1)
و آنها بر خود مقدّم می دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند .
تحقق اتحاد جهانی شیعه
در جادۀ 80 کیلومتری ، شیعیان و سایر مسلمانان در کنار هم صحنه زیبایی از وحدت و انسجام جهانی را به وجود آورده به ندای آیۀ 103 سورۀ آلعمران لبیک میگویند :
(وَاعْتَصِمُوابِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاًوَلاتَفَرَّقُوا)؛
و همگی به ریسمان خدا [ قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)] چنگ زنید و پراکنده و گروه گروه نشوید .
در تفاسیر آمده : حبل الله و ریسمان محکم الهی اهل بیت (علیهم السلام) هستند و لاغیر .
عملی شدن بسیاری از آموزههای اسلامی
نظیر میهماننوازی ، مدارا ، صبر ، از خودگذشتگی و ... که در این سفر عملاً خود را نشان می دهد .
زمینه سازی ظهور
تحمل سختی های این سفرزیارتی ( گرما و سرما و... ) نمونهای از تمرین و آمادگی برای سربازی در رکاب حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شمار می رود ، خداوند در سورۀ آلعمران، آیۀ 200 می فرمایند :(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)؛
1) . حشر / 10 .
ای اهل ایمان ! [ در برابر حوادث ] شکیبایی کنید ، و دیگران را هم به شکیبایی وادارید ، و با یکدیگر [چه در حال آسایش و چه در بلا و گرفتاری ] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا [ بر موانع راه سعادت ] پیروز شوید .
این یک قاعدۀ فقهی است که ، پیاده رفتن به سوی عبادت ، خود نیز عبادت است . متون روایی بسیاری در دست است که نشان می دهد رفتن به سوی حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) همانند رفتن به زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دیگر ائمه (علیهم السلام) است و هر گامش ثواب یک حج و عمره دارد . در ادامه برخی از این متون ذکر می شود :
يَا بَشِيرُ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ لَيَغْتَسِلُ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ يَأْتِي قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) عَارِفاً بِحَقِّهِ فَيُعْطِيهِ اللَّهُ بِكُلِّ قَدَمٍ يَرْفَعُهَا وَ [أَوْ] يَضَعُهَا مِائَةَ حِجَّةٍ مَقْبُولَةٍ وَ مِائَةَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ مِائَةَ غَزْوَةٍ مَعَ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ إِلَى أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ أَعْدَاءِ رَسُولِه ؛
ای بشیر ! هرگاه یکی از شما [ ابتدا ] بر کرانۀ رود فرات غسل کند ، سپس به سوی مزار سیدالشهداء (علیه السلام) رود در حالی که عارف به حق اوست ، پس خداوند متعال به ازای هر قدمی که بر می دارد و بر زمین می گذارد، صد حج مقبول به همراه صد عمرۀ مبرور و صد غزوه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در نبرد با دشمنان خدا و رسولش عطا می کند .(1)
همچنین از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده است :
مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَشَدَّ مِنَ الْمَشْيِ وَ لَا أَفْضَلَ ؛خداوند به عبادتی دشوارتر از پیاده روی ، پرستش نشده است و چیزی با فضیلت تر از آن نیست .(2)
اشاره به زیارت اربعین در آیات قرآن کریم
در قرآن کریم دو دسته آیه درباره سفر وجود دارد، یک دسته به طور عام دعوت به سفر میکند و دسته دوم به طور خاص دعوت به زیارت آنهم با پای پیاده مینماید. خداوند متعال در آیه شریفه 109 سوره مبارکه یوسف، میفرماید: «أَفَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ لِلَّذینَ اتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ»، که باتوجه به زمان نزول آیه رایجترین شیوه سفر، سفر با پیاده است .
«بهترین و اوّلین مصداق برای سیر و سفر، سفر با پای پیاده است». و خداوند در آیه 10 سوره جمعه، مقدمهای برای برخورداری از فضائل و برکات الهی برمی شمارد و میفرماید: «فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
سفارش به زیارت با پای پیاده
دسته دوم: آیاتی که به نحو خاص بر سفر با پای پیاده دلالت دارد. خداوند در آیه 27 سوره حج، دستور به زیارت با پای پیاده را هم داده است و آن را بهترین روش زیارت بر میشمارد و سُنّت مینماید . اولین محل زیارت در عالم خانه خدا بود. اولین نقطهای که از زیر دریاها سربرآورد و خشک شد و از زمین از همانجا شروع به گسترش نمود محل کعبه بود که همین نقطه اولین زیارتگاه هم محسوب میشود که اولین زائر آن حضرت آدم (علیه السلام) بود و تمام انبیای الهی این محل را زیارت کردند. «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالًا وَ عَلَی کُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ» «و در میان آدمیان بانگ حج در ده تا پیاده و بر هر شتر لاغری که از هر راه دوری آمده باشد، سوی تو آیند». نکته مهم در این آیه این است که خدای متعال حج با پای پیاده را مقدم بر سواره ذکر فرمود که به خاطر این است که مقام کسانی که باپای پیاده به حج میروند در پیشگاه خدا افضل است چرا که رنج این سفر را بیشتر تحمل میکنند، و به همین دلیل در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) میخوانیم: کسی که پیاده حج میکند در هر گام هفتصد حسنه دارد در حالی که سوارهها در هر گام هفتاد حسنه دارند».
زیارت قبور اوليای دين و به خصوص معصومان (علیهم السلام) مورد سفارش پیشوایان دین است . در این میان، سفارش ویژه بر زیارت امام حسین (علیه السلام) شده است . از جمله ، زیارت سید الشهداء (علیه السلام) در سالروز اربعین حسینی است که در روایت امام صادق و امام عسکری (علیهما السلام) ، بدان سخن رفته است .(1)
ساليان زيادی است که شيعيان در ايام اربعين حسينی با پای پياده به زيارت آن حضرت مشرف می شوند . اين مسأله با همه بازتابهای مثبتی که به همراه دارد، گاهی پرسش هايی را نيز به دنبال داشته است . از جمله آنکه آيا به طور کلّی دليلی بر استحباب زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده، از سوی شرع مقدّس وجود دارد ؟ اين قسمت از نوشتار به دنبال پاسخ از اين پرسش است .
در منابع حديثی اماميّه روايات فراوانی وجود دارد که زيارت امام حسين (علیه السلام) با پای پياده را، تأييد و بدان ترغيب نموده است . بر اساس دسته ای از روايات ، هر قدمی که در مسير زيارت امام حسين (علیه السلام) برداشته می شود دارای اجر و پاداش است . عنوان « قدم برداشتن » نيز مصداق واضحی برای سفر پياده است.
تعدادی ديگر از اين روايات به طور صريح از اين موضوع ياد نمودند . اين روايات با عباراتی مانند : « مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَينِ (علیه السلام) مَاشِياًئ »، به چشم می خورند . واژه « مَاشِياً » صراحت در تأكيد بر این امر دارد .مجموع اين روايات ، مستند قابل قبولی برای جنبۀ شرعی زیارت امام حسین(علیه السلام) با پای پیاده در ایامی مانند اربعین حسینی است .
1) . تهذيب الأحكام ، ج 6، صص 16 و 113 .
برخی از روايات نيز به ذكر پياده روی در حالت خاص برای امام حسين(علیه السلام) می پردازد و يا پياده روی برای زيارت ديگر معصومان (علیهم السلام) را ترغيب می نمايد . همچنين جنبه های ديگری از جمله احيای امر اهل بيت (علیهم السلام) و ... نيز میتواند در جنبۀ شرعی اين پياده روی دخيل باشد ؛ زيرا زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده ، مصداق بارز إحیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) است که در احادیث ائمه (علیهم السلام) بر آن تأکید شده است .
مشروح پاسخ از پرسش فوق را با استناد به سه محور ذیل ارائه می کنیم .
مستند اول پیرامون مشروعیت زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده ، احادیث اهل بیت (علیهم السلام) است . مجموع این روایات، همانطور که خواهید دید ، حجم گستردهای دارد، به همین دلیل این مجموعه میتواند مستند قابل قبولی برای مشروعيت اين امر به شمار رود .
در ادامه مشروح این گزارش ها ، از منابع حديثی اماميه تقديم می گردد :
دستۀ نخست رواياتی است که ثواب هر قدم پياده برای زيارت حضرت امام حسين (علیه السلام) را بيان میكند ؛ بر اساس اين دسته از روايات، هر قدمی که در مسير زيارت امام حسين (علیه السلام) برداشته می شود دارای اجر و پاداش است .بايد دانست واضحترين مصداق واژۀ « خُطْوَةً » و مشتقاتش که در اين مجموعه روايات به کار گرفته شده است ، پياده روی است . از همين جا نتيجه حاصل می شود که زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پياده به طور مطلق ، از جمله در ايام اربعين مطابق مضمون اين دست روايات، مطلوب است .
در اين مجموعه پاداش های متنوعی برای هر قدمی را که زائر بر می دارد ، در نظر گرفته شده است . و اين اختلافات می تواند به جهت اختلاف مراتب معرفت زائر و اموری از اين قبيل باشد .
اين روايات در منابع گوناگون از جمله در دو منبع کهن ، « کامل الزيارات » و « ثواب الاعمال » ، انعکاس دارند . در اين بخش چند روايت از اين مجموعه گزارشها ارائه می گردد :
روايت يکم : الحارث بن المغيرة از امام صادق (علیه السلام): فاذا هم الرجل بزيارته ... فاذا خطا محوها بهذا الاسناد عَنْ صَالِحِ عنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِكَةً مُوَكَّلِينَ بِقَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فَإِذَا هَمَّ بِزِيَارَتِهِ الرَّجُلُ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ ذُنُوبَهُ فَإِذَا خَطَا مَحَوْهَا ثُمَّ إِذَا خَطَا ضَاعَفُوا لَهُ حَسَنَاتِهِ فَمَا تَزَالُ حَسَنَاتُهُ تَضَاعَفُ حَتَّى تُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ ثُمَّ اكْتَنَفُوهُ وَ قَدَّسُوهُ وَ يُنَادُونَ مَلَائِكَةَ السَّمَاءِ أَنْ قَدِّسُوا زُوَّارَ حَبِيبِ اللَّهِ فَإِذَا اغْتَسَلُوا نَادَاهُمْ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) يَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِي فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ نَادَاهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَنَا ضَامِنٌ لِقَضَاءِ حَوَائِجِكُمْ وَ دَفْعِ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ثُمَّ اكْتَنَفوهُم عَنْ أَيْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ حَتَّى يَنْصَرِفُوا إِلَى أَهَالِيهِمْ. (1)
حارث بن مغيره مىگويد : حضرت ابى عبداللَّه (علیه السلام) فرمودند :خداوند متعال فرشتگانى دارد كه موكّل قبر حضرت امام حسين (علیه السلام) مىباشند ، هنگامى كه شخص قصد زيارت آن حضرت را مىنمايد حق تعالى گناهان او را در اختيار اين فرشتگان قرار مىدهد و زمانى كه وى قدم برداشت فرشتگان تمام گناهانش را محو مىكنند ، سپس قدم دوّم را كه برداشت حسناتش مضاعف و دو چندان مىكنند و پيوسته با قدمهائى كه برمىدارد
1) . ثواب الأعمال ، ص 91.
حسناتش مضاعف مىگردد تا به حدّى مىرسد كه بهشت برايش واجب و ثابت مىگردد ، سپس اطرافش را گرفته و تقديسش مىكنند و فرشتگان آسمان نداء داده و مىگويند : زوّار دوست دوست خدا را تقديس نمائيد . و وقتی زوّار غسل کردند حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ایشان را مورد نداء قرار داده و می فرماید : ای مسافران خدا! بشارت باد بر شما که در بهشت با من هستید . سپس امیرالمؤمنین (علیه السلام) به ایشان نداء نموده و می فرمایند : من ضامنم که حوائج شما را برآورده نموده و بلا را در دنیا و آخرت از شما دفع کنم، سپس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با ایشان زا طرف راست و چپ ملاقات فرموده تا بالاخره به اهل خود باز گردند .(1)
روايت دوم : ابان بن تغلب از امام صادق (علیه السلام) : من زار الحسين (علیه السلام) كتب الله له بكل خطوة ...
حَدَّثَنِي أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَينِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِي بْنِ السُّحْتِ الْخَزَّازِ قَالَ حَدَّثَنَا حَفْصٌ الْمُزَنِي عَنْ عُمَرَ بْنِ بَياضٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ لِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ... مَنْ زَارَ الْحُسَينَ (علیه السلام) كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَيئَة ؛ (2)ابان بن تغلب می گويد : امام صادق (علیه السلام) فرمودند : ... هر که امام حسين (علیه السلام) را زيارت کند ، خداوند متعال در ازای هر قدم يک حسنه برای او می نويسد و در برابر هر قدمی که بر می دارد يک گناه از او محو می کند .
روايت سوم : عبد الله بن مسكان از امام صادق (علیه السلام): ويكتب له بكل خطوة خطاها
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيرِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِي بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِي عَنْ
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ زَارَ الْحُسَينَ (علیه السلام) مِنْ شِيعَتِنَا لَمْ يرْجِعْ حَتَّى يغْفَرَ لَهُ كُلُّ ذَنْبٍ وَ يكْتَبَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا وَ كُلِّ يدٍ رَفَعَتْهَا دَابَّتُهُ أَلْفُ حَسَنَةٍ وَ مُحِي عَنْهُ أَلْفُ سَيئَةٍ وَ تُرْفَعُ لَهُ أَلْفُ دَرَجَةٍ؛(1)
عبد الله بن مسکان از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند : هر يک از شيعيان ما که امام حسين (علیه السلام) را زيارت کند ، پيش از آنکه برگردد ، تمام گناهانش آمرزيده می شود و در ازای هر قدمی که بر می دارد و هر دستى كه می رود اسبش را حرکت داده و می راند ، هزار ثواب نوشته و هزار گناه از او پاک شده و هزار درجه به او داده می شود .
روايت چهارم : قدامة بن مالك از امام صادق (علیه السلام): من زار الحسين (علیه السلام) محتسبا ... يكتب له بكل خطوة حجة
حَدَّثَنِي أَبِي وَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يحْيى الْعَطَّارِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيمَانَ النَّيسَابُورِي قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْيمَانِي عَنْ مَنِيعِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ يونُسَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ [عَبْدِالرَّحْمَنِ] عَنْ قُدَامَةَ بْنِ ملك [مَالِكٍ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ زَارَ الْحُسَينَ مُحْتَسِباً لَا أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا رِياءً وَ لَا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ كَمَا يمَحَّصُ الثَّوْبُ بِالْمَاءِ فَلَا يبْقَى عَلَيهِ دَنَسٌ وَ يكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حِجَّةٌ وَ كُلِّ مَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ ؛(2)
قدامة بن مالک از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: که حضرت فرمودند : كسى كه به اميد اجر و ثواب و نه از روى تكبر و رياء ، به زيارت امام حسين (علیه السلام) برود ، گناهانش پاك می شود همان طور كه لباس به وسيله آب پاك مىگردد و در ازای
هر قدمى كه بر می دارد ، ثواب يك حج به او داده می شود و هر گاه قدمش را از روى زمين بلند می کند ، ثواب يک عمره برايش نوشته می شود .
روايت پنجم : بشير الدهان از امام صادق (علیه السلام): فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ...
أَبِي (رحمه الله) قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيَخْرُجُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ- ثُمَّ لَمْ يَزَلْ يُقَدَّسُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّى يَأْتِيَهُ فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ عَبْدِي سَلْنِي أُعْطِكَ ادْعُنِي أُجِبْكَ اطْلُبْ مِنِّي أُعْطِكَ سَلْنِي حَاجَةً أقضيها [أَقْضِهَا] لَكَ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعْطِيَ مَا بَذَلَ ؛
بشير دهّان مىگويد : حضرت ابى عبد اللَّه (علیه السلام) فرمودند :شخصى كه به زيارت قبر حضرت حسين بن على (علیهما السلام) مىرود ، زمانى كه از اهلش جدا شد با اولين گامى كه برمىدارد تمام گناهانش آمرزيده مىشود سپس با هر قدمى كه برمىدارد پيوسته تقديس و تنزيه شده تا به قبر برسد و هنگامى كه به آنجا رسيد حق تعالى او را خوانده و با وى مناجات نموده و مىفرمايد : بندۀ من ! از من بخواه تا به تو اعطاء نمايم ، من را بخوان اجابتت نمايم ، از من طلب كن به تو بدهم، حاجتت را از من بخواه تا برايت روا سازم.
راوى مىگويد، امام (علیه السلام) فرمودند : و بر خداوند متعال حق و ثابت است آنچه را كه بذل نموده اعطاء فرمايد .(1)
روايت ششم : سدير صيرفي از امام باقر (علیه السلام): ما أتاه عبده فخطا خطوة ...
حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيرِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ
1) . ترجمه ذهنى تهرانى ، ص 432 ، ح 2.
بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَينِ بْنِ الْحَكَمِ النَّخَعِي عَنْ أَبِي حَمَّادٍ الْأَعْرَابِي عَنْ سَدِيرٍ الصَّيرَفِي قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَذَكَرَ فَتًى قَبْرَ الْحُسَينِ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) مَا أَتَاهُ عَبْدٌ فَخَطَا خُطْوَةً إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ حَطَّ عَنْهُ سَيئَةً ؛(1)
سدير صيرفی می گويد : نزد امام باقر (علیه السلام) بوديم ، جوانى سخن از قبر امام حسين (علیه السلام) به ميان آورد ، امام (علیه السلام) فرمود : بندهاى به زيارت امام حسين (علیه السلام) نمی رود و قدمى بر نمی دارد مگر آنكه خداوند متعال براى او يك حسنه نوشته و يك گناه از او پاك مىكند .روايت هفتم : ابان بن تغلب از امام صادق (علیه السلام): من زار الحسين (علیه السلام) كتب الله له بكل خطوة حسنة ...
حَدَّثَنِي أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنِ السُّحْتِ الْخَزَّازِ قَالَ حَدَّثَنَا حَفْصٌ الْمُزَنِيُّ عَنْ عُمَرَ بْنِ بَيَاضٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ لِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ يَا أَبَانُ مَتَى عَهْدُكَ بِقَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) قُلْتُ لَا وَ اللَّهِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا لِي بِهِ عَهْدٌ مُنْذُ حِينٍ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ أَنْتَ مِنْ رُؤَسَاءِ الشِّيعَةِ تَتْرُكُ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) لَا تَزُورُهُ- مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ (علیه السلام) كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَيِّئَةً وَ غَفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ يَا أَبَانُ لَقَدْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ (علیه السلام) فَهَبَطَ عَلَى قَبْرِهِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ شُعْثٌ غُبْرٌ يَبْكُونَ عَلَيْهِ وَ يَنُوحُونَ عَلَيْهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ؛ (2)
ابان بن تغلب گويد : امام صادق (علیه السلام) به من فرمود : ای ابان ! آخرين بار كی به زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) رفتی ؟
گفت: قسم به خدا ای پسر رسول خدا ! مدت طولانی است كه به زيارت حضرت نرفتهام !
فرمودند : سبحان الله العظيم ! تو كه از رؤسای شيعيان هستی زيارت امام حسين (علیه السلام) را ترك میكنی و حضرت را زيارت نمیكنی ؟! هر كس امام حسين (علیه السلام) را زيارت كند خدا برای او در مقابل هر قدم حسنهای نوشته و به هر قدم يك سيئه را پاك میكند و گناهان گذشته و آيندۀ او را میآمرزد ؛ ای ابان ! وقتی امام حسين (علیه السلام) كشته شدپس هفتاد هزار ملك آشفته و غبار آلود بر كنار قبر او فرود آمده و تاروز قيامت بر او گريه و نوحه سرایی مینمایند !
اين دسته از روايات ، به زيارت امام حسين (علیه السلام) با پای پياده ترغيب می کند . دلالت و گویایی این سری روايات به قدری روشن است که مجالی برای توضیح نمی گذارد . به همین دلیل ، اين دسته روايات به نوبۀ خود دليل قابل قبولی برای جواز زیارت امام حسین (علیه السلام) با پياده ، از جمله در ايام اربعين حسینی به شمار می روند . مطابق اين روايات ، زائر پياده اجر فراوان دارد . کسب يک ثواب ، هزار ثواب ، پاک شدن يک گناه يا ده ها گناه ، نمونههايی از اين ثواب هاست . بايد توجه داشت اختلاف ثواب ها می تواند به جهت اختلاف مراتب معرفت زائر و اموری از اين دست باشد . هر اندازه معرفت زائر بيشتر باشد ، زيارت او از کيفيت بهترى برخوردار است و به طور طبيعی پاداش بيشترى خواهد داشت به همين دليل ممکن است يک زائر با زيارتش يک ثواب کسب کند و ديگری ده يا هزار ثواب و يا بيشتر ببرد . اين گروه روايات در منابع گوناگون اماميه از جمله دو منبع متقدم « کامل الزيارت » ابن قولويه (رحمه الله) و « ثواب الاعمال » شيخ صدوق (رحمه الله) و همچنين ديگر كتب باز تاب دارد . در ادامه به چند روايت از اين مجموعه گزارش ها بسنده می نماییم :
روايت يکم : ابو الصامت از امام صادق (علیه السلام): من اتی قبر الحسين ماشيا ...
حَدَّثَنِي عَلِي بْنُ الْحُسَينِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيهِ وَ جَمَاعَةٌ رَحِمَهُمُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِالْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ جَابِرٍ الْمَكْفُوفِ عَنْ أَبِي الصَّامِتِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنْ أَتَى الْحُسَيْنَ (علیه السلام) مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ فَإِذَا أَتَيْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَيْكَ وَ امْشِ حَافِياً وَ امْشِ بِمَشْيِ [مَشْيَ] الْعَبْدِ الذَّلِيلِ فَإِذَا أَتَيْتَ بَابَ الْحَائِرِ فَكَبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً وَ صَلِّ عِنْدَهُ وَ اسْأَلْ [سَلِ اللَّهَ] حَاجَتَكَ ؛
حضرت ابى عبد اللَّه (علیه السلام) مىفرمایند :
كسى كه پياده به زيارت حضرت امام حسين (علیه السلام) برود ، در مقابل هر قدمى كه بر مىدارد خدا اجر هزار حسنه برايش نوشته و هزار گناه از نامه عملش محو كرده و هزار درجه مقامش را بالا مىبرد و هر گاه به فرات رسيدى ، غسل كن و كفشهايت را به دست گير و پاى برهنه همچون بندۀ ذليل و خوار حركت كن و وقتى به درب حائر رسيدى چهار مرتبه « تكبير » بگو و نماز بخوان و سپس حاجتت را از خدا بخواه .(1)
روايت دوم : علی بن ميمون الصائغ از امام صادق (علیه السلام): مَنْ أَتَاهُ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً
حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَينِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَلِي بْنِ مَيمُونٍ الصَّائِغِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: يا عَلِي! زُرِ الْحُسَينَ وَ لَا تَدَعْهُ قَالَ قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ قَالَ: مَنْ أَتَاهُ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيئَةً وَ
1) . كامل الزيارات ، ترجمه ذهنى تهرانى ، ص 695، باب 79 ، زیارت نوزدهم ؛ كامل الزيارات ، ص 134، باب 54 ، ح 6 .
رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً ، ً فَإِذَا أَتَاهُ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَكَيْنِ يَكْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِيهِ مِنْ خَيْرٍ وَ لَا يَكْتُبَانِ مَا يَخْرُجُ مِنْ فِيهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَيْرَ ذَلِكَ فَإِذَاانْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا يَا وَلِيَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَكَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِهِ وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَيْنِكَ أَبَداً وَ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَطْعَمُكَ أَبَداً ؛(1)
علی بن ميمون از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند : ای علی ! حسين (علیه السلام) را زيارت کن و زيارت او را ترک مکن . عرض کردم : ثواب کسی که آن حضرت را زيارت کند چيست ؟ فرمودند : کسی که با پای پياده به زيارت امام حسين (علیه السلام) برود ، خداوند در ازای هر قدمی که بر می دارد ، يک حسنه برای او می نويسد و يک گناه از او محو می کند و يک درجه مرتبه ا ش را بالا می برد و وقتی به زیارت رفت ، حق تعالی دو فرشته را موکّل او می فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد می باشد را ننویسند وقتی برگشت با او وداع کرده و به وی می گویند : ای ولیّ خدا ! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت و رسولش می باشی و خداوند هرگز چشمانت را به آتش جهنم بینا نمی کند و آتش نیز تو را ابداً نخواهد دید و تو را طعمۀ خود نخواهد نمود .
روايت سوم : ابو سعيد القاضي از امام صادق (علیه السلام): من اتي قبر الحسين (علیه السلام) ماشيا
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِي الرَّزَّازُ عَنْ خَالِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَينِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ بَشِيرٍ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْقَاضِي: ... سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يقُولُ مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَينِ (علیه السلام) مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ وَ بِكُلِّ قَدَمٍ يرْفَعُهَا وَ يضَعُهَا عِتْقَ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيل …(2)
ابو سعيد قاضی می گويد : از امام صادق (علیه السلام) شنيدم که فرمود : کسی که با پای پياده امام حسين (علیه السلام) را زيارت کند ، خداوند متعال در ازای هر قدمی که بر می دارد و می گذارد ، ثواب آزاد كردن بندهاى از اولاد حضرت اسماعيل (علیه السلام) را به او مىدهد .
روايت چهارم : الحسين بن ثوير بن ابی فاختة از امام صادق (علیه السلام)
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يحْيى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عُبَيدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي بْنِ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْجَبَّارِ النَّهَاوَنْدِي عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَينِ بْنِ ثُوَيرِ بْنِ أَبِي فَاخِتَةَ قال، قَالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَا حُسَيْنُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیهما السلام) إِنْ كَانَ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَةً حَتَّى إِذَا صَارَ فِي الْحَائِرِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِينَ الْمُنْتَجَبِينَ [الْمُفْلِحينَ الْمُنْجِحِينَ] حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِينَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى ؛
حسين بن ثوير بن أبى فاخته مىگويد : حضرت ابو عبد اللَّه (علیه السلام) فرمودند :
اى حسين ! كسى كه از منزلش بيرون آيد و قصدش زيارت قبر حضرت حسين بن على (علیهما السلام) باشد اگر پياده رود خداوند منّان به هر قدمى كه برمىدارد يك حسنه برايش نوشته و يك گناه از او محو مىفرمايد تا زمانى كه به حائر برسد و پس از رسيدن به آن مكان شريف حق تبارك و تعالى او را از رستگاران قرار مىدهد تا وقتى كه مراسم و اعمال زيارت را به پايان برساند كه در اين هنگام او را از فائزين محسوب مىفرمايد تا زمانى كه اراده مراجعت نمايد در اين وقت فرشتهاى نزد او آمده و مىگويد : رسول خدا(علیه السلام) سلام رسانده و به تو مىفرمايد : از ابتداء عمل را شروع كن ، تمام گناهان گذشتهات آمرزيده شد .(1)
1) . كامل الزيارات ، ص 132، باب 49 ، ح 1؛ كامل الزيارات ، ترجمه ذهنى تهرانى ، ص 431، ح 1.
روايت اول: مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام): فلك بكل قدم رفعتها او وضعتها ...
در اين روايت امام صادق (علیه السلام) ثواب خاصی را برای هر قدمی كسی كه به زيارت سيد الشهدا (علیه السلام) رفته و زيارت مذكوره توسط ايشان را بخواند بيان میفرمايند :
حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِيِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْكَرِيمِ أَبِي عَلِي، عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِلْمُفَضَّلِ كَمْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) قُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَوْمٌ وَ بَعْضُ يَوْمٍ آخَرَ قَالَ فَتَزُورُهُ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَالَ أَ لَا أُبَشِّرُكَ أَ لَا أُفَرِّحُكَ بِبَعْضِ ثَوَابِهِ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ فَقَالَ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ لَيَأْخُذُ فِي جِهَازِهِ- وَ يَتَهَيَّأُ لِزِيَارَتِهِ فَيَتَبَاشَرُ بِهِ أَهْلُ السَّمَاءِ فَإِذَا خَرَجَ مِنْ بَابِ مَنْزِلِهِ رَاكِباً أَوْ مَاشِياً- وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَكٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتَّى يُوَافِيَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام)... ثُمَّ تَسْعَى فَلَكَ بِكُلِّ قَدَمٍ رَفَعْتَهَا وَ وَضَعْتَهَا كَثَوَابِ الْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا سَلَّمْتَ عَلَى الْقَبْرِ فَالْتَمِسْهُ بِيَدِكَ وَ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِه ؛جابر جعفى می گوید : حضرت ابو عبد اللَّه (علیه السلام) ، به مفضّل فرمودند :
فاصله بين شما تا قبر مطهّر امام حسين (علیه السلام) چه مقدار است ؟
وى عرض كرد : پدر و مادرم فدايت شوند يك روز و مقدارى از يك روز .
حضرت فرمودند : آيا قبر آن حضرت را زيارت مىكنى ؟
عرض كردم : بلى .
فرمودند : آيا بشارت بدهم تو را ؟ آيا شاد و مسرور بنمايم تو را به واسطه پارهاى از ثوابهاى آن ؟
عرض كردم : بلى فدايت شوم .
مفضّل گفت: حضرت به من فرمودند:
هر گاه يك نفر از شما اثاثيه سفرش را بر مىداد و آماده مىشود براى زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) اهل آسمان به او بشارت مىدهند و وقتى از درب خانهاش بيرون رفت چه سواره و چه پياده خداوند منّان چهار هزار فرشته را بر او موكّل مىفرمايد كه بر وى تحيّت و درود فرستند تا به قبر مطهّر حضرت امام حسين (علیه السلام) برسد ... سپس از درب حرم حركت كن و به طرف قبر برو كه براى هر قدمى كه از زمين برداشته و بر روى آن مىگذارى ثوابى همچون ثواب كسى كه در راه خدا به خون خود آغشته شده مىباشد و وقتى بر قبر سلام دادى دست خود را به آن بكش و بگو: سلام بر تو اى حجّت خدا در آسمان و زمين .(1)
روايت دوم : بشير دهان از امام صادق (علیه السلام)
در اين روايت امام صادق (علیه السلام) ثواب پياده رفتن به قبر سيد الشهدا (علیه السلام) در روز عرفه برای كسی كه در فرات غسل كند را بيان میفرمايند ؛ البته اين روايت با دو متن بيان شده است :
متن اوّل مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) رُبَّمَا فَاتَنِي الْحَجُّ فَأُعَرِّفُ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فَقَالَ أَحْسَنْتَ يَا بَشِيرُ أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) عَارِفاً بِحَقِّهِ فِي غَيْرِ يَوْمِ عِيدٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِشْرِينَ حَجَّةً وَ عِشْرِينَ عُمْرَةً مَبْرُورَاتٍ مَقْبُولَاتٍ وَ عِشْرِينَ حَجَّةً وَ عُمْرَةً مَعَ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ إِمَامٍ عَدْلٍ وَ مَنْ أَتَاهُ فِي يَوْمِ عِيدٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ حَجَّةٍ وَ مِائَةَ عُمْرَةٍ وَ مِائَةَ غَزْوَةٍ مَعَ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ إِمَامٍ عَدْلٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ كَيْفَ لِي بِمِثْلِ الْمَوْقِفِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيَّ شِبْهَ الْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ لِي
1) . كامل الزيارات ، ص 207 ؛ كامل الزيارات ، ترجمه ذهنى تهرانى ، ص 666و 667، باب 79، زیارت پنجم .
يَا بَشِيرُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) يَوْمَ عَرَفَةَ وَ اغْتَسَلَ مِنَ الْفُرَاتِ ثُمَّ تَوَجَّهَ إِلَيْهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً بِمَنَاسِكِهَا وَ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ وَ غَزْوَةً ؛ (1)
بشير دهان میگويد به محضر مبارک امام صادق (علیه السلام) عرض كردم : گاهی اوقات حج از من فوت میشود ولی روز عرفه را در كنار قبر امام حسين (علیه السلام) میروم ؛ حضرت فرمودند : كار نيكی انجام دادی ای بشير! كسی كه عارف به حق سيد الشهداء (علیه السلام) باشد و در غير روز عيد به نزد قبر حضرت بيايد خدای متعال برای او ثواب بيست حج و بيست عمره مبرور و مقبول و بيست غزوه به همراه نبی مرسل يا امام عادل مینويسد ؛ و كسی كه در يك روز عيد به نزد قبر حضرت بيايد خدا برای او ثواب صد حج و صد عمره و صد غزوه به همراه پيامبر مرسل يا امام عادل مینويسد ، وكسی كه در روز عرفه عارفاً به حق سيد الشهداء(علیه السلام) به نزد قبر حضرت بيايد خدا برای او ثواب هزار حج و هزار عمرهمقبول و هزار جهاد به همراه نبیّ مرسل و يا امام عادل مینويسد ؛ به حضرت عرض كردم و چگونه میتوانم مثل كسی باشم كه در عرفات است ؟!
حضرت در حالتی شبيه خشم به من فرمودند : ای بشير ! به درستی كه مؤمن وقتی به قبر حسين (علیه السلام) در روز عرفه می آيد و در فرات غسل می كند و به سمت قبر حضرت میرود، خدا برای او به هر قدمی يك حج را با مناسك آن می نويسد و سپس فرمود و يك جهاد !
متن دوم :
حَدَّثَنِي أَبِي رحمه الله وَ جَمَاعَةُ أَصْحَابِي رحمهم الله، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ جَمِيعاً، عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ ،عَنْ يَحْيَى الْخَادِمِ لِأَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي (علیه السلام) ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ: وَ هُوَ نَازِلٌ بِالْحِيرَةِ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنَ الشِّيعَةِ فَأَقْبَلَ إِلَيَّ بِوَجْهِهِ فَقَالَ يَا بَشِيرُ أَ حَجَجْتَ الْعَامَ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ
1) . كامل الزيارات ، ص 170، باب 70 ، ح 2؛ كامل الزيارات ، ترجمه ذهنى تهرانى ، ص 561.
لَا- وَ لَكِنْ عَرَّفْتُ بِالْقَبْرِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فَقَالَ يَا بَشِيرُ وَ اللَّهِ مَا فَاتَكَ شَيْءٌ مِمَّا كَانَ لِأَصْحَابِ مَكَّةَ بِمَكَّةَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فِيهِ عَرَفَاتٌ فَسِّرْهُ لِي فَقَالَ: يَا بَشِيرُ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ لَيَغْتَسِلُ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ يَأْتِي قَبْرَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) عَارِفاً بِحَقِّهِ فَيُعْطِيهِ اللَّهُ بِكُلِّ قَدَمٍ يَرْفَعُهَا وَ [أَوْ] يَضَعُهَا مِائَةَ حِجَّةٍ مَقْبُولَةٍ وَ مِائَةَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ مِائَةَ غَزْوَةٍ مَعَ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ إِلَى أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ أَعْدَاءِ رَسُولِهِ [إِلَى أَعْدَى عَدُوٍّ لَهُ يَا بَشِيرُ] يَا بَشِيرُ اسْمَعْ وَ أَبْلِغْ مَنِ احْتَمَلَ قَلْبُهُ مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ (علیه السلام) يَوْمَ عَرَفَةَ كَانَ كَمَنْ زَارَ اللَّهَ فِي عَرْشِهِ ؛ (1)
بشير دهان می گويد : از امام صادق (علیه السلام) شنيدم كه به همراه گروهی از شيعه به سمت حيره می رفت ؛ به من رو كرده و فرمودند : ای بشير! آيا امسال حج به جا آوردی ؟ گفتم: فدای شما بشوم ، خير ولی عرفه در كنار قبر حسين (علیه السلام) بودم؛ فرمودند : ای بشير! قسم به خدا چيزی از آنچه برای اصحاب مكه در مكه بود ، از تو فوت نشده است ؛ گفتم: قربان شما شوم، آنجا عرفات هم هست ، ( چگونه ممكن است من از آنها بهره كمتری نبرده باشم ) برای من توضيح دهيد؛ فرمودند : ای بشير ! وقتی يكی از شما در ساحل فرات غسل می كند و سپس به قبر حسين بن علی (علیهما السلام) عارفاً بحقه می رود، خدا به او به هر قدمی كه بردارد و يا بگذارد ، صد حج مقبول و صد عمره مبرور و صد جهاد همراه پيامبر مرسل بر ضد دشمنان خدا و رسولش می دهد ؛ ای بشير ! بشنو و اين را به كسی كه قلب وی توانايی داشته باشد بگو! كسی كه حسين (علیه السلام) را زيارت كند مانند كسی است كه خدا را در عرش زيارت كرده باشد !
روايت سوم : رفاعة بن موسی النخاس از امام صادق (علیه السلام)
اين روايت در مورد كسی است كه در ايام عادی پياده به نزد قبر حضرت (علیه السلام) رفته و در فرات غسل كند :
1) . كامل الزيارات ، ص172 ، باب 70 ، ح 9 .
حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُبَيْدِاللَّهِ الْمُوسَوِيُّ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ نَهِيكٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الْفِرَاشِيِّ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الطَّحَّانِ، عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ، عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى النَّحَّاسِ، عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) ، قَالَ: إِنَّ مَنْ خَرَجَ إِلَى قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ بَلَغَ الْفُرَاتَ وَ اغْتَسَلَ فِيهِ وَ خَرَجَ مِنَ الْمَاءِ [فَاغْتَسَلَ بِمَاءِ الْفُرَاتِ وَ خَرَجَ] كَانَ كَمِثْلِ الَّذِي خَرَجَ مِنَ الذُّنُوبِ، فَإِذَا مَشَى إِلَى الْحَائِرِ [الْحَيْرِ] لَمْ يَرْفَعْ قَدَماً وَ لَمْ يَضَعْ أُخْرَى إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَيِّئَاتٍ ؛ (1)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند : كسی كه عارف به حق امام حسين (علیه السلام) باشد و به زيارت آن حضرت رفته و به فرات برسد و در آنغسل كند و از آب بيرون آيد مانند كسی است كه از گناهان بيرون آمده باشد ؛ پس وقتی كه پياده به حائر برود قدم از قدم بر نمی دارد مگر اينكه خدا برای او ده حسنه نوشته واز او ده سيئه پاك میكند !
تعدادی از گزارش های روایی ، اگر چه دلالت مستقیم بر زیارت امام حسین (علیه السلام) با پیاده ندارد ، اما می توان از آنها به عنوان شواهدی برای جواز این امر استفاده نمود .
قرینۀ نخست ، آن دسته روایاتی است که می گوید : شایسته است زائر با حالت غبار آلود ، به زیارت امام حسین (علیه السلام) برود . روشن است پیاده روی برای زیارت سالار شهیدان (علیه السلام) ، از جمله طُرُقی است که این حالت را به دنبال دارد .
ممکن است این پرسش مطرح شود: عباراتی مانند « مَكْرُوباً شَعِثاً مُغْبَرّاً »، به مقتضای مسافرت با امکانات آن روزگار است ؛ زیرا در آن روزگار مسافرت با مرکب بود و این به خودی خود غبارآلودگی و ... را به همراه داشت. در واقع، امام (علیه السلام)
1) . كامل الزيارات ، ص 187 ، باب 75 ، ح 9 .
وصف زیارت آن روزگار را می کند نه آنکه در این ایام هم که امکانات پیشرفته فراهم است انسان به گونهای مسافرت کند که غبار آلود گردد .
در پاسخ از این پرسش باید گفت : همانطور که از روایت ذیل بر می آید، نفس چنین عملی مطلوب است، نه آنکه توصیف مسافرت های آن روزگار بوده باشد .
روايت یکم :
حَدَّثَنِي أَبِي وَ أَخِي وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ غَيْرُهُمْ رَحِمَهُمُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عَلِيِّبْنِ الْحَكَمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فَزُرْهُ وَ أَنْتَ كَئِيبٌ حَزِينٌ مَكْرُوبٌ شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً فَإِنَّ الْحُسَيْنَ قُتِلَ حَزِيناً مَكْرُوباً شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً ...؛ (1)
امام صادق (علیه السلام): هنگامى كه خواستی حسين (علیه السلام) را زیارت کنی ، پس او را با حالى غمگين و اندوهناك و ناراحت و ژوليده و گرفته و گرسنه و تشنه زيارت کن؛ زيرا حسین (علیه السلام) در حالى كه غمگين و ناراحت و ژوليده و گرفته و گرسنه و تشنه بود، كشته شد .
روايت دوم :
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ (رحمه الله) قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا زُرْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِينٌ مَكْرُوبٌ شَعِثٌ مُغْبَرٌّ جَائِعٌ عَطْشَانُ فَإِنَّ الْحُسَيْنَ (علیه السلام) قُتِلَ حَزِيناً مَكْرُوباً شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً ...؛ (2)
امام صادق (علیه السلام): اگر خواستی حسین (علیه السلام) را زیارت کنی، با حالتى محزون و اندوهگين و ژوليده موى و غبار آلود و گرسنه و عطشان به زيارت او برو؛
زيرا كه حسين (علیه السلام) در حالى كه محزون و اندوهگين و ژوليده موى و غبار آلود و گرسنه و تشنه بود، كشته شد .
در برخی روايات، زيارت امير مؤمنان (علیه السلام) با پای پياده سفارش شده است . اين روايات به نوبۀ خود می تواند شاهدی بر جواز پياده روی به زيارت معصومان (علیهم السلام) از جمله امام حسين (علیه السلام) باشد؛ زيرا می توان ادعا نمود اين گزارش ها از مطلوبيت اين امر نزد ائمه (علیه السلام) حکايت دارند و شخص امام علی (علیه السلام) خصوصيتی ندارد .
روايت يکم :
مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ وَجَدْتُ فِي كِتَابٍ كَتَبَهُ بِبَغْدَادَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الرَّازِي عَنِ الْحُسَينِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الصَّيمَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ زَارَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً وَ عُمْرَةً فَإِنْ رَجَعَ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَينِ وَ عُمْرَتَينِ ؛(1)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند : کسی که امير مؤمنان (علیه السلام) را با پای پياده زيارت کند ، خداوند متعال در ازای هر قدمی که آن شخص بر می دارد ، يک حج و عمره برايش می نويسد . و اگر پياده بر گردد ، خداوند در برابر هر گامی که او بر می دارد ، دو حج و دو عمره برايش ثبت می کند .
روايت دوم :
عَنْهُ [مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُد] عَنْ أَبِي الْحُسَينِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُجَاوِرِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدِ بْنُ الْمُغِيرَةِ الْكُوفِي قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَينُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ أَخِيهِ جَعْفَرٍ عَنْ رِجَالِهِ يرْفَعُهُ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (علیه السلام) وَ قَدْ ذُكِرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي بْنُ أَبِي طَالِبٍ(علیهما السلام) فَقَالَ ابْنُ مَارِدٍ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا لِمَنْ زَارَ جَدَّكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) فَقَالَ:
1) . تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 20.
يا ابْنَ مَارِدٍ! مَنْ زَارَ جَدِّي عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً مَقْبُولَةً وَ عُمْرَةً مَبْرُورَةً وَ اللَّهِ يا ابْنَ مَارِدٍ مَا يطْعِمُ اللَّهُ النَّارَ قَدَماً اغْبَرَّتْ فِي زِيارَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) مَاشِياً كَانَ أَوْ رَاكِباً يا ابْنَ مَارِدٍ اكْتُبْ هَذَا الْحَدِيثَ بِمَاءِ الذَّهَبِ ؛(1)
حسين بن محمد بن مالك از برادرش جعفر و او از روايتكنندگانش كه آن را به آخرين راوى می رساند ، گفته است : نزد امام صادق (علیه السلام) بودم كه نام امير المؤمنين (علیه السلام) به ميان آمد ، ابن مارد گفت : کسی که زيارت امام علی (علیه السلام) برود چه پاداشی دارد ؟ امام (علیه السلام) فرمودند : اى پسر مارد! هر كه جدّم امير المؤمنين (علیه السلام) را زيارت نمايد در حالى كه به او معرفت داشته باشد ، خداوند متعال براى او به ازای هر گام ، حج و عمره مقبول می نويسد . اى پسر مارد ! به خدا سوگند ! خداوند گامى را كه در برای زيارت امير المؤمنين (علیه السلام) غبار آلود گردد ، حال پياده باشد يا سواره، به آتش نمی سوزاند . ای پسر مارد ! اين حديث را با آب طلا بنويس .
ائمه (علیهم السلام) بر زنده نگه داشتن یاد آنها ، همچنین رساندن پیامشان، سفارش اکید دارند . در آموزههای دینی ، این مهم با مفاهیمی مانند « اِحیاء امر » به چشم می آید . امام صادق (علیه السلام) در روایتی میفرماید : « رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا ».(2)آنچه از سخن امام صادق (علیه السلام) قابل برداشت است آنکه « إحیاء امر » اهل بیت (علیهم السلام) به طور مطلق و با هر شکلی ، مطلوب است . بنا بر این ؛ هر عملی را که در راستای زنده نگه داشتن نام و یاد اهل بیت (علیهم السلام) و ترویج معارف آنها باشد ، مورد پسند است .
بدون تردید امروزه زیارت سالار شهیدان (علیهم السلام) با پای پیاده در ایامی چون اربعین حسینی ، با آن همه شور و شوق وصف ناشدنی که در آن مشاهده می شود ،
شکوهمندترین شکل ممکن برای زنده نگه داشتن راه و رسم امام حسین (علیه السلام) است . به جرأت می توان ادعا نمود ، کمتر مراسمات مذهبی پیدا می شود که بتواند پیام عاشورا را با این شکوه و قداست به گوش جهانیان برساند .
بنا بر این؛ اگر هیچ دلیل دیگر بر جواز پیاده روی زیارت امام حسین (علیه السلام) نباشد ، تنها مطلب فوق، به نوبه خود دلیل کافی بر مشروعیت این امر به شمار می رود .
اندیشمندان امامیّه ، با استمداد از کلمات اهل بیت (علیهم السلام) ، قائل به استحباب زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده شده و این مسأله را در میراث فقهیشان مطرح نمودند . آنچه در پی می آید نمونههایی از آراء فقهاء امامیه در این باره است .
شیخ صدوق (قدس سره) در کتاب «ثواب الأعمال» زیارت امام حسین (علیه السلام) را از جمله کارهای مستحبی برمی شمرد و دو روایت « مَنْ خَرَجَمِنْ مَنْزِلِهِ يرِيدُ زِيارَةَ قَبْرِ الْحُسَينِ بْنِ عَلِي (علیهما السلام)إِنْ كَانَ مَاشِياً ...» و روایت «إِنَّ الرَّجُلَ لَيَخْرُجُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ ...» را لابلای مجموعه روایات این قسمت می آورد .(1)
1) . ثواب الأعمال ، ص 91 .
شیخ مفید (قدس سره) در کتاب «المزار» روایت «مَن خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ8إنْ كَانَ مَاشِياً ... » را ضمن مجموعه روایات پیشین آورده است .(1)
شیخ طوسی (قدس سره) در کتاب فقهی « تهذیب الاحکام » همین روایت را در باب « فضل زيارة الحسین (علیه السلام) » آورده است .(2)
صاحب « وسائل الشیعه » از مجموع روايات ائمه (علیهم السلام) ، استحباب پياده روی برای زيارت امام حسين (علیه السلام) را استفاده می کند و باب مستقلی را تحت عنوان« بَابُ اسْتِحْبَابِ الْمَشْي إِلَى زِيارَةِ الْحُسَين (علیه السلام) »می گشايد .(3)
بر پايه آنچه گذشت ؛ چنين نتيجه حاصل شد که زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده، نمونۀ بارز إحیاء امر اهل بیت (علیهم السلام) است . همچنین با استناد به رواياتی که زيارت امام حسين (علیه السلام) با پای پياده را ترغيب نموده ، و رواياتی که قدم برداشتن در مسير زيارت امام حسين (علیهالسلام) را دارای اجر و پاداش می داند ، زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پياده از جمله در ايام اربعين حسينی ، نه تنها يك مستحب عادی است ، بلکه ائمه (علیهم السلام) به اين اَمر عنايت داشتند و شيعيان را بدان تشويق فراوان نمودند . در پایان بیان شد که این مسأله از منظر فقه امامیه قطعاً مستحب است .(4)
فقه پیاده روی(1)
پیاده روی زیارت اربعین که همه ساله با حضور میلیونی زائران سیدالشهدا (علیه السلام) برگزار می شود ریشه در زیارت پیادۀ جابر بن عبدالله انصاری (رحمه الله) صحابی گران قدر پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارد که نخستین بار پیاده از مدینه رهسپار کربلا شد و در اربعین شهیدان کربلا (علیهم السلام) به تربت پاک حسینی رسید . این مراسم باشکوه که نماد عشق شیعیان به امامان معصوم (علیهم السلام) است ، همواره موجب شور و افتخار دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) و دشمنی و کینۀ مخالفان بوده است . یکی از ابعاد بیشمار این سنّت معنوی ، بُعد فقهی آن است که این مقاله در سه بخش به آن پرداخته است. در بخش نخست ، با نقل روایاتی دربارۀ زیارت پیادۀ معصومان (علیهم السلام) به ویژه امام حسین (علیه السلام) ، ویژگی های سنّت پیاده روی در اربعین و پنج دلیل برای آن را بیان کرده ، در بخش دوم پس از بیان اشکالات و شبهات مخالفان تشیّع دربارۀ این سنّت مقدّس ، به آنها پاسخ گفته و در بخش پایانی ، آداب و اخلاق شایستۀ زیارت پیاده سیدالشهداء (علیه السلام) و پاداش آن را بر اساس روایات اهل بیت (علیهم السلام) بیان کرده است .
پیاده روی زیارت اربعین در هر سال با حضور میلیونی زائران از اقصی نقاط عالم ، یکی از شاخص ترین نمادهای عشق و پیوند قلبی مردم با اهل بیت نبوی است . این راه پیماهی باشکوه، نمایش دهندۀ پیروزی حق بر باطل در طول تاریخ و
1) . فصلنامه ارزشمند « الاصلاح الحسینی » از منشورات آستان مقدس امام حسین (علیه السلام) که توسط مرکز پژوهشهای نهضت حسینی پشتیبانی علمی میشود و با همکاری عالمان نجف و قم انتشار مییابد ، در ششمین شماره ، مقالهای با عنوان « المشی لزیارة الحسین و باقی الأئمة ، دراسة فی ضوء الموازین الفقهیه » منتشر کرده است . متن حاضر ، ترجمهای از این مقاله مفید فقهی ، حدیثی است که به محضر خوانندگان ویژه نامه اربعین حسینی تقدیم میشود .
تا قیامت است . این سنّت معنوی باشکوه که هر سال تکرار می شود ، مخالفان را متحیّر کرده ، در دل طرفداران آن حضرت شعف و افتخار فراوان می آفریند .
برخی مخالفان از راه های گوناگون می کوشند تا مراسم عظیم پیاده روی زیارت اربعین را که چون خاری در چشم ظالمان است ، با تبلیغات منفی و اوهام و شبهات مغرضانه کم رنگ جلوه دهند . هر سال بهانه جویان و تردید افکنان ، با نیرنگ های نوین و اشکالات بی اساس شبهاتی که جز گمراه کردن عده ای اندک نتیجه ای ندارد ، پخش می کنند . اما به هر حال، پاسخ گویی به شبهه افکنان ضرورت دارد . این مقاله برای استحباب و عظمت ثواب حاضران در پیاده روی ، با دلیل قاطع سنّت نبوی گردآوری شده و به پاسخ گویی به شبهات مغرضان و ردّ و نقد آن پرداخته است . در پایان نیز برخی از آداب زیارت امام را که شایسته است زائران خود را بدان بیارایند و برخی ثواب های زیارت را برشمرده است .
پیش از ورد به بحث اصلی، شایسته است به چند نکته مهمّ توجه کنیم:
زیارت اربعین ، از دیدگاه تاریخی ، ریشه در زیارت جابر بن عبدالله انصاری صحابی جلیل القدر رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) دارد . او برای اولین باراز مدینه به کربلا آمد و به زیارت امام حسین (علیه السلام) توفیق یافت .(1)
پس این سنّت مقدّس برای زیارت امام حسین (علیه السلام) از روزگار امامان (علیهم السلام) وجود داشته است و ائمه (علیهم السلام)می فرمودند : هر کس پیاده به زیارت امام حسین (علیه السلام) برود، پاداشی چنین ، و هر کس سواره برود ، پاداشی چنان خواهد داشت .
مردم عراق از گذشته های دور ، پیاده به زیارت حرم ائمه (علیهم السلام) می رفتند و این سنّت تا امروز ادامه داشته و بارزترین پیاده روی ها ، پیاده روی اربعین حسینی است . نظام بعثی عراق در دورۀ حکومتش مانع پیاده روی اربعین شد؛ ولی مردم این سنّت را مخفیانه ادامه دادند ؛ اما در ایران و سوریه این سنّت ادامه یافت .
1) . بحارالانوار ، ج 98 ، ص 334 .
گرچه زیارت پیاده حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) اختصاص به اربعین ندارد و همیشه مستحب است ، اما سنّت پیاده روی در زیارت اربعین ویژگی هایی دارد ؛ که دو مورد مهم آن از این قرار است :
اولین زائر زیارت امام ، با پای پیاده به زیارت موفق شد . مردم به صحابی جلیل القدر جابر بن عبدالله انصاری اقتدا می کنند و از سوی دیگر در حدیث شریف امام حسن عسکری (علیه السلام) زیارت اربعین از نشانه های مؤمن شمرده است . امام می فرماید :
عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِینَ وَ زِیارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ؛(1)
علامت مؤمن پنج چیز است : 51 رکعت نماز واجب و مستحب ؛ زیارت اربعین ؛ انگشتر به دست راست کردن ؛ پیشانی بر خاک سودن ( مهر ) و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم .
در اربعین، اهل بیت امام (علیه السلام) پس از تحمل رنج ها و آزار فراوان از شام به کربلا بازگشتند . شیعیان در تأسی به اهل بیت (علیهم السلام) دراین روز پیاده به زیارت مشرف می شوند. در شریعت اسلامی ، مستحب بودن پیاده روی با پای برهنه یا بدون آن در چند مورد وارد شده است .
استحباب پیاده روی به سوی مساجد ؛(2)
استحباب پیاده روی در تشییع جنازه ؛(3)
استحباب پیاده روی امام هنگام رفتن به مصلا در نماز عید ؛(4)
استحباب پیاده روی برای حج و عمره ؛(1)
استحباب پیاده رفتن به رمی جمرات ؛(2)
استحباب پیاده رفتن به زیارت مؤمن .(3)
بنابراین ، پیاده روی در فرهنگ فقه نیز ناشناخته نیست و نظایری دارد که یکی از آنها پیاده روی برای زیارت قبور ائمه (علیهم السلام) است و ما در ادامه، ادلۀ استحباب آن را در زیارت امام حسین (علیه السلام) و دیگر ائمه (علیهم السلام) بیان می کنیم و یادآور می شویم که ثواب آن، از زیارت در حال سواره بیشتر است ؛ بلکه خواهیم دید برخی روایات تصریح می کنند که با پای برهنه استحباب دارد و استحباب پیاده روی ، ویژه روز اربعین نیست و در بقیه مناسبت ها و ایام سال نیز جریان دارد .
ابتدا احادیث استحباب پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام) را مرور می کنیم و سپس به روایات استحباب زیارت پیاده دیگر امامان (علیهم السلام) می پردازیم .
روایات استحباب پیاده روی در زیارت امام حسین (علیه السلام)
محمد بن الحسن باسناده ( وسائل الشیعه، ج 14، ص 439) ؛
و عن ابیه عن سعد ( همان، ص 440) ؛
و عن علی بن الحسین بن بابویه ( همان) ؛
و عن ابیه، عن الحسین بن الحسن بن ابان ( همان، ص 441)؛
و فی روایة اخری ( کامل الزیارات، ص 256)؛ ( وسائل الشیعه ، ج 14، ص 441)؛
و عن محمد بن جعفر الزرار (کامل الزیارات، ص 257)؛
عن جعفر بن محمد، انه سئل عن الزائر لقبر الحسین (علیه السلام) (وسائل، ج 14، ص 485).
فراوانی این احادیث و راویان متعدد آنها ما را از بحث در مورد سند آنها بی نیاز می کند ؛ زیرا سبب اطمینان به صدور روایات می شود و پاداش های زیر را برای زائر پیاده برشمرده است :
در هر گام ، برای او حسنه ای مکتوب می شود و سیئه ای از او محو می گردد و درجه ای به او داده می شود .
در هر گام، هزار حسنه دارد. هزار سیئه از او برطرف می گردد و هزار درجه به او می بخشند .
در هر قدمش ثواب حج مقبول با آداب آن دارد .
در هر گام ، از ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل (علیه السلام) بهره مند می شود .
سنّت ارزشمندی که این اندازه ثواب دارد ، بدون شک از مستحبات مؤکّد است .
امام صادق (علیه السلام) درباره زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند :
«مَنْ زار أمیرالمؤمنین (علیه السلام) ماشیاً کَتَبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَۀٍ حَجَّةً و عُمْرةً فَأِنْ رَجَعَ ماشِیاً کَتَبَ الله له بکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَیْنِ و عُمْرِتَیْنِ».(1)
حدیث دیگر در این موضوع، سخنی است که مرحوم شیخ صدوق (قدس سره) در کتاب شریف « ثواب الاعمال » و مشهدی آن را در کتاب « المزار » آورده و سند آن در هر دو مورد صحیح است . متن حدیث چنین است :
قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام) : مَا لِمَنْ أَتَى قَبْرَ أَحَدٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ (علیه السلام) قَالَ: لَهُ مِثْلُ مَا لِمَنْ أَتَى قَبْرَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ فَقُلْتُ: مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) ؟ قَالَ: لَهُ مِثْلُ مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) . (2)
این دو حدیث ، دیگر ائمه (علیهم السلام) را به طور عموم شامل می شود و پاداش های موعود برای زیارت اباعبدالله (علیه السلام) را برای زائران دیگر امامان تأیید می کند . ثواب های موعود چه برای سوارگان و چه پیادگان برای زائران معصومین (علیهم السلام) تضمین شده است .
روایتی از نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله) رسیده که می فرماید : « أفضل الاعمال أحمزها ».(1)
این روایت ، صحیح بلکه از احادیث مستفیضه است ؛ به طوری که شهید ثانی در شرح « رساله نفلیّه » بر آن تصریح کرده(2)و علامه مجلسی (قدس سره) آن را معروف بین عامه و خاصه دانسته است .(3)
مفهوم حدیث شریف « أفضل الاعمال أحمزها »این است که وقتی کاری عبادت باشد، هر چه سخت تر و با رنج بیشتر انجام شود ، ارزش و فضیلت بیشتری خواهد داشت . زیارت امام حسین (علیه السلام) اگر واجب نباشد ، مستحب است . بنابراین هر چه با رنج و مشقت بیشتر توأم باشد و مسافت بیشتری طی شود و اوضاع امنیتی خطرناک تر باشد ، اجر و پاداش بیشتری خواهد داشت .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دربارۀ استحباب پیاده به زیارت رفتن فرموده اند :
مَنِ اِغْبَرَّتْ قَدَمَاهُ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ حَرَّمَهُمَا اَللَّهُ عَلَى اَلنَّارِ ؛
هر کسی به خاطر خدا قدمی بردارد ، خداوند آتش دوزخ را بر او حرام میکند .(4)
محقق اردبیلی (قدس سره) فرموده است:
بدین حدیث شریف نبوی می توان برای چند نمونه پیاده رفتن و پیاده روی استدلال کرد ؛ از جمله پیاده روی در حرم، پیاده بودن در نماز میّت ؛ بلکه درعموم عبادات و پیاده روی در زیارت امام حسین (علیه السلام) و غیر آن .(5)
چهارمین دلیل مستحب بودن پیاده روی این است که نوعی اظهار خضوع و بندگی و تعظیم شعائر است . پیاده رفتن به زیارت امامان دو بُعد دارد : هم زیارت امام شهیدان است و هم فروتنی و اظهار تذلّل برای خداست ؛ به ویژه اگر پابرهنه انجام شود . در برخی احکام نیز شواهدی از این امر وجود دارد؛ از جمله :
نماز با کفش جایز نیست ؛ زیرا با خضوع و احترام منافات دارد .
آیۀ شریفۀ : ( فَاخْلَعْ نَعْلَیک إِنَّک بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی )(1)گواه است که پابرهنه رفتن به عبادتگاه و مکان های مقدّس ، خاکساری و خضوع بیشتری را می رساند .
استحباب پیاده رفتن برای نماز عید ، پیاده رفتن به مسجد و استحباب پیاده طواف کردن ، با اعلام بندگی مناسبت بیشتری دارد .
تعظیم و تکریم شعائر الهی ، همان طور که در حج و عمره ، در سعی صفا و مروه ، در رمی جمرات و در زیارت مؤمن تکریم و بزرگداشت شعائر الهی است و شاید بتوان گفت تکریم میّت و ملائکه همراه اوست .
بنابراین ، پیاده روی در زیارت امامان (علیهم السلام) در حقیقت انجام سه عبادت است :
زیارت پیشوایان ؛
خضوع و تذلل برای خداوند ؛
بزرگداشت شعائر الهی . بنابراین پیاده روی اجری مضاعف برای زائران دارد .
پیاده رفتن برای دیدار مؤمن، مستحب است و کسی که چنین کند ، در هر گام رفت و برگشت، اجر آزادسازی صد بنده را خواهد داشت . روایات در این زمینه بسیار است ؛ از جمله رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) فرموده اند :
1) . طه / 12. پس كفش خود را از پايت بيفكن ؛ زيرا تو در وادى مقدس طوى هستى .
مَنْ مَشَی زَائِراً لأَخِیهِ فَلَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَتَّی یرْجِعَ إِلَی أَهْلِهِ عِتْقُ مِائَةِ أَلْفِ رَقَبَةٍ وَ یرْفَعُ لَهُ مِائَةُ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ یمْحَی عَنْهُ مِائَةُ أَلْفِ سَیئَةٍ ؛(1)
وقتی پیاده به زیارت مؤمن رفتن ، چنین ثوابی دارد، پیاده روی برای زیارت امامان معصوم (علیهم السلام) که در صدر مؤمنان و حجج الهی در زمین هستند ، به طریق اول مستحب و مندوب است .
البته ممکن است برخی خیال کنند که این پاداش فقط به زمان حیات ائمه (علیهم السلام) اختصاص دارد و شامل زیارت ایشان پس از مرگ نمی شود .
پاسخ این است که ائمه (علیهم السلام) اموات نیستند ؛ بلکه مشمول آیۀ شریفۀ : ( وَ لا تَحسبنّ الّذین قُتِلوا فی سبیلِ اللّه ) هستند(2)و در زیارت اربعین نیز می خوانیم : « أَشْهَدُ أَنَّكَ تَسْمَعُ الْكَلَامَ ، وَ تَرُدُّ الْجَوَاب ؛ شهادت می دهم که تو کلام مرا می شنوی و جواب سلام مرا می دهی ».
برخی عوام و مخالفان تشیّع ، اشکالات و شبهاتی را درباره این سنّت مقدّس مطرح کرده اند و گاهی این سخنان باطل و امواج تبلیغاتی بر برخی مردم اثر می گذارد . در این جا به برخی از این شبهات با دلیل روشن پاسخ می گوییم :
می گویند : فرضاً پیاده روی مستحب و مأجور باشد ؛ در صورتی که ضرر و زیان نداشته باشد و هنگامی که سبب ضرر و زیان شود ، نه تنها واجب نیست ، بلکه
حرام است . مثلاً زیارت امام حسین (علیه السلام) امروز سبب ورم پاها و بیماری های دراز مدت می شود و اضرار به خود و بیمار کردن خود جایز نیست .
ضرر بر دو گونه است :
ضرری که موجب مرگ و قطع عضو و امثال آن شود ؛
ضرری که تا این حدّ نیست ، گرچه اندکی سختی و رنج داشته باشد .
پیاده روی زیارت حضرت بر فرض که با ضرر اندکی همراه باشد ، منافع فراوان به همراه دارد و عامل نشاط و تحرک و طراوت انسان می شود ؛ به ویژه که امروزه به علت عادت به استفاده از وسایل حمل و نقل ، انسان بیشتر نیاز به این گونه فعالیت ها دارد . در استفتائی از آیات عظام خوئی (قدس سره) و تبریزی (قدس سره) همین موضوع پرسیده شده که چنین پاسخ داده اند :
امور مستحبی اگر مستلزم ضرر باشد ، آیا جائز است ؟ مثلاً پیاده رفتن برای زیارت امام حسین (علیه السلام) سبب تورّم پاها یا بیماری طولانی مثلاً یک ماهه شود . آیا در این حالت جایز است ؟
آیت الله العظمی خوئی (قدس سره) :
مادام که ضرر در حدی نیست که احتمال هلاک جان باشد، اشکال ندارد .
آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی (قدس سره) :
تا وقتی ضرر این کار در حدّ هلاکت یا جنایت بر نفس نباشد، اشکال ندارد .(1)
گفته اند : پیاده روی نوعی خودآزاری و به رنج افکندن خود است ؛ بنابراین عقلاً قبیح است و از آن جا که حکم عقل و شرع یکی است ، پیاده روی مشروع شمرده نمی شود .
1) . صراط النجاة ، ج 2 ، ص 418 .
حکم عقل در مواردی است که منجر به ایذای نفس باشد و غرض عقلایی در کار نباشد ؛ مثلاً وارد آوردن جراحتی در بدن ، بدون دلیل . ولی اگر هدف عقلایی مهمی در کار باشد ، عقل حکم به قبح کار به طور مطلق ندارد . عقلا نیز رنج ها و مشقات را برای دستیابی به اهداف خود تحمل می کنند . پیاده روی زیارت حسینی گرچه با قدری سختی و رنج همراه است ، ولی خیر دنیا و آخرت در آن نهفته است و رنجی اندک در برابر پاداشی بزرگ است .
برخی با تکیه بر مسئله اختلاط زن و مرد گفته اند : چون زیارت امام حسین (علیه السلام) و مخصوصاً پیاده روی ، توأم با اختلاط زن و مرد است ، کاری حرام می باشد و حداقل ، ترک پیاده روی ، اولی و زیارت سواره، افضل است .
اولاً : این گونه اختلاط حرام نیست و کسی از فقها، فتوا به حرمت این گونه اختلاط نداده است . اختلاطی که از ازدحام ناشی می شود ، مثل اختلاط در حج ، نماز جمعه ، نماز عیدین و پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام) و ازدحام داخل حرم شریف ، خودبه خود حرام نیست ؛ بلکه فقها به طور عام فتوا به کراهت داده اند . نوعی از اختلاط هم به معنای معاشرت و ارتباط نزدیک زنان با مردان بیگانه است که معمولاً در مدارس و ادارات دولتی و بیمارستان ها و امثال آن فراوان و مدام اتفاق می افتد و آیت الله العظمی خوئی (قدس سره) فتوا بهحرمت آن داده اند . بنابراین اگر در زیارت پیادگان اختلاطی باشد ، از نوع اوّل است که حرام نیست .
ثانیاً : بر فرض که اختلاط از نوع دوم ، از برخی اشخاص کم اراده و ضعیف النفس پدید آید ؛ این سبب ترک سنّت دینی نمی شود ؛ وگرنه اکثر واجبات عبادت
که در آن نوعی آمیختگی دو جنس وجود دارد ، مثل حج و نماز جمعه و نماز عیدین و نماز میّت و غیر آن باید تعطیل شود . از زراره نقل شده است :
امام باقر (علیه السلام) در تشییع جنازه مردی از قریش حضور داشتند و من و عطا هم بودیم . وقتی زنی فریادی زد ، عطا گفت : یا ساکت شو یا من برمی گردم .
زن سکوت نکرد و عطا بازگشت . من به امام عرض کردم که عطا بازگشت . حضرت فرمودند : چرا ؟ سخن او را یادآور شدم .
حضرت فرمود : « به راه ادامه بده . ما اگر همراه با حق ، منکری دیدیم ، نباید حق را رها کنیم ؛ وگرنه حق مسلمانی را ادا نخواهیم کرد .» وقتی امام بر جنازه نماز خواند ، خویشان میّت گفتند : شما توان ندارید ؛ بازگردید؛ خداوند شما را اجر دهد . اما حضرت از ناتمام گذاشتن مراسم تشییع خودداری کرد و بازنگشت .(1)
روشن است که برای پشتیبانی از انبوه زائران پیاده ، خدمات و امکانات بسیاری مثل : آب و غذا و امکانات رفاهی در مسیر و لوازم پزشکی برای درمان لازم دارند . لذا عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) در مسیر از زائران استقبال می کنند و به نصب چادر و خدمت رسانی به آنان می پردازند . آمارها حاکی است که در سال 1434 قمری ، شش هزار موکب برای پذیرایی از زائران برپا شد . اگر مبلغ هزینه هر موکب را حدود 8 میلیون دینار در طول زیارت اربعین در نظر بگیریم ، مبلغی درحدود 48 میلیارد دینار هزینه شده است . این اموال فراوان در حالی هزینه می شود که برخی مردم به نان شب محتاجند و برخی نیاز به دارو و دکتر دارند . حال اگر زائران پیاده حرکت نکنند ، خودشان امکان تأمین لوازم خویش را دارند و زیارت به صورت سواره ، مانع از اسراف و تبذیر نیز هست .
1) . وسائلالشیعه ، ج 3 ، ص 140 .
پرداخت هزینه ها دو نوع است : گاه واجب است و گاهی مستحب . انفاق واجب ، مثل پرداخت هزینۀ افراد تحت تکفل و زکات و خمس و کفّارات و آنچه به دلیل نذر در مورد خاص داده می شود . اما انفاق مستحبی ، مثل صدقه و تبرعّات و اوقاف و آنچه فی سبیل الله هزینه می گردد .
در مورد انفاق های واجب که برای تأمین نیاز فقرا و ایتام سادات و غیر آنان واجب است ، مؤسسات دولتی و مردمی باید به گردآوری و هزینه کردن زکات و خمس و کفارات مالی در جای آن اقدام کنند و حق ندارند آن را در غیر از موارد تعیین شده ، حتی در شعائر حسینی هزینه کنند . امّا نذورات و انفاق های مستحب با انواع گوناگون آن ، تابع نیّت نذرکنندگان و هزینه کنندگان است . به هر نیّتی که نذر کرده اند ، باید طبق آن هزینه شود و انفاق های داوطلبانه هم به اختیار خود اشخاص است که صرف چه کاری کنند . اموالی که در مسیر اربعین و زیارت امام حسین (علیه السلام) هزینه می شود ، مانند نذورات برای شعائر حسینی و انفاقات داوطلبانه و صدقات و تبرّعات و اوقاف خاص این مراسم است و کسی حق ندارد نذورات این راه را صرف کار دیگری کند یا مردم را به هزینه کردن اموال خود در کاری دیگر مجبور نماید .
در این بخش ، آداب و اخلاق شایسته پیاده روی در زیارت سیدالشهداء (علیه السلام) را بر اساس آنچه از روایات اهل بیت (علیهم السلام) رسیده، بیان می کنیم .
شایسته است که زائر ، امام را به خوبی بشناسد ؛ زیرا میزان پاداش به میزان معرفت بستگی دارد ، و شاید تفاوت پاداش زائران که در روایات گاهی در هر گام یک حسنه و گاهی هزار حسنه بیان شده ، به همین میزان شناخت امام و درجات
معرفت زائران بستگی دارد . پس شایسته است که زائر در طول پیاده روی ، به شناخت بهتر شخصیت و اخلاق حسینی بپردازد و تلاش کند تا سبک زندگی حضرت را در زندگی خویش پیاده کند .
زائر غسل کند و جامه های پاکیزه بپوشد و با وقار و آرامش حرکت کند و اقدامی ناهماهنگ با آن نداشته باشد . در طول راه ، نظافت را رعایت کند ؛ زیرا ( إنّ الله یُحبّ التّوّابین و یُحبّ المُتطَّهرین )(1)و زائر امام ، باید الگوی نظم و پاکیزگی باشد .
اقدامات تخریبی و منافی آبرو و عزّت پیروان اهل بیت (علیهم السلام) انجام ندهد ؛ مثلاً سبک شمردن نماز و رعایت نکردن حجاب ، در شأن زائر نیست و لازم است دل و زبان و چشم و گوش را از حرام بازدارد ؛ زیرا خداوند عزوجل فرموده است : ( إنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کلُّ أُولَئِک کانَ عَنْهُ مَسْئُولا ).(2)
در حدیث صحیح از هشام بن حکم آمده است: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:إِیاکمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یعَیرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یعَیرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیهِ زَیناً وَ لَا تَکونُوا عَلَیهِ شَیناً.. . وَ لَا یسْبِقُونَکمْ إِلَی شَی ءٍ مِنَ الْخَیرِ فَأَنْتُمْ أَوْلَی بِهِ مِنْهُم ؛
مبادا کاری کنید که ننگ ما محسوب شود ؛ فرزند بد ، پدرش را بدنام می کند. به گونه ای باشید که زینت ما به شمار آیید و مایۀ عیب و عار ما نشود . دیگران در کاری از اعمال خیر سبقت نگیرند . شما شایسته است که در خیر پیشگام باشید . (3)
شایسته است که زائر در حال پیاده روی ، خدمت رسانی و کار نیک داشته باشد؛ با بزرگسالان و کودکان مهربانی کند ؛ به نیازمندان کمک نماید ؛ غم زدگان را یاری
کند و به اخلاق نیکو متّصف باشد و طبق آیه شریفه ( وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً )(1)با همه به خوبی سخن بگوید و اخلاق اهل بیت (علیهم السلام) را در زندگی پیاده کند و مبلّغ آن باشد ؛ زیرا کارهای نیک ، مذهب را بیشتر تبلیغ می کند ؛ لذا از سلیمان بن مهران نقل شده است که می گوید :
نزد امام صادق (علیه السلام) رفتم و گروهی از شیعیان نزد آن حضرت بودند . شنیدم که فرمودند :
مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ کونُوا لَنَا زَیناً وَ لَا تَکونُوا عَلَینَا شَیناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکمْ وَ کفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِیحِ الْقَوْلِ ؛(2)
ای گروه شیعه ! زیور ما باشید و نه مایه عیب ما ؛ با مردم به خوبی سخن بگویید و زبانتان را از گفتار زائد و زشت نگه دارید .در حال حرکت از خوردن و آشامیدن بپرهیزد و مناسب است که اندکی استراحت کند و بنشیند و غذا بخورد ؛ مگر در حال ناچاری. در پیاده روی با سرعت حرکت نکند ؛ زیرا وقار و آرامش را می برد و دویدن، نور مؤمن را خاموش می کند .
امام صادق (علیه السلام) فرمود : در حال پیاده رفتن غذا نخور، مگر آن که مجبور شوی.(3)
و از امام کاظم (علیه السلام) نقل شده است :
با شتاب راه رفتن، فروغ مؤمن را می برد و شتابزده حرکت کردن، عامل از بین رفتن نور مؤمن است .(4)
از برخی آیات قرآن ، مانند : آیات 18 و 19 سورۀ لقمان ، 63 سورۀ فرقان و 22 سورۀ ملک ، نکاتی در زمینه روش پیاده روی و حرکت استفاده می شود که عمده آن ،
میانه روی در حرکت و متواضعانه و همراه با سکینه و فروتنی و حرکت با هوشیاری و به راه مستقیم است .
پاداش زائران پیاده امام (علیه السلام)
پاداش زیارت پیاده امام شهیدان (علیه السلام) بسیار فراوان است و ما به بهترین آنها ، از آغاز آمادگی برای سفر تا بازگشت به خانه می پردازیم :
نوید آسمانیان هنگام آمادگی برای زیارت
امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
وقتی یکی از شما لوازم سفر را آماده می کند و برای زیارت آماده می شود ، آسمانیان به هم نوید رسیدن زائر را می دهند .(1)
درود ملائکه و بدرقه و همراهی فرشتگان
امام صادق (علیه السلام) فرمودند :وقتی زائر از منزل بیرون می آید ، خداوند چهارهزار فرشته را مأمور سلام و درود بر او می کند تا به دیدار قبر امام حسین (علیه السلام) شرفیاب شود .(2)
و در حدیث دیگر فرموده است:
وقتی از خانه به قصد زیارت امام حسین (علیه السلام) بیرون می آید ، هفتصد فرشته از بالای سر و زیر پا و سمت راست و چپ و پیش رو و پشت سر (شش جهت) او را همراهی می کنند ، تا به جایگاه امن خویش بازگردد .(3)
هر گام پیاده روی ، یک حسنه
حسین بن علی بن ثویر بن ابی فاخته می گوید : امام صادق (علیه السلام) به من فرمودند :
ای حسین ! هر کس از خانه خارج شود و آهنگ زیارت امام حسین (علیه السلام) داشته باشد ، اگر پیاده باشد ، هر گامش یک کار نیک شمرده می شود و یک گناه از او بخشیده می شود .
پیاده روی در آفتاب و محو گناهان
امام صادق (علیه السلام) فرموده است :
وقتی زائر امام حسین (علیه السلام) زیر تابش خورشید قرار می گیرد ، گناهانش محو می گردد ؛ همان طور که آتش همه را تباه می سازد. تابش آفتاب گناهی برایش باقی نمی گذارد و وقتی بازمی گردد ، از گناهان پاک است و به مقامی می رسد که در خون تپیدگان در راه خدا نمی رسند .(1)
هفتاد ملک در حال رنج و عرق برایش تسبیح می گویند
در روایت آمده است :خدای متعال از هر ذرّه عرق زائران قبر امام حسین (علیه السلام) هفتادهزار فرشته می آفریند که برای ایشان تسبیح می گویند و استغفار می کنند و تا روز قیامت این کار ایشان ادامه دارد .(2)
استقبال ملائکه در کربلا و قرار گرفتن در شمار صالحان
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند :
به راستی که چهارهزار ملک در نزد قبر امام حسین (علیه السلام) پریشان و غبارآلود مشغول گریه بر امام هستند و بزرگ ایشان فرشته ای به نام منصور است که هر زائری برسد ، به استقبال او می روند .(3)
و در روایتی آمده که :
زائر وقتی به حائر حسینی رسید ، نامش در شمار صالحان ثبت می گردد .(4)
و وارد شده که وقتی مناسک خود را ادا کند، خداوند او را در شمار فائزان ثبت نام می کند(1)و
در راه بازگشت، تمام گناهانش آمرزیده می شود .
حسین بن علی بن ثویر می گوید : امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
وقتی زائر قصد بازگشت کند ، فرشته ای نزد او می رسد و به او می گوید : من پیام آور خدایم . خداوند سلامت می رساند و می گوید : کار را از سر گیر ؛ زیرا گذشته ها بخشوده شد .(2)
مدت زیارت، جزو عمر زائر محسوب نمی شود
محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق8نقل می کند که فرمودند :«إِنَّ اللَّهَ عَوَّضَ الْحُسَینَ (علیه السلام) مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْإِمَامَةَ مِنْ ذُرِّیتِهِ وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ وَ لَا تُعَدُّ أَیامُ زَائِرِیهِ جَائِیاً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ ؛(3)
خداوند در برابر شهادت، به امام حسین (علیه السلام) چنین پاداشی داد : امامت در نسل او ، شفا در تربت او ، اجابت دعا در نزد قبر او و این که مدت زمان رفت و برگشت زائرانش ، جزو عمرشان محاسبه نمی شود .
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ رُوِیَ: «أَنَّهُ مَا تَقَرَّبَ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْءٍ- أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنَ الْمَشْیِ إِلَى بَیْتِهِ الْحَرَامِ عَلَى الْقَدَمَیْنِ- وَ أَنَّ الْحَجَّةَ الْوَاحِدَةَ تَعْدِلُ سَبْعِینَ حَجَّةً- وَ مَنْ مَشَى عَنْ جَمَلِهِ- کَتَبَ اللَّهُ لَهُ
ثَوَابَ مَا بَیْنَ مَشْیِهِ وَ رُکُوبِهِ- وَ الْحَاجُّ إِذَا انْقَطَعَ شِسْعُ نَعْلِهِ- کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَوَابَ مَا بَیْنَ مَشْیِهِ حَافِیاً إِلَى مُنْتَعِلٍ ؛(1)
روایت شده است : بنده با چیزی که محبوبتر از پیاده روی به سمت خانه کعبه باشد به خدا نزدیک نمیشود . یک حج (پیاده) معادل هفتاد حج (سواره) است و کسی که (به جهت کاری) از شترش پیاده شود و قدرى پیاده راه بپیماید خداوند متعال ثواب پیاده شدن تا سوارشدن را برای او مینویسد و حجاج اگر بند نعلشان پاره شود ، خداوند متعال ثواب قدمهای بین پابرهنه رفتن تا رسیدن به کفش را برای او مینویسد .
عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیه السلام) قَالَ: وَ سَأَلَهُ كَمْ حَجَّ آدَمُ (علیه السلام) مِنْ حَجَّةٍ فَقَالَ لَهُ: سَبْعِینَ حِجَّةً مَاشِیاً عَلَى قَدَمَیْهِ ؛(2)
امام رضا (علیه السلام) از پدرانش : مردی شامی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال کرد : حضرت آدم (علیه السلام) چند حج به جا آورد ؟ فرمود : هفتاد حج پیاده .
قال الباقر (علیه السلام) : عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: مَا نَدِمْتُ عَلَى شَیْءٍ نَدَمِی عَلَى أَنْ لَمْ أَحُجَّ مَاشِیاً لِأَنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ مَنْ حَجَّ بَیْتَ اللَّهِ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سَبْعَةَ ألف [آلَافِ] حَسَنَةٍ مِنْ حَسَنَاتِ الْحَرَمِ قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا حَسَنَاتُ الْحَرَمِ؟ قَالَ: حَسَنَةٌ أَلْفُ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ قَالَ فَضْلُ الْمُشَاةِ فِی الْحَجِّ کَفَضْلِ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِوَ کَانَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ8یَمْشِی إِلَى الْحَجِّ وَ دَابَّتُهُ تُقَادُ وَرَاءَهُ ؛(3)
امام باقر (علیه السلام) فرمودند : ابن عباس میگوید : پشیمان نشدم به چیزی که اتفاق افتاد مگر به اینکه پیاده به سمت خانه خدا پیاده نرفتم چون از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم ، هر کس حج خانه خدا را با پای پیاده کند ، خداوند برای او ثواب هفتاد هزار ثوابی که در خانه خودش انجام شده باشد مینویسد . کسی پرسید ثواب کارهای خوب در خانه خدا چقدر است ؟
حضرت فرمودند : هفت میلیون حسنه به حساب میآید .و فرمود ثواب حج پیاده بر سواره ، مثل نور ماه کامل در آسمان است نسبت به بقیه ستارگان. و امام حسین (علیه السلام) پیاده به حج میرفتند در حالی که مرکب ایشان در پشت سر ایشان بود .
حضرت علی (علیه السلام) مسیر مکه تا مدینه را پس از هجرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) با پای پیاده طی کرد و در تمام منازل یاد خدا از لبان مبارکش نرفت و در همه راه نماز را با همسفران خود به جا می آورد . تا در محل مسجد قبا خود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسایند .
وَ خَرَجَ عَلِيٌّ إِلَى الْمَدِينَةِ مَاشِياً عَلَى رِجْلَيْهِ فَتَوَرَّمَتْ قَدَمَاهُ فَلَمَّا قَدِمَ الْمَدِينَةَ وَ رَآهُ النَّبِيُّ فَاعْتَنَقَهُ وَ بَكَى رَحْمَةً لَهُ مِمَّا رَأَى بِقَدَمَيْهِ مِنَ الْوَرَمِ وَ أَنَّهُمَا يَقْطُرَانِ دَماً فَدَعَا لَهُ بِالْعَافِيَةِ ؛
پس از ورود حضرت علی (علیه السلام) وهمراهان او به مدینه ، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به دیدارشان شتافت . هنگامی که نگاه پیامبر به حضرت علی (علیه السلام) افتاد مشاهده کرد که پاهایش ورم کرده است و قطرات خون از آن می چکد. پس ، حضرت علی (علیه السلام) را در آغوش گرفت واشک در دیدگان پر مهر پیامبر (صلی الله علیه و آله)
حلقه زد . (1)
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :
... تَأْتِی قُبُورَ اَلشُّهَدَاءِ فِی کلِّ جُمْعَةٍ مَرَّتَینِ اَلْإِثْنَینَ وَ اَلْخَمِیسَ فَتَقُولُ هَاهُنَا کانَ رَسُولُ اَللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَاهُنَا کانَ اَلْمُشْرِکونَ ؛حضرت فاطمه (علیها السلام) هفته ای دوبار در روزهای دوشنبه و پنجشنبه به زیارت شهدای اُحُد(2)
( زیارت حضرت حمزۀ سیدالشهداء (علیه السلام) و دیگر شهداء ) می رفت و آنها را زیارت می کرد و محل جنگ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مشرکین را دقیقا نشان می داد .(3)
1) . اعلام الوری، (طبع القدیمه ) ، ص 190 ؛ اعلام الوری باعلام الهدی ، (طبع الحدیثه ) ، ج 1 ، ص 375 .
2) . مقبره شهدای احد، محل دفن حمزه عموی پیامبر و دیگر شهدای احد است. این مقبره در شمال مدینه (تاریخ مکه المشرفه والمسجدالحرام والمدینه الشریفه والقبر الشریف، ص252) و میان کوه اُحُد و رُمات واقع شده و حدود پنج کیلومتر با مسجدالنبی فاصله دارد. (آثار اسلامی مکه و مدینه، ص415-418)
3) . الکافی ج 3، ص228.
نخستین زنی است که با پای پیاده و بدون پای پوش از مکه به مدینه مهاجرت نمود و البته یازدهمین مسلمان و دومین زنی است که پس از اُمُّ المؤمنین حضرت خدیجه (علیها السلام) ایمان آورد .(1)
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ أُمَّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ كَانَتْ أَوَّلَ امْرَأَةٍ هَاجَرَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْمَدِينَةِ عَلَى قَدَمَيْهَا وَ كَانَتْ مِنْ أَبَرِّ النَّاس ؛
همانا فاطمۀ بنت أسد (علیها السلام) مادر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نخستین زنی بودند که از مکّه به مدینه با پای پیاده همراه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هجرت کرد . و ایشان مهربان ترین مردم نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند .(2)
عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ الْعَقِيقِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو نُعَيْمٍ الْأَنْصَارِيُّ الزَّيْدِيُّ قَالَ: كُنْتُ بِمَكَّةَ عِنْدَ الْمُسْتَجَارِ وَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْمُقَصِّرَةِ مِنْهُمُ الْمَحْمُودِيُّ وَ عَلَّانٌ الْكُلَيْنِيُّ وَ أَبُو الْهَيْثَمِ الدِّينَارِيُّ وَ أَبُو جَعْفَرٍ الْأَحْوَلُ الْهَمَدَانِيُّ زُهَاءَ ثَلَاثِينَ رَجُلًا وَ لَمْ يَكُنْ فِيهِمْ مُخْلِصٌ عَلِمْتُهُ غَيْرَ (مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ الْعَلَوِيِّ) فَبَيْنَا نَحْنُ كَذَلِكَ فِي الْيَوْمِ السَّادِسِ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ سَنَةَ ثَلَاثٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَتَيْنِ مِنَ الْهِجْرَةِ إِذْ خَرَجَ عَلَيْنَا شَابٌّ مِنَالطَّوَافِ عَلَيْهِ إِزَارُ مُحْرِمٍ وَ فِي يَدِهِ نَعْلَانِ فَلَمَّا رَأَيْنَاهُ قُمْنَا جَمِيعاً هَيْبَةً لَهُ
فَلَمْ يَبْقَ مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا قَامَ وَ سَلَّمَ عَلَيْهِ وَ سَاقَ الْخَبَرَ وَ هُوَ طَوِيلٌ وَ فِيهِ أَنَّهُ رَآهُ أَيْضاً فِي عَشِيَّةِ عَرَفَةَ وَ أَنَّهُ قَالَ فَسَأَلْتُ عَنِ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَانُوا حَوْلَهُ أَ تَعْرِفُونَ هَذَا الْعَلَوِيَّ فَقَالُوا إِنَّهُ يَحُجُّ مَعَنَا فِي كُلِّ سَنَةٍ مَاشِياً وَ فِي آخِرِ الْخَبَرِ أَنَّهُ كَانَ صَاحِبَ الزَّمَانِ (علیه السلام) ؛ (1)
علی بن احمد عقیقی گوید : ابونعیم انصاری زید اینگونه برایم روایت کرد که :
در مکه کنار مستجار بودم و جماعتی از مقصره(2)
با من بودند که در میان آنان افرادی چون: محمودی، علّان کلینی ، ابوهیثم دیناری ، ابوجعفر اهول همدانی و سی تن از بزرگان بودند و در میان آنان فردی با اخلاص که من بشناسم غیر از محمد بن قاسم علوی عقیقی نبود ، پس در همان حال که در روز ششم ذی الحجه سال 293 قمری بودیم ناگاه جوانی از حال طواف به سوی ما آمد که دو حولۀ احرام به تن داشت و کفش هایش در دستش بود ، پس چون او رادیدیم از هیبتش همگی به پا خواستیم و در میان ما نبود کسی جز آنکه ایستاد و بر او سلام داد ( و خبر ادامه دارد و طولانی است ) و در این روایت آمده است که راوی آن جوان را در شب عرفه نیز مشاهده کرد و گفت : از جمعیتی که اطراف آن جوان بودند پرسیدم آیا این علوی را می شناسید ؟ آنان گفتند : او هر سال با پای پیاده همراه ما حج به جای می آورد و در آخر روایت آمده است که او صاحب الزمان (علیه السلام) است .
1) . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج8، ص 33.
2) . مقصره یعنی کسانی که خطا و تقصیری متوجه آنان است و اصطلاحاً به کسانی گفته می شد که مقام امام را لذا آنچه بود، کمتر می دانستند؛ البته برخی نیز معتقدند آنها همان فرقۀ نصیریه اند که حضرت علی (علیه السلام )را به خدایی می ستودند و چون ایشان مقام حضرت (علیه السلام ) را از مقام نبی اکرم (صلی الله علیه واله)بیشتر می دانستند نزد عموم شیعیان مقصر و گناهکار نامیده شدند. فرهنگ فرق اسلامی، ص 425. با تصرف و تلخیص. هشتاد هزار متر عشق ، ص 20، پاورقی شماره 1.
عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ فَضْلِ الْمَشْیِ فَقَالَ إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ قَاسَمَ رَبَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- حَتَّى نَعْلًا وَ نَعْلًا وَ ثَوْباً وَ ثَوْباً وَ دِینَاراً وَ دِینَاراً وَ حَجَّ عِشْرِینَ حَجَّةً مَاشِیاً عَلَى قَدَمَیْهِ ؛(1)
حلبی میگوید : از امام صادق (علیه السلام) از ثواب پیاده روی پرسیدم : حضرت فرمودند : امام حسن (علیه السلام) سه مرتبه اموالش را اعم از کفش و پیراهن و پولش را با خدا تقسیم کرد و بیست مرتبه حج پیاده رفت .
اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلنُّعْمَانِ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: خَرَجَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ (علیهما السلام) إِلَى مَكَّةَ سَنَةً مَاشِياً فَوَرِمَتْ قَدَمَاهُ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَوَالِيهِ لَوْ رَكِبْتَ لَسَكَنَ عَنْكَ هَذَا اَلْوَرَمُ فَقَالَ كَلاَّ إِذَا أَتَيْنَا هَذَا اَلْمَنْزِلَ فَإِنَّهُ يَسْتَقْبِلُكَ أَسْوَدُ وَ مَعَهُ دُهْنٌ فَاشْتَرِ مِنْهُ وَ لاَ تُمَاكِسْهُ فَقَالَ لَهُ مَوْلاَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي مَا قَدِمْنَا مَنْزِلاً فِيهِ أَحَدٌ يَبِيعُ هَذَا اَلدَّوَاءَ فَقَالَ لَهُ بَلَى إِنَّهُ أَمَامَكَ دُونَ اَلْمَنْزِلِ فَسَارَا مِيلاً فَإِذَا هُوَ بِالْأَسْوَدِ فَقَالَ اَلْحَسَنُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِمَوْلاَهُ دُونَكَ اَلرَّجُلَ فَخُذْ مِنْهُ اَلدُّهْنَ وَ أَعْطِهِ اَلثَّمَنَ فَقَالَ اَلْأَسْوَدُ يَا غُلاَمُ لِمَنْ أَرَدْتَ هَذَا اَلدُّهْنَ فَقَالَ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ فَقَالَ اِنْطَلِقْ بِي إِلَيْهِ فَانْطَلَقَ فَأَدْخَلَهُ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي لَمْ أَعْلَمْ أَنَّكَ تَحْتَاجُ إِلَى هَذَا أَ وَ تَرَى ذَلِكَ وَ لَسْتُ آخُذُ لَهُ ثَمَناً إِنَّمَا أَنَا مَوْلاَكَ وَ لَكِنِ اُدْعُ اَللَّهَ أَنْ يَرْزُقَنِي ذَكَراً سَوِيّاًيُحِبُّكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَإِنِّي خَلَّفْتُ أَهْلِي تَمْخَضُ فَقَالَ اِنْطَلِقْ إِلَى مَنْزِلِكَ فَقَدْ وَهَبَ اَللَّهُ لَكَ ذَكَراً سَوِيّاً وَ هُوَ مِنْ شِيعَتِنَا ؛
1) . وسائل الشیعه ، ج11 ، ص78 .
امام صادق (علیه السلام) فرمودند : حضرت حسن بن على (علیهما السلام) يك سال پياده به مكه مىرفت و دو پايش ورم برداشت يكى از بستگانش عرض كرد : اگر سوار شويد ، اين ورم فرو نشيند ، فرمودند : نه هرگز ، وقتى به اين منزل برسيم مرد سياهى جلوت می آيد كه روغنى با خود دارد ، آن را بخر و در قيمت آن با او چانه نزن ، وابستۀ آن حضرت گفت : پدر و مادرم قربانت ما به هيچ منزلى نرسيديم كه كسى باشد و چنين دوائى بفروشد ، به او فرمودند : چرا ، آن مرد در پيش تو است اندكى به اين منزل مانده ، يك ميل راه طى كردند بناگاه آن سياه پيدا شد ، امام حسن (علیه السلام) فرمودند : برو نزد اين مرد و دارو را از او بگير و قيمت آن را به او بده ، آن سياه گفت : اى غلام ! اين روغن را براى كى مىخواهى ؟
گفت : براى حسن بن على (علیهما السلام) . گفت : مرا نزد آن حضرت ببر ، او را خدمت آن حضرت آورد، مرد سياه به آن حضرت عرض كرد : پدر و مادرم قربانت ! من نمىدانستم شما نياز به اين دارو داريد ، تو خودت اين را مىدانى؟ من در برابر آن بهائى نمىگيرم همانا من غلام شما هستم ولى نزد خدا دعا كن كه يك پسر درستى به من بدهد و دوستدار شما خانواده باشد ؛ زيرا من خانوادۀ خود را در حال زائيدن گذاشتم و آمدم، امام حسن (علیه السلام) فرمودند : به منزلت برو كه خدا به تو پسر سالمى بخشيد و او از شيعيان ماست .(1)
قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُبَیْدٍ أَبُو عُمَیْرٍ: لَقَدْ حَجَّ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیهما السلام) خَمْساً وَ عِشْرِینَ حَجَّةً مَاشِیاً وَ إِنَّ النَّجَائِبَ لَتُقَادُ مَعَه ؛(2)
عبدالله بن عبید می گوید : حسین بن علی (علیهما السلام) بیست و پنج حج پیاده به جای آوردند در صورتى که اسبهاى نیکوئى در کاروان آن بزرگوار بود .
شیخ مفید در کتاب « الارشاد » می نویسد :
عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ قَال : حَجَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) مَاشِیاً- فَسَارَ عِشْرِینَ یَوْماً مِنَ الْمَدِینَةِ إِلَى مَکَّةَ ؛(1)
امام زین العابدین (علیه السلام) با پای پیاده حج رفتند که از مکه تا مدینه 20 روز طول کشید .
وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُبَارَكِ قَالَ: حَجَجْتُ بَعْضَ السِّنِينَ إِلَى مَكَّةَ فَبَيْنَمَا أَنَا سَائِرٌ فِي عَرْضِ الْحَاجِّ وَ إِذَا صَبِيٌّ سُبَاعِيٌّ أَوْ ثُمَانِيٌّ وَ هُوَ يَسِيرُ فِي نَاحِيَةٍ مِنَ الْحَاجِّ بِلَا زَادٍ وَ لَا رَاحِلَةٍ فَتَقَدَّمْتُ إِلَيْهِ وَ سَلَّمْت عَلَيْهِ وَ قُلْتُ لَهُ مَعَ مَنْ قَطَعْتَ الْبَرَّ قَالَ مَعَ الْبَارِّ فَكَبُرَ فِي عَيْنِي فَقُلْتُ يَا وَلَدِي أَيْنَ زَادُكَ وَ رَاحِلَتُكَ فَقَالَ زَادِي تَقْوَايَ وَ رَاحِلَتِي رِجْلَايَ وَ قَصْدِي مَوْلَايَ فَعَظُمَ فِي نَفْسِي إِلَى أَنْ قَالَ إِلَى أَنْ أَتَيْتُ مَكَّةَ فَقَضَيْتُ حَجِّي وَ رَجَعْتُ فَأَتَيْتُالْأَبْطَحَ فَإِذَا بِحَلْقَةٍ مُسْتَدِيرَةٍ فَاطَّلَعْتُ لِأَنْظُرَ مَنْ بِهَا فَإِذَا هُوَ بِصَاحِبِي فَسَأَلْتُ عَنْهُ فَقِيلَ هَذَا زَيْنُ الْعَابِدِينَ (علیه السلام) ؛(2)
عبدالله بن مبارک گفت : سالی برای انجام حج به مکه رفتم ، در بین راه نوجوانی هفت یا هشت ساله بود که در کنار حجاج می رفت ؛ زاد و توشه و مرکب سواری هم نداشت ؛ پیش رفته سلام کردم و گفتم : با چه کسی این بیابان ها را طی می کنی ؟ فرمودند : با آفرینندۀ این بیابان . پس در نظرم بزرگ آمد و به دیدۀ عظمت به تو نگریستم . گفتم : پسرم ! زاد و توشه و مرکب سواری ات کجاست ؟ فرمودند : زاد من تقوای من است و مرکبم دو پایم و هدفم مولایم . باز (شخصیت او) در نظرم بزرگ آمد ... تا آنکه به مکه آمدم پس از انجام اعمال حج در بازگشت در ابطح دیدم مردم اطراف یک نفر را
گرفته اند ، نگاه کردم دیدم همان نوجوان است . پرسیدم کیست ؟ گفتند : حضرت زین العابدین (علیه السلام) است.
عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) كَانَ يَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ مَاشِياً إِذَا رَمَى الْجِمَارَ وَ مَنْزِلِيَ الْيَوْمَ أَنْفَسُ مِنْ مَنْزِلِهِ فَأَرْكَبُ حَتَّى آتِيَ إِلَى مَنْزِلِهِ فَإِذَا انْتَهَيْتُ إِلَى مَنْزِلِهِ مَشَيْتُ حَتَّى أَرْمِيَ الْجِمَارَ ؛
عنبسه بن مصعب گوید : حضرت صادق (علیه السلام) را در منی دیدم كه گاهی پیاده و گاه سواره طی طریق می کند ، مطلبی به ذهنم خطور کرد تا از او بپرسم ، پس چون بر ایشان وارد شدم آن حضرت بدون مقدمه سخن آغاز کرد و فرمودند : « همانا حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام)
همیشه از منزلش بل پای پیاده برای رمی جمرات می رفت ؛ و خانۀ من امروز از منزل او نسبت به جمرات کمی دورتر است . پس منسوار بر مرکب می روم تا به منزل برسم و چون به منزل ایشان رسیدم پیاده می شوم و با پای پیاده برای رمی جمرات راهی می شوم . (1)
تذکر مهم : البته در کنار این روایات رایاتی نیز به چشم می خورد که زیارت سواره را بر زیارت پیاده ترجیح می دهد .
عَنْ سَيْفٍ التَّمَّارِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّهُ بَلَغَنَا وَ كُنَّا تِلْكَ السَّنَةَ مُشَاةً عَنْكَ أَنَّكَ تَقُولُ فِي الرُّكُوبِ فَقَالَ إِنَّ النَّاسَ يَحُجُّونَ مُشَاةً وَ يَرْكَبُونَ فَقُلْتُ لَيْسَ عَنْ هَذَا أَسْأَلُكَ فَقَالَ عَنْ أَيِّ شَيْءٍ تَسْأَلُنِي فَقُلْتُ أَيُّ شَيْءٍ أَحَبُّ إِلَيْكَ نَمْشِي أَوْ نَرْكَبُ فَقَالَ تَرْكَبُونَ أَحَبُّ إِلَيَّ فَإِنَّ ذَلِكَ أَقْوَى عَلَى الدُّعَاءِ وَ الْعِبَادَةِ ؛ (2)
سیف تمار می گوید : به امام صادق (علیه السلام) گفتم : خبری از شما به ما رسیده و ما آن سال پیاده به حج رفتیم خواستم رأی مبارک خود را درباره سوار رفتن بفرمایید ؟
حضرت فرمودند : مردم هم سواره و هم پیاده به حج می روند . عرض نمودم : این سؤال را نکردم. حضرت فرمودند : پس از چه چیزی سؤال نمودی ؟!
عرض کردم : از این سؤال نمودم که کدام یک از پیاده و سواره نزد شما محبوب تر است که ما همان را به جا آوریم .
حضرت فرمودند : اینکه سواره به حج روید نزد من مطلوب تر است ؛ زیرا سواره رفتن ، شما را در عبادت و دعا تقویت می کند .
شیخ طوسی (قدس سره) در بیان وجه جمع میان این روایت ( که امام صادق (علیه السلام) فرموده اند : سواره به زیارت بروید ) با عموم روایاتی که دلالت بر افضلیت زیارت پیاده دارد می فرمایند :فَالْوَجْهُ فِي هَذَيْنِ الْخَبَرَيْنِ أَنَّ مَنْ قَوِيَ عَلَى الْمَشْيِ وَ يَكُونُ مِمَّنْ لَا يُضْعِفُهُ ذَلِكَ عَنِ الدُّعَاءِ وَ الْمَنَاسِكِ أَوْ يَكُونُ مِمَّنْ سَاقَ مَعَهُ مَا إِذَا أَعْيَا رَكِبَهُ فَإِنَّ الْمَشْيَ لَهُ أَفْضَلُ مِنَ الرُّكُوبِ وَ مَنْ أَضْعَفَهُ الْمَشْيُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ مَا يَلْجَأُ إِلَى رُكُوبِهِ عِنْدَ إِعْيَائِهِ فَلَا يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَخْرُجَ إِلَّا رَاكِباً حَسَبَ مَا عُلِّلَ بِهِ فِي الْخَبَر ؛(1)
وجه بین این دو خبر (به ظاهر متضاد) آن است که آن کسی که قدرت پیاده روی دارد و از کسانی است که پیاده روی او را برای دعا و مناسک ضعیف نمی کند یا از کسانی است که مرکب همراه دارد که چون خسته شد سوار شود ، در این صورت پیاده برای او از سواره بودن فضیلت بیشتری دارد و هر کس پیاده روی او را ضعیف می کند و برای او امکان این نیست که هنگام خستگی سواره راه را ادامه دهد ، برایش جایز نیست زیارت رفتن مگر به صورت سواره بنابر آنچه در اخبار به علتش اشاره شده است .
1) . الاستبصار ، ج 2 ، ص 143.
عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ قَادِمٌ مِنْ خُرَاسَانَ مَاشِياً فَأَخْرَجَ رِجْلَيْهِ وَ قَدْ تَغَلَّفَتَا وَ قَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ مَا جَاءَ بِي مِنْ حَيْثُ جِئْتُ إِلَّا حُبُّكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) : وَ اللَّهِ لَوْ أَحَبَّنَا حَجَرٌ حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَنَا وَ هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: ( قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ)(1)وَ قَالَ: ( يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ )(2)وَ هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحَبُّ ؛برید بن معاویه عجلی میگوید : حضور حضرت باقر (علیه السلام) بودم دیدم مردی از اهالی خراسان با پای پیاده وارد حضور آن حضرت شد پاهای او را مشاهده کردیم . دیدیم پینه بسته بود ، گفت : به خدا قسم ! از خراسان به مدینه نیامدم مگر به خاطر دوستی شما آل محمد (صلی الله علیه و آله) .
حضرت به آن مرد خراسانی فرمودند : به خدا قسم ! اگر سنگی ما را دوست بدارد خداوند آن سنگ را با آل محمد (صلی الله علیه و آله) محشور میگرداند . به خدا قسم ! دین نیست مگر دوستی با آل محمد (صلی الله علیه و آله) . سپس فرمودند: بگو : اگر خدا را دوست داريد ، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد ، و فرمودند : كسانى را كه به سوى آنان هجرت كردهاند دوست دارند ، ودنی غیر از دوست داشتن آل محمد (صلی الله علیه و آله) نیست . (3)
استاد شهید مطهری در توضیح و ترجمۀ این روایت می فرمایند : شخصی که اهل خراسان بود ، از راه دور با رنج فروان آمد خدمت امام باقر (علیه السلام) (عشق به اهل بیت (علیهم السلام)
او را کشانده بود ) در حالی که چون با پای پیاده آمده بود کفش هایش از بین رفته و پایش ترک خورده و پاشنه آن شکاف زیادی برداشته بود . آمد خدمت امام
با یک عشق و ولعی . خدا را شکر کرد که بالاخره به مقصود خودش رسید . بعد پایش را نشان داد با آن شکاف ها که خون آمده بود و عرض کرد : یابن رسول الله! نکشید مرا به اینجا جز محبت شما اهل بیت (علیهم السلام) که از خراسان تا اینجا پیاده آمده ام . امام این جمله را فرمودند : هر کس ، هر چه را دوست داشته باشد با هموست و حقیقتش همان می شود و با همان محشور می شود .(1)
عَن عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ (علیهما السلام)
قَالَ : «خَرَجْنَا مَعَ أَخِی مُوسَی (علیه السلام) فِی أَرْبَعِ عُمَرٍ یَمْشِی فِیهَا إِلَی مَکَّةَ بِعِیَالِهِ وَ أَهْلِهِ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ مَشَی فِیهَا سِتَّةً وَ عِشْرِینَ یَوْماً وَ أُخْرَی خَمْسَةً وَ عِشْرِینَ یَوْماً وَ أُخْرَی أَرْبَعَةً وَ عِشْرِینَ یَوْماً وَ أُخْرَی أَحَدَ وَ عِشْرِینَ یَوْماً.(2)
علی بن جعفر (علیهما السلام)
می گوید : با برادرم امام کاظم (علیه السلام) چهار عمره گزاردم . آن حضرت که با خانواده خویش عازم حج بود، مسیرِ مدینه تا مکه را یک نوبت در 26 روز ، در نوبت دیگر 25 روز ، در سفری 24 روز و یک بار 21 روز طی کرد .
در سال های آغازين امامت حضرت گشايش سياسی پديد آمد ، موجب گرديد كه مردم بتوانند آزادانه ، به امام صادق (علیه السلام) روی بياوردند و گشودن مشکلات فقهی و غير فقهی را از ايشان بخواهند . روايات رسيده از امام صادق (علیه السلام) در مسائل مختلف فقهی و کلامی، مجموعه ای بسيار گسترده و متنوع است و از اين رو ، مذهب شيعه را مذهب جعفری می نامند .(3)
از جمله احاديث و روايات نقل شده از امام صادق (علیه السلام) ، نحوۀ زيارت قبور ائمه (علیهم السلام) و آداب مربوط به آن ها است و ده ها زيارت نامه ، همچون زيارت وارث و زيارت عاشورا، توسط آن حضرت بيان شده است. تنها زيارت نامۀ مأثوره برای روز اربعين نيز توسط امام صادق (علیه السلام)ايراد گرديده است . اين زيارت نامه را شيخ طوسی (قدس سره) با سند خود در كتاب « تهذيب الاحكام »(1)
نقل کرده است .
روايت فضيلت زيارت اربعين ، در فضايی صادر شد که شيعيان از سوی هيئت حاكمه ، به شدت در فشار بودند و شناخته شدن آنان و افشای ماهيتشان ، جانشان را به خطر می انداخت . با اين حال، می بينيم كه امام حسن عسكری (علیه السلام) ، بدون توجه به جو حاكم، نشانه های پنج گانۀ شيعه را بر شمرد و از پيروانش خواست كه اين نشانه ها را در خود آشكار سازند و خود را از ديگر گروه های اسلامی ، متمايز نمايند .
از جمله نشانه های شيعه كه امام از آن ياد می كند ، تشرف به زيارت امام حسين (علیه السلام) در روز اربعين حسينی است ؛ نشانه ای كه بيش از ديگر نشانه ها ، هويت شيعيان را در آن روزگار ، افشا می ساخت و ممكن بود تحت شکنجه و آزار و اذيت قرار گيرند . با وجود اين ، امام لازم دانست که اين حديث شريف را بيان سازد و شيعيان را به زيارت امام حسين (علیه السلام) در روز اربعين ، تشويق نمايد . عظمت و اهميت زيارت اربعين، از صدور آن در چنين فضای آکنده از خفقان ، معلوم می شود. (2)
دربارۀ رخدادهای روز اربعين سال 61 ﻫ.ق، پنج گزارش وجود دارد :
شیخ مفید ، شیخ طوسی و علامه حلی چنین نگاشته اند :
روز بیستم صفر(2)
روزی است که اهل بیت امام حسین (علیه السلام) از شام به سوی مدینه بازگشتند . همچنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خداtبرای زیارت امام حسین (علیه السلام) از مدینه به کربلا رفت و او نخستین کسی بود که قبر امام حسین (علیه السلام) را زیارت کرد .(3)
2 . در اين روز ، جابر بن عبدالله انصاری و عطيۀ عوفی و جمعی از بنی هاشم و خاندان رسالت ، از مدينه به زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) مشرف شدند . (4)
3 . در اين روز، امام زين العابدين (علیه السلام) با جابر بن عبدالله انصاری ، ديدار و گفتگو کردند .(5)
1) . مسار الشيعه، ص 26؛ العدد القویه، ص219؛ وسائل الشیعه، ج14، ص 478؛ مصباح المتهجد، ص 730؛ زادالمعاد، ص 328؛ معالی السبطین، ج2، ص 191؛ فیض العلام، ص195؛ بحارالانوار، ج97، ص329؛ مصباح کفعمی، ج2، ص 596 ؛ تقویم شیعه ، ص 56 .
2) . بنابر اخبار، سرهای بریده شهدای کربلا را یزید به حضرت زین العابدین7تحویل داد و آن حضرت به کربلا آورده، به ابدان طیّبه و طاهره ملحق فرمود، و این واقعه را اکثر مورخین در روز اربعین نوشته اند. (نفس المهموم، ص 353 ؛ ریاض الاحزان، ص 155؛ روضه الواعظین، ص 65 ؛ لهوف، ص112، اعلام الوری طبری، ص 81 ؛ مقتل العوالم، ص154 ؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج2 ، ص200، عجایب المخلوقات، ص 67 ؛ بحارالانوار، ج44 ، ص 199 .
3) . مسارالشیعه، ص 46 ؛ مصباح المتهجد، ص 787 ؛ العُدَد القویه، ص 219 .
4) . اللهوف علي قتلي الطفوف، ص197؛ توضیح المقاصد، ص7-6.
5) . وسيلة الدارين، ص 403.
6) . بحارالانوار ، ج 44 ، ص 199 .
ابوريحان بيرونى ، محقق و رياضيدان شهير ( م. 440 ه. ق) در كتاب نفيس خود ، « الآثار الباقيه » می نويسد :
در روز بيستم صفر ، سر امام حسين (علیه السلام) را به بدنش ملحق کردند و در همان جا دفن نمودند و زيارت اربعين راجع به اين روز است.(1)
ابوریحان بیرونی صراحتاً در این متن اشاره به « زیارت اربعین » دارد که این نشان از قدمت هزار سالۀ این آیین دارد . این در حالی است که در جوامع عمومی این چنین تلقی میشود که این مراسم بعد از سرنگونی صدام و ورود ایرانیان به عراق شکل گرفته است .
« خواند مير » ، مورخ معروف (م. 942 ه. ق)، اربعين را اصح روايات در دفن سر مطهّر امام حسين (علیه السلام) دانسته است و مى گويد :
يزيد، اسباب سفر امام زين العابدين (علیه السلام) و ساير اهل بيت (علیهم السلام) را تهيه کرد و سرهای شهدا را به ايشان سپرد و نعمان بن بشير را با سی سوار ، به همراهی آن طايفۀ واجب التعظيم، مأمور گردانيد . امام چهارم (علیه السلام) با
خواهران و عمه ها و ديگر اقرباء ، متوجه مدينۀ طيّبه گشت و در بيستم ماه صفر ، سر امام حسين (علیه السلام) و ديگر شهدای کربلا را به بدن های ايشان ملحق ساخت و از آنجا ، به تربت مقدّس جدّ بزرگوار خود شتافته ، رحل اقامت انداخت .(2)
عبدالله بن محمد الشبراوى ، شيخ جامع الازهر قاهره ، صاحب كتاب « الاتحاف بحب الاشراف » (م. 1171 ه. ق) مى گويد :
و قیل : اعید الی الجثة بکربلاء بعد اربعین یوماً من قتله ؛
بعد از چهل روز ، سر به بدن ملحق شد .(3)
محمد بن احمد بن ابوبکر بن فَرْح انصاری خزرجی اندلسی قرطبی ، یکی از امامان بزرگ تفسیر اهل تسنّن است ، که در قرن هفتم میزیست مینویسد :
والإمامية تقول إن الرأس أعيد إلى الجثة بكربلاء بعد أربعين يوماً من المقتل وهو يوم معروف عندهم يسمون الزيارة فيه زيارة الأربعين ؛
شیعیان امامی معتقدند که سر [مطهّر] حسین بن علی (علیهما السلام) پس از شهادت ایشان به بدنشان در کربلا بازگردانده شده است و این روز در میان شیعیان به روز زیارت اربعین معروف است .(1)
آیت الله شیخ نجم الدین مروّجی طبسی دام ظله العالی در کتابش می نویسد :
ما نیز همچون بسیاری از علمای شیعه معتقدیم سر مطهّرز امام حسین (علیه السلام) در نهایت توسط امام سجاد (علیه السلام) به کربلا منتقل و در کنار پیکر مطهّر آن حضرت دفن گردیده است .(2)
کتاب « العَلَمُ المَشهور في فَوائِدِ فَضلِ الأيّامِ وَالشُّهورِ » تألیف عالم برجستۀ اهل سنّت در قرن ششم و هفتم قمری ، ابو الخطّاب ابن دحیه کلبی (ت 633 ه- ) برای نخستین بار سال 2020 در مغرب در سه مجلد به چاپ رسیده است .
مؤلف در باب ماه محرّم در مجلد اوّل از صفحه 201 به مقدار حدوداً 20 صفحه به مقتل الحسین (علیه السلام) پرداخته است . وی در ضمن بیان مقتل و حوادث پس از آن عباراتی بلیغ و البته جانسوز در مظلومیت اهلبیت دارد ، که از میان آنها عبارتی جانسوز دربارۀ اسارت آل الله در شام نوشته است .از گزارشات مهم نویسنده در این بخش ، اشارۀ او به شهرت زیارت اربعین نزد امامیه است :
در کتب امامیه خواندهام که سر مطهّر پس از چهل روز از شهادت به بدن ملحق شد و این روز چهلم روزی معروف و مشهور نزد امامیه می باشد و زیارت حسین بن علی (علیهما السلام) در این روز را زیارت اربعین مینامند .
وَقَرأتُ في كُتُبِ الإمامِيّةِ: أنّ الرَّأسَ أُعيدَ إلى الجُثَّة بكربَلاء بَعدَ أربَعينَ يَوماً مِنَ المَقتَلِ، يومٌ معروفٌ عِندَ الإمامِيَّة يُسَمّونَ الزِّيارَةَ فيه زِيارَةَ الأربعينَ ؛(1)
این کتاب را پس از مدت مدیدی انتظار دو سال پیش در یکی از زیرزمینهای استانبول خریداری کردیم .(2)
يکی از کتاب های مهم دربارۀ اربعين، كتاب ارزشمند « تحقيق دربارۀ اول اربعين سيدالشهدا (علیه السلام) » است . اين کتاب كه افزون بر 800 صفحه دارد و به بررسى بيش از 570 کتاب می پردازد ، تحقيقی مفصل و دقيق دربارۀ نخستين اربعين امام حسين (علیه السلام) می باشد و در صدد اثبات اين نکته است که کاروان عاشورا ، به هنگام بازگشت از سرزمين شام ، در تاريخ بيستم صفر سال 61 قمری بر سر تربت مطهّر امام حسين (علیه السلام) حاضر شد .
به نظر نويسندۀ كتاب ، هيچ مانعی ندارد که کاروان امام (علیه السلام) توانسته باشد اين مسير را در مدت ياد شده طی کند . او 16 دليل اقامه می كند تا ثابت نمايد كه ورود اهل بيت به کربلا در روز اربعين، ممكن بوده است .نويسندۀ كتاب، علامۀ محقّق سيّد محمّد على قاضى طباطبايى است كه در محراب مصلاى جمعۀ تبريز به شهادت رسيد .
وی به علت حمايت از انقلاب ، به مدّت سه سال ، از سوی رژيم پهلوی ، به يكی از روستاهای اطراف خلخال تبعيد شده بود و در اين مدّت ، توانست چنين کتاب ارزشمندی را به نگارش در آورد . اين کتاب در سال 1368ﻫ.ش ، توسط بنياد علمی و فرهنگی شهيد آيت الله قاضى طباطبايى تجديد چاپ شد .(1)
در اين که روز اربعين سال 61 ﻫ.ق ، چه کسانی در کربلا حضور داشتند و برای نخستين بار در تاريخ ، به زيارت امام حسين (علیه السلام) و اقامۀ عزا در روز اربعين پرداختند ، اقوال مختلفی وجود دارد .
سيد بن طاووس (قدس سره) در كتاب « لهوف » می نويسد:
قَالَ الرَّاوِي وَ لَمَّا رَجَعَ نِسَاءُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) وَ عِيَالُهُ مِنَ الشَّامِ وَ بَلَغُوا الْعِرَاقَ قَالُوا لِلدَّلِيلِ مُرَّبِنَا عَلَى طَرِيقِ كَرْبَلَاءَ فَوَصَلُوا إِلَى مَوْضِعِ الْمَصْرَعِ فَوَجَدُوا جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيَّ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةً مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ رِجَالًا مِنْ آلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدْ وَرَدُوا لِزِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) فَوَافَوْا فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ وَ تَلَاقَوْا بِالْبُكَاءِ وَ الْحُزْنِ وَ اللَّطْمِ وَ أَقَامُوا الْمَآتِمَ الْمُقْرِحَةَ لِلْأَكْبَادِ وَ اجْتَمَعَ إِلَيْهِمْ نِسَاءُ ذَلِكَ السَّوَادِ فَأَقَامُوا عَلَى ذَلِكَ أَيَّاما ؛
راوى مىگويد: هنگامى كه اهل بيت و بستگان امام حسين (علیه السلام) از شام به سوى مدينه رهسپار شدند، در مسير راه به سرزمين عراق رسيدند ، به راهنماى كاروان گفتند : ما را از راه كربلا حركت بده، (او آنها را از راه كربلا حركت داد) وقتى كه به قتلگاه رسيدند ، جابر بن عبداللّه انصارى(رحمه الله) و جماعتى از بنى هاشم و مردانى از بستگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در آنجا ديدند كه براى زيارت مرقد امام حسين (علیه السلام) به آنجا آمده بودند، همگى در يك وقت در
1) . فرهنگنامه اربعین امام حسین (علیه السلام) ، ص 166.
آنجا اجتماع نمودند، و با هم گريه و ناله و فرياد نمودند و سيلى به صورت مىزدند، و به گونهاى عزادارى مىكردند كه دل ها را شعلهور مىنمود ، زنانى كه در آن نواحى بودند به آنها ملحق شدند و چند روز به عزادارى ادامه دادند.
بنا بر آنچه كه از روايت سيد بن طاووس برمی آيد ، در نخستين اربعين امام حسين (علیه السلام) ، چند گروه در كربلا حضور داشتند :
2 . گروهی از قبيله بنی هاشم که خود را از مدينه به كربلا رسانده بودند.
3 . مردانی از خاندان اهل بيت (علیهم السلام) که از مدينه آمده بودند.
4 . امام سجاد (علیه السلام) و ديگر اسرای کربلا که از شام بر می گشتند .
5 . زنان روستاهای اطراف كربلا که برای اقامۀ عزا حاضر شده بودند .
6 . ساربان ها و نعمان بن بشير ( كه گماشتۀ يزيد بود تا كاروان اهل بيت (علیهم السلام) را به مدينه برساند ).(1)
برخی مقتل نويسان ، دربارۀ حضور امام زین العابدین (علیه السلام) و نحوه سوگواری ایشان در روز اربعین، مطالبی را بیان کرده اند :1 . در روز اربعین سال 61 ه.ق، امام سجاد (علیه السلام) از سویی امام زمان بود و از سوی دیگر ، قافله سالار کاروان حسینی به حساب می آمد و تصمیم گیری در امور کاروان را بر عهده داشت . از این رو ، سه روز بعد از اربعین، دستور داد که کاروان ، از کربلا به طرف مدینه حرکت کند . همه کاروانیان، راهی مدینه شدند و با اجازه ایشان، فقط « رباب » همسر امام حسین (علیه السلام) در کربلا ماند .
1) . اللهوف علي قتلي الطفوف، ص 196.
2 .در روز اربعین سال 61 ه. ق ، ملاقاتی بین امام سجاد (علیه السلام) و جابر بن عبدالله انصاری روی داد که برخی آن ملاقات را این گونه گزارش کرده اند :
فَقٰالَ جابِرُ: لِعَبْدِهِ إِنْطَلِق إلی هٰذا السَّواد وَآتِنا بِخَبَرِهِ، فَإن کانوا مِنْ أصْحابِ عُمَرِ بْنِ سَعدٍ فَارْجِعْ إلَینا لَعَلَّنا نَلْجَأُ إلی مَلجَأٍ، وَإن کٰانَ زَینُ العابِدین فَأنتَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللّٰهِ تَعٰالی. فَمَضی العَبدُ فَما اَسرَعَ أن رَجَعَ وَهُوَ یَقولُ: یاجابِرُ قُم وَاسْتَقْبِل حَرَمَ رَسولِ اللّٰهِ (صلی الله علیه و آله) ، هٰذا زَینُ الْعٰابِدینْ قَدْ جاءَ بِعَمّاتِهِ وِأخَواتِهِ. فَقامَ جابرُ یَمْشي حافِي الأقْدامِ مَکْشوفَ الرَّأسِ إلیَ أن دَنا مِنَ الإمامِ زَینُ الْعابِدین اِنكَبَ عَلىٰ أقدامِهِ يُقَبِّلُهُما وَيَقولُ: سَيِّدي عَظَّمَ اللَّهُ لَكَ الأجرَ بِأَبيكَ الحُسَين سَيِّدي عَظَّمَ اللَّهُ لَكَ الأجرَ بَعمومتِكَ وَإِخوَتِكَ. فَقالَ الإمامُ:«أنتَ جابِرُ»؟ فَقالَ: نَعَم یَابنَ رَسولِ الله. فَقالَ:یا جابِرُهاهُنا وَاللّٰهِ قُتِلَتْ رِجالُنا وَذُبِحَت أطفالُنا وَسُبیَت نِساؤُنا وَحُرِقَت خِیامُنا ؛(1)
جابر به غلامش گفت : « به طرف آن سیاهی برو و خبرش را برای ما بیاور ؛ تا اگر یاران عمر سعد بودند ، مخفی شویم ؛ اما اگر امام زین العابدین (علیه السلام) بود، تو را در راه خدا آزاد می کنم ». غلام جابر رفت و زود برگشت و گفت : « ای جابر! برخیز و به استقبال خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بشتاب . این امام زین العابدین (علیه السلام) است که همراه با خواهران و عمه هایش ، به کربلا بازگشته است ». جابر ، با سر و پای برهنه، به استقبال امام زین العابدین (علیه السلام) شتافت و بر پای حضرت افتاد و پاهای مبارک ایشان را بوسید و گفت : « خدا اجر شما را در مصیبت پدر و عموها و برادرانت زیاد کند ». حضرت فرمود : « تو جابر هستی ؟». عرض کرد: «بله». حضرت فرمودند : « ای جابر! به خدا قسم ! همین جا بود که مردان ما را کشتند و بچه های ما را سر بریدند و زن های ما را اسیر کردند و خیمه های ما را به آتش کشیدند ».
1) . معالی السبطين، ص 193؛ وسيلة الدارین، ص 403
3 . برخی از علماء ، بر این نظرند که امام زین العابدین (علیه السلام) سر مبارك امام حسین (علیه السلام) را روز اربعین در کربلا به خاک سپرد . احتمالاً قوی ترین سند بر این مطلب ، گزارش فاطمه بنت على است که شیخ صدوق در کتاب امالی نقل کرده است :
إِلی أَنْ خَرَجَ عَلِیُّ بنُ الحُسَیْنِ (علیه السلام) بِالنِّسْوَةِ وَ رَدَّ رَأْسَ الْحُسَینِ إلَی کَرْبَلاءَ؛ (1)
امام زین العابدین (علیه السلام) به همراه زنان ، از شام خارج شد و سر امام حسین (علیه السلام) را به کربلا بازگرداند .
نقش حضرت زينب (علیها السلام) در اربعين سيدالشهداء (علیه السلام) را از چند منظر می توان به تماشا نشست : عزاداری حضرت زينب (علیها السلام) برای كشته شدگان كربلا ؛ تسلّی دادن حضرت زينب (علیها السلام) به ديگر اسراء ؛ صبر و استقامت او در مقابل مصائب و مشكلات ؛معرفی امام حسين (علیه السلام) و شناساندن راه و اهداف او ؛ رساندن پيام حسين (علیه السلام) به آيندگان و ....
عزاداری : يکی از مصاديق عزاداری ، گريبان چاک کردن است . آنچه از مقاتل برداشت می شود ، اين است که زينب کبری (علیها السلام) در مصيبت امام حسين (علیه السلام) ، سه بار گريبان خود را چاک کرد:
نخستين بار : در شب عاشورا بود . وقتی امام حسين (علیه السلام) با خواندن اشعاری ، خبر از مرگ و شهادت خود داد ، زينب (علیها السلام) به صورت خود سيلی زد و گريبانش را چاک کرد و از هوش رفت . «ثُمَّ لَطَمَتْ عَلَى وَجْهِهَا وَ أَهْوَتْ إِلَى جَيْبِهَا فَشَقَّتْهُ وَ خَرَّتْ مَغْشِيَّةً عَلَيْهَا »(2)
بار دوم : در مجلس يزيد بود . وقتی سر بريدۀ امام حسين (علیه السلام) را ديد ، گريبان چاک کرد .
«وَ أَمَّا زَيْنَبُ فَإِنَّهَا لَمَّا رَأَتْ رَأْسَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) أَهْوَتْ إِلَى جَيْبِهَا فَشَقَّتْهُ»(1)
مرتبه سوم : در روز اربعين بود. در برخی مقاتل آمده است :
هنگامی که زينب (علیها السلام) به کربلا رسيد ، ناگهان از جمع زنان ، دور شد و گريبان خود را چاک کرد و با صدای سوزناک ، ناله زد : « وای برادرم ! وای حسينم ! وای محبوب رسول خدا ! وای فرزند مکه و منی ! وای پسر فاطمه زهرا ! وای پسر علی مرتضی ! آه ! و باز هم آه !». سپس بر زمين افتاد و از هوش رفت .« فَخَرَجَت زَينَبُ فِي الجَمعِ وَ أهوَتَ اِلي جَيبِها فَشَقَّتهُ وَ نادَت بِصَوتٍ حَزينٍ يَقرَحُ القُلوبَ : وا أخاه! وا حُسَيناه! وا حَبيبَ رَسولِ الله! وا اِبنَ مَكَّةَ وَ مِني! وا اِبنَ فاطِمَةَ الزَّهراء! وا اِبنَ عَليٍّ المُرتَضي! آه، ثُمَّ آه ».(2)
غم زدايی : همۀ افرادی که در کاروان اسرای اهل بيت (علیهم السلام) حضور داشتند ، يکی دو تن از عزيزان خود را از دست داده بودند ؛ ولی حضرت زينب (علیها السلام) فرزندان و برادران و برادرزادگان خود را از دست داده بود و مصائب او ، بيش از ديگران بود . با اين حال ، او بود كه اسيران را برای زيارت شهدای کربلا آماده کرد و تسلايی بر دل داغ ديدۀ آنان بود .
شكيبايی و روشن گری : اربعين ، ثمرۀ اسارت و استقامت چهل روزۀ زينب (علیها السلام) بود كه راز شهادت امام حسين (علیه السلام) را برای مردم آن زمان ، روشن كرد ؛ برای مردمی كه هنوز امام حسين (علیه السلام) را نشناخته بودند و اصلاً نمی دانستند كه حسين (علیه السلام) مسلمان بود يا يك شورشی بيرون آمده از دين! درخت صبر و بردباری زينب (علیها السلام) در روز اربعين به ثمر نشست و حركت امام حسين (علیه السلام) را تكميل كرد. بنا براين ، می توان گفت كه شيعه ، ايمان مأخوذ از اربعين را مديون حضرت زينب (علیها السلام) است .(3)
در برخی منابع ، گزارش هايی دربارۀ سوگواری اُم كلثوم (علیها السلام) در روز اربعين ديده می شود . در كتاب «الدمعة الساکبة» آمده است :وَ خَرَجَت أُمُ كُلثوم لاطِمَةَ الخَدَّينِ تُنادي بِرَفيعِ الصَّوتِ اَليَوم ماتَ مُحَمَّدٌ المُصطَفي، اَليَوم ماتَ عَلِيٌّ المُرتَضي، اَليَوم ماتَت فاطِمَةُ الزَّهراء. وَ باقِيُ النِساءِ لاطِماتٌ ناعِياتٌ نائِحاتٌ قائِلاتٌ: وا مُصيبَتاه! وا حَسَناه! وا حُسَيناه ؛(1)
در روز اربعين، حضرت ام کلثوم (علیها السلام) ، خواهر کوچک امام حسين (علیه السلام) ، در حالی که بر صورت خود سيلی می زد ، با صدای بلند ، ناله سر داد كه «امروز روزی است که جدم محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دنيا رفت ؛ امروز روزی است که پدرم امير مؤمنان (علیه السلام) از دنيا رفت ؛ امروز روز از دنيا رفتن مادرم فاطمه زهرا (علیها السلام) است ». بقيۀ زنان نيز از نالۀ ام کلثوم (علیها السلام) به شيون آمدند و بر صورت خود سيلی زدند و مرثيه سرايی کردند و گفتند : « وای از اين مصيبت ! وای حسن ! وای حسين !».
از برخی روايات به دست می آيد كه اهل بيت امام حسين (علیه السلام) ، تا سه روز بعد از اربعين، در کربلا ماندند .
مرحوم عبدالرزاق مقرم می نويسد :
از سه روز اقامت در کربلا ، امام سجاد (علیه السلام) احساس كرد كه چاره ای جز رفتن به سوی مدينه نيست ؛ زيرا عمّه ها و ديگر بانوان و کودکان را می ديد كه شب و روز گريه می کنند و از قبری به سوی قبر ديگر می روند و وضعيتی به وجود آمده كه قابل تحمل نيست .(2)
جابر بن عبدالله انصاری شایستگی آن را داشت که چون ماه در کنار خورشید نبوت و امامت بدرخشد ، و در نزد همۀ پاکدلان و رهروان خط راستین اسلام حضور داشته باشد ، و در قلب آنها جای گزیند. ولی آن چه که بر شهرت او افزود ، بلکه نام نامی او را جهانی و جاودانی کرد ، این بود که در روز اربعین سال 61 هجری به عنوان « نخستین زیارت کنندۀ مرقد شریف امام حسین (علیه السلام) » کنار قبر آن حضرت در کربلا آمد و به زیارت پرداخت .
این پیوند مقدّس و مخلصانۀ او با امام حسین (علیه السلام) به او رنگ حسینی داد و او در کنار امام حسین (علیه السلام) بر قلۀ رفیع جهان و زمان قرار گرفت ؛ چرا که زیارت او پایه گذار شکستن زرق و برق طاغوت زمان ( یزید ) و طاغوت های دیگر بود و همچون پُتکی بود که بر سر یزیدیان و شکم خوارگان و بردگان زر و زور می خورد و شعاری عظیم و کوبنده بر ضد همۀ زمامداران خودسر و خودکامه بود و نشان دهندۀ چهرۀ درخشان حضرت امام حسین (علیه السلام) و حسینیان بود !
گویی خداوند می خواست تا جابر در پرتو نور حسینی ، در همه جا حضور یابد و روش و شیوه اش ، الگویی برای مسلمانان راستین گردد .(1)
از روایات چنین استنباط می شود که جابر از امّ سلمه و ابن عباس پرسید : از حسین (علیه السلام) چه خبر دارید ؟ آنها گفتند : حسین بن علی (علیهما السلام) به دست کوفیان شهید شد.(2)
صاحب « خصائص الکبری » می نویسد :امّ سلمه بدین نحو مطلع شد ( خون شدن تربت ) و جابر از ام سلمه پرسید برای زیارت اربعین حسین (علیه السلام) از مدینه به کربلا حرکت کرد .(3)
تبلیغات وسیع و دامنه دار یزید و دار و دسته اش ( و قبل از او ، معاویه ) آن چنان اسلام راستین را مسخ کرده بود، که بسیاری در مورد قیام امام حسین (علیه السلام) یا بی تفاوت بودند و یا اعتراض می کردند و یا حیران و سرگردان بودند . از آنجا که جابر بن عبدالله انصاری شخص مورد احترام و اطمینان مردم بوده و به عنوان یکی از اصحاب نزدیک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و یادگار آن حضرت شناخته می شد ، حرکت او از مدینه ( یا از کوفه ) به کربلا و زیارت او با آن همه احترام و تجلیل ، و چگونگی زیارت ، پردۀ حجاب جهل و گمراهی مردم را درید و مردم مسلمان دریافتند که مسأله آن گونه نیست که تصور می کردند .
زیارت « جابر و عطیه » موقعیت حکومت یزیدی را متزلزل نمود ، و درگیری شدید معنوی با دستگاه طاغوتی بود که آن دستگاه را نزد همه ، زیر علامت سؤال می برد ، و ضربۀ کوبنده ای بر رژیم سفاک بنی امیه بود .
و راز اینکه آن همه در روایات ، برای زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) پاداش و ثواب ذکر شده ، همه و همه به خاطر زنده کردن قیام امام حسین (علیه السلام) و اهداف آن حضرت ، و سرکوبی طاغوت و طاغوتیان است ، و تجدید عهد ، معنایی جز این ندارد زیارت جابر به عنوان نخستین زائر کوی امام حسین (علیه السلام) ، این ضربه را بر قدرت پوشالی طاغوتیان وارد ساخت ، و زمینهبسیار عالی برای احیاء نهضت عظیم حسینی بود ، و جرقه ای انقلابی بر خرمن هستی ستمگران وارد ساخت .
در حقیقت جابر ، مؤسّس و بنیان گذار این زیارت سرنوشت ساز بود ، و این زیارت ، به خصوص در آن زمان و پر از خفقان و ترس و وحشت ، همچون برق آسمانی بود که در دل تاریک و ظلمانی شب دیجور حکومت ننگین بنی امیه
درخشیدن گرفت ، و همچون رعدی بود که صدای غرّاء و غرّش کوبنده اش ، تار و پود طاغوتیان را از هم جدا می کرد .
با توجه به اینکه ، حضور جمعی از بانوان اطراف کربلا ، و ورود امام سجاد (علیه السلام) با همراهان به کربلا و ماندن سه روز ، سوگواری در کربلا ، در حقیقت تأسیس برنامه سوگواری بود ، که در پرتو این سوگواری در طول تاریخ ، از نتایج بسیار سودمندی در حمایت از حق و سرکوبی باطل، به دست آمده است .
کوتاه سخن اینکه : جابر یک فرد عادی نبود ، و زیارت او با آن کمیّت و کیفیت نیز یک کار عادی نبود ، بلکه ضربه ای کوبنده بر پیکرۀ حاکمان جبّار آن زمان بود .
در حدیثی معروف، امام حسن عسکری (علیه السلام) فرموده اند :
نشانه های ایمان پنج چیز است :
از این حدیث پی می بریم که : نماز و سجده ، انسان را از درون می سازد و انگشتر به دست راست کردن ( با توجه به اینکه در آن زمان جنبۀ سیاسی و ضد طاغوتی داشت ، چرا که بنی امیه ، انگشتر را بر اساس حَکَمَین ، در دست چپمی کردند ) نیز یک نوع پیکار بود . زیارت اربعین نیز ، نشانگر پیوند مقدّس و تجدید پیمان با هدف امام حسین (علیه السلام) می باشد . و بلند گفتن « بسم الله » ( با توجه به اینکه مخالفان، آن را آهسته می گفتند ) نیز جنبۀ مخالفت با دشمنان داشت .
و جابر با این عمل بزرگ خود ، زیارت الهام بخش امام حسین (علیه السلام) را تأسیس نمود .
1) . کامل الزیارات ، باب 28 ، ص90.
جالب و عجیب اینکه نقل شده امام صادق (علیه السلام) فرمودند :
بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) همۀ مردم مرتد شدند ، جز 4 نفر که عبارتند از : ابوخالد کابلی ، یحیی بن ام طویل ، جبیر بن مطعم و جابر بن عبدالله انصاری . سپس کم کم مردم به این افراد پیوستند و جمعیت زیاد شد .(1)
توضیح اینکه : در ماجرای قیام بزرگ امام حسین (علیه السلام) و شهادت جانسوز او ، غالب مردم ، یا بر اثر ترس و یا بر اثر دنیا پرستی و یا علل دیگر ، از خاندان نبوت روی برتافتند ، بعضی راه بی تفاوتی را در پیش گرفتند و بعضی به دشمن پیوستند ، و بعضی سرگردان بودند که به کجا بروند و چه کنند ؟ و حتی بعضی دهان به اعتراض گشودند . مثلاً گفتند امام حسین (علیه السلام) از این قیام خود ، چه نتیجه گرفت ؟ و این همه کشت و کشتار برای چه بود و چه شد ؟ یزید همچنان سرمست بر مسند خلافت تکیه زده است و جواب این خونریزی ها را چه کسی می دهد ؟ و ....
به این ترتیب می بینیم ، مردم در رابطه با مسالۀ قیام امام حسین (علیه السلام) و شهادت او ؛ مرتد شدند و هر دسته ای دارای نوعی ارتداد و دوری از خط امامحسین (علیه السلام) شدند ، و در این فراز و نشیب سخت ، افراد اندکی با امام حسین (علیه السلام) باقی ماندند و به شهادت رسیدند و از آنها که ماندند ، تنها « چهار نفر » که یکی از آنها جابر بن عبدالله بود که در سخت ترین شرایط در خط سرخ حسین (علیه السلام) راست قامت ، باقی ماندند .
به عبارت روشن تر : خطر به قدری شدید بود که مثلاً حجاج بن یوسف ثقفی دستور دستگیری « یحیی بن ام طویل » ( یکی از افراد فوق ) را صادر کرد ، و پس از دستگیری به او گفت : به حضرت علی (علیه السلام) ناسزا بگو ! او اطاعت نکرد . حجّاج
1) . معجم رجال الحدیث ، ج2، ص 99 ؛ بهجة الآمال، ج2، ص 484 ، سفینة البحار، ج 1، ص368؛ جامع الرواة ، ج2 ، ص 299.
فرمان داد که دست ها و پاهایش را قطع کنند . فرمان حجاج را اجرا کردند و او را با سخت ترین شکنجه ها کشتند .(1)
نتیجه اینکه : روایت فوق ( حدیث ارتداد ) به راستی عظمت مقام معنوی و استقامت چهار نفر فوق ، از جمله جابر را روشن می کند ، و از اوج توانمندی و روحیه نستوه و استوار جابر ، خبر می دهد .
جالب اینکه در آخر حدیث فوق آمده : بعداً این افراد، بسیار شدند . یعنی این چهار نفر که در اطراف امام سجاد (علیه السلام) حلقه زدند ، بر اثر تبلیغات فراوان در آن جو سانسور و خفقان ، آن چنان به روشنگری و افشاگری پرداختند که آب از دست رفته ، به جوی خود بازگشت و جمعیت بسیاری از کانال ارتداد بیرون آمده و به این چهار نفر یاران خاص امام سجاد (علیه السلام) پیوستند و با آنها همفکر شدند و این درس بزرگ را به جهانیان آموختند .
مسألۀ دیگری که در زیارت جابر و عطیۀ عوفی بود ، شکستن غول وحشت و ارعاب ترور دستگاه جبار بنی امیّه بود . در آن وقت ، جاسوسان اموی در همه جا حاضر بودند و نسبت به مبارزان، مخصوصاً بنی هاشم و اصحاب و علاقه مندان به خاندان نبوّت ، بسیار حساس بودند . زیارت قبر مقدّس شهدای کربلا ، به معنی مخالفت و ضدّیت علنی و شکننده با طاغوت و طاغوتیان به شمار می رفت ، و انجام دهندۀ آن محکوم به اعدام و مرگ می شد .
جابر به عنوان « اولین زائر » این غول را شکست ، و با این جرأت و شهامت قهرمانانۀ خود ، راه پیکار با سردمداران کفر و شرک را ، به روی مردم گشود . چرا که این زیارت ، به معنی توجه دادن مردم به اسوه و الگوی تداوم بخش سیدالشهدا (علیه السلام)
1) . بهجة الآمال ، ج2 ، ص 484 ؛ سفینة البحار، ج1 ، ص 368 .
بود چرا که « الاسلام بدوه محمدی و بقائه حسینی » آغاز اسلام از محمد (صلی الله علیه و آله) شروع شد و تداوم آن از حسین (علیه السلام) بود .
خراب نمودن قبر امام حسین (علیه السلام) و شخم زدن آن و کشتن زائران توسط خلفای جور ، این مطلب را روشن تر می سازد .
مفهوم زیارت جابر ، در راستای تداوم خط راستین اسلام بود ، و شهامت او در این رهگذر، بسیار ارزشمند بود . با توجه به اینکه مردم، جابر را یک شخصیت بزرگ اسلامی می دانستند و برچسب حُبّ به قبیله و دعوای بنی هاشم با بنی امیّه یا حبّ ریاست و . . . نسبت به جابر ، خیالی بی رنگ بود .
و شیوۀ زیارت جابر با رعایت آداب و مستحبات ، و خلوص و احترام خاص ( از لباس پاک و خوشبو و راه رفتن مخصوص و ...) همچنین مطالب و سخنانی که در زیارت جابر آمده که بیانگر اهداف امام حسین (علیه السلام) و سلام و درودهای تیز و برنده ای بود که بر قلب دشمن می خورد، و صاعقه ای بود که خرمن دشمن را به آتش کشید.(1)زیارت اربعین عطیه و جابربن عبدالله در آن زمان حساس از اهمیّت خاصی برخوردار بود . زمانی که یزید بن معاویه ریختن خون سید الشهداء (علیه السلام) و اصحابش را افتخار می دانست و شیعیان آن حضرت در خفقان شدید به سر می بردند ، بازماندۀ یاران پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به زیارت تربت امام (علیه السلام) شتافت . او در واقع فرستادۀ خاتم المرسلین به شمار می آمد ؛ زیرا رسول خداt به وی وصیت کرده بود :
1) . اهتمام شیعه به زیارت قبور اولیاء خدا ، باتوجه به آداب زیارت، و مفاهیم ارزشمندی که در محتوای زیارت نامه ها وجود دارد و انجام آن – به خصوص در روزهای مقدّس- ما را به نقش سازندۀ زیارت، رهنمون می سازد. بر همین اساس است که امامان معصوم توجه عمیقی داشتند که این سنّت ادامه یاید و امام هشتم (علیه السلام)در گفتاری فرمود: «برای هر امامی ، پیمانی بر عهدۀ شیعیان و دوستانش می باشد و از اموری که کامل کننده و نیکو کنندۀ این پیمان است، زیارت قبور امامان می باشد. کسی که از روی علاقه و عشق، به زیارت آنها بپردازد، و در زیارت خود به اهداف مقدّس آنها توجه نماید، در روز قیامت امامان از آنان شفاعت می کنند . (کامل الزیارات ، ص 122)
« یا جابر زُر قبر الحسین (علیه السلام) فان زیارته تعدل مئة حجه ؛
ای جابر ! قبر فرزندم حسین (علیه السلام) را زیارت کن . چون ثواب زیارتش با ثواب صد حج برابر است .»(1)
جابر (علیه السلام) بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانش از این فاجعه تاریخی آگاه شده ، با ضمیری پاک راه کوفه پیش گرفت و خود را به دست پرورده مکتب علوی ، یعنی عطیّۀ عوفی رساند . این دو بزرگمرد در اربعین شهادت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و اصحابش در سرزمین مقدّس کربلا حضور یافتند . و این افتخار را به دست آوردند که از اولین زائران حرم حسینی شوند .(2)
آنچه به زیارت اربعین جلوه ای خاص از شهامت و شجاعت می دهد حرکت قهرمانانه این دو زائر در آن موقعیت حساس است ؛ زیرا بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) یزید کسی را مانع ظلم و فساد خود نمی دید و تمام سعی خودش را به کار برد تا با خفه کردن صدای هر مخالفی قیام عاشورا را امری عادی و غیر الهی جلوه دهد . بدین سبب ، نگرش جامعه به نهضت امام حسین (علیه السلام) در ابتدا نگرشی همراه با بی تفاوتی ، گاه اعتراض آمیز بود . در آن موقعیت ، حرکت جابر از مدینه و عطیه از کوفه برای زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) تأییدی بر قیام آن حضرت بود .(3)
به ویژه این که این زیارت با رسیدن بانوان اهل بیت و اسراء از شام و برپایی سه روز سوگواری برای سالارشهیدان (علیه السلام) و یارانش مقارن بود. این حرکت بزرگ به شعله ور شدن نهضت حسینی و افشای جنایات دژخیمان بنی امیه انجامید و عطیه و جابر از بنیانگذاران قیام هایی شدند که در دفاع از قیام کربلا به وسیله توّابین و دیگران شکل گرفت.
ابوجعفر محمد بن ابی القاسم طبری امامی ( از دانشمندان قرن ششم ) به سندش از عطیه بن سعد بن جناده کوفی جُدَلی نقل کرده که گفت :
با جابربن عبدالله انصاری به قصد زیارت امام حسین (علیه السلام) به راه افتادیم . چون به کربلا رسیدیم جابر به سوی فرات رفت و غسل کرد ؛ سپس پارچه ای به کمر بست و پارچه ای به دوش انداخت و عطر زد و آن گاه ذکرگویان به سوی قبر امام (علیه السلام) رفت . وقتی نزدیک قبر شد ، گفت : دستم را بگیر و روی قبر بگذار . من دستش را روی قبر گذاشتم. جابر خود را به روی قبر انداخت و آن قدر گریه کرد که بی هوش شد . بر او آب پاشیدم تا به هوش آمد . آن گاه سه بار گفت: « یا حسین ». سپس گفت :«حَبِيبٌ لَا يُجِيبُ حَبِيبَهُ ؛ دوست پاسخ دوستش را نمی دهد ». بعد ادامه داد : اما چگونه پاسخ دهی ، در حالی که رگ های گردنت را بریده و بین سر و بدنت جدایی انداخته اند .
فَأشْهَدُ أنَّكَ ابْنُ النَّبِيِّينَ وَ ابْنُ سَيِّدِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنُ حَلِيفِ التَّقْوَى وَ سَلِيلُ الْهُدَى وَ خَامِسُ أصْحَابِ الْكِسَاءِ وَ ابْنُ سَيِّدِ النُّقَبَاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ وَ مَا لَكَ لَا تَكُونُ هَكَذَا وَ قَدْ غَذَّتْكَ كَفُّ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ رُبِّيتَ فِي حَجْرِ الْمُتَّقِينَ وَ رَضَعْتَ مِنْ ثَدْيِ الْإِيمَانِ وَ فُطِمْتَ بِالْإِسْلَامِ فَطِبْتَ حَيّاً وَ طِبْتَ مَيِّتاً غَيْرَ أَنَّ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ طَيِّبَةٍ لِفِرَاقِكَ وَ لَا شَاكَّةٍ فِي الْخِيَرَةِ لَكَ فَعَلَيْكَ سَلَامُ اللَّهِ وَ رِضْوَانُهُ وَ أشْهَدُ أنَّكَ مَضَيْتَ عَلَى مَا مَضَى عَلَيْهِ أخُوكَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا ثُمَّ جَالَ بِبَصَرِهِ حَوْلَ الْقَبْرِ وَ قَالَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أيُّهَا الْأرْوَاحُ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَاءِ الْحُسَيْنِ وَ أنَاخَتْ بِرَحْلِهِ أَشْهَدُ أنَّكُمْ أقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَ أمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ
الْمُنْكَرِ وَ جَاهَدْتُمُ الْمُلْحِدِينَ وَ عَبَدْتُمُ اللَّهَ حَتَّى أتَاكُمُ الْيَقِينُ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَقَدْ شَارَكْنَاكُمْ فِيمَا دَخَلْتُمْ فِيه ؛
گواهی می دهم که تو فرزند خانم پیغمبران و پسر سرور مؤمنان و هم پیمان تقوا و از نسل هدایت و پنجمین نفر از اصحاب کسایی ؛ فرزند سرور نقیبان و پسر فاطمه (علیها السلام) سرور زنانی ، و چرا چنین نباشی که سالار پیامبران با دست خویش غذایت داده و در دامن متّقین تربیت شده ای و از سینۀ ایمان شیر خورده ای و از دامان اسلام بر آمده ای . خوشا به حالت در زندگانی و در مرگ . اما دل های مؤمنان در فراق تو ناخشنودند ؛ اما شک ندارند که آنچه بر تو گذشت ، خیر بوده است . سلام و خشنودی خدا بر تو باد . شهادت می دهم که تو همان راهی را رفتی که برادرت یحیی بن زکریّا پیمود .»آن گاه نگاهی به اطراف قبر افکند و گفت : سلام بر شما ای جان های پاک که در آستان حسین (علیه السلام) فرود آمدید . گواهی می دهم که شما نماز را بر پا داشتید و زکات پرداختید ، امر به معروف و نهی از منکر کردید و با ملحدان جهاد نمودید و خدا را پرستیدید تا آنکه مرگ شما فرا رسید . سوگند به خدایی که محمد (صلی الله علیه و آله) را به حق فرستاد، ما در راهی که رفتید شریک شماییم .
به جابر گفتم : « چگونه با آنان شریکیم ، در حالی که نه [با آنان] دشتی پیمودیم و نه از بلندی و کوهی بالا رفتیم و نه شمشیر زدیم ؛ اما اینان سر از پیکرهایشان جدا شد ، فرزندانشان یتیم و همسرانشان بیوه شدند ؟»
جابر گفت : ای عطیه ! از حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که می فرمود :
مَنْ أحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ ، وَ مَنْ أحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أشْرِكَ فِي عَمَلِهِمْ ؛ هر کس گروهی را دوست بدارد، در عمل آنان شریک است . سوگند به آن که محمد (صلی الله علیه و آله) را به حق به پیامبری فرستاد، نیّت من و نیّت یارانم همان است که حسین (علیه السلام) و اصحابش داشتند. مرا به سوی خانه های کوفیان ببر ».
عطيه گويد : چون اندکی راه رفتيم فرمود : ای عطيه ! آيا تو را وصيت نکنم در حالی که گمان ندارم بعد از اين سفر ديگر تو را ملاقات کنم ؟ ( عرض کردم : بفرمایيد فرمود :
«أحْبِبْ مُحِبَّ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مَا أحَبَّهُمْ وَ أبْغِضْ مُبْغِضَ آلِ مُحَمَّدٍ مَا أبْغَضَهُمْ وَ إِنْ كَانَ صَوَّاماً قَوَّاماً وَ ارْفُقْ بِمُحِبِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّهُ إِنْ تَزِلَّ لَهُ قَدَمٌ بِكَثْرَةِ ذُنُوبِهِ ثَبَتَتْ لَهُ أخْرَى بِمَحَبَّتِهِمْ فَإِنَّ مُحِبَّهُمْ يَعُودُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مُبْغِضَهُمْ يَعُودُ إِلَى النَّار ؛ دوستان آل محمد (صلی الله علیه و آله) را دوست بدار مادامی که ايشان را دوست میدارند ، و دشمنان آل محمد (صلی الله علیهو آله) را دشمن بدار مادامی که دشمن ايشان هستند، اگر چه فراوان روزه بگيرند و نماز بگذارند . و با دوست ( محمد و ) آل محمد (صلی الله علیه و آله) مدارا کن، چون اگر پایی از ايشان در اثر زيادی گناه بلغزد پای دگرش به خاطر دوستی ايشان استوار و ثابت بماند همانا دوست ايشان به بهشت و دشمن ايشان به دوزخ بازگردد .» (1)
و عده ای با دلایلی که دارند بر این عقیده اند که : جابر دو مرتبه مشرف به زیارت امام حسین (علیه السلام) شده است. یک مرتبه با شخصی به نام عطاء بن ابی رباح مکی (در کتب رجالی آمده که وی: از اصحاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) و جزء تابعین می باشد و شاگردی مولا علی (علیه السلام) را نموده است و جزء مفسرین قرآن و در تفاسیر از او نقل قول کرده اند.) و بار دیگر با شخصی به نام عطیه بن سعید عوفی و در هر مرتبه امام حسین (علیه السلام) را با زیارتی متفاوت زیارت نموده اند.
سید بن طاووس در کتاب « لهوف » می نویسد :
چون اهل بیت امام حسین (علیه السلام) از شام به عراق رسیدند ، به راهنمای کاروان گفتند: ما را از کربلا عبور بده . هنگامی که اهل بیت به قتلگاه رسیدند ، جابر بن عبدالله انصاری و جمعی از بنی هاشم و مردان خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را ملاقات کردند که برای زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) آمده بودند ، همه شروع به گریه و ناله کردند و بر صورت هایشان می زدند و به گونه ای عزاداری و نوحه سرایی می کردند که
1) . بشارة المصطفی لشیعة المرتضی ، ص 74-75 . در برخی گزارش ها نام راوی عطا ثبت شده است که به نظر می رسد مراد از عطا همان عطیه باشد ، چنان که محدّث نوری نیز این احتمال را داده است. (لؤلؤ و مرجان، ص 156.) محقق قاضی طباطبایی نیز بر این امر یکی بودن عطیه با عطا دلیل آورده است . (تحقیق دربارۀ اولین اربعین سیدالشهداء (علیه السلام) ، ص 203-208.)
جگرها راآتش می زد . زنان منطقه عراق نیز نزد اهل بیت آمدند و آنان نیز چند روزی عزاداری کردند .(1)
گریۀ شدید و حزن فوقالعادۀ جابر نشان می دهد که مودّت و محبّت وی نسبت به امام حسین (علیه السلام) چه قدر بوده است . وقتی دست خود را بر قبر آن بزرگوار میگذارد با اشک و آه صدا میزند : این چه حبیبی است که پاسخ حبیب خود را نمیدهد ، معلوم میشود این محبت از دو طرف بوده است و امام هم او را دوست میداشته است .
برای فهم دقیق تر قسمت پایانی حدیث زیارت اربعین خوب است به این احادیث توجه کنید :
امام صادق (علیه السلام) میفرماید :
لِكُلِّ شَيْءٍ أسَاسٌ وَ أسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أهْلَ الْبَيْتِ (علیهم السلام)؛
هر چیزی پایه و اساسی دارد و پایه و اساس اسلام محبت ما اهل بیت (علیهم السلام) است . (2)
و در حدیث دیگری فرمودهاند:
إِنَّ فَوْقَ كُلِ عِبَادَةٍ عِبَادَةٌ وَ حُبُّنَا أهْلَ الْبَيْتِ (علیهم السلام) أفْضَلُ عِبَادَةٍ؛
بالاتر از هر عبادتی، عبادتی است و محبت ما اهل بیت (علیهم السلام) برترین عبادت است .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بعد از معرفی امامان بعد از خود چنین فرمودند :
مَنْ أحَبَّهُمْ وَ تَوَلَّاهُمْ كُنْتُ ضَامِناً لَهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْجَنَّةِ؛هر کس آنان را دوست بدارد و ولایتشان را بپذیرد، من در پیشگاه خدای تعالی بهشت را ضمانت میکنم .(3)
اما عمده مطلب آن است که ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) چگونه حاصل میشود؟
جواب مطلب را حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) در ضمن حدیثی به ابو خالد کابلی بیان فرمودهاند :
وَ اللَّهِ يَا أبَا خَالِدٍ لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يَتَوَلَّانَا حَتَّى يُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا يُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى يُسَلِّمَ لَنَا وَ يَكُونَ سِلْماً لَنَا فَإِذَا كَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِيدِ الْحِسَابِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ الْأَكْبَرِ ؛
قسم به خدا ! ای ابا خالد- تا وقتی خدا دل بندهای را پاک نکند ما را دوست نخواهد داشت و ولایت ما را نمیپذیرد و تا تسلیم ما نشود و نسبت به ما حالت سِلم نداشته باشد خداوند دل او را پاک نمیکند ، پس اگر نسبت به ما سِلم بود خدا او را از حساب سخت حفظ خواهد کرد و از ترس و وحشت بسیار بزرگ در روز قیامت در امانش میدارد.(1)
با طلوع خورشید حکومت علوی در کوفه غنچه ای شکوفا شد تا تماشاگر آفتاب امامت باشد . گرچه تاریخ دقیق این واقعه مشخص نیست ؛ ولی می توان گفت : در سال های 36-40 قمری، روزی سعد بن جناده به آستان حضرت علی (علیه السلام) شرفیاب شد ، ولادت فرزندش را به عرض حضرت رساند و تقاضای نامگذاری کرد . حضرت نوزاد را در آغوش گرفت و فرمود :« هذا عطیة الله » ؛ این نوزاد عطا و موهبت الهی است .(2)
حضرت علی (علیه السلام) بعد از مراسم نامگذاری ، برای عطیه صد درهم حقوق ماهانه تعیین فرمود و پدرش با دریافت حقوق برای کودک غذا تهیه کرد .(3)
عطیه عوفی در یکی از خاندان های معروف عرب که از طایفۀ بکالی بود چشم به گیتی گشود . بکالی تیره ای از قبیله بنی عوف بن امرؤالقیس شمرده می شد و در بین قبایل عرب شأن و منزلتی خاص داشت. چون عطیه از قبیلۀ بنی عوف بود به او عطیه عوفی می گویند .(1)گویا مادرش در شمار اسرای آزاد شده رومی جای داشت و همسر سعد شمرده می شد .(2)
عطیه، از نظر طبقات رجالی ، در گروه تابعین جای دارد یعنی از طبقه ای است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را ندیده و بدون واسطه سخنی از وی نقل نکرده است. او از اصحاب حضرت علی (علیه السلام) و امامان بعد از او تا امام محمد باقر (علیه السلام) به شمار می آید .(3)عطیه از دانشمندان بزرگ و اسلام شناس عصر خویش شمرده می شد و از چنان مقام علمی برخوردار بود که حتی دانشمندان اهل سنّت نیز او را مورد اعتماد می دانستند و دانش تفسیری و حدیثی اش را تأیید می کردند .(4)
عطیه استادانی برجسته داشت که در اسلام و تشیّع از جایگاهی والا برخوردار بودند . کتاب « تهذیب التهذیب » نام هشت تن از استادان وی را برمی شمارد .
کتاب « طبقات » شش تن از استادانش را معرفی کرده و از دیگران نام نبرده عبدالله بن عباس و جابر بن عبدالله انصاری از معروف ترین استادان او شمرده
می شوند .(1)این شخصیت علمی شاگردان بسیاری تربیت کرد . اعمش و پسران عطیه ( حسن و عمر و علی ) در این گروه جای دارند .(2)
علی بن عطیه از اصحاب امام صادق (علیه السلام) نیز به شمارمی آید .(3)
عطیه دست پروردۀ استادی بزرگ چون ابن عباس بود و پنج جلد تفسیر قرآن نگاشت .(4)
دانشمندان اهل تسنّن از این تفسیر ، بهره های فراوان برده اند . آثار عطیه نزد علمای اهل سنّت معتبر است . و بزرگانی چون طبری، خطیب بغدادی از آثار این دانشور بزرگ بهره فراوان بردند .(5)عشق عطیه به علوم قرآنی و انس وی با قرآن به اندازه ای بود که خودش می گوید :
من سه دوره تفسیر کامل قرآن را نزد ابن عباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد بار در کنارش خواندم .(6)
حضرت این خطبه را در مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله) ایراد فرمود . عطیّه آن را برای عبدالله بن حسن مثنی ، پسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) نقل کرده و در تاریخ به یادگار نهاد .(7)
یادگار جاودان دیگر عطیّه ، زیارت گرانقدر و با عظمت اربعین ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) است . او همراه جابر بن عبدالله انصاری ، صحابی بزرگ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
1) . تهذیب التهذیب،ج 7 ، ص 225 ؛ طبقات الکبری، ج 6 ، ص 246 ؛ سفینة البحار، ج 6، ص 296 .
2) . ریحانة الادب، ج 4 ، ص 218 ؛ سفینة البحار، ج 6 ، ص 295 .
3) . سفینة البحار، ج 6 ، ص 294 ؛ تنقیح المقال، ج 2 ، ص 299 .
4) . ریحانة الادب، ج 4 ، ص 218 ؛ سفینة البحار، ج 6 ، ص 296 ؛ تنقیح المقال، ج 2 ، ص 253 .
5) . تاریخ التراث العربی، ج 1 ، جزء اول ، ص 73 .
6) . سفینة البحار، ج 6 ، ص 296 ؛ ریحانة الادب ج 4 ، ص 218؛ تنقیح المقال، ج 2 ، ص 253 .
7) . سفینة البحار، ج 6 ، ص 296 ؛ بررسی تاریخ عاشورا ، ص 246 .
در اربعین شهادت امام حسین (علیه السلام) کنار تربت مطهّر آن حضرت حضور یافت ، اشک ماتم ریخت و نامش را به عنوان نخستین زائر کوی حسین (علیه السلام) جاودانه ساخت .(1)
جایگاه زیارت اربعین چنان والاست که امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود :
یکی از علامت های مؤمن زیارت اربعین سید الشهدا (علیه السلام) است .(2)
زبان گویای ولایت علوی عطیه ، که پرورش یافته مکتب تشیّع راستین بود ، آموخته هایش را با زبانی گویا برای جامعۀ اسلامی و تاریخ بیان کرد و به یادگار گذاشت. آن بزرگوار به شیوه ای زیبا به دفاع از حریم ولایت علوی پرداخت . بدین جهت نامش در سند بسیاری از روایاتی که منزلت و فضایل حضرت علی (علیه السلام) را بیان می کند ، دیده می شود .(3)عطیه از کسانی است که حدیث « غدیر خم » را به دورترین نقاط بلاد اسلامی رساند . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حجة الوداع در غدیر خم دست حضرت علی (علیه السلام) را گرفت و به مردم فرمودند: ای مردم ! آیا نمی دانید که من از خود مؤمنین به آنها سزاوارترم ؟ گفتند : آری ، یا رسول الله !
سپس فرمود : « مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ »(4).
عطیه در باره شأن نزول آیه شریفه : (يا أيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ)(5)می گوید : « نزلت هذه الآیه علی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی علی بن ابی طالب (علیه السلام) »(6)این آیه در منزلت حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شد. بیان چنین احادیثی درباره
1) . ریحانة الادب ، ج 4 ، ص 218 ؛ سفینة البحار ، ج 6 ، ص 295 ؛ بشارة المصطفی ، ص 89 .
2) . بحار الانوار ، ج 101 ، ص 106 ؛ کامل الزیارات ، باب 28: ص 90 .
3) . سفینة البحار ، ج 6 ، ص 294 ؛ ریحانة الادب ، ج 4 ، ص 218 .
4) . بحار الانوار ، ج 37 ، ص 185 .
5) . مائده/ 67 .
6) . بحار الانوار ، ج 37 ، ص 190 .
شخصیت حضرت ، در زمانی که آشکارا بدان بزرگوار ناسزا می گفتند ، دارای ارزشی والا بود؛ زیرا درباریان آگاه و مردم ناآگاه دشنام دادن بدان حضرت در هر قنوت و خطبه را از فرایض مسلمانان می دانستند . در چنین فضای آشوب زده ای ، عطیه به افشاگری پرداخت و با نقل فضایل حضرت علی (علیه السلام) کوشید ولایت را در جامعه تثبیت کند .
عطیه چون پرستویی عاشق و بلبلی نغمه سرا در هر کوی و برزن ترانۀ عشق علی (علیه السلام) می خواند و لحظه ای آرام نمی گرفت. هیچ تازیانه ای نتوانست ندای این فریادگر عرفان و عدالت را خاموش سازد . تاریخ هرگز مبارزۀ سیاسی این دانشمند بزرگ را از یاد نمی برد .مبارزۀ سیاسی عطیۀ عوفی در زمان حکومت جبار عبد الملک مروان ، پنجمین خلیفه اموی ، در مقابل حجاج بن یوسف ثقفی که دستانش به خون شیعیان علوی آغشته بود ، همچنان جاودانه ماند . در زمان فرمانروایی این ستمگر اموی در کوفه قیام های متعددی شکل گرفت که یکی از آنها قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث در سال 80 ه . ق بود . این نهضت از خراسان آغاز شد . عبد الرحمن ، بعد از چندین بار درگیری با لشکر حجاج ، سرانجام در سال 83 در بصره دستگیر شد . نکته جالب توجه در این قیام آن است که عده ای از بزرگان و دانشمندان شیعه و قاریان عراق مانند سعید بن جبیر ، ابراهیم نخعی و عطیه عوفی ، در رکاب عبدالرحمن بودند . وقتی عبدالرحمن شکست خورد ، عطیه به سمت فارس گریخت . حجاج در فرمانی ، محمد بن قاسم ثقفی به فرماندار فارس نوشت عطیه را دستگیر کرده ، او را وادار سازد به حضرت علی (علیه السلام) ناسزا بگوید و اگر امتناع ورزید چهارصد تازیانه بر وی زده ، موی سر و محاسنش را بتراشند . فرماندار فارس عطیه را فرا خواند و فرمان
حجاج را برایش خواند ، عطیه زیر بار چنین ننگی نرفت ؛ با کمال شهامت چون کوهی استوار ماند و سخت ترین شکنجه ها و تازیانه های امویان را تحمل کرد .
این تابعی قهرمان مدتی در فارس اقامت گزید و چون قُتیبة بن مسلم بر مسند استانداری خراسان جای گرفت به آنجا رفت و چندی در آن دیار به سر برد . سرانجام وقتی فرمانروایی عراق در دست عمر بن هبیره قرار گرفت ، عطیه نامه ای به وی نوشت و خواستار پناهندگی و بازگشت به کوفه شد . عمر بن هبیره اجازه داد و عطیه به کوفه باز گشت. این یاور مخلص اهل بیت (علیهم السلام) در سال 111 هجری قمری به سرای جاودانگی شتافت .(1)
1) . تاریخ یعقوبی ، ج 2 ، ص 277 و 278 ؛ سفینة البحار ، ج 6 ، ص 296 ؛ طبقات الکبری ، ج 6 ، ص 304 .
یحیی بن زید الشهید ، با پای پیاده به زیارت قبر جدّش امام حسین (علیه السلام) رفت
در قرن دوم کربلا موقعیت خود را به خوبی حفظ کرده بود و مأموران بنی امیّه با آن مراقبت هایی که داشتند باز از جلوگیری زوّار عاجز بودند . از رجال برجسته ای که تاریخ ، در قرن دوم از زائران حسینی ضبط نموده ، یحیی بن زید است .
پدر وی زید شهید به سال 121 قمری در کوفه به شهادت رسید و یارانش متفرق شدند و ناچار یحیی شبانه از کوفه بیرون شده به کربلا آمد و هنگام چاشت به نینوا رسید و به خانه « سابق » که از دوستان اهل بیت (علیهم السلام) و دوست نزدیک خود بود وارد شد . سپس با پای پیاده به قبر جدّش امام حسین (علیه السلام) رفت و طواف نمود و مقداری از آن روز را در نزد قبر جدّش توقف نمود و سپس به قصد مدائن، نینوا را ترک گفت و از آنجا به ری گریخت .(1)
از نقلهای تاریخی این گونه به دست میآید که تشرّف به بارگاه ائمه اطهار (علیهم السلام) با پای پیاده ، از زمان حضور ائمه (علیهم السلام) رایج بوده(2)و در نقاط مختلف سرزمین اسلامی صورت گرفته است ؛(3)
ولی در قرنهای گوناگون اسلامی و به مقتضای حکومتهای مختلف ، مشکلات بسیاری به خود دیده و همان گونه که زیارت ائمهاطهار (علیهم السلام) در زمانها و مکانهای مختلف دچار سختیهای فراوان بوده ، این سنّت نیز دارای فراز و نشیب بوده است .
1) . شهر حسین (علیه السلام) ، ص 183.
2) . تاریخ کربلا و حایر حسینی (علیه السلام) ، کلید دار عبدالجواد: 86: گزارشى است که به حسین، نوه دخترى ابوحمزه ثمالى مربوط مىشود. او حرکت پیادۀ خود از کوفه، به قصد زیارت امام حسین (علیه السلام) را گزارش کرده است.
3) . رحلة ابن بطوطة ، تحفة النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار ، ابن بطوطه محمد بن عبد الله ، ج3 ، ص133. ترجمه سفرنامه ابن بطوطه، دکتر محمد علی موحد ، ج2، ص59 : در این هنگام خضر خان در فاصلۀ دو روزه راه از دهلى در جایگاهى که سندبت (سند پات) نامیده مىشود ، بنا به نذرى که داشت، پیاده به زیارت قبور شهیدانى که در آن نقطه واقع است رفته بود تا در حق پدر دعا کند.
از جمله اين مطالب ، روايتى است كه به چند طريق از حسين، نوۀ دخترى ابوحمزه ثمالى از شيعيان برجسته و مورد اعتماد،(1)نقل شده كه گفته است :
در آخرين روزهاى دولت بنى اميّه ، به منظور زيارت امام حسين (علیه السلام) ، از كوفه بيرون رفتم تا به غاضريه رسيدم . وقتى مردم به خواب رفتند ، غسل كردم ؛ سپس رهسپار قبر مطهّر شدم تا خود را ، مقابل در حائر يافتم . مردى خوش سيما و معطّر با پيراهنى به سفيدى برف ، بيرون آمد و گفت : بازگرد كه تو به خواسته ات نمى رسى . لذا به ساحل فرات بازگشتم و در آنجا ماندم تا شب به نيمه رسيد . بار ديگر غسل كردم و روانه زيارت قبر مطهّر شدم . چون به در حائر رسيدم ، همان مرد بيرون آمد و گفت: آقا جان! تو به خواسته ات نمى رسى . باز هم برگشتم و در آخر شب ، مجدّداً غسل كردم و به جانب قبر مطهّر ، حركت نمودم . هنگامى كه به در حائر رسيدم ، همان آقا بيرون آمد و گفت : اى آقا ! تو، به خواسته خود نمى رسى .
به او عرض كردم : چرا به زيارت قبر فرزند پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و سرور جوانان اهل بهشت ، نايل نمى شوم ، در حالى كه پياده از كوفه آمده ام و امشب ، شب جمعه است ؟ بيم آن دارم كه شب را همين جا صبح كنم و مزدوران بنى اميّه ، مرا به قتل برسانند. آن مرد ، در جوابم گفت : بازگرد كه به خواسته خود، نمى رسى . با اصرار پرسيدم : چرا و به چه سبب به خواسته ام نمى رسم ؟ او ، علت آن را ذكر كرد . سپس بازگشتم و به ساحل فرات آمدم و همان جا ماندم تا صبح ، طلوع كرد . آنگاه غسل نمودم و روانه حائرشدم و به روضۀ منورّه درآمدم ، در حالى
1) . ابوحمزه ثمالى در رديف اوّل ، از موثق ترين سرشناسان شيعه و از بزرگان علم حديث به شمار مى رود و در خدمت چهار امام معصوم (علیهم السلام) و راهنما بوده است . در معرّفى شخصيّت ابوحمزه ، ما را همين بس است كه نقل شده امام باقر و امام صادق(علیهما السلام)، در تمجيد و تجليل او فرموده اند : ابوحمزه در زمان خود، همچون سلمان فارسى در روزگار خويش است . او در سال 150 هجرى، از دنيا رفته است .
كه هيچ كس آنجا نبود . نماز صبح را كنار قبر مطهّر ، به جاى آوردم و از آنجا ، رهسپار كوفه گرديدم .(1)
از اين روايت نيز مانند رواياتى كه بعد از اين خواهد آمد ، استفاده مى شود كه حائر مقدّس در بيست و پنج سال اوّل قرن دوم هجرى و چه بسا در قرن اول، آشكار ، آباد ، مشهور و زبانزد بوده و زائرين ، از جاى جاى جهان اسلام ، به زيارت آن مى آمدند و ساختمان و سقف و گنبد و مسجد(2)هم داشته و در نزديكى آن، درخت سدر(3)بلندى بوده است ؛ همان درخت سدرى كه متوکل ، در پايان عمر خود به سال 193 هجرى و بعد از اينكه قبر مطهّر را ويران كرد و محلّ آن را شخم زد تا روضۀ منورّه امام حسين (علیه السلام) را از بين ببرد و كسى از محلّ قبر آن حضرت آگاه نگردد ، آن را قطع نمود (4).
حائر ، همان گونه كه از اخبار و احاديث پيداست، نظام تعريف شده اى داشته و مجموعه اى از مديران و خدمتكاران در آن خدمت مى كرده اند و هيچ كس ، بدوناجازه آنان داخل حائر نمى شده و همگى در نهايت پاكيزگى و عطرآگين و با لباس هاى يك دست و سفيدرنگ ، به خدمت مشغول بوده اند و چنان بوده كه زائران ، از راه هاى
1) . كامل الزيارات، صص 111 و 112؛ اقبال الاعمال، 568؛ بحارالانوار، ج 10، ص 300؛ نزهه اهل الحرمين، صص 14- 15؛ اعيان الشيعه، ج 4، ص 303.
2) . نزهه اهل الحرمين، صص 15- 20؛ اعيان الشيعه، ج 4، ص 304.
3) . سدره نام درختی است که علامت قبر مقدّس حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) بوده که در باب السدره صحن مقدّس آن حضرت قرار داشته است. هارون ملعون برای این که قبر آن بزرگوار را نیابند و زیارت نروند دستور داد آن را قطع کردند. در «شرح شافیه» از کتاب «تسلیة المجالس»، از یحیی مغیره رازی نقل شده است که گفت: من نزد حریز بن عبدالحمید بودم که شخصی از اهل عراق وارد شد. حریز پرسید: از عراق چه خبر؟ گفت: هارون الرشید امر کرد به قطع درخت سدره که در زمین کربلا بود. حریز گفت: الله اکبر، حدیثی ار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به ما رسیده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) سه مرتبه فرمودند: «لَعَنَ اللَّهُ قَاطِعَ السِّدْرَة» و ما تاکنون معنایش را نفهمیده بودیم. اما هم اکنون روشن شد ؛ زیرا هدف آنها از قطع کردن درخت سدر ،ایجاد تغییر در مکان خاک سپاری آن حضرت بود تا مردم نتوانند بر سر قبر آن حضرت حاضر شوند . امالی طوسی، ص 325، مجلس 11؛ بحارالانوار، ج 45، ص398؛ ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار (علیهم السلام) ، ج1، ص 306.
4) . تاریخ الشیعه ، ص 89، بحار الانوار،ج 45،ص 398.
نزديك و دور، به زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) ، مى شتافتند . بعضى از آنها، چنان كه از روايت قبلى فهميده مى شود ، به خاطر ترس و دلهره از نگهبانان مسلّح بنى اميّه ، راه خود را پياده و خصوصاً در شب هاى جمعه مى پيمودند . چون در اطراف كربلا نگهبانانى گماشته بودند تا مانع ورود زائران شوند و كسانى را كه به چنگ آورند ، تا سرحدّ مرگ ، مجازات نمايند .(1)زائران دور از چشم آنها ، در غاضريّه كه نزديك كربلا بود، فرود مى آمدند و مخفى مى شدند . امامان معصوم (علیهم السلام) و خصوصاً امام صادق (علیه السلام) ،
شيعيان خود را تشويق مى كردند كه زيارت حائر مقدس را رها نكنند و به آنان دستور مى دادند در نينوا يا غاضريّه توقف نمايند . روايت ابوحمزه ثمالى از امام صادق (علیه السلام) ، بر اين مطلب دلالت دارد كه آن حضرت فرمودند : وقتى خواستى بازگردى، بعد از اتمام زيارت خود- كه بهتر است هر چه مى توانى تكرار كنى- بايد توقف گاه تو ، در نينوا يا غاضريّه باشد و هرگاه قصد زيارت كردى، غسل كن و در پايان زيارت وداع انجام بده .(2)
بنابراين، زائرين بعد از غسل زيارت و در تاريكى شب ، به صورت انفرادى يا گروهى از غاضريه يا نينوا، رهسپار زيارت قبر مطهّر امام حسين (علیه السلام) ، مى شدند و قبل از طلوع آفتاب، از بيم مزدوران بنى اميّه ، باز مى گشتند . همچنين روشن مى شود كه ساحل فرات در آن دوران ، از الآن(3)به حائر نزديك تر بوده و طبيعتى زيبا و چشم اندازى تازه و دلنواز داشته كه آدمى به آن ، خو مى گرفته است .و اين چشم اندازى حائر از گذشته هاى دور و آغاز قرن دوم هجرى است ؛ يعنى نزديك به چهل سال، بعد از واقعه عاشورا .(4)
1) . ر. ك: كامل الزيارات، پاورقى ص261، در خصوص مطلب ص 176 آن و زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) ، توسط حسين ليثى كوفى كه از موثقين شيعه است .
2) . كامل الزيارات، صص 253 - 254.
3) . به اواخر حديث ابوحمزه ثمالى ، رجوع شود و روشن مى گردد كه قبر ابوالفضل العباس (علیه السلام) در ساحل فرات ، واقع است . ر. ك: نزهة اهل الحرمين ، ص 16؛ اعيان الشيعه ، ج 4، ص 304.
4) . تاریخ کربلا و حائر حسینی ، ص 103 - 105 .
سید محمدحسین کلیددار می گوید : مسلمانانِ دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) در طول خلافت منصور و مهدی و هادی ، پیوسته به زیارت قبر حسینی می رفتند و تا آن هنگام ، هیچ آسیبی به قبر آن حضرت نرسیده بود ، تا اینکه نوبت به حکومت هارون الرشید رسید . وی در آغاز حکومتش ، یعین سال 176 قمری دستور داد ، درخت سدری را که ببر قبر آن حضرت سایه افکنده بود ، از ریشه بکنند . هدف آنها از این ریشه کنی ، اذیت و آزار زائران حسینی بود ، تا به این طریق ، زوّار حسینی را از اجتماع در زیر سایۀ آن درخت محروم نمایند .(1)
محدّث قمی می گوید:
از جمله کارهای متوکل در ایام خلافت خود آن بود که مردم را از زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) و قبر امیرالمؤمنین (علیهما السلام) منع کرد و همّت خود را بر آن گماشت که نور خدا را خاموش کند ، و آثار قبر مطهّر امام حسین (علیه السلام) را بر طرف کند و زمین آن را شخم و شیار کند و زراعت نماید و دیده بان ها در طرق و راه های کربلا قرار دهد که هر که را یابند که به زیارت آن حضرت آمده است او را عقوبت کنند و به قتل رسانند .(2)
از سال 232 قمری تا 247 قمری این 15 سال حکومت ننگین متوکل عباسی اوج شدت و سختی زائران و زیارتگاه ها بوده و مجموعاً در این مدت ، 4 مرتبه قبر شریفآسیب دیده و ویران شده است و آن در سال های 232، 236، 237 و 247 بوده است.(3)
1) . کربلا ؛ دیروز ، امروز، ص 277.
2) . تتمة المنتهی ، ص 239؛ این جا کربلاست ، ج1، ص 196.
3) . این جا کربلاست ، ج 1، ص 195؛ تاریخ کربلا ، ص 162. در سال 233 قمری ابراهیم دیزج که یهودی بود و با کمک و یاری نمودن یهودیان قوم خود محل قبر مطهّر را زیر و رو کرد ، شخم زد ، و سپس بر آن آب بست . تاریخ کربلا، ص 287 .
مرحوم ارباب قمی آورده که متوکل 17 نوبت قبر شریف را خراب نموده است .(1)
علامه مجلسی (قدس سره) می نویسد : متوکل، 20 بار قبر آن حضرت را شخم زد .
استاد شیخ علی اکبر مهدی پور زیدعزه می نویسند : متوکل 25 بار قبر مطهّر و مضجع منوّر آن حضرت را با خاک یکسان کرد تا نشانی از سرور ازادگان باقی نباشد .(2)
حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) با رهبری سادات شیعه به ویژه سادات بنی الحسن هر هجده باری که متوکل دستور تخریب قبر مطهّر امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا را داد ، بلا فاصله در صدد احیاء ، مرمت و بازسازی بارگاه حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) برآمد . به خاطر این مبارزه و پیگیری حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) رهبری سادات در زمان خودشان ملقّب به « سیّد الکریم » یعنی آقا و سرور نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام) شد .(3)
زید مجنون(4)در سال 237 قمری از مصر به کربلا با پای پیاده رفت
روايت شده : متوكّل كه از خلفاى بنى عباس بود با اهل بيت پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فوق العاده عداوت و بغض داشت . وى همان كسى است كه به كشاورزان دستور داد : قبر امام حسين (علیه السلام) را شخم بزنند و آثار و بناهاى آن را خراب نمايند . آب نهر علقمه را به نحوى بر قبر آن حضرت ببندند كه اثرى از آن قبر باقى نماند و احدى از آن خبرى نداشته باشد . مردمى را كه قبر امام حسين (علیه السلام) را زيارت كنند تهديد به قتل كرد .
گروهى از لشكر خود را در كمينگاه قرار داد و به آنان توصيه نمود : هر كسى را يافتيد كه براى زيارت قبر حسين (علیه السلام) می رود به قتل برسانيد .
منظور متوكل اين بود كه نور خدا را خاموش و آثار ذريّۀ پيغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) را مخفى نمايد . اين خبر به گوش زيد رسيد كه او را « مجنون » می گفتند. ولى او صاحب عقلى كامل و نظريهاى عالى بود . وى بدين لحاظ به « مجنون » لقب يافت كه هر شخص عاقلى را مجاب می نمود و حجت هر شخص اديب را در هم می شكست. و هيچ وقت از جواب خسته و از خطا به ملول نمی شد .
هنگامى كه زيد شنيد : ساختمان قبر امام حسين (علیه السلام) مورد تخريب قرار گرفته و محل آن را كشت و زرع نمودهاند اين عمل به نظرش بزرگ آمد و حزن او شديد و مصيبت امام حسين (علیه السلام) برايش تجديد شد . زيد در آن روز ساكن مصر بود موقعى كه غم و اندوه به علت شخم كردن قبر امام حسين (علیه السلام) بر او غلبه يافت از مصر در حالى كه پياده و حيران بود خارج شد و مصيبت خود را به پروردگار خويشتن شكايت می كرد . وى همچنان حزين و مغموم بود تا وارد كوفه گرديد .بهلول آن موقع در كوفه بود . زيد با او ملاقات و به وى سلام كرد و جواب شنيد بهلول به زيد گفت : تو از كجا مرا مىشناسى ، در صورتى كه هرگز مرا نديدهاى ؟
زيد گفت : قلوب مؤمنين همه زير يك پرچم هستند . آن قلبهائى كه يك ديگر را بشناسند نسبت به يك ديگر الفت دارند و قلبهائى كه يك ديگر را نشناسند با يك ديگر اختلاف خواهند داشت .
بهلول به زيد گفت : چه چيزى باعث شد كه تو از شهر خود با پاى پياده خارج شوى !؟ زيد گفت : به خدا قسم ! من از شدت غم و اندوه خارج شدم ؛ زيرا شنيدهام اين لعين يعنى متوكل دستور داده : قبر امام حسين (علیه السلام) را شخم بزنند و ساختمان آن را خراب و زائران آن حضرت را شهيد نمايند. اين موضوع است كه : مرا از وطن خود خارج ، زندگى را بر من تلخ، اشك مرا جارى نموده و خواب را از چشمانم گرفته است .
بهلول گفت : به خدا قسم! من نيز همين طور شدهام . زيد گفت : برخيز تا به كربلا برويم و قبرهاى فرزندان على مرتضى (علیه السلام) را مشاهده نمائيم .
ايشان دست يكديگر را گرفتند و آمدند تا نزد قبر امام حسين (علیه السلام) رسيدند و ديدند : آن قبر به حال اوليه خود باقى و تغيير نكرده است . ولى ساختمان هاى آن را خراب نمودهاند . هر چه قدر آب بر آن قبر مبارك مىبستند آب فرو می رفت و به قدرت خداى توانا حيران می شد و در اطراف قبر دور می زد يك قطره از آن آب به قبر امام حسين (علیه السلام) نمی رسيد . هر گاه آب نزديك قبر آن بزرگمرد مىآمد ، زمين آن قبر به اجازه خداى توانا ارتفاع پيدا می كرد . زيد از آن منظره تعجب كرد و گفت : اى بهلول نگاه كن ! می خواهند نور خدا را با دهانهاى خود خاموش نمايند . خدا نمىپذيرد مگر اينكه نور خود را كامل كند ، و لو اينكه براى مشركين ناپسند باشد .متوكل همچنان مدت بيست سال دستور می داد تا قبر امام حسين (علیه السلام) را شخم بزنند ولى قبر آن بزرگوار همچنان به حال خود بود و تغييرى نمی كرد و قطرهاى از آب بر بالاى آن قبر مقدّس نمی رفت . وقتى آن شخص كشاورز با آن منظره مواجه شد گفت : به خدا و حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) ايمان آوردم . من سر به بيابان ها می گذارم و می روم . ولى قبر امام حسين (علیه السلام) را كه پسر دختر پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) است شخم نمی زنم . مدت بيست سال است كه به قدرت و آيات خدا نظر می كنم و دليل و برهان هاى آل پيغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) را مشاهده می نمايم و باز هم عبرت نمی گيرم !!
سپس آن كشاورز يوغ را از گردن گاوها برداشت و گاوها را رها كرد و متوجه زيد مجنون گرديد و به زيد گفت : اى شيخ ! از كجا آمدى ؟
گفت : از مصر . گفت : براى چه به اينجا آمدهاى ، من می ترسم تو را به قتل برسانند .
زيد گريان شد و گفت : وقتى به من رسيد كه قبر امام حسين (علیه السلام) را شخم زدهاند غم و اندوه من به هيجان آمده است . آن كشاورز به قدمهاى زيد افتاد . پاهاى او را بوسيد و گفت : پدر و مادرم به فداى تو باد ! از آن موقعى كه تو نزد من آمدى رحمت
به من رو آور شده و قلبم به نور خدا نورانى گرديده است . من به خدا و رسول ايمان آوردهام. مدت بيست سال است كه من اين زمين را شخم می زنم. هر گاه آب به قبر امام حسين (علیه السلام) مىبندم آب فرو می رود و حيران مىشود و در اطراف قبر امام حسين (علیه السلام) دور می زند و يك قطره از آن به قبر امام حسين (علیه السلام) نمی رسد . گويا : من در حال مستى بودم و اكنون به بركت قدم تو به هوش آمدم . و ...آن كشاورز گريان شد و گفت : اى زيد! تو مرا از خواب غفلت بيدار و هدايت كردى . من اكنون به سامراء نزد متوكل می روم و اين قضيه را برايش شرح می دهم . اگر خواست كه مرا می كشد و الا آزادم می نمايد .
زيد گفت : من هم با تو می آيم و سخن تو را تأييد می كنم . هنگامى كه آن كشاورز نزد متوكل آمد و جريان معجزات قبر امام حسين (علیه السلام) را شرح داد غيظ و بغض متوكل لعين نسبت به اهل بيت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شديد شد و دستور داد تا آن كشاورز را به قتل برسانند . امر كرد تا طناب به پاى او بستند و او را از ناحيه صورت در ميان بازارها كشيدند . سپس جسد پاكش ، را در محل اجتماع مردم به دار زدند تا براى ديگران عبرت باشد ! و ابدا كسى باقى نباشد كه اهل بيت (علیهم السلام) را به خوبى ياد نمايد !
موقعى كه زيد مجنون با اين منظره مواجه شد غم و عزا و گريه او شدت يافت . بعداً صبر كرد تا جنازه آن كشاورز را از بالاى دار فرود آوردند و در محل خاكروبهها انداختند . زيد آمد و جنازه او را به دجله حمل كرد . سپس آن را غسل داد و كفن كرد و به خاك سپرد و مدت سه روز از قبر او جدا نشد . قرآن برايش تلاوت می كرد .
در يكى از روزها كه زيد نزد آن قبر بود ناگاه صداى شيونى و نوحهاى دلخراش و گريهاى فراوان شنيد . زنان فراوانى را ديد كه با موهاى پريشان و دامن هاى چاك زده و صورتهاى سياه می آيند . مردانى را ديد كه صدا به وا ويلا بلند كرده بودند . و مردم عموماً دچار اضطراب و ناراحتى شدهاند . ناگاه ديد جنازهاى را روى دوش مردان
می آورند كه پرچم هاى فراوانى برايش برافراشتهاند و مردم در اطراف آن جنازه گروه گروه می آيند و از كثرت مردان و زنان راهها بسته شدهاند !
زيد می گويد : من گمان كردم متوكل فوت شده است . نزديكى از آن مردها رفتم و به او گفتم : اين ميّت كيست ؟
گفت : اين جنازه كنيزك متوكل است .او كنيزكى حبشى و سياه چهره بود كه نامش ريحانه و متوكّل فوق العاده به او محبت داشت ، سپس آنان براى آن كنيزك سياه فوق العاده تشريفات قائل شدند و او را در يك قبر جديدى به خاك سپردند . در ميان قبرش گل و رياحين و مشك و عنبر ريختند و يك قبه عالى بر فراز آن ساختند .
موقعى كه زيد با اين منظره مواجه شد غصهاش افزون و آتش غضبش شعلهور گرديد . لطمه به صورت خود می زد . لباس هاى خود را پاره می كرد . خاك غم به سر خويشتن می ريخت و می گفت : وا ويلاه ! وا حسيناه ! يا حسين ! آيا جا داشت تو در كربلا در حالى كه ، غريب و تنها و تشنه باشى شهيد گردى ؟ زنان و دختران و عيال تو اسير شوند ؟ كودكان تو ذبح گردند ؟ و احدى براى تو گريه نكند . تو بدون غسل و كفن به خاك سپرده شوى و قبر تو را شخم بزنند تا نور تو را خاموش نمايند . در صورتى كه تو پسر على مرتضائى . تو پسر فاطمه زهرائى . ولى براى فوت يك كنيزك سياه اين همه تجمّلات بر پا شود . اما براى پسر محمّد مصطفى (صلی الله علیه و آله) غم و اندوهى در كار نباشد . زيد همچنان گريه و زارى می كرد تا اينكه غش نمود و مردم عموماً به او نگاه می كردند . قلب بعضى برايش رقّت كرد و برخى او را مجنون می دانستند هنگامى كه به هوش آمد اين اشعار را انشاد كرد :
ا یحرث بالطف قبر الحسين***و يعمر قبر بنى الزانية
لعل الزمان بهم قد يعود***و يأتى بدولتهم ثانية
الا لعن اللَّه اهل الفساد***و من يأمن الدنية الفانية
يعنى آيا جا دارد كه قبر امام حسين (علیه السلام) در كربلا كشت و زرع شود ولى قبر فرزندان زنا تعمير گردد .
شايد زمانه دوباره براى آل على عود كند و دولت و قدرت براى دومين بار نصيب آنان شود.
آگاه باشيد خدا اهل فساد و افرادى را كه دنياى فانى را ايمن ميدانند لعنت كرده است .
زيد اين اشعار را در يك ورقه نوشت و به بعضى از دربانان متوكل تسليم نمود . وقتى متوكل آن اشعار را خواند غضبش شديد شد و زيد را احضار كرد .وقتى زيد نزد متوكّل آمد و سخنانى راجع به توبيخ و موعظه بين آنان رد و بدل شد.
آخر الامر متوكّل به غيظ آمد و دستور قتل زيد را صادر كرد . موقعى كه زيد در مقابل متوكّل قرار گرفت وى از زيد پرسيد : ابو تراب كيست ؟ منظور متوكّل از اين پرسش حقارت او بود .
زيد گفت : به خدا قسم ! كه تو ابو تراب را می شناسى . تو از فضل ، شرف ، حسب و نسب او آگاهى . به خدا قسم ! غير از شخص كافر و شكاك كسى منكر فضيلت حضرت على (علیه السلام) نمىشود و غير از منافق كسى بغض حضرت على (علیه السلام) را ندارد . سپس به قدرى فضائل و مناقب حضرت على (علیه السلام) را شرح داد تا اينكه متوكّل را خشمناك نمود و متوكّل دستور زندانى بودن او را صادر كرد .
هنگامى كه شب فرا رسيد و متوكّل به خواب رفت . هاتفى نزد متوكّل آمد و با پا به او زد و گفت : برخيز زيد را از زندان خارج كن . و الا خدا تو را هلاك خواهد كرد . متوكّل شخصاً برخاست و زيد را از زندان نجات داد و خلعت نيكوئى به وى داد و گفت : هر چه می خواهى بخواه .
زيد گفت : خواسته من اين است كه قبر امام حسين (علیه السلام) ساخته شود و احدى متعرض زوّار آن حضرت نشود ، متوكّل اين پيشنهاد را پذيرفت . زيد از نزد متوكّل در
حالى كه خوشحال بود خارج شد . بعداً در شهرها گردش می كرد و می گفت : هر كس بخواهد به زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) برود در هر زمان در امان خواهد بود .(1)
قاضی طباطبایی در کتاب تحقیق درباره اول اربعین سیدالشهداء (علیه السلام) مینویسد :حرکت به سوی کربلا در روز اربعین از زمان امامان معصوم (علیهم السلام) در بین شیعیان رایج بوده است و شیعیان حتی در زمان بنیامیه و بنیعباس نیز به این حرکت مقیّد بودهاند.(2)
پیاده روی محمد بن الحسین الاشنانی به همراه یکی از عطارها در سال 240 ق
ابوالفجر در کتاب « مقاتل الطالبین » نقل می کند : محمد بن الحسین الاشتانی(3)
که یکی از علمای برجستۀ قرن سوم است . هنگامی که اعمال فجیع متوکل را شنید بسیار ناراحت شد و مدّت طولانی بود که به زیارت کربلا نرفته بود . تصمیم گرفت به زیارت کربلا رود و لو به هرگونه پیش آمد ناگوار مواجه باشد . از خانه به قصد کربلا با همراه یکی از عطارها بیرون شد . روزها متواری و مخفی از مردم بودند و شب ها راه می رفتند تا آنکه به غاضریه رسیند روز در آنجا مکث نمودند ، همین که شب تاریکی خود را گستراند بیرون شدند و از میان پاسبانان که بعضی ها خواب بودند و بعضی ها مشغول به خود بودند گذشتند به جهت اینکه متوکل قبر امام را خراب کرده بود ؛ محل قبر برای ما معلوم نگردید . با بوئیدن بخش هایی از زمینهای آنجا به قبر مطهّر امام رسیدیم ،دیدیم صندوق و ضریح مقدّس کنده و آن را سوزاندهاند و در محل آن نیز آب بستهاند همان نقطه را زیارت کرده و خود را بر خاک افکندیم و آن چنان بویی به مشاممان رسید که سابقۀ هیچ عطری را نداشت . از عطر فروش همراهم پرسیدم این چه عطری است ؟ گفت : چنین عطری به مشامم نرسیده . با قبر مطهّر وداع گفته و
علامات و نشانه هایی اطراف آن قبر نهادیم . بعدها وقتی متوکّل کشته شد با تعدادیاز شیعیان به زیارت رفتیم و آن نشانهها و علامات نصب شده را برداشتیم و قبر امام را مجدّد بنا کردیم .(1)
حاکمان حکومتهای شیعی مانند حکومت آل بویه(2)
و حکومت صفویه ، به این سنّت حسنه اقدام کرده و سعی در تبلیغ آن بین شیعیان داشتهاند . بنا به نوشته ابن جوزی ، جلال الدوله ، یکی از نوادگان عضدالدوله ،(3)در سال 431 ه. ق با فرزندان و جمعی از یاران خود برای زیارت ، رهسپار نجف شده و از خندق شهر کوفه تا مشهد امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نجف را که یک فرسنگ فاصله بود ، پیاده و با پای برهنه پیمود .(4)
در زمان حکومت صفویه اهتمام بسیاری بر زیارت با پای پیاده صورت گرفته است .
شاه عباس صفوی و علمای بزرگ عصر ایشان همچون مرحوم شیخ بهایی ، برای رواج فرهنگ زیارت در بین مردم ، در سال 1009 ه. ق از اصفهان عزم مشهد کرده و
1) . مقاتل الطالبیین، ص478؛ تتمة المنتهی، ص 240؛ شهر حسین (علیه السلام) ، ص 215-216 .
2) . آل بویه، سلسله ای ایرانی نژاد و شیعی مذهب، منسوب به ابوشجاع بویه که میان سال های 320- 448 قمری بر بخش بزرگی از ایران و عراق و جزیره تا مرزهای شمالی شام فرمان راندند. علامه مظفر عقیده دارد: سراسر دوران حکومت آل بویه را باید دوران سعی و ترویج مذهب اهل بیت (علیهم السلام) دانست (تاریخ تشیّع در آذربایجان، ص 32). علما و مورخان شیعه از جمله شیخ صدوق به تشیّع آل بویه و مهم تر از آن به امامی بودن آنان تصریح کرده اند. (کمال الدین ، ص 53).
3) . ابوشجاع عضدالدوله یا فناخسرو (پناه خسرو) یکی از امرای خاندان آل بویه در ایران و عراق بود. او بزرگترین امیر این خاندان شمرده میشود.
4) . المنتظم فی تاریخ الملوک و الأمم، ابن الجوزی ابی الفرج ، ج 8، ص 105.
با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) رفت . نقلهای دیگر تاریخی نیز شهادت بر این مطلب میدهد .(1)
در دوران آل بویه و پشتیبانی نهاد حکومتی از شیعیان ، زیارت اربعین توسط شیعیان اوج گرفت و همچون دیگر شعائر شیعه شناخته شد .
گزارشهای تاریخی نشان میدهد تا پیش از قرن هشتم ، زائران کربلا عموماً در قالب کاروانهای مستقل ، خودشان را در ایام اربعین به کربلا میرساندند ؛ اما پیاده روی به عنوان یک سنت فراگیر ، طبق نظر آیتالله یوسفی غروی ، استاد برجسته تاریخ اسلام ، به دوران انتقال حوزه علمیّۀ شیعه از حلّه به نجف بازمیگردد .
بر اساس دیدگاه این استاد تاریخ اسلام ، پس از رحلت علامه حلّی در سال 726 قمری فرزندش حوزه درسی خود را به نجف اشرف انتقال داد و دومین مدرسۀ علمیّۀ این شهر با نام « سلیمیه » را بنیان نهاد . فرزند علامه حلّی ، طلاب علوم دینی این مدرسه را به درک زیارت مخصوص ائمه (علیهم السلام) تشویق میکرد ؛ یکی از این زیارتهای مخصوص ، زیارت امام حسین (علیه السلام) در روز اربعین بود که البته زائران از دور و نزدیک ، در چنین روزی خود را به کربلا میرساندند .
طلاب مدرسۀ سلیمیه با توجه به ارزش معنوی زیارت اربعین و سفارش استاد ، از سه چهار روز پیش از اربعین، پیاده از نجف به مقصد کربلا حرکت میکردند و این حرکت عموماً به صورت دستهجمعی بود و موجب شد به تدریج دیگر اقشار جامعه
1) . و از قریۀ بشماسى که تا حظیره مقدسه دو فرسنگ راه بود به بلدى رعایت ادب و آداب آن مسافت را پیاده قطع فرمود. ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم، ص 176. بعد از ورود رایات نصرت آیات در اندک روزى قلعه به تصرف آمد و حکومت آنجا به صفى قلى خان شفقت شد و به قصد زیارت عتبات سدره مرتبات از یک منزلى نجف اشرف پیاده روانۀ زیارت شدند . تاریخ جهان آرای عباسی،ص 206. شاه جهانیان چون به حوالى آن شهر دلبند رسیدند غسل زیارت کرده پیاده به آستانه تشریف بردند. خلاصة التواریخ ، ج2 ص1073.
نیز به این کار علاقهمند شوند و رسم پیاده روی اربعین در منطقه جنوب عراق جا بیفتد و نهادینه شود ؛ هر چند که تا یک قرن پیش، بیشتر طلاب در این برنامه حضور پیدا میکردند .(1)
يکی از کسانی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به هنگام زيارت اربعين ملاقات کرده ، شيخ احمد اردبيلی (قدس سره) ،
معروف به مقدّس اردبيلی(2)
او در رجب سال 993 ق ، در نجف اشرف از دنيا رفت و در حرم حضرت علی بن ابی طالب(علیهما السلام) به خاک سپرده شد . تشرّف ايشان به خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در روز اربعين حسينی ، زبان زد خاص و عام است . دانشنامه اربعین امام حسین (علیه السلام) ، ص 193.
است كه تشرّف خود را اين گونه نقل می كند :برای زيارت اربعين ، به كربلا رفته بودم . زائران بسياری آمده بودند و حرم شلوغ بود . با خود گفتم : داخل حرم نروم و با اين طلبه هايی كه همراهم هستند ، مزاحم زائرانی كه از راه دور آمده اند ، نشوم . همين گوشۀ صحن می ايستم و زيارت می كنم ». طلبه ها را دور خودم جمع کردم و به آن ها گفتم : اين طلبه ای که در راه برای ما روضه می خواند ، کجاست ؟.گفتند : نمی دانيم در بين جمعيت ، کجا رفت . در اين هنگام ، يك مرد عرب ، جمعيت را شکافت و به طرف من آمد و گفت : ملا احمد! می خواهی چه کنی ؟
گفتم : می خواهم زيارت اربعين بخوانم .
1) . www.qudsonline.ir/news ، 24 شهریور 1401شمسی، کد خبر : 817511 .
2) . احمد بن محمد اردبيلی نجفی، معروف به « مقدس اردبيلی » ، از علما و فقهای شيعۀ اماميه در قرن دهم هجری است كه در روستای نيار، نزديک شهر اردبيل به دنيا آمد . وی در زهد و تقوا ، به درجه ای رسيد که به « مقدس اردبيلی » شهرت يافت و در تحقيق و ژرف نگری علمی، به اندازه ای تبحر داشت که به « محقق اردبيلی » معروف شد . وی از جمله عالمانی است که در پرتو ارتباط با دربار صفوی ، نسبت به گسترش تشيّع و حل مشکلات شيعيان، تلاش های فراوانی را به ثمر رساند . اگر چه او به درخواست شاه عباس صفوی برای ترک نجف و مهاجرت به ايران، پاسخ منفی داد ، اما برای مصالح شيعيان، همواره تذكرهايی را به دربار صفوی می داد که برخی از آن ها، در تاريخ نقل شده است .
گفت : بلندتر بخوان تا من هم گوش کنم . زيارت را با صدای بلند خواندم . يکی دو جای زيارت ، مرا متوجّه نکات ادبی كرد . وقتی زيارت تمام شد ، به طلبه ها گفتم : اين آقای طلبه ، پيدايش نشد؟
گفتند : نمی دانيم کجا رفته است .
مرد عرب به من گفت : مقدّس اردبيلی ! چه می خواهی ؟
گفتم : در راه كه می آمديم ، يکی از اين طلبه ها برای ما روضه می خواند .
می خواستم بيايد برای ما روضه بخواند . اما نمی دانم کجا رفته است .
مرد عرب گفت : می خواهی من برايت روضه بخوانم ؟
گفتم : مگر می توانی روضه بخوانی ؟.
گفت : آری . ديدم رو به طرف ضريح ابا عبدالله الحسين (علیه السلام) کرد و با طرز نگاهش ، ما را منقلب نمود . صدا زد : يا ابا عبدالله ! نه من و نه اين مقدّس اردبيلی و نه اين طلبه ها ، هيچ کدام يادمان نمی رود آن ساعتی را که می خواستی از خواهرت زينب (علیها السلام) جدا شوی . ناگهان ديدم کسی نيست . فهميدم اين مرد عرب ، همان مهدی زهرا (علیها السلام) بوده است . واقعاً ساعت عجيبی بود .(1)
شاه صفوی پس از تسلط کامل به اوضاع عراق در اوائل محرم سال 1033 قمری در حالی که سیّد نقیب ملازم رکاب بود از راه حلّه به زیارت مرقد حضرت علی (علیه السلام) حرکت نمود وقتی که به نزدیکی نجف رسید از اسب پیاده شد و کفش از پا در آورد و پا برهنه و سر باز به حالت خضوع به راه افتاد و با همان حالتوارد روضۀ مقدّسه گردید و پس از انجام مراسم زیارت و تقدیم نذورات و هدایا به روضۀ مطهّره به خدّام و کارکنان حرم انعام و بخشش فراوان نمود و از نجف به قصد کربلا حرکت نمود . بعضی از تاریخ نویسان گفته اند : که بین راه نجف و کربلا را پیاده رفت و سه مرتبه دور قبر امام حسین (علیه السلام) را طواف نمود و گفته اند : همین که درِ صحنِ امام حسین (علیه السلام)
1) . فرهنگنامه اربعین امام حسین (علیه السلام) ، ص 44-45.
رسید از آنجا تا قبر مبارک به طور هروله « یک نوع حرکت بین دویدن و رفتن است » وارد حرم گردید و به اهل کربلا بخشش فراوان نمود .(1)
سیره علمای شیعه در طول تاریخ همواره بر این اصل استوار بود که این زیارت باید با جدیت دنبال شود و موضوع « پیاده روی » امری بود که آنان خود به انجامش مبادرت میورزیدند . علما و بزرگان نیز ، به تأسی از ائمۀ اطهار (علیهم السلام) ، اهتمام بسیار زیادی به این سنّت حسنه داشتهاند که در این فصل به آن می پردازیم :
شیخ اسحاق خمایسی نجفی ، یکی از علمای بزرگ و مجتهدین شیعه قرن 12 هجری در نجف اشرف و معاصر علامه بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء رضوان الله علیهم بوده است .
وی که به پرهیزگاری و زهد و تقوا شهره بود . در سال 1173 هجری و طبق سنّت مشهور علماء و در تکمیل منش اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیان در حالی که به قصد زیارت امام حسین (علیه السلام) خارج شده بود . در مسیر نجف اشرف به کربلای معلی به دلیل تشنگی شدید درگذشت . پیکر مطهّر ایشان بعد از آن به نجف اشرف آورده شد و در محلۀ « العماره » نجف ، در منزلش دفن شد .خاندان خمایسی ، خاندانی بزرگ و اهل علم در نجف اشرف بودند و شیخ اسحاق نیز یکی از بزرگان این خاندان به شمار میرود .
او نزد علامه بحر العلوم و شیخ جعفر جنابی تحصیل کرد. شیخ اسحاق در راه زیارت کربلا ؛ و در مسیر نجف به کربلا از تشنگی در گذشت .
سید احمد عطار در رثای او گفته است :
«مدارس العلم قد نادت مؤرخةّ***لفقد اسحاق مات العلم و العمل»
1) . شهر حسین (علیه السلام) ، ص 314-315 .
به علت درگذشت اسحاق علم و عمل هم مرد.(1)
در کتاب « موسوعة طبقات الفقهاء »، در خصوص وی آمده است :
شیخ اسحاق خمایسی نجفی ، شخصیتی فقیه و امامی مجتهد و اهل زهد و تقوا بود . وی از شاگردان علامه سیّد مهدی بحر العلوم و شیخ جعفر کاشف الغطا است . وی هنگامی که برای زیارت امام حسین (علیه السلام) از نجف به کربلا خارج شده بود به دلیل تشنگی در سال 1173 هجری از دنیا رفت .(2)
مرحوم آقا بزرگ تهرانی در خصوص وی نوشته است :
شیخ اسحاق خمایسی نجفی، دانشمندی پرهیزگار بود . وی برای زیارت سید الشهداء (علیه السلام) خارج شده بود، ولی در حالی که در راه مانده بود از تشنگی درگذشت .(3)
بر اساس گفته علامۀ آل محبوبه در کتاب « ماضی نجف و حاضرها »، آل خمایسی از حله نجف مهاجرت کردند و در گذشته از خاندان اهل علم شناخته میشدند .اساساً از نگاه شیعه وفات در مسیر زیارت امام حسین (علیه السلام) جایگاه ویژهای دارد ، جایگاهی که بسیار ارزشمند و بسیار شبیه به شهدای بزرگ اسلام است .
از امام صادق (علیه السلام) در خصوص جزای کسی که در مسیر زیارت امام حسین (علیه السلام) فوت کند، آمده است که یکی از اصحاب ایشان پرسید: اجر کسی که در سفر به طرف آن حضرت فوت کرده چیست؟ حضرت فرمودند:
فرشتگان مشایعتش کرده و برای او حنوط و لباس از بهشت آورده و وقتی کفن شد بر او نماز خوانده و روی کفنی که بر او پوشاندهاند فرشتگان نیز کفن دیگری قرار میدهند و زیر او را از ریحان فرش مینمایند و زمین را چنان رانده
و جلو برده که از جلو فاصله سه میل طی شده و از پشت و جانب سر و طرف پا نیز مانند آن این مقدار میگردد و برای آن دربی از بهشت به طرف قبرش گشوده شده و نسیم و بوی خوش بهشتی به قبر او داخل گشته و تا قیام قیامت بدین منوال خواهد بود.(1)
در احوالات عارف کامل سید مهدی بحرالعلوم(متوفی 1212 قمری ) آمده است : ایشان با پای پیاده از عتبۀ علویّه برای زیارت مشرف شدند .(2)بسیار دیده شده بود که پس از نیمه شب از نجف تا کوفه پیاده راه می رفت که هنگام مناجات در مسجد کوفه باشد و پس از نماز صبح به نجف باز می گشت و قبل از هر کار به حرم مطهّر جدّ بزرگوارش امیر المؤمنین (علیه السلام) مشرّف می شد و با آن حالت معنوی و عرفانی که داشت ، به زیارت مشغول می گشت و برخی از کتب رجال در احوال آن بزرگوار نوشته اند که : گاهی سؤالاتی از امام می کرد و به نحوی که ما نمی دانیم ، پاسخ دریافت می نمود .(3)
ماجرای پیاده روی سید بحرالعلوم (قدس سره) از نجف تا کربلا
مرحوم بحرالعلوم اوّلِ ریاستش یک سفر پیاده از نجف حرکت کرد به طرف کربلا. در یکی از منازل اوایل راه خسته شدند و نشستند ؛ مرحوم بحرالعلوم گفت : من
1) . بحار الأنوار، ج98 ، ص78، ح 39؛ کامل الزیارات، ص123، باب 44 ح2. «... قَالَ فَمَا لِمَنْ مَاتَ فِي سَفَرِهِ إِلَيْهِ قَالَ تُشَيِّعُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَأْتِيهِ بِالْحَنُوطِ وَ الْكِسْوَةِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ تُصَلِّي عَلَيْهِ إِذْ كُفِّنَ وَ تُكَفِّنُهُ فَوْقَ أَكْفَانِهِ وَ تَفْرُشُ لَهُ الرَّيْحَانَ تَحْتَهُ- وَ تَدْفَعُ الْأَرْضَ حَتَّى تَصَوَّرَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ مَسِيرَةَ ثَلَاثَةِ أَمْيَالٍ وَ مِنْ خَلْفِهِ مِثْلَ ذَلِكَ- وَ عِنْدَ رَأْسِهِ مِثْلَ ذَلِكَ وَ عِنْدَ رِجْلَيْهِ مِثْلَ ذَلِكَ وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَى قَبْرِهِ- وَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ رُوحُهَا وَ رَيْحَانُهَا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ...»
2) . هشتاد هزار متر عشق، ص 69. نکته 20.
3) . https://hawzah.net .
ضعیفم و امشب از اینجا نمی توانم حرکت کنم . بعضیها گفتند : برویم؛ ایشان گفت : نه ، من می مانم ؛ بعد این بیت را خواند :
از ضع-ف به ه-ر ج-ا که نشستیم وط-ن شد ***وز گریه به ه-ر س-و که گذشتیم چم-ن ش-د
[ این بیت از ] طالب آملی [ است ] . شعرای عرب همراه ایشان بودند ، به نظر من نکتۀ خیلی جالبش اینجا است ؛ اینکه حالا بحرالعلوم یک بیت شعر طالب آملی را بخواند ، این خیلی عجیب نیست . امّا اینکه ایشان در سفر زیارتی کربلا ، از نجف تعدادی شاعر با خودش همراه کرده و می برد ، به نظر من مهم است ؛ شعرای عرب گفتند که سیّدنا ! شِنوا معنی هذالبیت ؟ اینکه شما خواندید ، چه بود ؟ ایشان برایشان شرح داد ، معنا کرد برایشان که اینکه خواندم معنایش این است و گفت : حالا شما بسازید ، و شعرای عرب شروع کردند [ نظیر ] این بیت را ساختن . این قضیه را من به نظرم در کتاب مرحوم حرزالدّین دیده باشم ؛ آنجا نقل می کند که فلان کس اینجوری گفت ، فلان کس اینجوری گفت ، خود بحرالعلوم هم اینجوری گفت ؛ یعنیعالمی مثل بحرالعلوم که از لحاظ فقهی سرآمد است ، از لحاظ معنوی [ سرآمد است ] – می دانید بحرالعلوم از لحاظ معنوی فوقالعاده است و همان جنبۀ معنوی او هم شاید بود که موجب شد همۀ فقهای بزرگ که شاگردهای مرحوم بهبهانی بودند ، در مقابل ایشان تسلیم شدند - با آن مقامات معنوی ، با آن حالت عرفانی ، با آن چیزهایی که نقل می کنند از ملاقات ایشان با حضرت و از این چیزها ، وقتی که حرکت می کند از نجف برای سفر زیارتی پیاده به کربلا ، با خودش شعرا را می برد . این نشاندهندۀ اهمّیّت حوزهها به مقولۀ شعر است . به هر حال حوزههای علمیّه اینجور بودند .(1)
1) . https://farsi.khamenei.ir.
شیخ جعفر کاشف الغطا (متوفی 1227قمری) ایشان به این پیاده روی پای بند بود . در یکی از پیاده روی های ایشان به کربلا ، به حضور حضرت ولی عصر (علیه السلام) شرفیاب شد و حضرت ، ایشان را به سینه خویش چسبانید و فرمودند : « خوش آمدی ، ای زنده کننده شریعت ما ».(1)
« ولیام کنت لوفتس »(2)شرق شناس مشهور انگلیسی که در سال 1271 هجری قمری به عراق سفر کرده بود و از راه نجف به کربلا رفته بود از مسیری در جوار رود و باغها خبر میدهد که کمتر مورد استفاده قرار میگیرد .این راه در واقع همان « طریق العلماء » است که در برهههایی از زمان توسط علما و مراجع مورد استفاده قرار میگرفته است و نشانهای از سنت پیاده روی در میان علما در طول قرون مختلف دارد .
بیان مکاشفه ای از رضوان مقام ، مرحوم شیخ مرتضی طالقانی(3)( حکیم و فقیه ربّانی ، متوفی 1274 قمری ) که در سحرگاه اربعین در حرم مطهّر حضرت اباعبداللّه (علیه السلام) رخ داده است .
1) . پیاده روی کربلا، ص 42 به نقل از : مقاله فضیلت پیاده روی برای زیارت معصومین (علیهم السلام) . فرهنگ زیارت، فصلنامه فرهنگی اجتماعی. (سید عادل علوی، 1393، ص 56).
2) . William Kennet Loftus
3) . « آیتالله شیخ مرتضی طالقانی » (1363-1274 ق)، فقیه اصولی، حکیم و عارف بزرگ شیعه در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان میرزا ابوالمعالی کلباسی بود . این عالم ربانی دارای کرامات آشکار و درجات معنوی بود و در زهد و عبادت در میان خاص و عام شهرت داشت . سید شهابالدین مرعشی نجفی و علامه محمدتقی جعفری از شاگردان او هستند .
گزارشگر ماجرا ، مرحوم آیت الله میرسجادی (قدس سره) ( از نواده دختری آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (قدس سره) ) است که خود از زبان مرحوم آیت الله سید احمد مستنبط (قدس سره) « صاحب القطره » شنیده و نقل میکنند :
مرحوم علامه مستنبط می فرمودند : ایشان به اتفاق شیخ مرتضی طالقانی (قدس سره) (صاحب کرامات زیاد) ، برای زیارت کربلا پیاده مشرف می شدیم . به کربلا رسیدیم . گفت : من خسته بودم ، گفتم : من می روم منزل استراحت می کنم . ایشان گفتند : من می روم حرم بیتوته می کنم و امشب را در حرم هستم . ما منزل استراحت کردیم ، بعد از چند ساعتی آمدیم حرم که نزدیک سحر بود . وارد حرم شدیم جمعیت خیلی زیاد بود . شب اربعین بود . دیدم شیخ مرتضی ایستاده و به یک نقطه ای خیره شده و اشک می ریزد حالش را که دیدم ، دیدم حال مکاشفه است . زیارت و نماز زیارت خواندیم . از حرم بیرون آمدیم از ایشان سؤال کردم که من شما را در حالمکاشفه دیدم و مکاشفه ای برای شما حاصل شد . ایشان نقل کردند که من ایستاده بودم در همان نقطه ای که دیدی یک وقت برایم مکاشفه شد و متوجه شدم یک کاروانی دارد از درِ حبیب (علیه السلام) وارد می شود و از این در وارد می شود و از جلوی ضریح بیرون می رود . خود امام حسین (علیه السلام) هم بیرون ضریح اینها را می بیند و معلوم است اظهار خوسحالی می کند از دیدن اینها مسرور بود . اینها را می بیند یک مشت زن و بچه بودند اینها می گذشتند کاروان که تمام شد آخرین فردی که وراد شد دیدم یک خانمی است . همین که این خانم وارد شد آقا امام حسین (علیه السلام) سر را به زیر انداختند یک حالت شرمندگی و خجالت از صورت حضرت نمایان بود . من از حضرت سؤال کردم اینها چه کسانی بودند ؟ فرمودند : کاروان اهل بیت من بودند ، اینها از شام آمدند و آن نفر آخر خواهر من بود و من از او خجالت دارم و شرمنده هستم که این قدر او مصیبت دیده است .(1)
1) . کانال اسرار تاریخ .
شیخ مرتضی انصاری (قدس سره) و ترویج پیگیرانۀ فرهنگ زیارت عتبات(1)
از برنامه های همیشگی شیخ انصاری که بیانگر عشق و ارادت به اهل بیت (علیهم السلام) است ، برگزاری مراسم روضه در منزل نجف بود که هر شب جمعه برگزار می کردند و در دهۀ ول ماه صفر ، شیخ بر منبر رفت در اخر مجلس به چند نفر عاجز و فقیر اطعام دادند .(2)ایشان در منبری اشاره می کند : مردم بدانید! حضرت رضا (علیه السلام) که جانم فدای او باد ، تضمین کرده که اگر اشک شما برای جدش ، حسین (علیه السلام) ، بر گونه هایتان جاری شود ، همهگناهانتان آمرزیده خواهد شد . هم برای گریه برای حسین و هم برای زیارت حضرتش ، بدانید که زیارت قبر مبارکش شقی را سعید می کند . حال که اربعین مولا نزدیک است برای زیارت حضرتش مهیا شوید که امام عسکری (علیه السلام) فرمود : از نشانه های ایمان است .(3)
شیخ مرتضی انصاری (متوفی 1281 قمری ) از احیاگران و مبلغین زیارت عتبات عالیات به ویژه اربعین امام حسین (علیه السلام) است که در این راه در حد توان تلاش ها و اقداماتی انجام داده است . پیش از ریاست شیخ ، زائران عتبات از دو راه به زیارت می رفتند : 1- از راه هور رودخانه فرات که گاهی قایق آنان غرق می شد. 2. از راه صحرا که بیشتر اوقات بادیه نشین ، آنان را غارت می کردند .(4)
شیخ انصاری در راستای رفاه زائران عبتات عالیات اقداماتی انجام داده اند . برخی از این اقدامات عبارت است از : ساخت کاروانسرا ! شیخ انصاری وکیل خود ، محمدصالح کبه را نزد حاکم بغداد فرستاد و پیغام داد من پول ساخت کاروان سرایی را در
میان راه می دهم ، تو نیز یک قبیله عرب را در اطراف آن و کاروان سرا زمین بده تا ساکن شوند و به آنان فرمان بده برای حفظ جان مسافران از آسیب غارت گران از آغاز تا پایان راه ، کاروان زائران را همراهی کنند . والی بغداد که از سوی دولت عثمانی حکومت عراق را در دست داشت ، امر شیخ را پذیرفت و این کار مفید با کمک شیخ عملی شد .(1)
از دیگر اقدامات شیخ ، تأمین امنیّت راه هاست . شیخ مرتضی انصاری با هماهنگی والی بغداد ، قبایل عرب بادیه نشین را در اطراف کاروان سرا مستقر کرد تاامنیّت زائران را در برابر غارت گران صحرا حفظ و حراست کند . این قبایل مأموریت داشتند کاروان های زائران را در طول مسیر همراهی کنند .(2)
یکی دیگر از خدمات او ، کمک مالی به زائران نیازمند یا در راه مانده و یا زائرانی بود که از توان مالی کافی برخوردار نبودند .(3)
یکی دیگر از اقدامات ایشان ، توصیه های اخلاقی مبنی بر تأکید بر زیارت اربعین است . شیخ انصاری در سخنان ، مواعظ و نوشته های خود به اهمیّت زیارت حرمیّن شریفین به ویژه اربعین اشاره می کنند و آن را یکی از نشانه های ایمان می دانند و استناد می کردند به روایت امام صادق (علیه السلام) که فرمودند : هر گاه یکی از شما در همه عمر خود حج کند و زیارت نکند حسین بن علی (علیهما السلام) را ، هر آینه خواهد بود تارک حقی از حقوق پیغمبر ؛ زیرا که حق حسین (علیه السلام) عریضه است از خدا و واجب است بر هر مسلمانی .(4)
شیخ انصاری با کلام شیوا و روان خود و خواص پسند و عوام فهم در باب زیارت عتبات عالیات ، مواعظ ارزشمندی به یادگار گذاشتنه اند . در میان روایات مأثوره ، احادیثی است که به زائر توصیه می کند عتبۀ مقدّسه را ببوسد و آنگاه وارد حرم شود .(1)
و حتی در برخی زیارت ها آمده است که چقدر مشتاق بوسه بر آستانم شما هستم . امامیه بوسه بر آن را جایز می دانند ؛ زیرا بوسه بر درگاه ، دیوارها و درها به دلیل انتصاب به آن چهره های محبوب است . نقل شده است که از شیخ انصاری دربارۀ بوسیدن آستانه در مشاهد ائمه (علیهم السلام) سؤال شد ؟ فرمودند : من درگاهحرم اباالفضل العباس (علیه السلام) را می بوسم ، چه رسد به درگاه ائمه (علیهم السلام) ؛ نه به این دلیل که درگاه حرم آن حضرت است ، بلکه به این دلیل که جای پای قدم های زوّار است .(2)
این بیان شیخ انصاری ، بیانگر روحی عمیق ازتواضع ، عشق و معنویت است . او از طریق بوسیدن آستانه و توصیه به این کار ، احترام خاصی به زائرانی که به عشق اهل بیت (علیهم السلام) ، قدم در این مسیر می گذارند ، نشان داده است . این عمل علاوه بر بیان ارتباط قلبی با مقامات معنوی ، به نوعی تکریم زائران به عنوان افرادی که با اخلاص و محبت به زیارت می آیند نیز ، تعبیر می شود . شیخ انصاری به ما یادآوری می کند مکان ها و اشیای مذهبی زمانی مقدّس می شوند که به عشق و ایمان انسان ها آغشته شوند . چنین نگرشی نشانگر اوج معرفت و اخلاص است .
از جمله توصیه های اخلاقی ایشان که در قالب حکم فقهی در کتاب « مکاسب » بیان شده است ، تأکید بر حضور در مراسم زیارت با نیّت تقرّب الهی و اخلاص است . وی زیارت را با انگیزه هایی چون رفاه ، تبرّج ، تفریح و تجارت نهی کرده اند و هرگونه لهو و لعبی که موجب غفلت از یاد خدا ، مقام اهل بیت (علیهم السلام) و دعا و آرامش معنوی شود ، نکوهش شده است . همچنین استفاده از آلات موسیقی ، از جمله رادیو
و ضبط صوت و نیز ، شرکت و حضور بانوان در مراسم پیاده روی اربعین با هدف تبرّج و خودنمایی . نه تنها با روح معنوی این مناسک عظیم منافات دارد ، موجب خدشه دارشدن قداست آن و انحراف از اهداف والای زیارت حسینی می شود .(1)
از دیگر نمونه های تلاش ایشان ، الگوسازی برای شاگردان و پیروان بود. شیخ انصاری با حضور در مراسم زیارت اربعین و تأکید بر پیاده روی الگویی برایشاگردان و پیروان بود . او نشان داد که زیارت نه تنها یک عمل عبادی ، یک حرکت اجتماعی و فرهنگی است . ایشان زیارت عتبات عالیات به ویژه در ایام خاص مثل اربعین امام حسین (علیه السلام) را به عنوان یک فرهنگ در بین طلاب ، پیروان و مردم روزگار خود تبلیغ و ترویج کرد . وی در ایام اربعین به سمت کربلا با پای پیاده حرکت می کرد و جمعی از طلاب و مردم عادی ایشان را همراهی می کردند . در این میان ، خود شیخ هم ، گاه و بی گاه و به مناسبت های مختلف همراه با برخی شاگردان و در بیشتر مواقع در همراهی استاد اخلاق و عرفان خود سیّد علی شوشتری به زیارت کربلا می شتافت و در بیشتر مواقع نیز با پای پیاده و اندکی توشه راهی سفر می شد . در یکی از سفرها به همراه شوشتری در بین راه که مشغول ذکر بودند ، سید علی به ایشان نوید می دهد که این راهی که می رویم ، مسیر حرکت حضرت حجت (علیه السلام) است . روزگاری هزاران هزار سیاه پوش این خا ک را با پای پیاه خواهند کوبید تا آماده مقدم سربازان آن حضرت شود . می بینیم دورانی را که شیعیان در صفوفی متراکم به زیارت می آیند و در اربعین نجف را به کربلا وصول خوا هند کرد .(2)
مرحوم حاج سیّد علی شوشتری نقل می کند رسم او و شیخ مرتضی انصاری این بود که برای زیارت در ایام مخصوص به کربلا می رفتند در یکی از این سفرها ، شیخ مرتضی در نیمه شب به صورت مخفیانه به منزل امام زمان (علیه السلام) در نزدیکی دروازه
بغداد رفته و کسب اجازه برای بازگشت می کند . امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در شب اول ، با توجه به انجام نشدن شرطی توسط شیخ ، به او اجازه بازگشت نمی دهند و بازگشت به روز بعد موکول می شود . سیّد علی شوشتری که شاهد این ماجرا بود ، پس از بازگشت از شیخ در مورد دلیل تأخیر و شرطی که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گذاشته بودند ، سؤالمی کند . شیخ مرتضی در پاسخ ، موضوع را سرّی می داند . این واقعه تا پس از فوت شیخ به صورت راز باقی می ماند .(1)
نقل شده است که ایشان طبق نذری که داشته ، با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) رفتهاند .(2)
فاضل دربندی (متوفی 1286 قمری ) می نویسد :
این پیاده بودن ، یا به جهت فقر زائر است که نشان می دهد این زیارت ، برخاسته از شوق و محبت است ، یا به جهت آن است که زائر ، خود را در برابر سلطان اقلیم جوانمردی و خورشید سپهر عصمت و شهادت ، کوچک می شمارد و در راه او ، رنج سفر پیاده را بر خود هموار می کند و هر دو ارزشمند است .(3)
حجت الاسلام محمد علی نجفی کرمانشاهی می گوید :
از آیتالله شیخ محمدجعفر طبسی ، شنیدم که در سنّتهای پیاده روی کربلا در قرن دوازدهم یعنی در عصر افشاریه یا زندیه ، علمای نجف شرکت میکردند و حتی عالمی با نام « شیخ اسحاق خُمایسی » در یکی از این سفرها جان به جان آفرین تسلیم کرده و به دیدار موالیان معصوم خویش میشتابد . در عهد علامۀ « بحرالعلوم » نیز
همین رویه را شاهدیم تا به زمان « شیخ انصاری » که فقیهی به شدت عابد و زاهد بوده میرسیم و در زمان مرجعیت ایشان یعنی تقریباً 180 سال قبل قضیه زیارت مشایه توسط صنف علماء ، رونق بسیاری پیدا میکند ، ولی با رحلت ایشان در سال 1281 ق این امر مقداری دچار توقف ، فترت و انقطاع میگردد که عوامل اجتماعی ، سیاسی هم در آن دخیل بوده است .علمای شیعه در آن روزگار نسبت به توقف یا محو سنّن نیک اجتماعی که صبغه دینی دارد حساس بودهاند . در همین زمانهاست که میبینیم دو عالم ایرانی، یکی اهل لاریجان مازندران و دیگری اهل تهران مجدداً باعث احیای این سنّت میشوند . البته باید توجه داشت که در زمان شیخ انصاری عمدتاَ زیارت مشایه به کربلا ، توسط علمای نجفی صورت میپذیرفته و این دو عالم هم از علمای ساکن نجف بوده اند . گزارش اقدام این دو در زنده نگاه داشتن و به تعبیر دقیق تر ، احیای مجدد سنّت زیارت مشایه به کربلای معلی را شیخ صدرالدین خویی در کتاب «مرآة الشرق» یاد کرده است. او مینویسد :
« ملا علی خلیلی تهرانی » و « شیخ لطف الله لاریجانی » این سنّت حسنه متوقف شده را احیاء نمودند .
نکته جالب توجه اینکه مثلا شیخ لطف الله در سفرهای زیارتی خود همواره آثاری علمی نیز تولید میکرد که قاعدتاً این اقدام در استراحتگاههای میانه مسیر یا در زمان سکونت در کربلا بوده است ؛ لذا نقش این دو عالم مهذّب و زاهد، در استمرار این سنّت خاص عبادی نباید مورد غفلت قرار گیرد .(1)
1) . به نقل از: حجتالاسلام محمدعلی نجفی کرمانشاهی، پژوهشگر پژوهشکده علامه طباطبایی (قدس سره) / خبرگزاری ایکنا، اول شهریور، 1403شمسی، کد خبر:4232717 )
ناصرالدین شاه در سال 1299 قمری با پای پیاده به زیارت کربلا آمده و از وضع عزاداری شیعه از جلالت حرم و شخصیت بارز امام حسین (علیه السلام) تعریف کرده است .(1)
« فیلیپ خوری حتی »(2)استاد تاریخ اسلامی در دانشگاه برستن آمریکا می گوید : مسلمانان شیعه در عراق برای زنده نگه داشتن یاد شهادت امام حسین (علیه السلام) هر سال در دهه اول محرم برنامه سوگواری بر پا می کنند و مجلس روضه خوانی و محفل دینی سالانه در دو فصل برگزار می شود . اول آن در روز عاشورا و در کاظمین حوالی بغداد برگزار می شود ، فصل دوم چهل روز بعد از عاشورا در کربلا انجام می شود .
در روز اربعین صدها هزار زوّار به سوی حرم حسین (علیه السلام) می آیند که در میان آنان دسته های بزرگی به نام دسته انصار در حرکت است . عزاداران با حالتی از حزن و اندوه و با سرها و پاهای برهنه و لباس سیاه و علامت مصیبت زدگی گریه می کنند ، بر سر و صورت می زنند و به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) برای شهادت سبطش امام حسین (علیه السلام) تسلیت می گویند . در جلو هر دسته پرچم های سیاه در حال حرکت است .
در پیشاپیش برخی دسته ها ، شبیه برخی شهیدان کربلا و نیز لشکریان ستم مشاهده می گردد ، سپس هودج هایی از زنان در میان آنان است و مانند اسیرانی که از شام به سوی مدینه بر می گردد ، ظاهر می شوند و روز اربعین از کربلا عبور می کنند ، جمعیت کثیری با دیدن این صحنه های غم انگیز متأثر شده و بر سر و سینه می زنند .(3)
دکتر علی الوردی می نویسد :
همزیستی مسالمت آمیز در منطقه دیاله بین شیعه و سنی مشاهده می گردد و بسیار دیده می شود که محلۀ سنّی ها در برخی دسته های عزاداری و مجالس حسینی شرکتمی کنند و برخی از آنان دسته های مخصوص به خودشان را بیرون می آورند و این وضع در شهرهایی چون «ناصریه» دیده می شود .
فیلیپ خوری حتی(1)(Philip Khuri Hitti)، ( 1303- 1399قمری ) در دانشگاه پرینستون و دانشگاه هاروارد استاد تاریخ ، در مورد چهل روز بعد از عاشورا و مراسم عزاداری مربوط به آن صحبت کرده است . او به عنوان یک متخصص تاریخ اسلام و خاورمیانه، به ویژه در مورد تاریخ عرب و تاریخ اسلام شناخته شده است . وی در دانشگاه پرینستون و هاروارد تدریس میکرد و به عنوان یک مرجع در این زمینه شناخته میشود .
در مورد مراسم چهل روز بعد از عاشورا ، فیلیپ حتی به عزاداریهای گستردهای که توسط شیعیان در این ایام برگزار میشود ، اشاره کرده است . او بیان میکند که این عزاداریها به منظور زنده نگه داشتن یاد و خاطره امام حسین (علیه السلام) و واقعه کربلا برگزار میشود. همچنین ، وی به برگزاری مجالس روضهخوانی و محافل دینی در این ایام اشاره کرده است .
بنابراین، فیلیپ حتی به عنوان یک مورخ، به مراسم چهل روز بعد از عاشورا و عزاداریهای مربوط به آن اشاره داشته است و این مراسم را بخشی از فرهنگ و تاریخ اسلامی میداند .
تشرّف یکصد هزار نفر زائر ایرانی در کربلا به نقل از روزنامۀ اختر
فارس نوشت : آن قدیمها که سفر کربلا چند ماه طول میکشید و مشقت زیاد داشت و راهها ناامن بود ایرانیها چقدر میرفتند سفر کربلا ؟ تاریخ میگوید که زیاد میرفتند و ایرانیها همیشه بودند و در اطراف آن حرمها حضور داشتند .
1) . مورخ عرب و تمدن اسلامی لبنان.
در دوره قاجار اینطوری بود که به قول « ادوارد پولاک » پزشک مخصوص دربار : « بهزحمت میتوان یک نفر ایرانی متدین را پیدا کرد که یک یا چندین بار به زیارتحرم امام حسین (علیه السلام) نرفته باشد ». وقتی هم که ناصرالدین قاجار در سال 1249 شمسی به زیارت عتبات عالیات رفت ، مشهور است که هنگام ورودش به کربلا اینگونه بود : « در این راه دو طرف معبر یکسره آدم و تماشاچی ایستاده بود که بیشتر آنها ایرانی بود و چنان مینمود که به یکی از شهرهای ایران وارد شدهایم ».
یک پژوهشگر مصری در همانسال تعداد زائران ایرانی کربلا را صد هزار نفر برآورد کرده است . در سال 1274 شمسی / 1314 قمری نیز روزنامه « اختر » درباره تعداد زائران کربلا چنین گزارش داده است : « فقط در مدت پنج ماه در فاصله ماه محرم تا جمادیالاول حدود 150 هزار زائر ایرانی به عتبات عالیات در عراق مشرّف شدهاند ».
به توجه به این گزارشها و براساس اسناد و منابع تاریخی درنهایت تعداد زائران ایرانی کربلا حداقل در یک دوره زمانی مشخص از اواسط عهد ناصری تا پایان دوره قاجار چنین برآورد شده است : « بنا به گزارشها در 5 ماه نخست سال قمری بهطور متوسط هر ماه 30 هزار نفر به عتبات مشرف شدهاند و اگر تعداد زائران در هفت ماه دیگر سال را ماهی 10 هزار نفر در نظر بگیریم بیش از 220 هزار نفر به عتبات مشرف شدهاند .
لازم به ذکر است در اواسط دوره سلطنت ناصرالدین قاجار جمعیت تهران در حدود 150 هزار نفر بوده است ... بر اساس گزارشهای تاریخی در اواخر دوره ناصری که جمعیت ایران حدود 10 میلیون نفر یا کمتر بوده است در هر سال بهطور متوسط 160 هزار نفر به عتبات عالیات مشرف شدهاند ».(1)
1) . https://www.asriran.com 14/6/1401ش. کد خبر 856661 .
مرحوم آقا نجفی قوچانی (قدس سره) ( متوفی 1363قمری ) در تاریخ 1318 قمری که 23 ساله بوده به نجف مشرف می شود و شیوۀ طلاب نجف اشرف را در آن دوران اینگونه شرح می دهد :
در هر سالی زیارت اربعین ، نیمه رجب ، نیمه شعبان و عرفه از واجبات من و نوع طلاب نجف بود که به کربلا می رفتند ، و اول رجب و عید فطر و عاشوراء ، از مستحبات بود که گاهی می رفتند و گاهی نمی رفتند . در عاشورا که نمی رفتند ، علتش این بود که نوعاً خصوص عاشوراء ، عزاداری و سوگواری در نجف بهتر و با واقعیت تر و جالب تر بود ، لهذا در نجف می ماندند و از آنجا زیارت می کردند ....(1)
ایشان در دورهای که در نجف بودند ، مکرر به زیارت عتبات مقدّسه مشرّف میشدند ایشان میگوید : « هر دو تصمیم گرفتیم به کربلا برویم اما تب شدیدی گرفتم شام خوردم و طبق معمول عبای خود را به دور خودم پیچیدم و خوابیدم . درد به شدت در استخوانهایم بالا میرفت و من در عالم فکر و خیال به زمزمه دلی و گفتگوی معنوی با امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) مشغول شدم که : راهها و بیابان ها را طی کردم در حالی که پناهگاه خود را رها کردم که برای حفظ سلامتی از آن بهره میبردم و هیچ بلا و بیماری به سرم نیامده بود . اما اکنون که به پابوسی شما و ایستادن زیر پرچم شما رسیده ام و وارد دژ دیارت شدم از سختی راحت شدم و از ترس و وحشت در این دیار غربت امان یافتم با فقر و بدبختی و پیاده روی فردا با وجود این که از بارهای دلم چیزی سبک نکردی بار این درد را بر دوش ما می افزایی ؟! فدایت شوم ، بسیار مهمان نوازی کردی و اگر فردا قصد نداشتم شش فرسخ پیاده روی کنم هیچ درد و تبی برایم مهم نبود و حرف اعتراضی بر زبان نمیآوردم و خودت حد استقامت و بردباری من در سختیها را میدانی ، اما راه چاره چیست در 6فرسخی که فردا باید آن را پیاده طی
1) . سیاحت شرق ، ص 390 ؛ سیمای فرزانگان ، ص 201 و 202.
نمایم . علاوه بر پرستاری از میرزا حسن ، فکر کن که در چه شرایطی به این تب مبتلا شدم ؟ در حالی که غرق در افکارم شده بودم عرق از من سرازیر شد و راحت شدم و خواب بر من چیره شد . صبح از خواب برخاستیم و بعد از زیارت چای خوردیم و از آقای خطیب که عازم سامرا شده بود خداحافظی کردیم در حالی که ما به سمت کربلا حرکت کردیم به اندازهای سبک و پرانرژی بودم که احساس میکردم گویا اصلاً تب نداشتم .»(1)
میرزا حسین نوری (قدس سره) از علمای بزرگ و مراجع عظام شیعه است که در سال 1320 قمری در نجف اشرف از دنیا رفت ، وی استاد شیخ عباس قمی (قدس سره) است در خصوص ایشان آمده است :
ومما سنة فی تلک الأعوام زیارة سید الشهدا علی الأقدام ، فقد کان ذلک فی عصر الشیخ الأنصاری فی سنن الأخیار وأعظم الشعائر، لکن تُرک فی الأخیر ؛
از جمله اموری که محدث نوری آن ترویج کرد ، زیارت امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده بود . زیارتی که در دوران شیخ مرتضی انصاری (قدس سره) از جمله سنّتهای بزرگان بود و لیکن به دست فراموشی سپرده شده بود .(2)
صاحب « الذریعه » در شرح زندگی استاد بزرگ خود، مرحوم حاج میرزا حسین نوری (قدس سره) می نویسد :
از سنّت هایی که شیخ ما در سال های اقامت خود در عتبات [عالیات] پایه گذاری و رایج کرد ، پیاده روی از نجف به کربلا برای زیارت سیدالشهداء (علیه السلام) بود .پیاده روی به کربلا ، در دوران شیخ انصاری (قدس سره) رایج بود ، و شیوه و روش بزرگان و اخیار ، ولی پس از چندی ترک شد و از نشانه های فقر و تنگدستی و از ویژگی های انسان های کم مایه ، شمرده می شد و هر که می خواست پیاده به کربلا برود ، به این دلیل که عار و علامت ذلّت تلقی می شد، پنهانی می رفت .
استاد ما ، چون وضع را بدین منوال دید ، بدین شیوۀ خداپسندانه همت گماشت و به آن ملتزم گشت و در عید اضحی برای حمل و اثاث و بار سفر ، حیوان کرایه می کرد ، ولی خود و یارانش، پیاده راه می پیمودند . وطبعاً به دلیل ضعف مزاج نمی توانست مسافت از نجف تا کربلا را با گذراندن یک شب – چنانکه مرسوم آن روزگار بود- طی کند ، و سه شب را در راه می گذراند . بر اثر این اقدام در سال های دوم و سوم ، رغبت مردم و صالحان بدین امر افزون گشت و دیگر عار محسوب نمی شد . به طوری که در برخی سال ها تعداد چادرها و خیمه های راه پیمایان به 30 عدد می رسید و هر چادر تعلق داشت به 20 تا 30 نفر و بدین گونه این سنّت والا، معمول و مرسوم گشت .(1)
حاج آقا رضا همدانی (قدس سره) ،(2)
از این فقیه پرتلاش تألیفات ارزشمندی به یادگار مانده است ؛ از جمله معروف ترین آنها کتاب « مصباح الفقیه » در شرح شرایع است . این کتاب اخیراً شانزده جلد آن از سوی « مؤسسة الجعفریهلاحیاء التراث » تحقیق شده و به مرحله چاپ رسیده و بقیه نیز در دست تحقیق است .
در شرح حال او نوشته اند : پیاده به زیارت امام حسین (علیه السلام) رفتن را بسیار دوست داشت ؛ اما در این اواخر که سالخورده و ناتوان شده بود و به سبب درد سینه نمی توانست در مراسم پیاده روی حضور داشته باشد ، به حال زائران غبطه می خورد .
سید علامه سید محسن امین ، صاحب « اعیان الشیعه » در این باره می نویسد :
1) . سیمای فرزانگان، ص 193؛ نقباء البشر ، ج 1 ، ص 349 .
2) . آیت الله آقا رضا همدانی بعد از سالها تلاش در راه کسب دانش، ترویج معارف شیعی ، پرورش دهها دانشمند و فقیه برجسته و آفریدن آثاری ارزشمند ، در روز یک شنبه 28 صفر1322 ه- . ق. در اثر ناراحتی سینه در شهر سامرا به دار باقی شتافت. پیکر پاک این فقیه وارسته در جوار بارگاه ملکوتی امام هادی و امام حسن عسکری(علیهما السلام) و مقابل قبر حضرت حکیمه خاتون )دختر امام جواد (علیه السلام)) به خاک سپرده شد .
روزی ما همراه دوستان به صورت پیاده عازم کربلا بودیم ؛ وقتی استاد ما را دید فرمود : من به حال شما غبطه می خورم . آرزویم این است که ای کاش قدرت و توان پیاده روی داشتم و با شما در این سفر همراه می شدم .(1)
مرحوم آخوند خراسانی (قدس سره) (متوفی 1329 قمری ) نیز به همراه اصحابشان با پای پیاده به زیارت کربلا مشرف میشدند .(2)
ایشان به طور مرتب در مراسم اربعین شرکت میکردند و مردم را به حضور در این راهپیمایی عظیم تشویق میکردند .(3)
در تاریخ 19 مهر سال 1301 شمسی، مصادف با 20 صفر 1341 قمری ، به مناسبت اربعین امام حسین (علیه السلام) ، تمامی ادارات و دوایر دولتی در ایران تعطیل شد . این اقدام نشاندهندۀ اهمیت و جایگاه والای امام حسین (علیه السلام) و مراسم اربعین در فرهنگ و تاریخ ایران است . تعطیلی ادارات دولتی دراین روز ، به عنوان یک اقدام رسمی، بیانگر احترام عمیق جامعه و حکومت به این مناسبت مذهبی بود .
تعطیلی ادارات دولتی در روز اربعین ، نه تنها یک اقدام رسمی بود ، بلکه تأثیر عمیقی بر جامعۀ آن زمان داشت . این اقدام باعث شد تا مردم بتوانند با فراغ بال بیشتری در مراسم اربعین شرکت کنند و به عزاداری و یادبود امام حسین (علیه السلام) بپردازند . همچنین ، این تعطیلی نشاندهندۀ همبستگی دولت با احساسات مذهبی مردم بود و به تقویت پیوندهای دینی و فرهنگی در جامعه کمک کرد .(4)
به تاریخ : 16 حوت [ 1301 ش] ؛ 18 رجب 1341
نمره : 622
ضمیمه : ترجمه نطق
مقام منیع وزارت جلیله خارجه دامت شوکتها
سر جون سالمند ، فرمانده کل قوای نظامی انگلیس در عراق هفته گذشته از بغداد به نجف رفت که بعضی از آقایان علما را دیدن کند و از جمله خبر فرستاده بود که نزد حجة الاسلام آقا سید ابوالحسن اصفهانی برود . ولی آقای معظم له فوراً به بهانه زیارت به کربلا آمد . در نتیجه فرمانده کل ، هیچ یک از آقایان علما را ملاقات نکرد . اما جمعی از اعیان شهر و مشایخ عرب را طلبیده ، در حضور آنها مختصر خطابه خواند که ترجمه آن با این راپورت لفاً تقدیم شده . یکی از آقازادگان سید حسین نام حلاوی در جواب او گفته بود که عراق عرب با وجود شما هیچ استقلالی ندارد و این مملکت را وقتی می توان مستقل شمرد که دست اجنبی در کار آن دخالت نداشته باشد. و آنچه معلوم می شود فرمانده مشارالیه خواسته بود یک زمینه موافقیتی با آقایان علماء تهیه کند ، ولی میسّر نشد و از آنجا به حلّه رفت که با رؤسای عشایر ملاقات و از آنها استمالت [ = دلجویی ] نماید . چون لازم بود عرض شد . چاکر
محمد حسن بدیع
طبق اسناد موجود ، روز اربعین از سال 1311 شمسی (1350 قمری ) به عنوان روز تعطیل رسمی در تقویم کشور ثبت شده است . همچنین اسناد برجا مانده از دورههای صفویه ، افشاریه و قاجاریه نشان میدهد ، در برخی از ایام مناسبتی از
جمله روز اربعین ، تمامی مستغلات و دکاکین تعطیل و مردم به سوگواری میپرداختند .
در سال 1310 شمسی ، ادارۀ مالیّۀ خراسان طی نامه ای به تولیت آستان قدس ، نظامنامه تعطیلات رسمی وزارت مالیّه را ارسال کرده و در آن تقاضا کرد علاوه بر 19 مورد تعطیلات رسمی کشور ، اگر تعطیلات دیگری مورد نظر آستان قدس می باشد ، اعلام کند . در این نامه روز 20صفر به عنوان اربعین امام حسین (علیه السلام) نیز ذکرشده است . بر همین اساس ، محمدولی اسدی ، نیابت تولیّت وقت ، پیشنهاد کرده است که 11 روز دیگر نیز بر این تعطیلات اضافه شود ؛ از جمله 15 رمضان ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) ، 11ذی القعده ولادت امام رضا (علیه السلام) و17ربیع الاول میلاد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
هم آمده که مجموع تعطیلات در سال ، 30 روز می شود .(1)
میرزای نائینی ( متوفای 1355 قمری ) از مراجع تقلید شیعه در دوره قاجار و پهلوی اول بودند . ایشان با صدور فتوا(2)و سخنرانی ، بر حفظ و ترویج شعائر حسینی از جمله پیاده روی اربعین تأکید میکردند .(3)
1) . https://www.shabestan.news/ کد خبر : 1832915/ مورخ : 22 مرداد 1404 شمسی .
2) . معظم له راجع به مسائل عزاداری فتوای معروفی در جواب تلگرافات و نامه های اهالی بصره و اطراف آن و کیفیات عزاداری در سال 1345 قمری از آن بزرگوار سؤال نموده اند ، دارند که پس از ایشان مراجع بزرگ تقلید ( مانند آیات عظام : سید عبدالهادی شیرازی ، سید محسن حکیم ، سید محمود شاهرودی ، سید ابوالقاسم خوئی ، شیخ محمد حسن مظفز ، شیخ محمد حسین کاشف الغطاء ، شیخ محمد کاظم شیرازی ، سید جمال الدین موسوی گلپایگانی ، سید علی مدد قائینی ، سید حسین موسوی حمامی و ... (قدس سرهم) آن را تأیید کرده و درستی و صحت آن را از واضحات شریعت دانسته اند . (البکاء للحسین (علیه السلام) ، ص 492 ؛ عزاداری در سیره اهل بیت (علیهم السلام) ، ص 285 ).
3) . https://arbaeeni.com
شمار زائران کربلا در روز اربعین ، حدود نیم میلیون (000/ 500) تا سه چهارم میلیون (000/ 750) نفر برآورد شده است . این تعداد اخیر را (000/ 750 نفر) روزنامه « الاخبار » ، چاپ بغداد در تاریخ یکشنبه 23 صفر سال 1365 هجری ، برابر با 27/ 1/ 1946 میلادی ، تحت عنوان « روز اربعین در کربلا » ، بالغ بر یک میلیون و پانصد و چهل و شش هزار (000/ 546/ 1) نفر اعلام کرد که عدد فوق العاده ای به نظر می رسد . این در حالی است که شمار حجّاج بیت اللّه الحرام ، در سال های فراوانی و ازدحام از یک سوّم این جمعیّت هم کمتر است !(1)
سال 1366 قمری سی کامیون بزرگ محتوی سنگ های مرمر از مرز خانقین وارد عراق و به روز اربعین تحت ریاست حضرت آیت الله شهرستانی در حالتی که همهکامیون ها پرچم ایران نصب کرده بودند و استاندار کربلا و رؤسای ادارات و کنسول شاهنشاهی و عدۀ زیادی از اهالی شهر به استقبال این کاروان مجلّل مبادرت کرده بودند با تجلیل شایان وارد کربلا شده ، دسته جات عزاداران اطراف کامیون ها را احاطه کرده تجدید مجد و عظمت می کردند .
این خدمات بازرگانان ایرانی به عالم تشیّع عموماً و به شیعه عربی و ایرانی مقیم عراق خصوصاً یک افتخاراتی را در بر داشت که در قیافه با نشاط شیعه های عراق در آن روزها کاملاً نمایان و هویدا بود . و از قرار بیان آقای سید محمدحسن آل ضیاء کلیددار حضرت اباالفضل (علیه السلام) هزار متر مربع آن از طرف آقای حاجی محمدحسین حجارباشی زنجانی مقیم مشهد مقدّس رضوی از مال خود تقدیم شده و همه سنگ ها یا قسمت مهم آنها در حرم حضرت اباالفضل (علیه السلام) به کار برده شده و 950 قطعه بودند 55 تن مرمر از یزد برای حرم حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) آقای سیدمحمد آقا یزدی
1) . ترجمه کتاب تاریخ کربلا و حائر حسينی (علیه السلام) ، ص191 و 192.
فرستاد و آقای مصطفوی و جمعی از بازرگانان تهران هم 60 کامیون فرستاده بودند . مرمرها را به کف حرم مطهّر و کلیه دیوارهای داخل حرم به ارتفاع سه متر به کار برده و به سال 1368 قمری عمل مرمر کاری به اتمام رسید و ...(1)
سید محسن امین (متوفی 1371 قمری ) می نویسد : به مدت ده سال و نیم که در نجف بودم ، زیارت های مخصوص عاشوراء ، عید قربان و غدیر و عرفه و اربعین را همواره انجام می دادم ؛ مگر اندکی . پیش از سفر ، نزد طلبکاران در بازار می رفتم و از آنها حلالیت می طلبیدم و به پیاده روی در زیارت ، علاقه داشتم . نخست برایم سخت بود و بعد با تجربه دریافتم که آسان است . در این سفر ، جمعی از طلابجبل عامل و نجف و دیگران به من ملحق می شدند و از من پیروی می کردند . من بارها پیاده به زیارت کربلا و امام حسین (علیه السلام) رفتم .(2)
محسن امین عاملی (قدس سره) شتر کرایه کرد نُه روزه از شام آمد کربلا ، که ثابت کند اهلبیت (علیهم السلام) به کربلا آمده اند .(3)
نویسندۀ کتاب « ادب الطف »(4)در گزارشی مراسم اربعین در کربلا اجتماع در این مراسم را به اجتماع مسلمانان در مکّه تشبیه و به حضور هیئات عزاداری آن شاره کرده که برخی به ترکی ، عربی ، فارسی و اردو مرثیه می خوانده اند . ( این کتاب در سال 1388قمری منتشر شده ) نویسنده آن جمعیت راهپیمایان اربعین را بیش از یک میلیون نفر تخمین زده است . (5)
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (قدس سره) (متوفی 1343قمری) یکی از مراجع عالیقدر جهان تشیّع که خود بارها با پای پیاده از عتبۀ علویّه ، رهسپار عتبه حسینی شده است ، دربارۀ مراقبه و بزرگداشت روز اربعین حسینی چنین می گوید :
به هر روی بر مراقبه کننده لازم است که بیستم صفر ( اربعین ) را برای خود روز حزن و ماتم قرار داده ، بکوشد که امام شهید را در مزار حضرتش (علیه السلام) زیارت کند ، هر چند تنها یک بار در تمام عمرش باشد ، چنانکه حدیث شریف ، علامت های مؤمن را پنج امر ذکر کرده است : 51 رکعت نمازدر شبانه روز ، زیارت اربعین ، انگشتر در دست راست کردن ، پیشانی بر خاک گذاشتن و بلند بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ گفتن در نمازها .(1)
مرحوم شیخ محمدحسین غروی ( متوفی 1361 قمری ) فرزند حاج محمدحسن معروف به « کمپانی » ، به دلیل سال ها حضور در نجف اشرف و تربیت شاگردان فراوان در حوزه علوم دینی ، حضور ویژه ای نیز در مراسم راهپیمایی اربعین داشت و این مراسم را چندین بار به جای آورده است . (2)
از مراجع تقلید شیعه در عصر پهلوی دوم و پس از آن بودند . ایشان نقش مهمی در احیای رسمی پیادهروی اربعین داشتند .(3)
معظم له در اواخر با حزب بعث گرفتار بود . در 15 صفر 1389 قمری ، آیت الله حکیم (قدس سره) به قصد زیارت اربعین به کربلا رفته بود . یک مرتبه گزارش می رسد که حزب بعث در نجف اهل علم را مورد هتک و حمله قرار داده اند ، بدون معطلی به
نجف حرکت می کند و موکب ها از جریان مطلع می شوند و پس از ورود به نجف سر و سامانی به حوزه داده می شود . سپس در کوفه استراحت نمود و در کاظمین کنفرانس مهمی تشکیل داد و دربارۀ تجاوزات دولت بعثی سخنرانی شده و پس از آن اوضاع وخیم تر و تیره تر گردید و دولت بعثی دستور داد سید مهدی پسر آیت الله دستگیر شود و خود آیت الله برگشت در کوفه اقامت فرمود و اجازه ملاقات به احدی نداد و در اطراف عمارت وی چند روزی از طرف دولت بعثی سرباز گذاشتهبودند و محاصره آیت الله در دنیا منتشر گردید و یک وحشت و انقلابی در روحیۀ مردم مسلمان به وجود آمد و سیل تلگرافات پشتیبانی و احوال پرسی به عراق باز شد ... .(1)
از جمله خدمات ایشان ، دستور ساخت ضریح حضرت اباالفضل (علیه السلام) است . اولین لحظه که حضرت مغفور له از خیانت بعضی از فرق اسلامی با دستیاری بعضی از عمال عراقی آگاه و مطلع گردید ، فوراً به عنوان زیارت به کربلا حرکت کرد وقتی رسید که صندوق مبارک را که از نفائس و آثار قدیمی بود برداشته بودند . فوراً دستور داد صندوق را به جای خود برگردانیدند و خود شخصاً در حرم مطهّر ایستاده و امر فرمود بنّاها آن را نصب نمودند و قدغن فرمود هیچ کس از فرق اسلامی دیگر حق ندارد برای قبر مطهّر حضرت ابالفضل (علیه السلام) ضریح بسازد و امر فرمودند ضریح مجلّل و بسیار پرقیمتی در اصفهان ساخته شود . و در سال 1386 قمری به اتمام رسید و با کاروان و هیئت 60 نفری به کربلا حمل گردید و در خیابان های مهم تهران کامیون های حمل ضریح سیرو حرکت نمودند که اهالی تهر ان برای تماشا و احترام و تجلیل همه بیرون شتافتند و در کلیه شهرهای سر راه از این کاروان مجلل استقبال نمودند و در کاظمین و بغداد و محمودیه استقبال شایان به عمل آمد . فقط در بغداد از طرف حزب
1) . شهر حسین (علیه السلام) ، پاورقی ص 487.
شیوعی که در آن روزها به حال مبارزه با آیت الله بودند به منظور کم احترامی تیر هوایی خالی شد .(1)
آیت اللّه شهید سیّد محمّد باقر صدر (قدس سره) در دانش هایی چون ، اصول فقه فلسفه سیاست و معرفت شناسی نظریههای جدیدی ارائه داده است . مشارکت در تشکیل حزب الدعوه الاسلامیه ، صدور فتوای حرمت عضویت مسلمانان در حزب بعث عراق و برپایی راهپیمایی و تظاهرات در شهرهای شیعه نشین جنوب عراق و بغداد بخشی از فعالیتهای سیاسی وی بود این اقدامات سبب شد که صدام او و خواهرش « آمنه صدر » را دستگیر و به شهادت برساند .
از جمله اقدامات ایشان در دوران مرجعیت ، مساعدت هیئات و موکبهای عزاداری بود و از جمله اتفاقات تلخ در زمان مرجعیت ایشان به خاک و خون کشیده شدن مردم عزاداری بود که در سال 1397 قمری با پای پیاده از نجف عازم کربلا بودند ، پس از این اقدام حزب بعث و صدام آیت الله صدر دستگیر شدند و تحت سختترین شکنجهها قرار گرفتند .
شایان ذکر است که شهید صدر به زائران پیاده امام حسین (علیه السلام) کمک مالی میکرد تا بتواند این مسیر را احیا نماید . شاگردانش با پای پیاده به زیارت میرفتند و این کار زیر نظر ایشان انجام میگرفت .
ایشان به زیارت اربعین و پیاده روی به سوی حرم حسینی تشویق میکرد و آرزو میکرد خودش موفق به این کار شود ، ولی اوضاع پیرامونی به هیچ وجه اجازه این کار را به او نمیداد . او برنامهای برای زائران پیاده گذاشت که پیاده به زیارت اربعین بروند . پس از آنکه در سابق از نجف خارج میشدند و سفر آنها حدود سه روز به طول میانجامید ایشان میخواست این موضوع بر وضعیت امنیتی و سلامتی آنها تأثیری
1) . شهر حسین (علیه السلام) ، پاورقی ص 486-487 .
نداشته باشد . به همین جهت به آنها اجازه داد که تا نزدیک غروب آفتاب پیاده روی کنند و شب به خانههایشان باز گردند و فردای آن روز با ماشین به محلی که روز قبلرسیده اند بروند و همین طور ادامه دهند ؛ با این هدف که کار را برایشان آسانتر کند و بتوانند سفر را کامل نمایند .(1)
ممنوعیت راهپیمایی در دوره صدام در اواخر قرن 14 ق حزب بعث عراق ، با برگزاری مراسم راهپیمایی اربعین مخالفت کرد و گاه با راهپیمایی کنندگان با خشونت رفتار می شد . این مسئلۀ موجب کم رنگ شدن این مراسم گردید .
گفته شده است :
آیت الله سید محمد صدر در دوره ای پیاده روی به کربلا را واجب اعلام کرده بود .(2)
امام موسى صدر ، رهبر شيعيان لبنان كه در شهريور 1357 توسط صهيونيست ها ربوده و ناپديد شد ، يكى از شيفتگان مراسم پياده روى از نجف به كربلا بود .
مرحوم آيةالله سيد محمد على موحّد ابطحى (قدس سره) ، يكى از عالمان بزرگ اصفهان كه در نجف با امام موسى صدر هم بحث بود ، مى گويد :
وقتى كه ايشان همراه ما با پاى پياده از نجف به كربلا مى رفت ، در اين سفر ، حضورى عاشقانه داشت و در وقت دعا و زيارت عاشورا ، از همه با حال تر بود و هنگام گريه ، چشمانش از شدت گريه سرخ مى شدند و وقتى نوبت ذكر مصيبت و خواندن اشعار و نوحه سرايى به او مى رسيد ، با حال جانكاهى در مصيبت اهل بيت (علیهم السلام) اشعار فارسى و عربى فصيحى مى خواند و هنگام كار و حمل اثاثيه سفر ، وى بيش از همه كار مى كرد و هنگام شوخى و مزاح ، مزاح هايى بيان مى كرد كه بعد علمى و اخلاقى جالبى داشتند .(3)
از مراجع تقلید شیعه در عصر پهلوی دوم و پس از آن بودند . ایشان با صدور فتوا و سخنرانی ، بر حفظ و ترویج شعائر حسینی از جمله پیادهروی اربعین تأکید میکردند .(1)
آیت الله مرعشی نجفی (قدس سره) ( متوفای 1411قمری ) نسبت به پیاده روی زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) اهتمام ویژه ای داشت .
مرحوم آیت الله سید عادل علوی از اساتید عراقی مقیم قم میگوید :
روزی آیت الله مرعشی نجفی برایم تعریف میکرد که زمانی که در نجف حضور داشت بیش از 25 بار با پای پیاده به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شد و در این مسیر 10 نفر از طلاب علم همراه او بودند که در میان آنها ، سید محسن حکیم ، سید محمود شاهرودی و سید ابوالقاسم خویی حضور داشتند ؛ و میگفتند همه ما از مراجع تقلید و فقها و مجتهدین شدیم . کارهای این سفر معنوی بین ما تقسیم میشد و سهم من و یکی دیگر از همراهان این بود که در هر منزل به هر زحمتی که باشد ، برای برادران آب بیاوریم . یکی غذا می پخت و دیگری چای درست میکرد و بنابراین هر کدام از ما وظیفه خاصی در سفر داشتیم جز آقای شاهرودی که میگفت : من باید دل شما را در طول مسیر شاد کنم و سختیهای راه را برایتان آسان نمایم . (2)
علامۀ شیخ عبدالحسین امینی (قدس سره) که از جمله پیشتازان تثبیت و اشاعه شعائر حسینی بود ، زیارت پیاده امام حسین (علیه السلام) را بر خود واجب میدانست : علامۀ امینی بسیار با پای پیاده به زیارت امام حسین (علیهالسلام) میرفت که أجر بالایی داشته باشد و به
همراه او جمعی از مؤمنان و دوستان نزدیکش بودند و او 3 - 4 روز را در راه نجف تا کربلا سپری میکرد .(1)
علامۀ امینی (متوفی 1390 قمری ) ، مؤلف کتاب ارزشمند و گرانسنگ « الغدیر » خیلی به زیارت سید الشهداء (علیه السلام) علاقه مند بود و بیشتر اتفاق می افتاد که با پای پیاده قصد زیارت حضرت را می نمود در این سفرهای پربرکت پیاده روی اربعین ، عدۀ زیادی از مؤمنین وی را همراهی می کردند . در این سفر روحانی که سه روز طول می کشید ، ایشان از امر به معروف و نهی از منکر و وعظ ارشاد مؤمنین غافل نبود ، تا وقتی که به کربلامی رسیدند ، و آنجا تمام توجهش به امام حسین (علیه السلام) بود . داخل حرم می شد در حالی که قطرات اشک از چشمانش سرازیر بود و حالاتش در زیارت ، مخصوص و منحصر به فرد بود .(2)
آیت الله سیستانی در ایام رژیم حاکم بعث بر عراق ، به انجام زیارت اربعین پایبند بود و با پای پیاده در روز اربعین به رغم فشارها و ممانعتهای رژیم بعث ، عازم کربلا میشد . ایشان تاکید دارند که این ائمه اطهار:بودهاند که شیعیان خود را با زیارت شریفه اربعین حسینی آشنا و برای آن به شکلی که امروز است ، برنامه ریزی کردهاند .(3)
تشرّف به کربلا با پای پیاده ، تا زمان محدث نوری (قدس سره) بین طلاب و فضلای حوزۀ نجف رسم بود ، ولی با وارد شدن اولین نوع از اتومبیلها به منطقه ،سفرهای کاروانی تعطیل شده و به دنبال آن ، زیارت با پای پیاده نیز بسیار کمرنگ شد و به فراموشی سپرده شد . ولی پس از مدتی و با مطرح شدن آیت اﷲ العظمی سید محمود شاهرودی (قدس سره) به عنوان یکی از اساتید و مدرّسان با نفوذ معنوی حوزۀ نجف ، به علت التزام و اصرار ایشان در پیاده رفتن به کربلا ، مجدداً مسئلۀ پیاده رفتن به کربلا به عنوان یک سفر مقدّس رایج شد و با توجه به این که در این سفر ، بعضی از ایرانیان نیز گاهی اوقات ، ایشان را همراهی میکردند ، رفته رفته مردم عراق به این مسئله توجه نموده و این گونه سفرهای مقدّس رواج یافت .()
حسینی شاهرودی به روایت اسناد، ص 41 .
ایشان حدود 260 مرتبه ،(1)مسیر کربلا را با پای پیاده پیموده و در این سفر معنوی ، جمعی از اطرافیان و شاگردان ، ایشان را همراهی میکردند . این امر سبب شد تا پیادهروی کربلا بین طلاب و حوزویان رواج بسیاری پیدا کند .مرحوم آیتالله العظمی آقای سید محمود شاهرودی (قدس سره) به مجدّد قرن در پیاده به کربلا و مشهور است که سیصد و یا سیصد و شصت بار پیاده رفتن به کربلا را به ایشان نسبت میدهند و این سیصد و شصت بار شامل شبهای جمعه و مراسم مختلف در طول سال بود و حتی در مواردی نقل میکنند که ایشان وقتی که یک ابهامی در مسائل فقهی و اصولی پیدا میکردند ، متوسّل به حضرت میشدند و با جماعتی حرکت میکردند و در دوران آقای شاهرودی چون ماشین زیادتر شده بود ، مسئله پیادهروی تقلیل پیدا کرده بود ، ایشان میخواستند عنوان میکند که این مسئله ماشین و فرآوردههای روز نیست و ایشان معروف است به اسم « مجدّد قرن در پیادهروی به کربلا » بعد از مرحوم نوری (قدس سره) هستند .(2)
پدر ، پدر ما ، به بنده فرمودند : ما در نجفاشرف شاگرد مرحوم آیتالله شاهرودی بزرگ بودیم . ایشان هر یکی دو ماهی به تنهایی و پیاده به کربلا مشرّف میشدند . خیلی از افراد به او میگفتند : تنها و پیاده که مشرّف میشوید درست نیست . دوستان به ایشان اصرار می کردند : آقا ! تنها مشرف نشوید ! آنجا شن زار است و گرد و غبار که بلند می شود همهجا را فرا میگیرد . بعضیوقتها ناگهان ، او غیبش میزد بعد از سه ، چهار روز که برمیگشت میفهمیدیم که پیاده به کربلا مشرّف شدهاند .
جدّ ما مرحوم آقا سید ابوتراب قزوینی(1)به بنده فرمودند : من به ایشان عرض کردم : حاجآقا ! خواهش من این است که اجازه بدهید من به تنهایی در خدمت شما باشم . بعد از اصرار زیاد آقای شاهرودی فرمود : من تنها میروم که راه را گم بکنم . من تنها میروم که در این راه از گرسنگی و تشنگی دربمانم . شما ناراحت این هستید که من تنها بروم و در بمانم ؟ برایاینکه یکبار در بیابان راه را گم کردم ، غذا و آبم تمام شد از تشنگی داشتم بیتاب میشدم ، زمینگیر شدم . تا آنجا که توان داشتم راه رفتم . دیگر از پا افتادم . به خود گفتم : من که دیگر نه غذا دارم و نه آب و در این آب و هوای گرم افتادهام . عرض کردم : یا امام حسین ! من فقط میتوانم این بیست قدم را بیایم و
1) . آیتالله حاج سید ابوتراب حسینی ابوترابی فرد ، فرزند سیدحسین در سال 1357 در شهرستان قزوین به دنیا آمد . ایشان از طرف ساواک چنین معرفی شده است : در قزوین نفوذش خوب است و یک چهارم سکنۀ شهر و دهات مقلّد و طرفدار دارد و نفوذش در اثر زهد و تقوای اوست . ظهرها در مسجد سلطانی و شبها ما در مسجد جامع قزوین اقامه جماعت میکند . مرجع تقلید است . در قزوین و نجف تحصیل کرده و رسالۀ عملیّه او چاپ و منتشر شده است . در امضای تلگراف سال 1341 انجمنهای ایالتی و ولایتی در وقایع 15 خرداد شرکت داشته است . آیتالله سید ابوتراب حسینی معروف به « سکاکی » از شاگردان شیخ مرتضی انصاری در فروردین 1352 شمسی به رحمت ایزدی پیوست. حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی ابوترابی در مجلس اربعین ارتحال وی به منبر رفت و سخنرانی کرد . ( برگرفته از کتاب حجتالاسلام ابوترابی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی .)
سر آن بیست قدم بنشینم . دیگر تصمیم با خودتان ! اگر بناست به شهادت برسم که تقدیر الهی است و اگر میخواهید دستم را بگیرید ، خودتان میدانید .
آمدم سر بیست قدم . یکمرتبه دیدم باغی است و تشکیلاتی . اصلاً دنیا عوض شد . نگاه کردم دیدم آنچه از نعمتهای بهشتی برای ما تعریف کرده بودند ، اینجاست . نه خواب بودم و نه از حال رفته بودم . بیهوش هم نبودم . کاملاً حواسم جمع بود و بیدار بودم ، نشستم . مقداری میوه و آشامیدنی برایم آوردند و استفاده کردم . چشمم باز شد . کمکم سؤال کردم : اینجا کجاست ؟ من این مسیر را زیاد آمدهام و اینجا این برنامه نبوده است ؟
گفتند : اینجا وادی السلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) است . وادیالسلام امیرالمؤمنین ، همان جایی است که همۀ شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) بین مرگ و فردای قیامت در آنجا زندگی میکنند . به آنها گفتم : من دیگر از اینجا نمیروم .
گفتند : نه ، شما از اینجا میروی و اگر نخواهی بروی ، شما را میبرند . بعد از آن سفر هر چه رفتم که راه را گم بکنم که شاید برکات آقا امام حسین (علیه السلام) شامل حالم بشود ، راه را گم نکردم . ای یاران امام زمان ! افتخار زندگی کردن در زیر سایه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نعمت و ارزش بزرگی است نگذارید این ارزش از شما گرفته شود . گناه فاسد کنندۀ این ارزش است .(1)
مرحوم آیتالله شاهرودی حدود 260 بار از نجف به کربلا پیاده رفتند ، حتی در سن 90 سالگی هم اینطور زیارت کردن را ترک نکردند ، و در چند سال آخر عمرشان با ماشین میرفتند ، در یکی از سفرها ، جناب آقای حاج شیخ محمد ابراهیمجناتی تاشی شاهرودی ( که تقریرات حج مرحوم سیّد را نوشته است ) و حاج آقا سیّد علی شاهرودی با آیتالله شاهرودی به زیارت میرفتند ، در بین راه مرحوم آقا از
1) . احیاگر اربعین، ص 307-305.
ماشین پیاده میشدند و زایرین پیاده را تشویق میکردند و آن عشایر عرب را که از زائرین با چای و ناهار و شام و شیرینی و میوه پذیرایی میکردند مورد لطف قرار میدادند . در بین راه آقای جناتی اظهار داشت که ما هم یک چایی پیش اینها بخوریم ، آقای شاهرودی گفتند : چایی پیش پیرزن و حرکت نمودیم تا آنکه به دو فرسخی کربلا رسیدیم در سمت راست جاده دیدیم یک پیرزنی با عشق و علاقه ، یک عدد کتری سیاه و یک قوری بست خورده و دو عدد استکان خاکآلوده که خدا شاهد است هیچ گدایی حاضر نمیشد در آنها چایی بخورد و این پیرزن این کتری را روی آتشی که از پهن خشک شده گاو درست کرده بود گذاشته و منتظر مهمان که زوّارهای امام حسین (علیه السلام) باشند ، است .
آقای شاهرودی به آقای جناتی فرمودند که محل خوردن چایی اینجاست ، نزد این پیرزن باید چایی خورد .
آقا سیدعلی میگوید : هر سه از ماشین پیاده شدیم و روی خاکها نزد پیرزن که چشمهایش ضعیف شده بود نشستیم ، پیرزن به زحمت نگاه کرد دید سه نفر عمامه دار هستند که از چای جوشیده او دارند میخورند . از راننده درحالیکه گریه میکرد پرسید : این آقای بزرگوار کیست ؟ راننده به نام ابویاس گفت : این سیّد عالم به نام سیّد محمود شاهرودی میباشد . پیرزن گفت : یا مولای ! معذورم بدارید که در راه جدّت امام حسین (علیه السلام) بیش از این قدرت نداشتم و همین است که از دستم برآمده ، ای سیّد من ! به حضرت زهرا (علیها السلام) عرض کن که مرا به کنیزی قبول کند ، و به روی خاک افتاده زارزار گریه میکرد به طوریکه همه ما به گریه درآمدیم و مرحوم آقای شاهرودی محاسنش از اشک تَر شده بود ، پس از خوردن چایی به سوی کربلا حرکت کردیم و غالباً اول به حرم مطهّر حضرت عباس (علیهالسلام) و بعداً به حرم مطهّر سیدالشهداء (علیه السلام) مشرّف میشدند و میفرمودند که اول باید خدمت وزیر و سفیر
رسید بعداً خدمت مولا باید رفت ، و هر وقت که در صحن مطهّر حضرت عباس (علیه السلام) مشرف میشد ، آن شعر معروف را بدین نحو میخواندند :
به ذره گر نظری شبل بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند
در یکی از ایام زیارتی حسب معمول که قصد زیارت کربلا را آقای شاهرودی داشتند در این سفر رفقا زیاد بودند و جمعی از زائرین ایرانی در خدمت ایشان بودند و طبق روال پیاده حرکت کردند . حدود سه فرسخ به کربلا مانده ، شب شد و وارد مهمانسرای مرحوم حاج عبدالواحد که یکی از شیوخ عرب و رئیس قبیله بود شدند ، پس از صرف شام یکی از زوّارها به نام آقای حاج محمود فرازنده شیشه بُر که در چهار راه حسن آباد تهران مغازهاش بود ، آمد پهلوی مرحوم آقای حاج شیخ محمد تقی فاضل اخالزوجۀ ایشان و پیشنهاد کرد که چون امشب شب جمعه و وقت زیارت مخصوصه است اگر بشود قافله حرکت کند به کربلا که در زیارت شب جمعه بشود خیلی خوب است .
مرحوم فاضل و حاج محمود فرازنده آمدند پهلوی آقای سید علی شاهرودی که سرپرست قافله بود ، مطلب را به ایشان گفتند . آقا سیّدعلی گفت که شب است و تاریک و راه خراب است و زمینها زراعتی می باشد ، راه را گم میکنیم ، آنوقت نه استراحت کردیم و نه به زیارت نائل میشویم . این دو نفر چون مأیوس شدند رفتند خدمت مرحوم آیتالله شاهرودی که ایشان امر کنند به حرکت قافله . آن مرحوم آقا سید علی را احضار فرمود که امیدِ حاج محمود فرازنده را ناامید نکنید . آقا سید علی گفت که آقا شب است و حرکت مشکل .
مرحوم آقا فرمودند : باشد انشاءالله تعالی به راحتی خواهیم رفت . آقا سید علی گفت : اطاعت میشود .پس از آن آقا سیدعلی به جناب شیخ عبدالواحد که رئیس عشیرۀ آل علیان بنی حسن (یکی از چهار عشیرۀ بزرگ در عراق است ) گفت : دو نفر مرد مسلح و یک
چراغ تافلان مکان که راه خوب می شود میخواهم . خود شیخ با یک نفر دیگر مسلح شده ، پاها را برهنه ، قطار فشنگ و تفنگ را حمایل کرده و عبای زرد رنگ که معمولاً سارقین جهت مخفی بودن از دیده شدن میپوشند به دوش انداخت و قافله حرکت نمود . حاج سید علی چراغ را از بالای سر خود گرفته بر روی یک دیوار کوتاهی گلی جلو جلو میرفت و دیگران پشت سرش میآمدند تا تقریباً یک فرسخ به این کیفیت طی طریق نمودند ، روی این دیوار تماماً از ته چوبهای درخت خرما که خار دارد و نام آن جرید خرما است پوشیده شده بود . بالاخره این راه صعبالعبور را به راحتی آمدند تا به محلی رسیدند که راه خوب شده بود ، مرحوم شیخ عبدالواحد گفت : والله! ما که بیابانی و اهل محل هستیم نمیتوانستیم در روز روشن از روی این دیوار کذایی عبور کنیم چه رسد به شب و این فقط کرامت آیتالله شاهرودی بود که اینطور گذشتیم .(1)
در خدمت حضرت آیتالله شیخ علی آزاد قزوینی دامت برکاته بودم . ایشان از اساتید درس خارج قم و از تحصیلکردههای نجف اشرف و از فارغالتحصیلان آن حوزه است . جزء شاگردان ممتاز حضرت آیتالله العظمی آقای حاج سید محمود شاهرودی است که دارای دو اجازۀ اجتهاد از معظمله و حضرت آیتالله بجنوردی اعلی الله مقامهما الشریف میباشد .
افتخار رفاقت با آقای آزاد را دارم و هر ساله در بعثۀ رهبری مرجع والامقام حضرت آیتالله العظمی سیستانی مدّ ظله العالی در خدمت ایشان هستم . ایشان از اصحاب استفتاء حضرت آیتالله شاهرودی ، استاد بزرگوارشان بود . از آقای قزوینی سؤال کردم که داستان «ابوالهدمه» را برایم بفرمایید .فرمودند : مدت 31 سال در نجف اشرف بودم و در مجلس استفتاء حضرت آیتالله شاهرودی شرکت داشتم. یک شب که نزدیک ایام زیارتی حضرت
1) . احیاگر اربعین ، ص 376-378.
اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بود و طبق معمول با پای پیاده عازم کربلا بودم ، بعد از ختم جلسه استفتاء ماندم . آقا فرمودند : بروید به اتاق من و باهم شام بخوریم . رفتیم و آبگوشت آوردند . دیدم جداً آبگوشت است نه گوشت دارد و نه استخوان !
فرمودند : میل بفرما .
عرض کردم : آقا این صحت سلب دارد و خالی از گوشت و استخوان است .
فرمودند : خلاف واقع را نگو ، در حالیکه دستش توی کاسۀ آبگوشت بود ، گفت: ببین هم گوشت دارد و هم استخوان .
مؤدبانه گفتم : تا موقعی که دست شما در کاسه است همینطور است .
فرمودند که چندمرتبه به کربلا مشرف شدهای ؟
گفتم : هر سال چند بار ایام زیارتی که میرسد مشرف میشوم ، ایام عاشورا رفتم ، ایام اربعین مشرف شدم ، نیمه شعبان بوده ام ، سیزده رجب ، تولد حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) رفتم ، غالباً به کربلا رفته ام .
فرمودند : در این سفرها چه دیدهای ؟
گفتم : آنچه مردم دیده اند ، من هم دیده ام و آنچه شنیدهاند من هم شنیده ام .
فرمودند : مطلب خاصی نداری .
گفتم : نه . فرمودند : این مرتبه در بین راه به « ابوالهدمه » که رسیدی در آنجا بمان تا غروب آفتاب ، نگاه کن ببین چه میبینی و چه میشنوی ؟ بلند شدیم و بیرون آمدیم ، و فردا پسرم حسن را که آن موقع بچه بود ، با خود برداشتم و پیاده به راه افتادم .از « چِفِل »(1)که شهری است در بین راه و چون حضرت ذوالکفلِ پیغمبر در آنجا مدفون است ، عربها آنجا را چفل میگویند ، گذشتیم . از خان نصّ هم عبور
1) . چِفِل : این شهر در فاصلۀ 35 کیلومتری شمال شرق کوفه و در مسیر بزرگراه نجف – بغداد قرار دارد . شهر کوچکی است که نام خود را از قبر حضرت ذی الکفل (علیه السلام) که یکی از پیامبران بنی اسرائیل است و در این شهر مدفون شده، برگرفته است. رفیق الزائر ، ص 204.
کردیم ، یک ساعت قبل از غروب آفتاب به « ابوالهدمه » رسیدیم . « ابوالهدمه » بیابان وسیعی است شبیه به جنگل ، بوتههای سبز و بلندی دارد که از قد آدمیزاد بلندتر است و مردم از لابهلای درختان وحشی عبور میکنند . خیابان خاکی دارد که از وسط سبزیها میگذرد و هر ماشینی که از آن عبور میکند گرد و خاک به راه میاندازد و مردم هم مثل سیل در حال عبور هستند و به طرف کربلا میروند .
من هم درحالیکه دست حسن در دستم بود ، کنار خیابان ایستادم تا ببینم چه میبینم و چه میشنوم . یکمرتبه دیدم از زیر آن خارها و درختها تعداد زیادی پرنده که از گنجشک کمی بزرگتر و خاکستریرنگ بودند، بیرون آمدند . از دست راست خیابان به طرف چپ میرفتند و از عرض آن خیابان عبور میکردند ، حالا چه مقدار بودند ، خدا میداند طوری بود که مسافتی از آن خیابان خاکی ، پر از این مرغها شده بود . آنگاه دسته جلو با زبان فصیح ، ذکری داشتند با صدای بلند که اگر خود عربها بودند به این فصیحی شاید نمیتوانستند بگویند . درحالیکه روی زمین در صفوف به هم فشرده راه میرفتند و پر نمیزدند ، میگفتند : وای حسین قَد قُتِل ! وای حسین قَد قُتِل ! و دستۀ بعد به زبان فارسی فریاد میزدند : وای حسین کشته شد ! وای حسین کشته شد ! همینطور زنجیرهوار دسته مرغان بههمپیوسته از عرض خیابان خاکی با سرعت عبور میکردند و میگفتند : وای حسین قَد قُتِل ! و دستۀ بعد هم میگفتند : وای حسین کشته شد !این عزاداری عجیب یک ساعت ، پیوسته ادامه داشت و من تماشا میکردم و گریه میکردم . در این مدت نمیدانم در چه عالمی بودم ؟ تصادفاً یک نفر از آنجا عبور نکرد که صف مرغان را به هم بزند ، یا من به آنها بگویم شما هم تماشا کنید و شاهد این جریان باشید ، خودم بودم و فرزندم حسن .
غروب آفتاب شد ، و همه رفتند و صدای آنها هم خاموش شد . این امر از ذهن من رفت و یادم نماند که برای کسی نقل کنم و یا از ذهن خود عبور دهم تا به
نجفاشرف برگشتیم ، شب به محضر آیتالله شاهرودی رفتم. باز بعد از جلسه استفتاء مرا به خوردن شام دعوت کرد . رفتم یک قطعه نان و دو سیخ کباب کوبیده یخ کرده برای ایشان آوردند ، فرمودند : با هم میخوریم . بس است. من هم اطاعت کردم .
فرمودند : غذای من یا آبگوشت است یا کال جوش کشک و هفتهای یکبار کباب مخلوط از گوشت گاو و شتر و گوسفند است نه از باب زهد باشد ، بلکه مراج من به این غذاها عادت کرده است . فصل زمستان شام من یا شلغم یا چغندر یا کدو و به همین ها اکتفا میکنم . آخر کار هم فرمودند : رفتی کربلا ؟ چه دیدی در « ابوالهدمه »؟ آنجایی که گفتم : رفتی ؟ عرض کردم: آری .
جریان را نقل کردم و گفتم : مرغان خاکستری رنگ در حال عبور از آنجا ذکری داشتند که خیلی سوزناک بود و میگفتند : وای حسین کشته شد ! و دستۀ بعد می گفتند : وای حسین قَد قُتِل ! اشک ریختند و فرمودند : راست است فرزندم ، من هم دیده ام . این هم جریان « ابوالهدمه » و یادگاری حضرت استاد والامقام قدس سره الشریف .(1)
همانطوریکه بعضی از علماء و صالحین ، در زمان غیبت کبری به حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به صورت ناشناخته میرسیدند مانند مرحوم شیخ انصاری و علامه سید مهدی بحرالعلوم جدّ آیتالله العظمی بروجردی و دیگران ، مرحوم آیتالله شاهرودی هم دوبار به طور ناشناخته به حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیدند که خودشان اجازه نقل آن را داده بودند .
بار اول زمانیکه هنوز وسایل نقلیه موتوری نیامده بود و مردم با اسب و الاغ رفتوآمد میکردند ، آقای شاهرودی هنوز ازدواج نکرده بودند و ساکن مدرسۀ بزرگ مرحوم آخوند بودند ، در ایام زیارتی مثل اول نیمه رجب و نیمۀ شعبان و روز عرفه و
1) . احیاگر اربعین ، ص 300-303.
اربعین و گاهی عاشورا صبحانه سادهای که عبارت از نان و چای بود میخورد و کیسه توتون و کبریت و سبیل ( پیپ گلی ) را برمیداشتند و پیاده عازم زیارت میشدند ، از نجف تا کربلا سه کاروانسرای شاه عباسی وجود داشت و این فاصله را به سه قسمت و هر قسمت را یک خوان مینامیدند ، خوان اول مصلی ، خوان دوم شور و نص و خوان سوم را نخیله و علت اینکه قسمت سوم را خوان نخیله میگویند این است که در زمان حضرت امام حسین (علیه السلام) چندین درخت خرما در آنجا موجود بوده است و آن قسمت از منطقه را نخیلات میگفتند به همان مناسبت کاروانسرای سوم را خوان نخیله نامیدهاند و فاصله خوان نخیله تا کربلا سه فرسخ است و مرحوم آقای شاهرودی این مسیر را پیاده طی مینمودند .
در مدرسۀ بزرگ مرحوم آخوند خراسانی شخصی بود به نام شیخ حسن همدانی از حاجی زاده های همدان و دارای هیکلی درشت و قدی بلند و همچنین وضع مالی او خوب و لباسهای مرتبی هم میپوشید و هر موقع هم که میخواست کربلا برود الاغیاجاره میکرد و به راحتی مسافرتش را انجام میداد. در یکی از مواقع زیارتی که آقای شاهرودی قصد زیارت داشت ، شیخ حسن همدانی آمد خدمت آقا و گفت : جناب استاد ! من هم میخواهم اینبار در خدمت شما و مانند شما با پای پیاده کربلا بروم .
آقای شاهرودی فرمودند که : چون شما به اصطلاح سایه رس هستید و پیادهروی نکردهاید قدرت ندارید که با من همگام شوید و چون این فاصله از نجف تا کربلا تمامش رمل است بعید میبینم که بتوانید پیاده در این رملها قدم بردارید .
شیخ حسن گفت که : از نظر جثه من از شما قویتر هستم و بعداً با اصرار ، خلاصه آقای شاهرودی قبول نمودند ، اتفاقاً زیارت اول ماه رجب بود صبح پساز صرف همان صبحانۀ ساده از مدرسۀ بزرگ مرحوم آخوند راه افتادند به طرف خوان مصلی تا حدود یک فرسخ ، شیخ حسن جلوجلو میرفت و آنچه مرحوم آقای شاهرودی میگفتند که : صبر کنید با هم برویم .
مرحوم شیخ حسن میگفت : یا الله راه بیایید شما مثل من قدرت ندارید خیال کردید که من نمیتوانم پیادهروی کنم .
حدود دو فرسخ که از نجف دور شدند آقا شیخ حسن یواشیواش خسته شده و قدمهایش کندتر شده بود و آقای شاهرودی به همان روال سابق که حرکت مینمودند به او رسید و فرمود که چرا یواش حرکت میکنید ؟
شیخ حسن گفت که : با هم راه برویم بهتر است ، مقدار دیگری که راه رفتند شیخ حسن عقب افتاد و خسته شد ، آنچه مرحوم آقای شاهرودی شیخ را تشویق به حرکت نمود فایده نکرد و گفت: آقا ! واقعاً خسته شدم بهتر است مقداری استراحت کنیم ، همانجا نشستند تا آنکه ظهر گذشت ، حالا هم گرسنه شده بودند و هم تشنه ، در آن حوالی نه آب بود و نه آبادانی ، مرحوم شیخ حسن گفت که دلم درد گرفته است و اشاره به آقای شاهرودی که قدری دلم را مالش بده ، آقای شاهرودی هم مشغولمالیدن دل ایشان شده که ناگهان شیخ حسن شهادتین را بر زبان جاری نمود و داعی حق را لبیک گفت .
آقای شاهرودی ماند با یک جنازه در بیابان . اگر جنازه را بگذارد و برود که کسی را خبر کند ممکن است شب حیوانات وحشی او را بخورند و اگر بمانند در آن بیابان بیآب و غذا برای خودشان خطر مرگ را داشت ، چندینبار آمد جلوی آنهایی که با اسب و قاطر و الاغ در حرکت بودند تا شاید بتواند یک مرکبی گرفته و جنازه را به نجف برگرداند اما هیچکس اعتنایی نکرد ، حدود غروب آفتاب شده بود و خیلی خیلی مضطرب و متحیّر شده بود. برگشتند سر جنازه شاید که رمقی در او باشد ، دیدند که خیر هیچ خبری نیست و جنازه هم سرد شده است . در همینحالِ اضطراب و تحیّر ، صدای سُم اسبی را شنید چون نظر کرد دید که یک اسبسوار با لباسهای سفید و اسب سفید یک نیزه هم در دست و شال سبزی هم به کمر بسته به زبان فارسی فرمود که : آقا سید محمود شاهرودی ! چه شده است ؟
عرض کردم که آقا سید ! من هر چه به این شیخ گفتم که بابا تو قادر به پیادهروی با من نیستی به حرف من گوش نکرد و آمد و الآن متحیّرم که چه کنم و آفتاب هم غروب کرده است و این چهارپا دارهای بیمروّت هم هیچ اعتنایی ندارند .
آن شخص اسب سوار فرمودند که حالا چه میخواهی؟
آقای شاهرودی عرض کرد : یک حیوان از برای حمل جنازه به نجف اشرف کافی است ، چون زیارت این سفر ما مبدّل به مرده کشی شده است .
آن آقا اشاره نمود یک مرد عرب با الاغهای خود آمد و فرمود : یک حیوان بده به این سیّد . آن عرب یک الاغ آورد و رفت.
آقای شاهرودی عرض کرد : آقا سیّد ! پول آن چقدر میشود ؟
فرمودند : پول آن داده شده .
عرض کرد : این حیوان را در نجف به چه کسی تحویل بدهم ؟فرمودند : الاغ را رها کنید خودش راه را بلد است و میرود .
عرض کرد : آقا ! اسم شما چیست ؟
فرمودند : عبدالله بن حسن .
عرض کرد : در کجا شما را میتوانم ملاقات کنم؟
فرمودند : در پشت شهر نجف، طرف راه مدینه نزدیک کورههای آجرپزی . جایی است معروف . و آن آقای اسب سوار خداحافظی کرد و رفت . حالا هوا تاریک شده و آقای شاهرودی مانده با یک حیوان و یک جنازه . مسافران و چهارپادارها هم دیگر رفتوآمد نمیکنند . یک مرتبه آقای شاهرودی به خود آمد و فهمید که آن سیّد ، حضرت حجت علیه الصلوة و السلام بوده است و با خود گفت : ای کاش که قبل از آنکه ایشان بروند میشناختم و تقاضای کمک بیشتری هم میکردم . اما دیگر حالا چارهای نیست ، بالاخره با توکّل به خداوند حیوان را آورد کنار جنازه ، حیوان هم آرام ایستاد و هنگامیکه جنازه را خواست بردارد دید آنقدر سبک است که مثل یک تخته
خشک در حالیکه باید خیلی سنگین باشد ، جنازه را گذاشت بالای حیوان و با عمامه او را بست و عبا را روی آن انداخت و چون از این کارها فارغ شد همینکه آقای شاهرودی اراده حرکت نمود حیوان هم حرکت نمود به سوی نجف اشرف و پساز مختصر وقتی به دروازۀ نجف رسیدند .
شهر نجف آن موقع دارای دروازه و هنگام غروب آفتاب از ترس و هجوم بدوی های مهاجم و غارتگر دروازهها را میبستند ، این حیوان مثل اینکه میداند باید چهکار کند از طرف کوفه به سمت نهر آبی به نام جدول که کنار غسالخانه بود و فعلاً هم آثار مختصری از آن باقیمانده است آمده و مقابل غسالخانه ایستاد. ناگاه صدایی از داخل برآمد که آقا سیّد محمود شاهرودی جنازه شیخ حسن را آوردی ؟
مرحوم آقای شاهرودی جواب داد : بلی آوردم .گفت : بیاور باز هم بهتنهایی جنازه را باز نموده و از حیوان پیاده کرد و به داخل غسالخانه وارد نمود بدون اینکه احدی را ببیند درحالیکه صدا را از داخل شنیده بود، آن حیوان هم رفت . آقای شاهرودی آمد رو به بلندی طرف نجف دید که دروازهها بسته است، به زحمت خود را از سوراخ خرابشده داخل و وارد شهر شد و آمد مدرسۀ بزرگ آخوند، درب مدرسه را کوبید .
خادم در را باز نموده با حالت تعجب گفت : آقا ! کربلا چی شد ؟ شیخ حسن همدانی کجاست ؟ رفقا جمع شدند و ایشان قضیه را مفصلاً شرح داد ، صبح آن شب همه با هم آمدند به سوی غسالخانه دیدند جنازه شیخ حسن غسل داده ، حنوط و کفن شده حاضر و آماده است . جنازه را تشییع و در وادی السلام دفن نمودند . بعد از آن هرچه رفتند در محله کورههای آجرپزی و از نام و نشان آن شخص منظور ( عبدالله بن حسن ) پرسیدند ساکنین آن محله از چنین نام و آن شخص اظهار بیاطلاعی نمودند .(1)
1) . احیاگر اربعین، ص 365-369.
صدیق ارجمند حجت الاسلام و المسلمین آقای سید کاظم شاهرودی ، داستانی را در مورد جد بزرگوارش ، مرجع عالیقدر شیعه ، مرحوم آیت الله سید محمود شاهرودی نقل فرمودند ، سپس متنی را که 15 سال پیش نوشته بودند را پیدا کردند و به حقیر دادند ، این گونه است :
حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای سید کاظم بادکوبی نجفی فرمودند که : مرحوم پدرم آیت الله سید محمد باقر بادکوبی نقل کردند :
سفری در خدمت آیت الله سید محمود شاهرودی پیاده به کربلا رفتیم . وسایل سفر را در مدرسۀ بادکوبه ای گذاشتیم ، برای زیارت امام حسین (علیه السلام) با همان حال خستگی و پاهای تاول زده وارد صحن حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) شدیم . یک زائر ایرانی متوجه شده بود که ایشان با پای پیاده به کربلا مشرّف شده اند ، با اصرار زیاد التماس می کرد که ثواب این زیارت پیاده را به او بفروشند .
مرحوم آیت الله شاهرودی به تقاضای ایشان اعتنا نکردند و به سوی حرم مطهّر حرکت کردند بعد از زیارت به مدرسۀ بادکوبه ای آمدیم و استراحت نمودیم .
فردا صبح خادم مدرسه آمد و گفت : سید محمود شاهرودی و سید محمدباقر بادکوبه ای کجا هستند ؟ یک نفر کارشان دارد . بعد از ملاقات متوجه شدیم که او همان شخص دیروزی است که می خواست ثواب زیارت ما را بخرد .
او گفت : دیشب حضرت اباعبدالله (علیه السلام) را در عالم رؤیا دیدم که در مجلسی تشریف دارند و جمعیتی در اطراف آن حضرت هستند . من با گریه خدمت حضرت رسیدم و عرض کردم که من می خواستم ثواب زیارت پیادۀ دو سیّد را بخرم و آن دو سیّد قبول نکردند . حضرت اباعبدالله (علیه السلام) به کسی روی کردند و فرمودند : برو به نزد برادرم حضرت عباس (علیه السلام) و بگو : ثواب زیارت پیاده سید محمود شاهرودی و سیّد محمدباقر بادکوبه ای چقدر می باشد؟
من با آن شخص به محضر حضرت عباس (علیه السلام) رفتم . ایشان نیز در صحن نشسته بودند و جمعی در اطراف ایشان بودند .
آن شخص این مطلب را از حضرت عباس (علیه السلام) پرسید . حضرت روی کردند به ملائکه ای که در آنجا حضور داشتند و فرمودند : ثواب زیارت آن دو سیّد را چقدر می نویسید ؟
ملائکه مرا با خود بردند و از من پرسیدند: چه می بینی ؟
نگاه کردم دیدم که آسمان در حال بارش است ، گفتم : باران می بینم که در حال بارش می باشد .به من فرمودند : اگر خداوند به ما امر بفرماید که قطرات این باران را حساب کنیم ، می توانیم آن را حساب کنیم ، ولی ما قدرت ندارم که ثواب زیارت پیادۀ این دو سیّد را حساب کنیم .
این متن را آقای سید کاظم شاهرودی ، روز جمعه، پنجم ربیع المولود 1418 قمری ثبت کرده بودند و روز جمعه 16 صفر 1432 قمری برابر با 2/11/89 شمسی در اختیار اینجانب قرار دادند .(1)
مرحوم آقای شیخ احمد معرفت(2)
( برادر مرحوم آیت الله شیخ هادی معرفت ، که از علما و اساتید نجف و قم بود ) ، واعظ و مصیبت خوان حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) ، از قول یکی از مراجع تقلید نقل کرده است :
1) . جرعه ای از کرامات امام حسین (علیه السلام) ، ص 113-122؛ مسافران عرش، ویژه نامه اربعین سالار شهیدان، ص 14-16.
2) . دانشمند و خطیب توانا آقای آیت الله حاج شیخ میرزا احمد معرفت در سال 1319 هجری شمسی در خانوادهای روحانی و تقوا پيشه در شهر مقدس کربلا دیده به جهان گشود . ایشان از نوادگان محقق میسی (قدس سره) ( شیخ عبد العالی المیسی صاحب الرسالة المیسیة ) از معاصران محقق کرکی (قدس سره) و از اساتید شهید ثانی (قدس سره) است که به نوشته شیخ حرعاملی (قدس سره) در عداد بزرگترین علمای جبلعامل است که در قرن 10 هجری میزیست. این خادم اهل بیت (علیهم السلام) و شاگرد مکتب امام صادق (علیه السلام) روز شنبه 26 محرم الحرام 1427ق برابر 6 اسفند 1384ش درحین انجام فریضه تبلیغ و ترویج فرهنگ و معارف خاندان رسالت (علیهم السلام) در غربت و دور از وطن، لحظاتی پس از سخنرانی بر فراز منبر حسینی (علیه السلام) و ذکر مصیبت حضرت عباس (علیه السلام) جان به جان آفرین تسلیم کرد .
عالمی برجسته از علمای نجف اشرف ، هر صبح پنجشنبه که درس تعطیل بود ، برای زیارت امام حسین (علیه السلام) از نجف اشرف به سوی کربلا پیاده حرکت می کرد و از راه کویر که نزدیک تر بود ( حدود سیزده فرسخ ) خود را برای زیارت به کربلا می رساند و پس از زیارت ، به نجف بر می گشت . به ایشانگفتند : شما دیگر پیر شده اید ، با سرما و گرمای شدید ( مخصوصاً در تابستان که هوا بسیار گرم است ) پیاده به کربلا می روید و برای شما زحمت است .
ایشان فرمود : آن موقعی که از این سفر برکاتی ندیده بودم ، می رفتم ؛ حالا که آثاری دیده ام، نروم ؟! گفتند : چه چیزی دیده اید؟
فرمود : معمولاً در این سفر ، نماز صبح را که می خواندم ، مقداری غذا و یک کوزه آب بر سر عصا می بستم ، عصا را بر شانه می گذاشتم و حرکت می کردم . یک سال تابستان ، هوا خیلی گرم بود ( مخصوصاً در بیابان کویری نجف ) . از شهر که بیرون آمدم ، تشنه شدم . خواستم مقداری از آب کوزه را بنوشم ، ولی با خود گفتم : راه دور است و هوا گرم و یک کوزه آب بیشتر ندارم . کمی که بیشتر آمدم ، آفتاب بالای سرم رسیده بود . طاقت نیاوردم و خواستم مقداری از آب کوزه را بنوشم . کوزه را که برداشتم ، دیدم تمام آب ها بخار شده است و حتی یک قطره آب هم وجود ندارد . از شدت تشنگی در میان بیابان حال خود را نفهمیدم . چشمانم سیاهی رفت ، به زمین افتادم و از هوش رفتم . در حال بیهوشی ، نسیم خنکی به صورتم خورد . چشمانم را که باز کردم ، باغ و درختان سبز و رودخانه های جاری و افرادی زیبا دیدم . از یک نفر پرسیدم : اینجا کجاست ؟ تا به حال چنین مکانی را بین نجف و کربلا ندیده بودم .
او در جواب گفت : فعلاً آب بخور که تشنه ای . کوزه ات را هم پر کن که لازمت می شود . بعد به شما می گویم که کجا هستی؟ . آب خوردم و عجب آب خوشگواری ! کوزه ام را نیز پر کردم . سرحال شدم ، جلو رفتم و گفتم : اینجا کجاست ؟
گفتند : اینجا برزخ زائرین قبر امام حسین (علیه السلام) است ؛ یعنی کسانی که به زیارت آن حضرت رفته و پذیرفته شده اند ، بعد از مرگ ، تا زمانی که قیامت برپا شود ، اینجا هستند . ناگهان باد گرمی به صورتم خورد . چشم هایم را باز کردم ، دیدم وسط بیابان نجف هستم و هیچ اثری از آن باغ ها و گل ها و رودخانه ها و آدم ها نیست ، اما کوزه ام پر از آب است .این عالم گفت : شما می گویید : من با دیدن این نعمت ها ، دست از زیارت آقایم ، امام حسین (علیه السلام) بردارم ؟! ای کسانی که با آن حضرت رابطه برقرار کرده اید و زائر آن حضرت شده اید ، قدر خود را بدانید .(1)
آیة الله حاج آقا مصطفی خمینی (قدس سره) ( متوفی 1397قمری ) از عالمان و استادان نجف بود که همواره در مراسم پیاده روی حضوری مستمر و جدّی داشت . او مقیّد بود که در تمام ایام زیارت های مخصوص امام حسین (علیه السلام) - اول و نیمه رجب ، نیمه شعبان ، عرفه و اربعین - پیاده از نجف به کربلا برود و در میان راه ، گاهی کف پایش تاول می زد و زخمی می شد ؛ ولی او باز هم با شور و شوق تمام ، به راه خود ادامه می داد .(2)
و اصرار دوستان را برای سوار شدن به وسیله نقلیه ، حتی در قسمتی از راه نمی پذیرفت و چون به نزدیک کربلا می رسید و نگاهش به گنبد و گل دسته های حرم امام حسین (علیه السلام) و پرچم سرخ رنگ آن می افتاد ، بی اختیار اشک از چشمانش سرازیر
می شد و مصیبت اهل بیت (علیهم السلام) را زمزمه می کرد و به سر و سینه می زد و عزاداری و نوحه سرایی می کرد .
وی در این سفر ، بدون این که خودش را فرزند مرجع بزرگ تقلید ، امام خمینی (قدس سره) تصوّر کند ، همانند یک طلبه ساده ، در خدمت همسفران بود و از کمک به آنان، دریغ نمی کرد و در هنگام توقف و استراحت نیز به بحث علمی می پرداخت . مرحوم آیة الله شیخ محمدحسن قدیری که در یکی از سفرها همراه او بود ، می گوید :یک بار در پیاده روی از نجف به کربلا ، خدمت حاج آقا مصطفی خمینی بودم و وقتی به باغ های نزدیک کربلا رسیدیم ، شب را آن جا ماندیم. دوستان همه دور حاج آقا مصطفی را گرفتند و او صحبت را شروع کرد و بعد بنا شد هر کدام از رفقا در یک رشته از علوم حوزوی ، سؤالی بپرسد و وی جواب بدهد . سؤالات زیادی از فقه ، اصول، فلسفه ، تفسیر ، عرفان و اخلاق از وی پرسیده شد که حدود چهار ساعت به طول انجامید و حاج آقا مصطفی بدون این که مطالعه و مراجعه به کتابی کند، همه را کامل جواب داد که من بسیار متعجب شدم که او این قدر با استعداد است .(1)
آقای محتشمی می گوید:
در اوقات صبح، ظهر و شام ، نماز به امامت آیة الله حاج آقا مصطفی خمینی (قدس سره) اقامه می شد و شب هنگام ، پس از نماز مغرب و عشا، دعای توسّل و زیارت عاشورا خوانده می شد . اگر شب جمعه در راه بودیم ، دعای کمیل و ذکر مصیبت توسط دوستان انجام می گرفت . از خصوصیات مرحوم حاج آقا مصطفی (قدس سره) این بود که هر شب قبل از اذان صبح برمی خواست و به نماز شب می پرداخت . او بسیار خوش مشرب و خوش مسافرت بود و در سفرها با همراهان دوست و رفیق بود و همواره سعی می کرد به کسی سخت نگذرد و مواظب بود کسی عقب نیفتد و جا نماند . در جلسات گفت و شنودی که اغلب شب ها رفقای همسفر دور هم جمع می شدند ، از
1) . همان.
هر دری سخنی به میان می آمد و حاج آقا مصطفی ، پیوسته متذکر بود و زیر لب اذکاری را ترنّم می کرد . در تابستان ها به علت گرمی طاقت فرسای هوا ، بعد از اذان صبح حرکت می کردیم و تا دو سه ساعت بعد از طلوع آفتاب ، راه می رفتیم ؛ سپس در محلی توقف می کردیم و صبحانه و نهار در همان جاصرف می شد و عصر که مقداری از گرمای هوا کاسته می شد، باز حرکت از سر گرفته می شد .(1)
مرحوم شیخ احمد کافی (قدس سره) 30 مرتبه با پای پیاده از نجف به کربلا رفته اند
به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ مرحوم "شیخ احمد کافی" (متوفی 1398 قمری) که همه او را نوای گرم و گیرای سخنرانیهایش در مهدیه تهران میشناسیم از خطبای صاحبدل تهران پیش از انقلاب بود که خداوند توفیق احداث بیش از 20 مهدیه در شهرهای مختلف ایران را به او داد .
مرحوم کافی که سالیانی را برای تحصیل علوم دینی در نجف اشرف گذراند در یکی از سخنرانیهای خود اشاره میکند که "30 مرتبه ( سالی 5 مرتبه) با پای پیاده مسیر نجف به کربلا را طی کرده است."
این خطیب معروف تهران در همین فایل صوتی ( موجود در فضای مجازی ) به خاطرات جالبی از نحوه پیادهروی خود و دوستانش از نجف به کربلا و نکات بسیار قابل تاملی درباره میزان مهماننوازی و عشق و ارادت شیعیان عراق به زائران اربعین حسینی اشاره میکند .(2)
روایت شیخ احمد کافی (قدس سره) از اوضاع مسیر پیادهروی اربعین در 70 سال پیش
مرحوم کافی دربارۀ زیارت اربعین در آن دوره می گوید :
در ایام اربعین 10 - 12 نان میگرفتیم و از نانوا میخواستیم تا آن را خشک کند . بعد به داخل اتاق مدرسه میبردیم در کیسهای خُرد میکردیم . یک مَن ماست
هم میگرفتیم و داخل کیسه میریختیم تا آب آن گرفته شود . نعناء و نمک هم در آن میریختیم . هرکدام از ما یک کاسه و قاشق هم بر میداشتیم و لباسهاشامل عبا و قبا را هم داخل کوله پشتی میگذاشتیم شب بعد از نماز مغرب و عشاء به حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) میرفتیم و سلام میدادیم و میگفتیم ما راهی کربلا هستیم ، امری ندارید ؟ میرویم کنار قبر حسین عزیز شما ، امری ندارید ؟ سپس در گروه های 10 یا 15 نفره به سمت کوفه میرفتیم و از کنار فرات و نخلها پیاده راهی کربلا میشدیم . 2 یا 3 فرسخ که راه میرفتیم کمی استراحت میکردیم غذایی میخوردیم و حدیث میخواندیم در این جمعیت اهل علم سر من دعوا بود و همه میخواستند من خدمتشان باشم کار من این بود که در این مسیر هر جایی که دور هم روی خاکها مینشستیم ؛ عبای خود را به عنوان زیرانداز میانداختیم و من برای آن جمعیت روضه میخواندم . عجب حال خوبی هم داشتند .
برخی اعراب شیعه در این مسیر گاهی فقط چهارتا درخت خرما داشتند . زمانی که محصولش میرسید آن را نگه میداشت ، صبحانه نهار و شام خرما به زائران میداد گاهی 4 مَن برنج که میکاشتند محصولش را جمع میکرد بخشی از آن را می فروخت و خرج زراعت میکرد مابقی را نگه میداشت و حتی یک دانه اش را به زن و فرزندش نمیداد میگفت صبر کنید زوّار سیدالشهداء (علیه السلام) بیایند ، این را برای آنها طبخ کنیم این چه علاقهای به امام حسین (علیه السلام) است !؟ زمانی که ما طلبهها میرسیدیم ، آنها میآمدند به زور این جمعیت 10 یا 15 نفره را داخل مُضیف عربی خود میکردند . مهمان خانه اش سالن چندانی نبود و 10 عدد حصیر در آن انداخته بود ما را به آنجا برد و با آن برنج از ما پذیرایی کرد . ظرف که نداشتند. به جای سفره حصیری پهن میکرد و برنج را روی آن میریختند . گاهی بز یا گوسفند هم طبخ کرده بودند و همراه آن میآوردند . پدر خانواده با فرزندانش بالای سر ما ایستاده بودند یکی فانوس در دست داشت ، دیگری لیوان دوغ دستش بود و زمانی که ما اراده میکردیم از ما پذیرایی میکردند غذا زیاد بود و ما فقط بخشی از آن را میخوردیم . بعد او باقی غذا را
به باغها میبرد و به افراد حاضر به عنوان تبرک میداد و میگفت این باقیمانده خوراک زوار پیاده امام حسین (علیه السلام) است .در روز اربعین زوّار دسته دسته به کربلا میرسند . برخی پاهایشان آبله کرده و پینه بسته است . برخی در پایشان خار شکسته است . شما اگر مکه، مدینه، نجف، کاظمین ، سامرا و مشهد بروید در آداب زیارت آمده است که اول باید غسل کنید سپس به حرم مشرف شوید اما برای کربلا آمده است با همان صورت خاک آلوده به حرم بروید .(1)
پا برهنه شدن و هروله کنانِ آیت الله سیّد اسداللّه مدنی (قدس سره)
در پیاده روی اربعین از طویریج تا کربلا
شهید محراب آیت الله سید اسدالله مدنی ، ( متوفی 1401قمری ) از استادان سرشناس حوزۀ نجف ، یکی دیگر از عاشقان همیشگی مراسم پیاده روی نجف - کربلا و زیارت حرم اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و یارانش ، به خصوص در روز اربعین بود . عالمان و استادان حوزۀ علمیّۀ نجف ، خاطرات خوشی از این شهید بزرگ ، در این مراسم باشکوه معنوی دارند . حجت الاسلام والمسلمین شیخ عبدالخالق دشتی ،(2)یکی از همراهان وی در یکی از این سفرها می گوید :
یک سال که ماه ذی حجه مصادف با زمستان بسیار سردی بود ، همراه شهید آیت الله مدنی از نجف عازم کربلا شدیم تا در روز عرفه ، به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شویم . در این سفر مرحوم شیخ علی حجتی کرمانی و مرحوم شیخ احمد کافی نیز آقای مدنی را همراهی می کردند . ما چند فرسخی رفتیم تا این که به یکی از روستاهای عشایرنشین رسیدیم . سپس شخص عربی جلو آمد و از آیت الله مدنی استقبال کرد و به او احترام گذاشت و وی و همراهان را به مضیف خود دعوت کرد ؛ چون همه به ویژه سران و شیوخ عشایر ، او را به خوبی می شناختند و احترام زیادی
برایش قائل بودند . ما شب را همان جا استراحت کردیم و فردا صبح به راه خود ادامه دادیم ؛ تا این که به شهر طویریج در 20 کیلومتری اطراف کربلا رسیدیم . درطول مسیر ، هر جا که برای استراحت توقف می کردیم، آقای مدنی چند حدیث می خواند و نکاتی اخلاقی می گفت و گاهی یک بحث علمی مطرح می کرد . در طُوَیریج ،(1)او وضع روحی عجیبی داشت و شروع به صحبت کرد . نخست در فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام) سخنی گفت و حرم امام را به کعبه آمال و آرزوها تشبیه کرد و بعد فرمود : از این جا تا حرم را خوب است به صورت پابرهنه و هروله کنان ادامه بدهیم . با این که او درد پا و کسالت داشت ، اما خودش جلو افتاد و آیۀ ( إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّه)(2)را که در مراسم حج میان سعی و صفا خوانده می شود ، هروله کنان(3)می خواند و جلو می رفت و ما نیز به دنبالش جواب می دادیم . وقتی وارد شهر کربلا شدیم ، شهید مدنی فرمود : باید با همین حال خسته و پای آبله زده به حرم مشرف شویم و باز خودش جلو افتاد و با حالت گریه و فریاد « یا حسین » ، حرکت کرد و ما نیز به دنبالش حرکت می کردیم و با همین حال ، وارد حرم حسینیشدیم . در این حال
1) . عزاداری طُوَیریج سوگواری سالانه اهالی طویریج، از شهر خود تا حرم امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا است. این مراسم غالباً بهصورت هَرْوَله انجام میگیرد . عزاداران در مسیر 20 کیلومتری طویریج تا کربلا شعارهایی همچون «واحسینا»، لَبَّیکَ یا حسین و «وا ویل علی العباس» سر میدهند. گفته شده علامه بحرالعلوم درگذشت: (1212ق) در دسته طویریج داخل شده و دلیل آن را مشاهده امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این دسته ذکر کرده است. ... عزاداری طُوَیریج بزرگترین مراسم عزای حسینی روز عاشورا در جهان خوانده شده است که جمعیتی چند صدهزار نفری از عراق و خارج آن که بخش قابل توجهی ایرانی هستند، در آن شرکت میکنند. (ویکی شیعه ، ذیل عزاداری طویریج)
2) . صفا و مروه از شعائر الهی است . بقره / 158.
3) . «هروله» به معنای شتاب در راه رفتن، به گونه ای که ما بین راه رفتن معمولی و دویدن است . (دهخدا، لغتنامه ، ج2، ص 3162؛ فرهنگ معین، ص 1309). هروله به معنای راه رفتن بین راه عادی و معمولی و دویدن است. (المفردات،ج11، ص 695) یکی از راه کارهای اربعین هروله ، یعنی دویدن آهسته که سبب زدودن خستگی در راهپیمایی می شود می باشد . (عزاداری در سیره اهل بیت (علیهم السلام) ، ص 139-141).
مراسم زیارت را ، مرحوم کافی بر عهده گرفت و با اشعار و نوحه خوانی جان گذار ، همه را به فیض رساند .(1)
حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی (قدس سره) ، بیش از 100 مرتبه با پای پیاده از نجف به کربلا رفته اند
سید آزادگان حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی ( متوفی 1421 قمری ) در خاطرات خود چنین بیان می کند : در دوران طلبگی در شهر نجف بیش از 100 مرتبه این مسیر را پیاده به عشق زیارت امام حسین (علیه السلام) طی کرده ام . عشق و علاقۀ حجت الاسلام ابوترابی به حدّی بود که پس از آزادی با وجود بسته بودن مرز ایران و عراق در سال 1372 شمسی ، برای نخستین بار با پای پیاده خود را به مرز خسروی رسانید و در آنجا مراسم دعای عرفه را برگزار کرد . وی با جمعیت اندکی به نیّت باز شدن راه کربلا و پیمودن مسیر زیارت ، با پای پیاده از تنگه مرصاد تا مرز خسروی را به مدت سه روز پیده طی کرد .(2)
پیادهرویهای عاشقان برای زیارت
شهید ابوترابی در خاطراتش می گوید : امیدواریم سال آینده در وطن جزء قافلهای باشیم که با دنیایی عشق و علاقهمندی به حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) افتخار پیادهروی از وطن عزیزمان تا حرم آن حضرت نصیبمان شود . زمانی که در نجف اشرف بودم به یاد دارم در یکی از پیادهرویها ( از آنجا به کربلا ) که یک شب اربعین مانده بود. عدهای پیاده راه میپیمودند . آنان شعار میدادند حسین جان ! زینب و طفلانش از شام میآیند تا شکایت کنند از مصیبتی که بر آنها روا داشتند و کسی را پیدا نمیکردند
که به او شکوه کنند. بازگو کردن برای همراهان هم بینتیجه بود چرا کهجز افزودن بر غم و اندوه آنان نتیجهای نداشت اینک آمدهاند تا با سالار شهیدان در میان نهند .(1)
سخنان حجه الاسلام و المسلمین سید تقی درچه ای (قدس سره)
دربارۀ پذیرایی و ارادت عراقی ها از زائران امام حسین (علیه السلام)
حجت الاسلام آقای سید تقی (قدس سره) (متوفی 1431قمری) در رابطه با اربعین می گویند :
ارادت عراقی ها به زائران امام حسین (علیه السلام) ، قابل توجه و تقدیر است . آنان به تمامی زائران ابا عبدالله (علیه السلام) عرض ادب می کردند ؛ تا جایی که بعضی ها مثلاً برای کاروانی از زائرین ، گوسفند قربانی کرده ، آبگوشت می پزند . من در این نوع سفرها ، مصادیق زیبایی از خلوص این مردم را دیدم ، گاهی روستای آنها با جاده چند کیلومتر فاصله دارد ؛ با این حال، به کنار جاده می آیند و یک منبع یا یک مشک دوغ آن جا می گذارند و کنارش با نان و پنیر، از زائران پذیرایی می کنند . یا در مسیر راه ، اسفند دود می کنند . گاهی هم زن های روستایی با وجود دوری راه ، شیرینی نذری تهیه کرده ، در میان کاروانیان توزیع و تقسیم می کنند ؛ به ویژه قربانی کردن گوسفند در مقابل کاروانیان ، بسیار مرسوم است . در یکی از این سفرها، یک خانم و آقایی که با الاغ از مزرعه به کنار جاده آمده بودند ، با اصرار زیاد ما را به منزل خود بردند که زندگی فقیرانه ای داشتند و با این که هوا سرد بود ، اتاق خود را در اختیار ما گذاشتند . ما هم بدون این که متوجه شویم ، شب را خوابیدیم و فردا صبح که بلند شدیم و هوا روشن شد ، متوجه شدیم که آن پیرزن و پیرمرد در گوشه ای از حیاط در سرما و سوز ، شب را به صبح رساندند و معلوم شد که آنها تنها اتاق خود را در اختیار ما گذاشتند.(2)
1) . سایت https://navideshahed.com/ نوید شاهد ، کد خبر : 597891 / مورخ: 22/5/1404ش؛ به نقل از : کتاب خستگی ناپذیر ، نوشته عبدالمجید رحمانیان که توسط انتشارات پیام آزادگان منتشر شده است شامل سخنرانیهای شهید حجتالاسلام علیاکبر ابوترابی است که به سید آزادگان مشهور است .
2) . فرهنگ زیارت فروردین ماه سال 1388.
بیان خاطرات آیت اللّه العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی(1)(قدس سره) از پیاده روی اربعین
حسن اسماعیلی در یادداشتی ، خاطرهای از سفر پیاده کربلای مرحوم آیتالله مجتبی تهرانی (قدس سره) نقل کرده است . متن این یادداشت به شرح زیر است :
سه سال پیش ، چنین شب هایی بود که برای همیشه از میان ما پر کشید ؛ حضرت استاد آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی (قدس سره) را می گویم که در آستانه اربعین به جوار معشوق دیرینش شتافت و هر روز که می گذرد خلأ پر ناشدنی وجود مبارکش را بیشتر حس می کنیم . نمی دانم که از آن روز تا کنون چندین و چند بار در برابر این پرسش جانسوز جوانان و دانشجویان وامانده ام که با حسرتی بی پایان می پرسند : بدون او چه می توان کرد ؟
خوشا به حالش که مصداق تام عمل به این توصیه امیر مؤمنان (علیه السلام) بود که می فرماید : با مردم چنان زندگی کنید که اگر ماندید پیرامون شمع وجودتان بگردند ، و اگر رفتید بر داغ فراقتان بگریند . آخرین سال حضورش در اربعین بود که یکی از دوستان برای وداع به محضر ایشان رسید . او می خواست برای زیارت اربعین عازم کربلا شود . آمده بود تا ضمن خداحافظی دستورالعملی بگیرد . من نیز در محضر استاد بودم . تا شنید که او مسافر کربلا است ، منقلب شد . با افسوس ، آهی از نای جان برآورد و یاد سال هایی کرد که مقیم نجف بوده و پیاده به سوی حرم امام حسین (علیه السلام) می شتافت . به راهپیمایی اربعین و آثار معنوی اش سفارش کرد ، و در ضمن گفته هایش به خاطره ای شنیدنی اشاره کرد :
«یک سال از طریق کنار شط به کربلا می رفتیم . این طریق دو برابر مسافت جاده ، امّا با صفا بود ، من و مرحوم آقا سید عبدالهادی ( شیرازی ) جلومی رفتیم و تعدادی از طلاب و معاریف هم پشت سر ما در حرکت بودند . تقریباً یک ساعت به غروب بود که در راه، زنی از عشایر جلو ما را گرفت و برای پذیرایی و استراحت به درون میهمان خانه اش ( که مُضیف می نامند ) دعوت کرد . آقا سید عبدالهادی که اهل نجف هم بود ، تشکر کرد ( تا بتوانیم راه
1) . تاریخ فوت معظم له 19 ماه صفر 1434 قمری ایام اربعین حسینی می باشد .
بیشتری طی کنیم ). امّا آن زن اصراری بی اندازه کرد . وقتی ایشان دوباره نپذیرفت ، عصبانی شد و شروع به پرخاش کرد ! زن عرب ناگهان و درحالی که عصبانی بود ، مرا بغل کرد تا به زور به سمت مُضیف ببرد و شوهرش را هم به کمک صدا زد !» استاد در حالی که چهره اش گلگون و برافروخته تر شده بود ، ادامه داد : « بالاخره چاره ای نبود و با همراهان به مُضیف آنها رفتیم که با سَعَف و نی ساخته بودند و خیلی هم کوچک بود ؛ به طوری که مجموع ما که حدود 20 تا 25 نفر بودیم ، شب به سختی خوابیدیم . به هر حال شوهر آن زن دلیل اصرارشان را که یک نذر بود توضیح داد و گفت : ما چندین سال است که ازدواج کرده ، ولی بچه دار نشده بودیم . پارسال به کربلا رفتم ؛ به حرم (حضرت) عباس ؛ و به او گفتم : اگر در سال بعد بچه دار باشیم ، زائرانِ برادرت را پذیرایی می کنم. و حالا بچه دار شده ایم . آن مرد رفت و نوزادشان را آورد و ما دیدیم . آن زن و شوهر خیلی هم فقیر بودند . یک گوسفند بیشتر نداشتند . آن مرد همان گوسفند را هم ذبح کرد و درسته پخت و سر سفره آورد ...»(1)
حضور آیت الله العظمی شیخ مسلم ملکوتی (قدس سره) به همراه شاگردانش در پیاده روی نجف به کربلا
مرحوم آیت الله العظمی ملکوتی (قدس سره) ( متوفی 1435 قمری ) یکی از مراجع و استادان برجسته حوزه نجف می گوید :
من نیز چند بار توفیق یافتم که در این مراسم بسیار معنوی ، شرکت کنم و اغلب به همراه شاگردان مشرف می شدم . مسیر بین نجف و کربلا که حدود دوازدهفرسخ است ، معمولاً در مدت دو یا سه روز طی می شد . بعضی ها مثل آقای شیخ هادی زابلی که پیش من درس می خواند ، سلیقه خاصی داشت و این مسافت را یک روزه می رفت و یک روزه هم برمی گشت و بعضی ها نیز پس از پایان مراسم ، از کربلا به کاظمین و سامراء مشرف می شدند و بعضی هم مستقیم به نجف بازمی گشتند .(2)
آیت الله سیبویه حائری (قدس سره) سالی سه بار پیاده به از نجف به کربلا می رفت
عشق بی اندازه آیت الله حاج شیخ محمد حسین سیبویه حائری ( متوفی 1437قمری ) به شهید کربلا ، شوری بود که در سرش افتاده بود و به همین راحتی نمیرفت . سالی سه بار پیاده از نجف به کربلا میرفت .(1)
آیت الله محمد امینی گلستانی (قدس سره) ( متوفی 1443قمری) می گوید :
زمانی که بنده در نجف اشرف در حال تحصیل بودم حدود 20 سال سن داشتم . بنده در این مقال به مسائل حدود 67 سال قبل می پردازم ، البته بسیاری از مسائل از ذهنم فراموش شده است . اما آنچه به خاطرم مانده را عرض می کنم آن زمان بیشتر علما و اقشار مختلف شهر نجف اشرف در ایام مختلفی مانند عاشورا ، غدیر و اینطور ایام با پای پیاده به زیارت کربلای معلی میرفتند .
آن زمان از نجف دو مسیر برای رسیدن به کربلا وجود داشت ، یک مسیر دوازده فرسخی بود که راه خشکی بود که الان تبدیل به اتوبان شده است و ماشینها از آن مسیر در تردد هستند و یک راه هجده فرسخی هم به کربلا منتهی می شد که از مسیرکوفه بود و از کنار شط فرات میگذشت و ما برای رسیدن به کربلا از این مسیر استفاده میکردیم ، آن موقع بدلیل در دسترس بودن آب از این مسیر استفاده میکردند .
البته امکان نداشت این مسیر را با کفش و نعلین طی کنیم ، بنابر این تکه پوستی را زیر جوراب میدوختم و در مسیر از این وسیله استفاده میکردیم .
الحمد للّه سفرهای زیادی را از این مسیر به کربلا رفتم . یادم هست یک روز تقریباً دو فرسخ از نجف دور شده بودیم که خواستم همین جوراب ها را بپوشم که
1) . www.tasnimnews.com به نقل از کتاب طریق العلماء.
متوجه شدم جوراب هایم در بین راه از بین وسایلم بیرون افتاده ، بنابر این مجبور شدم با پای برهنه حرکت کنم .
مسیر را به این ترتیب ادامه دادم تا به « ابوشیقه » رسیدیم و از آنجا عبور کردیم تا آفتاب غروب کرد در آن زمان مردان و زنان عرب که در مسیر زندگی میکردند ، اقدام به ساخت مهمانخانه هایی از نی رودخانه میکردند که به آنها « مضیف » میگفتند و از زائرین پیاده در مضیف پذیرایی میکردند و التماس میکردند که حداقل یک لقمه از غذای آنها بخورند و مقداری از نان خشکی که به همراه زائرین است به آنها بدهند و قسم میخوردند که ما اصلاً دکتر نمی رویم و اگر بیماری داشته باشیم ، از همین نان خشکها که همراه زائرین هست به بیمار میدهیم و به احترام امام حسین (علیه السلام) بیمار شفا پیدا میکند و دیگر نیازی به دکتر نداریم لذا زنان و مردان مسیر خیلی گریه میکردند تا از نان خشک خودمان به آنها بدهیم و از غذاهای گوناگونی که آماده میکردند به زائرین میدادند، با اینکه ما در مسیر بودیم و خسته بودیم، آنها رخت خواب های خوبی آماده میکردند که ما بیشتر استفاده کنیم .(1)
آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله) می فرماید :
پیادهرویِ اربعین خیلی در دنیا صدا میکند ؛ و تبلیغ خوبی برای عالم تشیّع و عالم اسلام است . در ایام اربعین ، اجتماع در کربلا، از عاشورا بیشتر است ، انبوه جمعیت خیلی بیشتر است . آنوقت عدۀ زیادی پیاده ، زن، بچه ، با اینکه خطراتی هم احتمال میدهند تهدیدشان بکند میکنند ، این دلیل بر این است که واقعاً عاشق این مکتب هستند . تنها عشق است که آنها را به این سمت و سو میبرد. آن تأثیری که در این پیاده روی هست ، در زیارت معمولی نیست . انسان یک حال و هوایی دیگری
1) . https://hawzah.net.
پیدا میکند . تا آدم نرود، توجّه پیدا نمیکند ؛ انسان یک حال و هوای دیگری پیدا میکند . یک شور و نشاط و یک عشق دیگری پیدا میکند .
وقتی ما مشرّف در نجف بودیم و درس می خواندیم آنجا - سنّ 23سالگی ، در آن حدود بود – (سال های 1369-1370 قمری) طلاب در ایّام مخصوصی ؛ اربعین یا غیر اربعین، پیاده به کربلا می رفتند . ما از نجف می آمدیم کوفه ؛ کوفه کنار شط است ، از کنار شط می رفتیم به سوی کربلا . یعنی یک نیم دایره تقریباً طی می کردیم . در اطراف شط ، قبایل شیعه هستند . و خیلی علاقه به زوّار دارند . رئیس قبیله یک مُضیفی دارد ، یعنی یک میهمان خانه ای دارد ، یکی از شرایط رئیس قبیله ، داشتن آن مُضیف است . شب ها ما می رفتیم در مضیف آنها و خیلی هم خوشحال می شدند که پذیرایی از زوّار امام حسین (علیه السلام) کنند ، تمام قبایل وسط راه، شیعه بودند ...
[ خاطره دیگر این است که ] خانمی بود که وسط راه دوغ آورده بود تا به زوّار بدهد . من یادم هست که این چادرش را گرفته بود روی این دوغ ، که آفتاب بهش نخورد ، گرم نشود . اینقدر دقت داشت که در پذیرایی از زوّار ، بهترین راه را [ به کار ببندد ].
خاطرۀ دیگری دارم ؛ ما ظهر که می شد زیر درختان نخل اطراق می کردیم و همراه خودمان یک مقدار نان خشک می بردیم و یک مقدار ماست آب گرفته می بردیم و یک چراغ - پیریموس می گفتند آن وقت - از این چراغ نفتی هایی که با فشار روشن می شد ، همراه خودمان می بردیم و چایی و بساط و اینها. ظهرها جایی نمی رفتیم ، خودمان کنار شط ، در آن سایه می نشستیم، منتها آب فرات خواهید دید، گل آلود است، نمی شود از آن برای خوردن استفاده کرد. باید ته نشین کنی ، ما هم که نمی توانستیم ته نشین کنیم . زوّار از یک روشی استفاده می کردند، یک مقدار ماده ای هست به نام « زاق » می گویند . این را در آب یک خورده ای با دست حرکت می دادند ،
تمام آن چیزها را ته نشین می کرد و آب صافش را ازش استفاده می کردند . یک خورده زاق همراهمان می بردیم ، نان خشک همراهمان می بردیم ، ماست کیسه انداخته همراهمان می بردیم ؛ چراغی و بساطی و اینها ، و شب را در مضیف ها می ماندیم ، طبعاً صبح هم آنجا بودیم . در یکی از سفرها - من دو سفر موفق شدم بروم - در یکی از سفرها ، ما ظهر اطراق کردیم و استراحت کردیم و دیگر بعدازظهر باید راه می رفتیم . نصف راه را قبل از ظهر، نصف راه بعد از ظهر، سه روز طول می کشید مال ما ؛ سه روز ، و دو شب در وسط. شروع کردیم به راه رفتن ، چند تا از جوان های عرب ، مال یکی از مضیف ها ، آمدند به ما پیشنهاد کردند که امشب را اینجا باشید . گفتیم : ما تازه راه افتادیم ، تا شب خیلی وقت است ، ما باید برویم . گفت : علاج ندارد . از او اصرار و از ما انکار ، یک وقت دیدیم خنجر کشید که باید پیش ما بمانید ! یعنی اینقدر علاقه به زوّار داشتند ! من گفتم : ما قول می دهیم که از طرف شما زیارت می کنیم ، بنابراین اجازۀ مرخصی ما را بدهید . دیگر هر طوری بود راضی شان کردیم و اجازۀ مرخصی را گرفتیم و حرکت کردیم . و خاطرات زیادی از برخوردهایی که آن صاحب مضیف و کارکنان مضیف و برادرشان و فرزندشان داشتند دارم ؛ واقعاً خیلی جالب بود برای ما.
... به ما گفته بودند با کفش نمی توانید ، توی کفش، پاهایتان ، انگشت هایتان زخم می شود ، لِه می شود ، باید با پای پیاده بروید ، با پای برهنه . طبعاً ما با پای برهنه می رفتیم و خارها هم در پایمان می رفت و خارها را هم قبول می کردیم ،
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ***سرزنش ها گر کند خوار مغیلان، غم مخور
و مهم هم نبود . و از جمله یکی از دوستان ما بود دو تا فرزند داشت ، تقریباً پنج ساله شش ساله ؛ اینها را هم با خودش آورده بود . و اینها هم سه روز پیاده راه رفتند و
الاخره رسیدند به کربلا . وقتی می رسیم آنجا دیگر واقعاً یک عالم پُر نشاطی داشتیم که این راه را ما طی کردیم . و از خاطراتی که من هیچ وقت فراموش نمی کنم ، گاهی خسته می شوم و ناراحت می شوم از بعضی چیزها ، و ناچارم یک خاطرات شادکننده ای را به ذهنم بیاورم ، می روم توی آن حال و هوا و فکر می کنم از نجف داریم حرکت می کنیم و رفتیم زیر درخت ها ، از آنجا رفتیم کجا و ... اینها را در نظر مجسم می کنم تا رفع آن خستگی و ناراحتی بشود . [ کسانی که موفق به پیاده روی زیارت کربلا می شوید ] ما را هم از دعا فراموش نکنید . من به دعای کوچولو هم قانع هستم ، یک دعای کوچک هم بکنید و یک « السّلام علیک یا اباعبدالله » هم کوچولو بگویید به همان هم ما قناعت میکنیم ... ممکن است خاطرۀ زیارت نماند ، اما خاطرۀ این پیادهروی و این برنامه ، تا آخر عمر بماند .(1)
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظله) میگفتند:
در سال 69 یا 70 قمری موفق به این زیارت پیاده شده ام و مراجع تقلیدی نظیر آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی (قدس سره) و دیگر آقایان راجع به اینپیاده روی حرف های زیادی دارند و علما و طلاب و اقشار مختلف مردم نجف موفق به این زیارت بودند .(2)
معظم له در ضمن خاطرات اربعین می فرمایند : حدود 60 سال پیش من به چشم خودم آیت الله شهید مدنی ، آیت الله والد ، شیخ محمدرضا طبسی ، شهید سید مصطفی خمینی ، آیت الله العظمی شاهرودی اینها را در پیاده روی اربعین می دیدم . علما معمولاً از طریق آب و از طریق شط ( طریق العلماء ) می رفتند . فراز و نشیب
داشت . حکومت ها موافقت نمی کردند مخصوصاً دوران صدام به رگبار می بست و می کشت ، سران موکب ها را اعدام می کرد ، اما با ترس و وحشت عده ای می رفتند ، عده ای خدمت می کردند . مواکبی می زدند . موردی را یادم هست که پنهانی و به طور مخفیانه در تاریکی داخل سینی غذا می گذاشتند و کنار آن شمع می گذاشتند که این زوّاری که رد می شوند بدانند برای زائران آقا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) است . البته چنین امکاناتی که الآن هست ، نبود . چون فضا باز شده ، حکومت عراق همکاری می کند ، حکومت ایران هم همکاری می نماید .(1)
پیام این راهپیمایی این است که صدام و صدامی ها از متوکل و بنی امیه گرفته تا صدام این زمان راهپیمایی اربعین را به مسلسل و گلوله بستند و با قبر امام حسین (علیه السلام) و زیارت او مقابله کردند . اما امروز می بینیم این جمعیتی که به عشق امام حسین (علیه السلام) می رود شمارش آن از حساب بیرون است . به قول رسانه های خارجی بزرگترین اجتماع انسانی در اینجا اتفاق می افتد و این نشان می دهد که حرکت امام حسین (علیه السلام) زنده است و این زنده بودن تنها بین شیعه ها نیست ، اگر ما شیعه ها قدر ندانیم مسیحی ها قدر می دانند . ببینید چقدر دانشمند مسیحی راجع به امام حسین (علیه السلام) حرف زدند .گاندی هندو می آید این پرچم را بلند می کند . بنابراین ما شیعه ها باید حواسمان باشد خودمان افتخار این را داشته باشیم که پرچم سیدالشهداء (علیه السلام) در دست ما باشد اگر ما سست شویم ، دیگران می آیند و این پرچم را برمی دارند و لذا داریم که غیرشیعه ها گفته بودند کاش ما مسیحی ها ، عاشورا و امام حسین (علیه السلام) داشتیم آن وقت نمی گذاشتیم در دنیا یک نفر غیرمسیحی باشد .(2)
نگاهى به برخى از حملات خونين به مراسم اربعين در دورۀ معاصر (1)
... در روز اربعين، شيعيان همواره سعى مى كردند ، مانند جابر بر مزار امام حسين (علیه السلام) گرد آمده و آن امام را زيارت كنند .(2)اين سنّت تا به امروز به قوت برپاست و امروزه هر سال، ميليون ها زائر در اربعين حسينى در كربلا حضور مى يابند . با اينكه مراسم اربعين يك شعار مذهبى و مسالمت آميز مسلمانان شيعه براى بزرگداشت سالار جوانان اهل بهشت يعنى امام حسين (علیه السلام) محسوب مى شود ، ولى به انحاء مختلف ، مورد هجوم متعصبان و دشمنان شيعه قرار گرفته كه اين حملات ، برخى از مراسم هاى اربعين در طول تاريخ را به خون نشانده است .
نوشتار حاضر، گزارش مختصرى است از برخى حملات خونين به عزاداران اربعين حسينى در دوره معاصر كه به شهادت بسيارى از مسلمانان شيعه انجاميده است و در حقيقت برگ ديگرى از مظلوميت هاى شيعيان و نابخردى و قساوت دشمنان شيعه را ارائه مى كند .
الف) اربعين هاى خونين 1390 تا 1397 قمرى
از گذشته هاى دور در عراق ، روز اربعين، صدها هزار زائر به سوى حرم امام حسين (علیه السلام) آمده و مى آيند كه اكنون ، تعداد آنها به ميليون ها هم مى رسد . عزاداران با حالتى از حزن و اندوه و با سرها و پاهاى برهنه و لباس سياه وعلامت مصيبت زدگى ، گريه مى كنند ، بر سر و صورت مى زنند و به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، براى شهادت سبطش
امام حسين (علیه السلام) ، تسليت مى گويند . در جلوى هر دسته، پرچم هاى سياه در حال حركت است .(1)عزادارى برخى در اين روزها ، شكل ويژه دارد ؛ براى مثال هيئت « طويريج » عراق كه هيئتى بسيار قديمى است ، هروله مى كنند ؛ يعنى هنگام عزادارى ، نه مى دوند و نه عادى راه مى روند ؛ حالتى سراسيمه دارند كه تداعى كننده شرايط اسيران اهل بيت:است، گفته مى شود علامه بحرالعلوم (قدس سره) نيز در اين هيئت شركت كرد . معروف است كه علامه ، حين عزادارى ، عمامه اش را انداخت و اعلام كرد كه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ديدم كه ايشان هم در اين هيئت بودند و چنين كردند . در پيشاپيش برخى دسته ها ، شبيه برخى شهيدان كربلا و نيز لشكريان ستم ، مشاهده مى گردد ، سپس هودج هايى از زنان در ميان آنان است و مانند اسيرانى كه از شام به سوى مدينه برمى گردد ، ظاهر مى شوند و روز اربعين ، از كربلا عبور مى كنند . جمعيت بسيارى با ديدن اين صحنه هاى غم انگيز ، متأثر شده و بر سر و سينه مى زنند .
دكتر على الوردى مى نويسد :
همزيستى مسالمت آميز در منطقۀ « دياله » بين شيعه و سنّى ، مشاهده مى گردد و بسيار ديده مى شود كه محله سنّى ها در برخى دسته هاى عزادارى و مجالس حسينى شركت مى كنند و برخى از آنان، دسته هاى مخصوص به خودشان را بيرون مى آورند و اين وضع ، در شهرهايى چون « ناصريه » ديده مى شود .(2)اما با تسلط بعثى ها در زمان احمد حسن البكر از همان ابتدا روند سركوبگر و خشونت آميز عليه اكثريت مردم عراق ، يعنى مسلمانان شيعه شدتيافت و عزادارى و پياده روى اربعين حسينى (علیه السلام) ، مورد حمله قرار گرفت . اين حركت مقدّس كه به ويژه از نجف به كربلا و اغلب با شركت علماى دينى انجام مى گرفت ، چندين بار از سوى رژيم بعثى عراق ، جلوگيرى يا به خاك و خون كشيده شد . يكى از اين موارد ، در سال 1397ه .ق بود . زائران در آن سال
براى مبارزه تبليغى بر ضد طاغوت عراق ، در آن سال برنامه ريزى هاى مفصل كرده بودند ؛ ولى حكومت بعثى به خشونت شديد متوسل شد و راهپيمايان را در طول راه ، از آسمان و زمين به گلوله بست .
البته حادثه حمله به زائران اربعين حسينى ، به صورت پياپى ، در سال هاى 1390، 1395 و 1396ه .ق سابقه دارد ؛ ولى نجف در سال 1397ه .ق بسيج كننده نيروى عظيم مردمى بود كه از كنار مرقد اميرمؤمنان (علیه السلام) ، به راه افتاد و پس از چهار روز پياده روى به كربلا رسيد . حركت موكب هاى پياده و شعارهاى طول راه و سخنرانى هاى متعدد ، همه نوعى معارضه تبليغى عليه مظالم حكومت بعثى بود . امواج گسترده مردمى با شعار « اَبَد وَالله ما نَنسى حُسَينا ؛ به خدا قسم ! هرگز حسين را فراموش نخواهيم كرد » ، به راه افتاده بود . نيروهاى بعثى براى جلوگيرى از رسيدن زائران به كربلا ، حملات خونبارى را سامان دادند و درگيرى هايى پيش آمد و شهداى زيادى بر خاك افتادند . وقتى هم كاروان بزرگ نجف به كربلا رسيد ، حوادثى شديدتر پيش آمد و افراد بيشترى كشته و جمع بسيارى دستگير شدند نهضت شيعى اربعين آن سال ، در خاطره تاريخ ثبت شد و مبدأ الهام و شورگسترى براى سال هاى بعد گرديد . از تعداد شهداى حادثه سال 1397ه . ق (1356ه . ش) اطلاع دقيقى در دست نيست ، اما مى توان گفت در اين اربعين خونين، هزاران مسلمان شيعه بى گناه به خاك و خون كشيده شدند .(1)
ب) اربعين هاى خونين 1425 تا 1434 قمرى در عراق
صدام در دوران حاكميت بيش از سى سالۀ خود ، تمام مراسم هاى عزادارى اهل بيت (علیهم السلام) را تعطيل كرد، اما بعد از كشته شدن صدام ، عقده هاى چندين ساله مردم عراق سر باز كرده و انفجارى از حضور محبان اهل بيت (علیهم السلام) در حرم هاى ائمه (علیهم السلام)
1) . در كتاب «انتفاضه صفر الاسلاميه» به قلم رعد الموسوى كه خود از شاهدان حادثه بوده است، مبسوط اين حادثه نقل شده است. در مجله پيام انقلاب نيز در سال 64 و 65 (شماره هاى 156 تا 163) گزارشى مفصل از آن اربعين سرخ آمده است ، در سلسله مقالات «زيارت» به قلم نويسنده. به نقل از جواد محدثى فرهنگ عاشورا ، صص46 و 47.
رخ داد و با از سرگيرى دوباره پياده روى و زيارت اربعين ، مراسم پياده روى اين روز ، به بزرگترين و باشكوه ترين تجمّع جهانى شيعيان تبديل شد .(1)
امروزه اربعين امام حسين (علیه السلام) بيش از مناسبت هاى ديگر ، شاهد حضور فعال مسلمانان از عراق و ديگر كشورهاى اسلامى است . به طورى كه تعداد زائران بارگاه ملكوتى امام حسين (علیه السلام) در سال هاى 2009 و 2010م ، بين 10 تا 14 ميليون نفر بوده است . آمارهاى مراكز مختلف گوياى آن است كه مراسم زيارت اربعين سال 1434ه . ق (2013م) كه با حضور حدود 20 ميليون نفر برگزار شد كه بزرگ ترين تجمع بشرى در جهان ، محسوب مى شود .(2)علاوه بر آن هر ساله ، خيل عظيمى از پيروان ساير اديان از جمله مسيحيت نيز به همراه دستجات وهيئت هاى عزادارى براى شركت در مراسم اربعين سرور سالار شهيدان، وارد كربلا مى شوند .(3)
1) . اشاره شد بنا به فرموده امام حسن عسكرى (علیه السلام) ، يكى از نشانه هاى مؤمن، زيارت سيدالشهداء (علیه السلام) در روز اربعين است. زيارتى كه با پاى پياده رفتنِ آن هم «موضوعيت» دارد؛ چرا كه امام صادق (علیه السلام) به يكى از دوستان خود می فرمايد: قبر حسين (علیه السلام) را زيارت كن و ترك مكن». پرسيدم: «ثواب كسى كه آن حضرت را زيارت كند چيست؟» حضرت فرمود: «كسى كه با پاى پياده به زيارت امام حسين (علیه السلام) برود، خداوند به هر قدمى كه برمى دارد، يك حسنه برايش نوشته و يك گناه از او محو مى فرمايد و يك درجه، مرتبه اش را بالا مى برد».
2) . رسانه هاى مختلف كه ايام اربعين را در مسيرهاى منتهى به كربلا رصد مي كنند، اذعان كرده اند زائران حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در روز اربعين، به حدود 20 ميليون نفر مي رسند. در فهرست سايت ويكى پديا، بعد از مراسم اربعين، مراسم وداع ملت ايران با امام (قدس سره) در سال 1989م در رده بعدى قرار گرفته است. 29664 رهياب نيوز، تاريخ انتشار: 26 آذر 1392. http://www.rahyabnews.com
3) . امسال نيز منابع عراقى اعلام كردند: هيئتى از واتيكان كه در عراق به سر می برد، در مراسم پياده روى زائران اربعين حسينى (علیه السلام) مشاركت كرد. اين منابع افزودند: رياست اين هئيت واتيكان را «مونستنيور ليبريو آندرياتا» بر عهده داشت و حدود يك كيلومتر از شهر ناصريه به سوى كربلا را با زائران حسينى طى كرد. برخى از شخصيت هاى دينى مسيحى عراقى نيز اين هيئت واتيكان را همراهى كردند. ليبرنو گفت: همزمان شدن ديدار ما از شهر تاريخى ارو با حركت مسلمانان عراقى به سوى كربلا و اربعين امام حسين (علیه السلام) در كربلا، جالب است. ما در راه خود، متوجه حركت زائران حسينى (علیه السلام) با پاى پياده به سوى كربلا شديم و با آنها همگام شديم.
به جرئت مى توان گفت : با اربعين حسينى ، بزرگ ترين همايش انسانى دنيا ، اكنون در اختيار شيعيان است و از نظر جمعيت شركت كننده ، از كنگرۀ عظيم حج كه با حضور حداكثر 4 ميليون مسلمان برگزار مى شود ، پيشى گرفته است . چند سالى است كه جمعيتى چهار برابر حج تمتّع، در زيارت اربعين امام حسين (علیه السلام) گرد هم مى آيند و درحالى كه حاجيان، هر سال حداكثر 20 كيلومتر پياده روى دارند ، شيعيان عراق و كشورهاى ديگر ، از شهرها و مناطق مرزى مختلف اين كشور مانند منذريه بصره، ناصريه و نعمانيه ، گاهى حدود 400 كيلومتر را پياده طى مى كنند تا به نجف اشرف برسند . همچنين ميليون ها عزادار ديگر هم از سراسر جهان با هواپيما ، خودشان را به نجف اشرف مى رسانند و از آنجا تا كربلاى معلى ، حدود 80 كيلومتر را پياده طى مى كنند تا در روز اربعين به كربلا برسند . به اين ترتيب حج حسينيان در كربلا ، سعى بين صفا و مروه آنها در بين الحرمين و لباس احرام آنها ، لباس عزاى سيدالشهداست . كوتاه ترين مسيرى كه با پاى پياده به سمت اربعين طى مى شود ، از شهر نجف اشرف است كه تا كربلا حدود 80 كيلومتر فاصله دارد .
فهرست بزرگ ترين اجتماعات مسالمت آميز جهاناجتماع 20 ميليون نفرى شيعيان در كربلا در دسامبر 2013میلادی در روز اربعين (1435ه .ق) ؛
اجتماع 15 تا 18 ميليون نفرى شيعيان در كربلا در ژانويه 2013میلادی در روز اربعين (1434ه .ق) ؛
اجتماع 15 تا 18 ميليون نفرى شيعيان در كربلا در سال 2012م در روز اربعين ؛
اجتماع 15 ميليون نفرى شيعيان در كربلا در سال 2011م در روز اربعين ؛
اجتماع 14 ميليون نفرى هندى ها در تاميل نادو، هند در سال 1969م در تشييع جنازه آنان ؛
اجتماع 10 تا 14 ميليون نفر در كربلا در سال 2010میلادی در روز اربعين ؛
اجتماع 10 تا 14 ميليون نفر در كربلا در سال 2009میلادی در روز اربعين ؛
اجتماع 5 تا 9 ميليون نفرى ايرانيان در تشييع و تدفين امام خمينى در 1989میلادی .
در اين فهرست ديده مى شود ، مراسم اربعين حسينى در كربلا در سال 2013، بزرگ ترين تجمع مسالمت آميز تاريخ بشر به شمار مى آيد ،(1)ولى اين مراسم ، مورد شديدترين حملات تروريستى تكفيرى ها قرار گرفت(2)با وجود اقدامات پيشگيرانه امنيتى ، تروريست هاى تكفيرى هر سال اربعين حسينى را در عراق به خاك و خون مى كشند . به طور مثال در سال 1392 « ابوبكر البغدادى » سركرده گروه هاى تكفيرى عراق ، همۀ زائران اربعين حسينى را تهديد به قتل كرد . وى در يك فايل صوتى گفت :
چند سالى است كه حضور شيعيان در اربعين رشد كرده ، ما امسال با تمام قوا وارد عمل خواهيم شد و در اربعين امسال ، همانند عاشوراى 61 هجرى ، تمامى شيعيان را به خاك و خون مى كشانيم ». وى در ادامه گفت : « زيارت حسين ( حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) در اربعين ، به نماد اتحادشيعيان معروف شده است و ما بايد به اين اتحاد و همدلى، ضربه اى اساسى وارد كنيم .(3)
بر اساس همين تهديدات در شهر شيعه نشين بصره ، يك تروريست القاعده كه يونيفورم پليس عراق به تن داشت ، در انفجارى تروريستى ، بيست تن از زائران اربعين حسينى را به خاك و خون كشيد كه در ميان شهداء ، زنان و كودكان نيز مشاهده مى شدند . در اين عمليات تروريستى ، ده ها تن نيز زخمى شدند . همچنين در اربعين همين سال (1434ق) در ادامه حملات تروريستى عليه زائران حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) ،
بر اثر وقوع سه حمله خونين ، 36 زائر در جنوب بغداد به شهادت رسيدند و حدود يكصد نفر نيز زخمى شدند . همچنين در جريان حمله مسلحانه در غرب بغداد ، پنج نفر از اعضاى يك خانواده كشته شدند و تعداد شهداى انفجار تروريستى ديگر ، به 53 نفر رسيد .
علاوه برآن يك تروريست در عملياتى نزديكِ يكى از خيمه هاى توزيع غذا و آب در ميان زائران عازم كربلا ، كمربند انفجارى خودش را منفجر نمود . وزارت كشور عراق در بيانيه اى اعلام كرد بعد از ظهر پنج شنبه ، بر اثر منفجر شدن كمربند انفجارى يك تروريست در ميان زائران در منطقه « الدوره » در جنوب بغداد ، 20 نفر به شهادت رسيدند و 40 نفر ديگر نيز زخمى شدند . همچنين در جريان يك عمليات تروريستى در منطقه يوسفيه در 25 كيلومترى جنوب بغداد ، 8 نفر از زائران شهيد و 32 نفر زخمى شدند . در حمله انتحارى سوم در شهر « لطيفيه »، در 40 كيلومترى جنوب بغداد ، دست كم 8 نفر شهيد و 18 نفر مجروح شدند . يادآور مى شود بر اثر حملۀ تروريستى به زائران اربعين در نزديكى بعقوبه ( در 60 كيلومترى شمال شرقبغداد ) پنج نفر به شهادت رسيدند . به دنبال انفجار دو خودروى بمب گذارى شده در نزديكى محموديه در جنوب بغداد 24 نفر ديگر شهيد شدند .
علاوه بر آن شبكه خبرى « الميادين »، از كشته و زخمى شدن 9 تن در حمله خمپاره اى به عزاداران اربعين حسينى در جنوب بغداد خبر داد .(1)از سوى ديگر شبكه الميادين اعلام كرد :
نيروهاى واكنش سريع عراق ، 120 موشك نوع گراد را به همراه سكوهاى پرتاب اين موشك ها در يك مخفى گاه در مزرعه اى استيجارى ، پيدا كردند .(2)
همچنين واحد مركزى خبر به نقل از خبرگزارى « الفرات نيوز »، مقام هاى امنيتى اعلام كردند :
تروريست ها با استفاده از چند نارنجك دستى، به زوار اربعين حسينى در منطقه بغداد الجديده در شرق بغداد حمله كردند . بر اثر اين حمله 3 زائر شهيد و 7 نفر ديگر زخمى شدند .
« الجزيره » هم در گزارشى اعلام كرد : 20 نفر در يك انفجار انتحارى در شمال بغداد كشته شدند .(1)
همچنين اربعين حسينى سال 1434ه .ق در حالى به پايان رسيد كه در شهر كربلا نيز 41 تن كشته و 144 نفر زخمى شدند .(2)
علاوه بر آن استاندار كربلا نيز از سقوط يك خمپاره به سه كيلومترى ورودى شرقى كربلا خبر داد كه به گفته وى ، اين حمله نيز تعدادى كشته بر جاى گذاشت . استاندار كربلا، القاعده و طرفداران حزب منحل شده بعث را مسئول اين حملات دانست .همچنين موصل نيز ديگر ايستگاه تروريست ها براى ايجاد ناامنى در اربعين حسينى بود . در حمله مسلحانه به يك اتوبوس حامل زائران اربعين حسينى در شهر «تلعفر»، واقع در شمال عراق، 12 نفر از جمله 6 زن كشته و 12 نفر ديگر زخمى شدند .(3)همچنين سه بمب ، كنار جاده اى در جاده ارتباطى ميان شهر « توزخورماتو » و « كركوك »، واقع در شرق استان « صلاح الدين » كه خودروهاى حامل زوّار اربعين حسينى را هنگام بازگشت از كربلا به كركوك هدف قرار داده بود ، منفجر شد و بر اثر آن، 8 تن زخمى شدند و خسارت هاى زيادى به خودروها وارد آمد .(4)علاوه بر آن ، ستاد فرماندهى عمليات بغداد از ضبط يك كاميون بمب گذارى شده كه براى هدف قرار دادن زائران اربعين حسينى (علیه السلام) تهيه شده بود ، خبر داد كه حجم بسيار بالايى از مواد منفجره در اين كاميون جاسازى شده بود و قرار بود در منطقه لطيفيه در مسير زائران سالار شهيدان منفجر شود .
« عبدالسلام المالكى »، نماينده مجلس عراق از ائتلاف دولت قانون ، اعلام كرد كه موشك ها و خمپاره هايى كه به سمت عزاداران اربعين حسينى شليك شد ، ساخت عربستان سعودى بود و از سوريه وارد عراق شده بود . او تأكيد كرد كه عربستان سعودى ، رسماً و به صراحت از تروريسم در عراق و سراسر دنيا حمايت مى كند و 175 زندانى عربستانى در عراق هستند كه همگى در جنايات تروريستى دست داشته اند .(1)
به گزارش « شيعه نيوز »، به نقل از فارس ، يكى از رهبران ائتلاف معارض « آزادى و عدالت » عربستان كه در شهر « قطيف » فعاليت مى كند، اظهار داشت :
دستگاه اطلاعات عربستان سعودى ، مسئول كشتارها در عراق ، به ويژه در آستانۀ اربعين حسينى در كربلاى معلّى است .اين معارض عربستانى كه به دلايل امنيتى خواستار افشا نشدن هويت خود بود، گفت : عربستان سعودى ، نه تنها عامل كشتارهاى عراق ، بلكه عامل كشتارها در سراسر كشورهاى مسلمان است و از اين حيث ، مسلمانان بايد در برابر اين جريان وهابى ، تكفيرى بايستند و با آن مقابله كنند .(2)
ج) عزاداران اربعين حسينى، قربانى حملات بيوتروريسم تكفيرى ها
بيوتروريسم ، عملى مجرمانه است كه در آن تسليحات بيولوژيكى و شيميايى ، عليه شهروندان و غيرنظاميان استفاده مى شود . عاملان اين گونه اعمال مجرمانه ، عمدتاً از ميكروارگانيسم ها همچون باكترى، ويروس و قارچ يا از سموم ناشى از اين ميكروارگانيسم ها در تسليحات و بمب يا اعمال تروريستى خود استفاده مى كنند .(3)
بيوتروريسم به اين دليل بسيار خطرناك است كه پس از انجام عمل تروريستى يا تماس با آن ، نمى توان به راحتى آن را حذف يا درمان كرد .
در سال هاى اخير ، تعداد زيادى از مسلمانان شيعه عزادار ، قربانى سلاح بيولوژيك شده اند. از جمله در 25 رجب سال 1426ه .ق ، مصادف با شهادت امام موسى كاظم (علیه السلام) ، تكفيرى ها با پخش غذاهاى مسموم در اطراف حرم آن حضرت و همزمان انجام انفجارهاى متعدد در كاظمين بين صفوف عزاداران، 1500 تن از شيعيان را به شهادت رساندند كه در نوع خود، بزرگ ترين عمليات بيوتروريستى از راه مسموميت مواد خوراكى در تاريخ اين عمليات ها به شمار مى رود .(1)
حملات بيوتروريستى عليه عزاداران اربعين حسينى در سال هاى اخير ، در دستور كارگروه هاى تروريستى قرار گرفته است ؛ به طورى كه سپهبد « عثمان الغانمى »،فرمانده فرات ميانى ارتش عراق ، با اعلام آغاز اجراى طرح گسترده امنيتى براى زيارت اربعين حسينى ، از تلاش ها براى مسموم سازى آب و غذاى زائران خبر داد . وى تأكيد كرد ، سازمان هاى تروريستى فهميده اند كه ماشين هاى بمب گذارى شده ، سخت شده است ؛ لذا تصميم گرفته اند با مسموم كردن آب و غذا ، به زوّار حمله كنند .(2)
يك منبع امنيتى عراق هم با اعلام اينكه نيروهاى امنيتى عراق، اندكى پس از توزيع غذاهاى مسموم بين زائران در شهر « المسيب » واقع در شمال حلّه، سه زن تروريست توزيع كننده اين غذاهاى آلوده را شناسايى كردند .(3)
همچنين تروريست هاى تكفيرى در غرب « الديوانيه »، در پوشش اطعام كنندگان زائران حسينى و با سوء استفاده از اعتماد عزاداران سالار شهيدان جهان، حضرت امام حسين (علیه السلام) ، 40 نفر از آنها را مسموم كردند .
يك منبع امنيتى عراقى گفت :
« تروريست ها با استفاده از يك خودرو مشكوك ، غذاهاى مسموم را در ميان زائران اربعين حسينى در « الشاميه »، واقع در غرب الديوانيه پخش كردند كه به مسموميت 40 نفر از زائران و انتقال آنها به بيمارستان براى مداوا منجر شد . (1)
د) شهادت تعدادى از اهل تسنّن مدافع عزاداران اربعين
در مراسم اربعين، هرساله اهل تسنّن نيز در قالب نيروهاى بيدارى ،(2)
اقدام به تأمين امنيت عزاداران سيدالشهداء (علیه السلام) در مناطق تحت مأموريتشانمى كنند ،(3)
ولى افراد مسلح تروريست ، آنها را نيز مورد حمله قرار مى دهند ؛ از جمله تروريست ها با پوشيدن لباس نظامى عراقى ، به منزل يكى از عناصر نيروهاى سنّى مذهب « بيدارى » در منطقه « زيدان » در شهرستان « ابوغريب » حمله كرده و وى را به همراه همسر و سه فرزندش كشتند .(4)
در حادثه اى ديگر ، اداره پليس استان ديالى اعلام كرد : يك نيروى پليس به نام « عمر عبدالله القيسى » توانست يكى از بمب گذاران انتحارى را پيش از حمله به حسينيه « بختيارى » در مركز شهر خانقين به هلاكت برساند . دو روز پيش از آن نيز يكى از مأموران پليس در شهرك « الخالص » در 20 كيلومترى شمال « بعقوبه »، تروريستى را كه در حال منفجر كردن كمربند انفجارى خود بود ، در آغوش گرفت تا از شدت انفجار و افزايش شمار تلفات كاسته شود . عامل انتحارى قصد داشت در نزديكى زائرانى كه در حال حركت به كربلا بودند ، كمربند خود را منفجر كند ؛ اما با اقدام شجاعانه « ايوب خلف »، پليس عراقى مواجه شد .
1) . . www.ettelaat.com/etiran/?p \34048
2) . نيروهاى بيدارى، از شبه نظاميان اهل سنت هم پيمان دولت بغداد و با هدف مقابله با القاعده و افراطيون در مناطق سُنى نشين عراق تشكيل شده است. در اين باره رك: ويكى پديا عربى، المجلس الوطنى لإنقاذ العراق، نشانى در شبكه جهان پهنا: http://ar.wikipedia.org/wiki.
3) . اربعين خونين در عراق، 29 آذر 1392، كد مطلب: 293715.www.afkarnews.ir/
4) . العالم، شهادت 36 تن در حمله به زائران در عراق، 29 آذر 1392www.fa.alalam.ir/news/
الف) اربعين خونين لاهور و كراچى
در 25 ژانويه 2011 میلادی (مصادف با 5 بهمن 1389 ه .ش) انفجار بمب در دستۀ عزاداران اربعين در لاهور پاكستان ، ده ها نفر را به خاك و خون كشيد . اين بمب كه در منطقه « گوهارى چوك » لاهور منفجر شد، منجر به شهادت 13 تن از شيعيان پاكستان و زخمى شدن 52 نفر ديگر شد . اين بمب كه در يك كيف دستى قرار داشت ، توسط يك پسر نوجوان كه از سوى تكفيرى ها اجير شده بود ، به ميان عزاداران برده شد .طالبان پاكستان، با صدور بيانيه اى، انفجار لاهور و به خاك و خون كشيده شدن مسلمانان شيعه در اين شهر را بر عهده گرفت .(1)
همزمان با انفجار لاهور ، انفجار دوم نيز در منطقه « مالير » شهر كراچى روى داد كه در اثر آن، سه تن كشته و ده تن ديگر زخمى شدند . بمب گذار انتحارى كه بمب خود را درون يك دستگاه موتورسيكلت جاسازى كرده بود ، قصد داشت تا با موتورسيكلت به ميان دسته هاى عزادارى برود كه با ممانعت پليس مواجه شد و به همين علت ، بمب را همان جا منفجر كرد . اين انفجار به دليل دور بودن عزاداران از محل بمب گذارى ، تنها به كشته شدن سه نفر از نيروهاى پليس و زخمى شدن ده تن ديگر انجاميد . شيعيان پاكستان اعلام كردند ، سه روز براى شهداى اربعين حسينى عزادارى مى كنند .(2)در حملۀ ديگرى كه به عزاداران حسينى انجام شد، دست كم 25 عزادار حسينى (علیه السلام) در كراچى ، در نتيجه حمله انتحارى به مراسم عزاى حسينى (علیه السلام) به شهادت رسيدند . (3)
همچنين تروريست هاى تكفيرى ، به شيعيان منطقه امام برق كراچى در 15 دى 1392 ه .ش يورش بردند . گفته مى شود شيعيان اين منطقه ، در حال برگزاى مراسم اربعين حسينى بودند كه تروريست هاى تكفيرى ، با چوب و باطوم ، به صفوف عزادران حمله كردند و به شدت آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند ، آنان همچنين به زنان نيز رحم نكرده و به شدت آنان را نيز زخمى كردند ؛ به گونه اى كه تعداد بسيارى راهى بيمارستان شدند .(1)
ب) كشتار زائران اربعين در كويتهدر آستانۀ اربعين، حمله انتحارى به اتوبوس زائران شيعه پاكستان كه در جاده كويته و در فاصله 3200 كيلومترى كربلا در حركت بود ، منجر به كشته شدن 19 تن از مسافران پاكستانى شد . ظاهراً حملات به زائران اربعين ، به كيلومترها دورتر از كربلا و كشورهاى اطراف رسيده است .(2)
همچنين سه اتوبوس حامل زائران پاكستانى كه از شهر كويته پاكستان به سمت تفتان در حركت بودند و قصد داشتند ابتدا به مشهد و از آنجا به كربلا بروند ، در منطقه مستونگ ، مورد حمله انتحارى قرار گرفتند .
رسانه ها اعلام كردند : « يك فرد موتورسوار كه حامل مقادير زيادى مواد منفجره بود ، خودش را به يكى از اتوبوس ها كوبيد و منفجر شد كه منجر به نابودى كامل آن اتوبوس شد .» زائران پاكستانى داخل آن اتوبوس ، قصد فرار داشتند ؛ اما نتوانستند و در همان جا سوختند . سرنشينان اين اتوبوس ها ، از شهرهاى پاراچنار ، لاهور ، راولپندى و بوتان بوده كه تعدادى از آنان زنان و كودكان بودند . منابع رسمى ، تعداد كشته شدگان را 19 تن اعلام كردند ؛ اما برخى منابع غيررسمى نوشتند كه تقريباً همه 45 سرنشين اتوبوس سوختند و فقط چند نفر از آنان توانستند جان سالم به در ببرند . در اين ميان ، اتوبوس دوم نيز كمى صدمه ديد .
يكى از مقامات عالى رتبه دولتى در كويته نيز گفت :
« اين كاروان زيارتى، حدود 180 زائر شيعه بودند كه در اثر اين انفجار ، يكى از اتوبوس ها با حدود 45 سرنشين، به شدت خسارت ديد ».
اين رويداد در ناحيه مستونگ در استان ناآرام بلوچستان پاكستان رخ داده كه در 30 كيلومترى شهر كويته قرار دارد . مقامات امنيتى پاكستان ، متهم رديف اول اين حمله وحشيانه را لشكر جهنگوى مى دانند كه ضدشيعه ترين لشكر تروريستى پاكستان است .اين حمله انتحارى در حالى رخ داد كه يك روز پيش از آن ، طالبان 21 پليس پاكستانى را شبانه دزديد و قتل عام كرد .(1)
از جمله مواردى كه خلوص انقلاب اسلامى ايران را نسبت به آموزه هاى اسلام متجلّى مى سازد ، به كار رفتن نمادها و آيين هايى است كه از فرهنگ دينى اسلام برمى خيزد . رهبران سياسى و فكرى انقلاب اسلامى ، با استفاده از اين نمادها ، از سويى نشان دادند كه آموزه هاى دين تا چه ميزان در مردم ايران اثرگذار است و از سوى ديگر ، ظرفيت هاى ناشناخته و پنهان فرهنگ دينى را فعال ساختند. از جمله اين نمادها و آيين ها كه بر روند پيروزى نهضت انقلاب اسلامى تأثيرى شگرف داشت ، نهضت « اربعينيه » يا « چهلم » هاى سياسى بود. اربعين يا چهلمين روز درگذشت هر فرد مسلمان ، با تمامى سادگى و عبادى بودن خود ، در جريان مبارزات مردم ايران عليه رژيم پهلوى ، رنگ و بويى تازه به خود گرفت و به محفل سياسى تمام عيارى بدل شد .(2)
آنچه در ايران سال هاى منتهى به پيروزى انقلاب اسلامى ، به نهضت « اربعينيه » معروف شد ، از شهادت آيت الله مصطفى خمينى (قدس سره) آغاز شد و با قيام مردم قم در 19 دى ماه 1356 و چهلم شهداى قيام مردم قم در تبريز در تاريخ 29 بهمن 1356 و
چهلم شهداى قيام مردم تبريز در يزد در تاريخ 10 فروردين 1357 و ادامه قيام در ساير شهرها گره خورد . ابتداى تبديل اربعين شهدا به مراسمى سياسى در نهضت مبارزه مردم ايران عليه خاندان پهلوى ، به اول آبان 1356 بازمى گردد . شهادت مرموز آيت الله مصطفى خمينى (قدس سره) ، كه با هدف تضعيف روحيه رهبر انقلاب ايران تدارك ديده شد ، كاملاً عكس عمل كرد و ضمن دميدن روحى تازه به جريان مبارزات، از نفوذ فوق العاده امام خمينى (قدس سره)در ميان اقشار مردم خبر داد . فرداى شهادت آيت الله مصطفى خمينى ، حوزه هاى علميّۀ نجف در عراق، قم و تهران تعطيل شد و علماى تراز اول ايران با برگزارى مجالس ختم ، ياد و نام اين روحانى مبارز را گرامى داشتند . با نگاه به اسناد به جاى مانده از ساواك ، روشن مى شود كه مسئولان اين سازمان امنيتى ، به هيچ وجه پيش بينى برپايى مجالس ختم و بزرگداشت اين شهيد را ، آن هم با حجمى كه در سندهاى اين كتاب آمده ، نمى كردند . به همين دليل ، مديريت اداره كل سوم ( پرويز ثابتى ) با صدور دستورالعملى براى مراكز ساواك در شهرهاى مختلف ، از آنان خواست كه مراقب برپايى مجالس ختم آيت الله سيد مصطفى خمينى باشند و اگر تمجيدى از حضرت امام خمينى (قدس سره) شد ، از برگزارى مجالس جلوگيرى كنند . گسترۀ اين مجالس در سراسر كشور ، به نحوى بود كه مى توان گفت فضاى سياسى كشور در اين برهه از زمان، تحت تأثير مستقيم اين حادثه و بيشترين دل مشغولى نيروهاى امنيتى و انتظامى رژيم شاه، متوجه اين امر بوده است .(1)
نهضت « اربعينيه » يا « چهلم سياسى » شهداى قم و تبريز و يزد ، روحى تازه و اميدواركننده به نهضت انقلاب اسلامى ايران بخشيد ؛ به طورى كه ظرف مدت يك سال ، به سرنگونى كامل رژيم پهلوى انجاميد . اين نهضت كه با بهره بردارى از آيين مذهبى تشيّع ، كار خود را آغاز كرد، پيش از همه چيز موجبات شناساندن محبوبيت و نفوذ رهبر ايران در ميان مردم را نمايان ساخت و از سوى ديگر ، آزادسازى پتانسيل
1) . شهادت آيت الله مصطفى خمينى به روايت همسرش: http://dowran.ir
عظيم نيروهاى مردمى را به همراه داشت . نيروهاى انقلابى از پس چهلم هاى سياسى ، بيش از پيش با يكديگر متحد شدند و همين اتحاد و يك دستى بود كه قطار انقلاب اسلامى را تا ايستگاه پيروزى به جلو راند .(1)
اگر بخواهيم گستردگى و نحوه مراسم اربعين در كربلاى معلّى را باشكوه ترين مراسم شيعيان به حساب آوريم و بعد به برپايى اين مراسم در ايران اسلامى و شبه قاره هند اشاره كنيم ، بدون شك اربعين زنگبار ، در رديف چهارمين مراسم مشهور اربعين در جهان به شمار مى رود كه در نوع خود ، منحصربه فرد و نمادين است. كاربرد اصطلاح فارسى « چهلم » ، نشان مى دهد كه بانيان اين مراسم در قاره آفريقا و بلاد زنگبار ، ايرانيانى بودند كه به مناطق شرق آفريقا مهاجرت كردند و با برپايى مراسم عزادارى در اربعين سالار شهيدان، اقدام به ترويج مذهب حقۀ تشيّع در اين بلاد اسلامى نمودند .(2)
امروزه شيعيان منطقۀ شرق آفريقا با برگزارى منسجم مراسم عاشورا در « دارالسلام » (تانزانيا ) ، خود را آماده برگزارى مراسم چهلم ( اربعين ) در زنگبار مى نمايند و اين مراسم ، هر ساله در اربعين حسينى ، با شكوه خاصى به مدت سه روز در زنگبار برگزار مى شود .
تحقيقات ميدانى انجام شده نشان مى دهد كه در دو سده اخير ، ايرانيان و علماى ايرانى مقيم بلاد زنج كه بيشترين جمعيت شيعه و قدرتمندترين تشكيلات مالى شيعيان در آفريقا به حساب مى آمدند و با برگزارى مراسم عزادارى و سينه زنى در كشور زنگبار ، نقش مهمى در ترويج فرهنگ تشيّع و دعوت مردم بومى به اين مذهب داشتند و وجود اماكنى همچون تعزيه خانه حسينى ، چايخانه و اشعار فارسى در
نوحه هاى عزادارى و سبك سينه زنى بوشهرى در ميان عزاداران ، نشان از تأثير گسترده شيوه عزادارى ايرانيان در اين خطه از جهان دارد . مراسم اربعين زنگبار به مدت سه روز و شب طول مى كشد .زمينه اربعين خونين زنگبار زمانى آغاز شد كه « عبيد كرومه » در سال 1964م، رئيس جمهور زنگبار شد . كرومه يك رژيم ماركسيست لنينيستى را برقرار كرد و از همان ابتدا و حتى پس از اتحاد با تانزانيا ، حكومت رعب و وحشت را در زنگبار برقرار كرد .
وى در ابتداى حكومت خود با اخراج ايرانيان و شيعيان، به مصادره اموال و حسينيه هاى آنها پرداخت و به بهانه عمومى كردن دارايى ها ، اموال شهروندان شيعه به تاراج كمونيست ها رفت . همچنين هزاران عرب و هندى كه از قرن ها پيش در اين جزيره اقامت داشتند، اموالشان از سوى رژيم كرومه مصادره شد و آنها ناگزير به ترك زنگبار شدند . كرومه در دوران حكومتش، اعراب ، هندى ها و ديگر اقوام غير سياهپوست را كه هنوز در زنگبار سكونت داشتند ، لحظه اى آسوده نگذاشت و با دستورات غيرانسانى و تبعيض آميز ، زندگى را براى آنها به كابوس تبديل كرد و حتى آنها را ناگزير كرد تا به اجبار ، دختران نوجوانشان را به ازدواج سياهپوستان سالمند درآورند.
وى برخى از مدارس و اماكن شيعى را مصادره كرد و مسجد قديمى شيعيان و مقبرۀ برخى از مبلغان و عالمان ايرانى ، از سوى كمونيست ها تخريب شد . فجيع ترين جنايت كمونيست هاى زنگبار ، كشتار شيعيان خوجه در مراسم اربعين 1964 ميلادى بود كه باعث شد ، رفته رفته شيعيان هندى و ايرانيانى كه جمعيتى بيش از ده هزار نفر را تشكيل مى دادند ، از اين جزيره كوچ كرده و به دارالسلام و ديگر كشورها مهاجرت كردند .(1)سرانجام در روز هفتم آوريل سال 1972 ميلادى ، عبيد كرومه در يك سوء قصد كشته شد و مسلمانان و شيعيان زنگبار ، تا اندازه اى از فشار حكومت كمونيستى رها شدند .
1) . پيشينه تاريخى تشيع و ايرانيان در تانزانيا و زنگبار؛ www.shia-news.com/fa/news/13151. 24 ارديبهشت 1388كد خبر: 13151.
هم اكنون شيعيان هرساله با برپايى مراسم چهلم ، اقدام به بازگشايى حسينيه ها مى نمايند تا بهانه دولت لاييك، براى مصادره احتمالى آنها را بگيرند . از اين رو شيعيان در اين ايام ، با حضور در تعزيه خانه حسينى و محفل حضرت ابالفضل العباس (علیهالسلام) ،محفل شاه خراسان، محفل بى بى فاطمه و مسجد حجت و ثقة الاسلام ، به نوحه خوانى و سينه زنى مى پردازند و با پذيرايى و دادن نذر به شيعيان و مردم.1 محلى ، ياد و خاطره اربعين باشكوه زنگبار را در اذهان زنده مى كنند .(1)و شيعيان هندى تبارى كه در سال هاى 1940 ميلادى در زنگبار به دنيا آمدند و تعداد زيادى از آنها در سال هاى منتهى به دهه 70 ميلادى ، مجبور به ترك اين كشور به دليل تغيير حكومت و فشار سياسى بر شيعيان و مهاجرت به كشورهاى اطراف شدند ، هر ساله در سنّتى قديمى ، با شركت در مراسم چهلم، ياد اجداد خود را زنده نگه داشته و با انتقال اين سنّت به فرزندان خود ، درصدد حفظ هويت مذهبى و فرهنگى خود برآمده اند.
در سال هاى اخير، شيعيان در روزهاى منتهى به 20 صفر، از راه دريا و هوا، خود را به زنگبار رسانيده و خود را براى مراسم اربعين آماده مى كنند و هتل و مسافرخانه هاى متعلق به شيعيان ، به صورت رايگان در اختيار آنها قرار مى گيرد . بدون شك ، مراسم اربعين زنگبار ، از قديمى ترين مناسبت هاى مذهبى در عرصه قاره آفريقا به حساب مى آيد و چون دولت لاييك زنگبار ، احساس وظيفه اى براى حفظ اين نماد اسلامى شيعى ندارد، براى ثبت آن در يونسكو ، فعاليتى نكرده است و ثبت اين واقعه ، به عنوان ميراث معنوى جهان تشيّع ، از ضروريات است .
نتيجه گيرى
بزرگداشت نهضت عاشورا در چهلمين روز بعد از عاشورا ، يعنى روز اربعين ، همواره مورد توجه ويژه اهل بيت (علیهم السلام) بوده است ؛ بر همين اساس و با توجه به آموزه هاى مكتب اهل بيت (علیهم السلام) ، از ديرباز شيعيان، عزادارى روز اربعين را باشكوه
1) . .www.aftabir.com/lifestyle/view/166845
زيادى برگزار مى كنند كه طبعاً برگزارى اين شعائر ، موجب جلب توجه قلوب مسلمانان به مكتب اهل بيت (علیهم السلام) در طول تاريخ شده است . به همين دليل دشمنان مكتب تشيّع ، همواره به انحاء مختلف،مراسم اربعين را مورد حمله قرار داده اند ؛ به طورى كه در طول تاريخ ، اربعين هاى خونين متعددى شكل گرفته است .
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران و رشد گرايش به مكتب اهل بيت (علیهم السلام) در جهان ، حملات خونين به شعائر شيعه ، از جمله مراسم اربعين ، با هدايت استكبار فزونى گرفت و در سال هاى اخير، شاهد حملات خونبار متعددى عليه مراسم اربعين در كشورهاى مختلف اسلامى بوده ايم كه گزارش برخى از آنها در اين نوشتار ارائه گرديد . اين حملات خونين ، نه تنها شعائر مذهبى شيعه در اربعين حسينى را متوقف نكرد ، بلكه امروزه اربعين حسينى به روز جهانى وحدت مسلمانان در مقابل جريان هاى استكبارى و تكفيرى تبديل شده است.
اگرچه رسانه ها و تبليغات دشمنان شيعه ، تلاش مى كنند حركت ميليونى و بى نظير اربعين را اقدامى صرفاً مذهبى و به دور از مايه هاى اجتماعى و سياسى معرفى كنند ، ولى اگر نفس اين حماسه بزرگ سياسى و اجتماعى نبود ، اين طور مورد حملات خونبار دشمنان قرار نمى گرفت . از سوى ديگر با هيچ عقلى نمى توان وجوه سياسى را از اين حماسه بزرگ تفكيك كرد . بر همين اساس ، نمى توان از كنار آتش زدن تصاوير آل خليفه و آل سعود و شعارهايى كه عليه آنان به زبان هاى مختلف در مسير راهپيمايى سر داده مى شد ، به سادگى گذشت. « الموت لاسرائيل » همانند « لبيك يا حسين » در مسير پياده روى اربعين، به گوش مى رسد كه اين حاصل رشد بصيرت شيعه به واسطه شعائر حسينى نظير اربعين است . همچنين هزاران زائر ايرانى و ديگر مسلمانان شيعه ، با شعار « لبيك يا خامنه اى ، لبيك يا حسين است » ، « بالروح بالدم لبيك يا بحرين » ، « الموت لامريكا » و « الموت لاسرائيل » ، پيام
بيدارى همه زائران امام حسين (علیه السلام) را كه از سراسر جهان، عازم كربلاى معلّى شده بودند، به جهانيان ابلاغ مى كنند .به هر تقدير اربعين حسينى به رغم اقدامات خشونت بار دولت هاى سركوب گر و گروه هاى تكفيرى تروريستى، هرساله باشكوه تر مى شود و راهپيمايى پياده به سوى كربلا در ايام اربعين كه به حكم آمارهاى رسمى رسانه هاى غيراسلامى ، بزرگ ترين راهپيمايى كمى و كيفى جهان است ، عملاً به نماد قدرت شيعه تبديل شده است و مى تواند به تزلزل و نابودى سياست هاى آمريكا ، رژيم صهيونيستى و پيروان آنها در منطقه بينجامد . همان گونه كه مقام معظم رهبرى فرمود :
شروع مغناطيس حسينى در روز اربعين است . اين حماسه ، تنها با شور و شعور حسينى رقم مى خورد . (1)
اين بخش ، برگی از مظلوميت شيعيان و نابخردی و قساوت دشمنان شيعه است ؛ گزارشی مختصر از حملات خونين به عزاداران اربعين در سال های اخير که به شهادت تعداد قابل توجهی از زائران حسينی انجاميد .
در اربعين سال 86 ﻫ.ش، انفجاری در جنوب غربی بغداد روی داد و يك زائر به شهادت رسيد و 15 تن ديگر زخمی شدند . انفجار در مسير اصلی منطقه « الدوره »، هنگامی رخ داد كه كاروان زائران امام حسين (علیه السلام) با پای پياده، راهی كربلا بودند . در اين انفجار ، دو تن از افراد پليس نيز زخمی شدند .
در اربعين سال 87 ﻫ.ش، تروریست های تکفیری ، کاروان زوّار حسینی را در نقاط مختلف عراق ، مورد حمله قرار دادند و جمع زیادی را به شهادت رساندند .
در یکی از این حوادث تروریستی که در شهر الاسکندریه در جنوب بغداد اتفاق افتاد ، یک زن تکفیری ، كمربند انفجاری خود را در میان کاروان زائران حسینی که با
1) . برگرفته از کتاب مجموعه مقالات اربعین، ص 303 -327.
پای پیاده عازم کربلا بودند ، منفجر کرد و منجر به شهادت حداقل 50 تن و زخمی شدن بیش از 80 تن شد .در انفجار دیگری که در شهر کربلا و در نزدیکی حرم حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) به وقوع پیوست ، 12 تن شهید و 30 نفر زخمی شدند .
به هنگام بازگشت كاروان ها نيز انفجاری در منطقه « الکمالیه » در جنوب شرق بغداد رخ داد و 4 تن شهيد و 13 تن زخمی شدند .
در اربعين سال 88 ﻫ.ش ، زائرانی كه با پای پیاده عازم کربلا بودند ، در شمال شرق بغداد ، هدف عملیات انتحاری قرار گرفتند. اين انفجار ، 45 کشته و 106 زخمی بر جای گذاشت .
در اربعين سال 89 ﻫ.ش ، دو خودروی بمب گذاری شده در شرق کربلا منفجر شد كه 6 تن کشته و 34 تن زخمی شدند .
در اربعين سال 90 ﻫ.ش ، در حومۀ شهر بصره ، انفجار مهيبی رخ داد و از شيعيانی كه مشغول عزاداری اربعين بودند ، 52 نفر كشته و بيش از 100 تن زخمی شدند . زائران حسينی در حال عبور از ايست بازرسی بودند كه اين انفجار تروريستی ، آنان را به خاك و خون كشيد . در انفجار بغداد نيز ، 70 تن از عزاداران کشته شدند .
در اربعين سال 91 ﻫ.ش، انفجار خودروی بمب گذاری شده در مسیر بازگشت زائران کربلا ، بیش از 10 کشته و 20 مجروح بر جای گذاشت . اين انفجار ، در شمال شهر حلّه، از تواقع استان بابل عراق روی داد .
در اربعين سال 92 ﻫ.ش ، در پی انفجار تعدادی بمب و خودروی بمب گذاری شده در مسیر حرکت زائران امام حسین (علیه السلام) ، 50 نفر شهید و بیش از 150 نفر زخمی شدند .
در اربعين سال 93 ﻫ.ش، در پی اصابت چند خمپاره، تعدادی از زائران در كربلا ، دچار آسيب شدند .(1)
1) . فرهنگنامه اربعین، ص 32 - 33.
انتفاضه اربعین 1397 قمری(1)
برخورد خشونت بار مأموران بعثی با زائران حسینی در عاشورا و اربعین سال 1396 قمری ، زمینه ساز حرکتی از سوی مردم نجف در سال بعد شد که « انتفاضۀ اربعین » نامیده شد . در اربعین سال 1397 شیعیان نجف، نهضتی عظیم بر پا کردند و پس از تظاهرات گسترده ، مسیر نجف تا کربلا را طی چهار روز ، پیاده پیمودند که بیشتر حوادث این روزها ، در بیابان های مسیر بین این دو شهر رخ داد و نظام بعثی از وحدت و تجمع و خروش و نهضت انقلابیون ، به شدت در هراس افتاد ؛ به طوری که با تمام نیروهای نظامی و امنیتی خود به مقابله با آن برخاست . نقش علماء و وعاظ آگاه و شجاع در این حرکت انقلابی ، بسیار برجسته بود. نویسندۀ این مقاله پس از بیان علت و زمینۀ پیدایش این حرکت انقلابی ، حوادث پیش آمده در طول این پیاده روی معنوی را از آغاز تا پایان ، در شش محور بیان کرده است .
تاریخ معاصر عراق مظلوم ، سراسر با جنایات حکام بعثی و دشمنی آنان با دین و حوزه ها و شعائر حسینی و احکام قرآن آمیخته شده است . آنان از هنگامی که بر ملت مسلمان عراق تسلط یافتند ، در اجرای مأموریت های محوله به آنان ، نسبت به زائران قبر حسین (علیه السلام) محدودیت ها ، سخت گیری ها و مراقبت و کنترل شدیدی به کار بسته و با زوّار و عزاداران، با غیرانسانی ترین شیوه ها رفتار کردند . دانشجویان ، کارمندان و نظامیان را از رفتن به زیارت قبر سیّدالشهداء (علیه السلام) منع کردند و از سوی دیگر ، مأموران خود را بین مردم پخش کردند تا ازآنان جاسوسی کنند . اما مردم به هر قیمتی که بود ، در حفظ شعائر عاشورا، به ویژه مراسم زیارت پیاده امام حسین (علیه السلام) کوشیدند و
1) . مجله فرهنگ زیارت، دیماه سال 1392 شماره 19 و 20، نویسنده: رعد الموسوی تاریخ درج : 4/4/1394ق. ترجمه جواد محدثی.
سرانجام کار به جایی رسید که به دنبال بخشنامه رسمی رژیم بعث ، مبنی بر ممنوعیت زیارت پیاده کربلا در سال 1397 قمری مردم با زمینه سازی برای مقابله با رژیم، حرکت عظیمی را پی ریزی کردند و نیروهای دولتی نیز با به کارگیری تانک ها ، زره پوش ها و هواپیماها، راه پیمایی زائران پیاده حسین (علیه السلام) را در مسیر ( نجف - کربلا ) در هم کوبیدند و هزاران نفر را بازداشت کردند .(1)
این حرکت عظیم - که به آن خواهیم پرداخت - گرچه در سال 1397 هجری روی داد، لکن ریشه ها و سوابقی در سال های گذشته داشت که خوب است بحث را از اندکی پیش از این تاریخ آغاز کنیم .
چون شکل گیری این گونه جنبش ها ، بیشتر از « نجف » آغاز می شد ، برخورد سرکوب گرانه بعثی ها نیز بیشتر متوجه مرکز ثقل این حرکت و خاستگاه این نهضت بود . از شب نهم محرم سال 1390 هجری قمری ، رژیم عراق با اعمال فشار ، محدودیت هایی را در اجرای برنامه های سنّتی شیعه و شعائر دینی به وجود آورد ؛ از جمله دسته های عزاداری ماه محرم را به شدت تحت کنترل قرار داد و به همین منظور ، درهای اصلی صحن مطهّر حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بست ( درب مسلم بن عقیل و شیخ طوسی ).
مردم در آن شب تظاهرات کردند ؛ در حالی که عکس العمل اعتراض آمیز خود را بر ضد این مقررات نشان می دادند . سپس با چوب و کفش و ... به مأموران حمله کردند و به طرف یکی از غرفه های صحن که محل مأمورین بود و قائم مقام استاندار نجف و یکی از مسئولین حزب بعث نجف هم در آن جا بودند ، هجوم آوردند.معجزه بی سابقه ای که آن شب به وقوع پیوست ، گشوده شدن درب صحن مطهّر بود ( درب شیخ طوسی ) و این کرامت مولا (علیه السلام) ، شور و حماسه مردم را افزون تر کرد و شعارهایی برای این پیروزی تازه سر می دادند . پس از آن، به محل مخابرات پلیس
1) . انتفاضۀ صفر، رعد الموسوی، ص 25.
حمله کرده ، آن جا را ویران ساختند . نیروهای امدادی رژیم آمدند و به روی مردم آتش گشودند . اما مردم به قرارگاه پلیس هجوم بردند . درگیری های پراکنده تا نیمه شب ادامه داشت و در این تظاهرات، یک نفر کشته و عده ای هم مجروح شدند. به دنبال این حادثه ، نیروهای رژیم ، برای کنترل اوضاع که می رفت به انقلابی بزرگ تبدیل شود، دست به اقدامات پیش گیرانه زد.(1)
آن سال به بعد عشق حسینی ، بیش از پیش در دل ها شعله می کشید و تلاش های عمال بعثی هم نمی توانست با زور و فشار و تهدید ، آن را خاموش کند . تا این که شب عاشورای 1395 هجری ، بار دیگر ، نجف اشرف صحنه تظاهرات زائران شد . این بار مردم همراه خود، سلاح سرد حمل می کردند . در بازار و خیابان های نجف می گشتند تا این که وارد صحن امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد شدند . یکی از خطیبان، در سخنان حماسی و پرشوری که ایراد کرد ، رژیم بعث را رسوا ساخت .(2)
در ایام اربعین همان سال نیروهای فریبکار بعثی ، که برای بهره برداری تبلیغی از مراسم زیارت دست به کار شده و تصاویری از حسن البکر (رئیس جمهور وقت) و صدام را به صحنه آورده بودند ، با عکس العمل شدید مردم روبه رو شدند . جمعیت زواری که از نجف عازم زیارت کربلا بودند ، آن تصاویر را پاره کردند و عزاداری به تظاهراتی بزرگ تبدیل گشت و شعارهایی بر ضد حزب بعث و حسن البکر و صدام داده شد و مردم پیوند خود را با اولیای دین، و دشمنی خویش را با رژیم حاکم اظهار می کردند .
سال 1396 قمری هم با فوران شور حسینی مردم نجف در عاشورا و اربعین ، برخورد خشونت بار مأموران بعثی با زائران حسین (علیه السلام) ، بر کینه آنان نسبت به سلطه
حکام جور افزود و برای سال بعد ، با آمادگی بیشتر و تمهیدات گسترده تری قدم به میدان نهادند و عشق سوزان خویش را نسبت به سیدالشهداء (علیه السلام) نشان دادند .
شب عاشورای 1397 هجری یک گروه پیشمرگ امام حسین (علیه السلام) که با هم پیمان شهادت بسته بودند ، خروج کردند . آن گروه انقلابی ، پرچمی خون آلود را به نشانه فداکاری و سمبل قیام و شهادت برافراشته بودند . افراد گروه به سلاح سرد مجهز و مسلح بودند و کارشان به درگیری با مأموران بعثی انجامید . تعدادی از مأموران زخمی شدند و بقیه ، هراسان و وحشت زده از مقابل این گروه فدایی گریختند . به دنبال این حرکت مسلحانه انقلابی ، عده ای از آن قهرمانان دستگیر شدند و زیر شکنجه سخت جلادان قرار گرفتند .
مردم تصمیم داشتند که در روز وفات امام زین العابدین (علیه السلام) در همان سال ، تظاهراتی برپا کرده و از رژیم حاکم، آزادی زندانیان را بخواهند . ولی بنا به دلایلی ، این حرکت به اربعین موکول شد تا در آن مراسم ، اقدامی جدی تر به عمل آید و در همان مناسبت بود که مردم خواستار نابودی رژیم بعث شدند و فریاد برآوردند و با مشت ، به پیکار سرنیزه های حکام بعثی برخاستند .
نجف، شهر امام علی (علیه السلام) شهر دلیرمردان شیعه امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، به پاخاست و در ایام اربعین 1397 قمری ، نهضتی عظیم را پی ریخت . تظاهرات عظیم و گسترده ای که با شرکت اقشار وسیع مردم برپا شد ، چهار روز طول کشید و زائران پیاده ، مسیر طولانی نجف - کربلا » را در مدت چهار روز طی کردند ؛ چهار روزی که همراه با برخوردهای شدید و حماسه های ماندگار و شورعلوی و حسینی بود ؛ چهار روزی که عمق عشق به حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) و کینه از یزیدیان زمان و بعثیان حاکم بر عراق را نشان داد .
بیشتر حوادث این روزها ، در بیابان های مسیر بین این دو شهر اتفاق افتاد و نظام بعثی از آن وحدت و تجمع و خروش و نهضت انقلابیون ، به شدت به هراس افتاد .
گرچه نفس آن پیاده روی و حرکت موکب های زیارتی در آن مسیر و با آن شرایط، نوعی اعتراض و مبارزه با سلطه حکومت قلمداد می شد ، لکن شعارها و روحیات خروشان مردم بر ضد مأموران ، حساسیت آن را افزایش داده بود و این بار ، زیارت پیاده اربعین ، حال و هوای دیگری داشت .
در این راه پیمایی، هرکس در حد توان خود سهمی داشت . در زمینه سازی این حرکت عظیم و انقلابی ، نباید از نقش علماء و وعاظ آگاه و شجاع غافل بود . آنان از مدت ها پیش ، با استفاده از سنگر منبر و مجالس اباعبدالله الحسین (علیه السلام) مردم را به مبارزه با رژیم بعث ، دعوت و تشویق می کردند و روحیه شهادت طلبی و فداکاری را زنده می ساختند . موجی غیرقابل کنترل ، در درون مردم پدید آمد که از وجودشان لبریز شد و همه تدابیر حاکمان بعثی را نقش بر آب کرد . آشکارا و در پیش چشم دوست و دشمن اعلام شد که لحظه آغاز حرکت، ساعت 11 صبح روز 15 ماه صفر خواهد بود . این اعلام عمومی تأثیر حماسی عمیقی در روحیه مردم داشت و نیروهای امنیتی رژیم بعث را بیشتر به وحشت انداخت .
کار گروهی از جوانان نیز تهیه پلاکاردهای فراوان و نصب آنها بر در و دیوار و معابر و مجامع عمومی بود که مردم را به شرکت در راه پیمایی اربعین دعوت می کرد . در یکی از این تابلوها نوشته شده بود : « اهالی محترم نجف ! برای زیارت پیاده قبر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) آماده شوید ».
گروهی که مسئولیت نصب تابلوها و پلاکاردها را در نقاط مختلف شهر بر عهده داشتند ، برای مخفی کاری و فریب مأمورین ، لباس های نظامی پوشیدند تا کمترمورد سوء ظن قرار گیرند . از این پلاکاردها، در بین دسته ها ، حسینیه ها ، هیأت های عزاداری ، خانه ها و محله های نجف و کوفه پخش شد و به دیوار برخی از ادارات دولتی نصب گردید . در بعضی از این اعلامیه ها هم از بعثی ها درخواست شده بود که از « حزب بعث کافر » بیرون آمده و پا به پای مردم ، در راه پیمایی اربعین شرکت
کنند و به حسین (علیه السلام) و یارانش اقتدا نمایند . نجف، لحظات پیش از به راه افتادن سیل خروشان مردم را می گذراند و جاده « نجف - کربلا » در انتظار گام های استوار این کربلاییان میثاق بسته با نجف بود .
مردم به راه افتادند . هنگام حرکت زائران اربعین ، پرچم های سبزرنگی در میان کاروان دیده می شد که بر آنها آیۀ «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَريبٌ» نقش بسته بود . این شعار ، معنا و مفهوم سیاسی داشت و رمز مبارزه توده مردم با رژیم حاکم بود . پرچم سبز بزرگ دیگری نیز برافراشته شده بود که بر روی آن، این جملات می درخشید : « بسم الله الرحمن الرحیم ، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ ، صدق الله العلی العظیم ، نجف اشرف ».
یک بار مأموران در منطقه « خان النص »(1)
حمله ناموفقی به پرچم بزرگ ترتیب دادند. مردم هم با دیدن حمله مأموران، بیشتر پیرامون علم بزرگ را گرفتند. پرچم سفید دیگری در مراسم به چشم می خورد که چشم ها و دل ها را به سوی خود جلب می کرد . با رنگ سرخ، بر آن نوشته شده بود : « شعارنا حُبّ الحُسَین نفدیکَ بِدِمائِنا یا أبا الشُّهداء »؛ یعنی شعار ما عشق حسین (علیه السلام) است ؛ خون رگ های ما فدای تو باد ای پدر شهیدان .سرانجام لحظه فراموش نشدنی و تاریخی فرا رسید . 15 صفر سال 1397 قمری ساعت 11 صبح ( مطابق با سال 1356 شمسی ) سیل پرخروش مردم به راه افتاد . گروه های فراوانی از طبقات گوناگون ، همه میدان ها و خیابان ها را پر کردند و به راه پیمایان پیوستند . نیروهای امنیتی که شهر را در کنترل داشتند ، تصمیم به مقابله گرفتند. درگیری هایی در چند نقطه شهر بین مردم و کماندوهای دولتی پدید آمد .
1) . «خان» به معنای کاروانسراست. در حد فاصل نجف تا کربلا، چند کاروانسرا برای استراحت و اطراق مسافران بود که به نامهای خان الربع، خان النصف و خان النخیله معروف است. خان النص، کاروانسرای نیمه راه است.
تظاهرکنندگان، پرچم های سبزرنگ کوچکی را که با جمله ( نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَريبٌ )(1)مزیّن بود، برافرشتند. پیشاپیش پرچم ها و پرچمداران نیز پرچم بزرگ سبز رنگی با شعار ( يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ )(2)به چشم می خورد . موج گسترده مردم در شهر گشت و هنگام عبور از مقابل استانداری ، عده ای به ساختمان استانداری هجوم بردند ، در حالی که شعار می دادند : « اَبَد وَاللّه ما نَنْسی حُسَیناً ؛ یعنی به خدا قسم ! هرگز حسین (علیه السلام) را فراموش نخواهیم کرد ». این شعار هشداری به مزدوران بعثی بود که با ترفندهای گوناگون می خواستند مردم را از « کربلای حسین » بازدارند و شور حسینی را از دل های مردم بیرون کنند .
جمعیت زوّار با شور بیشتری راه کربلا را در پیش گرفت و در راه چنین می خواندند : « ای حسین ! حتی اگر دست ها و پاهای ما را قطع کنند ، باز هم به سوی تو ، شتابان و متشکل خواهیم آمد .»(3)
بیرون از شهر ، تعدادی دیگر به آنان پیوستند و امواج خروشان مردم ، با شعارهای اسلامی - حماسی به « خان الربع » که ده کیلومتر با نجف فاصله داشت ، رسیدند . زنان متعهّد در این حرکت ، نقش مهمی داشتند . جمعیت بزرگی از زنان ، در مدخل شهرنجف، با سخنان و شعارهای حماسی و انقلابی از تظاهرکنندگان استقبال می کردند . شب هنگام تصمیم بر آن گرفتند که آن شب را در آن محل بمانند تا فردا همزمان با طلوع خورشید ، راه کربلا را پیش گیرند . از نخستین ساعاتی که به « خان الربع » رسیدند ، زائران در یک برنامه کاملاً مردمی ، تدابیری برای حفظ امنیت مردم از هجوم نیروهای بعثی به کار گرفتند . عده ای نیز مقدار زیادی سنگ جمع کردند که اگر با
هجوم نیروهای محاصره کننده بعثی روبه رو شدند ، بتوانند به مقابله برخیزند . از طرف گردانندگان راهپیمایی ، برنامه ریزی دقیقی برای مقابله با هر حادثه ای شده بود . آنان راه های ورودی به منطقه را در کنترل خود داشتند و مزدوران بعثی ، از هر جا که می خواستند به درون جمعیت نفوذ کنند و عناصر فعال را شناسایی و دستگیر کنند ، با سنگباران مجاهدانی که در کمین بودند ، روبه رو می شدند و ناچار عقب نشینی می کردند .
در فجر صادق ، نماز صبح را بر پا داشتند و آماده ادامه راه پیمایی به سوی کربلا بودند . در این هنگام مردم باخبر شدند که تعدادی از خودروهایی که برای زائران مواد غذایی می آورده ، از سوی مأموران توقیف شده و از رسیدن آنها به کاروانیان کربلا جلوگیری کرده اند . مردم خشمگین ، ماشین ها را از محاصره مأموران آزاد ساخته و راهی به سوی کاروانسرا گشودند . در این برخورد که میان تظاهرکنندگان و مأموران پیش آمد ، مأمورین از وخیم تر شدن اوضاع ترسیده و گریختند .
بدین ترتیب بار دیگر حرکت راه پیمایان ادامه یافت . راه اصلی « نجف - کربلا » در اختیار مردم بود و تظاهرکنندگان اتومبیل های پلیس را کنترل و تعقیب و گاهی توقیف می کردند . مقامامت امنیتی ، برای اعزام افرادشان به منطقه ، از اتوبوس های مسافربری و وسایل نقلیه عمومی استفاده می کردند تا شناخته نشوند ؛ ولی مردم متوجه این توطئه شدند و ماشین های عمومی را هم تفتیش و بازرسی می کردند و اگر مأموران بعثی را شناسایی می کردند ، آنان را تنبیه می کردند . راه پیمایان زائر حرم امام حسین (علیه السلام) ، در هر اتوبوسی که عکس های صدام و حسن البکر رامی دیدند ، تصاویر را پاره می کردند و با خشم و نفرت ، شعارهایی بر ضد حکومت و علیه نیروهای پلیس تکرار می کردند و با بیان جنایت های حکومت و افشای ستمگری های بعثی ها برای مسافران ، روشنگری نموده و اهداف خود را تبلیغ می کردند و شعار می دادند :
« تاریخ نجف ، نهضت حسینی را ثبت خواهد کرد؛ پلیس نجف ، ترسوست ؛ هیچ توطئه ای بر حسین (علیه السلام) موفق نمی شود؛ ای صدام ! دستت شکسته باد، نه ارتش و
نه مردم، هیچ کس تو را نمی خواهد؛ ای اباالفضل ! به نفع ما برخیز ، که « عفلق » بر ضد ما توطئه کرده است ... ».
صبح روز 17 صفر، یکی از مأموران بعثی با لباس شخصی ، تلاش کرد تا وارد کاروانسرا شود . نگهبانان انقلابی و هشیار ، او را شناسایی و بازداشت کرده ، تفتیش نمودند . همراه او لیستی یافتند که در آن ، نام بسیاری از شرکت کنندگان در راه پیمایی ، و نیز شماره اتومبیل های امدادگر نوشته شده بود . او را به « حسینیه » منتقل کردند و دیگربار حرکتشان را آغاز کرده، به سوی کربلا به راه افتادند .
وقتی گزارش به مأموران دیگر رسید ، برای مقابله با شور حسینی زائران ، مأموران دیگری را به محل فرستادند ؛ اما وقتی رسیدند که « کاروان کربلا » حرکت کرده بود . به ناچار عده ای از افراد باقی مانده در کاروانسرا را بازداشت کردند . وقتی خبر دستگیری آنان به راه پیمایان رسید ، با این که چند کیلومتر از آن جا دور شده بودند ، با این حال ، عده ای از راه پیمایان بازگشتند و با مأموران به زد و خورد پرداختند . صدای « یاحسین » زائران، با صفیر گلوله مزدوران بعثی درهم آمیخت و در این برخورد ، یک زن و یک نوجوان به شهادت رسیدند و عده ای نیز مجروح شدند . سرانجام مردم توانستند برادران بازداشت شده خود را از اسارت بعثیان نجات دهند و با حمله به اداره بعثی ها در آن محل، اشیای موجود در آن را از بین بردند دوباره راه کربلا را در پیش گرفتند .
حرکت پرشور زائران ، فضایی از حماسه و ایثار و معنویت پدید آورده بود و روحیه شهادت طلبانه آنان را بیشتر کرده بود. حتی جمعی از قبایل مسلمان میان راه ، به دنبال شنیدن خبر خشونت های رژیم بعث با زائران ، به راه پیمایان پیاده کربلا پیوستند و آمادگی خود را برای حمایت از آنان ابراز کردند ؛ گرچه این موضع گیری و عمل انقلابی ، به دستگیری عده ای از جوانانشان انجامید .
نقش زن مسلمان و انقلابی عراقی در این تظاهرات ، قابل توجه است . زنان در یک دست ، مشعل دعوت و هدایت داشتند و در دست دیگر ، پرچم جهاد بر ضد حکومت بعثی . سلاح و لوازم ضروری دیگر را پنهان می کردند و مخفیانه به دست مجاهدان می رساندند و مردان را تشجیع و تحریک به مبارزه می کردند . در جریان این راه پیمایی عظیم نیز ، نقش آنان در صحنه چشم گیر بود . گاهی حتی رو در روی مأموران رژیم بعثی می ایستادند و شعار می دادند و گاه با پرتاب سنگ ، مجاهدان را یاری می کردند . در میان دستگیر شدگان این ماجرا و تظاهرات نیز ، زنانی نیز بودند و این نشان دهنده فعالیت سیاسی آنان در این پیاده روی انقلابی به سوی کربلای حسین (علیه السلام) بود .
با رسیدن اخبار حوادث روز 17 صفر به شهرهای دیگر ، مردم از هر سو برای شرکت در تظاهرات، در راه هایی که به کربلا منتهی می شد ، تجمع کردند . به ویژه راه « طویریج - کربلا » شاهد ازدحام شدیدی بود . رژیم بعثی اعلام کرد که حرکت پیاده به سوی کربلا آزاد است و با این کار می خواست خشم توده های انقلابی مردم را فرونشاند . ولی مردم هشیارتر شدند و برای مقابله با هر توطئه ای آماده تر شدند . آن شب، کلمه رمز « اربعین » را به عنوان اسم شب میان خود برگزیدند و شعارهای انقلابی بیشتر شد . تابلوی سیاه بزرگی را برافراشتند که با رنگ سفید بر آن نوشته بود : « این جا قبر شهیدان است » . از سوی دیگر ، مزدوران رژیم بعثی با استفاده ازتاریکی شب ، در گوشه و کنار اقدام به ربودن و دستگیری برخی افراد می کردند و از اتوبوس ها و اتومبیل های عادی برای کنترل اوضاع و دستگیری عناصر فعال در راه پیمایی استفاده می کردند .
وقتی خورشید روز هجدهم صفر طلوع کرد، زائران به سوی کعبه شوق و مِنای عشق « کربلا » به راه افتادند . رژیم بعثی عراق ، برای ارعاب زائران پیاده قبر سیدالشهداء (علیه السلام) و مقابله با این سیلِ خروشان معنویت ، سلاح ها و تجهیزات نظامی
خود را به کار گرفت . دو فروند هواپیمای میگ ، در ارتفاع بسیار پایین از بالای سر زائران عبور کرد . سرعت پرواز چنان زیاد بود که دیوار صوتی را شکست و ارتعاش شدید حاصل از صدای غرش میگ ها ، سبب شکستن شیشه اتومبیل ها شد . سپس تعداد زیادی تانک و نفربرهای زرهی و ادوات دیگر را همراه با مأموران بسیاری با تجهیزات کامل به منطقه فرستادند . مأموران چشم و گوش بسته ، ابتدا به محاصره راه پیمایان پرداختند . عده ای از مأموران نظامی که به عنوان مقابله با اخلالگران شورشی فرستاده شده بودند ، همین که خود را در مقابل راه پیمایی عزاداران حسینی دیدند که علائم سوگواری و پرچم و علم در دسته هاشان حمل می کردند ، از فرمان مافوق سرپیچی کرده و به مردم پیوستند ؛ چرا که وجدان بیدار آنان، به زشتی ایستادن در مقابل جمعیت زائران کربلا شهادت می داد .
نصرت خداوند در آن روز آشکار شد و امداد الهی به یاری زائران آمد . دو فروند از هواپیماها آتش گرفت که یکی در دریاچه « رزاز ه» در نزدیکی کربلا و دیگری در نزدیکی فرمانداری مسیّب سقط کرد و خلبانان آنها هلاک شدند . جالب این جاست که کارشناسان فنی پس از بررسی علت سقوط هواپیما ، هیچ عامل مشخصی نیافتند و ناچار اعلام کردند که سقوط ، به علت نقص فنی بوده است . از آن پس زائران به طعنه و کنایه می گفتند : سقوط به سبب اختلال فنی نبوده ، بلکه ناشی از « اختلال حسینی » بوده است .پیوستن برخی از نظامیان به دسته های زوار عزادار ، یکی دیگر از مظاهر لطف الهی و امدادهای معنوی او بود که روحیه انقلابیون را بالا می برد و ضربه روحی سنگینی به نیروهای دولتی وارد می ساخت . تانک ها برای ایجاد رعب و وحشت ، به میان آمده بودند. در حالی که تانک ها حرکت می کردند ، بعضی از تظاهرکنندگان ، روی تانک ها رفته و به نفع اسلام و امام حسین (علیه السلام) و برضد حکومت بعث کافر شعار می دادند . یکی تظاهرکنندگان خود را جلوی تانکی انداخت تا از پیش روی آن جلوگیری کند ، اما خدمه تانک بیرون آمد و او را از جلوی تانک کنار کشید و گفت : ما هم مثل شما مظلوم هستیم !
سرانجام موجی که از نجف برخاست ، به کربلا رسید و مقاومت ، رشادت ، حماسه و هشیاری زائران اربعین به ثمر رسید و زائران امام حسین (علیه السلام) علی رغم همه فشارها، تهدیدها ، ممانعت ها و سرکوب ها به « کربلا » رسیدند . دیدار مرقد امام حسین (علیه السلام) مرهمی بر زخم دل ها و تسکینی بر گام های خسته و پای پر آبله و پیکر کتک خورده آنان بود و رنج سفر ، با زیارت کربلا آسایش یافت .
آنان ابتدا به حرم حضرت ابوالفضل (علیه السلام) رفتند تا مراتب وفاداری خویش را به آن آموزگار وفا و رادمردی ابراز کنند و سپس به حرم سیدالشهداء (علیه السلام) مشرف شدند ؛ در حالی که لباس خونین یک شهید را نیز، همراه پلاکاردهایی که بر آنها ، جمله « نجف ، چهار شهید تقدیم کرد » به چشم می خورد، حمل می کردند .
در مدخل صحن حرم ابوالفضل (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) نیز با مأموران برخورد و درگیری صورت گرفت . وقتی زائران وارد حرم حسینی شدند ، مأموران همه درها را بستند و فقط یک در باز بود که مأموران برایبستن آن هم تلاش می کردند تا زائران را در محاصره قرار داده و افراد مورد نظر را دستگیر کنند . زائرین علی رغم شدت عمل مأموران ، از همان درب باز مانده بیرون آمدند و زد و خورد به مناطق اطراف حرم کشیده شد و زائران در حالی که صدای « یا حسین، یا حسین » شان در خیابان ها و میدان ها طنین افکن بود ، از سیدالشهداء (علیه السلام) یاری می طلبیدند تا از ظلم یزیدیان مهاجم خلاص شوند. در این وقایع هزاران نفر دستگیر شدند و عناصر اصلی و محرّکین عمده این تظاهرات حماسی را مورد شکنجه قرار دادند . هفت نفر از این چهره های مبارز ، زیر شکنجه به شهادت رسیدند که اغلب این شهداء از کسانی بودند که همواره در مراسم عزاداری سیدالشهداء (علیه السلام) و برپایی مجالس مذهبی و سوگواری برای خاندان عصمت و طهارت ، فعالانه شرکت و حضور و نقش داشتند . 16 نفر دیگر نیز به حبس ابد محکوم شدند .
هر حرکتی دیر یا زود ، تأثیر خود را بر افکار و اراده ها و آگاهی مردم بر جای می گذارد . وقتی اخبار این وقایع به درون زندان های عراق رسید ، زندانیان نیز هم صدا با انقلابیون به سر دادن شعار و موضع گیری بر ضد دولت پرداختند و حتی در مواردی ، زندانیان با هرچه که در اختیار داشتند، به مأموران حمله کردند .
گرچه مراسم زیارت پیاده کربلا و حرکت پرشور و پرشکوه زائران در آن سال از طرف حکومت بعث عراق ، به شدت سرکوب شد ، ولی تأثیر خود را در بیداری مردم و بسیج تشکل آنان برضد رژیم و افشای ماهیت خبیث حاکمان بغداد نشان داد و نقطه عطفی در مبارزات مردم مسلمان عراق گردید .(1)
در طول تاريخ ، تلاش هاى زيادى از سوى دشمنان اهل بيت (علیهم السلام) انجام گرفت ؛ تا مانع اين مراسم شوند . و به ويژه در سال هاى اخير كه رژيم بعثىعراق در اين كشور حاكميت داشت ، اين شيطنت ها و دشمنى ها عمق و شعاع بيشترى به خود گرفت ؛ ولى هرگز موفق به اين كار نشدند . در زمان رياست جمهورى احمد حسن البكر در اربعين سال 1397 ق. كه مصادف با سال 1355 ش. بود ، جاسم الركابى استاندار وقت نجف ، تعدادى از بزرگان اين شهر را احضار و آنها را تهديد كرد كه مراسم پياده روى اربعين نبايد برگزار شود و از اين برخوردها معلوم بود كه رژيم بعث اين بار تصميم دارد كه به طور جدى ، مانع اين مراسم شود ؛ اما مردم اعتنايى به اين تهديدها نكردند و در وقت مقرّر ، پياده روى خود را از نجف به سمت كربلا آغاز كردند .
نيروهاى رژيم بعثى عراق ، چون به عجز و ناتوانى خويش در مقابل اراده آهنين مردم پى بردند ، بى درنگ به توپ ، تانك و هليكوپتر و كماندو متوسل شدند و از زمين و هوا ، زائران حسينى را به گلوله و توپ بستند . در اين سال ، حدود 250 هزار نفر در مراسم پياده روى حاضر شده بودند كه شمار زيادى از آنها را به شهادت
1) . عمده وقایع مربوط به حادثه اربعین، از کتاب «انتفاضه صفر»، رعد الموسوی نقل شده است.
رساندند و تعدادى دستگير و زندانى شدند و بعد نُه نفر را هم به جرم اخلال در نظم و امنيت كشور ، در ملاء عام اعدام نمودند و بدين ترتيب ، ترس و وحشت را در فضاى شهرهاى نجف و كربلا حاكم كردند .(1)
در سال هاى بعد ، اگرچه فضاى اختناق همچنان ادامه داشت ، ولى مراسم پياده روى كم رنگ و پراكنده انجام مى گرفت و هرگز به تعطيلى مطلق نگراييد ؛ تا اين كه احمد حسن البكر ، طى كودتايى سرنگون شد و رهبرى رژيم بعثى عراق را صدام بر عهده گرفت . در اين دوره نيز تلاش بسيارى شد تا مانع اين مراسم حماسى و معنوى شوند . در شعبان سال 1411 ق. كه مردم نجف تصميم گرفتند مراسم نيمه شعبان آن سال را در حرم حسينى برگزار كنند ، به صورت ، فردى و جمعى ، با پاى پياده به سوى كربلا به راه افتادند . از سوى ديگر ، مأموران اطلاعات و امنيت عراق ، تمام درهاىحرم را به روى زائران بستند ؛ تا آنها نتوانند در اين شب عزيز ، كنار حرم باشند و موفق به زيارت شوند . اين برخورد نادرست ، اعتراض و خشم مردم را برانگيخت و موجى از جمعيت كه در پيشاپيش آنان جوانان مسلمان و خشمگين در حركت بودند ، دست به تظاهرات خيابانى زدند و بر ضد رژيم بعثى ، شعارهاى تندى سر دادند . اين حركت ، آغاز انتفاضه معروف ماه شعبان سال 1411 قمری در كربلا و نجف و بعضى شهرهاى ديگر عراق ، مثل بصره و ناصريه شد . قيام مردم و زائران حسينى ، كنترل را از دست بعثى ها گرفت و چند روز ، شهرهاى نجف و كربلا در تصرف مردم بودند و رژيم بعثى عراق كه كاملًا خود را باخته و غافلگير شده بود ، با تمام قوا وارد عمل شد و همزمان به دو شهر نجف و كربلا حمله كرد و با توپ و تانك ، وارد صحن حرم حسينى شد و با كشتار هزاران نفر ، دوباره كنترل اوضاع را به دست گرفت .(2)
در سال های اخیر ، از جمله در سال 1370 نیز حکومت بعث عراق برای درهم کوبیدن حرکت انقلابی شیعیان با انواع سلاح ها مردم را در نجف و کربلا به خاک و خون کشید و با توپخانه، گنبد و بارگاه حسینی را هدف قرارداد . این جنایت های بی نظیر، سبب شد که رهبر معظم انقلاب ، حضرت آیت الله خامنه ای اعلام عزای عمومی کنند و در اطلاعیه ای ، حمله وحشیانه به عتبات را محکوم کردند و آن را بازآفرینی مصائب و اندوه های عاشورا خواندند .
گفتگو با یکی از شرکت کنندگان در انتفاضه ماه صفر عراق(1)
حجت الاسلام والمسلمین محمدالحسون ، از حاضران انتفاضه صفر عراق ( 39 سال قبل ) که از سوی ماموران بعثی دستگیر و شکنجه شده است ، در گفتگو با خبرگزاری حوزه ، جزئیات « انتفاضه » و نحوه برخورد ماموران بعثی با زندانیان راشرح داد و نیم نگاهی به آثار و نتایج این حرکت مردمی در سطح سیاسی و اجتماعی عراق انداخت .
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری « حوزه » ، تاریخ معاصر عراق ، با جنایات حکام بعثی و دشمنی آنان با دین و حوزه ها و شعائر حسینی و احکام قرآن آمیخته شده است . بعثی ها از وقتی که بر ملت مسلمان عراق تسلط یافتند ، نسبت به زائران سیدالشهداء (علیه السلام) محدودیت ها، سخت گیری ها و مراقبت و کنترل شدیدی به کار بسته و با زوّار و عزاداران ، با غیرانسانی ترین شیوه ها رفتار کردند . اما مردم به هر قیمتی که بود ، در حفظ شعائر عاشورا، به ویژه زیارت پیاده امام حسین (علیه السلام) کوشیدند و سرانجام کار به جایی رسید که به دنبال بخشنامه رسمی رژیم بعث ، مبنی بر ممنوعیت زیارت پیاده کربلا در سال 1397 قمری مردم با زمینه سازی برای مقابله با رژیم، حرکت عظیمی را پی ریزی کردند و نیروهای دولتی نیز با به کارگیری تانک ها ،
1) . . www.hawzahnews.com 21 آذر 1394ش. کد خبر: 363940.
زره پوش ها و هواپیماها، راه پیمایی زائران پیاده حسین (علیه السلام) را در مسیر ( نجف - کربلا ) دَر هَم کوبیدند و هزاران نفر را بازداشت کردند . این حرکت انقلابی که از آن به انتفاضه صفر الخیر یا انتفاضه اربعین یاد می شود ، برگی پرافتخار از تاریخ ارادتمندان به خاندان اهل بیت (علیهم السلام) است .
در همین زمینه حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد الحسون رئیس مرکز پژوهش های اعتقادی که آن سال به عنوان یک جوان 17 ساله در میان زائران اربعین بوده و سپس بازداشت و شکنجه شده است ، در مصاحبه با خبرگزاری حوزه به تشریح جزئیات این انتفاضه پرداخت که ماحصل این گفتگو در ذیل می آید :
استحباب پیاده رفتن به زیارت سیدالشهداء (علیه السلام) در مبانی روایی موجود است و از حیث تاریخی ، نقل شده است که در زمان شیخ انصاری ( متوفای1261 هجری ) ، جمعی از علما و طلاب پیاده از نجف به کربلا می رفتند اما این حرکت، محدود بود تا اینکه در دوران مرحوم محدث نوری ( متوفای 1320 هجری ) ، مقداری توسعه یافت و این موضوع به شکل مفصل در ابتدای کتاب « مستدرک الوسائل » در آمده است که نجفی ها سه شب را در راه می خوابیدند و مسیر نجف به کربلا را طی می کردند .
وقتی بعثی ها در سال 1968 میلادی سر کار آمدند ، قدرت زیادی نداشتند و برای آنکه رضایت عمومی را جلب کنند ، به عزاداری ها ، هیئات و مواکب حسینی کمک می کردند ؛ حتی سید عبدالرزاق الحبوبی فرماندار وقت نجف که در همسایگی ما قرار داشت ، به دستبوسی مراجع و علماء می رفت و به هیئت ها کمک می کرد .
این وضع، تا 5 سال ادامه داشت تا اینکه به تدریج فشارها بر ضد شیعیان و مراسم عزاداری زیاد شد و هر سال، محدودیت جدیدی برای عزاداری سیدالشهداء (علیه السلام) ایجاد
می کردند تا اینکه در سال 1977 میلادی (1397 قمری) ، حکومت بعثی اعلام کرد که پیاده روی به کربلا ممنوع است ! و نیروهای بعثی رسماً مردم را تهدید می کردند که برای زیارت اربعین به کربلا نروند . اما جوانان و مردم نجف اتفاق نظر داشتند که برنامه پیاده روی را داشته باشند به طوری که آن موقع، نجف دارای 4 محله معروف بود و از هر محله، عده ای از جوانان به عنوان سرشاخه های این حرکت با هم جلسه گرفتند و قرار شد که 4 روز قبل از اربعین، حرکت پیاده روی از نجف به سوی کربلا را آغاز کنند .
آن موقع 17 سالم بود و روز حرکت ، به دست هر کدام از زائران ، یک پرچم کوچک « یاحسین » بود و پیشاپیش جمعیت ، یک پرچم بزرگ و سبزرنگ بود که روی آن این آیه شریفه نوشته شده بود : ( يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ )
در آغاز صدها نفر بودیم اما ، مغازه های نجف تعطیل شد و به تدریج با افزایش جمعیت ، تبدیل به هزاران نفر شدیم و کاملاً مشخص بود که بعثی ها متحیّر شدند و اصلا فکر نمی کردند با چنین حرکت منسجم و یکپارچه ای مواجه شوند .
آن قدر شور انقلابی میان جوانان زیاد بود که در آغاز راه، از سمت باب الساعة ، یا حسین یا حسین گویان وارد حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) شدیم و در همین مسیر، یکی از جوانان، عکس احمد حسن البکر ( رئیس جمهور وقت عراق ) و صدام ( معاون رئیس جمهور ) را شکست .
نجفی ها در مسیر پیاده روی به کربلا، سه جا می ایستند و بیتوته می کنند . یکی خان الربع ، دیگری خان النصف و سومی خان النخیله . روز اول به خان الربع رسیدیم و بعثی ها پیغام های تهدیدآمیز می فرستادند که مسیر را ادامه ندهیم . اما زائران سیدالشهداء (علیه السلام) بر ادامه راه، مصمّم بودند. تا اینکه روز دوم به خان النصف ( که در واقع میانه راه بین نجف و کربلا می شود ) رسیدیم ، مأموران بعثی به زائران حمله
کردند و یکی از جوانان به شهادت رسید . خبر این ماجرا به سرعت پیچید و اوضاع در نجف، خیلی ناآرام و متشنج شده بود و بسیاری از مردم به زائران پیوستند و جمعیت ، بیشتر شد . برای روز سوم به خان النخیله رسیده بودیم . همین که خواستیم پیاده روی را آغاز کنیم ، یک دفعه نیروهای ارتش با تانک و پوشش نظامی و ماشین های بزرگ نظامی و تسلیحاتی ما را محاصره کردند و همزمان ، دو هواپیما بر فراز آسمان آمد و مدام خودش را به جمعیت نزدیک می کرد تا ایجاد رعب و وحشت کند .
زائران سیدالشهداء (علیه السلام) همه دور هم جمع بودند و به یکدیگر دلداری می دادند تا اینکه به دو دسته تقسیم شدند و عده ای وارد مسیر فرعی از میانباغ ها و روستاهای اطراف جاده شدند و عده ای در همان جاده اصلی باقی ماندند . بعداً متوجه شدیم ، آنهایی که از مسیر فرعی رفتند، به کربلا رسیدند اما ما در حلقه محاصره بعثی ها بودیم و لحظه به لحظه حلقه محاصره ، تنگ تر می شد و در نهایت همه را دستگیر کردند و با ماشین پلیس ، ما را بردند کربلا و یک ساعت در اداره اطلاعات بودیم که اسامی ما را نوشتند و بعد با ماشین مخصوص انتقال زندانیان خاص - که دستگیر شدگان ، داخل فضایی شبیه قفس حصور داشتند – بردند بغداد و ما را وارد پادگان الرشید بغداد کردند که پادگان بزرگی بود.
بعد ما را وارد سلول الریاضة کردند که وجه تسمیه اش را متوجه نشدیم اما خودش به تنهایی شنکجه گاه بود ؛ زیرا یک اتاق کمتر از 12متری بود که دیوارش سیاه و زمینش سیاه بود . یک در آهنی مانند در گاو صندوق داشت که وسط در ، یک منفذ بسیار کوچک بود . داخل اتاق چراغ نداشت و تنها در کل راهرو ، یک چراغ وجود داشت برای همه اتاق ها !
در این اتاق که کمتر از 12 متر بود ، 40 نفر را جا داده بودند و هیچ کس نمی توانست تکان بخورد و تا 48 ساعت هیچ خبری از آب و خوراک نبود و حتی اجازه قضاء حاجت نمی دادند . اینها را باید گفت تا مردم بدانند که وقتی بعثی ها با ما که فقط در پیاده روی اربعین شرکت کرده بودیم ، اینطور برخورد می کردند ، با مجاهدان چگونه برخورد می کردند . اتفاقاً در همان سلول، اسم پنج نفر از افراد حزب الدعوة مانند شیخ عارف البصری ، عزالدین القبانچی و سید التبریزی را دیدم که اسم خود را بر روی دیوار حک کرده بودند . اینها افرادی بودند که از سوی بعثی ها اعدام شده بودند .
دو شب کامل در آن اتاق ماندیم و هیچ کس برای دستشویی اجازه نداشت که بیرون برود و شرایط بسیار سختی بود . خیلی ها همان موقع، به بیماری های کلیوی و سایر بیماری ها مبتلا شدند که همچنان گریبانگیر آنهاست .بعد از دو شب آمدند به ما خوراک دادند . اما غذایی که دادند ، طوری بود که همه اسهال گرفتند و شرایط بسیار سختی در آن سلول حاکم شد .
سپس تحقیقات و بازجویی شروع شد . خوب ، اکثر ما جوان بودیم و تجربه زندان و شکنجه نداشتیم . چشم های ما را بستند و قبل از آنکه وارد اتاق بازجویی شویم ، صدای کتک خوردن یک نفر را شنیدیم که با صدای بلند از بقیه کمک می خواست و بعد از چند ثانیه گفت : « اعتراف می کنم ، مرا نزنید اعتراف می کنم .» البته بعدها فهمیدیم که آن صدا ، صدای ضبط شده بوده و می خواستند جنگ روانی به راه بیندازند تا جوان ها ، اعتماد و روحیه خود را از دست بدهند و به راحتی اعتراف کنند .
وقتی وارد اتاق بازجویی شدم ، بازجو از من پرسید برای چه آمده بودی ؟ که من جواب دادم : آمدم زیارت امام حسین (علیه السلام) . سپس دو دست مرا به یک چوب بستند و شروع به شلاق زدن کرد . اولین شلاق را که خوردم ، احساس کردم نفسم بند آمد . همان لحظه به حضرت زهرا (علیها السلام) توسل کردم تا قدرت پیدا کنم و اعتراف نکنم ؛ زیرا
آنها از طریق از این بازجویی ها می خواستند به سرشاخه ها و افرادی که این پیاده روی را مدیریت کرده بودند ، برسند . از شلاق سوم به بعد را احساس نکردم و بیهوش شدم . چشم هایم را که باز کردم ، بازجو ، چند سیلی محکم به صورتم زد و سپس به من دستمال داد ؛ اولش فکر کردم باید با آن، بینی ام را پاک کنم اما بعد متوجه شدم که از گوش هایم خون می آید . بعد از بازجویی ما را به سلول دیگری بردند که مقداری بزرگتر از قبلی بود اما باز هم برای رفتن به دستشویی ، سخت گیری می کردند و هر بار که جوانان بیرون می رفتند ، به بهانه های مختلف کتک می زدند . اتفاقاً مأموران زندان هم جوان های ظاهراً شیک پوشی بودند و بعداً فهمیدم که اینها ، افرادی هستند که در شیرخوارگاه ها بزرگ شده اند و بعثی ها اینها را جذب کرده بودند .
مجموعاً 13 روز حبس بودم . که روز آخر یک لیست از اسامی آوردند و خواندند که اسم من هم در آن بود و ما را آزاد کردند . قبل از آزادی ، یکی از مأموران بعثی گفت که شما فکر نکنید اینجا شکنجه شدید . ما شما را شکنجه نکردیم و این کارها ، بیشتر یک شوخی بود ! شکنجه ما مانند آن است که یک آهن ، ذوب می شود !
در آن دوران ، روابط سیاسی بین عراق و رژیم پهلوی خوب بود و اصلاً این اتفاقِ مهم در رسانه های ایران منعکس نشد اما اتفاقی که بعد از انتفاضه صفر ، روی داد این بود که جوانان جرات پیدا کردند که در برابر رژیم بعث بایستند . به خصوص که جلوه ضد دینی بعثی ها بیش از پیش برای مردم روشن شده بود .
در این ماجرا ، 8 نفر اعدام و 15 نفر به حبس ابد محکوم شدند که منجر به تنفر عمومی نسبت به بعثی ها شد . حزب الدعوة و مجاهدان عراقی هم ، وارد میدان شدند و بسیاری از جوانان، جذب حزب الدعوة شدند و گروه گروه ، جوانانی که مخالف
بعثی ها بودند شکل گرفت ؛ حتی افرادی که ارتباطی با حزب الدعوة نداشتند ، در خصوص فعالیت های ضدبعثی فعال شدند .
در آن زمان ، به دلیل خفقان موجود ، هیچ صدایی از انتفاضه مردم در سطح رسانه ها بلند نشد اما به نظرم ، همچنان رسانه ها ، حق این مطلب را ادا نکرده اند و جا دارد که هر سال ، به این انتفاضه بپردازند و ابعاد و زوایای مختلفش را بررسی کنند .
این انتفاضه ، دو سال قبل از انقلاب اسلامی ایران بود و یکی از نتایج انتفاضه اربعین این بود که چشم همه مردم نجف، کربلا و سایر شهرهای شیعه نشین عراق به انقلاب ایران بود .(1)
بهمن 1355، هنوز صدام حسین ، حسن البکر را برکنار نکرده بود اما مشخص بود کم کم به نفر اول عراق تبدیل میشود که حزب بعث عراق برگزاری مراسمهای مذهبی و برقراری موکب و پیادهروی به کربلا را ممنوع کرد .
حزب بعث از سال 1348 شمسی ، محدودیتهای گستردهای در برگزاری مراسم مذهبی شیعیان بهوجود آورده بود . سه سال بعد، مراسمهای مذهبی محدود شد به تعداد کمی از حسینیهها که مجوز داشتند این روند ادامه یافت تا سال 1354 دستور ممنوعیت برگزاری مراسم پیاده روی اربعین به سوی کربلا و برقراری موکبها متوقف شد . اما سال 1355 شمسی ، این منع، خشونت بیشتری به خود گرفت . حتی در دهۀ اول محرم ماشینها توسط مأموران حکومتی تفتیش میشد و هر نوع وسیله متعلق به عزاداری مصادره میگردید .
این فشارها مانع از بروز شور حسینی نبود و همین موجب بازداشت و زندانی کردن تعدادی از جوانان عزادار در شب عاشورا شد . پس از مشورت با سیّد محمّدباقر صدر ،
1) . گفت و گو: حسن صدرایی عارف.
اعتراضاتی که در معرض بروز بود ، به اربعین امام حسین (علیه السلام) موکول شد . حتی برخی مراجع پیاده روی اربعین را واجب اعلام کرده بودند .
ساعت یازده بامداد 15 صفر 1397قمری برابر 15 بهمن 1355 شمسی به عنوان تاریخ شروع تعیین شد . در حالی که جمعیت در خیابانهای نجف پرسه میزدند و به سمت حرم امام علی (علیه السلام) میرفتند ، بر خیل جمعیت افزوده میشد . سرانجام در زمان مقرر جمعیت بزرگی که شمار آن را تا 30 هزار نفر دانستهاند ، به قصد پیادهروی اربعین و زیارت امام حسین (علیه السلام) در حرم امام علی (علیه السلام) در نجف تجمع کردند . جمعیت به « خانالربع » رسید ، جایی که « رهبران قیام » با توجه به تهدید پلیس و گشتهای امنیتی شب را در آنجا سپری کردند . جمعیت با وجود تلاش قوای نظامی برای ممانعت ، حرکت کرد و در مسیر ،درگیریهای پراکندهای شکل گرفت . از جمله در پنجاه کیلومتری کربلا ، درگیری دیگری رخ داد و چهار نفر از مردم به شهادت رسیدند . مردم با وجود درگیری و شهادت برخی افراد ، به مسیر خود ادامه دادند ، در غروب باران شدیدی بارید و شب سردتر شد که مانع پیشروی نیروهای گارد جمهوری شد و جمعیت به مسیب در حدود 30 کیلومتری کربلا رسید . ریاست جمهوری با اعزام تیپ 10 زرهی به جاده کربلا ، راهپیمایی را رهگیری کردند و به آنها دستور دادند در صورت لزوم تیراندازی کنند . هواپیماهای میگ بر فراز جمعیت و شهر کربلا به پرواز درآمد و پس از محاصره راهپیمایی در منطقه « خان النخیله » در حدود 20 کیلومتری کربلا ، نیروهای نظامی وارد عمل شده و در حالی که حومه شهر ، تانک ها ، خودروهای زرهی ، خودروهای پلیس و صدها مرد مسلح آماده آتش گشودن بودند ؛ مردان و زنان ، جوانان و سالمندان را دستگیر کردند . هر چند شماری از طریق جادههای فرعی موفق به فرار شدند .
در این مرحله، حدود 16 تن را کشته و هزاران نفر را بازداشت کرد که از میان آنها هشت نفر اعدام و شانزده نفر از جمله سیّد محمدباقر حکیم به حبس ابد محکوم
شدند . همچنین برای برخی افراد که از عراق خارج شده بودند ، از جمله سید مرتضی عسکری ، سید محمدحسین فضلالله ، شیخ محمدمهدی شمسالدین و شیخ محمدمهدی آصفی و … حکم اعدام غیابی صادر شد .
این وضع تا سال 1382 شمسی و سقوط صدام و حزب بعث عراق ادامه یافت . هنوز عراق ملتهب جنگ آمریکا علیه صدام بود که مراسم راهپیمایی اربعین بار دیگر در عراق احیا شد و دو تا سه میلیون نفر در آن حضور داشتند ؛ ولی در سالهای بعد تعداد زائران شرکتکننده در این راهپیمایی به بیش از ده میلیون نفر رسید ؛ تا جایی که آن را از بزرگترین راهپیماییها یا گردهماییهای مذهبی جهان دانستهاند .از جمله دستاوردهای این قیام که به إنتفاضه اربعین یا إنتفاضه صَفَر عراق مشهور شد، برافتادن نقاب از چهره حزب بعث بود که از سعی به اسلامی نشان دادن خود داشت . همچنین ابهت حزب بعث با این قیام در اذهان شکست و از آن پس اقداماتی همچون شکل شکل گیری مجلس اعلای عراق به همت آیت اللّه حکیم -که با حکم عفو عمومی حسن البکر آزاد شده بود - صورت گرفت که در حفظ انسجام شیعیان و مقاومت آنها موثر بود . متأسفانه از این قیام و شهدای آن به ندرت یاد میشود ، قیامی که خشم خفته مردم را تا سال 1382شمسی ، برای حضور میلیونی زنده نگه داشت . سرانجام ، کمتر از 10 روز پس از سقوط صدام ، اربعین 1382شمسی و پس از 27سال که به زور قوای نظامی صدام مشایه متوقف شده بود ، راهپیمایی اربعین مجدداً برگزار شد .
در شرایطی که به دلیل جنگ امکان سفر به عراق از دیگر کشورها و حتی از شهرهای داخل عراق به سوی کربلا ممکن نبود ؛ حدود 2 میلیون نفر به زیارت کربلا رفتند . بار دیگر ، دیگهای پذیرایی از عزاداران از انبارها بیرون آمد ، گلاب پاشها به استقبال زنان چادر به سر رفتند و همزمان ضمن شکر الهی از سقوط صدام ، پلاکاردهایی آشکارا شعارهای ضد آمریکایی در دستها بلند شد .
جمعیت زیر رفت و آمد هلیکوپترهای بلک هاوک ایالات متحده و از کنار نیروهای نظامی آن به خروش درآمدند . امری که موجب نگرانی آشکار آمریکا و کشتار مردم در تجمعات بعدی شد . آیت الله حکیم ، رهبر قیام انتفاضه صفر مجدد مردم را به این فریضه فراخواند و خودش نیز چند روز پس از آن به عراق بازگشت . هرچند در 7 شهریور همان سال ، پس از امامت نماز جمعه و هنگام خروج از صحن حرم امام علی (علیه السلام) ، در انفجار اتومبیل بمبگذاریشده به شهادت رسید و جمعیت متراکم حاضر در تشییع او ، تجدید گردهمایی اربعین را به اذهان متبادر ساخت .اربعین آن سال که جمعیت با کوبیدن بر سینه و فریاد « حبیب ما حسین » از بغداد ، نجف و … به سوی دشت نینوا شتافتند ، آغاز موج جدیدی از حرکت هرساله عاشقان حسینی گشت و بر شور آن افزوده شد .(1)
1) . https://psri.ir/ مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی . 14شهریور1402 شمسی.
گواهانى زنده بر رابطه عميق ميان امام حسين (علیه السلام) و شيعيانش(1)
مقدمه
پس از نهضت عاشورا ، خبرهاى آن روز و آنچه در كربلا رخ داده بود ، دهان به دهان گشت و سيل خروشان شيعيان آل محمد ، از هر كوى و برزن ، رو به كربلا آوردند ، در حالى كه نام حسين (علیه السلام) را زمزمه مى كردند و جانشان در رثا و سوگوارى آل محمد (علیهم السلام) مترنّم بود ؛ خاندانى كه در دفاع از اسلام و دور كردن آن از دست تطاول امويان ، كه قصد بازگرداندن جاهليت را داشتند ، جان هاى مطهّر خويش را فدا و خون هاى پاك خود را نثار كردند .
با بررسى كتاب هاى تاريخ و سيره و مقاتل ، در مى يابيم كه نويسندگان اين كتابها ، درباره اوّل كسى كه قبر امام حسين (علیه السلام) را زيارت كرد ، گاه يك سخن مى گويند و گاه با هم در اختلاف اند ؛ گروهى بر آن اند كه جابربن عبدالله انصارى و عطيه عوفى اوّل كسانى بودند كه پس از شهادت حسين بن على (علیهما السلام) وارد كربلا شدند و در روز اربعين ، آن حضرت را زيارت كردند .
با توجه به مدارك تاريخى ، با جزم مى توان گفت كه از روز شهادت امام حسين (علیه السلام) ؛ يعنى دهم محرم تا روز اربعين ( بيستم صفر ) ، برخى از شيعيان و خانواده امام (علیه السلام) قبر او را زيارت كرده اند . در بعضى منابع آمده است كه امام سجاد (علیه السلام) روز سيزدهم محرّم براى دفن اجساد مطهّر وارد كربلا شد و اين كافى است كه آن حضرت را نخستين زائر به شمار آوريم .به هر حال ، به نظر نمى آيد كه در آن روزگار ، مسافرت به كربلا كار آسانى بوده ، بلكه فكر اينگونه سفرى ، خطرهاى بسيارى را به ذهن مى آورد و تهديداتى براى زائران
1) . حيدرالجد/ محمد مهدى رضايى .
در پى داشت. نخستين خطر، نيروهاى امنيتى حكومت بنى اميه بودند كه در همه جا حضور داشتند و زائران امام حسين (علیه السلام) را دستگير مى كردند و به مقرّ حكومت مى فرستادند . در اين ميان كمتر كسى مى توانست خود را از دسترس نيروهاى امنيتى دور نگاه دارد و به لطايف الحيلى به زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) توفيق يابد .
هدف اموى ها از اين كار روشن بود . آنان مى خواستند راه هاى زيارت امام حسين (علیه السلام) را سد كنند تا كسى ايشان را در كربلا زيارت نكند ؛ چرا كه اين زيارت، به مثابه هم پيمانى زائران با امام حسين (علیه السلام) در مبارزه با ظالمان و حاكمان جور و ستم بود و تهديدى بزرگ براى حكومت وقت محسوب مى گرديد .
اما از سوى ديگر، ائمه اهل بيت (علیهم السلام) به زيارت امام حسين (علیه السلام) اهميت بسيار دادند و شيعيان را به اين كار بر مى انگيختند و دوستداران خود را از جهت فكرى و اعتقادى در اين زمينه ، تجهيز مى كردند تا آنجا كه در كتب دعا و زيارت ، بخشى مستقل به عنوان « ثواب زيارت امام حسين (علیه السلام) با بيم و هراس » وجود دارد كه خود نشان از اهميت و عظمت كار مى دهد .
ابن بكير گويد : به امام صادق (علیه السلام) عرض كردم : « وقتى به شهر ارجان(1)مى روم ، دلم براى زيارت قبر پدرتان بى تاب مى شود ، اما چون به راه مى افتم، از بيم سلطان و گزارشگران و نيروهاى امنيتى حكومت ، از ادامه راه باز مى مانم و بر مى گردم ».امام (علیه السلام) فرمودند : « ابن بكير! آيا نمى خواهى كه خداوند تو را در مسأله اى مربوط به ما ، خائف و ترسان ببيند ! نمى دانى هر كه به خاطر ما دچار ترس شود ، خداوند او را در سايه عرش خود ساكن گرداند و در روز قيامت ، از هراس هاى آن روز در امانش دارد در حالى كه همگان ترسانند و او راحت و آسوده و هرگاه دچار هراس شود ، فرشتگان بشارتش مي دهند و آرامش مى كنند ؟»(2)
اين روايت ، مشكلات و رنج هاى بزرگ مربوط به زيارت امام حسين (علیه السلام) را گوشزد مى كند . آن كه در اربعين همراه جابربن عبدالله انصارى بود ، مى گويد : جابر و عده اى از آل محمد (علیهم السلام) نزديك قبر امام حسين (علیه السلام) نشسته
بودند كه از دور سياهى اى پيدا شد . جابر به من گفت : به طرف آن سياهى برو و بنگر كه كيست . اگر از سپاهيان عمر سعد بود ، ما را خبر كن تا در جايى پناه بگيريم و خود را مخفى كنيم .»(1)
وضعيت شيعه در طول قرن ها به همين صورت بود . در راه زيارت امام حسين (علیه السلام) از سوى حكومت هاى ظالم ، مشكلات و گرفتارى هاى فراوان مى ديدند و همواره در راه زائران ، موانع گوناگون ايجاد مى گرديد .
با روى كار آمدن بنى عباس ، آن ها نيز به سخت گيري ها و بستن راه ها افزودند . هارون الرشيد ، درخت سدرى را كه سايبان زائران قبر امام حسين (علیه السلام) بود ، از ريشه در آورد متوكّل زمين كربلا را يك سر شخم زد و بر آن آب بست تا نشانه هاى قبر مطهّر را از بين ببرد . او به اين هم اكتفا نكرد و جاسوس ها و نيروهاى امنيتى بسيارى گمارد تا زائران قبر امام حسين (علیه السلام) را در هر راه و مكانى يافتند ، دستگير و از آنها براى مجوّز ، مبالغ هنگفت و كمرشكن دريافت كنند . با اين همه ، محبّان كوى حسين (علیه السلام) هر چه اجناس قيمتى و متاع گرانبها بههمراه داشتند مى دادند تا بتوانند قبر شريف را زيارت كنند و دعاها و صلوات هاى خود در كنار مزار امام حسين (علیه السلام) را ره توشه قيامت قرار دهند و با آن ها جان تازه اى بيابند .
اما متوكّل به اين بهاى گران مالى بسنده نكرد و آن را در پيكر زائران قرار داد ، به اين صورت كه هر كس مى خواست به زيارت برود ، بايد دستش را قطع مى كردند . اين ترفند هم كارگر نشد . چه بسا زائرانى كه يك سال براى زيارت دست راست خود را مى دادند و سال ديگر هم مى آمدند ، با تقديم دست چپ خود .
1) . ما بعد كربلا، ص 88
در سال هاى اخير ، با وجود سختى ها و ناملايمات ، زائران ناگزير بوده اند خود را به تحمل مشقّات گوناگون عادت دهند تا بتوانند به قبر سيدالشهداء (علیه السلام) برسند و آن را زيارت كنند . اين مشكلات ، گاه به موضع گيري ها و سياست هاى دولت هاى حاكم در عراق نسبت به قضيه امام حسين (علیه السلام) مربوط مى شده و گاه به خطرهاى طبيعى بين راه ، همچون مواجه شدن با حيوانات درنده ، به خصوص براى كسانى كه از راه هاى دور براى زيارت نجف و كربلا، راهى مى شدند و مى بايست در سرما و گرما و شب ها و روزها راهپيمايى كنند تا به مقصد برسند . بنابراين، لازم بود . ميان دو شهر نجف و كربلاى معلی ، منزلگاه ها و كاروان سراهايى به وجود آيد تا مسافران در آن ها بار سفر بر زمين بگذارند و ساعتى استراحت كنند و براى ادامه راه آماده شوند . پس گروهى از اشخاص بلند همت و علماى سخاوتمند و كريم به اين فكر افتادند كه ميان نجف و كربلا منزلگاه هايى بسازند و آن را وقف امام حسين (علیه السلام) كنند تا جايى باشد براى استراحت زائران و در آنجا خدماتى نيز به آنها ارائه شود . اين منازل سه گانه عبارت بودند از : خان مصلا ، خان حماد و خان نخيله .ما اين كاروانسراها را ديده و باقيمانده هاى آن ها را مشاهده كرده ايم . بعضى از آنها به كلى از بين رفته و بعضى ديگر ، خوشبختانه دست ترميم و بازسازى به خود ديده ، هر چند كه توجه چندانى به آنها نمى شود .
در اين نوشتار اوراق تاريخ اين منزلگاه ها را مرور مى كنيم و مطالب ويژه هر كدام را به بررسى مى گذاريم ؛ چرا كه اين اماكن ، پناه گاه زائران امام حسين (علیه السلام) بوده و شايسته توجه و احترام اند :
« خان » به معناى دكان يا منزلگاه مسافران است . در « المنجد » آمده است :
خان واژه اى است غير عربى كه وارد زبان عرب شده و جمع آن خانات است .(1)
1) . دائرة المعارف الشيعه، ج 9، ص 2 -49.
ابن منظور معتقد است:
از واژه خان، دكان يا دكان دار اراده مى شود و اين كلمه فارسى بوده و عربى شده است .(1)
با اين حال ، در گذشته ، اين واژه در زبان عرب بسيار به كار رفته و افرادى مانند طبرى آن را در نوشته هاى خود آورده اند .شايد پيش از طبرى نيز اين واژه كاربردهايى داشته است ؛ چرا كه طبرى بدون آوردن معنا و تفسير واژه « خان » آن را به كار برده و اين نشان مى دهد كه معناى آن روشن و بديهى بوده است .
از آنجا كه در گذشته ، كاروانسراها نقش مسافرخانه هاى امروزى را داشته اند ، در شهرهاى مختلف ، به خصوص شهرهاى اسلامى ، از اين مكان ها فراوان بوده و براى پناه دادن به مسافران و مهيا كردن وسيله آرامش و راحتى براى آنان ، مورد توجه قرار گرفته است . گفتنى است كاروانسراها بيشتر در راه هاى منتهى به شهرها بوده است .
درباره منزلگاه هاى راه كربلا- نجف دو نظريه وجود دارد :1 . گروهى بر اين باورند كه بناى كاروان سراهاى متعدد در راه كربلا و نجف طبق نياز مسافران بوده ، بدون در نظر گرفتن اين مطلب كه آيا مسافران به قصد زيارت آن را طى مى كنند و به اين كاروان سراها وارد مى شوند يا به قصد ديگر .
بنابراين نظريه ، در اين مسير هر مسافرى مى توانسته از منزلگاه هاى آن استفاده كند و هيچ منعى براى او وجود نداشته است .
2 . گروه ديگر معتقدند برخى از كاروان سراها وقفى بوده و بانيان آنها به هدف زائران عتبات مقدّس ساخته اند . در مجله « الأهالى » بحثى درباره « خان النص » نشر يافته كه نويسنده در بخشى از آن مى نويسد:
در بررسى و پژوهش هاى خود به اين نتيجه رسيدم كه در راه ميان تهران و نجف، 99 كاروانسرا وجود داشته و سه منزلگاه نيز در راه نجف- كربلا است .
1) . لسان العرب، ج 13، ص 146
نگارنده در سفرى به خراسان، براى زيارت امام رضا (علیه السلام) ،منزلى مانند كاروانسراى «النص» ديدم و درباره آن پرس و جو كردم ، گفتند: مخصوص زائران امام رضا (علیه السلام) است
.
طبق نقلى سلسله منزلگاه هاى زيارتى ، از بصره آغاز مى شود ، از ديوانيه مى گذرد تا اين كه به نجف و آنگاه كربلا و از آنجا به اسكندريه و سپس به بغداد مى رسد و سرانجام راه هايى در سرزمين ايران را پوشش مى دهد . آنچه اين سخن را مُهر تأييد مى زند ، فراوانى زائران ايرانى است كه به قصد زيارت عتبات مقدّس عراق ، راهى مى شده اند و در اين راه ، به منزلگاه و مكان استراحت نياز داشته اند تا به كربلا برسند .
تنها مسيرى كه تاريخ بر رفت و آمدهاى فراوان آن گواه است و آن را از ديگر مسيرهاى تردد متمايز نشان مى دهد ، راه نجف- كربلاست ؛ راهى پراز مسافران و زائران مشتاق كه ميان حرم مطهر على بن ابى طالب (علیه السلام) و فرزند شهيدش امام حسين (علیه السلام) ، شكوه و عظمت يك سفر بى نظير زيارتى را به عالى ترين شكل به نمايش مى گذارد .پيمودن اين مسير ، به دو صورت انجام مى گرفته است ؛ به وسيله چهار پايان (پيش از روى كار آمدن وسايل نقليه جديد ) و پياده . اين شكل پيمايش ، به خصوص در روزهايى چون اربعين امام حسين (علیه السلام) ، شكوهى خاص را ايجاد مى كرده و هر بيننده اى را تحت تأثير قرار مى داده است . افزون بر اين كه پيمودن اين مسير به صورت پياده ، فضيلت و ثوابى ويژه و بسيار دارد .
حسين بن ثوير بن ابى فاخته نقل مى كند : امام صادق (علیه السلام) به من فرمودند :
هركس به قصد زيارت قبر حسين بن على (علیهما السلام) از خانه اش بيرون آيد ؛ اگر پياده باشد خداوند به هر گام او ، حسنه اى مى نويسد و گناهى را مى آمرزد تا آنگاه كه به حرم رسيد ، خداوند از رستگارانش به شمار آورد . چون اعمال زيارت را به پايان برد ، خداوند او را در زمره فائزان مى نويسد و آنگاه كه قصد بازگشت كرد ، فرشته اى نزد وى آمده، گويد : پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سلام مى رساند و مى فرمايد : كار خود را از سر بگير كه گناهان گذشته ات آمرزيده شد .(1)
1) . كامل الزيارات ، ص 253 .
بنابراين حديث است كه علماى بزرگوار شيعه ، همواره مردم را به پياده پيمودن راه ميان نجف و كربلا برانگيخته اند و بدين كار تشويق كرده اند .
در كتاب « قصص و خواطر » آمده است : آيت الله سيد محمد مهدى بحرالعلوم (متوفی 1312 قمری ) با برخى از ادباء و علماء ، از نجف به كربلا ، پياده راه افتاد تا اين كه در يكى از منزل هاى بين راه ، براى استراحت توقف كردند . پس از ساعتى چون خواستند ادامه مسير دهند ، آيت الله به خاطر ضعف جسمى و ناتوانى ، قادر به حركت نشد. پس در وصف حال خود ، اين دو بيت را سرود :
براى م-ن از ف-رط ناتوان-ى ه-ر سرزمي-ن وط-ن ش-ده است*** و اشك جارى من در هر سو زيارتگهى براى من شده است
همچنين مرحوم حاجى نورى صاحب « مستدرك الوسائل » با گفتار و رفتار خود ديگران را به پياده رفتن براى زيارت قبر امام حسين (علیه السلام) تشويق و ترغيب مى كرد.
درسال 1319 قمری شيخ چهارپايانى براى حمل بار و وسايل سفر كرايه مى كند و خود و همراهانش پياده ، دركنار آن چهارپاها ، مسافت نجف تا كربلا را مى پيمايند . اما از آنجا كه ايشان در هنگامه پيرى و ضعف قواى بدنى بوده ، نمى تواند طى دو روز ، اين مسير را طى كند ؛ از اين رو، سه شب را در كاروانسراهاى : « خان مصلى » ، « خان النصف » و « خان نخيله » به سر مى برد و در روز چهارم به كربلا مى رسد . بنابراين ، پياده روى در اين سفر زيارتى ، از سنّت هاى پسنديده و مورد عمل برگزيدگان امت به شمار مى آيد .
شايد بتوان گفت : به طور معمول ، سفر از نجف به كربلا ، سه شبانه روز زمان مى برد ؛ خواه اين مسافت با پاى پياده طى شود ، خواه با درشكه هايى كه حيوانات آنها را مى كشند و خواه سوار بر چهار پايان .(1)
1) . النجف الاشرف مدينة العلم و العمران، صص 61 و 62.
همچنان كه رسم و عادت اين بوده ، هر گاه شخصيت معروفى از نجف وارد كربلا مى شده ، مردم به استقبالش مى رفتند و پيش آهنگ مستقبلين ، بزرگان و علماء بوده اند و يكى از كاروانسراهاى سه گانه ، مركز اين استقبال قرار مى گرفته است و نيز هرگاه پيكر يكى از علماء را از نجف به كربلا مى آوردند ، در يكى از خان ها مردم به پيشواز جنازه رفته و آن را تا كربلا تشييع مى كردند . در اين مسير زيارتى ، حوادث خونبار متعددى اتفاق افتاده است . در ماه صفر سال 1397 ق. حكومت وقت ، به دلايل واهى اعلام كرد كه راه نجف به كربلا بسته است و كسى حق ندارد از آن عبور كند . هدف اصلى حكومت ، البته جلوگيرى از بروز احساسات حماسى و جلوه گر شدن انگيزهاى قيام امام حسين (علیه السلام) در رفتار و گفتار مردمان بود . اما اينامر نتوانست عزم مؤمنن را در زيارت قبر سيدالشهدا (علیه السلام) سست كند . پس با سلاح محبت حضرت امام حسين (علیه السلام) از نجف بيرون آمدند و با شعارهاى بلند و نشان گر محبت ابدى به آن حضرت ، آغاز به راهپيمايى كردند:
گر ببرند دست و پاهامان با دست و پاى بريده مى آييم ***به خدا سوگند ! اى حسين هرگ-ز فراموش-ت نمى كنيم
و اين مسير را پيمودند و شب اول در « خان مصلى » بيتوته كردند و صبحگاهان به راه افتادند و منزلگاه دومشان « خان النصف » بود . در اين كاروانسرا بود كه دانستند حكومت نخواهد گذاشت آن ها به سلامت اين مسير را بپيمايند و خود را به كربلا برسانند . در « خان نخيله » ناگاه با قواى مسلح حكومت روبه رو شدند ، نيروهايى چنان آماده به جنگ كه گويى در برابر خود دشمنانى همچون خود مهياى مبارزه مى بينند ، نه مردمانى عادى كه در بينشان پير و جوان و كودك و زن وجود دارد ! درگيرى نابرابر آغاز شد و زائران آزاده و بى دفاع ، پيروزى اى محدودى به دست آوردند و برخى توانستند با فرار از ميان باغ ها و بستان ها ، خود را به كربلا برسانند . اما گروهى به دست حكومتيان دستگير شدند و تعدادى از آنها ؛ همچون : سيّد وهّاب
طالقانى ، محمد بلاغى ، جاسم ايروانى ، نجاح مشهدى ، غازى خوير ، عباس عجينه به شهادت رسيدند .
از رهگذر همين اهميت و تأثير گذارى عميق بر زندگى فردى و اجتماعى زائران در اين مسير بود كه بعضى به فكر بناى كاروانسرا در آن افتادند . بررسى هاى تاريخى نشان مى دهد كه نخستين منزل ، به « خان جذعان » معروف بوده و در شرق « خان مصلّى » قرار داشته ؛ سمت چپ كسى كه از نجف به كربلا مى رود .
يكى از جهان گردانان ، به نام « واموسيل » در سال 1912 میلادی در يادداشت هاى خود ، از « خان جذعان » اينگونه ياد مى كند :در شرق خان مصلى ، قلعه درويش واقع شده كه از خان جذعان و تليل الذيب ، چندان دور نيست .(1)
ظاهراً ميان نجف و كربلا تنها همين يك كاروانسرا وجود داشت و پس از ساخته شدن كاروانسراهاى سه گانه (خان مصلى ، خان حماد ، خان نخيله ) به دست فراموشى سپرده شده و هجوم شن هاى روان ، آن را به تپه اى از شن تبديل كرده است .(2)در ديدار از مكان اين كاروانسرا ، جز تپه شن چيزى نديديم . وجود مزارع پيرامون آن مكان ، ما را به وجود آن راهنمايى كرد و نزديك آن انبارى است مربوط به « شركت هواپيما سازى .»
« جذعان » نام غلام يكى از اميران هند به نام « راجا » بوده است . اين غلام روزگارى براى تجارت وارد عراق مى شود . از آنجا كه او و صاحبش از دوستداران اهل بيت (علیهم السلام) بوده اند ، وقتى « جذعان » از تجارت خود ، سود فراوان به دست مى آورد ، ابتدا كربلا و آنگاه نجف را زيارت مى كند و چون فاصله زياد ميان نجف و كربلا را مى بيند و مشكلات مسافران و زائران را از نزديك لمس مى كند ، همانجا تصميم به
ساختن يك كاروانسرا مى گيرد . همچنين مناره اى در صحن بارگاه ملكوتى امام حسين (علیه السلام) مى سازد كه امروز به « مناره عبد » معروف است .
در باره وجود و بناى اين كاروانسراها ، ميان تاريخ نگاران اختلاف است . اگر بخواهيم آن را به درستى بررسى كنيم و واقعيت را آنگونه كه هست دريابيم ، چاره اى نداريم جز اين كه هر يك از اين مكان ها را به طور جداگانه مورد شناسايى قرار دهيم .
خان مصلى حدود دوازده مايل از مركز شهر نجف فاصله دارد و اين ميزان ، طبق اندازه گيرى جهانگرد معروف « ليدى دراور » است ؛(1)همچنان كه طريحى درباره اين فاصله مى گويد : خان مصلى كه از شهر نجف 20 كيلومتر فاصله دارد ....(2)
اين خان در طرف راست كسى است كه از نجف به كربلا مى رود .
در تاريخ ساخت خان مصلى چند نظريه وجود دارد ؛ جناب دكتر حسن حكيم معتقد است :
ساخت اين مكان را حاج حسن ، فرزند حاج احمد مرزه ، متوفاى سال 1305 ق. 1888 م. بر عهده گرفت و يك سال پيش از مرگش اين كار را آغاز كرد .. او يك سوم (3/ 1) اموالش را به اين امر اختصاص داد.
مخارج ساخت و ساز اين خان ، حدود دوازده هزار ليره طلا مى شد و اين جدا از قيمت زمين هاى اطراف خان بود كه مى بايست خريدارى مى شد و براى بهره گيرى مسافران و كمك به مستمندان تبديل به باغ و بستان و مزارع سرسبز مى گرديد .(3)
امام طريحى ، سخن ديگرى دارد :
خان مصلى را حاج محمد حسين خان اصفهانى ساخت و حاج حسن مرزه آن را تجديد بنا كرد . حاج محمد حسين از نزديكان شاهان قاجار در ايران بود و صدر اعظمى محمد على شاه را نيز بر عهده داشت ؛ از جمله كارهاى اين حاج محمد حسين، اتمام ديوار پنجم اطراف شهر قديم نجف بود كه آن را به شكل شيرى نشسته ، برگرد شهر قرار داد .(1)
وى در سال 1239 ق. 1824 م. از دنيا رفت .
در اين باره ، ديدگاه سومى نيز وجود دارد و آن اين كه :در سال 1258 قمری والى آن زمان بغداد ؛ يعنى نجيب پاشا ، سفرى به نجف مى كند ، براى فرونشاندن شورشى كه در اين شهر به پا شده بود . پيش از رسيدن به نجف ، در مكانى براى نماز رحل اقامت مى افكند و همانجا بناى خان مصلى را مى گذارد كه تا امروز به همين نام خوانده مى شود . بعد از اين قضيه ، ميان والى و مردم شهر نجف صلح و آشتى برقرار مى شود .(2)
در حقيقت « خان مصلى » متشكل بود از مجموعه اتاق هاى تو در تو . گزارش نظامى يكى از فرماندهان انگليسى در سال 1329 ق. 1911 م. اين مطلب را تأييد مى كند : « منزلگاه خان مصلى عبارت است از : سه كاروانسرا و شش قهوه خانه .»(3)
بنابراين ، مى توان گفت : از ميان اين سه منزلگاه و كاروانسرا ، يكى را حاج محمد حسين خان اصفهانى بنا كرده ، دومى را حاج حسين مرزه ، سازنده سومى شناخته شده نيست . شايد- طبق آنچه پيش تر گفتيم- بانى سومين خان ، نجيب پاشا بوده است . شايد هم پيش از او ، حاج حسن مرزه كار ساخت آن را به پايان برده است ؛ همچنان كه « اسدى » هنگام بيان ماجراى « نجيب پاشا » در حاشيه اين سخن كه « نجيب پاشا در آنجا كه نماز برگزار كرد ، خانى ساخت كه به خان مصلى معروف
گرديد » مى گويد : « بانى اين خان ، در واقع حاج حسن ، فرزند حاج احمد فرزند مرزه اسدى است. » .(1)
سيد جعفر حلّى ، در اشاره به بناى خان مصلى ، چنين سروده است :
هر كه ترسان به سوى خان مصلى آيد ، امان يابد و هر كه درسفر سختى اش رسيده ، به راحتى پايه به آزادگى فرود آى در خانى كه با شرافت است و باز كن در برابر آن پاى و چه خستگى و آفت است .چگونه
آنكه درمصلى بيتوته مى كند ، پريشان باشد حال آنكه در ميان بزرگان و امانت داران باشد .
از كربلا و سرزمين آسمانى نجف هر روز اسبانى به اين مكان رانده مى شوند هنوز اين خان را براى رسيدن به ثواب ، بنا كرد پارسايى كه خداوند او را در بهشت دهد قصرهاى مينايى .
اى زائر حسين! هرگاه دعاى خويش پراكندى به حق امام حسين (علیه السلام) دعا كن براى حسن .(2)
در آخرين بيت ، شاعر هم تاريخ بناى خان مصلى را يادآور مى شود و هم از زائران مى خواهد كه در حق بانى آن ، حاج حسن، به خاطر اين عمل صالح دعا كنند : « بحق حسين اذكرالحسنا » كه مى شود 1309 قمری .
بناى اوليه خان مصلى در دهه سوم يا چهارم قرن دوازدهم ، در دوران حيات حاج محمد حسين خان به انجام رسيد و آنگاه حاج حسين مرزه آن را ترميم و بازسازى كرد و خان ديگرى در كنار آن ساخت كه امروزه به هر دوى آنها ، خان مصلى گفته مى شود .
جان پيترز جهان گرد ، در سال 1890 میلادی از خان مصلى ديدن كرده و به نظر مى رسد اين ديدار هنگام ترميم و بازسازى خان صورت گرفته است . واموسيل ، يكى ديگر از گردشگران اروپايى ، در وصف خان مصلى اينگونه آورده است :
خان مصلى ساختمانى است مستطيل شكل ، احاطه شده با ديوارهاى بلند آجرى و در آن به مشرق باز مى شود .(1)
همچنين دكتر حسن حكيم در بحث خود درباره خان مصلى ، با عنوان « خان مصلى اثرى تاريخى از عهد عثمانى » اين مكان را به همين صورت توصيف مى كند . وى در روز پنج شنبه 14 رجب 1419 ق. از خان مصلى ديدن كرده است .
صبحگاه روز شنبه ، چهاردهم ماه ذيقعده سال 1426 قمری برابر با 17/ 12/ 2005 میلادی وارد جاده نجف - كربلا شديم و در يك راه فرعى ناهموار ، از ميان مزار ، به جاده اى خاكى و عريض ، به محاذاه ديوار جنوبى كاروانسراى مصلى رسيديم . جادّه فرعى را ادامه داديم و به طرف راست حركت كرديم و روبه روى خان مصلى ، از جهت مشرق رو به رو شديم با پشته هاى خاك و آثارى در گوشه و كنار ، كه تشخيص ماهيت هركدام از ديگرى برايمان مشكل بود . گويا هر كدام آنها عبارت بود از طاقچه ها و ايوان هاى آجرى كه مسافران در پناهشان استراحت مى كردند ، غذا مى خوردند و اسباب و چارپايانشان را مى بستند.
بعد از مقدارى دقت ، آشپزخانه اين كاروانسراها را نيز توانستيم تشخيص دهيم ، با يك در بزرگ و تنور و دودكش كه از بالاى تنور تا پشت بام كشيده شده بود . آثار تنور هنوز به خوبى برجاى مانده بود . روبه روى خان مصلى چندين قبر وجود داشت كه چون درباره آنها از يكى از ساكنان آن محل پرسيديم ، گفت : وقتى يكى فرزندان ساكنان نخستين اينجا مى مُرد ، آن را نزد اين خان دفن مى كردند ، اما قبر نزديك به درِ خان ، كه پرچم سفيد رنگى آن را متمايز ساخته ، از سيّد مهدى ديجاوى است .
همچنين رو به روى خان ، مدرسه ابتدايى تازه سازى به چشم مى خورد به نام « مدرسه قسطله » دروازه اصلى خان ، به جز قسمت راست آن همه اش از بين رفته
1) . الفرات الأوسط ، ص 63 .
است . قسمت باقى مانده ديواره اى است آجرى كه در ميانش ايوانى كوچك به ارتفاع يك متر و نيم خود نمايى مى كند و اما سمت چپ دروازه ، كه مقابل سمت راست قرار گرفته ، كاملًا از بين رفته و گويا هنگامى كه دكتر حسن حكيم هشت سال پيش از آنجا ديدن كرده ، اين قسمت برجاى بوده است .
ايوانى كه در قسمت باقى مانده دروازه نام برديم ، دو پايه محكم آجرى دارد كه از سطح ديوار اندكى برجسته تر است و خالى از زيبايى معمارى نيست و بر آن كنده كارى هاى هنرى و ظرافت هاى معمارى عصر عثمانى ديده مى شود .
اكنون وارد خان مصلّى مى شويم كه در واقع دوخان است چسبيده به هم ، حال آن كه از بيرون يك خان به نظر مى رسد ؛ زيرا يك ديوار هر دو را كاملًا در برگرفته است .
از خان اوّل جز تعدادى طاقچه و ايوان ، در گوشه و كنار بنا باقى نمانده است و در وسطش چاه آبى ديده مى شود ، در آن روزگاران براى برداشتن آب . به نظر مى رسد اين دوخان ، بعد از انتفاضه ماه شعبان سال 1991 میلادی به دست لشكر حكومت بعثى خراب و ويران شده است . نقل است كه لشكر بعثى اين بناها را ويران كرده و آجرهاى آن را براى ساختن لشكرگاه و مانند آن به كار مى بردند . خوب است به اين مطلب نيز اشاره كنيم كه ما در ديدار از خان مصلى ، باقى مانده سلاح ها ، تيرها و مهمات لشكر مهاجم را مشاهده كرديم . از چيزهايى كه باعث شگفتى من شد ، اين بود كه در يك شبكه اينترنتى نام تعدادى از زندان هاى عراق كهن را مشاهده كردم كه يكى از آن ها « زندان خان مصلى » بود . معلوم نيست كه آيا اين زندان ، از زندان هاى سرّى بوده يا در خان مصلى چنين زندانى وجود داشته است . همچنين زندانى به نام « خان نخيله » در آن فهرست ديدم . به هر حال ، چون وارد خان دوّم از مجموعه خان مصلى شديم ، بيش تر آثار و علائم آن قابل رؤيت بود، بهتر از خان اول . به نظر مى رسيد كه تاريخ ساخت آن بعد از خان نخست بوده است . تعدادى از ايوان ها به شكلى خوب و سالم باقى مانده بودند . مساحت اين دو خان روى هم به بيش از 20 متر مربع مى رسيد .(1)
1) . خان المصلى لوحة تاريخية فى العهد العثمانى الحديث .
ناگفته نماند كه درِ خان دوم ، مقابل دروازه قرار داشت . گرداگرد خان دوم را ايوان هاى وسيع احاطه كرده بود و ميان اين ايوان ها ، در چهار سوى خان ، ايوانى بزرگ، به شكل نيم دايره نگاه ها را به خود جلب مى كرد . نيز در چهار زاويه ديوار محيط بر خان ، چهار بُرج به چشممان آمد .
بعضى از ايوان ها سالم مانده بودند . در ايوان هاى سمت شرقى ، يكى از ايوان ها دو قسم مى شد ؛ قسمتى از آن مشرف بود به حياط خان قديم ( خان اول ) و قسمديگر بر حياط خان جديد (خان دوم) اشراف داشت . اما ايوان هاى سه جهت ديگر ، همگى رو به حياط خان دوم داشتند .
پشت ديوارهاى خان ، رواق هايى از آجر ، به شكل گنبد بود كه با مهارتى خاص ساخته بودند و از ظرافت و ذوق بالاى هنرى سازنده آنها حكايت مى كرد . اينها براى محافظت مسافران از باد و باران و گرما و سرما بود . طبيعى است چنين سازه هايى ، در فصل تابستان محلى است خنك و سايه سار براى رهگذران و مسافران .
هريك از اين رواق ها به سلسه اى از گنبدها و قبّه ها منتهى مى شد و هر كدام از آن گنبدها بر طاق هايى بود كه دو ورودى داشت .
نكته ديگر اين كه ميان هر يك از ايوان هاى مشرف بر حياط خان ، ديوارى ضخيم به عرض يك متر فاصله بود كه اين ضخامت در بالا افزايش مى يافت و با ديوار ديگر به هم متصل مى شد ؛ به خاطر قوسى بودن بالاى ايوان ها . روى هر ديوار گيره اى چوبى بود كه به ظاهر مشعل ها را روى آن قرار مى دادند .
از آنجا كه چيز زيادى از وجود خارجى ايوان هاى محيط حياط خان ، باقى نمانده ، نتوانستيم تعداد آن ها را بشماريم ، اما شايد بتوان حدس زد كه در هر سو ، نُه ايوان وجود داشته ، با يك ايوان بزرگ و متمايز در وسط، به عرض 7/ 4 م.
سطح اين ايوان بزرگ به شكل نيم دايره و غير مسقف بود . ايوان هاى معمولى ، عرضى به اندازه 3 متر داشتند و سطحشان مستطيل بود . در حياط خان ، دو سكوى
بزرگ ، به عرض 10 متر و به طول 25 متر، در مقابل هم چشم بيننده را به خود جلب مى كرد . ارتفاع اين دو سكو از زمين يك متر و سطحشان با آجر مربع شكل مفروش بود . در ظاهر براى برگزارى نماز از آنها استفاده مى شده است . پشته هاى خاك و آجر در سمت قبله ، نشان از وجود محراب در آن مكان مى داد . در فاصله ميان اين دو سكو ، چاهى ، با دهنه دايره شكل ديده مى شد كه تا عمق مشخصى با آجرهاىمخصوصى ، به شكل هندسى و فنى آجرچين شده بود . براى رسيدن به عمق چاه از دوازده پله كه با آجر بر ديواره چاه ساخته شده ، استفاده مى كردند .
اكنون كه توصيف خان مصلى به پايان مى رسد ، از گفتن مطلبى ناگزيريم و آن اين كه : اين منزلگاه ها ، مانند خان مصلى ، از همان نخست ، براى امام حسين (علیه السلام) وقف بوده ، از اين رو برداشتن خاك و سنگ آن به هيچ روى جايز نيست .
نقل است كه بعضى از عرب ها ، آنگاه كه از خاك و سنگ و آجر اين خان ها براى ساختن خانه و اقامتگاه خود استفاده كرده اند ، اين امر وبال گردن آنها شده و معيشت و زندگى و چهار پايانشان رو به هلاكت و نابودى رفته است .
به كاروانسراى حماد ، گاه منزلگاه « نص » نيز گفته مى شود « كه به لهجه عوام عراق ؛ يعنى نصف » .
« حماد » در زبان باديه نشينان ؛ يعنى « صحرا » و به جهت اين كه اين خان ، بين خان هاى ديگر و وسط راه كربلا و نجف واقع شده به آن « نص » يا همان « نصف » گفته اند .(1)
از خان نص تا نجف اشرف نزديك 44 كيلومتر فاصله است و تا خان مصلى 22 كيلومتر . بنابراين ، هم اكنون اين خان ، در وسط راه نجف - كربلا واقع شده است .
در بين خان ها ، خان نص از همه كهن تر است . قديمى بودن اين خان نسبت به خان مصلى را از وجود خان جذعان در نزديكى خان مصلى مى توان فهميد ؛ يعنى
1) . النجف الاشرف مدينة العلم و العمران ، صص 61 و 62.
مسافرانى كه در خان جذعان فرود مى آمدند ، پس از حركت از آنجا ، انگيزه اى براى فرود در خان مصلى نداشتند ، بلكه مسافتى طولانى طى مى كردند و در اين صورت خان حماد مناسبت ترين منزلگاه براى آنان بود .
براى آغاز بناى خان حماد ، چند تاريخ گفته اند كه به ترتيب مى آوريم :1 . خان حماد ، در عصر سليمان والى عثمانى ( به سال 1774 میلادی / 1189 قمری ) براى استراحت زائران عتبات مقدّس ساخته شد و آن داراى اهميتى ويژه بوده و شام را به ايران مربوط ساخته است .(1)
2 . سيد محسن امين ، در شرح حال شيخ مسلم بن عقيل جصانى ( متوفاى 1230 قمری ) بعضى از اشعار وى را ذكر مى كند . در اين اشعار ، به سازنده خان حماد ؛ يعنى سيد مهدى بحرالعلوم و تاريخ ساخت آن اشاره شده است:
چه منزلگاهى است خان سيد در بين خانات
عقل را مى ربايد و مانندش ديده نشده است
خانی كه درساختمان برتالارهاى بزرگ تفوق دارد
چنانكه سازنده اش گوى برترى ازهمگان برده است
اين خان را سيّد ما بنا كرده ، همان كه
پس از ائمه ، بهترين فرزندان محمد بوده است
آنگاه شمارى از خصلت ها و ويژگى هاى سيد را بيان مى كند ، آنگاه اينگونه ادامه مى دهد :
كاخ سليمان برترى يافت چون آراسته و آينه گون بود و خان حماد با ارزش گرديد بى آينه گون بودن .
حجره هايش ، اتاقك هايى است اما آن كه به آنها داخل مى شود ، در آنها ماندگار نمى شود .
آن را براى زائران مهيا كرد ، فرزند مرتضى مهدى و خداوند سرمد آن را باقى گذارد
چه نيكو است خان حماد ، تمام نيكويى ها در بناى آن هيچ دستى رياكارانه عمل نكرد .
1) . پايگاه اينترنتى www .Irarer .dr
اين همان قصر با شكوه و عظيمى است كه سايه اش تداوم يافت به اذن خداوند يارى كننده.
از اين رو ، پرده از تاريخ آن چنين فرو افتاد پناهگاهى است خان سيد براى زائران .(1)
وقتى مصرع آخر شعر را محاسبه كنيم ، مى بينيم كه برابر است با 1200 قمری دوازده سال پيش از وفات سيد مهدى بحرالعلوم : « كنف حمى الزوّار خان السيد .»شايد كسى بگويد : در اين شعر، حتى اشاره-اى به خان نص ( حماد ) نشده و شايد اين خان ، در موقعيت خان مصلى يا خان نخيله بوده است .
در پاسخ مى گوييم : برخى شواهد تاريخى به ما مى گويد خان نص در همين مكان مورد بحث بوده است ؛ از جمله آنها است :
الف) بررسى اسناد تاريخى نشان مى دهد كه خان مصلى پيش از خان نص ، در عهد حاج محمد حسين اصفهانى (متوفاى 1239 قمری ) ساخته شده ، در حالى كه تاريخ ساخت خان نص ( حماد 1200 قمری ) است .
ب ) در گزارش فرمانده لشكر بريطانيا ، در سال 1329 ق. 1911 میلادی آمده است : « منزلگاه خان حماد از ده خان و صد خانه و تعدادى آب انبار سامان يافته كه در آنها آب خوردن وجود دارد . ».(2)
اما در ديدارهايى كه از خان حماد داشتيم ، غير از پنج خان ديده نشد . شايد يكى از اين خان ها كه جز ديوارها و پشته هاى خاك از آن باقى نمانده ، همان باشد كه به دست سيد بحرالعلوم ساخته شده است .
همچنان كه در شعر به وجود خان سيّد در ميان مجموعه اى از خان ها اشاره شد ؛ آنجا كه مى گويد : « چه منزل گاهى است خان سيّد در بين خانات .» با اين تفاوت كه خان سيّد نسبت به خان هاى ديگر داراى برترى و امتياز بوده است .
ج ) موقعيت خان نص ، بهترين مكان براى احداث خان بوده ، چرا كه خان مصلى در نزديكى خان جذعان ، آن را كم اهميت مى ساخت و خان نخيله نيز در نزديكى كربلا بوده است . در اين صورت است كه مى بينيم زائران به يك كاروانسرا در همين مكان خان نص نياز داشته اند .
3 . سيد محسن امين ، در شرح زندگانى سيد مهدى حلّى ، عموى سيد حيدر حلّى ، شاعر بزرگ (متوفاى 1287 قمری ) قصّه اى نقل مى كند كه در آن آمده است :« جناب سيد مهدى حلّى براى زيارت امام كاظم و امام جواد (علیهما السلام) راهى كاظمين مى شود . در ميان راه باران مى بارد و ايشان براى درامان ماندن از آن باران شديد ، به خان حماد پناه مى برد كه سازنده اش حاج محمد صالح فرزند حاج مصطفى كاسب بغدادى است ، و همانجا اين شعر را مى سرايد :
خانه اى بر روى زمين كه بنا كرده آن را كسى كه همّتش در بين مردم از همه عالىّ تر است .
فرود آمديم در آن در حالى كه باران از آسمان مى ريخت گويا كه قطرات باران از كف آسمان جارى است .
سپس خان حماد را توصيف مى كند تا مى رسد به اين جا كه:
شب را در آن آرميديم تا اين كه خواستيم با طلوع آفتاب از آنجا راهى شويم
اگر چه بر ما مشكل بود ، اما از آن مكان بيرون شديم ، اما دور شدن از آنجا دلخواهمان نبود .
در آن خان ابوالمهدى بود كه مردمان را همه نعمت ها بخشيد و همگان را ارزانى داشت .
خدا را ، اين خان چه اندازه پرتو و درخشندگى داشت مانندش را مردمان هرگز نشينده اند، هرگز .(1)
4 . خان حماد در نيمه راه كربلا - نجف ساخته شده و بزرگ ترين و محكم ترين خان ها بوده است . اين خان به دست خاندان آل كبه بغدادى ، به همت حاج محمد صالح فرزند حاج مصطفى كبه (متوفاى 1287 قمری / 1870 میلاد ی ) ساخته شد . همچنان كه حاج محمد صالح خانى در منطقه اسكندريه خانى ساخت معروف به « خان وقف » و آن را وقف زائران عتبات مقدّسه عراق كرد .(2)
علامه كبير شيخ مرتضى انصارى (متوفاى 1281 قمری / 1864 میلادی(1)) نيز خانى ديگر در كنار « خان وقف » بنا كرد و آن را گسترش داد.
صاحب كتاب « كربلاء فى المراجع موسوعة العتبات » در اين باره مى نويسد :
خان حماد را حاج محمد صالح كبه بغدادى ساخت و در كنارش ، شيخ مرتضى انصارى خانى ديگر بنا كرد . اين دو خان را ديوارى در ميان گرفته كه به هر دو « خان حماد » گفته مى شود .(2)از آنچه گفتيم آشكار مى شود كه خان حماد مجموعه اى از چند خان است و هر خانى را يكى از اشخاص نيكوكار ساخته است ؛ يعنى سيد بحرالعلوم و شيخ انصارى و حاج محمد صالح ، هركدام خانى را ساخته و به خان ديگر متصل كرده اند . همچنين مشخص شد كه نخستين خان از مجموعه خان حماد ، در عهد سليمان ، والى عثمانى در سال 1189 قمری ساخته شده و خان هاى ديگر به دنبال آن بنا گرديده اند . با ساخته شدن هر خان جديد ، در خان پيشين نيز مرمّت و بازسازى صورت مى گرفت. لزوم اين كار ، بر مى گردد به روز افزون بودن زائران عتبات مقدّسه عراق و نياز بيش از پيش به مكان هاى استراحت و منزلگاه هايى اين چنين در مسير كربلا و نجف .
1 . جان پترز كه در سال 1208 ق.- 1890 میلادی از نجف ديدن كرده ، يك استاد آمريكايى و رييس هيأت دانشگاه پنسيلوانيا براى بررسى آثار باستانى است . وى هنگام رفتن به كربلا ، در خان نص منزل مى كند ؛ « كاروان پترز هنگام ظهر وارد خان حماد شد كه عبارت بود از پنج منزلگاه كوچك در يك منزلگاه بزرگ . وقتى پترز وارد
اين خان شد تا استراحت كند ، با مردى از اهالى نجف ملاقات كرد كه چندتن از زائران ايرانى را با خود همراه مى برد .».(1)
2 . ليدى دراور كه در خاطرات خود مى نويسد :
ماشين ما كنار خان حماد توقف كرد كه در ميانه راه كربلا- نجف بود . آنجا محلّى است داراى ديوارهاى بلند و خانه ها و چند دكان و تعدادى اسطبل و بخش هايى مخصوص زائران ؛ زائرانى كه ترس از صحرانشينان همواره با آنانبود ، و اين پناهگاه ها و منازل بين راه ، براى آنان بهترين جايى بود كه از شرّ صحرانشينان در امان مى داشت و از خطرات آن مناطق دور افتاده حفظ مى كرد .(2)
3 . فرستاده يكى از پايگاه هاى اينترنتى از دانمارك كه خود عراقى است ، مى گويد :
خان حماد مجموعه اى از چند ايوان است كه زائران در آنها اقامت مى كنند ؛ به خصوص آنها كه از ايران براى زيارت عتبات مقدّسه مى آيند . اين خان براى حفاظت از مسافران و اموال آنان ، به شكل پيچيده اى ساخته شده تا دزدان و راهزنان به سادگى نتوانند به اهداف شوم خود برسند . ورود به خان حماد ، از طريق دروازه اصلى است و آن به شكل ساختمان هاى دوره عثمانى ساخته شده ، با استفاده از آجرهاى فرشى ، اين خان قسمت هاى ضميمه اى هم دارد براى اسبان و نيز نگهدارى كالاهاى مسافران .»(3)
در روز جمعه ، 27 ذوقعده از سال 1426 قمری / 30/ 12/ 2005 میلادی به خان حماد رفتيم ، همراه با حاج حسين هاشم روضان ، از اهالى منطقه خان حماد ، در ناحيه حيدريه ، مسؤول بخش حفاظت از خان حماد و مدير حفظ آثار تاريخى شهر نجف . وى در شناسايى بخش هايى از خان ، بهترين كمك را به ما كرد .
در ورودى پنج خان در خان حماد ، عبارت بود از درگاهى به عرض يك مترو نيم و ارتفاع دو متر كه پشت خان حماد گشوده مى شد و اين درگاه از دو لنگه در آهنى تشكيل مى شد كه به گفته حاج حسين ، يك لنگه آن را دزدان برده اند .
به هر حال ، وقتى وارد خان مى شوى ، رو به رويت حياطى دايره شكل و سقف دار به گونه يك گنبد مسطح پديدار مى شود و يك راهرو سقف دار كه از دو طرف امتداد دارد و دو طرف اين راهرو ايوان هايى قوسى شكل و بلند آستانه خود نمايى مى كنند . وقتى پرسيديم : چرا اين ايوان ها پله ندارد ؟گفتند : اينها مخصوص انبار كردن علوفه حيوانات و نگهدارى بعضى كالاهاى سنگين مسافران بوده است .
وارد حياط خانِ نخست شديم كه غير از ضلع روبه روى دروازه اصلى ، ديگر جوانب از رديف ايوان هاى متعدد تشكيل مى شد . مقدار باز سازى صورت گرفته در اين خان اندك بود و نشانه هاى فرسودگى و ويرانى به خوبى ديده مى شد . ايوان هاى قوسى مُشرف به حياط خان ، به حدود 30 مى رسيد .
سمت چپ حياط ، ايوان هايى مختلف داشت . تعدادى از آنها رو به حياط خان بودند و پشت آنها رديفى ديگر از ايوان ها را مى ديدى كه در ضمن يك رواق طولانى ، مكان هايى براى خدمت رسانى به زائران فراهم آورده بود . آنگاه وارد خان دوم شديم كه مشرف به سقوط و ويرانى بود . راهنمايمان تذكر داد كه اين خان از همه قديمى تر و كهن تر است .
ديوار شرقى كه خان هاى پنج گانه را به هم مرتبط مى ساخت ، تشكيل شده بود از ديوارهاى شرقى خان اول و دوم . در وسط خان دوم پشته هاى خاك و انباشته هايى از سنگ و آجر ديده مى شود ، همچنين آثار چاه آبى وجود دارد . تعدادى از ايوان هاى اين خان ، روبه حياط خان اند ؛ در طرف مشرق 18 ايوان كه بينشان ايوانى بزرگ با دو
ديوار هلالى در دو طرف ، آنها را از هم جدا مى كند . دو طرف ايوان بزرگ ، پله هايى براى رفتن به پشت بام مشاهده كرديم .
اما در طرف جنوبى خان ، ايوان هاى متفاوتى ديده مى شود . ابتداى ايوان ها ، ايوانى است بزرگ با درگاهى به طول پنج متر . بعد از آن ، ايوان كوچكى ديده مى شود به طول در گاهى 2 متر همچنان كه پشت به اين ايوان ها ، ايوان هايى متصل به رواق آجرى ، به شكل گنبد وجود دارد . در ضلع شمالى خان حماد ، پنج ايوان ساخته شده كه دو بخش دارند ؛ بخشى رو به حياط خان و بخشى داراى سقف . اما ضلع غربى ، غير از يك طاق كه آثار ساخته هاى هنرى و ظريف برآن ديده مى شود ، ديگر هيچايوانى وجود ندارد . بالاى اين طاق ، اتاقكى كه از دو طرف گشوده است و براى مراقبت و اذان مورد استفاده بوده ، جلوه گرى مى كند . از زير اين طاق كه بگذريم ، وارد خان سوم مى شويم . اين خان در ظاهر بهترين و زيباترين خان ها و از جهت ساخت نوسازترين آنها است . و از چهار طرف با ايوان هاى متعدد احاطه شده است . پشت به اين ايوان ها ، چسبيده به رواق هايى چند ، ايوان هاى سقف دارى به شكل گنبد وجود دارد كه برآمدگى شان از پشت بام ديده مى شود . راه ورودى به اين رواق ها، گذرگاه هاى موجود در ايوان هاى مشرف به حياط خان مى باشد . در هر طرف ، ميان ايوان هايى كه تعداد آنها به 10 مى رسد ، يك ايوان بزرگ قرار گرفته است . در وسط خان سوم دو سكوى بزرگ و مقابل هم ، به همان صورت كه در خان مصلى ياد كرديم وجود دارد كه در يكى از آنها آثارى از محراب نيز ديده مى شود . در دو طرف سكوها دو برآمدگى خاك ديديم و وقتى از حاج حسين درباره آنها پرسيديم ، گفت : زير اين برآمدگى ها، جايى براى نگهدارى وسايل راحتى و لوازم خدماتى مسافران تعبيه شده كه با نردبان مى توان وارد آنها شد . ميان دو سكوى ياد شده ، يك چاه آبى وجود دارد با پله هايى بر ديواره چاه ، براى بالا و پايين رفتن از آن يك گذرگاه آجرى ، ديدار كننده را
به خان چهارم راه مى نمايد ؛ خانى نسبت به سه خان ديگر كوچك است و پيرامونش ايوان هايى ديده مى شود .
چهار ايوان در سمت شرقى ، با دو طبقه ، طبقه اول يك متر و نيم ارتفاع دارد و روى آن ايوانى ديگر ساخته شده ، اما ضلع غربى خان چهارم ، دو ايوان بزرگ و مركزى دارد و يك ايوان در زاويه راست كه پهلوى آن ، نردبانى به بالاى بام خان منتهى مى گردد . اما ايوانى كه در زاويه سمت چپ واقع شده ، به رواق هاى مسقف راه دارد و اين رواق ها ، هر خانى را به خان ديگر متصل مى كنند . ضلع هاى جنوبى و شمالى خان چهارم ، هر كدام هفت ايوان دارند ، و در وسط حياط خان ، آثار يك چاه قديمى به چشم مى خورد .از ميان دهليزى كه در زوايه شمال غربى خان بود ، گذشتيم تا به آخرين خان رسيديم ؛ يعنى خان پنجم ، اين خان در قسمت شمال غربى مجموعه خان ها واقع شده است ، ديوار غربى اين خان مشرف است بر فضاى خارجى خان ها ، جنب مسير نجف - كربلا . اما ديوار شمالى برابر است با خانه ها و خيابان هاى منطقه حيدريه . از جهت ساختمانى ، خان پنجم رتبه اى متوسط دارد و از چهار طرف با ايوان هاى متعدد محصور است . در طرف غرب خان ، هشت ايوان ديده مى شود به مركزيت يك ايوان بزرگ ، گوشه هاى غربى نيز به گذرگاه هايى منتهى مى شوند كه مشرف بر رواق هاى احاطه شده با ايوان ها و داراى سقف هاى آجرى . اما ضلع هاى ديگر خان ، تعداد ايوان هاى موجود در آنها به 30 مى رسد . مانند خان هاى پيشين ، در وسط حياط اين خان نيز دو سكو وجود دارد به اضافه يك چاه آب . از مسير يك گذرگاه مسقف كه بالاى آن حجره اى آجرنما است ، مى توان از خان اول به خان پنجك راه يافت . چهارگوشه اين حجره نيز به شكل قوسى ، با آجر ساخته شده و باز است ؛ به جورى كه از چهار طرف مى توان وارد آن شد . عرض اين حجره پنج متر ، طول آن 6 متر و ارتفاعش 5 متر است . وقتى از سمت غربى وارد حجره شديم، نردبانى بر ديوار بود كه به پشت بام حجره منتهى مى شد . از اين مكان براى گفتن اذان و اعلان امور مهم براى زائران استفاده مى شده است .
ديوار خارجى ، محيط به اطراف پنج خان است و در چهار گوشه آن پناهگاهى قوسى شكل ساخته شده براى نگهبانى و پاسبانى از خان ها . ارتفاع اين ديوار ، حدود ده متر است تعدادى قبر نزديك ديوار غربى خان حماد ديده مى شود كه دو قبر داراى گنبدهاى سبز رنگ هستند . حاج حسين مى گويد : اين دو ، قبر دو سيّد بزرگوار است كه خواسته اند ميان كربلا و نجف دفن شوند تا به فضيلت دفن در جوار حمايت امير مؤمنان (علیه السلام) و شهيد كربلا (علیه السلام) نايل آيند .
درباره وجه تسميه آن به « خان نخيله » كسى چيزى به ما نگفت . نخيله در قديم نام لشكرگاه لشگريان و جنگجويان على (علیه السلام) در
نزديكى هاى كوفه بودهاست . در كتاب هاى تاريخى
به عباراتى مانند « در نخيله فرود آمد » و « لشكر در نخيله » زياد برمى خوريم . شايد بتوان گفت : منطقه اى كه اين خان در آن واقع شده ، نزديك باغ هاى به هم پيوسته ميان نجف و كربلا است و نزديك آن ، شاخه اى از رود فرات واقع شده است .
بر اين خان ، « خان ربع » نيز اطلاق مى شود ، از اين رو كه خان نخيله نسبت به ساكنان كربلا كه به نجف مى روند، 4/ 1 راه كربلا تا نجف محسوب مى شود ( فاصله خان نخيله از كربلا 21 كيلومتر است ) .(1)
در گزارش نظامى كه رييس ستاد ارتش بريطانيا در سال 1329 قمری/ 1970 میلادی نوشته است ، مى خوانيم : « اينجا خان نخيله است و در آن سه خان و شش قهوه خانه و چاه هاى آب گوارا و ... موجود است . »(2)درباره كسى كه اين خان را ساخته دو نظريه وجود دارد :
يكى از اهالى هند اين خان را بر پا كرده است .(3)
خان نخيله - كه به آن ، به خاطر زائرانى كه از كربلا مى آيند ، خان ربع گفته مى شود - به دست خاندان آن شمسه نجفيه ساخته شد و اين خاندان پيوسته مأمور نگهدارى و ترميم آن بوده اند . اگر چه اكنون اين خان در آستانه ويرانى است .»(1)
به نظر مى رسد كه خان هاى سه گانه خان نخيله ، در زمان هاى مختلف ساخته شده اند ؛ يعنى شايد يكى از اهالى هند ، نخست خانى را برپا كرده و آنگاه در كنار آن به دست ديگران ، خانى ديگر ساخته شده است .
شيخ جعفر محبوبه در بيان سرگذشت خاندان آل شمس مى گويد : « يكى از آثار خيريه به جا مانده از اين خاندان ، خان مشهور به «خان آل شمسه» در راه كربلا -نجف است . اين خان آخرين خان در اين راه است و بعد از آن وارد شهر كربلا مى شويم . خان آل شمس مسافرخانه زائران و محل مسافران بوده است . از اين رو ، حاج حسن فرزند شيخ محمد آن را آباد كرد . اگر چه امروزه به خاطر زياد بودن وسايل نقليه و عدم نياز به اين خان ، مورد غفلت و بى توجهى قرار گرفته است .».(2)
با توجه به سخن بالا ، دو برداشت مى توان كرد :
خان نخيله ساخته شده به دست آل شمس بوده و از اين خاندان ، به خصوص حاج حسن شمس ، آن را باز سازى و تعمير كرده است .
شايد اين حاج حسن ، بنا كننده اصلى خان نخيله باشد ، همچنان كه عباس دجيلى در بيان شجره خاندان شمسه گفته است : « حسن فرزند محمد آل شمسه ، خان نخيله را بنيان گذاشت .».(3)
بنده در بخش سندهاى كتابخانه عمومى امير المؤمنين (علیه السلام) در نجف اشرف ، دست نوشته اى را ديدم كه در آن ، دو نفر به نام هاى خليل بن ابراهيم و خضير بن
كاظم بر عهده گرفته بودند تعدادى آجر به خان نخيله انتقال دهند . تاريخ اين سند ، 26 صفر سال 1320 قمری بود .
در همان كتابخانه مانند سند بالا ، سند ديگرى وجود داشت كه دو نفر ديگر تعهّد كرده بودند شصت هزار آجر را براى خان نخيله آماده كنند ، به تاريخ هفتم ربيع الأول سال 1320 قمری .
در سندى ديگر ، سه نفر متعهّد شده بودند هزار بار هيزم به خان نخيله ( خان آل شمسه ) بفرستند ، به تاريخ اول صفر سال 1314 قمری .
تمام افراد متعهّد در اين اسناد ، تعهّدنامه خود را به حاج باقر شمسه فرزند حاج حسن ، بنيان گذار خان نوشته بودند و اين نشان مى دهد كه كاركردن در خان آلشمسه و صيانت از آن ، حتى بعد از وفات حاج حسن و در دوران فرزندش حاج باقر شمسه ادامه داشته است .
در تكميل سفر به خان نص ، سفرى هم به خان نخيله داشتيم . در همان روز ، وقتى گردش ما ، در مجموعه خاناتِ خان حماد به پايان رسيد ، ماشين ، ما را به خان نخيله برد . از راه فرعى خاكى كه از جاده نجف- كربلا جدا مى شد ، ظاهر عمارت خان نخيله ، مثل خان مصلّى بود و دروازه اش بين ديوار شرقى خان واقع شده بود و رو به زمين هاى زراعى و صحرا داشت . در جلو ديوار خان نخيله ، مانند خان مصلى ، آثار باستانى و مانند آن نديديم .
بر ديواره شرقى خان نخيله آثارى زيبا از معمارى اسلامى ديده مى شد كه متشكل از آجر كارى هاى هنرى و كندوكارى هاى فنى بود و اين، بر ارزش معمارى ديوار مى افزود و دروازه را در وسط ديوار جلوه گر مى ساخت . دروازه درشكل كلى خود ، طاقى قوس مانند بود كه در دو طرفش دو ايوان مقوقَس جاى گرفته بود .
بر بالاى طاق قوسى دروازه ، حجره اى ديده مى شد . على رغم انفجارى كه در آن رخ داده بود ، هنوز زيبايى ظاهرى خود را داشت و سرپا بود ؛ در سال 1993 میلادی هنگامى كه سپاهيان مهمات و سلاح هاى خود را در خان نخيله انبار كرده بودند ، چون نزديك پادگان نظامى بود ، امنيت داشت . روزى انفجارى بزرگ در آن انبار رخ مى دهد و بسيارى از ساخته هاى خان مصلى ويران مى شود . هنوز آثارى از تكه پاره هاى مهمات و سلاح ها ، پيرامون خان قابل مشاهده است .
هنوز وارد حياط خان نخيله نشده بوديم كه فهميديم اين خان با خان هاى ديگر شباهت هاى فراوان دارد ؛ اگر چه بيش از يك خان نيست . همچنين نشانه هايى از تعمير و بازسازى هم در آن ديده مى شد . شايد بتوان گفت : بهترين و سالم ترين قسمت خان ، بخش غربى آن بود . تعداد ايوان هاى سمت غربى به چهارده مى رسيدكه ميانشان ايوانى بزرگ خودنمايى مى كرد و در ديواره هاى آن ، آثار تعمير و ترميم به خوبى ديده مى شد و از كند و كارى هاى هنرى نيز خالى نبود .
اما ايوان هاى شمالى و جنوبى را نتوانستيم بشماريم ؛ چرا كه بيش تر آنها خراب و ويران شده بود . در ضلع شرقى خان ، دوازده ايوان ديده مى شد كه دروازه خان از وسط آنها باز مى شد و دو طرفش نردبان هايى وجود داشت براى رسيدن به حجره بالاى دروازه و پشت بام . در وسط حياط خان ، حوضى از سيمان بود ، ساختِ آن به ظاهر پس از ساخت خودِ خان بود . براى جمع آورى آبِ لازم جهت ساخت و ساز و تعميرات پيرامون خان را ، رواق هاى آجرى كه بينشان ايوان هاى مقوقس قرار داشت ، احاطه كرده بود كه تعدادى از آنها استراحتگاه زائران محسوب مى شد و بعضى از آنها به كالاها و چهار پايان ايشان اختصاص داشت .
اكنون كه سفر ما به خان ها پايان مى يابد ، لازم است از مديريت آثار باستانى در نجف و كربلا درخواست كنيم كه تمام تلاش و كوشش بى دريغ خود را براى احياى
اين آثار به كار گيرند ؛ آثارى كه گوشه هايى از تاريخ ما به شمار مى آيند و براى گردشگران و زائران اهميت خاص و ويژه دارند .(1)
اسلام شناس مسلمان فرانسوی خانم ( ماری پیر والکمن ) معروف به ( مریم ابو الذهب ) بنا بر وصیت نامه اش در نجف اشرف تشییع شد و در مسیر زائران اربعین حسینی آرام گرفت .
اسلام شناس مسلمان فرانسوی خانم ماری پیر والکمان که پس از مسلمان شدن نام » مریم ابوالذهب » را برای خود برگزیده بود ، دار فانی را وداع گفت . بنا بر وصیت نامه اش در صحن مطهّر علوی تشییع شد و در حسینیه ای در جاده نجف کربلا در نزدیکی عمود شماره 172 به خاک سپرده شد. مریم ابوالذهب در سال1952میلادی در خانواده ای کاتولیک به دنیا آمد و در سن 18 سالگی به دین مبین اسلام گروید ومذهب اهل بیت (علیهم السلام) را برگزید . وی فارغ التحصیل رشتۀ علوم سیاسی از دانشگاه پاریس می باشد و سال ها در مؤسسۀ ملی زبان ها و تمدن های شرقی پاریس (INALCO) به عنوان استاد و پژوهشگر فعال بود و در زمینۀ روابط اجتماعی شیعیان و سنّی های پاکستان و افغانستان مطالعات زیادی را ارائه کرد .
این استاد و پژوهشگر فرانسوی نقش فعّالی در منعکس کردن وضعیت فاجعه آمیز و مظلومانه شیعیان پاکستان و افغانستان ایفا کرد و همواره در فضای آکادمیک و تبلیغاتی غرب مظلومیت شیعیانِ پاکستان و افغانستان را مطرح می کرد ، و طی سفرهای خود به خاورمیانه چندین بار به زیارت عتبات عالیات مشرّف شد و با اساتید دانشگاهی و مراجع عظام نجف اشرف دیدار کرد و وصیّت نمود پس از مرگش در مسیر زائران اربعین دفن شود .(2)
شکل گرفتن پیادهروی اربعین ، طی قرنهای متمادی در فرهنگ و آداب و رسوم مردم منطقه تأثیر گذاشت . رسمهای خاصی مانند « هوسهخوانی » که پیشتر در میان قبیلههای عرب این منطقه وجود داشت ، به پیادهروی اربعین راه یافت . هوسهخوانی ؛ قرائت شعرهای حماسی و روایت شجاعان بزرگ است که با همخوانی برخی مصرعهای شعر از سوی جمعیت همراه میشود . افزون بر این سنّتهای عُرفی و منطقهای ، فرایند پذیرایی از زائران امام حسین (علیه السلام) در این ایام نیز ساختار و شکل ویژه خودش را پیدا کرد.
عشایر عرب شیعه در جنوب عراق نقش مهمی در پیدایش موکبها داشتند و احتمالاً نخستین موکبها را هم آنها راهاندازی کردند ؛ شکل گرفتن این موکبها که به آنها «مضیف ؛ میهمانسرا » هم گفته میشود ، هم ریشه در رسوم قبیلگی مبنی بر گرامیداشت میهمان دارد و هم برگرفته از تعالیم شرعی است که عزیز داشتن و پذیرایی زائران سیدالشهداء (علیه السلام) را از بزرگترین اعمال پر ثواب میداند . موکبها در گذشته نیز مانند امروز ، در چادرهای بزرگی برپا میشد و کار پذیرایی در آنها صورت میگرفت . عشایر عراق از چند قرن پیش ، پذیرایی از زائران اربعین را به عنوان وزنهای در شرافت و اصالت خود در نظر میگیرند و به آن سخت پایبند و علاقهمند هستند .
✍ به قلم: سید علی بطحائی
دیروز در بین موکب های مسیر بغداد ، پیگیر قدیمی ترین موکب طریق بغداد - کربلا شدم . برخی از مطلعین خبر از موکب قمربنی هاشم (علیه السلام) در نزدیکی کربلا و زنده بودن بازماندگان موکب داری به نام « حاج طاهر » دادند که از اهالی مدینه الصدر قطاع 7 بوده است . تاریخ تأسیس موکب قمربنی هاشم (علیه السلام) سنۀ 1940 میلادی یا 1359 قمری ( تقریباً 87 سال قبل ) است .
آدرس مکان موکب و همصحبتی با جانشین جوان این موکب قدیمی بهانه خوبی برای یک گپ و گفت اربعینی شد .
کنجکاوی در مورد وجه تسمیه موکب ، تفاوت ماهوی موکب با حسینیه و علت تمایز تکریم زایران اربعینی دغدغه هایی بودند که در فرصت کوتاه با وی در میان گذاشتم .
بعد از یافتن لوکیشن موکب « قمربنی هاشم (علیه السلام) » در طریق بغداد و پذیرایی با چای پررنگ عراقی از وجه تسمیه « موکب » پرسیدم . روحانی باصفایی که کنار وی نشسته بود و فقه اللغه قوی داشت واژۀ « موکب » را از ریشه ( و ک ب ) که قلب شده از ( ن ک ب ) دانست . وی ، نکب را به معنای شانه ، کتف و دوش انسان ترجمه کرد که در قرآن مجید هم بدان اشاره شده است : (فَامْشُوا في مَناكِبِها )(1)
این موکب دار قدیمی افزود : ترویج موکب داری از رسوم بازمانده تشریفات سلطانی و حاکمان عثمانی یا صفوی و حتی احتمال دارد از سلاطین پیش از اسلام وارد زیارت اربعین شده است . موکب داری ، منصبی باشکوه در دربار شاهان بودند . آنها افرادی بودند که شانه به شانه ، ملازم سلاطین و شاهان در هنگام سفرهای پادشاهانبودند تا در زمان دوری سلطان از مبدا و در هنگام نزول اجلال و رسیدن به مقصد ، تمام امکانات رفاهی را برای شاه و همراهانشان فراهم کنند تا ذرّه ای احساس تکدّر خاطر ، ناراحتی جابجایی و سختی سفر در وجود همایونی شاهنشاه پیش نیاید .
1) . ملک / 15. ، بنابراين بر اطراف و جوانب آن راه رويد .
اصطلاح فارسی موکب داران همایونی هم که در زمان سفر زیارتی شاه عباس از اصفهان به مشهد نقل شده به این منصب شاهانه اطلاق شده است .
وی گفت : در واقع فرهنگ زیارت اربعین متشکل از دو رکن است ؛
رکن اول : روایات اختصاصی توجه به زیارت اربعین و سفارش اَکید به انجام آن.
رکن دوم : لحاظ امر سلطانی موکب داری و تشریفات شاهانه برای زوّار امام حسین (علیه السلام) .
بنابراین در این تقریر موکب داران هر زائر حسینی را بلا استثناء بسان یک فرستاده ویژه و مورد عنایت امام حسین (علیه السلام) تصور می کنند که وظیفه خودشان را از زمان خروج زایر از وطن تا لحظه رسیدن به مقصد شانه به شانه خدمتگزاری به وی می دانند .
✅
از منظر یک موکب دار اصیل ، زائر حسینی در حقیقت یک فرد ویژه و سفارش شده است که توفیق زیارت را یافته و موکب دار بایست در نهایت تکریم شاهانه اسباب زیارتی سهل و گوارا را برای وی فراهم کند . از این روست موکب داران وظیفه خود می دانند که همه امکانات رفاهی از تنوع پذیرایی ، توجه به نیازهای فرعی و جزیی زائران و اصرار به فراهم شدن همه تمهیداتی که عقل جن هم بدان خطور نمی کند را در این مواکب تعبیه کنند که زائر با نهایت تشریفات و کمال احترام زیارت خود را به نحو احسن انجام دهد .
نوادۀ حاج طاهر می گفت :
بنیان گذاران موکب های اربعینی ، خیلی آگاهانه فرهنگ تکریم شاهنشاهی و آداب زیارت حسینی را با یکدیگر ترکیب کردند و نوع جدید و ملوکانه از توجه به زائران اربعین را پدید آوردند .از وی پرسیدم ممکن است برخی این تشریفات پر طمطراق را نوعی از گردشگری زیارت یا تجمل گرایی و غیر ضروری بدانند که با روح معنویت زیارت سازگاری ندارد . نوادۀ حاج طاهر با قاطعیت گفت : نه ، هرگز !!! هدف از موکب داری را فراموش نکنید . دو رکن « تشریفات سلطانی » و مهم بودن « زیارت اربعین » از نظر مؤسسین این مواکب با هم ادغام شده تا تک تک زائران حسینی احساس بزرگی و عظمت کنند و متوجه
شوند که عظمت زیارت اربعین تا چه حدی است و منزلت عزاداری و زیارت خود را با این تشریفات ملوکانه متوجه شود . بگذار عده ای بگویند اربعین گردشگردی و توریست محور است ، ولی هدف ما این است که هر زائر متوجه شود که فرصت اربعین که در واقع زیارت در غربت است با سایر اوقات تفاوت می کند . در حقیقت عزاداری در روز عاشورا ، عزاداری در وطن است ؛ ولی زیارت و عزاداری در اربعین ، عزاداری در غربت است و ما فقط می خواهیم اندکی از رنج غربت زائر را بکاهیم .
وی در پایان افزود : موکب یک مکان موقتی و صحرایی است که کارکرد کوتاه مدت دارد که با مسجد ، حسینیه و تکیه متفاوت است .(1)
در مراسم پیاده روی اربعین ، منظره هاى ديگرى ، چشم و دل هر بيننده اى را به حيرت و شگفتى وا مى دارند . در اين مسير ، روستاهاى زيادى به چشم مى خورند كه اكثر ساكنان آنها را عشاير و پيروان مذهب شيعه تشكيل مى دهند و آنان ، با شوق و علاقه و اخلاص ، از زائران امام حسين (علیه السلام) استقبال و از آنان، پذيرايى مى كنند .
اين عشاير در كنار رود فرات ، به كاشت و برداشت برنج و دامدارى مشغول هستند و معمولًا از همين دست رنج خود ، زائران حسينى را اطعام مى دهند . آنان ، اعتقاد عجيبى به ميهمانان دارند و گاهى مشاهده شده كه گرد خاك پاى زائران را به تبرّك مى برند . عشاير حاشيه نشين رود فرات ، در ايام مراسم پياده روى ، چادرهاى بزرگىكه به آنها « مُضيف » مى گويند ، با فاصله هاى معيّنى در اين مسير برپا مى كنند و زائران را جهت پذيرايى و استراحت ، در آنها جاى مى دهند .
يكى از استادان بزرگ نجف كه خود بارها در اين پياده روى حضور داشته ، مى گويد :
اين عشاير از نظر اقتصادى چندان وضع مطلوبى نداشتند و كنار فرات ، هر كدام مقدار اندكى برنج كارى مى كردند و غذاهايشان هم اغلب برنج و ماست
1) . مسْلِمْنا (کانال علمی تخصصی مسائل جهان اسلام)
بود و خورش ديگرى نداشتند و با اين همه ، نسبت به زائران حسينى و طلاب ، بسيار سخاوتمندانه رفتار مى كردند و از هيچ چيز مضايقه نمى كردند .(1)
حجةالاسلام و المسلمين محمدحسن رحيميان از اعضاى بيت حضرت امام كه سال ها در نجف ساكن بود و در اين مراسم حاضر بود ، مى گويد :
به هنگام ظهر و مغرب ، به هر نقطه مى رسيدى ، حق عبور از آن جا را نداشتى ؛ چون مالك و ساكن نخلستان بر سر راه ايستاده بود و زائران را به ضيافت خويش فرا مى خواند ؛ گويى جاده خاكى كربلا را بخشى از حريم خانه خود مى دانست و خارج شدن ميهمانان را در هنگام ظهر و شب ، بدون صرف ناهار يا شام ، ننگى بزرگ مى پنداشت و گاهى كه قصد داشتيم تا پاسى از شب به راه خود ادامه دهيم ، عربى روستايى جلو مى آمد و اصرار مى كرد و اگر نتيجه نمى گرفت ، تهديد مى كرد و با شدت و غضب ، تفنگ خود را آماده شليك مى كرد ؛ اما نه براى كشتن ميهمانان ، بلكه آن را به حاج آقا مصطفى مى داد و مى گفت : «اگر مى خواهيد برويد ؛ برويد اما از روى نعش من »!
نشانه بزرگى و بزرگوارى اين عرب ها، بزرگ تر بودن سالن پذيرايى آنان بود .
سالن پذيرايى يا « مُضيف » از نِى و شاخه هاى خرما به صورت كانالى با سقف مدوّر ساخته مى شد و دو سوى آن باز بود و داراى اين ويژگى بود كه در برابر سرما و گرما ، كاملًا عايق بود و در تابستان با پاشيدن آب روى آن ، هواى درون آن خنك مى شد . معمولًا بزرگ خانواده يا عشيره با مهمانان مى نشست و جوان ها پذيرايى مى كردند وبراى پذيرايى، بهترين چيزهاى خود را در طبق اخلاص مى گذاشتند ؛ گوسفند مى كشتند و سرشير گاوميش و ماست بر سر سفره مى گذاشتند و براى هر نفر كاسه اى روغن حيوانى مى آوردند و خلاصه گويى همه زندگى و امكانات آنان وقف حضرت امام حسين (علیه السلام) و زوّار آن حضرت بود .(2)
حجةالاسلام سيد على اكبر محتشمى ، يكى ديگر از شاهدان اين صحنه هاى تاريخى در اين مورد مى گويد :
در طول مسير ، روستاهاى كوچك و بزرگى بود كه مردمش به زراعت ، باغدارى ، پرورش نخل خرما و دامدارى اشتغال داشتند . نخلستان ها ، باغ ها و مزارع آنها به وسيله نهر فرات ، مشروب مى گرديدند . بهره بردارى از آب نهر فرات به وسيله « ناعور » ،(1)
انجام مى شد . هر روستا يك مُضيف ( ميهمان سرا ) داشت كه در طول سال ، به خصوص موسم زيارتى ، هر كس از آن جا عبور مى كرد ، در آن مضيف از او پذيرايى مى شد . مُضيف ها محوطه بزرگى به صورت مربع مستطيل هستند كه ديواره و سقف آنها كاملًا از حصير نخل خرما ساخته شده است و وسط آن محوطه ، يك اجاق است كه در زمستان ها با هيزم مى سوزد و چاى و قهوه را نيز در كنار آن اجاق تهيه مى كنند . اطراف اين مضيف، فرش ها و مخدّه هاى عربى پهن شده است . روستاييان عراقى بسيار ميهمان دوست هستند . آنان از زائرين امام حسين (علیه السلام) در ميان روز ، با چاى ، قهوه ، شير و دوغ پذيرايى مى كردند و به هنگام ظهر و شام نيز با ذبح گوسفند و طبخ غذا ، از آنان به گرمى استقبال مى كردند . آقاى حليمى سعى مى كرد در وسط راه ، خود خيمه برپا كند و به سَبك ايرانى ، غذا تهيه كند؛ ولى در طول مسير ، بالاخره مواردى اتفاق مى افتاد كه بر اثر اصرار فوق العاده روستاييان ، مجبور به پذيرش دعوت و اقامت در آن ميهمان سرا مى شديم .
قافله ها معمولًا اين مسير را طى پنج تا شش روز مى پيمودند ؛ ولى افرادى كه به صورت انفرادى حركت مى كردند ، در مدتى كمتر از سه روز به كربلا مى رسيدند .(2)
1) . ناعور يك دستگاه آب كشى است به صورت چرخ و فلك كه داخل آب قرار مى گيرد و به اطراف آن سطل هاى متحرك وصل شده است . اين چرخ و فلك ، به واسطه اسب ناعور به گردش در مى آيد و سطل ها پر از آب مى شوند و در بازگشت چرخ، آب سطل به داخل جويى ريخته مى شود و اين جوى ، آب را به مزرعه هدايت مى كند .
2) . خاطرات حجةالاسلام سيد على اكبر محتشمى، ص 124 ؛ فصلنامه فرهنگ زیارت ، ج 1 ، ص 83 – 84.
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد ( یونسکو ) ، شب گذشته در چهاردهمین نشست کمیته بین المللی برای حفظ میراث معنوی بشری در کشور کلمبیا ، مهمان داری و ارائه خدمات در خلال زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) را به عنوان یک میراث معنوی ثبت جهانی کرد .
صفحه رسمی سازمان یونسکو در توئیتر این رخداد فرهنگی را به مردم عراق تبریک گفت . هزاران موکب در طول بیش از 20 روز هر ساله در ایام پیاده روی اربعین امام حسین (علیه السلام) در مسیر نجف به کربلا ، از میلیون ها زائر پذیرایی می کنند . خدماتی از قبیل تهیه غذا و جای خواب تا ده ها خدمات مختلف دیگر و منحصربفرد ، نمونه بی نظیر جهانی را خلق می کند .
پیاده روی اربعین بزرگ ترین مراسم اطعام جهان است . حدود 700 میلیون وعده غذا شامل صبحانه و ناهار و شام و همچنین میان وعده بین زائران اربعین توزیع می شود که بخش عمده آن با هزینه های شخصی مردم عراق و روستاییان و کشاورزان مناطق اطراف کربلا و البته داوطلبانی در کشورهای همسایه طبخ می شود و به کمک های دولتی و بین المللی نیازمند نیست .(1)
در بیانیه وزارت فرهنگ عراق آمده است که در تحقیقاتی جدید در سطح فرهنگ عراق ، سازمان بین المللی آموزش ، علوم و فرهنگ ( یونسکو ) ، نخل را بهعنوان رمزی از کشور الرافدین ( دو رودخانه دجله و فرات ) در تاریخ و راهپیمایی اربعین را به عنوان بزرگ ترین تجمع بشری در جهان در فهرست میراث فرهنگی انسانی غیرمادی ثبت کرد .(2)
در ایام کرونا(1)در سال 1399 شمسی / 1441 قمری ، کتابی با عنوان « اهتزار عَلَم عزای حسینی بر دوش دلدادگان » به قلم جمعی از نویسندگان و محققان به انضمام سروده های شعرای حسینی ، تحت اشراف و راهنمایی آگاهانه و دلسوزانۀ حضرت آیت الله آقای حاج سیّد حجت موحّد ابطحی (دام ظله) توسط انتشارات محب العترة الطاهره (علیهم السلام) در اصفهان در 186 صفحه که شامل مقدمۀ آیت الله آقای حاج سیّد حجت موحّد ابطحی (دام ظله) و 9 مقاله از نویسندگان و پژوهشگران و 42 قطعه شعر از 30 شاعر ولائی که اشعاری زیبا سروده اند به زیور طبع آراسته گردید .
مقدمۀ کتاب که شامل مطالب ارزشمند و اقدامات انجام شده در زمان کرونا است که توسط فداکار فاطمی ، احیاگر نهضت فاطمیه و بزرگ پرچمدار شعائر علوی ، فاطمی ، حسینی و مهدوی ، استاد بزرگوارم ، حضرت آیت الله آقای حاج سید حجت موحّد ابطحی (دام ظله) نوشته شده را در این قسمت تقدیمتان شما عزیزان می نمایم :
با ظهور و گسترش بلیّه ای جهانی به نام کرونا و درگیر شدن ملت ها و دولت ها به ابعاد گستردۀ آن و حاکم شدن ترسی جانکاه و شکننده بر همۀ انسان ها و اقشار گوناگون جامعه ، در همۀ زمینه های بهداشتی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی ، همۀ دست اندرکاران کشورها گرفتار نابسامانی های عجیبی شدند ، و دستورالعمل هایی برای مبارزه با این بیماری و این ویروس ناشناخته عرضه کردند که منجر به تعطیلیِ مساجد و حرم های مشرّفه و مراکز علمی و فرهنگی گردید ، و فعالیت های اجتماعی و اقتصادی نیز دچار مشکلات و نابسامانی های غیر قابل توصیفی گردید .
در این هنگامۀ عجیب و استثنایی ، دست های پنهانیِ شیطانیِ چندی نیز به کار افتاد ، برای ضربه زدن به اعتقادات دینی و برنامه های مذهبی و به تعطیل کشاندن تمام برنامه های دینی و پایگاه های مذهبی .
1) . کرونا ویروس در ایران به صورت رسمی 30 بهمن 1398 شمسی تأیید شد .
جشن ها و عزاداری ها ، جلسات دعا و نیایش ، نماز جماعت ها و اجتماعات سازندۀ تربیتی و اعتقادی مورد هجوم و تعطیلی قرار گرفتند .
برخی از آگاهان و دلسوزان ، اولین اعتراض ها و روشنگری ها را شروع نمودند و مردم را متوجه کردند که تعطیلی مساجد و جلسات دینی دلیل موجهی ندارد و می توان با رعایت دستورالعمل های بهداشتیِ حقیقی نماز جماعت ها را شروع کرد و از اجتماعات دینی و جلسات دعا و توسل برای تقویت روحیه ها استفاده نمود و در سنگر حرم ها و مجالس اهل البیت (علیهم السلام) پناه گرفت .
به تدریج انسان های باهوش و با ایمانی پیدا شدند که با تشکیل محافل معنوی و عبادی ، نشاط روحی و سلامت روانی انسان ها را تأمین کردند .
نزدیک شدن ایام غدیرخم ، دلسوزان اعتقادات دینی و ولائی را به تلاش واداشت و آنها ضمن رعایت دستورالعمل های بهداشتی موفق شدند که جشن های غدیر را به شکلی ابتکاری و با راه اندازی کاروان های شادی و با بهره گیری از سواری های تزئین شده ، و اطعام های گسترده و پخش شیرینی و شربت و برگزاری مسابقات علمی و دینی در زمینۀ امامت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و اعطای جوائز به پاسخ دهندگان و ... برگزار نمایند .
موفقیت فعالیت های غدیر امید فراوانی را در دل دلباختگان عشق حسینی شعله ور ساخت و دلدادگان راستینِ عشق و ایمان به سالار شهیدان ، اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را به میدان آورد ، و آنها با روش های ابتکاری و جهاد با جان و مال و آبرو ، به نصرت و یاری مکتب عشق و شهادت پرداختند و یکی از محرم ها و عاشوراها و اربعین های برجستۀ دوران عمر ما را به نمایش گذاشتند .
اخلاص ها ، ایثارها ، خطرپذیری ها و مقاومت ها ، همکاری ها و دلدادگی ها ، سوزها و گدازها ، اشک ها و ناله ها ، ضجّه ها و لطمه ها و ... از یک طرف ، هدایت ها و تأییدها ، کرامت ها و عنایت ها ، موفقیت ها و دستیابی ها و ... از طرف دیگر ، در
این روزهای محرم و صفر و عاشورا و اربعین تجلی یافت و محرم و صفر امسال تجربۀ بزرگی را محقق ساخت .
در این پیشگفتار به تعداد دوازده اقدام و برنامۀ فردی و اجتماعی و مادی و معنوی که از مردم به نمایش در آمد اشاره می نماییم :
1 : بهره گیری از توسلات و دعا و نیایش در قالب خواندن زیارت عاشوراهای دسته جمعی و فردی و خواندن نمازهای استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قرائت دعای الفرج امام رضا (علیه السلام) و ختم یا کاشف الکرب و ... و تشکیل جلسات سوگواریِ حسینی برای غلبه بر مشکلات و ترس حاکم بر دل ها ، و رفع موانع حقیقی و خیالی موجود در جامعه .
2 : بهره گیری از علم و دانش و تجربه و خطابه و شعر و هنر برای شعله ور ساختن احساسات پاک در دل ها ، و دور ساختن ترس های کاذب و رسوب کرده در اعماق جان ها و زدودن شبهات خنّاسان و وسوسه گران .
3 : تذکرات شخصی دلدادگان حسینی به بانیان مجالس و سرپرست های حسینیه ها و هیئت ها و برحذر داشتن آنها از تعطیل کردن مجالس و محافل حسینی و مراسم و سنّت های مذهبی .
4 : پشتیبانی روحی ، و تقویت روانیِ مسئولین هیئت ها و صاحبان مجالس ، و بر عهده گرفتن مشکلات احتمالیِ برگزاری مراسم عزای حسینی .
5 : پشتیبانی مالی از مراسم عزاداری های عمومی یا در منازل شخصی .
6 : تهیه انواع غذاهای نذری به نحو متنوع و گسترده و توزیع آنها در ضمن مراسم بسیار جالب و تکان دهنده ، در محلّه ها و درب منازل .(1)
1) . اطعام های ده ها هزار نفری در ایام عاشورا و اربعین حسینی همه را به شگفتی در آورده بود که نمونۀ آن تهیۀ پنجاه هزار طعام حسینی در ظرف های یکبار مصرف ، و توزیع آن در روز اربعین در نزدیکی پلیس راه اصفهان – تهران و پلیس راه اصفهان – شیراز و اصفهان – یزد بین مسافرانی که از این مسیرها عبور می کردند و از اهالی استان های گوناگون بودند ، می باشد .
7 : توجه ویژه به محلّه های اعیان نشین ، و بردن پرچم ها و نصب آنها در جای جای مجتمع ها و کوچه ها و ... و نیز توزیع غذای نذری با نشان حسینی در خانه ها و ... .
8 : تأسیس ایستگاه های صلواتی بزرگ و متوسط و کوچک در خیابان ها و میدان ها و کوچه ها و پذیرایی عابرین با انواع نوشیدنی ها و کیک و کلوچه و پخش نوارهای پرشور و سوز عزاداری و تزئین محل ایستگاه ها با انواع پرچم های حسینی و نوشتجات معرفت زا و شورانگیز .
این ایستگاه های صلواتی از چند شب تا 50 - 40 شب و بعضاً تا آخر ماه صفر بر پا بود و محل توجه اهالی محل و منطقه و عابرین قرار می گرفت و با پشتیبانیِ مردمی ، محل توزیع انواع نذری های منسوب به حضرت زهرا (علیها السلام) و امام حسین (علیه السلام) و حضرت اباالفضل (علیه السلام) و ... قرار می گرفت .
9 : در برخی از این ایستگاه ها ، تلویزیون های شهری به پخش زیارت عاشورا و حدیث کساء و سخنرانی های شورافزا و نوحه ها می پرداختند و حال و هوای حسینی ایجاد می کردند .
10 : تشکیل مجالس خانگی با جمعیت های کم و متوسط ، که به خاطر اخلاص برگزار کننده های آن و همکاری همسایگان و دوستان و خویشان برگزار کننده از اهیمت ویژه ای برخوردار بود و خلأ تعطیلی برخی از مجالس را ( به علت شرائط کرونایی و ترس های رسوب کرده ) جبران می کرد .
11 : تولید انواع پرچم های متنوع در اندازه های بسیار متفاوت و با ویژگی های پُر جاذبه و توزیع و نصب آنها بالای سر درب خانه ها و مغازه ها و به تیر برق ها و بردیوارهای ساختمان های بلند و در ورودی مجتمع ها و محلّه ها ، علاوه بر سر درب مسجدها و حسینیه ها .
در طول تاریخ گذشته اصفهان و منطقه ، بالاترین رقم نصب پرچم ، و روشن کردن لامپ های قرمز که نشانۀ عزاداری است ، مربوط به محرم و صفر این سال
بحرانی و این فضای کرونا زده می باشد و نشان می دهد که جامعۀ حسینی ما ، در هر فضایی که قرار بگیرد ، عشق و ایمان خودش را به امام حسین (علیه السلام) به ظهور می رساند .
12 : و در یک کلام ، تنوع و گستردگی ، نوآوری در شکل مراسم عزاداری ، بهره گیری از اخلاص و سوز و شور شخصی ، همکاری و تعاون و پشتیبانی از کار و همّت دیگران در امر عزاداری نشان داد که :
تا خداوندی خدا برجاست *** بیرق شاه کربلا بر پاست
و خدا خواسته ، که با تجلّی و ظهور عشق های پاک حسینی عَلَم امام حسین (علیه السلام) همیشه در اهتزاز بماند . (1)
مقالۀ دردانۀ خلقت(2)
در این قسمت به قسمتی از مقالۀ « دردانۀ خلقت » بسنده می نماییم :
شاهکار آفرینش ، دردانۀ جهان خلقت ، سالار شهیدان ، حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ، در میان همۀ مخلوقات ویژگی هایی دارد که احدی از آفریدگان در آن شریک نیستند ، از جمله در اولین واژۀ مرتبط با هنگامۀ عاشورا ، حضرت جواد (علیه السلام) در این رابطه می فرماید :
اَوَّلُ ماجَری بِهِ القَلَمُ عَلَی اللَّوحِ قَتلُ الحُسَینِ (علیه السلام) ؛نخستین بار که قلم صُنع الهی بر فراز لوح تقدیر به حرکت درآمد ، هنگامۀ شهادت امام حسین را رقم زد .(3)
آخرین اتمام حجتی که قلم صُنع الهی بر فراز لوح تقدیر رقم زد داستان شکوهمند زیارت اربعین امسال بود .
در روزهای اوج موج دوم « کرونا » که در غالب کشورها ، از اجتماع بیش از تعداد انگشتان دست ، واهمه داشتند و تدابیر امنیتی خاصی اتخاذ کرده بودند ، اربعین حسینی فرا رسید ، مطابق آمار رسمی عتبۀ عباسیّه بیش از چهارده میلیون زائر کربلای معلّی به سوی حرم امام حسین (علیه السلام) سرازیر شدند ، بعد از زیارت مضجع منوّر و حرم مطهّر آن شاهکار آفرینش به دیار خود بازگشتند ، حتی یک نفر از آن ها به ویروس منحوس کرونا مبتلا نگردید . مسئولین هوشمند عتبات عالیات برای مقابله با هر گونه احتمال درگیری زائران با این ویروس خطرناک سه بیمارستان بزرگ در شهر مقدس کربلا پیش بینی کردند ، دو هفته از روز اربعین گذشت ، حتی یک نفر به این بیمارستان ها مراجعه نکرد .
جالب توجه است که بعد از ایّام اربعین طبق آمار اعلام شده ، تعداد بستری های کرونا در شهر مقدّس کربلا ، در مرکز قرنطینۀ شهر به صفر رسید . هیچ کدام از خبرگزاری های جهان ، این خبر را اعلام نکردند ؛ زیرا با اعلام این خبر همۀ بافته های بهداشت جهانی کم رنگ می شد و حقانیّت تشیّع در سطح جهان آشکار می گشت .
صفحات تاریخ را یک قرن به عقب برمی گردانیم ، به ایام حضور آیت الله حاج شیخ عبدالکریم یزدی در سامرا بر می گردیم و داستان شگفتی را از ایشان نقل می کنیم :
آیت الله حائری مؤسس حوزۀ علمیۀ قم ( متوفای 1355 ق ) می نویسد :در ایام اقامتم در سامرا بیماری وبا شایع شد ، در خدمت آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی ( متوفای 1338 ق ) بودم که استادم آیت الله سید محمد فشارکی ( متوفای 1316 ق ) وارد شد ، به میرزا گفت : آیا مرا مجتهد می دانی ؟ گفت : آری .
آیا مرا عادل می دانی ؟ گفت : آری. گفت : من حکم کردم بر همۀ مردان و زنان شیعۀ مقیم سامرا ، که زیارت عاشورا بخوانند و ثواب آن را به روح مطهّر حضرت نرجس خاتون اهدا کنند و ایشان را نزد فرزندش حضرت حجت ارواحنا فداه شفیع قرار دهند . من ضامن می شوم هر کس این عمل را انجام دهد ، به بیماری وبا مبتلا
نشود . این حکم منتشر شد ، همۀ شیعیان سامرا عمل کردند و حتی یک نفر از آنها مبتلا نشد . در آن ایام تعداد زیادی از سنّی ها به وبا مبتلا شدند و در گذشتند ، ولی از روی خجلت جنازه های خود را شبانه دفن می کردند .
برخی از اهل تسنّن به حرم مطهّر عسکریین (علیهما السلام) می آمدند و می گفتند :
ما به شما سلام می کنیم ، همان گونه که شیعیان سلام می کنند .
آیت الله حائری می فرمود : در آن ایّام حتی یک نفر از شیعیان با اجل خودش وفات نکرد تا در مورد وی احتمال ابتلا به وبا داده شود .(1)
برخی از عزیزانی که امسال در زیارت شکوهمند اربعین حضور داشتند گفتند : امسال در ایام اربعین حتی یک جنازه از اطراف و اکناف به کربلا آورده نشد ، تا کسی احتمال دهد که شاید به ویروس منحوس کرونا مبتلا شده است .ما در اینجا تنفّر و انزجار خود را از خبرگزاری های بین المللی که در ایّام اربعین در کربلا بودند و این داستان شگفت قرن را دیدند و به کشورهای متبوع خود مخابره نکردند ، اعلام می داریم .
هر صاحب عقلی این گزارش را بخواند به یاد کلام نورانی قرآن کریم می افتد که می فرماید :
( أ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً )؛
مگر حرم امنی ما در اختیار آن ها قرار ندادیم ؟ .(2)
استاد مهدی پور زیدعزه در قسمتی از مقالۀ علمی اشان با عنوان « حکم زیارت در حال خطر » می نویسند :
1) . این داستان را مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری از پدر بزرگوارشان نقل کرده و دست خط ایشان در کتابخانه نگارنده موجود است و به اینجانب اجازۀ نقل داده است . یادداشت های ایشان بعد از وفاتشان به صورت کتابی به نام « سرّ دلبران » به چاپ رسیده و این داستان در صفحات 90 – 88 آن آمده است .
2) . سوره قصص ، آیۀ 57 ؛ اهتزار عَلَم عزای حسینی بر دوش دلدادگان ، ص 83-85.
اگر راه ها نا اَمن شود و احتمال خطر بیش از احتمال سلامتی باشد ، سفر جایز نیست ، حتی برای حج .
شیخ طوسی (قدس سره) می فرماید :
ساکنان جزایر و سواحلی که به جز دریا راه دیگری ندارند ، برای حج باید سوار کشتی شده ، به زیارت خانۀ خدا بروند ، ولی اگر احتمال خطر مرگ بیش از احتمال سلامتی باشد ، حج بر آن ها واجب نمی باشد .(1)
محقق حلّی (قدس سره) نیز می فرماید :
اگر راه دریا و خشکی در احتمال سلامتی مساوی باشند ، مخیّر است که از کدامیک به حج برود ، اگر فقط در یکی احتمال سلامتی اش بیشتر باشد ، باید آن را برگزیند ، ولی اگر در هر دو احتمال خطر بیشتر باشد ، حجِ واجب ، از او ساقط می شود .(2)تنها موردی که با احتمال خطر مسافرت جایز است ، زیارت امام حسین (علیه السلام) است ، که هر قدر راه پر خطر باشد ، مسافرت جایز است و اشکال ندارد . احادیث فراوان به آن دلالت می کند ، از جمله :
1: زراره به امام باقر (علیه السلام) عرضه داشت : در مورد کسی که پدرت را در حال خوف زیارت کند ، چه می فرمایید ؟ فرمودند :
خداوند او را در روز فزع اکبر امان می دهد و فرشتگان او را با بشارت ملاقات می کنند و می گویند : نترس ، محزون نباش ، امروز روز رستگاری توست .(3)
2 : ابن بکیر به محضر امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت : دلم برای زیارت پدر بزرگوارت پر می زند ، از هنگامی که حرکت می کنم ، هنگامی که بر می گردم ، دلم از ترس سلطان و سخن چینان و افراد مسلّح در ترس و اضطراب می باشد . امام (علیه السلام) فرمودند :
ای پسر بکیر ! آیا دوست نداری که خداوند تو را برای ما ، در حال خوف و هراس ببیند ؟ آیا نمی دانی که هر کس برای ما ترسان و هراسان شود ، خداوند او را در سایۀ عرش خود قرار می دهد و در زیر عرش با امام حسین (علیه السلام) هم صحبت می شود و از خوف و هراس روز رستاخیز در امان باشد . چون دیگران بترسند ، او نخواهد ترسید و اگر بترسد ، فرشتگان به او قوت قلب دهند و دلش با بشارت آرامش پیدا کند .(1)
3 : به معاویه بن وهب فرمودند :
زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) را هرگز به جهت خوف و هراس ترک نکن که هر کس آن را ترک کند ، به قدری حسرت می خورد که آرزو می کند که قبرش او را به دور انداخته باشد . آیا دوست نداری که خداوند تو را درمیان کسانی ببیند که پیامبر ، امیرمؤمنان ، حضرت فاطمه و امامان (علیهم السلام) برایش دعا می کنند ؟
آیا دوست نداری که وقتی برگشتی گناهان گذشته ات و گناهان هفتاد ساله ات آمرزیده باشد ؟ آیا دوست نداری وقتی از دنیا بیرون رفتی ، از کسانی باشی که گناهی در نامۀ اعمالش نباشد ؟ آیا دوست نداری که فردا از کسانی باشی که پیامبر خدا با او مصافحه می کند .(2)
4 : یونس بن ظبیان از امام صادق (علیه السلام) در مورد زیارت امام حسین (علیه السلام) در حال تقیّه پرسید ، فرمودند :
در فرات غسل کن ، جامه های پاکیزه ات را بپوش ، در برابر قبر مطهّر سه بار بگو : « السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أبَا عَبْدِ اللَّهِ » پس زیارتت کامل شد .(3)
5 : امام باقر (علیه السلام) از یکی از اصحاب پرسید : آیا به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) می روی ؟ گفت : آری ، با ترس و لرز . فرمودند :
هر قدر ترس و لرز بیشتر باشد ، پاداشش بیشتر خواهد بود ، که پاداش زیارت به مقدار ترس و لرز آن است . کسی که در زیارت آن حضرت دچار ترس و لرز
شود ، خداوند در روز رستاخیز او را از خوف و هراس نگه می دارد ، با آمرزش بر می گردد ، فرشتگان به او درود می فرستند ؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) او را زیارت می کند و برایش دعا می کند ، با نعمت و فضل الهی باز می گردد ، هیچ مکروهی به او نمی رسد و رضایت خداوند را به دنبال دارد .(1)
با نگاهی گذرا به احادیث یاد شده ، روشن می شود که در هیچ شرایطی به ترک زیارت آن حضرت رخصت داده نشده ، حتی اگر راه نا امن باشد و خطر مرگ زائران را تهدید کند ، اقدام به چنین سفری اشکال ندارد ، ولی اگر راه حج نا امن باشد و خطر مرگ حاجیان را تهدید کند ، حج ساقط می شود .از ارباب قلم انتظار می رود که حقایق تابناک مربوط به حرم ها را برای مردم منتشر کنند تا افراد ساده لوح خیال نکنند که بستن حرم ها مورد پذیرش علمای اعلام و مراجع بزرگوار تقلید بوده است . باید به فرد فرد مسلمانان این خبر برسد که امسال تعداد زائران اربعین بیشتر از 14 میلیون بوده و هرگز احدی از آن ها به ویروس منحوس کرونا مبتلا نشد . آمار دقیق زائران اربعین امسال از روز نهم صفر تا ظهر اربعین 308/553/14نفر بوده است . این آمار را عتبۀ عباسیّه رسماً اعلام کرده است .
سه بیمارستانی که در کربلا برای مبتلایان احتمالی ایام اربعین منظور کرده بودند ، پس از گذشت 15روز که حتی یک نفر مراجعه نکرده بود ، جمع کردند . مؤسسۀ « مدینة الاوصیاء » در کربلای مقدّسه که مرکز قرنطینۀ بیماران کرونایی می باشد ، روز 27 صفر برابر 15 اکتبر 2020 رسماً اعلام کرد که تعداد بستری های کرونایی به صفر رسیده است . تعداد 14 میلیون عدد بسیار بالایی است ، بسیاری از کشورهای اروپایی کمتر از 14 میلیون می باشند .
بلژیک 11 میلیون ، یونان ، چک ، پرتغال ، و سوئد 10 میلیون ، مجارستان ، بلاروس ، اتریش ، سوئیس ، بلغارستان ، صربستان ، دانمارک و فنلاند کمتر از 10
1) . همان ، ص 127 .
میلیون می باشند . بر این اساس تجمع 14 میلیون در شهر کوچکی چون کربلا اجتماع بسیار مهمی است .
در چنین اجتماع با شکوهی اگر یک نفر به ویروس منحوس کرونا مبتلا می شد ، می بایست ده ها هزار نفر مبتلا شوند و هزاران نفر تلفات داشته باشد . در اوج موج دوم « کرونا » چنین اجتماعی به برکت امام حسین (علیه السلام) به این بیماریِ خطرناک مبتلا نشده اند ، آیا چنین موضوعی قابل طرح در رسانه ها نمی باشد ؟ !حجت الاسلام و المسلمین سید علاء موسوی ، رئیس سابق وقف شیعی عراق ، به شدت به این موضوع می تازد و از خبرنگاران کشورهای مختلف انتقاد می کند که چرا چنین حادثۀ مهمی را در رسانه ها مطرح نکرده اند ؟ !
البته این نیز یکی از آثار مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام) می باشد ، که چنین موضوعی که باید از آن به عنوان : « معجزۀ قرن » یاد شود ، حتی در رسانه های کشورهای اسلامی نیز مطرح نشده است .(1)
در سال 1399 شمسی که اوج کرونا بود و همه را از فیض زیارت محروم نموده بودند استاد بزرگوارمان ، حضرت آیت الله آقای سیّد حجت موحّد ابطحی (دام ظله) کتابی با عنوان « عظمت حرم ها و پاکی و قداست حریم قدسیِ رضوی » چاپ نمودند که پیشگفتار این کتاب را خدمتتان تقدیم می داریم :
در این زمان که حوادث گوناگون اجتماعی ، و پیش آمدهای غیر منتظره و نگران کنندۀ طبیعی ، مرض ها و بیماری های سخت و صعب العلاج ، انسان ها را گرفتار و در تنگناهای نفس گیر قرار داده و در اثر گناهان گوناگونِ فردی و اجتماعی ، ابتلائات رنگارنگ دامن گیر عموم اقشار اجتماع گردیده ، تا جایی که حقیقتاً باید گفت : « اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفاءُ وَ ... وَ ضَاقَتِ الأرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماء »
1) . اهتزار علم عزای حسینی بر دوش دلدادگان ، ص 95-99.
گرفتاری ها سخت و بزرگ ، دل ها پریشان و آشفته ، فضاهای زمینی به تنگنا گرفتار ، و درهای آسمان بسته شده است ... و در این شرائط است که باید پناهگاهی پیدا کرد و با پناه بردن به ملجأیی مستحکم خود را از طوفان های سهمگین ، در امان قرار داد .
حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) در ضمن مجموعۀ نورانیِ صلوات بر حجج طاهره (علیهم السلام) که در کتاب شریف « مفاتیح الجنان »مرحوم محدث قمی (قدس سره) آمده است ، در بخش مربوط به امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) می فرمایند :
خدایا ! درود بفرست بر علی بن موسی (علیهما السلام) همانی که او را پسندیدی و هر که را بخواهی از خلق خودت ، به وسیلۀ او خشنود می سازی .
راستی فراز عجیبی است ، دریچۀ رحمتی است ، روزنۀ امیدی است که از جانب پروردگار مهربان بر روی مردمان گشوده شده است .
هر که را خدا بخواهد خشنودش کند ، به وسیلۀ امام رضا (علیه السلام) خشنود می سازد .
آری ، او که ضامن غریبان ، پناه بی پناهان ، و حریم قدسیش ملجأ درماندگان و محل آرامش دل ها ، و بارگاه ملکوتی اش ، جایگاه نزول رحمتِ الهی ، و توسل به ذیل مرحمتش ، شفای دردمندان ، و اُنس با روح مقدسش برطرف کنندۀ غم ها و اضطراب ها ، و پناه گیری در جوارِ لطف و عنایتش ، زدایندۀ غبار یأس و ناامیدی است ، در چنین دورۀ حساس و پُرمخاطره ای می تواند به عنوان پناهگاه امن و آرامش بخش ، مطرح باشد .
این کمترین خدمتگزار آستان مقدّس اهل البیت (علیهم السلام) و بالاخص حضرت فاطمۀ زهرا (علیها السلام) به قصد توسّل به ذیل عنایت و مرحمت آن حضرت و فرزندان عزیزشان بالاخص حضرت عَلي بْن مُوسَى الرِّضا (علیهما السلام) تصمیم گرفتم که گامی در راه توجه دادن عموم مردمِ با ایمان و ولایت ، که در گرفتاری های جاری و مشکلات گوناگون گرفتارند ، بردارم به امید آنکه زمینه برای توسّل و تضرع و استغاثۀ خالصانۀ شیعیان و دوستان ، در آستان مقدس آن بزرگواران بیشتر فراهم گردد .
به دنبال بشارت هایی که در این زمینه حاصل شد ، از نویسندۀ محقق و نامدار ، دانشمند فرزانه و دلباختۀ اهل البیت (علیهم السلام) ، حضرت حجّت الاسلام والمسلمین ، آقای حاج شیخ علی اکبر مهدی پور دامت برکاته و توفیقاته ، استدعا نمودم که در مورد پاکی و قِداست و برکات حرم های اهل البیت (علیهم السلام) و بالاخص حرم مطهّر و منوّر امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) و امتیازات ویژۀ آن بقعه های بهشتی ، و امن و امانِ آن مهبط های نور و رحمت الهی ، و ویژگی های قدسیِ آن جایگاه های نزول و اجتماع ملائکه و ارواح انبیا و اولیا ، از ذوق و ابتکار و قلم روان و تأثیرگذارشان بهره گیری نمایند و بالاخص در زمینۀ بیان تحقیقات و آزمایشات علمی و دانشگاهی که در مورد دوریِ حرم مطهّر و ضریح مقدّس و مضجع شریف و نورانی حضرت علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) از میکروب ها و ... انجام شده ، دلدادگانِ آن دادرس بیچارگان را آگاه نموده و هر چه بیشتر و بهتر ، دل های بیدار و شیفتۀ آن امام رئوف را راهنمایی و ارشاد نمایند .
همان طور که انتظار می رفت ، در اثر عنایت و لطف حضرت رضا (علیه السلام) آن بزرگمرد ، از تمام توان و ارادتِ ولایی و اخلاصشان بهره گرفتند و مقاله ای بسیار محکم و مستند ، و با عشق و علاقه آماده کردند و در اختیار جامعۀ ولایی و شیعیان و دلسوختگان اهل البیت (علیهم السلام) قرار دادند .(1)
1) . عظمت حرم ها و پاکی و قداست حریم قدسی رضوی ، ص 7 – 10.
گزارشی مستند و علمی راجع به حریم مقدّس امام رضا (علیه السلام) (1)
در گذشته که راه عتبات عالیات بسته بود ، در ایام اربعین میلیون ها نفر از شیعیان شیفته و دلباختۀ اهل بیت (علیهم السلام) از اقطار و اکناف جهان به زیارت سلطان سریر ارتضاء امام رضا (علیه السلام) شرفیاب می شدند .
نویسنده کمترین دقیقاً 40 سال است که سعادت تشرّف به مشهد مقدّس ، در ایام اربعین نصیبم شده و همه ساله دهۀ آخر ماه صفر را در مشهد مقدس به عرض ارادت به ساحت قدس اهل بیت (علیهم السلام) توفیق داشته ام .
30 سال قبل در دو نوبت از صحن و سرای امام رضا (علیه السلام) نمونه برداری کرده ، در دانشگاه تهران آزمایش نموده ، نتیجۀ آزمایش را در فصلنامۀ زیست شناسی چاپ و منتشر کرده اند .
در دهۀ 50 که مرحوم یونسیان(2)
شادروان مرحوم مهندس علی اصغر یونسیان ، مؤلف ، محّقق ، شاعر ، خطیب ، مبلّغ ، مروّج و معلّم که یک عمر در خدمت به خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) تلاش کرد و 33 مجلّد کتاب ارزشمند به نظم و نثر از خود به یادگار گذاشت که هر کدام از آنها سندی بر علم و دانش و اخلاص ، پشتکار و دلباختگی او نسبت به اهل البیت (علیهم السلام) عموماً و امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و حضرت زهرای مرضیه(علیها السلام) و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ... خصوصاً می باشد .
مقیم مشهد بودند و در دانشگاه فردوسی تدریس داشتند ، دست به ابتکاری زده کار ارزشمندی انجام دادند .در سالی که دهه آخر صفر با ماه شهریور مصادف شده بود ، و افراد زیادی به جهت نزدیک شدن ایام تحصیلی مدارس ، فرزندان خود را به مشهد آورده بودند و ترافیک زائران در همه جای مشهد مقدّس بیش از حد تصوّر بود ، مرحوم یونسیان به تعدادی از دانشجویان خود پیشنهاد کرد که در چهار خیابان اصلی مشهد مقدّس :
1 : خیابان تهران ( خیابان امام رضا (علیه السلام) ) 2 : خیابان طبرسی 3 : بالا خیابان (خیابان آیت الله شیرازی ) 4 : پایین خیابان ( خیابان نوّاب صفوی )
از نقاط مختلف نمونه برداری کنند و در ظرف های جداگانه قرار بدهند .
مثلاً از آخر خیابان ضِد ، فلکۀ ضِد ، فلکۀ برق ، چهار راه دانش ، فلکۀ آب ، ورودی صحن مطهّر ، داخل صحن ، ورودی حرم مطهّر ، داخل حرم و کنار ضریح . همچنین سه خیابان دیگر .
در یک روز بارانی که همه جا گل و لای بود ، دانشجویان این کار را انجام دادند ، استاد یونسیان آن ها را در دانشگاه مشهد مقدس آزمایش کردند و به نتیجۀ عجیبی دست یافتند . مثلاً در آخر خیابان ضد میکروب بسیار کم ، در فلکۀ ضد کمتر ، در فلکۀ برق کمتر ... هر چه به صحن مطهّر نزدیک تر شدند کمتر ، سرانجام در دا خل حرم و در کنار ضریح به صفر رسید .
این نکته را باید اضافه کنم ، زائران ارض اقدس از همۀ نقاط کشور می باشند ، بسیاری از آنها از روستاها می آیند، احیاناً در روستایشان حمّام وجود ندارد ، در مشهد مقدّس نیز در مسافرخانه ها و خانه هایی اسکان پیدا می کنند که امکانات بهداشتی ندارند . حتی اگر فرض کنیم که در هتل غسل زیارت کرده ، لباس تمیز پوشیده به سوی حرم حرکت کرده باشند ، در آن ترافیک انسان ها ، که اجباراً با پای پیاده مشرّف می شوند ، چون در آن ایام خیابان های منتهی به حرم بسته می باشد ، چقدر عرق می کنند و موجبات آلوده شدن به میکروب فراهم می شود .
در چنین شرایطی اگر بخواهند به ضریح مقدّس نزدیک شوند ، چقدر باید تلاش کنند ، چقدر باید عرق بریزند ، تا دستشان به ضریح برسد .
آزمایش مرحوم یونسیان در سطح وسیعی انعکاس یافت و گزارشآن به مراکز علمی تهران رسید ، از تهران عدّه ای به مشهد مقدّس گسیل شدند و مشابه آزمایش مرحوم یونسیان را در سال 1369 ش در دو نوبت : اردیبهشت ماه و اسفند ماه انجام دادند و نتیجۀ آن را در سطح گسترده ای اعلام کردند .
مرحوم یونسیان این گزارش را در یکی از آثارش به نام « چه کنیم عقل ما کامل شود » که در سال 1381 شمسی چاپ شده ، منتشر کرد .
اینک متن گزارش ایشان را در این جا می آوریم :
متن گزارش استاد یونسیان
شاید این مطلب نه از نظر اعتقادی ( که عین اعتقاد ماست ) بلکه از نظر تجربی تازگی داشته باشد که بدانیم حتی هر چه نزدیکتر به ضریح مقدّس آن حضرت می شویم میزان آلودگی و میکروب های موجود در هوا و در و دیوارهای حرم مطهّرش به صفر نزدیک می شود .
ما کتاب خود را با درج تحقیقی که تحت عنوان « طرح بررسی میکروبی حرم مطهّر امام رضا علیه آلاف التحیة و الثناء » در سال 1369 شمسی صورت گرفت خاتمه می دهیم تا کوردلان مخالف ولایت مطلقه اش بدانند نه تنها خود عین عصمت و تعلیماتش معصوم پرور است ، بلکه هر چه به دیواره های حرم و ضریح مقدسش نزدیکتر می شویم در صدِ آلودگی ها و میکروب ها کمتر می شود تا به حداقل ممکن می رسد .
در سال 1369 از طرف « وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران » طی نامه ای به شمارۀ 1454/79/301 سه پژوهشگر معرفی شدند تا در مورد : « احتمال پراکندگی میکروبی در حرم مطهّر امام رضا (علیه السلام) » تحقیق نمایند و از آستان قدس رضوی در آن نامه تقاضا شده بود نسبت به نمونه برداری از نقاط مختلف ، علی الخصوص خاک مرقد مطهّر با ایشان همکاری های لازم معمول شود .تحقیقات پژوهشگران پس از انجام و اتمام به صورت مقاله ای در « فصلنامه زیست شناسی » چاپ و اکنون عیناً در اختیار شما ارادتمندان به ساحت مقدس آن حضرت قرار داده می شود .
فساد نعشی بلافاصله پس از مرگ موجودات زنده شروع می شود . علت این امر از کار افتادن سیستم تدافعی بدن است . چرا که میکروارگانیسم های خارج از بدن از بیرون و میکروب های داخلی از درون به تخریب بافت ها می پردازند و چون گلبول های سفید و سیستم تدافعی و ترمیمی نیز از کار افتاده است ؛ لذا به سرعت سلول ها تجزیه شده و از بین می روند . به همین جهت بلافاصله پس از مرگ ، فساد نعشی آغاز می شود و دائماً با پیشرفت زمان این فساد به پیش می رود . در پزشکی قانونی از روی میزان پیشرفت فساد نعشی می توان زمان مرگ را تخمین زد . این فساد در طول زمان گسترش یافته و تمام بافت ها ظرف مدت کوتاهی تجزیه گردیده و تنها استخوان ها باقی می ماند . مواد پروتئینیِ استخوان ها نیز به زودی تجزیه شده و مواد سخت و معدنی باقی می مانند که آنها نیز به تدریج متأثر از فعل و انفعالات شیمیایی خصوصاً در زمینه های اسیدی متلاشی شده و وارد خاک می گردند . البته در برخی موارد در اثر استحالۀ بدن موجودات تبدیل به سنگواره می گردد که از این مبحث خارج است .
تحت شرایط خاص اقلیمی ، گاه جسد برخی موجودات بدون آن که مبدل به فسیل گردد سالم مانده و تجزیه نمی گردد ؛ به عنوان مثال می توان ماموت ها را مثال زد که در عصر یخبندان در چنگال سرما به دام افتاده و کاملاً سالم باقی مانده اند .
در حفاری های باستانی یا موارد اتفاقی نیز اجساد بعضی از انسان ها از دلزمین بیرون می آید که علی رغم گذشت زمان طولانی از مرگ آن ها هم چنان بدنشان سالم باقی مانده است . مبانی این موضوع بر دو پایه استوار است . که یکی مبحث علمی قضیه بوده و دیگری بُعد اعتقادی آن است .
از لحاظ اعتقادات مذهبی ، معصومین (علیهم السلام) و افراد پاک و برجسته از هرگونه پلشتی(1)به دور بوده و فساد در آنها راه نمی یابد ، بدین لحاظ حتی پس از مرگ نیز به
1) . پلیدی و آلودگی .
فرمان باری تعالی فساد نعشی از ایشان دور شده و بدن مطهّرشان هم چنان سالم باقی می ماند . بدن سالم حُر بن ریاحی و ابن بابویه که اتفاقاً در قرون معاصر سالم از قبر خارج شده اند مؤیّد این ادعا است . (1)
از سوی دیگر از نظر مکانی نیز ، محل دفن برخی از بزرگان دین صراحتاً از خاک بهشت یا امثال آن ذکر شده و شفابخش بودن آن و همین طور دارای کراماتِ دیگر بودنشان با استفاده از روایات محرز است . مانند خاک کربلا یا خاک طوس .
چنان که از امام محمد تقی (علیه السلام) نقل شده که :
« در میان کوه طوس قطعه ای از زمین است از بهشت برداشته شده و هر که در آن داخل شود روز قیامت از آتش جهنم ایمن خواهد بود ».
هر چند که چنین امری یعنی سالم ماندن بدن ائمه (علیهم السلام) نیاز به توجیه علمی ندارد ؛ لیکن از لحاظ علوم تجربی نیز مسئله قابل توجیه است . بدین شکل که ممکن است به خواست خدا نقطه ای از زمین به دلایل متعارف مادی استریل بوده و یا حتی خاصیّت میکروب کشی داشته باشد ( مثل معادن نمک ) و لذا چنین زمینی نه تنها موجب تجزیه بدن از خارج نمی شود ، بلکه می تواند جایگزین سیستم تدافعی بدن نیز بگردد .هر چند که میان مقوله متافیزیک مافوق الطبیعه و علوم تجربی تفاوت بسیار است لیکن بر آن شدیم لااقل من باب تحقیق ، مسئله را از جهت میکروبیولوژی مورد بررسی قرار دهیم ، لذا به تهیه و تنظیم طرحی به شکل زیر پرداختیم .
بر اساس این طرح ابتدا نقشۀ کاملی از حرم مطهّر تهیه نموده و سپس با مرکز قرار دادن ضریح مطهّر دوایر متحدّالمرکزی از اطراف فلکه حرم تا مرکز ( یعنی ضریح ) رسم نمودیم و سپس بر روی دوایر مزبور نقاطی را تعیین نمودیم و در ساعات مختلف
1) . محقق ارزشمند جناب آقای علی اکبر مهدی پور کتابی تحت عنوان « اجساد جاویدان » تألیف نموده اند ، در این کتاب ارزشمند گزارش مستند 136 تن از پیامبران ، شهیدان ، عالمان و صالحانی که پس از ده ها ، صدها و احیاناً هزاران سال ، پیکر پاکشان تر و تازه پدیدار گشته است ارائه می دهند . ( مؤلف )
شبانه روز و در فصول گوناگون سال به نمونه برداری میکروبی از آن نقاط پرداختیم ، بدین شکل که در هر نقطه با استفاده از یک سو آب استریل میکروبیولوژی آغشته به محیط کشت ، ما از (آبگوشت BROTH ) نمونه گرفته و در یک ظرف کوچک استریل موقتاً در داخل همان محلول آبگوشت کشت دادیم . سپس در پایان نمونه برداری تمام نمونه ها را به تهران منتقل کرده و پس از تأیید طرح در سال 1369 در سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران با مساعدت و همکاری مسئولین ذیربط در آستان قدس رضوی اکیپ تحقیقاتی را تشکیل داده چند مورد نمونه گیری کردیم و بدین ترتیب طی آزمایشات مقدماتی به نتایج جالبی دست یافتیم و گزارش این آزمایش ها که در سال 1369 تهیه شده است خود مورد این ادعا است .
باید توجه داشت که از لحاظ کمّی در آزمایشگاه های تشخیص طبی وجود کمتر از یکصد هزار میکروب در هر سانتی متر مکعب بسیار ناچیز بوده و در حد صفر تلقی می شود و آنچه قابل ملاحظه و شگفتی است این است که ما از روی سطح ضریح تنها ده هزار میکروب توانستیم جدا نماییم .
از سوی دیگر با بررسی منحنی و نتایج آزمایشات اولیه این طور به نظر می رسد که در نقطه مرکزی دوایر متّحدالمرکز فرضی که ذکر آن گذشت یعنی در داخل ضریح میزان میکروب کمتر بوده و حتی شاید خاکی که در تماس با بدن معصوم (علیه السلام) قرار گرفته است استریل و فاقد میکروب باشد !
بر اساس نمونه برداری مقدماتی که در اوایل اردیبهشت سال 1369 از هفت قسمت حرم به شرح زیر انجام پذیرفت ملاحظه شد بیشتر این باکتری های تشخیص داده شده در آزمایشات مقدماتی استافیلوکوک بوده است .
منحنی پراکنش میکروبی در حرم همان طور که انتظار می رفت از خارج به داخل سیر نزولی نشان داده ، استثنائاً میزان آلودگی در کنار پنجره فولاد و همچنین پایین پای حضرت در رواق زنانه افزایش پیدا کرده است .
1 : سنگ فرش صحن آزادی به سمت درب خروجی ؛ 2 : آب سقاخانه ؛ 3 : سنگفرش کنار پنجره فولاد ؛ 4 : درب شرقی روضه منوّره قسمت زنانه ؛ 5 : پایین پای حضرت قسمت زنانه ؛ 6 : بالای سر حضرت قسمت مردانه (سطح فرش ) ؛ 7 : سطح ضریح قسمت مردانه .
نتایج این آزمایش در ( شکل 1) نشان داده شده ( خط شکسته ) و خط مستقیم در روی نمودار مقابل میانگین این نمودار است که ملاحظه می شود هر چند به ضریح مقدس نزدیک تر می شویم در صد میکروب ها تقلیل می یابد .
پیرو آزمایشات بهار 69 در راستای اجرای طرح نمونه برداری میکروبی حرم مطهّر امام رضا (علیه السلام) در تاریخ پانزدهم ( شکل 2 ) ، شانزدهم ( شکل 3 ) و هفدهم ( شکل 4 ) اسفند ماه سال 69 حدود 40 نمونه دیگر از قسمت های مختلف حرم مطهّر تهیه
گردید . این بار در این آزمایشات به فاکتورهایی نظیر دما و میزان فراوانی نسبی جمعیت زن و مرد نیز توجه شده است . بر این اساس میانگین دما و فراوانی تعداد مرد و زن در پنج نقطه مختلف در ساعات مختلف روز به شرح زیر تعیین گردیده است :
همین طور علت بالا بودن تعداد نمونه های تهیه شده تنوع میکروبی بیشتری به چشم می خورد به طوری که از کل میکروب های موجود 33درصد استافیلوکوک 29 درصد کپک پنیسیلیوم و انواع قارچ و مخمر 31 درصد دیفتروئید چهار و نیم درصد ، انتروباکتریاسه و دو و نیم درصد سایر میکروب ها تشخیص داده شدند .همچنین به نظر می رسد که در کل حرم نوعی اپیدمی مزمن عفونت گلو که از همزیستی دیفتروئید و میکروب استافیلوکوک حاصل می گردد به صورت بومی منتشر باشد .
نکته قابل توجه دیگر این که منحنی پراکندگی میکروبی در حرم مطهّر از تلفیق سه منحنی اخیر ترسیم شده است (شکل 5 ) که به علت بالا بودن تعداد نمونه های تهیه شده دقیق تر است . برای رسم این منحنی تلفیقی ، مختصۀ قائم متناسب با هر شماره ( محل ) را با هم جمع و سپس بر سه تقسیم نموده آنگاه منحنی مورد نظر را ( شکل 5 ) رسم
نمودیم . منحنی نزولی که روی نمودار تلفیقی کشیده شده متوسط آن است که به خوبی بیانگر میزان از بین رفتن انواع میکروب ها با نزدیک شدن به ضریح مقدس می باشد .
1 : درب چوبی ورودی به سقاخانه ( دق الباب ) ؛ 2 : آب سقاخانه ؛ 3 : پنجره فولاد ؛ 4 : درب ورودی صحن گوهرشاد ؛ 5 : درب دارالشکر ؛ 6 : درب دارالسیاده ؛ 7 : ایوان طلا ( صحن آزادی ) ؛ 8 : درب پیش رو ؛ 9 : درب پایین پا ؛ 10 : سطح ضریح ( قسمت مردانه ) ؛ 11 : سطح ضریح ( قسمت زنانه ) ؛ 12 : بالای سر ( محل نماز قسمت مردانه ) ؛ 13 : محل نماز (قسمت زنانه ) .
در تمام منحنی ها ، محور افقی مربوط به « محل نمونه برداری » و محور قائم مربوط به میزان میکروب « هر 100 هزار عدد سانتیمتر مکعب » می باشد.
ختم سخن
ملاحظه فرمودید میکروب ها هم که به حریم حضرت رضا (علیه السلام) ( یا همۀ امامان معصوم (علیهم السلام) ) برسند مستهلک می شوند و آلودگی های باطن افراد هم در حریم ولایتش زائل می گردد .
اگر می خواهید عقلتان کامل شود ، حقایق عالم وجود را درک کنید ، از همۀ آلودگی ها مبرّا باشید ، در دام شیطان و دیگر شیاطین نیفتید ، بندۀ خالص و وظیفه شناس خدا باشید ، قلبتان مملو از نور صدق و صفا شود ، از همه رذائل اخلاقی وعقیدتی بر کنار باشید ، و روابطتان با هم حاکی از یک دنیا صمیمیت و ایثار باشد ، با دین و ایمان کامل زندگی کنید و بمیرید ، تا در قیامت در ملأ اعلی با پیغمبر و آل طاهرین او همنشین باشید ، کسانی را برای خود به عنوان « رهبر » انتخاب کنید که خداوند تعالی انتخابشان فرموده و گوش جان به سخنان کسانی بسپارید که خداوند سخن خود را از دهان آنها به گوش خلق می رساند . آری فقط و فقط حضرات معصومین یعنی محمد و آل طاهرین او علیهم افضل صلواةالمصلین اند که مأموریت الهی دارند خلایق را به سر منزل مقصود برسانند و در دوران غیبت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه با علمای عاملین مأنوس باشید که بدون هیچ اِعمال غرض و سلیقه شخصی ، راوی سخنان ارزندۀ این خاندان ، بدون کم و زیاد باشند ...(1)
1) . چه کنیم تا عقل ما کامل شود ، مهندس علی اصغر یونسیان ، نشر آئینۀ زمان ، چاپ اول ، ص 274 – 285 .
بر اساس گزارش کارشناسان ستاد ملی مبارزه با کرونا که در جلسه رسمی این ستاد (در فروردین ماه 1399) و با حضور رئیس جمهور ایران برگزار شد ، درصد انتقال کرونا در زیارتگاهها 44صدم درصد میباشد . یعنی احتمال ابتلا به کرونا در زیارتگاهها ، کمتر از نیم درصد است . درحالی که سهم وسایل نقلیه عمومی 26/41 درصد و سهم فروشگاهها 22/27 درصد و سهم مدارس 11/77 درصد میباشد .(1)
آیت الله میردامادی (دام ظله) می نویسند :
... دیدیم در این چند سال ، که اربعین بهار دل ها شد ، و به اذن اللّه عاشورا و نهضت کربلا را برای جهانیان تشریح نمود ، هیچ کدام از خبرنگاران وابسته به یهود ، این خبر نورانی را منتشر نساختند .امسال ( 1442 هجری قمری ) کربلا با اجتماع پانزده میلیونی اربعین ، و اجتماع پنج میلیونی عاشورا ، باید هزاران مبتلا به ویروس کرونا داشته باشد ، و تعداد فوت شدگان خیلی خیلی بیشتر از ایران باشد ، ولی خدای متعال نشان داد که اگر احیاء امر ولایت کردید و از نام مقدّس امام حسین (علیه السلام) مدد گرفتید ، بلا و درد و رنج را از شما بر می دارم .(2)
سالانه اجتماعاتی در نقاط مختلف جهان با اهداف گوناگون برگزار می گردد ، مانند : اجتماع همجنس گرایان ، جشن اکتب رمونیخ ، جشنواره گِل بازی در کرۀ جنوبی ، کارناوال برزیل و ... که تمامی این مراسم ها همراه با پوشش قوی رسانه ای و در بستری امن اتفاق می افتد این ر حالی است که ، طبق گزارش اینتل سنتر
(IntelCenter) و اتحادیه بین المللی روزنامه نگاران : « عراق نا امن ترین کشور دنیا می باشد » بنابراین ، در نا امن ترین کشور دنیا ، مردم نه برای تفریح و خوشگذرانی ، بلکه برای رساندن پیام هایی چون : صلح طلبی و حقیقت جویی ، بزرگ ترین اجتماع بشری را رقم می زنند . اینک ، چرا نه تنها مراکزی مانند یونسکو (UNESCO) و گینس (WHATIS)، اقدامی به ثبت این سرمایۀ انسانی عظیم نکرده اند؟
بلکه غالب رسانههای جهانی نیز به سکوتی به عظمت همین اجتماع فرو رفتهاند.(1)
به گزارش « شیعه نیوز »، هر از گاهی در برخی محلات بغداد ، تیراندازی ممتد هوایی ، سینه سپهر پایتخت عراق را می شکافد تا ناقوس گوش خراشی را برای قربانی تازه ویروس قاتل کرونا در این کشور به صدا در آورد .چند صباحی است که آستانه ترس مردم عراق نسبت به هیولای کشنده کرونا پایین آمده و تنها این تیراندازی های ممتد هوایی است که هر از گاهی به گوش می رسند تا هشداری بر جولان آزاد ویروس قاتل کرونا در شهرهای مختلف عراق باشد .
فرهنگ عشایری به عنوان یکی از شاخصه های برجسته جامعه عراق ، حتی در برخورد با کرونا ، نیز حضور و ظهور خود را حفظ کرده و عشایر این کشور وقتی یکی از اعضای عشیره بر اثر کرونا جان می سپارد ، اقدام به تیراندازی هوایی به مدت چند دقیقه در منزل فرد متوفا می کنند تا همسایگان و اهالی منطقه و شهر بدانند که مرگ شخص مزبور بر اثر ویروس کشنده کرونا بوده است .
در همین حال به کسانی که حضوری قصد همدردی دارند ، به این شیوه ابتکاری هشدار داده می شود که از نزدیک شدن به منزل متوفا خودداری کنند و به نوعی عذرخواهی محترمانه ای است که از لوله تفنگ ها به اطلاع عموم می رسد !
1) . fotrosmediatv@. 23 شهریور 1399 شمسی .
دستگاه های امنیتی عراق نیز چندان متعرض چنین عادات و سنن عشایری برای بیان حزن و اندوه مردمی نمی شوند هرچند همواره در رسانه ها تأکید می شود که مردم از تیراندازی های هوایی به هر مناسبت – حزن یا شادی – خودداری کنند .
در مناسبت های دیگر هم مانند زمانی که تیم ملی عراق در یک بازی فوتبال پیروز می شود براثر حجم شدید تیراندازی های هوایی، چند نفری به خاطر اصابت گلوله های سرگردان جان می سپارند و برای همین بارها نسبت به این گونه تیراندازی های هوایی در شهرهای عراق هشدار داده شده است تا جایی که حتی مرجعیت عالی دینی این کشور در این خصوص فتاوایی صادر کرده است .
غیر از این سنّت عشایری که در عراق برای بیان حزن و اندوه ناشی از قربانیان کرونا وجود دارد ، مردم این کشور دیرگاهی است که آستانه ترس و حساسیت شان نسبت به این ویروس کشنده پایین آمده است و از همین رو کارشناسان بویژه در حوزه بهداشت و درمان دائم نسبت به آن هشدار می دهند .اوائل شیوع کرونا با وجود همه سخت گیری ها و مقررات منع تردد چند هفته ای که دولت عراق در پیش گرفت و حتی یک ماه مقررات منع تردد در ماه رمضان گذشته ، اغلب شهرها کمترین پایبندی را به این مقررات نشان دادند .
فرهنگ قانون شکنی به ویژه در مقابله با کرونا در مناطق فقیر نشین و شهرک های اطراف شهرهای بزرگ از جمله پایتخت به نحو برجسته تری شایع بود ؛ امری که مراجع بهداشتی عراقی را آزار داد .
با وجود همه تدابیر پیشگیرانه بهداشتی و مقررات طولانی مدت منع تردد و بستن بازارها و تعطیلی ادارات دولتی و مدارس ، هرگز دولت نتوانست این مقررات را به طور صد درصد در این مناطق اعمال کند .
ادامه فعالیت های مختلف دینی و اجتماعی از جمله اعتراضات مدنی یکسال گذشته که از اکتبر 2019 (مهرماه98) آغاز شد، به علاوه وفاداری شدید به سنن و
عادات عشایری به باور کارشناسان بهداشتی عراق ، در عدم مهار کرونا در این کشور مزید علت بوده است .
این در حالی است که ادعا می شود ، عراق از جمله کشورهای منطقه است که بعد از سقوط رژیم صدام در بهار 2003 شاهد بیشترین رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری بوده است و پاره ای آمارهای غیر رسمی نشان می دهد که عراق از کشورهایی است که مردم آن بیشترین حضور را در سطح شبکه های اجتماعی دارند .
در همین این مدت ، انتشار سریع اینترنت و شبکه های ماهواره ای و گشایش متعدد دانشگاه ها و مدارس خصوصی ، عراق را در صف کشورهای با بیشترین فارغ التحصیلان مدارک عالیه قرار داده است .
به رغم همه اینها این کشور هنوز به اعتقاد کارشناسان اجتماعی، از کشورهایی است که به شدت وفادار به فرهنگ عشایری است و این امر به نوعی بر اقدامات دولت و مراجع بهداشتی برای مبارزه و مهار ویروس کرونا اثر گذاشته است .مراجع بهداشتی عراق و حتی نمایندگی سازمان بهداشت جهانی در بغداد ، بارها از پایبند نبودن مردم به مقررات پیشگیری از شیوع کرونا ایراد گرفته و ابراز نگرانی کرده و از مردم خواسته اند که خطرات کرونا را جدی بگیرند .
براساس آمارهای رسمی عراق با جمعیت حدود 40 میلیون نفر ، از اواخر فوریه که نخستین مورد ابتلا به کرونا در این کشور شناسایی شد تاکنون ( حدود 10 ماه ) تعداد کل مبتلایان 473 هزار مورد و تعداد متوفیان 10 هزار و 910 نفر بوده است .
آمارها در طول ماه اکتبر روی متوسط سه هزار و 500 مورد ثابت مانده و این درحالی است که در سه ماهه اول شیوع کرونا ، آمارها در حد یکصد نفر ابتلا در روز بود اما از اوائل ژوئن این آمارها به یکهزار نفر جهش یافت و از آن تاریخ تا به یک هفته اخیر آمارهای متبلایان رو به افزایش گذاشته است . جالب اینکه بیشترین آمار مرگ و میر ناشی از کرونا متعلق به 26 ژوئن گذشته با 107 نفر است .
تازه ترین آمارهای وزارت بهداشت عراق حاکی است که تعداد مبتلایان روز یکشنبه در کشور دو هزار 658 نفر و تعداد مرگ و میرها نیز 56 نفر بوده که نسبت به هفته های گذشته روند نزولی داشته است .
با وجود همه قانون شکنی ها و پایبند نبودن به تدابیر پیشگیری از کرونا و انتظارات از افزایش آمارها به ویژه بعد از زیارت اربعین حسینی امسال و آغاز شیوع بیماری های تنفسی در این کشور ، آمارهای دولتی روند نزولی را نشان می دهد ؛ امری که مراجع بهداشتی را متحیر کرده است . البته برخی منابع غیر رسمی معتقدند که آمار واقعی بسیار بیشتر از گزارش های رسمی در عراق است .
همین آمارهای رسمی باعث برداشت ها و تحلیل های مختلف شده است ، به طوری که از حیث اجتماعی ، این باور در سطح جامعه عراق ایجاد شده که به دلیل پایین آمدن آستانه ترس از این ویروس و از سرگیری زندگی عادی در همه شهرها ، نوعی ایمنی طبیعی در بین مردم ایجاد شده است .برخی نیز معتقدند که ویروس انتشار یافته در عراق در مقایسه با ویروس برخی از کشورها ، کمتر کشنده است که البته تاکنون هیچ یک از این دو دیدگاه به تایید مراجع بهداشتی رسمی نرسیده است .
مساله دیگر اینکه، مراجع بهداشتی در تحلیل آمارهای رسمی مبتلایان و مرگ و میرها ، از جمله در تناقض موجود میان عدم رعایت پروتکل های بهداشتی و تدابیر دولت ، با آمار مبتلایان و متوفیّان ، پاسخ های علمی ارائه نکرده اند که شاید همین امر باعث شده است که آستانه ترس و وحشت مردم از این ویروس بیش از پیش پایین بیاید .
نکته جالب توجه این است که در کوچه و خیابان های شهرهای عراق به سختی می توان کسانی را دید که ماسک زده باشند یا مسائل بهداشتی مربوط به آن را رعایت
کنند. مغازه دارها و مردم به گونه ای عادی برخورد می کنند که انگار کرونایی در عراق اساسا وجود ندارد .
با این همه، تنها عاملی که هر از گاهی کشنده بودن این ویروس را به عراقی ها یاد آور می شود ، صدای همان تیراندازی های هوایی بستگان متوفیان است که دل آسمان آکنده از بحران این کشور را به لرزه در می آورد .(1)
ایمیلی گارث ویت ، عکاس 25 ساله لندنی است ، وی تمرکز بر مسائل انسان دوستانه دارد .
او در مصاحبهای میگوید :
بسیار متعجبم که طی این مسیر به هیچ وجه خبرنگار یا عکاسی را ندیدهام و مراسمی به این بزرگی، پوشش خبری ندارد.
(اين مستند در سال 97 تولید شده و بازپخش است.)(2)
توصیه به زیارت اربعین باعث شده است که شیعیان به ویژه ساکنان عراق ، از نقاط مختلف این کشور به سوی کربلا حرکت کنند . این حرکت که غالباً به صورت پیاده صورت میگیرد یکی از پرجمعیتترین راهپیماییها در جهان شمرده میشود . پس از سقوط حزب بعث عراق جمعیت این زائران چند برابر شده است .
بر اساس بیانیه عتبۀ مقدّس عبّاسی ، در ایام اربعین 1447 قمری و 1404 شمسی
21 میلیون و 103 هزار و 524 زائر در عراق حضور یافتند .
اعلام فعالیتهای انتشارات «دار ابوطالب» در ایام اربعین حسینی
مرکز چاپ و نشر « دار ابوطالب »، وابسته به هیئت سرمایهگذاری آستان مقدّس علوی ، در جریان زیارت اربعین حسینی این چاپخانه چاپ حدود 3هزار متر مربع پوستر در اندازههای مختلف، 71 هزار جزوه راهنمایی ، نزدیک به 7 هزار نسخه چاپی شامل دفترچههای معرفی و نشریات ویژه کودکان . همچنین بیش از 80 هزار نسخه شامل نقشههای راهنمای زائران و بروشورهای معرفی مربوط به نرمافزار وافد ( منتشر شده توسط آستان مقدّس علوی ) تولید کرده است و ...
اعلام آمار خدماترسانی واحد دارالقرآن آستان مقدّس به زائران اربعین
ایجاد 270 ایستگاه خدمات قرآنی
بیش از 1هزار و 50 استاد و مربی ( 800 آقا و 250 خانم ) به تصحیح تلاوت و راهنمایی زائران در مسیر پیاده روی اربعین پرداختند .
بهرهمندی 300 هزار زائر از خدمات قرآنی
تولیت آستان مقدّس علوی بیش از 200 هزار هدیه به زائرانی که تلاوت صحیح داشتند ، تقدیم کرد .
توزیع بیش از 4 میلیون وعده غذایی بین زائران حرم مطهّر علوی در ایام اربعین
تلاش و خدمترسانی بانوان خادم آستان مقدّس علوی به زائران اربعین
پوشش رسانهای و تبلیغ دینی و ایستگاههای قرآنی و آموزشی
مشارکت 7 هزار و 658 نفر خادم افتخاری آستان مقدّس در ارائه خدمات به زائران
اختصاص بیش از 350 اتوبوس مجهز جهت تسهیل بازگشت زائران اربعین توسط آستان مقدّس علوی
تداوم طرح ویژه پزشکی آستان مقدّس برای خدمترسانی به زائران اربعینخدماترسانی درمانی به بیش از 193 هزار زائر ؛
حضور 300 خدمتگزار در بخش پزشکی ؛
کنترل آب و مواد غذایی زائران ؛ تداوم مراقبتهای پزشکی برای بازگشت زائران
خدمترسانی موکب « شباب قنبر » به زائران اربعین ( واقع در عمود 96 )
این موکب روزانه بین سه هزار تا سه هزار و پانصد وعده غذا و در روزهای اوج جمعیت این تعداد به چهار هزار وعده در طول مراسم اربعین میرسد .
تمهیدات ویژه آستان مقدّس علوی برای بازگشت زائران اربعین؛ از اختصاص 200 خودرو تا برپایی موکب ضیافت علوی
نظارت بر روند بازگشت زائران ؛
هماهنگی با مسئولان در فرآیند بازگشت زائران
اختصاص 200 خودرو مجهز برای بازگشت زائران
انتقال زائران به صورت شبانهروزی
انتقال زائران از عمود 625 تا مرکز شهر نجف اشرف، بهویژه تا پارکینگ جنوبی ، این روند تا انتقال آخرین زائر ، با همکاری و هماهنگی نهادهای مسئول انجام میشود .
خدمت رسانی ناوگان حمل و نقل وابسته به آستان مقدّس به زائران اربعین
تجهیز خودروهای خدماتی
خودروهای خدماتی مستقر در اماکن پذیرایی و استراحتگاه ها شامل کامیونهای حمل زباله ، تانکرهای آب آشامیدنی تصفیهشده ، تانکرهای آب خام ( مورد استفاده در شبکه آبرسانی ) و خودروهای دفع فاضلاب هستند که در چارچوب طرح اضطراری و با همکاری نهادهای دولتی مرتبط، به صورت شبانهروزی فعالیت می کنند .
خدمات اضطراری و بازگشت معکوس زائران .
تأمین خدمات جابهجایی زائران
« دهها خودروی "کاستر" برای حملونقل عمومی زائران و همچنین جابهجایی مبلغین و خادمان آماده شده است. علاوه بر این ، خودروها برای پشتیبانی وخدمترسانی به همه اماکن پذیرایی وابسته به آستان مقدّس علوی اختصاص یافتهاند . همچنین طرح استفاده از خودروهای برقی کوچک در بافت قدیم شهر نجف و خیابانهای اصلی نزدیک به حرم مطهّر علوی برای جابهجایی در مناطق شلوغ و نیز عملیات تخلیه اضطراری فعال شده است .»
خودروهای پشتیبان برنامه آستان مقدس علوی
ü اقدامات آستان مقدّس علوی در میزبانی از زائران اربعین حسینی
آستان مقدّس علوی در ایام اربعین حسینی با بسیج تمامی امکانات و نیروهای خود، خدمات گستردهای در حوزههای اسکان ، پذیرایی ، بهداشت ، امنیت و راهنمایی زائران ارائه کرد . این اقدامات با هدف تسهیل زیارت و ارتقای تجربه معنوی میلیونها زائر از سراسر جهان صورت گرفت .
شبستان حضرت زهرا (علیها السلام)
خدمات رفاهی در این شبستان شامل امکان استفاده از بیش از 5 هزار سرویس بهداشتی و بیش از 5 هزار دوش حمام در محیطی بهداشتی ، مجهز به سامانه سرمایشی ، پذیرایی روزانه از زوار و ارائه خدمات درمانی با استقرار کادر پزشکی بوده است .
مدینة الزائرین امام رضا (علیه السلام)
این مرکز پشت صحن حضرت زهرا (علیها السلام) و در تقاطع مهمی از جاده کمربندی واقع شده و محل رفتوآمد زائرانی است که از داخل و خارج عراق به نجف میآیند . در این شهرک ، بیش از 20 هزار غذای تبرکی در سه وعده غذایی در روز توزیع شده است .
استراحتگاه یعسوب الدین
این مکان با ظرفیت بیش از 40 هزار زائر، علاوه بر امکان استراحت و خدمات رفاهی ، برنامههای فرهنگی، آموزشی، اعتقادی و دینی نیز برگزار شده است .
پذیرایی
آستان علوی مقدس خدمات پذیرایی به زائران اربعین را علاوه بر مهمانسرای مرکزی تحت عنوان « مهمانسرای امیرالمؤمنین (علیه السلام) » ( مضیف الزائرین )، از طریق 17 مکان و موکب پذیرایی دیگر ارائه میدهد .
تعداد وعدههای پذیرایی از زائران امیرالمؤمنین (علیه السلام) به بیش از 350 هزار وعده اصلی در روز رسیده است.
تعدادی از مواکب شاخص آستان مقدّس علوی در نجف و مسیر پیادهروی موکب امام حسن (علیه السلام)
موکب امام حسن (علیه السلام) در مسیر پیادهروی اربعین ، به صورت شبانهروزی خدمات متنوعی را به زائران اربعین ارائه میکند . این موکب جهت خدمترسانی به زائران ، روزانه 2 هزار وعده صبحانه ، به علاوه 3 هزار وعده ناهار و شام میان زائران توزیع مینماید .
موکب عمار یاسر آستان مقدّس علوی
این موکب 45 هزار وعده غذای تبرکی ، روزانه در سه وعده غذایی بین زائران توزیع می شود .
موکب قهرمان خیبر
این موکب واقع در نزدیکی باب الطوسی حرم مطهّر علوی ، روزانه 7 هزار وعده غذایی در نوبت صبح و 12 هزار وعده در نوبت ظهر توزیع میکند .
مهمانسرای ابوذر غفاری
در این مرکز ، روزانه بیش از 18 هزار وعده غذای متنوع شامل صبحانه، ناهار و شام، همراه با میوه و آبمیوههای خنک در اختیار زائران گرامی قرار میگیرد .
موکب مالک اشتر رضواناللهعلیه
این موکب با کمک خادمانی از عراق و ایران مدیریت می شود و روزانه بیش از 25 هزار وعده غذای تبرکی در سه وعده میان زائران اربعین توزیع میکند .
موکب امام صادق (علیه السلام)
این موکب به صورت شبانهروزی آب آشامیدنی خنک و وعده غذایی در اختیار زائران قرار میدهد ، که بهطور متوسط روزانه حدود 200 بطری آب، روزانه حدود 500 وعده صبحانه بهصورت نامحدود ، از ساعت 12 نیمهشب تا 7 صبح، توزیع میشود. همچنین روزانه 750 وعده غذای اصلی برای ناهار و حدود 2هزار وعده پذیرایی میان وعده شامل انواع آبمیوه ، کیک و دیگر خوراکیها ارائه میشود .
موکب پذیرایی کرار (نزدیک عمود 99 )
این پایگاه روزانه 6 هزار وعده غذا برای صبحانه، ناهار و شام ، به همراه وعدههای کمکی بین زائران توزیع مینماید .
استراحتگاه مرتضی (نزدیک عمود 96 )
این اتپستراحتگاه 30 هزار وعده غذای تبرکی به صورت روزانه در سه وعده اصلی و میانوعده شامل آبمیوه، میوه، کیک و آب سرد آشامیدنی توزیع میشود. در این استراحتگاه سالنهایی برای استراحت زائران با ظرفیت حدود 2 هزار نفر و 100 واحد بهداشتی تجهیز شده است و 200 خادم از بخش امور بانوان نیز فعالیت دارند .
حمل و نقل
آستان مقدّس علوی جهت احیای مراسم اربعین در نجف ناوگان حمل و نقل خود را در خدمات متنوعی مجهز کرده است . از جمله این خدمات به موارد زیر می توان اشاره کرد:
حفاظت شهری و اورژانس فوری
به طور مشخص 15 دستگاه آمبولانس مجهز در اطراف حرم مطهر علوی مستقر شدند . که این اماکن عبارتند از : میدان امام صادق (علیه السلام) ، شهرک زائران امام رضا (علیه السلام) ، مقابل صحن حضرت زهرا (علیها السلام) و سایر مکانهای خدماتی وابسته به آستان .
تامین گاز
حدود 10 هزار سیلندر بیش از 17 مرکز خدماتی توسط آستان مقدّس علوی تأمین شده است .
تولید آب آشامیدنی
روزانه 10 میلیون لیترآب تولید می کند ، که از این میزان ، یک و نیم میلیون لیتر آب آشامیدنی است و در اوج ازدحام مراسم اربعین این مقدار تا دو و نیم میلیون لیتر در روز افزایش مییابد . 7 میلیون لیتر آب نیز برای مصارف دیگر تولید میشود .
توزیع آب و یخ
روزانه حدود 7 هزار بطری آب و بیش از هزار قالب یخ در راستای پشتیبانی از موکبهای خدماتی توزیع می کند .
پاسخگویی به مسائل شرعی
استقرار بیش از 20 ایستگاه استفتاء ، که از این میان ، 6 ایستگاه ویژه بانوان بوده و توسط گروهی از اساتید و طلاب حوزۀ علمیّه اداره میشود .
خدمتگزاران آستان
در اربعین سال جاری ، جهت خدمات رسانی به زائران ، تعداد 3 هزار و 500 خادم مشارکت داشتند که در 15 مکان مختلف خدمت رسانی ، پذیرایی و استراحتگاه در مسیر پیاده روی اربعین مستقر شدند . از این تعداد یک هزار خادم رسمی آستان مقدس علوی و 2 هزار و 500 خادم افتخاری مشغول به خدمت شدند.حدود یک هزار و 500 بانوی خادم که شامل 800 بانوی خادم رسمی آستان مقدّس علوی و 700 بانوی خادم افتخاری از عراق و کشورهای دیگر مانند ایران ، بحرین ، عربستان سعودی و لبنان نیز مشارکت داشتند .
تهیه 80 هزار وعده غذای تبرکی توسط آشپزخانه مرکزی مقداد بین زائران اربعین
زائرانی که پیش از حرکت به کربلای معلی برای زیارت اربعین به حرم مطهّر علوی مشرف میشوند ، با توزیع غذای تبرکی، پذیرایی خواهند شد .
در میان مکانهایی که به طور مستمر به زائران خدمترسانی ارائه میدهند ، « آشپزخانه مرکزی مقداد » ایستگاه شماره (10) جایگاه ویژهای دارد .
توزیع روزانه بیش از 350 هزار وعده غذای تبرکی به زائران اربعین توسط آستان مقدّس علوی
آخرین آمار رسمی از 17 ایستگاه پذیرایی وابسته به آستان مقدّس علوی برای خدمترسانی به زائران اربعین، نشان میدهد که تعداد وعدههای پذیرایی از زائران امیرالمؤمنین (علیه السلام) به بیش از 350 هزار وعده اصلی در روز رسیده است .
میانگین توزیع در سایر ایستگاهها
در سایر ایستگاههای پذیرایی ، میانگین توزیع بین 3 هزار تا 40 هزار وعده در روز متغیر است که این مقدار بسته به محل و حجم زائران متفاوت میباشد .
جدول آمار ایستگاههای پذیرایی – روز شانزدهم ماه صفر :
مهمانسرای زائران: 60 هزار وعده
ایستگاه امام زینالعابدین (علیه السلام) : توزیع وعدههای سبک و نوشیدنی، فعالیت 24 ساعته
آشپزخانه مرکزی مقداد رضواناللهتعالیعلیه : 80 هزار وعده
ایستگاه مالک اشتر رضواناللهتعالیعلیه : 25 هزار وعده
استراحتگاه مرتضی واقع در عمود 96 مسیر پیاده روی اربعین: 30 هزار وعده
مهمانسرای عمار بن یاسر: 45 هزار وعده
شهرک امام رضا (علیه السلام) واقع در جاده کمربندی عراق: 20 هزار وعده
ایستگاه امام حسین (علیه السلام) : 8 هزار وعده
موکب قهرمان خیبر واقع در سمت باب طوسی: 30 هزار وعده
ایستگاه ابناء امیرالمؤمنین (پسران امیرالمؤمنین (علیه السلام) ) واقع در عمود 234 مسیر پیاده روی اربعین : 8 هزار وعده
استراحتگاه کرار واقع در عمود 99 مسیر پیاده روی اربعین: 6 هزار وعده
موکب امام حسن (علیه السلام) : 25 هزار وعده
ایستگاه ابوذر غفاری رضواناللهعلیه: 18 هزار وعده
موکب رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) واقع در پارکینگ طبقاتی : 14 هزار وعده
ایستگاه امام جعفر صادق (علیه السلام) واقع در عمود 196 مسیر پیاده روی اربعین: بیش از 3 هزار وعده
ایستگاه خادمان افتخاری واقع در صحن حضرت زهرا (علیها السلام): 12 هزار وعده تهیه شده از مضیف مرکزی یا آشپزخانه مقداد
ایستگاه زائران واقع در عمود 670 در مسیر پیاده روی اربعین ، الحیدریه ، شمال نجف .
تأمین 10 هزار سیلندر گاز جهت پشتیبانی از مراکز خدماتی در ایام اربعین توسط آستان مقدّس علوی
پروژه نصب دیوارنگارههای هنری در مسیر زائران اربعین توسط آستان مقدس علوی
ارائه خدمات دیجیتال و راهنمای زائران اربعین از طریق اپلیکیشن «وافد» آستان مقدس علوی
این اپلیکیشن شامل خدمات متنوعی در زمینه فناوری است که هدف آن افزایش رفاه زائران و راهنمایی آنان در طول مراسم اربعین میباشد .
برنامههای الکترونیکی پشتیبان در مسیر پیاده روی اربعین (در عمود 96)
یک مرکز تجهیز شده برای شارژ و تعمیرات تلفن همراه زائران، در در ایجاد شده که زائران پیادهروی کربلای معلی میتوانند از آن استفاده کنند . این اقدام در چارچوب تلاشهای آستان مقدّس علوی برای تسهیل حرکت زائران و ارائه پشتیبانی و خدماتی به آنان در طول این زیارت انجام گرفته است .
«راهنمای زائر» خدمتی ویژه از سوی آستان مقدّس علوی در زیارت اربعین برنامهای به چند زبان
با استقرار تعداد زیادی از خادمان افتخاری که مسلط به چند زبان از جمله عربی ، فارسی ، انگلیسی هستند در نقاط مختلف آستان مقدس علوی و اطراف حرم و با پوششی ویژه تجهیز شدهاند تا زائران عزیز بتوانند به راحتی آنها را شناسایی کنند .
راهنمایی و پاسخگویی به زائران
آغاز برنامه تبلیغاتی گسترده آستان مقدّس علوی
خدمات متنوع تبلیغی
اعزام گروهی از مبلغان متخصص به داخل و خارج از حرم مطهّر علوی است تا خدمات متنوعی مانند راهنمایی دینی و اعتقادی ، مشاوره خانوادگی، و نیز تربیتی و اخلاقی را ارائه دهند . این فعالیتها با همکاری حوزه علمیّۀ مبارکه انجام میشود .
تشویق زائران به حفظ ارزشهای دینی
این برنامه شامل فعالیتهای میدانی مانند پاسخ به استفتائات فقهی ، عقیدتی و اخلاقی ، آموزش عملی و نظری وضو، و بیان احکام مربوط به نماز است. همچنین به منظور تشویق زائران به پایبندی دینی، جوایز متبرک نیز توزیع میگردد .
ارائه راهحلهایی مبتنی بر ارزشهای اسلامی
این برنامه شامل جلسات مشاوره خانوادگی با هدف کمک به بانوان در مواجهه با مشکلات خانوادگی از طریق ارائه راه حلهایی بر پایه ارزشهای اسلامی است. همچنین ، حلقههای گفتوگو با زائران درباره اهمیت حجاب، قداست مکان و آداب زیارت برگزار میشود .
استقرار گسترده نیروهای حفاظت شهری و اورژانس وابسته به آستان مقدّس علوی برای حفظ امنیت زائران اربعین
مترجمان آستان مقدّس علوی پلهای ارتباطی در زمینه خدمت به زائران اربعین از ملیتهای مختلف
ترجمه تابلوهای راهنمای زائر به سه زبان
کار این واحد همچنین شامل ترجمه کتابهای اداری و تابلوهای راهنمای مربوط به آستان و بخشهای مختلف آن میشود . افزون بر این ، با مرکز پزشکی رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) همکاری داریم برای تهیه و ترجمه بروشورهای بهداشتی و آموزشی درباره بیماریهایی مانند : حصبه ، مننژیت و فشار خون بالا؛ این بروشورها به سه زبان بین زائران توزیع میشود تا از بیماریها پیشگیری شده و از گسترش آنها جلوگیری شود .
مترجمان ، رابطی انسانی و معرفتی میان فرهنگها
مترجمان در آستان مقدس علوی ثابت کردهاند که پیوندی انسانی و معرفتی میان فرهنگهای گوناگون هستند و با تسهیل ارتباطات، در خدمترسانی به زائران خارجی نقشآفرینی میکنند .
فعالیت 17 محل خدمترسانی در ایام اربعین
خدمات در 17 مکان و موکب توزیع شده است که دو مورد از آنها در اطراف آستان مقدّس علوی یعنی موکب بطل خیبر در نزدیکی باب الطوسی و موکب امام حسین (علیه السلام) نزدیک به منطقه طرح توسعه باب القبله قرار دارند . همچنین 9 محل دیگر در ورودیهای شهر قدیم و اطراف صحن شریف ، در خیابان الحولی در شهرک امام رضا (علیه السلام) و پلهای ثورة العشرین مانند محل عمار بن یاسر مستقر شدهاند . علاوه بر این ، چند موکب پشتیبان دیگر نیز وجود دارد .
تجهیز مکانهای متنوع در مسیر زائران
ارائه بیش از 250 هزار وعده غذایی روزانه
این اقدامات در چارچوب برنامهای جامع از سوی توليت آستان مقدّس علوی برای پاسخگویی به نیازهای جمعیت میلیونی زائران انجام میشود ؛ به طوریکه تمام بخشها ، ظرفیتها و موکبهای این آستان در نجفاشرف و مسیر نجف به کربلا به خدمترسانی در زمینه تغذیه، اسکان و ساماندهی بازگشت زائران اختصاص یافتهاند.
تأمین 25 میلیون لیوان یکبار مصرف
و همچنین 146 هزار لیوان آب آشامیدنی بستهبندیشده نیز تهیه شده و 25 تن کیسه زباله برای تأمین نظافت در این مکانها فراهم شده است .
مفروش کردن 22 هزار متر مربع مجموعاً 22هزار متر مربع فرش در صحن حضرت فاطمه (علیها السلام) و در داخل و اطراف حرم مطهر علوی فرش شده است و با تمامی ملزومات خدمتی از جمله 500 دستگاه کولر ، بهویژه در صحن حضرت فاطمه (علیها السلام) ، تجهیز شدهاند تا فضایی مناسب برای زائران فراهم گردد .
همچنین دو سازه چادری در شهرک امام رضا (علیه السلام) هر کدام به مساحت هزار 657 متر مربع و یک سازه دیگر در توسعه صحن حضرت امالبنین (علیها السلام) برپا شده است .
استقرار ایستگاههایی تحویل امانات و سرویسهای بهداشتی
دهها مکان برای دریافت امانات با ظرفیت 7هزار صندوق آماده شده است که با توجه به جمعیت زائران قابل افزایش است . همچنین 10 مجموعه بهداشتی سیار در مسیرهای منتهی به حرم مطهّر علوی مستقر شدهاند. افزون بر این، 11 مجموعه بهداشتی ثابت با ظرفیت کامل ، 2 مجموعه بهداشتی دیگر و 80 واحد بهداشتی سیار در مسیر پیاده روی اربعین فعال شدهاند .
برگزاری طرح قرآنی اصلاح قرائت با مشارکت گسترده زائران اربعین توسط آستان مقدّس علوی
گسترش فرهنگ قرآنی استقرار ایستگاههایی در نقاط مختلف نجف
از مهمترین مکانهایی که این طرح در آن اجرا میشود میتوان به صحن مطهّر علوی ایستگاههای ویژه خواهران در صحن حضرت فاطمه (علیها السلام) ، رواق حضرت رقیه (علیها السلام) ، و همچنین ایستگاه پذیرایی آستان علوی در مسیر پیاده روی اربعین در نزدیکی عمود
95 اشاره کرد . همچنین ، دو ایستگاه نیز صبحگاهی و عصرگاهی در خیابان کوفه – نجف فعال هستند .
بهبود تلاوت قرآن زائران
این طرح با تمرکز بر ارتقای کیفیت تلاوت ، دانش قرآنی آنان را تقویت میکند . همچنین فرصتی است برای شناسایی استعدادهای قرآنی و پرورش آنهاست .شایان ذکر است این پروژه قرآنی که از سوی آستان مقدّس علوی برگزار شده ، از نهم تا هجدهم ماه صفر ادامه دارد و در راستای گسترش فرهنگ قرآن در میان زائران بهویژه در ایام پرشکوه زیارت اربعین طراحی شده است .
خدمات رسانی مضیف آستان مقدّس علوی به زائران اربعین حسینی
یک برنامه خدماتی گسترده شامل افتتاح 15 مکان میدانی برای توزیع وعدههای غذایی و پذیرایی از زائران امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ایام زیارت اربعین تدارک دیده شده است . این طرح همزمان با آغاز ورود میلیونی زائران به اجرا درآمده است .
خدمترسانی مداوم و شبانهروزی
« مهمانسرای زائران وابسته به آستان مقدس علوی از چهارم ماه صفر توزیع سه وعده غذای اصلی بهصورت شبانهروزی را آغاز کرده است .»
« تعداد زائران بهصورت تدریجی در حال افزایش است و این موضوع نیاز به افزایش تلاشها در زمینه تهیه و توزیع غذا و دیگر خدمات را ایجاب میکند .»
« مکانهای خدماتی وابسته به بخش مهمانسرای زائران ، بهطور مستمر مشغول توزیع آبمیوه ، میوه و دیگر اقلام پذیرایی هستند ؛ این اقدام در چارچوب برنامهای فشرده برای پاسخگویی به نیازهای زائرانی انجام میشود که به مرقد امیرالمؤمنین (علیه السلام) مشرف میشوند .»
برگزاری برنامه آموزشی برای نیروهای داوطلب خدمترسانی به زائران اربعین توسط آستان مقدّس علوی
دورههای تخصصی برای آشنایی با تیمهای امداد و تخلیه
نصب 300 تابلوی راهنمای زائر
تابلوهای راهنمای زائر به زبانهای مختلف
فرآیند اجرای نصب تابلوها طی مراحل مختلف انجام میشود ؛ از تحلیل محل ، تعیین ابعاد و محتوای تابلو، تا طراحی ، بازبینی فنی و زبانی، نصب میدانی و ارزیابی مداوم عملکرد ، تا نهایت دقت و وضوح در محتوا حاصل شود . این تابلوها به سهزبان عربی ، فارسی و انگلیسی طراحی شدهاند تا نیازهای زائران با ملیتهای گوناگون را برآورده کنند .
برپایی ایستگاههای پذیرایی از زائران اربعین حسینی در اطراف حرم مطهّر علوی
با نزدیک شدن به ایام اربعین حسینی، آستان مقدس علوی از زائرانی که قبل از حرکت به سمت کربلا برای شرکت در مراسم اربعین حسینی به زیارت مرقد مطهر امیرالمؤمنین (علیه السلام) مشرف می شوند با استقرار ایستگاه های پذیرایی در اطراف حرم مطهّر علوی استقبال می کند .
تولید روزانه 10 میلیون لیتر آب برای خدمت رسانی به زائران اربعین توسط آستان مقدّس علوی
تولید روزانه 10 میلیون لیتر آب
« تولید روزانه آب به حدود 10 میلیون لیتر میرسد ، که از این میزان، یک و نیم میلیون لیتر آب آشامیدنی است و در اوج زیارت این مقدار تا دو و نیم میلیون لیتر در روز افزایش مییابد .
همچنین بیش از 7 میلیون لیتر آب برای مصارف دیگر تولید میشود تا نیازهای زائران گرامی، بهویژه با توجه به افزایش دمای هوا و رشد تقاضا ، بهخوبی پاسخ داده شود .»
تأمین آب برای دهها موکب حسینی
پنج ایستگاه برای تأمین آب مورد نیاز دهها دستگاه تانکر حمل آب فراهم شدهاند و عملیات تأمین آب برای موکبهای حسینی و مراکز مهمانپذیری وابسته به آستان
مقدس علوی، علاوه بر مجتمعهای بهداشتی، بهصورت 24 ساعته در جریان است تا رفاه زائرانی که از داخل و خارج عراق آمدهاند، تضمین شود .
این تلاشها بخشی از مجموعه خدمات مستمری است که آستان مقدّس علوی در ایام زیارت اربعین ارائه میدهد ، و در قالب برنامهای جامع شامل تمام جنبههای خدماتی ، مهمانداری و پشتیبانی اجرا میشود . خدمترسانی بخش امانات آستان مقدس علوی به بیش از 480 هزار زائر اربعینی در سال گذشته
با نزدیک شدن به ایام اربعین حسینی ، آستان مقدّس علوی گزارشی از جزییات خدمت رسانی این آستان در زمینه واحدهای بخش امانات در اربعین سال گذشته را منتشر کرد .
44 واحد امانات با ظرفیت پذیرش 13 هزار و 520 امانت شامل کیف، چمدان و گوشی به 480 هزار و 955 نفر از زائران اربعینی خدمت رسانی کردند .
خدمات گسترده حرم مطهّر علوی به زائران اربعین در شهر نجف
در چارچوب خدماترسانی گسترده آستان مقدّس علوی در ایام اربعین ، این آستان خدمات گسترده ای در جهت رفاه حال زایران حسینی انجام نی دهد از جمله خدمات پزشکی و درمانی ، اسکان ، پذیرایی، جابه جایی و حمل و نقل زائران ، اینترنت رایگان، تسهیل در تردد زوار ، حفظ نظم و امنیت،نظافت و پاکسازی مسیر زائران ، تعمیرات رایگان و غیره می باشد .
خدمت رسانی 3هزار و 500 خادم افتخاری آستان مقدّس علوی به زائران اربعین استقرار 3 هزار و 500 داوطلب در بخشهای مختلف
«تمام داوطلبان زن و مرد براساس پایگاه داده، در بخشهای مختلف آستان مقدس علوی ، از جمله بخشهای مهمانسرای زائران ، امور خدماتی ، امور انتظامات، مرکز رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) ، تخلیه اضطراری ، راهنمایی گمشدهها ، امور بانوان ، و واحد نظم
مرکز برنامهریزی و توسعه آستان ، توزیع شده اند . همچنین گروهی از داوطلبان برای حضور در ایستگاههای پذیرایی در مسیر پیاده روی اربعین اختصاص یافتهاند . »
تولیّت آستان مقدّس علوی 16 ایستگاه پذیرایی و استراحت را برای خدمت به زائران اربعین در نظر گرفته است که شامل خدمات پزشکی ، بهداشتی و پشتیبانیمیباشد و به زائران گرامی کمک میکند تا مراسم زیارت خود را به بهترین شکل ممکن به پایان برسانند .
تأمین روزانه 5 تن آرد جهت خدمترسانی به زائران اربعین در نانواییهای وابسته به آستان مقدّس علوی
روزانه 5 تن آرد در کارخانه نانواییهای وابسته به آستان مقدس علوی برای تولید انواع نان جهت خدمترسانی به زائران اربعین مصرف میشود .
در چارچوب تلاشهای گسترده آستان مقدس علوی برای ارائه خدمات به زائران اربعین حسینی ، نانواییهای وابسته به واحد کارگاهها در هیئت سرمایهگذاری ، بهصورت شبانهروزی مشغول تولید انواع نان و فرآوردههای نانی؛ با هدف تأمین نیازهای مواکب حسینی و اماکن میزبانی ، وابسته به آستان مقدس علوی هستند .
مصرف روزانه 5 تن آرد
تلاش برای تأمین نیازهای زائران
پنج خط تولید برای فرآوردههای نانی با انواع مختلف به کار گرفته شده و فعالیتها به صورت شبانهروزی در حال انجام است. روزانه حدود 70 خدمتگزار در این کار مشارکت دارند . همچنین 14 دستگاه خودروی ویژه حمل و توزیع نیز طبق هماهنگی با بخش حملونقل و دیگر بخشهای مربوطه ، جهت تأمین نیازهای زائران اختصاص داده شدهاند . این تلاشها در قالب یک برنامه جامع از سوی آستان مقدّس علوی صورت گرفته است تا بهترین خدمات ممکن را به میلیونها زائر هنگام ورود به
نجف اشرف ارائه دهد ؛ زائرانی که در ایام زیارت اربعین، به زیارت حرم مطهّر علوی مشرف میشوند .
خدماترسانی آستان مقدّس علوی به زائران اربعین حسینی
میزبانی و پذیرایی آستان مقدس علوی از زائرانی که پیش از حرکت به سمت کربلای معلی جهت شرکت در مراسم اربعین حسینی به حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) مشرّف میشوند .از جمله استراحتگاههای مهمی که به تازگی افتتاح شدهاند ، میتوان به شهرک امام رضا (علیه السلام) اشاره کرد که در تقاطع مهمی از جاده کمربندی واقع شده و محل رفتوآمد زائرانی است که از داخل و خارج عراق به نجف میآیند .
توزیع بیش از یک میلیون بسته آب آشامیدنی به زائران اربعین توسط آستان مقدّس علوی
کارخانه آب "نبع العتبه" وابسته به شرکت "فیض القسیم" آستان مقدّس علوی ، برنامه ویژهای برای توزیع آب آشامیدنی بستهبندیشده در میان زائران اربعین حسینی آغاز کرده است . این برنامه با ظرفیت تولیدی بیش از یک میلیون و دویست هزار لیوان آب در روز اجرا میشود و بخشی از طرح عملیاتی اتاق فرمان زیارتهای میلیونی جهت خدمترسانی به سیل عظیم زائرانی است که برای زیارت مرقد امیرالمؤمنین (علیه السلام) و سپس حرکت به سمت کربلای معلی وارد نجف میشوند .
تولید بیش از یک میلیون لیوان آب در روز
با هدایت تولیت آستان مقدّس علوی و مدیریت شرکت، آمادهسازی تجهیزات مربوط به فرآیند بستهبندی و تولید به صورت شبانهروزی و بدون وقفه در حال اجراست.
این عملیات با بیش از 100 نیروی مهندسی و فنی در حال انجام است . پس از افزودن خطوط تولید جدید که بهطور میانگین 30 هزار لیوان در ساعت به ظرفیت تولید افزودهاند، ظرفیت روزانه ما به یک میلیون و دویست هزار لیوان رسیده است .»
راهاندازی پروژه ملی قرآنی در زیارت اربعین با مشارکت 250 مؤسسه توسط آستان مقدّس علوی
فعالیتهای پروژه ملی قرآنی در زیارت اربعین با همکاری مشترک بین دارالقرآن کریم آستان مقدس علوی و اتحادیه قرآنیان عراق آغاز شد. در این پروژه بیش از 250 مؤسسه قرآنی فعال مشارکت دارند که در قالب 250 ایستگاه قرآنی در 12 استان عراق پراکنده شدهاند . این پروژه ، بزرگترین فعالیت قرآنی است که در مراسم زیارت اربعین برگزار میشود .تصحیح سوره مبارکه فاتحه
اولین فعالیتهای این پروژه از استان بصره و از منطقه رأس البیشه آغاز شد ، با شعار " از بحر تا نهر"، تا زائران وارد شده از جنوب عراق را تا استان کربلای معلی همراهی کند .»
« تعداد مشارکتکنندگان از کادرهای قرآنی بیش از هزار استاد زن و مرد است که وظیفه تصحیح قرائت سوره مبارکه فاتحه و سورههای کوتاه قرآن، و نیز آموزش نماز به زائران را در ایستگاههای مختلف قرآنی در مسیرهای منتهی به شهر مقدس کربلا بر عهده داشتهاند .»
گسترش فرهنگ قرآنی
آستان مقدس علوی در حمایت از این پروژه ، بیش از 150 هزار هدیه در میان زائران توزیع کرده و حمایت و پشتیبانی گستردهای از جمله تأمین پوسترها، کارتها و ملزومات پروژه ارائه داده است .
پروژه ملی قرآنی در زیارت اربعین یکی از مهمترین فعالیتهای قرآنی در عراق بهشمار میآید که هدف آن گسترش فرهنگ قرآنی در میان زائران ، و یادآوری ضرورت
تصحیح قرائت و آموزش نماز است . این پروژه در امتداد تلاشهای آستان مقدس علوی در خدمترسانی به زائران اهلبیت (علیهم السلام) قرار دارد .(1)
خوانندگان و علاقه مندان جهت اطلاعات بیشتر از خدمات آستان مقدّس علوی در سال های قبل به سایت www.imamali.net مراجعه نمایید .
230 موسسه رسانه ای و 900 خبرنگار زیارت اربعین را پوشش دادندمسئول بخش تبلیغات آستان قدس حسینی از پوشش مراسم زیارت اربعین حسینی توسط 230 موسسه رسانه ای و 900 خبرنگار خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس حسینی ؛ حیدر السلامی اظهار داشت : تمامی این موسسات که 110 عدد از آنها خارجی بوده ایام اربعین حسینی را پوشش داده و توسط 26 عدد (SNG) بصورت مستقیم این مراسم پوشش داده شد.حیدر السلامی افزود: آستان قدس حسینی دو فرکانس بدون لوگو را برای استفاده دیگر شبکه های ماهواره ای از پخش مستقیم از صحن مطهّر حسینی و بین الحرمین و مناطق نزدیک به حرمین مطهّر اختصاص داده است .
روزنامه نگار انگلیسی : حضور میلیون ها زائر در ایام اربعین حسینی واقعا یک معجزه است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدّس حسینی ؛ ( جاناتان ستیل ) این روزنامه نگار انگلیسی در دیداری که با مسئول بخش تبلیغات آستان قدس حسینی داشت ، اظهار داشت : بزرگ و کوچک ، زن و مرد و حتی معلولان و ناتوانان همگی با چشم پوشی از اوضاع امنیتی و تهدیدات گروهک های تکفیری به سمت این استان مقدس می آیند و کل افکار آنها فقط و فقط رسیدن به امام حسین (علیه السلام) است .
1) . https://fa.imamali.net.
وی افزود : تمامی این صحنه ها حامل پیامی روشن است که همه قادر به درک آن هستند و آن ایستادگی امام حسین (علیه السلام) در مقابل ظالمان و گذشتن از جان خود و خانواده خود به خاطر زنده نگاه داشتن دین و شهادت مظلومانه ایشان است که سبب شده از تمامی جهان با قومیت ها و ملیّت های مختلف با شوقی غیر قابل وصف به سوی کربلا بشتابند .
« ستیل » با اشاره به لزوم پوشش دادن تمامی زوایای این زيارت در رسانه ها گفت : اگر من بعنوان یک روزنامه نگار در عراق مشغول به كار بودم به نوشتن داستان سفربسياری از زائران می پرداختم و با آنها در مورد سختی های طی کردن این مسیر با وجود تهدیدات داعش سئوال می کردم . وی در ادامه سخنانش با ابراز تعجب می گوید : چگونه شهری کوچک مانند کربلا در چنین شرایطی این تعداد جمعیت را در خود جای می دهد ؟ این واقعاً یک معجزه است چرا که حدود 20 میلیون نفر در روزهایی اندک وارد این شهر می شوند و تمام نیازهای آنها از جمله تغذیه و محل اسکان فراهم شده است . در این شرایط اقتصادی عراق این وضعیت واقعا معجزه است .
بخش شعائر و هیئت های عزاداری از مشارکت تمامی کشورهای جهان در مراسم اربعین حسینی ( به جز اسرائیل جنایتکار ) خبر داد
بخش شعائر و هیئت های حسینی وابسته به آستان های مقدّسه حسینی و عباسی ، از مشارکت هیئت های عزاداری از تمام کشورهای جهان به جز اسرائیل جنایتکار در مراسم اربعین حسینی خبرداد .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس حسینی ؛ اسامی هیئت های عزاداری و خدمات رسانی مشارکت کننده در مراسم اربعین حسینی امسال همگی به ثبت رسیده و از تمامی کشورها با وجود اختلاف دین و مذهب ( به جز اسرائیل جنایتکار ) در این مراسم عظیم شرکت کرده اند .
مازن الوزنی مسئول بخش شعائر و هیئت های حسینی در این باره اظهار داشت : 27 هیئت عزاداری از جمهوری اسلامی ایران ، 13 هیئت از عربستان سعودی ، 11 هیئت از لبنان ، 6 هیئت از کویت ، 4 هیئت از پاکستان ، 3 هیئت از بحرین ، و هیئت هایی از ترکیه ،انگلستان ، سوئد ، هلند ، کانادا ، بلژیک ، سوریه ، عمان ، هند و یمن در این مراسم میلیونی مشارکت داشته اند .
وی همچنین خاطر نشان کرد : تاکنون تعداد 7060 هیئت عزاداری در این بخش به ثبت رسیده و پس از هماهنگی بخش های دولتی مکانهای نزدیک به حرمین مطهّر حسینی و عباسی برای آنان اختصاص داده شده است .مشارکت بیش از 100 کشور در عزاداری های ایام اربعین حسینی
همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی ، بیش از 100 کشور جهان در زیارت اربعین مشارکت دارند و این مشارکت فقط برای زیارت نیست ، بلکه برخی از آنها در هیئت های عزاداری یا خدمات رسانی شرکت می کنند .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس حسینی ؛ حاج مازن الوزنی مسئول بخش شعائر و دسته های عزاداری ( وابسته به آستان قدس حسینی ) گفت : امسال بیش از 100 کشور جهان در زیارت اربعین مشارکت دارند و این مشارکت فقط برای زیارت نیست ، بلکه موکب هایی را جهت تقدیم خدمات به سایر زائران را برپا می کنند و بنا بر توان و تخصص خود به ارائه خدمات مشغول می شوند. وی افزود : این هیئت ها از کشورهای عربی ، ایران ، پاکستان ، هند ، افغانستان ، سوئد ، کانادا ، آمریکا، بلژیک ، چین ، انگلستان و برخی کشورهای دیگر هستند و لازم به ذکر است که مشارکت این کشورها فقط مربوط به شیعیان نیست ، بلکه طوایف و قومیت های مختلف را شامل می شود .
سال 2019 میلادی
پیگیری های آستان قدس حسینی به خاطر ارسال پیام اربعین حسینی به سراسر دنیا دلیل اصلی ثبت خصلت مهمان نوازی مردم عراق و ارائه خدمات در ایام اربعین حسینی در فهرست میراث فرهنگی معنوی یونسکو
سازمان یونسکو در صفحه رسمی خود از ثبت مهمان نوازی و ارائه خدمات در ایام اربعین حسینی در فهرست میراث فرهنگی معنوی خبر داد . این خبر در طی توئیتی با عنوان « تبریکات وافر به مردم عراق ... مهمان نوازی و ارائه خدمات در ایام اربعین حسینی در فهرست میراث فرهنگی معنوی » درج گردید . « عبدالامیر قریشی » مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات کربلا در این باره اظهار داشت : آستان قدس حسینی پس از سه سال تلاش مستمر توانست مهمان نوازی و ارائه خدمات در ایام اربعین حسینی را در فهرست میراث معنوی ثبت نماید . این پرونده در چهاردهمین نشست یونسکو که با حضور بیش از 900 شخصیت علمی از 153کشور در بوگوتای کلمبیا برگزار شد ، به رای گذاشته شد . القریشی افزود : این پرونده را مرکز کربلا با نام عراق ارائه داده است . رای گیری از آن بدون هیچ رأی منفی از سوی کمیته های اصلی انجام گرفت . مراسم اربعین بزرگترین تجمع انسانی در جهان به شمار می آید . به طوری که میلیون ها انسان از ادیان و فرقه های مختلف در بیستم صفر هر سال برای برگزاری مراسم اربعین شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) به شهر کربلای معلی مشرّف می شوند .(1)
سال 2020 میلادی شرکت بیست موکب از هشت کشور جهان و اقامه عزای حسینی توسط شخصیتها و علمای دینی در مراسم اربعین با وجود شیوع کرونا
بخش شعائر ، موکب ها و هیأت های حسینی در عراق و جهان اسلام وابسته به دو آستان قدس حسینی و عباسی ، از شرکت شماری از دولت های عربی و خارجی و
1) . العتبة الحسینیة المقدسه / https://imamhussain.org/persian/.
همچنین علماء و شخصیت های دینی از طوائف مختلف ، در عزاداری و زیارت اربعین حضرت امام حسین (علیه السلام) در شهر کربلای معلّی خبر داد . پس از اعلام دولت عراق ، مبنی بر اجازه ورود هزار و پانصد زائر از هر کشور ، به مناسبت برگزاری مراسم اربعین حسینی و بعد از گذشت شش ماه از بسته بودن مرزهای هوایی و زمینی این کشور در اثر شیوع ویروس کرونا ، موکب های عزاداری از دولت های عربی و غیرعربی به کربلای معلّی وارد شدند . سید هاشم الموسوی ، معاون این بخش در گفتگو با سايت رسمی آستان قدس حسینی اظهار داشت : « بیست موکب از هشت کشور عربی و غیرعربی برای عزاداری و زیارت اربعین حسینی در سال 1442ق. به شهر کربلای معلّی وارد شدند .» وی افزود : کشورهای بریتانیا ، سوئد ، هند ، پاکستان ، نیجریه ، عربستان سعودی ، لبنان و کویت در مراسم اربعین شرکت کردند . و تمام این موکب ها در هنگام برگزاری مراسم عزاداری ، ملتزم به رعایت پروتکل های بهداشتی ازجمله فاصلهگذاری اجتماعی و استفاده از ماسک و دستکش بوده اند .» و توضیح داد که استان کربلای معلّی بر حسب ضوابط قانونی صادره از سوی موکبهای حسینی و هماهنگی با فرماندهی عملیات و فرماندهی پلیس ، برای برگزاری مراسم زیارت اربعین امسال ، از ده هزار موکب محلی در داخل عراق ، استقبال کرده است . وی ادامه داد ، 8800 موکب خدماتی در حومه و ورودی های بافت قدیمی شهر ، نزدیک به حرم مطهّر حضرت امام حسین (علیه السلام) و برادر بزرگوارشان ابوالفضل العباس (علیه السلام) مستقر شدند و هزار و دویست موکب دیگر بر اساس جدولی که این بخش تنظیم کرده بود ، به اقامه مراسم عزای حسینی پرداختند . از سوی دیگرعلما و شخصیت هایی از طوائف و ادیان مختلف همچون مسیحیت ، ایزدی ، وصابئی در قالب موکب های عزاداری به اقامه عزای حسینی پرداختند . يک مقام دینی مسیحی در این باره اظهار داشت : « تمام شرکت کنندگان در راهپیمایی اربعين حسینی ، با عشق به امام حسین (علیه السلام) در این مراسم حاضر شدند .» وی خاطرنشان کرد که امام حسين (علیه السلام) برای همه بشریت است .
سال 2021 میلادی خدمت رسانی زائر سرای امام حسین (علیه السلام) به زائران اربعین حسینی
زائر سرای حضرت امام حسین (علیه السلام) واقع در مسیر (کربلا – بابل) از استقبال و خدمت رسانی به زائران اربعین حسینی خبر داد .
به گزارش سایت رسمی آستان قدس حسینی ؛ مدیر زائر سرای امام حسین (علیه السلام) با اعلام این خبر گفت : تمامی مسائل خدمت رسانی و اداری و امنیتی ایام اربعین حسینی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته و برنامه کاملی جهت اجرای موفق زیارت اربعین حسینی صورت گرفته است . صادق الیاسری افزود : سالن ها و اتاق های استراحت و اسکان زائران محترم و همچنین مراکز بهداشتی و پزشکی در زائر سرا آماده استقبال و خدمت رسانی به زائران محترم است .
سال 2022 میلادی خدمت رسانی به زائران پیادهروی اربعین در زائر سرای امام حسن مجتبی (علیه السلام)
زائر سرای امام حسن مجتبی (علیه السلام) امسال به صورت زودهنگام به خدمت رسانی زائران اربعین حسینی پرداخت . از جمله اقدامات کارکنان این زائرسرا ، مجهز کردن شانزده سالن با گنجایش دویست زائر است . همچنین با نظر به تعداد بسیار زائران خیمه هایی مجهز به تمامی وسایل آسایشی داخل زائرسرا برپا شده است .
واحد مهمانسرای این زائرسرا از زودهنگام به توزیع غذای تبرکی در سه وعده بین زائران محترم همت گماشته است . در این راستا روزانه هجده هزار پرس غذای تبرکی توزیع گشت . همچنین در خیابان منتهی به زائرسرا غرفه های خدمت رسانی به زائران و غرفه های خدمات فرهنگی برپا شده است . غرفه شستشوی لباس های زائران ، مرکز گمشدگان ، غرفه مخابرات ، غرفه توزیع آشامیدنی ها ومیان وعده ها و غرفه تعمیر چرخ دستی و کالاسکه از جمله این خدمات است .
اما در زمینه غرفه های فرهنگی با بخش های فرهنگی حرم مطهّر ازجمله بخش امور دینی و دارالقرآن الکریم هماهنگی شده است تا خدمات فکری و فرهنگی به زائران محترم حضرت سید الشهداء (علیه السلام) ارائه گردد .
همکاری یازده بیمارستان و 3000 پزشک و پرستار افتخاری در کنار پزشکان و نیروهای پزشکی آستان قدس حسینی جهت اجرای برنامه خدمت رسانی اربعین حسینی
دکتر ستار الساعدی مسئول بخش بهداشت و آموزش های پزشکی در این باره اظهار داشت: از روز دهم صفر برنامه خدمت رسانی ویژه اربعین آغاز شد . در این راستا هشت بیمارستان وابسته به آستان قدس حسینی در خدمت رسانی به زائراناربعین حسینی به کار گرفته خواهد شد و با هماهنگی اداره بهداشت کربلا سه بیمارستان سیار نیز احداث شده است .
وی افزود : خدمت رسانی درمانی با شرکت هزار نفر از نیروهای این بخش ، دویست نفر از نیروهای اداره بهداشت کربلا ، ششصد و پنجاه نیروی افتخاری از عراق هزار و صد نیروی افتخاری غیر عراقی اجرا شده است . همچنین دندانپزشکانی از کشور ایران نیز به صورت بیست و چهار ساعته در بیمارستان سفیر الحسین (علیه السلام) به معالجه درمان بیمارانی که نیاز فوری دارند؛ می پردازند .
وی در خاتمه گفت : بیست آمبولانس با همکاری اداره بهداشت کربلا به کار گرفته شده است .
لازم به ذکر است که آستان قدس حسینی با رهنمودهای متولی شرعی آستان قدس حسینی و با هدف خدمت رسانی به زائران محترم حسینی تمامی امکانات و نیروهای خود را جهت خدمت به زائران محترم به کار گرفته است .
همکاری بیش از 7000 خادم افتخاری و به کارگیری 1800 دوربین مدار بسته پیشرفته جهت حفظ امنیت زائران محترم اربعین حسینی
بخش حفاظت آستان قدس حسینی از به کارگیری بیش از هزار و هشتصد دوربین مداربسته پیشرفته جهت خدمت به زائران اربعین حسینی خبر داد .
به گزارش سایت رسمی آستان قدس حسینی ؛ رسول عباس مسئول بخش حفاظت در این خصوص اظهارداشت : تمامی آمادگی ها جهت ارائه بهترین خدمات صورت گرفته است و خدمت رسانی به صورت دائم و بی وقفه و با هماهنگی ادارات امنیتی استان کربلا در حال انجام است. راه هایی هم ویژه خادمان محترم که از معلولیت رنج می برند در نظر گرفته شده است .
وی افزود : بیش از 7000 خادم افتخاری نیز به کارکنان این بخش ملحق شده اند و دوشادوش این خادمان در حال خدمت رسانی هستند .لازم به ذکر است که زیارت اربعین حسینی بزرگترین تجمع انسانی در جهان است. در این ایام میلیون ها زائر از تمامی نقاط جهان به حرم مطهر حضرت سیّد الشهداء (علیه السلام) مشرّف می شوند و آستان قدس حسینی با به کارگیری تمامی توان به زائران خدمت رسانی می نمایند .
3500 موکب خدمت رسانی اهالی بصره در اربعین
بخش شعائر و موکب های حسینی در عراق و جهان اسلام وابسته به دو آستان قدس حسینی و عباسی از صادر شدن سه هزار و پانصد کارت شناسایی ویژه موکب های خدمت رسانی از استان بصره خبر داد .
مسئول واحد مدیریت موکب های استان بصره در گفتگو با خبرنگار حرم اظهار داشت : این واحد وظیفه تنظیم فعالیت های موکب های حسینی در ایام اربعین حسینی را در استان بصره و نواحی اطراف آن بر عهده دارد . از جمله اقدامات این واحد ثبت موکب ها و صادر نمودن کارت شناسایی ویژه موکب های خدمت رسانی است.
وی افزود : از جمله اقدامات دیگر این بخش گرفتن تعهد کتبی از مسئولان موکب ها و هماهنگی با ادارات پلیس و بخش های نظامی جهت تسهیل در عبور از ایست و بازرسیها است .(1)
جهت اطلاعات بیشتر خدمات آستان مقدّس حسینی به سایت العتبه الحسینیه المقدسه / https://imamhussain.org/persian/ مراجعه نمایید .
حضور شهروندان از بیش از 60 کشور جهان گستره بینالمللی راهپیمایی اربعین را نشان داد.
همشهری آنلاین : امسال جهان ، در حالی یکی از گرمترین تابستانهای خود را سپری کرد ، که اتفاقاً یکی از بزرگترین گردهماییهای عقیدتی و مذهبی جهان نیز در همین تابستان داغ در یکی از گرمترین و داغترین مناطق جهان یعنی در حد فاصل شهرهای مقدّس نجف تا کربلا در عراق برگزار شد . گردهمایی که هر سال تحت عنوان « راهپیمایی اربعین »، رکوردهای جدیدی را ثبت میکند و به نظر میرسد که
1) . العتبة الحسینیة المقدسه / https://imamhussain.org/persian/
حتی گرمترین تابستان قرن نیز نتوانست چالش و خللی در برگزاری راهپیمایی اربعین ایجاد کند. این گزارش نگاهی آماری به رکوردهای قابل توجه راهپیمایی اربعین خواهد داشت :
آمار مشارکت کنندگان در راهپیمایی اربعین همواره در دو دهه گذشته رو به افزایش بوده است :
21.103 میلیون نفر: آمار مشارکت کنندگان در راهپمیایی اربعین امسال (1447ق / 2025م) براساس آخرین آمار اعلام شده توسط عتبۀ مقدّسه عباسیّه در عصر روز جمعه
آمار مشارکت کنندگان در راهپیمایی اربعین طی 7 سال گذشته :
2018 - 15.4 میلیون نفر ثبت بیشترین آمار زائران تا پیش از همه گیری کرونا .
2019- 15.22 میلیون نفر همزمان با اخبار ضد و نقیض درباره همه گیری یک بیماری جهانی( کرونا ) .
2020- 14.55 میلیون نفر کاهش شدید به دلیل همه گیری کرونا و اعمال محدودیتهای شدید دولتی .
2021- 16.32 میلیون نفر تداوم محدودیتهای بهداشتی با آغاز واکسیناسیون
2022- 21.19 میلیون نفر بازگشت نسبی زائران پس از فروکش کردن کرونا .
2023- 22.09 میلیون نفر رشد مجدد و ثبت یک رکورد جدید .
2024- 21.48 میلیون نفر ادامه رکورد بیش از 20 میلیونی زائران در راهپیمایی اربعینمتنوع ترین جمعیت مذهبی : راهپیمایی اربعین همچنین شاهد حضور شهروندان و زائران از کشورهای مختلف است و این تنوع ملیتی باعث شده تا این مراسم یکی از متنوعترین مراسمهای مذهبی جهان به شمار رود .
آمار واقعی بیشتر : براساس گزارش منابع عراقی، تعداد واقعی زائران اربعین بین20– 30٪ بیشتر از آمار رسمی اعلام شده است ، چون بسیاری از زائران در
مسیرهای دیگر ( مثل نجف به کربلا ) ثبت نمیشوند و برخی دیگر از زائران عراقی نیز از مسیرهای فرعی دیگری خود را به کربلا میرسانند .
60 ملیت ، 60 کشور: زائران از حدود 60 کشور مختلف از جمله ایران ، عراق ، پاکستان ، هند ، لبنان ، بحرین و حتی کشورهای غربی مانند آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه در راهپیمایی اربعین شرکت میکنند .
80 کیلومتر : مسیر اصلی پیادهروی از نجف تا کربلا حدود 80 کیلومتر است ، اما برخی زائران مسافتهای بسیار بیشتری ( حتی از شهرهای دورتر مانند بصره یا بغداد ) را پیاده میپیمایند .
همچنین یکی از بزرگترین خدمات داوطلبانه جهان در جریان راهپیمایی اربعین صورت میگیرد :
5 هزار موکب : براساس آمار رسمی، در اربعین 1404، حدود 5 هزار موکب ایرانی ثبتنام شدهاند که برای 1200 موکب شناسه ملی صادر شده و به صورت رسمی سازماندهی شدهاند .
خدمات متنوع : این موکبها انواع خدمات درمانی، فرهنگی و حتی مهدکودک و استراحتگاه را به زائران ارائه میدهند .
186 ایستگاه دینی و فرهنگی ؛ 241٬000 نسخه مطبوعات دینی و فرهنگی توزیع شده ؛ 26٬228 زائر بهرهمند از موکب فرهنگی عام ؛ 97 ایستگاه قرآنی ؛974 معلم، مدرس و داوطلب فعال در برنامهها .
خدمات پزشکی و بهداشتی از جمله مهمترین خدمات رایگان و داوطلبانه در جریان برگزاری راهپیمایی اربعین است :
8200 نیروی انسانی : خدمات پزشکی ، امدادی و بهداشتی هلال احمر ایران به میلیونها زائر .
185 موکب درمانی : موکبهای درمانی برپا شده توسط مرکز پزشکی جمعیت هلال احمر ایران .
1 میلیون و 583 هزار و 37 ویزیت : انجام شده توسط پزشکان و پرستاران هلال احمر ایران .
500 موکب درمانی : آمار کل موکبهای درمانی ایران در راهپیمایی اربعین
200 دستگاه آمبولانس : ماشینهای آمبولانس اعزام شده از ایران به عراق .
39 تیم پزشکی ؛ 106 تیم آمبولانس ؛ 2٬516 کادر پزشکی و بهداشتی ؛ 10 اداره بهداشت استانی مشارکتکننده؛ 48 آمبولانس وخودروی امدادی بزرگ؛ 153٫5 تُن دارو.
52 میلیون پرس غذا : براساس آمار ستاد اربعین، از اول ماه صفر تاکنون ، 52 میلیون پرس غذا توسط موکبهای ایرانی در راهپیمایی اربعین توزیع شده است .
10میلیون بطری آب : بطری آبهای توزیع شده در اربعین امسال توسط سازمان اوقاف و امور خیریهپذیرایی آب و غذا توسط عتبه حضرت عباس (علیه السلام)
18٬735٬465 وعده اصلی و میانوعده ؛ 44 ایستگاه توزیع غذا ؛ 75 میلیون لیوان آب توزیع شده ؛ 15 میلیون لیتر آب بهداشتی ؛ 331٬300 کیسه یخ بلوری (16 کیلوگرمی) ؛ 102٬539 قالب یخ .
در جریان راهپیمایی اربعین، خدمات ایمنی و پیشگیری نیز در ابعاد گستردهای انجام میشود :
110 نیرو : نیروهای آتش نشانی اعزام شده از آتش نشانی شهرداری تهران در مواکب و قرارگاههای مرزی اربعین .
خدمات پیشگری و ایمنی آستان مقدّس حضرت عباس (علیه السلام) در اربعین
86٬000 متر مربع سایهبان ؛ 551 پنکه مهپاش ؛ 842 کولر هوا ؛ 21 سامانه اطفای حریق ؛ 8٬408 کپسول آتشنشانی ؛ 23 سامانه هشدار سریع ؛ 6٬085 تُن ظرفیت سرمایش ؛ 2٬000 دوربین مداربسته ؛ 51 نقطه ایست بازرسی ؛ 22٬885 داوطلب خدمترسان ؛ 14٬368 موکب ثبتشده ؛ 11 ایستگاه تحویل بار ؛ 1٬690 خودرو حملونقل زائران .
فعالیت و خدمات رسانهای در جریان برگزاری راهپیمایی اربعین نیز چشمگیر است :
4700 خبرنگار و تصویربردار : مسئول کمیته اطلاعرسانی و فضای مجازی ستاد اربعین در عراق اعلام کرده است که حضور خبرنگاران خارجی و فعالان رسانهای در عراق برای پوشش راهپیمایی میلیونی اربعین نسبت به سال گذشته حدود پنج درصد افزایش پیدا کرده و بیش از چهار هزار و 700 فعال رسانهای این مراسم را پوشش میدهند.
2500 کیلومتر مسیر تحت پوشش: همچنین برخی از گزارشگران، خبرنگاران و فعالان فضای مجازی بیش از 2 هزار و 500 کیلومتر مسیرهای منتهی به شهر کربلا رازیر پوشش رسانه ای داشتند و همراه با زائرین سیدالشهداء (علیه السلام) خود را به کربلا رساندند .
70 ایستگاه رسانهای : اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی اعلام کرد که این اتحادیه با همکاری اتحادیه رادیو تلویزیونهای عراق با ایجاد بیش از 70 ایستگاه رسانهای در مسیرهای راهپیمایی به سمت کربلا و مجهز به تجهیزات ماهوارهای، خدمات رایگان به رسانهها ارائه کرد .
خدمات رسانه ای عتبه عباسیه :
635 کارت شناسایی رسانهای صادر شده ؛ 165 شبکه ماهوارهای بهرهمند از پخش زنده ؛ 4 سکوی مصاحبه تلویزیونی؛ پوشش خبری و رسانه ای به 9 زبان ؛ 42 ایستگاه راهنمایی ؛ 30 نمایشگر اطلاعرسانی .(1)
به گزارش شیعه امروز به مناسبت گراميداشت اربعين حسينى خيابانهاى كربلا شاهد عزاداری هيئت های اتباع اهل بیت از کشورهای مختلف جهان (افريقا واروپا وامريكا) بود.
مدير بخش مراسم وهيئت هاى مذهبى عتبات عالیات در عراق سيد هاشم موسوى در يك مصاحبه خبرى گفت : اين هيئت شامل اتباع اهل بيت از كشورهائى چون ساحل عاج، تانزانيا، كشورهاى مغرب عربى ( شمال غرب افريقا ) وكشورهاى اروپائى وامريكاى شمالى وجنوبى بود كه در يك هيئت متشكل از 600 زائر گرد هم آمده درحالى كه پرچم هاى كشورهايشان را برافراشته بودند واشعارى را در ذكر صاحب مصيبت عظمى امام حسين (علیه السلام) مى خواندند در خيابان هاى كربلا حركت مى كردند.وی افزود اين هيئت كه نماينده چهار قاره جهان است با عزادارى در منطقه بين الحرمين و داخل حرم امام حسين وحضرت عباس (علیهما السلام)مراتب وفادارى خود را به اين امام همام واهل بيت گراميش ابراز كردند .
قابل ذكر است كه اين اولين باريست كه اين هيئت در مراسم عزادارى شركت مى كند.(2)
در مراسم اربعین سال 1435 قمری ، دلدادگان اهل بیت (علیهم السلام)
از چهل کشور جهان خود را به کربلا رساندند .(3)
بنابر گزارشات شبکه های خبری در راهپیمایی اربعین سال 1435 قمری ، پاپ هیئتی را برای تهیه گزارش و بررسی چیستی عشق سیدالشهداء (علیه السلام) و حقیقت اربعین به کربلا اعزام کرده است .(1)
اربعین سال 1435 قمری در مسیر نجف تا کربلا ، موکبی به نام حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) از سوی مسیحیان بر پا شده بود که در آن مسیحیان از زائران مسیحی و غیر مسیحی سیدالشهداء (علیه السلام) پذیرایی می کردند .(2)
آنطوان بارا ، نویسندۀ مشهور مسیحی ، در پیاده روی اربعین 1435 قمری (1392شمسی) از نجف تا کربلا شرکت کرد .(3)
زائرانی از 71 کشور جهان در این مراسم حضور داشتند نظیر : شنگال ، سودال ، سوریه ، مراکش ، ملی ، سوئد ، عاج ، فلسطین ، میانمار ، گینه ، بیسائو ، کنیا ، جزایرقمر ، نیجر ، لبنان ، زامبیا ، کامرون ، فیلیپین ، نیجریه ، ماداگاسکار ، گرجستان ، کانادا ، کامبوج ، هند ، مالزی ، غنا ، کلمبیا ، کنگو ، روسیه ، دانمارک ، چین ، سالوادور ، ایران ، یمن ، ترکیه ، تونس ، الجزایر ، ایرلند ، بنگلاد ، بورکینافاسو ، تایلند ، افغانستان ، اوگاندا ، بحرین ، روسیه سفید ، تانزانیا ، آرژانتین ، انگلستان ، آلمان ، بروندی ، تاجیکستان ، ازبکستان ، اندونزی ، آذربایجان ، بنین ، پاکستان ، چاد ، کویت ، نروژ ، عذبستان ، آمریکا ، ترکیه ، قطر ، اتریش ، فنلاند ، استرالیا ، عمان ، مغرب ، موریتانی ، ترکمنستان و مصر .(4)
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری « حوزه » به نقل از پایگاه بحرینی اللؤلؤة با فرا رسیدن موسم زیارت اربعین شهادت سیدالشهداء (علیه السلام) شیعیان بحرین نیز با وجود تمام سرکوب ها و خفقان ها و محدودیت های اعمال شده از سوی رژیم آل خلیفه برای زیارت مرقد امام شهید خود سر از پا نمی شناسند .
در این راستا منابع بحرینی اعلام کردند دولت کویت امکان عبور سه هزار بحرینی را از گذرگاه مرزی عبدلی فراهم کرده است و البته این زائران پس از یک شب اقامت در مرز و با تاخیر فراوان توانسته اند از این مرز عبور کنند .
هدیل بوقریص از فعالان حقوق بشر کویتی از عدم برنامه ریزی در مرزهای کویت برای پذیرایی از تعداد فراوان زائران و مسافران بحرینی انتقاد کرد و در یک توئیت نوشت : گذرگاه های مرزی ما مانند هر سال در پذیرایی از مسافران و زائران اربعین ناتوان است و شکایت های به دست من رسیده که بسیاری از زائران و مسافران در مرز عبدلی باید زیر آفتاب روز و سرمای شب روی زمین بنشینند و منتظر اجازه عبور ازمرز باشند در حالی که این اتفاق هرسال رخ می دهد و متاسفانه اشتباه و ناتوانی دولت کویت نیز هرسال تکرار می شود .
این فعال حقوق بشر ادامه داد: با وجود این ناتوانی و نارسایی در مرزها ، امسال مسافرخانه هایی که در رزها به مسافران تمام خدمات را ارائه می-داد جمع آوری شده و مردم ناچارند ساعت های طولانی منتظر خروج باشند .(1)
1) . https:// hawzahnews.com / کد مطلب:466735.
« سید حمید الحسینی » نماینده موکبداران عراق دوشنبهشب در گفتوگو با شبکه دوم تلویزیون ایران با بیان اینکه مجموع راههایی که همه مردم در مراسم اربعین حسینی طی میکنند تا به کربلا برسند ، بیش از 1000 کیلومتر است ، افزود : بزرگترین راهپیمایی مردم غیرعراقی را ایرانیان از نجف به کربلا انجام میدهند .
الحسینی ، با تاکید بر اینکه دشمن در ایجاد تفرقه میان مسلمانان در مراسم اربعین حسینی ناکام بوده است ، تصریح کرد : بیش از 20 موکبدار عراقی اهل سنت برای ارائه خدمات به زائران اربعین حسینی حضور دارند .
20 صفر 1441 هجری قمری ( 27 میزان ) ، اربعین شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) امام سوم شیعیان جهان و یاران باوفای ایشان در صحرای کربلا است ؛ میلیونها زائر از سراسر جهان در این روز برای حضور در مراسم اربعین حسینی (علیه السلام) وارد شهر کربلا در جنوب عراق میشوند . براساس آمار رسمی منابع عراقی حدود 14 میلیون زائر در پیاده روی زیارت اربعین سال گذشته شرکت کردند که بیش از دو میلیون نفر آنان از ایران بودند .(1)
« انجمن اربعین اروپا » چند سالی است با برنامهریزی و تلاش جهادی اقدام به تسهیل و سازماندهی سفر زائران اروپایی میکند . این انجمن توسط عدهای از جوانان دغدغهمند ایرانی و افغانستانی دراروپا شکل گرفته و براساس گفته دستاندرکارانش ، در راستای تحکیم وحدت ملتهای جهان و تعجیل در امر ظهور منجی فعالیت میکند .
« علی رجبی » مدیر انجمن اربعین اروپا در گفتوگو با روزنامه قدس به ارائه توضیحاتی درباره این انجمن و فعالیتهای آن پرداخته است . نکته جالب آن است
1) . https://parstoday.ir/ 26سنبله 1398 - Asia/Kabul
که این فعال فرهنگی بینالملل برخلاف تصورمان نه روحانی مبلغ بود و نه یک شخصیت آکادمیک که از جایی حمایت شود بلکه وی یک راننده تریلی معتقد و فعال در هلند است که در راه اهلبیت (علیهم السلام) همت گماشته است .
داستان انجمن از کجا شروع شد و اصلاً هدفتان چه بود ؟
اول ماجرا میخواهم به این نکته اشاره کنم که وقتی برای نخستین بار با رفقا در ایام اربعین به کربلا رسیدم و با موج عظیم اربعین آشنا شدم ، حس کردم انگار وارد دنیایی متفاوت شدهام . زیارت شهید دشت نینوا در ایامالله اربعین را تاکنون تجربه نکرده بودم . اینکه اهل بیت (علیهم السلام) ما را به این مسیر دعوت کردند سبب شد در زمینۀ چگونه زیستن آگاه شویم . خدا در اربعین ما را زنده کرد و موجب شد دلمان در کربلا جا بماند . بنابراین تصمیم گرفتیم خودمان را با این محبت الهی در این برهه از زمان همراه کنیم . به نظرم خدا با برپایی این جریان عظیم به ما میگوید شما برای این مبعوث شدهاید که خود را به امام حسین (علیه السلام) برسانید . اربعین این حس را در ما تقویت کرد که بیتفاوت نباشیم ، همین سبب شد به جنبوجوش بیفتیم . سال بعد یعنی دومین سال حضور در کربلا در ایام اربعین تعدادمان تقریباً دو برابر شد . در این سفر سعی کردیم از طریق ارتباط با برخی افراد ، اطلاعاتمان را درباره این ماجرا افزایش دهیم . سپس اعضایی را مشخص و فعالیتمان را در حوزه اربعین حسینی بهطور رسمی و منظم آغاز کردیم . تقریباً 6 سال پیش بودکه بهطور رسمی این انجمن به ثبت رسید ، البته در ابتدا مخالف این کار بودیم چون نمیخواستیم اسم و رسمی از ما مطرح شود ، اما سرانجام با مشورت برخی صاحبنظران قانع شدیم تا کارها رسمیتر و راحتتر پیش برود .
ما در انجمن به دنبال وحدتآفرینی بین مسلمین و همه ادیان و گروههای مذهبی در اروپا هستیم . ترویج فرهنگ حسینی و بهرهمندی مردم اروپا از فضای نورانی اربعین حسینی ، قدم برداشتن در راستای ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مفید بودن در این برهه
زمانی برای امام (علیه السلام) از دیگر اهداف اصلی و اساسی این انجمن بهشمار میرود . در حقیقت با قدم برداشتن در راستای ظهور امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که فرهنگ و تفکر حسینی رشد میکند .
از مشکلاتی که در این مسیر با آن مواجه بودید بگویید.
برخی مسئولان در اروپا سنگاندازیهایی میکردند ، بهطوری که اگر متوجه میشدند اقدامی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با نظام جمهوری اسلامی مرتبط است ، مخالفتشان با فعالیتها بیشتر میشد . آنها سؤالاتی داشتند که ما برای پاسخ به آنها اساسنامهای را تنظیم کردیم و به آنان تحویل دادیم . آنان وقتی توضیحات ما را درباره فضای معنوی اربعین شنیدند کمی آرام شدند و همراهی کردند و به لطف خدا این کار بهتدریج جلو رفت . بعدها با چالش توهینهای برخی عناصر روبهرو شدیم که البته هربار در حاشیه نمایشگاههایی که دراروپا داشتیم بهویژه در ایام کرونا با آنها صحبت و از آنها دعوت میکردیم درباره حقیقت آگاهی یابند . البته بارها ایرانیهایی هم به ما توهین میکردند که در آخر با صحبت متقاعد میشدند و گاه هم با گریه و خاطراتشان از حضورشان در ماه محرم و روضههای ایران مواجه میشدیم . به واسطه تور نمایشگاهی اربعینی اروپا در ایام کرونا هم یک مرتبه بازداشت شدیم که البته با ارائه توضیحات به پلیس آن کشور آزاد شدیم .دفتر انجمن شما در کدام کشور اروپاست؟ هزینه سفر به زیارت را چه کسی تقبل میکند؟
دفتر اصلی ما در کشور هلند مستقر است اما انجمن اربعین در 35 کشور دنیا فعالیت دارد . پیش از کرونا از حدود 30 کشور برای راهپیمایی اربعین حضور داشتهاند . تاکنون از کشورهای غربی مختلف شامل آمریکا ، نیوزیلند ، استرالیا ، کانادا ، آلمان ، هلند ، بلژیک ، فرانسه ، اسکاندیناوی ، ایسلند و همچنین کشورهای آمریکایی و آفریقایی ثبتنام داشتهایم . هزینهها را خود افراد متقبل میشوند البته برای اینکه فشار مالی کمتری ایجاد شود و همه علاقهمندان بتوانند به کاروان اربعین بیایند
و امکان ثبتنام داشته باشند چون همه در یک سطح مالی نیستند در طول سال بچههای انجمن تمام شرکتهای هواپیمایی را رصد میکنند تا بتوانیم با کمترین هزینه، زائران را اعزام کنیم .
به جز انجمن شما دیگر چه تشکّلهایی در زمینه تبلیغ اربعین در اروپا فعال بودند؟
در ابتدای کارمان با یک گروه از دوستان عراقی آشنا شدیم که آنان دغدغه کمک ، ارائه تسهیلات و اعزام مردم کشور آلمان به کربلا را در ایام اربعین داشتند، اما سال بعد این برنامه را بهعلت سختیهای زیاد و برخی بیمهریها کنسل کردند . در آن دوران غیر از این مجموعه که ذکر شد ، دیگر نهاد یا گروهی برای تبلیغ و ترویج اربعین حسینی وجود نداشت . اجازه دهید در اینجا به نکتهای مهم از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره کنم . رهبر انقلاب در اهمیت توجه به مجموعههای خودجوش فرهنگی در سراسر کشور از دغدغههای فرهنگی سخن میگویند . این فعالیتها ، باید روز به روز توسعه یابند و دستگاههای دولتی به اینها کمک کنند و آغوش خود را بهروی بچههای حزب اللهی و انقلابی باز کنند . این در حالی است که با رایزنیهایی که هر ساله با برخی نهادها و مراکز فرهنگی و مذهبی صورت میگرفت ، عدهای از مسئولان داخل و خارج کشور وقتی متوجه چنین حرکتی در قلب اروپا آنهم بهسوی حرم امام حسین (علیه السلام) شدند ، بسیار استقبال کردند و وعدههایی نیز برای حمایتهای مادی و معنوی به این انجمن دادند ، اما وقتی زمان تحقق وعدههای آنان سر رسید ، حمایتی از آنان دیده نشد ، با این حال و با وجود کمتوجهیها و کملطفیهای برخی مسئولان ، ذرهای از انگیزه ما در این انجمن کاسته نخواهد شد و با توکل به خدا به کارمان ادامه خواهیم داد .
چگونه در اروپا شناخته شدید؟
یکی از شیوههای تبلیغی ما پخش مستندهای مختلف و تصاویر زیبا از حال و هوای راهپیمایی اربعین بود . ما با خودرو خودمان به مراکز اسلامی و مساجد مختلف
شهر میرفتیم و فراخوانها ، تصاویر و مستندهای تهیهشده از راهپیمایی اربعین را پخش میکردیم . با وجود برخی سختگیریها ، بیمهریها و هزینههای اندک اما بارها و بارها شاهد معجزاتی بودیم ، از نوع ویزا گرفتن بگیرید تا تهیه محل اسکان و بلیت هواپیما و ...، ما میخواستیم صفر تا صد کار اعزام زائران را خودمان انجام بدهیم تا آنان اصلاً دچار سختی و زحمت نشوند . باید به این نکته تأکید کنم که اگر برای اربعین درست کار شود خودش بهترین شیوه برای مقابله با دشمنان است . متأسفانه هنوز برای اربعین درست کار نکردهایم ، حالا هرقدر رسانههای غربی بیایند و در قبال اربعین سکوت کنند راه به جایی نخواهند برد .(1)
با توجه به فرارسیدن ایام زیارت اربعین حسینی 1443قمری و آغاز حرکت میلیون ها زائر دلسوخته با پای پیاده به سمت کربلای معلی ، شیعیان کشور کویت نیز پیادهروی خود را آغاز کردند .
به این منظور جمعی از مقلّدان مراجع با توجه به بسته بودن مرزهای زمینی، سفر خود را به صورت هوایی از کشور کویت آغاز کردند و پس از ورود به خاک عراق با پای پیاده عازم کربلای معلی شدند . این عاشقان حسینی از مرز صفوان به سمت شهر الزبیر و بصره و کربلای معلی در حرکت هستند . ( 20 شهریور 1400 ش)
شماری از زائران امام حسین (علیه السلام) حرکت خود را با پای پیاده از رأس البیشه در جنوب منطقه الفاو که دورترین نقطه در بصره جنوب عراق است ، به سمت کربلای
1) . خبرنگار: حسین محمدی اصل .روزنامه قدس / http://qudsdaily.com/ / شماره روزنامه شماره 14010624 / ضمیمه رواق / صفحه شماره 2/ 24 شهریور 1401/ 19 صفر 1444ق.
معلا آغاز کردند . این زائران با وجود گرمای شدید و رطوبت حرکت خود را با پای پیاده به سمت کربلای معلّی آغاز کرده اند تا در مراسم اربعین امام حسین (علیه السلام) شرکت کنند. 20 ماه صفر مصادف با چهلمین روز شهادت امام سوم شیعیان است .
زائران با شعار « من البَحْر إلى النَحْر » عازم کربلای معلّی و مرقد امام حسین (علیه السلام) شده اند که تقریبا 681 کیلومتر با آن فاصله دارند .
رأس البیشه منطقه ای غیرمسکونی است که درجنوب استان بصره واقع در فاصله حدودا 100 کیلومتری مرکز این استان واقع شده است و نقطه پایانی مرزهای خشک عراق به شمار می رود .برخی از زائران حسینی این منطقه را به عنوان نقطه آغاز راه پیمایی خود برای شرکت در مراسم اربعین حسینی انتخاب کرده اند .(1)
در بحبوحه بنبست مذاکرات بر سر تصمیم دولت پاکستان مبنی بر ممنوعیت سفر زمینی زائران به ایران به مناسبت اربعین ، وزارت امور دریایی پاکستان قصد دارد یک سرویس کشتیرانی برای تسهیل عزیمت زائران به ایران و عراق راهاندازی کند .
به گزارش ایراف ، به نقل از وبسایت اندیشکده اقبال، محمد جنید انور چودری ، وزیر امور دریایی پاکستان ضمن تأکید بر راهاندازی فوری اولین سرویس کشتیرانی پاکستان گفت: اصلاحات در فرآیند صدور مجوز و ارائه تسهیلات مالی به آژانسهای مسافرتی با هدف مقرون به صرفه کردن سفر دریایی، تسهیل زائران و ارتقای ارتباط دریایی در حال انجام شدن است .
وزیر فدرال پاکستان در دیدار با عالیه شاهد ، مدیر کل کشتیرانی و بنادر این کشور با اشاره به مزایای اقتصادی این خدمات تصریح کرد : سالانه حدود 700 هزار تا 1 میلیون زائر پاکستانی به ایران و عراق سفر میکنند ، اگر 20 درصد از آنها در 3 سال
1) . https://fa.alalam.ir.
اول از خدمات کشتیرانی استفاده کنند ، میتواند سالانه 140 تا 200 هزار مسافر را جابجا کند که یک فرصت بزرگ اقتصادی است .
وزیر پاکستانی افزود : فراتر از گردشگری و تجارت ، این سرویس میتواند به یک فرصت عالی برای سفرهای مذهبی تبدیل شود. ما میتوانیم یک گزینه سفر ایمن ، مقرون به صرفه و مؤثر را برای بازدیدکنندگان فراهم کنیم .
همچنین در این جلسه اعلام شد که رایزنیها با آژانسهای مسافربری و مقامات دریایی منطقهای در حال انجام است. مطالعات امکانسنجی و چارچوب نظارتی درحال نهایی شدن است و انتظار میرود در چند هفته آینده یک طرح آزمایشی راهاندازی شود . (1)
تعداد زائران اربعین قارهها در اربعین 1444 قمری 1-آسیا: 3,936,975 زائر
2-آفریقا: 5,733 زائر
3- اروپا: 54,254 زائر
4- آمریکای شمالی: 8,934 زائر
5- آمریکای جنوبی: 237 زائر
6- قاره استرالیا: 5958 نفر و برخی سازمانهای شرکتکننده در زیارت اربعین
مجموع زائران غیر عراقی :4,012,091 نفر .
به پیوست آمار تعداد شرکتکنندگان اربعین از کشورهای قاره آمریکا تقدیم می شود ؛
آمریکا 7042
مکزیک 2
کوبا 12
سنت کیتس 256
دومینیکن 601
جاماییکا 14
هندوراس 16
السالوادور 13
پاناما 11
کاستاریکا 13
کلمبیا 30
ونزوئلا 75
1) . https://iraf.ir. 11 اسد/مرداد 1404 .
اکوادور 13
پرو 17
برزیل 79
بولیوی 14
شیلی 12.
آرژانتین 13
پاراگوئه 12
اروگوئه 14
آمار فوق که از سوی عتبۀ مقدّسۀ عباسیّه در یک نمایشگاه منتشر شده بود نه به شکل قطعی ولی به شکل اجمالی می تواند برای تحلیل تعداد شیعیان معتقد به خصوص شیعیان مهاجر در کشورها آمریکای لاتین و زمینهای برای تحقیق قرار گیرد .
تعداد زیاد زایرین از « دومینیکن » و « سنت کیتس » و نیز عدد زایران از « ونزوئلا » به نسبت جمعیت این کشور می تواند جالب توجه باشد .(1)
رسانههای غربی و شماری از رسانههای عربی برای پوشش خبری مراسمهای مذهبی مانند « كُمبه ميلا » هندوها که هر 12 سال یک بار در هند با حضور 20 میلیون هندو برگزار می شود ، بر یکدیگر سبقت میگیرند اما نسبت به مراسم سالانه اربعین با حضور بیش از 22 میلیون زائر شیعه ، سنّی ، مسیحی ، ایزدی و ... سکوت میکنند .
میلیونها مسلمان برای شرکت در مراسم اربعین از صدها کیلومتر دورتر به سمت کربلا روانه میشوند تا صحنهای بینظیر را در دنیا به تصویر بکشند .
سخاوت و نوع دوستی مردم عراق ، تصاویر زیبایی فراتر از تصورات بشری خلق کرده است و زائران در این راهپیمایی میلیونی یک دینار در مقابل غذا ، نوشیدنی ، جای خواب و سایر خدمات دریافتی خرج نمیکند و هزاران موکب در هر دو سمت مسیر منتهی به کربلا به زوار خدماترسانی میکنند . قابل توجه است که شمار زیادی از این موکبها توسط اهل سنّت ، مسیحیان و سایر مذاهب و اقوام برپا شده است که ثابت میکند امام حسین (علیه السلام) متعلق به یک مذهب و قومیتنیست ، بلکه الگویی برای آزادگان جهان است که یکه و تنها در برابر ظلم و فساد ایستاد، از این رو سزاوار این است .
1) . مسْلِمْنا (کانال علمیتخصصی مسائل جهان اسلام) .
حضور آزادگان جهان در مراسم اربعین ، هر سال مورد بی توجهی رسانههای غربی و شماری از رسانههای عربی قرار میگیرد و این رسانهها یا چشمان خود را در مقابل این حضور حماسی میبندند یا در صورت پرداختن با تحریف بسیار آن را واقعه کوچک یا مسئلهای فرقهای نشان میدهند . این رفتارها را تنها با عنوان انحطاط رسانهای می توان توصیف کرد که بدترین نوع سانسور خبری است و رسانههای مذکور به اشتباه میپندارند چنین رویداد عظیمی را با چنین کارهای غیر حرفه ای و غیر اخلاقی ، از صفحه روزگار محو کنند یا بدست فراموشی میسپارند اما همانند تکفیریها و بقایای بعثیها سخت در اشتباه هستند چرا که تاریخ گواهی داد قیام کربلا را نمی توان از اذهان مردم جهان پاک کرد و بهترین شاهد این است که زمان سقوط صدام در سال 2003 تعداد زائران اربعین حدود 3 میلیون نفر بود و امسال تعداد زائران به بیش از 22 میلیون نفر افزایش یافته است .
یک ناظر بی طرف و حتی بدون دانش سیاسی ، نیک میداند که رسانههای وابسته غربی و عربی به بهانه آزادی عقیده و پوشش رسانهای بیطرف ، کوچکترین اقدام آشوبگران، برگزارکنندگان مهمانیهای همجنسگرایان ، انحرافات اخلاقی و حتی انسان های سگ نما را به تصویر کشیده و ساعتها راجع به آن برنامه پخش می کنند .
این رسانه ها همواره هر حادثه منفی را در بوق و کرنا می کنند ، حتی اگر این حادثه به خودی خود در عراق کوچک باشد ، آن را به یک موضوع مهم و جنجالی تبدیل می کنند و طبق برنامههای خود پیوسته تلاش می کنند که حاکمیت، ثبات و توسعه عراق و حتی جهان اسلام را هدف قرار دهد ؛ بنابراین پر واضح است که از روی عمد و کاملا آگاهانه مراسم اربعین را نادیده میگیرند تا به خیال خود به ملت عراق ، اسلامو تشیع ضربه بزنند چراکه چنین مذهب قدرتمندی نمی گذارد زورگویان در دنیا هر کار دلشان خواست ، انجام دهند .
این رسانهها ، اربعین را منبع قدرت فوقالعادهای میدانند که به مسلمانان و همه دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) و حتی همه آزادگان جهان توانمندی و نیروی معنوی بینظیری میدهد که از آن برای مقابله با مشکلات ، خنثی کردن نقشه های دشمنان ، مصونیت بخشیدن به خانواده ها از انحرافات و تشویق جوانان به پایبندی به دین ، ارزش ها و اخلاق متعالی اسلامی و انسانی ، کمک گیرند و همگان می دانند غرب مدتهاست علیه چنین ارزش هایی، اعلام جنگ شدید کرده است .(1)
زائران اربعین از دست کم 28 کشور دنیا ، خود را داوطلبانه و عاشقانه به سرزمین کرب و بلا میرسانند ، در حالی که در میان آنان حتی غیرمسلمانان نیز حضور دارند . برخی از زائران در این آیین معنوی، علاوه بر زیارت به موکبداری و ارائه خدمت به سایر زوّار نیز مشغول میشوند . چنانچه سال گذشته ، مقام عراقی اعلام کرده بود که از 12 هزار و 500 موکب در پیادهروی اربعین، 300 موکب توسط داوطلبان سایر کشورها برپا شده است .
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران ، زیارت اربعین یکی از بزرگترین مناسبتهای مذهبی در جهان است و مسلمانان بسیاری ، به ویژه شیعیان جهان را هر ساله گرد هم میآورد . این زیارت نمادی از وفاداری و بیعت با ارزشهای حضرت امام حسین (علیه السلام) که خود را در دفاع از اصول عدالت و کرامت انسانی فدا کرد، تلقی میشود . در این ایام ، هزاران موکب خدماتی در امتداد جادههای منتهی به کربلا برپا شده و به زائران غذا، آب ، سرپناه و مراقبتهای پزشکی رایگان ارائه میدهند که تجسم زندهای از اصول سخاوت است . این رویداد به مشارکت عراقیها محدود نمیشود ؛ زائران از سراسر جهان میآیند و با تکان دادن بنرها و شعارهایی به
1) . https://fa.alalam.ir/ پنجشنبه 16 شهريور 1402 ش.
زبانهای مختلف، پیادهروی اربعین را به یک رویداد انسانی و جهانی تبدیل و وحدت مؤمنان را پیرامون اصول امام حسین (علیه السلام) و آرمان جاودانه او ابراز میکنند .
موکبهای اربعین را مردم عراق در کنار برخی دیگر از ملیتها برای اسکان و غذا و خدماتی دیگر ، به همراه نیروها و تیمهای داوطلب برپا میکنند . شور و شوق روزافزون برای شرکت در کنگره اربعین در چارچوب « فرهنگ حسینی » شکل گرفته است و میلیونها زائر که در مسیرهای کربلا پیاده میروند ، توسط مردم و موقوفات مردمی از عراق، ایران و سایر کشورها برای ارائه غذا ، اسکان و خدمات بهداشتی ، خدمترسانی میشوند . مراسم اربعین فراتر از برکات معنوی ، منجر به پیوندهای مردمی بین مردم عراق و سایر ملتها شده است و این پیوند همهساله ، تحت تأثیر رویداد اربعین ، پتانسیل بزرگی برای همکاری سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر معنویت ، فرهنگ مشترک و تعاملات مردمی را ایجاد میکند .
ملتهای منطقه غرب آسیا با توجه به سابقه طولانی همزیستی ، ارزشهای مذهبی و فرهنگی مشترک زیادی دارند و مراسم اربعین میتواند همگرایی بین کشورهای منطقه را تقویت کند . راهپیمایی اربعین در بزرگداشت امام حسین (علیه السلام) یکی از بزرگترین و مهمترین فرصتهایی است که در سایه معنویت آن ، ملتهای منطقه تعاملات عمیقی را شکل داده و برپایی موکبهای مردمی روحیه نیکوکاری اسلامی را در مسیر جدیدی از همگرایی اسلامی قرار خواهد داد .
بنا بر گزارش مرکز « کربلاء للدراسات و البحوث »، در سالهای گذشته ، هرساله بیش از 100 هیئت عزاداری و خدماتی خارجی از بیش از 20 کشور جهان با موکبهایشان در مراسم اربعین شرکت کردهاند . این موکبها در کنار موکبهای عراقی کار خدمترسانی به زائران را در حوزه استحفاظی استان کربلا بر عهده داشتهاند . بیش از 21 میلیون زائر نیز برای زیارت اربعین وارد شهر کربلا شدهاند .
موکبهای غیرایرانی از کشورهایی مانند : کویت ، سوریه ، عمان ، عربستان ، لبنان ، بحرین ، آمریکا ، انگلیس ، پاکستان ، سوئد ، آلمان ، دانمارک ، افغانستان ، آذربایجان، ترکیه ، امارات ، تانزانیا و نروژ بودهاند . علاوه بر برپایی موکب ، گاهی عزداران نیز از این کشورها در قالب هیئتهای سینهزنی و زنجیرزنی در این مراسم حضور داشتهاند و حدود 500 داوطلب ، مسئولیت رسیدگی به این موکبها را بر عهده گرفته بودند .
برای مثال در سال گذشته، حاج جعفر از بحرین از طریق یک موکب حسینی در زیارت اربعین شرکت کرد و خدمات مختلفی را به زائران در کربلا ارائه داد . وی که چهار سال سابقه موکبداری برای مراسم اربعین را دارد ، به شبکه العالم گفته بود : حسین (علیه السلام) ما را متحّد میکند و ما هر سال برای بیعت با امام حسین (علیه السلام) میآییم و وفاداری و پیمان خود را به او تقدیم میکنیم . این موضوعی است که با اهداف والایی که امام حسین (علیه السلام) برای آن قیام کرد، تعریف میشود و دلها را متحد و اصول اسلامی را در روح همه القا میکند .در طول مراسمات اربعین ، گاهی اوقات ، شاهد حضور موکبهای غیرایرانی و عراقی و برخی از ادیان و مذاهب ، مانند اهل سنّت ، مندائیان و مسیحیان نیز بودهایم . آنان حضور داشتهاند و خادمان و موکبدارانی که در این جادههای منشعب از اکثر
استانهای عراق به سمت کربلا صف کشیدهاند ، بهترین و سخاوتمندانهترین نذورات را به زائران تقدیم کرده و میکنند .
مرکز « کربلاء للدراسات و البحوث » آماری از تعداد زائران خارجی پیادهروی اربعین منتشر کرده است که در قالب جدولهای زیر ارائه میشود ؛
موکبداری را میتوانیم به عنوان اقدامی داوطلبانه برای خدمترسانی تعبیر کنیم که بیانگر یک احساس عاطفی سالم به خاطر یک ایمان واقعی است . همه در کربلا برای ارائه بهترین خدمات به زائران در طول زیارت اربعین باهم رقابت میکنند . در میان آنها تیمهای داوطلب جوانان حضور دارند که تصویری درخشان از داوطلبی جوانان عراقی ، ایرانی و سایر ملیتها را در خدمت به زائران ارائه دادهاند . عقیل الطریحی ؛ استاندار اسبق کربلا در بیانیهای خبری که به طور اختصاصی توسط مرکز رسانه ملی اربعین منتشر شد ، اظهار داشته بود : زیارت میلیونی اربعین، شاهد خدمات داوطلبانه خادمان موکبهای حسینی و سازمانهای مختلف خیریه و غیر دولتی بوده است و شامل تیمهای داوطلب جوانی نیز میشود که با میل و رغبت خود میآیند و این نشاندهندۀ اشتیاق جوانان برای مشارکت در خدمت حسینی در طول زیارت اربعین است . تعداد داوطلبان این مراسم حتی به بیش از 10 هزار داوطلب از کربلا و استانهای مختلف هم برآورد شده است . در این میان ، حدود 500 داوطلب ایرانی تحت نظر دولت عراق در کنار بعضی دیگر از شیعیان جهان ، کارهای داوطلبانهای مانند نظافت ، ساماندهی ترافیک ، انجام بازرسیها و ارائه خدمات پزشکی با هماهنگی اداره بهداشت کربلا را انجام دادهاند .
داوطلبان خارجی موکبهای اربعینی ، با مهماننوازی سخاوتمندانه خود در دستههای جداگانه یا با برادران عراقی خود، خدمات ارزشمندی را به زائران عرضه میکنند . سال گذشته سخنگوی فرمانده کل نیروهای مسلح عراق اعلام کرده بود که تعداد زائران اربعین به بیش از 21 میلیون نفر رسیده است که بالاترین رقم از سال 2003 تاکنون بوده و 12 هزار و 500 موکب در بزرگداشت آئینهای زیارتی ، از جمله 300 موکب از کشورهای عربی و خارجی، حضور داشتهاند.
سال گذشته ، موکبهایی از کشورهای عربی مانند فلسطین ، جلوه معنوی بیشتری را به مراسم داده بودند و موکبهایی از کشورهای اسلامی و خارجی ، از جمله چین ، آلمان ، هلند ، سوئد ، نیجریه ، هند و پاکستان با استقبال گرمی از سوی زائران مواجه بودند . هماهنگی و همکاری داوطلبانه بین موکبها ، نیروهای امنیتی و سازمانهای خیریه و خدماتی، باعث ایجاد مسیرهای امنی برای تضمین امنیت زائران و جلوگیری از ازدحام بین موکبها و زائران شده بود .(1)
برخی زايران پیادهروی خود را از شهرهای ایران آغاز میکنند . « مشایة الاهواز » نام کاروانی است که از اهواز پیاده روی خود را آغاز میکنند و در طول مسیر مردم شهرها و روستاهای مختلف به آن میپیوندند . تعداد افراد این کاروان که حرکت خود را از پنجم صفر آغاز میکند ، گاه به بیش از چهل هزار نفر میرسد .برخی مردم از مناطق دیگر ایران مانند برخی شهرهای استان بوشهر در ایران نیز به سمت کربلا پیادهروی را انجام میدهند .(2)
روز اربعین حسینی در کنار یکی از هیئت های عزاداری در چند متری حرم امام حسین (علیه السلام) کودکی معلول عراقی به نام احمد که توان راه رفتن نداشت نشسته بود که ناگهان لب به سخن گشود و مولای خود سیدالشهداء (علیه السلام) را همراه با قطرات اشک و قلب کوچک خود این گونه مخاطب قرار داد : « لبیک یا حسین ، ای مولا و جدّ من ! یکی از خادمان تو هستم ، تو را قسم می دهم به حق مادرت زهرا ! به حق کسی که دو دستش را در کربلا بریدند ، اکنون کسی جز تو ندارم و از تو می خواهم مرا از این بیماری و رنج نجات دهی که اکنون به زیارت شما آمده ام ، پس مرا به حق بیمار کربلا شفاعت کن ».
هنوز لحظاتی نگذشته بود که احمد در حالی که ستون کنار خود را گرفته بود به روی پاهای خود ایستاد و این جمله را تکرار می کرد : « اللهم صل علی محمد و آل محمد ». احمد فلاح کاظم الموسوی اهل بغداد و سیزده ساله است که طبق گفتۀ خودش معلولیت جسمی او این روزها بدتر شده بود . وی می گوید : امسال نیز همچون سال های گذشته تصمیم گرفتم با زائران پیاده اربعین برای زیارت جدّم امام حسین (علیه السلام) همراه شوم و به همراه خانواده و عموها و دوستان راهی کربلا شدیم و بیش از هزار متر نرفته بودیم که به خاطر شدت بیماری و سختی راه ، خانواده تصمیم گرفتند مرا به خانه بازگردانند . اما روز دوم باز تصمیم گرفتم به زیارت بروم و زبان حال من این بود که ای جدّم ای حسین ! عادت کرده ام هر سال به زیارت تو بیایم و به زائرانت خدمت کنم اما حال من بدتر شده ، تو را به حق طفل شیرخوار شهیدت قسم می دهم که توفیق زیارت و خدمت به زائران را به من عنایت کنی و باردیگر از پدرم اجازه گرفتم و راهی کربلا شدم تا به هیئت عزاداری خودمان در خیابان السدره رسیدم .
احمد که اکنون اشک می ریزد ادامه می دهد : به کربلا که رسیدم بسیار خسته بودم و عصر روز اربعین در موکب نشسته بودم و به حرم مطهّر چشم دوختم و دیدم درهای ضریح مطهّر به طرف من گشوده است و گویی ضریح مطهّر به من نزدیک شده و جمعیت میلیونی زائران را نمی دیدم و در این حال بود که با جدم حسین (علیه السلام) سخن گفتم و با گریه از خدا خواستم مرا به حق حسینِ شهیدِ مظلوم شفا عنایت کند که دیگر از درمان و مداوا خسته شده ام .
پدر احمد هم که همسر خود را از دست داده و از بیماری فرزند خود بسیار رنج دیده ، می گوید : پزشکان از درمان فرزندم ناتوان بودند و حتی نام بیماری او را هم نمی دانستند و احمد در نهایت ، همراه زائران و خادمان کربلا شد و از من خواست دیگر او را به دکتر نبرم تا به طبیب خود حسین (علیه السلام) اکتفا کند و در اوج زیارت اربعین و شلوغی های اطراف حرم مطهّر متوجه شدم احمد با صدای بلند و همراه با گریه ، فریاد می زند « لبیک یا حسین » به او گفتم احمد چه شده ؟ و متوجّه شدم روی دو پای خود ایستاده و اشک تمام چشمان او را فراگرفته و مردم اطراف او صلوات می فرستند و اشک می ریزند و به او تبرّک می جویند .(1)
آقای حاج میرزا مهدی بروجردی نزیل قم که از علماء و بزرگان حوزه علمیّۀ و صاحب تألیفات عدیده است من جمله « اسلام و مستمندان » که در آن نوشته است ، در سن بیست سالگی در اثر ضعف چشم محتاج به عینک شدم و بالنتیجه لازم دانستم که برای علاج آن اقدام عاجلی به عمل آورم برای این منظور به اطباءمخصوص چشم مراجعه کردم ، ولی بعد از مداوای زیاد نتیجه مثبت به دست نیامد و برای خواندن خطوط و دیدن افراد نیازمند به عینک بودم ، تا اینکه سالی بعد از
1) . https://imamhussain.org/persian/. 06/12/2015.
مراجعت از مکّه از طرف کویت به کاظمین مشرّف شدم ، نزدیک اربعین که شب زیارتی قبر امام حسین (علیه السلام) است باید در چنین شبی درک فیض کرد ، مردم از اطراف به کربلا می رفتند تا فیوضات آن شب و عنایات و الطاف الهی در حرم امام حسین (علیه السلام) بهره مند باشند ، من هم به همین منظور عازم شدم که تا بتوانم بلکه شفای ضعف چشم خودم را در کنار آن مرقد مطهّر از خدای متعال بخواهم و با توسل به ذیل عنایت آقا سید الشهداء اباعبداللّه الحسین (علیه السلام) خدا حاجتم را برآورد . عصر روز نوزدهم صفر بود به عزم کربلا ، کاظمین را ترک گفتم . وسیلۀ ما باقطار راه آهن بود معلوم است که قطار برای پیاده و سوار کردن مسافرین ایستگاه های متعدد دارد ، از آنجائی که شب اربعین بود ، جمعیت زیادی که از دهات مجاور می آمدند در ایستگاه ها برای سوارشدن به قطار ایستاده بودند . به هر حال جمعیت زیادی داخل قطار را پُرکرده تا به حدی که در داخل کوپه های مسافربری جا نبود و ما در کوپه ای بودیم که محل بار چهارپایان بود و صندلی هم نداشت و مردم اکثراً سراپا ایستاده بودند . در راهرو و کوپه ها هیچ جای اضافی نبود ، در عین حال باز در هر ایستگاه بر جمعیت و تزاحم افزوده می شد خصوصاً در یکی از ایستگاه ها بعضی از اعراب بَدَوی و کثیف با پای برهنه و گل آلود سوار شدند و بعضی ها را در داخل کوپه ای که ما بودیم جا کردند . البته وضع لباس و اندام آنها نحوه ای بود که من واقعاً متنفر بودم و با خود می گفتم که اینها کی هستند و با پاهای گل آلود می خواهند به کجا بروند ؟! با این وضع ، چه زیارتی ؟ آیا اینها از زوّار محسوبند؟! در این فکر بودم که ناگاه به فکرم رسید که لباس و صورت و تجمّلات ظاهری نشانۀ آدمیت نیست .
تن آدمی شریف است بجان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیتاز کجا که اینها زائر واقعی امام حسین (علیه السلام) نباشند . چه بسا مردمی به زیارت می روند که صاحب تجمّلند ، ولی در اثر خُبث باطنی زائر نیستند ، پس اینها را سبک نشمار ، شاید تقرّبشان نزد حق زیادتر باشد ، و دمی از این اندیشه آرام گرفتم . بعد به
یاد این افتادم که من در سن بیست سالگی و گل جوانی به ضعف چشم گرفتار شدم . خدایا ! می شود بر من توجهی کنی و در اثر توکل به امام حسین (علیه السلام) سلامت چشم را به من باز دهی ؟! آیا توسل من امشب نتیجه دارد ؟ آیا امام حسین (علیه السلام) به من عنایتی می فرماید؟ آیا خدا امشب حاجتم را بر می آورد ؟ اجابت دعا که در تحت قبّه و بارگاه حضرت امام حسین (علیه السلام) از وعده های حق است ، ناگاه به خود گفتم : به زیارت می روم که عرض حاجت کنم ، وه چه مقام بزرگی ، وه چه حاجت کوچکی ، مقام رفیع و بلند اباعبداللّه (علیه السلام) جانباز ز کوی حق کجا شفای ضعف چشم ، چه انتظار و خواسته کوچکی برای نیل به این حاجت می توانم بخواست خدا از زوّار حضرتش استفاده کنم در این حال با قلبی دور از شائبه با صفای باطنی و معنوی ، با توجه به مقام زائرین آن حضرت ، چشمم برخورد به پای یکی از مسافرین کربلا که پایش گل آلود بود ، آهسته دست بردم و به مقدار عدسی از گل خشکیده پای او را برداشتم و در دست سرمه کردم و با دست چپ عینک از چشم برداشتم و با دست راست آن خاک را به چشم مالیدم ، مالیدن همان شد ، خوب شدن و رفع ضعف چشم هم همان . دیگر نیازی به عینک پیدا نکردم . اللهم ارزقنا زیارة قبره و شفاعة جده آمین رب العالمین .(1)
آیت الله شیخ رحمت الله صاحب الزمانی بروجردی (متوفی 1381 شمسی ) از چهره های مشهور زهد و تقوا بودند . ایشان می گوید : در اوایل طلبگی ، مطلب را یادنمی گرفتم و از جهت کندی ذهن ، خیلی رنج می بردم ، کتاب سیوطی می خواندم که توفیقی حاصل شد به عتبات عالیات رفتم . شب اربعین در کربلا در حرم امام حسین (علیه السلام) به آن حضرت متوسّل شدم و آن حضرت را و اسطه قرار دادم تا از خدا بخواهد ذهنم باز شود ، از آن موقع به بعد ، طوری شد که از استاد هم اشکال
1) . کرامات الحسینیه ، ج 2 ، ص 38 - 39.
می گرفتم . یکی از آثار ایشان « المسائل العددیه » است و در 78 سالگی در بروجرد دار فانی را وداع کرد و در بروجرد تشییع و در گلزار شهیدان به خاک سپرده شد .(1)
آقای متین پور در کتابش می نویسد :
در سال 1393 شمسی با چند نفر از دوستان ، سعادت نصیب شد که به دعوت خود آقا به کربلا مشرّف شوم و از نجف پیاده به طرف کربلا حرکت کردیم .
در بین راه مقابل عمود 1105 موکبی با داربست فلزی نصب کرده بودند . آقایی میزی را با صندلی کنار موکب گذاشته بود و هرکس پای برهنه بود از او خواهش
می کرد که افتخار دهید پای شما را بشویم . یکی از دوستان به نام احمد بدیعی که پابرهنه بود ایشان را گرفت و با خواهش و بوسیدن او را روی صندلی نشاند و پاهای او را روی میز قرار داد . تشتی زیر پاهایش قرار داد که آبها از روی پایش داخل آن بریزد و پاهای خاکی و گِلی را چند مرتبه بوسید و به چشم نهاد . همین که مشغول شستن شد ، چند نفر آمدند که تشت آب را ببرند و از هم سبقت می گرفتند . سؤال کردم آبها را برای چه می خواهید ؟ گفتند : به بدن بیمار می ریزیم تا شفا پیدا کند یا به آبی که به سمت زراعت می رود می ریزیم و محصول خیلی خوبی می دهد . این مهم است که پس از شستن پا ، چهار عدد تاول به پاهای احمد آقا زده بود . آن آقایی که پاها را تمیز کرد و روغن زد ، جوراب و دمپایی نو آورد و به او داد و گفت : زائر عزیز ! ممکن است از شما خواهش کنم که ( اجر و ثواب ) دو عدد از این تاول ها را به من بدهید ؟ برای پدرو مادرم که از دنیا رفته اند می خواهم . گفت : نه ، نمی دهم . گفت : آن را به یک میلیون تومان می خرم . او گفت : نمی دهم . کمی صبر کرد و نگاه به تاول ها کرد و گفت به دو میلیون تومان می خرم . گفت : نمی دهم . در همان لحظه موبایل او زنگ خورد و آنجا را ترک کرد و رفت . احمد آقا نظرش عوض شد تصمیم گرفت به قیمت
1) . گلچین احمدی ، ج8 ، ص 104 .
دو میلیون تومان بفروشد ، چند بار آن شخص را صدا کرد ، ولی او متوجه نشد . بقیۀ دوستان چون عمود 1120 وعده کرده بودیم دست او را گرفتند و رفتیم و خلاصه معامله انجام نگرفت .
یک ماه بعد ، از آنکه از سفر برگشتیم ، روزی ایشان را دیدم و گفتم که : عجب دو میلیون را نگرفتی ؟ گفت : خوب شد که نگرفتم . گفتم : چطور ؟ گفت : موقع برگشتن خوابِ پدرم را دیدم که چند سالی است از دنیا رفته است به من فرمود : احمد! بدنم را لرزاندی ؟ گفتم : چرا پدر ! گفت : آن وقتی که می خواستی تاول ها را بفروشی ، گفتم یا اباالفضل ! نکند که بفروشد . احمد! اگر ده برابر هم فروخته بودی ضرر کرده بودی . تو نمی دانی که مادرش حضرت زهرا (علیها السلام) این طرف این ها را به چه قیمتی می خرند . هر کس برای آقا اباعبدالله قدمی ، درهمی ، پرچمی ، چراغی ، آسیبی ، اشکی ، مجلسی و غیره ای متحمل شود از طرف آن عزیز ، اجر و مُزد بسیاری دارد . خداوند توفیق بیشتر به همۀ ما عطا فرماید .(1)
آقای متین پور در بیان خاطرات اربعین در کتابش می نویسد :
در سال 1395 شمسی در ایام اربعین و در مسیر پیاده روی سعادتی نصیب شد که با چند نفر از بستگان و رفقا به پابوسی آقا و مولایمان حضرت اباعبداللّه الحسین (علیه السلام) نائل شویم . اولین روز که به پایان رسید و شب شد به چند عزیزی که آمادۀ پذیرایی از زائرین بودند برخورد کردیم ، دوستان هر کدام با یکی ازآنها برخورد کرده و دعوت آنها را قبول می کردند . یکی از آنها پیش بنده آمد و گفت : اگر به منزل من بیایید معجزه ای را از این راه و آقا امام حسین (علیه السلام) به شما می گویم و نشان می دهم . من قبول کردم و به رفقا گفتم : همه بیایید منزل ایشان برویم . ما را در یک وانت سوار کرد و حدود سه کیلومتر از جاده دور شد و به محلّه ای رسید . خانۀ محقّری داشت ، وارد
1) . قدم ، قدم به سوی رحمة واسعه ، ص 12 – 14 .
اطاقی شدیم حدود 20 متر بود . ما هشت نفر بودیم . همین که پذیرایی شدیم به او گفتم معجزه ای که گفتی را تعریف کن .
همسرش را صدا زد ، خانم محجّبه و محترمی بود به او گفت : دست هایت را نشان بده او دست هایش را تا مچ از زیر چادر بیرون آورد ، همه مشاهده کردیم روی دست هایش حدود 30 عدد دانه های تاول که خوب شده ، ولی جایش مانده است وجود داشت . گفت : حدود 200 عدد از همین تاول ها روی پاها تا سر و گردن و صورت و بدن ایشان زد و از آنها چرک و خون بیرون می آمد .
روزی دو الی سه مرتبه لباس هایش را عوض می کرد و صبح ها رختخواب از چرک و خون آلوده بود . تمام دکترهای نجف و کربلا را رفتیم ، ولی نتیجه ای نگرفتیم . همه متحیّر بودیم . هر چه آمپول و دارو در این رابطه بود تجویز شد ، ولی اثری نداشت . زمینی در مقابل منزلم بود ، آن را فروختم و ایشان را بردم بغداد . چند روزی در بیمارستان بستری شد ، ولی متأسفانه باز هم نتیجه ای نداشت ؛ لذا با همان حال ایشان را به خانه آوردیم و حدود سه ماه در همین وضعیت بود و در این مدت حدود 30 کیلو وزن کم کرد . همه پریشان و ناراحت بودیم . شبی یکی از اقوام که ساکن 50 کیلومتری اینجاست و مرد بسیار متدیّن و مذهبی است به دیدار همسرم آمد و وضع را که دید گفت : شما همه کاری کرده اید این کار را هم انجام دهید و گفت : دو عدد سُرنگ بیاورید و چند نفر بروید سر راه جاده ای که زائرین امام حسین (علیه السلام) پیاده به طرف حرم آقا اباعبداللّه (علیه السلام) می روند ، و هر کدامبا پای برهنه هستند از آنها درخواست کنید اگر به پای آنها تاولی زده ، با این سرنگ ها آبِ آن تاول ها را بکشید تا این سُرنگ ها پُر شود و بیایید .
چنین کردند و سُرنگ های پُر شده از آب تاول های پای زائران امام حسین (علیه السلام) را آوردند . ایشان گرفت و بوسید و به اطرافیان که حدود 20 نفر زن و مرد بودیم گفتند :
وضو بگیرید و زیارت عاشورا خواند و به سُرنگ ها دمیدند . او سُرنگ ها را به تمام تاول های دست و پا و بدن همسرم زد و چرک های پای زائران را داخل زخم های او کرد .
تا به این کلمات رسیدند هر دو زن و شوهر زدند زیر گریه و گفتند : به جان امام حسین (علیه السلام) از فردا چرک و خون تاول هایی که با هیچ دارویی قطع نمی شد ، قطع شد و در طول 48 ساعت هیچ اثری از زخم و تاول و چرک و خون نبود و همینطور که ملاحظه کردید فقط جای آنها بر بدن مانده است . و من روزها با این وانت کار می کنم و مازاد خرجم را هر شب در جعبه ای می گذارم تا این ایام از 15 روز به اربعین تا 5 روز بعد از اربعین هر شب حدود 10 نفر از زائرین را جهت پذیرایی به منزل می آورم جهت تشکر از آقا ابا عبداللّه الحسین (علیه السلام) .(1)
شخصی بزرگوار و متدیّن و ولایتی به نام حاج آقا یدالله بدیعی پدر شهید والا مقام علی اکبر بدیعی ساکن اصفهان خیابان احمد آباد خیابان گلزار کوی 43 پلاک 21 هستند . این عزیز جزء افراد هیئت دعای توسل صبح های دوشنبه می باشد . با توجه به اینکه سن حدود 80 سال و وزن حدود 100 کیلو دارند و به امراضی مانند واریس و مشکلات دیگری در راه رفتن ، ناتوان هستند .
اربعین سال 1398 شمسی چون عاشق این مسیر و پیاده روی در روز اربعین بودند با اینکه دکترشان ایشان را منع کرده و گفته بود ممکن است دچار مشکلات دیگری هم بشوید ، تصمیم گرفتند شرکت کنند . ایشان گفته بود از ابتدای پیاده روی سوار بر ماشین می شوم و با این جمله اطرافیان و دکتر را قانع می کند و از منزل با چند نفر عازم سفر می شوند . در ابتدای سفر می گویند چند قدم پیاده می روم بعداً سوار ماشین خواهم شد ، یکی دو عمود را می روند و با دستمالی که در دست داشتند عرق های صورت خود را پاک کرده و به پاها می مالد و عرضه می دارد : آقا ! این پاها در شهرمان
1) . همان ، 22- 24 .
در مجالس شما می رفته ، حالا به عشق شما می خواهم با پای پیاده به حرم شما برسم ، شما را به آن آبله های پای نازدانه حضرت رقیه (علیها السلام) از خداوند بخواهید پاهایم را شفا بدهد و قدرت و توان راه رفتن پیدا کنم که بتوانم خدمت شما برسم . خودِ ایشان می فرماید همراهان هم تأیید کردند که حاج آقا قدرتی پیدا کرده بود که پا به پای ما می آمد و دقیقه بر دقیقه پاهایش رو به بهبودی می رفت که در برگشتن هیچ آثاری از ورم ها و واریس ها نبود . افرادی که به دیدن ایشان می رفتند و پاهای ایشان را می دیدند به عظمت این امام بزرگوار و اثرات این سفر پی می بردند .(1)
روز شنبه 4/8/92 برابر 20 ذی حجه الحرام 1434 ق. حضرت حجه الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ عبّاس شیخ الرئیس فرمود :
من چهار هزار بیت برای امام حسین (علیه السلام) چکامه سرودم و 200 بیت مخصوص حضرت زینب (علیها السلام) سرودم .
موقع سرودن آن اشعار بسیار گریه می کردم و آن اشعار را می سرودم.
شبی در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت زینب (علیها السلام) رسیدم ، حضرت فرمودند : من ثواب زیارت اربعین خودم را به تو اهداء کردم .آقای شیخ الرّئیس فرمود : من آن را تأییدی بر وصول کاروان اسرا به کربلای معلا در روز اربعین، طبعاً اربعین اوّل ، به شمار آوردم .(2)
مراسمی است که هر ساله همزمان با راهپیمایی اربعین در ایران و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برگزار میشود . در این راهپیمایی ، افرادی که نتوانستهاند در پیاده روی اربعین در کشور عراق شرکت کنند در مسیرهای مشخصی و معمولاً با مقصد قرار دادن یک مکان مذهبی ( همچون بقعه یکی از امامزادگان ) در شهرهای خود اقدام به پیاده روی میکنند . در این مراسم همچون پیاده روی اربعین موکبهایی برای خدمترسانی به عزاداران برپا میشود .
اولین پیادهروی جاماندگان اربعین در سال 93 در تهران به مقصد حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) ، در مشهد به مقصد حرم امام رضا (علیه السلام) و در شیراز به مقصد شاهچراغ (علیه السلام) برگزار شد . مسیر اصلی پیادهروی جاماندگان اربعین در شهر تهران حدفاصل میدان امام حسین (علیه السلام) تا حرم عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) در شهر ری است .
در سال 1395 علاوه بر مسیرهای سال قبل ، گروههای دیگری از راهپیمایان ، از دو مبدأ دیگر در خیابان قزوین و میدان جمهوری به سمت شهر ری راهپیمایی کردهاند . تعداد راهپیمایان در سال مذکور 1 میلیون نفر بوده است .
اقدامات
از جمله اقداماتی که در این مراسم انجام میگردد ، شامل : برگزاری مراسم عزاداری ، مداحی ، مهیاسازی فضای مشابه به راهپیمایی اربعین در عراق با نصب ستونهای مشابه عمودهای مسیر مزبور ، خدمترسانی در موکبها عمدتاً توسط
مردم و همچنین مساجد و تشکلها ؛ برپایی سازهها ، پرچمها و فضاآرایی موکبها و انجام دیگر اقدامات مرتبط است .
خدمات
توزیع مواد غذایی و پذیرایی ، ارائه محصولات و خدمات فرهنگی- هنری ، خدمات مذهبی و مشاورهای ، برگزاری مراسم آیینی ، ارائه خدمات ویژه کودکان و نوجوانان ، خدمات درمانی ، نظافت مسیرهای راهپیمایی ، اکرانهای دینی- فرهنگی ، استقرار رادیو اربعین به عنوان یک اثر حجمی- صوتی در کنار نصب تیغههای علم کالیگرافی ، پردیسهای فرهنگی ، اهتزار پرچمهای مذهبی- فرهنگی، جلوه هنرهای شهری و غیره از دیگر خدماترسانیهای ارائه شده در این پیادهروی مییاشد .
مراسم پنجمین پیاده روی جاماندگان از کربلا حسینی تهران ؛ به تاسی از پیاده روی میلیون ها عاشق اباعبدالله حسین (علیه السلام) درعراق ازمسیرهای سه گانه پایتخت به سمت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) در شهرری را آغاز کردند .
به گزارش ایرنا ، جاماندگان اربعین حسینی از مسیر اصلی ، میدان امام حسین (علیه السلام) پیاده روی 17 کیلومتری را تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) برای کسب ثواب این حدیث امام هادی (علیه السلام) در خصوص منزلت حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) که می فرمایند : « اگر قبر عبدالعظیم (علیه السلام) را که در نزد شماست زیارت می کردی ، مانند کسی بودی که امام حسین (علیه السلام) را در کربلا زیارت کرده است ». از ساعت 7 صبح امروز ( پنجشنبه ) آغاز کردند .
راهپیمایان از مسیرهای سه گانه که شامل میدان امام حسین (علیه السلام) ، خیابان 17 شهریور ، میدان شوش ، خیابان فداییان اسلام ، حرم مطهّر حضرتعبدالعظیم حسنی (علیه السلام) ( مسیرشماره یک ) . حرم مطهّر امام زاده حسن (علیه السلام) خیابان امین الملک ، خیابان قزوین ، میدان حق شناس ، میدان بهمن ، خیابان شهید رجایی ، حرم مطهّر
حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) ( مسیرشماره دو) و مسجد جامع جمهوری ، بزرگراه نوّاب ، میدان حق شناس ، میدان بهمن ، خیابان شهید رجایی ، حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) ( مسیر شماره سه ) خود را به شهرری و حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) می رسانند .
برای جاماندگان راهپیمایی حسینیِ تهران ، 17موکب در طول مسیر از میدان امام حسین (علیه السلام) ، میدان شهداء ، مسجد آشتیانیها ، دروازه دولاب ، پل آهنگ ، میدان خراسان ، تیر دوقلو ، لب خط ، میدان شوش ، سازمان مدیریت پسماند ، بوستان کودک، رو به روی بانک ملی شعبه جنوب تهران ، پمپ بنزین فداییان اسلام ، رو به روی استخر قمر بنیهاشم (علیه السلام) ، تقاطع فداییان اسلام و بزرگراه شهید کریمی ، تقاطع فداییان اسلام و دیلمان و سهراه ورامین برای پذیرایی از عزاداران در نظر گرفته شده است .
40 تیم درمانی اورژانس تهران در مراسم پیاده روی جاماندگان از اربعین، 100 تکنسین اورژانس به همراه 23 دستگاه آمبولانس ، 16 دستگاه موتورلانس و یک دستگاه اتوبوس آمبولانس در مسیرهای مختلف مراسم پیاده روی اربعین حسینی در تهران مستقر می باشند . استقرار تیم های اورژانس تهران از ساعت 6 صبح تا پایان مراسم ادامه خواهد داشت و استقرار تیم ها در مسیرهای سه گانه و مسیرهای منتهی به حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) می باشد .
در مراسم پیاده روی اربعین حسینی در تهران 150 آتش نشان در 35 مسیر مختلف منتهی به حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) مستقر هستند .
150 آتش نشان به همراه 27 دستگاه موتورسیکلت و 38 دستگاه خودرو سبک و سنگین آتش نشانی در 35 مسیر راهپیمایی مستقر می باشند . تردد هر گونه وسیله نقلیه اعم از خودرو و موتورسیکلت در طول مسیر راهپیمایی ممنوع است و در تمام خیابانهای ورودی به مسیرهای راهپیمایی محدودیت تردد اعمال میشود .
همچنین تمامی خیابان های شرقی – غربی و بالعکس عمود بر مسیر راهپیمایی بهجز محورهای شهید محلاتی ، آزادگان ، بعثت و زیرگذر میدان امام حسین (علیه السلام) مسدود و از ورود وسایل نقلیه به مسیر راهپیمایی جلوگیری میشود .
شرکت های اتوبوسرانی ، تاکسیران و مترو برای جا به جایی عزاداران به ویژه زمان بازگشت از حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) ، آماده خدمت رسانی است .
درپایان این مراسم اتوبوس های شرکت واحد از مسیرهای زیر آماده ارائه خدمات رسانی به شرکت کنندگان در راهپیمایی اربعین حسینی تهران می باشند .
ضلع شمالی میدان شهرری مقابل بیمارستان فیروز آبادی به مقاصد دولت آباد ، شوش، خراسان، خاوران و تهرانپارس .
ضلع شرقی میدان بسیج (سه راه ورامین) ابتدای جاده ورامین به میدان شهرری .
پارکینگ مقابل میدان فرمانداری شهر ری به مقاصد 13 آبان، نازی آباد ، راه آهن ، صالح آباد، خانی آباد و آزادی .
ضلع جنوبی حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) خیابان هلال احمر به مقاصد بهشتی، باقرشهر و کهریزک .
همچنین شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه پس از پایان مراسم راهپیمایی ، تمهیداتی را برای سرویس رسانی به زائرین از میدان شهرری به مترو در نظر گرفته است :- مترو شهرری به مقاصد قمصر ، باقرشهر ، زمان آباد ، تورقوزآباد ، مفتح، عباس آباد ، جاده نظامی ، خزانه ، راه آهن، صفائیه دولت آباد و خراسان .
براساس اعلام شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، شرکت کنندگان به مبادی اولیه نیز بازگشت داده خواهند شد .
طرح راهپیمایی اربعین حسینی در شهر تهران به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و با مشارکت سپاه تهران بزرگ ، نیروی انتظامی تهران بزرگ ، سازمان
تبلیغات اسلامی ، سازمان آموزش و پرورش شهر تهران، هیئت رزمندگان اسلام ، تولیّت آستان حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) ، اورژانس تهران ، سازمان امور مساجد ، شبکه پنج سیما و شهرداری تهران برگزارشده است .
سال گذشته بیش از یک میلیون نفر در این مراسم شرکت کردند و امسال هم در روز اربعین ساعت 6 صبح در میدان امام حسین (علیه السلام) گرد هم آمدند و به سمت حرم حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) حرکت کردند .
آستان مقّدس حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) و در کنار آن بارگاه شریف حضرت حمزه (علیه السلام) و حضرت طاهر (علیه السلام) در شهرری از قرن سوّم تاکنون، به عنوان یکی از مشهورترین اماکن زیارتی و سیاحتی ایران مورد توجّه و عنایت دوست داران اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بوده است .
حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) است و در مدّت 79 سال عمر با برکت خود با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی کاظم ، امام رضا ، امام محمّدتقی و امام علیّ النّقی (علیهم السلام) مقارن بوده و احادیث فراوانی از آنان روایت کرده است .(1)حضور 14میلیون نفری در آئین جاماندگان اربعین 1402 شمسی
بنابه گفته رئیس سازمان تبلیغات اسلامی ، مراسم جاماندگان اربعین در سال 1402ش در بیش از 600 شهر و 6300 روستای ایران در طول بیش از 5 هزار کیلومتر و با حضور بیش از 8500 موکب ، حسرت و حرارت قلوب حدود 14 میلیون دلداده حسینی را نشان داد که امتداد مشایه را تا ایران اسلامی کشاندند .(2)
به گزارش خبرگزاری ایمنا ، همزمان با اربعین حسینی اجتماع عظیم جا ماندگان اربعین حسینی فردا صبح یکشنبه چهارم شهریور در تهران و شهرهای مختلف کشور برگزار میشود که در ادامه به معرفی برنامه کلانشهرها میپردازیم :
این مراسم در تهران از ساعت 5:30 صبح روز اربعین با قرائت زیارت اربعین در میدان امام حسین (علیه السلام) آغاز میشود و از ساعت 6 صبح، راهپیمایی به سمت حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) ، قبله تهران ، آغاز خواهد شد .
در اصفهان نیز این مراسم به صورت خانوادگی و با پای پیاده از درب مناز ل، مساجد ، حسینیهها و … به سمت گلستان شهدا حرکت خواهند کرد و دو مسیر منتهی به گلستان شهدا از مبدا چهارراه نورباران و میدان آزادی محل برپایی مواکب جهت پذیرایی از زائران است .
زمان پیادهروی مردمی از دو مسیر به سمت گلستان شهدا از طلوع آفتاب تا اذان ظهر در نظر گرفته شدهاست ؛ همچنین در روز اربعین در گلستان شهدا از طلوع آفتابتا اذان ظهر، هر یک ساعت ویژه برنامه سخنرانی به همراه قرائت زیارت اربعین و مداحی در نظر گرفته شده است.
و همچنین از حرم خواهر خورشید ، حضرت زینب بنت موسی بن جعفر (علیهما السلام) ، خواهر امام رضا (علیه السلام) به سمت امامزاده شاه کرم (علیه السلام) جنب فرودگاه بین المللی برقرار می باشد .
طبق آیین هر سال امامزاده شاه کرم اصفهان صبح پنجشنبه 23 مرداد همزمان با روز اربعین میزبان پیاده روی جاماندگان اربعین شد .
به گزارش پایگاه خبری فتوح نیوز ، به نقل از روابط عمومی امامزاده شاه کرم (علیه السلام) ، طبق آیین هر سال امامزاده شاه کرم (علیه السلام) اصفهان صبح پنجشنبه 23 مرداد همزمان با روز اربعین میزبان پیادهروی جاماندگان اربعین شد .
آیین مذهبی بیعت با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بعد از اذان صبح و همانند سالهای قبل از نقاط گوناگون شهر اصفهان و بهویژه محله زینبیه و میدان لاله در مسیر بزرگراه فرودگاه به سمت امامزاده شاهکرم (علیه السلام) آغاز شد و مردم ولایتمدار اصفهان در این مسیر گام برداشتند .
در طول مسیر پیاده روی ، مواکب مردمی متعددی در حال خدمترسانی به عزاداران حضرت اباعبداللهالحسین (علیه السلام) و زائران آستان مقدس حضرت جعفر بن الرضا (علیهما السلام) بودند این آیین همانند سالهای گذشته از صبح تا عصر روز اربعین ادامه دارد .
عاشقان حسینی مسیر آستان مقدس حضرت زینب (علیها السلام)
زینبیه اصفهان تا آستان مقدّس امامزاده جعفر بن الرضا ( شاهکرم (علیه السلام) ) راپیاده طی میکنند و در طول این رویداد از پذیرایی در موکب ها، برگزاری سخنرانی، مداحی ، اجرای تعزیه و برنامههای فرهنگی برای کودکان در این مجموعه بهره مند می شوند .
استقرار ایستگاههای پذیرایی از زائران در مسیر پیاده روی و محل امامزاده ، پیش بینی تمهیدات ترافیکی ، پارکینگ و خدماترسانی به زائران در محل آستان مقدّس امامزاده شاه کرم (علیه السلام) در مجاورت فرودگاه اصفهان از اقداماتی است که به همت مسئولان این مجموعه پیش بینی شده است .
این مراسم بیش از دو دهه قدمت دارد و سالانه بالغ بر 10 هزار نفر در این مراسم شرکت میکنند و از برنامه های آن بهره مند می شوند .
امسال پخش آنلاین آیین تعزیه خوانی به جذابیت برنامه ها می افزاید تا علاقهمندان بتوانند اجرای تعزیه را در خارج از مجموعه به تماشا بنشینند .
امامزاده شاه کرم (علیه السلام) در جاده فرودگاه و در حدود 15 کیلومتری اصفهان ، در کنار فرودگاه شهید بهشتی قرار دارد . این مکان دارای چهار ورودی و سه طبقه است و 120 واحد زائرسرا ، چهار نمازخانه و سالن اجتماعات دارد .(1)
پیاده روی جاماندگان اربعین در خمینی شهر
به گزارش ایمنا و به نقل از روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان ، حسن توکلی با اشاره به برنامههای اوقاف و امور خیریه برای روز اربعین ، اظهار کرد : در این زمینه باید توجه داشت که برگزاری همایش جاماندگان اربعین اصلیترین برنامه شهرستان برای این مناسبت است .
از این رو تجمع شرکتکنندگان در این راهپیمایی از ساعت 10 صبح روز اربعین آغاز میشود و از سه نقطه به سمت امامزاده سیدمحمد (علیه السلام) حرکت میکنند .رئیس اداره اوقاف و امور خیریه خمینیشهر با بیان اینکه موکبهایی نیز در مسیر راهپیمایی در امامزادگان نجمالدین (علیه السلام) و سیدابوالحسن (علیه السلام) دستگرد راهاندازی شده است ، افزود : در امامزاده سیدمحمد نیز 100 موکب پذیرایی پیشبینی شده که قرار است بیش از 20 هزار پرس غذا توزیع کنند .
وی تصریح کرد : همۀ موکبهای روز اربعین در خمینیشهر به صورت خودجوش و مردمی راهاندازی میشود .
پیشبینی ما این است که با توجه به مشارکت 100 هزار نفر در همایش جاماندگان اربعین در امامزاده سیدمحمّد (علیه السلام) در سال گذشته امسال بیش از 130 هزار نفر در این مراسم حضور یابند .(2)
قابل ذکر است که هر ساله این همایش عظیم در خمینی شهر برگزار می شود .
پیاده روی جاماندگان اربعین در مشهد
در مشهد مقدس هم مراسم پیادهروی جاماندگان اربعین ، روز یکشنبه ، چهارم شهریور ، مصادف با اربعین حسینی از ساعت 8 الی 20 از میدان پانزده خرداد تا حرم مطهّر رضوی برگزار میشود ؛ مواکب حاضر در این مسیر در چهار دسته پذیرایی و اطعام ، خدمات هنری و آئینی ، مشاوره مذهبی و خدمات فرهنگی و برنامههای فرهنگی کودکان و نوجوانان ارائه خدمت خواهند کرد .
پیاده روی جاماندگان اربعین در شیراز
این مراسم در شیراز نیز از میدان امام حسین (علیه السلام) به سمت میدان شهدا ، چهارراه پیروزی ، خیابان 9 دی به طرف حرم مطهّر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (علیه السلام) برگزار میشود ؛ تجمع نهایی این راهپیمایی حسینی در حرم مطهّر حضرت شاهچراغ (علیه السلام) خواهد و در این مسیر تا حرم مطهّر مواکب اربعین حسینی جهت پذیرایی ، غرفههای فرهنگی ، کودک و نوجوان و حمایت از مردم مظلوم غزه از جمله برنامه پیش بینی شده این مراسم است .
پیاده روی جاماندگان اربعین در قم
پیادهروی دلدادگان اربعین در شهر قم نیز در روز اربعین از ساعت 15:30 تا 20 از ابتدای بلوار پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)
تا مسجد جمکران برگزار میشود و ویژه برنامهای از ساعت 17 در مسجد مقدس جمکران برنامهریزی شده است.
پیاده روی جاماندگان اربعین در تبریز
پیاده روی اربعین در کلانشهر تبریز از ساعت 14 و همچنین سایر شهرستانهای آذربایجان شرقی برگزار میشود ؛ مسیر پیاده روی اربعین حسینی در تبریز را از مقابل مصلای امام خمینی تا گلزار شهدای وادی رحمت این شهر اعلام کرد .
پیاده روی جاماندگان اربعین در یزد
اجتماع بزرگ عزاداران حسینی یزد هم ساعت 6 صبح یکشنبه از جوار مزار شهید گمنام تپه نورالشهدای پارک کوهستان به سمت تفت (جاده سلامت ) انجام میشود ؛ مراسم پیادهروی عزاداران با عنوان « همنوایان اربعین » نیز ساعت 8 صبح روز یکشنبه چهارم شهریور همزمان با اربعین حسینی از میدان امام حسین (علیه السلام) تا حسینیه بزرگ نجفآباد برگزار میشود .
پیاده روی جاماندگان اربعین در کرج
پیاده روی جاماندگان اربعین شهر کرج نیز روز اربعین ساعت 8 صبح در بلوار امامزاده حسن (علیه السلام) همراه با برنامههای مختلف آغاز خواهد شد و 150 موکب از عزاداران حسینی البرز پذیرایی خواهند کرد ؛ برای این مراسم مسیر دومی نیز همانند سال گذشته پیش بینی شده که از میدان حصارک تا امامزاده محمد (علیه السلام) خواهد بود .
پیاده روی جاماندگان اربعین در کرمانشاه
پیاده روی جاماندگان اربعین در کرمانشاه تحت عنوان « به تو از دور سلام » برگزار میشود ؛ این مراسم ساعت 9 صبح روز اربعین ( چهارم شهریور ) از میدان آزادی کرمانشاه آغاز و به سمت مزار شهدا ادامه پیدا خواهد کرد .(1)
پیاده روی جاماندگان اربعین در کهگیلویه و بویر احمد
در استان کهگیلویه و بویر احمد ، یاسوج پیاده روی جاماندگان اربعین در سال 1403 از میدان جهاد تا امامزاده قاسم (علیه السلام) برگزار میشود . در دیگر شهرهای استان از جمله لند ه، باشت ، گچساران ، مارگون ، شهرستان دنا ، پاتاوه مردم پیاده روی اربعین را انجام میدهند .
1) . خبرگزاری ایمنا ، 1403ش / کد خبر 783820.
پیاده روی جاماندگان اربعین در اردبیل
در شهر اردبیل مراسم پیاده روی جاماندگان اربعین از از محل امامزاده صالح (علیه السلام) تا امامزاده سیدصدرالدین (علیه السلام) برگزار میشود . بر اساس آمار موجود این پیادهروی در دیگر شهرهای استان از جمله پارسآباد ، اصلاندوز ، بیله سوار در مسیرهای مشخصی برگزار میشود.
پیاده روی جاماندگان اربعین در کیش
در جزیره کیش مردم در روز اربعین در حد فاصل پردیس بینالمللی کیش دانشگاه تهران تا مصلی کیش را برای پیادهروی جاماندگان اربعین انتخاب کردند.
پیاده روی جاماندگان اربعین در خراسان جنوبی
در استان خراسان جنوبی ، شهر بیرجند مردم در روز اربعین مسیر میدان آزادی تا گلزار شهدای باقریه را پیاده روی میکنند .
پیاده روی جاماندگان اربعین در کرمان
در استان کرمان ، شهر کرمان مسیر دانشگاه آزاد شهر کرمان تا امامزاده حسین (علیه السلام) برای پیاده روی روز اربعین انتخاب شده است .
پیاده روی جاماندگان اربعین در چهارمحال و بختیاری
در استان چهارمحال و بختیاری ، پیاده روی جاماندگان اربعین در روز اربعین در 51 مسیر مختلف در شهرها و روستاهای این استان برگزار میشود . 230 موکب پذیرایی و فرهنگی نیز فعال هستند .
پیاده روی جاماندگان اربعین در زنجان
در استان زنجان ، شهر زنجان مسیر 9 کیلومتری از کنار سد گاوازنگ به سمت مزار شهدا برای پیادهروی اربعین در روز اربعین انتخاب شده است.
پیاده روی جاماندگان اربعین در کاشمر
در کاشمر ، استان خراسان رضوی مسیر پیادهروی از امامزاده سید حمزه (علیه السلام) شروع و تا امامزاده سید مرتضی (علیه السلام) ادامه پیدا میکند به طوری که برخی از رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی ایران در سال 1403 مدعی همایش 60 هزار نفری شدند. این در حالی است که جمعیت این شهر در سال 1395 معادل 102٬282 بوده است.
این مراسم در شهرهایی چون میناب ، اسفراین ، کوهدشت و نیشابور نیز برگزار شده است .(1)
اربعین جاماندگان و همصدایی 16 میلیون ایرانی با راهیان کربلا ( اربعین 1404 شمسی )
حدود 16 میلیون نفر در 850 شهر و 2200 روستا در آیین جاماندگان اربعین 1404 شرکت کردند؛ آماری که نسبت به سال گذشته ( با حضور 14 میلیون نفر) افزایش داشته و این مراسم را به پرجمعیتترین آیین جاماندگان سالهای اخیر تبدیل کرد .(2)
ب ) : پیاده روی جاماندگان اربعین در خارج از کشور ایران
مراسم جاماندگان در دیگر کشورهای اسلامی همچون عراق، پاکستان ، افغانستان و نیجریه و کشورهای غیراسلامی همچون سوئد ، ژاپن و استرالیا نیز برگزار میشود .(3)
پیادهروی جاماندگان اربعین در جنوب عراق
همزمان با روز اربعین حسینی راهپیمایی جاماندگان اربعین حسینی در استان میسان عراق از نزدیکی العماره تا امامزاده عبیدالله بن علی (علیه السلام) در یک مراسم باشکوه 100 کیلومتری برگزار شد .(4)
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری « حوزه »، سی و پنجمین راهپیمایی عزاداری اربعین حسینی در تاریخ یکشنبه 20 نوامبر 2016 مصادف با 30 آبان ، به همت انجمن اعتماد حسینی انگلیس در محل ماربل آرچ شهر لندن برگزار میشود و از تمامی گروهها ، مسلمانان، مساجد و مراکز اسلامی دعوت شده با پرچمها و علمهای حسینی در این مراسم حضور به هم رساندند .
عزاداری اربعین حسین در انگلیس، به عنوان بزرگترین گردهمایی اسلامی سالانه در اروپا محسوب میشود .
انجمن اعتماد حسینی انگلیس در 35 سال گذشته ، هر ساله شیعیان اهل بیت:را در نخستین یکشنبه پس از اربعین در لندن ، پایتخت انگلستان دور هم جمع کرده است و امسال این مراسم با روز اربعین مصادف شده است . به علاوه در روز برگزاری مراسم اربعین حسینی ، تعدادی از سازمانها و نهادهای خیریه مختلف با تمرکز بر گسترش پیام مقدّس و آموزههای دینی سیدالشهداء (علیه السلام) معرفی میشوند . (1)
پاکستان- ایرانپرس : راهپیمایی اربعین حسینی با حضور گسترده مسلمانان در شهرهای کراچی ، لاهور، پیشاور و راولپندی پاکستان برگزار شد .
به گزارش خبرگزاری ایران پرس ، مسلمانان و دوستداران و اراداتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) پاکستانی عصر دوشنبه در پیادهروی اربعین حسینی بر تداوم راه امام حسین (علیه السلام) تأکید کردند .(2)
میلیونها نفر از شیعیان و عاشقان اهلبیت (علیهم السلام) در پاکستان امروز به مناسبت فرا رسیدن چهلمین روز از شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفای ایشان در شهرهای مختلف این کشور به خیابانها آمدند و ضمن نمایش وحدت اسلامی، غم و اندوه خود را از اینکه امسال در پیادهروی جهانی اربعین حسینی حضور ندارند ، ابراز داشتند .
امروز یکشنبه در پاکستان مصادف با 19 صفر است و شهرهای مختلف این کشور از جمله اسلامآباد ، لاهور ، کراچی، کویته ، حیدرآباد ، پیشاور و اسکردو شاهد حضور صدها هزار نفر از سوگواران شهدای کربلا از جمله جاماندگان سفر عشق حسینی بود . به همین مناسبت راهپیماییهای نمادین با عنوان پیادهروی اربعین حسینی در اسلامآباد پایتخت پاکستان و سایر شهرهای این کشور از جمله کراچی ، لاهور ، حیدرآباد ، اسکردو و راولپندی برگزار شد .
فریادهای « لبیک یا حسین » و « مرگ بر یزیدیت » در پاکستان طنین انداز شد و دلدادگان حسینی با ملت فلسطین و همچنین خانوادههای شهدای حادثه دلخراش اتوبوس زائران پاکستانی در یزد ابراز همبستگی کردند .
آیینهای ویژه چهلمین روز شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و شهدای کربلا فردا دوشنبه مصادف با 20 صفر نیز در مناطق مختلف پاکستان برگزار می شود .
براساس این گزارش، مراسم بزرگداشت اربعین حسینی با شکوه هرچه تمام تر در بیشتر شهرهای پاکستان برگزار و تدابیر امنیتی خاصی نیز برای برگزاری این مراسم اندیشه خواهد شد .
پلیس در شهرهای پاکستان از جمله اسلامآباد به حالت آماده باش درآمده و خدمات تلفن همراه نیز در بیشتر شهرها تا پاسی از شب قطع است .
در شهرهای کویته ، کراچی، لاهور و پیشاور نیز تدابیر امنیتی ویژهای اندیشده شد تا مراسم اربعین حسینی در امنیت کامل برگزار شود .
به گزارش ایرنا ، در اربعین حسینی ، امام بارگاهها ( حسینیه ) و مراکز مذهبی مملو از جمعیت میشود و این روز را در پاکستان « چهلم » مینامند .
همزمان با ایام سوگواری اربعین حسینی و هفته پایانی ماه صفر ده ها هزار نفر از زائران پاکستانی به جمهوری اسلامی ایران و عراق سفر کردند و در راهپیمایی جهانی اربعین حضور یافتند . امسال نیز سفارت ایران و نمایندگیهای چهارگانه کشورمان در پاکستان با هدف تسهیل سفر زائران عزیز پاکستانی روادید زیارتی ایران را رایگان صادر کردند .(1)
به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری « حوزه » در ایام اربعین حسینی شهرهای مختلف پاکستان شاهد برگزاری مراسم پیاده روی و دسته های عزاداری بود . در سراسر پاکستان مجالس عزا و راهپیمایی برگزار شد که عاشقان امام حسین (علیه السلام) اعم از شیعه و سنی در آن شرکت کردند .
پیاده روی اربعین حسینی در کراچی
مراسم اربعین حضرت امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا در کراچی نیز مانند سایر نقاط کشور پاکستان برگزار شد .
به همت انجمن پاک محرم ، در بوستان نشتر ، مجلس عزا برگزار شد که در آن حجتالاسلام والمسلمین سید شهنشاه حسین نقوی خطیب شهیر پاکستانی به مصائب شهدای کربلا پرداخت .
هزاران نفر از عزاداران اعم از زنان ، کودکان و سالمندان در راهپیمایی حسینی در کراچی شرکت کردند .
1) . https://fa.alalam.ir. يکشنبه 4 شهريور 1403 ش.
در مسیر راهپیمایی به همت سازمان دانشجویان امامیه پاکستان ، نماز ظهر به امامت حجتالاسلام والمسلمین شهنشاه حسین نقوی اقامه شد .
پس از اقامه نماز، عزاداران سیدالشهدا علیه آمریکا و اسرائیل تظاهرات و شعارهای ضد آمریکا و اسرائیل سر دادند و پرچم آمریکا و اسرائیل را به آتش کشیدند .
همچنین عزاداران سیدالشهداء (علیه السلام) به دستگیری و ربایش شیعیان و نسبت به عدم رسیدگی به وضعیت مفقودین اعتراض کردند . در طول مسیر موکب های مذهبی آب، شیر و شربت برای عزاداران تدارک دیده بودند و از عزاداران پذیرایی شد .
پیاده روی اربعین حسینی در شهر لاهور
همچنین پیاده روی اربعین از مناطق مختلف شهر لاهور برگزار شد .
تعداد زیادی از عزاداران از مناطق مختلف لاهور با پای پیاده به کربلای گامه شاه در مرکز لاهور رسیدند . عزاداران در حالی که پرچم حضرت عباس (علیه السلام) را در دست داشتند نوحه سرایی می کردند . فضای این شهر آکنده از شعارهای لبیک یاحسین بود .
پیاده روی اربعین حسینی در شهر ملتان
برای اولین بار در ملتان ، به مناسبت اربعین حسینی به همت اداره حفظ قرآن مرکز اسلامی النور ، موکب قرآنی برگزار شد. در این برنامه شرکت کنندگان خانم و آقا شرکت داشتند و به تلاوت قرآن کریم پرداختند .
حجت الاسلام و المسلمین وسیم عباس معصومی رئیس مرکز اسلامی نور در این برنامه گفت: این موکب برای اولین بار در تاریخ ملتان راه اندازی شده است که هدف اصلی آن ایجاد شور نسبت به معارف قرآنی و تلاوت قرآن است. آموزش قرآن در واقع پیام اهل بیت (علیهم السلام) است .
پیاده روی اربعین حسینی در حیدر آبادحوزه علمیه حضرت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حیدر آباد در چهار راه نسیم نگر حیدرآباد « موکب لبیک یاحسین » را راه اندازی کرد .
در این موکب از عزاداران استقبال و پذیرایی شد و بعد از اقامه نماز ظهر توسط حجة الاسلام والمسلمین کرمعلی حیدری، هزاران نفر در پیاده روی و دسته های عزاداری شرکت کردند .(1)
https://www.hawzahnews.com/ کد مطلب:1044624.
به گزارش جماران ؛ همزمان با فرا رسیدن روز اربعین حسینی به رسم هر ساله مراسم پیاده روی این روز توسط جمع کثیری از شیعیان در نقاط مختلف نیجریه برگزار شد .
صدها هزار نفر از مردم شهر کانو، راهپیمایی نمادین اربعین خود را به سمت شهر زاریا در بزرگداشت اربعین آغاز کردند .(2)
به گزارش خبرگزاری اهلبیت (علیهم السلام) - ابنا - « مرکز اسلامی امام المهدی » شهر "هلسینگبورگ" سوئد ، همزمان با اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) اقدام به برپایی پیاده روی نمادین در این شهر نمود. در این برنامه باشکوه و معنوی ، خیل عظیمی از شیعیان این شهر حضور داشتند و با عزاداری و سینه زنی ، ارادت خود را به ساحت مقدس سیدالشهداء (علیه السلام) اعلام کردند . شرکت کنندگان در این راهپیمایی که خود را از جاماندگان راهپیمایی میلیونی اربعین در مسیر نجف تا کربلا می دانستند، با برگزاری این مراسم باشکوه، تنها گوشه از عظمت و بزرگی این راهپیمایی چند ده میلیونی را که با سکوت رسانه های غربی همراه بود، به نمایش گذاشتند.(3)
آیین پیاده روی اربعین حسینی با حضور گسترده پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در شهر «مالمو» سومین شهر بزرگ کشور سوئد، برگزار شد.(1)
شیعیان مقیم استرالیا که نتوانستند امسال در راهپیمایی عظیم اربعین شرکت کنند ، در خیابانهای ملبورن مراسم جاماندگان اربعین را برگزار کردند .(2)
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (علیهم السلام) - ابنا - جاماندگان اربعین در شهرستان بلخاب افغانستان از نقاط مختلف شهرستان با پای پیاده به سمت مزار « میر سید علی ولی » راهپیمایی کردند و در مسیر عبور از روستاها مورد پذیرایی اهالی روستاها قرار گرفتند .(3)
شرکتکنندگان از شهرها و ایالتهای مختلف آمریکا در این مراسم گرد هم آمدند . این رویداد شامل راهپیمایی طولانی، سخنرانیهای مذهبی ، مداحی و اجرای برنامههای فرهنگی بود . بسیاری از مردم ، پرچمها و نمادهای عاشورایی را همراه خود آوردند تا ارادت خود را به امام حسین (علیه السلام) نشان دهند .
در طول راهپیمایی ، گروههای داوطلب به کمک در سازماندهی جمعیت و راهنمایی شرکتکنندگان پرداختند . همچنین نمایشگاههای فرهنگی و مذهبی برگزار
شد تا مردم بیشتر با تاریخ و فلسفه اربعین آشنا شوند . برخی خانوادهها نیز با فرزندانشان در مراسم شرکت کردند تا فرهنگ عاشورایی را به نسل بعد منتقل کنند .رسانهها و شبکههای اجتماعی نقش مهمی در اطلاع رسانی درباره این رویداد داشتند . فیلمها و تصاویر راهپیمایی در صفحات مختلف منتشر شد و باعث شد بازتاب گستردهای در بین شیعیان و علاقهمندان به فرهنگ عاشورایی پیدا کند . این موضوع نشان میدهد که اربعین فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی ، قلبها را به هم متصل میکند .
راهپیمایی اربعین در آمریکا نه تنها یک مراسم مذهبی است ، بلکه نمادی از اتحاد و همبستگی بین عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) در سراسر جهان محسوب میشود . این حرکت معنوی باعث شد تا مردم با آگاهی بیشتر نسبت به فرهنگ عاشورایی ، عشق و ارادت خود را به امام حسین (علیه السلام) به نمایش بگذارند .(1)
1) . https://www.btid.org/. سایت اندیشۀ برتر. www.titrebartar.com .
مشهد- ایرنا - کارشناس فهرستنویسی و طبقهبندی اسناد سازمان کتابخانهها ، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی گفت : 61 سند تاریخی مرتبط با اربعین حسینی در آرشیو این سازمان نگهداری میشود که قدیمیترین سند متعلق به سال 1141 قمری و دوره صفویه است .
به گزارش ایرنا ، کبری صدریان روز شنبه در گفت وگو با خبرنگاران افزود : این اسناد مرتبط با موضوعاتی همچون هزینههای روشنایی ، پرداخت انعام به روضه خوانان ، اطعام افراد ، هزینههای پذیرایی از عزاداران و موقوفات خاص برای برگزاری مراسم اربعین در حرم مطهّر رضوی است.
وی بیان کرد : طبق اسناد موجود، روز اربعین از سال 1311 شمسی به عنوان روز تعطیل رسمی در تقویم کشور ثبت شده است .
کارشناس فهرستنویسی و طبقهبندی اسناد سازمان کتابخانهها ، موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی ادامه داد : همچنین اسناد برجا مانده از دورههای صفویه ،
افشاریه و قاجاریه نشان میدهد ، در برخی از ایام مناسبتی از جمله روز اربعین ، تمامی مستغلات و دکاکین تعطیل و مردم به سوگواری میپرداختند .
وی اظهار کرد : در بارگاه منوّر رضوی نیز هر ساله مراسم اربعین با شکوه خاصی برگزار میشود که نشان از توجه شیعیان به حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) دارد .
صدریان گفت : از دیرباز انجام وقف و نذر برای برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (علیه السلام) در اربعین مرسوم بوده ، به طوری که بیشتر واقفان یکی از مصارف عواید موقوفات خود را به این امر اختصاص میدادند .
وی ادامه داد : به طور مثال ، موقوفه « وزیر نظام » با محوریت روضهخوانی در ایام اربعین و دهه آخر صفر از مهمترین موقوفات اربعین به شمار میآید که اسناد تاریخی مرتبط با آن روایتگر پرداخت انعام به روضهخوانان و تأمین هزینه قند و چای و اطعام افراد بوده است ، موقوفه « انیسالدوله » نیز بیشتر مربوط به مصارف روشنایی و تأمین سوخت شب اربعین بوده است .
کارشناس فهرستنویسی و طبقهبندی اسناد آستان قدس رضوی گفت : همچنین اسناد برجایمانده از دوره قاجاریه نشان میدهد مراسم عزاداری اربعین بیشتر در رواق توحیدخانه ، ایوان طلای صحن عتیق ، رواق دارالضیافه و دارالسیّاده حرم مطهّر برگزار میشده و روضهخوانی و ذکرگویی مصیبت امام حسین (علیه السلام) و وقایع کربلا ، از جمله برنامههای آن بوده است .(1)
1) . https:.irna.ir/ کد خبر: 85577425 - 3 شهریور 1403ش.
در یکی از اسناد موقوفه که به دوره قاجار باز می گردد ؛ هزینههای تعزیهداری ایام اربعین از بابت رسومات، صرف تعزیهداری ، نقد ، جنس ، برنج ، روغن، نان ، گوشت ... ایام اربعین از قرار نوشته جناب نایبالتولیه از بابت موقوفه وزیر نظام عنوان شده است . در سند دیگری به هزینه خرید شمع برای شب اربعین اشاره شده است .
مطبخ خانه سرکار فیض آثار نیز وظیفه پذیرایی از سوگواران را بر عهده داشته که برای اجرای آن از اقلام قند ، گلاب ، قهوه ، زغال و یخ در ایام تابستان ، استفاده میشده است .
در این اسناد پرداخت هزینه هایی چون روشنایی، پرداخت انعام به روضه خوانان ، اطعام افراد ، هزینه های قند و چای و پذیرایی از عزداران ، موقوفات خاص جهت مراسم اربعین ، تعطیلی حمام آغچه ، مکتب خانه ایتام اطفال سادات ، مدرسه رضویه ، تعطیلی کارگران شرکت سهامی نساجی و خسروی خراسان وجود دارد .(1)
1) . https://.shabestan.news/ کد خبر 1832915/ 22 مرداد 1404 .
حوزۀ علمیّۀ نجف اشرف پس از پیدایش توسط شیخ طوسی ، دارای دوره های تاریخی متعدد است ؛ به گونه ای در زمانه حمله مغول تحت الشعاع حوزه علمیّۀ شهر حلّه عراق است و در دوران صفویه تحت الشعاع حوزۀ اصفهان است و پس از سقوط صفویه موقتاً تحت الشعاع حوزه علمیّۀ کربلا است و در نهایت در قرن 13 هجری قمری با مهاجرت تدریجی علمای بزرگ از ایران دوباره تقویت و احیاء می گردد .
سرآمد احیاگران حوزه در دوره جدید و از نظریه پردازان بزرگ شیعه ( در نیمه های قرن 18 میلادی ) شیخ انصاری است که ( پس از زعامت کاشف الغطا و صاحب جواهر ) (1)به زعامت و مرجعیت شیعه می رسد و شهر نجف را پایگاه تشیّع قرار می دهد .
از این زمان به بعد است که اولین گزارش ها درباره پیاده روی اربعین ثبت شده است و از این تاریخ است که تاریخ 150 ساله فرهنگ پیاده روی اربعین در جامعه شیعه ( با تمرکز بر پیاده روی علما و طلاب حوزه از نجف به کربلا ) شکل می گیرد . در این 150 سال، هر گاه خلافت عثمانی و یا حکومت های سکولار پس از آن که در عراق، در ضعف باشند ، شاهد رشد و شکوفایی فرهنگ پیاده روی و خصوصاً پیاده روی اربعین هستیم و در غیر این صورت کمرنگی آن بوده و بلکه گاه شاهد مقابله و مواجهه مستقیم ویا غیر مستقیم دشمنان تشیّع با آن هستیم .
پس از به قدرت رسیدن بعثی ها و تثبیت قدرت به کمک ابرقدرت های شرق و غرب در آن دوره ، آنان قصد تبدیل عراق به کشوری با ارزش های عربی داشتند . مهمترین مانع در برابر آنها، جامعۀ شیعه بود که دارای هویت فرهنگی مستقل و غنی
1) . آن دو بزرگوار از مراجع عراقی و عرب زبان شیعه بودند. ولی پس از آن، تقریباً اکثر مراجع بزرگ جهان تشیع که اغلب هم زعامت عامه یافتند از ایران هستند. به گونه ای که امروزه در جوار حرم علوی و حتی در حائر حسینی، بیشتر علمایی که مدفونند، ایرانی هستند.
بود و نه زیر بار چپ گرایی و نه غرب زدگی و حتی زیر بار عربیت گرایی نمی رفت ... در نهایت بعثی ها برای نابودیِ پیاده روی اربعین با تمام قوا وارد میدان شدند .
گزارش اجمالی رویدادهای آن دوران که در نهایت بستر ساز تجاوز ظالمانه بعثی ها به شیعۀ عراق و ایران شد، چنین است :
بدین گونه با تحریک بعثی ها و با راهبری استکبار ، به مدت دو دهه ملت شیعۀ عراق در مظلومیت و کشتار شدید قرار می گیرد . فرایندی شیعه ستیزانه که دامنهاش هشتسال ( در دوران دفاع مقدّس ) دامن جامعه شیعی ایران را هم می گیرد. تا این که سرانجام در سال1381شمسی صدام سقوط پیدا می کند .
سال ( در دوران دفاع مقدّس ) دامن جامعه شیعی ایران را هم می¬گیرد. تا این که سرانجام در سال۱۳۸۱شمسی صدام سقوط پیدا می¬کند .
پس از سقوط صدام ، به علت وجود گرایش های قوی مذهبی در جامعه شیعۀ عراق که متأثر از تبلیغات و برنامه های غیر مستقیم حوزۀ علمیّۀ نجف در دوران اختناق بوده ، خیلی زود پیاده روی اربعین به عنوان مهم ترین شعار و شعائر شیعی از سوی حوزه و مردم نجف احیاء می شود و به پس از فروکش کردن درگیری های داخلی در عتبات، به سرعت و برای اولین مرتبه در تاریخ تشیّع در عراق، به کمک رسانه های محلی و تبلیغ چهره به چهره شیعیان به دیگر مناطق شیعی عراق توسعه می یابد . خصوصاً که شیعۀ مستضعف عراق با حضور در این پیاده روی ضمن مشاهده برکات و کرامات متعدد ، اوّلین هم گرایی داخلی و تاریخی خود را هم تجربه می کند .
بدین جهت در کمتر از پنج سال ، ناگهان پیاده روی اربعین در جامعۀ شیعه عراق تبدیل به یک شعار نانوشته رسمی می شود و چون در این زمان رفت و آمدهای شیعه ایرانی به عتبات به صورت گسترده ( اگرچه غیر رسمی ) آغاز شده است ، خبر این همگرایی دینی و ایمانی به سرعت به آنها رسیده و با پیوستن جامعه شیعه ایرانی به این حماسه داخلی ، پیاده روی اربعین به سرعت رویکردی منطقه ای و حتی جهانی می یابد .
فرایند احیای پیاده روی اربعین در دوران 15 ساله عراق جدید ( که پس از قرن ها شاهد حاکمیت دولت ائتلافی با اکثریت شیعیان است ) ، تا تبدیل به حماسۀ بزرگترین تجمع بشری در طول تاریخ چنین است :(1)
1) . اربعین ؛ چیستی، چرایی، چگونگی، محمد رضایی آدریانی، ص56-61.
گزارشی اجمالی از تاریخ 150 ساله فرهنگ سازی اربعین توسط حوزه علمیّۀ نجف و با محوریت مراجع ایرانی این حوزه (و رویدادهای موازی موثر بر آن) چنین است :(1)
1) . اربعین؛ چیستی، چرایی، چگونگی، محمد رضایی آدریانی، ص51-53.
قرآن کریم
1.الاتحاف بحب الاشراف ، عبدالله بن محمد شبراوی ، محقق : سامی الغریری، انتشارات دارالکتاب الاسلامی ، قم ، چاپ اول ، 1423ق.
2.الإحتجاج على أهل اللجاج، طبرسى، احمد بن على، محقق / مصحح: محمد باقر خرسان، ناشر: نشر مرتضى، مشهد، چاپ اول، 1403 ق.
3.احیاگر اربعین، خاطرات و اسناد منتشر نشده دربارۀ فقیه ذوالشهادتین آیت الله العظمی آقای حاج سید محمود حسینی شاهرودی ، به کوشش و نگارش : انصاریان خوانساری ، محمدتقی ناشر: انتشارات انصاریان، چاپ اول 1400ش، 1443ق، 2022م.
4.ادب الطف او شعراء الحسین (علیه السلام) ، شبّر، جواد ، ناشر: دارالمرتضی، بیروت ، چاپ اول ، 1409قمری .
5.الاربعین الحسینیه ، ارباب قمی ، محمد بن محمد تقی، نشر اسوه ، تهران ، 1373 شمسی.
6.اربعین؛ چیستی ، چرایی ، چگونگی ، رضایی آدریانی ، محمد ، ناشر: اداره کل پژوهش های اسلامی رسانه ، قم. چاپ اول، 1396 شمسی .
7.الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، مفيد، محمد بن محمد ، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، ناشر: كنگره شيخ مفيد، قم، چاپ اول، 1413 ق.
8.الإستبصار فيما اختلف من الأخبار، طوسى، محمد بن الحسن ، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوى ، ناشر: دار الكتب الإسلامية ، تهران ، چاپ اول ، 1390 قمری .
9.إعلام الورى بأعلام الهدى( ط- الحديثة) ، طبرسى، فضل بن حسن ، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، ناشر: آل البيت (علیهم السلام) ، قم ، چاپ اول ، 1417 قمری .
10.إعلام الورى بأعلام الهدى( ط- القديمة)، طبرسى، فضل بن حسن ، ناشر: اسلاميه ، تهران، چاپ سوم، 1390 ق.
11.اعیان الشیعه ، امین عاملی ، سید محسن ، نشر دارالتعارف للمطبوعات ، بیروت ، لبنان .
12.إقبال الأعمال( ط- القديمة) ، ابن طاووس، على بن موسى ، ناشر: دار الكتب الإسلاميه ، تهران ، چاپ دوم ، 1409 قمری .
14.الأمالی ، طوسى، محمد بن حسن ، محقق / مصحح: مؤسسة البعثة ، ناشر: دار الثقافة ، قم ، چاپ اول ، 1414 قمری .
15.الأمالي (للصدوق)، ابن بابويه ، محمد بن على (شیخ صدوق ) ، ناشر : كتابچى، تهران، چاپ ششم، 1376 ش.
16.امام موسى صدر ، اميد محرومان ، اباذرى ، عبدالرحيم ، ناشر : سازمان تبليغات اسلامی ، قم ، سال 1374 شمسی .
17.امین زمان ، حبیب نژاد ، ناشر : مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، 1382 شمسی.
18.انتفاضة صفر الاسلامية، رعد الموسوى، بى جا، بى نا ، 1402ه .ق.
19.اهتزار عَلَم عزای حسینی بر دوش دلدادگان ، جمعی از نویسندگان و محققان ، انتشارات محب العترة الطاهره (علیهم السلام) ، چاپ اول ، پائیز 1399 شمسی.
20.ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم ، واله اصفهانی، محمد یوسف، ناشر: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، تهران ، چاپ دوم ، 1382شمسی.
21.این جا کربلاست ، بحرینی ، سید مجتبی، نشر یوسف فاطمه (علیها السلام) ، چاپ جهارم، 1396ش.
22.آثار اسلامی مکه و مدینه ، جعفریان ، رسول ، تهران، نشر مشعر، چاپ اول، 1379ش.
23.الآثار الباقيه عن قرون الخالیه ، ابوریحان بیرونی ، محمد بن احمد ، طبع مکتبة المثنی ، بغداد ، 1395 قمری .
24.بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403 ق
25.بحارالانوار ، محمدباقر مجلسی ، کتابفروشی اسلامیه ، تهران ، 1365ش .
26.بررسی تاریخ عاشورا ، آیتی، محمدابراهیم ، مصحح : انصاری قمی، مهدی ، مؤسسه انتشاراتی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، قم ، 1383 شمسی .
27.البرهان في تفسير القرآن ، بحرانى، سيد هاشم بن سليمان ، متوفای 1107 قمری ، محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة ، ناشر: مؤسسه بعثه ، قم ، چاپ اول ، 1374 شمسی .
28.بشارة المصطفى لشيعة المرتضى (ط- القديمة)، طبرى آملى، عماد الدين أبي جعفر محمد بن أبي القاسم ، ناشر: المكتبة الحيدرية، نجف، چاپ دوم، 1383 ق.
29.البکاء للحسین (علیه السلام) ، میرجهانی طباطبایی ، سید محمد حسن ، انتشارات کتابخانۀ صدر ، تهران ، چاپ دوم ، بهار 1371 شمسی .
30.بهجة الآمال ، علیاریتبریزی ، علیبنعبدالله ، ناشر : بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور – تهران ، 1371 شمسی .
31.پیاده روی کربلا ، درتاج ، فتانه ، رجبیان ده زیره ، مریم و درتاج ، فریبا ، ناشر : نسیم کوثر ، چاپ اول ، 1399 شمسی .
32.تاریخ التراث العربی ، سزگین، فواد ، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة. إدارة الثقافة و النشر - ریاض – عربستان، 1411 قمری.
33.تاریخ الیعقوبی ، احمد بن ابی یعقوب ، انتشارات دار صادر، بیروت، لبنان ، 1405قمری .
34.تاریخ تشیّع در آذربایجان ، رضایی محمد ، ناشر: شیعه شناسی ، قم ، 1385 شمسی .
35.تاریخ حبيب السير ، خواند امیر غیاث الدین محمد بن همام ، مکتبة الحلبی ،
36.تاریخ زندگانی امام حسین (علیه السلام) ، عمادزاده ، حسین، ناشر: اسوه ، تهران، 1373 شمسی .
37.تاریخ مکه المشرفه والمسجدالحرام والمدینه الشریفه والقبر الشریف، ابنضیاء، محمد بن احمد، تحقیق علاء ابراهیم، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، 1424ق.
38.تتمة المنتهی فی تاریخ الخلفاء ، قمی ، شیخ عباس ، انتشارات الدارالاسلامیه ، بیروت ، لبنان، چاپ اول ، 1421 ق.
39.تحفة النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار، ابن بطوطه محمد بن عبد الله،
40.تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهداء (علیه السلام) ، قاضى طباطبائى، سيد محمد على قم، بنياد علمى و فرهنگى شهيد آيت الله قاضى طباطبائى، چاپ سوم، 1368 ش .
41.تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمه ، سبط ابن جوزی ، محقق : شیخ حسین تقی زاده ، مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام) ، قم .
42.ترجمه المراقبات ، ملکی تبریزی، جواد بن شفیع ، مترجم : کریم فیضی ، انتشارات قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، قم ، 1388 شمسی.
43.ترجمه سفرنامه ابن بطوطه ، محمد بن عبدالله بن بطوطه، مترجم : دکتر محمد علی موحد ، انتشارات آگاه ، چاپ ششم ، 1376شمسی.
44.ترجمه کتاب تاریخ کربلا و حائر حسينی (علیه السلام) ، مؤلف الكليدار ، عبدالجواد ، مترجم : صاحبی، مسلم ، نشر مشعر ، تهران، 1389ش.
45.ترجمه نفس المهموم ، قمی ، عباس ، مترجم : کمره ای، محمد باقر ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران ، چاپ بیست و هشتم ، 1388 شمسی .
46.تفسير العيّاشی ، عياشى، محمد بن مسعود ، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سيد هاشم ، ناشر: المطبعة العلمية ، تهران ، چاپ اول ، 1380 قمری .
47.تفسير فرات الكوفی ، كوفى، فرات بن ابراهيم ، محقق / مصحح: كاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي، تهران ، چاپ اول ، 1410 قمری .
48.تفسير نور الثقلين، العروسى الحويزى، عبد على بن جمعة ، محقق / مصحح: سيد هاشمرسولى محلاتى، ناشر: اسماعيليان، قم، چاپ چهارم، 1415 ق.
49.تقویم شیعه ، نیشابوری ، عبدالحسین ، انتشارات دلیل ما ، قم ، چاپ سوم ، زمستان 1388ش .
50.تنقیح المقال فی علم الرجال، علامه مامقانی، عبدالله بن حسن ، انتشارات آل البیت لاحیاء التراث، قم ، چاپ اول، 1424ق .
51.تهذیب التهذیب ، ابن سعد ، محمد ، دارالکتب العلمیّه ، بیروت ، چاپ اول ، 1415 قمری .
52.تهذيب الأحكام، طوسى، محمد بن حسن ،محقق / مصحح : خرسان، حسن الموسوى ، ناشر: دار الكتب الإسلاميه ، تهران ، چاپ چهارم ،1407 ق.
53.ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ابن بابويه، محمد بن على ، (شیخ صدوق ) ، ناشر : دار الشريف الرضي للنشر، قم، چاپ دوم، 1406 ق.
54.جابر بن عبد الله انصاری ، رازدار خاندان رسالت و امامت ، جمعی از محققین و پژوهشگران حوزۀ علمیّۀ اصفهان، ناشر : محب الحسین (علیه السلام) ، چاپ اول ، 1397 شمسی.
55.جابر بن عبد الله انصاری ، واثقی، حسین، انتشارات بوستان کتاب، قم، چاپ دوم، 1387 شمسی .
56.جابر بن عبدالله ، پاسدار حکومت صالحان ، محمدی اشتهاردی ، محمد ، انتشارات پیام آزادی ، تهران ، چاپ پنجم ، 1377 شمسی .
57.جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد ، محمد بن علی اردبیلی ، انتشارات بوستان کتاب، قم،
58.جرعه¬ای از کرامات امام حسین (علیه السلام) ، مهدی پور ، علی اکبر ، انتشارات عطر عترت ، سال 1392شمسی.
59.چه کنیم تا عقل ما کامل شود ، یونسیان ، علی اصغر ، نشر آئینۀ زمان ، چاپ اول .
60.حجتالاسلام ابوترابی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1381 شمسی.
61.حديث رويش: خاطرات و يادداشتهای حجةالاسلام و المسلمين محمدحسن رحيميان ، رحیمیان، محمد حسن، ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382 شمسی.
62.خاطرات آیت الله مسلم ملکوتی، تدوین: اباذری، عبدالرحیم، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1385شمسی.
63.خاطرات حجةالاسلام سيد على اكبر محتشمى ، محتشمی ، سید علی اکبر، ناشر: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1376شمسی.
64.خستگیناپذیر ، به روایت سیدعلیاکبر ابوترابی ، رحمانیان ، عبدالمجید ، انتشارات پیام آزادگان ، چاپ اول ، 1391ش .
65.خصائص الأئمة (علیهم السلام) ( خصائص أمير المؤمنين (علیه السلام) ) ، شريف الرضي ، محمد بن حسين ، محقق / مصحح: امينى، محمد هادى ، ناشر: آستان قدس رضوى ، مشهد ، چاپ اول ، 1406 قمری .
66.خصائص الکبری ، جلال الدین سیوطی ، تحقیق : احمد میر بن البلوشی، دارالکتاب العربی ، بیروت ، 1406 قمری .
67.الخلاف ، طوسی ، محمد بن الحسن ، ناشر : جامعه مدرسین حوزۀ علمیّۀ قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، جمادی الآخره، 1407 قمری .
68.دریای فقاهت ، موسوی ، سیدعبدالرضا ، مرکز پژوهش¬های اسلامی صدا و سیما ، 1383 ش .
69.الدمعة الساكبة فی احوال النبی و العترة الطاهره ، دهدشتی بهبهانی، محمدباقر بن عبدالکریم ، مصحح : حسین اعلمی، انتشارات مکتبةالعلوم العامة، منامه، بحرین، کتابخانه دیجیتالی نور .
70.رازهای زیارت اربعین، محمد سند، تحقیق: ابراهیم حسین بغدادی، ترجمه: خنیفر زاده، محمد ، ناشر: مؤسسۀ بوستان کتاب، چاپ اول، 1402ش.
71.رأس الحسین الشهید (علیه السلام) ( آفتاب بَر نی ، از کربلا تا کربلا) ، نجم الدین طبسی ، انتشارات دلیل ما ، قم ، چاپ اول ، پائیز 1404ش .
72.ربع قرن مع العلامة الأمینی شندرات من حیاتة الشریفه ، شاکری ، حسین ، مکتبة اهل البیت (علیهم السلام) ، 1417 قمری .
73.رجال الطوسي ، طوسى ، محمد بن الحسن ، محقق / مصحح : قيومى اصفهانى ، جواد ، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجامعة المدرسين بقم المقدسه، قم، چاپ سوم، 1373 ش .
74.رحلة ابن بطوطة ، شارح : طلال حرب ، انتشارات دارالکتب العلمیه ، بیروت ، لبنان .
75.رفیق الزائر ، مصطفوی نیا ، سیدمحمد رضی ، دهقان صاد ، رسول ، کعبی، اسعد ، ناشر : مؤسسه بوستان متاب ، قم، چاپ اول ، 1397 شمسی.
76.روز شمار تاریخ معاصر ایران ، فراهانی ، حسن ، ناشر : مؤسسه مطالعات و پژوهش¬های سیاسی ، تهران ، چاپ اول، 1385شمسی .
77.روضة الواعظين و بصيرة المتعظين( ط- القديمة)، فتال نيشابورى ، محمد بن احمد ، ناشر: انتشارات رضى، قم، چاپ اول، 1375 ش.
78.ریاض الاحزان ، شعبان كردی قزوينی ، محمّدحسن ، 1305 قمری.
79.ریحانة الادب ، مدرس تبریزی ، محمدعلی ، مؤسسه امام صادق (علیه السلام) ، قم ، 1394 شمسی.
80.رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار (علیهم السلام) ، جزائرى، نعمت الله بن عبدالله ، ناشر: مؤسسة التاريخ العربي ، بيروت ، چاپ اول ، 1427 قمری .
81.زاد المعاد- مفتاح الجنان ، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ، محقق / مصحح: علاءالديناعلمى، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت، چاپ اول ، 1423 ق.
82.زندگانى حضرت امام حسين (علیه السلام) ( ترجمه جلد 45 بحار الأنوار)، مجلسى، محمد باقر ، مترجم: محمد جواد نجفى، ناشر: اسلاميه، تهران، چاپ سوم،1364 ش.
83.زندگی و مبارزات آیت الله العظمی سید محمود حسینی شاهرودی به روایت اسناد .
84.سفینة البحار، قمى ، عباس ، ناشر: اسوه، قم، چاپ اول،1414 ق.
85.سیاحت شرق ، یا زندگی نامه آقا نجفی قوچانی ، مؤسسۀ انتشارات امیرکبیر ، تهران ، چاپ سوم ، 1367 شمسی .
86.سیری کوتاه در زندگانی ام المؤمنین حضرت فاطمۀ بنت اسد (علیها السلام) ، آقابابایی ، مهدی ، انتشارات نورالحیات ، چاپ اول ، فروردین 1404 شمسی .
87.سیمای شاهرود ، بوستان کویر، رعایتی، جعفر ، ناشر: سازمان تبلیغات اسلامی ، 1375 شمسی.
88.سیمای فرزانگان ، مختاری رضا ، چاپ نهم ، 1375 شمسی.
89.سيماى كربلا ، حریم حرّیت ، صحتى سردرودی ، محمد ، ناشر : مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم ، 1373 شمسی
90.شرح مکاسب ، کلانتری ، سید محمد ، انتشارات دارالحکمه ، قم ، 1393 شمسی .
91.شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ، ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله ، محقق / مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل ، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي ، قم ، چاپ اول ، 1404 قمری.
92.شهر حسین (علیه السلام) یا جلوه گاه عشق ، مدرس بستان آبادی ، محمد باقر ، مؤسسه انتشارات دارالعلم ، قم ، چاپ اول ناشر، 1380شمسی.
93.صراط الجنة راه بهشت ، فقیهی ، محمد حسین ، نشر : فردای شرق ، اصفهان ، 1399 شمسی .
94.صراط النجاة فی اجوبة الاستفتائات ، تبریزی ، میرزا جواد ، دارالصدیقة الشهیدة ، قم .
95.طبقات اعلام الشیعه ، علامه شیخ آغا بزرگ تهرانی ، انتشارات دار احیاء التراث العربی ، بیروت ، لبنان، چاپ اول، 1430 ق.
96.طبقات الکبری ، ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع ، انتشارات دار صادر ، بیروت ، لبنان ، چاپ اول، 1418 ق.
97.طریق العلماء ، داستان حضور چهل عالم شیعی در پیادهروی اربعین، سیاحی ، احمد ، کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین حسینی، نشر: موسسه فرهنگی هنری مشعر.
98.عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات ، کمونی قزوینی ، زکریا بن محمود ، محقق : محمد بن یوسف قاضی ، انتشارات مکتبة الثقافة الدینیه ، چاپ اول ، 2006 میلادی ، قاهره ، مصر،نرم افزار نورالسیره 3.
99.العدد القويّة لدفع المخاوف اليومية، حلى، رضى الدين على بن يوسف بن المطهّر ، محقق / مصحح: مهدى رجائى، و محمود مرعشى، ناشر: كتابخانه آية الله مرعشى نجفى،قم،چاپ اول، 1408 ق .
101.عظمت حرم¬ها و پاکی و قداست حریم قدسی رضوی ، مهدی پور ، علی اکبر ، انتشارات محب العترة الطاهره (علیهم السلام) ، چاپ اول ، تابستان 1399شمسی .
102.عيون أخبار الرضا (علیه السلام) ، ابن بابويه، محمد بن على ، شیخ صدوق ، محقق / مصحح : مهدى لاجوردى، ناشر: نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378 قمری .
103.فرهنگ سوگ شیعی ، مظاهری، محسن حسام ، انتشارات آرما ، اصفهان ، چاپ سوم، 1402شمسی.
104.فرهنگ عاشورا ، محدثى، جواد ، قم، نشر معروف، 1386 شمسی .
105.فرهنگ فرق اسلامی ، شکور ، محمدجواد ، بنیاد پژوهش¬های اسلامی ، آستان قدس رضوی ، مشهد ، چاپ هشتم ، 1399 شمسی.
106.فرهنگنامه اربعین امام حسین (علیه السلام) ، هاشمی دهسرخی ، سیدمحمود ، نشر : آشیانه برتر ، اصفهان ، 1395 شمسی .
107.فقهای نامدار شیعه ، عقیقی بخشایشی ، صدر ، کتابخانه آیت الله مرعشی ، قم ، 1372 ش.
108.فیض العلام ، قمی ، عباس ، مرکز نشر کتاب ، قم ، 1375 شمسی .
109.قبسات من حیاة سیدنا الاستاذ آیةالله العظمی السید شهاب الدین المرعشی النجفی (قدس سره) ، آیت الله سید عادل العلوی ، ناشر : مکتبة آیةالله العظمی المرعشی النجفی العامه ، قم ، 1371شمسی.
110.قدح نوش غدیر ، شرح حال جرعه نوش ولایت ، لک علی آبادی ، محمد ، انتشارات یاس بهشت ،تهران ، چاپ اول ، 1389 شمسی .
111.قدم ، قدم به سوی رحمة واسعه ، داستان¬هایی از پیاده روی اربعین حسینی ، متین پور ، سیّد محمد ، انتشارات محبّ العترة الطاهره (علیهم السلام) ، چاپ اول ، تابستان 1400 شمسی .
112.قرب الإسناد( ط- الحديثة) ، حميرى، عبد الله بن جعفر ، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، ناشر: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، قم ، چاپ اول ، 1413 قمری .
113.کرامات حسینیة ، میرخلف زاده ، علی ، ناشر: محمد و آل محمد (علیهم السلام) ،1383 ش .
114.کربلا ؛ دیروز ، امروز ، مجموعه مقاله¬های کربلا پژوهی ، مترجم : نطنزی ، احمد، انتشارات بنیاد پژوهش¬های اسلامی ، مشهد ، آستان قدس رضوی ، چاپ اول ، 1396 شمسی .
115.الكافي( ط- الإسلامية)، كلينى، محمد بن يعقوب ، محقق / مصحح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى، ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.
116.كامل الزيارات ، ابن قولويه، جعفر بن محمد ، مترجم : ذهنى تهرانى، محمد جواد، ناشر: انتشارات پيام حق، تهران، چاپ اول،1377 ش.
117.كامل الزيارات، ابن قولويه، جعفر بن محمد ، محقق / مصحح: امينى ، عبدالحسين ، ناشر: دار المرتضوية، نجف اشرف، چاپ اول، 1356 ش.
118.كشف الغمة في معرفة الأئمة ( ط- القديمة) ، اربلى، على بن عيسى ، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سيد هاشم ، ناشر: بنى هاشمى ، تبريز ، چاپ اول ، 1381 قمری .
119.كمال الدين و تمام النعمة ، ابن بابويه، محمد بن على ، شیخ صدوق، ، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر ، ناشر: اسلاميه ، تهران ، چاپ دوم ، 1395 قمری .
120.گلچین احمدی ، گلچین کرامات امام حسین (علیه السلام) ، احمدی گورجی ، ذبیح الله ، انتشارات بوستان احمدی، چاپ دوازدهم، 1395شمسی .
گلشن ابرار ، جمعی از محققان ، ناشر : پژوهشكده باقر العلوم .
لسان العرب ، ابن منظور، محمد بن مكرم ، محقق / مصحح: ميردامادى، جمال الدين ، ناشر: دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر ، بيروت ، چاپ سوم ، 1414 قمری .
123.اللهوف على قتلى الطفوف، ابن طاووس، على بن موسى ، مترجم: فهرى زنجانى، احمد ، ناشر: جهان، تهران، چاپ اول،1348 ش
124.لؤلؤ و مرجان فی آداب اهل المنبر ، محدث نوری ، میرزا حسین ، ناشر : دارالبلاغه ، 1330 شمسی .
125.المبسوط ، شمسالدین سرخسی ، دارالدعوة ، استنبول ، ترکیا .
126.مثير الأحزان ، ابن نما حلى، جعفر بن محمد ، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ناشر: مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، قم، چاپ سوم،1406 ق.
127.مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان ، اردبیلی ، احمد ، منشورات جامعه مدرسین .
128.مجموعه آثار شهید مطهری ، مطهری ، مرتضی ، انتشارات صدرا ، تهران ، 1376 شمسی .
129.مجموعه مقالات اربعین ، جمعی از نویسندگان پژوهشکده حج و زیارت، نشر مشعر ، تهران، 1394 شمسی .
130.مجموعه ورّام ، ابن ابى الفراس ، ناشر: مكتبه فقيه ، قم ، چاپ اول، 1410 ق.
131.مجموعه ورّام ، آداب و اخلاق در اسلام/ ترجمه تنبيه الخواطر؛ ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى ، مترجم : عطايى، محمد رضا ، ناشر: بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، چاپ اول ،1369 ش.
132.المحاسن، برقى، احمد بن محمد بن خالد ، محقق / مصحح: جلال الدينمحدث، ناشر: دار الكتب الإسلامية قم، چاپ دوم، 1371 ق.
133.مردان علم در میدان عمل ، حسینی ، سید نعمت الله ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1371ش.
134.المزار الكبير ، ابن مشهدى ، محمد بن جعفر، محقق / مصحح: قيومى اصفهانى، جواد ، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم،قم، چاپ اول، 1419 ق.
135.مسار الشيعه فی مختصر تواریخ الشریعه ، محمد بن محمد بن نعمان ، شيخ مفيد ، ناشر : المتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید ، 1372 شمسی .
136.مسافران عرش ، ویژه نامه اربعین سالار شهیدان ، نثر وتنظیم : مهرپور ، علی رضا ، اصفهان ، بی تا .
137.مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، عريضى، على بن جعفر ، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) لإحياء التراث ، ناشر: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، قم ، چاپ اول ، 1409 قمری .
138.مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، نورى، حسين بن محمد تقى ، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، ناشر: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، قم، چاپ اول، 1408 ق.
139.مصباح الزائر ، سید رضی الدین علی بن موسی بن طاووس حلی ، ناشر : مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) احیاء تراث ، قم ، 1417 قمری .
140.مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، طوسى ، محمد بن حسن ، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، بيروت، چاپ اول، 1411 ق.
141.المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية) ، كفعمى، ابراهيم بن على عاملى ، ناشر: دار الرضي (زاهدی) ، قم ، چاپ دوم ، 1405 قمری .
142.معالي السبطين فی الاحوال السبطین الامامین الحسن و الحسین (علیهما السلام) ، مازندرانی حائری ، محمد مهدی ، مکتبة القرشی، تبریز ، بی تا .
143.معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة ، خوئی ، سید ابوالقاسم ، انتشارات مدینة العلم ، قم ، الطبعة الثالثه ، 1403 قمری ، و داراحیاء التراث ، بیروت ، 1406قمری .
144.مفردات ألفاظ القرآن ، راغب اصفهانى، حسين بن محمد ، محقق / مصحح: داوودى، صفوان عدنان ، ناشر: دار القلم- الدار الشامية ، بيروت- دمشق ، چاپ اول ، 1412 قمری .
146.مقتل الحسين (علیه السلام) ، مقرم ، عبدالرزاق ، انتشارات دارالکتاب الاسلامی، بیروت ، لبنان، چاپ پنجم، 1399 ق .
148.من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، محمد بن على ، شیخ صدوق ، محقق / مصحح: على اكبر غفارى، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى ، قم، چاپ دوم، 1413 ق.
150.المنتظم فی تاریخ الملوک و الأمم، ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، محقق : محمد عبدالقادر عطا ومصطفی عبدالقادر عطا ، انتشارات دارالکتب العلمیّه ، بیروت ، لبنان ، چاپ اول ، 1412 ق.
151.موسوعة العتبات المقدّسه ، قسم کربلا ، مؤسسة الاعلمی ، بیروت ، چاپ دوم ، 1407 قمری .
153.نخل و نارنج ، رامین یامین پور ، انتشارات کتاب جمکران ، 1397 ش.
154.نزهة اهل الحرمين في عمارة المشهدين، سيد حسن بن هادي صدر كاظميني ، تحقیق السید مهدی الرجائی ، ناشر: مکتبه سماحه آیهالله المرعشی النجفی الکبری .
155.نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، آقا بزرگ طهرانی ، محمدمحسن ، نشر: دارالمرتضی ، مشهد ، 1404 قمری.
156.نقشۀ شیطانی کرونا ، ( نقش دشمن در نسل کشی جمعیت مقاوم و دین دار ) ، بحرالعلوم میردامادی ، سید محمود ، مرکز جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، چاپ اول ، پائیز 1399 شمسی .
157.نورالعین و فضائل و آداب زیارت امام حسین (علیه السلام) ، محمد حسین اصطهباناتی ، مترجم : میرفاطمی ، مریم ، تهران ، نشر آرام دل ، 1390 ش .
158.وسائل الشیعه (ترجمه باب المزار وسائل الشیعه)؛ آداب زیارت از دیدگاه معصومین (علیهم السلام) .
159.وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى، محمد بن حسن ، مصحح: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، ناشر: مؤسسة آل البيت (علیهم السلام) ، قم، چاپ اول، 1409 ق.
160.وسيلة الدارين، موسوی زنجانی، ابراهیم ، انتشارات مرسسة الاعلمی، بیروت، لبنان ، چاپ دوم ، 1402ق .
162.هشتاد هزار متر عشق، سفرنامۀ زیارت اربعین با پای پیاده، نیلی پور، مهدی ، انتشارات مزغ سلیمان، اصفهان، چاپ اول، 1393ش.
164.muslimnair💥@ مسْلِمْنا (کانال علمیتخصصی مسائل جهان اسلام)
165.14hagigatshia@ حقیقت شیعه
166.fotrosmediatv@ فطرس مدیا
168.فصلنامه فرهنگ زیارت ، حوزۀ نمایندگی ولیّ فقیه در امور حج و زیارت ،تهران ، چاپ مشعر.
169.مجله پيام انقلاب، سال 1363 شمسی.
شبکه جهانی ولایت ،
روزنامه همشهری.
روزنامه رسالت .
174.www.khabarban.com
175.www.Irarer .dr
176.www.abna.co
177.www.afkarnews.ir
178.www.aftabir.com
179.www.arbaeeni.com
180.www.asriran.com
181.www.borhan.ir
182.www.btid.org
183.www.dowran.ir
184.www.ettelaat.com
185.www.fa.alalam.ir
www.fa.imamali.net
www.faold.sibtayn.com
188.www.farsi.iranpress.ir
189.www.farsi.khamenei.ir
190.www.farsnews.com
192.www.ghatreh.com
194.www.hawzahnews.com
196.www.imna.ir
197.www.iqna.ir
198.www.iraf.ir
200.www.jahannews.com
201.www.jamaran.news
202.www.khabarestan.net
203.www.khabaronline.ir
204.www.khabaronline.ir
205.www.kheiriran.ir
206.www.mehrnews.com
207.www.navideshahed.com
208.www.parstoday.ir
www.psri.ir
www.qudsdaily.com
211.www.qudsonline.ir/news
212.www.rahyabnews.com
213.www.shabestan.news
214.www.shafaqna.com
215.www.shia-news.com
216.www.tabnak.ir
217.www.tasnimnews.com
219.www.wikipedia.org
220.www.wikishia.net
221.www.yjc.ir
پیاده روی اربعین در 110 سال پیش(فوریه1916م)
قدیمی ترین تصاویر پیاده روی علما در اربعین حسینی
پیاده روی اربعین آیت الله سید علی حسینی شاهرودی، به همراه علمای حوزه علمیه نجف
آیت الله العظمی خویی بیش از 82 سال پیش
آیت الله العظمی خویی (ره) و علمای همراه در پیاده روی اربعین
شرکت ایه الله طبسی درپیا ده روی کربلا شصت سال قبل
مرحوم آیتالله محمدحسین سیبویه حائری در مسیر پیاده روی به کربلا
حجتالاسلام والمسلمین میرزا محمدحسین سیبویه همراه گروهی از زائران اربعین، در راه کربلا (دهه 40)
مرحوم شیخ احمد کافی در جمع زائران اربعین حسینی
آیت الله العظمی بشیر نجفی دام ظله العالی در پیاده روی نجف به کربلا
پذیرایی از زائران حسینی
پذیرایی روستاییان عراقی از زائران حسینی (علیه السلام) ،1327 شمسی –( عکاس آیت الله امینی گلستانی)
جمعی از طلاب حوزه علمیه در مسیر زیارت حرم حسینی (علیه السلام) –( عکاس آیت الله امینی گلستانی)
جمعی از طلاب حوزه علمیه در مسیر زیارت حرم حسینی (علیه السلام) ،1327 شمسی – ( عکاس آیت الله امینی گلستانی)
پیاده روی از نجف به سمت کربلا سال 1353 شمسی
عکس های از رأس البیشه دورترین نقطۀ عراق که درجنوب استان بصره واقع در فاصله حدودا 100 کیلومتری مرکز این استان واقع شده است .
مسافتی بیش از 600 کیلومتر تا کربلا
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر